Community Tool Box Community Tool Box

| Community Tool Box

التنظيم للمناداة الفعّالة mloewenstein Thu, 09/26/2013 - 14:42
الفصل 30: مبادئ المناداة
afaour Thu, 06/20/2013 - 02:57
القسم 1: نظرة عامة: إقلاع حملة المناداة
afaour Thu, 06/20/2013 - 02:57
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:36

ترویج‌گری چیست؟ 

پیش از اینکه به صورت مستقیم به اقدامی دست بزنیم، برنامه‌ریزی لازم است. و پیش از هر برنامه‌ریزی شناختی داریم که می‌خواهیم در قالب یک برنامه درآوریم. بنابراین، اول ببینیم حمایت و ترویج‌گری چه هست (و چه نیست).  

  • ترویج‌گری یعنی تبلیغ فعالانه یک هدف یا اصل؛ 
  • ترویج‌گری دربردارنده اقداماتی است که به یک هدف انتخاب شده منتهی می‌شود؛ 
  • ترویج‌گری یکی از چندین راهبرد موجود یا به عبارتی یکی از راه‌های مواجهه با یک مشکل است؛ 
  • ترویج‌گری می‌تواند به عنوان بخشی از یک طرح باشد که بخش‌های دیگری را نیز در خود دارد؛ 
  • ترویج‌گری ارائه مستقیم خدمات نیست؛ 
  • ترویج‌گری لزوما با کشمکش و ستیزه‌جویی همراه نیست. 

چند مثال زیر می‌توانند در روشن شدن چیستی ترویج‌گری به ما کمک کند: 

  • شما به عضویت گروهی درمی‌آیید که به ساخت خانه برای افراد فقیر کمک می‌کند – این فوق‌العاده است اما ترویج‌گری نیست ( شکلی از ارائه خدمات است). 
  • شما مجموعه‌ای را سازمان‌دهی می‌کنید و به حرکت درمی‌آورید تا درصدی از آپارتمان‌های یک پروژه جدید ساختمانی به اقشار کم‌درآمد و طبقه متوسط اختصاص یابد – این کار ترویج‌گری است. 
  • شما روز‌های یکشنبه خود را برای کمک به یک مرکز بازیافت زباله اختصاص می‌دهید – این حمایت و ترویج‌گری نیست ( شکلی از ارائه خدمات است).
  • شنیده‌اید زمینی که از آن به عنوان مرکز تفکیک زباله استفاده می‌شده است قرار است بسته شود، و شما گروهی تشکیل می‌دهید تا شهر را مجبور کنید این مرکز را حفظ کند یا یک مکان جدید برای آن پیدا کند. حتی برخی از شما به این فکر می‌کنید که در صورت لزوم مسیر بولدوزرها را ببندید – این یک کار حمایت و ترویج‌گری است.

در یک فعالیت ترویج‌گری معمولا شما یک دولت، کسب و کار، مدرسه، یا برخی نهادهای بزرگ دیگر وادار می‌کنید که یک وضعیت زیانبار یا ناعادلانه را که بر مردم یک باهمستان آسیب می‌زند، اصلاح کند. در چنین وضعیتی شما ممکن است از طریق اقناع یا اجبار، دولت و دیگر نهادهای قدرتمند را مجبور کنید که در برابر خواست شما سر خم کند، مصالحه کند، یا مسئله را از راهکارهای سیاسی یا حقوقی حل کند. 

برخی از مولفه‌های یک فعالیت  ترویج‌گری عبارتند از: 

  • درستی هدف 
  • قدرت حامیان و ترویج‌گران (هر چه بیش‌تر باشد بهتر است)
  • میزان جامع بودن تحقیقات حامیان و ترویج‌گران در مورد مسایل، گروه‌های مخالف، و جو فکری حاکم بر باهمستان در مورد مسئله 
  • مهارت آن‌ها در استفادها از ابزارهای  ترویج‌گری موجود 
  • از همه مهمتر، انتخاب تاکتیک‌ها و راهبردهای موثر 

برای برخی از افراد ترویج‌گری می‌تواند یک نقش جدید باشد. ممکن است با آن آسان کنار نیایند – به ویژه اگر به کشمکش و ستیزه‌جویی بیانجامد. اما برای برخی دیگر این کار جذاب‌تر از برپایی و اداره برنامه‌های خدماتی برای باهمستان است. 

ترویج‌گری ممکن است چیز مسحور کننده‌ای به نظر برسد. مدیریت موانع، و ایجاد موجی در باهمستان. اما تصمیم در مورد اختصاص منابع اصلی گروهتان برای کار ترویج‌گری کار ساده‌ای نیست. اگر کار ترویج‌گری شما به نتیجه نرسد – اگر خودتان را به خطر بیاندازید و موفق هم نشوید – نه تنها شکست خورده‌اید، بلکه چون در برابر چشم عموم مردم این واقعه رخ داده است موجب بی‌اعتباری هدف نیز خواهید شد و ممکن است حتی موجب بدتر شدن شرایط برای افرادی که برای کمک به آن‌ها برخواسته بودید، بشود. 

آیا  ترویج‌گری همیشه مستلزم ستیزه‌جویی است؟ 

ترویج‌گری می‌تواند با ستیزه‌جویی همراه باشد ولی معمولا کشمکش شروع بدی برای این کار است. حامیان و ترویج‌گران خوب می‌دانند که باید در مورد هر ستیزه‌جویی احتمالی به صورت جدی بیاندیشند. این یکی از دلایل ضرورت دقت در برنامه‌ریزی در مورد راهبردها و تاکتیک‌ها است. حتی اگر مسئله خیلی واضح به نظر برسد و گزینه‌های عملی موجود مشخص به نظر بیایند، خوب است بار دیگر نگاهی کلی و دقیق به کل مسئله داشته باشید. 

چه زمانی و به چه دلیلی ممکن است ترویج‌گری را انتخاب کنید؟ 

زمانی که کارهای «معمولی» – مانند گردآوری حامی برای یک هدف، جمع‌آوری کمک مالی، یا جذب نیروی انسانی برای یک برنامه یا طرح باهمستانی— دیگر راه به جایی نمی‌برند، ترویج‌گری بهترین گزینه خواهد بود.  

در بسیاری از موارد پیش از اینکه خود (یا گروهتان) را به عرصه ترویج‌گری بکشانید خوب است بار دیگر خوب فکر کنید، زیرا این راهبرد وقتی بیش‌ترین پاسخ را می‌دهد که نمونه آن زیاد اتفاق نیافتد. شهری را در نظر بگیرید که هر روز شاهد تظاهرات مردمی است، یا جایی که شورای شهر آن هر روز در محاصره گروه‌هایی با طومار‌های خاص، قطعنامه‌ها، و آشوب‌های مختلف قرار دارد. خیلی زود باهمستان دچار خستگی و دلزدگی نسبت به ترویج‌گری می‌شود. افراد شرکت کننده در ترویج‌گری نیز همینطور می‌شوند. 

بهترین زمان برای شروع برنامه‌ریزی در مورد یک کمپین ترویج‌گری وقتی است که: 

  • تجربه مستقیم شما یا تحقیقاتتان نشان می‌دهد که دسترسی به هدف از هیچ راه دیگری ممکن نیست؛ 
  • مطمئن هستید توانایی لازم برای انجام آن را دارید یا در آینده خواهید داشت؛ 
  • اشتیاق و انرژی لازم برای پیگیری کاری را که ممکن است مدت زیادی طول بکشد، در خود دارید. 

این فصل به شما کمک می‌کند تا کار را شروع کنید. این فصل همچنین به شما تصویری کلی از آنچه در هفت بخش آینده این فصل به آن خواهیم پرداخت ارائه می‌کند: شما درک عمیق‌تری از مسئله پیدا می‌کنید، متحدان و مخالفانتان را می‌شناسید، راهبرد و تاکتیک‌هایتان را برنامه‌ریزی می‌کنید، و تلاش‌هایتان را ارزیابی کنید. 

مولفه‌های اصلی ترویج‌گری چیستند؟ 

هر یک از این مولفه‌ها در بخش‌های آتی به تفصیل تشریح خواهند شد اما در اینجا مروری کلی بر چگونگی ترویج‌گری از یک مسئله خواهیم داشت. 

مهارت‌های بقا برای حامیان و ترویج‌گران​

زمانی که با یک کمپین ترویج‌گری پا به حوزه عمومی می‌گذارید، ممکن است توجه تعداد زیادی از افراد را به خود جلب کنید که لزوما همه آن‌ها خیر شما را نمی‌خواهند. اگر کارها خوب پیش نرود ممکن است شاهد به تمسخر کشیده شدن خود در اخبار محلی باشید که به هیچ وجه برای کمپین‌های آتی شما چندان خوب نخواهد بود. حتی بدتر اینکه، در برخی مواقع یک قدم اشتباه می‌تواند موجب به دادگاه کشیده شدن شما شود. اگر همه اقدامات مربوط به ترویج‌گری را به شکلی موثر انجام ندهید، حداقل ریسک قابل تصور این است که انرژی زیادی صرف کاری بی‌فایده کرده‌اید. 

برای اینکه یک نمونه از بدترین سناریوی ممکن از یک کمپین را مثال بزنیم، اشتباهاتی را که در یک کمپین پیشبرد بهبود وضعیت سلامت فقرا ممکن است پیش بیاید در نظر بگیرید: 

  • بدون بررسی درست اطلاعات موجود، یک بیمارستان محلی را متهم می‌کنید که از پذیرش یک بیمار خودداری کرده است. اما بیمارستان ثابت می‌کند که آن شخص را مداوا کرده ولی او خود زودتر از موعد ترخیص گرفته است. 
  • یک نشست خبری از سوی خود و متحدانتان برگزار می‌کنید بدون اینکه محتوای سخنانتان را با آن‌ها وارسی کنید، و با این کار موجب عصبانیت آن‌ها می‌شوید. 
  • برگزاری یک تظاهرات بزرگ در بیرون بیمارستان را اطلاع‌رسانی می‌کنید ولی در روز برگزاری تنها سه نفر در آن حاضر می‌شوند. 

این‌ها نمونه‌های کار بسیار ناشیانه است! 

در این فصل، در بخش بعد به نکاتی که به اعضای گروهتان کمک می‌کند تا از فاجعه‌هایی از این دست جلوگیری کنند اشاره خواهیم کرد. با استفاده از این نکته‌ها آن‌ها قادر خواهند بود وظایف خود را به شکل موثرتر و بااعتماد به نفس بیش‌تر انجام دهند و از خطر زمین خوردنشان کاسته می‌شود. 

فهم مسئله 

به احتمال زیاد هم اکنون نیز درک نسبتا خوبی از مشکل دارید. 

برای مثال: 

  • از رشد مشکلات مربوط به تامین مسکن به ویژه برای خانواده‌های دارای فرزندان خردسال مطلع هستید. 
  • احساس می‌کنید در باهمستان به اندازه کافی برای کاهش استعمال دخانیات در بین جوانان کاری صورت نگرفته است. 
  • گروه شما نگران است پارک علم و فناوری تاسیس شده در بالادست رودخانه موجب آلودگی آب شود. 

اما فهم عمیق‌تر مسئله و تحقیق در مورد افراد صاحب قدرت در این رابطه، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به یاد داشته باشید که ترویج‌گری در مورد قدرت است – چه کسی می‌تواند بر چیزهای مهم تاثیر بگذارد. شما باید بدانید قدرت مخالفانتان در چه چیزهایی نهفته است و چگونه می‌توانید به شکل کارآمدتری بر قدرت آن‌ها تاثیر بگذارید یا با آن به مبارزه برخیزید. 

تشخیص متحدان

اگر شما تنها کسی هستید که در شهرتان می‌خواهد کاری برای مشکلی که تشخیص داده‌اید، انجام دهد هدفی که دنبال می‌کنید به‌شدت در خطر است. مبارزه در برابر مقامات محلی یک مسئله است اما مسئله جدی‌تر به کار گرفتن افراد خنثی یا دشمنانتان در باهمستان است. اگر تعداد اندکی در کنار شما باشند، افراد صاحب قدرت خیلی آسان‌تر می‌توانند شما را به عنوان افراد افراطی حاشیه‌ای نادیده بگیرند. یکی از کارهای شما این است که این «حاشیه‌نشین‌ها» را وادار کنید که خود را به عنوان نماینده بخشی از مردمی که از این مسئله تاثیر می‌پذیرند بدانند. در این صورت افراد صاحب قدرت نیز به آن‌ها توجه خواهند کرد. 

جایی در باهمستان برای شما نیز متحدانی وجود دارد – یعنی افرادی که می‌توانید با آن‌ها گروهی تشکیل دهید و به هدفتان برجستگی، نفوذ، و امکان دیده شدن بیش‌تری بدهید. می‌توانید از روشی مانند «جدول قدرت» استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا مشخص کنید چه گروه‌ها و نهادهایی در شهر از قدرت لازم برای کمک به گروه شما برخوردار هستند. این جدول به شما کمک می‌کند تا بفهمید به طور معین از متحدانب القوه خود چه استفاده‌ای می‌توانید بکنید. 

البته باید در مورد کسانی که برای پیوستن به گروه دعوت می‌کنید دقت لازم را به خرج دهید – برخی از متحدان ممکن است چیزهایی را با خود به همراه بیاورند که به آن نیازی ندارید. ما به شما کمک می‌کنیم تا بتوانید تناسبی بین فایده بالقوه و هزینه بالقوه هر متحد برقرار کنید و به حامیانی برسید که به جای کارشکنی به هدفتان کمک می‌کنند – چه به دنبال ایجاد یک ائتلاف تمام عیار باشید یا یک اتحاد غیر رسمی یا یک شبکه. 

علاوه بر اینکه باید ببینید آیا دیگر گروه‌ها منافع مشترکی در هدف مورد توجه شما دارند یا نه، باید ببینید آیا اتحاد با آن‌ها به نفع شما هست یا خیر. برای مثال، فرض کنید می‌خواهید برای خرده‌فروشانی که سیگار به کودکان می‌فروشند دردسر درست کنید، و می‌دانید جامعه سرطان آمریکا، چند گروه جوان محلی، و چند کلیسای روشن‌اندیش در این هدف با شما مشترک هستند. اما چگونه می‌توانید به بهترین شکل به همدیگر کمک کنید؟ آیا به دنبال یک رابطه نزدیک هستید؟ اگر این افراد در چارچوب منشورهای خود محدودیت‌هایی برای مشارکت در برخی اقدامات داشته باشند، چه می‌کنید؟ اگر بخواهند جهت‌گیری کل کمپین را در اختیار بگیرند، چه؟ اگر در برخی زمینه‌ها با شما اشتراک منابع داشته باشند و در برخی زمینه‌ها اختلاف، چه می‌کنید؟

شناسایی مخالفت‌ها و مقاومت‌های پیش رو

هر چند این امکان وجود دارد که یک فعالیت ترویج‌گری مخالفی نداشته باشد (برای مثال، ممکن است شما به طور کلی برای مقابله با جهل و بی‌تحرکی تلاش کنید)، اغلب کمپین‌های ترویج‌گری که در برابر صاحب قدرتی است به راحتی قابل شناسایی است – یا حتی با چند نوع بزرگ (و شاید بدجنس) آن روبه‌رو است. مخالفان شما چه کسانی هستند؟ چرا در برابر شما مقاومت می‌کنند؟ و در این باره چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ 

همه این سوالات را باید با هم جواب داد. دانستن نام مخالفانتان اهمیتی ندارد تا زمانی‌که علت مخالفتشان را ندانید. گاهی دلیل مخالفت چندان واضح نیست، برای همین باید از آن سر در بیاورید. 

به جای اینکه فهرستی از آدم‌هایی که فکر می‌کنید بد هستند تهیه کنید، یک کار مفیدتر این است که بر «علت» مقاومت آن‌ها تمرکز کنید: احتمالا شگفت‌زده خواهید شد. برای مثال، یک سازنده بزرگ ممکن است از شما در حرکتی که برای توسعه مسکن ارزان قیمت آغاز کرده‌اید پشتیبانی کند، چرا که او فهمیده است حضور بی‌خانمان‌ها در محله‌ها موجب شده افراد ثروتمند از خرید خانه‌های او در این محلات خودداری کنند. به همین ترتیب، افرادی که از آن‌ها انتظار حمایت دارید ممکن است به مخالفت با شما برخیزند. شاید یک نهاد بزرگی که به نظر می‌رسد اهداف مشترکی با شما دارد از دست شما عصبانی باشد زیرا احساس می‌کند به محدوده فعالیت او وارد شده‌اید یا با کار خود دارید آن‌ها را متهم به ناکارآمدی در گذشته می‌کنید. هیچ چیز را مسلم فرض نکنید. 

مخالفان بالقوه و نیز متحدان خود را به مشارکت تشویق کنید

وقتی برنامه داشته باشید، می‌دانید به کجا می‌روید و چگونه باید بروید. این به شما اعتماد به نفس می‌دهد و اعتماد به نفس نفوذ به همراه می‌آورد. با تجهیز خود به این ابزار، قادر خواهید بود به سمت گروه‌ها یا افراد معینی که پیش از این مخالف فرض می‌کردید، بروید. شاید آن‌ها هنوز هم مخالف شما باشند ولی فهمیده‌اید این امکان وجود دارد که در جایی که هرگز فکرش را نمی‌کردید کمکی برای خودتان پیدا کنید. اکنون که برنامه شما شکل تجاری‌تری به خود گرفته است، افراد ممکن است آمادگی بیش‌تری برای بستن قرارداد با شما از خود نشان دهند. یا اینکه، حالا که موضعتان برای خودتان و دیگران شفاف‌تر شده است، ممکن است دریابید هرچند برخی گروه‌ها با شما بر سر بعضی موضوعات اختلاف دارند، اما هر دو شما یک طرف میز قرار دارید. 

یک برنامه برای ترویج‌گری تهیه کنید 

برنامه‌ریزی برای ترویج‌گری معمولا کار پیچیده‌ای است زیرا با قدرت و مخالفان سروکار دارید. همانطور که تاکنون متوجه شده‌اید، یک حامی و ترویجگر معمولا باید بر موانعی جدی‌تر از «صرف» بی‌تحرکی یا نداشتن بودجه پیروز شود؛ همان موانعی که دیگر انواع پروژه‌های توسعه باهمستانی درگیر آن هستند. در شرایط ترویج‌گری، احتمالا مخالفانی آماده هستند که در کمین شما باشند. بنابراین باید با دقت برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرد. 

شما باید با تکیه بر شناختی که از مخالفانتان و نیز افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند، دارید برنامه‌ای تهیه کنید. 

تشبیه کل کمپین شما به یک پروژه ساختمانی می‌تواند مفید باشد: 

  • رسالت و نگرش شما این است که مکانی برای خودتان تامین کنید که گرم و امن باشد.
  • هدف شما این است که یک خانه بسازید. 
  • راهبرد شما همان نقشه‌ای است که برای خانه کشیده‌اید. 
  • برنامه اقدام شما جزییات را در خود دارد؛ چه کسی سیمان‌ریزی پی ساختمان را انجام می‌دهد، برپایی اسکلت، چیدن سقف‌ها، و غیره، و زمان انجام هر مرحله. 

و همه چیز با هم به مثابه یک برنامه اقدام بزرگ به پیش می‌رود. 

خلاصه​

ترویج‌گری کار هیجان‌انگیزی است. هم لذت یک مبارزه خوب را خواهید داشت و هم گاهی هیجان پیروزی را تجربه می‌کنید. اما برای داشتن این تجربه باید به دقت همه جزییات را به صورت روزانه پیگیری کنید. همزمان که دارید بر روی یک درخت کار می‌کنید باید یک چشمتان نیز به کل جنگل باشد. با مطالعه دقیق این فصل، برای ایجاد تغییرات مورد نیاز باهمستانتان آماده‌تر خواهید شد.

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:05

Usted entiende cuánto la abogacía se distingue de otros tipos de estrategia:

___Ella involucra acciones que se dirigen a un objetivo determinado

___Usualmente aspira a que gobiernos, agencias o empresas privadas corrijan una situación desleal o perjudicial

___No es lo mismo que un servicio directo

___Puede o no implicar una confrontación

Usted entiende los elementos que determinan una abogacía exitosa:

___Tu causa necesita ser clara y correcta

___Tu grupo tiene que tener poder por número o/y por influencia

___Tiene que haber investigado en profundidad la temática, la oposición y las opiniones de la comunidad al respecto

___Tiene que estar calificado en la utilización de las herramientas que se tienen disponibles (incluyendo los medios)

___Tiene que elegir atentamente tu estrategia y tus tácticas

¿Cuándo es la abogacía apropiada?

___Cuando una agencia, una institución o una compañía poderosa necesitan cambiar pero no lo hacen

___Cuando no hay otra opción

___Cuando usted sabe que tiene de la capacidad para llevarla adelante

Las otras secciones de este capítulo te ayudarán en diferentes aspectos para la preparación a la abogacía.

Para entender el asunto:

___Investigar el origen de la causa del problema

___Realizar un análisis de la estructura del poder

Para atraer a otras personas en tu campaña:

__Aprender a reconocer a aliados potenciales

___Elegirlos (y traerlos abordo) cuidadosamente

Para identificar (y hacer frente) a los opositores:

___Empezar desde las causas de la resistencia, y desde allí identificar a las personas o a los grupos que con mucha probabilidad podrían oponerse a usted.

___Una vez que usted ha identificado a los opositores, prepárese para la oposición y planee cómo neutralizar sus acciones.

Para asegurarse de conducir una campaña de abogacía eficaz (Sección 5):

___Utilice las pautas de sobrevivencia que te ayudarán a alcanzar tus objetivos y a alejarte de los problemas.

Para ponerlo todo junto:

___Hacer un plan de acción maestro que le permita considerar todos los aspectos de su campaña de una vez, para así poder ajustar a éste diferentes aspectos.

___Incluya su misión y objetivos,  sus aliados y sus oponentes, sus metas  y  sus agentes de cambio, y sus estrategias así como un plan de acción detallado.

Cuando usted busca ayuda:

___Corrobore entre los grupos que normalmente estarían en tu contra pero que comparten por lo menos una parte de tus objetivos.

Para estar seguro de estar bien encaminado

___Efectúe un auto análisis cuidadoso para asegurarse de estar persiguiendo todos tus objetivos y de estar cumpliendo con la agenda determinada.

___Averigüe el proceso para asegurarse de que tu grupo está trabajando conjuntamente de forma eficiente.

عرض تقديمي
afaour Thu, 06/20/2013 - 01:05

عرض تقديمي ل PowerPoint تلخيص النقاط الرئيسية في هذا الباب.

القسم 7: بناء خطّة للمناداة
afaour Thu, 06/20/2013 - 02:58
القسم الرئيسي
afaour Tue, 06/11/2013 - 15:44
  • ما هي خطّة المناداة؟
  • متى ينبغي أن نبني خطّة للمناداة؟
  • وضع خططنا
  • كيف ينبغي أن نجمع ذلك كلّه؟

ما هي خطّة المناداة؟

لقد تناولت أقسامٌ أخرى من عدّة العمل المجتمعي موضوعَ التخطيط الاستراتيجي. فكيف يختلف التخطيط للمناداة عن التخطيط الاستراتيجي؟

الإجابة هي أنّ العملية ستكون مشابهة من عدّة نواحٍ – ولكن، من المهمّ أكثر في هذه الحالة أن نخطّط بدقّة ومنذ البداية، وذلك لأنّ المناداة:

  • تكمن في دفع أفرادٍ أو منظّمات من أصحاب النفوذ إلى إجراء تغييرات كبيرة قد لا تتلاءم مع مصالحهم على المدى القريب

  • غالباً ما تقتضي العمل في العلن

  • غالباً ما تقتضي المجازفة وإعلان موقفٍ ضدّ خصم أقوى

والتخطيط سيساعدنا على أن نكتشف مسبقاً أين يمكن أن تكمن أبرز الصعوبات، ولكي نتجنّب المفاجآت (بما في ذلك تلك المفاجآت التي قد تجعلنا نبدو غير فعّالين، أو غير بارعين، أو غير أكفّاء).

إضافةً إلى ذلك، وكما هي الحال في كلّ مشروع، سيساعدنا التخطيط على:

  • توضيح غاياتنا

  • توضيح الخطوات التي ستوصلنا إلى غاياتنا

  • زيادة حظوظنا في النجاح

فإذا لم نخطّط، قد نهدر طاقاتٍ قيّمة، ونخسر بعض الفرص، وقد نعادي أشخاصاً نحتاج إلى إبقائهم إلى جانبنا.

متى ينبغي أن نبني خطّة للمناداة؟

من المهمّ أن ننجز الخطّة قبل أن نبدأ بالمناداة، لأنّ كلّ جزءٍ منها قد يؤثّر على الأجزاء الأخرى كما سنرى.

في الحالة الطبيعية، إنّ التخطيط لأهدافنا يأتي أوّلاً ولكننا قد نُضطَرّ إلى تغيير هذه الخطط إذا وجدنا، في مراحل لاحقة من التخطيط، أنّ التكتيكات التي كنّا نأمل باستخدامها ليست قانونية، أو أنّها لن تنجح. فعندما نخطّط لجميع الأمور معاً - وباستمرار -  يمكننا بناء الدعم وإجراء الإصلاحات فيما نحن نسير في التخطيط.

مثال:

قد تتمثّل غايتنا في إغلاق معمل تكرير كان قد اتُّهم بتسريب مواد كيميائية سامة في المجتمع المحلّي. ثمّ نجد لدى البحث في قائمة الحلفاء المُحتمَلين، أنّ الأثر الاقتصادي للإغلاق سيكون مدمّراً على المجتمع المحلّي. إثر ذلك، نعدّل غايتنا فنستبدلها بأخرى تقوم على تغيير الممارسات المتعلّقة بالسلامة في معمل التكرير والسماح بتشديد الرقابة من قبل المجتمع المحلّي.

لو كنّا قد صرّحنا علناً عن غايتنا في إغلاق المعمل قبل التكلّم مع الآخرين واستكمال الخطوات الأخرى في خطّتنا، ربّما كان ذلك سيؤدّي إلى معاداة عددٍ كبير من الأشخاص الذين قد نحتاج إلى دعمهم. وقد يتضمّن هؤلاء الأشخاص الكثيرَ من أعضاء المجتمع المحلّي الذين كانوا يعتمدون مالياً على المعمل. وكان سيكون من الصعب كسب دعمهم من جديد بعد التصريح علناً عن أمورٍ تتعارض مع مصالحهم.

وضع خططنا

إنّ أفضل سبيل للتخطيط يكون عبر العمل كمجموعة. وتكمن إحدى الطرائق في كتابة الأفكار على لوحٍ أو على  أوراقٍ كبيرة. وبعد مناقشة الأفكار، نسجّل أو نعلّق تلك التي اخترناها في مكان دائم. إن تصميم الخطّة الفعلي ليس هو مهمّاً، بل المهمّ أن يتمّ تدوينه بطريقة تمكّننا من استخدامه ومن مراجعة جزءٍ ما من الخطّة بالمقارنة مع الأجزاء الأخرى. وقد يكفينا نحفظه  في ملف (أو في ملفّ على الحاسوب) مع أقسام منفصلة لكلّ فئة.

وفيما نحن نتابع هذا القسم، سنجد أمثلةً على خططٍ موزّعة تحت كلٍّ من العناوين التالية:

  1. غاياتنا: على المدى البعيد، والمتوسّط، والقريب

  2. مواردنا ومقدّراتنا، أو أرصدتنا، وخطط البناء عليها

  3. مقدار الدعم المجتمعي (والمعارضة): مَن هم حلفاؤنا؟ ومَن هم خصومنا؟

  4. أهداف التغيير (وعملاؤه)

  5. استراتيجيتنا

  6. تكتيكاتنا (خطّة العمل المحدّدة)

وفي نهاية هذا القسم، سنكتشف إحدى طرائق جمع الفئات المختلفة على ورقة واحدة. كذلك، سنجد نماذج للخطط المُستخدَمة في عدّة العمل.

الغايات (أو الأهداف):

إذا سئلنا ما هي غاية حملة المناداة أو مجموعة المناداة الخاصة بنا فقد تأتي إجابتنا على شكل رسالة: "نهدف إلى بناء مساكن لائقة وبأسعار معقولة"، أو "نرمي إلى الحدّ من تلوّث مصادر الماء المحلّية". ولكن، لتسهيل التخطيط، ينبغي تقسيم الغايات إلى خطوات محدّدة أكثر فأكثر (انظروا أيضاً الفصل 8، القسم 3: بناء الأهداف). وعلينا ألّا ننسى أنّه يُفضَّل أن نحصر تركيزنا على مجموعة ضيّقة مبسّطة نسبياً من المسائل بدلاً من أن يكون علينا محاولة تغطية الكثير من المواضيع فنفقد القوّة في أثنائ سير العملية. ومن المهمّ أيضاً أن نقسّم الغايات بحسب الإطار الزمني الذي لدينا.

توضّح الغايات بعيدة المدى النقطة التي نريد بلوغها بنهاية حملة المناداة:

أمثلة: الغايات بعيدة المدى

  • بعد عشر سنوات، سيكون حجم المساكن التي تناسب ذوي الدخل المنخفض قد ازداد بنسبة 50% في البلدة.

  • بعد أربع سنوات، سنخفّض نسبة الحمل لدى الأمهات المراهقات بين 15 و17 عاماً في البلدة بـ30%.

  • بعد خمس سنوات، سنكون قد قضينا على ظاهرة تسرّب المواد السامة في مقاطعة اتل العالي.

الغايات متوسّطة المدى تقطع أشواطاً كبيرة من العمل:

  • فهي تركّز على التغييرات على صعيد المجتمع المحلّي أو النظم: البرامج، والسياسات، والممارسات الجديدة أو المُعدَّلة في المجتمع المحلّي أو النظام الأوسع.

  • وهي توفّر تقدّماً ملموساً باتّجاه الغاية النهائية.

  • وهي تساعد المجموعة على الشعور بأنّها تحرز تقدّماً. وقد يكون هذا مفيداً للحفاظ على مستويات عالية من التحفيز على المدى البعيد.

  • وهي توفّر "مؤشّرات" مبكرة يمكننا من خلالها أن نقيس التقدّم المُحرَز.

مثال: غايات متوسّطة المدى

  • بعد عام واحد، سيُنشئ مجلس البلدة ستّ وحدات سكنية جديدة تناسب ذوي الدخل المنخفض.

  • بعد ستّة أشهر، سنكون قد غيّرنا دوام العمل في المركز الصحي لاستقبال عدد أكبر من المرضى.

  • بعد تسعة أشهر، ستكون اثنتان من الشركات الكبرى قد اعتمدتا سياسات المرونة في الدوام للسماح للموظفين المعنيين بالتواجد مع أطفالهم بعد المدرسة.

الغايات قريبة المدى لها بعض الوظائف الشبيهة بوظائف الغايات امتوسّطة المدى. فهي تساعد على المحافظة على تحفيز المجموعة، إذ توفّر مؤشّرات أكثر فوريةً على شكل خطوات عمل.

مثال: غايات قريبة المدى

  • مع حلول شهر حزيران/يونيو، سيكون قد انتسب 10 أعضاء جدد.

  • بعد شهرين، سنعقد أوّل جلسة عامة.

  • في انتخابات شهر تشرين الثاني/نوفمبر، سندفع 1500 شخص للتصويت.

تدوين غاياتنا

في ما يختصّ بالتخطيط، من المفيد التدقيق في كلّ غاية قبل تدوينها حتى نتأكّد من أنّها تلبّي بعض المعايير. على وجه التحديد، ينبغي أن تكون كلّ غاية: محدّدة، وقابلة للقياس، ويمكن تحقيقها، وذات صلة، ولها توقيت معيّن، ومثيرة للتحدّي.

وفي ما يلي شرحٌ لهذه الطريقة في التخطيط للغايات:

محدّدة:

يُستحسَن أن نحدّد ما نريد أن تحقّقه مجموعتنا ومتى.

مثال:

لا نقول: "سنعقد اجتماعاً".

بل نقول: "سنعقد اجتماعاً لأهالي المراهقين في قاعة البلدية للدعوة إلى تقديم المعلومات والآراء بشأن المبادرة".

قابلة للقياس:

ينبغي أن نضع غاياتنا بطريقة تمكّننا من قياسها. فكلّما حدّدنا بوضوح ما نريد تحقيقه يصبح من الأسهل علينا رؤية ما حقّقته مجموعتنا ومقدار ما تحقق. وقد يكون ذلك أساسياً إذا كنّا نجري تقييماً منهجياً لحملتنا (انظروا القسم المتعلّق بهذا الموضوع في هذا الفصل).

مثال:

لا نقول: "سيتراجع التدخين في مجتمعنا المحلّي".

بل نقول: "ستتراجع نسبة المدخّنين في مجتمعنا المحلّي 30% مع حلول العام 2000".

يمكن تحقيقها

من الرائع أن نتحلّى بالطموح، ولكن علينا أن نتذكّر أيضاً أن نضع غايات واقعية يمكن لمجموعتنا تحقيقها فعلياً. فالتغيير الحقيقي يستغرق وقتاً طويلاً ويستنزف الموارد. وإذا وضعنا لأنفسنا غاياتٍ تفوق طاقاتنا فقد تُصاب مجموعتنا والمجتمع المحلّي بالخيبة أو الإحباط في وقتٍ مبكر.

ذات صلة (برسالتنا):

ينبغي أن نضع الغايات التي ستمهّد الطريق أمام مجموعتنا لإنجاز رسالتها بنجاح. فإذا انحرفنا كثيراً عن هذا المسار فقد نشرد عمّا نحاول إنجازه.

لها توقيت معيّن:

ينبغي أن نضع تاريخاً لإتمام العمل. من الأفضل بكثير أن نعرف متى يمكننا أن نتوقّع تحقيق غاياتنا حتّى لو تغيّرت الظروف وتوجّب تعديل التاريخ الذي وضعناه لاحقاً، فنعلم بالتالي متى قد يصبح ضرورياً أن نجري التعديلات.

مثيرة للتحدّي:

ينبغي أن تكون الغايات قابلة للمد أيضاً. فإذا كنّا نعرف أنّه بإمكاننا دفع 500 شخص للتصويت، ولكنّنا نحتاج إلى 2000 وأنه ويمكننا التوصّل إلى هذا الرقم بالمزيد من الجهد يكون علينا عندئذ وضع الغاية الأكثر إثارةً للتحدّي.

التخطيط لغاياتنا

قد تتمثّل الطريقة الأبسط في استخدام ملف ورقي أو ملفّ على الحاسوب، مع تخصيص صفحة واحدة لكلّ غاية من غاياتنا الرئيسية. وعلى كلّ صفحة، نترك فسحةً للأهداف "القصيرة المدى"، و"المتوسّطة المدى"، و"البعيدة المدى"، على أن نضع هدفين أو ثلاثة أهداف تحت كلّ عنوان ثانوي.

هل لدينا الموارد اللازمة لبلوغ هذه الغايات؟ هذا ما سنفصّله في الجزء التالي من عملية التخطيط.

مواردنا ومقدراتنا أو أرصدتنا

بعد تدوين غاياتنا، يسهل علينا وضع جردةٍ بالموارد التي نحتاج إليها في ما يتعلّق بالتنظيم، والمال، والمرافق، والحلفاء والمقدرات أو الأرصدة المتوافرة مسبقاً لدينا.

يُذكَر أنّ الموارد اللازمة للمناداة قد تختلف إلى حدّ بعيد عن الموارد اللازمة لتشغيل برامج الخدمة في المجتمع المحلّي. في الواقع، لن نحتاج إلى دعم مالي هائل على مدى فترة طويلة من الزمن، كما لو كنّا نريد افتتاح مركز للرعاية النهارية مثلاً. وهذه هي الناحية الإيجابية. أمّا الناحية السلبية فتكمن في أنّ المؤسّسة الخيرية التي قد تموّل مركزاً للرعاية النهارية بكلّ سخاء قد لا ترغب في تقديم أيّ تمويل على الإطلاق في مجال المناداة.

ما العمل إذن؟ قد لا يتوافر لدينا الكثير من المال. ولكن، (ناحية إيجابية أخرى) قد يتوافر لدينا الكثير من الموارد الأخرى – لا سيّما الموارد البشرية. وقد تتنوّع قائمة الموارد المتوافرة لدينا، تبعاً لحجم مجموعتنا واحتياجاتها، ولكنّها على الأرجح تتضمّن عنصراً أو أكثر من العناصر التالية:

  • التمويل (بما في ذلك المساهمات العينية) المتوازية مع التكاليف

  • الأشخاص المتوافرون حالياً (الموظّفون والمتطوّعون على حدّ سواء) ومهاراتهم

  • الأشخاص الذين نتوقّع توافرهم

  • المعارف (مثلاً: على صعيد الموارد الإعلامية)

  • المرافق (مثلاً: الوصول إلى وسائل النقل والحواسيب/الكمبيوترات وقاعات الاجتماع)

  • الوصول إلى أرشيفات المعلومات أو المكتبات العامة

المناداة مرهقة. لذا ينبغي أن نتأكّد من أنّ مقدراتنا متوافرة بشكل دائم. هل لدينا مشكلات داخلية يجب حلّها في مجموعتنا، كالعلاقات بين الموظّفين والمتطوّعين؟ أو خلافات حول استخدام التمويل؟ ينبغي حسم هذه الأمور الآن إذا أمكن، في أثناء مرحلة التخطيط.

التخطيط لمواردنا ومقدراتنا أو أرصدتنا:

تتمثّل الطريقة الأبسط للتخطيط في وضع قائمة بالموارد والمقدرات/الأرصدة في ملف ورقي (أو ملفّ على الحاسوب) لنتمكّن من إضافة موارد ومقدرات جديدة فيما نحن نسير في التخطيط. ويجب أن نخصّص قسماً لكلّ من العناوين الواردة أعلاه: التمويل، والأشخاص المتوافرون حالياً، والأشخاص الذين نتوقّع توافرهم، والمعارف المفيدة في المجتمع المحلّي، والمرافق، والوصول إلى الموارد الأخرى.

هل ينقصنا المورد الأهمّ من بين جميع الموارد - أي الأشخاص المستعدّون للمساعدة؟ إذاً، قد يساعدنا القسم التالي على بناء هذا المورد، فيما نحن نرصد درجة الدعم المجتمعي المتوافرة لدينا حالياً، والمقدار الذي نستطيع توقّعه في المستقبل. عندما نكشف الدعم المجتمعي المتوافر لدينا، في الجزء التالي من خطّتنا، فقد نجد بعض المفاجآت.

الدعم المجتمعي (والمعارضة)

في هذا الجزء من الخطّة، سنضع قوائم تتضمّن الحلفاء والخصوم المُتوقَّعين. وقد يكون جزءٌ من هذه العملية بسيطاً. على سبيل المثال، إذا كنّا نخطّط للحدّ من قطع الأشجار (الذي يتسبّب أيضاً بانجراف التربة) الذي تقوم به شركة أخشاب محلّية كبرى، فليس من الصعب أن ندرك أنّ أصحاب هذه الشركة وموظّفيها لن يدعمونا على الأرجح، بخلاف المجموعات البيئية المحلّية التي يُرجَّح أن تقدّم لنا دعمها.

ولكن، في بعض الأحيان، قد لا يكون الأمر بهذه البساطة. لذلك، من المفيد إجراء بعض التخطيط الدقيق الذي يشمل المعارف الشخصية والاستماع. فالأشخاص الذين نتوقّع أن يكونوا خصوماً قد يكونون أيضاً حلفاء في ظروف معيّنة، كما أنّ الذين نعتقد أنّهم حلفاء قد يعارضون جهودنا.

مثال:

نريد دفع مؤسّسة كبرى عاملة في مجال زراعة الفراولة (الفريز) في مجتمعنا المحلّي للتوقّف عن استخدام المبيدات في حقولها. فهي تصبّ في النهر، وعمّال المزرعة وبعض الأشخاص الذين يعيشون في الجوار يشتكون من أنّها تسبّب لهم الأمراض.

في العادة، يدعم رئيس البلدية في مجتمعنا المحلّي مصالح الشركات في جميع الأحوال. فهو قد أدلى في السابق بتصريحات متعارضة مع الكثير من القضايا البيئية. إضافةً إلى ذلك، فهو صديق قديم لصاحب المؤسّسة لأنّه كان يلعب معه لعبة "الطاولة". لذلك، سنضعه تلقائياً بين الخصوم المُحتمَلين.

ولكن مهلاً. رئيس البلدية يملك قطعة أرضٍ تقع جنوب أرض المؤسّسة، كما أنّه يخطّط لمشروع كبير لبناء منازل فاخرة. لذا، ليس من مصلحته أن تتلوّث المياه أو الجوّ بالمبيدات. صحيحٌ أنّه قد لا يرغب في معارضة صديقه علناً، ولكنّنا قد نتفاجأ بكونه حليفنا وراءَ الكواليس.

التخطيط للدعم المجتمعي (والمعارضة)

يمكننا القيام بهذا التخطيط بغاية البساطة، فكلّ ما علينا أن نفعله هو تحضير ثلاث قوائم في ملف ورقي: واحدة للحلفاء، وواحدة للخصوم، وواحدة للجهات غير المؤكّدة (حلفاء أو خصوم مُحتمَلون). ستكون هذه القوائم مفيدة عندما نتناول الجزء التالي من عملية التخطيط أي عندما نقرّر بالتحديد سلوكَ مَن نريد أن نغيّر، ومَن يمكنه أن يساعدنا على إحداث التغيير.

أهداف التغيير وعملاؤه

في هذا الجزء من الخطّة، من المهمّ أن نعرف بدقّة شديدة ما الذي سبّب المشكلة التي تخاطبها مجموعة المناداة الخاصة بنا. يتضمّن الفصل 18: كيف نقرّر أين نبدأ بعض الأدوات الجيّدة لاستنباط الأسباب الجذرية للمشكلات والمسائل التي نخاطبها.

مَن هم أهداف التغيير وعملاؤه؟ فلنفترض أنّنا نريد مواجهة التجار الكثر في المجتمع المحلّي الذين يزوّدون القاصرين بالسجائر وأصحاب المقاهي الذين يقدمون لهم النرجيلة/الشيشة. نحن نعرف أنّهم موجودون: فلقد أجرينا في السابق مسحاً غير رسمي للقاصرين الذين يدخّنون خارج المدرسة الثانوية، وهم قالوا لنا إنّ شراء التبغ أوشراء "نفس" نرجيلة سهل جداً، على الرغم من القانون الذي يمنعه عل من هم تحت السن القانونية.

  • أهداف التغيير الأساسيون سيكونون تجّار السجائر والتنباك وأصحاب المقاهي. فهم الذين سيتوجّب عليهم تعديل سلوكهم إذا أردنا تحقيق غاياتنا.

  • "عملاء التغيير" هم الذين سيدفعون الأهداف إلى إحداث التغيير فعلياً، بطريقةٍ أو بأخرى.

في حالات كثيرة، لا يكون الأمر بهذه البساطة. فماذا عن الشرطة مثلاً التي يُفترَض بها أن تنفّذ القانون؟ هل ستكون من بين أهداف التغيير بما أنّنا سنعمل على دفعها إلى تنفيذ القانون؟ أم أنّها ستكون من بين عملاء التغيير– لأنّها ستقوم بدوريات للكشف عن المخالفات؟

أحياناً، قد يوجد تناوب بين إحدى هاتين الصفتين والأخرى. على سبيل المثال:

  • قد يكون قائد الشرطة هدفاً في المرحلة الأولى، إذ إنّ القانون لا يُنفَّذ إلّا بصورة محدودة. ولكنّ وفداً من القاصرين المعارضين للتبغ يقنعه بضرورة الإلتزام بقضيتهم. فيقوم بمعاقبة عمليات الشراء التمويهية من قبل القاصرين للحصول على أدلّة عن وقوع مخالفات من جانب التجّار، ويلتزم بتنفيذ القانون بصرامة.

  • حتّى أنّ أحد تجّار التبغ والتنباك قد ينضمّ إلى فئة العملاء، إذا اقتنع بالقضية وعرض أن يقوم بالتأثير على ممارسات الأعضاء الآخرين في رابطة تجّار التبغ والتنباك.

على الرغم من أنّ الأهداف (أو العملاء) غالباً ما يكونون مؤسّساتٍ أو مجموعات، ولكن قد يكون من الأسهل التركيز على فردٍ واحد. على سبيل المثال، قد نخطّط لتغيير تفكير مسؤولٍ مُنتخَبٍ واحد أو رئيس دائرة في آن واحد، بدلاً من القيام بتغيير الرأي العام على نطاق واسع. كذلك، يمكن أن نستهدف مسؤولاً واحداً في شركةٍ لا توظّف السكّان المحلّيين الذين يحتاجون إلى وظائف لائقة.

التخطيط لأهداف التغيير وعملائه

يمكننا بكلّ بساطة أن نضع قائمة واحدة بالأهداف، وقائمة واحدة بالعملاء، وقائمة بالجهات التي يمكن أن تكون من الفئتين: أي الأشخاص الذين قد يتحوّلون من فئةٍ إلى أخرى.

في هذه المرحلة من التخطيط، ستتكوّن لدينا فكرة واضحة نوعاً ما عما نريد تحقيقه، وما هي العقبات الرئيسية، وما هي الموارد - في ما يتعلّق بالمال، والمرافق، والموارد البشرية - التي قد تساعدنا على بلوغ الغايات. أمّا الخطوات التالية فتتناول وضع خارطة طريق واضحة تُظهر كيف سنبلغ غايتنا انطلاقاً من هذه المرحلة.

التخطيط لاستراتيجيتنا

المناداة هي استراتيجية بحدّ ذاتها. إنّها الطريقة التي قرّرنا اعتمادها لبلوغ غايتنا المحدّدة، لأنّه لا يمكننا الحصول على ما نريده من دون التعاون مع بعض المؤسّسات والأشخاص الذين يتمتّعون بالسلطة، وإحداث تغييرٍ في بنية السلطة هذه. (ثمّة المزيد حول موضوع المناداة كاستراتيجية في الفصل 5، القسم 1: نظرة عامة على استراتيجيات التغيير والتحسين في المجتمع المحلّي).

الآن، نحتاج إلى الاستراتيجيات المحدّدة التي ستساعدنا على بلوغ غاياتنا. كمنادين، سيكون علينا أيضاً التأكّد من أنّ استراتيجياتنا:

  • تستفيد قدر الإمكان (وعدم معاداة) من حلفائنا

  • تُحدث التغيير الذي نريده لدى خصومنا

يميل الكثيرون إلى الافتراض أنّ الاستراتيجية ستنطوي على المواجهة لأنّها تقوم على المناداة. صحيحٌ أنّها قد تنطوي على المواجهة – ولكن غالباً ما لا تكون هذه المقاربة هي الفضلى.

على سبيل المثال، في برنامجٍ يرمي إلى الحدّ من تدخين الشباب، قد نقرّر اعتماد مجموعةٍ من الاستراتيجيات، يقوم البعض منها على المواجهة بخلاف البعض الآخر.

القليل من المواجهة (والنزاعات):

  • زيادة الوعي من خلال حملة إعلامية

  • إرشاد التجّار وأصحاب المقاهي المخالفة

  • جمع البيانات حول انتهاكات القانون للتشجيع على تعزيز التنفيذ

  • العمل من خلال المدارس

  • شبكة من منظّماتٍ تتشارك مواقفَ متشابهة من القضية

  • العمل من أجل تغيير السياسات في الحكومة/الإدارة المحلّية

الكثير من المواجهة:

  • ممارسة الضغط الاقتصادي على التجّار والمقاهي المعنية من خلال المقاطعة

  • تنظيم اعتصام للقاصرين

مواجهة قصوى:

  • إقامة حصار على مداخل متاجر أو مقاهي معيّنة

  • التحضّر لتعرّضنا للتوقيف بسبب أعمال العصيان المدني التي قمنا بها

اختيار أسلوب استراتيجي

كما رأينا، ثمّة أعمال كثيرة ومختلفة ينطبق عليها تعريف "الاستراتيجية"، وقد تتضمّن بدورها أساليب كثيرة ومختلفة - بدءاً بالإقناع الودّي وصولاً إلى المواجهة.

الأسلوب الذي سوف نختاره سيعتمد إلى حدّ كبير على معرفتنا بالمجتمع المحلّي وبما يمكن أن ينجح (فضلاً عن معرفتنا بأعضائنا وحلفائنا وبما يستطيعون القيام به على أفضل نحو وبالشكل الأنسب بالنسبة إليهم). الواقع أنّ الأشخاص والمؤسّسات في مجتمعٍ محلّي معيّن مترابطون بطرق معقّدة، وقد يرى الأشخاص أنّ مصالحهم الشخصية مهدّدة إذا بدا أنّ مؤسّسات معيّنة تتعرّض للهجوم (انظروا الفصل 5، القسم 4: التحرّك الاجتماعي). نعم، باستطاعتنا أن نغيّر مواقف الناس، ولكنّ هذا يستغرق وقتاً طويلاً. فتنظيم تظاهرة صاخبة في وقتٍ غير مناسب قد يؤدّي إلى ترسيخ المعتقدات القديمة، فيُصعِّب بالتالي إمكانية تغيُّر الناس على المدى البعيد.

من جهة ثانية، قد تكون التظاهرة ضرورية في بعض الأحيان للفت انتباه الناس (والإعلام) إلى مسألة معيّنة. في بعض الظروف، قد تساعد التظاهرة على تحفيز أعضاء مجموعتنا، وجذب أعضاء جدد. فالمهمّ أن نفكّر جيّداً في التأثير الذي ستخلّفه، استناداً إلى معرفتنا بالمجتمع المحلّي، وبالأهداف وعملاء التغيير، وبالأسباب الجذرية الكامنة وراء مسألة.

المحافظة على المرونة

على الرغم من أنّه من الجيّد التخطيط مسبقاً قدر الإمكان، إلّا أنّ حملة المناداة ستكون على الأرجح ديناميكية ومكيَّفة بحسب الظروف المتغيّرة. من اللمؤكد أنه لا يمكن ضبط كلّ شيء.

على سبيل المثال، قد نصمّم على محاصرة الطريق المُستخدَمة لقطع أشجار إحدى الغابات ضمن قضية بيئية، ثمّ نعلم أنّ أحد أعضاء مجلس النواب سيقترح تشريعاً من شأنه إنجاز جزءٍ ممّا نريده، وحصارنا قد يدفع بعض أعضاء المجلس إلى التصويت ضدّه. كذلك، قد نسمع شائعات مفادها أنّ أعضاء مجموعتنا سيواجَهون بقوّة ضخمة، أو قد يُقال لنا إنّه سيتمّ افتتاح طرق قديمة بديلة، أو إنّنا أهملنا نوعاً ما منطقة أخرى حيث قد يتسبّب قطع الأشجار بأضرار بيئية أكبر.

في ما يلي بعض العناوين التي ينبغي أن نأخذها في الاعتبار، فيما نواصل حملة المناداة الخاصة بنا، والتي لها علاقة بالتطوّرات المفاجئة من الأخبار الجيّدة، أو الشائعات، أو الاحتياجات التي لم تتمّ تلبيتها، أو الأخبار السيّئة.

 

الأخبار الجيّدة

إذا حصل أمرٌ في مجتمعنا المحلّي ترحّب به مجموعتنا (على سبيل المثال، إذا أجرت مجموعة ما تغييراً جيّداً في السياسات)، فسنرغب في تعزيزه.

الشائعات

سيكون علينا مواكبة التطوّرات، من خلال متابعة المستجدّات. فإذا علمنا أنّ أمراً يتعارض مع أهدافنا سيحصل (إذا علمنا مثلاً أنّ المشروع الجديد لبناء المساكن لن يوفّر في نهاية المطاف المساكن التي ُوعد بتأمينها لذوي الدخل المنخفض)، فسيكون علينا التحقّق.

الاحتياجات التي لم تتمّ تلبيتها

إذا كشفت الدراسات التي أجريناها حول احتياجات المجتمع المحلّي عن فجوات كبيرة (إذا كانت نسبة تحصين الرضّع متدنّية للغاية)، فسنرغب في بناء خطط للتأكّد من تلبية هذه الاحتياجات (مثلاً، ممارسة الضغط من أجل توفير الموارد وتقديم حافلات جوّالة بهدف تعزيز الوصول).

الأخبار السيّئة

قد يتوجّب علينا أن نتحلّى بالمرونة، إلى جانب القدرة على توفير استجابة سريعة في حال حصل أمر سيّئ، كخطر تهدّم مساكن ذوي الدخل المنخفض.

التخطيط للاستراتيجيات

قد يكون من المفيد استعراض الاستراتيجيات في المجموعة، وتدوين تلك التي نشعر بأنّها ستساعدنا على بلوغ غاياتنا. في بعض الحالات، قد يكفي تدوين الاستراتيجيات التي اخترناها بطريقة تمكّننا من حفظها بسهولة (مثلاً، في ملف من الأوراق أو ملفّ على الحاسوب). وقد يفضّل أشخاصٌ آخرون اعتماد طريقة أكثر تعقيداً.

في ما يلي صيغة مُقترَحة تتضمّن قائمة مراجعة للتأكّد من أنّ كلّ استراتيجية تسير كما يجب.

 

الغاية: تمويل العيادات التابعة للمدارس

   

الاستراتيجية

هل:

نعم

إطلاق مبادرة ضغط لدفع المسؤولين المُنتخَبين إلى تمويل العيادات التابعة للمدارس

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستفيد من حلفائنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

X                       

X

X

X

الاستراتيجيات تمثّل الخطوط العريضة: فهي لا تبيّن بالتحديد كيف سيتمّ إنجاز أمرٍ ما، فهذه مهمّة التكتيكات (أو خطوات التحرّك) التي نختارها في الجزء التالي من عملية التخطيط.

التكتيكات

التكتيكات هي خطوات التحرّك، أي أنّها التفصيل المُكمِّل واللمسة الأخيرة لخطّتنا، وهي الجزء الذي يظهر. وقد تغطّي التكتيكات مجموعة واسعة من النشاطات، من كتابة الرسائل وصولاً إلى الإدلاء بتصريحات في اجتماعات مجلس المدينة، ومن تقديم الشكاوى وصولاً إلى عقد المفاوضات، ومن المقاطعات والتظاهرات وصولاً إلى إجراء عمليات الرصد.

عندما نخطّط للتكتيكات سيكون علينا التأكّد من أنّها:

  • تنفّذ استراتيجيتنا وتتلاءم مع غاياتنا

  • تناسب أسلوبنا (يمكن لتكتيك واحدٍ خارجٍ عن السيطرة أن يشوّه حملةً بأكملها)

  • قابلة للتطبيق وفعّالة من حيث الكلفة، ضمن مواردنا، وتمويلنا، وحلفائنا وتخطيطنا

  • تريح أعضاء مجموعتنا إزاء أنفسهم وإزاء ما يقومون به

سنجد الكثير من النقاشات حول تكتياكات محدّدة في أجزاء أخرى من عدّة العمل المجتمعي. يتعلّق البعض منها بتطوير البرامج، فيما يرتبط بعضها الآخر مباشرةً بالمناداة - أي أنّها تنطوي على تحديد أهداف محدّدة للتغيير، والتشجيع على هذا التغيير لمصلحة المجتمع المحلّي.

ستجدون المزيد من النقاشات حول تكتياكات محدّدة في الفصول التي تلي هذا الفصل، وتحديداً في الفصل 31: إجراء بحث في المناداة، والفصل 32: توفير التشجيع والتثقيف، والفصل 33: تنظيم حملة تحرّك مباشر، والفصل 34: المناداة عبر الإعلام، والفصل 35: الردّ على الهجوم المضاد.

أسئلة مفيدة

فيما نحن نخطّط للتكتيكات قد يكون من المفيد أن نطرح على أنفسنا هذه الأسئلة حول كلّ منها:

  • ماذا سيكون نطاق هذا التحرّك؟

  • مَن سيقوم به؟

  • متى سيجري التحرّك، وكم من الوقت سيدوم؟

  • هل لدينا الموارد اللازمة لحصوله؟

  • ما هي الموارد المتوافرة؟

  • مَن يجب إشراكه من الحلفاء والمعنيين؟

  • مَن هم الأفراد أو المنظّمات الذين قد يعارضون أو يقاومون؟

التخطيط للتكتيكات

ثمّة طرق كثيرة ومختلفة لتدوين خططنا التكتيكية. على سبيل المثال، قد نجد أنّه من المفيد إرفاق خطّتنا بكلّ هدفٍ من الأهداف الرئيسية. في ما يلي مثالٌ على ذلك:

جدول: تحويل الأهداف إلى خطوات تحرّك

 

الهدف

خطوات التحرّك

بحلول شهر آب/أغسطس 2012، تزويد المجتمع المحلّي ببياناتٍ عن آراء الشباب في المواضيع الجنسية، بما في ذلك توافر وسائل منع الحمل، وطرق استخدام وسائل منع الحمل، والنشاط الجنسي.

بحلول شهر أيّار/مايو 2012، ستؤمّن اللجنة الفرعية المدرسية الدعم من مسؤولي المدارس والمعلّمين، لإجراء استطلاع للتلاميذ الثانويين حول المسائل المتعلّقة بالجنس.

   

بحلول شهر أيّار/مايو 2012، ستؤمّن اللجنة الفرعية المدرسية موافقة الأهالي والتلاميذ لتوزيع الاستطلاع.

 

بحلول شهر حزيران/يونيو 2012، ستحضّر اللجنة الفرعية المدرسية استطلاعاً لتوزيعه على التلاميذ الثانويين.

   

بحلول شهر حزيران/يونيو 2012، سيوزّع المعلّمون الاستطلاع على جميع التلاميذ الثانويين.

 

بحلول شهر تموز/يوليو  2012، سيلخّص الموظّفون النتائج ويعدّون تقريراً.

   

بحلول شهر تموز/يوليو 2012، سيعلن رئيس اللجنة الفرعية المدرسية نتائج الاستطلاع لمسؤولي المدارس، والمعلّمين، والأهالي، والتلاميذ، والمجتمع المحلّي بشكل عام.

في ما يلي مقاربة أخرى، ستُشرك هي أيضاً مواردنا وخصومنا في عملية التخطيط:

جدول: التخطيط للتكتيكات

الغاية: خفض التدخين لدى المراهقين بنسبة 40%

 

التحرّك

من يقوم بذلك

متى

الموارد والدعم المطلوب

الخصوم المُحتمَلون

عملية تمويهية لشراء السجائر

حليم وسمير وعدد من القاصرين

15 أيّار/مايو 2013

قاصرون للقيام بعملية الشراء التمويهية،

إذن من قبل قائد الشرطة

تجّار السجائر، غرفة التجارة؟

باختصار

ينبغي تدوين الخطّة الكاملة التي تتضمّن الخطوات الستّ المذكورة أعلاه جميعها، بشكل رسمي. فعملية التدوين ستساعدنا على إيضاح أفكارنا. والنسخة المكتوبة ستكون متوافرة لإعادتنا إلى المسار الصحيح عندما "نشرد": أي عندما نبتعد عن خطّتنا الرئيسية.

وكما اقترحنا، قد لا تكتفي بعض المجموعات بالعمل بواسطة ملف ورقي يتضمّن أقساماً مختلفة لكلٍّ من خطوات التخطيط الرئيسية. ولكن، قد يفضّل آخرون جمع عناصر التخطيط كافة لكلّ تحرّك بارز ضمن "جدول التخطيط للحملة"، كما في الجدول الوارد أدناه.

نموذج

ما هي المسألة: اقتُرِحت تخفيضات على الموازنة ستؤثّر على إحدى العيادات التي تقدّم الرعاية الصحّية الوحيدة المتوافرة للفقراء في الحيّ السكني. مجموعتنا تنادي بزيادة التمويل للعيادة، وفتح عيادة جديدة لتخدم منطقة لا توجد فيها حالياً مرافق للرعاية الصحّية.

جدول التخطيط للحملة

 

الغايات

الموارد والمقدرات

الدعم/المعارضة

الأهداف/العملاء

الاستراتيجيات

خطوات التحرّك

رعاية صحّية أفضل للفقراء في منطقة التل العالي

فريق العمل:

منظّم واحد بحوالي 50% من وقته، أمينة سرّ 25% من وقتها، 6 متطوّعين. نحتاج إلى 5-8 متطوّعين جدد.

الموازنة:

2000$. نحتاج إلى 1000$ كمبلغ إضافي

الحلفاء:

تحالف الفقراء، جمعية صحة الطفل والأم في منطقة التل العالي.

الخصوم:

دائرة الرعاية الصحّية في المقاطعة

أهداف التغيير المُحتمَلون:

أعضاء رئيسيون في لجنة الرعاية الصحّية: سليم حداد ويوسف الحلو.

عملاء التغيير المُحتمَلون:

د. المليحي، الرابطة الطبّية

تثقيف المجتمع المحلّي حول هذه الحاجة

عقد الاجتماعات

تحديد الإعلاميين الداعمين والاتّصال بهم

 

الکاتب

Prue Breitrose

موارد

موارد

Altman, D., Balcazar, F., Fawcett, S., Seekins, T., Young, J. (1994). Public health advocacy: Creating community change to improve health. Stanford, CA: Stanford Center for Research in Disease Prevention.

Bobo, K., Kendall, J., Max, S. (1996). Organizing for social change: a manual for activists in the 1990s. Chicago, IL: Midwest Academy.

Fawcett, S. B., Paine, A., et al. (1993). Preventing adolescent pregnancy: An action planning guide for community based initiatives. Lawrence, KS: Work Group on Health Promotion and Community Development, The University of Kansas.

Marin Institute for the Prevention of Alcohol and Other Drug Problems, Advocating for policy change, San Rafael, CA: Author.

أدوات
afaour Tue, 06/11/2013 - 15:55

الأداة رقم 1: قائمة مراجعة للاستراتيجية

 

الغاية:

   

الاستراتيجية

هل:

نعم/لا

 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 
 

تساعدنا على بلوغ غاياتنا؟

تستخدم حلفاءنا؟

تحدّ من المعارضة التي نواجهها؟

تناسب أسلوبنا؟

 

الأداة رقم 2: جدول لتحويل الغايات إلى خطوات تحرّك

 

الغاية

خطوات التحرّك

 

من خلال_____________،

 

من خلال_____________،

 

من خلال_____________،

الأداة رقم 3: جدول للتخطيط للتكتيكات

الغاية:

الاستراتيجية:

 

التحرّك

من يقوم بذلك

متى

الموارد والدعم المطلوب

الخصوم المُحتمَلون

         
         
         
         
         

الأداة رقم 4: جدول التخطيط للحملة

الغايات

الموارد والمقدرات

الدعم/المعارضة

الأهداف/العملاء

الاستراتيجيات

خطوات التحرّك

 

         

 

قائمة المراجعة
afaour Tue, 06/11/2013 - 16:01

تجدون هنا قائمة مراجعة تلخّص النقاط المهمّة في القسم.

متى ينبغي أن نبني خطّة؟

____ الخطّة وُضعَت على الفور.

____ الأجزاء تتناسب في ما بينها.

____ لقد غيّرنا ما لا نستطيع القيام به.

ما هي أفضل طريقة للتخطيط؟

____ التخطيط أُجري في مجموعة.

____ الخطط حُفِظت بحيث يسهل العثور عليها واستخدامها لاحقاً.

ما الذي ينبغي التخطيط له؟

____ التخطيط أُجري تحت ستّة عناوين: الغايات (الأهداف)، والموارد والمقدرات (الأرصدة)، والداعمون/الخصوم، وأهداف التغيير وعملاؤه، والاستراتيجية، والتكتيكات.

كيف نخطّط للغايات أو الأهداف؟

____ التخطيط أُجري للمدى البعيد، والمتوسّط، والقريب.

____ الأهداف محدّدة، وقابلة للقياس، ويمكن تحقيقها، وذات صلة، ولها توقيت معيّن، ومثيرة للتحدّي.

كيف ينبغي إدراج الموارد والمقدرات (الأرصدة) ضمن الخطّة؟

____ لقد تمّ إدراج الموارد التالية: التمويل، والأشخاص المتوافرون حالياً والذين يُرجَّح توافرهم في المستقبل، والمعلومات والمعارف المهمّة، والمرافق.

كيف ينبغي إدراج درجات الدعم المجتمعي ضمن الخطّة؟

____ لقد تمّ إعداد جردة بالحلفاء والخصوم.

____ لقد تحقّقنا مما إذا كنّا سنحصل على الدعم من الأشخاص الذين من المفترض أن يعارضونا، وإذا كنّا سنواجه المعارضة من الأشخاص الذين من المفترض أن يدعمونا.

مَن هم الأشخاص المحدّدون أو الهيئات المحدّدة الذين ينبغي إدراجهم كأهدافٍ للتغيير أو كعملاء له؟

____ لقد عدنا إلى عملنا في البحث عن الأسباب الجذرية للمشكلة.

____ لقد حدّدنا الشخص (أو الهيئة) الذي ينبغي قطعاً أن يجري تغييراً لكي تتحقّق غاياتنا.

____ لقد فكّرنا في الأشخاص الذين قد يكونون عملاء للتغيير. لقد أدرجنا الأشخاص الذين قد يبدو للوهلة الأولى أنّهم أهداف للتغيير، ولكن يمكن "تحويلهم" ليصبحوا عملاء تغيير بما يخدم غايات المجموعة.

كيف ينبغي أن نخطّط لاستراتيجيتنا؟

____ لقد قرّرنا ما هي استراتيجيتنا.

____ نحن مستعدّون لنكون مرنين، ولنتفاعل مع الاحتياجات والظروف المتغيّرة.

____ لقد تأكّدنا من أنّ كلّ استراتيجية نفكّر فيها ستساعدنا على بلوغ غاياتنا، وستناسب أسلوبنا، وستستخدم حلفاءنا بطريقة مناسبة، وستنجح.

كيف ينبغي أن نخطّط لتكتيكاتنا؟

____ لقد اخترنا أفضل التكتيكات لتنفيذ استراتيجيتنا.

____ عند التخطيط لكلّ تكتيك قرّرنا مَن سيقوم به، ومتى، وبأيّ موارد، وباستخدام أيّ حلفاء، ولقد فكّرنا في المعارضة أو المقاومة التي قد يواجهها.

كيف ينبغي أن نجمع ذلك كلّه؟

____ لدينا ملف ورقي أو ملفّ على الحاسوب لنحفظ الأقسام المنفصلة،

____ أو حاولنا إعداد جداول كبيرة تُظهِر خطة لكلّ تحرّك في مختلف الأقسام،

____ أو الإثنان معاً.

عرض تقديمي
afaour Thu, 06/20/2013 - 01:07

عرض تقديمي ل PowerPoint تلخيص النقاط الرئيسية في هذا الباب.

بخش ۲. مهارت‌های پایه برای ترویج‌گران
Mehrnoosh Fri, 08/23/2019 - 14:28
متن خودآموز
Mehrnoosh Fri, 08/23/2019 - 14:39

 در این بخش درباره مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری موفقیت‌آمیز صحبت می‌كنیم. این فهرست از تجارب ترویج‌گران زیادی جمع‌‌آوری شده است، ولی به هیچ‌ وجه كامل نیست. ممكن است همه این مهارت‌ها مربوط به شرایط خاص شما نباشد. اما ما فكر می‌كنیم كه مرور آن‌ها می‌تواند برای كمپین ترویج‌گری شما پایه‌های محكمی فراهم كند.   

منظور از مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری‌ چیست؟

مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری‌ عبارتند از یك سری رهنمود برای اقامه موضوع مورد درخواستتان و برای آنكه آنقدر در بازی بمانید تا به موفقیت برسید. این تجارب به‌ طور موثر توسط كمپین‌های ترویج‌گری دیگر استفاده شده است. شما و گروهتان اگر مشغول تهیه استراتژی و تاكتیك برای تغییر باهمستانتان هستید، ‌می‌توانید آن‌ها را مرور كنید و به‌ كار ببندید.    

چرا لازم است از مهارت‌های پایه برای ترویج‌گری استفاده كنید؟

لازمه موفقیت چیزی بیش‌تر از كار یك گروه افراد ازخود گذشته برای دستیابی به یك موضوع مشترك است (هرچند كه این یك جزء تشكیل‌دهنده مهم است). در این بخش از جعبه‌ ابزار بحث بر سر «قوانین طلایی» برای ترویج‌گری است، یعنی اینكه چطور موضوع‌تان را به‌ طور موثر ترویج كنید، و همچنان سرتان را روی گردنتان نگه دارید.    

چطور از مهارت‌های پایه در ترویج‌گری استفاده كنید؟

هیچ‌ یك از رهنمودهای پایه وحی منزل نیستند. آن‌ها را باید مناسب با شرایط و منابع خودتان به‌ كار بگیرید. این رهنمودها قبلا برای گروه‌های ترویج‌گری مفید بوده‌اند، ولی الزاما نسخه‌ای برای رسیدن به موفقیت آنی نیستند. مهم این است كه این رهنمودها را مطالعه كنید و آنچه را به نظرتان مفید می‌رسد، به کار بندید و سپس آن‌ وقت دست‌ به‌ كار شوید!

بر مثبت‌ها تاكید كنید!

چشم‌ها را برای دیدن رویدادهای مثبتی كه داخل و در اطراف پروژه باهمستانتان یا به دلیل كار گروهتان اتفاق می‌افتد، باز نگه دارید.

  • وقتی متوجه می‌شوید كه اتفاقی مهم در شرف وقوع است، حتی اگر كوچك باشد، آن را علنی كنید (به اطلاع عموم برسانید).
  • از دیگران به خاطر تلاششان تشكر كنید. در ملا عام از آن‌ها تعریف كنید. این كار به افراد انگیزه می‌دهد كه در آینده همیاری كنند، چون می‌دانند كه شما قدر همیاری‌شان را می‌دانید.
  • وظیفه‌شناسی در خصوص تشكر از افراد، شما را از گروه‌های دیگری كه فقط شاكی هستند، مجزا می‌كند. 

روی ارزش‌های سازمانتان و كارهایی كه برای باهمستان انجام داده است، تاكید كنید

همواره ارزش‌ها و چشم‌اندازهای مثبت در ارتباط با كارهای سازمانتان را برجسته كنید. مثلا ممكن است بخواهید نهایتا در جهت بهبود بهداشت، ایمنی در محل كار و خیابان‌های باهمستان، یك محیط زیست پاكیزه برای باهمستان، یا آموزش باكیفیت برای باهمستان عمل كنید. همه‌ كس دلش می‌خواهد این چیزها را تجربه كند، لذا برای مخالفین یا مترددان دشوار خواهد بود با این نوع ارزش‌هایی كه شما ترویج می‌كنید مخالفت كنند.

  • نگه داشتن توجه عموم روی ارزش‌ها و اصولی كه منافعشان شامل حال همه می‌شود، كمك می‌كند پروژه‌تان را به پیش برانید و از بروز مخالفت‌های ناچیز و بیهوده برای از دور خارج كردن تلاش شما جلوگیری می‌كند. 
  • دیگران را در جریان كارها، برنامه‌های جدید، سیاست‌ها و عملكردهایی كه گروهتان باعث ایجادشان شده است، قرار دهید. 

برای بردهای كوچك برنامه‌ریزی كنید

اگر اعضای گروهتان بعد از صرف وقت و تلاش زیاد برای ماموریت شما پیشرفتی در كار نبینند، علاقه و انگیزه‌شان مدت زیادی دوام نخواهد داشت. مردم دلشان می‌خواهد نتیجه را هر قدر هم كوچك باشد، ببینند. گاهی پیشرفت چشمگیر در یك مسئله خاص باهمستان، كندتر از آن است كه خود را نشان دهد. برای تفكیك زمانی كه می‌گذرد بی‌آنكه پیشرفتی حاصل شود، طرح عملیاتی را برنامه‌ریزی كنید كه زمان انجامش كوتاه‌تر باشد یا اهداف میان‌مدت داشته باشد.   

 برای یك هدف درازمدتِ تامین همه ضروریت‌های مصون‌سازی ۱۰۰٪ بچه‌های دو سال به پائین، ایجاد یك برنامه تماس و همیاری برای مادران و فرزندان در معرض خطر بالا تا ۱۲ ماه بعد، می‌تواند هدف میان‌مدت خوبی باشد. 

زمانی كه به هر یك از اهداف كوتاه‌مدت‌تر یا میان‌‌مدت رسیدید، جشن بگیرید! جشن گرفتن در راه رسیدن به (پیروزی بزرگ) برای گروه شما اعتماد به نفس و حسن شهرت ایجاد خواهد كرد.  

مسائل را جوری مطرح كنید كه دلتان می‌خواهد دیگران آن جور ببینند

یكی از استراتژی‌های رایج مخالفین آن است كه مسائل را جوری ارائه یا «قاب‌گیری» می‌كنند كه گویی افراد یا باهمستان‌هایی كه تحت تاثیر مشكل قرار دارند، خودشان مسئول شرایط ناخوشایندی هستند كه در آن قرار دارند. به‌ جای پاسخ دادن به انتقاداتی كه مخالفتان در قالب واژه‌ها بیان می‌كند، با قاب‌گیری كردن مسئله با زبان خودتان، حمایت را از آن‌ها دور كنید.      

 مخالفین ادعا می‌كنند مادران تحت حمایت بهزیستی از سیستم سوء‌استفاده می‌كنند و با به دنیا آوردن بچه‌های بیش‌تر «پول مفت» از دولت می‌گیرند. به قاب‌گیری آن‌ها از مسئله، مثلا با این ادعا كه هیچ زنی نمی‌تواند از ماهانه اضافی ناچیزی كه دولت برای هر فرزند پرداخت می‌كند سود ببرد، پاسخ ندهید. در عوض با تمركز روی اینكه در وهله اول چه چیزهایی برای مادران تحت حمایت بهزیستی وجود دارد، مسئله را از نو قاب‌گیری كنید: فقدان فرصت‌های استخدام و اشتغال، فقدان مراقبت‌های روزانه كافی و غیره. 

برای خودتان هویت عمومی ایجاد كنید

حتی اگر سازمان خاص شما بخشی از یك جنبش بزرگ‌تر باشد، مانند گروه شناخته‌شده‌ ملی‌ای كه روی كاهش مصرف مواد مخدر یا خشونت نوجوانان كار می‌كند، تصویر محلی خودتان را هم در دید عموم ایجاد كنید. اگر با یك سازمان بزرگ‌تر و شناخته‌شده‌تر پیوندهای بسیار عمیق داشته باشید، ممكن است عموم همان تصویر مثبت یا منفی‌ای را كه راجع به آن سازمان بزرگ‌تر در ذهن دارند، به گروه كوچك‌تر منتقل كنند. این می‌تواند آنچه را واقعا برایش كار می‌كنید تحت‌الشعاع قرار دهد و اعتبار شما را به عنوان یك سازمان بی‌طرف و مستقل به خطر بیندازد.    

واقعیت‌ها را بررسی كنید

مسائل و عملكردهای داخلی و خارجی سازمانتان را درك كنید. این یعنی برای ادعایی كه می‌خواهید به اطلاع عموم برسانید، بتوانید منبع اطلاعاتتان را نام ببرید، یا به آمار قابل اعتمادی اشاره كنید. عملكردها و بیانات عمومی شما را واقعیت‌ها باید هدایت كنند. اگر با اطلاعات یا اسناد نادرست و نامعتبر مچتان را بگیرند، شهرت سازمانتان جدا به خطر خواهد افتاد، خجالت‌زده خواهید شد و توجه‌ها از مسائل مهمی كه در دست دارید پراكنده خواهد شد. 

  • ادعاهایتان را مستند كنید. مثلا اگر ادعا دارید كه تولیدكنندگان مشروبات الكلی بچه‌ها را برای كمپین‌های تبلیغاتی هدف گرفته‌اند، مكان‌ها و محتویات بیلبوردها و پوسترهای مربوط به مشروبات الكلی‌ای را كه در نزدیكی مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان می‌بینید بشمارید و یادداشت كنید.
  • داده‌ها را جمع‌آوری كنید. از متخصصین یا كسانی كه به احتمال زیاد واقعیت‌ها و ارقام جاری را راجع به مسائل و گزینه‌هایی كه ارائه می‌كنید در دست دارند، اطلاعات دقیق و كیفیت‌بالا به دست‌ آورید.
  • اطلاعات‌تان را بازبینی كنید. به هر تعداد كه ممكن است از منابع موثق استفاده كنید. اگر كسی مدعای شما را به چالش بكشد، هر چه تعداد افراد بیش‌تری باشند كه بگویند: «بله، درست است»، پشتیبانی بیش‌تری در اختیار خواهید داشت. 
  • برای توضیح اینكه چرا سازمانتان مشغول انجام كاری است كه می‌كند، از آن واقعیت‌ها و ارقام استفاده كنید. باید بتوانید كه به منبع اطلاعاتتان اشاره كنید. از همه مهم‌تر اینكه آن اطلاعات را به‌وضوح بیان كنید. نشان بدهید فقط این نبوده كه شما مشتی اطلاعات قورت داده باشید، بلکه آن‌ها را خوب فهمیده‌اید.
  • داشتن مدارك محكم از شما در مقابل حملات متقابل مخالفین محافظت می‌كند و باعث بهبود شهرتتان در باهمستان می‌شود.

ساده بگیرید

موفقیت‌های كوچك به ساختن روحیه كمك، و تعهد نسبت به مسائل را پایدار می‌كند. موفقیت‌های كوچك همیشه هم در اثر عملكردهای پیچیده و بیش از حد درگیركننده به دست نمی‌آیند. پیش از آنكه به سمت پیچیدگی قدم بردارید، به راه‌ حل‌های ساده‌تر و كوتاه‌مدت‌تری كه به سمت راه‌ حل‌های بزرگ‌تر حركت می‌كنند هم، فرصت بدهید.     

 یك اعتصاب كارگری در اعتراض به حمایت ناكافی از كارگران در مقابل مواد پرخطر، نارس و نابهنگام خواهد بود اگر پیش از آن یك راهكار ساده‌تر و با برخورد كم‌تر به‌ كار گرفته نشده باشد. در چنین شرایطی یك شروع ساده‌تر و موثرتر برای كارگران آن خواهد بود كه ابتدا رسما به اداره بهداشت و ایمنی مشاغل شكایت كنند.  

پرشور و پایدار باشید

كار كردن برای سلامت و بهبود باهمستان، مستلزم یك مبارزه دشوار است، چون معمولا لازم است ارائه راه‌ حل‌ها مسئولیت همه باشد نه تعداد معدودی از افراد. داشتن اشتیاق و پایداری برای غلبه بر جبهه‌گیری‌هایی كه ممكن است عموم نسبت به بهداشت و مشكلات باهمستان نشان دهند و مقاومت احتمالی عموم در قبال تغییر، اهمیت دارد.   

  • شور و شوق به حركتتان انرژی می‌دهد. شور و شوق می‌تواند افراد مردد را به سمت نقطه نظرات شما متمایل كند و همچنین كمكتان می‌كند بر اهدافتان تمركز كنید. 
  • پایداری مسائل شما را در چشم عموم حفظ می‌كند (نگه می‌دارد)، كمكتان می‌كند همچنان متعهد بمانید. و مخالفینتان را به تقلا وامی‌دارد تا خود را به شما برسانند.  

آماده مصالحه باشید

ایجاد باهمستان‌های سالم گاهی نیازمند مصالحه با گروه‌هایی است كه ممكن است اهدافشان مشابه اهداف شما نباشد. 

  • اگرچه می‌خواهید به چشم‌اندازتان صادق بمانید، رو به برنامه‌های كاری یا مصالحه‌ها‌ی جایگزین كه گرچه ایده‌ال نیستند اما می‌توانند شما را به هدفتان نزدیك كنند، باز باشید. 
  • تمایل شما نسبت به مصالحه، باعث می‌شود منطقی به نظر برسید و بین شما و مخالفتان نیت خیر ایجاد می‌كند. همچنین می‌تواند موجب شود درون باهمستان پشتیبانی بیش‌تری نسبت به شما ایجاد شود. البته نباید برای مصالحه، تمایل بیش از حد نشان دهید،‌ زیرا برایتان نقطه‌ ضعف محسوب خواهد شد. 

 ترویجگران كنترل مصرف تنباكو در سان‌فرنسیسكو، می‌خواستند كه بارها هم مشمول ممنوعیت كشیدن سیگار در ملا عام شوند. آن‌ها متوجه شدند كه ممنوعیت كشیدن سیگار در بارها،‌ از نظر عموم افراط‌كاری به نظر می‌رسد و بنابراین شامل كردن بارها در فهرست مكان‌های مورد نظر طرح، حمایت از این ممنوعیت را تا حد زیادی كاهش خواهد داد. ترویج‌گران تصمیم گرفتند بارها را از فهرست اهداف طرح خارج كنند. این در نظر عموم یك مصالحه منطقی به نظر رسید و آن مقررات تصویب شد.

فرصت‌شناس و خلاق باشید

به دنبال فرصت‌هایی برای ترویج و تبلیغ اهدافتان باشید و وقتی به دست آمدند، آن را در هوا بقاپید. این می‌تواند شامل انتظار برای یك زمان «طبیعی» مناسب باشد كه در آن بتوانید روی برخی رویدادهای مربوط به مقاصدتان سرمایه‌گذاری كنید.   

 ماه فوریه پیوند محكمی با روز والنتاین و قلب‌ها به معنای عاشقانه آن دارد. لذا انجمن قلب آمریکا مدت‌‌هاست كه در این ماه افزایش چشمگیری در ترویج‌گری در زمینه قلبی عروقی و «بهداشت قلب» داشته است.  

از مسیر منحرف نشوید

ترویج‌گران با موفقیت با برخی افراد صاحب قدرت از جمله سیاست‌مداران، مدیران عامل كسب و كارهای خوشنام و سازمان‌های لابی‌گری ملی مانند انجمن ملی Rifle، شاخ‌ به‌ شاخ شده‌اند. مواجهه با چنین مخالفین صاحب‌نفوذی ترسناك است، خصوصا زمانی كه به احتمال زیاد اسامی و منابع شناخته‌شده‌تری برای مخالفت با شما در اختیار داشته باشند.

به عنوان یك ترویج‌گر باهمستانتان، نزد عموم اعتبار خواهید داشت، چرا كه برای رفاه آن‌ها می‌جنگید، اعم از اینكه مبارزه شما به خاطر خیابان‌های امن‌تر باشد، یا مشاغل بهتر، یا هوای تمیزتر، یا دسترسی بیش‌تر به مراقبت‌های پزشكی. عموم متوجه اینها خواهند شد!

حرف آخر این است: اگر مرعوب ركود و ناكنشی شوید، مخالفینتان خود به خود پیروز خواهند شد و هیچ‌چیز تغییر نخواهد كرد.       

دنبال خوبی‌های دیگران بگردید​

وقتی با اعضای گروه‌هایی مواجه می‌شوید كه مخالف اهداف یا نقطه نظرات شما هستند، فرض را بر این اساس نگذارید كه «آمده‌اند تا دخلتان را بیاورند» یا آماده‌ جنگیدن هستند. 

  • اگر یك مخالف از سازمان شما انتقاد می‌كند، فرض را بر این اساس قرار دهید كه آن فرد همان درك و برداشت شما را ندارد و حرف‌هایش از سر بی‌اطلاعی است.
  • فرد را آموزش دهید. حتی می‌توانید از او دعوت كنید در بعضی عملیات سازمان شما شركت كند تا بفهمد كه گروه شما در حقیقت چه می‌كند. 

چشمتان به پاداش باشد​

ممكن است مخالفین سعی كنند كه با حمله شخصی به شما، شما را از فعالیت‌های ترویج‌گری‌تان دور كنند. پاسخ دادن به دشنام‌ها یا برچسب‌زنی‌های آن‌ها، انرژی ارزشمندی را به هدر می‌دهد و شانس همكاری یا مصالحه آتی با این افراد را كاهش می‌دهد. همچنین اگر عموم ببینند كه شما درگیر لجن‌مالی شده‌اید، تصویر اجتماعی‌تان مكدر خواهد شد. به‌ جای آنكه تسلیم وسوسه تلافی‌جویی شوید، روی مسائل واقعا مهمی كه در دست دارید، تمركز كنید.      

 زمانی ترویج‌گری برای قوانین محدودكننده افزایش فروش الكل، از طرف صنعت تولید نوشیدنی‌های الكلی متهم شد كه به نفع پلیس عمل می‌كند یا ضد تجارت و كسب و كار است.  

ممكن است گاهی لازم شود برای آنكه اعتبارتان را نزد عموم از دست ندهید، به حملات مخالفین پاسخ دهید. اگر تصمیم به انجام این كار گرفتید، اطمینان حاصل كنید كه دفاع یا ضدحمله شما با واقعیت‌ها و یا گرازش‌هایی در پشتیبانی از نظر شما به‌خوبی مستند شده است.

مسائل را محلی و مربوط كنید​

وقتی مسائلتان را به سطح محلی می‌آورید، شانس حمایت شدنتان توسط عموم را افزایش می‌دهید. مسائل زمانی به اعضای باهمستان مربوط می‌شوند كه به «مسائل خانگی» نزدیك باشند. مثلا، «مادران مخالف رانندگی در حال مستی (Mothers Against Drunk Driving MADD)» در بسیاری باهمستان‌ها موفق بوده‌اند، چون اغلب افراد كسی را می‌شناختند كه فرزندی را به دلیل تصادفی مرتبط با الكل از دست داده بود. راه‌های دیگری برای آنكه مسائل را در میان افراد منطقه خودتان واقعا مانوس كنید عبارتند از استفاده از آمار و ارقام برای منطقه‌ای كردن مسئله، یا استفاده از سرمشق‌های محلی مانند صاحبان كسب و كار و داوطلبین، یا ارائه مسئله به شكل مشخصی كه به اعضای باهمستان كمك كند بفهمند چطور تحت تاثیر مسئله قرار خواهند گرفت.   

  • مجلس مقننه ایالتی برای شروع فروش زمین برای ایجاد یك بزرگراه برنامه‌ریزی می‌كند. این بزرگراه به طول یك مایل از میان بخش (استان) شما عبور می‌كند، اما اهالی بخش باید برای رانندگی در آن ۵۵ سنت اضافی بپردازند. علاوه بر این، بزرگراه پیشنهادی از میان زمین‌هایی كه برای انجام مراسم مذهبی بومیان آمریكا در نظر گرفته شده عبور می‌كند. علاوه بر ترویج‌گری برای متوقف كردن تخریب زمین‌های مقدس، سازمانتان می‌تواند هزینه اضافی تحمیل‌شده بر ساكنینی كه از بزرگراه استفاده می‌كنند را به اطلاع عموم برساند.   
  • سازمان شما تلاش می‌كند كه در نوجوانان محلی حرمت نفس و انتخاب زندگی ایجاد كند. از صاحبان كسب و كار محلی دعوت كنید كه در سازمانتان سخنرانی كنند و بگویند چطور تلاش می‌كنند كه مشاغل نیمه‌وقت بیش‌تری برای نوجوانان ایجاد كنند و مایل هستند كه كاركنان آینده آن‌ها چه نوع مهارت‌هایی داشته باشند. شاید بتوانید محلی برای استادان راهنما ایجاد كنید، جایی كه متخصصین باهمستانتان بتوانند با شاگردان كار كنند و اهداف شغلی‌شان را توسعه دهند. 

از همان ابتدا حمایت وسیع جلب كنید​

گاهی به نظر می‌رسد كه گویی بخشی از یك نهضت ترویج‌گری بودن خود به خود شما را در «طرف مقابل» خدمات دولتی و ایالتی، سیاست‌مداران، رهبران باهمستان و سازمان‌های خصوصی قرار می‌دهد.

حتی اگر میان گروه شما و بخش‌های كلیدی باهمستان تفاوت‌هایی وجود داشته باشد، كمابیش همه شما در جهت اهداف وسیع مشترك، یعنی كمك به سالم‌تر شدن باهمستان كار می‌كنید. 

مهم است افرادی را از داخل سیستم، در تلاش‌های ترویج‌گری‌تان سهیم كنید. این نه فقط به شما كمك می‌كند كه چشم‌اندازتان را نسبت به مسئله وسیع‌تر كنید، بلكه به شما كمك می‌كند سرنخ‌هایی را در آژانس‌های كلیدی و افرادی كه می‌توانند برای تلاش شما حمایت‌ها و اعمال نفوذ‌های ارزشمند فراهم كنند، شناسایی كنید.      

همگام با تجارب اعضای گروهتان كار كنید​

قدم‌هایی كه گروهتان برمی‌دارد، باید مطابق با تجارب، ارزش‌ها و علایق فرد فرد اعضای گروهتان باشد. مهم است كه به‌‌ طور منظم ترجیحات و محدودیت‌های اعضای گروه‌تان را نظاره كنید، تا بتوانید اقداماتی را انتخاب كنید كه انجامشان برای اعضای گروهتان راحت باشد.

 اگر گروه ترویج‌گری شما می‌خواهد اعتراضی را به صحنه آورد كه در نتیجه آن امكان دستگیری اعضا به خاطر ورود غیرمجاز یا نقض یك حكم شهری وجود داشته باشد. اطمینان حاصل كنید كه اعضا آمادگی تجربه دستگیر یا جریمه شدن را داشته باشند، خصوصا اگر هرگز پیش از این دستگیر نشده باشند. 

سعی كنید ورای تجارب مخالفینتان عمل كنید​

یك مخالف سردرگم یا مردد، مخالف ضعیفی است. اگر این توانایی را داشته باشید كه ورای تجارب یا رشته تخصصی مخالفتان عمل كنید، این كار را بكنید. اغلب شركت‌ها برای مقابله با مخالفین سیاست‌ها، عملكردها یا محصولاتشان، از قبل برنامه‌ریزی نمی‌كنند. به همین ترتیب، نمی‌دانند چگونه نسبت به پیشنهادات غیرمنتظره‌ای كه ترویج‌گران در ملا عام مطرح می‌كنند واكنش نشان دهند.   

 یك ترویج‌گر ضد مصرف دخانیات دعوت شده بود تا با نماینده صنعت تولید دخانیات، در خصوص حقوق مصرف‌كنندگان دخانیات مناظره كند. آن ترویج‌گر به‌ جای بحث بر علیه حقوق مصرف‌كنندگان دخانیات (آن‌ طور كه انتظار می‌رفت)، در حمایت از حقوق مصرف‌كنندگان دخانیات و در جهت شكایت از صنعت تولید دخانیات، به خاطر صدماتی كه به سلامتشان می‌زنند، بحث كرد.  

مخالفینتان را وادار كنید طبق مقررات خودشان عمل كنند​

آژانس‌های فدرال، ایالتی و محلی و مقامات حاكم برای انجام هر فعالیتی قوانین و مقررات خودشان را دارند. هنگام مقابله با این گروه‌ها، حتما كمال استفاده را از آن رویه‌های تضمین‌شده بكنید. 

  • گروه‌های ترویج‌گری می‌توانند از جلسات عمومی اجباری در جهت نشان دادن حمایت یا اعتراضشان نسبت به تغییر سیاست‌های پیشنهادی استفاده كنند.
  • همچنین گروه‌های شهروندی می‌توانند قانونا و به‌ طرز مناسبی از آژانس‌های دولتی یا سازمان‌های مسئول برای به اجرا درآوردن مقررات مشخص، شكایت كنند. به محض اینكه با رویه‌ها و مقاوله‌نامه‌های یك سازمان آشنا شدید، آن‌ها را به‌ سود اهداف خودتان به‌ كار گیرید. 

گروه‌های ترویج‌گری خودتان را به رویدادهای مرتبط متصل كنید

گوش‌ به‌ زنگ رویدادهای مربوط به موضوعات و تاكتیك‌های گروهتان باشید. متصل شدن به چنین رویدادهایی كمك می‌كند موردتان را به اطلاع عموم برسانید و موقعیتتان را در باهمستان تحكیم كنید.    

  • ترویج‌گرانی كه می‌خواهند كمك‌های مردمی برای فقرا از جمله، مسكن كافی را افزایش دهند،‌ می‌توانند موردشان را به مرگ یك شخص محلی كه در اثر قرار گرفتن در معرض سرمای سخت زمستان درگذشته بود، اتصال دهند.
  • مخالفین نیروی هسته‌ای می‌توانند مدعای خودشان را درباره خطرات نیروی هسته‌ای، به حادثه‌ای در پایگاه نیروی هسته‌ای اتصال دهند. 

از کارتان لذت ببرید!

یادتان هست كه درباره جشن گرفتن موفقیت‌ها چه گفتیم و اینكه چطور نسبت به موردتان تعهد ایجاد می‌كند؟ لذت بردن هم همین‌طور است. اگر اعضای گروه ترویج‌گری‌تان از كاری كه انجام می‌دهند لذت نمی‌برند، پس یك جای كار ایراد دارد.

بسیار خوب! شما در فهرست مهارت‌های پایه كارتان را انجام دادید. امیدواریم هنگامی كه آماده اقدام می‌شوید، اگر نه همه آن‌ها، حداقل تعدادی از آن‌ها بتوانند به شما رهنمود بدهند. همراه با پیشرفت كمپین ترویج‌گری‌تان شاید بخواهید برگردید و به این رهنمودها مراجعه كنید. بار دیگر، هر طور دلتان می‌خواهد این رهنمودها را مناسب نیازها و شرایط خودتان اصلاح كنید.

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:06

Pruebe estas habilidades de supervivencia para la defensa o abogacía:

___Resalte lo positivo

___Ponga énfasis en los logros de su organización para la comunidad

___Planifique pequeñas victorias.

___Presente los temas en la forma que quiera que otros los vean.

___Desarrolle su propia identidad pública.

___Controle sus datos.

___Manténgalo simple.

___Trabaje con pasión y sea insistente

___Esté preparado para llegar a acuerdos.

___Sea oportuno y creativo.

___Mantenga su dirección

___Busque el bien en los demás.

___Ponga su atención en la meta.

___Haga que los problemas sean locales y relevantes 

___Obtenga apoyo masivo desde el principio 

___ Trabaje teniendo en cuenta las experiencias de los miembros de su grupo

___ Trate de trabajar fuera del área de experiencia de sus opositores

___Haga que sus adversarios jueguen con sus propias reglas

___Conecte los esfuerzos de su grupo de defensa con eventos relacionados. 

___¡Diviértase!

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 18/01/2013 - 16:19

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۳. فهم مسئله
Mehrnoosh Mon, 05/20/2019 - 14:39
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 05/20/2019 - 14:45

 

احتمالا شما درک خوبی در مورد اهمیت مسئله مورد نظرتان دارید. همچنین احتمالا چیزهایی در مورد تاریخ و عواملی که موجب بروز این مسئله شده است می‌دانید. بسیار خوب، ولی پیش از اینکه جهان را از منظر کمپین ترویجگری درازمدت (یا حتی کوتاه‌مدت) خود ببینید، نیاز دارید میزان قابل توجهی اطلاعات اضافی در مورد پیشینه مسئله مورد نظرتان و تاثیری که بر باهمستانتان می‌گذارد، کسب کنید.

چرا به شناخت کامل مسئله نیاز دارید؟

  • نیاز به استدلال‌هایی دارید که بتواند اعضای‌ گروهتان را قانع کند که مسئله شما مهم است و آن استدلال‌ها بتواند آن‌ها را به هیجان آورد.
  • نیاز خواهید داشت که همپیمانان‌تان را متقاعد کنید که به هدف شما بپیوندند و این کار را باید با ارائه اطلاعاتی که قادر به انکار یا رد آن نیستند انجام دهید.
  • شما باید دلیل انتخاب مواضع خاص مخالفانتان را بدانید و بدانید آن‌ها چه منافع اقتصادی یا دیگر منافعی از تداوم اتخاذ چنین مواضعی کسب می‌کنند.
  • با تحقیق می‌توانید بدانید که برای اصلاح یک وضعیت چه کارهایی باید انجام دهید. علاوه بر این، انجام چه گام‌هایی نسبتا آسان است و چه کارهایی زحمت جدی برای سازمانتان به همراه می‌آورد.
  • خواهید دانست که چه روش راهبردی برای شما بهتر کار می‌کند: می‌خواهید طرحتان را به صورت آشکارا خودتان به پیش ببرید، یا از پشت صحنه کار را مدیریت می‌کنید، یا روشی بین این دو گزینه انتخاب می‌کنید.   
  • اگر زمانی بحثی به میان افکار عمومی کشیده شد – که شاید گاهی بخواهید چنین اتفاقی هم بیافتد –پاسخ‌های لازم را در اختیار خواهید داشت. اگر چنانچه یک گزارشگر از شما بخواهد که در این خصوص موضع‌گیری کنید یا میکروفونی جلوی روی شما قرار دهد، در مورد اطلاعاتتان اطمینان خواهید داشت.
  • هر زمان توسط مخالفانتان، دستگاه‌ها (مانند شهرداری)، یا رسانه‌ها به چالش کشیده شدید، همیشه اطلاعات آماده‌ای در اختیار دارید.  
  • از آنجایی که از ابتدای کمپین درک کاملی از وضعیت موجود دارید، خواهید توانست پیشرفت خود را به شکل منطقی برنامه‌ریزی کنید و در پایان خواهید دانست که چه مسیری را طی کرده‌اید.

حرف آخر این که پیش از ورود به گام‌های خاص مربوط به برنامه‌ریزی که در ادامه این فصل به آن می‌پردازیم، به یک سطح قابل اتکا، محکم و مناسبی از دانش نیاز دارید تا بتوانید برنامه‌های خود را بر اساس آن تدوین کنید.

چه چیزهایی در این جستجو قرار می‌گیرند؟

شکی نیست که باید در مورد مسئله‌تان اطلاعات داشته باشید و بدون اطلاعات اصلا کاری نمی‌توانید از پیش ببرید. اما اگر می‌خواهید یک حامی موفق باشید، بسیار بیش‌تر از یک سری اطلاعات کلی نیاز خواهید داشت:

  • باید بدانید که مردم چه حسی و چه عقایدی در مورد مسئله‌تان دارند.
  • باید بدانید که این مسئله چگونه بخش‌های مختلف باهمستان را به همدیگر پیوند می‌دهد یا از هم جدا می‌کند.
  • باید بدانید چه کسی باعث شکل‌گیری زنجیره مخالفان در برابرتان می‌شود.
  • باید بدانید که چه نیروهایی ممکن است در عرصه سیاست محلی در کار باشند که از انجام کارها طفره می‌روند – یا حتی در برابر شما به مخالفت بر می‌خیزند.
  • شاید لازم باشد بدانید که چگونه می‌توان مردم را واداشت که از شیوه قدیمی انجام کاری دست بکشند و به شیوه جدید روی آروند.
  • ممکن است لازم داشته باشید که نظام عقیدتی مردمی را که به صورت ایدئولوژیک با شما مخالفت می‌کنند، بشناسید.  

خط شروع تحقیق شما:

چه کسانی از این مسئله متاثر می‌شوند؟

  • چه کسانی بیش‌ترین تاثیرات را تجربه می‌کنند؟
  • چه کسانی متضرر می‌شوند، و چه چیزی از دست می‌دهند؟
  • چه کسانی بهره‌مند می‌شوند، و چه چیزی به دست می‌آورند؟

عواقب این مسئله چیست؟

  • برای افرادی که بیش‌ترین تاثیر را تجربه می‌کنند؟
  • برای خانواده‌های آن‌ها؟
  • برای جامعه؟

آثار اقتصادی مسئله چیست؟

  • هزینه‌های اقتصادی مسئله چیست، و چه کسانی این هزینه‌ها را به دوش خواهند کشید؟
  • منافع اقتصادی این مسئله چیست، و چه کسانی از آن بهره‌مند خواهند شد؟

آثار اجتماعی مسئله چیست؟

  • هزینه‌های اجتماعی مسئله چیست، و چه کسانی این هزینه‌ها را به دوش خواهند کشید؟
  • منافع اجتماعی این مسئله چیست، و چه کسانی از آن بهره‌مند خواهند شد؟

موانع کدام‌اند؟  

  • برای پاسخ به این مسئله با چه مانعی روبه‌رو هستیم؟
  • چگونه می‌توان بر این موانع فایق آمد؟

منابع کدام‌اند؟

  • برای پاسخ به این مسئله به چه منابعی نیاز داریم؟
  • از چه طریق و چگونه می‌توان این منابع را تامین کرد؟

پیشینه مسئله چیست؟

  • پیشینه این مسئله در باهمستان چیست؟
  • پیش از این چه تلاش‌هایی برای پاسخ به این مسئله انجام گرفته است؟
  • نتایج چه بوده است؟

به عبارت دیگر، شناخت ریشه‌های اصلی مسئله و دانستن اینکه از زمان آغاز این علل ریشه‌ای چه اتفاقاتی رخ داده است، می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.

بهترین منابع اطلاعات کدام‌اند؟

شما احتمالا به دو دسته اصلی اطلاعات نیاز خواهید داشت:

  • جمع‌آوری اطلاعات در مورد پیشینه مسئله

جمع‌آوری اطلاعات در مورد پیشینه مسئله ممکن است کار سنگینی باشد؛ شما یا فردی از اعضای گروه ممکن است نیاز باشد که در این حوزه تخصص کسب کنید یا یک متخصص را پیدا کنید که به گروه شما بپیوندد یا به شما مشاوره دهد. برای مثال، مسئله شما می‌تواند قطع بی‌رویه درختان و تاثیر آن بر محیط زیست باشد. گروه شما باید تا حدودی در مورد حیات وحش، آبراه‌ها، کیفیت آب، تاثیر قطع درختان بر ماهی‌ها، چرخه حیات درختان، اقتصاد صنعت چوب، قوانین مربوط به جنگل‌ها، و غیره اطلاعات داشته باشد.

اگر مسئله شما خدمات سلامت برای فقرا باشد، ممکن است نیاز داشته باشید که شناخت قابل قبولی از بسیاری از حوزه‌ها داشته باشید، از جمله: اطلاعاتی در مورد اقتصاد نظام خدمات سلامت، تاثیرات بی‌توجهی به سلامت در میان خانواده‌های فقیر، و تاثیر سیاست‌های استانی و کشوری بر تهی‌دستان.

کتابخانه‌ها

زمانی که در جستجوی اطلاعات در مورد پیشینه مسئله هستید بهترین نقطه شروع کتابخانه محل‌تان است. این کتابخانه‌ها بسیاری از انتشارات کنونی را مشترک هستند و شماره‌های قبلی مجلات و روزنامه‌های مهم را نیز دارند. گزارشات ویژه‌ای که توسط مجلات منتشر می‌شوند منابع ارزشمندی برای کسب اطلاعات در مورد پیشینه مسئله شما در خود دارند.

علاوه بر این، بسیاری از کتابداران مرجع نیز هستند که برای جستجوی چنین منابعی آموزش دیده‌اند. آن‌ها می‌توانند شما را به سایت‌های قابل اعتمادی راهنمایی کنند که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد.

اینترنت

یک فهرست راهنمای اینترنتی خوب آماده کنید، یا می‌توانید کلمات کلیدی مناسبی را در یک موتور جستجوی خوب تایپ کنید تا شما را به لینک‌های مناسب بسیار زیادی هدایت کنید.

هر چند اینترنت پر از اطلاعات خوب است، اما برای کار با آن باید چیزهایی را به خاطر داشته باشید. هیچ نظارتی بر اینترنت وجود ندارد به همین دلیل اطلاعاتی که پیدا می‌کنید ممکن است قدیمی یا کاملا غلط باشند. با وبسایت‌های سازمان‌های ملی یا دولتی که به موضوع شما اختصاص دارند شروع کنید؛ می‌توانید مطمئن باشید که اطلاعات این سازمان‌ها دقیق و به‌روز هستند.

از دیگر گروه‌های حمایت و ترویجگری بیاموزید ​

در بسیاری از موارد، ممکن است پیش از شما گروه‌های مشاوره و ترویجگری ملی مطالعاتی در زمینه پیشینه مسئله انجام داده باشند. همچنین ممکن است از گروه‌های حمایت و ترویجگری کوچک دیگر که موضوعاتی شبیه به شما را دنبال می‌کنند، چیزهایی یاد بگیرید. اما باید در مورد استفاده از اطلاعات و ارقام دیگر سازمان‌ها مراقب باشید. در برخی موارد، ممکن است دقیق نباشند یا جهت‌گیری خاصی به تحقیق شما بدهند که برای شما مفید نباشد.

چیزی که می‌توانید از دیگر گروه‌ها بیاموزید روندی است که طی کرده‌اند – یعنی مسیری که آن‌ها در تحقیق‌شان از سرگذرانده‌اند. برای مثال، فرض کنید یک گروه در باهمستان همسایه شما با یک بخش صنعتی بزرگ به خاطر ریختن پسماند‌های صنعتی تصفیه نشده به داخل رودخانه مشکل دارد. اکنون شما مشکل مشابهی با یک کارخانه تولید کننده غذای حیوانات پیدا کرده‌اید. شما می‌توانید بفهمید آن‌ها در مسیر حل مشکل‌شان از چه منابع اطلاعاتی استفاده کرده‌اند و با چه موانعی مواجه شده‌اند.

شما برای شروع می‌توانید از فرمی مشابه جدول زیر استفاده کنید:

چیزهایی که باید بدانم

کجا باید جستجو کنم

آیا مفید است؟

تاثیرات پسماندهای کارخانه تولید کاغذ بر حیوانات

- کتابخانه

- کالج – پروفسور اسمیت، دانشکده جانورشناسی

- از گروهی در میلتون بپرسم

- بله، به جین مراجعه کن

- نه، به شرکت مذکور مشاوره می‌دهد

- عالی، چیزهای زیادی دارند که با ما به اشتراک می‌گذارند

 
  • گردآوری اطلاعات محلی

شما برای اینکه بتوانید کمپین خود را راه بیاندازید و در مسیر مناسب قدم بگذارید، به اطلاعات جزیی در مورد مسئله و چگونگی تاثیر آن بر باهمستانتان نیز نیاز دارید.

برخی از روش‌های مطالعاتی که برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به پیشینه تحقیق استفاده کردید، برای مطالعه در مورد ابعاد محلی مسئله نیز بسیار مفید هستند. برای مثال، کتابداران مرجع شناخت بسیار خوبی در مورد باهمستان هستند و می‌دانند کجا می‌توان دیگر آرشیوها یا اطلاعات مربوط به پیشینه مسئله را یافت.

رسانه‌های محلی

اگر روزنامه محلی دارید، به فایل‌های بریده جراید آن حتما سری بزنید. ممکن است بتوانید اطلاعات ارزشمندی در مورد ریشه‌های مسئله‌ای که با آن روبه‌رو هستید بیابید. تلویزیون و رادیو ممکن است آرشیو نظام‌مندی نداشته باشند، اما اگر یک گزارشگر یا محققی در میان کارکنان باشد ممکن است از ارائه راهنمایی به شما خیلی هم خوشحال شود.

گزارش‌های سالانه

آیا طرف مخالف شما شرکتی است که گزارش‌های سالانه خود را منتشر می‌کند؟ این گزارشات می‌توانند آمارهای مفیدی به شما ارائه کنند. یا می‌توانید اطلاعات مفیدی از برخی گروه‌های خاص بدست آورید؛ مانند گروه‌های عام المنفعه، سازمان‌های تجاری، مراکز خدمات اجتماعی، و دیگر مراکزی که برای عموم اطلاعات را منتشر می‌کنند.

بخش‌ تجاری

اغلب بخش تجاری هر باهمستانی اطلاعات و ارقام را گردآوری می‌کند – برای مثال، برای درج در بروشوری که به منظور جلب کسب و کارهای جدید یا ساکنان جدید به شهر تهیه شده‌اند. اتاق بازرگانی می‌تواند نقطه شروع خوبی برای این کار باشد.

پر کردن خلاها

ممکن است اطلاعاتی باشد که شما نمی‌توانید از منابع نوشتاری کاغذی یا الکترونیکی تهیه کنید. و اگر چنین خلاهایی در دانسته‌های شما وجود دارد، بهترین راه برای پر کردن آن پرس و جو از دیگران است.

برای مثال، اگر می‌خواهید بدانید راهبردی که در نظر دارید می‌تواند حمایت افکار عمومی را جلب کند یا موجب برانگیخته شدن خشم پنهانشان می‌شود، این موضوع را به پرسش بگذارید!

در ادامه پیشنهاداتی برای دریافت اطلاعات مورد نیازتان از مردم باهمستانتان ارائه شده است.

مصاحبه با رهبران باهمستان

برای معاشرت و گفتگو با افرادی که در باهمستانتان به عنوان رهبر شناخته می‌شوند، زمان بگذارید. نیازی نیست این افراد مقامات منتخب مردم یا افراد صاحب قدرت باشند، اما باید مورد احترام و صاحب نفوذ باشند. آن‌ها می‌توانند افراد زیر باشند:

  • رهبران مذهبی کلیسا
  • رهبران گروه‌های جوان
  • صاحبان حرفه و مشاغل محلی که از احترام مردمی برخوردارند
  • نمایندگان باهمستان‌های تجاری
  • مربیان (مانند اعضای هیات مدیره مدرسه، مدیران مدرسه)

فراموش نکنید که ممکن است این رهبران در آینده در کمپین شما مفید باشند پس مواظب باشید که آن‌ها را در کنار خود داشته باشید. اگر هنوز آمادگی مشارکت در موضوعی را ندارند، حتما عقب‌نشینی کنید.

مصاحبه با ساکنان باهمستان

شما ممکن است با انتخاب یک گروه نمونه از ساکنان بتوانید در مورد فهم و رویکرد باهمستانتان اطلاعات مفید گردآوری کنید، به این شرط که گروه نمونه به اندازه کافی بزرگ باشد و به معنای واقعی کلمه باهمستانتان را نمایندگی کند.

در این روش، تکنیک‌های مختلفی وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را به کار گیرید، از جمله:

  • نظرسنجی بین راهی (متوقف کردن مردم در خیابان)
  • نظرسنجی تلفنی (با انتخاب تصادفی شماره‌ها)
  • نظرسنجی مکتوب (ارسال به یک گروه نمونه که به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند)

با استفاده از هر یک از این روش‌ها، شما می‌توانید اطلاعات خوبی کسب کنید، هر چند نرخ بازگشت فرم‌های نظرسنجی مکتوب معمولا بسیار کم و هزینه آن بالاست. اما تنها با رفتن به خیابان و پرسیدن نظر مردم در مورد یک موضوع خاص، می‌توانید بینش خوبی به موضوع پیدا کنید، یا ممکن است توجه شما را به مشکلاتی جلب کنند که هرگز به آن‌ها فکر نکرده باشید.

تنها به یاد داشته باشید که نمی‌توانید به اطلاعات و ارقامی که از این راه‌ها بدست آورده‌اید، ارجاع بدهید، مگر این‌که:

  • از یک گروه نمونه که به اندازه کافی گسترده باشد استفاده کرده باشید
  • بسیار حرفه‌ای گروه نمونه را انتخاب کرده باشید
  • بسیار حرفه‌ای جملات و کلمات پرسش خود را انتخاب کرده باشید
  • نتایج با دقت نقل و تحلیل شده باشد

برای مثال اگر گروه شما ادعا می‌کند که «۹۰ درصد مردم شهر از شما حمایت می‌کنند»، و بعدا مشخص شود که شما تنها با دوستانتان تماس گرفته‌اید، یا تنها با مردم حاضر در کافی شاپ صحبت کرده‌اید، رد این ادعا برای مخالفانتان بسیار ساده خواهد بود – و بعید است آن‌ها در آینده نتایج آماری شما را جدی بگیرند.

گروه‌ هدف

این روش به دو شکل می‌تواند مفید باشد:

  • به دنبال شکار ایده‌ها و عکس العمل‌های یک گروه نسبتا عادی از مردم باشید
  • یک ایده معین را آزمایش کنید   

یک هشدار را مد نظر داشته باشید: بسیاری از تحقیقاتی که بر روی یک گروه هدف انجام می‌شود، قابلیت استفاده برای اثبات هیچ چیز را ندارد. شما نمی‌توانید تنها با تکیه بر یافته‌هایتان از یک گروه مرجع بگویید: «مردم باهمستان می‌گویند که هوای پاک اولویت اول آن‌هاست»، چون این گروه به اندازه کافی بزرگ نیست. اما گروه‌های هدف می‌توانند از این جهت مفید باشند: عکس‌العمل‌های مردم به برخی ایده‌ها را نشان بدهند و مسیرهایی برای تحقیق پیش روی شما بگذارند که هرگز درباره آن‌ها نیاندیشیده‌اید.

گفتگوهای هدایت شده

این شیوه گردآوری اطلاعات چیزی شبیه به گفتگوی جداگانه با تک تک اعضای یک گروه هدف است. اعضای گروه شما با اعضای باهمستان به صورت حضوری یا تلفنی گفتگو می‌کنند. مصاحبه‌کنندگان یک چک لیست دارند که حاوی نکات و سوالاتی است که می‌خواهید در روند مصاحبه پوشش داده شود؛ با این وجود می‌توانید اجازه دهید رشته کلام به هر سمتی که می‌خواهد برود – و این کار اغلب خود موجب طرح ایده‌های خوبی در مورد مسئله می‌شود.

Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 14:25

Herramienta #1: Hoja de trabajo para la Investigación

 

Necesito saber Donde buscar ¿Utilidad?

 

 

   

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:08

Antes de planear los detalles de tu campaña, se puede necesitar enriquecer más  tu conocimiento.

___No se necesita saberlo todo, pero una buena comprensión del asunto es esencial

___Es importante no solamente conocer los hechos, sino comprender las creencias de la gente a la que sirves, y la de tus oponentes. También es importante conocer cómo se volcaron a esas creencias

Una completa comprensión del asunto te ayudará a:

___Convencer a tus miembros que el asunto es importante

___Persuadir aliados a unirse a tu causa

___Comprender a tus oponentes

___Ser preciso en tu planeamiento

___Educar al público

Necesitará saber:

___Cómo se siente la gente de diferentes segmentos de la comunidad sobre el asunto.

___Qué hace palpitar a los oponentes

___Qué necesitará la estructura política de la comunidad para hacer y/o aceptar un cambio.

La información que se necesite probablemente será de dos tipos:

___Información esencial general.

___Información específica sobre el asunto tal como afecta a tu comunidad.

Obtener información general para educarse a sí mismos sobre el asunto:

___Puede implicar trabajar en bibliotecas

___Puede implicar navegar en la Web

___Puede implicar escarbar en archivos, reportes anuales y anuarios

___Puede implicar el reclutamiento de expertos

Recolectar información sobre el asunto tal como afecta a tu propia comunidad puede implicar:

___Utilizar archivos de prensa

___Utilizar archivos del Municipio

___Obtener información de los intereses de negocios locales

Puede suplir las deficiencias obteniendo información de:

___Líderes de la comunidad

___Representantes de la comunidad de negocios

___Educadores (es decir, miembros de concejos escolares, o directores escolares)

Si se necesita más información sobre los pensamientos y sensaciones de los residentes locales, puede comenzar con:

___Encuestas

___Grupos de enfoque 

___Discusiones guiados

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:40

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۴. شناسایی متحدان
Mehrnoosh Tue, 07/16/2019 - 12:52
متن خودآموز
Mehrnoosh Tue, 07/16/2019 - 12:59

متحد چه کسانی هستند؟ 

متحدان افراد یا گروهی از افراد هستند که یا منافع و علایق مشترک با شما دارند، یا ظرفیت‌ها و منابعی که می‌توانند به شما کمک کنند. داشتن متحد مهم است زیرا اگر در کنار خود کسانی داشته باشید که به هدفی که از آن حمایت می‌کنید باور داشته باشند، احتمال رسیدن با هدفتان بسیار بیش تر از زمانی وقتی خواهد بود که به تنهایی تلاش می‌کنید. 

چرا به متحد نیاز دارید؟ 

متحدان می‌توانند به شما در دستیابی به هدفتان کمک کنند. آن‌ها ممکن است حاضر شوند اطلاعات و منابع‌شان را برای تحقق اهدافتان در اختیارتان قرار دهند و وقتی تعداد کسانی که برای یک هدف کار می‌کنند بیش تر باشد احتمال توجه باهمستان به به آن هدف بیش تر می‌شود. 

چگونه می‌توانیم متحد پیدا کنیم؟ 

آسان‌ترین راه برای پیدا کردن متحد این است که مشخص کنید آیا در حال حاضر گروه‌هایی در باهسمتانتان هستند که به همکاری با شما برای رسیدگی به مسئله مورد نظرتان یا مسائل مشابه علاقه نشان بدهند.

برای مثال، اگر مسئله‌ای که دنبال می‌کنید منجر به ارتقا ارزش غذایی وعده ناهار مدارس می‌شود، ممکن است انجمن قلب آمریکا علاقه‌مند به کمک به گروه شما باشد – یا شاید حتی آن‌ها در حال کار مشغول راه‌اندازی کافه تریاهایی در مدارس باشند که غذا را تنها در روغن‌های ۱۰۰ درصد گیاهی سرخ بکنند.

یکی از راه‌های پیدا کردن این گروه‌ها مراجعه به راهنما یا فهرست منابع باهمستان است. بسیاری از فهرست‌های منابع را می‌توان در سازمان‌های خصوصی مانند «راه متحد»، یا سازمان‌های محلی پیدا کرد.

برخی از مکان‌های دیگری که ممکن است بتوانید در آن‌ها اطلاعاتی در مورد منابع محلی بیابید عبارتند از:

  • کتاب راهنمای مراکز خدمات و بازرگانی (یلوپیج)
  • مراکز خدمات محلات 
  • اتاق بازرگانی 
  • شهرداری 

اگر نتوانستید برای مسئله مورد نظرتان یک فهرست منابع آماده پیدا کنید همیشه می‌توانید خودتان آن را بسازید. چیزهایی که باید بپرسید عبارتند از: 

  • هم‌اکنون چه کسی در باهمستان کاری مرتبط با مسئله مورد نظر شما انجام می‌دهد؟ 
  • آن‌ها چه کاری انجام می‌دهند؟ 
  • وضعیتشان چگونه است؟ 
  • چه راهبردهای موثری را تجربه کرده‌اند؟ 
  • آیا می‌توانید در جاهایی با آن‌ها همکاری کنید؟ 
  • چه افراد دیگری را می‌شناسید که اگر چه ممکن است به این مسئله اشتغال نداشته باشند، ولی احتمال دارد به آن علاقه نشان دهند؟ 

برای توسعه این لیست می‌توانید از تکنیک «گلوله برفی» استفاده کنید. برای این منظور از متحدانتان بخواهید هر کدام لیستی از چند گروه دیگری را که بر روی این مسئله کار می‌کنند یا علاقه‌مند هستند که به گروه شما کمک کنند، بنویسند. این روند با تداوم سوال از متحدان در مورد این گروه‌ها ادامه می‌یابد. 

راه دیگر این است که شما و گروهتان نام همه بخش‌های فعال در باهمستانتان را بنویسید؛ مانند: سازمان‌های مذهبی، مراقبت‌های حوزه سلامت و کسب و کار. سپس سازمان‌هایی را که در هر بخش ممکن است به شما کمکی بکنند مشخص کنید.  

آیا شما و متحدانتان به چیزهای مشابهی اهمیت می‌دهید؟ 

زمانی که متحدان بالقوه خود را مشخص کردید سوالی که باید از خودتان بپرسید این است که کدامیک از این متحدانتان به مسئله مورد نظر شما به اندازه‌ای اهمیت می‌دهد که حاضر باشد به سازمان شما کمک کند؟ هر چه یک گروه منفعت بیش‌تری از موفقیت شما عایدش بشود، علاقه بیش‌تری نیز برای همکاری با گروهتان از خود نشان خواهد داد. به همین ترتیب، گروهی که ممکن است بیش‌ترین ضرر را بکند، احتمال مخالفتش با شما نیز بیش‌تر می‌شود. 

البته ممکن است گروه‌ها با کمک به شما چیزی از دست بدهند و چیزی به دست بیاورند. سوال این است که آیا منافع کسب شده بیش‌تر از ضررشان است؟ ضرر این‌جا تنها مالی نیست بلکه می‌تواند شامل هویت گروهی، شأن، یا وقت آن‌ها باشد. 

یک جدول هزینه-فایده متحدان به شما کمک خواهد کرد تا بفهمید چه کسانی قوی‌ترین متحدان بالقوه شما هستند. همچنین به شما کمک می‌کند که دریابید اگر آن‌ها تصمیم بگیرند از شما پشتیبانی کنند چه چیزهایی از دست می‌دهند و چه چیزهایی به دست می‌آورند. 

وقتی از جدول استفاده می‌کنید، از خودتان بپرسید: 

  • این برای چه کسی مسئله است؟ لیستی از همه کسانی که ممکن است از این مسئله متاثر شوند تهیه کنید. 

سپس برای هر یک از این گروه‌ها این سوالات را از خود بپرسید: 

  • منافع‌شان چیست؟ آن‌ها با کمک به شما چه چیزی به دست می‌آورند؟ 
  • خطرهای پیش رویشان چیست؟ آن‌ها ممکن است چه چیزهایی را از دست بدهند؟

اکنون می‌توانید به این گروه‌ها به عنوان متحد بالقوه مراجعه کنید. با دانستن سود و زیان آن‌ها شما قادر خواهید بود بهتر خطرها را کوچک جلوه دهید یا از بین ببرید و بر سود حاصل از همکاری برای آن‌ها تاکید کنید.

حتی گروه‌هایی که ارتباط مستقیمی با مسئله مورد نظر شما ندارند نیز ممکن است به شکل غیرمستقیم به آن علاقه داشته باشند، و این وضعیت می‌تواند به نفع شما کار کند. 

یک شیوه اندیشیدن در مورد متحدان غیرمستقیم این است که خود و متحدانتان را محور یک چرخ دوچرخه فرض کنید و طوقه چرخ را دیگر اعضای باهمستان در نظر بگیرید و اسپک‌های چرخ رابطه‌هایی هستند که هر یک از اعضای گروه و متحدانتان با اعضای باهمستان دارند. 

سوالات زیر مربوط است به کسانی که با متحدانتان ارتباط دارند:

  • چه کسانی با این افراد معامله می‌کنند؟ 
  • چه کسانی پول به آن‌ها قرض می‌دهند یا از آن‌ها قرض می‌کنند؟ 
  • آن‌ها به چه سازمان‌ها یا کلیساهایی وابسته هستند؟ 

«دبیرستان دره شاد» شاهد افزایش خشونت در بین دانش آموزان خود است. گروه شما قصد دارد به عنوان بخشی از برنامه خود برای کاهش خشونت در مدرسه، یک نیروی حراست استخدام کند. با استفاده از جدول هزینه- فایده مشخص می‌کنید که از بین معلمان، دانش آموزان، والدین، و هیات آموزش محل، چه کسانی بیش‌تر احتمال دارد متحد شما در این مسئله باشند. 

گروهی که بیش‌تر از همه با این مسئله ارتباط مستقیم دارد دانش آموزان هستند. آن‌ها به صورت مستقیم تحت تاثیر خشونت‌ها در مدرسه هستند و از کاهش یا از بین رفتن خشونت بیش از همه سود می‌برند.

یکی نمونه از منفعت غیرمستقیم در این کار می‌تواند برای شرکت بیمه‌ای باشد که این مدرسه تحت پوشش آن قرار دارد. آن‌ها در صورت صدمه دیدن دانش آموزان و معلمان یا تخریب اموال مدرسه متضرر می‌شوند. بنابراین گروه شما می‌تواند به آن‌ها به عنوان یک متحد بالقوه مراجعه کند و از انگیزه مالی آن‌ها در این کار بهره ببرید. 

به کار گرفتن متحدان 

همکاری با چند متحد از شما چهره‌ای قدرتمند و معتبر در نگاه باهمستان می‌سازد و به آن‌ها نشان می‌دهد که مسئله آنقدر مهم هست که موجب شده شما اختلافات را کنار بگذارید و برای حل آن متحد شوید. هر چه تعداد متحدانی که در مورد یک مسئله همصدا هستند بیش‌تر باشد احتمال موفقیت شما نیز بیش‌تر می‌شود.

گروه شما نگران رشد بالای بارداری نوجوانان در باهمستانتان است. از نظر شما یکی از عوامل اصلی این مسئله عدم دسترسی به تجهیزات کنترل بارداری است. در باهمستان شما گروهی از کلیساها وجود دارند که آن‌ها نیز نگران مسئله بارداری نوجوانان‌اند، اما با ایده دسترسی نوجوانان به تجهیزات کنترل بارداری بدون مشورت با والدین مخالف هستند. این کلیساها کمک‌های خیریه زیادی برای رسیدگی به این موضوع دریافت کرده‌اند، در حالی که گروه شما داوطلبان بسیاری برای فعالیت در این زمینه دارد ولی پولی در اختیار ندارد. 

شما می‌دانید که پول کلیسا و تجربه آن در امور مشاوره‌ای می‌تواند کمک بزرگی به شما بکند ولی جلب موافقت کلیساها در مورد راهبردهای شما کار دشواری است. در عوض شما می‌توانید با آن‌ها این‌گونه کنار بیایید که کار خود را محدود به برگزاری کارگاه‌های آموزشی کنید که در آن‌ها در مورد کنترل بارداری نیز صحبت می‌شود. به این ترتیب، شما می‌توانید با آن‌ها برای پیشبرد مسئله‌ مورد نظرتان در خصوص کاهش بارداری نوجوانان کار کنید، و گروه مربوط به کلیسا هم می‌تواند بدون موافقت با روش‌هایی که به نظرش تندروانه و افراط‌گرایانه است، از این موضوع سود ببرد. 

ابتدا باید با کدام متحدانتان ارتباط بگیرید؟ 

یکی از راه‌های اولویت‌بندی متحدانتان این است که آن‌ها را بر اساس میزان قدرت احتمالی که می‌توانند برای گروهتان بیاورند رده‌بندی کنید. 

قدرت یک گروه شاخصی است برای میزان موثر بودن کمک آن گروه در موفقیت شما برای رسیدن به هدفتان. در جریان پیشرفت پروژه‌ ممکن است به متحدانی با تخصص‌های ویژه یا افرادی با نوعی مهارت خاص در چانه‌زنی نیاز پیدا کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که به فهرست منابع باهمستانتان سری بزنید و گروه‌هایی را که نیاز دارید انتخاب کنید. 

جدول قدرت متحدان​

استفاده از « جدول قدرت متحدان» می‌تواند به شما کمک کند که بفهمید یک متحد بالقوه چه قدرتی دارد و کدام متحد‌ها برای گروهتان مفیدتر هستند. 

ابتدا اجازه بدهید مروری داشته باشیم بر لیست انواع قدرت متحدان و برخی مثال‌ها در این رابطه. 

مثال

دلیل

نوع قدرت

گروهی متشکل از ۵۰۰ عضو در شورای یک مدرسه حاضر می‌شود. 

هر چه تعداد اعضای یک گروه بیش‌تر باشد احتمال نادیده گرفته شدن آن گروه نیز کم‌تر می‌شود. 

اعضا: این گروه چه تعداد عضو دارد؟ 

اتحادیه معلمان محل به گروه شما کمک خیریه کرده‌اند. 

کمک مالی همیشه به تحقق هدف گروهتان کمک می‌کند.  

پول: آیا آن‌ها به مسئله مورد نظر شما کمک مالی می‌کنند؟ 

یک روحانی محترم از کلیسای محل به عنوان سخنگوی شما حرف می‌زد. 

گروهی که از شهرت خوبی در باهمستان برخوردار باشد می‌تواند اعتبار خوبی برای گروهتان به همراه بیاورد.  

اعتبار: آیا آن‌ها می‌توانند اعتبار خاصی با خود همراه بیاورند؟ 

پوستر یک کودک شناخته شده بیمار می‌تواند عکس العمل‌های احساسی ایجاد کند.

برخی از گروه‌ها برای همه از جذابیت خاصی برخوردارند و اگر گروهتان ارتباطی با آن‌ها داشته باشد به تصویری ارائه شده از شما کمک خواهند کرد. 

جذابیت: آیا آن‌ها جذابیت خاصی دارند؟ 

دفتر محلی «راه متحد» به گروه شما پشتیبانی اداری می‌دهد. 

گروهی که در شبکه‌ای بزرگ از دیگر گروه‌ها عضو باشد می‌تواند منابع مالی، اعتبار، و میزانی از قدرت سیاسی نیز در اختیار داشته باشد. 

شبکه: آیا آن‌ها بخشی از یک شبکه سازمان‌مند بزرگ هستند؟ 

اتحادیه افسران پلیس محلی اعلام می‌کند از شما در مسیر تغییر سیاستگذاری‌ها با هدف بهبود امنیت پشتیبانی می‌کند. 

گروه‌هایی که به سرسختی شهرت دارند، می‌توانند موجب دلسردی مخالفان شوند. 

شهرت: آیا آن‌ها به سرسختی شهرت دارند؟ 

شرکت حقوقی «اسمیت، جانز و براونز» به شما پشتیبانی حقوقی رایگان می‌دهد. 

یک متحد ممکن است برای گروهتان مهارت‌های حقوقی، تجاری، یا فنی به همراه بیاورد. 

مهارت‌ها: آیا آن‌ها مهارت‌های خاصی دارند؟ 

یک گروه فعال حقوق کودکان که به تازگی توانسته پیروزی بزرگی کسب کند اعلام آمادگی کرده است که به گروه شما پشتیبانی فنی بدهد. 

برخی از گروه‌ها ممکن است شهرت یا روابط خاصی با رسانه‌ها داشته باشند که ارزش خبری‌شان را بیش‌تر می‌کند. پیوستن آن‌ها به شما می‌تواند باعث پوشش مثبت هدف مورد نظرتان در رسانه‌ها شود. 

ارزش خبری: آیا آن‌ها از ارزش خبری خاصی برخوردارند؟ 

چگونه باید از «جدول قدرت متحدان» استفاده کرد؟

  • برای هر متحدی که می‌خواهید قدرتش را ارزیابی کنید، جدولی جداگانه تهیه کنید. 
  • ارزیابی کنید که متحد شما چه میزانی از هر یک از انواع قدرت را در اختیار دارد و برای آن مثالی بیاورید. 
  • با نگاه به جدول ببینید کدام یک از متحدانتان از انواع قدرت بیش‌تری برخوردار است و یا کدامیک قدرت‌هایی دارد که نیازهای کنونی شما را بیش‌تر تامین می‌کند. به این ترتیب اگر چیزی که واقعا نیاز دارید متحدی است که پول داشته باشد، در این صورت متحدی که جذابیت خاصی دارد شاید لزوما در این مرحله به درد شما نخورد. 

نمونه‌ای از یک جدول قدرت مربوط به یک متحد   

یک مثال بزنید: 

ارزیابی قدرت: این متحد از این نوع قدرت چه میزان در اختیار دارد؟ 

نوع قدرت

آن‌ها ۲۰۰ عضو فعال دارند

اعضای زیادی دارد. 

اعضا 

سال گذشته آن‌ها توانستند وضعیت پارک محل را بهبود ببخشند. ارزش کار آن‌ها معادل ۱۰۰ هزار دلار بود. 

بسیار معتبر است. 

اعتبار 

این روش برای هر نوع متحدی مناسب است اما اگر محدودیت زمانی دارید، می‌توانید از آن تنها برای ارزیابی متحدانی که در مورد آن‌ها تردید دارید یا متحدی که قدرتی خاص دارند، استفاده کنید. 

از یک جدول قدرت متحدان خالی استفاده کنید و معیارهای قدرتی را که خودتان دارید در آن بنویسید. 

اکنون که چند متحد بالقوه پیدا کردید، می‌توانید بر بهترین راه‌های ارتباط با آن‌ها تمرکز کنید و آن‌ها را متقاعد کنید که در کاری که شروع کرده‌اید، به شما بپیوندند. 

Examples
pschneider Wed, 11/08/2017 - 10:21

Example: "Stoplights Don't Stop Us!"

 

“Stoplights Don’t Stop Us!” tells the story of how people with disabilities in Emporia, Kansas, living in a high-rise apartment complex near a dangerous intersection, came together as allies to advocate for change in their community. The changes they achieved enhanced their ability to more fully and safely participate in the community. (The video is also available with audio description.) To learn more about this process for making change to support independent living for all, visit the free publication: Your Action Planning Guide for Promoting Full Community Participation Among People with Disabilities: A Resource for Independent Living Centers and Other Community-based Initiatives.

Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 14:44

Herramienta 1: Inventario de recursos comunitarios para el reconocimiento de aliados

Completar esta tabla te ayudará a determinar quiénes podrían ser tus aliados para tu campaña de defensa y qué es lo que están haciendo, o podrían estar haciendo, sobre el asunto en cuestión.

Inventario de recursos comunitarios para el reconocimiento de aliados

Fuentes de Aliados Aliados Potenciales ¿Qué están haciendo? (¿o qué podrían estar haciendo sobre el asunto en cuestión?) ¿Contactados?
¿Quién está trabajando actualmente en tu comunidad sobre el asunto?      

Otros posibles aliados en base a fuentes de información general

 

 

 

 

 

 
Páginas amarillas      
Guía de Servicio Social      
Grupos asistenciales barriales      
Cámara de Comercio      
Municipalidad      
Miembros de tu propio grupo, colegas y amigos      
Otros      
       

Herramienta 2: Ejercicio Riesgos vs. Beneficios de aliados potenciales

Esta tabla te ayudará a reconocer los riesgos y beneficios que cada aliado potencial enfrenta cuando considere unirse a tu grupo. Saber esto resulta importante cuando se contacten a los aliados potenciales para que se unan a tu causa.

Ejemplo: Ejercicio Riesgos vs. Beneficios de los Aliados. La siguiente tabla muestra cómo un grupo de personas que se organizó para reducir la violencia escolar podría dedicarse a determinar quién se preocupa sobre su asunto.

El problema: Incremento de la violencia entre estudiantes en la Happy Valley High School. Tu grupo desea contratar un guardia de seguridad como parte de un programa para reducir la violencia en la escuela.

Pregúntese a usted mismo Ejemplos ¿Cuáles son los beneficios?
¿Qué obtienen si usted gana?
¿Cuáles son los riesgos?
¿De quién es el problema? Estudiantes - Escuelas más seguras
Un mejor ambiente de aprendizaje.
- Reglas/códigos más estrictos en la escuela-menos libertad
  Maestros - Seguridad para ellos mismos y alumnos
Incremento de la satisfacción laboral
- Podrían resultar culpados por las reglas más estrictas
  Familiares - Seguridad de los niños
 Mejor educación para sus hijos
- Podría acarrear un incremento en las contribuciones

¿Otros costos financieros?

  Consejo de educación local - Incremento del apoyo de la comunidad - Puede ser costoso, lo cual podría disminuir el apoyo político, especialmente si el programa no resulta exitoso.

 Ejercicio Riesgos vs. Beneficios de aliados potenciales

Pregúntese a usted mismo Ejemplos ¿Cuáles son los beneficios?--¿Qué obtienen si usted gana? ¿Cuáles son los riesgos? --¿Qué podrían perder?
Whose problem is it?      
       
       
       
       
       

Herramienta 3: Cadena de poder de un aliado

Esta tabla ayudará a clarificar el poder (o poderes) que un aliado potencial puede aportar a tu grupo, y con eso ayudará a identificar cuáles aliados serán los más valiosos para tu grupo

Tipo de poder Apreciación de Poder: ¿Tienen mucho de ello o no? Dé un ejemplo
Miembros: ¿Cuántos miembros tiene el grupo?    
Dinero: ¿Donarán dinero para tu asunto?    
Credibilidad: ¿Aportan una credibilidad especial?    
Atracción: ¿Tienen ellos una atracción especial?    
Red: ¿Ellos son parte de una red extensa, organizada?    
Reputación: ¿Tienen una reputación de dureza?    
Habilidades: ¿Tienen habilidades especiales?    
Interés Periodístico: ¿Son ellos en particular de interés periodístico?    
Otro    

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:08

Antes de planear los detalles de tu campaña, se puede necesitar enriquecer más  tu conocimiento.

___No se necesita saberlo todo, pero una buena comprensión del asunto es esencial

___Es importante no solamente conocer los hechos, sino comprender las creencias de la gente a la que sirves, y la de tus oponentes. También es importante conocer cómo se volcaron a esas creencias

Una completa comprensión del asunto te ayudará a:

___Convencer a tus miembros que el asunto es importante

___Persuadir aliados a unirse a tu causa

___Comprender a tus oponentes

___Ser preciso en tu planeamiento

___Educar al público

Necesitará saber:

___Cómo se siente la gente de diferentes segmentos de la comunidad sobre el asunto.

___Qué hace palpitar a los oponentes

___Qué necesitará la estructura política de la comunidad para hacer y/o aceptar un cambio.

La información que se necesite probablemente será de dos tipos:

___Información esencial general.

___Información específica sobre el asunto tal como afecta a tu comunidad.

Obtener información general para educarse a sí mismos sobre el asunto:

___Puede implicar trabajar en bibliotecas

___Puede implicar navegar en la Web

___Puede implicar escarbar en archivos, reportes anuales y anuarios

___Puede implicar el reclutamiento de expertos

Recolectar información sobre el asunto tal como afecta a tu propia comunidad puede implicar:

___Utilizar archivos de prensa

___Utilizar archivos del Municipio

___Obtener información de los intereses de negocios locales

Puede suplir las deficiencias obteniendo información de:

___Líderes de la comunidad

___Representantes de la comunidad de negocios

___Educadores (es decir, miembros de concejos escolares, o directores escolares)

Si se necesita más información sobre los pensamientos y sensaciones de los residentes locales, puede comenzar con:

___Encuestas

___Grupos de enfoque 

___Discusiones guiados

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:45

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۵. شناسایی مخالفان
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 10:30
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 10:46

چه کسانی مخالفان شما هستند؟

وقتی در جهت دستیابی به هدفی حرکت می‌کنید، گاهی به نظر می‌رسد همه از کاری که می‌کنید حمایت می‌کنند. اگر در حال جمع‌آوری کمک مالی برای شعبه‌ جدید یک بیمارستان هستید، یا برای دریافت کمک هزینه برای یک شعبه از کتابخانه‌ای اقدام می‌کنید، همه افراد در باهمستان ممکن است شما را تشویق کنند. این خیلی عالی است، اما تقریبا نادر است. در بیش‌تر موارد، طرح و برنامه شما ممکن است با مقاومت برخی روبه‌رو شود و خواهند بود کسانی که به صورت آشکار با کاری که انجام می‌دهید مخالفت می‌کنند.

انواع مختلفی از مخالفت وجود دارد که ممکن است با آن روبه‌رو شوید. گاهی مخالفان‌ شما آشکار و در عرصه عمومی هستند. اغلب راحت‌تر می‌توان از پس این عده برآمد، زیرا می‌دانید در برابر چه چیزی قرار دارید. اما زمانی‌ که با مخالفانی مواجه می‌شوید که وضوح کم‌تری دارند، کار بسیار دشوارتر می‌شود، چرا که تشخیص مخالفان سخت‌تر است.

این مسئله، به‌ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که افرادی به حمایت از شما می‌آیند ولی در زمان ضرورت از حمایتشان دست می‌کشند یا حتی با شما مخالفت می‌کنند. خلاصه اینکه، در کنار شناسایی مخالفانتان، باید در شناخت انواع مخالفان و درجات مختلف مخالفتشان مهارت کافی کسب کنید. چه کسانی ممکن است با شما مخالف باشند؟ همانطور که در مورد هم‌پیمانان بالقوه نیز صادق است، هر فردی را می‌توان در زمره مخالفان بالقوه شما قرار داد. اما مسئله تعیین‌کننده این است که افراد یا گروه‌های دیگر تا چه اندازه حاضرند هزینه پرداخت کنند تا شما در هدفی که دارید موفق شوید. در این بخش نگاهی دقیق‌تر به خاستگاه این مخالفت‌ها و چگونگی غلبه بر آن‌ها خواهیم داشت.

چرا باید مخالفانتان را شناسایی کنیم؟

همانطور که در مورد هم‌پیمانان نیز مطرح است، هر امری مخالفانی نیز دارد. وقتی شما در حمایت از هدفی برمی‌خیزید، ممکن است کسی پیدا شود شما را به چالش بکشد و برای حمایت امر دیگری در برابر شما قد علم کند. دو دلیل مهم برای شناسایی مخالفان پیش از شروع هر پویش عبارتند از:

  • می‌توانید نوع و درجه مخالفت‌ها یا حملاتی که علیه شما صورت خواهد گرفت را پیش‌بینی کنید
  • می‌توانید به شکل موثری منابع خود را در جهت تضعیف یا حذف مخالفانتان به کار گیرید

به عبارت دیگر، شناسایی مخالفان و پیش‌بینی مخالفت آن‌ها شانس شما را برای پیروزی افزایش می‌دهد.

چگونه مخالفانتان را شناسایی کنید؟

اولین گام برای مشخص کردن مخالفان احتمالی این است که بار دیگر از خود بپرسید: «چه کسی به مسئله مورد نظر شما اهمیت می‌دهد؟» و در این مورد، بهترین پاسخ این است: «هر کسی که ممکن است با موفقیت شما چیزی را از دست بدهد.»

این کار به شما کمک می‌کند تا فهرستی از مخالفانتان تهیه کنید، که شامل همه افراد، گروه‌ها، و سازمان‌هایی می‌شود که با پیروزی شما به صورت مستقیم یا غیرمستقیم چیزی از دست می‌دهند. آن‌ها کسانی هستند که به شکلی فعالانه سعی خواهند کرد شما را از موفقیت باز دارند. یک مثال ساده این است که فرض کنید گروه شما می‌خواهد رستوران‌ها را مجبور کند تا استفاده از دستگاه‌های فروش خودکار سیگار را متوقف کنند. بی‌تردید یکی از مخالفان شما تولیدکنندگان سیگار خواهند بود، زیرا با این کار نه تنها بخشی از فروش سیگارشان کاهش می‌یابد، بلکه یکی از وسیله‌های مهم بازاریابی خود را نیز از دست می‌دهند. مخالفان دیگر شما می‌توانند رستوران‌داران یا مشروب‌فروشی‌ها باشند که ممکن است با حذف این ماشین‌ها ضرر کنند.

به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت کسانی که بیش‌ترین ضرر را می‌برند، شدیدترین مخالفت‌ها را نسبت به گروه شما نشان خواهند داد. باید از خودتان بپرسید: آن‌ها مشخصا چه چیزی را از دست می‌دهند؟ پول؟ زمان؟ شأن؟ کارمند؟ جواب شما ممکن است چند تا از این موارد باشد.

قدرت مخالفانتان را چگونه تعیین می‌کنید؟

اکنون که همه گروه‌ها و افرادی را که ممکن است از موفقیت شما متضرر شوند، فهرست کرده‌اید، احتمالا باید به این مسئله بپردازید که «آن‌ها برای متوقف کردن ما چه خواهند کرد؟» احتمالا هر آنچه که در حد توان و قدرتشان باشد انجام می‌دهند؛ پس باید دریابید که چه قدرت‌هایی در اختیار دارند. این دقیقا مانند آن است که قدرت بالقوه متحدین خود را تعیین کنید – یک جدول تهیه کنید و در آن مخالفانتان و اشکال مختلف قدرت‌هایشان را لیست کنید.

با تهیه یک جدول از مخالفانتان و اشکال مختلف قدرت‌هایی که دارند، می‌توانید انواع راهبردها و تاکتیک‌هایی که ممکن است علیه شما به‌ کار گیرند را بشناسید. برای مثال، ممکن است آن‌ها بخواهند شما را درگیر یک مبارزه حقوقی کنند، یا در رسانه‌ها شما را به عنوان تندروهایی به تصویر بکشند که هیچ اهمیتی به شغل افراد نمی‌دهند.

چگونه تاکتیک‌های مخالفانتان را تشخیص می‌دهید؟

اکنون مخالفانتان را شناسایی کرده‌اید، و می‌دانید آن‌ها قادر به انجام چه کارهایی علیه گروهتان هستند. حالا به راه‌هایی برای تشخیص تاکتیک‌هایشان، و پاسخ به آن‌ها نیاز دارید.

برخی از تاکتیک‌هایی که مخالفان شما ممکن است به کار گیرند عبارتند از:

  • منحرف کردن- آن‌ها می‌توانند موضوع را به سمت یک مسئله جانبی کم‌اهمیت منحرف کنند؛ یا می‌توانند کار را به یک مسئول دون‌پایه، که قدرت واقعی‌ برای رسیدگی به آن را ندارد، محول کنند.
  • تاخیر انداختن- مخالفان ممکن است به شما نشان دهند که در حال رسیدگی به این مسئله هستند، در حالی که واقعا هیچ کاری انجام نمی‌دهند. برای مثال، یک «کمیته مطالعاتی» ایجاد کنند که در حقیقت هیچ قدرتی برای انجام تغییرات مورد نظر شما ندارد.
  • انکار کردن- مخالفان ممکن است بگویند ادعاها و راه‌ حل‌های شما، یا هر دو، نامعتبرند.
  • کم‌اهمیت جلوه دادن- مخالفان ممکن است دغدغه شما را کم‌اهمیت جلوه دهند، اعتبار شما را به عنوان عاملی برای ایجاد تغییر زیر سوال ببرند، یا هم‌زمان هم به دغدغه و هم اعتبار شما لطمه بزنند.
  • فریب دادن- مخالفان ممکن است به عمد تلاش کنند به شما و گروهتان این حس را القا کنند که دارند یک کار قابل قبول انجام می‌دهند، در حالی که واقعا چنین نیست؛ و در حقیقت آن‌ها هیچ قصدی برای توجه به مسائل شما ندارند.
  • تفرقه انداختن- مخالفان شما ممکن است بذر اختلاف در رده‌های مختلف گروهتان بپاشند و از راهبرد «تفرقه بیانداز و حکومت کن» استفاده کنند.
  • تطمیع کردن: مخالفانتان ممکن است در تلاش برای دلجویی کردن و به دست آوردن دل گروه شما یا افرادی که هنوز تصمیم نگرفته‌اند برآیند و این کار را با پیشنهاد شغل، خدمات، یا منافع دیگر انجام دهند.
  • بی‌اعتبار کردن- مخالفان ممکن است سعی کنند در انگیزه‌ها و روش‌های گروه شما تشکیک کنند.
  • تخریب- مخالفان ممکن است در صدد بی‌ثباتی یا حذف گروه‌تان با توسل به تاکتیک‌های حقوقی، اقتصادی و ارعاب باشند.
  • توافق- مخالفان ممکن است برای پرهیز از نزاع، تصمیم بگیرند به گروه شما توافقی پیشنهاد کنند که بتوانید بر سر یک راه‌ حل مورد قبول دو طرف به توافق برسید.
  • تسلیم شدن- مخالفان ممکن است با درخواست‌های شما موافقت کنند. در این صورت، باید بدانید که پیروزی زمانی کامل می‌شود که مخالفان به قول‌هایشان عمل کنند.

این‌ها رایج‌ترین تاکتیک‌هایی هستند که مخالفان ممکن است به آن‌ها متوسل شوند. با این همه، هرگز نمی‌توانید در مورد اقداماتی که ممکن است روی دست گیرند، خیلی مطمئن شوید. در زندگی حقیقی، مردم دچار تردید و در جا زدن می‌شوند زیرا نمی‌توانند تصمیم بگیرند. گاهی مرعوب مخالفان قدرتمندتر شما می‌شوند یا ترس‌های دیگری در درونشان هست که شما قادر به تشخیص آن‌ها نبوده‌اید. در پاراگراف‌های بعد به برخی رویکردهای کلی برای خنثی کردن تاکتیک‌های مخالفان –صرف نظر از اینکه این تاکتیک‌ها چه هستند -- خواهیم پرداخت.

چگونه باید از پس مخالفان برآمد؟

بسیار خوب، اکنون شما می‌دانید که مخالفان شما چندین شیوه دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توانند تحقق هدف شما را دشوار سازند. مخالفان ممکن است از یک یا ترکیبی از چند تاکتیک فوق استفاده کنند تا تلاش‌های شما را منحرف کنند. سوالی که در اینجا وجود دارد این است که: «شما چه کاری در این باره می‌توانید انجام دهید؟» خوشبختانه گزینه‌های بسیاری برای خنثی کردن حملات آن‌ها در اختیار دارید. در کل، قرار نیست یک رویکرد «بنیان‌برافکن» در برابر این مسئله در پیش بگیرید، زیرا این کار می‌تواند فرصت‌‌های مذاکره را از بین ببرد. کاری که باید بکنید این است که از راهبردی استفاده کنید که متناسب با نوع و سطح مقاومت مخالفانتان باشد.

در ادامه به برخی از تکنیک‌های مفید برای پاسخ به مخالفان‌ می‌پردازیم:

پیشگیری

یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از بروز مخالفت این است که برای کاری که می‌خواهید انجام دهید برنامه از پیش تعیین شده داشته باشید، و مخالفان بالقوه را متقاعد کنید که یا به شما ملحق شوند، یا حداقل به صورت فعالانه با شما به مخالفت برنخیزند.

شما و گروهتان می‌دانید که بیمارستان محلی خوشش نمی‌آید که یک کلینیک جدید برای مراقبت‌های دوره بارداری در باهمستانتان راه‌اندازی شود. اما می‌توانید آن‌ها را متقاعد کنید که این کار به نفع بیمارستان است.

با مخالفانتان ملاقات کنید​

در مورد اختلافاتتان بحث و تبادل نظر کنید، زیرا مخالفت‌ها ممکن است از سوء تفاهم یا کمبود دانش آن‌ها در مورد مسئله ناشی شده باشد.

برخی از اعضای باهمستان ممکن است با یک برنامه آموزش جنسی در مدرسه محلی مخالفت کنند، زیرا فکر می‌کنند هدف این برنامه آموزش تکنیک‌های جنسی به کودکان است. شما می‌توانید توضیح دهید که موضوع این نیست و این کلاس در مورد مهارت‌های تصمیم‌گیری، مهارت‌های نه گفتن، مهارت‌های زندگی، و رابطه با خانواده، دوستان و دیگران است.

راه‌ حل‌های برد-برد داشته باشید​

می‌توانید بر راه‌ حل‌هایی تمرکز کنید که متناسب با منافع مشترک دو طرف باشد.

وقتی دارید رژیم‌های غذایی کم‌چرب و مناسب برای سلامت قلبی را ترویج می‌کنید، می‌توانید با خواربار فروش محل برای ارائه تخفیف‌هایی برای غذاهای کم‌چرب همکاری کنید.

تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید​

بیش‌تر اوقات وضعیتی که در وهله اول تهدیدآمیز به نظر می‌رسد، می‌تواند به فرصتی برای شما تبدیل شود.

اگر یک شرکت تجاری از گروه شما سوء استفاده کرده است، گروه شما می‌تواند از آن شرکت شکایت کند. این کار ممکن است مخالفان را در موضع تدافعی قرار دهد. یا می‌توانید از حملات آن‌ها برای جلب همدردی باهمستانتان استفاده کنید.

تاکتیک‌های مخالفانتان را برملا کنید​

زمانی‌که تاکتیک‌های مخالفانتان بر ملا شوند، بی‌اثر خواهند شد.

فرد مخالف شما سعی دارد از تاکتیک «تفرقه بیانداز و حکومت کن» در گروه شما استفاده کند. اگر کاری را که او دارد انجام می‌دهد، تشخیص بدهید و آشکارا برملا سازید، این حرکت موجب تمرکز گروهتان خواهد شد و در عوض خشم گروه را نسبت به مخالفتان برمی‌انگیزد.

یا ممکن است فرد مخالف شما امتیازات «نمادین» به شما بدهد. اگر شما به صورت عمومی نشان دهید که امتیازات پیشنهادی آن‌ها «صرفا نمادین» هستند و آن‌ها را رد کنید، این به عموم مردم و گروهتان این اطمینان را می‌دهد که خروجی بهتری از آنچه پیشنهاد شده است نیز قابل انتظار است.

اجازه دهید دیگران نیز بدانند مخالفانتان از چه تاکتیک‌هایی در نشست‌ها، در رسانه‌ها، و غیره استفاده می‌کنند.

بحث را در چارچوب مورد نظر خودتان طرح کنید​

مسئله را به دیگران انتقال دهید و نظر گروهتان را در مورد آن بیان کنید؛ شما که نمی‌خواهید مدام در موضع دفاعی باشید و تنها به مباحث مخالفانتان پاسخ بگویید.

اگر بحث در مورد ممنوعیت استعمال دخانیات در فضاهای بسته عمومی است، شما ممکن است بخواهید بر حق مردم برای تنفس هوای سالم تاکید کنید تا بر حق افراد سیگاری برای استعمال دخانیات.

تعادل و توهم​

باید به پاتک‌های مخالفانتان با توسل به راهبردهای مختلف پاسخ دهید، تا آن‌ها زمان کافی برای پیش‌بینی و آماده شدن برای مقابله با حرکت‌های شما نداشته باشند. به همین ترتیب، اگر بتوانید مخالفانتان را گول بزنید تا در مورد مقاصد شما حدس اشتباه بزنند، با برهم زدن تعادل آن‌ها، خواهید توانست خود را در موضع برتری قرار دهید.

در یک بحث که بین صنایع دخانیات و یک مبلغ سلامت عمومی در گرفته بود، مبلغ به جای اینکه علیه حق سیگاری‌ها برای سیگار کشیدن موضع بگیرند – چیزی که معمولا در این نوع مباحث اتفاق می‌افتد- از منظر حق افراد سیگاری برای شکایت حقوقی علیه شرکت‌های دخانیات به دلیل آسیب رساندن به سلامتی‌شان صحبت را مطرح کرد.

به مسائل روان‌شناختی مخالفانتان توجه کنید​

مخالفان ممکن است دنبال راه‌ حلی برای مشکل باشند؛ در این حالت شاید گروه شما بتواند در این کار به آن‌ها کمک کند.

یک شرکت ممکن است بداند آلودگی کارخانه‌اش خیلی بالاست اما نداند که چگونه باید آن را کاهش دهد. شاید در گروه شما چند متخصص سلامت صنعتی باشد که بتوانند آن‌ها را کمک کنند.

در این شرایط مشکل را باید تشریح کنید ولی بلافاصله راه‌ حل پیشنهاد نکنید. به این شکل می‌توانید به استقلال مخالفانتان احترام بگذارید. در نهایت، گروه شما می‌تواند راه‌ حل‌هایی برای استفاده در یک «دوره آزمایشی» ارائه کند تا به مخالفان امکان استفاده از گزینه‌های دیگر را نیز بدهید.

داشته‌های مخالفانتان را به بدهی‌هایشان تبدیل کنید​

ممکن است گروه شما در شرایطی باشد که قدرت مخالفانش بسیار بیش‌تر از قدرت خودش باشد. به طور کلی، در این وضعیت گروه شما به شیوه غیرخشونت‌آمیز هدف خود را به صورت جدی پیگیری می‌کند تا جایی که مخالفان به ستوه بیایند و به قوه قهریه متوسل شوند.

سرانجام، این شرایط موجب انتقال حمایت و همدلی به سوی گروه شما و هدفتان می‌شود. ناظرانی که تا پیش از این از درگیر شدن در این موضوع خودداری می‌کردند، وقتی ببینند یک گروه به خاطر اعتقاد به اصولش این گونه سرکوب می‌شود، به سمت آن گروه متمایل می‌شوند. ممکن است کسانی که معمولا از مخالفان شما حمایت می‌کرده‌اند استفاده از خشونت برای حرکت غیرخشونت‌آمیز شما را زیر سوال ببرند و به این ترتیب کل انگیزه مخالفانتان را به چالش بکشند.

گروه شما چندین ماه است که مقابل یک شرکت که به تخلیه غیرقانونی زباله‌های سمی شهرت دارد، تجمع کرده است. رئیس شرکت از دست شما خسته می‌شود و تصمیم می‌گیرد همه را به دلیل نقض حریم کارخانه دستگیر کند. این می‌تواند حمایت افرادی را که علاقه‌ای به کار شما نداشتند، از شما جلب کند چرا که آن‌ها فکر می‌کنند شما داشتید از حق آزادی بیان خود، بدون ضرر به دیگران، استفاده می‌کردید.

توانایی‌های خود را متمرکز کنید و علیه نقاط ضعف مخالفانتان به‌ کار گیرید​

این مسئله واضح است که باید از توانایی‌های خود علیه نقاط ضعف مخالفانتان استفاده کنید.

حامیانی که علیه دخانیات کار می‌کنند شواهد علمی و پزشکی قابل توجهی دارند که مدعیات آن‌ها را در مورد مضرات سیگار تایید می‌کنند، در حالی که آمارهای «علمی» صنایع دخانیات در زمینه مخاطرات سیگار کشیدن در بهترین حالت مشکوک هستند.

باید بدانید کی زمان مناسبی برای مذاکره است

در بسیاری از موارد، وقتی تصمیم می‌گیرید دعوایی را که با مخالفان دارید حل کنید، کار به مصالحه می‌رسد. گروه شما باید در مورد علائمی که نشان دهند امکان مذاکره است، هوشیار باشند. این نشانه‌ها معمولا در بیانیه‌های مخالفان مستتر است.

فرض کنید از سخنگوی مخالفان جمله‌ای نقل شود که در اشاره به گروه شما گفته است: «از آنجایی که آن‌ها خیلی وظیفه‌نشناس هستند، شک دارم قصدی برای دیدار با ما داشته باشند.» در این حالت، ممکن است طرف مخالف به شما پیشنهاد فرصتی برای ملاقات ارائه کرده باشد، هرچند لحن سخنش تا حدودی منفی است.

از طرف دیگر، ممکن است نخواهید پیشنهاد مذاکره بدهید، چرا که این کار می‌تواند گروهتان را ضعیف جلوه دهد.

خلاصه

از آنجا که بسیاری از حرکت‌های مربوط به سلامت و باهمستان‌سازی می‌توانند مخالفات‌‌ها برانگیزند، پیش‌بینی و تحلیل آن مخالفت‌ها می‌تواند شما را برای مدیریت موفق آن‌ها آماده کند. بهترین راه خنثی کردن مخالفان تبدیل کردن آن‌ها به متحدینتان از طریق یافتن جایگزین‌های برنده-برنده به جای موضع‌گیری‌های سخت و سریع است. اما حتی وقتی این وضعیت آرمانی ممکن نیست با تشخیص طرف‌های مقابلتان، میزان و ماهیت قدرتی که آن‌ها می‌توانند به میدان بیاورند، و چگونگی تاثیرگذاری نقاط ضعف و قوتتان بر منازعه، شما قادر به مقابله با تاکتیک‌های مخالفانتان خواهید بود. اگر وضعیت را با دقت و احتیاط تحلیل کنید، و با دشمنانتان کمی همدلی داشته باشید، باید بتوانید بر اغلب مخالفانتان پیروز شوید.

Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 15:05

Herramienta #1: Hoja de trabajo para identificar adversarios potenciales

El completar esta tabla le ayudará a determinar quién puede oponerse a su campaña defensora y lo que ellos tienen en juego. Esto es un primer paso importante para desarrollar estrategias para la campaña defensora.

Ejemplo: La violencia ha estado aumentando entre estudiantes en la escuela Valle Feliz. Su grupo quiere implementar un programa de educación para jóvenes, simultáneamente con el empleo de un guarda de seguridad y un extra consejero entrenado en la resolución de conflictos.

Pregúntese a usted mismo Oponentes

Potenciales

¿Qué pueden perder ellos si usted gana?
¿Quién podría perder algo si usted gana? Asociación de contribuyentes Dinero – Impuestos más altos
  Cámara de comercio  Imagen-Reconocimiento del problema puede dar a la comunidad una mala reputación.
  Estudiantes Respeto y dignidad
  Personal administrativo de la escuela Pérdida de la imagen de la escuela

 

Hoja de trabajo para identificar a oponentes potenciales

Pregúntese a usted mismo Oponentes

Potenciales

¿Qué pueden perder ellos si usted gana?
¿Quién podría perder algo si usted gana?

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 
 

 

 

 

Herramienta 2: Hoja de trabajo para reconocer el poder de sus adversarios

Esta tabla no solamente le ayudará a usted a reconocer el poder que tienen sus adversarios, sino también como ellos podrían usar el poder en contra suya.

Ejemplo: ¿Cómo puede usted determinar el  poder potencial de los posibles opositores al grupo que quieren prohibir el transporte de desperdicios químicos a través de la comunidad?  Sólo llene la tabla.

Oponentes

Potenciales

¿Qué está en juego para ellos? El poder que los oponentes tienen Estrategias potenciales que su oponente puede usar
Carlos Morales Compañía de transportes ferroviarios Dinero (muy costoso reorganizar las rutas de los trenes

Trabajos

Ellos tienen muchos recursos financieros y legales.

Fuerte grupo de presión

Comprometerse en una larga y costosa batalla legal.
Karl's Carcinógenos, S.A  Dinero

Tiempo

Trabajos

Recursos financieros

Interés noticioso (El mayor empleador regional)

Credibilidad Muchos “expertos” científicos dicen que sus productos no son tóxicos

Trate de mostrar su grupo como extremistas ante la prensa

 

Hoja de trabajo para reconocer el poder de sus oponentes—Estrategias potenciales.

Oponentes

Potenciales

¿Qué está en juego para ellos?  

El poder que los oponentes tienen

Estrategias potenciales que su oponente puede usar

 

 

     

 

 

     

 

 

     

 

 

     

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:18

___Usted sabe por qué es importante identificar a sus oponentes.

___Usted sabe cómo identificar a sus oponentes

___Usted sabe cómo descubrir lo que sus oponentes podrían perder.

___Usted sabe cómo determinar el poder de sus adversarios.

Usted puede reconocer las siguientes tácticas que sus oponentes pueden usar:

___Desviar

___Retardar

___Negar

___Descontar

___Engañar

___Dividir

___Endulzar

___Desacreditar

___Destruir

___Negociar

___Rendirse

Usted sabe cómo usar las siguientes tácticas para negociar con sus oponentes:

___Prevenga

___Reúnase con sus oponentes

___Desarrolle soluciones ganar-ganar

___Convierta lo negativo en positivo

___Etiquete las tácticas de sus oponentes

___Estructure el debate en sus términos

___Balance e ilusión

___Considere la psicología de sus adversarios

___Convierta las fortalezas de sus oponentes en debilidades.

___Concentre las fortalezas contra las debilidades

___Sepa cuándo negociar.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:46

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۶. مخالفان بالقوه و نیز متحدانتان را به مشارکت تشویق کنید
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:39
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 09:46

منظور از مشارکت مخالفان چیست؟ 

بدیهی است که شما همیشه دنبال این باشید که متحدانتان را در برنامه‌های گروهتان مشارکت دهید. اما احتمالا اصلا به فکر جلب مشارکت مخالفان بالقوه خود نیافتاده باشید. در بهترین حالت شاید بگویید این ایده به نظر درست نمی‌آید؛ حتی می‌تواند به ضرر هدف گروهی‌تان باشد. 

اما بار دیگر در این مورد فکر کنید. شاید اصلا مخالفانتان به شکلی غیر قابل تصور بتوانند به شما کمک کنند. همانطور که خواهید دید همکاری با افراد دارای اهداف و ارزش‌های مختلف – حداقل تا حدودی متفاوت –هم می‌تواند به نفع شما و هم به نفع آن‌ها باشد. هر دو شما می‌توانید برنده باشید. 

چرا باید به‌ دنبال جلب مشارکت مخالفانتان باشید؟ 

  •  ممکن است بتوانید منتقدی را که بالقوه توانایی آسیب به شما را دارد، حذف یا خنثی کنید. 
  • ممکن است بتوانید شناختی در مورد فعالیت‌های مخالفانتان کسب کنید. 
  • ممکن است بتوانید به گروهی که پیش از این به روی شما بسته بود، دسترسی پیدا کنید. 
  • ممکن است بتوانید منابع جدیدی را برای حل یک مشکل مشترک به کار گیرید (برای حل مشکلات دشوار گاهی ممکن است به توان گروه‌های مختلف نیاز داشته باشید). 
  • می‌توانید ارزش‌ها و عقاید مشترکی بیابید که پیش از این از وجودشان بی‌اطلاع بوده‌اید.  
  • می‌توانید مخالفانتان را به عنوان انسانی مثل خود بنگرید. 
  • می‌توانید بنیانی برای اعتماد متقابل ایجاد کنید که در آینده بتواند به شما کمک کند. 
  • مشارکت مخالفانتان می‌تواند وضعیت موجود را تغییر دهد و به پیشرفت شما کمک کند. 

آیا آن‌ها واقعا مخالفان من هستند؟ برخی واقعیت‌های مفید در مورد مخالفت 

  • مخالفت سطوح مختلفی دارد. همه مخالفان تا آخرین نفس به مخالفتشان با شما ادامه نمی‌دهند. کسانی که مخالفت کم تر یا ملایم‌تری از خود نشان می‌دهند، هدف‌هایی هستند که بالقوه‌ای امکان تغییر در آن‌ها وجود دارد. و برخی از افراد ممکن است به این دلیل با شما مخالفت کنند که مسئله شما را نمی‌فهمند یا از سر عادت این کار را بکنند – آن‌ها فقط عادت کرده‌اند که با شما مخالف باشند! وقتی با آن‌ها بیش تر صحبت می‌کنید ممکن است ببینید اصلا آن‌ها مخالفتی با شما ندارند. 
  • مخالفت به مسئله وابسته است. یک نفر ممکن است بر سر مسئله الف با شما مخالف باشد ولی این به معنی مخالفت او با شما در مورد مسئله ب نیست. در مسئله ب او ممکن است قوی‌ترین متحد شما باشد. پس از تعمیم دادن پرهیز کنید. 
  • مخالفت همیشگی نیست. موضع مخالفان شما می‌تواند به مرور زمان تغییر کند. موضع شما نیز می‌تواند تغییر کند. به همین دلیل داشتن روابط محترمانه (و اگر نگوییم الزاما دوستانه) با مخالفان معمولا فکر خوبی است. هرگز نمی‌دانید چه زمان این روابط ثمر خواهد داد. 

این یک نکته کلیدی است که باید در نظر داشته باشید: کسی که با شما موافق نیست لزوما دشمنتان نیست! 

چه زمانی باید مخالفان را مشارکت داد؟ 

سه شاخص خوب در این مورد عبارتند از: 

  • زمانی که ارتباط بین شما هنوز تا حدودی برقرار است – به ویژه زمانی که احساس می‌کنیم مخالفانتان مایل به گفتگو هستند. 
  • زمانی که ارزش‌ها و فرصت‌های مشترکی بین خودتان می‌یابید – حتی اگر مخالفانتان آن‌ها را نمی‌بینند. 
  • وقتی که از منظر مخالفان، هزینه مشارکت با شما چندان زیاد نیست. 

چه زمانی نباید مخالفان را مشارکت داد: چند چراغ خطر 

اما همیشه زمان خوبی برای همکاری نیست. گاهی مشارکت دادن مخالفانتان در فعالیت‌هایتان می‌تواند دشوار و حتی گاهی آسیب‌زا باشد. برای مثال زمانی که: 

  • سابقه بی‌اعتمادی، یا فریب واقعی، بین شما و مخالفتان فاصله انداخته است. 
  • مواضع هر کدامتان در مورد این مسئله خاص به شدت تثبیت شده، پایه‌های آن مستحکم شده، و کاملا در تقابل با یکدیگر قرار گرفته‌اید. 
  • مخالفانتان تمایلی برای گفتگو با شما ندارند. 
  • زمان و انرژی که باید برای همکاری با مخالفانتان بر سر این مسئله صرف شود خیلی زیاد است. 

می‌توانید در مورد برخی مسائل به شکلی حاکی از احترام «نسبت به مخالفتشان پذیرش نشان بدهید». اما باید توجه داشته باشید که: این به معنی مخالفت شما با آن‌ها در دفعات بعد نیست. 

چگونه می‌توانید مشارکت مخالفانتان را جلب کنید؟ 

فرض کنید به این تصمیم رسیده‌اید که شاید مشارکت دادن مخالفان در هدفتان ایده بدی نباشد. گشوده بودن شما نسبت به این موضوع چیز خوبی است. اما از آنجایی این عرصه برای شما ناآشنا است، از خود می‌پرسید چگونه باید این کار را انجام دهم؟ باید با چه کاری شروع کرد؟ 

پیشنهاد می‌کنیم از گام‌های زیر به عنوان یک راهنما استفاده در این کار استفاده کنید:  

  • تصمیم بگیرید که مخالفانتان را مشارکت بدهید. این اولین و شاید مهم‌ترین گامی است که باید بردارید؛ پیش از شروع باید این گام را بردارید. 
  • اهدافتان را کوچک کنید. چه کسی را می‌خواهید مشارکت دهید؟ احتمالا نباید دنبال جلب مشارکت همه مخالفانتان باشید بلکه تنها تعداد مشخصی را هدف قرار دهید. اما کدامیک از آن‌ها را؟ از این معیارها استفاده کنید: 
    • آن‌هایی که قدرت کافی برای کمک به شما در رسیدن به خواسته‌هایتان دارند. 
    • آن‌هایی که در گذشته با شما همکاری کرده‌اند. 
    • آن‌هایی که حداقل با برخی از چیزهایی که برای آن‌ها ایستاده‌اید موافق هستند. 
    • آن‌هایی که قابلیت گرایش به مخالفان را دارند. 
    • آن‌هایی که پذیراتر به نظر می‌آیند و کسانی که از نزدیک شدن به آن‌ها احساس راحتی بیش‌تری می‌کنید. 

در اینجا کمی تفکر دقیق پیش از هر اقدامی می‌تواند مفید باشد. 

اهدافتان را شفاف کنید 

با تلاشی که برای جلب مشارکت آغاز کرده‌اید به دنبال چه چیزی هستید؟ دوست دارید به چه نتیجه‌ای برسید؟ قطعا دنبال سفر به ماه نباید باشید و باید دنبال هدف دست یافتنی‌تری روی زمین دنبال کنید. این می‌تواند به این معنی باشد که:  

  • با مخالفانتان توافق کنید ‌که از ابراز مخالفت کلی با شما دست بردارند. 
  • توافق کنید که ایده‌هایتان را برای یک دوره محدود عملی کنید و سپس آن‌ها را به وسیله یک فرد بی‌طرفی مورد ارزیابی قرار دهید. 
  • برای همکاری بر روی یک مسئله مرتبط توافق کنید. 

یا بر سر دستاوردهای دیگری که برای شما یک موفقیت محسوب می‌شود – یا وجه بهتر آن این است که برای هر دو طرف پیروزی به شمار بیاید—توافق کنید. 

تعهد بدهید 

آیا شخصا حاضر به همکاری با مخالفانتان هستید؟ این کار می‌تواند دشوار باشد. می‌تواند پا گذاشتن به مسیری پر پیچ و خم باشد. ممکن است شکست بخورید. پس آیا واقعا آماده هستید که برای گام نهادن در این فعالیت توسعه‌ای، انرژی و وقتتان را صرف کنید؟ در اینجا یک لحظه توقف و تفکر کنید – زیرا خیلی زود باید به درون مسئله بپرید. 

دیگر ذی‌نفعان را نیز مشخص کنید 

منظور افراد دیگری از باهمستان است که مسئله مورد توجه شما بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد – تنها شما و مخالفتان نیستید که از مسئله تاثیر می‌پذیرید. ما معمولا این افراد را «ذی‌نفعان» می‌نامیم. برای مثال، اگر مسئله در مورد تمیز کردن یک رودخانه آلوده است، افرادی که احتمال نقش داشتن آن‌ها در آلوده کردن رودخانه وجود دارد زیاد هستند، همانطور که استفاده کنندگان از رودخانه نیز زیادند. هر دو گروه (و حتی شاید گروه‌های دیگری هستند که) در وضعیت کنونی رودخانه، ذی‌نفع محسوب می‌شوند. 

بهترین کار این است که در ابتدا با ذی‌نفعان ارتباط برقرار کنیم و با آن‌ها مشورت کنیم. چرا؟ زیرا اولا ممکن است ایده‌ها و راه حل‌های خوبی برای مشکل داشته باشند؛ ثانیا، اگر با آن‌ها مشورت نشود ممکن است در روند کار یا نتیجه اختلال ایجاد کنند؛ و همچنین (ثالثا) از آنجا که مسئله بر آن‌ها تاثیرگذار است، مجبور خواهند بود با هر راه حلی که به اجرا گذاشته می‌شود کنار بیایند – بنابراین آن‌ها حق دارند که در این مورد نظر بدهند. بنابراین، باید بپرسید: «چه افراد دیگری در این مسئله درگیر هستند؟ چگونه می‌توانیم نظرات آن‌ها را بدانیم و از آن‌ها استفاده کنیم؟» 

با مخالفانتان تماس برقرار کنید​

با آن‌ها گفتگو را آغاز کنید. اما این نمی‌تواند یک صحبت عادی یا یک گفتگوی رسمی باشد؛ باید یک گفتگوی از پیش برنامه‌ریزی شده با اهدافی معین باشد. 

وقتی شروع می‌کنید، آیا تکنیک‌های اولیه‌ای هستند که بتوانید از آن‌ها استفاده کنید؟ بی‌تردید وجود دارد. هر وضعیتی متفاوت است – و باید به دقت وضعیت خودتان را زیر نظر داشته باشید —اما برخی از تکنیک‌های زیر را می‌توانید به کار ببندید: 

دستورالعمل مذاکرات را تدوین کنید 

این‌ها توافقاتی هستند که با مخالفانتان در مورد چگونگی تعامل با یکدیگر انجام می‌دهید، پیش از آنکه هرگونه تعاملی را در عمل آغاز کنید. دستورالعمل‌ها می‌توانند عدم اطمینان در مورد برخی مسائل از ذهن شرکت کنندگان بزدایند و احتمال کج‌فهمی را در آن‌ها کاهش دهند. برخی از مثال‌های رایج عبارتند از: محل ملاقات‌ها، زمان ملاقات‌ها، و افراد شرکت کننده. مسائل دیگر قابل طرح از این قرار هستند: روابط با رسانه‌ها، محرمانه نگه داشتن اطلاعات، استفاده از متخصصان بیرونی. و کار نهایی تدوین یک دستور جلسه است. 

یک دستور جلسه تهیه کنید 

این شاید یکی از مهمترین دستورالعمل‌هایی باشد که معمولا باید در ابتدا با هم انجام دهید. دستور جلسه به طور خاص موضوعاتی را در بر می‌گیرد که از پیش برای طرح در یک جلسه برنامه‌ریزی شده‌اند؛ اما به طور کلی، اهداف دیدارها و روح کلی حاکم بر جلسات را را تعیین می‌کنند. 

سازمان‌دهی برخی گروه‌های زیرمجموعه 

اگر مسئله‌تان کلان یا پیچیده است، تشکیل گروه‌های زیرمجموعه یا گروه‌های کاری می‌تواند مفید باشد. این کار زمان و تلاش بیش‌تری می‌طلبد – ولی منافع آن در این است که می‌توانید همزمان به چند مسئله مربوط به یک محدوده رسیدگی کنید. گروه‌های زیرمجموعه می‌توانند در ادامه به گروه اصلی گزارش بدهند. یک نکته کلیدی برای کارآمدی گروه‌های زیرمجموعه این است که در تشکیل آن‌ها تنوع را رعایت کنیم تا بتوانیم گستره وسیعی از درون‌دادها را در مورد یک مسئله دریافت کنید. 

در جستجوی اطلاعات باشید 

ریشه بسیاری از اختلافات گروه‌ها، بیش‌تر اوقات در عدم دسترسی به واقعیت‌ها است. هر دو گروه فکر می‌کنند واقعیت را می‌دانند اما ممکن است هر دو در اشتباه باشند. «واقعیت‌های» موجود در نزد ما ممکن است ناقص، قدیمی، بر اساس یک تفسیر اشتباه، یا همه این موارد شکل گرفته باشند. پس باید از خودتان بپرسید: «آیا اطلاعات کافی در اختیار داریم تا بتوانیم مسائل را بفهمیم و به راه حل‌های آن‌ها دست پیدا کنیم؟» شما و مخالفانتان ممکن است تصمیم بگیرید با هم اطلاعات موجود را مرور کنید، یا (شاید با استفاده از متخصصان بی‌طرف) اطلاعات جدیدی گردآوری کنید. این می‌تواند مبنای مشترکی برای گفتگو‌های شما باشد. 

یک میانجی پیدا کنید 

یک میانجی، تسهیل‌گر یا یک فرد بیرونی می‌تواند گاهی به گفتگوها کمک کند. این به ویژه زمانی لازم است که هر دو طرف تمایل به گفتگو دارند ولی بی‌اعتمادی بالایی بین آن‌ها حاکم است؛ زمانی که ممکن است کنترل احساسات خود را از دست بدهند؛ به مهارت‌های ارتباطاتی خود اعتماد ندارند؛ و زمانی‌ که یک میانجی خوب در دسترس باشد.  

دیگر ذی‌نفعان را نیز مشارکت دهید 

مرسوم‌ترین شیوه، گفتگوی دو نفره است ولی این تنها روش موجود نیست. دیگر گروه‌های مربوط به مسئله نیز می‌توانند در گفتگو شرکت کنند. (یک میانجی خوب در چنین شرایطی می‌تواند به تسهیل کار کمک کند) این کار را می‌توان به شکل‌های مختلف انجام داد، برای مثال در ابتدا گفتگوهای دو جانبه انجام شود و سپس زمانی‌ که گفتگو به نتیجه‌گیری نزدیک شد، مسئله را برای مشارکت دیگران نیز عرضه کنیم. 

یک جلسه توجیهی برگزار کنید

اگر مسئله دشوار یا پیچیده است، می‌توانید کار را با یک جلسه گفتگو با مخالفانتان در مورد خود مسئله آغاز کنید و احساسات خود را در این مورد تشریح کنید – بدون اینکه هرگونه درخواست یا تعهدی از طرف مقابل داشته باشید. چنین جلسه توجیهی می‌تواند در آینده زمینه را برای برگزاری جلساتی فراهم کند که تمرکز بیش‌تری بر مسئله داشته باشند. 

بیش از یک بار ملاقات داشته باشید​

بسته به تعداد افراد شرکت کننده، اهداف شما، و پیچیدگی مسئله، گفتگوها ممکن است بیش از یک جلسه طول بکشد. اشکالی ندارد که زمان دیگری برای ادامه گفتگوها تعیین کنید به ویژه اگر مسئله برای شما مهم باشد و نشانه‌هایی از پیشرفت در آن احساس می‌کنید. 

در مورد ارتباط برقرار گرفتن چیزهای بیش‌تری می‌توان گفت. در ادامه برخی از «نکات مربوط به گفتگو» با اختصار بیش‌تری آورده شده‌اند که می‌توان از آن‌ها در بیش‌تر موقعیت‌ها استفاده کرد. 

نکاتی در رابطه با گفتگو کردن با مخالفان: 

  • پیش از شروع در مورد منافع و ارزش‌های مخالفانتان بیاندیشید. شما در مورد همه چیز به توافق نخواهید رسید؛ اما به دنبال حوزه‌هایی باشید که در آن‌ها ارزش‌ها و منافع مشترکی دارید. احتمالا می‌توانید اشتراکاتی پیدا کنید. 
  • با این انتظار کار خود را شروع کنید که قرار است کاری را به سرانجام برسانید و می‌توانید کار مشترکی با هم انجام دهید. 
  • به آرامی شروع کنید. در ابتدا انتظارات زیادی نباید داشته باشید. 
  • فروتن و مودب باشید. با طرف مقابل همانطوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کند. 
  • با گفتگوهای کوچک شروع کنید تا رابطه دوستانه‌ای ایجاد کنید و ادبیات زبانی خود را برای کارهای جدی پیش رو آماده کنید. 
  • گفتگوهای غیررسمی در مورد موضوع نیز داشته باشید. نظر آن‌ها را در برخی موضوعات جویا شوید. این به شما تصویر بهتری در مورد راهبرد‌های موثر احتمالی می‌دهد. 
  • توصیه‌هایی مشخص ارائه کنید. در بیان منافع و خواسته‌هایتان تردید نکنید. 
  • به آن‌ها نشان دهید که پیشنهادات شما چگونه منافع طرف دیگر را تامین می‌کند. افراد مقابل با خود می‌گویند: «این مسئله چه چیزی برای من دارد؟» باید برای این پرسش پاسخ مناسبی داشته باشید. پس به دنبال پیشنهاداتی باشید که به نفع هر دو طرف باشد. 
  • به دقت به چیزی که طرف مقابل می‌گوید گوش کنید — و اینکه چگونه آن را می‌گوید. 
  • برای مصالحه آمادگی داشته باشید. 
  • برخی ایده‌های جایگزین در ذهن داشته باشید، تا اگر پیشنهاد اصلی شما رد شد از آن‌ها استفاده کنید. 
  • پیش از انتخاب یک گزینه جایگزین، گزینه‌های مختلف زیادی را مورد بررسی قرار دهید.  

برای مطالعه بیش‌تر در مورد این نکات، به کتاب کلاسیک راجر فیشر و ویلیام دوری با عنوان «جواب بله گرفتن»، به ویژه فصل «گزینه‌هایی برای پیروزی دوجانبه بیافرینید» مراجعه کنید. 

توافقی منعقد کنید 

آخرین گام گفتگوهای شما رسیدن به یک توافق و امضای یک قرارداد – در صورت وجود— است. ما در اینجا در مورد چه توافقی سخن می‌گوییم؟ 

  • بهترین نوع توافق، تعهد دادن هر دو طرف برای انجام برخی اقدامات است. برای مثال، مخالف پیشین شما با برنامه ضد خشونت شما موافقت می‌کند، یا نام خود را پای یک تبلیغ کاغذی قرار بدهد، یا خیلی ساده‌تر اینکه موافقت می‌کند در مورد یک مسئله موضع‌گیری نکند. این پیروزی‌ها ممکن است به خودی خود کوچک باشند (یا شاید چندان هم کوچک نباشند) اما می‌توانند مقدمه‌ای برای کارهای دیگر باشند. 
  • اگر نتوانستید از طرفین برای انجام اقداماتی تعهد بگیرید، می‌توانید در مورد ارزش‌ها یا اهداف کلی به توافق برسید. مخالف پیشین شما می‌گوید: «ما در راستای کاهش خشونت جوانان در باهمستان فعالیت خواهیم کرد». یا «ما از توسعه برنامه‌های ساخت مسکن ارزان حمایت می‌کنیم.»  
  • اگر نتوانستید تا این اندازه هم پیش بروید، گزینه دیگر این است که به «توافقی کلی» در مورد یک چارچوب کلی همکاری دست یابید تا در آینده بتوانید بر اساس آن، جزییات یک توافق را تهیه کنید. برای مثال، «ما توافق داریم مسکن ارزان یکی از دغدغه‌های اصلی باهمستان ماست، و امیدواریم بتوانیم در گفتگوهایی که در آینده با موضوع بهترین راه رسیدگی به این مسئله برگزار می‌شود، شرکت داشته باشیم.» هرچند در چنین مرحله‌ای گفتگوهای بیش‌تر ضروری است، اما همین هم نشان دهنده راه طولانی است که پشت سر گذاشته‌اید. 

بهترین راه برای ثبت توافق به ویژه بین کسانی که مخالفان یکدیگر بوده‌اند این است که آن را مکتوب کنید. وقتی کلمات به روی کاغذ می‌آیند احتمال سوء برداشت از آن‌ها کم‌تر می‌شود. علاوه بر این، به هر دو طرف نوعی احساس شفافیت و امنیت می‌دهد. این توافق مکتوب می‌تواند در قالب نوشته‌ای یک پاراگرافی یا یک «تفاهم‌نامه» طولانی‌ باشد (یا هر عنوان دیگری که هر دو می‌خواهید به آن بدهید). اما هر دو طرف باید آن را امضا کنند و همه طرف‌ها یک کپی از آن داشته باشند. در پایان دست بدهید و کمی هم می‌توانید تعظیم کنید. 

اگر باید در مورد مسائل متعددی تصمیم‌گیری کنید، می‌توانید یک رویکرد مرحله به مرحله در پیش بگیرید که به این ترتیب برای هر مسئله مجزا توافقات (یا تعهدات) جداگانه‌ای صورت می‌گیرد (در این صورت کار را با ساده‌ترین موضوعات شروع کنید). 

اکنون توانسته‌اید مشارکت مخالفانتان را بر روی کاغذ داشته باشید، اما کار شما هنوز تمام نشده است. چرا که باید دیگران را نیز متقاعد کنید که نوع مشارکت تعریف شده – و هر توافقنامه‌ای که از آن به دست آمده— یک قراردادی است که منافع همه طرف‌ها را تامین می‌کند. سپس باید همه (و از جمله خود شما) به نتیجه نهایی این چانه‌زنی‌ها عمل کنید. 

توافق را بقبولانید​

اکنون توافق به دست آمده است. حالا نیاز دارید دیگران را متقاعد کنید که از آن حمایت کنند. در اینجا منظور سه نوع افراد به طور خاص است: 

  • اول، حامیان خودتان به‌ویژه کسانی که در مذاکرات اولیه حضور نداشته‌اند. البته باید به آن‌ها در آغاز گفتگو‌ها اطلاع داده باشید. اما اکنون نیز باید بتوانید به آن‌ها نشان دهید که بهترین توافق ممکن به دست آمده است و چرایی این ادعای خود را نیز توضیح دهید. چرا بر سر چیزهایی کنار آمده‌اید (اگر مواردی بوده است) و این‌که هر توافقی که صورت گرفته به نفع همه طرفین بوده است. در غیر این صورت ممکن است حامیانتان از شما حمایت محکمی – یا اصلا حمایتی—نکنند، و در این صورت به کلی تنها بمانید. 
  • دوم، دیگر ذی‌نفعان. متقاعد کردن – یا وداشتن — حامیانتان شاید آسان‌ترین قسمت کار باشد. اما مسئله اصلی افراد دیگر هستند، مانند ذی‌نفعان. آیا این ذی‌نفعان برای موفقیت شما حیاتی هستند؟ کاملا، چرا که این افراد هستند که باید این توافقات را عملی کنند. آن‌ها در خط مقدم قرار دارند؛ خریدار واقعی این توافق آن‌ها هستند. 

فرض کنید شما با شرکت الف برای استخدام اقلیت‌های محلی به توافقاتی می‌رسید. خیلی عالی؛ ولی کسب و کارهای محلی ب و جیم که در انتهای خیابان مشغول به کار هستند و باید در ادامه به سراغ آن‌ها بروید چطور؟ آن‌ها در این ماجرا ذی‌نفع هستند و بسیار خوب است که حمایتشان را در مورد اصول کلی توافق (حداقل)، پیش از اینکه به سراغ تک تک آن‌ها بروید، داشته باشید. 

  • سوم، عموم مردم. به طور طبیعی آن‌ها شک خواهند کرد که چطور شده است که شما و مخالفانتان به همکاری با هم روی آورده‌اید. ممکن است مشکوک باشند و فکر کنند پشت پرده خبری است. (آن‌ها درست فکر می‌کنند). به آن‌ها باید توضیح دهید (حتی اگر دلیل دیگری هم نباشد، حداقل به دلایل عملگرایانه این کار لازم است). یعنی عموم مردم نیز باید از هر توافقی که به آن رسیده‌اید اطلاع داشته باشند و به آن عمل کنند.    

ارتباطات شفاف، کلید موفقیت شما برای جلب حمایت دیگران از یک توافق است. 

توافق را در قالب یک ساختار بگنجانید 

اکنون که برنامه نهایی خود را در دست دارید، آیا ساختاری برای حمایت از آن در کوتاه مدت و بلند مدت دارید؟ یعنی از دوام توافق مطمئن هستید؟ چه چیزی از وحشت‌زده شدن مخالفانتان در آخرین لحظه، یا عقب‌نشینی کلی آن‌ها، یا حتی آغاز دوباره مخالفتشان با شما جلوگیری می‌کند؟ برای جلوگیری از این وقایع، و به منظور جلوگیری از شکست توافقتان، شما به ساختارهایی برای سرپا نگه داشتن آن نیاز دارید. به عبارت دیگر، شما می‌خواهید «توافق صورت گرفته را نهادمند کنید». 

چگونه باید این کار را انجام دهید؟ می‌توانید برای مدتی هر چند وقت یک بار نشست‌های منظمی داشته باشید. یا ممکن است نشست‌های عمومی‌تری با حضور برخی افراد دیگر برگزار کنید. یا در صورت تمایل و درخواست یکی از طرفین، نشست‌هایی با حضور طرف سومی داشته باشید. یا چند ماه بعد، یک بررسی رسمی از وضعیت داشته باشید. این‌ها نمونه‌هایی از ساختارهایی است که می‌توانید برای حفظ (یا نهادمند کردن) توافق از آن‌ها استفاده کنید، که البته باید در طول گفتگوهای اصلی در متن توافق گنجانده شود. این‌ کار می‌تواند از بسیاری از مشکلات آتی جلوگیری کند. 

نظارت بر توافق 

این ساختاری که تشکیل دادید خوب است اما شما نیاز دارید که رخدادها را مورد ارزیابی قرار دهید و بر توافق نظارت کنید تا مطمئن شوید که همه چیز بر اساس برنامه پیش می‌رود. کسی باید از آن ساختارها استفاده کند تا اطمینان حاصل شود که کارها در مسیر صحیحی در حال حرکت هستند. به‌ویژه شما باید کارهای مخالفان پیشین خود را زیر نظر داشته باشید و به حرف‌هایشان بسنده نکنید. آیا امکان بازرسی از کارهای آن‌ها برای عموم وجود دارد؟ آیا به آنچه گفتند واقعا عمل می‌کنند؟ برای تایید این موضوع می‌توانید یادداشت‌ها و سوابقی تهیه کنید – و این روند نظارت را نیز می‌توان در توافق گنجاند. 

خلاصه

اگر از گام‌هایی که در بالا آمد پیروی کنید، شانس خوبی برای رسیدن به توافق با مخالفانتان دارید و می‌توانید با همکاری یکدیگر گام‌های مشترکی بردارید. شانس خوبی هم برای سازش با مخالفان پیشین‌تان خواهید داشت. (البته شما هم باید به همان اندازه کوتاه بیایید، و شاید کمی هم بیش‌تر این کار را بکنید تا حسن نیت خود را نشان دهید.) 

در این صورت، می‌توان به شما به خاطر کار خوبی که برای باهمستانتان انجام دادید تبریک گفت! – کاری که نه تنها می‌تواند نتایج خوبی به بار بیاورد بلکه می‌تواند بنیادی برای همکاری‌های مشترک دیگر در آینده باشد. 

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:22

Ejemplo #1: Brindar apoyo y reconocimiento

Un excelente ejemplo de cómo grupos opuestos pueden trabajar juntos viene de un famoso estudio de psicología social por Muzafer Sherif y sus colegas.  En un campamento de verano, dos grupos de chicos competían duramente por trofeos y premios.  Su oposición se volvió tan fuerte, que los "Águilas” quemaron la bandera de los "Ruidosos"; los Ruidosos se vengaron destrozando la cabaña de los “Águilas”. Las cosas podrían haberse ido de las manos, cuando el camión del campamento se descompuso durante un viaje;  y ambos grupos tuvieron que unir fuerzas para hacerlo arrancar.  El objetivo común  (objetivo "superior” fue el término técnico usado) ayudó a restaurar la armonía entre los dos grupos.

Muchos otros ejemplos ilustran el mismo principio.  Los Estados Unidos y la antigua Unión Soviética –una vez enemigos jurados—cooperaron para conseguir acuerdos de control de armas de largo alcance.  En una escala más pequeña, los “Sangres” y los "Rengos," dos bandas en violenta rivalidad, dejaron de lado sus diferencias para restaurar la calma en South Central Los Angeles después que ocurrieran disturbios.

Si tan fuertes oponentes pueden trabajar juntos, ¡hay buenas razones para creer que ustedes pueden hacerlo también!

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:18

A continuación encontrará una lista que resume los puntos más importantes de esta sección. 

___Ustedes comprenden que involucrar a oponentes puede ayudarlos a ustedes (y a ellos) de formas inesperadas.

Ustedes comprenden las razones por las que quisieran involucrar a un oponente:

___Para suprimir o neutralizar una crítica potencialmente dañina.

___Para adquirir un profundo conocimiento de la labor de su oponente.

___Para ganar acceso a un grupo que ha estado previamente cerrado para ustedes

___Para adquirir nuevos recursos para solucionar un problema común.

___Para encontrar valores y creencias comunes que no sabían que existían.

___Para llegar a conocer a sus oponentes como personas.

___Para construir una base de confianza que podría serles de utilidad en el futuro.

___Para ayudarlos a progresar.

Ustedes comprenden cuándo involucrar a oponentes:

___Cuando las líneas de comunicación están todavía relativamente abiertas, y ustedes creen que su oponente está dispuesto a hablar con ustedes

___Cuando ustedes ven valores y oportunidades en común.

___Cuando el costo de involucrarse mutuamente no es demasiado grande.

Ustedes comprenden cuándo no involucrar a sus oponentes:

___Cuando hay antecedentes de falta de confianza o de engaño entre ustedes y su oponente.

___Cuando sus respectivas posiciones son sostenidas con fuerza, están profundamente arraigadas, y son completamente opuestas.

___Cuando sus oponentes no están dispuestos a hablar con ustedes

___Cuando los costos en tiempo y energía para la colaboración con su oponente son demasiados altos.

Ustedes comprenden cómo involucrar a sus oponentes:

___Ustedes han decidido que quieren involucrarlos.

___Ustedes han afinado sus objetivos.

___Ustedes tienen claro sus objetivos.

___Ustedes han tomado el compromiso.

___Ustedes han identificado a los interesados.

___Ustedes han hecho contacto con su oponente.

___Ustedes han establecido reglas de base.

___Ustedes han fijado una agenda.

___Ustedes han organizado subgrupos.

___Ustedes han buscado información.

___Ustedes han encontrado un mediador.

___Ustedes han involucrado a otros interesados.

___Ustedes han mantenido una reunión exploratoria.

___Ustedes se han reunido de nuevo.

___Ustedes comprenden los doce "puntos de conversación."

___Ustedes han cerrado el trato.

___Ustedes han “vendido” el trato a sus partidarios, a otros interesados, y al público en general.

___Ustedes han estructurado el acuerdo.

___Ustedes han monitoreado el acuerdo.

Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 15:56

Herramienta #1: Auto-Valoración de la Colaboración

Ésta es una hoja de trabajo para ayudar a guiar sus esfuerzos de colaboración con sus oponentes, adaptada de los materiales del Grupo de Trabajo sobre Promoción de Salud y Desarrollo Comunitario de la Universidad de Kansas.

