Community Tool Box Community Tool Box

فصل ۳۰: اصول حمایت و ترویج‌گری | Community Tool Box

فصل ۳۰: اصول حمایت و ترویج‌گری
lmartin Sat, 01/27/2018 - 12:56

بخش‌های این فصل در حال ترجمه به فارسی است. نسخه انگلیسی این فصل را برای ملاحظه و مطالعه مطالب از این‌جا ببینید.

بخش ۱. مرور: به حرکت درآوردن یک کمپین ترویج‌گری
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:32
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:36

ترویج‌گری چیست؟ 

پیش از اینکه به صورت مستقیم به اقدامی دست بزنیم، برنامه‌ریزی لازم است. و پیش از هر برنامه‌ریزی شناختی داریم که می‌خواهیم در قالب یک برنامه درآوریم. بنابراین، اول ببینیم حمایت و ترویج‌گری چه هست (و چه نیست).  

  • ترویج‌گری یعنی تبلیغ فعالانه یک هدف یا اصل؛ 
  • ترویج‌گری دربردارنده اقداماتی است که به یک هدف انتخاب شده منتهی می‌شود؛ 
  • ترویج‌گری یکی از چندین راهبرد موجود یا به عبارتی یکی از راه‌های مواجهه با یک مشکل است؛ 
  • ترویج‌گری می‌تواند به عنوان بخشی از یک طرح باشد که بخش‌های دیگری را نیز در خود دارد؛ 
  • ترویج‌گری ارائه مستقیم خدمات نیست؛ 
  • ترویج‌گری لزوما با کشمکش و ستیزه‌جویی همراه نیست. 

چند مثال زیر می‌توانند در روشن شدن چیستی ترویج‌گری به ما کمک کند: 

  • شما به عضویت گروهی درمی‌آیید که به ساخت خانه برای افراد فقیر کمک می‌کند – این فوق‌العاده است اما ترویج‌گری نیست ( شکلی از ارائه خدمات است). 
  • شما مجموعه‌ای را سازمان‌دهی می‌کنید و به حرکت درمی‌آورید تا درصدی از آپارتمان‌های یک پروژه جدید ساختمانی به اقشار کم‌درآمد و طبقه متوسط اختصاص یابد – این کار ترویج‌گری است. 
  • شما روز‌های یکشنبه خود را برای کمک به یک مرکز بازیافت زباله اختصاص می‌دهید – این حمایت و ترویج‌گری نیست ( شکلی از ارائه خدمات است).
  • شنیده‌اید زمینی که از آن به عنوان مرکز تفکیک زباله استفاده می‌شده است قرار است بسته شود، و شما گروهی تشکیل می‌دهید تا شهر را مجبور کنید این مرکز را حفظ کند یا یک مکان جدید برای آن پیدا کند. حتی برخی از شما به این فکر می‌کنید که در صورت لزوم مسیر بولدوزرها را ببندید – این یک کار حمایت و ترویج‌گری است.

در یک فعالیت ترویج‌گری معمولا شما یک دولت، کسب و کار، مدرسه، یا برخی نهادهای بزرگ دیگر وادار می‌کنید که یک وضعیت زیانبار یا ناعادلانه را که بر مردم یک باهمستان آسیب می‌زند، اصلاح کند. در چنین وضعیتی شما ممکن است از طریق اقناع یا اجبار، دولت و دیگر نهادهای قدرتمند را مجبور کنید که در برابر خواست شما سر خم کند، مصالحه کند، یا مسئله را از راهکارهای سیاسی یا حقوقی حل کند. 

برخی از مولفه‌های یک فعالیت  ترویج‌گری عبارتند از: 

  • درستی هدف 
  • قدرت حامیان و ترویج‌گران (هر چه بیش‌تر باشد بهتر است)
  • میزان جامع بودن تحقیقات حامیان و ترویج‌گران در مورد مسایل، گروه‌های مخالف، و جو فکری حاکم بر باهمستان در مورد مسئله 
  • مهارت آن‌ها در استفادها از ابزارهای  ترویج‌گری موجود 
  • از همه مهمتر، انتخاب تاکتیک‌ها و راهبردهای موثر 

برای برخی از افراد ترویج‌گری می‌تواند یک نقش جدید باشد. ممکن است با آن آسان کنار نیایند – به ویژه اگر به کشمکش و ستیزه‌جویی بیانجامد. اما برای برخی دیگر این کار جذاب‌تر از برپایی و اداره برنامه‌های خدماتی برای باهمستان است. 

ترویج‌گری ممکن است چیز مسحور کننده‌ای به نظر برسد. مدیریت موانع، و ایجاد موجی در باهمستان. اما تصمیم در مورد اختصاص منابع اصلی گروهتان برای کار ترویج‌گری کار ساده‌ای نیست. اگر کار ترویج‌گری شما به نتیجه نرسد – اگر خودتان را به خطر بیاندازید و موفق هم نشوید – نه تنها شکست خورده‌اید، بلکه چون در برابر چشم عموم مردم این واقعه رخ داده است موجب بی‌اعتباری هدف نیز خواهید شد و ممکن است حتی موجب بدتر شدن شرایط برای افرادی که برای کمک به آن‌ها برخواسته بودید، بشود. 

آیا  ترویج‌گری همیشه مستلزم ستیزه‌جویی است؟ 

ترویج‌گری می‌تواند با ستیزه‌جویی همراه باشد ولی معمولا کشمکش شروع بدی برای این کار است. حامیان و ترویج‌گران خوب می‌دانند که باید در مورد هر ستیزه‌جویی احتمالی به صورت جدی بیاندیشند. این یکی از دلایل ضرورت دقت در برنامه‌ریزی در مورد راهبردها و تاکتیک‌ها است. حتی اگر مسئله خیلی واضح به نظر برسد و گزینه‌های عملی موجود مشخص به نظر بیایند، خوب است بار دیگر نگاهی کلی و دقیق به کل مسئله داشته باشید. 

چه زمانی و به چه دلیلی ممکن است ترویج‌گری را انتخاب کنید؟ 

زمانی که کارهای «معمولی» – مانند گردآوری حامی برای یک هدف، جمع‌آوری کمک مالی، یا جذب نیروی انسانی برای یک برنامه یا طرح باهمستانی— دیگر راه به جایی نمی‌برند، ترویج‌گری بهترین گزینه خواهد بود.  

در بسیاری از موارد پیش از اینکه خود (یا گروهتان) را به عرصه ترویج‌گری بکشانید خوب است بار دیگر خوب فکر کنید، زیرا این راهبرد وقتی بیش‌ترین پاسخ را می‌دهد که نمونه آن زیاد اتفاق نیافتد. شهری را در نظر بگیرید که هر روز شاهد تظاهرات مردمی است، یا جایی که شورای شهر آن هر روز در محاصره گروه‌هایی با طومار‌های خاص، قطعنامه‌ها، و آشوب‌های مختلف قرار دارد. خیلی زود باهمستان دچار خستگی و دلزدگی نسبت به ترویج‌گری می‌شود. افراد شرکت کننده در ترویج‌گری نیز همینطور می‌شوند. 

بهترین زمان برای شروع برنامه‌ریزی در مورد یک کمپین ترویج‌گری وقتی است که: 

  • تجربه مستقیم شما یا تحقیقاتتان نشان می‌دهد که دسترسی به هدف از هیچ راه دیگری ممکن نیست؛ 
  • مطمئن هستید توانایی لازم برای انجام آن را دارید یا در آینده خواهید داشت؛ 
  • اشتیاق و انرژی لازم برای پیگیری کاری را که ممکن است مدت زیادی طول بکشد، در خود دارید. 

این فصل به شما کمک می‌کند تا کار را شروع کنید. این فصل همچنین به شما تصویری کلی از آنچه در هفت بخش آینده این فصل به آن خواهیم پرداخت ارائه می‌کند: شما درک عمیق‌تری از مسئله پیدا می‌کنید، متحدان و مخالفانتان را می‌شناسید، راهبرد و تاکتیک‌هایتان را برنامه‌ریزی می‌کنید، و تلاش‌هایتان را ارزیابی کنید. 

مولفه‌های اصلی ترویج‌گری چیستند؟ 

هر یک از این مولفه‌ها در بخش‌های آتی به تفصیل تشریح خواهند شد اما در اینجا مروری کلی بر چگونگی ترویج‌گری از یک مسئله خواهیم داشت. 

مهارت‌های بقا برای حامیان و ترویج‌گران​

زمانی که با یک کمپین ترویج‌گری پا به حوزه عمومی می‌گذارید، ممکن است توجه تعداد زیادی از افراد را به خود جلب کنید که لزوما همه آن‌ها خیر شما را نمی‌خواهند. اگر کارها خوب پیش نرود ممکن است شاهد به تمسخر کشیده شدن خود در اخبار محلی باشید که به هیچ وجه برای کمپین‌های آتی شما چندان خوب نخواهد بود. حتی بدتر اینکه، در برخی مواقع یک قدم اشتباه می‌تواند موجب به دادگاه کشیده شدن شما شود. اگر همه اقدامات مربوط به ترویج‌گری را به شکلی موثر انجام ندهید، حداقل ریسک قابل تصور این است که انرژی زیادی صرف کاری بی‌فایده کرده‌اید. 

برای اینکه یک نمونه از بدترین سناریوی ممکن از یک کمپین را مثال بزنیم، اشتباهاتی را که در یک کمپین پیشبرد بهبود وضعیت سلامت فقرا ممکن است پیش بیاید در نظر بگیرید: 

  • بدون بررسی درست اطلاعات موجود، یک بیمارستان محلی را متهم می‌کنید که از پذیرش یک بیمار خودداری کرده است. اما بیمارستان ثابت می‌کند که آن شخص را مداوا کرده ولی او خود زودتر از موعد ترخیص گرفته است. 
  • یک نشست خبری از سوی خود و متحدانتان برگزار می‌کنید بدون اینکه محتوای سخنانتان را با آن‌ها وارسی کنید، و با این کار موجب عصبانیت آن‌ها می‌شوید. 
  • برگزاری یک تظاهرات بزرگ در بیرون بیمارستان را اطلاع‌رسانی می‌کنید ولی در روز برگزاری تنها سه نفر در آن حاضر می‌شوند. 

این‌ها نمونه‌های کار بسیار ناشیانه است! 

در این فصل، در بخش بعد به نکاتی که به اعضای گروهتان کمک می‌کند تا از فاجعه‌هایی از این دست جلوگیری کنند اشاره خواهیم کرد. با استفاده از این نکته‌ها آن‌ها قادر خواهند بود وظایف خود را به شکل موثرتر و بااعتماد به نفس بیش‌تر انجام دهند و از خطر زمین خوردنشان کاسته می‌شود. 

فهم مسئله 

به احتمال زیاد هم اکنون نیز درک نسبتا خوبی از مشکل دارید. 

برای مثال: 

  • از رشد مشکلات مربوط به تامین مسکن به ویژه برای خانواده‌های دارای فرزندان خردسال مطلع هستید. 
  • احساس می‌کنید در باهمستان به اندازه کافی برای کاهش استعمال دخانیات در بین جوانان کاری صورت نگرفته است. 
  • گروه شما نگران است پارک علم و فناوری تاسیس شده در بالادست رودخانه موجب آلودگی آب شود. 

اما فهم عمیق‌تر مسئله و تحقیق در مورد افراد صاحب قدرت در این رابطه، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به یاد داشته باشید که ترویج‌گری در مورد قدرت است – چه کسی می‌تواند بر چیزهای مهم تاثیر بگذارد. شما باید بدانید قدرت مخالفانتان در چه چیزهایی نهفته است و چگونه می‌توانید به شکل کارآمدتری بر قدرت آن‌ها تاثیر بگذارید یا با آن به مبارزه برخیزید. 

تشخیص متحدان

اگر شما تنها کسی هستید که در شهرتان می‌خواهد کاری برای مشکلی که تشخیص داده‌اید، انجام دهد هدفی که دنبال می‌کنید به‌شدت در خطر است. مبارزه در برابر مقامات محلی یک مسئله است اما مسئله جدی‌تر به کار گرفتن افراد خنثی یا دشمنانتان در باهمستان است. اگر تعداد اندکی در کنار شما باشند، افراد صاحب قدرت خیلی آسان‌تر می‌توانند شما را به عنوان افراد افراطی حاشیه‌ای نادیده بگیرند. یکی از کارهای شما این است که این «حاشیه‌نشین‌ها» را وادار کنید که خود را به عنوان نماینده بخشی از مردمی که از این مسئله تاثیر می‌پذیرند بدانند. در این صورت افراد صاحب قدرت نیز به آن‌ها توجه خواهند کرد. 

جایی در باهمستان برای شما نیز متحدانی وجود دارد – یعنی افرادی که می‌توانید با آن‌ها گروهی تشکیل دهید و به هدفتان برجستگی، نفوذ، و امکان دیده شدن بیش‌تری بدهید. می‌توانید از روشی مانند «جدول قدرت» استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا مشخص کنید چه گروه‌ها و نهادهایی در شهر از قدرت لازم برای کمک به گروه شما برخوردار هستند. این جدول به شما کمک می‌کند تا بفهمید به طور معین از متحدانب القوه خود چه استفاده‌ای می‌توانید بکنید. 

البته باید در مورد کسانی که برای پیوستن به گروه دعوت می‌کنید دقت لازم را به خرج دهید – برخی از متحدان ممکن است چیزهایی را با خود به همراه بیاورند که به آن نیازی ندارید. ما به شما کمک می‌کنیم تا بتوانید تناسبی بین فایده بالقوه و هزینه بالقوه هر متحد برقرار کنید و به حامیانی برسید که به جای کارشکنی به هدفتان کمک می‌کنند – چه به دنبال ایجاد یک ائتلاف تمام عیار باشید یا یک اتحاد غیر رسمی یا یک شبکه. 

علاوه بر اینکه باید ببینید آیا دیگر گروه‌ها منافع مشترکی در هدف مورد توجه شما دارند یا نه، باید ببینید آیا اتحاد با آن‌ها به نفع شما هست یا خیر. برای مثال، فرض کنید می‌خواهید برای خرده‌فروشانی که سیگار به کودکان می‌فروشند دردسر درست کنید، و می‌دانید جامعه سرطان آمریکا، چند گروه جوان محلی، و چند کلیسای روشن‌اندیش در این هدف با شما مشترک هستند. اما چگونه می‌توانید به بهترین شکل به همدیگر کمک کنید؟ آیا به دنبال یک رابطه نزدیک هستید؟ اگر این افراد در چارچوب منشورهای خود محدودیت‌هایی برای مشارکت در برخی اقدامات داشته باشند، چه می‌کنید؟ اگر بخواهند جهت‌گیری کل کمپین را در اختیار بگیرند، چه؟ اگر در برخی زمینه‌ها با شما اشتراک منابع داشته باشند و در برخی زمینه‌ها اختلاف، چه می‌کنید؟

شناسایی مخالفت‌ها و مقاومت‌های پیش رو

هر چند این امکان وجود دارد که یک فعالیت ترویج‌گری مخالفی نداشته باشد (برای مثال، ممکن است شما به طور کلی برای مقابله با جهل و بی‌تحرکی تلاش کنید)، اغلب کمپین‌های ترویج‌گری که در برابر صاحب قدرتی است به راحتی قابل شناسایی است – یا حتی با چند نوع بزرگ (و شاید بدجنس) آن روبه‌رو است. مخالفان شما چه کسانی هستند؟ چرا در برابر شما مقاومت می‌کنند؟ و در این باره چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ 

همه این سوالات را باید با هم جواب داد. دانستن نام مخالفانتان اهمیتی ندارد تا زمانی‌که علت مخالفتشان را ندانید. گاهی دلیل مخالفت چندان واضح نیست، برای همین باید از آن سر در بیاورید. 

به جای اینکه فهرستی از آدم‌هایی که فکر می‌کنید بد هستند تهیه کنید، یک کار مفیدتر این است که بر «علت» مقاومت آن‌ها تمرکز کنید: احتمالا شگفت‌زده خواهید شد. برای مثال، یک سازنده بزرگ ممکن است از شما در حرکتی که برای توسعه مسکن ارزان قیمت آغاز کرده‌اید پشتیبانی کند، چرا که او فهمیده است حضور بی‌خانمان‌ها در محله‌ها موجب شده افراد ثروتمند از خرید خانه‌های او در این محلات خودداری کنند. به همین ترتیب، افرادی که از آن‌ها انتظار حمایت دارید ممکن است به مخالفت با شما برخیزند. شاید یک نهاد بزرگی که به نظر می‌رسد اهداف مشترکی با شما دارد از دست شما عصبانی باشد زیرا احساس می‌کند به محدوده فعالیت او وارد شده‌اید یا با کار خود دارید آن‌ها را متهم به ناکارآمدی در گذشته می‌کنید. هیچ چیز را مسلم فرض نکنید. 

مخالفان بالقوه و نیز متحدان خود را به مشارکت تشویق کنید

وقتی برنامه داشته باشید، می‌دانید به کجا می‌روید و چگونه باید بروید. این به شما اعتماد به نفس می‌دهد و اعتماد به نفس نفوذ به همراه می‌آورد. با تجهیز خود به این ابزار، قادر خواهید بود به سمت گروه‌ها یا افراد معینی که پیش از این مخالف فرض می‌کردید، بروید. شاید آن‌ها هنوز هم مخالف شما باشند ولی فهمیده‌اید این امکان وجود دارد که در جایی که هرگز فکرش را نمی‌کردید کمکی برای خودتان پیدا کنید. اکنون که برنامه شما شکل تجاری‌تری به خود گرفته است، افراد ممکن است آمادگی بیش‌تری برای بستن قرارداد با شما از خود نشان دهند. یا اینکه، حالا که موضعتان برای خودتان و دیگران شفاف‌تر شده است، ممکن است دریابید هرچند برخی گروه‌ها با شما بر سر بعضی موضوعات اختلاف دارند، اما هر دو شما یک طرف میز قرار دارید. 

یک برنامه برای ترویج‌گری تهیه کنید 

برنامه‌ریزی برای ترویج‌گری معمولا کار پیچیده‌ای است زیرا با قدرت و مخالفان سروکار دارید. همانطور که تاکنون متوجه شده‌اید، یک حامی و ترویجگر معمولا باید بر موانعی جدی‌تر از «صرف» بی‌تحرکی یا نداشتن بودجه پیروز شود؛ همان موانعی که دیگر انواع پروژه‌های توسعه باهمستانی درگیر آن هستند. در شرایط ترویج‌گری، احتمالا مخالفانی آماده هستند که در کمین شما باشند. بنابراین باید با دقت برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرد. 

شما باید با تکیه بر شناختی که از مخالفانتان و نیز افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند، دارید برنامه‌ای تهیه کنید. 

تشبیه کل کمپین شما به یک پروژه ساختمانی می‌تواند مفید باشد: 

  • رسالت و نگرش شما این است که مکانی برای خودتان تامین کنید که گرم و امن باشد.
  • هدف شما این است که یک خانه بسازید. 
  • راهبرد شما همان نقشه‌ای است که برای خانه کشیده‌اید. 
  • برنامه اقدام شما جزییات را در خود دارد؛ چه کسی سیمان‌ریزی پی ساختمان را انجام می‌دهد، برپایی اسکلت، چیدن سقف‌ها، و غیره، و زمان انجام هر مرحله. 

و همه چیز با هم به مثابه یک برنامه اقدام بزرگ به پیش می‌رود. 

خلاصه​

ترویج‌گری کار هیجان‌انگیزی است. هم لذت یک مبارزه خوب را خواهید داشت و هم گاهی هیجان پیروزی را تجربه می‌کنید. اما برای داشتن این تجربه باید به دقت همه جزییات را به صورت روزانه پیگیری کنید. همزمان که دارید بر روی یک درخت کار می‌کنید باید یک چشمتان نیز به کل جنگل باشد. با مطالعه دقیق این فصل، برای ایجاد تغییرات مورد نیاز باهمستانتان آماده‌تر خواهید شد.

 
Lista de verificación
ناشناس (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:05

Usted entiende cuánto la abogacía se distingue de otros tipos de estrategia:

___Ella involucra acciones que se dirigen a un objetivo determinado

___Usualmente aspira a que gobiernos, agencias o empresas privadas corrijan una situación desleal o perjudicial

___No es lo mismo que un servicio directo

___Puede o no implicar una confrontación

Usted entiende los elementos que determinan una abogacía exitosa:

___Tu causa necesita ser clara y correcta

___Tu grupo tiene que tener poder por número o/y por influencia

___Tiene que haber investigado en profundidad la temática, la oposición y las opiniones de la comunidad al respecto

___Tiene que estar calificado en la utilización de las herramientas que se tienen disponibles (incluyendo los medios)

___Tiene que elegir atentamente tu estrategia y tus tácticas

¿Cuándo es la abogacía apropiada?

___Cuando una agencia, una institución o una compañía poderosa necesitan cambiar pero no lo hacen

___Cuando no hay otra opción

___Cuando usted sabe que tiene de la capacidad para llevarla adelante

Las otras secciones de este capítulo te ayudarán en diferentes aspectos para la preparación a la abogacía.

Para entender el asunto:

___Investigar el origen de la causa del problema

___Realizar un análisis de la estructura del poder

Para atraer a otras personas en tu campaña:

__Aprender a reconocer a aliados potenciales

___Elegirlos (y traerlos abordo) cuidadosamente

Para identificar (y hacer frente) a los opositores:

___Empezar desde las causas de la resistencia, y desde allí identificar a las personas o a los grupos que con mucha probabilidad podrían oponerse a usted.

___Una vez que usted ha identificado a los opositores, prepárese para la oposición y planee cómo neutralizar sus acciones.

Para asegurarse de conducir una campaña de abogacía eficaz (Sección 5):

___Utilice las pautas de sobrevivencia que te ayudarán a alcanzar tus objetivos y a alejarte de los problemas.

Para ponerlo todo junto:

___Hacer un plan de acción maestro que le permita considerar todos los aspectos de su campaña de una vez, para así poder ajustar a éste diferentes aspectos.

___Incluya su misión y objetivos,  sus aliados y sus oponentes, sus metas  y  sus agentes de cambio, y sus estrategias así como un plan de acción detallado.

Cuando usted busca ayuda:

___Corrobore entre los grupos que normalmente estarían en tu contra pero que comparten por lo menos una parte de tus objetivos.

Para estar seguro de estar bien encaminado

___Efectúe un auto análisis cuidadoso para asegurarse de estar persiguiendo todos tus objetivos y de estar cumpliendo con la agenda determinada.

___Averigüe el proceso para asegurarse de que tu grupo está trabajando conjuntamente de forma eficiente.

عرض تقديمي
afaour Thu, 06/20/2013 - 01:05

عرض تقديمي ل PowerPoint تلخيص النقاط الرئيسية في هذا الباب.

بخش ۲. مهارت‌های پایه برای ترویج‌گران
Mehrnoosh Fri, 08/23/2019 - 14:28
متن خودآموز
Mehrnoosh Fri, 08/23/2019 - 14:39

 در این بخش درباره مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری موفقیت‌آمیز صحبت می‌كنیم. این فهرست از تجارب ترویج‌گران زیادی جمع‌‌آوری شده است، ولی به هیچ‌ وجه كامل نیست. ممكن است همه این مهارت‌ها مربوط به شرایط خاص شما نباشد. اما ما فكر می‌كنیم كه مرور آن‌ها می‌تواند برای كمپین ترویج‌گری شما پایه‌های محكمی فراهم كند.   

منظور از مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری‌ چیست؟

مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری‌ عبارتند از یك سری رهنمود برای اقامه موضوع مورد درخواستتان و برای آنكه آنقدر در بازی بمانید تا به موفقیت برسید. این تجارب به‌ طور موثر توسط كمپین‌های ترویج‌گری دیگر استفاده شده است. شما و گروهتان اگر مشغول تهیه استراتژی و تاكتیك برای تغییر باهمستانتان هستید، ‌می‌توانید آن‌ها را مرور كنید و به‌ كار ببندید.    

چرا لازم است از مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری استفاده كنید؟

لازمه موفقیت چیزی بیش‌تر از كار یك گروه افراد ازخود گذشته برای دستیابی به یك موضوع مشترك است (هرچند كه این یك جزء تشكیل‌دهنده مهم است). در این بخش از جعبه‌ ابزار بحث بر سر «قوانین طلایی» برای ترویج‌گری است، یعنی اینكه چطور موضوع‌تان را به‌ طور موثر ترویج كنید، و همچنان سرتان را روی گردنتان نگه دارید.    

چطور از مهارت‌های پایه در ترویج‌گری استفاده كنید؟

هیچ‌ یك از رهنمودهای پایه وحی منزل نیستند. آن‌ها را باید مناسب با شرایط و منابع خودتان به‌ كار بگیرید. این رهنمودها قبلا برای گروه‌های ترویج‌گری مفید بوده‌اند، ولی الزاما نسخه‌ای برای رسیدن به موفقیت آنی نیستند. مهم این است كه این رهنمودها را مطالعه كنید و آنچه را به نظرتان مفید می‌رسد، به کار بندید و سپس آن‌ وقت دست‌ به‌ كار شوید!

