بخشهای این فصل در حال ترجمه به فارسی است. نسخه انگلیسی این فصل را برای ملاحظه و مطالعه مطالب از اینجا ببینید.
این فصل در این باره است كه چه نوع شیوهها و مداخلههایی امكانپذیر است. انتخاب آن نوع شیوهها و مداخلههایی كه مناسب منظور شما و باهمستانتان است چگونه است و وفق دادن آنها با ویژگیها و نیازهای خاص باهمستان و جمعیت مورد نظرتان را چطور میشود انجام داد. در این بخش در شروع فصل به این پرسش خواهیم پرداخت که چگونه دریابیم که آیا یك شیوه یا مداخله هدف ما را برآورده میکند یا خیر.
یك شیوه یا مداخله نویدبخش چیست؟
شیوهها و مداخلههای نویدبخش آنهایی هستند كه بالقوه میتوانند مشكل مورد نظر باهمستان شما را حل كنند. آنها معمولا (و همانطور كه خواهیم دید، نه همیشه) چیزهایی هستند كه طبق استانداردهایی كه برای باهمستان و مشكل شما منطقی هستند، در جاهای دیگر عمل كردهاند.
بین شیوه و مداخله چه تفاوتی است؟
شیوه، روشی خاص برای انجام كار است. شیوه میتواند شامل یك برنامه كامل باشد، یا یک متد واحد، یا نگرش كلی نسبت به همه چیز. مایهكوبی نوزادان در برابر برخی بیماریهایی خاص و در سنینی خاص، به دلیل آنكه آن برنامه زمانی، بیشترین محافظت از آنها در مقابل آن بیماریهاست، نمونهای از یك شیوه است. نمونه دیگر تصمیمگیری بر سر دسترسی یا عدم دسترسی به پناهگاههای بیخانمانها توسط افرادی است كه عملا تحت تاثیر الكل یا مواد مخدر هستند.
مداخله، معمولا یك برنامه یا عمل ابتكاری كامل است كه انجام میگیرد، تا یك نتیجه كلی عاید شود. مثلا در نمونه بالا، شیوه عبارت است از مایهكوبی نوزادان در سنینی خاص. مداخله انتخابی برای به ثمر رساندن این شیوه، احتمالا عبارت خواهد بود از یك برنامه كامل ارتباط با مادران نوزادان، تشویق آنها به مایهكوبی نوزادانشان، پیگیری و نظارت بر اینكه از بچهها مراقبتهای بهداشتی لازم انجام میگیرد و غیره.
در مورد پناهگاههای بیخانمانها، شیوه آن است كه كسانی كه عملا تحت تاثیر الكل یا مواد مخدر هستند، باید بخشی از یك پكیج مداخله بزرگتر باشند و سپس: ارتباط با بیخانمانها، خصوصا در هوای سرد و نامساعد، ارائه مكانی امن و گرم برای خوابیدن و احتمالا ارائه خدماتی دیگر از قبیل آموزشهای شغلی و كاریابی. هدف شیوه مجزا كردن مصرفكنندگان مواد، تضمین امنیت جسمی و آسایش روانی و بازگشت كسانی كه به این مداخله نیاز دارند.
شیوهها ابزاری هستند كه مداخلهها برای انجام كار از آنها استفاده میكنند. گاهی كل یك مداخله شامل یك شیوه میشود. مثلا سوادآموزی بزرگسالان یا برنامه آموزشهای شغلی، در زمینه مداخلهای بزرگتر در جهت فقرزدایی در یك باهمستان، یك شیوه واحد و ضروری محسوب میشود. یك برنامه ترك اعتیاد با اجزای متعدد، اگر بپذیریم كه برنامه برای عملی شدن به همه آن اجزا و یك ساختار نیاز دارد، به نظر یك شیوه واحد میآید.
شیوهها و مداخلههای امتحاننشده
ممكن است شیوهها و مداخلههای نویدبخش ضمن آنكه مبتنی بر پایههای محكم هستند، امتحاننشده هم باشند. گاهی برای كاری كه میخواهید انجام دهید هیچ مدل و سرمشقی وجود ندارد، یا حداقل سرمشق رضایتبخشی وجود ندارد. در آن صورت از مراجع زیر میتوانید ایده پیدا كنید:
- نظریه. ممكن است ایده جدیدی خوانده باشید یا شخصیتی علمی را بشناسید كه تحقیقات او در زمینه مورد نظر شما قرار داشته باشد. به كار بستن یك شیوه یا مداخله مبتنی بر نظریه، راهی است هم برای دست یافتن به یك استراتژی كه احتمال زیاد دارد به كارتان بیاید و هم برای امتحان كردن یك نظریه.
- تجربیات گذشته. ممكن است چیزی را دیده یا تجربه كرده باشید كه در شرایط مشابه خوب عمل كرده باشد، یا ممكن است در مورد كاری كه قبلا انجام دادهاید شواهدی در دست داشته باشید مبنی بر اینكه متدهای مشخصی در شرایط مشخص خوب عمل میكنند. این مبنایی منطقی برای دست زدن به عمل است.
- تجزیه و تحلیل مشكل، خصوصا مشكلی كه برآمده از مذاكرات وسیع در باهمستان باشد. اگر عده زیادی، از جمله اعضای جمعیت مورد نظر و بخش اعظم باهمستان، مبتلا به مشكل باشند، راه حلهایی پیدا میشود كه علتهای اصلی را نشانه میروند. این نوع راه حلها سوابق و واقعیات فرهنگی باهمستان را در نظر دارند و منطقا شانس موفقیت دارند.
شیوهها و مداخلههای تازه باید از جایی شروع شوند. گاهی از ایدههای كاملا جدید، یا چشماندازهای تازه یك مشكل شروع میشوند. ممكن است شما در شرایطی قرار داشته باشید كه برایتان مناسب باشد.
اما محض احتیاط: ایدههای كمی وجود دارند كه كاملا جدید باشند. اگر ایده تازهای دارید، به دور و بر نگاه كنید و ببینید آیا این ایده یا چیزی شبیه به آن قبلا امتحان نشده باشد. اگر امتحان شده، میتوانید در این زمینه كه ایده چطور بهتر عمل میكند و چطور میشود از موانع اجتناب كرد، توصیههایی دریافت كنید.
از كجا میشود سراغ شیوهها و مداخلههای نویدبخش موجود را گرفت؟
البته مطالب فوق این سوال را مطرح میكند كه شیوهها و مداخلههای نویدبخش موجود را از كجا میشود یافت. امكانات متعددی وجود دارد و مطلوب آن است كه حتیالمقدور از تعداد بیشتری از آنها استفاده كنید. بهترین استراتژی برای پیدا كردن شیوهها و مداخلههای نویدبخش، پیدا كردن و تماس مستقیم گرفتن با برنامهها و مداخلههایی است كه از شیوهها یا مداخلههای مورد علاقه شما استفاده میكنند. برخی منابع شیوهها و مداخلههای نویدبخش عبارتند از:
- شبكهسازی (برقراری تماس با دیگران).
- اینترنت.
- كتابخانهها.
- سازمانهای پشتیبان و تخصصی ایالتی و دولتی.
- آژانسهای بینالمللی، ایالتی.
- بنیادها و سایر سرمایهگذاران خصوصی.
- موسسات علمی.
- شنیدهها از اعضای باهمستان.
چطور یك شیوه یا مداخله نویدبخش را شناسایی میكنید؟
وقتی تعدادی از «بهترین شیوهها» را بررسی كردید و با بعضیها درباره برنامههایشان صحبت كردید، از كجا میفهمید كدام شیوهها واقعا كارایی دارند و كدامها به درد كار شما میخورند؟ اول، باید مشخص كنید آن بهترین شیوههایی كه در نظر داشتید، در چه مواردی بهترینها هستند. سوال دوم این است كه برای شناسایی بهترین شیوهها و مداخلهها از چه ضوابط و معیارهایی استفاده میكنید. به عبارت دیگر از كجا میدانید كه واقعا عمل میكنند؟ نهایتا اینكه بعضی عوامل رایج در شیوهها و مداخلههای موفقیتآمیز چه هستند، عواملی كه میتوانید در هر كاری كه بخواهید انجام دهید، منظور كنید؟
بهترین شیوهها برای چه كاری؟
بهترین شیوههای خاصی هستند كه ممكن است به اهداف ما مربوط باشند، یا نباشند. بسیاری از سازمانها، آژانسها یا بخشهای دولتی، بهترین شیوه را، شیوهای تعریف میكنند كه مشكل خاصی را حل كند یا شرایط خاصی را بهبود بخشد. به این ترتیب، بهترین شیوه در خدمات مربوط به كودك و خانواده، شیوهای است كه هدف آن ممانعت از سوءاستفاده از كودكان باشد و این معضل را از طریق گوش به زنگ بودن و مراقبت فزاینده توسط كاركنان حامی كودكان، به طرز چشمگیری كاهش داده باشد. این شیوهها و مداخلهها قطعا ضروری هستند. هیچ كس منكر ضرورت كاهش دادن سوءاستفاده از كودكان، هر چه سریعتر و هر چه شدیدتر، نیست. اما همین شیوهها و مداخلهها اغلب به علتهای اصلی و زیربنایی مسئله نمیپردازند.
نوع دیگری از بهترین شیوهها بر پیشگیری تمركز دارد. مثلا در مورد سوءاستفاده از كودكان، «بهترین شیوه» برای مداخله پیشگیرانه میتواند شامل گوش به زنگ بودن و مراقبت فزاینده باشد، ولی باید در سطوح دیگر هم به مسئله بپردازد. آن سطوح میتوانند شامل مشاوره درباره كودكی باشد كه مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، مشاوره با والدین درباره سوءاستفادهكنندگان، دورههای فراوان و قابل دسترس درباره مهارتهای والدین، خصوصا برای والدینی كه فرزندانشان در خطر سوءاستفاده هستند، ایجاد گروههای پرورشی، فعالیتهای مفرح خانوادگی، تشویق والدین به لذت بردن از فرزندانشان و تلاش از طریق برنامههای مدارس، تبلیغات در رسانهها و سایر راهها برای تغییر نگرشِ باهمستانی كه سوءاستفاده از كودكان را میپذیرد.
و سرانجام اینکه، نوعی از بهترین شیوه وجود دارد كه رفتارها، نگرشها، یا آرمانهای خاصی را ترویج میكند. این نوع شیوه یا مداخله هم به ریشهها و علتهای مشكلات و مسائل نظر دارد. اما از یك زاویه مثبت به آنها نزدیك میشود. این شیوهها از افراد نمیخواهند چه كارهایی انجام ندهند. بلكه از آنها میخواهند چه كارهایی بکنند.
زمانی كه به دنبال بهترین شیوهها میگردید، باید دقیقا بدانید چه نوع شیوهها و مداخلههایی مورد نظر شماست (و منابعشان را هم در اختیار داشته باشید). آیا میخواهید یك برنامه درمانی اجرا كنید كه هدفش نشان دادن یك مشكل یا مسئله خاص است؟ یا برای یك برنامه پیشگیری برنامهریزی میكنید، كه از طریق آن ریشه علتهای یك مشكل یا مسئله را نشانه بگیرید و تغییر دهید؟ یا حامی یك برنامه ترویجدهنده هستید كه رویكردی مثبت نسبت به مسئله دارد؟ اگر جهتی كه انتخاب میكنید واضح باشد، خواهید فهمید در بین تعداد متعددی بهترین شیوهها و مداخلههای نویدبخش، كدام یك برای شما كاربرد دارد.
اجرای یك برنامه با تمركز روی یكی از این سه رویكرد، بدان معنا نیست كه شما نتوانید به دو رویكرد دیگر هم بپردازید. مثلا كسی نمیگوید مداخله كه به منظور پیشگیری از سوءاستفاده از كودكان به اجرا درمیآید، نباید جلوی سوءاستفادههای فعلی را بگیرد و نباید به قربانیان و تجاوزكاران مشاوره بدهد.
در خصوص این پرسش كه بهترین شیوه چه كاری باید انجام دهد، عامل دیگری هم وجود دارد: مسئله یا مشكلی كه باهمستانتان باید به آن بپردازد چیست؟
معیار شناسایی بهترین شیوهها و مداخلهها
در اصل شما از دو منظر میتوانید به شیوه یا مداخله نگاه كنید.
منظر كمّی برای تحلیل و ادراك تاثیر شیوهها و مداخلههای خاص بر جمعیت مورد نظر، از آمار استفاده میكند. استفاده از آمار میتواند به صورت ساده یا پیچیده انجام شود. اعداد میتوانند صرفا نمایانگر تعداد افرادی باشند كه خدمات را دریافت كردهاند، یا تعداد كسانی كه كار خاصی را به انجام رساندهاند. از این آمار میتوان برای قیاس سادهای استفاده كرد كه نشان دهد در نتیجه كاری كه انجام شده چه اتفاقاتی افتاده است. یا میتوان از آنها در تحلیلهای آماری و برای بیرون كشیدن نتایج پیچیده درباره تاثیر یك برنامه استفاده كرد.
مثلا اگر به یك برنامه پیشگیری از خشونت جوانان كه به مدت دو سال اجرا شده است، نگاه كنیم، احتمالا انواع مختلفی از اعداد در آن وجود دارند كه هر یك به ما اطلاعاتی میدهند. اول اعداد باهمستان است:
تفاوت میان تعداد مرگ و میر افراد زیر ۱۸ سال در اثر خشونت، در سال گذشته، در مقایسه با یك سال پیش از شروع این برنامه. (در بوستون، تاثیر مثبت یك برنامه پیشگام به نام خشونت بس، كه به عنوان واكنشی در قبال مرگ دو كودك كه در اثر شلیك گلوله متقابل حین رانندگی ایجاد شده بود، از طریق این واقعیت كه تعداد جوانان كشتهشده در شهر از دهها به صفر رسیده بود، به اثبات رسید.
- تفاوت در تعداد جوانانی كه به جرم داشتن اسلحه غیرقانونی دستگیر و محكوم شده بودند.
- تفاوت در تعداد جوانانی كه به جرم جنایات خشونتآمیز دستگیر شده بودند.
- تفاوت در تلفنهایی كه در خصوص جوانان به ۹۱۱ شده بود و سپس اعداد ذكرشده در برنامه:
- تعداد جوانانی كه در شرایط حل اختلافات در مدرسه، تحصیل كرده بودند.
- افزایش (یا خود عدد در صورتی كه قبلا وجود نداشته است) در تعداد همكاران میانجی آموزشدیده، خصوصا در دورههای دبستان و راهنمایی.
- تعداد اختلافاتی كه توسط همكاران میانجی، در مدارس حل شده بود.
- تعداد درگیریهای میان جوانان و مجریان برنامه.
- تعداد والدینی كه دورههای آموزش والدین را گذرانده بودند.
همه این آمار با تاثیرگذار بودن برنامه نسبت دارند.
اگرچه این اعداد همواره معنای زیادی ندارند، با این حال حتی اعدادی ساده میتوانند نشان دهند كه یك شیوه یا مداخله چطور عمل میكند. اگر تعداد كسانی كه یك برنامه به آنها خدمت میكند در حال افزایش باشد، و اگر اغلب آن افراد تا زمان تاثیرگذاری برنامه بمانند، احتمال زیاد دارد كه برنامه دارد بهخوبی عمل میكند. رشد یك برنامه خدمات بهداشتی یا انسانی، معمولا به معنای آن است كه مردم كوچه و خیابان میگویند كه برنامه خوبی است. این واقعیت كه افراد با برنامه بمانند به این معناست كه آنچه را نیاز دارند، از برنامه دریافت میكنند.
تحلیل كمّی، معمولا عینی است و بهخوبی نشان میدهد كه آیا در نتیجه برنامه اتفاقی افتاده است یا خیر. نه غالبا، اما سرمایهگذاران و مسئولین عمومی، تحلیل كمّی برنامه را به عنوان اثبات موثر بودن استفاده از پول مالیاتدهندگانشان، درخواست میكنند. متاسفانه تحلیل كمّی، حتی زمانی كه اینطور به نظر میرسد، فینفسه نمیتواند چیزی را به هر شكل اثبات كند.
مورد مداخلهای را در نظر بگیرید كه هر ساله تعداد زیادی از افراد تحت خدماتش را از دست میدهد. طبق ضوابطی كه پیشتر گفتیم، چنین وضعیتی نشاندهنده آن است كه برنامه درست عمل نمیكند، درست؟ شاید. در حالی كه ممكن است درست باشد، بیایید افرادی را در نظر بگیریم كه برنامه را ترك نمیكنند. اگر آنها به طرز چشمگیری موفق باشند چه؟ چرا؟ و اگر برنامه متفاوت بود چه میشد؟ آیا تعداد افرادی كه با برنامه میماندند، بیشتر میشد؟
اعداد همیشه هم یك تصویر كامل را ترسیم نمیكنند، یا اطلاعاتی را كه شما نیاز دارید ارائه نمیدهند. مثلا، در برنامه سوادآموزی بزرگسالان، چنانچه سوادآموزان در مدت كوتاه نتایج كمّی قابل ملاحظهای را نشان ندهند، بسیاری از مسئولین ناشكیبا میشوند و تحمل نمیكنند. این مسئولین فراموش میكنند كه اغلب بچهها به ۱۲ سال زمان نیاز دارند تا به سطح سواد شاگردی در كلاس ۱۲ برسند. پس چرا از بزرگسالانی كه همه عمر مشكل خواندن داشتهاند انتظار دارند كه بتوانند ظرف شش ماه یا یك سال چندین كلاس جلو بروند؟
تحلیل كیفی بر این مسئله متمرکز است که وقتی یك شیوه یا مداخله به اجرا درمیآید، عملا چه اتفاقی میافتد. این تحلیل میتواند شامل هر چیزی باشد. از روایتی كوتاه و تصاویر لحظهای (چه در قالب كلمات و چه عملا به صورت تصویر) گرفته، تا تحلیل پرزحمت گرایشها و اقداماتی که طی یك مدت طولانی انجام شده. مثلا گزارشهای روانشناسان تحلیلهای كیفی هستند، و همچنین اغلب مقالات مورخین، منقدین هنر و ادبیات و دانشمندان سیاسی.
ممكن است دقت تحلیل كیفی تاثیر یك برنامه پیشگیری از خشونت جوانان، كمتر از آمار باشد، اما از جهتی میتواند حاوی اطلاعات مفیدتری باشد. بیایید نگاهی داشته باشیم به برخی از شواهد كیفی محتمل.
- آموزگاران میگویند كه در مدرسه احساس امنیت بیشتری میكنند.
- آموزگاران دبستان احساس میكنند كه شاهد دعواهای كمتری هستند و اغلب میبینند كه بچهها اختلافاتشان را با آرامش حل میكنند، به نحوی كه در گذشته حل نمیكردند.
- همكاران میانجی احساس میكنند كه در مدارس به اندازه ورزشكاران به آنها احترام میگذارند.
- عده بیشتری به خیابانها میآیند، مخصوصا شبها.
- افراد پلیس احساس میكنند كه در محلهها بیشتر استقبال میشوند.
- افراد پلیس كمتر خود را در وضعیت نامساعد احساس میكنند و بیشتر در خیابانها با بچهها حرف میزنند.
- افراد پلیس و آموزگاران كمتر از گذشته از باندهای تشکیل شده بر مبنای رنگ پوست میشنوند.
- رویدادهای ورزشی و شركت در آنها، در میان جوانان محبوبیت و اهمیت بیشتری پیدا كرده است.
- اعضای باهمستان و بچهها و والدینشان نسبت به تاثیرات مثبت برنامه اظهار رضایت و قدردانی میكنند.
تحلیل كمّی برنامه نشان میداد حوادث خشونتآمیز كمتر شده و به تعداد بیشتری از بچهها مهارت اجتناب از خشونت آموزش داده شده است. تحلیل كیفی نشان داد آنچه واقع شده است چیزی بیشتر از كاهشی ساده در رویدادهای خشونتآمیز است. در واقع بچهها داشتند از مهارتهایی كه آموزش دیده بودند، استفاده میكردند و كل شرایط خشونتآمیز در حال تغییر بود. استفاده از هر دوی دادههای كمّی و كیفی امكان میدهد ببینیم كه برنامه نگرش جوانان را نسبت به خشونت تغییر داده و این تاثیری بیشتر و درازمدتتر نسبت به كاهش ساده تعداد حوادث از طریق افزایش مراقبتها خواهد داشت.
در اینجا نکته قابل تامل این است كه تركیب دو تحلیل كمّی و كیفی آن چیزی است كه بهترین تصویر از واقعیت را در اختیارتان قرار میدهد و شناسایی شیوهها یا مداخلههای نویدبخش را امكانپذیر میسازد. ولی این پایان نکته نیست. بیایید برگردیم به برنامه فوق كه ظاهرا به تعدادی از افراد خدمات شایانی انجام داده است. از آن نمونه چه چیز یاد میگیریم؟
اگر در تعیین معیارهای «بهترین شیوه» سختگیری كنیم، احتمال دارد بعضی از امكانات دارای تواناییهای بالقوه را هم حذف كنیم. یادتان باشد، چیزها در جاهای مختلف و شرایط مختلف متفاوت عمل میكنند. اگر معیار شما «مرسدس بنز و لاغیر» باشد، هرگز اتومبیل سوبارو نخواهید خرید كه در برف شما را به خانه خواهد رساند، در حالی كه مرسدس بنز در محوطه پاركینگ درجا بوكسوات خواهد كرد.
هنگامی كه به دنبال شیوهها و مداخلههای نویدبخش هستید، تورتان را وسیع پهن كنید. ممكن است چیزی كه در باهمستان دیگر فقط به قدر كافی كارایی دارد، با كمی دستکاری برای شما مثل دینامیت انفجاری عمل كند. با همین مشخصه، چیزی كه جایی دیگر خوب كار میكند، ممكن است مناسب شما نباشد.
عامل دیگر در جستجوی شما باید این باشد كه بفهمید چه چیزی كارایی ندارد. ممكن است شما یك ایده معركه داشته باشید، با یک نقص نامرئی كه قبلا در جایی دیگر كشف شده باشد. یا ممكن است قبلا مداخله مشابه مداخله باهمستان شما انجام شده باشد و به دلیل یك عامل فرهنگی، نتیجه مصیبتبار بوده باشد. مطلع بودن از سوابقتان، میتواند میزان قابل توجهی وقت و انرژی ذخیره كند و شما را از ناكامی نجات دهد. این یكی از مهمترین معیارها برای ارزیابی شیوهها و مداخلههای نویدبخش است.
ویژگیهای عمومی یك برنامه موفق
یكی از راههای جستجوی شیوهها و مداخلههای نویدبخش گشتن به دنبال عوامل عمومی برنامههایی است كه ظاهرا كارایی دارند. لیزبث شُور در كتابش به نام هدف مشترك: تقویت خانوادهها و محلهها در راستای بازسازی آمریكا (نیویورك، انتشارات انكر، دبلدی، ۱۹۹۷) در این مورد كه برای بهبود نتایج خصوصا به سود كودكان و خانوادهها چه مداخلههایی كارایی دارند، بحث میكند. او آن مداخلهها را «هفت ویژگی برنامههای بسیار موثر» شناسایی میكند:
- برنامههای موفق فراگیر، انعطافپذیر، پاسخگو و ماندگار هستند.
- برنامههای موفق كودكان را در متن خانواده در نظر میگیرند.
- برنامههای موفق با خانوادهها به عنوان بخشی از محله و باهمستان برخورد میكنند.
- برنامههای موفق جهتگیری پیشگیرانه درازمدت و ماموریتی شفاف دارند و در طول زمان به رشد خود ادامه میدهند.
- برنامههای موفق توسط افرادی صلاحیتدار و متعهد، با مهارتهایی قابل تشخیص مدیریت میشوند.
- كاركنان برنامههای موفق آموزش دیدهاند و حمایت میشوند تا كیفیت بالا و خدمات پاسخگو ارائه دهند.
- برنامههای موفق در زمینههایی عمل میكنند كه كارورزان را ترغیب میكنند روابطی مبتنی بر اعتماد و احترام دوجانبه برقرار كنند.
علاوه بر هفت ویژگی شُور، دو ویژگی دیگر را هم باید اضافه كرد:
- برنامههای موفق مبتنی بر همكاریهای داخلی و بیرونی هستند. منظور از همكاریهای داخلی دخالت دادن كاركنان و شركتكنندگان هر دو، در برنامهریزی، اجرا و تصمیمگیری برای برنامه است. همكاریهای بیرونی به معنای دخالت دادن طیف وسیعی از آژانسها، مسئولین، مدارس، و هركس دیگری در ارتباط با مسئله مورد نظر است. همكاریهای بیرونی ارائه خدمات هماهنگ و تنظیمشده را تسهیل میكند و كمك میكند از همه طرف مشكل را زیر ضربه بگیرید.
- برنامههای موفق و دستاندركاران آنها عموما یك سری ارتباطات سازمانی و انفرادی و همچنین ارزشهای اصولی دارند كه باعث تقویت هدف مشترك آنها میشود و به آنها نوید میدهد كه میتوان بر ناامیدیها و عقبنشینیها غلبه كرد. این ارزشها معمولا خود را به صورت اشتیاق برای كار و برای عدالت اجتماعی نشان میدهند و در روابطشان با مشاركتكنندگان به صورت تشویق به پیشرفت شخصی و توانمندسازی معنی میشوند.