Auto-Valoración de la Colaboración

  Si No Colaborador Si No
           

1. Definición en común del problema

  • ¿Las partes definen el problema en términos superpuestos?
  • ¿La definición del problema es lo suficientemente amplia como para incorporar los intereses de los oponentes?
  • ¿Los resultados tienen su raíz en la interdependencia?
   
  • ¿Está su definición incluida?
  • ¿Pueden lograr sus objetivos con los otros?
   
2. Las partes se comprometen a colaborar
  • ¿La situación presente falla en servir el interés de cada parte?
  • ¿Producirá la colaboración resultados positivos?
  • ¿Es posible alcanzar un acuerdo justo?
  • ¿Existe paridad entre los oponentes?
  • ¿Estarán todas las partes de acuerdo en colaborar?
   
  • ¿La situación presente falla en servir a mis intereses?
  • ¿Producirá la colaboración resultados positivos para mí?
  • ¿Es posible un acuerdo que sea justo para mí?
  • ¿Estoy a la altura de los otros oponentes?
  • ¿Estará la otra parte de acuerdo en colaborar?
   

3. Los oponentes son identificados

  • Aquéllos que tienen el derecho o la capacidad para participar, tienen importantes conocimientos, o pueden perturbar el proceso han sido identificados.
  • ¿Se han solucionado disputas sobre legitimidad? ¿Está el proceso abierto?
  •  Se ha determinado el tamaño y la manejabilidad del grupo.
  • ¿Se han determinado los niveles de participación?
  •  Los grupos tienen legitimación interna.
  • ¿Son los intereses de los ausentes en la mesa representados por los presentes?
   
  • Yo estoy afectado por el problema, tengo capacidad para participar, tengo importantes conocimientos, o puedo perturbar el proceso.
  • Veo a los otros como legítimos interesados.
  • El tamaño del grupo permite mi activa participación.
  • Yo participaré en un nivel apropiado.
  • Mi grupo tiene consenso.
   
4. Un coordinador es lo apropiado
  • ¿Existe ya una organización paraguas, o sea que abarca a otras?
  • ¿Puede el coordinador traer a los oponentes a la mesa?
  • ¿El coordinador tiene reputación de ser confiable?
  • ¿El coordinador es un experto imparcial en el problema?
  • ¿Tiene el coordinador los conocimientos apropiados?
  • ¿Se le percibe como alguien que tiene autoridad para organizar la colaboración?
  • ¿Tiene una visión de propósito y aprecia la colaboración?
  • ¿Puede crear y sostener un proceso que reúna a los oponentes?
   
  • Me reuniré con el coordinador.
  • Confío en el coordinador.
  • Creo que el coordinador tiene los conocimientos apropiados y es imparcial.
  • Coincido con la visión de propósito y el proceso  colaborativo.
  • Trabajaré con el coordinador.
   

5. Los recursos han sido identificados y son adecuados

  • ¿Hay recursos disponibles?
  • ¿Se pueden asegurar los recursos adecuados para permitir que todos participen igualitariamente?
    Tengo recursos disponibles.    
Establecimiento de las Directivas          

1.  Se han establecido las reglas básicas

  • ¿Participan todas las partes en delimitar las conductas aceptables e inaceptables?
  • ¿Están todas las partes de acuerdo sobre las reglas básicas?
   
  • Estuve involucrado en el desarrollo de las reglas básicas.
  • Estoy de acuerdo en regirme por las reglas básicas.
   

2. La Agenda está fijada

  • ¿Refleja la agenda los intereses de todas las partes?
  • ¿Existen reglas para agregar o eliminar temas de especial preocupación?
   
  • La agenda refleja mis intereses.
  • Tengo capacidad para influir en la agenda.
   
3. Se forman subgrupos si es necesario.
  • ¿Deben formarse subgrupos para tratar distintos temas (especialmente si hay gente más que suficiente disponible?
  • ¿Muestran los miembros de los subgrupos suficiente diversidad como para tener una amplia gama de aportes?
   
  • Yo trabajaré con un subgrupo.
   
4. La información se busca conjuntamente.
  • ¿Las partes están de acuerdo sobre los hechos en los que se basa la definición del problema?
  • ¿Las partes indagan los hechos conjuntamente?
  • ¿Intercambian las partes los datos bajo examen?
  • ¿Se usan expertos técnicos y testigos expertos para los temas controversiales?
   
  • Estoy de acuerdo con los hechos en los que se basa la definición del problema.
  • Trabajé con otros para indagar los hechos.
  • Examiné los hechos con otros.
   

5. Se exploran opciones múltiples

  • ¿Se exploraron opciones múltiples antes de elegir alternativas?
  • ¿Se usan los subgrupos para examinar las opciones más detalladamente?
  • Si fuera apropiado, ¿se usan expertos externos para generar opciones?
   
  • He examinado múltiples opciones.
   
6. Se logra un acuerdo final
  • ¿Están todas las partes comprometidas con una sola opción o con un paquete de opciones?
   
  •  Estoy comprometido con la(s) opción(es) final(es).
   
Implementación          

1. Se trata con los partidarios

  • ¿Los partidarios de los oponentes entienden las razones para acuerdos de trueque y de apoyo?
   
  • ¿Comprenden los miembros de mi grupo las razones para trueques?
  • ¿Apoya mi partido el acuerdo?
   
2. ¿Apoyan el acuerdo aquéllos que se necesitan para implementarlo?    
  • Apoyo el acuerdo y lo implementaré si es necesario.
   
3. Se determina el nivel de esfuerzo
  • ¿Existe una estructura que permita una gradual institucionalización del acuerdo alcanzado?
  • ¿Existen estructuras a largo plazo que mantengan el esfuerzo colectivo?
  • ¿Hay en marcha un foro para la futura solución de  problemas?
  • ¿Hay un marco para regular los esfuerzos del grupo?
         

4. Se monitorea el cumplimiento

  • ¿Están los oponentes llevando a cabo los acuerdos?
  • ¿Existen oportunidades para manejar las diferencias culturales, los conflictos históricos y otras barreras para la implementación?
  • ¿Están las responsabilidades de monitoreo claramente delimitadas?
  • ¿Se necesitan sanciones?
         
  • Opción A: ¿Cómo usaría usted esta información para convertirse en un colaborador efectivo?
  • Opción B: ¿Cómo usaría usted esta información para asegurar una colaboración más efectiva?
PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:47

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

الفصل 31. إجراء أبحاث المناداة
mloewenstein Fri, 09/27/2013 - 15:16

هذا المضمون لم يترجم الى اللغة العربية بعد، نعتذر عن ذلك 

Sección 5. Solicitar responsabilidad por acciones cometidas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 16:48
Sección Principal
مجهول (not verified) Tue, 16/04/2013 - 15:14
  • ¿Qué es la responsabilidad o rendición de cuentas?

  • ¿Cuándo se podría solicitar responsabilidad o una rendición de cuentas?

  • ¿Quién es responsable y hacia quiénes?

  • ¿Cómo solicitar responsabilidad?

Mientras se escribe esta sección, los católicos se horrorizan con las revelaciones de abusos infantiles por parte de sacerdotes de diócesis. Están especialmente molestos por el hecho de que en muchos de los casos, los sacerdotes culpables fueron descubiertos por la iglesia y no los reportaron a las autoridades, o incluso fueron cesados de las labores que implicaban contacto regular con niños. En cambio, eran reasignados a otras diócesis, donde muchas veces repetían sus ofensas con otros niños.

Muchos católicos reservan su mayor condena para el cardenal Bernard Law, Arzobispo de la Arquidiócesis de Boston. Sienten que la iglesia – representada por el Cardenal – falló al no hacer responsables a los sacerdotes abusivos, y por lo tanto falló en proteger a los niños. Estos católicos ahora están solicitando que los obispos y otros, asuman la responsabilidad por ellos, para que si la iglesia se enfrente nuevamente a situaciones similares, por lo menos haya algunas consecuencias si es que no se ocupan de ellos como corresponde. No se sabe cuáles serán las consecuencias de esta controversia, pero ciertamente ha destacado el tema de la responsabilidad o rendición de cuentas.

Algunas veces, cuando las entidades – instituciones, gobiernos o agencias gubernamentales, corporaciones, organizaciones sin fines de lucro, u otros grupos – no son, o no rinden cuentas a la sociedad o al público, se pueden producir daños. Es responsabilidad de los ciudadanos asegurarse que las entidades que tienen influencia en sus vidas sean responsables, y también ayudar a crear formas para que rindan cuentas de sus acciones. En esta sección, abordaremos cómo se puede solicitar responsabilidad, y cómo utilizar la investigación – el tema de este capítulo – y otros métodos para ayudar a obtenerla.

¿Qué es la responsabilidad o rendición de cuentas?

Una entidad (o un individuo) es responsable cuando sus acciones, prácticas y políticas están sujetas a la inspección de aquellos que pueden ser afectados, aquellos hacia quienes tiene obligaciones, y de los que la/lo regulan; además, esa entidad o individuo debe rendir cuentas cuando hay claras consecuencias por acciones, prácticas o políticas ilegales, dañinas o poco éticas, incompetentes o distintas a lo pactado. La responsabilidad le asegura a los interesados – aquellos que tienen intereses o se ven afectados por las operaciones o acciones de la entidad – que la entidad es transparente con respecto a lo que está haciendo, y que sus acciones, prácticas y políticas son legales, éticas y razonablemente efectivas.

Solicitar responsabilidad por lo tanto, incluye dos aspectos:

  • Asegura que las acciones y políticas de una entidad o individuo sean realmente conocidas, a fin de que puedan ser evaluadas.
  • Promueve la aprobación de leyes, políticas o regulaciones adecuadas para mantener el comportamiento de la entidad o individuo dentro la legalidad, ética y competencia.

Existen muchos tipos de responsabilidad, y una gran variedad de formas de ser responsable. Incluso una lista parcial – una que destaque asuntos de la responsabilidad que pueden ser apoyados – muestra lo variado que es el tema:

  • Gobiernos, agencias de gobierno y los funcionarios deben ser responsables ante el público por el uso del dinero, la calidad de su servicio, y la atención que brindan.
  • Las agencias gubernamentales y reguladoras deben ser responsables ante el público por la regulación de las áreas y entidades que les competen.
  • Los funcionarios electos y designados deben dar cuenta al público y mostrar honestidad, integridad, competencia, ética, servicio y calidad de sus decisiones.
  • Las organizaciones deben ser responsables ante los patrocinadores y contribuyentes por el uso del dinero.
  • Las organizaciones deben ser responsables ante los participantes/beneficiarios por la calidad del servicio/beneficio financiero que ofrecen.
  • Las empresas deben ser responsables ante el público por la seguridad de sus operaciones, y la atención que le brindan al público.
  • Las empresas deben tomar la responsabilidad ante los accionistas y reguladores por sus operaciones financieras.
  • Los negocios deben rendir cuentas a los consumidores por la seguridad y calidad de sus productos.
  • Los negocios deben mostrar responsabilidad ante los trabajadores y reguladores por el trato de su fuerza laboral.
  • Todas las entidades deben ser responsables ante el público por los efectos ambientales, económicos, políticos y sociales de sus acciones u operaciones.

Los individuos que ofrecen un servicio deben ser responsables por sus acciones ante los que reciben el servicio. Por ejemplo, es importante que los ciudadanos sepan si le están pagando a un juez que prácticamente no va a trabajar, o si un doctor de un hospital local frecuentemente esteriliza a mujeres de bajos recursos sin su consentimiento. Los individuos en posiciones de responsabilidad que infringen la ley, abusan del poder o de la confianza pública, simplemente no hacen sus trabajos, o tienen un accionar poco ético, deberían enfrentar las consecuencias de sus acciones tal como lo deberían hacer las grandes entidades.

¿Por qué se podría solicitar responsabilidad?

Mientras es importante que las entidades públicas rindan cuentas, solicitar responsabilidad puede ser difícil y consumir tiempo. Es poco probable que usted lo vaya a intentar sin una buena razón. Entonces, ¿cuáles son buenas razones para hacerlo? La verdad es que hay varias.

  • Para garantizar que las personas estén obteniendo lo que necesitan. En una comunidad, si la seguridad pública, el servicio a las personas mayores o a los residentes de bajos recursos, temas medioambientales, u otras inquietudes están siendo ignoradas, aquellos que las están ignorando – o la comunidad en general – debe asumir la responsabilidad de cambiar la situación.
  • Para proteger al público de daños físicos u otros. Las campañas para disminuir el consumo de tabaco tienen mucho que ver con las demandas de los defensores anti-tabaco y, finalmente, del gobierno de los Estados Unidos para hacer que las compañías tabacaleras se hagan responsables ante aquellos que compraron sus productos. Otras posibilidades:
    • Para disuadir a los contaminadores de tirar residuos tóxicos en el agua, tierra o aire.
    • Para ayudar a eliminar la discriminación en vivienda, trabajo y otras áreas.
    • Para garantizar la seguridad pública al mantener registro de los niveles de ruido, materiales o sitios peligrosos, prácticas de construcción, transporte, etc.
    • Para proteger a la gente de daños económicos. Los negocios son auditados para asegurar que sus finanzas son lo que ellos dicen. La Securities and Exchange Commision supervisa el intercambio de acciones y bonos, e implementa las regulaciones que dirigen las acciones de los agentes de bolsa para evitar que estafen a los inversionistas, o evitar que los convenzan de tomar decisiones que enriquezcan al agente en vez del inversionista.
    • Para prevenir la corrupción y los actos ilícitos por parte de aquellos que están en el poder. Cuando las personas son designadas o elegidas para ocupar posiciones de poder o autoridad, se asume que actuarán de acuerdo a los más altos principios. Cuando la policía ejerce la brutalidad o hace diferencias con las minorías sólo por el color de su piel, cuando los políticos favorecen a corporaciones o industrias a cambio de sobornos o corrupción política, los ciudadanos se enfadan, y pueden perder la confianza en sus  instituciones.
  • Para proteger el derecho del público “de saber”. En una sociedad libre, el conocimiento es la base de las decisiones políticas, económicas y sociales. Por lo tanto, es importante que el público esté enterado de lo que realmente están haciendo el gobierno, las corporaciones e instituciones. Algunos casos en que “el derecho a saber” ha sido importante:
    • El caso Watergate. La denuncia sobre Watergate del periódico “Washington Post” responsabilizó al Presidente Nixon y sus asistentes por sus actividades criminales, y a la larga fue responsable de forzar su salida del gobierno. Como el mismo Nixon dijo, los norteamericanos tenían el derecho de saber si su Presidente era un criminal.
    • Política del medio ambiente y energía. Es importante conocer quién tiene que ver con el planteamiento de las políticas medio ambientales. Si los responsables de formular las políticas prestan atención a los productores de energía, es más probable que la política resultante esté dentro del interés de los productores de energía, en vez del interés del público.
    • Etiquetas de los productos. Las advertencias en los productos peligrosos, como las advertencias de salud en las cajetillas de cigarrillos o advertencias en las botellas de blanqueador, informan al consumidor acerca de los productos que están utilizando. La reglamentación de la etiquetación de los alimentos y leyes de la veracidad en la propaganda, ayudan a los ciudadanos a tomar decisiones bien informadas sobre lo que deben comprar.

Cuando un producto o un proceso de elaboración son controversiales, los activistas a menudo abogan por un etiquetado que muestre a los ciudadanos lo que están adquiriendo. Actualmente, por ejemplo, a muchos consumidores les gustaría contar con reglamentación con respecto al etiquetado de los productos de alimentos modificados genéticamente.

  • Leyes de campaña y elecciones. Las leyes diseñadas para hacer a los políticos responsables por sus prácticas políticas y de recaudación de fondos, ayudan a asegurar unas elecciones limpias.
  • Para fomentar y prevenir las represalias por denunciar. Los informantes son personas que presencian corrupción, actividad ilegal, poco ética, o incompetencia dentro de sus propias organizaciones – ya sean de gobierno, corporaciones o instituciones – e intentan ponerle fin, al denunciarla. Aún cuando existen leyes que los protegen, generalmente sus recompensas son ser degradados, excluidos o despedidos. Al solicitar que las compañías se hagan responsables por el trato hacia los informantes, los ciudadanos no sólo ayudan a sacar a relucir las ofensas descubiertas por los informantes, sino que también se aseguran de que éstos no sean castigados a causa de su integridad.
  • Para procurar que los ciudadanos sean compensados por daños o pérdidas causadas por transgresiones intencionales de parte de alguna entidad. Un ejemplo destacado de una corporación siendo responsabilizada por dañar a los ciudadanos es el caso representado en la película Erin Brockovic. Brockovic, una ayudante de abogado que tomó el caso e hizo la investigación relevante, y su empleador el abogado Ed Masry, ganaron $333 millones a la Compañía “Pacific Gas and Electric” (PG&E) para varios cientos de residentes del pueblo de Hinkley, California.  La Firma Masry demostró que PG&E tenía conocimientos del potencial daño a los residentes, y sin embargo, aún así, continuaron vaciando cromo 6 en el agua subterránea de Hinkley. Los residentes que sufrieron problemas de salud y cuyas propiedades se desvalorizaron producto de la contaminación, participaron del acuerdo con PG&E.
  • Para prevenir el mal uso de los fondos de los contribuyentes, que podrían ser mejor aprovechados en otra parte. El ejército de los Estados Unidos adquirió martillos de ciento cincuenta dólares y asientos para retretes de quinientos dólares a empresas que tenían contratos con el gobierno. La Oficina del Inspector General fue instruido a controlar tales abusos en los gastos, pero sólo después de que la investigación de los periodistas y organismos de control advirtieran sobre el tema.
  • Para garantizar que los consumidores obtengan lo que pagan. La Ley Estatal sobre autos usados (State Lemon Law), la cual permite a los consumidores devolver los automóviles que simplemente no funcionan como debieran, responsabiliza a los concesionarios de automóviles por las condiciones de los vehículos que venden.
  • Para impedir un accionar poco ético por parte del gobierno, negocios e instituciones. Un negocio puede prometer trabajos y otros beneficios realmente inexistentes, con el objeto de obtener los permisos necesarios para situarse en una comunidad en particular.
  • Para conseguir justicia simple. A veces el objetivo de responsabilizar a una entidad – en cualquiera de las situaciones descritas aquí, y en otras también – puede ser la necesidad de que se haga justicia, que los buenos ganen una vez. Cuando una entidad o individuo, impulsado por codicia, interés propio, o ansias de poder, causa daño o aparte de eso trata a las personas comunes como si no importaran, tenemos la necesidad, como sociedad, de ver que se restaure el equilibrio. Esa es a menudo, la verdadera razón por la que los ciudadanos buscan responsabilidad, y puede que sea la mejor.

Cuándo se podría solicitar responsabilidad o una rendición de cuentas?

Como mencionamos anteriormente, solicitar responsabilidad puede ser un proceso largo y difícil, por lo que es mejor hacerlo si hay razones convincentes.

  • Cuando algunos miembros de la comunidad están necesitados y nadie hace nada. Cuando aumenta el número de personas sin hogar, o los ancianos que tienen bajos recursos no pueden costear combustible para calefacción, y los directivos no reaccionan, es más probable que se le ponga atención a las demandas para responsabilizar a los directivos.
  • Cuando una entidad continúa haciendo algo perjudicial, o está a punto de hacerlo. Cuando una fábrica de papel está vaciando sedimento residual libremente en el río, o un caso de acoso sexual ocurrido en la escuela secundaria local se está ignorando, estas situaciones requieren responsabilidad, tanto por parte de los ofensores, como de aquellos que debieran prevenir estas situaciones.
  • Cuando se está a punto de, o se está provocando un daño económico, ya sea a todo el público o a individuos. Algunas posibilidades:
    • Una operación de rescate o subsidio federal para una empresa que viola las leyes o la confianza pública reiteradamente (o es regularmente incapaz de competir en el mercado).
    • Financiamiento para programas que se ha comprobado que no funcionan.
    • Contratos gubernamentales otorgados a “amigos” de políticos o a firmas de distritos particulares de legisladores.
    • Fijación de precios por parte de aerolíneas, industrias u otros grupos.
    • Beneficencias que son estafas (5% de lo que recaudan los administradores va a la beneficencia, por ejemplo, y lo restante termina en sus bolsillos) o que no son lo que parecen (hogares de acogida donde los niños en vez de ser cuidados, son abusados).
    • “Negocios” que convencen a los ancianos por teléfono para que envíen dinero a una dirección que es simplemente un lugar de recepción de correo, a cambio de un servicio o producto inexistente.
  • Cuando un negocio se quiere posicionar en una comunidad. La comunidad debiera contar con la información para decidir si un potencial negocio tendría cabida dentro de ella.

Los ciudadanos de Greenfield, Massachusetts, luego de un largo análisis público de los hechos, decidieron no permitir que un Wal-Mart se situara allí. Los residentes del lugar sentían que su presencia arriesgaría la viabilidad de su zona comercial en el centro.

  • Cuando un político o algún postulante a un cargo ha violado la confianza pública, ha tergiversado sus posiciones o fundamentos, o es de otro modo inadecuado para un cargo público. Los candidatos y políticos deben responsabilizarse ante el público por sus acciones presentes y pasadas, y por sus ideas expresadas. Si son o han sido corruptos, eso es un crimen. Si sus acciones no son congruentes con sus posiciones expresadas, ciertamente no es un crimen, pero el público tiene derecho a saber sobre ello. Si sus acciones o discurso presente o pasado son inaceptables en nuestra sociedad – racista, sexista, antidemocrático – el público tiene el derecho, y la necesidad, de saber eso también.
  • Cuando algún individuo o intereses ejercen influencia de forma ilegal o injusta sobre una política oficial o la elección de políticos. A pesar de que es el derecho de todo ciudadano intentar persuadir a los legisladores para que voten de una manera en particular, o abogar a favor de una política determinada, no es legal en Estados Unidos intentar comprar un voto, o influenciar sobre un político o un juez con regalos o favores.
  • Cuando está por cometerse una injusticia evidente. Cuando el gobierno federal estaba a punto de permitir la minería a cielo abierto en terrenos del Estado, en un área inmediatamente adyacente al Parque Nacional “Kings Canyon” en los límites de la Sierra Nevada en California, los defensores dieron la alarma. La protesta generalizada fue tal, que no sólo se desechó el plan sino que además, el área en cuestión fue protegida de la explotación. Responsabilizar al gobierno por lo que hace con los terrenos públicos mantuvo a salvo un tesoro nacional.

¿Quién es responsable y hacia quiénes?

Cualquier individuo o entidad cuyo comportamiento afecta el bienestar de otros debe hacerse responsable ante ellos o sus representantes. Por ejemplo, los padres que descuidan o abusan de sus niños, que no los envían a la escuela ni los educan de alguna manera, o los venden para ser adoptados, deben rendir cuentas no sólo ante los mismos niños, sino también ante la sociedad representada por las cortes y las agencias de servicio social.

A continuación se mencionan algunos individuos y grupos que deben ser responsables en una sociedad libre. En la mayoría de los casos, es sumamente claro ante quiénes son responsables, pero en otros, sus circunscripciones pueden ser múltiples.

  • Políticos elegidos o designados. ¿Han infringido alguna ley? ¿Sus acciones son coherentes con lo que dicen creer y con el interés público? ¿Mantienen el interés público sobre el propio y el de sus mayores contribuyentes?
  • Organismos para el cumplimiento de la ley. Dependemos de la policía y del sistema judicial para protegernos y asegurarnos que se aplique la ley equitativamente para todos. La brutalidad policial, o decisiones judiciales que sistemáticamente favorecen a los blancos y adinerados por sobre las minorías y los pobres, nos niegan la protección y equidad conforme a la legislación. Los miembros de las fuerzas de seguridad deben hacerse responsables ante el público. Un comité civil de evaluación que supervise la conducta policial, por ejemplo, es la forma en que algunas comunidades obtienen esa responsabilidad.
  • Agencias gubernamentales. Las burocracias a todos los niveles son los motores que hacen girar las verdaderas ruedas del gobierno. Deben responsabilizarse en varias áreas:
    • Uso de fondos de los contribuyentes. Los tratos financieros de una agencia deben ser coherentes con su misión y ser registrados correctamente.
    • Mantenimiento de las leyes. Las agencias, por ejemplo, no deben discriminar en contra de grupos o individuos, participar en decisiones arbitrarias, u hostigar empleados o ciudadanos.
    • Eficiencia. El público tiene el derecho de esperar que las agencias gubernamentales sean razonablemente eficientes dentro de los límites de los recursos disponibles.
  • Contratistas del gobierno. Estos pueden ir desde grandes empresas como Boeing y Lockheed Martin, hasta organizaciones comunitarias que reciben unos cuantos miles de dólares para brindar servicios locales. En ambos casos, los contratistas deben responsabilizarse ante la agencia de financiación gubernamental, y, a través de ésta, ante el público, por su uso de fondos (¡nada de asientos para retretes de quinientos dólares!) y por hacer un esfuerzo razonable para cumplir los términos del contrato.

La efectividad de los proveedores de servicios comunitarios u otros sin fines de lucro a menudo es mejor evaluada durante un largo período de tiempo. Puede tomar tiempo comenzar un programa, y los participantes individuales pueden diferir enormemente en su capacidad para sacarle partido al servicio. Por esta razón, por ejemplo, este tipo de organizaciones deberían responsabilizarse de una forma distinta a la de las corporaciones y otros contratistas de seguridad similares, quienes tienen la experiencia y la pericia profesional para hacer una estimación del tiempo y costo de un trabajo, y completarlo dentro de esos límites. El punto aquí es que la rendición de cuentas debe ser ajustada a lo que es apropiado para que una entidad sea responsable. Si un contratista derrocha dinero, debe responsabilizarse. Si aumentan los precios mayoristas, o si existen factores poco usuales en una comunidad que afectan los servicios de una organización, no se puede culpar al contratista.

  • Organizaciones sin fines de lucro que buscan dinero directamente del público. Si la gente contribuye al funcionamiento de una organización, tienen derecho a saber en qué se gasta su dinero. Por ejemplo, si gran parte de los ingresos de la obra benéfica se usan para salarios administrativos en vez de invertirse en la población meta, el público podría escoger no contribuir. La mayoría de las organizaciones deben presentar una declaración financiera al Estado, la cual puede ser consultada por contribuyentes, los medios de comunicación o cualquier otra persona con algún interés.

Luego de los ataques del 11 de Septiembre del 2001 en Nueva York y Washington D.C., la Cruz Roja Norteamericana fue criticada por sus contribuyentes porque no utilizó todas las donaciones que recibió a beneficio de las familias de las víctimas de los terroristas, aunque su publicidad parecía señalar que sí lo haría. Finalmente, la agencia fue forzada a explicar y cambiar sus políticas de distribución de fondos, y su Director renunció.

  • Corporaciones. Las corporaciones en Estados Unidos son colegiadas por el estado o el gobierno federal (o ambas), y tienen obligaciones tanto legales como éticas para con el público y sus accionistas. Sus reportes anuales, los cuales incluyen declaraciones financieras, están disponibles para el público. Dos sitios web con buena información sobre investigación corporativa y enlaces a fuentes de estos documentos son la página del Proyecto de Responsabilidad Corporativa, Investigación de Corporaciones, y la guía de investigación de corporaciones, Corporate Watch. Adicionalmente, algunas de las preguntas que quizás querrías hacer acerca de una corporación, son:
    • ¿Está cumpliendo la ley en todo aspecto?
    • ¿Está diciendo la verdad acerca de sus actividades; y sobre la seguridad, resultados, e implicaciones de lo que está haciendo o produciendo?
    • ¿Trata a sus empleados justa y decentemente?
    • ¿Opera dentro de la ética en todas partes del mundo? (¿Se rehúsa a utilizar mano de obra de menores de edad, por ejemplo?)
    • ¿Está pagando lo que le corresponde de impuestos?, ¿Sus prácticas contables son correctas y éticas?
    • ¿Cómo escoge y designa directores, ejecutivos y otros?
  • Individuos que intentan ejercer influencia sobre las políticas. Los grupos de presión y los grandes contribuyentes políticos tienen la obligación legal de reportar contribuciones, regalos, etcétera y no les está permitido recibir nada a cambio. Si pareciera existir un patrón de pago por consideraciones políticas, eso es ilegal, y tanto el contribuyente como el político involucrado deben ser procesados.
  • Individuos dentro de una organización cuyos trabajos les dan poder. La gente con autoridad tiene obligaciones éticas ante quienes supervisan o emplean. Deben ser responsables ante la organización y obedecer la política organizacional (asumiendo que la política es, de por sí, ética), tratar a la gente justamente y con respeto, y administrar la parte financiera. En el último caso, también existen cuestiones legales: si las personas administran mal o malversan dinero, o utilizan fondos públicos de formas inadecuadas, son responsables ante la organización y el patrocinador, y muchas veces, también ante la ley.

¿Cómo obtener rendición de cuentas?

  • Haga la investigación que sea necesaria. Sin tener en cuenta si es que existen realmente leyes o regulaciones que rijan las acciones que le interesan, o si es que aún no conoce si hay acciones por las que debe preocuparse, necesitará información antes de que pueda hacer cualquier cosa. Para incitar una investigación oficial, apoyar una demanda, convencer a una agencia para que cambie sus prácticas, o persuadir a los legisladores u otros directivos para que cambien o establezcan una ley y políticas, necesitará evidencia y un entendimiento claro de los temas involucrados.

En algunos casos, eso significará realizar una investigación “académica”: leer libros y documentos en bibliotecas y archivos periodísticos, asesorarse por expertos, y quizás hasta realizar estudios. En otras situaciones, podría significar entrevistar personas, realizar encuestas locales, tomar fotografías, o realizar una investigación de los aspectos fundamentales. Existen tres reglas generales sobre una investigación de defensoría que se deben recordar:

  • Haga su tarea cuidadosamente y a conciencia. Nada sustituye el saber de qué se está hablando. Ya sea las propiedades químicas de una sustancia contaminante, la experiencia de cinco años de una comunidad con respecto a una intervención específica, las condiciones de una ley existente, o el número real de familias con niños sin hogar en el distrito escolar, si conoce el tema a fondo, no habrá titubeos al intentar responder el argumento del opositor o la pregunta de una persona responsable de la toma de decisiones.
  • Busque ayuda cuando la necesite. Ya sea si necesita un experto – un profesor de la universidad local, un historiador de la comunidad, un carpintero – o algunos refuerzos, porque es demasiado el material para una sola persona, no dude en pedir ayuda.
  • Persista en el trabajo. La persistencia es probablemente la mejor herramienta disponible y a menudo le ayudará a obtener resultados que no obtendría con otros métodos.

Algunos recursos específicos para apoyar los requerimientos de responsabilidad

  • Leyes Estatales y Federales:
    • Bibliotecas de derecho. Las bibliotecas generalmente están ubicadas dentro o cerca de los tribunales y en facultades de derecho. Mientras algunas bibliotecas públicas pueden tener las copias completas del código jurídico estatal, los bibliotecarios jurídicos generalmente son entendidos en el tema y le pueden ayudar a encontrar lo que busca más fácil y rápidamente.
    • Internet. Existen varios sitios web con listados o enlaces de los estatutos estatales o federales de Estados Unidos (lo mismo para su propio país-nota del traductor). La mayoría de los sitios web del estado (la mayoría asequibles por www. seguido del estado.(abreviación de dos letras del estado).us/) le dará acceso a las leyes de ese estado. Adicionalmente, existen sitios con enlaces a los códigos jurídicos de todos los estados. Uno de los mejores es El Instituto de Información Jurídica de Cornell. Este contiene los estatutos de todos los estados, que se pueden buscar por tópico, al igual que las leyes federales, en la dirección US Federal Code Otro sitio para obtener las leyes federales es el de la Administración de Servicios Generales de Estados Unidos, que permite búsquedas diversas. La legislación federal pendiente o recientemente aprobada puede ser buscada en Biblioteca del Congreso, Las leyes federales de Canadá se pueden encontrar en: Leyes Federales de Canada.
  • Información sobre las actividades actuales y pasadas del gobierno y corporaciones. Existen varios sitios web de organizaciones de control que intentan hacer responsables a los gobiernos o corporaciones por lo que hacen. Algunas de las más útiles son: El Proyecto de Responsabilidad Gubernamental, el cual intenta proteger a los informantes y asegurarse de que sean escuchados, El Proyecto de Responsabilidad del Congreso, relacionado con la reforma ética del Congreso, Proyecto de Responsabilidad de las Corporaciones, que controla a las empresas multinacionales, con enlaces a Corporate Watch, una base de datos masiva sobre la actividad corporativa a nivel mundial, y su organización afiliada, Corporate Watch E.E.U.U. (Por favor vea los Recursos para encontrar otros listados).

Además de estos y otros sitios web similares, también existen archivos periodísticos, asequibles en oficinas de periódicos y – a menudo – en Internet. El New York Times en Internet, por ejemplo, ofrece artículos archivados (a un precio módico) de hace 5 o más años. Newsweek también ofrece un archivo que tiene un costo adicional. Muchas bibliotecas públicas y académicas están subscritas a servicios de archivos de periódicos y revistas y usted puede beneficiarse de ello si posee un carné de biblioteca. Las bibliotecas de universidades estatales especialmente, muchas de las cuales ofrecen una afiliación a la biblioteca a cualquier residente del estado, tienen una amplia gama de servicios de investigación. Las bibliotecas y los bibliotecarios en general a menudo son sumamente serviciales y se les pueden ocurrir fuentes que usted no habría considerado.

Bien…ha completado su investigación. Hay evidencia que indica que alguien no está haciendo su trabajo, o que una compañía está infringiendo la ley, o que una agencia gubernamental está ignorando un tema que necesita una resolución urgente. ¿Qué pasa ahora?

Lo que haga ahora depende del tipo de rendición de cuentas que persiga. Si lo que requiere es libre acceso a la información, puede que ya lo haya obtenido en el transcurso de su investigación, o quizás va a tener que intentar obtenerlo a través de una negociación, presión pública, reglamentación o acción legal. Si está solicitando cambios en una política o leyes que crearán un flujo libre de información, establecer penas por transgredir la ley, y asegurarse que las agencias y las organizaciones están haciendo su trabajo, probablemente tendrá que involucrarse en una abogacía con legisladores u otros responsables de la toma de decisiones.

Decida qué tipo de responsabilidad desea.

Existe una amplia gama, desde solicitar algo simple como la lista de químicos utilizados por una organización (ya es requisito en algunos estados) hasta aprobar leyes estrictas que imponen penas criminales y financieras graves para algunas acciones.

Algunas de las posibilidades:

  • Más apertura (voluntaria) de parte de la entidad. En este caso, todo lo que solicita es que haya alguien disponible para responder a las preguntas e inquietudes de los ciudadanos. La entidad podría designar un mediador o un encargado de relaciones comunitarias para desempeñar esta función, o podría intentar satisfacer la necesidad de la comunidad de manera informal, refiriendo a la gente a quien esté más cerca del área abarcada por la pregunta o inquietud.
  • Un cambio en una política interna o su ejecución. Algunas veces las razones por las que usted quiere que una entidad o una organización se haga responsable no tiene nada que ver con la ley. Suponga que quiere cambiar la forma en que la agencia de asistencia social trata a aquellos que atiende. Para cambiar tal situación y responsabilizar a la gente en cuestión por sus acciones, necesita un cambio en la política interna de la organización, o si esa política ya cuenta con normas estándares para este tipo de situaciones, hacer cumplir tal política.
  • Reportes regulares. Se le puede solicitar a una entidad que presente informes regulares de sus relaciones financieras, uso de materiales específicos, sus contactos con ciudadanos, etc. El tipo de informe dependerá obviamente de los temas involucrados.
  • Regulación o vigilancia gubernamental. Un ejemplo de esto puede ser un monitoreo estatal regular del afluente (derrame) de una fábrica hacia el océano o acuíferos subterráneos.

Dentro de cualquier requerimiento de presentación de informes debería definirse cómo y quiénes tendrán acceso a la información. ¿Será público o sólo podrá ser visto por algunos funcionarios? ¿Se encontrará disponible en línea o en los medios de comunicación, o la gente tendrá que dirigirse a algún lugar o hacer algo especial con el objeto de encontrarla? ¿Quién supervisará su fiabilidad?

  • Vigilancia comunitaria. Cuando se da supuesta brutalidad policial, por ejemplo, muchas comunidades han establecido comisiones de supervisión compuestas tanto por funcionarios de la policía como de ciudadanos de barrios afectados, que analizan y hacen responsables a la policía por sus acciones y decisiones y hacen sugerencias con respecto a los entrenamientos necesarios y la sensibilidad comunitaria o cultural.

En este tipo de situaciones es lógico involucrar a la misma entidad en la planificación ¿Cómo puede usted establecer un sistema de supervisión que le permita a la entidad hacer su trabajo mientras proporciona el nivel de responsabilidad que la comunidad siente que necesita? En el mejor de los casos, este proceso puede tender lazos entre la entidad y la comunidad y mejorar las relaciones a largo plazo.

  • Penas o endurecimiento de las leyes y regulaciones existentes. Ningún control hará una diferencia al menos que existan razones para que una entidad acate las leyes o regulaciones que este control intenta hacer cumplir. Muchas leyes de protección ambiental por ejemplo, involucran multas tan pequeñas que las grandes corporaciones de hecho ahorran dinero infringiendo la ley y pagando la multa.
  • Nuevas leyes, regulaciones o políticas. Usted puede querer una nueva ley o política para cerrar un vacío legal. (La Ley de Agua Limpia del año 1972 por ejemplo, estableció el estándar de calidad del agua donde no existía uno, e impuso multas por verter tóxicos y aguas residuales). O se puede necesitar una para enfrentar un tema que es nuevo. (Por ejemplo, aún estamos discutiendo si es posible que las leyes hagan responsables a las personas por los contenidos en sus sitios web). O una nueva política puede ser necesaria para ocuparse de un antiguo tema comunitario, como el cuidado de ancianos débiles o la alfabetización de adultos.

Solicitud directa a la entidad.

Si busca información, ir a  la aplicación de leyes o políticas existentes quizá se logre convencer a alguna autoridad de que sería mejor que la entidad se la entregue a usted en vez de acudir a las agencias reguladoras y a los medios de comunicación.

Si lo que busca es un cambio en las políticas internas, una apelación directa puede, en algunos casos, ser la única forma de conseguirlo. Una agencia gubernamental de cualquier tipo puede ser influenciada por la presión pública, pero es poco probable que una entidad privada – un negocio, por ejemplo – cambie su funcionamiento interno porque alguien de afuera no está de acuerdo.

Si intenta establecer rendición de cuentas en la gestión que pueda generar un cambio en una política social:

Acuda a una agencia reguladora para pedir ayuda.

Si cuenta con evidencia importante o evidencia circunstancial relevante con respecto a algún crimen, una agencia reguladora puede estar dispuesta a utilizar su poder para obligar a la entidad a revelar más. Este paso asume, por supuesto, que la agencia reguladora no forma parte del problema y de que existe una agencia que supervisa a esta entidad en particular.

Hágalo público.

Si usted tiene datos indiscutibles que demuestran que una entidad se encuentra involucrada en prácticas cuestionables, hacerlos públicos puede ser suficiente para persuadir a la entidad para que sea sincera acerca de lo que está haciendo, antes de que sea golpeada con una demanda o una multa. Lo bien que funcionará esta táctica depende en gran medida, en cuánto valore la entidad su auto imagen y ante quienes es responsable.

A fin de lograr esto, necesitará la cooperación de los medios de comunicación. Si ya tiene buenas relaciones con individuos o grupos dentro de los medios, debería obtener esa cooperación con una simple llamada telefónica. Si aún no ha entablado esas relaciones, puede que tengas mucho trabajo por delante.

Iniciar acción directa.

Si la atención de los medios no es suficiente, puede ser necesario dirigir la atención hacia el tema a través de algún tipo de demostración pública (piquetes, un rally, etc.). Otra posibilidad, si está tratando con una empresa, es un boicot de sus productos, lo cual puede ejercer presión pública y económica.

Participar en abogacía legislativa para lograr la aprobación de nuevas leyes.

Este puede ser un proceso largo y difícil, pero también puede ser el que logre los mejores resultados a final de cuentas. Para hacerlo correctamente, existen algunos pasos a seguir.

  • Defina claramente lo que quiere que se haga, para que los legisladores, potenciales aliados y el público puedan entenderlo fácilmente.
  • Establezca relaciones con legisladores y sus ayudantes, a fin de que sepan quién es used, comprendan sus temas, contesten sus llamadas y trabajen con usted.
  • Encuentre un campeón legislativo que propicie su proyecto de ley, alguien que crea tan fuertemente en éste como usted.
  • Organice a sus aliados para apoyo, incluyendo a personas con las que puede discrepar en otros temas.
  • Haga su tarea. Debería saber todo lo necesario acerca de la responsabilidad en esta situación: por qué es necesaria, cuáles deberían ser sus resultados, qué sucederá sin ésta, y cualquier información de índole científica, psicológica o económica, o cualquier otra cosa que le ayudará a explicar hacia qué dirección está trabajando.
  • Abogue con legisladores, políticos y con el público.
  • Dispóngase a dar pasos pequeños. Puede que no alcance su objetivo de una sola vez: acepte todo lo que marche hacia esa dirección, como un avance positivo.
  • Manténgase  en el trabajo por siempre. Aún luego de que haya sido aprobado su proyecto de ley, o hayan cambiado las regulaciones, debe asegurarse de que nadie convenza a los legisladores para revocarla o cambiarla nuevamente.

Demandar.

Esta táctica es costosa, toma mucho tiempo y generalmente se inclina a favor de las grandes entidades – grandes empresas, agencias gubernamentales – que pueden pagar abogados poderosos a altos honorarios, por períodos largos de tiempo. A menos que sus abogados sean dedicados, se puede ver obligado a desistir de la demanda porque se queda sin dinero para pagar. El tiempo requerido para que la demanda llegue a la corte puede ser tan extenso (pueden pasar varios años, o incluso décadas) que el tema ya no se puede resolver. Por todas estas razones, una demanda debería ser la última opción en su lista.

Una o más de las estrategias anteriores debieran permitirte solicitar y obtener responsabilidad para entidades gubernamentales, empresariales, organizacionales e institucionales, como también de individuos. Responsabilizar a tales entidades e individuos es un paso importante para obtener participación de la ciudadanía en, y en propiedad del desarrollo de la salud comunitaria.

En resumen

Hacer responsable al gobierno, negocios, instituciones, organizaciones e individuos es una parte importante de fomentar y apoyar las políticas que intentan conseguir el mejoramiento de una comunidad. Asegurarse de que las actividades de todas estas entidades estén abiertas al escrutinio público y de que las leyes, regulaciones y políticas, así como también la opinión pública, sean lo suficientemente fuertes como para asegurar que siempre consideran el interés público, es un paso gigante hacia la sostenibilidad de una defensoría efectiva.

Pedir cuentas ayuda a garantizar que se proporcionen los servicios públicos necesarios, a proteger al público de daños, defender su derecho a saber, a incentivar a informantes y protegerlos de las represalias, proporcionar compensación por pérdida o daño causado por la actividad negligente o ilegal de una entidad, prevenir el mal manejo de dineros públicos, garantizar que los consumidores obtengan lo que pagaron, impedir comportamientos poco éticos, y administrar justicia simple.

Hay momentos que son particularmente oportunos para solicitar responsabilidad. La mayoría son cuando hacer responsable a un individuo evitará o detendrá una actividad que posiblemente causará daño físico, psicológico, político o económico a los ciudadanos. Aquellos que debieran hacerse responsables en estas áreas incluyen políticos y otros funcionarios de gobierno; organismos para el cumplimiento de la ley y el sistema judicial; el gobierno y sus agencias y sucursales; proveedores del gobierno; organizaciones que solicitan dinero directamente de la comunidad; empresas y otros negocios; individuos y grupos que intentan influenciar políticas; e individuos que mantienen el poder dentro de las entidades.

La solicitud de responsabilidad comienza con investigación. Algunas pautas generales para una investigación exitosa incluyen solicitar ayuda a buenas fuentes; hacer las tareas y aprender las cosas fundamentales; y ser persistente. Una vez que haya aplicado estas reglas generales, y utilizado bibliotecas, Internet, entrevistas y otros contactos con individuos, y su propio ingenio para obtener acceso a la información, puede comenzar a intentar obtener rendición de cuentas de cualquier entidad de su interés, dando uno o más de los siguientes pasos:

  • Decida qué tipo de responsabilidad necesita.
  • Apele directamente a la entidad.
  • Apele a la agencia reguladora apropiada.
  • Hágalo público
  • Inicie acción directa.
  • Abogue por cambios oficiales en leyes y políticas.
  • Entable una demanda.

Finalmente, una, o una combinación de estos pasos, debería llevarlo al éxito. Una vez que hayas obtenido el nivel de responsabilidad necesario, va en camino al cambio comunitario positivo.

 

الکاتب

Phil Rabinowitz

موارد

Recursos en línea

Addressing Accountability in NGO Advocacy - This article provides information on each of the major dimensions of accountability and general practice tips for each of the dimensions.

Advocacy and Campaigning Course Toolkit (INTRAC). This online PDF provides theoretical and practical information for advocating and establishing a positive campaign.

Alliance for Nuclear Accountability examines issues of transportation and storage of nuclear materials and waste.

Common Cause is one of the major consumer/government/corporate watchdog organizations.

Congressional Accountability Project provides information, articles, and links on Congressional ethics reform, public accountability of Congress.

Corporate Watch is a United Kingdom-based watchdog organization concerned with the accountability of multinational corporations. The site includes a huge trove of links and data on corporations and strategies for gaining corporate accountability. Corporate Watch USA is the US-based arm of Corporate Watch, and features a research guide with a database, articles, links, and more.

Corporate Accountability Project provides data, information, and links on corporate misdeeds and accountability.

Department of Justice Canada provides the General Laws of Canada, by topic and alphabetically.

Foundation for Accountability provides resources for health care advocates and activists.

Legal Information Institute of Cornell Law School links to the statutes of all states, listed by topic and by state. You can find any US state law here - a tremendous resource. It also provides links to all U.S. Federal laws.

Library of Congress provides pending and recently passed legislation, debates, etc. An important site for activists and advocates of any persuasion.

Multinational Monitor is an on-line journal that has an anti-globalist and anti-corporate point of view, and offers lots of information.

Public Citizen is a watchdog organization originally founded by Ralph Nader over 30 years ago.

Reference Center and General Government Information is the US General Services Administration's gate to federal laws by category, alphabetical listing, number, etc.

Social Accountability International is a mainstream organization with a board composed of directors from the United Nations, governments, and corporations, dedicated to developing and enforcing socially responsible workplace standards.

US Public Interest Research Groups (PIRG) provides links to all the state PIRGs and general information.

US Securities and Exchange Commission includes a database of all filings by publicly held corporations, other information.

Print Resources

Avner, M., & Smucker, B. (2002). The lobbying and advocacy handbook for nonprofit organizations: Shaping public policy at the state and local level. Amherst H. Wilder Foundation. This book offers a clear step-by-step guide to implementing a successful advocacy program at both the state and local levels.

Sen, R. (2003). Stir it up: Lessons in community organizing and advocacy. Jossey-Bass; 1st Edition. In this book, Sen goes step-by-step through the process of building and mobilizing a community and implementing key strategies to affect social change.  Using case studies to illustrate advocacy practices, Sen provides tools to help groups tailor his model for their own organizational needs.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 10:56

¿Qué es la responsabilidad?

___Responsabiliza a las entidades (e individuos) por la apertura de sus acciones, prácticas y políticas.

___Aboga por leyes, regulaciones y políticas que contemplan sanciones lo suficientemente duras como para asegurar que las entidades (e individuos) se hagan responsables por la legitimidad, ética y efectividad de sus acciones, prácticas y políticas.

¿Por qué podría solicitar responsabilidad? Solicita responsabilidad para:

___Garantizar que los ciudadanos obtengan lo que necesitan.

___Proteger  al público de daños.

___Proteger el derecho de saber del público.

___Proteger los derechos e información de los “informantes”.

___Garantizar que las personas que han sido perjudicadas por actos criminales intencionales de parte de entidades, sean compensadas.

___Evitar el uso indebido del dinero público.

___Garantizar que los consumidores obtienen aquello por lo que pagan.

___Asegurar el comportamiento ético de gobiernos, empresas, organizaciones e instituciones.

___Procurar justicia simple.

¿Cuándo podría solicitar responsabilidad? Solicita responsabilidad cuando:

___Miembros de la comunidad están necesitados y no se está haciendo nada al respecto.

___Una entidad está a punto de, o continúa haciendo algo perjudicial.

___Se está a punto de, o causando daños económicos ya sea al público en general o a individuos.

___Un negocio se quiere posicionar en la comunidad.

___Un político o algún candidato ha violado la confianza pública, ha tergiversado sus posiciones o fundamentos, o está de otra manera incapacitado para un cargo público.

___Algún individuo o interés ha influenciado ilegal o injustamente la política oficial o los votos políticos.

___Se está a punto de cometer una  injusticia evidente.

¿Quién es responsable? Usted determina los grupos o entidades apropiadas y solicita responsabilidad de parte de:

___Oficiales de gobierno, electos y designados.

___Organismos para el cumplimiento de la ley.

___Agencias gubernamentales.

___Proveedores del Gobierno.

___Organizaciones sin fines de lucro que solicitan dinero directamente al público.

___Empresas y negocios.

___Individuos y entidades que buscan influenciar las políticas públicas.

___Individuos cuyas posiciones dentro de la organización les dan poder.

¿Cómo solicitar rendición de cuentas o transparencia?

___Usted realiza la investigación necesaria.

___Usted decide qué tipo de rendición de cuentas quiere.

___Usted apela directamente a la entidad.

___Usted acude a la agencia reguladora apropiada.

___Usted lo hace público.

___Usted inicia una acción directa.

___Usted se involucra en abogacía legislativa.

___Usted entabla una demanda.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:05

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

Sección 9. Organizar auditoras de servicios al cliente
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 09:01
Sección Principal
مجهول (not verified) Wed, 17/04/2013 - 09:09
  • ¿Qué son auditorias de servicios al cliente?

  • ¿Por qué realizar auditorias de servicios al cliente?

  • ¿Quién debe realizar las auditorias de servicios al cliente?

  • ¿Cuándo se deben realizar las  auditorias de servicios al cliente?

  • ¿Cómo debe realizar las  auditorias de servicios al cliente?

Julio Robles había estado trabajando en la cocina de un restaurante en una cuidad del suroeste de los Estados Unidos desde que él estaba en la escuela intermedia. El había logrado trasladarse a mejores restaurantes y había avanzado de ayudante de camarero a lavaplatos, a ayudante de cocina, a asistente de chef y finalmente a chef. Aunque él está aún en su veintes, ha aprendido el negocio desde abajo, y ya estaba listo para empezar su propio restaurante. Había escogido el lugar, y convencido a su hermano, también un veterano de varios restaurantes, de que fuese su socio. Lo único que necesitaba era el capital para que el negocio despegara.

Julio fue al banco a negociar un préstamo. Él tenía la experiencia para que el negocio fuera un éxito, había tenido un buen salario y ahorrado mucho, su hermano estaba contribuyendo con varios miles de dólares, y los padres de su esposa estaban dispuestos a ofrecer su casa para hipotecar. Pero el banco se lo negó dándole la excusa de que ya había muchos restaurantes en la ciudad.

Aunque Julio sabía que ese no era el caso, se lanzó a encontrar otra forma de recaudar los fondos que el necesitaba. Después él supo que otro chef que él conocía – uno con menos experiencia y con menos capital que él – le había sido concedido un préstamo para abrir un restaurante por el mismo banco. Julio empezó a sospechar que quizás la negativa del banco no fue completamente una decisión de negocios. Se puso en contacto con un abogado, quien solicitó a la Comisión Bancaria  una auditoria a los servicios de préstamos del banco.

Cuando la auditoria encontró un patrón de negación de préstamos a hispanos y otras minorías, no solamente Julio consiguió su préstamo, sino que el banco fue multado y se les advirtió que sus prácticas de préstamos podrían ser auditadas regularmente. Tuvieron que desarrollar un esquema para asegurar que los hispanos y otros ciudadanos de la minoría fueran tratados justamente.

Algunas veces los consumidores de servicios son engañados, discriminados, o de alguna forma tratados injustamente. Algunas veces un proveedor de servicios es negligente con un elemento necesario, o desvía fondos de un servicio en particular para otros propósitos. A veces el servicio, ya sea bien intencionado o no, simplemente no es lo que debería ser. Cuando estos servicios son, o deben ser, financiados con fondos públicos o regulados, una auditoria aprobada por el financiador, grupo comunitario, organización de vigilancia, o agencia del gobierno puede sacar a luz el problema, sugerir guías o regulaciones para corregirlo, y crear un esquema de auditoria que los apartará de los problemas en el futuro. Esta sección examinará lo que es una auditoria del servicio al consumidor y qué puede hacer, por qué, cuándo, y por quién puede ser realizada, y cómo puede usted ir organizando (o realizando) una si es necesario.

¿Qué es una auditoria de servicios al cliente?

Es necesario comprender dos elementos: auditoria y servicio al cliente. Una auditoria es una inspección formal, realizada por alguien ajeno a la entidad por auditar, de las prácticas, procedimientos, políticas, y/o programas para determinar si ellos son lo que se espera y si se conducen de acuerdo a los estándares éticos, legales y profesionales. Una auditoria no se refiere solo a resultados: no significa que debe decirle si su servicio es efectivo o exitoso. Eso va más allá de su alcance. Eso correspondería a una evaluación.

Algunas veces es posible para una organización realizar una auditoria interna, examinar su propio trabajo para asegurase que está operando apropiadamente y efectivamente.  Sin embargo, las auditorias tratadas en esta sección son realizadas por observadores objetivos, externos a la organización, a fin de asegurarse de que todos los problemas sean identificados y enfrentados.

La palabra “auditoria” a menudo se refiere a un examen de las prácticas financieras y de los registros - los libros – de una organización, agencia, o negocio, pero, como es en este caso, puede incluir también acciones y políticas que afectan al consumidor. Las auditorias financieras pueden, sin embargo, ser una parte importante de la auditoria de los servicios de consumo.

Los servicios al consumidor

Para el propósito de esta sección, caen en dos categorías.

Servicios con financiamiento público ofrecidos a una población meta particular.

Estos servicios están destinados por lo general a ayudar a consumidores elegibles – quienes pueden estar en desventaja económica, política, o de otra índole– para que logren y mantengan la salud económica, física, psicológica, o social. Algunos ejemplos:

  • Servicios de salud y nutrición infantil
  • Alfabetización de adultos
  • Programas de capacitación laboral
  • Clases de paternidad
  • Servicios para familias sin hogar
  • Servicios para prisioneros pre- y  pos-liberación

Servicios que pueden contar con financiamiento público o sin el mismo, pero que son controlados por leyes y regulaciones gubernamentales, y que son ofrecidos al público en general.

Dentro de estos están:

  • Transportes, que incluyen desde taxis y autobuses en la ciudad hasta las líneas aéreas
  • Bancos, como en el ejemplo del préstamo de Julio Robles
  • Bienes raíces y vivienda
  • Transacciones de bonos y acciones
  • Servicios médicos
  • Servicios públicos - electricidad, gas, teléfono.
  • Servicios municipales – reparación de carreteras, policías etc.
  • Educación

Una auditoria financiera mira tanto los procedimientos que una organización usa para llevar sus registros financieros como las cifras reales que asienta en sus libros. Primeramente, la auditoria determina si la organización tiene un conjunto coherente de libros. Establece si los procedimientos de contabilidad de la organización se ajustan de algún modo a los estándares de esta práctica, y muestran por lo menos de dónde vienen las entradas, dónde se aplican los gastos, qué debe y quién le debe a la organización, y su estado financiero general. La auditoria también confirma que las cifras cierran y reflejan la realidad. La auditoria, sin embargo, no se preocupa por los resultados financieros de la organización, es decir si ganó o perdió dinero en el transcurso del año.  

Si hay problemas con la existencia, los procedimientos, o la exactitud de los reportes financieros de la organización, el auditor tiene tanto la responsabilidad de reportarlo (generalmente a la Junta de Directores de la organización, y algunas veces a los financiadores, o aún también a las agencias reguladoras) y de darle a la organización un plan para corregirlos.

La razón por las que Enron y varias otras compañías fueron perseguidas cuando se acogieron a la bancarrota no fue por fallar, sino porque usaron sus libros para ocultar los hechos por los que estaban fallando. En general  engañaron a sus accionistas y a los compradores de bonos al hacerles pensar que los negocios iban bien, cuando de hecho estaban perdiendo una enorme cantidad de dinero. Una auditoria financiera debería de haber encontrado y reportado este comportamiento ilegal inmediatamente, pero, al menos en el caso de Enron, los auditores intencionalmente lo pasaron por alto y formaron parte del engaño.

Una auditoria de servicio al cliente tiene un propósito similar al de una auditoria financiera. Ésta determina qué servicios se ofrecen y si algunos servicios necesarios no están disponibles. Muestra si los servicios disponibles cumplen con las leyes, regulaciones, y los estándares profesionales, y si ellos usan métodos y procedimientos que tengan una lógica respaldándolos. Y finalmente, demuestra si los servicios son, de hecho, lo que ellos pretenden ser.

¿Por qué  realizar auditorias de servicios al cliente?

Auditar servicios al cliente, como veremos, puede ser difícil y requerir mucho tiempo. ¿Por qué molestarnos? Hay, dependiendo de sus propósitos, varias respuestas a estas preguntas.

  • Para determinar si los servicios necesarios son provistos en estos momentos. Si hay una pregunta sobre si un proveedor de servicios está realmente ofreciendo los servicios que son necesarios, una auditoria puede responder la pregunta.
  • Para usarla como munición en una campaña para la adquisición de servicios necesarios. Si una auditoria determina que algunos servicios prioritarios no están disponibles porque los recursos son inadecuados, esto provee de un argumento para financiar  e institucionalizar estos servicios.
  • Para determinar si los servicios que reciben financiamiento están realmente siendo ofrecidos tal como se planificó. Ocasionalmente, una organización puede acordar con un patrocinador privado o público proveer servicios específicos, y luego ya sea desviar los fondos o escatimar en los servicios provistos. Si es bueno cubriendo las pistas, puede necesitarse una auditoria para descubrir el engaño. Si el trasgresor es una agencia pública, una auditoria puede ser virtualmente la única manera de identificar el problema.
  • Para proteger los intereses de aquellos a quien los servicios están destinados. Especialmente en el caso de los servicios con fondos públicos, los cuales a menudo están dirigidos a las personas económicamente desfavorecidas o con otras desventajas, los beneficiarios pueden no haber aprendido las habilidades, tener el conocimiento legal o político, o poseer la confianza suficiente para abogar por sí mismos. Ellos pueden no saber que los servicios que les son ofrecidos son inadecuados o inapropiados para el problema. Una auditoria puede ser un medio para que ellos obtengan el servicio que les fue destinado.
  • Para proteger los intereses sociales del público, quienes están pagando por los servicios o sus regulaciones. Si los servicios con financiamiento público no están siendo entregados apropiadamente, tanto el público como los beneficiarios del servicio están siendo perjudicados. Si los servicios públicos regulados no están siendo objeto de un seguimiento, o si se discrimina o se usan prácticas ilegales o poco éticas, el público está siendo engañado tanto en sus pagos para la supervisión, como en su falta de acceso a los servicios adecuados.
  • Para mejorar las oportunidades de una resolución exitosa de los problemas comunitarios. Si una auditoria ayuda a instituir servicios necesarios, a corregir abusos, o a dirigir los servicios existentes hacia mayor efectividad y una operatividad más apropiada, los problemas que estos servicios tratan de resolver serán probablemente abordados más adecuadamente.
  • Para fomentar el cambio social. Si existen los servicios necesarios en una comunidad y éstos son manejados justa, legal, ética y efectivamente (todo lo cual lo aborda una auditoria), entonces existe la posibilidad enorme para que una comunidad logre alcanzar sus objetivos estratégicos y cambiar lo que necesite.

¿Quién debe organizar (o dirigir) las auditorias de servicio al cliente?

Si usted está interesado en ver que los servicios al consumidor sean auditados, debe de pensar en quien debe de hacerlo. ¿Hará usted mismo la auditoria? ¿Tratará que la haga alguien más? si es así, ¿quién?:

  • ¿Tiene el conocimiento, la experiencia, etc. para realizarla usted mismo? Para realizar una auditoria tiene que saber lo que busca y cómo reconocer las cosas que están incorrectas. La razón por la cual las auditorias financieras oficiales deben ser realizadas por  contadores públicos autorizados (CPA) es que ellos tienen el conocimiento y el entrenamiento para reconocer cuando los libros contienen elementos sospechosos, o cuando alguien ha cometido errores sin intención, los cuales son difíciles de encontrar. Ellos conocen los lineamientos apropiados de contabilidad y puede ayudar a los que no lo están haciendo bien a mejorar sus procedimientos y su responsabilidad financiera.

Lo mismo es válido para las auditorias de servicios. Para empezar, para realizar una auditoria apropiadamente el auditor debe comprender cómo son los servicios (o qué tipos de servicio son necesarios en algunas situaciones particulares), qué es legal, qué es justo, qué requieren los financiadores, etc.  Si usted u otros en la organización no tienen esta clase de formación, ustedes no son los mejores auditores.

  • Aunque tenga el conocimiento técnico, ¿tiene los recursos para realizar una auditoria?

Por lo menos, necesitará mucho el tiempo de otras personas para recoger la información, observar, escudriñar documentos, y de esta forma encontrar lo que necesita saber para hacer un juicio. Además, puede costar una cantidad de dinero considerable en salario, impresiones, y otros gastos.

  • Aún si tiene la experiencia, conocimiento y los recursos necesarios, ¿es usted o  la organización el grupo apropiado para realizar la auditoria? Primero que todo, aunque el grupo-sea este una agencia reguladora, un comité legislativo, un patrocinador-ya exista, y parte de su trabajo sea realizar auditoria de los servicios que usted desea auditar, tiene más sentido dejar las auditorias a los profesionales -asumiendo que no hay razón para dudar de su buen trabajo – que lidiar con la misma por su cuenta.

Otro asunto aquí es la objetividad. En algunas circunstancias, el hecho de que usted abogue por una posición en particular o un grupo puede no hacer la diferencia. Si los servicios no están disponibles para enfrentar un problema importante, por ejemplo, el hecho de que esté a favor de estos servicios probablemente no afectará las opiniones de las personas sobre su descubrimiento de su inexistencia, o sobre la necesidad de tenerlos. Si su organización es vista como rival de la organización que se está auditando, no obstante, o el tema es político, eso es una historia completamente distinta. El público puede bien ver su auditoria como algo para sacar provecho personal, y dudar o ignorar sus conclusiones. En estas circunstancias, una auditoria independiente es crucial y usted no es el indicado para hacerla.

  • Aún si su respuesta es sí a las tres preguntas anteriores, ¿puede usted ganar más cooperación de la entidad o entidades que se van a auditar para hacer un mejor trabajo? Si  otra persona puede ganar fácilmente esa cooperación, entonces esa persona puede ser la mejor opción para realizar la auditoria.
  • Finalmente, aún si tiene todas las cualidades, ¿es usted mejor opción para realizar la auditoria que un grupo con reconocimiento público, estima pública, autoridad, o credenciales académicas o políticas impresionantes? Algunas veces, una auditoria puede tener un gran impacto si el nombre adjunto al documento es de alguien de conocimiento público, el de un funcionario gubernamental presente o pasado o una comisión, o de un experto conocido en este campo.

Si la respuesta para todas, o por lo menos la mayoría, de estas preguntas son afirmativas, usted puede ser el mejor auditor para el trabajo. Si la mayoría de las repuestas son negativas, puede que tenga más sentido para usted ser quien organiza la auditoria. Esto significa definir el (las) área (s) a ser auditada (s), encontrar un auditor, y asegurarse que los resultados sean publicados o distribuidos a aquellos que lo necesitan.

Si no es usted quien realiza la auditoria, algunas opciones para auditores incluyen:

  •  Agencias de Gobierno. En algunos casos, los servicios a ser auditados caen dentro de la mirada de las agencias reguladoras o financieras (estas últimas son virtualmente encargadas de todos los servicios financiados con fondos públicos). Usted puedes pedir una auditoria porque cree que existe alguna irregularidad en la forma en que los servicios son entregados – como en el caso de Julio Robles y su préstamo – o porque los servicios no parecen alcanzar a las personas a quienes están destinados. Puede sospechar (o saber) que los fondos de los servicios están siendo mal usados, intencionalmente o sin intención. O puede simplemente desear asegurarse de que están siendo entregados apropiadamente y bien, y en el nivel justo para enfrentar los problemas a los que están dirigidos. En cualquiera de estos casos, acercarse a una agencia de gobierno es una forma de organizar una auditoria.

Algunas agencias estatales que pueden ser contactadas son la oficina de la Secretaría del Estado (ellos manejan los temas electorales y las votaciones, entre otros); la oficina del Fiscal General (sus mandatos varían de estado en estado, pero pueden incluir la investigación de beneficencia pública, prácticas comerciales, y servicios al consumidor de varias clases); la Comisión Bancaria (tasas bancarias, préstamos e hipotecas, prácticas de préstamos etc.); y la Comisión en contra de la discriminación o su equivalente (prácticas de contratación, discriminación en la prestación de servicios de bienes raíces y vivienda, la prestación de servicios en general sin discriminación). La mayoría de las agencias realizan auditorias de servicios solamente cuando sospechan que hay problemas, o inconsistencias, solo para asegurarse que los subvencionadores y contratistas están realizando su trabajo. Cualquier pedido de su parte, no obstante, si tiene buenas razones, podría ser suficiente para la realización de una auditoria por parte de una agencia financiadora.

  • Asociaciones profesionales. Organizaciones como la Asociación Médica Americana y la Asociación Americana de Abogados supervisan las prácticas y la ética de sus miembros y a los de su profesión. Tienen ellos tanto la experiencia como la estructura para realizar auditorias de servicios formales.
  • Organismos de control. Tanto las organizaciones de protección públicas como privadas pueden estar equipadas y listas para realizar auditorias de los servicios si tienen razones  para creer que son necesarias.  El Capítulo 31, Sección 8: Actuar como organismo de control, da una lista y describe a muchas de estas organizaciones, con información de contactos incluidas en su subsección de “Recursos”.
  • Académicos y otros investigadores o expertos en el campo. Una auditoria de los servicios por alguien reconocido como bien informado puede ser más convincente y de más ayuda que uno de una organización interesada.
  • Individuos eminentes o comisiones que los incluya. Tal como el ex presidente Jimmy Carter monitorea elecciones presidenciales, otros reconocidos y respetados individuos pueden servir como auditores de servicios o como miembros de comisiones o de otros grupos que están comprometidos con las auditorias de los servicios. Su presencia brinda credibilidad a los resultados de la auditoria, y puede servir como una herramienta de abogacía.
  • Equipos de auditorias de una o más organizaciones pares. Dependiendo de las circunstancias, una organización puede estar más dispuesta a cooperar con una auditoria realizada por pares, porque se supone que ellos entienden las dificultades de entregar los servicios en cuestión. (Algunas organizaciones pueden reaccionar de forma opuesta, y no desean que pares sepan sobre cómo ellos operan).
  • Financiadores, tanto públicos como privados. Los patrocinadores a menudo son los más interesados en asegurar que los servicios por los cuales están pagando se están realizando adecuadamente, y pueden también desarrollar un proceso de auditoria que pueda ser aplicado en el caso en cuestión.

Cualquiera podría organizar o requerir una auditoria, desde un grupo de abogacía a una organización par, hasta un grupo de consumidores. Muchos  proveedores de servicios deben, o simplemente han instituido, procedimientos conciliatorios y otros mecanismos para permitir a los consumidores de los servicios traer a colación problemas que pueden poner una auditoria en curso. La Junta de Directores de una organización puede ver la necesidad de una auditoria, como resultado de quejas de un cliente o de otro tipo, o de su propia observación. Un gobierno municipal puede instituir una auditoria de los servicios disponibles como una ayuda al proceso de planificación. Un financiador puede -como una parte regular de su supervisión o como resultado de preguntas sobre la efectividad o la capacidad de la organización – requerir una auditoria de los servicios. En el caso de bancos, agentes inmobiliarios, u otros servicios ofrecidos regulados públicamente, un consumidor o defensor de consumidores puede organizar una auditoria basada en una aparente discriminación u otras prácticas injustas.

¿Cuándo debe organizar o dirigir una auditoria de servicio al cliente?

  • Cuando está abogando por la necesidad de un servicio en particular. Cuando existe la necesidad, una auditoria de los servicios entregados por los programas existentes puede demostrar que la necesidad no ha sido satisfecha y  facilita la defensa.

Como a menudo es el caso, el tiempo ideal para organizar una auditoria de este tipo puede ser justo antes o en el medio de una campaña política. Los legisladores están a menudo más dispuestos a enfrentar los problemas comunitarios cuando las elecciones están en juego.

  • Cuando hay una pregunta sobre la disponibilidad de los servicios. ¿Están los servicios actuales dirigidos a resolver un problema en particular, y si lo están, son ellos adecuados para la tarea? Estas preguntas son las que una auditoria puede responder.
  • Cuando hay una pregunta sobre equidad en la entrega de los servicios. Si, como en el caso de Julio Robles, un cliente es discriminado por aquellos proveedores públicos de bancos, vivienda, o servicios educativos, o si los proveedores escogen servir solamente a un grupo en particular de aquellos elegibles para recibir el servicio financiado con fondos públicos, es un buen momento para que los abogados requieran o dirijan una auditoria para identificar y corregir el problema correctamente.

Los servicios dirigidos a mejorar las perspectivas económicas algunas veces discriminan a favor de aquellos que probablemente completarán rápidamente su educación adulta o un programa de entrenamiento, por ejemplo aquellos en niveles más altos o con más habilidades. Este tipo de discriminación deja afuera a aquellos de más bajos niveles quienes, de hecho, necesitan más los servicios. Una auditoria puede no ser solamente capaz de acabar con esta clase de discriminación pero también ayuda a corregir las políticas de financiamiento –  por ejemplo, pagar a la organización solamente por los participantes que terminan el programa o que obtengan empleo – que lo fomentan.

  • Cuando los fondos están en peligro. Una auditoria puede ayudar tanto a justificar la continuación o el aumento de los fondos, o a redirigir los fondos para una mejor efectividad.
  • Cuando hay un amplio rango de desarrollo comunitario u otro esfuerzo similar. Los auditores de servicios comunitarios pueden ser una importante parte del plan de desarrollo comunitario, identifican áreas de necesidad y sugieren estrategias para enfrentarlas.

¿Cómo se puede organizar o dirigir auditorias al servicio del cliente?

Organizar una auditoria

Si usted se ha hecho la siguiente pregunta: “¿quién debe de realizar las auditorias al servicio del cliente? Y ha decidido que usted no es la persona apropiada o el grupo apropiado para realizar la auditoria, puedes aún ser la parte apropiada para organizar una. Esto significa convencer a una agencia pública, un financiador, una organización protectora, o alguna otra entidad para embarcarse en el proceso de auditoria. Como las auditorias consumen mucho tiempo, son meticulosas, y pueden crear malos sentimientos. Es importante dar los pasos acertados de antemano para convencer a los auditores potenciales de la necesidad de las tareas, y de su responsabilidad en esta situación.

Reunir evidencia que respalde la necesidad de una auditoria.

Dependiendo de las circunstancias y las razones para la auditoria, se puede demostrar el descontento del consumidor con un servicio existente, o demostrar evidencia preeliminar de prácticas inapropiadas o ilegales o no éticas.

  • El descontento del consumidor o cliente con un servicio existente. Si se está preocupado por este tema, probablemente ha reunido ya mucha evidencia. Los consumidores pueden estar deseando ser citados sin ser identificados, y pueden dirigirte a otros que tienen opiniones similares. Algunos pueden estar lo bastantes insatisfechos que pongan sus nombres en las quejas. Las quejas y otros reclamos formales – por lo menos alguno de los cuáles sean asuntos de registro público – puede también añadirse a esta reserva de información.
  • Evidencia de servicios pocos apropiados. Esto puede surgir de la queja del consumidor, o puede manifestarse por el hecho de que el problema que el servicio enfrenta no parece ser resuelto. La pregunta real que debe de ser respondida aquí es si los servicios provistos en este momento enfrentan el problema para los cuales fueron destinados.
  • Evidencia de prácticas ilegales o no éticas. Como en el ejemplo señalado en el principio de la sección, un consumidor o cliente puede sospechar que ha sido tratado injustamente o ilegalmente. Un abogado puede ver un patrón después de haber hablado a un número de personas, o mensajes en las calles pueden identificar a un servicio al consumidor en particular como sospechoso. Usualmente no toma mucha cantidad de datos para poner en movimiento a una agencia de supervisión para actuar cuando el problema es uno de discriminación u otra práctica ilegal.

Identificar al auditor apropiado.

Identificar a un auditor puede ser asunto de determinar cuál agencia o individuo es responsable por los servicios en cuestión, o puede tener más que ver con quién puede ser más efectivo como auditor o informador de los resultados de la auditoria. En el primer caso, un gobierno regulador o un organismo de supervisión responsable del servicio en particular debe ser la opción principal. En la situación donde un organismo específico no tiene supervisión, una mejor opción puede ser una organización de protección o un experto en el campo. En tales circunstancias, el auditor debe ser un organismo o un individuo cuyos hallazgos deberían ser tomados seriamente.

Mucho puede depender también de quién desearía tomar la tarea. Algunas veces los problemas surgen específicamente porque un organismo de supervisión está renuente de actuar. Si este es el problema, puede ser que quién necesite la auditoria sea el mismo organismo supervisor, o puede significar que apelando a ese organismo no se logrará ningún resultado. Los auditores apropiados en este caso bien podrían ser una organización protectora o de base.

El auditor más apropiado puede ser la persona que fácilmente se pueda ganar la cooperación de la organización auditada. Una agencia estatal o un patrocinador pueden hacer el trabajo de una manera más fácil y agradable, mientras que un auditor quien es percibido como hostil puede no ser capaz de obtener acceso a los registros internos, documentos, y a las listas de participantes. Tal auditor puede basarse en los documentos públicos y en cualquier clase de entrevistas y observaciones que sean posibles.

Encontrar apoyo para la auditoria.

Mientras más apoyo hay para la auditoria más  probable es  que ocurra. Algunos de los grupos importantes e individuos a los cuales se les puede solicitar apoyo incluyen funcionarios públicos, los mismos consumidores, patrocinadores y agencias de gobierno, y la comunidad.

Cuanta publicidad se desea en esta situación depende  de qué puede ser más efectivo. El propósito de una auditoria, después de todo, es mejorar la situación. Si esto se logra con una auditoria sin publicidad, entonces este es el mejor curso de acción. Si, en cambio, la presión pública parece ser  el vehículo más efectivo para el cambio, entonces ésta debe realizarse.

Los abogados algunas veces dejan que sus deseos de justicia se impongan sobre sus deseos de mejorar la situación. Cuando una organización se ha ido comportando sin ética o ilegalmente, y conociendo que está hiriendo a personas en el proceso – como es el caso del banco que niega préstamos a hispanos – a menudo el primer impulso de los abogados es tratar de castigar. Hay ciertamente ocasiones cuando esto es apropiado, pero algunas veces las situaciones puede ser exitosamente resueltas si el comportamiento de la organización no es hecho público.

Esto parece injusto –ciertamente, puede no ser justo– pero puede ser la mejor manera de obtener el resultado deseado. En ese caso, es lo que debería suceder, sin importar los sentimientos del abogado de estar siendo relegado. Es la solución del problema, y puede también dejar las puertas abiertas para la cooperación con la organización transgresora en el futuro, situación improbable después de una acusación  y humillación pública.

Realizar una auditoria de los servicios

Si está realizando una auditoria, tiene un gran trabajo por delante. Las auditorias financieras típicamente toman varios días, aunque solo tienen que ver con el estado financiero de la organización. En su caso tiene una amplia área que cubrir. Su trabajo puede no incluir una auditoria financiera (aunque es factible), pero si va a hacer una apropiada auditoria de servicios, tiene que ser tan cuidadoso como un auditor financiero. Hará que la auditoria sea más fácil al considerar el proceso exhaustivamente y al hacer tantas negociaciones como pueda antes de empezar.

Reúna los recursos que necesita.

Asegúrese de haber presupuestado suficiente tiempo para la auditoria. Encontrará demoras inesperadas. Alguna información faltará aún si la organización auditada está cooperando completamente. Si no está cooperando, todo tardará por lo menos tres veces más de lo contemplado. Esta auditoria costará dinero, por lo menos en salarios, y tomará una gran cantidad de tiempo. Asegúrese de estar dispuesto a gastar lo que sea necesario antes de empezar.

Negocie con la organización que va a auditar.

Ya sea que la organización está cooperando o no, si puede empezar el proceso en términos relativamente amistosos, todo irá más fluido. Las preguntas como “¿Cómo podemos hacerle esto lo más fácilmente posible para usted?” pueden funcionar para facilitarle acceso a la información, y para hacer que las relaciones con  la organización auditada sean civilizadas, y hasta amistosas.

Haga concesiones donde pueda, siempre y cuando no comprometan el propósito de la auditoria. Cuanto más muestre que usted no es hostil o parcializado, obtendrá mejores reacciones- y mayor cooperación- de la organización auditada. Trabaje con ellos para programar previamente el proceso para que ambos tengan una buena idea de cómo ocurrirán las cosas y cuando. Esto puede aliviar la carga del tiempo, porque dará a la organización cooperadora la oportunidad de reunir material y de tenerlos listos para usted.

Como el párrafo anterior implica, esta parte de la sección asume por lo menos una cantidad mínima de cooperación de parte de la organización auditada. Puede estar forzada a cooperar, porque usted es o ha sido designado para realizar la auditoria por parte de un patrocinador o un regulador, o puede ser que sea su preocupación de ver que los servicios sean llevados apropiadamente.

En el caso de un organismo de control, o un grupo comunitario preocupado por una organización que parece no estar haciendo su trabajo, la situación puede ser muy diferente. Puede estar realizando una auditoria sin decirle a la organización auditada, o confiar solamente en fuentes externas a la organización para obtener información. Una auditoria sin ninguna cooperación puede ser frustrante y consumir más tiempo que una donde hay un acuerdo, y puede dar resultados que no son enteramente demostrables o confiables. En un sentido, no es para nada una auditoria, sino una investigación, lo cual es, por su naturaleza, un proceso adverso.

Es beneficioso para usted y su propósito, evitar, si es posible, una auditoria en la cual haya poca cooperación. Si puede establecer algún tipo de relación con la organización auditada, es más probable encontrar lo que quiere descubrir y ser capaz de corregir lo que se quiere corregir.  No es fácil hacer la conexión, pero bien vale la pena.

Determine qué información necesita. 

¿Cuál es el propósito de la auditoria y qué debe de saber para lograrlo? Algunos elementos típicos por buscar:

  • Información financiera (posiblemente una auditoria financiera completa)
  • Cantidad de personas atendidas
  • Los datos demográficos de los atendidos. Esto puede ser particularmente importante si se está investigando discriminación.
  • La cantidad de tiempo que cada cliente espera mientras recibe servicio.
  • Métodos y procedimientos para entregar los servicios. Esto puede incluir un examen  de cómo los clientes son tratados, y si los servicios son entregados de una forma que el público gente afín al campo pueden encontrar aceptable.
  • Los servicios que realmente se ofrecen. Las rutas cubiertas por el transporte público, por ejemplo, o el número real de horas de entrenamiento laboral a la semana ofrecido por un programa de empleo.

Reúna información.

La manera en que haga esto,  y el acceso real a la información dependerá de la cooperación que obtenga de la organización auditada. Posibles fuentes de información incluyen:

  • Documentos internos. Los registros de  servicio y documentación, contratos, financiamiento obtenido, propuestas contractuales y de financiamiento (grants), declaraciones de garantía para los patrocinadores, minuta de la Junta de Directores, registros de entrada, manuales organizativos, ordenanzas municipales, políticas, registros financieros.
  • Documentos públicos. Declaración de impuestos, reportes anuales, reportes a los patrocinadores (estos pueden ser públicos o privados, lo cual depende de la naturaleza de la información y las leyes estatales), anuncios/publicidad, reportes de los medios de comunicación, datos del censo, etc.
  • Entrevistas. Se puede hablar con clientes actuales o antiguos del servicio, sus familias, administradores y con los miembros del personal de la organización, con miembros de la Junta, patrocinadores, funcionarios responsables de la supervisión de la organización, las personas pertenecientes a organizaciones pares y colaboradoras, activistas comunitarios y grupos de interés, y los miembros de la comunidad.
  • Observación. Algunas de las áreas que puede observar incluyen la entrega de los servicios (una clase de educación básica para adultos, una entrevista de préstamos, una clínica de vacunación), recepción e ingresos, interacciones entre los participantes y los miembros del personal, reuniones, y seguimiento.

Análisis de datos.

El análisis de los datos de la auditoria de un servicio puede significar más que simplemente mirar lo que se tiene. Primero significa comparar lo que el servicio realmente hace y lo que se supone hace y es. Entonces, esto obliga a observar cuidadosamente la información que se tiene para ver los que le dice sobre los estándares no expresados y las políticas bajo las cuales los servicios funcionan.

Algunos de los tipos de problemas que la auditoria de servicios puede examinar:

  • Se requiere que muchos servicios financiados con fondos estatales o federales establezcan ciertos procedimientos- procedimientos de quejas, por ejemplo- para participantes, e informen a los participantes sobre esto desde el principio. Deben tener documentación tanto del procedimiento y de los participantes. Una auditoria del servicio puede revisar estos procedimientos y sus documentaciones, y otros trámites obligatorios.
  • Una auditoria puede también cerciorarse de que los servicios que se ofrecen son realmente relacionados con el problema en cuestión. Algunas veces, una organización puede ser financiada para proveer un servicio en particular, y en cambio puede usar el dinero para otro propósito. Algunas caridades pueden dedicar solamente una pequeña cantidad de dinero de lo recolectado para el propósito para el cual fueron solicitados, mientras que el resto lo dedican a pagar altos salarios y otras extras.
  • Ocasionalmente, una organización puede ser un rotundo engaño: puede recibir una subvención o contribución para proveer un servicio, y simplemente no hacerlo. Llenarán reportes con  informaciones falsas, y contarán con el hecho de que el patrocinador o la organización supervisora no tenga los recursos para hacer las averiguaciones. Tales organizaciones pueden ser fácilmente capturadas.... pero tal vez no se pudiera hacer sin una auditoria u otra forma de monitoreo. Ciertamente, en algunos casos han pasado años antes de ser detectadas.
  • Una organización o servicio puede estar realizando sus obligaciones, pero aún así ser discriminadora o en otra forma tratar a los clientes injustamente. Las rutas de transporte público pueden programar pocas paradas en las áreas donde viven las minorías, por ejemplo, o pueden eludir los vecindarios donde el transporte público es una gran necesidad. Un proveedor que brinde servicio a un gran  número de hispanos puede no tener personas que hablen español en su personal. Los vendedores de bienes raíces pueden tratar de dirigir a los compradores de grupos minoritarios hacia ciertos vecindarios o lejos de otros, aunque ellos realmente no se niegan a vender ninguna propiedad. Estos patrones pueden no ser aparentes hasta que alguien los observa cuidadosamente.

Prepare un reporte de auditoria.

Una vez analizados los datos, debes permitir que la organización y los demás conozcan las conclusiones a las que ha llegado. La forma estándar de hacer esto es preparar un reporte de auditoria, explicando como la auditoria fue realizada, qué examinó, y cuales fueron los resultados de este examen. El reporte sirve a varios propósitos.

  • Crea un registro de la auditoria, y una fotografía de por lo menos uno de los aspectos del funcionamiento de la organización en un momento en particular. Si el reporte es cuidadosamente detallado, es difícil para la organización- o para cualquier otro-  negar los hallazgos.
  • Reconoce lo que la organización está haciendo correctamente y bien, Parte del propósito de la auditoria es demostrar que es lo que la organización está haciendo correctamente, aún sin considerar lo que esté haciendo equivocadamente o mal.
  • Señala problemas funcionales, legales o éticos e inconsistencias en procedimientos, prácticas, políticas y programas. Esta es la parte del reporte que detalla cualquier conclusión negativa a la que haya llegado.
  • Sugiere remedios para lo que necesite ser corregido. Ya sea trabajando con los proveedores del servicio (lo ideal) o por su cuenta, debe proporcionar soluciones a los problemas que ha encontrado. Si son llamativos y serios – si el proveedor, de hecho, no está proveyendo el  servicio, o si existe una actividad descaradamente ilegal-el remedio puede ser iniciar un proceso criminal contra el proveedor y encontrar a otro que haga el trabajo. Si el problema es corregible y el proveedor desea hacerlo, entonces, este debe ser su propósito.

Trabaje con la organización para crear un plan para poner los remedios en práctica.

Sugerir remedios es inútil a menos que estos lleven a la acción. Usted, como auditor, debe ayudar al proveedor a preparar un plan de acción para enfrentar y eliminar los problemas encontrados en la auditoria.

Decida lo que va a hacer con los hallazgos.

Una vez analizados los datos, tiene que hacer algo con lo aprendido. Si la organización está, de hecho, haciendo su trabajo de forma aceptable, entonces su única obligación puede ser señalar posibles mejorías, o  ayudar a controlar las dificultades. Si, sin embargo, ha encontrado que los servicios no son lo que pretenden ser, o no se adhieren a los estándares legales, éticos o profesionales aceptables, es necesario actuar. Dependiendo de su posición – ya sea que la auditoria haya sido oficial o no, por ejemplo- tendrá varias opciones, que se pueden ejecutar por separado o en combinación.

  • Reporte los problemas a la junta de la organización. Esto puede ser suficiente para provocar acciones correctivas en algunas organizaciones. Las juntas pueden usualmente despedir a los directores, cambiar de política, y de otro modo alejar a las organizaciones de funcionamientos inaceptables. Debe de saber, sin embargo, que la junta  está dispuesta y  capacitada para realizar cambios si ésta es la única acción que se tomará.
  • Trabaje con la organización para cambiar lo que está mal. Si el problema con el servicio radica en la pobre administración, ignorancia, u otros ejemplos de incompetencia o error, su ayuda puede ser bienvenida. Cuando los problemas son intencionales o sistemáticos, su asistencia puede no ser aceptada ni útil.
  • Reporte a la organización al grupo de supervisión apropiado. Complete una queja formal con una agencia reguladora, presente la evidencia a un comité de supervisión, alerte a funcionarios públicos o patrocinadores, o de otro modo asegúrese de que el responsable de monitorear el servicio sepa lo que ha encontrado.
  •  Demande legalmente. Si lo que está haciendo  la organización es intolerable- discriminación patente, uso de las contribuciones para aumentar salarios y comprar casas caras a los administradores, operación de un servicio falso- ir a la corte puede ser el mejor remedio para los consumidores y el público.
  • Hágalo público. Realice una rueda de prensa, publique el reporte de auditoria a los medios de comunicación, establezca una reunión pública donde exponga los hallazgos, organice una demostración pública para protestar las operaciones del servicio, anúnciese en los medios de comunicación...haga lo que sea necesario para exponer al servicio tal cual es.

De estas opciones la que escoja dependerá de cuál es su meta. Si va a desenmascarar prácticas ilegales o deshonestas, probablemente sería más útil usar una o más de las tres últimas opciones. Si simplemente se busca que los servicios sean provistos apropiadamente y de forma justa, quizás no se deba tomar estas medidas drásticas. Mantenga tus metas en mente. Los estatutos pueden ser cambiados en varias formas: trate de tomar el camino que tenga mayor posibilidad de llegar a los resultados que más se desean alcanzar.

Cree un plan para mantener el proceso de auditoria a lo largo del tiempo.

La mayoría de las organizaciones sufren una auditoria financiera cada año. Las auditorias regulares, por lo menos para las organizaciones en las cuales se está interesado, pueden ser necesarias de igual manera. Si la organización está trabajando para corregir sus problemas, alguien necesita chequear y asegurarse de que ellos van en el carril correcto. Si otro proveedor ha sido substituido, es importante confirmar que no se está cayendo en el mismo patrón como el anterior, y que servicios aceptable están ahora disponibles. En cualquiera de los casos, las auditorias en curso deberían ser parte del plan global.

Una auditoria de los servicios al consumidor es una de las herramientas del equipo de defensa de la investigación. No debe ser usada muy frecuentemente, y es a menudo difícil de trabajar, pero usted como organismo se sentirá satisfecho de tenerla cuando la necesite.

En resumen

Los servicios al consumidor abarcan tanto a los servicios con financiamiento público provistos para una población específica como para los servicios regulados por la ley que son brindados para el público en general. Una auditoria de servicio al cliente es una inspección formal de los procedimientos, prácticas, políticas y/o programas por una parte objetiva para determinar si estos servicios son lo que deben ser y si ellos son llevados de acuerdo a los estándares éticos, legales y profesionales.

Las auditorias de servicio al cliente pueden ayudar a identificar brechas en los servicios necesarios (y sirve como una herramienta de defensa para instituir estos servicios). Las auditorias también confirman que los servicios son lo que deben ser, protegen los intereses de los receptores del servicio y del público, mejoran las posibilidades de resolver los problemas comunitarios y promueven el cambio social.

Para determinar si usted debe realizar una auditoria por su cuenta, o debe en cambio organizar (determinando qué y quién debe de ser auditado, encontrar una organización apropiada o un individuo para realizar la auditoria, y convencerlos para que la realicen), debe de hacerse las siguientes preguntas:

  • ¿Tiene la experiencia para realizar la auditoria en cuestión?
  • ¿Tiene los recursos para realizar la auditoria?
  • ¿Es usted la parte apropiada para realizar la auditoria?
  • ¿Puede usted lograr la cooperación de la organización auditada?
  • ¿Es usted la mejor opción para realizar la auditoria que una posibilidad bien conocida o una universalmente respetada?

Cualquier persona preocupada puede organizar una auditoria. La mejor elección para realizar una auditoria son generalmente una agencia del gobierno o una agencia de supervisión profesional, organizaciones protectoras, investigadores académicos u otros individuos eminentes y creíbles quienes son reconocidos como expertos en el campo, equipos de organizaciones pares, y patrocinadores.

El mejor momento de realizar una auditoria puede ser cuando se está abogando por la necesidad de un servicio en particular, cuando hay preguntas sobre la disponibilidad de un servicio, cuando hay preguntas sobre la equidad en la entrega de un servicio, cuando los fondos están en riesgo, y cuando existe un amplio rango de desarrollo comunitario o funcionan esfuerzos similares.

Organizar una auditoria de servicios involucra tanto identificar el problema como convencer al potencial auditor de ejecutar el trabajo. Para lograr estas tareas, se necesitará reunir evidencias de que la auditoria es necesaria, identificar (y persuadir) a un auditor apropiado, y reunir apoyo para la auditoria.

Para realizar en este momento una auditoria se necesitará:

  • Hacer un presupuesto de los recursos para la tarea.
  • Negociar de antemano con las organizaciones a auditar.
  • Determinar la información que se necesitará.
  • Reunir los datos.
  • Analizar los datos.
  • Preparar un reporte de auditoria.
  • Trabajar con los proveedores para desarrollar un plan para corregir los problemas que se han encontrado.
  • Decidir lo que se hará con los resultados de la auditoria.
  • Crear un plan para mantener el proceso de auditoria.

الکاتب

Phil Rabinowitz

موارد

Recursos en línea

About PIRC/Social Audit is a British consumer watchdog modeled on Public Citizen, currently focusing on an audit of the use of anti-depressants and the pharmaceutical industry.

The European Union Eco-Management and Audit Scheme (EMAS) is a management tool for companies and other organisations to evaluate, report and improve their environmental performance.

The U.K. Audit Commission on conducting crime and safety audits. An excellent take on what information to collect, how to get it, etc.

Herramientas
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 08:54

Una herramienta para Evaluar la Calidad de un Proceso de Auditoria

De las Clases de Mercado de la Universidad del Estado de Iowa

Criterios para una Auditoria del Consumidor

Criterio Excelente (3 pts) Satisfecho (2 pts) No satisfecho (1 pt)
Recopilación de datos      
Observación Las observaciones tanto de los consumidores como de los empleados son rigurosas y claramente reportadas. No existe casi información perdida que  pueda ser recogida por la vía de la observación. Las observaciones de los consumidores y de los empleados son reportadas, pero la rigurosidad y/o claridad de la información es problemática. Claramente existe más información que debe de ser recogida vía observación. Tanto las observaciones de los consumidor o de los empleados no son claras o están extraviadas, o la información que fue reportada es tan escasa que es inútil.
Encuestas/Entrevistas  

La información recolectada vía encuestas/entrevistas  tanto de los clientes y empleados es rigurosa y claramente reportada. No existe casi información perdida que  pueda ser recolectada por la vía encuestas/entrevistas. La correspondencia entre esta información y los datos de la observación están rigurosamente y claramente detallados.   

La información recogida vía encuestas/entrevistas  tanto de los clientes y empleados es reportada, pero la rigurosidad y/o claridad de la  información es problemática. Existe claramente más información que puede ser recogida por medio de encuestas/entrevistas. La relación de esta información con los datos observados es discutida pero no con bastante  detalles Tanto la información recolectada de las encuestas/entrevistas de los clientes o empleados están perdidas o la información es tan escasa que puede ser inútil. La relación entre esta y los datos observados no son provistos.
Análisis de Datos

 

El análisis de datos es detallado.  Cualquier       asunción está establecida y justificada. El análisis apropiado incorpora las teorías y conceptos del    comportamiento del consumidor. Algún análisis es incluido, pero no es muy detallado. Algunas declaraciones no están apoyadas en los análisis. Los enlaces con los conceptos del comportamiento del consumidor están incompletos y/o algunas veces  incorrectos. Los análisis están perdidos o son triviales, faltos de profundidad. Las asunciones necesarias no están establecidas. Los enlaces a los conceptos del consumidor están fuera de contexto.
Inferencia de los Datos      
Segmentación del Mercado Se provee una identificación cuidadosa de todos los segmentos de los mercados posibles y están basados solamente en los datos del consumidor. Cada segmento identificado está claramente y rigurosamente descrito, es claro como los múltiples segmentos difieren unos de otros. Los razonamientos para la segmentación son provistos y lógicos. Algunos, pero no todos los segmentos de mercados posibles  son identificados y rigurosamente descritos, dados los datos del consumidor. Como los múltiples segmentos difieren unos de otros y/o el razonamiento por cada  segmentación es pobremente argumentado. La segmentación del mercado es provisto, pero solamente lo más básico de la segmentación, sugiriendo que el pensamiento crítico fue dado     

a este problema. El razonamiento para la segmentación falta o es imperfecto.      Los argumentos para las múltiples segmentaciones (si es aplicable) falta.

Recomendaciones de Mercadeo Las recomendaciones razonables de mercadeo están rigurosamente descritas y están claramente enlazadas a la  segmentación del mercado. Las recomendaciones de mercadeo están hechas, pero no tan rigurosas como es posible. Algunas de las recomendaciones pueden tener falta de razonamiento. Algunas de las recomendaciones pueden solamente estar oscuramente enlazadas a la segmentación del mercado. Faltan las recomendaciones de mercadeo. O las recomendaciones que son identificadas están claramente enlazadas a la segmentación de mercado, las recomendaciones que pueden ser identificadas no son todas razonables.
Comunicaciones Escritas      
Organización  

El trabajo escrito está bien organizado y es fácil de entender. Las secciones del documento tienen los  encabezados apropiados. Los cuadros y gráficos son usados y fácilmente entendidos, y contribuyen a facilitar la lectura del documento.

La organización es generalmente buena, pero algunas secciones parecen estar fuera de lugar. Algunos encabezados pueden faltar. Los cuadros y gráficos están incluidos pero son difíciles de entender (por ejemplo, pueden estar pobremente etiquetados) El documento está tan extensamente desorganizado que dificulta el entendimiento del contenido. No hay encabezados. Los cuadros y  gráficos son inapropiados, o, hacen referencia  cuadros y gráficos, pero estos no están incluidos.
Integración de Estilos de Escrituras El equipo desarrolló un estilo de escritura que es uniforme en el documento. No existe indicación de que en el documento estuvieron involucrados varios autores. Existen algunas indicaciones de que hubo varios autores (por ejemplo, diferentes fuentes, papeles diferentes, etc.). El documento es claramente el trabajo de varios autores con diferentes estilos de escritura, márgenes, fuentes de impresión, tipos de documentación, etc.
Gramática, Ortografía, y Formatos Se evaluó completamente la ortografía y se editó el documento. No hay o casi no tiene errores gramaticales o de ortografía. No hay errores de formato. Hay algunos errores de ortografía y/o errores gramaticales. Hay de uno a tres errores de formato. Hay palabras frecuentemente mal escritas, errores gramaticales serios, errores de formato, indicando que no se tomó el tiempo para corregir la ortografía y el borrador del documento.
Uso de los Apéndices La información está apropiadamente ubicada tanto en el texto principal o en un apéndice. Los apéndices están documentados y se les hace referencia en el texto. La información está algunas veces mal ubicada. La documentación y las referencias en el texto de algún modo están incompletas. Los apéndices están pobremente documentados así como las referencias en  el texto. Una cantidad considerable de material está mal ubicado. Aparentemente no está documentado o no tiene texto de referencia.

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:14

¿Qué es una auditoria de servicio al cliente?

___Una auditoria se define como una inspección independiente de los procedimientos, prácticas, políticas, y/o programas de un servicio,  a fin de mostrar que los servicios son lo que están destinados a ser, y que se adhieren a los estándares legales, éticos y profesionales.

___Reconoce dos tipos de servicios al cliente:

  • Servicios ofrecidos con fondos públicos a un blanco de población- a menudo en desventaja- para mejorar su bienestar físico, económico, psicológico, o social.
  • Servicios regulados públicamente, ofrecidos al público en general.

¿Por qué realizar una auditoria de servicio al cliente?

Realice una auditoria de servicio al cliente:

___Para determinar si actualmente los servicios necesitados  están siendo provistos.

___Para usar como arma  de campaña de defensa para adquirir  los servicios necesitados.

___Para determinar si los servicios que están siendo financiados están siendo actualmente provistos.

___Para proteger los intereses de aquellos a quienes los servicios están dirigidos.

___Para proteger los intereses económicos y sociales de quiénes están pagando por los servicios o sus regulaciones.

___Para mejorar las oportunidades de resoluciones exitosas para los problemas de la comunidad.

___Para albergar el cambio social.

¿Quién debería de realizar la auditoria?

Para verificar si eres el individuo apropiado para realizar el servicio de auditoria, pregúntese lo siguiente:

___¿Tiene la experiencia para realizar la auditoria?

___¿Tiene los recursos para realizar la auditoria?

___¿Es usted el individuo más apropiado para realizar la auditoria? (¿Es acaso el trabajo de alguien más?)

___¿Puede lograr la cooperación de la organización auditada?

___¿Podría una auditoria hecha por usted ser tan creíble como una dirigida por alguien más conocido?

Si usted no es quien realiza la auditoria, podría escoger a:

___Un regulador o una agencia de supervisión del gobierno

___Un cuerpo de profesionales supervisores

___Una organización protectora

___Expertos, académicos y otros investigadores en el campo

___Individuos eminentes o comisiones que sirven

___Un equipo de auditoria de una o más organizaciones pares

___Patrocinadores

¿Cuándo debe usted dirigir las auditorias del servicio al consumidor?

Se debe dirigir las auditorias del servicio al consumidor:

___Cuando se está abogando por la necesidad de un servicio en particular.

___Cuando hay preguntas sobre la disponibilidad de los servicios.

___Cuando hay dudas sobre la equidad en la entrega de los servicios.

___Cuando los fondos están en riesgo.

___Cuando hay un amplio rango en el  desarrollo comunitario u otro esfuerzo similar.

¿Cómo organizar y dirigir una auditoria del servicio al consumidor?

Para organizar una auditoria del servicio al consumidor:

___Reúna evidencia de la necesidad de la auditoria.

___Identifique un auditor apropiado.

___Reúna apoyo para la auditoria.

Para realizar una auditoria del servicio al consumidor:

___Presupueste recursos adecuados para la auditoria.

___Negocie de antemano con la organización a ser auditada.

___Decida qué información se necesita.

___Reúna los datos.

___Analice los datos.

Prepare un reporte de  auditoria, incluyendo un plan para corregir cualquier problema que haya encontrado.

___Trabaje con la organización auditada para poner los remedios en práctica.

___Decida lo que va a hacer con los resultados de la auditoria.

___Cree un plan para mantener el proceso de auditoria.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:11

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱. نحوه اجرای مطالعات: نظر اجمالی
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 10:39
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 11:28

برای واداشتن قانون‌گذاران یا سایر مقامات مسئول به تغییر قوانین و سیاست‌ها، ایجاد انگیزه برای یك تحقیقات رسمی، یا ایجاد تغییر در افكار عمومی، به اطلاعات نیاز خواهید داشت. برای كسب اطلاعات، بی‌شك باید اول تحقیق كنید. این تحقیق به هر معنایی می‌تواند باشد. از زیر و رو كردن توده‌ای از اسناد و مدارك در قفسه‌های یك كتابخانه گرفته، تا عكس گرفتن و صحبت كردن با شهود. ممكن است بعضی از جستجوهای شما ملال‌آور و بعضی دیگر هیجان‌‌انگیز باشند، اما هر چه كه باشد نیاز به انجام كار دارد.

منظور ما از اجرای تحقیق چیست؟

معمولا كلمه «تحقیق» تصویر كسی را تداعی می‌كند كه در یك آزمایشگاه نشسته و چشم‌هایش روی كتاب بزرگی با حروف ریز لوچ شده، یا در یك آزمایشگاه شیمی روی یك لوله آزمایش حاوی ماده‌ای زشت و زننده خم شده است. 

اجازه ندهید چنین تصاویری شما را بترساند، چرا كه معنای واقعی تحقیق، انجام كاری است برای پیدا كردن جواب سوال‌هایتان. سوال ممكن است نسبتا ساده باشد: چند درصد از كسانی كه به درمانگاه بهداشتی باهمستان مراجعه می‌كنند، راه دیگری برای دستیابی به درمان‌های پزشكی ندارند؟ ممكن هم هست كه بی‌نهایت پیچیده باشد: موثرترین راه برای تامین بیمه درمانی برای آن دسته از شاغلین باهمستان كه بیمه نیستند، چیست؟ 

سوال‌های مختلف نیازمند جواب‌های مختلف هستند و جواب‌های مختلف نیازمند تحقیقات مختلف برای كاوش درباره آن‌ها هستند. اولین قدم دانستن چیزهایی است كه نیاز دارید.

  • اگر جوابی كه به دنبالش هستید یك عامل شناخته‌شده باشد، مانند: تركیب شیمیایی یك ماده‌ مشخص چیست؟ یا آن ماده چه اثری روی انسان دارد؟، در آن صورت با مراجعه به كتاب‌ها یا مقالاتی در كتابخانه، یا با مشورت با یك متخصص، احتمالا جواب را خواهید یافت.  
  • اگر برای یك عملكرد خاص ترویجگری می‌كنید و به دنبال تقویت آن هستید: فلان برنامه ترویج بهداشت تا چه حد موثر است؟ چرا بهتر است به‌ جای آن روش از این روش استفاده شود؟ چرا باید استفاده از این ماده در محصولات غذایی ممنوع شود؟ در آن صورت باید نوعی مطالعه تحقیقاتی انجام دهید، یا گزارش‌های موجود را غربالگری كنید. 
  • اگر به دنبال یافتن واقعیت‌هایی هستید كه توسط آن‌ها بتوانید سیاست‌گذاران را وادار به حركت در یك جهت خاص كنید: در فلان باهمستان چند نفر استخدام شده‌اند در حالی كه بیمه درمانی ندارند؟، در این صورت ناچار خواهید بود در بایگانی شهرداری جستجو كنید یا به آمارهای سرشماری مراجعه كنید.
  • اگر برای یافتن شواهدی دال بر فعالیت‌های مضر یا غیرقانونی توسط انجمن شهر یا آژانس‌های دولتی هستید: آیا فلان كارخانه كاغذسازی دوباره زباله‌هایش را مستقیما در رودخانه تخلیه می‌كند؟ و چرا نهاد تنظیم مقررات در این زمینه اقدامی نمی‌كند؟ در این صورت شاید ناچار باشید عملا اقدامات تجسسی انجام دهید. میان مدارك جستجو كنید، عكس بگیرید، نمونه آب رودخانه را تجزیه كنید و با كاركنان آن کارخانه صحبت كنید.

تحقیق شامل همه این روش‌ها و حتی بیش‌تر می‌شود. نوع تحقیقی كه باید انجام دهید، بسته به نوع اطلاعاتی است كه به آن نیاز دارید.

چرا باید تحقیق كرد؟

ممكن است محاسن كاری كه می‌كنید برای شما واضح باشد، اما الزاما برای سایرین واضح نیست. باید به آن‌ها نشان دهید كه ایده‌های شما به شكل معناداری به سود باهمستان خواهد بود. تحقیق به طرق مختلف كمكتان می‌كند به این هدف برسید:

  • تحقیق به كار (ترویجگری) شما جسمیت می‌بخشد. تحقیق شما به اعتقاد و اشتیاق شما واقعیت و آمار و ارقام می‌بخشد. اعتقاد و اشتیاق مهم است، اما در عمل نمی‌توانند تعداد زیادی از كسانی را كه با شما موافق نیستند، متقاعد كنند. شواهد محكم، می‌توانند.
  • تحقیق به شما اطلاعات جدیدی می‌دهد كه توسط آن‌ها ادعایتان را مطرح كنید. معمولا تحقیق اطلاعات قوی و محكمی به نفع شما به دست می‌دهد، كه حتی خودتان هم نمی‌دانستید. همچنین به شما كمك می كند كه بفهمید چه مقدار بودجه نیاز دارید، حدودا چه مدت طول می‌كشد تا به نتیجه برسید و پیامدهای محتمل اقدام نكردن چه خواهد بود.
  • تحقیق می‌تواند به شما نشان دهد كه چطور با موفقیت مشكلتان را مخاطب قرار دهید. (همانطور كه این بخش معین می‌كند، تحقیق شما می‌تواند چند منظور را برآورده كند. به شما كمك می‌كند اقدام خود را برنامه‌ریزی و طراحی كنید و همچنین برای آن ترویجگری كنید). در زمینه ترویجگری، دقیقا باید بدانید كه برای چه چیز ترویجگری می‌كنید. دیگران چه كرده‌اند كه كارایی داشته است؟ در یك شرایط آزمایشی، چه چیزهایی بر مشكل اثر می‌گذارند؟ پاسخ به این سوالات و سوالات مشابه شما را در موقعیتی قرار می‌دهد كه بتوانید استراتژی‌هایی را كه احتمال موثر بودنشان وجود دارد، انتخاب و برای آن‌ها ترویجگری كنید. 
  • تحقیق مثال‌ها و نمونه‌هایی برای استفاده در اختیارتان قرار می‌دهد. در حالی كه آمار و ارقام در شرایط معینی بسیار متقاعدكننده هستند، معمولا یك مثال عملی از صدها ورق گزارش قوی‌تر است، چرا كه مسئله را بلاواسطه و واقعی به نظر می‌رساند. یك روایت به عنوان نمونه، مسئله را ثابت نمی‌كند، اما كار را برای افراد آسان می‌كند كه دقیقا بفهمند موضوع از چه قرار است. شنیدن روایت یك نفر دیگر، افراد را به فكر می‌اندازد كه: «ممكن است برای خود من پیش بیاید» و راهی در اختیار سیاست‌مداران قرار می‌دهد كه برای رای‌دهندگانشان توضیح دهند چرا به سود یك سیاست یا لایحه عمل می‌كنند.     
  • تحقیق آنچه را كه از قبل به آن اطمینان داشتید، تایید می‌كند. ممكن است خودتان «بدانید» كه در مورد یك مسئله خاص حق دارید، اما اگر بتوانید ادعا كنید همه متخصصین این رشته با شما هم‌عقیده هستند، یا مطالعات نشان داده‌اند كه موضوع مورد حمایت شما حقیقتا كارایی دارد، تضمین بیش‌تری خواهید داشت. 
  • تحقیق به شما امكان می‌دهد درباره سود و زیان كار استدلال كنید. اگر ۸۵٪ از زندانیان سابق دوباره به زندان بر‌گردند و اگر هزینه‌ نگهداری هر نفر در زندان سالانه ۶۵ هزار دلار باشد و اگر برنامه‌ای كه باعث شود آن ۸۵٪ زندانی بیرون بمانند و به زندان برنگردند، سالانه برای هر نفر ۲۰ هزار دلار هزینه بردارد، شما محاسبه می‌كنید. ظاهرا برنامه‌ پیشگیری از بازگشت زندانیان گران تمام می‌شود، اما در عمل، سالانه برای هر زندانی سابق به‌ طور میانگین ۲۸ هزار و ۵۰۰ دلار به نفع مالیات‌دهندگان خواهد بود. تحقیق هزینه هر دو گزینه و شانس موفقیت هر دو گزینه را در پیشگیری از بازگشت افراد به زندان، به شما خواهد گفت.
  • تحقیق به شما اعتبار می‌دهد. اگر تحقیقتان را درست انجام دهید، شما را مدافعی جدی می‌شناساند كه پیش از متقاعد كردن افراد نسبت به موقعیت خودتان، كارهای بنیادین را انجام می‌دهید. این باعث می‌شود افراد با علاقه بیش‌تری به حرف‌های شما گوش كنند و آنچه را می‌شنوند، باور كنند.
  • تحقیق دو طرف متعارض را به هم وصل می‌كند. اگر تحقیق‌تان را نه‌ فقط درباره موقعیت خودتان، بلكه همچنین در مورد موقعیت مخالفینتان به دقت انجام داده باشید، برای پاسخ دادن به اتهامات و سوالات آن‌ها و همچنین برای اثبات كذب ادعاهای آن‌ها و نیز برای استدلال معقول و منطقی درباره بی‌نقص بودن موقعیت خودتان نسبت به موقعیت آن‌ها، اطلاعات كافی در دست خواهید داشت. 
  • تحقیق شما را متخصص در مسئله مورد نظر می‌كند. اگر دیگران شما را كسی با پاسخ‌های درست بشناسند، قانون‌گذاران و سایر مسئولین، گروه‌های ذی‌نفع و عموم، سوالات و دغدغه‌های خودشان را نزد شما خواهند آورد. اگر در مقام یك مسئول شناخته‌شده باشید، موقعیت حمایتی شما به‌‌مراتب مستحكم‌تر خواهد شد.

چه وقت باید برای ترویجگری تحقیق كنید؟

ترویجگری برای هر ادعایی نیاز به تحقیقات اولیه دارد، اما مواردی پیش می‌آید كه تحقیق ارزش خاص پیدا می‌كند. 

وقتی تلاش می‌كنید قانونی را به تصویب برسانید 

به دو دلیل نیاز به تحقیق خواهید داشت:

  • كه نیاز به تصویب آن قانون را نشان دهید. سرمایه‌گذاری دولت فدرال برای تحقیقات راجع به بیماری ایدز، زمانی افزایش یافت كه مدافعین آن تحقیقات توانستند نشان دهند كه بیماری به مرحله همه‌گیر رسیده است و همه در خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند. به همین نحو، مدافعین سوادآموزی بزرگسالان در ماساچوست زمانی توانستند تعهد به سوادآموزی بزرگسالان و تخصیص افزایش بودجه برای سوادآموزی بزرگسالان را تضمین كنند، كه به قانون‌گذاران فهرستی نشان دادند متشكل از بیش از ۱۳ هزار نفر، كه در سرتاسر ایالات در صف انتظار برای برنامه‌ سوادآموزی قرار دارند. 
  • كه حمایت عموم را برای تصویب قانون پیشنهادشده نشان دهید. اگر قانون‌گذاران بدانند كه رای‌دهندگانشان واقعا خواستار تصویب یك لایحه یا پرداختن به یك مشكل توسط آن‌ها هستند، عموما انجامش خواهند داد، خصوصا در سال انتخاباتی. اگر بتوانید از طریق نظرسنجی، مصاحبه یا سایر ابزارها نشان دهید كه عموم برای اقدام شما ترویجگری می‌كنند،‌ در موقعیت بسیار قوی‌تری قرار خواهید گرفت.

وقتی می‌خواهید توجه باهمستان را جلب مشكلی كنید كه نیاز به رسیدگی دارد

معمولا تحقیق مورد نیاز در اینجا آماری است. در باهمستان چند در صد از نوجوانان از مدرسه اخراج می‌شوند و آن درصد را چطور می‌شود با باهمستان‌های مشابه مقایسه كرد؟ آیا ظرف سال گذشته، یا چند سال گذشته، بی‌خانمانی افزایش داشته است؟ آیا تعداد خانواده‌های بی‌خانمان بیش‌تر شده است؟ آیا خشونت جوانان در باهمستان افزایش داشته است، و اگر داشته، قربانیانش چه كسانی بوده‌اند؟ در اینجا اعداد و ارقام خواسته باعث می‌شود افراد مشكلی را كه برای باهمستان اهمیت دارد، به روشنی ببینند.

وقتی مسئولین دولتی فاسد باشند یا مرتكب خطایی شده باشند

تحقیق می‌تواند دلایلی ارائه دهد كه فساد، نادرستی، یا غیراخلاقی بودن برخی مسئولین را به اثبات برساند. از خزانه‌دار یك شهر كوچك كه فقط چند هزار دلار از بودجه شهر را در جیب می‌گذارد گرفته، تا ریچارد نیكسون، كه سرپوش گذاشتنش روی رسوایی واترگیت به قیمت ریاست جمهوری‌اش تمام شد، تا مسئولینی كه نقض قانون می‌كنند و عموما از طریق تحقیقات دقیق رسوا می‌شوند و نه از طریق رویدادهای نمایشی. مثلا مصاحبه‌های باب وودوارد و كارل برنشتاین با شركت‌كنندگان مختلف در قضیه واترگیت، سرانجام آن‌ها را به مرجعی معروف به «گلوی عمیق» هدایت كرد، كه زنگ خطر نسبت به تشكیلات نیكسون را به صدا درآورد. 

وقتی دولت یا نهادی دیگر به مردم دروغ می‌گوید

گاهی چیزهایی هست كه حتی در مردمی‌ترین جوامع، عموم نباید بدانند. مثلا در جنگ دوم جهانی، اگر مطبوعات به‌ طور روزانه محل قرار گرفتن كشتی‌های متفقین را منتشر می‌كردند،‌ دشمن بسیار خوشحال می‌شد و كشتی‌های مذكور هم غرق می‌شدند. اما اگر دولت یا نهادی به‌ ضرر عموم، یا به خاطر محافظت سیاسی از خود دروغ بگوید، آن مبحث دیگری است. 

 دو نمونه

  • تولیدكنندگان سیگار، سال‌ها تحقیقات علمی ساختگی ارائه می‌دادند كه ثابت می‌كرد سیگار بی‌ضرر است و اعتیاد نمی‌آورد. در حالی كه دانشمندان مشهور و مورد اعتماد،‌ همواره خلاف آن را ثابت می‌كردند. سرانجام تحقیقات قابل اعتماد، اداره كل پزشكی و بخش اعظم جمعیت آمریکا را متقاعد كرد كه برای كارخانجات تولید سیگار، سودآوری مهم‌تر از جان مردم است و مصرف سیگار در آمریکا افت چشمگیر كرد. 

  • در دوران ریاست جمهوری ریگان در آمریكا، جیمز وات، دبیر امور داخلی ضد محیط زیست آمریكا، مدام در جراید مورد مخالفت دانشمندان یا روزنامه‌نگارانی قرار می‌گرفت، كه در مورد صحت گفته‌های او تحقیق كرده و آن‌ها را كذب یافته بودند. سرانجام وت تبدیل به عنصری سیاسی شد كه لاجرم باید تعویض می‌شد. اگر كسی به خود زحمت بررسی نمی‌داد، او همچنان می‌توانست مسائل محیط زیست را به دلایل سیاسی و به قیمت منافع عموم موجه جلوه دهد. 

وقتی پیشگیری از آسیب ضرورت داشته باشد

منشا باران‌های اسیدی در شرق آمریکا ناشناخته بود، تا اینكه تحقیقات نشان دادند كه علتش موادی بودند كه توسط كارخانه‌هایی در میدوست در هوا پخش می‌شدند. اگر نمی‌دانید كه چرا در رودخانه محل، دیگر ماهی وجود ندارد، یا اگر آب آشامیدنی زیر سوال است، شاید لازم باشد نگاهی به اثرات باران‌های اسیدی بیندازید، یا زمانی را در بایگانی‌های شهر و كتابخانه بگذرانید، تا بفهمید كارخانه‌های محلی چه موادی را در رودخانه تخلیه می‌كنند و آن مواد چه تاثیرات شیمیایی دارند.

تهدیداتی كه از جانب محیط زیست متوجه سلامت عموم می‌شود، تنها آسیب‌هایی نیستند كه تحقیقات می‌توانند از آن‌ها جلوگیری كنند. بررسی تاثیرات سیاست‌های پیشنهادی دولت، می‌تواند شهروندان را از تبعات نامطلوب اجتماعی و سیاسی حفظ كند ... یا اگر آن سیاست‌ها قبلا موفقیت‌آمیز بوده باشند،‌ می‌تواند آن تبعات را اصلاح كند. شاید تحلیل‌گران وال‌استریت با تحقیق در مورد روابط میان شركت‌های بزرگ و شركت‌های حسابداری می‌توانستند سرمایه‌گذاران را از فاجعه‌ مالی‌ای مانند سقوط اِنرون،‌ یكی از بزرگ‌ترین شركت‌های آمریکا نجات دهند. چندین هزار شهروند با درآمدهای متوسط، پول بازنشستگی‌شان را چه مستقیما و چه از طریق سرمایه‌گذاری برای بازنشستگی، در آن سقوط ناگهانی از دست دادند.

وقتی كه تحقیق برای پیشبرد منافع عموم اهمیت دارد

 در چنین شرایطی شاید به دنبال موضوع خاصی نباشید. مثلا مدافعین مراقبت‌های بهداشتی، اغلب برای تعیین نیازهای مربوط به مراقبت‌های بهداشتی در باهمستان و اینكه چه چیز می‌تواند به بهترین وجه آن نیازها را برطرف كند، تحقیق می‌كنند. به این ترتیب آن‌ها دقیقا می‌فهمند كه مدافع چه چیز باید باشند. 

چطور تحقیق می‌كنید؟

همانطور كه در ادامه با جزئیات خواهیم گفت، از آنجا كه انواع مختلف تحقیقات وجود دارد، روش خاصی از تحقیق برای همه انواع آن وجود ندارد. لذا ما رهنمودهایی كلی ارائه می‌كنیم كه به درد هر نوع تحقیق برای ترویجگری می‌خورد. همچنین نكات خاص‌تری را برای انجام هر یك از انواع تحقیق‌هایی كه پیش رو دارید، ارائه خواهیم كرد. 

رهنمودهای عمومی برای تحقیق​

كمك بخواهید

الزاما نیازی نیست كه همه كارها را خودتان انجام دهید. احتمال زیادی وجود دارد كه دستیارانی از خارج به كمكتان بیایند.

  • سایر کارورزان. اگر به حل مشكلی علاقه‌مند هستید، احتمالا افراد دیگری هم به حل همان مشكل علاقه‌مند هستند. اگر بتوانید آن‌ها را پیدا كنید، اطلاعات مورد نیاز خودتان را هم، كه هم‌اكنون در دسترس هستند، پیدا خواهید كرد، یا آن‌ها كمكتان خواهند كرد كه پیدا كنید.
  • سایر متخصصین یا دانشگاهیان. بسته به اطلاعات مورد نیازتان، كمك می‌تواند به اندازه بخش مرتبطی از یك دانشگاه، به شما نزدیك باشد. مثلا اگر به دنبال یافتن تركیبات شیمیایی یك آلوده‌ساز باشید، یك دانشجوی ارشد یا استاد رشته‌ شیمی با كمال میل كمكتان خواهد كرد. شما می‌توانید به جای آنكه ساعت‌ها خودتان وقت صرف تحقیق كنید، متخصصی را در یك حوزه خاص از قانون، یا تجارت، یا بهداشت عمومی پیدا كنید، تا نتایج مورد نیاز را در اختیارتان قرار دهد.
  • كتابخانه‌ها. واضح است كه كتابخانه‌ها منابع عظیمی از اطلاعات هستند و كتابداران معمولا هم علاقه‌مند و هم قادر به كمك هستند. این شغل آن‌هاست و بسیاری از كتابداران به درخواست برای انجام تحقیقات دشوار، به چشم یك چالش جالب و لذتبخش نگاه می‌كنند. آن‌ها هم می‌توانند ساعات زیادی از وقت شما را صرفه‌جویی كنند.   
  • روزنامه‌نگاران (خبرنگاران). اگر مشكل مورد نظر شما، یا حوزه مورد حمایت شما شامل یك روایت و یا موضوعی باشد كه لازم است عموم بدانند (آیا آب آشامیدنی باهمستان سالم است؟) یك خبرنگار محقق با كمال میل حاضر است با شما كار كند. بسیاری از روایت‌های مهم‌ترین خبرها ظرف دهه‌های گذشته، مثلا موضوع گردهمایی سازمان جاسوسی آمریکا پیش از حمله تروریستی یازده سپتامبر، در نتیجه تحقیقات خبرنگاران بود. اغلب خبرنگاران عاشق فرصت برای به دست آوردن روایت‌های مهم هستند و منابع عظیم اطلاعاتی هم در اختیار دارند.
  • افرادی، در داخل نهادی كه مشغول تحقیق درباره آن هستید. اگر در تشكیلاتی موضوع غیرقانونی یا غیراخلاقی در جریان باشد، احتمال دارد در داخل آن تشكیلات كسی باشد كه ناراحتی‌اش از شرایط موجود، باعث شود به صحبت كردن با شما علاقه‌مند شود.

ببینید آیا كسی قبلا تحقیقی را كه برنامه‌ریزی می‌كنید (در صدد انجامش هستید)، انجام داده است؟ 

ممكن است در رابطه با مشكلی كه مورد نظر شماست، قبلا مطالعاتی انجام شده باشد، یا ممكن است شخص دیگری در باهمستان هفته‌ها وقت صرف یافتن اطلاعاتی كرده باشد كه شما در جستجویش هستید. زندگی را سخت‌تر از آنچه كه هست، نكنید.‌ پیش از شروع، نگاهی به اطرافتان بیاندازید. 

اصول اولیه در مورد مشكلتان را یاد بگیرید

اگر تحقیقتان دقیق و متمركز نباشد، برایتان فایده‌ای نخواهد داشت. اگر قوانینی در كار هستند، پیش از آنكه به دنبال شواهدی دال بر شكستن آن قوانین یا نیاز به تغییر آن قوانین باشید، حتما آن‌ها را بخوانید و بفهمید. اگر مظنون هستید كه كسی اصول اخلاق حرفه‌ای را زیر پا گذاشته است، اول بفهمید كه آن حرفه دستورالعملی برای رعایت اصول اخلاقی دارد یا نه و اگر دارد به‌دقت آن را بخوانید. اگر مشكلی مربوط به محیط زیست در بین باشد، دانش مرتبط با آن را یاد بگیرید، حداقل تا آن اندازه كه بتوانید آن مشكل را توضیح دهید، تا به این وسیله بتوانید استدلال‌هایی را كه بر خلاف نظر شما می‌‌شوند، درك و با آن‌ها مقابله كنید.

اگر مطلبی را مطالعه می‌كنید كه نمی‌فهمید، كمك بگیرید. با یك وكیل یا قانون‌گذار، یك معلم علوم، باجناقتان، با هر كسی كه ممكن است درباره حوزه‌ای كه تحقیق می‌كنید و مطالبش را نمی‌فهمید چیزی بداند، مشورت كنید. اگر اطلاعاتتان غلط است، یا دقیقا نمی‌دانید كه راجع به چه صحبت می‌كنید، جایگاه خود را از بنیان سست می‌كنید و گوش‌ها برای شنیدن دفاعیات شما ناشنوا خواهند شد. 

بدانید كه از اطلاعات در چه موردی یا مواردی می‌خواهید استفاده كنید

 دانستن علت جمع‌آوری اطلاعات به شما كمك می‌كند كه دقیقا بدانید به دنبال چه اطلاعاتی باید بگردید، چه مقدار اطلاعات لازم دارید و آن اطلاعات به چه شكل باید باشند. بعضی از دلایل مشترك برای تحقیق مربوط به ترویجگری عبارتند از:

  • برای جلب توجه عموم نسبت به یك مشكل. در این مورد باید به دنبال اطلاعات (آمار یا روایتی) بگردید كه به افراد بفهماند آن مشكل به چه صورت به باهمستانشان مربوط می‌شود.
  • برای نشان دادن حمایت عموم به خاطر حل یك مشكل. مثلا یك نظرسنجی می‌تواند نشان دهد كه باهمستان عمدتا از سرمایه‌گذاری برای ایجاد یك مدرسه جدید حمایت می‌كند. 
  • برای هدایت تلاش‌های حمایتگرانه شما. نظرسنجی‌ای كه نظر واقعی عموم یا بخش خاصی از عموم را درباره مشكل به شما نشان دهد، در نحوه دست زدن به حل مشكل كمكتان می‌كند.  
  • برای تقویت استدلالتان توسط واقعیت‌ها، نظریه‌ها، عقاید محترم و معتبر یا سایر تجارب.
  • برای مواجهه با ادعاهای دروغین یا اشتباه مخالفین یا استدلال‌های مخالف.

همانطور كه پیش‌تر گفتیم، این شرایطی است كه در آن تحقیق شما باید بی‌عیب و نقص باشد. سرهم‌بندی نكنید. همواره یك نفر منتظر فرصت است تا به كم‌ترین بی‌دقتی یا خطا با چنگ و دندان حمله كند و با استفاده از آن، كل عملكرد شما را بی‌اعتبار كند. فقط از اعداد و ارقام واقعی و معتبر استفاده كنید و مفهوم آن‌ها را دست‌كم یا دست بالا نگیرید. هیچ نكته‌ای را تعمیم ندهید. مثلا این فرض كه همه كسانی كه از دبیرستان اخراج می‌شوند، بی‌سوادند، زمانی باز خواهد گشت تا تاوانش را از شما بگیرد. روایت و تمثیل را با واقعیت اشتباه نگیرید. یك روایت نمی‌تواند یك نكته را ثابت كند. و شاید مهم‌تر از همه اینكه تسلیم این گرایش طبیعی نشوید كه در ارزش یك قطعه اطلاعات را كه نقطه نظر شما را تایید می‌كند، اغراق کنید. اگر نمی‌توانید با اطلاعات موجود یك دعوی محكم تشكیل دهید، شاید لازم باشد كه فرضیاتتان را از نو بررسی كنید. 

  • نشان دادن اینكه مخاطب قرار دادن مشكل به نفع باهمستان یا كل جامعه و همچنین كسانی است كه مستقیما تحت تاثیر آن مشكل هستند. مثلا شاید بخواهید منافع حاصل از برنامه سوادآموزی بزرگسالان را در كسب و كار، یا افزایش ارزش املاك محلی كه در اثر افزایش بودجه برای سوادآموزی به دست آمده است، نشان دهید.
  • برای اثبات خطا یا اعمال مشكوك یك نهاد یا مقام مسئول. شاید مفهوم چنین تحقیقی این باشد كه یك نهاد همانطور كه شما گفته‌اید در عمل مرتكب خطا یا عملی زیان‌بخش، رشوه‌خواری، آلوده‌سازی غیرقانونی، سرقت بودجه عموم (اختلاس) شده است، و یا به معنی یافتن شاهد است، گواه بر اینكه آنچه آن نهاد داوطلبانه اعتراف می‌كند كه انجام داده، مثلا استفاده از فلان ماده در محصولاتش، یا دست‌اندركار بودن در فلان تمهید در جهان سوم، در واقع اشتباه یا زیان‌بخش است.

در خصوص منابعتان شك‌گرا باشید و همه واقعیت‌هایتان را دو بار چك كنید

همه منابع اطلاعاتی به یك اندازه قابل اعتماد نیستند. 

اینترنت منبع بزرگی از اطلاعات است، اما تضمینی وجود ندارد كه همه آن اطلاعات صحیح باشند. هر كسی می‌تواند یك وبسایت درست كند و هر چیزی را كه دلش می‌خواهد در وبسایتش قرار بدهد، بدون اینكه مقید به دقیق بودن آن باشد.

همانطور كه بارها در این بخش ذكر شد، اگر واقعیات شما، حتی واقعیاتی كه الزاما بخش مهمی از استدلال شما را تشكیل نمی‌دهند، اشتباه باشند، مخالفینتان از شما تاوان خواهند گرفت. ممكن است حتی چیزی مانند یك متن شیمی كه ظاهرا باید قابل اعتماد باشد،‌ معتبر نباشد. اگر آن متن ۳۰ سال پیش منتشر شده باشد، ممكن است حاوی «واقعیت»‌هایی باشد كه امروزه برداشت‌های تازه‌ای از آن شده است. اگر منبع‌تان ذره‌ای مشكوك است، یافته‌هایتان را دوباره بررسی كنید.     

مصر باشید

یافتن اطلاعات ممكن است سخت و خسته‌كننده باشد. ممكن است یك آژانس یا سازمان، الزاما نه همان آژانس یا سازمانی كه درباره‌اش تحقیق می‌كنید، جلوی راهتان سنگ بیندازد. شاید ناچار شوید برای دستیابی به سندی كه می‌خواهید ببینید، یا برای به دست آوردن مقدار ناچیزی اطلاعات، از مناطق دشوار و ممنوع عبور كنید. معمول است كه گروه‌های شهروند با رجوع به قانون آزادی اطلاعات (در زیر ملاحظه كنید) به دادگاه شكایت می‌كنند تا دولت را وادارند اسناد عمومی را ارائه دهد. شاید یكی از مهم‌ترین ابزارهای موجود تحقیق، توسل به همین مورد باشد.

انواع تحقیق‌ها و برخی توصیه‌ها برای هر یك از آن‌ها

تحقیق «دانشگاهی (علمی)»

در اینجا این عبارت اشاره دارد به جستجو برای واقعیت‌ها، اطلاعات عمومی درباره موضوع، سوابق تاریخی، نتایج مطالعات و غیره، كه منتشر شده یا در میان اسناد عمومی وجود دارند. برای به دست آوردن این نوع اطلاعات راه‌هایی وجود دارد از این قرار:

  • از كتابخانه‌ها استفاده كنید. هم كتابخانه‌های عمومی و هم كتابخانه‌های تخصصی اعم از كتابخانه‌های دانشگاهی، كتابخانه‌های حقوقی، كتابخانه‌های شجره‌ای و نسبی، كتابخانه‌های وابسته به ریاست جمهوری و غیره، جهت تحقیق، طبق شرایطی (گاهی به‌ طور رایگان و گاهی هم در ازای دریافت وجه، مثلا حق عضویت) برای عموم باز هستند. كتابداران همه‌ نوع كتابخانه‌ها می‌كوشند مطلع و مفید باشند. اگر به واشنگتن دی سی، شهر نیویورك، یا بوستون دسترسی داشته باشید، كتابخانه كنگره، كتابخانه عمومی نیویورك، كتابخانه عمومی بوستون و سیستم دانشگاهی كتابخانه هاروارد، چهار تا از بزرگ‌ترین و جامع‌ترین كتابخانه‌های جهان هستند. 
  • از بایگانی روزنامه‌ها استفاده كنید. روزنامه‌ها عموما بایگانی‌هایی نگه می‌دارند حاوی مجموعه كامل نسخه‌های قبلی روزنامه، در بسیاری موارد حتی روزنامه‌های تا صد سال پیش را هم دارند. امروزه بسیاری از آن‌ها به صورت میكروفیلم یا رسانه‌های الكترونیكی موجود هستند و معمولا از طریق خدمات اطلاعاتی كتابخانه‌ها یا در اینترنت در دسترس هستند (گاهی در ازای دریافت وجه).
  • در بایگانی‌های دولتی و سایر بایگانی‌ها كنكاش كنید. ادارات دولتی فدرال، ایالتی و محلی در آمریكا، اسناد دولتی را در بایگانی‌هایشان نگه می‌دارند. این اسناد معمولا جهت تحقیقات در دسترس عموم شهروندان قرار دارند، مگر در مواردی كه لازم باشد برای یافتن سند مورد نیازتان به مكان‌های خاصی سفر كنید (واشنگتن دی سی یا یك شعبه بایگانی منطقه‌ای و غیره). بعضی از سازمان‌ها، شركت‌های بزرگ و انستیتوها هم بایگانی‌هایی دارند كه ممكن است به دردتان بخورند. 
  • از داده‌های سرشماری استفاده كنید. آمارگیری نفوس (جمعیت، سن، نژاد، ‌تحصیلات، درآمد و غیره) و در نشریات سرشماری شهری، روستایی، ایالتی و غیره در ایالات متحده هم مقدار حیرت‌‌آوری اطلاعات دیگر وجود دارد.
  • در اینترنت گشت بزنید. اینترنت، با میلیون‌ها وبسایت از سراسر جهان، احتمالا بزرگ‌ترین منبع یگانه اطلاعات در كره زمین است. همچنین می‌تواند بی‌اعتبارترین منبع اطلاعاتی هم باشد. چون همانطور كه پیش‌تر توضیح دادیم، روی اطلاعاتی كه ارسال می‌شود هیچ كنترلی وجود ندارد. باید محتاط باشید، مگر اینكه اطلاعات، مربوط به سایتی شناخته‌شده و دقیق و معتبر باشد. اما با رعایت احتیاط اگر در جستجو به قدر كافی پیگیر باشید، یافته‌هایتان حد و مرزی نخواهند داشت.
  • از متخصصین دلسوز بپرسید. كسانی كه در زمینه مشكل یا رشته‌ای كه درگیر آن هستید تخصص دارند و كسانی كه دلسوز موارد مورد تحقیق شما هستند (یا فقط به كار شما علاقه‌مند هستند)، معمولا با كمال میل حاضرند اطلاعات در اختیارتان بگذارند و یا به‌ طور رایگان برایتان تحقیقات انجام دهند (به عنوان یك خدمت عمومی).

مصاحبه‌ها و مكالمه‌ها

وقتی اطلاعاتی كه به دنبالش هستید به تجارب گذشته باهمستان در ارتباط با یك مشكل مربوط می‌شود اعم از روابط میان افراد كلیدی، آنچه در داخل كارخانه می‌گذرد، یا تجربه شخصی یك نفر، معمولا بهترین راه برای فهمیدن آن، از طریق صحبت با تك‌تك افراد است. می‌توانید با استفاده از گفتگوی غیررسمی، مصاحبه‌های دارای ساختار، یا چیزی میان این دو با افراد صحبت كنید، اما هدف از همه اینها كسب حداكثر اطلاعات ممكن است. چطور افراد درست را پیدا كنیم و با آن‌ها صحبت كنیم:

  • با كسانی كه می‌شناسید شروع كنید. كسانی كه می‌شناسید، چون به شما اعتماد دارند و شما را تایید می‌كنند، حتی اگر خودشان اطلاعاتی را كه می‌خواهید نداشته باشند، شما را به سمت كسانی كه آن اطلاعات را دارند هدایت خواهند كرد. گذشته از این، دوستان و آشنایان شما ممكن است اطلاعات مفیدی داشته باشند كه شما حتی به فكر خواستنشان نیافتاده باشید.
  • با جدیت شبکه‌سازی کنید. از هر كسی كه با او مصاحبه می‌كنید بخواهید اشخاص دیگری را كه ممكن است به دردتان بخورند، به شما معرفی كنند. در شبكه‌هایی كه از قبل عضوشان بوده‌اید (دوستان، باشگاه‌ها، فهرست مخاطبین ایمیل، انجمن‌های حرفه‌ای، گروه‌های كلیسایی و غیره) حرفتان را بزنید. شما نمی‌دانید كه چه كسی آن تكه سرنوشت‌ساز از اطلاعات مورد نیاز شما را دارد، یا كسی را می‌شناسد كه آن را داشته باشد. 
  • ببینید آیا از گفتگوهای غیررسمی نتایج بهتری می‌گیرید یا مصاحبه‌های دارای ساختار. در بعضی موارد افراد ترجیح می‌دهند در یك جو راحت و غیررسمی حرف‌هایشان را بزنند. در موارد دیگر، اگر رسما مصاحبه كنید اطلاعات بهتری كسب می‌كنید. در جایی كه مردم به غریبه‌ها اعتماد نداشته باشند، بازی شانسی (شیر یا خط) است: ساختار رسمی مصاحبه ممكن است به آن‌ها كمك كند كه روی محتوای حرف‌هایشان دقت كنند، و از طرف دیگر ممكن است فاصله و بی‌اعتمادی میان‌ آن‌ها و مصاحبه‌كننده را بیش‌تر كند. معمولا ناچار خواهید بود دل به دریا بزنید و خودتان تصمیم بگیرید كه كدام یك كارایی بیش‌تری دارند.

مصاحبه‌های دارای ساختار​

مصاحبه دارای ساختار به طرز خاصی انجام می‌شود كه بتواند به اطلاعات خاصی دسترسی پیدا كند. مطالعات رسمی، كه بر مبنای اطلاعاتی كه از مصاحبه‌شوندگان كسب شده انجام می‌شوند، معمولا از مصاحبه‌های دارای ساختار استفاده می‌كنند كه حتی‌المقدور مطمئن شوند كه همه مصاحبه‌شوندگان به سوالات یكسان پاسخ می‌دهند. در تحقیقات غیررسمی ممكن است آنقدرها مراقب نباشید، اما قالب‌بندی‌های دارای ساختار واقعا تضمین می‌كنند كه پاسخ‌های افراد مختلف به سوالات همگون قابل مقایسه هستند.

در ساختن چنین قالب‌بندی برای مصاحبه، شما باید:

  • درباره اطلاعات مورد نظرتان فكر كنید و آن را برای خودتان تعریف كنید.
  • مستقیما درباره اطلاعاتی كه می‌خواهید، سوال كنید.
  • سوالات را واضح و بدون ابهام مطرح كنید. به سوالاتی كه مطرح می‌كنید خوب فكر كنید كه مبهم یا نیازمند تعبیر و تفسیر زیاد نباشند (مگر اینكه خودتان بخواهید تعبیر و تفسیر شوند).
  • سوالات پایان باز بپرسید. سوالات پایان باز سوالاتی هستند كه به‌ جای پاسخ بلی یا خیر، پاسخ‌دهنده باید توضیح دهد. مثلا به جای پرسیدن: «آیا از شركت در این برنامه خوشتان آمد (یا لذت بردید)؟»، بهتر است بپرسید: «در این برنامه‌ای كه شركت كردید، از چه چیزهایی خوشتان آمد و از چه چیزهایی خوشتان نیامد؟»، یا «شركت در این برنامه چطور بود؟»
  • كند و كاو كنید. سوالات دیگری برای پی‌گیری بپرسید تا دقیقا بفهمید افراد واقعا چه می‌گویند، یا وادارشان كنید كه درباره موضوع مطالب بیش‌تری بگویند. («وقتی معلم نظر شما را پرسید، چرا خوشتان آمد؟») از پیگیری پاسخی كه ممكن است خارج از موضوع به نظر برسد، نترسید. گاهی بهترین یا مهم‌ترین اطلاعات در خارج از مسیر اصلی نهفته است.
  • حرف افراد را به‌سرعت قطع نكنید. ممكن است روایت‌هایشان، یا آنچه شما میان خطوط می‌خوانید، اطلاعاتی در اختیارتان قرار دهد كه به اندازه آنچه مستقیما به شما می‌گویند، اهمیت داشته باشد.
  • آنچه را به شما گفته‌اند،‌ تا آنجا كه ممكن باشد با دیگران هم چك كنید. یادتان باشد كه از دیدگاه‌های افراد مطلع می‌شوید، كه همیشه هم مطابق واقعیت عینی نیستند. راشومون، فیلمی ساخته كارگردان بزرگ ژاپنی آكیرا كوروساوا، ماهیت واقعیت را بررسی می‌كند. در این فیلم یك حادثه از دیدگاه چهار شاهد بیان می‌شود، كه چشم‌انداز هر كدام كاملا متفاوت با چشم‌انداز دیگری است. در واقع پدیده راشومون همه‌ جا در كمین است: نظر همه را درباره روایت بپرسید.

نظرسنجی‌ها

اگر می‌خواهید بدانید اغلب افراد باهمستان درباره موضوعی چه فكر می‌كنند، یا اگر خدمتی در دسترس باشد، چند نفر از آن استفاده خواهند كرد، نظرسنجی راهی است برای جواب گرفتن سریع از تعداد زیادی از افراد. نظرسنجی معمولا حاوی فهرستی از سوالات ساده درباره یك موضوع واحد است و همچنین به پاسخ‌دهندگان فرصت می‌دهد كه نظرشان را مفصل‌تر بیان كنند یا درباره مشكل اظهارنظر كنند. شما می‌توانید نظرسنجی را از طریق پست، تلفن، تماس شخصی، ایمیل، وب‌سایت، یا از طریق قرار دادن سوالات در جاهای عمومی (مثلا همراه گواهی ترخیص در مطب پزشكان، یا چاپ آن‌ها در روزنامه) انجام دهید و صندوق‌هایی را برای دریافت پاسخ‌ها در نظر بگیرید. هر روش، معایب و محاسن خودش را دارد.

در اینجا چند نكته كلیدی آورده‌ایم كه در تهیه نظرسنجی باید به خاطر بسپارید.

  • سوالات و اقلام را واضح و جوری مطرح كنید كه پاسخ دادن به آن‌ها آسان باشد. اگر سوالی مبهم باشد، پاسخ‌هایی هم كه به آن سوال داده می‌شوند مبهم و چنان متفاوت با یكدیگر خواهند بود كه به هیچ دردی نخواهند خورد. علاوه بر این، پاسخ دادن به سوالات مبهم سخت‌تر است و لذا از علاقه مردم نسبت به پاسخ دادن به نظرسنجی، كم خواهد كرد.
  • درباره اطلاعات مورد نظرتان سوال كنید. به دقت درباره آنچه می‌خواهید بدانید، فكر كنید. بعد سوالاتی طرح كنید كه جوابشان آن اطلاعات را به شما بدهند. 
  • درباره اطلاعاتی كه نیاز ندارید، ‌صرفا به این دلیل كه ممكن است جالب باشد، یا به این دلیل كه منظورتان را به دقت در نظر نگرفته‌اید، سوال نكنید. اگر نمی‌خواهید از اطلاعات به دست‌ آمده به‌ طور اصولی استفاده كنید، درباره‌اش سوال نكنید. 
  • سوال‌ها را تا حد ممكن كوتاه و ساده مطرح كنید. پاسخ به سوالات نظرسنجی هر چه كم‌تر طول بكشد، مردم بیش‌تر مایل به انجامش خواهند بود.
  • اگر می‌خواهید به جمعیت‌هایی با زبان‌های دیگر دسترسی داشته باشید، نظرسنجی‌تان را به زبان‌‌های دیگر هم ترجمه كنید.

تصادفی كردن و خودگزینی

حتما نمونه‌تان را به صورت تصادفی درآورید. اگر می‌خواهید نظر درست و دقیق باهمستان را بدانید، یا بیش‌تر، نظرات مختلف باهمستان را درباره هر چیزی بدانید، باید یك برش عرضی از باهمستان را برای پاسخ به نظرسنجی‌تان انتخاب كنید. یعنی زن و مرد از همه‌‌ نوع زندگی، همه سنین، نژادها، فرهنگ‌ها و قومیت‌ها و غیره. متصدیان حرفه‌ایِ مراجعه به آرای عمومی، كه معمولا از درصد كمی از كل جمعیت به عنوان نماینده گروه استفاده می‌كنند، اطمینان حاصل می‌كنند كه یك نمونه تصادفی از افراد باهمستان را انتخاب كرده‌اند. استراتژی‌شان هم این است كه مثلا در دفتر تلفن نفر دهم در هر صفحه را انتخاب می‌كنند یا مطمئن می‌شوند نظرسنجی‌های تلفن یا پست‌ شده، به تناسب در همه قسمت‌های باهمستان توزیع شده‌اند. 

 

  • مراقب پیامدهای خودگزینی باشید. كسانی كه مایل به پاسخ دادن به سوالات نظرسنجی هستند، تقریبا همیشه خودگزین هستند. یعنی كسانی هستند كه به قدر كافی به مسئله‌ای كه نظرسنجی در نظر دارد علاقه دارند. این پاسخ‌دهندگان قبل از هر چیز درباره مسئله اطلاعات بیش‌تری دارند، نسبت به آن احساسی قوی دارند و نشان‌دهنده نظرات اكثریت باهمستان هم نیستند. اگر همه یا اغلب پاسخ‌دهندگان شما خودگزین باشند، نظرسنجی شما، در واقع اطلاعاتی را كه می‌خواهید در اختیارتان نخواهد گذاشت. در نظرسنجی‌های تلفنی احتمال گرفتن پاسخ از افراد تماس‌ گرفته‌شده، تا حدی بیش‌تر از سایر روش‌هاست. لذا تا اندازه‌ای مشكل خودگزینی را حل می‌كند،‌ اما مستلزم به‌ كار گیری میزان قابل توجهی فرد در ساعت (و معمولا مقدار زیادی پول) است. 

مورد خاصی از تكنیك نظرسنجی، موردی كه بعضی عناصر نظرسنجی را به همراه بعضی عناصر مصاحبه دارای ساختار در خود دارد، گروه تمركز است. این گروهی است متشکل از نمونه‌های تصادفی یا جمعیتی خاص، كه درگیر مباحثه با مصاحبه‌كننده‌ای می‌شوند كه سعی می‌كند اطلاعات خاصی را از اعضای گروه به دست آورد، بدون اینكه مستقیما به آن‌ها بگوید كه طالب چه اطلاعاتی است. (منظور آن است كه اطلاعات دقیق‌تری كسب شود، چرا كه اعضای گروه آنچه را در ارتباط با موضوع می‌گویند تصحیح و بازنگری نمی‌كنند). در برخی شرایط، گروه تمركز می‌تواند ابزار تحقیقاتی مفیدی باشد. 

مطالعات​

مطالعه تحقیقی است مبتنی بر اصول علوم طبیعی یا اجتماعیِ یك پدیده یا مسئله. مطالعات برای رسیدن به مقاصدی همچون بررسی موثر بودن یك عملكرد، یافتن راه‌هایی برای پیشگیری یا درمان یك بیماری، یا بررسی تاثیرات اقتصادی یا سایر تاثیرات یك وضعیت اجتماعی (مثلا بی‌خانمانی) بر یك باهمستان و اعضای آن.

مطالعات را به طرق مختلف می‌توان انجام داد. مثلا مطالعات می‌توانند كمّی باشند، با نتایجی تابع ارقام و روش‌های آماری، یا كیفی باشند مبتنی بر مشاهده رفتار، گزارش شركت‌كنندگان از اینكه چطور خودشان یا زندگی‌شان تغییر كرده‌ است و از این قبیل. بعضی از مطالعات در جستجوی علت و معلول هستند، چه چیز باعث می‌شود كه چیز دیگری اتفاق بیافتد. بعضی دیگر در جستجوی ارتباط و وابستگی دو عامل با هم هستند. مطالعات دیگری هم هستند كه فقط به دنبال پاسخ به سوالات بسیار خاص هستند: شركت‌كنندگان با چه سرعتی می‌توانند یك مهارت جدید را از طریق روش الف، كه متضاد با روش ب است، یاد بگیرند؟ 

اگر می‌خواهید یك مطالعه انجام بدهید، یا می‌خواهید شخص دیگری، یك محقق دانشگاهی، یك سازمان تربیت سگ نگهبان، مطالعه را برایتان انجام دهد، این نكات مهم را در نظر داشته باشید: 

  • تعیین كنید كه منابعتان به شما اجازه‌ انجام چه كاری را خواهند داد. اگر قصد دارید مطالعه‌ای انجام دهید نیازمند زمان طولانی است و عده زیادی را از جمله محققین، مصاحبه‌كنندگان، ثبت‌كنندگان گزارش‌ها، و غیره به‌ كار خواهد گرفت، یا ناچار خواهید بود راهی برای پرداخت دستمزد به آن‌ها پیدا كنید و یا منبعی پیدا كنید از داوطلبینی كه سابقه انجام این كارها را داشته باشند. برای انجام مطالعه مورد نظرتان اطمینان حاصل كنید كه بودجه، وقت و مهارت‌های مورد نیاز را در اختیار دارید.
  • مشخصا توصیف كنید كه به دنبال چه اطلاعاتی هستید. یك مطالعه معمولا روی پاسخ به سوالی خاص تمركز می‌كند. سوالی كه انتخاب می‌كنید، در تعیین مفید بودن نتایج مطالعه فوق‌العاده مهم است. مثلا اگر می‌خواهید پرداختن به مشكلی خاص را نشان دهید، چه چیز درباره آن مشكل بیش‌تر از همه مطالعه را منطقی نشان می‌دهد؟ آیا آن چیز تاثیر اقتصادی است؟ تاثیر روی كودكان است؟ ارتباط آن با واقعیت‌های دیگر است، از جمله بی‌كاری یا نرخ افزایش سرطان ریه؟ اولین قدم در انجام یك مطالعه مفید توصیف آن چیزی است كه مورد نظر شماست.
  • اگر از آمار استفاده می‌كنید، درست استفاده كنید. روش‌های آماری بسیاری وجود دارند كه می‌توانند برای تجزیه و تحلیل اطلاعاتی كه به صورت آمار و ارقام هستند، به‌ كار روند. مهم است روشی را انتخاب كنید كه اطلاعاتی را كه می‌خواهید به شما بدهد. به همان اندازه مهم است كه كاری نكنید كه نتایجتان مفهومی كم‌تر یا بیش‌تر از آنچه واقعا هستند، داشته باشند.  
  • مطالعه را جوری طراحی كنید كه در واقع به سوالات شما جواب دهد. مشكل طراحی یك مطالعه پیچیده‌تر از آن است كه بشود در اینجا به جزئیات آن پرداخت. كتابخانه یك دانشگاه چندین طبقه كتاب‌هایی دارد كه به این موضوع پرداخته‌اند، اما بدانید مطالعه‌ای كه با بی‌توجهی طراحی شده باشد، نتایجی به بار می‌آورد كه یا هیچ معنایی ندارند، یا به سوالاتی كاملا متفاوت با آنچه شما در نظر داشتید، پاسخ داده است.

مطالعه‌ای كه در فكرتان بد تدوین شده باشد یا بد انجام شود، نه‌ تنها اطلاعات مفیدی به دست نمی‌دهد، بلكه می‌تواند استدلال یا كل عملكرد شما را بی‌اعتبار كند. اگر مشغول انجام مطالعه‌ای هستید و خودتان در آن زمینه تخصص ندارید، با کارشناسان مشورت كنید، از محققین حرفه‌ای بخواهید كمكتان كنند، خود را به یك سازمان بزرگ متصل كنید، هر كاری كه لازم است انجام دهید تا مطمئن شوید نتایج مطالعه دقیق و معتبر خواهد بود.

جستجو برای روایات و مثال‌های واقعی برای ترسیم مشكلتان​

روایت‌های دست اول درباره اشخاصی كه عملا درگیر یا تحت تاثیر مشكل مورد نظر هستند، می‌تواند بخش مهمی از تلاش برای ترویجگری در حل آن مشكل باشد. قانون‌گذاران، قضات و عموم مردم، معمولا با شنیدن روایت‌هایی كه بتوانند به وسیله آن‌ها همسان‌سازی كنند، بیش‌تر از آمارها یا هشدارها هر قدر هم گویا باشند، به سمت موضوعی متمایل می‌شوند. لذا پیدا كردن كسانی كه روایت‌های گیرا داشته باشند و مایل به تعریف كردن آن‌ها باشند (و بتوانند روایت‌هایشان را به‌سادگی و با قدرت بیان كنند) می‌تواند بخشی سرنوشت‌ساز از یك مطالعه به منظور ترویجگری باشد.

اگر با كسانی كه چنین روایت‌هایی دارند كار نمی‌كنید، بهتر است با كسانی كه با آن‌ها كار می‌كنند مشورت كنید: كاركنان خط، مدیران آژانس‌ها، داوطلبان و كسان دیگری كه با اشخاص تحت تاثیرِ مشكل تماس دارند. آن‌ها می‌دانند كه روایت‌های چه كسانی گیرا هستند و چه كسانی می‌توانند شنونده را به ادراك برسانند. 

اگر مشكل طوری نیست كه كاركنان خدمات بهداشتی یا انسانی امكان تماس با افراد تحت تاثیر مشكل را داشته باشند،‌ باید برای پیدا كردن روایت‌های مناسب از شبكه‌های دیگر استفاده كنید. آشنایان شخصی، اشخاص كلیدی در باهمستان مورد نظر و سایر فعالین باهمستان همگی می‌توانند منابع خوبی باشند.

خلاصه​

ترویجگری موثر مستلزم تحقیق است. اگر تا آنجا كه می‌توانید همه چیز را راجع به مشكلتان بدانید، خواهید توانست اظهاراتتان را با واقعیت‌ها و آمار و ارقام تقویت كنید و در مقابل استدلال‌های مخالف تجهیز شوید. این دانسته‌ها به شما اعتبار می‌بخشند و شما را به عنوان متخصص موضوع معرفی می‌كند. اگر ترویجگری شما به‌ صورت مخالفت با چیزی باشد، مثلا بخواهید عمل مضری را از جانب یك آلوده‌ساز ثابت و آن را متوقف كنید، تحقیقات دقیق به شما كمك می‌كند ادعای خود را ثابت كنید و وقتی ثابت كردید، خواهید دانست چطور شرایط را تغییر دهید. سخن كوتاه، انجام تحقیق برای یك ترویجگری موفق، واجب و ضروری است.

تحقیق خصوصا در شرایط خاصی مفید است: 

  • زمانی كه می‌خواهید یك قانون را به تصویب برسانید، یا سیاست‌های تازه‌ای را به اجرا درآورید
  • زمانی كه می‌خواهید باهمستان را از مشكلی آگاه كنید
  • زمانی كه خدماتی ضروری یا گروهی بی‌تقصیر زیر ضربه قرار می‌گیرند
  • زمانی كه مقامات مسئول فاسد هستند
  • زمانی كه دولت یا دیگران به مردم دروغ می‌گویند
  • زمانی كه می‌خواهید از آسیب دیدن عموم پیشگیری كنید
  • زمانی كه می‌خواهید منافع عموم را پیش ببرید

تحقیق به اشكال مختلف انجام می‌شود، از تحقیق «دانشگاهی» گرفته، شامل كسب اطلاعات از منابع اصلی یا منابع به چاپ‌رسیده، تا مطالب در دسترس در كتابخانه‌ها و بایگانی‌ها، اینترنت و سایر مكان‌های در دسترس عموم، تا صحبت با اشخاص، تا انجام نظرسنجی و مطالعات، تا انجام اقدامات واقعی تحقیقی و تجسسی. 

صرف‌ نظر از هر نوع تحقیقی كه انجام می‌دهید، بعضی رهنمودهای كلی وجود دارد:

  • كمك بخواهید
  • ببینید آیا شخص دیگری قبلا این تحقیق را انجام داده است، كه در آن صورت دیگر نیازی به انجام تحقیق نخواهد بود.
  • اطلاعات اصلی درباره مشكلتان را كسب كنید و بدانید.
  • به‌ طور شفاف تصمیم بگیرید كه از آن اطلاعات چه استفاده‌ای می‌خواهید بكنید
  • همه چیز را دو بار چك كنید: منابع اندكی وجود دارند كه مطلقا قابل اعتماد باشند
  • مصر باشید: هیچ جایگزینی برای تحقیق وجود ندارد

اگر از این رهنمودها پیروی كنید و كار را انجام دهید، وقتی زمانش برسد كه موضوع مورد علاقه‌تان را با شواهدی تقویت كنید، تحقیقتان شما را در وضعیت خوبی قرار خواهد داد و شواهد را در دسترس خواهید داشت.

 
Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 16:16

Herramienta # 1: Algunos consejos más específicos sobre la investigación (casi en su totalidad en EE.UU.)

El primer paso en la investigación es averiguar qué fuentes de información están disponibles.

La Internet ha incrementado vastamente la cantidad de información disponible al ciudadano común y corriente, y las bibliotecas también usan el poder de las redes electrónicas para hacer investigaciones. Para cada área de interés, existen varias fuentes que pueden usarse:

Leyes y regulaciones.

Si creemos que una ley es violada, obviamente es necesario  saber exactamente en qué consiste la ley y cuáles son sus cláusulas. Hay varios lugares de donde se podrían  obtener  las leyes federales y estatales:

  • Bibliotecas de leyes. Generalmente se encuentran en los juzgados o cerca de ellos o en facultades de derecho. Aunque muchas bibliotecas públicas podrían contar con copias completas de las leyes estatales, las bibliotecas especializadas generalmente son más precisas y en ellas pueden más fácilmente ayudarnos a localizar lo que buscamos.
  • Abogados y políticos solidarios. Podríamos encontrar que un abogado está interesado en el asunto. De la misma manera, con una simple llamada al despacho de un político podríamos obtener el mismo resultado. Un político por el que hemos votado podría pedirle a uno de sus empleados asistirnos en localizar el material que necesitamos, como un gesto servicial por sus electores.

En cualquiera de estos casos, debemos tener una idea bien definida de lo que buscamos. No podemos esperar que alguien revise todas las leyes medioambientales, por ejemplo: Tenemos que poder explicar qué ley creemos que se está violando.

  • En cualquiera de estos casos, debemos tener una idea bien definida de lo que buscamos. No podemos esperar que alguien revise todas las leyes medioambientales, por ejemplo: Tenemos que poder explicar qué ley creemos que se está violando.
  • Internet. Hay varios sitios web con listas o vínculos de estatutos federales y estatales. La mayoría de los sitios web estatales (hacer una búsqueda con www., seguido de la abreviatura de dos letras del estado.us) proporciona acceso a sus leyes. Asimismo, hay sitios con vínculos a todos los códigos de leyes estatales. Uno de los mejores es

(en inglés)  El Instituto de de Información Legal de la Facultad de Derecho de Cornell. También contiene todos los estatutos de los estados (se puede hacer búsquedas por tema) y las leyes estatales en

Otro sitio para consultar leyes federales es la Administración Estadounidense de Servicios Generales, gov, con varios métodos de búsqueda. Las leyes en proceso o recientemente aprobadas pueden buscarse  y las leyes federales de Canadá.

Información sobre actividades presentes y anteriores del gobierno y las empresas.

Algunos de los sitios web más importantes  que rastrean los documentos y actividades del gobierno y las empresas son, el Proyecto de Responsabilidad Gubernamental, el cual trata de proteger a los “delatores” o informantes y de asegurar que sus voces sean escuchadas, preocupado con la ética del Congreso, el Proyecto de Responsabilidad Empresarial, el cual supervisa las corporaciones multinacionales y provee vínculos a Control Corporativo, una base de datos gigantesca acerca de las actividades corporativas a nivel mundial, y a su organización hermana, Control Corporativo en EE.UU.

Los últimos tres de dichos sitios electrónicos contienen vínculos a documentos de corporaciones, donde se pueden hallar reportes anuales y otros documentos.

Además de estos y algunos otros sitios electrónicos similares, también hay archivos de periódicos, accesibles a través de las oficinas de la prensa y –frecuentemente- en Internet. El diario New York Times, por ejemplo, ofrece artículos anteriores (a un bajo precio) de hasta cinco años atrás. La revista Newsweek  también ofrece acceso a sus archivos por un costo. Muchas bibliotecas públicas y académicas se suscriben a estos servicios, y podríamos aprovecharlos si contamos con una tarjeta de miembro de la biblioteca. Las bibliotecas de universidades estatales, particularmente, muchas de las cuales dan acceso libre a los residentes del estado, tiene una amplia gama de servicios de investigación.

Información general.

Podemos necesitar información que va desde la estructura química de una sustancia particular, hasta los detalles de un episodio de la historia de la comunidad ocurrido hace cinco años. Todos los recursos mencionados anteriormente (bibliotecas, Internet, archivos de la prensa) por lo general son útiles para obtener información tanto general como específica. Las mejores fuentes dependen de la información que estemos buscando. Si buscamos los resultados de estudios científicos o de un resonado juicio, las fuentes impresas son la mejor opción (una vez más, hay que empezar por las bibliotecas). Si buscamos evidencia de una mala acción reciente, probablemente no haya nada impreso.

La fuente más importante podría ser la gente. Podríamos consultar a un experto, para que nos explicara, por ejemplo, los detalles de una ley estatal o las implicaciones ambientales del uso de un herbicida. Si buscamos la historia de la comunidad, debemos hablar con quienes participaron en ella (probablemente con varias personas para obtener una diversidad de perspectivas sobre lo que ocurrió).

Las personas como fuentes de información tienen enormes ventajas: pueden responder preguntas. Podemos averiguar exactamente lo que deseamos saber, aunque es importante recordar que estamos obteniendo su punto de vista. Aún a pesar de esta limitante, hay ventajas. A veces, con tantos sitios de Internet, es difícil juzgar la calidad y veracidad de la información que leemos. Con la gente, generalmente es más fácil identificar qué información es la más veraz.

Otra ventaja de las personas como fuentes de información es que pueden acercarse a nosotros. Un informante, un testigo, el amigo de un amigo que sabe algo o alguien puede acercarse a nosotros una vez que  se enteren que buscamos información.

Herramienta # 2: Algunas fuentes que usar si se cuenta con opositores

Estas fuentes pueden proveernos información acerca de corporaciones, organizaciones, grupos o individuos.

Registros empresariales. Contienen información sobre la ubicación de la empresa, fecha de inscripción, naturaleza del negocio y nombres de directores y funcionarios, así como cierta información financiera. Se trata de registros públicos, y pueden encontrarse en los archivos estatales de inscripción.

Código Uniforme Comercial

Expedientes acerca de si una compañía ha sacado préstamos al poner bienes (no bienes raíces) como garantía. Éste es una magnífica fuente de aprendizaje acerca de las relaciones crediticias. La UCC es una ley federal que se refleja en las leyes estatales, y los documentos residen en las secretarías de cada estado. Para consultar el código en sí, consulte. Del mismo lugar, el Instituto de Información Legal de la Facultad de Derecho de Cornell tiene vínculos a leyes estatales específicas que relejan varias secciones de la UCC. También podemos hallar información en los sitios web de cada secretaría estatal o llamando a sus oficinas. El sitio de la Secretaría del Estado de Texas, incluye una explicación razonable y coherente de dónde y qué compañías deben inscribirse.

Registros de propiedad

Dan un listado de información de la propiedad, impuestos prediales e información de distribución geográfica y edificación. De estos registros, podemos descubrir si nuestros oponentes pagan ilegalmente menos impuestos o han cometido violaciones de distribución geográfica o de alguna licencia.

Registros electorales.

Los datos de inscripción, los cuales son documentos públicos disponibles a través de la sucursal electoral del pueblo o ciudad, pueden indicar la dirección, teléfono, empleador, edad, estatus migratorio, afiliación política y elecciones en las que las personas han votado. Un censo local podría también proporcionar información similar.

Expedientes judiciales.

Abarcan casos criminales y civiles de individuos, grupos, compañías u organizaciones gubernamentales. Podríamos fijarnos específicamente en casos que impliquen bancarrotas, quejas acerca de un negocio presentadas por consumidores, quejas de una empresa contra otra y procesos judiciales del gobierno contra un individuo u organización debido a prácticas o acciones ilegales. Además de los detalles de un caso específico, podemos ojear otro tipo de información en estos documentos, disponibles en el juzgado pertinente. La mayoría está disponible en Internet.

Por ejemplo, ¿Es determinada persona propietaria? ¿Cuánto cuesta su propiedad? ¿Tiene hipoteca y  quién le hizo el préstamo? ¿Alguna vez ha sido demandada la persona, ha demandado, ha sido arrestada o se ha visto envuelto en juicios legales?

Si nuestro adversario es un banco u otro tipo de institución financiera, debería ser fácil conseguir la información. Varios órganos gubernamentales monitorean estas instituciones, sus bienes y a quién hacen préstamos. A continuación presentamos cuatro agencias estadounidenses que pueden proporcionarnos información de este tipo:

Contraloría de la Moneda.  Esta oficina recopila información de bancos estadounidenses autónomos a nivel nacional, extranjeros con sucursales en EE.UU. y grupos financieros. Para obtener información de ellos, debemos hacerles una petición por escrito a:

          Communications Section

          Comptroller of the Currency

          490 L'Enfant Plaza East, SW

          Washington, D.C. 20219

Sistema de Reserva Federal.  Esta entidad regula a los bancos federales en el sistema, grupos financieros y subsidiarios de bancos estadounidenses. Podemos contactar en la siguiente dirección:

          Federal Reserve System

          20th and C Streets, NW

          Washington, D.C. 20551

Corporación de Reinversión de Barrios. La ley de reinversión comunitaria exige que los bancos mantengan archivos de préstamos a personas de escasos recursos y de grupos minoritarios.  Podemos averiguar más en nuestras instituciones financieras locales.

Aseguradora Federal de Depósitos. Esta entidad monitorea a los bancos que no son miembros del Sistema de Reserva Federal. Entre otras cosas, recaba información sobre la condición del banco y sus ingresos. Podemos contactarlos en:

          Federal Deposit Insurance Corporation

          Data Request Section

          550 17th Street, NW

          Washington, D.C. 20429

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:24

¿Qué significa realizar una investigación?

___Se realiza una investigación trabajando, de cualquier forma necesaria, para encontrar la información necesaria para respaldar o fortalecer la abogacía que se lleva a cabo o se planifica.

¿Por qué realizar investigaciones con propósitos de abogacía?

___La investigación le da legitimidad a las labores de abogacía.

___Proporciona información nueva para justificar el caso.

___La investigación muestra cómo abordar el asunto con más probabilidades de éxito.

___La investigación puede proporcionar anécdotas y ejemplos para usar.

___Puede confirmar lo que ya se sabía.

___La investigación permite presentar evidencias de la relación costo-ventajas.

___La investigación da credibilidad a los esfuerzos.

___La investigación puede frenar la oposición.

___La investigación nos ubica como expertos en el asunto. 

¿Cuándo realizar investigaciones con propósitos de abogacía?

___Cuando se intenta que se apruebe una ley.

___Cuando se pretende que la comunidad se interese en un asunto que necesita atención.

___Cuando programas, servicios o grupos enteros importantes se ven atacados.

___Cuando los funcionarios del gobierno son corruptos o culpables de fechorías.

___Cuando el gobierno u otra entidad le están mintiendo al público.

___Cuando es necesario para prevenir daño alguno.

___Cuando es importante para favorecer el interés público.

¿Cómo realizar una investigación?

___Se siguen las siguientes pautas generales para realizar una investigación:

  • Pedir ayuda.
  • Averiguar si alguien más ya ha hecho la investigación y así no tener que hacerla otra vez.
  • Informarse sobre el asunto y conocerlo bien.
  • Tomar una decisión concisa acerca del propósito que se tiene para la información.
  • Verificar todo dos veces: existen muy pocas fuentes absolutamente confiables.
  • Ser persistente.

___Se sabe cómo llevar a cabo los distintos tipos de investigación y cómo seleccionar el más apropiado para las circunstancias.

___Se sabe

  • hacer investigación “académica”.
  • obtener  información a partir de conversaciones y entrevistas.
  • crear y realizar entrevistas.
  • diseñar y efectuar estudios.
  • hacer trabajo detectivesco.
  • hallar personas con anécdotas e historias personales interesantes.
PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:55

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۲. انجام مطالعات در مورد مسئله
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 13:31
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 14:06

منظور از انجام مطالعات در مورد یک مسئله چیست؟ 

مطالعه، روند جمع‌آوری اطلاعات با هدفی مشخص است. مطالعه در مورد مسئله‌ای در حوزه حمایت و ترویج‌گری شبیه به مطالعاتی است که شما برای فهم مشکل در ابتدای پویش‌ یا کمپین خود انجام می‌دهید. اما مطالعات مورد نظر این بخش کمی گام را فراتر می‌نهد. با این کار شما می‌خواهید مسئله را تا جای ممکن به طور کامل مورد مطالعه قرار دهید و نظرات مختلف، واقعیت‌ها و اطلاعات مربوط به رخدادهای تاریخی که در انتخاب تاکتیک‌هایتان موثر هستند، بشناسید.     

چرا باید بخواهیم در مورد یک مسئله مطالعاتی انجام دهیم؟ 

در روند آگاهی نسبت به مشکل، شما و گروهتان ممکن است برخی تحقیقات کلی‌ انجام داده باشید. اما چرا باید به دنبال انجام تحقیقات بیش‌تر باشید؟ 

برخی از دلایل خوبی که برای انجام تحقیقات در مورد یک مسئله می‌توان ارائه کرد از این قرار است: 

  • با داشتن شناخت گسترده در مورد مسئله، شناسایی گزینه‌ها، مخالفان، و متحدین برای شما آسان‌تر می‌شود. 
  • به اعضای گروه کمک می‌کند تا با مسئله درگیر شوند و کاری مهم برعهده بگیرند. 
  • عزم گروهتان را راسخ‌تر می‌کند. 
  • اعتبار گروهتان را افزایش می‌دهد. 
  • با داشتن اطلاعاتی معین، می‌توانید استدلال‌های خود را محکم‌تر و موثرتر ارائه کنید. 
  • با انجام و به اشتراک گذاشتن نتایج مطالعات منسجم خود، احتمال موفقیت‌تان بیش‌تر می‌شود. 

چگونه باید در مورد یک مسئله مطالعاتی انجام داد؟ 

راه‌های مختلفی برای مطالعه مسئله پیش روی شما و گروهتان قرار دارد. دو رویکرد کلی در این زمینه، استفاده از اطلاعات موجود و تولید اطلاعات توسط خودتان است. در بسیاری از موارد شما و گروهتان از هر دو راه استفاده می‌کنید – از منابع موجود تمام اطلاعات ممکن را گردآوری می‌کنید، و سپس مطالعات جدیدی برای جمع‌آوری اطلاعاتی که در مورد مسئله در دسترستان نبوده، آغاز می‌کنید. 

مستند کردن مسئله با استفاده از اطلاعات موجود 

همانطور که پیش از این گفته شد دلیلی نداری برای خودتان کاری بیش از چیزی که نیاز است بتراشید. مطالعه در حوزه مسئله‌تان نیز یکی از زمینه‌هایی است که شما یا گروهتان ممکن است دریابید که قبل از شما برخی از کارها انجام شده است. تاکنون مطالعات زیادی در مورد مسائل مختلف انجام شده است، و بنابراین در بسیاری از موارد شما و گروهتان تنها باید دریابید که اطلاعات مورد نیاز شما در مورد یک مسئله کجا قرار دارد.  

چه نوع سازمان‌هایی ممکن است اطلاعاتی را که شما در جستجوی آن هستید داشته باشند؟ برای فهم این نکته، سوالات زیر را از خودتان بپرسید:  

  • چه کسانی هستند که به باهمستانتان چیزهایی «عرضه می‌کنند»؟ 
  • چه کسانی در باهمستانتان تجارت می‌کنند؟ 
  • چه کسانی به باهمستانتان خدمات ارائه می‌کنند؟‌
  • چه کسانی تاکنون در مورد یک مسئله معین در باهمستانتان ابراز نگرانی کرده‌اند؟
  • چه کسی در گذشته یا حال در مورد باهمستانتان مطالعه کرده است؟ 

باهمستان‌های دیگر چه کرده‌اند 

شما یا کسی در گروه شما ممکن است چیزی در مورد یک گروه حمایت و ترویج‌گری در همسایگی شما شنیده باشد که آن‌ها نیز با یکی از صنایع بزرگی که پسماندهای تصفیه نشده خود را در رودخانه سرازیر می‌کند، دچار مشکل شده است. اکنون به نظر می‌رسد مشکل مشابهی برای شما از سوی یک کارخانه تولید غذای حیوانات در حال وقوع است. یکی از اولین گام‌هایی که گروه حمایت و ترویج‌گری شما باید انجام دهد این است که بفهمد «آن‌ها برای مقابله با این مسئله چه کردند؟» اغلب همزمان افرادی در باهمستان‌های دیگر نیز با مسئله‌ای مشابه دست و پنجه نرم می‌کنند یا قبلا با آن مواجه شده‌اند. شما و گروهتان می‌توانید از آن‌ها بپرسید که در پویش حمایت و ترویج‌گری خود چه کارهایی و چگونه انجام داده‌اند. می‌توانید بفهمید که چه چیزی بیش‌ترین تاثیرگذاری را داشته است، چه چیزی جواب نداده است، و حتی شاید بتوانید بفهمید در مواردی که چیزی درست پیش نرفته است علت عدم موفقیتش چه بوده است. اغلب افراد حاضرند همه این اطلاعات را به اشتراک بگذارند. در هر صورت مسئله برای آن‌ها نیز حائز اهمیت است؛ کسی چه می‌داند شاید دفعه بعد آن‌ها نیاز داشته باشند که از شما و گروهتان اطلاعاتی دریافت کنند. 

دیگر منابع خبری بالقوه که می‌توانند به ما در مورد یک مسئله اطلاعات ‌دهند 

  • رسانه‌های محلی- کتابخانه‌ها بسیاری از مجلات فعلی را آبونه هستند و فایل شماره‌های قبل روزنامه‌ها، مجلات، و غیره را در اختیار دارند. گزارش‌های ویژه‌ای که توسط مجلات منتشر می‌شوند یک نمونه خوب از یک منبع ارزشمند اطلاعاتی است که می‌تواند اطلاعاتی در مورد پیشینه مسئله در اختیار شما بگذارد. آن‌ها ممکن است به شکل عمیقی جنبه‌ای خاص از باهمستانتان را مورد کاوش قرار داده باشند؛ مانند بررسی یک رهبر بانفوذ یا برخی از نیروهای اقتصادی اصلی که بر باهمستان شما تاثیرگذارند. 
  • مقالات موضوعی، گزارشات مطالعاتی، و گزارشات سالانه- این‌ها گزارشات ویژه‌ای هستند که توسط گروهی از مردم مانند گروه‌های عام‌المنفعه، سازمان‌های تجاری، مراکز خدمات اجتماعی، و دیگر مراکزی که چیزهایی را برای اطلاع عموم منتشر می‌کنند. کسانی که این گزارشات را منتشر می‌کنند از همان اطلاعاتی استفاده می‌کنند که شما در جستجوی آن هستید. برای مثال، سیرا کلاب وقتی می‌خواهد چنین گزارش‌هایی تهیه کند بر مسایل محیط زیستی تمرکز می‌کند، در حالی که بانک‌ها یا شرکت‌های توسعه‌ای در این گزارشات خود به پیشینه اقتصادی باهسمتانتان توجه می‌کند. 
  • پیمایش‌های موجود- سازمان‌های دولتی استانی و محلی معمولا گستره وسیعی از داده‌های پیمایشی را در اختیار دارند. برخی از آن‌ها در کتابخانه‌های دانشگاهی یا شهرهای بزرگ‌تر وجود دارند. شما می‌توانید با تماس با افرادی که مسئول انجام این نوع پیمایش‌ها بوده‌اند نیز این اطلاعات را به دست بیاورید. 
  • بایگانی اسناد- این نیز شامل بسیاری از منابع خصوصی و دولتی می‌شود. معمولا آژانس‌هایی که اطلاعات را گردآوری می‌کند آن‌ها را برای چند سال پس از استفاده از آن‌ها، در آرشیو خود نگهداری می‌کند. 

تولید اطلاعات جدید 

زمانی که شما و گروهتان تمام اطلاعاتی را که می‌توان از منابع موجود گردآوری کرد، جمع‌آوری کردید ممکن است بخواهید اطلاعات جزئی بیش‌تری در مورد جنبه‌های مختلف موضوع مورد نظر خودتان یا گروهتان به دست آورید. شما اغلب نمی‌توانید همه اطلاعاتی را که برای حمایت و ترویج‌گری مسئله مورد نظرتان نیاز دارید در منابع موجود بیابید. 

شما و گروهتان ممکن است بخواهید یکی از تکنیک‌های زیر را برای مطالعه مسئله امتحان کنید: 

  • پیمایش از رهبران باهمستان – مصاحبه یا پیمایش از رهبران باهمستانتان می‌تواند اطلاعات ارزشمندی به شما و مسائل مورد نظر شما برای حمایت و ترویج‌گری ارائه کند. رهبران باهمستان در شکل‌گیری افکار عمومی اعضای باهمستان تاثیر دارند و بر افراد تاثیرگذارند. آن‌ها به شما اطلاعاتی می‌دهند که احتمالا از کانال‌های دیگر نمی‌توانید به آن دست پیدا کنید. بنابراین، ایده خوبی است که برای این کار به رهبرانی مراجعه کنید که نه تنها اطلاعات دارند بلکه با افرادی ارتباطات داشته باشند که درک خوبی از باهمستان نیز دارند. 
  • پیمایش‌های انجام شده از افکار عمومی باهمستان- این می‌تواند یک نظرسنجی استاندارد تلفنی یا ایمیلی باشد که توسط گروهتان در مورد مسئله صورت می‌گیرد. این روش می‌تواند با صرف هزینه و زمان اندک به گروه شما اطلاعات وسیعی در مورد مسئله‌تان بدهد. 
  • مصاحبه‌های فردی- به طور کلی، مصاحبه فردی به گروهتان اطلاعات باارزش و جزئی در مورد مسئله خواهد داد. این روش نیازمند صرف زمان و هزینه بیش‌تر به منظور انجام کار و تحلیل نتایج دارد. 
  • گروه‌های نمونه- یک گروه نمونه، یک گروه مباحثاتی کوچک تحت نظر یک سرپرست است که با هدف گردآوری اطلاعات تشکیل می‌شود. اعضای گروه به گونه‌ای انتخاب می‌شوند که باهمستانتان را نمایندگی کنند. کار سرپرست این است که مباحث را در مسیر خود به پیش ببرد و مطمئن شود که همه مجال اظهار نظر پیدا می‌کنند. 
  • گفتگوی هدایت شده – این کار در بهترین حالت می‌تواند به صورت چهره به چهره یا از طریق تلفن با اعضای باهمستان انجام شود. اعضای گروه شما باید مجموعه‌ای از سوالات از پیش تهیه شده برای هدایت گفتگو داشته باشند، اما هدف این است که اجازه بدهیم گفتگو در مورد مسئله مورد مطالعه ما جریان طبیعی خود را طی کند. 

دستورالعمل‌هایی برای گردآوری اطلاعات

یکی از چیزهای مهمی که در گردآوری اطلاعات باید در نظر داشته باشید این است که به شدت مراقب منابع اخبار و ارقام مورد استفاده خود باشید. شما احتمالا در برابر مخالفانی قرار خواهید گرفت که به پول و اطلاعات مسلح هستند. چنانچه ایرادی در اطلاعات یا اخبار شما وجود داشته باشد، مطمئن باشید آن را پیدا خواهند کرد. 

وقتی در حال گردآوری اطلاعات هستید، دستورالعمل مورد توصیه «صندوق دفاع از کودکان» را در نظر داشته باشید: 

  • تنها از داده‌های ارائه شده در منابع رسمی استفاده کنید. برای مثال: هیات محلی آموزش، اداره آمار آمریکا، یا دیگر آژانس‌های دولتی از جمله سازمان‌های تجاری و حرفه‌ای. آمارهای دیگر آژانس‌های حمایتی را استفاده کنید ولی از رسانه‌ها استفاده نکنید. 
  • اعداد خود را دوباره و چندباره چک کنید. تنها یک غلط به مخالفان‌تان اجازه خواهد داد تا تمام بحث شما را منتفی کنند و اعتبار کل سازمانتان را زیر سوال ببرند. 
  • در صورت امکان برای تحلیل داده‌ها از «کارشناسان» بیرونی استفاده نکنید. درست‌ترین گزارشات هم به شما کمک چندانی نخواهد کرد اگر نتوانید بگویید این داده‌ها از کجا آمده‌اند یا چه معنایی دارند. اگر لازم است کسی را استخدام کنید (برای مثال از یک کالج محلی)، مطمئن شوید که چگونگی انجام تک تک مراحل کار را می‌فهمید. 
  • اعداد را ساده کنید. همه افراد نسبت‌ها و درصدها را می‌فهمند. هر چیز پیچیده‌تری موجب خواهد شد که مخاطبان گیج شوند یا تحقیق را نخوانده ورق بزنند. البته اگر سخنرانی‌ای برای متخصصان ارائه می‌کنید، هر چه می‌خواهید پیچیده حرف بزنید – البته تا جایی که خودتان بفهمید چه می‌گویید. 
  • سعی کنید تغییر را در طول زمان نشان بدهید. اگر مسئله شما وابسته به این است که روند تغییر مولفه‌هایی را نشان بدهید (مانند افزایش آلودگی یا بی‌خانمان‌ها)، هر چه می‌توانید جنبه‌هایی را که در یک بازه زمانی تغییر کرده نشان دهید. یک پیشنهاد خوب این است که حداقل دو نکته برای یک بازه زمانی ۵ ساله بیاورید. 
  • در صورت امکان، از آخرین اطلاعات استفاده کنید. اگر تحلیلی بسیار تاثر برانگیز از اطلاعات مربوط به هشت سال پیش ارائه کنید، کار شما اثر چندانی بر افراد نخواهید داشت. اگر نمی‌توانید ارقام جدیدی تهیه کنید و اطلاعات شما به بیش از یک تا دو سال قبل برمی‌گردد، سعی کنید آن‌ها را به عنوان «جدیدترین آمار قابل دسترس» معرفی کنید. 
  • همیشه سعی کنید از داده‌هایی استفاده کنید که نشان می‌دهد چگونه مداخله افراد می‌تواند موجب تغییر شود. اگر همه چیز ناامیدکننده به نظر برسد احتمال کمی خواهد بود که بتوانید افراد را به حرکتی وادارید. سعی کنید تاکید کنید که پیشرفت قابل تحقق است. اینجا یکی از جاهایی است که می‌توانید نمونه‌هایی از برنامه‌های موفق در باهمستان‌ها و سازمان‌های دیگر را مطرح کنید. 

نکات دیگر پیرامون گردآوری اطلاعات به وسیله خودتان: 

  • از جاه‌طلبی اجتناب کنید. داده‌های حداقلی ولی قابل اعتماد بسیار بهتر از طرح عباراتی است که نمی‌توانید به خوبی برای آن اطلاعات و آماری ارائه کنید. 
  • اگر پیمایشی انجام می‌دهید از کسی که درک آماری دارد کمک بگیرید – از یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشکده جامعه‌شناسی یک کالج یا دانشگاه محل کمک بگیرید. 
  • از نمودار استفاده کنید. این کار می‌تواند به تقویت موضع شما کمک کند اما باید از این مسئله با دقت استفاده شود. 
  • به دنیای واقعی متوسل شوید. همیشه سعی کنید به موضوع مورد نظرتان وجهی انسانی بدهید. همانطور که سیاستگذاران می‌دانند ارزش یک داستان خوب از هزاران هزار داده بیش‌تر است. 

خلاصه 

بنابراین حالا شما برای انجام مطالعاتی در مورد مسئله مورد نظرتان آماده هستید. به یاد داشته باشید که وقتی کارتان تمام شد، آن را مرور و دوباره مرور کنید و هرگز از یک دسته اطلاعات یا مسئله که آن را چندین بار چک نکرده‌اید استفاده نکنید. بسیار بهتر است که هیچ عدد و رقمی استفاده نکنید تا اینکه از اعدادی استفاده کنید که می‌توانند ظرف یک دقیقه رد شوند.  

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:27

Ejemplo # 1: Entrevista con Catie Heaven

Catie Heaven es experta en el arte de realizar estudios sobre problemas.  Cuando trabajó para el Grupo de Trabajo en el Promoción de la Salud y Desarrollo de la Comunidad en la Universidad de Kansas, estaba en un proyecto llamado “De niñas a mujeres”, en el cual ella llevó a cabo entrevistas con docenas de niñas de séptimo y octavo año. Su nuevo proyecto es un análisis del cuidado de niños que incluye encuestas a cerca de 600 estudiantes en un foro cualitativo/cuantitativo. A continuación ella comenta su experiencia llevando a cabo encuestas.

“¿Sabe lo difícil que es crear un vínculo con niñas de trece años?” Preguntó Catie, refiriéndose a su esfuerzo en el proyecto “De niñas a mujeres” “Crear un vínculo con todos fue lo más difícil. El tiempo con el que se contaba no era mucho, así que hacerlo a tiempo también era difícil." Pero todo funcionó. Lo más importante fue que descubrimos que el programa “De niñas a mujeres” fue muy exitoso. Es muy bueno para los estudiantes. Para mí fue  una gran experiencia porque fue la primeraza vez que entrevisté a una gran cantidad de personas.

Catie piensa que llevar a cabo encuestas es importante porque brinda una oportunidad para seleccionar sus metas. Ella dice "Un estudio que obtiene buenos resultados es que se basó en una buena investigación,”. “Ese es el primer asunto crucial: ¿Qué es lo que quiere preguntar? El siguiente componente es tener preguntas cuidadosamente elaboradas. La manera en que formula una pregunta impacta de forma dramática la respuesta que reciba. Entonces, usted le hace las preguntas a algunas pocas personas y se asegura que estén preguntando lo que usted desea que pregunten a la gente y que la gente perciba lo que usted quiere conocer a través de las preguntas.  El tercer componente importante de una buena encuesta es que refleje a diferentes miembros de su comunidad, para que usted pueda asegurarse de que los resultados que obtiene no corresponden solamente a una población específica, sino a toda la comunidad.”

Catie dijo que ella trata que sus fuentes sean lo más diversas posibles, pero cada fuente tiene su propia ventaja. “Creo que fuentes oficiales son importantes si se quiere generar acción comunitaria a partir de ella. Si se tienen fuentes oficiales en la información, le presta credibilidad a su estudio y ese es un componente de un buen estudio. Luego el otro componente sería la opinión pública. Se está aumentando mucho el tomar la opinión pública para nuestras políticas públicas, para las acciones comunitarias. Y por esto es importante tener encuestas de muchos individuos de su comunidad.”

"Cada estudio es difícil de llevar a cabo”, dijo Catie, “Porque es difícil que un número grande de personas esté dispuesto a sentarse y hablar con uno durante 30 o 45 minutos sobre un asunto. Puede ser todavía más difícil si el asunto es sensible, como el tratar con adolescentes embarazadas en las escuelas. “En ocasiones hacer una encuesta o estudio sobre ese tema es difícil por todos los asuntos que lo rodean, como los  religiosos y políticos. Puede tener los estudiantes en clases diciendo lo que piensan que usted quiere escuchar y luego los padres niegan cosas que saben sobre sus hijos porque no quieren que usted piense mal sobre sus habilidades como padres. Por lo tanto, creo que entre más controversial el asunto, más difícil de estudiar.” 

Una vez que el estudio está listo, la presentación se vuelve el asunto más importante. Catie cree que es difícil presentar los resultados bien utilizando sólo un formato. “Yo sé que muchos académicos usan un artículo de revistas para presentar sus hallazgos y es muy útil cuando llega a la comunidad global y permite presentar sus resultados de manera correcta. Pero me parece que la combinación de un artículo publicado y dar exposiciones sobre la materia, especialmente con la gente que ha trabajado, es muy efectivo. Cuando se hace una encuesta o estudio, todo mundo se involucra con éste y ellos quieren saber cuáles son los resultados. Es bueno presentárselo a la gente con la que trabajó y también tenerlo en un formato escrito para que la gente tenga acceso a él.

“Yo creo que reunir información para su organización es una gran idea porque le ayuda en dos formas,” Catie sugiere. “De una manera, le ayuda a divulgar la informacion”. En otras palabras, cada vez que usted entreviste a una persona, ellos conocerán su organización y lo que están haciendo, es una gran manera de promocionar lo que hacen. Y del otro lado, también siento algo por lo que la comunidad está haciendo. Muchas veces se tienen programas que fallan, pero porque fueron mal colocados. Es decir, la gente no necesitaba lo que la organización estaba ofreciendo.  

“Cuando encueste lo mejor por hacer es comenzar con la información que está disponible en su comunidad y en las bibliotecas”. Catie sugiere que se debe preguntar para averiguar qué está sucediendo en su comunidad, cuáles son los problemas. Desde ahí uno puede decidir que preguntas necesitan hacerse para conocer más sobre un estudio en particular. “Simplemente no se siente a esperar”, dijo Catie. “En ocasiones, simplemente salir y hacer lo mejor que pueda con la encuesta es algo bueno por hacer, y puede aumentar su información y experiencia cada vez que hace un estudio.”

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:28

___Conoce lo que significa realizar estudios sobre el asunto en cuestión.

___Sabe por qué le gustaría realizar estudios sobre el asunto en cuestión.

___Sabe cómo realizar estudios sobre el asunto en cuestión

___Sabe cómo documentar el asunto en cuestión utilizando información existente

___Entiende lo que otras comunidades han hecho

___Sabe cómo generar nueva información

___Conoce los lineamientos guía para recolectar información

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 13:57

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۳. جمع‌آوری داده درباره افکار عمومی
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 14:27
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 14:38

مفهوم جمع‌آوری داده درباره افکار عمومی​

مطمئنید می‌خواهید از افکار عمومی باخبر شوید؟ معلوم است که پاسخ مثبت است. آگاهی از نظر مردم درباره موضوع، مسئله، یا سازمانی مشخص گامی مهم برای خدمات‌رسانی بهتر به مردم، یا دست کم یافتن راهی برای بهبود تصویر این موضوع یا سازمان در افکار عمومی است. 

افکار عمومی در دموکراسی نقشی حیاتی دارد. افکار عمومی سکوی پرتاب و عامل سقوط رهبران است. اگر شهروندان مقام‌های انتخابی را «بهترین گزینه» بدانند، مهم نیست این افراد واقعا بهترین باشند یا نه. عوامل بسیاری بر افکار عمومی تاثیر می‌گذارند که البته موضوع بحث این بخش نیست. موضوع اصلی این بخش چرایی و چگونگی جمع‌آوری اطلاعات درباره افکار عمومی است. 

آگاهی از دیدگاه مردم درباره سازمان‌ یا ابتکار عمل یا طرح سازمان، در موفقیت بعدی آن نقشی حیاتی دارد. برای آگاهی از نظر مردم در یک موضوع، باید درباره افکار عمومی اطلاعات جمع کرد. هدف این بخش تشریح نحوه انجام این کار است. 

جمع‌آوری اطلاعات درباره افکار و دیدگاه‌ها فرایندی است برای آگاهی از موضع مردم درباره موضوعی مشخص. برای این کار چند راه داریم و روش جمع‌آوری اطلاعات درباره برخی موضوعات با روش مربوط به موضوعات دیگر فرق دارد.

صرف تصمیم‌گیری برای جمع‌آوری اطلاعات درباره دیدگاه‌های مختلف در رابطه با یک موضوع یا طرح، خود گامی در مسیر درست به شمار می‌آید. اما پیش از اقدام عملی، شاید بهتر باشد چند سوال از خودتان بپرسید. پاسخ این پرسش‌ها سنگ بنای روند جمع‌آوری اطلاعات است. 

  • چرا می‌خواهید از افکار مردم باخبر شوید؟ 
  • دنبال چه جور اطلاعاتی هستید؟ 
  • می‌خواهید افکار چه کسانی را بسنجید؟ 
  • پس از جمع‌آوری اطلاعات، می‌خواهید با این اطلاعات چه کنید؟ 
  • چگونه اطلاعات را درباره افکار عمومی جمع‌آوری کنیم؟ 
  • در این مسیر چه موانعی پیش رو داریم و چطور می‌توان از این موانع عبور کرد؟ 

مثلا، به نظر سازمان محله، باید برای بچه‌های محله یک زمین فوتبال جدید بسازیم. طرح معقولی به نظر می‌رسد، ولی زمین فوتبال هزینه‌بر است و شهرداری صرفا بر مبنای پیشنهاد چند نفر از ساکنان محله لزوما دست به کار نمی‌شود. به‌ویژه اگر این چند نفر نماینده واقعی همه بخش‌های باهمستان در محله‌شان نباشند. چرا شهرداری باید باور کند سازمان محله نماینده کل باهمستان در این محله است؟ 

شاید شهرداری مدرک یا دست کم دلیل بخواهد. در این حالت، باید بفهمید بقیه افراد محله هم با این طرح موافقند یا نه. اگر موافق باشند، بخت بیش‌تری در جلب حمایت باهمستان برای این طرح خواهید داشت و شهرداری درخواست‌هایتان را جدی‌تر خواهد گرفت. 

یک راهبرد خوب در این حالت بررسی وجود طرح‌های مشابه قبلی در محله یا نقاط دیگر شهر است. بهتر است نتایج این طرح‌ها را هم بررسی کنید. باید از نظرات ساکنان محله و هم‌چنین نظرات مقامات شهری تصمیم‌گیر و موثر بر موفقیت یا شکست طرح مطلع شوید. 

پس از تصمیم‌گیری درباره چرایی نیاز به این اطلاعات، نوع اطلاعات مورد نیاز، و اشخاص هدف، می‌توانید درباره اقدام عملی و زمان آن تصمیم بگیرید. اینجا است که باید شیوه جمع‌آوری اطلاعات را مشخص کنید و بعد موانع را پیش‌بینی کرده و از آن‌ها بگذرید.

برگردیم به پرسش‌های مهم اول این بخش و این پرسش‌ها را یکی یکی بررسی کنیم. 

چرا می‌خواهید از افکار مردم باخبر شوید؟

فقط دنبال اطلاعات هستید، یا هدف خاصی در سر دارید؟ شرکت‌های تبلیغاتی برای آگاهی از تاثیرگذاری تبلیغات، دنبال اطلاعات درباره افکار عمومی هستند. اگر تبلیغات موثر نباشد، این شرکت‌ها راهبرد دیگری را امتحان می‌کنند. سیاست‌مداران حاضر در انتخابات، برای آگاهی از اوضاع، از مردم نظرسنجی می‌کنند. اگر نظرسنجی حاکی از پیشتازی‌شان باشد، روند فعلی را ادامه می‌دهند و اگر نظرسنجی نشان دهد از رقبا عقب افتاده‌اند، آن‌ها هم راهبردی جدید در پیش می‌گیرند. 

شما هم می‌توانید مثل شرکت‌های تبلیغاتی و سیاست‌مدارها از افکار عمومی بهره بگیرید. اما این کار فقط در صورتی ممکن است که از این افکار باخبر باشید. برای جمع‌آوری اطلاعات درباره افکار عمومی چندین دلیل وجود دارد. 