بر مثبت‌ها تاكید كنید!

چشم‌ها را برای دیدن رویدادهای مثبتی كه داخل و در اطراف پروژه باهمستانتان یا به دلیل كار گروهتان اتفاق می‌افتد، باز نگه دارید.

  • وقتی متوجه می‌شوید كه اتفاقی مهم در شرف وقوع است، حتی اگر كوچك باشد، آن را علنی كنید (به اطلاع عموم برسانید).
  • از دیگران به خاطر تلاششان تشكر كنید. در ملا عام از آن‌ها تعریف كنید. این كار به افراد انگیزه می‌دهد كه در آینده همیاری كنند، چون می‌دانند كه شما قدر همیاری‌شان را می‌دانید.
  • وظیفه‌شناسی در خصوص تشكر از افراد، شما را از گروه‌های دیگری كه فقط شاكی هستند، مجزا می‌كند. 

روی ارزش‌های سازمانتان و كارهایی كه برای باهمستان انجام داده است، تاكید كنید

همواره ارزش‌ها و چشم‌اندازهای مثبت در ارتباط با كارهای سازمانتان را برجسته كنید. مثلا ممكن است بخواهید نهایتا در جهت بهبود بهداشت، ایمنی در محل كار و خیابان‌های باهمستان، یك محیط زیست پاكیزه برای باهمستان، یا آموزش باكیفیت برای باهمستان عمل كنید. همه‌ كس دلش می‌خواهد این چیزها را تجربه كند، لذا برای مخالفین یا مترددان دشوار خواهد بود با این نوع ارزش‌هایی كه شما ترویج می‌كنید مخالفت كنند.

  • نگه داشتن توجه عموم روی ارزش‌ها و اصولی كه منافعشان شامل حال همه می‌شود، كمك می‌كند پروژه‌تان را به پیش برانید و از بروز مخالفت‌های ناچیز و بیهوده برای از دور خارج كردن تلاش شما جلوگیری می‌كند. 
  • دیگران را در جریان كارها، برنامه‌های جدید، سیاست‌ها و عملكردهایی كه گروهتان باعث ایجادشان شده است، قرار دهید. 

برای بردهای كوچك برنامه‌ریزی كنید

اگر اعضای گروهتان بعد از صرف وقت و تلاش زیاد برای ماموریت شما پیشرفتی در كار نبینند، علاقه و انگیزه‌شان مدت زیادی دوام نخواهد داشت. مردم دلشان می‌خواهد نتیجه را هر قدر هم كوچك باشد، ببینند. گاهی پیشرفت چشمگیر در یك مسئله خاص باهمستان، كندتر از آن است كه خود را نشان دهد. برای تفكیك زمانی كه می‌گذرد بی‌آنكه پیشرفتی حاصل شود، طرح عملیاتی را برنامه‌ریزی كنید كه زمان انجامش كوتاه‌تر باشد یا اهداف میان‌مدت داشته باشد.   

 برای یك هدف درازمدتِ تامین همه ضروریت‌های مصون‌سازی ۱۰۰٪ بچه‌های دو سال به پائین، ایجاد یك برنامه تماس و همیاری برای مادران و فرزندان در معرض خطر بالا تا ۱۲ ماه بعد، می‌تواند هدف میان‌مدت خوبی باشد. 

زمانی كه به هر یك از اهداف كوتاه‌مدت‌تر یا میان‌‌مدت رسیدید، جشن بگیرید! جشن گرفتن در راه رسیدن به (پیروزی بزرگ) برای گروه شما اعتماد به نفس و حسن شهرت ایجاد خواهد كرد.  

مسائل را جوری مطرح كنید كه دلتان می‌خواهد دیگران آن جور ببینند

یكی از استراتژی‌های رایج مخالفین آن است كه مسائل را جوری ارائه یا «قاب‌گیری» می‌كنند كه گویی افراد یا باهمستان‌هایی كه تحت تاثیر مشكل قرار دارند، خودشان مسئول شرایط ناخوشایندی هستند كه در آن قرار دارند. به‌ جای پاسخ دادن به انتقاداتی كه مخالفتان در قالب واژه‌ها بیان می‌كند، با قاب‌گیری كردن مسئله با زبان خودتان، حمایت را از آن‌ها دور كنید.      

 مخالفین ادعا می‌كنند مادران تحت حمایت بهزیستی از سیستم سوء‌استفاده می‌كنند و با به دنیا آوردن بچه‌های بیش‌تر «پول مفت» از دولت می‌گیرند. به قاب‌گیری آن‌ها از مسئله، مثلا با این ادعا كه هیچ زنی نمی‌تواند از ماهانه اضافی ناچیزی كه دولت برای هر فرزند پرداخت می‌كند سود ببرد، پاسخ ندهید. در عوض با تمركز روی اینكه در وهله اول چه چیزهایی برای مادران تحت حمایت بهزیستی وجود دارد، مسئله را از نو قاب‌گیری كنید: فقدان فرصت‌های استخدام و اشتغال، فقدان مراقبت‌های روزانه كافی و غیره. 

برای خودتان هویت عمومی ایجاد كنید

حتی اگر سازمان خاص شما بخشی از یك جنبش بزرگ‌تر باشد، مانند گروه شناخته‌شده‌ ملی‌ای كه روی كاهش مصرف مواد مخدر یا خشونت نوجوانان كار می‌كند، تصویر محلی خودتان را هم در دید عموم ایجاد كنید. اگر با یك سازمان بزرگ‌تر و شناخته‌شده‌تر پیوندهای بسیار عمیق داشته باشید، ممكن است عموم همان تصویر مثبت یا منفی‌ای را كه راجع به آن سازمان بزرگ‌تر در ذهن دارند، به گروه كوچك‌تر منتقل كنند. این می‌تواند آنچه را واقعا برایش كار می‌كنید تحت‌الشعاع قرار دهد و اعتبار شما را به عنوان یك سازمان بی‌طرف و مستقل به خطر بیندازد.    

واقعیت‌ها را بررسی كنید

مسائل و عملكردهای داخلی و خارجی سازمانتان را درك كنید. این یعنی برای ادعایی كه می‌خواهید به اطلاع عموم برسانید، بتوانید منبع اطلاعاتتان را نام ببرید، یا به آمار قابل اعتمادی اشاره كنید. عملكردها و بیانات عمومی شما را واقعیت‌ها باید هدایت كنند. اگر با اطلاعات یا اسناد نادرست و نامعتبر مچتان را بگیرند، شهرت سازمانتان جدا به خطر خواهد افتاد، خجالت‌زده خواهید شد و توجه‌ها از مسائل مهمی كه در دست دارید پراكنده خواهد شد. 

  • ادعاهایتان را مستند كنید. مثلا اگر ادعا دارید كه تولیدكنندگان مشروبات الكلی بچه‌ها را برای كمپین‌های تبلیغاتی هدف گرفته‌اند، مكان‌ها و محتویات بیلبوردها و پوسترهای مربوط به مشروبات الكلی‌ای را كه در نزدیكی مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان می‌بینید بشمارید و یادداشت كنید.
  • داده‌ها را جمع‌آوری كنید. از متخصصین یا كسانی كه به احتمال زیاد واقعیت‌ها و ارقام جاری را راجع به مسائل و گزینه‌هایی كه ارائه می‌كنید در دست دارند، اطلاعات دقیق و كیفیت‌بالا به دست‌ آورید.
  • اطلاعات‌تان را بازبینی كنید. به هر تعداد كه ممكن است از منابع موثق استفاده كنید. اگر كسی مدعای شما را به چالش بكشد، هر چه تعداد افراد بیش‌تری باشند كه بگویند: «بله، درست است»، پشتیبانی بیش‌تری در اختیار خواهید داشت. 
  • برای توضیح اینكه چرا سازمانتان مشغول انجام كاری است كه می‌كند، از آن واقعیت‌ها و ارقام استفاده كنید. باید بتوانید كه به منبع اطلاعاتتان اشاره كنید. از همه مهم‌تر اینكه آن اطلاعات را به‌وضوح بیان كنید. نشان بدهید فقط این نبوده كه شما مشتی اطلاعات قورت داده باشید، بلکه آن‌ها را خوب فهمیده‌اید.
  • داشتن مدارك محكم از شما در مقابل حملات متقابل مخالفین محافظت می‌كند و باعث بهبود شهرتتان در باهمستان می‌شود.

ساده بگیرید

موفقیت‌های كوچك به ساختن روحیه كمك، و تعهد نسبت به مسائل را پایدار می‌كند. موفقیت‌های كوچك همیشه هم در اثر عملكردهای پیچیده و بیش از حد درگیركننده به دست نمی‌آیند. پیش از آنكه به سمت پیچیدگی قدم بردارید، به راه‌ حل‌های ساده‌تر و كوتاه‌مدت‌تری كه به سمت راه‌ حل‌های بزرگ‌تر حركت می‌كنند هم، فرصت بدهید.     

 یك اعتصاب كارگری در اعتراض به حمایت ناكافی از كارگران در مقابل مواد پرخطر، نارس و نابهنگام خواهد بود اگر پیش از آن یك راهكار ساده‌تر و با برخورد كم‌تر به‌ كار گرفته نشده باشد. در چنین شرایطی یك شروع ساده‌تر و موثرتر برای كارگران آن خواهد بود كه ابتدا رسما به اداره بهداشت و ایمنی مشاغل شكایت كنند.  

پرشور و پایدار باشید

كار كردن برای سلامت و بهبود باهمستان، مستلزم یك مبارزه دشوار است، چون معمولا لازم است ارائه راه‌ حل‌ها مسئولیت همه باشد نه تعداد معدودی از افراد. داشتن اشتیاق و پایداری برای غلبه بر جبهه‌گیری‌هایی كه ممكن است عموم نسبت به بهداشت و مشكلات باهمستان نشان دهند و مقاومت احتمالی عموم در قبال تغییر، اهمیت دارد.   

  • شور و شوق به حركتتان انرژی می‌دهد. شور و شوق می‌تواند افراد مردد را به سمت نقطه نظرات شما متمایل كند و همچنین كمكتان می‌كند بر اهدافتان تمركز كنید. 
  • پایداری مسائل شما را در چشم عموم حفظ می‌كند (نگه می‌دارد)، كمكتان می‌كند همچنان متعهد بمانید. و مخالفینتان را به تقلا وامی‌دارد تا خود را به شما برسانند.  

آماده مصالحه باشید

ایجاد باهمستان‌های سالم گاهی نیازمند مصالحه با گروه‌هایی است كه ممكن است اهدافشان مشابه اهداف شما نباشد. 

  • اگرچه می‌خواهید به چشم‌اندازتان صادق بمانید، رو به برنامه‌های كاری یا مصالحه‌ها‌ی جایگزین كه گرچه ایده‌ال نیستند اما می‌توانند شما را به هدفتان نزدیك كنند، باز باشید. 
  • تمایل شما نسبت به مصالحه، باعث می‌شود منطقی به نظر برسید و بین شما و مخالفتان نیت خیر ایجاد می‌كند. همچنین می‌تواند موجب شود درون باهمستان پشتیبانی بیش‌تری نسبت به شما ایجاد شود. البته نباید برای مصالحه، تمایل بیش از حد نشان دهید،‌ زیرا برایتان نقطه‌ ضعف محسوب خواهد شد. 

 ترویجگران كنترل مصرف تنباكو در سان‌فرنسیسكو، می‌خواستند كه بارها هم مشمول ممنوعیت كشیدن سیگار در ملا عام شوند. آن‌ها متوجه شدند كه ممنوعیت كشیدن سیگار در بارها،‌ از نظر عموم افراط‌كاری به نظر می‌رسد و بنابراین شامل كردن بارها در فهرست مكان‌های مورد نظر طرح، حمایت از این ممنوعیت را تا حد زیادی كاهش خواهد داد. ترویج‌گران تصمیم گرفتند بارها را از فهرست اهداف طرح خارج كنند. این در نظر عموم یك مصالحه منطقی به نظر رسید و آن مقررات تصویب شد.

فرصت‌شناس و خلاق باشید

به دنبال فرصت‌هایی برای ترویج و تبلیغ اهدافتان باشید و وقتی به دست آمدند، آن را در هوا بقاپید. این می‌تواند شامل انتظار برای یك زمان «طبیعی» مناسب باشد كه در آن بتوانید روی برخی رویدادهای مربوط به مقاصدتان سرمایه‌گذاری كنید.   

 ماه فوریه پیوند محكمی با روز والنتاین و قلب‌ها به معنای عاشقانه آن دارد. لذا انجمن قلب آمریکا مدت‌‌هاست كه در این ماه افزایش چشمگیری در ترویج‌گری در زمینه قلبی عروقی و «بهداشت قلب» داشته است.  

از مسیر منحرف نشوید

ترویج‌گران با موفقیت با برخی افراد صاحب قدرت از جمله سیاست‌مداران، مدیران عامل كسب و كارهای خوشنام و سازمان‌های لابی‌گری ملی مانند انجمن ملی Rifle، شاخ‌ به‌ شاخ شده‌اند. مواجهه با چنین مخالفین صاحب‌نفوذی ترسناك است، خصوصا زمانی كه به احتمال زیاد اسامی و منابع شناخته‌شده‌تری برای مخالفت با شما در اختیار داشته باشند.

به عنوان یك ترویج‌گر باهمستانتان، نزد عموم اعتبار خواهید داشت، چرا كه برای رفاه آن‌ها می‌جنگید، اعم از اینكه مبارزه شما به خاطر خیابان‌های امن‌تر باشد، یا مشاغل بهتر، یا هوای تمیزتر، یا دسترسی بیش‌تر به مراقبت‌های پزشكی. عموم متوجه اینها خواهند شد!

حرف آخر این است: اگر مرعوب ركود و ناكنشی شوید، مخالفینتان خود به خود پیروز خواهند شد و هیچ‌چیز تغییر نخواهد كرد.       

دنبال خوبی‌های دیگران بگردید​

وقتی با اعضای گروه‌هایی مواجه می‌شوید كه مخالف اهداف یا نقطه نظرات شما هستند، فرض را بر این اساس نگذارید كه «آمده‌اند تا دخلتان را بیاورند» یا آماده‌ جنگیدن هستند. 

  • اگر یك مخالف از سازمان شما انتقاد می‌كند، فرض را بر این اساس قرار دهید كه آن فرد همان درك و برداشت شما را ندارد و حرف‌هایش از سر بی‌اطلاعی است.
  • فرد را آموزش دهید. حتی می‌توانید از او دعوت كنید در بعضی عملیات سازمان شما شركت كند تا بفهمد كه گروه شما در حقیقت چه می‌كند. 

چشمتان به پاداش باشد​

ممكن است مخالفین سعی كنند كه با حمله شخصی به شما، شما را از فعالیت‌های ترویج‌گری‌تان دور كنند. پاسخ دادن به دشنام‌ها یا برچسب‌زنی‌های آن‌ها، انرژی ارزشمندی را به هدر می‌دهد و شانس همكاری یا مصالحه آتی با این افراد را كاهش می‌دهد. همچنین اگر عموم ببینند كه شما درگیر لجن‌مالی شده‌اید، تصویر اجتماعی‌تان مكدر خواهد شد. به‌ جای آنكه تسلیم وسوسه تلافی‌جویی شوید، روی مسائل واقعا مهمی كه در دست دارید، تمركز كنید.      

 زمانی ترویج‌گری برای قوانین محدودكننده افزایش فروش الكل، از طرف صنعت تولید نوشیدنی‌های الكلی متهم شد كه به نفع پلیس عمل می‌كند یا ضد تجارت و كسب و كار است.  

ممكن است گاهی لازم شود برای آنكه اعتبارتان را نزد عموم از دست ندهید، به حملات مخالفین پاسخ دهید. اگر تصمیم به انجام این كار گرفتید، اطمینان حاصل كنید كه دفاع یا ضدحمله شما با واقعیت‌ها و یا گرازش‌هایی در پشتیبانی از نظر شما به‌خوبی مستند شده است.

مسائل را محلی و مربوط كنید​

وقتی مسائلتان را به سطح محلی می‌آورید، شانس حمایت شدنتان توسط عموم را افزایش می‌دهید. مسائل زمانی به اعضای باهمستان مربوط می‌شوند كه به «مسائل خانگی» نزدیك باشند. مثلا، «مادران مخالف رانندگی در حال مستی (Mothers Against Drunk Driving MADD)» در بسیاری باهمستان‌ها موفق بوده‌اند، چون اغلب افراد كسی را می‌شناختند كه فرزندی را به دلیل تصادفی مرتبط با الكل از دست داده بود. راه‌های دیگری برای آنكه مسائل را در میان افراد منطقه خودتان واقعا مانوس كنید عبارتند از استفاده از آمار و ارقام برای منطقه‌ای كردن مسئله، یا استفاده از سرمشق‌های محلی مانند صاحبان كسب و كار و داوطلبین، یا ارائه مسئله به شكل مشخصی كه به اعضای باهمستان كمك كند بفهمند چطور تحت تاثیر مسئله قرار خواهند گرفت.   

  • مجلس مقننه ایالتی برای شروع فروش زمین برای ایجاد یك بزرگراه برنامه‌ریزی می‌كند. این بزرگراه به طول یك مایل از میان بخش (استان) شما عبور می‌كند، اما اهالی بخش باید برای رانندگی در آن ۵۵ سنت اضافی بپردازند. علاوه بر این، بزرگراه پیشنهادی از میان زمین‌هایی كه برای انجام مراسم مذهبی بومیان آمریكا در نظر گرفته شده عبور می‌كند. علاوه بر ترویج‌گری برای متوقف كردن تخریب زمین‌های مقدس، سازمانتان می‌تواند هزینه اضافی تحمیل‌شده بر ساكنینی كه از بزرگراه استفاده می‌كنند را به اطلاع عموم برساند.   
  • سازمان شما تلاش می‌كند كه در نوجوانان محلی حرمت نفس و انتخاب زندگی ایجاد كند. از صاحبان كسب و كار محلی دعوت كنید كه در سازمانتان سخنرانی كنند و بگویند چطور تلاش می‌كنند كه مشاغل نیمه‌وقت بیش‌تری برای نوجوانان ایجاد كنند و مایل هستند كه كاركنان آینده آن‌ها چه نوع مهارت‌هایی داشته باشند. شاید بتوانید محلی برای استادان راهنما ایجاد كنید، جایی كه متخصصین باهمستانتان بتوانند با شاگردان كار كنند و اهداف شغلی‌شان را توسعه دهند. 

از همان ابتدا حمایت وسیع جلب كنید​

گاهی به نظر می‌رسد كه گویی بخشی از یك نهضت ترویج‌گری بودن خود به خود شما را در «طرف مقابل» خدمات دولتی و ایالتی، سیاست‌مداران، رهبران باهمستان و سازمان‌های خصوصی قرار می‌دهد.

حتی اگر میان گروه شما و بخش‌های كلیدی باهمستان تفاوت‌هایی وجود داشته باشد، كمابیش همه شما در جهت اهداف وسیع مشترك، یعنی كمك به سالم‌تر شدن باهمستان كار می‌كنید. 

مهم است افرادی را از داخل سیستم، در تلاش‌های ترویج‌گری‌تان سهیم كنید. این نه فقط به شما كمك می‌كند كه چشم‌اندازتان را نسبت به مسئله وسیع‌تر كنید، بلكه به شما كمك می‌كند سرنخ‌هایی را در آژانس‌های كلیدی و افرادی كه می‌توانند برای تلاش شما حمایت‌ها و اعمال نفوذ‌های ارزشمند فراهم كنند، شناسایی كنید.      

همگام با تجارب اعضای گروهتان كار كنید​

قدم‌هایی كه گروهتان برمی‌دارد، باید مطابق با تجارب، ارزش‌ها و علایق فرد فرد اعضای گروهتان باشد. مهم است كه به‌‌ طور منظم ترجیحات و محدودیت‌های اعضای گروه‌تان را نظاره كنید، تا بتوانید اقداماتی را انتخاب كنید كه انجامشان برای اعضای گروهتان راحت باشد.

 اگر گروه ترویج‌گری شما می‌خواهد اعتراضی را به صحنه آورد كه در نتیجه آن امكان دستگیری اعضا به خاطر ورود غیرمجاز یا نقض یك حكم شهری وجود داشته باشد. اطمینان حاصل كنید كه اعضا آمادگی تجربه دستگیر یا جریمه شدن را داشته باشند، خصوصا اگر هرگز پیش از این دستگیر نشده باشند. 

سعی كنید ورای تجارب مخالفینتان عمل كنید​

یك مخالف سردرگم یا مردد، مخالف ضعیفی است. اگر این توانایی را داشته باشید كه ورای تجارب یا رشته تخصصی مخالفتان عمل كنید، این كار را بكنید. اغلب شركت‌ها برای مقابله با مخالفین سیاست‌ها، عملكردها یا محصولاتشان، از قبل برنامه‌ریزی نمی‌كنند. به همین ترتیب، نمی‌دانند چگونه نسبت به پیشنهادات غیرمنتظره‌ای كه ترویج‌گران در ملا عام مطرح می‌كنند واكنش نشان دهند.   

 یك ترویج‌گر ضد مصرف دخانیات دعوت شده بود تا با نماینده صنعت تولید دخانیات، در خصوص حقوق مصرف‌كنندگان دخانیات مناظره كند. آن ترویج‌گر به‌ جای بحث بر علیه حقوق مصرف‌كنندگان دخانیات (آن‌ طور كه انتظار می‌رفت)، در حمایت از حقوق مصرف‌كنندگان دخانیات و در جهت شكایت از صنعت تولید دخانیات، به خاطر صدماتی كه به سلامتشان می‌زنند، بحث كرد.  

مخالفینتان را وادار كنید طبق مقررات خودشان عمل كنند​

آژانس‌های فدرال، ایالتی و محلی و مقامات حاكم برای انجام هر فعالیتی قوانین و مقررات خودشان را دارند. هنگام مقابله با این گروه‌ها، حتما كمال استفاده را از آن رویه‌های تضمین‌شده بكنید. 

  • گروه‌های ترویج‌گری می‌توانند از جلسات عمومی اجباری در جهت نشان دادن حمایت یا اعتراضشان نسبت به تغییر سیاست‌های پیشنهادی استفاده كنند.
  • همچنین گروه‌های شهروندی می‌توانند قانونا و به‌ طرز مناسبی از آژانس‌های دولتی یا سازمان‌های مسئول برای به اجرا درآوردن مقررات مشخص، شكایت كنند. به محض اینكه با رویه‌ها و مقاوله‌نامه‌های یك سازمان آشنا شدید، آن‌ها را به‌ سود اهداف خودتان به‌ كار گیرید. 

گروه‌های ترویج‌گری خودتان را به رویدادهای مرتبط متصل كنید

گوش‌ به‌ زنگ رویدادهای مربوط به موضوعات و تاكتیك‌های گروهتان باشید. متصل شدن به چنین رویدادهایی كمك می‌كند موردتان را به اطلاع عموم برسانید و موقعیتتان را در باهمستان تحكیم كنید.    

  • ترویج‌گرانی كه می‌خواهند كمك‌های مردمی برای فقرا از جمله، مسكن كافی را افزایش دهند،‌ می‌توانند موردشان را به مرگ یك شخص محلی كه در اثر قرار گرفتن در معرض سرمای سخت زمستان درگذشته بود، اتصال دهند.
  • مخالفین نیروی هسته‌ای می‌توانند مدعای خودشان را درباره خطرات نیروی هسته‌ای، به حادثه‌ای در پایگاه نیروی هسته‌ای اتصال دهند. 

از کارتان لذت ببرید!

یادتان هست كه درباره جشن گرفتن موفقیت‌ها چه گفتیم و اینكه چطور نسبت به موردتان تعهد ایجاد می‌كند؟ لذت بردن هم همین‌طور است. اگر اعضای گروه ترویج‌گری‌تان از كاری كه انجام می‌دهند لذت نمی‌برند، پس یك جای كار ایراد دارد.

بسیار خوب! شما در فهرست مهارت‌های پایه كارتان را انجام دادید. امیدواریم هنگامی كه آماده اقدام می‌شوید، اگر نه همه آن‌ها، حداقل تعدادی از آن‌ها بتوانند به شما رهنمود بدهند. همراه با پیشرفت كمپین ترویج‌گری‌تان شاید بخواهید برگردید و به این رهنمودها مراجعه كنید. بار دیگر، هر طور دلتان می‌خواهد این رهنمودها را مناسب نیازها و شرایط خودتان اصلاح كنید.