همه این نه ویژگی میتوانند شامل حال هر نوع برنامهای بشوند: در مورد شما چه كمكی به مرتب كردن شیوههای نویدبخش در جهت انجام كار مورد نظرتان میكنند؟ در واقع، این ویژگیهای عمومی برخی از همان شیوههای نویدبخش هستند كه شما باید به آنها توجه كامل داشته باشید. این ویژگیها ساختار همهشمول برنامهای را ارائه میدهند كه كاربرد دارد. اینكه چطور بخواهید به مشكل خاصتان بپردازید، بستگی دارد به نیازهای باهمستانتان، اینكه جمعیت مورد نظرتان از چه طریقی راحتند و به چه شیوهای پاسخ میدهند، روند برنامهریزی مشاركتیتان، استعدادها و مهارتهای كاركنانتان و غیره.
نه ویژگیای كه در اینجا ذكر شد تصویر برنامهای را ترسیم میكند كه پاسخگو، انعطافپذیر، تساویگرا، مبتنی بر همكاری، مدیریتشده، كارآمد، مطلع از محتوا، مورد حمایت كاركنان و پیشرفتهایشان و در درازمدت متعهد نسبت به ماموریتی واضح و شفاف است. اگر بتوانید این ویژگیهای عمومی را در عمل به اجرا درآورید، به احتمال زیاد مداخلهتان موفقیتآمیز خواهد بود. برای انجام كار به بهترین وجه، لازم است شیوهها و یا مداخلههای خاصی را بیابید یا ایجاد كنید یا اقتباس كنید كه مناسب باهمستان شما باشند.
چطور شیوه یا مداخله خاصی را كه مناسب باهمستان شماست انتخاب میكنید؟
فرض همه این مراحل بر دخیل كردن باهمستان، ترجیحا در برنامهریزی و اجرای یك مداخله است.
- یك روند برنامهریزی و ارزیابی باهمستانمحور ترتیب دهید تا اطمینان حاصل كنید مشكلاتی را مخاطب قرار میدهید كه برای باهمستان شما خاص و آزاردهنده است.
- تصمیم بگیرید كه آیا میخواهید مستقیما به مشكل بپردازید یا قصد دارید برای حل مشكل شرایط را تغییر دهید.
- شیوهها و مداخلههایی را بیابید (یا در صورت نیاز ایجاد كنید) كه قبلا بهطرز موفقیتآمیز و همانطور كه مورد نظر شماست به مشكل پرداختهاند.
- ببینید كدام یك از عوامل یك مداخله نویدبخش در باهمستان شما كارایی دارند و كدامها را باید تغییر داد.
- مداخله را به اجرا درآورید و ضمن پیشرفت، تعدیلات را انجام دهید.
- كار و نتایج كارتان را بهطور مرتب ارزیابی كنید. بدانید كه هر قدر هم یك مداخله خوب عمل كند، باز هم جای بهبود دارد.
در ادامه این بخش، روی یافتن و انتخاب كردن شیوه و مداخله مناسب برای باهمستان شما صحبت خواهیم كرد.
مشكلات یافتن شیوهها یا مداخلههایی كه به درد شما بخورد:
البته یك امكان این است كه بهترین برنامه دور و بر خودتان را پیدا كنید عینا آن را در باهمستان خودتان نسخهبرداری كنید. این كار بسیار ساده است، نیست؟ در عمل، نه. نسخهبرداری یا همتاسازی - واژهای است كه معمولا در این مورد به كار میرود - همیشه هم كارایی ندارد. لیزبث شُور در این زمینه هم ایدههایی دارد:
- برنامههای عالی معمولا بهخوبی جابهجا نمیشوند. شما میدانید كه بعضی نوشیدنیها را نمیشود دور از مكان تولیدشان فروخت، زیرا تكانهایی كه در جریان نقل و انتقال به آنها وارد میآید، خصوصیاتشان را تغییر میدهد. مداخلههای باهمستان هم هنگام نقل و انتقال تغییر میكنند.
- الزاما نمیتوانید چیزی را كه در یك باهمستان خوب عمل میكنید بردارید و انتظار داشته باشید كه در یك باهمستان كاملا متفاوت دیگر هم، به همان ترتیب عمل كند. موفقیت یك مداخله بستگی به نیازها و ویژگیهای باهمستان خودش دارد. یك مداخله موفق متعلق به جایی دیگر، حداقل نیاز دارد كه از نو تنظیم شود تا با شرایط و فرهنگ جدید جور شود.
- حتی وقتی كه یك مداخله بینهایت موثر عمل كرده باشد، شاید افراد نتوانند به شما بگویند كه دقیقا چه كردهاند. بعضی برنامهها بهدقت گزارش تقریبا همه چیز را نگه میدارند، بعضی دیگر تقریبا هیچ گزارشی نگه نمیدارند. بعضی برنامهها مبتنی بر اصول و بنیانهای شفاف نظری و فلسفی هستند. بعضی دیگر از بینش و فراست بنیانگذارانشان «بیمقدمه سبز میشوند». بنابراین نمیتوانید یك برنامه را عینا همتاسازی كنید، چون هیچ كس نمیتواند به شما بگوید «عینا» یعنی چه.
- یك مداخله موفقیتآمیز، خصوصا برنامهای كه توصیفش مشكل است، ممكن است وسیعا بستگی به استعدادها و درك مستقیم یك نفر یا یك گروه كوچك داشته باشد. گاهی امكان همتاسازی چنین برنامهای وجود ندارد، چون كس دیگری از خودگذشتگی، یا حساسیت، یا مهارتهای شخصی لازم برای بازتولید آن را ندارد.
- حتی اگر بتوانید برنامه را عینا همتاسازی كنید، نمیتوانید از افراد انتظار داشته باشید برنامهای را كه از بالا به آنها القا شده بپذیرند و اجرا كنند. آنها باید بخشی از برنامهریزی (در صورت امكان) و اجرای آن باشند، تا نسبت به آن احساس مالكیت كنند.
- هیچ یك از مداخلهها یا شیوههایی كه افراد، اعم از كاركنان یا مشاركتكنندگان، در ایجاد آن دخیل باشند، كامل نیستند. به محض اینكه عامل انسانی را وارد كار كنید، دیگر تضمینی وجود ندارد: هرگز نمیدانید كه چه خواهد شد. بنابراین، حتی یك برنامه عالی هم همراه با تغییر نیازها و شرایط (و خود افراد) باید تغییر كند.
یك برنامه سوادآموزی بزرگسالان موفق، برای اینكه با تعداد سوادآموزان جور باشد دائما در حال تغییر بود و دلیل آن عوامل خارجی از قبیل اقتصاد محلی، در دسترس بودن مواد مخدر در خیابانها، تجدید سازمان در امر آموزش و مهاجرت و نوسازی سیستم نگهداری از كودكان بیسرپرست، اكثریت جمعیت مورد نظر برنامه بین نوجوانان اخراجی از مدارس، بزرگسالان بیكار، سوءاستفادهكنندگان جنسی، كسانی كه زبان مادریشان غیر از انگلیسی بود و زنانی كه قربانی آزارهای خانگی بود. هر یك از این گروهها نیازمند شیوهها و محیطهای متفاوت بودند. كاركنان برنامه دائما در حال تغییر و تعدیل متدهای آموزشی و نحوه ارتباطگیریشان با سوادآموزان داخل و خارج از كلاسها بودند.
- تفاوت بین یك مداخله موفق و یك مداخله ناموفق میتواند بسیار ظریف باشد. این تفاوت به سادگی تفاوت بین این دو وضعیت است: اینكه وقتی یك شركتكننده برای اولین بار وارد جایی میشود از او استقبال شود، یا وقتی یك شركتكننده برای اولین بار وارد جایی میشود، فضا پذیرا و راحت باشد. معمولا این نوع ظرافتها به خودی خود بخشی از مداخله نیستند (تغییرات كوچك در وضعیت اقتصادی، فشارهای ناگفته از جانب كارگران موردی بهزیستی)، لذا كسی نمیتواند چیزی دربارهشان به شما بگوید. افراد نمیدانند چه چیزی شركتكنندگان را دور میكند، یا باعث میشود مشتاقانه هفتهای سه روز به برنامه بیایند. نتیجه اینكه، همتاسازی یك برنامه، هر قدر هم خود برنامه و شیوههایش بهخوبی مستند شده باشند، ممكن است از آنچه به نظر میرسد بسیار پیچیدهتر باشد.
- اگر نمیتوانید منابع یك مداخله را بهخوبی شیوههایش همتاسازی كنید، احتمالا به دردسر خواهید افتاد. در دو دهه ۸۰ و ۹۰ در ایالات متحده آمریكا، زمانی كه طرز برخورد عموم و كنگره با افراد كمدرآمد سخت شد، سرمایهگذاری برای بسیاری از انواع مداخلهها متوقف شد. در آن زمان به كسانی كه برنامههای موفق را همتاسازی میكردند گفته میشد، هنوز هم گفته میشود، كه برنامهشان را با منابعی بسیار كمتر از منابعی كه در اختیار برنامه اصلی بود اجرا كنند و به این ترتیب حتی با همتاسازی با بهترین الگوها هم موفق نمیشدند.
كلیدهای موفقیت در همتاسازی
همانطور كه در همتاسازی برنامههای موفق مشكلاتی وجود دارد، عواملی هم وجود دارند كه به شما كمك میكنند كار را همتاسازی كنید. این عوامل یه میزان زیادی به ویژگیهای مداخله اصلی بستگی دارد (شش عامل اول هم برگرفته از اثر لیزبث شُور است):
- ایدههایی كه بیعیب و نقص هستند و به تجربه بهبود یافتهاند.
- ایدههایی كه میتوان آموزش داد و میتوانند الهامبخش رهبران محلی باشد.
- احساس رسالت و احساس تعلق به چیزی بزرگتر.
- دسترسی به كسانی كه با موفقیت برنامه را به اجرا درآوردهاند.
- رایزنی و همفكری حامیانه و عاقلانه.
- كمكهای فنیای كه به معنای اذعان به وجود مسائل تازهای است كه باید كشف شوند.
- مشاركت افراد محلی در برنامهریزی اولیه برای پیدا كردن و انتخاب كردن و به اجرا درآوردن مداخله.
- آگاهی سرمایهگذاران از اینكه سعی در همتاسازی برنامهای كه در جایی دیگر موفق بوده، تضمین نمیكند كه برنامه در اینجا هم یكروزه، یا كلا، موفق شود.
- منابع، افراد، پول، تداركات و وقت كافی برای رسیدن به اهدافتان.
عناصر همتاسازی موفقِ برنامههای موثر
همانطور كه در خود برنامهها عواملی وجود دارند، در روند همتاسازی هم عناصری وجود دارند كه باعث موفقیت در همتاسازی میشوند. برخی از عناصر یك همتاسازی موفق از این قرارند:
- آنها همتاسازی جوهر یك مداخله موفق را، با آنچه از بسیاری بخشهای دیگر اقتباس كردهاند تركیب میكنند و یك زمینه یا جمعیت جدید به وجود میآورند.
- آنها پشتیبانی مداوم یك سازمان میانجی را داشتهاند.
- آنها اهمیت سیستمها و محتوای سازمانی را میشناسند.
- آنها اهمیت افراد را میشناسند.
- آنها موفقیت را از روی نتایجی كه برنامه برای افراد و باهمستانها داشته داوری میكنند.
- آنها موانع را مستقیما و استراتژیكی به وسیله تغییرات در معیار وسیع، مهار میكنند.
خلاصه
انتخاب یك شیوه یا مداخله نویدبخش برای اهدافتان امر سادهای نیست. آنچه در یك باهمستان دیگر عمل میكند، ممكن است در باهمستان شما عمل نكند و در عمل تعیین اینكه یك مداخله موفق خاص چطور كار میكند، مشكل است.
اما عواملی عمومی هستند كه در همه برنامههای خوب مشتركند:
- پاسخگو بودن
- انعطافپذیری
- فلسفه و نگرش تساویگرایی
- تعهد به همكاری
- مدیریت خوب
- شایستگی
- آگاهی نسبت به محتوای مسئله و جمعیت مورد نظر
- تعهد درازمدت نسبت به یك ماموریت شفاف
علاوه بر این ویژگیهای عمومی، عواملی هم وجود دارند كه یك همتاسازی موفق را شناسایی میكنند. این عوامل شامل وفق دادن اجزای برنامه با نیازها و فرهنگهای محلی، مورد حمایت یك سازمان میانجی قرار داشتن، درك اهمیت باهمستان و محتوای انسانی كار، داوری موفقیت همتاسازی از طریق نتایج برای افراد و باهمستان، و تمركز بر علتهای اصلی و ریشهای.
ممكن است روند گزینش مشكل باشد، اما نیازی نیست مثل طاس ریختن تابع شانس و اقبال باشد. چنانچه از راهنماییهای این بخش استفاده كنید و به صدای باهمستان و جمعیت مورد نظر گوش كنید، میتوانید به تغییر و تحول در باهمستانتان كمك كنید.
Herramienta 1: Una autovaloración para ayudarle a encontrar y escoger prácticas prometedoras
A. Responder estas preguntas le ayudará en la búsqueda de la mejor práctica prometedora para su comunidad
- ¿Cuál es el área de interés (Ej. Promoción de la salud, vida independiente)?
- ¿En qué problema específico están trabajado (Ej. Sustancias de abuso, obesidad)?
- ¿Qué población se beneficiará de su esfuerzo (Ej. migrantes, jóvenes, grupos rurales)?
- ¿Qué tipo de intervención o cambio comunitario (cambio en un programa, política o práctica) está buscado? ¿Está listado en su plan estratégico?
- ¿En qué sector de la comunidad tomará lugar (Ej. Negocios, grupos de jóvenes, iglesias)?
- ¿Está usted interesado en dirigir una intervención a un grupo de alto riesgo o con un acercamiento integral, o ambos?
B. Responder estas preguntas le ayudarán a escoger la mejor práctica prometedora para su comunidad
- ¿La práctica prometedora comprende todos los criterios establecidos por usted en su búsqueda?
- Algunos programas pueden ser complicados, lo que significa que una organización que pueda apoyar el esfuerzo se necesita. ¿Hay organizaciones en su comunidad que pueden apoyar el esfuerzo? Si no, ¿Puede usted crear tal organización?
- ¿Cuál es la evidencia de que la práctica prometedora tendrá algún impacto?
- ¿Será usted capaz de replicar la práctica? Si no, ¿Cómo la modificará usted para su comunidad?
- ¿Qué recursos tiene usted o tendrá para generar apoyo a la práctica? ¿Una versión planteada con menos recursos podrá satisfacer sus necesidades?
- ¿Es la práctica compatible con las creencias, actitudes y valores de su comunidad (Ej. Apoyaría su comunidad la distribución de condones)?
- ¿Ha observado usted diferentes versiones de la práctica en los ejemplos e historia provistos en la Caja de Herramientas Comunitarias o en otros recursos? ¿Ha contactado usted a otros que hayan implementado la práctica?
- ¿Cómo funcionará está práctica prometedora para usted? ¿Qué haría que funcione para su comunidad?
¿Qué es una práctica prometedora o intervención?
___Usted sabe que una práctica es una forma particular de hacer cosas.
___Usted sabe que una intervención es usualmente un programa completo o iniciativa hechos para lograr un resultado completo.
___Usted usa la teoría, la experiencia pasada, y/o el análisis del problema para ayudarse a crear o juzgar prácticas o intervenciones sin tratar.
¿Dónde averigua usted sobre prácticas prometedoras o intervenciones existentes?
Usted utiliza estos recursos para conocer sobre prácticas prometedoras o intervenciones existentes:
___Redes.
___Apoyo estatal y nacional y organizaciones profesionales.
___Agencias internacionales, estatales y federales.
___Fundaciones y otros financiadores privados.
___Academia.
___Bibliotecas.
___Internet.
___Palabra en boca de la comunidad.
¿Cómo identifica usted una verdadera práctica prometedora o intervención?
___Usted ha decidido si está buscando una mejor práctica para un tratamiento, prevención o promoción.
___Usted sabe como usar datos cuantitativos y cualitativos para juzgar prácticas prometedoras e intervenciones.
Usted reconoce los atributos de programas exitosos:
___Los programas exitosos son integrales, flexibles, dan respuesta y perseverantes.
___Los programas exitosos analizan a los niños en el contexto familiar, y a las familias como partes de vecindarios y comunidades- en otras palabras, consideran su trabajo en un contexto.
___Los programas exitosos tienen una orientación preventiva a largo plazo, una misión clara y continúan evolucionando con el tiempo.
___Los programas exitosos son administrados por individuos competentes y comprometidos con habilidades claras e identificables.
___El personal de un programa exitoso es entrenado y calificado para dar alta calidad, servicio con respuesta.
___Los programas exitosos operan en escenarios que alientan a los practicantes a construir relaciones fuertes basadas en la confianza mutua y respeto.
__ Los programas exitosos son colaborativos tanto interna como externamente.
___Los programas exitosos y su personal generalmente tienen, tanto institucional como individualmente, un conjunto de relaciones y valores que refuerzan su sentido de un propósito compartido, y les dan la esperanza de que los desacuerdos y contratiempos se pueden superar.
¿Cómo escoge la práctica o intervención que es correcta para su comunidad?
Usted sigue los pasos básicos para escoger una práctica prometedora o intervención:
___Usted conduce una valoración basada en la comunidad y un proceso de planeamiento para estar seguro de que está enfocando los problemas que son más apropiados y de presión para la comunidad.
___Usted decide si atacará el problema directamente, o si tratará de cambiar las condiciones que lo hacen posible.
___Usted encuentra (o crea, si es necesario) prácticas o intervenciones que han atacado exitosamente el problema de la manera en que usted quiere atacarlo.
___Usted determina que elementos de una intervención prometedora servirá en su comunidad y cuales necesitan ser cambiadas.
___Usted implementa la intervención, haciendo ajustes conforme avaza
___Usted evalúa su trabajo y los resultados regularmente, entendiendo de que no importa cuán bien funcione la intervención, siempre puede ser mejorada.
Usted presta atención a las dificultades para encontrar práctica o intervenciones que pueda utilizar:
___Los programas excelentes usualmente no viajan bien.
___Usted no puede esperar que la gente acepte y acoja un programa si es impuesto.
___Ninguna intervención o práctica que envuelva personas- ya sean miembros o participantes- es perfecto.
___La diferencia entre una intervención exitosa y no exitosa puede ser sutil.
__ Si no puede replicar los recursos de una intervención así como sus prácticas, usted probablemente enfrentará problemas.
Usted trata de asegurar replicas exitosas por medio de:
___La escogencia de un programa basado en ideas que son seguras y bien desarrolladas por medio de la experiencia.
___La escogencia de un programa basado en ideas que pueden ser enseñadas y pueden inspirar liderazgo local.
___La escogencia de un programa que posee un sentido de misión, de pertenecer a algo mayor.
___Asegurarse de que usted tiene acceso a la gente que ha implementado exitosamente el programa.
___Asegurarse de que tiene a quien consultar y que es confiable
___Asegurarse de que tiene asistencia técnica que reconoce que hay cosas nuevas por descubrir.
___Incluir la participación local en el planeamiento inicial para, encontrar y escoger e implementar la intervención.
___Asegurarse de que los financiadores conocen que tratar de replicar el programa que ha sido exitoso en otro lugar no garantiza el éxito inmediato, o del todo.
___La asociación de sus metas con sus recursos disponibles.
Usted estructura el proceso de replicación para el éxito por medio de:
___La combinación de la replicación de la esencia de una intervención exitosa con la adaptación de muchos de sus componentes a una nueva situación o población.
___La obtención de respaldo continuo de una organización intermediaria.
___El reconocimiento de la importancia de los sistemas y el contexto institucional.
___El reconocimiento de la importancia de las personas.
___Juzgar el éxito por los resultados de los individuos y la comunidad.
___Su enfrentamiento, directa y estratégicamente, de los obstáculos a una escala mayor de cambio.
آیا هرگز به این فكر افتادهاید كه چرا در باهمستانهای ما، نتایج كار بعضیها بهتر از برخی دیگر است؟ چرا در مدارس بعضی از بچهها خوب درس میخوانند در حالی كه بچههای دیگر با ضریب هوشی برابر، مثل آنها درس نمیخوانند؟ چرا در باهمستانها افراد مختلف از نظر وضعیت سلامتی یكسان نیستند؟ آیا هرگز دلتان خواسته كه این نتایج را تغییر دهید؟
برای مشكلات و نتایج مطلوب، علتهای مختلف و در عین حال مرتبط با یكدیگر وجود دارند. اگر سازمان شما بتواند این علتها را درك كند، آن وقت میتواند عملكردهای خودش را روی كمكهای بهتری در جهت پیشرفت باهمستان متمركز كند. این به سازمان شما امكان میدهد باهمستانتان را به آنچه كه در نظر دارید تبدیل كند.
بنابراین، تلاش برای ایجاد این تغییرات را از كجا شروع میكنید؟ به اعتقاد ما، یك راه بسیار خوب آن است كه عوامل خطرآفرین و محافظتكننده را، كه تا حدودی مسبب بعضی مشكلات خاص، یا نتایج مطلوب هستند، در نظر بگیرید. عوامل خطرآفرین و محافظتكننده، كلید فهمیدن آن است كه چطور به مشكلات مربوط به سلامت و پیشرفت باهمستان بپردازیم. موضوع یك قدم دور شدن از مشكل است و نگاه كردن به رفتارها و شرایطی است كه در اصل، مشكل را به وجود آوردهاند و سپس فهمیدن اینكه چطور میشود آن شرایط را تغییر داد.
مثلا، در تلاش برای پیشگیری از سوءاستفادههای جسمی، راهكاری كه با استفاده از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده عملكردها را هدایت میكند، به جوانان شركت در فعالیتهای سالم، سرمشقهای مثبت و آموزش قاطعیت را ارائه میكند، كه وقتی به آنها الكل و سایر مواد مخدر عرضه میشود، بتوانند بهسادگی بگویند: «نه!».
به شما پیشنهاد میكنیم هنگام نوشتن یا حك و اصلاح طرحهای راهبردی در كاری كه میخواهید شروع كنید، عوامل خطرآفرین و محافظتكننده را در نظر بگیرید.
در این بخش، درباره عوامل خطرآفرین و محافظتكننده و نقش آنها در تشخیص تغییراتی كه سازمانتان میخواهد در باهمستانتان ایجاد كند، مطالبی خواهید آموخت.
عوامل خطرآفرین و محافظتكننده چیست؟
عوامل خطرآفرین و محافظتكننده، جنبهها یا نمودهایی از یك شخص (یا گروه)، محیط زیست و تجارب زندگیای هستند، كه احتمال ایجاد یك مشكل مشخص یا ایجاد یك نتیجه مطلوب را بیشتر (عوامل خطرآفرین) یا كمتر (عوامل محافظتكننده) میكنند.
معمولا عوامل خطرآفرین و محافظتكننده را دو روی یك سكه در نظر میگیرند. تحقیقات نشان میدهند كه هر چه تعداد عوامل خطرآفرین بیشتر باشد، احتمال بروز نتایج نامساعد در زمینه سلامت، آموزش و پیشرفت بیشتر خواهد بود.
واژه دیگری كه به جای عوامل محافظتكننده به كار میرود «داراییها» است. رویكردهای «مبتنی بر دارایی» تاكید دارند كه عوامل مثبت (محافظتكنندهها) بر نتایج اثر میگذارند، نه عوامل منفی (خطرآفرینها). در مورد عوامل خطرآفرین هم، تحقیقات نشان میدهند كه هر چه تعداد داراییها بیشتر باشد، احتمال بروز نتایج مثبت بیشتر خواهد بود.
ما عوامل خطرآفرین و محافظتكننده هر دو را به طور كلی در دو گروه طبقهبندی میكنیم: گروهی كه وابسته به محیط زندگی هستند (اعم از اجتماعی یا فیزیكی) و گروهی كه ناشی از ویژگیهای شخصی افراد هستند. بیایید ابتدا نگاهی داشته باشیم به عوامل شخصی.