دنبال کدام گزینه هستید؟ 

  • جلب حمایت عمومی برای سازمان یا طرح 
  • آگاهی از دیدگاه‌های مردم درباره طرحی جنجال‌برانگیز و در دست اجرا
  • پیروزی در انتخابات 
  • فروش محصول 
  • راه‌اندازی سازمانی جدید 
  • تامین منابع مالی 
  • بررسی تاثیرگذاری برنامه‌ها
  • بررسی نیاز به افزایش تعداد ساعات تدریس جغرافی در برنامه درسی کلاس دهم
  • ارزیابی نیازها و داشته‌های باهمستان 

دلایل بسیار دیگری هم برای جمع‌آوری اطلاعات درباره افکار مردم باهمستان وجود دارند، اما مهم دلیلی است که مشخصا توصیف‌کننده نیازتان باشد. 

پس از مشخص کردن این دلایل، آن‌ها را یادداشت کنید! شاید این کار بیهوده به نظر برسد، ولی نوشتن مطالب بسیار مهم است. کسی دوست ندارد وقتش را صرف یادآوری مطالبی کند که قبلا درباره‌شان تصمیم گرفته است. اگر در مسیر کار، پاسخ‌های خود را به این پرسش‌ها یادداشت کنید، هم در زمان صرفه‌جویی می‌کنید و هم مشکل کم‌تری خواهید داشت.

دنبال چه جور اطلاعاتی هستید؟

نوع اطلاعات معمولا به دلیل شما برای جمع‌آوری اطلاعات بستگی دارد. با این حال، باید کاملا مشخص کنید دنبال چه اطلاعاتی هستید. به این ترتیب، کارتان در مرحله جمع‌آوری اطلاعات خیلی راحت‌تر می‌شود. 

اساسا دنبال چه اطلاعاتی هستید؟ می‌خواهید بدانید مردم درباره سازمان یا طرح شما چه فکر می‌کنند؟ یا شاید می‌خواهید ببینید اصلا مردم می‌دانند چنین سازمان یا طرحی وجود دارد یا نه. موضوع پرسش گاه خیلی کلی و گسترده و گاه خیلی خاص است و بعضی‌ اوقات هم بین این دو حالت خواهد بود. 

در جمع‌آوری اطلاعات، موضوع آگاهی عمومی از خطرات بیماری ایدز یا ویروس اچ‌آی‌وی موضوعی کلی و گسترده است، و موضوعی مثل نظر مردم کنیا درباره نیاز به آموزش در زمینه ایدز در مدارس عمومی، گستردگی کم‌تری دارد؛ موضوعاتی مثل نظر والدین یا دانش‌آموزان یک دبیرستان درباره دسترسی فرزندان به کاندوم، موضوعی مشخص‌تر و فاقد عمومیت موضوعات قبلی است. در هر یک از این حالات، اطلاعاتی که دنبالش هستید به حس مردم درباره مسئله مورد نظر شما مربوط می‌شود. 

مسئله فقط این نیست که مردم طرف‌دار طرح یا سازمان هستند یا نه، بلکه موضوع دیگر این است که مردم درباره طرح یا سازمان موضع خنثی دارند یا مخالف هستند. آگاهی از مخالفت مردم باهمستان با مسئله یا طرح سازمان، دست کم به اندازه آگاهی از موافقت آن‌ها مفید است. با بررسی این موضوع، می‌توان نقطه شروع کار را مشخص کرد که می‌تواند آگاهی‌بخشی عمومی درباره وجود مسئله، یا شاید آموزش درباره اهمیت یا آثار آن، برای جلب حمایت مردم باشد. جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند ابزاری برای آشنایی با نحوه نزدیک شدن به باهمستان باشد. 

بیش‌ترین احتیاط را باید زمانی به خرج دهید که می‌فهمید افکار عمومی درباره طرح یا ابتکار عمل سازمان موضعی خنثی دارد. (به این فکر کنید که نتایج بسیاری از انتخابات دموکراتیک وابسته به افکار رای‌دهندگان مردد است). هر چند افکار عمومی خنثی حاکی از نبود حمایت یا مخالفت چشم‌گیر با طرح است، اما نمی‌توان به‌راحتی گفت پس از شروع معرفی طرح، افکار عمومی به چه سمتی خواهد رفت. باید با رعایت دقت و احتیاط باهمستان را آماده کنید تا وقتی برنامه عملیاتی خود را عملا آغاز می‌کنید، مردم فعالانه از شما حمایت کنند یا دست کم فرصتی برای اجرای طرح بدهند. 

می‌خواهید افکار چه کسانی را بسنجید؟

می‌خواهید از نظر مردم عادی درباره طرح خود مطلع شوید یا جامعه هدف خاص‌تری را در ذهن دارید؟ در سنجش افکار، گستره جامعه هدف هم از حالت بسیار گسترده و کلی تا حالت بسیار خاص و محدود متغیر است. 

چند مثال: 

  • اگر از مشاوران رئیس‌جمهور در دوره پیش از انتخابات هستید، شاید بخواهید بدانید مردم درباره عملکرد فعلی رئیس‌جمهور چه حسی دارند. 
  • اگر دنبال جلب منابع مالی شهری برای ساخت پارکی جدید هستید، شاید بخواهید هم از حس مردم باهمستان و هم از حس اعضای شورای شهر درباره تخصیص منابع مالی برای پارک‌های جدید باخبر شوید. 
  • اگر دنبال راه‌اندازی برنامه سوادآموزی انگلیسی برای مردم لاتین‌تبار باهمستان در روزهای یک‌شنبه هستید، شاید بخواهید از حس این گروه از مردم درباره برنامه‌های سوادآموزی انگلیسی و برگزاری جلسات در روزهای یک‌شنبه مطلع شوید. 

به علاوه، گاه لازم است اطلاعاتی را درباره افکار گروه‌های خاص، مثل رهبران، کارشناسان، مردان، زنان، اقلیت‌ها، ساکنان منطقه‌ای مشخص، گروه‌های سنی، گروه‌های اجتماعی-اقتصادی، یا گروه‌های شغلی به دست آوریم. 

مثلا، فرض کنید می‌خواهید به سینما بروید. آیا فیلم‌هایی را بررسی می‌کنید که نقل زبان بچه‌های نه‌ساله است؟ معلوم است که نه. برای انتخاب فیلم، گفته‌های کارشناسان (منتقدان سینما) را بررسی می‌کنید و از دوستان خود درباره فیلم‌های احتمالا جالب نظر می‌خواهید. اگر در انتخاب افراد برای شنیدن نظراتشان دقت نکنید، ممکن است به جای دیدن فیلم‌هایی مثل کازابلانکا، به تماشای فیلم‌هایی مثل لاک‌پشت‌های نینجا بنشینید که درباره لاک‌پشت‌هایی بزرگ با توانایی‌های استثنایی مثل توانایی حرف زدن و هنرهای رزمی است. 

پس از جمع‌آوری اطلاعات، می‌خواهید با آن‌ها چه کنید؟

حالا که به اطلاعات مورد نظرتان رسیده‌اید، چه باید کرد؟ 

جمع‌آوری اطلاعات بخش بزرگی از کار است، اما همه کار نیست. اگر به این نقطه رسیده‌اید، معلوم است در مراحل قبلی می‌دانستید چرا به این اطلاعات نیاز دارید، چه نوع اطلاعاتی می‌خواهید، و جامعه هدف برای جمع‌آوری اطلاعات چیست. حالا می‌خواهید چه کار کنید؟ 

  • از این اطلاعات می‌توان برای تدوین راهبرد در راستای جلب حمایت عمومی از طرح سازمان بهره گرفت. 
  • اطلاعات درباره نظرات مردم می‌تواند مبنایی برای پخش آگهی بازرگانی، انتشار مطالب خبری، و غیره باشد. 
  • این اطلاعات در صورت نمایش و ارائه مناسب، می‌تواند عاملی برای حفظ موضوعات در برنامه‌های کاری باهمستان باشد. 
  • افکار عمومی می‌تواند دیدگاه‌های حامیان را تقویت و دیدگاه‌های مخالفان را تضعیف کند. 
  • شاید از طرف یکی از تامین‌کنندگان مالی خود دستور داشته‌اید برای استمرار تامین مالی، افکار عمومی را درباره طرح یا سازمانتان بسنجید. یا شاید دنبال جذب منابع مالی بوده‌اید و فکر می‌کنید نیازسنجی بهترین راه برای اثبات نیاز مردم باهمستان به خدمات سازمان یا طرح شما است. 
  • شاید فقط کنجکاو بوده‌اید و برنامه خاصی برای انجام کاری در سر نداشته‌اید. اگر نتایج افکارسنجی حاکی از حمایت افکار عمومی باشد، می‌توانید از کار سازمان و طرح خود تمجید کنید و اگر نتایج منفی باشند، شاید فقط آهی بکشید و به خودتان دلداری دهید. ولی سوال اینجا است که پس چرا این همه وقت صرف جمع‌آوری اطلاعاتی کرده‌اید که برای استفاده از آن‌ها برنامه‌ای نداشته‌اید. 

نکته: پیش از اقدام برای جمع‌آوری اطلاعات، باید چگونگی استفاده از این اطلاعات را کاملا مشخص کنید. جمع‌آوری اطلاعات درباره افکار عمومی تنها در صورتی مفید است که از این اطلاعات استفاده کنید. 

یکی از سازمان‌های منطقه‌ای مدارس دولتی در حال بررسی تغییر برنامه‌ درسی است و به همین خاطر اقدام به «نیازسنجی» در مدارس کرده است. شاید این سازمان بخواهد علاوه بر آگاهی درباره نیازهای کودکان، از نیازهای والدین هم آگاهی پیدا کند. 

فرض کنید برنامه درسی پیشنهادی شامل مطالعه جغرافی باشد که درسی است که قبلا در مدارس دولتی این منطقه تدریس نکرده‌اند. بد نیست این سازمان ببیند والدین می‌خواهند فرزندان‌شان جغرافی بخوانند یا نه. مثلا، شاید والدین خواندن این درس را غیر ضروری بدانند و حس کنند با تدریس جغرافی، وقت خیلی کم‌تری صرف آموزش و مطالعه ریاضی خواهد شد. 

در این مورد، سنجش نیازهای بچه‌ها کار سختی نیست. می‌توان از بچه‌ها آزمون جغرافی گرفت. اگر درصد زیادی از آن‌ها حتی قاره‌ها را هم نشناسند (چه رسد به آشنایی با کشورهای اروپایی یا آمریکای جنوبی)، می‌توان گفت برگزاری کلاس جغرافی برای بچه‌های مدارس این منطقه مفید خواهد بود. 

می‌توان برداشت والدین را از دانش جغرافی فرزندانشان با دانش واقعی این بچه‌ها مقایسه کرد. این اطلاعات هم در آموزش به والدین درباره نیاز به تغییرات در برنامه درسی مفید خواهد بود.

چگونه اطلاعات را درباره افکار عمومی جمع‌آوری کنیم؟

اول کجا را بگردیم؟ سوال خوبی است. به خاطر داشته باشید که باید کار جمع‌آوری اطلاعات را تا جایی که می‌شود آسان‌تر کنید.

بررسی منابع موجود 

بعد از مشخص کردن موضوع و اطلاعات مورد نظر، می‌توان کار جمع‌آوری اطلاعات را شروع کرد. اول باید ببینید قبلا کسی در زمینه این موضوع کاری کرده است یا نه. شاید اطلاعاتی را که دنبالش هستید، قبلا کسی خیلی شسته و رفته جمع‌آوری کرده باشد. 

پرونده‌ها و بایگانی رسانه‌های دولتی، اسناد سایر نهادهای محلی، نظرسنجی‌های ملی یا محلی، همگی گاه حاوی اطلاعاتی درباره افکار عمومی مورد نظر شما هستند. 

اگر در یافتن این منابع خیلی خوش‌شانس نباشید، بد نیست از این طرف و آن طرف سوال کنید. 

پرسش از دیگران 

شاید پرسش از نهادهای دولتی و گروه‌های غیرانتفاعی گزینه‌ای با بیش‌ترین بخت رسیدن به پاسخ باشد. هنگام تماس با این نهادها، دوستانه برخورد کنید و پشت تلفن شکیبایی به خرج دهید. شمایید که دنبال اطلاعات هستید. اگر برخورد دوستانه داشته باشید، یا به اطلاعات مورد نظر خود می‌رسید، یا دست کم شماره‌ای به شما می‌دهند یا کسی را برای کمک بیش‌تر معرفی می‌کنند. برخورد نامناسب پای تلفن احتمالا نتیجه‌ای جز سرخوردگی نخواهد داشت. 

شرکت‌های خصوصی و غیر انتفاعی شاید تمایل کم‌تری به همکاری داشته باشند، هر چند تا نپرسید موضوع روشن نمی‌شود. در تماس با این سازمان‌ها هم برخورد دوستانه را رعایت کنید. 

منابع احتمالی اطلاعات: 

  • دولت، دانشگاه‌ها، شرکت‌های برنامه‌ریزی و بازاریابی
  • سازمان‌های خدمات باهمستانی مثل یونایتد وِی
  • سازمان‌های حامی منافع عمومی (مثل گروه‌های زیست‌محیطی یا کسب‌وکار، طرف‌داران حقوق مصرف‌کننده، و سازمان‌های مقابله با جرم)
  • اینترنت: اینترنت دریایی از اطلاعات است. فقط باید مطمئن شوید منابع اطلاعات موثق هستند.

بد نیست علاوه بر نظرات عموم مردم، دیدگاه‌های رهبران و متخصصان را هم در باهمستان جویا شوید. 

هماهنگ کردن با روزنامه‌نگاران احتمالا علاقه‌مند به موضوع یا با نهادهای بزرگ خدماتی، دانشگاه‌ها، و بنیادها همیشه فکر خوبی است. بعضی از این اشخاص شاید از پژوهش‌های جاری مرتبط با موضوع آگاهی داشته باشند. با نگاهی به روزنامه محلی یا روزنامه باهمستان و بررسی لحن مطالب و سرمقالات یا نقل‌ قول‌ها، می‌توانید تا حدی به احساس جامعه محلی درباره موضوعات پی ببرید. 

رهبران باهمستان: 

  • رهبران طرح‌های عملیاتی می‌توانند به شما در جلب همکاری مردم کمک کنند. 
  • رهبران افکار عمومی می‌توانند در شکل‌دهی به دیدگاه‌های دیگران در باهمستان مفید باشند.
  • رهبرانی مثل مقامات انتخابی که نماینده جامعه هستند، می‌توانند نقش نمایندگی باهمستان را در جهان بیرون از باهمستان بر عهده بگیرند. 

متخصصان باهمستان دانش ویژه‌ای درباره موضوع دارند:

  • اگر واقعا می‌خواهید ببیند مشکل ایدز در ایالات متحده و نقاط دیگر جهان تا چه حد جدی است، می‌توانید از موسسات ملی سلامت یا سازمان جهانی بهداشت اطلاعات بخواهید. 

عموم مردم: 

  • اگر می‌خواهید از برداشت عموم درباره مسئله مورد نظر آگاه شوید، کافی است از مردم کوچه و خیابان سوال کنید. دیدگاه‌های آن‌ها، فارغ از میزان دقت، در بررسی موضوع مهم است. سیاست‌ها معمولا زمانی شکل می‌گیرند که سیاست‌مداران به جای گوش دادن به نظرات افراد مطلع از جریان واقعی برخی امور، به حرف‌های رای‌دهندگان حوزه خود گوش می‌دهند. 

با بررسی و مقایسه نظرات کارشناسان و عموم مردم، می‌توان شکاف‌های بزرگ را در میزان آگاهی افراد درباره هر موضوع تشخیص داد. مثلا، اگر در شهری چند مورد ابتلا به مننژیت مشاهده شود، می‌توان به غربال‌گری دانش‌آموزان در مجموعه مدارس اقدام کرد. حتی اگر خیلی از دانش‌آموزان عملا با افراد مبتلا تماسی نداشته‌اند و طبق توضیحات کارشناسان حوزه سلامت، خطری وجود نداشته باشد، باز هم می‌توان غربال‌گری را برای همه کودکان انجام داد. نگرانی والدین باعث می‌شود مجموعه مدارس، فارغ از دیدگاه‌های کارشناسان حوزه سلامت، در این زمینه دست به کار شوند.

خلاصه 

موانع احتمالی را پیش‌بینی کنید. معمولا کارها بی‌دردسر پیش نمی‌روند، و احتمال بروز هر اتفاقی وجود دارد و گاه این اتفاقات در عمل رخ می‌دهند. خود را برای عبور از موانع احتمالی آماده کنید. دونده‌های دوی بامانع بدون نگرانی از سقوط، از موانع عبور می‌کنند. شما هم باید خود را آماده کنید. البته، لازم به یادآوری است که داشتن برنامه کارها را آسان‌تر خواهد کرد. 

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:31

Ejemplo 1: Lo que se debe preguntar a sí mismo.

George se propuso el reto de hacer una encuesta de satisfacción ciudadana con el objetivo de él mismo corroborar qué tan bien lo estaba haciendo su nueva división en el ayuntamiento. Él se hizo algunas preguntas interesantes:

¿Por qué quiero saber lo que piensa la gente?

George lo pensó mucho y por largo tiempo. Finalmente se dio cuenta que era importante para él y para el resto de su nueva división ver qué tan bien lo estaban haciendo. ¿Estaban los  ciudadanos satisfechos con los servicios que proveía la nueva división?

¿Qué tipo de información estoy buscando?

Esto hizo pensar a George de verdad. Por supuesto que quería ver cómo se sentía la gente ¿pero qué tipo de información estaba buscando realmente? La buena información puede ser una causa de celebración pero de alguna manera la información negativa puede señalar algunas áreas potenciales en la división que requieren de alguna mejora.

¿De quiénes son las opiniones que intento medir?

Esta pregunta era fácil. George sabía que quería conocer la opinión de cada ciudadano que usara los servicios de su división, y esos eran todos. George sabía que podría haber algunas dificultades para obtener lo que quería. Ya que su ciudad era muy diversa, con una población que hablaba varios idiomas, George sabía que tenía ya sea que contar con servicios de traducción disponibles o no recolectar datos sobre los miembros de la comunidad que no hablaran inglés. Esto era especialmente importante porque aún no sabía cómo implementar la encuesta. Aún no se había destinado presupuesto para la encuesta.

Aún no había escogido un método. Las entrevistas en persona serían caras, consumirían mucho tiempo y requerirían mucho esfuerzo de la gente. El costo de enviar  los cuestionarios por correo sería el de las estampillas y el papel.

George sabía que no se podía olvidar de los servicios de traducción. Las encuestas en persona o por teléfono podrían requerir de contar con varios voluntarios o personal pagado que pudiera hablar los diferentes idiomas de muchos miembros de la comunidad. Una encuesta por correo podría requerir la traducción inicial así como los servicios de traducción en la fase de análisis del proyecto de la encuesta. También, George sabía que traducir la encuesta en 7 idiomas podría subir los costos del papel y las estampillas. También sabía que las encuestas por correo se debían enviar más de una vez, con una postal o una llamada de recordatorio.

Hasta el momento George se estaba sintiendo un poco abrumado pero pensó en todo el bien que le haría a su departamento saber cómo se sentía la gente realmente. Sabía que una encuesta era la mejor manera de averiguar lo que necesitaba realmente su división para mejorar las cosas. Estaba determinado en averiguar lo que la gente pensaba.

¿Qué voy a hacer con la información una vez que la tenga?

George sabía la respuesta a esta pregunta. Su propuesta de realizar una encuesta de satisfacción del cliente no era simplemente hablar por hablar. George estaba dedicado a la idea de mejorar realmente las cosas para la gente de su ciudad.  La meta principal de su encuesta era averiguar qué era lo que su división necesitaba mejorar. Después de averiguarlo, tenía la intención de trabajar para lograrlo.

¿Cómo recolecto información de las opiniones?

Después de pensar detenidamente y hablar con sus jefes, George decidió que enviar la encuesta por correo era el mejor camino a seguir. Pensó que tendría mejor oportunidad para obtener una muestra representativa de los ciudadanos si las encuestas se enviaban a todos en 7 idiomas.

Sabía que la respuesta sería anónima, que era un punto importante para muchos refugiados que vivían en la ciudad y que venían de países en los cuales el dar sus opiniones a  los funcionarios de gobierno no era una buena idea.

También, el personal y el presupuesto de George era pequeño y sólo contaba con algunos voluntarios que trabajaban con él. Ellos podrían enviar todas las encuestas por correo con solo un pequeño esfuerzo.

También otro beneficio de enviar los cuestionarios por correo era que las preguntas cerradas podrían ser analizadas de forma estadística con muy poco esfuerzo.

¿Cuáles son los obstáculos que sen puede encontrar en el camino? Y ¿cómo superarlos?

La mayor preocupación de George aparte de obtener la aprobación de su jefe para realizar la encuesta era la fecha de respuesta. Había hablado con un funcionario de gobierno de otra ciudad que había hecho la encuesta ciudadana y solo habían recibido un 12% de encuestas contestadas. También, el oficial de gobierno estaba feliz y muy orgulloso de eso.

George esperaba que una muestra representativa le regresara su encuesta pero lo más importante era que esperaba obtener alguna buena información sobre las cosas buenas que su división estaba haciendo y un sentimiento por lo que necesitaba mejora.

Ejemplo 2: Reporte de una encuesta de opinión

Esta es una muestra del reporte de una encuesta de opinión que se tomó de varias encuestas de opinión pública sobre la legislación para la seguridad de los pasajeros menores de edad.

Reporte de opinión ciudadana sobre la legislación de la seguridad de los menores de edad

El problema de la seguridad de los menores de edad que son pasajeros en automóviles ha ido en aumento en los últimos años. La acción anterior en este asunto ha sido débil, proporcionando solamente advertencias verbales y/o información sobre la seguridad de los menores pasajeros.

Una encuesta sobre las reacciones de los ciudadanos de Kansas sobre dispositivos de seguridad y la Ley sobre Seguridad para Menores Pasajeros se llevó a cabo por medio telefónico.

Los resultados indicaron que en general:

  • 73% de las personas que contestaron apoyaban la ley que requiere el uso apropiado de los dispositivos de seguridad para todos los pasajeros menores de 5 años.

Esto se puede desglosar en:

  • 25% estaba muy dispuesto a apoyar la ley propuesta
  • 48% estaba dispuesto a apoyar la ley propuesta
  • 12% estaba ya sea dispuesto o no dispuesto a apoyar la ley propuesta
  • 9% no estaba dispuesto a apoyar la ley propuesta
  • 4% no estaba nada dispuesto a apoyar la ley propuesta
  • 2% no sabía

Del 27% que se oponía a la legislación propuesta:

  • 68% sentía que ya existía demasiada interferencia del gobierno en sus vidas
  • 55% sentía que la ley no era práctica
  • 45% sentía que la ley agobiaba a las familias de bajos recursos y a aquellos con muchos niños
Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 25/03/2014 - 14:53

Herramienta 1: Encuesta de opinión

Aquí hay una encuesta general sobre problemas locales en una comunidad que usted puede usar cuando recolecte datos sobre opiniones.

Instrucciones: Por favor llene la siguiente encuesta y regrésela en el sobre adjunto con porte pagado. Todas las respuestas se mantendrán de manera confidencial y se usarán solamente para propósitos estadísticos.

1. De manera general ¿cuál piensa que es el problema más importante que encara nuestro estado actualmente?

( ) Economía (vaya al punto 2)
( ) Agricultura (vaya al punto 4)
( ) Medio ambiente (vaya al punto 4)
( ) No sé (vaya al punto 4)
( ) Otro, especifique _____________ (vaya al punto 4)

2. Si su respuesta para la pregunta anterior fue ECONOMÍA, entonces ¿qué parte de la economía piensa que es el problema más grande para nosotros ahora?

( ) Desempleo
( ) Tasas de interés
( ) Impuestos
( ) Déficit de presupuesto
( ) Inflación
( ) Otro, especifique______________
( ) No sé

3. En general ¿qué tan buen trabajo diría que la legislatura local está haciendo para resolver sus problemas económicos?

( ) Excelente
( ) Bueno
( ) Regular
( ) Pobre

4. ¿Qué opina sobre una exención tributaria para la matrícula escolar? Esta sería una ventaja tributaria para los padres que envían a sus hijos a escuelas privadas o parroquiales y que tienen que pagar matrículas.

( ) A favor (vaya al punto 5)
( ) En oposición (vaya al punto 6)
( ) No sé (vaya al punto 6)

5. ¿Estaría a favor de una exención tributaria para la matrícula aún si esto disminuye el dinero disponible para escuelas públicas?

( ) Sí
( ) No
( ) No sé

6. Algunas personas piensan que la política ambiental actual dificulta el crecimiento económico de la comunidad. Otras personas no piensan así. ¿Piensa que la política ambiental actual dificulta el crecimiento económico?

( ) Dificulta mucho el crecimiento
( ) Dificulta un poco el crecimiento
( ) No tiene efecto
( ) Ayuda un poco al crecimiento
( ) Ayuda mucho el crecimiento
( ) No sé

7. Un problema de preocupación actual es la nueva política de desecho de aguas residuales que está siendo considerada por la legislatura. ¿Qué tan preocupado se encuentra usted sobre este asunto?

( ) Muy preocupado
( ) Moderadamente preocupado
( ) Ligeramente preocupado
( ) No me preocupa
( ) No sé

8. Independientemente de la manera en que vote en las siguientes elecciones ¿se considera en general como Demócrata, Republicano o Independiente?

( ) Independiente (vaya al punto 9)
( ) Demócrata (vaya al punto 10)
( ) Republicano (vaya al punto 10)
( ) No sé (vaya al punto 10)

9. ¿Generalmente usted se considera apegado al partido Demócrata o Republicano?

( ) Demócrata
( ) Republicano
( ) Ninguno
( ) Todavía no sé

10. Cuando se trata de recibir información sobre los eventos locales de la actualidad ¿en qué fuente de información confía más? (Escoja solamente UNA opción)

( ) Televisión
( ) Periódico
( ) Radio
( ) Otro, especifique ______________________

11. ¿Cuál es el nivel más alto de educación que usted alcanzó?

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 +

12. ¿En qué año nació usted? _______________________

13. ¿Cuál es su ingreso anual reportado, antes de impuestos?

( ) Abajo de $25,000
( ) Entre $25,000 y $40,000
( ) Por arriba de $40,000

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:45

___Usted sabe lo que significa recolectar datos.

___Usted sabe por qué quiere saber lo que piensa la gente.

___Usted sabe qué tipo de información está buscando.

___Usted sabe las opiniones de las personas que está tratando de evaluar.

___Usted sabe lo que va a hacer con la información, una vez que la obtenga.

___Usted sabe cómo recolectar datos acerca de las opiniones.

___Usted sabe que podría encontrarse con algunos obstáculos, y sabe cómo superarlos.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:00

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۴. جستاری در باب مخالفت
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 11:58
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 12:07

بررسی مخالفان به چه معناست؟

بیشتر پویش‌های ذی‌نفوذی با مخالفت روبه‌رو می‌شوند و بخشی از فرآیند برنامه‌ریزی به این اختصاص می‌یابد که مخالفت‌های خاصی را که با فعالیت شما صورت می‌گیرد بشناسید و نوع مقاومت احتمالی مخالفان خود را تشخیص دهید. این بخش از جعبه‌ ابزار به شما کمک‌ می‌کند که مخالفان خود را به شکل جامع‌تری بشناسید و از دانش خود در این مورد به خوبی بهره بگیرید.

البته چنین نیست که هر موضوع مربوط به باهمستان مخالفانی داشته باشد. برای نمونه اگر بخواهید برای کسانی که تازه صاحب فرزند شده‌اند کلاس نگهداری از کودک برگزار کنید، یا بخواهید کاری کنید که کتابخانه محله روزهای شنبه باز باشد و یا بخواهید که جلسات شورای شهر از تلویزیون کابلی پخش شود، احتمالا هیچ‌کس با شما مخالفت نخواهد کرد. اما اگر موافق یا مخالفت موضوعی در ارتباط با دبستان و نظام آموزشی باشید و یا اگر درباره یک موضوع بحث‌انگیز روز مربوط به محله‌تان موضع‌گیری کنید، کم‌وبیش به طور حتم با مخالفت عده‌ای روبه‌رو خواهید شد. این افراد شاید همان اندازه قدرت داشته باشند که شما دارید. در این صورت، هر چقدر درباره مخالفان خود اطلاعات بیشتری داشته باشید بهتر می‌توانید راهبردها و راهکنش‌های مناسب را برای گروه خود در نظر بگیرید.

اگر پویشی تام و تمام را مدیریت می‌کنید که در قالب پویش ذی‌نفوذی تعریف می‌شود، وجود یک مخالف شاید بخشی از کار باشد. شما می‌کوشید که یک نهاد یا موسسه بزرگتر را به انجام کاری وادارید که چه بسا تمایلی به انجامش نداشته باشد. بنابراین، آن نهاد (و هوادارانش) با شما مخالفان شما خواهند بود.

مخالفان شما چه کسانی هستند؟

در بسیاری موارد هویت مخالفان شما به خوبی روشن است. در واقع شما اساسا پویش خود را به دلیل وجود همین مخالفان آغاز کردید. در موارد دیگر، ممکن متوجه بشوید بعضی نهادها یا گروه‌هایی که در نگاه اول به نظر می‌رسد که از مخالفان شما باشند، اصولا یا مخالفتی با شما ندارند و یا به آسانی می‌توان عقیده‌شان را تغییر داد. یادآوری این نکته مهم است که در مورد بسیاری از مسائل، نگرش‌ها و دیدگاه‌ها در طیفی گسترده با درجات گوناگون جای می‌گیرند به این معنا که میزان موافقت‌ها و مخالفت‌ها یکسان نیست. پس سودمند است اگر کلیت طیف افکارعمومی باهمستان را در نظر بگیریم و از چندوچون آن آگاه باشیم.

اما فرض کنیم که شما یک مخالف کاملا مشخص دارید و حال می‌خواهیم ببینیم که تحقیقی مختصر در این مورد چه مزایایی دارد.

از بررسی مخالفان چه سودی به دست می‌آورید؟

با بررسی مخالفان خود از این مزایا بهره‌مند می‌شوید:

  • با این کار دانش شما درباره موضع مخالفان در زمینه موضوعی که دنبال می‌کنید به‌روز می‌شود.
  • خواهید فهمید که مخالفان چرا چنین مواضعی دارند – پی می‌برید که مرد یا زن مخالف یا مخالفان شما با اتخاذ چنین موضعی چه بدست می‌آورند.
  • از راهبردها و راهکنش‌هایی که آن‌ها در گذشته به کار برده‌اند آگاه خواهید شد و زمانی که بخواهید راهبردها و راهکنش‌های خود را طرح‌ریزی کنید، این آگاهی برایتان سودمند خواهد بود.
  • از ضعف‌های مخالفان آگاه می‌شوید و نکته شاید مهم‌تر این باشد که به آسیب‌پذیری‌های خودتان در برابر آن‌ها پی می‌برید.
  • این کار شما را ناگزیر می‌کند که استدلال‌ها، پیام و راهبرد خود را هر چه بهتر کنید تا در موضعی هرچه قوی‌تر قرار بگیرید.
  • این بررسی به شما کمک می‌کند که موضع اخلاقی برتر را – اگر باشد – بشناسید. ممکن است که هر یک از دو طرف، بر این باور باشد که آنچه انجام می‌دهد برای همگان سودمندترین است و خود را در جایگاه اخلاقی برتر ببیند.

چگونه از این آگاهی استفاده کنید؟

چند فایده آنی:

  • می‌توانید مشکلات احتمالی را در همان مراحل نخست بشناسید و پیش از آن که به معضلات بزرگتری تبدیل شوند، آن‌ها را برطرف کنید. برای مثال مصرف مواد مخدر را در نظر بگیریم. این موضوع ممکن است نخست به صورت مشکلی ناچیز در میان چند دوست بروز کند. اما بر اثر نبود آموزش و تاثیرپذیری همسالان از هم به مشکل بزرگتر اعتیاد به مواد مخدر تبدیل شود.
  • شاید پی ببرید که شما و فردی که مخالف شماست اشتراک‌نظرهایی دارید که می‌توان از آن به عنوان شالوده‌ای برای گفت‌وگو استفاده کرد. از کجا معلوم، شاید شما و طرف مخالف‌تان بتوانید برای رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر همکاری کنید.
  • می‌توانید از دانشی که درباره افکار و احساسات طرف مخالف خود دارید برای پاسخگویی موثرتر به ادعای او استفاده کنید و راهبردها و راه‌کنش‌های بهتری را به کار بگیرید.

چه زمانی باید درباره مخالفان خود مطالعه و تحقیق کنید؟

اگر پویش ذی‌نفوذی که شما و گروه‌تان طراحی و اجرا می‌کنید زودگذر و مقطعی است و قصد ندارید که موضوع را فراتر از آن دنبال کنید شاید نیازی به مطالعه درباره مخالفان نباشد، در غیر این صورت کم‌وبیش لازم است که در اوایل راه‌اندازی پویش چنین بررسی را به عمل آورید. اساسا برای راهبردی که در پیش می‌گیرد باید از موارد زیر آگاه باشید:

  • چرا مخالفان این موضع را دارند؟
  • گزینه‌های واقع‌گرایانه دیگر چیست؟
  • احتمال این که مخالفان حاضر به مذاکره شوند چقدر است؟

و پرسش‌هایی از این دست.

به یاد داشته باشید: مطالعه و بررسی مخالفان یک فرآیند مستمر است و نباید به  یک بار محدود شود. با گذشت زمان، احتمالا هم مخالفان شما عوض می‌شوند و هم ماهیت مخالفت آن‌ها شاید تغییر کند. به همین دلیل واکنش شما هم باید به تناسب تغییر کند.

چگونه باید در مورد مخالفان تحقیق و بررسی کرد؟

اگر منابع و امکانات لازم را داشته باشید، یک بررسی جامع بسیار ارزشمند خواهد بود. اما آن طور که در زیر می‌بینیم حتی یک بررسی غیررسمی هم مفید است.

روش‌های غیررسمی ​

یک توصیه کلی و مفید این است که چشم و گوش‌تان همواره باز باشد. نخست ببینید که مخالفان شما در گذشته چه فعالیت‌ها و پویش‌هایی داشته‌اند. نشریات درون‌سازمانی و گزارش‌های سالانه آن‌ها را بخوانید. با سازمان‌هایی که در گذشته با مخالفان شما سروکار داشته‌اند صحبت کنید. روزنامه‌های محلی را مرتب بخوانید. از اعضای باهمستان که به مخالفان شما نزدیک هستند یا در گذشته بوده‌اند پرس‌وجو کنید – احتمال دارد که بدانند مخالفان شما چه طرح و برنامه‌ای در سر دارند.

اگر مخالفان اصلی شما یک فرد یا افراد هستند، بکوشید این اطلاعات را درباره آن‌ها به دست آورید:

  • کجا کار می‌کنند؟
  • کجا زندگی می‌کنند؟
  • عضو کدام باشگاه‌ یا انجمن‌ هستند؟
  • در کدام هیات‌مدیره‌ عضویت دارند؟
  • فعالیت‌های بانکی خود را در کجا انجام می‌دهند؟
  • برای مشاوره حقوقی، سیاسی و مشاوره‌های دیگر به چه کسی و کجا مراجعه می‌کنند؟

اگر مخالفان اصلی شما نهادها، شرکت‌ها یا سازمان‌ها هستند، بکوشید به موارد زیر پی ببرید:

  • مخالفان شما در گذشته چه کرده‌اند؟
  • راه‌کنش‌های مطلوب آن‌ها کدامند؟
  • منابع و امکانات آن‌ها چیست؟
  • چه نقاط قوت یا نقاط ضعفی دارند؟
  • تصمیم‌گیرنده‌های اصلی آن‌ها چه کسانی هستند؟
  • دلیل مخالفت آن‌ها با شما چیست؟
  • چه قدرتی در اختیار دارند؟
  • آن‌ها با کدام سازمان‌ و بخش‌های دیگر باهمستان رابطه محکم دارند؟ هم‌پیمانان فعال آن‌ها چه کسانی هستند؟ بر چه کسانی نفوذ دارند؟

اگر نمی‌توانید پاسخ این پرسش‌ها را با یک پرس‌وجوی غیررسمی و مرور کتابچه‌های راهنما به دست آورید، شاید بهتر باشد که از یک روش تحقیق رسمی استفاده کنید.

روش‌های رسمی: بررسی راهکنشی​

بررسی راهکنشی از روش‌هایی که در بالا توضیح داده شد پیچیده‌تر است و بیشتر زمان می‌برد. این روش برای موارد پیش‌پاافتاده کاربرد ندارد. بلکه برای موقعیت‌هایی مناسب است که با مخالفان قدرتمندی سروکار دارید که منافع‌شان ایجاب می‌کند مواضعی برخلاف مواضع شما داشته باشند، و هم می‌خواهند و هم می‌توانند که با قدرت تمام علیه ریشه‌ای‌ترین باورهای شما اقدام کنند.

اکنون با چهار اقدام برای سرسختی نشان دادن در برابر این مخالفان آشنا می‌شوید:

برای تحقیق و بررسی برنامه تدوین کنید

برای به اجرا درآوردن بررسی راهکنشی نیازی نیست که در این کار تخصص داشته باشید. اما باید برنامه‌ای داشته باشید و بر اساس آن بدانید که مشخصا چه چیز را جست‌وجو کنید. برنامه بررسی شما باید برای این پرسش‌ها پاسخ داشته باشد:

  • می‌خواهید چه چیزی به دست بیاورید؟
  • به دنبال چه اطلاعاتی هستید؟
  • در کجا می‌توانید این اطلاعات را بیابید؟
  • جدول زمانی برای هر یک از مراحل بررسی چیست؟

پس از دانستن پاسخ این پرسش‌‌ها باید به دنبال اطلاعات باشید و این خود کار دشواری است، اما می‌دانید که باید از کجا شروع کنید.

برگه گزارش زیر که با ذکر یک نمونه همراه است شاید برایتان مفید باشد.

برای این که

به چه نیاز داریم:

اطلاعات را در کجا بیابیم؟

چه وقت؟

رییس کمیسیون دولتی محیط زیست را بی‌اعتبار کنیم

مدرکی که نشان دهد او دروغ گفته است، از بودجه خوب استفاده نکرده است، مقررات را اجرا نکرده یا گزارش‌های غیردقیق منتشر کرده است.

  • روزنامه‌ها
  • کارمندان ناراضی پیشین

تا ماه اوت

 

گرد‌آوری اطلاعات​​

وقتی برنامه بررسی‌تان کامل شد، شما و گروه‌تان برای گردآوری اطلاعات و مدارک آماده‌اید. شاید این کار دشوار به نظر برسد، اما به یاد داشته باشید: احتمال دارد که یک نفر، در جایی، همین حالا هم تمام اطلاعاتی را که باید بدانید یافته است و در اختیار دارد. فقط باید جای اطلاعات را پیدا کنید.

راهنمایی‌های زیر روند گردآوری اطلاعات را برای شما آسان‌تر می‌کند:  

دوستان مفید پیدا کنید

ممکن است در میان مقامات دولتی یارانی پیدا کنید که به موضوع شما علاقه‌مند باشند. اگرچه کارکردن با دستگاه اداری ممکن است نومیدکننده باشد، بسیار محتمل است که بعضی از مقام‌های دولتی به ‌تنهایی و بیرون از چارچوب این دستگاه‌ها مصمم به حل‌وفصل  مشکلات پیش‌روی باهمستان باشند. چنین افرادی می‌توانند برای سازمان شما بسیار موثر و راهگشا باشند.

قوانین آزادی اطلاعات، اسناد دولتی و نظایر آن

قوانین امکان دستیابی به پاره‌ای از اطلاعات را میسر می‌کنند. شما حق دارید که این اطلاعات را در اختیار داشته باشید، اما باید به طور مشخص بدانید که چه می‌خواهید و برای درخواست آن چگونه اقدام کنید. اگر به کمک نیاز دارید، شاید برای شروع بد نباشد که از کارمندان و کارکنان ادارات دولتی محله خود کمک بخواهید.

منابع اطلاعاتی چاپ شده

بسته به این که موضوع کار شما چیست و مخالفان شما چه کسانی باشند، احتمالا می‌توانید از این منابع گوناگون و نظایر آن‌ها اطلاعات مفیدی به دست آورید: نشریات مربوط‌ به کسب‌وکار، دفترهای راهنما، کتابخانه ملی، سایت‌های مراکز دولتی، پژوهش‌ها، گزارش‌های سالانه، روزنامه‌ها، بایگانی‌ها و نظایر آن.

نشریات مربوط به کسب‌وکار و بازرگانی

بریده‌های روزنامه‌ها

همانند مخالفان خود فکر کنید

وقتی در روند بررسی راهکنشی، اطلاعات لازم را جمع‌آوری کردید، می‌توانید خود را در جایگاه مخالفان‌ قرار دهید و مانند آن‌ها فکر کنید. در موقعیت کنونی آن‌ها چه می‌کنند؟ به راهنکش‌های شما احتمالا چه واکنشی نشان خواهند داد؟ در این مرحله، آن قدر درباره پیشینه، عادات و علائق مخالفان‌ خود می‌دانید که بتوانید بسیار سنجیده گمانه‌زنی کنید و این مسئله در برنامه‌ریزی و اجرای پویش شما بی‌اندازه موثر و مفید خواهد بود.

برای مثال، در کتاب سازماندهی، سی‌کان، نویسنده کتاب، آورده است: «رهبران سازمان ما چند ساعتی خود را در جای اعضای شورای بنگاه‌داران املاک شهر فرض کردند. به جای این که راجع به چگونه قدرتمند کردن مردم صحبت شود، درباره این صحبت کردیم که چگونه می‌توان سازمان‌های باهمستان را که مخالف ما هستند از میان ببریم و چه کنیم که شورای شهر خط‌ مشی ما را در پیش بگیرد. ما ضمن کار با این گروه، فرآیند تدوین راهکار را – برای طرف مقابل – به بهترین شکل برگزار می‌کنیم. زمانی که شروع می‌کنید مانند طرف مقابل‌تان فکر کنید، به هر دلیل این طور به نظر می‌رسد که پیش‌بینی قدم بعدی آن طرف کار بسیار آسانی باشد. وقتی وانمود می‌کنیم که طرف مقابل خود هستیم، تا حدی می‌توانیم مثل آن‌ها فکر کنیم، می‌توانیم موضوع را از زاویه دید آن‌ها ببینیم و درنتیجه می‌توانیم خود را همان طور ببینیم که آن‌ها می‌بینند. بعد می‌توانیم از زوایه دید آن‌ها نقاط قوت و ضعف خود را بسنجیم.»

از نمونه فوق می‌توان دریافت که همانند مخالفان خود اندیشیدن به چه معناست. کافی نیست که فقط خود را به جای مخالفان‌ بگذارید. بلکه باید فکر کنید: «اگر من در آن موقعیت بودم چه می‌کردم؟» اگر شما در آن موقعیت بودید، کاری متفاوت از اقدام مخالفان‌ خود انجام می‌دادید؛ به همین دلیل است که شما در جای خودتان هستید و نه جای آن‌ها. برای این که بتوانید مثل مخالفان خود بیاندیشید، باید کاری کنید که آن‌ها را بهتر درک کنید و بتوانید پیش‌بینی کنید که آن‌ها در عمل چه خواهند کرد، نه این که اگر شما به جای آن‌ها بودید چه می‌کردید.

از اطلاعات استفاده کنید

آخرین گام در فرآیند بررسی این است که اطلاعات جمع‌آوری شده را در راه آرمان خود به کار ببرید. می‌خواهید از نتیجه‌بخش بودن کوشش‌های خود مطمئن شوید. اما چگونه؟

چند احتمال:

  • اکنون می‌توانید فعالیت‌های ذی‌نفوذی خود را طوری تنظیم کنید که بیشترین اثربخشی را داشته باشند. از علائق مخالفان خود آگاهید، پس اگر بخواهید می‌توانید به این علائق توجه کنید. در عین حال، نقطه‌ضعف‌های آن‌ها را نیز می‌شناسید و اگر بخواهید می‌توانید به آن‌ها ضربه بزنید.
  • می‌توانید ضعف‌های مخالفان خود را به آگاهی همگان برسانید. گاهی صرف تهدید به رسانه‌ای کردن موضوعی کافی است تا مخالفان شما عقب‌نشینی کنند. اگر چنین نشد، می‌توانید از طریق رسانه‌ها به آگاهی مخاطبان آن‌ها برسانید که مخالفان برخلاف گفته‌های خود عمل کرده‌اند، یا به قولی که داده‌اند پایبند نبوده‌اند و عمل نکرده‌اند و یا به اشکال دیگر برخلاف موازین اخلاقی رفتار کرده‌اند. در اغلب موارد، رسانه‌ها سخت مشتاقند که در مورد اطلاعاتی که یافته‌اید خبررسانی کنند.
  • در بعضی موارد، مخالفان شما شاید قانون را زیرپا گذاشته باشند. چنین مواردی نادر است. اما اگر پیش آمده باشد و این گروه شما بوده است که به این پنهانکاری پی برده است، هم حق دارید و هم وظیفه دارید که مراتب را به مسئولان اطلاع دهید و خواستار اقدام قانونی مناسب شوید.

تا کجا باید پیش رفت؟

در واقع دو نوع مخالفت وجود دارد که ممکن است شما با آن‌ها، یا با شکل‌هایی از آن‌ها، روبه‌رو شوید. نخستین نوع مخالفت از جانب آدم‌های خوب و نیک‌سرشتی عنوان می‌شود که با شما در مورد آنچه به صلاح و مصلحت باهمستان است هم‌نگر نیستند و دلیل مخالفت‌ آن‌ها چیزی جز این نیست. احتمال دارد که این افراد، دست‌کم به باور شما، در اشتباه باشند. اما آنچه مسلم می‌نماید این است که به دنبال منفعت خود نیستند و قصد ندارند که نیازهای دیگران را نادیده بگیرند. بلکه صرفا بر این باورند که آنچه شما برایش کارزار به راه انداخته‌اید سودبخش نیست و برای باهمستان حتی بسیار زیانبار است.

اگر با این افراد سروکار دارید شاید بهتر باشد که هنگام انتخاب راهکنش، آن قاعده طلایی را به کار ببرید: از هیچ روش غیراخلاقی و ظالمانه‌ای استفاده نکنید، حتی اگر طرف مقابل همین شیوه‌ها را علیه شما به کار برده باشد. اگر نمی‌خواهید کسی در گروه شما خبرچین بگمارد، شما هم به گروه‌های دیگر خبرچین نفرستید. اما بکوشید که دیدگاه آن‌ها را تغییردهید. آن‌ها هم دغدغه همان چیزهایی را دارند که شما نگرانشان هستید، پس باید که دوست و یاور یکدیگر باشید. اگر بتوانید با استدلال منطقی، شواهد کافی و به ویژه با آمار و ارقام آن‌ها را متقاعد کنید که می‌توان با ایده‌ها و اندیشه‌های شما به هدف دست یافت آن‌ها هم جبهه شما می‌پیوندند.

دومین نوع مخالفت از سوی افراد، سازمان‌ها، شرکت‌ها یا موسساتی است که به نیازهای دیگران بی‌اعتنا هستند و فقط به فکر سود خویش یا حفظ قدرت خویشند. این‌ها برای آن که سودی به دست آورند یا قدرت خود را از دست ندهند حاضرند آب آشامیدنی مردم را آلوده کنند، انتخابات را دستکاری کنند و محموله‌های خوراک که برای نیاز فوری گرسنگان ارسال می‌شود را برای خود بردارند. وقتی با این نوع مخالفان سروکار دارید، باید قاعده کار را عوض کنید چون با خطر بزرگتری روبه‌رو هستید. ممکن است که باهمستان، یا سرزمین‌ شما، در معرض خطری واقعی باشد و شما و هم‌‌پیمانان شما یگانه کسانی باشید که می‌توانید در برابر تهدید از آن محافظت کنید. اگر مخالفان آماده‌اند که برای رسیدن به خواسته‌شان دست به هر کاری بزنند، شاید لازم باشد که شما هم راهکنش‌هایی اتخاذ کنید که کاربرد آن‌ها در شرایط دیگری و جز برای جلوگیری از وقوع یک فاجعه، غیراخلاقی محسوب شود (ناگفته نماند که بعضی از فیلسوفان اخلاق‌گرا شاید همین توجیه را نیز بجا ندانند و نپذیرند).

خلاصه​

اگر پویشی ذی‌نفوذی را اداره می‌کنید، و به ویژه اگر طرف مخالف شما سازمانی بزرگ است یا نفوذ و قدرت فراوان دارد، باید هر کاری که می‌توانید انجام بدهید. با کمی تحقیق می‌توانید در مورد مخالفان خود به اطلاعاتی پی ببرید که بر قدرت شما در رویارویی با آن‌ها می‌افزاید، به شما امکان می‌دهد که از نقطه‌ضعف‌های آن‌ها بهره‌برداری کنید، موضع آن‌ها را خوب درک کنید و حتی شاید بتوانید با آن‌ها چانه‌زنی کنید. نتیجه نهایی این کار برای شما پویشی دقیق‌تر و سنجیده‌تر خواهد بود.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:51

Ejemplo 1: Hoja de Trabajo para Investigación

Con el próposito de... Necesitamos ¿Dónde buscar? ¿Cuándo?
Desmentir las acusaciones de del ingeniero municipal sobre presupuestos excesivos de construcciones
  • Pruebas escritas de las transacciones (recibos, facturas)
  • Testigos
  • Archivos Municipales
  • Registros de Constructores
A fines del año fiscal
Probar que el banco está ocultando información sobre a quiénes les otorgó préstamos
  • Pruebas documentadas de préstamos
  • Archivos gubernamentales
Fin de Mes
Revelar que el candidato a alcalde ha sido demandado por no pagar los impuestos territoriales (de terreno)
  • Copia de la demanda judicial
  • Testigos
  • La persona que demandó al candidato
  • Registro de la Corte
  • Guía telefónica
La próxima semana
Probar que el diputado estatal está utilizando fondos públicos para uso privado
  • Encontrar registros de sus fuentes de ingresos
  • Recibos de las compras del diputado
  • Archivos gubernamentales
  • Buscar registros corporativos
Antes de las elecciones

 

Herramientas
مجهول (not verified) Tue, 21/05/2013 - 16:41

Herramienta 1: Hoja de Trabajo para Investigación

Con el próposito de... Necesitamos ¿Dónde buscar? ¿Cuándo?

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Tue, 15/01/2013 - 16:48

Estudiar a tu oponente:

___Te da una noción actualizada sobre la postura de tu oponente frente al tema.

___Te indica por qué tu oponente adopta sus posturas.

___Te indica qué estrategias y tácticas ha utilizado tu oponente en el pasado.

Tener conocimientos sobre tus oponentes es útil para:

___Identificar problemas potenciales con anticipación y resolverlos antes de que se transformen en        problemas mayores.

___Ayudarte a encontrar maneras de negociar.

___Ayudarte a desarrollar estrategias y tácticas exitosas.

En cuanto al momento oportuno para la investigación:

___El estudio de tu oponente debiera ser un proceso continuo.

___La postura de tu oponente puede cambiar con el tiempo; tu respuesta necesitará cambiar también.

El estudio puede ser formal o informal. Los métodos informales incluyen:

___Mantener tus oídos y ojos abiertos.

___Examinar las campañas y actividades previas de tu oponente.

___Lectura de sus publicaciones internas  e informes anuales.

___Conversar con organizaciones e individuos que han tratado con tus oponentes en el pasado.

El estudio de individuos puede incluir:

___Descubrir dónde viven y trabajan.

___Descubrir cómo y dónde conducen sus transacciones financieras.

___Identificar sus asesores.

El estudio de agencias, compañías u organizaciones puede incluir:

___Averiguar sus antecedentes pasados y tácticas.

___Averiguar sobre sus recursos, fortalezas y debilidades.

___Identificar los principales responsables de toma de decisiones.

___Averiguar cuánto poder tienen y por qué se están oponiendo.

Una investigación táctica formal puede ser necesaria si:

___Tu oponente es poderoso.

___Tu oponente pudiera estar dispuesto a actuar con fuerza.

Una investigación formal puede incluir los siguientes pasos:

___Desarrollar un plan de investigación.

___Recopilar información (datos).

___Pensar como tu oponente.

___Utilizar la información.

La información se puede recopilar:

___A través de informantes interesados en el tema.

___A través de leyes de “libertad de información”.

___A través de fuentes de información publicadas.

Dentro de las fuentes de información publicadas están:

__Publicaciones de comercio y negocios.

___Archivos de recortes.

___Trabajos de referencias.

___Archivos gubernamentales sobre negocios.

___Archivos de votaciones.

___Registros de la Corte.

Recopilar información acerca de tu oponente puede involucrar algunas tácticas éticamente discutibles. Los grupos deben sopesar los beneficios de estas tácticas contra:

___Su propia intuición con respecto a lo que es éticamente permisible.

___El riesgo de ser atrapados.

___El riesgo de que tú oponente también adopte tácticas agresivas.

Pensar como el oponente ayudará a un grupo a:

___Predecir qué hará luego el oponente.

___Predecir cómo reaccionará el oponente frente a tácticas específicas.

El estudio de un oponente puede ayudar a grupos de abogacía a:

___Planificar acciones que serán más efectivas.

___Hacer públicas las debilidades del oponente.

___Quizás actuar como acusón y buscar compensación legal.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:05

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۶. نشان دادن مزیت یا آسیب اقتصادی
Mehrnoosh Wed, 07/10/2019 - 12:58
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 07/10/2019 - 13:05

دبیرستان پارسونز ساختمانی قدیمی بود و همه این موضوع را قبول داشتند. این دبیرستان را سال ۱۹۲۸ ساخته و آخرین بار سال ۱۹۶۴ نوسازی کرده بودند. شبکه برق و تلفن مدرسه برای اتصال رایانه مناسب نبود، آزمایشگاه‌های مدرسه خیلی قدیمی بودند، و دستگاه‌های گرمایشی هم هر زمستان دست کم یک بار از کار می‌افتادند. چندین جای سقف مدرسه زیر باران چکه می‌کرد و دیگر معلوم نبود کجای سقف را باید قیرگونی کرد. باشگاه و غذاخوری مدرسه هم خیلی کوچک بود و تالار سخنرانی هم که اصلا در کار نبود. 

به نظر بسیاری از ساکنان باهمستان، وقتش رسیده بود که مدرسه جدیدی بسازند، اما خیلی‌ها هم نگران هزینه ساخت مدرسه جدید بودند. به‌ویژه، ساکنان سالمند باهمستان که اکثرا بازنشسته بودند و بچه مدرسه‌ای نداشتند، نگران تاثیر ساخت مدرسه جدید بر درآمد خود بودند. خانواده‌های کارمند هم تردید داشتند: می‌خواستند بدانند ساخت مدرسه جدید چه تاثیری بر نرخ مالیات خواهد داشت. این چند گروه طرف‌دار تعمیرات ساختمان قدیمی بودند. مردم باهمستان به جای همبستگی در پشتیبانی از ساخت مدرسه جدید، در این موضوع دچار چنددستگی شده بودند. 

گروهی از شهروندانِ طرف‌دار ساخت مدرسه جدید تصمیم گرفتند در این باره تحقیق کنند. نتایج این تحقیق نشان می‌داد دولت منابعی مالی را برای ساخت مدارس کنار گذاشته و علاوه بر تقبل ۸۰ درصد هزینه و تامین امکانات طراحی، برای خرید مصالح ساختمانی از مجموعه‌های دولتی هم تخفیف می‌دهد. در نتیجه هزینه ساخت مدرسه جدید خیلی کم‌تر از تعمیرات مدرسه قدیمی می‌شد. افزایش مالیات برای ساخت مدرسه ناچیز بود و سهم هر خانوار از این مالیات اندکی بیشتر از ۵۰ دلار در سال می‌شد. 

به علاوه، بازدیدهای گروه و بررسی آمارهای سرشماری دولتی نشان می‌داد باهمستان‌های مشابهی هم که در ده سال گذشته دبیرستان‌های جدید ساخته بودند، در نتیجه این کار به رشد چشم‌گیر اقتصادی رسیده بودند. کسب‌وکارها برای کار در باهمستان‌های دارای مدارس جدید تمایل بیش‌تری داشتند: توجه به امر آموزش نشان‌دهنده تعهد به خانواده و عامل جذب مدیران کسب‌وکارهایی بود که مشاغل پردرآمدی را با خود به شهر می‌آوردند. 

پس از آگاهی مردم باهمستان از افزایش ناچیز مالیات در نتیجه ساخت مدرسه جدید و احتمال ایجاد مشاغل جدید، بیش‌تر اعتراض‌ها رنگ باختند. طرح ساخت دبیرستان جدید پارسونز با رای بالایی تصویب شد. 

موفقیت در حمایت و ترویج‌گری به تشریح تغییرات از دیدگاه اقتصادی بستگی دارد. اگر بتوان به مردم نشان داد که تغییر پیشنهادی احتمالا مزایایی را برای مردم و باهمستان در پی دارد، احتمال حمایت مردم بیش‌تر می‌شود. به همین ترتیب، اگر بتوان به مردم نشان داد، تغییر یا مقاومت در مقابل تغییر مانعی در برابر آسیب اقتصادی است، مردم معمولا از موضع سازمان پشتیبانی خواهند کرد. در این بخش، اهمیت تشریح مزایا و آسیب‌های اقتصادی در کمپین‌های حمایت و ترویج‌گری و همچنین چگونگی انجام این کار را بررسی خواهیم کرد. 

مفهوم مزیت و آسیب اقتصادی 

پیامدهای اقتصادیِ یک وضعیت، اقدام، یا سیاست خاص عواملی هستند که بر سلامت اقتصادی سراسری باهمستان یا منطقه یا بر بخش تجاری آن یا بر هر دو تاثیر می‌گذارند. این دو حوزه ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما دقیقا یکی نیستند. حوزه اول به مسائل مالی و سایر مسائل اقتصادیِ موثر بر زندگی افراد و خانواده‌ها مربوط می‌شود و بر بهزیستی کلی باهمستان اثر دارد. حوزه دوم بیش‌تر به وضعیت مالی و گزینه‌های کسب‌وکار در باهمستان مربوط می‌شود. حوزه اول می‌تواند عمیقا بر حوزه دوم اثر بگذارد و برعکس. 

حمایت و ترویج‌گری گزینه‌های گسترده‌ای را در بر می‌گیرد، و از این رو ممکن است سازمان از شروع یا ادامه کار برنامه‌ای در حوزه سلامت یا خدمات انسانی، اقدامی حقوقی، صرف منابع مالی در زمینه‌های مشخص، اقدامات و سیاست‌های موثر بر محیط زیست، یا اقدامات یا تاسیس کسب‌وکار یا نهادی خاص حمایت کرده یا مخالف این اقدامات و سیاست‌ها باشد. 

مزیت یا آسیب اقتصادی در حوزه باهمستانی 

باهمستان هم مثل خانواده برای کار و زندگی به پول نیاز دارد. معمولا، باهمستان باید منابع مالی را برای مدارس و دیگر خدمات شهری مثل پلیس، آتش‌نشانی، تعمیرات خیابان‌ها، جمع‌آوری زباله، افزایش احتمالی خدمات بهداشتی و انسانی، و سامانه آب و فاضلاب تامین کند. به علاوه، باهمستان باید حقوق مدیران انتخابی و انتصابی را هم بپردازد. 

موضوع سلامت اینجا شامل توانایی بهره‌وری شهروندان در چند بعد و در نقش کارگر، شهروند، اعضای خانواده، و والدین است. شهروندان برای کاریابی و حفظ شغل مناسب جهت امرار معاش خود و خانواده، به مهارت‌ها و نگرش‌های ضروری نیاز دارند. شهروندان باید دانش، توانایی، و فرصت لازم را جهت نقش‌آفرینی در باهمستان با رای‌دهی هوشمندانه، کار داوطلبانه، اظهار نظر، و خدمت به جامعه در نقش مقامات انتخابی و انتصابی در اختیار داشته باشند و همچنین باید نسل بعدی را به گونه‌ای بار بیاورند که پس از تغییر نسل قادر به حفظ باهمستان باشد. پایه‌ریزی برای کمک به شهروندانِ نیازمند کسب بهره‌وری از طریق دوره‌های آموزش شغلی، سوادآموزی بزرگ‌سالان، برنامه‌های رهبری جوانان، برنامه‌های همیاری جوانان، و سایر خدمات بخشی مهم از مزایای اقتصادی باهمستانی است و در نهایت به شکوفایی هر چه بیش‌تر باهمستان منجر می‌شود. 

مبنای سنجش مزایای اقتصادی فقط پول نیست. مزیت اقتصادی برای خیلی‌ها یعنی ایجاد توازن بین ابعاد گوناگون لازم برای یک زندگی آبرومندانه. شاید خیلی‌ها برای رسیدن به اهدافی مثل رضایت شخصی، کاهش فشار روانی، هوا و آب پاک، فضای باز، جو دوستی و صمیمیت در باهمستان، فرصت‌های فرهنگی، و اهداف دیگر حاضر باشند از بخشی از پول یا ثروت مادی خود بگذرند. 

همه ما گاه باید تصمیم‌هایی اقتصادی بگیریم که عوامل مختلفی را در خود دارند. آیا باید سراغ شغلی بروم که بالاترین حقوق را دارد یا شغلی که در آن احساس خوشبختی می‌کنم؟ آیا اینقدر عاشق زندگی در روستا هستم که حاضر باشم هر روز مسیری طولانی را برای رسیدن به محل کارم طی کنم؟ آیا لذت بچه‌دار شدن به از دست دادن آزادی‌های زندگیِ بدون فرزند می‌ارزد؟ هر چند پول موضوع اصلی هیچ‌ یک از این تصمیم‌ها نیست، اما همه آن‌ها به نوعی تصمیمات اقتصادی هستند. 

برخی عوامل احتمالی دخیل در تعیین مزیت یا آسیب اقتصادی برای باهمستان: 

  • فرصت‌های شغلی: این عامل هم شامل فرصت‌های شغلی فعلی در باهمستان است و هم فرصت‌های شغلی بالقوه‌ای که در اثر برخی عوامل زیر پررنگ‌تر یا کم‌رنگ‌تر می‌شوند را در بر می‌گیرد
  • مسائل مربوط به سلامت و بهداشت
  • کیفیت زندگی 
  • فرصت‌های پیش روی فرزندان 
  • مخارج
  • جو شهری و شهروندی 

مزیت یا آسیب اقتصادی در حوزه تجاری 

شناسایی مزیت یا آسیب اقتصادی در بخش تجاری عموما کار نسبتا آسانی است. شرایط، اقدامات، و سیاست‌های کمکی یا حمایتی برای بخش کسب‌وکار که به سایر حوزه‌های بهزیستی باهمستان آسیب نمی‌زنند، مزیت تجاری به همراه دارند. شرایط، اقدامات، و سیاست‌های مانع ورود کسب‌وکارها به باهمستان یا مانع فعالیت مطلوب آن‌ها در باهمستان، احتمالا عامل آسیب تجاری هستند؛ البته باز هم با این فرض که چنین سیاست‌ها یا اقداماتی برای حفاظت یا بقای باهمستان ضروری نباشند. 

اینجا هم مثل بحث مزایا و آسیب باهمستانی، همه عوامل مستقیما به بحث مالی مربوط نمی‌شوند. بسیاری از عوامل مثل ساختار مالیاتی، تمایل یا بی‌میلی مردم باهمستان برای تخصیص یارانه به کارخانه‌ای جدید، یا مشوق‌های دیگر برای ورود کسب‌وکارهای جدید، خرید شهروندان از کسب‌وکارهای تحت مالکیت محلی یا کسب‌وکارهای دیگر، دسترسی محلی به منابع طبیعی و حمل و نقل، و مهارت‌های نیروی کار موجود از عواملی هستند که مستقیما به بحث مالی مربوط می‌شوند. همه این‌ها با سوددهی کسب‌وکار ارتباط مستقیم دارند. 

چرایی نیاز به تشریح مزیت یا آسیب اقتصادی 

مردم معمولا پیامدهای اقتصادی را راحت‌تر از عوامل دیگر می‌فهمند. شاید خیلی‌ها با بحث درباره انصاف یا عدالت اجتماعی موضعشان را تغییر ندهند، اما با دیدن مزایا یا معایب اقتصادی احتمالی قانع می‌شوند. همه دوست داریم مردم مباحث مرتبط با وجدان انسانی را بفهمند و به این دست استدلال‌ها واکنش نشان دهند، اما در عمل چنین نیست. 

مثلا، مسئولان قانون‌گذاری معمولا بیش‌تر مسائل را از دریچه مزایا یا آسیب‌های متوجه مردم حوزه خود یا از دیدگاه بخت انتخاب مجدد می‌بینند. این مسئولان همیشه با پرسش‌هایی درباره هزینه‌کرد مالیات دریافتی از مردم مواجه هستند، و در نتیجه فارغ از درستی یا نادرستی محل مصرف منابع مالی، توجه‌شان بیش‌تر به نتایج اقتصادی حاصل از مصرف این منابع است. این افراد گاه مدیون و حافظ منافع کسب‌وکارهایی هستند که بیش از هر چیز دغدغه سودآوری دارند. اکثر مسئولان قانون‌گذاری، در نبود دلایل اقتصادی برای انجام یا پرهیز از انجام کاری، علاقه‌ای به موضوع نشان نمی‌دهند. 

قدرت مباحث و دلایل اقتصادی به خاطر تاثیرگذاری آن‌ها بر همه افراد باهمستان است. عوامل اقتصادیِ موثر بر باهمستان بر همه افراد، از مالکان سازمان‌های کارفرمایی بزرگ شهر گرفته تا کارگران کم‌درآمد، تاثیر می‌گذارند. وقتی کسی به زبانی آشنا برای شنونده از اقتصاد حرف می‌زند، شنونده به شنیدن حرف‌هایش ترغیب می‌شود. 

دست آخر این که پیش‌تر هم گفتیم فهم استدلال‌های اقتصادی معمولا آسان است. حرف آخر در این گونه استدلال‌ها موضوعی ساده از جنس مقایسه هزینه‌ گزینه‌هایی است که معمولا مالی هستند اما گاه به منابع دیگر یا کیفیت زندگی مربوط می‌شوند. با روشن شدن این گزینه‌ها، مردم برای انتخاب بین دو گزینه به استفاده از مهارت‌های تحلیلی پیچیده نیازی نخواهند داشت. 

بنا به این دلایل، تشریح مزیت یا آسیب اقتصادی می‌تواند ابزاری بسیار موثر در حمایت و ترویج‌گری باشد. 

زمان نیاز به تشریح مزیت یا آسیب اقتصادی 

  • هنگام تلاش برای تصویب قوانین یا تغییر سیاست‌ها 
  • هنگام مخالفت با تغییر قوانین یا سیاست‌ها 
  • هنگام حمایت از اقدام یا سیاستی با مزایای مشخص اقتصادی 
  • هنگام مخالفت با اقدام یا سیاستی با معایب مشخص اقتصادی
  • هنگام رویارویی با مسائل بحث‌برانگیز در مسیر حمایت و ترویج‌گری 
  • هنگام آگاه‌سازی عمومی درباره اهمیت یک موضوع 
  • هنگام همکاری در روند برنامه‌ریزی باهمستان 

شیوه تشریح مزیت یا آسیب اقتصادی 

برای تشریح مزیت یا آسیب اقتصادیِ اقدام یا سیاستی مشخص و مجاب کردن گروهی خاص یا مردم باهمستان در این باره، سه گام پیش رو داریم. گام اول تحقیق برای اطمینان از دست‌یابی به اطلاعات لازم جهت اقناع مردم است. به هر حال، موضوع فصل پیش رو تحقیق در زمینه حمایت و ترویج‌گری است. گام بعد تحلیل دقیق آموخته‌ها و طرح بحث هوشمندانه درباره پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت اقدام یا سیاست مورد نظر در مسیرهای متفاوت است. و دست آخر می‌رسیم به قالب‌بندی دلایل و استدلال اقتصادی برای مخاطب اصلی این مباحث. 

نباید این نکته را فراموش کرد که حمایت و ترویج‌گری برای هر اقدام یا سیاست، یا به شکل فشار برای تغییر است یا به شکل مقاومت در برابر تغییر. بی‌عملی هم می‌تواند یک نوع اقدام یا سیاست باشد.

تحقیق و پژوهش 

برای رسیدن به همه اطلاعات لازم، گاه به انجام انواع گوناگون پژوهش‌ نیاز داریم. 

تعیین پیامدهای احتمالی کوتاه‌مدت و بلندمدت اقدامات یا سیاست‌های مورد نظر 

در این بخش فقط دنبال پیامدهای اقتصادی نباشید: فهم همه پیامدها باعث می‌شود فهم پیامدهای اقتصادی هم آسان‌تر شود. این پیامدها گاه به نتایج دیگری مربوط می‌شوند که در نگاه اول ظاهرا هیچ ربطی به اقتصاد ندارند. مثلا، رشد عزت نفس افراد حاضر در برنامه سوادآموزی می‌تواند بر توانایی این افراد در کاریابی و حفظ شغلشان در بلندمدت تاثیر چشم‌گیر داشته باشد. 

هیچ‌ کس نمی‌تواند پیامدهای اقدامات یا سیاست‌های فعلی را با قطعیت پیش‌بینی کند. بسیاری از سیاست‌های خیرخواهانه به نتایجی فاجعه‌بار انجامیده‌اند و دسته‌ای دیگر از سیاست‌ها که هدف اصلی‌شان رسیدگی به معضلی کوچک یا صرفا نفع‌رسانی به گروهی کوچک بوده، نتایج مثبت غیرمنتظره‌ای داشته‌اند. 

مثلا، برگزاری دوره‌های آموزش شغلی برای افرادِ تحت پوشش کمک‌های مالی دولت، روشی بدیهی در راستای کمک به این افراد جهت بی‌نیازی از کمک‌های دولت و ورود به حوزه کار و اشتغال به نظر می‌رسد. برگزاری این دوره‌ها فکر خوبی است، اما در چنین طرح‌هایی معمولا به این موضوع توجه نمی‌شود که این افراد برای موفقیت در دوره آموزشی، به مهارت‌های پایه نیاز دارند. در نبود مهارت‌های پایه، این افراد معمولا پیشرفتی نمی‌کنند، دوباره به کمک‌های مالی دولت روی می‌آورند، و حس می‌کنند صرفا به خاطر ضعف در یادگیری، در کاریابی به جایی نمی‌رسند. آموزش شغلی تنها در صورتی در کمک به این افراد برای کاریابی و کسب درآمد موثر است که مهارت‌های پایه را در نظر بگیریم و هر جا لازم است این مهارت‌ها را به آن‌ها آموزش دهیم. در صورت بی‌توجهی به مهارت‌های پایه، ممکن است پیامدهای ناخواسته این برنامه بیش از پیش این افراد را در باتلاق بی‌کاری فرو برد.

تحلیل پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت اقدامات یا سیاست‌های مورد نظر 

پس از ترسیم پیامدهای احتمالی سیاست‌ها یا اقدامات مورد حمایت یا مخالفت سازمان، لازم است با تحلیل این پیامدها ببینیم چه کسانی از این سیاست‌ها و اقدامات سود خواهند برد و چه کسانی و چگونه احتمالا متضرر خواهند شد. 

چند پرسش برای تحلیل پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت 

  • افق بلندمدت و کوتاه‌مدت در موضوع مورد نظر دقیقا چه معنایی دارد؟ 
  • چه کسانی در کوتاه‌مدت یا بلندمدت از اقدام یا سیاست مورد نظر به شکل اقتصادی یا اشکال دیگر بهره خواهند برد و آیا اصلا این اقدام یا سیاست برای کسی مفید است؟ 
  • چه کسانی در کوتاه‌مدت یا بلندمدت از اقدام یا سیاست مورد نظر به شکل اقتصادی یا اشکال دیگر متضرر خواهند شد و آیا اصلا این اقدام یا سیاست به کسی آسیب می‌رساند؟
  • آیا رسیدن به مزایای بلندمدت یا کوتاه‌مدت اقتصادی یا سایر مزایا به ضرر دیگران تمام می‌شود و برای آن‌ها هزینه دارد؟ به ضرر چه کسانی؟ این ضرر می‌تواند مادی باشد یا در حوزه‌های دیگر مثل بهداشت، خدمات، یا کیفیت زندگی نمود پیدا کند. 
  • نقطه توازن هزینه‌ها و مزایا کجا است و به نفع چه کسی است؟ 
  • چه کسانی در این موضوع مسئول تصمیم‌گیری هستند؟ این موضوع برای خود آن‌ها چه منفعتی دارد؟ این موضوع برای آن‌ها چه آسیب‌هایی دارد؟ 
  • مسئولان تصمیم‌گیری در این حوزه درباره منافع اشخاصِ متاثر از این اقدامات و سیاست‌ها چه می‌دانند و آیا به این موارد اهمیت می‌دهند؟ 
  • آثار احتمالی پیامدهای کوتاه‌مدت در بلندمدت چه خواهد بود؟ 

تعیین مخاطب هدف 

مخاطب هدف گاه کل باهمستان است و گاه چنین نیست. شاید لازم باشد فقط گروهی خاص مثلا قانون‌گذاران را قانع کنید. یا شاید بهتر باشد پیام خود را برای گروه‌های مختلف طراحی کرده و با هر گروه بر اساس دغدغه‌های همان گروه صحبت کنید. استدلال‌های اقتصادی، فارغ از قدرت اقناع‌شان، تنها در صورتی موثر خواهند بود که به گوش مخاطب هدف برسند. برای اطمینان از این موضوع، باید مخاطب هدف خود را انتخاب کنید. 

گروه‌های زیر می‌توانند تمام یا بخشی از مخاطب هدف را تشکیل می‌دهند: 

  • رهبران افکار عمومی، افراد تاثیرگذار بر دیگران، مثل روحانیون، رهبران باهمستان، کنش‌گران، سازمان‌های کارفرمایی بزرگ، یا شهروندان معمولی و معتمد مردم 
  • رهبران سیاسی 
  • مسئولان قانون‌گذاری 
  • جامعه کسب‌وکارها 
  • گروه‌های خاص قومی یا سایر گروه‌ها مثل اقلیت‌های زبانی یا خانواده‌های دارای فرزندان کم‌ سن‌وسال
  • مردم ساکن مناطق یا محله‌های خاص

قالب‌بندی پیام و پیام‌رسانی با لحاظ کردن مخاطب 

پس از تعیین دقیق مخاطب هدف، می‌توانید پیام خود را با در نظر گرفتن مخاطب قالب‌بندی کرده و به مخاطب برسانید. 

در این بخش باید به چند نکته ارتباطی توجه داشت. 

  • استفاده از زبان قابل فهم برای مخاطب 
  • توجه به حساسیت‌ها و تفاوت‌های فرهنگی 
  • استفاده از مجاری ارتباطی آشنا برای مخاطب هدف 
  • انتصاب اشخاص معتمد، محبوب، و همدل با مخاطب در سِمت سخنگو 
  • استفاده از پیام‌های خاص و به‌یاد‌ماندنی 
  • استفاده از موضوعات و درون‌مایه آشنا برای مخاطب جهت جلب توجه مخاطب و فهم‌پذیری بیش‌تر پیام 

با انجام این مراحل و تکرار پیام در هر فرصت، می‌توان از استدلال‌های اقتصادی به شکلی موثر در راستای اهداف حمایت و ترویج‌گری بهره گرفت. 

خلاصه 

بیش‌تر طرح‌ها در زمینه سیاست عمومی در دل اهداف اصلی یا ثانویه خود، پیامدهایی اقتصادی دارند. هدف طرح خواه افزایش اشتغال و جذب کسب‌وکارها باشد و خواه رفع مشکلاتی بهداشتی که با افزایش هزینه خدمات سلامت و کاهش زمان مفید کار، بر وضعیت اقتصادی شهروندان تاثیر می‌گذارند، به هر حال این طرح‌ها برای باهمستان، بخش تجاری، و یا برخی افراد و گروه‌ها پیامدهایی اقتصادی به دنبال خواهند داشت. 

موضوع اقتصاد همیشه پول نیست. مثلا، بهداشت و سلامت عمومی و کیفیت کلی زندگی در باهمستان نیز از مسائل اقتصادی هستند. این‌ها بخشی از اقتصاد باهمستان در سطحی گسترده‌تر هستند که بر میزان مطلوبیت زندگی در باهمستان تاثیر دارند. همچنین، این عوامل با جذب یا دفع کسب‌وکارهای جدید، ساکنان تحصیل‌کرده و ماهر، و میهمانانی که پولشان را در این ناحیه خرج می‌کنند، بر منابع مالی باهمستان هم اثر می‌گذارند. 

فارغ از اینکه پیامدهای اقتصادی صرفا مربوط به منافع تجاری باشند یا موثر بر کل باهمستان، فعالان حوزه حمایت و ترویج‌گری می‌توانند از استدلال‌های اقتصادی درباره مزیت یا آسیب ناشی از اقدام یا سیاستی خاص، بیش‌ترین بهره را ببرند. در بسیاری از بخش‌های جامعه، تاثیر بحث‌های اقتصادی بیش‌تر از بحث درباره عدالت یا نیاز است. به علاوه، اساسا فهم استدلال‌های اقتصادی آسان‌تر است: در بلندمدت، می‌توان درآمد کسب کرد، به نقطه سربه‌سر رسید، یا ضرر کرد. اگر بتوان مزایا یا آسیب‌های اقتصادی ناشی از سیاست یا اقدامی مشخص را برای مردم تشریح کرد، مردم احتمالا به این اقدام یا سیاست واکنش نشان خواهند داد. 

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:02

¿Qué queremos decir con beneficio y daño económico?

___Hay que dividir las consecuencias económicas en consecuencias económicas de la comunidad y consecuencias económicas comerciales.

___Al considerar las consecuencias económicas de la comunidad, se tiene en cuenta los temas relacionados al dinero como la capacidad de la comunidad de atraer negocios y otros temas como:

  • Oportunidades de trabajo.
  • Temas de la salud.
  • La calidad de vida.
  • Oportunidades para los niños.
  • Vida cultural.
  • Gastos.
  • El ambiente ciudadano.

Al considerar las consecuencias económicas comerciales, se tiene en cuenta tanto los asuntos relacionados con el dinero como la disminución de impuestos para negocios nuevos, y otros temas como:

  • Buenas escuelas.
  • Capacitación para el trabajo y programas de adiestramiento.
  • Defensa del ambiente.
  • Contaminación

¿Por qué hay que demostrar el beneficio o el daño económico?

Se demuestra el beneficio o daño económico debido a que:

___Los argumentos económicos son los más poderosos para la mayoría de la gente y las organizaciones.

___Los temas económicos afectan a todos los miembros de la comunidad.

___Los argumentos económicos son comúnmente directos y relativamente fáciles de entender.

¿Cuándo hay que demostrar el beneficio o el daño económico?

Se usan argumentos económicos cuando:

___Se está defendiendo una ley nueva o un cambio de una política.

___Se está oponiendo a una ley nueva o a un cambio de una política.

___Se está defendiendo una acción o política que tiene claros beneficios económicos.

___Se está oponiendo a una acción o política que tiene claros inconvenientes económicos.

___La defensa incluye temas controversiales.

___Se está tratando de alertar a la gente sobre la importancia de un tema.

___Se está trabajando en el planeamiento de la comunidad.

¿Cómo se demuestra el beneficio o el daño económico?

___Se hace una investigación.

___Se determinan las consecuencias económicas a corto y largo plazo de la acción o política en cuestión.

___Se analizan las consecuencias.

___Se hacen conexiones económicas.

___Se define la audiencia a la cual se quiere llegar.

___Se fundamenta y entrega un mensaje pensando en la audiencia.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:06

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۷. مستندسازی شکایت‌ها
Mehrnoosh Wed, 07/10/2019 - 13:10
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 07/10/2019 - 13:22

مستندسازی شکایت‌ چیست؟ 

مستندسازی یک شکایت‌ یعنی تا جای ممکن برای یک شکایت شواهد و اطلاعات قابل اثبات گردآوری کنیم. برای مثال مارک جانسون پیش از این‌که به کمیسیون مبارزه با تبعیض برود، پرونده‌ای از تمام معاملات خود و ریچارد با آژانس‌های املاک تهیه کرد. او می‌دانست تنها با ادعا یا شکایتش لزوما تحقیق و تفحصی آغاز نخواهد شد. 

همانگونه که در ادامه خواهیم گفت، مستندسازی برای یک شکایت گاهی به اندازه یادداشت برداشتن از یک گفتگو ساده است و گاهی به اندازه یک تحقیق دانشگاهی گسترده و جمع‌آوری جزییات زیادی از شواهد پراکنده پیچیده است.  

برخی از چیزهایی که ممکن است به مستند کردنشان نیاز داشته باشیم: 

  • اینکه عمل، شرایط یا سیاست‌گذاری که از آن شکایت دارید به شکل واقعی اتفاق افتاده یا در حال وقوع است؛
  • اینکه عمل، شرایط یا سیاست‌گذاری که زیر سوال برده‌اید از روی عمد صورت گرفته است، یا حداقل کسانی که مسئول آن هستند از عواقب آن اطلاع دارند (یا در گذشته اطلاع داشته‌اند) و از غیراخلاقی یا غیرقانونی بودن آن‌ مطلعند.
  • اینکه شخصی یا نهادی در قبال عمل، شرایط یا سیاست‌گذاری که شما آن را به چالش کشیده‌اید مسئول است یا در گذشته بوده است؛
  • اینکه شما یا دیگران تجربه‌ها یا گفتگوهای ویژه‌ای داشته‌اید؛ 
  • اینکه این عمل، شرایط یا سیاست‌گذاری به کسی آسیب واقعی وارد کرده یا تاثیر منفی بر او گذاشته است؛
  • وجود نتایج خاص فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، درمانی، روانی، زیست-محیطی، و غیره که از عمل، شرایط یا سیاستگذاری خاصی ناشی شده است؛ 
  • مستند به شهادت خودتان یا هر متخصص دیگری باشد که به او ارجاع می‌دهید.   

معنی این مسئله این نیست که شما مثلا باید دکترای شیمی داشته باشید تا بتوانید برای یک شکایت زیست-محیطی مستند تهیه کنید، بلکه تنها باید تجربیات مرتبط چندی داشته باشید. این‌ها می‌توانند تجربیات شخصی شما باشند—مثل عواقب منفی یک نقض محیط زیستی خاص برای سلامتی انسان. 

در هیچ پرونده‌ای بدون داشتن دلایل پشتیبان نمی‌توانید انتظار داشته باشید که یک نهاد قانون‌گذار، مقامات شهرداری، یک گزارشگر روزنامه، نهادی که قصد تغییرش را دارید، یا مردم روایت شما را از واقعیت بپذیرند. 

چرا باید برای یک شکایت مستند تهیه کنید؟ 

مهم‌ترین دلیل برای لزوم مستندسازی یک شکایت همان چیزی است که پیش‌تر گفتیم: نهادهای قانون‌گذار، دادگا‌‌ه‌ها، و دادستان برای بررسی واقعیت یک وضعیت به شواهد نیاز دارند. (دادگاه به همین دلیل به وجود آمده است تا قاضی یا هیات منصفه بتوانند بفهمند چه کسی درست می‌گوید.) اگر بتوانید ادعای مطرح در شکایت خود را اثبات کنید یا حداقل نشان دهید که شواهد موجود با ادعای شما همخوانی دارد، بیش‌تر مسیر را برای به سرانجام رساندن هدفتان پشت سر گذاشته‌اید. 

اما دلیل قابل قبول دیگری برای ارائه مستندات دقیق برای یک شکایت وجود دارد، مانند: 

  • این کار شما را به عنوان یک شاهد قابل اطمینان معرفی می‌کند. به عبارت دیگر، نشان می‌دهد که شما واقعیت را می‌گویید. 
  • این نشان می‌دهد که شما به اندازه کافی به جزئیات توجه داشته‌اید و آن‌ها را ثبت کرده‌اید. 
  • می‌تواند در جدی گرفته شدن شکایت شما تعیین کننده باشد. 
  • داشتن مستندات درست در پذیرش رسیدگی به شکایت شما از سوی یک دادگاه یا قانون‌گذار تاثیر می‌گذارد. یک قاضی یا یک دادگاه ممکن است در صورت عدم ارائه مدارکی معین یا حداقل مشخصی از مدارک، امکان پذیرش شکایت شما را نداشته باشد. ممکن است برای بازرسی شرایط مشخصی وجود داشته باشد (برای مثال، طرح شکایت از سوی یک مصرف کننده). باید بدانیم چه چیزهایی لازم است و مطمئن شویم که آن‌ها را در اختیار داریم.
  • داشتن مستندات درست می‌تواند در تعیین چگونگی اقدام در خصوص یک شکایت موثر باشد. برای مثال، مستندسازی دقیق می‌تواند نشان دهد که آیا قانون نقض شده یا نه؟ تا چه میزان نقض صورت گرفته است؟ آیا شرایطی برای تخفیف وجود دارد؟ همه این‌ها می‌توانند تاثیر بسیار زیادی بر نتیجه شکایت شما داشته باشند. 
  • وقتی کسی را به صورت عمومی متهم می‌کنید، داشتن مستندات درست می‌تواند شما را از اتهام افترا مصون نگه دارد. ‌اگر بتوانید ثابت کنید واقعیت را گفته‌اید هرگز در دادگاه محکوم به افترا زدن نخواهید شد. 

تهمت و افترا واژه‌هایی حقوقی هستند که به معنی تخریب حیثیت و اعتبار یک نفر از طریق طرح ادعاهای دروغین در فضای عمومی است. این دو واژه در انگلیسی با « libel » و « slander » شناخته می‌شوند که واژه اول به تهمت‌هایی گفته می‌شود که به صورت کتبی صورت می‌گیرند و دومی جنبه شفاهی دارد. 

  • در اغلب موارد اثبات یک شکایت موجب برتری روانی شما می‌شود. 

چه کسی باید مستندسازی یک شکایت را انجام دهد؟ 

همان گونه که تا اینجا مشخص شده است، هر کسی که می‌خواهد شکایتی طرح یا ثبت کند باید برای آن مستندات فراهم آورد. اگر فکر می‌گنید مشکلی وجود دارد باید شواهدی داشته باشید تا بتوانید دیگران را در آن مورد قانع کنید. اما مستندات برخی از افراد از اهمیت خاصی برخوردارند، از جمله: 

  • متخصصانی که به کار میدانی مشغول هستند. برای مثال، اگر شما در مورد برخی عملکردها یا یک نشتی احتمالی در یک نیروگاه هسته‌ای نگران هستید، داشتن یک مهندس هسته‌ای که به شما در مستندسازی وضعیت کمک ‌کند موثرتر از تنهایی کار کردن است. او ممکن است چیزهایی را ببیند که هرگز به فکر شما نرسیده باشد یا بداند چرا یک روند مشخص برای شکایت شما مفید است.
  • افراد حاضر در ساختار یک سازمان. کسانی که علاقه به افشاگری دارند یا حاضرند از درون یک مجموعه مستنداتی در مورد کنش‌ها و عملکردهایی که شما می‌خواهید گردآوری کنند، ممکن است به اطلاعاتی دسترسی داشته باشند که شما هرگز از طریق دیگری نتوانید پیدا کنید. 
  • افرادی که مستقیما با مسئله درگیر هستند. افرادی که موضوع شکایت به آن‌ها صدمه زده، آن‌ها را به خطر انداخته، یا به شکلی منفی بر آن‌ها اثر گذاشته است. باید همه جزئیات تجربیات‌شان را مستند کنید. این جزئیات گاهی متقاعد کننده‌ترین مستندات را برای یک شکایت فراهم می‌آروند. 
  • رهبران باهمستانی یا دیگر افراد مورد احترام. اگر برخی از اجزای مستندسازی شما به وسیله افرادی شناخته شده و مورد و احترام تهیه شده باشد، کار شما اعتبار و قوت مضاعفی پیدا خواهد کرد. 

چه زمانی باید اقدام به مستندسازی شکایت‌ها کرد؟ 

نکته جالب در مورد مستندسازی شکایات این است که – طوری که بعد از گذشت مدت زمانی متوجه می‌شوید – شما باید پیش از تشخیص اینکه شکایتی دارید مستندسازی را شروع کرده باشید. اگر بخواهید این نکته را جدی بگیرید باید همه زندگی‌تان را صرف مستندسازی کنید. اما از آنجا که احتمالا این چیزی نیست که بخواهید زند‌گی‌تان را صرف آن کنید، پس باید در یک مرحله خاص انتخاب کنید که مستندسازی یک واقعه را آغاز کنید. 

به طور کلی، جمع‌آوری شواهد در برخی زمان‌های خاص کار عاقلانه‌ای است. از جمله: 

  • وقتی در کار حمایت و ترویجگری خود به نفع یا به ضرر یک قانون یا سیاستگذاری به دنبال شواهد می‌گردید. اگر مشغول حمایت و ترویجگری به نفع یک قانون یا سیاستگذاری هستید که به موضوع شکایت شما برمی‌گردد، چنانچه مستنداتی برای شرایط یا اقداماتی که می‌خواهید تغییر دهید ارائه کنید شانس موفقیت بسیار بیش‌تری خواهید داشت. 
  • زمانی‌ که می‌خواهید یک سازمان را متقاعد کنید که رویه‌ها یا سیاست‌گذاری‌های خود را تغییر بدهد. برای مثال، اگر کارکنان اداره کمک‌های رفاهی دولتی به دریافت‌کنندگان خدمات توهین می‌کنند، شاید تنها ارائه مستندات به مسئول اداره کافی باشد تا سیاست سازمانی برای برخورد با مراجعان تغییر کند. 
  • زمانی‌ که یک سازمان، کسب و کار، یا نهاد دولتی را به سو‌ء استفاده، تخلف، یا بی‌کفایتی متهم می‌کنید. غیر از مواردی که یک سازمان قانون را نقض کرده باشد، در موارد دیگر باید مستنداتی ارائه کنید که نشان دهد مجموعه‌ای از موارد متعدد از یک اتفاق رخ داده است که نشان می‌دهد شما از یک الگوی رفتاری سخن می‌گویید نه یک رخداد واحد. 
  • وقتی به وقوع الگوی معینی از کلاهبرداری از مصرف‌کنندگان مشکوک می‌شوید. هنگامی که افراد مسن ساکن در یک منطقه مجموعه‌ای از تماس‌های تلفنی را دریافت می‌کنند که به آن‌ها فرصت‌های سرمایه‌گذاری یا پیشنهاد‌های خارق‌العاده‌ای می‌دهد که خیلی بهتر از آن است که واقعیت داشته باشد، مطمئن باشید کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. روایت‌های بسیار فراوانی از مشاوره‌های تلفنی سرمایه‌گذاری– به ویژه برای افراد مسن— وجود دارد که منجر به از دست دادن پس‌انداز یک عمر افراد، یا پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور برای زدن روکش آلومینیومی که هیچ نیازی به آن نداشته‌اند، شده است. مستندسازی می‌تواند به توقف این اعمال و نیز محاکمه افرادی که مسئول انجام آن‌ها بوده‌اند، بیانجامد. 
  • وقتی حدس می‌زنید کسی که از او شکایت کرده‌اید ممکن است شما را به تهمت و افترا متهم کند یا به شما اتهام ارتکاب برخی تخلفات را وارد کند. همانطور که در بالا آمد حقیقت بالاترین دفاع در برابر تهمت و افترا است. اگر شما هم جزییات شکایت خود و هم جزییات شکایت علیه خودتان را مستند کنید، نه تنها می‌توانید پرونده خود را به اثبات برسانید بلکه خواهید توانست چهره واقعی مخالفانتان را نیز برملا کنید. 

چگونه می‌توانید شکایت‌هایتان را مستند کنید؟ 

اولین گام برای مستندسازی یک شکایت این است که بدانیم به چه اسنادی نیاز داریم. این بستگی دارد به جایی که می‌خواهید شکایتتان را طرح کنید. بعد از اینکه به این پرسش جواب دادید، نوبت برنامه‌ریزی برای جمع‌آوری اسناد می‌شود، و سپس باید دست به کار شوید. 

مشخص کنید به چه اسنادی نیاز دارید 

شما ممکن است به یک نهاد رسمی شکایت کنید – یک نهاد نظارتی، یک اتحادیه کارگری، اداره نیروی انسانی یک شرکت – یا آن را برای افکار عمومی مطرح کنید. در هر یک از این موارد باید مستنداتی ارائه کنید که با شکل و نوع مستندات مورد نیاز آن‌ها تناسب داشته باشند. 

شکایت به یک مقام رسمی 

اغلب نهادهای نظارتی، کسب و کارها، موسسات، و سازمان‌ها یک روند رسمی طرح شکایت و دادخواهی دارند. اگر از چنین روندهایی استفاده می‌کنید، توجه داشته باشید که باید آن را به‌خوبی بشناسید و مراحل آن را با دقت انجام دهید. بدون دقت به این نکته ممکن است شکایت شما رسیدگی نشود و طرح دوباره آن نیز می‌تواند ماه‌ها وقت شما بگیرد. 

  • شکایت را به نهاد مربوطه، و به بخش یا فرد ذیل آن‌ نهاد ارائه کنید. گاهی برای یافتن مسئول رسیدگی به شکایتتان باید کمی جستجو کنید. 
  • شکایت خود را با توجه به محدودیت زمانی تعریف شده ارائه کنید. ممکن است برای این کار محدودیت زمانی تعریف شده باشد (برای مثال قانون مرور زمان یا ملاحظات مربوط به سال مالی)، یا شاید ضرورت داشته باشد که شکایت ظرف مدت زمان محدودی پس از وقوع نقض تعهد یا اتفاقی که منجر به بروز شکایت شده، صورت گیرد. 
  • نکات مرتبط با قالب طرح شکایت را رعایت کنید. گاهی باید شکایت را در فرم تعیین شده از سوی نهاد نظارتی وارد کنید یا شاید لازم باشد آن را ثبت کنید. گاهی لازم است چند کپی از برخی از اسناد تهیه کنید یا برای هر واقعه فرمی جداگانه پر کنید. ممکن است لازم باشد که به صورت حضوری مراجعه کنید که در این صورت باید یادداشت‌هایی به همراه داشته باشید تا بتوانید به شکلی درست مستنداتتان را ارائه کنید. 
  • باید بفهمید که یک نهاد رسمی خاص برای رسیدگی به شکایتتان دقیقا به چه مدارکی نیاز دارید، و مطمئن شوید که آن‌ها را در اختیار دارید. گاهی نیاز است به جای مستند کردن یک الگوی تکراری و مداوم رخدادها، تنها چند واقعه خاص را مستند کنید. گاهی نیز وضعیت کاملا برعکس است. گاهی باید به صورت غیررسمی – با تماس با نهادی که می‌خواهید شکایتتان را در آنجا مطرح کنید— بفهمید دقیقا چه چیزهایی لازم است یا در آن نهاد ترجیح داده می‌شوند. 
  • شکایت را در زمان و مکان مناسب ارائه کنید. 

علاوه بر تهیه درست همه چیزهای مورد نیاز، خوب است سعی کنید افرادی (یا هیاتی) را که به شکایت رسیدگی می‌کنند بشناسید و با یکی از آن افراد یا با کسی از آن نهاد که می‌تواند به شما در پیگیری شکایتتان یا پاسخ به سوال‌هایتان کمک کند، ارتباط برقرار کنید. 

شکایت از یک نهاد به خود آن نهاد

در مواردی که شما برای طرح شکایت، از یک روند طرح شکایات سازمانی یا یک شخصیت حقوقی مستقل استفاده می‌کنید، باید دستورالعمل‌های بالا را مدنظر قرار دهید. اما در غیر این صورت به مستنداتی نیاز دارید که به اندازه کافی مشخص و قوی باشند که یک نهاد را متقاعد کنند رفتارش را تغییر دهد. این یعنی باید اثبات کنید مسئله مورد نظر قطعا یا احتمالا غیرقانونی است، یا آنقدر شواهد برای مضر بودنش وجود داشته دارد که طرف مقابل ترجیح دهد به خاطر آن با فشار افکار عمومی مواجه نشود. در هر صورت مستندسازی شما باید در بردارنده جزییات باشد – تاریخ‌ها، ساعت‌ها، مکان‌ها، افراد درگیر، تشریح دقیق واقعه – تا راهی برای فرار طرف مقابل باقی نگذارد.

 

در این شرایط به منظور جلب همکاری، در مراجعه اولیه خود ممکن است لازم باشد رویکردی ملایم و از سر همکاری داشته باشید. به جای اینکه بگویید «ما شما را در حین ارتکاب جرم گرفتیم» موثرتر است بگویید: «همه ما می‌خواهیم این وضعیت اصلاح شود؛ می‌توانیم با هم برای رفع آن همکاری کنیم». اگر مشخص شود که آن نهاد قصد همکاری ندارد، همیشه وقت برای برخورد قاطع هست.

استفاده از رسانه‌ها برای عمومی کردن شکایت 

مانند دو مثال دیگری که در بالا آمد، رسانه‌ها نیز به مستندات جزییات شکایت نیاز دارند. اما علاوه بر آن، چیزهای دیگری نیز لازم است. 

وقتی به سراغ رسانه‌ها می‌روید سه اصل زیر را باید در خاطر داشته باشید: 

  • انسجام منطقی. روایت شما باید قابل فهم باشد و بتوان آن را به شکلی نه چندان پیچیده بازگو کرد. رسانه‌ها در صورتی به روایت شما علاقه‌مند می‌شوند، که شکایت شما برای عموم قابل فهم باشد و مردم را برانگیزد. مستندات شما – یا حداقل بخشی از آن‌ها— باید شکایت شما را به شکل آشکاری تایید کنند و به گزارشگر و مخاطب احتمالی گزارشتان نشان دهند که شکایت شما مستند است. 
  • نتایج. شکایت شما در صورتی می‌تواند بیش‌ترین جذابیت را برای رسانه‌ها داشته باشد که نتایجی برای عموم داشته باشد تا موجب شود مخاطب آن را مرتبط به خود بیابد. بنابراین، مستندسازی باید حاوی نکاتی در مورد تاثیر نتایج مسئله بر عموم مردم باشد. برای مثال، شکایتی با موضوع تهدید سلامت عمومی، ثبات اقتصادی، یا زد و بند سیاسی گره خورده، می‌تواند ارزش خبری بیش‌تری نسبت به تجربه یک فرد واحد داشته باشد.
  • تایید. اغلب سازمان‌های خبری معتبر چیزی را منتشر نمی‌کنند – به ویژه چیزهایی که حاوی اتهام علیه دیگران، موضوعات مناقشه‌آمیز، یا تهمت و افترا احتمالی باشد— مگر اینکه اطلاعات روایت حداقل به وسیله یک منبع دیگر غیر از منبع اولیه تایید شود. روایت‌های مهم یا روایت‌هایی که جنبه مناقشه‌آمیز ویژه‌ای دارند معمولا باید به تصدیق چند منع برسند. باید آمادگی داشته باشید افراد دیگری را معرفی کنید که مستقلا می‌توانند اطلاعات شما را تایید کنند. 

وقتی با رسانه‌ها کار می‌کنید باید به سه نکته مهم دیگر نیز توجه کنید. اول، برای اینکه یک گزارشگر یا ستون‌نویس را تحت تاثیر قرار دهید، هرگز روایت خود را بزک نکنید، غلو نکنید، و دروغ نگویید. اگر او نتواند به شما اعتماد کند، با شما کار نمی‌کند یا حتی بدتر اینکه شاید شما را به عنوان یک دروغگو معرفی ‌کند و اعتبار شکایتتان را خدشه‌دار می‌کند. 

دوم، اگر چه یک گزارشگر قابلیت کمک به شما را دارد، اما هیچ تضمینی نیست که این کار را بکند. کار او این است که تمام روایت را بفهمد و ممکن است گفته‌های مخالفان شما او را قانع کند. کار با رسانه‌ها برای شما یک فرصت است، پس برای استفاده از این فرصت باید سعی کنید مستنداتتان تا جای ممکن کامل، درست، و قانع کننده باشند. 

 در نهایت، فرد مناسبی برای طرح روایتتان پیدا کنید. یکی از گزارشگران نیویورک تایمز می‌گوید: «به افراد توصیه می‌کنم روزنامه‌های محلی و برنامه‌های خبری را با دقت ببینند تا بدانند چه کسی بیش از همه به روایت‌هایشان علاقه‌مند است. اگر تلاش کنید روایت یک رسوایی آموزشی را به کسی عرضه کنید که بازار خرده فروشی را پوشش می‌دهد، وقت همه افراد درگیر در این کار را هدر داده‌اید. (من با این نوع روایت‌ها زیاد مواجه می‌شوم – وقتی یک تلفن ناشناس دریافت می‌کنم، قبل از اینکه بازارگرمی خودشان رو شروع کنند از آن‌ها می‌پرسم: می‌دانید من چه چیزهایی را پوشش می‌دهم. اگر ندانند و از من بپرسند: این موضوعات را چه کسی پوشش می‌دهد؟ در این صورت می‌فهمم که خیلی بی‌هدف از روی یک لیستی از خبرنگاران که به آن‌ها داده شده، تماس گرفته‌اند.)»

شکایتتان را خودتان عمومی کنید 

اگر برای انتشار شکایتتان از یک نشست عمومی، تظاهرات، سخنرانی، دیگر انواع گردهمایی‌های عمومی استفاده می‌کنید، یا خودتان اقدام به تهیه یک اطلاعیه، مقاله، یا وبسایت می‌کنید، مدارک ارائه شده (که لزوما مشابه مدارکی که تهیه کرده‌اید نیستند) باید به اندازه‌ای باشند که دیگران شما را جدی بگیرند. همچنین باید ادله به اندازه کافی داشته باشید که از اتهام تهمت و افترا به شما جلوگیری شود. (همانطور که در بالا آمد حقیقت بهترین دلیل شما در برابر تهمت و افترا است.)

گردآوری مستندات موجود

سعی کنید از قبل مستنداتی را که به آن‌ها نیاز پیدا می‌کنید، پیش بینی کنید

همانطور که پیش از این بحث کردیم، هر زمان که در شرایط حمایت و ترویجگری قرار گرفتید که ممکن است به شکایت بیانجامد، از همان ابتدا باید گردآوری مستندات را شروع کرده باشید. همیشه پیش‌بینی این وضعیت آسان نیست، با این همه اگر کوچک‌ترین نشانه‌ای از احتمال شکایت در آینده مشاهده کردید باید مستندسازی را شروع کنید. 

این واقعیت در مورد وقتی که فکر می‌کنید ممکن است علیه شما شکایتی مطرح شود نیز صادق است. اگر کار حمایت و ترویجگری شما منجر به رویارویی یا بازرسی شود، مخالفانتان ممکن است به فکر شکایت بیافتند تا بتوانند پیام شما را خنثی کنند. حتی اگر در این کار نتوانند موفق شوند، باز می‌توانند چهره شما و هدف شما را مخدوش کنند. و اگر موفق شوند ممکن است شما را برای همیشه ساکت کنند. اگر بتوانید مستنداتی گردآوری کنید که نشان دهد کار شما قانونی بوده است (اگر فرض کنیم واقعا قانونی بوده است)، و حقیقت را می‌گویید، آن‌ها موضوعی برای طرح علیه شما نخواهند داشت. 

با تحقیق در مورد پیشینه موضوع، اطلاعات لازم را گردآوری کنید 

همه قوانین و مصوبات مربوط را یاد بگیرید. تا می‌توانید در مورد ابعاد علمی، جامعه‌شناختی، روانشناختی، اقتصادی، یا سیاسی و نیز تاریخی که در پس موضوع بوده است دانش کسب کنید. وقتی نهادی را به ایجاد خطرات بالقوه یا بالفعل متهم می‌کنید، اگر بتوانید شکایتتان را به تحقیقات گره بزنید شانس بیش‌تری برای جلب توجه دیگران خواهید داشت. اگر شما را به چالش کشیدند باید بتوانید با اعتماد به نفس، به سوالات پاسخ دهید و نشان دهید که در حال ثبت شکایتتان هستید. هر چه مطلع‌تر باشید، شانس اینکه در مورد شکایت شما اقدامی صورت گیرد بیش‌تر می‌شود.

اطلاعات اصلی را تهیه کنید

پس از کسب اطلاعات در مورد پیشینه، نوبت به جزئیات می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید توضیحاتی در مورد جزئیات اطلاعات مربوط به شرایط وقوع موضوع است که به‌شدت در رسیدگی به شکایت مهم است:

  • ساعت و تاریخ 
  • مکان
  • فرد (افراد) یا گروه (های) درگیر

*این دسته نه تنها شامل کسانی که مسئول اقدامات، سیاست‌گذاری‌ها، و غیره بوده‌اند، می‌شود، بلکه افرادی را که به شما اطلاعات داده‌اند، کسانی را که با آن‌ها مذاکره کرده‌اید، و افرادی که با آن‌ها در مورد شکایتتان گفتگو کرده‌اید را نیز در بر می‌گیرد. مثلا اینکه هر وقت با کارمندان بخش اطلاعاتِ اداره مالیات ایالات متحده تماس می‌گیرید و آن‌ها خود را با نام و شماره هویتشان معرفی می‌کنند، دلیل مشخصی دارد. افراد دیگری که در این دسته می‌توانند قرار گیرند عبارتند از مالکان یا مجریان کسب و و کارها، تجهیزات و ماشین آلات مربوط به شکایت، شاهدان بالقوه و دیگر کسانی است که برای ادای شهادت یا ارائه اطلاعات باید حاضر شوند. *

  • آنچه که از آدرس‌ها، شماره تلفن‌ها، ایمیل‌ها، وبسایت‌ها، و غیره به شکایت مربوط است. 

ضرورت دارد که اطلاعات شما تا جای ممکن دقیق باشد، زیرا این کار نه تنها به هدف شما برای مستندسازی کمک می‌کند بلکه اعتبار شما را نیز بالا می‌برد. اگر به اندازه کافی در نوشتن املای اسم افراد دقیق نباشید یا آدرس آن‌ها را اشتباه بنویسید، این در واقع نشان می‌دهد که اطلاعات دیگر شما نیز درست نیستند. 

  • تعداد مواردی که رخ داده است و/یا مدت زمان تداوم مشکل (چنانچه هنوز در جریان است). 

با دقت هر چه تمام موضوع شکایت را توضیح دهید 

برای مثال، اگر شکایت در مورد نقض برخی قوانین یا مقررات است، سعی کنید توضیح دهید که چه قانون و مقرراتی مورد بحث است و دقیقا چه قسمت‌هایی از آن‌ها نقض شده است. (دقت داشته باشید که باید جزئیات قانون و مقررات مورد نظر را بدانید و بفهمید.) اگر هم نقض خاصی صورت نگرفته است، شکایت خود را تا جای ممکن کامل توضیح و تشریح کنید. شکایت شما باید هم توضیح دهد که چه اتفاق غیرقابل قبولی در حال وقوع است و وضعیت قابل قبول از نظر شما چیست.

آنچه اتفاق افتاده را به دقت مستند کنید

دقیق باشید و تا جایی که می‌توانید جزییات را در نظر بگیرید، و این کار را برای هر واقعه‌ای انجام دهید. توالی گام به گام اتفاقات در هر واقعه (و نیز توالی وقایع مختلف) می‌تواند مهم باشد.

گفتگوهایتان را با طرف شکایت، مسئولان نظارت، و غیره مستند کنید 

مستند کردن گفتگوهایی که با افراد درگیر در مسئله دارید، حایز اهمیت است – این نه تنها شامل طرف مقابل شکایت شما می‌شود بلکه مسئولان ناظر و مقامات رسمی، افرادی که تحت تاثیر سیاست‌گذاری قرار گرفته‌اند، و همه کسانی که با مسئله ارتباط دارند را هم شامل می‌شود. اگر امکان دارد، همه گفتگو یا بخش‌های مهم آن را به صورت کلمه به کلمه مستند کنید. این می‌تواند با استفاده از یک ضبط صوت (معمولا برای این کار نیاز به دریافت اجازه از فرد دارید) یا یادداشت‌برداری دقیق انجام شود. دقت کنید نام هر کسی را که با او گفتگو می‌کنید بپرسید، به‌ویژه اگر یک مقام رسمی است – برای مثال، دستیار فنی یک نهاد دولتی – و زمان و مدت گفتگو را ثبت کنید تا بتوانید آن را با استفاده از گوشی تلفن یا مستندات قرار ملاقات‌ها راستی‌آزمایی کرد. 

آثار ناشی از هر رخداد یا مجموع وقایع صورت گرفته را مستندسازی کنید

شما ممکن است نسبت به گونه‌های مختلفی از نتایج ابراز نگرانی کنید. این نتایج می‌توانند از یک سیاست‌گذاری یا اقدام خاص ناشی شوند یا از اقداماتی که در گذر زمان تکرار شده نشات گرفته باشند. همچنین ممکن است نتیجه مجموعه‌ای از سیاست‌گذاری‌ها یا اقدامات پراکنده‌ یک نهاد باشند که از سر بی‌دقتی یا از روی عمد در گذر زمان منجر به آسیب رساندن به دیگران شده است. 

برخی از انواع نتایجی که ممکن است بخواهید ثبت کنید از این قرار هستند: 

  • تاثیرات انسانی/روانشناختی. این نتایج می‌توانند از اقداماتی ناشی شوند مثل اضطراب ناشی از سیاست‌گذاری و در نهایت گرسنگی و بی‌خانمان شدن به دلیل کاهش کمک‌های مالی-رفاهی دولتی، یا در نتیجه تغییر قوانین مربوط به واجدان شرایط برخورداری از برنامه حمایتی دولت. همچنین این مسئله می‌تواند در نتیجه خدمات مراقبتی غیردقیق و ناکافی – مشکلات مربوط به سلامت فیزیکی و روانی— یا رسیدگی ضعیف یک برنامه یا نهاد – رها کردن فرد، ناراحتی عاطفی تا جایی که فرد به گریه بیافتد، بی‌خوابی، انصراف خود فرد، یا ابراز عملی رفتارهایی خاص— پدید آید. 
  • تاثیرات بر سلامت عمومی. از این جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: شیوع یک بیماری یا شرایط خاص در نتیجه یک اتفاق مشخص یا یک مشکل جاری یا مجموعه‌ای از رخدادها؛ به خطر افتادن سلامتی مردم به خاطر یک اتفاق مشخص یا مجموعه‌ای از رخدادهای در حال وقوع؛ عواقب بلندمدت یک اتفاق مشخص یا مجموعه‌ای از رخدادهای در حال وقوع. 

چند مثال قابل ذکر برای مخاطرات مربوط به سلامت عمومی عبارتند از: شیوع گسترده یک بیماری گوارشی که از آلودگی تجهیزات آب شرب میلواکی بر اثر سیل (یک اتفاق مشخص) پدید آمد؛ مرگ و میر گوسفندان (و در ادامه بیماری انسانی) بر اثر نشت گاز اعصاب از مراکز آزمایشگاهی دولتی آمریکا در یوتا در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۶۰ (چند اتفاق)؛ تولد کودکان ناقص و بروز بیماری‌های عجیب که سال‌ها بعد بر اثر تخلیه مواد سمی در مکانی که بعدا به نام محله لاو کانِل‌ (کانال عشق) در کنار آبشار نیاگارا در ایالت نیویورک شناخته شد (عواقب بلندمدت مجموعه‌ای از اتفاقات در حال وقوع).

  • تاثیرات اقتصادی. آثاری که تا اینجا ذکر شدند همه به طور مستقیم آسیب‌های اقتصادی نیز با خود به همراه می‌آورند (محله لاو کانل به طور ناگهانی تخلیه شد، و هر چند به ساکنان غرامت پرداخت شد ولی مردم و شهر متحمل ضرر اقتصادی بزرگی شدند). اما یک شکایت می‌تواند منحصرا به مسائل اقتصادی متمرکز شود. در این صورت می‌توانید مواردی از این قبیل را دنبال کنید: یک نمونه از به هدر رفتن پول مالیات مردم را مستندسازی کنید (دوستان برخی از سیاستمداران پول مالیات را صرف برنامه‌های ناکارآمد می‌کنند، یا از آن برای حمایت از کسب و کارهای در حال سقوطی که از پشتوانه سیاسی برخوردارند، استفاده می‌کنند)؛ آثار اقتصادی برای باهمستان (ضررهایی که به دلیل ضعف نظام آموزشی مدارس، آلودگی، یا دیگر موارد متوجه کارفرمایان می‌شود)؛ کلاهبرداری از سهام‌داران و دولت با شیوه‌های مشکوک بنگاه‌ها و شرکت‌های حسابرسی؛ یا یک کلاهبرداری آشکار، مثل شیوه‌های رایج برای دزدیدن پس‌انداز افراد مسن با استفاده از مشاوره تلفنی. 
  • تاثیرات زیست‌محیطی. ما پیش از این به نمونه کانال عشق ذیل آثار مربوط به سلامت اشاره کردیم، که البته این مورد مانند همه نمونه‌های دیگر تخلیه زباله‌های خطرناک، تاثیرات زیست-محیطی نیز بر خاک، آب و هوا برجای گذاشت. علاوه بر رابطه‌ای که با سلامت دارد، تخریب محیط زیست می‌تواند نتایج مخربی برای حیات وحش (مورد اکتشاف نفت توسط اگزون والدز در پرینس ویلیام ساند در آلاسکا در سال ۱۹۸۹ را در نظر بیاورید)، چشم‌اندازهای طبیعی (ریشه‌ کنی جنگل‌ها و استخراج غیراصولی معادن)، اقتصاد (با تخریب جنگل‌های آمازون تولید برخی محصولات غیرممکن شد و به دلیل ماهی‌گیری بی‌رویه و آلودگی، حوضچه‌های ماهیگیری به کلی خالی از ماهی شدند)، و تخریب منابع طبیعی غیرقابل بازگشت (قطع درختان صندل سرخ کهنسال و تخلیه آبخوان‌های مهم) داشته باشد. 
  • تاثیرات سیاسی. تصمیمات غلط یا فساد به وسیله سیاستمداران یا نهادها می‌تواند به نتایجی که در بالا آمد بیانجامد. همچنین می‌تواند به انتخاب، شکست، یا سقوط یک مقام منتخب بیانجامد، به اخراج یک کارمند دولت منتهی شود، یا باعث جایگزین شدن سیاست‌گذاری عمومی یا دولت با گزینه‌های بهتر یا بدتر شود. علاوه بر این ممکن است به دروغگویی و فساد مقامات، لطمه‌ خوردن روندهای دموکراتیک، و بی‌اعتمادی شهروندان به دولت منتهی شود. همچنین، ممکن است بخشی از زنجیره‌ای از تصمیمات بد باشند که به جای اینکه در راستای خیر عمومی حرکت کنند، در جهت منافع مسئولان یا دوستان آن‌ها طراحی شده باشند. در طول تاریخ بر اثر بی توجهی به چنین رخدادهایی بوده است که بسیاری از امپراطوری‌های بزرگ سقوط کرده‌اند. 

تا جایی که می‌توانید شواهد عینی برای مفاد و جزئیات شکایت خود فراهم کنید  

برای این کار ممکن است به کمی تحقیق بازجویانه نیاز باشد.  

شما ممکن است به این چیزها نیاز پیدا کنید: 

  • عکس‌ها 
  • شهادت افشاگران یا دیگر شاهدان عینی 
  • شهادت افرادی که موضوع شکایت بر زندگی آن‌ها تاثیر گذاشته است 
  • خاطرات، نامه‌ها، ایمیل‌ها، یا دیگر اسنادی که به صورت قانونی به دست آمده‌اند و موضوع و جزئیات شکایت را تصدیق می‌کنند 
  • گزارش یا نوارهای صوتی-تصویری از گفتگوها 
  • اسناد عمومی، مقالات روزنامه‌ها، یا دیگر اسناد منتشرشده‌ای که موضوع و جزئیات شکایت را تصدیق می‌کنند. برای مثال هر مقاله روزنامه مکان، تاریخ، افراد درگیر، و حداقل خلاصه‌ای از یک رخداد را ثبت کرده است. 
  • مطالعات منتشر شده علمی، جامعه شناختی، روانشناختی، و غیره. این اسناد می‌توانند تاثیرات رخدادها یا سیاستگذاری‌هایی را که شما مستند کرده‌اید تصدیق کنند. 
  • شهادت متخصصان حوزهای مختلف مانند: روانشناسان، دانشمندان محیط زیست، اقتصاددانان، و مقامات عمومی رسمی. 
  • ممکن است در مورد هر یک از این موارد لازم باشد شواهدی برای عمدی بودن اقدام فراهم کنید. فرق بسیار زیادی است بین زمانی که یک واقعه یا سیاست‌گذاری به صورت تصادفی یا به اشتباه رخ داده است یا زمانی که به قصد ایجاد آسیب یا با آگاهی نسبت به آسیب‌های احتمالی کاری انجام شده باشد. اگر عدم مجازات برخی خاطیان به وسیله یک مقام نظارتی دولتی به دلیل عدم آگاهی او در مورد تخطی آن‌ها باشد – که می‌تواند به دلیل عدم کفایت این مقام مسئول باشد یا به خاطر مهارت مرتکبین در پوشاندن مسئله – او تنها ممکن است از کار برکنار شود، اما خود این مقام دولتی قانون را زیر پا نگذاشته است. اما اگر به دلیل پولی که از خاطیان دریافت کرده است، کار آن‌ها را نادیده گرفته باشد، مجرم است و می‌توان او را به زندان انداخت.

برای ارائه رسمی و غیررسمی مستندات خود آمادگی داشته باشید 

وقتی همه مستندات مورد نیاز خود را فراهم کردید، باید برای ارائه آن‌ها به هر کسی که باید قانع شود آماده باشید. برخی از جاهایی که ممکن است برای پیگیری بروید عبارتند از: 

  • ناظران، ر‌ؤسا و دیگر مقاماتی که مسئولیت بخش خاطی را برعهده دارند، مطلع کنید 
  •  ارائه رسمی یا غیررسمی مدارک به افراد ناظر یا نهادهای نظارتی 
  • ارائه مستندات در یک نشست عمومی یا تظاهرات یا در یک مصاحبه مطبوعاتی 
  • شهادت در جلسه بررسی فعالیت‌های یک مجموعه یا نهاد نظارتی که در مجلس قانونگذاری ایالتی یا فدرال برگزار شده است 
  • ارائه استشهادیه پیش از برگزاری دادگاه پرونده 
  • شهادت در یک جلسه استماع دادگاه یا در خود جلسه دادرسی

در همه این وضعیت‌ها یا دیگر شرایط مشابهی که برای ارائه شواهد شکایتتان حضور می‌یابید با مستنداتتان دقیق و سازمان‌مند حضور پیدا کنید. در جلسه استماع یک مجلس قانون‌گذاری یا مرحله‌ای از یک دادگاه، ممکن است به وسیله وکلای حاضر در تنگنا قرار بگیرید، چرا که آن‌ها سعی می‌کنند شما را بترسانند، روایتتان را تخریب کنند یا شما را دچار تناقض کنند. اما اگر شواهدتان شفاف پیش رو‌تان باشد، ضربه‌ناپذیر خواهید بود.

چند توصیه مفید: 

  • نکات مهم را به خاطر بسپارید تا وقتی از شما سوالی پرسیده شد مجبور نباشید به یادداشت‌ها یا انبوه مدارکی که همراه دارید مراجعه کنید. همه چیزهای لازم را باید نوک زبانتان داشته باشید. 
  • تمرین کنید که بتوانید روایتی شفاف با انسجام منطقی و ادبیاتی فروتنانه بیان کنید، دقیقا مانند زمانی که در برابر رسانه‌ها قرار دارید. 
  • وقتی وکلا از شما سوالی می‌پرسند مهم‌ترین اصل این است که آرامشتان را حفظ کنید. آن‌ها ممکن است عصبانی به نظر برسند، ولی عصبانیتشان از شخص شما نیست؛ آن‌ها تنها سعی می‌کنند شما را به اندازه‌ای برانگیزانند که اشتباه کنید یا دروغگو یا احمق به نظر برسید، حتی اگر واقعا اینطور نباشید. 
  • وقتی با سوالی از سوی وکلا مواجه شدید، به یاد داشته باشید که هر چند باید حقیقت را بگویید، اما لزومی ندارد – و هرگز نباید – اطلاعاتی را که از شما نخواسته‌اند، داوطلبانه به آن‌ها بدهید.  

این قانون در مورد وکلایی که رفتار دوستانه دارند نیز صادق است. وکیل مدافع شما به دقت در مورد چیزهایی که باید در دادگاه یا جلسه استماع بگویید فکر کرده و تنها در مورد چیزهایی که بیش‌ترین کمک را به شما می‌کند از شما سوال می‌پرسد. اگر شروع به پاسخ به سوالاتی کنید که او از شما نخواسته، ممکن است اطلاعاتی به طرف مقابل بدهید که بتواند از آن‌ها علیه شما استفاده کند.  

نکته قابل توجه دیگر این است که باید از مستنداتتان محافظت کنید. از همه فایل‌های کامپیوتری و دیسک‌ها، سی‌دی‌ها و دی‌وی‌دی‌ها نسخه پشتیبان تهیه کنید. از همه اسناد و عکس‌ها کپی تهیه کنید. نسخه‌های پشتیبان و کپی‌ها را از کامپیوتر و نسخه‌های اصلی دور نگه دارید. این به دلیل احتمال دزدیده شدن یا مخدوش شدن مدارک توسط مخالفان نیست – اگر چه بسته به ماهیت و هدف شکایت شما این احتمال نیز ممکن است وجود داشته باشد— بلکه ممکن است گم شوند یا به طور تصادفی از بین بروند.  

جز در مواردی که واقعا ضروری است، هرگز نسخه اصلی مدارک را به کسی ندهید و تنها کپی مدارک را ارائه کنید. هرگز نسخه اصلی اسناد، عکس‌ها، یا دیگر مدارک را به کسی جز مقامات رسمی یک کمیته قانون‌گذاری، نهاد نظارتی، سازمان مجری قانون، یا دادگاه ندهید. به آن‌ها نیز مدارک اصلی را ندهید مگر اینکه اصل آن‌ها را از شما بخواهند. 

اکنون که مدارک لازم برای شکایتتان را فراهم کرده‌اید، برای ارائه آن – به فرد خاطی، به نهاد نظارتی، به دادگاه، به رسانه‌ها، یا به افکار عمومی – آمادگی لازم را دارید. حالا می‌توانید مطمئن باشید که هر چه لازم بوده است برای رسیدگی به شکایتتان و حل مشکل انجام داده‌اید. 

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:06

Para documentar una queja:

___Determine ante quién está presentando la queja, y documente adecuadamente.

___Desarrolle un plan para la documentación.

___Investigue toda la información de fondo.

___Obtenga los datos básicos.

___Describa por escrito exactamente de qué se trata la queja.

___Describa por escrito, tan claramente como sea posible, qué sucedió en tantos incidentes como se pueda.

___Registre conversaciones, con las palabras exactas en la medida de lo posible.

___Documente las consecuencias de cada incidente o política y/o de toda la serie de incidentes o políticas de las que se está quejando.

___Proporcione tanta prueba real del asunto en cuestión y los detalles de su queja como sea posible.

___Presente su queja, con la documentación.

Otras consideraciones:

___Su documentación lo establecerá a usted como un testigo creíble.

___Usted estableció su preocupación al prestar atención y registrar los detalles de la situación.

___Usted ha determinado si su queja es tomada en serio o no.

___Usted ha usado la documentación apropiada para que pueda hacer una diferencia en cuanto a que la queja  sea considerada por un regulador o una corte o no.

___Usted sabe cómo quiere que se considere la queja y tiene la documentación apropiada para apoyar esa acción.

___Su documentación lo protegerá contra cargos por difamación o calumnias si usted hace acusaciones públicas.

___Usted estableció su ventaja moral con el uso de su prueba.

___Usted alentó a todo el que tiene una queja a documentarla, y también lo hizo usted.

___Usted le pidió a expertos en el tema que documentaran la situación.

___Usted le pidió  a las personas directamente afectadas por las acciones o políticas a las que está dirigida la queja, que documenten la situación.

___Usted le pidió  a la gente de adentro de la entidad a la que está dirigida la queja, que documente la situación.

___Usted le pidió a líderes comunitarios u otros individuos respetados que documenten la situación.

Usted está documentando una queja porque:

___Usted se está preparando para presentarla ante un órgano regulador o una corte.

___Usted la está usando para abogar a favor o en contra de una determinada pieza de legislación o política.

___Usted está tratando de convencer a una organización de que cambie sus procedimientos o políticas.

___Usted está acusando a una organización, negocio, u órgano de gobierno de transgresión, negligencia, o incompetencia.

___Usted sospecha un patrón de fraude a consumidores.

___Usted sospecha que el objetivo de su queja podría acusarlo de difamación o calumnias, o podría falsamente acusarlo de alguna otra transgresión.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:09

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۸. دیده‌بانی
aeshraghi Thu, 07/27/2023 - 09:44
متن خودآموز
aeshraghi Thu, 07/27/2023 - 10:48

 

اگر سگ شما به عنوان نگهبان عمل می‌کند، اغلب به این دلیل است که به‌ دنبال درجاتی از حفاظت در برابر متجاوزان، آتش‌سوزی یا سایر نیروهایی هستید که می‌توانند به شما آسیب برسانند. یک سازمان دیده‌بان می‌تواند همان نوع حفاظت را برای یک باهمستان و اعضای آن تأمین کند و با جمع‌آوری و انتشار اطلاعات و گاه اقدام مستقیم، می‌تواند مسائل مربوط به سلامت، امنیت اقتصادی، محیط‌زیست، کیفیت زندگی باهمستان، و منافع عمومی را آشکار کرده و به آنها بپردازد. این بخش به مفهوم نقش دید‌ه‌بانی پرداخته و راهنمایی برای انتخاب نوع دیده‌بانی و نحوه‌ی عمل در نقشی فراهم می‌کند که به‌ عنوان دیده‌بان بر می‌گزینید. 

دیده‌بان چیست؟

در چهارچوب این بخش، دیده‌بان فرد یا گروهی (عموماً غیر‌انتفاعی) است که یک نهاد معین یا وجه خاصی از دغدغه باهمستان را زیر نظر دارد و در صورت بروز مشکلات بالقوه یا واقعی، به اعضای باهمستان هشدار می‌دهد. دیده‌بان‌ها ممکن است مراقب هر چیزی باشند؛ از اعمال یک فرد گرفته تا سیاست‌های چندین دولت ملی. آنان ممکن است یک یا چند موضوع را زیر نظر داشته باشند. دغدغه‌های آنان می‌تواند محلی یا جهانی باشد یا هر دو.

افراد و سازمان‌های دیده‌بان، درست مثل سگ نگهبان واقعی، در کاری که انجام می‌دهند، تفاوت دارند. هدف برخی، فقط به‌صدا‌درآوردن زنگ خطر است. برخی هم شاید سعی کنند برای جلوگیری از مشکلات، از اطلاعات خود به طور فعال استفاده کنند. تعداد کمی از آنها در عمل به‌ طور مستقیم با مشکلات برخورد می‌کنند، وارد دعواهای حقوقی یا نبردی تمام عیار با افراد یا نهادهایی می‌شوند که از دید آنان، منافع عمومی یا رفاه باهمستان را تهدید می‌کند.

هرچند برخی از سازمان‌های دیده‌بان صرفاً بر روی این فعالیت متمرکز هستند، بسیاری از آنها کاربرد دیگری هم دارند و مراقبت تنها یکی از کارهایی است که انجام می‌دهند. نقش دیده‌بان با نقش مدافع همپوشانی دارد، اما محور اکثر حمایت‌ها، پیشبرد یک آرمان یا بهبود شرایط برای یک جمعیت یا منطقه‌ی جغرافیایی خاص است. هدف آشکار نگهبانان، همان دلیل نامیده شدن آنان، یعنی محافظت است.

سازمان‌ها و افراد دیده‌بان مانند نگهبان هستند. آنها مراقب نیروهای قدرتمند مانند دولت‌ها و ارگان‌ها و مؤسسات دولتی، شرکت‌ها، سازمان‌ها، و نهادها هستند تا اطمینان یابند که عملیات و اقدامات آنها باعث آسیب به منافع عمومی یا تضاد با آن نباشد. هر گاه که آنها چنین تعارضی را ببینند، ممکن است با افشاگری، اعمال یا اقدامات غیرقانونی را در معرض دید عموم قرار دهند؛ به این امید که این افشاگری موجب اعتراض عمومی شده و به اقدامات مناسب ختم شود. از طرف دیگر، ممکن است برخی از دیده‌بانان با لابی‌کردن، به نوعی اقدام مستقیم دست زده یا به دادگاه مراجعه کنند تا اقداماتی را متوقف کنند یا شرایطی را که باهمستان یا اعضای آن را به‌ خطر می‌اندازد، یا به شکلی به آن آسیب می‌رساند، معکوس کنند.

از ساکنان شهر کوچکی که در همه‌ی جلسات هیئت منتخب و شورای شهر شرکت می‌کنند و با دقت یادداشت برمی‌دارند، تا سازمان اصلاح مدارس در شهرهای بزرگ که در تمام جلسات کمیته‌ها و کمیته‌های فرعی مدرسه حضور دارند، همه می‌توانند نمونه‌هایی از دیده‌بانان باشند. برخی از افراد یا سازمان‌ها ممکن است یک شرکت را زیر نظر بگیرند تا مطمئن شوند که مواد آلاینده را به طور غیر‌قانونی وارد محیط‌ زیست نمی‌کند یا در استخدام تبعیض قائل نمی‌شود. برخی هم ممکن است بر یک سازمان دولتی ایالتی یا قانون‌گذار ایالتی نظارت دقیقی داشته باشند تا در برابر هر تصمیم یا عملکردی که با رفاه عمومی مغایرت دارد بایستند.

در مقیاسی بزرگ‌تر، سازمان‌هایی مانند آرمان مشترک، عفو بین‌الملل، کمیته‌ی حفاظت از روزنامه‌نگاران، صلح سبز، و دیده‌بان شرکت‌ها، شرکت‌های جهانی یا مسائل زیست‌محیطی را در سراسر جهان زیر نظر دارند. ناظرانی وجود دارند که به مسائل مصرف‌کننده، سلامت، صلاحیت اعضای حرفه‌های مختلف، انصاف در رسانه‌ها، تبعیض در مواردی مانند مسکن، و موضوعات متعدد دیگر می‌پردازند. به طور خلاصه، ممکن است شما دیده‌بانی در سطح محلی، ملی یا بین‌المللی باشید. ممکن است تقریباً بر هر مسئله‌ای نظارت کنید و شاید توجه خود را تقریباً به هر فرد، گروه، سازمان، حوزه (کسب‌و‌کار، دولت، آموزش‌و‌پرورش و غیره) یا نهادی معطوف کنید که تأثیری بر رفاه فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی باهمستان، دولت، ملت یا جهان دارد. 

با توجه به همه‌ی اینها، اینکه شما چه نوع دیده‌بانی باید باشید به عوامل متعددی بستگی دارد:

  • چه منابعی در اختیار دارید؟ به‌ یاد داشته باشید، منابع نه تنها به معنی پول، بلکه شامل افراد و مهارت‌ها و استعدادهای آنان، زمان، مکان، و غیره می‌شود. ایفای نقش دیده‌بان، مستلزم زمان زیاد، توانایی به کسب سریع اطلاعات دقیق، مهارت‌های ارتباطی و بین فردی است؛ و اگر بنا دارید به دادگاه بروید یا برای مدتی طولانی در حرفه‌ی دیدبانی باقی بمانید، به افراد مناسب و مقدار زیادی پول نیاز دارید. 

در اینجا منابع شامل افرادی می‌شود که نه تنها مهارت‌های لازم، بلکه توان و اشتیاق لازم را هم دارند و اغلب در مواجهه با نومیدی فراوان در یک دوره‌ی زمانی طولانی، اراده‌ی ادامه‌ی کار را هم دارا هستند. به عنوان مثال، عفو بین‌الملل که نقض حقوق بشر در سراسر جهان را ثبت می‌کند، نزدیک به ۵۰ سال است که این کار را انجام می‌دهد. هرچند گزارشات این سازمان توجه را به بدرفتاری‌ها جلب کرده و گاهی اوقات آنها را متوقف کرده است، تقریباً هر روز جنایات جدیدی رخ می‌دهد. وقتی که شکنجه در یک جا متوقف می‌شود، از جایی دیگر آغاز می‌شود. ایفای نقش دیده‌بان، برای کسانی که انتظار نتایج سریع و آسان را دارند، یا در مواجهه با موانع، در ادامه‌ی مسیر مشکل دارند، حرفه‌ی مناسبی نیست. 

  • فلسفه‌ی شما در کنشگری چیست؟ اگر دستور کار سیاسی یا اجتماعی خاصی را دنبال می‌کنید، شاید در مقایسه با زمانی که صرفاً در پی واقعیات یک وضعیت هستید، تصمیم به عمل متفاوتی بگیرید. برخی از دیده‌بانان بسیار کارآمد، برای حفظ بی‌طرفی از جان مایه می‌گذارند. برخی دیگر از اینکه در پی هدف یا موقعیت سیاسی خاصی هستند، هیچ ابایی ندارند. در مورد هر یک از این موضع‌گیری‌ها می‌توان بحث کرد، اما موضعی که انتخاب می‌کنید، به شما کمک می‌کند تا نحوه‌ی نگرش به فعالیت‌های دیده‌بانی خود را تعیین کنید.
  • چه چیزی یا چه کسی را دیده‌بانی می‌کنید؟ اگر مراقب عملکرد کمیته‌ی مدرسه محلی هستید، شاید برای نظارت مؤثر بر آن، به چیزی جز تعدادی داوطلب با دفترچه‌ی یادداشت و مداد نیاز نداشته باشید. اگر حقوق بشر در سراسر جهان دغدغه‌ی شماست، صرفاً برای پیگیری اطلاعات، به منابع عظیمی نیاز خواهید داشت. شاید بتوانید در تأثیرگذاری بر کمیته‌ی مدرسه بسیار فعال‌تر باشید. فعالیت‌های حقوق بشر ممکن است به سازمان‌های دیگری در سراسر جهان وابسته باشند که از یافته‌های شما برای ایجاد تغییر استفاده می‌کنند.
  • آیا مخالفانی دارید؟ آنان چه کسانی هستند؟ هر قدر مخالفان شما بزرگ‌تر و قدرتمندتر باشند، نظارت بر فعالیت‌ها یا سیاست‌های مورد حمایت آنان دشوارتر خواهد بود. ممکن است آنان سعی کنند فعالیت‌های شما را از طریق دادگاه متوقف کنند، یا دسترسی شما را به اطلاعات قطع کنند. ممکن است مجبور شوید زمان و پول زیادی را صرفاً برای دسترسی به اطلاعات صرف کنید، و ممکن است در هر گوشه‌ی جدید با موانعی روبه‌رو شوید.
  • اهداف شما کدامند؟ آیا این یک پروژه‌ی کوتاه‌مدت است یا چیزی که باید سال‌ها ادامه یابد؟ آیا در پی نتیجه‌ای مشخص و ملموس هستید، مانند تغییر در نحوه‌ی دفع زباله‌های صنعتی یک کارخانه خاص، یا چیزی بزرگ‌تر و نامشخص‌تر، مانند بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی برای افراد محروم؟ هدف شما و امکان‌پذیری آن، می‌تواند شما را در تعیین نوع دیده‌بانی کمک کند.
  • آیا شما بهترین فرد یا سازمان برای اقدام هستید؟ اولین وظیفه‌ی شما به عنوان دیده‌بان، نظارت و جلب توجه به فعالیت‌ها و سیاست‌هایی است که به اعضای باهمستان آسیب می‌رساند یا برخلاف منافع عمومی است. ممکن است گروه‌های دیگری نیز باشند که وظیفه‌ی خاص آنها به‌چالش‌کشیدن نهادها یا دوایر دولتی است که به چنین اقدامات و سیاست‌هایی مبادرت می‌کنند. اگر این گروه‌ها به اطلاعاتی که شما می‌توانید فراهم کنید مجهز باشند، شاید تجربه، پشتیبانی، و پرسنلی را در اختیار داشته باشند که بسیار کارآمدتر از شما عمل کنند. 

به‌همین‌ترتیب، ممکن است سازمان‌های دیده‌بانی دیگری هم باشند که در جمع‌آوری اطلاعاتی که شما قصد دارید فراهم کنید از پیش تبحر و سابقه دارند. اگر اینطور است، شاید دیده‌بانی برای شما ایده‌ی خوبی نباشد و بهتر است به کسانی واگذار شود که از قبل به آن اشتغال دارند. 

بخش‌ها و نهادهایی که سازمان دیده‌بانان معمولاً بر آن نظارت می‌کند 

دولت

سازمان‌های ناظری وجود دارند که بر دولت در همه‌ی سطوح نظارت دارند؛ از هیئت مدرسه‌ي محلی که در بالا ذکر شد، تا دولت‌های کشورها و سازمان ملل. به عنوان مثال، در ایالات متحده، پروژه‌ی پاسخگو‌کردن کنگره بر فعالیت‌های اعضای کنگره‌ي ایالات متحده و کنگره به طور کلی نظارت دارد. پروژه‌ی پاسخگو‌کردن دولت، به‌ طور کلی بر فعالیت‌های دولت ایالات متحده نظارت می‌کند.

در سطح محلی، نظارت بر دولت ممکن است ساده‌تر باشد. ما قبلاً به امکان نظارت بر کمیته‌ی مدرسه‌ی محلی اشاره کرده‌ایم. سایر ناظران محلی ممکن است مراقب هیئت‌های منطقه‌بندی و یا برنامه‌ریزی، هیئت بهداشت، کمیسیون فاضلاب یا هیئت منابع آب، کمیته‌ی برنامه‌ریزی سرمایه، و در واقع هر نهاد دولتی محلی باشند زیرا همه‌ی تصمیمات آنها توسط مالیات‌دهندگان تأمین مالی می‌شود و به نوعی بر کل باهمستان تأثیر می‌گذارد.

شرکت‌ها و تجارت

دیده‌بان ممکن است کل عرصه‌ی کسب‌و‌کار را پایش کند، توجه خاصی به حوزه‌هایی معین در آن داشته باشد (مانند شرکت‌های فناوری)، یا بر فعالیت شرکت‌های خاصی تمرکز کند. دیده‌بان شرکت‌ها و پروژه‌ی پاسخگوکردن شرکت‌ها، توجه عموم را به فعالیت شرکت‌های چند‌ملیتی معطوف می‌کند. 

رسانه‌ها

در ایالات متحده تعداد زیادی دیده‌بان رسانه‌ای، در هر دو سر طیف سیاسی وجود دارند. FAIR (انصاف و دقت در گزارش) از جناح لیبرال، سعی می‌کند صداقت را در رسانه‌ها حفظ کند. مرکز تحقیقات رسانه، همتای محافظه‌کار آن است.

نوع دیگری از ناظران رسانه هستند که دغدغه‌ی آنها آزادی مطبوعات است. یک نمونه‌ی آن کمیته‌ی حفاظت از روزنامه‌نگاران، سازمانی مستقر در ایالات متحده است که تهدیدات و خشونت علیه روزنامه‌نگاران و مطبوعات آزاد در سرتاسر جهان را برجسته می‌کند. وظیفه‌ی این کمیته علنی‌کردن مشقات روزنامه‌نگارانی است که در جریان تلاش برای گزارش حقیقت دستگیر یا تهدید شده یا مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفته و یا کشته شده‌اند، و نیز ترویج آزادی مطبوعات در سراسر جهان است. 

محیط زیست

دیده‌بانان محیط زیست در سراسر جهان فراوانند؛ از سازمان‌های جهانی مانند صلح سبز و انجمن بین‌المللی دوستان زمین گرفته تا گروه های محلی، مانند شورای آبخیز رودخانه‌ی میلرز در مرکز ماساچوست و محافظ دریاچه‌ی انتاریو مستقر در تورنتو.

بسیاری از این گروه‌ها، مانند صلح سبز، مستقیماً وارد عمل می‌شوند (تا جایی که چندین سال پیش، دولت فرانسه که از تلاش صلح سبز برای جلوگیری از آزمایش بمب اتمی در اقیانوس آرام خشمگین بود، کشتی صلح سبز Rainbow Warrior را غرق کرد). برخی مانند باشگاه سیه‌را، برای حفاظت از محیط زیست و پیشبرد اهداف زیست‌محیطی از تبلیغات و اقدامات قانونی استفاده می‌کنند. بعضی دیگر بر روی یک موضوع متمرکز هستند، مانند هوای پاک، گونه‌های در معرض خطر یا بازیافت؛ در حالی که برخی دیگر، مانند باشگاه سیه‌را، به طیف وسیعی از مسائل زیست‌محیطی می‌پردازند. 

حقوق بشر

با انتشار اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر توسط سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ و تأسیس کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل که در سال ۲۰۰۶ به شورای حقوق بشر سازمان ملل تبدیل شد و سپس با تأسیس عفو بین‌الملل در اوایل دهه‌ي ۱۹۶۰، جنبش مدرن حقوق بشر به وجود آمد. در حال حاضر بسیاری از سازمان‌ها به‌ عنوان دیده‌بان حقوق بشر در سراسر جهان فعالیت می‌کنند. سازمان عفو ​​بین‌الملل که موکدانه خود را غیرسیاسی می‌خواند، به کار خود از طرف زندانیان عقیدتی ادامه می‌دهد. دیده‌بان حقوق بشر، که برخاسته از توافقنامه‌ی هلسینکی در مورد حقوق بشر در دهه‌ی ۱۹۷۰ است، توجه را به نقض حقوق بشر در سراسر جهان جلب می‌کند. پزشکان طرفدار حقوق بشر ایالات متحده‌ی آمریکا و همتای بین‌المللی آن، با استفاده از میزان دسترسی و دانش پزشکان، توجه عموم را به‌ویژه به موارد نقض حقوق بشر که شامل آزار و شکنجه جسمی است، جلب می‌کند. 

در حالی که برخی از سازمان‌های دیده‌بان دستور کار سیاسی روشنی دارند، عفو بین‌الملل نمونه‌ی بارز دیده‌بانی است که هیچ علایق سیاسی ندارد. این سازمان در یک برهه‌ی زمانی کوتاه در سال ۱۹۷۷، جایزه‌ی صلح نوبل را دریافت کرد.

گروه‌هایی که نفرت‌‌پراکنی می‌کنند

در ایالات متحده، مرکز حقوق فقر در جنوب، گزارشات اطلاعاتی منظمی در مورد فعالیت‌های گروه‌هایی منتشر می‌کند که دیگران را به‌ طور اخص به علت اعتقادات، پیشینه‌ی قومی یا نژادی، یا سایر ویژگی‌هایی که خودشان نقشی در آن ندارند، مورد خشونت قرار می‌دهند. در میان بیش از ۶۰۰ سازمانی که SPLC بر آنها نظارت می‌کند، می‌توان به کوکلوکس‌کلان، ملت آریایی، و گروه‌های جدایی‌طلب سیاه‌پوست و شبه‌نظامیان برتری سفید‌پوستان اشاره کرد.

آزادی‌ها و حقوق مدنی آمریکا

هر دو سازمان مترقی، مانند مردم برای شیوه‌ی آمریکایی، و محافظه‌کارانی مانند ارزش‌های آمریکایی و ائتلاف مسیحی، به‌ عنوان دیده بان عمل می‌کنند تا از آنچه به‌ عنوان ارزش‌های اصیل آمریکا می‌دانند، محافظت کنند. بیش از دو قرن پس از تهیه‌ی پیش‌نویس اعلامیه‌ی استقلال و قانون اساسی، بحث در مورد این که این ارزش‌ها شامل چه چیزهایی هستند هنوز چنان دارای ابهام است که گروه‌هایی از همه سوی جهان سیاست معتقدند در حدی مورد تهدید هستند که باید از دیده‌بان برخوردار باشند؛ از آنارشیست‌ها، مترقیان و لیبرال‌ها در جناح چپ گرفته، تا میانه‌روها تا محافظه‌کاران، آزادی‌خواهان و اقتدارگرایان در جناح راست.

ایمنی عمومی

شورای ملی ایمنی، کار تحقیق و گزارش و اطلاع‌رسانی به مردم را در زمینه‌های مربوط به ایمنی عمومی مانند بهداشت و پزشکی، پیشگیری و آمادگی برای حریق، سوانح، شرایط اضطراری و بلایا، و رانندگی را بر عهده دارد.

امور مصرف‌کنندگان

گروه‌های ناظر مصرف‌کننده، مانند اداره‌ی کسب‌و‌کار بهتر و دفتر کسب‌و‌کار بهتر برای مؤسسات خیریه و اعانه‌دهندگان، و کمیسیون ایمنی محصولات مصرف‌کننده که یک دایره‌ی دولتی ایالات متحده است، متضمن دسترسی مصرف‌کنندگان به محصولات و خدمات ایمن، قابل اعتماد، مفید، و دارای بهای معقول هستند. به عنوان مثال، آنها در مورد اسباب‌بازی‌های خطرناک برای کودکان خردسال هشدار می‌دهند، و اعتراض به‌موقع آنها باعث رویه‌ی برچسب‌گذاری رایج است که توضیح می‌دهد چرا یک اسباب‌بازی خاص ممکن است برای کودکان زیر سن خاصی خطرناک باشد. گروه‌های مصرف‌کننده در ایالات متحده همچنین به خریداران در مورد مواد غذایی دستکاری شده از لحاظ ژنتیکی و پرتودهی‌شده، کلاهبرداری‌های فروش تلفنی، و وسایل غیر‌ایمن هشدار می‌دهند. 

رفاه عمومی

آرمان مشترک و شهروند عمومی که توسط رالف نادر تأسیس شده است، طیف وسیعی از مسائل عمومی را پوشش می‌دهد. آنها بر دولت، تجارت، محیط زیست، و هر حوزه‌ی دیگری که منافع عمومی را در معرض تهدید قرار می‌دهند، نظارت می‌کنند.

بیش‌تر این نمونه‌ها سازمان‌های دیده‌بان هستند که در سطح ملی یا بین‌المللی فعالیت دارند، اما همان‌طور که گفته شد، دیده‌بان‌ها می‌توانند محلی هم باشند. 

برخی از نمونه‌ها

  • در یک باهمستان، نوشته‌های سفیدپوستان برتری‌جو‌ که به گروه‌های اقلیت حمله می‌کردند، به‌ طور ناشناس در چمن جلوی بسیاری از خانه‌های محلی انداخته شده بود. بعد از دومین بار، کمیسیون حقوق بشر محلی که مسئول واکنش به چنین رویدادهایی بود، با جمع‌آوری کمکی مختصر از اعضای باهمستان به منظور انتشار یک آگهی تمام‌صفحه در روزنامه‌ی محلی واکنش نشان داد. اعلامیه که چنین فعالیتی را محکوم می‌کرد، همراه با نام چند‌صد تن از رهبران شهر چاپ شد.
  • کمیسیون تاریخی یک شهر علاوه بر سایر وظایف، از ساختمان‌های تاریخی در برابر تخریب محافظت می‌کند؛ حتی اگر مانع ساخت‌و‌ساز جدید باشند. اگر یک بنای تاریخی تهدید به تخریب شود، کمیسیون عموماً دخالت کرده و تخریب قریب‌الوقوع یک مکان تاریخی را به‌ اطلاع مردم می‌رساند و حداقل می‌تواند چنین اقداماتی را تا تکمیل بررسی کامل به تأخیر بیاندازد.
  • رسانه‌های خبری محلی می‌توانند کار دیده‌بانی را نیز انجام دهند. (برخی می‌گویند که این کار اصلی رسانه‌های خبری است.) برای مثال، صدای سن دیگو فساد شهرداری را در آن شهر افشا کرده است. سازمان های خبری آنلاین مشابه در سیاتل، مینیاپولیس سنت پل، شیکاگو، سنت لوئیس، و نیوهی‌ون، کانتیکات فعالیت می‌کنند. (به مطلب «وب‌سایت‌هایی که در اخبار کند‌و‌کاو می‌کنند، به‌ عنوان دیده‌بان باهمستان برخاستند» در نیویورک تایمز، ۱۶ نوامبر ۲۰۰۸، صفحه‌ی ۱۰ مراجعه کنید.)

چرا به عنوان دیده‌بان عمل کنید؟

بدیهی است که دلایل متعددی وجود دارد که چرا شما یا سازمانتان ممکن است بخواهید به عنوان یک دیده‌بان عمل کنید. اکثر این دلایل به نیت انجام کار درست و خدمت به باهمستان مربوط می‌شوند؛ اما اولین موردی که در اینجا فهرست می‌کنیم احتمالاً قدرتمندترین مورد و الهام‌بخش بیش‌ترین فعالیت‌های دیده‌بانی است. 

  • نفع شخصی. یک گروه اغلب به این علت دیده‌بانی را شروع می‌کند که چیزی که آن را مهم می‌داند مورد تهدید واقع شده یا چیزی که مایل است انجام شود، اتفاق نمی‌افتد. به‌ عنوان مثال، اعضای سازمان‌های دیده‌بان محیط زیست، احتمالاً از فضای باز لذت می‌برند. اعضای سازمان‌هایی که خود را حافظ حقوق مالیات‌دهندگان می‌دانند، معمولاً نگران اندازه‌ی صورت‌حساب‌های مالیاتی خود هستند. علاوه بر این، هیچ اشکالی در این نیست. نفع شخصی می‌تواند باعث شود که افراد نسبت به چیزهایی که برای دیگران نیز مهم هستند اشتیاق نشان دهند و ممکن است در نهایت متوجه شوند که به منافع دیگران نیز به اندازه‌ی منافع خود اهمیت می‌دهند.
  • دفاع از کسانی که قدرت سیاسی یا اقتصادی کمی دارند، و کمک به آنها در یادگیری نحوه‌ی به‌دست‌آوردن آن قدرت و استفاده از آن. اغلب اوقات سیاستمداران، شرکت‌ها و دیگرانی که دارای نفوذ هستند، از این نفوذ به بهای کسانی که از آن بهره‌ای ندارند، استفاده می‌کنند. با اولین نشانه‌های مشکل اقتصادی، بودجه‌ی برنامه‌های بهداشتی و خدمات انسانی که به نفع خانواده‌های کم درآمد است، قطع می‌شود. نیروگاه‌هایی که دود می‌کنند، بزرگراه‌ها، فرودگاه‌ها، و تصفیه خانه‌های فاضلاب، اغلب در محله‌ی افراد کم‌درآمد یا گروه‌های اقلیت قرار دارند. یک گروه دیده‌بان می‌تواند به نمایندگی از کسانی صحبت کند که هنوز مهارت‌هایی را به دست نیاورده‌اند که بدانند چه زمانی و چگونه از خود دفاع کنند؛ می‌توانند الگوی این مهارت‌ها برای دیگران باشند و رهبران نوپا را از میان آن جمعیت جذب کنند، تا بتوانند به عنوان دیده‌بان خودشان عمل کنند.
  • آگاه‌نگه‌داشتن شهروندان از آنچه در باهمستان و دنیای آنها اتفاق می‌افتد. شاید وظیفه‌ی اصلی دیده‌بان‌ها جمع‌آوری و ارائه‌ي اطلاعاتی باشد که در جای دیگر در دسترس نیست. بسیاری از آنچه که آنان گزارش می‌کنند، فقط از کاوش مصممانه، یا از افشاگرانی که با مطبوعات یا بازرسان رسمی صحبت نمی‌کنند، کشف می‌شوند. در نتیجه، آنان اغلب می‌توانند مردم را از چیزهایی آگاه کنند که دولت، تجار یا دیگران ترجیح می‌دهند مردم ندانند. در یک دموکراسی، بسیار مهم است که شهروندان بدانند رهبران آنان و دیگر افراد قدرتمند چه می‌کنند و واقعیت‌های اجتماعی چیست. یک دیده‌بان ممکن است کار خلاف یا بی‌کفایتی پنهان دولت یا شرکتی را آشکار کند، به یک موضوع مهم اما نادیده‌گرفته‌شده در باهمستان اشاره کند که لازم است حل شود، یا رفتار غیرمنصفانه یا ناعادلانه‌ی گروه‌ها یا افراد خاصی را برملا کند. بنابراین اطلاعاتی را در اختیار عموم قرار می‌دهد که برای درک و آغاز اصلاح وضعیت نیاز دارند.
  • حفظ قدرت در دستان باهمستان، نه کسانی که پول یا قدرت یا ارتباطات دارند. در یک باهمستان دموکراتیک، بنا به تعریف، قدرت سیاسی در اختیار شهروندان است. اما در بسیاری از موارد، گروه کوچکی از افراد صاحب نفوذ، این قدرت را در دست می‌گیرند و از آن به سود خود استفاده می‌کنند؛ بدون آنکه اکثر مردم متوجه شوند. دیده‌بان می‌تواند با فاش‌کردن چنین وضعیتی، حفظ یا باز‌پس‌گیری آن قدرت را برای باهمستان یا ملت امکان‌پذیر کند تا تضمین شود که قانون برای همه یکسان است.
  • جلوگیری از عواقب بدی که می‌تواند از نظر اقتصادی یا اجتماعی برای باهمستان هزینه داشته باشد. دیده‌بان می‌تواند با اشاره به شرایطی که نیاز به اصلاح دارد، به باهمستان کمک کند تا از احتمال دعوای حقوقی، پاکسازی محیطی، درگیری نژادی یا سایر نتایجی که می‌توانند پرهزینه یا حتی فاجعه‌بار باشد جلوگیری کند.
  • ترویج عدالت اجتماعی و تحولات اجتماعی. دیده‌بان به واسطه‌ي فعالیت خود، می‌تواند اطمینان دهد که با همه رفتاری عادلانه خواهد شد و همه‌ي اعضای باهمستان به آنچه نیاز دارند خواهند رسید و مردم برای آنکه باهمستان را به جایی بهتر برای زیستن تبدیل کنند، نیاز به تغییر را درک و مورد پشتیبانی قرار می‌دهند.
  • حفظ آرمان‌های دموکراتیک. توماس جفرسون شاید این را نوشته باشد یا ننوشته باشد «شهروندی آگاهانه، سپر دموکراسی است.» (هیچ کس تا به حال منبع دقیق این نقل قول را پیدا نکرده است.) با این حال، او در سال ۱۸۲۰، نزدیک به پایان یک زندگی طولانی، پرحادثه، و متفکرانه، نوشت: «من جز خود مردم، هیچ منبع امنی از قدرت‌های نهایی یک باهمستان را نمی‌شناسم؛ و اگر فکر کنیم که آنها فاقد روشن‌ضمیری کافی هستند تا سلطه‌ی خود را با صلاح‌دید کامل اعمال کنند، چاره این نیست که آن را از آنها بگیریم، بلکه باید صلاح‌دیدشان را اصلاح کنیم.» به عبارت دیگر، حفظ دموکراسی منوط به استفاده از قدرت آن توسط همه‌ی شهروندان است. اگر به نظر می‌رسد که دانش و اطلاعات لازم برای استفاده از این قدرت‌ها را ندارند، راه حل این است که مطمئن شوید آن دانش و اطلاعات را کسب کرده‌اند. بخش بزرگی از وظایف دیده‌بان، انجام این وظیفه است.
  •  عدالت ساده. گاهی اوقات، اعمال نهادی خاص مانند یک دایره‌ی دولتی، یک شرکت، یک مؤسسه، یک گروه اجتماعی کاملاً اشتباه است. ممکن است علناً به دیگران آسیب برساند، با دغل‌کاری دیگران را به همین کار تحریک کند، خود را به هزینه‌ی دیگران ثروتمند کند، یا عمداً از اصلاح شرایطی که به افراد، گروه‌ها یا کل باهمستان آسیب می‌رساند امتناع کند. دیده‌بان‌ها می‌توانند اعمال یا انفعال آن را افشاء کنند، آن را در معرض دید عموم قرار دهند و آن را برای آسیب‌هایی که به بار آورده پاسخگو کنند. 

چه کسی باید دیده‌بان باشد؟

برخی از سازمان‌های دیده‌بانی وجود دارند (عفو بین‌الملل نمونه‌ی خوبی است) که به‌ طور خاص برای این منظور تأسیس شده‌اند. سازمان‌های دیگری هم هستند (مانند باشگاه سیه‌را) که برای اهداف دیگری تأسیس شده‌اند و هنوز هم همان کار را انجام می‌دهند، اما وظیفه‌ی دیده‌بانی دارند. در واقع، هر سازمانی که دستور کاری دارد، باید دیده‌بانی را یکی از وظایف خود بداند.

بعضی از سازمان‌ها و افرادی که حداقل برخی اوقات دیده‌بانی برای آنها مناسبت دارد عبارتند از:

  • ارگان‌ها یا سازمان‌های مرتبط با یک موضوع خاص. منطقی است که یک سازمان محیط زیست مراقب آلوده‌کننده‌ی محله باشد یا یک گروه حمایت از سالمندان بر قیمت داروها نظارت کند.
  • افراد متأثر از یک مسئله یا وضعیت یا سازمان‌هایی که آنان را نمایندگی می‌کنند. افرادی که به زبان‌هایی غیر از انگلیسی صحبت می‌کنند یا تحت برنامه‌ی انگلیسی به‌ عنوان زبان دوم یا زبان دیگر (ESOL) هستند، شاید در شرایطی که زبان واقعاً نقشی در حوزه‌ی کار متقاضی ندارد، مراقب تبعیض در استخدام باشند.
  • سازمان‌های حرفه‌ای. کانون وکلای ایالتی ممکن است با بررسی دقیق اخلاقیات وکلا به‌ عنوان دیده‌بان عمل کنند. اداره‌ی کسب‌و‌کار بهتر که سازمانی تجاری است، در مورد مشاغل غیراخلاقی یا ناکارآمد به باهمستان هشدار می‌دهد.
  • سازمان‌هایی که منافع عمومی را نمایندگی می‌کنند. در بالا به گروه‌هایی مانند آرمان مشترک و شهروند عمومی اشاره کردیم که در سراسر کشور فعالیت می‌کنند. گروه‌های پژوهش منافع عمومی ایالتی در سطح ایالتی بر منافع عمومی نظارت دارند. هرچند تعداد کمی از سازمان‌ها در آغاز کار، در سطح محلی نظارت چند‌منظوره دارند، اما برخی در طول زمان به این نقش مشغول می‌شوند.
  • مؤسسات، سازمان‌ها و افراد مراقب پیامدهای اقتصادی سیاست‌ها، رویه‌ها، و اقدامات. سازمان‌های مالیات‌دهندگان (چه آنهایی که برای مالیات‌های کم‌تر مبارزه می‌کنند، یا سازمان‌هایی که برای مالیات‌های عادلانه‌تر یا بیش‌تر مبارزه می‌کنند) عموماً چشمان خود را برای حیف‌و‌میل دولتی و نقض آنچه حقوق اقتصادی تلقی می‌کنند، باز نگه می‌دارند. اتحادیه‌ها سعی در حفظ امنیت اقتصادی و حقوق اعضای خود دارند و به پیامدهای اقتصادی تصمیمات کارفرمایان دقیقاً توجه می‌کنند.
  • کسانی که جزو گروه‌های اقلیت هستند یا منافع اقلیت‌ها را نمایندگی می‌کنند و می‌خواهند مطمئن شوند که مورد تبعیض قرار نمی‌گیرند و نگرانی‌هایشان نادیده گرفته یا فراموش نمی‌شود. سازمان‌های حقوق مدنی، اتحادیه‌ی ضد‌افترا، سازمان‌های قومی محله، و سازمان‌های حمایت از همجنس‌گرایان همگی نمونه‌هایی از این موارد هستند.
  • کسانی که دغدغه‌ی حفظ آرمان‌های دموکراتیک را دارند. مردم پشتیبان شیوه‌ی آمریکایی، گروه اقدام وزارتی مشترک‌المنافع [بریتانیا]، تبادل جهانی مستقر در سانفرانسیسکو، و خانه‌ی آزادی مستقر در نیویورک، همگی سازمان‌های دیده‌بانی و مراقب وضعیت دموکراسی هستند. سازمان‌های کوچک‌تری که برای پیروزی در انتخابات با بودجه‌ی عمومی فعالیت می‌کنند یا صرفاً مراقب صداقت و شایستگی دولت هستند، ممکن است همان جایگاه را در سطح محلی پر کنند.

 هرچند نمونه‌های بالا بیش‌تر مربوط به سازمان‌ها هستند، توجه داشته باشید که این امکان نیز وجود دارد که یک فرد به عنوان دیده‌بان عمل کند. آن شخص اغلب منصوب خود‌خوانده است و انگیزه‌اش اشتیاق و گاهی دانش تخصصی در مورد یک موضوع خاص است. در سطح محلی، این مسئله ممکن است تعمیر و نگهداری پارک، یا آموزش جنسی، یا امور مالی شهر، یا تعمیر چاله باشد؛ شما می‌توانید در رابطه با هر موضوع محلی دیده‌بانی کنید.

دیده‌بان منفرد می‌تواند به دلیل اشتیاق و دانش خود و همچنین وقتی که برای هدف خود صرف می‌کند، بسیار کارآمد باشد. ضمناً گاهی شاید او را بی‌اطلاع یا مانع‌تراش (شاید هم گاهی واقعاً چنین باشد) یا پای لنگ باهمستان بدانند که اسباب دردسر همگان است. اگر نقش دیده‌بان منفرد را بر عهده می‌گیرید، مراقب باشید که حتماً از واقعیات مطلع هستید یا آنچه که نظارت می‌کنید واقعاً برای عموم یا منافع جهانی مهم است. (ممکن است زنده‌نگه‌داشتن یک گونه‌ی حشره یا ماهی در حال انقراض کاری محبوب نباشد یا به نفع عموم تلقی نشود، برای این کار می‌توان یک استدلال موجه و مهم ارائه داد. توسل به همین استدلال در مورد نظارت بر رنگ آجرهای مرکز خرید تازه، کار دشواری است.)

چه وقت باید دیده‌بانی کرد؟

دیده‌بانی کاری است که مانند بسیاری از فعالیت‌های مرتبط با سیاست‌گذاری، تقریباً همه باید مدام انجام دهند. اما درست همان‌طور که ممکن است افراد و گروه‌هایی در کار دیده‌بانی کارآمدتر از دیگران باشند، مواقعی نیز وجود دارد که فعالیت دیده‌بانی به‌ طور اخص مناسب و مفید است.

  • وقتی در پی ایجاد یا تغییر قوانین یا مقررات هستید. در اینجا دیده‌بانی از آن جهت اهمیت دارد که به تقویت استدلال شما برای تغییری که پشتیبان آن هستید کمک می‌کند. به‌ عنوان مثال، اگر بتوانید ثابت کنید که یک شرکت در حال تقلب یا کلاهبرداری از سهامداران خود است، ممکن است بتوانید قانونگذاران یا مقامات را متقاعد کنید که برای جلوگیری از این اتفاق قوانین سخت‌تری را وضع کنند.

در پی معاملات مشکوک و رسوایی‌های حسابداری و نیز ورشکستگی انرون، ورلدکام، و سایر شرکت‌ها، کنگره‌ی ایالات متحده برای تنظیم صنعت حسابداری قوانین تازه‌ای را وضع کرد تا مدیران عامل و هیئت مدیره‌ی شرکت‌ها را در قبال معاملات شرکت‌های خود بیش‌تر مسئول سازد. بسیاری از اطلاعاتی که منجر به این قانون شد توسط سازمان‌های نظارتی دولتی و خصوصی کشف شد.

  • زمانی که یک پروژه یا سرمایه‌گذاری جدید شروع می‌شود یا در آستانه‌ی شروع است و شما درباره‌ی تأثیر آن تردید دارید. شاید نگران باشید که مبادا ادغام دو بیمارستان، به افت مراقبت از افراد فاقد بیمه منجر شود؛ یا تأثیرات زیست‌محیطی یک کسب‌و‌کار تازه، بسیار فراتر از چیزی باشد که قبلاً پیش‌بینی می‌شد. اگر دیده‌بانی شما نشان دهد که حق با شماست، شاید بتوانید پروژه را متوقف کنید یا آن را برای جلوگیری از پیامدهای منفی، تغییر دهید.
  • وقتی که فکر می‌کنید منافع عمومی در خطر است. هنگامی که قوانین یا مقررات به نفع یک فرد یا گروه کوچک، و به ضرر بقیه‌ی اهالی باهمستان است؛ وقتی که یک واحد تجاری اقداماتی می‌کند که سلامت، ایمنی، رفاه اقتصادی یا ثبات اجتماعی باهمستان را تهدید می‌کند؛ زمانی که سیاست‌ها، حقوق یا منافع گروه خاصی را به خطر می‌اندازند، به‌ویژه گروهی که از حق رأی محروم هستند، هر یک از اینها برای پوشیدن ردای دیده‌بانی و محافظت از منافع باهمستان، فرصت خوبی هستند.
  • هنگامی که یک نهاد یا فرد؛ دولت یا یک مقام دولتی، یک شرکت یا صنعت، اداره‌ی پلیس، یک برنامه‌ی خدمات انسانی و غیره، در گذشته ثابت کرده که قابل اعتماد نیست. هیئت‌های بازبینی غیرنظامی که بنا به تعریف دیده‌بان هستند، اغلب برای نظارت بر ادارات پلیس تشکیل می‌شوند که مشاهده شده مستعد خشونت، نژادپرستی یا سوء‌استفاده‌های دیگر از قدرت هستند.
  • هنگامی که در مورد فعالیت‌ها یا اقدامات واقعی، برنامه‌ریزی‌شده یا احتمالاً مضر یا مشکوک اطلاعاتی دریافت می‌کنید. در چنین مواردی، توسط یک افشاگر، منبعی قابل اعتماد، یا تحقیقات خودتان، متوجه می‌شوید که تخلف اخلاقی یا قانونی صورت گرفته، رویه‌های وضع‌شده رعایت نمی‌شوند، یا نوعی از بی عدالتی رخ داده یا محتمل رخ دهد. این موقعیتی شناخته‌شده است که طی آن دیده‌بان می‌تواند زوایای تاریک را روشن کرده و از سوء‌استفاده عمومی جلوگیری کند.
  • هنگامی که دموکراسی به طور واقعی یا بالقوه مورد حمله قرار می گیرد. هنگامی که یک ساز‌و‌برگ سیاسی تهدید می‌کند که کنترل روند سیاسی را به دست خواهد گرفت، هنگامی که گروهی از مردم از حقوق قانونی خود محروم می‌شوند، یا زمانی که به نظر می‌رسد یک لابی‌گر یا گروهی کوچک یا فردی با جیب‌های پرپول و ارتباطات همه‌کاره است، دیده‌بان‌ها به‌شدت مورد نیازند.
  • وقتی عدالت صرف ایجاب می‌کند. گاهی اوقات، فقط لازم است کسی باشد که بدون پرده‌پوشی حرف بزند. وقتی خلاف یا بی‌عدالتی آشکاری مورد چالش قرار نمی‌گیرد، یک دیده‌بان می‌تواند بهترین دفاع در برابر بی‌عدالتی باشد.

به ‌عنوان دیده‌بان چگونه عمل می‌کنید؟

حالا که تصمیم گرفتید دیده‌بان باشید و تعیین کردید که می‌خواهید چه نوع دیده‌بانی باشید، بعد چه می‌شود؟ از قضا، خیلی چیزها. نگهبانی انسان، به سهولت نگهبانی سگ نیست. از روز‌خوابیدن و پارس‌کردن به مأمور زباله خبری نیست. باید درباره‌ی موضوع و نهادهای مورد نظر خود اطلاعات زیادی داشته باشید، مدام مترصد دریافت اطلاعات باشید و سپس با آن اطلاعات کاری مو‌ٔثر انجام دهید.

تحقیق کنید

این نه یک گام منفرد، بلکه دیده‌بانی مستمر است. دیده‌بانان مرتب در حال تحقیق هستند. این تنها بخش کار است که هرگز پایان مشخصی ندارد.

همه چیزهایی را که باید بدانید، بیاموزید تا بتوانید پیشینه و تاریخچه‌ی موضوع(ها)، موقعیت(ها) و نهادهایی را که در نظر دارید، توضیح دهید و درباره‌ی آن بحث کنید.

اگر می‌خواهید یک دیده‌بان کارآمد باشید، باید بدانید که هر اطلاعاتی چه وقت اهمیت دارد و به چه معناست. این یعنی آشنایی کامل با:

  • قوانین و مقرراتی که به حوزه‌ها و نهادهای مورد نظر شما مربوط می‌شوند. این می‌تواند شامل قوانین زیست‌محیطی، مقررات گزارش به شرکت‌ها، آیین‌نامه‌های کمیته‌ی مدرسه‌ی شهر، یا هر قانون و مقررات مرتبط دیگری باشد.
  • اطلاعات پیشینه. این شامل اقتصاد، تاریخ (اعم از عمومی و محلی)، سیاست، و مسائل روانشناختی یا اجتماعی است که با موضوع شما مرتبط است و همچنین هر دانش تخصصی مانند علوم، که باید آن را کاملاً درک کنید. همچنین شامل نتایج مطالعات و سایر تحقیقات مربوط به آن می‌شود.
  • هویت مخالفان، استدلال‌ها یا توجیهات آنان، و استدلال‌های متقابل.

مطمئن شوید که استدلال‌های متقابل شما واضح و منسجم هستند و در واقع نشان می‌دهند که حق با شماست. اگر مجبورید در پی استدلال متقابل مؤثر بگردید، یا به «من فقط می‌دانم که ما درست می‌گوییم و آنها اشتباه می‌کنند» متوسل شوید، شاید حق با شما نباشد. سعی کنید عقلانی عمل کنید، احساسات همیشه حاکی از حقیقت نیست.

  • پیامدهای احتمالی اقدامات یا سیاست‌های گوناگون. اینها شامل اقدامات یا سیاست‌هایی است که ممکن است راه‌اندازی کنید، یا اقدامات یا سیاست‌هایی که ممکن است مخالفان شما یا دیگران اتخاذ کنند. ممکن است در این مورد از متخصصان گواهی یا مشاوره بخواهید.
  • چه کسانی ممکن است از اقدامات یا سیاست‌های پیشنهادی آسیب ببینند، و چه کسانی ممکن است سود ببرند. حکایات دست‌اول از کسانی که شاید آسیب دیده باشند، می‌تواند در اینجا بخش تأثیرگذاری از گزارش دیده‌بان باشد. شما باید تأثیر بر افراد و به‌ طور کلی باهمستان، یا تأثیر بر منافع عمومی را در نظر داشته باشید.
  • تاریخچه و سوابق نهاد یا نهادهایی که تحت نظر دارید. شما بسیاری از اطلاعات مورد نیاز خود را در اسناد عمومی پیدا خواهید کرد: پرونده‌ی شرکت‌ها، سوابق مالیاتی، اسناد دادگاه، صورتجلسات قانونی یا قانون‌گذاری، و جلسات علنی. علاوه‌بر‌این، می‌توانید آرشیو رسانه‌ها و اینترنت را برای داستان‌ها یا مقالات مرتبط بررسی کنید. همچنین می‌توانید افرادی را جستجو کنید که تجربه‌ی مستقیمی با نهاد یا نهادهای مورد نظر داشته‌اند، یا بنا به عبارت «گفته می‌شود»، از برداشت عمومی مردم استفاده کنید.
  • افرادی که نفوذ داشته‌اند یا شاید اطلاعات مهمی داشته باشند. به یاد بیاورید که چگونه واترگیت با کمک یک منبع ناشناس در دولت نیکسون با نام مستعار «خبرچین» که بعداً به عنوان یک مقام اف‌بی‌آی شناخته شد، کشف شد.
  • گروه‌های دیگری که در حال حاضر یا در گذشته در قالب دیده‌بانی یا فعالیتی مشابه، با مسائل، اقدامات، سیاست‌ها یا نهادهای مشابه مرتبط بوده یا هستند. آنها احتمالاً اطلاعات و ارتباطات مهمی دارند که می‌تواند در وقت و تلاش شما صرفه‌جویی کند. ضمناً شاید بتوانید با همکاری یکدیگر، در مقایسه با فعالیت جداگانه، دستاوردهای بیش‌تری کسب کنید. 

حقایق مربوط به وضعیت فعلی مسئله، و یا سیاست‌ها و عملکردهای فعلی نهادهایی که مد نظر دارید

این مرحله ممکن است به چندین نوع مختلف جمع‌آوری داده نیاز داشته باشد:

  • جستجوی اطلاعات موجود. علاوه بر آنچه در کتابخانه‌ها در دسترس است، می‌توانید مطالب مهمی را در اسناد و مدارک عمومی، فایل‌های رسانه‌ها و اینترنت بیابید. در مورد اخیر، بیش‌تر سازمان‌های بزرگ دیده‌بانی، مقادیر عظیمی از اطلاعات روز را در وب‌سایت‌های به‌روز‌شده ارائه می‌دهند، و ضمناً می‌توانید بخشی از آنچه را که جستجو می‌کنید، در سایت‌های اطلاعات عمومی، تالارهای گفتگو، و گروه‌های گپ پیدا کنید.
  • مشورت با کارشناسان. محققان، دانشگاهیان یا مقامات دولتی هم شاید آخرین آمار یا نتایج یک پژوهش اخیر را در اختیار داشته باشند و نیز شاید بتوانند در مورد کل موضوع، نظری ارائه دهند.
  • مشاهده. می‌تواند از بررسی رنگ‌ و بوی موادی که از لوله‌ي خروجی کارخانه به رودخانه می‌ریزد، تا شرکت در جلسات عمومی را شامل شود.
  • نظارت بر رفتار. رفتار آن شرکت با کارگرانش چگونه است؟ آیا پلیس، اقلیت‌ها را بیش‌تر از شهروندان سفیدپوست به‌ طور تصادفی متوقف می‌کند؟ آن سیاستمدار واقعاً چگونه رأی می‌دهد؟ در سال گذشته چند بار آن سازمان نظارتی هشدارهایی را که باید مورد بررسی قرار گیرد، پیگیری کرد؟ نظارت بر رفتار نهادهای مورد نظر شما می‌تواند مطالب زیادی را به شما بگوید.
  • بررسی مستقیم. گاهی اوقات، شما برای دانستن آنچه می‌خواهید، ناچار هستید کارآگاه شوید. این ممکن است به معنای یافتن و مصاحبه با افشاگران یا سایر افراد درون سازمانی، آزمایش آب یا خاک یا یک محصول، به‌دست‌آوردن و غربال‌کردن تعداد زیادی سوابق یا اسناد، یا استفاده از قانون آزادی جریان اطلاعات باشد.

I. F. Stone، نویسنده، سردبیر و ناشر فقید هفته‌نامه‌ی I. F. Stone، برای بسیاری از روزنامه‌نگاران محقق یک قهرمان است. از آنجایی که او نزدیک‌بین بود، فکر نمی‌کرد توانایی انجام تحقیقات و مصاحبه‌ی رو‌در‌رو در محل را داشته باشد. در نتیجه، او هزاران صفحه از مجلات، روزنامه‌ها، اسناد کنگره، و سایر اسناد عمومی را غربال کرد و متوجه تناقضات، تضادها و دروغ‌های آشکار شد و معیارهای منطق و روزنامه‌نگاری را به کار گرفت. او به طرز فوق‌العاده‌ای پیگیر بود و هر کلمه از نشریات و اسناد متعدد را می‌خواند تا مطمئن شود که دقیقاً چه خبر است. این روش او را قادر ساخت تا به یکی از معتبرترین منتقدان جنگ ویتنام تبدیل شود و در کنار سایر داستان‌ها، حقیقت قتل عام مای لای را افشا کند.

درسی که در اینجا وجود دارد این است که برای انجام تحقیقات شایسته، لازم نیست یک کارآگاه خصوصی شبیه شخصیت‌های تلویزیونی باشید. اما باید وقت، صبر و پشتکار داشته و بی‌طرف باشید. 

شبکه‌سازی کنید و منابع را پرورش دهید

همان‌طور که اغلب در این فصل تأکید شده، تماس مستقیم با افراد دیگر، اغلب به بهترین اطلاعات منجر می‌شود. بدیهی است که شناخت افشاگران در داخل دولت، تجارت یا سازمان‌هایی که می‌توانند اطلاعات محرمانه را در اختیار شما قرار دهند، مهم است، اما افراد دیگری نیز هستند که می‌توانند به همان اندازه منابع خوبی باشند. دستیاران حقوقی، افرادی که صرفاً در یک شرکت یا تأسیسات خاص کار می‌کنند، کسانی که تحت تأثیر موضوع مورد نظر یا اقدامات نهاد تحت نظارت قرار می‌گیرند و متخصصان امر ممکن است اطلاعات مهمی را با شما در میان بگذارند.

ممکن است شما مستقیماً هیچ یک از این منابع را نشناسید یا به آنها دسترسی نداشته باشید؛ در اینجاست که شبکه‌سازی وارد صحنه می‌شود. شاید دوستان یا همکاران شما، با کسانی که می‌خواهید با آنان تماس بگیرید ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم داشته باشند. ممکن است شخصی که با او مصاحبه می‌کنید، حاضر باشد شما را ضمانت کرده و شخص دیگری را که برای تحقیقات شما مهم است، به شما معرفی کند. شبکه‌ی خود را تا حد امکان گسترش دهید؛ هرگز نمی‌دانید چه کسی ممکن است مهم باشد.

احترام به منابع و محدودیت‌های آنان بسیار ضروری است. شاید آنان، نه شما، با صحبت‌کردن با شما چیزی را به خطر بیندازند؛ شغل، شهرت حرفه‌ای، حرفه‌ی سیاسی. از آنان بیش از حد استفاده نکنید، و از آنان نخواهید که خود را به خطر بیندازند یا مورد سوءظن قرار دهند؛ مگر اینکه به‌وضوح مایل به این کار باشند. مهم‌تر از همه، خودتان بدون اجازه‌ی آنان، کاری نکنید که به خطر افتاده یا مورد سوءظن قرار بگیرند. بدین‌ترتیب، نه تنها در معرض ریسک از‌دست‌دادن آنان به‌ عنوان منبع قرار می‌گیرید، بلکه اعتماد آنان را زیر پا می‌گذارید، در حالی که هیچ حق اخلاقی برای انجام این کار ندارید؛ مگر اینکه از چیزی بسیار مهم‌تر، مانند مرگ یا جراحات جدی یا یک فاجعه‌ی بهداشت عمومی، جنگ غیر‌ضروری، یا سلطه‌ی یک تمامیت‌خواه جلوگیری کنید. حتی در این صورت هم، باید به منابع خود بگویید که قرار است چه کاری انجام دهید، تا در صورت لزوم بتوانند تا در امکان از خود محافظت کنند.

 ببینید که با اطلاعاتی خود می‌خواهید چه کاری انجام دهید

اطلاعات بی‌فایده است مگر اینکه کاری با آن انجام دهید. بسته به اینکه چه نوع دیده‌بانی هستید، چندین گزینه در اختیار دارید:

ممکن است هنوز از خود بپرسید که چه نوع دیده‌بانی باید باشید. چگونه این تصمیم را می‌گیرید؟ چند معیار وجود دارد که بسیاری از آنها قبلاً در این بخش مطرح شده‌اند. 

به طور خلاصه، می‌توانید موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • موضوع شما به چه چیزی کمک می‌کند؟ اگر به طور خاص قصد دارید متخلف را افشا کنید، مانند اینکه عموم مردم یا مجریان قانون یا سازمان‌های نظارتی را در جریان قرار دهید، ممکن است جمع‌آوری و افشای اطلاعات تنها کاری باشد که می‌خواهید یا باید انجام دهید. به‌خصوص، اگر فعالیتی که به آن می‌پردازید قرار نیست افشاء شود، برای مثال فعالیت غیرقانونی یک سیاستمدار یا تبعیض فاحش در شرایطی که خلاف قانون است، تنها کاری که باید بکنید این است که آن را افشا کنید و افکار عمومی و قانون بقیه‌ی کار را انجام خواهد داد. اگر موضوع چیزی است که قانون یا دولت نمی‌خواهد یا نمی‌تواند اقدامی انجام دهد، ممکن است لازم باشد فعال‌تر باشید، اعتراض عمومی را برانگیزید یا شکایت کنید.
  • سازمان‌های دیگر چه می‌کنند؟ اگر در حال حاضر افراد دیگری سازماندهی شده‌اند تا در این زمینه اقدام کنند، بهتر است کار به آنها واگذار شود. وظیفه‌ی شما این است که اطلاعاتی را به دست آورید در اختیار آنها قرار دهید تا با استفاده از آن اقدام مؤثرتری انجام دهند.
  • در چه کاری مهارت دارید؟ نقاط قوت سازمان شما چیست؟ اگر در کار تحقیق تبحر دارید، پس احتمالاً باید این کار را انجام دهید. از طرف دیگر، اگر ارتباطات و مهارت‌های سیاسی بالایی دارید، لابی‌کردن برای تغییر شاید مناسب‌تر باشد. سعی نکنید افراد یا سازمان‌ها را مجبور به کاری کنید که قابلیت آن را ندارند؛ از توانایی‌های خود استفاده کنید تا بیش‌ترین تأثیر را داشته باشید.
  • از چه منابعی می‌توانید استفاده کنید؟ کمپین‌های سراسری یا فعالیت‌های عمده، مستلزم افراد، زمان و پول هستند. اگر به آنچه برای انجام این موارد نیاز هست دسترسی ندارید، در عوض باید از تلاش‌های خود در جایی و با روشی استفاده کنید که می‌توانند بیش‌ترین تأثیر را داشته باشند.
  • کجا می‌توانید بیش‌ترین کارایی را داشته باشید؟ انجام یک کار کوچک‌تر که می‌توانید در آن موفق شوید، عاقلانه‌تر از تلاش برای انجام کاری است که باید انجام شود اما فراتر از ظرفیت شماست. ممکن است بخواهید در سطح ایالت به خشونت خانگی پایان دهید، اما اگر ارتباطات ایالتی و توانایی ایجاد یک سازمان بزرگ که بتواند در بسیاری از باهمستان‌ها عمل کند را ندارید، بهتر است روی باهمستان خود متمرکز شوید. اگر در آنجا موفق باشید، ممکن است اعتباری به‌ دست آورید که به شما امکان می‌دهد سازمانی در حد ایالت تشکیل دهید.

 کاری نکنید

اگر دیده‌بان هستید، شاید این گزینه‌ای به نظر نرسد: هر چه باشد، جمع آوری و انتشار اطلاعات کار شماست. با این حال، مواقعی وجود دارد که دست‌نگه‌داشتن، حداقل به طور موقت، بهترین اقدام است. 

  • اگر شما یا کس دیگری در حال مذاکره با نهادی هستید که آن را پایش می‌کنید، بد نیست اطلاعات را فاش نکرده و فقط در صورت نیاز از آن استفاده کنید.
  • اگر از قبل توافقی به‌ عمل آورده یا شاهد تغییر رضایت‌بخشی هستید و اطلاعاتی که در اختیار دارید مربوط به دوره‌ی قبل است، شاید بهتر است که آن را فاش نکنید یا از آن استفاده نکنید، مگر اینکه طرف مقابل در حفظ توافق مشکلی داشته باشد. مردم و نهادها می‌توانند تغییر کنند و باید این فرصت را به آنها داد.
  • اگر اطلاعات شما، منبع یا افراد بی‌گناه دیگری را که از این موقعیت آسیب می‌بینند مورد شناسایی یا خطر قرار می‌دهد (مگر اینکه همان‌طور که در بالا توضیح دادیم، موضوع آنقدر مهم باشد که مشکلات افراد را کم‌رنگ کند). 

افشاء کنید

اطلاعات خود را از طریق رسانه‌ها با مردم در میان بگذارید. شاید به نتایج خاصی امیدوار باشید، اما ممکن است منابع یا اختیارات سازمانی لازم را نداشته باشید که بتوانید کار بیش‌تری انجام دهید. اگر توانایی بیش‌تری دارید، سایر امکانات برای افشاگری عبارتند از انتشار گزارش (که اگر صاحب اعتبار باشید، احتمالاً پوشش رسانه‌ای نیز خواهد داشت)؛ برگزاری جلسات استماع یا گردهم‌آیی عمومی، و راه‌اندازی تظاهرات.

ممکن است بخواهید اعتراض یا اقدامی را برانگیزید یا با این روش‌ها بر افکار عمومی تأثیر بگذارید؛ اما شاید هنوز هم برای انجام کاری اساسی‌تر از جمع‌آوری و انتشار اطلاعات، منابع لازم را نداشته باشید. I. F. Stone مطمئناً مایل بود ببیند که نوشته‌هایش نتیجه می‌دهد، اما با این حال، خود را نه در مقام رهبری چنین اقدامی، بلکه تنها در قالب کسی می‌دید که اطلاعات منجر به اقدام را فراهم می‌کند.

از یافته‌ها به‌ عنوان اهرم استفاده کنید

راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توان از اطلاعات، برای کسب نتیجه‌ی دلخواه استفاده کرد:

  • برای اعمال فشار جهت رسیدن به توافق یا گرفتن امتیاز از تصمیم‌گیران، یک شرکت یا یک سازمان متخلف، از تهدید به افشاگری یا گزارش به مقامات استفاده کنید. این احتمالاً روشی است که اصطلاح دیده‌بان اغلب به ذهن متبادر می‌کند.
  • از اطلاعات خود طوری استفاده کنید که نشان دهد نهاد مورد نظر شما مسئله‌دار است تا رفتارش را تغییر دهد. هرچند اطلاعات شما ممکن است خسارت‌بار باشد، اما شاید چیزی هم نباشد جز اطلاعات. به عنوان مثال، اگر نگران رویه‌های زیست‌محیطی یک شرکت هستید و شواهدی را جمع‌آوری کرده‌اید که نشان می‌دهد استفاده از روش‌های سازگار با محیط‌ زیست از نظر مالی برای شرکت هم منفعت بیش‌تری خواهد داشت، شاید بتوانید آن را متقاعد کنید که از چنین روش‌هایی استفاده کند. ممکن است تمایل بیش‌تری داشته باشد، چون این کار آن را مثل یک شرکت نمونه جلوه دهد.
  • از اطلاعات برای فشار‌آوردن بر یک بازرس استفاده کنید تا دست به اقدام بزند. شاید عمومی‌کردن اطلاعات شرکت را متقاعد کند که به استانداردها یا قوانینی که به دلایل سیاسی یا دلایل دیگر تمایلی به اجرای آنها نداشته است، توجه کند. شاید در این دلایل عمدی در کار نبوده؛ مثلاً کمبود منابع، اما بازرس همچنان موظف است کار خود را انجام دهد.
  • از اطلاعات برای ارائه‌ی شواهدی استفاده کنید که بازرس برای اقدام بر علیه یک نهاد بدان نیاز دارد.
  • از اطلاعات استفاده کنید تا دولت، نهادی دیگر یا مردم تحریک به اقدام شوند. اگر شواهد انکارناپذیری دارید مبنی بر اینکه پرداختن به موضوع یک ضرورت عمومی است، شاید برای ایجاد یک اتفاق کافی باشد. 

اقدام رسمی انجام دهید

این اقدام می‌تواند ثبت شکایت در دفتر بازرسی دولت یا صنعت، اداره‌ی تجارت بهتر یا اتاق بازرگانی یا یک سازمان حرفه‌ای باشد، به منظور اعمال تحریم‌های رسمی. اقدام رسمی ممکن است در سازمان یا گروه خود شما باشد - اعتصاب، درخواست مذاکره، تحریم و غیره. یا شاید منظور از اقدام رسمی، اقدامی توسط دستگاه قضایی بوده و مستلزم شکایت قانونی باشد.

گزینه‌ی دیگر در اینجا استفاده از نظام انتخاباتی است. می‌توانید از یک کاندیدا در مقابل کسی که بر خلاف منافع عمومی عمل کرده پشتیبانی کنید یا حتی خودتان کاندیدا شوید؛ یا می‌توانید از کسی طرفداری کنید که وعده داده تغییرات خاصی را در سیاست‌گذاری ایجاد کند.

برای استفاده از اطلاعاتی که در اختیار دارید، چهار گزینه را می‌توان به طرز عمل یک سگ نگهبان واقعی تشبیه کرد. در حالت اول، حداقل به طور موقت، اطلاعات را مسکوت می‌گذارید؛ می‌دانید کسی نزدیک می‌شود، اما مثل یک سگ نگهبان هنوز روی قالی دراز کشیده‌اید و آنچه را که می‌دانید به دیگران نمی‌گویید. در مورد دوم، یعنی عمومی‌کردن، شما برای هشدار‌دادن به دیگران پارس می‌کنید، اما هیچ اقدامی انجام نمی‌دهید. در موقعیت سوم، با استفاده از اطلاعات خود به عنوان یک اهرم، روی پا ایستاده و دندان نشان می‌دهید تا به مهاجم بفهمانید که اگر مراقب قدم‌های خود نباشد، در خطر خواهد بود. در آخرین مورد، یعنی اقدام رسمی، دندان‌های شما در پای او فرو می‌رود.

توجه داشته باشید که هر چه در موضع دیده‌بانی خود فعال‌تر باشید، احتمال بروز مخالفت‌ها هم بیش‌تر شده و واکنش‌های منفی و همچنین مثبتی را تجربه خواهید کرد. کسانی که در قدرت هستند، به‌ویژه کسانی که آنان را هدف می‌گیرید، احتمالاً دوست شما نیستند و شاید سعی کنند شما را بد نام کرده یا شهرت و سازمان شما را از بین ببرند. شاید برخی از افراد در باهمستان اقدام شما را تأیید نکنند. اگر شما یک افشاگر منفرد هستید، مثل کسی در یک شرکت، آژانس یا نهاد که فعالیت‌های غیراخلاقی یا غیرقانونی را گزارش می‌کند، ممکن است اخراج شده و در لیست سیاه قرار بگیرید؛ طوری که شاید در زمینه‌ی کاری خود دیگر نتوانید شغلی پیدا کنید. (این نوع از انتقام، غیرقانونی است، اما همیشه اتفاق می‌افتد.) هیچ‌کدام از اینها لزوماً نباید شما را متوقف کنند، اما مهم است که بدانید وارد چه قلمرویی می‌شوید. 

موضع دیده‌بانی خود را برای دراز‌مدت حفظ کنید

مهم نیست که بتوانید یا انتخاب کنید که چه نوع دیده‌بانی باشد؛ اما یک چیز مسلم است: باید به رویه‌ی خود ادامه دهید. تا وقتی که مردم بدانند شما در حال دیده‌بانی هستید، ممکن است امور نسبتاً روان پیش برود. اگر متوقف شوید، به احتمال زیاد وضعیت به‌زودی به حالت قبل باز خواهد گشت.

کل منظور از دیده‌بانی، این است که شما همیشه حضور دارید و هوشیار هستید. شما هرگز نخواهید دانست تهدید بعدی از کجا می‌آید یا چه شکلی به خود می‌گیرد. این وظیفه‌ی شماست که مترصد آن باشید و به مردم اطلاع دهید … به طور نامحدود. 

خلاصه

دیده‌بان‌ها انواع گوناگونی دارند: دسته‌ای که کاری انجام نمی‌دهند، آنها که فقط هشدار می‌دهند، گروهی که حفاظت می‌کنند، و آنان که حمله می‌کنند. اینکه شما یا سازمان شما چه نوع دیده‌بانی باید باشد، بستگی دارد به منابع شما، فلسفه‌ی شما، ماهیت آرمان شما و نهادهایی که پایش می‌کنید، مخالفان شما، اهداف شما، و اینکه آیا در صورت اقدام، احتمال موفقیت شما بالا خواهد بود یا نه.

همین عوامل تا حد زیادی تعیین می‌کنند که چرا دیده‌بانی می‌کنید

  •  منافع شخصی
  • دفاع از کسانی که نفوذ سیاسی یا اقتصادی ندارند و توانمند‌کردن آنان
  • شهروندان را از مسائل، اقدامات، و سیاست‌هایی که بر زندگی آنان تأثیر دارند مطلع نگاه دارید
  • حفظ قدرت در دستان باهمستان، به‌ جای عده‌ای قلیل
  • جلوگیری از پیامدهای منفی اقتصادی یا اجتماعی
  • کمک به عدالت اجتماعی یا تغییر اجتماعی
  • حفظ آرمان‌های دموکراتیک
  • دستیابی به عدالت ساده

هرچند که شاید هر کسی، هر وقت که لازم به نظر می‌رسد، به‌ عنوان دیده‌بان عمل کند، اما افراد و سازمان‌هایی هستند که مخصوصاً برای این کار مناسب هستند و موقعیت‌هایی که مخصوصاً مناسب است. نامزدهای مناسب برای دیده‌بانی شامل سازمان‌هایی هستند که به موضوعات یا نهادهای مورد نظر مربوط هستند؛ افراد آسیب‌دیده یا سازمان‌هایی که آنان را نمایندگی می‌کنند؛ سازمان‌های حرفه‌ای مرتبط؛ سازمان‌هایی که مدافع منافع عمومی هستند؛ سازمان‌ها و افرادی که دغدغه‌ی پیامدهای اقتصادی سیاست‌ها، رویه‌ها و اقدامات را دارند؛ حامیان منافع اقلیت‌ها؛ و کسانی که نگران حفظ دموکراسی هستند.

 موقعیت‌های مناسب برای دیده‌بانی اغلب زمانی پیش می‌آیند که:

  • وقتی که قصد دارید قوانین و مقررات را بنا بگذارید یا تغییر دهید
  • وقتی که چیز تازه‌ای در آستانه‌ی شروع است و شما درباره‌ی آثار آن مردد هستید
  • وقتی که فکر می‌کنید منافع عمومی مورد تهدید واقع شده است
  • وقتی که یک فرد یا سازمان در گذشته ثابت کرده که قابل اعتماد نیست
  • وقتی که دموکراسی مورد تهدید قرار گرفته است
  • وقتی که عدالت محض آن را می‌طلبد

 برای اینکه یک دیده‌بان کارآمد باشید، باید دائماً تحقیق کنید. این تحقیق باید شامل جمع‌آوری هر‌گونه اطلاعات ممکن درباره‌ی مسئله و نهادهای مورد نظر؛ گردآوری اطلاعات درباره‌ي وضعیت فعلی مسئله؛ خط‌مشی‌ها و رویه‌های فعلی نهادها؛ و شبکه‌سازی و پرورش منابع اطلاعاتی باشد.