 
Lista de verificación
ناشناس (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:06

Pruebe estas habilidades de supervivencia para la defensa o abogacía:

___Resalte lo positivo

___Ponga énfasis en los logros de su organización para la comunidad

___Planifique pequeñas victorias.

___Presente los temas en la forma que quiera que otros los vean.

___Desarrolle su propia identidad pública.

___Controle sus datos.

___Manténgalo simple.

___Trabaje con pasión y sea insistente

___Esté preparado para llegar a acuerdos.

___Sea oportuno y creativo.

___Mantenga su dirección

___Busque el bien en los demás.

___Ponga su atención en la meta.

___Haga que los problemas sean locales y relevantes 

___Obtenga apoyo masivo desde el principio 

___ Trabaje teniendo en cuenta las experiencias de los miembros de su grupo

___ Trate de trabajar fuera del área de experiencia de sus opositores

___Haga que sus adversarios jueguen con sus propias reglas

___Conecte los esfuerzos de su grupo de defensa con eventos relacionados. 

___¡Diviértase!

PowerPoint
ناشناس (not verified) Fri, 18/01/2013 - 16:19

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۳. فهم مسئله
Mehrnoosh Mon, 05/20/2019 - 14:39
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 05/20/2019 - 14:45

 

احتمالا شما درک خوبی در مورد اهمیت مسئله مورد نظرتان دارید. همچنین احتمالا چیزهایی در مورد تاریخ و عواملی که موجب بروز این مسئله شده است می‌دانید. بسیار خوب، ولی پیش از اینکه جهان را از منظر کمپین ترویجگری درازمدت (یا حتی کوتاه‌مدت) خود ببینید، نیاز دارید میزان قابل توجهی اطلاعات اضافی در مورد پیشینه مسئله مورد نظرتان و تاثیری که بر باهمستانتان می‌گذارد، کسب کنید.

چرا به شناخت کامل مسئله نیاز دارید؟

  • نیاز به استدلال‌هایی دارید که بتواند اعضای‌ گروهتان را قانع کند که مسئله شما مهم است و آن استدلال‌ها بتواند آن‌ها را به هیجان آورد.
  • نیاز خواهید داشت که همپیمانان‌تان را متقاعد کنید که به هدف شما بپیوندند و این کار را باید با ارائه اطلاعاتی که قادر به انکار یا رد آن نیستند انجام دهید.
  • شما باید دلیل انتخاب مواضع خاص مخالفانتان را بدانید و بدانید آن‌ها چه منافع اقتصادی یا دیگر منافعی از تداوم اتخاذ چنین مواضعی کسب می‌کنند.
  • با تحقیق می‌توانید بدانید که برای اصلاح یک وضعیت چه کارهایی باید انجام دهید. علاوه بر این، انجام چه گام‌هایی نسبتا آسان است و چه کارهایی زحمت جدی برای سازمانتان به همراه می‌آورد.
  • خواهید دانست که چه روش راهبردی برای شما بهتر کار می‌کند: می‌خواهید طرحتان را به صورت آشکارا خودتان به پیش ببرید، یا از پشت صحنه کار را مدیریت می‌کنید، یا روشی بین این دو گزینه انتخاب می‌کنید.   
  • اگر زمانی بحثی به میان افکار عمومی کشیده شد – که شاید گاهی بخواهید چنین اتفاقی هم بیافتد –پاسخ‌های لازم را در اختیار خواهید داشت. اگر چنانچه یک گزارشگر از شما بخواهد که در این خصوص موضع‌گیری کنید یا میکروفونی جلوی روی شما قرار دهد، در مورد اطلاعاتتان اطمینان خواهید داشت.
  • هر زمان توسط مخالفانتان، دستگاه‌ها (مانند شهرداری)، یا رسانه‌ها به چالش کشیده شدید، همیشه اطلاعات آماده‌ای در اختیار دارید.  
  • از آنجایی که از ابتدای کمپین درک کاملی از وضعیت موجود دارید، خواهید توانست پیشرفت خود را به شکل منطقی برنامه‌ریزی کنید و در پایان خواهید دانست که چه مسیری را طی کرده‌اید.

حرف آخر این که پیش از ورود به گام‌های خاص مربوط به برنامه‌ریزی که در ادامه این فصل به آن می‌پردازیم، به یک سطح قابل اتکا، محکم و مناسبی از دانش نیاز دارید تا بتوانید برنامه‌های خود را بر اساس آن تدوین کنید.

چه چیزهایی در این جستجو قرار می‌گیرند؟

شکی نیست که باید در مورد مسئله‌تان اطلاعات داشته باشید و بدون اطلاعات اصلا کاری نمی‌توانید از پیش ببرید. اما اگر می‌خواهید یک حامی موفق باشید، بسیار بیش‌تر از یک سری اطلاعات کلی نیاز خواهید داشت:

  • باید بدانید که مردم چه حسی و چه عقایدی در مورد مسئله‌تان دارند.
  • باید بدانید که این مسئله چگونه بخش‌های مختلف باهمستان را به همدیگر پیوند می‌دهد یا از هم جدا می‌کند.
  • باید بدانید چه کسی باعث شکل‌گیری زنجیره مخالفان در برابرتان می‌شود.
  • باید بدانید که چه نیروهایی ممکن است در عرصه سیاست محلی در کار باشند که از انجام کارها طفره می‌روند – یا حتی در برابر شما به مخالفت بر می‌خیزند.
  • شاید لازم باشد بدانید که چگونه می‌توان مردم را واداشت که از شیوه قدیمی انجام کاری دست بکشند و به شیوه جدید روی آروند.
  • ممکن است لازم داشته باشید که نظام عقیدتی مردمی را که به صورت ایدئولوژیک با شما مخالفت می‌کنند، بشناسید.  

خط شروع تحقیق شما:

چه کسانی از این مسئله متاثر می‌شوند؟

  • چه کسانی بیش‌ترین تاثیرات را تجربه می‌کنند؟
  • چه کسانی متضرر می‌شوند، و چه چیزی از دست می‌دهند؟
  • چه کسانی بهره‌مند می‌شوند، و چه چیزی به دست می‌آورند؟

عواقب این مسئله چیست؟

  • برای افرادی که بیش‌ترین تاثیر را تجربه می‌کنند؟
  • برای خانواده‌های آن‌ها؟
  • برای جامعه؟

آثار اقتصادی مسئله چیست؟

  • هزینه‌های اقتصادی مسئله چیست، و چه کسانی این هزینه‌ها را به دوش خواهند کشید؟
  • منافع اقتصادی این مسئله چیست، و چه کسانی از آن بهره‌مند خواهند شد؟

آثار اجتماعی مسئله چیست؟

  • هزینه‌های اجتماعی مسئله چیست، و چه کسانی این هزینه‌ها را به دوش خواهند کشید؟
  • منافع اجتماعی این مسئله چیست، و چه کسانی از آن بهره‌مند خواهند شد؟

موانع کدام‌اند؟  

  • برای پاسخ به این مسئله با چه مانعی روبه‌رو هستیم؟
  • چگونه می‌توان بر این موانع فایق آمد؟

منابع کدام‌اند؟

  • برای پاسخ به این مسئله به چه منابعی نیاز داریم؟
  • از چه طریق و چگونه می‌توان این منابع را تامین کرد؟

پیشینه مسئله چیست؟

  • پیشینه این مسئله در باهمستان چیست؟
  • پیش از این چه تلاش‌هایی برای پاسخ به این مسئله انجام گرفته است؟
  • نتایج چه بوده است؟

به عبارت دیگر، شناخت ریشه‌های اصلی مسئله و دانستن اینکه از زمان آغاز این علل ریشه‌ای چه اتفاقاتی رخ داده است، می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.

بهترین منابع اطلاعات کدام‌اند؟

شما احتمالا به دو دسته اصلی اطلاعات نیاز خواهید داشت:

  • جمع‌آوری اطلاعات در مورد پیشینه مسئله

جمع‌آوری اطلاعات در مورد پیشینه مسئله ممکن است کار سنگینی باشد؛ شما یا فردی از اعضای گروه ممکن است نیاز باشد که در این حوزه تخصص کسب کنید یا یک متخصص را پیدا کنید که به گروه شما بپیوندد یا به شما مشاوره دهد. برای مثال، مسئله شما می‌تواند قطع بی‌رویه درختان و تاثیر آن بر محیط زیست باشد. گروه شما باید تا حدودی در مورد حیات وحش، آبراه‌ها، کیفیت آب، تاثیر قطع درختان بر ماهی‌ها، چرخه حیات درختان، اقتصاد صنعت چوب، قوانین مربوط به جنگل‌ها، و غیره اطلاعات داشته باشد.

اگر مسئله شما خدمات سلامت برای فقرا باشد، ممکن است نیاز داشته باشید که شناخت قابل قبولی از بسیاری از حوزه‌ها داشته باشید، از جمله: اطلاعاتی در مورد اقتصاد نظام خدمات سلامت، تاثیرات بی‌توجهی به سلامت در میان خانواده‌های فقیر، و تاثیر سیاست‌های استانی و کشوری بر تهی‌دستان.

کتابخانه‌ها

زمانی که در جستجوی اطلاعات در مورد پیشینه مسئله هستید بهترین نقطه شروع کتابخانه محل‌تان است. این کتابخانه‌ها بسیاری از انتشارات کنونی را مشترک هستند و شماره‌های قبلی مجلات و روزنامه‌های مهم را نیز دارند. گزارشات ویژه‌ای که توسط مجلات منتشر می‌شوند منابع ارزشمندی برای کسب اطلاعات در مورد پیشینه مسئله شما در خود دارند.

علاوه بر این، بسیاری از کتابداران مرجع نیز هستند که برای جستجوی چنین منابعی آموزش دیده‌اند. آن‌ها می‌توانند شما را به سایت‌های قابل اعتمادی راهنمایی کنند که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد.

اینترنت

یک فهرست راهنمای اینترنتی خوب آماده کنید، یا می‌توانید کلمات کلیدی مناسبی را در یک موتور جستجوی خوب تایپ کنید تا شما را به لینک‌های مناسب بسیار زیادی هدایت کنید.

هر چند اینترنت پر از اطلاعات خوب است، اما برای کار با آن باید چیزهایی را به خاطر داشته باشید. هیچ نظارتی بر اینترنت وجود ندارد به همین دلیل اطلاعاتی که پیدا می‌کنید ممکن است قدیمی یا کاملا غلط باشند. با وبسایت‌های سازمان‌های ملی یا دولتی که به موضوع شما اختصاص دارند شروع کنید؛ می‌توانید مطمئن باشید که اطلاعات این سازمان‌ها دقیق و به‌روز هستند.

از دیگر گروه‌های حمایت و ترویجگری بیاموزید ​

در بسیاری از موارد، ممکن است پیش از شما گروه‌های مشاوره و ترویجگری ملی مطالعاتی در زمینه پیشینه مسئله انجام داده باشند. همچنین ممکن است از گروه‌های حمایت و ترویجگری کوچک دیگر که موضوعاتی شبیه به شما را دنبال می‌کنند، چیزهایی یاد بگیرید. اما باید در مورد استفاده از اطلاعات و ارقام دیگر سازمان‌ها مراقب باشید. در برخی موارد، ممکن است دقیق نباشند یا جهت‌گیری خاصی به تحقیق شما بدهند که برای شما مفید نباشد.

چیزی که می‌توانید از دیگر گروه‌ها بیاموزید روندی است که طی کرده‌اند – یعنی مسیری که آن‌ها در تحقیق‌شان از سرگذرانده‌اند. برای مثال، فرض کنید یک گروه در باهمستان همسایه شما با یک بخش صنعتی بزرگ به خاطر ریختن پسماند‌های صنعتی تصفیه نشده به داخل رودخانه مشکل دارد. اکنون شما مشکل مشابهی با یک کارخانه تولید کننده غذای حیوانات پیدا کرده‌اید. شما می‌توانید بفهمید آن‌ها در مسیر حل مشکل‌شان از چه منابع اطلاعاتی استفاده کرده‌اند و با چه موانعی مواجه شده‌اند.

شما برای شروع می‌توانید از فرمی مشابه جدول زیر استفاده کنید:

چیزهایی که باید بدانم

کجا باید جستجو کنم

آیا مفید است؟

تاثیرات پسماندهای کارخانه تولید کاغذ بر حیوانات

- کتابخانه

- کالج – پروفسور اسمیت، دانشکده جانورشناسی

- از گروهی در میلتون بپرسم

- بله، به جین مراجعه کن

- نه، به شرکت مذکور مشاوره می‌دهد

- عالی، چیزهای زیادی دارند که با ما به اشتراک می‌گذارند

 
  • گردآوری اطلاعات محلی

شما برای اینکه بتوانید کمپین خود را راه بیاندازید و در مسیر مناسب قدم بگذارید، به اطلاعات جزیی در مورد مسئله و چگونگی تاثیر آن بر باهمستانتان نیز نیاز دارید.

برخی از روش‌های مطالعاتی که برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به پیشینه تحقیق استفاده کردید، برای مطالعه در مورد ابعاد محلی مسئله نیز بسیار مفید هستند. برای مثال، کتابداران مرجع شناخت بسیار خوبی در مورد باهمستان هستند و می‌دانند کجا می‌توان دیگر آرشیوها یا اطلاعات مربوط به پیشینه مسئله را یافت.

رسانه‌های محلی

اگر روزنامه محلی دارید، به فایل‌های بریده جراید آن حتما سری بزنید. ممکن است بتوانید اطلاعات ارزشمندی در مورد ریشه‌های مسئله‌ای که با آن روبه‌رو هستید بیابید. تلویزیون و رادیو ممکن است آرشیو نظام‌مندی نداشته باشند، اما اگر یک گزارشگر یا محققی در میان کارکنان باشد ممکن است از ارائه راهنمایی به شما خیلی هم خوشحال شود.

گزارش‌های سالانه

آیا طرف مخالف شما شرکتی است که گزارش‌های سالانه خود را منتشر می‌کند؟ این گزارشات می‌توانند آمارهای مفیدی به شما ارائه کنند. یا می‌توانید اطلاعات مفیدی از برخی گروه‌های خاص بدست آورید؛ مانند گروه‌های عام المنفعه، سازمان‌های تجاری، مراکز خدمات اجتماعی، و دیگر مراکزی که برای عموم اطلاعات را منتشر می‌کنند.

بخش‌ تجاری

اغلب بخش تجاری هر باهمستانی اطلاعات و ارقام را گردآوری می‌کند – برای مثال، برای درج در بروشوری که به منظور جلب کسب و کارهای جدید یا ساکنان جدید به شهر تهیه شده‌اند. اتاق بازرگانی می‌تواند نقطه شروع خوبی برای این کار باشد.

پر کردن خلاها

ممکن است اطلاعاتی باشد که شما نمی‌توانید از منابع نوشتاری کاغذی یا الکترونیکی تهیه کنید. و اگر چنین خلاهایی در دانسته‌های شما وجود دارد، بهترین راه برای پر کردن آن پرس و جو از دیگران است.

برای مثال، اگر می‌خواهید بدانید راهبردی که در نظر دارید می‌تواند حمایت افکار عمومی را جلب کند یا موجب برانگیخته شدن خشم پنهانشان می‌شود، این موضوع را به پرسش بگذارید!

در ادامه پیشنهاداتی برای دریافت اطلاعات مورد نیازتان از مردم باهمستانتان ارائه شده است.

مصاحبه با رهبران باهمستان

برای معاشرت و گفتگو با افرادی که در باهمستانتان به عنوان رهبر شناخته می‌شوند، زمان بگذارید. نیازی نیست این افراد مقامات منتخب مردم یا افراد صاحب قدرت باشند، اما باید مورد احترام و صاحب نفوذ باشند. آن‌ها می‌توانند افراد زیر باشند:

  • رهبران مذهبی کلیسا
  • رهبران گروه‌های جوان
  • صاحبان حرفه و مشاغل محلی که از احترام مردمی برخوردارند
  • نمایندگان باهمستان‌های تجاری
  • مربیان (مانند اعضای هیات مدیره مدرسه، مدیران مدرسه)

فراموش نکنید که ممکن است این رهبران در آینده در کمپین شما مفید باشند پس مواظب باشید که آن‌ها را در کنار خود داشته باشید. اگر هنوز آمادگی مشارکت در موضوعی را ندارند، حتما عقب‌نشینی کنید.

مصاحبه با ساکنان باهمستان

شما ممکن است با انتخاب یک گروه نمونه از ساکنان بتوانید در مورد فهم و رویکرد باهمستانتان اطلاعات مفید گردآوری کنید، به این شرط که گروه نمونه به اندازه کافی بزرگ باشد و به معنای واقعی کلمه باهمستانتان را نمایندگی کند.

در این روش، تکنیک‌های مختلفی وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را به کار گیرید، از جمله:

  • نظرسنجی بین راهی (متوقف کردن مردم در خیابان)
  • نظرسنجی تلفنی (با انتخاب تصادفی شماره‌ها)
  • نظرسنجی مکتوب (ارسال به یک گروه نمونه که به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند)

با استفاده از هر یک از این روش‌ها، شما می‌توانید اطلاعات خوبی کسب کنید، هر چند نرخ بازگشت فرم‌های نظرسنجی مکتوب معمولا بسیار کم و هزینه آن بالاست. اما تنها با رفتن به خیابان و پرسیدن نظر مردم در مورد یک موضوع خاص، می‌توانید بینش خوبی به موضوع پیدا کنید، یا ممکن است توجه شما را به مشکلاتی جلب کنند که هرگز به آن‌ها فکر نکرده باشید.

تنها به یاد داشته باشید که نمی‌توانید به اطلاعات و ارقامی که از این راه‌ها بدست آورده‌اید، ارجاع بدهید، مگر این‌که:

  • از یک گروه نمونه که به اندازه کافی گسترده باشد استفاده کرده باشید
  • بسیار حرفه‌ای گروه نمونه را انتخاب کرده باشید
  • بسیار حرفه‌ای جملات و کلمات پرسش خود را انتخاب کرده باشید
  • نتایج با دقت نقل و تحلیل شده باشد

برای مثال اگر گروه شما ادعا می‌کند که «۹۰ درصد مردم شهر از شما حمایت می‌کنند»، و بعدا مشخص شود که شما تنها با دوستانتان تماس گرفته‌اید، یا تنها با مردم حاضر در کافی شاپ صحبت کرده‌اید، رد این ادعا برای مخالفانتان بسیار ساده خواهد بود – و بعید است آن‌ها در آینده نتایج آماری شما را جدی بگیرند.

گروه‌ هدف

این روش به دو شکل می‌تواند مفید باشد:

  • به دنبال شکار ایده‌ها و عکس العمل‌های یک گروه نسبتا عادی از مردم باشید
  • یک ایده معین را آزمایش کنید   

یک هشدار را مد نظر داشته باشید: بسیاری از تحقیقاتی که بر روی یک گروه هدف انجام می‌شود، قابلیت استفاده برای اثبات هیچ چیز را ندارد. شما نمی‌توانید تنها با تکیه بر یافته‌هایتان از یک گروه مرجع بگویید: «مردم باهمستان می‌گویند که هوای پاک اولویت اول آن‌هاست»، چون این گروه به اندازه کافی بزرگ نیست. اما گروه‌های هدف می‌توانند از این جهت مفید باشند: عکس‌العمل‌های مردم به برخی ایده‌ها را نشان بدهند و مسیرهایی برای تحقیق پیش روی شما بگذارند که هرگز درباره آن‌ها نیاندیشیده‌اید.

گفتگوهای هدایت شده

این شیوه گردآوری اطلاعات چیزی شبیه به گفتگوی جداگانه با تک تک اعضای یک گروه هدف است. اعضای گروه شما با اعضای باهمستان به صورت حضوری یا تلفنی گفتگو می‌کنند. مصاحبه‌کنندگان یک چک لیست دارند که حاوی نکات و سوالاتی است که می‌خواهید در روند مصاحبه پوشش داده شود؛ با این وجود می‌توانید اجازه دهید رشته کلام به هر سمتی که می‌خواهد برود – و این کار اغلب خود موجب طرح ایده‌های خوبی در مورد مسئله می‌شود.

Herramientas
ناشناس (not verified) Tue, 21/05/2013 - 14:25

Herramienta #1: Hoja de trabajo para la Investigación

 

Necesito saber Donde buscar ¿Utilidad?

 

 

   

 

Lista de verificación
ناشناس (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:08

Antes de planear los detalles de tu campaña, se puede necesitar enriquecer más  tu conocimiento.

___No se necesita saberlo todo, pero una buena comprensión del asunto es esencial

___Es importante no solamente conocer los hechos, sino comprender las creencias de la gente a la que sirves, y la de tus oponentes. También es importante conocer cómo se volcaron a esas creencias

Una completa comprensión del asunto te ayudará a:

___Convencer a tus miembros que el asunto es importante

___Persuadir aliados a unirse a tu causa

___Comprender a tus oponentes

___Ser preciso en tu planeamiento

___Educar al público

Necesitará saber:

___Cómo se siente la gente de diferentes segmentos de la comunidad sobre el asunto.

___Qué hace palpitar a los oponentes

___Qué necesitará la estructura política de la comunidad para hacer y/o aceptar un cambio.

La información que se necesite probablemente será de dos tipos:

___Información esencial general.

___Información específica sobre el asunto tal como afecta a tu comunidad.

Obtener información general para educarse a sí mismos sobre el asunto:

___Puede implicar trabajar en bibliotecas

___Puede implicar navegar en la Web

___Puede implicar escarbar en archivos, reportes anuales y anuarios

___Puede implicar el reclutamiento de expertos

Recolectar información sobre el asunto tal como afecta a tu propia comunidad puede implicar:

___Utilizar archivos de prensa

___Utilizar archivos del Municipio

___Obtener información de los intereses de negocios locales

Puede suplir las deficiencias obteniendo información de:

___Líderes de la comunidad

___Representantes de la comunidad de negocios

___Educadores (es decir, miembros de concejos escolares, o directores escolares)

Si se necesita más información sobre los pensamientos y sensaciones de los residentes locales, puede comenzar con:

___Encuestas

___Grupos de enfoque 

___Discusiones guiados

PowerPoint
ناشناس (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:40

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۴. شناسایی متحدان
Mehrnoosh Tue, 07/16/2019 - 12:52
متن خودآموز
Mehrnoosh Tue, 07/16/2019 - 12:59

متحد چه کسانی هستند؟ 

متحدان افراد یا گروهی از افراد هستند که یا منافع و علایق مشترک با شما دارند، یا ظرفیت‌ها و منابعی که می‌توانند به شما کمک کنند. داشتن متحد مهم است زیرا اگر در کنار خود کسانی داشته باشید که به هدفی که از آن حمایت می‌کنید باور داشته باشند، احتمال رسیدن با هدفتان بسیار بیش تر از زمانی وقتی خواهد بود که به تنهایی تلاش می‌کنید. 

چرا به متحد نیاز دارید؟ 

متحدان می‌توانند به شما در دستیابی به هدفتان کمک کنند. آن‌ها ممکن است حاضر شوند اطلاعات و منابع‌شان را برای تحقق اهدافتان در اختیارتان قرار دهند و وقتی تعداد کسانی که برای یک هدف کار می‌کنند بیش تر باشد احتمال توجه باهمستان به به آن هدف بیش تر می‌شود. 

چگونه می‌توانیم متحد پیدا کنیم؟ 

آسان‌ترین راه برای پیدا کردن متحد این است که مشخص کنید آیا در حال حاضر گروه‌هایی در باهسمتانتان هستند که به همکاری با شما برای رسیدگی به مسئله مورد نظرتان یا مسائل مشابه علاقه نشان بدهند.

برای مثال، اگر مسئله‌ای که دنبال می‌کنید منجر به ارتقا ارزش غذایی وعده ناهار مدارس می‌شود، ممکن است انجمن قلب آمریکا علاقه‌مند به کمک به گروه شما باشد – یا شاید حتی آن‌ها در حال کار مشغول راه‌اندازی کافه تریاهایی در مدارس باشند که غذا را تنها در روغن‌های ۱۰۰ درصد گیاهی سرخ بکنند.

یکی از راه‌های پیدا کردن این گروه‌ها مراجعه به راهنما یا فهرست منابع باهمستان است. بسیاری از فهرست‌های منابع را می‌توان در سازمان‌های خصوصی مانند «راه متحد»، یا سازمان‌های محلی پیدا کرد.

برخی از مکان‌های دیگری که ممکن است بتوانید در آن‌ها اطلاعاتی در مورد منابع محلی بیابید عبارتند از:

  • کتاب راهنمای مراکز خدمات و بازرگانی (یلوپیج)
  • مراکز خدمات محلات 
  • اتاق بازرگانی 
  • شهرداری 

اگر نتوانستید برای مسئله مورد نظرتان یک فهرست منابع آماده پیدا کنید همیشه می‌توانید خودتان آن را بسازید. چیزهایی که باید بپرسید عبارتند از: 

  • هم‌اکنون چه کسی در باهمستان کاری مرتبط با مسئله مورد نظر شما انجام می‌دهد؟ 
  • آن‌ها چه کاری انجام می‌دهند؟ 
  • وضعیتشان چگونه است؟ 
  • چه راهبردهای موثری را تجربه کرده‌اند؟ 
  • آیا می‌توانید در جاهایی با آن‌ها همکاری کنید؟ 
  • چه افراد دیگری را می‌شناسید که اگر چه ممکن است به این مسئله اشتغال نداشته باشند، ولی احتمال دارد به آن علاقه نشان دهند؟ 

برای توسعه این لیست می‌توانید از تکنیک «گلوله برفی» استفاده کنید. برای این منظور از متحدانتان بخواهید هر کدام لیستی از چند گروه دیگری را که بر روی این مسئله کار می‌کنند یا علاقه‌مند هستند که به گروه شما کمک کنند، بنویسند. این روند با تداوم سوال از متحدان در مورد این گروه‌ها ادامه می‌یابد. 