عوامل شخصی
عوامل شخصی آنهاییست كه در مورد هر فرد (یا گروه) منحصر به فرد است. این چیزها شامل دانش، مهارتها، تجربیات، سوابق و ساختارهای وراثتی فرد میشوند. در اینجا اطلاعات خاصتری در خصوص انواع عوامل شخصیای كه به خطر یا محافظت كمك میكنند، آوردهایم:
دانش و مهارت:
- دانش، شامل دانستههایی درباره كارهایی كه میشود و باید انجام داد، و پیامدهایشان، و منابع موجود
- باورها، مانند ایدههایی كه راجع به علت مشكلات یا پیامدهای گزینهها داریم
- مهارتها، شامل توانایی تاثیرگذاری بر محیط زیست، تعیین و رسیدن به اهداف و غیره
- آموزش و كارآموزی، از قبیل سالهایی كه برای تحصیلات رسمی یا كارآموزی خاصی صرف شده است
تجربه و سوابق
- تجربه، مانند سوابق سوءاستفاده و بیتوجهی، مراقبت و توجه، یا توانایی نیل به اهداف شخصی
- هنجارها و عملكردهای فرهنگی، از جمله اینكه چه رفتارهایی مناسب و قابل قبول هستند
- وضعیت اجتماعی، از قبیل سابقه تبعیض یا در شرایط كاری، اجتماعی، یا خدماتی
زیستشناسی/وراثت
- نوع و میزان سلامت موجود، شامل وضعیت سلامتی حاضر
- تواناییهای شناختی، ذهنی یا جسمانی، از جمله توانایی پردازش اطلاعات، توان تحرك یا نقص جسمانی، یا ناتوانیهای ذهنی
- بیماریهای سخت یا مزمن، شامل نیاز به مراقبت یا نیازهای خاص
- جنس و سن، این دو میتوانند خطر یا محافظت را افزایش دهند
- استعدادهای موروثی، مانند داشتن سوابق خانوادگی در زمینه دیابت یا اعتیاد به مصرف الكل (الكلیزم)
عوامل محیطی
عوامل محیطی عواملی هستند كه در هر باهمستان بر گروه خاصی از افراد تاثیر میگذارند و مخصوص همه افراد نیستند. محیط به شرایطی اشاره دارد كه هر فرد در آن زندگی میكند: خانواده، محله یا شهر و باهمستانهای بزرگتر. این شامل محیط اجتماعی، از جمله هنجارها و رفتارهای خانواده، دوستان و دیگران در باهمستانشان است. همچنین شامل جنبههای مادی محیط، از جمله دستیابی به منابع، قرار گرفتن در معرض مخاطرات و شرایط كلی زندگی هم میشود.
عوامل محیطیای كه بر خطر و محافظت در بیماریهای قلبی عروقی اثر میگذارند
برخی از عوامل خطرآفرین محیطی كه احتمال ابتلا به بیمارٔهای قلبی عروقی را بالا میبرند، شامل آن دسته از هنجارهای باهمستان میشود كه به پرسهای بزرگی از غذاهای ناسالم (مانند پرسهای بزرگ غذا در رستورانهای فستفود)، دسترسی ناچیز به مراقبتهای بهداشتی مناسب از نظر فرهنگی و شیوه زندگی بدون تحرك، با نظر مساعد نگاه میكنند.
روی دیگر سكه، عوامل محافظتكنندهای هستند كه به طریق دیگری بر بیماریهای قلبی عروقی تاثیر میگذارند، از جمله تعلق داشتن به باهمستانی كه به طور سنتی رژیم غذایی سالم دارند (مانند رژیم غذایی مدیترانهای شامل مقادیر زیادی خوراكهای دریایی، روغن زیتون و سبزیجات تازه)، هنجارهایی شامل ورزش و تحرك و دسترسی آسان به وضعیت، یا بهتر بگوییم هنر مراقبت، مراقبتهای بهداشتی مناسب از نظر فرهنگی.
اصول كلی عوامل خطرآفرین و محافظتكننده
قبل از ادامه مطلب، بیایید مختصرا نگاهی داشته باشیم به اصول كلی عوامل خطرآفرین و محافظتكننده. اینها در مورد همه «زیرمجموعههای» عوامل خطر و محافظتكننده، شخصی و محیطی، اجتماعی و جسمانی صدق میكنند. تحقیقات همواره به ما نشان دادهاند كه:
- بسیاری از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده ناشی از پیامدهای چندگانه باهمستان هستند.
قابل توجه: اگرچه بسیاری از عوامل چنان گسترده هستند كه بسیاری (اگر نگوییم همه) از موضوعات مربوط به بهداشت و پیشرفت باهمستان را در بر میگیرند، اما هنوز عواملی خاص مشكلات مختلف وجود دارند. مثلا همانطور كه در بالا خواندید، بیماریهای قلبی عروقی وابسته به عواملی هستند كه خاص آن مشكل است.
- عوامل خطرآفرین و محافظتكننده به مساوات ایجاد نمیشوند
- هر چه عوامل خطرآفرین در فرد بیشتر باشد، احتمال اینكه گرفتار رفتارهای ناسالم شود، بیشتر خواهد بود
چه زمانی مایلید در خصوص مشكل خودتان، درباره عوامل خطرآفرین و محافظتكننده بیاموزید؟
تا اینجا باور دارید كه عوامل خطرآفرین و محافظتكننده اهمیت دارند، اما نمیدانید چه زمان به درد عملكرد شما میخورند. پاسخ به این سوال تا حد زیادی به پختگی گروهتان، اینكه چه مدت است كه دست به كار شدهاید، در حال حاضر مشغول انجام چه كاری هستید، منابعتان و از این قبیل بستگی دارد.
به طور كلی، قاعده آن است كه هر چه زودتر، بهتر. اگر سازمان شما همین حالا هم راهاندازی شده و مشغول به كار است، باید پیش از بازنگری در طرحهای راهبردی برای كاری كه میخواهید شروع كنید، به عوامل خطرآفرین و محافظتكننده هم نگاهی بیندازید.
اگر مشغول برنامهریزی برای كار تازهای هستید، یا سازمانتان قصد دارد برنامه تازهای را شروع كند، زمانِ در نظر گرفتن عوامل خطرآفرین و محافظتكننده، بعد از تعیین اهداف درازمدتتان، اما پیش از طراحی نقشه كار (یا «الگوی تغییر») برای رسیدن به آن اهداف است.
اگر سازمانتان از راهكار «چمهان - VMOSA» (چشمانداز، ماموریت، هدف، راهبرد و نقشه عمل) برای برنامهریزی استفاده میكند، باید بعد از تعیین چشمانداز و ماموریت، اما پیش از پرداختن به هدفهای خاصتری كه در قسمت اهداف تعیین شده، و قطعا پیش از تعیین راهبرد، نگاهی به عوامل خطرآفرین و محافظتكننده بیندازید. دلیلش آن است كه گاهی عوامل خطرآفرین و محافظتكننده بر اهداف شما اعمال نفوذ میكنند، اما معمولا مناسب راهبردهایی هستند كه محتاطانه تعیین شده باشند (همچنین مناسب تغییرات مطلوب باهمستان و سیستم شما خواهند بود. تغییراتی كه ابزار كار و تكمیلكننده آن راهبردها هستند). بیایید یك نمونه مشخص را در نظر بگیریم.
در انتخاب هدفها و راهبردها برای عملكردتان، چطور عوامل خطرآفرین و محافظتكننده را تشخیص میدهید؟
زمانی كه متوجه عوامل خطرآفرین و محافظتكننده شدید و آنها را در برنامهریزیتان گنجاندید، وقت شناسایی و تشخیص عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای است كه سازمانتان به آنها خواهد پرداخت. در صفحات بعد یك راه امكانپذیر برای انجام این كار ارائه شده است.
دادهها و اطلاعات مربوط به عوامل خطرآفرین و محافظتكننده برای مشكلی كه باهمستانتان با آن مواجه است را، مرور كنید.
این كار را میتوانید از طریق جمعآوری دادههای موجود انجام دهید، یا اگر دادههای مورد نیازتان موجود نباشد، میتوانید خودتان دادههای لازم را جمعآوری كنید. و البته میتوانید با استفاده از دادههای عمومی موجود و كامل كردن آنها با اطلاعاتی كه سازمانتان جمعآوری كرده است، این دو گزینه را در هم ادغام كنید.
بیایید نگاه مختصری بیندازیم به این دو گزینه، جمعآوری و تكمیل دادهها، و اینكه با هر یك از آنها چه میتوانید بكنید.
جمعآوری دادههای موجود
اگر اطلاعات از قبل موجود باشد، از آن استفاده كنید. ممكن است اطلاعات مربوط به عوامل خطرآفرین و محافظتكننده در خصوص بسیاری از مشكلاتی كه برای باهمستان شما اهمیت دارد، از قبل موجود باشد. این اطلاعات میتواند شامل عناوینی از قبیل مصرف مواد مخدر، بیماریهای قلبی عروقی، بارداری نوجوانان، سوءاستفاده و بیتوجهی نسبت به كودكان، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و گروه دیگری از مشكلات یا اهداف باهمستان باشد.
برای یافتن این اطلاعات، میتوانید با ایدههایی كه در این بخش ارائه شده، هم برای عوامل خطرآفرین و محافظتكننده عمومی و هم عوامل خطرآفرین و محافظتكننده خاصِ برخی مشكلات مشخص، شروع كنید. از آن نقطه به بعد میتوانید در اینترنت جستجو كنید، در كتابخانه محلهتان، دپارتمانهای محلی بهداشت یا آموزش، یا دانشگاههای محلی جستجو كنید.
اگر از قبل با عوامل خطرآفرین و محافظتكننده در خصوص مشكل یا هدفی كه رویش كار میكنید آشنایی دارید، نیمی از راه را رفتهاید. كافی است دادهها را كه معمولا در آژانسهای دولتی یا دفاتر شهری موجود هستند پیدا كنید تا بفهمید چه عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای برای باهمستان شما بیشترین اهمیت را دارند و باهمستانتان چطور آنها را با سایر عوامل خطرآفرین و محافظتكننده مقایسه میكند. اطلاعاتی كه به دست میآورید، ممكن است چیزی شبیه به این باشد:
درصد عوامل خطرآفرین برای بیماریهای قلبی عروقی در كانزاس
كانزاس
ملی
شیوه زندگی بدون تحرك
۵۰٪
۵۶٪
چاقی
۲۶٪
۲۴٪
مصرف دخانیات (كشیدن سیگار)
۲۲٪
۲۳٪
فشارخون بالا
۲۱٪
۲۱٪
كلسترول بالا
۱۸٪
۱۸٪
منبع: ۱۹۹۲ سیستم نظارت بر عامل رفتارهای خطرآفرین، كانزاس، بخش بهداشت و محیط زیست
كسب اطلاعات خاص خودتان
ولی گاهی درباره موضوعی كه تحقیق میكنید اطلاعاتی وجود ندارد. یا، ممكن است درباره عوامل خطرآفرین و محافظتكننده یك مجموعه اطلاعات عمومی وجود داشته باشد، ولی شما میخواهید بدانید كدام عوامل خطرآفرین یا محافظتكننده خاص، برای باهمستان شما اهمیت دارد، یا چه مقدار اطلاعات محلی وجود دارد. در اینصورت باید برای تعیین این دسته از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده و اهمیت آنها از روشهای دیگری استفاده كنید. اگرچه آنها در بخشهای دیگری از جعبهابزار باهمستان مفصلا شرح داده شدهاند، در اینجا بهاختصار راههایی را ارائه میكنیم كه شما بتوانید از طریق آنها اطلاعات مورد نیازتان را كسب كنید.
- تكنیكِ «اما چرا؟». این روشی است كه معمولا برای تشخیص اشكالات اصلیای كه بر مشكلات باهمستان تاثیر میگذارند، به كار میرود. تكنیك «اما چرا؟» از طریق پرس و جو درباره علت اصلی به وجود آمدن یك مشكل، آن را بررسی میكند. هر بار كه پاسخی میآید، به دنبالش یك «اما چرا؟»ی دیگر پرسیده میشود. به عنوان مثال:
لیندا هفدهساله، دانشآموز ارشد دبیرستان از مدرسه اخراج شده است.
«اما چرا؟»
چون دوستانش هم اخراج شدند.
«اما چرا؟»
چون داشتند مردود میشدند و دلیلی نمیدیدند كه در كلاسها شركت كنند.
«اما چرا؟»
چون هرگز خواندن و مطالعه كردن یاد نگرفته بودند.
«اما چرا؟» (و به همین ترتیب ادامه پیدا میكند ...)
با مشكلگشاییای كه در اینجا انجام شد، شما میتوانید نتیجه بگیرید كه برای اخراج از مدرسه دو عامل وجود داشتند، یكی دوستانی كه از مدرسه اخراج شده بودند و دیگری نداشتن مهارت مطالعه. استفاده از این تكنیك خصوصا پیش از طرح امكاناتی كه بتوانند از طریق گروه تمركز، پیمایشها، یا دادههای از پیشموجود اثبات شوند، مفید است.
گروههای تمرکز
گروههای تمرکز هم میتواند به شما درک بهتری از یک معضل ارائه کند. یكی از امتیازات گروه تمركز آن است كه میتواند درباره احساس واقعی افراد درباره چیزی و احساساتی كه یك مشكل را احاطه كرده است، اطلاعات زیادی به شما بدهند. اگرچه یك پیمایش (كه در ادامه آمده است) میتواند درباره كاری كه میخواهید انجام دهید، واقعیتهای زیادی را به شما بگوید، گروه تمركز میتواند به آن آمارها چهره انسانی اضافه كند.
نظرسنجی
اگر منابع لازم را در اختیار داشته باشید و بخواهید كه نتایج كارتان روشمندتر باشد، میتوانید با انجام یك نظرسنجی بفهمید چه عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای وجود دارند كه برای باهمستانتان اهمیت دارند. شاید بخواهید با تكنیك «اما چرا؟» اطلاعات به دست آمده را بسنجید و با دادههای ملی مقایسه كنید و یا یك نظرسنجی دیگر درباره این عناوین انجام دهید (یا نظرسنجی اول را اصلاح كنید).
عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای را انتخاب كنید كه مخاطب عملكرد فراگیر شما باشند
حالا كه میدانید عوامل خطرآفرین و محافظتكننده احتمالی برای مشكل شما كدام هستند، قدم بعدی آن است كه بفهمید هر یك از این عوامل تا چه حد باید بر طرحهای راهبردک شما تاثیر بگذارند. ممكن است عواملی باشند كه بخواهید زمان و منابع زیادی را صرف آنها كنید و عوامل دیگری باشند كه حداقل در شروع، ابدا نخواهید كه مستقیما به آنها بپردازید. پرسیدن دو سوال كلیدی به شما كمك میكند كه بفهمید به هر یك از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده چقدر باید بپردازید:
- آیا این عامل قویا بر مشكل اثر میگذارد؟ آیا یك عامل مشخص خطرآفرین یا محافظتكننده برای اصلاح یك رفتار مشخص، اهمیت زیاد دارد، یا كماهمیت است؟ مثلا، در بالا گفتیم كه یكی از مهمترین عوامل خطرآفرین در خصوص مصرف مواد مخدر میان نوجوانان، داشتن دوستانی است كه مواد مخدر مصرف میكنند. احتمالا این عامل بسیار قویتر از عامل انتقال از مدرسه راهنمایی به دبیرستان است. قوت و ضعف یك عامل خطرآفرین یا محافظتكننده را معمولا میتوان یا از طریق متون موجود، یا همانطور كه در بالا اشاره شد، با انجام پیمایش در مورد عوامل خطرآفرین و محافظتكننده تشخیص داد.
- آیا بهآسانی قابل تغییر است؟ اغلب عوامل در یكی از این دستهبندیها، یا «میزان تغییرپذیری» قرار میگیرند:
- بعضی از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده كاملا میتوانند تغییر كنند. مثلا، كلسترول بالا، كه یك عامل خطرآفرین برای بیماریهای قلبی عروقی محسوب میشود، میتواند از طریق یك رژیم غذایی دقیق و ورزش، كاملا تغییر كند.
- بعضی عوامل خطرآفرین و محافظتكننده قابل اصلاح هستند، اما آنها را نمیتوان به طور كامل تغییر داد. نمونه این نوع عوامل تغییر در دسترس بودن الكل و مواد مخدر است، كه برای جوانان مواد خطرآفرینی محسوب میشوند. شما فقط میتوانید تهیه این مواد را برای جوانان سختتر كنید، اما شك دارم كه بتوانید آنها را كاملا از دسترس جوانان خارج كنید.
- و دست آخر عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای هستند كه شما نمیتوانید مستقیما روی آنها تاثیر بگذارید. مثلا، در ارتباط با اعتیاد به مصرف الكل، در مورد پسرها یك اتصال توارثی كشف شده است. اما اگرچه نمیتوانید مستقیما این عوامل خطرآفرین و محافظتكننده را اصلاح كنید، اما دلتان هم نمیخواهد كه آنها را نادیده بگیرید. در عوض، میتوانید هنگام طراحی نقشه راهبردكتان آنها را در نظر داشته باشید. اگر بدانید كه این عوامل وجود دارند، با استفاده از آنها در شناسایی كسانی كه بهخصوص با عملكرد بالاتر، بیشتر منتفع خواهند شد، حداقل بخشی از آن را میتوانید جبران كنید. به عنوان مثال، میتوانید در برنامهتان برای پسرهایی كه سابقه اعتیاد به الكل در خانواده دارند یك برنامه آموزشی بگنجانید كه به خنثی كردن آن عامل خطرآفرین خاص كمك كند.
یك راه برای اینكه بدانیم كدام عامل را باید مخاطب قرار بدهیم، آن است كه عواملی را انتخاب كنیم كه متوجه شدهایم كه به رفتار خطرآفرین بسیار مربوط هستند و شما بهآسانی میتوانید تغییرشان دهید.
شما میتوانید با پاسخ دادن به دو سوال بالا، تركیب مناسبی از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده را كه قصد پرداختن به آنها را دارید، تعیین كنید. قدم بعدی آن است كه مشخص كنید عملكرد شما برای پیگیری چه تعداد از این عوامل، منابع در اختیار دارد.
وقتی همه اینها را در نظر گرفتید، فهرستی تهیه كنید از عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای كه عملكردتان قصد تغییرشان را دارد. بهتر است هنگام برداشتن قدم بعدی این فهرست دم دستتان باشد.
از اطلاعات مربوط به افرادی كه در معرض عوامل ایجادكننده خطر چندگانه هستند، برای انتخاب «هدفهای تغییر» استفاده كنید.
وقتی مشخص كردید كه كدامٔك از عوامل خطرآفرین و محافظتكننده هم مهم هستند و هم قابل تغییر، قدم بعدی آن است كه تعیین كنید هدف عملكرد شما چه كسانی هستند. معمولا معقول است برنامههای شما كسانی را هدف قرار دهند كه به نظرتان به جهت مشكل خاصی در خطر جدی قرار دارند. عموما اینها كسانی هستند كه در تنگنای خودشان دارای بیشتری عوامل خطرآفرین هستند (و یا دارای كمترین عوامل محافظتكننده هستند). اگر نمیدانید اینها چه كسانی هستند، میتوانید به همان روشی كه در قدم اول اطلاعات جمعآوری كردید، درباره آنها هم اطلاعات جمع كنید، یعنی از طریق گروههای تمركز، پیمایشها، دپارتمانهای محلی بهداشت یا آموزش و از این قبیل.
جدول زیر نشان میدهد كه چطور میتوان برای شناسایی هدفهای بالقوه یا افراد ذینفع در عملكرد، از نامزدهای عوامل شخصی و محیطی استفاده كرد.
از اطلاعات مربوط به انواع عوامل خطرآفرین و محافظتكننده برای انتخاب راهبردهای امیدبخش، یا اجزای تشكیلدهنده عملكردهای فراگیر استفاده كنید.
در این مرحله شما میدانید چه چیز را میخواهید تغییر دهید (عوامل خطرآفرین و محافظتكننده خاصی كه سازمانتان انتخاب كرده است). همچنین میدانید كه چه كسانی هدف تغییرات شما هستند. قدم بعدی آن است كه برای تعیین راهبردهای عملكردتان، یعنی اینكه چطور میخواهید كار را انجام دهید، همه این اطلاعات را ساماندهی كنید.
جدول زیر نشان میدهد كه چطور عوامل خطرآفرین و محافظتكننده، افرادی كه هدف عملكرد شما هستند و راهبردها همه از درون با هم مرتبط هستند.
|
|
چه |
چه كسی |
چطور |
|
|
عوامل خطرآفرین و محافظتكننده برگزیده |
هدفهای بالقوه یا افراد ذینفع در عملكرد |
راهبردهایی برای عملكرد فراگیر |
|
شخصی |
دانش و مهارتها
|
افرادی با تحصیلات و آموزشهای كمتر |
ارائه اطلاعات و ارتقای مهارتها (یعنی مهارتهای متعلق به افراد و موسساتی كه هدف قرار دارند) |
|
شخصی |
تجربه و سوابق
|
كسانی كه سابقه بیتوجهی دیدن، مورد تبعیض قرار گرفتن، عدم توانایی در نیل به اهدافشان دارند
كسانی كه دارای خانواده یا رسوم فرهنگیای هستند كه خطر پیامدهای مضر و نامساعد را افزایش میدهند |
افزایش خدمات و حمایت اصلاح فرصتها |
|
شخصی |
زیستشناسی و وراثت
|
كسانی كه در حال حاضر اختلال در سلامتی، یا ناتواناییهای جسمی یا ذهنی دارند |
افزایش خدمات و حمایت |
|
محیطی |
خدمات و حمایت
|
كسانی كه از نظر اجتماعی منزوی هستند، نیازهای خاص دارند، یا منابعی در اختیار ندارند |
افزایش خدمات و حمایت |
|
محیطی |
دسترسی، موانع و فرصتها
|
كسانی كه دسترسی محدود و فرصتهای اندك دارند |
اصلاح دسترسی، موانع و فرصتها |
|
محیطی |
پیامدهای تلاشها
|
كسانی كه از نظر اجتماعی تایید و تشویق نمیشوند و نیازمندیهای رقابتی دارند |
تغییر پیامدها |
|
محیطی |
سیاستها و شرایط معاش
|
كسانی كه در فقر و با وضعیت اجتماعی محدود زندگی میكنند، یا درآمدهای نابرابر دارند |
اصلاح سیاستها |
به عنوان نمونه منسجمی از مطالب جدول بالا، نمونه زیر را در مورد سازمانی كه روی بهبود كیفیت زندگی در یك محله شهرنشین كار میكند، در نظر بگیرید. در این نمونه تنها معدودی از عوامل خطرآفرین و محافظتكنندهای كه هدف گروه قرار دارند، مطرح شده است: هدفهای تغییر و راهبردها بعد از هر عامل خطرآفرین یا محافظتكننده، ردهاش (طبق جدول بالا) در پرانتز فهرست شده است.
|
عوامل خطرآفرین و محافظتكننده برای یك زندگی كیفیت بالا در یك محله |
هدفها (یا ذینفعها) |
راهبردها (اجزای تشكیلدهنده عملكرد) |
|
نبودن مشوق (انگیزه) برای ایجاد كسب و كار در محله (پیامدها – مشوقها و بازدارندهها) |
صاحبان كسب و كارهای كوچك (و بزرگ!) |
تغییر پیامدها ... ارائه تخفیفهای مالیاتی به صاحبان كسب و كارهایی كه در محله مغازه باز میكنند |
|
رنگ آغشته به سرب در آپارتمانها (سیاستها و شرایط معاش، در معرض مخاطرات محیطی قرار گرفتن) |
ساكنین محلی |
اصلاح سیاستها – تصویب و اجرای قوانینی در ارتباط با رعایت ایمنی در خانهسازی كار با بازرسان محلی ساختمانها و بخش بهداشت برای شناسایی آپارتمانهایی كه در آنها رنگ آغشته به سرب به كار رفته است |
|
تجربه غلبه بر موانع/تغییر محیط آنها (تجربه) |
ساكنین محلی |
ارائه اطلاعات و ارتقای مهارتها ... ارائه آموزشهای حمایتی برای ساكنین محلی |
خلاصه
درك كامل و یكپارچه عوامل خطرآفرین و محافظتكننده (و كسانی كه به عنوان افراد ذینفع هدف قرار میدهید) مبنایی عالی در اختیارتان قرار میدهد كه بر اساس آن راهبردهای عملكرد خودتان را ایجاد كنید. با كاهش عوامل خطرآفرین و افزایش عوامل محافظتكننده (داراییها) در اطراف یك مشكل مشخص در باهمستان، سازمانتان میتواند موثرا كار كند و مطابق چشماندازی كه دارید به مشكل باهمستان بپردازد.
Ejemplo #3: Determinar en qué factores de riesgo enfocarse para el abuso de sustancias en adolescentes
Los miembros de una pequeña coalición anti drogas en el Mississipi rural querían decidir hacia qué factores de riesgo deberían dirigirse. Usando la tabla de abajo (que se explica más ampliamente en la sección de Herramientas), varias personas se sentaron y discutieron qué factores de riesgo son tanto importantes como sustituibles. Entonces, ellos clasificaron lo que se decía. Entre más pequeño era el número que se utilizaba, más importante era el factor de riesgo (o el más fácil para cambiar). Esto fue lo que ellos encontraron:
| Factor de riesgo | Importancia | Mutilidad | Valor final | ||
| Historia familiar de abuso de drogas | 1 | + | 3 | = | 4 |
| Normas de la comunidad que dicen que “esta bien” el uso de drogas y alcohol | 1 | + | 1 | = | 2 |
| Transiciones y movilidad | 2 | + | 3 | = | 5 |
| Disponibilidad de sustancias | 1 | + | 2 | = | 3 |
Cuando toda la información está enfrente de ellos en blanco y negro, realizan las elecciones que son más fáciles de hacer. Aunque todos están de acuerdo en que la historia familiar de abuso de drogas fue un factor de riesgo importante, ellos comprenden que, debido a su limitado presupuesto, no hay mucho que ellos puedan hacer ahora acerca de ese factor de riesgo. Similarmente, con la categoría de “transición y movilidad”, todos están de acuerdo en que hay al menos algo importante, pero otra vez, no hay mucho que puedan hacer. Además, la comunidad era relativamente estable; no hay mucha gente que llegue y se vaya, por lo que este factor parece menos importante.