هر گاه اطلاعات مفیدی به‌ دست آوردید، باید تصمیم بگیرید که با آن چه کاری می‌کنید. در اصل چهار گزینه دارید که مرتبط با چهار نوع نگهبانی است که در ابتدای این بخش توضیح داده شد: می‌توانید هیچ کاری نکنید؛ می‌توانید از طریق رسانه‌ها و یا جلسات عمومی و روش‌های دیگر افشاگری کنید؛ می‌توانید از اطلاعات به عنوان اهرمی برای گرفتن امتیازات یا اقدامات مطلوب از سوی یک نهاد یا تشویق به اقدام در مورد یک موضوع استفاده کنید؛ یا می‌توانید دست به اقدام رسمی بزنید، مانند شکایت، اعتصاب یا بایکوت، یا دعوای حقوقی. تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام گزینه را انتخاب کنید، چه به طور کلی یا در یک موقعیت خاص، به اینها بستگی دارد: مورد خاص هر موضوع، رفتار دیگران، نقاط قوت واقعی شما کجاست، منابع شما، و چگونه می‌توانید بیش‌ترین تأثیر را داشته باشید. 

در نهایت، برای اینکه واقعا کارآمد باشید، باید برای همیشه به‌ کار خود ادامه دهید.

اگر بتوانید همه‌ی اینها را انجام دهید، باید بتوانید از باهمستان خود (یا باهمستان بزرگ‌تر، بسته به دامنه‌ی فعالیت شما) در برابر مقامات و دوایر دولتی، شرکت‌ها، سازمان‌ها، نهادها یا گروه‌های با علایق خاص که بی‌وجدان یا ناکارآمد هستند محافظت کنید و نیز مشوق رفع مشکلات و مسائل باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:09

¿Qué es un organismo de control?

___Un organismo de control es un individuo o grupo (generalmente sin fines de lucro) que no pierde de vista a una entidad particular o un elemento particular de interés comunitario, y previene a los miembros de la comunidad cuando los problemas actuales o potenciales se presentan.

___Un organismo de control puede operar a nivel local, estatal, federal, o global, y puede lidiar con cualquier asunto o gama de asuntos.

___Puede decidir qué tipo de organismo de control llegar a ser tomando en cuenta:

  • Sus recursos
  • Su filosofía de activismo
  • Qué o a quién está vigilando
  • Si tiene oponentes y quiénes son
  • Sus metas
  • Si es o no el mejor individuo u organización para tomar acción

___Entre las áreas que podría escoger para monitorear están:

  • Gobierno.
  • Corporaciones y negocios.
  • Medios.
  • Medio ambiente. 
  • Derechos humanos.
  • Grupos discriminatorios.
  • Libertades de los ciudadanos y derechos civiles.
  • Seguridad pública.
  • Asuntos del consumidor.
  • El bien comunitario.

¿Por qué actuar como un organismo de control?

___Interés propio.

___Para defender a aquellos con poco poder económico o político, y ayudarles a aprender como ganar y usar ese poder.

___Para mantener a los ciudadanos enterados de lo que está sucediendo en sus comunidades y en el mundo.

___Para mantener el poder en manos de la comunidad, en vez de en quienes tienen dinero o poder o contactos.

___Para prevenir malas consecuencias que podrían ser de un costo elevado para la comunidad económicamente o socialmente.

___Para promover justicia social y cambio social.

___Para mantener ideales democráticos. 

___Simple justicia.

¿Quién puede actuar como organismo de control?

___Agencias u organizaciones a quienes les interesa un asunto particular.

___Personas afectadas por un asunto o condición, u organizaciones que los representan.

___Organizaciones profesionales.

___Organizaciones que representan el interés público general.

___Agencias, organizaciones, e individuos interesados con las consecuencias económicas de políticas, prácticas, y acciones. 

___Aquellos que son miembros de grupos minoritarios o que representan intereses minoritarios, y quieren asegurarse que no son discriminados, y que sus asuntos no son ignorados u olvidados. 

___Aquellos interesados con el mantenimiento de los ideales democráticos.

¿Cuándo debe actuar como organismo de control?

___Cuando está buscando iniciar o cambiar leyes o regulaciones.

___Cuando un nuevo proyecto o una empresa está empezando, y usted tiene dudas acerca de su impacto.

___Cuando cree que el interés público es amenazado.

___Cuando una entidad o individuo – gobierno u oficial del gobierno, una corporación o industria, un departamento de policía, un programa de servicios humanos, etc. – ha  demostrado poca confianza en el pasado.

___Cuando recibe información acerca de acciones o prácticas actuales, planeadas, o probablemente perjudiciales o cuestionables.

___Cuando la democracia es actualmente o potencialmente amenazada.

___Cuando la simple justicia lo demanda.

¿Cómo actuar al ser un organismo de control?

___Investiga:

  • Aprende cada cosa que necesita saber para poder explicar y discutir los antecedentes y la historia del asunto(s), situación(es), y entidades en las que está interesado. 
  • Juntar los hechos acerca del estado actual del asunto, y/o acerca de las políticas actuales y prácticas de las entidades en las que está interesado.
  • Construir una red y cultivar las fuentes. 

___Decidir que va a hacer con la información que tiene:

  • Nada. 
  • Hacerlo público.
  • Usarlo como palanca.
  • Tomar acción oficial.

___Mantener la postura de organismo de control por un tiempo prolongado.

Examples
prichard Fri, 12/20/2024 - 13:30

Example #1: Ohio Refuses to Be Intimidated by Hate

Letters from the Ohio Secretary of State and other officials falsely warned these voters that participating in elections could result in felony charges—a clear attempt to intimidate and suppress their right to vote. These actions erode trust in elections, deter civic participation, and disproportionately impact communities of color already facing heightened xenophobia and discrimination. 

Community Response and Advocacy

In response to these fearmongering tactics, organizations like OPAWL (Ohio Progressive Asian Women’s Leadership) and the Asian Law Caucus exemplified the role of advocacy groups as effective watchdogs. They released a bold, race-conscious statement affirming the importance of protecting voting rights for all Ohioans, regardless of race, ethnicity, or citizenship pathway. Their efforts as a watchdog demonstrating how advocacy organizations can monitor, expose, and counteract abuses of power.

OPAWL’s statement reinforced the belief that everyone deserves the freedom to shape the decisions that affect their lives. By holding public officials accountable, these organizations emphasized the critical role of civic engagement in safeguarding—not undermining—democratic rights. Their swift action exposed voter intimidation tactics as blatant attempts to divide and disenfranchise marginalized communities.

Empowering Public Messaging

To counteract these oppressive strategies, OPAWL launched a video campaign titled OH No You Don’t. This campaign serves as a powerful example of how public messaging can mobilize collective resistance against voter intimidation. The video sends a strong message to corrupt politicians exploiting hate to restrict fundamental freedoms while pitting communities against each other. Available on Instagram and Facebook, the campaign acts as a rallying cry for unity, empowerment, and active resistance.

Broader Implications

This event underscores the importance of vigilance in protecting voting rights, particularly for marginalized groups targeted by discriminatory practices. It demonstrates the resilience and solidarity of AANHPI communities and the critical role of grassroots organizations in advocating for equality and mobilizing action.

By responding decisively, OPAWL and its partners model how watchdog organizations can not only expose harmful practices but also galvanize communities to push back against systemic injustices. Their work aligns with the Community Tool Box framework by:

  • Monitoring public officials and systems for abuses of power.
  • Exposing discriminatory practices that undermine democracy.
  • Educating and mobilizing communities to take collective action.

A Commitment to Democracy

By uniting against these attacks, Ohioans send a clear message: efforts to intimidate, divide, and undermine democracy will not succeed. Instead, communities reaffirm their commitment to inclusivity, justice, and the protection of voting freedoms for all.

For more information, visit OPAWL's statement or watch the OH No You Don’t campaign video on Instagram and Facebook.


Example #2: Lawyers for Good Government (L4GG): Legal Advocacy for Community Power

Statue of Lady Justice

Overview

Lawyers for Good Government demonstrates how organized legal professionals can serve as effective community watchdogs while advancing systemic change. Their network of volunteer attorneys partners with local organizations to protect civil rights and environmental justice through strategic advocacy.

Strategic Approach & Impact

Environmental Justice Victory

When a marginalized community faced environmental threats from unexamined industrial development, L4GG showcased effective watchdog advocacy by:

  • Partnering with local environmental justice organizations
  • Documenting regulatory violations systematically
  • Providing legal training to community members
  • Securing comprehensive environmental review requirements
  • Establishing ongoing community oversight mechanisms

Keys to Success

  1. Systematic Documentation
    • Tracking civil rights violations
    • Creating accessible legal resources
    • Developing replicable advocacy models
  2. Community Partnership
    • Building local leadership capacity
    • Providing technical assistance
    • Creating rapid response networks

Lessons for Advocacy

  • Professional networks amplify community power when properly organized
  • Systematic documentation drives reform
  • Investment in community relationships ensures lasting impact
  • Knowledge sharing across jurisdictions accelerates change

L4GG exemplifies how organized legal advocacy can transform systemic challenges into opportunities for community empowerment and lasting social change.

الکاتب

Elise Goubet

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:10

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱۰. انجام تحقیق برای تاثیر بر سیاست‌گذاری
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 11:57
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/01/2019 - 13:22

منظور ما از انجام تحقیق برای تاثیر بر سیاست‌گذاری چیست؟

همانطور كه در بخش اول این فصل در نظری اجمالی نسبت به نحوه انجام تحقیق گفتیم: انواع مختلف تحقیق وجود دارد، كه هر یك نیازمند یك روش مشخص هستند و حاصل هر یك اطلاعات متفاوتی است. هر یك در شرایط خاصی مناسب است، و از این رو مهم است كه تحقیق شما مناسب قصد و منظورتان باشد.

تحقیق برای پشتیبانی روش خاصی دارد: تاثیرگذاری بر سیاست‌های رسمی و غیررسمی، كه توسط قانون‌گذاران و سایر مسئولین صاحب قدرت تدبیر شده است. لذا مهم است كه اطلاعات كافی كسب كنید و آن را به شکل مجاب‌كننده‌ای ارائه دهید.

مطلوب آن است كه تحقیق شما به‌روشنی نشان دهد كه نیازها یا مشكلاتی كه می‌خواهید به آن‌ها بپردازید واقعی و جدی هستند و موفقیت روشی كه برای پرداختن به آن‌ها توصیه می‌كنید، در واقع به اثبات رسیده است. اما اگر این وجه مطلوب درست تفهیم نشود، باید برای آنكه متقاعدكننده باشید، رویكرد‌تان را تعدیل كنید. مثلا شاید لازم باشد كه مشكل را از نو بازتعریف كنید، یا با جمع‌آوری مدارك و شواهد، یا داستان‌هایی درباره كسانی كه تحت تاثیر مشكل قرار دارند، آن را شخصی كنید. رویكرد تحقیق شما هر چه كه باشد، اعم از اینكه بخواهید بودجه برای انجام یك برنامه محلی را افزایش دهید، یا بخواهید روش دنیا برای برخورد با شكاف میان كشورهای فقیر و غنی تغییر دهید، هدفتان باید این باشد كه تحقیقتان تا حد ممكن مجاب‌كننده باشد.

چرا باید برای تاثیر بر سیاست‌گذاری تحقیق كنیم؟

شما برای تاثیرگذاری بر سیاست، به دلایل گوناگونی به تحقیق نیاز دارید كه بعضی از آن دلایل حیرت‌آورند.

برای نشان دادن اینكه در مورد یك مشكل خاص، به سرمایه‌گذاری یا اقدام (یا هر دو) نیاز است.

برای رسیدن به این هدف دو راه وجود دارد.

  • تحقیق شما باید منظور خاصی را در نظر داشته باشد: شما از قبل متقاعد شده‌اید كه نیاز وجود دارد. فقط باید اطلاعاتی فراهم كنید كه این نیاز را به دیگران هم ثابت كند.

در اینجا همیشه این خطر وجود دارد كه تحقیق شما پشتوانه آن هدفی كه دارید نباشد، یا حتی نتایجی عكس منظور شما را نشان دهد. در این صورت گزینه‌های شما یکی این است که قید تحقیق را بزنید و با قلب واقعیت جلو بروید، یا از نتایج تحقیق برای تعیین نیازهای واقعی جمعیت یا باهمستان مورد نظر استفاده كنید. همانطور كه اغلب در جعبه‌ابزار باهمستان گفته‌ایم، در چنین شرایطی مواجهه با واقعیت اهمیت دارد.

اما اگر از وجود نیازی كه فرض كرده‌اید اطمینان دارید، پس باید در شیوه تحقیق خود بازنگری كنید و دریابید كه چرا فرض شما را تایید نمی‌کند. اگر درستی تحقیق واضح است، در این‌ صورت باید چشم‌اندازتان را نسبت به نیاز تغییر دهید و با پشتیبانی از آنچه كه بیش از هم به نفع باهمستان است، متعهد بودنتان را نسبت به باهمستان نشان دهید. در غیر این‌ صورت اعتبار و درستكاریتان را به خطر خواهید انداخت. 

  • قصد از تحقیقتان دقیقا یافتن نیاز است، تا بتوانید از چیزی كه حقیقتا مفید و موثر است، پشتیبانی كنید. در این صورت دغدغه اصلی شما یك مشكل خاص نیست، بلكه بهبود كیفیت زندگی برای جمعیت مورد نظر یا برای یك باهمستان به‌ طور كلی است.

نشان دادن اینكه یك نیاز یا مشكل وجود دارد و حصول اطمینان از اینكه عملا به آن پرداخته می‌شود

از تحقیقی كه انجام می‌دهید معمولا می‌توانید برای جلب پشتیبانی عموم و یا سیاست‌گذاران برای پرداختن به مشكلی خاص استفاده كنید. آن‌ها تعجب خواهند كرد كه ببینند مشكل بر چه تعداد افراد تاثیر می‌گذارد، یا تا چه حد در باهمستانشان رایج است (مانند مثالی كه در شروع این بخش آوردیم). در بسیاری موارد، سیاست‌گذاران می‌توانند از تحقیق شما برای دفاع از چیزی استفاده كنند كه از قبل طرفدار آن بودند، اما حامی نداشتند.

در حالتی دیگر، شاید بتوانید از تحقیقتان برای تحت فشار قرار دادن سیاست‌گذاران برای پرداختن به مشكلی كه ترجیح می‌دهند به دلایل سیاسی و غیره نادیده بگیرند، استفاده كنید. مثلا بسیاری از سیاستمداران توانسته بودند به مشكل تبعیض نژادی در ایالات متحده پشت كنند، تا اینكه تحقیقات حامیان حقوق مدنی (حق رای و برابری در مقابل قانون و غیره) نشان داد در بخش عظیمی از كشور، حقوق قانونی شهروندان افریقایی‌آمریكایی به‌ طرز روشمندی نادیده گرفته می‌شود.

برای حصول اطمینان از اینكه آنچه مورد بررسی قرار گرفته است، در واقع نیاز دارد كه بررسی شود

این امر حداقل در دو نوع شرایط مصداق دارد:

  • وقتی بهترین راه حل مسئله واضح نیست. معمولا تحقیق می‌تواند روشن كند كه علت اصلی مشكل چیست، یا چطور باید به مشكلی پرداخت تا تغییرات مطلوب حاصل شود. مثلا مصاحبه با نوجوانانی كه از نظر جنسی فعال هستند،‌ ممكن است نشان دهد كه آن‌ها اطلاعات را از همتایانشان بیش‌تر می‌پذیرند تا از مسئولین بزرگسال. در این صورت یك كمپین روابط جنسی سالم بر مبنای آن تحقیق، می‌تواند یك عملكرد موفقیت‌‌آمیز ایجاد كند.
  • وقتی  مشكلی كه نیاز به بررسی دارد، مسئله دشواری باشد، یا به دلیل سیاست‌ها، یا به این دلیل كه حل آن نیازمند تلاش و یا هزینه سنگین است. اگر تحقیق بتواند نشان دهد كه راه سخت همان راه درست است، می‌تواند نظر عموم را جلب كند. مثلا وقتی عموم متوجه شوند كه خشونت مسلحانه در میان جوانان قابل كنترل نخواهد بود، مگر اینكه اولا اسلحه از خیابان‌ها جمع شود (كه مستلزم آن است كه سیاست‌مداران در مقابل گروه فشار مسلح بایستند) و ثانیا به نیازهای عاطفی اعضای گروه‌های خلافكار رسیدگی شود (كه آن هم مستلزم ایجاد تعهدات درازمدت برای تامین بودجه و كار خیابانی به صورت هسته مركزی است، كه بخش عمده آن به‌ صورت آزمون و خطا انجام می‌شود و بالقوه خطرناك است)، امكان اینكه بشود به سیاست‌گذاران فشار آورد تا علی‌رغم مشكلات پیش رو، برای انجام آن كارها اقدام كنند، بسیار بیش‌تر خواهد بود.

برای حمایت یا بی‌اعتبار كردن یك روش یا عمل خاص

 شاید بخواهید در موضوعی اعم از تغییر یك روش خاص تدریس در یك مدرسه، یا تاكید بر درمان در بررسی مشكلات حاصل از مصرف مواد مخدر در یك باهمستان، تا به‌ كار گیری مجازات مرگ (اعدام) در یك كشور، سیاستی را ایجاد كنید یا تغییر دهید.

مثلا، در ایالت ایلینویز تحقیقات نشان داد كه در مورد تعداد زیادی از زندانیان محكوم به مرگ، حكم اشتباه صادر شده و آن‌ها بعد از بررسی‌های دقیق یا به وسیله آزمایش دن ان ای كه قبلا امكان‌پذیر نبود،‌ تبرئه شدند. در نتیجه، عمدتا به دلیل هراسِ به‌حقِ عموم از به‌اشتباه محكوم شدن یك بی‌گناه، در آن ایالت مجازات اعدام به حالت تعلیق درآمد. 

برای تشخیص و پشتیبانی از یك سیاست مناسب در شرایط خاص

تحقیق می‌تواند و باید نشان دهد كه در جاهای دیگر چه چیز موفقیت‌‌آمیز بوده است و لذا، در شرایط شما در عمل چه چیز می‌تواند موفقیت‌‌آمیز باشد. در باهمستان‌های مشابه چه چیز باعث كاهش بارداری نوجوانان شده است؟ در شهرك مجاور چطور توانستند دلالان مواد مخدر را از خیابان‌ها جمع كنند؟ آیا در مناطق روستایی دیگر راه‌های موثری برای غربالگری و درمان بیماری دیابت بزرگسالان یافته‌اند؟ پاسخ به سوالاتی مانند این‌ها،‌ به شما كمك خواهد كرد كه بدانید چطور از سیاستی پشتیبانی كنید كه باعث حل یك مشكل در باهمستان می‌شود.

برای نشان دادن بی‌كفایتی یا فساد در دولت، كسب و كار یا هر جای دیگری كه بر منافع عموم تاثیر می‌گذارد

اگر مظنون باشید یا بدانید كه به دلیل بی‌كفایتی، نادرستی یا فساد، عموم از نظر اقتصادی یا سیاسی متضرر می‌شود، تحقیق به منظور بررسی می‌تواند واقعیت‌هایی را به دست بدهد كه شما به وسیله آن‌ها عموم یا سیاست‌گذاران را آنچنان به خشم آورید‌ كه نه‌ فقط شرایط را اصلاح كنند، بلكه سیاست‌هایی اتخاذ كنند كه مانع از بازگشت چنین شرایطی شود.

برای حمایت از سلامت و امنیت عموم

در اینجا یك تحقیق ضروری می‌تواند شامل طیف وسیعی شود. از بررسی استانداردهای سلامت محیط زیست یا محل كار گرفته، تا تحقیق آزمایشگاهی‌ای كه منافع یا ضررهای تاكنون پیش‌بینی‌نشده یك خوراكی خاص را نشان دهد، تا تاثیر نور كافی چراغ‌های خیابان بر كاهش جرم‌های ناشی از خشونت. چنین تحقیقاتی می‌توانند از سیاست‌هایی حمایت كنند كه استانداردهایی را در جهت سلامت و امنیت تنظیم می‌كنند و مواد یا حركات مخاطره‌‌آمیز را كنترل می‌كنند.  

برای آنكه پایه‌های محكمی برای پشتیبانی‌تان از موضوعی ایجاد كنید

اگر تحقیقات محكمی پشتیبانی شما را پوشش دهد، هم به شما اعتبار می‌بخشد و هم برای حمایتی كه می‌كنید، به شما دلایل اصولی می‌دهد. كمكتان می‌كند با استدلال‌های مخالف مقابله كنید و به دغدغه‌ها و مخالفت‌های برآمده از هیجانات بپردازید. علاوه بر این اطمینان می‌دهد كه شما می‌دانید از چه صحبت می‌كنید و وقتی یك مخالف یا كسی از آحاد عموم از شما می‌خواهد استدلالتان را توضیح دهید، به تته‌پته نخواهید افتاد.

برای آنكه حقانیت كسب كنید و مطمئن شوید كاری كه انجام می‌دهید درست است

تحقیقات شما فقط نباید بر سیاست‌گذاران تاثیر بگذارد،‌ باید بر خود شما هم اثرگذار باشد. گاهی آنچه تصور می‌كنید كه می‌دانید، واقعیت نیست. اگر واقعا به تغییرات اجتماعی اهمیت می‌دهید، تغییراتی كه منجر به حل مشكلات واقعی شود و عملا زندگی را برای گروه یا باهمستان مورد نظر و یا برای كل جهان بهبود بخشد، باید با چیزی سر و كار داشته باشید كه در واقع وجود دارد، نه آن چیزی كه دلتان می‌خواهد وجودش را باور كنید.

گاهی مواجه شدن با واقعیت برای مدافعین یك سیاست می‌تواند به اندازه سیاست‌گذاران و عموم مردم كه مثلا تصور می‌كنند مجازات اعدام نرخ جنایت را كاهش می‌دهد، یا آموزش مسائل جنسی در مدارس، نوجوانان را ترغیب به فعالیت جنسی می‌كند، دشوار باشد، حتی اگر تحقیق نقطه عكس این تصورات را نشان دهد. برای صادق بودن با ایده‌آل‌هایتان، برای كسب حقانیت‌تان، باید آنچه را نتایج تحقیق به شما می‌گوید با كمال میل بپذیرید و به آن عمل كنید.   

برای تاثیر بر سیاست‌گذاری، چه كسی باید تحقیق انجام دهد؟

تقریبا «هر كسی» می‌تواند حداقل نوعی از تحقیق برای پشتیبانی را انجام دهد، اما «هر كسی» آموزش ندیده كه مطالعات یا مقایسه‌هایی را انجام دهد كه ارزش آماری داشته باشند، یا آنقدر معتبر باشد كه از جانب سیاست‌گذاران یا عموم جدی گرفته شود. مثلا گروه‌هایی از توده مردم كه معمولا شامل اعضای گروهی می‌شوند كه بیش از همه تحت تاثیر مشكل مورد تحقیق قرار دارند،‌ برای جمع‌آوری اطلاعات و انجام بررسی‌های لازم، عملا بیش از حد، توانایی و قابلیت دارند. در واقع، آن‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات از جمعیت مورد نظر بیش‌تر از محققین كارایی دارند. اما، شاید لازم باشد با متخصصین تحقیق همكاری كنند تا اطمینان حاصل شود كه روش‌هایشان مناسب و یافته‌هایشان قابل اتكا است.

از جمله كسانی كه می‌توانند برای تاثیرگذاری بر سیاست‌ها تحقیق كنند:

  • دانشگاهیان. ممكن است محققین دانشگاهی، اعم از اساتید یا دانشجویان ارشد، قبلا تحقیقی را كه شما نیاز دارید انجام داده باشند، یا بتوانند مجوز انجام آن تحقیق را كسب كنند. در بعضی از موارد، ممكن است علاقه‌مند باشند وقت و تخصصشان را به‌رایگان در اختیار قرار دهند، صرفا به این دلیل كه در موردِ لزومِ بهبود یا تغییر یك سیاست با شما هم‌عقیده باشند. همچنین بسیاری از دانشگاه‌ها از تحقیقاتی كه هدفشان حل مشكل خاصی است و انجام‌دهندگانش را اساتید و محققین حرفه‌ای تشكیل می‌دهند حمایت می‌كنند و تسهیلات در اختیارشان قرار می‌دهند. اگر علایق دانشگاهیان با علایق شما سازگار باشد، آن‌ها را همكاران علاقه‌مندی خواهید یافت.
  • گروه‌های پژوهشی و سایر سازمان‌های تحقیقاتی. این‌ها گروه‌هایی از دانشمندان و متفكرین مستقل هستند كه معمولا به منظور تاثیرگذاری بر سیاست‌های عموم درباره موضوعات مختلف تحقیق می‌كنند و می‌نویسند. گروه‌های پژوهشی گاهی به‌ صورت مستقل و غیرانتفاعی و گاهی هم به صورت بخشی از سازمان‌ها و موسسات دیگر عمل می‌كنند.

اگر با استفاده از گروه‌های پژوهشی تحقیق می‌كنید، ابتدا از شهرت گروه مطمئن شوید. بسیاری از گروه‌های پژوهشی تمایلات سیاسی دارند و تعداد كمی هم شواهدی را كه ناقض عقایدشان است، نادیده می‌گیرند و حتی تحقیقشان را به انحراف می‌كشند تا ایدئولوژی‌شان را تایید كند. هرچند اغلب گروه‌های پژوهشی كاملا صادق هستند، با آن هم مهم است میزان قابل اعتماد بودن منبع‌تان را بدانید. 

  • آژانس های دولتی. بسیاری از آژانس‌های دولتی تحقیقاتی را به صورت دوره‌ای انجام می‌دهند. خصوصا آژانس‌های تنظیم مقررات یا آن‌هایی كه به عنوان سرمایه‌گذار اصلی عمل می‌كنند، مانند بخش آموزش فدرال و ایالتی كه اغلب روی مناطق مورد نظرشان یا روی طرز كار سازمان‌هایی كه برایشان مقررات تنظیم می‌كنند یا سرمایه‌گذاری می‌كنند، تحقیق انجام می‌دهند.
  • انجمن‌های حرفه‌ای. انجمن‌های حرفه‌ای (مانند انجمن پزشكی آمریکا) اغلب در رشته خودشان تحقیقات انجام می‌دهند، یا از تحقیقات دیگری در رشته خودشان حمایت مالی می‌كنند. آن‌ها همچنین در اجرا و عملكرد افراد یا سازمان‌هایی كه مظنون به نقض ضوابط حرفه‌ای هستند، نظارت می‌كنند.
  • كمیسیون‌های منتخب. روسای جمهور، فرمانداران، شهرداران، اعضای كنگره و سایر مسئولین یا مقامات رسمی،‌ معمولا كمیسیون‌هایی را به منظور بررسی یك مشكل یا حوزه خاص، انتخاب و مامور می‌كنند.    
  • سازمان‌هایی كه مستقیما روی یك مشكل واحد كار می‌كنند. سازمان‌های خدمات انسانی و بهداشتی به طور اخص، معمولا از آمار و مستندات خودشان به عنوان تحقیق برای فهمیدن اینكه چه چیز كارایی دارد، بیش‌ترین نیازها در كجا قرار دارند و غیره استفاده می‌كنند.
  • سازمان‌های مراقبتی. این سازمان‌ها دائم مشغول تحقیق درباره موضوعات و سازمان‌های مورد نظر خودشان هستند.
  • پلیس، بخش قضایی (اف‌‌بی‌آی) یا سایر آژانس‌های رسمی مجری قانون. اگر پای بی‌قانونی یا صدمه بالقوه با بالفعل به شهروندان در میان باشد، در آن صورت مجریان رسمی قانون تحقیق یا بررسی رسمی انجام خواهند داد.

برای تاثیرگذاری بر سیاست چه وقت باید تحقیق انجام دهید؟

 در اینجا پاسخ كوتاه این است كه، هر زمان بخواهید می‌توانید روی سیاست‌گذاری تاثیر بگذارید. اما زمان‌های خاصی هم هستند كه انجام تحقیق در آن زمان‌ها خصوصا مفید خواهد بود.

  • زمانی كه سیاستی مورد نیاز است، اما وجود ندارد. ممكن است از قبل در حال كار با یك سیاست‌گذار برای ایجاد یك سیاست باشید و به نتایج تحقیقی نیاز داشته باشید كه جریان را در جهت صحیح هل دهد. مثلا در اوایل شیوع بیماری ایدز، عملگراها و پزشكان، كوهی از تحقیقات انجام دادند تا هوشیاری عموم را جلب كنند و هم در باهمستان‌های دولتی و هم در باهمستان‌های پزشكی سیاست‌گذاری به منظور تحقیق روی بیماری ایدز و درمان آن را برانگیزند.
  • زمانی كه شرایط بحرانی وجود دارد، اما به نظر نمی‌رسد كسی بخواهد كه توجه نشان دهد. كتاب مایكل هرینگتون منتشرشده در سال ۱۹۶۲ به نام «آمریکای دیگر»، مطالعه روی فقر در ایالات متحده، توجه‌ها را به سمت مشكل عمیقی جلب كرد كه در آن زمان عده كمی می‌دانستند یا قبول داشتند كه اصلا وجود دارد.
  • زمانی كه قانون‌گذاران یا سایر سیاست‌گذاران می‌خواهند روی سیاست موجود (یا سرمایه‌گذاری روی حل یك مشكل) تجدید نظر كنند. تحقیقات مناسب می‌تواند نظر سیاست‌گذاران را در جهتی كه شما می‌خواهید بگرداند.  
  • زمانی كه یك سیاست در دست مذاكره است و شما می‌خواهید اطمینان حاصل كنید كه مشكل حائز اهمیت در این میان فراموش نمی‌شود، یا به عمد نادیده گرفته نمی‌شود. به‌ طور كلی بهترین سیاست در یك شرایط خاص مستلزم انجام كاری سخت یا تاكید بر واقعیت‌هایی است كه سیاست‌گذاران یا عموم ترجیح می‌دهند با آن‌ها روبه‌رو نشوند. اگر مشكل موجود نیاز به حل مجدد داشته باشد، سختی كار یا تاكید بر واقعیت‌ها باید اطلاع‌رسانی شود و به آن‌ها پرداخته شود. تحقیق مناسب می‌تواند به نشان دادن نیاز به انجام كار درست كمك كند، حتی اگر انجام آن كار ناخوشایند باشد.‌
  • زمانی كه سیاستی تدوین شده اما نتایج آن هنوز نامعلوم است. در این شرایط مدافعین باید تحقیقاتی در جهت ارزشیابی انجام دهند تا بفهمند كه آیا سیاست حاضر مناسب است یا نه.
  • زمانی كه احساس می‌كنید سیاست موجود در مسیر اشتباه حركت می‌كند. اگر به نظر برسد كه سیاست‌گذاران در حال ارتكاب یك اشتباه جدی هستند، تحقیقات شما می‌تواند اشتباه را، پیش از آنكه صدمه‌ای وارد كند، تصحیح كند. مثلا تحقیقی مدام نشان می‌دهد كودكانی كه در برنامه‌های خاص، عقب‌ماندگی خودشان را جبران می‌كنند،‌ به خوب درس خواندن در مدرسه ادامه خواهند داد و در طول زمان در مقایسه با كودكانی با شرایط مشابه كه در آن برنامه‌ها شركت نمی‌كنند، به خدمات جانبی كم‌تری نیاز خواهند داشت. لذا هنگامی كه در دولت ریگان برخی از سیاست‌گذاران پیشنهاد كردند برای صرف‌جویی در هزینه‌ها برنامه جبران عقب‌ماندگی ادامه پیدا نكند، مدافعین این برنامه‌ توانستند نشان دهند كه برنامه عملا می‌‌توانست در درازمدت در هزینه‌ها صرف‌جویی كند و علاوه بر این چشم‌انداز كسانی را كه برنامه در خدمتشان بود، تغییر دهد.    
  • زمانی كه به عنوان متخصص مورد مشورت قرار می‌گیرید، یا فرصت مشخصی برای تاثیرگذاری بر ساختار یك سیاست در اختیار دارید. قانون‌گذارانی كه به وضع قوانین جدید نظر دارند، كمیسیون‌های مطالعاتی و هیات‌های شهری و روستایی، اینها و سایر سیاست‌گذاران، معمولا پیش از فرمول‌بندی سیاست مربوط به رشته‌شان، به شنیده‌ها ترتیب اثر می‌دهند و یا با متخصصین آن رشته صحبت می‌كنند. علاوه بر این، درباره لایحه یا سیاست بالقوه‌ای كه در نظر دارند، از عموم هم نظرخواهی می‌كنند. اگر در چنین شرایطی فرصت اظهار نظر پیدا كنید،‌ تحقیق امری حیاتی خواهد بود. اگر نظر خودتان را به سیاست‌گذاران بگویید البته اهمیت دارد، اما اگر نظر مبتنی بر تحقیقتان را به آن‌ها بگویید، بسیار متقاعدكننده‌تر خواهد بود.

برای تاثیرگذاری بر سیاست چطور باید تحقیق كنید؟

در اینجا سوال مهم این نیست كه چطور باید تحقیق كرد. در هفت بخش اول این فصل درباره‌اش صحبت كرده‌ایم. سوال مهم این است كه وقتی سیاست خاصی را به عنوان هدف در ذهن دارید، تحقیق خود را چطور به‌ كار ببرید. یعنی اهداف سیاست مورد نظرتان را به‌وضوح تعیین كنید، مخاطبینتان را به حساب آورید و بعد تحقیق كنید و نتایج آن را با ملاحظاتی كه در ذهن دارید،‌ در اختیار قرار دهید.

تصمیم بگیرید كه چطور می‌خواهید بر سیاست اثر بگذارید

برای تاثیرگذاری بر سیاست چندین راه وجود دارد كه می‌توانید امتحان كنید:

  • بفهمید كه سیاست چه باید باشد. تحقیق مربوط به این مورد باید شامل ارزیابی نیازها باشد، تا مشكلی كه باید به آن پرداخت مشخص شود، یا تجزیه و تحلیلی باشد كه بفهمید چطور باید به یك مشكل خاص پرداخت،‌ یا بفهمید كه دقیقا چه چیز باعث مشكل می‌شود. در صورتی می‌توانید از این رویكرد استفاده كنید كه بدانید كه در باهمستان مشكلاتی وجود دارد، اما نتوانید آن‌ها را مشخص كنید، دقیقا بدانید مشكل چیست اما ندانید كه چطور باید به آن پرداخت، جمعیت خاصی را در نظر داشته باشید، سلامت و امنیت باهمستان مورد نظرتان باشد، یا بخواهید به‌ طور كلی كیفیت زندگی را در باهمستان ارتقا دهید.
  • بفهمید كه آیا سیاست حاضر كارایی دارد یا نه. اگر مشخص نباشد كه سیاست موجود موثر است یا نه، یك ارزشیابی می‌تواند به سوال شما پاسخ دهد و تغییرات مناسب را توصیه كند.
  • سیاست را در مسیر خاصی هدایت كنید. شاید بخواهید از عملكرد خاصی در خصوص یك مشكل مشخص حمایت كنید، یا از سیاستی پشتیبانی كنید كه در شرایطی خاص عده‌دار انجام كار شود.
  • از برقراری یا افزایش سرمایه‌گذاری برای حل یك مشكل یا یك پروژه باهمستانی دفاع كنید.
  • از یك نظریه یا عملكرد موجود دفاع، یا با آن مخالفت كنید. شاید بخواهید اطمینان حاصل كنید سیاست مربوط به مصرف مواد مخدر به غیر از صِرف مجازات، شامل درمان هم بشود. یا شاید برای تعیین سطوح امن مورد نیاز برای برخی مواد شیمیایی در آب آشامیدنی،‌ طالب سیاست‌های قاطعانه‌تری باشید.

كسانی را كه لازم است بر آن‌ها تاثیر بگذارید در نظر بگیرید و اینكه به چه وسیله باید آن‌ها را در جهت مورد نظرتان متمایل كنید

درك مخاطبینتان و اینكه به چه چیز پاسخ خواهند داد، بخش تحقیق شما را تشكیل می‌دهد، و لذا نوع تحقیق مناسب را روشن می‌كند و نشانتان می‌دهد كه چطور نتایج تحقیق را به بهترین وجه نشان دهید. موكد و موثر متقاعدكننده صحبت كردن، دقیقا با قانون‌گذاران و دیگرانی كه می‌خواهید برآن‌ها اثر بگذارید، كلید تحقیق برای پشتیبانی است.

  • قانون‌گذاران و سایر مسئولین منتخب. مسئولین منتخب روی‌ هم‌ رفته به چهار چیز پاسخ می‌دهند: بحث‌های اقتصادی، هر چیزی كه بر انتخابات آینده آن‌ها تاثیر بگذارد، هر چیزی كه بر تعداد زیادی از رای‌دهندگانشان تاثیر بگذارد (چرا كه بر انتخابات بعدی‌شان اثر خواهد گذاشت) و مشكلاتی كه با آن‌ها ارتباط مستقیم دارند. آن‌ها معمولا از شواهد كمّی بیش‌تر خوش‌شان می‌آید، از قبیل اعداد و یا نتایج عملی و قابل اثبات در دنیای واقعی. آن‌ها همچنین تحت تاثیر شهادت محكم دست اول از زبان كسی كه متاثر از یك مشكل بوده قرار می‌گیرند، خصوصا اگر آن شخص یكی از رای‌دهندگانشان باشد.  
  • شركت‌ها و كسب و كارها. برای اغلب شركت‌ها و كسب و كارهای دیگر (كه در آن میان كسب كارهای كوچك باهمستان‌محور استثناهای قابل ملاحظه‌ای محسوب می‌شوند) یك مسئله باقی مسائل را تحت‌الشعاع‌ قرار می‌دهد: مسئله سود و زیان. هر چه نباشد شركت‌ها و كسب و كارها هستند كه پول دربیاورند و لذا پول ساختن دغدغه اصلی آن‌هاست. سایر عوامل برانگیزنده، بسته به شرایط و ماهیت كسب و كاری كه با آن سر و كار دارید، یك شهروند حقوقی بودن، یا به نظر رسیدن و یا ترس از پیگرد قانونی است. جالب‌ترین نتایج تحقیقات برای این نهادها تحلیل برآورد مقرون به صرف بودن است كه به آن‌ها نشان دهد سیاستی كه شما از آن حمایت می‌كنید سودشان را افزایش خواهد داد یا از زیانشان خواهد كاست. یا، در مواردی كه مشكلی وجود دارد، ‌گزارش‌های تحقیقاتی، رفتارهای مشكوك یا غیرقانونی را از جانب آن‌ها ثابت كند.
  • سرمایه‌گذاران. سرمایه‌گذاران خصوصی و عمومی برای عملیات مختلف معمولا به هزینه‌ بهره‌وری و نتایج آن بیش از همه علاقه‌مند هستند. آن‌ها برای سازمان‌ها سرمایه‌گذاری می‌كنند تا بتوانند درآمد مطلوبشان را با كم‌ترین هزینه ممكن كسب كنند. اگر بتوانید به آن‌ها نشان دهید كه پولشان درست خرج می‌شود یا نه، آن‌ها سیاست‌هایشان را بر آن مبنا تنظیم می‌كنند. آن‌ها به شواهد كیفی هم (از جمله شواهد مبتنی بر مشاهدات، داستان‌ها، گزارش‌های شركا، نظریه‌ها و غیره) به اندازه شواهد كمّی علاقه نشان می‌دهند. آن‌ها به استدلال‌های منطقی و یا نظریه‌محور گوش می‌كنند، مگر اینكه یك دستور كار سیاسی بر مبنای سیاست‌های هوادارانه، خلوص ایدئولوژیكی، یا تعهد قبلی به شیوه خاصی برای پرداحتن به مشكلات، داشته باشند.
  • افكار عمومی. در حالی كه ممكن است گاهی عموم از طریق فرایند همه‌پرسی سیاستی را ایجاد كنند یا تغییر دهند، بیش‌تر برای انجام این كار به سیاست‌گذاران فشار می‌‌آورند. اگر افكار عمومی به قدر كافی قوی باشد، تصمیمات سیاسی را هدایت خواهد كرد. افكار عمومی معمولا تحت تاثیر آن چیزی قرار می‌گیرد كه به عنوان «عقل سلیم» می‌شناسد، كه ممكن است نه عقل باشد و نه سلیم. این امر تفسیر این سوال است كه چطور سیاست‌ها بر آن‌ها، بر انصافشان، كارایی ظاهری‌شان و ارزش‌های باهمستان تاثیر می‌گذارند. شواهد كمّی اگر ساده و واضح باشند، در اینجا بیش‌تر به‌ كار می‌آیند («پیش از شروع بازی‌های بسكتبال نیمه‌شب، ظرف شش ماه ۳۲۱ نوجوان دستگیر شدند. از زمان شروع این برنامه، ظرف شش ماه ۱۷ نوجوان دستگیر شدند»). خیلی‌ها به شهادت‌های شخصی، داستان‌ها و سایر گزارش‌های كیفی مراجعه می‌كنند.  

از شواهدی كه هم‌اكنون هم در دست دارید، استفاده كنید

آیا به تحقیقات بیش‌تر نیاز دارید؟ اگر همین حالا هم به قدر كافی اطلاعات مناسب در اختیار دارید كه پشتوانه مدافعه‌تان باشد، ممكن است به تحقیقات بیش‌تر نیاز نداشته باشید.

از طرف دیگر، آیا به قدر كافی می‌دانید كه بتوانید سمت و جهتی را كه باید تحقیقتان داشته باشد تشخیص دهید؟ مثلا اگر مشكلی را تشخیص داده‌اید اما علتش را نمی‌دانید، آیا می‌دانید چطور باید علتش را پیدا كنید، تا بتوانید از حل این مشكل دفاع كنید؟ یا آیا یافتن دلیل مشكل در همان جهتی است كه دفاع شما باید به سمتش حركت كند؟ (حمایت از حل مشكل ایدز هم در ابتدا در همین جهت بود، سرمایه‌گذاری برای تحقیقات پزشكی برای یافتن علت بیماری).

از آنچه هم‌اكنون درباره جهت حركتتان، مخاطبین مورد نظرتان و درباره خود مشكل می‌دانید استفاده كنید، تا بفهمید چه كار دیگری باید انجام دهید.

 انجام خود تحقیق​

هم آنچه را كه می‌خواهید نشان دهید در نظر بگیرید و هم سوابق و فرضیات مخاطبین مورد نظرتان را. هر دوی این ملاحظات به یك اندازه مهم هستند. ممكن است به عنوان پشتوانه نتایج تحقیقتان شواهد مقاومت‌ناپذیری داشته باشید، اما اگر شواهد شما از نظر مخاطبین مورد نظرتان قابل پذیرش نباشند، چندان به دردتان نخواهند خورد.

چند راه برای آنكه سعی‌تان را بكنید تا شواهدتان پذیرفته شوند

  • سعی كنید انواع مختلف شواهد را جمع‌آوری كنید
  • شواهدی را پیدا و استفاده كنید كه بی‌‌چون و چرا و مسلم باشند (در نمونه ماساچوست كه در بالا ذكر شد، سازمان ایالتی سوادآموزی بزرگسالان فهرستی جمع‌آوری كرد از ۱۳ هزار اسامی افراد واقعی، كه در انتظار دریافت خدمت بودند. قانون‌گذار می‌توانست با هر یك از افراد آن فهرست تماس بگیرد و با كسی صحبت كند كه برای سوادآموزی بزرگسالان درخواست داده بود و به دلیل كمبود بودجه برای خدمت‌رسانی به متقاضیان سوادآموزی، در فهرست انتظار قرار گرفته بود).
  • دقیقا بدانید كه برای متقاعد كردن مخاطبین مورد نظرتان به چه چیز نیاز دارید و به دنبال همان چیز بروید.
  • اگر می‌توانید، بر اعتبار محققینتان تاكید كنید (به عنوان متخصصین شناخته‌شده).
  • اگر مطالعات زیادی به نتایج مشابه رسیده‌اند، آن‌ها را ذكر كنید.

گزارشتان را تحلیل كنید​

بسته به نوع تحقیقی كه انجام داده‌اید، شاید لازم باشد كه یك تحلیل آماری هم انجام دهید. صرفا اعدادی را كه یافته‌اید ثبت و جدول‌بندی كنید. به مفاهیمی كه در پشت اعداد و سایر اطلاعات قرار دارند توجه كنید تا فحوای وضعیت را درك كنید. از تكنیك «اما چرا» یا تكنیك‌های دیگر برای پیدا كردن یك علت ریشه‌ای استفاده كنید.

گزارشتان را طوری ارائه كنید كه هم به مخاطبین مورد نظرتان برسد و هم آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد.

ابتدا چند رهنمود كلی برای ارائه اطلاعات:

  • ارتباط باید دست‌یافتنی باشد. كانالی انتخاب كنید كه از طریق آن مخاطب مورد نظرتان به احتمال زیاد پیام شما را دریافت كند. اگر قصد دستیابی به قانون‌گذاران حومه شهر را دارید، احتمال اینكه یك مصاحبه در یك ایستگاه نه‌ چندان وزین رادیویی در حومه بتواند شما را به منظورتان برساند، زیاد نیست.   
  • ارتباط باید قابل توجه باشد. حتی بعد از اینكه پیامتان را در كانال صحیح قرار دادید، باید ویژگی‌هایی داشته باشد كه بتواند بر پیام‌هایی كه هر روز همه را بمباران می‌كند، فائق آید. نه‌ فقط لازم است كه افراد در معرض پیام قرار بگیرند، بلكه باید به آن توجه كنند، تا تحت تاثیرش قرار گیرند. اگر می‌خواهید توجه خود سیاست‌گذاران را جلب كنید، احتمالا بهترین كار برقراری تماس شخصی است. اگر می‌خواهید توجه جمعیت مورد نظر یا عموم مردم را جلب كنید، استفاده از رنگ‌های روشن، موسیقی یا تصاویر آشنا، جلوه‌های سمعی و بصری غیرعادی، یا گفته‌هایی از اشخاص معتبر باهمستان یا سخنگویان مشهور موفقیت‌‌آمیز خواهد بود (استفاده از یك سخنگوی مشهور برای گزارش كردن نتایج تحقیقاتتان هنگامی موثر است كه مخاطب مورد نظر طرفدار آن شخص باشد، یا حداقل او را بشناسد. مثلا از تایگر وودز نخواهید میان زنان هیسپانیك جلب مشتری كند. اما اگر مخاطبین مورد نظرتان بازیكنان گلف باشند،‌ او برای این كار بسیار مناسب خواهد بود).   
  • ارتباط، یك خیابان دوطرفه است. باید مطمئن شوید كه مخاطب شما همان پیامی را دریافت می‌كند كه شما قصد ارسالش را داشتید. در اینجا چندین مسئله می‌تواند مشكل ایجاد كند.
    • زبان. آیا پیام به زبانی هست كه مردم بتوانند درك كنند؟ اگر زبان مادری مخاطب مورد نظرتان انگلیسی نباشد، برقراری یك تماس موفق مستلزم آن است كه پیامتان را به همان زبان ارسال كنید. در غیر این صورت اطمینان حاصل كنید كه پیامتان به زبان ساده و سلیس انگلیسی ارسال شود.
    • ارتباط غیركلامی. زبان بدن، لحن و آهنگ صدا و طرز لباس پوشیدن، همگی برای كسی كه می‌خواهید پیامتان را برایش بفرستید، زبان خاص خودشان را دارند. اگر از تصویر، عكس، موسیقی، ویدیو یا فیلم استفاده می‌كنید، آیا مخاطب مورد نظرتان فورا آن‌ها را می‌شناسد و تشخیص می‌دهد؟ انتخاب یك سخنگو برای مخاطبتان پیام روان‌شناختی هم می‌فرستد.  
    • فرهنگ. فرهنگ‌های مختلف بر اساس نژاد، قومیت، طبقه اجتماعی یا عوامل دیگر، به اشكال مختلف رابطه برقرار می‌كنند. لذا باید فرهنگ مخاطب مورد نظرتان را بشناسید تا بتوانید به طرز موثر با او ارتباط برقرار كنید. مثلا نگاه كردن به اشخاص یا رو برگرداندن از آن‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی مختلف دارد. لذا مهم است كه حساسیت فرهنگی داشته باشید تا هم منظورتان را بفهمانید و هم كسی را نرنجانید.

اگر این رهنمودهای برقراری ارتباط را در ذهن داشته باشید، می‌توانید از میان تعداد زیادی روش‌های ارائه كه بتوانند توجه مخاطب مورد نظرتان را به گزارشتان جلب كنند، یكی را انتخاب كنید. می‌توانید هر یك از این روش‌ها را به‌ تنهایی یا با تركیب با یكدیگر استفاده كنید تا توجه بیش‌ترین تعداد ممكن از افراد و همچنین توجه رسانه‌ها را جلب كنند، تا پیامتان به اطلاع عموم مردم برسد، حتی اگر هدف اصلی‌تان این نبوده باشد.

  • تماس شخصی. اگر از قبل با آن‌ها رابطه برقرار كرده‌اید، می‌توانید مستقیما به سراغ سیاست‌گذاران بروید، یا از طریق معاونین‌ یا كاركنان كمیته به آن‌ها دست پیدا كنید. همچنین می‌توانید خودتان مستقیما، یا از طریق تماس‌های شخصی متحدین‌تان با مدیران عامل شركت‌ها،‌ مدیران سازمان‌ها، رهبران باهمستان‌ها یا سایر اشخاص متنفذ ارتباط برقرار كنید. آژانس‌های سرمایه‌گذاری، دولت یا سایر نهادهای تنظیم‌كننده مقررات هم جاهایی هستند كه در آن‌ها تماس شخصی می‌تواند كارتان را آسان كند، مخصوصا اگر امیدوار باشید كه تحقیقتان برانگیزنده یك اقدام سریع باشد.
  • كانال‌های رسمی. این یعنی نتایج تحقیقتان را در مسیر كاغذبازی به جریان بیندازید، آن‌ها را به رابط‌های عموم (ترجیحا یك پذیرش‌گر) در دفاتر مربوطه بدهید، به این امید كه در آن طرف خط به دست یك سیاست‌گذار برسد. طی مسیر از طریق كانال‌های رسمی وقت‌گیر است و ممكن است نتیجه‌اش این باشد كه خود سیاست‌گذار عملا هرگز چشمش به اطلاعات شما نیافتد. احتمالا این كم‌فایده‌ترین راه رسیدن به شخصی با قدرت واقعی برای كمك به شماست، اما در بعضی موارد شاید تنها انتخابی باشد كه پیش رو  دارید.
  • اطلاع‌رسانی قانون‌گذاران و سایر ارائه‌های رسمی مشابه. این رویدادها، كه خاصه هدفشان سیاست‌گذاران یا سایر افراد متنفذ است، به شما این فرصت را می‌دهد كه فورا با عده‌ای از آن‌ها یا معاونین‌شان ملاقات كنید و حمایت خودتان را اعلام كنید. علاوه بر این آن‌ها فروم‌هایی عالی هستند برای استفاده از شهادت‌های شخصی‌تان و همچنین توزیع و اظهار نظر روی برگه‌های ساده و موثر حاوی اطلاعاتی كه نشان‌دهنده نتایج تحقیقات شماست.    
  • نامه یا ایمیلی كه مستقیما برای افراد مناسب ارسال شود. نمونه‌ای را كه در پایان این بخش آمده ملاحظه كنید كه نشان می‌دهد این اقدام تا چه حد می‌‌تواند كارایی داشته باشد.
  • ارائه‌ها (سخنرانی‌ها) و فروم‌ها. این با رویدادهای فوق فرق می‌كند، زیرا هدفش مخاطبین عمومی‌تری است و به منظور ایجاد پوشش رسانه‌ای برگزار می‌شود. ارائه نتایج یك تحقیق برای عموم، طیفی را در بر می‌گیرد از یك كنفرانس مطبوعاتی گرفته تا ارائه در یك كنفرانس تخصصی یا فروم‌های عمومی دیگر، تا یك گردهمایی یا تظاهرات عمومی. شما این فرصت را دارید كه با استفاده از زبان كلامی و غیركلامی مناسب و همچنین با حساسیت فرهنگی، مستقیما با مردم صحبت كنید. علاوه بر این یك فروم عمومی به شما اجازه می‌دهد به سوالات پاسخ دهید، درباره هر چیزی كه مردم متوجه نمی‌شوند، توضیح مفصل بدهید و برای كار كردن روی تغییر سیاست انرژی جمع كنید. در اینجا رمز كار، كه همیشه هم آسان نیست، این است كه اطمینان حاصل كنید كه نه فقط رویداد، بلكه مفاد تحقیق شما هم در هر گزارش رسانه‌ای كه ممكن باشد، پوشش داده شود. یك راه برای رسیدن به این منظور آن است كه جزئیات مربوط به نتایج تحقیق را در اختیار رسانه‌ها قرار دهید.
    • یك كتاب معمولی یا یك مقاله كه به تعداد زیاد منتشر و توزیع شده است و مقصودش مخاطبین عمومی هستند. خصوصا در مورد مسائل ملی، این نوع ارائه می‌تواند آغازگر مباحثی باشد كه منجر به تغییرات اساسی شوند. مثلا بیماری ایدز اولین بار در نتیجه چاپ یك مقاله در مجله نیویورك تایمز توجه عموم را به خود جلب كرد.   
    • یك كمپین رسانه‌ای. اگر مخاطب مورد نظر شما عموم مردم باشند، و هدفتان این است كه به‌سرعت و عمیقا بر افكار عمومی تاثیر بگذارید، استفاده از رسانه‌ها تقریبا همیشه بهترین روش موجود است. اگر خود را برای پشتیبانی از اقدامی مهیا كرده‌ باشید، پس با رسانه‌ها كه می‌توانند اطلاعات و پیام شما را به گوش باهمستان یا جهان برسانند، ارتباط برقرار كرده‌اید. یك كمپین رسانه‌ای، می‌تواند شامل مطالب مطبوعاتی (جهت چاپ در روزنامه) و كنفرانس‌های مطبوعاتی، مقالات روزنامه‌ها، مصاحبه‌هایی در ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی به زبان‌های مختلف، داستان‌هایی در اخبار شبانه و غیره باشد.    
    • یك ارائه چندرسانه‌ای. «راه متحده آمریکا» سالانه ویدیوها و بروشورهایی درباره یك مشكل خاص تهیه می‌كند، به منظور تركیب با حرف‌های سخنگویی كه تجربه دست اول با آن مشكل داشته، برای ارائه به گروه‌های خیّر بالقوه. این ارائه‌ها معمولا بسیار قوی هستند و برای رساندن پیام‌های نیازمندی طوری طراحی شده‌اند كه هم بر شعور خیرها نفوذ می‌كنند و هم بر احساساتشان، ضمن اینكه به آن‌ها چیزهایی داده می‌شود (بروشور) كه با خود ببرند و برایشان یادآور آن ارائه باشد.   
    • یك گزارش رسمی. این گزارش ممكن است به صورت یك مقاله علمی، گزارش هیات دولت، یك مقاله مطبوعاتی، یا چیزی شبیه این‌ها باشد. این‌ها در اصل سیاست‌گذاران، كسانی با علایق یا سوابق دانشگاهی، یا مخاطبینی با تحصیلات عالی را مخاطب قرار می‌دهند.
    • ​یادداشت یا پوستر در محل‌های استراتژیك. قرار دادن نتایج تحقیقاتتان در مكان‌هایی كه احتمال دارد افراد به مشكل مورد نظر شما فكر كنند، مثلا واقعیت‌هایی درباره تغذیه اطفال در سایت WIC یا درمانگاه‌های تخصصی اطفال، راهی برای جلب توجه است. این یادداشت می‌تواند شامل اطلاعاتی درباره تغییر سیاست باشد و اینكه خوانندگان آن برای عملی شدن این امر چه كاری از دستشان برمی‌آید.

به تحقیقاتتان ادامه دهید تغییرات را در وضعیت و در سیاست یا سیاست بالقوه مشاهده كنید

اگر موفق به تغییر سیاستی شدید، ادامه دادن به تحقیقتان به شما امكان می‌دهد به سیاست‌گذاران نشان دهید كه تصمیم درستی گرفته‌اند و باید تلاش كنند تا سیاست‌های بی‌تاثیر یا غیرعاقلانه و مبنی بر بی‌اطلاعی را از نو تدبیر كنند. تحقیق همچنین به شما كمك می‌كند، با تغییر شرایط یا تغییر نیازهای باهمستان، همچنان به پشتیبانی‌تان ادامه دهید.

كارهایی كه می‌توانید انجام دهید تا تحقیقتان بر سیاست اثر بگذارد:

  • معنی كنید كه چطور می‌خواهید بر سیاست اثر بگذارید. شما ممكن است در تلاش باشید كه بفهمید چه سیاستی باید وجود داشته باشد، سیاست را به جهت خاصی هل دهید و هدایت كنید، برای پرداحتن به یك مشكل خاص، از تامین بودجه یا اقدامات دیگری پشتیبانی كنید، یا از انجام یا بر علیه انجام یك عملكرد یا رویكرد خاص پشتیبانی كنید.  
  • مخاطبین‌تان را تشخیص دهید. قانون‌گذاران، عموم مردم و غیره و اینكه آن‌ها به چه نوع شواهدی واكنش نشان می‌دهند.
  • از شواهد موجود استفاده كنید، تا كمكتان كند كار را شروع كنید و همچنین كار را برایتان آسان كند.
  • تحقیق اصلی را انجام دهید و به آن چیزی بپردازید كه مخاطبین‌تان می‌پذیرند و درك می‌كنند.
  • نتایجتان را تحلیل كنید و به آن‌ها وفادار باشید، حتی اگر آن چیزی نباشند كه انتظار داشتید.
  • نتایجتان را ارائه دهید و برای دستیابی به مخاطبین مورد نظرتان، اصول اولیه برقراری ارتباط را به‌ كار بگیرید.
  • به تحقیق ادامه دهید، حتی اگر در تغییر سیاست موفق بوده باشید، كه بتوانید موفقیت آن تغییر را نشان دهید و با تغییر نیازهای باهمستان بتوانید در جریان نیازهای بیش‌تر قرار بگیرید.
Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:54

Realizar investigaciones para influir en políticas

Ley de Protección de Pasajeros Menores de Illinois

Este ejemplo está tomado del libro de Murray Levine y David Perkins, Principles of Community Psychology, (Principios de psicología social) Nueva York: Oxford University Press, 1987.

A principios de la década de 1980, Leonard Jason y Tom Rose, dos investigadores de la Universidad DePaul en Illinois estaban interesados en conseguir la aprobación de una ley que obligaría el uso de asientos de seguridad para niños en este estado. Realizaron una investigación de fondo y enviaron un resumen de la misma a los miembros del Senado del Estado de Illinois. De hecho, enviaron el resumen solamente a la mitad de los legisladores, elegidos arbitrariamente como parte de un experimento. Como resultado, era significativamente más probable (79% a 53%) que aquellos que recibieron el resumen de la investigación votaran en favor del proyecto de ley que aquellos que no lo recibieron. Y la ley se aprobó. Mientras el margen de victoria podría haber sido mayor si la carta se hubiese enviado a todos los senadores, la investigación de Jason y Rose impactó claramente en el resultado de la votación.

A continuación ofrecemos el texto de la carta. Fíjese en el uso de múltiples métodos de investigación, así como el modo de comunicación conciso.

Como saben, la Ley de Protección de Pasajeros Menores (Proyecto de ley de la Cámara de Representantes 608) debe ser llevada ante el Senado del Estado de Illinois durante el próximo mes. Nos gustaría proporcionarles los datos pertinentes que esperamos sean de utilidad para ustedes cuando consideren esta ley. Tom Rose y yo, dos investigadores de la Universidad DePaul, hemos estado recogiendo datos durante los últimos ocho meses y hemos llegado a la conclusión de que el 93% de los niños menores de hasta 4 años de edad no están ubicados en los asientos adecuados cuando viajan en automóviles. Estos datos se recogieron en el área metropolitana de Chicago y están basados en la observación de si los niños que viajaban en 1450 coches iban en los asientos de seguridad adecuados. Para obtener esta información sobre las actitudes de la población en lo que se refiere al tema de los asientos de seguridad para niños que viajan en automóviles, en marzo de 1982, el Sr. Rose y yo entrevistamos a un grupo de muestra de ciudadanos de Illinois y descubrimos que el 78% de los adultos del área metropolitana de Chicago respaldaría la aprobación de la Ley de Protección de Pasajeros Menores. Las estadísticas del tráfico de Illinois indican que 140 niños murieron y 25.828 resultaron heridos en accidentes de automóviles durante el período de 1975-1981. Estas estadísticas no solo representan trágicas pérdidas de vidas y potencial humano, también representan un tremendo coste en cuidados de rehabilitación. Por ejemplo, un niño de 3 años con una herida en la columna vertebral resultado de un accidente de automóvil (una herida no poco frecuente) y que queda parapléjico necesitará 724.000 dólares de cuidados de rehabilitación durante su vida. Si este niño quedara tetrapléjico, los costes excederían 3.317.929 de dólares de rehabilitación durante el resto de su vida.

Por último, los estados que han aprobado la ley sobre los asientos de seguridad para niños han experimentado un aumento significativo en el uso de aparatos de seguridad. En Tennessee, por ejemplo, el doble de niños utilizaron los asientos de seguridad adecuados después de que la Ley de Protección de Pasajeros Menores de Tennessee se convirtiera en jurisprudencia el 1 de enero de 1978.

Esperamos que esta información sea de utilidad. Por favor, pueden contactarme si tienen más preguntas. Mi teléfono es 312-321-7884.

Atentamente,
Leonard Jason, Ph.D. Tom Rose
Ayudante de investigación del Profesor Adjunto

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:22

___Usted o su grupo ha concluido que desea influir en las políticas relacionadas con los asuntos que les conciernen a usted y a sus constituyentes.

Ha decidido organizar una investigación política para (elija uno a más de los siguientes apartados):

___Garantizar que realmente se aborda un tema.

___Garantizar que ese tema necesita ser tratado.

___Mostar la necesidad de financiación o intervención en un asunto.

___Apoyar o desacreditar el uso de una práctica o idea particular.

___Identificar y defender la política adecuada sobre un asunto.

___Señalar la incompetencia o la corrupción que perjudica el interés público.

___Proteger la salud y seguridad pública.

___Construir una base sólida para su defensa.

___Mantener su propia integridad.

Para una mayor credibilidad, usted ha colaborado con o recibido ayuda de (indica qué grupos han ayudado):

___Grupos de expertos

___Organizaciones gubernamentales

___Asociaciones profesionales

___Comités oficiales

___Organizaciones que trabajan en el tema

___Organizaciones de vigilancia

___Agencias de policía

Organizó una investigación sobre la política porque:

___Se necesitaba una política y no se había establecido ninguna.

___Había una situación crítica que no se había reconocido o admitido.

___Nuestro tema estaba bajo revisión legislativa.

___La política estaba bajo discusión y queríamos asegurarnos de que no se ignoraban aspectos importantes de la misma.

___Los resultados de la política actual eran desconocidos o confusos.

___La política iba en la dirección equivocada.

___Nos consultaron como expertos.

___Su grupo ha determinado cómo influir en la política.

___Ha determinado a quién necesita influir y cómo.

___Ha utilizado sus conocimientos previos.

___Ha realizado su investigación atendiendo a las suposiciones de la audiencia.

___Ha analizado los datos.

___Presentó los resultados utilizando pautas de comunicación que garantizan que llegan al público.

___Continuó la investigación para apoyar los cambios políticos que se han llevado a cabo y para ser capaz de promover otros cambios, conforme cambian las necesidades de la comunidad y de la situación.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:12

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱۱. سازمان‌دهی گروه‌های مطالعاتی
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 12:32
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 12:57

امروزه با چالش‌های دشواری روبه‌رو هستیم. محله‌ها با معضلاتی مثل جرم، معضلات اقتصادی، تنش بین گروه‌های مختلف، سوء مصرف مواد، و معضلات دیگر دست به گریبان هستند. بدتر اینکه اطلاعات بسیاری از افراد درباره محله‌شان بسیار ناچیز است.

نیمه پر لیوان نشان می‌دهد که ساکنان باهمستان سرشار از توان، استعداد، و خلاقیت هستند. این ویژگی‌ها را می‌توان در مسیر بهبود کیفیت زندگی همگانی به کار گرفت. اما در بیش‌تر مواقع محله‌ها نمی‌توانند از توان و کوشش ساکنان خود بیش‌ترین بهره را ببرند. بیش‌تر افراد شاغل و ساکن در هر محله در بحث و گفتگو درباره معضلات و تصمیم‌گیری در این زمینه حضور ندارند. معمولا گروهی از رهبران همواره در نقش نماینده کل مردم محل ظاهر می‌شوند و گاه این رهبران هم به خاطر خستگی از پا می‌افتند.

در این وضعیت، چطور می‌توان از استعداد و خلاقیت مردم محله به نفع کل محله بهره‌برداری کرد؟ بسیاری از مسئولان سازمان‌دهی باهمستان به امید گرد هم آوردن افراد محل، از روش گروه‌های مطالعاتی به شکلی موفقیت‌آمیز بهره جسته‌اند.

گروه‌های مطالعاتی​

گروه مطالعاتی گروهی متشکل از ۸ تا ۱۲ نفر است که به صورت هفتگی یا ماهانه جلسات منظم دارند و با همکاری یکدیگر و بر پایه اصول دموکراسی به یکی از مسائل مهم عمومی می‌پردازند. اعضای این گروه‌ها مشکل مورد نظر را از چند زاویه بررسی کرده و زمینه‌های مشترک را شناسایی می‌کنند و سپس توصیه‌هایی را برای اقدام عملی در راستای منافع باهمستان ارائه می‌دهند. برنامه‌های همیاری جوانان، سیاست‌های جدید استخدامی، برگزاری جشن‌ و مراسم در کل شهر با حضور همه گروه‌ها، برنامه‌های هم‌نوایی با حضور افرادی از نژادهای مختلف، و تصویب قوانین جدید ایالتی برای بهبود وضعیت نظام اصلاح و تربیت در اوکلاهما نمونه‌هایی از گروه‌های مطالعاتی هستند.

معمولا رهبری گروه مطالعاتی در دست یک مدیر جلسه بی‌طرف است که وظیفه‌ حفظ انسجام در بحث‌ها، بررسی دیدگاه‌های مختلف در گروه، و طرح پرسش‌های سخت را بر عهده دارد.

به طور کلی، گروه مطالعاتی کار را از یک جلسه مبتنی بر تجربه شخصی شروع کرده («این مشکل چه تاثیری بر من دارد؟») و به سمت جلساتی می‌رود که دیدگاهی وسیع‌تر در آن مطرح می‌شود («دیگران درباره این مشکل چه می‌گویند؟») و به جلسه اقدام عملی می‌رسد («حالا برای رفع این مشکل چه می‌توان کرد؟»). خروجی گروه‌های مطالعاتی طرح‌ها و برنامه‌هایی برای اقدام عملی است که می‌تواند افراد محله و باهمستان را همراه کرده و کیفیت زندگی همگانی را بهبود بخشد.

گروه مطالعاتی را می‌توان در باهمستان‌ها یا درون سازمان‌هایی مثل مدارس، اتحادیه‌ها، یا نهادهای دولتی به راه انداخت. اما تاثیر و گستره کار گروه‌های مطالعاتی زمانی به بیش‌ترین سطح خود می‌رسد که سازمان‌های حاضر در باهمستان با همکاری یکدیگر چندین گروه مطالعاتی را در چارچوب یک برنامه گسترده تشکیل دهند. این برنامه‌ها که در سطح کل باهمستان اجرا می‌شود، تعداد زیادی از شهروندان و گاه هزاران نفر را جذب می‌کند که در گروه‌های مطالعاتی برای بررسی مشکلات عمومی مثل روابط گروه‌های نژادی، جرم و خشونت، یا آموزش و پرورش حاضر می‌شوند. همکاری گسترده در حمایت از این گروه‌ها باعث مشارکت پررنگ افراد باهمستان از طیف‌های گوناگون می‌شود.

در این بخش از جعبه ابزار روند برنامه‌ریزی و انجام بررسی اولیه در گروه‌های مطالعاتی را به صورت گام به گام از گسترش برنامه تا هماهنگ کردن کارهای باهمستان توضیح می‌دهیم. می‌توان موضوع را از قبل برنامه‌ریزی کرد (مثلا، بررسی مسئله امنیت عمومی یا زیباسازی محله) یا برای تعیین موضوع گروهی عمومی تشکیل داد تا افراد حاضر خودشان موضوع را انتخاب کنند.

چرایی نیاز به سازمان‌دهی گروه‌های مطالعاتی​

سازمان‌دهی گروه مطالعاتی، یا برنامه‌هایی در سطح باهمستان برای تشکیل این گروه‌ها، کار زیادی می‌برد اما به چند دلیل به زحمتش می‌ارزد.

گروه‌های مطالعاتی بنا به چند دلیل از نگاه مردم ارزشمندند:

  • نقطه شروع بحث و گفتگو تجربه‌های خود افراد است. گروه‌های مطالعاتی به موضوعات انتزاعی نمی‌پردازند. موضوع بحث و گفتگو در این گروه‌ها معضلات واقعی است که افراد در زندگی روزمره تجربه می‌کنند.
  • افراد با پیشینه‌های متفاوت می‌توانند در گروه‌های کوچک درباره این مشکلات با رعایت احترام و آرامش گفتگو کنند. گروه‌های بزرگ گاه باعث ایجاد ترس یا نبود آرامش می‌شوند؛ اما خیلی از افرادی که در گروه‌های بزرگ راحت نیستند، در گروه‌های کوچک‌ راحت‌ترند و وارد بحث می‌شوند.
  • افراد در این گروه‌ها کار خود را بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر می‌دانند و حس خوبی نسبت به این موضوع دارند.
  • برنامه کلی گروه‌های مطالعاتی باعث توانمندسازی ساکنان باهمستان می‌شود. این برنامه در حل معضلات و اقدام در باهمستان و محله کارایی دارد.

گروه‌های مطالعاتی پس از شروع کار خود معمولا بزرگ‌تر و قوی‌تر می‌شوند. افراد از کار گروهی در راستای هدف مشترک لذت می‌برند و به همین خاطر به گروه می‌پیوندند. افراد شرکت‌کننده در این گروه‌ها معمولا می‌گویند متوجه گذر زمان نشده‌اند چون بحث بر سر موضوعی مشخص انجام شده و سازنده و صادقانه بوده است. به گفته این افراد، آشنایی با یکدیگر هم لذت خاص خودش را دارد.

بنابراین، دلایل زیادی برای سازمان‌دهی گروه مطالعاتی در محله وجود دارد. اگر برای این کار آماده‌اید، با هم بخش‌های بعدی را بررسی کنیم.

شیوه سازمان‌دهی برنامه گروه‌های مطالعاتی در سطح باهمستان​

مثال: موج ارتکاب جرم در میلتون​

میلتون از محله‌های تاریخی یکی از شهرهای بزرگ در شمال بخش میانی آمریکا است که همیشه جای خوبی برای زندگی بوده و جمعیتش ترکیبی از سالمندان و جوانان، دانشجویان، متخصصان، و افراد مجرد و خانواده‌های باثبات است. میلتون در سال‌های اخیر پذیرای جمعیت روزافزون اسپانیایی‌تبار بوده است. گروه‌های مختلف در این محله اگر چه یکدیگر را می‌شناسند اما تعامل چندانی ندارند، و به تازگی تنش‌هایی بین ساکنان قدیمی میلتون و ساکنان جدید اسپانیایی‌تبار شکل گرفته است.

علاوه بر این مسئله، میلتون در ماه‌های اخیر شاهد افزایش جرم و جنایت بوده است. بیش‌تر آن‌ها جرایم جزئی مثل دیوارنویسی، شکستن پنجره‌ها، تخریب صندوق پستی و مانند آن بوده، اما ظاهرا این وضعیت در حال تشدید است. چندین مورد سرقت از خودرو گزارش شده و در یک مورد هم از خانه یکی از ساکنان سرقت شده است.

روشن است که ساکنان میلتون نگران این وضعیت هستند. چطور می‌توان ساکنان محله را برای جلوگیری از افزایش جرم و ایجاد حس امنیت گرد هم آورد؟

پیش از شروع کار، باید به چند نکته توجه داشت.

  • نکته اول تقسیم مسئولیت است. دنبال جذب افراد داوطلب برای سازمان‌دهی برنامه باشید. به این ترتیب، نه تنها کارتان سبک‌تر می‌شود، بلکه افراد شرکت‌کننده حس می‌کنند این برنامه به خودشان تعلق دارد.
  • دوم اینکه باید نشان داد افراد با هر پیشینه‌ای می‌توانند در گروه مطالعاتی حضور داشته باشند. در غیر این صورت، این برداشت شکل می‌گیرد که تنها دیدگاه‌ها و تجربه‌های برخی افراد مهم است. قطعا نمی‌خواهید دیگران چنین برداشتی از برنامه داشته باشند.
  • سوم اینکه مردم باید بدانند این پروژه در حل معضلات محله تاثیر دارد و صرفا به گفتگو درباره مشکلات ختم نمی‌شود!

با در نظر داشتن این نکات، می‌توان کار را شروع کرد.

تشکیل هسته مرکزی متشکل از دستیاران سخت‌کوش و متعهد. با چند نفر که به پروژه علاقه دارند و قبلا با آن‌ها آشنایی و همکاری داشته‌اید صحبت کنید.

  • تشکیل گروه مطالعاتی آزمایشی. به کمک هسته مرکزی، ده، دوازده نفر را پیدا کنید که علاقه‌مند به شروع کار باشند. آن‌ها را برای شروع کار گروه مطالعاتی آزمایشی دعوت کرده و یکی دو جلسه برگزار کنید. در پایان این جلسات، از آن‌ها درباره روند کار و اقدامات لازم برای اثربخشی این کار در سطح محله نظرخواهی کنید.

-  جلسات آزمایشی را می‌توان هر جایی برگزار کرد؛ مثلا، در زیرزمین کلیسا، کلاس خالی در مدرسه محل، اتاق جلسات در یک مجتمع مسکونی، یا حتی در خانه یکی از افراد. جلسه باید در محلی برگزار شود که پیدا کردن و دسترسی به آن آسان باشد و افراد در آن احساس راحتی کنند. می‌توان از افراد شرکت‌کننده پذیرایی کرد، و یا از افراد درخواست کرد که نوبتی مسئولیت تهیه غذا و نوشیدنی را بر عهده بگیرند.

تهیه فهرست گروه‌ها و سازمان‌های محله. برای جذب هر چه بیش‌تر افراد باید هر گروه و سازمانی را که می‌شناسید در نظر بگیرید. فهرستی از همه مدارس، اجتماعات، کسب‌وکارها، باشگاه‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی، کتاب‌خانه‌ها، اتحادیه‌های مستاجران، و سایر گروه‌ها در محله تهیه کنید. هم‌چنین، افراد و نهادهای خارج از محله مثل ماموران پلیس، مسئولان دولتی، و دیگر کارکنان دولت را که با محله همکاری نزدیک دارند در فهرست جای دهید. آیا فرد یا نهاد دیگری به ذهنتان می‌رسد؟

گروه‌ مطالعاتی آزمایشی دوم با حضور نمایندگان سازمان‌ها. افراد حاضر در برخی از این سازمان‌ها را برای حضور در یک جلسه آزمایشی دیگر دعوت کنید. در صورت حضور بیش از دوازده نفر، چند گروه تشکیل دهید. سعی کنید ترکیب افراد در هر گروه ترکیب مناسبی باشد.
 

مثال: تشکیل گروه مطالعاتی​

آلما هورتا، یکی از ساکنان محله میلتون، تصمیم می‌گیرد برنامه‌ای را برای تشکیل گروه مطالعاتی در کل باهمستان جهت بررسی مشکلات محله اجرا کند. از دوست و همسایه‌اش آلیسون براون کمک می‌خواهد و آلیسون هم مشتاقانه با او همراه می‌شود. این دو افراد دیگری را برای شرکت در گروه آزمایشی جذب می‌کنند: کشیش کلیسای نزدیک خانه آلیسون، مشاور املاکی که خانه را به آلما فروخته، و نگهبان ساختمان اداری محل کار آلما از اعضای این گروه هستند. جلسه در اتاق جلسات کلیسا برگزار می‌شود، چون همه می‌دانند کلیسا کجاست و هم اینکه آلیسون صندلی چرخ‌دار دارد و ورود به کلیسا برای افراد معلول مشکل نیست.

آلما در شروع جلسه خود را معرفی کرده و از افراد حاضر نیز می‌خواهد خود را معرفی کنند. او به افراد حاضر در گروه می‌گوید، «امشب اینجا جمع شده‌ایم چون نگران وقوع جرم در میلتون هستیم. امشب قرار است درباره امنیت حرف بزنیم. امنیت دغدغه مهمی است، چون اگر حس امنیت نباشد، نمی‌توان مسائل مهم دیگر را به راحتی حل کرد. پس هدف جلسه امشب گفتگو درباره روش‌های افزایش امنیت برای زندگی و کار در محله است.»

اعضای گروه در جلسه اول با هدایت آلما و آلیسون درباره چند موضوع از جمله مسائل زیر گفتگو می‌کنند:

  • آیا در محله احساس امنیت می‌کنید؟ چرا؟
  • معمولا برای حفظ امنیت چه نکاتی را رعایت می‌کنید؟
  • نقش پلیس در افزایش امنیت محله چیست؟
  • نقش ساکنان در افزایش امنیت محله چیست؟

بحث داغ و مفیدی درباره امنیت میلتون شکل می‌گیرد. در پایان جلسه، همه افراد به این نتیجه می‌رسند که داشتن گروه مطالعاتی کار بسیار خوبی است و برنامه‌ریزی برای آینده را آغاز می‌کنند.

تشکیل کارگروه مطالعاتی. از همه افراد همکار بخواهید از این مرحله به بعد در کارگروهی برای پیش‌برد ابتکار عمل عضو شوند. همه افراد محله از گروه‌های مختلف باید حتما نماینده‌ای در این کارگروه داشته باشند. کارگروه‌ را جهت شروع کارهای زیر به گروه‌های دو سه نفره تقسیم کنید:

  • برنامه‌ریزی برای جلسه آغازین. از یک یا دو نفر سخنگو برای تشریح کار گروه‌های مطالعاتی و الهام‌بخشی به افراد جهت مشارکت در این روند دعوت کنید. پذیرایی داشته باشید و زمانی را برای معاشرت و نام‌نویسی افراد اختصاص دهید.
  • جذب و آموزش مدیر جلسه. اطلاعات مربوط به مدیریت گروه‌های مطالعاتی را در اختیار این افراد قرار داده و آن‌ها را برای آموزش دور هم جمع کنید.
  • یافتن مکان مناسب و هماهنگی برای سایر جزئیات. هماهنگی لازم را برای برگزاری جلسه گروه مطالعاتی در مدارس، کلانتری‌ها، کلیساها، ایستگاه‌های آتش‌نشانی، و شرکت‌ها انجام دهید؛ در صورت نبود مکان مناسب، می‌توان جلسات را در خانه افراد برگزار کرد. در صورت امکان خدمات رفت و آمد، مراقبت از کودکان و سایر خدمات لازم را برای تسهیل مشارکت افراد فراهم کنید. در صورت امکان افراد داوطلب را برای ثبت روند کار و گزارش‌نویسی پیدا کنید.
  • جذب افراد برای پیوستن به گروه‌های مطالعاتی. در اینجا هم دعوت شخصی بهترین گزینه است. از همه افراد حاضر در کارگروه بخواهید از بین دوستان یا همکاران‌ خود نیرو جذب کنند.
  • برنامه‌ریزی برای مجمع عملیاتی. مجمع عملیاتی جلسه‌ای بزرگ است که در پایان یک دوره کار گروه‌های مطالعاتی برگزار می‌شود. پیش از برگزاری این جلسه، با استفاده از مدارک و صورت‌جلسات هر گروه مهم‌ترین دغدغه‌های هر گروه را مشخص کنید. در مجمع عملیاتی، زمان کافی را برای ارائه خلاصه دیدگاه‌های هر گروه از سوی یکی از اعضا در نظر بگیرید.

برگزاری جلسه آغازین. رسانه‌های خبری محلی را در جریان بگذارید تا این جلسه را پوشش دهند.

مثال: موفقیت در برگزاری جلسه آغازین​

آلما و آلیسون دومین جلسه گروه مطالعاتی را با افرادی از گروه‌های مختلف با موفقیت برگزار کرده‌اند و اشتیاق افراد شرکت‌کننده آن‌ها را به وجد آورده است. همه افراد حاضر بر این باور بودند که گسترش این برنامه برای میلتون مفید است و تعدادی نیز برای برنامه‌ریزی جلسه آغازین اعلام همکاری کرده‌اند.

سالن اجتماعات شهرداری میلتون فضایی را برای برگزاری جلسه اختصاص داده و رستوران‌ها و غذاخوری‌های محلی که بعضا کارشان از موج اخیر ارتکاب جرم آسیب دیده، مسئولیت تهیه غذا را بر عهده گرفته‌اند. حتی یکی از فروشگاه‌های الکترونیکی در محله تلویزیونی رنگی و ۲۶ اینچی را در اختیار گروه قرار داده تا هنگام برگزاری جلسه طی قرعه‌کشی به یکی از افراد اهدا شود.

مرحله بعدی پیام‌رسانی است. آلما و آلیسون تراکت‌هایی رنگی را (با عکس بزرگ تلویزیون و خبر قرعه‌کشی) در فروشگاه‌ها، کتابخانه، تابلو اعلانات کلیسا، مدارس، و درمانگاه‌ها پخش می‌کنند. مطالب به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی به شکلی قابل فهم چاپ شده‌اند. خروجی مطبوعاتی نیز برای درج در روزنامه‌های محلی تهیه شده و اخبار مربوط در کانال‌های تلویزیون محلی پخش می‌شوند. خلاصه‌ای درباره جلسه آغازین نیز در خبرنامه‌های کلیسا و مدارس درج می‌شود.

هر چند همه این کارهای رسانه‌ای مهم هستند، اما بیش‌تر اعضای گروه‌های مطالعاتی از طریق ارتباط شخصی جذب می‌شوند. آلما و آلیسون با علم به این موضوع، تا حد امکان به همه درباره گروه اطلاع‌رسانی می‌کنند و از همه افراد می‌خواهند درباره گروه به دیگران هم اطلاع‌رسانی کنند. با کارمندان محل، ماموران پلیس، مدیران نهادها، مددکاران اجتماعی، کارکنان رسانه، کارکنان مدارس، و هر که به ذهنشان می‌رسد درباره گروه صحبت می‌کنند.

با فرا رسیدن روز بزرگ، حدود ۷۵۰ نفر از ساکنان میلتون در سالن اجتماعات شهرداری جمع می‌شوند، و تعداد افرای که نام‌نویسی می‌کنند برای تشکیل ۱۰ گروه مطالعاتی کافی است.

  • حالا برای شروع کار گروه مطالعاتی آماده‌اید؛ باید توجه داشت که گروه‌های مطالعاتی در مسیر کار خود به پشتیبانی نیاز دارند. چگونه باید از این گروه‌ها پشتیبانی کرد؟ جلسه‌ای را با حضور مدیران جلسه برای بررسی پیشرفت کار گروه‌ها ترتیب دهید. برای افرادی که بعدا به شما ملحق می‌شوند گروه‌های مطالعاتی جدید تشکیل دهید. گزارش جلسات هر گروه را برای بحث و بررسی و مستندسازی روند کار جمع‌آوری کنید.
  • با پایان کار گروه‌های مطالعاتی که معمولا چند ماه طول می‌کشد، زمان برگزاری مجمع اقدام می‌رسد. این مجمع فرصتی است برای بزرگداشت دستاوردهای محله و حرکت از حرف به سمت عمل.

حفظ شتاب حرکت. با گروه‌های عملیاتی درباره پیشرفت کار گفتگو کنید. رسانه‌ها را برای پوشش خبری کار عملیاتی جمع کنید. با افرادی که دنبال برگزاری دور بعدی جلسات هستند همکاری کنید.

مثال: مدیریت برنامه​

آلما و آلیسون روند کار فعالیت‌های کلی گروه‌های مطالعاتی را هماهنگ می‌کنند. هر یک از آن‌ها مدیریت یکی از گروه‌ها را بر عهده دارد و علاوه بر آن با برگزاری جلسات منظم با حضور سایر مدیران جلسه، ضمن مرور گزارش جلسات، موضوعات مشترک را پیگیری کرده و روند کلی کار را رصد می‌کنند.

سایر مدیران جلسه نیز از پیشرفت مطلوب کارها خبر می‌دهند. بحث‌ها اگر چه گاه داغ و پرشور هستند، به شکل‌گیری دیدگاه‌های جدید، برداشت جدید، و امیدواری‌های تازه همراه بوده‌اند. ارتباطات جدیدی شکل گرفته و افراد بیش‌تری با یکدیگر آشنا و دوست شده‌اند. بهتر از همه این که افراد حاضر توانمندی بیش‌تری را در خود حس می‌کنند؛ این افراد حس می‌کنند برای کاهش جرم در میلتون فعالیت موثر دارند.

مکث و بازاندیشی. آموخته‌های خود را مرور کرده و برنامه‌ریزی برای دور بعدی را آغاز کنید. کارگروه‌ها را دور هم جمع کرده و درباره روند پیشرفت کار گفتگو کنید. دستاوردها را ثبت کرده (و جشن بگیرید!) و به دنبال راهی برای تقویت هر چه بیش‌تر برنامه باشید. به افراد داوطلب بازخورد و دلگرمی دهید. از آموخته‌های خود برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های آینده بهره بگیرید. سعی کنید کارگروه را گسترش دهید. به این ترتیب، می‌توان برنامه گروه‌های مطالعاتی را تداوم و تعمیق بخشید و توانایی‌های محله را افزایش داد!

مثال: جمع‌بندی مناسب​

با پایان کار گروه‌های مطالعاتی، زمان گردهم‌آیی در سالن اجتماعات فرا می‌رسد. این بار طرح‌های گروه‌های مطالعاتی در مجمع عملیاتی مطرح و بررسی می‌شوند. گروه‌ها دیدگاه‌های خوبی را برای کاهش جرم در میلتون مطرح کرده‌اند. در مسیر بحث و گفتگو، مشخص می‌شود بخش بزرگی از افزایش جرم زاییده حضور چند گروه خیابانی جوانان در جای جای میلتون است. به همین خاطر، بسیاری از طرح‌ها و دیدگاه‌ها به جوانان مربوط می‌شود. مثلا:

  • همکاری با کلانتری محل جهت برگزاری مسابقات بسکتبال برای نوجوانان میلتون پس از تعطیلی مدارس
  • همکاری با مدیران سالن اجتماعات شهرداری برای گسترش برنامه‌های اوقات فراغت نوجوانان
  • طرح‌ریزی برنامه‌های پرورشی با همکاری دبیرستان میلتون برای جوانان در معرض خطر
  • برگزاری جشن سالانه سینکو دی مایو در سطح محله برای آشنایی بیش‌تر افراد محل و احترام به تنوع در باهمستان
  • گفتگو با اعضای گروه‌های خیابانی برای پی بردن به دلایل حضور در این گروه‌ها و ادامه فعالیت در این گروه‌ها، یافتن راهی برای افزایش حس تعلق به باهمستان در این گروه‌ها، و کاهش رغبت آن‌ها برای ارتکاب اعمال مجرمانه​

اجرای این پیشنهادها زمان زیادی می‌برد و نیازمند همکاری ساکنان میلتون است، اما به زحمتش می‌ارزد: پروژه یک سال پس از پایان کار گروه‌های مطالعاتی آغاز شده و میزان جرم در میلتون ۶۰ درصد کاهش یافته است.

آلما و آلیسون چه می‌کنند؟ دنبال راه‌هایی برای زیباسازی میلتون هستند و دور جدیدی از کار گروه‌های مطالعاتی را آغاز کرده‌اند.

نکاتی درباره گزارش‌نویسی و مدیریت جلسات گروه‌های مطالعاتی​

گزارش‌نویسی و مدیریت روند جلسه هر دو در کار گروه‌های مطالعاتی اهمیت دارند. مدیر جلسه مسئولیت جهت‌دهی و پیش‌برد جلسه را بر عهده دارد و مسئول ثبت یا گزارش دیدگاه‌های همه افراد را ثبت می‌کند. در ادامه درباره این دو نقش بیش‌تر توضیح می‌دهیم.

گزارش‌نویسی​

در هر گروه مطالعاتی، یک نفر باید برای گزارش‌نویسی داوطلب شود تا نکات و دیدگاه‌های کلیدی مطرح‌شده را ثبت کند. گزارش‌نویسی را نمی‌توان به مدیر جلسه محول کرد. هر دو کار بسیار مهم هستند و انجام همزمان هر دو از یک نفر ساخته نیست. وظیفه اصلی گزارش‌نویس این است که با دقت به حرف‌ها گوش دهد و حرف‌های اعضای گروه را ثبت کند. بعضی‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند همزمان در بحث و گفتگو شرکت کرده و یادداشت‌برداری هم بکنند. گروهی دیگر ترجیح می‌دهند فقط به حرف‌های دیگران گوش کنند.

مدیریت جلسه​

مدیر جلسه در روند کار گروه مطالعاتی نقشی بسیار مهم دارد. در اینجا به چند نکته برای مدیریت کارآمد جلسه اشاره می‌کنیم:

  • حفظ بی‌طرفی
  • حفظ آمادگی
  • ایجاد تعامل و گفتگو بین افراد شرکت‌کننده
  • جلوگیری از تلاش برخی افراد برای در دست گرفتن روند بحث
  • نظرخواهی از افراد کم‌حرف
  • حفظ مسیر بحث و جلوگیری از انحراف
  • ایجاد وقفه و سکوت برای تامل بیش‌تر
  • عدم لزوم رسیدن به اجماع
  • پرسش از اعضای گروه هنگام بروز شک و ابهام​

خلاصه

اگر در باهمستان خطری از بیرون یا درون محله حس می‌کنید، اگر مردم محله همدیگر را نمی‌شناسند و در انزوا از یکدیگر به سر می‌برند، و اگر می‌خواهید اوضاع را تغییر دهید، تشکیل گروه مطالعاتی راه‌ حل خوبی است. گروه‌های مطالعاتی با ایجاد فرصت برای طرح دیدگاه‌های افراد متاثر از مشکلات محله، ضمن تقویت پیوند بین ساکنان محل، توانمندی افراد را برای ایجاد تغییرات واقعی و پایدار افزایش می‌دهند.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 13:55

Ejemplo #1: START: Estudien, Piensen, Actúen. Respondan Juntos  (EPARJ)

START es un curso gratuito de 24 sesiones diseñado para alentar los círculos de estudio entre grupos de  personas interesadas en temas de  salud y desarrollo de las comunidades. Los participantes estudian y discuten temas ambientales, domésticos y mundiales, utilizando las lecturas en línea; leen y piensan acerca del mundo que desean y cómo obtenerlo, y luego actúan. El START es autodidáctico y es flexible como para ser útil a una gran variedad de grupos.
 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:25

___Usted sabe cómo hacer un círculo de estudios y el propósito del mismo.

___Usted sabe que los círculos de estudios logran el mayor impacto cuando se llevan a cabo como parte de un

    programa de mayor envergadura.

___Usted sabe por qué la gente encuentra valiosos a los círculos de estudio:

___Hablan de sus propias experiencias   

___Hablan sobre temas espinosos en un ambiente controlado y respetuoso

___Tienen la oportunidad de ser parte de un esfuerzo más grande

___Fortalece a los residentes de la comunidad

___Usted ha buscado voluntarios para ayudarlo en su esfuerzo

___Usted ha dejado en claro que todas las diversidades serán respetadas en su círculo de estudios

___Usted a reunido a su “equipo base”  

___Usted ha llevado a cabo un círculo piloto  

___Usted ha hecho una lista de grupos/organizaciones en su área y ha intentado involucrarlos

___Se ha llevado a cabo un Segundo círculo piloto incluyendo a miembros de diferentes organizaciones

___Se ha formado un grupo de círculo de estudio y usted ha:

___Planificado el lanzamiento    

___Reclutado y entrenado facilitadores  

___Hecho arreglos acerca de los lugares de reunión y se ha ocupado de otros detalles 

___Reclutado personas para integrar los círculos de estudio

___Planeado el foro de actividades

___Se ha realizado el lanzamiento.    

___Usted ha apoyado los círculos de estudio alentando la colaboración de facilitadores y recogiendo registros

___Usted ha llevado a cabo un foro de actividades para celebrar lo que ha logrado y decidir lo que quiere lograr

___Usted ha mantenido el dinamismo de todo   

___Usted ha hecho una pausa para reflexionar, y ha comenzado a planificar una nueva ronda

___Usted conoce el rol del secretario en un grupo de estudio

___Usted conoce el rol del facilitador en un grupo de estudio

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:13

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

الفصل 32. توفير التشجيع والتربية
mloewenstein Fri, 09/27/2013 - 15:16

هذا المضمون لم يترجم الى اللغة العربية بعد، نعتذر عن ذلك 

بخش ۲. آماده‌سازی یک طرح تحول
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 10:20
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 07/22/2019 - 10:40

منظور ما از تهیه یک طرح تحول چیست؟

وقتی برای ایجاد یک تحول دست به ترویج‌گری می‌زنید – فرقی نمی‌کند این کار رسیدگی به یک مسئله از طریق مداخله باهمستان باشد یا تدوین یک سیاست جدید، جلوگیری از وقوع یک پدیده ناخوشایند، یا تحول شیوه نگرش و عمل باهمستان – تنها مطرح کردن مشکلات موجود و چیزهایی که به اصلاح نیاز دارند، کافی نیست؛ شما موظف هستید که در صورت امکان گزینه‌های بهتر را نیز ارائه کنید. این همان چیزی است که ما از آن با عنوان طرح تحول یاد می‌کنیم: پیشنهادات (یا درخواست‌های) شما برای تحول و چگونگی تحقق عملی آن تحول. 

طرح شما می‌تواند به شکل یک برنامه بلندمدت، یک مداخله، تحولی در سیاست‌گذاری‌ها، یا هر چیز دیگری که برای دستیابی به نتیجه مورد توجه شما لازم است، باشد. در فضای ترویج‌گری تقریبا همیشه لازم است چیز معینی برای ترویج‌گری داشته باشید و صرف تقاضای اقدام عملی از سوی سیاست‌گذاران یا باهمستان کافی نیست. 

وقتی پیش از دیگران برای تهیه چنین طرحی‌ اقدام کنید، این شما خواهید بود که مرزها و محدوده مباحث مربوط به یک مسئله یا مشکل را ترسیم می‌کنید – تعریف مسئله، بافت اجتماعی آن، محدوده عقلانی راه حل‌های مشکلات موجود. علاوه بر این، اگر طرح تحول به وسیله افرادی که شناخت واقعی از محیط و مسئله دارند – از جمله اعضای جمعیت هدف – ارائه شود، شانس بیش‌تری برای موفقیت آن وجود خواهد داشت، تا این‌که طرح را سیاست‌گذارانی تهیه کنند که شناخت چندانی با این مسائل ندارند و بیش‌تر از اینکه به پیامد‌های انسانی و عملی راه حل‌هایشان توجه داشته باشند به نتایج سیاسی آن‌ها علاقه دارند.

در تهیه چنین طرحی با وضعیت‌های محتمل مختلفی روبه‌رو خواهید بود. ممکن است فکر کنید در حال حاضر می‌دانید باید چه چیزهایی پیشنهاد کنید و تنها باید به شکلی منطقی و کاربردی آن‌ها را کنار هم قرار دهید. ممکن است اطلاعات لازم در مورد چگونگی تحقق تغییرات ضروری در اختیار داشته باشید اما برای تصمیم در مورد انتخاب کارهای ضروری هنوز به تحلیل اطلاعات نیاز داشته باشید. یا ممکن است مجبور باشید از صفر شروع کنید زیرا نه شما و نه هیچ کس دیگری شناخت کاملی از وضعیت ندارد. 

با توجه به نیازهای یک وضعیت، برخی از رایج‌ترین اشکال طرح‌های تحول را می‌توان به شرح زیر ذکر کرد: 

  • برنامه‌ای برای یک مداخله یا مجموعه‌ای از مداخلات. طرحی که در مقدمه این بخش به آن اشاره کردیم بیش‌تر به این نوع شباهت دارد، که بر اساس آن باهمستانی که آن را طرح می‌کند خود به دنبال یک راه حل است. یک گروه باهمستانی به جای اینکه در روند ترویج‌گری به سیاست‌گذاران روی بیاورد تا آن‌ها پاسخی برای مشکلش بیابند – یا مسئله را رها کند تا به یک بحران تبدیل شود— می‌تواند راه حل خود را بسازد و برای آن به ترویج‌گری بپردازد. این کار می‌تواند در قالب یک مداخله واحد یا چند مداخله هم‌زمان برای رسیدگی به یک مشکل یا وضعیت صورت گیرد. یا می‌تواند در بر دارنده مجموعه‌ای از مداخلات باشد که در یک دوره زمانی برای تاثیرگذاری بر عوامل کلیدی پدیدآورنده مسئله صورت گیرد‍. 

قانون‌گذاری. ممکن است تحولی که به دنبال آن هستید، در جهت وضع قوانین جدید یا بازبینی در قوانین کنونی باشد. گاهی ممکن است هدف مورد نظر شما خود قانون‌گذاری نباشد بلکه این کار بتواند زمینه را برای ایجاد تحول مورد نظر شما فراهم کند، و بنابراین به بخشی از طرح شما تبدیل شده باشد.  

اگر به دنبال اقدامی در حوزه قانون‌گذاری هستید، یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه مطمئن شوید چیزهای مورد نظرتان در لایحه یا بیانیه سیاست‌گذاری تقنینی وجود دارد این است که خودتان پیش‌نویس آن‌ها را تهیه کنید. این کارها چندین مزیت دارند: 

  • اغلب قانون‌گذاران و دستیاران آن‌ها از هر پیشنهادی برای انجام کار شاق تهیه پیش‌نویس قانون مربوط به یک مسئله، استقبال می‌کنند. این کار چیزی برای شروع در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد و آن‌ها را از مراجعه مکرر به شما برای سوالاتی که دارند نجات می‌دهد. علاوه بر این در بخش قابل توجهی از انرژی و کارشان صرفه‌جویی می‌شود. هرچند همانطور که انتظار می‌رود، برخی از قانون‌گذاران ترجیح می‌دهند پیش‌نویس قوانینی را که قرار است از آن‌ها حمایت کنند خودشان یا کارمندانشان تهیه کنند، با این وجود می‌توانید پیشنهادات خود را ارائه کنید؛ از جمله پیشنهاداتتان در مورد ادبیات خاص پیش‌نویس، مسائلی که باید در آن گنجانده شوند، یا اقداماتی که انجامشان در یک لایحه به افرادی ماموریت داده می‌شود. 
  • اگر پیش‌نویس قانون را تهیه کنید، می‌توانید چیزهایی را که دوست دارید تغییر دهید در آن بگنجانید. اگر در پیش‌نویس وضعیت ایده‌آل مورد نظرتان را بگنجانید، احتمال بیش‌تری وجود دارد که به بالاترین میزان خواسته‌های خود برسید. در ادامه نیز می‌توانید برای مصالحه با طرف مقابل بخش‌های کم‌اهمیت‌تر طرح خود را حذف کنید. اما اگر با پیش‌نویس تهیه شده توسط قانون‌گذار شروع کنید، ممکن است برای پیشبرد مذاکرات راهی جز صرف‌ نظر کردن از مولفه‌های اصلی قانون مورد نظرتان نداشته باشید. 
  • چنانچه شما پیش‌نویس قانونی را تهیه کنید، احتمال تاثیرگذاری‌اش از وقتی که پیش‌نویس به وسیله قانون‌گذاران یا دستیاران‌شان تهیه شده باشد، بیش‌تر است. زیرا آن‌ها بسیار کم‌تر از شما در مورد این حوزه و مسائل مربوط به آن اطلاع دارند. 
  • طرحی برای توسعه خدمات موجود یا تمرکز دوباره بر آن‌ها. شاید مکانیسم‌های تغییر هم‌ اکنون نیز در قالب خدمات انسانی و سلامت در باهمستان موجود باشند، اما منابع لازم در اختیار این خدمات نباشد یا استفاده‌کنندگان بالقوه از این خدمات نادیده گرفته شده باشند. طرح شما می‌تواند در جهت افزایش بودجه، تحول سیاست‌گذاری‌ها، یا برخی ابزارهای ظرفیت‌ساز باشد تا بتوان از منابع موجود در باهمستان برای تحقق تحول مورد نظر استفاده کرد. 
  • یک برنامه راهبردی بلندمدت که همزمان به علايم بروز یک مشکل و نیز علل آن می‌پردازد. چنانچه ببینید مسئله موجود چیزی نیست که با یک مداخله یا تحول سیاست‌گذاری به سادگی قابل حل باشد، در این صورت زمان آن است که یک برنامه راهبردی بلندمدت تهیه کنید. چنین طرحی باید: بیانیه رسالت و بیانیه چشم‌انداز داشته باشد، تا بتواند یک نتیجه نهایی برای شما تعریف کند و فعالیت‌هایتان را در جهت رسیدن به آن نتیجه متمرکز سازد؛ اهدافی که می‌خواهید به آن‌ها برسید و زمان رسیدن به آن‌ها را مشخص کند؛ راهبردهایتان که برای رسیده به آن اهداف تعیین کند؛ و یک طرح اقدام برای اجرای آن راهبردها پیش روی شما بگذارد. 

چرا باید یک طرح تحول تهیه کنیم؟ 

تهیه یک طرح تحول ممکن است روندی سخت و زمان‌بر باشد. با این وجود دلایل بسیاری برای اقدام به این کار وجود دارد از جمله: 

اگر بتوانید به جای اینکه تنها مشکلات را طرح کنید، برای آن‌ها راه حل‌هایی نیز ارائه کنید اعتبارتان بیش‌تر و موضع‌تان مستحکم‌تر می‌شود. تشخیص مشکلات بسیار ساده‌تر از حل آن‌هاست. اگر بخواهید و بتوانید راه حل ارائه کنید، احتمال اینکه شما – و راه حل‌های شما— را جدی بگیرند بیش‌تر می‌شود. 

اغلب شما بیش از سیاست‌گذاران در مورد مسئله، حوزه مربوط به آن، و باهمستان شناخت دارید. شما احتمالا تجربه کار روی این مسئله را دارید، با افراد دیگری که در این مورد کار کرده‌اند مرتبط هستید، از تحقیقات انجام شده در این حوزه مطلعید، و ایده‌هایی در مورد چیزهایی که در جاهای دیگر جواب داده دارید. اغلب سیاست‌گذاران یا سیاستمداران هستند و یا متخصصانی با تخصص‌های عمومی که پیشینه دانشگاهی یا خدمت در حوزه عمومی دارند و سوابق عملی اندکی در کار کوچه و خیابان دارند (یا در زمینه زیست محیطی، اطلاعات اندکی از «آب» و «خاک» دارند). وقتی موضوع مربوط به مسائل حوزه سلامت و باهمستان باشد، احتمالا آن‌ها تنها دانش عمومی نسبت به این حوزه داشته باشند. 

شما می‌توانید از افراد و منابع محلی استفاده کنید که سیاست‌گذاران حتی به فکرشان هم نمی‌رسد با آن‌ها در مورد مسئله مشورت کنند. شما با اعضای جمعیت هدف و نیز کلیت باهمستان آشنا هستید؛ یعنی با تاریخچه باهمستان آشنا هستید، روابط را می‌شناسید، و می‌دانید چگونه مسئله مورد بررسی در گذر زمان شکل گرفته است. و همه این‌ها در تهیه یک برنامه کارآمد اهمیت دارند. علاوه بر این، شما منابع باهستان را – سازمان‌های موثر، رهبران فکری اصلی، نهادها، منابع تامین مالی— که می‌توانند زمینه تحول را فراهم آورند می‌شناسید. 

موضع گروهتان را به عنوان مرجع موثق در مورد این مسئله، تثبیت می‌کنید. زمانی که در چنین جایگاهی قرار گرفتید سیاست‌گذاران و مردم شما را به عنوان افرادی که برای مشورت در مورد مسئله باید به آن‌ها مراجعه کرد، خواهند شناخت، و در این صورت توصیه‌های شما را در این مورد جدی خواهند گرفت. این مسئله جایگاه شما را به عنوان یک حمایت‌گر و ترویج‌گر بسیار محکم‌تر می‌کند. 

به اندازه‌ای که شما بر باهمستانتان سرمایه‌گذاری کرده‌اید، سیاستمداران نکرده‌اند. فرقی نمی‌کند در یک باهمستان زندگی می‌کنید یا تنها در آن به کار اشتغال دارید، اهمیت و معنایی که موفقیت این طرح برای شما دارد بسیار بیش‌تر از سیاست‌گذاران است. آن‌ها هرگز زمان و انرژی که شما برای این کار می‌گذارید صرف نمی‌کنند. علاوه بر این هرگز به اندازه شما دغدغه تاثیرگذاری طرح و تناسب آن با مسئله و باهمستان را ندارند. 

اگر شما خودتان طرحی را تهیه کنید می‌توانید همه مواردی را که از نظر شما برای پاسخ به نیاز باهمستان ضروری است در آن بگنجانید. بهترین راه برای اطمینان در مورد اینکه یک طرح همه مولفه‌های مهم را در خود دارد این است که آن را خودتان تهیه کنید. ممکن است مجبور باشید در مورد برخی از موارد مورد نظرتان مصالحه کنید تا بتوانید آن را به طرحی «قابل فروش» تبدیل کنید اما با این وجود باز به وضعیت ایده‌آل نزدیک‌تر از هر زمان دیگری خواهید بود. 

با ارائه طرح خود به عموم مردم، به ‌آن‌ها یاد می‌دهید که خودشان باید راه‌هایی برای تغییر درست کنند و آن‌ها را برای ترویج‌گری به کار وامی‌دارید. اگر طرح شما منطقی و قابل فهم باشد و بتوانید به شکلی شفاف توضیح دهید که چرا این طرح جواب خواهد داد، مردم نیز از آن حمایت خواهند کرد. وقتی مردم از یک برنامه عاقلانه حمایت کنند، معمولا سیاست‌گذاران نیز از آن حمایت می‌کنند.  

اگر یک طرح در سطح محلی خلق شده باشد و به‌ویژه اگر از طریق روندی مشارکتی به وجود آمده باشد، باهمستان نسبت به آن احساس تعلق خواهد کرد. یعنی آن‌ها از آن طرح حمایت و برای موفقیت آن کار خواهند کرد. 

طرح شما مسئله را تعریف و چارچوب بحث را تعیین خواهد کرد. همان‌ گونه که پیش‌تر اشاره شد، یک طرح که به دلیل شیوه خاصی که در مواجهه با مسئله یا سیاست‌گذاری دارد می‌توانید محدوده مباحث مربوط به مسئله را تعیین کنید. پس شما با تهیه طرح تضمین می‌کنید که مسئله از زاویه مناسبی مورد بررسی قرار گرفته باشد و مولفه‌های مهمی که برای تحول ضرورت دارند در جریان کار نادیده گرفته نشده باشند.

چه کسانی باید در یک طرح تحول مشارکت داشته باشند؟‌

ذی‌نفع‌ها: 

این دسته شامل همه گروه‌ها یا افراد خاصی می‌شود که اجرای محتوای طرح شما به صورت مستقیم بر آن‌ها تاثیر خواهد گذاشت. برخی از این‌ها عبارتند از: 

  • جمعیت هدف. 
  • نهادهای خدمات انسانی و سلامت و کارمندان آن‌ها. 
  • نهادها یا مقاماتی که انتظار می‌رود در اجرای این برنامه مشارکت داشته باشند – پلیس، مدارس، بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها، سازمان زیست محیطی، و غیره. 

فعالان باهمستانی: 

افرادی که برای تغییر این مسئله یا مسائل دیگر فعالیت کرده‌اند، و تعهد خود را نسبت به باهمستان نشان داده‌اند. 

مقامات محلی:

این افراد ممکن است همان سیاست‌گذاران باشند، یا کسانی که می‌توانند در تامین مالی یا دیگر بخش‌های یک مداخله نقش ایفا کنند. در هر صورت، آن‌ها صاحب نفوذ هستند و مشارکت دادن آن‌ها عاقلانه است. 

اعضای باهمستان و کسانی که به صورت غیرمستقیم از این مسئله تاثیر می‌پذیرند:

این دسته می‌تواند افرادی مانند والدین، ریش‌سفیدان، صاحبان املاک، مدافعان محیط زیست، و یا حتی کل باهمستان را در برگیرد. 

متخصصان و محققان حوزه مربوطه: 

این عده می‌توانند به شما در تشریح کامل جزئیات طرح کمک کنند و نیز اعتبار نتیجه نهایی آن را ارتقا بخشند. 

سیاست‌گذاران: 

اگر سیاست‌گذاران را در گروه برنامه‌ریزان قرار دهید، احتمال پذیرش طرح پیشنهادی‌تان بسیار بیش‌تر می‌شود. علاوه بر این، در روند تهیه طرح آن‌ها شناختی در مورد مسئله و اوضاع محلی پیدا می‌کنند که قبلا از آن بی‌بهره بوده‌اند، و این می‌تواند در آینده موجب بهبود سیاست‌گذاری برای باهمستان شما و دیگران شود.

چه زمانی باید یک طرح تحول تهیه کرد؟‌

به طور کلی هر زمانی که تغییر ضرورت پیدا کرد باید کار تهیه طرح تحول را آغاز کنید. تقریبا همیشه بهترین کار این است که برنامه خودتان را به پیش ببرید و برای ترویج‌گری منتظر کسی نمانید تا یک راه حل برای مشکلتان بیاید. با این همه، در برخی مواقع به طور خاص داشتن پیشنهاداتی برای انجام مجموعه‌ای از اقدامات حائز اهمیت است: 

در ابتدای یک پویش ترویج‌گری. همیشه خوب است که ترویج‌گری را برای یک چیز مشخص آغاز کنیم؛ نه اینکه علیه یک چیز یا برای یک تحول کلی این کار را انجام دهیم. این شیوه چهره بهتر و معتبرتری از شما ارائه می‌کند و برای چیزی که فکر می‌کنید جواب خواهد داد ترویج‌گری می‌کنید. 

در ابتدای یک پویش قانون‌گذاری. اگر طرحی برای تصویب یک قانون جهت ارائه به قانون‌گذاران تهیه کرده باشید، بخش قابل توجهی از وظیفه خود را انجام داده‌اید. به طور کلی قانون‌گذاران از اینکه متن طرح پیشنهادی لوایح و مصوبات را تهیه کنید بسیار از شما سپاسگزار خواهند بود. 

اگر برای تدوین یک قانون با یک یا چند قانون‌گذار کار می‌کنید، باید پیش از اینکه چیزی از موضوعات مطرح بینتان را به دیگر قانون‌گذاران یا مردم انتقال دهید، تایید او را گرفته باشید. این بخشی از پروتکل کار و نشانه احترام به او است و نیز از ظرایف عملی کار شماست – قانون‌گذاران اگر احساس کنند از آن‌ها بهره‌برداری شده است یا مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند، بسیار ناراحت می‌شوند. پیش از اینکه پیش‌نویسی تهیه کنید یا چیزی بگویید، و پیش از اینکه چیزی را به کسی غیر از آن‌ها ارائه کنید، آن را با قانون‌گذار مطرح کنید تا هیچ چیز غیرمنتظره‌ای برای هیچ‌ یک از طرفین رخ ندهد. با این روش آن‌ها از چیزهایی که در ذهن دارید یا گفته‌اید مطلع می‌شوند و شما نیز از چیزهایی که از نظر او غیرقابل قبول هستند، مطلع خواهید شد. 

نوع دیگری از تلاش‌هایی که ممکن است در حوزه قانون‌گذاری صورت گیرد، مربوط به روند بودجه‌ریزی است. در این مواقع، به جای تهیه یک متن قانونی، طرح شما باید شامل بودجه پیشنهادی برای مسئله مورد نظرتان باشد که تا جای ممکن آمار و ارقام به آن ضمیمه شده باشد. باید بتوانید به قانون‌گذاران اطلاعاتی مانند مواردی زیر ارائه کنید: تعداد افراد یا وضعیت‌هایی که نیازمند این تغییر هستند، هر کدام چه مقدار هزینه به همراه خواهد داشت، چه هزینه‌های دیگری باید صورت گیرد تا سیستم بتواند به کار خود ادامه دهد، و غیره. ارقام بودجه تعیین شده باید با تعیین محل مصرفشان توجیه شده باشند (و این اطلاعات هم باید دقیق و هم معقول باشد) در غیر این‌ صورت قانون‌گذاران به آن‌ها اهمیت نخواهند داد. 

زمانی که به وضوح با یک مشکل مواجه هستیم ولی راه حل روشنی برای آن نیست. بسیار عقلانی‌تر است که خودتان یک راه حل پیدا کنید پیش از آنکه کس دیگری – که ممکن است دانش و تجربه شما را نداشته باشد و خود را متعهد به برنامه‌ریزی مشارکتی نداند – راه حلی پیش روی‌تان بگذارد که متناسب با وضعیت شما یا باهمستانتان نباشد. 

زمانی‌که سیاست‌گذاران یا حامیان مالی اعلام کنند که قصد دارند به یک موضوع یا حوزه خاص رسیدگی کنند. از آنجا که سیاست‌گذاران یا حامیان مالی به اندازه کافی به مسئله نزدیک نیستند ممکن است ایده‌هایی مطرح کنند که با باهمستان یا حوزه شما تناسبی نداشته باشد. گاهی برنامه‌های آن‌ها به جای کمک به افراد فعال در این حوزه، موجب لطمه زدن به کارشان می‌شود. اگر آن‌ها برای شروع طرح شما را – که در آن همه عوامل احتمالی، عواقب ناخواسته تشخیص داده شده، و نیازهای باهمستان به صورت شفاف مشخص شده‌اند— در اختیار داشته باشند، احتمال اینکه این روند به طرح یک برنامه قابل اجرا برای ایجاد تحول مورد نظر بیانجامد بیش‌تر می‌شود. 

زمانی که احتمال طرح راه حل‌های بد وجود دارد. اگر پیشنهادی از سوی گروهی دیگر یا سیاست‌گذاران یا حامیان مالی مطرح شده باشد که می‌تواند بیش از اینکه مشکل گشا باشد مسئله آفرین باشد، در این زمان باید وارد عمل شد. تنها اعتراض به یک پیشنهاد کافی نیست: شما باید برای ترویج‌گری خود یک جایگزین شفاف (و بهتر) داشته باشید. 

در ماه‌های منتهی به یک انتخابات یا در طول برگزاری آن. همان‌گونه که اغلب در «جعبه ابزار باهمستان» نیز به شما گفته می‌شود، سیاست‌گذاران معمولا در طول برگزاری انتخاب بیش از همیشه به افراد توجه می‌کنند. این بهترین زمان طرح ایده و نیز ارائه پیشنهاداتی به آن‌ها برای دوره بعدی فعالیتشان است. اگر دغدغه شما با یک موضوع داغ مرتبط باشد، ممکن است شاهد باشید که یک سیاستمدار کل طرح شما یا بخشی از آن را بردارد و به عنوان قسمتی از چشم‌انداز مورد نظرش فریاد بزند. 

وقتی عموم مردم یا بخشی از مردم درخواست حل یک مشکل یا رسیدگی به یک مسئله را داشته باشند. وزن افکار عمومی – چه در سطح محلی باشد، یا ایالتی، یا کشوری—اغلب به اندازه‌ای است که می‌تواند سیاست‌گذاران را به عمل وا دارد. این موجب وقوع وضعیت شماره ۴، که در بالا آمد، می‌شود و هم‌زمان هم فرصت و هم ضرورت تدوین و ارائه یک برنامه برای تغییر را برای شما به ارمغان می‌آورد. 

چگونه یک طرح تحول تهیه کنیم؟ 

زمانی که تصمیم گرفتید یک طرح تحول تهیه و ارائه کنید، چگونه اقدام به این کار می‌کنید؟ مطالبی که در ادامه می‌آید به طور خلاصه روندی را پیش روی شما می‌گذارد که در وقت ضرورت می‌تواند کمک خوبی برایتان باشد. 

برای تدوین طرحتان یک تیم آماده کنید. همان‌گونه که در بالا آمد، «جعبه ابزار باهمستان» رویکردی مشارکتی دارد، که بر این اساس باید تیم شما شامل گروه‌های ذی‌نفع، فعالان، مقامات مسئول، متخصصان، و دیگر سیاست‌گذاران، و غیره باشد. اگر افرادی از همه این گروه‌ها در تیمتان جمع می‌کنید، باید در نظر داشته باشید که برخی از آن‌ها ممکن است هیچ تجربه‌‌ای در انجام چنین کارهایی نداشته باشند یا حتی در هیچ جلسه‌ای شرکت نکرده باشند. ضروری است که به چنین افرادی – اعضای جمعیت هدف، جوانان، و غیره – آموزش‌ها و حمایت‌های مداوم ارائه کنید. 

برخی از راه‌های ارائه این گونه آموزش‌ها و حمایت‌ها این است که: اعضای باتجربه و بی‌تجربه گروه را یار همدیگر قرار دهید، به آن‌ها آموزش‌هایی در ابتدای این روند ارائه کنید، با افرادی از این دست وقت بیش‌تری صرف کنید، و هم‌زمان که روند به پیش می‌رود به این افراد توضیحات لازم را بدهید و آن‌ها را تشویق به مشارکت کنید. همچنین باید مدام آن‌ها را به مشارکت بیش‌تر در جلسات تشویق کنید؛ اطمینان حاصل کنید اطلاعاتی که دیگر اعضای گروه دارند در اختیار آن‌ها نیز قرار گرفته باشد و آن‌ها این اطلاعات را به‌خوبی فهمیده باشند، تا اینکه گروه به دو بخش «حرفه‌ای» و «غیرحرفه‌ای» تفکیک نشود؛ ایجاد روابط شخصی بین همه اعضای گروه را تشویق و تسهیل کنید. 

هر زمان لازم بود، تحقیقات انجام دهید. توجه کنید که همه ابعاد مسئله را مورد بررسی قرار داده باشید. (احتمالا نیازی به مطالعه همه یا حتی اغلب حوزه‌های تحقیقاتی زیر نیست: احتمالا بیش‌تر چیزی را که باید تاکنون دانسته باشید می‌دانید یا بسیاری از حوزه‌ها ممکن است اصلا به طرح یا موقعیت شما مربوط نباشند.)

حوزه‌های احتمالی که باید در تحقیقاتتان گنجانده شود عبارتند از: 

  • تاریخ و سیاست حاکم بر باهمستان، و نیز تاریخ و سیاست حاکم بر این مسئله در باهمستان‌ شما. 
  • همه قوانین و سیاست‌گذاری‌های فعلی که به مسئله مربوط می‌شوند. این شامل موارد زیر می‌شود: سیاست‌گذاری‌های رسمی و غیررسمی، وضعیت بودجه‌دهی، چه کسی در بخش دولتی یا خصوصی مسئول نظارت بر این مسئله است، و غیره. 
  • نقش‌هایی که انواع گروه‌ها، شرکت‌ها، نهادها، و غیره در شرایط کنونی ایفا می‌کنند.  
  • بهترین راه‌کارها و نیز مواردی که در جاهای دیگر جواب خوبی داده است. 
  • همه نتایج تحقیقاتی و نظریات موجود در مورد مسئله. 
  • نظرات و تجارب دیگر افراد حاضر در میدان فعالیت. 
  •  نظرات باهمستان. 

با استفاده از تحقیقات خود، مسئله را تحلیل کنید. وقتی همه اطلاعاتی را که در تحقیقاتتان به دست آورده‌اید گردآوری کردید، باید از آن‌ها برای تعیین چیزهایی که می‌خواهید پیشنهاد دهید استفاده کنید. تحلیل تحقیقات یعنی دریابید که پژوهش شما درباره مسئله مورد توجه‌تان چه چیزی به شما می‌گوید، و چه الزاماتی برای طرح تحول شما به همراه می‌آورد. 

برخی از سوالاتی که ممکن است در طول تحلیل خود به آن‌ها برسید عبارتند از:‌ 

  • آیا مسئله‌ای که پیش روی شماست، همان مسئله واقعی است یا عوارض یک نابسامانی بزرگ‌تر دیگر است؟ 
  • اگر عوارض یک نابسامانی یا مسئله بزرگ‌تر است، آیا می‌توانید بدون رسیدگی به آن مسئله بزرگ‌تر به آن پاسخ دهید؟ آیا منابع لازم برای انجام این کار را دارید یا می‌توانید فراهم کنید؟ آیا این مسئله به اندازه‌ای بزرگ است که رسیدگی مستقیم به آن کار بیهوده‌ای باشد؟ 

بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی آشنا – گرسنگی، بی‌خانمان بودن، برخی از انواع جنایت‌ها—عوارض مشکلات عمده‌ دیگری مانند فقر هستند. ریشه‌ کنی فقر فراتر از توان بیش‌تر حمایت‌گران و ترویج‌گران باهمستانی است اما رسیدگی به برخی از عوارض آن شاید این طور نباشد. و در حقیقت رسیدگی به برخی از این عوارض می‌تواند موجب ریشه‌ کنی فقر برای برخی از افراد شود. شاید باید برای حل مسئله بزرگ‌تر منتظر طرح یک برنامه «اجتماعی عظیم» باشید. 

 علل ریشه‌ای یک مسئله می‌تواند به بزرگی خود مسئله نباشد، اما ممکن است آنقدر مهم باشد که بدون رسیدگی به آن‌ها نتوانید مسئله را حل کنید. برای مثال علت ریشه‌ای بی‌کاری در میان خانواده‌های تک‌هسته‌ای فقدان خدمات مراقبتی مطمئن و مقرون به صرفه برای فرزندان باشد. در این صورت، آموزش‌های شغلی یا دیگر خدمات مرتبط با اشتغال احتمالا نمی‌توانند کاری برای پاسخ به این مسئله انجام دهند مگر اینکه مسئله مراقبت از کودکان حل شود. 

  • آیا هم‌ اکنون منابعی در باهمستان برای رسیدگی به این مسئله وجود دارد و می‌توانید آن‌ها را در این طرح خود بگنجانید؟ آیا به دنبال یک برنامه یا سیاست‌گذاری جدید هستید یا تنها به افزایش حمایت‌های مالی نیاز دارید تا بتوانید از منابع موجود استفاده بهتری ببرید؟ 
  • کم‌ترین کاری که می‌توان انجام دهید تا به شکل موثری به مسئله رسیدگی شود (یعنی یا مسئله را برای همیشه حل کنید یا سیستمی درست کنید که بتوان آن را تحت کنترل در آورد، البته اگر کنترل مسئله بهترین راه حل موجود باشد)، چیست؟ در مجموع، هر چه راه حل و اقدامات ضروری شما پیچیدگی کم‌تری داشته باشند، بهتر است؛ چرا که: تامین بودجه برای آن هزینه کم‌تری به همراه خواهد داشت؛ کم‌تر مداخله‌جویانه خواهد بود و افراد کم‌تری را در محذوریت قرار می دهد؛ از تعداد مولفه‌هایی که ممکن است به خطا بیانجامند می‌کاهد؛ و اگر چیزی هم به خطا رفت اصلاح آن نیز به طور کلی آسان‌تر خواهد بود. 
  • باهمستان از چه چیزهایی حمایت می‌کند؟ آیا برای موفقیت برنامه خود به حمایت باهمستان نیاز دارید؟ حمایت باهمستان همیشه مطلوب است، اما ممکن است همیشه ضروری نباشد. 

کمیته تحقیق با نگاهی به اطلاعات موجود خود به چند نکته مهم رسید. اول، بسیاری از بی‌خانمان‌‌ها تنها نیستند، بلکه خانواده‌ها هستند. دوم، بسیاری از آن‌ها در مشاغل کم‌درآمد کار می‌کنند و توان تامین مسکن ندارند. سوم، تعداد قابل توجهی از بی‌خانمان‌ها از بیماری‌های مزمن روانی رنج می‌برند و پس از بسته شدن بیمارستان دولتی مخصوص ناتوان‌های ذهنی، دیگر جایی برای رفتن نداشتند. شاید یکی از شوکه‌کننده‌ترین یافته‌ها در مورد جمعیت بی‌خانمان‌ این باشد که آن‌ها ارتباط کمی با دیگر اعضای باهمستان دارند – نه خانواده‌ دور، نه دوستان، نه باهمستان دینی، و نه هیچ شبکه ارتباطی مطمئنی که بتوانند وقتی جایی برای رفتن ندارند به آن‌ها تکیه کنند. این مورد آخر، یکی از یافته‌های یک تحقیق دانشگاهی نیز بود. 

طرح خود را تدوین کنید. با تکیه بر تحقیقاتتان، تحلیل‌هایتان، و تجربه و تخصص گروه برنامه‌ریز خود، اکنون می‌توانید طرح تحول واقعی‌تان را تهیه کنید. 

اولین گام، تصمیم‌گیری در مورد بهترین نتیجه ممکن است. اگر این مسئله به بهترین شکل حل شود، باهمستان/ کشور/ جهان چگونه خواهد شد؟ 

بهترین نتیجه ممکن لزوما شبیه ایده‌آل‌ترین نتیجه نیست. ممکن است تامین کامل بودجه لازم برای رسیدن به نتیجه ایده‌آل برای شما ممکن نباشد، یا مسئله به اندازه‌ای بزرگ است که دستیابی به راه حل ایده‌آل قرن‌ها و نسل‌ها طول می‌کشد. (همه در اینکه صلح جهانی یک ایده‌آل است توافق دارند، اما احتمال ندارد که بتوان آن را در مدت زمان کوتاهی در آینده محقق ساخت). از سویی، چنانچه مسئله با جان مردم سروکار داشته باشد، ممکن است از نظر زمانی تحت فشار باشید؛ مانند یک بیماری واگیردار کشنده یا موجی از خشونت داخلی. بهترین نتیجه ممکن، بهترین کاری است که با توجه به واقعیت باهمستان، منابع موجود، محدودیت زمانی، و طبیعت مسئله می‌توانید انجام دهید. 

با نتیجه دلخواه مورد نظر خود شروع کنید و راه‌هایی برای رسیدن به آن بیابید. کارهایی که تا کنون انجام داده‌اید باید به شما کمک کند تا بتوانید طبیعت مسئله اصلی خود را بشناسید، و شما را نسبت به مسائل دیگری که برای حل مسئله اصلی‌تان باید پاسخ داده شوند، آگاه می‌سازد. تا جای ممکن جزییات مربوط به هر مرحله را مشخص کنید، تا بتوانید به دقت بفهمید چه کاری در چه وقتی باید انجام شوند. 

برای اینکه راه‌های دست‌یابی به اهدافتان را بشناسید، روش‌های دیگری نیز وجود دارد؛ سه مثال در این رابطه طوفان ذهنی یا هم‌فکری، به کارگیری یکی از بهترین عملکردها، و به استفاده از راه حل‌های به کار رفته در یک باهمستان یا سازمان دیگر است. ممکن است از مدت‌ها پیش در مورد کارهایی که باید انجام دهید تصمیم‌گیری کرده باشید و طرحتان تنها نیاز داشته باشد که کمی صیقل بخورد تا مشکلات احتمالی کاسته شود. اما اگر از صفر شروع می‌کنید یکی از روش‌های خوب این است که روند کار خود را به شکل معکوس عمل کنید؛ یعنی با هدف خود شروع کنید، در ادامه گامی که شما را مستقیما به آن هدف می‌رساند مشخص کنید، سپس گام دیگری که شما را به گام قبلی می‌رساند مشخص کنید و به همین ترتیب گام‌ها را یکی بعد از دیگری تعیین کنید. این روند به شما کمک می‌کند تا نقاط اتصال را بیابید و اگر در یکی از این نقاط نیاز باشد که رویکردی چندشاخه در پیش بگیرید، بتوانید آن را تشخیص دهید. البته این تنها راه نیست ولی یکی از راه‌هایی است که اغلب به خوبی جواب می‌دهد. 

موانع و نقاط ضعف رویکرد انتخابی خود را بررسی کنید – و برای این منظور نتایج ناخواسته احتمالی را هم مد نظر داشته باشید. این کار را هم از منظر جمعیت هدف و هم مجریان این تغییرات، باهمستان، سیاست‌گذاران و حامیان مالی انجام دهید. همه این افراد در موفقیت نهایی برنامه شما موثر هستند. 

گام‌های عملی که باید برای عملی شدن طرح خود بردارید ترسیم کنید. با دقت هر چه تمام جزییاتی را که در هر گام باید انجام شوند در طرح خود بیاورید. 

مشخص کنید بر اساس این طرح هر کس چه کاری باید انجام دهد. چه کسی تامین مالی آن را انجام می‌دهد؟ چه کسی آن را اجرا می‌کند و هر گام عملی توسط چه کسی اجرا می‌شود؟ چه کسی کار نظارت را برعهده خواهد داشت؟ چه کسی کار ارزیابی و ارائه پیشنهادات اصلاحی برای طرح را انجام می‌دهد؟ 

چه کسی مسئولیت اجرا و نتایج طرح را برعهده دارد و در قبال چه کسانی مسئولیت دارد؟ 

یک برنامه زمانی معقول برای طرح خود ارائه کنید. این برنامه باید زمان لازم را برای اجرایی شدن طرح در نظر گرفته باشد، و انگپایه‌هایی (نقاط ایست-بازرسی در طول مسیر رسیدن به مقصد نهایی) داشته باشد که بر اساس برنامه زمان‌بندی مناسب طراحی شده‌اند، و در صورت تناسب یک نقطه پایانی از پیش تعیین شده برای کل پروژه نیز در گرفته شده باشد.

بسیاری از تغییرات نقطه پایانی ندارند. برای مثال، اگر مسئله شما تامین خدمات مراقبت از کودکان برای فرزندان والدین شاغل باشد، نقطه نهایی را می‌توانید جایی در نظر بگیرید که خدمات مراقبت از کودکان مقرون به صرفه و مطمئن برای همه والدینی که به آن نیاز دارند، فراهم شده باشد. اما حتی اگر به آن نقطه نیز برسید خدمات مراقبت از کودکان همچنان الی الابد باید ادامه یابد. 

کمیته «شهر پرات» احساس کرد می‌داند چه چیزی در حال حاضر واقعا لازم است: یا باید برای افراد بی‌خانمان سرپناهی فراهم کرد یا باید از آن‌ها در برابر زمستان سردی که در راه است حمایت کند. همچنین باید برای آن‌ها فرصت برخورداری از مسکن دائمی و ارتباط با یک شبکه حمایتی فراهم شود.

برای پاسخ به نیاز تامین سلامت و ایمنی بی‌خانمان‌ها، کمیته تصمیم گرفت یک فعالیت ترویج‌گری برای تامین سرپناه بیش‌تر برای بی‌خانمان‌ها آغاز کند، و همچنین پیشنهاد دهد یک برنامه داوطلبانه برای توزیع غذا و پتو در شب تشکیل شود تا به افرادی که نمی‌خواهند یا نمی‌توانند از فرصت فراهم شده برای برخورداری از سرپناه استفاده کنند کمک کنند که سرپناهی برای خود بسازند. و به این ترتیب هیچ کس از سرما یخ نخواهد زد. 

نیاز به مسکن دائمی و مقرون به صرفه هم شامل ساخت مسکن مقرون به صرفه‌تر می‌شود و هم کمک به فرد بی‌خانمان برای برخورداری از مهارت‌های مالی، سازمانی، و فردی برای یافتن و نگهداری از آن مسکن پس از یافتن آن را در بر می‌گیرد. به منظور ساخت مسکن مورد نیاز، کمیته یک فعالیت ترویج‌گری را پیشنهاد کرد که در تلاش بود یارانه‌هایی برای ساخت واحدهای مسکونی مقرون به صرفه تخصیص داده شود و نیز ساختمان‌های متروکه (که توسط نهادهای شهری به خاطر بدهی‌های مالیاتی ضبط شده‌ بود) با استفاده از روش Sweat Equity یا «ملک شیرین» دوباره قابل سکونت شوند – بر اساس این روش فرد اجازه استفاده از ملک را دارد ولی در ازای آن باید از کار و زحمت خود صرف بهسازی منزل یا محل سکونت کند. این کمیته همچنین یک مداخله‌ای را در قالب یک دوره آموزشی در نظر گرفت که همه ساکنان این سرپناه‌ها می‌توانستند در طول آن دوره‌ها ابعاد مختلف یافتن و نگهداری از یک سرپناه مقرون به صرفه را یاد بگیرند – مدیریت مالی، آمادگی شغلی و آموزش، برنامه‌ریزی شغلی، حل منازعه، و غیره. در این بخش از طرح خدمات ویژه‌ای برای بی‌خانمان‌هایی که از بیماری‌های روانی رنج می‌برند در نظر گرفته شد، که بر این اساس آن‌ها از حمایت‌هایی مانند مراقبت‌های روانی و کمک و نظارت بر داروهای مصرفی‌شان برخوردار می‌شدند. 

بخش پایانی طرح این کمیته یک برنامه آموزشی بود که در آن هر بی‌خانمان یا خانواده‌ای با یک داوطلب از باهمستان هم‌گروه می‌شد که در واقع دوست و حامی هم‌گروه خود در مواقع اضطراری به شمار می‌رفت و به او کمک می‌کرد تا بتواند شبکه‌های دوستی، همسایگان، نهادی، و غیره را برای خود بسازد. 

افراد مختلفی در باهمستان پذیرفتند که مسئولیتی در این فعالیت ترویج‌گری برعهده بگیرند و در برخی از موارد نیز اجرای عملی بخش‌هایی از طرح را – مانند غذا، پتو، برنامه داوطلبانه تامین سرپناه، و غیره – برعهده گرفتند. دوست یک بازرگان برای این طرح شعاری پیشنهاد کرد: «هیچ کس فراموش شده و تنها نباشد؛ هیچ کس فاقد جای کافی و ایمن برای زندگی نباشد»؛ او لوگویی نیز برای آن طراحی کرد که یک خانه را که در داخل آن یک خانواده قرار داشت نشان می‌داد. 

برنامه‌ای برای حفظ این تحول تهیه کنید. 

همان‌طور که در مطلبی که در بالا در مورد نقطه پایانی یک تحول آورده شد فهمیدید، هر طرح تحولی باید حاوی برنامه‌ای برای حفظ آن تحول در بلندمدت نیز باشد. هر چقدر هم که این طرح دقیق مورد بررسی قرار گرفته باشد و هر چقدر هم که خوب کار ترویج‌گری خود را برای به تصویب رسانده آن انجام داده باشید، و هر چقدر هم که طرح شما در ابتدای امر موفق بوده باشد، اگر می‌خواهید واقعا موفق باشد باید به طور مداوم از آن مراقبت کنید. 

اعضای کمیته تصمیم گرفتند، صرف نظر اتفاقی که ممکن است برای طرح پیشنهادی رخ بدهد، در کنار یکدیگر بمانند تا هم مطمئن شوند که بی‌خانمان‌های شهر پرات به سلامت زمستان را از سرمی‌گذرانند و هم بتوانند به ترویج‌گری خود در طول سال ادامه دهند تا نیازی به رسیدگی اضطراری به وضعیت بی‌خانمان‌ها در پاییز هر سال نباشد. آن‌ها توافق کردند که به ترویج‌گری خود تا زمانی که همه مولفه‌های طرحشان محقق شود، ادامه دهند.

طرح خود را در اسرع وقت ارائه کنید و برای آن ترویج‌گری را آغاز کنید. 

وضعیت ایده‌آلی که شما به دنبال آن هستید این است که طرح شما مبنای کلی چیزی را که در عمل مصوب می‌شود تشکیل بدهد. بنابراین، نیاز دارید که در اسرع وقت افراد را به تامل در مورد آن وادارید. پس باید آن را به سیاست‌گذاران و عموم مردم ارائه کنید، رسانه‌ها را نسبت به آن حساس کنید، آن را بر روی وبسایت خود منتشر کنید، و از هر روش لازم دیگری استفاده کنید تا در مورد آن اطلاع‌رسانی کنید. 

طوری برنامه‌ریزی کنید که کارتان را تا زمانی ‌که طرحتان به تصویب برسد ادامه دهید. 

 در برخی موارد، این امکان وجود دارد که طرح خود را در جریان یک پویش ترویج‌گری ارائه کنید، پویش را در مدت زمان نسبتا کوتاهی به نتیجه موفقیت‌آمیزی برسانید، و طرح خود را به تصویب برسانید. اما در موارد دیگر ممکن است مجبور باشید به هر فردی بارها مراجعه کنید تا بالاخره به شما گوش دهد. اما رمز موفقیت ترویج‌گری در تداوم آن است. باید به یک پویش به عنوان مجموعه‌ای از طرح‌ها نگریست که در دوره‌ای چند ساله پیگیری می‌شود و نه یک جهش ناگهانی یک ماهه. باید آماده باشید که مسئله تا جایی پیگیری کنید که بالاخره حل شود. 

کمیته خود را آماده کرد تا جایی کار خود را ادامه دهد که همه بخش‌های طرحش به شکلی محقق شده باشند. اغلب افراد دریافتند پس از تصویب طرح کار آن‌ها تمام نخواهد شد. ممکن است کمیته منحل شود اما می‌دانستند که باید مراقب باشند که خدمات و برنامه‌هایی که از طرحشان سرچشمه گرفته‌اند همچنان در دسترس افراد نیازمند قرار داشته باشد، و بی‌خانمان بودن دیگر هرگز یک مسئله جدی برای شهر پرات نباشد.  

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:32

¿Qué queremos decir con crear una propuesta de cambio?

___Una propuesta para el cambio es un plan (a veces solo un grupo de sugerencias), para enfrentar una situación problemática, o una condición relevante para la comunidad.

___Una propuesta de cambio puede tener los siguientes formatos.

___Una intervención o una serie de intervenciones.

___Lenguaje legal o legislación.

___Dinero u otros recursos para ampliar los servicios existentes.

___Un plan estratégico de largo alcance.

¿Por qué crear una propuesta de cambio?

___Una propuesta para el cambio se desarrolla porque:

___Cuando usted ofrece soluciones para un problema, se está en una posición más sólida y de mayor credibilidad, que cuando solamente lo señala.

___Sin lugar a dudas, usted conoce más del problema, el área y la comunidad que los legisladores.

___Usted puede consultar o utilizar recursos y residentes locales que los políticos no imaginarían.

___Su equipo se establece como la autoridad en el tema.

___Usted tiene una inversión en la comunidad que los políticos no tienen.

___Si usted desarrolla una propuesta, sabe que esta incluirá todo lo necesario para cubrir las necesidades de la comunidad.

___Al presentar una propuesta, usted le enseña al público a abogar por los cambios, y puede ganar adeptos para su campaña.

___Si la propuesta es local, y fue desarrollada a través de un proceso participativo, la comunidad la siente como propia.

___Su propuesta define el problema y enmarca el debate.

¿Quién debe crear una propuesta de cambio?

Al desarrollar una propuesta para el cambio, se incluye:

___A todos los interesados

___A los activistas de la comunidad

___A los funcionarios locales

___A los miembros de la comunidad y  a aquellas personas que se verán indirectamente afectadas.

___A los investigadores y expertos en el tema.

___A los legisladores.

¿Cuándo se debería crear una propuesta de cambio?

Se desarrolla:

___Al comienzo de una campaña de promoción.

___Al comienzo de una campaña legislativa.

___Cuando hay un problema obvio pero no una solución obvia.

___Cuando los legisladores o los patrocinadores proponen considerar un problema o un área.

___Cuando las soluciones propuestas han sido malas.

___Durante o en el camino a una elección.

___Cuando el público o una porción de él desea que se solucione un problema o que se atienda un tema en particular.

¿Cómo se crea una propuesta de cambio?

___Reunió un equipo para desarrollarla.

___Llevó a cabo las investigaciones necesarias.

___Analizó el tema por medio de las investigaciones.

___Desarrolló su propuesta.

___Ideó un plan para sostener el cambio.

___Presentó y abogó por su propuesta lo antes posible.

___Planea continuar trabajando el tiempo necesario para que su propuesta se adopte.

___Continúa monitoreando y manteniendo la implementación de su propuesta.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:17

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۳. برقراری ارتباطات رسمی و درخواست مشاركت
Mehrnoosh Wed, 07/24/2019 - 09:17
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 07/24/2019 - 09:32

برقراری ارتباطات رسمی و درخواست مشاركت دقیقاً به چه معناست؟

«ارتباطات رسمی» به چه درد می‌خورند؟ اگر بخواهید كسی در ترویج‌گری شما مشاركت كند، می‌توانید به او تلفن كنید و این را از او بخواهید. این كجایش پیچیده است؟

پاسخ این است كه هیچ كجایش پیچیده نیست. فقط گاهی ... اگر شخص یا سازمانی را كه می‌خواهید با او تماس بگیرید، از قبل خوب بشناسید یا قبلا با او كار كرده باشید، در این صورت یك تلفن یا هر تماس غیررسمی دیگر احتمالا كفایت خواهد كرد. اما اگر آن شخص شهردار یا یك قانون‌گذار صاحب قدرت باشد، یا اگر سازمانی كه می‌خواهید با آن تماس بگیرید، یك سازمان عظیم غیرانتفاعی با لایه‌های متعدد باشد، یا شركت بزرگی باشد كه قبلا هرگز با آن تماس نداشته‌اید، آن‌وقت وضع فرق می‌كند.

همه دائما با پیام‌های مختلف بمباران می‌شوند، از هرزنامه‌ها گرفته، تا تماس‌های ضروری از منزل. اغلب افراد، خصوصا كسانی كه مسئولیت‌هایی به عهده دارند، سعی‌شان را می‌كنند كه پیام‌های غیرضروری را با غربال‌گری حذف كنند، تا بتوانند به پیام‌های مهم بپردازند. هرچه مسئولیت شخص بیش‌تر باشد، پیام‌ها را با دقت بیش‌تری غربال می‌كند. با ایجاد یك پیوند ارتباطی رسمی، مطمئن می‌شوید كه پیامتان به مقصد می‌رسد و در صورت نیاز، به شخص یا سازمان مورد نظر دسترسی آسان خواهید داشت. 

باید بفهمید روند كار برای صحبت با شخص درست از چه قرار است. در مورد یك اداره‌ دولتی، سازمان، كسب و كار، یا نهاد، پیدا كردن شخص درست مشكل است. شاید لازم باشد كه اساسا بفهمید كانال‌های مناسب برای برقراری ارتباط با شخص یا سازمان كدام هستند. 

وقتی درباره برقراری ارتباطات رسمی صحبت می‌كنیم، منظورمان این نیست كه كت فراك یا كراوات راه‌راه بپوشید، یا خودمانی، یا كتابی صحبت كنید. بلكه منظورمان برقراری یك ارتباط «رسمی» دارای ساختار است با شخص یا سازمانی كه بتواند متحدتان در ترویج‌گری‌تان باشد. این قرار و مدار رسمی می‌تواند هر چیزی باشد. از یك توافق ناگفته برای پاسخ دادن به تلفن یكدیگر گرفته تا جلسات منظم برنامه‌ریزی‌شده بین دو سازمان، تا تماس در صورت لازم بین اشخاص.  

اگر آن شخص كسی باشد كه شما سال‌هاست می‌شناسیدش، یا سازمانی باشد كه قبلا با آن همكاری داشته‌اید، احتمالا همین حالا هم چنین ارتباط رسمی‌ای بین شما وجود دارد، هرچند چون در اثر گذشت زمان ایجاد شده، اكنون غیررسمی به نظر می‌رسد، احساس می‌شود و در واقع هست. اگر شخص یا سازمان با شما آشنایی قبلی نداشته باشد، یا هنوز هیچ دلیل مشخصا مستدلی برای فكر كردن به اینكه در اقدام شما مشاركت كند، نداشته باشد، یك پیوند ارتباطی رسمی، كانال میان شما را باز نگه خواهد داشت و رابطه‌ شما را یك همیاری بالقوه برابر تعریف خواهد كرد.

وقتی ارتباط برقرار كردید، باید بدانید كه چطور یك مشاركت موثر را درخواست كنید. باید پیشنهادتان را طوری ارائه كنید كه نشان دهد برای شریك دیگر هم سودآور است و بینتان احترام و روح همیاری ایجاد خواهد كرد.

به این ترتیب خیر، معمولا موضوع صرفا تلفن كردن و خواستن نیست. برقراری ارتباطات رسمی و درخواست مشاركت نیازمند تفكر و آماده‌سازی است. 

اصلا چرا ارتباط‌ رسمی برقرار كنیم و درخواست مشاركت كنیم؟

در واقع در اینجا دو سوال مطرح است. یكی اینكه اصلا چرا به خودمان زحمت بدهیم و ارتباط‌ رسمی برقرار كنیم و درخواست مشاركت كنیم؟ و دوم اینكه چرا ارتباط‌ رسمی برقرار كنیم و رسما درخواست مشاركت كنیم؟ به هر یك جداگانه خواهیم پرداخت.

اصلا چرا به خود زحمت بدهیم و ارتباط‌ رسمی برقرار كنیم و درخواست مشاركت كنیم؟

چرا به‌تنهایی این كار را نكنیم، یا اصلا بگذاریم افراد خودشان تصمیم بگیرند كه می‌خواهند به ما بپیوندند یا خیر؟ 

در اینجا ما اصل را بر این فرض می‌گذاریم كه در هر اقدام ترویج‌گری به مشاركت افراد و گروه‌های دیگر نیاز هست و روند مشاركت منافع (امتیازات) بسیار دارد. نمی‌توانید مشاركت دیگران را بر عهده‌ شانس بگذارید، چون بدون مشاركت دیگران امید كم‌تری وجود دارد كه به اهداف ترویج‌گری‌تان برسید. 

  • به هر كمكی كه دسترسی داشته باشید، نیاز دارید.
  • حصول اطمینان از مشاركت كسانی كه برای اقدامتان كلیدی هستند، ضرورت دارد.
  • فراخوانی هر تعداد ممكن افراد و سازمان‌هایی كه در مسئله ذی‌نفع هستند، برای نشان دادن انسجام اقدامتان، اهمیت دارد.
  • یك اقدام همیاری‌شده بسیار قوی‌تر از یك اقدام بی‌حساب و كتاب است
  • شما تنها یك عملكرد واحد را درخواست نمی‌كنید، بلكه برای اقدامی درخواست تعهد می‌كنید كه ممكن است مدت درازی طول بكشد.
  • برقراری ارتباطات رسمی و درخواست مشاركت می‌تواند مانع مسائل ریشه‌ای و مشكلات قبلی‌ای شود كه به‌سرعت می‌توانند یك اقدام ترویج‌گری را از مسیرش منحرف كنند.
  • افراد و سازمان‌ها حتی اگر با كاری كه می‌كنید كاملا موافق باشند،‌ باز هم مایلند كه از آن‌ها بخواهید به شما بپیوندند.
  • پیدا كردن هر تعداد ممكن شریك كه پیش از شروع كار آماده باشند، حس اعتماد و هدف مشتركی ایجاد می‌كند كه می‌تواند در شرایط سخت عملكرد شما را به پیش ببرد.
  • درخواست مشاركت پیش از شروع كار، به‌جای زمانی كه اقدام شما نیاز به تقویت دارد، یا هنگامی‌ كه آخرین هل دادن لازم است، پیش‌خرید است. 

چرا ارتباطات رسمی برقرار كنیم و رسما درخواست مشاركت كنیم؟

بار دیگر، چرا صرفا با تلفن درخواست نكنیم؟ چرا باید كسی به رسمیت بودن ارتباطات اهمیت بدهد؟ اما بعضی از اشخاص و سازمان‌ها اهمیت می‌دهند و رسمیت امتیازاتی دارد. با تعریفی كه ما از رسمیت داریم، حتی در مورد كسانی كه اهمیت نمی‌دهند، امتیازاتی دارد. 

  • این تنها راه دسترسی شما به بعضی‌ اشخاص و سازمان‌هاست. معمولا افراد صاحب قدرت توسط لایه‌هایی از منشی و دستیار، كه ارتباطات آن‌ها را غربال‌گری می‌كنند حمایت می‌شوند، مگر اینكه آن‌ها را خوب بشناسید. برای آنكه بتوانید آن‌ها را ببینید یا با آن‌ها حرف بزنید و موردتان را مطرح كنید، باید از مراحل قانونی بگذرید، كه ممكن است شامل ابتدا ملاقات كردن با شخصی دیگر باشد. همین امر در مورد تصمیم‌گیرنده‌های اصلی در یك سازمان یا نهاد هم صدق می‌كند.   
  • احترام شما را نسبت به بی‌نقص بودن رویه طرف مقابل نشان می‌دهد. پیروی از رویه طرف مقابل، علاقه شما را نسبت به اولویت‌های طرف مقابل نشان می‌دهد و احترام قائل شدن شما را می‌رساند، مگر اینكه برقراری این رویه به منظور دور نگه داشتن افراد یا سازمان‌هایی مانند شما باشد.
  • خبر از برابری مشاركت شما می‌دهد. برقراری ارتباطات رسمی و انجام درخواست رسمی،‌ به یك مشاركت برابر اشاره دارد، نه اینكه شما مسئول هستید یا این نظر شما بوده است.  
  • اهمیت همیاری بالقوه طرف مقابل را برجسته می‌كند و معلوم می‌كند كه شما واقعا به كمك آن‌ها نیاز دارید.
  • رابطه ایجاد می‌كند و اشعار دارد بر اینكه شما می‌توانید خدمات دیگری به یكدیگر ارائه كنید. با برقراری ارتباطات رسمی هر دوی شما تماستان را تایید می‌كنید و فرض را بر این می‌گیرد كه لابد دلایلی دارید كه هنوز در تماس هستید.
  • برقراری  ارتباطات رسمی به این معناست كه كانالی همواره باز است و تعداد و اشكال مشخصی از ارتباطات خود به خود ایجاد خواهند شد. اطلاعات ضروری یا سایر ارتباطات گم نمی‌شوند، در واقع در زمان لازم به دیگری منتقل می‌شود.

با چه كسی (یا كسانی) باید ارتباطات رسمی برقرار كنید تا از آن‌ها درخواست مشاركت كنید؟

شما به‌ندرت كسی را كه می‌خواهد بخشی از كمپین ترویج‌گری شما باشد، ناامید می‌‌كنید، اما همیشه افراد و گروه‌هایی هستند كه متحدین مهمی به حساب می‌آیند. البته آن‌ها بسته به جهت عملكردتان و ماهیت مشكلی كه پیش رو دارید، مختلف هستند.

آیا به دنبال تغییر سیاست، یا سرمایه‌گذاری از طریق قانون‌گذاری هستید؟ آیا می‌خواهید رفتار یا افكار عموم را تغییر دهید؟ آیا شما به سوء‌مصرف مواد، بی‌خانمانی، تحقیقات مربوط به ورم مفاصل، آلودگی آب، خشونت خانگی، مسكن ارزان‌قیمت، فقط كودكان توجه دارید؟ هر یك از این مسیرها و مسائل، برای ترویج‌گری به گروه همیاران متفاوتی نیاز دارد. افراد و سازمان‌هایی كه باید به آن‌ها متوسل شوید عبارتند از:    

قانون‌گذاران و اشخاص سیاسی دیگر.

اگر شما برای یك سیاست یا تصویب یك لایحه در یك هیئت مقننه ایالتی یا در كنگره ترویج‌گری می‌كنید، به یك كمپین قانون‌گذار برای حمایت از اقدامتان و همچنین پشتیبانی قانون‌گذاران دیگر نیاز دارید. اگر ترویج‌گری‌تان محلی است، مثلا برای اقدام مركز بهداشت باهمستان كه در معارفه به آن اشاره شد، ممكن است به همیاری شهردار یا اعضای شورای شهرِ شهر مجاور نیاز داشته باشید. یك كمپین ضد مصرف دخانیات، می‌تواند از حمایت انجمن بهداشت سود ببرد، یك برنامه‌ مربوط به محیط زیست باید بكوشد كمیسیون حفاظت از محیط زیست را فراخوانی كند. علاوه بر این، كلا خوب است كه این افراد و سازمان‌ها را در طرفداری از خودتان داشته باشید، حتی اگر مستقیما در مسئله شما دخیل نباشند.   

متخصصین رشته مورد نظر.

این افراد می‌توانند شامل مدیران پیشین آژانس‌های ایالتی یا فدرال، محققین و دانشمندان و سیاست‌گذاران باشند.

انجمن‌های حرفه‌ای.

اگر به دنبال سرمایه‌گذاری برای مركز بهداشت باهمستان هستید، انجمن پزشكی محلی برایتان متحد مهمی محسوب خواهد شد. شعبه محلی انجمن ملی مهندسین حرفه‌ای می‌توانند در ترویج‌گری ایجاد یا بهبود سیستم فاضلاب مفید باشند.   

 در یكی از روستاها، انجمن كانون وكلای روستا، از مرافعه‌ای كه توسط یكی از قضات درباره اصلاح دادگاه مطرح شده بود، استقبال كرد. با پشتیبانی و مشاركت كانون وكلا، یك برنامه «نوآوری عدالت» طراحی شد كه بسیاری از جنبه‌های سیستم دادگستری را از نو شكل‌دهی كرد. در نتیجه اجرای این برنامه، تعداد پرونده‌ها و مراجعین و حبسی‌ها كاهش یافت، كه اگر مداخله كانون وكلا نبود، امكان‌پذیر نمی‌شد. 

سایر سازمان‌های ذی‌نفع در مسئله.

این سازمان‌ها می‌توانند شامل سازمان‌های خدمات بهداشتی و انسانی‌ای باشند كه به جمعیت تحت تاثیر مشكل خدمت‌رسانی می‌كنند، كه در سرمایه‌گذاری مورد درخواست مشاركت دارند، اهداف برنامه‌ای یا دغدغه‌های اجتماعی یكسان یا مشابهی دارند و غیره. همچنین ممكن است شامل كسب و كارهایی شود كه نمی‌توانند كاركنان آموزش‌دیده‌ای را پیدا كنند، یا نگران شرایط اقتصادی مشتریانشان هستند.   

كنشگران باهمستان. 

این‌ها افراد یا گروه‌هایی هستند كه شاید مشخصا در مسئله شما ذی‌نفع نباشند، اما در عدالت اجتماعی، بهبود باهمستان، كیفیت زندگی، یا سایر نواحی عمومی‌ای ذی‌نفع هستند كه كه می‌توانند به‌ نحو مثبتی تحت تاثیر اقدام شما قرار گیرند. كنشگران باهمستان مهارت‌های مفید سازمان‌دهی دارند. اغلب باهمستان و افراد داخل آن را كاملا می‌شناسند و با تجاربی كه از گذشته درباره موضوعات مشابه دارند، ممكن است اطلاعات باارزشی داشته باشند از اینكه چه چیز كارایی دارد و چه چیز كارایی ندارد.  

 كنشگران ستیزه‌جوی باهمستان دوستان و متحدین زیادی دارند ... ولی احتمالا دشمنان و مخالفین زیادی هم دارند. هنگام فراخوان افراد برای نقش داشتن در عملكردتان، مطمئن شوید كه با چه كسی دوستی می‌كنید و با چه كسی متحد می‌شوید.

شما نه‌ فقط با شخص یا گروهی كه به آن‌ها نزدیك شده‌اید متحد می‌شوید، بلكه با اشخاص دیگری هم كه ممكن است به این زودی‌ها با آن‌ها مرتبط نشوید، متحد می‌شوید. به این ترتیب ممكن است با مخالفین مقتدر یا اشخاص و گروه‌های كلیدی خشمگینی مواجه شوید كه در وضعیتی غیر از این، شاید شریك عملكرد شما می‌شدند. اگر قصد دارید شخص یا گروه ستیزه‌جویی را فراخوانی كنید، باید ببینید آیا سود این كار به ضررش می‌چربد یا نه. و پیش از دست زدن به هر كاری باید اول این بررسی را انجام دهید. اگر شخص یا گروهی را فراخوانی كنید و بعد تغییر عقیده بدهید، ابله به نظر خواهید رسید و شما را مردد، خائن و فریبكار خواهند دانست. 

شهروندان یا گروه‌های متنفذ.

این افراد شامل كسانی می‌شود كه یا به خاطر ارتباطات شخصی‌شان یا به خاطر اینكه آن‌ها را افراد مطلع و قابل اعتمادی می‌دانند، با یك یا چندین بخش از جماعت ارتباط دائمی و پایدار دارند. این فهرست می‌تواند عبارت باشد از:    

  • رهبران و گروه‌های تجاری (كسب و كار) مانند اعضای اتاق بازرگانی.
  • رهبران غیرنظامی‌ای كه بعضی‌هاشان از جمله مسئولین قبلی یا فعلی هستند و باقی‌شان ممكن است همان كنشگران باهمستان باشند كه قبلا درباره‌شان صحبت كردیم.
  • روحانیون و باهمستان‌های اعتقادی.
  • باشگاه‌های خدماتی (كوانِس، لاینز، مِیسنز، و غیره) و سازمان‌های اجتماعی.

در شهری، گروهی كه به دنبال ارائه خدمات به یك باهمستان پرتغالی بودند، متوجه شدند كه نقطه كانونی زندگی باهمستان باشگاه فوتبال بود. این باشگاه نه فقط تعدادی از تیم‌های رقابتی فوتبال را حمایت مالی می‌كرد، كه بازی‌هایشان عملا كل باهمستان را جذب می‌كرد، بلكه همچنین محل تجمعی بود برای عروسی‌ها، شب‌نشینی‌ها، جشن‌های فارغ‌التحصیلی، امور سیاسی باهمستان و همه چیزهای دیگر. اگر كسی می‌خواست به باهمستان پرتغالی دسترسی پیدا كند، راهش از میان درهای باشگاه فوتبال بود. 

  • سران یا مسئولین سازمان‌ها یا نهادهای بزرگ مانند روسای بیمارستان، یا مدیر یا معاون یك كالج.
  • افراد بسیار معتبر باهمستان. این افراد ممكن است به دلیل شغل و مقامشان معتبر باشند. مثلا مانند پزشكان یا سردبیران روزنامه‌ها. آن‌ها یا به دلیل اینكه همه عمرشان را در آن شهر زندگی كرده‌اند، یا به دلیل شغلشان (داروسازها، آموزگاران) احتمالا همه را در شهر می‌شناسند و آن‌ها را با اغلب اعضای باهمستان در تماس قرار می‌دهند. یا ممكن است این‌ها شهروندانی عادی باشند كه به دلیل درستی و امانت، یا بینش و فراست‌، یا معیارهای اخلاقی‌ فوق‌العاده‌شان، شهرت دارند. 

افراد رسانه‌ها و خروجی‌های رسانه‌ها.

اگر بتوانید كاری كنید كه رسانه‌ها طرف شما باشند، از امتیاز داشتن یك پشتیبان عظیم برخوردار خواهید بود.  

آژانس‌ها، خدمات و نهادهای باهمستان.

ممكن است به پشتیبانی پلیس، یا اداره آتش‌نشانی یا مدارس نیاز داشته باشید. دفتر برنامه‌ریزی شهرداری می تواند مفید باشد، همینطور كالج یا دانشگاه محل. تقریبا هر باهمستانی در هر اندازه‌ای، حداقل یك نهاد محلی دارد كه صاحب نفوذ است و خوب است به عنوان یك شریک بالقوه در یك عملكرد ترویج‌گری با آن تماس بگیرید.  

اعضای جمعیت مورد نظر یا گروه به عنوان یك كل.

این افراد از طریق عملكرد شما بیش‌ترین سود یا زیان را خواهند داشت. آن‌ها مخزن دانسته‌ها و تجربیات درباره مسئله هستند و معمولا داستان‌های جالبی برای گفتن دارند. علاوه بر این آن‌ها صدا، تعداد و اغلب آرائشان همراهشان است كه معنایش نفوذ سیاسی است. 

چه زمان باید ارتباطات رسمی برقرار كنید و درخواست مشاركت كنید؟

عموما زمان برقراری ارتباطات رسمی و ارائه درخواست‌های مشاركت در عملكرد شما، هر چه زودتر باشد بهتر است. چندین دلیل خوب برای این گفته وجود دارد: 

  • شروع با یك گروه بزرگ، در ابتدا به شما نفوذ بیش‌تری می‌دهد و در چشم سیاست‌گذاران و عموم، به عملكرد شما مشروعیت می‌بخشد.
  • فراخوانی افراد و سازمان‌ها در شروع، عملكرد را به‌ صورت مشاركت درمی‌آورد، نه كاری كه شما شروع كردید و بعدها دیگران به شما پیوستند. این كار باعث می‌شود همه عملكرد را از آن خود بدانند كه به نوبه خود موجب می‌شود نسبت به اهداف ترویج‌گری واقعا احساس تعهد كنند و ترویج‌گری موثرتر انجام شود. 
  • وارد كردن آن‌ها از ابتدا احترام شما را نسبت به متحدین و شركای‌ان نشان می‌دهد. عملكرد بدون آن‌ها هیچ تصمیم ضروری یا مهمی نمی‌گیرد. هیچ‌ كس فكر نمی‌كند در مقابل عمل انجام‌ شده قرار گرفته است. همه می‌دانند كه شراكتشان ارزشمند است.‌ 
  • شركای بیش‌تر به معنای داده‌ها و ایده‌های بیش‌تر برای برنامه‌ریزی عملكرد و در نتیجه استراتژی بهتر است. 
  • مشارکت شتاب ایجاد می‌كند، كه به نوبه‌ خود مشاركت بیش‌تر ایجاد می‌كند، و نتیجه‌ آن شتاب بیش‌تر است ... 

اما دلایلی هم برای برقراری ارتباط و فراخوانی در مراحل دیگر عملكرد وجود دارد:

در شروع كمپین ترویج‌گری قانون‌گذاری.

كمپین قانون‌گذاری شما در پیدا كردن قانون‌گذاران دیگری كه مایل به مشاركت هستند، به شما كمك می‌كند. در این مرحله افزودن متحدین دیگر می‌تواند امكانات سازمانی شما و همچنین میزان فشارهای سیاسی‌ای را كه می‌توانید وارد كنید، افزایش دهد. قانون‌گذاران از طریق اعداد متمایل می‌شوند: میزان خالص و دقیق شراكت شما، اگر به مقدار كافی زیاد باشد، می‌تواند شما را حداقل به بخشی از خواسته‌هایتان برساند (برآورده شدن باقی خواسته‌هایتان بستگی دارد به قدرت خود ترویج‌گری‌تان).  

درست قبل از مرحله برنامه‌ریزی یك كمپین ترویج‌گری و در مدت انجام آن. 

عاقلانه است كه به هر تعداد كه می‌توانید افراد و سازمان‌ها را در امر برنامه‌ریزی دخالت دهید. همانطور كه در بالا توضیح دادیم، مشاركت تعداد بیش‌تر در برنامه‌ریزی به معنای داده‌های بیش‌تر، مشاركت بیش‌تر و از خود دانستن بیش‌تر كار و برنامه‌ریزی بهتر است.  

وقتی می‌خواهید شتاب ایجاد كنید.

این در زمانی است كه عملكرد در حال افول است و نیاز به پیش راندن دارد. البته در زمان‌های عادی عملكرد هم مواقعی هست كه شتاب و سرعت حركت به یك مسئله تبدیل می‌شود. این در مراحل ابتدایی و در زمانی است كه هنوز سرعت نگرفته‌اید، سكونی در میانه‌ كار، زمانی كه به نظر می‌رسد كار زیادی انجام نمی‌شود و خودجوشی رو به نقصان است، و نزدیك آخر كار، زمانی كه خودتان را آماده می‌كنید تا هل آخر را بدهید و به هدف برسید. در هر یك از این شرایط مشاركت تازه‌نفس می‌تواند به عملكرد جان تازه ببخشد و جرقه لازم را برای رساندن آن به مرحله بعد، ایجاد كند. 

وقتی اقدام شما واقعا به پیش رفته باشد. همه دلشان می‌خواهد از برنده پشتیبانی كنند. 

اگر از جاذبه‌تان برای جذب هر تعداد متحد بیش‌تر استفاده كنید، ممكن است عملكردتان كوتاه‌تر شود و سریع‌تر به موفقیت برسید.  

چطور باید ارتباطات رسمی برقرار كنید و درخواست مشاركت كنید؟

یك بار دیگر به برقراری ارتباطات رسمی و درخواست مشاركت به‌ طور جداگانه خواهیم پرداخت. اما یادتان باشد كه در عمل كل روند باید منسجم و نسبتا یكپارچه باشد. 

 همچنین یادتان باشد كه تا ارتباط برقرار نكنید و درخواست مشاركت نكنید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. وقتی برای خجالت كشیدن و درنگ كردن نیست. وقتی افراد از ترویج‌گری شما مطلع شوند، عده كمی به سراغتان خواهند آمد، اما اكثرشان را باید خودتان فراخوانی كنید. 

در تمام بخش‌های فرآیند، یادتان باشد از برخی رهنمودهای اولیه برقراری ارتباط تبعیت كنید: 

  • از زبانی استفاده كنید كه همه بفهمند. آن زبان می‌تواند زبان انگلیسی ساده و روان باشد، یا می‌تواند زبان مادری كسانی باشد كه با آن‌ها تماس گرفته‌اید. در مورد دوم، باید از یك نفر مسلط به آن زبان بخواهید از طرف شما تلفن كند یا نامه بنویسد، یا در مصاحبه حضوری یك مترجم با خودتان ببرید.
  • احترام بگذارید. صرف‌ نظر از سوابق یا تجارب هر كس، با او مانند یك شریك برابر رفتار كنید.
  • اعتماد ایجاد كنید. شاید برای این كار لازم شود هر دو تیر را هوایی شلیك كنید (بعضی امتیازات را از دست بدهید)، اما در عین حال كاملا صادق و صریح باشید. در مورد خواسته‌تان كاملا شفاف باشید. مشكلات را كم‌اهمیت یا بزرگ‌تر از آنچه هست جلوه ندهید و داوطلبانه اطلاعات مهم را در اسرع وقت ارائه دهید.
  • روی نقاط توافقتان تاكید كنید. در هر ارتباطی و از طریق كارهایتان حتما نقاط مورد توافقتان و اهمیت آن نقاط را برجسته كنید. این امر خصوصا زمانی اهمیت پیدا می‌كند كه فرد یا گروه مقابل در مورد مسائلی كه در حال حاضر ترویج‌گری می‌كنید متحد شماست، اما در یكی دو نقطه یا بیش‌تر، با شما موافق نیست. 
  • حساسیت فرهنگی داشته باشید. شیوه برقراری ارتباط در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است. آنچه كه ممكن است میان دو نفر در آمریكا یك فاصله راحت و معقول برای صحبت كردن باشد، كه عموما نود سانتیمتر است، در فرهنگ‌های خاورمیانه سرد محسوب می‌شود. در آن فرهنگ‌ها این فاصله بسیار نزدیك‌تر است. اطمینان حاصل كنید كه با آداب و رسوم دیگری آشنا هستید. جوری كه به خاطر چیزی كه برای یكی عادی و برای دیگری عادی نیست، نه دیگری را ناراحت كنید و نه خودتان ناراحت شوید.  
  • حتی اگر به درخواستتان جواب ندهند، همچنان خطوط ارتباطی را باز نگه دارید. شاید در آینده متحد هم شوید. شاید طرف مقابل تغییر عقیده بدهد. و شاید حوزه‌های بسیار دیگری باشد كه در موردشان توافق نظر داشته باشید و بتوانید با هم كار كنید.

تعیین كنید كه «ارتباطات رسمی» برای شخص یا گروه مورد درخواست چه معنایی دارد. آیا عملا رویه یا تشریفات رسمی‌ای وجود دارد، یا موضوع صرفا تماس گرفتن «با ظرفیت رسمی» خودتان، به عنوان نماینده عملكرد ترویج‌گری است؟

اگر رویه رسمی‌ای وجود دارد، هر قدر می‌توانید درباره‌اش یاد بگیرید كه بتوانید آن را به‌ كار ببرید یا از آن اجتناب كنید. كسانی كه قصد دارید به آن‌ها دسترسی پیدا كنید تا چه حد محافظت می‌شوند؟ آیا جواب تلفن یا ایمیل را می‌دهند؟ آیا پیام شما اصلا به دستشان می‌رسد؟ 

 اگر پاسخ آخرین درخواستتان منفی است، شاید لازم باشد رویه برقراری ارتباطات رسمی را دوباره مرور كنید. یك امكان این است كه اگر آدرس شخصی ایمیل دارید، از ایمیل استفاده كنید. امكان دیگر استفاده از تماس شخصی است (مستقیما به قسمت زیر مراجعه كنید). حتی اگر یك خط خصوصی با شخص مورد نظرتان ندارید، می‌توانید از طریق تماس گرفتن با كسی كه بالاتر از شما ایستاده، یك معاون، دستیار شخصی، یك مدیر و غیره، نردبان ارتباط را چند پله‌ یكی بالا بروید. 

سومین امكان شما این است كه خودتان را در وضعیتی قرار دهید كه در محلی كه معمولا می‌توانید فرد مورد نظر را در آنجا پیدا كنید، محل كارش، یك كافه مورد علاقه او، یك بازی سافت‌بال و غیره،  با شخص مورد نظرتان «شاخ‌ به‌ شاخ» شوید. در اینجا موضوع اخلاقی وجود دارد و آن این است كه آیا این منصفانه است؟ آیا این دروغ‌گویی نیست؟ اما این یك شیوه‌ بالقوه است برای رسیدن به كسی كه در غیر این‌ صورت دست‌یافتنی نخواهد بود. 

در صورت امكان شخصا به هدفتان نزدیك شوید. چه طرفتان یك فرد باشد چه یك گروه، در هر دو مورد صادق است.

  • اگر به یك شخص نزدیك می‌شوید، ببینید آیا كسی هست كه از قبل درگیر عملیات شما باشد و آن شخص را خوب بشناسد و مایل باشد كه تماس اول را برقرار كند. اگر هیچ‌ كدام از شرکای شما تماس مستقیم با آن شخص ندارند، ممكن است خودتان یا یكی از شركایتان آشنایی داشته باشید كه بتواند نفش میانجی را بازی كند. اگر تماس توسط كسی برقرار شود كه آن شخص به‌ طور خصوصی بشناسد، هم در ترتیب دادن ارتباط و هم كسب موفقیت‌آمیز مشاركت آن شخص، شانس بیش‌تری خواهید داشت.  
  • برای یك سازمان یا یك نهاد چندنفره هم نزدیك شدن به همان ترتیب است، با این تفاوت كه اگر از قبل نمی‌دانستید، ابتدا باید بفهمید شخص كلیدی در آن گروه یا نهاد كیست. این شخص یا اشخاص كسانی هستند كه می‌توانند تصمیم بگیرند، یا قویا بر تصمیم‌گیری دیگران تاثیر بگذارند كه آیا سازمان در عملیات ترویج‌گری شما مشاركت خواهد كرد یا خیر. ان شخص همیشه هم رئیس یا مدیر عامل سازمان نیست. مثلا در بعضی از سازمان‌ها چندین نفر، یا همه كاركنان در تصمیم‌گیری دخیل هستند. در بعضی سازمان‌های دیگر، در خصوص موضوعاتی كه بر كل سازمان تاثیر می‌گذارد، هیات رئیسه حرف آخر را می‌زند. در هر دو صورت بهترین راه برقراری ارتباط شخصی است.

مصر باشید. خصوصا اگر ارتباط شخصی ندارید، باید همچنان برای رسیدن به فرد مورد نظرتان تلاش كنید. مزاحمت فراهم نكنید، اما دست هم نكشید. اگر همچنان مودب، اما پیگیر درباره نیازتان به دست‌یابی به فرد مورد نظر باشید، احتمالا در نهایت موفق خواهید شد. 

وقتی تماس گرفتید، هنوز می‌ماند كه طرف مقابل را وادار كنید به عملیات شما بپیوندد. كارهایی هست كه می‌توانید با انجامشان احتمال دسترسی به او را بیش‌تر كنید.    

  • در صورت امكان شخصا درخواست كنید.
  • در حرف زدن یا نوشتن درباره اینكه شما كه هستید، اقدامتان در چه زمینه‌ای است و هدف‌هایش چه هستند و اینكه از طرف مقابل چه درخواستی دارید،‌ كاملا شفاف باشید.
  • اگر مشاركت شخص یا گروه، از جانب هر یك از دو طرف مستلزم مبادله یا اهدای پول، كالا، خدمات یا كاركنان باشد، خوب است در موردش قرارداد یا توافق‌نامه بنویسید (و هر دو طرف امضا كنید).  
  • بگذارید بدانند كه برای مشاركتشان ارزش قائلید و چرا.
  • بگذارید بدانند كه چرا مشاركت در ترویج‌گری به نفعشان است.
  • شخص یا سازمان را آزاد بگذارید كه درباره مشاركت فكر كنند، یا اگر در حال حاضر احساس راحتی نمی‌كنند (راه دستشان نیست)، بعدا به شما بپیوندند.
  • صرف‌ نظر از نتایج كار، ارتباط را برای مدت طولانی حفظ كنید.

حتی اگر نخواهند مشاركت كنند، ممكن است در آینده در اقدام ترویج‌گری دیگری متحد هم شوید. باز نگه داشتن كانال‌های ارتباطی، ممكن است به همكاری‌های دیگری منجر شود. اگر مخالف عملكرد شما نباشند، خوب است آن‌ها را در جریان پیشرفت كار قرار دهید، حتی اگر رسما درگیر كار نباشند. شاید بعدها بخواهند كه برایتان مفید باشند، یا راجع به شما اطلاع‌رسانی كنند، حتی اگر خودتان ندانید.  

 برنامه‌ریزی برای حفظ تماس را خودتان به عهده بگیرید. مسئولیت مراسم یا مقدمات كار را به عهده نگیرید. از كس دیگری بخواهید آن‌ها را انجام دهد. كانال های ارتباطی باارزش هستند و یك نفر باید مسئول باز نگه داشتن آن‌ها باشد. اگر خودتان این مسئولیت را به عهده بگیرید، می‌دانید كه انجام خواهد شد. حتی اگر به نظر برسد كه ارتباط اغلب یك‌طرفه است، باز هم نگهش دارید. اگر ارزشی در آن باشد، به‌زودی دوطرفه خواهد شد. 

وقتی ارتباطات رسمی برقرار شوند، هرگز اجازه ندهید بلااستفاده بمانند. باید با استفاده از این ارتباطات كانال‌ها را باز نگه دارید. هر چه نباشد، هر چه شبكه‌تان وسیع‌تر باشد، در درازمدت ترویج‌گری‌تان موثرتر خواهد شد.  

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:38

¿Qué es exactamente el establecimiento de una comunicación formal y la solicitud de participación?

___Usted establece una comunicación formal y solicita participación, desarrollando una conexión "oficial" estructurada con una organización o individuo que puede ser un aliado valioso en su labor de apoyo, y solicita participación en una manera que logre el éxito.

¿Por qué establecer una comunicación formal y solicitar participación?

Usted establece una comunicación formal porque:

___Es el único modo de acercarse a algunas personas y organizaciones

___Muestra respeto por la integridad del procedimiento de la otra parte.

___Reconoce al otro como un socio en iguales condiciones.

___Enfatiza la importancia de la contribución potencial de la otra parte, y hace aparente que usted realmente necesita de su ayuda.

___Establece una relación, y reconoce que pueden tener algo para ofrecerse mutuamente.   

___Establecer comunicaciones formales significa que un canal esté siempre abierto, y una cierta cantidad y tipo de comunicación será automática.

Usted formalmente solicita participación porque:

___Necesita toda la ayuda que pueda conseguir.

___Es necesario asegurar la participación de los que son claves para la labor.

___Es importante conseguir el máximo apoyo posible de las personas y organizaciones preocupadas por el tema para mostrar solidaridad por la labor.

___Una labor coordinada es mucho más fuerte que una al azar.

___Usted no solicita una simple acción sino un compromiso con una labor a largo plazo.

___Establecer una comunicación y solicitar participación puede provocar problemas de territorialidad y ego que pueden rápidamente descarrilar una labor de apoyo.

___Aún cuando estén de acuerdo con lo que usted está haciendo, a las personas y organizaciones les gusta ser invitadas a participar.  

___Conseguir la mayor cantidad de socios posible al principio da un sentido de confianza  y propósito común que puede propulsar la labor en tiempos difíciles.

___Solicitar participación al principio, en lugar de cuando la labor necesite refuerzo o cuando el empuje final está en funcionamiento, crea participación.

¿Con quién debería establecer una comunicación formal para solicitar participación?

Usted establece una comunicación formal y solicita participación de:

___Legisladores y otras figuras políticas.

___Otras iniciativas y apoyos con objetivos similares.

___Asociaciones profesionales.

___Expertos en el área.

___Servicios sociales y otras organizaciones que trabajan en el tema.

___Activistas comunitarios.

___Ciudadanos y grupos de influencia.

___Gente de los medios y medios de difusión.

___Servicios, agencias e instituciones públicas.

___La población objetivo.  

¿Cuándo debería establecer la comunicación formal y solicitar participación?

Usted establece la comunicación formal y solicita participación:

___Lo antes posible.

___Al principio de una campaña de apoyo legislativa.

___En la etapa de planificación de una campaña de apoyo.

___Cuando intenta crear un impulso.

___Cuando su campaña ha despegado.

¿Cómo establecer una comunicación formal y solicitar participación?

Comience con las siguientes pautas básicas de comunicación:  

___Utilice un lenguaje que su audiencia pueda entender.

___Sea respetuoso.

___Brinde confianza.

___Enfatice sus áreas de compromiso.

___Sea culturalmente sensible.

___Mantenga las líneas de comunicación abiertas.

Para establecer una comunicación formal:

___Sólo determine qué significa "una comunicación formal" para un individuo o grupo en particular y actúe acorde.

___Acérquese a su objetivo personalmente, si puede.  

___Sea persistente.

Utilice las pautas para solicitar participación:

___Solicite en persona, si puede.

___Sea claro acerca de quién es usted, cuál es su labor y sus objetivos, y qué solicita a la persona u organización.  

___Hágales saber que usted valora su participación, y las razones.

___Hágales saber por qué es de su interés que participe.

___Deje las puertas abiertas para que el individuo u organización pueda pensar acerca de su participación, o pueda unirse con posterioridad si no se siente cómodo de hacerlo en ese momento.  

___Mantenga la comunicación independientemente de si la otra parte elije participar o no.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:18

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۴. ارائه بازخورد اصلاحی
Mehrnoosh Fri, 03/15/2019 - 09:34
متن خودآموز
Mehrnoosh Fri, 03/15/2019 - 09:56

ارائه و دریافت بازخورد جزئی از زندگی ماست. گاهی بازخوردی که می‌دهید یا دریافت می‌کنید نه مفید است و قرار است که مفید باشد (مثالی که به ذهن می‌آید این جمله است: «آدم عوضی هستی!»). اما بازخوردهای دیگر را می‌توان تلاشی صادقانه از جانب بازخورد دهنده برای کمک به دریافت‌کننده دانست، برای آنکه او بتواند عملکرد، رفتار، قدرت درک، روابط یا مهارت‌های هم‌نشینانه خود را بهتر کند. این همان بازخورد اصلاحی است و همه ما هر از گاهی به آن نیاز داریم.

در ترویج‌گری باهمستان، هم ترویج‌گران و هم کسانی که هدف ترویج‌گری آن‌ها هستند به بازخورد اصلاحی نیاز دارند. افراد و سازمان‌های ترویج‌گر باید بدانند کسانی که هدف فعالیت‌های آن‌ها هستند و نیز ذی‌نفع‌ها درباره آن‌ها، تلاش‌ها و پیام‌هایشان چه فکر می‌کنند و این کوشش‌ها و پیام‌ها چه تاثیری بر زندگی این افراد دارند. کسانی که هدف ترویج‌گری هستند – قانون‌گذارها و سیاست‌گذاران، نهادهایی که خدمات ارائه می‌دهند، گروه‌های ذی‌نفع، توده مردم – باید هم نتایج واقعی فعالیت‌ها یا بی‌عملی خود را بر عده‌ای که موضوع ترویج‌گران بر زندگی‌شان تاثیرگذار است، درک کنند و بشناسند و هم تصوری را که از آن‌ها وجود دارد. در این بخش به موضوع کلی بازخورد می‌پردازیم و این نکته را بررسی می‌کنیم که چگونه می‌توان به شیوه‌های سودمند و موثر به دیگران بازخورد اصلاحی داد.

بازخورد اصلاحی چیست؟

بازخورد اصلاحی عبارت است از اطلاعاتی که در اختیار یک شخص یا سازمان قرار می‌گیرد تا او از چگونگی رفتار، کنش‌ها، سبک و سیاق، راهبردها و دیگر ویژگی‌های خود از نگاه دیگران و تاثیر آن‌ها بر دیگران آگاه شود. هدف از آن این است که به تغییری مثبت منجر شود و در مورد ترویج‌گری باهمستان هدف از آن این است که ترویج‌گری یا سیاست‌های عمومی را موثرتر و کارسازتر کند.

برای آنکه بازخورد اصلاحی از قدرتی واقعی برخوردار شود باید به شیوه‌ای و به وسیله کسی ارائه شود که مورد توجه قرار گیرد نه اینکه واکنشی تدافعی، یا از سر خشم یا انکار برانگیزد. به عبارت دیگر، فرد ایده‌آل برای دادن بازخورد اصلاحی کسی است که دریافت‌کننده به او اعتماد دارد و برایش احترام قائل است؛ این فرد همچنین بازخورد را با نهایت ظرافت و دقت با دریافت‌کننده در میان می‌گذارد.

«بازخورد» با انتقاد، ولو سازنده یا غیرسازنده، یکی نیست. بلکه بازتابی است از آنچه به وسیله یک شخص یا گروه که دریافت‌کننده بازخورد است، عرضه شده است. اما چون افراد مثل آینه نیستند که هر چیز را آنطور که هست بازتاب دهند، آن بازتاب در واقع دریافت آن‌ها از چیزی است که گیرنده بازخورد می‌خواسته عرضه کند یا کرده است.

دریافت‌کننده بازخورد باید بداند که آیا دریافت دیگران و نیت و انگیزه او یکی بوده‌اند یا نبوده‌اند. اگر نبوده‌اند، احتمال دارد که او پیام‌هایی را عرضه می‌کرده – چه در قالب کلمات چه در قالب کنش‌ها – که ناروشن، غلط‌انداز یا در واقع متفاوت از آن چیزی است که او می‌خواسته یا فکر می‌کرده که می‌خواهد ارائه دهد. اگر او می‌خواهد به هدفش دست یابد کاری کند که نیتش و دریافتی که دیگران از آن دارند به شکلی به هم نزدیک شوند؛ حال چه این کار با دگرگون کردن سیاست اجتماعی میسر شود چه با تحکیم یک رابطه شخصی.

در کل شاید بازخورد چند هدف داشته باشد:

  • کمک به افراد در فرآیند رشد شخصی‌شان.
  • بهبود روابط میان اشخاص و میان گروه‌ها با هم.
  • بهبود ارتباط کلامی میان افراد و گروه‌ها با یکدیگر.
  • یاری به افراد و گروه‌هایی که می‌خواهند عملکرد خود را بهتر کنند.
  • بهبود فضای حاکم بر یک سازمان.
  • افزایش تاثیرگذاری یک فعالیت یا حرکت پیشگامانه.

چه کسی باید بازخورد اصلاحی ارائه دهد؟

اینکه چه کسی باید ارائه‌دهنده بازخورد باشد تا حد بسیار بستگی دارد به اینکه بازخورد قرار است به چه کسی و به کجا برسد. اگر گیرنده آن یک ترویج‌گر یا یک سازمان ترویج‌گری باشد، فرد مناسب برای ارائه آن ممکن است هر کسی باشد که موفقیت ترویج‌گری به سود اوست و یا هر کسی که هدف ترویج‌گری است. از جمله:

  • مدیران ناظر
  • همکاران
  • کسانی دیگری که با همان جمعیت هدف یا جمعیتی مشابه کار می‌کنند.
  • هموندان علاقه‌مند در باهمستان
  • ذی‌نفعان یک طرح
  • توده مردم
  • سیاست‌گذاران
  • همه موارد فوق (نگاه کنید به بازخورد ۳۶۰ درجه در زیر)

اگر بازخورد اصلاحی برای کسانی تهیه شده که هدف ترویج‌گری هستند، باید تا حد ممکن به وسیله کسانی ارائه شود که تحت تاثیر بلاواسطه موضوع ترویج‌گری قرار دارند و یا باید به وسیله ترویج‌گرانی ارائه بشود که موضوع را خوب می‌شناسند و در مورد آن دانش کافی دارند و به واسطه این دانش و شناخت می‌توانند از جایگاه کسانی سخن بگویند که تحت‌تاثیر موضوع هستند. جمع کردن افرادی که از یک آرمان پشتیبانی کنند کم و بیش آسان است، اما فقط در صورتی که این افراد موضوع ترویج‌گری را خوب بشناسند و از آن درک روشنی داشته باشند می‌توانند بازخوردی مفید ارائه دهند و یا برای توصیه‌های خود گوشی شنوا پیدا کنند.

چه هنگام باید بازخورد اصلاحی بدهید؟

ارائه بازخورد اصلاحی در هر زمان شاید به‌جا باشد، اما موقعیت‌هایی هست که ارائه آن به‌ویژه مناسب است.

وقتی درخواست می‌شود. مطلوب‌ترین شکل این است که فرد یا سازمانی درخواست بازخورد کند، چه به صورت مرتب و دائمی و چه برای موردی خاص. اگر درخواست‌کننده صادقانه خواهان دریافت بازخورد باشد، احتمال آنکه بازخورد را به دل و جان بپذیرد و بر پایه آن عمل کند، بسیار بیش‌تر از وقتی است که بازخورد بدون درخواست ارائه شده باشد.

به عنوان یک ترویج‌گر، اقدام درستی می‌کنید اگر برای هر فعالیت یا حرکت پیشگامانه حلقه‌‌ای از بازخورد ایجاد کنید – یعنی سازوکاری برای دریافت بازخورد در مورد کاری که انجام می‌دهید. این کار باعث می‌شود که سازمان شما و کارزار ترویج‌گری‌تان تاثیرگذارتر شود؛ افزون بر این، وقتی ساختاری رسمی برای بازخورد داشته باشید پذیرفتن آن آسان‌تر خواهد بود.

نمونه‌ای از حلقه بازخورد، ارزیابی دستاوردهای هفته – یا دستاوردهای یک نشست – در دیدار هفتگی کارکنان است. در این دیدار می‌توان به کارکنان در مورد کاری که انجام داده‌اند بازخورد داد و به آن‌ها کمک کرد تا کار را بهتر انجام دهند یا برای انجامش روندی را دنبال کنند که اندکی متفاوت از روند پیشین باشد.

گاهی اوقات کسانی که موضوع ترویج‌گری هستند در طرح‌ها یا کارزارهایی که برای آن‌هاست سازوکار بازخورد را هم می‌گنجانند. نهادهای دولتی یا شرکت‌های خصوصی پیرو مقررات دولتی معمولا ناگزیرند که درباره آن دسته از طرح‌ها و برنامه‌های خود که از نظر محیط‌ زیستی، اقتصادی یا هر جنبه مهم دیگر بر زندگی مردم تاثیرگذارند جلسات عمومی برگزار کنند. این جلسه‌ها فرصتی است برای ارائه بازخورد اصلاحی.

در آغاز یک کارزار ترویج‌گری، به‌ویژه در مرحله طرح و برنامه‌ریزی. هر چه به مدد بازخورد بتوان زودتر اشتباهات بالقوه یا پیام‌های نامناسب را تشخیص داد و گوشزد کرد، احتمال اینکه این اشتباهات به کارزار آسیب‌ برسانند کم‌تر خواهد شد.

وقتی که بتوان شروع به تحلیل اثرات اولیه کارزار کرد. اگر بخش‌هایی از کارزار ظاهرا کارآیی لازم را ندارند، ممکن است بازخورد اصلاحی با مشخص کردن ایرادهای کار باعث شود که این بخش‌ها هم پویاتر شوند.

وقتی که کنش‌های ترویج‌گران یا یکی از هدف‌های ترویج‌گری پیامدهای ناخواسته داشته‌اند یا این پیامدها به زودی پدیدار خواهند شد. پیامدهای ناخواسته همیشه مشخص و آشکار نیستند. بازخورد اصلاحی می‌تواند این پیامدها را آشکار کند و در روشن کردن این نکته که برای پیشگیری یا حذف آن‌ها چه گام‌هایی باید برداشت موثر باشد.

برای مثال، یکی از سیاست‌هایی که خیرخواهانه وضع شد اما پیامدهای روشن ناخواسته‌ای داشته، سیاست از آسایشگاه بیرون آوردن بیماران روانی در آمریکاست. هدف از این سیاست این بود که این بیماران از شرایط غیرانسانی و گاه بی‌رحمانه‌ای که در بیمارستان‌های روانی دولتی حاکم است، خارج شوند و از این نظر هم موفق بود. با این حال، در اغلب موارد، این بیماران سابق در نهایت کارتن‌خواب شدند، چون ترویج‌گران و سیاست‌گذارانی که قوانین و مقررات مربوط به خروج این بیماران از بیمارستان‌ها را تدوین کردند، در خصوص آینده آن‌ها پس از ترک محیط بیمارستان و شرایط نگهداری از آن‌ها فرضیاتی نادرست داشتند.

بعضی‌ها این پیامدها را پیش‌بینی کرده بودند، اما نمی‌توانستند به ترویج‌گران این سیاست و سیاست‌گذاران به شکلی بازخورد بدهند که صدایشان به گوش آن‌ها برسد و به سخنشان توجه شود. به این افراد انگ کوته‌بینی، انسان‌ستیزی یا هواداری از فاشیسم زده می‌شد و نکته اصلی بازخوردشان در گرماگرم ایدئولوژی وقت نادیده گرفته شد. اگر آن‌ها توانسته بودند بازخورد خود را به عنوان گزینه‌ای که بیش از همه به صلاح این بیماران است ارائه دهند (که در واقع با توجه به فضای آن زمان شاید ناممکن بود)، احتمالا نتیجه کار چیز دیگری می‌شد.

وقتی این خطر وجود دارد که دوستان بالقوه کارزار یا ترویج‌گر یا مردم از موضوع روگردان شوند. بازخورد اصلاحی می‌تواند نگرش‌ها، زبان یا عناصر دیگری را شناسایی کند که شاید بخش‌هایی از باهمستان را می‌رنجانند یا آن‌ها را به موضوع بی‌علاقه و بی‌اعتنا می‌کنند.

وقتی که آسیب همین حالا هم تاثیر خود را به جا گذاشته باشد. بازخورد اصلاحی ممکن است به درک آنچه اتفاق افتاده کمک کند و یا اثرات آسیب را از میان ببرد – اگر این کار ناممکن نباشد – یا دست‌ کم مانع  تکرار آسیب شود.

وقتی که دارید بر یک کارزار یا کنش‌های خاص، راهبردها، راهکارها یا مراحلی از آن‌ها نظارت می‌کنید.

بعضی از روش‌های بازخورد کدامند؟

واضح است که بازخورد ممکن است اشکال بسیاری به خود بگیرد. ممکن است از یک فرد به فردی دیگر داده شود یا میان افراد یا گروه‌ها دست به دست شود. ممکن است رسمی یا خودمانی باشد، دوطرفه یا یک‌طرفه  باشد، کتبی یا شفاهی باشد، شخصی یا غیرشخصی باشد، درخواست شده باشد یا سرخود ارائه شود، با استقبال مواجه شود یا با سردی. بعضی از رایج‌ترین شکل‌های بازخورد را در اینجا بررسی می‌کنیم و به‌خصوص بر نوع بازخورد ۳۶۰ درجه تمرکز خواهیم کرد، زیرا معتقدیم که در زمینه ترویج‌گری این بازخورد به‌ویژه ممکن است سودمند باشد.

اگرچه همانطور که پیش‌تر گفتیم بازخورد با انتقاد تفاوت دارد – هر دو کم‌وبیش ذهنی هستند، به این معنا که بر اساس ادراک بازخورد دهنده یا منتقد از واقعیت شکل می‌گیرند و نه بر پایه عقیده او – با این حال اغلب همانند انتقاد به نظر می‌رسد یا حتی شبیه حمله‌ای کلامی علیه دریافت‌کننده بازخورد است. یکی از ابعاد انواع بازخورد که در زیر به آن اشاره می‌شود میزان برانگیختن حالت تدافعی در دریافت‌کننده بازخورد است – چه فرد باشد، چه گروه – و در نتیجه احتمال آنکه بازخورد جدی گرفته شود و بر اساس آن اقدامی صورت گیرد کاهش می‌یابد.

بازخورد رودررو​

شاید رایج‌ترین نوع بازخورد دادن همان است که دو فرد رودررو بنشینند و یکی به دیگری بازخورد دهد؛ این نوع بازخورد دادن شاید بیش‌تر از هر نوع دیگر دستخوش سوءاستفاده و ندانم‌کاری شده است. عیب بزرگ این بازخورد دادن آن است که هر چقدر هم که ارائه‌دهنده آن خیرخواه و با حسن‌ نیت باشد، دریافت‌کننده ممکن است به آسانی آن را نوعی حمله شخصی علیه خود تلقی کند. این وضعیت وقتی پیچیده‌تر می‌شود که ارائه‌دهنده بازخورد مدیر یا فردی باشد که در مقایسه با دریافت‌کننده آن مقام و قدرت بیش‌تری دارد. به همین دلیل، هر کس که بازخورد می‌دهد باید از واکنش‌های احتمالی دریافت‌کننده آگاه باشد و دقت کند که بازخورد را با ظرافت و به شکلی ارائه دهد که واکنش منفی برنیانگیزد.

بازخورد درون‌گروهی​

در این حالت، افرادی که در یک گروه هستند به گروه خود و/یا به یک فرد یا چند فرد در گروه خود بازخورد می‌دهند. اگر بازخورد درباره عملکرد گروه باشد، ممکن است که به‌ویژه موثر واقع شود و ایده‌های یک شخص باعث شود که دیگران هم ایده‌هایی را مطرح کنند و همه بر این هدف تمرکز کنند که عملکرد و کار گروه یا خودشان را بهتر کنند. با این حال، اگر توجه و تمرکز گروه فقط معطوف به یک نفر باشد، ممکن است به نظر آید که آن یک نفر به شدت زیر تهدید است و دیگران علیه او بسیج شده‌اند.