راه دیگر این است که شما و گروهتان نام همه بخش‌های فعال در باهمستانتان را بنویسید؛ مانند: سازمان‌های مذهبی، مراقبت‌های حوزه سلامت و کسب و کار. سپس سازمان‌هایی را که در هر بخش ممکن است به شما کمکی بکنند مشخص کنید.  

آیا شما و متحدانتان به چیزهای مشابهی اهمیت می‌دهید؟ 

زمانی که متحدان بالقوه خود را مشخص کردید سوالی که باید از خودتان بپرسید این است که کدامیک از این متحدانتان به مسئله مورد نظر شما به اندازه‌ای اهمیت می‌دهد که حاضر باشد به سازمان شما کمک کند؟ هر چه یک گروه منفعت بیش‌تری از موفقیت شما عایدش بشود، علاقه بیش‌تری نیز برای همکاری با گروهتان از خود نشان خواهد داد. به همین ترتیب، گروهی که ممکن است بیش‌ترین ضرر را بکند، احتمال مخالفتش با شما نیز بیش‌تر می‌شود. 

البته ممکن است گروه‌ها با کمک به شما چیزی از دست بدهند و چیزی به دست بیاورند. سوال این است که آیا منافع کسب شده بیش‌تر از ضررشان است؟ ضرر این‌جا تنها مالی نیست بلکه می‌تواند شامل هویت گروهی، شأن، یا وقت آن‌ها باشد. 

یک جدول هزینه-فایده متحدان به شما کمک خواهد کرد تا بفهمید چه کسانی قوی‌ترین متحدان بالقوه شما هستند. همچنین به شما کمک می‌کند که دریابید اگر آن‌ها تصمیم بگیرند از شما پشتیبانی کنند چه چیزهایی از دست می‌دهند و چه چیزهایی به دست می‌آورند. 

وقتی از جدول استفاده می‌کنید، از خودتان بپرسید: 

  • این برای چه کسی مسئله است؟ لیستی از همه کسانی که ممکن است از این مسئله متاثر شوند تهیه کنید. 

سپس برای هر یک از این گروه‌ها این سوالات را از خود بپرسید: 

  • منافع‌شان چیست؟ آن‌ها با کمک به شما چه چیزی به دست می‌آورند؟ 
  • خطرهای پیش رویشان چیست؟ آن‌ها ممکن است چه چیزهایی را از دست بدهند؟

اکنون می‌توانید به این گروه‌ها به عنوان متحد بالقوه مراجعه کنید. با دانستن سود و زیان آن‌ها شما قادر خواهید بود بهتر خطرها را کوچک جلوه دهید یا از بین ببرید و بر سود حاصل از همکاری برای آن‌ها تاکید کنید.

حتی گروه‌هایی که ارتباط مستقیمی با مسئله مورد نظر شما ندارند نیز ممکن است به شکل غیرمستقیم به آن علاقه داشته باشند، و این وضعیت می‌تواند به نفع شما کار کند. 

یک شیوه اندیشیدن در مورد متحدان غیرمستقیم این است که خود و متحدانتان را محور یک چرخ دوچرخه فرض کنید و طوقه چرخ را دیگر اعضای باهمستان در نظر بگیرید و اسپک‌های چرخ رابطه‌هایی هستند که هر یک از اعضای گروه و متحدانتان با اعضای باهمستان دارند. 

سوالات زیر مربوط است به کسانی که با متحدانتان ارتباط دارند:

  • چه کسانی با این افراد معامله می‌کنند؟ 
  • چه کسانی پول به آن‌ها قرض می‌دهند یا از آن‌ها قرض می‌کنند؟ 
  • آن‌ها به چه سازمان‌ها یا کلیساهایی وابسته هستند؟ 

«دبیرستان دره شاد» شاهد افزایش خشونت در بین دانش آموزان خود است. گروه شما قصد دارد به عنوان بخشی از برنامه خود برای کاهش خشونت در مدرسه، یک نیروی حراست استخدام کند. با استفاده از جدول هزینه- فایده مشخص می‌کنید که از بین معلمان، دانش آموزان، والدین، و هیات آموزش محل، چه کسانی بیش‌تر احتمال دارد متحد شما در این مسئله باشند. 

گروهی که بیش‌تر از همه با این مسئله ارتباط مستقیم دارد دانش آموزان هستند. آن‌ها به صورت مستقیم تحت تاثیر خشونت‌ها در مدرسه هستند و از کاهش یا از بین رفتن خشونت بیش از همه سود می‌برند.

یکی نمونه از منفعت غیرمستقیم در این کار می‌تواند برای شرکت بیمه‌ای باشد که این مدرسه تحت پوشش آن قرار دارد. آن‌ها در صورت صدمه دیدن دانش آموزان و معلمان یا تخریب اموال مدرسه متضرر می‌شوند. بنابراین گروه شما می‌تواند به آن‌ها به عنوان یک متحد بالقوه مراجعه کند و از انگیزه مالی آن‌ها در این کار بهره ببرید. 

به کار گرفتن متحدان 

همکاری با چند متحد از شما چهره‌ای قدرتمند و معتبر در نگاه باهمستان می‌سازد و به آن‌ها نشان می‌دهد که مسئله آنقدر مهم هست که موجب شده شما اختلافات را کنار بگذارید و برای حل آن متحد شوید. هر چه تعداد متحدانی که در مورد یک مسئله همصدا هستند بیش‌تر باشد احتمال موفقیت شما نیز بیش‌تر می‌شود.

گروه شما نگران رشد بالای بارداری نوجوانان در باهمستانتان است. از نظر شما یکی از عوامل اصلی این مسئله عدم دسترسی به تجهیزات کنترل بارداری است. در باهمستان شما گروهی از کلیساها وجود دارند که آن‌ها نیز نگران مسئله بارداری نوجوانان‌اند، اما با ایده دسترسی نوجوانان به تجهیزات کنترل بارداری بدون مشورت با والدین مخالف هستند. این کلیساها کمک‌های خیریه زیادی برای رسیدگی به این موضوع دریافت کرده‌اند، در حالی که گروه شما داوطلبان بسیاری برای فعالیت در این زمینه دارد ولی پولی در اختیار ندارد. 

شما می‌دانید که پول کلیسا و تجربه آن در امور مشاوره‌ای می‌تواند کمک بزرگی به شما بکند ولی جلب موافقت کلیساها در مورد راهبردهای شما کار دشواری است. در عوض شما می‌توانید با آن‌ها این‌گونه کنار بیایید که کار خود را محدود به برگزاری کارگاه‌های آموزشی کنید که در آن‌ها در مورد کنترل بارداری نیز صحبت می‌شود. به این ترتیب، شما می‌توانید با آن‌ها برای پیشبرد مسئله‌ مورد نظرتان در خصوص کاهش بارداری نوجوانان کار کنید، و گروه مربوط به کلیسا هم می‌تواند بدون موافقت با روش‌هایی که به نظرش تندروانه و افراط‌گرایانه است، از این موضوع سود ببرد. 

ابتدا باید با کدام متحدانتان ارتباط بگیرید؟ 

یکی از راه‌های اولویت‌بندی متحدانتان این است که آن‌ها را بر اساس میزان قدرت احتمالی که می‌توانند برای گروهتان بیاورند رده‌بندی کنید. 

قدرت یک گروه شاخصی است برای میزان موثر بودن کمک آن گروه در موفقیت شما برای رسیدن به هدفتان. در جریان پیشرفت پروژه‌ ممکن است به متحدانی با تخصص‌های ویژه یا افرادی با نوعی مهارت خاص در چانه‌زنی نیاز پیدا کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که به فهرست منابع باهمستانتان سری بزنید و گروه‌هایی را که نیاز دارید انتخاب کنید. 

جدول قدرت متحدان​

استفاده از « جدول قدرت متحدان» می‌تواند به شما کمک کند که بفهمید یک متحد بالقوه چه قدرتی دارد و کدام متحد‌ها برای گروهتان مفیدتر هستند. 

ابتدا اجازه بدهید مروری داشته باشیم بر لیست انواع قدرت متحدان و برخی مثال‌ها در این رابطه. 

مثال

دلیل

نوع قدرت

گروهی متشکل از ۵۰۰ عضو در شورای یک مدرسه حاضر می‌شود. 

هر چه تعداد اعضای یک گروه بیش‌تر باشد احتمال نادیده گرفته شدن آن گروه نیز کم‌تر می‌شود. 

اعضا: این گروه چه تعداد عضو دارد؟ 

اتحادیه معلمان محل به گروه شما کمک خیریه کرده‌اند. 

کمک مالی همیشه به تحقق هدف گروهتان کمک می‌کند.  

پول: آیا آن‌ها به مسئله مورد نظر شما کمک مالی می‌کنند؟ 

یک روحانی محترم از کلیسای محل به عنوان سخنگوی شما حرف می‌زد. 

گروهی که از شهرت خوبی در باهمستان برخوردار باشد می‌تواند اعتبار خوبی برای گروهتان به همراه بیاورد.  

اعتبار: آیا آن‌ها می‌توانند اعتبار خاصی با خود همراه بیاورند؟ 

پوستر یک کودک شناخته شده بیمار می‌تواند عکس العمل‌های احساسی ایجاد کند.

برخی از گروه‌ها برای همه از جذابیت خاصی برخوردارند و اگر گروهتان ارتباطی با آن‌ها داشته باشد به تصویری ارائه شده از شما کمک خواهند کرد. 

جذابیت: آیا آن‌ها جذابیت خاصی دارند؟ 

دفتر محلی «راه متحد» به گروه شما پشتیبانی اداری می‌دهد. 

گروهی که در شبکه‌ای بزرگ از دیگر گروه‌ها عضو باشد می‌تواند منابع مالی، اعتبار، و میزانی از قدرت سیاسی نیز در اختیار داشته باشد. 

شبکه: آیا آن‌ها بخشی از یک شبکه سازمان‌مند بزرگ هستند؟ 

اتحادیه افسران پلیس محلی اعلام می‌کند از شما در مسیر تغییر سیاستگذاری‌ها با هدف بهبود امنیت پشتیبانی می‌کند. 

گروه‌هایی که به سرسختی شهرت دارند، می‌توانند موجب دلسردی مخالفان شوند. 

شهرت: آیا آن‌ها به سرسختی شهرت دارند؟ 

شرکت حقوقی «اسمیت، جانز و براونز» به شما پشتیبانی حقوقی رایگان می‌دهد. 

یک متحد ممکن است برای گروهتان مهارت‌های حقوقی، تجاری، یا فنی به همراه بیاورد. 

مهارت‌ها: آیا آن‌ها مهارت‌های خاصی دارند؟ 

یک گروه فعال حقوق کودکان که به تازگی توانسته پیروزی بزرگی کسب کند اعلام آمادگی کرده است که به گروه شما پشتیبانی فنی بدهد. 

برخی از گروه‌ها ممکن است شهرت یا روابط خاصی با رسانه‌ها داشته باشند که ارزش خبری‌شان را بیش‌تر می‌کند. پیوستن آن‌ها به شما می‌تواند باعث پوشش مثبت هدف مورد نظرتان در رسانه‌ها شود. 

ارزش خبری: آیا آن‌ها از ارزش خبری خاصی برخوردارند؟ 

چگونه باید از «جدول قدرت متحدان» استفاده کرد؟

  • برای هر متحدی که می‌خواهید قدرتش را ارزیابی کنید، جدولی جداگانه تهیه کنید. 
  • ارزیابی کنید که متحد شما چه میزانی از هر یک از انواع قدرت را در اختیار دارد و برای آن مثالی بیاورید. 
  • با نگاه به جدول ببینید کدام یک از متحدانتان از انواع قدرت بیش‌تری برخوردار است و یا کدامیک قدرت‌هایی دارد که نیازهای کنونی شما را بیش‌تر تامین می‌کند. به این ترتیب اگر چیزی که واقعا نیاز دارید متحدی است که پول داشته باشد، در این صورت متحدی که جذابیت خاصی دارد شاید لزوما در این مرحله به درد شما نخورد. 

نمونه‌ای از یک جدول قدرت مربوط به یک متحد   

یک مثال بزنید: 

ارزیابی قدرت: این متحد از این نوع قدرت چه میزان در اختیار دارد؟ 

نوع قدرت

آن‌ها ۲۰۰ عضو فعال دارند

اعضای زیادی دارد. 

اعضا 

سال گذشته آن‌ها توانستند وضعیت پارک محل را بهبود ببخشند. ارزش کار آن‌ها معادل ۱۰۰ هزار دلار بود. 

بسیار معتبر است. 

اعتبار 

این روش برای هر نوع متحدی مناسب است اما اگر محدودیت زمانی دارید، می‌توانید از آن تنها برای ارزیابی متحدانی که در مورد آن‌ها تردید دارید یا متحدی که قدرتی خاص دارند، استفاده کنید. 

از یک جدول قدرت متحدان خالی استفاده کنید و معیارهای قدرتی را که خودتان دارید در آن بنویسید. 

اکنون که چند متحد بالقوه پیدا کردید، می‌توانید بر بهترین راه‌های ارتباط با آن‌ها تمرکز کنید و آن‌ها را متقاعد کنید که در کاری که شروع کرده‌اید، به شما بپیوندند. 

Examples
pschneider Wed, 11/08/2017 - 10:21

Example: "Stoplights Don't Stop Us!"

 

“Stoplights Don’t Stop Us!” tells the story of how people with disabilities in Emporia, Kansas, living in a high-rise apartment complex near a dangerous intersection, came together as allies to advocate for change in their community. The changes they achieved enhanced their ability to more fully and safely participate in the community. (The video is also available with audio description.) To learn more about this process for making change to support independent living for all, visit the free publication: Your Action Planning Guide for Promoting Full Community Participation Among People with Disabilities: A Resource for Independent Living Centers and Other Community-based Initiatives.

Herramientas
ناشناس (not verified) Tue, 21/05/2013 - 14:44

Herramienta 1: Inventario de recursos comunitarios para el reconocimiento de aliados

Completar esta tabla te ayudará a determinar quiénes podrían ser tus aliados para tu campaña de defensa y qué es lo que están haciendo, o podrían estar haciendo, sobre el asunto en cuestión.

Inventario de recursos comunitarios para el reconocimiento de aliados

Fuentes de Aliados Aliados Potenciales ¿Qué están haciendo? (¿o qué podrían estar haciendo sobre el asunto en cuestión?) ¿Contactados?
¿Quién está trabajando actualmente en tu comunidad sobre el asunto?      

Otros posibles aliados en base a fuentes de información general

 

 

 

 

 

 
Páginas amarillas      
Guía de Servicio Social      
Grupos asistenciales barriales      
Cámara de Comercio      
Municipalidad      
Miembros de tu propio grupo, colegas y amigos      
Otros      
       

Herramienta 2: Ejercicio Riesgos vs. Beneficios de aliados potenciales

Esta tabla te ayudará a reconocer los riesgos y beneficios que cada aliado potencial enfrenta cuando considere unirse a tu grupo. Saber esto resulta importante cuando se contacten a los aliados potenciales para que se unan a tu causa.

Ejemplo: Ejercicio Riesgos vs. Beneficios de los Aliados. La siguiente tabla muestra cómo un grupo de personas que se organizó para reducir la violencia escolar podría dedicarse a determinar quién se preocupa sobre su asunto.

El problema: Incremento de la violencia entre estudiantes en la Happy Valley High School. Tu grupo desea contratar un guardia de seguridad como parte de un programa para reducir la violencia en la escuela.

Pregúntese a usted mismo Ejemplos ¿Cuáles son los beneficios?
¿Qué obtienen si usted gana?
¿Cuáles son los riesgos?
¿De quién es el problema? Estudiantes - Escuelas más seguras
Un mejor ambiente de aprendizaje.
- Reglas/códigos más estrictos en la escuela-menos libertad
  Maestros - Seguridad para ellos mismos y alumnos
Incremento de la satisfacción laboral
- Podrían resultar culpados por las reglas más estrictas
  Familiares - Seguridad de los niños
 Mejor educación para sus hijos
- Podría acarrear un incremento en las contribuciones

¿Otros costos financieros?

  Consejo de educación local - Incremento del apoyo de la comunidad - Puede ser costoso, lo cual podría disminuir el apoyo político, especialmente si el programa no resulta exitoso.

 Ejercicio Riesgos vs. Beneficios de aliados potenciales

Pregúntese a usted mismo Ejemplos ¿Cuáles son los beneficios?--¿Qué obtienen si usted gana? ¿Cuáles son los riesgos? --¿Qué podrían perder?
Whose problem is it?      
       
       
       
       
       

Herramienta 3: Cadena de poder de un aliado

Esta tabla ayudará a clarificar el poder (o poderes) que un aliado potencial puede aportar a tu grupo, y con eso ayudará a identificar cuáles aliados serán los más valiosos para tu grupo

Tipo de poder Apreciación de Poder: ¿Tienen mucho de ello o no? Dé un ejemplo
Miembros: ¿Cuántos miembros tiene el grupo?    
Dinero: ¿Donarán dinero para tu asunto?    
Credibilidad: ¿Aportan una credibilidad especial?    
Atracción: ¿Tienen ellos una atracción especial?    
Red: ¿Ellos son parte de una red extensa, organizada?    
Reputación: ¿Tienen una reputación de dureza?    
Habilidades: ¿Tienen habilidades especiales?    
Interés Periodístico: ¿Son ellos en particular de interés periodístico?    
Otro    

 

Lista de verificación
ناشناس (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:08

Antes de planear los detalles de tu campaña, se puede necesitar enriquecer más  tu conocimiento.

___No se necesita saberlo todo, pero una buena comprensión del asunto es esencial

___Es importante no solamente conocer los hechos, sino comprender las creencias de la gente a la que sirves, y la de tus oponentes. También es importante conocer cómo se volcaron a esas creencias

Una completa comprensión del asunto te ayudará a:

___Convencer a tus miembros que el asunto es importante

___Persuadir aliados a unirse a tu causa

___Comprender a tus oponentes

___Ser preciso en tu planeamiento

___Educar al público

Necesitará saber:

___Cómo se siente la gente de diferentes segmentos de la comunidad sobre el asunto.

___Qué hace palpitar a los oponentes

___Qué necesitará la estructura política de la comunidad para hacer y/o aceptar un cambio.

La información que se necesite probablemente será de dos tipos:

___Información esencial general.

___Información específica sobre el asunto tal como afecta a tu comunidad.

Obtener información general para educarse a sí mismos sobre el asunto:

___Puede implicar trabajar en bibliotecas

___Puede implicar navegar en la Web

___Puede implicar escarbar en archivos, reportes anuales y anuarios

___Puede implicar el reclutamiento de expertos

Recolectar información sobre el asunto tal como afecta a tu propia comunidad puede implicar:

___Utilizar archivos de prensa

___Utilizar archivos del Municipio

___Obtener información de los intereses de negocios locales

Puede suplir las deficiencias obteniendo información de:

___Líderes de la comunidad

___Representantes de la comunidad de negocios

___Educadores (es decir, miembros de concejos escolares, o directores escolares)

Si se necesita más información sobre los pensamientos y sensaciones de los residentes locales, puede comenzar con:

___Encuestas

___Grupos de enfoque 

___Discusiones guiados

PowerPoint
ناشناس (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:45

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۵. شناسایی مخالفان
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 10:30
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 10:46

چه کسانی مخالفان شما هستند؟

وقتی در جهت دستیابی به هدفی حرکت می‌کنید، گاهی به نظر می‌رسد همه از کاری که می‌کنید حمایت می‌کنند. اگر در حال جمع‌آوری کمک مالی برای شعبه‌ جدید یک بیمارستان هستید، یا برای دریافت کمک هزینه برای یک شعبه از کتابخانه‌ای اقدام می‌کنید، همه افراد در باهمستان ممکن است شما را تشویق کنند. این خیلی عالی است، اما تقریبا نادر است. در بیش‌تر موارد، طرح و برنامه شما ممکن است با مقاومت برخی روبه‌رو شود و خواهند بود کسانی که به صورت آشکار با کاری که انجام می‌دهید مخالفت می‌کنند.

انواع مختلفی از مخالفت وجود دارد که ممکن است با آن روبه‌رو شوید. گاهی مخالفان‌ شما آشکار و در عرصه عمومی هستند. اغلب راحت‌تر می‌توان از پس این عده برآمد، زیرا می‌دانید در برابر چه چیزی قرار دارید. اما زمانی‌ که با مخالفانی مواجه می‌شوید که وضوح کم‌تری دارند، کار بسیار دشوارتر می‌شود، چرا که تشخیص مخالفان سخت‌تر است.

این مسئله، به‌ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که افرادی به حمایت از شما می‌آیند ولی در زمان ضرورت از حمایتشان دست می‌کشند یا حتی با شما مخالفت می‌کنند. خلاصه اینکه، در کنار شناسایی مخالفانتان، باید در شناخت انواع مخالفان و درجات مختلف مخالفتشان مهارت کافی کسب کنید. چه کسانی ممکن است با شما مخالف باشند؟ همانطور که در مورد هم‌پیمانان بالقوه نیز صادق است، هر فردی را می‌توان در زمره مخالفان بالقوه شما قرار داد. اما مسئله تعیین‌کننده این است که افراد یا گروه‌های دیگر تا چه اندازه حاضرند هزینه پرداخت کنند تا شما در هدفی که دارید موفق شوید. در این بخش نگاهی دقیق‌تر به خاستگاه این مخالفت‌ها و چگونگی غلبه بر آن‌ها خواهیم داشت.

چرا باید مخالفانتان را شناسایی کنیم؟

همانطور که در مورد هم‌پیمانان نیز مطرح است، هر امری مخالفانی نیز دارد. وقتی شما در حمایت از هدفی برمی‌خیزید، ممکن است کسی پیدا شود شما را به چالش بکشد و برای حمایت امر دیگری در برابر شما قد علم کند. دو دلیل مهم برای شناسایی مخالفان پیش از شروع هر پویش عبارتند از:

  • می‌توانید نوع و درجه مخالفت‌ها یا حملاتی که علیه شما صورت خواهد گرفت را پیش‌بینی کنید
  • می‌توانید به شکل موثری منابع خود را در جهت تضعیف یا حذف مخالفانتان به کار گیرید

به عبارت دیگر، شناسایی مخالفان و پیش‌بینی مخالفت آن‌ها شانس شما را برای پیروزی افزایش می‌دهد.

چگونه مخالفانتان را شناسایی کنید؟

اولین گام برای مشخص کردن مخالفان احتمالی این است که بار دیگر از خود بپرسید: «چه کسی به مسئله مورد نظر شما اهمیت می‌دهد؟» و در این مورد، بهترین پاسخ این است: «هر کسی که ممکن است با موفقیت شما چیزی را از دست بدهد.»

این کار به شما کمک می‌کند تا فهرستی از مخالفانتان تهیه کنید، که شامل همه افراد، گروه‌ها، و سازمان‌هایی می‌شود که با پیروزی شما به صورت مستقیم یا غیرمستقیم چیزی از دست می‌دهند. آن‌ها کسانی هستند که به شکلی فعالانه سعی خواهند کرد شما را از موفقیت باز دارند. یک مثال ساده این است که فرض کنید گروه شما می‌خواهد رستوران‌ها را مجبور کند تا استفاده از دستگاه‌های فروش خودکار سیگار را متوقف کنند. بی‌تردید یکی از مخالفان شما تولیدکنندگان سیگار خواهند بود، زیرا با این کار نه تنها بخشی از فروش سیگارشان کاهش می‌یابد، بلکه یکی از وسیله‌های مهم بازاریابی خود را نیز از دست می‌دهند. مخالفان دیگر شما می‌توانند رستوران‌داران یا مشروب‌فروشی‌ها باشند که ممکن است با حذف این ماشین‌ها ضرر کنند.

به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت کسانی که بیش‌ترین ضرر را می‌برند، شدیدترین مخالفت‌ها را نسبت به گروه شما نشان خواهند داد. باید از خودتان بپرسید: آن‌ها مشخصا چه چیزی را از دست می‌دهند؟ پول؟ زمان؟ شأن؟ کارمند؟ جواب شما ممکن است چند تا از این موارد باشد.

قدرت مخالفانتان را چگونه تعیین می‌کنید؟

اکنون که همه گروه‌ها و افرادی را که ممکن است از موفقیت شما متضرر شوند، فهرست کرده‌اید، احتمالا باید به این مسئله بپردازید که «آن‌ها برای متوقف کردن ما چه خواهند کرد؟» احتمالا هر آنچه که در حد توان و قدرتشان باشد انجام می‌دهند؛ پس باید دریابید که چه قدرت‌هایی در اختیار دارند. این دقیقا مانند آن است که قدرت بالقوه متحدین خود را تعیین کنید – یک جدول تهیه کنید و در آن مخالفانتان و اشکال مختلف قدرت‌هایشان را لیست کنید.