Sin embargo, todos los miembros sienten que cambiar las normas de la comunidad, y cambiar la disponibilidad de las sustancias, eran factores de riesgo importantes que ellos realmente podían cambiar un poco, hablando con la gente, iniciando campañas en los medios de comunicación y dirigiendo los “remordimientos” en tiendas que venden alcohol a menores de 21 años. Entonces, los miembros decidieron concentrarse en estos dos factores de riesgo como parte de su estrategia normal. También decidieron re evaluar su trabajo en seis meses.
نویسنده
Jenette Nagy
Stephen B. Fawcett
Herramienta #1: Determinar en qué factor protector o de riesgo hay que enfocarse
En la tabla de abajo, en la primera columna se enlistan todos los factores protectores y de riesgo que haya determinado. En la siguiente columna, se clasifica la importancia del factor, con “1” cuando es muy importante, "2" moderadamente importante y "3" ligeramente importante. Obsérvese que más de un factor puede tener el mismo número. Haga lo mismo en la columna de mutabilidad, con "1" siendo completamente mutable, "2" parcialmente mutable, y "3" factores que no pueden cambiar. Finalmente, en la última columna sume los números que puso en cada fila. El factor que tiene el valor más bajo es el factor protector y de riesgo con el que debes comenzar, siguiendo con el segundo menor como segundo lugar y así de esta forma.
|
Factor de riesgo o de protección |
Importancia |
|
Mutabilidad |
|
Valor final |
|
|
|
+ |
|
= |
|
|
|
|
+ |
|
= |
|
|
|
|
+ |
|
= |
|
| + | = | ||||
| + | = | ||||
| + | = | ||||
| + | = | ||||
|
|
|
+ |
|
= |
|
نویسنده
Jenette Nagy
Stephen B. Fawcett
___Los factores de riesgo y protectores son aspectos del ambiente de la persona que hace más probable (factores de riesgo) o menos probable (factores protectores) que ellos experimenten un problema particular
Los factores de riesgo para el abuso de sustancias de los adolescentes incluyen:
___Privación económica
___Desorganización comunitaria
___Transiciones y movilidad
___Disponibilidad de las sustancias
___Normas de la comunidad que señalan que “esta bien” el uso de alcohol y drogas
___Historia familiar de abuso de drogas
___Manejo familiar de los problemas
___Fracaso académico
___Conductas antisociales
___Amigos que usan drogas
Los factores protectores para el abuso de sustancias entre los adolescentes incluyen:
___Vínculos
___Entrenamiento en habilidades
___Creencias saludables y estándares claros
Los factores de riesgo para las enfermedades cardiovasculares incluyen:
___Alta presión sanguínea
___Niveles altos de colesterol en la sangre
___Fumar cigarros
___Inactividad física
___Obesidad
___Diabetes
En general, sabe como identificar los factores de riesgo y protectores:
___En ocasiones son los mismos para los mismos problemas
___Son consistentes
___Entre más factores de riesgo tiene la persona, más grande es la probabilidad de que tenga un problema de salud
Cómo identificar los factores de riesgo y protectores de un tema particular:
___Estudiando la literatura existente
___Usando la técnica de “por qué”
___Usando la técnica de grupos focales
___Dirigiendo una encuesta
___Comparar los resultados de la encuesta con los de otra comunidad
___Determinar como estos factores de riesgo y protectores pueden influenciar su plan estratégico
___Saber que tan poderoso es cada factor para influenciar el tema
___Saber si cada uno puede cambiarse fácilmente
___Conocer la mezcla apropiada de factores protectores y de riesgo
___A quién estará dirigida la intervención
___Cuando implementar los cambios
کاهش ریسک چیست؟ عوامل محافظتکننده چه هستند؟
کاهش ریسک به معنای یافتن عواملی است که باعث ایجاد آن مشکلاتی در باهمستان شده که شما برای جلوگیری از آنها فعالیت میکنید. برای مثال، در صورتی که برای پیشگیری از بیماری سرطان ریه کار میکنید، مصرف سیگار یکی از ریسکهای آشکاری است که باید تلاش کنید تا آن را کاهش دهید.
عوامل محافظتکننده در مقابل به چیزهایی اشاره دارد که در جهت جلوگیری از هر آنچه که شما میخواهید پیشگیری کنید، کار میکنند. برای مثال، در صورتی که همراه با ائتلافی برای کاهش بیماریهای قلبی کار میکنید، عامل محافظتکننده برای جمعیت هدف شما، تغذیه سالم و مصرف غذاهایی با میزان پایین کلسترول خواهد بود.
عوامل محافظتکننده عموما به کاهش ریسک یا مقابله با ریسک کمک میکنند. برای نشان دادن این قضیه، اجازه بدهید نگاهی داشته باشیم به اینکه عوامل ریسک و محافظتکننده چگونه کار میکنند.
مثال: عوامل ریسک و عوامل محافظتکننده در میزان مصرف مواد مخدر در بین جوانان
عوامل ریسک:
- محرومیت اقتصادی
- نابسامانی باهمستان
- وضعیتهای گذار و تحرک
- میزان در دسترس بودن مواد مخدر
- هنجارهای باهمستان که بر اساس آنها مصرف مواد مخدر ضد ارزش تلقی میشود
- تاریخچه خانوادگی مبنی بر مصرف مواد مخدر
- مشکلات مربوط به مدیریت خانواده
- ناکامی تحصیلی
- رفتار ضد اجتماعی
- داشتن دوستان و همسالانی که مواد مخدر مصرف میکنند
عوامل محافظتکننده:
- ایجاد پیوندهای اجتماعی
- آموزش مهارتها
- داشتن باورهای سالم و استانداردهای شفاف
- داشتن شغل ثابت با درآمد مناسب
- امکان مشارکت جوانان در فعالیتهای عاری از مواد مخدر
- وجود الگوهای مثبت
با نگاهی به فهرست بالا، قادر خواهید بود چند مورد از عوامل ریسک و عوامل محافظتکننده را انتخاب کنید که نسبت به هم دو روی یک سکه هستند. مثلا، باورهای سالم و استانداردهای شفاف میتواند ریسک هنجارهای باهمستان را که بر اساس آن مصرف مواد مخدر ضد ارزش تلقی نمیشود، کاهش دهد.
اکنون همانطور که ممکن است حدس زده باشید، بعد از این که عوامل ریسک و عوامل محافظتکننده را در مورد مسائلی که با آن سروکار دارید، مشخص کردید، گام بعدی، کار بر روی راههای کاهش این ریسک و افزایش عوامل محافظتکننده خواهد بود.
تفاوت بین استراتژی و تاکتیک چیست؟
از آنجا که غالبا استراتژی و تاکتیک با هم به کار برده میشوند، بسیاری از مردم زیاد به تفاوت بین این دو توجه نمیکنند. اما، زمانی که شما یا گروهتان دارید روی هر نوع طرح مربوط به گروهتان که دارای استراتژی و تاکتیک است، کار میکنید، شناختن تمایز بین این دو مفید خواهد بود.
استراتژی، یکی از گامهای کلان در یک طرح برای به انجامرساندن هدفی خاص است. تاکتیکها، اقدامات انفرادی و استواری هستند که یک استراتژی کلی را شکل میدهند. برای سادهتر کردن این تمایز، نگاهی میاندازیم به مثالی که هرچند مربوط به کاهش ریسک نیست اما این تمایز را بهخوبی روشن میکند. این داستان مربوط به دو دلداده است به نام استیو(Steve) و پم (Pam) که در آن استراتژیها و تاکتیکهای استیو برای دلربایی از پم بیان میشود.
مثال: استیو و پم
استیو جوانی جذاب و دانشجوی دوره دکترا است و به شدت در پی به دست آوردن دل پم است که دختری زیبا است اما دور از وی زندگی میکند. استراتژی استیو جلب توجه پم از طریق گرفتن ژستهای عجیب و غریب و سپس ابراز عشق به وی به شیوهای کاملا رمانتیک و تاثیرگذار است.
استراتژیهای استیو:
- جلب توجه وی از طریق کارهای عجیب و غریب
تاکتیکهای مورد نظر برای این استراتژی:
- ترکیبی از همه آهنگهای مورد علاقه پم را در قالب فایلی برای پم میفرستد
- یک دسته گل موسوم به مرغ بهشتی (گل مورد علاقه پم) برای وی میفرستد
- بریدهای از یک آگهی چاپ شده در روزنامه محلی را تهیه میکند که نقل قولی از شکسپیر است و مضمون آن درخواست عشق دو همدل است.
- نهایتا عشقش را به شیوهای کاملا رمانتیک و در عین حال بامزه ابراز میکند
هرچند ممکن است فکر کنید مثالی ساختگی است، اما همین که چشمانتان را برای لحظاتی ببندید، مشاهده خواهید کرد که چنین مثالی، تمایز بین استراتژی و تاکتیک را نشان میدهد: ١) استراتژی طرح وسیعی است که آن را برای دستیابی به هدفی خاص طراحی میکنید و ٢) تاکتیک گامهای خاصی است که آن را جهت تکمیل کردن استراتژی طراحی می کنید.
چه کسی باید در انتخاب استراتژی کاهش ریسک مشارکت کند؟
تصمیمگیری در باب استراتژیهای کاهش ریسک، چیزی است که نباید آن را به تنهایی انجام دهید. هر چند ممکن است سازمان شما ایدههای خوبی داشته باشد، اما مهم است که اعضای باهمستان را نیز وارد این فرآیند کنید. بهویژه افرادی که می توانند در باهمستان تغییرات مثبتی ایجاد کنند و یا به نوعی قادر به جلب حمایت مادی و معنوی از اهداف هستند و یا افرادی که درباره مشکل مورد نظر تجربه دارند. رویکردی که همه باهمستان را دربرگیرد، در بیشتر موارد به بهترین نحو عمل میکند.
شرکت دادن اعضای باهمستان در این فرآیند به این دلیل توصیه میشود که:
- میتواند به تغییر آندسته از هنجارها و ارزشهای باهمستان کمک کند که اغلب با عوامل ریسک و محافظتکننده گره خوردهاند
- پایگاه حمایتی وسیعتری برای تغییر رفتار ایجاد میکند
- میتواند درک بهتری از منابع موجود در باهمستان به شما بدهد
- میتواند انگیزهای شود تا عموم مردم از ابتکارعمل شما حمایت کنند
- به احتمال زیاد تغییرات درازمدت را در پی دارد. استراتژیها و تاکتیکهای شما در درون باهمستان ادغام میشوند و منجر به حفظ و نگهداری بهتر و پایداری و نهادینهسازی بیشتر میشوند.
افراد و گروههای شایستهای که باید به فکر جلب مشارکت آنها بود:
- مجریان محلی قانون
- رهبران مذهبی
- مقامات دولت محلی / شورای شهر
- مدیران مدرسه، معلمان، اعضای انجمن اولیا و مربیان، اعضای هیئت مدیره مدارس (در صورتی که جمعیت هدف شما جوانان را دربر میگیرد، سهیم کردن مدارس بزرگسالان بسیار توصیه میشود)
- آژانسهای خدمات انسانی و بهداشتی
- نمایندگان رسانههای محلی
- جوانان و والدین
- کسبه محلی
- مردم عادی در قالب نمایندگان بخشهای مختلف باهمستان
همچنین باید اعضای جمعیت هدفی که میخواهید در این فرآیند بهکار گیرید را هم مشارکت دهید. چرا باید جمعیت هدف را مشارکت داد؟
مشارکت دادن اعضای جمعیت هدف به این دلیل مهم است که:
- دادن مجالی به جمعیت هدف برای اظهار نظر در باب فرآیند، به اعتمادسازی کمک میکند.
- باهمستانهای آسیبدیده، غالبا از آنچه درباره آنها فکر میکنیم، قویترند و منابع فراوانتری در اختیار دارند.
- میتواند شناخت بهتری از نیازهای باهمستان به گروه شما بدهد.
- همچنین میتواند آگاهی باهمستان را از این که کی هستید و چه میکنید، افزایش دهد.
چگونگی انتخاب استراتژیهای کاهش ریسک
وقتی عوامل ریسک و عوامل محافظتکننده را برای ائتلاف خود شناسایی کردید، افراد را گردآوردید و آماده شدید تا برای طرحریزی استراتژیها و تاکتیکها دست به کار شوید، از کجا آغاز میکنید؟
از اطلاعات موجود بهره بگیرید!
قبل از هر چیز، باید به یاد داشت که قرار نیست دوباره چرخ را اختراع کنید! اطلاعات زیادی در دسترس است که ائتلافهای توسعه باهمستان میتوانند از آنها بهره گیرند. سوابق و پیشینه باهمستان خود را بشناسید! آیا چنین ابتکارعملی یا چیزی مشابه آن قبلا آزمایش شده است؟ حتی یک تلاش ناکام نیز اطلاعات ارزشمندی برای ارائه کردن دارد. قبل از این که با شتاب زیاد اقدام به طراحی استراتژیها و تاکتیکها کنید، از دانش موجود درباره کاهش ریسک بهرهبرداری کنید. برای این کار میتوانید از شیوههای زیر استفاده کنید:
تحقیق کنید ببینید گروههای دیگری که دارای ماموریتهایی مشابه با گروه شما هستند، چه کارهایی در این راستا انجام دادهاند. بازدیدی از کتابخانه یا جستجوی وبسایتها در اینترنت میتواند نتایج بیشماری دربر داشته باشد. نترسید از این که از دیگران بپرسید که برای گروهشان چه کارهایی انجام دادهاند.
شبکهسازی کنید. با افرادی که با گروههایی شبیه گروه شما کار میکنند، آشنا شوید. شرکت کردن در کارگاهی سراسری برای آژانسهای خدمات اجتماعی ممکن است خستهکننده به نظر بیاید و حتی ممکن است در باب موضوعی باشد که شما با تمام ابعاد و جزئیات آن آشنا هستید، اما تا زمانیکه از محتوای آن و فرصتهایی که ممکن است ایجاد کند مطمئن نشدهاید آن را ترک نکنید. با همکارانتان گزارشی تهیه کنید تا بر اساس آن بتوانید به تبادل اطلاعات، گزارشها و پیشنهادها بپردازید. از هر فرصتی برای ارتباط برقرار کردن با دیگران استفاده کنید – این روابط برای شما میتواند بسیار مفیدتر از صرف طراحی استراتژیهای کاهش ریسک باشد.
اما محض احتیاط، مواظب باشید که تصور نکنید هر آنچه که در باهمستانهای دیگر جواب داده است، لزوما در باهمستان شما نیز جواب خواهد داد. زمانی که به بررسی یک استراتژی احتمالی می پردازید که در باهمستان دیگری مورد استفاده قرار گرفته است، به این فکر کنید که این استراتژی در باهمستان شما چگونه جواب خواهد داد.
و سرانجام، تحقیق کنید و ببینید که خودتان چه استراتژیهای بکری میتوانید طراحی کنید. کمی خلاقیت، تاثیرات و نتایج قابل توجهی به دنبال دارد. هرچند بسیاری از استراتژیهای بزرگ را میشود از منابع دیگر به عاریه گرفت، اما نترسید از این که آنها را مطابق با شرایط خود تغییر دهید و هر جا لازم است استراتژیهای جدیدی پدید آورید. شما باهمستان خود را میشناسید و احتمالا خوب میدانید که چه چیزی آنجا جواب خواهد داد و چه چیزی جواب نخواهد داد.
ویژگیهای استراتژیهای موثر در کاهش ریسک
به چند مورد از چیزهایی که معمولا در یک استراتژی موثر برای کاهش ریسک وجود دارند، اشاره میکنیم:
- اول از همه این که استراتژی کاهش ریسک برای افزایش عوامل محافظتکننده کار میکند. تمرکز بر عوامل محافظتکننده به ما کمک میکند که از قضاوت درباره رفتار پرخطر یا نفی کردن آن که میتواند باعث منزوی کردن افراد شود خودداری کنیم.
- اهداف، روشهای مورد استفاده برای جمعآوری دادهها، ارزیابی، بازخورد، نقشها و وظایف ویژه همه کارکنان و داوطلبان باید به وضوح تعریف شود. تعریف شفاف و قبل از موعد این موارد، باعث جلوگیری از بسیاری از سردرگمیهای بعدی در طول فرآیند خواهد شد.
- استراتژی به شیوهای به سمت کاهش ریسک حرکت میکند که متناسب با جمعیت هدف شما باشد. بسته به اینکه با چه گروهی کار میکنید، عوامل زیادی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. یکی از آنها این است که باید از خودتان بپرسید آیا استراتژی مورد نظر نسبت به رده سنی و سطح بلوغ فکری مشارکتکنندگان مناسب است یا نه.
- موثرترین استراتژیهای کاهش ریسک از مداخله زودهنگام بهره میگیرند. برای مثال، دسترسی به زنان قبل از باردار شدن یا در اوایل بارداری برای بررسی کیفیت تغذیه خودشان و فرزندانشان و کمک به آنها برای ایجاد عادات غذایی سالم، بهتر از زمانی است که بچهها به سن مدرسه رسیدهاند.
- استراتژی کمک میکند که بهترین استفاده را منابع موجود (ساعات کاری کارکنان، و غیر آن) ببریم. اگر اینها چیزهایی است که گروه یا ائتلاف شما در اجرای آن به دلیل کمبود پول یا زمان دچار مشکل میشود، در این صورت شاید بهتر باشد که در پی استراتژی دیگری باشید.
- در صورت تلاش برای پرداختن به بیش از یک عامل ریسک، شاید بهتر باشد که بیش از یک استراتژی داشته باشید. این امری نادر است که یک استراتژی برای کاهش چند نوع ریسک متفاوت مناسب باشد. برای مثال، مشکلی مانند خشونت خانگی عوامل متعددی دارد. عواملی مانند سابقه آزاردیدن در فرد سوءاستفادهگر، اعتیاد به مشروبات الکلی، انزوا، بیکاری یا کمکاری، و فقدان مهارتهای لازم برای پیشرفت اقتصادی. واضح است که هیچ استراتژیای نمیتواند به تنهایی به همه این عوامل بپردازد – بنابراین برای ایجاد یک تاثیر واقعی در ارتباط با خشونت خانگی، به استفاده از استراتژیهای چندگانه نیاز خواهیم داشت.
پرسشهایی که در هنگام ارزیابی استراتژیهای مربوط به پیشگیری باید مطرح کرد:
- آیا استراتژی مورد نظر به ریسکهای شناخته شده میپردازد؟
- استراتژی چگونه عوامل ریسک را کاهش میدهد و یا عوامل محافظتکننده را افزایش میدهد؟
- آیا استراتژی با جمعیت هدف شما ارتباط برقرار میکند؟
- آیا استراتژی به شیوهای طراحی میشود که اثربخشی آن قابل ارزیابی باشد؟
انواع رایج استراتژیهای کاهش ریسک
استراتژیهای کاهش ریسک معمولا به دو دسته تقسیم میشوند: دسته مربوط به تغییر رفتار فردی و دسته مربوط به توسعه سازمانی و باهمستانی.
استراتژیهای مربوط به تغییر رفتار فردی عبارتند از:
- مشوقها یا بازدارندهها – یافتن راههایی برای جریمه کردن یا بازداشتن از رفتارهای پرخطر و پاداش دادن یا تشویق به رفتارهای محافظتکننده (برای مثال، در نظر گرفتن نرخ بیمه پایینتر برای افراد سیگاری به عنوان یک مشوق تا سیگار را ترک کنند)
- افزایش (یا کاهش) زمان و تلاش برای گروه هدف
- پشتیبانی و حمایت کردن (آموزش همکاران و مشاوره در باب کاهش ریسک، از جمله تاکتیکهایی هستند که میتوان برای این منظور به کار برد)
- ترتیب دادن برنامههای آموزشی و مشورتی که در آن افراد مسنتر یا باتجربهتر برای کمک به تغییر رفتار دیگران تلاش میکنند
- تقویت منابع – کار کردن برای کسب پول بیشتر، بهبود لوازم و مصالح، برقراری ارتباط بهتر با برنامهها و خدمات دیگر، یا افزایش سطح آگاهی عمومی نسبت به منابعی که در دسترسشان قرار دارد
- تغییر دادن برنامهتان برای حذف موانع یا ایجاد امکان دسترسی بیشتر برای افرادی که از آن امکانات استفاده میکنند (برای مثال، برنامههای مربوط به صرف صبحانه در مدارس، ایجاد مراکز بیشتر توزیع غذای مکمل زنان، اطفال و کودکان، آموزش اصول تغذیه برای والدین در وقت تحویل گرفتن بچههایشان از مدرسه و غیر آن با هدف رفع گرسنگی کودکان)
- تغییر سیاست (ایجادکردن، اصلاحکردن، یا خاتمهدادن)
- تامین اطلاعات (بعضی از تاکتیکهای مورد استفاده در این زمینه عبارتند از: کمپینهای اطلاعاتی، ارتباط رو در رو با اهالی (street outreach) و گفتگو و تبادل نظر با باهمستان (community outreach)، آموزش همآلان (peer education) و مشاوره در باب کاهش ریسک)
- مدلسازی (تاکتیک مورد استفاده در این زمینه، آموزش همکاران است)
- آموزش مهارتها (بعضی از تاکتیکهای مورد استفاده در این زمینه، آموزش همآلان و مشاوره در باب کاهش ریسک است)
- ارائه بازخورد مناسب در مورد میزان پیشرفت (برخی از تاکتیکهای مورد استفاده در این زمینه، آموزش همآلان و مشاوره در باب کاهش ریسک است)
استراتژیهای مربوط به توسعه سازمانی و باهمستانی عبارتند از:
- کمپینهای آگاهسازی و رسانهای (بعضی از تاکتیکهای مورد استفاده در این زمینه عبارتند از: کمپینهای آموزشی، گفتگو و تبادل نظر با باهمستان، آموزش همآلان
- ارزیابی و پایش وضعیت باهمستان
- ایجاد ائتلاف با گروههای دیگر باهمستان
- تغییر سطح دسترسی به کالاها و خدمات (برای مثال، کاهش امکان دسترسی افراد زیر سن قانونی به خریدن و تهیه سیگار)
- توسعه منابع برای افزایش حمایت از خانواده و همکاران
- اجرای سیاستها و قوانین موجود
- ترویج، حمایتگری و اعتراضات بدون خشونت (بعضی از تاکتیکهای مورد استفاده در این زمینه، کمپینهای اطلاعاتی و اقدام مستقیم هستند)
- تغییر سیاستها و قوانین (بعضی از تاکتیکهای مورد استفاده در این زمینه عبارتند از: کمپینهای اطلاعاتی، تماس و برقراری ارتباط رو در رو با اهالی و اقدام مستقیم)
تاکتیکهای رایج در کاهش ریسک
تاکتیکهای بسیار زیادی برای کاهش ریسک وجود دارد. بعضی از رایجترین آنها در زیر میآید – اما به یاد داشته باشید، تاکتیکهایی که استفاده میکنید تنها محدود به قدرت خلاقیت شما هستند!
- کمپینهای آموزشی – این احتمالا رایجترین تاکتیک مورد استفاده در کاهش ریسک است. آموزش دادن عامه مردم، اقدامی رایج و گسترده است. بعضی از متدهای انتشار اطلاعات ممکن است به صورت زیر باشد: آگهیهای تبلیغاتی، پوسترها، بروشورها، پخش اعلامیههای مربوط به خدمات عمومی از رادیو و تلویزیون، سخنرانی و اختصاص خطوط تلفن اضطراری.
- ارتباط رودررو با اهالی (street outreach) – این تاکتیک عبارت است از فرستادن متخصصان این کار به اماکن مورد نظر برای برقراری تماس چهره به چهره با جمعیت هدف. بعضی از فعالیتهای مربوط به ارتباط رودررو عبارتند از: غربال کردن، چیدن میزهای اطلاعرسانی، یا توزیع اطلاعات و هدایای کوچک با هدف اطلاعرسانی.
- گفتگو و تبادل نظر با باهمستان (community outreach)، این مورد با ارتباط رودررو تفاوت دارد زیرا غالبا در یک محیط گروهی -مانند کارگاهها، سخنرانیها، گفتگوها و غیر آن- انجام میگیرد. در این موارد امکان تاثیر بر رفتار معمولا محدود میشود زیرا در این روش معمولا افراد یک بار با آن مواجه میشوند، اما با اینحال روش خوبی برای کسب اطلاعات است. اگر از این تاکنیک استفاده میکنید، احتمالا باید آن را با تاکتیکهای دیگر نیز پشتیبانی کنید.
- آموزش همآلان (peer education)– در تاکتیک آموزش همآلان، افرادی که خودشان اعضای جمعیت هدف شما هستند، وارد باهمستان میشوند تا به عنوان الگوهای مثبت رفتاری عمل کنند و اطلاعات را توزیع کنند. آموزش همآلان میتواند بسیار موثر باشد، زیرا جمعیت هدف شما می توانند افرادی مانند خودشان را مشاهده کنند که نه تنها میآیند تا با آنها درباره رفتارهای کمخطر صحبت کنند بلکه آن رفتار را نیز در زندگی شخصی خودشان سرمشق قرار میدهند. آنها میتوانند به انجام مشاورههای فردی و مستقیم، ایجاد هیئت سخنرانان و دیگر فعالیتها مبادرت ورزند.