بازخورد گروه به گروه​

این نوع بازخورد دادن احتمالا میان دو گروه یا سازمان که با یکدیگر کار می‌کنند و در این همکاری با مشکلاتی مواجه هستند، صورت می‌گیرد؛ و یا میان دو گروه رد و بدل می‌شود که هر دو برای جمعیتی یکسان یا برای رسیدن به هدف‌هایی یکسان کار می‌کنند. اگرچه شاید این کار چندان رایج نباشد اما ممکن است گروه‌هایی که مخالف یکدیگر هستند نیز، توافق کنند که برای حل و فصل اختلافات خود با هم دیدار کنند و به هم بازخورد بدهند. در این حالت ممکن است که بازخورد فقط یک‌طرفه یا دوطرفه باشد.

بازخورد ممکن است برای افرادی خاص یا کل گروه تنظیم و ارائه شود. ممکن است که همه یا چند نفر از هموندان گروه و یا فقط یک نماینده از هر گروه در آن دخیل باشند. در این حالت آخر هم ارائه و هم دریافت بازخورد کمی آسان‌ می‌شود زیرا کسی که بازخورد می‌دهد به نمایندگی از عده‌ای دیگر این کار را می‌کند و به همین دلیل شاید اگر طرف مقابل او از بازخورد عصبانی شود یا در برابر آن موضع تدافعی بگیرد، خشم یا واکنش تدافعی خود را در وهله نخست متوجه این نماینده نکند. گذشته از این، دریافت کننده بازخورد هم خود به تنهایی یگانه هدف آن نیست و از این رو شاید کم‌تر موضع دفاعی بگیرد و یا خشمگین شود.

بازخورد مشورتی​

در این حالت، یک فرد یا گروه بنا به درخواست به عنوان مشاوری رسمی یا غیررسمی به دیگری مشاوره می‌دهد (این مشاوره معمولا در اختیار یک گروه قرار می‌گیرد اما گاه و بی‌گاه ممکن است برای یک فرد هم باشد). امتیاز این بازخورد آن است که چون درخواست شده است، احتمال آنکه دریافت‌کننده به آن اهمیت بدهد و به آن عمل کند بیش‌تر است. عیب آن این است که دریافت‌کننده موظف نیست که به بازخورد گوش بدهد و دلیلی برای آنکه او ناگزیر به این کار شود وجود ندارد. در حالی که اگر باهمستان  مصرانه و با چنگ و دندان پی‌گیر موضوع باشد، دریافت‌کننده ناگزیر است که بازخورد را جدی بگیرد.

نوع دیگر بازخورد غیرشخصی است – که ممکن است کتبی یا به وسیله رایاپیک ارسال شود، با نام مستعار داده شود، در رسانه‌ها منتشر شود، و غیره. این بازخورد عموما از دیگر انواعی که توضیح داده شد کم‌تر سودمند است، زیرا که در آن فوریت و بی‌واسطگی ناشی از حضور بازخورد دهنده وجود ندارد و بازخورد دهنده نمی‌تواند موضوع را به روشنی بشکافد و با شرح و بسط کافی آن را بفهماند. بازخوردهای غیرشخصی معمولا به مثابه حمله‌ای شخصی به فرد یا سازمان دریافت‌کننده تلقی می‌شوند و به همین دلیل ممکن است کم‌تر تاثیرگذار باشند.

بازخورد ۳۶۰ درجه​

دلیل انتخاب این نام برای این بازخورد آن است که طرف‌های گوناگون در آن مشارکت دارند: مدیران ناظر، همتایان، زیردست‌ها، باهمستان و غیره. هدف از این بازخورد این است که افرادی که روابط ناهمگونی با دریافت‌کننده بازخورد دارند چه بسا دیدگاه‌های ناهمگونی درباره او داشته باشند، و فقط با بررسی این دیدگاه‌هاست است که او می‌تواند از تلقی کلی که از او وجود دارد و نیز از اثرات واقعی کنش‌های خود بر دیگران تصویری دقیق به دست آورد.

از این روش غالبا در کسب و کار و به منظور رشد و پیشرفت کارکنان یا سازمان استفاده می‌شود؛ البته در موارد غیرتجاری دیگر نیز شاید به همین اندازه مفید باشد. نخست نمونه معیار بازخورد ۳۶۰ درجه را بررسی می‌کنیم و بعد خواهیم گفت که چگونه می‌توان از این بازخورد در ترویج‌گری استفاده کرد.

در پاراگراف‌های بعد خواهیم دید که چگونه از بازخورد ۳۶۰ درجه برای یک فرد دریافت‌کننده استفاده می‌شود. فرآیند ارائه این بازخورد برای سازمان‌ها هم مشابه افراد است، ولی بازخورد دهنده‌ها بیش‌تر از سازمان‌ها تشکیل می‌شوند تا از افراد و بحث درباره نتایج هم احتمال در درون خود سازمان و چه بسا با کمک یک مشاور که از بیرون به کار گرفته می‌شود صورت می‌گیرد.

توجه کنید که بازخورد ۳۶۰ درجه ابزاری است برای بهبود عملکرد افراد و سازمان‌ها و نه ارزیابی آن‌ها. بازخورد ۳۶۰ درجه وقتی بهترین تاثیر را دارد که برای کمک به بهبود عملکرد یک فرد یا گروه به کار رود و نه به عنوان ابزاری برای ارزیابی. از اطلاعاتی که از فرآیند ارائه این بازخورد به دست می‌آید کم‌وبیش همیشه برای کمک به خلق راهبردهای تازه و تقویت ویژگی‌هایی استفاده می‌شود که کمبودشان مایه نگرانی است؛ و نه برای داوری درباره عملکرد گذشته.

  • بازخورد ۳۶۰ درجه با دریافت‌کننده آغاز می‌شود. این فرد شاید با کمک یک ناظر یا مشاوری دیگر، مسائلی را که می‌خواهد بیش از همه درباره‌شان بداند شناسایی می‌کند و بعد با تمرکز بر این موضوعات یک برگه بازخورد تهیه می‌کند. البته در بسیاری موارد، سازمان ممکن است که برگه بازخورد خودش را داشته باشد، و یا شاید یک شرکت مشاوره‌ای را به کار گیرد – که برگه بازخورد طراحی شده خودش را داشته باشد – تا فرآیند بازخورد را اجرا کند.
  • در گام بعد، دریافت‌کننده شاید بخواهد که منابع دادن بازخورد را خود انتخاب کند (در حالت مطلوب گروهی شامل ۷ تا ۱۰ نفر) که دربرگیرنده دست‌ کم یک نفر از افراد زیر باشد:
    • مدیران ناظر
    • همتایان
    • کسانی که زیر نظارت مدیریت هستند یا زیردستان.
    • مشتریان (به عبارت دیگر، جمعیت هدف)
    • دیگر افرادی که بیرون از دسته‌بندی‌های فوق درون سازمانی هستند، اما با دریافت‌کننده بازخورد ارتباط کاری دارند.
  • هر منبعی برگه بازخورد را کامل می‌کند. بیش‌تر برگه‌های معیار به صورت پرسش‌های چندگزینه‌ای تهیه می‌شوند، اما اغلب فضای کافی برای این که منبع بازخورد دهنده بتواند در صورت تمایل نظر خود را بر برگه بنویسد و به پاسخ‌ها بیفزاید، وجود دارد.
  • یک نفر – معمولا ناظر یا مشاوری از بیرون– نتایج را به صورت جدول درمی‌آورد و آن‌‌ها را به شکلی تنظیم می‌کند که دریافت‌کننده بتواند مفیدترین اطلاعات را در اختیار داشته باشد. (شرکت‌های مشاوره‌ای غالبا از برگه‌های کامیپوتری استفاده می‌کنند که اطلاعات را به صورت نمودار و شکل‌های دیگر درمی‌آورند. اگرچه این شیوه ارائه اطلاعات ممکن است مفید باشد، این احتمال هم وجود دارد که این روش به توضیح یکسان و معیار نتایج منجر شود، که در این صورت به اندازه تحلیل مبتنی بر آشنایی با دریافت‌کننده بازخورد و کار او مفید نخواهد بود.)
  • پس از آنکه دریافت‌کننده از نتایج بازخورد آگاه می‌شود، یک نفر – معمولا ناظر یا مشاوری از بیرون سازمان – درباره نتایج با او گفتگو می‌کند. این گفتگو باید با ملاحظه و دقت صورت بگیرد، به‌ویژه وقتی که بخشی از بازخورد یا تمام آن منفی باشد. (در اغلب موارد، خود بازخورد نزد دریافت‌کننده می‌ماند و به هیچ‌ وجه علنی نمی‌شود، مگر آنکه دریافت‌کننده خود بخواهد که دیگران هم از آن باخبر شوند.)
  • دریافت‌کننده بازخورد ممکن است بخواهد که درباره محتوای آن با کسانی که بازخورد داده‌اند صحبت کند، بداند که چگونه نتیجه‌گیری کرده‌اند، کدام رفتار به‌خصوص او باعث شده که آن‌ها این آن یا آن نظر به‌خصوص را بدهند و چیزهایی از این دست. از طرف دیگر، کسانی که بازخورد می‌دهند نیز ممکن است بخواهند ناشناس بمانند و یا شاید حاضر باشند که فقط کلی‌ترین موارد بازخورد به نام آن‌ها گفته و بازگو شود.

موضوع ناشناس ماندن بحثی را پیش می‌کشد که همیشه در ارتباط با ارائه بازخورد مطرح بوده است. این فقط دریافت‌کننده بازخورد نیست که خطر را می‌پذیرد، به‌ویژه اگر او در جایگاهی فرادست و بالاتر از بسیاری از کسانی باشد که بازخورد می‌دهند. اگر او در گذشته رفتاری داشته که نشان‌دهنده بی‌رحمی یا کینه‌توزی او بوده، این احتمال وجود دارد که دیگران از پیامد‌های بازخورد دادن بترسند و مایل نباشند که نظر خود را صادقانه به زبان آورند و یا بترسند که بعد با واکنش‌های خارج از نزاکت او روبه‌رو شوند. شاید کار دشواری باشد که هم بازخورد را در اختیار کسی که برای تغییر و بهبود رفتار خود به آن نیاز دارد گذاشت و هم بازخورد دهندگان را از آسیب واکنش‌های غیرمنطقی او در امان نگاه داشت و محافظت کرد.

  • دریافت‌کننده، یا به تنهایی و یا به یاری یک ناظر یا مربی، برنامه‌ای تدوین می‌کند تا مشکلاتی را که در بازخورد شناسایی شده حل و فصل کند.
  • مدیر ناظر یا مربی طی مدتی با دریافت‌کننده بازخورد کار می‌کند تا از او پشتیبانی و به او کمک کند که برنامه خود را برای تغییر به اجرا درآورد.

بازخورد ۳۶۰ درجه در بافت ترویج‌گری باهمستان به معنای آن است که یک سازمان ترویج‌گری از این منابع بازخورد بگیرد: سازمان‌ها و افراد دیگر (هم آن‌هایی که برای آرمان‌های یکسان یا همانند ترویج‌گری می‌کنند و هم آن‌ها که با ذی‌نفعان این ترویج‌گری کار می‌کنند)، باهمستان به طور کلی و هم ذی‌نفعان و خود کسانی که هدف ترویج‌گری هستند. اگر بازخورد متوجه کسانی باشد که هدف ترویج‌گری هستند، در آن صورت بازخورد ۳۶۰ درجه به معنای آن است که باید از هر یک از بخش‌های باهمستان که می‌شود بازخورد بگیرند – ذی‌نفعان ترویج‌گری، کسب‌وکارها، نهادها، ترویج‌گران، کل باهمستان و غیره. کسانی که هدف ترویج‌گری هستند باید از برش گسترده‌ای از جمعیت درباره اثرات کنش‌های خود و سیاست‌ها بازخورد بخواهند و دریافت کنند.

وقتی استفاده از بازخورد ۳۶۰ درجه ممکن باشد، احتمالا بسیار تاثیرگذار خواهد بود. با این روش می‌توان تصویری کم‌وبیش کامل از چگونگی اثرگذاری یا عدم اثرگذاری ترویج‌گر یا سازمان ترویج‌گری به دست آورد و به این نکته پی برد که باهمستان درباره ترویج‌گر یا سازمان چه می‌اندیشد و درباره آنچه نظری دارد. افرادی که هدف ترویج‌گری هستند اگر بدانند که بازخورد از طیف گسترده‌ای از مردم و سازمان‌ها دریافت شده، احتمالا آن را جدی می‌گیرند. شاید گویاتر از همه این باشد که بازخورد ۳۶۰ درجه کمک می‌کند تا سرچشمه دقیق مشکلات در یک کارزار ترویج‌گری مشخص شود؛ روشن می‌کند که کدام بخش‌های جامعه مورد غفلت واقع شده‌اند و به کدام بخش‌ها ظلم و بدرفتاری می‌شود و بر این اساس راه‌هایی را برای تغییر شرایط پیشنهاد می‌دهد.

بازخورد اصلاحی را چگونه بدهیم و چگونه بپذیریم؟

هدف از انواع گوناگون بازخورد و دریافت آن از منابع گوناگون همه این است که اطلاعات لازم به دریافت‌کننده برسد، اما این بازخوردها بار عاطفی یکسانی ندارند و دارای سطوح گوناگونی از اضطرار و فشار (چه تلویحی و چه به صراحت) هستند. یک صاحب کار ممکن است آنچه را که بازخورد حمایتی می‌داند به اطلاع کارمند برساند، اما اغلب – بسته به نوع رابطه آن‌ها و ماهیت سازمان – در زیر پوسته بازخورد دادن این مفهوم مستتر است که اگر کارمند عملکرد خود را اصلاح نکند، کارش را از دست خواهد داد. ممکن است که یک مشاور به کار گرفته شود تا بازخورد را در اختیار سازمان یا افرادی که در آن هستند قرار دهد، اما این روش وقتی موثر خواهد بود که سازمان و افراد هر دو متعهد باشند که بازخورد را جدی بگیرند، در غیر این صورت مشاور هم ممکن است به موضوع بی‌اعتنا شود.

بازخورد باهمستان به یک سازمان هم ممکن است نادیده گرفته شود. (گردانندگان سازمان ممکن است بگویند: آن‌ها نمی‌فهمند که کار ما چیست؛ این را درک نمی‌کنند که کار ما تا چه حد برای آن‌ها سودمند است؛ آن‌ها برای کسانی که از خدمات ما بهره‌مند می‌شوند اهمیت قائل نیستند.) بازخوردی که از طرف یک دوست داده شود شاید بسیار جدی‌تر از بازخوردی گرفته شود که از جانب فردی است بدون ارتباطی خاص با دریافت‌کننده و یا از جانب فردی که مغرض تلقی می‌شود. شما چه بازخورد دهنده باشید و چه گیرنده آن، باید از روابط موجود آگاه باشید و بدانید که این روابط چه تاثیری بر شما و بر طرف مقابل دارند.

دریافت‌کننده بازخورد هر که باشد اعم از سیاست‌گذار، ترویج‌گر، همکار یا مدیر ناظر و تشکیلات سازمانی دیگر، در هر حال اصول و قواعدی کلی برای ارائه بازخورد وجود دارد که با رعایت آن‌ها بازخورد جدی گرفته می‌شود. با این همه، حتی اگر این اصول را رعایت کنید، باید آگاه باشید که بازخورد خود را چگونه بیان می‌کنید و بازخوردتان چه تاثیری بر دریافت‌کننده خواهد داشت.

کاری کنید که بازخورد شما به جای تلخیصی بودن سازنده باشد. هدف از بازخورد سازنده این است که دریافت‌کننده را یاری دهد تا کارآیی خود را بهبود بخشد. بازخورد تلخیصی به خلاصه‌ کردن عملکرد دریافت‌کننده می‌پردازد و توانمندی یا ارزش وجودی او را مورد قضاوت قرار می‌دهد. بنابراین دادن بازخورد سازنده به معنی آن است که:

  • به جای خرده‌گیری از عدم کفایت دریافت‌کننده یا قضاوت کردن درباره او، بازخورد باید بر مهارت‌های در حال پیشرفت فرد تاکید کند و چیزهایی را که لازم است بهتر شوند تقویت کند.
  • ارائه دهنده بازخورد باید علاوه بر آنچه دریافت‌کننده انجام داده است، راه‌های جایگزین ممکن را پیشنهاد بدهد.
  • بازخورد باید به دریافت‌کننده کمک کند که برای تغییر یا بهبود عملکرد یا رفتار خود هدف‌هایی معقول تعیین کند.
  • حامی باشید.
  • با ذکر نکته‌ای مثبت شروع کنید. تاکید کنید که چه بخشی از کار به‌راستی خوب بوده است و چیزی را که آن فرد یا گروه به‌خوبی انجام می‌دهد تحسین کنید.
  • پیش از آنکه مسائل یا نگرانی‌ها را صریح بیان کنید، بپرسید ببینید که آیا دریافت‌کننده از آن‌ها آگاه است یا نیست. اگر خودش در این زمینه شروع به صحبت کند احتمال اینکه موضع دفاعی بگیرد کم‌تر می‌شود، و آماده است که با نگاهی سازنده و نوآورانه درباره گزینه‌های دیگر گفت‌وگو کند.  
  • به دنبال این نباشید که طرف مقابل خود را مقصر بداند یا مسئولیت را به گردن بگیرد، بلکه در پی تغییراتی باشید که تاثیرگذاری کوشش‌های فرد یا سازمان را بیش‌تر و قوی‌تر می‌کند.
  • به‌خصوص اگر با مخالفان یا افراد هدف ترویج‌گری سر و کار دارید، فرض را بر این بگذارید که زمینه‌های مشترک یا منافع مشترکی دارید که با بهبود وضعیت تامین خواهد شد – یا حتی بهتر، خودتان این زمینه‌ها و منافع مشترک را شناسایی و تشریح کنید.

روی موضوعی مشخص تاکید کنید و انگشت اتهام را به سوی کسی نشانه نروید.

موضوع یا مشکل مورد بحث را تا حد ممکن شفاف و مشخص بیان کنید. وقتی این کار را انجام دادید، آن را بشکافید و به موضوع دیگری نپردازید. بحث بر سر این نیست که «چه کسی را باید مقصر دانست؟»  بلکه بر سر این است که «چه کنیم تا بهترین نتیجه ممکن را به دست آوریم.»

روراست باشید.

ارائه بازخورد سازنده، دلسوز بودن و خودداری از نکوهش به معنی آن نیست که صادق و روراست نباشیم. بلکه برعکس، همه این ویژگی‌ها مستلزم داشتن صداقت است، در غیر این صورت دادن بازخورد بی‌فایده است.

  • مستقیم به مشکل یا موضوع اصلی بپردازید. آن را به‌روشنی مشخص کنید. اگر اطلاعات کافی دارید توضیح بدهید که این مشکل چطور پدید آمده و به دریافت‌کننده کمک کنید تا برای آن که اکنون آن را حل کند، و نیز برای جلوگیری از تکرار آن در آینده، راهکارهایی بیابد.
  • اگر موضوع شخصی است، آن را به‌روشنی توضیح دهید و به دریافت‌کننده یاری دهید تا بفهمد که چگونه به موضوع بپردازد.

اگر بنا باشد که این کار را خوب انجام دهید باید قدری حساسیت به خرج دهید و از «جمله‌هایی که با ضمیر اول‌ شخص» شروع می‌شوند، استفاده کنید. باز هم دقت کنید که انگشت اتهام را به طرف کسی نشانه نروید؛ به جای این کار از جمله‌هایی استفاده کنید که بیانگر تاثیر رفتار یا اعمال آن شخص بر شما و یا کسانی است که با آن‌ها گفتگو کرده‌اید.

انگشت اتهام به طرف دیگران گرفتن یعنی گفتن جمله‌ای مانند «تو یک عوضی هستی، چون فلان یا بهمان کار را انجام داده‌ای.» نمونه جمله‌ای با ضمیر «اول شخص» این است: «من احساس ناامنی می‌کنم، وقتی که تو دست به این یا آن کار می‌زنی.» تفاوت این دو جمله آن است که در جمله دوم تاکید بر واکنش شما به اعمال فردی دیگر است و نه بر شخصیت یا نیت او؛ این نوع سخن گفتن به طرف مقابل امکان می‌دهد که توضیح دهد که او قصد نداشته این واکنش را در شما برانگیزد. آن وقت می‌توانید بگویید که چگونه یک رفتار یا کنش جایگزین ممکن است وضع را عوض کند.

نظر دریافت‌کننده را در واکنش به بازخورد خود بشنوید. این کار بخشی از پشتیبانی شماست، و نیز بخشی از فرآیند اساسی بازخورد دادن است. با این کار شاید به نکته‌ای مهم درباره علت پدیدار شدن وضعیتی خاص پی ببرید و یا بفهمید که چرا اقدامات به روشی خاص صورت گرفته است. شاید متوجه شوید که تغییر دادن وضعیت پیچیده‌تر از آن است که انتظار داشتید و یا این تغییر باید به شیوه‌ای متفاوت از آنچه تصور کرده بودید صورت بگیرد.

در عین حال اگرچه باید واکنش دریافت‌کننده را با همدلی و شکیبایی بشنوید، باید در زمینه مشکل  مورد بحث قاطع و پی‌گیر بمانید. این مشکل هر چه هست واقعی است و شما باید به آن بپردازید در غیر این صورت، در آینده به چالشی بزرگ‌تر تبدیل خواهد شد.

کمک کنید طرحی تدوین شود که به مسائلی بپردازد که در بازخورد شما مطرح شده‌اند و برای کمک به اجرای آن اعلام آمادگی کنید. فرقی هم نمی‌کند که دریافت‌کننده بازخورد شما یک فرد ترویج‌گر باشد، یا یکی از کارکنان سازمان، یا خود سازمان و یا افرادی که هدف ترویج‌گری هستند. بازخورد اصلاحی اگر واقعا به حل و فصل مشکلی کمک نکند، هیچ سودی ندارد. بهترین راه برای مطمئن شدن از وجود راه‌ حلی مناسب این است که خودتان بخشی از راه‌ حل باشید.

رهنمودها برای پذیرش بازخورد از بسیاری لحاظ همانند رهنمودهایی است که برای دادن بازخورد ارائه می‌شوند:

  • بکوشید که بدون جانبداری سخنان بازخورد دهنده را بشنوید. اولین گام فقط همین است که آنچه ارائه می‌شود را بشنوید. این شنیدن به آن معناست که بتوانید واکنش عاطفی خود را مهار کنید و بدون حالت تدافعی داشتن صرفا به آنچه گفته می‌شود گوش کنید.
  • با خود روراست باشید. این کار دست‌ کم تا حدی مستلزم آن است که واکنش عاطفی خود را کنار بگذارید. آیا بازخورد به موضوعی واقعی می‌پردازد؟ اگر واقعا معتقد هستید که بازخورد دهنده برخطاست، آیا خود شما دست‌ کم تا حدی مقصر نیستید؟ مزایای عمل کردن یا نکردن بر پایه این بازخورد چیست؟ مضرات آن کدامند؟
  • اگر واقعا معتقد هستید که برداشت بازخورد دهنده اشتباه است، در این مورد با او گفتگو کنید. بکوشید بفهمید که چه چیز باعث شده که او چنان فکر یا چنان احساسی پیدا کند. حتی اگر برداشت او اشتباه باشد، این نکته مهم است که او، و چه بسا دیگران، چنین برداشتی داشته‌اند و شاید لازم است که برداشتشان اصلاح شود. از طرف دیگر، ممکن است که او چیزهایی بداند که شما نمی‌دانید، یا شاید شما به سادگی واقعیت را ندیده‌اید... و لازم است که با آن روبه‌رو شوید.
  • در مورد راه‌هایی که برای حل و فصل موضوع‌های مطرح شده وجود دارد با بازخورد دهنده صحبت کنید. طرحی تهیه کنید که در آن مشکلاتی که او و دیگران با طرح‌های شما، کنش‌ها، رفتارتان و مسائل دیگر داشته‌اند در نظر گرفته شده باشد. بعد برای اجرای این طرح جدید کمک بخواهید.
  • از بازخورد دهنده تشکر کنید. هدف از بازخورد اصلاحی راستین، یاری رساندن است و نه خرده‌ گرفتن. در اغلب موارد، بازخورد دهنده دارد در واقع به شما لطف می‌کند و کاری که انجام می‌دهد چه بسا مستلزم داشتن شهامت و قبول خطر بوده است. بازخورد او ممکن است به رهایی شما از موقعیتی دشوار منجر شود یا بلایی را از شما دور کند. به همین دلیل او سزاوار قدردانی و سپاس شماست.

چگونه ممکن است بازخورد اصلاحی به یک کارزار ترویج‌گری کمک کند؟

علاوه بر دلایل کلی که در بالا گفته شد، بازخورد اصلاحی به‌ویژه برای کارزار ترویج‌گری مهم است. اگر قرار است که چنین پویشی موفقیت‌آمیز باشد، باید پیامی قوی داشته باشد که هم افکار و هم احساسات را تحت‌تاثیر قرار دهد، پیامی که افراد هدف کارزار به روشنی آن را درک کنند و نیز پیامی که متحدان و دوستان احتمالی را نهراساند و آن‌ها را گریزان نکند. بازخورد به موقع و دقیق هم به ترویج‌گران کمک می‌کند هم به اهداف ترویج‌گری، و ممکن است به شکل‌های گوناگون موفقیت را تحکیم بخشد.

ترویج‌گران​

بازخورد ممکن است به ترویج‌گران کمک کند که اشتباهات، مشکلات و مسائلی را که بیم آن می‌رود کارزار را به انحراف بکشند، بشناسند و تشخیص دهند. غالبا اعتراف به این نکته که مرتکب اشتباه شده‌اید کار دردناکی است، با این حال تا زمانی که چنین اعترافی نکنید نمی‌توانید اشتباه خود را اصلاح کنید. بازخورد اصلاحی کمک می‌کند که مشکلات و مسائل تشخیص داده شوند تا بتوان آن‌ها را برطرف کرد.

بازخورد شاید کمک کند که به وجود خطاها پیش از آنکه به مشکلات تبدیل شوند پی ببریم. گاهی یک طرح دارای عناصری است که در صورت اجرای طرح حتما باعث شکست آن می‌شوند. بازخورد اصلاحی از طرف افراد و سازمان‌های درست و شایسته به ترویج‌گران کمک خواهد کرد که چنین عناصری را پیش از آن که باعث آسیب و زیان بشنوند بشناسند و حذف کنند.

بازخورد ممکن است مانع روگرداندن متحدان احتمالی شود. اگر مردم یک ترویج‌گر یا فعالیت ترویج‌گری را نخبه‌گرا، تندرو و بی‌خبر از جریان غالب بدانند، امکان دارد که این برداشت حامیان بالقوه آرمان ترویج‌گری را از آن رویگردان کند. بازخورد اصلاحی، افراد و گروه‌ها را درباره نوع نگاهی که به آن‌ها وجود دارد یا ممکن است وجود داشته باشد هشیار می‌کند و اگر آن‌ها با این خطر روبه‌رو باشند که متحدان احتمالی آن‌ها را غیر قابل‌ قبول بدانند به کمک بازخورد از این موضوع آگاه خواهند شد.

بازخورد شاید به ترویج‌گران کمک کند که از نظر اخلاقی در جایگاه برتری قرار گیرند. اگر تصویری که از شما در ذهن دیگران است تصویر کسی است که عمدتا به انتقاد از مخالفان خود مشغول است، مشکل بتوان انتظار داشت که برای شما برتری اخلاقی قائل باشند. وقتی ترویج‌گران به‌روشنی بدانند که دنیا کارزار آن‌ها را چگونه می‌نگرد، می‌توانند آن را به گونه‌ای تغییر دهند که از نظر اخلاقی جایگاه مناسبی به دست آورند.

اهداف ترویج‌گری

بازخورد اصلاحی وقتی معطوف به هدف‌های ترویج‌گری باشد نیز ممکن است ابزاری مفید باشد. این بازخورد شاید به ترویج‌گران کمک کند که تفکر سیاست‌گذاران و البته دیگران را تغییر دهند، یا آن را بر چیزی که می‌خواهند متمرکز کنند. بازخورد اصلاحی اما برای خود کسانی که هدف ترویج‌گران هستند نیز ممکن است مفید باشد و به آن‌ها کمک کند که به هدف‌های خود دست یابند، هدف‌هایی که شاید با بعضی از هدف‌های ترویج‌گران مشترک باشد.

بازخورد شاید به افرادی که هدف ترویج‌گری هستند کمک ‌کند که از پیامدهای ناخواسته اجتناب کنند. بسیاری از سیاست‌هایی که بدخواهانه یا کینه‌توزانه به نظر می‌آیند در واقع به نیت سودرسانی به کسانی که از آن‌ها آزار می‌بینند وضع شده‌اند. موضوع به‌سادگی از این قرار است که کسانی که آن‌ها را ایجاد کردند، به تاثیراتی که در کوتاه‌مدت مشخص نبوده‌اند فکر نکرده بودند. بازخورد اصلاحی از جانب ترویج‌گران یا باهمستان به سیاست‌گذاران کمک خواهد کرد که در صورت وجود چنین تاثیراتی از آن‌ها آگاه شوند و سیاست‌ها را به شکلی تغییر دهند که وضعیت اصلاح و بهتر شود.

بازخورد به افرادی که هدف ترویج‌گری هستند شاید کمک کند تا تصور عمومی را که از آن‌ها در حوزه‌های انتخابی وجود دارد بهبود بخشند. اغلب به نظر می‌رسد که سیاستمداران، روسای سازمان‌ها، مدیران بیمارستان‌ها، مدیران عامل شرکت‌ها و دیگر کسانی که مسئول سیاست‌گذاری یا شرایط اجتماعی هستند افرادی مغرور و سنگدل‌اند. کسانی که هدف ترویج‌گری هستند وقتی که بازخورد اصلاحی را بشنوند و بر پایه آن عمل کنند، می‌توانند نشان دهند که به نیازهای باهمستان توجه دارند، پاسخگو هستند و برایشان مهم است که کار درست را انجام بدهند؛ به این ترتیب آسان‌تر تمامی هدف‌ها و آرمان‌های خود را تحقق می‌بخشند.

هدف از دادن بازخورد اصلاحی این است که به تغییری مثبت در دریافت‌کننده منجر شود، و به سیاق دیگر مطالب متن این فصل، کارآمدی او را به عنوان یک ترویج‌گر بهبود بخشد.

خلاصه​

ترویج‌گران و دیگران باید برای آنکه بتوانند تا حد ممکن بی‌طرفانه با واقعیت کنار بیایند، هم بازخورد اصلاحی ارائه دهند و هم آن را بپذیرند. بازخورد، به‌ویژه در ترویج‌گری، ممکن است در پیشگیری یا تصحیح اشتباهات واقعی یا احتمالی موثر واقع شود؛ ممکن است که مانع از روگرداندن متحدان احتمالی یا باهمستان شود و این امکان را برای ترویج‌گران فراهم کند که از نظر اخلاقی دست بالاتر را داشته باشند. بازخورد همچنین به کسانی که هدف ترویج‌گری هستند، اجازه می‌دهد که از پیامدهای ناخواسته اجتناب کنند و اعتبار آن‌ها نزد رای‌دهندگان و باهمستان افزایش یابد.

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 11:54

¿Qué es una retroalimentación correctiva?

___Usted comprende la definición y el propósito de una retroalimentación correctiva.

¿Quién debe hacer una retroalimentación correctiva?

___Como promotor, acepte una retroalimentación de todo aquel que esté afectado por una campaña de apoyo, ya sea un promotor, un objetivo, un beneficiario o un observador interesado.

___Cuando se trata de quienes reciben el apoyo, sabe que promotores, beneficiarios del apoyo u otras personas que comprenden claramente la cuestión deben ofrecer una  retroalimentación correctiva.

¿Cuándo debe hacer una retroalimentación correctiva?

Brinda (y acepta) una retroalimentación correctiva:

___Cuando se le solicita.

___Al inicio de una campaña de apoyo, en especial en la etapa de planificación.

___Cuando los efectos preliminares de la campaña puedan comenzar a ser analizados.

___Cuando resulta necesario evitar consecuencias no deseadas.

___Cuando resulta necesario evitar el alejamiento de aliados reales o potenciales o del público.

___Cuando se necesita controlar el daño.

___Cuando monitorea o evalúa una campaña o partes específicas de ella.

¿Cuáles son algunos de los métodos para hacer una retroalimentación?

Sabe cómo y cuándo utilizar y no utilizar:

___Retroalimentación  individual.

___Retroalimentación intragrupal.

___Retroalimentación intergrupal.

___Retroalimentación impersonal.

___Retroalimentación de 360 grados.

¿Cómo brindar y aceptar una retroalimentación correctiva?

Al brindar una retroalimentación:  

___Su retroalimentación es formativa en vez de sumativa.

___Brinda apoyo al otorgar su retroalimentación.  

___Se enfoca en la cuestión específica y no señala a nadie.

___Es honesto.

___Escucha la reacción de su retroalimentación.

___Su retroalimentación conduce a un plan para tratar las cuestiones que plantea y ofrece ayuda para llevarlo a cabo.

Al aceptar una retroalimentación:

___Escucha objetivamente lo que la otra persona tiene para decir.

___Es honesto consigo mismo.

___Si realmente cree que el concepto que tiene la otra persona es equivocado, lo discute con ella.

___Solicita y utiliza la ayuda que le proporciona la otra persona para formular e implementar un plan que trate las cuestiones planteadas por la retroalimentación.

___Agradece a quien le brinda la retroalimentación.

¿Cómo puede una retroalimentación correctiva ayudar a una campaña de apoyo?

Brinda (y acepta) una retroalimentación correctiva para:

___Ayudar a los promotores a reconocer errores, problemas y cuestiones que pueden desbaratar la campaña.  

___Marca posibles errores antes de que se transformen en problemas.

___Evita alejar a posibles aliados.

___Ayuda a los promotores a reclamar autoridad moral.

___Ayuda a quienes reciben el apoyo a evitar las consecuencias no deseadas.

___Ayuda a quienes reciben el apoyo a mejorar su imagen ante los posibles electores y la comunidad.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:19

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۵. چارچوب‌بندی دوباره یک مسئله
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 12:45
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 12:50

چارچوب‌بندی مسئله یعنی چه؟

چارچوب‌بندی روشی برای ساختاربندی یا مطرح کردن مسئله یا مشکل است. چارچوب‌بندی با تشریح و توصیف بستر مسئله برای جلب حمایت حداکثری مخاطب همراه است. مخاطب کلید این چارچوب‌بندی است. نحوه ارائه یا چارچوب‌بندی مسئله باید بازتابی از نگر‌ش‌ها و باورهای مخاطب باشد.

مخاطب‌ شما کیست؟ می‌تواند هر کسی باشد، از جمله یک شخص تاثیرگذار، شخص یا گروهی که از مسئله مورد نظر تاثیر می‌پذیرد، یک گروه باهمستانی، یا رسانه‌ها. این نیز ممکن است که هنگام گفتگو با گروه‌های مختلف، هر روز مخاطب متفاوتی داشته باشید.

فارغ از کیستی مخاطب، در چارچوب‌بندی مسئله باید موارد زیر را به شکل دقیق و روشن مشخص کرد:

  • چیستی مسئله
  • افراد دخیل
  • عواملی که در مسئله سهم دارد
  • عواملی که در راه حل سهم دارد​

در بخش «بهترین شیوه چارچوب‌بندی» بیشتر به موارد فوق خواهیم پرداخت.

چرا باید به شیوه چارچوب‌بندی توجه داشت؟

پاسخ روشن است. چارچوب‌بندی در سازمان‌دهی نحوه اندیشیدن به چیستی مسئله و چگونگی رسیدگی به آن مفید است. به این ترتیب، مخاطب ذهنیت مشخصی نسبت به مسئله پیدا می‌کند. و این ذهنیت‌ها تاثیرگذارند و به اندیشه‌ها و کنش‌های آینده شکل می‌دهند.

به بیان دیگر، چارچوب‌بندی چیستی مسئله، اشخاص مسئول، و راه‌حل‌های ممکن را مشخص می‌کند. چارچوب‌بندی موفقیت‌آمیز گروه‌ یا سازمان شما را در جهت‌دهی به بحث درباره مسئله در جایگاه بهتری قرار می‌دهد و کمک می‌کند که در رسیدن به راه‌حل موفقیت‌آمیز بخت بیشتری داشته باشید، به نحوی که هم به نفع گروه و هم به نفع اجتماع باشد.

همان‌گونه که قاب‌بندی یک عکس یا تابلو بر نما و ارزش آن در دید بیننده تاثیر می‌گذارد، چارچوب‌بندی یک مسئله اجتماعی هم بر دریافت و ارزش‌ها تاثیر دارد.

چارچوب‌بندی دوباره نقطه مقابل چارچوب‌بندی و به معنی تغییر نحوه مطرح کردن یک مسئله در رویارویی با دیدگاه‌های مخالف است.

گاه چارچوب اولیه توصیف یا تشریح یک مسئله بهترین چارچوب برای فرد مطرح‌کننده یا افراد دخیل نیست. در چنین مواردی، چارچوب‌بندی دوباره برای مخاطب منطقی است. هم‌چنین، این کار می‌تواند شانس حل مسئله را افزایش دهد.

چه زمانی باید به چارچوب‌بندی (یا چارچوب‌بندی دوباره) مسئله فکر کرد؟

  • زمان مطرح کردن مسئله و تلاش برای جلب حمایت
  • هنگام تلاش برای تاثیرگذاری بر برنامه‌های عمومی
  • هنگام تداخل برنامه اقدام با چارچوب‌بندی گروه‌های مخالف

در بیشتر موارد، بهتر است از قبل به چارچوب‌بندی مسئله بیندیشید.

بهترین شیوه چارچوب‌بندی ​

برای چارچوب‌بندی مسئله، باید نخست پرسش‌های زیر را پرسید:

  • مسئله چیست؟
  • چه کسانی در مسئله دخیل هستند؟
  • چه عواملی در مسئله نقش دارند؟
  • چه عواملی در راه‌حل نقش دارند؟

در گام بعد می‌توان به این پرسش‌ها پاسخ داد. در بخش‌های بعدی به چند نکته برای پاسخ‌دهی به این پرسش‌ها اشاره می‌کنیم.

چیستی مسئله ​

گام اول در چارچوب‌بندی نام‌گذاری مسئله به عنوان یک معضل است. با نام‌گذاری و چارچوب‌بندی مسئله می‌توان به شکلی مشخص و متناسب با خواسته‌ها یا اهداف مخاطب به مسئله رسیدگی کرد.

چارچوب‌بندی گسترده بر پایه «دیدگاه‌ مشترک» و چارچوب‌بندی از «دیدگاه واحد» دو شیوه مرسوم در چارچوب‌بندی هستند.

روش دیدگاه مشترک ​

با به‌کارگیری این روش می‌توان از چندین زاویه به معضلی گسترده پرداخت. بیشتر دغدغه‌های اجتماعی نتیجه چندین عامل مختلف هستند. با بررسی مسئله در گسترده‌ترین سطح آن، می‌توان بسیاری از این عوامل را لحاظ کرد.

مثلا،اعتماد به نفس و آموزش‌های مستقیم دو عامل از چند عاملی هستند که به پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان مربوط می‌شوند. در روش دیدگاه مشترک، به جای اشاره صرف به یک عامل واحد مثل «نبود آموزش مستقیم»، این معضل را در به شکلی کلی تحت عنوان «اعتیاد در نوجوانان» به تصویر می‌کشند. مثلا،

  • دیدگاه اول: اعتیاد به مواد مخدر در بین نوجوانان یک معضل بزرگ در کشور است.
  • دیدگاه دوم: میزان تاثیر بیمار‌ی‌های ناشی از اعتیاد به مواد مخدر مانند ایدز در نوجوانان به سطح هشدار رسیده است.
  • دیدگاه مشترک: اعتیاد معضل بزرگ‌تری است. برای پیش‌گیری از اعتیاد در نوجوانان به راهبردهای گوناگونی نیاز داریم.

با به کارگیری دیدگاه مشترک و نگهداشت مسئله در سطح کلی، با عنوان اعتیاد در نوجوانان، گروه می‌تواند برای همکاری به دیدگاهی مشترک برسد.

روش دیدگاه واحد ​

در روش دیدگاه واحد بر یک یا چند عامل مشخص تاکید می‌شود که در بروز مسئله نقش دارند. این روش به ویژه در هنگام کار با گروه کوچک و خاصی از افراد مفید است.

در بسیاری موارد، روش دیدگاه واحد می‌تواند بر تعدادی از مسائل در حیطه گسترده‌تر هم تاثیر بگذارد. مثلا،

  • اعتیاد به مواد مخدر در نوجوانان یک معضل بزرگ در کشور است.
  • میزان تاثیر بیماری‌های ناشی از اعتیاد به مواد مخدر مانند ایدز در نوجوانان به سطح هشدار رسیده است.
  • آموزش مستقیم به نوجوانان در پیشگیری از انواع بیماری‌های ناشی از اعتیاد مثل ایدز نقشی پررنگ دارد.

در این‌جا وقتی روی آموزش مستقیم یا اعتماد به نفس دست می‌گذاریم، تلاش در راستای هر یک از این دو هدف نه تنها بر کاهش میزان اعتیاد در نوجوانان تاثیر می‌گذارد، بلکه در پیشگیری از انتقال بیماری‌های مربوطه نیز تاثیر دارد.

بسته به هدف و نوع مسئله، روش انتخابی برای چارچوب‌بندی مسئله هم تغییر می‌کند. در واقع، حتی نوع مخاطب در هر زمان نیز می‌تواند شیوه چارچوب‌بندی مسئله را تغییر دهد. به طور کلی، روش دیدگاه مشترک برای مخاطبان عمده و متنوع مناسب است که شاید درباره همه راهبردها با یکدیگر موافق نباشند و روش دیدگاه واحد را می‌توان در گروه‌های ناهمگون‌تر به کار گرفت. اما، هر موقعیت را باید به دقت و به شکل موردی بررسی کرد.

افراد دخیل ​

بخش دیگر چارچوب‌بندی مسئله شناسایی مخاطب است. بخش اصلی مخاطبان همان گروه‌های هدف برای تغییر هستند؛ یعنی افرادی که از مسئله یا معضل مورد نظر تاثیر پذیرفته‌اند یا کنش‌شان می‌تواند در مسئله یا حل آن نقش داشته باشد.

مثلا، گروه‌ هدف برای تغییر در معضل اعتیاد نوجوانان قاعدتا گروه نوجوانان است، اما می‌تواند والدین و معلمان را نیز شامل شود. بخش دیگر مخاطبان عاملان تغییر هستند؛ یعنی افرادی که می‌توانند در حل معضل نقش‌آفرینی کنند. به این ترتیب، نوجوانان می‌توانند عامل تغییر در نوجوانان دیگری شوند که در معرض خطر اعتیاد هستند. شناسایی دقیق مخاطب در تشخیص بهتر اشخاص مسئول در بروز معضل و هم‌چنین در کمک خواستن از افراد توانمند برای رسیدگی به مسئله مفید است.

کلید چارچوب‌بندی موفق شناخت مخاطب و طرح مسئله بر پایه نیازهای مخاطب است. جلب حمایت مخاطب در روند چارچوب‌بندی نقشی اساسی دارد.

عوامل نقش‌آفرین در مسئله ​

با چارچوب‌بندی مسئله می‌توان درباره عوامل نقش‌آفرین اطلاع‌رسانی کرد. معضلاتی که در نظام‌های بزرگ‌تر مثل نظام آموزشی یا اقتصادی بروز پیدا می‌کنند، گاه معضلات پیشین را تشدید کرده یا باعث تداوم آن می‌شوند.

مثلا، یکی از عوامل منجر به اعتیاد در نوجوانان نبود نظارت در ساعاتی طولانی از روز بر آنها است. شاید گروهی بگویند این وضعیت نتیجه ضعف نظام آموزشی یا اقتصادی است که فعالیت جایگزینی را برای نوجوانان فراهم نمی‌کند. شناسایی موانع بزرگ و عوامل بازدارنده در سیستم به تشریح عوامل موثر در شکل‌گیری معضلات کمک می‌کند. با چارچوب‌بندی این نکات برای مخاطب خاص می‌توان حمایت بیشتری برای رسیدن به هدف جلب کرد.

عوامل نقش‌آفرین در حل مسئله ​

با شناخت افراد مسئول در بروز معضل مورد نظر و سایر عوامل دخیل در آن، می‌توان جستجوی راه‌حل یا راهبردهای رسیدگی به این معضل را آغاز کرد. با چارچوب‌بندی مسئله به همراه راه‌حل‌های ممکن می‌توانید اقدامات خود را بر مخاطب متمرکز کنید. در این‌جا به چند راهبرد احتمالی برای حل مسئله اشاره می‌کنیم:

  • آموزش و مهارت‌آموزی
  • افزایش (یا کاهش) دسترسی
  • ارائه مشوق یا ایجاد عامل بازدارنده
  • فرصت‌سازی و تدارک منابع
  • اثرگذاری بر سیاست عمومی ​

چگونه باید از میان این گزینه‌ها انتخاب کرد؟ گزینش راهبرد به ارزش‌های مد نظر کسانی بستگی دارد که مسئول این انتخاب هستند. مثلا، مدارس و سازمان‌های مذهبی که به دنبال پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان هستند شاید بیشتر به آموزش مستقیم توجه داشته باشند، اما سازمان‌های بهداشت و سلامت و کسب‌وکارها ممکن است در پی افزایش دسترسی به ابزارهای پیشگیری باشند. با چارچوب‌بندی مسئله می‌توان راهبردهای گوناگون را در زمان مناسب و به شیوه مطلوب مطرح کرد تا به این ترتیب جلب حمایت حداکثری مخاطب محقق شود.

شیوه چارچوب‌بندی دوباره ​

شیوه چارچوب‌بندی دوباره مشابه چارچوب‌بندی اولیه است. اما معمولا برای رساندن پیام باید بیشتر تلاش کرد. گاه برای چارچوب‌بندی دوباره اولیه جلب حمایت رسانه‌ای لازم است.

یکی از ضروریات بنیادین تغییر موفقیت‌آمیز چارچوب، ساختاربندی مسئله بر مبنای اهداف خود و در عین حال توجه به نیازهای مخاطب است. چارچوب‌بندی دوباره باید به گونه‌ای باشد که تلاش حداکثری و مقابله با نیروی مخالف را در پی داشته باشد.

مثال: سال‌ها است که دست‌اندرکاران صنعت تولید تنباکو سیگارکشیدن را در قالب تصویر «مردان واقعی» به نمایش می‌گذارند. این شرکت‌ها در بازنمایی سیگاری‌ها در قالب مردانی تنومند و زمخت موفق بوده‌اند. گروه‌های معترض به مصرف تنباکو راهی نداشتند جز این که چارچوب این معضل را تغییر داده و آن را در قالب معضلی در بحث سلامت به تصویر بکشند. این گروه‌ها در شروع مبارزه خود سیگاری‌ها را افرادی با شش‌هایی تیره، ناخن‌هایی زرد، و دهانی بدبو نشان داده‌اند. این چارچوب‌بندی دوباره در تغییر کانون این معضل موفق بوده است.

در این‌جا به چند نمونه دیگر در زمینه چارچوب‌بندی دوباره در صنعت تولید تنباکو اشاره می‌کنیم. ابتدا چارچوب‌بندی شرکت‌های تولیدکننده تنباکو آمده و در ادامه چارچوب‌بندی دوباره با تکیه بر موضوع سلامت با فونت برجسته مشخص شده است.

سیگار کشیدن انتخابی فردی است.

سیگاری‌ها معتاد هستند.

ممنوعیت سیگار تبعیض علیه سیگاری‌هاست.

افراد غیر سیگاری حق دارند در هوای پاک نفس بکشند.

شرکت‌های تولید تنباکو با حمایت مالی از رویدادهای فرهنگی، ورزشی، و اجتماعی وظیفه خود را انجام می‌دهند.

شرکت‌های تولید تنباکو می‌خواهند با همراه شدن با دیگران خود را بی‌گناه جلوه دهند.

تنباکو فقط یکی از مواد مضر برای سلامت است. پس باید مصرف چربی را هم ممنوع کنیم.

تنباکو تنها ماده مجازی است که مصرفش در شکل معمول به مرگ مصرف‌کننده می‌انجامد.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:14

Ejemplo #1: Redefinir el debate sobre el abuso de sustancias

El uso de sustancias en adolescentes es un problema a nivel nacional. En particular, muchas campañas nacionales han intentado reducir el consumo de alcohol en menores. Redefinir y enmarcar el problema, demostró ser una clave significativa para obtener el apoyo de la comunidad para crear una coalición sobre el abuso de sustancias en adolescentes.

La coalición estaba encontrando dificultades para obtener el apoyo de muchos miembros de la comunidad. ¿El motivo? La coalición opera en una ciudad universitaria, donde el consumo de alcohol entre adolescentes se considera más un rito de paso que un problema. Eso colocaba a la coalición en una situación vulnerable: Sin apoyo hacia su causa, ¿cómo podrían sobrevivir como organización? O más importante, ¿cómo podrían causar impacto en cuanto al abuso de sustancias?

La coalición comenzó a realizar una lluvia de idea. Empezaron a surgir varias ideas nuevas. El uso de sustancias entre adolescentes no es únicamente el consumo de alcohol, sino que también envuelve otras sustancias, que ya eran motivos de preocupación para la salud pública: marihuana, cocaína, tabaco, etc.  La  coalición comenzó a examinar el riesgo y los factores preventivos asociados al uso de sustancias. Pronto se dieron cuenta de que la mayoría (si no todos) los factores de riesgos y preventivos del consumo de alcohol, eran también relevantes para tratar todas las otras sustancias.

Con esto en mente, redefinieron el problema para obtener el máximo apoyo comunitario. Decidieron enfatizar el uso del tabaco, ya que la mayoría está de acuerdo en que se trata de un problema de salud pública, que afecta a la juventud hoy en día. Aunque la misión de la coalición no ha cambiado, el enfoque se ha transformado para cumplir con el propósito de obtener una audiencia  más amplia. Como resultado de esto, la coalición recibió más apoyo por parte de la comunidad.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:01

Usted entiende lo que significa redefinir el debate.

___Entiende el problema, quién está involucrado y los factores que contribuyen al mismo.

___Entiende que redefinir un asunto con éxito, colocará a su grupo en una posición favorable para dirigir la discusión del problema.  

Usted entiende cuando debería considerar redefinir o enmarcar un asunto.

___Cada vez que presente un asunto y quiera obtener apoyo

___Cuando esté intentando influenciar la agenda pública

___Cuando el enfoque de la oposición pueda interferir con su plan de acción.  

Usted entiende como redefinir un asunto con éxito:

___Entiende cuál es el problema.

___Entiende cómo redefinir un asunto desde un “área común”

___Entiende cómo redefinir un asunto desde un “único ángulo.”

___Sabe cómo distinguir a quién está involucrado.

___Sabe cómo comunicar información sobre los factores que contribuyen al problema.

___Sabe cómo comunicar información sobre los factores que contribuyen a la solución.

___Entiende cómo redefinir el asunto.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:20

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

الفصل 33: تنظيم حملة تحرّك مباشر
afaour Thu, 06/20/2013 - 03:00
القسم 7: كسب تأييد صنّاع القرار
afaour Thu, 06/20/2013 - 02:59
القسم الرئيسي
afaour Tue, 06/11/2013 - 16:11
  • ما الذي نعنيه بكسب التأييد؟
  • لماذا ينبغي أن نكسب تأييد صنّاع القرار؟
  • متى ينبغي أن نكسب تأييد صنّاع القرار؟
  • كيف ينبغي أن نكسب تأييد صنّاع القرار؟

مَن؟ أنا؟ أنا أعمل على كسب التأييد ولعب دور "اللوبي"؟

نعم، هذا ممكنٌ جداً. فقد نقوم نحن بهذا الدور. ربّما ينبغي أن نقوم نحن بهذا الدور. فلنوضّح المسألة أوّلاً:

لا يتمتّع كسب التأييد بشعبية كبيرة. وهو يستحقّ بعض هذا النفور. ولكنّ كسب التأييد ليس بالضرورة أمراً يجب تجنّبه، بل على العكس تماماً، قد يكون كسب التأييد خطوةً تنطوي على مسؤولية اجتماعية. علاوةً على ذلك، ربّما قمنا في السابق بكسب التأييد، بشكلٍ أو بآخر – حتّى لو لم نستخدم هذه التسمية. أمّا إذا لم يسبق لنا أن عملنا على كسب التأييد من أجل قضية ما، فربّما علينا أن نتعلُّم كيف نفعل ذلك، فبهذه الطريقة، نستعدّ لنكونَ فعّالين ولكسبَ التأييد بطريقة عملية وأخلاقية بالنسبة إلينا، متى حان الوقت المناسب لذلك.

ما الذي نعنيه بكسب التأييد؟

كسب التأييد (فعل اللوبي Lobbyin)  يعني إقناعَ شخصٍ ما لديه سلطة تفوق سلطتنا في اتّخاذ القرارات، في حالةٍ معيّنة، بأن يتّخذ مجموعةً من الخطوات التي ندعمها. الأمر بهذه البساطة. لا أكثر من ذلك (أو لا أقلّ).

والواقع أنّ "كسب التأييد" هو مصطلح واسع. فالأشخاص الذين نسعى إلى كسب تأييدهم، أي صنّاع القرار، قد يختلفون كثيراً. ويتّخذ جزءٌ كبيرٌ من كسب التأييد (ولكن ليس بمجمله) طابعاً سياسياً، وهو ينطوي على إقناع صنّاع القرار السياسيين. على المستوى المحلّي، قد يكون صانع القرار عضواً في مجلس البلدة، أو رئيس مجلس التخطيط المدني، أو مدير المكتبة العامة. وقد يكون أيضاً ممثّلاً عن منطقة معيّنة، أو مُنتخَباً أو مُعيَّناً في أحد المناصب العليا.

ومع ذلك، ليس بالضرورة أن يكون صنّاع القرار في المجال السياسي. فقد يكونون رؤساء تحرير الصحف، أو رجال دين، أو رؤساء مستشفيات، أو مدراء شركات، أو أعضاء في مجلس الأمناء في جامعةٍ ما، أو عاملين في منظّمة تطوّعية. فهؤلاء الأشخاص يتّخذون القرارات أيضاً. وإذا أردنا إقناعهم، فسيكون عملنا قائماً في الحقيقة على كسب التأييد، بالمعنى الواسع ولكن الدقيق للمصطلح.

في هذا القسم من عدّة العمل، سينصبّ تركيزنا الأساسي في الواقع على كسب التأييد السياسي، علماً أنّ الكثير من النقاط التي سنتطرّق إليها تنطبق على صنّاع القرار الآخرين أيضاً.

إضافةً إلى هدف عملية كسب التأييد (أي الشخص الذي نعمل على كسب تأييده)، فقد يتّخذ كسب التأييد أشكالاً عدّة. فقد يحدث وجهاً لوجه، أو عبر الهاتف، أو من خلال البريد (الالكتروني أو العادي)، وبتركيبات أو تنويعات متعدّدة. طبعاً، يصحّ ذلك على محاولات الإقناع بشكل عام. في هذا القسم، سنركّز على أنواعٍ من كسب التأييد تتّسم بطابعٍ شخصي أكثر، غير البريد. وثمّة أقسام أخرى من عدّة العمل قد تكون مفيدة أيضاً في هذا المجال، لا سيّما الفصل 7: التشجيع على الانخراط في العمل المجتمعي، الأقسام 2-5، التي تركّز على تحديد الأعضاء المُحتمَلين والاتّصال بهم.

لماذا ينبغي أن نكسب تأييد صنّاع القرار؟

  • لأنّه لدينا وجهة نظر، ونعتقد أنّها صحيحة

  • لأنّ أحد صنّاع القرار، وليس نحن، لديه السلطة التي تخوّله ترجمة وجهة النظر هذه إلى سياسة، وتحويلها إلى واقع

  • لأنّنا على قناعةٍ بأنّ صانع القرار هذا ليس مطّلعاً على هذه المسألة بالذات بقدر اطّلاعنا نحن عليها

  • لأنّنا على قناعةٍ أيضاً بأنّنا إذا قدّمنا مشورةً فعّالة لصانع القرار هذا، فسيزيد ذلك من حظوظ اتّخاذ قرارٍ لمصلحتنا

  • لأنّنا على قناعةٍ بأنّه إذا تمّ اتّخاذ القرار الصحيح، فسيعود ذلك بالمنفعة علينا وعلى المجتمع المحلّي

بتعبير بسيط جداً، نريد كسب تأييد صنّاع القرار لأنّنا على قناعةٍ بأنّ كسب التأييد سيوصلنا (وسيوصل الأشخاص الذين نمثّلهم) إلى حيث نشاء.

مهلاً لحظة.... هل  كسب التأييد أخلاقي فعلاً؟

يجدر به أن يكون أخلاقياً. والنوع الوحيد الذي نريد مناقشته هنا هو كسب التأييد الأخلاقي.

فلنوضّح الأمر: لسنا نتكلّم على الإغراءات المالية، أو الرشاوى، أو الخدمات الجانبية، أو العمولات، أو المحسوبيات، أو اتّفاقات المفاضلة، أو ترتيبات الخدمة مقابل الخدمة، سواء كانت علنية أو ضمنية. وطبعاً، لسنا نتكلّم على مآدب الغداء باهظة الكلفة، أو حتّى الهدايا غير الثمينة. ولسنا نتكلّم أيضاً على الأشخاص الذين يعملون لكسب التأييد مقابل أجرٍ، والذين قد يتمتّعون بمستوى الأخلاقية نفسه كأيّ شخص آخر، ولكنّهم يقومون بذلك لكسب لقمة العيش ويعملون على مستوى مختلف.

إنّنا نتكلّم على كسب التأييد بطريقة نزيهة وغير معقّدة محورها المواطنون، حيث نحاول الإقناع معتمِدين بشكل أساسي على أحقية موقفنا. والمقصود بذلك هو الحالات التي نحاول فيها إقناع أحد صنّاع القرار بأنّ موقفنا، الموقف أ قيّمٌ أكثر من الموقف ب المعارض، أو من مواقف أخرى ت، وث، وج، لأنّه إذا اختير الموقف أ، فسوف يعطي أفضل المنافع الإجمالية للمجتمع المحلّي (وربّما لصانع القرار أيضاً).

في ظلّ هذه الشروط، يكون كسب التأييد عملية إقناعٍ عادلة، وهي طبعاً أخلاقية في نظرنا، حتّى أنّنا نميل إلى الذهاب أبعد من ذلك لنقول إنّ كسب التأييد يصبح عندئذٍ مسوؤلاً، ومرغوباً، ومفيداً -- أو أكثر من ذلك، فنقول إنّه ضروري. وهذا يعني أنّه في بعض الحالات على الأقلّ، قد نشعر بـواجب كسب تأييد صنّاع القرار لقضية ما. فهل نحن على حقّ؟

متى ينبغي أن نكسب تأييد صنّاع القرار؟

نادراً ما تكون الفكرةً سيّئة، لا سيّما عندما:

  • تكون المسألة المطروحة مثيرة للجدل.

  • يوجد أشخاصٌ آخرون بوجهات نظر مختلفة.

  • تبذل المعارضة جهوداً خاصة بها لكسب التأييد.

  • يكون القرار مهمّاً للغاية لنا أو لمجموعتنا.

  • لا يكون صنّاع القرار، برأينا، قد اتّخذوا قراراً بعد.

  • نعرف وقائع محدّدة عن المسألة يجهلها صنّاع القرار.

إذا علم صانع القرار بآرائنا، فسيكون لها تأثير كبير على رأيه.

ولكن، هل ثمّة حالات تحتّم علينا تجنّب كسب تأييد صانع القرار؟ على الأرجح، ليست هذه الحالات كثيرة، ولكن يوجد عددٌ قليل منها:

  • عندما يكون لدى صانع القرار جميع المعلومات ذات الصلة.

  • عندما نكون قد تواصلنا مع صانع القرار مراراً كثيرة مؤخّراً.

فنحن لا نريد أن نتجاوز الحدود، أو أن نبالغ (في مثل هذه الحالات، يمكن أن يقوم حلفاء آخرون بإيصال رسالة مماثلة):

  • عندما يعطينا صانع القرار إشاراتٍ بأنّه قد سمع ما فيه الكفاية، ولا يريد سماع المزيد. ففي مرحلةٍ معيّنة، قد يعطي كسب التأييد نتائج عكسية، فلا يساعدنا بعد ذلك في قضيتنا. لذلك، يجب أن ننتبه إلى العلامات التي تقول لنا متى يجب أن نتوقّف.

  • عندما نكون مقتنعين تماماً بأنّنا سنخسر (أو سنربح ربّما) مهما فعلنا. في هذه الحالات المكفولة، قد ترغبون في توفير جهودكم في كسب التأييد لمسألة أخرى، أو لمرحلة أخرى.

كيف ينبغي أن نكسب تأييد صنّاع القرار؟

ينطوي هذا العنوان على الكثير من الحكمة. سنحاول تقديمه في أربع فئات رئيسية، يمكننا اعتبارها "أسرار نجاحنا".

المسألة:

تنجح عملية كسب التأييد على أفضل نحو عندما نتناول المسألة المناسبة. ما معنى ذلك؟ معناه أن تكون مسألةً مقنعة، ومرحّب بها، ويمكن كسبها. فلنفصّل هذه النقاط قليلاً.

فلنفترض أنّ مسألتنا تكمن في الاعتراف بالصرصار على أنّه الحشرة الرسمية في المنطقة!، أو في حظر بيع الكحول في المطاعم المحلّية للمراهقين، أو في إعلان أوّل يوم إثنين في شهر آب/أغسطس نهاراً للإعفاء من مخالفات رَكن السيارات. قد يكون لدينا أسباب وجيهة جداً تدعم قناعاتنا، ومن أجل مناقشة جميع الاحتمالات نفترض أنّها أيضاً أفكار جيّدة.

غير أنّه من الناحية العملية، ليست هذه المسائل مثالية. فمسألة الصرصار ليست مقنعة جداً، ومسألة الكحول ربّما لا تكون موضع ترحيب، ومسألة مخالفات رَكن السيارات لا يرجّح كسبها إذا فكّرنا في العائدات المُحتمَلة التي قد تجري خسارتها.

ولكن، فلنفترض الآن أنّنا نريد رفع العقوبات المفروضة على مرتكبي العنف الأسري، أو حظر التدخين في المطاعم، بدلاً من الكحول، أو تقديم إعانات ضريبية للمسنّين لخدمة المجتمع المحلّي. لهذه المسائل تصنيفات مختلفة جداً إذا أردنا أن نقيّم إلى أيّ مدى هي مقنعة، ومرحّب بها، ويمكن كسبها.

هل يمكننا الحصول على المزيد من التفاصيل؟ من وجهة نظر صانع القرار (صانع القرار الأساسي الذي يهمّنا هنا)، فإن المسألةُ المقنِعة، والمرحّب بها، والتي يمكن كسبها هي تلك التي ينطبق عليها شرطان أو أكثر من الشروط التالية:

  • تستجيب لفضيحة حالية قد استفزّت شريحة مهمة من الناس، وتصحّح هذه الفضيحة

  • تزوّد صانع القرار بالكثير من "فرص البطولة" (فرصة التحوّل إلى بطل محلّي) عند الفئات المهمّة في الدوائر الانتخابية، والصحافة المحلّية، والناخبين في المنطقة

  • تتيح لصانع القرار فرصة اكتساب الظهور والمركز والتأثير في القيادة التشريعية أو المجتمعية، أو في الإدارة

  • تتفادى نزاعاً مزعجاً مع الفئات المهمّة في الدوائر الانتخابية، أو القيادة، أو الإدارة

  • تستثمر وتحمي أموال دافعي الضرائب من خلال إعادة هيكلة أو زيادة كفاءة برنامج عام ضروري.

كيف يجري تقييم مسائلنا بالنسبة إلى هذه المعايير؟ قد لا تكون قيمتها بالمقدار الذي نريده. في هذه الحالة، يمكننا العمل على زيادة طابعها التشريعي أو المختصّ باتّخاذ القرارات. فالإعلان العالي الجودة والمتّسق يمكن أن يجعل مسألتنا أكثر إقناعاً. كذلك، إنّ تعبئة قاعدة دعمٍ مجتمعية سيولّد المزيد من المساندة العامة لمسألتنا، فيما تزداد حظوظ نجاحنا في نهاية المطاف. (للمزيد عن تعبئة الدعم، انظروا أدناه).

فكرتان مفيدتان إضافيتان:

  • بعد أن نكون قد تناولنا مسألة جيّدة نرغب في متابعتها عن كثب، من خلال الصحف الكبرى والمحلّية طبعاً، ولكن أيضاً من خلال النشرات المتخصّصة، فقد يكفي اشتراكٌ واحد أو اشتراكان. كذلك، قد نجد شبكات بريد إلكتروني أو مواقع الكترونية إقليمية تورد آخر المستجدّات عن مسائلنا، فعلينا القيام ببعض الأبحاث لكي نزوّد صانع القرار بمعلوماتٍ محدّدة وموثوقة لا يمكنه معرفتها بطريقة أخرى.

  • إذا كنّا ننتمي إلى مجموعة أوسع، يمكننا إنشاء لجنة مختصّة بـ"السياسة العامة" (أو تعيين شخص متخصّص بالسياسة العامة) تُوكل إليها مهمّة متابعة مسائل السياسات ذات الصلة، والتوصية بخطوات للمجموعة الكاملة، وإيصال توصيات مجموعتنا إلى صانع القرار الرئيسي.

قاعدة الدعم

اقتباس من أحد العاملين على كسب التأييد: "إنّ المشرّعين يصوّتون على أساس الحجج الجيّدة، ولكنّ الفرق الحقيقي يكمن في قدرتنا على تنظيم جهد محلّي على مستوى القاعدة الشعبية وتعبئته."

قد تكون لدينا أفضل مسألة في العالم، ولكنّنا نحتاج أيضاً إلى أشخاصٍ آخرين يوافقوننا الرأي. فصنّاع القرار يستجيبون للمجموعات التي يكونون مسؤولين تجاهها. قد تتكوّن هذه المجموعات، أو الدوائر الانتخابية، من الناخبين، أو الزبائن، أو القرّاء، أو العملاء، أو المعلنين، أو المساهمين، أو غيرهم ممّن يرتبط دعمهم ببقاء صانع القرار ذاك في السلطة. فثمّة قول مأثور هو التالي: "هناك قوّة في العدد"، وهذا صحيح.

إذاً، لكي نكسب التأييد بطريقة فعّالة، علينا أن نجد أشخاصاً آخرين يوافقوننا الرأي. كذلك، علينا تنظيمهم في مجموعةٍ تتّخذ بعض الخطوات باسم مسألتنا المشتركة. بمعنى آخر، علينا توليد وتعبئة قاعدة دعم ناشطة وقويّة. (للحصول على وصفٍ جيّد لكيفية العمل في كسب التأييد السياسي، انظروا المثال رقم 2.)

أمّا عن تفاصيل تنظيم قاعدة الدعم، فهذا موضوع واسع بحدّ ذاته، ولكنّها شبيهة جداً بتفاصيل توظيف الأعضاء في أيّ منظّمة. إذاً، بدلاً من توفير التفاصيل الكاملة هنا، يُرجى مراجعة أقسام أخرى من عدّة العمل: الفصل 7: التشجيع على الانخراط في العمل المجتمعي، والفصل 30: مبادئ المناداة.

إلى ذلك، ثمّة نقطة أخرى ينبغي إضافتها. فصحيحٌ أنّ صنّاع القرار يستجيبون للمجموعات التي يكونون مسؤولين تجاهها، إلّا أنّ استجابتهم تكون إيجابية أكثر إذا علموا أنّ هذه المجموعات تراقبهم. فقد قال أحد العاملين على كسب التأييد: "عندما يدرك المشرّعون أنّ أشخاصاً مُطّلعين من دوائرهم الانتخابية يراقبون تصويتهم، يتصرّفون بشكل مختلف."

إذاً، لا بأس إذا جعلنا صانع القرار يعرف بعبارات واضحة ومباشرة أنّنا نراقب. فهذا جزءٌ من العملية، وهو أخلاقي. فبالنسبة إلى المسائل التي نهتمّ كثيراً بها، فقد تكون المراقبة من مسؤوليتنا. ثمّ نُظهِر قوّتنا عند الضرورة. في الواقع، ستكون رسالتنا الضمنية كما يلي:

"نحن هنا، في منطقتكم، نحن نقترع، نحن نهتمّ بهذه المسائل. نحن نراقبكم. نحن لسنا مثل معظم الناس الذين لا يعرفون ما يجري في الحكومة كلّ يوم، ولا يعرفون كيف تصوّتون. نحن منظَّمون. نحن نعلم. وسنعلم. ونريد منكم أن تصوّتوا كما نشاء، وإلّا فلن نقترع لصالحكم بعد الآن..."

بالفعل، إنّ هذا النوع من الرسائل قويّ جداً.

صنّاع القرار

الخطوة 1:

الخطوة الأولى هنا هي معرفة مَن هم صنّاع القرار المعنيون بمسألتنا. هذا سهلٌ نسبياً في المسائل السياسية، على الأقلّ في تلك التي تتطلّب تشريعاً، لأنّ أسماء المشرّعين الذين سيقرّرون بشأن مسألتنا من المُفترَض أنّ تكون معروفة.

ولكن، هذا لا يعني أنّه لدينا نحن هذه المعلومات. هل نعرف أسماء جميع مشرِّعينا المحلّيين المُنتخَبين؟ إذا كنّا لا نعرفها، فنحن مثل غالبية الناس للأسف. وإذا كنّا لا نعرفها، فاكتشافها يعود إلينا. لحسن الحظّ، ليس هذا بالأمر الصعب. فالكثير من مجموعات المناداة المؤلّفة من المواطنين أو روابط دافعي الضرائب تنتج قائمات تضمّ أسماء المشرّعين وأرقامهم، وتعمّمها. ويمكننا أيضاً الحصول عليها عن طريق المكتبة المحلّية، ودليل الهاتف، و(في معظم الأحيان) من الحكومة مباشرةً.

بالنسبة إلى الأقضية، والمحافظات، والمستويات الأعلى، قد تصبح الأمور أكثر تعقيداً لأنّ التشريعات المُقترَحة تتوجّه غالباً إلى لجنة واحدة أو أكثر لمراجعتها وتقديم التوصيات قبل التصويت عليها. وليس من غير المألوف أن يعلق التشريع في دوّامة هذه اللجان وألّا يخرج منها أبداً. إذاً، من واجبنا أيضاً أن نعرف كلّاً من:

  • الوضع الحالي لتشريعنا

  • أسماء أعضاء اللجنة التي سيكون لها أكبر تأثير في الحصول على نتيجة لصالحنا.

طبعاً، صحيحٌ أنّه قد يكون مفيداً أن نعرف أعضاء اللجنة، غير أنّ ذلك يختلف عن معرفة كيفية عمل هذه اللجنة فعلياً. فهذا يتطلّب خبرةً نكتسب بعضاً منها من خلال التكلّم مع الأصدقاء أو المعارف المطّلعين، أو مع الأشخاص الذين اكتسبوا هذه الخبرة من خلال تجارب من المحاولة والخطأ، لربّما كانت مريرة.

وإذا كان المعنيون بمسألتنا هم صنّاع قرار غير سياسيين، فقد تكون الطريق أكثر صعوبةً بقليل. فإذا كنّا نريد أن تفتح الجامعة ناديها الرياضي للعموم، أو إذا كنّا نريد توافر حواسيب للاستخدام العام في مكاتب البريد، أو إذا كان يجب أن تفتح المكتبة الخاصة بالأطفال أيّام الآحاد، أو إذا كان يجب إدخال برنامج إعادة التدوير، فمَن يتّخذ هذه القرارات في المنطقة التي نعيش فيها؟

قد نحتاج إلى إجراء بعض الأبحاث لنكتشف ذلك. غالباً ما نجد الإجابة من خلال بعض التحقيقات السرّية، ولكنّنا قد نحتاج أحياناً إلى التعمّق أكثر في بحثنا لنتعلّم كيف يتمّ اتّخاذ هذه الأنواع من القرارات.

الخطوة 2:

بعد أن نعرف مَن هم صنّاع القرار، علينا أن نعرف كيفية الاتّصال بهم. فكيف نقوم بذلك؟ في ما يختصّ بالتشريعات، ثمّة طريقتان أساسيتان. فقد يأتي المشرّعون إلينا، أو قد نأتي نحن إليهم.

قد يأتون إلينا؟ هل هذا احتمال واقعي؟ في الحقيقة، إنّه احتمال واقعي. فالكثير من المشرّعين يخصّصون بضع ساعات للشؤون المجتمعية فيكونون متوافرين لناخبيهم. وهذا يصحّ حتّى بالنسبة إلى المشرّعين العاملين خارج البلدة في مراكز المحافظات أو العواصم. فلنجرّب ذلك. حتّى لو لم يكن لديهم مثل هذه الساعات المنتظمة فقد نستطيع تحديد موعدٍ مع المشرّع في البلدة عندما يعود إليها، أو في مكانٍ آخر ليس بعيداً. وهذه أيضاً فرصة جيّدة للتعرّف إليه إذا كانت المرّة الأولى التي نقابله فيها.

وتوجد طريقة أفضل، وهي أن ندعو المشرّع إلى الاجتماع مع مجموعتنا. ربّما نقول إنّ ذلك غير ممكن، فالمشرّع كثير الانشغال. ولكن، هل أعطينا مشرّعنا سبباً وجيهاً ليحضر الاجتماع؟ وهل طلبنا؟ قد نتفاجأ بالإجابة. فإذا طلبنا في وقت مبكر، وإذا ألحّينا قليلاً، وإذا رأى المشرّع أنّ الاجتماع في مصلحته (مثلاً: هل سيضمّ الاجتماع بعضاً من الناخبين؟) فمن الممكن أن يأتيَ فعلاً.

تذكير:

يتوقّع المشرّعون أن نتّصل بهم ليقوموا بعملهم بشكل جيّد، وهم يحتاجون في الواقع إلى أن نفعل ذلك. فصحيحٌ أنّهم يساعدوننا، ولكنّنا أيضاً نساعدهم. إذا كنّا ننتمي إلى مجموعةٍ دائمة تهتمّ باستمرار بالشؤون التشريعية فقد لا يكون ممكناً بالنسبة إلى مشرّعنا أن يحضر في جميع الأوقات، ولكن لا يجب أن ندع عاماً يمرّ من دون أن نخلق فرصة لإجراء زيارة تشريعية. ثمّة بعض الطرق للتشجيع على الزيارات، ومنها تنظيم مناسبات خاصة - لقاءات فطور تشريعية، وأمسيات انتخابية، ونقاشات عامة، وحتّى عشاء جوائز تشريعية – حيث سيشعر مشرّعنا بالحافز و/أو بواجب الحضور.

ويمكننا أن نذهب إليهم. ولكن، يمكننا أيضاً الاتّصال بالمشرّع بالطريقة التي يفضّلها. فقد نجد، مثلما أثبتت لنا تجاربنا، أنّه ما من طريقة واحدة هي الفضلى للقيام بذلك. فبعض المشرّعين يفضّلون أن يعرفوا الأمور عبر البريد، أي أن يروا الأمور مكتوبة. وبعضهم (لا سيّما عندما تكون الانتخابات قريبة) سوف يسجّلون المكالمات الهاتفية ويحفظونها، سواء كانت لصالحهم أم لا. كذلك، يزداد عدد الذين يمكن الاتّصال بهم عبر الفاكس، و/أو البريد الالكتروني، و/أو الانترنت، وهم يفضّلون التواصل معنا الكترونياً.

في البداية، عندما لا نعرف مشرّعنا جيّداً، فلا بأس إذا اتّصلنا مباشرةً وقلنا: "نريد إيصال رسالةٍ إلى فلان. فما هي أفضل طريقة للقيام بذلك؟" ويمكننا، كبديلٍ من ذلك، أن نسأل أشخاصاً آخرين خبراء في هذا المجال قد تواصلوا في السابق مع هذا المشرّع، ونثق بكلامهم.

إذا كنّا نجري اتّصالات هاتفية، علينا أن ننتبه إلى الحدود التي يجب عدم تخطّيها – متى ينبغي أن نتّصل، وأين ينبغي أن نتّصل، وما إلى ذلك. في ما يلي مثالٌ يصوّر سبب أهمية هذا الأمر.

مثال:

كنّا في إحدى المرّات نتّصل بمشرّعٍ بشأن مسألة مهمّة بالنسبة إلينا. كان الوقت متأخّراً في فترة بعض الظهر في نهار الخميس، ولم تكن في مكتبها، فحاولنا الاتّصال به في المنزل. أجاب على الفور. وصحيحٌ أنّه كان لطيفا، إلّا أنّه كان في الوقت مستغرق في قيلولته، وأفهمنا ذلك. لم يقل ذلك مباشرةً، ولكنّه أبلغنا أنّه من الأفضل أن نتّصل به في العمل.

فهمنا قصده. تعلّمنا أنّه إذا اتّصلنا بمشرّعٍ في المنزل، علينا إمّا أن نكون على معرفة جيّدة جداً به، وإمّا أن يكون لدينا سببٌ وجيهٌ جداً، وفي جميع الحالات علينا تجنُّب وقت القيلولة أو الأكل.

إلى ذلك، ثمّة نقطة مهمّة في هذا الصدد، وهي معرفة معاوني صانع القرار. فإذا كنّا نتّصل، أو نحاول تحديد موعد، أو نرسل الوثائق، فستكون حظوظنا قليلة نسبياً في الوصول مباشرةً إلى صانع القرار. وهذا يصحّ بشكل خاص على المستويات التي تتخطّى المستوى المحلّي. فاحتمال الوصول إلى معاون المشرّع، أو مساعده الإداري، أو موظّف الاستقبال، أو حتّى الطالب المتدرّب، أكبر بكثير.

ولكن، علينا التأكّد من وصول رسالتنا إلى المشرّع بدقّة، وبسرعة، وبطريقة شخصية قدر الإمكان، لذلك، من المفيد معرفة المعاون الأساسي لصانع القرار (أو معاونيه الأساسيين) بالإسم. فقد يكون النائب في مؤتمرٍ، ولكنّ السيد(ة) المختصّـ(ة) بخدمة الناس قد يكون بقرب الهاتف ومستعدّاً لمساعدتنا. كذلك، يمكن للمعاون أن يعلمنا بتفضيلات المشرّع وخصوصياته، وبكيفية تحقيق الفعالية القصوى من اتّصالنا الفعلي بالمشرّع. ويمكن أيضاً لبعض المعاونين أن يحضروا اجتماعاتنا المحلّية عندما لا يكون المشرّع متوافراً - وبعضهم يحبّ الحضور في الواقع. لذلك، من الأفضل أن نبني علاقةً مهنية، وودّية، ومفيدة من الجهتين مع هؤلاء المعاونين، إذا أمكن.

الرسالة المقنِعة

عندما نتّصل بصانع القرار علينا أن نهتمّ لما نقوله ولكيفية قوله ذلك، على حدّ سواء. والتفاصيل تختلف، تبعاً لطريقتنا في الاتّصال - شخصياً، أو عبر الهاتف، أو عبر المراسلة - وبالتأكيد تبعاً لمسألتنا المحدّدة.

ولكن، نجد في ما يلي الإطار العام. في جميع الحالات تقريباً، من المفيد أن نذكر النقاط التالية:

مَن نحن:

  • إذا كنّا نتّصل بالمشرّعين، نذكر عنواننا ورقم هاتفنا.

ما هي المجموعة أو المنظّمة (في حال وُجِدت) التي نمثّلها:

  • بالنسبة إلى المسائل التشريعية، يُفترَض أن نكون جزءاً من شبكةٍ في القضاء والمحافظة تتولّى متابعة تشريعٍ نهتمّ به كثيراً.

سبب إجرائنا الاتّصال:

  • ما هو اهتمامنا؟ ما هي علاقتنا بالمسألة؟

  • إذا كانت لدينا خبرة خاصة في المسألة، فهذه فرصة جيّدة لذكرها.

إسم التشريع، ورقمه، ووضعه الحالي إذا كان عالقاً.

الخطوة المحدّدة التي نريد أن يتّخذها صانع القرار.

أسباب رغبتنا في قيام صانع القرار باتّخاذ الخطوة:

  • هذه هي الفرصة المناسبة لعرض الوقائع

  • ينبغي أن نحرص على أن تكون واضحة، وموجزة، وذات صلة، ودقيقة، وجديدة إذا أمكن.

  • علينا أن نسلّط الضوء على النقاط الرئيسية، وأن نكون انتقائيين.

  • إذا كان لدينا المزيد من الوثائق، يمكننا إضافتها كملحق، أو رسالة منفصلة.

أسباب تعزيز الخطوات التي نوصي بها لمصالح صنّاع القرار.

على سبيل المثال:

  • إذا كنّا نتّصل بمشرّعٍ، فكيف ستساعد هذه الخطوة المنتخِبين؟

  • إذا كنّا نتّصل بمدير شركة، فكيف ستساعد هذه الخطوة على تحسين الأرباح، و/أو الاقتصاد، و/أو على خلق فرص عمل؟

  • إذا كنّا نتّصل بمدير وكالةٍ، فكيف ستحسّن هذه الخطوة نوعية الخدمة، أو كميتها، أو ملاءمتها؟

  • هل توجد أيّ نواحٍ سلبية تنطوي عليها هذه الخطوة؟ في حال وجود النواحي السلبية، علينا أن نظهر كيف يمكن تخطّيها بسهولة.

  • هل يدعمنا الآخرون؟ فلنأمل ذلك! علينا التعليق على هذا الأمر هنا.

"شكراً لاهتمامكم." وبعض الإضافات الاختيارية:

  • "الرجاء الاتّصال بنا في حال احتجتم إلى المزيد من المعلومات."

  • "نتطلّع إلى خطوتكم الإيجابية بشأن هذه القضية."

علينا أن نختصر:

  • مدى الانتباه محدود. فيجب أن نعرف متى يحين الوقت لنتوقّف.

علينا أن نكون لطفاء:

  • لن نكسب الكثير إنْ لم نكن لطفاء.

علينا إظهار تقديرنا:

  • هل نملّ من التقدير؟ كلا؟ والآخرون مثلنا أيضاً.

ربّما لسنا الوحيدين الذين ينبغي عليهم إرسال رسالةٍ. فعلينا إذاً أن نشجّع العاملين معنا على اتّباع الخطوات نفسها المذكورة أعلاه.

للاطّلاع على مثال رائع يصف كيف نجحت هذه المقاربة العامة في تغيير قرار واقعي مهمّ، انظروا المثال رقم 3.

تصحّ هذه المبادئ العامة المذكورة أعلاه بغضّ النظر عن طريقتنا في الاتّصال. ولكن، يُفضَّل ألّا نغوص كثيراً في التفاصيل، أو ألّا نلتزم بسيناريو جامد. فصنّاع القرار (غالباً، ولكن ليس دائماً) يميلون إلى الاستجابة للمشاعر الإنسانية، وهم أحياناً يستجيبون للمشاعر تماماً مثل الوقائع أو أكثر منها. وعندما يتعلّق الأمر بكتابة الرسائل بشكل خاص، يتّبع الشخص المحترف العامل على كسب التأييد هذا المنظور:

"عندما يكتب الناس، لا ينبغي أن يعلّقوا على النقاط الدقيقة. يمكننا أن نقول: "حضرة النائب فلان، أنا أهتمّ بالفعل بهذه المسألة، وأعرف أنّ الموعد هو الأسبوع المقبل. وأنا أنتخبك، ولقد ترعرعتُ في هذه البلدة، وكنتُ أعرف والدك. شكراً جزيلاً. الإسم، والعنوان، ورقم الهاتف."

وما يفضّله المشرّعون هو هذه الرسائل الودّية، أي الختام مثلاً بعبارة "بارككم الله، سيّدي." إنّهم يحبّونها. حسناً، لا يقرأ جميعهم رسائلهم كلّها. ولكنّ معاونيهم ينتبهون بالتأكيد إلى الرسائل النموذجية حيث يقول الجميع الأمر نفسه."

قد تكون الكتابة فعّالة جداً، ولكن، في الوقت نفسه، وكما في حالات الإقناع الأخرى، فإنّ أفضل طريقة لكسب تأييد صنّاع القرار هي عن طريق الاتّصال الشخصي - لا سيّما الاتّصال الشخصي من قبل أشخاصٍ يُعرَف عنهم أنّهم يؤثّرون على صانع القرار هذا:

"أفضل طريقة للمناداة هي المناداة الشخصية. فيذهب مثلاً مشرّعنا إلى الحلّاق، فنتكلّم معه شخصياً، فيكون الاتّصال شخصياً، ومباشراً، ومحدّداً. فالأفضل هو أن نرى إذا كنت أستطيع أن أجعل أحد أعضاء منظّمتي يعقد اجتماعاً شخصياً مع مشرّعٍ في المنطقة، في أثناء ساعات العمل."

فلنفترض أنّنا جئنا إلى منزل أحد الأشخاص وقابلنا أهل خمسة أطفالٍ ذوي إعاقة، وقالوا لنا: "ها هو هذا البند في الموازنة، ستتمّ مناقشة الموازنة في الأسبوع المقبل. أمّا بشأن هذا البند في الموازنة، فنحن نعرف أنّ النائب فلان يقدّم هذا التعديل، ونحن نأمل بالتأكيد أن تدعموه." ... "نعم، حسناً."

وأحياناً، يقول المشرّع: "لم تقل لي إنّ والدة معلّمتي في المدرسة الثانوية ستكون هناك [بصوت خافت]." فنقول "لا، لم أكن أعرف." ثمّ، يشعر فعلاً أنّه مفضوح. ولكن— للأسف.

لمزيدٍ من المعلومات، انظروا الأمثلة، والأدوات والموارد أدناه. كذلك، يمكننا الاستفادة من الكتب وغيرها من المصادر حول تقنيات الإقناع بشكل عام، فكسب تأييد صنّاع القرار هو إحدى الحالات الكثيرة الواقعية حيث يُطلَب الإقناع.

إنّ غاياتنا بسيطة من المنظور الواسع: أوّلاً: أن نجد أسباباً وجيهة تبرّر ضرورة قيام صانع القرار بما نريده، ثمّ أن نُظهِر لصانع القرار لماذا تصبّ هذه الخطوة أيضاً في مصلحته القصوى. ولكن، فلنعُد إلى كسب التأييد، ولنلخّص بجملة واحدة النقاط الرئيسية المطروحة في هذا القسم:

"ينبغي أن نقوم بتحديد، وتنظيم، وتعبئة قادة الرأي المجتمعيين الأساسيين في شبكة منسّقة محلّية على مستوى  القاعدة الشعبية على أن تكون هذه الشبكة قادرةً على المشاركة في مجموعة من الحملات المختصّة بالسياسة العامة المقنعة والتي يمكن كسبها، والمُصمَّمة لاستعادة المداميك الأساسية للبنى التحتية في مجال الخدمة الإنسانية وتصحيحها."

نشكر جودي ميريديث على الكثير من المعلومات والاقتباسات أعلاه.

موارد

موارد

ثمّة كمٌّ إضافيٌّ هائل من المعلومات حول صنّاع القرار لا يمكننا نقله كلّه في هذا القسم من عدّة العمل. لحسن الحظّ، ثمّة الكثير من الموارد المكتوبة الجيّدة وغير المكلفة المتوافرة لتحسين ما نتتعلُّمه. في ما يلي بعضٌ من أفضلها:

Judy Meredith's Real clout: Influencing public policy in the 90's (with Hugh C. Munoz)

كتاب تمهيدي ممتاز عن كسب التأييد، تمّ تكييف الكثير من المواد فيه لإدخالها في هذا القسم. تتوافر النسخ الفردية مجاناً من Meredith & Associates, 30 Winter Street, Boston, MA 02108, (617) 338-0954.

How--and why--to influence public policy,

دليل من 40 صفحة، وهو مفصّل كأنّه كتاب كامل. يتوافر بسعر 5$ في مركز التغيير المجتمعي:

1000 Wisconsin Ave., NW, Washington, DC 20007, (202) 342-0567.

         Mark Homan's Promoting community change (Pacific Grove, CA: Brooks/Cole, 1994) ذُكِر في مواقع أخرى كثيرة في موارد عدّة العمل، وهو يستحقّ ذلك، فهو مصدر شامل ممتاز. وما يجب قراءته بالتحديد هو الفصل 15 فيه الذي يتناول موضوع كسب التأييد بشكل خاص.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:27

Ejemplo 1: Conocer a tus legisladores

Candy Lightner, la mujer que fundó la organización nacional de Madres Contra la Conducción bajo los Efectos del Alcohol, cuenta esta historia que ilustra la importancia de conocer a tus legisladores:

“Cuando decidí fundar la organización, una de las primera personas a las que acudí fue un viejo y querido amigo, que me dijo, '¿Qué es lo que quieres hacer?'

Y yo dije, 'Bueno, he iniciado esta organización, y quiero hacer algo.'

Y él me dijo, '¿Sabes qué?'

Y yo dije, 'No muy bien. ¿Qué crees que debería hacer?'

Y él dijo, 'Bueno, creo que deberías ir a ver a tu asambleísta.’

Y yo dije, '¿Quién es?'

Y él dijo, 'Bueno, ¿de qué distrito eres?'

Y yo dije, 'No lo sé.'

Y él dijo, 'Bueno, ¿qué eres? ¿Republicana o Demócrata?'

Y yo dije, 'Ninguno de los dos.'

Y él dijo, '¿No votas?'

Y yo dije, 'No.'

Y se enfadó tanto conmigo que me echó de la oficina, y dijo, 'Ni se te ocurra volver aquí hasta que te hayas registrado para votar.' Y yo no sabía cómo registrarme para votar...”

Pero Candy Lightner aprendió rápido. Eventualmente, tuvo un éxito admirable endureciendo las leyes contra los conductores borrachos. Pero nunca hubiera llegado a ningún sitio antes de aprender algo sobre quiénes tomaban las decisiones en su distrito, y el proceso legislativo. [De Bill Berkowitz, Local Heroes (Lexington, MA: Lexington Books, 1987), pp. 127-128.]

Ejemplo 2: Desarrollar una base de apoyo

Judy Meredith, una lobbista profesional de servicios humanos, describe la necesidad de desarrollar una base de apoyo:

“Sí, soy una lobbista a tiempo completo. Pero paso la mitad de mi tiempo organizando y movilizando a mis clientes en redes de base de distritos, porque ahí es donde está el poder. Así que voy mañana por la mañana a una reunión sobre el tema del acceso de los niños a la salud pública. Estamos haciendo dos cosas. Una, identificar a los responsables que más probablemente vayan a votar por esto, que puedan estar indecisos, o que puedan no tener ni idea. El lobbista profesional irá al Parlamento y entregará materiales con hechos a cada una de esas personas.

“Pero al mismo tiempo, contactaremos a varias organizaciones (maestros, la asociación del hospital, la Sociedad Médica, todo el mundo) diciéndoles, 'La semana que viene creemos que se celebrará esta votación. Tienes que llamar a tu representante con este mensaje.' De forma que el representante sepa exactamente cómo afecta este tema a su distrito. ¿Cómo? Porque tal vez 30 o 40 personas le han llamado diciendo algo del tipo, 'Me conoce. Estoy en la junta de la comunidad del hospital. Creemos que ésta es una parte importante de legislación, y sabemos que va a ser votada la semana que viene, y realmente esperamos que usted vote a favor. Esperamos poder contar con usted.' Y luego este mismo legislador se encuentra tal vez 50 cartas sobre su escritorio con el mismo mensaje. Cuando llegue el momento de la votación, será mucho más probable que vote sí.”

Judy prosigue describiendo por qué este apoyo de bases realmente cuenta:

“Mira, cuando un cuerpo legislativo toma decisiones la opinión pesa tanto como los hechos. Porque hay que saber demasiado. Los legisladores están ahí arriba, el calendario tiene 150 puntos, ven el título de una de las propuestas y susurran '¿De qué demonios trata esto?' Y le preguntan al de al lado, '¿Sabes algo de esto?' Ven que lo presenta alguien que normalmente es de fiar. Así que a no ser que hayan recibido cabildeo para decir 'Ésta es una propuesta terrible,' no saben nada más. Así que toman la mayoría de sus decisiones basadas en opinión, mucho más que en los hechos. Y nuestro trabajo es hacer que los hechos entren en juego y cambien su opinión.

Es un lugar humano. Quiero decir, los seres humanos son buenos, y si les das la información correcta, tomarán las decisiones correctas...”

Adaptado de una entrevista con Judy Meredith

Ejemplo 3: Un esfuerzo de cabildeo exitoso

Uno de los mejores ejemplos que conocemos de un proyecto de cabildeo llevado a cabo en Illinois. La cuestión era una propuesta para obligar a usar asientos de seguridad para niños en los coches. El senado estatal estaba citado para votar sobre la propuesta, los sentimientos estaban mezclados. Pero dos investigadores universitarios estudiaron la cuestión, recogieron algunos datos nuevos, y enviaron este mensaje escrito a todos los senadores estatales:

“Como sabe, el Acta de Protección del Pasajero Infantil (Propuesta 608) probablemente sea presentada ante el Senado del Estado de Illinois durante el próximo mes. Nos gustaría ofrecerle los datos pertinentes que esperamos que le sean de utilidad al considerar esta parte de la legislación.

“Tom Rose y yo, 2 investigadores de la Universidad de DePaul, hemos estado recopilando información durante los últimos 8 meses y hemos descubierto que el 93% de los niños menores de 4 años no van sujetados debidamente al ir dentro de automóviles. Estos datos fueron recogidos en el área metropolitana de Chicago y se tomaron mirando si los niños en 1450 coches estaban adecuadamente sujetados. Para obtener información sobre la actitud de los ciudadanos sobre el tema de la sujeción para niños en automóviles, en marzo de 1982, el señor Rose y yo entrevistamos a una muestra de ciudadanos de Illinois y vimos que el 78% de los adultos en el área metropolitana de Chicago estarían a favor de que se aprobara el Acta de Protección del Pasajero Infantil.

“Las estadísticas de tráfico de Illinois indican que 140 niños murieron y 25.828 resultaron heridos en accidentes de coche durante el período entre 1975 y 1981. Estas estadísticas no sólo representan una pérdida trágica de vidas humanas y potencial, sino que también representan un tremendo costo en cuidados médicos y rehabilitación. Por ejemplo, un niño de 3 años que sufra una lesión en la espina dorsal en un accidente de tráfico (una lesión no poco frecuente) y quede parapléjico supondrá un gasto de 724.240 dólares en costos médicos durante toda su vida. Si este niño quedara cuadrapléjico, los costos superarían los 3.317.929 dólares en gastos médicos durante toda su vida.

“Finalmente, los estados que han adoptado la legislación de sujeción de niños han experimentado significantes aumentos en el uso de dispositivos de sujeción. En Tennessee, por ejemplo, el doble de niños fue adecuadamente sujetados después de que el Acta de Protección del Pasajero Infantil de Tennessee fuera aprobada como ley el 1 de Enero de 1978.

“Esperamos que esta información le sea útil. No dude en contactarme si tiene alguna pregunta. Puede encontrarme en el 312-[xxx-xxxx].”

Cuando se celebró la votación, esta propuesta pasó con una mayoría casi unánime y se convirtió en ley. La comunicación escrita aquí (cabildeo, en el mejor sentido de la palabra) claramente hizo una gran diferencia. La forma y el contenido del mensaje son excelentes ilustraciones de muchos de los puntos tratados arriba. [De Leonard Jason y Thomas Rose, American journal of community psychology, 1984.]

Puede que usted no sea investigador de una universidad, o que no sea capaz de recoger datos originales. Pero presentando tus hechos de una forma clara, convincente y respetuosa, tu trabajo influenciando a quienes toman las decisiones tiene muchas más posibilidades de tener éxito.

أدوات
mloewenstein Tue, 10/01/2013 - 10:16

الأداة:

في ما يلي ملخّص للمرمى العام من التواصل مع صانع القرار. يمكننا استخدامه للتفكير في رسالتنا الإقناعية وتصميمها:

أنا أُدعى __________________.

أمثّل/(أنا عضو في) _____________________، التي تُعنى بـ__________________.

أتّصل بكم لأنّنا مهتمّون بموضوع _________________.

هذه القضية تمّ تناولها في مشروع القانون رقم ______________، الذي يُسمّى أيضاً ________________، والمتواجد حالياً في ________________________.

نأمل أن تقوموا بـ[نذكر الخطوة الموصى بها].

وذلك، لأنّ [نعطي أسبابنا].

وأيضاً لأنّ [نذكر المنافع].

نقدّر انتباهكم لهذه القضية، ونتطلّع إلى _____________________.

شكراً على اهتمامكم.

 

 

قد تكون النماذج من هذا القبيل مفيدة. ولكن بالطبع، لا ينبغي أن نكتفي بملء الفراغات. فمن المفضّل أن نبتعد عن الصيغ النموذجية. فصنّاع القرار هم من البشر، وهم يستجيبون جيّداً للّمسات الإنسانية، ضمن إطار الاقتراحات المذكورة أعلاه.

 

قائمة المراجعة
afaour Tue, 06/11/2013 - 16:14

قبل أن نبدأ بكسب التأييد:

____ لقد اخترنا مسألة مقنعة

____ الجمهور يرحّب بالمسألة

____ يمكن كسب المسألة

____ لقد تابعنا المسألة عن كثب

____ إذا كانت لدينا مجموعة أوسع، لقد شكّلنا فريقاً مختصّاً بالسياسة العامة لمتابعة المسائل ذات الصلة

____ لدينا قاعدة دعم قويّة

____ نعرف مَن هم صنّاع القرار بالنسبة إلى مسألتنا

____ ندرك الوضع الحالي لأيّ تشريع ذي صلة

____ نعرف كيف نتّصل بصنّاع القرار و/أو المعاونين

فيما نعمل على كسب التأييد:

____ لقد ذكرنا اسمنا، وعنواننا ورقم هاتفنا إذا كان ذلك مناسباً

____ لقد ذكرنا المجموعة أو المنظّمة التي نمثّلها (في حال وُجِدَت)

____ سبب اتّصالنا واضح

____ نعرف اسم التشريع، ورقمه، ووضعه الحالي إذا كان عالقاً

____ لقد ذكرنا الخطوة المحدّدة التي نريد أن يتمّ اتّخاذها

____ سبب اتّخاذ هذه الخطوة واضح

____ لقد ذُكِرت أسباب تعزيز الخطوة التي نوصي بها لمصالح صانع القرار

____ لقد أبقينا نوع الاتّصال موجزاً ومختصراً

____ لقد كنّا لطفاء طوال الاتّصال

____ لقد أظهرنا التقدير للشخص أو الأشخاص الذي(ن) يتوجّه الاتّصال إليه(م)

____ لقد شكرنا الشخص أو الأشخاص

عرض تقديمي
afaour Thu, 06/20/2013 - 01:09

عرض تقديمي ل PowerPoint تلخيص النقاط الرئيسية في هذا الباب.

بخش ۱. نامه‌نگاری به مقامات منتخب مردم
Mehrnoosh Fri, 08/23/2019 - 14:46
متن خودآموز
Mehrnoosh Fri, 08/23/2019 - 14:59

نامه‌نگاری به یک مقام منتخب مردم چیست؟ 

شاید هم‌اکنون در تلاش باشید تا راه‌هایی برای جلب توجه افرادی پیدا کنید که از قدرت تصمیم‌گیری در مورد مسئله‌تان برخوردار هستند. برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن می‌توانید از برخی روش‌های اقدام مستقیمی که در این فصل آمده استفاده کنید. در این بخش بهترین راه نگارش یک نامه به مقامات منتخب مردم را به شما می‌آموزیم. 

یک نامه شخصی برخوردار از نگارش خوب می‌تواند یکی از موثرترین راه‌ها برای ارتباط با مقامات منتخب باشد. آن‌ها دوست دارند نظر اعضای حوزه انتخابیه خود را در مورد مسائل مختلف بدانند، به‌ویژه مسائلی که با ‌تصمیم‌های اتخاذ شده از سوی آن‌ها مرتبط است. 

مقامات منتخب معمولا نظرات گروه‌های فعال در حوزه حمایت و ترویج‌گری را در مورد یک مسئله می‌دانند ولی ممکن است از چگونگی تاثیر یک مسئله معین بر مردم مطلع نباشند. نامه‌ای که به‌خوبی نوشته شده باشد و بتواند تجارب، ملاحظات، و دیدگاه‌های شما را تشریح کند می‌تواند به شما در اقناع یک مقام رسمی کمک کند.

تا همین چند وقت پیش برای تماس با یک مقام منتخب تنها دو راه داشتید: نامه و تلفن. در چند سال گذشته ایمیل نیز به گزینه‌های شما افزوده شده است و – حداقل در آمریکا – همه مقامات منتخب از اعضای شورای شهر تا رئیس جمهور از ایمیل استفاده می‌کنند. 

همه دستورالعمل‌هایی که در این بخش به آن‌ها اشاره خواهد شد در مورد ایمیل نیز کاربرد دارد – شکل نامه، اطلاعاتی که باید در آن آورده شود، و غیره. نامه به نمایندگان مجلس باید رسمی و تا جای ممکن نگارش خوبی داشته باشد. برای اینکه یک پیام سیاسی جدی گرفته شود باید بتواند به خواننده نشان دهد که شما آن قدر برای این موضوع اهمیت قائل بوده‌اید که برای نوشتن آن دقت کافی به خرج داده‌اید. 

در دوران پیش از رواج ایمیل، مقامات معمولا نامه‌ها را بیشتر از تماس‌های تلفنی جدی می‌گرفتند زیرا برای آن‌ها تلاش و فکر بیشتری صرف شده بود. یک ایمیل درست نیز می‌تواند پیام مشابهی به خواننده بدهد – و به او می‌گوید این شخص واقعا در مورد این مسئله فکر کرده و برای انتقال فکر خود تلاش جدی انجام داده است. 

چرا باید به یک مقام منتخب مردم نامه نوشت؟ 

شاید برخی از شما قانع نشده باشید که نوشتن نامه به مقامی که با رای شما انتخاب شده بهترین راه برای صرف وقت ارزشمندتان است. دلایل چندی وجود دارد که انجام این کار را حائز اهمیت می‌کند، از جمله: 

  • برای توضیح چگونگی تاثیر یک مسئله بر شما یا گروهتان به یک مقام رسمی.  
  • به منظور اعلام حمایت خود از یک قانون، سیاست‌گذاری، یا مجموعه‌ای از اقدامات پیشنهادی. 
  • به منظور مخالفت با یک قانون، سیاست‌گذاری، یا مجموعه‌ای از اقدامات پیشنهادی. 

در هر یک از موارد بالا نامه می‌تواند حاوی اطلاعاتی در مورد مسئله باشد، که آن مقام رسمی از آن‌ها بی‌اطلاع است یا مجموعه‌ای از اقدامات پیشنهادی که ممکن است آن‌ها را نشنیده باشد. 

  • نشان دادن این واقعیت به یک مقام مسئول که اعضای حوزه انتخابیه او از مسئله مطلع هستند و به نتیجه آن توجه دارند. 
  • اطلاع‌رسانی به یک مقام مسئول در مورد یک مسئله یا وضعیت، و نیز اطلاعاتی از پیشینه و تاریخچه آن که او ممکن است از آن بی‌اطلاع باشد. 
  • تلاش برای اقناع یک مقام مسئول برای رای دادن به شکلی خاص به یک مسئله، یا اتخاذ اقدامات مرتبط دیگر. 
  • به منظور ایجاد تصویر فردی متفکر از خودتان نزد مقامات مسئول، و در نتیجه تاثیرگذاری بیشتر انتقاد یا حمایت شما؛ و نیز برای اینکه خود را در موقعیت یک مشاور برای مقام مسئول قرار دهید تا هر وقت در مورد این مسئله به اطلاعاتی نیاز داشت با شما مشورت کند. 
  • برای درخواست ملاقات جهت گفتگو در مورد یک مسئله یا برخی از دغدغه‌هایتان. 
  • برای تشکر از مقام مسئول به خاطر حمایت یا اقدامش. 
  • برای انتقاد از یک مقام مسئول برای رای یا اقدامش در گذشته. 
  • به منظور جلب توجه یک مقام مسئول به این موضوع که شما و گروهتان اقدامات او را زیر نظر دارید و او باید به تاثیر آرای شما در انتخابات آتی توجه داشته باشد. 
  • برای درخواست از یک مقام مسئول جهت موضع‌گیری در مورد یک موضوع خاص یا آشکار کردن آرای قبلی خود در مورد آن. 
  • برای درخواست کمک یا حمایت. 

این نوع نامه‌ها اغلب ذیل عنوان «حمایت از اعضای حوزه انتخابیه» دسته‌بندی می‌شوند، و به مشکلات افراد با دولت مربوط هستند – برای مثال، محرومیت از کمک‌ هزینه‌های پرداختی به جانبازان جنگی یا شکل خاصی از آزار و اذیت یک مقام محلی نسبت به یک نفر. دلیل این دسته‌بندی این است که این مسئله گاهی موجب تلاش یک مقام مسئول برای تغییر روندها، سیاست‌گذاری‌ها، یا قوانینی می‌شود که زمینه تبعیض یا ایجاد مشکل برای زندگی کل افراد یک طبقه اجتماعی – کهنه سربازان، کشاورزان، بیوه‌ها، و غیره – را فراهم آورده است.  

هدف دیگر این نوع نامه‌ها جلب حمایت یک مقام مسئول برای باهمستان یا یک طرح وسیع‌تر است. در این نامه‌ها ممکن است از او خواسته شود که در عرصه قانونگذاری برای حمایت از این فعالیت مبارزه کند که گاهی برای این منظور او تنها نام خود را در لیست حامیان و بانیان آن طرح قرار دهد، یا اینکه یک گام فراتر می‌آید و به فعالیت در هیات مدیره یا یک کمیته راهبری مربوط به این کار می‌پردازد. 

چه زمانی باید به یک مقام منتخب مردم نامه نوشت؟ 

چه زمانی باید چنین نامه‌ای بنویسید؟ هر وقتی که موضوعی نگرانی گروهتان را برانگیخت باید این کار را انجام دهید، به ویژه هنگامی که: 

  • می‌خواهید یک مقام مسئول اتخاذ برخی اقدامات یا سیاست‌گذاری‌ها را مد نظر قرار دهد (مانند: افزایش منابع مالی مربوط به برنامه‌ای برای شهروندان کهنسال). 
  • یک رای‌گیری در مورد سیاستگذاری معینی در پیش است که گروه شما را نگران کرده است. بیشترین تاثیر این گونه نامه‌ها در زمان‌های نزدیک به یک رای‌گیری است. در این وقت‌ها استفاده از ایمیل روش خوبی است. 
  • می‌خواهید به شکلی مثبت یا منفی نسبت به یک سیاست‌گذاری یا اقدامی که انجام آن به پایان رسیده است، عکس العمل نشان دهید (تصویب قانونی که به موجب آن بستن کمربند ایمنی خودرو الزامی شده است). 
  •  می‌خواهید به کمبود یا نیازی در یک حوزه خاص اشاره کنید (برای مثال افزایش حمل و نقل عمومی برای کلینیک‌های سلامت باهمستان، یا افزایش گشت‌های پلیس در محله‌تان).
  • به اطلاعات بیشتری نیاز دارید (برای مثال، در آخرین رای‌گیری که برای یک موضوع انجام شد، چه اتفاقی افتاد). 
  • به توصیه آن‌ها نیاز دارید (چگونه باید به یک مقام مسئول دیگر مراجعه کرد، کدام مراسم می‌تواند مسئولین زیادی را جمع کند تا شما بتوانید توجه‌شان را به موضوع‌تان جلب کنید، و غیره). در این خصوص احتمالا با مسئولی که روابط مثبت خوبی داشته‌اید باید نامه بنویسید.  

به این پرسش می‌توان به صورت دیگری نیز پاسخ داد؛ یعنی از این منظر که چه زمانی چنین نامه‌ای می‌تواند بیشترین تاثیرات را داشته باشد. اوقات به‌خصوصی هست که احتمال توجه جدی به این گونه نامه‌ها بیشتر می‌شود، و احتمال پاسخگویی مقامات به آن افزایش می‌یابد. 

  • وقتی به یک انتخابات نزدیک می‌شویم. اغلب مقامات وقتی برای انتخابات فعالیت می‌کنند به‌شدت علاقه به جلب رضایت دیگران دارند. 
  • دقیقا پیش از برگزاری رای‌گیری در مورد یک موضوع مهم. زمانی که به رای‌گیری در مورد یک مسئله مهم نزدیک می‌شوید، مقامات معمولا تماس‌هایی از همه طرف‌های درگیر در مسئله دریافت می‌کنند. بنابراین، این زمان‌ها فرصت‌های برای معرفی دیدگاهتان به آن‌ها است. 
  • دقیقا پیش از روند بررسی بودجه و در طول آن. یکی از مهم‌ترین کارهایی که قانون‌گذاران، اعضای شوراهای شهرها، و برخی از دیگر نهادها انجام می‌دهند تعیین بودجه سال آتی است. فارغ از اینکه مسئله شما محلی، منطقه‌ای، استانی یا ایالتی، یا ملی باشد اغلب سیاستگذاری‌ها و اقدامات مرتبط با سلامت و خدمات انسانی، محیط زیست، آموزش، حمل و نقل، و برخی از دیگر مسائل مهم به وسیله قانون تعیین نمی‌شوند، بلکه با میزان پولی که به آن‌ها در بودجه سالانه تخصیص داده شده است، مشخص می‌گردند. اگر اولویت‌هایی در حوزه بودجه دارید اکنون زمان طرح آن‌ها است.  
  • بلافاصله پس از آنکه یک مقام مسئول کاری می‌کند که شما با آن موافق یا مخالف هستید. دو دلیل برای انجام سریع این تماس وجود دارد. اول اینکه این مسئله هنوز در ذهن او تازه است و او را وادار به پاسخ به انتقاد شما می‌کند. دلیل دوم این است که او معمولا چیزهایی از افراد طرف مقابل شما شنیده است؛ در این صورت لازم است بداند که همه با اقدام او موافق نیستند یا این‌که بداند افرادی بیرون هستند که فکر کنند او کار درست را انجام داده است. مقامات نیاز دارند بدانند که چه کسانی از کدام یک از مواضع‌شان حمایت و از کدام انتقاد می‌کنند. این کار موجب می‌شود تا در مواجهه با مخالفان همچنان به فعالیتشان برای چیزهای مورد حمایت شما ادامه دهند یا اگر در مسیر شما حرکت نمی‌کنند به مسیر مورد نظر شما کشیده شوند. 

چگونه باید به مقامات مسئول حوزه عمومی نامه نوشت؟ 

اگر دغدغه‌ای در حوزه موضوعات سیاسی یا غیر سیاسی دارید باید جستجو برای یافتن نام و اطلاعات تماس (آدرس، تلفن دفتر، و ایمیل) همه نمایندگان محلی تا سطح فدرال را به یکی از فعالیت‌های خود تبدیل کرده باشد. حداقل در آمریکا این امکان را دارید که با کمی تلاش نمایندگان خود را در تمام سطوح بشناسید. اگر یک فعال اجتماعی باشید می‌توانید آن‌ها را ببینید یا حداقل با آن‌ها یا دستیارانشان به صورت مرتبط صحبت کنید. در این صورت نامه‌هایتان نیز جدی گرفته می‌شود.  

ابتدای نامه را به شکلی کاملا رسمی آغاز کنید. 

اگر به یک مقام منتخب مردم نامه می‌نویسید، برای نشان دادن احترام به مخاطب، عنوان و سمت و نام کامل او را درج کنید. در ادامه نامه‌ از اصطلاحات رایجی چون «جناب آقای/ سرکار خانم دکتر/ و غیره» استفاده کنید و در ادامه فامیل او را ذکر کنید. 

مثال: 

۲۵ شهریور ۱۳۹۸

عنوان [نام نماینده مجلس] 

مجلس

آدرس دفتر 

تهران، ۱۳۹۸

هدف نامه خود را توضیح دهید. 

بلافاصله در ابتدای نامه به خواننده این امکان را بدهید که موضوع نامه‌تان را بداند. به او بگویید که چرا از یک تصمیم خاص نگران یا از آن خوشحال هستید. 

مثال: طرح پیشنهادی برای افزایش مالیات بر مصرف سوخت خودروها موجب افزایش نامتعارف قیمت حمل و نقل برای افرادی که از مناطق حاشیه پایتخت به مرکز شهر سفر می‌کنند، خواهد شد. 

خلاصه‌ای از درک خود را از مسئله یا تصمیمی که قرار است اتخاذ شود، بیان کنید. 

تاثیر کلی مورد انتظار خودتان از نتایج این تصمیم را بیان کنید. 

مثال: ایجاد یک برنامه مشاوره فردی در دبیرستان ما به کاهش تعداد بارداری نوجوانان در باهمستان کمک خواهد کرد.

موضع خود را در مورد مسئله توضیح دهید.  

با ذکر جزییات توضیح دهید که چرا فکر می‌کنید این تصمیم می‌تواند آثاری را که پیش‌بینی کرده‌اید به همراه داشته باشد. 

مثال: این کار به دانش‌آموزان دبیرستان‌های ما این امکان را می‌دهد که فشارهایی را که در این برهه حساس از زندگی‌شان احساس می‌کنند با مشاوران‌شان درمیان بگذارند.

توضیح دهید که این تغییرات برای شما و دیگران چه نتایجی به همراه خواهد آورد. 

توضیح دهید که این تصمیم به طور مشخص چه تاثیرات مثبت و منفی برای شما یا گروهی که نمایندگی آن را برعهده دارید به همراه خواهد داشت. هر چه تعداد افرادی که از این تصمیم تاثیر می‌پذیرند بیش‌تر باشد، قدرت اقناع‌کنندگی شما نیز بیش‌تر خواهد بود.  

مثال: این برنامه به ایجاد فرصت‌های شغلی برای نوجوانان در باهمستان ما کمک خواهد کرد. 

مشخص کنید چه افراد دیگری از این تصمیم متاثر خواهند شد. 

به مقام مسئول مخاطب خود بگویید که چه تعداد و کدام دسته از افراد دیگری از این مسئله تاثیر خواهند پذیرفت. در اینجا آوردن آمار می‌تواند بسیار کمک کند. 

مثال: بر اساس یک تحقیق جدید ۸۰ درصد نوجوانانی که سیگار می‌کشند، سیگار خود را از مغازه‌هایی خریداری کرده‌اند که برای فروش این اقلام از خریداران کارت شناسایی درخواست نمی‌کنند. اجرای جدی‌تر قانون کنونی ممنوعیت فروش دخانیات به نوجوانان می‌تواند به شکل قابل توجهی از مصرف دخانیات در بین نوجوانان بکاهد. 

به حمایت‌های پیشین خود اشاره کنید.  

به تصمیمات و اقدامات مناسب این مقام مسئول در گذشته اشاره کنید و بابت آن‌ها از او تشکر کنید. 

مثال: ما از پشتیبانی پیشین شما از لایحه حمایت‌ از حقوق پرسنل اورژانس پزشکی برای عدم اجبار به انجام آزمایش اچ آی وی، تشکر می‌کنیم. 

توضیح دهید که شما می‌خواهید این مقام مسئول چه اقدامی انجام بدهد. 

به طور مشخص بگویید شما (و گروهی که شما نماینده آن هستید) از این مقام مسئول می‌خواهید چه اقدامی انجام دهد – و اگر یک ضرب الاجل برای آن وجود دارد مایلید این کار تا کی این انجام شود. 

مثال: ما امیدواریم که شما دریافته باشید که بهترین اقدامی که ممکن است از سوی شما برای حمایت از نوباوگان و نوجوانان باهمستان‌مان صورت گیرد این است که به طرح مجلس نمایندگان به شماره ۶۸۹ب رای «مثبت» بدهید.

اگر نامه‌ای در مخالفت با اقداماتی معین می‌نویسید، یک پیشنهاد جایگزین نیز ارائه کنید. 

مثال: به اعتقاد من به جای افزایش تعداد گشت‌های پلیس در محله ما، می‌توان همکاری‌های لازم را با باهمستان برای ایجاد یک برنامه پلیس باهمستان انجام داد، که گزینه‌ای ارزان‌تر و موثرتر است. 

اگر زمان و تعهد لازم را برای این کار دارید از او بپرسید چگونه می‌توانید در این کار به او کمک کنید. 

مثال: گروه ما آمادگی جدی خود را اعلام می‌کند تا از هر فرصتی برای کمک به ارتقا امنیت محل زندگی خود در باهمستان‌مان استفاده کند.

نامه را خاتمه داده و آن را امضا کنید.  

از این مقام مسئول تشکر کنید و نام کامل خود را بنویسید و آن را امضا کنید. حتما تلفن و آدرس خود را بنویسید. 

نامه خود را از نظر املایی و ادبیات دستوری مورد بازبینی قرار دهید. 

ویرایش املایی و دستوری به تنهایی کاری نمی‌کنند اما می‌توانند به تحقق هدف شما کمک کنند. چرا نباید از هر فرصتی برای ارتقای نامه خود استفاده کنید؟ 

کمپین‌های نامه‌نگاری​

تا اینجا در مورد نامه‌های فردی صحبت کردیم. تاکتیک نامه‌نگاری دیگری که به طور خاص می‌تواند تاثیرگذاری خود را داشته باشد کمپین نامه‌نگاری است که در آن چند ده، یا چند صد، یا حتی هزاران نفر به یک مسئول (اگر همه آن‌ها مربوط به حوزه انتخابی او یا نماینده افراد حوزه انتخابی‌اش باشند) یا به مسئولان بسیاری در مورد یک رای، سیاست‌گذاری، یا ردیف بودجه خاص نامه می‌نویسند. این روش می‌تواند به شدت تاثیرگذار باشد، به‌ویژه اگر نویسندگان نامه افرادی باشند که معمولا به نماینده مورد نظر نامه نمی‌نویسند. 

در ایالت ماساچوست، وقتی موضوع بررسی تامین بودجه برای «آموزش ابتدایی برای بزرگسالان» و «انگلیسی به عنوان زبان دوم یا زبان دیگر» در مجلس قانونگذاری ایالتی آغاز شد، بیش از هزاران دانش‌آموز این دو برنامه به نمایندگان خود نامه‌ نوشتند تا به آن‌ها توضیح دهند که چرا تخصیص بودجه برای این موضوعات به طور خاص برای آن‌ها مهم است. در همین حال، کارمندان و کارکنان این برنامه‌ها، داوطلبان، و افرادی که برای آن‌ها حمایت و ترویج‌گری می‌کردند نامه‌هایی به نمایندگان خود نوشتند و اهمیت این دو برنامه را برای باهمستان‌شان و نیز ایالت‌های دیگر توضیح دادند. 

نامه‌های دانش‌آموزان قدرت ویژه‌ای داشت، و بسیاری از آن‌ها توضیح می‌دادند که یک یا دو سال قبل آن‌ها قادر به نوشتن چنین نامه‌هایی نبودند. فرصت شرکت در این دو برنامه بود که به آن‌ها این قابلیت‌ها را داد. قانون‌گذاران به این نامه‌ها عکس‌العمل نشان دادند و بودجه آموزش بزرگسالان به شکل قابل توجهی افزایش داده شد.

اگر می‌خواهید وارد یک کمپین نامه‌نگاری شوید باید به‌درستی خود را آماده کرده باشید. فکر نوشتن نامه به افراد صاحب قدرت ممکن است برای برخی‌ها مرعوب‌کننده باشد؛ به‌خصوص برای بسیاری از کسانی که خود را کم‌قدرت یا بی‌اهمیت می‌بینند، و نیز برای آن‌ها که ممکن است از آموزش بالایی برخوردار نباشند. در بسیاری از کشورها نوشتن چنین نامه‌هایی می‌تواند خطرات اقتصادی، اجتماعی، یا جسمی زیادی برای نویسنده به همراه بیاورد. 

علاوه بر این خودداری ناشی از ترس یا نگرانی، ممکن است بسیاری از افرادی که تحت تاثیر موضوع قرار دارند – به‌ویژه افراد دارای سطح تحصیلی پایین –از ضعف خود در نامه‌نگاری خجالت بکشند یا احساس کنند که مطلب قانع‌کننده‌ای برای طرح ندارند. آن‌ها برای کنارهم قرار دادن کلمات نیاز به کمک دارند، و به یک الگو برای کار خود احتیاج دارند. هماهنگ‌کننده کمپین نامه‌نگاری باید بداند که برای رفع این نیازها چه کارهایی باید انجام بدهد. 

اول، کمپین باید با گزینه‌های احتمالی نوشتن نامه‌ها تماس بگیرد و برای آن‌ها یک درخواست نامه‌نگاری به همراه توضیح ساده و کاملی در مورد دلایل و ضرورت کمپین و مسائل مهم مربوط به آن ارسال کند. مردم بدون داشتن درک شفاف در مورد دلایل نگارش این نامه‌ها قادر نخواهند بود نامه‌های معناداری بنویسند. گاهی در شرایطی که فعالان حمایت و ترویج‌گری تمام طول شب و روز به ابعاد سیاسی یک موضوع می‌اندیشند، اغلب مردمی که تحت تاثیر آن مسئله قرار دارند شناختی از بازی‌های سیاسی مربوط به این مسئله ندارند، یا حتی درست نمی‌دانند که چگونه نظام سیاسی به این مسئله رسیدگی می‌کند. هر چه آن‌ها بهتر بدانند که چه اتفاقی در حال وقوع است و نیز نامه‌های آن‌ها دقیقا قرار است چه کاری انجام بدهد، بهتر خواهند توانست نامه‌های قانع‌کننده‌تر بنویسند.   

در همین حال، کمپین باید یک یا چند قالب کلی برای نامه‌ها تهیه کند. این قالب‌ها شکل کلی نامه‌ها را مشخص می‌کنند و در آن شکل کلی نامه بر روی صفحه، با تعیین دقیق جای مناسب آدرس گیرنده و فرستنده و تاریخ در بالای صفحه، یک امضای رسمی پایین برگه، و نیز نمونه‌ای از محتوای نامه به تصویر کشیده شده است. 

قالب در لغت به معنای الگوی برش است که از آن برای ساخت چندین قطعه چوب، فلز، یا دیگر چیزها استفاده می‌شود که همگی اجزای یک شیٔ بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهند. 

به طور کلی، افرادی که از این مسئله تاثیر پذیرفته‌اند باید در نامه‌ها خود موارد زیر را بگنجانند: 

  • توضیحی در مورد خودشان و اینکه چه کسی هستند – یک مادر مجرد شاغل، یک فرد توان‌خواه، یک شرکت کننده در دوره آموزش‌های شغلی، یک عضو سابق تفنگداران نیروی دریایی. 

  • این مسئله که آن‌ها ساکنان یا شرکت کنندگانی در برنامه‌های برگزار شده در منطقه مربوط به این مقام مسئول هستند. 

  • چیزی که از او می‌خواهند انجام بدهد. 

  • ارتباط آن‌ها با مسئله – شرکت کننده در برنامه، کارکنان برنامه، داوطلبانی از باهمستان، والدین یک کودک توان‌خواه. 

در هر کجای نامه که خواستند، باید به اندازه یک جمله تا یک یا دو پاراگراف توضیح بدهند که این مسئله برای آن‌ها چه معنایی دارد و چگونه بر شخص آن‌ها تاثیر می‌گذارد. برای افرادی که در این برنامه شرکت می‌کنند و نیز کسانی که از این مسئله تاثیر پذیرفته‌اند، این بخش جذاب‌ترین قسمت نامه است. برای مسئولان نیز اغلب روایت‌های شخصی افراد بیش از آمارها تاثیرگذار است، حال این آمارها هر چه که باشند. اگر افراد بتوانند توضیح دهند که چگونه یک برنامه زندگی آن‌ها را تغییر داده است، یا کمبود برخی خدمات چه موانعی در زندگی آن‌ها پدید آورده است، ممکن است مسئولان به آن‌ها توجه کنند. 

آیا می‌توان از ایمیل استفاده کرد؟ 

با توجه به سهولت و سرعت ارسال ایمیل، استفاده از این روش برای ارسال نامه‌ها روش کاملا مرسومی است. استفاده از این روش به‌ویژه برای نامه‌های رسمی مزایای چندی دارد: 

  • این روش از نامه‌نویسی عادی بسیار سریع‌تر است. همچنین مقام مسئول می‌تواند خیلی زودتر به آن پاسخ بدهد. 
  • این کار زحمت شما را برای نوشتن آدرس بر روی پاکت نامه، خرید تمبر، و ارسال نامه کم می‌کند. 
  • احتمال گم شدن نامه‌های الکترونیک در شلوغی میز یک مقام مسئول کم‌تر است. 

اما توجه داشته باشید که این مورد آخر خود می‌تواند یک عیب هم باشد. به غیر از مواردی که گیرنده نامه آن را پرینت می‌کند، در موارد دیگر ممکن است نامه شما با یک کلیک بر روی گزینه حذف، به کلی از برابر چشم خواننده و نیز از ذهنش پاک شود. اگر از ایمیل در نامه‌نگاری‌های خود می‌خواهید استفاده کنید، از همان ابتدا محکم و شفاف پیامتان را طرح کنید. 

گزینه سوم ارسال فکس است. فکس سریع و معمولا قابل اطمینان است. اما توجه داشته باشید که بیش‌تر ماشین‌های فکس ادارات در مکان‌ها عمومی قرار دارند؛ بنابراین دریافت کننده مورد نظرتان تنها کسی نخواهد بود که نامه را خواهد دید. نکته دوم این است که نامه‌ای که توسط دستگاه فکس چاپ می‌شود لزوما یک نسخه تمیز، خوانا، و با ظاهری حرفه‌ای نخواهد بود. 

خلاصه

نوشتن نامه به مقامات منتخب روش خوبی برای توضیح چگونگی تاثیرگذاری یک مسئله بر شما یا گروهتان است. همچنین شما را به عنوان یک فرد اهل فکر معرفی می‌کند و به همین دلیل برای شما نفوذ بالاتری نزد افراد صاحب قدرت فراهم می‌آورد. همچنین نامه راه خوبی برای جلب توجه مردمی است که قادر به کمک به شما هستند. 

 
Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:18

Ejemplo 1: Cómo apoyar un cambio propuesto en la política

Belgrano 3747, CP 1650,
Gral. San Martín, Pcia. de Bs. As.

24 de marzo de 1999

Honorable Intendente Cala Milan:

Me complace escuchar que la Comisión Municipal está considerando una propuesta para fortalecer la ordenanza sobre el estacionamiento para discapacitados. Le solicito que apoye esta propuesta.

Soy un veterano de guerra discapacitado, en silla de ruedas. A pesar de mi discapacidad, conduzco mi propia camioneta, al igual que muchos otros ciudadanos discapacitados, valoro ser tan independiente como sea posible.

La nueva ordenanza está diseñada para desalentar a personas no discapacitadas a estacionar en los espacios reservados para quienes sí tienen discapacidades físicas. La propuesta ya ha hecho de conocimiento público los problemas que los ciudadanos con discapacidades tienen para conseguir un lugar conveniente donde estacionar. Esto ha incrementado la sensibilidad del público en general. Además, una multa de $250 de vez en cuando debería mantener esos espacios importantes libres para quienes los necesitan.

En mi opinión, esta nueva ordenanza significará que podré conducir hasta cualquier parte de la ciudad a la que necesite ir y que tendré la posibilidad de estacionar y descender del vehículo. Las estadísticas del último censo indican que hay más de 1.200 personas en nuestra comunidad que están afectadas de igual modo y que tienen necesidades similares.

En el pasado, sus votos respecto a la ordenanza de accesibilidad a espacios públicos y privados han demostrado su apoyo a las cuestiones relacionadas con la discapacidad. Le solicito que vote a favor de la nueva ordenanza de estacionamiento. Su voto significará mucho para mí en lo personal y para muchas otras personas discapacitadas en nuestra comunidad. Además, puede aportar otros ingresos a la ciudad.

Si hay alguna manera en la que pueda colaborar, no dude en contactarme. Muchas gracias por su apoyo.

Atentamente,

{0>Stergios Hardage
14 Cottage Avenue
Norwalk, CT 06801
(203) 555-8630<}0{>Raúl Fernández
La Paz 4526, CP 1653,
Villa Ballester, Pcia. de Bs. As

(203) 555-8630<0}

Ejemplo 2: Cómo oponerse a un cambio propuesto en la política

Maipú 1423, CP 1554
Vicente López, Pcia. de Bs. As.

Honorable Intendente Mario Smolanka:

En mi carácter de coordinador del Programa para la Prevención del Embarazo en Adolescentes de San Isidro, le escribo para expresarle mi mayor preocupación respecto a los recortes en el financiamiento municipal para el Centro de Actividades Juveniles (CAJ). El cierre del Centro implicaría varias consecuencias negativas para los jóvenes de la ciudad y para la ciudad misma. Significaría para nuestros jóvenes un lugar menos donde ir a relajarse y pasar un buen momento en un entorno seguro y saludable.

En el caso de mi coalición, el cierre del centro tendría además otras consecuencias más directas. Actualmente, nuestro Grupo de apoyo para madres adolescentes se reúne en el centro semanalmente para comentar los desafíos que plantea la maternidad, terminar la escuela y conseguir empleo. Más de dos tercios de las (25) participantes no posee su propio medio de transporte, de manera que es necesario que las reuniones se lleven a cabo en el vecindario en el que viven las participantes (el área de La Paz, en donde se ubica el CAJ) o al menos en el trayecto de las líneas de autobuses principales. Ningún edificio público cumple con estos dos requisitos como lo hace el CAJ.

Asimismo, el centro juvenil alberga a una variedad de actividades deportivas, artísticas o simplemente recreativas para los adolescentes. La oportunidad de participar en estas actividades es fundamental para ayudarlos a adquirir la autoestima necesaria para decir “no” frente a posibles conductas peligrosas, tales como tener relaciones sexuales a temprana edad o experimentar con drogas, así como para no abandonar la escuela y prepararse para el trabajo positivo.

Usted siempre se ha sensibilizado con las necesidades de nuestros jóvenes y ha reconocido rápidamente que son el futuro de nuestra comunidad. Le solicito que vote en contra de esta nueva propuesta para recortar el financiamiento para el Centro de Actividades Juveniles. Seguramente, podrán realizarse recortes que, a largo plazo, sean menos perjudiciales, para todos nosotros, que el hecho de amenazar el bienestar de nuestros hijos.

Si puedo serle útil de alguna manera para vencer a esta propuesta, hágamelo saber. Muchas gracias.

Atentamente,

Ana María Roca
Av. Santa Fé 4560, CP 1555
Olivos, Pcia. de Bs. As.
(316) 555-2685

الکاتب

Jenette Nagy

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:03

___Ha decidido a quien le escribirá

___El funcionario que ha elegido tiene la autoridad para tomar una decisión sobre su cuestión

___Ha iniciado su carta en forma oficial, ha incluido el nombre y apellido, y el cargo del funcionario

___El motivo por el que escribe es claro

___Ha resumido su conocimiento sobre la cuestión

___Ha establecido el impacto general que usted espera que ocurra si se toma una determinada decisión

___Ha explicado detalladamente su posición sobre la cuestión

___Ha descrito los efectos positivos y negativos de tendrá la decisión sobre usted

___Ha identificado a otros que pueden verse afectados por la decisión

___Ha incluido estadísticas, en caso de estar disponibles y ser adecuadas

___Ha comentado sobre acciones o decisiones que el funcionario ha tomado en el pasado

___Ha establecido específicamente la acción que desea se lleve a cabo

___Si su carta se opone a una determinada acción, ha ofrecido una alternativa

___Ha ofrecido su ayuda si dispone de tiempo

___Ha agradecido al funcionario por su tiempo

___Ha firmado la carta con nombre y apellido

___Ha incluido su dirección y número de teléfono debajo de su nombre, al final de la carta

___La carta que ha escrito no tiene errores de ortografía ni de gramática

___Usted se comunicó con todas las personas posibles al inicio de la campaña de redacción de cartas para informarles acerca de la cuestión y la necesidad de la campaña.

___Ha provisto una plantilla para las cartas que se escribirán.

___Ha asegurado de que la ayuda esté disponible para aquellos que tienen dificultad para escribir cartas.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:27

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۲. چگونه به تاکتیک‌های مخالفان پاسخ دهیم
Mehrnoosh Fri, 03/08/2019 - 15:01
متن خودآموز
Mehrnoosh Fri, 03/08/2019 - 15:17

در کارهای مربوط به باهمستان، تقریبا همیشه یک نفر هست که با کاری که شما انجام می‌دهید مخالف باشد. حتی اگر هدف شما به گونه‌ای باشد که همه بر سر آن توافق داشته باشند، باز عده‌ای هستند که با شیوه‌های شما برای دست‌یابی به آن اهداف مخالفت کنند. وقتی مخالفان شما شروع به مبارزه علیه فعالیت‌های شما می‌کنند، بهترین کار این است که با تاکتیک‌هایی که ممکن است برای ابراز مخالتشان استفاده کنند، آشنا باشید و بدانید چگونه گروهتان می‌تواند به موثرترین شکل ممکن در برابر آن‌ها پاسخ دهد.

برخی شیوه‌های کلی برای مبارزه با این تاکتیک‌ها کدام‌اند؟

شیوه‌های مواجهه با این تاکتیک‌ها اشکال مختلفی دارند که می‌توان از آن‌ها در برابر این نوع حملات استفاده کرد. برخی راهبردها که می‌توانند در برابر همه انواع تاکتیک‌ها از آن‌ها استفاده کرد، از این قرارند:

مخالفانتان و راهبردهایشان را بشناسید​

مخالفی که از او شناخت دارید بسیار ضعیف‌تر از مخالفی است که هر حرکتش می‌تواند شما را گیج کند. عقاید حریف را بشناسید، و از پیشینه و موضعش آگاه باشید. این شما را در موضع قوی‌تری برای حمله قرار می‌دهد. این کار همچنین می‌تواند از سازمانتان تصویر یک گروه باهوش و عقلانی ارائه کند. مخالفان شما چه اعتقادات و خواسته‌هایی دارند؟

منفی‌ها را به مثبت تبدیل کنید​

یک ضرب المثل انگلیسی می‌گوید: اگر مخالفتان به شما لیمو داد، از آن لیموناد درست کنید. توانمندی تبدیل نکات منفی به وضعیت‌های مثبت یک توانایی قدرتمند برای سازمان شما به شمار می‌رود. برای مثال، وقتی یک شرکت عرضه‌کننده انرژی با برنامه شما برای ارائه یارانه سوخت به افراد فقیر مخالف می‌کند، می‌توانید از این مسئله به عنوان بهانه‌ای برای اطلاع‌رسانی در مورد سابقه آن شرکت در قطع انرژی گرمایی خانه‌ها استفاده کنید تا آگاهی عمومی را در این مورد ارتقاء دهید.

دستور کار را شما تعیین کنید​

چنانچه قرار است با گروه مخالف دیدار کنید، سازمان شما باید خودش دستور کار را تعیین کند یا بر آن نفوذ داشته باشد. به این صورت، گروه شما کنترل نشست را در دست خواهد گرفت؛ این شما هستید که شانس قرار گرفتن در موضع تهاجمی را دارید و بودن در موضع تهاجمی همیشه موضع قوی‌تری برای شما به همراه می‌آورد. علاوه بر این، اگر اجازه دهیم که مخالفان شما دستور کار را تعیین کنند این احتمال وجود دارد که برخی از نکات مهمی که قصد طرح آن‌ها را دارید هرگز مطرح نشوند. مخالف شما به طور طبیعی از امتیاز «بازی در زمین خودی» برخوردار خواهد بود و مجال آن را دارد که به جای گفتگو در مورد نقاط ضعفش، از نقاط قوت خود سخن بگوید.

راهبرد مخالفانتان را برای عموم برملا کنید

این موجب می‌شود که تاکتیک طرف مخالف برای همه اعضای گروه آشکارتر شود (و در نتیجه افراد آسان‌تر در برابر آن مبارزه کنند). همچنین این راهی بسیار خوب برای جلب همدلی و احترام افکار عمومی است. این کار به‌ویژه زمانی اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند که گروهی نسبتا کوچک باشید که در برابر یک نهاد یا شرکت بزرگ برای آرمان عادلانه‌ای مبارزه می‌کنید. هر کسی دوست دارد طرف ضعیف‌تر را بگیرد؛ وقتی از مبارزه خود تصویری مانند مبارزه «داوود علیه جالوت» بسازید، کمک بزرگی به پیشرفت آرمانتان کرده‌اید.

برخی از اطلاعاتی که باید عمومی کردنشان را مد نظر داشته باشید ، عبارتند از:

  • گفته‌ها یا اعمال مخالفانتان
  • دلیل درست نبودن یا عادلانه نبودن آن
  • موضع درست و/یا منصفانه خودتان
  • واقعیت چگونه بر شما و مخالف شما تاثیر می‌گذارد

برای مثال، یک «کمیته رفتار عادلانه در استخدام کارکنان» با مدیران شرکت خود نشستی برای بررسی دلایل پایین بودن تعداد افراد استخدام شده از میان اقلیت‌ها در سازمان برگزار می‌کند. اما آن‌ها در این نشست شاهد هستند که مدیران بحث را به حاشیه برده‌ و در مورد سمینارهای «صلاحیت‌های فرهنگی» جدید صحبت می‌کنند. در پایان نشست نیز مدیران با گفتن اینکه آن‌ها با شرکت در این نشست وظیفه خود را انجام داده‌اند جلسه را ترک می‌کنند – اگرچه در واقع هیچ کاری به سرانجام نرسیده است. اما اعضای کمیته به جای کنار گذاشتن موضوع، باید به مدیران – و رسانه‌ها – اطلاع‌دهند که شرکت در پاسخ به این مسئله هیچ کاری انجام نداده است.

وقتی می‌خواهید مسئله‌ای را عمومی کنید، با تدبیر رفتار کنید. نباید مدام از این روش استفاده کرد؛ این کار می‌تواند از گروه شما تصویر یک مجموعه نق‌نقو و بهانه‌جو بسازد.

تعادل مخالفان خود را برهم بزنید

پیوسته بر یک رویکرد واحد تکیه نکنید. در مقابل، پیوسته مخالفانتان را شگفت‌زده کنید. این نه تنها به شما در مبارزه کنونی کمک می‌کند بلکه از رکود گروهتان جلوگیری می‌کند. اگر در آخرین نزاعتان با مخالفان سعی کردید مخفیانه بر سر یک راه حل مذاکره کنید، این دفعه می‌توانید موضوع را به افکار عمومی بکشانید. یا ممکن است از یک طرف سوم به عنوان میانجی کمک بگیرید. خلاقیت به خرج دهید و از امتحان چیزهای جدید نترسید.

از گذشته درس بگیرید

اگر یک سازمان در پیشینه خود پیوسته به یک شکل خاص عکس العمل‌های نشان داده باشد، این شانس وجود دارد که باز به همان شکل پاسخ بدهد.

آماده مصالحه باشید

مخالفان ممکن است بخواهند با حسن نیت کامل با شما همکاری کنند، به‌ویژه اگر کارزار حمایت‌گری خوبی برپا کرده باشید. همیشه نیم‌نگاهی به وضعیت‌هایی که می‌توانند فرصتی برای همکاری دوجانبه فراهم کنند داشته باشید. مراقب باشید مخالفان با صحبت از همکاری، قصد کشیدن شما به سمت پذیرش منافعشان را دنبال نکنند.

راهبردهای ویژه‌ای که می‌توان در برابر هر یک از تاکتیک‌های مخالفان به‌ کار برد

در برابر برخی از تاکتیک‌ها می‌توان به شکل مشابهی پاسخ داد؛ در اینجا این موارد مشابه ذیل یک دسته آورده شده‌اند.

تاخیر و انحراف

زمانی انحراف اتفاق می‌افتد که مخالفانتان بخواهند تمرکز مباحث را از مشکلات واقعی به سمت موضوعات دیگر بکشانند، یا کار را به گروهی واگذار کنند از اختیارات کمی برخوردار است یا هیچ اختیاری ندارد. تاخیر زمانی اتفاق می‌افتد که مخالفان می‌گویند: مشغول رسیدگی به موضوع هستند ولی در واقع هیچ کاری انجام نمی‌دهند.

  • انحراف: یک گروه شهری به نام «رودخانه ما را تمیز کنید»، در شهر ریوِرویل تحقیقی را منتشر کرد که نشان می‌داد یک شرکت بزرگ تولید مواد شیمیایی به نام «اسلج‌کو» مواد شیمیایی را در بالادست رودخانه تخلیه می‌کند. باهمستان آن‌ها به شدت برانگیخته شد و گروه «رودخانه ما را تمیز کنید» نیز فشار بر این کارخانه را ادامه داد تا آن‌ها را مجبور کند که تخلیه پسماند در رودخانه را متوقف کند و مواد تخلیه شده را جمع‌آوری و محل را تمیز کند. در مقابل شرکت «اسلج‌کو» نیز پژوهشی را منتشر کرد که نشان می‌داد شهروندان ریورویل در طول مسیر رودخانه پسماندهای خود را به رودخانه می‌ریزند.
  • تاخیر: یک گروه حامی ایمنی مصرف‌کنندگان در حال رایزنی برای تصویب یک قانون ملی است که به استناد آن تولیدکنندگان مبلمان ملزم می‌شوند در تولید روکش مبلمان از مواد شیمیایی ضد اشتعال استفاده کنند، زیرا تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که درصد بالایی از آتش‌سوزی‌های منازل به دلیل روکش‌های قابل اشتعال بوده است. یک عضو کنگره که نمایندگی ایالتی را برعهده دارد که در آن کارخانه‌های تولید مبلمان متعددی قرار دارد و آن کارخانه‌ها او را تحت فشار قرار داده‌اند، با این کار مخالفت می‌کند. او طرحی را به کنگره می‌آورد که بر اساس آن کنگره باید تصویب این قانون را تا سال آینده به تاخیر بیاندازد تا «اداره ایمنی تولیدات برای مصرف‌کنندگان» بتواند موضوع را مورد مطالعه قرار دهد. این در حالی است که این گروه حامی مصرف‌کنندگان در پیشنهاد خود به تحقیقات فراوانی ارجاع داده‌اند. این یک مثال کلاسیک برای تاخیر انداختن است.

پاسخ دادن در برابر تاخیر و انحراف​

مقاوم باشید! اگر احساس می‌کنید باید به همه مسائل مطرح‌شده از سوی مخالفانتان پاسخ دهید، این کار را بکنید، اما سعی کنید زمان خیلی زیادی برای آن نگذارید و همیشه بر موضوع اصلی متمرکز شوید.

  • مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
  • تا جای ممکن از روند تصمیم‌سازی مخالفانتان اطلاعات کسب کنید، از این رو، باید بدانید هر کسی چه مسئولیتی برعهده دارد.
  • در صورت لزوم به مسئله‌ای که مخالفانتان طرح کرده‌اند، به صورت مختصر پاسخ دهید.
  • همیشه تمرکزتان را به سمت مسئله یا مشکل اصلی بازگردانید.

انکار و کم‌اهمیت جلوه دادن

وقتی مخالفان از تاکتیک انکار استفاده می‌کنند، سعی دارند بگویند که چنین مشکلی وجود ندارد (مانند: «ایدز مشکل باهمستان ما نیست»)، یا بگویند راه حل پیشنهادی شما جواب نخواهد داد.

کم‌اهمیت جلوه دادن بسیار شبیه به انکار است؛ تنها تفاوت این است که مخالفان نمی‌گویند مشکل وجود ندارد، بلکه می‌گویند اهمیت ندارد یا به اندازه‌ای که شما فکر می‌کنید، بزرگ نیست.

  • انکار. یک گروه پیشگیری از بارداری نوجوانان سعی دارد مدارس را وادار کند که درس آموزش جنسی را برای همه دانش‌آموزان مدارس در سابربندیل اجباری کنند. اعضای «انجمن اولیا و مربیان» با خشم می‌گویند بچه‌های دبیرستان سابربندیل روابط جنسی ندارند.  

پاسخ دادن در برابر انکار و کم‌اهمیت جلوه دادن​

وقتی مخالفان سعی دارند بگویند که مشکل مورد نظر شما وجود خارجی ندارد یا به این اندازه مهم نیست، باید آماده باشید که به افکار عمومی نشان دهید در حقیقت چنین مشکلی واقعی و حائز اهمیت است.

  • مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
  • آماده ارائه اطلاعات لازم در این مورد باشید و در کارتان پایمردی نشان دهید.
  • راهبرد مخالفانتان را برای عموم برملا کنید.

فریب​

ممکن است مخالفانتان به عمد بخواهند سازمانتان یا افکار عمومی را گمراه یا گیج کنند و این کار را با دروغ گفتن یا با «فراموش کردن» قسمتی از داستان انجام دهند. فریب، روشی کوته‌فکرانه است اما متاسفانه هم در زندگی فردی و هم سازمان‌ها بسیار شایع است.

پاسخ دادن در برابر فریب​

بی‌درنگ پاسخ دهید – آنقدر صبر نکنید که همه چیز آرام شده باشد و مردم اتفاقات را فراموش کرده باشند یا دروغ مخالفا‌نتان را به عنوان حقیقت پذیرفته باشند. ادعاهای آن‌ها را با سرعت، دقت، و قوت ابطال کنید و سپس به ادامه کارتان باز گردید.

  • مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید. فریب ممکن است به شکل‌های گوناگون صورت گیرد و شناخت برخی از این راه‌ها دشوارتر از دیگری باشد.
  • اتفاقات را به اطلاع عموم برسانید. دو دلیل برای این کار وجود دارد: اول، دروغ طرح شده از سوی مخالفانتان ممکن است بسیار بیش‌تر از چیزی که شما تصور می‌کنید گسترش یافته باشد و وقتی موضوع را با عموم مردم در میان می‌گذارید به مردم کمک می‌کنید تا نگرش درست‌تر و مثبت‌تری نسبت به سازمان شما و دیدگاه منفی نسبت به مخالفانتان پیدا کنند. دوم، چنین وضعیتی می‌تواند به نفع شما باشد و جایگاه مخالفانتان را در نظر مردم پایین بیاورد.
  • اگر می‌توانید فریب آن‌ها را ابطال کنید. اگر بتوانید به شکلی شفاف و منطقی دلیل غلط بودن موضع مخالفانتان را نشان دهید، مطمئن باشید حامیان جدیدی برای آرمانتان پیدا خواهید کرد. بهترین نوع ابطال آن است که سه گام زیر را در خود داشته باشد:
    • استدلال مخالفانتان را تحلیل کنید.
    • به نقاط ضعف استدلال مخالفانتان حمله کنید.
    • استدلال رقیب آن را به کرسی بنشانید.

تفرقه​​

اگر گروه شما در حال کار کردن بر یک موضوع چالش‌برانگیز است، ممکن است شاهد تلاش مخالفانتان برای ایجاد تفرقه بین گروهتان بر سر این مسئله باشید.

برای مثال، یک ائتلاف باهمستانی در یکی از محلات شهر لس آنجلس، که از ساکنین آمریکایی غالبا آفریقایی‌تبار تشکیل شده بود، برای مدتی مشغول مبارزه با تولیدکنندگان نوشیدنی‌ آبجو بود. تولیدکنندگان تصمیم گرفتند که رویکرد جدیدی در پیش بگیرند؛ از این رو، پیشنهاد کردند در محله مورد نظر یک مرکز برای جوانان ایجاد کنند. این پیشنهاد به شکل موثری موجب تفرقه گروه شد – برخی از اعضا احساس می‌کردند این پیشنهاد را باید قبول کرد ولی دیگران احساس می‌کردند گروه نباید هیچ هدیه‌ای از دشمن قدیمی خود قبول کند.

پاسخ دادن در برابر تفرقه​

  • مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
  • راه ارتباطی بین اعضای گروه را باز بگذارید.
  • اقداماتی برای تقویت حس جمعی و احساس تعلق به گروه انجام دهید.
  • راهی برای ایجاد توافق در میان اعضای گروه پیدا کنید.

تطمیع

تطمیع یک سازمان به معنی تلاش برای دلجویی و آرام کردن اعضا با امتیازات بی‌معنا و کوچک است.

برای مثال، یکی از اهداف «نیروی عملیاتی ایدز نیوهیوِن» جلوگیری از شیوع اچ آی وی در بین نوجوانان بود، و در تلاش بود تا اداره مدارس ناحیه خود را مجبور کند تا یک برنامه موثر برای پیشگیری از اچ آی وی در دبیرستان‌ها راه‌اندازی کند. اداره مدارس ناحیه سعی کرد با بیان اینکه هم اکنون یک برنامه پیشگیری از اچ آی وی وجود دارد این گروه را تطمیع کند. اما مشخص شد که این برنامه به طور کلی بی‌فایده است – یک کلاس فوق برنامه اختیاری که هیچ واحدی در برنامه درسی برای آن در نظر گرفته نشده است و دانش‌آموزان نمره‌ای برای گذراندن آن نمی‌گیرند. در برابر این مسئله این گروه به اطلاع‌رسانی عمومی در مورد شواهد ناکارآمدی چنین برنامه‌های اختیاری در باهمستان‌های مشابه روی آورد و همچنین افزایش نرخ ابتلا به اچ آی وی در باهمستان را به اطلاع عموم رساند. در نتیجه، باهمستان فشار به اداره مدارس ناحیه برای ارائه پاسخ مفید به این مسئله را شروع کرد و خواهان گنجاندن یک درس اجباری در این زمینه در ساعت‌های اصلی مدرسه شد.

پاسخ در برابر تطمیع​

  • مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
  • توضیح دهید که چرا امتیازات پیشنهاد شده از سوی مخالفان رضایت‌بخش نیستند.
  • توضیح دهید که چرا چیزی که شما به دنبال آن هستید عقلانی‌تر است.
  • اتفاقات را به اطلاع عموم برسانید.

بی‌اعتبار کردن

وقتی گروه مخالف سعی می‌کند یک سازمان را بی‌اعتبار کند، انگیزه‌ها و روش‌های شما را زیر سوال می‌برد تا بتواند بی‌کفایتی (غیرعقلانی، غیرضروری، فریبکار، و غیره) گروه شما را به باهمستانتان نشان دهد. این اقدام حتی می‌تواند خیلی زشت و زننده هم بشود – بی‌اعتبار کردن می‌تواند تا جایی ادامه پیدا کند که شخص شما را هدف قرار دهد.

پاسخ دادن در برابر بی‌اعتبار کردن ​

با این تاکتیک به همان روشی برخورد کنید که در مورد فریب توضیح داده شد. مخالفانتان سعی دارند چهره بدی از شما ارائه کنند.

برای مثال، بار دیگر برگردیم به گروه حامی ایمنی مصرفکنندگان که در تلاش است تا تولید کنندگان مبلمان را ملزم کند که در تولید روکش مبلمان از مواد شیمیایی ضد اشتعال استفاده کنند. عضو کنگره‌ای که با کار آن‌ها مخالفت کرده بود نیز تلاش کرد تا این گروه را بی‌اعتبار کند. به این منظور او گفت این مجموعه صلاحیت اظهار نظر در مورد مضرات مواد شیمیایی ضد اشتعال را ندارد، زیرا هیچ یک از کارمندانشان تخصص سم‌شناسی ندارند. در برابر این اقدام، این گروه لیستی از مدارک دانشمندان مختلفی را که برای آن‌ها کار می‌کنند، ارائه کرد و گزارش‌ها و مطالعات متعددی در مورد بی‌ضرر بودن مواد شیمیایی ضد اشتعال برای رسانه‌ها فرستاد.

تخریب

اگر مخالفان شما تلاش دارند که سازمان یا طرحتان را به هر وسیله ممکنی از بین ببرند –در این راه ممکن است از ترکیبی از دو یا چند تاکتیک فوق استفاده کنند— آن‌ها در مسیر تخریب شما قدم گذاشته‌اند.

پاسخ در برابر تخریب​

پاسخ شما باید سریع و شدید باشد. به محض فهمیدن تاکتیک طرف مخالف، با قوت هر چه تمام پاسخ بدهید. به منظور شکست طرف مخالف، پنج گام زیر را به عنوان یک راهبرد احتمالی در نظر داشته باشید:

  • مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
  • فراموش نکنید که تهدید فقط یک تهدید است [و نه چیزی بیش‌تر].
  • از حقوقتان مطلع باشید.  
  • راه‌های برقراری ارتباط را در درون گروهتان باز بگذارید.
  • تاکتیک مخالفانتان را برای عموم برملا کنید.

توافق

گاهی ممکن است مخالفانتان به شما یک توافق پیشنهاد کنند. اگر به این مسئله از یک منظر ایجابی نگاه کنیم، اداره کردن مخالفان را می‌توان به معنی مذاکره برای دست‌یابی به توافقی دانست که مورد قبول همه طرفین درگیر باشد. اما گاهی از تاکتیک توافق ممکن است استفاده منفی شود و آن را به عنوان ترفندی برای فریب سازمان‌ شما به‌ کار ببرند تا شما را از هدف واقعی‌تان دور کنند. این کار ممکن است با ارائه پیشنهاداتی به سازمانتان صورت گیرد اما بعدا مشخص می‌شود که در برابر «ما به ازای» پرداخت شده از سوی شما ارزش چندانی نداشته و به شما برای نزدیک شدن به هدفتان کمکی نکرده است (به پیشنهاداتی که پیش از این در مورد تطمیع ذکر شد مراجعه کنید.)

اگر در این بازی به خوبی از ورق‌های خود استفاده کنید، توافق می‌تواند به نفع شما تمام شود. در این مسیر ممکن است بتوانید هم شما و هم طرف مقابل درک بهتری نسبت به موضع یکدیگر پیدا کنید. همچنین می‌تواند نشان دهد که سازمان شما یک سازمان مشروع و قدرتمند است که از «نشستن بر سر میز مذاکره» هراسی ندارد – این به‌ویژه برای سازمان‌های جدید و کوچکی که سعی دارند اعتباری در باهمستان برای خود کسب کنند، اهمیت دارد. در نهایت، در بهترین وضعیت قابل تصور، مذاکره موثر ممکن است بتواند هدفتان به طور کامل محقق سازد: شما تنها باید دقیقا همان چیزی را که می‌خواهید به دست بیاورید!

مواقعی که ممکن است نخواهید توافق کنید

  • زمانی‌ که مخالفان شما، مجموعه‌ای است که در سابقه خود پیشینه‌ای طولانی از روابط منفی با باهمستانتان دارد و ممکن است توافق شما خیانت محسوب شود.  
  • زمانی‌ که مخالفانتان در گذشته ملاقات‌های بسیاری با دیگر گروه‌های باهمستان داشته‌اند و در آن‌ها با حسن نیت رفتار نکرده‌اند.
  • زمانی‌ که با مخالفانی روبه‌رو هستید که اخیرا با اتهامات مالی یا دیگر انواع سوء سابقه مواجه شده‌اند و این اتهامات به صورت عمومی طرح و اثبات شده است.

برای مثال، ائتلافی که برای جلوگیری از بارداری نوجوانان در شهر کوچک سامورویل، که همه اهالی آن همدیگر را می‌شناسند، تشکیل شده است از همه دانش‌آموزان دبیرستانی می‌خواهد یک فرم نظرسنجی را پر کنند که در آن از آن‌ها در مورد فعالیت‌های جنسی‌شان سوال می‌کند. یک گروه متشکل از والدین با این نظرسنجی به خاطر ماهیت آشکار آن مخالفت می‌کنند و مجموعه‌ای را علیه این گروه سازمان‌دهی می‌کنند. خوشبختانه هر دو طرف توانستند به توافقی مورد قبول طرفین دست یابند چرا که این گروه پیشگیری از بارداری نوجوانان پذیرفت که از یک فرم نظرسنجی دیگر استفاده کند که هر چند باز در مورد مسائل جنسی پرسش می‌کرد اما در کنار آن از تغذیه، سوء استفاده مواد مخدر و الکل، و دیگر مسائل اجتماعی نوجوانان نیز می‌پرسید. گروه والدین از اینکه نظرسنجی تنها متمرکز بر مسائل جنسی نبود خوشحال بود و ائتلاف ضد بارداری نیز به اطلاعات مورد نیازش دست یافت و همچنین اطلاعات مورد نیاز دیگر گروه‌های باهمستان نیز به گردآوری شد.

پاسخ در برابر توافق​

مثال بالا می‌توانست به شکلی متفاوت به پیش برود – ائتلاف جلوگیری از بارداری نوجوانان ممکن بود اصلا نتواند نظرسنجی‌ انجام دهد، یا گروه والدین ممکن بود به طور کلی پس زده شوند و در نتیجه دلخور شده و تمایلی برای کمک به ائتلاف از خود نشان ندهد. ایجاد توافقی که مورد قبول همه طرفین باشد امری حیاتی است، و راه‌های مختلفی وجود دارد که می‌تواند به شما در رسیدن به بهترین توافق ممکن کمک کند.

مخالفانتان بشناسید و از راهبردهای آن‌ها آگاه باشید.

  • شرایط را برای یک دیدار موفق آماده کنید.
  • برای ایجاد تیم مذاکره خود، از ترکیبی از افراد با گونه‌های شخصیتی و مسئولیت‌های متنوع استفاده کنید.
  • از قبل برای خودتان مشخص کنید که دست‌یابی به چه چیزی بیش از همه برایتان اهمیت دارد، چه چیزی بیش‌ترین اهمیت را برای گروهتان دارد، و بر سر چه چیزی هرگز کوتاه نخواهید آمد.
  • با افرادی مذاکره کنید که قدرت تصمیم‌گیری دارند.

زمانی‌ که مشغول مذاکره هستید، باید:

  • مراقب چگونگی در میان گذاشتن نظرات خود باشید.
  • اجازه دهید مخالفانتان اولین پیشنهاد را ارائه کنند. این کار به شما فرصت می‌دهد که درک بهتری از افکار مخالفانتان داشته باشید. این احتمال نیز وجود دارد که پیشنهاد اولیه آن‌ها بسیار بهتر از چیزی باشد که شما آرزوی آن را داشتید.
  • اصول کلی پیشنهاد خود را توضیح دهید. توضیح دهید که دلیل شما برای ارائه این پیشنهاد چیست و چرا فکر می‌کنید این پیشنهاد عادلانه است.
  • پیشنهادتان باید منعطف باشد. اگر با تعصب بر خواسته‌هایتان پافشاری کنید، ممکن است موجب دلسردی مخالفانتان از ادامه چانه‌زنی شوید.
  • خونسرد باشید. همانطور که در تجارت می‌گویند: «هرگز اجازه ندهید عرق کردن شما را ببینند!» اگر احساس کردید که دارید ناراحت می‌شوید یا نگران هستید که چیز مهمی را از دست بدهید، درخواست یک استراحت کوتاه کنید و افکارتان را منظم کنید.
  • از اتمام حجت کردن بپرهیزید. اتمام حجت می‌تواند یک نشست را به پایانی زشت و غیرمنتظره بکشاند و دو طرف را در وضعیتی بدتر از قبل قرار دهد. تنها زمانی از آن استفاده کنید که هیچ راه چاره دیگری ندارید؛ حتی در این شرایط نیز اگر ممکن است یک راه فرار کوچک باقی بگذارید. برای مثال، ممکن است بگویید: «ما مجبوریم فلان کار را بکنیم، مگر اینکه اطلاعات تازه‌ای به دست آوریم که شرایط را تغییر دهد...»
  • همیشه چیزی که بیش‌ترین اهمیت را برای سازمانتان دارد در خاطر داشته باشید. هرچه بر این مسئله تاکید کنیم، باز کم است.
  • پس از اینکه به توافق دست یافتید، در مورد این مسائل اطمینان حاصل کنید:
  • بار دیگر به صراحت توافق صورت گرفته را بازگو کرده و همه چیز را مستند کنید.
  • به مخالفانتان اجازه ندهید که توافق و مصالحه‌ای را که نهایی و تصویب شده بار دیگر به بحث بگذارند و بر سر آن مذاکره کنند.
  • روندی ایجاد کنید که التزام همه به محتوای توافق را تضمین کند.

خلاصه​

اگر بدانید که چگونه باید در برابر حملات متقابل پاسخ بدهید و خود را تا جای ممکن برای آن‌ها آماده کرده باشید، خواهید توانست اعتماد به نفس خود را در مدیریت کشمکش‌های بسیاری که معمولا در جریان سازمان‌دهی باهمستان تجربه می‌کنید، به شکل قابل توجهی ارتقا دهید. در نظر داشته باشید که اغلب احتمالا مخالفان شما از ترکیبی از چند تاکتیک فوق استفاده می‌کنند بنابراین ممکن است مجبور باشید برخی از این راهبردها را به گونه‌ای تعدیل کنید که با شرایط شما مطابقت بیش‌تری پیدا کنند. یک فعال مدنی و آموزگار به نام افی جونز در جایی می‌گوید: «شکست خوردن در برنامه‌ریزی خود به نوعی برنامه‌ریزی برای شکست است». فکر کنید که چه حرکتی ممکن است از مخالفانتان سر بزند و شما چگونه می‌توانید به بهترین شکل در برابر آن پاسخ بدهید، و در این صورت برای حمله متقابل آن‌ها نیز آماده هستید و اعتماد به نفس کافی دارید.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:20

Ejemplo 1: Escribir una carta a favor de una acción propuesta

Al Editor de The Herald:

La Casa de Representantes de los EEUU recientemente ha propuesto una ley (H.R. no. 396) que prohibirá la venta de cigarrillos por medio de máquinas dispensadoras. Esta es una pieza llave de la legislación que cada persona en nuestra comunidad debería apoyar actualmente.

Muchas personas no lo perciben, pero las máquinas dispensadoras son uno de los lugares donde los niños pueden comprar cigarrillos. De hecho, se estima que el 10% de todos los cigarrillos comprados por menores ocurren en esas máquinas. Si esta nueva legislación se lleva a cabo, no solamente hará más difícil que los jóvenes transgredan la ley comprando cigarrillos, también disminuirá las posibilidades de que los mismos fumen en  primer lugar.

Hay muchas razones (junto a las legales) por las que deberíamos intentar prohibir fumar a nuestros niños. 1) Las investigaciones muestran que la mayoría de las personas que fuman comenzaron cuando todavía estaban en la temprana edad. 2) Muchas personas temen que fumar cigarrillos sirva de “puerta de entrada” para las drogas más fuertes. 3) Fumar es una adicción muy cara (particularmente para un joven que tiene ingresos mínimos) Y, finalmente, 4) fumar puede causar acortamiento de la vida o problemas de salud fatales (tales como cáncer de pulmón y enfisema). Nuestros jóvenes  no fumarían antes de que estén preparados para entender o aceptar las consecuencias a largo plazo.

Se ha propuesto el impuesto a las máquinas de venta, pero ahora necesita ser aprobado. Su voz contará aquí. Le animamos a que escriba o llame al representante de su distrito (para algunos de nosotros del Distrito 8, es la congresista Fisher) y hágale saber que usted la apoya en su tentativa de aprobar esta legislación. Cuantos más apoyos ella tenga, más probable es que este impuesto se convierta en ley. Contacte a “Tobacco Free Youth” para obtener más información sobre este importante asunto.

Sinceramente,

Jonathan Friedman, Director
Tobacco Free Youth
123 Forest Road

Ejemplo 2: Escribir una carta que se opone a una acción hecha

Al Editor de The Herald:

Considero un ultraje para la Comisión del Condado la reciente decisión para terminar el arrendamiento del programa “Head Start”en la Casa de la Corte del Condado. Con esta decisión, un programa muy necesario, ya en funcionamiento puede simplemente ¡no tener un lugar a donde ir!

“Head Start” es un programa fantástico. Éste asegura que los pobres y otros niños preescolares en riesgo tengan comida nutritiva y atención especial simplemente puede que no los tienen en otro lugar. El programa da a esos niños un verdadero "comienzo en liderazgo" en un mundo en el que puede que no tengan otras muchas posibilidades.  Y hay suficiente evidencia para mostrar que “Head Start” marca una gran diferencia para los muchachos posteriormente en la vida.

La reciente decisión de la Comisión para desalojar el programa con objeto de abrir más espacio para un ''state Gifts Shop" ¡Es ridícula! Si a los líderes de nuestra comunidad les gustaría montar una tienda para vender productos producidos en Kansas, estoy con ellos. Sin embargo, ni mi orgullo por Kansas ni mi codicia es tan profunda como para desear tomar el desayuno de 30 niños hambrientos que oscilan en los tres años de edad. Y estoy profundamente entristecida de ver que los Comisionados del Condado valoren más un poco de ganancia que a la gente necesitada.

Esta decisión es vergonzosa para todos los que viven en el Condado de Dade. Los Comisionados del Condado deberían reconsiderar la situación y revocar su decisión inmediatamente. Espero que todos los lectores hagan que los comisionados sepan como se sientes a causa de esta terrible situación llamándolos al 913-432-1200 o escribiéndoles a la Casa de la Corte del Condado.

Sinceramente,

Victoria Stein
3960 Mount Hope Drive
567-8095

الکاتب

Jenette Nagy

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:05

___Usted sabe lo que es una carta al editor.

___Usted sabe por qué usted debería escribir una carta al editor.

___Usted sabe cuándo escribir una carta al editor.

___Usted entiende los pros y contras de utilizar el correo electrónico o fax para enviar su carta.

___Usted sabe cómo iniciar la carta.

___Usted capta la atención de los lectores.

___Usted explica de qué trata la carta al inicio.

___Usted explica por qué el asunto es importante.

___Usted presenta evidencias acerca de un elogio o crítica.

___Usted deja en claro su opinión acerca de lo que debería hacerse.

___Usted es breve.

___Usted revisa su carta para estar seguro de que está clara y va al “grano”.

___Usted sabe como conseguir que su carta sea admitida.

Herramientas
مجهول (not verified) Thu, 27/03/2014 - 09:10

Herramienta #1: Escritura de una carta en conjunto

La responsabilidad de escribir una carta al editor puede compartirse. Una forma de hacer esto es confeccionar una carta escrita en conjunto, en la que usted y sus amigos o colegas escriben una serie planeada de cartas que será enviada al editor. En conjunto:

  • Extraiga su tema.
  • Haga que cada amigo escriba una carta basada en el tema--estas son las cartas del Grupo #1.
  • Haga que cada amigo escriba un borrador de una carta en respuesta a las cartas del Grupo #1--estas son las cartas del Grupo #2. Estas se dejarán incompletas de manera que las referencias específicas a las cartas del Grupo #1 puedan completarse.
  • Haga unas cuantas de sus cartas provocadoras de manera para que otros respondan.
  • Obtenga autorizaciones de los demás para firmar con sus nombres de manera que una persona pueda manejar la campaña.
  • Utilice diferentes tipos de papelería.
  • Envíe copias a "el que suscribe" para que la publicación pueda llamarlo o llamarla.
  • Permita que "el que firma" sepa si la carta se publica.
  • Pueden ser necesarias solo 5 o 6 personas para desarrollar una vasta respuesta de la comunidad.
  • Cartas del Grupo #1 de correo. Algunas pueden ser publicadas. Cartas del Grupo #2 de correo, con información específica relacionada con aquellas publicadas en conjunto, en respuesta a las del Grupo #1 tan pronto como son publicadas. Este ejercicio es óptimo para la moral del grupo. También puede ser divertido.
PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:31

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۳. انتقاد از عمل نامطلوب
Mehrnoosh Mon, 03/25/2019 - 10:55
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 03/25/2019 - 11:06

انتقاد از عمل نامطلوب چیست؟

در طول کار برای باهمستان، اغلب با این وضعیت روبه‌رو می‌شوید که می‌بینید به رغم همه تلاش‌های بی‌دریغتان، کسی دست به اقدام‌هایی زده که برای آرمان شما یا جمعیت هدفتان نامطلوب است. در مقام یک ترویج‌گر باید به این نوع اعمال اعتراض کنید و آن‌ها را نقد کنید، اما این کار را باید به شکلی انجام دهید که صدای اعتراضتان شنیده شود و به تغییری مثبت در شرایط بیانجامد.

انتقاد از عمل نامطلوب اعتراضی است – معمولا علنی – به عملی که به باور شما نامعقول، ناعادلانه، بی‌ثمر یا مغایر با منافع مردم است. هم انتقاد شما و هم اعمالی که شاید مورد اعتراض شما باشد، ممکن است شکل‌های گوناگونی به خود بگیرند.

بعضی شیوه‌ها برای انتقاد از عمل نامطلوب عبارتند از:

  • انتقاد خود را مستقیم با کسانی که مسئول هستند – از جمله سیاست‌گذاران، مدیران عامل و غیره – در میان بگذارید. اگر این فرصت وجود دارد که در خفا کار را درست کنید – به این معنی که فقط خودتان و فردی که باعث و بانی آن عمل نامطلوب بوده وضعیت را تغییر دهید – غالبا می‌ارزد که از چنین فرصتی استفاده کنید. وقتی که انتقاد خود را به گوش مردم یا اشخاص دیگر نرسانید، آن طرفی که باعث و بانی آن عمل نامطلوب بوده خوار و خفیف نمی‌شود و آبرویش محفوظ می‌ماند؛ این کار حتی شاید بر اعتبار شما نزد آن‌ها بیافزاید و از آن پس به سخنان شما بیش‌تر توجه کنند.
  • موضوع را به مسئولان انتظامات، دادگاه‌ها یا دیگر سازمان‌های نظارتی ارجاع دهید.
  • وقتی که قوانین و مقررات زیر پا گذاشته شده یا نادیده گرفته شده‌اند و یا هنگامی که حل و فصل خصوصی موضوع را آزموده‌اید اما بی‌‌ثمر بوده است، اغلب متوسل شدن به یک سازمان نظارتی – یا گاهی حتی تهدید به این کار – ممکن است مفید واقع شود.  
  • آگاه کردن مردم از طریق رسانه‌ها، اعلامیه‌ها و پوسترها و راه‌های دیگر، برای مطمئن شدن از اینکه همه هموندان باهمستان در جریان آنچه روی می‌دهد قرار گیرند. در این مورد ممکن است که هدف شما هر یک از این موارد و یا ترکیبی از آن‌ها باشد: بسیج کردن مردم و افکار سیاسی، هشدار دادن درباره تهدیدی علیه باهمستان، شرمسار کردن شخص یا نهادی که باعث و بانی آن عمل نامطلوب بوده است و روشنگری در مورد ابعاد غیرقانونی یا غیراخلاقی وضعیت به وجود آمده.
  • برگزاری نشست‌های عمومی برای بحث در زمینه شرایط و ارائه اطلاعات بیش‌تر درباره موضوع به باهمستان.
  • بر پا کردن تظاهرات برای جلب توجه به اقدام نامطلوب و شرمسار کردن بانیان آن.
  • ترکیب دو یا چند روش از روش‌های فوق.

بعضی از شکل‌های احتمالی عمل نامطلوب:

بیش‌تر اعمال نامطلوب با تغییراتی اندک یا زیاد از یک نوع‌ هستند. اغلب اوقات، سیاست‌گذارها، مقام‌ها یا کسانی که کاری را به جریان می‌اندازند هدفشان در واقع این است که مشکلی را حل کنند و برای آن راه‌ حلی بیابند. با این حال، ممکن است که ندانند چه باید بکنند و یا ندانند کاری را که لازم می‌دانند چگونه انجام دهند. شاید هم به دلایل سیاسی، اقتصادی یا مشکلات دیگر راغب یا قادر نباشند که کاری را که باید صورت گیرد انجام دهند. برای مثال، در زمینه مشکل مصرف مواد مخدر آنچه راه‌ حل «بدیهی» پنداشته می‌شود - اینکه اگر مصرف‌کنندگان مواد مخدر را به زندان بیندازیم، مشکل مواد مخدر حل خواهد شد – اغلب به هیچ وجه مشکل‌گشا نیست و یا به جای از میان بردن علت، فقط علائم و آثار وجود مشکل را از میان می‌برد. کسانی که این راه‌ حل‌های کاذب را به اجرا می‌گذارند آدم‌های بدی که به دنبال دردسر باشند نیستند؛ موضوع فقط از این قرار است که آن‌ها دانش یا پیشینه یا بینش لازم را برای شناخت بهتر موقعیت و گرفتن تصمیم‌های درست‌تر ندارند.

  • عمل نامطلوب با هدف گشایش مشکلی خاص یا شرایطی بغرنج انجام شده و چه بسا از سر خیرخواهی بوده اما درک و فهم مشکل غلط بوده است.
  • ممکن است که نهادی دولتی یا خصوصی منافع حقیر خود را بر مصلحت باهمستان ترجیح داده باشد. یک مقام منتخب قانونی را پیاده می‌کند که به نفع حامیان خودش است، یک کارخانه کاغذسازی تصمیم می‌گیرد که ضایعات سمی خود را در رودخانه بریزد، موسسه‌ای علیه گروهی خاص تبعیض قائل می‌شود – این‌ها نمونه‌هایی است که باید با انتقاد همگانی روبه‌رو شوند.
  • گاهی افکار عمومی به دلیل عدم آگاهی از اقدامی حمایت می‌کنند و یا آن را دیکته می‌کنند که به زیان آرمانی خاص یا جمیعت هدف است. مثلا در دهه ۱۹۹۰ در آمریکا وقتی که مناقشه‌ای ملی بر سر اصلاح تامین اجتماعی در گرفته بود، بیش‌تر مردم گمان می‌کردند که بخش عمده بودجه دولت مرکزی به تامین اجتماعی و برنامه‌های دولتی برای مستمری‌بگیران اختصاص دارد، در حالی که سهم این‌ها از بودجه کشور کم‌تر از دو درصد بود. جهل مردم درباره این موضوع منجر به مطالبات برای وضع قانونی شد که به عقیده بعضی مشکل «ولخرجی» در تامین اجتماعی را اصلاح می‌کرد.
  • عملی که راه کم‌ترین مقاومت را در پیش بگیرد، یا اصلا چندان هم عمل محسوب نشود، ممکن است نشانه‌ای باشد از پنهان کردن مشکل. گاه وقتی یک مقام یا دستگاه دولتی کمیسیونی را به «بررسی موضوع» برمی‌گمارد، کارش نمونه‌ای است از چنان عملی. ممکن است که کمیسیون یک سال یا بیش‌تر را صرف این موضوع کند و بعد گزارشی منتشر کند که آن هم در بسیاری از موارد نادیده گرفته می‌شود. درست است که تعیین چنین کمیسیونی خود «نوعی عمل» محسوب می‌شود، اما نتیجه کار کم‌وبیش با بی‌توجهی کامل به موضوع یکی است.
  • عمل ممکن است ابراز نسنجیده تعصب یا یک جهان‌نگری قوم‌گرایانه باشد. پیشنهاد برگزاری یک همه‌پرسی که حقوق هم‌جنس‌گرایان مرد و زن را محدود کند، انتخاب کاریکاتور توهین‌آمیز یک بومی آمریکا به عنوان بخت‌آور تیم فوتبال دبیرستان یا برگزاری «سفره برادری» در زمان ناهار در طول ماه رمضان (ماهی که مسلمانان در طول روز روزه‌دار هستند) نمونه‌هایی است از این نوع عمل.

این نوع اقدام‌ها – و این واقعیت که از نظر شما نامطلوب هستند – ممکن است برخاسته از تفاوت‌های فلسفی عمیق باشند. برای نمونه بسیاری از کسانی که مدافع محدودیت حقوق همجنس‌گراها هستند بر این باورند که بر پایه آموزه‌های دینی حق با آن‌هاست. بسیاری از موضوع‌های بحث‌انگیز دیگر – از قبیل سقط جنین، بودجه‌های نظامی، نقش دین در زندگی عمومی – ریشه در چنین تفاوت‌های فلسفی دارند و بیش‌تر آن‌ها هم با مولفه‌ای عاطفی همراهند که حل کردن آن‌ها را دشوار می‌کند.

این نکته اهمیت دارد که بدانیم چه وقت یک عمل نامطلوب بر زمینه‌های مذهبی، اخلاقی و/یا فلسفی استوار است تا انتقاد خود را از آن بر همان پایه استوار کنیم. اگر انتقاد بر باورهای ریشه‌دار طرف مقابل بتازد و آن‌ها را هدف قرار دهد، احتمالا موثر نخواهد بود. بهترین رویکرد در صورت امکان این است که بگویید سخن شما بر اصول اخلاقی یا دینی مبتنی است که معرف موضعی قوی‌تر است (مثلا در اصول اخلاقی و دینی حرمت جان انسان معمولا مهم‌تر از حرمت دارایی و ملک است.)

چرا از عمل نامطلوب انتقاد کنیم؟

هدف اساسی در انتقاد متوقف کردن یا تغییر دادن عملی است که از نظر شما نامطلوب است. در کنار این هدف اصلی، بعضی دلایل جزئی‌تر نیز برای انتقاد از عمل نامطلوب وجود دارد – و برای یک مورد خاص ممکن است چندین دلیل وجود داشته باشد.

۱.  برای آگاه کردن کسانی که باعث و بانی عمل بوده‌اند، آگاه کردن ناظران یا مردم (یا هر سه آن‌ها) در مورد عمل و پیامدهایش.

انتقاد از یک عمل، در صورتی که هیچ‌ کس نداند در حال رخ دادن است و یا از تاثیرات آن آگاه نباشد، بی‌فایده است.

۲.  برای زیر سوال بردن پیش‌فرض‌های نهان در یک عمل.

آیا فرد یا گروهی از این عمل سود می‌برد در حالی که بهره‌مندی آن‌ها به زیان دیگران تمام می‌شود؟ آیا تضاد منافع وجود دارد؟ چه مبنای منطقی در پس انتخاب این نوع عمل وجود داشته است؟ پاسخ‌ پرسش‌هایی از این دست اغلب دلایل راستینی را که در پس یک عمل بوده است آشکار می‌کند، چه آن عمل مغایر با منافع مردم بوده باشد و چه به بعضی از جنبه‌های مهم موضوع بی‌توجه بوده باشد.

۳.  برای اصلاح اطلاعات نادرست یا ناقص.

این اطلاعات ممکن است در مورد شما یا آرمان شما باشد یا ممکن است که صرفا اطلاعاتی نادرست در مورد موضوع باشد. در هر صورت همین اطلاعات ممکن است یکی از دلایلی باشد که عمل صورت گرفته است، و از این رو اگر می‌خواهید جلوی آنچه را که رخ می‌دهد بگیرید یا آن را تغییر دهید باید این اطلاعات را تصحیح کنید.

۴.  برای روشن کردن این نکته که چه اشکالی در عمل وجود دارد.

این پرسش که «چه اشکالی وجود دارد» شاید موارد متعددی را در بر بگیرد. بعضی از موارد محتمل عبارتند از:

  • عمل ممکن است مبتنی بر فرض‌های غلطی بوده باشد. مثلا شاید شرایط بد فهمیده شده‌ است، یا تصوراتی که درباره نحوه اصلاح یا تغییر وضعیت وجود داشته نادرست بوده‌اند.
  • به‌خوبی تاثیرگذار نیست. شاید تحقیق نشان دهد که این رویکرد کم‌اثر یا بی‌اثر است. یا ممکن است شما به تجربه بدانید که عمل مورد بحث به شکل نادرستی به موضوع پرداخته است؛ مثلا مداخله‌گری که بدون توجه به نوع جمعیت هدف یا پیامدهای ناخواسته آن طراحی شده باشد.
  • بیش از حد گران است یا به صرفه نیست. گاهی هزینه‌ها مالی است و گاه غیرمالی است و با توجه به خطرات یا درد و رنج انسانی که به بار می‌آورد یا مشکلات تدارکاتی که پدید می‌آورد سنجیده می‌شود، مثلا بی‌توجهی به اختلالی که بر اثر این عمل در زندگی مردم پدید می‌آید و نمونه‌هایی از این قبیل.
  • ممکن است عمل آشکارا در خدمت منافع شخصی باشد، و منافع کسانی را تامین کند که آن را انجام داده‌اند و غالبا هم به هزینه دیگران. مثلا مورد سیاستمداری که اعمال نفوذ می‌کند تا یک قرارداد دولتی به شرکتی سپرده شود که همسرش آن را می‌گرداند، یک نمونه کاملا روشن است.
  • ممکن است که عملا به دیگران آسیب برساند – این آسیب ممکن است جسمانی، اقتصادی، سیاسی یا از انواع دیگر باشد. برای مثال، روشی در صنعت که تندرستی انسان‌ها را به خطر بیندازد یا یک طرح تقسیم‌بندی مجدد که عامدانه گروهی خاص را از حقوقشان محروم کند، هر دو قابل انتقاد هستند.
  • ممکن است غیراخلاقی یا کاملا غیرقانونی باشد. شاید با گروهی دیگر توافق کرده باشید که به این یا آن شرط، عمل خاصی را انجام بدهید یا ندهید، ولی آن گروه بر اساس توافق عمل نکند، حتی به رغم آنکه شما وعده خود را به آن‌ها به جا آورده باشید؛ یا ممکن است طرفی دانسته قانون را نقض کند، با این امید که به دام نخواهد افتاد.

۵. برای توضیح دادن و ترویج کاری که باید به جای آن عمل صورت بگیرد.

وقتی از عملی به عنوان نامطلوب انتقاد می‌کنید، تلویحا به معنی آن است که اقدامی مطلوب‌تر وجود دارد. این وظیفه شماست که نه فقط از عمل فعلی انتقاد کنید، بلکه اقدامات جایگزین را هم شرح بدهید و بگویید که چرا گزینه‌های دیگر از آنچه اکنون صورت می‌گیرد بهتر هستند؛ همچنین باید از جایگزینی این گزینه‌ها دفاع کنید.

۶.  برای جلب پشتیبانی

ممکن است که انتقاد شما بر وضعیت فعلی تاثیر آنی بگذارد یا نگذارد؛ اما می‌تواند در شکل دادن مخالفت با روند فعلی و پشتیبانی از روندی جایگزین یا طرح پیشگامانه شما یا جمعیت هدف موثر واقع شود و نیز علیه کسانی که عامدانه به اقدامی زیانبار، غیراخلاقی یا غیرقانونی دست زده‌اند تاثیرگذار باشد.

چه کسی باید از عمل نامطلوب انتقاد کند؟

در کل اگر انتقاد از جانب منبعی موثق و قابل‌ اعتماد مطرح شود که مطلع و بی‌طرف به شمار آید، احتمال اینکه پذیرفته و باور شود بیش‌تر خواهد بود.

با این حال، می‌توانید کسانی را فرا بخوانید که در این زمینه باتجربه هستند و به شرافت و درستی شهره‌اند. این افراد ممکن است از اعضای جمعیت هدف باشند، یا کسانی که در زمینه موضوع با جمعیت هدف کار کرده‌اند (مثلا متخصصان پزشکی)، سیاست‌گذاران و مقام‌های دولتی، متخصصان و پژوهشگران در آن رشته، یا شهروندان معمولی که به دلیل شرافتمندی و بی‌طرفی‌شان مورد احترام دیگران هستند – یا حتی بهتر خواهد  بود اگر چند نفر از همه این گروه‌ها یا همه آن‌ها را برای نقد فرا بخوانید. این افراد هر که باشند، می‌توانند در بیان انتقاد از عملی که مغایر با هدف‌های ترویج‌گری شماست موثر واقع شوند.

نهادهای ناظر و کنشگران اگر در کل به داشتن دقت و انصاف شهره باشند، می‌توانند منتقدان درخور اعتمادی باشند. اما اگر به داشتن اغراض سیاسی یا مسلکی زبانزد باشند، مردم اظهارات آن‌ها را به دیده تردید می‌نگرند. اگر قرار است که شما انتقادی را مطرح کنید، نخست ببینید که دیگران شما را چگونه می‌شناسند و آیا احتمال دارد که برای سخنتان اعتبار قائل شوند. اگر چنین نیست فرد دیگری را بیابید تا انتقاد شما را و تلاشتان را در زمینه آرمانتان به گوش دیگران برساند.

اینکه چه کسی ممکن است برای شما تاثیرگذارترین سخنگو باشد، هم بستگی دارد به شرایط و هم کسانی که می‌کوشید پیام خود را به گوششان برسانید. بیش‌تر مردم معمولا وقتی انتقاد از زبان کسانی بیان شود که در موقعیتی متفاوت از موقعیت آن‌ها باشند خوش‌بین نیستند. گذشته از این، اغلب مردم، شاید به درستی، بر این عقیده‌اند که باورمندان سرسخت به یک مرام یا نظریه خاص اغلب به نفع مسلک اعتقادی خود دروغ می‌گویند یا حتی خودشان را فریب می‌دهند تا واقعیت را جور دیگری ببینند و ارائه دهند. مشکل می‌توان فهمید که چه وقت سخنشان دقیق و موثق است و چه وقت صرفا در جهت حمایت از موضع خود سخن می‌گویند.   

مردم به انتقاد کسانی که مثل خودشان باشند بهتر واکنش نشان می‌دهند، کسانی که به دسته‌بندی خاصی منسوب نیستند و درخور اعتماداند یا درخور اعتماد به نظر می‌رسند. کسانی که دلیلی برای پشتیبانی از عمل مورد انتقاد دارند از جمله منتقدان باورپذیر محسوب می‌شوند (به همین دلیل است که در آگهی‌های ضد مصرف دخانیات سیمای کسی را می‌بینیم که پیش‌تر سیگار مارلبرو را تبلیغ می‌کرد و خود بر اثر سرطان ریه ناشی از مصرف سیگار درگذشت.) همچنین افرادی که مورد ستایش مردم هستند از جمله فضانوردان، چهره‌های ورزشی و شماری دیگر از اشخاص سرشناس هم معمولا از اعتبار برخوردارند. مثلا مایکل جردن اگر به جای تبلیغ کفش نایکی‌ برای کارزاری در ارتباط با حفظ محیط زیست یا مقابله با ایدز تبلیغ می‌کرد شاید حرفش به همان اندازه خریدار داشت.

چه هنگام باید از عمل نامطلوب انتقاد کنید؟

انتقاد واقعی از کنش نامطلوب چهار رکن دارد: زمان‌بندی (چه وقت انتقاد کنید)؛ شدت (انتقاد شما چقدر باید شدید باشد و تا چه حد علنی و رسا بیان شود)؛ محتوا (چه می‌گویید)؛ لحن (انتقاد خود را چگونه بیان می‌کنید – از شدیدترین لحن نظیر «مخالفان اهریمن مجسم هستند» گرفته تا ملایم‌ترین مانند: «ما کم‌وبیش در یک مسیر هستیم، فقط لازم می‌دانیم تغییراتی جزئی صورت بگیرد»، کدام را انتخاب می‌کنید.) این بخش از این گفتار به موضوع زمان‌بندی اختصاص دارد. سه رکن دیگر را در بخشی با عنوان «چگونه از عمل نامطلوب انتقاد می‌کنید؟» مطرح خواهیم کرد. اگرچه بر آن شدیم که این گفتار را بر پایه این چهار رکن اصلی تنظیم نکنیم، ممکن است که آشنایی با آن‌ها برای استفاده کنندگان از جعبه ابزار راهی آسان برای بررسی موضوع باشد.

رهنمودهایی برای زمان‌بندی انتقادتان:

بهترین زمان برای انتقاد از کنش نامطلوب پیش از رخ دادن آن است. همانطور که در مثل می‌گوییم علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. از این رو، غالبا جلب توجه مردم به احتمال بروز آسیب در صورت انجام یک عمل، بهترین راه جلوگیری از آن است. با ملاحظه دقیق بحث‌ها و رفتار سیاست‌گذاران و نیز توجه کردن به مخالفان خود در باهمستان و دیگرانی که می‌توانند دست به اقدامی نامطلوب بزنند، می‌توانید پی ببرید که چه هنگام ممکن است آن‌ها تصمیم‌های نادرستی بگیرند و در این صورت می‌توانید به موقع علیه تصمیم‌های احتمالی آن‌ها وارد عمل شوید.

شوربختانه، انتقاد پیشگیرانه حتی اگر هشیار و گوش‌ به‌ زنگ باشید همواره میسر نیست – غالبا وقتی از تصمیم‌های نادرست مطلع می‌شویم که دیگر کار از کار گذشته است. افزون بر آن، انتقاد پیشگیرانه همیشه هم موثر نیست: گاه بدون توجه به آن دست به عمل می‌زنند.

چه بتوانید عمل نامطلوب را پیش‌بینی کنید و چه نتوانید، سرعت‌عمل در واکنش نشان دادن مهم است. اگر از عهده شما خارج است که مانع عملی بشوید، دست‌ کم می‌توانید در اسرع وقت به آن اعتراض کنید. اگر واکنش خود را به تاخیر بیندازید، بیش‌تر مردم با آنچه رخ داده شده کنار می‌آیند و آن را به عنوان بخشی از واقعیت می‌پذیرند. دگرگون کردن چیزی که در حال روی دادن است بسیار دشوارتر از تغییر دادن چیزی است که تازه آغاز شده و هنوز فرصت آن را نیافته که در خودآگاه باهمستان جایی پیدا کند.

وقتی یک ترفند نامطلوب که تاکنون در خفا مانده، فاش می‌شود، بی‌درنگ واکنش نشان دهید. اگر عملی غیرقانونی یا غیراخلاقی باشد و یا بیم آن برود که احساسات عده کثیری را جریحه‌دار کند، کسانی که آن را عملی کرده‌اند غالبا می‌کوشند که آن مسکوت بگذارند. وقتی چنان اطلاعاتی فاش می‌شود، واکنش مناسب شما به آن باید فوری و پرسروصدا باشد.

وقتی مردم پی بردند که پلیس در بسیاری از مناطق به طور رسمی در پرونده‌سازی نژادی علیه افراد دست دارد – به عبارت دیگر، جلوی هموندان گروه‌های خاصی، به‌ویژه آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار را به صرف «ظن بردن» می‌گیرد و اغلب باعث آزار و اذیتشان می‌شود، بسیاری از سازمان‌ها به شدت علیه این رفتارها اعتراض کردند، رسانه‌ها این موضوع را برجسته ساختند و در نهایت اعلام شد که این رفتار مغایر با قانون اساسی است.  

وقتی که به شواهد – یا شواهدی تازه – درباره ماهیت نامطلوب عمل دست یافتید، صدای خود را به گوش دیگران برسانید. به عنوان یک ترویج‌گر شاید از همان آغاز کوشیده باشید که مانع این عمل شوید، یا ممکن است که در آن هنگام متوجه ایراد آن نشده باشید. اگر اطلاعات تازه باعث آشکار شدن ماهیت ناخوشایند عمل بشود، از این اطلاعات برای اعتراض به آن بهره بگیرید.

هر گاه که زمان عامل مهمی باشد و عدم مخالفت با عمل به آسیب‌ دیدن دیگران منجر شود، باید فورا زبان به انتقاد گشود. اگر احتمال این برود که بر اثر عمل، باهمستان یا گروهی خاص از مردم آسیب ببینند – مثلا بر اثر دور ریختن زباله‌های صنعتی یا حذف یک برنامه غذایی مفید برای کودکان – باید پیش از آنکه خطر جدی شود اقدام کنید.

در هر فرصتی که به دست می‌آورید اعتراض کنید تا آنکه ورق را به کلی برگردانید. وقتی انتقاد خود را به جریان می‌اندازید باید آن را تا هر زمان که لازم است و تا هنگامی که تغییر ضروری حاصل شود، ادامه دهید؛ ترویج‌گری یعنی همین.

ممکن است مقطعی باشد که از آن به بعد انتقاد از کنش نامطلوب چندان امیدوارکننده به نظر نرسد. برای مثال، در آمریکا رای دادگاه عالی یا تصویب قانونی که کنش مورد اعتراض شما را نهادینه می‌کند، ممکن است مقاومت بیش‌تر در برابر موضوع را بی‌ثمر کند. در این حالت می‌توانید همچنان به انتقاد و تلاش برای دگرگون کردن شرایط ادامه دهید، اما احتمال موفقیتتان تا حد زیادی بستگی خواهد داشت به فضای اجتماعی و سیاسی حاکم.

چگونه از عمل نامطلوب انتقاد می‌کنید؟

پیشاپیش تحقیق و بررسی کنید. به عنوان ترویج‌گر باید از تازه‌ترین اطلاعات مربوط به موضوع مورد نظرتان و وضعیت باهمستان خود آگاه باشید، مگر آنکه خود کنش نامطلوب باعث شروع فعالیت ترویج‌گری شما بوده باشد. این بدان معناست که:

  • باید قانون‌ها و سیاست‌های مربوط به موضوع و کنشی که مورد انتقاد شماست را بشناسید. ممکن است که کنش تحت کنترل درآید، یا برخلاف روال یا رویه پذیرفته‌شده پیش رود و یا غیرقانونی باشد. اگر در این زمینه پژوهش و کندوکاو کرده باشید، این‌ها را می‌دانید.
  • از پیشینه موضوع آگاه شوید. باید درباره تاریخچه موضوع در کل و چند و چون وضعیت فعلی آن به طور خاص آگاه باشید و از جمله باید بدانید که چه چیز منجر به این اقدام شد و چه کسی تصمیم به اجرای آن گرفت.
  • از پژوهش‌هایی که در مورد موضوع صورت گرفته مطلع باشید، تا انتقاد شما مستند و محکم باشد و بتوانید گزینه‌های معقولی به جای آن پیشنهاد کنید.
  • باهمستان را بشناسید. هم‌پیمانان شما چه کسانی هستند؟ مخالفان شما چه کسانی هستند؟ عقیده اکثریت در این مورد چیست؟ واکنش احتمالی باهمستان چیست؟

انتقاد خود را روشن و مشخص کنید. این امکان را برای مخالفان خود فراهم نکنید که با ایرادهای بی‌اساس استدلال شما را بی‌اثر کنند. دقیق و مشخص بگویید که ضعف کار در کجاست و چرا، و چه چیز باید عوض شود و نتایج احتمالی در صورت چنین تغییری چه خواهد بود. انتقاد خود را به زبانی بیان کنید که مخاطبان مورد نظرتان بتوانند بفهمند. برای این منظور شاید لازم باشد که از انگلیسی ساده و سلیس یا زبان‌های دیگر، بسته به اینکه زبان مخاطبان شما چه باشد، استفاده کنید.