با تهیه یک جدول از مخالفانتان و اشکال مختلف قدرت‌هایی که دارند، می‌توانید انواع راهبردها و تاکتیک‌هایی که ممکن است علیه شما به‌ کار گیرند را بشناسید. برای مثال، ممکن است آن‌ها بخواهند شما را درگیر یک مبارزه حقوقی کنند، یا در رسانه‌ها شما را به عنوان تندروهایی به تصویر بکشند که هیچ اهمیتی به شغل افراد نمی‌دهند.

چگونه تاکتیک‌های مخالفانتان را تشخیص می‌دهید؟

اکنون مخالفانتان را شناسایی کرده‌اید، و می‌دانید آن‌ها قادر به انجام چه کارهایی علیه گروهتان هستند. حالا به راه‌هایی برای تشخیص تاکتیک‌هایشان، و پاسخ به آن‌ها نیاز دارید.

برخی از تاکتیک‌هایی که مخالفان شما ممکن است به کار گیرند عبارتند از:

  • منحرف کردن- آن‌ها می‌توانند موضوع را به سمت یک مسئله جانبی کم‌اهمیت منحرف کنند؛ یا می‌توانند کار را به یک مسئول دون‌پایه، که قدرت واقعی‌ برای رسیدگی به آن را ندارد، محول کنند.
  • تاخیر انداختن- مخالفان ممکن است به شما نشان دهند که در حال رسیدگی به این مسئله هستند، در حالی که واقعا هیچ کاری انجام نمی‌دهند. برای مثال، یک «کمیته مطالعاتی» ایجاد کنند که در حقیقت هیچ قدرتی برای انجام تغییرات مورد نظر شما ندارد.
  • انکار کردن- مخالفان ممکن است بگویند ادعاها و راه‌ حل‌های شما، یا هر دو، نامعتبرند.
  • کم‌اهمیت جلوه دادن- مخالفان ممکن است دغدغه شما را کم‌اهمیت جلوه دهند، اعتبار شما را به عنوان عاملی برای ایجاد تغییر زیر سوال ببرند، یا هم‌زمان هم به دغدغه و هم اعتبار شما لطمه بزنند.
  • فریب دادن- مخالفان ممکن است به عمد تلاش کنند به شما و گروهتان این حس را القا کنند که دارند یک کار قابل قبول انجام می‌دهند، در حالی که واقعا چنین نیست؛ و در حقیقت آن‌ها هیچ قصدی برای توجه به مسائل شما ندارند.
  • تفرقه انداختن- مخالفان شما ممکن است بذر اختلاف در رده‌های مختلف گروهتان بپاشند و از راهبرد «تفرقه بیانداز و حکومت کن» استفاده کنند.
  • تطمیع کردن: مخالفانتان ممکن است در تلاش برای دلجویی کردن و به دست آوردن دل گروه شما یا افرادی که هنوز تصمیم نگرفته‌اند برآیند و این کار را با پیشنهاد شغل، خدمات، یا منافع دیگر انجام دهند.
  • بی‌اعتبار کردن- مخالفان ممکن است سعی کنند در انگیزه‌ها و روش‌های گروه شما تشکیک کنند.
  • تخریب- مخالفان ممکن است در صدد بی‌ثباتی یا حذف گروه‌تان با توسل به تاکتیک‌های حقوقی، اقتصادی و ارعاب باشند.
  • توافق- مخالفان ممکن است برای پرهیز از نزاع، تصمیم بگیرند به گروه شما توافقی پیشنهاد کنند که بتوانید بر سر یک راه‌ حل مورد قبول دو طرف به توافق برسید.
  • تسلیم شدن- مخالفان ممکن است با درخواست‌های شما موافقت کنند. در این صورت، باید بدانید که پیروزی زمانی کامل می‌شود که مخالفان به قول‌هایشان عمل کنند.

این‌ها رایج‌ترین تاکتیک‌هایی هستند که مخالفان ممکن است به آن‌ها متوسل شوند. با این همه، هرگز نمی‌توانید در مورد اقداماتی که ممکن است روی دست گیرند، خیلی مطمئن شوید. در زندگی حقیقی، مردم دچار تردید و در جا زدن می‌شوند زیرا نمی‌توانند تصمیم بگیرند. گاهی مرعوب مخالفان قدرتمندتر شما می‌شوند یا ترس‌های دیگری در درونشان هست که شما قادر به تشخیص آن‌ها نبوده‌اید. در پاراگراف‌های بعد به برخی رویکردهای کلی برای خنثی کردن تاکتیک‌های مخالفان –صرف نظر از اینکه این تاکتیک‌ها چه هستند -- خواهیم پرداخت.

چگونه باید از پس مخالفان برآمد؟

بسیار خوب، اکنون شما می‌دانید که مخالفان شما چندین شیوه دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توانند تحقق هدف شما را دشوار سازند. مخالفان ممکن است از یک یا ترکیبی از چند تاکتیک فوق استفاده کنند تا تلاش‌های شما را منحرف کنند. سوالی که در اینجا وجود دارد این است که: «شما چه کاری در این باره می‌توانید انجام دهید؟» خوشبختانه گزینه‌های بسیاری برای خنثی کردن حملات آن‌ها در اختیار دارید. در کل، قرار نیست یک رویکرد «بنیان‌برافکن» در برابر این مسئله در پیش بگیرید، زیرا این کار می‌تواند فرصت‌‌های مذاکره را از بین ببرد. کاری که باید بکنید این است که از راهبردی استفاده کنید که متناسب با نوع و سطح مقاومت مخالفانتان باشد.

در ادامه به برخی از تکنیک‌های مفید برای پاسخ به مخالفان‌ می‌پردازیم:

پیشگیری

یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از بروز مخالفت این است که برای کاری که می‌خواهید انجام دهید برنامه از پیش تعیین شده داشته باشید، و مخالفان بالقوه را متقاعد کنید که یا به شما ملحق شوند، یا حداقل به صورت فعالانه با شما به مخالفت برنخیزند.

شما و گروهتان می‌دانید که بیمارستان محلی خوشش نمی‌آید که یک کلینیک جدید برای مراقبت‌های دوره بارداری در باهمستانتان راه‌اندازی شود. اما می‌توانید آن‌ها را متقاعد کنید که این کار به نفع بیمارستان است.

با مخالفانتان ملاقات کنید​

در مورد اختلافاتتان بحث و تبادل نظر کنید، زیرا مخالفت‌ها ممکن است از سوء تفاهم یا کمبود دانش آن‌ها در مورد مسئله ناشی شده باشد.

برخی از اعضای باهمستان ممکن است با یک برنامه آموزش جنسی در مدرسه محلی مخالفت کنند، زیرا فکر می‌کنند هدف این برنامه آموزش تکنیک‌های جنسی به کودکان است. شما می‌توانید توضیح دهید که موضوع این نیست و این کلاس در مورد مهارت‌های تصمیم‌گیری، مهارت‌های نه گفتن، مهارت‌های زندگی، و رابطه با خانواده، دوستان و دیگران است.

راه‌ حل‌های برد-برد داشته باشید​

می‌توانید بر راه‌ حل‌هایی تمرکز کنید که متناسب با منافع مشترک دو طرف باشد.

وقتی دارید رژیم‌های غذایی کم‌چرب و مناسب برای سلامت قلبی را ترویج می‌کنید، می‌توانید با خواربار فروش محل برای ارائه تخفیف‌هایی برای غذاهای کم‌چرب همکاری کنید.

تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید​

بیش‌تر اوقات وضعیتی که در وهله اول تهدیدآمیز به نظر می‌رسد، می‌تواند به فرصتی برای شما تبدیل شود.

اگر یک شرکت تجاری از گروه شما سوء استفاده کرده است، گروه شما می‌تواند از آن شرکت شکایت کند. این کار ممکن است مخالفان را در موضع تدافعی قرار دهد. یا می‌توانید از حملات آن‌ها برای جلب همدردی باهمستانتان استفاده کنید.

تاکتیک‌های مخالفانتان را برملا کنید​

زمانی‌که تاکتیک‌های مخالفانتان بر ملا شوند، بی‌اثر خواهند شد.

فرد مخالف شما سعی دارد از تاکتیک «تفرقه بیانداز و حکومت کن» در گروه شما استفاده کند. اگر کاری را که او دارد انجام می‌دهد، تشخیص بدهید و آشکارا برملا سازید، این حرکت موجب تمرکز گروهتان خواهد شد و در عوض خشم گروه را نسبت به مخالفتان برمی‌انگیزد.

یا ممکن است فرد مخالف شما امتیازات «نمادین» به شما بدهد. اگر شما به صورت عمومی نشان دهید که امتیازات پیشنهادی آن‌ها «صرفا نمادین» هستند و آن‌ها را رد کنید، این به عموم مردم و گروهتان این اطمینان را می‌دهد که خروجی بهتری از آنچه پیشنهاد شده است نیز قابل انتظار است.

اجازه دهید دیگران نیز بدانند مخالفانتان از چه تاکتیک‌هایی در نشست‌ها، در رسانه‌ها، و غیره استفاده می‌کنند.

بحث را در چارچوب مورد نظر خودتان طرح کنید​

مسئله را به دیگران انتقال دهید و نظر گروهتان را در مورد آن بیان کنید؛ شما که نمی‌خواهید مدام در موضع دفاعی باشید و تنها به مباحث مخالفانتان پاسخ بگویید.

اگر بحث در مورد ممنوعیت استعمال دخانیات در فضاهای بسته عمومی است، شما ممکن است بخواهید بر حق مردم برای تنفس هوای سالم تاکید کنید تا بر حق افراد سیگاری برای استعمال دخانیات.

تعادل و توهم​

باید به پاتک‌های مخالفانتان با توسل به راهبردهای مختلف پاسخ دهید، تا آن‌ها زمان کافی برای پیش‌بینی و آماده شدن برای مقابله با حرکت‌های شما نداشته باشند. به همین ترتیب، اگر بتوانید مخالفانتان را گول بزنید تا در مورد مقاصد شما حدس اشتباه بزنند، با برهم زدن تعادل آن‌ها، خواهید توانست خود را در موضع برتری قرار دهید.

در یک بحث که بین صنایع دخانیات و یک مبلغ سلامت عمومی در گرفته بود، مبلغ به جای اینکه علیه حق سیگاری‌ها برای سیگار کشیدن موضع بگیرند – چیزی که معمولا در این نوع مباحث اتفاق می‌افتد- از منظر حق افراد سیگاری برای شکایت حقوقی علیه شرکت‌های دخانیات به دلیل آسیب رساندن به سلامتی‌شان صحبت را مطرح کرد.

به مسائل روان‌شناختی مخالفانتان توجه کنید​

مخالفان ممکن است دنبال راه‌ حلی برای مشکل باشند؛ در این حالت شاید گروه شما بتواند در این کار به آن‌ها کمک کند.

یک شرکت ممکن است بداند آلودگی کارخانه‌اش خیلی بالاست اما نداند که چگونه باید آن را کاهش دهد. شاید در گروه شما چند متخصص سلامت صنعتی باشد که بتوانند آن‌ها را کمک کنند.

در این شرایط مشکل را باید تشریح کنید ولی بلافاصله راه‌ حل پیشنهاد نکنید. به این شکل می‌توانید به استقلال مخالفانتان احترام بگذارید. در نهایت، گروه شما می‌تواند راه‌ حل‌هایی برای استفاده در یک «دوره آزمایشی» ارائه کند تا به مخالفان امکان استفاده از گزینه‌های دیگر را نیز بدهید.

داشته‌های مخالفانتان را به بدهی‌هایشان تبدیل کنید​

ممکن است گروه شما در شرایطی باشد که قدرت مخالفانش بسیار بیش‌تر از قدرت خودش باشد. به طور کلی، در این وضعیت گروه شما به شیوه غیرخشونت‌آمیز هدف خود را به صورت جدی پیگیری می‌کند تا جایی که مخالفان به ستوه بیایند و به قوه قهریه متوسل شوند.

سرانجام، این شرایط موجب انتقال حمایت و همدلی به سوی گروه شما و هدفتان می‌شود. ناظرانی که تا پیش از این از درگیر شدن در این موضوع خودداری می‌کردند، وقتی ببینند یک گروه به خاطر اعتقاد به اصولش این گونه سرکوب می‌شود، به سمت آن گروه متمایل می‌شوند. ممکن است کسانی که معمولا از مخالفان شما حمایت می‌کرده‌اند استفاده از خشونت برای حرکت غیرخشونت‌آمیز شما را زیر سوال ببرند و به این ترتیب کل انگیزه مخالفانتان را به چالش بکشند.

گروه شما چندین ماه است که مقابل یک شرکت که به تخلیه غیرقانونی زباله‌های سمی شهرت دارد، تجمع کرده است. رئیس شرکت از دست شما خسته می‌شود و تصمیم می‌گیرد همه را به دلیل نقض حریم کارخانه دستگیر کند. این می‌تواند حمایت افرادی را که علاقه‌ای به کار شما نداشتند، از شما جلب کند چرا که آن‌ها فکر می‌کنند شما داشتید از حق آزادی بیان خود، بدون ضرر به دیگران، استفاده می‌کردید.

توانایی‌های خود را متمرکز کنید و علیه نقاط ضعف مخالفانتان به‌ کار گیرید​

این مسئله واضح است که باید از توانایی‌های خود علیه نقاط ضعف مخالفانتان استفاده کنید.

حامیانی که علیه دخانیات کار می‌کنند شواهد علمی و پزشکی قابل توجهی دارند که مدعیات آن‌ها را در مورد مضرات سیگار تایید می‌کنند، در حالی که آمارهای «علمی» صنایع دخانیات در زمینه مخاطرات سیگار کشیدن در بهترین حالت مشکوک هستند.

باید بدانید کی زمان مناسبی برای مذاکره است

در بسیاری از موارد، وقتی تصمیم می‌گیرید دعوایی را که با مخالفان دارید حل کنید، کار به مصالحه می‌رسد. گروه شما باید در مورد علائمی که نشان دهند امکان مذاکره است، هوشیار باشند. این نشانه‌ها معمولا در بیانیه‌های مخالفان مستتر است.

فرض کنید از سخنگوی مخالفان جمله‌ای نقل شود که در اشاره به گروه شما گفته است: «از آنجایی که آن‌ها خیلی وظیفه‌نشناس هستند، شک دارم قصدی برای دیدار با ما داشته باشند.» در این حالت، ممکن است طرف مخالف به شما پیشنهاد فرصتی برای ملاقات ارائه کرده باشد، هرچند لحن سخنش تا حدودی منفی است.

از طرف دیگر، ممکن است نخواهید پیشنهاد مذاکره بدهید، چرا که این کار می‌تواند گروهتان را ضعیف جلوه دهد.

خلاصه

از آنجا که بسیاری از حرکت‌های مربوط به سلامت و باهمستان‌سازی می‌توانند مخالفات‌‌ها برانگیزند، پیش‌بینی و تحلیل آن مخالفت‌ها می‌تواند شما را برای مدیریت موفق آن‌ها آماده کند. بهترین راه خنثی کردن مخالفان تبدیل کردن آن‌ها به متحدینتان از طریق یافتن جایگزین‌های برنده-برنده به جای موضع‌گیری‌های سخت و سریع است. اما حتی وقتی این وضعیت آرمانی ممکن نیست با تشخیص طرف‌های مقابلتان، میزان و ماهیت قدرتی که آن‌ها می‌توانند به میدان بیاورند، و چگونگی تاثیرگذاری نقاط ضعف و قوتتان بر منازعه، شما قادر به مقابله با تاکتیک‌های مخالفانتان خواهید بود. اگر وضعیت را با دقت و احتیاط تحلیل کنید، و با دشمنانتان کمی همدلی داشته باشید، باید بتوانید بر اغلب مخالفانتان پیروز شوید.

Herramientas
ناشناس (not verified) Tue, 21/05/2013 - 15:05

Herramienta #1: Hoja de trabajo para identificar adversarios potenciales

El completar esta tabla le ayudará a determinar quién puede oponerse a su campaña defensora y lo que ellos tienen en juego. Esto es un primer paso importante para desarrollar estrategias para la campaña defensora.

Ejemplo: La violencia ha estado aumentando entre estudiantes en la escuela Valle Feliz. Su grupo quiere implementar un programa de educación para jóvenes, simultáneamente con el empleo de un guarda de seguridad y un extra consejero entrenado en la resolución de conflictos.

Pregúntese a usted mismo Oponentes

Potenciales

¿Qué pueden perder ellos si usted gana?
¿Quién podría perder algo si usted gana? Asociación de contribuyentes Dinero – Impuestos más altos
  Cámara de comercio  Imagen-Reconocimiento del problema puede dar a la comunidad una mala reputación.
  Estudiantes Respeto y dignidad
  Personal administrativo de la escuela Pérdida de la imagen de la escuela

 

Hoja de trabajo para identificar a oponentes potenciales

Pregúntese a usted mismo Oponentes

Potenciales

¿Qué pueden perder ellos si usted gana?
¿Quién podría perder algo si usted gana?

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 

Herramienta 2: Hoja de trabajo para reconocer el poder de sus adversarios

Esta tabla no solamente le ayudará a usted a reconocer el poder que tienen sus adversarios, sino también como ellos podrían usar el poder en contra suya.

Ejemplo: ¿Cómo puede usted determinar el  poder potencial de los posibles opositores al grupo que quieren prohibir el transporte de desperdicios químicos a través de la comunidad?  Sólo llene la tabla.

Oponentes

Potenciales

¿Qué está en juego para ellos? El poder que los oponentes tienen Estrategias potenciales que su oponente puede usar
Carlos Morales Compañía de transportes ferroviarios Dinero (muy costoso reorganizar las rutas de los trenes

Trabajos

Ellos tienen muchos recursos financieros y legales.

Fuerte grupo de presión

Comprometerse en una larga y costosa batalla legal.
Karl's Carcinógenos, S.A  Dinero

Tiempo

Trabajos

Recursos financieros

Interés noticioso (El mayor empleador regional)

Credibilidad Muchos “expertos” científicos dicen que sus productos no son tóxicos

Trate de mostrar su grupo como extremistas ante la prensa

 

Hoja de trabajo para reconocer el poder de sus oponentes—Estrategias potenciales.

Oponentes

Potenciales

¿Qué está en juego para ellos?  

El poder que los oponentes tienen

Estrategias potenciales que su oponente puede usar

 

 

     

 

 

     

 

 

     

 

 

     

 

Lista de verificación
ناشناس (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:18

___Usted sabe por qué es importante identificar a sus oponentes.

___Usted sabe cómo identificar a sus oponentes

___Usted sabe cómo descubrir lo que sus oponentes podrían perder.

___Usted sabe cómo determinar el poder de sus adversarios.

Usted puede reconocer las siguientes tácticas que sus oponentes pueden usar:

___Desviar

___Retardar

___Negar

___Descontar

___Engañar

___Dividir

___Endulzar

___Desacreditar

___Destruir

___Negociar

___Rendirse

Usted sabe cómo usar las siguientes tácticas para negociar con sus oponentes:

___Prevenga

___Reúnase con sus oponentes

___Desarrolle soluciones ganar-ganar

___Convierta lo negativo en positivo

___Etiquete las tácticas de sus oponentes

___Estructure el debate en sus términos

___Balance e ilusión

___Considere la psicología de sus adversarios

___Convierta las fortalezas de sus oponentes en debilidades.

___Concentre las fortalezas contra las debilidades

___Sepa cuándo negociar.

PowerPoint
ناشناس (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:46

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۶. مخالفان بالقوه و نیز متحدانتان را به مشارکت تشویق کنید
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:39
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:46

منظور از مشارکت مخالفان چیست؟ 

بدیهی است که شما همیشه دنبال این باشید که متحدانتان را در برنامه‌های گروهتان مشارکت دهید. اما احتمالا اصلا به فکر جلب مشارکت مخالفان بالقوه خود نیافتاده باشید. در بهترین حالت شاید بگویید این ایده به نظر درست نمی‌آید؛ حتی می‌تواند به ضرر هدف گروهی‌تان باشد. 

اما بار دیگر در این مورد فکر کنید. شاید اصلا مخالفانتان به شکلی غیر قابل تصور بتوانند به شما کمک کنند. همانطور که خواهید دید همکاری با افراد دارای اهداف و ارزش‌های مختلف – حداقل تا حدودی متفاوت –هم می‌تواند به نفع شما و هم به نفع آن‌ها باشد. هر دو شما می‌توانید برنده باشید. 

چرا باید به‌ دنبال جلب مشارکت مخالفانتان باشید؟ 

  •  ممکن است بتوانید منتقدی را که بالقوه توانایی آسیب به شما را دارد، حذف یا خنثی کنید. 
  • ممکن است بتوانید شناختی در مورد فعالیت‌های مخالفانتان کسب کنید. 
  • ممکن است بتوانید به گروهی که پیش از این به روی شما بسته بود، دسترسی پیدا کنید. 
  • ممکن است بتوانید منابع جدیدی را برای حل یک مشکل مشترک به کار گیرید (برای حل مشکلات دشوار گاهی ممکن است به توان گروه‌های مختلف نیاز داشته باشید). 
  • می‌توانید ارزش‌ها و عقاید مشترکی بیابید که پیش از این از وجودشان بی‌اطلاع بوده‌اید.  
  • می‌توانید مخالفانتان را به عنوان انسانی مثل خود بنگرید. 
  • می‌توانید بنیانی برای اعتماد متقابل ایجاد کنید که در آینده بتواند به شما کمک کند. 
  • مشارکت مخالفانتان می‌تواند وضعیت موجود را تغییر دهد و به پیشرفت شما کمک کند. 

آیا آن‌ها واقعا مخالفان من هستند؟ برخی واقعیت‌های مفید در مورد مخالفت 

  • مخالفت سطوح مختلفی دارد. همه مخالفان تا آخرین نفس به مخالفتشان با شما ادامه نمی‌دهند. کسانی که مخالفت کم تر یا ملایم‌تری از خود نشان می‌دهند، هدف‌هایی هستند که بالقوه‌ای امکان تغییر در آن‌ها وجود دارد. و برخی از افراد ممکن است به این دلیل با شما مخالفت کنند که مسئله شما را نمی‌فهمند یا از سر عادت این کار را بکنند – آن‌ها فقط عادت کرده‌اند که با شما مخالف باشند! وقتی با آن‌ها بیش تر صحبت می‌کنید ممکن است ببینید اصلا آن‌ها مخالفتی با شما ندارند. 
  • مخالفت به مسئله وابسته است. یک نفر ممکن است بر سر مسئله الف با شما مخالف باشد ولی این به معنی مخالفت او با شما در مورد مسئله ب نیست. در مسئله ب او ممکن است قوی‌ترین متحد شما باشد. پس از تعمیم دادن پرهیز کنید. 
  • مخالفت همیشگی نیست. موضع مخالفان شما می‌تواند به مرور زمان تغییر کند. موضع شما نیز می‌تواند تغییر کند. به همین دلیل داشتن روابط محترمانه (و اگر نگوییم الزاما دوستانه) با مخالفان معمولا فکر خوبی است. هرگز نمی‌دانید چه زمان این روابط ثمر خواهد داد. 

این یک نکته کلیدی است که باید در نظر داشته باشید: کسی که با شما موافق نیست لزوما دشمنتان نیست! 

چه زمانی باید مخالفان را مشارکت داد؟ 

سه شاخص خوب در این مورد عبارتند از: 

  • زمانی که ارتباط بین شما هنوز تا حدودی برقرار است – به ویژه زمانی که احساس می‌کنیم مخالفانتان مایل به گفتگو هستند. 
  • زمانی که ارزش‌ها و فرصت‌های مشترکی بین خودتان می‌یابید – حتی اگر مخالفانتان آن‌ها را نمی‌بینند. 
  • وقتی که از منظر مخالفان، هزینه مشارکت با شما چندان زیاد نیست. 

چه زمانی نباید مخالفان را مشارکت داد: چند چراغ خطر 

اما همیشه زمان خوبی برای همکاری نیست. گاهی مشارکت دادن مخالفانتان در فعالیت‌هایتان می‌تواند دشوار و حتی گاهی آسیب‌زا باشد. برای مثال زمانی که: 

  • سابقه بی‌اعتمادی، یا فریب واقعی، بین شما و مخالفتان فاصله انداخته است. 
  • مواضع هر کدامتان در مورد این مسئله خاص به شدت تثبیت شده، پایه‌های آن مستحکم شده، و کاملا در تقابل با یکدیگر قرار گرفته‌اید. 
  • مخالفانتان تمایلی برای گفتگو با شما ندارند. 
  • زمان و انرژی که باید برای همکاری با مخالفانتان بر سر این مسئله صرف شود خیلی زیاد است. 

می‌توانید در مورد برخی مسائل به شکلی حاکی از احترام «نسبت به مخالفتشان پذیرش نشان بدهید». اما باید توجه داشته باشید که: این به معنی مخالفت شما با آن‌ها در دفعات بعد نیست. 