- مشاوره در مورد کاهش ریسک – مشاوره در مورد کاهش ریسک، یک کار دوطرفه فشرده است که با افرادی انجام میشود که در معرض ریسک بالایی هستند.
- اقدام مستقیم – اقدام مستقیم اصطلاحی است که برای توصیف مجموعهای از اقدامات سیاسی یا ترفندهای رسانهای بهکار میرود و هدفش هدف رویارویی مستقیم یا پررنگکردن مشکل یا مقامی است که تمایل دارید مورد توجه قرار بگیرد. اگر در پی اعلام موضعی کلان به صورت عمومی هستید، اقدام مستقیم ممکن است یکی از تاکتیکهایی باشد که باید در این زمینه مورد توجه قرار دهید. نمونههایی از اقدام مستقیم عبارتند از: اقدامات نمادین، نمایشهای خیابانی و راهبندان. در صورتی که از تاکتیکهای اقدام مستقیم حمایت میکنید، بسیار مهم است که به دقت برنامهریزی کنید و پیشبینی کنید که چگونه باید با هر گونه واکنش منفی عموم به اقداماتتان مواجه شوید.
خلاصه
استراتژیها و تاکتیکهای مطرح شده در این بخش به هیچ وجه تنها مواردی نیستند که برای کاهش ریسکهای سلامت در باهمستان میتوان مورد استفاده قرارداد. این بخش تنها شناختی به شما میدهد مبنی بر این که چگونه میتوانید استراتژیها و تاکتیکها را برای پرداختن به ریسکهایی طراحی کنید که در حال مبارزه با آنها هستید. همانطور که گفتیم، به آن چه که در باهمستانهای دیگر به ویژه باهمستانهای مشابه جواب داده است، توجهی ویژه داشته باشید و از تولید ایدههایی بکر از سوی خودتان نیز هراسی به دل راه ندهید. ممکن است به این نتیجه برسید که ایجاد ترکیبی از ایدههای اصلی خودتان و ایدههای به عاریه گرفته شده از منابع دیگر برای باهمستان، بهتر جواب خواهد داد.
الأداة: دعم الشباب المعرّضين للخطر: رُزمة للسياسات في البلدان ذات الدخل المتوسّط
من مقدّمة "رُزمة السياسات" المنشورة في العام 2008:
"حالياً، ثمّة 1.5 مليار شخص بين 12 و24 عاماً حول العالم، ويعيش 1.3 مليار منهم في البلدان النامية – وهذا ما يجعل الشباب أكبر شريحة ضمن سكّان البلدان النامية في التاريخ المدوّن. والأهمّ من ذلك أنّ الشباب يشكّلون جزءاً كبيراً وغير متناسب من فقراء العالم. ففيما يمثّلون 50 بالمئة من سكّان البلدان النامية، إلا أنّهم يشكّلون ما يقارب الـ60 بالمئة من الفقراء في هذه البلدان. وصحيحٌ أنّ الشباب قد يكونون مصدر نمو وتطوّر لبلدانهم، إلا أنّ شريحةً منهم – الشباب المعرّضون للخطر – تشكّل مصدراً لعدم المساواة، والفقر، والتهميش، وقدر كبير من الجرائم والعنف اللذين يسودان كلّ منطقة في العالم، الأمر الذي يفرض بالتالي أعباء طائلة عليهم، وعلى عائلاتهم، وعلى المجتمع ككلّ.
لقد أنتج البنك الدولي رُزمة السياسات هذه استجابةً للطلب المتنامي على النصائح من عملائنا وشركائنا الحكوميين حول كيفية وضع سياسات فعّالة للشباب المعرّضين للخطر وتطبيقها. ولقد سلّطنا الضوء على 22 سياسة (ستّ سياسات أساسية، وتسع سياسات واعدة، وسبع سياسات عامة) أثبتت فعاليتها في مخاطبة نواحي الخطر الخمس الرئيسية التالية للشباب حول العالم:
-
بطالة الشباب، والبطالة المقنّعة، وغياب فرص العمل في القطاع الرسمي
-
ترك المدرسة في عمر مبكر
-
سلوك جنسي خطر يؤدّي إلى إنجاب الأطفال في وقت مبكر والإصابة بفيروس نقص المناعة المكتسب/الإيدز
-
الجرائم والعنف
-
إساءة استعمال مواد الإدمان
إنّ الهدف من هذه الرُزمة هو توفير دليل عملي لصانعي السياسات في البلدان ذات الدخل المتوسّط – وللمتخصّصين العاملين في مجال تنمية الشباب – حول كيفية وضع محفظة سياسات فعّالة وتطبيقها لتعزيز التطوّر الصحّي والإيجابي عند الشباب".
ستجدون هنا قوائم مراجعة تلخّص أبرز النقاط التي يتضمّنها النص.
تفهمون أنّ:
____ خفض المخاطر يعني معرفة ما الذي يؤدّي في مجتمعكم المحلّي إلى المشكلة التي تحاولون الوقاية منها، ثمّ العمل على الحدّ من هذه العوامل.
____ عوامل الحماية هي الأمور التي تمنع حدوث أيّ شيء تحاولون الوقاية منه.
____ الاستراتيجية هي إحدى الخطوات العريضة في خطّة ترمي إلى إنجاز غاية معيّنة.
____ التكتيك هو خطوة محدّدة تتّخذونها من أجل إنجاز استراتيجيةٍ ما.
تفهمون الأسباب التالية لإشراك أعضاء المجتمع المحلّي في عملية اختيار استراتيجيات خفض المخاطر:
____ قد يساعد ذلك على تغيير معايير وأعراف أو تقاليد المجتمع المحلّي وقِيَمه التي غالباً ما تكون مرتبطة بعوامل المخاطر والحماية.
____ يبني قاعدة دعم أوسع لتغيير السلوك.
____ قد يعطيكم ذلك فهماً أفضل للموارد المتوافرة لكم في المجتمع المحلّي.
____ قد يساعد ذلك على حشد الدعم العام لمبادرتكم.
____ يزيد ذلك من احتمال تحقيق تغييراتٍ على المدى البعيد.
لقد فكّرتم في إشراك أشخاص من المجموعات التالية في عملية اختيار استراتيجيات خفض المخاطر:
____ السلطات المحلّية المسؤولة عن وضع القوانين موضع التنفيذ
____ قادة روحيون
____ المسؤولون الحكوميون المحلّيون
____ المسؤولون في المدارس، والمعلّمون، وأعضاء هيئات الأهالي والمعلّمين، وأعضاء المجالس المدرسية
____ الهيئات المعنية بالخدمات الصحّية والإنسانية
____ ممثّلو وسائل الإعلام المحلّية
____ الشباب والأهالي
____ رجال الأعمال المحلّيون
____ أعضاء الفئة المُستهدَفة التي تخدمونها
تفهمون الأسباب التالية لإشراك أعضاء الفئة المُستهدَفة في عملية اختيار استراتيجيات خفض المخاطر:
____ إنّ الأخذ برأي الفئة المُستهدَفة يساعد على بناء الثقة.
____ غالباً ما تكون المجتمعات المحلّية المتأثّرة أكثر قوّةً وذكاءً ممّا نعتقد.
____ قد يعطي ذلك فهماً أفضل لمجموعتكم عن احتياجات المجتمع المحلّي.
____ قد يزيد أيضاً معرفة المجتمع المحلّي عن مَن تكونون وما تقومون به.
اختيار استراتيجيات خفض المخاطر:
____ البحث لمعرفة ما قامت به المجموعات الأخرى التي تتشابه رسالاتها مع رسالتكم.
____ حضور المؤتمرات وورش العمل.
____ المشاركة في الائتلافات الإقليمية والوطنية.
____ الاشتراك في قائمة بريد الكتروني لأشخاصٍ يقومون بنوع العمل نفسه الذي تقومون به.
____ عندما تدرسون استراتيجية مُحتمَلة قد استُخدِمت في مجتمع محلّي آخر، فكّروا في كيف يمكن أن تنجح مع مجتمعكم المحلّي.
____ قوموا بإجراء بحث خاص بكم لتروا ما هي الاستراتيجيات الجديدة التي تستطيعون التفكير فيها من تلقاء أنفسكم.
تفهمون الخصائص التالية التي تنطبق على استراتيجيات خفض المخاطر الفعّالة:
____ الاستراتيجية تعمل بهدف زيادة عوامل الحماية.
____ تُحدَّد بوضوح الغايات، والطرق التي ستُستخدَم لجمع البيانات والتقييم والمردود، والأدوار والواجبات المحدّدة لجميع الموظّفين والمتطوّعين وأيّ طواقم بشرية أخرى.
____ تتلاءم طريقة مقاربة الاستراتيجية لخفض المخاطر مع الفئة التي تستهدفونها.
____ الاستراتيجية تستخدم التدخّل المبكر.
____ الاستراتيجية تستخدم الموارد المتوافرة بأفضل طريقة ممكنة.
____ لدى مخاطبة أكثر من عامل خطر واحد، ربّما من الأفضل استخدام أكثر من استراتيجية واحدة.
لقد طرحتم الأسئلة التالية لدى تقييم استراتيجيات الوقاية التي تفكّرون في اعتمادها:
____ هل تخاطب الاستراتيجية عوامل المخاطر المعروفة؟
____ كيف ستخفّض الاستراتيجية المخاطر و/أو تزيد عوامل الحماية؟
____ هل يُرجَّح للاستراتيجية أن تبلغ الفئة التي تستهدفونها؟
____ هل وُضِعت الاستراتيجية بطريقة تمكّن من تقييمها؟
لقد تعرّفتم إلى استراتيجيات خفض المخاطر المرتبطة بتغيير السلوك الفردي:
____ الحوافز أو الروادع
____ زيادة (أو خفض) الوقت والجهد للسلوكيات المُستهدَفة
____ توفير الدعم
____ تنظيم البرامج الإرشادية
____ تعزيز الموارد
____ تغيير التصميم البيئي لإزالة الحواجز أو تسهيل الوصول
____ تغيير السياسات (وضعها، أو تعديلها، أو إبطالها)
____ توفير المعلومات
____ لعب دور القدوة
____ التدريب على المهارات
____ توفير مردود حول التقدّم
لقد تعرّفتم إلى استراتيجيات خفض المخاطر المرتبطة بتنمية المنظّمة والمجتمع المحلّي:
____ حملات التوعية والحملات الإعلانية للجمهور
____ قياس أوضاع وحاجات المجتمع المحلّي والرصد
____ بناء الائتلافات
____ تغيير مستوى الوصول إلى المنتجات والخدمات
____ دمج الوكالات والموارد المحلّية والتنسيق في ما بينها
____ تطوير الموارد لتعزيز دعم العائلة والأقران
____ وضع السياسات والقوانين الحالية موضع التنفيذ
____ المناداة والاحتجاج السلمي
____ تغيير السياسات والقوانين
تفهمون بعض التكتيكات الشائعة المُستخدَمة في خفض المخاطر:
____ الحملات الإعلامية
____ التوعية في الشوارع
____ التوعية المجتمعية
____ التعلّم من الأقران
منظور از بومیسازی چیست؟
فرض کنید مداخلهای در باهمستان را با موفقیت اجرا کردهاید. طبیعتا، شاید بخواهید این موفقیت را گسترش داده و مداخله مذکور را در نقطهای دیگر با بافت فرهنگی یا جمعیتی کاملا متفاوت اجرا کنید.
مثلا، فرض کنید برنامهای موفق را برای پاکسازی پارکها، ترغیب رایدهندگان برای نامنویسی، یا بازدید از سالمندان در خانه ترتیب دادهاید. پارکها تمیز میشوند؛ رایدهندگان نامنویسی میکنند؛ و بازدید هم انجام میشود. حالا آیا میتوان همین برنامهها را در محیطی دیگر با جمعیتی متفاوت پیاده کرد؟ آیا این موفقیت تکرارشدنی است؟
در اینجا با دو پرسش مهم روبهرو هستیم: ۱) آیا مداخله در جایی دیگر موفق خواهد بود؟ و مهمتر اینکه ۲) چطور میتوان به موفقیت حداکثری رسید؟ بهترین پاسخ برای پرسش نخست این است که «شاید» و در پاسخ به پرسش دوم میتوان گفت «با تفکر و برنامهریزی دقیق».
نکته مهم این است که مداخلهها همیشه درمانی برای همه دردها در همه شرایط نیستند. با تغییر محیط، به تطبیق، متناسبسازی و بومیسازی نیاز خواهیم داشت. خوشبختانه، بومیسازی موفق اصول و راهکارهایی دارد که موضوع اصلی این بخش است.
منظور از «سنتهای متفاوت فرهنگی» چیست؟
«فرهنگ» واژهای گسترده است که موضوعات بسیاری را دربر میگیرد. فرهنگ در تعریفی کوتاه یعنی مجموعهای از رفتارها، عادات، نقشها، و هنجارها در گروهی مشخص. شاید بتوان گفت منظور از «سنتها» هم اساسا همین است. این دو واژه با یکدیگر همپوشانی دارند. اما در این بخش، به جای تکیه بر تعاریف مدون، میکوشیم مفاهیم پایه را تشریح کنیم.
تعریف گستردهای که از فرهنگ ارائه میشود، گروههای بسیاری را دربر میگیرد. مثلا، گروههای نژادی از آن گروههایی هستند که با شنیدن واژه فرهنگ به ذهن میآیند. فرهنگهای کرد، بلوچ، و ترک گاه با یکدیگر فرق دارند (و در درون خود هم تفاوتهایی دارند). گروههای قومی هم شاید درون خود فرهنگها و خردهفرهنگهای متفاوتی داشته باشند. باید به این تفاوتها توجه داشت.
سنتهای فرهنگی و تفاوتهای فرهنگی گاه از نژاد و قومیت فراتر میروند. این سنتها و تفاوتها گاه در سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، مذهب، منطقه زندگی، گرایش جنسی، اشتغال، پیشینه خانوادگی، یا حتی محله یا ترکیبی از این عوامل ریشه دارند. مهمانی شام غیررسمی، آزمایش فشار خون، یا ترغیب برای ایمنسازی کودکان شاید در یک محیط با موفقیت مواجه شود، اما در محیطی دیگر با ناکامی کامل. چرا؟ شاید سنتهای متفاوت فرهنگی، در تعریف گستردهاش، به این موضوع ربط داشته باشد. شاید بومیسازی به خوبی انجام نشده است.
چرایی نیاز به بومیسازی مداخلات بر اساس سنتهای متفاوت فرهنگی
شاید مهمترین دلیل بومیسازی مداخله در فرهنگهای مختلف، موفقیت قبلی مداخله و تلاش برای موفقیت دوباره باشد. مداخله با بومیسازی مطلوب دارای ویژگیهای زیر است:
- احترام به هویت و ارزشهای فرهنگ دیگر
- بهبود توانایی ارتباط با باهمستان مورد نظر
- مرتبط ساختن هر چه بیشتر اقدامات با شرایط جدید
- کاهش احتمال پیامدهای ناخواسته و پیشبینینشده
- افزایش مشارکت و همراهی اعضای گروههای فرهنگی دیگر
- افزایش پشتیبانی از برنامه از سوی اعضای گروههای فرهنگی حتی در صورت نبود مشارکت یا همراهی مستقیم
- افزایش احتمال موفقیت مداخله (و اثرگذاری آن در اجتماع)
- اعتمادسازی برای آینده و همکاری در خطوط مختلف فرهنگی که میتواند احتمال موفقیت مداخلات آتی را افزایش دهد.
اگر شرایط مهیا باشند، همه موارد فوق دلایل بسیار خوبی برای شروع کار هستند.
زمان بومیسازی مداخله بر پایه سنتهای فرهنگی متفاوت
در اینجا به شش معیار مفید اشاره میکنیم:
۱. زمانی که نقشه خوبی برای کار دارید
۲. زمانی که این ایده امتحان شده و به موفقیت رسیده است
۳. زمانی که واقعا علاقه دارید این نقشه را در یک محیط فرهنگی متفاوت پیاده کنید
۴. وقتی زمان، پول، و نیروی انسانی کافی را برای پیشرفت کار در اختیار دارید
۵. زمانی که میدانید اعضای گروه فرهنگی مورد نظر به مداخله شما علاقه دارند (در برخی موارد، حتی شاید خود این افراد از شما بخواهند طرحتان را در محیط جدید پیاده کنید)
۶. زمانی که اعضای گروه فرهنگی مورد نظر عملا مایل به همکاری در راستای موفقیت مداخله هستند.
پرسشی مهم: آیا هر مداخلهای به بومیسازی نیاز دارد؟
پاسخ منفی است. همیشه نیاز به بومیسازی نیست. قطعا در برخی موارد، برای مثال در نمونه زیر، بومیسازی نیاز نیست یا در حد اندک مورد نیاز است.
- یک کارشناس (سفیدپوست) متخصص طرحهای درخواست حمایت مالی، دعوتنامهای دریافت کرده تا کارگاهی را با موضوع تهیه این طرحها برای گروهی اسپانیاییزبان برگزار کند. در این مورد بومیسازی چندانی نیاز نبود. مبانی نوشتن طرحهای درخواست حمایت مالی در فرهنگهای مختلف فرق چندانی ندارد. در اینجا، تفاوتهای فرهنگی عامل تعیینکنندهای نبوده است.
در موارد دیگر، مثل نمونه زیر، تفاوتهای فرهنگی واقعا مهم هستند:
- یکی از سازمانهای پیشگیری از ایدز میخواست برنامه آموزش پیشگیری از ایدز را در اجتماع محلی اسپانیاییزبان خود پیاده کند. مردم این بخش مایل نبودند و یا نمیتوانستند در جلسات عمومی شرکت کنند. اما حاضر بودند در خانه یکی از همسایگان با همسایههای خود دیدار کنند و در عمل هم چنین میکردند. در این برنامه، آموزش از طریق «گفتگوهای خانگی» انجام شد که ابزاری مناسب برای این فرهنگ خاص است.
این نمونهها تفاوتهای قومی و نژادی را نشان میدهند، اما میتوان آنها را به سایر تفاوتهای فرهنگی تعمیم داد. در مجموع، از قبل نمیتوان گفت چه میزان بومیسازی فرهنگی لازم است. بنابراین، بهتر است فرض کنیم که دست کم اندکی بومیسازی لازم است و با احتیاط پیش برویم.
اما چطور باید پیش رفت؟ در بخش بعد به چگونگی انجام کار میپردازیم.
چگونگی بومیسازی بر پایه سنتهای متفاوت فرهنگی
در اینجا، رویکردی گامبهگام را ارائه میکنیم که میتواند راهنمای بومیسازی باشد (اگر بومیسازی درونسازمانی است، همین گامها را میتوان در سازمان هم پیاده کرد).
- صادقانه از خود بپرسید «آیا بومیسازی این مداخله به زحمتش میارزد؟» شاید بومیسازی بد نباشد، اما آیا آنچنان که باید مفید است؟ آیا بومیسازی چنان ارزش بالقوهای دارد که زحمت آن را توجیه کند؟ پاسخ صادقانه و دقیق به این پرسش پیش از شروع کار، میتواند در مراحل بعد از بروز مشکلات و هدررفت زمان جلوگیری کند.
- فرض کنید به این نتیجه رسیدید که بومیسازی به زحمتش میارزد. آیا میخواهید بومیسازی کنید؟ بخش بزرگی از موفقیت بومیسازی یا هرگونه مداخله به تمایل شخصی شما بستگی دارد. شاید دوست داشته باشید کار دیگری انجام دهید. پس اگر پاسختان به این پرسش قطعا مثبت نیست، پیش از انجام مراحل بعدی خوب فکر کنید.
- شاید تصمیم بگیرید که میخواهید بومیسازی کنید. اما اینجا پرسش دیگری مطرح میشود: آیا واقعا هدایت بومیسازی بر عهده شماست؟ شاید این طور باشد؛ شاید فرد دیگری نخواهد پا پیش بگذارد. (اگر این طور است، چرا؟) اما شاید اگر هدایت بومیسازی را بر عهده نگیرید، مداخله تاثیر بهتری داشته باشد. شاید بهتر باشد افراد دیگری این مسئولیت را بر عهده بگیرند و به این ترتیب هم موفقیت مداخله بیشتر شود و هم اینکه افراد دیگر توانمندتر شوند. شاید بهتر باشد در حاشیه یا در پشت صحنه کار کنید.
- آمادگی خود را بسنجید. اگر نقشی قرار است داشته باشید، آیا از لحاظ فرهنگی برای انجام این کار آمادهاید؟ شاید بهتر باشد سوالات زیر را از خود بپرسید:
- ارزشها و باورهای فرهنگی خودتان کدامند؟ این ارزشها و باورها با ارزشها و باورهای باهمستان هدف چه فرقی دارند؟
- آیا در کار با گروه فرهنگی مورد نظر یا گروههای مشابه تجربه دارید؟
- اگر پاسخ مثبت است، از تجربههای گذشته چه درسهای مفیدی گرفتهاید؟
- آیا شخصا برای انجام کارهای احتمالی در روند بومیسازی آمادهاید؟
- آمادگی گروه هدف را بسنجید. آمادگی دوطرفه است:
- آیا گروه فرهنگی مورد نظر برای همکاری با شما آماده است؟
- آیا این گروه توانایی همکاری دارد؟ آیا مهارت و منابع احتمالی لازم را در اختیار دارد؟
- واکنش احتمالی گروه به سنت فرهنگی خود شما چه خواهد بود؟ (خواه ناخواه این سنت فرهنگی همراه شما به مداخله وارد میشود).
- بسته به پاسخ پرسشهای قبلی، شاید برای شروع کار آماده باشید. اگر پاسخ مثبت است، بومیسازی را بر عهده بگیرید. تعهد بیرونی به همراه تمایل درونی از عوامل مهم موفقیت است.
- اهدف مشخصی برای مداخله بومیسازیشده برگزینید. دقیقا میخواهید به چه چیزی برسید؟
حالا که برای کار در دنیای بیرون آمادهاید، نوبت به گامهای بعدی میرسد.
کمی تحقیق کنید، بهویژه اگر درباره گروه فرهنگی مورد نظر آگاهی چندانی ندارید. پیش از ورود به این کار، تا میتوانید درباره باورها و رسوم فرهنگی این گروه، و نیز هنجارهای اجتماعی و دغدغههای سیاسی، و پیشینه تاریخی گروه آگاهی کسب کنید.
در محیط فرهنگی مورد نظر با مردم گفتگو کنید. در صورت امکان، با گروههای مختلف مردم گفتگو کنید. در زیر به برخی از این گروهها اشاره میکنیم:
- کارشناسان شناختهشده در حوزه فرهنگ مورد نظر، که معمولا از طریق وجهه حرفهای شناخته میشوند
- افراد کلیدی و مطلع در فرهنگ مورد نظر که یا مدت زیادی در این محیط فرهنگی زندگی کردهاند یا با سایر افراد در این محیط پیوند نزدیک دارند، یا هر دو. این افراد (که گاه به آنها «مطلع» یا «دروازه ورودی» میگوییم) در زمان شروع مداخله میتوانند واقعا به شما کمک کنند. مقامات دولت محلی، متخصصان کسبوکار، معلمان و استادان دانشگاه، و پژوهشگران حرفهای هم میتوانند کمکتان کنند.
باید توجه داشت که از هر یک از این افراد میتوان اطلاعاتی درباره افراد دیگر به دست آورد که میتوانند به اجرای برنامه کمک کنند.
اگر قبلا در محیط فرهنگی مورد نظر نبودهاید، زمانی را در این محیط سپری کنید. در قهوهخانههای محلی یک فنجان قهوه بخورید؛ در محله قدم بزنید؛ کمی در پارک بنشینید؛ در رویدادهای عمومی شرکت کنید (یا کاری کنید شما را به مراسم خصوصی دعوت کنند). صرف بودن در محیط آموختههای بسیار خوبی به همراه دارد و به شما دید خوبی میدهد که به دست آوردنش در شرایط دیگر چندان آسان نیست.
هنگام ارائه پیشنهاد، آن را به آرامی و به تدریج مطرح کنید. به جای این که بگویید «دارم برای انجام فلان کار برنامهریزی میکنم» بگویید «مدتی است که فکری در سرم هست. میشود دربارهاش حرف بزنم و از شما نظر بخواهم؟» سنجیده عمل کنید. واژهها را بر اساس تجربههای شنونده انتخاب کنید. از آموختههای فرهنگی قبلی خود بهره بگیرید.
پس از ارائه پیشنهاد، از دیگران نظر بخواهید. این بازخورد را به دقت لحاظ کنید. تغییرات پیشنهادی را اعمال کنید (برای اعمال نکردن تغییرات باید دلیل موجهی داشته باشید).
اگر به گفته بسیاری از افراد مطلع، نقشهتان برای مردم در محیط مورد نظر ارزش چندانی ندارد، یا شانس موفقیت چندانی ندارد، به این نشانههای خطر توجه کنید. شاید الان و اینجا زمان و مکان مناسبی برای به کارگیری مداخله مورد نظر نباشد. اگر این گونه است، الان این موضوع را بفهمید خیلی بهتر است تا این که بعدا به این موضوع پی ببرید. اما انگیزه خود را از دست ندهید؛ ممکن است بتوان از خلال این گفتگوها به نقشههای جدیدی رسید که شاید با آن چه در ذهن داشتهاید چندان فرقی نداشته باشد. و شاید هم این نقشه جدید برای همه افراد ذینفع بهتر باشد.