استدلال‌های خود را تقویت کنید. شاید همیشه نتوانید بی‌چون و چرا ثابت کنید که حق با شماست، اما باید هر زمان که می‌توانید بکوشید این کار را بکنید. وقتی چنین چیزی میسر نباشد انواع دیگری از شواهد و استدلال‌ها هست که می‌توانید به کار برید.

  • هر جا که شواهد و اسناد قوی در دسترس باشد – از جمله اطلاعاتی راجع به عملکرد گذشته، وعده‌هایی که علنی داده شده، عکس‌ها و فیلم‌های ویدیویی از رفتارهای غیرقانونی یا ناپذیرفتنی – آن‌ها بیابید و ارائه دهید.
  • گاهی هیچ اسناد قاطعی وجود ندارد. مناسب بودن عمل هم ممکن است جای بحث داشته باشد؛ و یا ممکن است تجربه یا نظریه‌ای در دفاع از سخن خود داشته باشید که نشان بدهد حق با شماست، اما «مدرک» تلقی نمی‌شود. در این مواقع می‌توانید برای دفاع از انتقاد خود از نظرهای کارشناسان، شهادت دست‌ اول کسانی که تحت‌ تاثیر آن عمل قرار گرفته‌اند و/یا شواهد روایی غالب استفاده کنید.

شواهد روایی (در انگلیسی evidence anecdotal) در موارد جداگانه به مطالبی گفته می‌شود که نشان‌دهنده نکته‌ای خاص در زمینه یک موضوع باشد. در انگلیسی واژه روایت/حکایت (anecdote) همان معنی را دارد که از ظاهر کلمه‌اش برمی‌آید: داستان‌های موردی خاص. این داستان‌ها الزاما گواهی بر یک حقیقت مطلق نیستند. برای مثال اگر زنی در محله ما سر اداره تامین اجتماعی کلاه می‌گذارد و به آن‌ها دروغ می‌گوید به این معنا نیست که همه افراد تحت پوشش این نهاد کلاهبردار و دروغگو هستند. ما نمی‌توانیم فقط به این دلیل که در یک بیمارستان پای سالم بیماری را اشتباهی قطع کرده‌اند، نتیجه بگیریم که همه بیمارستان‌ها سهل‌انگارند و اصول ایمنی بیمار را رعایت نمی‌کنند.

با این حال، این واقعیت که شواهد روایی چیزی را ثابت نمی‌کنند از قدرت و تاثیرگذاری آن‌ها کم نمی‌کند. برای بسیاری از مردم – حتی شاید برای اکثریت مردم – این نوع شواهد قانع‌کننده‌تر از شواهد محکم‌تر و معتبرتر است و به همین دلیل ذکر این نوع شواهد در انتقادتان ممکن است مفید باشد.

اما شواهد روایی غالب ماجرای دیگری دارد. برای مثال، اگر ده‌ها هزار نفر ادعا کنند که پای سالمشان اشتباهی قطع شده یا کلیه‌ سالمشان اشتباهی برداشته شده، آن وقت می‌توان عملکرد بیمارستان را در کل زیر سوال برد. اگر درست پس از شروع اصلاحات تامین اجتماعی، صدها خانواده در شهر خیابان‌خواب شوند، آن وقت می‌توان کم‌وبیش با اطمینان گفت که نظام تامین اجتماعی دچار کاستی و نقص است.

اگر قصد دارید که از شواهد روایی استفاده کنید، بهتر است که مانند موارد گفته شده غالب باشند. درست است که بسیاری از مردم همان شواهد روایی را هم می‌پذیرند، اما سیاست‌گذاران به ندرت بر اساس این شواهد اقدام می‌کنند، مگر آنکه مستنداتی باشد که این شواهد را تقویت کند و یا خود این شواهد آن قدر قوی باشند که نیازی به مستندات دیگر نباشد.

  • هر جا که اقتضا کند به ارزش‌های کلی استناد کنید، ارزش‌هایی از قبیل: انصاف، عدالت، نزاکت، مسئولیت اجتماعی، قاعده زرین (با دیگران همانطور رفتار کن که می‌خواهی با تو رفتار شود). اگر عمل نامطلوب به حذف خدماتی ضروری منجر شده، یا سلامت یا امنیت بخشی از جمعیت را تهدید می‌کند، یا قشر کم‌توان را مجبور کرده که بار مشکلات اقتصادی و مشکلات دیگر را به دوش بکشد، یا به هر شکلی در تضاد با ارزش‌های رایج است، آن وقت می‌توان در انتقاد از آن به این ارزش‌ها استناد کرد.

موضوع انصاف از موضوع‌هایی است که شاید مشکل‌آفرین باشد، چون هر کس ممکن است تعبیر خود را از آن داشته باشد. مثلا از نگاه سیاستمداران محافظه‌کار این «غیرمنصفانه» است که توانگران جامعه ناگزیر باشند به افراد تنگدست کمک مالی کنند. بسیاری بر این عقیده‌اند که معنی «انصاف» این نیست که همه از یک چیز سهمی کاملا برابر داشته باشند، بلکه باید به هر کس آن چیزی را داد که نیاز دارد. بر پایه این استدلال، غیرمنصفانه نیست اگر در آمریکا برنامه‌هایی به هزینه دولت برای تامین سوخت حرارتی در فصل زمستان به اجرا درآید. بلکه غیرمنصفانه است اگر در ثروتمندترین کشور جهان در تاریخ زندگی بشر، افرادی صرفا به دلیل تنگدستی با خطر یخ‌زدن و مردن بر اثر سرما روبه‌رو باشند.

  • هر زمان که می‌توانید به منطق متوسل بشوید. گاهی یک کنش هیچ توجیه منطقی ندارد. اگر بتوانید این نکته را خاطرنشان کنید، اغلب مردم به آن واکنش نشان خواهند داد. برای نمونه، زمانی که رونالد ریگان کوشید مردم آمریکا را متقاعد کند که درخت‌ها بدترین آلوده‌کننده‌ها هستند، طرفداران محیط زیست به راحتی توانستند نشان دهند که سخن او منطقا پوچ است.

در این زمینه لازم است که مخاطبان خود را بشناسید. چیزی که به نظر فردی منطقی است، ممکن است در نظر دیگری پلید و شیطانی باشد. مثلا آنچه به عقیده بعضی حکم «عقل سلیم» محسوب می‌شود، از نظر بعضی دیگر شاید نادانی هولناک به نظر آید. مخاطبان شما کیستند؟ تحصیل‌کرده‌‌اند؟، مذهبی‌اند؟ شهری هستند؟ کارمندند؟ بومی‌تبارند؟ چه صفاتی دارند؟ فرهنگ، سطح تحصیل، باورهای دینی، آگاهی سیاسی (منافع سیاسی که جای خود دارد) و بسیاری عوامل دیگر بر برداشت افراد از آنچه منطقی یا غیرمنطقی می‌دانند تاثیرگذار است. اگر می‌خواهید  برای پیش بردن حرف خود از استدلال منطقی استفاده کنید، باید مخاطبان خود را بشناسید.

گرینه‌هایی روشن، قابل درک و معقول ارائه دهید. اگر بتوانید برای اصلاح اقدامی که مورد بحث شماست، پیشنهادهایی ارائه بدهید، انتقاد شما مشروعیت بسیار بیش‌تری پیدا می‌کند. چه پیشنهاد شما این باشد که صرفا به شرایط پیش از کنش بازگردید، چه تغییر در اقدامی که صورت گرفته یا دست زدن به اقدامی کاملا متفاوت، در هر حال باید طرحی جایگزین و نیز دلیلی محکم در دفاع از آن داشته باشید.  

اگر بتوانید نشان بدهید که گزینه شما شبیه آن چیزی است که مخالفانتان می‌خواهند با این تفاوت که بهتر از آن است، موضع شما قوی‌تر خواهد شد. اگر بتوانید نشان دهید که راه‌ حل شما موثر‌تر و کم‌هزینه‌تر است و به جای آنکه صورت مسئله را پاک کند علت‌ها را هدف می‌گیرد، یا بر شمار بیش‌تری از افراد تاثیرگذار است (یا همه این‌ ویژگی‌ها را داراست)، مخالفان شما به سختی می‌توانند در مخالفت با آن حرفی جدی برای گفتن داشته باشند.

اعلام کنید که آماده‌اید برای تغییر وضعیت با مخالفان خود همکاری کنید. علاوه بر ارائه گزینه‌ها، پیشنهاد همکاری و کمک‌رسانی بدهید. شاید در نهایت به توافق و هم‌پیمانی برسید یا دست‌ کم با هم کار کنید.

فرض را بر این بگذارید که مخالفان شما حسن‌ نیت دارند، مگر آنکه شواهدی داشته باشید که خلاف این را ثابت کند. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، بیش‌تر اقدامات از میل به بهبود وضعیت و یاری رساندن به مردم ناشی می‌شوند، و نه انگیزه‌ای برخلاف این‌ها. به همین دلیل، هر چند هم که اقدام انجام شده به خودی خود دردسرآفرین بوده است، منطقی است که در انتقاد خود از آن به این رهنمودها توجه کنید:

  • در هر موردی که مخالفان شما شایسته تمجید هستند، این تمجید را به زبان آورید. اگر آن‌ها در یافتن راه‌ حلی برای مشکل پیشگام بوده‌اند، اگر بخشی از آنچه انجام داده‌اند موثر بوده یا می‌تواند موثر باشد، اگر نکات خوبی یا ایده‌های جالبی را مطرح کرده‌اند... از به زبان آوردن و تحسین این موارد نترسید. بلندنظری شما باعث می‌شود که آن‌ها نتوانند شما را متهم به نادیده گرفتن عقلانیت و منطق کنند؛ با این کار صداقت خود را نشان می‌دهید و باعث می‌شوید که آن‌ها کم‌تر تدافعی برخورد کنند و به بحث و گفتگو درباره موضوع راغب‌تر باشند.
  • به جای حمله به عامل به خود فعل حمله کنید. از اقدام و نتایج بالقوه آن انتقاد کنید، نه از کسانی که آن را اجرا کرده‌اند. شاید بد نباشد که اذعان کنید مخالفان شما می‌خواسته‌اند آنچه را که درست بوده انجام دهند. این رفتار باعث می‌شود که در صورت متقاعدکننده بودن سخنان شما، آن‌ها راحت‌تر بتوانند از مواضع خود کوتاه بیایند.
  • علیه ایده‌ها سخن بگویید و نه علیه افراد. اگر اقدامی که صورت گرفته بر مبنای عقیده، نظریه یا معلومات ناکافی و چیزی از این دست بوده است، به جای آنکه انگیزه‌ها یا شخصیت کسانی که مسئول بوده‌اند را به باد انتقاد بگیرید، از همین‌ها انتقاد کنید. گفتن اینکه: «این افراد می‌خواسته‌اند که کار خوبی انجام بدهند، اما اطلاعات درست را در اختیار نداشتند» یک چیز است و گفتن این که «این افراد از تهیدستان نفرت دارند» یک چیز دیگر.
  • مخالفان خود را بد و اهریمنی نشان ندهید. هر چه مغرضانه رفتار کنید، نتیجه بدتری می‌گیرید. به علاه وقتی در یک باهمستان باشید ممکن است باز هم ناگزیر شوید با همین افراد کار کنید. همین کسانی که به آن‌ها انتقاد دارید شاید در برنامه و طرحی دیگر دوست و هم‌پیمان شما شوند. حتی در همین مورد فعلی هم وقتی بتوانید آن‌ها را متقاعد کنید که اقدامشان نابه‌جا بوده است شاید به همکاری با شما روی بیاورند. با متهم کردن آن‌ها به خباثت و بدنهادی، آن‌ها را از خود نرانید.

در سیاست اما، این واقعیت ترسناکی است که اگرچه هم سیاستمداران و هم مردم ادعا می‌کنند با حملات شخصی مخالفند، این نوع حملات اغلب موثر واقع می‌شوند. آمار نشان می‌دهد سیاستمدارانی که از تبلیغات تهاجمی استفاده می‌کنند معمولا نتیجه مثبت می‌گیرند؛ اما کسانی که بر اساس موازین اخلاقی و درست عمل می‌کنند، معمولا ضعیف‌تر و بی‌برش‌تر تلقی می‌شوند – یا حتی بدتر، در مورد این افراد می‌گویند آن قدر منزه و بی‌خاصیت هستند که نمی‌توانند مخالفان خود را بدنام کنند. با این همه، در مسائل مربوط به باهمستان، در کل این عاقلانه نیست که برای خود دشمنان قسم‌خورده بتراشید و به چشم کسی دیده شوید که قدرت لجن‌پراکنی به دیگران را دارد. زیرا در آینده و پس از پایان فعالیت ترویج‌گری یا انتقاد علیه اقدامی خاص، ناگزیر خواهید بود که هم با کسانی هدف حمله شما بوده‌اند همزیستی کنید و هم با نام و شهرتی که برای شما به جا مانده به سر برید.

یگانه استثنا در این مورد وقتی است که اقدام صورت گرفته در جهت تامین منافع فرد یا گروهی به هزینه منافع مردم و/یا به قیمت آسیب‌رسانی به دیگران بوده باشد. قوانینی که به نفع حامیان قانون‌گذارانی است که با چشم‌پوشی از پیامدهای اقتصادی این قوانین از آن‌ها پشتیبانی می‌کنند، یا سیاست‌هایی که برای دور نگه داشتن قشرهای ضعیف از قدرت تنظیم می‌شوند نمونه‌هایی هستند از اقدامات و کنش‌هایی که از سر حسن نیت برای حل مشکلات باهمستان یا برطرف کردن معضلات آن صورت نمی‌گیرند. این گونه اقدامات خودخواهانه، غیراخلاقی و اغلب غیرقانونی هستند و برای پیشبرد مقاصد شخصی یا تامین آسایش فردی که دست به اقدام می‌زند، و بدون توجه به تاثیر آن‌ها بر دیگران یا بر کل باهمستان، صورت می‌گیرند. افرادی که باعث و بانی این گونه اقدامات و اعمال هستند باید مستقیما مورد انتقاد قرار گیرند و مسئول و پاسخگو معرفی شوند. در این موارد، ستیزه‌جویی و تهاجمی عمل کردن نه فقط مناسب، بلکه ضروری است.

اما معنی این حرف چیست؟ مثلا آیا کار درستی است که فردی را که مخالف شماست دست بیندازید و او را احمق جلوه دهید؟ آیا ناسزاگویی و استفاده از الفاظ توهین‌آمیز (هر ناسزایی از واژه «متحجر» گرفته تا «پست‌فطرت») درست است؟ آیا در یک نشست علنی شما باید بلند شوید و مقامی را متهم به دروغ گفتن یا دست زدن به رفتاری غیراخلاقی یا غیرقانونی کنید؟ آیا درست است که بروید جلوی خانه آن مقامات و صف اعتراضی تشکیل بدهید؟ پاسخ تمام این پرسش‌ها این است که بستگی به اوضاع و احوال دارد، با این حال مواقعی هست که انجام دادن همه این کارها و استفاده از راهبردهای خصمانه دیگر هم چه بسا به‌جا باشد.

رسانه‌ها را به کار بگیرید و از هر راه ضروری دیگر استفاده کنید تا انتقاد خود را به گوش کسانی که باید آن را بشنوند برسانید. در این مورد هم مثل سایر موارد اگر پیام شما به گوش مخاطبان خود نرسد چندان فایده‌ای نخواهد داشت. بسته به اینکه مخاطبان شما چه کسانی باشند و چه منابعی در اختیار داشته باشید، هر راهی را برای پیام‌رسانی می‌توانید بیازمایید؛ از به راه انداختن یک کارزار تمام‌عیار رسانه‌ای گرفته تا چسباندن پوستر بر دکل مخابرات یا بر در و دیوار مکان‌های عمومی.

ممکن است مجبور شوید که از یک ایستگاه رادیویی اسپانیایی‌زبان بخواهید پیام شما را پخش کند و یا کشیشی را در کلیسای سن استانیسلاس متقاعد کنید که در خطابه‌اش ترجمه پیام شما را برای عبادت‌کنندگان لهستانی این کلیسا ایراد کند. استفاده از شبکه تلویزیونی محلی شاید راهی آسان برای ارتباط با هموندان باهمستان باشد، یا شاید ناگزیر باشید برای ارتباط با تک تک افرادی که باید پیامتان را دریافت کنند به راه‌های دیگری متوسل شوید. در بعضی باهمستان‌ها (برای مثال، در یک دانشگاه) استفاده از یک تارنما یا ایمیل گروهی روشی مطلوب خواهد بود؛ در موارد دیگر شاید بی‌فایده باشد. مواقعی هم هست که تبلیغ شفاهی و گوش به گوش رساندن یگانه راه قابل‌اعتماد برای انتشار اطلاعات است. نخست باید مخاطبان خود را بشناسید و بر اساس آن بهترین شیوه را انتخاب کنید.

وقتی می‌گوییم انتقاد خود را علنی کنید همیشه به این معنا نیست که موضوع را با همه اقشار مردم در میان بگذارید. شاید برای رساندن پیام خود به گوش دیگران نیازی به یک حمله همه‌جانبه نباشد. اگر پخش اعلامیه در یک محله خواسته شما را برآورده می‌کند باید به همان اکتفا کنید. اگر یک ایستگاه رادیویی یا تلویزیونی پیام شما را به مخاطبان دلخواهتان می‌رساند، از همان استفاده کنید. نیازی نیست برای رسیدن به هدف خود جنگی به راه بیندازید و در آن سلاحتان را به کار ببرید؛ گاه می‌توانید صرفا با نشان دادن سلاح‌ به همان هدف دست یابید.

تا وقتی که لازم باشد کار را ادامه دهید. شاید بتوانید که بی‌درنگ اقدام نامناسب را به تعویق بیندازید یا قرار انجام آن را لغو کنید و یا ماهیت آن را تغییر دهید... اما احتمال بیش‌تر این است که نتوانید. در این حالت ممکن است ناچار شوید که به انتقاد ادامه دهید تا زمانی که نتایجی به دست آورید. واقعیت این است که چه بسا در مورد اقدامی به‌خصوص اصلا به هیچ نتیجه‌ای هم نرسید و دستاوردی نداشته باشید، اما این عدم موفقیت نباید به پایان انتقاد یا ترویج‌گری شما منجر شود.

فضای سیاسی و افکار عمومی دستخوش تغییرند، اما این تغییر یک‌شبه روی نمی‌دهد. تغییرات پدیدار می‌شوند به این دلیل که ترویج‌گران از فعالیت بازنمی‌مانند و ماه‌ها یا سال‌های پیاپی به کار خود ادامه می‌دهند. شاید شما هم ناگزیر شوید که به همین شکل عمل کنید.

هدف نهایی هر انتقادی از یک عمل یا اقدام لغو آن یا تغییر دادن آن است تا به شکلی موثر به حل مشکل یا معضلی منجر شود یا زیان آن را متوقف کند. در راه رسیدن به این مقصود ممکن است بکوشید که مردم را از موضوع آگاه کنید، فرضیاتی را که منجر به اقدام شده مورد سوال قرار دهید، اطلاعات نادرست را تصحیح کنید، اشکالات اقدام را مشخص کنید، گزینه‌های دیگر پیشنهاد بدهید و/یا برای دفاع از موضع خود بکوشید حمایت دیگران را به دست آورید. بهترین منتقدان اقدامات نامطلوب کسانی هستند که مطلع و قابل‌اعتماد قلمداد شوند.

وقتی وقوع اقدامی نامطلوب را پیش‌بینی می‌کنید، بهترین زمان برای انتقاد از آن پیش از رخ دادنش است. اگر بتوانید در همان ابتدای کار جلوی آن را بگیرید، بخش عمده‌ای از وظیفه خود را به عنوان ترویج‌گر انجام داده‌اید. اگر امکان پیش‌بینی وجود ندارد باید به محض مطلع شدن از موضوع، بدون ‌درنگ از آن انتقاد کنید. هر چه فاصله زمانی میان شروع یا فاش شدن اقدام و اعتراض شما کم‌تر و کوتاه‌تر باشد، احتمال آنکه مردم به سخنتان توجه نشان دهند بیش‌تر است.

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:08

¿Qué es criticar una acción desfavorable?

Protestar, por lo general públicamente, de que la acción es:

___Bienintencionada, pero está mal concebida.

___Una entidad pública o privada pone sus intereses por delante de los del bien público.

___La acción, estimulada por la opinión pública desinformada, que daña una causa o la población objetivo.

___Acciones que ocultan los problemas al público en general.

___Acciones que son el resultado de prejuicios irreflexivos o una visión etnocéntrica del mundo.

¿Por qué criticar una acción desfavorable?

___Se critica una acción desfavorable principalmente para cancelarla o cambiarla.

En la búsqueda de ese objetivo, usted puede intentar:

___Extender la palabra sobre la situación.

___Cuestionar las suposiciones que hay tras la acción.

___Corregir la información falsa.

___Identificar lo que no funciona de la acción.

___Ofrecer alternativas.

___Obtener apoyo.

¿Quién debería criticar una acción desfavorable?

___Escoja a portavoces considerados bien informados y de confianza, con quien la audiencia pueda identificarse, y los cuales  puedan ser familiares.

¿Cuándo debería criticar una acción desfavorable?

___Prevé la acción desfavorable cuando sea posible, y critíquela antes de que comience.

___Reaccione a la acción desfavorable tan rápidamente como sea posible en todos los casos.

___Haga oír su voz inmediatamente cuando algún aspecto de la acción antes desconocida sale a la luz.

___Proteste cuando nuevas pruebas de la naturaleza desfavorable de una acción surjan.

___Critique inmediatamente cuando sea necesario para prevenir el daño.

___Continúe criticando hasta tener éxito.

¿Cómo criticar una acción desfavorable?

___Investigó al respecto.

___Fue claro y específico en su crítica.

___Apoyó sus argumentos con hechos, con testimonios de expertos y de primera mano, con fundamento en valores comunes, y a la lógica.

___Ofreció alternativas viables.

___Se ofreció para trabajar con tus opositores para mejorar la situación.

___Asumió la buena voluntad de parte de tus opositores si no hubiera ninguna razón para pensar de otra manera.

___Si hubiera alguna razón para pensar de otro modo, atacó como un perro guardián.

___Usó los medios de comunicación y otros canales apropiados para alcanzar a la audiencia objetivo.

___Estuvo preparado para mantener tu crítica a largo plazo.

Examples
pschneider Wed, 03/07/2018 - 14:03

Example: Crowd marches downtown in Lawrence, Kansas, to support detained scientist Syed Jamal

Photo of Naheen Jamal, 12-year-old daughter of Syed Jamal, center, flanked by her friends Elizabeth Anderson, left, and Anna Anderson as they lead a Free Syed Jamal march on Thursday, Feb. 8, 2018 at Lawrence Creates.

Earnest chants filled Massachusetts Street on Thursday as dozens of people marched in support of Syed Ahmed Jamal, a Bangladeshi-born Lawrence scientist who was detained by Immigration and Customs Enforcement on a deportation order after 30 years of residency in the U.S.

Shouts of “Free Syed Jamal” and “Say it loud, say it clear, immigrants are welcome here” rang out as marchers carried signs through downtown Lawrence to raise awareness for a local family that associate pastor Eleanor McCormick of Plymouth Congregational Church said has been “shaken to its core.” Read more.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:32

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۴. ثبت شکایت
Mehrnoosh Thu, 09/05/2019 - 14:19
متن خودآموز
Mehrnoosh Thu, 09/05/2019 - 14:25

ثبت شکایت چیست؟ 

شکایت یک بیانیه رسمی در مورد نارضایتی شما نسبت به یک مسئله است. شما با نگارش و ثبت این متن از دیگران می‌خواهید اقداماتی انجام دهند که شما به تنهایی قدرت انجامشان را ندارید. معمولا همیشه یک شکایت رسمی به شکل مکتوب تهیه می‌شود. 

ثبت شکایت یک تاکتیک ترویج‌گری است که با هدف وادار کردن افراد دارای قدرت تصمیم‌سازی برای انجام اقداماتی در مورد یک مسئله به‌خصوص مورد استفاده قرار می‌گیرد. با استفاده از این تاکتیک شما و گروهتان یک موضع رسمی عمومی حاوی نارضایتی خود در مورد یک مسئله اتخاذ می‌کنید. ثبت شکایت معمولا زمانی انجام می‌شود که دیگر سازوکارهای غیررسمی یا ملایم‌تری که برای رسیدن به هدفتان در اختیار داشته‌اید، به نتیجه نرسیده باشد. 

چرا باید شکایت ثبت کرد؟ 

  • می‌دانید اگر شرایط موجود را بپذیرید، مطمئنا نخواهید توانست مسئله‌تان را حل کنید. 
  • ثبت شکایت اهمیت مسئله و عزم شما برای اقدام در خصوص آن را به دیگران نشان می‌دهد. 
  • ثبت شکایت موجب دیده شدن بیش‌تر سازمان یا گروهتان می‌شود. 
  • وقتی چیزی را مکتوب کنید، نادیده گرفتن‌اش نیز دشوارتر می‌شود. 
  • ثبت شکایت معمولا موجب جلب توجه می‌شود، زیرا هیچ کس نمی‌خواهد رئیس سازمانی باشد که دغدغه‌های مشتریان یا مراجعه‌کنندگانش را نادیده می‌گیرد – چرا که چنین رهبرانی نمی‌توانند مدت طولانی رئیس یک سازمان باقی بمانند. 
  • مهم‌تر از همه، ثبت شکایت می‌تواند به رسیدگی منصفانه به گلایه‌هایتان  بیانجامد و اقدامات مورد نظرتان را محقق سازد. 

چه زمانی باید یک شکایت ثبت کرد؟ 

آیا هر وقت کاری به مسیری که شما می‌خواهید نرفت باید اقدام به ثبت شکایت کنید؟ نمی‌توانید هر زمان که گلایه‌ای داشتید به ثبت شکایت روی بیاورید. نوشتن یک شکواییه خوب و موثر کار زمان‌بری است؛ و گاهی راهکارهای غیررسمی‌تر (برای مثال تماس تلفنی) نیز به همان اندازه می‌توانند موثر واقع شوند؛ بنابراین معمولا بهتر است ابتدا چند راهکار غیررسمی دیگر را برای برآورده کردن خواسته خود امتحان کنید و در صورت شکست به شکایت مکتوب متوسل شوید. 

در ادامه برخی از مواقعی که ثبت شکایت می‌تواند ارزش زحمتش را داشته باشد آورده شده‌اند: 

  • وقتی مسئله برای شما و گروهتان اهمیت خاصی دارد. 
  • وقتی هزینه از آسیبی که به شما وارد شده یا فشار ناشی از نارضایتی‌تان بیش از هزینه ثبت شکایت باشد. 
  • وقتی نیاز دارید اقداماتتان برای همیشه ثبت شوند. 
  • وقتی اقداماتی که دیگران انجام داده‌اند نقض آشکار قوانین یا سیاست‌گذاری‌ها باشد. 
  • وقتی مردم صدمه روحی یا فیزیکی دیده یا در معرض چنین مخاطراتی قرار داشته باشند. 
  • وقتی راهکارهای غیررسمی مانند تماس تلفنی یا مذاکرات غیررسمی نتیجه نداده باشند. 

کجا باید شکایتتان را ثبت کنید؟ 

فرض کنید یک روز عصر به رستوران شیکی می‌روید و گارسون رفتاری به شدت زشت با شما دارد. اگر شکایت خود را به گارسون بنویسید احتمال اینکه او از شما معذرت خواهی کند یا شیوه مدیریت رستوران را تغییر دهد، خیلی کم است. اما اگر شکواییه خود را خطاب به صاحب آن رستوران بنویسید تاثیر بالایی خواهد داشت و احتمال دریافت پاسخ مناسب نیز بیش‌تر است. 

نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که مالکان یا رؤسای سازمان‌ها چیزهای بیش‌تری برای از دست دادن دارند که موجب می‌شود شکایت‌ شما را بیش‌تر جدی بگیرند. این مسئله ممکن است بر سابقه و شهرت آن‌ها تاثیر بگذارد، در حالی که برای کارکنان سطح پایین این کار تنها یک شغل است. همچنین معمولا کارکنان رده پایین قدرت کمی برای ایجاد تغییرات مورد نظر شما دارند؛ یک مدیر اجرایی عالی‌رتبه می‌تواند کارهایی که برای پاسخ به خواسته‌های شما ضروری است محقق سازد. 

بنابراین، قاعده اول ثبت شکایت این است: شکایتتان را خطاب به مقامات بالا بنویسید. 

این یعنی ممکن است لازم باشد کمی تحقیق کنید تا دریابید چه کسی در مورد این مسئله تصمیم‌گیر است. ممکن است یک فرد تصمیم‌گیرنده باشد. یا شاید یک نهاد اداری این کار را می‌کند. وقتی نامه را می‌نویسید حتما آن را خطاب به یک شخص معین بنویسید. نامه‌های کلی یا غیرشخصی اغلب نادیده گرفته می‌شوند. این نوع نامه‌ها به اندازه یک نامه شخصی نمی‌توانند جلب توجه کنند و پاسخ به همراه بیاورند. 

بسته به شرایط، می‌توانید نسخه‌هایی از شکایت و اسناد پیوست آن را برای دیگر طرف‌هایی که در این زمینه مسئولیت دارند ارسال کنید، مانند: سازمان‌های تجاری، رسانه‌های محلی، گروه‌های حمایت از مصرف‌کنندگان، یا حتی شرکت‌های حقوقی و دادستانی.این کار معمولا نفوذ شما را نزد دریافت کننده شکایت بیش‌تر می‌کند. 

یک استثنا برای این قانون زمانی است که شما شخصا مسئول رسیدگی به شکایات را می‌شناسید، و/یا با شناختی که از آن فرد دارید می‌دانید که او به موضوع به شکل منصفانه‌ای رسیدگی خواهد کرد. 

چگونه باید شکایت تهیه کرد؟ 

اگر بر اساس این دستورالعمل حرکت کنید می‌توانید مسیر درستی را طی کنید: 

باید بدانید که شکایت خود را خطاب به چه کسی تهیه کنید. 

شما می‌خواهید شکایت خود را به دست تصمیم‌گیرانی برسانید که قادر به انجام کاری برای شما باشند. نه تنها دانستن عنوان و آدرس‌های این افراد به شما کمک می‌کند بلکه اگر امکانش را دارید در مورد آن‌ها اطلاعاتی نیز کسب کنید. چه کسانی‌اند؟ چه می‌کنند؟ و اگر چیزهایی در مورد شیوه برخورد آن‌ها با شکایت‌ها در گذشته بدانید که بسیار بهتر هم خواهد بود. 

باید بدانید که شکایتتان چه قالبی باید داشته باشد. 

اگر می‌خواهید نزد یک سازمان بزرگ ثبت شکایت ‌کنید – به‌ویژه یک سازمان عمومی بزرگ مانند کمیسیون مصرف‌کنندگان یا مقامات مربوط به مسکن – آن سازمان حتما یک روند ثبت شکایت مشخص دارد. این سازمان‌ها ممکن است برای خود فرم‌های مشخصی داشته باشند که باید آن‌ها را پر کنید و مدارک معینی نیز ارائه کنید. پیدا کردن این روندها وظیفه خود شما است. 

چگونه باید بفهمید که آیا روندهای مشخصی برای ثبت شکایت وجود دارد یا نه؟ از کسی که تجربه کار با آن سازمان را دارد سوال کنید یا مستقیما به آن سازمان زنگ بزنید و از آن‌ها بپرسید. اگر تصمیم گرفتید خودتان به آن‌ها زنگ بزنید، فعلا لازم نیست نام و دلیل تماستان را بگویید، چون ممکن است نخواهید دست خود را رو کنید. 

اما اگر روندهای معینی برای این کار در نظر گرفته نشده است – و اغلب حتی اگر چنین روندهایی هم باشد – می‌توانید از گام‌های زیر برای تهیه یک شکایت استفاده کنید: 

باید بدانید که می‌خواهید شکایتتان به چه نتیجه‌ای منتهی شود. 

می‌خواهید شاهد وقوع چه چیزی باشید؟ اگر تنها بخواهید عصبانیتتان را خالی کنید، ممکن است کمی احساس بهتری به شما دست بدهد ولی ‌هدف و نتیجه‌ای برای شما نخواهد داشت. اگر از همان ابتدا به طور شفاف بدانید دنبال چه چیزی هستید، بهتر خواهید دانست که چه می‌خواهید بنویسید و نامه‌تان نیز تاثیرگذارتر خواهد بود. 

متن شکایت را بنویسید و اصلاح کنید. 

حالا اجازه دهید که کار نوشتن شکایت را شروع کنیم. پنج مولفه اصلی باید در آن گنجانده شود: 

  • هدف خود را ذکر کنید. متن را طوری شروع کنید که خواننده بفهمد این یک شکایت رسمی است. در این مورد حاشیه نروید. هدفتان را مستقیم پیش روی خواننده قرار دهید. 
  • دلایلتان را ذکر کنید. به طور مشخص دلایل خود را برای ثبت این شکایت بیاورید. از چه چیزی شکایت می‌کنید؟ مفاد اصلی شکایتتان چیست؟ چه رویدادهایی به طور معین رخ داده است؟ 
  • اهمیت آن را ذکر کنید. به مخاطب شکایت توضیح دهید که چرا بنا به دلایلی که ذکر کردید، اکنون ثبت یک شکایت رسمی از نظر شما موجه به نظر می‌رسد. شما یا دیگران چه خسارتی متحمل شده‌اید؟ به چه کسی و چگونه آسیب رسیده است؟ چه قوانین یا روندهایی ممکن است نقض شده باشد؟ 

افراد اغلب مایل به شکایت نیستند و شما هم می‌توانید وقتی شکایتتان را می‌نویسید نیز بی‌میلی خود برای ثبت شکایت اشاره کنید. اما دلایل شما آنقدر مهم و قوی هستند که شما را به این کار واداشته‌اند. در این صورت آن دلایل را نیز در نامه به طور شفاف بگویید. 

  • درخواست خود را ذکر کنید. درخواست خود را به صورت مشخص بیان کنید. می‌خواهید دریافت کننده این شکایت چه اقدام یا اقدامات مشخصی انجام دهد؟ آیا درخواست اجرای یک قانون مشخص را دارید؛ آیا درخواست بازپرداخت پولتان یا دیگر انواع خسارت‌های مالی را ثبت کرده‌اید؛ آیا یک بیانیه عمومی می‌خواهید؟ یا خواست دیگری است؟ شفاف و واضح در این مورد بنویسید. 
  • درخواست پاسخ کنید. درخواست کنید که به صورت مکتوب تا یک تاریخ معین به شما پاسخ داده شود. این درخواست هم جدیت قصد شما را نشان می‌دهد و هم احساس مسئولیت دریافت کننده نامه نسبت به اقدام در مورد درخواستتان را بیش‌تر می‌کند. 

ارائه استدلال به قانع ‌کننده‌ترین شکل ممکن 

گام‌ها و مولفه‌هایی که پیش از این در خصوص نوشتن یک نامه شکایت تاثیرگذار، آورده شد به شما در تهیه یک شکایت موفق کمک می‌کند. اما هنوز در مورد چگونگی نوشتن یک نامه قانع ‌کننده چیزی نگفته‌ایم. وقتی یک نامه می‌نویسید باید چه نوع استدلال‌هایی استفاده کنید؟ برخی از استدلال‌ها قانع کننده‌تر هستند. به طور کلی احتمال قانع شدن دریافت کننده نامه زمانی بیش‌تر می‌شود که بتوانید به او نشان دهید اقدامی که از آن شکایت دارید، ویژگی‌های زیر را دارد: 

  • غیرقانونی بودن (یک قانون معین نقض شده است) 
  • در تعارض با سیاست‌گذاری‌ها یا توافق‌های موجود است 
  • با عملکردهای پیشین تناسب ندارد 
  • با منافع دریافت کننده شکایت تناسب ندارد 
  • با تصویری که دریافت کننده شکایت می‌خواهد از خود ارائه کند، همخوانی ندارد
  • می‌تواند مردم را در معرض خطرات بیش‌تری قرار دهد 
  • موجب وارد آمدن صدمات مشخصی به مردم شده است (به خصوص صدمات جدی یا صدماتی به تعداد زیادی از مردم)
  • می‌تواند به مجازات‌های قضایی، مالی، و غیره برای سازمان او بیانجامد 
  • می‌تواند شهرت منفی برای سازمان او به همراه بیاورد 
  • می‌تواند در آینده منجر به از دست دادن رای مردمی یا دیگر انواع حمایت عمومی برای او شود (این به‌ویژه برای سازمان‌های عمومی حائز اهمیت است) 

گاهی ممکن است برای یک وضعیت مشخص از دو یا چند مورد از این موارد استفاده کنید. در شکایت خود از همه این موارد استفاده کنید (اما دقت داشته باشید که زیاد او را تحت فشار قرار ندهید و او را «منکوب» نکنید). هنگام استفاده از هر یک از این استدلال‌ها، دلایل خود را در تایید آن بیاورید. 

نکات دیگری برای نوشتن یک نامه شکایت موفق 

  • شکایت‌نامه باید کوتاه باشد. باید یک یا حداکثر دو صفحه بنویسید مگر این‌که دلایل خوبی برای طولانی‌تر کردن آن داشته باشید. اغلب افراد وقت زیادی ندارند که برای خواندن نامه شما صرف کنند، و علاقه‌ای هم به دانستن همه جزییات ندارند. پس بر موضوعات اصلی و تصویر کلی ماجرا تمرکز کنید. اگر می‌خواهید مدارک مرتبط را نیز به آن بیافزایید (دریافت کنندگان، قراردادها، مکاتبات قبلی)، این کار را به صورت جداگانه و در قالب ضمایم انجام دهید. 
  • اطمینان حاصل کنید که گیرنده نامه می‌داند شما چه کسی هستید و چه ارتباطی با شکایت دارید. اگر شخص شناخته شده‌ای هستید یا یک مشتری وفادار بوده‌اید از ذکر اعتبار و ویژگی‌های خود خجالت نکشید. و مطمئن شوید که دریافت کننده می‌داند چگونه با شما تماس بگیرد – آدرس و شماره تماس و زمان‌هایی را که در دسترس هستید ذکر کنید. 
  • نشان دهید که از حمایت کافی برخوردار هستید. هرچه حامیان شما بیش‌تر باشند و قدرتشان بیش‌تر باشد بهتر است. اگر یک نفر شکایت کند ممکن است خیلی راحت نادیده گرفته شود و آن را یک استثنا یا حتی یک آدم غیرعادی فرض کنند؛ اما وقتی شکایت‌های متعددی از سوی افراد زیادی ارسال شود نادیده گرفتن آن‌ها دیگر آسان نخواهد بود. چند راه برای انجام این کار، از این قرار است: 
  • از چند نفر بخواهید که شکایت‌ را امضا کنند. 
  • از چند نفر بخواهید که به صورت جداگانه از طرف خودشان شکایت بنویسند. 
  • از قوی‌ترین و شناخته شده‌ترین فرد گروهتان (به چشم دریافت کننده شکایت) بخواهید متن را بنویسد. 
  • از دیگر سازمان‌های مرتبط درخواست حمایت کنید؛ برای مثال نهادهای حمایت از مصرف کنندگان یا دیگر گروه‌های فعال در حوزه ترویج‌گری (مگر اینکه آن ‌ها همان گروه‌هایی باشند که شما در حال ثبت شکایت علیه‌‌شان هستید!) از آن‌ها بخواهید نامه‌هایی از طرف شما بنویسند. 
  • حمایت سیاسی برای خود فراهم کنید مانند حمایت نمایندگان مجالس محلی یا حمایت دفتر دادستانی. از این حامیان بخواهید که با تماس تلفنی یا دیگر انواع  شیوه‌های ارتباطی، کار شما را پیگیری کنند. 
  • مودب باشید. حسن نیت دریافت کننده شکایت در خصوص خودتان را بزرگ‌نمایی کنید. حتی اگر هیچ حسن نیتی ندارد یا خیلی ناچیز است، ولی باز هم این او است که باید به شکایاتی مانند مورد شما رسیدگی کند؛ با ادبیات مودبانه و محترمانه، احتمال رسیدگی منصفانه‌ای به شکایت شما بیش‌تر خواهد شد. (می‌توانید مودب و در عین حال محکم باشید.)
  • از انتقادات بی‌ربط و به‌خصوص حمله شخصی خودداری کنید. (این وجه مقابل مودب بودن است.) چنین انتقاداتی ۹۹.۹ درصد مواقع بی‌ارزش و حتی می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد. حتی از اظهارنظرهایی که ممکن است توهین‌آمیز قلمداد شود نیز پرهیز کنید، چرا که هیچ وقت نتیجه نمی‌دهند. در عوض سعی کنید اظهارات خود را بر اصل شکایتتان متمرکز کنید. 
  • آیا باید از شوخی نیز در شکایت خود استفاده کنید؟ برخی از «کارشناسان» توصیه می‌کنند که کمی از این روش استفاده کنید تا به خواننده نشان دهید شما هم یک فرد معمولی هستید. این روش به شما کمک می‌کند تا بتوانید از ایجاد یک فضای سنگین و ناخوشایند جلوگیری کنید. اما در پاسخ به این سوال باید گفت که این موضوع به گیرنده شکایت و موضوع آن بستگی دارد. اگر برخی افراد دچار بیماری جسمی شده‌اند یا جرائم مشخصی روی داده است، در چنین وضعیتی جوک گفتن کار مناسبی نیست. اما در وضعیت‌های کم‌تر جدی یک یا دو مورد مزاح، شوخی، و جمله محاوره‌ای – که البته شما را هم از فضای جدی شکایتتان منحرف نکند –می‌تواند کمک کننده باشند.  
  • آمادگی خود را برای افزایش ریسک عدم رسیدگی به شکایت بیان کنید. می‌توانید در شکایت‌نامه بگویید در صورتی که اقدام مورد نظرتان تا تاریخ معینی انجام نشود، شکایت خود را نزد مقامات عالی‌رتبه‌تر خواهید برد، و یا اقدامات دیگری انجام می‌دهید که به نفع دریافت کننده نامه نخواهد بود. آیا این موثر خواهد بود؟ ممکن است باشد، ولی میزان تاثیرگذاری آن به چند مسئله بستگی دارد، مانند: میزان آشنایی شما با سطوح دیگر مدیران برای پیگیری شکایتتان، میزان تاثیرگذاری مثبت آن‌ها در رسیدگی به این شکایت، و میزان تاثیرگذاری اشاره به نام آن‌ها بر مخاطب شکایت. 
  • یک کپی از شکایت خود تهیه کنید. نامه‌ها گم می‌شوند، و شما ممکن است بخواهید آن را برای مقامات عالی‌تر ارسال کنید. شما که نمی‌خواهید همه چیز را از صفر شروع کنید؟! 

چگونه باید شکایت خود را پیگیری کنید؟

اگر به چیزی که می‌خواستید نرسیدید، زمان آن است که دوباره خود را سازمان‌دهی کنید. با نگاهی دوباره به شکایتتان ببینید آیا ارزش پیگیری مجدد را دارد؟ شاید داشته باشد که در این صورت برخی از گزینه‌های پیش روی شما از این قرار هستند: 

لحن خود را جدی‌تر کنید 

ممکن است بخواهید پیرو نامه قبلی خود نامه دیگری بنویسید که ادبیات محکم‌تری داشته باشد. منظور این نیست که احساسی یا توهین‌آمیز بنویسید؛ شما به دریافت‌کننده شکایت‌نامه نشان می‌دهید که مسئله شما مهم است و تا زمانی که به شکل رضایت‌بخشی حل نشود از تلاش دست نخواهید کشید.  

مدارک پرونده را محکم‌تر کنید 

آیا همه شواهد موجود را در نامه قبلی خود آوردید؟ شاید بتوانید با ارائه مدارک جزیی‌تر و مشخص‌تر پرونده خود را محکم‌تر کنید. و چنانچه دریافت کننده نامه دلایلی برای انجام ندادن اقدام مطلوبتان ارائه کرده است، در اینجا فرصت خوبی برای ارائه دلایل بیش‌تر دارید که بتواند پرونده شما را قوی‌تر کند. 

روند‌های موجود را بررسی کنید تا راه‌های ثبت شکایت نزد مقامات عالی‌تر را پیدا کنید. 

برخی از سازمان‌ها روندهایی برای ثبت شکایت نزد مقامات عالی‌تر دارند. شاید مجبور باشید تحقیقاتی آغاز کنید تا بفهمید چه کسانی مسئول بالادست افرادی هستند که شکایت اولیه شما را رد کرده‌اند تا یک کپی از شکایت خودتان را نزد آن‌ها ارسال کنید. دستورالعمل‌های بالا را مرور کنید تا مطمئن شوید همه موارد را انجام داده‌اید. 

حامیان بیش‌تر و قوی‌تر پیدا کنید 

می‌توانید افراد دیگری را  که از این مسئله تاثیر پذیرفته‌اند در این کار دخالت دهید – هر چه تعداد این افراد بیش‌تر باشد احتمال نادیده گرفته شدن شما کم‌تر می‌شود. ممکن است بخواهید از برخی افرادی که از قدرت تاثیرگذاری بر تصمیم‌گیران برخوردارند، برای شرکت در این کار دعوت کنید. نمونه‌ای از این افراد اعضای هیات مدیره، یک نهاد قانون‌گذاری، یک شرکت حقوقی، یا یک گروه ترویجگری حامی مصرف کنندگان هستند. 

به طور خاص‌، می‌توانید پایین نامه اسم افراد یا مجموعه‌های مرتبطی را که رونوشتی از نامه برای آن‌ها ارسال کرده‌اید بیاورید. حتی ممکن است رونوشت نامه را برای این افراد نفرستید – تنها اینکه نشان دهید قصد انجام این کار را دارید ممکن است بر تصمیم برخی تاثیرگذار باشد. اگر بخواهید یک کپی برای طرف‌های سومی هم بفرستید می‌توانید یک نامه ضمیمه برای آن بنویسید و در آن وضعیت را شرح بدهید. 

از رسانه‌ها برای اطلاع‌رسانی در مورد شکایتتان و بزرگ‌نمایی‌ آن استفاده کنید 

در اینجا داشتن دوستانی در رسانه‌ها می‌تواند کمک بزرگی برای شما باشد. بسیاری از روزنامه‌ها، تلویزیون‌ها و رادیوهای محلی خط تلفن ویژه‌ای برای رسیدگی به شکایات و مشکلات مصرف کنندگان دارند. شهرت بد می‌تواند منجر به از دست دادن کسب و کار، کاهش حمایت سیاسی، و حتی خشم عمومی فراگیر علیه یک گروه یا سازمان شود. همچنین پوشش رسانه‌ای خوب می‌تواند منجر به جلب همدلی عمومی نسبت به گروه یا هدف شما گردد. 

همه این راه‌کارها می‌توانند به شما کمک کنند. اما اگر شما عمیقا معتقدید شکایتتان مشروع است و بی‌عدالتی صورت گرفته است، گزینه‌ای جز استمرار و پافشاری پیش روی‌تان ندارید. کسانی که توانسته‌اند شکایتی را به نفع خودشان تمام کنند، افرادی بوده‌اند که از پا ننشسته‌اند. 

وقتی به چیزی که می‌خواستید رسیدید از کسانی که به شما در این کار کمک کردند تشکر کنید. ترجیحا این کار را به صورت مکتوب انجام دهید. شما هرگز نمی‌دانید دوباره کی ممکن است به این افراد نیاز پیدا کنید. اما غیر از این، تشکر کردن از این افراد یک کار درست است. 

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:23

Ejemplo #1: Formato general para escribir cartas de queja

Este ejemplo resume las reglas y formato de una carta de queja.

Fecha de hoy

Su nombre

 

Su ciudad, País, Código postal

Sr./Srs./Sra.______________(u otro título) 

Título

 

Dirección de la agencia 

Ciudad, País, Código postal 

Estimado Sr./Srs./Sra.

(Haga que el destinatario sepa que ésta es una carta formal de queja) (Ingrediente #1 )

(Establezca el argumento de su queja de la forma más clara y concisa posible. ¿Por qué se está usted quejando? Evite ser emotivo. Sólo enfóquese a los hechos pertinentes) ( Ingrediente #2)

(Muestre por qué las razones justifican su queja. ¿Qué pérdida sufrió? ¿Qué daños fueron hechos? Dar cantidades, fechas, y cualquier otra información relevante. Use, si es posible, un tono positivo. Cartas de enojo y groseras dan como resultado reacciones negativas y a la defensiva.  (Ingrediente #3)

Especifique las medidas que usted espera que tome el receptor. Si usted cree que el receptor le debe algo, dígalo. Sea muy claro y nada ambiguo en este punto. ( Ingrediente #4)

(Solicite una respuesta por escrito, para una fecha específica. Despídase de una manera amistosa y positiva. Asegúrele al lector que usted cree que él/ella lo ayudará. Haga su carta en una sola hoja, al menos que sea absolutamente necesario hacerla más larga.) ( Ingrediente #5)

Atentamente,

Su nombre (firma arriba )

Anexos (así como copias o correspondencias previas, recibos, etc.)

CC: Si usted le está enviando copias, por mail, a terceros, especifique a quien serán enviadas.

Ejemplo #2: Muestra de una carta de queja bien escrita.

Este es un ejemplo de una carta de queja bien escrita y exitosa  dirigida a una empresa. George Jones, tuvo problemas con un taller de reparación de autos. El trabajo era inferior al nivel normal. El gerente del negocio no quería resolver el problema. George llamó a la Cámara de Comercio local y obtuvo el nombre del dueño del negocio. Luego escribió la siguiente carta:

George Jones

1234 

17 de noviembre, 1999

John Burns
Smitty's Auto Body
1098 3rd Street
Kansas City, KS

Estimado Sr. Burns:

Me dirijo a usted para quejarme por la falta de servicio que he recibido en su taller mecánico el día 10 de noviembre. (Ingrediente #1)

No estoy para nada satisfecho con el trabajo, que hicieron en su taller, con mi camión GMC 1989. El trabajo de pintura es desigual y los escalones siguen notablemente golpeados. Yo pagué la totalidad del dinero para que arreglen estas piezas. (Ingrediente #2)

El gerente de su negocio, Frank Wilson, no ha sido para nada útil en este sentido. El se negó a terminar el trabajo ya empezado, y a darme su nombre. ¿Es esta la manera en la que usted quiere hacer negocios? (Ingrediente #3)

Me gustaría que alguien termine el trabajo o que me restituyan mis $765.58 para poder ir a otro taller. (Ingrediente #4)

Sr. Burns la publicidad de su negocio garantiza 100% de satisfacción. Estoy seguro que usted estará dispuesto a estar a la altura de sus reclamos. Estoy interesado en obtener una respuesta suya dentro de las dos próximas semanas. (Ingrediente #5)

Atentamente,

George Jones1234

Anexos:

Copia del recibo por el trabajo hecho el 10 de noviembre de 1992

 

Copia del acuerdo el servicio original. 5 de noviembre de 1992

CC:

Cámara de comercio de la ciudad de Kansas

 

Asociación nacional de talleres mecánicos

 

Whitley, Jones y Moore

La carta de George es específica, razonable y está bien escrita. Especificó cuál era el problema, y lo que quería exactamente del taller mecánico. La inclusión del “CC” y de una serie de terceras partes relevantes puede haber, también, provocado una pronta atención. Dos semanas después, George recibió un cheque, en el correo, por $765.58 junto con una disculpa del Sr. Burns.

Ejemplo #3: Muestra de una carta de queja mal escrita

Este es un ejemplo, con análisis, de una carta de queja mal escrita, seguida por un ejemplo de una carta bien escrita.

Karen Young, la recién nombrada y algo inexperta, jefa de una coalición de una comunidad, en la ciudad de Cooper, se enteró del plan, que tenía la clínica de salud del condado, de reducir el número de servicios ofrecidos, así como del plan de aumentar las tasas de otros servicios básicos. Enojada, decidió escribir, en nombre de la coalición, para que la clínica sepa cuál es su opinión.

20 de agosto de 1995

Departamento de Salud de la ciudad de Cooper
12 Main Street
Waynesville, MO 60999

Estimado Sr.:

Me dirijo a usted, en nombre de los ciudadanos de la coalición para el cuidado de la salud, de la ciudad de Cooper. Una vez más, está cortando los servicios ofrecidos por su clínica, y planeando aumentar las tasas de los pocos servicios que quedan.

Esto es ridículo. ¿Dónde se supone que iremos para el cuidado de nuestra salud? El hospital más cercano está a más de 70 millas de aquí. Mi esposo acaba de operarse y tenemos una deuda de $10 000. No podemos darnos el lujo de pagar un aumento de cuota.

No espere mantener su trabajo mucho más tiempo, mi primo conoce al hermano del dentista que es el comisario de la ciudad, y cuando se entere de lo que usted hizo, seguramente, lo echará. 

Atentamente,

Directora Karen Young
Coalición de Salud de la ciudad de Cooper

Esta carta carece de los “cinco ingredientes” de una carta de queja, y es por lo tanto, ineficaz.  Esto es sólo pedir una respuesta insatisfactoria, y es lo que se obtiene. Shelly Marks, la directora del departamento de salud (también a cargo de la clínica), puso a su secretaria a escribir  una leve disculpa por los cambios políticos, y le sugirió a la Sra. Young que se ponga en contacto con los representantes de su gobierno.

Karen cometió errores muy graves en su carta:

  • No personalizó la carta “Estimado Sr.” podría estar dirigido a cualquiera, dejando de lado el hecho de que el director del departamento de salud de la ciudad de Cooper era una mujer.
  • Shelly, la directora, no era la encargada de tomar las decisiones cuando se decidió el presupuesto de la clínica. Tenía poca influencia sobre la cantidad de financiación que realmente recibió. Esta decisión vino de quienes están más arriba, en el gobierno.
  • Karen no fue específica sobre qué cambios quería que se hicieran, si los hubiera. Parecería que todo lo que ella quería era quejarse de sus problemas personales. La vida es dura. 
  • Hizo, parte de la carta, un ataque personal, implicando que la directora del Departamento de Salud no podía hacer su trabajo y que pronto sería echada.

Así es como Karen debió haber escrito su carta. En primer lugar, debería haber averiguado el nombre, cargo, y dirección de la persona que toma las decisiones en esta cuestión en particular. Supongamos que era el representante local  para la legislatura estatal. Luego debería haber escrito lo siguiente: (Una copia debería haber sido enviada también a Shelly Marks)

20 de agosto de 1995

David Brenner
Representante del distrito 23
Legislatura estatal de Missouri
Ciudad de Jefferson, MO 01675

Honorable representante David Brenner,

Esta carta es una queja formal sobre los recortes de presupuestos propuestos en la Clínica de Salud de la ciudad de Cooper. Estos recortes son totalmente inaceptables, para los 150 miembros de nuestra coalición, determinado por una reciente votación. (Ver la lista de miembros adjunta) (Ingrediente #1)

El noventa y cinco por ciento de los ciudadanos de Cooper utiliza el Departamento de Salud para sus cuidados generales.  Los cambios propuestos, obligarán a mucha gente, a manejar más de 70 millas para recibir los cuidados necesarios. (Ingrediente #2) El aumento de cuota propuesto, también dejará, al cuidado de la salud, fuera del alcance de muchos de nuestros miembros de la ciudad. (Ingrediente #3)

Entendemos que, en estos tiempos, los cortes presupuestarios son, a veces, necesarios.  Sin embargo, recortando el presupuesto de nuestra clínica, habrá serios impactos negativos en muchos de sus integrantes. Lo impulsamos fuertemente para que restablezca el presupuesto a su nivel original. (Ingrediente #4)

Esperamos, su pronta y favorable acción en este asunto, y su respuesta, antes que esta cuestión se someta a votación. (Ingrediente #5)

Atentamente,

Karen Young
Directora, Coalición para el Cuidado de la Salud de la Ciudad de Cooper

Esta carta se refiere al mismo punto, pero está dirigida a las personas encargadas de tomar las decisiones. Es más profesional,  y es un mucho menos agresiva. Karen es específica acerca de cuál es el problema, y sobre lo que ella y la coalición quieren. La carta está escrita por alguien que aparenta ser razonable. Ella no amenaza a nadie, aunque la amenaza de no ser reelegido se podría leer entre líneas.  Por suerte, Rep. Brenner será capaz de hacer los cambios necesarios.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:12

Antes que presente una queja:

___Usted sabe quién es la persona a quien está dirigida la queja.

___Usted sabe la forma que debería tener la queja.

___Usted es consciente de lo que quiere lograr.

Escribiendo su queja

___Usted especificó claramente su propósito. 

___La razón por la que está haciendo su denuncia es obvia.

___Usted ha demostrado su importancia.

___Usted ha solicitado lo que le gustaría que sucediera.

___Usted ha pedido una respuesta oportuna.

___Su queja es corta y va al grano.

___Usted fue cortés.

___Usted se abstuvo de críticas y ataques personales.

___Usted ha demostrado que tiene apoyo.

___Usted ha determinado la conveniencia del humor.

___Usted está dispuesto a aumentar el tono del reclamo si es necesario.

___Usted tiene una copia de la queja.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:35

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۵. تلاش برای اجرای قوانین و سیاست‌های فعلی
Mehrnoosh Mon, 05/20/2019 - 15:16
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 05/20/2019 - 15:37

موضوع کاملا روشن بود: شرکت محصولات کاغذی پترسون که بیش‌ترین کارمند را در شهر داشت، باز هم فاضلاب کارخانه را به رودخانه می‌ریخت. پس از چند دهه عبور آب بدبوی رودخانه از مرکز شهر پترسون و چند دهه هشدار به ماهی‌گیرها برای پرهیز از خوردن ماهی‌های این رودخانه، بالاخره رودخانه را در ده‌ سال گذشته پاک‌‌سازی کرده بودند. بچه‌ها در رودخانه آب‌تنی می‌کردند و خیلی از ماهی‌های قزل‌آلای این رودخانه سر از میز شام اهالی در می‌آوردند. به لطف قوانین زیست‌محیطی، کارخانه کاغذسازی پسماندش را به نقطه‌ای دیگر حمل می‌کرد و رودخانه دیگر مسیری سرباز برای عبور فاضلاب نبود.

اما حالا انگار یک جای کار می‌لنگید. قانون همان قانون بود. کار شرکت کاغذسازی قانونی نبود، ولی همه دست روی دست گذاشته بودند. گویا نهاد دولتی ناظر بر آلودگی رودخانه قوانین دفع پسماند را اجرا نمی‌کرد.

ائتلاف زیست‌محیطی پترسون که بیش از ده سال پیش در تصویب قوانین دفع پسماند نقش داشت، شدیدا به اوضاع معترض بود. اعضای ائتلاف در جلسه‌ای پرهیاهو تصمیم گرفتند تا دیر نشده برای اجرای قوانین موجود اقدام کنند تا آب رودخانه دوباره سمی نشود.

اعضای ائتلاف اگرچه عصبانی بودند، ولی این را هم می‌دانستند که باید با احتیاط پیش روند. شرکت کاغذسازی وزنه اقتصادی سنگینی در آن ناحیه بود، و بسیاری از شهروندان پترسون در این شرکت کار می‌کردند. هر چند اعضای ائتلاف خواستار توقف دفع پسماند در رودخانه بودند، اما نمی‌خواستند کارخانه تعطیل شود یا تولیدش افت کند. باید این معضل را طوری حل می‌کردند که در بلندمدت به معضلات بزرگ‌تر منجر نشود.

گاه با وجود قوانین یا مقرراتی که مانع آسیب‌رسانی افراد، نهادها، یا کسب‌وکارها به دیگران هستند، این قوانین و مقررات آنطور که باید اجرا نمی‌شوند. در چنین وضعیتی، وظیفه شهروندان است که با حرکت فردی یا جمعی در قالب گروه‌هایی مثل ائتلاف زیست‌محیطی در مثال قبل، معضلات را برجسته کرده و از رعایت قوانین اطمینان حاصل کنند. با خواندن این بخش، می‌توانید درباره لزوم یا نبود ضرورت برای اقدام و هم‌چنین نوع اقدام لازم برای اجرای قوانین و مقررات موجود تصمیم بگیرید.

مفهوم اجرای قوانین ​

شاید این سوال بی‌مورد به نظر برسد. اجرا یعنی اجرا، مگر نه؟ اگر کسی قانونی را نقض کند، و در قانون جریمه‌ای برای این کار در نظر گرفته باشند، دیگر چه جای بحث است؟

ولی باز هم جای بحث هست. گاه شرایط به گونه‌ای است که اجرای دقیق و سخت‌گیرانه یک قانون منصفانه نیست. اگر تخلف از قانون اتفاقی بوده باشد یا شخص ناقض قانون واقعا مقصر نباشد، چه باید کرد؟

البته یک راه برای رفع این مشکل تغییر قانون وجود دارد، ولی این روند زمان‌بر است. باید همین الان دست به کار شد. از زوایای دیگر هم می‌توان به اجرای قانون نگاه کرد، و نحوه درخواست اجرای قانون می‌تواند بر نحوه اعمال آن تاثیر بگذارد.

چند نکته مهم:

  • اجرای روح و حتی متن قانون. قانون مورد نظر دنبال چه هدف یا ایجاد چه تغییری بوده است؟ آیا می‌توان از این قانون برای رسیدن به آن اهداف بدون آسیب بی‌مورد به افراد بهره گرفت؟
  • اجرای قانون برای رسیدگی به معضلات ریشه‌ای. مثلا، در مثال اول این بخش، قاضی می‌تواند دستور منع دفع پسماند را برای کارخانه کاغذسازی صادر کند، یا اینکه به شرکت دستور دهد با همکاری مشاوران زیست‌محیطی روش‌هایی بی‌خطر، پذیرفتنی، و کم‌هزینه برای دفع پسماند پیدا کند.
  • اجرای قانون در راستای حفظ منافع اکثریت مردم. اجرای قانون زمانی بیش‌ترین تاثیر را دارد که به نفع همه باشد. اگر اجرای قانون هم به نفع خاطی و هم به نفع باهمستان باشد، احتمال کارایی قانون بیش‌تر و احتمال بروز دل‌خوری و خصومت دائمی کم‌تر می‌شود.

به مثال شرکت کاغذسازی برگردیم. اگر برای جلوگیری از دفع پسماند، کارخانه متخلف را تعطیل کنیم، آسیب ناشی از این وضعیت برای باهمستان بیش‌تر یا دست کم به اندازه آسیبی است که به شرکت متخلف وارد می‌شود. شاید بهتر باشد به جای بی‌کار کردن نیمی از مردم باهمستان، راه‌ حلی پیدا کنیم تا کارخانه بتواند با ظرفیت کامل به کارش ادامه دهد و معضل آلودگی هم رفع شود.

مجریان قوانین و مقررات ​

برای اجرای قوانین و مقررات راه‌های گوناگونی هست، اما تقریبا همه این راه‌ها جایی به ارتباط با نهاد یا اداره دولتی مجری قانون ختم می‌شود. اما شناسایی نهاد مسئول همیشه آسان نیست. در شبکه درهم‌تنیده نهادها، دفاتر، و اداره‌های دولتی، ایالتی، و محلی، گاه یافتن شخص یا نهاد مسئول اجرای قانونِ مورد نظر سخت می‌شود. ممکن است شما را تا رسیدن به نهاد مسئول از این اداره به آن اداره سر بدوانند. باید تا رسیدن به نهاد اصلی پیگیر باشید.

گام اول شناخت منبع و خاستگاه قانون یا مقررات است. در ایالات متحده، قوانین خاستگاه فدرال، ایالتی، یا محلی دارند. پیش از شناخت خاستگاه قانون، می‌توان مراحل بعدی را طی کرد.

زمان مناسب برای درخواست اجرای قوانین و مقررات موجود ​

در ساده‌ترین حالت، می‌توان گفت بهترین زمان برای درخواست اجرای قوانین و مقررات موجود زمانی است که کسی از این قوانین تخلف کرده است، اما در موارد دیگر هم اجرای قوانین محتمل یا واقعا ضروری است.

  • بی‌توجهی اشخاص متخلف به درخواست رفع تخلف. در ادامه خواهیم دید که ساده‌ترین راه برای اجرای قوانین مجاب کردن اشخاص مختلف به گونه‌ای است که قانع شوند پیروی از قانون به نفع خود آن‌ها است. اما اگر این اشخاص واکنشی به این استدلال نشان ندهند یا درخواست‌های رفع تخلف را نادیده بگیرند، باید به سمت اقدامات رسمی‌تر رفت.
  • بروز یا کشف معضلات در نتیجه شکل‌گیری وضعیت جدید یا انتشار اطلاعات جدید. مثلا، ممکن است پژوهش‌های جدید یا گزارش‌های جدید دولتی تخلفی را آشکار کنند که پیش‌تر از چشم‌ها پنهان بوده است. شاید شرکتی به‌تازگی وارد فعالیت‌های غیر قانونی شده باشد، یا نهادی ناگهان اجرای مقررات خاصی را متوقف کرده باشد. چنین وضعیت‌هایی نیازمند اقدام عملی هستند.
  • افزایش فشار عمومی به حدی که دیگر نتوان اجرا نشدن قوانین را نادیده گرفت. نادیده گرفتن طولانی‌مدت برخی تخلفات بنا به دلایل سیاسی یا اقتصادی (توضیح در ادامه متن) می‌تواند کاسه صبر مردم را لبریز کند. اینجا است که گزینه درخواست اجرای قوانین گزینه مناسبی خواهد بود.

دلایل اجرا نشدن برخی قوانین و مقررات ​

فهم چرایی اجرا نشدن قانون یا مقررات در تصمیم‌گیری درباره شیوه تلاش برای اجرای آن مفید خواهد بود.

بی‌اطلاعی از تخلفات

خیلی از تخلفات نامحسوس هستند، یا در گوشه و کنار رخ می‌دهند، یا با دست‌کاری در حساب‌ها یا روش‌های دیگر مخفی نگه داشته می‌شوند. گاهی حتی تخلفات جدی هم تا مدت‌ها پنهان می‌مانند.

نبود امکانات یا نیروی کافی در نهاد مسئول اجرای قوانین

نهادها در هر سطحی، از سطح فدرال گرفته تا ایالتی و محلی، معمولا با کمبود بودجه و نیرو مواجه‌اند. معمولا تعداد بازرسان به اندازه‌ای است که فقط می‌توانند بخش کوچکی از تخلفات را شناسایی کنند، و نهادها پس از کشف تخلف، مامور کافی برای اجرای قانون و برخورد با تخلفات در اختیار ندارند.

جدی نگرفتن تخلفات با وجود آگاهی از آن‌ها

اگر نهادی نیروی کافی نداشته باشد و در برخورد با تخلفات مجبور به اولویت‌بندی باشد، معمولا فقط با تخلفاتی برخورد خواهد کرد که از نظر این نهاد جزء شدیدترین و زیان‌بارترین تخلفات هستند. در چنین مواردی، این نهاد معمولا تخلفات نه چندان مضر و فاحش را نادیده می‌گیرد.

احتمال آسیب شدید اقتصادی یا خطر شدید سیاسی در نتیجه برخورد با تخلف

پیش‌تر گفتیم که کارخانه‌ای که آلاینده زیست‌محیط است شاید بزرگ‌ترین کارفرما در باهمستان باشد. یا شاید شرکت یا فرد خاطی با چهره‌های قدرت‌مند سیاسی رابطه نزدیک داشته باشد یا سیاست‌مداران را از لحاظ اقتصادی وام‌دار خود کرده باشد. در چنین وضعیتی، گاه شغل روسای نهاد مسئول و شاید خیلی دیگر از کارکنان و همچنین بودجه این نهاد وابسته به چشم‌پوشی از تخلفات است.

تبانی مستقیم متخلفان و مجریان قانون

تبانی اشکال گوناگونی دارد:

  • رشوه. ممکن است متخلف به مسئولان رشوه دهد تا چشم بر تخلفات ببندند. در چنین مواردی، هم متخلف و هم مجری قانون با خطر بزرگی روبه‌رو هستند چون رشوه دادن جرم است و گاه مجازاتش حبس است، اما منفعت این کار هم به اندازه خطرش بزرگ است.
  • وفاداری شخصی. گاه بین متخلف و مجری قانون رابطه‌ای قدیمی برقرار است یا این افراد دوست یا حتی از بستگان یک‌دیگر هستند. این موارد گاه برای مجری قانون تضاد منافع ایجاد می‌کند، اما خیلی اوقات هم چنین نیست.
  • فشار سیاسی. گاه افراد مافوق، مسئولان قانون‌گذاری، یا حتی کاخ سفید مستقیما از مجری قانون می‌خواهند تخلفات فرد یا شرکتی خاص را نادیده بگیرد، چون این شرکت در مبارزات انتخاباتی سهیم بوده یا به هر نحو روابط سیاسی گسترده‌ای دارد.
  • تضاد منافع. ممکن است مقامات دولتی محلی در کارخانه‌ای که آلاینده زیست‌محیط است سرمایه‌گذاری کرده باشند یا بستگان‌شان در این کارخانه مشغول کار باشند. در این وضعیت، خودداری از اجرای قوانینی که به ضرر مالی کارخانه است، به نفع این مقامات خواهد بود.

بی‌توجهی مجریان قانون

شاید مجری قانون خود را در معرض آسیب مستقیم از معضلات نبیند و از این رو وجود یا نبود این معضل برایش اهمیتی نداشته باشد، یا شاید به خاطر مخالفت با قانون از همان ابتدای کار، تخلفات را نادیده بگیرد. هر دوی این‌ها به معنی عمل نکردن به وظایف است، اما شاید این موضوع برای مجری قانون اهمیت چندانی نداشته باشد.

بی‌توجهی متخلفان در عین تلاش نهادهای مسئول برای اجرای قانون

خیلی اوقات جریمه سرپیچی از قانون، به‌ویژه قوانین زیست‌محیطی، به حدی نیست که متخلفان بزرگ را به رعایت قانون ترغیب کند. اگر کارخانه‌ای با دفع غیر قانونی پسماند یا آلوده کردن هوا بتواند سالانه میلیون‌ها دلار در هزینه‌اش صرفه‌جویی کند، پرداخت جریمه‌ای چندهزار دلاری کاملا به نفع این کارخانه خواهد بود. نمی‌توان قانونی را اجرا کرد که برش کافی ندارد.

شیوه تلاش و درخواست برای اجرای قوانین و مقررات موجود

درخواست و تلاش عملی برای اجرای قوانین دو مرحله دارد. مرحله اول با انجام تحقیق و یادگیری مطالب لازم همراه است. مرحله دوم چند گام دارد که هر گام می‌تواند به اجرای قانون مورد نظر منجر شود. هر گام فقط زمانی لازم است که گام قبلی جواب ندهد. در این بخش این گام‌ها را از مطلوب‌ترین و کم‌دردسرترین تا نامطلوب‌ترین و پردردسرترین مرتب کرده‌ایم.

ترتیب گام‌ها به این معنی نیست که مطلوب‌ترین گام لزوما موثرترین هم هست، بلکه مطلوب‌ترین گام کم‌ترین دردسر و دل‌خوری را در باهمستان ایجاد می‌کند، و نامطلوب‌ترین گام برعکس این حالت است. دلیلش این است که هر چه خسارت متخلف کم‌تر باشد، تمایل متخلف برای همکاری با طرح‌های پیشگام در زمینه بهداشت و توسعه باهمستان بیش‌تر خواهد بود. دوست‌یابی تقریبا همیشه بهتر از دشمن‌تراشی است.

فارغ از مشکل مورد نظر و مخالفان و متحدان‌تان، در تلاش و درخواست برای اجرای قوانین و مقررات موجود همیشه باید یک نکته را در نظر داشت: پشت‌کار تا آخر کار. اگر در این نبرد ببرید یا حتی ببازید، مسائل دیگری هم در کار خواهد بود. زمان و شرایط و جو سیاسی همه تغییر می‌کنند، و این تغییرات معمولا با تغییر در قوانین، سیاست، و افکار عمومی همراهند. قطعا در آینده دوباره با این مسئله یا مسئله‌ای مشابه روبه‌رو خواهید شد. حضور همیشگی و مداوم نقش مهمی در تغییر موفقیت‌آمیز یا حفظ افکار عمومی دارد.

دانسته‌های لازم پیش از شروع کار:

آشنایی کامل با قوانین و مقررات مربوط

  • فهم اهداف و مقاصد قوانین. این قوانین دقیقا برای نظارت بر چه موضوعی وضع شده‌اند و چه مسیری را دنبال می‌کنند؟ روح قانون چیست؟ این قوانین به دنبال رسیدن به چه نتیجه‌ای هستند؟ با هدف نفع‌رسانی به چه کسانی وضع شده‌اند و از چه راهی به این افراد نفع می‌رسانند؟ چه فلسفه‌ای پشت این قوانین است؟ چرا به این شکل و با این عبارات و جملات نوشته شده‌اند؟
  • فهم مفاد قوانین. چه کسانی مشمول این قوانین هستند؟ موارد استثنا کدامند؟ مصادیق تخلف دقیقا چه هستند؟ کدام نواحی جغرافیایی مشمول این قوانین هستند؟ آیا این قوانین دائمی هستند یا افق زمانی محدودی دارند؟ آیا مفاد این قوانین در گذر زمان تغییر می‌کنند؟ اگر پاسخ مثبت است، اکنون در چه نقطه‌ای از این مسیر هستیم؟ آیا این مفاد پیامدهای ناخواسته دارند؟
  • فهم مجازات‌ها. سقف و کف مجازات تخلف از هر قانون دقیقا چیست؟ آیا مجازات‌ برای همه یکسان است یا به تخلف و مسئولیت مالی یا سایر مسئولیت‌های شخص خاطی بستگی دارد؟ وقوع قصور و تخلف چگونه تعیین می‌شود؟ چه کسی (عملا و نه لزوما به موجب نیت قانون‌گذار) متضرر شده و چه کسی (در عمل) از این مجازات‌ها سود می‌برد؟ هدف این مجازات‌ها رسیدن به چه پیامدهایی بوده است؟ آیا پیامدهای ناخواسته هم دارند؟ آیا مجازات‌ها برای تضمین رعایت قانون کافی هستند؟

کسب اطلاعات در زمینه مورد نظر

مثلا، اگر نگران تخلفات زیست‌محیطی هستید، باید آنقدر درباره مسائل علمی مرتبط با این موضوع بدانید که بتوانید هوشمندانه با مسئولان نظارتی و متخلفان در این باره صحبت کنید، دلایل خود را برای اجرای قوانین به مسئولان اداری و مردم توضیح دهید، و گول «شواهد علمی» تقلبی یا ناقص را نخورید. لازم نیست دکترای شیمی داشته باشید، ولی باید از دانش کافی بهره‌مند باشید تا هم خودتان به فهم روشنی از موضوع برسید و هم دیگران شما را جدی بگیرند.

آشنایی با پیشینه و بستر تخلفات و اجرای قوانین

  • تخلفات چه مدت ادامه داشته است؟
  • آیا بیش‌تر مردم باهمستان از آن باخبرند؟ نهادهای مجری قانون چه‌طور؟
  • آیا قبلا کسی برای اجرای این قوانین کاری کرده است؟ نتیجه چه بوده؟
  • چرا الان قانون اجرا نمی‌شود؟
  • اگر راهکارهای پیشین شامل اجرای قوانین نبوده، چه عاملی باعث شده مردم و نهادهای نظارتی این راهکارها را بپذیرند؟
  • علت احتمالی تداوم این تخلف چیست؟ چه نفعی برای متخلفان دارد؟ آیا برای دیگران هم نفعی دارد؟
  • چه کسی و چگونه از این تخلف آسیب می‌بیند؟

با پاسخ به این پرسش‌ها، می‌فهمید مسیرتان در مبارزه و تلاش برای اجرای قوانین چقدر دشوار است. همچنین، می‌توانید همراهان و مخالفان خود را در این مسیر بشناسید، و ببینید اگر قرار است شانسی برای موفقیت داشته باشید، بهتر است از چه مسیری پیش بروید.

آشنایی با سازمان‌های دخیل در اجرای قانون

در بیش‌تر مطالب این فصل، فرض کرده‌ایم متخلف عموما نوعی سازمان است؛ مثلا، شرکت‌ها، نهادها، سازمان‌ها و نهادهای دولتی، سازمان‌های غیرانتفاعی، و غیره. قطعا در بسیاری موارد، مثل کودک‌آزاری، رانندگی در حال مستی، تبعیض نژادی یا جنسیتی از سوی پزشکان و سایر متخصصان، متخلف فردی است که با او برخورد نکرده‌اند. روال درخواست و تلاش برای اجرای قانون معمولا در این موارد یکسان است، مگر این که خلاف آن ذکر شود.

  • متخلف. مالکِ شرکت، نهاد، یا سازمان کیست؟ کار سازمان چیست؟ نحوه مدیریت، ساختار، و سلسله مراتب آن به چه صورت است؟ مسئولیت اصلی در دست چه کسی است؟ سازمان در باهمستان چه سابقه‌ای دارد؟ (یا اگر در نقاط دیگر هم فعالیت دارد، در آن نقاط چه سابقه‌ای دارد؟) آیا این نوع تخلف در سازمان سابقه دارد؟ اگر سازمان شرکتی بزرگ است، چه شرکت‌های دیگری را در مالکیت خود دارد؟
  • نهاد نظارتی. ماموریت نهاد نظارتی چیست؟ چه ساختاری دارد و نحوه مدیریتش چگونه است؟ روند رسمی اموری مثل شکایت، اعتراض، و غیره تابع چه قواعدی است؟ این نهاد از لحاظ اثربخشی، سخت‌گیری، و موفقیت در اجرای قوانین و مقررات چه سابقه‌ای دارد؟

شناسایی شخص مناسب جهت تماس و گفتگو درباره اجرای قوانین

این‌جا هم مثل کار حمایت و ترویج‌گری، نکته مهم رابطه و تماس فردی است. برقراری ارتباط مناسب با افراد دخیل در اجرای قانون بسیار مهم است، چون در غیر این صورت از نگاه این افراد، شما فقط نامی در میان نام‌های دیگر یا از آن بدتر صرفا فردی مزاحم خواهید بود. مسئله فقط شناخت سِمت مسئول نیست، بلکه باید فرد مسئول و ناظر را هم در سازمان متخلف (با فرض این که متخلف نه یک فرد، بلکه یک سازمان باشد) و هم در نهاد نظارتی بشناسید. شاید لازم باشد پیش از درخواست یا مذاکره رسمی، با فرد مسئول دیدار و گفتگویی غیر رسمی داشته باشید.

در مواردی که متخلف یک فرد است، بسته به ماهیت معضل مورد نظر، شاید گفتگو با فرد متخلف ممکن نباشد. مثلا، بعید است گفتگو با فردی که مرتکب خشونت خانگی شده کاری موثر و کاملا بی‌خطر باشد. تماس و گفتگو با مالک فروشگاهی کوچک که بین مشتریان تبعیض نژادی قائل می‌شود گاه شدنی است و گاه جزء گزینه‌ها نیست. این‌جا است که اهمیت فهم پیشینه و بستر موضوع روشن می‌شود.

در سازمان متخلف باید دنبال فردی باشید که مسئولیت بخش متخلف یا زمینه تخلف را بر عهده دارد و همچنین باید ببینید چه کسی با تصمیمات خود این فرد را در این سمت نظارتی به کار گرفته است. این تصمیمات گاه از جانب همین فرد است و گاه از جانب فردی در رده‌های بالاتر سازمانی. در هر حال، نهایتا باید با کسی وارد گفتگو شوید که مسئول تصمیم‌گیری است.

موضوع در نهاد نظارتی گاه پیچیده‌تر از این می‌شود. مسئولیت تصمیم‌گیری نهایی گاه بر عهده سرپرست یا متولی این نهاد و گاه بر عهده افراد میدانی مثل بازرسان، مددکاران، پرستاران، و افراد دیگری است که درباره اطلاعات و گزارش به سرپرست سازمان تصمیم می‌گیرند. به این ترتیب، نقش این افراد در چنین تصمیماتی به اندازه نقش سرپرست یا متولی سازمان است.

گام‌های لازم برای اجرای قوانین و مقررات موجود ​

هر گام فقط زمانی لازم است که گام قبلی جواب ندهد​

گام ۱. شروع کار از نزدیک‌ترین سطح به معضل مورد نظر، یعنی شخص متخلف

گام اول مبتنی بر این گزاره است که اگر بتوان متخلف را به تغییر خودخواسته مجاب کرد، وضعیت برای همه بهتر خواهد شد. در این حالت، کار سازمان مختل نمی‌شود، نیازی به دخالت نهادهای نظارتی نیست، و باهمستان هم از وضعیت جدید بهره‌مند خواهد شد. در حالت آرمانی، می‌توان با تماس غیر رسمی وارد عمل شد. با توجه به ماهیت بسیاری از سازمان‌ها، شاید بهتر باشد کار را از فردی به غیر از شخص مورد نظر شروع کنید و گاه لازم است پیش از گفتگوی مستقیم با فرد متخلف، با چند نفر دیگر قرار ملاقات بگذارید (شاید هم هیچ‌ کس حاضر به گفتگو نشود، اما این کار به امتحانش می‌ارزد.)

گام ۲. مراجعه به نهاد مجری قانون برای گزارش تخلف

احتمالا در تحقیقات خود فهمیده‌اید باید با چه کسی در نهاد مورد نظر دیدار کنید. در بسیاری از نهادهای فدرال و ایالتی، می‌توان تخلف را از طریق ایمیل یا تلفن مستقیم گزارش داد. اگر نسبتا مطمئنید که از این راه به نتیجه می‌رسید، استفاده از این مسیر آسان‌تر است. اما اگر موضوع معضلی ادامه‌دار است و می‌خواهید به جای تماس با سامانه‌ها، با افراد مسئول تماس بگیرید، مراجعه و دیدار با فرد مسئول روش بهتری است.

اگر نهاد مسئول نخواهد یا نتواند اقدامی کند، نوبت به گام ۳ می‌رسد.

گام‌های ۲الف، ۳الف، ۴الف، یا ۵الف: رسانه‌ای کردن موضوع

اگر بعد از انجام این گام یا هر یک از گام‌های زیر، شاهد هیچ اقدامی نبودید، باید تصمیم بگیرید. یکی از گام‌های ممکن در هر نقطه‌ای از این فرآیند، عمومی کردن موضوع به ویژه از طریق رسانه‌ها، و تلاش برای برانگیختن باهمستان است. آماج این تلاش‌های رسانه‌ای می‌تواند شخص متخلف، نهادِ بی‌مسئولیتِ مجری قانون، یا هر دو باشد.

هدف نهایی در رسانه‌ای کردن موضوع یا جلب توجه عموم به اشکال دیگر، توقف و جلوگیری از تخلف است، اما این کار معمولا پیامدهای دیگری هم دارد. این کار در بهترین حالت عاملی است برای آگاهی‌بخشی به عموم درباره مسائلی که به این تخلف مربوط می‌شوند. با این کار می‌توان استدلال‌های شخص مختلف یا نهاد مسئول را در خصوص نبود تخلف یا جدی نبودن آن رد کرد.

از سوی دیگر، رسانه‌ای کردن موضوع معایبی هم دارد و می‌تواند رسیدن به راه‌ حل را دشوارتر کند. کار رسانه‌ای می‌تواند برای افراد هدف رسوایی به بار آورد یا آن‌ها را بی‌لیاقت، بدذات، یا حتی بدتر از این‌ها جلوه دهد. همچنین، جلب توجه به تخلف گاه مسیر سیاسی پیش روی نهاد مسئول را می‌بندد و این نهاد نمی‌تواند از این مسیر و با همکاری متخلف به راه‌ حل‌های جایگزین برسد.

رسانه و افکار عمومی ابزارهایی قدرت‌مند هستند. این ابزارها در حمایت و ترویج‌گری به کار می‌آیند و باید از آن‌ها استفاده کرد. اما هنگام استفاده از این ابزارها، باید از پیامدهای احتمالی این کار هم آگاه بود. شاید برای رفع این مشکل در آینده به همکاری متخلف و/یا نهاد نظارتی نیاز داشته باشید. آیا حاضرید الان با ایجاد خصومت آن‌ها را از خود دور کنید؟

در چه نقطه‌ای از این مسیر، توقف و جلوگیری از تخلف مهم‌تر از حفظ وفاق در باهمستان است؟ اگر این تخلف زندگی، سلامت، یا معیشت مردم را آشکارا به خطر بیندازد، خیلی زود و شاید اصلا همان اول راه باید دست به کار شد. اگر آثار این تخلف چندان آنی و نیازمند رسیدگی فوری نباشد، می‌توان رسانه‌ای کردن موضوع را قدری به تاخیر انداخت.

از سوی دیگر، در موارد تبانی متخلف و مجری قانون یا وجود فشار اقتصادی یا سیاسی که مانع اجرای قانون به دست نهاد مجری می‌شود، شاید رسانه‌ای کردن موضوع بهترین راه یا حتی تنها راه افشای این فضاحت و اجبار طرفین به رعایت منافع عمومی باشد.

در این بخش از جعبه ابزار استفاده از مسیر خاصی را توصیه نمی‌کنیم. اقدام در این زمینه به مساله مورد نظر و هم‌چنین دانسته‌های شما درباره باهمستان بستگی دارد. اگر تصمیم بر آگاهی‌رسانی و بسیج باهمستان داشته باشید، دست کم سه راه پیش رو دارید:

  • هشدار به رسانه‌ها. برگزاری نشست‌های خبری، تماس با گزارش‌گرها و سردبیران، نامه‌نگاری به سردبیر، نوشتن مقاله در بخش نظرات و مقالات ویژه روزنامه‌ها، و غیره برای پیام‌رسانی از طریق همه مجاری رسانه‌ای.
  • برگزاری جلسات عمومی و رویدادهای دیگر برای پیام‌رسانی عمومی

استفاده از پوستر، برگه‌های تبلیغاتی، خبرنامه‌های محلی، سایت‌های اینترنتی، و غیره برای اطلاع‌رسانی عمومی ​

گام ۳. ثبت اعتراض رسمی

احتمالا در تحقیقات خود با روند ثبت اعتراض رسمی در نهاد مورد نظر آشنا شده‌اید. اگر اعتراض خود را درست ثبت نکنید (مثلا، در مهلت مشخصی پس از وقوع تخلف اقدام نکنید) ممکن است بعدا با مشکل مواجه شوید. در چنین مواردی، ممکن است در صورت اقدام قانونی، این اعتراض به کار نیاید یا شاید نیاز به اعتراض مجدد باشد که وقت و توان شما را می‌گیرد.

گام ۴. طرح اعتراض در سطوح بالاتر

اگر اعتراض به جایی نرسد، شاید بتوانید آن را در سطوح بالاتر مطرح کنید. برای این کار شاید لازم باشد مستقیما به ریاست آن نهاد، باهمستان یا کمیته نظارت، دفتر شهردار یا فرماندار، یا نهاد ناظر بر موضوع مراجعه کنید.

گام ۵. اعمال فشار سیاسی

اگر کارتان را در زمینه‌های دیگر حمایت و ترویج‌گری درست انجام داده باشید، شاید بتوانید از طریق مقامات محلی، قانون‌گذاران کشوری، دفترهای هیات نظارت بر نهادهای مورد نظر، یا دفتر شهردار، فرماندار، یا بخشدار وارد عمل شده و نهاد نظارتی را وادار به اقدام کنید.

گام ۶. اقدام مستقیم

در این مرحله، رسانه‌ای کردن موضوع دیگر انتخابی نیست. اگر قبلا موضوع را رسانه‌ای نکرده‌اید، باید از هر دری وارد رسانه‌ها شوید و از سایر ابزارهای موجود هم برای اطلاع‌رسانی عمومی استفاده کنید. موفقیت هر دو راهبرد در این گام در گرو توجه رسانه‌ها و فشار عمومی است.

گام ۷. اقدام قانونی

چند تعریف کوتاه:

دادخواهی: ثبت دادخواست رسمی مدنی (غیر کیفری) علیه شخصی دیگر در دادگاه. هر چند کاربرد این واژه شاید به گونه‌ای باشد که فکر کنیم دادخواهی همیشه با موضوعات مالی سروکار دارد، اما همیشه این طور نیست. (واژه دادخواهی به معنی درخواست یا استدعا است و می‌تواند انواع درخواست‌ها را در بر بگیرد).

شاکی یا خواهان: شخصی که دادخواهی می‌کند (شخصی که طرح شکایت یا دادخواست می‌کند)

متهم یا خوانده: شخصی که از او شکایت شده است (شخصی که باید از خود در برابر شکایت مطرح‌شده دفاع کند)
 

بسته به موقعیت، می‌توان از چند گزینه برای طرح دادخواست بهره گرفت. می‌توانید طبق قانونی که در پی اعمالش هستید یا تحت سایر قوانین و آیین‌نامه‌ها، مثلا سه مورد زیر، از شخص متخلف شکایت کنید:

  • آسیب به ایمنی یا سلامت عمومی
  • نقض حقوق مدنی
  • آزار جنسی ​

تلاش برای تداوم اجرای قوانین و مقررات موجود

با فرض موفقیت در بخشی از این فرآیند و اجرای قوانین و مقررات مورد نظر، چگونه می‌توان مطمئن شد وضعیت به همین شکل باقی خواهد ماند؟ در تلاش و درخواست برای اجرای قوانین، بهتر است جایی هم برای گفتگو درباره استمرار این وضعیت در نظر بگیریم. این گفتگو می‌تواند شامل موضوعات زیر باشد:

  • حق بازرسی یا نظارت برای گروه شما یا سایر سازمان‌های بی‌طرف با توافق طرفین: می‌توان درباره حضور نماینده‌ای از باهمستان در گروه بازرسی یا حضور اعضایی با دانش کارشناسی (مثلا دانش علمی) توافق کرد. هم‌چنین، می‌توان درباره بازرسی یا نظارت منظم (یا نامنظم) توافق کرد.
  • دسترسی عمومی به نتایج بازرسی یا نظارت. نتایج را می‌توان در مقالات یا رسانه‌ها منتشر کرد یا بنا به درخواست (مثلا از طریق کتابخانه‌های عمومی) در اختیار افراد قرار داد.
  • زمان‌بندی برای تحقق محک‌های مشخص. می‌توان درباره هدف‌گزینی برای آینده توافق کرد و مهلتی زمانی برای تحقق این اهداف تعیین کرد. مثلا، اگر دانشگاهی دولتی پیش‌تر فقط دانشجویان سفیدپوست را می‌پذیرفته، می‌توان با توجه به جمعیت ایالت، این دانشگاه را ملزم کرد میزان پذیرش دانشجویان غیر سفیدپوست را پس از یک سال 2%، پس از پنج سال ۱۰%، و پس از ده سال ۲۴% افزایش دهد.
  • تعیین و اعلام عمومی مجازات مناسب برای تخلف. مجازات‌ها را می‌توان به حدی سخت‌گیرانه تعیین کرد که متخلف در آینده پیش رو همیشه به قوانین توجه داشته باشد.

حتی اگر همه این مفاد در توافق برای اجرای قانون لحاظ شوند، باز هم باید هوشیار بود. پیش‌تر گفتیم که تلاش برای استمرار اجرای قوانین و مقررات باید تلاشی همیشگی و بی‌پایان باشد.

خلاصه

وقتی پنهان بودن تخلفات قانونی یا سایر تخلفات یا چشم‌پوشی از این تخلفات به افراد یا باهمستان لطمه می‌زند، باید فعالانه در پی اجرای قوانین بود. در این روند، باید از پیامدهای چنین درخواستی آگاه بود. اجرای سخت‌گیرانه قوانین همیشه بهترین راه‌حل نیست، و گاه بهتر است از گزینه‌های دیگری استفاده کرد.

باید بدانید دقیقا کدام سازمان مسئول اجرای قوانین و مقررات مورد نظر است. سطح اجرای قوانین گاه با سطح تصویب آن‌ها فرق دارد (مثلا، بعضی قوانین فدرال در سطح ایالتی اجرا می‌شوند)، و گاه مشخص نیست اجرای قوانین در حیطه صلاحیت و اختیارات کدام نهاد است. در سطح بخش و شهر، معمولا راحت‌ترین کار تحقیق از طریق دفاتر اداری و اجرایی برای شناسایی نهاد یا مقام مسئول است. سازمان‌های حرفه‌ای و تخصصی مثل انجمن وکلا هم در برخی موارد اختیاراتی دارند.

در تلاش برای اجرای قوانین هم مثل حمایت و ترویج‌گری، پس از تحقق هدف باید ضمن حفظ هوشیاری به تلاش خود برای اطمینان از استمرار همیشگی اجرای قوانین ادامه دهید. کار حمایت و ترویج‌گری پایانی ندارد.

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:15

¿Qué queremos decir por cumplimiento?

___Entiende la diferencia entre la aplicación estricta y otras posibilidades, y ha decidido si busca conseguir la aplicación estricta de la ley o:

  • Aplicación del espíritu de la ley
  • Aplicación que aborda el problema subyacente
  • Aplicación que busca beneficiar a la mayor cantidad de gente posible.

¿Quiénes son los responsables de hacer que se apliquen las leyes y reglamentos?

___Sabe cómo encontrar la agencia u organización responsable de aplicar la ley a nivel federal, estatal, local y profesional.

¿Cuándo es el mejor momento para intentar la aplicación de las leyes y reglamentos existentes?

___Busca conseguir la aplicación, si corresponde, cuando los individuos o la comunidad están siendo perjudicados por la violación de leyes o reglamentos.

___ Busca conseguir la aplicación cuando los infractores se niegan a acceder a las peticiones para interrumpir sus infracciones.

___ Busca conseguir la aplicación de la ley cuando surge nueva información o nuevas situaciones que destacan las infracciones.

___ Busca conseguir la aplicación de la ley cuando la opinión pública está cansada de que no se aplique.

¿Por qué algunas leyes y reglamentos no se aplican?

Entiende las posibles razones para la falta de aplicación de la ley:

___Las infracciones no se descubren.

___Los encargados de aplicar la ley no tienen los recursos para rastrear o controlar a los infractores.

___Los encargados de aplicar la ley eligen usar sus limitados recursos solo para los casos más serios.

___La aplicación de la ley puede ser política o económicamente riesgosa para los encargados de su cumplimiento o para la comunidad.

___Los infractores y los encargados de hacer cumplir la ley pueden estar implicados (ser cómplices).

___Los encargados de hacer cumplir la ley no se interesan por el problema.

___A los infractores no les importa, las penas suponen un problema menor que dejar de infringir la ley.

¿Cómo buscar la aplicación de las leyes y reglamentos existentes?

___Aprendiéndose las leyes y reglamentos.

___Estudiando la información básica necesaria lo suficientemente bien para discutir y explicar la situación de forma inteligente.

___Aprendiendo el contexto y la historia del problema.

___Aprendiendo sobre la estructura y funcionamiento del infractor o la agencia o asociación reguladora.

___Identifica y establece relaciones con personas en la parte infractora y en las organizaciones reguladoras con las cuales pueda trabajar de forma más efectiva para lograr la aplicación de la ley.

___Decide, en el curso de tomar los siguientes pasos, si conviene, y en qué momento, avisar a los medios de comunicación para hacer el problema tan público como sea posible.

___Toma cada uno de los siguientes pasos si el anterior no ha conseguido resultados:

  • Convencer al infractor de interrumpir voluntariamente la infracción.
  • Informar de la infracción a la correspondiente agencia reguladora.
  • Presentar una queja formal.
  • Llevar su queja al siguiente nivel.
  • Aplicar presión política.
  • Tomar acciones directas.
  • Interponer una demanda legal.

¿Cómo se mantiene la aplicación de las leyes y reglamentos existentes?

___Negocie derechos de inspección o supervisión para su grupo o para un organismo neutral aceptado mutuamente por las partes.

___Negocie la disponibilidad pública de los resultados de inspección y o supervisión para el público.

___Negocie las fechas límites para lograr hitos específicos.

___Negocie las multas apropiadas, específicas y públicas, para las infracciones.

___Permanezca vigilante y activo para supervisar la aplicación de la ley en el futuro.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:36

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۶. شهادت شخصی
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 13:08
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 13:15

منظور از شهادت شخصی چیست؟

در نشست‌های عمومی (مثل نشست‌های باهمستان، گردهمایی‌های مذهبی، نشست‌های سازمان‌های مردم‌نهاد، جلسات شورای شهر، و غیره)، شهادت شخصی به این معنا است که فردی درباره تاثیر تغییرات در یکی از قوانین یا سیاست‌ها بر زندگی خود، برای مسئولان تصمیم‌گیری یا سایر افرادِ در مسند قدرت شهادت می‌دهد. قوانین و سیاست‌های دولت‌ها و نهادهای دولتی در سطح فدرال، ایالتی، و محلی به نوعی بر زندگی همه ما تاثیر می‌گذارند. تغییر در این قوانین یا تصویب قوانین جدید می‌تواند بر زندگی مردم تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد. خوشبختانه، معمولا پیش از تغییر این قوانین و سیاست‌ها، نشست‌هایی عمومی برگزار می‌شود تا شهروندان بتوانند حمایت خود را از تغییرات پیشنهادی اعلام کرده یا درباره دغدغه‌های خود در این زمینه صحبت کنند. البته این کار را می‌توان در اماکنی غیر از نشست‌های عمومی نیز بیان کرد. شهادت افراد در این زمینه سرنوشت‌ساز هستند. در این بخش، چگونگی انجام این کار را بررسی خواهیم کرد.

چرایی اثربخشی شهادت شخصی​

شهادت شخصی از این جهت اثربخش است که روایتی شخصی و دست‌ اول را از نحوه تاثیرگذاری واقعی قوانین و سیاست‌ها بر زندگی روزمره عموم مردم ارائه می‌دهد. مسئولان سیاست‌گذار معمولا نمی‌توانند آثار تصمیمات خود را از نزدیک لمس کنند و پیامدهای منفی و مثبت این تصمیمات را ببینند. شهادت شخصی به مسئولان امکان می‌دهد به دیدگاهی «انسانی‌»‌تر در خصوص اثربخشی، ناکارآمدی، و مزایا و معایب بالفعل یا بالقوه سیاست‌های خود در باهمستان دست یابند. شهادت شخصی می‌تواند بر تصویب، بازبینی، یا لغو سیاست‌ها و مقررات پیشنهادی قانون‌گذاران ایالتی یا فدرال، کمیسیون‌های شهری، شوراهای شهر، و شوراهای مدارس تاثیر بگذارد زیرا احساس «مردم عادی» را نسبت به روند فعلی کار مسئولان انتخابی نشان می‌دهد.

زمینه‌سازی برای بهره‌گیری از شهادت شخصی

وقتی از قانونی در دست تصویب مطلع می‌شوید یا با سیاستی روبه‌رو می‌شوید که به نظرتان بر زندگی‌تان تاثیر دارد، طبیعتا بر پایه احساس درونی خود به این موضوع واکنش نشان می‌دهید. اگر این قانون باعث کاهش مالیات پرداختی شما شود، خوشحال می‌شوید. این وضعیت بسیار عالی است! یا اگر این قانون هزینه درخواست آمبولانس و مراجعه به بیمارستان را افزایش دهد، نگران خواهید شد. این وضعیت اصلا خوب نیست! این واکنش درونی را به خاطر داشته باشید، چون همین واکنش است که عامل اظهارات بعدی خواهد بود. برای حضور در پشت تریبون و اظهار نظر، نمی‌توان به این احساسات خام بسنده کرد. باید مدرک و دلیل داشت. باید حرف‌هایی را برای گفتن آماده کنید که آثار عملی یا بالقوه سیاست مورد نظر را نشان دهد، نه اینکه صرفا برخاسته از احساسات شما باشد. برای آمادگی بهتر جهت رویارویی با این موقعیت دشوار، به پرسش‌های زیر پاسخ دهید.

دلایل خوشحالی یا نگرانی خود از این سیاست را بنویسید یا ثبت کنید​

حدود ۱۰ تا ۲۰ دقیقه برای نوشتن افکار و احساسات خود وقت بگذارید. پس از شروع به نوشتن، حتی اگر در دستور زبان، املا، و نوشتن متنی منسجم ضعف دارید، به نوشتن ادامه دهید. فعلا جذابیت ظاهری این اظهارات مهم نیست. همیشه بهتر است اول ببینید دنبال چه هستید و بعد شروع به نوشتن کنید. اما بعضی‌ها دوست دارند هر فکری به ذهنشان خطور می‌کند روی کاغذ بیاورند. روشی را انتخاب کنید که به نظرتان موثرتر است، و در نهایت نسخه نهایی این نوشته باید حاوی نظرات شفاف و دقیق درباره اظهاراتی باشد که قصد بیانش را دارید.

متن خود را بازخوانی و ویرایش کنید​

بگذارید مدتی بگذرد و بعد دوباره سر متن‌تان برگردید. حالا باید غلط‌های املایی، ساختارهای نگارشی ضعیف، و کلمات ناشایست را اصلاح کنید. وقت این است که به افکار خود سر و سامان دهید. متن خود را با صدای بلند بخوانید تا به انجام سخنرانی عادت کنید و زبان گفتار دستتان بیاید.

به آثار مثبت و منفی تغییر سیاست بر خود و دیگران بیاندیشید​

در این بخش، باید نظرات خود را درباره این سیاست به صورت شفاف و روشن برای مسئولان تصمیم‌گیری بیان کنید. به مسئولان توضیح دهید تغییر در این سیاست برای رای‌دهندگانی که انتخابشان کرده‌اند چه مزایا و معایبی دارد. به مثال‌های مشخص فکر کنید، و تاثیر این سیاست را بر زندگی خود یا آشنایان توضیح دهید. در باهمستان با افرادی که احساس مشابهی دارند صحبت کنید و مطالب آن‌ها را هم جمع‌آوری کنید.

برای تایید مطالب احساس‌برانگیز خود، مستندات ارائه دهید​

برای اظهار نظر پشت تریبون، صرف بیان احساسات کافی نیست. باید سند و مدرک داشته باشید. اظهارات باید به گونه‌ای باشند که به آثار عملی یا بالقوه سیاست مورد نظر بپردازند نه اینکه صرفا بیانگر احساسات شما باشند. مثلا، این تصمیم، سیاست، یا قانون بر باهمستان یا گروه‌های محلی چه تاثیری دارد؟ مزایا و معایب آن برای شهروندان چیست؟ این سیاست چه تاثیری بر نسل بعدی خواهد داشت؟ برای مثال، فرض کنید کمیسیون شهری برای شرکتی که قرار است در شهر فروشگاهی برای توزیع اجناس همراه با تخفیف بسازد، تخفیف مالیاتی در نظر گرفته است. ظاهرا تاسیس این فروشگاه صدها شغل در این ناحیه ایجاد خواهد کرد. اما شما با این حرف مخالفید. از نظر شما، این شرکت همین الان هم بسیار ثروتمند است و به تخفیف مالیاتی نیازی ندارد. از نظر شما، ورود این شرکت و فروش اجناس با تخفیف باعث از بین رفتن کسب‌وکارهای کوچک و شخصی خواهد شد که منبع درآمد همسایه‌ها و دوستانتان است. باید تحقیق خود را شروع کنید. درباره شرکت اطلاعات جمع کنید، میزان سود شرکت را مشخص کنید، و نشان دهید چرا این شرکت به تخفیف مالیاتی نیازی ندارد. دنبال نمودار، آمار و ارقام، و نمودار گردش کار باشید. دنبال اطلاعاتی باشید که پیامدهای ورود سایر شرکت‌های بزرگ را به باهمستان نشان می‌دهد. برای ارزیابی آثار احتمالی کار این شرکت بر آینده باهمستان، پژوهشی را با هدف آینده‌پژوهشی تدوین کنید. ببینید در صورت ورود این شرکت به شهر، کدام کسب‌وکارها با خطر تعطیلی روبه‌رو می‌شوند. با صاحبان این کسب‌وکارها صحبت کرده و از آن‌ها هم آمار و ارقام بگیرید. برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های احتمالی، خودتان را با آمار و واقعیت‌ها آماده کنید.

جمع‌بندی متن را بنویسید​

اظهارات خود را جمع‌بندی کنید و روی نکته نهایی، یعنی اثر منفی یا مثبت قانون پیشنهادی تاکید کنید. ببینید برای صحبت کردن چقدر وقت دارید و با توجه به این زمان، حرف‌های اضافی را حذف کنید. وقت شهادت شخصی معمولا حدود دو تا سه دقیقه است، اما این زمان در هر جا بسیار متفاوت است.

هنگام آماده کردن اظهارات خود به این پرسش‌‌ها پاسخ دهید​

قرار است برای چه کسانی صحبت کنید؟

هدف نهایی این است که مسئولان تصمیم‌گیری یا قانون‌گذاری دیدگاه شما را بپذیرند. اما شاید لازم باشد از شور و شوق سایر شهروندان نیز برای حمایت از ادعاها و تایید آمار و ارقام خود بهره بگیرید. چه کسانی در جلسه حاضر خواهند بود؟ فقط مسئولان قانون‌گذاری، یا افراد باهمستان هم هستند؟ اگر فکر می‌کنید توسل به احساسات و بعد انسانی اظهاراتتان برای دفاع از موضع‌تان باعث جذب افراد زیادی خواهد شد، بد نیست از این روش هم استفاده کنید.

از نگرش‌های مسئولان تصمیم‌گیری درباره تغییرات پیشنهادی چه می‌دانید؟

حتی در مواردی که سیاست جدید یا تغییرات پیشنهادی زندگی را برایتان دشوار می‌کند، اگر مسئولان محافظه‌کار باشند، شاید اقناع آن‌ها برای رد طرح پیشنهادی کار آسانی نباشد. اگر بدانید مسئولان قانون‌گذاری به کدام بخش از این سیاست جدید تعلق خاطر دارند، می‌توانید برای اقناع آن‌ها در اظهارات خود روی نقاط ضعف طرح یا بخش‌هایی تاکید کنید که محبوبیت کم‌تری دارند.

اعضای کمیته در سمت رسمی خود چه مسئولیت‌هایی دارند و رای خود را از چه کسانی می‌گیرند؟

مثلا، فرض کنید قرار است در جلسه اولیا و مربیان مدرسه درباره اهمیت ارائه مطالب آموزشی به کودکان در بحث تنظیم خانواده صحبت کنید. باید ببینید ساکنان این منطقه خاص چه جور مردمی هستند. اگر ساکنان منطقه افرادی محافظه‌کار و متعصب باشند، احتمالا از چنین برنامه‌هایی خوششان نخواهد آمد. در نوع مباحثی که در جلسه اولیا و مربیان مطرح می‌کنید و هم‌چنین نحوه و شدت مخالفت با نظرات همسایه‌ها، باید جانب احتیاط را رعایت کنید، در غیر این صورت ممکن است مسئولان تصمیم‌گیری با نظر شما مخالفت کنند.

سیاست فعلی چه می‌گوید و چه تاثیری بر زندگی شما دارد؟

برای دفاع از دیدگاه خود، باید وضعیت فعلی زندگی خود را در اثر وجود یا نبود برخی سیاست‌های مشخص تشریح کنید. مثلا، شاید مخالف طرح لغو استفاده اجباری از کمربند ایمنی باشید. برای دفاع از موضع خود، می‌توانید عکس‌هایی از آخرین تصادف خودروی خود را ارائه کنید که نشان می‌دهد اگر هنگام رانندگی کمربند نبسته بودید، خودتان و بچه‌هایتان به شدت آسیب می‌دیدید. از عکس رنگی موثرتر هم داریم؟

تغییرات پیشنهادی چیستند و چه تاثیری بر زندگی شما دارند؟

گاه در کنار تشریح مزایای یک سیاست مشخص، باید معایب سیاست موجود و لزوم تصویب تغییرات پیشنهادی را تشریح کرد. مثلا، فرض کنید آسم شدید دارید و چون همکارانتان در شورای شهر خیلی سیگار می‌کشند، همیشه با مشکل عفونت‌های تنفسی مواجه هستید. یکی از اعضای شورا طرحی را برای ممنوعیت مصرف دخانیات در همه ساختمان‌های شهری پیشنهاد داده است. تصویب این طرح برای شما چه مزایایی دارد؟

پس از پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها، متن اظهارات خود را آماده کنید. یعنی از قبل مشخص کنید درباره چه موضوعاتی می‌خواهید صحبت کنید:

  • تغییرات پیشنهادی کدامند و آیا با این تغییرات موافقید یا مخالف؟
  • چرا نسبت به این طرح چنین حسی دارید؟ این تغییرات بر شما چه تاثیری دارند یا خواهند داشت؟ با مثال توضیح دهید.
  • این تغییرات بر همسایه‌ها، دوستان، باهمستان، ایالت، و غیره چه تاثیری دارند یا خواهند داشت؟ در صورت امکان آماری درباره تعداد افراد متاثر از آثار بالفعل و بالقوه سیاست مورد نظر ارائه دهید.
  • در صورت مخالفت با تغییرات پیشنهادی، چه پیشنهاد جایگزینی دارید؟
  • افکار و توضیحات خود را روی کاغذ بنویسید، انگار که می‌خواهید برای سردبیر یک مجله نامه بنویسید.
  • تمرین کنید و برای مخاطب فرضی سخنرانی کنید. با کمک دوستان اظهارات خود را مجددا بررسی کرده و از دوستان خود بخواهید درباره نکات مثبت و منفی این اظهارات و قدرت استدلال آن نظر دهند.
  • زمان‌بندی داشته باشید: بیان وضعیت از نگاه شما چقدر زمان می‌برد؟ برای شهادت شخصی معمولا حدود دو تا سه دقیقه وقت دارید.
  • پیش از بیان اظهارات، تا حد امکان نظرات خود را حفظ کنید. آشنایی بیش‌تر با موضوع در انتقال اطلاعات مهم به مخاطب مورد نظر در زمان کوتاه موثر است.
  • نکات مهمی را که می‌خواهید حتما در اظهارات خود ذکر کنید روی یک کارت کوچک یادداشت کنید. به این ترتیب، هنگام صحبت کردن برای مخاطب، این نکات را فراموش نمی‌کنید. به خاطر داشته باشید که برای رساندن پیام خود، فقط یک بار و آن هم به مدت دو تا سه دقیقه فرصت دارید.
  • اگر قبلا در نشست‌ها اظهارات خود را بیان نکرده‌اید، شاید لازم باشد پیش از حضور در نشست مورد نظر، در چند نشست کمیته‌ها شرکت کنید تا ببینید افراد چطور استدلال کرده و مطالب خود را در حضور مسئولان تصمیم‌گیری بیان می‌کنند. به هر حال، نحوه و سبک بیان دیدگاه‌ها می‌تواند بر موضوع تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد، و با مشاهده دیگران در این حالت، می‌توانید با عوامل موثر و بی‌فایده آشنا شوید.

در نشست عمومی چه باید کرد؟

  • اول وقت به جلسه بروید تا بتوانید برای صحبت کردن نام‌نویسی کنید. در برخی نشست‌ها، افراد به ترتیب نام‌نویسی سخنرانی می‌کنند. همچنین، اگر زود به نشست بروید با حال و هوای آن بیش‌تر آشنا می‌شوید.
  • منتظر نوبت خود بمانید و به حرف‌های مخالفان که پیش و پس از شما صحبت می‌کنند، مودبانه گوش دهید.
  • وقتی پشت تریبون می‌روید یا میکروفن را می‌گیرید، صبر کنید تا جلسه آرام شود و اعضای کمیته به شما توجه کنند.
  • پیش از شروع سخنرانی، با همه اعضای کمیته خیلی گذرا چشم در چشم شوید. این یکی از راه‌های «ارتباط» با مسئولان شنونده است که باعث می‌شود سخنرانی بیش‌تر جنبه شخصی پیدا کند و ارتباط یک به یک با این افراد ایجاد شود.
  • خودتان را معرفی کنید.
  • درباره خودتان توضیح دهید. مثلا، به اعضا درباره شغل خود، محله زندگی خود، یا موضوعات شخصی مرتبط با تغییر سیاست مورد نظر توضیح دهید.
  • وضعیت خود را تشریح کنید. موقعیت مربوط به اطلاعات شخصی بخش قبل را برای اعضای کمیته در نشست توضیح دهید.
  • درباره نحوه شکل‌گیری این موقعیت یا رخدادهای منجر به شکل‌گیری آن توضیح دهید.
  • درباره چگونگی تاثیرگذاری فعلی یا قبلی سیاست مورد نظر بر زندگی خود توضیح دهید.
  • هر از گاهی با مکث روی نکات مورد نظر خود تاکید کنید.
  • درباره تاثیر تغییرات پیشنهادی بر زندگی شخصی خود توضیح دهید.
  • درباره تاثیر سیاست جدید بر آشنایان خود توضیح دهید. با ارائه چند مثال، می‌توانید نشان دهید این تصمیم سیاسی یا قانونی نه فقط برای شما، بلکه برای بسیاری از افراد دیگر نیز مهم است و هر گونه تغییر در این زمینه بر افراد زیادی تاثیر می‌گذارد.
  • با طرح پرسش درباره ارزش تغییرات، ماهیت تغییرات در سیاست‌ها را ارزیابی کنید. آیا این تغییرات واقعا مفیدند؟ برای چه کسانی مفیدند؟ چه موضوعاتی در این خصوص اهمیت دارند؟
  • حتما رئیس نشست یا کمیته را مخاطب قرار دهید. این فرد معمولا وسط گروه می‌نشیند.
  • از کمیته به خاطر وقتی که برای سخنرانی در اختیار شما گذاشته تشکر کنید.
Checklist
mloewenstein Wed, 12/12/2012 - 13:11

___You understand what a personal testimony is

___Your personal testimony works

___You know what you need to write in your testimony

___You know to whom you are speaking when you give your testimony

___You understand the attitudes of decision-makers toward the proposed changes

___You know what the responsibilities of committee members as office holders are

___You know what the current policy is and how it affects you

___You know what the proposed changes are and how they will impact your life

___You know what to do at the public hearing

Examples
mloewenstein Wed, 12/12/2012 - 13:10

Example #1: Testifying in support of public radio funds

Good evening. My name is Rusty Cameron and I live within the broadcasting range of KLXR. I farm wheat and milo west of Perry. I work fifteen hours a day to help support my wife, two daughters, and a baby who's expected to arrive during the fall harvest. It's important that I keep up with the farm and financial news every day. But I'm legally blind. I can see well enough to drive my tractor in an open field of 100 rows of wheat, but I can't read the masthead on my town paper. I can pick out the shapes of my little girls playing in the front yard as I sit in the porch swing, but I can't read the instructions on my tax forms. And that's why I depend on KLXR. KLXR radio gives me the information I need when I need it; I don't have to take time out of my day to get to town and pay 75 cents for a newspaper. I can listen to the farming news on KLXR while I drive the combine or slop feed to the hogs. At night before going to bed at 11:00 p.m., I can turn on KLXR and hear world news and then listen to a couple chapters from a history book that I can't read by myself.

So you see, cutting the amount of matching funds that you can give to this wonderful, needed radio service would jeopardize the amount of information that I get each day, and therefore jeopardize how well I can do my job. My neighbor down the way has an elderly mother, who, like me, can no longer read regular sized print. Yet she still can enjoy the books and newspapers she used to when she was a librarian by listening to KLXR. And one of my daughter's schoolmates has a reading disability; but volunteers at KLXR record books for her so she can learn in her own way while she tries to overcome her dyslexia.

I depend on KLXR like some people depend on the telephone or the television. I hope you'll reconsider cutting these funds and taking such a valuable service away. Thank you.

Example #2: Testifying against a bridge closing

Hello. My name is Barbara Anderson and I run a home daycare in Eudora. I have seven families who send their children to me five days a week, ten hours a day. Many of these families live north of the Kill Creek Bridge and drive seven to ten miles southwest to my home halfway between Eudora and Lawrence. If you close the Kill Creek Bridge, the families that I serve will have to drive 35 miles out of their normal routes, around Ottawa down Highway 40, to reach their babysitter. Closing Kill Creek Bridge will add up to another hour on to their commute, taking up time that could be better spent at work, going grocery shopping, or spent with their families.

Not only will closing the bridge put a lot of extra stress and hassle on these families, but it will kill my business. I provide childcare for their kids and they provide me with my own business and way of life. Closing the Kill Creek Bridge will destroy my livelihood and add the extra burden of these families either having to drive an extra hour to get to my home or having to find new childcare. And the closest registered daycare is forty miles away, in Liberty. Please don't close Kill Creek Bridge. Thank you.

Example #3: Testifying from personal experience

Scene: A public hearing concerning a change in educational policy that would reduce the requirment for public schools to provide equal education to all students. A woman took the floor. There was a moment of silence as she looked at the panel of officials who were charged with the decision.

She said, "My name is Barbara Krieder. It may not look like it to you, but I'm disabled. I have a learning disability. I can't read. When I was a child, my disability was not diagnosed, and I didn't get the special kind of help from my teacher that could have helped me learn how to read. Now I can't go to a restaurant alone, because I'm too embarrassed to tell the waitress I can't read the menu. I can't drive, because I can't read the sign on the road. I can't even read stories to my own children. I'm not stupid. I just never learned how to read."

She paused for a moment. "Now, whatever you do won't change things for me. It's too late for me. But it's not too late for those young kinds. If you change the law, the way I hear it, the kids whose lives were looking brighter than mine will end up suffering the same as I did. Teachers won't know how they have a disability. They'll push the kids too hard, or in the wrong way, or most likely they'll give up on them like they gave up on me. Those kids will just turn into shadows. So, what do you tell a kid like me? Where's the justice in it? What kind of progress have we made when kids like me still can't learn to read?"

She stopped and looked at each member on the panel. Then she returned to her seat.

 

Example #4: From Homelessness to Housing in San Francisco: Portraits and Oral History​

As we build collaboration across sectors, storytelling and art that lifts up success stories become more and more important. A moving new multi-media art project called “Everyone Deserves a Home” on display in San Francisco’s Public Library asks 40 formally homeless residents in supportive housing, “what does home mean to you?”


Image of the gallery in San Francisco.

 

Example #5: Everyday Sexism Project

 

 

 

As she was growing up, Laura Bates, a British feminist, was developing an increasing awareness of the gender inequality around her. In April of 2012 she started the Everyday Sexism Project website, which documents instances of sexism, women around the world face daily.

Read more about Laura Bates here.

Contributed by Lia Thompson, University of Kansas, Community Tool Box Intern.

 

 

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:38

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۸. برقراری راه‌های ارتباط با متحدان همیشگی مخالفان
Mehrnoosh Fri, 03/15/2019 - 10:04
متن خودآموز
Mehrnoosh Fri, 03/15/2019 - 10:20

فرض کنیم که شما ترویج‌گر بهداشت و تندرستی هستید و با درمانگاهی محلی همکاری می‌کنید تا برای یک برنامه مربوط به تندرستی نوزادان کمک مالی مردمی فراهم کنید. گروهی که خود را «انجمن مالیات‌دهندگان نگران» (سی تی ا) می‌خواند مخالف شماست و هموندان این گروه باور ندارند که بهای هر نوع خدماتی باید از جیب مردم پرداخت شود. با این حال، در میان گروه‌هایی که معمولا با سی تی ا همراهی می‌کنند، کسانی هستند که حدس می‌زنید ممکن است به طرح تندرستی نوزادان علاقه‌مند باشند.

در کار ترویج‌گری غالبا هر چه پشتیبانی داشته باشید، احساس می‌کنید کم است. می‌‌توانید پشتیبانی احتمالی از کارتان را به شکل دایره‌هایی هم‌مرکز فرض کنید. در درونی‌ترین دایره شما و نزدیک‌ترین و دلسوزترین متحدان شما جای دارند – یعنی گروه هسته‌ای شما. دایره بعدی دربرگیرنده متحدان طبیعی شماست – یعنی افراد و سازمان‌هایی که با شما، باورها و ارزش‌های مشترک دارند و در موقعیتی هستند که از موفقیت ترویج‌گری شما سود می‌برند و یا این موفقیت به تحکیم ارزش‌های آن‌ها کمک می‌کند. دایره سوم شامل کسانی است که بی‌طرف هستند – چون چیزی درباره موضوع نمی‌دانند؛ یا چون مطمئن نیستند که در قبال مسئله چه موضعی باید بگیرند؛ یا به این دلیل که باور دارند موضوع به هیچ شکل ربطی به آن‌ها ندارد.  

احتمال اینکه دو دایره اخیر از آرمان شما پشتیبانی کنند کم‌تر از احتمال پشتیبانی دیگر دایره‌هاست. در دایره چهارم دوستان و متحدان مخالفان شما جای دارند، یعنی کسانی که در قبال مخالفان شما همان موضعی را دارند که متحدان طبیعی شما در قبال شما دارند؛ و بالاخره در آخرین و دور از مرکز‌ترین دایره مخالفان شما قرار دارند، یعنی کسانی که بی‌بروبرگرد علیه چیزی هستند که دلخواه شماست.

با این همه، ترویج‌گران می‌دانند که گاهی دوستان خود را در جاهایی می‌یابید که انتظارش را ندارید. یکی از آن جاها صفوف کسانی است که معمولا در فعالیت‌های ترویج‌گری همسو با مخالفان شما هستند. دست زدن به اقدام مستقیم – که موضوع این فصل است – شاید به این معنا باشد که با دوستان مخالفان خود تماس بگیرید. این بخش درباره ایجاد و حفظ ارتباط با بعضی از این گونه افراد است؛ درباره کنش‌هایی است که شاید به روابطی دوستانه و پیوندهایی منجر شود که به نظر نامحتمل می‌آیند. در این بخش خواهیم دید که برقراری چنین پیوندهایی عملا مستلزم چیست؛ چرا خواهان این روابط هستیم و این هدف را چگونه محقق می‌کنیم.

برقراری پیوند با دوستان همیشگی مخالفان چیست؟

دوستان همیشگی مخالفان کسانی هستند که انتظار می‌رود طرف مخالفان شما را بگیرند و/یا برای حصول نتایجی بکوشند که دلخواه مخالفان شما باشند. همه نظرات آن‌ها لزوما با نظرات مخالفان شما منطبق نیست، اما آنقدر همانند هستند که شاید شما در اغلب موارد آن‌ها را دوست و متحد یکدیگر تلقی کنید.

با این حال، وقتی می‌گوییم «اغلب موارد» هنوز جای زیادی برای احتمالات دیگر باقی است. بسیاری از شهروندان سالمند، به‌ویژه کسانی که متکی به درآمدهای ثابت هستند، غالبا در همان جبهه‌ای قرار می‌گیرند که مخالفان مالیات‌های جدید و افزایش بودجه آموزشی در آن قرار دارند. اما اگر همین سالمندان نوه‌های مدرسه‌رو داشته باشند، شاید موضوع را جور دیگری ببینند و طور دیگری عمل کنند. با این همه، محافظه‌کاران مالی شاید مایل باشند از حرکت‌های پیشگامانه اجتماعی کم‌وبیش لیبرال حمایت کنند. محافظه‌کاران کاتولیک هم که شاید مخالف مطالبات اجتماعی چون دسترس‌پذیری روش‌های پیشگیری از بارداری باشند، ممکن است به دلایل مذهبی با مجازات اعدام نیز مخالف باشند. به عبارت دیگر، وجود دوستان «همیشگی» بستگی به موقعیت‌های «همیشگی» دارد. ممکن است که اشخاص یا گروه‌ها بر اثر بعضی مواضع سیاسی مخالفان شما از آن‌ها دلسرد یا رویگردان شوند. برای مثال، زنان جمهوریخواه میانه‌رو غالبا با مواضع حزب خود درباره حق انتخاب زنان برای سقط‌ جنین مخالف هستند. بسیاری از شکارچیان شاید برای اعتراض به مقررات مربوط به داشتن اسلحه به نیروهای محافظه‌کار بپیوندند، اما وقتی موضوع حفاظت از محیط‌ زیست در میان باشد از آن‌ها فاصله بگیرند.

نکته دیگر این است که مردم همزمان با رشد فکری و عاطفی، کسب اطلاعات و تجربیات بیش‌تر و/یا رویارویی با موقعیت‌های همواره پیچیده‌تر در زندگی، دیدگاه‌ها و عقاید خود را تغییر می‌دهند. یکی از مقالات کتاب کارکردن نوشته استادز ترکل زندگی‌نامه مردی را بازگو می‌کند که در گذشته هموند گروه کوکلاکس کلان بود و بعد بر اثر تماس با سیاهپوستان و شناخت اندیشه‌های پیشرفته‌تر، تفکر نژادپرستانه و راستگرایی افراطی خود را کنار می‌گذارد و سرانجام به یکی از سازمان‌دهندگان اتحادیه‌های صنفی تبدیل می‌شود.

منظور از برقراری پیوندهای ارتباطی دقیقا همین است و نه چیزی دیگر: فراهم کردن وسیله و راهی برای گفتگو با کسانی که ممکن است در مورد بسیاری مسائل نگرشی متفاوت از نگرش شما داشته باشند. هدف شما، تقریبا بی‌تردید این است که اتحادی احتمالی یا دست‌ کم رابطه‌ای دوستانه با آن‌ها به وجود آورید. اما شروع کار فقط همین برقرار کردن ارتباط است.

برقراری ارتباط ممکن است به هیچ امر قطعی منجر نشود: ممکن است که فقط روزنه‌ای را باز کند که بتوانید گه‌گاه از طریق آن با طرف مقابل گفت‌وگو کنید، یا راهی را برای دسترسی به طرف مقابل در مواقع مهم و ضروری به وجود آورد. برای مثال، لیندون جانسون مبتکر «تلفن سرخ» بود، که منظور از آن خط ارتباطی میان رهبران وقت آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود تا بتوانند در مواقع حساس و ضروری، از اوج‌گیری خصومت‌های میان دو کشور جلوگیری کنند و دنیا را از بروز همه‌سوزی هسته‌ای در امان نگه دارند. جانسون و رئیس‌جمهورهای بعدی آمریکا واقعا هم چند بار از این خط تلفنی استفاده کردند.

تماس و ارتباط ممکن است به دوستی و اتحاد منجر بشود یا نشود، اما در هر حال گامی مهم است. امکانی به وجود می‌آورد که بتوانید با طرف مقابل مواردی برای توافق و اتحاد بیابید؛ و به جای آنکه «مخالفان» ناشناس یا بدتر از آن «دشمنان» هم باشید، به عنوان دو انسان که می‌کوشند کاری را که درست می‌دانند انجام دهند به هم نزدیک شوید.

چرا با دوستان همیشگی مخالفان ارتباط برقرار کنید؟

همانطور که به روشنی در بالا گفته شد، ارتباط اولین گام برای شناخت و تغییر احتمالی است. اگر یگانه ارتباطی که میان افراد یا گروه‌ها وجود دارد دشنام دادن یا مجادله بر سر اختلافات باشد، آن دو طرف به جای گفتگو با هم عقده‌گشایی کرده‌اند. لازمه ارتباط واقعی این است که سخنان طرف مقابل را بشنوید، در دیدگاه‌هایش تامل کنید و او را به عنوان انسان بپذیرید.

وقتی پیوندهای ارتباطی را برقرار کردید می‌توانید از آن‌ها برای هدف‌های گوناگون عملی، سیاسی و شخصی استفاده کنید، از جمله:

۱. برای برطرف کردن سوءتفاهم‌ها؛ سوءتفاهم‌ها ممکن است به چند شکل بروز کنند:

  • اطلاعات نادرست و شایعه. یک نفر ممکن است دانسته یا ندانسته اطلاعات یا شایعات غلطی را درباره شما یا موضوع فعالیتتان به گوش دیگران برساند؛ و یا شاید رسانه‌ها موضوعی را به اشتباه منتشر کنند. در هر دو مورد باید در اسرع وقت اشتباه را تصحیح کرد. وجود یک خط ارتباط مستقیم انجام این کار را آسان‌تر و راحت‌تر می‌کند.
  • خطا در داوری. شما یا طرف مقابلتان ممکن است که بدون تامل سخنی در انظار بگویید یا کاری بکنید که طرف دیگر را به خشم آورد یا بر او تاثیری منفی داشته باشد. اگر پس از این اتفاق بی‌درنگ با طرف دیگر تماس بگیرید و توضیح بدهید، شاید بتوانید شرایط را آرام کنید و از بحران جلوگیری کنید.
  • تفسیر نادرست. شاید شما یا طرف مقابلتان سخنی را که طرف دیگر گفته و یا کاری را که انجام داده است بد فهمیده و بد برداشت کرده است. وجود ارتباط کمک می‌کند که موضوع را توضیح بدهید و روشن کنید.
  • کمبود اطلاعات. فعالیت‌ها و فرضیات شما ممکن است برای کسی دیگر که اطلاعات شما را در اختیار ندارد بی‌معنا باشد.
  • بحرانی واقعی در ارتباط.

یکی از کارمندان شما را اخیر به دلیل ارتکاب جرمی در ارتباط با نفرت‌پراکنی علیه یهودیان دستگیر کرده‌اند. برای واکنش به این موضوع فرصت اندکی در اختیار دارید و اگر دیر بجنبید باهمستان می‌شورد و سازمان شما را به تبعیض، نژادپرستی و خدا می‌داند چه چیزهای دیگر متهم خواهد کرد. شما بیانیه‌ای منتشر می‌کنید و به روشنی اعلام می‌کنید که سیاست سازمانتان در تضاد کامل با چیزی است که روی داده است. سپس با سازمانی یهودی که به طور معمول از متحدان مخالفان شماست تماس می‌گیرید تا مراتب تاسف خود را برای این پیشامد صادقانه ابراز کنید و پوزش بخواهید که ندانسته کسی را استخدام کرده‌اید و با او همکاری کرده‌اید که چنین جرمی از او سر می‌زند. ابراز تمایل می‌کنید که برای افزایش تفاهم و احترام برای ناهمگونی نژادی و قومی با آن سازمان دیگر همکاری کنید.

رفتار شما در این مورد هم نشان‌دهنده نزاکت معمول است – کاری را می‌کنید که در هر حال باید انجام بدهید – و هم حاکی از کاردانی شماست. این کار راهی را برای ارتباط با سازمان دیگر می‌گشاید؛ فرصتی را برای آن سازمان فراهم می‌کند که رد کردنش به آسانی توجیه‌پذیر نیست و فرصتی هم در اختیار شما می‌گذارد تا هم حسن نیت خود را نشان دهید و هم فاصله خود را از جرمی که کارمند شما مرتکب شده، به آن‌ها نشان دهید. این برای شما فرصتی است تا بحرانی را به موقعیتی مثبت تبدیل کنید.

۲. منطقی است که در هر جای ممکن به دنبال دوست و هم‌پیمان باشید. اگر با متحدان همیشگی مخالفان خود در مورد این موضوع اشتراک نظرهایی دارید، در این صورت چه بسا آن‌ها متحدان شما هم هستند یا باشند، یا دست‌ کم در این مورد فعلی باشند. نخستین گام به سوی هر اتحادی برقراری ارتباط است.

۳. اگر با متحدان مخالفان خود در گفت‌وگو هستید، ممکن است که با سست کردن پایه قدرت مخالفان به تضعیفشان کمک کنید. با برقراری ارتباط با دوستان مخالفان خود، احتمال دارد که بتوانید آن‌ها را به موضع خود نزدیک کنید و به این ترتیب شاید مخالفان را از حمایتی که پیش‌تر تکیه‌گاهشان بوده است محروم کنید. این به آن معنا نیست که ممکن است دوستان مخالفان خود را «به کیش خود درآورید»، اما شاید بتوانید کاری کنید که مواضع شما را آسان‌تر درک کنند و محترم بشمارند و دست‌ کم گه‌گاه با این مواضع موافق باشند. در گذشته و پیش از برقراری ارتباط شما با این عده، مخالفانتان شاید می‌توانستند به طور قاطع به مخالفت این افراد با موضع‌گیری‌های شما امیدوار باشند، ولی حالا آن قطعیت از میان رفته است.

۴. بر همین اساس می‌توانید دامنه قدرت خود را گسترش دهید. اگر بتوانید هر از گاهی دوستان و متحدان مخالفان خود را متقاعد کنید که از موضع شما پشتیبانی کنند، در مقایسه با گذشته از پشتیبانی بیش‌تری برخوردار خواهید بود.

۵. دوستان مخالفان ممکن است شما را به افراد و گروه‌هایی نزدیک کنند که به شکل دیگری به آن‌ها دسترسی ندارید. ممکن است که بتوانید با روابطی که به وجود آورده‌اید، شبکه ارتباطی خود را گسترده‌تر کنید.

۶. احتمال دارد که بتوانید دیدگاه مخالفان را از طریق دوستان آن‌ها در نهایت به موضع خود نزدیک کنید. اگر مخالفان شما استدلال‌های شما را از زبان دوستانشان بشنوند، ممکن است تمایل آن‌ها به شنیدن بیش‌تر شود و چه بسا منطق سخنان شما را دریابند. (این موضوع شاید به صورت برعکس هم رخ دهد و شما خود را در شرایطی ببینید که با بعضی از استدلال‌های مخالفان خود موافق شوید.)

در موارد فوق، فرض بر این است که شما و مخالفانتان بر پایه اختلاف نظرهایی در مورد روش‌ها و اولویت‌ها با یکدیگر مخالف هستید. اگر تلاش شما این باشد که مخالفان را از فعالیت‌هایی  که به هزینه دیگران برای نفع شخصی یا سازمانی انجام می‌دهند بازبدارید و یا اگر آن‌ها دانسته و آگاهانه دیگران را به خطر می‌اندازند و به دیگران آسیب می‌رسانند (مثلا دانسته با فضولات صنعتی منابع آبی را سمی می‌کنند)، بعید است که شما یا آن‌ها بتوانید یکدیگر را متقاعد کنید.  

در این موارد همچنین فرض شده که عدم توافق شما یک دعوای اخلاقی نیست. در کتاب دعوای اخلاقی، نویسندگان این اثر، یعنی دابلیو بارنت پیرس و استفن دابلیو لیتلجان، توضیح می‌دهند که وقتی دعواها مبتنی بر اصول ریشه‌دار اخلاقی یا دینی باشد، چه روی می‌دهد. این نوع دعواها را نمی‌توان با توسل به منطق یا میانجیگری یا دیگر روش‌های معمول برای حل‌ اختلافات پایان داد.  گاهی راه‌هایی برای نادیده گرفتن، دور زدن یا فراتر رفتن از اختلافات وجود دارد (اگر دو طرف حسن‌ نیت داشته باشند)، اما راهی برای از میان برداشتن آن‌ها نیست. مثلا احتمال ندارد که فردی چون اسامه بن لادن ناگهان راجع به جایگاه اخلاقی ایالات متحده آمریکا تغییر عقیده بدهد – یا برعکس.

۷. ارتباط ممکن است که به هم‌پیمانی‌هایی در آینده منجر بشود و شاید هم به رابطه‌ای کاملا تازه با بعضی از دوستان همیشگی مخالفان شما. اگر در مورد یک موضوع با کسی هم‌پیمان شوید، دری گشوده می‌شود برای همکاری‌های دیگر در آینده و در این حالت یاری‌رسانی متقابل و همکاری آسان‌تر و آسان‌تر می‌شود.

چرا ممکن است که نخواهید با متحدان همیشگی مخالفان خود تماس بگیرید؟ با توجه به همه دلایل خوبی که برای برقراری ارتباط با آن‌ها گفته شد، آیا دلایلی هم هست که نخواهید این تماس صورت بگیرد؟ در واقع چنین دلایلی وجود دارد و شما هم باید آن‌ها را در نظر بگیرید.

اگر اکنون از پشتیبانی لازم برای رسیدن به هدف‌های خود برخوردار هستید، شاید دست‌ کم حالا نیازی نباشد که با این عده ارتباط برقرار کنید.

  • ممکن است که این کار مانع از آن شود که حمایت افراد بی‌طرف را به دست آورید؛ در حالی که احتمال پیوستن بی‌طرف‌ها به فعالیت‌های شما بسیار بیش‌تر از آن است که متحدان مخالفان شما از کارتان پشتیبانی کنند.
  • ممکن است هزینه زیادی در بر داشته باشد. بعضی از متحدان و دوستان کنونی ممکن است آنقدر اعتراض کنند که شما حمایت آن‌ها را از دست بدهید.
  • ممکن است ناگزیر شوید که زمان بسیار و منابع فراوانی را صرف این کار کنید. برقراری ارتباط با متحدانِ مخالفان ممکن است فرآیندی طولانی و حساس باشد و امکان دارد که نتوانید از عهده این کار برآیید.
  • ممکن است این کار پرخطر یا نامحتمل باشد. احتمال دارد که این افراد در موضع‌گیری‌های خود بسیار سرسخت باشند و میزان تلاشی که برای تغییر دیدگاه آن‌ها لازم است، شاید باورنکردنی باشد.

اگر در مورد ترویج‌گری شما پای یک یا چند دلیل از دلایل فوق در میان است، شاید برقراری تماس در موقعیت کنونی طرح مناسبی نباشد. این به آن معنا نیست که نتوانید در موقعیتی دیگر این طرح را دنبال کنید؛ بلکه به این معناست که اگر در شرایط فعلی توان خود را صرف کار دیگری کنید سودمندتر است.

چگونه با متحدان همیشگی مخالفان خود پیوندهای ارتباطی برقرار می‌کنید؟

رهنمودهای گام به گام زیر غالبا سودمند هستند، به‌ویژه وقتی که با افراد مورد نظر هیچ‌ گونه تماس و آشنایی نداشته‌اید. با این حال در بسیاری موارد شاید منطقی‌تر باشد که گوشی تلفن را بردارید و به کسی که برای تماس مناسب است، زنگ بزنید و بگویید: «سلام، نمی‌دانم که امکان دارد همدیگر را ببینیم. مسائلی هست که عقل حکم می‌کند درباره‌شان با هم گفتگو کنیم.» آنچنان خود را دل‌مشغول رهنمودها و تشریفات نکنید که در موقعیتی مناسب از تاثیر یک تماس شخصی مستقیم غافل شوید.

وقتی تصمیم گرفتید که زمینه ارتباط را با بعضی از متحدان مخالفان خود ایجاد کنید، چه رویکردی در پیش می‌گیرید؟ اولین تماس را چگونه برقرار می‌کنید؟ چه کسی باید این کار را انجام دهد و چه وقت؟ این‌ها پرسش‌هایی است که با واکاوی گام به گام رهنمودهایی که در موقعیت‌های گوناگون به کار می‌آیند اما به ویژه در این مورد مناسب هستند، در زیر بررسی خواهیم کرد.

بازیگران را بشناسید​

هر چه بیش‌تر مخالفان خود را و کسانی را که می‌خواهید با آن‌ها تماس بگیرید بشناسید، احتمال موفقیت شما در برقراری ارتباط با آن‌ها و احتمال اینکه از اشتباهات بی‌دلیل اجتناب کنید بیش‌تر می‌شود.

  • نخست مخالفان خود را بشناسید. آیا دقیقا می‌دانید آن‌ها چه کسانی هستند یا صرفا تصور می‌کنید که افراد یا گروه‌هایی خاص با شما مخالفت خواهند کرد چون منطقی به نظر می‌رسد که مخالفت کنند؟ فرضیات بی‌پایه نسازید – اگر مطمئن نیستید تحقیق کنید و جواب را پیدا کنید. چرا آن‌ها مخالف شما هستند؟ آیا مواضع آن‌ها مبتنی بر اصول ریشه‌دار (و کم و بیش تغییرناپذیر) اخلاقی یا دینی است؟ یا مبتنی بر یکی از این عوامل است: نفع شخصی، سیاست، مرام و مسلک، شواهد آشکار، تنگ‌نظری و بخل در قبال گروه‌هایی خاص، یا باورهایی درباره این که چه چیز برای مردم موثرترین است یا بیش از همه به مصلحت مردم است؟
  • متحدان همیشگی مخالفان خود را شناسایی کنید. آیا این‌ها افراد و گروه‌هایی هستند که در گذشته با مخالفان شما به توافق رسیده‌اند و یا فقط از نظر ظاهر و در طرز فکر همانند یکدیگرند؟ در زمینه مسائلی که شما دنبال می‌کنید و در کنشگری چه پیشینه‌ای دارند؟ آیا موضوع یا مواردی هست که در خصوص آن‌ها با مخالفان شما هم‌عقیده نباشند یا احتمالا مخالف باشند؟
  • ببینید که در میان دوستان معمول مخالفان شما چه کسانی ممکن است به برقراری ارتباط با شما روی خوش نشان بدهند. این عده ممکن است اشخاص یا گروه‌هایی باشند که در زمینه ایده‌ها و اندیشه تمایل به گفتگو دارند و هدف اصلی آن‌ها این است که کاری به انجام برسد (حتی اگر در خصوص بهترین راه ممکن برای انجام آن با شما هم‌عقیده نباشند). این‌ها چه بسا کسانی باشند که در بعضی زمینه‌ها با آن‌ها اشتراک‌ نظر داشته باشید، یا کسانی باشند که در مورد بعضی مسائل با مخالفان شما اختلاف نظر دارند (به یاد بیاورند نمونه زنان جمهوری‌خواهی را که طرفدار حق انتخاب برای سقط جنین بودند).
  • در درون سازمان‌ها، افراد یا گروه‌هایی را که در وهله اول باید با آن‌ها تماس بگیرید شناسایی کنید. وقتی می‌خواهید به فردی نزدیک شوید ببینید که آیا امکان تماس مستقیم با او وجود دارد و یا باید از طریق یک دستیار یا معاون با او تماس بگیرید. وقتی با یک شرکت یا سازمان بزرگ سروکار دارید ببینید که در بخش مورد نظر شما چه کسی زمام امور را در دست دارد. در یک سازمان کوچک‌تر، ببینید که فرد مناسب برای تماس کیست – آیا مدیر سازمان است؟ رئیس هیات مدیره است؟ متصدی پذیرش است؟ (گمان نکنید که این مورد آخر برای مزاح گفته شده: در بسیاری از سازمان‌ها، کارکنان ستاد پشتیبانی در حکم دروازه‌بانان سازمان هستند و واقعا آن‌ها تعیین می‌کنند که پیام‌های چه کسانی به سازمان منتقل شود.)
  • دوستان خود را شناسایی کنید. بازهم تاکید می‌شود که چیزی را مسلم فرض نکنید و هیچ‌ کس را دست‌کم نگیرید. ممکن است که مخالفان شما هم در حال برقراری ارتباط باشند. حتی وقتی مطمئن هستید که بعضی افراد و سازمان‌ها از شما پشتیبانی خواهند کرد، از آن‌ها بخواهید که به فعالیت‌های شما بپیوندند. آن‌ها را در برنامه‌ریزی و نشست‌های تعیین راهبرد راه دهید و روابط خود را با آن‌ها حفظ کنید.

از زمان به سود خود بهره‌برداری کنید​

همانطور که در بذله‌گویی زمان‌سنجی نقش مهمی ایفا می‌کند، در برقراری ارتباط با دیگران هم‌زمان نقشی تعیین‌کننده دارد. اگر سر بزنگاه و در وقت مناسب با افراد تماس بگیرید، احتمال اینکه بتوانید ارتباطی درازمدت با آن‌ها برقرار کنید بیش‌تر است.

گاهی این سر بزنگاه در اختیار شما نیست. مثلا اگر بدانید فردی که می‌خواهید با او تماس بگیرید هم اکنون مطلع شده که دخترش با مدارج عالی فارغ‌التحصیل شده، و یا سازمانی که می‌کوشید با آن ارتباط برقرار کنید همین تازگی کمک مالی چشمگیری دریافت کرده است، بدانید که برای برقراری ارتباط احتمالا حالا زمان مناسبی است. اما همیشه این امکان نیست که از این گونه موارد مطلع شوید – ممکن است که بخت با شما یار باشد و یا ممکن است بداقبال باشید و در روزی تماس بگیرید که اسکار، موش دست‌آموز اداره، از قفسش بیرون آمده و همه پرونده‌ها را جویده و خورده باشد.

با این حال در بحث زمان‌سنجی بعضی جنبه‌های موضوع را می‌توان مهار کرد. در زیر با فهرستی از مواقع به‌ویژه مناسب برای اقدام به برقراری ارتباط آشنا می‌شوید:

  • وقتی که طرف مقابل با شما تماس می‌گیرد. فقط در صورتی که دلیل محکمی داشته باشید مبنی بر اینکه ممکن است حقه‌ای در کار باشد (که در اغلب موارد چنین چیزی بعید است) می‌توانید دست رد به سینه‌شان بزنید، در غیر این صورت فرصت خوبی است.
  • وقتی می‌دانید که آن فرد یا گروه ممکن است با آرمان یا دیدگاه شما موافق باشد. مثلا شاید از دوستی مشترک شنیده‌ باشید که چنین است؛ یا بیانیه‌ای منتشر شده؛ یا طرف کوشیده در این زمینه از شما پرس‌وجو کند – یا به هر طریق دیگر که از این موضوع باخبر شده‌اید، فرصت را از دست ندهید.
  • وقتی مخالفان شما کاری کرده‌اند که باعث رنجش و روگردانی یک یا چند نفر از متحدان همیشگی آن‌ها شده است. اگر مخالفان خطایی کرده‌اند (مثلا با صدور بیانیه‌ای علیه مهاجران، رای‌دهندگان اسپانیایی‌زبان را به خشم آورده‌اند)، ممکن است که بتوانید از این فرصت به سود آرمان خود استفاده کنید.
  • وقتی که از وجود فرد مناسبی برای تماس باخبر شده‌اید یا چنین کسی به تازگی به آن جبهه پیوسته است. برای مثال، همسر یکی از اعضای هیا‌ت مدیره شما به تازگی به هیا‌ت مدیره سازمانی که مخالف شماست پیوسته است، و یا برعکس.
  • وقتی چیزی برای پیشنهاد دارید یا می‌توانید لطفی در حقشان بکنید. شاید بتوانید به شکلی به طرف مقابل کمک کنید، یا ممکن است اطلاعات مهمی داشته باشید که بخواهید در اختیارشان بگذارید (برای مثال، قصد انتشار بیانیه‌ای را دارید و می‌خواهید پیشاپیش آن‌ها را مطلع کنید تا غافلگیر نشوند؛ و یا خبری در مورد یک کمک مالی آتی دارید). اگر آن‌ها از شما چیزی بپرسند – هر چند احتمالش کم است – شاید باز هم فرصتی به همان اندازه مناسب برای برقراری ارتباط باشد.
  • وقتی مطلب خاصی را دارید که می‌خواهید با آن‌ها در میان بگذارید. مثلا اگر لازم باشد که سوءتفاهمی را برطرف کنید؛ اطلاعات غلطی را اصلاح کنید و یا اطلاعات تازه‌ای را به آن‌ها برسانید و جز آن. در این موارد بهانه بسیار خوبی برای تماس دارید.

در آغاز یک طرح پیشگامانه. بسته به شرایط پیش‌رو، ممکن است بخواهید که علاقه یک یا چند نفر از متحدان مخالفان خود را به طرح پیشگامانه خود جلب کنید. اگر چنین باشد، بهترین زمان برای این منظور درست در شروع کار است، تا آن‌ها بتوانند در طرح و برنامه‌ریزی فعالیت‌ها مشارکت کنند و تا اندازه‌ای متولی کار شوند. این کار باعث می‌شود که آن‌ها شرکای تمام‌عیار شما شوند و احتمال اینکه در نیمه راه تغییر عقیده بدهند کم می‌شود.

مشخص کنید که چه کسی تماس اولیه را برقرار کند

اولین تماس ممکن است به معنی اولین گفت‌وگو میان دو طرف باشد یا نباشد. هدف از آن غالبا برقراری اولین ارتباط مهم میان دو طرف است. فردی که با او تماس اولیه را برقرار می‌کنید شاید از اعتبار و مهارت‌های لازم برای یک دیدار اولیه موفقیت‌آمیز برخوردار نباشد.

بعضی ملاحظات برای انتخاب کسی که اولین تماس را برقرار کند

  • در سازمان خود یا از میان دوستان و متحدانتان کسانی را شناسایی کنید که پیوندهایی مستقیم – اعم از خانوادگی، اجتماعی، حرفه‌ای، سیاسی، باهمستانی – با افراد و گروهایی دارند که می‌خواهید با آن‌ها تماس بگیرید، سپس ببینید که از این میان چه کسی مایل است برای تماس قدم بردارد.

در این مورد هم مانند بسیاری از موارد مربوط به فعالیت ترویج‌گری، بهترین رویکرد کم‌وبیش همیشه شخصی است. مردم به کسانی که می‌شناسند و اعتماد دارند با اشتیاق بیش‌تری واکنش نشان می‌دهند. اگر بتوانید در میان کسانی که امیدوارید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، آشنایی شخصی پیدا کنید – مثلا کسی که فرزندانش با فرزندان شما فوتبال بازی می‌کرده‌اند، دخترخاله همسرتان، یکی از هموندان هیات امنای باهمستان، یک نفر که شما غالبا او را در نشست‌های کاری خود دیده‌اید – برقراری تماس اولیه بسیار آسان‌تر خواهد شد.

  • اگر هیچ ارتباط مستقیم و شخصی وجود ندارد ( که در یک باهمستان کوچک تا حدی نامحتمل، اما در باهمستانی بزرگ‌تر کاملا ممکن است) شاید بهترین گزینه این باشد که از یک میانجی بی‌طرف که هر دو طرف او را می‌شناسند استفاده کنید. این فرد کم‌وبیش هر کسی می‌تواند باشد – مدیر سازمان یونایتد وی، دندانپزشکی که هر دو طرف به او مراجعه می‌کنند، مدیر دبستانی که بچه‌های هر دو طرف در آن درس می‌خوانند، دوستی مشترک.
  • وقتی که حتی فرد میانجی هم در کار نیست، ناگزیر خواهید بود «بدون آشنایی» پیشقدم شوید و با فردی یا نماینده گروهی که مورد نظرتان است تماس بگیرید. هر کس که این کار را انجام می‌دهد باید با این رویکرد راحت باشد و در تعامل با کسانی که نمی‌شناسد معذب نباشد. به همین دلیل کم‌روترین فرد گروه خود را برای این کار انتخاب نکنید؛ همچنین ناسازگارترین یا پرخاشگرترین افراد گروه هم برای این کار مناسب نیستند. (اگر خودتان هم چنین خصوصیاتی دارید، برای این کار داوطلب نشوید.)
  • اگر با فردی در سازمانی بزرگ تماس می‌گیرید، یا با شخصی در حد نماینده مجلس یا مدیرعامل یک شرکت بزرگ – یا وزیر دولت مرکزی – اولین کسی که با او سخن خواهید گفت احتمالا یک دستیار یا مشاور خواهد بود. این افراد ممکن است خودشان برای برقراری ارتباط و تماس مهم باشند؛ زیرا در تماس مستقیم با فرد اصلی هستند و چه بسا تصمیم‌گیرنده و طرف مشورت باشند. این سیاست که با دستیاران، منشی‌ها و دیگران همواره خوش‌برخورد و مودب باشید هم نشان‌دهنده نزاکت شماست و هم عاقلانه است؛ اگر می‌خواهید به درون ساختمانی راه پیدا کنید، به دربان‌های آن توهین نکنید.

این نکته هم مطرح است که تا چه حد بخواهید زرنگی کنید. مثلا معمولا اگر بتوانید در مکانی حاضر شوید که می‌دانید طرف مقابل آنجا خواهد بود می‌توانید با او دیدار کنید – در یک نشست یا محل کسب‌وکار – و یا در فعالیت‌هایی شرکت کنید که می‌دانید او هم در آن‌ها مشارکت خواهد داشت – مثلا افتتاحیه یک نمایشگاه هنری یا یک دیدار ورزشی.

نکته دیگر مربوط به مناسبت اولین تماس است. اگر میانجی در کار باشد یک راه پیش روی او این است که از شما و طرف مقابلتان دعوت کند که در یک رویداد یا فعالیت اجتماعی شرکت کنید تا به طور رسمی به هم معرفی شوید. این موقعیت ممکن است یک ضیافت رسمی شام باشد یا یک بازی دوستانه بسکتبال. (این نوع دیدار به مراتب موجه‌تر از دیداری «عمدا تصادفی» خواهد بود.) پرسش اصلی این است که موثرترین راه برای دیدار و تدارک گفتگویی واقعی چیست.

مشخص کنید که در اولین تماس واقعی میان دو طرف چه کسی نماینده شما خواهد بود.

بعضی ملاحظات که هنگام گزینش نماینده‌ای (یک فرد یا گروه کوچک) برای شرکت در اولین تماس مهم – که معمولا دیداری رودررو است – باید در نظر بگیرید:

  • مهارت‌های میان‌فردی و ارتباطی. نماینده یا نمایندگان شما باید قدرت کلام داشته باشند و راحت گفتگو کنند و بتوانند واقعا با دیگران ارتباط برقرار کنند. چنین فردی باید شنونده خوب و گوینده دقیق و مسلطی باشد. شاید مهم‌تر از همه این است که او بتواند تنش را خنثی کند و کاری کند که افراد در حضورش راحت باشند.

حتی اگر اولین ارتباط مهم شما کتبی باشد باز داشتن همین مهارت‌ها ضروری است. تفاوت کار فقط در این است که نماینده شما باید مهارت‌های نگارشی کافی را داشته باشد تا بتواند بر مخاطب خود همان تاثیری را بگذارد که در دیدار رودررو می‌گذاشت.

پیشینه و اطلاعات. اگر گفتگو مربوط به آرمان یا فعالیت ترویج‌گری شما باشد نماینده‌تان باید هم از تمام ریزه‌کاری‌های طرح خوب آگاه باشد و هم نمای کلی کار را خوب بشناسد. او باید از ریز به ریز اوضاع آگاه باشد، پژوهش‌هایی که تاییدکننده موضع‌گیری شماست را خوانده باشد، استدلال‌های موجود در دفاع از ترویج‌گری شما را بداند و بتواند به استدلال‌های مخالفان به خوبی پاسخ دهد.

  • سازگاری. به چنین جلسه‌ای یک نظریه‌پرداز نفرستید، منظور این است که او نباید کسی باشد که آنقدر به حقانیت موضع شما باور دارد که حاضر نیست ایده‌های خوبی را که همسو با مواضع شما نیستند بشنود؛ یا حاضر نیست اذعان کند که حتی بعضی از استدلال‌هایی که با آن‌ها مخالف است برای کسانی که دیدگاهی متفاوت دارند مهم به شمار می‌روند. در روابط انسانی به طور کلی، و به ویژه در این نوع ارتباط، سازگاری و انعطاف‌پذیری عاملی اساسی است.

اگر گفتگو مربوط به آرمان یا فعالیت ترویج‌گری شما باشد نماینده‌تان باید هم از تمام ریزه‌کاری‌های طرح خوب آگاه باشد و هم نمای کلی کار را خوب بشناسد. او باید از ریز به ریز اوضاع آگاه باشد، پژوهش‌هایی که تاییدکننده موضع‌گیری شماست را خوانده باشد، استدلال‌های موجود در دفاع از ترویج‌گری شما را بداند و بتواند به استدلال‌های مخالفان به خوبی پاسخ دهد.

سازگاری به این معنا نیست که ناگزیر باشید با دلایل طرف مقابل خود موافقت کنید. اما باید آماده و علاقه‌مند باشید دلایلی را که برای دفاع از دیدگاه مخالفان شما بیان می‌شود درک کنید و به آن‌ها توجه نشان دهید؛ و در ضمن به راهکارهایی بیندیشید تا اختلاف‌عقیده‌های مطرح در آن استدلال‌ها را حل و فصل کنید.

برای مثال، بعضی از منتقدان اصلاح برنامه تامین اجتماعی آمریکا سخت خشمگین شدند وقتی این ایده مطرح شد که مستمری‌بگیران تامین اجتماعی به ازای مزایای دریافتی کار کنند و خدمات باهمستانی انجام دهند. اما بسیاری از مستمری‌بگیران خودشان موضوع کار یا خدمت باهمستانی را به عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت‌ها و ورود به بازار کار تلقی کردند. از همین رو، بهتر بود که منتقدان از خدمات پشتیبانی برای افراد حمایت می‌کردند – خدماتی چون نگهداری از کودکان آن‌ها، آموزش کاریابی و غیره – تا مستمری‌بگیران بتوانند کارهای محول شده به آن‌ها را خوب انجام بدهند و با ورود به بازار کار از دریافت مستمری بی‌نیاز شوند.

  • جایگاه. در بعضی موارد باید به جایگاه نماینده‌ای که می‌فرستید هم توجه کنید. مثلا اگر طرفی که می‌کوشید با او ارتباط برقرار کنید مدیرعامل یک شرکت بزرگ است یا یک سناتور آمریکایی است، این شخص انتظار دارد که طرف صحبت او کسی باشد که از طرف سازمان سخن بگوید – مثلا در سطح مدیر، رئیس هیات مدیره، یک کارگروه. گذشته از این، اگر قرار باشد که در دیدار یا گفت‌وگوی اولیه، تصمیم‌هایی گرفته شود یا قول و قرارهایی گذاشته شود – یا حتی پیشنهاد داده شود – فردی که در جلسه حاضر است باید از اختیارات کافی برای این کار برخوردار باشد.

اگر شما سازمانی یا گروهی مشترک باشید، این موضوع شاید بی‌ارتباط باشد و یا مرتبط محسوب شود. به هر حال باید با دقت به قدرت و مسئولیت طرف مقابل توجه کنید – این موضوع فقط در حالی ممکن است مهم نباشد که شما با انتخاب نوع نمایندگان خود بخواهید پیامی را درباره اصول و اعتقادات خود بیان کرده باشید – که ممکن است کاملا هم مناسب باشد. اما اگر مدیرعامل یک شرکت فقط در صورتی شما را جدی بگیرد که نماینده‌ای با القاب و عناوین چشمگیر به جلسه بفرستید، در آن صورت شاید – دست‌کم در مراحل اولیه – باید به این شرط تن در بدهید. در هر حال، نماینده شما باید کسی باشد که بتواند از طرف سازمان سخن بگوید، یا دست‌کم تا اندازه‌ای چنین کند. (از طرف دیگر، هر کسی در یک سازمان گروهی بر حسب تعریف، عضو هیات مدیره محسوب می‌شود…)

  • آشنایی با دنیای طرف مقابل. اگر با یک شرکت حقوقی یا شرکتی بزرگ سروکار دارید، عاقلانه نیست کسی را به نمایندگی از خود به این سازمان‌ها بفرستید که بیش از حد تحت تاثیر فضای تجملی این شرکت‌ها، مبلمان گرانبها و چشم‌انداز شهر از ساختمان‌های بلند آن‌ها قرار گیرد. بر همین منوال، اگر طرف مقابل شما یک گروه مردمی است که ستاد آن در زیرزمین یک مجتمع مسکونی است، کسی را به نمایندگی از خود اعزام نکنید که حضور در چنین فضایی را کسر شان خود بداند و نخواهد روی کاناپه‌ای بنشیند که به آن گروه بخشیده شده است. حتی اگر نخستین تماس شما با طرف دیگر تلفنی یا به وسیله نامه باشد، باید از طرز فکر و انتظارات آن‌ها آگاه باشید و روحیاتشان را بشناسید. این موضوع ممکن است در مشخص کردن اینکه آیا می‌توانید با این افراد ارتباط برقرار کنید یا نه عاملی تعیین‌کننده باشد.

یک فرد یا یک گروه؟ اگر اولین برخورد مهم شما دیداری رودررو باشد، آن وقت باید ببینید که می‌خواهید یک فرد را بفرستید یا یک گروه را و آیا خواستار دیدار با یک نفر باشید یا با یک گروه. تصمیم‌گیری در این مورد تا حدودی بستگی به موضوع دیدار دارد. مثلا، در بعضی موارد شاید منطقی باشد که گروهی از کارکنان یک سازمان با گروهی از کارکنان سازمانی دیگر دیدار کنند تا درباره موضوعات مشترکی که به آرمان ترویج‌گری شما مربوط می‌شود گفت‌وگو کنند. این نوع دیدار احتمالا برای هر دو سازمان کم‌تر از دیدار میان مدیران یا هیات رئیسه سازمان‌ها تهدیدآمیز خواهد بود.

در موقعیت‌های دیگر، شاید منطقی‌تر باشد که تماس‌ها با دیدار افرادی از هر دو طرف آغاز شود، افرادی که می‌توانند مواضع سازمان خود را به‌خوبی بیان کنند و در یک سطح بالای سیاسی فعالیت دارند. ائتلاف‌های ترویج‌گری وقتی با نمایندگان مجلس یا مقامات دیگر دیدار داشته باشند، غالبا نمایندگانی را به جلسه می‌فرستند که معرف قشرهای گوناگونی از رای‌دهندگان باشند؛ تا به این ترتیب گروهی از یک طرف با فردی از طرف دیگر دیدار کند.

اگر شما درخواست دیدار می‌دهید – که موضوع این بخش هم همین است – بهتر است در صورتی که طرف مقابل اولویت‌هایی دارد، بر اساس آن اولویت‌ها عمل کنید. هر چه طرف مقابل شما در دیدار بیش‌تر احساس آسودگی‌خاطر کند، احتمال ثمربخش بودن آن دیدار بیش‌تر می‌شود.

موضوع اولین ارتباط مهم را مشخص کنید.

فارغ از اینکه چگونه تماس می‌گیرید و برای اولین دیدار یا گفتگوی تلفنی قرار می‌گذارید، باید موضوعی برای گفتگو داشته باشید. محتوا و شکل اولین گفتگو می‌تواند تعیین‌کننده لحن گفتگوهای بعدی باشد – و نیز تعیین کند که آیا اصولا گفتگوی دیگری هم در کار خواهد بود.

بعضی موضوع‌های محتمل عبارتند از:

  • آغاز یک گفتگوی آزاد – که شاید، و نه الزاما، راجع به موضوع ترویج‌گری باشد – بدون هیچ هدف مشخصی. نکته اصلی در این جا برقراری ارتباط است، ارتباطی که شاید با گفتگوهای بیش‌تر مستحکم شود. موضوع‌هایی که ممکن است بحث شوند عبارتند از راه‌هایی برای همکاری، دشواری‌های پرداختن به موضوع، ماهیت باهمستان، یا حتی دوستان مشترک یا مدارس فرزندانتان – کم‌وبیش هر موضوعی که برای هر دو طرف مهم است.
  • ایجاد یک زمینه مشترک. طرف مقابل – یا خود شما هم – ممکن است تشخیص نداده باشید که چقدر وجوه مشترک دارید. کند و کاو در زمینه‌هایی که مورد توافق دو طرف است شاید پایه و اساسی شود برای شکل‌گیری یک رابطه.
  • پیشنهاد نوعی یاری‌رسانی یا مشاوره به طرف مقابل. اگر پیشنهادی برای کمک دارید، مطرح کردن آن بهترین راه برای شروع ارتباط است. فقط دقت کنید که پیشنهاد شما از سر منت‌گذاری و تفرعن نباشد و به هیچ‌ وجه این احساس را به مخاطب منتقل نکند که از سر خودبرتربینی چنین پیشنهادی ارائه می‌دهید.
  • درخواست چیزی مشخص. شاید برای انجام کاری به اطلاعات یا کمک نیاز داشته باشید و یا ممکن است از طرف مقابل بخواهید که در پشتیبانی مالی از مراسمی با شما همکاری کند. درخواست شما هر چه باشد، نه فقط راه ارتباط شما را با آن‌ها باز می‌کند بلکه برای طرف مقابل شما فرصتی به وجود می‌آورد که از یاری رساندن به دیگران احساس خشنودی کند.
  • گفتگو در زمینه مشکلات و مسائل مشترک، با این چشمداشت که به راه‌ حلی برسید. برای مثال، اگر شما و طرف مقابلتان هر دو برای یک جمعیت کار می‌کنید و یا هر دو با یک سرمایه‌گذار مشکل‌آفرین و یا وضعیت دشوار مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنید، ممکن است که همین وضعیت بستری برای گفتگوی مستمر یا کمک و حمایت متقابل میان شما به وجود آورد. این آن نوع موقعیتی است که ممکن است در آن یک گفتگو و یا گفتگوهای پیاپی منجر به دیدارهای مستمر میان کارکنانی شود که با گروهی یکسان از مردم سروکار دارند و یا نگرانی‌ها و سرخوردگی‌هایی همانند دارند.
  • پوزش‌خواهی یا توضیح درباره خطایی از جانب شما یا سوءتفاهمی از جانب طرف مقابل. بسته به اینکه چه چیز گفته شده یا انجام شده و به چه دلیل، چنین پوزش‌خواهی یا توضیحی ممکن است کمی بغرنج باشد. اگر به شکل آشکاری از حرف خود برگردید، ممکن است که به آسانی شما را دورو و فریبکار بدانند یا حتی غیرقابل‌اعتمادتر از آنچه قبلا می‌پنداشته‌اند، بخوانند. اما اگر پوزش‌خواهی‌تان صادقانه و معقول باشد و یا اگر توضیحتان قانع‌کننده و منطقی باشد ممکن است که زمینه‌ای را برای ارتباط در آینده فراهم آورد.
  • باخبر کردن طرف مقابل از چیزی که قصد گفتن یا انجام دادنش را دارید. وقتی پیشاپیش اطلاعاتی به طرف مقابل می‌دهید که باعث می‌شود او از قرارگرفتن در شرایطی که مایه شرمساری‌اش شود و مشکلاتی از این دست پرهیز کند و یا دست‌ کم از وقوع آن باخبر باشد، کارتان در اغلب موارد عملی اخلاقی و شرافتمندانه است. این کار همچنین راهی را برای ارتباط می‌گشاید که ممکن است در آینده به کار آید.   
  • درخواست عدم‌مداخله، همکاری یا تشریک مساعی. در این حالت شما در واقع سرصحبت را با بیان دغدغه‌های ترویج‌گری باز می‌کنید و به دنبال بی‌طرفی یا هم‌پیمانی طرف مقابل هستید. این موضوع شاید در اولین اقدام برای برقراری ارتباط مخاطره‌آمیز باشد، اما چه بسا همان کاری باشد که باید انجام بدهید.
  • لزوم پی‌گیری ارتباط پس از نخستین تماس

مطلوب است که یکی از موضوع‌های مطرح شده در نخستین دیدار این باشد که ارتباط چگونه ادامه پیدا کند. رضایت‌بخش‌ترین نتیجه آن است که با توافق دو طرف ساختاری برای ادامه ارتباط پدید آید. شاید تصمیم بگیرید که ارتباط میان شما و آن‌ها طبق برنامه‌ای منظم ادامه پیدا کند. این ساختار ممکن است بسته به نوع ارتباط و رابطه هر شکلی داشته باشد: از یک ناهار مشترک مدیران دو سازمان در ماه گرفته تا رد و بدل کردن ایمیل‌های روزانه. همچنین شاید دیدارهای کارکنان را که در نمودار فوق آمده در بر بگیرد.

شاید هم قرار را بر این بگذارید که ارتباط منظم اما بدون برنامه‌ریزی باشد. مانند دو آشنا که توافق می‌کنند «با هم در تماس باشند». همانطور که همه ما به تجربه می‌دانیم، این نوع تماس گاهی موثر است و گاهی نیست. اگر هر دوی شما به این رابطه و حفظ ارتباط توجه نشان بدهید، همه چیز خوب خواهد بود. اگر نه شما و نه طرف مقابلتان در حفظ ارتباط کلامی کوشا نباشید این رابطه به سادگی از میان می‌رود. اگر یکی از شما در حفظ ارتباط خوب عمل کند، احتمال دارد که این رابطه حفظ شود اما کم‌وبیش همیشه به این صورت خواهد بود که فرد الف پیشقدم می‌شود و فرد ب پاسخ می‌دهد. اگر در پی اولین مکالمه تصمیمی برای تماس منظم گرفته نشود  و شما بخواهید که راه ارتباطی باز بماند، ناگزیر خواهید بود که فرد الف باشید (اگر طرف مقابلتان نیز رفتاری مشابه داشته باشد که چه بهتر). پس از دیدار اولیه باید پی‌گیر ارتباط باشید (و با استفاده از مهارت پی‌گیری برای دیدار دوم وقت تعیین کنید). شاید رایج‌ترین روش این باشد که یادداشت یا ایمیلی بفرستید یا پیامی تلفنی به این مضمون به او برسانید: «از مکالمه‌ای که چند روز پیش داشتیم لذت بردم. راه‌های احتمالی بسیاری برای گفتگو باز شد و من مایلم که این صحبت‌ها ادامه پیدا کند. آیا ممکن است دوباره همدیگر را ببینیم؟ هفته‌ای که از نوزدهم شروع می‌شود خوب است؟» گذشته از این، بسیار ضروری است که به هر قول قطعی یا تکلیفی که در اولین گفتگو به گردن می‌گیرید عمل کنید، یا آن را در مدت زمانی که توافق کرده‌اید به اجرا درآورید. اگر بعضی یا همه قول‌ها و تکلیف‌ها بر عهده شماست، روشن است که موظفید که آن‌ها عملی کنید و تحقق بخشید. اما اگر عمل به قول و انجام وظیفه‌ای بر عهده طرف مقابل باشد کارتان کمی دشوارتر خواهد بود؛ چرا که نمی‌خواهید اینطور به نظر برسد که دارید غر می‌زنید و ابراز ناراحتی می‌کنید و یا به طرف مقابل اعتماد ندارید و باور ندارید که به قول خود عمل کنند. یک چاره کار این است که در همان مکالمه اول، زمانی را برای مرور کارهای انجام شده تعیین کنید (مثلا بگویید: «من روز پنج‌شنبه تلفن می‌زنم تا ببینم که چه بخش از کار انجام شده و آیا کاری هست که ما بتوانیم در انجامش به شما کمک کنیم.»)  

رشته‌های پیوند را در طول زمان نگه دارید و افزایش دهید

به یاد داشته باشید که این‌ها دوستان و متحدان همیشگی مخالفان شما هستند. جلب اعتماد آن‌ها شاید نیازمند طی کردن فرآیندی طولانی و پیچیده باشد. موفقیت در گشودن راه ارتباط چیز نیست مگر برداشتن گام نخست. باید این ارتباط را تداوم بدهید تا راه‌های تماس باز باشند و به خوبی کار کنند. همانطور که در مورد هر فعالیت ترویج‌گری دیگر صادق است، باید همواره پی‌گیر باشید و هرگز چیزی را مسلم فرض نکنید.

ایجاد رشته‌های پیوند با متحدان همیشگی مخالفان ممکن است به شیوه‌های فراوان برای شما – و آن‌ها – بسیار مفید باشد. ممکن است که در نهایت به تغییر دیدگاه آن‌ها بیانجامد؛ ممکن است به شما کمک کند بعضی چیزها را آشکارتر ببینید؛ و کمک کند که مطمئن شوید اطلاعاتی که میان شما رد و بدل می‌شوند و اطلاعاتی که به دست مردم می‌رسند دقیق و بهنگام باشند. اگر بتوانید این راه‌های ارتباطی را به وجود آورید، فعالیت ترویج‌گری‌تان باید آسان‌تر شود و احتمال موفقیت درازمدت آن افزایش یابد.

خلاصه​

معنای «برقراری ارتباط با دوستانِ همیشگی مخالفان» روشن است: ایجاد یک پل ارتباطی با کسانی که معمولا در سمت مخالفان شما می‌ایستند، حال یا برای بحث در زمینه موضوع ترویج‌گری شما یا برای ارتباطی کلی. انتظار این نمی‌رود که این افراد را به دوستان خود تبدیل کنید – البته اگر چنین بشود بی‌شک اتفاق خوشایندی است – بلکه هدف این است که بتوانید گفتگویی را با طرف مقابل آغاز کنید. آدم‌ها و اوضاع و احوال با گذشت زمان و کسب تجربه‌های بیش‌تر متحول می‌شوند و یکسان نمی‌مانند. اگر آدم‌ها بتوانند حرف‌های یکدیگر را بشنوند و به هم احترام بگذارند، بی‌تردید روابط افراد بهتر می‌شود و امکان دارد که جایگاه ترویج‌گری خود را هم بهتر کنید.

گشودن راه‌های ارتباط شاید اولین قدم به سوی درک واقعی یکدیگر در میان افرادی باشد که پیش از این مخالف یکدیگر بوده‌اند. این کار همچنین در رفع همه نوع کج‌فهمی‌ها و سوءتفاهم‌ها موثر است و چه بسا باعث شود که در جاهایی که انتظار ندارید دوست و هم‌پیمان پیدا کنید. گذشته از این پایگاه قدرت مخالفان شما را هم تضعیف می‌کند زیرا شمار افراد و سازمان‌هایی که بی‌قیدوشرط از مخالفانتان حمایت می‌کردند کاهش می‌یابد. با برقراری راه‌های ارتباط می‌توانید پایگاه قدرت خود و نیز شبکه ترویج‌گری‌تان را گسترده‌تر کنید. حتی شاید مخالفان شما دیدگاه شما را بپذیرند و این تحول به هم‌پیمانی‌هایی در آینده منجر شود.

برای برقراری ارتباط با دوستان همیشگی مخالفان خود نخست باید هر چه می‌توانید درباره مخالفانتان، دوستانشان و دوستان خودتان اطلاعات به دست آورید و آن‌ها را بشناسید تا بدانید که باید با چه کسی و چگونه تماس بگیرید. برای این کار زمان مناسب را در نظر بگیرید – برای مثال این تماس احتمالا موفقیت‌آمیزتر خواهد بود اگر زمانی برقرار شود که دوستان مخالفان شما ناخشنود باشند و یا موضوع به‌خصوص یا مهمی باشد که شما بخواهید با آن‌ها در میان بگذارید.

در گام بعد، مشخص کنید که چه کسی نخستین تماس را برقرار کند و چگونه این کار را انجام دهد. این نخستین تماس همان اولین گفتگوی مهم و واقعی شما نیست – برای این گفتگو باید تصمیم بگیرید که چه کسی شما را در این دیدار نمایندگی کند و محور گفتگو چه باشد. وقتی این مورد مشخص شد، در صورتی که می‌توانید کار را انجام دهید – یعنی تماس بگیرید و گفت‌وگوی اولیه را برگزار کنید.

حتما پس از برداشتن گام اول، پی‌گیر ارتباط باشید تا فرصت به دست آمده را از دست ندهید؛ و در همین حال بکوشید که زمانی را برای تماس‌های آینده مشخص کنید و یا دست‌ کم سازوکاری برای این کار در نظر بگیرید. نکته پایانی این که بکوشید با گذشت زمان راه‌های ارتباطی خود را حفظ کنید، تا این امکان بر اثر غفلت از میان نرود.

برقراری راه‌های ارتباط با دوستان همیشگی مخالفانتان دست‌ کم به بهبود روابط و جایگاه شما در باهمستان می‌انجامد و نیز اینکه این که شاید دوستی‌های تازه‌ای برای شما به ارمغان آورد و احتمال موفقیت شما را در ترویج‌گری صد چندان کند.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:23

¿Qué es establecer líneas de comunicación con los aliados tradicionales de la oposición?

___Establezca líneas de comunicación con los aliados tradicionales de tu oposición con el objeto de crear un canal a través del cual se pueda conversar el uno con el otro cuando existe información importante que transmitir o discutir, y para desarrollar un entendimiento y una base para una posible cooperación o alianza en el futuro.

¿Por qué establecer líneas de comunicación con los aliados tradicionales de la oposición?

Establezca una línea de comunicación con los aliados tradicionales de tu oposición para:

___Disminuir malos entendidos.

___Encontrar aliados dondequiera que se pueda.

___Reducir la base de poder de tu oposición.

___Expandir tu propia base de poder.

___Expandir tu red de contactos.

___Cambiar la opinión de tu oposición a través de tus aliados.

___Establecer futuras alianzas, y quizás nuevas relaciones, entre los aliados tradicionales de tu oposición.

¿Cómo establecer líneas de comunicación con los aliados tradicionales de la oposición?

Se ha llevado a cabo la recolección de información básica e información acerca de los intereses de estos grupos:

___Tus opositores.

___Sus aliados.

___Tus aliados.

Se ha determinado la comunicación inicial con la oposición cuando (puede ser una o más de éstas):

___Cuando los aliados tradicionales de tu oposición te contactan.

___Sabe que los aliados tradicionales de tu oposición simpatizan con tu causa o con tu punto de vista.

___Tu oposición ha hecho algo para distanciar a uno o más de sus aliados tradicionales.

___Cuando recién se ha enterado de, o conseguido, un contacto especialmente bueno.

___Cuando tiene algo que ofrecer.

___Cuando tiene algo específico que comunicar.

___Está iniciando un proyecto.

___Usted define quién realizará el contacto inicial.

___Usted define cómo llevar a cabo el contacto inicial.

Ha decidido quién te representará en el primer intercambio significativo basado en:

___Habilidades de comunicación e interpersonales.

___Antecedentes e información.

___Flexibilidad.

___Rango.

___Familiaridad con el mundo de la otra parte.

Ha definido el contenido del primer intercambio real, escogiendo uno o más entre:

___Comenzar una conversación abierta – quizás, pero no necesariamente, sobre el asunto de abogacía – sin un objetivo específico.

___Ofrecer ayuda o asesoría, de alguna manera, a la otra parte.

___Pedir algo específico.

___Establecer intereses comunes.

___Discutir problemas o asuntos comunes, con vistas a una solución.

___Disculparse o explicar un error de tu parte o un malentendido de la otra parte

___Contarle a la otra parte sobre algo que se está a punto de decir o hacer.

___Solicitar la no intervención, cooperación o colaboración.

___Usted procede a establecer contacto y mantener una primera comunicación significativa.

___Usted da seguimiento a tu conversación, e intenta programar una comunicación futura.

___Usted mantiene las líneas de comunicación indefinidamente.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:43

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۹. برگزاری کمپین جمع‌آوری امضاء
Mehrnoosh Thu, 08/22/2019 - 12:49
متن خودآموز
Mehrnoosh Thu, 08/22/2019 - 13:08

کمپین جمع‌آوری امضاء چیست؟ 

این کمپین جمع‌آوری طوماری امضاء از افرادی است که از مسئله مورد نظر شما حمایت می‌کنند. در این فعالیت درخواست مشخص و روشنی برای رسیدگی به یک مسئله روی یک کاغذ یا طومار نوشته می‌شود و همه حامیان زیر آن را امضا می‌کنند. تعداد زیاد حامیان باعث می‌شود که صفحه‌های کاغذی دیگری به انتهای صفحه اول چسبانده شود که نتیجه آن به شکل یک طومار در می‌آید. این کار را با استفاده از پارچه‌ای بزرگ در محلات شلوغ، مثل یک مرکز خرید نیز انجام می‌شود. برگزارکنندگان کمپین با توضیح مسئله به مردم از آن‌ها می‌خواهند که با امضا بر روی آن پارچه از هدف آن‌ها حمایت کنند. اما ساده‌ترین روش این روزها، استفاده از وبسایت‌هایی است که به همین منظور ایجاد شده‌اند و امکانات بسیار بهتری برای جمع‌آوری امضاء و رساندن درخواست به افراد مسئول دارند. 

طومار امضاء شده در نهایت به  تصمیم‌گیرانی که از قدرت کافی برای ایجاد تغییر دلخواهتان برخوردارند، ارائه می‌شود. کمپین جمع‌آوری امضاء می‌تواند شگردی موثری برای تاثیر بر دیگران جهت اجرا، تغییر یا توقف یک قانون یا اقدام باشد. 

مثال: گروه شما طوماری تهیه می‌کند که در آن از رستوران‌های فست فود خواسته شده ترکیبات غذاهای خود را در منوهای خود درج کنند، یا از دولت محلی خواسته شده که در یک چهارراه خطرناک اقدام به نصب پل عابر پیاده کند.   

انواع کمپین‌های جمع‌آوری امضاء 

کمپین‌های جمع‌آوری امضاء از هم متفاوتند و در کل دو نوع کلی وجود دارد: دولتی و غیردولتی. تفاوت این دو دسته کلی به شرح زیر است: 

طومارهای دولتی: این‌ها اغلب طومارهای به یک نهاد مدیریتی محلی و گاهی نیز در سطح نماینده دولت در یک بخش، ایالت یا دولت فدرال مربوط می‌شود. این نوع طومارها کاربردهای متعددی دارند که برخی از این موارد عبارتند از: 

  • طرح یک موضوع خاص جهت برگزاری رای‌گیری مخفی. این کاری می‌تواند از روش‌های مختلفی صورت گیرد، مانند یک طرح رای‌گیری مخفی یا روش رفراندوم الزام‌آور یا غیر الزام‌آور. 
  • انجام یک طرح رای‌گیری غیرعلنی. از این روش برای ارائه یک مجموعه مقررات، مصوبه‌ها، یا احکام به باهمستان جهت رای‌گیری استفاده می‌شود. این روش خود موجب ایجاد تغییری نمی‌شود بلکه تنها تغییر مورد نظر را به رای‌ مردم می‌گذارد.
  • برگزاری یک رفراندوم غیر الزام‌آور. این کار به منظور مشورت‌دهی به دولت محلی در مورد یک مسئله یا سیاستگذاری خاص استفاده می‌شود اما در واقع به ایجاد یا تغییر قانونی نمی‌انجامد. 
  • برگزاری یک رفراندوم الزام‌آور. این روش اما تغییر ایجاد می‌کند. از این روش برای تهیه مصوبه‌ها، احکام، و مقررات حقوقی و نیز برای به اجرا درآمدن، تعلیق، یا لغو یک رای‌گیری به وسیله دولت منتخب یا دیگر نهادهای عمومی (مانند هیات مدیره مدرسه) استفاده می‌شود. 
  • برای حمایت از کاندیداتوری یک نفر در یک رای‌گیری غیرعلنی.  
  • برای عزل یک نفر از جایگاهش. 
  • به منظور حمایت یا مخالفت با قانون یا مقرارات پیشنهادی. 

طومارهای دولتی قواعد خاص خود را دارند – برخی موارد قابل ذکر عبارتند از: شهرداری‌ها، بخشداری، ایالتی، فدرال. روندهای شفافی برای دریافت، جمع‌آوری امضا، و تحویل یک طومار به صورت قانونی وضع شده است. برای اینکه یک طومار موثر باشد، باید بلافاصله روند‌های مربوط به آن پیگیری شوند. در غیر این صورت طومار شما ممکن است از اعتبار ساقط شود. اما اگر این روند‌ها طی شوند – و تعداد معینی امضا کننده جذب کرده باشید – طومار شما به صورت خودکار به موفقیت می‌انجامد. برای مثال، ممکن است طرح یا کاندیدایی که در طومار شما آمده به رای گذاشته می‌شود. 

طومارهای غیردولتی: این نوع طومارها خطاب به سازمان‌های غیردولتی تهیه می‌شوند، مانند کسب و کارها، صنایع، یا سازمان‌های خصوصی. تفاوت آن‌ها با طومارهای دولتی در این است که: 

  • محتوایی بسیار متفاوت دارند. 
  • هیچ قاعده‌ای برای آن‌ها وجود ندارد یا قواعد بسیار کمی هست که شیوه جمع‌آوری امضا، یا تحویل طومار را مشخص کرده باشند. 
  • هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از تحویل طومار اقدامی در خصوص آن صورت گیرد. 

طومارهای غیردولتی به منظور نشان دادن میزان حمایتی که یک سازمان یا فرد – در میان طبقات پایین یا دیگر بخش‌های مردم – برخوردار است استفاده می‌شود. در نتیجه آن شما می‌توانید به یک سازمان خصوصی نشان ‌دهید افراد زیادی از هدف مورد نظر شما حمایت می‌کنند و دریافت‌کنندگان طومار باید مطابق خواست امضا کنندگان رفتار کنند. 

مثال: گروهی از مصرف‌کنندگان از تصمیمی که رستوران محل برای حذف غذاهای کم چرب از منوی غذایی خود گرفته است ناراضی هستند. درخواست آن‌ها برای وجود امکان انتخاب رژیم غذایی سالم برای همه موجب می‌شود که آن‌ها به برگزاری یک کمپین جمع‌آوری امضاء روی آورند که در آن از رستوران خواسته شده که گزینه‌های سالم را به منوی خود بازگرداند. 

چرا باید یک کمپین جمع‌آوری امضاء راه‌اندازی کنید؟‌

دلایل اصلی برای برگزاری یک کمپین جمع‌آوری امضاء عبارتند از: 

  • به منظور افزایش آگاهی باهمستان نسبت به مسئله
  • برای دیده شدن گروهتان و کسب اعتبار برای آن
  • به منظور هدایت شما به سمت اعضای جدید و ایجاد ارتباطاتی جدید برای آینده گروهتان 
  • به منظور نشان دادن حمایت گسترده باهمستان از تغییرات دلخواه شما 
  • کمک به ایجاد تغییراتی که می‌خواهید 

کمپین جمع‌آوری امضاء گزینه‌ای است برای وقتی که قدرت تصمیم گیری در مورد مسئله شما در اختیار دیگران باشد و شما نیاز داشته باشید دیگران را وادار به ایجاد تغییرات دلخواهتان کنید. با مخاطب قرار دادن آن تصمیم‌گیران در طومار خود، می‌توانید به شیوه تقریبا آسانی افراد زیادی را در این کار خود درگیر کنید. 

علاوه بر این، شاخص‌های چندی هستند که می‌توانید با توجه به آن‌ها مشخص کنید آیا زمان مناسب برای انجام یک کمپین جمع‌آوری امضاء رسیده است یا خیر: 

  • وقتی حمایت عمومی قوی (یا حداقل قابل توجه) از مسئله شما وجود دارد. 
  • زمانی‌که معتقدید تهیه طومار می‌تواند نظر تصمیم‌گیران را عوض کند. 
  • در شرایطی که شما در آن قرار دارید، از این تاکتیک بیش از حد استفاده نشده باشد. 
  • وقتی که در مدت زمانی موجود، افراد کافی برای جمع‌آوری امضاهای مورد نیاز در اختیار داشته باشید. 

معمولا یک کمپین جمع‌آوری امضاء به تنهایی کافی نیست. زمانی‌ که شما و گروهتان مشغول انجام اقدامات و تاکتیک‌های دیگری برای ایجاد تغییر دلخواهتان هستید، می‌توانید تصمیم بگیرید که کار برای تهیه یک طومار را نیز شروع کنید. برای مثال در کنار بایکوت یک شرکت خاص، طوماری با ادبیات قوی می‌تواند پیام قدرتمندی به رهبران آن شرکت بدهد. یا اگر در حال لابی کردن با دولت محلی برای قانون یا مقررات ویژه‌ای هستید یک طومار با تعداد زیادی امضا می‌تواند نشان دهنده حمایت باهمستان از خواسته شما باشد. 

چگونه باید یک کمپین جمع‌آوری امضاء برگزار کنید؟‌

برگزاری یک کمپین جمع‌آوری امضاء نباید چندان سخت باشد به ویژه اگر نیاز به تعداد امضای زیادی نباشد. اما کار شما تنها این نیست که از افراد بخواهید در حمایت از هدفتان یک تکه کاغذ را امضا کنند. 

چیزی که بیش از همه در ابتدا اهمیت دارد این است که تصمیم بگیرید «چه می‌خواهید به دست آورید.» و نیز طومار خطاب به چه کسی نوشته می‌شود و از چه گروهی از مردم درخواست امضا خواهید کرد؟ کار مورد تقاضا و کسی که می‌خواهید آن را انجام دهد با شفافیت کامل در طومار ذکر کنید. 

  • اگر شما و گرو‌هتان از رئیس یک کارخانه محلی تولید محصولات کاغذی می‌خواهید که کاغذهای بازیافتی مورد استفاده کارخانه خود را از ۵۰ درصد حجم تولید به ۷۵ درصد ارتقا دهد، این مسئله را باید به طور شفاف در طومار خود آورده باشید. 
  • اگر شما و گروهتان می‌خواهید مسئولان شهر به کنترل ترافیک در محله شما کمک کنند، ممکن است در طومار خود درخواست کنید که سر هر چهارراه یک علامت ایست نصب شود یا محدودیت سرعت به ۲۰ مایل بر ساعت کاهش داده شود.*

دوم، دلیل خود را برای پیگیر این هدف بیان کنید. تاثیرات مثبت اقتصادی، اجتماعی، یا محیط زیستی این تغییر چیست؟ این تغییرات چگونه می‌توانند بر امضا کنندگان این طومار تاثیر بگذارند؟ و در صورتی که اقدامی در مورد این مسئله انجام نشود چه عواقبی به بار خواهد آمد؟ 

مثال: گروهتان می‌خواهد میزان زباله‌ای را که به محل دفن زباله‌ها سرازیر می‌شود کاهش دهد. با افزایش میزان استفاده از محصولات تهیه شده از مواد بازیافتی، زمین کم‌تری برای دفن زباله استفاده خواهد شد و در نتیجه منابع طبیعی کم‌تری نیز برای تولید محصولات جدید به کار خواهد رفت. شما باید هر دو مزیت را در طومار خود بیاورید. 

پس از اینکه به این پرسش‌ها جواب دادید بقیه مسیر به نوع کمپین جمع‌آوری امضاء مورد نظر شما و شرایط خاص شما بستگی خواهد داشت. 

طومارهای دولتی​

موفقیت در طومارهای دولتی به پیروی از قواعدی وابسته است که توسط مقامات دولتی برای این منظور تدوین شده‌اند. برای شروع باید بدانید چه قواعدی برای این کار تعیین شده‌اند. برای مثال: 

  • چه تعداد امضا نیاز خواهید داشت؟ 
  • آیا همه امضاها باید بر روی کاغذ‌های تایید شده‌ای که برای طومار صادر می‌شود درج شوند؟ 
  • نام افراد امضا کننده چگونه باید درج شود (چاپ شوند، امضاهای آن‌ها درج شود، یا هر دو)؟
  • باید آدرس‌ها ذکر شوند یا تنها بخش‌ها/محله‌ها آورده شود؟ 
  • چه اطلاعات دیگری باید توسط امضا کنندگان یا تحویل دهندگان طومار ارائه گردد؟ 
  • چه محدودیت‌های دیگری یا بخش‌بندی‌های خاصی (مانند تعداد مشخصی امضا از هر منطقه) را باید رعایت کنید؟ 
  • چه زمانی و به چه کسی باید طومار تحویل گردد؟
  • پس از تحویل چه اتفاقی خواهد افتاد؟  

اگر برای چنین طومارهایی امضا جمع می‌کنید، ابتدا باید پاسخ این سوالات را پیدا کنید. کمپین جمع‌آوری امضاء برای شما و هدفتان مهم است پس آخرین چیزی که ممکن است بخواهید شاهد آن باشید این است که ببینید به خاطر تبعیت نکردن از قواعد از اعتبار ساقط شده است. هر چه طومار شما از تفکر حاکم فاصله بیش‌تری داشته باشد، اهمیت پیروی دقیق از قواعد بیش‌تر می‌شود. طومار شما به خاطر یک نکته تکنیکی ممکن است به آسانی رد شود به ویژه اگر تایید کنندگان طومار مواضع شما را دوست نداشته باشند. این مسئله قبلا اتفاق افتاده است. پس اجازه ندهید دوباره برای شما اتفاق بیافتد. 

بنابراین بسیار مهم است که به همه جزئیات به دقت توجه کنید و از افراد محلی که قبلا سابقه در تهیه طومار دارند توصیه‌های لازم را دریافت کنید. و همچنین: 

  • از شفاف بودن ادبیات طومار اطمینان حاصل کنید. 
  • اطمینان حاصل کنید که امضا کنندگان طومار همگی صلاحیت این کار را دارند. 
  • اطمینان حاصل کنید که امضا کنندگان به طور خوانا امضا کرده باشند و اطلاعات لازم را درج کرده باشند. 
  • امضا کنندگان باید خوش خط باشند و بتوان به طور مشخص آن‌ها را شناسایی کرد (برای مثال: ننویسند «خانم اسمیت» بلکه بنویسند «هلن جی اسمیت»).
  • بیش از حداقل تعیین شده امضا جمع‌آوری کنید، حتی تا ۵۰ درصد بیش‌تر. تایید کنندگان طومار ممکن است اسم تک تک افراد را چک کنند و صلاحیت آن‌ها را بررسی کنند (برای مثال، آیا امضا کننده برای رای دادن ثبت نام قانونی انجام داده است؟) آن‌ها به دنبال موارد تکراری و امضا کنندگان غیرقانونی خواهند گشت. 
  • توجه کنید که یک نسخه اضافه از طومار اصلی و امضاهای آن تهیه کنید (معمولا نسخه اصلی طومار تحویل داده می‌شود). 

طومارهای غیردولتی 

طومارهای دولتی باید قواعد مربوطه را رعایت کنند ولی در طومارهای غیردولتی «قواعد» اغلب به خود شما بستگی دارد. به عبارت دیگر، اهمیت شرایط حاکم بر تهیه طومار، حداقل با اهمیت تعداد امضاها برابری می‌کند. 

باید درباره طومار خود اطلاع‌رسانی کنید و آن را به تصمیم‌گیران ارائه کنید به طوری که توجه و همکاری آن‌ها را جلب کند. شما باید از فرصت‌هایی که در رویدادهای همزمان پیش می‌آید استفاده کنید تا بتوانید طومار خود را به افرادی که می‌خواهید تحویل دهید. در پایان باید طومار خود را با اقدامات دیگری تکمیل و پیگیری کنید. در ادامه نکاتی در مورد چگونگی سازمان‌دهی فعالیت‌های تهیه طومارهای غیردولتی ارائه شده است (که برخی از آن‌ها را می‌توان برای طومارهای دولتی نیز به کار بست): 

  • مطمئن شوید که مجموعه یا فرد گیرنده این طومار، از قدرت لازم برای انجام اقدامی در جهت ایجاد تغییر مورد نظرتان برخوردار است. تکلیف خود را انجام دهید و به دقت دست به انتخاب بزنید! طومارها کار و زمان زیادی از شما می‌گیرند. بسیار ناامید کننده خواهد بود اگر دریابید که طومارتان موثر نخواهد بود تنها به دلیل اینکه سازمان اشتباهی را هدف گرفته بودید. 
  • محتوای طومار نباید تنها دربردارنده عواطف شما باشد. می‌توانید با ارائه آمارهای معین، نیازهای خود یا درخواست‌هایتان برای اقداماتی خاص را مطرح کنید. 
  • اطلاع‌رسانی در مورد فعالیتتان برای تهیه طومار. از کمپین جمع‌آوری امضاء به عنوان یک ابزار روابط عمومی برای دیده شدن و کسب حمایت برای سازمان و هدفتان استفاده کنید. با این کار ممکن است به رقبای خود زمان برای عمل متقابل بدهید اما رقیبتان نیز ممکن است قدرت سازمان‌\تان را به رسمیت بشناسد و اقدامی به نفع شما انجام دهد یا برای مصالحه پا پیش بگذارد. 
  • طومار خود را به شکلی دراماتیک ارائه کنید. می‌توانید یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنید، یک اطلاعیه خبری تهیه کنید، یا تظاهرات برگزار کنید. شکل ایده‌آل این است که طومار را به صورت شخصی به هر تعداد امضا کننده‌ای که می‌توانید برای امضا ارائه کنید. نکته مهم جلب توجهات به سمت هدفتان است. 
  • علاوه بر طومار، کار حمایت و ترویج‌گری نیز انجام دهید. نباید انتظار داشته باشید که طومار به تنهایی شما را به همه چیزهایی که می‌خواهید برساند. برای مثال، ممکن است بخواهید کمپین جمع‌آوری امضاء را با یک پویش نامه‌نگاری همراه کنید – امضا کنندگان طومار می‌توانند نامه‌های مستقلی نیز بنویسند. در مثالی دیگر، اعضای یک گروه هر کدام می‌توانند در کنار امضای خود یک مطلب کوتاه شخصی نیز بنویسند. 
  • خواسته‌های خود را مصرانه پیگیری کنید. اگر درخواست‌ها و نیازهایتان تاکنون اجابت نشده است شاید لازم باشد که گام‌های دیگری نیز بردارید. دریافت کنندگان طومار باید بدانند شما تصمیم ندارید ساده از کنار این مسئله بگذرید بلکه آنقدر تلاش می‌کنید تا به هدفتان برسید. اگر طومار شما نتایج رضایت‌بخشی به همراه نداشت گروهتان ممکن است عکس العمل‌های قوی‌تری در پیش بگیرد، مانند بایکوت کردن یا دیگر اقدامات عمومی. 