چگونه می‌توانید مشارکت مخالفانتان را جلب کنید؟ 

فرض کنید به این تصمیم رسیده‌اید که شاید مشارکت دادن مخالفان در هدفتان ایده بدی نباشد. گشوده بودن شما نسبت به این موضوع چیز خوبی است. اما از آنجایی این عرصه برای شما ناآشنا است، از خود می‌پرسید چگونه باید این کار را انجام دهم؟ باید با چه کاری شروع کرد؟ 

پیشنهاد می‌کنیم از گام‌های زیر به عنوان یک راهنما استفاده در این کار استفاده کنید:  

  • تصمیم بگیرید که مخالفانتان را مشارکت بدهید. این اولین و شاید مهم‌ترین گامی است که باید بردارید؛ پیش از شروع باید این گام را بردارید. 
  • اهدافتان را کوچک کنید. چه کسی را می‌خواهید مشارکت دهید؟ احتمالا نباید دنبال جلب مشارکت همه مخالفانتان باشید بلکه تنها تعداد مشخصی را هدف قرار دهید. اما کدامیک از آن‌ها را؟ از این معیارها استفاده کنید: 
    • آن‌هایی که قدرت کافی برای کمک به شما در رسیدن به خواسته‌هایتان دارند. 
    • آن‌هایی که در گذشته با شما همکاری کرده‌اند. 
    • آن‌هایی که حداقل با برخی از چیزهایی که برای آن‌ها ایستاده‌اید موافق هستند. 
    • آن‌هایی که قابلیت گرایش به مخالفان را دارند. 
    • آن‌هایی که پذیراتر به نظر می‌آیند و کسانی که از نزدیک شدن به آن‌ها احساس راحتی بیش‌تری می‌کنید. 

در اینجا کمی تفکر دقیق پیش از هر اقدامی می‌تواند مفید باشد. 

اهدافتان را شفاف کنید 

با تلاشی که برای جلب مشارکت آغاز کرده‌اید به دنبال چه چیزی هستید؟ دوست دارید به چه نتیجه‌ای برسید؟ قطعا دنبال سفر به ماه نباید باشید و باید دنبال هدف دست یافتنی‌تری روی زمین دنبال کنید. این می‌تواند به این معنی باشد که:  

  • با مخالفانتان توافق کنید ‌که از ابراز مخالفت کلی با شما دست بردارند. 
  • توافق کنید که ایده‌هایتان را برای یک دوره محدود عملی کنید و سپس آن‌ها را به وسیله یک فرد بی‌طرفی مورد ارزیابی قرار دهید. 
  • برای همکاری بر روی یک مسئله مرتبط توافق کنید. 

یا بر سر دستاوردهای دیگری که برای شما یک موفقیت محسوب می‌شود – یا وجه بهتر آن این است که برای هر دو طرف پیروزی به شمار بیاید—توافق کنید. 

تعهد بدهید 

آیا شخصا حاضر به همکاری با مخالفانتان هستید؟ این کار می‌تواند دشوار باشد. می‌تواند پا گذاشتن به مسیری پر پیچ و خم باشد. ممکن است شکست بخورید. پس آیا واقعا آماده هستید که برای گام نهادن در این فعالیت توسعه‌ای، انرژی و وقتتان را صرف کنید؟ در اینجا یک لحظه توقف و تفکر کنید – زیرا خیلی زود باید به درون مسئله بپرید. 

دیگر ذی‌نفعان را نیز مشخص کنید 

منظور افراد دیگری از باهمستان است که مسئله مورد توجه شما بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد – تنها شما و مخالفتان نیستید که از مسئله تاثیر می‌پذیرید. ما معمولا این افراد را «ذی‌نفعان» می‌نامیم. برای مثال، اگر مسئله در مورد تمیز کردن یک رودخانه آلوده است، افرادی که احتمال نقش داشتن آن‌ها در آلوده کردن رودخانه وجود دارد زیاد هستند، همانطور که استفاده کنندگان از رودخانه نیز زیادند. هر دو گروه (و حتی شاید گروه‌های دیگری هستند که) در وضعیت کنونی رودخانه، ذی‌نفع محسوب می‌شوند. 

بهترین کار این است که در ابتدا با ذی‌نفعان ارتباط برقرار کنیم و با آن‌ها مشورت کنیم. چرا؟ زیرا اولا ممکن است ایده‌ها و راه حل‌های خوبی برای مشکل داشته باشند؛ ثانیا، اگر با آن‌ها مشورت نشود ممکن است در روند کار یا نتیجه اختلال ایجاد کنند؛ و همچنین (ثالثا) از آنجا که مسئله بر آن‌ها تاثیرگذار است، مجبور خواهند بود با هر راه حلی که به اجرا گذاشته می‌شود کنار بیایند – بنابراین آن‌ها حق دارند که در این مورد نظر بدهند. بنابراین، باید بپرسید: «چه افراد دیگری در این مسئله درگیر هستند؟ چگونه می‌توانیم نظرات آن‌ها را بدانیم و از آن‌ها استفاده کنیم؟» 

با مخالفانتان تماس برقرار کنید​

با آن‌ها گفتگو را آغاز کنید. اما این نمی‌تواند یک صحبت عادی یا یک گفتگوی رسمی باشد؛ باید یک گفتگوی از پیش برنامه‌ریزی شده با اهدافی معین باشد. 

وقتی شروع می‌کنید، آیا تکنیک‌های اولیه‌ای هستند که بتوانید از آن‌ها استفاده کنید؟ بی‌تردید وجود دارد. هر وضعیتی متفاوت است – و باید به دقت وضعیت خودتان را زیر نظر داشته باشید —اما برخی از تکنیک‌های زیر را می‌توانید به کار ببندید: 

دستورالعمل مذاکرات را تدوین کنید 

این‌ها توافقاتی هستند که با مخالفانتان در مورد چگونگی تعامل با یکدیگر انجام می‌دهید، پیش از آنکه هرگونه تعاملی را در عمل آغاز کنید. دستورالعمل‌ها می‌توانند عدم اطمینان در مورد برخی مسائل از ذهن شرکت کنندگان بزدایند و احتمال کج‌فهمی را در آن‌ها کاهش دهند. برخی از مثال‌های رایج عبارتند از: محل ملاقات‌ها، زمان ملاقات‌ها، و افراد شرکت کننده. مسائل دیگر قابل طرح از این قرار هستند: روابط با رسانه‌ها، محرمانه نگه داشتن اطلاعات، استفاده از متخصصان بیرونی. و کار نهایی تدوین یک دستور جلسه است. 

یک دستور جلسه تهیه کنید 

این شاید یکی از مهمترین دستورالعمل‌هایی باشد که معمولا باید در ابتدا با هم انجام دهید. دستور جلسه به طور خاص موضوعاتی را در بر می‌گیرد که از پیش برای طرح در یک جلسه برنامه‌ریزی شده‌اند؛ اما به طور کلی، اهداف دیدارها و روح کلی حاکم بر جلسات را را تعیین می‌کنند. 

سازمان‌دهی برخی گروه‌های زیرمجموعه 

اگر مسئله‌تان کلان یا پیچیده است، تشکیل گروه‌های زیرمجموعه یا گروه‌های کاری می‌تواند مفید باشد. این کار زمان و تلاش بیش‌تری می‌طلبد – ولی منافع آن در این است که می‌توانید همزمان به چند مسئله مربوط به یک محدوده رسیدگی کنید. گروه‌های زیرمجموعه می‌توانند در ادامه به گروه اصلی گزارش بدهند. یک نکته کلیدی برای کارآمدی گروه‌های زیرمجموعه این است که در تشکیل آن‌ها تنوع را رعایت کنیم تا بتوانیم گستره وسیعی از درون‌دادها را در مورد یک مسئله دریافت کنید. 

در جستجوی اطلاعات باشید 

ریشه بسیاری از اختلافات گروه‌ها، بیش‌تر اوقات در عدم دسترسی به واقعیت‌ها است. هر دو گروه فکر می‌کنند واقعیت را می‌دانند اما ممکن است هر دو در اشتباه باشند. «واقعیت‌های» موجود در نزد ما ممکن است ناقص، قدیمی، بر اساس یک تفسیر اشتباه، یا همه این موارد شکل گرفته باشند. پس باید از خودتان بپرسید: «آیا اطلاعات کافی در اختیار داریم تا بتوانیم مسائل را بفهمیم و به راه حل‌های آن‌ها دست پیدا کنیم؟» شما و مخالفانتان ممکن است تصمیم بگیرید با هم اطلاعات موجود را مرور کنید، یا (شاید با استفاده از متخصصان بی‌طرف) اطلاعات جدیدی گردآوری کنید. این می‌تواند مبنای مشترکی برای گفتگو‌های شما باشد. 

یک میانجی پیدا کنید 

یک میانجی، تسهیل‌گر یا یک فرد بیرونی می‌تواند گاهی به گفتگوها کمک کند. این به ویژه زمانی لازم است که هر دو طرف تمایل به گفتگو دارند ولی بی‌اعتمادی بالایی بین آن‌ها حاکم است؛ زمانی که ممکن است کنترل احساسات خود را از دست بدهند؛ به مهارت‌های ارتباطاتی خود اعتماد ندارند؛ و زمانی‌ که یک میانجی خوب در دسترس باشد.  

دیگر ذی‌نفعان را نیز مشارکت دهید 

مرسوم‌ترین شیوه، گفتگوی دو نفره است ولی این تنها روش موجود نیست. دیگر گروه‌های مربوط به مسئله نیز می‌توانند در گفتگو شرکت کنند. (یک میانجی خوب در چنین شرایطی می‌تواند به تسهیل کار کمک کند) این کار را می‌توان به شکل‌های مختلف انجام داد، برای مثال در ابتدا گفتگوهای دو جانبه انجام شود و سپس زمانی‌ که گفتگو به نتیجه‌گیری نزدیک شد، مسئله را برای مشارکت دیگران نیز عرضه کنیم. 

یک جلسه توجیهی برگزار کنید

اگر مسئله دشوار یا پیچیده است، می‌توانید کار را با یک جلسه گفتگو با مخالفانتان در مورد خود مسئله آغاز کنید و احساسات خود را در این مورد تشریح کنید – بدون اینکه هرگونه درخواست یا تعهدی از طرف مقابل داشته باشید. چنین جلسه توجیهی می‌تواند در آینده زمینه را برای برگزاری جلساتی فراهم کند که تمرکز بیش‌تری بر مسئله داشته باشند. 

بیش از یک بار ملاقات داشته باشید​

بسته به تعداد افراد شرکت کننده، اهداف شما، و پیچیدگی مسئله، گفتگوها ممکن است بیش از یک جلسه طول بکشد. اشکالی ندارد که زمان دیگری برای ادامه گفتگوها تعیین کنید به ویژه اگر مسئله برای شما مهم باشد و نشانه‌هایی از پیشرفت در آن احساس می‌کنید. 

در مورد ارتباط برقرار گرفتن چیزهای بیش‌تری می‌توان گفت. در ادامه برخی از «نکات مربوط به گفتگو» با اختصار بیش‌تری آورده شده‌اند که می‌توان از آن‌ها در بیش‌تر موقعیت‌ها استفاده کرد. 

نکاتی در رابطه با گفتگو کردن با مخالفان: 

  • پیش از شروع در مورد منافع و ارزش‌های مخالفانتان بیاندیشید. شما در مورد همه چیز به توافق نخواهید رسید؛ اما به دنبال حوزه‌هایی باشید که در آن‌ها ارزش‌ها و منافع مشترکی دارید. احتمالا می‌توانید اشتراکاتی پیدا کنید. 
  • با این انتظار کار خود را شروع کنید که قرار است کاری را به سرانجام برسانید و می‌توانید کار مشترکی با هم انجام دهید. 
  • به آرامی شروع کنید. در ابتدا انتظارات زیادی نباید داشته باشید. 
  • فروتن و مودب باشید. با طرف مقابل همانطوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کند. 
  • با گفتگوهای کوچک شروع کنید تا رابطه دوستانه‌ای ایجاد کنید و ادبیات زبانی خود را برای کارهای جدی پیش رو آماده کنید. 
  • گفتگوهای غیررسمی در مورد موضوع نیز داشته باشید. نظر آن‌ها را در برخی موضوعات جویا شوید. این به شما تصویر بهتری در مورد راهبرد‌های موثر احتمالی می‌دهد. 
  • توصیه‌هایی مشخص ارائه کنید. در بیان منافع و خواسته‌هایتان تردید نکنید. 
  • به آن‌ها نشان دهید که پیشنهادات شما چگونه منافع طرف دیگر را تامین می‌کند. افراد مقابل با خود می‌گویند: «این مسئله چه چیزی برای من دارد؟» باید برای این پرسش پاسخ مناسبی داشته باشید. پس به دنبال پیشنهاداتی باشید که به نفع هر دو طرف باشد. 
  • به دقت به چیزی که طرف مقابل می‌گوید گوش کنید — و اینکه چگونه آن را می‌گوید. 
  • برای مصالحه آمادگی داشته باشید. 
  • برخی ایده‌های جایگزین در ذهن داشته باشید، تا اگر پیشنهاد اصلی شما رد شد از آن‌ها استفاده کنید. 
  • پیش از انتخاب یک گزینه جایگزین، گزینه‌های مختلف زیادی را مورد بررسی قرار دهید.  

برای مطالعه بیش‌تر در مورد این نکات، به کتاب کلاسیک راجر فیشر و ویلیام دوری با عنوان «جواب بله گرفتن»، به ویژه فصل «گزینه‌هایی برای پیروزی دوجانبه بیافرینید» مراجعه کنید. 

توافقی منعقد کنید 

آخرین گام گفتگوهای شما رسیدن به یک توافق و امضای یک قرارداد – در صورت وجود— است. ما در اینجا در مورد چه توافقی سخن می‌گوییم؟ 

  • بهترین نوع توافق، تعهد دادن هر دو طرف برای انجام برخی اقدامات است. برای مثال، مخالف پیشین شما با برنامه ضد خشونت شما موافقت می‌کند، یا نام خود را پای یک تبلیغ کاغذی قرار بدهد، یا خیلی ساده‌تر اینکه موافقت می‌کند در مورد یک مسئله موضع‌گیری نکند. این پیروزی‌ها ممکن است به خودی خود کوچک باشند (یا شاید چندان هم کوچک نباشند) اما می‌توانند مقدمه‌ای برای کارهای دیگر باشند. 
  • اگر نتوانستید از طرفین برای انجام اقداماتی تعهد بگیرید، می‌توانید در مورد ارزش‌ها یا اهداف کلی به توافق برسید. مخالف پیشین شما می‌گوید: «ما در راستای کاهش خشونت جوانان در باهمستان فعالیت خواهیم کرد». یا «ما از توسعه برنامه‌های ساخت مسکن ارزان حمایت می‌کنیم.»  
  • اگر نتوانستید تا این اندازه هم پیش بروید، گزینه دیگر این است که به «توافقی کلی» در مورد یک چارچوب کلی همکاری دست یابید تا در آینده بتوانید بر اساس آن، جزییات یک توافق را تهیه کنید. برای مثال، «ما توافق داریم مسکن ارزان یکی از دغدغه‌های اصلی باهمستان ماست، و امیدواریم بتوانیم در گفتگوهایی که در آینده با موضوع بهترین راه رسیدگی به این مسئله برگزار می‌شود، شرکت داشته باشیم.» هرچند در چنین مرحله‌ای گفتگوهای بیش‌تر ضروری است، اما همین هم نشان دهنده راه طولانی است که پشت سر گذاشته‌اید. 

بهترین راه برای ثبت توافق به ویژه بین کسانی که مخالفان یکدیگر بوده‌اند این است که آن را مکتوب کنید. وقتی کلمات به روی کاغذ می‌آیند احتمال سوء برداشت از آن‌ها کم‌تر می‌شود. علاوه بر این، به هر دو طرف نوعی احساس شفافیت و امنیت می‌دهد. این توافق مکتوب می‌تواند در قالب نوشته‌ای یک پاراگرافی یا یک «تفاهم‌نامه» طولانی‌ باشد (یا هر عنوان دیگری که هر دو می‌خواهید به آن بدهید). اما هر دو طرف باید آن را امضا کنند و همه طرف‌ها یک کپی از آن داشته باشند. در پایان دست بدهید و کمی هم می‌توانید تعظیم کنید. 

اگر باید در مورد مسائل متعددی تصمیم‌گیری کنید، می‌توانید یک رویکرد مرحله به مرحله در پیش بگیرید که به این ترتیب برای هر مسئله مجزا توافقات (یا تعهدات) جداگانه‌ای صورت می‌گیرد (در این صورت کار را با ساده‌ترین موضوعات شروع کنید). 

اکنون توانسته‌اید مشارکت مخالفانتان را بر روی کاغذ داشته باشید، اما کار شما هنوز تمام نشده است. چرا که باید دیگران را نیز متقاعد کنید که نوع مشارکت تعریف شده – و هر توافقنامه‌ای که از آن به دست آمده— یک قراردادی است که منافع همه طرف‌ها را تامین می‌کند. سپس باید همه (و از جمله خود شما) به نتیجه نهایی این چانه‌زنی‌ها عمل کنید. 

توافق را بقبولانید​

اکنون توافق به دست آمده است. حالا نیاز دارید دیگران را متقاعد کنید که از آن حمایت کنند. در اینجا منظور سه نوع افراد به طور خاص است: 

  • اول، حامیان خودتان به‌ویژه کسانی که در مذاکرات اولیه حضور نداشته‌اند. البته باید به آن‌ها در آغاز گفتگو‌ها اطلاع داده باشید. اما اکنون نیز باید بتوانید به آن‌ها نشان دهید که بهترین توافق ممکن به دست آمده است و چرایی این ادعای خود را نیز توضیح دهید. چرا بر سر چیزهایی کنار آمده‌اید (اگر مواردی بوده است) و این‌که هر توافقی که صورت گرفته به نفع همه طرفین بوده است. در غیر این صورت ممکن است حامیانتان از شما حمایت محکمی – یا اصلا حمایتی—نکنند، و در این صورت به کلی تنها بمانید. 
  • دوم، دیگر ذی‌نفعان. متقاعد کردن – یا وداشتن — حامیانتان شاید آسان‌ترین قسمت کار باشد. اما مسئله اصلی افراد دیگر هستند، مانند ذی‌نفعان. آیا این ذی‌نفعان برای موفقیت شما حیاتی هستند؟ کاملا، چرا که این افراد هستند که باید این توافقات را عملی کنند. آن‌ها در خط مقدم قرار دارند؛ خریدار واقعی این توافق آن‌ها هستند. 

فرض کنید شما با شرکت الف برای استخدام اقلیت‌های محلی به توافقاتی می‌رسید. خیلی عالی؛ ولی کسب و کارهای محلی ب و جیم که در انتهای خیابان مشغول به کار هستند و باید در ادامه به سراغ آن‌ها بروید چطور؟ آن‌ها در این ماجرا ذی‌نفع هستند و بسیار خوب است که حمایتشان را در مورد اصول کلی توافق (حداقل)، پیش از اینکه به سراغ تک تک آن‌ها بروید، داشته باشید. 

  • سوم، عموم مردم. به طور طبیعی آن‌ها شک خواهند کرد که چطور شده است که شما و مخالفانتان به همکاری با هم روی آورده‌اید. ممکن است مشکوک باشند و فکر کنند پشت پرده خبری است. (آن‌ها درست فکر می‌کنند). به آن‌ها باید توضیح دهید (حتی اگر دلیل دیگری هم نباشد، حداقل به دلایل عملگرایانه این کار لازم است). یعنی عموم مردم نیز باید از هر توافقی که به آن رسیده‌اید اطلاع داشته باشند و به آن عمل کنند.    

ارتباطات شفاف، کلید موفقیت شما برای جلب حمایت دیگران از یک توافق است. 

توافق را در قالب یک ساختار بگنجانید 

اکنون که برنامه نهایی خود را در دست دارید، آیا ساختاری برای حمایت از آن در کوتاه مدت و بلند مدت دارید؟ یعنی از دوام توافق مطمئن هستید؟ چه چیزی از وحشت‌زده شدن مخالفانتان در آخرین لحظه، یا عقب‌نشینی کلی آن‌ها، یا حتی آغاز دوباره مخالفتشان با شما جلوگیری می‌کند؟ برای جلوگیری از این وقایع، و به منظور جلوگیری از شکست توافقتان، شما به ساختارهایی برای سرپا نگه داشتن آن نیاز دارید. به عبارت دیگر، شما می‌خواهید «توافق صورت گرفته را نهادمند کنید». 

چگونه باید این کار را انجام دهید؟ می‌توانید برای مدتی هر چند وقت یک بار نشست‌های منظمی داشته باشید. یا ممکن است نشست‌های عمومی‌تری با حضور برخی افراد دیگر برگزار کنید. یا در صورت تمایل و درخواست یکی از طرفین، نشست‌هایی با حضور طرف سومی داشته باشید. یا چند ماه بعد، یک بررسی رسمی از وضعیت داشته باشید. این‌ها نمونه‌هایی از ساختارهایی است که می‌توانید برای حفظ (یا نهادمند کردن) توافق از آن‌ها استفاده کنید، که البته باید در طول گفتگوهای اصلی در متن توافق گنجانده شود. این‌ کار می‌تواند از بسیاری از مشکلات آتی جلوگیری کند. 

نظارت بر توافق 

این ساختاری که تشکیل دادید خوب است اما شما نیاز دارید که رخدادها را مورد ارزیابی قرار دهید و بر توافق نظارت کنید تا مطمئن شوید که همه چیز بر اساس برنامه پیش می‌رود. کسی باید از آن ساختارها استفاده کند تا اطمینان حاصل شود که کارها در مسیر صحیحی در حال حرکت هستند. به‌ویژه شما باید کارهای مخالفان پیشین خود را زیر نظر داشته باشید و به حرف‌هایشان بسنده نکنید. آیا امکان بازرسی از کارهای آن‌ها برای عموم وجود دارد؟ آیا به آنچه گفتند واقعا عمل می‌کنند؟ برای تایید این موضوع می‌توانید یادداشت‌ها و سوابقی تهیه کنید – و این روند نظارت را نیز می‌توان در توافق گنجاند. 

خلاصه

اگر از گام‌هایی که در بالا آمد پیروی کنید، شانس خوبی برای رسیدن به توافق با مخالفانتان دارید و می‌توانید با همکاری یکدیگر گام‌های مشترکی بردارید. شانس خوبی هم برای سازش با مخالفان پیشین‌تان خواهید داشت. (البته شما هم باید به همان اندازه کوتاه بیایید، و شاید کمی هم بیش‌تر این کار را بکنید تا حسن نیت خود را نشان دهید.) 

در این صورت، می‌توان به شما به خاطر کار خوبی که برای باهمستانتان انجام دادید تبریک گفت! – کاری که نه تنها می‌تواند نتایج خوبی به بار بیاورد بلکه می‌تواند بنیادی برای همکاری‌های مشترک دیگر در آینده باشد. 

Ejemplos
ناشناس (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:22

Ejemplo #1: Brindar apoyo y reconocimiento

Un excelente ejemplo de cómo grupos opuestos pueden trabajar juntos viene de un famoso estudio de psicología social por Muzafer Sherif y sus colegas.  En un campamento de verano, dos grupos de chicos competían duramente por trofeos y premios.  Su oposición se volvió tan fuerte, que los "Águilas” quemaron la bandera de los "Ruidosos"; los Ruidosos se vengaron destrozando la cabaña de los “Águilas”. Las cosas podrían haberse ido de las manos, cuando el camión del campamento se descompuso durante un viaje;  y ambos grupos tuvieron que unir fuerzas para hacerlo arrancar.  El objetivo común  (objetivo "superior” fue el término técnico usado) ayudó a restaurar la armonía entre los dos grupos.

Muchos otros ejemplos ilustran el mismo principio.  Los Estados Unidos y la antigua Unión Soviética –una vez enemigos jurados—cooperaron para conseguir acuerdos de control de armas de largo alcance.  En una escala más pequeña, los “Sangres” y los "Rengos," dos bandas en violenta rivalidad, dejaron de lado sus diferencias para restaurar la calma en South Central Los Angeles después que ocurrieran disturbios.

Si tan fuertes oponentes pueden trabajar juntos, ¡hay buenas razones para creer que ustedes pueden hacerlo también!

Lista de verificación
ناشناس (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:18

A continuación encontrará una lista que resume los puntos más importantes de esta sección. 

___Ustedes comprenden que involucrar a oponentes puede ayudarlos a ustedes (y a ellos) de formas inesperadas.

Ustedes comprenden las razones por las que quisieran involucrar a un oponente:

___Para suprimir o neutralizar una crítica potencialmente dañina.

___Para adquirir un profundo conocimiento de la labor de su oponente.

___Para ganar acceso a un grupo que ha estado previamente cerrado para ustedes

___Para adquirir nuevos recursos para solucionar un problema común.

___Para encontrar valores y creencias comunes que no sabían que existían.

___Para llegar a conocer a sus oponentes como personas.

___Para construir una base de confianza que podría serles de utilidad en el futuro.

___Para ayudarlos a progresar.

Ustedes comprenden cuándo involucrar a oponentes:

___Cuando las líneas de comunicación están todavía relativamente abiertas, y ustedes creen que su oponente está dispuesto a hablar con ustedes

___Cuando ustedes ven valores y oportunidades en común.

___Cuando el costo de involucrarse mutuamente no es demasiado grande.

Ustedes comprenden cuándo no involucrar a sus oponentes:

___Cuando hay antecedentes de falta de confianza o de engaño entre ustedes y su oponente.

___Cuando sus respectivas posiciones son sostenidas con fuerza, están profundamente arraigadas, y son completamente opuestas.