در صورت دریافت بازخورد مثبت کافی، شاید بتوان به گام بعدی فکر کرد. گام بعدی یافتن افرادی در اجتماع فرهنگی است که بتوانند با همکاری با شما مداخله را عملی کنند. برخی از این افراد شاید همانهایی باشند که قبلا در اجتماع با آنها صحبت کردهاید (و قطعا بد نیست هنگام شروع کار این موضوع را پس ذهنتان داشته باشید). و گروهی از این افراد قطعا همانهایی هستند که از مداخله تاثیر میپذیرند. مثلا، در برنامه ایجاد محله دوستدار کودک باید کودکان را لحاظ کنید و تا حد امکان والدین و خانوادهها را نیز همراه نمایید.
به بیان دیگر، در این مرحله، به همکار نیاز دارید. به علاوه، باید این همکاران را در گروهی غیر رسمی دور هم جمع کنید. چنین گروهی را معمولا کارگروه یا گروه مشورتی میگویند. این گروه معمولا مسئولیت اصلی بومیسازی و اجرای مداخله را در دست میگیرد.
در این مرحله باید کار برنامهریزی و اجرا را مثل سایر مداخلات آغاز کنید؛ در اینجا هم همان روالهای پایه به کار میآیند. میتوانید از تجربههای موفق قبلی بهره بگیرید. همکارانتان در کارگروه مذکور در مورد تغییرات لازم و بخشهای بدون تغییر در مقایسه با طرح اولیه مداخله تصمیم میگیرند، گروه بر سر مسیری برای اقدام موافقت میکند، زمانبندی را مشخص میکند، طرحهای آزمایشی را اجرا میکند، و تقسیم مسئولیت را بنا به صلاحدید خود انجام میدهد. این مراحل در همه مداخلهها چه با بومیسازی و چه بدون آن، رایج هستند.
در موقعیتهای خاص چه باید کرد؟
بروز اختلاف
اختلاف چیز عجیبی نیست و بروز آن طبیعی است، به خصوص اگر دو گروه تجربه همکاری موفقیتآمیز نداشته باشند. رابطهها باید شکل بگیرند. اعتماد باید ایجاد شود و شکلگیری اعتماد زمان میخواهد.
یکی از راهکارهای مفید در اینجا فراهم کردن زمینه برای بیان آزادانه و محترمانه اختلاف به جای سرکوب آن است. بد نیست در همان ابتدا چنین لحنی شکل گیرد. برگزاری منظم جلسات بررسی پیشرفت کار و احساس افراد هم میتواند مفید باشد. برای حل اختلاف قانون بگذارید تا به اختلافات دامن زده نشود. یک راه دیگر اجرای نوعی آموزش فرهنگی است.
نبود درک متقابل در گروههای فرهنگی
وقتی دو گروه فرهنگی تازه با هم روبهرو میشوند، بهویژه وقتی هیچ یک تجربه همکاری چندانی با دیگری ندارد، و وقتی مداخله گستره وسیعتری دارد و شاید زمان زیادی ببرد، شاید آموزش فرهنگی لازم شود. مربیان یک گروه فرهنگی میتوانند گروه دیگر را آموزش دهند، و برعکس. (گاه مربیانی از هر دو گروه مسئول آموزش میشوند). جزئیات این برنامه آموزشی بسته به شرایط متفاوت خواهد بود؛ ولی شاید لازم باشد پیش از شروع مداخله، این جزئیات تا حدی مشخص شود.
بومیسازی برای چند گروه فرهنگی مختلف
فرض کنید میخواهید بومیسازی را نه فقط برای یک گروه فرهنگی، که در آن واحد برای چند گروه فرهنگی مختلف انجام دهید. چنین چیزی ممکن است؛ کار در محیطهای چندقومیتی یا اجرای برنامههای چندبعدی یا چندنسلی نمونههایی از این دست هستند. در اینجا، چالش دیگری به چالشهای قبلی افزوده میشود که شاید جذابیت کار در اجتماع را بیشتر کند.
بهترین راه در این شرایط جستجوی عناصر مشترک در همه گروههای فرهنگی است. مثلا، نیاز به مسکن بهتر، امنیت در خیابانها، یا آموزش بهتر برای کودکان میتوانند جزو این عناصر مشترک باشند. آیا چنین عناصر مشترکی وجود دارند؟ در گام بعد باید بومیسازی را با برجستهسازی این عناصر مشترک انجام داد، یا مداخله مورد نظر را در راستای تحقق این اهداف مشترک تنظیم کرد. باز هم باید از حضور همه گروههای ذینفع در برنامه مطمئن شوید. از دیگران نظر بخواهید و به این نظرات توجه کنید.
بسیاری از سازمانهای چندفرهنگی چنین کاری کردهاند. کار موفق چندفرهنگی همراه با ایجاد پیوند و اعتماد بین گروههای مختلف فرهنگی از هیجانانگیزترین کارهایی است که میتوان در اجتماع انجام داد.
خلاصه
این دو نکتهی کلیدی جمعبندی این بخش میتواند باشد.
- نخست اینکه همیشه باید در حیطه تجربههای گروه هدف حرکت کرد. همه چیز را از دریچه دید آنها دید و بر همان اساس عمل کرد.
- دوم اینکه حتی در صورت وجود نگرش و رویکرد درست، رسیدن به موفقیت قطعی نیست. گاه بنا به دلایل مختلف، همکاری مطلوب یا مورد نیاز در سطح محلی محقق نمیشود. اما در صورت رسیدن به موفقیت، نتایج مثبت آن چشمگیر خواهد بود.
الأداة: أسئلة ينبغي أخذها بعين الاعتبار في بحثنا عن المعلومات حول المجتمع المحلّي
المسائل التاريخية
-
ما هو تاريخ المجتمع المحلّي؟
-
ما هو الإسم أو الأسماء التي تطلقها المجموعات الثقافية على نفسها؟
-
ما معنى الأسماء المختلفة؟
-
ما هي أبرز الاختلافات بين المجموعات الثقافية في المجتمع المحلّي الذي نستهدفه، لا سيّما من حيث الأجيال، والمستويات العلمية، والظروف الاجتماعية-الاقتصادية، والأماكن الجغرافية؟
-
ماذا كانت أبرز الأحداث التاريخية التي تصف تجارب المجموعة التي نستهدفها في البلد [الذي تعيش فيه]؟
-
ماذا كانت وما هي أبرز النزاعات بين المجموعات الثقافية أو في ما بينها في المجتمع المحلّي المُستهدَف؟ وماذا كانت النتائج؟
-
ما كانت وما هي أبرز النزاعات ضمن كلّ مجموعة؟ وما كانت النتائج؟
المسائل الاقتصادية والسياسية
-
ما هي مختلف المستويات الاجتماعية-الاقتصادية للمجموعات ضمن المجتمع المحلّي؟
-
ما هو الوضع السياسي لكلّ مجموعة في المجتمع المحلّي (مثلاً: من دون وثائق ثبوتية، أو لاجئون، أو مهاجرون قانونيون، أو مواطنون)؟
-
ما هي مختلف مستويات معرفة القراءة والكتابة ضمن المجموعات؟ هل يجيدون القراءة والكتابة/لا يجيدونهما بالإنكليزية و/أو بلغتهم؟
-
ما هي مختلف المستويات العلمية ضمن المجموعات؟
-
كيف يتأثّر وضعهم الصحّي بوضعهم الاقتصادي والسياسي؟ وما هي أبرز المشكلات الصحّية؟
-
ما معدّل استحدام هذه المجموعات المختلفة للرعاية الطبّية؟ وما هي أنواع الرعاية؟
-
ما هي المنظّمات التي تخدم بنجاح المجموعات المختلفة ضمن المجتمع المحلّي المُستهدَف؟ هل هي حكومية، أو دينية، أو محلية، أو مختصّة بالخدمة الاجتماعية، أو سياسية، أو إثنية بطبيعتها؟
المسائل الثقافية والمتعلّقة بالتقاليد
-
ما هي قِيَم المجموعات المختلفة في المجتمع المحلّي؟
-
كيف يعرّف أعضاءٌ متنوّعون في كلّ مجموعة ثقافية مفهومَي الصحّة والمرض؟
-
ما هي بعض المعتقدات والممارسات الصحّية الأكثر شيوعاً لدى المجموعات المجتمعية، بشكل عام، وفي ما يتعلّق بمشكلات محدّدة؟
-
ما هي التركيبات العائلية السائدة ضمن المجموعات الثقافية في المجتمع المحلّي؟ أبوية، أمومية، عائلات مؤلّفة من أحد الوالدَين فقط، عائلات ممتدة، الخ؟
-
ما هي بعض الأدوار التقليدية لمختلف أفراد العائلة في هذه المجموعات الثقافية، لا سيّما في ما يتعلّق بالرعاية الصحّية؟
-
مَن هم القادة الرسميون وغير الرسميين في المجتمع المحلّي، وما هو الدور الذي يضطلعون به في مجال تعزيز الصحّة؟
-
ما هو عدد اللغات واللهجات المُستخدَمة؟
-
ما هي طرق التواصل الرسمية وغير الرسمية ضمن المجموعات المختلفة وفي ما بينها؟
التوجّه الطبّي
-
ما هي معتقدات المجموعة العامة حيال أسباب الأمراض، والوقاية منها، وتشخيصها، وعلاجها؟
-
ما هي مواقف المجموعة إزاء الطبّ "الغربي"؟
-
بشكل عام، ما كانت تجربة المجموعات المختلفة لدى محاولة الوصول إلى نظام الرعاية الصحّية؟
-
إلى أيّ مدى يتمّ استخدام الطبّ التقليدي أو طرق المعالجة التقليدية؟
-
ما هو المكان الذي يقصده الناس للحصول على معلومات متعلّقة بالصحّة؟
النظام الغذائي
-
ما هي المأكولات التقليدية، وما هو الدور الذي تلعبه في الصحّة،، والنشاطات الدينية والاجتماعية؟
-
كيف تغيّر النظام الغذائي في البلد مع الوقت مقارنةً به في بلدهم الأم؟
-
هل من السهل الوصول إلى المأكولات التي تشكّل النظام الغذائي التقليدي؟ وهل توجد بدائل مقبولة؟
الدين
-
ما هي الديانات المختلفة عند المجموعات الثقافية في المجتمع المحلّي؟
-
كيف تتأثّر ممارستهم لدينهم بثقافتهم؟
-
ما هو حجم المنضوين دينياً، ومَن هم؟
-
مَن هم القادة الدينيون، وما هو دورهم في المجتمع المحلّي الأوسع؟
-
هل من نزاعات بين المجموعات الدينية المختلفة أو ضمنها؟
-
ما هو مدى انخراط المجموعات الدينية المختلفة في مجال الإرشاد الصحّي وتعزيز الصحّة؟
-
هل تتعارض المعتقدات الدينية مع فلسفة تعزيز الصحّة؟ وهل من الممكن دمج المعتقدات ضمن برنامجنا؟
نویسنده
Eric Wadud
Bill Berkowitz
سنجد هنا قائمة مراجعة تلخّص أبرز النقاط التي يتضمّنها النص أعلاه.
____ نفهم ما يعنيه تكييف التدخّلات لتناسبَ التقاليد الثقافية المختلفة.
____ نفهم لماذا ينبغي أن نكيّف التدخّلات.
____ نفهم متى ينبغي أن نكيّف التدخّلات.
____ نفهم متى لا يكون علينا تكييف تدخّل ما.
____ نفهم كيف ينبغي تكييف التدخّلات لتناسبَ التقاليد الثقافية المختلفة:
____ لقد تحقّقنا من أنّ التدخّل يستحقّ التكييف.
____ لقد قرّرنا أنّنا نريد إجراء التكييف.
____ لقد قرّرنا أنّ توجيه التكييف هو دورنا.
____ نحن مستعدّون ثقافياً لتولّي الدور.
____ لقد تأكّدنا من استعداد المجموعة التي نستهدفها.
____ لقد التزمنا بالقيام بالتكييف.
____ لقد وضعنا أهدافاً محدّدة.
____ لقد أجرينا بعض الأبحاث.
____ لقد تكلّمنا مع الأشخاص في هذا الإطار الثقافي.
____ لقد أمضينا بعض الوقت في هذا الإطار الثقافي.
____ لقد اقترحنا تدخّلنا.
____ لقد سألنا عن المردود.
____ لقد عملنا بموجب هذا المردود (أو لدينا سبب وجيه إن لم نفعل).
____ لقد وجدنا بعض الأشخاص في هذا المجتمع المحلّي الثقافي الذين سيعلمون معنا.
____ لقد خطّطنا لتدخّلنا ونفّذناه.
____ نعرف ما الذي علينا فعله في الحالات التالية:
____ إذا نشـأت النزاعات.
____ إذا لم تفهم المجموعات الثقافية بعضها بعضاً فعلاً.
____ إذا احتاجت المواد إلى الترجمة.
____ إذا كان التكييف يستهدف عدّة مجموعات ثقافية مختلفة.
وقتی مسئول اجرای برنامه پیشگیری از خشونت در باهمستان باشید، با کودکان و نوجوانانی سروکار دارید که عضو گروههای بزهکاری یا دنبالهرو این گروهها هستند. این بچهها به شما اعتماد میکنند و گاه با شما از کارهای نه چندان خوشایندشان حرف میزنند. پلیس هم میداند با اعضای این گروهها سروکار دارید و معمولا از شما میخواهد اطلاعاتی را درباره بعضی از این بچهها در اختیارشان قرار دهید. چه زمانی موظف به ارائه این اطلاعات یا خودداری از افشای آن هستید؟
حق اشخاص برای آگاهی از چگونگی استفاده از اطلاعاتی که در حین مداخله در باهمستان افشا میکنند موضوعی است که در مقوله اخلاق میگنجد. اشخاصی که در برنامههای باهمستان (مانند احداث درمانگاه، تشکیل کلاس سوادآموزی یا برنامههای مربوط به توانمندسازی نوجوانان) شرکت میکنند، این حق را دارند که بدانند حضورشان در این برنامه و اطلاعاتی که در اختیار مجریان گذاشتهاند تا چه حد مفید بوده است. باهمستان نیز به همان نسبت در مورد میزان اعتبار، شایستگی و صداقت برنامههای مفید برای شهروندان توقعاتی دارد. در این بخش، برخی از این توقعات و تعهدات اخلاقی و حقوقی افراد، سازمانها، یا ابتکارات مرتبط با این موضوع را در قبال اشخاص تحت پوشش این قبیل برنامهها بررسی خواهیم کرد.
اخلاق چیست؟
اخلاق مجموعه قواعدی درباره نحوه اندیشه و رفتار است که از مجموع معیارهای شخصی، عرفی، حقوقی و اجتماعی درباره درستی و نادرستی امور تشکیل شده. هر چند تعریف «درستی» یا «حق» بسته به شرایط و فرهنگ فرق میکند، اما مفهوم آن در بحث مداخله باهمستان با برخی اصول پایه همراه است که احتمالا بیشتر کنشگران و دستاندرکاران خدماترسانی به باهمستانها با آن موافقند.
آسیب نرسان: بقراط بیش از ۲٠٠٠ سال پیش اصل «پرهیز از آسیبرسانی» را بیان کرده که همچنان صدرنشین قواعد اخلاقی به شمار میرود.
گاه پرهیز از آسیبرسانی به این معنی است که مداخله در باهمستان را اصلا نباید شروع کرد. به گفته جان مکنایت در کتاب جامعه بیملاحظه: اجتماع اصل و تقلبی، گاه مداخله در باهمستان با پرداختن به مواردی به غیر از نیازهای واقعی افراد حاضر در این برنامهها، به آنها آسیب میزند. از جمله این نیازهای واقعی میتوان به مواردی چون احساس تعلق خاطر به باهمستان و یا شناسایی ظرفیت افراد در جهت ایجاد درآمد اشاره کرد. مکنایت میگوید پیش از شروع مداخله بهتر است چند پرسش را مطرح کنیم.
- آثار نامطلوب خدمات انسانی پیشنهادی برای کمک به باهمستان کدامند؟
- در چه شرایطی میتوان خدمات پیشنهادی را در کنار بسیاری خدمات دیگر اجرا کرد و آثار منفی حاصل از کنش متقابل این خدمات کدامند؟
- آیا اگر تمرکز برنامه خدماتی بر ظرفیتهای هر طبقه باشد مؤثرتر است یا بر کاستیها و نیازها؟
- آیا تأمین منابع مالی برای ارائه خدمات انسانی اثرگذارتر است یا پرداخت نقدی به افراد تحت پوشش؟
- آیا ارائه خدمات در قالب زندگی عمومی در باهمستان سودمندتر است یا ارائه خدمات به شکل ویژه و جداگانه به افراد نیازمند؟
دیگر قواعد اخلاقی:
- احترام به افراد به مثابه هدف نه وسیله: باید همه افراد را مهم و ویژه دانست و بر همین اساس با آنها برخورد کرد، نه این که صرفا آنها را جزئی از محاسبات سیاسی، اجتماعی یا پزشکی به شمار آورد.
- احترام به توانایی مشارکتکنندگان برای ایفای نقش در تعیین نیازهایشان. نباید چنین فرض کرد که کارکنان حرفهای یا مسئولان برنامهریزی لزوما میدانند چه چیزی برای فرد یا باهمستان مفید است.
- احترام به حقوق انسانی، مدنی، و قانونی افراد. این حقوق مسائلی همچون پرهیز از تبعیض و توجه به حساسیت فرهنگی را در بر میگیرد.
- بهترین اقدام برای همه افراد با توجه به شرایط. نمیتوان همیشه به همه کمک کرد، اما میتوان تا حد امکان به این هدف نزدیک شد.
- پرهیز از سوءاستفاده از موقعیت یا بهرهکشی از افراد در جهت منافع شخصی یا اعمال قدرت بر دیگران. این موضوع به سوءاستفاده از مشارکتکنندگان یا دیگران برای رسیدن به نفع سیاسی، اجتماعی، جنسی یا مالی مربوط میشود.
- خودداری از مداخله در زمینههایی که در آن فاقد آموزش یا صلاحیت هستید. این قاعده به نوعی به «پرهیز از آسیب» مربوط است، اما رعایت آن همیشه ممکن نیست. همانطور که بعضی اوقات عدم مداخله بهتر از اقدامی با نتیجه معکوس است، در برخی مواقع نیز هر مداخلهای بهتر از عدم مداخله است. در چنین شرایطی، شاید بهتر باشد در حین پیشرفت کار چیزهایی بیاموزید، از هر کسی که میتوانید کمک بگیرید و امیدوار باشید به کسی آسیب نرسد. باید بین تلاش تا حد ممکن و زیادهروی فراتر از حد توان و منجر به اقدام غیر اخلاقی یا مضر، تمایز قائل شد.
- تلاش فعالانه برای بهبود یا اصلاح شرایط افراد در برنامه یا در باهمستان تا حد ممکن. به بیان دیگر، باید تلاش کرد بهترین و موثرترین برنامه ممکن برای برآورده ساختن نیازهای افراد طراحی شود و به شرایط و موقعیتها طوری پرداخته شود که به نفع کل باهمستان تمام شود.
چرا رفتار اخلاقی در مداخلات باهمستان مهم است؟
داشتن رفتار اخلاقی علاوه بر اینکه کار درستی است، مزایای خاصی را نیز به همراه دارد. رفتار اخلاقی اثربخشی برنامه را افزایش میدهد؛ جایگاهتان را در اجتماع تحکیم میکند؛ به شما امکان میدهد در هنگام بحث درباره مزایای برنامه خود، از جایگاه اخلاقی بالاتری برخوردار شوید و رهبری اخلاقی باهمستان را در عمل نشان دهید؛ به علاوه، رفتار اخلاقی جایگاه مطلوب حقوقی و حرفهای شما را تضمین میکند.
- اثربخشی برنامه. رفتار اخلاقی مستمر میتواند به اثربخشی بیشتر برنامه منجر شود. با لحاظ کردن اصول اخلاقی در تمامی ابعاد مداخله به اثربخشترین روشهای باهمستانمحور دست پیدا میکنید و در جلب مشارکت و حمایت باهمستان و یافتن منابع مالی محتمل توفیق بیشتری خواهید داشت.
- جایگاه اجتماعی. سازمانی که با داشتن رفتار اخلاقی به اعتبار دست یافته، در مقایسه با سازمانی که در گذشته رفتاری غیر اخلاقی داشته، از احترام بیشتری از سوی مشارکتکنندگان و کل باهمستان برخوردار است. همچنین، سازمانی که اخلاقمدار شناخته میشود، در نگاه دیگران شایستهتر است و در خصوص برخورد محترمانه با مردم و پایبندی به گفتههای خود قابل اعتمادتر است. اعتماد چنین باهمستانی روند جذب نیرو، افراد داوطلب، اعضای هیات مدیره و مشارکتکنندگان و نیز جذب منابع مالی و حمایت عمومی را آسانتر میکند.
- رهبری و اعتبار اخلاقی. وقتی به دنبال بهبود اوضاع جهان هستید، خواه در قالب تغییر اجتماعی، عدالت اجتماعی، کاهش درد و رنج انسانها، گسترش کرامت انسانی یا صرفا ارائه خدمات، باید رفتاری را در پیش بگیرید که از دیگران هم انتظار دارید. رفتار اخلاقی در واقع بازتابی از چرایی مداخله در باهمستان است. در تمام کارهایی که میکنید نسبت به خود، افراد همکارتان و باهمستان تعهد اخلاقی دارید و به همان نسبت از دیگران هم همین توقع را دارید. در صورت تحقق چنین تعهدی و آگاهی دیگران از این موضوع، گفتههایتان در حمایت از آنچه درست میدانید یا در مخالفت با آنچه نادرست میدانید، تاثیر بیشتری خواهد داشت و دیگران از شما پیروی خواهند کرد.
- مسائل حرفهای و حقوقی. بسیاری از مشاغل خدماتی بهداشتی و انسانی مرتبط به مداخله در باهمستان اصول اخلاقی مشخصی دارند که از سوی سازمانهای مسئول صدور مجوز یا گواهینامههای حرفهای تعیین میشوند. انجمن پزشکی آمریکا، انجمن وکلای آمریکا، انجمن روانشناسی آمریکا و انجمن ملی مددکاران اجتماعی از انجمنهای حرفهای هستند که برای اعضای خود معیارهای اخلاقی مشروحی دارند. در صورت سرپیچی اعضا از این معیارها، احتمال اقدام انضباطی یا حتی لغو مجوز کارشان وجود دارد.
- در قانون نیز معیارهای خاصی برای بسیاری از مشاغل آمده است. اگر برخورد یک پزشک یا وکیل با یک پرونده مغایر با این معیارها باشد و به بیمار یا موکل آسیب برساند، امکان شکایت از پزشک یا وکیل وجود دارد. در موارد نادر (مثلا اگر کسی احساس کند درمانگری متبحرتر میتوانست از یک خودکشی جلوگیری کند)، امکان شکایت از متخصصان سلامت روان نیز به دلیل قصور در کار وجود دارد. افراد و سازمانهای مسئول مدیریت اداری در صورت سوءاستفاده از افراد یا اموال یا اختلاس ممکن است با دردسرهای حقوقی مواجه شوند. در بیشتر موارد، رفتار اخلاقی و قانونی به موازات یکدیگر قرار میگیرند.
چه کسانی باید برای مداخله در باهمستان اصول اخلاقی را رعایت کنند؟
به طور کلی، همه افرادی که با هر نوع برنامهای در باهمستان همکاری داشته یا به اقتضای موقعیت حرفهای یا نیمهحرفهای خود با مردم سروکار دارند، مشمول این اصول هستند. اما در این میان اصول اخلاقی رسمی یا آییننامههایی هم هست که معمولا از سوی سازمانهای حرفهای و گاه به موجب قانون وضع شده و برای افرادی در سمتهای حرفهای خاص یا سایر سمتها اعمال میشوند.
در اینجا به چند نمونه از افرادی اشاره میکنیم که از آنها انتظار میرود این دست آییننامههای اخلاقی را رعایت کنند:
- کادرهای پزشکی شامل پزشکان، پرستاران، تکنسینهای فوریتهای پزشکی و همچنین کارکنان غیر سنتی بخش پزشکی مانند متخصصان پزشکی مفاصل (کایروپرکتیک) و متخصصان طب سوزنی
- کارکنان حوزه بهداشت و سلامت روان مانند روانپزشکان، روانشناسان، متخصصان رواندرمانی و مشاوران
- مددکاران اجتماعی
- روحانیون
- متصدیان سمتهای دولتی
- معلمان و مربیان
- افرادی که با نوجوانان سروکار دارند یا در بخشهای مربوط به خدمات حمایت از کودکان کار میکنند
- وکلا و دستیارانشان
- داوران و افرادی که مسئولیت حل اختلافات را به عهده میگیرند
- مدیران اجرایی برنامههای مداخله یا سازمانهای حامی مالی این برنامهها
- کارگران ساده مانند پرستاران افراد بیمار یا سالمند در خانه، کارکنان شبکار در مراکز نگهداری و اسکان نیازمندان
مسائل اخلاقی مهم که باید مورد توجه قرار بگیرند کدامند و چه نقشی در مداخلات باهمستان دارند؟
رفتار اخلاقی در مداخله به نحوه برخورد با افراد، اطلاعات، پول و اقدامات کلی کارکنان و سازمان یا خود برنامه مربوط میشود؛ حتی در مواردی که کارکنان یا سازمان مستقیما با محل سروکار ندارند. مواردی که در این بخش میآید لزوما در آییننامههای اخلاقی و حقوقی مربوط به خدمات باهمستان و مشاغل مختلف نمیگنجد، اما همه آنها به نوعی مرتبط به رفتار اخلاقی در برنامه یا سازمان هستند. هنگامی که اخلاق را برای خود و برنامه مورد نظر خود تعریف میکنید، باید به همه این مباحث دست کم از لحاظ نظری توجه نمایید.