وادار کردن مردم به امضای طومار 

نکاتی که در بالا آمد در برداشتن گام اول برای تهیه یک طومار اهمیت دارند – البته بی‌تردید در ابتدای کار در مورد راهبرد خود در تهیه طومار اندیشیده‌اید. وقتی شما و گروهتان دانستید به چه چیزی نیاز دارید و از طومار خود چه می‌خواهید، می‌توانید برای جذب امضا کننده اقدام کنید. 

بی‌شک شما می‌خواهید افراد سازمانتان طومار را امضا کنند، که البته این کار دشواری نیست. اما بسیاری از امضا کنندگان به طور کلی شهروندان و افراد کوچه و خیابان هستند که شاید بسیاری از آن‌ها را نیز نشناسید. اما اگر قرار است طومار شما موفق باشد آن‌ها نیز باید قلم به دست بگیرند و ثبت نام کنند. اما چگونه باید این غریبه‌های همراه را پیدا کنید؟ و چگونه آن‌ها را وادار به امضا کنید؟ 

در ادامه برخی از گام‌های اصلی این کار آورده شده است: 

  • در مورد تعداد امضاهای دلخواه یا مورد نیازتان تصمیم‌گیری کنید. 
  • به تعداد مورد نیاز از طومار کپی تهیه کنید تا بتوانید حداقل تعداد امضای ضروری را گردآوری کنید. حتی بهتر است تعداد کپی‌ها بیش از تعداد مورد نیاز باشد. اگر مشغول تهیه یک طومار دولتی هستید از قانونی بودن همه کپی‌های اطمینان حاصل کنید. 
  • مخاطبان هدف را مشخص کنید و ببینید کجا می‌توانید آن‌ها را پیدا کنید. برای مثال، آیا در میان گروه‌های موجود مواردی هست که به هدف شما علاقه‌مند باشد؟ آیا آن‌ها پیش از پایان وقت ارائه طومار نشستی خواهند داشت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، این فرصت خوبی برای جمع‌آوری امضا خواهد بود – زیرا هم در زمان صرفه‌جویی می‌کنید، و هم گردآوری تعداد زیادی امضا تقریبا تضمین شده است. یک کنفرانس محلی مناسب نیز می‌تواند فرصت خوبی برای این کار باشد. به عنوان یک قاعده کلی همیشه گردآوری امضا در فضای بسته آسان‌تر از فضای باز است.   
  • تعدادی نیروی انسانی که برای گردآوری امضا نیاز است پیدا کنید. برای اینکه بتوانید تعداد افراد مورد نیاز را دقیقا تعیین کنید، تعداد معقول امضایی که می‌توان انتظار داشت هر نفر بتواند گردآوری کند تخمین بزنید، و حداقل امضای مورد نیاز را به این تعداد تقسیم کنید. برای مثال، اگر به ۵۰۰ امضا نیاز دارید، برآورد کرده‌اید که هر فرد بتواند ۵۰ امضا گردآوری کند، به این ترتیب تعداد افرادی که برای رسیدن به عدد مورد نظرتان باید استخدام کنید ۱۰ نفر هستند. با این همه استخدام چند نفر اضافه‌تر آسیبی به کار شما نخواهد زد. 
  • به افرادی که کار گردآوری امضا را انجام می‌دهند قواعد و دستورالعمل‌های مربوط به تهیه طومار و چگونگی گردآوری امضاها را آموزش دهید. یک جلسه گروهی به همراه دستورالعمل‌های مکتوب می‌تواند روش خوبی برای آموزش‌های اولیه باشد.  
  • هر فرد را برای پوشش یک منطقه خاص تعیین کنید. اگر امکان دارد مکان‌های سرپوشیده را انتخاب کنید زیرا امضا کنندگان به طور کلی در آنجا بهتر حاضر به امضا می‌شوند. اما اگر قرار است در فضاهای روباز این کار را انجام دهید، شرایطی را انتخاب کنید که در آنجا فضا شلوغ و نسبتا متراکم باشد و جاهایی که احتمال جلب توجه مردم بیش‌تر است. مراسمی که برای برگزاری در فضای باز برنامه‌ریزی شده‌اند می‌توانند یک نمونه از چنین فرصت‌هایی باشند، مانند پیک نیک‌ها، تجمعات، یا مراسم ورزشی. اگر این گزینه را ندارید، مکان‌هایی را انتخاب کنید که مردم معمولا در آنجا عجله ندارند –  برای مثال مقابل ادارات پست، کتابخانه‌ها، یا دادگاه‌ها. مراکز خرید هم گزینه‌های خوبی هستند البته در صورتی که شرایط محلی به شما این اجازه را بدهد.
  • وقتی به سمت امضا کنندگان احتمالی می‌روید، بنا به حکم عقل سلیم باید دستورالعمل‌های چندی را به کار بندید: 
  • لباس مناسب بپوشید البته بیش از اندازه شیک و گیرا نباشد. 
  • لبخند بزنید و تماس چشمی برقرار کنید. 
  • در مواجهه با طرف مقابل با جرات ولی مودب باشید. 
  • هدف کلی خود را توضیح دهید و تشریح کنید که این طومار به‌خصوص قرار است چه کاری انجام دهد. با دقت برای کلمات ابتدایی خود برنامه‌ریزی کنید چرا که اولین کلمات احتمالا مهم‌ترین کلمات شما در اقناع مخاطبتان برای امضای طومار است. 

از فرد مورد نظرتان بپرسید آیا مایل است طومار را امضا کند. چارچوب اولیه انجام این کار می‌تواند به شکل زیر باشد: 

ببخشید (خانم یا آقا): ما برای ------ امضا جمع می‌کنیم. این طومار به ------ ارائه (ارسال) خواهد شد، و هدف ما این است که ------. 

آیا فکر می‌کنید بتوانید این طومار را امضا کنید؟ 

به یاد داشته باشید که: اگر یک طومار دولتی تهیه می‌کنید باید اطمینان حاصل کنید که فرد امضا کننده صلاحیت امضا را داشته باشد. 

  • به سوالات پاسخ دهید ولی به اختصار. از نظر زمانی کار خوبی نیست که مدت زمان زیادی صرف گفتگو کنید – و وارد بحث و جدل شدن نه تاثیرگذار و نه مقرون به صرفه است. اگر کسی با طومار شما مخالف است – که همیشه افراد مخالفت وجود دارند – از او تشکر کنید و به راه خود ادامه دهید. در کمپین جمع‌آوری امضاء وقتی کسی به شما جواب رد می‌دهد، آن را یک مسئله شخصی محسوب نکنید بلکه مسئله در مورد حوزه موضوعی شما است. 
  • هر گاه با افرادی مواجه شدید که به مسئله شما علاقه‌مند بودند ولی حاضر به امضا نشدند، شاید لازم باشد که به آن‌ها یک نوشته کوتاه بدهید که در آن در مورد سازمان و فعالیت‌های آن توضیح داده شده باشد. چه می‌دانید، شاید بار دیگر او را در این حوالی ببینید. 

مثال: یک حرکت تهیه طومار را می‌توان به شکل موثری با آموزش عمومی جمع کرد. اگر مردم به طور کلی در مورد مسئله شما بی‌اطلاع هستند، می‌توانید پیش از آغاز کمپین جمع‌آوری امضاء خود به فکر آموزش آن‌ها باشید. 

  • مطمئن شوید که افرادی که مشغول جمع‌آوری امضا هستند می‌دانند کی و کجا باید فرم‌ها را تحویل دهند. 

ممکن است نکات مهم دیگری باشد که برای وضعیت خاص شما کاربرد داشته باشد ولی به طور کلی نکات بالا برای شروع موفقیت‌آمیز یک کمپین جمع‌آوری امضاء کافی هستند. 

به یاد داشته باشید مهم‌ترین کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید مردم می‌دانند: مسئله شما چیست، به دنبال تحقق چه اهدافی هستید، و اینکه شما در حال تهیه یک طومار هستید – تا جای ممکن باید خودتان و کارتان را به صورت شفاف در معرض دید عموم قرار دهید. 

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:28

Ejemplo # 1: Campaña de Solicitud 100% para Niños

El siguiente es el texto incluido en una solicitud-en línea-, patrocinada por “Action for Children”(Movimiento por los Niños) de Kansas. Su propósito es facilitar que cualquier persona pueda convertirse en defensor de los niños simplemente llenando una solicitud-en línea- y haciendo clic en el botón de “Firmar la Solicitud” ubicado a los pies de la pantalla. Este proceso agregará al firmante a una lista de firmas que actualmente están siendo recopiladas por el sitio, las cuales luego serán enviadas al Gobernador de Kansas Bill Graves, así como también a ciertos miembros de la legislación de Kansas.

La solicitud se muestra a continuación:

Estimado Gobernador Graves y Legisladores de Kansas:

La porción que le corresponde a Kansas del acuerdo de tabaco (master tobacco settlement) ofrece una oportunidad sin precedentes de invertir en nuestros niños, que beneficiará a nuestro estado para generaciones futuras. Los instamos a invertir el 100% del acuerdo de tabaco para apoyar los resultados basados en programas comunitarios diseñados para proteger la salud y el futuro bienestar de los niños de Kansas.

Nombre:

Organización, si procede:

Dirección:

Ciudad

 

Estado:

Código Postal:

 

Número Telefónico:

Número de Fax:

 

Correo electrónico:

Nombre del Representante del Estado, si lo conoce:

Nombre del Senador del Estado, si lo conoce:

__ ¡SI! Me gustaría recibir actualizaciones legislativas del KAC (Kansas Action for Children) por correo electrónico durante las sesiones legislativas.

__ ¡SI! Me gustaría recibir más información acerca del Kansas Action for Children.

__ ¡SI! Me gustaría recibir más información sobre cómo me puedo involucrar en iniciativas de apoyo hacia los niños de Kansas.

Herramientas
مجهول (not verified) Thu, 27/03/2014 - 12:46

Herramienta # 1: Una solicitud de informe de finanzas

Muestra de una solicitud adaptada de una solicitud de Causa Común para una campaña bipartidista de reforma financiera, adaptable a tus propias causas.

Nosotros, los suscritos, con el objeto de reivindicar nuestra democracia, demandamos que el Congreso declare su independencia de la influencia de dineros de intereses especiales, aprobando una campaña bipartidista efectiva de reforma financiera.

La ley McCain-Feingold, actualmente pendiente en el Congreso, proporciona el marco para una campaña efectiva de reforma financiera.

Por favor señale su nombre legal completo y a continuación escriba con letras de molde su nombre y dirección completa.

Firma:

Nombre:

Dirección:

Ciudad y Estado:

Código Postal:

 

Firma:

Nombre:

Dirección:

Ciudad y Estado:

Código Postal:

 

Firma:

Nombre:

Dirección:

Ciudad y Estado:

Código Postal:

 

Firma:

Nombre:

Dirección:

Ciudad y Estado:

Código Postal:

 

Firma:

Nombre:

Dirección:

Ciudad y Estado:

Código Postal:

 

Firmas Recolectadas Por:

Escriba su nombre:

Dirección:

Ciudad y Estado:

Código Postal:

Teléfono:

 

Proyecto Independencia

a/c Causa Común

1250 Connecticut Avenue NW

Washington, D.C. 20036

Teléfono: 800-926-1064

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:28

___Sabe lo que es una solicitud.

___Sabe lo que es una campaña de recolección de firmas.

___Conoce los distintos tipos de solicitudes.

___Comprende por qué debería llevar a cabo una campaña de recolección de firmas.

___Sabe cuándo llevar a cabo una campaña de recolección de firmas.

___Sabe cómo llevar a cabo una campaña de recolección de firmas.

___Conoce la diferencia entre las solicitudes gubernamentales y no gubernamentales.

___Sabe cómo conseguir que las personas firmen la solicitud.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:44

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

Sección 11. Desarrollar y mantener relaciones continuas con legisladores y sus asistentes
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 11:07
Sección Principal
مجهول (not verified) Mon, 22/04/2013 - 09:08
  • ¿Por qué son importantes las relaciones con los legisladores y sus asistentes?

  • ¿Quiénes son los legisladores y sus asistentes?

  • ¿Con quién necesita desarrollar una relación?

  • ¿Qué significa exactamente desarrollar una relación?

  • ¿Cómo encontrar a los legisladores y sus asistentes?

  • ¿Cómo establecer y mantener relaciones?

Veamos unas cuantas situaciones.

La legislatura del estado está discutiendo el presupuesto anual. Usted quiere un aumento en los gastos para los programas de tratamiento de drogas. Usted llama a un asistente de un legislador con quien ha trabajado, el cual está familiarizado con este asunto. Él está de acuerdo en hablar a su jefe; el legislador, por su parte, está de acuerdo en patrocinar un aumento, y él va a llamar para pedir varios favores y cambiar unas cuantas opiniones. Cuando se publica el presupuesto, el aumento está allí.

La fuente principal de fondos de su programa de entrenamiento para el empleo simplemente ha sido redireccionado a otra área, aunque su programa es muy eficaz entrenando personas y encontrándoles empleos que, de acuerdo con sus estudios de seguimiento, ellas todavía mantienen un año después. Usted llama a su representante estatal y al senador estatal, los cuales han visitado su programa y le conocen bien. Al día siguiente, usted y ellos están sentados en el despacho de la cabeza de la agencia del estado a cargo de los fondos en cuestión, y él -- mirando nerviosamente al poder legislativo colocado ante él -- está diciendo que encontrará el dinero para continuar su financiamiento.

Estas son, en realidad, situaciones reales. En ambos casos, los mediadores tuvieron éxito debido a que tenían ya buenas relaciones con los asistentes o legisladores los cuales conocían y confiaban en ellos. Es importante y útil, sin importar cuáles sean sus metas, desarrollar y mantener buenas relaciones con los legisladores y sus equipos. Para una mediación legislativa eficaz, es absolutamente vital. Esta sección le dará alguna información sobre legisladores y asistentes, y discutirá algunas maneras de desarrollar aquellas relaciones y mantenerlas frescas con el tiempo.

Esta sección trata específicamente con legisladores federales y estatales. Toda la información brindada, sin embargo, es igualmente relevante para los miembros de las ramas del poder ejecutivo y sus equipos y para los diseñadores de políticas a nivel local.

Aún cuando los miembros de la rama del poder ejecutivo (el presidente y los gabinetes ministeriales en el nivel federal, el gobernador y gabinete ministeriales en el nivel estatal, y el alcalde o gestor municipal y los departamentos municipales en ciudades y pueblos) y representantes locales - consejos ciudadanos, comisarios del condado - no pueden ser llamados legisladores, algunos pueden tener el poder de promulgar leyes y reglamentos, y todos tienen el poder de la persuasión. Muchos representantes locales y personajes - alcaldes/prefectos, juntas locales elegidas y designadas y agencias, personajes del gobierno del condado, etc. - tienen el poder de disponer fondos, y por tanto pueden ser muy importantes para su organización y su cometido. Esos representantes y personajes varían de estado a estado, e incluso de comunidad a comunidad, y no vamos a generalizar sobre esto o intentar describirlos aquí. (En la mayor parte del Noreste, por ejemplo, el gobierno del condado es simplemente inexistente; en estados de muchas otras partes del país, es extremamente poderoso.)

Las directrices y sugerencias para formalizar y mantener relaciones con los legisladores federales y estatales y sus asistentes discutidas en este capítulo pueden - y deberían - usarse a nivel local. Donde los métodos de contactar o establecer y mantener relaciones con representantes locales son diferentes de aquellos sugeridos para los legisladores estatales y federales, los incluiremos también. Si usted es un mediador - y si usted cuida de un asunto o está implicado en a grass roots u organización basada en la comunidad, usted es un mediador, le guste o no – cuantas más y mejores relaciones pueda desarrollar con los que toman las decisiones en todos los niveles, más eficaz usted será.

¿Por qué son importantes las relaciones con los legisladores y sus asistentes?

Todas las políticas, casi no importa como usted defina término, llegan al cabo por las relaciones personales. Esto es lo que Tip O'Neill expresa cuando dice: "Todas las políticas son locales;" esto es lo que la proverbial sala llena de humo representa; esta es una de las razones de que los “influenciadores” lleven a los legisladores a cenar y de que jueguen con ellos; y esto es el porqué tantos asuntos de de política se deciden únicamente por un pequeño número de personas.

Por el camino largo, todos nosotros escuchamos específicamente a aquellos que conocemos, nos gustan, y confiamos. Podemos intentar mantener la mente abierta, pero cuando oímos argumentos en  conflicto, ambos teniendo sentido, lo más probable es que estemos de acuerdo con el que nos presenta alguien con quien tenemos una buena relación.

Las relaciones, en el nivel más fundamental, facilitan acceso a los que toman las decisiones. Si ellos le conocen, saben quién y qué usted representa, y le respetan, escuchan lo que usted tiene para decir. Prestarán más atención cuando le escuchen que cuando escuchen a alguien que no conocen.

Además, la relación es un proceso que desarrolla su propia historia en el tiempo. Si usted ha concedido favores a alguien, es más probable que le concedan favores, y vice versa. Mientras su relación con un legislador o con el asistente progresa, acumula un peso de favores concedidos y apoyo concedidos en ambas direcciones, y hace que los favores y apoyos mutuos continuos sean más y más posibles y probables.

Los seres humanos son animales sociales: Las relaciones son importantes para nosotros, y son una de las principales formas de negociar en nuestras vidas. La importancia para los activistas de la comunidad y los agentes del cambio social de entender y desarrollar relaciones no puede ser exagerada. Esto es el fundamento de dicho trabajo en cada nivel político, como lo veremos a lo largo de esta sección.

¿Quiénes son los legisladores y sus asistentes?

En general, hay dos niveles de legisladores en los EEUU: Federales, o sea, los miembros del Congreso; y estatales. La mayoría de nosotros conoce algo sobre el Congreso de la clase Cívica a la que hubiéramos deseado prestar más atención. Las legislaturas de los Estados son más difíciles para generalizar, ya que varían, a veces mucho, de estado a estado. Vamos a revisar rápidamente quién es quién en las ramas legislativo federal y estatal del gobierno.

Congreso

El Congreso de los EEUU, como casi todas las legislaturas del estados, es bicameral, o sea, tiene dos cámaras, la Cámara de Representantes y el Senado.

La Cámara de Representantes.

Los Representantes son elegidos por los distritos del Congreso que varían un poco de tamaño de estado a estado, pero son generalmente desde 550,000 a 600,000 personas. Ellos sirven dos años completos.

Cada estado debe tener al menos un Congresista. Actualmente, Wyoming, con una población de alrededor de 458,000 es el único estado que podría carecer de Congresista si tuviera que alcanzar  estándar con respecto a la población. Hay unos cuantos estados de una plaza, incluyendo Alaska y Dakota del Norte y del Sur.

El Senado.

Hay dos Senadores para cada estado, independientemente de su tamaño. Los senadores sirven seis años completos.

Los Representantes, provenientes de los distritos menores, con frecuencia ven al gobierno en mandatos relativamente estrechos: ¿Qué efecto tendrá en mi distrito (y mis posibilidades de reelección)? Se espera que los Senadores tengan una perspectiva más amplia, mirando por el bien del conjunto del estado y del país. (No es un accidente que los Mandatos Senatoriales son mayores que los de los Presidentes. Se espera que los Senadores transciendan a los políticos y las administraciones, y tengan una amplia visión.)

Equipos del Congreso y legislativos.

Todo Senador y Congresista tiene un equipo de asistentes que hace muchas de las investigaciones y otros trabajos necesarios para la legislación. Esos asistentes pueden sustituir al legislador en encuentros, hablan con partes interesadas, buscan asuntos políticos, y sugieren y esbozan la legislación. Ellos con frecuencia conocen más sobre los asuntos que los legisladores hacen, y pueden tener una gran influencia sobre las políticas que se adoptan, qué proyectos se proponen, cómo se redactan los proyectos, y cuánto dinero es apropiado para áreas especificas del presupuesto.

El “Congressional Quarterly” publica un Directorio del Equipo del Congreso (ver Recursos) tres veces al año. La mayoría de los estados tanto publica directorios del equipo legislativo del estado similares, o tienen disponibles directorios ampliamente publicados por medio de organizaciones.

Cuánta influencia pueden tener los asistentes depende de los legisladores individuales. Algunos confían completamente en las personas de sus equipos, siguen sus sugerencias, y les piden que esbocen la legislación la cual firmarán dichos legisladores. Otros usan sus equipos solo como fuentes de información, y toman todas sus propias decisiones sobre política o legislación sin consejo del equipo.

Es importante entender que un legislador individual, tanto en el nivel del estado como federal, no conoce- y no puede – demasiado sobre la mayoría de lo que se vota. El presupuesto anual del estado es de cientos, o incluso miles, de páginas, con cada página conteniendo posiblemente 20 o 30 líneas de artículos. El presupuesto federal es incluso mayor. Como es demasiado para cualquier persona familiarizarse con tanta información, los legisladores con frecuencia escogen un número de asuntos que les interesa o que son importantes para sus electores, y se hacen conocedores de ellos. Con frecuencia, los colegas retrasarán su juicio en aquellos asuntos en los cuales son conocidos por tener experiencia. Sin embargo, si el legislador confía completamente en el equipo, bien pueden ser las personas del equipo quienes se conviertan en expertos, o incluso escoger los asuntos que el legislador acometerá. Así no solamente los legisladores sino también las personas de sus equipos son a los cuales los mediadores necesitan aproximarse.

El tamaño del equipo de un legislador federal depende de su posición: presidentes de comité y cabezas de grupo (jefes, cabezas de la mayoría y de la minoría, etc.) tienen más fondos para conformar su equipo. Sin embargo, incluso un Congresista del primer año, emplea un equipo de varias personas, alguno de cuyos trabajos es en su distrito base, y otros en Washington. Habitualmente uno o más viajes con el Congresista, y todos, probablemente, harán algún viaje entre el distrito del Congresista y su oficina en Washington.

Generalmente, un Congresista o Senador designa un jefe de equipo o jefe de asistentes quien supervisa las funciones y el equipo como un consejero político y de políticas. Cuanto más poderoso el legislador, más importante es el jefe de equipo, tanto en Washington como contacto con los  mediadores. Esta persona tiene con frecuencia experiencia política, generalmente al menos en sus treintas, y habitualmente bien pagados. El/ella puede haber estado en su posición durante varios años, y espera permanecer allí en un futuro próximo.

Como contraste, el resto del equipo – las personas o miembros de bajo rango o “subordinados” -- tienden a ser personas haciendo pasantías o que acaban de salir de la universidad, mal  pagados, y que cambian rápidamente, dejando su cargo con frecuencia después de un año o dos. Ciertas personas específicas en el equipo tienen responsabilidades políticas específicas, donde una se encarga de los asuntos de educación o salud, por ejemplo, otra persona se encarga de la política económica o de asuntos exteriores. Saber a quién contactar en la oficina -- o sea, qué persona es probable que conozca sobre su asunto -- puede frecuentemente hacer una mediación o abogacía mucho más fácil.

La mayoría de los asistentes trabaja durante un tiempo relativamente corto y después vuelven a estudiar o al sector privado. Sin embargo, las personas que permanecen en posiciones del equipo del Congreso, si son competentes, eventualmente son promovidas a posiciones del equipo principal, o contratadas para el equipo principal por otros legisladores. Ellos pueden permanecer en posiciones del equipo principal, continúan trabajando para agencias del gobierno o en la administración, o incluso instalan una oficina por sí mismos. Ellos son los verdaderos “apoderados” de Washington, ya que permanecen administración tras administración, y con frecuencia sobreviven a sus jefes del Congreso.

Legislaturas del estado

Según se ha explicado anteriormente, es difícil generalizar acerca de las legislaturas del estado, ya que varían fuertemente de estado a estado. Llamados con varios nombres (en California, por ejemplo, es la Asamblea del Estado; en Massachusetts es la Gran y General Corte de la Comunidad) y adoptando varias formas, la mayoría de las legislaturas del estado no obstante tienen algunas cualidades en común.

Excepto en el estado de Nebraska, todas las legislaturas de estado, como el Congreso, son bicamerales. Tienen una cámara y un senado, y como sus contrapartes federales, los representantes y los senadores representan diferentes electorados. Los distritos de los Representantes son menores (la diferencia de tamaño generalmente va desde aproximadamente dos-a-uno hasta cuatro-a-uno), y los mandatos de los representantes son con frecuencia más cortos que los de los Senadores (típicamente, dos años en vez de cuatro).

Muchos estados, específicamente los más populosos, tienen legisladores a tiempo completo para los cuales sus servicios políticos son sus empleos. Muchos otros, sin embargo, tienen legislaturas a tiempo parcial que alcanza solo unos cuantos meses al año, o solo uno o dos días a la semana. Los legisladores en esos estados son con frecuencia muy mal pagados (en Arizona, por ejemplo, el salario es $15,000 a año, más gastos), mientras algunos legisladores a tiempo completo son bastante bien pagados. En algunos estados (Vermont es uno), los legisladores no tienen incluso oficinas, y pagan sus propios gastos de viaje de ida y vuelta a la capital. La mayoría de los legisladores de medio-tiempo tienen otros empleos de medio-tiempo en otros lugares, una circunstancia que puede complicar sus vidas políticas así como las personales.

Miembros legislativos estatales.

Muchos legisladores a tiempo completo tienen presupuestos para el equipo, en tanto que sus equipos son habitualmente pequeños (una o tres personas, quizás no todas a tiempo completo). Si hay más de un asistente, uno puede equipar una oficina del distrito, mientras el resto trabaja en la capital del estado. En estados que son geográficamente compactos, puede haber poca diferencia, ya que la capital del estado puede estar a no más de una hora o dos desde cualquier parte del estado. En estados grandes donde conducir hasta la capital puede llevar un día completo, la localización de un miembro del equipo de trabajo principal implica mucho más.

Específicamente en estados donde la legislatura es a tiempo parcial-- y donde existe la tradición de legisladores ciudadanos, por oposición a los políticos de los estados-- los legisladores pueden no tener personal asistente en absoluto, y simplemente hacen sus propias investigaciones y tareas.

Los asistentes legislativos varían de gran forma con respecto a edad, experiencia, e influencia. En algunos estados, muchos legisladores comienzan por ayudar a otros al trabajar como asistentes, aprenden el sistema político y hacen importantes contactos de esa manera, y después instalan sus propias oficinas. En otros, los asistentes son muy eventuales, y tan mal pagados que pocos permanecen por algún tiempo.

Como en muchas organizaciones, mucho del trabajo del Congreso y de la legislatura del estado es habitualmente realizado en comités, en lugar del conjunto del cuerpo legislativo. La mayoría de esos comités tienen sus propios equipos, los miembros de los cuales a veces ajustan la política para los comités, y pueden ser muy poderosos en su propio derecho. Llegar a conocer esos asistentes de comité puede ser una importante herramienta de abogacía

¿Con quién necesita desarrollar una relación?

La respuesta corta a esta pregunta es cualquiera que usted pueda, pero esa no es necesariamente la mejor respuesta. Ciertamente, entre más personas del equipo y legisladores usted conozca será  mejor, pero usted probablemente no tiene una cantidad ilimitada de tiempo para dedicar a su red. Usted tiene que hacer algunas selecciones, y esas selecciones dependen de con el nivel de mediación o abogacía que usted está comprometido, y qué tipo de apoyo le gustaría obtener de los legisladores y asistentes. He aquí algunas directrices para decidir las que le gustaría alcanzar y llegar a conocer.

El primer paso absoluto aquí es asegurarse de que cualquiera implicado en su esfuerzo de abogacía conoce quiénes son sus propios legisladores estatales y federales, y – si no son los mismos- quiénes son los legisladores que representan a los beneficiarios de su organización o iniciativa.

¿Quién lo necesita a usted? Usted tiene la mejor posibilidad de desarrollar una relación con alguien que lo ve como una posibilidad de beneficios mutuos, en lugar de que usted  explote a la otra parte. En términos legislativos, esto significa:

  • Sus propios legisladores federales o estatales. Cualquier político merecedor de su salario sabe que nunca le habla a un votante solo. Sabe que usted tiene amigos, parientes, y colegas que es probable que oigan cuando usted piensa que él es un regalo de Dios a la democracia o el político equivalente al “héroe de tiras cómicas”. Solo por ese motivo, las personas que habitualmente le representan están dispuestos a hablar con usted. Si usted puede también mostrarles cómo el apoyo a su asunto o al trabajo que hace beneficiará a sus distritos, ellos querrán estar de su lado, porque lo que es bueno para el distrito es bueno para su reelección.

Esto puede sonar cínico, pero incluso los políticos que son en su mayoría sinceros y en su mayoría comprometidos con los hechos de los seres humanos que representan piensan constantemente en su reelección. Los representantes, específicamente, porque sus mandatos son solo de dos años, están siempre comprometidos con la próxima elección, y comienzan a correr tan pronto como son elegidos. Si usted puede ofrecerles algo que les ayudará a mantenerse en el despacho, ellos estarán dispuestos a ofrecer algo a cambio. De cualquier forma, si sus apoyos podrían estar en el futuro, tanto mejor -- esta es una razón de que usted quiera que sean reelegidos.

  • Los legisladores que representan a muchos de sus participantes o beneficiarios, incluso si ellos no le representan a usted personalmente.
  • Los legisladores para los cuales su asunto es crucial. Alguien que esté corriendo en la plataforma de protección al medio ambiente necesita prestar atención a esa meta. Si usted tiene la confianza de la comunidad, o de una coalición de medio ambiente, entonces usted es un importante aliado, y una fuente de información útil. Usted también es una fuente potencial de presión en apoyo a la legislación.
  • Los legisladores o los asistentes con una pasión  personal por su asunto. Alguien que ha perdido un pariente como resultado del fallo de los cuidados de salud disponibles es probable que estén muy interesados en la salud de la comunidad y los cuidados de salud universales, por ejemplo, y querer trabajar con usted para expandir o instituir proyectos en aquellas áreas.
  • Los asistentes, específicamente el equipo del comité, que necesita la información que usted tiene en sus manos. Si usted se ha establecido por sí mismo como una fuente confiable, puede hacer el trabajo de los asistentes infinitamente más fácil ahorrándoles horas de investigación.

¿A quién necesita usted? ¿Quiénes son los legisladores y asistentes clave que usted tiene que conocer, si usted va a ser un mediador eficaz? Ellos son las personas en posiciones que son cruciales para su asunto, y algunos de ellos son las mismas personas que necesitan de usted:

  • Los Presidentes o vice-presidentes o los miembros de los comités clave, y/o sus asistentes. Si su organización está orientada a la reforma de la educación, es importante conocer a las personas del comité de educación. Si usted realiza un trabajo de entrenamiento para receptores de subsidios, podría querer contactos en ambos comités: el de Comercio y Trabajo y el de Servicios Humanos.
  • Los legisladores y los equipos individuales y los presidentes de comités o que son importantes para cualquier asunto. El Portavoz de la Cámara, el Presidente del Senado, el presidente del Comité de Ways y Means (encargado de redactar los impuestos) o el Comité de Reglamentos.

El Comité de Ways y Means (hay uno en la Cámara y uno en el Senado) hace las recomendaciones al presupuesto anual de la cámara, y eventualmente decide cuánto dinero será dotado para qué asuntos en el presupuesto federal o estatal. Si usted quiere dinero para su asunto en particular, alguien tiene que hablar al Comité de Ways y Means. El jefe del personal de Ways y Means puede tener tanta influencia como el presidente en la confección del presupuesto anual, y decidir cuántos fondos van a áreas específicas del presupuesto.

El Comité de Reglamentos, que supervisa como el organismo legislativo trabaja, debe pasar cada proyecto individual antes de ir al palco para ser votado. El Comité de Reglamentos puede ser tremendamente poderoso, porque tiene la disposición de sostener algo durante tanto tiempo como sea necesario para ser llevado a cabo. Puede parar un proyecto, al menos por un año, sujetándolo hasta el fin de la sesión del legislativo, después del cual debe ser repuesto. Con frecuencia, los proyectos mueren en el Comité de Reglamentos no por oposición a ellos, sino por falta de apoyo.

  • Los asistentes de su defensor legislativo o de los legisladores que son particularmente poderosos, específicamente aquellos asistentes con responsabilidad por su asunto. Algunos legisladores han balizado posiciones fuertes en asuntos específicos y se les conoce como expertos en ellos por otros legisladores. Otros, especialmente en el Senado de los EEUU, son lo bastante poderosos como para que sus apadrinamientos a cualquier asunto tenga un valor primordial, tanto si son vistos o no con conocimiento al respecto. Esas personas no son siempre fáciles de encontrar, pero sus asistentes habitualmente lo pueden ser. Además, los asistentes pueden tener tanta influencia en el establecimiento de políticas como los mismos legisladores.

 Nivel local, pensar en quién necesita su apoyo, o qué apoyo usted necesita, es al menos parcialmente uno de los propósitos de conocer su comunidad y el área local. Los representantes que son ellos mismos de un distrito donde vive una cantidad de beneficiarios de su organización, o que han experimentado circunstancias en sus vidas similares a aquellas de su población objeto, pueden tener un interés asumido en trabajar con usted. Otros pueden tener un plano magistral para la comunidad o el área que incluye su asunto. Aún, para los demás, puede ser un simple asunto de votos, o incluso de presión de la familia de un miembro o amigo íntimo. Depende de usted descubrir o saber quién es quién, entender a los políticos locales y el sistema político local.

Otra diferencia en el nivel local es que muchos, o quizás la mayoría, de los representantes locales no tienen asistentes. Ellos pueden tener subordinados, pero esos individuos normalmente tienen funciones específicas, en lugar de formar parte simplemente del equipo del representante, para ser utilizado cuando sea necesario. Así, es con frecuencia el representante mismo quien usted quiere llegar a conocer. (Pero no necesariamente...  De nuevo, eso depende de la comunidad específica y de cómo el sistema trabaja.)

Debido a que los sistemas locales son muy diferentes, hay un vasto abanico de personas que podrían ser aliados y amigos. Los que se muestran en la lista abreviada abajo - excepto para los obvios como alcaldes/prefectos o comisarios del condado - podrían ser representantes del pueblo, ciudad, condado, o  representantes regionales, dependiendo del sistema de su área.

  • Alcaldes/prefectos
  • Gestores municipales
  • Ilustres
  • Concejales de Pueblo o ciudad
  • Comisarios del condado
  • Miembros de Juntas de Salud
  • Miembros de la Comisión de Conservación
  • Miembros de la Junta de Planeamiento o Planificación
  • Miembros del Comité Escolar
  • Proyectistas de Pueblo, ciudad, condado, o regionales
  • Miembros de la Junta de Finanzas
  • Administradores del Condado
  • Representantes del distrito

¿Qué significa exactamente desarrollar una relación?

Cuando usted escucha la palabra "relación,"probablemente imagina tanto el sofá del terapeuta como argumentos relacionados problemas de comunicación o tratar a un compañero con demasiada confianza. Sin embargo, hay relaciones de todos los tipos. La palabra, usada en este contexto, se refiere a un acuerdo de trabajo que fomentará comunicación bidireccional placentera y eficazmente entre usted y un legislador y su equipo. La relación no tiene que ser muy personal, o amistosa --aún cuando puede desarrollarse en esas direcciones, dependiendo de las personalidades implicadas-- pero necesita ser de mutua confianza y respeto, y estar basada en el mutuo interés de un conjunto específico de asuntos y en los beneficios mutuos.

Hay una cantidad de metas que usted debería desear para establecer una relación. En muchos casos, todas o la mayoría de ellas pueden estar fuera de su cometido, pero ellas son ideales hacia los cuales trabajar.

  • Las personas del equipo del legislador-- y el legislador mismo -- deberían reconocer su nombre (idealmente, con placer), y estar dispuestos a dar un retorno a sus llamada con prontitud.
  • Si usted quiere hablar con el legislador en persona, tendrá su oportunidad.

Los legisladores del Estado, si le conocen bien, con frecuencia lo llamarán de vuelta si usted pide hablar con ellos. Los congresistas raramente lo harán, a no ser que le conozcan extremamente bien o le perciban como alguien que ejerce mucho poder o autoridad.  Sus asistentes, sin embargo, pueden con frecuencia arreglar encuentros o llamadas con ellos. Para un Senador de los EEUU, lo mejor que usted puede hacer probablemente es hablar con el ayudante que se encarga de su asunto.

  • Usted debería ser la primera persona en la que la oficina del legislador piense en llamar cuando necesita información sobre su asunto.
  • El legislador debería estar dispuesto a apoyar su asunto cuando usted lo necesita, y rápidamente. Esto puede significar intentar anular un veto, estimular un voto, intentar obtener un proyecto pasado en el último minuto, etc. (Por lo mismo, usted debería saber cuando esto es políticamente imposible para ellos, y estar dispuesto a tomar un no como respuesta en esas circunstancias.)
  • El legislador o las personas de su equipo deberían llamar para alertarlo sobre los puntos críticos, situaciones donde usted necesita movilizar su electorado, ante inminentes  problemas u oportunidades, etc.

El grado de receptividad señalado en los puntos 4 y 5 implica tanto que el asunto está o cerca del corazón del legislador, o que tiene una relación con usted lo bastante (y entiende su influencia y el electorado bastante bien) que actuará a petición suya. Si, de los varios legisladores con los cuales usted intenta establecer relaciones, usted puede encontrar uno que actuara de esa manera, usted ha hecho más que su trabajo como mediador.

  • El legislador debería estar dispuesto a visitar su organización o comunidad, o apoyarle de otras maneras- hablando a nivel organizacional, explicando el proceso legislativo a los participantes, etc.

Especialmente si usted presenta esto como una oportunidad de encontrar al electorado (nuevos votantes, específicamente), es probable que los legisladores estén dispuestos ante esa posibilidad. Ellos pueden enviar a los asistentes en lugar de ir por sí mismos, pero usted puede también sorprenderse ya que con frecuencia un legislador estará de acuerdo en  presentarse a ese tipo de eventos.

  • Usted debería estar dispuesto a ayudar al legislador y a su equipo cuando lo necesitan.
    • Actuar como un recurso, encontrar información, etc.
    • Andar tras de sus proyectos “mascota” (donde estén de acuerdo con su principios), y estimular a los colegas a hacer lo mismo.
    • Decir cosas buenas sobre ellos donde quiera que vaya.
    • Convídelos a la comunidad o a funciones profesionales donde puedan encontrar personas.
    • Ofrézcales premios.
    • Agradézcales publicando sus ayudas.
    • Menciónelos en los medios de comunicación.
    • Haga contribuciones de dinero y/o trabaje en sus campañas de reelección.
  • Usted debería tener una relación lo suficientemente personal con al menos una persona en la oficina – lo ideal sería con el legislador mismo – con los que usted pueda charlar unos cuantos minutos sobre familia, música o películas, deportes, política, etc. Ustedes no tienen que ser amigos íntimos, pero es bueno tener al menos alguna conexión personal.

¿Cómo encontrar a los legisladores y a sus asistentes?

Está bien, usted está convencido -- necesita tener contacto al menos con sus legisladores estatales y sus asistentes, y quizás con sus Congresistas y Senadores también. ¿Cómo organizar su primer encuentro?

La mejor opción es la de un encuentro cara a cara, pero no siempre puede ser posible. Una  conversación telefónica puede tener algo que ver con el contacto inicial. En algunos casos, esto puede realmente ser preferible, porque dará al legislador o asistente algún contexto para cuando usted lo encuentre en persona. Hay diversas maneras de arreglar un encuentro:

Concertar una cita formal, tanto en el distrito o en la capital del estado. La mayoría de los legisladores están dispuestos a ver al electorado o a los mediadores cuando tienen tiempo. (Cualquiera quiere ver a su legislador en la época del presupuesto. Es una buena idea conocerlo cuando no hay alguna crisis específica, porque así estará disponible cuando lo haya.) Sin embargo existe la ley del más fuerte.

  • Usted casi nunca llegará a ver a un Senador de los EEUU (al menos uno poderoso, o uno de un estado grande), a no ser que tenga a alguien dentro (el cual vaya a las reuniones con un asistente), o a no ser que usted oficialmente represente a un grande o poderoso electorado. Sin embargo, usted puede fácilmente obtener una cita con un asistente, y esto es con frecuencia igual de eficaz. En general, los asistentes del Senado son las personas de la oficina principalmente comprometidas con la política, y ellos pueden con frecuencia influenciar al Senador en diversos asuntos.
  • Usted puede frecuentemente conseguir ver a un Congresista, especialmente en el distrito.  Los Congresistas son habitualmente más atentos con el electorado porque tienen que moverse cada dos años, y sus distritos, en la mayoría estados, son mucho menores que el conjunto de los Senadores del electorado del estado.

Usted siempre puede conseguir un encuentro con los asistentes de un Congresista en el distrito. Su trabajo primario es el servicio de elección, así ellos se quedan felices para hablar a los votantes. Esta es una buena posibilidad para educar a un asistente en su causa o asunto en cuestión, y para prepararse a sí mismo para un encuentro con el Congresista.

  • Usted siempre puede conseguir un encuentro con los asistentes de un Congresista en el distrito. Su trabajo primario es el servicio de elección, así ellos se quedan felices para hablar a los votantes. Esta es una buena posibilidad para educar a un asistente en su causa o asunto en cuestión, y para prepararse a sí mismo para un encuentro con el Congresista.
  • Habitualmente, usted puede conseguir ver a un senador estatal, pero no necesariamente por un largo encuentro, y puede llevar al menos a un encuentro con un asistente para prepararlo. Usted tiene una mejor posibilidad de más tiempo como parte de un grupo que representa su asunto.
  • Usted puede casi siempre encontrarse con un representante estatal. En la mayoría de los estados, los distritos legislativos contienen menos de 50,000 personas, de manera que cada votante es importante. Los representantes habitualmente tienen unas horas en una oficina permanente en el distrito, aún cuando a veces están tan ocupados allí que es más fácil verlos en la capital del estado.

En distritos rurales o pueblos pequeños, usted puede estar dispuesto a atrapar al representante cuando él va a recoger su correo en la oficina de correo el sábado por la mañana, o cuando tiene una reunión en la cafetería local el viernes (en muchos estados, el viernes es tradicionalmente un día para pasar en el distrito), o en un evento de la comunidad. Incluso es probable que su teléfono particular se encuentre en la lista, si usted tiene problemas en conseguir contactarse con él de otra manera. (Sin embargo, si usted usa esos recursos, - específicamente su teléfono particular - asegúrese de no abusar del privilegio. Si le molesta invadiendo su privacidad, sus posibilidades de establecer a relación disminuirán.)

Otro factor aquí es que, en tales distritos, es mucho más probable que usted tenga alguna conexión personal con un representante estatal – por conocer a pariente, un vecino, un colega, alguien con quien estuvo en la escuela. Ese tipo de contacto hace mucho más fácil el hecho de arreglar un encuentro.

  • Usted puede siempre conseguir un encuentro con un asistente de un senador estatal o representante estatal, tanto en el distrito como en la Cámara del Estado. Ya hemos discutido como los asistentes pueden realmente ser las personas clave en las decisiones políticas. Si usted no conoce la persona específica que usted quiere, procure encontrarse con cualquiera que domine su asunto. La importancia y utilidad de un encuentro con un asistente dependerá de la competencia de este asistente en particular y del grado de confianza del legislador en él en cuanto a información y consejo.
  • Sepa sobre lo que usted quiere hablar. Debería ser claro, conciso, y enfocado en su asunto. Si usted tiene material impreso, debería ir directo al punto -- un folleto  o un artículo de periódico-- teniendo en cuenta que cuanto más largo sea, menos probable será que realmente sea leído.
  •  Identifique el asunto claramente. No sobrecargar al legislador o al ayudante con información; sea lo bastante simple como para que entienda y recuerde la mayor parte de lo que tenga que decir.

Si usted va a pedirle ayuda al legislador, sea tan específico como pueda. Si existe un compromiso inmediato, subráyelo. ("Los que entre nosotros se encuentran en el campo están comprometidos con el proyecto 2374 de la Cámara, que podría limitar el número de personas que podríamos servir.") Explicar porqué es un compromiso, cómo podría afectar al electorado y al distrito, y qué acción necesita ser emprendida. ("¿Sería posible para usted aproximarse a los líderes y patrocinadores, explicar las consecuencias no intencionadas de no favorecer a este proyecto, y pedirles que lo coloquen en su agenda?")

  •  Identifíquese a sí mismo con el asunto, y establezca sus credenciales como un portavoz. ("He sido el director de un programa de salud en la comunidad durante 11 años, y estoy en la Junta de la organización profesional del estado, donde presido el comité de proyectos públicos.") Si usted puede identificarse a sí mismo como el portavoz, o como miembro de un grupo o coalición, le dará más credibilidad.
  • Recuerde que usted tiene conocimiento que los legisladores y sus asistentes no tienen, debido a que usted invierte todo su tiempo en este asunto. Si ellos conocen algo sobre esto en conjunto, probablemente es de segunda mano; puede ser conocimiento convencional, que, a menudo, tiene poco que ver con la realidad. Saque ventaja del hecho de que usted representa la realidad para ellos.

Sin embargo, no cometa el error de subestimar a alguien porque usted no le ha preguntado. Un legislador o asistente puede tener experiencia personal de su asunto que usted no sabe, o puede haber tratado con ello en el pasado. No asuma la ignorancia -- usted puede ofender a alguien innecesariamente.

Inste a los legisladores o asistentes a visitar su organización o pueblo. Organice una actividad para que ellos conozcan a los participantes de su proyecto, o con los miembros de su coalición. Si usted está comprometido con el pueblo como un todo-- apoyar la iniciativa de los residentes para mejorar la vecindad, preservando el espacio verde, aumentando las oportunidades para los jóvenes -- llévelos a hacer un tour. Si usted usa una invitación como una manera de hacer contacto con un legislador o con su asistente, recuerde:

Dele una razón para venir.

  • Pídale que hable en el evento, o que presente algo: certificados, diplomas, premios.
  • Dele al legislador un premio por algo bueno que haya hecho, o por encabezar un proyecto que ayudó al asunto o a la comunidad.
  • Pídale que le explique a los participantes, o a un encuentro de profesionales el proceso legislativo.
  • Invítelo a ver algo especifico -- una exhibición, o un problema de la comunidad.
  • Invítelo a hablar con un grupo focal (de parientes de adolescentes, receptores de subsidios, activistas del medio ambiente, etc.).
  • Consiga que los medios de comunicación estén presentes allí.

Déle una razón para volver.

  • Agradézcale por su visita y su contribución, ambos en el momento y más tarde, por medio de una carta.  Los legisladores usan tales cartas de agradecimiento para mostrar sus buenos trabajos en el distrito.
  • Invítelo a volver para darle seguimiento a algo específico. ("Estamos planeando un día comunitario para limpiar este lote el sábado 14 del próximo mes. Nos encantaría tenerle con nosotros, y que vea a la coalición en acción.")
  • Invítelo a volver para continuar las discusiones con los participantes.
  • Invítelo a volver para presidir o hablar en un evento u ocasión específica.

Déle una razón para que lo recuerde a usted y su organización.

  • Déle algo para llevar -- un premio (ver arriba), un periódico o escritos de los participantes, una foto, un folleto, un informe o conferencia de la posición, etc.
  • Proporcione una experiencia poco común para él (un paseo a lo largo de la ruta de los rieles de la vía del ferrocarril propuesta, un tour a proyecto de construcción de casas, una simulación de registro de subsidios).
  • Traiga personas que se vean afectadas por su asunto para contar sus propios relatos personales.

Lleve participantes o un grupo de la comunidad a encontrarse con el legislador por primera vez. El encuentro no debería ser intimidante o amenazador -- simplemente un grupo de ciudadanos visitando a su legislador, tanto con una petición específica, como llanamente para discutir asuntos de compromiso. A los legisladores les parece difícil no atender los encuentros con grupos de electorado numerosos.

Empiece con una conversación telefónica. Los legisladores estatales habitualmente se sentirán libres para hablar por teléfono -- muchos responden sus propios teléfonos, al menos parte del tiempo. Generalmente es improbable que los legisladores federales le hablen a no ser que ya le conozcan, pero usted puede tener una conversación telefónica con una persona del equipo, y empiece el contacto de esa manera.

Declare en una audiencia del Congreso o legislativa estatal o en una sesión de comentarios públicos. Usted tendrá probablemente que esperar en la audiencia durante varias horas para declarar, pero puede merecer la pena por el reconocimiento que eso traerá. Cuanto con más frecuencia lo haga, más reconocible usted será.

Mantenga al legislativo del estado informado de su asunto. Usted puede necesitar al menos un legislador para patrocinar esto (una buena idea en cualquier caso, ya que es más probable que los legisladores respondan a los colegas que a fuentes externas). Con frecuencia los legisladores envían asistentes a esos informes, lo cual es muy bueno. Asegúrese de que tiene un libro de firmas en la puerta, e intente tanto hablar como contactarse con cualquiera que se presente.

Otro evento puede también ser apropiado aquí, dependiendo del asunto y de las circunstancias. La ventaja de una sesión legislativa es que usted puede legítimamente convidar a todos los legisladores, y, si lo ha organizado cuidadosamente, puede atraer a un buen número de legisladores y asistentes. Un patrocinio, o incluso una convención del legislativo, para ese asunto puede emerger de tal sesión.

Conseguir una introducción de un conocido mutuo. Puede ser de utilidad, como en toda relación, si usted es recomendado como una persona razonable y de conocimiento por alguien que el legislador o el ayudante conoce.

Participe de eventos donde sea probable que los legisladores y asistentes estén presentes, y tenga la oportunidad de presentarse por sí mismo. En Washington, eso puede significar conseguir estar en la "lista" de alguien.  En un distrito legislativo del estado, habitualmente hay más que hacer llevando registro de los eventos de la comunidad o encontrar a alguien que conoce a la persona que usted está esperando encontrar.

Todos los métodos anteriores se aplican a los representantes locales también.  En comunidades menores, es probable que usted tenga una conexión directa con casi todos los representantes mediante amigos, familia, o socios de negocios. Además, los representantes en comunidades menores son mucho más receptivos a ser llamados a la casa que lo que estaría dispuesto un legislador del estado.

Si usted tiene una conexión personal, y es alguien que conoce razonablemente bien, podría ser una buena idea para que esa persona estuviese presente en un primer encuentro. Un representante podría estar más cómodo - y por tanto más receptivo - si se encuentra con alguien que conoce. Existe también el patrocinio anónimo que va siendo acompañado por alguien que ya se acepta como a un amigo.

¿Cómo establecer y mantener relaciones?

Un encuentro no hace una relación. Como con cualquier otra relación, usted tiene que hacer un esfuerzo para conseguir conocer a la otra persona, y desarrollar el respeto y el entendimiento mutuo. ¿Cómo puede usted hacer eso?

  • Mantener contacto después del encuentro inicial. Dígale al legislador o al ayudante que le mantendrá informado sobre cualquier cosa que haya discutido, y después hágalo. Llame, escriba, o envíe correos electrónicos regularmente con actualizaciones y nueva información.

Intente hablar con la misma persona siempre -- el legislador si usted puede, con un ayudante si es quien se encuentra con usted la primera vez o si el legislador  no se encuentra disponible. (Usted no tiene que hablar con el legislador siempre, incluso si usted se encuentra con él/ella inicialmente. Para la mayor parte de las conversaciones, un ayudante podría ser bueno.  Contáctese con el legislador para cuando usted realmente lo necesite.)

Si es posible, encuéntrelo cara a cara periódicamente, así como por teléfono. Su contacto debería ser lo suficientemente regular como para que las personas recuerden quién es usted, y apenas lo necesario para que así ellos no digan, "Oh, no -- no él otra vez," cada vez que usted llame.

  • Participe en recaudaciones de fondos y otros eventos en honor del legislador. Esto significa ser político y colocar su propio dinero en su propio tiempo. Si usted habla en serio sobre ser un jugador, este es el juego. Puede que no le guste, pero es donde la acción está. Si el legislador conoce su cara de esos eventos, estará más abierto a aproximarse para ayudarlo (después de todo, usted es un partidario.)

Si el legislador es alguien al que usted apoya entusiasticamente, puede incluso encontrarse a sí mismo en una lista de patrocinadores para tal evento. El legislador le recordará si su nombre está en el encabezamiento de una carta de colecta de fondos. Usted sabe que ya es alguien conocido cuando se encuentra con ellos fuera del contexto político -- en la calle o en los salones de la capital del estado -- y le llaman por su nombre.

  • Tenga conversaciones reales. No diga simplemente su tema y cuelgue. Esté genuinamente interesado en lo que la otra persona tiene que decir, en las peculiaridades de su trabajo, etc. Discuta asuntos en general cuando sea apropiado, no solo su interés inmediato. Con frecuencia, el legislador o ayudante pueden estar presionados con el tiempo, o simplemente demasiado ocupados para tener una conversación, y es importante que lo sepa en esa situación y respete. Pero también habrá veces cuando ellos estén libres para hablar, y aquí es cuando usted puede desarrollar una relación común personal.

Es bonito si usted puede desarrollar una amistad real, pero usted no puede hacer que suceda. Ello tanto ocurrirá como no, depende de quiénes son como personas, y de cuánto contacto usted tiene. Pero es una buena idea establecer, a lo largo del tiempo, quién es usted, y cuáles son sus perspectivas y prioridades. La meta es el respeto mutuo. Si usted puede ir al próximo paso y hacerse amigos, esto es estupendo... pero no es necesario para una buena relación de trabajo.

  • Pida consejo a los legisladores y a los asistentes -- y sígalo cuando pueda. Si usted está planeando una campaña legislativa, interese al legislador para que le ayude a diseñarlo. Si usted está aproximándose a otros legisladores o si usted tiene preguntas estratégicas sobre como enfrentar un asunto, pida que apunte como hacerlo eficazmente. Si usted está intentando obtener financiamiento o un aumento de financiamiento en el presupuesto del estado o federal, pida que influya todo lo que sea apropiado o posible.
  • Establézcase a sí mismo como una fuente de información absolutamente confiable. Sea preciso, rápido, y nunca exagere o confunda algo para hacer su argumento más fuerte. Si usted no conoce algo, dígalo así, prometa que lo encontrará, y después hágalo. Usted ha llegado a su meta cuando los legisladores y asistentes empiecen a llamarle buscando información y consejo.
  • Agradézcales a los legisladores por sus ayudas, pública y privadamente, formal e informalmente, en toda oportunidad. Escriba cartas de su organización o coalición, póngalo en el papel, anúncielo en los encuentros públicos. Utilice cada posibilidad para hacerlos notar como legisladores buenos.
  • Respete las limitaciones y prioridades del legislador o del ayudante. Si usted no está seguro como algo lo afectará, pregunte antes de tomar una decisión sobre ello. No haga algo que lo ponga en una posición incómoda o inadecuada, especialmente como resultado de algo que le están dando como un favor. Esto podría ser falta de ética, y podría dañar la relación definitivamente. Él/ella podría trabajar con usted de nuevo, pero nunca más confiará en usted.

Usted precisa ser absolutamente honesto sobre las consecuencias de las acciones y políticas – las suyas y las de ellos. Si usted no puede apoyarlos en un asunto determinado, es mucho mejor para el legislador saber que siempre puede confiar en usted para decir la verdad, en lugar de ser sorprendido desagradablemente debido a que usted fue incapaz de darle malas noticias. Si ellos saben que pueden creerle cuando usted no está de acuerdo, también asumirán que lo que dice es verdad, en lugar de solo servir a sus intereses propios.

  • No abuse de la relación. No pida ayuda a los asistentes a no ser que realmente la necesite. No sea inoportuno: mantenga sus contactos en un nivel razonable y negociable. Nunca exija – pregunte si le pueden ayudar. Y sea comprensivo si la respuesta es no.

Para resumir

Establecer relaciones con los legisladores federales y estatales -- Senadores de los EEUU y Congresistas, senadores y los representantes del estado -- y representantes locales pueden hacer su esfuerzo de mediación mucho más fácil. Si los legisladores responden o devuelven sus llamadas de teléfono, confían en su información, y están dispuestos a ponerse en una situación incómoda por usted, usted está mucho más apto a alcanzar sus metas, cuando ellos se centren en el financiamiento o la legislación.

Al mismo tiempo, desarrollar relaciones no sucede sin esfuerzo. Usted debe entender quienes son los legisladores y asistentes clave, hacer contactos iniciales con ellos, y después continuar a lo largo del tiempo. Mantener contacto regular, consiguiendo que sea personal cuando pueda, establecerse a sí mismo como alguien confiable y una fuente confiable de información, y respetar las limitaciones y prioridades de los legisladores y de los asistentes ayudará definitivamente a ganar y mantener sus apoyos.

موارد

Recursos en línea

Biblioteca de la Universidad de Michigan. Otras páginas estupendas, incluyendo enlaces a información sobre los 50 gobiernos estatales y el federal -- leyes, juzgados, ramas del ejecutivo, y mucho más.

La Coalición Cristiana. Una guía para el Congreso: información completa de contacto, biografías resumidas, fotos, cómo encontrar-su-Representante-por-código-postal-, y más.

La absolutamente indispensable página Web para mediadores. Nombrada en honor a Thomas Jefferson, esta página de la biblioteca del Congreso tiene los textos actuales de todos los proyectos federales, presupuestos, legislación pendiente y pasada (todo esto desde 1993 en adelante), tanto como lo que actualmente o recientemente está en discusión, y acceso a todo lo demás.

Un recurso para las 50 legislaturas estatales. Información por cada estado sobre cada legislador, cada comité legislativo, textos de los proyectos y presupuestos, etc. La página también incluye las otras ramas de gobierno, legislación pasada y pendiente, y otra información, dependiendo del estado. Un vasto recurso, especialmente para grupos que trabajan en más de un estado.

Registros de Voto del Congreso y legisladores estatales, entre otras informaciones políticas.

Servicios Web de los líderes de la Cámara de los EEUU – enlaces Web a los líderes de la Cámara.

Recursos impresos

Avner, M., & Smucker, B. (2002). The lobbying and advocacy handbook for nonprofit organizations: Shaping public policy at the state and local level. Amherst H. Wilder Foundation. This book offers a clear step-by-step guide to implementing a successful advocacy program at both the state and local levels.

Berkowitz, B., & Wolff, T. (2000). The Spirit of the Coalition. Washington, DC: American Public Health Association.

Congressional Quarterly, Congressional Staff Directory. Congressional Quarterly Press, Washington, DC. Updated three times yearly.

Fitch, B. (2010). Citizen’s Handbook to Influencing Elected Officials: Citizen Advocacy in State Legislatures and Congress: A Guide for Citizen Lobbyists and Grassroots. The Capitol Net, Inc. This book offers practical guidance for reaching elected officials with a variety of different communication strategies.

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:33

¿Por qué son importantes las relaciones?

Usted entiende que:

___La política es personal.

___Los legisladores y asistentes, como otros, responden a aquellos que conocen y en los que confían.

___Las relaciones le darán acceso a los legisladores y sus asistentes.

___Las relaciones alimentan un mundo de favores y apoyo mutuos.

¿Quiénes son los legisladores y sus asistentes?

___Usted entiende la estructura del Congreso: Cámara y Senado, y las diferencias en sus funciones y duración de los mandatos.

___Usted entiende la estructura de su legislatura estatal específica.

___Usted conoce qué comités son importantes para su asunto y para todos los asuntos, y quiénes son sus presidentes, miembros importantes, y asistentes.

___Usted conoce qué hacen los asistentes legislativos.

___Usted ha identificado a los legisladores y asistentes que tienen poder o influencia sobre su asunto.

¿Con quiénes necesita desarrollar una relación?

___Usted ha identificado a los legisladores y asistentes que le necesitan.

___Usted ha identificado a los legisladores que usted necesita.

¿Qué significa desarrollar una relación?

Usted entiende las metas ideales de relaciones con los legisladores y los asistentes, y está trabajando para cumplir con una o más de las siguientes:

___El legislador y el equipo reconocen su nombre y recibirán o devolverán sus llamadas.

___El legislador le hablará en persona.

___La oficina del legislador piensa primero en usted cuando se necesita información sobre su asunto.

___El legislador apoyará su asunto cuando usted lo necesite.

___La oficina del legislador le llamará para alertarlo de las crisis, de las situaciones donde usted necesita movilizar un apoyo, de las oportunidades, etc.

___El legislador está dispuesto a visitar su organización o comunidad.

___Usted está dispuesto a ayudar al legislador y a su equipo cuando sea necesario.

___Usted tiene una relación lo suficientemente personal con al menos una persona en la oficina – lo ideal sería el legislador – con los que usted pueda estar charlando unos cuantos unos minutos sobre familia, música o películas.

¿Cómo encontrar a los legisladores y a los asistentes?

Usted sabe cómo a hacer lo siguiente:

___Concertar una cita formal para encontrarse en el distrito o en la capital.

___Invitar al legislador a visitar su organización o comunidad.

___Arreglar un encuentro entre el legislador y un grupo de la comunidad o un grupo de los participantes de su organización.

___Tener una conversación telefónica inicial con el legislador o el asistente.

___Declarar en una audiencia legislativa o en una sesión de comentarios públicos.

___Organizar un informe legislativo u otro evento similar.

___Llegar a conocerse por medio de un conocido mutuo.

___Presentarle a sí mismo a los legisladores y asistentes en recepciones donde estén presentes.

¿Cómo establecer y mantener relaciones?

___Usted se mantiene un contacto después de su encuentro inicial.

___Usted participa de colectas de fondos y otros eventos en honor al legislador.

___Usted tiene conversaciones reales con los legisladores y sus asistentes.

___Usted pide y sigue el consejo de los legisladores y los asistentes.

___Usted se establece a sí mismo como una fuente de información absolutamente confiable.

___Usted agradece a los legisladores por sus ayudas en toda oportunidad.

___Usted respeta las limitaciones y prioridades de los legisladores y los asistentes.

___Usted no abusa de la relación.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:46

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

Sección 12. Registrar votantes
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 11:16
Sección Principal
مجهول (not verified) Mon, 22/04/2013 - 09:32
  • ¿Por qué se debe registrar a los votantes?

  • ¿Quién puede registrar a los votantes?

  • ¿Cómo se registra a los votantes?

  • ¿Cómo convencer a la gente para que se registre para votar?

  • Seguimiento: Convencer a los votantes a acudir a las urnas

  • Apéndice: ¿Qué puede y no puede hacer la (501) (3)?

(La 501 es una disposición del Código de Rentas Externas de los Estados Unidos que exime de impuestos a una serie de organizaciones sin fines de lucro).

Nuestro gobierno fue fundado sobre principios democráticos; con la concepción de que todos tienen el mismo derecho en las urnas, y en la dirección que toma nuestra sociedad. A través de los años, ese derecho se ha convertido en un derecho universal. Los afro-americanos tuvieron derecho al voto en el año 1870, a través de la decimoquinta enmienda; las mujeres tuvieron derecho al voto a través de la decimonovena enmienda en el año 1920. En 1965, el Acta de los Derechos al Voto fue convertida en ley, dando por terminadas décadas de discriminación racial; y en 1971, la vigésimo sexta enmienda otorgó el derecho al voto a los mayores de 18 años. A través de los años han desaparecido los obstáculos para votar como los impuestos al voto, restricciones sobre la propiedad, y demás barreras. En 1995, a través del proyecto de ley llamado Motor de Votantes (“Motor Voter”), acudir a las urnas fue más sencillo que nunca.

Irónicamente, a pesar de que el ejercicio del voto, se ha hecho posible para más y más americanos, cada vez son menos los que lo ejecutan. En 1994, menos del 40% de la población habilitada para votar en los Estados Unidos, se acercó a votar en las elecciones. Si comparamos estas cifras con las de Europa, queda claro que allí los votantes acuden a las urnas en proporciones del 70, 80 y hasta el 90%. Como americanos, nos gusta vanagloriarnos de ser parte del liderazgo democrático mundial, pero ese alegato carece de sustento frente a estas estadísticas.

Debido a la gran apatía existente con respecto al voto, es sencillo olvidar la importancia que tiene, y el poder de un solo voto. Por ejemplo, sabía usted que:

  • En 1776, el inglés se convirtió en el lenguaje de los Estados Unidos por un voto de diferencia.
  • En 1845, el cargo de presidente de Andrew Johnson no fue impugnado por un voto.
  • En 1876, Rutherford B. Hayes ganó la presidencia de los Estados Unidos por un voto.
  • En 1923, Adolf Hitler asumió el liderazgo del partido Nazi por un voto.

Nuestros votos tienen el poder de cambiar la historia. Tienen consecuencias inimaginables. Y si muchas   personas habilitadas para votar no ejercen su derecho, muchas oportunidades quedarán sin realizar.

¿Por qué se debe registrar a los votantes?

El hecho específico de registrar votantes puede ser un gran emprendimiento para su organización porque:

  • Ayuda a construir una democracia sólida.
  • Puede influenciar las decisiones de los políticos y de esta manera, aumenta el poder de su organización sobre las decisiones políticas. El hecho de que nuestros funcionarios electos saben que son observados, y que un gran porcentaje de un grupo determinado (tales como las mujeres, los nativos americanos o los hombres de negocios) se ha registrado y planea votar, influye de manera importante en las decisiones que toman. Por  ejemplo, si su organización se interesa en mejorar los derechos de los granjeros itinerantes o migratorios, su posición frente a los legisladores del estado, será mucho más fuerte, si muchos o la mayoría de los granjeros itinerantes dentro de su área, se han registrado y están listos para votar en las próximas elecciones.
  • Acrecienta  la participación política del grupo con el que usted trabaja, dándoles de esta manera una representación más fuerte dentro del gobierno. Esto es muy similar al último punto. Pero el hecho de registrar a los votantes de una comunidad, fortalecerá a sus miembros en lo sucesivo. Aún si su organización desapareciera, la comunidad habrá aumentado su poder y tendrá más peso en las decisiones que afecten a sus miembros.
  • De esta manera, las personas que siempre han evadido la participación en el gobierno, comprenden  de que manera pueden impactar sobre los sistemas y los procesos, de los cuales siempre se sintieron al margen. Y debido a esto……
  • El hecho de registrarse para votar y el ejercicio de ese derecho, puede ser tanto educativo como constructivo para aumentar la auto-estima de aquellas personas que se sintieron impotentes durante mucho tiempo.

¿Quién puede registrar a los votantes?

Las normas para el registro de los votantes son diferentes entre los estados. En algunos estados (no en todos) se requiere que los votantes sean representados. Muchas reglamentaciones han cambiado desde que la ley “Motor de Votantes” fue puesta en vigencia en 1995. (Enseguida nos referiremos a este proyecto de ley). Consulte a su Comisionado Electoral o al Secretario del Condado.

¿Qué sucede en Massachusetts? Ejemplo: Massachusetts, cada ciudad o pueblo cuenta con una junta de electores. En las ciudades pequeñas, el Secretario del Condado está incluido en estas juntas. Todos los referendos, peticiones legales, documentos de nominación para cargos municipales, etc. deben ser autorizados por la junta. Esto significa que la junta debe certificar las firmas de los votantes registrados, sin lugar a duda, y firmar los documentos para darles legalidad.

Hasta hace poco tiempo, solamente los Secretarios Generales (o aquellas personas designadas por ellos, o el burócrata de turno) y el Secretario del Condado, podían registrar a los votantes en las ciudades más importantes. Los votantes debían dar prueba de su domicilio, y como aún lo hacen, definir su alineación política – Demócratas, Republicanos, o sin preferencias por ningún partido político. Actualmente, gracias a “Motor de Votantes” y otras leyes cuyo propósito es el de facilitar el registro de los votantes, las personas pueden registrarse por correo postal con una carta dirigida al Secretario del Condado o a la oficina pertinente.

Sin importar donde vive cada uno, hay mucho que su grupo puede hacer para colaborar con el registro de  votantes. Puede alentar a las personas a registrarse, ayudarlas a conseguir y completar las solicitudes y participar en campañas dirigidas a aumentar los niveles de participación electoral (“GOTV” o “campañas para obtener votos”). Por otro lado, muchas organizaciones sin fines de lucro también registran a los votantes. Por ejemplo, promueven el voto como parte de sus actividades.

Como ejemplo, citamos una clase de inglés como segunda lengua (ESL), en la cual la maestra puede asignar como tarea, la lectura de un artículo sobre la importancia de promover el voto. Posteriormente, la clase puede discutir el tema y comparar el voto en los Estados Unidos de Norte América con sus países de origen, o sobre las ventajas de votar cuando uno se convierte en ciudadano. La clase puede además hacer una visita a la oficina del Secretario del Condado para profundizar sobre el proceso.

Muchas agrupaciones sin fines de lucro eligen registrar votantes porque creen en el proceso, o sienten que es algo que su organización debe hacer. Sin embargo, desde que el “Motor de Votantes” entró en vigencia en 1995, muchas agencias de servicios sociales deben ofrecer el registro independiente a aquellas personas que lo requieran. (Por registro independiente se entiende que no existe afiliación a ningún partido político).

¿Dónde registrarse? ¿Qué es la Ley “Motor de Votantes”?

La Reforma de la Ley del Registro de Votantes fue introducida en el Senado de los Estados Unidos en 1991. Esta ley, comúnmente conocida como “Motor de Votantes”, fue diseñada con el propósito de facilitar el registro de las personas para el voto. Fue aprobada en 1993 y puesta en vigencia en 1995. La ley establece que las agencias donde se tramitan las licencias de conducir y otras agencias de servicios públicos, deben ofrecer el registro  de votantes como parte regular de sus servicios. De la misma manera, crea y estandariza un formulario de registro vía correo electrónico y estipula que los estados deben permitir el registro electrónico. De acuerdo a la ley, en algunos lugares es obligatorio ofrecer el registro independiente. Algunos de estos lugares son:

  • Oficinas de vehículos motorizados (MVB)
  • Todas las oficinas públicas.
  • Oficinas que proveen programas de asistencia con fondos del estado, para personas con discapacidades.
  • Oficinas de reclutamiento militar.
  • Toda agencia que proporcione servicios a domicilio, a personas discapacitadas, debe ofrecer este servicio.

Cada estado tiene la potestad para decidir la designación de otras agencias y oficinas que ofrezcan el registro independiente. Algunos de estos lugares son:

  • Bibliotecas Públicas.
  • Escuelas Públicas.
  • Oficinas de rentas.
  • Oficinas del Secretario de Estado o del Condado.
  • Oficinas de desempleo.
  • Oficinas federales y no gubernamentales (con su aprobación).

En aquellas agencias donde el registro de votantes es requerido por la nueva ley, el personal o los voluntarios deben ofrecer los siguientes servicios:

  • Distribuir solicitudes para el registro de votantes junto con sus propias solicitudes. En las oficinas de asistencia pública, la solicitud debe especificar que la decisión del votante (en relación a su afiliación partidaria) no debe afectar la cantidad de asistencia que recibe.
  • Ofrecer ayuda para completar las solicitudes.
  • Recibir los formularios completos de sus clientes, y aceptar o enviar las solicitudes completas a las oficinas electorales.
  • Con cada servicio provisto, la agencia debe ofrecer a sus clientes la solicitud de registro de votantes (o una solicitud combinada con los servicios de la agencia y el registro de votantes).

Finalmente, las personas que ofrecen el servicio de registro de votantes deben cumplir con los siguientes requisitos:

  • No deben revelar su afiliación política.
  • No pueden influenciar la elección de la afiliación política de ninguna persona, ni desalentar  a ninguna persona para que se registre, o declarar que al registrarse las personas pueden perder su capacidad de recibir otros servicios o beneficios.

¿Cómo registrar votantes?

Si su organización ha decidido registrar votantes, seguramente podrá hacerlo fácilmente. En general, esta actividad se puede intercalar sencillamente con otras que su grupo desempeña.

Ejemplo: El proyecto de alfabetización en Greenfield, MA, simplemente registraba votantes cuando los estudiantes llenaban la inscripción. El personal y los voluntarios discutían las objeciones y dudas de los estudiantes, ayudándolos a completar las solicitudes de registro, y los estudiantes se convertían en votantes. Y en líneas generales, una vez registrados, todos votaban, y se entusiasmaban con las elecciones y las preguntas sobre los referendos. Esto se convirtió en parte del programa.

La experiencia se utilizó como herramienta de aprendizaje. Un grupo de estudiantes concurría a la oficina del secretario municipal para registrarse, y el secretario les ofrecía una charla entusiasta, preparada de antemano. Los estudiantes también se informaban sobre el funcionamiento de la municipalidad y observaban cuando sus nombres quedaban registrados como votantes.

Este proceso realmente marcó una diferencia para muchos de ellos, cambiando su forma de pensar con respecto al gobierno, que hasta ese momento solo estaba representado por trabajadores sociales y alguien que trataba de explicarles por que carecían de cosas que necesitaban para subsistir. Para que algo como esto funcione, se debe estar en buenas relaciones con el secretario municipal y otras personas dentro de al municipalidad, y lograr que se interesen e involucren en lo que usted hace.

Para  que el registro de votantes se convierta en parte del trabajo de su organización, deberá seguir los pasos a continuación:

  • Designe a una persona para coordinar las actividades. Si usted trabaja para una agencia, esta persona puede desarrollar el mejor método posible para ofrecer el registro de votantes. Por ejemplo, se puede ofrecer durante el proceso de inscripción, en el mostrador de recepción, o durante las sesiones de orientación. Esta persona debe registrar a los clientes,-- pero también puede asegurarse que el personal y los voluntarios estén registrados. De igual modo, puede darle publicidad a lo que se está haciendo.
  • Ponga metas para el registro de votantes. Esto lo ayudará a determinar si su programa ha sido exitoso. Entre otras, se incluyen:
    • La cantidad de personas que desea registrar.
    • De donde vienen. ¿Desea enfocarse en determinados vecindarios, o en una zona de la ciudad que históricamente ha registrado muy pocos votantes?
    • ¿Sobre qué características esenciales se enfocará? (un lugar de residencia en particular, un determinado grupo étnico, etc.). Por ejemplo, si su organización trabaja para ayudar a mujeres latinas, su meta puede ser la de aumentar el registro de votantes y el voto entre esta población.
  • Investigue. Infórmese sobre la reglamentación local en cuanto al registro de votantes. La reglamentación varía entre los estados. Por ejemplo, el tiempo de registro antes de una elección es distinto. En algunos lugares se puede registrar a los 17 años, si se ha cumplido 18 para la elección, lo que no siempre se cumple. Finalmente, en algunos estados se requiere que los votantes declaren su afiliación política.

Vea Herramientas para una lista de respuestas a preguntas comunes en su área. Si no está seguro de las respuestas, puede recibir apoyo de la oficina del secretario del condado o del Comisionado Electoral.

  • Obtención de solicitudes para ser completadas por los votantes. La solicitud nacional es aceptada en la mayoría de los estados (y está disponible en el sitio de la Comisión  Federal Electoral), o se puede recibir contactando a la oficina electoral local.

¿Cómo utilizar las solicitudes nacionales?

Su organización puede utilizar tanto las solicitudes locales como las nacionales. En la mayoría de los estados (ver a continuación), las solicitudes se pueden utilizar de manera indistinta. A continuación le informamos cómo utilizar las solicitudes nacionales.

Las organizaciones pueden enviar las solicitudes de registro de votantes a la oficina electoral correspondiente, en forma individual o por bulto. (Si se ha registrado a una gran cantidad de personas esto puede ser útil para el franqueo)
Si trabaja con personas cuya lengua materna no es el inglés, será más sencillo para ellas completar el formulario en su lengua natal. El formulario nacional fue traducido a los siguientes idiomas: español, chino, japonés, vietnamita y tagalog filipino).
En algunos estados se autoriza la fotocopia del formulario nacional. De acuerdo con la Comisión Electoral Federal, la versión fotocopiada del formulario de registro de votantes es aceptada en los siguientes 23 estados: Alabama, Alaska, Arizona, California, Colorado, Connecticut, Hawai, Iowa, Kansas, Louisiana, Michigan, Minnesota, Montana, Nebraska, New Jersey, New York, Oklahoma, Pensilvania, Carolina del Sur, Texas, Utah, Washington y Wisconsin.
Aquellos estados que no aceptan fotocopias, solo aceptarán la Solicitud de Registro de Votantes del Correo Nacional, impresa de acuerdo con las regulaciones de la Comisión Federal Electoral.
Si usted no se puede registrar por medio de la red (en línea), puede bajar e imprimir la solicitud de la Comisión Federal Electoral  y utilizarla para registrarse para votar, si las solicitudes fotocopiadas son aceptadas en su estado.
Usted puede registrarse para votar en casi todos los estados (inclusive en el Distrito de Columbia), utilizando la solicitud nacional. Sin embargo, existen las siguientes cuatro excepciones:

  • No existe registro de votantes en el estado de Dakota del Norte.
  • La solicitud nacional no se acepta en el estado de Wyoming.
  • El estado de Mississippi no aceptará la solicitud para registrar individuos para las elecciones federales.
  • Los empleados municipales de New Hampshire solamente aceptarán la solicitud nacional como petición para su propia solicitud por correo electrónico.
  • Publique el hecho de que usted registra votantes. Hay muchas maneras de hacerlo, incluyendo las siguientes:
    • Pregúnteles a sus clientes si desean registrarse hoy. Se les puede preguntar cuando entran, puede ser parte de la inscripción / eliminación, o puede formar parte de las solicitudes de la organización.
    • Cree carteles o folletos alentando a las personas para que se registren, y expóngalos en su oficina o en la ciudad.
    • Cree y utilice un banco telefónico para esparcir las noticias. En un banco telefónico, muchas personas trabajan en conjunto – en general el personal y los voluntarios de su organización -  para comunicarse con otras personas (tal vez clientes de su organización), y difundir la información. Un banco telefónico tiene muchas utilidades distintas, también se puede utilizar como sondeo de preferencias electorales o para recordarles a los votantes que se acerquen a las urnas.
    • Envíe una alerta electrónica masiva, pidiendo que las personas se registren. Algo para tener en cuenta en este punto: esto limitará su audiencia potencial a aquellas personas con fácil acceso a las computadoras. Si usted está especialmente interesado en registrar a personas de escasos recursos económicos, o que seguramente no están conectadas a la red, esta opción no resultará acertada.
    • Lleve las solicitudes de registro de puerta en puerta, pidiéndole a las personas que se registren. Esto puede consumir mucho tiempo, pero puede ser muy efectivo si usted desea concentrar sus esfuerzos en un barrio determinado.
    • Déle incentivos a las personas que se registran. Esto es muy útil durante una campaña de registro de votantes. Los artículos pequeños tales como lapiceras, broches, etc., pueden ser útiles a la hora convencer a las personas de tomarse el tiempo para registrarse.
    •  “Obtenga prensa”, dé a conocer su proyecto a través del boletín de su organización, o los boletines de otros grupos o parroquias con las que usted está asociado.
  • Deje claramente asentado que su organización es independiente. Si su organización pertenece al grupo de las entidades sin fines de lucro - 501(c) (3) – deberá cumplir con la siguiente reglamentación. En un lugar visible deberá exponer en forma permanente un cartel con la siguiente leyenda: “Nuestros servicios de registro de votantes se ofrecen para todos los votantes sin importar sus preferencias políticas”.
  • Amplíe la ayuda. Ofrezca asistencia a las personas cuando completan la solicitud de registro, asegurándose de que están correctas y enviándolas por correo (o llevando las solicitudes completas a donde vayan).
  • Documente los nombres y números telefónicos de las personas registradas. Hay dos grandes ventajas para esto. Primero, usted puede llamar a las personas en pocas semanas para asegurarse de que ya han sido contactadas por la oficina electoral del estado, y de no ser así, hacer un seguimiento. Y, en segundo lugar, esto será de gran ayuda en el momento de “GOTV” – aumentar el número de partidarios. Por ejemplo, se puede contactar telefónicamente o por medio de una postal a las personas registradas, para recordarles que vayan a votar o para asegurarse de que tienen transporte.

En Herramientas, usted encontrará una solicitud en blanco, para registrar los nombres y números telefónicos de las personas registradas.

Organización de una campaña de registro de votantes

La mayor parte de esta sección está dirigida a las organizaciones que desean que el registro de votantes forme parte de las actividades normales de su grupo. Sin embargo, habrá momentos en que el grupo desee llevar a cabo una campaña para registrar el máximo posible de votantes en el menor tiempo posible. La mayoría de los pasos a seguir especificados anteriormente, son aplicables para estas campañas. Adicionalmente, deberá hacer lo siguiente:

  • Elija uno o varios días para la campaña de registro. Asegúrese de elegir una fecha acorde con el vencimiento de la campaña en su área. Esta fecha es diferente en cada estado. En algunos estados, los votantes pueden registrarse hasta 10 días antes de la elección. En otros, el registro debe efectuarse alrededor de 30 días antes.
  • Decida cómo y dónde ponerse en contacto con su audiencia. Puede coordinar su campaña con un evento en el cual usted se podrá comunicar con una gran cantidad de personas. Por ejemplo, “Rock the Vote” una campaña nacional destinada a alentar el voto de los jóvenes, registró una gran cantidad de votantes – adultos jóvenes – en varios mega festivales de rock.  Un ejemplo menor es el de un grupo que trabaja para mejorar las condiciones de salud de los hispanos, y que puede registrar votantes durante su fiesta anual. Otros tres lugares donde se puede llevar a cabo su campaña son: Los festivales artísticos, los eventos deportivos, y los centros de compras.
  • Reclute voluntarios que colaboren con la campaña, y asegúrese de que poseen la información necesaria para obtener los resultados esperados. Se puede llevar a cabo una reunión de orientación con todos los voluntarios, o contactarlos por teléfono para revisar las preguntas sobre el proceso de registro y confirmar logística. O sea; asegúrese de que no tienen dudas sobre cuándo y dónde se requiere su presencia, durante cuánto tiempo y qué necesitan traer.

 

Se les puede repartir una “Hoja de Trucos” (Cheat Sheet), con respuestas para las preguntas más frecuentes sobre el registro de votantes. También asegúrese de que sabrán que hacer en caso de no poder contestar alguna pregunta. Por ejemplo: ¿Deberán sugerir que la gente se contacte con su oficina? ¿Habrá alguien cerca que esté disponible para ayudarlos? ¿Deberán decir que se contactarán nuevamente más tarde con la respuesta?

Para reclutar voluntarios se deberá tener en cuenta a las personas que ya se han registrado. En general, las más convincentes son aquellas personas que han votado por primera vez. Todavía están muy entusiasmadas al respecto, y están familiarizadas con todas las excusas que los demás pueden dar para no registrarse.

  • Recuérdele a los voluntarios que el esfuerzo es independiente. Recuerde que si su organización es una agencia de registro de votantes designada bajo la ley de “Motor de Votantes” o una entidad sin fines de lucro, los voluntarios no pueden apoyar a determinados candidatos, ni sugerir por quién se debe votar. Si lo puede manejar, una buena idea es reclutar para la campaña, a voluntarios simpatizantes de distintos partidos políticos.

¿Cómo convencer a las personas para que se registren para votar?

A veces, las personas no se registraran para votar porque no han tenido la oportunidad de hacerlo. Desafortunadamente, no es tan sencillo como acercarse a alguien y decir; “Por favor, regístrese”, y recibir como respuesta un simple: “Bueno”. Las personas se frustran con el proceso; a veces sienten que no tienen nada que ver con el gobierno, o no se registran por razones completamente diferentes. En ocasiones, toma algo de tiempo convencer a las personas de que vale la pena registrarse.  Esta parte de la sección esta orientada a discutir como convencer a las personas de que vale la pena registrarse y votar.

  • Registrarse y votar debe ser sencillo para todos. Esto es lo principal. Aquí, usted debe facilitar el proceso de registro y voto. En general, las personas quieren hacer lo correcto, pero sin comprometer demasiado tiempo y esfuerzo. Por lo tanto, es conveniente que usted se traslade hacia donde están,  para que no deban modificar sus horarios normales. La ley “Motor de Votantes” discutida anteriormente en esta sección, es un paso hacia ese fin – registrar a la gente durante su rutina normal. Las campañas de registro que se llevan a cabo en áreas densamente pobladas son otra forma de hacerlo.

También se deben tener en consideración otros obstáculos que se pueden presentar al registrar a los votantes y habrá que buscar la forma de vencerlos como por ejemplo:

  • Falta de medios de transporte hacia los lugares de votación.
  • No hablar inglés con fluidez.
  • Incapacidad de leer o escribir correctamente.

¿De qué manera puede su organización vencer estos obstáculos?

  • Averigüe por qué las personas no están registradas. Si desea que las personas cambien sus hábitos, lo primero que debe comprender es que piensan en este momento – cuáles son las causas para su comportamiento actual. De otra manera, usted fracasará.

Tomemos como ejemplo a un voluntario que conversa con una persona durante veinte minutos, hablando sobre la importancia del voto y la responsabilidad cívica, etc. El oyente puede asentir cortésmente, estar de acuerdo con el voluntario, puede que no se registre y que siga su camino. Puede que esté totalmente de acuerdo con la responsabilidad cívica pero que sea demasiado orgulloso para admitir ante el voluntario que no cuenta con un medio de transporte confiable para el día de las elecciones.

  • ¿Qué hemos aprendido aquí? Al registrar votantes lo primero que se debe hacer (después de averiguar si no están registrados), es comprender por qué no lo han hecho.

Algunas de las razones más comúnmente expuestas son las siguientes:

  • Mi voto no hará ninguna diferencia.
  • Soy demasiado perezoso. Nunca me he decidido.
  • No sé cómo ni dónde registrarme.
  • No quiero ser convocado como jurado.
  • No estoy de acuerdo con la política (o simplemente no me interesa).
  • No tengo medio de transporte para acercarme al lugar de la votación.
  • No sé que pasa. No conozco lo suficiente como para tomar una decisión calificada.
  • No sabía que podía votar.
  • No le presto atención a la política; no tiene nada que ver conmigo.
  • Mi marido se ocupa de eso.

Las personas ofrecen algunas de estas excusas abiertamente. En otros casos como por ejemplo, los problemas de transporte o la incapacidad de leer, les será más difícil de explicar. Se debe tener en cuenta cómo comunicarle a las personas que tanto su organización como otros grupos, ofrecen en forma rutinaria ayuda para completar las solicitudes de registro, como también medios de transporte hacia los lugares de votación, a las personas que lo necesiten.

Otro tema a considerar es que algunas personas tal vez no estén en condiciones para votar, pero no desean admitirlo. Por ejemplo, los ex convictos no están autorizados a votar en la mayoría de los estados. Esto es algo que estas personas no querrán divulgar sobre sí mismos. O tal vez, usted esté tratando de convencer a un residente ilegal para votar. Esta persona puede tener miedo de dar a conocer su estado de residente ilegal – sin ciudadanía – sobre todo teniendo en cuenta que puede interpretar que usted es un representante del gobierno.

Estos temas son difíciles de tratar y requieren de cierta sensibilidad. Las personas que llevan a cabo el proceso de registro deben estar seguras de que la gente sabe que no se puede registrar siendo un residente ilegal o un ex convicto. También es importante saber cuándo aceptar un “no” como respuesta, y saber que tal vez no le han dado la razón verdadera.

  • Encuentre la manera de dar una solución. Sin embargo, en la mayoría de los casos, las personas entrevistadas están en condiciones de registrarse. Por lo tanto, cuando una persona le presente una excusa para no hacerlo, usted debe  poder sugerirle una manera de solucionarlo. Para esto, considere las siguientes respuestas.
Razón para no registrarse para votar      Posible respuesta
Mi voto no hace diferencia. Su voto puede hacer una gran diferencia, en especial durante las elecciones locales. En muchas oportunidades, uno o muy pocos votos han definido una elección.
Soy demasiado perezoso. Nunca le di importancia. Ahora es el momento – ¡sólo le llevará un par de minutos!
No sé dónde o cómo registrarme. Puede registrarse aquí y  ahora mismo. Nosotros lo ayudaremos.
No quiero que me convoquen como jurado. Las listas de registro de votantes no son las únicas que se consultan a la hora de seleccionar a los  potenciales jurados. Se utilizan junto con las listas de conductores y se combinan para evitar superposiciones. Nunca escuchamos de ninguna persona que no quiera conducir por temor a ser convocado a las mesas de votación.
Estoy disgustado con la política (o simplemente no me interesa). Si usted no vota, no tienO

Entonces, cambie eso. ¡Usted tiene el poder de cambiar una situación que odia para así mejorarla!

O

Las decisiones de los políticos lo afectan todos los días. Por ejemplo: (refiérase a un problema importante dentro de su área). ¿No le gustaría poder participar en la solución?

No tengo transporte hacia el lugar de la votación. Nos agradará brindarle un medio de transporte para el día de la votación, si usted no tiene ninguno.
No sé que sucede. No estoy suficientemente informado como para tomar una decisión calificada. Nosotros le ayudaremos. Podemos ofrecerle información sobre las ideas del candidato, sobre los principales problemas. En el periódico local encontrará una gran cantidad de información sobre el tema. ¿Usted lo recibe?
No sabía que podía votar. Si usted es ciudadano americano, mayor de 18 años, y no tiene antecedentes penales (esto no se aplica en todos los estados), definitivamente está capacitado para votar. (¡Y esperamos que lo haga!).
No me interesa la política, porque no tiene nada que ver conmigo. Las decisiones de los políticos nos afectan directamente, y a diario. Por ejemplo: (refiérase a un problema importante en su área), ¿No le gustaría ejercer algún control sobre eso?
Mi marido se ocupa de eso. El voto de su marido es muy importante, ¡al igual que el suyo! Si ambos votan, habrán duplicado su voz dentro del gobierno.
  • Ofrézcale incentivos a las personas que se registran. Pueden ser muy pequeños. Por ejemplo, imanes, dulces, o algún otro pequeño obsequio. Pero recuerde que los incentivos no necesariamente deben ser cosas. Los beneficios de votar pueden ser suficientes para convencer a las personas de completar la ficha de registro, al igual que los elogios por hacerlo. La clave es proporcionarle algo a las personas para que cuando se alejen después de haberse registrado, tengan una sensación de satisfacción – de que han hecho algo valedero, o que han rescatado algo bueno de esa experiencia inmediata.
  • Agradézcale a las personas con las que habla. Aún si a pesar de sus mejores esfuerzos, las personas se niegan a registrarse, agradézcales por el tiempo que le otorgaron. Si alguien está considerando registrarse, pero aún no está seguro, déjelos que se retiren con un buen sabor en la boca. Un simple “gracias por su tiempo. Entiendo que no desea registrarse hoy, pero espero que reconsidere su decisión en algún momento”, puede ser una manera positiva de concluir su conversación. Si usted está dentro de una campaña, asegúrese de que las personas saben dónde dirigirse, si cambian de opinión en el futuro.

Seguimiento: Convencer a los votantes registrados a acudir a las urnas

Aunque haya logrado registrar a las personas, aún no ha ganado la batalla. Sin embargo, en cada elección, un gran porcentaje de personas que están registradas para votar, no se acercan a las urnas. ¿De qué manera puede su organización cambiar esto y convencer a los votantes registrados a emitir su voto?

Hay muchas maneras para que su organización logre acercar más partidarios a las urnas. En la lista a continuación se ofrecen algunas posibilidades. ¿Qué otras ideas pueden aportar los miembros de su grupo?

  • Envíe una postal una semana antes de la votación, recordándole a las personas que deben votar y dando una lista de los lugares y horarios de la votación.
  • Organice una  pirámide telefónica, varios días antes de la elección, para recordarle a las personas que deben votar.
  • Organice traslados, para aquellas personas que tengan problemas para llegar a los lugares de votación. Asegúrese de publicitar que estos traslados están disponibles. Incluya esta información al enviar una postal o en la pirámide telefónica.
  • Comience la campaña: “Los niños votan” (ver el Ejemplo N# 2) En muchos países el número de votantes aumenta significativamente cuando estas campañas se implementan, además de concientizar a los futuros votantes y ayudarlos a comprender el proceso.
  • Organice una votación de prueba, para que la gente se familiarice con el proceso.
  • Conduzca foros de discusión sobre problemas nacionales, ya sea con la presencia de los candidatos o con los documentos donde acreditan su posición, con respecto a los diferentes problemas, utilizando a las personas con opiniones opuestas, o que representan distintos puntos de vista.
  • Desarrolle anuncios de servicios públicos (PSA’s) en las estaciones de radio y televisión local, alentando a la gente a votar. Éstas pueden incluir la primera experiencia de nuevos votantes los cuales están entusiasmados y llenos de energía con respecto al proceso, o situaciones en las cuales un voto inclinó la balanza en una elección.

Para resumir

La votación puede ser una de las declaraciones más poderosas que hacemos como ciudadanos. Sin embargo, es un derecho que la mayoría de nosotros no solamente damos por hecho, sino que ignoramos por completo. La participación de los votantes en las elecciones locales, es menor al 20%. Esta apatía ha logrado más por asegurar que nuestras vidas sean gobernadas por una pequeña minoría, que un régimen represivo. Al colaborar en el registro de votantes, su organización colaborará para que todos nosotros vivamos en una democracia gobernada legítimamente por la gente.

Apéndice: ¿Qué puede y no puede hacer una 501(c)(3)? (Organización sin fines de lucro)

El siguiente texto fue reimpreso con la autorización de “Playing by the Rules: Handbook on Voter Participation and Education Work”, un manual  sobre la participación y educación de los votantes destinado a las organizaciones bajo la 501 (c)(3). Les agradecemos por permitirnos su utilización.

Una serie de reglas y reglamentos de registro de votantes se ponen en juego para las organizaciones benéficas que han decidido registrar votantes. Esto se debe a que el Servicio de Impuestos Internos del Departamento del Tesoro de los Estados Unidos (IRS) ha limitado estrictamente las presentaciones hechas por las organizaciones 501 (c)(3). Estas organizaciones tienen absolutamente prohibido intervenir en una campaña política. Dado que el registro de votantes y las campañas políticas pueden estar relacionados, hay mucha confusión sobre lo que las organizaciones pueden y no pueden hacer. Es un área gris, donde reina la confusión sobre lo aceptable y lo inaceptable.

En las próximas páginas, encontrará información sobre lo que las organizaciones benéficas pueden hacer con respecto al registro de votantes y a la información que a ellos se les brinda. Dichas listas sobre lo que estas organizaciones pueden o no hacer y lo que podría ser aceptable, están reimpresas aquí con la autorización de “Playing by the Rules: Handbook on Voter Participation and Education Work” (un manual sobre la participación y educación de los votantes, para las organizaciones benéficas). En Recursos encontrará la información sobre como conseguir una copia.

Sin embargo la información que se brinda a continuación es de índole general. Le sugerimos que se asesore legalmente con respecto a la situación de su grupo en particular. Esta información no tiene como propósito reemplazar el consejo legal.

Idea básica: Una organización 501 (c) (3) está autorizada a registrar a las personas y a tratar de convencerlas para que voten. Sin embargo, no están autorizados a sugerirle a la gente por quién debe votar, o inclusive por cuál partido votar. Les está absolutamente prohibido participar en cualquier campaña política, ya sea a favor o en contra de un candidato. Si los miembros de la organización sugieren esto, aún indirectamente, podrían sufrir serias repercusiones legales.

Las organizaciones benéficas están autorizadas a:

  • Conducir un registro independiente de votantes, y esforzarse por conseguir más candidatos. (Una organización de la clase C3 (sin fines de lucro), debe seguir los estándares especiales de la sección 4945(f) si aspira a  reunir los requisitos para recibir fondos como fundación privada).
  • Conducir foros de discusión independientes, sobre temas de interés relacionados con su distrito electoral. El foro deberá estar abierto a todos los candidatos, ser dirigido de manera balanceada, e incluir un panel de encuestadores independientes.
  • Vender las listas a los candidatos, solamente bajo los mismos términos en las que son rutinariamente vendidas a otros clientes. (El IRS asume que el importe recibido de las C3s por la venta o alquiler de las listas de correo, no está eximido de pagar impuestos, por ser una suma que no proviene de actividades  relacionadas con el trabajo benéfico de la organización. Sin embargo, el IRS no ha tenido éxito en su reclamo ante la corte. Actualmente hay numerosos casos de este tipo en litigio.)
  • Hacer presentaciones sustanciales, orientadas hacia temas políticos, en las plataformas de los comités, con el personal de campaña, candidatos, medios de comunicación y el público.
  • Tomar ventaja de la atención que reciben los temas políticos durante el período de las elecciones, para focalizar la atención del público en los temas planteados por las C3s (organizaciones sin fines de lucro) y su agenda.
  • Hacer circular cuestionarios hechos a los candidatos, si cubren un amplio margen de temas, siendo las preguntas objetivas y los resultados distribuidos solo por medio de los canales normales de las C3s.
  • Llevar acabo un entrenamiento sobre los temas y la capacidad organizativa, siempre que la formación sea independiente y no pertenezca a ningún partido político.
  • Continuar con las presentaciones de la organización durante los periodos de elecciones, e informar sobre sus presentaciones y las actividades relevantes (incluyendo aquellas actividades autorizadas que se describen anteriormente) como lo hace usualmente y para los receptores usuales de sus publicaciones.
  • Informar a su distrito electoral, como parte de sus presentaciones, sobre los votos de todos los legisladores (no solamente los candidatos), sobre temas de interés para las C3s, e indicar si ellos apoyan la posición de la organización.
  • Permitir a su personal que tome parte en las campañas políticas, durante su tiempo libre, y no en su carácter de representantes de la organización.

Las organizaciones sin fines de lucro no están autorizadas a:

  • Avalar a los candidatos —tanto de manera explícita como implícita.
  • Hacer contribuciones a los candidatos o partidos políticos (incluyendo contribuciones en especie, publicidad, tiempo del personal, uso de las instalaciones o activos).
  • Montar, financiar o dirigir un PAC. (Partido de Actividad Ciudadana).
  • Evaluar las posiciones de los candidatos (con excepción de ciertas circunstancias cuando la evaluación está relacionada con la posición del candidato sobre una legislación pendiente, siendo el tema de presentación por parte de la organización).
  • Coordinar actividades con una campaña política.

Lo que podría ser aceptable para una organización sin fines de lucro: 

Nuevamente repetimos que la idea básica es que una organización benéfica o sin fines de lucro pueda continuar haciendo lo que hace normalmente para dar a conocer su mensaje, pero no puede apoyar u oponerse a los candidatos o a los partidarios políticos. En teoría, el concepto como tal es muy sencillo. Sin embargo, en la práctica las cosas tienden a complicarse. Las actividades llevadas a cabo por su organización en apoyo de un tema, parecen impactar sobre las probabilidades de ser electo de un candidato o partido político.

Por ejemplo, el Partido Republicano, ha sido un tradicional opositor al aborto. Una organización benéfica, que trabaja para abolir el aborto, debería ser muy cuidadosa en cuanto a las actividades que realiza y cómo las lleva a cabo, de manera tal que no parezca que representa los intereses de un determinado candidato o parcialidad.

Desafortunadamente, no hay una respuesta clara sobre si las actividades descriptas a continuación son o no legales. Dependiendo de cómo se realizan – y de cuántas son llevadas a cabo – por una organización, pueden o no ser legalmente aceptables. El hecho aquí es que la ley es tan ambigua en la mayoría de los casos que es difícil saber lo que las personas censurarán.

Por lo tanto, las siguientes actividades pueden o no representar un  problema para su organización. Los autores de “Playing by the Rules: Handbook on Voter Participation and Education Work”, las denominan “Banderas rojas” (Red Flags) – y son las cosas que están bajo vigilancia del IRS.  Si una organización las lleva a cabo, aumentará las posibilidades de una investigación sobre su política interna por parte de la IRS. Y por supuesto, cuántas más banderas rojas se vean, más probabilidades habrá de una investigación.

  • Apariencia de avalar (dar apoyo) u oponerse implícitamente a los candidatos.
  • Concentración de las actividades en los momentos de mayor demanda electoral, o en áreas geográficas de especial interés electoral.
  • Comunicaciones con, o distribución de materiales a una audiencia mayor que la normal para las C3s (organizaciones sin fines de lucro), o focalizada en distritos electorales en particular.
  • Coordinación de las actividades de las C3s con las organizaciones con metas políticas explícitas (tales como las C4, PAC, campañas políticas).

También está el tema de la percepción pública – no solo hacer lo que es legal y correcto sino que parezca legal y correcto. O sea, ¿qué percepción de su organización y los candidatos tendrá  la gente de su comunidad si usted lleva adelante estas actividades?  Por ejemplo, ¿creerá la gente que usted y los candidatos están relacionados de alguna manera – aún cuando usted tenga políticos no del todo honestos de su parte? Aún en el caso de que su organización esté operando correctamente, tenga en cuenta la imagen que su organización da ante el público.

Verdad y Consecuencias:

¿Qué puede pasar entonces si el IRS investiga su organización y decide que usted ha violado la prohibición de desarrollar actividad política? Hay algunas consecuencias duras. El IRS puede:

  • Revocar el estatus de exención del pago de impuestos.
  • Multar a su organización con un impuesto del 10% de sobre cada “gasto o desembolso político” que se haya producido.
  • Multar a los directores “sin fines de lucro” (personalmente) con un impuesto del 2% sobre cada “gasto político” que se haya realizado con su autorización y sin una razón  valedera.

¿Cuál es el mensaje primordial aquí? Sea cuidadoso. Tenga en claro lo que está haciendo y cómo lo percibe el IRS. Busque consejo legal y trate de mantenerse al margen de los problemas.

موارد

Recursos en línea

Contraatacar con buenos argumentos las principales razones para no votar

Información sobre cómo registrarse para todos los 50 estados y más.

Sitio web de la Comisión Federal Electoral.  Ésta incluye el formulario del registro federal de votantes e información acerca de cómo registrarse para todos lo estados.

Vínculos a sitios que están relacionados con el acto de votar.

Recursos impresos

Andreasen, A. (1995). Marketing social change: Changing behavior to promote health, social development, and the environment. San Francisco, CA: Jossey-Bass.

Center for Community Change. (1996). How and why to influence public policy: An action guide for community organizations [Special issue]. Community Change, 17.

Troyer, T., Lauber, A., Jr., & Cerny, M. (1998). Playing by the rules: Handbook on voter participation and education work for 501(c)(3) organizations. Washington, DC: Independent Sector.

This handbook can be ordered from Independent Sector. They are located at 1200 18th Street NW, Suite 200, Washington, DC 20036. Their publications department can also reached at 888-860-8118, or see their website.

Recursos telefónicos

Centro de Información para Votar (VIC)

(800) 438-8683


El Centro de Información para Votar, o "VIC," le permite a las personas que llaman escuchar mensajes, por medio de una línea telefónica ordinaria, dados  por los senadores y representantes actuales así como los dirigentes y secretarios de Estado.  Además, 60 días antes de una elección, los mensajes de los candidatos postulantes para estas oficinas también están disponibles.

Todas las personas que llaman tienen acceso directo a través del Centro de Información para Votar de contactar a sus Senadores y Representantes, así como los dirigentes y secretarios de estado, el oficial a cargo de las elecciones, y el servicio o departamento de estado de los oficiales a cargo de promover la votación.  El Centro de Información para Votar hasta tiene tecnología de para reconocer voces en su sistema, de tal manera sus ciudadanos pueden fácilmente acceder una serie de comandos auditivos para permitirle a los ciudadanos comunicarse con estos individuos y para estar mejor informados.

Voter's Research Hotline

1-888-VOTE SMART (1-888-868-3762)

Su propio investigador personal puede responder sus preguntas de manera instantánea por teléfono. Este servicio está disponible desde las 8 a.m. hasta las 8 p.m. EST, de lunes a viernes.  Esta línea tiene información acerca de candidatos y los oficiales elegidos en los siguientes niveles:

El Presidente y el Vicepresidente

El congreso

Los gobernadores

Los legisladores estatales

Más información disponible incluye:

  • Registros de votación
  • Información de financiación de campañas
  • Evaluaciones de desempeño por grupos de interés especial
  • Posiciones acerca de temas en particular
  • Biografías
  • Información de contacto
  • Estatus legislativo
  • Ayuda para navegar en la página web del Voto Inteligente
  • Información para registrar a los votantes
  • Publicaciones a petición gratuitas
  • Información acerca del distrito en el cual usted habita
  • El personal también hará investigación personalizada para usted a ningún costo.



 

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:40

Ejemplo #1: Votación Infantil

Por Harold Crowley, Director Ejecutivo, Votación Infantil en Massachusetts

Nuestro propósito tiene dos objetivos: educar a los niños y ciudadanos, e incrementar la cantidad de adultos que van a las urnas.  Nosotros hemos piloteado la Votación Infantil en Quincy, en una elección local.  Funcionó muy bien, por lo tanto lo estamos expandiendo a Plymouth.  Alrededor de 22-23000 niños están involucrados.

El programa trabaja a partir de preescolar y hasta los 12 años.  Todo el procedimiento es el mismo que el de los adultos.  Los niños tienen que llenar un formulario, luego obtienen una tarjeta que dice que ellos están registrados para las votaciones infantiles.  Los niños registran a otros niños votantes en los centros educativos; los niños con más edad cumplen la función de secretarios de admisiones.  Nosotros hemos encontrado que los jóvenes de colegio están tan interesados como los niños de escuela.

El Día de las Elecciones, las urnas están abiertas a la misma hora y en el mismo lugar que el de los adultos.  Si los adultos votan en la estación de bomberos así también el niño.  Y la papeleta electoral de los niños es exactamente igual que la de los adultos.  En los colegios, talvez a partir de 4 grado, los niños votan en los asuntos, preguntas locales de referéndums; todo es exactamente igual.  Las papeletas de los niños en preescolar tienen fotografías, para que así los niños puedan reconocer quiénes son los candidatos.

Un padre u otro adulto responsable debe de llevar al niño a las urnas.  Muchas veces los niños le muestran a los padres cómo votar, debido a que ellos nunca han votado antes; el niño sabe cómo hacerlo mejor aún que el padre.  Luego cuando ellos votan, los niños obtienen una etiqueta adhesiva que dice, “Yo voté.

En Quincy, con el programa Votación Infantil, nosotros también registramos a los padres en las jornadas o días de puertas abiertas en los centros educativos (Open Houses). El registro de los adultos aumentó en un 400%, de 200 a 800.  La cantidad real de asistencia a las urnas fue de un 8%.  Mucha gente la cual nunca había votado en su vida votó debido a que sus hijos votaron.  En Quincy, hay muchas familias asiáticas las cuales nunca habían votado o los cuales no son ciudadanos.  Por lo tanto, usted veía a los niños asiáticos asistir a las urnas, y sus padres muy felices.  Fue toda una lección de ciudadanía, y esto motivó a muchos de ellos a obtener su ciudadanía.  Los candidatos también toman esto con seriedad.  Uno de los candidatos promovió competencias para los niños.  Otro candidato no fue a un debate para los niños y esto fue mostrado en la televisión por cable entre 14 y 15 veces.

Nosotros recaudamos fondos, de negocios y de las organizaciones comunitarias.  Los periódicos nos apoyan, al igual que compañías como  Nynex y Stop and Shop. Nuestro presupuesto anual es $66,000, lo cual hace que el costo por cada niño sea de $2.50.

Es un programa fantástico, el cual fue ser parte de cualquier comunidad.  El superintendente escolar tiene que ser parte del programa y su proceso, así como el funcionario de ayuntamiento, para así poder preparar las listas. Lo importante es ver el entusiasmo de los niños.  Ellos ven las Elecciones Infantiles como si fueran una Copa de Mundial.  Un niño dijo que estuvo en su cama pensando toda la noche por quién votaría.

Como usted puede saber, la votación entre jóvenes adultos es la más baja de todos los grupos votantes.  Cuando los jóvenes cumplen los 18 años, muchos de ellos piensan que lo saben todo.  Y ellos no quieren parecer como tontos o ingenuos.  Si ellos nunca han tenido la oportunidad de votar y no saben cómo hacerlo, será menos probable que vayan a las urnas.  Pero si ya antes han tenido la experiencia de votar, es más probable que ellos lo hagan; y se espera que esto siga para las elecciones venideras.

.

Para más información, ver el sitio web Kids Voting USA: http://www.kidsvotingusa .org/

O, contáctese con la organización a la siguiente dirección:

Kids Voting USA
398 South Mill Avenue
Suite 304
Tempe, Arizona 85281
(602) 921-3727
(602) 921-4008 fax
Correo electrónico:
kidsvotingusa@kidsvotingusa.org

Ejemplo #2: Una campaña para obtener votos (GOTV por sus siglas en inglés) en Kansas City

Por Anastasia Nagy, Asistente de campaña

Mientras una campaña para obtener votos (GOTV) es a menudo no imparcial en naturaleza, ésta también puede ser dirigida por candidatos que buscan ser elegidos. Aquí, nosotros describimos una de esas campañas en Kansas City, Missouri.

Una de las partes más importantes de una campaña política exitosa es obtener votos – esto es, asegurarse que las personas que los apoyan vayan a las urnas. Cuando se organizan esfuerzos para obtener votos, usted puede utilizar la campaña GOTV.  Al trabajar en la campaña para el ayuntamiento o concejo municipal en Kansas City, Missouri, yo planee dicha operación.  

Con el objetivo de llevar a cabo una campaña, usted debe saber quienes son las personas que lo apoyan.  Una de las maneras para determinar llevar a cabo una encuesta telefónica de los votantes en su área.  Después de obtener una lista de todos los votantes frecuentes en su área (aproximadamente 12 000 personas), nosotros organizamos un grupo de voluntarios y de personal pagado para llamar a las personas de la lista.  A cada persona seleccionada para llamar se le ha dado un guión al inicio de la tarde.  Los guiones deben de ser cortos, debido a que las llamadas deben de tomar el mínimo de tiempo.

Puede ser difícil encontrar a suficientes personas para ser voluntarias para este tipo de actividad telefónica, por lo tanto usted debe considerar contratar a gente de una organización especializada en telemercadeo o poner un anuncio en el periódico local requiriendo personal de medio tiempo.  Los voluntarios a menudo no pueden estar todo el tiempo, o puede que no se presenten del todo.  Estos problemas son menos frecuentes con un personal pagado.  Además, usted podría tener 20 voluntarios diferentes en el transcurso de una semana. Si es así, cada nuevo voluntario necesita ser entrenado en prácticamente una noche, mientras que personal pagado se mantiene constante.  Si usted no tiene los recursos para pagar personal para hacer las llamadas, usted podría pedir ayuda a los grupos que están a favor del candidato.  Cuando nosotros hicimos la encuesta, las personas que llamaban eran el personal de la coalición que apoyaba al candidato, personal pagado y voluntarios de nuestra lista de voluntarios.  Nuestro objetivo era tener ocho personas haciendo llamadas cada noche.  Al minimizar el número de personal pagado, nos ahorramos un dinero.

Después de completar la encuesta, nosotros clasificábamos la  información en cuatro grupos: aquellos que planeaban votar por nuestro candidato (los votos “sí”), aquellos que planeaban votar por cualquier candidato, aquellos que estaban indecisos, y aquellos que no quisieron decir o los que colgaron el teléfono.  Nosotros planeábamos dirigirnos solamente a los votantes “Sí” e nuestro banco telefónico para obtener votos.

El banco telefónico para obtener votos fue llevado a cabo dos veces.  Nosotros llamamos a la gente el fin de semana antes de las primarias y la elección general desde las 9 a.m. hasta las 3 p.m. Cada elección fue realizada un martes, así nosotros podíamos contactar a los votantes 48 o  72 antes de que fueran a las urnas.  Es importante que las llamadas eran hechas inmediatamente ante del día de las elecciones; llamar con una semana de anticipación no era tan beneficioso como llamar  dos o tres días antes de la elección.  Debido a que era una cantidad cuantiosa de llamadas que hacer en tan poco tiempo, casi triplicamos la cantidad de personas que llamaban que fueron usadas en la encuesta, con más de 20 personas al teléfono. El guión utilizado con el banco telefónico para obtener votos era corto, y no solo le recordaba a los que apoyaban la causa a votar sino también ofrecía las horas para votar y transporte para asistir a las urnas. Nosotros coordinamos los medios de transporte con las coaliciones. Un ejemplo del guión para obtener votos está disponible en Herramientas.

Un esfuerzo para obtener votos es esencial para llevar a cabo una campaña exitosa.  La gente que planea votar por su candidato no puede hacer la diferencia si ellos no van a votar. Identificar a sus votantes y hacer que lleguen a las urnas puede ser el impulso que usted necesita para ganar en el día de las elecciones.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:37

___Su organización desea registrar votantes porque:

  • Esto ayuda a construir una democracia sólida.
  • Aumenta el poder de su organización para influenciar sobre las decisiones políticas.
  • Aumenta su influencia.
  • Ayuda a las personas a comprender que su voto puede tener un impacto importante.
  • Puede ser una experiencia educativa y aumentar su autoestima.

___Antes de registrar votantes usted ha averiguado si está autorizado a actuar en representación del Comisionado Electoral o con el Secretario del Condado para lo cual usted habrá consultado con esas oficinas.

Si usted no está autorizado a registrar votantes, hay otras cosas que uste puede hacer:

  • Alentar a las personas a votar.
  • Ayudar a las personas a obtener y completar las solicitudes para registrarse.
  • Participar en campañas GOTV (campañas para obtener votos).

Su organización ha decidido registrar votantes.

Usted ha nombrado a alguien para que coordine las actividades.

Ha puesto metas para el registro de votantes.

Conoce la reglamentación local sobre el registro de votantes.

Cuenta con una gran cantidad de solicitudes para ser completadas por sus clientes.

Sabe cómo utilizar las solicitudes.

Ha publicado que su organización registra votantes.

Ha dejado en claro que sus políticas sobre el registro de votantes son independientes.

Ha extendido su apoyo para aquellos que lo necesitan.

Ha registrado los nombres y números telefónicos de las personas que se registraron.

Ha decidido llevar a cabo una campaña de registro de votantes.

Ha elegido uno o más días para llevar a cabo la campaña.

Ha decidido dónde y cómo llevarla adelante.

Ha reclutado voluntarios que entienden que la campaña es independiente.

Usted desea persuadir a la gente para que vote, empleando lo siguiente:

                         ___Facilitar el registro y la votación de las personas.

                         ___Descubrir por qué aún no se han registrado.

                         ___Tratar de dar una respuesta a aquellas personas que ponen excusas para no votar.

                         ___Ofrecer incentivos a las personas que se registran.

Ha agradecido a las personas con las que se ha comunicado.

Ha considerado las posibles maneras de lograr que la gente que está registrada, asista a las urnas.

Herramientas
مجهول (not verified) Thu, 27/03/2014 - 16:12

Herramienta #1: Lista de preguntas frecuentes acerca de cómo registrarse para votar y sus respuestas

¿Cómo me registro si no tengo lugar donde vivir?  Todo lo que usted necesita es nombrar un lugar donde “viva”  --un refugio, una estación de trenes o de buses, un parque, etc.  – y una dirección de correo postal (por ejemplo, un lugar donde se sirve comida o un familiar que esté dispuesto a recibir su correspondencia).
¿Cómo sé si soy un ciudadano estadounidense?  Usted es un ciudadano si nació en los Estados Unidos continentales, Guam, Puerto Rico, o las Islas Vírgenes de los Estados Unidos.  Usted también puede convertirse en ciudadano a través de la naturalización.  Los dueños de tarjetas verdes no son elegibles para votar.
Si yo me registro, ¿permaneceré registrado? Sí, a no ser de que cambie de residencia o de nombre.  Aún si usted se muda a un apartamento en el mismo edificio, usted debe de volver a registrarse para poder votar. A saber el 1 de enero de 1995, las leyes federales y estatales prohibían que los votantes registrados fueran quitados del patrón por no votar.
Si yo voto por un partido en las elecciones primarias, ¿tengo que votar por ese partido en la elección general? No. En la elección general (no importa con cual partido usted se afilia), usted tiene el derecho de votar por el cualquier candidato o hasta poner el nombre del candidato que usted desea.
¿Puedo votar sin estar presente? Generalmente, todos los ciudadanos de 18 años o mayores los cuales estarán residiendo fuera de los Estados Unidos durante el periodo de elecciones son elegibles para votar sin estar presentes en cualquier elección. Además, todos los miembros de las Fuerzas Armadas, miembros de la Marina Mercante, los miembros de familia de ambos grupos, los cuales son ciudadanos, pueden votar en las elecciones locales y estatales.

Las siguientes preguntas tienen diferentes respuestas dependiendo del lugar en donde viva. Corrobore con los oficiales locales encargados de la elección para conocer sus respectivas respuestas.

  • ¿Cómo puedo saber si estoy registrado?
  • ¿Dónde voto?
  • ¿Cómo puedo votar sin estar presente?
  • ¿Necesito un tipo de identificación para poder votar?
  • ¿Puedo registrarme para votar a los 17 años si para el día de las elecciones ya tendría 18 años?
  • ¿Tengo que escoger algún partido político cuando me registre?

El material anterior fue adaptado del trabajo hecho por Human SERVE.

Herramienta #2: Formulario para los nombres y las direcciones

Cuando se lleva a cabo una campaña de registro, es una buena idea mantener una lista de personas las cuales se han registrado, con el propósito de asegurarse de que ellos han recibido su material de registro como parte de la campaña para obtener votos.  Utilice el formulario abajo para documentar los nombres y las direcciones.

Nombre

Dirección

Número de teléfono

¿Ya fue contactado/a?

(para uso de oficina solamente)

       
       
       

Herramienta 3: Banco de números telefónicos

Adopte esto para su esfuerzo de campaña para obtener votos (GOTV). Agradecemos a Anastasia Nagy por autorizar el uso de esta herramienta.

Banco de números telefónicos GOTV.

(Pregunte por la persona cuyo nombre aparece en la ficha)

 

Hola, Sr./Sra.________________________. Mi nombre es ___________________________, y soy amigo/a de _____________________________ (colocar  el nombre del candidato), que se propone para el puesto de ___________________________ en su distrito.

 

__________________________ (nombre del candidato) me pidió que lo/a llamara hoy porque las cifras de los votantes están muy reñidas. Quiere asegurarse de que sus seguidores irán a votar el martes.

¿Necesita transporte para asistir a las urnas?

Si la respuesta es Sí, diga:

Alguien lo va a contactar para definir a qué hora van a pasar por usted. ¡Estoy seguro/a de que ______________________ (nombre del candidato) se lo va a agradecer!

Si la respuesta es No, entonces diga:

No se olvide de que las urnas están abiertas hasta las 7pm.del martes, y ¡recuerde ir a votar! Se que ___________________________(nombre del candidato) agradecerá su apoyo!

 

(Termine la comunicación cortésmente).

 

 

 

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:49

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

Sección 16. Iniciar una acción legal
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 11:43
Sección Principal
مجهول (not verified) Mon, 22/04/2013 - 11:20
  • ¿Qué es la acción legal?

  • ¿Por qué iniciar una acción legal, y por qué no?

  • ¿Cómo se inicia la acción legal?

Durante mucho tiempo, la Petersburg Fair Housing Coalition (PFHC, Coalición por un alojamiento justo en Petersburg) estuvo convencida de que las immobiliarias locales estaban practicando la discriminación racial en sus ventas, rechazando vender casas en ciertos vecindarios a minorías. El lado Oeste era prácticamente todo blanco, por ejemplo, y aparentemente nunca había casas disponibles cuando compradores procedentes de minorías raciales querían comprar algo, sin importar lo bueno que fuera su crédito o cuánto dinero estuvieran dispuestos a pagar.

La PFHC decidió probar su teoría. Reclutó a varias familias blancas, negras y latinas que actuarían como compradores de casas. Cada una fue a varias immobiliarias, todos en busca de casas en el lado Oeste. En casi todos los casos hubo casas disponibles para las familias blancas, pero no para el resto.

A las familias negras y latinas se les sugirió que consideraran otros vecindarios, donde había muy buenas ofertas. Si insistían en querer una casa en el lado Oeste, los agentes immobiliarios prometían llamar en cuanto hubiera algo disponible, pero las llamadas nunca llegaron, al menos no durante el tiempo en que la PFHC estuvo vigilando el asunto.

La PFHC contactó a la Asociación de Immobiliarias para protestar, pero la Asociación, al igual que las immobiliarias con las que los miembros de la PFHC hablaron, negó que estuviera ocurriendo ningún tipo de discriminación. Cuando la PFHC siguió insistiendo, las immobiliarias se negaron a hablar, y dejaron de contestar o devolver llamadas. Lo que las immobiliarias estaban haciendo parecía totalmente ilegal, y estaba perjudicando a la comunidad. En una enérgica reunión, la PFHC decidió que el asunto era suficientemente serio como para llevarlo a juicio.

A veces, las vías preferidas para resolver una disputa, corregir un error, o solucionar un problema simplemente no funcionan. Cuando la gente está siendo perjudicada o cuando el interés público está siendo amenazado (como cuando los miembros de la comunidad están siendo discriminados) puede ser necesario que los defensores tomen una acción legal para corregir la situación. En esta sección explicaremos exactamente lo que eso significa, veremos las ventajas y desventajas de tomar una acción legal, y explicaremos cómo hacerlo.

Dos reglas sobre la acción legal suficientemente importantes como para justificar este cuadro de color:

Regla Número 1: Si puede evitar la acción legal, ¡hágalo! Como hemos dicho en repetidas ocasiones en la Caja de Herramientas Comunitarias (en la sección anterior, por ejemplo) ir al juzgado es la última opción, a ser usada sólo cuando nada más funciona. Es casi siempre caro, arriesgado, y suele llevar mucho tiempo. Al ser un proceso adversario, puede acabar en odios y resentimientos que pueden perjudicar tu trabajo en la comunidad. Úsalo sólo cuando hayas agotado todas tus opciones, o como una táctica que te permita usar una de esas opciones (por ejemplo, persuadir a un juez para que ordene una búsqueda de pruebas o un mediador.)

Regla Número 2: ¡Nunca intente esto usted sólo! Ni piense entrar en un juicio sin un abogado. Puede apostar a que el otro lado tendrá (por lo menos) uno.

Los abogados se pasan tres años en la facultad aprendiendo a entender los conceptos básicos de las leyes; después pasan muchos más años aprendiendo a usar estos conceptos en situaciones prácticas, y a abrirse camino a través de la jungla de convenciones legales, procedimientos judiciales, demandas, y negociaciones con otros abogados. A no ser que usted mismo sea un experto en asuntos legales y entienda completamente tanto las leyes como el proceso legal, no tiene prácticamente ninguna posibilidad.

Encuentre a un abogado antes de hacer algo para abrir un caso. Lawsuits for Dummies (Juicios para Tontos) puede ser de ayuda en el Juzgado de Causas Menores, donde la mayoría de la gente defiende sus propios casos, pero en una acción legal de gran relevancia sólo te recordará por qué usaron ese título para el libro.

Nota: En toda esta sección nos referimos a la otra parte en una acción legal como “él” o “ella”. Recuerde que la otra parte puede ser una organización, una corporación, una agencia gubernamental, o cualquier otra entidad que incluya a un gran número de personas, como puede serlo tu grupo. Aunque usaremos el singular por conveniencia, los juicios civiles basados en la defensa jurídica suelen involucrar a grupos más que a individuos. En un caso criminal, los acusados suelen ser individuos, ya que la mayoría de castigos criminales tienen que ser aplicados a alguien específico. No puede meter a una corporación en la cárcel (aunque se puede multar).

¿Qué es la acción legal?

"Acción legal," en el contexto de esta sección, es otra forma de decir juicio. Los juicios tienen diferentes formas, se pueden presentar las demandas en diferentes juzgados, y pueden tener diferentes metas y resultados. Probablemente la primera disyuntiva, una vez que usted decida comenzar un proceso judicial, sea si debe ser un proceso civil o criminal. Las diferencias fundamentales entre los procesos civiles y criminales están en las diferentes partes en el juicio y en el rango de decisiones disponible para el jurado.

Algunas definiciones

Las dos partes en un juicio son el demandante (el acusador, es decir, la parte que inicia el proceso), y el demandado (el acusado, es decir, la parte contra la que se inicia el proceso).

  • Un acuerdo en un proceso civil es un acuerdo negociado entre la partes antes de recibir un veredicto judicial. En la mayoría de los casos, un acuerdo supone un pago de una parte a la otra. Puede incluir también otros elementos además, o en vez, del pago, tales como la promesa de no hacer público el monto del pago, o de continuar o parar ciertas acciones.
  • El fiscal es el abogado gubernamental que trae cargos criminales y representa al gobierno en un proceso criminal. El término se refiere tanto a una persona (el abogado del distrito o del estado) como a su oficina, que comprende a todo un equipo de abogados, cualquiera de los cuales podría defender el caso en el juzgado.

Una acusación es la acusación formal que hace el estado cuando acusa a alguien de un crimen. Una acusación no significa que el demandado sea culpable, sólo que hay suficientes indicios como para llevar el asunto a juicio.

Tipos de acción legal

  • Proceso criminal. Las dos partes en un proceso criminal son el demandado y el gobierno. Un crimen es la violación de las leyes del gobierno, sea federal, estatal o local. Hay dos niveles de crimen: delito grave, que es un crimen serio castigado con un tiempo en prisión y/o una gran multa, y delito menor, que es un crimen menor castigado normalmente con pequeñas multas, servicios a la comunidad u otras alternativas a la prisión.

Al ser el gobierno la parte ofendida en un proceso criminal (son sus leyes las que han sido quebradas), es el gobierno quien debe abrir el caso. Si tiene (o cree que tiene) pruebas de que alguien ha cometido un crimen, y quiere que ese individuo u organización sea acusado, usted no puede hacerlo por sí mismo. Tiene que ir a la policía, al FBI, o al fiscal gubernamental y pedir que el caso sea abierto. El fiscal decidirá si el caso es suficientemente importante o fuerte para seguir adelante.

  • Proceso civil. Los procesos civiles son iniciados por entidades privadas: individuos, corporaciones, ONGs, instituciones, familias, etc. Van a juicio porque creen que la otra parte les ha ocasionado, o está a punto de ocasionarles, algún daño y debe compensarlos por ello, o prevenirlo. Algunos ejemplos típicos de juicios civiles:
    • Para solucionar disputas o desacuerdos (normalmente acerca de dinero o propiedades).
    • Para recuperar dinero o propiedades de las que una parte cree haber sido injusta o ilegalmente despojada por la otra parte.
    • Para castigar a la otra parte por violar un contrato u otro acuerdo (o para forzar a la otra parte a respetar el acuerdo).
    • Para castigar a la otra parte por quebrar una promesa (o forzar a la otra parte a mantener la promesa).
    • Para recuperar dinero o propiedades obtenidas por la otra parte bajo pretensiones falsas.
    • Para recibir una indemnización de la otra parte por haber expuesto intencionadamente a la primera parte a algún tipo de daño.

Como un proceso civil se ocupa de la violación del comportamiento cívico que hace posible que una sociedad funcione, las penas civiles no suponen ningún tipo de pago al estado (penas de prisión, multas, u otras sentencias judiciales indicadas en las leyes). En vez de eso consisten en dinero o algún otro tipo de pago a la parte injuriada para indemnizarla por pérdidas financieras y/o por daños, sufrimiento, etc. causados por las acciones de la otra parte.

Puede considerar el abrir tanto un proceso criminal como civil, dependiendo de las cincunstancias. Iniciar una acción criminal no es algo seguro, al no poder abrir el caso usted mismo, si no que tiene que convencer a un fiscal para que lo haga, lo que no es tan fácil, a no ser que tenga evidencias convincentes o testimonios que prueben que se ha cometido un crimen. Puede ser incluso más difícil si se está luchando contra intereses poderosos. E incluso si consigue superar este obstáculo, el jurado puede decidir que no hay suficientes evidencias para una condena.

Por otra parte, la amenaza de un proceso criminal puede conseguir una respuesta más rápida y deseable de la otra parte. Si hay alguna posibilidad de que el director ejecutivo de una corporación tenga que pasar una temporada en prisión, se mostrará más receptivo a una negociación, o a ser razonable.

Por el mismo principio, a veces se puede usar un proceso civil para recuperar daños materiales en lo que parece más un caso criminal. A pesar de que O.J. Simpson fue acusado de asesinato, los padres de las víctimas le procesaron en el juzgado civil por muerte injusta y ganaron un juicio multi-millonario. El Southern Poverty Law Center, (Centro Judicial para la Pobreza Sureña), ha usado procesos civiles para llevar a la bancarrota a grupos que cometen violentos delitos por discriminación, incluyendo varias secciones del Ku Klux Klan. (Ver Ejemplos para una mejor descripción de cómo este Centro Judicial usa las leyes civiles para llevar a racistas violentos y grupos discriminadores ante la justicia.)

El sistema judicial

En los Estados Unidos, el sistema judicial federal trata temas relacionados con la Constitución y las leyes federales, mientras que cada estado tiene su propio sistema judicial para tratar las leyes estatales y asuntos civiles. Cada uno de estos sistemas, en general, tiene cuatro niveles:

  • Juzgados jurisdiccionales específicos, que se ocupan sólo de casos de un tipo en particular. En el nivel federal, esto incluye el juzgado de bancarrota, y juzgados que tratan casos de aduanas. En el nivel estatal, las áreas específicas pueden incluir tráfico, asuntos immobiliarios, o sucesiones (testamentos y propiedades, divorcios, custodia de hijos, etc.) Cada estado puede tener diferentes juzgados jurisdiccionales específicos.
  • Juzgados jurisdiccionales generales, que tratan toda una variedad de casos criminales y civiles.
  • Juzgado de apelaciones, que revisa las decisiones del juez cuando hay problemas de procedimiento o adherencia a la constitución federal o estatal.
  • Una corte suprema, que es el juzgado de última instancia, y la máxima autoridad en cuestiones constitucionales.

Posibles resultados de una acción legal

Los objetivos de una acción legal pueden variar tremendamente, dependiendo de las circunstancias. Entre los más comunes:

  • Indemnizaciones monetarias. Puede que el pago sea a tu organización, pero lo más probable es que sea para alguna otra persona o entidad, sea por un desembolso específico o por injurias (devoluciones a consumidores que compraron productos defectuosos, gastos médicos para gente que cayó enferma por causa de las acciones de la otra parte), o una compensación por daños, sufrimientos, problemas, etc.
  • Otros tipos de pagos o acciones. Usted puede querer que un promotor immobiliario mantenga un espacio particular abierto como área verde, o que una corporación cambie sus prácticas de venta. Puede querer que una organización se disculpe por sus actos, o que una agencia gubernamental revele información que debería ser pública. Puede querer que casi cualquier entidad cambie algunas de sus políticas. Las posibilidades aquí son muchas.
  • Orden judicial. Usted puede ser capaz de obtener una orden judicial temporal para hacer que algo deje de pasar, o para asegurar de que algo continúe pasando, hasta que el caso sea decidido (o por un período menor). El resultado de ganar el caso (o de una negociación) puede ser una orden judicial permanente (tal vez acompañada de indemnizaciones monetarias), si eso supone una resolución razonable del conflicto.

Después de las indemnizaciones monetarias, el objetivo más común de un proceso civil es probablemente una orden judicial de lo que una o ambas partes deben hacer, continuar haciendo, dejar de hacer o no empezar a hacer. Una orden judicial permanente puede venir en forma de veredicto en un juicio, y especificar qué acción debe o no llevarse a cabo en un futuro próximo. Una orden judicial preliminar o temporal puede ser dictaminada para impedir daños mientras el caso, o alguna fase de éste, sean decididas, pero no está destinada a durar indefinidamente.

En una situación en la que un grupo denuncia a un promotor immobiliario porque su proyecto puede poner en peligro una fuente de agua potable importante para la comunidad, por ejemplo, el juez puede ordenar al promotor que detenga el proyecto hasta que la verdad del caso pueda ser determinada. Esta orden judicial temporal seguirá vigente hasta que se determine que no hay peligro y que el trabajo puede continuar (en cuyo caso la orden es levantada), o que el peligro es real (en cuyo caso la orden puede hacerse permanente).

  • Mediación o arbitraje. Un juez puede odenar el uso de un mediador, un investigador o un árbitro para ayudar a resolver un caso. Un mediador trabaja con las dos partes para ayudarles a encontrar un acuerdo aceptable para las dos, o una solución a su disputa. Un investigador trata de encontrar la verdad entre las declaraciones en el caso, y hace recomendaciones (normalmente sin compromiso) al juez sobre la necesidad de ir a juicio. Un árbitro normalmente considera los dos lados del caso, e idea una resolución vinculante.
  • Castigo a la otra parte por causar daños a otros y/o al bien público para su provecho o interés propio. En algunos casos, el irrespeto por el bien público de la otra parte puede ser tan descarado e insensible que vale la pena hacer una denuncia sólo para restaurar el balance social. Esta situación puede requerir una queja criminal, si hay razones para ello.

¿Por qué iniciar una acción legal, y por qué no?

Si ir a juicio es tan complicado y caro, ¿por qué lo haría? Aunque tomar acción legal debería ser tu última opción, a veces se llega a un punto donde es la única opción que queda, antes de dejar el asunto correr. Algunas razones por las que se puede decidir dar el paso:

  • La otra parte se niega en rotundo a negociar con usted. No responde a tus llamadas, no habla con usted sobre el asunto, ni responde a llamamientos públicos o humillaciones públicas.
  • Ha tratado negociaciones y/o mediaciones, y se ha dado cuenta de que la otra parte no trata con usted de buena fe. Por la razón que sea, la otra parte es deshonesta, no cumple los acuerdos, se niega a explicar lo que quiere, etc., y sabotea cualquier oportunidad de llegar a un acuerdo mutuo.
  • Quiere que un juez ordene el uso de mediación, investigación o arbitraje para resolver una cuestión. Puede que haya otra solución que no sea ir a juicio, pero si la otra parte se niega a considerarla, no está disponible. Pero para que un juzgado ordene tal solución tiene que abrir un caso primero. Hasta que no lo haga, el juez no tiene ningún tipo de autoridad sobre el tema.
  • La otra parte ha dejado claro que sólo aceptará la vía legal. Puede que tenga un historial de no cambiar su comportamiento hasta ser forzado por un juzgado, puede ver este tema como un problema de principios, o simplemente puede que quiera causar tantos problemas como le sea posible. Sea cual sea la razón, no te deja más opción.

Tenga cuidado con aceptar tal desafío simplemente por el hecho de ser un desafío. Piense con detenimiento si el problema es suficientemente importante como para soportar las dificultades de un caso judicial.

Puede usar una táctica similar, amenazando con tomar acción legal si la otra parte no accede a tomar otra vía de acción (negociación, o cambiar su comportamiento, por ejemplo). Pero eso lo pone en la misma situación: ha lanzado un desafío, y si es aceptado, puede ser difícil retirarse, incluso si ésa es la mejor vía de acción.

  • Sabe o cree que la otra parte va a iniciar acción legal contra usted. Una forma de desbaratar sus planes es hacerlo usted primero, siempre y cuando tu caso sea legítimo.
  • La otra parte está haciendo, o está a punto de hacer, algo tan dañino que usted tiene que actuar de forma rápida y eficaz. Si la salud pública o el interés público (o la salud o interés de un grupo particular de gente) está amenazada, y la otra parte no quiere considerar alternativas o discutir el tema, un juicio puede ser tu única opción. La meta aquí puede no ser una condena, si no la obtención de una orden judicial, que te dará un poco de tiempo para continuar trabajando por otra solución. Si la otra parte sigue inamovible, el caso puede progresar, y la orden judicial protegerá al público mientras el juicio tiene lugar.

Los casos que puede tratar en este tipo de situación son muchos y variados. El mercadeo de un producto inseguro (por ejemplo, la controversia Firestone Tire/Ford Explorer en el 2000, en la cual Firestone vendió llantas poco rentables, lo cual ocasionó accidentes y muertes), el cierre de un programa necesario (defensores legales fueron capaces de evitar y finalmente revocar un intento del Gobernador de Massachusetts de suspender un programa de vida independiente para adultos mentalmente retardados), el verter residuos tóxicos (Love Canal). Éstas y otras situaciones pueden convencer a los defensores legales a presentar una demanda.

Una situación similar, aunque no idéntica, es cuando la otra parte está a punto de actuar de forma irrevocable, de forma que las consecuencias sean permanentes. La demolición de un edificio histórico, por ejemplo, o el talado de un viejo bosque, son acciones que no pueden ser revertidas una vez realizadas. El edificio habrá desaparecido para siempre; el bosque puede crecer de nuevo, pero tardará cientos de años en llegar al estado actual, y únicamente si no sufre interferencia humana. Nuevamente, una orden judicial temporal puede parar la acción hasta que se pueda negociar una alternativa, o convencer a un jurado de que el interés público demanda que la acción no sea tomada.

  • Tomar acción legal es parte de una estrategia mayor para mantener a la oposición a raya mientras se trabaja para conseguir la aprobación de una ley que haga tu caso innecesario. Puede usar todo lo que se te ocurra para evitar que las cosas empeoren mientras se trabaja legislativamente para mejorarlas.
  • Si usted gana, puede establecer un precedente legal que ayude a tu causa a largo plazo. En algunos casos legales, nuevas interpretaciones de la ley pueden tener grandes consecuencias sociales y políticas. Recuerda que fue un caso judicial el que estableció que la segregación escolar era inconstitucional. Si tu caso tiene implicaciones en la forma en que tu causa es tratada legalmente, se puede conseguir avanzar en ella de forma fundamental.

Un precedente legal es una decisión judicial que es usada más tarde para guiar futuras decisiones.

¿Por qué no iniciar acción legal?

Hay muchas razones legítimas para tomar acción legal, pero también las hay para no hacerlo. Es importante considerar todas tus opciones antes de tomar la decisión, y asegurarte de que se tienen los recursos (y el estómago) necesarios para una larga batalla legal. Algunos elementos que te pueden disuadir de presentar una demanda son:

  • Gastos. Como hemos dicho muchas veces la acción legal es costosa. Si usted va a enfrentarse a un oponente con recursos considerables (una gran corporación o institución, el gobierno, una persona rica) los costos de ir a juicio pueden ser increíbles.

El mayor costo, evidentemente, son los honorarios del abogado (que en centros urbanos suelen ascender a cientos de dólares por hora), pero también pueden existir costos de otros profesionales que asisten a los abogados, como investigadores, detectives, expertos, etc. También existen costos de juzgado, tasas por demanda, y otros similares, que en un juicio prolongado pueden ascender a una gran suma de dinero. Finalmente, se debe considerar los costos del tiempo que usted y otros colegas van a invertir pensando estrategias, investigando, reuniéndote con abogados y otros, dando o atendiendo testimonios y acudiendo a los juzgados. Un gran juicio puede fácilmente llegar a costarle a cada parte varios cientos de miles de dólares… o incluso más.

Hay formas de reducir estos costos. Se puede por ejemplo encontrar a un abogado que trabaje para usted gratuitamente como un servicio público, o porque cree en lo que usted está haciendo. Otra posibilidad en un caso civil es que el abogado trabaje por un porcentaje del trato final, llamado comisión. Si pierdes, el abogado no gana nada, lo que además le incentiva a hacer todo lo posible para ganar el caso.

Otra posibilidad es que se encuentre a un benefactor o mecenas que te financie el caso. Los mecenas en este sentido son individuos u organizaciones con muchos recursos que están suficientemente interesados en tu caso como para financiar el juicio con tal de verlo resuelto satisfactoriamente. Hay algunas organizaciones que hacen esto de forma regular, o que proporcionan abogados que ayuden a otros a presentar demanda en sus áreas de interés. La American Civil Liberties Union (Unión para las Libertades Civiles Americanas) es probablemente la más conocida. Otra opción es trabajar con una oficina de Servicios Legales u otra alternativa de bajo costo hasta llegar a un abogado privado.

  • Tiempo. Un juicio puede llegar a durar décadas, especialmente si los abogados de uno o los dos bandos son poderosos.

Un amigo del autor se tomó un año sabático en la Universidad para trabajar en lo que por entonces era un caso de derechos por el agua de 15 años de antigüedad, que afectaba a un pueblo de nativos americanos en Nuevo Mexico. Varios años más tarde, tras graduarse en la escuela de derecho, entró a trabajar para el Departamento de Justicia de los Estados Unidos en Washington, donde trabajó en el mismo caso durante varios años. Su siguiente empleo fue en la oficina de Abogados de los Estados Unidos en Nuevo Mexico, donde continuó trabajando en el mismo caso varios años más. Cuando el caso fue finalmente resuelto mi amigo, mi amigo -que tenía 20 años cuando tuvo contacto con el caso por primera vez- había cumplido más de 40. El caso de derechos por el agua había durado casi 40 años.

  • Disgustos. En un juicio importante, que ponga en juego grandes sumas de dinero y/o la reputación e imagen pública de cualquiera de las partes, los abogados muchas veces harán lo posible para desacreditar a la otra parte. Pueden contratar a detectives que busquen cualquier violación de la ley, comportamiento privado poco ético, tratos financieros, comentarios desafortunados, etc, que puedan hacer que la otra parte (en este caso, usted) parezca mala, insensata o deshonesta. Si usted, o cualquier otra persona en la organización, tiene alguna cosa que ocultar, probablemente estos secretos serán sacados a la luz pública.

De la misma forma, tus abogados pueden hacer lo mismo con la otra parte. ¿Realmente quiere meterse en un combate de calumnias? ¿Qué provocará esto en tu efectividad general como defensor legal?

  • Destrucción de relaciones actuales o potenciales. Un juicio puede crear barreras no sólo entre usted y la otra parte, sino entre usted y toda la clase de entidades de la que forma parte. Si se demanda a una corporación, otras corporaciones pueden no querer tratar con usted, y mucho menos apoyarte. Pero si consigue llevar la disputa sin mucha publicidad o sin ir a juicio pueden considerarte razonable.

En realidad, esto puede funcionar de la forma opuesta también. Si se demanda a una corporación, otras corporaciones te pueden ver como alguien con quien deben tratar, porque usted jugará duro si no lo hacen.

  • El esfuerzo puesto en el juicio puede afectar al resto de tu trabajo como defensor. En algunos casos, un juicio puede (y debe) ser la meta real de tu trabajo judicial (ver el ejemplo sobre Morris Dees y la Southern Poverty Law Center). En otros casos, puede ser sólo un pequeño aspecto de lo que se necesita cumplir. Pero puede llevarse una gran parte de tu tiempo y energía, dejando poco para el resto de tu trabajo.
  • No hay ninguna garantía de que, tras todo el gasto de dinero, tiempo, buena voluntad, reputación, etc, usted gane. Los jueces o jurados no siempre ven la situación de la misma forma que uno. Puede dedicar años a una causa, para acabar perdiendo. O incluso si se gana, la decisión judicial puede ser apelada, y puede perder la apelación, después de años de gastos.
  • Si se pierde, puede sentar un precedente legal que acabe perjudicando a tu misma causa a largo plazo. Al igual que ganar un caso importante puede sentar un precedente positivo, perder uno (y siempre existe esa posibilidad, por muy bueno que parezca tu caso) puede tener el efecto contrario.

Dados estos pros y contras, se debería considerar la situación, la fuerza de tu caso, la tenacidad de tu oponente, los costos para la comunidad o la sociedad de la situación que se está intentando cambiar, tus recursos, tu estómago para una lucha y, en general, todo lo que hemos indicado, para decidir si la acción legal es la vía correcta para usted.

¿Cómo se inicia la acción legal?

Ya ha considerado todos los pros y contras, y ha decidido que va a llevar tu caso a juicio. ¿Y ahora qué? Aquí tiene una guía paso a paso de todo lo que se tiene que hacer.

  • Encuentre a un abogado. Tal y como se ha explicado al principio de la sección, usted va a necesitar un abogado, y no un abogado cualquiera. Necesita a alguien (o algún bufete) especializado en el área legal (consumidor, medio ambiente, salud, educación, etc.) a la que pertenece tu caso. También debe conocer el sistema judicial que va a usar, y tener aptitudes tanto para la negociación como para el litigio (defender un caso en el juzgado), así como estrategia legal. Finalmente, tiene que ser alguien que usted pueda costearse. Por ejemplo alguien que trabaje gratuítamente por tu causa, o a comisión, con el objetivo de no  arruinarse antes incluso de comenzar. Algunos lugares donde puede buscar son:
    • El Colegio de Abogados local. Los Colegios de Abogados suelen tener listas de abogados que incluyen su experiencia y áreas de especialización.
    • Tu propio abogado u otro conocido. Los abogados que usted conoce pueden no tener las credenciales que se necesitan, pero probablemente conozcan a alguien que las tiene, y podrán aconsejarte sobre quién es realmente bueno.
    • El Directorio Legal de Martindale-Hubbell, en la mayoría de bibliotecas y en Lawyers.com
    • Noticias de otros casos similares. Los abogados que defendieron el caso y cómo lo hicieron suele quedar archivado en hemerotecas y, a menudo, en Internet. Tenga en cuenta, de todos modos, que algunos abogados pueden no querer (o no poder) trabajar en tu área geográfica, y que conocer el sistema judicial y los jueces a los que se enfrenta es una gran ventaja para un abogado. Por ésto es normalmente una buena idea contratar a alguien local.
    • Otros en tu área de trabajo, otros defensores, asociaciones profesionales, y el boca a boca de la comunidad. Una de tus mejores fuentes de referencias puede ser la información que te den otros que hayan usado abogados en el pasado.
    • Usted puede encontrar a un abogado en la guía telefónica o en Internet, pero puede tener que entrevistar a varios antes de encontrar al idóneo. Algunas fuentes de Internet te darán información sobre abogados y bufetes.

No tema entrevistar a abogados potenciales para encontrar al correcto. A no ser que el abogado o el bufete lleven el caso como un favor, es usted quien va a pagar las cuentas. Debería enfocar la contratación de un abogado de igual modo que se contrata a un empleado.

  • Determine si realmente tiene un caso. Una vez que tiene un abogado, se debe se asegurar de que tiene un caso suficientemente fuerte como para que la acción legal valga la pena. La mayoría de abogados no aceptarán un caso (excepto en el caso tal vez de una defensa criminal) a no ser que crean que hay una probabilidad razonable de ganar. Si usted está convencido de que quiere hacer la demanda, es posible que tenga que hablar con más de un abogado antes de encontrar a uno que quiera hacerlo. Si muchos de ellos lo rechazan, tal vez debería tratar de encontrar otra forma de afrontar la situación que no pase por el juzgado.

Los pasos 3, 4 y 5 que siguen están ordenados de forma lógica, pero no es el único orden posible. Todos ellos saldrán como resultado de discusiones con tu abogado, y no necesariamente en el orden dado. Es posible que ni siquiera tenga algunas de las opciones (puede que no se tenga la base para hacer una demanda colectiva, por ejemplo, o que no pueda escoger qué sistema judicial usar). De todas formas, todos tratan temas a tener en cuenta.

  • Decida qué quiere conseguir a través de la acción legal. Como defensor, muchas veces tu meta no será algo para usted, si no más bien una acción o cambio de acción de la otra parte, y/o un pago u otro tipo de compensación a alguien que fue perjudicado por las acciones de la otra parte.
  • Decida si está demandando en nombre propio, en nombre de un pequeño grupo de demandantes, o si quiere hacer una demanda colectiva. Una demanda colectiva es aquélla que se hace en nombre de todo un colectivo de gente. La palabra “colectivo” se refiere aquí a cualquier grupo de gente que tiene algo en común por lo que han sido perjudicados, física, económica o políticamente, por las acciones o políticas de la otra parte. Algunos ejemplos de colectivo en demandas colectivas reales:
    • Fumadores que murieron o enfermaron por el uso del tabaco.
    • Familias de las víctimas del ataque del 9/11 al World Trade Center en Nueva York.
    • Los compradores del estado de California de cierto software de Microsoft, que ganaron un reembolso porque Microsoft usó injustamente su monopolio virtual sobre los sistemas operativos para fijar precios y forzar la compra  de sus sistemas operativos.
    • Veteranos retirados de las fuerzas armadas americanas que han perdido su derecho a asistencia médica gratuita y están demandando al Gobierno para recuperarla.
    • Inversionistas que perdieron dinero cuando la corporación Enron cayó. Alegan que Enron encubrió su situación financiera y defraudó a los inversionistas.
    • Granjeros afroamericanos que fueron discriminados en programas de créditos agrarios operados por el Departamento de Agricultura de los Estados Unidos.
    • Ucranianos forzados por los Nazis a trabajar como esclavos durante la Segunda Guerra Mundial presentaron una demanda colectiva contra las empresas alemanas que se beneficiaron de su trabajo.

Como se puede ver, los colectivos pueden definirse de muchas formas, pueden representar tanto a individuos como a grandes entidades, y pueden ir de números relativamente pequeños de miembros a millones. Generalmente, el colectivo en sí mismo está representado por uno o unos pocos demandantes que pertenecen al colectivo, y que son nombrados en el juicio.

Una cuestión importante aquí es el derecho. No se puede poner una denuncia a no ser que el denunciante tenga derechos sobre el asunto. Esto significa que el denunciante debe haber experimentado o estado expuesto al problema del que se está quejando. Si, por ejemplo, se conoce una situación donde se estuvieron vendiendo productos defectuosos a sabiendas, pero usted no compró ninguno, puede que no tengan derecho a presentar la demanda. Sólo alguien que haya comprado los productos defectuosos puede actuar como demandante.

Los defensores, organismos de control y fiscales que quieren hacer demandas colectivas deben a veces buscar a alguien con derechos que quiera actuar como demandante. Esto puede ser difícil si los demandantes potenciales tienen miedo de algún tipo de represalias (pérdida de empleos, cancelaciones de préstamos, amenazas físicas o de otro tipo, desaprobación por parte de sus vecinos).

Los abogados en demandas colectivas (que suelen suponer grandes cantidades de dinero, ya que un colectivo puede incluir miles de personas u organizaciones) suelen trabajar a comisión, de forma que sus honorarios serán un porcentaje del acuerdo total. Esto significa que cuando un acuerdo suculento parece posible se pueden conseguir los servicios de los mejores abogados.

Como defensor, usted puede querer hacer una demanda colectiva porque atraerá mejor la atención y el interés públicos, porque conseguirás indemnizaciones para todas, o casi todas, las personas afectadas, o porque el resultado supondrá una carga económica superior para la otra parte, o las tres.

  • Decida dónde y en qué juzgado presentar la demanda. Tal vez pueda elegir el área geográfica (en qué estado o país) donde presentar la demanda, o pueda elegir si usar el sistema judicial federal o estatal.
    • Área geográfica. En general, un caso debe ser demandado donde la acción a la que se refiere aconteció. En situaciones en las que las acciones ocurrieron en varios lugares (diferentes casos de contaminación industrial por la misma empresa, ventas nacionales de un producto defectuoso o peligroso) puede existir la posibilidad de elegir dónde hacer la demanda. Debería hacer esta elección en función de dónde tenga más posibilidades de ganar o de conseguir tus objetivos. Un estado puede tener buena reputación por ser más favorable a las demandas de fraude a los consumidores que otro, por ejemplo, o puede ser más duro en sus leyes medioambientales.
    • Juzgado federal o estatal. Si tanto las leyes o regulaciones federales como las estatales afectan al caso, o en algunas otras circunstancias es posible que usted pueda elegir presentar la demanda en el juzgado estatal o el federal. Nuevamente, debería determinar qué sistema puede ser más favorable a tu caso y/o puede ayudar de mejor manera a conseguir tus objetivos. También debería considerar dónde podría conseguir un juicio más rápido. Algunos juzgados están tan ocupados que puede tener que esperar más de un año antes de que el caso pueda ni siquiera comenzar, y puede aún faltar varios años para llegar al juicio.

Otro asunto a tener en cuenta es qué tribunal de apelaciones atenderá tu apelación en el caso de que pierdas el caso inicial. Algunos tribunales de apelaciones estatales, y algunos Circuitos federales, son conocidos por ser particularmente liberales o particularmente conservadores, o por ser más favorables a ciertos temas. Si tiene la opción, usted puede considerar la posibilidad de apelar.

  • Prepárese para discutir los argumentos de la otra parte. Ésta es otra forma de decir “Investigue”. Usted es el experto en los temas que abarcan el caso. Puede ayudar mucho a tu abogado y al caso si tiene toda la información necesaria: la historia del caso, documentos u otras evidencias tangibles, conocimientos sobre el tema, tanto académicos como prácticos, regulaciones gubernamentales, etc.
  • Anticípese a lo que la otra parte pueda usar en tu contra. Como se ha comentado anteriormente, usted personalmente o la organización (o los demandantes en tu demanda colectiva, si no es usted mismo el demandante) pueden ser el blanco de preguntas dirigidas para desacreditaros. La otra parte puede indagar información sobre usted o su organización que usted no que se hiciera pública, y no puede hacer nada para evitarlo.

Lo que sí puede hacer es prepararse para lo peor. Sea honesto con su abogado sobre cualquier cosa que los abogados de la otra parte puedan encontrar, y piense en estrategias para afrontar la situación si lo hacen. Prepare respuestas razonables (y posibles contraataques) a cualquier cargo o revelación embarazosa. Una posible respuesta, muchas veces excelente, puede ser que son temas irrelevantes para el caso. A veces, los abogados que tratan de avergonzar o desacreditar a la otra parte acaban dañando su propio caso, si llegan a hacer evidente que están tratando de distraer la atención del juez o el jurado de los hechos del caso.

  • Decida si quiere aceptar un trato, y la cantidad o concesión mínima que está dispuesto a aceptar.

Si está involucrado en un caso civil probablemente no vaya nunca a juicio. La mayoría de casos que implican daños materiales son acordados antes de que el caso llegue a juicio. La mayoría de abogados prefieren no arriesgarse a un juicio si es posible, a no ser que tengan un caso absolutamente aplastante y (igual de importante) que pueda llegar a un jurado típico.

Cuando grandes corporaciones o instituciones son demandadas, normalmente tratan de negociar fuera del juzgado porque los jurados suelen favorecer al más débil… y las grandes corporaciones e instituciones pocas veces son vistas como el más débil. Los demandantes temen que un jurado no sólo decida en su contra (lo que puede suponer un desastre en cuanto a las relaciones públicas, especialmente si se trata de un caso importante) sino que además se les sancione con grandes indemnizaciones por daños y perjuicios. Si el demandante puede hacer un trato, incluso si es por una gran suma de dinero, puede muchas veces evitar la publicidad negativa y ahorrar dinero. En estos casos los abogados de las dos partes negocian. Si la oferta del acuerdo es razonable, el abogado del demandante normalmente aconsejará a su cliente que acepte, ya que no hay ninguna garantía de que un juez o jurado falle a su favor. El abogado quiere asegurarse una suma de dinero decente para él mismo (su comisión será un porcentaje del acuerdo) y tanto una suma de dinero decente como un sentimiento de satisfacción para el cliente. Un trato bien negociado suele ser una manera de conseguir las dos.

  • Sea consciente de que este juicio puede formar parte de tu vida y la de tu organización durante todo el tiempo que dure, que pueden ser años. Pueden haber períodos de tiempo (meses, o incluso años) en los que nada pase. Lo mejor que puede hacer es seguir los pasos anteriores, y una vez que haya encontrado a un abogado en quien confíe y hecho todo lo posible, déjele el caso para él. Él le avisará cuando lo necesite.

Si tomar acción legal es la opción correcta en tu situación particular, puede tener resultados positivos y duraderos. Puede significar un cambio en las leyes que favorezcan la resolución a largo plazo de tu causa, indemnizaciones a tu población objetivo por daños y perjuicios, la eliminación de la capacidad de una organización de dañar el interés público, a individuos o a grupos. Probablemente sea costoso y arriesgado, pero puede merecer la pena.

En resumen

Los juicios son costosos, arriesgados y llevan tiempo. Por esto, sólo deberían ser usados como última opción. De todas formas, hay veces en que tomar acción legal es la única forma posible de cumplir tus objetivos.

Si se empieza un proceso judicial, no lo haga sin un abogado. En general, la gente que se defiende a sí misma en un juicio, incluso si son abogados ellos mismos, suele tener las de perder. Hay un dicho entre los profesionales en leyes que dice que el abogado que se representa a sí mismo tiene a un estúpido de cliente.

Si se empieza un juicio, puede tener varias opciones. Primero tiene que determinar si se trata de un caso civil o criminal. Un caso criminal generalmente se presenta contra un individuo, más que contra una entidad más grande, y debe ser presentado por el gobierno estatal o federal, dado que supone un quebrantamiento de la ley estatal o federal. Por esto, incluso si es presentan evidencias de un crimen frente a la policía, FBI o un fiscal estatal o federal, no hay garantía de que el caso se lleve a cabo. Las penalizaciones en casos criminales, dependiendo de si se trata de un delito grave o menor, pueden ir desde servicios a la comunidad hasta multas, prisión o incluso ejecución (como defensor, difícilmente tendrá que enfrentarte a un caso de pena de muerte).

Un caso civil es un problema directo entre individuos o entidades, y puede ser presentado directamente por el demandante. Normalmente los casos civiles se refieren a una parte pidiendo dinero (como pago o indemnización) por algún daño físico, financiero o de otro tipo causado por la otra parte.

Existen razones tanto a favor como en contra de iniciar acción legal. Algunos razones a favor:

  • La otra parte se niega a negociar con usted.
  • Ha tratado la negociación y/o negociación y te ha dado cuenta de que la otra parte no está tratando con usted de buena fe.
  • Quiere que un juez ordene mediación, investigación o arbitraje para resolver un caso.
  • La otra parte ha dejado claro que sólo aceptará la vía legal.
  • Sabe o cree que la otra parte está pensando en iniciar acción legal contra usted.
  • La otra parte está haciendo, o a punto de hacer, algo tan dañino que se tiene que actuar rápida y efectivamente.
  • Tomar acción legal es parte de una estrategia mayor para mantener la oposición a raya mientras se trabaja para conseguir la aprobación de una ley que haga tu caso innecesario.
  • Ganar podría sentar un precedente legal que ayude a tu causa a largo plazo.

Algunas razones en contra:

  • Gastos.
  • Tiempo.
  • Disgustos.
  • Destrucción de relaciones actuales o potenciales.
  • El esfuerzo puesto en el caso puede atrasar el resto de tu trabajo como defensor.
  • No existen garantías de que, tras todos los gastos en dinero, tiempo, buena voluntad, reputación, etc., se gane.
  • Perder podría sentar un precedente legal que acabe dañando a tu causa a largo plazo.

Si, tras considerar todas las opciones, decide que tomar acción legal es la opción correcta, siga estos pasos para empezar y hacer lo posible para conseguir el éxito:

  • Encuentre al abogado apropiado, a través de un riguroso proceso de búsqueda (y tal vez entrevistas).
  • Determine si tiene un caso suficientemente poderoso para continuar.
  • Decida qué es lo que quiere sacar del juicio: penas criminales, indemnizaciones, un mandato judicial, arbitraje, etc.
  • Decida si una demanda colectiva sería apropiada en este caso, y si cumpliría el propósito propuesto.
  • Si tiene elección, decida dónde y en qué sistema judicial debería presentar la demanda.
  • Prepárese para rebatir argumentos de contraataque: investigue.
  • Prevea qué trapos sucios puede sacar la oposición.
  • Prepárese para vivir con este juicio durante años, si es necesario.

Tomar acción legal puede ser difícil y costoso, pero también puede tener resultados positivos y duraderos si tiene el caso correcto.

موارد

Recursos en línea

The number of Internet sites relating to the law and legal issues is enormous. We've tried to provide a few that contain both general and specific information, and that can lead you to other sites as you need them:

Action Resources – When directed to this page, a variety of links are available, and there is a section specific to taking legal action with related resources.

Columbia Law School Library Online Resources houses a variety of documents and information related to initiating legal action.

An explanation of the lawsuit process.

Gallagher Law Library from the University of Washington School of Law provides a free law library online that offers a variety of legal resources.  

All about grand juries from the University of Dayton Law School. 

Free Legal Web Resources is a service provided by Emory University Law School, and it is organized by subject.

FindLaw. Articles, guides, and other information on a broad range of legal issues.

How to Research a Legal Problem is a guide intended for non-lawyers, and it offers information for a person with a legal problem to find legal rules that can resolve or prevent conflict.

The Legal Advocacy Fund seeks to challenge gender discrimination in higher education and the workplace; this website provides resources for legal case support and legal referrals.

The Lectric Law Library. An irreverent and useful site, including a legal dictionary with definitions of thousands of legal terms, articles, and other material on hundreds of legal topics.

The Legal Information Institute at Cornell Law School. One of the best legal information sites on the web, including all US state laws and all federal laws.

Martindale-Hubbell, including the Martindale-Hubbell Law Directory.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:42

Ejemplo: El “Southern Poverty Law Center” (Centro Legal para la Pobreza Sureña)

Fundado en 1971 por los abogados Morris Dees y Joe Levin, el “Southern Poverty Law Center” (SPLC) ha estado a la cabeza del uso de la ley en el avance de los derechos civiles y la lucha contra el racismo y la intolerancia. Además de presentar (y ganar) varias demandas de derechos civiles, el Centro ha sido pionero en el uso de demandas civiles para desintegrar grupos discriminatorios.

Presentando demandas de “muerte injusta” contra organizaciones como el Ku Klux Klan, el Centro ha podido despojar a estas organizaciones de sus activos, y de esta forma destruir su efectividad. En casos donde una organización discriminatoria no haya participado directamente en un asesinato o acto de violencia, el Centro ha podido demostrar que aún así estaban involucrados en el acto por su apoyo a la violencia de los que lo hicieron. Las organizaciones discriminatorias, por lo tanto, han tenido que pagar indemnizaciones a las víctimas o sus familias. Pero el trabajo del Centro no se detiene a la puerta del juzgado, si no que investiga los activos de la organización para que así puedan ser confiscados, incluso si han sido inteligentemente escondidos por prácticas contables o transferencias a simpatizantes.

Un buen ejemplo de ésto es un caso que ocurrió en Portland, Oregón. En 1988 tres jóvenes cabezas rapadas, miembros de un grupo llamado “East Side White Pride” (Orgullo Blanco de la Zona Este) golpearon a un estudiante etíope con un bate de béibol hasta matarlo. Los tres fueron detenidos y convictos, pero ésta fue la parte fácil. El hecho importante para SPLC era que el “East Side White Pride” estaba afiliado a un grupo mucho mayor y más poderoso llamado “White Aryan Resistance” (Resistencia Blanca Aria) o WAR, originado en California.

Tom Metzger, el líder de WAR, entrenó a racistas jóvenes en técnicas de violencia e incitación, y después los mandó a otras áreas para que entrenasen a otros. El personal del Centro pensó que podría hacer una contribución significante en el freno a la violencia racista, así como conseguir la justicia que la familia de la víctima del asesinato se merecía, poniendo a WAR fuera de juego.

Uno de los tres jóvenes implicados en el caso, de hecho, había sido reclutado y entrenado por John Metzger, el hijo de Tom Metzger y líder de las Juventudes de WAR, tras lo cual fue enviado a Portland para establecer contacto con “East Side White Pride”. El SPLC incluso fue capaz de obtener la carta de presentación que trajo de WAR para facilitar su aceptación en el grupo de Portland. Otro de los asesinos (el que blandía el bate) llamó a Tom Metzger desde la cárcel tras ser arrestado. Existían suficientes evidencias para perseguir a los Metzger y WAR por su responsabilidad en el crimen.

Usando el estatuto de muerte injusta de Oregón, el Centro demandó a WAR en nombre de la familia del estudiante asesinado. El SPLC consiguió demostrar que, aunque los Metzger estaban a 1500 millas de distancia en el momento del asesinato, y ni siquiera sabían que estaba ocurriendo, tenían parte de responsabilidad, por haber instado y entrenado al cabecilla para cometer este tipo de actos violentos y discriminatorios. A través de un meticuloso trabajo detectivesco, y consiguiendo el apoyo del cabecilla, que testificó en contra de sus antiguos mentores, el Centro consiguió una indemnización de 12,5 millones de dólares para la familia del estudiante etíope, y pusieron a WAR efectivamente fuera de juego.

Morris Dees y Ellen Bowden, en un artículo sobre el caso publicado en la página web de SPLC, explican la razón de este tipo de acción legal:

“Nuestra meta en el caso Portland y otros juicios similares ha sido hacer responsables a los líderes de grupos discriminatorios de los actos de violencia de sus miembros. Primero, queremos provocar la bancarrota de las organizaciones o individuos responsables de los crímenes discriminatorios. Segundo, buscamos separar a los simples mercenarios de los líderes, que son menos reemplazables debido a su carisma e inteligencia. Por estos medios, no sólo esperamos poner a los grupos discriminatorios fuera de juego, si no conseguir que sus líderes paren de instigar a tantos jóvenes a perpetrar este tipo de violencia.”

Usando leyes existentes, en vez de intentar cambiar la ley, y usando demandas tanto civiles como criminales, SPLC ha conseguido desmantelar varios grupos discriminatorios, ganado un juicio de millones de dólares contra la Iglesia del Creador, partidaria de la raza blanca, y ganado un juicio contra las Naciones Arias neo-Nazis que les obligó a ceder los edificios que usaban de cuartel general y sus tierras a una víctima de su propia violencia. El SPLC, por lo tanto, es un extraordinario ejemplo del uso exitoso de la acción legal al servicio de la defensa del pueblo.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:55

Acción Legal

___Tu grupo se ha reunido y determinado que tomar acción legal es la última opción.

___Ha encontrado al abogado adecuado.

___Ha determinado si realmente tiene un caso.

___Ha decidido si una demanda colectiva es apropiada, tanto por la situación como para lograr tus objetivos.

___Ha determinado que tu acción legal se trata de una ____demanda criminal o una ____demanda civil, a raíz de decidir lo que quiere obtener con el juicio.

___Ha decidido dónde presentar la demanda, y si usar el juzgado estatal o federal (si es que tiene elección en alguna de estas áreas).

___Si quiere presentar una demanda criminal, ha entregado tus evidencias a la policía, el FBI o la oficina fiscal.

___Si se trata de un caso criminal, ha trabajado con un fiscal federal o estatal que ha decidido proseguir con la demanda.

___Si es un caso civil, tu abogado ha decidido presentar una demanda contra otras partes (que pueden ser tanto entidades privadas como públicas).

___Tu grupo, aconsejado por tu abogado, ha presentado una demanda pidiendo una indemnización u otro tipo de pago por los daños causados por la otra parte.

___En un caso civil, ha decidido no pedir dinero u otro tipo de pago, si no una orden judicial, una disculpa o algún tipo de acción de la otra parte.

___Ha investigado, para así poder combatir los argumentos de la oposición.

___Ha anticipado los trapos sucios que la otra parte pueda sacar.

___Ha hecho ajustes monetarios para poder enfrentar el juicio por un largo periodo.

Por qué (y por qué no) debería iniciar acción legal

Debería iniciar acción legal porque:

___La otra parte se niega a negociar con usted.

___Ha intentado la negociación y/o la mediación, y hallado que la otra parte no negocia con usted de buena fe.

___Quiere que un juez ordene mediación, investigación o arbitraje para resolver el caso.

___La otra parte ha dejado claro que sólo aceptará la vía legal.

___Sabe o piensa que la otra parte está a punto de iniciar acción legal contra usted.

___La otra parte está haciendo, o a punto de hacer, algo tan dañino que necesita actuar de forma rápida y eficaz.

___Emprender acción legal es parte de una estrategia mayor para mantener la oposición a raya mientras se trabaja para conseguir que se apruebe una ley que hará tu caso innecesario.

___Si se gana, puede sentar un precedente legal que ayude a tu causa a largo plazo.

Debería dudar antes de tomar acción legal porque:

___Es costoso.

___Lleva tiempo.

___Puede ser muy desagradable.

___Puede destruir relaciones actuales o potenciales.

___Los esfuerzos puestos en el juicio pueden atrasarte en el resto de tu trabajo como defensor.

___No hay garantía de que, tras todos los gastos en dinero, tiempo, buena voluntad, reputación, etc., se gane.

___Si se pierde, puede sentar un precedente legal que perjudique a tu causa a largo plazo.

Tools
مجهول (not verified) Fri, 03/28/2014 - 11:16

Tool #1: More on criminal and civil law

Criminal law includes felonies and misdemeanors.

Felony. A felony is a serious crime, usually defined as punishable by one year or more in prison. Felonies include such violent crimes as murder, armed robbery, and rape, and also some non-violent crimes - embezzlement, burglary, drug dealing, etc. The fact that the possible penalty for a felony is a year or more in jail doesn't mean that someone convicted has to receive that sentence. Actual punishment for a felony can vary from the maximum sentence - which, for a first-degree murder conviction in some states or the federal system, could be death - to probation, community service, restitution (repayment, either in money or some other form), or some other alternative to jail.
Misdemeanor. A misdemeanor is a less serious crime, punishable by a short jail term and/or a fine, restitution, community service, probation, or another alternative to jail time. Misdemeanors are usually non-violent - although being involved in a bar brawl or street fight may be classed as a misdemeanor - and include such actions as drug possession, drunk driving, and shoplifting.

In federal cases, and in many states, the prosecutor must bring any serious criminal case first to a Grand Jury to determine whether there is enough evidence to bring an indictment. Federal and most state grand juries are chosen from the same pool of jurors - usually registered voters and/or holders of drivers' licenses - as trial juries. A grand jury, however, meets over a longer period of time (6 months to as long as 36 months for a federal grand jury) than a trial jury, and may do its own investigation as well as hearing witnesses and considering evidence.

The federal government and 23 states (Alabama, Alaska, Delaware, Florida, Kentucky, Louisiana, Maine, Massachusetts, Minnesota, Mississippi, Missouri, New Hampshire, New Jersey, New York, North Carolina, North Dakota, Ohio, Rhode Island, South Carolina, Tennessee, Texas, Virginia, and West Virginia), as well as the District of Columbia have to present serious felonies to the grand jury for possible indictment. In 25 other states, prosecutors have various options, one of which is to seek a grand jury indictment. In the final two states, Connecticut and Pennsylvania, grand juries no longer indict, but are only investigative.

Civil law.

Any jury or judge has to make judgments - that's what they're there for. However, the judgments in criminal and civil trials are very different. In a criminal trial, the law is clearly spelled out, and the jury or judge has to decide whether the government has shown "beyond a reasonable doubt" that the defendant has actually violated the law. This may often be a difficult decision to make, but the lines around it are cleanly drawn.

In a civil action, the judgments are of a different nature. First, the jury or judge has to decide - by considering the evidence and testimony - which of the parties is telling the truth (or something closer to the truth), and whether there has actually been an injury to one of the parties. If there has been, then the judgment shifts to deciding on a reasonable compensation for that injury.

This last can open a huge can of worms. Juries angered by the callous behavior of a defendant - or simply angered by the apparent general attitude of large corporations or government agencies - may award huge amounts in damages. Juries and judges may also find that there has been injury, but that it isn't worth any money damages to speak of. You sometimes hear of cases in which the winner is awarded a dollar, or perhaps attorney's fees (which can amount to a large sum if the case has been a long one). Either type of judgment can lead to years of appeals and a big win...for the lawyers.

In short, while all trials are, in some sense, crapshoots, with juries and even judges often influenced by factors other than the law and the facts of the case, civil trials are even more so. This is one of the reasons that the Community Tool Box advises that you exercise extreme caution before deciding to file a lawsuit.

Perhaps the most common outcome of all in a civil suit is that its outcome is not determined as the result of a trial. Even if it goes to the point where a trial is going on, attorneys on both sides are generally negotiating behind the scenes, trying to come to some agreement before the judge or jury beats them to it. The vast majority of civil suits are settled out of court by an agreement negotiated between the parties.

Judge or jury?
The defendant in a civil or criminal action usually has the right to refuse (waive her right to) a jury trial. Defendants in civil suits may do this because they feel a jury will be more likely than a judge to favor an underdog plaintiff, or to be emotionally swayed, rather than attending to the facts of the case. In a criminal case, a defendant who's accused of a particularly nasty crime might feel, again, that a jury will be more emotionally affected by the case than a judge will. Only the defendant has this choice, because US law gives the accused both the benefit of the doubt and the right to be tried by a jury of peers.

Tool #2: The court system

Federal courts. The federal court system has three levels, as well as three special courts.

  • The Supreme Court of the United States decides Constitutional issues, and handles cases between or among states, and between or among states and the federal government. It is the "court of last resort," i.e., the highest court of appeals, for any case involving a Constitutional question or a matter of federal law.
  • The 12 Circuit Courts, or Courts of Appeals, cover the 50 states, Puerto Rico, the Virgin Islands, Guam, and the Northern Marianas. They do not decide cases, but hear appeals on questions of the Constitution and of federal law. There is also a 13th Federal Circuit, which has nationwide jurisdiction to hear appeals in special cases, including patent law and cases from the Courts of International Trade and Federal Claims (see below).
  • The 94 Federal District Courts, covering the same geographical area as the Circuit Courts, are the trial courts of the federal system. They hear all serious felony cases dealing with violations of federal law, as well as civil cases with more than $75,000 at stake where the parties are citizens of different states or US citizens and foreign governments. They also try cases where Constitutional issues are raised, and have jurisdiction in matters of maritime law.
  • Special courts include Bankruptcy Court (the federal government has jurisdiction over all bankruptcies); the Court of International Trade, which has jurisdiction over international trade and customs issues; and the Court of Federal Claims, which handles trials and some appeals for all claims - money damages and others - against the federal government.

State courts. The court system of each state deals with the laws and constitutional issues of that state. While there is considerable variation in state court systems, the general structure in most cases provides three or four levels of courts:

  • State Supreme Court. The court of last resort on appeals involving state law and the state constitution. In some states, the Supreme Court is the only appeals court, with all other state courts being trial courts.
  • Appeals Court. In states that have an Appeals Court, it functions similarly to the federal Circuit Courts, hearing appeals from the trial courts on issues of law and state constitutionality.
  • General jurisdiction trial courts (District Courts). These courts, located, as you might guess, in different districts around the state so as to be accessible to citizens in all areas, try most civil and criminal cases. In some states, there are two levels of general trial courts, with one handling only the more serious cases.
PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:16

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

Sección 17. Organizar un boicoteo
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 11:50
Sección Principal
مجهول (not verified) Mon, 22/04/2013 - 11:52
  • ¿Qué es un boicot?

  • ¿Por qué organizar un boicot?

  • Ventajas de un boicot

  • ¿Cuándo se debería organizar un boicot?

  • ¿Cómo organizar un boicot?

Vivimos en un mundo cada vez más corporativo. Los temores hacia el Gran Hermano están siendo reemplazados por la realidad del Gran Capital. Habitualmente, lo único que parece importar es cuánto dinero se gana. Ocuparse de cualquier otra cosa (derechos humanos, derechos de los animales, medioambiente) es, en el mejor de los casos, una preocupación secundaria. 

Afortunadamente, los consumidores y los activistas tienen medios para cambiar aquellas políticas y prácticas con las que no están de acuerdo.  Una de las herramientas más poderosas para producir un cambio es el boicot. Hacer un boicot a una persona o a una organización no es una idea nueva. Durante gran parte del siglo pasado, los boicots fueron una forma muy efectiva y popular de producir cambios para mejorar el mundo.  Piensen en los siguientes ejemplos:

  • Una mujer afro americana llamada Rosa Parks, que se sentía muy cansada, se negó a entregarle uno de los primeros asientos del colectivo a un hombre blanco.  Esto provocó el Boicot a los Autobuses de Montgomery, lo cual disminuyó el ingreso de la compañía en un 65% y produjo una decisión de la Corte Suprema que sentó precedente por la cual la discriminación en los autobuses es inconstitucional.
  • Durante las décadas del ’60 y del ’70, Cesar Chávez dirigió el boicot de los granjeros a la uva de California lo que obligó a los terratenientes a mejorar las condiciones laborales de sus empleados.
  • En la década del ’80, los boicots contra el atún que no fuera “sin dañar delfines” hicieron que los principales vendedores de atún enlatado tuvieran que cambiar su política.

Los boicots funcionan porque existen muchas personas dispuestas a participar. De acuerdo con un artículo en Newsweek (ver Recursos), se calcula que casi el veinte por ciento de  los norteamericanos participan de los boicots por algo en lo que creen. Es más, la gente que participa de los boicots son normalmente personas con una alto grado de educación formal. Desde el punto de vista de un dirigente empresarial, eso significa personas con grandes billeteras.  Y pueden estar seguros de que, si hay algo a lo que le prestan atención los dirigentes empresariales, es a las grandes billeteras. 

¿Qué es un boicot?

En pocas palabras, es un esfuerzo por convencer a un gran número de consumidores de que no comercien con una determinada persona o empresa. Ocasionalmente, puede realizarse un boicot a un país, cuando otro país se niega a establecer relaciones comerciales. 

Un boicot tiene dos objetivos fundamentales. En primer lugar, produce mucha publicidad negativa en contra de la organización que está recibiendo el boicot. En segundo lugar, como resultado de la publicidad negativa, amenaza con afectar el balance de la persona u organización, es decir, su flujo de caja.

Si un boicot tiene éxito convencerá a una persona o corporación de que cambie determinadas políticas.

Ejemplo:  Un boicot exitoso

En la década del ’70, la Corporación Nestlé recibió la crítica de todo el mundo debido a su práctica de vender fórmula infantil en países subdesarrollados. Esta práctica fue responsable de la muerte de una gran cantidad de niños. En lugar de darles leche materna a sus hijos, las madres usaban la fórmula de Nestlé.  Desafortunadamente, el agua que se usaba para diluir la fórmula no siempre era potable, de modo que causó muchas infecciones.  Por otro lado, muchas madres no tenían el dinero suficiente para comprar la cantidad adecuada de fórmula para sus hijos, y les suministraban la fórmula que había sido diluida en exceso. La combinación de estos dos factores, en muchos casos, llevaron a los niños a la desnutrición y a la muerte.

Consternados por estas prácticas, los consumidores de todo el mundo comenzaron a realizar un boicot en contra de Nestlé en 1974. Después de diez años, la corporación cedió y acordó cambiar su práctica de comercializar la fórmula a madres en los países en vías de desarrollo. Una importante nota al margen en relación con esta victoria, sin embargo, es que la compañía no mantuvo su promesa. En los últimos años, se ha vuelto a realizar el boicot.

Existen dos tipos de boicots: los boicots primarios y los boicots secundarios. Un boicot primario es la decisión de no comprar mercaderías o servicios de una compañía determinada con las cuales ustedes no están de acuerdo. Por ejemplo, la Convención Bautista del Sur les solicitó a sus miembros que realizaran un boicot a la Compañía Walt Disney, ya que Disney adoptó políticas más comprensivas hacia sus empleados homosexuales, lesbianas, bisexuales, y transexuales. En general, cuando la gente habla de boicot se refiere al boicot primario.

Un boicot secundario va dirigido a una tercera parte. Es decir, negarse a comprar cualquier cosa de alguien que vende productos fabricados por la compañía a la cual se le está realizando el boicot. Por ejemplo, a principios y mediados de la década del ‘90, se realizó un boicot contra Nike. Su objetivo era poner fin a las violaciones a los derechos humanos que se producían en  las instalaciones de Nike en Indonesia. Como vimos anteriormente, éste es un boicot primario.

Sin embargo, si las personas que estaban enojadas con Nike realizaran un boicot a una tienda, como puede ser Foot Locker, la cual importa los calzados de Nike, entonces sería un boicot secundario. De acuerdo a la ley laboral de los Estados Unidos, los boicots secundarios son ilegales.

Por último, cuando los empleados realizan un boicot contra un empleador deteniendo o disminuyendo su trabajo, se llama huelga

Un poco de historia:

El término boicot apareció por primera vez a fines del siglo XIX, cuando un grupo de arrendatarios irlandeses se enfurecieron ante las crueles políticas de recaudación de impuestos de un agente de tierras inglés, el capitán Charles Boycott.  Los arrendatarios furiosos se negaron a trabajar las tierras y aislaron a Boycott, tanto económica como socialmente.

¿Por qué organizar un boicot?

Si bien los boicots usualmente se organizan de la misma manera, pueden usarse por diferentes motivos, persiguiendo distintos fines. Algunos de sus usos más comunes son:

  • Como un fin en sí mismo. A veces, un grupo puede organizar un boicot sin esperar que la organización a la cual va dirigida el boicot realice ningún cambio. En este caso, el grupo puede sentir que dar a conocer su punto de vista (expresar su desaprobación hacia la compañía) puede justificar el tiempo y el esfuerzo que requiere un boicot. Puede realizarse un boicot simplemente como ardid publicitario. Por ejemplo, un grupo ambientalista, puede querer que se registre que estuvo en contra de las prácticas de determinada compañía.

Otra forma en la que puede utilizarse el boicot como fin en sí mismo, es cuando un grupo quiere que la gente deje de comprar un producto determinado. Los miembros del grupo pueden no estar enojados necesariamente con una compañía dada, simplemente quieren que los consumidores dejen de comprar algo. Este tipo de boicot va dirigido al producto y no a las personas detrás de este producto. Por ejemplo, un grupo puede pedirles a los padres que dejen de comprar pañales desechables. En lugar de pedirles a las empresas que fabrican pañales desechables que dejen de hacerlos (un panorama no muy probable) el grupo estaría pidiéndole a los consumidores que modifiquen sus prácticas.

Este uso del boicot como un fin en sí mismo es muy habitual en un caso de David vs. Goliat, es decir, cuando el grupo que organiza el boicot, siente que pueden hacer una pequeña diferencia pero que probablemente no podrán cambiar las políticas de una corporación mucho más poderosa.

  • Para destruir a un individuo o corporación. Los boicots pueden también tener un objetivo mucho más mortal, obligar a una corporación o a un individuo que deje de comercializar. Si bien los boicots rara vez son utilizados de esta manera, éste puede ser el objetivo final de los organizadores.
  • Como herramienta de negociación. El uso más común de un boicot se encuentra entre estos dos extremos. Un grupo usa un boicot para convencer a un individuo, una empresa o un país de que cambie ciertas prácticas con las cuales están en desacuerdo. Desde este punto de  vista, el boicot se usa como herramienta para forzar cambios en las políticas. A través de un boicot se le puede pedir a la compañía que desarrolle envoltorios menos contaminantes para sus productos; se les puede obligar a que traten mejor a sus empleados, y muchas cosas más.

Ventajas de un boicot

La mayor ventaja de un boicot, por supuesto, es el éxito que puede obtener en obligar a un individuo o a una empresa a que cambie aquellas políticas que su organización considera que deben cambiar.

¿Por qué motivo pueden los boicots resultar tan efectivos?  Básicamente, porque un boicot es una herramienta económica, y está siendo utilizada contra quienes están acostumbrados a tener el control de la economía. Los billetes y las monedas son el idioma que mejor entienden las corporaciones con fines de lucro,  un boicot les habla en su propio idioma (incluso cuando no quieran escuchar el mensaje). De hecho, una encuesta realizada en todo el país en 1991 reveló que los líderes empresariales consideraban más efectivos los boicots que las campañas mediante el envío de correspondencia, hacer lobby o incluso los juicios colectivos para convencerlos a que modifiquen su prácticas. (Ver Mousy Magazine en Recursos.)

El uso del boicot tiene otras ventajas que no son tan obvias.  Si bien ningunas de estas razones son por sí solas suficientes para iniciar un boicot, constituyen beneficios importantes que se deben conocer.

  • Los boicots le permiten a la gente poner su dinero donde se encuentran sus valores. Los boicots le ofrecen a la comunidad una manera de estar firmes por lo que creen. Si el boicot está bien organizado, le permite a la gente dar la cara a favor de sus creencias de una forma fácil y relativamente sin daños.  En pocas palabras, un boicot alienta la responsabilidad civil de los miembros de la comunidad.
  • Los boicots atraen mucha atención hacia ustedes y hacia sus causas. Cuando alguien inicia un boicot, otro presta atención. Normalmente un boicot es un hecho que se considera digno de ser informado por los medios locales. Cuando el boicot los pone en escena, es una buena oportunidad para dar explicaciones acerca de su grupo y sus razones a todos en la comunidad.
  • Finalmente, otros grupos sabrán que es preferible negociar con ustedes antes que arriesgarse a un boicot.

¿Cuándo se debería organizar un boicot?

Los boicots son, desde un punto de vista muy real, un acto de guerra. Uno está atacando al “enemigo” donde es más vulnerable. Y por lo tanto, recomendamos que organicen un boicot como último recurso, cuando ya han probado acciones mucho más gentiles y no han funcionado. Cuando estén enfrentándose tanto contra un almacén local, como contra una corporación multinacional, el primer paso debe ser intentar trabajar unidos en pos de un acuerdo en común.

A veces, sin embargo, esto no funciona. No siempre es posible convencer a los otros de que vean las cosas como lo hacen ustedes, o incluso de que se comprometan, sin poner todos los obstáculos posibles. En casos como estos, en los que nada parece funcionar, es cuando su organización podría considerar organizar un boicot.

Si están considerando la posibilidad de organizar un boicot, asegúrense de haber analizado todos los aspectos. Responder las siguientes preguntas puede ayudarlos a decidir si es el momento correcto para entrar en batalla.

  • ¿Puede un boicot alejar a alguien que ha apoyado a su organización y, por lo tanto, amenazar con sus propios intereses económicos? Por ejemplo, quizás su grupo quiere realizar un boicot a una pequeña empresa local que maltrata a sus trabajadores, que son en gran parte inmigrantes que han llegado recientemente a los Estados Unidos.  Sin embargo, una corporación mayor que ha ayudado a su grupo en gran medida en el pasado, es un socio silencioso del grupo más pequeño. Si siguen adelante con el boicot, se arriesgan a enojar al grupo que los ha apoyado, y que no les vuelvan a hacer donaciones. De ser así, ¿qué hacer? ¿Su organización quiere continuar con el boicot, encontrar otras formas menos agresivas de resolver el problema, o abandonar del todo la batalla y dedicarse a otro asunto?
  • ¿Existe la posibilidad de que una organización o empresa que ustedes desean boicotear pueda tener un recurso legal para reclamar por los daños y perjuicios que resulten del boicot? ¿Podrían demandar a su organización? Los boicots primarios son legales en los Estados Unidos y Canadá, así como en muchas otras partes del mundo. Aún así, recomendamos conversarlo con un abogado para estar seguros de comprender las posibles consecuencias de esta acción.
  • ¿Su organización cuenta con el tiempo y los recursos necesarios para realizar un boicot? Un boicot requiere de mucho tiempo y energía, recursos que se podrían aprovechar en otras campañas, otros objetivos. Y los boicots no tienen éxito de la noche a la mañana, la mayoría llevan años antes de triunfar. ¿Están dispuestos a poner todo ese esfuerzo en eso?

Probablemente no existan respuestas sencillas a estas preguntas, y por sí sola, la respuesta a una de estas preguntas puede no significar una decisión definitiva de boicotear o no boicotear a la organización.  Pero considerando toda la situación, su organización debería estar en condiciones de determinar si quieren, o no, comenzar un boicot en este momento. 

¿Cómo organizar un boicot?

Si han considerado las ventajas y dificultades que discutimos anteriormente, y han tomado la decisión de realizar un boicot, entonces ¡adelante! Los puntos a continuación les darán un panorama general de lo que necesitan para realizar un boicot exitoso.

Tengan objetivos claros y realistas.

Como mencionamos anteriormente en esta sección, existen tres razones por las cuales un grupo puede decidir realizar un boicot: como un fin en sí mismo, para producir cambios específicos o para que una compañía o empresa cierre. ¿Qué es lo que su grupo desea lograr?

Además, piensen qué estarían dispuestos a ceder (si es que hay algo) o a que se podrían comprometer. Por ejemplo, ustedes quieren que una compañía aumente el número de mujeres y grupos minoritarios en los cargos jerárquicos en un 100%, pero estarían dispuestos a conformarse con un número menor.

Alternativamente, pueden tener un objetivo a largo plazo, pero estar dispuestos a conformarse con algo menor, especialmente a corto plazo.  Por ejemplo, un pequeño grupo local, podría tener como objetivo final que una corporación deje de empacar usando policloruro de vinilo (PVC), el plástico segundo en ventas que dificulta mucho más el reciclaje.  Sin embargo, pueden tener metas mucho más pequeñas que consideran que el grupo tiene la posibilidad de alcanzar. Pueden tener como objetivo concientizar al público sobre qué es el PVC, sobre la necesidad de reciclar y sobre lo que realiza su organización. Incluso cuando la gran corporación no cambie todas sus políticas como resultado del boicot, pueden considerar que su esfuerzo ha sido un éxito.

Cualquiera sea su meta, se debe comprender muy bien qué se requiere para que un boicot sea efectivo. De acuerdo a Cesar Chávez, quien dirigió boicots muy exitosos contra los cultivadores de uva de California, en las décadas del ‘60y del ‘70, se necesita convencer aproximadamente al cinco por ciento de los consumidores de que realicen un boicot contra una organización para lograr impacto financiero. Si logran convencer al diez por ciento de los consumidores, el efecto es devastador para la empresa.

A veces, sin embargo, no es necesario. La sola idea de un boicot resulta muy amenazante para las organizaciones, especialmente cuando es realizado por una organización que parece capaz de lograrlo. Esta amenaza de pérdida en los negocios puede ser suficiente para que los líderes empresariales se sienten en una mesa a negociar.
Investiguen. Si van a realizar un boicot contra una organización, deben conocer todo sobre esa organización (quiénes son, qué están haciendo y por qué lo están haciendo. Deben estar preparados para responder preguntas difíciles de todo tipo, provenientes desde científicos hasta de mamás futboleras.

Investiguen.

Si van a realizar un boicot contra una organización, deben conocer todo sobre esa organización (quiénes son, qué están haciendo y por qué lo están haciendo. Deben estar preparados para responder preguntas difíciles de todo tipo, provenientes desde científicos hasta de mamás futboleras.

Asegúrense de que sus fundamentos sean sólidos.  Generalmente, las personas que se preocupan lo suficiente como para participar de acciones sociales son personas pensantes. Se debe considerar cuidadosamente una situación y tomar una decisión mesurada con respecto a lo que debería suceder.  Si bien, las reacciones emocionales pueden ser muy fuertes, deben estar siempre fundadas en los hechos y en la lógica.

Además, asegúrense de que sus actos estén apoyados por recursos confiables y aceptados. Por ejemplo, un liberal podría estar muy poco entusiasmado en los últimos hallazgos publicados en The New Republic; un republicano incondicional podría desmentir su informe extraído de Mother Jones.

  • Conozcan a todos aquellos que vayan a ser boicoteados. Este punto es muy importante cuando van a realizar un boicot contra una corporación de gran magnitud. Esto se debe a que con frecuencia los grupos grandes poseen muchas compañías más pequeñas. Por ejemplo, en el caso de Nestlé, es una organización madre de un gran número de filiales más pequeñas.  Si quieren participar de un boicot a Nestlé, deberían conocer a todas las marcas y productos (desde Stouffer's hasta Libby's, Friskies y Perrier) que deberían pedirle a la gente que no compren.
  • Asóciense con otros grupos que comparten su mismo punto de vista. Si bien este paso es importante cuando realizan un boicot local, es esencial para que un boicot a una gran corporación tenga éxito. Ya sea que estén boicoteando a un almacén local o a una corporación multinacional, mientras más personas estén involucradas en el boicot, mayores serán las probabilidades de que sea efectivo. Es lógico asociarse con grupos que tienen muchas personas que los escuchan.

Ya existen muchas líneas de comunicación disponibles en nuestra comunidad (clubes, organizaciones, iglesias, etc.). Úsenlas. Piense cuánto más poderoso podría ser un boicot si cuatro, cinco o cincuenta grupos como el suyo le pidieran a todos sus miembros que se unan al boicot. Reúnanse con grupos que pueden colocar convocatorias en sus periódicos mensuales, hablen sobre el boicot en sus reuniones de junta, o discútanlo en la iglesia. ¿Cuál es la lección aquí? No pasen por alto el poder de la colaboración.

  • Permitan que los responsables conozcan lo que tienen intenciones de hacer. Una vez que hayan investigado, encontrado socios, y estén listos para atacar, es recomendable que empiecen por comunicarle a la compañía lo que van a hacer. Esta amenaza es a veces, aunque no siempre, todo lo que necesitan. Cuando la compañía descubre que están absolutamente dispuestos a boicotearlos, quizás decidan sentarse a negociar con ustedes.

La mejor manera de informar a la organización sobre su intención de boicotearlos es a través de una carta, ya sea enviada por correo o por fax a la oficina del grupo. Las llamadas telefónicas pueden no ser respondidas y los correos electrónicos pueden no ser tomados seriamente. Las cartas pueden circular en la sala de reuniones y hay menos posibilidades de que sean malinterpretadas que en el caso de las llamadas telefónicas. 