___Cuando sus oponentes no están dispuestos a hablar con ustedes

___Cuando los costos en tiempo y energía para la colaboración con su oponente son demasiados altos.

Ustedes comprenden cómo involucrar a sus oponentes:

___Ustedes han decidido que quieren involucrarlos.

___Ustedes han afinado sus objetivos.

___Ustedes tienen claro sus objetivos.

___Ustedes han tomado el compromiso.

___Ustedes han identificado a los interesados.

___Ustedes han hecho contacto con su oponente.

___Ustedes han establecido reglas de base.

___Ustedes han fijado una agenda.

___Ustedes han organizado subgrupos.

___Ustedes han buscado información.

___Ustedes han encontrado un mediador.

___Ustedes han involucrado a otros interesados.

___Ustedes han mantenido una reunión exploratoria.

___Ustedes se han reunido de nuevo.

___Ustedes comprenden los doce "puntos de conversación."

___Ustedes han cerrado el trato.

___Ustedes han “vendido” el trato a sus partidarios, a otros interesados, y al público en general.

___Ustedes han estructurado el acuerdo.

___Ustedes han monitoreado el acuerdo.

Herramientas
ناشناس (not verified) Tue, 21/05/2013 - 15:56

Herramienta #1: Auto-Valoración de la Colaboración

Ésta es una hoja de trabajo para ayudar a guiar sus esfuerzos de colaboración con sus oponentes, adaptada de los materiales del Grupo de Trabajo sobre Promoción de Salud y Desarrollo Comunitario de la Universidad de Kansas.

Auto-Valoración de la Colaboración

  Si No Colaborador Si No
           

1. Definición en común del problema

  • ¿Las partes definen el problema en términos superpuestos?
  • ¿La definición del problema es lo suficientemente amplia como para incorporar los intereses de los oponentes?
  • ¿Los resultados tienen su raíz en la interdependencia?
   
  • ¿Está su definición incluida?
  • ¿Pueden lograr sus objetivos con los otros?
   
2. Las partes se comprometen a colaborar
  • ¿La situación presente falla en servir el interés de cada parte?
  • ¿Producirá la colaboración resultados positivos?
  • ¿Es posible alcanzar un acuerdo justo?
  • ¿Existe paridad entre los oponentes?
  • ¿Estarán todas las partes de acuerdo en colaborar?
   
  • ¿La situación presente falla en servir a mis intereses?
  • ¿Producirá la colaboración resultados positivos para mí?
  • ¿Es posible un acuerdo que sea justo para mí?
  • ¿Estoy a la altura de los otros oponentes?
  • ¿Estará la otra parte de acuerdo en colaborar?
   

3. Los oponentes son identificados

  • Aquéllos que tienen el derecho o la capacidad para participar, tienen importantes conocimientos, o pueden perturbar el proceso han sido identificados.
  • ¿Se han solucionado disputas sobre legitimidad? ¿Está el proceso abierto?
  •  Se ha determinado el tamaño y la manejabilidad del grupo.
  • ¿Se han determinado los niveles de participación?
  •  Los grupos tienen legitimación interna.
  • ¿Son los intereses de los ausentes en la mesa representados por los presentes?
   
  • Yo estoy afectado por el problema, tengo capacidad para participar, tengo importantes conocimientos, o puedo perturbar el proceso.
  • Veo a los otros como legítimos interesados.
  • El tamaño del grupo permite mi activa participación.
  • Yo participaré en un nivel apropiado.
  • Mi grupo tiene consenso.
   
4. Un coordinador es lo apropiado
  • ¿Existe ya una organización paraguas, o sea que abarca a otras?
  • ¿Puede el coordinador traer a los oponentes a la mesa?
  • ¿El coordinador tiene reputación de ser confiable?
  • ¿El coordinador es un experto imparcial en el problema?
  • ¿Tiene el coordinador los conocimientos apropiados?
  • ¿Se le percibe como alguien que tiene autoridad para organizar la colaboración?
  • ¿Tiene una visión de propósito y aprecia la colaboración?
  • ¿Puede crear y sostener un proceso que reúna a los oponentes?
   
  • Me reuniré con el coordinador.
  • Confío en el coordinador.
  • Creo que el coordinador tiene los conocimientos apropiados y es imparcial.
  • Coincido con la visión de propósito y el proceso  colaborativo.
  • Trabajaré con el coordinador.
   

5. Los recursos han sido identificados y son adecuados

  • ¿Hay recursos disponibles?
  • ¿Se pueden asegurar los recursos adecuados para permitir que todos participen igualitariamente?
    Tengo recursos disponibles.    
Establecimiento de las Directivas          

1.  Se han establecido las reglas básicas

  • ¿Participan todas las partes en delimitar las conductas aceptables e inaceptables?
  • ¿Están todas las partes de acuerdo sobre las reglas básicas?
   
  • Estuve involucrado en el desarrollo de las reglas básicas.
  • Estoy de acuerdo en regirme por las reglas básicas.
   

2. La Agenda está fijada

  • ¿Refleja la agenda los intereses de todas las partes?
  • ¿Existen reglas para agregar o eliminar temas de especial preocupación?
   
  • La agenda refleja mis intereses.
  • Tengo capacidad para influir en la agenda.
   
3. Se forman subgrupos si es necesario.
  • ¿Deben formarse subgrupos para tratar distintos temas (especialmente si hay gente más que suficiente disponible?
  • ¿Muestran los miembros de los subgrupos suficiente diversidad como para tener una amplia gama de aportes?
   
  • Yo trabajaré con un subgrupo.
   
4. La información se busca conjuntamente.
  • ¿Las partes están de acuerdo sobre los hechos en los que se basa la definición del problema?
  • ¿Las partes indagan los hechos conjuntamente?
  • ¿Intercambian las partes los datos bajo examen?
  • ¿Se usan expertos técnicos y testigos expertos para los temas controversiales?
   
  • Estoy de acuerdo con los hechos en los que se basa la definición del problema.
  • Trabajé con otros para indagar los hechos.
  • Examiné los hechos con otros.
   

5. Se exploran opciones múltiples

  • ¿Se exploraron opciones múltiples antes de elegir alternativas?
  • ¿Se usan los subgrupos para examinar las opciones más detalladamente?
  • Si fuera apropiado, ¿se usan expertos externos para generar opciones?
   
  • He examinado múltiples opciones.
   
6. Se logra un acuerdo final
  • ¿Están todas las partes comprometidas con una sola opción o con un paquete de opciones?
   
  •  Estoy comprometido con la(s) opción(es) final(es).
   
Implementación          

1. Se trata con los partidarios

  • ¿Los partidarios de los oponentes entienden las razones para acuerdos de trueque y de apoyo?
   
  • ¿Comprenden los miembros de mi grupo las razones para trueques?
  • ¿Apoya mi partido el acuerdo?
   
2. ¿Apoyan el acuerdo aquéllos que se necesitan para implementarlo?    
  • Apoyo el acuerdo y lo implementaré si es necesario.
   
3. Se determina el nivel de esfuerzo
  • ¿Existe una estructura que permita una gradual institucionalización del acuerdo alcanzado?
  • ¿Existen estructuras a largo plazo que mantengan el esfuerzo colectivo?
  • ¿Hay en marcha un foro para la futura solución de  problemas?
  • ¿Hay un marco para regular los esfuerzos del grupo?
         

4. Se monitorea el cumplimiento

  • ¿Están los oponentes llevando a cabo los acuerdos?
  • ¿Existen oportunidades para manejar las diferencias culturales, los conflictos históricos y otras barreras para la implementación?
  • ¿Están las responsabilidades de monitoreo claramente delimitadas?
  • ¿Se necesitan sanciones?
         
  • Opción A: ¿Cómo usaría usted esta información para convertirse en un colaborador efectivo?
  • Opción B: ¿Cómo usaría usted esta información para asegurar una colaboración más efectiva?
PowerPoint
ناشناس (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:47

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۷. تدوین برنامه‌ای برای ترویج‌گری
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:51
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 10:02

برنامه‌ریزی برای ترویج‌گری چیست؟

در بخش‌های دیگر «جعبه ابزار باهمستان» به برنامه‌ریزی راهبردی پرداخته شد. اما برنامه‌ریزی برای ترویج‌گری چه تفاوتی با آن دارد؟ 

پاسخ این است که از بسیاری جهات این دو شبیه هم هستند اما همه‌جانبه و اختصاص وقت کافی به برنامه‌ریزی برای ترویج‌گری از اهمیت حتی بیش‌تری برخوردار است، چرا که کار ترویج‌گری: 

  • به معنای آن است که سازمان‌ها و افراد قدرتمند را مجبور کنید که دست به تغییرات عظیمی بزنند که شاید در جهت منافع کوتاه‌مدتشان نباشد
  • اغلب با فعالیت در انظار عمومی همراه است 
  • معمولا در برابر یک مخالف بزرگ‌تر قرار می‌گیرید و باید با تمام قوا ایستادگی کنید. 

با برنامه‌ریزی درست قادر خواهید بود مشکلات اساسی را پیش از مواجهه با آن‌ها شناسایی کنید، و از غافلگیر شدن اجتناب کنید (از جمله غافلگیری‌هایی که می‌تواند شما را ناکارآمد، نامنظم و ناشی جلوه دهد). 

علاوه بر این، این کار مانند هر برنامه‌ریزی دیگری به شما کمک می‌کند تا: 

  • اهدافتان را روشن کنید 
  • گام‌هایی را که برای رسیده به اهدافتان باید بردارید، روشن کنید 
  • شانس موفقیتتان را بیش‌تر ‌کنید 

اگر برنامه‌ریزی نکنید، ممکن است انرژی ارزشمند خود را هدر بدهید، برخی فرصت‌ها را از دست بدهید، و شاید حتی افرادی را که باید کنار خود داشته باشید علیه خودتان بشورانید. 

چه زمانی باید برنامه‌ریزی ترویج‌گری را انجام داد؟ 

لازم است پیش از شروع ترویج‌گری برنامه‌ریزی آن را تکمیل کنید زیرا همانگونه که خواهید دید هر بخش یک برنامه می‌تواند بر بخش‌های دیگر تاثیر بگذارد. 

معمولا برنامه‌ریزی اهداف اولین کار است – اما چنانچه به مرور با تهیه بخش‌های دیگر برنامه‌هایتان متوجه شوید تاکتیک‌هایی که امیدوار بودید بتوانید به کار ببندید قانونی یا عملی نیستند، ممکن است مجبور به تغییر در برنامه‌هایتان شوید. وقتی همه چیز را با هم و به صورت مستمر برنامه‌ریزی کنید، خواهید توانست هم برای آن حامی جذب کنید و هم با پیشرفت کار تعدیل های لازم را نیز به مرور در برنامه‌هایتان وارد کنید. 

تهیه برنامه‌های مورد نیاز خود

بهترین روش برای تهیه یک برنامه، تدوین آن به صورت گروهی است. یک راه این است که ایده‌های همه افراد روی یک تخته سیاه یا برگه کاغذ بزرگ نوشته شوند. وقتی آن‌ها را به بحث عمومی گذاشتید، ایده‌های نهایی منتخب را جای دیگری یادداشت کنید. شکل ظاهری برنامه اهمیتی ندارد. مهم این است که آن را به یک شکل کاربردی بنویسید تا این امکان را داشته باشید که اجزای مختلف برنامه خود را با هم مقایسه کنید. یک کلاسور (یا یک فایل کامپیوتری) که در آن بتوانید برای هر دسته از موضوعات بخش جداگانه‌ای اختصاص دهید برای این کار شما کافی است. 

اهداف (یا مقصدها) 

اگر از شما بپرسند که هدف شما از این ترویج‌گری چیست، پاسخ شما می‌تواند در قالب یک بیانیه ماموریت ارائه شود: «هدف ما ایجاد مسکن شایسته و مقرون به صرفه است» یا «ما قصد داریم آلودگی آبراه‌های محلی را کاهش دهیم». اما برای اینکه بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم باید اهداف را به گام‌های مشخص خرد کنیم. 

به یاد داشته باشید به جای اینکه خود را درگیر حوزه‌های بسیار متنوعی کنید و انرژی خود را در طول مسیر از دست بدهید، تمرکز بر یک گروه نسبتا محدود و قابل مدیریت از مسائل بسیار مهم است. همچنین نکته مهم دیگر این است که اهداف را متناسب با محدودیت‌های زمانی خود خرد و کوچک کنید. 

اهداف بلند مدت مشخص می‌کنند شما می‌خواهید در پایان کمپین ترویج‌گری در کجا قرار گرفته باشید. 

اهداف میان مدت در بیش‌تر مسیر با شما هستند: 

  • آن‌ها بر تغییرات سیستمی و باهمستانی تمرکز می‌کنند – طرح یا تعدیل برنامه‌ها، سیاست‌گذاری‌ها، و عملکردها در سطح باهمستان محلی یا نظامی کلان‌تر. 
  • این اهداف، هدف نهایی شما را به قطعات مجزای عینی تقسیم می‌کنند.  
  • به اعضای گروه کمک می‌کند تا احساس کنند که دارند کاری انجام می‌دهند. این به حفظ انگیزه بالا در گروه طی یک دوره زمانی طولانی کمک می‌کند. 
  • شاخص‌های اندازه‌گیری زودهگام در اختیار شما قرار می‌دهند تا بتوانید پیشرفتتان را ارزیابی کنید. 

اهداف کوتاه مدت برخی از کارکردهای اهداف میان مدت را دارند. آن‌ها به یک گروه انگیزه می‌دهند و انگپایه‌های نزدیک‌تری در قالب گام‌های عملی، پیش روی گروه قرار می‌دهند. 

اهدافتان را بنویسید 

از منظر برنامه‌ریزی، خوب است پیش از اینکه اهدافتان را بنویسید آن‌ها را مورد بررسی دوباره قرار دهید تا مطمئن شوید که معیارهای مشخصی دارند. به طور خاص هر یک از اهداف باید ویژگی‌های SMART + C را داشته باشند؛ یعنی مشخص، قابل اندازه‌گیری، دست‌یافتنی، مرتبط، زمان‌مند، و چالش‌برانگیز باشد. 

در ادامه چگونگی برنامه‌ریزی SMART + C را توضیح می‌دهیم: 

  • مشخص. هر چه به شکل مشخص‌تری بتوانید بگویید که گروهتان به دنبال دستیابی به چه چیزی و تا چه زمانی است، بهتر خواهد بود. 

به جای اینکه بگویید: «ما یک نشست برگزار می‌کنیم» باید هدفتان را این‌گونه مشخص کنید: «ما یک نشست برای والدین دارای فرزندان نوجوان در سالن مموریال برگزار می‌کنیم تا برای طرحمان مشارکت جذب کنیم.»

  • قابل اندازه‌گیری. اهداف خود را در قالبی درآورید که قابل اندازه‌گیری باشد. هر چه در مورد کاری که می‌خواهید انجام دهید دقیق‌تر باشید، تشخیص میزان موفقیت گروهتان آسان‌تر خواهد بود. اگر شما پیوسته به شکلی نظام‌مند کمپینتان را مورد ارزیابی قرار می‌دهید، این کار می‌تواند برایتان بسیار حیاتی باشد (به بخش مربوط به این مسئله در همین فصل مراجعه کنید). 

به جای «استعمال دخانیات در باهمستانمان کاهش خواهد یافت» بگویید: «درصد استعمال کنندگان دخانیات در باهمستان ما تا سال ۲۰۰۰ به میزان ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت».

  • دست‌یافتنی. بلندپروازی خوب است ولی باید توجه داشته باشید که اهداف واقع‌بینانه‌ای برای خود تعیین کنید که گروهتان در واقعیت بتواند به آن‌ها دست یابد. تغییر واقعی نیازمند زمان و منابع است. اگر لقمه را بزرگ‌تر از دهانتان بردارید، گروه و باهمستانتان ممکن است خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کنید ناامید یا بی‌انگیزه شود. 
  • مرتبط (با ماموریت شما). باید اهدافی تعیین کنید که گروهتان را در مسیری قرار دهد که بتواند با موفقیت ماموریتش را محقق سازد. اگر خیلی از مسیر منحرف شوید، ممکن است از چیزی که برای تحققش تلاش می‌کنید به کلی غافل شوید. 
  • زمانمند. باید تاریخی برای تکمیل کار تعیین شود. حتی اگر بعدا شرایط تغییر کند و مجبور شوید تاریخی را که تعیین کرده بودید تغییر دهید، بسیار بهتر است که از همان ابتدا برنامه زمانی‌تان برای رسیدن به اهدافتان را بدانید. در این صورت از قبل می‌دانید که چه زمانی باید در برنامه خود تجدید نظر کنید. 
  • چالش ‌برانگیز. باید اهداف را هم از محدوده امنشان بیرون بکشید و بسط دهید. اگر می‌دانیم که قادر هستیم ۵۰۰ نفر را از خانه‌هایشان بیرون بکشیم و به پای صندوق رای بیاوریم، اما به ۲۰۰ نفر نیاز داریم – و با تلاش مضاعف می‌توانیم به این عدد برسیم – پس باید هدف چالش‌برانگیزتر را انتخاب کنیم. 

برای اهدافتان برنامه‌ریزی کنید 

راحت‌ترین روش برای این کار استفاده از یک کلاسور یا یک فایل کامپیوتری است که در آن برای هر هدف اصلی یک صفحه اختصاص می‌دهید. در هر صفحه مقصد کوتاه‌مدت، میان مدت، و بلندمدت تعیین کنید و برای هر زیرتیر هم دو یا سه مقصد انتخاب کنید. 

آیا منابع لازم برای رسیده به این اهداف را دارید؟ این‌ها چیزهایی است که شما در بخش بعدی روند برنامه‌ریزی به آن خواهید پرداخت. 

دارایی‌ها و منابع 

وقتی اهداف خود را نوشتید، تهیه لیست منابع مورد نیاز – منظور منابع سازمان، پول، تجهیزات، و متحد‌ها‌ است – و دارایی‌های موجود کار آسانی خواهد بود.

منابع مورد نیاز برای ترویج‌گری متفاوت از چیزهای مورد نیاز برای راه‌اندازی برنامه‌های خدماتی برای باهمستان است. شما نیاز به حمایت مالی عظیمی برای یک دوره زمانی طولانی مدت ندارید، در حالی که اگر برای مثال بخواهید یک مرکز مراقبت از کودکان راه‌اندازی کنید چنین مسئله‌ای جدی است. این خبر خوبی است. اما خبر بد این است که همان بنیاد خیریه‌ای که ممکن است با سخاوت هر چه تمام از یک مرکز مراقبت از کودکان حمایت مالی کند، هیچ علاقه‌ای به صرف هزینه در کار ترویج‌گری نشان نمی‌دهد. 

نتیجه چه می‌شود؟ در نتیجه شما ممکن است پول زیادی نداشته باشید. اما (خبر خوب دیگر) می‌تواند این باشد که در حوزه منابع غنی‌تر دیگری در اختیار دارید – به ویژه منابع انسانی. لیست منابع در اختیار شما بسته به اندازه گروه و نیازهای آن متفاوت است، اما می‌تواند هر یک از موارد زیر را در بر داشته باشد: 

  • توازن تراز منابع مالی (که شامل کمک‌های غیر پولی هم می‌شود) و هزینه‌ها
  • افرادی که هم‌ اکنون در اختیار دارید (شامل کارکنان و داوطلبان) و مهارت‌های آن‌ها 
  • افرادی که انتظار دارید حضور پیدا کنند 
  • ارتباطات (برای مثال، منابع رسانه‌ای)
  • تجهیزات (برای مثال، دسترسی به حمل و نقل و کامپیوتر، و اتاق کنفرانس) 
  • دسترسی به آرشیو‌های اطلاعات و کتابخانه‌ها 

از آنجا که ترویج‌گری کاری پر استرس است، توجه کنید که امکانات و منابع شما به شکلی مناسب توزیع شود. آیا در داخل گروه مشکلاتی هست که باید بین اعضای گروه حل شوند مانند رابطه بین داوطلبان و کارکنان؟ اختلاف نظر در مورد کاربرد بودجه‌ها؟ در صورت امکان باید این مشکلات هم اکنون و در مرحله برنامه‌ریزی حل شوند. 

برنامه‌ریزی برای امکانات و منابع

راحت‌ترین کار برای برنامه‌ریزی این است که منابع و امکانات خود را در یک کلاسور (یا فایل کامپیوتری) یادداشت کنید تا با افزایش آن‌ها به مرور زمان بتوانید موارد جدید را به لیست اضافه کنید. برای هر یک از تیترهایی که در بالا آمد یک بخش اختصاص دهید: منابع مالی (که شامل کمک‌های غیر پولی هم می‌شود) و هزینه‌ها، افرادی که هم‌ اکنون در اختیار دارید، افرادی که انتظار دارید حضور پیدا کنند، ارتباطات مفید در باهمستان، تجهیزات، و دسترسی به منابع دیگر. 

آیا با در نظر گرفتن همه افرادی که علاقه به کمک دارند، در لیست منابع بسیار حیاتی خود چیزی هست که در آن مورد احساس کمبود کنید؟ در این صورت در بخش بعد به شما کمک می‌کنیم تا بتوانید این موارد را تامین کنید و برای این کار باید بررسی کنید هم‌ اکنون چه میزان حمایت از سمت باهمستان دریافت می‌کنید و چه میزان انتظار دارید در آینده به دست بیاورید. در مرحله بعد وقتی کار برنامه‌ریزی برای جلب حمایت باهمستانتان را شروع کنید، ممکن است با چیزهای غافلگیر کننده‌ای روبه‌رو شوید. 

جلب حمایت باهمستان (و مخالفان) 

برای این بخش از برنامه‌ریزی خود باید لیستی از متحدان و مخالفان احتمالی را بنویسید. بخشی از این لیست کار آسانی است. برای مثال، اگر برنامه شما این است که فعالیت‌های مربوط به ریشه‌ کنی درختان (و کارهایی که موجب فرسایش خاک می‌شوند) را که به وسیله یک شرکت بزرگ محلی چوب‌بری در حال انجام است، محدود کنید فهمیدن این موضوع چندان سخت نیست که احتمال همراهی مالکان و کارمندان آن شرکت با شما بسیار کم است، اما گروه‌های محلی حامی محیط زیست احتمالا از شما حمایت می‌کنند. 

اما گاهی این کار چندان آسان نیست و به همین دلیل هم برنامه‌ریزی دقیق، به‌ویژه در خصوص ارتباطات فردی و شنیدن نظرات دیگران، مفید فایده خواهد بود. ممکن است افرادی که انتظار دارید با شما مخالف باشند، تحت شرایط خاصی با شما هم‌پیمان شوند و کسانی که متحدان خود می‌دانستید ممکن است با فعالیت‌های شما مخالف باشند. 

برنامه‌ریزی برای جلب حمایت باهمستان (و مخالفان): این کار به اندازه تهیه سه لیست در کلاسورتان ساده است: یکی برای متحدان، یکی برای مخالفان، و یکی برای مواردی که در مورد آن‌ها تردید دارید (متحدان یا مخالفان احتمالی). وقتی به مرحله بعدی برنامه‌ریزی بروید این لیست‌ها به کمک می‌کند که بتوانید در مورد افراد به‌خصوصی که می‌خواهید رفتارشان را تغییر بدهید و نیز کسانی که می‌توانند در این تغییرات به شما کمک کنند، تصمیم‌‌گیری کنید. 

اهدف و عاملان تغییر 

در این بخش از برنامه، نکته حائز اهمیت این است که دقیقا بدانید چه چیزی باعث بروز مشکل شده و گروه ترویج‌گری شما را بر آن داشت تا در جهت پاسخ به آن برآیند.  

چه کسانی عاملان و چه افرادی اهداف این تغییر هستند؟ فرض کنید شما می‌خواهید به مقابله با فروشندگان زیادی که در شهر به کودکان سیگار عرضه می‌کنند برخیزید. شما می‌دانید که این دسته از افراد در باهمستان شما وجود دارند: یک نظرسنجی غیررسمی از کودکانی که خارج از مدرسه سیگار می‌کشند کرده‌اید و آن‌ها به شما گفته‌اند که خریدن دخانیات برای آن‌ها علیرغم ممنوعیت قانونی کار کاملا آسانی است. 

  • هدف اصلی تغییر مورد نظر شما خرده‌فروشان دخانیات است. اگر قرار باشد که شما به هدفتان برسید آن‌ها باید رفتار خود را تغییر دهند. 
  • عاملان ایجاد این تغییر، کسانی هستند که افراد هدف شما را در عمل به شکلی مجبور می‌کنند رفتارشان را تغییر دهند. 