رازداری
شاید آشناترین مسئله اخلاقی، احتمالا به دلیل نقض مکرر آن، محرمانه نگه داشتن ارتباطات و اطلاعاتی باشد که در حین اجرای برنامه یا مداخله از مشارکتکنندگان به دست میآید. این اطلاعات ممکن است از طریق گفتگو، ثبت کتبی یا ضبط صوتی اطلاعات، یادداشتها، نتایج آزمایشها و غیره جمعآوری شده باشند. هرچند مسئولیتهای حقوقی هر برنامه در این زمینه متفاوت است، اما قاعده کلی این است که محرمانه نگه داشتن اطلاعات همیشه بهترین سیاست است. این قاعده از مشارکتکنندگان و سازمان در برابر نقض حریم خصوصی حمایت میکند و باعث میشود افراد به برنامه اعتماد کنند. اصل رازداری با توجه به نوع برنامه، جایگاه هر یک از کارکنان و نیازهای مشارکتکنندگان، از ابعاد مختلفی قابل بررسی است:
-
هیچ کس به جز شخصی که با فرد شرکتکننده در ارتباط است به اطلاعات و پروندههای وی دسترسی نخواهد داشت، مگر با اجازه خود فرد. در چنین شرایطی، یادداشتها و پروندهها معمولا در جایی نگهداری میشوند که قفل و کلید دارد و پروندههای رایانهای نیز باید کدگذاری شوند یا رمز عبور داشته باشند.
این مسئله در بیشتر برنامههایی که طبق قانون یا آییننامههای اخلاق حرفهای، ملزم به حفظ محرمانه تمامی اطلاعات نیستند نیز رعایت میشود تا از یک سو پاسخی برای دغدغههای اخلاقی وجود داشته باشد و از سوی دیگر مشارکتکنندگان به برنامه اعتماد کنند. اما در بحث رازداری مطلق، موارد استثنا نیز وجود دارد. بسیاری از متخصصان سلامت روان و سایر متخصصان پروندههای درمانجویان خود را (معمولا با حذف نام درمانجو) با هدف مشورت و نظارت در اختیار همکاران خود قرار میدهند. اگر عضوی از مجموعه کارکنانِ برنامه ملزم به گزارشدهی کودکآزاری یا بیتوجهی به کودکان باشد، فرد مشارکتکننده تهدیدی برای خود یا دیگران تلقی شود، یا عضو مجموعه برای شهادت در پرونده حقوقی به دادگاه فراخوانده شود، مسئولیت این عضو در برابر قانون یا امنیت دیگران معمولا طبق قانون و نیز آییننامههای اخلاقی، فراتر از تعهد به حفظ اطلاعات محرمانه قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، موضوعات اخلاقی پیچیده میشوند و هم برای سازمان و هم برای کارکنان بهتر است که پیش از مواجهه واقعی با موضوع، احتمالات را بررسی کنند. وجود سیاست شفاف در این موضوعات باعث شفافیت بیشتر در مسیر اقدامات همه افراد شده و نگرانیها را کاهش میدهد.
- اطلاعات هر برنامه محرمانه محسوب میشوند، اما گاه با هدف مشاوره و ارائه خدمات بهتر به مشارکتکننده در اختیار سایر کارکنان نیز قرار میگیرند. برای نمونه، معلمان در برنامه سوادآموزی بزرگسالان ممکن است در خصوص سوادآموزانی با ناتوانی خاص در یادگیری از دیگران مشورت بخواهند.
- گاه اطلاعات برنامه برای بخشی از کارکنان محرمانه تلقی میشود، اما همین اطلاعات لازم است به منظور بهبود خدمات یا درج در سایر دادهها و گزارشها، در اختیار کارکنان سایر بخشها قرار گیرد. در چنین شرایطی، معمولا مشارکتکنندگان در ابتدای کار از این موضوع مطلع میشوند و با امضای اجازهنامه به مسئولان برنامه اجازه میدهند اطلاعات و پروندهها را تحت شرایط مناسب در اختیار دیگران قرار دهند.
- با وجود آنکه اطلاعات برنامه محرمانه محسوب میشود، اما برای اثبات ارائه خدمات در اختیار سازمانهای تامینکننده مالی قرار میگیرد. اگر به افراد شرکتکننده قول رازداری مطلق داده شده باشد، این شرایط میتواند دردسرساز شود. در چنین شرایطی، بهویژه اگر خطر قطع منابع مالی وجود داشته باشد، مسئولان برنامه باید در خصوص اهمیت منابع مالی یا اولویت پرهیز از افشای نام مشارکتکنندگان یا در خصوص میزان ناشناس ماندن افراد تصمیم بگیرند.
- در مواردی هم اطلاعات محرمانه نیست یا صرفا در برخی شرایط خاص محرمانه محسوب میشود. گاه شرکت در یک برنامه بنا به حکم دادگاه یا دستور یک نهاد یا سازمان در قالب پیششرط برخورداری از مزایا یا خدمات الزامی است. معمولا در این شرایط شرکت در برنامه به معنی موافقت ضمنی با ارائه اطلاعات و پروندهها و گاه حتی به معنی ثبت عمومی پرونده است.
در هر شرایطی، برخورد اخلاقی با مشارکتکنندگان مستلزم اطلاعرسانی به آنها در خصوص سیاستهای محرمانه نگه داشتن اطلاعات در برنامه است. در اکثر موارد، افراد حق انتخاب دارند و اگر از این سیاستها راضی نباشند، میتوانند در برنامه مشارکت نکنند.
به این ترتیب به دو مسئله بعدی میرسیم که گاه با یکدیگر و نیز با مسئله محرمانه نگه داشتن اطلاعات ارتباطی تنگاتنگ دارند: رضایت و افشای اطلاعات.
رضایت
رضایت میتواند به سه شکل مختلف جلب شود:
- رضایت برای ارائه اطلاعات به دیگران. اطلاعات و اسنادی که کارکنان برنامه در مورد مشارکتکنندگان جمعآوری کردهاند، تنها در صورت رضایت این افراد میتواند در اختیار دیگران قرار گیرد. به طور کلی، این رضایت معمولا از طریق رضایتنامهای کتبی گرفته میشود. در برخی برنامهها، ممکن است فرد شرکتکننده در هنگام ورود به برنامه یک رضایتنامه کلی امضا کند، اما معمولا برای هر بار ارائه اطلاعات به بخشهای خارج از برنامه، رضایتنامهای جداگانه نیاز است.
- رضایتنامه قبول پیامدهای خدمات، درمان، پژوهش، یا برنامه. تحت برخی شرایط، ممکن است خدمات با آنچه فرد توقع دارد فرق زیادی داشته باشد (مثلا، در رواندرمانی از او بخواهند برای استفاده از دارو و درمان در مراکز مراقبت و نگهداری اقامت کند). در این شرایط، رویکرد اخلاقی ایجاب میکند افراد از چند و چون برنامه پیش رو آگاهی کامل داشته باشند و بتوانند سوال بپرسند و جواب سوال خود را بگیرند. فرم رضایتنامه قبول پیامدها معمولا ابزاری است که افراد از طریق آن اجازه پیدا میکنند در مداخله مشارکت داشته باشند.
- رضایت باهمستان. مشخص کردن حد و مرزها یا یافتن معیارهای اخلاقی مطلق در اینجا کاری دشوار است. مثلا، آیا برای تاسیس مراکز نگهداری از افراد بیخانمان یا بازپروری بزهکاران در یک محله، جلب رضایت ساکنان از لحاظ اخلاقی لازم است؟ اگر همسایهها در نهایت با تاسیس چنین مراکزی در نزدیکی خانه خود مخالفت کنند چه باید کرد؟ آیا برای مطالعه در مورد اعضای یک گروه، رضایت کل گروه یا نماینده یا مدیر آن نیاز است؟ آیا برای اجرای سیاست منع سیگار، نوشیدنیهای الکلی در برنامه «اشتغال برای جوانان»، باید رضایت اکثریت اعضای دستاندرکار در برنامه را جلب کرد؟
در عمل، آگاهیبخشی به افراد درباره برنامهریزی و همچنین مذاکره با آنها در مورد دغدغههایشان منطقی به نظر میرسد. اما اگر مکانی را برای تاسیس پناهگاه افراد بیخانمان در محلهای خریده باشید و مردم محله به هیچ وجه با تاسیس این مرکز موافق نباشند چه باید کرد؟ شاید از لحاظ قانونی حق تاسیس هر مرکزی را در این نقطه داشته باشید، اما تعهد اخلاقی چه میشود (با فرض اینکه نتوانید مردم محله را مجاب کنید و نظرشان را تغییر دهید)؟ به علاوه، تعهد اخلاقی نسبت به افراد بیخانمان که قرار است تحت پوشش باشند چه میشود؟
حل و فصل این مسائل در باهمستان معمولا کاری آسان یا دارای راهکار کاملا روشنی نیست. عموما بهترین کار این است که درباره مقاصد برنامه صداقت داشت و به اعتراضات یا دغدغههای مردم توجه کرد. اگر مجرای ارتباطی را باز نگه دارید، معمولا راهی برای راضی نگه داشتن دو طرف پیدا میشود.
رازداری و رضایت هر دو به طرح مسئله حریم خصوصی منجر میشود که در ۲۰ سال گذشته بحثهای زیادی را به همراه داشته است. فناوری، دسترسی بسیاری از مردم را به اطلاعات افزایش داده و به همین دلیل حریم خصوصی مردم بیش از پیش در معرض تهدید است. هر چند مسئله حق برخورداری از حریم خصوصی، گستردهتر از آن است که جزئیاتش در اینجا قابل طرح باشد اما این مسئله همیشه باید پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره انتشار اطلاعات در نظر گرفته شود.
افشای اطلاعات
افشای اطلاعات هم مانند رضایت در چارچوب بحث ما چند معنا دارد:
- افشای اطلاعات مربوط به برنامه برای مشارکتکنندگان. افراد شرکتکننده حق دارند بدانند در صورت ورود به برنامه جزئی از یک مطالعه پژوهشی خواهند بود یا نه و همانطور که پیشتر گفته شد، حق دارند از هدف این پژوهش مطلع شوند. برخی سازمانها یا افراد این اطلاعات را به صورت کتبی تهیه میکنند و نسخهای از آن را در اختیار همه قرار میدهند تا مطمئن شوند همه افراد مطالب آن را فهمیدهاند. از لحاظ اخلاقی، افراد شرکتکننده باید دقیقا بدانند وارد چه برنامهای میشوند و با این افراد باید مانند اشخاص بالغی رفتار کرد که سره را از ناسره تشخیص میدهند.
- افشای اطلاعات افراد شرکتکننده برای افراد، نهادها، و اشخاص دیگر. قواعد مربوط به این موضوع اساسا همان قواعد محرمانه نگه داشتن اطلاعات است: افشای اطلاعات فقط با رضایت فرد مجاز است؛ مگر به موجب الزام به گزارشدهی، آسیب احتمالی به خود شخص یا دیگران، یا شهادت در دادگاه. هنگام ورود افراد شرکتکننده به برنامه، باید این موارد استثنا به صورت کامل برای آنها تشریح شود تا ببینند مزایای این خدمات به از دست رفتن حریم خصوصی یا افشای نام میارزد یا خیر و بر این اساس تصمیم بگیرند.
- اعلام علنی تضاد منافع احتمالی کارکنان، اعضای هیات مدیره یا خود برنامه. موضوع افشا در اینجا شامل افرادی میشود که تضاد منافع بالقوه خود را به مسئولان برنامه یا سازمان اطلاع میدهند و یا مسئولان خود برنامه که هر نوع تضاد منافع احتمالی را به اطلاع اشخاص تامینکننده مالی و دیگر طرفهای ذینفع میرسانند.
شایستگی
هر سازمان با ارائه خدمات از هر نوعی که باشد عملا قراردادی با افراد شرکتکننده امضا میکند که به موجب آن متعهد میشود به گفتههایش عمل کند. در چنین قراردادی تلویحا به این نکته اشاره میشود که افراد مسئول انجام کار و کل سازمان، شایستگی لازم را برای تحقق اهداف خود تحت شرایط معقول دارند.
در اینجا پیامدهای حقوقی هم وجود دارد. همانطور که پیشتر در این بخش گفته شد، در برخی موارد ممکن است پروانه شخص خدماتدهنده لغو شود یا در صورت نداشتن صلاحیت، ممکن است این فرد به دلیل قصور در کار با شکایت حقوقی روبهرو شود. جلوگیری از قرار گرفتن کارکنان در چنین جایگاهی بر عهده مسئولان برنامه است.
تضاد منافع
تضاد منافع در شرایطی شکل میگیرد که منافع شخصی فرد بر قضاوت یا عمل او در تصمیمگیری مالی یا زمینههای دیگر، انجام کار یا روابط او با مشارکتکنندگان تاثیر بگذارد. ممکن است در روند مداخله، تضاد منافع بر نحوه اجرای برنامه و صرف منابع مالی تاثیر بگذارد و به ضرر باهمستان تمام شود.
تضاد منافع تقریبا همیشه موضوعی غیر اخلاقی است، تا جایی که حتی باید از تصور بروز تضاد منافع هم جلوگیری کرد.
در اینجا به چند نمونه از تضاد منافع اشاره میکنیم:
- تصمیم مدیر برنامه برای خرید تجهیزات اداری لازم برای برنامه از شرکت همسرش
- وقتی پزشک درمانگاه محلی بیماران را به مطب یا مرکز تخصصی دیگری ارجاع میدهد که برای خود پزشک سود و منفعت دارد (پزشک میتواند چند گزینه را برای ارجاع معرفی کند و مطب یا مرکز خاصی را مشخص نکند).
رفتار غیر اخلاقی فاحش
رفتار غیر اخلاقی فاحش با معیارهای اخلاقی معمول و مقبول در جامعه فاصله بسیار زیادی دارد. چنین رفتاری گاه نتیجه بهرهبرداری از تضاد منافع است. در موارد دیگر، این رفتار صرفا از نبود صداقت یا وجدان اخلاقی ناشی میشود. در بیشتر موارد، کارکنانی که مرتکب رفتار غیر اخلاقی فاحش میشوند باید در اسرع وقت اخراج شوند و در صورت لزوم تحت پیگرد قرار گیرند. در اینجا به چند نوع رفتار غیر اخلاقی رایج از این دست اشاره میکنیم:
- سوءاستفاده از افرادی که با آنها رابطه حرفهای دارید برای رسیدن به نفع مالی
- فریب تامینکنندگان مالی برای مثال از طریق صدور صورتحساب برای خدماتی که ارائه نشدهاند
- خودداری از ارائه خدمات ضروری پزشکی به افراد فاقد بیمه یا فاقد توانایی پرداخت
- تبعیض نژادی، جنسی، قومی، و انواع دیگر تبعیض در ارائه خدمات
مسئولیتهای اخلاقی عام
رفتار اخلاقی در حین مداخله صرفا به معنی پیروی از آییننامههای مشخص حرفهای و قانونمداری نیست. رفتار اخلاقی به معنی تلاش برای درستکاری در قبال افراد شرکتکننده و کل باهمستان و نیز برخورد اخلاقی با همه از جمله مشارکتکنندگان، کارکنان، تامینکنندگان مالی و باهمستان است. هر فرد در روند مداخله در باهمستان چندین مسئولیت بر عهده خواهد داشت:
- مسئولیت در برابر تامینکنندگان مالی
- مسئولیت در برابر کارکنان
- مسئولیت در برابر افراد شرکتکننده و
- مسئولیت در برابر اجتماع
خلاصه
ملاحظات اخلاقی در فرآیند مداخله در باهمستان اهمیت بسیار زیادی دارند. برنامهای که خود روندی غیراخلاقی داشته یا به کارکنانش اجازه رفتار غیر اخلاقی بدهد، از یک سو ماموریتش را نادیده گرفته و از سوی دیگر اعتبار و اثربخشی خود را در باهمستان به خطر میاندازد.
از آنجایی که موضوعات اخلاقی همیشه روشن و سرراست نیستند، باید پیش از بروز هر مشکلی، سیاستها و معیارهای خاص برنامه را تعریف کرد. اگر بتوان درباره معیارهای مرتبط با مسائل مهم اخلاقی، یعنی محرمانه نگه داشتن اطلاعات، رضایت، افشای اطلاعات، شایستگی، تضاد منافع، رفتار غیر اخلاقی فاحش و مسئولیتهای اخلاقی عام در برنامه به توافق رسید و سیاستهایی را برای رعایت این استانداردها تدوین کرد، احترام به باهمستان و ارائه خدمات به بهترین شکل محقق خواهد شد.
___Se sabe lo que es la ética
___Se entiende que el comportamiento ético es importante en las intervenciones comunitarias para:
- Efectividad del programa
- Posicionamiento en la comunidad
- Credibilidad moral y liderazgo
- Asuntos profesionales y legales
Asuntos éticos que necesitan ser considerados
___Se ha decidido el nivel de confidencialidad de la información del participante en el programa.
___Se ha informado a los participantes sobre esto.
___Se ha pedido consentimiento para compartir información si así fuese necesario.
___Se ha revelado información donde se consideró necesario.
___La organización es competente para alcanzar metas bajo circunstancias razonables.
___Se han tomado los pasos necesarios para eliminar situaciones conflictivas cuando estas aparecen.
___Se sabe cómo prevenir y manejar comportamientos extremadamente anti- éticos por parte de individuos y organizaciones.
___Se sabe cuáles son las responsabilidades éticas de la organización con los patrocinadores, el personal, los participantes y la comunidad.
ائتلاف سلامت قلب پاركویل، نگران بود. نظرسنجیای از همه خانوادههای منطقه نشان داده بود كه اغلب شاگردان مقطع دبستان در منطقه، بیشتر وقتشان را صرف تماشای تلویزیون یا بازیهای كامپیوتری (گیم) میكنند. كودكانی كه مجذوب این فعالیتها بودند، تحرك لازم را نداشتند.
تحقیقات نشان داده بودند كه آشنا كردن كودكان با ورزشهای «مادامالعمر» از قبیل تنیس، شنا، پیادهروی و اسكی بهترین راه القای تدریجی تعهد نسبت به تحرك جسمانی منظم در آنهاست. اعضای ائتلاف این را «بهترین شیوه» دانستند، یك راه حل اثباتشده برای مشكلشان. اما آنها متوجه شدند كه برای آموزش و ترویج این ورزشها و همچنین برای ارائه امكانات مربوطه، به همكاری مدارس و مسئولین محلی نیاز دارند. آنها چطور میتوانستند این شركای ضروری را متقاعد كنند كه زمان، پول و انرژی لازم را در این كار سرمایهگذاری كنند. آیا برای واداشتن یك باهمستان برای اتخاذ بهترین راه حلها، بهترین شیوه وجود داشت؟
بهترین یا امیدبخشترین شیوهها میتوانند در حل مشكلات باهمستان به شما كمك كنند و شما را از دردسر اختراع مجدد چرخ خلاص كنند. اگر كس دیگری از قبل راه موثری برای حل مشكل شما یا پیشبرد هدفتان پیدا كرده است، منطقی است كه از آن راه استفاده كنید.
در بخش اول این فصل توضیح دادیم كه چطور شیوههای امیدبخش را در جهت سلامت و بهبود باهمستان بشناسیم و انتخاب كنیم. اما گاهی آنها تنها قدمهای اولیه هستند. وقتی آن قدمها تكمیل شدند، میماند اینكه آن شیوهها را در باهمستان عملا اتخاذ و استفاده كنیم. در این بخش ما درمییابیم كه چطور باید این كار را انجام دهیم و چطور به آنچه «بهترین شیوه» است نگاه كنیم و چطور «بهترین شیوه» مناسب را برای نیازهایمان پیدا كنیم.
بهترین شیوه چیست
بهترین شیوه ممكن است یك متد خاص، یا یك برنامه و عملكرد كامل باشد. شرایط «بهترین شیوه» گاهی به صورت رسمی توسط هیات دولت، انجمنهای تخصصی، یا سایر نهادهای معتبر ارائه میشود، یا از طریق نتایج منتشرشده تحقیقات اطلاعرسانی میشود. به طور كلی شیوه یا برنامهای «بهترین شیوه» محسوب میشود كه دارای این ویژگیها باشد:
- قابل اندازهگیری باشد. به این معنا كه هدفهایش واضح باشد و پیشرفت به سمت آن اهداف قابل اندازهگیری باشد.
- به طرز قابل توجهی موفقیتآمیز باشد. اینكه متد یا برنامه نه تنها نتایج مفیدی داشته باشد، بلكه در مقایسه با بسیاری متدها یا برنامههای دیگر با هدفهای مشابه، در راه رسیدن به اهدافش پیشرفت بیشتری داشته باشد.
- تكرارپذیر باشد. این متد یا برنامه با چنان وضوحی ساخته و مستند شده باشد، كه مجددا بتوان آن را بازآفرینی كرد.
به طور خلاصه، بهترین شیوهها آن متدها یا برنامههایی هستند كه برنامهریزی شدهاند تا در رسیدن به اهدافشان موفقیتآمیز باشند و آنها را بتوان در شرایط شما استفاده كرد یا برای استفاده در شرایط شما جرح و تعدیل كرد. ضوابط انتخاب بهترین شیوه، بسته به كسی كه آن را انتخاب میكند، بسیار متفاوت است.
در نظر داشته باشید كه «شیوههای نویدبخش»، یعنی آنهایی كه شاید بررسی نشده باشند، یا مدت زیادی از ایجادشان نگذشته باشند، اما ظاهرا كارایی داشته باشند هم، ارزش سرمایهگذاری دارند. ممكن است شیوهای پیدا كنید كه ظاهرا پتانسیل (توانایی بالقوه) بالا داشته باشد و كاملاً با كسانی كه با آنها كار میكنید و هدفهایی كه قصد رسیدن به آنها را دارید و اسلوب عملكردتان جور باشد.
مطالب دیگری كه هنگام در نظر داشتن بهترین شیوهها باید یادمان باشد:
- با باهمستان و جمعیت شما جور باشد.
مثلا یك برنامه سلامت و آموزش باهمستان ممكن است این احتمال را نادیده بگیرد كه شاید بخش كثیری از سكنه كمی انگلیسی بلد باشند یا اصلا بلد نباشند، یا كلا بیسواد باشند و خواندن و نوشتن به هیچ زبانی را بلد نباشند. ممكن است برنامه انطباقپذیر و قابل حك و اصلاح باشد، اما منطقیتر آن است كه برنامهای پیدا كنید كه چنین شرایطی را هم در نظر گرفته باشد.
- مناسب اهداف شما باشد.
- با ساختار و اسلوب عملكرد سازمان یا پیشگامی كه قصد استفاده از آن را دارد جور باشد.
- به منابع دسترسی داشته باشد.
- مقرون به صرفه باشد.
چرا اتخاذ بهترین شیوهها را ترویج میدهید؟
یك پاسخ به این سوال واضح است: استفاده از متد یا برنامهای كه بررسی شده و موفقیتآمیز بوده است، شانس رسیدن شما به اهدافتان را افزایش میدهد و به این ترتیب زندگی كسانی كه در اهداف شما مشاركت دارند بهتر خواهد شد. اما دلایل دیگری هم وجود دارند كه نشان میدهند چرا استفاده از بهترین شیوه مفید و بهصرفه است.
- استفاده از بهترین شیوههای شناختهشده توجیه كار را آسانتر میكند.
- استفاده از بهترین شیوههای شناختهشده اعتبار سازمان را تقویت میكند.
- استفاده از بهترین شیوهها تهیه وجوه را آسانتر میكند.
این مزایا نقاط ضعفی هم دارد. گاهی تامینكنندگان مالی در استفاده از بهترین شیوهها، یا یك شیوه واحد به عنوان بهترین شیوه پافشاری میكنند. از نظر آنها این به معنای به حداقل رساندن عملكرد است و نه كار. همچنین امكان نوآوری و ایجاد یك بهترین شیوه جدید را هم كاهش میدهد. علاوه بر این، انجام این عمل این واقعیت را نادیده میگیرد كه بهترین شیوهها همواره و در همه شرایط كارایی ندارند و ممكن است بعضی از سازمانها با استفاده از شیوههایی كه در هیچ تحقیقاتی وجود ندارند، نتایج چشمگیرتری به دست بیاورند.
- استفاده از بهترین شیوه، بسیاری از كارهای مبتنی بر حدس و گمان را از برنامهریزی حذف میكند.