در بسیاری از موارد، این مسئله به این سادگی نیست. برای مثال، در مورد پلیس‌ها که قرار است قانون را اجرا کنند چطور؟ آیا وقتی بر روی مسئله اجرای قانون فعالیت می‌کنید، می‌توانید آن‌ها را در زمره اهداف تغییر مورد نظرتان قرار دهید؟ یا آن‌ها نقش عاملان کاهش این مسئله را برعهده دارند؟‌ 

گاهی در وضعیت‌های مختلف همپوشانی‌هایی به وجود می‌آید، مانند: 

  • رییس اداره پلیس ممکن است در ابتدا خود یکی از اهداف در تغییر مورد نظر شما باشد چرا که قانون منع فروش دخانیات به کودکان چندان محکم اجرا نمی‌شود، اما هیاتی متشکل از نوجوانان مخالف دخانیات او را متقاعد می‌کنند که لازم است التزام جدی‌تری نسبت به این هدف داشته باشد. به این ترتیب او اجازه می‌دهد که افراد غیرقانونی برای به دام انداختن فروشندگان خاطی اقدام به خرید دخانیات کنند و خود نیز متعهد می‌شود که قانون را با جدیت اجرا کند. 
  • حتی یک فروشنده دخانیات نیز ممکن است به یک عامل در خدمت هدف شما تبدیل شود، چنانچه چشمش به روی حقیقت گشوده شود و پیشنهاد دهد که در جهت تاثیرگذاری بر عملکرد دیگر افراد انجمن محلی فروشندگان دخانیات تلاش کند.  

هر چند اهداف و عاملان اغلب سازمان‌ها و نهادها هستند، تمرکز بر یک فرد کار آسان‌تری است. برای مثال، ممکن است در یک دوره زمان معین برای تغییر عقیده یک مقام منتخب یا رئیس یک نهاد برنامه‌ریزی کنید تا بتوانید از طریق او عقیده گروه بزرگی از مردم را تغییر دهید. یا ممکن است مجاب کردن یک مقام اجرایی عالی رتبه در یک شرکت برای استخدام نیروهای کار محلی که در جستجوی یک شغل شایسته برای خود هستند، عملی‌تر به نظر برسد. 

برنامه‌ریزی برای اهداف و عاملان تغییر مورد نظر شما: به آسانی می‌توانید لیستی از عاملان، لیستی از اهداف، و لیستی از افرادی که در هر دو گروه در نوسان هستند تهیه کنید (یعنی افرادی که می‌توانند از یک دسته به دسته دیگر بروند). 

در این مرحله از برنامه‌ریزی یک تصویر نسبتا روشن از این موارد دارید: چیزهایی که می‌خواهید به دست بیاورید، موانع اصلی، و منابعی – شامل پول، تجهیزات و نیروی انسانی – که می‌توانند به شما در رسیدن به اهدافتان کمک ‌کنند. گام بعدی این است که یک نقشه راه شفاف بکشید که نشان دهد چگونه باید از این جایی که هستید به جایی که اهدافتان قرار دارد برسید.  

برنامه‌ریزی برای راهبرد 

از یک نظر ترویج‌گری خود نوعی راهبرد است – شما به این دلیل این راه را برای رسیدن به هدف خاص خود انتخاب کرده‌اید که می‌دانید تنها در صورتی قادر به رسیدن به خواسته خود هستید که برخی افراد و نهادهای صاحب قدرت را درگیر کنید و آن ساختار قدرت را مجبور کنید که تغییر کند. 

اکنون شما به برخی راهبردهای معین نیاز دارید که بتواند شما را به اهدافتان برساند. به عنوان یک حامی و ترویج‌گر باید اطمینان حاصل کنید که راهبردهای‌تان: 

  • بهترین استفاده را از متحدانتان می‌کند (و دشمنی کسی را بر نمی‌انگیزد)
  • تغییری را که در نظر دارید در مخالفانتان ایجاد خواهد کرد

اغلب مردم فکر می‌کنند از آنجا که شما قصد ترویج‌گری دارید، راهبرد شما با مواجهه و تقابل همراه خواهد بود. البته این احتمال وجود دارد ولی اغلب این بهترین رویکرد ممکن نیست. 

برای مثال، در برنامه‌ای که هدفش جلوگیری از مصرف دخانیات به وسیله جوانان است، ممکن است شما تصمیم بگیرید مجموعه‌ای از راهبردها را در پیش بگیرید که برخی از آن‌ها کاملا مخاصمه‌آمیز باشند و برخی هم نباشند. 

تقابل یا منازعه کم‌تر: 

  • آگاهی عمومی را با استفاده از کمپین‌های رسانه‌ای افزایش دهید 
  • فروشندگان را آموزش دهید 
  • داده‌هایی در مورد میزان و وسعت نقض قانون گردآوری کنید تا سطح اجرای قانون را ارتقا دهید 
  • از طریق مدارس کار خود را پیگیری کنید 
  • با سازمان‌های دیگری که با شما هم عقیده هستند شبکه‌ای تشکیل دهید 
  • برای تغییر سیاست‌گذاری‌های دولت محلی تلاش کنید 

تقابل بیش‌تر: 

  • با استفاده از بایکوت این فروشندگان، بر آن‌ها فشار اقتصادی وارد کنید
  • در برابر مغازه‌هایشان تظاهرات کنید 

بیش‌ترین میزان تقابل: 

  • درب ورودی برخی از مغازه‌های خاص را مسدود کنید 
  • آماده دستگیری به دلیل سرپیچی مدنی باشید 

سبک راهبردی خود را انتخاب کنید 

همانطور که می‌بینید، کنش‌های بسیاری زیر تعریف «راهبرد» می‌توانند قرار گیرند که می‌توانند سبک‌ها مختلفی نیز داشته باشند – از اقناع دوستانه تا «مواجهه رودرور». 

سبک انتخابی شما به میزان زیادی به شناخت شما از باهمستانتان و روشی که در آن می‌تواند بهتر جواب دهد، بستگی دارد (و نیز دانش شما در مورد اعضا و متحدانتان، و چیزهایی که آن‌ها در کمال میل و به بهترین نحو می‌توانند انجام دهند). افراد و نهادهای یک باهمستان به شکل‌های پیچیده‌ای به هم مرتبط می‌شوند، و این امکان وجود دارد که اگر به نهادهای خاصی حمله کنید افراد منافع خود را در خطر ببینند. البته می‌توانید نگرش مردم را تغییر دهید، ولی این کار به زمان نیاز دارد. یک تظاهرات خشونت‌آمیز در زمان نامناسب می‌تواند پیش‌فرض‌های قدیمی را تقویت کند و در بلندمدت تغییر را برای مردم دشوارتر کند.  

از سوی دیگر، گاهی یک تظاهرات عمومی برای جلب توجه مردم (و رسانه‌ها) به مساله حائز اهمیت است. در برخی شرایط ممکن است اشتیاق اعضا را نیز بیش‌تر کند و افراد جدیدی به گروهتان اضافه کند. مساله اصلی این است که پیش از هر اقدامی باید خوب فکر کنید تا بفهمید با شناختی که از باهمستان، عاملان، اهداف و علل ریشه‌ای پدید آورنده مسئله دارید چنین اقدامی چه آثاری به همراه خواهد آورد. 

انعطاف‌پذیر باشید 

هرچند خوب است به اندازه‌ای که می‌توانید برنامه‌ریزی پیشینی داشته باشید، اما یک کمپین ترویج‌گری باید پویایی خود را حفظ کند، و خود را با شرایط متغیر پیش روی خود تطبیق دهد. بدیهی است که نتوانیم همه چیز را ثابت نگه داریم. 

برای مثال، ممکن است شما به خاطر دلایل زیست‌محیطی همه چیز را برای بستن یک راه جنگلی که برای چوب‌بری مورد استفاده قرار می‌گیرد آماده کرده باشید، در حالی که به گوش شما رسیده که یک سناتور ایالتی در حال آماده‌سازی طرحی برای ارائه به پارلمان است که می‌تواند بخشی از خواسته‌های شما را محقق سازد؛ در این شرایط در صورت اقدام شما برای بستن راه ممکن است برخی از سناتورها علیه این طرح رای بدهند. یا ممکن است شایعه‌هایی در مورد برخوردهای شدید با افرادتان بشنوید. یا ممکن است به شما بگویند که راه جنگلی جایگزین به زودی گشوده خواهد شد. یا ممکن است به شما بگویند که شما در این حوزه آب‌ریز منطقه دیگری را نادیده گرفته‌اید که در آنجا ریشه‌ کنی جنگل‌ها موجب بروز آسیب‌های زیست‌محیطی بیش‌تری شده است. 

برخی از چیزهایی که باید با پیشرفت کمپین ترویج‌گری خود، در نظر داشته باشید، تحولات غیرمترقبه‌ای مانند خبرهای خوب، شایعات، نیازهای برآورده نشده، یا خبرهای بد هستند.  

خبرهای خوب

اگر چیزی که مورد نظر گروه شما است در باهمستان اتفاق بیافتد (برای مثال، برخی از گروه‌ها تغییراتی در سیاست‌گذاری‌ها داده باشند)، شما نیز آن را تقویت می‌کنید. 

شایعات

باید خوب گوش‌هایتان را تیز کنید تا از رخدادها همیشه جلوتر باشید. اگر شنیدید به زودی چیزی مغایر با اهداف شما رخ خواهد داد (اگر شنیدید که طرح توسعه مسکن جدید در نهایت کمکی به تامین خانه‌های ارزان قیمتی که قول آن را داده بود، نخواهد کرد)، باید در مورد آن شروع به جستجو کنید. 

نیازهای برآورده نشده

اگر مطالعات شما در مورد نیازهای باهمستان نشان دهنده کاستی‌های جدی است، (برای مثال اگر نرخ واکسیناسیون اطفال به شکل غیر قابل قبولی پایین باشد) در این صورت ممکن است بخواهید یک برنامه تهیه کنید که از تامین آن نیازها اطمینان حاصل کند (برای مثال، برای تامین منابع لازم برای راه‌اندازی خودروهای ون سیار در شهر فشار بیاورید تا دسترسی را تسهیل کنید).

خبرهای بد

اگر اتفاق بدی رخ داد، شاید لازم باشد انعطاف‌پذیر باشید و بتوانید یک پاسخ سریع ارائه کنید. (مانند وقتی که با تهدیدی در مورد تخریب مسکن‌های ارزان روبه‌رو می‌شوید)

برای راهبردها برنامه‌ریزی کنید 

یک روش خوب این است که در گروهتان در مورد راهبردهای ممکن هم‌فکری کنید، و مواردی را که می‌توانند به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کنند روی کاغذ بیاورید. در برخی موارد، تنها چیزی که لازم دارید این است که راهبردهای انتخابی خود را در یک فرم که به آسانی می‌توان آن را (برای مثال در یک کلاسور یا فایل کامپیوتری) ذخیره کرد، وارد کنید. دیگران ممکن است به روش‌های پیچیده‌تری متوسل شوند. 

در ادامه یک نمونه از فرمی که می‌توان برای این کار استفاده کرد، آورده شده است. این فرم یک بخش درونی برای چک مجدد دارد که به شما این امکان را می‌دهد که اطمینان حاصل کنید هر راهبرد در راستای هدف شما قرار داشته باشد. 

هدف: جذب حمایت مالی برای کلینیک‌های مرتبط با مدارس

راهبرد

آیا این راهبرد:

بله

راه‌اندازی یک فعالیت لابی‌گری برای جلب حمایت مقامات منتخب مردم برای حمایت مالی از کلینیک‌های مرتبط با مدارس

  • به ما در رسیدن به هدفمان کمک می‌کند؟
  • از متحدانمان به خوبی بهره می‌برد؟ 
  • مخالفت‌ها را به حداقل می‌رساند؟ 
  • مناسب سبک کار ما هست؟ 

X

X

X

X

 

راهبردها حرکت‌های کلان ما هستند: به طور مشخص تعیین نمی‌کنند که کارها چگونه انجام می‌شوند. تعیین این مسئله برعهده تاکتیک‌هایی است (یا گام‌های عملی) که برمی‌گزینید. در بخش بعدی روند برنامه‌ریزی، به این مسئله می‌پردازیم. 

تاکتیک‌ها 

تاکتیک‌ها گام‌های عملی، و در واقع تزئینات روی کیک است. به عبارت دیگر، کار پایانی محسوب می‌شود و همان قسمتی که در معرض دید قرار می‌گیرد. تاکتیک‌ها گستره وسیعی از اقدامات را در برمی‌گیرند، مانند:‌ نامه‌نگاری، از جا برخاستن و حرف زدن در جلسه شورای شهر، طرح دعوا و شکایت، برگزاری مذاکرات، اعتصاب، تظاهرات، برگزاری نظرسنجی، و غیره. 

وقتی تاکتیک‌های خود را برنامه‌ریزی می‌کنید باید مطمئن شوید که: 

  • راهبردتان را دنبال می‌کنید و تاکتیک‌هایتان با اهدافتان تناسب دارد. 
  • با سبک کار شما تناسب دارد (در صورت از دست دادن کنترل یک تاکتیک ممکن است کل کمپین شما از بین برود). 
  • قابل انجام باشد و با در نظر گرفتن منابع، بودجه، متحدان، و حسن نیتی که دارید، می‌توانید بگویید که ارزشش از هزینه‌هایی که دارد بیش‌تر است؟ 
  • به گروهتان احساس خوبی در مورد خودشان و کاری که انجام می‌دهند انتقال می‌دهد.  

در بخش‌های دیگر «جعبه ابزار باهمستان» به میزان کافی شاهد طرح مباحثی در مورد تاکتیک‌های خاص هستید. برخی از آن‌ها برای توسعه برنامه‌ها مناسب است اما برخی دیگر به خوبی می‌تواند در ادامه بحث ترویج‌گری بیاید – که از آن‌ها برای مباحث مربوط به شناسایی اهداف مشخصی که باید تغییر کنند و تشویق برای ایجاد آن تغییر در جهت مصالح باهمستان استفاده می‌شود. 

سوالات مفید 

هم‌زمان که تاکتیک‌های خود را برنامه‌ریزی می‌کنید، خوب است هر یک از پرسش‌های زیر را در مورد هر تاکتیک از خودتان بپرسید: 

  • گستره اقدامی که می‌خواهم انجام بدهم چه اندازه است؟ 
  • چه کسی آن را انجام می‌دهد؟ 
  • چه زمانی و برای چه مدتی این اقدام صورت خواهد گرفت؟ 
  • آیا منابع مورد نیز برای این اقدام را در اختیار دارید؟ 
  • چه منابعی در اختیار دارید؟ 
  • کدامیک از افراد زیرمجموعه و متحدانتان را باید در این اقدام درگیر کنید؟ 
  • کدامیک از افراد یا سازمان‌ها ممکن است به مخالفت یا مقاومت برخیزند؟ 

برنامه‌ریزی برای تاکتیک‌ها

راه‌های متنوع زیادی برای نوشتن تاکتیک‌ها وجود دارد. برای مثال، یک روش مفید می‌تواند این باشد که برنامه خود را با هر یک از مقاصدی که تعیین کرده‌اید، مرتبط سازید. در ادامه یک مثال از چگونگی انجام این کار آورده شده است: 

جدول: تبدیل اهداف به گام‌های عملی 

هدف

گام‌های عملی

تا ماه آگوست ۲۰۱۳، داده‌هایی به باهمستان در مورد نظر جوانان در مورد مسائل جنسی، از جمله دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری و روش‌های استفاده از آن‌ها و نیز فعالیت‌های جنسی ارائه شود. 

در ماه می ۲۰۱۳، کمیته فرعی مدارس از مدیریت و معلمان مدرسه حمایت‌های لازم را برای برگزاری نظرسنجی در بین دانش‌آموزان دبیرستانی در مورد مسائل جنسی مرتبط دریافت می‌کند. 

در ماه می ۲۰۱۳، کمیته فرعی مدارس از اطلاع و موافقت والدین و دانش‌آموزان نسبت به توزیع فرم‌های نظرسنجی اطمینان کسب می‌کند.

در ماه ژوئن ۲۰۱۳، کمیته فرعی مدارس یک نظرسنجی برای توزیع در بین جوانان دبیرستانی آماده می‌کند. 

در ماه ژوئن ۲۰۱۳، معلمان نظرسنجی‌ها را در بین جوانان دبیرستانی توزیع می‌کنند.

در ماه جولای ۲۰۱۳، کارکنان نتایج را تلخیص و یک گزارش از آن تهیه می‌کنند. 

در ماه جولای ۲۰۱۳، رییس کمیته فرعی مدارس نتایج حاصل از نظرسنجی‌ها را با مدیریت، معلمان، والدین، دانش‌آموزان، و کل باهمستان به اشتراک می‌گذارد. 

 

این نیز یک رویکرد دیگر است که بر اساس آن در روند برنامه‌ریزی، منابع و مخالفان هم در نظر گرفته می‌شوند: 

مخالفان احتمالی

منابع و حمایت‌های لازم

چه زمانی

توسط چه کسی

اقدام

هدف

- فروشندگان دخانیات 

- اتاق بازرگانی؟ 

- هم‌دستی کودکان در خرید سیگار

- دریافت مجوز از رئیس پلیس

۱۵ می ۲۰۱۳

پته و جین به همراه کودکان

خرید سیگار

کاهش استعمال دخانیات در بین نوجوانان به میزان ۴۰ درصد

کنار هم قرار دادن اجزای مختلف برنامه

کل برنامه خود را که شامل شش گامی است که در بالا آمد، باید کنار هم رو کاغذ بنویسید. روند نوشتن برنامه به شما کمک می‌کند تا افکارتان شفاف‌تر شود. نسخه نوشتاری این برنامه به شما کمک می‌کند که هر وقت از محدوده خارج شدید با نگاهی به آن دوباره به مسیرتان برگردید: به طور طبیعی از برنامه اولیه‌مان به اطراف می‌لغزیم. 

همان‌طور که پیشنهاد کردیم برخی از گروه‌ها ممکن است راحت‌تر باشند که یک کلاسور تهیه کنند و برای هر گام اصلی برنامه خود یک بخش مجزا اختصاص دهند. اما دیگران ممکن است ترجیح دهند که برنامه‌ای برای یک اقدام کلی در قالب یک «جدول برنامه‌ریزی کمپین» تهیه کنند. 

در مثال زیر پیشنهادی برای کاهش یکی از بخش‌های بودجه مطرح شده است می‌تواند بر تامین مالی تنها کلینیک ارائه خدمات درمانی به افراد فقیر در محله تاثیر بگذارد. گروه شما کار ترویج‌گری را برای افزایش بودجه این کلینیک و نیز گشایش یک کلینیک جدید در منطقه‌ای که هم‌اکنون فاقد تجهیزات خدمات درمانی است، آغاز می‌کند. 

 

اهداف 

منابع و دارایی‌ها

حمایت/مخالفت

هدف‌ها/عاملان

راهبردها

گام‌های عملی 

خدمات درمانی بهتر برای فقرا در منطقه جفرسون

پرسنل: 

- یک نفر سازماندهی کننده با ۵۰ درصد از وقت خود 

- یک منشی با ۲۵ درصد از وقت خود 

- ۶ نفر داوطلب که ۵تا ۸ نفر دیگر نیز لازم است. 

 

بودجه: 

- ۲۰۰۰ دلار 

- ۱۰۰۰ دلار دیگر لازم است. 

متحدان: 

- اتحادیه افراد فقیر

- دیده‌بان سلامت منطقه جفرسون 

 

مخالفان: 

- آژانس خدمات سلامت منطقه جفرسون

‌هدف‌های احتمالی این تغییر: 

اسمیت و کوزدک، اعضای اصلی کمیته خدمات درمانی

 

عاملان احتمالی تغییر: 

- دکتر راجرز

- انجمن درمان

- آموزش باهمستان در مورد این نیاز

- برگزاری جلسات

- شناسایی و ارتباط با افراد رسانه‌ای که با این هدف همدلی دارند

 
أدوات
afaour Tue, 06/11/2013 - 15:55

الأداة رقم 1: قائمة مراجعة للاستراتيجية

 

الغاية:

   

الاستراتيجية

هل:

نعم/لا

 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 

الأداة رقم 2: جدول لتحويل الغايات إلى خطوات تحرّك

 

الغاية

خطوات التحرّك

 

من خلال_____________،

 

من خلال_____________،

 

من خلال_____________،

الأداة رقم 3: جدول للتخطيط للتكتيكات

الغاية:

الاستراتيجية:

 

التحرّك

من يقوم بذلك

متى

الموارد والدعم المطلوب

الخصوم المُحتمَلون

         
         
         
         
         

الأداة رقم 4: جدول التخطيط للحملة

الغايات

الموارد والمقدرات

الدعم/المعارضة

الأهداف/العملاء

الاستراتيجيات

خطوات التحرّك

 

         

 

قائمة المراجعة
afaour Tue, 06/11/2013 - 16:01

تجدون هنا قائمة مراجعة تلخّص النقاط المهمّة في القسم.

متى ينبغي أن نبني خطّة؟

____ الخطّة وُضعَت على الفور.

____ الأجزاء تتناسب في ما بينها.

____ لقد غيّرنا ما لا نستطيع القيام به.

ما هي أفضل طريقة للتخطيط؟

____ التخطيط أُجري في مجموعة.

____ الخطط حُفِظت بحيث يسهل العثور عليها واستخدامها لاحقاً.

ما الذي ينبغي التخطيط له؟

____ التخطيط أُجري تحت ستّة عناوين: الغايات (الأهداف)، والموارد والمقدرات (الأرصدة)، والداعمون/الخصوم، وأهداف التغيير وعملاؤه، والاستراتيجية، والتكتيكات.

كيف نخطّط للغايات أو الأهداف؟

____ التخطيط أُجري للمدى البعيد، والمتوسّط، والقريب.

____ الأهداف محدّدة، وقابلة للقياس، ويمكن تحقيقها، وذات صلة، ولها توقيت معيّن، ومثيرة للتحدّي.

كيف ينبغي إدراج الموارد والمقدرات (الأرصدة) ضمن الخطّة؟

____ لقد تمّ إدراج الموارد التالية: التمويل، والأشخاص المتوافرون حالياً والذين يُرجَّح توافرهم في المستقبل، والمعلومات والمعارف المهمّة، والمرافق.

كيف ينبغي إدراج درجات الدعم المجتمعي ضمن الخطّة؟

____ لقد تمّ إعداد جردة بالحلفاء والخصوم.

____ لقد تحقّقنا مما إذا كنّا سنحصل على الدعم من الأشخاص الذين من المفترض أن يعارضونا، وإذا كنّا سنواجه المعارضة من الأشخاص الذين من المفترض أن يدعمونا.

مَن هم الأشخاص المحدّدون أو الهيئات المحدّدة الذين ينبغي إدراجهم كأهدافٍ للتغيير أو كعملاء له؟

____ لقد عدنا إلى عملنا في البحث عن الأسباب الجذرية للمشكلة.

____ لقد حدّدنا الشخص (أو الهيئة) الذي ينبغي قطعاً أن يجري تغييراً لكي تتحقّق غاياتنا.

____ لقد فكّرنا في الأشخاص الذين قد يكونون عملاء للتغيير. لقد أدرجنا الأشخاص الذين قد يبدو للوهلة الأولى أنّهم أهداف للتغيير، ولكن يمكن "تحويلهم" ليصبحوا عملاء تغيير بما يخدم غايات المجموعة.

كيف ينبغي أن نخطّط لاستراتيجيتنا؟

____ لقد قرّرنا ما هي استراتيجيتنا.

____ نحن مستعدّون لنكون مرنين، ولنتفاعل مع الاحتياجات والظروف المتغيّرة.

____ لقد تأكّدنا من أنّ كلّ استراتيجية نفكّر فيها ستساعدنا على بلوغ غاياتنا، وستناسب أسلوبنا، وستستخدم حلفاءنا بطريقة مناسبة، وستنجح.

كيف ينبغي أن نخطّط لتكتيكاتنا؟

____ لقد اخترنا أفضل التكتيكات لتنفيذ استراتيجيتنا.

____ عند التخطيط لكلّ تكتيك قرّرنا مَن سيقوم به، ومتى، وبأيّ موارد، وباستخدام أيّ حلفاء، ولقد فكّرنا في المعارضة أو المقاومة التي قد يواجهها.

كيف ينبغي أن نجمع ذلك كلّه؟

____ لدينا ملف ورقي أو ملفّ على الحاسوب لنحفظ الأقسام المنفصلة،

____ أو حاولنا إعداد جداول كبيرة تُظهِر خطة لكلّ تحرّك في مختلف الأقسام،

____ أو الإثنان معاً.

عرض تقديمي
afaour Thu, 06/20/2013 - 01:07

عرض تقديمي ل PowerPoint تلخيص النقاط الرئيسية في هذا الباب.

https://ctb.ku.edu/fa/node/995
CC BY-NC-SA 4.0
© 1994-2026 The University of Kansas. All Rights Reserved.