- بنیانگذاران بهترین شیوهها شناختهشده هستند و میتوان برای هر چه بهتر به كار بستن آن شیوهها با ایشان مشورت كرد.
- از همه مهمتر و از همه واضحتر اینكه ما میدانیم بهترین شیوهها كارایی دارند.
چه وقت باید اتخاذ بهترین شیوهها را ترویج دهید؟
ترویج اتخاذ بهترین شیوهها، معمولا باید یك فعالیت دائمی باشد، اما گاهی زمان خاصی برای این کار مناسبتر است:
- پیش از شروع یك عملكرد یا برنامه جدید.
- وقتی در باهمستان یك مشكل جدی وجود دارد كه باید به آن رسیدگی شود.
- وقتی كاری كه انجام شده، خوب پیش نمیرود.
- زمانی كه باهمستان انجام آن را درخواست میكند.
- زمانی كه سرمایهگذاران یا مسئولین آن را درخواست یا تقاضا میكنند.
چه كسانی باید دستاندركار ترویج اتخاذ بهترین شیوهها باشند؟
در تلاش برای واداشتن یك باهمستان یا سازمان به اتخاذ بهترین شیوهها، بهتر آن است كه حتیالمقدور تعداد هر چه بیشتری از افراد ذینفع یا كسانی كه برنامه یا عملكرد پیشنهادی بر آنها تاثیر میگذارد، درگیر كار شوند. اگر آنها دستی در جستجو و تحقیق برای یافتن بهترین شیوهها داشته باشند، به احتمال زیاد به جای آنكه احساس كنند كارشان به چالش طلبیده شده، مشتاق به كار بستن آن شیوهها خواهند بود. كسانی كه میتوانند درگیر انجام كار شوند عبارتند از:
- كارورزها – كاركنان خدمات انسانی و بهداشتی، توسعهدهندگان باهمستان و غیره.
- اعضای جمعیتی كه در بهترین شیوههای مورد بحث مشاركت دارند یا از آن منتفع میشوند.
- كسانی كه برنامه به طور غیرمستقیم بر آنها اثر میگذارد. این شامل افرادی میشود كه شغلشان میتواند تغییر كند: پلیسها، مددكاران و غیره كسانی هستند كه مستقیما دستاندركار نیستند، اما درگیر نتایج كار هستند. همچنین از آن جملهاند صاحبخانهها، كسبه، اعضای انجمن شهر و افراد دیگری كه نتایج عملكرد باعث بروز تغییراتی برای آنها میشود.
- افراد علاقهمند باهمستان. همواره معقولتر آن است كه اكثریت باهمستان را درگیر كار كنید. شامل كردن افراد به حمایت بیشتر باهمستان منتهی میشود كه به نوبه خود به منابع تبدیل میشود.
- مسئولین محلی و اگر اقتضا كند، مسئولین بخش یا استان. اگر به دنبال سرمایهگذاریهای عمومی هستید و یا اگر طالب حمایت باهمستان هستید، دعوت از این افراد برای آنكه بخشی از روند كار باشند، ضرورت دارد.
درگیر كردن همه این گروهها، در عمل شاید غیرعادی و حتی غیرممكن به نظر برسد. اما اگر امكان داشته باشد، احتمال بیشتری دارد كه در نتیجه یك روند مشاركتی، برنامه یا عملكرد شما حمایت بیشتری را از باهمستان كسب كند.
بهترین شیوهها را در كجا میتوان یافت؟
مراقب باشید كه اغلب شیوههایی كه پیدا كردهاید ممكن است در دستهبندی «شیوههای امیدبخش» باشند، و یا ایدهها و برنامههای جالبی باشند كه دیگران آزمودهاند. ولی اینها را هم دست کم نگیرید، چرا كه میتوانند منابع عظیمی باشند برای راه حلی كه در شرایط شما كارایی دارد.
مراقب باشید كه اغلب شیوههایی كه پیدا كردهاید ممكن است در دستهبندی «شیوههای امیدبخش» باشند، و یا ایدهها و برنامههای جالبی باشند كه دیگران آزمودهاند. ولی اینها را هم ارزان نفروشید چرا كه میتوانند منابع عظیمی باشند برای راه حلی كه در شرایط شما كارایی دارد.
برای یافتن بهترین شیوهها به اینها مراجعه كنید:
- اینترنت.
- شبكههای ارتباطی.
- كتابخانهها.
- سازمانهای پشتیبان و تخصصی استانی و دولتی.
گاهی این سازمانها، یا حتی دولتها، برای برجسته كردن بهترین شیوههای جدید با هم رقابت میكنند. نتایج این رقابتها معمولا به اینترنت ارسال میشوند و كار فینالیستها، یا حتی كار همه شركتكنندگان در رقابت، میتواند منبع خوبی برای یافتن ایدهها باشد.
- آژانسهای بینالمللی، استانی و کشوری.
- بنیادها و سایر سرمایهگذاران خصوصی.
- موسسات علمی.
- شنیدهها از اعضای باهمستان.
استفاده از اینترنت برای یافتن بهترین و امیدبخشترین شیوهها
برای جستجو در اینترنت چند راه وجود دارد. البته متداولترین راه استفاده از یك موتور جستجو مانند گوگل یا بینگ است. اینها كراولر (Crawlers) هستند، یعنی جستجوگرهای كامپیوتریای كه شبكه اینترنتی را مرور میكنند و اطلاعات مورد درخواست را گزارش میدهند. در حال حاضر گوگل محبوبترین و در ذهن اغلب افراد، موثرترین موتور جستجو برای اكثر موضوعات است.
گوگل اسکولار (یا پژوهشگر گوگل) بانك اطلاعاتی عظیم یافتههای تحقیقی است که در صفحه اصلی گوگل میتوانید لینک آن را پیدا کنید (و یا با جستجو). مثلا اگر عبارت «بهترین شیوهها برای پیشگیری از خشونت» را جستجو كنید، ۲۳۵ هزار یافته به دست خواهید آورد. معمولا در مورد گوگل، اولین ۲۰تا ۳۰ یافته به احتمال زیاد مفیدترین یافتهها برای سازمانهایی است كه در جستجوی متدها یا راهكارهای ممكن هستند.
اغلب كاربران جعبهابزار باهمستان با گوگل و سایر موتورهای جستجو آشنا هستند و احتمالا اولین بار جعبهابزار را در یكی از آنها یافتهاند. یك جستجوی ساده به این شكل است ... اما همه جستجوها در شبكههای اینترنت، حتی اگر ساده به نظر برسند، الزاما ساده نیستند.
شاید مفیدترین كار دانستن این نكته باشد كه قرار دادن یك عبارت در گیومه، باعث میشود آن عبارت خاص با كلماتی به همان صورتی كه نوشته شده، جستجو شود. اگر بنویسید «بهترین شیوهها برای پیشگیری خشونت در جوانها»، سایتهایی را با همین كلمهبندی خواهید یافت. اگر عبارت بهترین شیوهها برای پیشگیری خشونت در جوانها را در گیومه قرار ندهید، سایتهایی را خواهید یافت كه این كلمات در آنها هست، اما نه با همین ترتیب خاصی كه شما تایپ كردهاید، یا حتی با مفاهیمی نزدیك به یكدیگر.
نمونه دیگر در زبان موتورهای جستجو استفاده از علامت مثبت (+) قبل از كلمه یا عبارتی است كه باید در انتخاب شما وجود داشته باشد. قبل از كلمه یا عبارتی كه نباید در انتخاب شما وجود داشته باشد، باید از علامت منفی (-) استفاده كنید. استفاده از و (AND) نشان میدهد كه شما به هر دو قسمت عبارت مورد جستجو نیاز دارید (یعنی «بهترین شیوهها» و «خشونت جوانان») و استفاده از یا نشان میدهد كه شما به یكی از دو قسمت عبارت مورد جستجو نیاز دارید (یعنی «بهترین شیوهها» یا «خشونت جوانان»).
- اگر فورا نتوانستید آنچه را جستجو میكنید پیدا كنید، از تعدادی كلمات و عبارات مختلف استفاده كنید.
شما میتوانید یك فهرست بهروزشده از بانك اطلاعاتی جعبهابزار باهمستان درباره بهترین شیوهها را پیدا كنید. این فهرست شامل منابع جامع شبكهمحور برای یافتن راهكارهایی برای ارتقای سلامت و پیشرفت باهمستان و همچنین منابعی برای حل مشكلات است.
بیشك اینترنت بزرگترین منبع واحد برای اطلاعات موجود درباره بهترین شیوه است، اما منابع دیگری را هم كه در اینجا ذكر كردیم، فراموش نكنید. شما همچنین میتوانید در مورد برنامه یا متدی كه به دردتان میخورد با اشخاص دیگری در آن زمینه یا دانشجویان فارغالتحصیل یا سایر افراد مطلع صحبت كنید. اینترنت علیرغم وسعتش شامل همه چیز نیست. بهخصوص شامل برنامههای كوچكی نیست كه به طور كامل بررسی نشدهاند، اما در سطح وسیعی به درد كارهای خاص شما میخورند.
چطور اتخاذ و استفاده از بهترین شیوهها را ترویج میكنید؟
وقتی یك گروه از افراد ذینفع را برای شركت و كمك در متقاعد كردن باهمستان یا سازمان برای اتخاذ بهترین شیوهها جمع كردید، باید توضیح دهید كه مشغول انجام چه كاری هستید، برخی امكاناتی را كه با هدفها و شرایط شما جور است شناسایی كنید، و سپس دست به كار متقاعد كردنشان شوید. حتی آن موقع هم كار شما تمام نشده است. باید اطمینان حاصل كنید كه افراد برای آنكه بهترین شیوه را تبدیل به بهترین شیوه برای شرایط شما كنند كارآموزی مناسب دیده و منابع مناسب در اختیار داشته باشند و باید به طور مداوم كاری را كه انجام میدهید بررسی كنید تا از آنی كه هست بهتر شود.
مشكل، نیازها و هدفهایتان را بهوضوح تعیین كنید، تا دقیقا بدانید كه به دنبال چه نوع بهترین شیوه هستید.
همانطور كه در بالا ذكر شد، همه بهترین شیوههایی كه به مشكل میتواند مربوط باشد، الزاما همان هدفی را كه شما به سمتش میروید، مد نظر ندارد. برای آنكه مطمئن شوید به دنبال شیوهای هستید كه با اهداف شما جور است، قدم اول آن است كه تعیین كنید میخواهید چه كاری انجام دهید و چطور.
- مشكلتان را تعیین كنید. دقیقا میخواهید به چه موضوعی بپردازید؟
- نتیجهای را كه میخواهید به آن دست پیدا كنید، تعیین كنید.
اینجا جایی است كه در آن میتوانید به مشكلات مربوط به اسلوب عملكردتان هم برسید. ممكن است برنامههای بسیار موثری وجود داشته باشند كه بتوانند از طریق متدهایی كه شما ترجیح میدهید از آنها اجتناب كنید، یا متدهایی كه مبتنی بر فرضیاتی هستند كه با آنها موافق نیستید، به اهدافشان برسند. مثلا ممكن است آموزش بهداشت باهمستان معلممحور و صرفا مبتنی بر انتقال اطلاعات باشد، یا اینكه میتواند مشاركتی میان معلمین و شاگردان و شامل آموزشهای فعال و تجربی باشد. پیشگیری از خشونت میتواند صرفا اجرای سخت قوانین اكید و افزایش دخالت پلیس باشد، یا میتواند شامل معاضدت (كمك و همیاری)، آموزش باهمستان، مربیگری، كلاسهای پرورشی و غیره باشد. مهم است كه بهترین شیوهای را انتخاب كنید كه با فلسفه (اسلوب عملكرد) و اهدافی كه باور دارید سازگار باشد.
- ماهیت جمعیتتان را شناسایی كنید.
- محتوا را بررسی كنید.
این نوع تجزیه و تحلیل كمكتان میكند بهترین شیوهای را انتخاب كنید كه در تولید نتایجی كه شما میخواهید و به عبارتی تایید میكنید، در جمعیت و باهمستانی مشابه مال شما موفق بوده است.
به دنبال بهترین شیوه مناسب بگردید
حالا كه تعیین كردهاید به دنبال چه هستید، وقتش رسیده كه ببینید چه چیزهایی در دسترس هستند. اگر چندین گزینه برای بهترین شیوه پیدا كردید كه به درد مشكل شما میخوردند، قدم بعدی آن است كه به وسیله حذف گزینههایی كه مناسب باهمستان شما نیستند، در فرهنگ جمعیت شما نفوذ نمیكنند، یا نتایج مورد نظر شما را نشانه نگرفتهاند، جستجویتان را محدود كنید (این زمان خوبی است برای دخالت دادن افراد ذینفع در جستجوی بهترین شیوههای ممكن. البته اگر از قبل دخالتشان نداده باشید). این كار چندین گزینه قابل مدیریت در اختیارتان میگذارد و به شما امكان میدهد شیوهای را انتخاب كنید كه بیشتر از همه مناسب باهمستان شما و نیازهایش است. آماده باشید كه در صورت لزوم آن را با محتوای كارتان تطبیق دهید.
استفاده از بهترین شیوه را ترویج كنید
در مبحث «چه وقت باید اتخاذ بهترین شیوهها را ترویج دهید؟» گفتیم مواقعی هست كه متقاعد كردن باهمستان یا سازمان برای اتخاذ ایدهها و فرآیندهای امتحانشده نسبتا آسانتر است. وقتی كه گام جدیدی برمیدارید، وقتی كه واضح است كاری كه انجام شده كارایی نداشته، وقتی كه مشكلی فوری وجود دارد كه باید رسیدگی شود، وقتی كه باهمستان یا سرمایهگذاران طالب شیوههای اثباتشدهای هستند، همه اینها مواقعی است كه بهترین شیوهها بیهیچ مقاومتی پیش میروند و پذیرفته میشوند.
اما شرایط متداولتر چه كه در آن از قبل یك خدمت یا عملكرد برای حل مشكل مورد نظر به اجرا درآمده است؟ ممكن است آن خدمت یا عملكرد چنان موفقیتآمیز بوده باشد كه افراد تغییر آن را لازم ندانند، حتی اگر مستند شده باشد كه رویكردهای دیگر پیامدهای بسیار بهتری خواهند داشت. علاوه بر این، گروهی كه آن خدمات و عملكردها را اجرا میكنند و ارائه میدهند، یا باهمستانشان، ممكن است وابستگی احساسی نسبت به آن ها داشته باشند. ممكن است خودشان آن را ایجاد كرده باشند و یا برای شروع و نگهداری آن زمان و تلاش زیادی صرف كرده باشند. در این صورت چطور میتوانید متقاعدشان كنید كه تغییر جهت بدهند؟
اگر یك گروه چندبخشی از افراد ذینفع را برای تحقیق درباره بهترین شیوه جمع كرده باشید، وزن توصیههای آن گروه، به دلیل وسعت اعضای آن، سنگین خواهد بود. شما میتوانید در طول مدت و بعد از این روند تحقیق مشاركتی اقداماتی انجام دهید كه شانس موفقیت شما را افزایش دهد.
- نظرات باهمستان را بسیج كنید.
- به سرمایهگذاران امكانات بهترین شیوه را گوشزد کنید.
- بعضی از افرادی را كه شیوههای مناسب را ایجاد كردهاند یا از آنها استفاده میكنند، در كنار افراد باهمستانتان قرار دهید.
در اینجا وضعیت مطلوب آن است كه افرادی از باهمستانتان را بیاورید تا عملا برنامه بهترین شیوه را در عمل ببینند. این كار به بهترین وجه به آنها میفهماند كه این برنامه در عمل چیست و چطور كار میكند. اگر فاصله مكانی، وقت، یا سایر عوامل انجام این كار را غیرممكن كند، بهترین كار بعدی این است كه دستاندركاران بهترین شیوه را به باهمستان ببرید. اگر آن هم مقدور نبود مكالمات تلفنی، یا ایمیلی، یا توزیع مطالب مكتوب درباره برنامه، بخشی از مقصود شما را عملی خواهد كرد.
- پیشنهاد كنید به جای جایگزین كردن بهترین شیوه با شیوهای كه از قبل در حال اجراست، یك سازمان یا گروه، شده برای مدتی محدود، بهترین شیوه را به شیوه قبلی آنها اضافه كند.
در اینجا امكان دیگر آن است كه یك عملیات پهلوبهپهلو (همزمان) نشان دهد كه بهترین شیوه، «بهترین شیوه» برای شرایط شما نیست. قبلا گفتیم كه متد یا برنامهای كه در جایی دیگر خوب عمل میكند، الزامی نیست كه برای شما هم خوب عمل كند. فرض كوركورانه اینكه هر چه برچسب بهترین را دارد، الزاما موثرتر از شیوهای است كه شما از قبل داشتهاید، سازندهتر از این نیست كه فرض كنیم شیوهای كه در حال حاضر به كار میبندید، بهترین شیوهای است كه میتوانستید پیدا كنید.
اطمینان حاصل كنید كسانی كه دستاندركار همتاسازی بهترین شیوه هستند، برای موفقیت در كار آموزش لازم را دیده باشند.
افراد باید هم فرضیات نهفته در پشت برنامه یا متد را درك كنند و هم نظریهای را كه توضیح میدهد چرا آن برنامه یا متد درست عمل میكند. علاوه بر این، كاملا ضروری است كه برای كار با آن برنامه كلیه آموزشهای خاص و لازم را دیده باشند. بدون اینها، كسانی كه میخواهند با آن برنامه كار كنند، مانند ملوانانی خواهند بود كه قصد عبور از اقیانوس را دارند، بدون اینكه نقشه یا قطبنما داشته باشند یا اصلا بدانند كه مقصدشان كجاست، دانش لازم برای راندن یك کشتی كه جای خود دارد. باید گفت شانس موفقیت در چنین شرایطی بسیار كم و حداقل خواهد بود.
لازمه نهایی برای كسی كه میخواهد بهترین شیوه را همتاسازی كند، اعتقاد به موثر بودن آن است. بارها به اثبات رسیده است كه هیچ برنامه یا متدی بدون چنین اعتقادی از جانب مشاركتكنندهها موفق نخواهد بود، حتی اگر همه چیز در جای خود باشد.
از كسانی كه بهترین شیوه را به اجرا درخواهند آورد، به قدر كافی حمایت كنید.
در بخش اول این فصل و همچنین در این فصل توضیح دادیم كه شما نمیتوانید بدون منابعی مشابه بهترین شیوه اصلی، آن را همتاسازی كنید. آن منابع میتوانند شامل تعدادی از عوامل مختلف باشند:
- بودجه.
- داوطلبین.
- فضا.
- زمان.
- حسن نیت مسئولین محلی، سایر افراد متنفذ و اكثریت باهمستان.
همواره بهترینها را بهتر كنید و تعهد باهمستان را نسبت به بهترین شیوهها جلب كنید.
نهایتا اینكه یادتان باشد زمانی كه باهمستان را به اتخاذ بهترین شیوه یا اسلوب و عملكرد آن شیوه متقاعد كردید، كارتان تمام نشده است. هر شیوهای حتی اگر برچسب «بهترین» بر خود داشته باشد، باز هم میتواند بهبود یابد. بخشی از مسئولیت مستمر شما آن است كه بر بهتر شدن آن برنامه نظارت داشته باشید.
ارزش بهترین شیوهها به اندازه قابلیت پیادهسازی آن است. اگر به نظر میرسد كه مشكل حل شده، یا افراد از كاری كه انجام میدهند خسته شده باشند، به زودی متوجه خواهید شد كه سر جای اولتان هستید.
نكته مهم دیگری كه باید به خاطر بسپارید آن است كه ممكن است باهمستان كمحافظه باشد. بهترین شیوهها را به پیش ببرید و همواره به دنبال بهترین شیوههایی كه برای استفاده باهمستان شما مناسب هستند، باشید. بدون توجه مستمر، خواهید دید دفعه بعدی كه نیاز به خدمات یا ابتکار عملی جدید پیدا میشود، ناچار خواهید بود همه كارها را از نو شروع كنید.
خلاصه
یك راه برای آنكه مطمئن شوید به بهترین وجه ممكن به مسائل و مشكلات باهمستان پرداختهاید، ترویج اتخاذ و اطمینان از به اجرا درآوردن «بهترین شیوهها»، متدها و برنامههایی است كه به اثبات رسیده در جای دیگر موفقیتآمیز بودهاند و ظرفیت آن را دارند كه تكثیر یا همتاسازی شوند. اگرچه این كار موفقیت شما را تضمین نمیكند و همه عملكردها در همه باهمستانها عملی نیستند و ممكن است همین حالا هم برنامهای داشته باشید كه با موفقیت عمل كند، اما هر چه باشد بر راهكار «تیری در تاریكی»، كه بسیاری از خدمات بهداشتی و انسانی و عملكردهای باهمستانی هنگام شروع یك كار یا برنامه تازه اتخاذ میكنند، برتری دارد.
واداشتن باهمستان به اتخاذ بهترین شیوهها، نیازمند ایجاد اعتبار از طریق جمع كردن یك گروه چندبخشی است. گروهی شامل مسئولین محلی و شهروندان متنفذ، مشاركتكنندگان بالقوه، یا افراد ذینفع در عملكردی كه قرار است انجام شود و سایر افرادی كه عملكرد بر آنها تاثیر میگذارد، تا درباره بهترین شیوهها تحقیق كنند و توصیههایی ارائه دهند. توصیههایی شامل: آشنا كردن باهمستان و یا سازمانهای مربوطه با شیوههای جدید (از جمله تاكتیكهای انجام این كار، آشناسازی آنها با كسانی است كه در حال حاضر از آن شیوهها استفاده میكنند). همچنین پیشنهاد راههایی برای منظور كردن آنها و ارائه منابع و حمایت لازم برای آنكه یك همتاسازی موفقیتآمیز را در باهمستان شما امكانپذیر سازد.
هنگامی كه همه را متقاعد كردید كه اتخاذ و استفاده از بهترین شیوهها منطقی است، باید اطمینان حاصل كنید كه آن شیوهها به اجرا درمیآیند. پس از آن باید همچنان به یادآوری و آموزش باهمستان درباره بهترین شیوهها ادامه دهید و تعهد باهمستان را نسبت به استفاده از آنها جلب كنید. در پایان، یادتان باشد كه هر شیوهای، حتی «بهترین» شیوه، بهبودپذیر است و تلاش برای بهتر كردن چیزها، هرگز نباید خاتمه یابد.
¿Qué es una mejor práctica?
Una mejor práctica es:
___Medible
___Notablemente exitosa
___Replicable
___Se ajusta bien a sus circunstancias
¿Por qué promover la adopción y el uso de mejores prácticas?
___Usar una mejor práctica reconocida facilita la justificación del trabajo.
___Usar mejores prácticas reconocidas puede reafirmar la credibilidad de una organización.
___Usar las mejores prácticas puede facilitarle fondos.
___Usar una mejor práctica remueve una gran cantidad de conjeturas en el planeamiento.
___Los creadores de la práctica son conocidos, y pueden estar disponibles para consultarles sobre cómo implementarla mejor.
___Sabemos que las mejores prácticas funcionan.
¿Cuándo se debe promover la adopción y el uso de las mejores prácticas?
___Antes de que una nueva intervención o programa comience.
___Cuando haya un serio problema comunitario que deba ser abordado.
___Cuando lo que se está haciendo no esté funcionando bien.
___Cuando la comunidad lo requiera.
___Cuando los proveedores de fondos o funcionarios lo demanden.
¿Quién debe participar para promover la adopción y el uso de las mejores prácticas?
___Médicos – trabajadores de las salud y servicios humanos, promotores inmobiliarios comunitarios, etc.
___Miembros de la población que participarán o se beneficiarán de las mejores prácticas en cuestión.
___Aquellos que estén indirectamente afectados por el programa.
___Miembros de la comunidad interesados.
___Funcionarios locales, y si es apropiado, estatales.
¿Dónde se pueden encontrar mejores prácticas?
___En Internet.
___Estableciendo contactos.
___En librerías.
___A través de abogacía nacional y organizaciones profesionales con sus publicaciones.
___A través de agencias internacionales, estatales y federales.
___A través de fundaciones y otros proveedores de fondos.
___En la academia.
___A través de la palabra de la comunidad.
¿Cómo promover la adopción y el uso de las mejores prácticas?
___Defina su asunto, necesidades, y metas claramente, de tal forma que usted pueda determinar exactamente qué tipo de mejores prácticas necesita.
___Busque mejores prácticas adecuadas.
___Promueva el uso y la implementación de las mejores prácticas.
___Movilizando la opinión comunitaria.
___Alertando a los proveedores de fondos de las posibilidades de mejores prácticas.
___Reuniendo a algunas de las personas que crearon o usaron prácticas apropiadas con la gente en su comunidad.
___Sugiriendo que, en lugar de sustituir una mejor práctica por lo que ya ese esté haciendo, por una organización o un grupo simplemente añadirla, o probarla.
___Asegurándose que cualquiera que participe en intentar replicar una mejor práctica sea provisto con el entrenamiento para hacerlo un éxito.
___Proveyendo a aquellos que implementarán las mejores prácticas con el apoyo y recursos necesarios.
___Continuar haciendo de lo mejor lo mejor, y manteniendo el compromiso comunitario hacia las mejores prácticas.