Cuando se esté escribiendo la carta, mantenga en mente estos consejos:

  • La carta debe estar escrita en un tono claro y profesional. No amenace abiertamente a la organización pero, al mismo tiempo, sean claros con respecto a lo que van a hacer y cuales serán las consecuencias de la acción. 
  • La carta debe estar escrita en una hoja membretada.  Puede llevar el membrete de la organización que participará del boicot o de la persona u organización más poderosa o más conocida que realizará el boicot. Pero el resultado general debe ser que las personas que van a ser boicoteadas sepan que sus acciones están respaldadas.
  • Si hay varios grupos colaborando con el boicot, se debería incluir esa información en la carta.
    • La carta debe establecer claramente:
      • Por qué se realiza el boicot;
      • Qué planean lograr mediante el boicot; y
      • Cuándo tienen intenciones de iniciar oficialmente el boicot. Es recomendable darle al grupo dos semanas para que respondan antes del comienzo oficial.  Sin embargo, tengan cuidado de no caer en tácticas de “retraso”, en las que la compañía se continuará reuniendo con ustedes para intentar dilatar sus esfuerzos indefinidamente. 
  • La carta debe estar firmada por el dirigente del grupo o grupos que están organizando el boicot.
  • Revise una y otra vez la carta para asegurarse de que no contenga errores de escritura o gramaticales.
  • La persona que reciba la carta dependerá, en gran parte, del tipo de organización que se está boicoteando. De todos modos. Siempre es preferible enviar la carta al presidente o al director ejecutivo. Cuando se trata de grupos más grandes, es recomendable enviar la carta con copia a la persona a cargo de los reclamos o atención al cliente, y a cualquier otra persona que esté a cargo de las quejas que particulares puedan tener contra la organización. Por ejemplo, si quieren que cambien las políticas hacia el personal, envíen también la carta al director del personal. Pueden enviar la carta también a los miembros de la prensa, como “advertencia”, pero no esperen ningún tipo de publicación directa sobre este tema.
  • Permitan que todos sepan que ustedes están organizando un boicot, que quieren que todos participen y por qué deberían hacerlo. Cuando ya le hayan informado a la organización su intención de realizar el boicot y no hayan recibido una respuesta positiva (es decir, una invitación a negociar), es momento de incluir a todos los demás en sus planes.
    • Cuéntenle a sus amigos y colegas.  Si ellos no entienden el objetivo de hacer el boicot, probablemente les resultará más difícil convencer a otras personas.
    • Realizar una conferencia de prensa para que todos sepan lo que van a hacer y que quieren que todos se les unan. Cuando planifiquen la conferencia de prensa, hay una serie de pasos que deberán seguir, como comprender de qué manera y en qué momento dirigirse a la prensa de manera correcta y desarrollar una imagen fuerte de la campaña.

Difundir el mensaje del boicot

En otras secciones de la Caja de Herramientas Comunitarias, se discuten más ampliamente otras formas de difundir el mensaje del boicot. Las siguientes son algunas secciones que vale la pena tener en cuenta:

  • Realizar un piquete a la organización que están boicoteando o realizar otro tipo de manifestación.
  • Escribir una carta al editor del periódico local.
  • Utilizar publicidad pagada.
  • Crear pósteres y volantes que explican lo que está llevando a cabo su grupo.  .
  • Escribir sobre el boicot en su comunicado de prensa o solicitarles a otros grupos que escriban sobre el boicot en los suyos.

Cuando le informen a la gente lo que están haciendo, es igualmente importante que les expliquen por qué lo están haciendo.

Esto debe ser lo principal. La gente no solamente necesita saber qué está ocurriendo sino por qué es importante apoyarlos.

Y por lo tanto, asegúrense de que las campañas de concientización:

  • Expliquen de manera valedera las razones por las cuales los consumidores deberían formar parte del boicot.
  • Estén actualizadas a medida que se disponga de nueva información. Si aparece nueva información (sobre la compañía que está siendo boicoteada, sobre los resultados que están obteniendo en lo que están haciendo), la organización responsable del boicot debería difundir esa información para todos.
  • Sean lo suficientemente simples para que sean sencillas de entender. Si quieren convencer a muchas personas, la información debe ser lo suficientemente simple para que personas que no tienen un amplio conocimiento del tema puedan comprender lo que está sucediendo. Por supuesto, las personas que están organizando el boicot deben comprender todos los tecnicismos del tema, como dijimos anteriormente, estar preparados para preguntas difíciles. Sin embargo, no pueden esperar que la gente común pierda demasiado tiempo intentando comprenderlo.

Ofrecer alternativas a lo que están boicoteando.

Si alguien les pidiera que boicoteen el agua, no importarían las razones para realizar el boicot, simplemente no lo harían. Sin importar la magnitud de las razones (explotación laboral infantil, derechos de los animales, un medioambiente limpio), la realidad es que ustedes necesitan beber agua. No funcionaría.

Aunque las diferentes cosas que un grupo puede decidir boicotear no son tan necesarias como el agua, deben tener en claro que si van a boicotear algo que la gente está acostumbrada a tener, deben asegurarse de brindarles una alternativa que les agrade. La realidad es que la mayoría de las personas quieren hacer lo correcto pero no quieren dejar de hacer las cosas de la manera que las hacen.

Facilítenles la posibilidad de realizar un boicot.  Si están pidiéndole a la gente que realice un boicot contra los productos de una compañía determinada, sugieran productos similares por un valor similar o menor. Si están realizando un boicot contra un almacén, sugieran almacenes cercanos, y hablen sobre las ventajas de éstos.  (¡Esta táctica puede lograr que estos almacenes participen de su boicot también!)

Tengan la precaución, sin embargo, de investigar las compañías que sugieren como alternativas.

Si están cometiendo los mismos errores que ustedes quieren que corrija la compañía boicoteada (o si están cometiendo errores aún peores), su boicot podría tener resultados contraproducentes.

  • Valoren la publicidad. Si las corporaciones que están siendo boicoteados realizan algún cambio, comuníquenselo a la gente. En un boicot exitoso, la compañía recibe una gran cantidad de publicidad negativa. Si se rinden, agradézcanselo públicamente. Éste no es momento para guardar resentimientos. Que todos sepan qué vecino tan destacado son ellos ahora, y cuán agradecido está su grupo por apoyar sus esfuerzos por limpiar el medioambiente o lo que se haya acordado. Esto no sólo significa ser buen deportista, es una buena publicidad para su organización y para su causa.  De ser posible, realicen una conferencia de prensa para agradecerles y pedirles a todos que comiencen ahora a comprar sus productos.
  • Sean inflexibles. No abandonen. Un boicot no es un proyecto a corto plazo. Especialmente cuando se van a enfrentar a una organización mayor, puede llevar años antes de que obtengan resultados. Estén preparados y asegúrense de celebrar los pequeños logros en el camino.

Una buena señal es cuando encuentran resistencia. Si reciben muchas críticas por parte de la organización que están intentando cambiar, es una señal de que su boicot es exitoso, y que el oponente está corriendo asustado.

Si bien es importante mantener un boicot, también es importante recordar que a veces los boicots no funcionan. En algún momento, quizás quieran  minimizar las pérdidas y ponerle un cierre. Para cada grupo esto será en un momento determinante, tu grupo deberá decidir qué es más importante y en qué momento es más que suficiente.

Otra opción: Realizar un "buycot"

Un boicot es una forma bien conocida de cambiar cosas que no nos gustan.  Pero ¿qué sucede con las cosas que están funcionando bien? ¿Qué hacemos con las compañías que llevan adelante políticas que sí nos gustan?  Una compañía toma medidas para dejar de contaminar un río local, un restaurante céntrico puede optar por tener un ambiente completamente “libre de humo”.  Organizaciones que toman medidas que ustedes consideren que merecen su apoyo. Y del mismo modo en que un boicot es la última herramienta económica para usar contra una organización, un “buycot” puede ser un estímulo muy poderoso para las empresas locales.

Realizar un “buycot”, implica ser un consumidor cuidadoso y comprar productos de aquellas compañías que llevan adelante políticas con las cuales ustedes están de acuerdo.  Entonces, un “buycot” va un paso más adelante, al igual que en un boicot, ustedes intentan convencer a otras personas de hacer negocios con esa organización también.

Para resumir

Es fácil sentir que no tenemos el poder de cambiar nada dentro de nuestra sociedad. Esa es una de las razones por las cuales un boicot puede ser una herramienta tan poderosa. Nos da el poder de revivir nuestros ideales y, si el boicot está bien manejado, realmente cambiar las cosas. La publicación Boycott Action News, nos recuerda:

"Pero lo que yo haga no hace ninguna diferencia, soy sólo una persona”, es lo que dicen los racionalistas. Hace una gran diferencia. Vivan su vida como si importara, e importará. Como consumidores, ustedes tienen el poder. De hecho, en la actualidad, la acción de los consumidores es al menos tan poderosa como la acción política. Sí, empadrónense y voten, pero también sean consumidores inteligentes, ya que cuando cambian su manera de pensar, y luego sus acciones, estarán cambiando el mundo.”

موارد

Recursos en línea

Boycott Action News (BAN) is published by Co-op America within the Co-op America Quarterly. Co-op America supports the use of boycotts as a powerful economic strategy consumers can use to enact social change. Co-op America does not endorse or participate in specific boycotts; only boycotts called by other organizations are reported here.

Boycott Organizer's Guide is an excellent resource for planning a boycott and deciding who to target with the boycott. 

The Quick Start Guide to boycotts provides information specific to starting a consumer boycott.

On Boycotts Organized through the Internet is a study published by Paul Sergius Koku.  In the article, he analyzes use of the internet in boycott organization.

Recursos impresos

Altman, D., Balcazar, F., Fawcett, S., Seekins, T., & Young, J. (1994). Public health advocacy: Creating community change to improve health. Palo Alto, CA: Stanford Center for Research in Disease Prevention.

Avner, M., & Smucker, B. (2002). The lobbying and advocacy handbook for nonprofit organizations: Shaping public policy at the state and local level. Amherst H. Wilder Foundation. This book offers a clear step-by-step guide to implementing a successful advocacy program at both the state and local levels.

Biklen, D. (1983). Community organizing: Theory and practice. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.

Bobo, K., Kendall, J., Max, S.(1996). Organizing for social change: A manual for activists in the 1990s. Minneapolis, MN: Seven Locks Press.

Kahn, S. (1982). Organizing. New York, NY: McGraw-Hill.

Miller, A. (1992, July). Do Boycotts Work? Newsweek, 58-61.

Shragge, E. (2013). Activism and Social Change: Lessons for Community Organizing. University of Toronto Press, Higher Education Division; 2nd Edition. This book discusses community organizing in a post-9/11 context, and includes a discussion of national and transnational organizing efforts.

Sen, R. (2003). Stir it up: Lessons in community organizing and advocacy. Jossey-Bass; 1st Edition. In this book, Sen goes step-by-step through the process of building and mobilizing a community and implementing key strategies to affect social change.  Using case studies to illustrate advocacy practices, Sen provides tools to help groups tailor his model for their own organizational needs.

Milkman, R. J., & Narro, V. (2010). Working for Justice: The L.A. Model of Organizing and Advocacy. ILR Press. Working for Justice provides eleven case studies of recent low-wage worker organizing campaigns in Los Angeles.  This information was acquired through interviews, access to documents, and participant observation.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:46

Ejemplo Nº 1: Betty Patton, Defensores del Reciclaje

Boicot contra el PVC en Portland, Oregón

En esta entrevista, la señora Patton habla con la Caja de Herramientas Comunitarias sobre un boicot exitoso realizado por los miembros de su organización, Defensores del Reciclaje, contra empresas que utilizaban envoltorios que contenían  policloruro de vinilo (PVC).  Agradecemos a la señora Patton por compartir con nosotros su tiempo y experiencia.

CHC: Cuéntenos sobre su organización y su experiencia en boicots.

BP: Los Defensores del Reciclaje es una organización donde todos son voluntarios, una pequeña organización que cuenta con aproximadamente 130 miembros.  Hacemos exactamente lo que implica nuestro nombre: defendemos el reciclaje y prevenimos sobre la generación de desperdicios. Este boicot al PVC se debió en parte al hecho de que estábamos comenzando a reciclar botellas de plástico en la región y el PVC era un gran contaminante. Además nos dimos cuenta, principalmente, de que el PVC era innecesario.

Algunos de nuestros miembros estaban interesados en organizar un boicot. De modo que nos reunimos y decidimos por qué lo haríamos y cómo lo haríamos.  Decidimos que existen tres pasos básicos para realizar un boicot. El primero es informar a la gente sobre la importancia de realizar esta medida.  El segundo es comunicar cuáles son las acciones específicas que se deberán realizar. El tercero es informar a los fabricantes sobre nuestras acciones. 

En primer lugar, decidimos apuntar a cuatro de las principales cadenas de almacenes de la zona, y enviamos voluntarios a cada uno de ellos a inspeccionar las estanterías de los almacenes y verificar qué productos estaban envueltos en PVC. Obtuvimos los nombres de los productos, así como el tamaño de sus envoltorios; y le enviamos una carta a cada una de estas empresas diciendo: “Ustedes venden un buen producto, pero no nos gusta su envoltorio.  ¿Sería posible cambiarlo? Vemos que existen otros competidores que también están fabricando un buen producto, pero no usan PVC.”

Realizamos una conferencia de prensa y usamos muchas imágenes, montañas de botellas de plástico que demostraban que una sola botella de PVC arruinaba la reciclabilidad de toda la pila. Además les mostramos que existen varios productos similares y que sólo uno usaba PVC. Este significa que los fabricantes podrían usar otros materiales.

Logramos que nuestros voluntarios se pararan en frente de los almacenes (con permiso, por supuesto, de pararse frente a los negocios) portando dos carteles y entregando publicidad; hablando personalmente con los consumidores, logrando que empezaran a pensar en los envoltorios de un producto, no sólo la marca o la funcionalidad.  Los voluntarios entregaban postales prediseñadas para que la gente le escribiera a las compañías.  Esto continuó durante un mes. 

Entonces les escribimos a todas estas compañías. Algunas de ellas nos respondieron que estaban considerando la posibilidad de realizar un cambio, o que probablemente cambiarían. Inmediatamente, lo publicamos en nuestra revista. Le enviamos cartas a las compañías que decían: “¡Que buena acción comunitaria! Gracias por ser tan buenos ciudadanos corporativos.”

Luego logramos un poco más de publicidad cuando obtuvimos una respuesta de distintas compañías. Ralston-Purina decidió no envolver más su alimento para gatos Deli Cat en PVC, comenzaron a usar un HDPE (polietileno de alta densidad) natural que es mucho más reciclable.

Inmediatamente les escribimos una carta que decía: “Bien hecho, muchas gracias” y luego lo comentamos en una conferencia de prensa y logramos que los recicladores locales dijeran: “esto realmente ayuda mucho en nuestro proceso, gracias”, y de esta manera logramos toda la publicidad gratuita que podíamos.

CHC: ¿Luego de obtener una respuesta positiva de una de las compañías, realizaban otra conferencia de prensa?

BP: Si podíamos, sí. Pero no siempre era el caso.  Pero sin lugar  a dudas lo escribíamos en nuestra publicación y enviábamos información a los periodistas locales que nos podían apoyar y por lo menos poníamos una pequeña nota en el diario.

Simplemente seguimos enviando información, e intentábamos hacerlo de manera positiva. Eso era lo bueno que tenía. Sí, estamos preocupados por los envoltorios, pero hay compañías allá afuera que están haciendo las cosas bien; y ese lado positivo funcionó como ejemplo para aquellas compañías que no estaban haciendo las cosas bien.  Volvíamos a escribirles a estas otras compañías y les decíamos: “saben que tenemos una nueva empresa que recapacitó. ¿Qué esperan ustedes?”

CHC: ¿Les escribían a corporaciones nacionales?

BP: Sí, sí.

CHC: De modo que su trabajo local tuvo impacto a nivel nacional.

BP: Sí. Nos sorprendió el impacto que podían causar unas pocas cartas, postales o llamadas telefónicas. Y de alguna manera era divertido. Pero creo que lo más importante para nuestro boicot era que, no sólo educábamos a la población local, sino que nos asegurábamos de que esa información llegase directamente al fabricante.

Todas las compañías recibieron una copia de la información que le estábamos entregando a la gente, donde les informábamos que nos preocupaba el PVC.

CHC: Entonces, ¿cuánto tiempo lleva el boicot hasta ahora?

BP: Comenzó en abril de 1994. Todos los años realizamos un inventario de los almacenes y publicamos una nueva lista en nuestro boletín y la ponemos a disposición de quien le interese.  Estamos inscriptos en Boycott Quarterly, y enviamos información a todo aquel que nos escriba desde allí. De manera que todavía está activo, y alentamos a todos y a cada uno, ya sea dentro de nuestra organización o dentro de nuestro campo de acción de influencia, a que nos escriba o nos llame, y nos comente sobre cualquier cambio que se realice en los productos que ven en las estanterías, ya sea bueno o malo.

CHC: ¿Cuántos cambios han presenciado desde que comenzó el boicot?

BP: Bien, Ralston-Purina, Helene Curtis; Proctor and Gamble, créase o no, realizaron algunos cambios en algunas de sus líneas. Eso realmente nos sorprendió. Otra compañía local que ha decidido eliminar el PVC de sus productos fue Nike. Trabajamos muy intensamente con ellos, de manera que esperamos haber influenciado en algo.

No creo que merezcamos todos los honores, pero sí creo que al menos logramos impulsar algo que ya estaba en proceso. Existe una organización que tiene un campo de influencia  mucho mayor al nuestro, Greenpeace. Y ellos también estuvieron trabajando para erradicar el PVC. De modo que ese enfoque educativo está ayudando a nuestro boicot. 

CHC: ¿Qué consejo le daría a un grupo que nunca antes ha llevado a cabo un boicot, pero que le gustaría intentar realizar uno?

BP: No escatimen esfuerzos. Usen todos los medios posibles para lograr que los escuchen. Es importante realizar investigaciones, ya que deben ser capaces de decir: “El policloruro de vinilo es malo por estas razones”. Es necesario poder responder todo tipo de preguntas, provenientes tanto desde los químicos así como desde los consumidores. 

Para mayor información, contactarse con: Recycling Advocates--32 NE 44th Ave., Portland, OR 97213-2301, (503)230-9513.

Ejemplo Nº 2: Un modelo de carta para enviar a una compañía que está recibiendo un boicot

                                                                                                                           Dra. Lara Wilkinson
                                                                                                                           Coalición por la Justicia
                                                                                                                           1234 Main Street
                                                                                                                           Overland, Missouri 63114

                                                                                                                           31 de enero, 2000

Michael Barge, Director Ejecutivo
Corporación Ropa por Menos
5678 Elm Street
Overland, Missouri, 63114

Sr. Barge,

Le escribo en nombre de la Coalición por la Justicia para informarle que la coalición planea iniciar un boicot contra sus tiendas el 21 de febrero de este año, debido a las constantes políticas de discriminación racial que lleva adelante su compañía.

Durante los últimos dos años, hemos estudiado y documentado una constante política de discriminación contra personas afro americanas que eligen comprar en sus tiendas. Cuando ingresan a sus tiendas, un miembro de seguridad los sigue constantemente, y al momento de comprar un producto se los obliga a mostrar una identificación adicional.  Ninguna de estas situaciones ocurre con sus otros clientes. Estamos indignados. A menos que se produzca un cambio inmediato en sus políticas, llevaremos adelante este boicot.

Como es de su conocimiento, hemos intentado negociar con los representantes de su tienda durante los últimos seis meses, sin ningún éxito. Por lo tanto, creemos que no existe otra alternativa más que tomar este camino. Las siguientes organizaciones están apoyando nuestros esfuerzos:

  • La Asociación Nacional para el Progreso de las Personas de Color.
  • La Coalición Simplemente Iguales
  • El Consejo Interreligioso de San Luis
  • La Organización Nacional para las Mujeres
  • La Asociación de Estudiantes de la Universidad de Missouri-St. Louis
  • La Unión Americana por las Libertades Civiles

Y por supuesto, esperamos el apoyo de las personas con conciencia en Overland y toda la zona metropolitana de St. Louis.  Nuestro propósito es mantener el boicot hasta tanto usted acceda a tratar a las personas con dignidad dentro de sus tiendas, o bien, hasta que nuestros esfuerzos lleven al cierre de las mismas.

Si desea negociar con la Coalición por la Justicia, por favor contáctese conmigo inmediatamente al (314) 555-1234.  Si para el 21 de febrero no se ha alcanzado un acuerdo, el boicot se llevará adelante como está planeado.

Atentamente,

Dra. Lara Wilkinson.
Presidente, Coalición por la Justicia

Se envía copia de la presente a Jerilyn Van der Tuig, Director de Personal

Ejemplo Nº 3: El Proyecto “Buycot”

Este artículo, escrito por Laura Brown, fue extraído de la edición del periódico digital Atlanta's Southern Voice del 17/07/97  Se reproduce aquí con permiso del editor.

El Proyecto "Buycot" identifica a las empresas gay-friendly (que no discriminan debido a la orientación sexual)

Un nuevo programa implementado por el Proyecto de Igualdad de Georgia ayudará a los consumidores y a los posibles empleados a identificar aquellas empresas que no discriminan por motivos de orientación sexual.

Los voluntarios del “proyecto Buycot” realizarán un censo de las empresas desde las pequeñas empresas familiares hasta las grandes corporaciones nacionales en relación a sus prácticas anti-discriminatorias y publicarán los resultados de los censos en un cuadernillo de amplia distribución dijo Cindy Abel, Directora ejecutiva del Proyecto de Igualdad de Georgia (GEP, por su sigla en inglés).

“Nuestro objetivo es tener 100 nombres locales y luego publicar la primera edición del cuadernillo del Proyecto Buycot de Georgia, con actualizaciones mensuales y trimestrales”, dijo.

GEP además distribuirá autoadhesivos que las empresas podrán exhibir para mostrar su apoyo a la “justicia e igualdad” y pequeñas tarjetas que los clientes podrán entregar para demostrar su “elección a conciencia” de auspiciar aquellos comercios enumerados en la guía, dijo Abel.

Si bien muchas grandes compañías publican sus prácticas de empleo, los voluntarios les pedirán a los pequeños negocios que no cuenten con políticas escritas anti-discriminación que firmen una tarjeta donde declaran tratar a sus empleados “con igualdad y justicia, sin importar su raza, género, edad, religión, condición de discapacidad, orientación sexual o identidad, origen y estado civil.”

Abel dijo que el proyecto ayudará a que las empresas conozcan sobre la discriminación que enfrentan las lesbianas y los homosexuales; y pueden “finalmente ayudar a los debates legislativos, brindando a los candidatos una evidencia del apoyo por la justicia por parte de sus integrantes y las empresas.”

La tarjeta entregada en el censo les brinda a las empresas también la oportunidad de pedir capacitación sobre diversidad o ayuda del GEP para desarrollar políticas anti-discriminatorias.

“Desde el punto de vista de los empleados, [contar con estas políticas] les permite a los empleados conocer el valor de sus habilidades, capacitación y otras cualidades relacionadas con el modo en que se desempeñan en su lugar de trabajo, más que otras características que no están relacionadas con el trabajo,” dijo Abel. “La productividad se ve mejorada cuando toda la energía de los empleados es utilizada en su trabajo y no en mantener un secreto.”

“Esta es una oportunidad para que la comunidad homosexual demuestre su fortaleza comercializando directamente con aquellos que no discriminan con base en la orientación sexual al momento de brindar un servicio u ofrecer un empleo.” Dijo Don George, líder voluntario del proyecto Buycot.

GEP propuso su proyecto Buycot en su Reunión trimestral de junio en el Salón Municipal y actualmente están buscando más voluntarios. Aunque inicialmente estaba planificado para el 16 de julio, se llevará a cabo una capacitación especial para voluntarios el día 5 de agosto, de 7 a 9 p.m. en el Centro Lambda de Atlanta.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 13:35

___Comprenden que los boicots funcionan de dos maneras, creando publicidad negativa y amenazando con atacar el balance de la organización.

___Conocen la diferencia entre un boicot primario y un boicot secundario.

Conocen las formas básicas en que se usa un boicot:

___Como un fin en sí mismo.

___Para destruir a un individuo o a una corporación.

___Como herramienta de negociación.

Conocen las ventajas de organizar un boicot:

___Triunfar logrando que un individuo o una empresa cambie sus políticas.

___Permitirle a la población que use su dinero en donde están sus valores.  

___Atraer mucha atención a su organización y a su causa.

___Hacer que otras organizaciones vuelvan a analizar sus políticas.

___Cuando ya se han agotado las otras opciones más gentiles, y se recurre al boicot como última alternativa.

Han dedicado tiempo extra para responder las siguientes preguntas:

___¿Podrá el boicot alejar alguno de sus actuales partidarios?

___¿Podrían realizarse acciones legales contra mi organización debido a este boicot?

___¿Estoy dispuesto a dedicar todo el tiempo y el esfuerzo que se requiere para que esta acción triunfe?

___Se han presentado objetivos que son claros y realistas.

___Se conocen bien los factores que hacen que un boicot sea efectivo.

___Su investigación se basó en hechos sólidos y fuentes confiables.

___Se han identificado todos los grupos que  desean boicotear.

___Han realizado asociaciones con otros grupos que comparten sus opiniones.

___Se les ha informado, preferentemente por carta, a los responsables sobre sus intenciones.

La carta a los responsables cumple con el siguiente criterio:

___Está escrita en un tono claro y profesional, sin resultar abiertamente amenazadora.

___Está escrita en una hoja membretada de la organización.

___Se ha incluido información sobre otros grupos que colaboran con el boicot.  

___Se ha establecido claramente el quién, qué y cuándo del boicot.

___Se ha enviado dos semanas previas a la fecha establecida para que comience el boicot.

__Ha sido firmada por la autoridad del grupo o grupos.  

___Ha sido revisada una y otra vez para evitar errores de ortografía y gramaticales.  

___Ha sido enviada al CEO o Presidente de la organización, así como también a cualquier otro miembro del personal directamente involucrado con el tema.  

___Han difundido sus ideas entre sus amigos y colegas para asegurarse de que tienen sentido y los han invitado y alentado para que se unan a su esfuerzo. 

___Han realizado una conferencia de prensa para permitir que el resto de la comunidad conozca sus esfuerzos y de qué manera se verían beneficiados en caso de unirse a ustedes.   

Han examinado otras secciones de la Caja de Herramientas en busca de información adicional sobre estrategias para llevar adelante un boicot, como por ejemplo:

___Organizar demostraciones públicas: Capítulo 33, Sección 14.

___Escribir cartas al editor: Capítulo 33, Sección 2.

___Crear pósters y volantes: Capítulo 6, Sección 11.

___Preparar una conferencia de prensa: Capítulo 6, Sección 8.

___Promover el interés en asuntos comunitarios: Capítulo 6.

Se han esforzado por explicar los motivos por los cuales ustedes están patrocinando este boicot y han incluido entre las explicaciones:  

___Razones sólidas.

___Información actualizada.

___Explicaciones sencillas.

___Han ofrecido alternativas a lo que están boicoteando, y facilitado la participación en el boicot.

___Han felicitado públicamente a las organizaciones boicoteadas luego de que hayan realizados intentos por satisfacer sus demandas.   

___Han sostenido el boicot a lo largo del tiempo, y han celebrado las pequeñas victorias.

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:18

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

Sección 18. Organizar una huelga
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 11:56
Sección Principal
مجهول (not verified) Mon, 22/04/2013 - 12:10
  • ¿Qué es una huelga?

  • ¿Por qué querer organizar una huelga?

  • ¿Cómo se organiza una huelga?

En 1877, cuando el Ferrocarril Baltimore y Ohio recortó los salarios de sus empleados por segunda ocasión en 8 meses, los empleados en Martinsburg, Virginia Occidental estaban enojados. En los patios del ferrocarril, los empleados caminaban dando vueltas, hablando sobre el impacto que los recortes tenían sobre sus familias y cómo se sentían defraudados. Eventualmente, más tarde, los trabajadores les dijeron a los funcionarios de los ferrocarriles que no habría más salidas de trenes desde Martinsburg hasta que el recorte fuera revocado. Cuando el jefe de la policía y, más tarde, el alcalde trataron de que los empleados regresaran al trabajo, los gritos de la multitud los callaron. Estimulados por su ira y frustración, los empleados del Ferrocarril Baltimore y Ohio habían iniciado la primera huelga nacional en la historia laboral de Estados Unidos.

La huelga espontánea se hizo más organizada rápidamente. Los trabajadores estuvieron unidos para mantener a los funcionarios del ferrocarril y a los potenciales rompe huelgas alejados de los trenes. Se enviaron tropas, pero muchos simpatizaban con los huelguistas, así que falló la táctica. La huelga se extendió rápidamente a toda la línea Baltimore y Ohio. En Baltimore, más de 15,000 trabajadores, muchos de los cuales eran simpatizantes de otras industrias, forzaron a los trenes a detenerse. En San Luis, trabajadores de casi cada industria marcharon en masa, esparciendo la huelga de vecindario en vecindario.

Mientras que lo que ahora es recordado por los historiadores como el Gran Levantamiento de 1877 eventualmente se apagó debido a la creciente oposición del gobierno, los militares y la industria, pero logró mucho. Muchos trabajadores evitaron otros recortes salariales y otros ganaron concesiones. Más importante, los trabajadores mostraron un frente unido ante los patrones, probando que las huelgas podían tener un gran impacto sobre los negocios. Hoy en día las huelgas son un instrumento vital para los trabajadores que están tratando de lograr acuerdos con patrones fuertes.

¿Qué es una huelga?

Una huelga es una forma de acción directa usada comúnmente, pero no únicamente, por los sindicatos en la que los trabajadores se unen para rehusarse a trabajar hasta que ciertas demandas se cumplen. Por ejemplo, los trabajadores pueden lanzarse a huelga para exigir incrementos salariales, mejores beneficios o condiciones de trabajo más seguras.

Irse a huelga es la forma más poderosa de obligar a los patrones a enfrentar las demandas de los trabajadores. Esta táctica no va a funcionar, sin embargo, a menos que todos los trabajadores participen y se hagan esfuerzos para impedir que se traigan nuevos reemplazos. Los trabajadores necesitan sentirse seguros que su sindicato se va a asegurar de que no pierdan sus trabajos por la huelga.

Como se puede imaginar, orquestar una huelga general es casi siempre una empresa masiva y requiere muchos meses de planeación.

¿Por qué querer organizar una huelga?

Hay muchas razones por las cuales una huelga bien planeada es una táctica poderosa, efectiva:

  • Irse a la huelga cierra las operaciones en una fábrica u otro sitio de trabajo, forzando a los patrones a responder a las demandas de los trabajadores.
  • Irse a la huelga atrae una gran cantidad de atención pública a su causa.
  • Irse a la huelga muestra qué tan comprometidos están los trabajadores con lo que están negociando.
  • Irse a la huelga pone a prueba su habilidad de confrontar efectivamente a la empresa, ¡por supuesto que deben sentirse seguros de que pueden elevarse hasta tal prueba!
  • Irse a la huelga moviliza y unifica su afiliación.
  • Piensen que una huelga mal planeada, sin embargo, puede ser desastrosa. No nada más pueden sus demandas no ser cumplidas, pero los trabajadores podrían perder sus trabajos, la opinión pública agriarse y los trabajadores mismos encontrarse en problemas legales.

¿Cómo se organiza una huelga?

Si están afiliados a un sindicato nacional o alguna otra clase de organización supervisora, notifiquen a las oficinas nacionales y averigüen si tienen algunos requerimientos o consejos para ustedes. Puede que se necesite o no que apruebe su oficina nacional el que incluso tengan una huelga en primer lugar. Definitivamente ellos van a necesitar que los pongan al día y recibir informes todo el tiempo que  dure de la huelga y ellos pueden decirles qué forma deben tomar estos.

Establezcan comités para manejar las diferentes responsabilidades de planeación para la huelga. Abajo se enlistan algunos de los comités más comúnmente usados en la organización de una huelga:

  • Comité general de huelga
  • Comité de negociación
  • Comité de manifestaciones
  • Comité de propaganda
  • Comité de finanzas/recaudación de fondos

Pueden llegar a enterarse que para una huelga pequeña, un solo comité general de huelga puede ser capaz de cumplir todas las tareas requeridas. O pueden decidir combinar el comité de propaganda con el de finanzas/recaudación de fondos o incluso dividir uno de los comités sugeridos en dos. Lo que sea que decidan hacer, es menos importante que sigan estos deberes sugeridos para cada comité a que se aseguren que los deberes de sus comités estén claramente definidos antes de empezar.

Comité general de huelga

El comité general de huelga supervisa todo. Ellos nombran todos los otros comités y coordinan la comunicación entre los comités.

Otras responsabilidades del comité general de huelga pueden incluir:

  • Contratar un abogado para que maneje cualquier asunto legal que pueda presentarse por la huelga.
  • Aprobar toda la propaganda
  • Agendar reuniones generales para mantener a los miembros al tanto de lo que sucede con la huelga.
  • Hacer y mantener un presupuesto y supervisar las finanzas
  • Llevar registros de todo lo que se haga durante la huelga, decisiones tomadas, quién estaba en cuál comité, etc.

Comité de manifestaciones

Este comité supervisará todas las actividades relacionadas con manifestaciones. Las manifestaciones son la parte más visible de su huelga, es la parte que el público general ve en las noticias de las 6, la parte vista por las personas que manejan por la calle y la cosa a la que los reporteros acuden en masa. Por lo tanto, manejar sus manifestaciones de una manera ordenada y efectiva es muy importante. Los deberes del comité de manifestaciones pueden ser:

  • Asignar a todos los miembros a un grupo de manifestaciones y designar un Capitán de Manifestaciones para cada  grupo.
  • Preparar la agenda de las manifestaciones para asegurar que se tienen suficientes manifestantes presentes a toda hora con el fin de impresionar. Una manifestación con únicamente dos o tres manifestantes es una visión triste y hace parecer como que su grupo no está realmente unido y lleno de convicción. Si se están manifestando en una sola planta o locación, debieran tener manifestantes en todos los accesos y salidas al edificio  o propiedad.
  • Proporcionar a los manifestantes letreros o materiales para hacerlos, si fuera necesario.
  • Mantener registros sobre quién asiste y por cuánto tiempo.
  • Mantener las manifestaciones ordenadas y dentro de la ley. Por ejemplo, ¡no permitir se consuma alcohol en la manifestación, eso NUNCA!
  • Documentar las manifestaciones para contrarrestar las disputas legales. Video grabar sus áreas de manifestación puede valer la pena.
  • Persuadir a aquellos que no lo estén haciendo que vayan a la manifestación.
  • Disponer entretenimiento y oradores para que aparezcan en la manifestación. ¡Esto puede hacer maravillas por el estado de ánimo! Trabajar con el comité de propaganda en esto y traten de tener cobertura de la prensa siempre que tengan un orador o animador.

Comité de propaganda

El comité de propaganda debe hacer saber su posición tanto a los huelguistas como al público. Algunas de las cosas que el comité de propaganda puede hacer son:

  • Informar a los huelguistas de cualquier cambio en su posición de negociación, cómo están progresando las negociaciones, control de los rumores, reuniones importantes, etc. Algunas de estas cosas se pueden alcanzar con boletines de huelga, pequeños periódicos informativos de la huelga que pueden distribuirse entre los miembros.
  • Retratar a los huelguistas como personas comunes y trabajadoras al público y mostrar que sus demandas son más que razonables.
  • Hacer públicas cualquier amenaza y desinformación diseminadas por la oposición.
  • Crear folletos, volantes, comunicados de prensa y otros materiales explicando las razones para llevar a cabo la huelga al público en general.
  • Coordinar las presentaciones de los líderes huelguistas en los noticieros locales de radio y televisión.

Comité de finanzas/recaudación de fondos

Dependiendo del alcance de su huelga y cuánto tiempo piensen que pueda durar, el costo de una huelga puede ser desde unos cuantos cientos de dólares o llegar hasta varios miles de dólares. Su comité de finanzas y recaudación de fondos puede tomar la decisión de no hacer todo lo que sigue, pero pueden considerar cada uno antes de decidir:

  • Empiece y mantenga un fondo de huelga. ¡Empiecen desde antes con esto! De hecho, es una buena idea tener un fondo de huelga aunque no estén planeando irse a la huelga pronto.
  • Cree y mande una carta machote a los acreedores y arrendadores explicando las razones para la huelga y pidiendo se les den facilidades a los huelguistas para pagar sus adeudos durante la huelga.
  • Establezca un fondo para prestar dinero a los trabajadores que necesitan ayuda para pagar los servicios públicos y la renta o la hipoteca.
  • Ayude a los huelguistas con las compras de comida durante la huelga, ya sea trabajando conjuntamente con el banco de alimentos local, estableciendo su propio banco de alimentos o distribuyendo vales que se puedan usar en las tiendas.
  • Organícese para que proveedores locales de cuidados para la salud atiendan las necesidades médicas y dentales de los trabajadores durante la huelga.
  • Investigue cuáles son los requisitos de elegibilidad de los trabajadores para Medicaid y sugiérales a aquellos que cumplan dichos requisitos que los soliciten, en caso de necesidad, durante la huelga.
  • Incluya el pago de las primas de seguro y cuentas médicas y dentales atrasados en la negociación de la huelga.
  • Proporcione transporte (camiones, etc.) o vales de gasolina o transporte público a los huelguistas si la huelga dura por más de una o dos semanas.

Preparen un presupuesto.

Este puede ser difícil de hacer antes de que empiece la huelga, pero después de que empiece siempre pueden hacer ajustes. El comité financiero/recaudación de fondos debe preparar un presupuesto inicial y éste debe aprobarlo el comité general de huelga. Algunas cosas a incluir son:

  • Gastos legales, la mayor parte debidos a mandatos judiciales y pagos de fianzas de huelguistas detenidos.
  • Gastos de publicidad y propaganda.
  • Ayuda para comida, renta, servicios públicos, transporte y otro tipo de ayuda financiera.
  • Gastos de impresión.
  • Cualquier gasto adicional, tal como una renta para el cuartel general de la huelga, si está en un lugar diferente a las oficinas normales.

Hacer un pliego petitorio y establecer una fecha límite.

Deben estar totalmente claros de lo que quieren y por qué están amenazando con irse a la huelga. Tengan un buen argumento de por qué quieren lo que quieren. Adicionalmente a cualquier asunto importante sobre el que se esté enfocando la huelga, asegúrense que sus demandas incluyen la garantía de que los trabajadores en huelga no sufrirán consecuencias negativas por haber tomado parte en la huelga y el pago garantizado de las pólizas de seguro, cuentas médicas y dentales atrasados.

Negocien todo lo que puedan antes de manifestarse.

Tal vez puedan resolver sus demandas sin que nadie tenga que abandonar el trabajo.

Negociar es un arte fino. Requiere habilidades que pueden encontrar fuera de su organización, así que contemplen contratar un negociador o a un servicio de arbitraje. Busquen en el directorio telefónico servicios de negociación, mediación, arbitraje o resolución de conflictos. También pueden contactar la facultad de administración de empresas de la universidad local.

Lo que sigue son algunos libros sobre el tema de negociaciones laborales que los pueden ayudar en este punto, también:

Beyond the Walls of Conflict: Mutual Gains Negotiating for Unions and Management (Más allá de los muros del conflicto: Negociar ganancias mutuas para los sindicatos y la representación patronal) por David S. Weiss
Negotiating at an Uneven Table: A Practical Approach to Working With Difference and Diversity  (Negociar en una mesa desigual: Un acercamiento práctico a trabajar con la diferencia y la diversidad) por Phyllis Beck Kritek

  • The Union Steward's Complete Guide (La guía completa de Steward para el sindicato) por David Prosten (Editor)
  • Negotiating at an Uneven Table: A Practical Approach to Working With Difference and Diversity (Negociar en una mesa desigual: Un acercamiento práctico a trabajar con la diferencia y la diversidad) por Phyllis Beck Kritek.
  • The Union Steward's Complete Guide (La guía completa de Steward para el sindicato) por David Prosten (Editor)
  • Organizing to Win: New Research on Union Strategies (Organizarse para ganar: nueva investigación sobre estrategias sindicales) por Kate Bronfenbrenner, Sheldon Friedman, Richard W. Hurd, Ronald L. Seeber, and Rudolph A. Oswald (Editors)
  • The Common Law of the Workplace: The Views of Arbitrators (La jurisprudencia del entorno laboral: Los puntos de vista de los conciliadores) por Theodore J. St. Antoine (Editor)
  • Employment Dispute Resolution and Worker Rights in the Changing Workplace (Industrial Relations Research Association Series) por Adrienne E. Eaton and Jeffrey H. Keefe (Editors)
  • Front Stage, Backstage: The Dramatic Structure of Labor Negotiations (Mit Press Series on Organizational Studies) por Raymond A. Friedman
  • How to Prepare and Present a Labor Arbitration Case: Strategy and Tactics for Advocates por Charles S. Loughran
  • Getting to Yes (2nd edition) por Roger Fisher, William Ury, and Bruce Patton

¡Saquen a los manifestantes allá afuera! Si las negociaciones no han dado los resultados deseados, es hora de agregar músculo a las amenazas. Vean la descripción de los deberes del comité de manifestaciones para más información sobre qué hacer en este paso.

Negocien todavía más con los representantes patronales hasta que lleguen a una conclusión mutuamente aceptable.

Manejar una orden judicial:

Una orden judicial generalmente es una orden legal exigiendo a un acusado, en este caso, trabajadores en huelga, se abstenga de efectuar un acto específico, en este caso, manifestarse en vez de trabajar. Recibir una orden judicial para obligar a los huelguistas a regresar a trabajar o limitar el número de manifestantes permitidos en un sitio específico es una táctica comúnmente usada por la representación patronal, así que más les vale estar preparados en caso de que les suceda.

Si sus opositores los amenazan con una orden judicial, consíganse un asesor legal rápidamente. Mientras que hay una ley federal que prohíbe a la representación patronal obtener órdenes judiciales durante las huelgas, hay maneras de darle la vuelta y la representación patronal saca provecho de ello, aduciendo que los huelguistas están siendo violentos o impidiendo el acceso a una planta o edificio, por ejemplo.

Actúen en contra de esto haciendo que el comité de manifestaciones se asegure que el ambiente de las manifestaciones es ordenado y pacífico. Pueden seguir llenando las bases, como en el baseball, tomando videos de sus manifestaciones, especialmente en horas que los miembros de la oposición anden por ahí.

El juzgado oirá la evidencia de los abogados de sus opositores, posteriormente fijará una fecha para determinar si la orden judicial será emitida, generalmente como una semana después.  En esa audiencia tendrán la oportunidad de presentar su lado. La oposición también puede solicitar una orden de protección judicial temporal y eso está en manos del juez.

Mientras que esta sección de la Caja de Herramientas Comunitarias se concentra en huelgas generales, hay otros métodos relacionados que pueden querer probar.

  • Huelgas de manos caídas se usan cuando los trabajadores están tratando de ganar una sola concesión del patrón.  Estas se pueden ganar en cuestión de minutos. Simplemente todos dejan de trabajar al mismo tiempo y esperan a que el patrón ceda.
  • Huelgas de buen trabajo es una táctica usada por trabajadores en la industria de los servicios en la que los trabajadores aportan sus servicios gratuitamente o más baratos, cortando las ganancias del patrón y ganando el apoyo del público al mismo tiempo. Por ejemplo, los trabajadores de los autobuses y trenes en Lisboa, Portugal, que exigían un incremento salarial en 1969 dieron viajes gratuitos a todos los pasajeros. Rápidamente obtuvieron su aumento.
  • Todos se enferman al mismo tiempo cuando todos hablan para avisar que están enfermos al mismo tiempo. Esta táctica es muy efectiva para departamentos aislados o áreas de trabajo. Se usa mucho en sindicatos de empleados públicos para quienes irse de huelga está en contra de la ley. Pueden encontrarse con que la mera sugerencia de que todos se van a enfermar al mismo tiempo obtiene resultados. Durante una disputa sobre un empleado sindicalizado despedido de un hospital en Nueva Inglaterra, un representante sindical le dijo a un supervisor, “Hay mucho catarro por todos lados… ¿no sería una pena si tanta gente se enfermara que no fuéramos a tener suficiente personal para que funcionen las salas?” Ese día, docenas de trabajadores hablaron a la oficina de personal para preguntar cuántos días de incapacidad les quedaban. El hospital de inmediato reinstaló al trabajador corrido.

Para resumir

Como pueden ver, hay una variedad de estrategias que se pueden usar para que el patrón entienda el punto. Mientras que irse a la huelga puede tener un gran impacto en las negociaciones laborales, nunca debe tomarse a la ligera. Organícense bien y cuidadosamente, y sin embargo, tal vez encuentren que una huelga es todo lo que se necesita para que su oposición recupere los sentidos.

موارد

Recursos en línea

Bay Area Industrial Workers for the World. (1998). How to fire your boss: A workers' guide to direct action.

Employee Rights is a PDF provided by the United States government, and it offers information on legal rights surrounding unionization and participation in a strike.

How Chicago Teachers Got Organized to Strike is an article published on October 19, 2012 by Norine Gutekanst. 

198 Methods of Nonviolent Action is a resource provided by A Force More Powerful that lists 198 different methods of nonviolent action.

Organizing a Strike for Better Working Conditions is an article by Survival in Sight that discusses using strikes as an effective tool in the workplace. 

Recursos impresos

Brecher, J. (1997). Strike! Cambridge, MA: South End Press.

Chenoweth, E., & Stephan, M. (2012). Why Civil Resistance Works: The Strategic Logic of Nonviolent Conflict. Columbia University Press. Using statistical analysis and case studies Chenoweth and Stephan discuss the factors of different civil resistance campaigns that cause some to succeed and others to fail.

Roberts, A., & Ash, T. (2011). Civil Resistance and Power Politics: The Experience of Non-Violent Action from Gandhi to the Present. Oxford University Press. Civil resistance is an inadequately understood feature of world politics, and Roberts and Ash identify and discuss peace struggle as a key phenomenon in international relations. 

Rothman, J., Erlich, J. L., & Tropman, J. E. (1995). Strategies of Community Intervention. Fifth edition. Itasca, IL: F.E. Peacock Publishers, Inc.

Milkman, R., Bloom, J., & Narro, V. (2010). Working for Justice: The L.A. Model of Organizing and Advocacy. ILR Press. Working for Justice provides eleven case studies of recent low-wage worker organizing campaigns in Los Angeles.  This information was acquired through interviews, access to documents, and participant observation.

United Electrical, Radio, and Machine Workers of America. (1989). Preparing for and conducting a strike: A UE guide. Fourth edition. Pittsburgh, PA: UE Publishing.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 13:39

___Entienden qué es una huelga.

___Saben por qué quieren organizar y cómo negociar una huelga.

___Informaron a las oficinas nacionales y se aseguraron que los podrán tener al tanto y reportarse por todo el tiempo que dure la huelga.

___Deben instalar comités para manejar las diferentes responsabilidades de planeación para la huelga:

  • Comité general de huelga
  • Comité de negociación
  • Comité de manifestaciones
  • Comité de propaganda
  • Comité de finanzas/recaudación de fondos

___Prepararon un presupuesto que incluye todos los gastos de la huelga.

___Prepararon el pliego petitorio incluyendo:

  • La fecha límite
  • Lo que quieren
  • Por qué están amenazando con irse a la huelga
  • Por qué quieren lo que quieren
  • La garantía que los trabajadores huelguistas no sufrirán consecuencias negativas

___Han negociado todo lo posible antes de manifestarse.

Si las negociaciones fallan…

___Salgan a manifestarse.

___Han negociado aún más con los representantes patronales hasta lograr una mutua conclusión.

PowerPoint
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 11:55

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱۳. برگزاری شنود عمومی
Mehrnoosh Wed, 07/24/2019 - 09:41
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 07/24/2019 - 09:56

افراد مختلف درباره معنای شنود عمومی ایده‌های بسیار متفاوتی دارند. بنابراین، هنگامی که درباره این موضوع و مسائل مرتبط با آن با افراد دیگر صحبت می‌كنید، این تفاوت‌ها را در نظر داشته باشید. در این فصل، ما شنود عمومی را به دو طریق تعریف می‌كنیم: 

  • شنود عمومی می‌تواند جلسه‌ای رسمی باشد، كه شهادت عموم را درباره یك مسئله محلی، یا اقدام پیشنهادی دولت، استماع كند. معمولا شهادت‌های هر دو طرف را برای گزارش به عموم ضبط می‌كنند و یك گزارش نهایی شامل نكات كلیدی به دست می‌آید. همه سطوح دولت از شهر گرفته تا سطح ملی، شنود عمومی را برگزار می‌كنند. گاهی شنود عمومی رسمی را قانون مدیریت می‌كند (مثلا راجع به صدماتی كه یك پروژه پیشنهادی ساخت بزرگراه به محیط زیست وارد می‌كند). در موارد دیگر مقامات رسمی دولتی از شنود عمومی برای جمع‌آوری اطلاعاتی استفاده می‌كنند كه در تصمیم‌گیری‌ها یا تهیه پیش‌نویس قوانین به کارشان می‌آید.    
  • یك شنود عمومی، ممكن است كم‌تر رسمی باشد. ممكن است یك نهاد دولتی آن را حمایت كند،‌ یا نكند و الزاما هر دو طرف یك دعوی، فرصت صحبت كردن نداشته باشند. ممكن است گزینه شما فقط این باشد كه هیاتی از افراد، مسئله‌ای را به بحث بگذارند، اعم از اینكه زمان پرسش و پاسخ داشته باشند، یا نداشته باشند. 

شنود عمومی را گاهی جلسات پاسخ‌گویی یا جلسات مطالعاتی می‌نامند. در جلسات شنود رسمی قانون اقتضا می‌کند که معیارهای منصفانه‌ای وجود داشته باشد و در آن صورت، جلسه شنود به یک دادگاه شبیه می‌شود.

چرا شنود عمومی انجام دهیم؟

دلایلی وجود دارند در پاسخ به اینكه چرا شما می‌خواهید شنود عمومی ترتیب دهید. مثلا:

  • افتتاح بحث بر سر مسئله و كمپین ترویج‌گری شما
  • برقراری ارتباط و شفاف‌سازی نیازها
  • انتقال حس نگرانی باهمستان درباره یك مسئله
  • افزایش آگاهی باهمستان نسبت به یك مسئله
  • جلب توجه رسانه‌ها
  • نزدیك كردن تعداد بیش‌تری از عموم به طرز فكر شما
  • فراخوانی اعضای جدید
  • نشان دادن نقطه نظرات شما راجع به موضوع بحث‌ برانگیز
  • بازگشایی مجدد گفتگو با عموم درباره مسائلی كه از ذهن عموم پاك شده‌اند
  • مواجهه با استدلال‌هایی كه مخالفینتان بر علیه گروه یا طرح و برنامه شما مطرح می‌كنند
  • یافتن راه‌ حل برای یك مشكل یا مسئله باهمستان 
  • جمع‌آوری اطلاعات
  • به دست گرفتن نبض باهمستان 

عموما شنود عمومی هزینه زیادی اعم از وقت یا پول كاركنان در بر نمی‌گیرد و برای سازمان یا طرح و برنامه شما راهی بسیار عالی است تا پیامتان را به مردم، رسانه‌ها و مسئولین منتخب برساند.

چه زمان یك شنود عمومی را برگزار كنید یا در آن شهادت دهید؟

یك شنود عمومی، اگر كنترلی روی زمان برگزاری آن داشته باشید، بهتر است وقتی برگزار شود كه بتوانید توجه‌ها را به سمت هدفتان جلب كنید، یا بخواهید نقطه نظرات مختلف را بشنوید كه شما را در تصمیم‌گیری بر سر یك فعالیت یا كمپین در شرف انجام، یاری كند. چنین رویدادهایی را البته نباید به صورت متعدد برگزار كنید، چون شركت‌كنندگان در آن كاهش پیدا می‌كنند و وقتی دفعات برگزاری آن بیش از حد شود، تاثیرش هم كم‌رنگ خواهد شد. همچنین برگزاری یك شنود عمومی به گروه شما اقتدار و اعتبار می‌بخشد اما زیاده‌روی در آن، اقتدار و اعتبار را مخدوش می‌كند.

ممكن است شما كنترلی روی زمان برگزاری شنود عمومی نداشته باشید. مثلا شاید مسئولین دولتی شهر، روستا، یا ایالت شما تصمیم بگیرند كه در مورد یك مسئله (مثلا افزایش نرخ بهره) شنود عمومی برگزار شود و سپس از شما بخواهند كه در آن شركت كنید. اگر از شما خواسته نشود كه شركت كنید، اما فكر می‌كنید حرفی برای گفتن دارید، باید كاری كنید كه در فهرست شاهدها قرار بگیرید.

در مواقع دیگر، شاید بتوانید یك شنود عمومی ترتیب بدهید تا توجه‌ها را به سمت یك مشكل یا پیشنهاد كه سازمان یا پروژه شما درگیر آن است، جلب كنید. این برگزاری می‌تواند در شروع یك پروژه، سازمان یا برنامه انجام شود. می‌تواند متصل به یك رویداد جاری یا در شرف انجام باشد، یا زمانی كه مسئله شما توجه زیادی از جانب عموم كسب كرد، برگزار شود. یا ممكن است زمانی یك شنود عمومی را فراخوانی كنید كه مخالفت شما توجه زیادی را جلب كرده باشد و بخواهید نقطه نظرات جانب خودتان را مطرح كنید. 

چطور یك شنود عمومی را برگزار کنید یا در آن شهادت دهید؟

فرض كنیم شما مشغول كار روی یك پیشنهاد هستید كه طی آن در تمام شهرها یك سنت به مالیات فروش اضافه شود و منافع آن صرف ایجاد كارگاه‌های بعد از ساعات درسی،‌ زمین‌های بسكتبال نیمه‌شب و سایر برنامه‌های مختص جوانان شود. كمیسیون شهر موافقت كرده كه مسئله را مورد توجه قرار دهد و برای شنود عمومی فراخوان دهد. از شما خواسته شده نقطه نظرات جانب خودتان را ارائه كنید و نمایندگان تجار محلی كه معتقدند افزایش مالیات به كار و كسبشان لطمه می‌زند، مخالفین شما هستند. یا فرض كنیم مسئولین شهر برای یك جلسه شنود فراخوان نداده‌اند، اما شما می‌خواهید یك شنود عمومی درباره مسئله را سازمان‌دهی كنید، تا عموم را نسبت به مسئله هوشیار كنید و به شما كمك كند كه بفهمید موضع شما چه باید باشد.

  • پیش از شنود عمومی. معمولا به یك ماه زمان نیاز دارید كه برای موضوعی مثل این برنامه‌ریزی كنید و حرفتان را بزنید، اما اگر زمان را طرف مقابلتان تعیین كند، چنین فرصتی نخواهید داشت. 
  • پرداختن به دستور جلسه. وقتی درباره مسئله شما یك شنود عمومی وجود داشته باشد، هر قدر هم ناجور برنامه‌ریزی شده باشد و هر قدر هم گروهتان از نظر سیاسی جانبی باشد، باید تلاشتان را بكنید تا مطمئن شوید موضع‌تان در شهادتتان ارائه شود. با حضورتان در هر یك از این جلسات شنود، افراد صاحب قدرت شما را می‌شناسند و شما خواهید دانست: اگر حرف‌های خوبی برای گفتن داشته باشید، اگر وارد به كار و مطلع باشید، حتی ممكن است وابسته به شما شوند. حضور داشتن بسیار مهم است.  
  • اگر تاكنون از سازمان یا پروژه شما خواسته نشده كه در یك شنود عمومی شهادت بدهید، اطمینان حاصل كنید كه در دستور جلسه قرار دارید. با هر سازمان یا نهادی كه حامی جلسه شنود است تماس بگیرید. مثلا اگر برگزاركننده جلسه شنود شهرداری است، با سازمان شهرداری تماس بگیرید و ببینید برای اینكه جزو شهادت‌دهندگان قرار بگیرید با چه كسی باید صحبت كنید. 
  • قرار گرفتن در دستور جلسه كار آسانی نیست. اگر زمان جلسه شنود محدود است، احتمالا اداره‌كنندگان جلسه شنود از قبل شهادت‌دهندگان را انتخاب كرده‌اند. در اینصورت مشمول قرار دادن خودتان و قبل از آن انتخاب شدنتان، تقریبا غیرممكن یا فوق‌العاده سیاسی خواهد بود. باید قانون‌گذار اصلی یا كارگزار قدرت را بشناسید، یا حداقل وقتی كنار گذاشته‌ شدید، شما را به عنوان یك مزاحم مشروع بشناسند. 
  • در چنان شرایطی هنوز چند گزینه دارید: (الف) ببینید آیا دوستان سیاسی‌تان می‌توانند شما را در فهرست شهادت‌دهندگان بگنجانند یا نه. (ب) ببینید آیا سخنرانی كه قرار است مسئله شما را مطرح كند شما یا نقطه نظرات شما را در ارائه خودش خواهد گنجاند یا نه. (پ) با رسانه‌ها یا هر كسی كه به حرف شما درباره حذف شدنتان گوش خواهد كرد، صحبت كنید (اما در ذهن داشته باشید كه این یكی تماس سختی است، چون دشمن‌تراشی خواهد كرد). 

وضعیتِ تا حدی متداول‌تر آن است كه جلسه شنود به مدت طولانی‌تر (چندین ساعت و گاهی چند روز) ادامه پیدا كند و شما بتوانید برای صحبت كردن نام‌نویسی كنید. معمولا هر كس كه بخواهد، حرف‌هایش استماع خواهد شد و هر كس هم مدت معینی (معمولا بین دو تا پنج دقیقه) فرصت صحبت كردن خواهد داشت. در حقیقت، آنچه معمولا اتفاق می‌افتد این است كه كسانی كه در كمیته یا گروه برگزاركننده جلسه شنود دوستانی دارند، از چند روز قبل برای ادای شهادت ثبت‌نام می‌کنند و در روز جلسه شنود با دبدبه و طمطراق از راه می‌رسند و یک ساعت و نیم هم حرف می‌زنند. این یعنی اگر زرنگ نباشید و از چند روز قبل ثبت‌نام نكرده باشید (حتی اگر بگویند که تا روز برگزار جلسه ثبت نام نمی‌کنند، در صورتی که بتوانید مسئولان شنود را متقاعد کنید، موفق خواهید شد که از چند روز قبل نامتان را در فهرست شاهدین بگنجانید.) ولی حتی در آن صورت هم ممکن است شاهد دویست و چهلم، در فهرست شهادت‌دهندگان، باشید. حتی اگر مسئولان جلسه شنود خود را متعهد بدانند كه به حرف‌های همه گوش كنند، در ساعت ۲:۳۰ بامداد شما برای یك سالن خالی صحبت خواهید كرد. به هر حال، چه با استفاده از روابط‌تان (البته اگر داشته باشید) و چه با حضور در سالن در ساعت ۶ صبح روز برگزاری جلسه شنود، باید از قبل اسمتان را در فهرست شاهدان بگنجانید.    

  • تعیین اهداف برای جلسه شنود. اول و مهم‌تر از همه باید بدانید كه قصد دارید توسط این رویداد چه كاری انجام دهید. دانستن اهدافتان به شما كمك می‌كند بهترین افراد ممكن برای شهادت دادن را انتخاب كنید.
  • البته اگر شنود عمومی باشد، احتمالا هدف اصلی شما انتشار پیامتان درباره هر مسئله یا مشكلی است كه مطرح می‌شود. می‌تواند به این معنی باشد كه كمیسیون شهر را متقاعد كنید كه در یك مسئله عمومی به نفع شما رای دهد، یا عموم را متقاعد كنید كه در یك رفراندوم به شكل خاصی رای دهند. ممكن است شما اهداف دیگری هم داشته باشید. مثلا بخواهید داوطلبین بیش‌تری جذب كنید یا پوشش رسانه‌ای محلی را در مورد موضوع‌تان بیش‌تر كنید. همچنین ممكن است هدف دیگرتان افزایش تفاهم میان جبهه خودتان و جبهه مخالفتان باشد. 
  • اهدافتان هر چه كه باشد، مهم است كه هنگام برنامه‌ریزی برای جلسه شنود آن‌ها را در نظر داشته باشید، زیرا به شما كمك خواهد كرد سخنرانانی را انتخاب كنید كه برای مقاصد شما از همه مناسب‌تر هستند و همچنین كمكتان خواهد كرد به‌ طور شفاف بدانید كه چرا با طی مراحل این‌ كار را انجام می‌دهید. 

مثال: تشكیل اهداف برای یك جلسه شنود

خوزه سرپرست ائتلافی است كه قبلا گفتیم روی افزایش یك سنت به مالیات فروش، به منظور افزایش كمك مالی برای برنامه‌های جوانان كار می‌كند. كمیسیون شهر در این باره یك شنود عمومی فراخوانی كرده است و ماه آینده، طی یك رفراندوم روی این مسئله رای‌گیری خواهد شد. خوزه و سایر رهبران ائتلافش هنگام تعیین اهداف برای جلسه شنود، این را در نظر می‌گیرند. نتایجی كه به دست آورده‌اند، به قرار زیر است:

  • هدف ۱: نشان دادن اینكه به برنامه پیشنهادی برای جوانان نیاز وجود دارد. 

  • هدف ۲: نشان دادن اینكه برای تامین بودجه برای این برنامه‌ها، افزایش مالیات فروش مورد نیاز است.

  • هدف ۳: نشان دادن اینكه آن افزایش مالیات باری بر دوش شهروندان نخواهد گذاشت. 

افرادی را برای شهادت دادن پیدا كنید و آن‌ها را خوب آماده كنید.

شما باید به‌دقت افرادی را انتخاب كنید كه با شهادتشان پیام شما را پوشش دهند. اعم از اینكه در این زمینه فصاحت كلام داشته باشند، یا با تجارب چشمگیری در دنیای واقعی درباره مسئله، در پروژه‌تان شركت داشته باشند. باید كسانی را پیدا كنید كه به عنوان نمایندگان جبهه شما با ایشان راحت باشید، زیرا احتمالا همان‌طور هم به نظر می‌رسند، حتی اگر در سازمان شما دست‌اندركار نباشند. 

مدام در نظر داشتن اهداف و به دنبال انواع مختلف شهادت گشتن، یعنی آمیزه‌ای از نظرات تخصصی (مثلا کارشناسی كه در خصوص مسئله یا موضوع شما تخصص داشته باشد) و روایت‌های خصوصی (داستان‌هایی از كسانی كه مستقیما تحت تاثیر مسئله قرار دارند)، كارایی بیش‌تری خواهد داشت از اینكه یكی از آن دو را انتخاب كنید. اگر امكان داشته باشد، بهترین كار آن است كه نمایندگان یك برش عرضی از باهمستان را انتخاب كنید، افرادی در سنین مختلف، با سوابق قومی مختلف و وضعیت اجتماعی‌-اقتصادی مختلف. 

اگر انجام این كار به نظر سخت می‌رسد، شاید برخی ایده‌های خلاقانه كارساز باشند. مثلا فرض كنید شما برنامه دارید كه روی تاسیس یك مركز سالمندان در شهرتان كار كنید. ممكن است فكر كنید كه برای این كار فقط باید سالمندان شهادت بدهند. اما به این فكر كنید كه می‌توانید كسان دیگری را هم كه به این جمعیت اهمیت می‌دهند، مشمول شهادت كنید. مانند نوجوانی كه به پرستاری از یك خویشاوند سالمند كمك كرده است. 

 نمونه: تصمیم‌گیری درباره اینكه چه نوع افرادی باید شهادت دهند

خوزه با در نظر داشتن اهداف، دست‌به‌كار انتخاب افراد برای ارائه شهادت شد. در نتیجه چندین شهادت‌دهنده به قرار زیر پیدا كرد:

  • هدف ۱: نشان دادن اینكه به برنامه پیشنهادی برای جوانان نیاز وجود دارد. 
  • جوانانی كه می‌توانند درباره اینكه به چه چیزهایی نیاز دارند كه مانع به دردسر افتادن آن‌ها شود، صحبت كنند.
  • کارشناسان مثل روان‌پزشكان كودك، آموزگاران، مشاورین، كه می‌توانند منافع برنامه‌های مخصوص جوانان را نشان دهند.
  • والدینی كه نگران آن هستند كه بچه‌هایشان هیچ كار مثبتی برای انجام دادن ندارند.
  • هدف ۲: نشان دادن اینكه برای تامین بودجه برای این برنامه‌ها مالیات فروش مورد نیاز است.
  • نمایندگان آژانس‌ها و سازمان‌هایی كه با جوانان كار می‌كنند و می‌توانند توضیح دهند كه چرا بودجه كافی ندارند كه خودشان بتوانند چنین برنامه‌هایی را اجرا كنند.  
  • هدف ۳: نشان دادن اینكه مالیات فروش باری بر دوش شهروندان نخواهد گذاشت. 
  • صاحبان كسب و كارهای محلی كه معتقدند مالیات باعث فراری دادن مشتریانشان نخواهد شد.
  • متخصصین مالی محلی كه می‌توانند نشان دهند شهر از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی قرار دارد و به نظر می‌رسد كه تا مدت‌ها همچنان در این وضعیت باقی خواهد ماند.
  • یك نفر از اتاق بازرگانی یا یك انجمن بازرگانی دیگر. 

كسانی را كه به صحبت در جمع عادت ندارند، تمرین بدهید. كاملا مطمئن شوید هر كس كه قرار است شهادت دهد آماده است به بهترین وجه این کار را انجام دهد.

  • از قبل محلی را رزرو كنید و برای رویداد تاریخ و ساعت تعیین كنید. البته اگر این یك شنود عمومی رسمی باشد، مسئولین دولتی محل این كار را برایتان انجام خواهند داد و شما می‌توانید این مرحله را نادیده بگیرید. اما اگر به عهده خودتان باشد مهم است كه زمان و مكانی مناسب برای این رویداد انتخاب كنید.

عصر یكی از شب‌ها در طول روزهای کاری هفته، احتمالا برای بیش‌ترین تعداد حضار مناسب خواهد بود، چرا كه اغلب افراد روزها سر كار می‌روند. سعی كنید مكانی را پیدا كنید كه همه حضار را در خود جا بدهد، اما محل خیلی بزرگ و وسیع هم انتخاب نكنید. اگر سالن خیلی بزرگ باشد، در عكس‌ها و فیلم‌های خبرنگاران اینطور به نظر می‌رسد كه تعداد كمی در آنجا حضور داشته‌اند.

اگر امكانش باشد، جلسه شنود باید در خود محل یا منطقه‌ای كه تحت تاثیر مشكل قرار دارد برگزار شود. چنین مكانی افراد محلی بیش‌تری را به آنجا خواهد كشاند، افرادی كه در این مسئله روی آن‌ها سرمایه‌گذاری شده است. مثلا اگر دادرسی مربوط به جرائم نژادی در دبیرستان‌های محله است، چنانچه جلسه شنود در یك دبیرستان برگزار شود - در مقایسه با مثلا سالن کنفرانس یک هتل - تاثیر عاطفی بیش‌تری به همراه خواهد داشت و تعداد بیش‌تری از افرادی را كه واقعا به موضوع اهمیت می‌دهند، به آنجا خواهد كشاند.    

  • ترتیبات لازم را برای اطمینان از دسترسی به محل فراهم کنید. آیا برای این رویداد مترجمی آشنا با زبان اشاره (ویژه ناشنوایان) در نظر گرفته‌اید؟ آیا ساختمان برای اشخاصی كه از صندلی چرخ‌دار یا سایر تجهیزات كمكی استفاده می‌كنند قابل دسترسی هست؟ اگر قرار است نوشته‌هایی بین حضار توزیع شود، آیا نوشته‌هایی با حروف درشت یا نسخه‌هایی به خط بریل برای كسانی بینایی معیوب دارند موجود است؟ در هر نوشته تبلیغاتی كه توزیع می‌كنید (به مرحله ۶ در ادامه توجه كنید)، حتما هر قدمی را كه برای دسترس‌پذیری این رویداد برداشته‌اید ذكر كنید.
  • یك گرداننده (مجری جلسه) انتخاب كنید. این هم اقدامی است كه اگر دیگران شنود عمومی را سازمان‌دهی می‌كنند، نیازی نیست شما نگرانش باشید. احتمالا آن‌ها گردانندگی رویداد را هم خود به عهده خواهند گرفت. اما اگر خودتان همه چیز را ترتیب می‌دهید، باید یك گرداننده تعیین كنید. این شخص نباید جزو هیات برگزاركننده باشد. و اگر قرار است هر دو طرف مقابل در یك مسئله یا مشكل معرفی شوند، گردانند باید بی‌طرف باشد و وابسته به هیچ‌ یك از دو طرف نباشد. وظیفه گرداننده آن است كه سخنرانان را معرفی كند، بحث را هدایت كند و اطمینان حاصل كند كه حرف‌های همه شركت‌كنندگان استماع شود. 

چند نكته درباره گرداننده:

  • اگر هر یك از سخنرانان را نمی‌شناسید، با آن‌ها آشنا شوید. چند روز قبل از جلسه شنود با آن‌ها تماس بگیرید و چند دقیقه با آن‌ها گپ بزنید تا بفهمید آن‌ها چه كسانی هستند. انجام این كار به شما كمك می‌كند هر اطلاعاتی را كه برای معارفه لازم دارید به دست آورید و در زمان برگزاری جلسه شنود به شما كمك می‌كند كه بفهمید كی به كی است. 
  • با هر دو طرف مسئله آشنا باشید. با رهبران هر دو طرف صحبت كنید و بفهمید نكات اصلی صحبتشان و موضع‌شان چیست.  
  • منصف باشید و از قاطع بودن نترسید. خصوصا اگر در جلسه شنود بحث بالا بگیرد، شاید ناچار به پادرمیانی شوید تا مطمئن شوید اظهارات هر دو طرف استماع می‌شود و اگر بحث از مسیر منحرف شود و كار به داد و فریاد بكشد، شاید ناچار به مداخله شوید.    
  • با دقت زمان‌گیری كنید، خصوصا اگر زمان جلسه شنود محدود باشد. اگر محدودیت زمانی مشكل‌ساز باشد و اگر زمان ارائه هر دو طرف تقریبا مساوی باشد، مطمئن شوید كه افراد از وقت مجاز خودشان عدول نكنند. نزدیك به پایان وقت هر یك از شركت‌كنندگان، به آن‌ها یادآوری كنید كه چقدر از فرصتشان باقی مانده است.
  • اگر حضار سوالی دارند، دروازه‌بان شما هستید. مراقب باشید خصومت فوران نكند، از جمله، سوالاتی كه به شخصیت افراد مربوط می‌شود نه به مسئله و غیره. سعی كنید احترام همه حفظ شود.

رویداد را به شکلی مناسب به اطلاع عموم برسانید! برای رسانه‌های محلی مطالبی جهت انتشار در مطبوعات ارسال كنید و در خصوص رویداد به آن‌ها اطلاع‌رسانی كنید. اگر فرصت كافی دارید، درباره رویداد اعلامیه‌های خدمات عمومی تهیه كنید و برای گزارش در رادیو و تلویزیون محلی ارسال كنید و درباره رویداد برگه‌های تبلیغاتی تهیه كنید. اگر در نشریات رابطی دارید، شخصا با آن‌ها تماس بگیرید و از آن‌ها بخواهید كه جلسه شنود را پوشش خبری دهند. بخش‌های مربوطه‌ای كه در پایان این فصل فهرست شده است، به شما كمك می‌كند كه اطلاعات بیش‌تری درباره چگونگی انجام این كارها در جعبه‌ابزار باهمستان پیدا كنید. 

 نمونه: به اطلاع عموم رساندن یك شنود عمومی

زمانی كه شهرداری درباره برگزاری قریب‌الوقوع جلسه شنود به خوزه اطلاع داد، او فقط سه هفته فرصت داشت كه حرف‌هایش را آماده كند. روز بعد مطالب مطبوعاتی‌اش را ارسال كرد. فرصت نداشت كه از بسیاری روش‌های طرح مطلب استفاده كند، ولی او یك «نسخه اولیه» از اعلامیه‌ مرتبط با رویداد به ایستگاه رادیویی محلی ارسال كرد، از روزنامه شهر خواست كه به او و به رهبر طرف مخالف اجازه دهد استدلال‌های خود را ارائه دهند.  او سپس برگه‌های حاوی اطلاعات درباره وضعیت ائتلافش تهیه كرد كه در زمان برگزاری جلسه شنود میان حضار توزیع شود. 

  • اطمینان حاصل كنید كه حضار حامی شما هستند. این مطلب خصوصا برای یك شنود عمومی اهمیت دارد. زیرا مردم توجه خواهند داشت به اینكه برای هر یك از دو طرف جلسه شنود چه تعداد افراد حضور خواهند داشت و طرف مقابل شما هم مقید است كه عده زیادی را به طرفداری خود داشته باشد.

علاوه بر خوب جلوه دادن طرف خودتان، داشتن عده زیادی به عنوان طرفدار هم برای كسانی كه شهادت می‌دهند اهمیت دارد. صحبت در میان جمع راجع به مشكلی در باهمستان می‌تواند ترسناک باشد، خصوصا اگر كسی بخواهد درباره تجربه آسیب دیدن شخصی‌اش در اثر یك بیماری یا تبعیض صحبت كند. دیدن هر تعداد بیش‌تر چهره‌‌های دوستانه در میان جمع، كار را برای شخص آسان‌تر می‌كند. 

مطلبتان را با افراد دست‌اندركار در سازمانتان در میان بگذارید، با اشخاصی كه در فهرست‌ تلفن‌هایتان هستند تماس بگیرید، ایمیل ارسال كنید یا هر دو كار را انجام دهید و تشویقشان كنید بیایند و از شما حمایت كنند. 

حضار را با افراد خودتان پوشش دهید. هر تعداد بیش‌تر كه می‌توانید از افراد گروهتان با خود بیاورید و مطمئن شوید كه نكات برجسته صحبت شما را می‌دانند و هنگام مطرح كردن آن‌ها شما را تشویق می‌كنند. همچنین مطمئن شوید كه ضداستدلال‌های شما را و نكات خجالت‌آور در برنامه‌های مخالفینتان را هم می‌دانند و آن‌ها را تجهیز كنید سوالاتی بپرسند كه آن نكات شرم‌آور را برجسته كنند. اگر جلسه شنود یا بخشی از جلسه شنود منتشر یا گزارش می‌شود، چنین مطالبی خبرساز خواهند بود. ‌   

در شنود عمومی

در روز جلسه شنود نه فقط آماده، بلكه باید بیش از حد آماده باشید، خصوصا اگر پرسش و پاسخ هم در دستور كار باشد. باید با خونسردی همه واقعیت‌ها را بدانید، استدلال‌های له و علیه خودتان و مخالفین‌تان را بفهمید و بتوانید به روانی و گفتار روشن هر چه بیش‌تر به هر سوالی پاسخ بدهید. اگر آسوده‌خیال به نظر برسید و برای هر سوالی كه مطرح شود جوابی داشته باشید، وجهه خوبی پیدا خواهید کرد و در نتیجه مسئله مورد نظر شما هم مورد پذیرش بهتری قرار خواهد گرفت. 

  • با یك معرفی مختصر شروع كنید. اگر این یك شنود عمومی باشد، این بخش را شهرداری یا هر مقامی كه حامی رویداد است به عهده خواهد گرفت. به هر شكلی كه روی دهد، اگر در شروع چند دقیقه وقت بگذارید و شرح مختصری از مسئله، روندی كه برای شرح مسئله به‌ كار خواهد رفت و اهداف بحث ارائه كنید، اهمیت خواهد داشت. اگر افراد كمی برای شهادت دادن دارید، بهتر است در شروع آن‌ها را معرفی كنید. اما اگر شهادت‌دهندگان زیادی دارید، احتمالا بهتر است درست پیش از صحبت هر كدام، آن‌ها را به‌ طور انفرادی معرفی كنید (یا اجازه دهید خودشان، خودشان را معرفی كنند).    
  • به هر دو طرف اجازه دهید شهادتشان را ارائه دهند. دو راه برای انجام این كار وجود دارد. یا می‌توانید به هر یك از دو طرف به‌ نوبت اجازه دهید یك به یك شهادت‌شان را ارائه كنند. یا می‌توانید از یك طرف بخواهید شهادت‌شان را ارائه دهند و سپس نوبت را به طرف دیگر بدهید. چنانچه بخواهید از روش دوم استفاده كنید، قرار دادن محدودیت زمانی برای شهادت هر فرد به طولانی نشدن استماع جلسه شنود كمك خواهد كرد. 
  • یادداشت بردارید. این یعنی نه‌ فقط از اینكه چه كسی شهادت داد و چه گفت، یادداشت بردارید، بلكه یك ایده كلی بدهید از اینكه چند نفر شركت كردند، چه اشخاص برجسته و متنفذی حضور داشتند (دانستن اینكه آن اشخاص در مقابل مسئله شما چه موضعی داشتند همواره اهمیت خواهد داشت) و اینكه آیا كسی از آژانس یا گروه مرتبطی حضور داشت كه به ادعای شما علاقه‌مند باشد.
  • بعد از جلسه شنود
  • در صورت لزوم از شهادت‌دهندگان حمایت كنید. اگر قرار باشد افراد راجع به موضوع خصوصا دشواری شهادت دهند، مثلا جلسه شنود راجع به سرمایه‌گذاری برای یك مركز مبارزه با تجاوز باشد و شما برنامه‌ریزی كرده باشید كه بازماندگان عمل تجاوز درباره تجربیات خودشان صحبت كنند، باید در صورت لزوم راه‌هایی را برای حمایت از آن‌ها پس از جلسه شنود در نظر بگیرید. شاید لازم باشد ترتیبی بدهید كه یك مشاور حرفه‌ای در جلسه حاضر باشد تا در صورت نیاز پس از ارائه شهادت از افراد حمایت كند. با یك مشاور تماس بگیرید. در صورت امكان با كسی تماس بگیرید كه خوب می‌شناسیدش یا عضو سازمان یا پروژه شماست و ببینید آیا حاضر است كه در این زمینه خدمات رایگان ارائه كند یا خیر.  
  • با رسانه‌های خبری كار كنید. به دنبال یك شنود عمومی، به احتمال زیاد رسانه‌های خبری به ائتلاف یا سازمان شما نزدیك خواهند شد تا نظرتان را درباره نحوه برگزاری جلسه شنود جویا شوند. این برای شما فرصتی است كه حداكثر استفاده را از جلسه شنود بكنید و نتایج جلسه شنود را طوری ارائه كنید كه جانب شما را در خصوص مسئله یا مشكل به بهترین وجه به تصویر بكشد. احتمالا بهتر است روی چیزهایی كه از جانب شما گفته شد و بیش‌ترین تاثیر را داشت، تمركز كنید. اگر فقط گفته‌های مخالفینتان طی جلسه شنود را رد كنید، تاثیر منفی خواهد داشت. اما اگر گفته‌های آن‌ها می‌توانست موثر واقع شود، حتما به آن‌ها اشاره كنید.  

در صحبت با مطبوعات درباره جلسه شنود، اهداف اصلی‌تان برای آن شب را در ذهن داشته باشید. 

 نمونه: صحبت با رسانه‌ها بعد از شنود عمومی

مدت كوتاهی بعد از پایان جلسه شنود، گزارشگر روزنامه محلی خودش را به خوزه رساند و نظر او را راجع به رویداد آن شب جویا شد. این پاسخی است كه او به گزارشگر داد. توجه داشته باشید كه چطور  خوزه روی نكاتی كه اهداف ائتلافش بودند، تاكید كرد:

«بسیار خوب، به نظر من این برای مردم واقعا روشن‌كننده بود كه این حرف‌ بچه‌ها را بشنوند كه تا چه حد اینجا در شهر ما حوصله‌شان سر رفته و این ملال تا چه حد می‌تواند به رفتارهای خطرناك و اعمال خلاف و ارتكاب جرایم تبدیل شود. و فكر می‌كنم گفته‌های دكتر كش از دانشگاه و خانم كری از اتاق بازرگانی در توضیح تامین بودجه برای طرح پیشنهادی، كاملا برای همگان روشن كرد كه تامین مالی برای این طرح كاملا مدیریت‌پذیر است، به اقتصاد ما لطمه نخواهد زد و مانع كسب و كارها نخواهد شد». 

با كاركنانتان دور هم جمع شوید و نتایج كار را به بحث بگذارید. 

در حالی كه البته باید پیش از صحبت با مطبوعات بدانید كه رویداد چطور پیش رفت، در روزهای پس از جلسه شنود است كه فرصت خواهید داشت بنشینید و بسنجید كارها چطور پیش رفت و از آنجا به بعد چه باید بكنید. آیا به نظر شما كسانی كه حضور داشتند مطالب جانب شما از مسئله را درك كردند و از شما حمایت كردند؟ مطبوعات چطور؟ تصمیم‌گیرندگان چطور؟

فهمیدن اینكه موضع شما بعد از جلسه شنود چیست به شما كمك خواهد كرد كه تصمیم بگیرید از آنجا به بعد چطور پیش بروید. خوب است در اینجا بخش‌های دیگر راجع به برگزاری یك كمپین درگیری مستقیم را برای یافتن ایده‌های دیگر مطالعه كنید. 

خلاصه​

معمولا شهادت دادن در، یا برگزار كردن یك شنود عمومی به‌ منظور اطلاع‌رسانی وسیع راجع به نكات مورد نظرتان، برجسته كردن مسئله‌تان، یا شناساندن سازمانتان اهمیت دارد. اگر شواهد و شهادت‌دهندگانتان را خوب آماده كنید، جلسه شنود را به اطلاع عموم برسانید، اطمینان حاصل كنید كه حامیانتان حضور خواهند داشت و از آموخته‌هاتان برای برنامه‌ریزی قدم‌های بعدی استفاده كنید، شنود عمومی برای شما و مدعایتان كارایی خواهد داشت.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 14:41

Ejemplo: Entrevista con B.L. Hathaway

B. L. Hathaway es la coordinadora de la Coalición Comunitaria de Cape Baja/Externa; ella habló con la Caja de Herramientas Comunitarias (CHC) sobre sus experiencias con las audiencias públicas.

CHC: Hábleme un poco sobre donde trabaja usted y lo que hace ahí.

B. L. Hathaway: ¡Claro! Yo trabajo en la Coalición Comunitaria de Cape Baja/Externa, y somos una coalición cuyos orígenes están dentro de la comunidad de servicios de salud y humanitarios. Hemos estado aquí durante los últimos 13 años, lo cual nos hace algo así como uno de los más viejos en estos días en los esfuerzos de coalición comunitaria. Y claro está que a veces hemos cambiado y hemos reconocido que es importante reunir a todos los sectores de la comunidad, hemos hecho un asunto propio el tratar de reclutar a otros para que se involucren en el trabajo de la coalición. La forma en que hacemos nuestro trabajo es involucrar a la gente en temas de preocupación identificados por la comunidad y llevar a la gente y a los accionistas a la mesa y facilitarles la identificación de problemas y una planeación estratégica. Hemos tenido mucho éxito al paso de los años en encontrar soluciones basadas en la comunidad que son representativas de las necesidades de nuestras coaliciones de bases amplias.

CHC: ¿En qué tipo de audiencias públicas has estado involucrada?

B. L.: Bueno, en la que hemos estado más recientemente y directamente involucrados fue una audiencia sobre acceso a atención dental. Realmente ésta fue la que probablemente tuvo mayor participación directa. Tuvimos una comisión dental que había estado abordando los temas y que estaba conformada por legisladores estatales. Ellos decidieron llevar las audiencias a la comunidad en seis diferentes lugares alrededor de la nación, lo cual me pareció una estupenda idea. Yo sé que siempre es difícil para todos nosotros ir a la capital y dar nuestro testimonio, así que fue mucho más fácil para la comunidad que ellos vinieran a nosotros. Tenemos una relación constante con nuestra organización de defensoría a nivel estatal, Atención de Salud Para Todos, y ellos fueron quienes proporcionaban el soporte técnico a la comisión para establecer estas audiencias a nivel estatal. Y gracias a nuestra relación constante, nos pidieron que los ayudáramos a organizar las audiencias.

CHC: ¿Qué tipo de cosas tuviste que hacer para prepararte para la audiencia?

B. L.: Yo creo que encontramos que la forma más exitosa para realmente reclutar e involucrar a la gente a venir y participar en estas audiencias fue pedirles que fueran copatrocinadores del evento. Tuvimos probablemente 20 diferentes organizaciones que se inscribieron como copatrocinadores.  La falta de atención dental es un asunto constante muy serio en Cape, así que hice llamadas personales a estas organizaciones y agencias quienes están muy conscientes de esta necesidad y les dije: “Este es el asunto, y esta es la fecha de la audiencia, ¿Estarían ustedes interesados en considerarse como copatrocinadores de la audiencia?” Ahora, obviamente ellos no están literalmente patrocinando una audiencia legislativa, pero de esa forma lo presentamos… todo lo que se les pidió entonces fue inscribirse en este volante y también que aseguraran que llevarían a representantes de la comunidad a la junta. Descubrimos una forma muy exitosa para atraer gente que había estado directamente afectada por la falta de atención dental o que estaban muy conscientes de esto en su papel de defensoría o de proveedor para que participaran en la junta. Parte de eso fue que cada uno de los copatrocinadores llevaría a cinco personas, y que cada uno identificaría al menos a alguien que quisiera testificar. Así que cada uno de los copatrocinadores trajo a cinco personas, y uno o más de esos cinco se comprometieron a testificar...

Yo creo que la idea de hacer que nuestros legisladores o nuestros comisionados se acercaran a la comunidad (para la audiencia) contrariamente de pedirnos a nosotros que fuéramos a ellos fue algo realmente positivo. Este asunto del copatrocinio realmente, realmente fue de gran ayuda. Además se trató un tema sobre el cual la comunidad realmente está preocupada, y ya habíamos comenzado a explorar esta idea, así que el momento fue realmente bueno para nosotros. La gente estuvo más que contenta en venir y hablar y abordar el tema.

CHC: Estupendo. Puede ser que no sepas esto ya que esto lo hicieron otras personas, pero me preguntaba acerca del tipo de preparación que recibieron las personas que testificaron.

B. L.: ¿Las personas que testificaron? Para ser honesta con usted no creo que haya habido mucha preparación porque lo que quisimos al pedirle a la gente que testificara fue que cada uno de ellos fuera un experto sobre su circunstancia personal, así que lo que les pedimos que abordaran fue su propia experiencia al enfrentar la falta de atención dental. Y obtuvimos un estupendo alcance porque tuvimos pacientes consumidores, proveedores de servicios dentales, defensores, así que realmente lo atacamos desde todas las perspectivas. Yo creo que lo único que realmente hicimos para preparar a las personas fue ayudar a aliviar alguna ansiedad que tuvieran, al decirles: “Usted es el experto en su circunstancia, sea usted proveedor o paciente o lo que sea, y todo lo que realmente le pedimos es que hable sobre sus propias circunstancias personales.” Lo que yo hice desde mi perspectiva como organizador fue tratar de preguntarles a las personas, dirigirlas un poco, y guiar a la gente, darles un poco de dirección dependiendo de quienes eran. Como es obvio en servicios para los adultos mayores, les dije: “¿Si es posible hablen como si ustedes mismos fueran adultos mayores, o sea desde su perspectiva?,” por ejemplo, para que pudiéramos de alguna manera obtener el apoyo de ese sector. Pero realmente no hubo preparación más allá de eso. Pero nuestra coalición comúnmente tiene juntas públicas y foros públicos donde las personas vienen y expresan sus preocupaciones. Entonces, de alguna manera tenemos experiencia en hacer esto y la gente ve esto como algo que la coalición hace. Así que realmente no se percibió como algo fuera de lo normal de lo que la coalición típicamente patrocina.

CHC: ¿Cuánto tiempo se llevó el proceso de planeación de las audiencias?

B: Yo diría, desde el momento en que realmente programamos esto, probablemente fueron dos meses. Y luego, claro está, al acercarse las cosas, estábamos tratando de promoverlas y reunir a la gente y hacer comunicados de prensa y todas esas cosas, el último mes fue realmente cuando estuvimos muy metidos en el esfuerzo.

CHC: ¿Sentiste que tuvieron el tiempo suficiente para hacerlo bien?

B: ¡Sí!

CHC: ¿Sobre las audiencias mismas? ¿Cuánto duró cada una, qué tipo de formato tuvieron?

B: Fueron en la noche. La nuestra comenzó a las 7:00 p.m., y esperábamos que duraran de las 7:00 a las 9:00 p.m. Sin embargo, nos pasamos de eso ya que tuvimos mucha gente que quería testificar y quisimos darle a todos los que quisieran una oportunidad de hablar. Así que de hecho duró alrededor de dos horas y media.

CHC: La única pregunta que tengo es: ¿Qué consejo le darías a cualquiera que estuviera involucrado en planear una audiencia pública?

B: Yo creo que probablemente ya lo habrás escuchado. Que vean si existe alguna forma de hacer que las personas, usted sabe, que los legisladores se acerquen a la comunidad contrariamente de que la comunidad vaya a ellos – yo sé que eso es un reto en sí mismo, pero vaya que todo fue más fácil, porque tuvimos gente que vino de aquí, de Cape Cod. Usted sabe, todos en Cape Cod viven a menos de 40 o 50 millas del lugar de la audiencia, contrariamente a manejar hasta Boston. Yo creo que el tema del copatrocinio realmente nos ayudó, porque la gente quería ser reconocida como gente que apoya la causa y de esa manera no me sentí responsable de reunir a 70 u 80 personas ahí. Cada copatrocinador fue responsable de llevar a cierto número de personas a la audiencia, y también de identificar a las personas que de hecho testificaron. Y creo que eso resultó ser, creo yo, nuestra mejor estrategia.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:39

___Entiende usted lo que es una audiencia pública.

Antes de la Audiencia Pública

___Ha utilizado sus contactos políticos, persuasión y/u horario de llegada para poner su nombre en los primeros lugares de la agenda.

___Sabe usted lo que desea lograr con la audiencia pública.

___Ha encontrado gente y la ha preparado para testificar.

___Ha reservado un lugar y ha fijado una hora y fecha para el evento si tiene control sobre eso.

___Ha hecho los arreglos necesarios para asegurar que haya accesibilidad.

___Ha seleccionado a un facilitador.

___Ha hecho una buena publicidad de este evento.

___Se ha asegurado que tendrá una asistencia que lo apoye.

En la Audiencia Pública

___Ha preparado una breve introducción.

___Ha permitido a cada una de las partes que ofrezca su testimonio.

___Ha tomado notas completas.

Después de la Audiencia Pública

___Ha ofrecido su apoyo a los testificadores.

___Sabe cómo tratar con los medios noticiosos.

___Ha discutido los resultados con su personal.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:50

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱۴. سازمان‌دهی تظاهرات‌ عمومی
Mehrnoosh Thu, 08/22/2019 - 12:20
متن خودآموز
Mehrnoosh Thu, 08/22/2019 - 12:28

تظاهرات عمومی چیست؟ 

تظاهرات عمومی به مجموعه‌ای از گروه‌های انسانی گفته می‌شود که به شکل سازمان‌دهی شده در یک مکان و زمان مشخص گرد هم آمده باشند تا توجه عموم را به موضوع خاصی جلب کنند. هر چند اغلب ما تظاهرات را مسئله‌ای سلبی قلمداد می‌کنیم – علیه «چیزی» – اما می‌تواند اثباتی و در حمایت از سیاستمدارانی مشخص و ایده‌هایشان، طرح‌هایی خاص، یا برنامه‌های موجود باشد. هدف از آن‌ها معمولا تاثیر بر شیوه انجام کارها یا شیوه تفکر برخی افراد است. تظاهرات می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، صرف نظر از اینکه هدف آن‌ها تاثیرگذاری بر سیاستمداران، کارکنان سازمان‌ها، یا عموم مردم باشند. تظاهرات می‌تواند راهپیمایی‌های عظیم با پوشش رسانه‌ای باشد یا یک اجتماع کوچک برای گیر انداختن قانون‌گذاران در مجلس نمایندگان، یا یک نمایش خیابانی در میدان شهر. آمریکایی‌ها مدت‌ها است که از تظاهرات‌ عمومی به عنوان راهی برای انتقال خواسته‌هایشان به افرادی که در قدرت قرار دارند استفاده می‌کنند. 

آیا سازمان یا طرح شما می‌تواند – و باید – از تظاهرات عمومی برای پیشبرد هدفش استفاده کند؟ اگر می‌تواند از این روش استفاده کند، چه کارهایی باید انجام دهد تا بتواند افراد درستی را در زمان درست و مکان درست گرد هم بیاورد؟  پس از تظاهرات چه باید بکند تا از آن بتواند بهره ببرد؟ 

در این بخش می‌آموزید که... 

  • اهداف بسیاری در برگزاری تظاهرات عمومی وجود دارد. 
  • یک تظاهرات چه اشکالی می‌تواند داشته باشد؟
  • چرا و چه زمانی سازمان یا طرح شما ممکن است تصمیم به برگزاری تظاهرات عمومی بگیرد؟ 
  • چگونه یک تظاهرات عمومی برپا کنیم؟ 
  • وقتی تظاهرات به اتمام رسید باید چه پیگیری‌هایی انجام داد؟ 

درباره تظاهرات عمومی 

اهداف احتمالی یک تظاهرات 

اهداف مشترک تظاهرات‌ها عبارتند از...  

  • حمایت و ترویج‌گری: به منظور مجبور کردن قانون‌گذاران یا افکار عمومی برای حمایت از یک لایجه، تصویب یک ایده یا سیاست‌گذاری یا خدمات خاص، یا توجه به نیازهای گروهی از مردم (برای مثال، دریافت کنندگان حمایت‌های رفاهی یا افراد توان‌یاب).
  • پشتیبانی: به منظور اعلام موافقت و همبستگی با یک فرد یا گروه، یک ایده یا سیاستگذاری، یا یک مسئله خاص. برای مثال، گروهی از سازمان‌هایی که خدمات مختلفی ارائه می‌کنند، یک تظاهرات در سطح باهمستان برگزار می‌کنند تا از طرح پیشنهادی برای راه‌اندازی خدمات بیش‌تر و بهتر برای بی‌خانمان‌ها در باهمستان حمایت کنند. 
  • اعتراض: به منظور سخن گفتن علیه برخی بی‌عدالتی‌ها، اتفاقات، شخصیت‌های عمومی، مراسم‌های احتمالی، و غیره. گروهی ممکن است تظاهراتی علیه برپایی احتمالی کارخانه فرآوری زباله‌های خطرناک در باهمستانشان برپا کنند، یا به اعتراض علیه برخورد پلیس با ساکنان باهمستان برخیزند.  
  • تظاهرات متقابل: به منظور پاسخ در برابر تظاهرات یا دیگر مراسم‌های عمومی برنامه‌ریزی شده توسط سازمان دیگری که رقیب شماست. برای مثال، یک گروه حامی حقوق مدنی ممکن است تظاهراتی برای ایجاد توازن در برابر گروه کوکلاکس کلن سازمان‌دهی کند؛ یا گروهی از تظاهر کنندگان ممکن است حرکتی علیه راهپیمایی هواداران یک سیاستمدار که دیدگاه‌هایی مخالف با آن‌ها دارد، سازمان‌دهی کنند. 
  • روابط عمومی: به منظور تبلیغ یا جلب توجه نسبت به یک مراسم، مسئله، سازمان، گروهی از مردم، و غیره. 
  • اقدام: محقق ساختن یک هدف مشخص عینی، جلوگیری از یا تغییر یک مراسم خاص، یا تاثیر بر مجموعه‌ای از مراسم‌های. چنین اقداماتی می‌تواند شامل کارهایی چون: تجمع کارگران و مسدود کردن دسترسی کارگران جایگزین به کارخانه؛ فعالان حامی صلح خود را به دروازه یک پایگاه نظامی زنجیر کنند؛ شرکت کنندگان یک تظاهرات به گروه‌هایی متشکل از افراد حوزه‌های انتخابیه مشابه تقسیم و با نمایندگان خود دیدار کنند.  
  • ترکیب همه یا برخی از موارد بالا. 

برخی از اشکالی که یک تظاهرات ممکن است به خود بگیرد عبارتند از... 

  • راهپیمایی و رژه: شکل کلاسیک آن به این صورت است که تعدادی از مردم در یک مسیر از یک مکان مهم به مکان دیگری حرکت می‌کنند تا تعهد خود را نسبت به مسئله‌ای نشان بدهند. برای مثال در سطح محلی چنین تظاهراتی می‌تواند شامل راهپیمایی از یک کلینیک آزاد به سمت شورای شهر باشد و در آنجا دغدغه‌های راهپیمایی کنندگان در قالب سخنرانی یا دیگر روش‌ها مطرح شود. راهپیمایی‌ها و رژه‌ها علاوه بر اینکه فرصتی جدی برای مطرح شدن در رسانه‌ها فراهم می‌آورند، معمولا با حمایت و ترویج‌گری، پشتیبانی، یا اعتراض همراه هستند. در برخی مواقع نیز به عنوان یک راهپیمایی متقابل استفاده می‌شوند. 
  • تجمع: تظاهرکنندگان خودشان در مکانی خاص گردهم می‌آیند تا در آنجا به سخنرانی بپردازند یا در دیگر فعالیت‌ها شرکت و دغدغه‌های خود را ابراز کنند (برخی از فعالیت‌های رایج عبارتند از: موسیقی، نمایش طنز، و/یا سخنرانی افراد مشهور). تجمع‌ها نیز مانند راهپیمایی‌ها علاوه بر اینکه فرصتی جدی برای مطرح شدن در رسانه‌ها فراهم می‌آورند، معمولا با حمایت و ترویج‌گری، پشتیبانی، اعتراض، و تظاهرات متقابل همراه هستند.
  • مسدود کردن: شکل کلاسیک آن به این صورت است که گروهی از مردم با حمل نشان‌هایی که بیانگر دغدغه‌هایشان است و اغلب همپیمانان و دشمنانشان را مشخص می‌کند، در برابر یک ساختمان یا تاسیسات می‌ایستند یا راه می‌روند. در یک مناقشه شغلی، کار شما می‌تواند این باشد که کارگران جایگزین را متقاعد کنید تا در طول زمان اعتصاب وارد محل کار نشوند؛ یک گروه مصرف کننده ممکن است در یک فروشگاه را مسدود کند تا مشتریان بالقوه را متقاعد کند که خرید از فروشگاه‌های دیگر به نفع آن‌ها است. برخلاف دو شیوه قبل، مسدود کردن همیشه با اقدام مستقیم و گاهی نیز خشونت و دستگیر شدن همراه است. 
  • تحصن: در تحصن تظاهرات کنندگان تنها یک مکان را – در یک اداره دولتی، خیابان، یک ساختمان خاص، و غیره – اشغال می‌کنند و در آنجا می‌نشینند. گاهی تحصن با سخنرانی و دیگر فعالیت‌ها نیز همراه می‌شود و گاهی نیز در سکوت برگزار می‌گردد. گاهی به ورود غیرقانونی هم می‌انجامد، و گاهی تنها برای اعلام این است که حضور مردم در آن مکان حقشان است، و گاهی نیز برای موضع‌گیری اخلاقی در مورد چیزی است.  
  • شب زنده‌داری: شب زنده‌داری شبیه تحصن است ولی به ندرت به نقض قانون می‌انجامد و اغلب در سکوت است. تظاهرکنندگان معمولا جمع می‌شوند تا توجهات را به چیزی جلب کنند یا شاهد مراسمی یا وضعیتی باشند، با این هدف که یادبودی برای فردی یا افکار او برگزار کنند یا آن را گرامی ‌بدارند، و یا به یکدیگر انرژی و نیروی معنوی بدهند. آن‌ها ممکن است فعالیت‌های مشترکی نیز داشته باشند – روشن کردن شمع و یا راهپیمایی با شمع، حمل تصاویر افرادی که در زندان هستند. از این روش معمولا برای مسائل اخلاقی بیش‌تر استفاده می‌شود. (شب زنده‌داری در سکوت به وسیله فعالان حامی حق حیات در برابر کلینیک‌های سقط جنین نمایشی از این نوع است.)
  • نمایش خیابانی: استفاده از بازیگران یا عروسک‌های نمایشی اغلب با لباس‌ها و ماکت‌های جالب، برای مسخره کردن و یا بی‌اعتبار کردن سیاستمداران و دیگر افرادی که در قدرت هستند حداقل قدمتی به اندازه تاریخ یونان دارد. نمایش خیابانی می‌تواند تاثیرگذار باشد چرا که باعث شلوغی محل برگزاری می‌شود و اغلب نکته مورد نظر را در قالب طنز مطرح می‌کند و این روش هم برای مردم به راحتی قابل فهم است و هم با حس بی‌اعتمادی که در مردم نسبت به سیاستمداران وجود دارد تناسب دارد و هم حس تفریح آن‌ها را ارضا می‌کند. 

جنبه دیگر یک تظاهرات که باید به آن توجه شود لحن آن است، در واقع شکل عواطفی که قرار است در شرکت کنندگان، مشاهده کنندگان، و شنوندگانش ایجاد کند. صرف نظر اینکه محتوای یک تظاهرات سلبی یا ایجابی باشد، لحن آن نیز می‌تواند سلبی یا ایجابی باشد. برای مثال، اگر در یک اعتراض از مخالفان بخواهند که به یاری تظاهر کنندگان برای حل مسئله بیایند، در این صورت لحنی ایجابی می‌تواند داشته باشد؛ از سوی دیگر یک تظاهرات حمایتی می‌تواند لحنی سلبی داشته باشد اگر به مخالفان خود به خاطر ماهیت بی‌احساس و شیطانی‌شان حمله کند. یک سازمان ممکن است تلاش کند تا جایگاه اخلاقی رفیعی برای خود فراهم آورد یا ممکن است سرسخت و مبارزه‌طلب به نظر برسد. اگر یک سازمان کارش را خوب بلد باشد، باید بتواند هر دو وجه را داشته باشد ولی این کار دشواری است. 

 سازمان‌دهندگان می‌توانند ساختاری فراهم آورند که لحن مورد نظرشان در تظاهرات حفظ شود. غذا و تفریح می‌تواند حتی در هوای بد هم جمعیت را خوشحال کند، در حالی که سخنرانی‌های آتش‌افروزانه می‌تواند آن‌ها را عصبانی و خشونت‌طلب کند. وجود سردسته‌ها (افرادی که نه «نگهبانان جهنم» هستند و نه چهره تهدید کننده‌ای دارند) و اتیکت‌های روی سینه با مفاهیم ضد خشونت، به تظاهر کنندگان چیزی را القا می‌کند که سازمان‌دهندگان از شرکت کنندگان می‌خواهند؛ هرگز فراموش نکنید که مخالفانتان هم انسان هستند. صرف نظر از تصمیمی که در سر دارند، سازمان‌دهندگان باید از لحنی که در تظاهر کنندگان القا می‌کنند و تصویری که در بلند مدت از آن‌ها – و بالطبع از مسئله مورد نظرشان – نزد مردم ساخته می‌شود آگاه باشند. 

چرا باید دنبال برگزاری یک تظاهرات عمومی باشیم؟ 

اهدافی که از راهپیمایی به دست می‌آیند از بسیاری از راه‌های دیگر نیز قابل دستیابی هستند. پس چرا باید از این روش به جای راه‌های دیگر استفاده کرد؟ پاسخ به پیشینه تلاش‌های شما، زمان‌بندی مراسم‌های معین، فردی که می‌خواهید به آن پیامتان را انتقال دهید، و چیزی که به طور خاص می‌خواهید محقق سازید بستگی دارد. چرا سازمان شما باید به دنبال برپایی یک تظاهرات عمومی باشد؟ 

  • عدم موفقیت روش‌های دیگر. ممکن است شما روش‌های مختلفی را امتحان کرده باشید تا بتوانید پیامتان را به گوش افکار عمومی برسانید یا سیاست‌گذران را برای ایجاد یک تغییر یا تاسیس یک نهاد متقاعد کنید، ولی به هیچ کجا نرسیده باشید. در این صورت ممکن است لازم باشد یک راهپیمایی عمومی برگزار کنید تا بتوانید توجهی را که برای پیشبرد طرحتان نیاز دارید به خود جلب کنید. 
  • زمان‌بندی. زمان یکی از عواملی است که در انتخاب چنین روشی اهمیت خاص دارد: پارلمان یا شورای شهر به زودی رای‌گیری می‌کند؛ قرار است به زودی حمایت‌های رفاهی برخی از اعضای شما قطع شود؛ تصمیمات مربوط به بودجه گرفته شده است. در این زمان‌های خاص شما باید پیامتان را به شکل قدرتمندی به گوش دیگران برسانید. 
  • اثرگذاری عمومی. اگر می‌خواهید بزرگ‌ترین تاثیر ممکن را بر وجدان عمومی برجا بگذارید، این کار را می‌توانید با تظاهراتی که به‌خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده باشد انجام دهید. 
  • می‌خواهید به اعضای خود نیرویی تازه بدهید. گاهی ممکن است برای شما اهمیت تاثیرگذاری عمومی یک راهپیمایی کم‌تر از تاثیرش بر حامیانتان و کسانی که برای هدف شما کار می‌کنند، باشد. تاثیر احساسی یک تظاهرات بر شرکت کنندگان می‌تواند موجب انرژی‌بخشی به یک طرح برای مدت طولانی شود، و در دوره‌هایی که به نظر می‌رسد کاری از پیش نمی‌رود – دوره‌هایی که همیشه برای یک هدف یا طرح پیش می‌آید – افراد را به تلاش بیش‌تر وادارد و امیدواری را در آن‌ها حفظ کند. 
  • به منظور جلب توجه رسانه‌ها به یک مسئله فراموش شده یا به سازمان‌ یا طرحتان. یک تظاهرات عمومی تاثیرگذار می‌تواند مردم را از خواب بیدار کند و آن‌ها را در مورد وجود یک مسئله یا مشکل، لزوم اقدام در مورد آن، و وجود حامیانی برای آن آگاه سازد. همچنین می‌تواند سوابق شما را ارتقا دهد و شما را به دیگران به عنوان یک مجموعه قوی بشناساند، و بنابراین در زمان رسیدگی به مسئله خاص حوزه فعالیت شما به شما مراجعه شود.  

چه زمانی ممکن است بخواهید یک تظاهرات سازمان‌دهی کنید؟ 

برخی از این وضعیت‌های احتمالی از این قرار هستند: 

  • بلافاصله قبل از یک مراسم مهم یا در طی آن، که با برگزاری تظاهرات می‌توانید بر آن تاثیر بگذارید. یک رای‌گیری محلی، ایالتی، یا ملی در مورد لایحه‌ای که بر مسئله مورد نظر شما تاثیر خواهد گذارد، یا شروع پویشی برای تاسیس یک مرکز خدمات محلی، همگی می‌توانند فرصت مناسبی برای راه‌اندازی یک راهپیمایی عمومی باشند. 
  • بازدید محلی یک سیاستمدار، شخصیت یا گروه بحث‌ برانگیز. شخص دیدار کننده ممکن است از نظر شما یک متحد، یا مخالف، یا فردی باشد که می‌توان با راهپیمایی بر او تاثیر گذارد. کیفیت راهپیمایی نیز می‌تواند تحت تاثیر نگرش شما نسبت به این فرد یا گروه باشد. 
  • راهپیمایی گروهی دیگری در مخالفت با هدف یا دیدگاه شما. در این شرایط ممکن است برگزاری یک راهپیمایی متقابل را برنامه‌ریزی کنید تا پیش از گروه‌های رقیب کارتان را شروع کنید، و بنابراین توجه رسانه‌ها را از پیام آن‌ها دور و به پیام خودتان معطوف کنید. اگر زمان سخنرانی سخنرانان اصلی یا برنامه‌های مهم خود را طوری برنامه‌ریزی کنید که با تظاهرات گروه رقیب هم‌پوشانی داشته باشد، خبرنگاران را در محل تظاهرات خود معطل نگه می‌دارید تا به تظاهرات رقیب نرسند. 
  • در سالروز بزرگداشت یک روز ملی یا گرامیداشت مسئله مورد نظرتان. اول ماه می، در همه کشورها به جز آمریکا روز کار است و به صورت سنتی زمانی برای راهپیمایی کارگران و سخنرانی‌های مدافعان حقوق کارگران در بیش‌تر نقاط دنیا به شمار می‌رود. روز ملی سوادآموزی در ماه سپتامبر معمولا شاهد برگزاری تظاهرات عمومی به وسیله برنامه‌ها و حامیان سوادآموزی هستیم. 
  • به عنوان بخشی از تلاش شما برای جلب حمایت مالی برای مسئله یا سازمانتان. در اواخر دهه ۱۹۸۰، و به دنبال کاهش بودجه خدمات مردمی عمومی و کمبود منابع مالی، یک ائتلاف خدمات عمومی محلی فعالیتی برای جلب بودجه راه‌اندازی کرد. برای این منظور آن‌ها یک نمایش خیابانی حرفه‌ای برگزار کردند که در آن برخی از کارهایی را که به جای خدمات مردمی بودجه دریافت می‌کردند به نمایش گذاردند. هوشمندی و زمان‌سنجی خوب این برنامه‌ها موجب جلب توجه در سطح ملی و ارتقا فعالیت‌های جذب بودجه در سطح محلی شد. 
  • به عنوان بخشی از یک پویش کسب شهرت برای سازمان یا مسئله مورد حمایتتان. یک گروه حامی واکسیناسیون اطفال در منطقه ممکن است راهپیمایی عمومی راه‌اندازی کند که بر اهمیت واکسیناسیون تاکید داشته باشد و سعی کند کل این روند را به یک پدیده تفریحی غیرترسناک برای کودکان تبدیل کند. چنین رویدادی می‌تواند شامل دلقک‌ها، نقاشی روی صورت، افرادی که لباس‌های عروسکی پوشیده‌اند، و غیره باشد که در کنار آن به والدین نیز اطلاعاتی در مورد زمان، مکان، و چگونگی انجام واکسیناسیون کودکان ارائه شود. 

چگونه یک تظاهرات‌ عمومی سازمان‌دهی کنیم؟ 

اگر قرار است تظاهرات به آرامی برگزار شود و هدف خود را به انجام برساند، در این صورت باید با دقت آن را سازمان‌دهی کنید. برای برگزاری یک تظاهرات عمومی چهار ایستگاه اصلی پیش روی شما وجود دارد: 

  • برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی 
  • زمان‌بندی
  • ارتباطات 
  • پیگیری 

برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی: به دقت در مورد آن بیاندیشید  

چنانچه تنها یک چیز بسیار مهم برای سازمان‌دهی یک تظاهرات وجود داشته باشد، آن چیز این است که باید پیش از آغاز برنامه‌ریزی کاملی داشته باشید. هر تظاهرات باید یک هماهنگ کننده و یک گروه سازمان‌دهی داشته باشد که با هم قبل از شروع، در طول برگزاری، و پس از آن کار برنامه‌ریزی و اجرا را برعهده داشته باشند. آن‌ها باید در مورد کیفیت تظاهرات تصمیم بگیرند و مشکلات بالقوه‌ای که ممکن است پیش آید را پیش‌بینی کنند و برای آن‌ها نیز برنامه‌ داشته باشند. 

در مورد چیزی که می‌خواهید به دست آورید تصمیم بگیرید. هدف (اهداف) تظاهرات دقیقا چیست؟ آیا مسئله مهم برای شما حمایت و ترویج‌گری برای یک موضع‌گیری، اعتراض به چیزی، یا برنامه‌ریزی برای اقدامی مشخص است؟ هدف به شما کمک می‌کند که لحن و شکل تظاهرات را مشخص کنید. اگر هدف شما حمایت و ترویج‌گری باشد تظاهرات شما می‌تواند شاد و به همراه آوازخوانی در تقدیس چیزی که از آن حمایت و ترویج‌گری می‌کنید باشد. اگر هدف شما اعتراض یا اصلاح یک چیز غلط است، لحن شما نیز متفاوت خواهد بود. لحن بسیار مهم است زیرا چیزی که به دنبال آن هستید می‌تواند تا اندازه‌ای به چهره‌ای که از تظاهرات شما در نظر دیگران ساخته می‌شود بستگی داشته باشد. اگر تظاهرات شما بیش از اندازه به سمت تفریحات و احساسات لطیف تمایل پیدا کند ممکن است جدی گرفته نشود. اگر ترسناک به نظر برسد ممکن است مردم به پیام آن گوش ندهند. 

تصمیم بگیرید که مشخصا چه چیزهایی می‌خواهید در تظاهراتتان اتفاق بیافتد – و چه چیزهایی اتفاق نیافتد. مردم چگونه به مکان برگزاری تظاهرات بیایند؟ خروج آن‌ها از محل برگزاری تا چه اندازه به آسانی صورت می‌گیرد؟ شما می‌خواهید آن‌ها در تظاهرات چگونه رفتار کنند؟ آیا آن‌ها باید اقداماتی هم انجام خواهد دهند؟ آیا امکان دارد که به دستگیری و دیگر انواع تقابل با نیروها بیانجامد؟ جمعیت را می‌توان با غذا و تفریحات، شاد نگه داشت یا با سخنرانی‌های تهاجمی به خشم آورد: برگزار کنندگان هستند که باید در مورد چیزی که ممکن است نصیب‌شان شود، اندیشیده باشند. 

بسیار مهم است که از مقامات مربوطه موافقت‌های لازم را برای استفاده از مکان برگزاری مراسم دریافت کرده باشید، مجوزهای لازم را گرفته باشید، چگونگی اداره امور را با پلیس و مقامات دیگر هماهنگ کرده باشید، تا هیچ گونه سوء برداشتی پیش نیاید. اطمینان حاصل کنید که شرکت کنندگان در تظاهرات می‌دانند باید انتظار چه چیزی را داشته باشند و شما از آن‌ها چه انتظاراتی دارید. اگر مردم بدانند که خشونت به هیچ وجه قابل قبول نیست، یا عبور از یک مسیر مشخص اهمیت دارد، احتمال این‌که به شکل مورد نظر شما رفتار کنند بیشتر می‌شود. 

در مورد کسانی که باید پیام تظاهراتتان را بگیرند و کسانی که می‌خواهید در آن شرکت کنند، تصمیم بگیرید. بسیار پیش‌تر از زمان برگزاری تظاهرات با دیگر سازمان‌ها، ائتلاف‌ها، و غیره تماس بگیرید و از آن‌ها بخواهید از حرکت شما حمایت کنند ( و در آن شرکت کنند). زمان، مکان، و برنامه باید متناسب با مخاطبان مورد نظرتان باشد. 

  • قانون‌گذاران یا دیگر مقامات انتخاب شده توسط مردم: تظاهرات باید جایی برگزار شود که آن‌ها حضور دارند – فرمانداری یا استانداری – و در یکی از روزهایی که آن‌ها جلسه دارند. مقامات انتخاب شده توسط مردم به رای‌دهندگان گوش می‌دهند. این فرصت بسیار خوبی برای اعضای جمعیت هدف – به‌ویژه کسانی که از همان منطقه‌ای آمده‌اند که قانون‌گذاران مهم به آنجا تعلق دارند – است تا بتوانند حرفشان را بزنند و نیز در حمایت و ترویج‌گر مسئله خود از اطلاعات آماری‌شان استفاده کنند تا اهمیت مسئله را نشان دهند و وسعت تاثیرگذاری آن بر افراد حوزه انتخابیه نمایندگان و قانون‌گذاران را نشان دهند. 
  • عموم مردم: اگر هدف پیام شما عموم مردم هستند، پس باید به دنبال یک راهپیمایی وسیع باشید یا چیزی که جالب و غیرعادی باشد و در یک مکان عمومی و در زمان شلوغ برگزار شود تا هم توجه تماشاگران و هم رسانه‌ها را جلب کند. بهتر است که حتی یک قرعه‌کشی تفریحی با حضور افراد مشهور داشته باشید. همچنین برای تظاهرات باید تبلیغات عمومی کرد و برای این کار از توزیع پوستر و تراکت در محله‌ها، انتشار بیانیه از مجاری عمومی مانند رادیو و تلویزیون، کلیساها، کلوپ‌ها، و غیره استفاده کنید. 
  • جمعیت هدف: اگر می‌خواهید طرحی را به اطلاع‌ کسانی برسانید که امیدوارید از فرصت فراهم شده توسط شما بهره ببرند، باید اطلاع‌رسانی را در محل آن‌ها و به زبان خودشان انجام دهید. اگر بتوانید خانواده‌ها و بچه‌ها را ترغیب به مشارکت کنید و نیز مشارکت افراد مشهور جمعیت هدف را با خود داشته باشید، بسیار به شما کمک خواهد کرد. چیزهایی که به آن‌ها ارائه می‌کنید باید با هدف انتقال اطلاعات کاربردی و کمک به آن‌ها برای فهم مسئله و ارتباط‌اش با خودشان باشد.  

برنامه‌ها را تنظیم کنید. چیزی که می‌خواهید در عمل در یک تظاهرات انجام دهید به این بستگی دارد که به دنبال تحقق چه هدفی هستید و مخاطبانتان چه کسانی هستند. باید ساختاری مشخص برای اتفاقاتی که خواهد افتاد داشته باشید و همه اجزای برنامه باید به گونه‌ای تنظیم شوند که مستقیما در خدمت نتایج مورد نظر تظاهرات باشند. برنامه خود را به اجزای کوچک تقسیم کنید و این امکان را برای شرکت کنندگان فراهم کنید که از قبل بدانند که برنامه چه مدت از آن‌ها وقت خواهد گرفت. 

چند گزینه برای برنامه‌های قابل استفاده در یک تظاهرات یا اجزای مختلف برنامه یک تظاهرات: 

  • سخنرانی‌ها می‌توانند برخی از مردم را قانع کنند و عده‌ای هم آن را تحمل می‌کنند، هر چند برخی از سخنرانان و سخنرانی‌ها (یک نمونه از این دست که به سرعت به ذهن می‌رسد سخنرانی «من رویایی دارم» مارتین لوتر کینگ است) آنقدر قوی هستند که هر شنونده‌ای را مجذوب خود می‌کند. سخنرانی افراد مشهور می‌تواند توجه عموم را جلب کنند و افراد را به سمت تظاهرات شما بکشانند. سخنرانی‌ها می‌توانند با هدف انتقال اطلاعات، جلب افرادی که هنوز قانع نشده‌اند، یا تنها برای برانگیختن جمعیت و حامیان شما باشند. اعضای یک جمعیت هدف (افرادی که در بزرگسالی سواد آموخته‌اند، افرادی که از ایدز رنج می‌برند، و غیره) می‌توانند بلیغ‌ترین سخنگویان مسائل خود باشند. 
  • راهپیمایی و دیگر انواع حرکت‌های جمعی تظاهر کنندگان می‌تواند نشانه‌ای برای میزان حمایت آن‌ها از مسئله باشد و با انتخاب مسیری خاص برای تظاهرات می‌توانید وسعت مکانی این مراسم را بزرگنمایی کنید و افرادی را که باد به یاری حل مسئله بیایند به مشارکت جلب کنید. همچنین این کارها می‌توانند کمک کنند که حس جمعی گروهی تقویت شود، افراد زیادتری به وجود این مسئله آگاه شوند، و توجه رسانه‌ها را جلب کند. 
  • تفریحات. موسیقی می‌تواند موجب انرژی دادن به مردم شود، احساسات آن‌ها را هدف قرار دهد و حس گروهی را در آن‌ها تقویت کند. این بخش معمولا باید متناسب با موضوع تجمع باشد برای مثال می‌توان سرودهایی با محتوای مرتبط با این مراسم تهیه کرد. از نمایش می‌توان برای به ارائه تصویری طنز‌ و انتقادی از نگرش مورد انتقادتان استفاده کنید، همانطور که گروه‌های «سانفرانسیسکو مایم تروپ» برای سال‌های متمادی از این ابزار به شکل موثری استفاده کردند. اگر برنامه تفریحی فوق العاده خوب برگزار شود یا از بازیگران مشهور در آن استفاده شود، تقریبا می‌توانید مطمئن باشید که به خوبی رهگذران و رسانه‌ها را جذب خواهد کرد. 
  • یک فعالیت سمبلیک می‌تواند راهی موثر برای انتقال یک پیام، تقویت اتحاد گروهی، و جلب توجه عموم باشد؛ برای مثال: همه یک شمع روشن با خود حمل کنند، سرودهای گروهی یا شعارهای گروهی سردهند، یک تصویر یا سند پخش شود، دعا بخوانند، و غیره. این روش‌ها می‌توانند فقط ابزارهایی برای جلب توجه باشند. چنین فعالیت‌هایی باید با تظاهرات و مسئله خاص شما تناسب داشته باشد. 
  • مسدود کردن می‌تواند تنها برای انتقال یک پیام، یا منع مردم از ورود یا حمایت از یک ساختمان یا مکان خاص به خاطر همراهی آن با مسئله مورد حمایت تجمع کنندگان باشد. در هر صورت این کار به سطح بالایی از سازمان‌دهی نیاز دارد، اما تصویری زنده در ذهن افراد از مجموعه شما ایجاد می‌کند و شیوه‌ای قدرتمند برای انتقال نکته مورد نظر شماست. همچنین می‌تواند سازمان شما را خشن‌تر از آنچه واقعا هست – یا آنطور که شما می‌خواهید دیده شود – به مردم نشان بدهد. 
  • اقدامات مدنی یا نافرمانی مدنی می‌تواند مجموعه‌ وسیعی از فعالیت‌ها را در برگیرد، شامل: اقدامات قانونی که برای دستیابی به هدفی معین طراحی شده‌اند (تعداد زیادی از مردم به تماشای رخدادی می‌آیند که انجام دهندگان آن ترجیح داده بودند در سکوت انجام شود، مانند تخریب یکی از یادبودهای محله‌تان)، مشارکت چند نفر در یک اقدام سمبلیک که با این هدف طراحی شده‌ که به دستگیری یا برخورد با آن‌ها بیانجامد (زنجیر کردن خود به یک ساختمان دولتی، یا به صورت علنی از پرداخت مالیات امتناع کردن)، اقدامات توده‌ای (مانند راهپیمایی مدافعان حقوق مدنی یا سد کردن مسیر حرکت نیروهای نظامی در میدان تیان آن مین). تظاهر کنندگانی که در نافرمانی مدنی شرکت می‌کنند باید آماده دستگیری و مجازات باشند و سازمان‌دهندگان باید از پیش به آن‌ها آموزش‌های لازم را بدهند تا به‌درستی در برابر پلیس و در طول روند دستگیری رفتار کنند. همچنین سازمان‌دهندگان باید در مورد تاثیر چنین اقداماتی بر نگرش عمومی به مسئله آن‌ها آگاه باشند. 

در مورد مکان تظاهرات تصمیم بگیرید. تصمیم در این مورد به این موارد بستگی دارد: زمان‌بندی، وسعت مکان مورد نیاز (انتظار دارید یا امیدوارید چند نفر شرکت کنند؟)، آیا تظاهرات شما عکس‌العملی در برابر چیز خاصی و در مکان خاصی است، و همچنین می‌خواهید پیامتان به چه کسی برسد. اما در انتخاب یک مکان باید به چند سوال مهم پاسخ بدهید: آیا در زمانی که به آن نیاز دارید موجود است؟ آیا به دریافت مجوز برای آن نیاز دارید و آیا امکان دریافت آن را دارید؟ آیا این مجوز مستلزم هزینه است و آیا این مبلغ را در اختیار دارید؟ آیا برای افراد معلول قابل دسترسی است؟ پاسخ به این سوالات به شما کمک خواهد کرد که بتوانید محل برگزاری تظاهرات خود را تعیین کنید. 

در مورد روز، تاریخ، و ساعت معینی برای برگزاری تظاهرات تصمیم بگیرید. گاهی روز، تاریخ، و ساعت از پیش برای شما مشخص شده است، برای مثال یک تظاهرات متقابل در همان زمانی باید اتفاق بیافتد که تظاهرات رقیب در حال انجام است؛ یا ممکن است رای‌گیری در مورد موضوعی خاص در پارلمان در روزی معین صورت گیرد. اما در کل این مولفه با سه چیز مشخص می‌شوند: 

  • حضور افرادی که می‌خواهید پیامتان را به آن‌ها برسانید (برگزاری یک تظاهرات در برابر پارلمان محلی در روز تعطیل یکشنبه، نمی‌تواند قانون‌گذاران چندانی را جذب راهپیمایی شما کند، همچنین راهپیمایی «همبستگی با مادران شاغل» نیز اگر در روز سه‌شنبه ساعت ۲ عصر، که اغلب مادران شاغل سرکار هستند، برگزار شود نمی‌توانید انتظار حضور تعداد زیادی از آن‌ها را داشته باشید). 
  • آب و هوا (شما احتمالا تمایلی به برگزاری یک تظاهرات فضای باز در مینسوتا در ماه ژانویه یا در فلوریدا در ماه جولای را نباید داشته باشید). آیا ضرورت دارد که این مراسم در یک روز بارانی یا برفی باشد؟ 
  • تعارض با رویدادهای دیگر (شما که دوست ندارید با کنسرت مجانی که همزمان در «پارک مرکزی» توسط گروه رولینگ استون برگزار می‌شود رقابت کنید!).

تصمیم بگیرید که چگونه باید مشارکت مردم را جلب کنید. این موضوع به میزان قابل توجهی بستگی دارد که شما چه مقدار پول و زمان برای اطلاع‌رسانی در مورد مراسم در اختیار دارید، و چه تعداد شرکت کننده می‌خواهید گردآوری کنید. باید از ابزارهایی برای مراجعه به مردم استفاده کنید که به آن گوش می‌دهند و از ادبیاتی استفاده کنید که با آن ارتباط برقرار کنند. در صورت امکان بهترین کار این است که به اشکال مختلف و دفعات زیاد پیامتان را پخش کنید، و به صورت شخصی به هر تعداد از افراد که می‌توانید اطلاع‌رسانی کنید. روش‌هایی که برای این کار می‌توانید استفاده کنید عبارتند از: تراکت‌ها، پوسترها، تماس‌های تلفنی، ارسال نامه، تبلیغات در روزنامه‌ها و خبرنامه‌های سازمانی و کلیساهای محلی، اطلاعیه‌های خدمات عمومی در تلویزیون و رادیو محلی، اطلاعیه در کلیساها، کلوپ‌ها، خبرگزاری‌ها و غیره. 

مقدمات لجستیک را فراهم کنید. امور لجستیک در واقع چرخ‌دنده‌های هر مراسمی محسوب می‌شوند، که تعیین می‌کنند چه کسی، چه چیزی، چگونه، و چه زمانی باید انجام شود. هر تظاهرات خاصی سوالات متفاوتی در زمینه لجستیک پیش روی شما قرار می‌دهد، اما برخی از پرسش‌های مهم در این زمینه از این قرار است: 

  • آیا چیزهایی هست که نیاز داشته باشید؟ چگونه هزینه آن را تامین می‌کنید؟ چه کسی مسئول آن است؟ از کجا تهیه می‌کنید؟ برخی از این چیزها عبارتند از: یک سیستم صوتی قابل استفاده، دستشویی، تجهیزات پزشکی و پرسنل لازم در این زمینه برای رسیدگی به وضعیت‌های اضطراری، پارکینگ، سطل زباله، علامت‌ها و بنرها، مسیری برای ورود و خروج سخنرانان به تظاهرات و رفتن به روی سن. 
  • مردم چگونه به تظاهرات وارد و از آن خارج می‌شوند و چگونه خود را به مکان برگزاری می‌رسانند و از آن خارج می‌شوند؟ 
  • چگونه به خانه می‌رسند؟ 
  • آیا قبل، در حین برگزاری و پس از آن نیازی به کنترل جمعیت هست (یعنی احتمال خشونت یا مشکلات ترافیکی عظیم وجود دارد)؟
  • آیا نیازی هست پس از برگزاری نظافت انجام شود؟ چه کسانی و چگونه این کار را انجام می‌دهند؟ 
  •  چه برنامه‌ای برای دیدار با رسانه‌ها قبل، در حین برگزاری و پس از آن دارید؟ 
  • آیا برنامه‌ای برای فعالیت‌های پس از برگزاری تظاهرات دارید (دیدار اعضای حوزه انتخابیه با قانونگذاران منطقه‌شان، واکسیناسیون کودکان در محل برگزاری، ثبت نام برای کلاس‌های سواد آموزی، و غیره)؟ اگر چنین برنامه‌ای دارید، چگونه می‌خواهید همه این فعالیت‌ها را مدیریت کنید؟ 

سعی کنید در مورد همه چیزهای دیگری که ممکن است اشتباه از آب در بیایند و تاکنون به آن‌ها فکر نکرده‌اید، بار دیگر بیاندیشید و راه حلی برای آن‌ها بیابید. اگر دستشویی‌هایی که سفارش داده‌اید به موقع نرسیدند، از کجا دستشویی فراهم می‌کنید؟ اگر یک تظاهرات متقابل برگزار شد چه می‌کنید؟ اگر افراد کمی حاضر شدند چه می‌کنید؟ اگر رسانه‌ها حضور پیدا نکنند یا زود محل را ترک کنند چطور؟ همه چیزهایی که می‌توانید از قبل پیش‌بینی کنید در واقع بحران‌هایی هستند که نیازی نیست در مورد آن‌ها نگران باشید، چون در صورت وقوع می‌دانید که چه باید بکنید. 

زمان‌بندی 

در صورت امکان تا جای ممکن برای برنامه‌ریزی یک تظاهرات زمان بگذارید تا بتوانید همه جزییات را مدیریت کنید و همه اجزای کار را کنار هم بگذارید. همیشه باید از افراد مشهور و شخصیت‌های مردمی خیلی زودتر از موعد وقت گرفته شود؛ اگر به اندازه کافی پیش از موعد این کار را نکنید (حداقل چند ماه زودتر و چند هفته زودتر کافی نیست)، آن‌ها در مراسم شما شرکت نخواهند کرد، مگر در صورتی که این پروژه مورد علاقه‌شان باشد (که اغلب حتی اگر چنین باشد هم شرکت نمی‌کنند). گاهی به دست آوردن و حتی یافتن یک مکان مناسب بیش‌تر از آنچه فکر می‌کنید طول می‌کشد. برنامه‌ریزی برای مدیریت جمعیت بزرگ کار سختی است، و حتی سخت‌تر از آن اجرای برنامه است (ممکن است در اولین یا دومین شرکتی که مراجعه می‌کنید نتوانید سیستم صوتی مورد نیازتان را بیابید؛ و اگر سیستم صوتی در روز مقرر به دست‌تان نرسید چه می‌کنید؟) 

 بسیار حیاتی است که در برنامه خود یک بازه زمانی اضافی بگنجانید. منظور چند ماه اضافه‌تر است و این مدت به هیچ وجه زیاد نیست. 

اما گاهی باید یک تظاهرات را ظرف چند روز یا حتی چند ساعت برنامه‌ریزی کنید. نکته کلیدی در برنامه‌ریزی موفق در همه شرایط، صداقت با خود است. با توجه به زمانی که در اختیار دارید چه کارهایی را واقعا به صورت موثر می‌توانید انجام دهید؟ فراتر از توانتان برنامه‌ریزی نکنید، و اگر به این نکته توجه کنید این شانس را دارید که تظاهراتی ساده برگزار کنید ولی به اهدافتان دست یابید. اگر برای رفتن به ماه برنامه‌ریزی کنید ولی زمان کافی برای این کار نداشته باشید، احتمالا هیچ چیز عایدتان نمی‌شود. 

ارتباطات 

یک سیستم برای ارتباطات عمومی کارآمد طراحی کنید. در برنامه‌ریزی یک تظاهرات، مهم‌ترین کاری که باید انجام دهید راه‌اندازی یک سیستم ارتباطاتی کاربردی و کارآمد است – اگر هنوز آن را راه‌اندازی نکرده‌اید. چنین سیستمی هم باید برای تظاهرات‌ها و شرایط اضطراری طراحی شده باشد، و هم در شرایط عمومی و عادی برای ارتباط با افرادی که به صورت مستقیم درگیر هستند و با مسئله شما ارتباط دارند مورد استفاده قرار گیرد. 

چنین سیستم‌هایی می‌توانند ارزش خود را زمانی به شما نشان دهند که نیاز دارید به سرعت دیدگاه قانون‌گذاران را در مورد چیزی تغییر دهید. یک نفر با ایمیل زدن و تلفن کردن به تعداد زیادی از سازمان‌ها می‌تواند در عرض چند ساعت امکان ارسال چند صد یا حتی هزاران تماس تلفنی و نامه‌ به سازمان‌های دولتی را فراهم کند.

سیستم ارتباطاتی ایده‌آل، یک فرد یا کمیته کوچک دارد که به عنوان کمیته مرکزی هماهنگی عمل می‌کند. در دنیای کنونی بهترین گزینه برای ارتباطات سریع و کارآمد استفاده از ایمیل است زیرا هماهنگ کننده می‌تواند در یک اقدام، با تعداد وسیعی از افراد ارتباط بگیرد. اگر همه افراد درگیر در این کار به ایمیل دسترسی ندارند از فکس و تلفن درختی می‌توان استفاده کرد؛ در این روش هماهنگ کننده ابتدا به یک گروه از افراد مورد اعتماد خود زنگ می‌زند و آن‌ها نیز هر کدام به تعداد دیگری زنگ می‌زنند و دسته سوم نیز هر کدام به تعدادی دیگر تماس می‌گیرند تا جایی که پیام مورد نظر به همه می‌رسد. این سیستم‌ها کامل نیستند ولی به شدت شانس دسترسی سریع به همه افرادی که می‌خواهید را افزایش می‌دهد. هماهنگ کننده باید یک لیست کامپیوتری به‌روز شده – در صورت امکان – از ایمیل‌ها فراهم داشته باشد تا از آن برای ارسال ایمیل‌های کلی استفاده کند. 

طرحی برای اطلاع‌رسانی در مورد تظاهرات آماده کنید. هماهنگ کننده می‌تواند مسئول اطلاع‌رسانی به حامیان، مخاطبان مطلوب، و عموم مردم در مورد تظاهرات باشد. بسته به اینکه می‌خواهید به چه کسی برسید، هماهنگ کننده می‌تواند در تهیه و توزیع تراکت‌ها کمک کند؛ یک یا چند نامه برای لیست ایمیل حامیان و سازمان‌های مرتبط ارسال کند؛ آماده‌سازی و انتشار اطلاعیه رسانه‌ای، داستان‌های خبری، و یا تبلیغات چاپی و رادیویی و تلویزیونی؛ ارسال نامه به یک لیست ایمیل؛ فعال کردن یک تماس فکسی یا تلفن درختی؛ و تسهیل هر کار دیگری که در انتقال پیام به بیرون از مجموعه کمک می‌کند. هماهنگ کننده لزومی ندارد که همه کارها را خودش انجام بدهد؛ اما باید همه فعالیت‌های مربوط به اطلاع‌رسانی و ارتباطات به شخص او ختم شود. 

سامان‌دهی پوشش رسانه‌ای مراسم. باز هم در این‌جا باید یک نفر – احتمالا یا هماهنگ کننده ارتباطات یا یکی از سازمان‌دهندگان تظاهرات – بر پوشش رسانه‌ای نظارت داشته باشد. یکی از راه‌ها برای تضمین پوشش دقیق رسانه‌ای این است که پیش از مراسم داستان خود را در مورد این رویداد بنویسید و آن را در قالب اطلاعیه رسانه‌ای یا – اگر رابطه خوبی با نمایندگان آن رسانه‌ها دارید – در قالب‌های دیگر تهیه کنید.

اگر تاکنون نتوانسته‌اید چنین روابطی برای خود فراهم کنید، باید برقراری یک رابطه بلند‌مدت با رسانه‌ها را شروع کنید، تا وقتی به آن‌ها – مانند الان – نیاز دارید به کمک شما بیایند. وقتی آن‌ها برای دریافت اطلاعات به شما مراجعه می‌کنند سخاوتمندانه در اختیارشان بگذارید و خودتان نیز هر زمان امکانش را دارید داوطلبانه به آن‌ها اطلاعات بدهید. خود را به عنوان «متخصص» در مورد مسئله‌تان جا بیاندازید تا وقتی در این مورد به اطلاعات نیاز داشتند به شما مراجعه کنند. سعی کنید روابط شخصی با گزارشگران رسانه‌های مختلف برقرار کنید؛ احتمال همدلی آن‌ها با هدفتان زمانی بیش‌تر می‌شود که سازمان شما را بشناسند و به نوعی با مسئله شما ارتباط مستقیم داشته باشند. 

مطمئن شوید که گزارشگران و مجاری رسانه‌ای دقیقا می‌دانند کی و کجا تظاهرات برگزار می‌شود و به صورت تقریبی چه چیز‌هایی در آنجا شاهد خواهند بود. شرایط را برای اظهار نظر برگزارکنندگان، سخنرانان، افراد مشهور، اعضای جمعیت هدف، و غیره پیش از برگزاری، در حین رویداد و پس از آن فراهم کنید. به فرصت‌هایی که برای عکس گرفتن و پوشش تلویزیونی پیش می‌آید فکر کنید: اگر به دنبال این موارد هستید باید تظاهرات دارای جنبه‌های بصری خوبی باشد. سعی کنید کار را تا جای ممکن برای نمایندگان رسانه‌ها آسان کنید: برای آن‌ها مکانی پیدا کنید که بتوانند از آنجا ببینند، بشنوند، فیلم بگیرند، و غیره؛ فردی را برای رسیدگی (شاید بهتر باشد همان فردی را بگذارید که کار هماهنگی پوشش رسانه‌ای را انجام داده است) به نیازهای آن‌ها تعیین کنید؛ آن‌ها را به افراد مناسب معرفی کنید؛ کمکشان کنید تا بتوانند به این طرف و آن طرف بروند. در پوشش خبری خوب همه چیز به شما بستگی دارد، پس باید تا جای ممکن این رویداد را رسانه-پسند کنید. 

ارتباطات خوب را پیش از برگزاری، در حین رویداد و پس از آن تضمین کنید. بسیار ضروری است که سازمان‌دهندگان بتوانند با یکدیگر، با شرکت کنندگان، و با جمعیت به خوبی ارتباط بگیرند و باید این کار را بتوانند پیش از تظاهرات و در زمان برگزاری و نیز پس از اتمام داشته باشند، به‌خصوص اگر تظاهرات در یک فضای باز بزرگ برگزار می‌شود. توضیح تغییرات برنامه، انتقال دستورالعمل‌هایی در مورد حرکت ترافیک و جمع‌آوری زباله‌ها، ارتباط با افراد در وضعیت‌های اضطراری تنها برخی از دلایل ضرورت ارتباطات خوب است. سازمان‌دهندگان و دیگر افراد کلیدی باید دارای تلفن همراه، پیجر، یا دیگر ابزارهای ارتباط سریع باشند. بسته به شرایطی که دارید، خوب است چند «رابط» داشته باشید که کار انتقال پیام را در حین برگزاری مراسم انجام دهند. ارتباطات خوب وجه افتراق بین یک تظاهرات موفق و یک فاجعه است. 

پیگیری 

پیگیری‌های فوری: وقتی تظاهرات به اتمام رسید کار شما تمام نشده است. باید مطمئن شوید که افراد به شکل منظمی از تظاهرات جدا می‌شوند، همه جا تمیز است، و مردم می‌توانند به آسانی به خانه‌هایشان برگردند. ممکن است مراسم‌ دیگری درست پس از تظاهرات برنامه‌ریزی شده باشند (دیدار با قانون‌گذاران، ثبت نام برای واکسیناسیون، و غیره). ممکن است اهمیت داشته باشد که رسانه‌ها با افراد مشهور شرکت کننده در تظاهرات، اعضای جمعیت هدف، و یا برگزار کنندگان گفتگو کنند. همچنین شاید مسائل سازمانی یا قانونی باشد – برای مثال پرداخت هزینه تجهیزات یا اداره دولتی صدور مجوز– که باید پیش از آنکه پایان کار را اعلام کنید، به آن‌ها رسیدگی کنید. 

پیگیری‌های بلندمدت: تظاهرات خود تنها گام اول به سمت یک هدف است. اگر نخواهید کاری را که شروع کرده‌اید ادامه دهید، از ابتدا هم می‌توانستید خود را به زحمت نیاندازید. اولا بسیار مهم است که با سازمان‌دهندگان و دیگر افراد درگیر مروری بر تظاهرات داشته باشید تا چگونگی پیشرفت فعالیت‌ها و کل کار را ارزیابی کنید. سوالاتی که باید در اینجا پاسخ داده شوند عبارتند از ... 

  • آیا تظاهرات موفق بود (یعنی به همان مسیری که می‌خواستید حرکت کرد، و اهدافی را که دنبال می‌کرد محقق ساخت)؟ 

باید به یاد داشته باشید که معمولا تظاهرات تنها بخشی از تلاش وسیع‌تری است که شما برای اطلاع‌رسانی و/یا تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاری در مورد یک مسئله انجام می‌دهید. قانون ممکن است بلافاصله تغییر نکند؛ خدمات مورد نظر شما ممکن است بلافاصله در دسترس قرار نگیرند. یک تظاهرات موفق لزوما به نتایج سریع نمی‌انجامد ولی زمینه را فراهم می‌کند تا بنیاد چیزهای تازه‌ای در آینده ایجاد شود. اگر تظاهراتتان آرام پیش برود و در ظاهر بتواند حمایت عمومی محکمی جلب کند، در این صورت سازمان شما به عنوان نیرویی تاثیرگذار فرض می‌شود که باید به آن توجه کنند. ممکن است شما را به نشست‌هایی دعوت کنند که پیش از این نمی‌توانستید به آن‌ها بروید، و سیاست‌گذارانی که قبلا شما را نادیده می‌گرفتند اکنون از شما بخواهند توصیه‌های خود را با آن‌ها طرح کنید. این هم یک نوع موفقیت است. گاهی باید مدتی صبر کنید تا بتوانید میزان موفقیت‌ تظاهراتتان را مشخص کنید. 

  • چه چیزی خوب پیش رفت و چه چیزی نه؟ در آینده چگونه می‌توانید این کارها را بهتر انجام دهید؟ 
  • چه کسانی کارهایشان را خوب انجام دادند یا چه کسانی به طور ویژه خوب بودند؟ (ممکن است بخواهید در آینده به این عده مسئولیت بیش‌تری بدهید.)
  • آیا تظاهرات راه خوبی برای انتقال ایده شما بود؟ آیا باید به جای آن از روش‌های دیگری استفاده می‌کردید؟ 
  • آیا دوباره از این روش استفاده می‌کنید و چه تغییراتی ممکن است در کارتان ایجاد کنید؟ 

گام بعدی در پیگیری‌های بلندمدت این است که بر موفقیت‌ها و نیروی جنبشی حاصل از تظاهراتتان سرمایه‌گذاری کنید. برای این کار راه‌های چندی وجود دارد: 

  • مخاطبان مورد نظر تظاهرات را (برای مثال قانون‌گذاران) دنبال کنید و برای این کار مدام مسئله مورد نظرتان را با آن‌ها طرح کنید و به تظاهرات به عنوان شاهدی برای حمایت عمومی از این مسئله اشاره کنید. 
  • اعضای دیگر مجموعه‌تان را دنبال کنید (جمعیت هدف، حامیان، و غیره) و با استفاده از انرژی آزاد شده در آن‌ها، آن‌ها را به فعالیت برای زنده نگه داشتن مسئله در میان مردم وادار کنید. 
  • موفقیت‌تان را اطلاع‌رسانی کنید. از ارتباط‌‌تان در رسانه‌ها استفاده کنید تا به همه نشان دهید که تظاهرات چقدر بزرگ و قوی برگزار شده است. 
  • سعی کنید رسانه‌ها را به تولید گزارشاتی در مورد آن وادارید. اگر افراد مشهوری حاضر به مشارکت در این کار باشند، می‌توانید از آن‌ها نیز استفاده کنید. 
  • مراسم‌های دیگری برای پاسخ به مسئله خود سازمان‌دهی کنید. 
  • ‌تظاهرات را نهادمند کنید. در بسیاری از شهرها هر سال راهپیمایی‌هایی برای جذب پول برای مبارزه با گرسنگی، ایدز، و اهداف دیگر برگزار می‌شود که همه در ابتدا با یک تظاهرات آغاز شده‌اند. اما حالا هر سال اتفاق می‌افتند، هزاران شرکت کننده و حامی مالی در آن‌ها جذب می‌شوند، حجم عظیمی از کمک‌های مالی گردآوری می‌شود، و مسئله را به شکلی به عرصه عمومی می‌آورند که قابل نادیده گرفته شدن نیست. 

خلاصه

یک تظاهرات موفق – که قادر است اهداف خود را به سرعت یا در بلندمدت محقق سازد و به همان شکلی که سازمان‌دهندگان طراحی کرده بودند به پیش ‌رود – به عوامل چندی بستگی دارد، مانند: شفافیت هدف، آوردن مردم به تظاهرات، انتقال پیام به همان کسانی که می‌خواهید آن را بنشوند، و برجای گذاشتن حس موفقیت و پشتیبانی از مسئله خود در ذهن مخاطبان هدف، مجموعه، عموم مردم، و رسانه‌ها.  

اگر پیش از شروع به این نکات توجه کرده باشید که: تظاهرات ابزار مناسبی برای انتقال پیامتان باشد، با دقت آن را طراحی کرده باشید، به‌خوبی آن را اجرا کنید، با ظرافت کار پیگیری را انجام دهید، در این صورت باید توانسته باشید که یک تظاهرات عمومی موفق به اجرا گذاشته باشید.

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:41

___Sabe lo que es una manifestación.

___Conoce los objetivos de una manifestación pública, entre ellos:

  • defensoría
  • apoyo
  • protesta
  • repudio a una manifestación
  • relaciones públicas
  • acción

___Sabe qué objetivo(s) desearía que su manifestación alcanzara.

___Conoce las diferentes formas que puede adoptar una manifestación:

  • marchas/desfiles
  • campañas
  • piquetes/bloqueos
  • sentadas
  • vigilias
  • teatro callejero

___Sabe qué forma desearía que su manifestación adoptara.

___Sabe por qué es posible que organice una manifestación:

  • otros métodos han fallado
  • tiempo
  • impacto público
  • para llenar de energía a sus colaboradores
  • para llamar la atención

___Ha decidido cuándo llevará a cabo su manifestación.

Se han cubierto los cuatro puntos esenciales para organizar una manifestación pública:

___planificación, planificación, planificación

___tiempo de preparación

___comunicación

___seguimiento

Planificación, planificación, planificación – usted ha:

___decidido lo que quiere lograr

___decidido las cosas específicas que le gustaría que ocurran en la manifestación

___decidido a quiénes trata de llegar

___planificado su programa

___escogido un lugar para la manifestación

___decidido la fecha y la hora específicas.

___resuelto cómo hacer que las personas asistan

___desarrollado la logística

___sido proactivo en sus esfuerzos para enfrentar los posibles problemas

Tiempo de preparación – usted ha:

___dado el tiempo suficiente para alcanzar los objetivos de su manifestación

___encontrado un lugar amplio con anticipación

___hecho arreglos con los invitados con mucha anticipación

Comunicación – usted ha:

___diseñado un sistema de comunicación efectivo

___desarrollado un plan para dar a conocer la manifestación.

___instrumentado la cobertura de los medios de comunicación

___asegurado una buena comunicación antes, durante y después de la manifestación.

Seguimiento – usted ha hecho un seguimiento, tanto en forma inmediata a la manifestación como a largo plazo:

___contactando a su público deseado

___manteniéndose en contacto con sus colaboradores

___haciendo público su éxito

___intentando lograr la cobertura de los medios de comunicación

___organizando otros eventos con el mismo enfoque

Examples
pschneider Wed, 03/07/2018 - 13:20

Example 1: Crowd marches downtown in Lawrence, Kansas, to support detained scientist Syed Jamal

Photo of Naheen Jamal, 12-year-old daughter of Syed Jamal, center, flanked by her friends Elizabeth Anderson, left, and Anna Anderson as they lead a Free Syed Jamal march on Thursday, Feb. 8, 2018 at Lawrence Creates.

Earnest chants filled Massachusetts Street on Thursday as dozens of people marched in support of Syed Ahmed Jamal, a Bangladeshi-born Lawrence scientist who was detained by Immigration and Customs Enforcement on a deportation order after 30 years of residency in the U.S.

Shouts of “Free Syed Jamal” and “Say it loud, say it clear, immigrants are welcome here” rang out as marchers carried signs through downtown Lawrence to raise awareness for a local family that associate pastor Eleanor McCormick of Plymouth Congregational Church said has been “shaken to its core.”
Read more.

Example 2: Lawrence Indigenous, queer communities and allies mourn death of nonbinary Oklahoma teen Nex Benedict

Members of Native American and queer Lawrence communities joined in solidarity for a vigil in honor of Nex Benedict, a 16-year-old nonbinary student from Oklahoma who died February 8th, 2024, after suffering injuries from a fight in the girls’ bathroom at school — the bathroom state law required them to use.

Nex, of Choctaw descent, lived within the Cherokee Nation reservation and “deserved love, support and to be kept safe,” Cherokee Nation Principal Chief Chuck Hoskin Jr. said in a statement.

You can read the full article at this link to the Lawrence Times.

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:51

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱۵. استفاده از مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب
Mehrnoosh Wed, 03/13/2019 - 13:57
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/13/2019 - 14:17

هر چند واژه «مذاکره» بار رسمی دارد، ولی در واقع همه ما هر روز در حال مذاکره هستیم. با خانواده و دوستان خود درباره غذا برای شام، محل گشت و گذار آخر هفته، امکان خرید مبلمان، یا بیدار ماندن بچه‌ها تا دیروقت مذاکره می‌کنیم. در محل کار درباره وضعیت کار و پرداخت‌ها مذاکره می‌کنیم. این مذاکره گاه غیررسمی و در قالب گفتگو با روسا و همکاران است و گاه رسمی است و به صورت چانه‌زنی در اتحادیه‌ها انجام می‌شود. در باهمستان درباره نحوه هزینه‌کرد منابع مالیاتی، خدمات مورد نیاز شهر، انواع صنایع و مشاغل مطلوب یا نامطلوبِ باهمستان، و آینده مطلوب باهمستان مذاکره می‌کنیم.

سازمان‌ها، ائتلاف‌ها، نهادها، مسئولان ابتکار عمل، و دولت‌ها هم مثل افراد با یکدیگر مذاکره می‌کنند. سازمان‌های خدمات انسانی و بهداشتی نیز می‌توانند درباره شرایط همکاری یا تعیین سازمان مسئول برای خدمات‌رسانی به هر گروه جمعیتی مذاکره می‌کنند. طرف‌داران محیط‌ زیست می‌توانند با بسازوبفروش‌ها یا سازمان‌های آلاینده زیست‌محیط درباره نحوه حفاظت از محیط طبیعی در عین حفظ منافع اقتصادی مذاکره کنند. سازمان‌های جوانان می‌توانند برای پیش‌گیری از خشونت‌های بعدی، دارودسته‌های جوانان را در مذاکره با یکدیگر یاری کنند. کسب‌وکارها می‌توانند با یکدیگر و با دولت‌های محلی برای معامله مذاکره کنند. و البته دولت‌های ملی نیز برای عقد عهدنامه، توافق‌های تجاری، حل و فصل اختلافات مرزی، و هر موضوع دیگری خارج از حیطه جنگ و درگیری مذاکره می‌کنند.

گروه‌های حامی گاه برای دست‌یابی به توافق، به مذاکره‌کننده‌ای نیاز دارند که بتواند با چانه‌زنی، سازش، و مقاومت در زمان مناسب، این روند را هدایت کنند. اگر توافق با احزاب دیگر ممکن نباشد یا اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، می‌توانید فردی را برای میانجی‌گری انتخاب کنید یا از افراد حقیقت‌یاب بخواهید وضعیت را بررسی کرده و توصیه‌های خود را ارائه دهند (یا مقامات مسئول را برای انتصاب حقیقت‌یاب مجاب کنید). با مطالعه این بخش، ضمن آشنایی با تفاوت‌های این سه گزینه، خواهید دید با توجه به وضعیت فعلی خود، گزینه‌ای دارید یا نه، و اگر گزینه‌ای هست، کدام گزینه معقول‌تر است. همچنین، زمان و چگونگی استفاده از هر یک از این گزینه‌ها و نتایج احتمالی حاصل از هر یک را بررسی خواهیم کرد.

نکته آغازین​

هر چند فقط یکی از سمت‌ها در عنوان این بخش مذاکره‌کننده نام دارد، اما کار هر سه سمت به نوعی به مذاکره مربوط می‌شوند. به گفته انجمن داوری آمریکا، معروف‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان برای رفع اختلاف به شیوه‌های جایگزین، مذاکره «فرآیندی است که در آن طرف‌های مخالف اختلافات خود را از طریق بحث و گفتگو به یکدیگر می‌فهمانند و می‌کوشند با سازش، این اختلافات را حل و فصل کنند.» به بیان دیگر، مذاکره روندی مبتنی بر داد و ستد با هدف توافق رضایت‌بخش برای طرفین است.

مذاکره، میانجی‌گری، و حقیقت‌یابی همگی از شیوه‌های جایگزین حل اختلاف هستند که در جای جای این متن تکرار خواهد شد. منظور از شیوه‌های جایگزین حل اختلاف روش‌ها و شیوه‌های جایگزین اقدام قانونی است که طبق آن چه در جعبه‌ابزار باهمستان گفتیم، باید آخرین راه‌‌ حل باشد (در مجموع، اقدام قانونی معمولا هزینه‌بر، زمان‌بر، خطرآفرین، و ناخوشایند است). اما گاه استفاده از این روش لازم است.

مذاکره یکی از اشکال رسمی حل اختلاف است، اما همیشه برای حل اختلاف یا برد و باخت نیست. در عمل، خیلی مواقع توافق می‌تواند به نفع هر دو طرف باشد. کسب‌وکارهای فعال برای رسیدن به سود متقابل، سازمان‌های دخیل در تدوین طرح‌های همکاری، کشورهای در حال چکش‌کاریِ توافق تجاری، همگی به دنبال نتیجه‌ای نهایی و سودمند برای همه طرف‌ها هستند. هدف مذاکره در حالت آرمانی حصول توافقی است که همه طرف‌ها را با رسیدن به بیش‌ترین فایده ممکن راضی نگه دارد.

احتمالا خیلی از کاربران این جعبه‌ابزار درگیر توافق‌های تجاری بین‌المللی نیستند، اما همین کاربران در برخی نقاط جهان با دولت‌های ملی و محلی برای رسیدن به سازوکاری برای پناهجویان یا توزیع مواد غذایی در مناطق قحطی‌زده مذاکره می‌کنند. گروه‌های باهمستانی در ایالات متحده معمولا با بانک‌ها یا صنایع درباره تامین وام یا مشاغل در باهمستان مذاکره می‌کنند؛ سازمان‌ها یا ائتلاف‌ها با نهادهای دولتی یا تامین‌کننده مالی درباره منابع مالی موجود برای خدمات یا شرایط گزارش‌دهی یا نظارت، مذاکره می‌کنند؛ سازمان‌ها و افراد فعال در زمینه بهداشت و سلامت با سازمان‌های درمانی و بیمه درباره خدمات و هزینه‌ها مذاکره می‌کنند؛ و ... . در بسیاری از این موارد، شاید حضور مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب ضروری باشد، و در موارد دیگر، در نبود چنین افرادی، کار پیش نخواهد رفت.

  • به‌ کارگیری افراد مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب نشان می‌دهد به موقعیتی رسیده‌اید که از لحاظ قدرت هم‌ارز یا دست‌ کم نزدیک به موقعیت طرف مقابل است. این یعنی شاید به سطحی از سازمان‌دهی یا بدنه حامی سازمان رسیده باشید که بتواند بر کسب‌وکار، انتخابات، یا آزادی عمل طرف مقابل تاثیر بگذارد. یعنی، شاید بتوانید در تعیین جزئیات همکاری یا توافق متقابل نقش داشته باشید. شاید بتوانید طرف مقابل را به توافق مجاب کنید، چون طرف مقابل می‌داند قانونا و اخلاقا در طرف درست ایستاده‌اید، و چنین توافقی هم به نفع او و هم به نفع شما است. این یعنی شاید از طرف مقابل آتو داشته باشید، یعنی شواهدی که نشان می‌دهد طرف مقابل عملی مشکوک یا شرم‌آور داشته یا کاری کرده که مایل به افشای آن نیست. یا ممکن است قاضی، نهادی نظارتی، یا سایر افراد و سازمان‌های مسئول حکم به مذاکره طرفین داده باشند. در هر حال، بعید است طرف مقابل تن به مذاکره دهد مگر اینکه شما را در جایگاهی برابر ببیند و بداند که مجبور است با شما کنار بیاید.

مذاکره اصولی​

مرجع اصلی در زمینه شیوه‌های جایگزین حل اختلاف کتابی است به نام اصول و فنون مذاکره نوشته راجر فیشر و ویلیام یوری. اگر قرار است با کسی مذاکره کنید (از جمله مذاکره با اعضای خانواده درباره انتخاب کانال تلویزیون) این کتاب را بخوانید.

علت دیگر تاثیرگذاری گسترده کتاب فیشر و یوری این است که این دو نویسنده روش‌های جایگزین مشخص و بهتری را به جای روش‌های سنتی حل اختلاف معرفی کرده‌اند. بعضی مذاکره‌کننده‌ها سرسختی را در مذاکره در پیش می‌گیرند. این افراد که مذاکره را جنگی بین طرفین درگیر می‌بینند که در آن برد هر طرف به قیمت باخت طرف مقابل است، به تهدید و قلدری روی می‌آورند و اصلا حاضر نیستند از موضع خود کوتاه بیایند. گروهی دیگر برای مذاکره معقول و توجه به خواسته‌های طرف مقابل، گاه بیش از حد سازشکار می‌شوند. با هیچ کدام از این دو روش نمی‌توان برای رسیدن به توافق منصفانه و رضایت‌بخش برای همه طرف‌ها کاری از پیش برد. نویسندگان کتاب اصول و فنون مذاکره راه‌ حل مطلوب خود را در این کتاب تشریح کرده‌اند.

فیشر و یوری روش مطلوب خود را در این کتاب مذاکره اصولی نامیده‌اند. هدف از این روش رسیدن به بهترین نتیجه در مذاکره و در عین حال رعایت عقل و انصاف در برخورد با طرف مقابل است. از نظر فیشر و یوری، هر چه طرفین به برآورده کردن نیازهای خود و طرف مقابل نزدیک‌تر شوند، توافق حاصل از مذاکره بهتر و پایبندی طرفین به توافق بیشتر خواهد بود.

مذاکره اصولی چهار بعد را در روند مذاکره در بر می‌گیرد: افراد، منافع، گزینه‌ها، و معیارها. در اینجا هر یک از این ابعاد و جایگاه آن‌ها را در یک چارچوب کلی به اختصار بررسی می‌کنیم.

  • افراد. نکته مهم اینجا «تفکیک مسئله از افراد است.» نقطه شروع هر مذاکره، از جمله مذاکرات دوستانه، وجود یک مسئله است. چگونه می‌توان نیازهای دو یا چند طرف را در توافقی کارآمد برای همه طرف‌ها برآورده کرد؟ خیلی وقت‌ها، مذاکره‌کننده‌ها افراد دخیل را جزئی از این مسئله می‌بینند. «نمی‌گذارد به خواسته‌هایم برسم.» «حتی وقتی پیشنهاد سازش می‌دهیم، باز هم نمی‌خواهد منطقی باشد.» «گروه مقابل بداخلاقی و بی‌احترامی می‌کند.»

به گفته فیشر و یوری، نباید صرفا بر مسئله تمرکز کرد یا اینکه مسئله را نادیده گرفت و سعی در فریب افراد داشت. بلکه، موضوع اصلی تفکیک این دو و توجه به هر دو است. با استفاده از فهم خود از طرف‌ها، کیستی، و نیازهای آن‌ها، آن‌ها را به همکاری برای حل مسئله سوق دهید.

  • منافع. ترجیع‌بند این بخش از مذاکره این جمله است: «حواستان به منافع باشد نه مواضع.» مواضع طرف‌ها خواسته‌ها یا اهدافشان را مشخص می‌کند: «از ۳۰۰ دلار یک سنت هم کوتاه نمی‌آیم.» منافع طرف‌ها دلیل اتخاذ این مواضع هستند: «۳۰۰ دلار تا پنج‌شنبه برای اجاره لازم دارم.» در صورت فهم و لحاظ منافع خود و طرف مقابل، انعطاف در مواضع بیش‌تر می‌شود، و می‌توان برای رسیدن به توافقی مذاکره کرد که در راستای منافع همه است. (وقتی طرف‌ها از مواضعشان حرف می‌زنند، برای تعیین منافع می‌توان از آن‌ها دلیل این مواضع را پرسید.)
  • گزینه‌ها. نکته اصلی این است که نباید در موضع خاصی گیر کرد یا فقط یک نتیجه را برای مذاکره متصور شد. در طول مذاکره باید گزینه‌سازی را ادامه داد و طرف مقابل را هم به این کار ترغیب کرد. به این ترتیب، احتمال رسیدن به گزینه‌های بیش‌تر در راستای منافع همه طرف‌ها افزایش پیدا می‌کند.
  • معیارها. بر مطابقت نتیجه با معیارهای عینی پافشاری کنید. اگر درگیر اختلاف هستید، چگونه می‌توان درباره روشی منصفانه برای حل این اختلاف تصمیم گرفت؟ فیشر و یوری در پاسخ به این پرسش می‌گویند باید تحقیقات، اقدامات دیگران در موقعیت‌های مشابه، معیارهای اشخاص ثالث، و سایر موارد را بررسی کرد و به معیاری عینی رسید که بتواند مبنای توافق باشد.

باهمستان‌های دیگر برای همین خدمات چه مبلغی می‌پردازند؟ از نظر دانشمندان، وجود چه مقدار از این ماده در آب شرب بی‌خطر است؟ کسب‌وکارهای مشابه در باهمستان‌های مشابه چقدر مالیات می‌دهند؟ پاسخ به این پرسش‌ها به معیارهایی عینی منتهی می‌شود که می‌توانند مبنای توافق باشند. دیدگاه فیشر و یوری در این زمینه حاصل تجربه‌های گوناگون این دو نویسنده و دیگران در مذاکرات حساس است (اختلافات بین مدیریت و کارگران صنایع بزرگ زغال‌سنگ، دیپلماسی بین‌المللی، و مانند آن). اثربخشی این رویکرد در تجربه‌های چندساله و تخصصی پس از انتشار کتاب اصول و فنون مذاکره به اثبات رسیده و به حدی است که حالا بیش‌تر مذاکره‌کننده‌های حرفه‌ای گونه‌های مختلف مذاکره اصولی را روش مطلوب خود می‌دانند.

نقش مذاکره‌کننده​

مذاکره‌کننده نماینده‌ یکی از طرف‌های حاضر در مذاکره است. اگر طرف‌های حاضر در مذاکره سازمان، کسب‌وکار، یا نهاد باشند، مذاکره‌کننده می‌تواند یکی از اعضا یا کارکنان سازمان باشد. مثلا، خیلی از شرکت‌ها و دانشگاه‌ها وکلایی سازمانی را استخدام می‌کنند که بیش‌تر مواقع نقش مذاکره‌کننده را برای سازمان دارند. در سازمان‌های باهمستانی یا محله‌محور، مدیر سازمان می‌تواند بنا به رویکرد معمول یا تجربه‌اش، نقش مذاکره‌کننده را ایفا کند. در صورت وجود منابع لازم، یک یا چند سازمان از طرف‌های دخیل می‌توانند وکلا یا مذاکره‌کننده‌های حرفه‌ای را برای این کار استخدام کنند.

بیش‌تر مذاکرات در باهمستان مذاکراتی کوچک هستند. اختلافات در محله‌ها، مشکلات مالک و مستاجر، یا نوبت‌بندی زمان استفاده از پیست اسکیت نمونه‌هایی از این دست هستند که به مذاکره نیاز دارند، اما معمولا خود طرف‌های دخیل یا افراد داوطلب در باهمستان مذاکره را بر عهده می‌گیرند. مذاکره‌کننده‌های حرفه‌ای عموما وقتی وارد عمل می‌شوند که مذاکره حساس باشد، دست کم یکی از طرف‌ها قدرت اقتصادی یا سیاسی زیادی داشته باشد یا سازمانی بزرگ باشد، و کار مذاکره سخت و پیچیده باشد.

هر مذاکره‌کننده فقط نماینده یکی از طرف‌ها است و وظیفه‌اش رسیدن به بهترین توافق ممکن برای همان طرف است. در ادامه خواهیم دید که همین ویژگی‌ها فرق بین مذاکره‌کننده و میانجی و حقیقت‌یاب را مشخص می‌کند.

بسته به شرایط و طرف‌های دخیل، مذاکره‌کننده از میان افرادی با سوابق مختلف انتخاب می‌شود: وکلا، مسئولان سازمان‌دهی کارگران، مدیران اجرایی کسب‌وکارها، کنشگران سیاسی و باهمستانی، روان‌شناس‌ها، مدیران اداری، مقامات دولتی، دیپلمات‌ها، و به بیان کوتاه، تقریبا هر کسی که در چانه‌زنی در موارد حساس تجربه داشته و این کار با روحیه‌اش سازگار باشد و با مسائل مرتبط با مذاکره مورد نظر آشنایی داشته باشد.

مذاکره‌کننده خوب در شکل‌گیری برداشت سازمان از خواسته‌ها و نیازهایش نقشی مفید دارد. مذاکره‌کننده می‌تواند درباره اتفاقات مطلوب، گام بعدی، و چگونگی رسیدن به خواسته‌ها پیشنهاد دهد. گاه مذاکره‌کننده حرف آخر را در رسیدن به توافق می‌زند (مثلا، اگر مدیر سازمانی باشد که یک طرف مذاکره است). در غیر این صورت، می‌توان به مذاکره‌کننده اختیار داد تا از طرف سازمان پیشنهاد دهد یا پیشنهادهای طرف مقابل را بپذیرد یا با سازمان درباره پیشنهادهای ممکن مشورت کند.

همچنین، مذاکره‌کننده خوب به خواسته‌ها و نیازهای طرف مقابل دقت می‌کند. فهم منافع طرف مقابل، به جای تمرکز صرف بر مواضعش، می‌تواند در دست‌یابی به توافق رضایت‌بخش برای طرفین مفید باشد. چنین توافقی نه تنها منصفانه است بلکه احتمال پایبندی به آن هم بیش‌تر است.

موارد نیاز به مذاکره‌کننده​

در موقعیت‌های مختلف برای حل اختلاف یا تنظیم توافق بین سازمان‌ها، جوامع، دولت‌ها، و ملت‌ها به مذاکره‌کننده نیاز داریم. خواه موضوع مذاکره فعالان باهمستان با مقامات شهری درباره پاک‌سازی پارک باشد و خواه مذاکره کنشگران با نهادی دولتی برای توقف فعالیت‌های غیرقانونی صنایعِ تحت نظارت دولت، یا مذاکره باهمستان‌ها با کسب‌وکارهای بالقوه درباره مالیات و مسئولیت‌های باهمستان، یا مذاکره سازمان‌های نظارتی با دولت فدرال درباره تقلب در انتخابات، حضور مذاکره‌کننده‌ها لازم است و اگر مذاکره‌کننده‌ها کارشان را خوب انجام دهند، می‌توانند از بن‌بست‌ها موقعیتی بسازند که برای همه طرف‌ها معقول و رضایت‌بخش است.

نقش میانجی​

مذاکره‌کننده نماینده یکی از طرف‌ها است، ولی میانجی واسطه‌ای بی‌طرف است که به هیچ‌ یک از طرفین وابسته نیست. میانجی در نفس توافق منفعتی ندارد، اما در روند دست‌یابی مستقل طرفین به توافقی رضایت‌بخش نقش دارد. اگر چه بیش‌تر میانجی‌ها قطعا دست‌یابی به توافقی منصفانه را ترجیح می‌دهند، اما اطمینان از رعایت انصاف در توافق وظیفه میانجی نیست.

 میانجی‌گری را می‌توان عموما بر پایه پنج ویژگی تعریف کرد:

  • بی‌طرفی و وساطت در نقش شخص ثالث
  • اطمینان از روند صحیح و بی‌نقص مذاکره: حفظ اطلاعات محرمانه، و اطمینان از اعمال اختیار طرفین در رسیدن به توافق، و موارد دیگر
  • حسن نیت طرفین: تمایل طرفین به دست‌یابی به راه‌ حل به جای منفعت‌طلبی یا سوءاستفاده از طرف مقابل، یا فرار از مسئولیت
  • حضور طرفین در محل مذاکره (هر چند لازم نیست طرفین در یک اتاق واحد حضور داشته باشند)
  • انجام مذاکره در مکان یا نقطه‌ای مناسب، امن، و راحت برای طرفین

میانجی می‌تواند بسته به شرایط کارش را به چند روش انجام دهد. مثلا، می‌تواند بین افرادی که از شدت خشم، ترس، یا احساسات توان روبه‌رو شدن با یکدیگر را ندارند، پادرمیانی کند. یا می‌تواند در نقش مترجم یا مفسر ظاهر شود و به طرفین در فهم نیازها و منافع خود و طرف مقابل کمک کرده و اتفاقات مهم را در این مسیر توضیح دهد. در برخی موارد، مثلا وقتی دولت فدرال برای رفع اختلافات کارگری میانجی تعیین می‌کند، وظیفه میانجی این است که طرفین را به توافق برساند تا با رفع این وضعیت خطرناک یا دردسرساز، جامعه به روال عادی خود برگردد.

اما در هر یک از این شرایط، میانجی معمولا برای تضمین موارد زیر تلاش می‌کند:

  • تعریف خواسته‌های واقعی هر یک از طرف‌ها در مذاکره یا به بیان دیگر، تعیین منافع به دست خود طرفین
  • درک مواضع و نیازهای هر یک از طرفین در طرف مقابل
  • تلاش طرفین برای رسیدن به راه‌ حل خودشان جهت رفع معضلات
  • رعایت حسن نیت از سوی طرفین​

«حسن نیت» جزء مفاهیم مهم در هر مذاکره‌ای است. اگر یکی از طرفین حقیقت را بی‌اهمیت بداند، صداقت را در پیشنهادهای خود رعایت نکند، یا در انجام نقش خود در توافق صادق نباشد، مذاکره معنای چندانی نخواهد داشت. حتی در صورت وجود احساسات منفی یا نفرت آشکار، اگر طرفین مایل به مذاکره منصفانه باشند و به توافق پایبند باشند، احتمال رسیدن به نتیجه نهایی و رضایت‌بخش برای همه طرف‌ها بیش‌تر می‌شود. اما اگر هدف یکی از آن‌ها در مذاکره صرفا ایجاد تاخیر یا جلب رضایت برخی نهادها و مراجع بدون پایبندی به نتایج مذاکره باشد، یا اصلا قصدی برای رسیدن به نتیجه وجود نداشته باشد، شاید بهتر باشد همه طرف‌ها مستقیما به سراغ قانون بروند.

فیشر و یورلی چند روش را برای خنثی کردن سوء نیت طرف مقابل پیشنهاد داده‌اند، اما اگر طرف مقابل واقعا مایل به همکاری نباشد، گزینه‌ها بسیار محدود خواهند بود. به‌خصوص اگر طرف مقابل فکر کند همه برگ‌های برنده را در دست دارد. اگر طرف مقابل سوء نیت داشته باشد و شما یا نهادهای مسئول ابزار موثری برای تهدید او در اختیار نداشته باشید، یعنی ابزاری نداشته باشید که باعث اعمال فشار اقتصادی، شخصی، حقوقی، یا فشار از طریق روابط عمومی شود، احتمالا طرف مقابل نیازی به مذاکره با رعایت حسن نیت حس نخواهد کرد.

میانجی هم مثل مذاکره‌کننده می‌تواند از میان افرادی با پیشینه متفاوت انتخاب شود. برخی اشکال رایج میانجی‌گری پای ثابت رفع اختلافات کارگری به‌ویژه در مسائل پیمانی هستند. شاید بیش‌ترین و مهم‌ترین کاربرد میانجی‌گری در ایالات متحده در زمینه آموزش عمومی باشد: هزاران دانش‌آموز دبیرستانی و راهنمایی در آمریکا برای میانجی‌گری در مدارس خود آموزش دیده و بین هم‌سالان خود پا در میانی می‌کنند. این دسته از جوانان نه تنها خشونت را کاهش داده و جو حاکم بر مدارس خود را بهبود می‌بخشند، بلکه در زندگی خود فهم بهتری از حل و فصل تعارض پیدا می‌کنند و در دوران بزرگسالی این برداشت را به کل جامعه تسری می‌دهند.

نقش حقیقت‌یاب

حقیقت‌یاب هم مثل میانجی فردی بی‌طرف است اما شباهت این‌ها در همین مورد خلاصه می‌شود. طبق تعریف انجمن داوری آمریکا، حقیقت‌یابی یعنی «فرآیندی که طی آن طرفین شواهد و ادله خود را به شخصی بی‌طرف ارائه می‌کنند تا این شخص گزارشی غیر الزام‌آور درباره یافته‌ها منتشر کند که معمولا حاوی توصیه‌هایی برای رفع اختلاف است.»

بنابراین، موضوع اصلی برای حقیقت‌یاب، بر خلاف میانجی، دخیل کردن طرفین در راه‌ حل یا پرهیز از قضاوت درباره ماهیت پرونده نیست. بلکه اتفاقا موضوع مهم برای حقیقت‌یاب ماهیت پرونده است. وظیفه حقیقت‌یاب بیرون کشیدن حقیقتی عینی از دیدگاه‌ها یا برداشت‌های هر یک از طرفین از حقیقت و سپس استفاده از این یافته‌ها برای ارائه توصیه در گام بعدی یا رسیدن به راه‌ حل عملی است.

حقیقت‌یاب اطلاعات دریافتی از طرفین، حاصل از تحقیقات، یا برگرفته از مشورت با کارشناسان و دیگر افرادِ مشرف بر موقعیت را جمع‌آوری و ارزیابی می‌کند. هدف از حقیقت‌یابی بسته به موقعیت فرق می‌کند:

  • گاه هدف تعیین تکلیف برای مذاکره‌ای بی‌نتیجه و بدون توافق است.
  • گاه هدف استفاده از یافته‌ها برای تحقیقات داخلی و بررسی فعالیت‌های غیر قانونی یا مشکوک است. مثلا، اگر سازمانی نتواند گزارش مصرف منابع مالی خود را ارائه دهد یا از طرف دیگران یا از درون خود سازمان به تبعیض متهم شود، می‌تواند با انتصاب فردی از درون سازمان یا استخدام فردی از بیرون سازمان در سمت حقیقت‌یاب، جزئیات موضوع را مشخص کرده و اقدام اصلاحی مناسب را تعیین کند.
  • گاه هدف این است که ببینیم کدام یک از طرفین اختلاف اطلاعات را به شکل دقیق ارائه کرده است (ممکن است اطلاعات هیچ یک از طرفین دقیق نباشد). شاید با همین اطلاعات بتوان موضوع را حل و فصل کرد. اگر یک گروه زیست‌محیطی مدعی شود کار شرکت ساخت‌وساز مسکن باعث آلودگی آب آشامیدنی شهر خواهد شد و شرکت ساخت‌وساز ادعایی مخالف این داشته باشد، حقیقت ماجرا، در صورت امکان کشف حقیقت، قطعا بر اجازه ساخت‌وساز تاثیر خواهد گذاشت.
  • گاه مسئله واقعیات ماجرا نیست، بلکه موضوع رسیدن به بهترین راه‌ حل ممکن برای وضعیت پیش‌ آمده است. شاید حقیقت‌یاب بتواند با بررسی موقعیت‌های مشابه، مشاوره با کارشناسان، و استفاده از سایر ابزارها، معیارهایی عینی را برای راه‌ حل عملی ارائه دهد.
  • معمولا پرسش اصلی این است که گام بعدی چه باید باشد. یکی از کاربردهای معمول حقیقت‌یابی تعیین محکمه‌پسند بودن شکایت فعلی یا احتمالی است. اگر حقیقت‌یاب موضوع را محکمه‌پسند بداند، معمولا قاضی توصیه او را می‌پذیرد.

توصیه‌های حقیقت‌یاب الزام‌آور نیست به این معنا که طرفین ملزم به اجرای این توصیه‌ها نیستند. هدف از این توصیه‌ها صرفا ترسیم مسیری برای حل اختلاف یا تعیین گام بعدی از طریق تبیین موقعیت فعلی است. از این رو، حقیقت‌یاب را می‌توان نوعی مشاور دانست که از این لحاظ با مذاکره‌کننده و میانجی فرق دارد.

نقش حقیقت‌یاب با داور هم فرق دارد. داوری مشابه حقیقت‌یابی است با این تفاوت که وقتی طرفین اختلاف خود را به داور ارجاع می‌دهند، داور با فهم خود راه‌ حلی را اعمال می‌کند. رای داور الزام‌آور است، و معمولا طرفین قانونا موظف به پذیرش این رای هستند. مثلا، اختلاف درباره پرداخت حقوق در لیگ حرفه‌ای بیسبال معمولا به داوری ارجاع می‌شود، و داور بر پایه عملکرد بازیکن، وعده‌های داده‌شده، و سایر عوامل درباره خواسته‌های بازیکن و پیشنهاد تیم تصمیم می‌گیرد.

چرایی نیاز به مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب

در بسیاری موارد، خودتان می‌توانید بدون هیچ مشکلی مذاکره کنید. پس چرا باید از افراد حرفه‌ای کمک گرفت؟ پاسخ در مواردی است که صرف تلاش شما در این زمینه کافی نیست.

وقتی قرار است مذاکره کنید، از کجا باید فهمید که خودتان می‌توانید از پس این کار برآیید یا نه؟ برای پاسخ به این پرسش نسخه ساده‌ای در کار نیست، اما باید چند عامل را در نظر گرفت:

  • داشتن رابطه نسبتا محترمانه با طرف مقابل
  • مذاکره در دست انجام درباره ترتیب و سازوکاری که برای دو طرف سودمند است
  • نزدیکی به حصول توافق در مذاکره‌ای نه چندان دوستانه
  • موقعیت کم‌خطر که استخدام مذاکره‌کننده حرفه‌ای را توجیه نمی‌کند
  • وجود شرایطی که نشان می‌دهد خودتان می‌توانید مذاکره کنید
  • فهم مذاکره اصولی (این حالت لزوما به این معنی نیست که کتاب اصول و فنون مذاکره را خوانده باشید، هر چند خواندن آن ضرری ندارد. به هر حال، دیدگاه‌های این کتاب هم حاصل تجربه‌های نویسندگان کتاب و سایر افرادی است که مانند شما به تجربه و گذر زمان مهارت کسب کرده‌اند.)
  • تجربه خود یا سایر افراد سازمان در زمینه انجام مذاکره و وجود مهارت‌های معقول برای مذاکره اصولی​

علاوه بر این موارد و موضوعات مشابه، باید زمان موجود برای رسیدن به نتیجه، منابع سازمان، گذشته رابطه خود با طرف مقابل (و اعتبار طرف مقابل)، و مهارت‌های کاربردی خود و سایر اعضای سازمان را نیز در نظر بگیرید.

بنا به چند دلیل گاه استفاده از افراد حرفه‌ای لازم است:

مذاکره‌کننده​

  • نیاز به مذاکره‌کننده به خاطر نبود مهارت‌های لازم. اگر خودتان مهارت مذاکره نداشته باشید، ممکن است طرف مقابل از شما سوء استفاده کند. یا ممکن است خودتان بدانید در شیوه‌های جایگزین حل اختلاف مهارت چندانی ندارید، و می‌خواهید از انطباق روند کار با اصول مذاکره اصولی مطمئن باشید.
  • نیاز به مذاکره‌کننده برای حفظ منافع. شاید به طرف مقابل اعتماد نداشته باشید (یا آن‌ها اعتماد نداشته باشند)، و حس کنید طرف مقابل حسن نیت ندارد. ممکن است به خاطر تضاد ارزش‌ها یا احتمال بدبینی طرفین به یکدیگر و ظن به رفتار یا نقشه‌های مخرب طرف مقابل، منافعتان به خطر بیفتد. گاه مواضع طرفین به حدی از یکدیگر فاصله دارد که حس می‌کنید در نبود مذاکره‌کننده کاربلد نمی‌توان این شکاف را پر کرد.
  • نیاز به مذاکره‌کننده به خاطر حضور مذاکره‌کننده در سمت مقابل. حس می‌کنید اگر شما هم مذاکره‌کننده حرفه‌ای نداشته باشید، ممکن است منافع طرف مقابل بر منافع شما بچربد.
  • نیاز به مذاکره‌کننده به خاطر دشواری کار و تلاش ناموفق قبلی برای مذاکره بدون حضور مذاکره‌کننده. می‌دانید که این مشکل راه‌حل دارد، اما خودتان را قادر به حصول راه‌حل نمی‌بینید.

میانجی

  • نیاز به میانجی برای پی‌ریزی توافق در نبود اعتماد به طرف مقابل. حضور فردی بی‌طرف در نقش میانجی روند مذاکره را تسهیل کرده و از بروز سوء تفاهم یا اعمال بیش از حد قدرت در یک سو جلوگیری می‌کند.
  • نیاز به میانجی برای جلوگیری از مذاکره‌های خصومت‌آمیز. حضور میانجی باعث می‌شود طرفین به جای رویارویی ناخوشایند، بر رسیدن به بهترین توافق ممکن تمرکز کنند.
  • نیاز به میانجی به خاطر نبود اطمینان به رعایت انصاف از سوی یکی از طرفین در رابطه رودررو. گاه غلبه احساسات یا وجود حس منفی به حدی است که مذاکره معقول بدون مداخله دیگری ممکن نیست.
  • نیاز به میانجی به خاطر توقف مذاکرات و سردرگمی در انتخاب گام بعدی. اگر مذاکرات به بن‌بست رسیده باشد، میانجی می‌تواند این بن‌بست را بشکند.
  • نیاز به میانجی به خاطر درخواست طرف مقابل.

حقیقت‌یاب

  • نیاز به حقیقت‌یاب برای تعیین واقعیات موضوع در هنگام اختلاف طرفین بر سر این واقعیات. هنگام مذاکره بر سر توافق، قرارداد، یا حل اختلاف، گاه بین طرفین در خصوص واقعیاتی که مبنای مذاکره هستند یا در خصوص اطلاعات بسیار مهم اختلاف پیش می‌آید. در این شرایط، به‌کارگیری حقیقت‌یاب می‌تواند شیوه‌ای مناسب برای حل این مسئله باشد.
  • نیاز به حقیقت‌یاب به خاطر نبود اطمینان از صداقت طرف مقابل در بخش‌های مهم مذاکره یا در خصوص اطلاعات مهم. این موقعیت دشواری است، چون اگر حق با شما باشد، طرف مقابل قطعا با حضور حقیقت‌یاب موافقت نخواهد کرد. در این حالت، اقناع طرف مقابل برای پذیرش حقیقت‌یابی، به مهارت چشم‌گیری در زمینه مذاکره نیاز دارد.

یافتن مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب

برای یافتن مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب سه حالت داریم. حالت اول جستجو برای یافتن کسی است که بتواند در انجام مذاکره یا حل اختلاف نقشی مفید داشته باشد. در این حالت، می‌توان به آگهی‌ها، اینترنت، برنامه‌های دولتی یا دادگاهی برای شیوه‌های جایگزین حل اختلاف، برنامه‌های میانجی‌گری در باهمستان، دانشکده‌های حقوق، انجمن وکلا و سایر انجمن‌های تخصصی، افراد متخصص در سایر حوزه‌ها، یا گفته‌های دیگران مراجعه کرد.

حالت دوم وقتی است که می‌خواهید موافقت طرف‌های دیگر را برای مذاکره، میانجی‌گری، یا حقیقت‌یابی جلب کنید. در این حالت، بهترین روش تاکید بر ابعاد مثبت این روند، یعنی مزایای دوسویه، کاهش هزینه، صرفه‌جویی در زمان، کاهش دردسرها، فرصت تنظیم توافق مطلوب طرف‌ها، و مزیت‌های این روش بر سایر روش‌های جایگزین است. در این حالت، حتما باید طرف‌های دیگر را نیز در انتخاب میانجی یا حقیقت‌یاب و تعیین روند کار مشارکت داد.

حالت سوم وقتی است که می‌خواهید قاضی، نهاد نظارتی، یا دیگر نهادهای مسئول را برای صدور حکم یا توصیه به میانجی‌گری یا انتصاب حقیقت‌یاب مجاب کنید. این روش زمانی به کار می‌آید که طرف مقابل مایل به همکاری یا حل و فصل اختلاف نباشد، مرتکب رفتاری نامشروع یا غیر اخلاقی شده باشد، یا مذاکرات به بن‌بست رسیده باشد و ادامه آن بدون کمک دیگری میسر نباشد. در این حالت، تنظیم شکایت رسمی یا درخواست اعمال قوانین و مقررات یا تشریح جزئیات اختلاف یا مذاکره ناموفق در موضوع مورد نظر می‌تواند راه‌گشا باشد.

سبک کار فرد انتخابی مهم است: این سبک باید هم با مقتضیات موقعیت مورد نظر جور باشد و هم برای شما رضایت‌بخش باشد. مذاکره اصولی (توجه به منافع همه طرفین و برآورده‌سازی این منافع با هدف رضایت همه در بهترین توافق ممکن) همیشه بهترین روش نیست. اگر طرف مقابل قابل اعتماد نباشد، واقعا علاقه‌ای به توافق نداشته باشد، یا صرفا مایل به توافقی یک‌طرفه به نفع خودش باشد، باید مذاکره‌کننده‌ای را انتخاب کنید که این بازی را بلد باشد و خوب بازی کند. با تحلیل موقعیت خود، فردی را انتخاب کنید که از پس کارهای لازم برآید.

همچنین، پیش از انتخاب مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب، باید مواضع اخلاقی، آموزش و تجربه‌های پیشین، و هزینه‌های پیشنهادی این افراد را بررسی کرد. همه این عوامل می‌توانند بر انتخاب یا رد این افراد تاثیر بگذارند.

جلب موافقت طرف مقابل برای مذاکره، میانجی‌گری، یا حقیقت‌یابی​

پیش‌تر در همین بخش گفتیم کسی حاضر به مذاکره می‌شود که خود را هم‌رده طرف مقابل بداند. همچنین، طرف مقابل باید بداند مواضعش با ورود به مذاکره تضعیف نمی‌شوند. اگر خودتان روش و/یا برنامه خاصی را برای انجام شیوه‌های جایگزین حل اختلاف انتخاب کرده و سپس این روش یا برنامه را به طرف مقابل معرفی کنید، ممکن است طرف مقابل حس کند دنبال سوء استفاده هستید و پیشنهاد شما را رد کند.

برای جلوگیری از این بدبینی، کار را از مفهوم شیوه‌های جایگزین آغاز کنید. ببینید چرا طرف مقابل باید با مذاکره، میانجی‌گری، یا حقیقت‌یابی موافقت کند. شاید دلیل طرف مقابل هم همان دلایل شما باشد که در بخش «چرایی نیاز به مذاکره‌کننده، میانجی، یا حقیقت‌یاب» بررسی کردیم. در این بخش به چند استدلال موثر در این زمینه اشاره می‌کنیم:

  • می‌توانید موضوع را در قالب نفع دوسویه مطرح کنید. این منافع می‌توانند مالی، سیاسی، اجتماعی، مرتبط با روابط عمومی یا از نوع دیگر باشند. مثلا، یک شرکت ساخت‌وساز شاید مذاکره با یک گروه زیست‌محیطی را راهی برای ساخت‌وساز «سبز» و مطلوب خریداران بداند و از سوی دیگر گروه زیست‌محیطی هم این مذاکره را راهی برای اطمینان از حفظ فضای باز در منطقه مورد نظر می‌بیند. توافق دقیق و مدون می‌تواند برای هر دو طرف سودمند باشد.
  • گاه برای ارائه پیشنهاد می‌توانید از روش چماق و هویج استفاده کنید. در مثال گروه زیست‌محیطی و شرکت ساخت‌وساز، ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که در صورت حصول توافق مطلوب، گروه زیست‌محیطی حاضر شود کار شرکت ساخت‌وساز را تایید کند. از سوی دیگر، اگر شرکت ساخت‌وساز حاضر به گفتگو درباره ماهیت ساخت‌وساز با این گروه نباشد، گروه زیست‌محیطی می‌تواند اعتراضات بلندمدت و گسترده‌ای راه بیندازد. شرکت ساخت‌وساز که باید بین تایید گروه زیست‌محیطی و اعتراضات و رسوایی یکی را انتخاب کند، احتمالا راه مذاکره را در پیش می‌گیرد.

در موقعیت‌هایی از این دست، لازم نیست چماق و هویج را با هم پیشنهاد دهید (با فرض اینکه هر دو گزینه را در اختیار دارید). معقول‌تر این است که کار را با هویج شروع کرده و بر این پایه استدلال کنید. چماق را فقط باید برای مواقع ضروری نگه داشت. معمولا افراد به امتیاز بهتر از تهدید واکنش نشان می‌دهند؛ نفع مشترک خیلی جذاب‌تر از تعارض است.

  • شاید استدلالی متقاعدکننده بر پایه تحلیل هزینه-فایده، زمان، منابع مالی، و/یا دردسر و هزینه ناشی از روش‌های دیگر حل اختلاف داشته باشید. اگر تنها راه جایگزین برای مذاکره، اقدام قانونی باشد که معمولا هم چنین است، حق‌الوکاله و هزینه زمانی این کار برای طرفین چندین برابر خواهد بود. احتمالا مذاکره زمان و هزینه کم‌تری می‌برد و نتیجه بهتری برای طرفین خواهد داشت.
  • «این وضعیت هر دو طرف را دلسرد کرده. بیایید کسی را پیدا کنیم که ما را از این وضعیت نجات دهد.» در مواردی که تلاش برای مذاکره در حصول توافق ناکام مانده یا هر دو طرف سرسختانه مخالف مذاکره‌اند، حضور میانجی یا حقیقت‌یاب می‌تواند موثر باشد.

با مشارکت دادن طرف مقابل به طور مساوی در انتخاب و تعیین روند مذاکره، حسن نیت خود را نشان دهید. در کنار پیشنهاد انتخاب میانجی یا حقیقت‌یاب، حتما در شرایط مذاکره، توافق طرف مقابل را در موارد زیر جلب کنید:

  • میانجی یا حقیقت‌یاب انتخابی
  • مکان
  •  زمان
  • حاضران
  • اشخاص دارای اختیار برای تایید توافق
  • مدت زمان گفتگو و مذاکره پیش از ورود به گام بعدی​

اگر حسن نیت خود را به روشنی نشان دهید و طرف مقابل هم در روند کار اختیاراتی برابر داشته باشد، تمایل طرف مقابل به همکاری بیش‌تر می‌شود. با تسهیم این اختیارات، هر دو طرف روند کار را از آن خود می‌دانند و برای رسیدن به نتیجه مثبت تلاش می‌کنند.

اگر طرف مقابل تمایلی به پیشرفت کار با رعایت حسن نیت نداشته باشد، مایل به تعدیل مواضع نباشد، یا به حدی با خواسته‌های شما مخالف باشد که بخواهد این دعوا را تا ابد ادامه دهد، شیوه‌های جایگزین حل اختلاف راه به جایی نخواهند برد. در چنین موقعیت‌هایی که متاسفانه برای گروه‌های حامی و فعالان موقعیتی آشنا است، شاید بهترین راه استفاده از روش‌های دیگر مثل اقدام قانونی برای اعمال فشار باشد.

خلاصه

نقش مذاکره‌کننده، میانجی، و حقیقت‌یاب کمک به طرفین مذاکره یا اختلاف برای رسیدن به توافق است. هر سه گروه در زمینه شیوه‌های جایگزین حل اختلاف تخصص دارند و مذاکره، میانجی‌گری، و حقیقت‌یابی هر سه جایگزینی برای اقدام قانونی هستند.

دلایل احتمالی نیاز به مذاکره‌کننده:

  • حفظ منافع خود
  • نداشتن مهارت لازم برای مذاکره
  • حضور مذاکره‌کننده در سمت مقابل
  • دشواری کار و اقدام ناموفق قبلی برای مذاکره​

دلایل احتمالی نیاز به میانجی:

  • نیاز به تدوین و تنظیم توافق و در عین حال نبود اعتماد به طرف مقابل
  • جلوگیری از مذاکره خصومت‌آمیز
  • بی‌اعتمادی شدید طرفین یا آشفتگی در مذاکره رودررو
  • بن‌بست یا شکست مذاکرات قبلی و نیاز به ازسرگیری مذاکرات
  • درخواست طرف مقابل برای حضور میانجی​

دلایل احتمالی نیاز به حقیقت‌یاب:

  • تعیین واقعیات موضوع به خاطر اختلاف طرفین بر سر واقعیات
  • بی‌اعتمادی به طرف مقابل و صداقت او
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:47

___Usted es consciente de que tanto los negociadores, como los mediadores o investigadores trabajan con alguna forma de negociación, que es el proceso de dar y recibir, con el fin de llegar a un acuerdo satisfactorio para ambas partes.

___Usted entiende que tanto la negociación, como la mediación o la investigación son diferentes facetas de la resolución alternativa de disputas, o ADR, que proporciona otras alternativas al juicio.

___Usted sabe que la otra parte difícilmente aceptará ninguna de estas actividades con usted si no le percibe como un igual, o como alguien con el poder de beneficiarle o perjudicarle.

___Usted refiere usar la negociación justa o ética, cuyas bases son:

  • Separar a la gente del problema.
  • Concentrarse en los intereses, no en las posiciones.
  • Continuar generando opciones a través de todo el proceso, y animar a la otra parte a hacer lo mismo.
  • Insistir en que el acuerdo esté basado en algún estándar objetivo.

¿Qué es un negociador?

___Se contrata a un negociador para representar tus intereses en una negociación o disputa.

¿Qué es un mediador?

___Se contrata a un mediador como un moderador neutral que los ayude a usted y a la otra parte a llegar a un acuerdo.

¿Qué es un investigador?

___Se contrata a un investigador para determinar, en la medida de lo posible, la realidad objetiva de una situación en la que los hechos están en duda o disputa.

¿Para qué se puede necesitar a un negociador, mediador o investigador?

Usted necesita un negociador:

___Para proteger tus intereses.

___Porque usted no tiene las habilidades para negociar por usted mismo.

___Porque la otra parte tiene uno.

___Porque ha tratado de negociar usted mismo y le ha parecido demasiado difícil.

Usted necesita un mediador:

___Porque usted quiere llegar a tu propio acuerdo, pero usted no confía en la otra parte.

___Porque usted quiere evitar una negociación adversaria.

___Porque las partes son demasiado desconfiadas, o están demasiado agitadas para ser capaces de negociar cara a cara.

___Porque tus negociaciones están estancadas o han fracasado, y usted necesita ayuda para ponerlas otra vez en camino.

___Porque la otra parte ha solicitado la mediación.

Usted necesita un investigador:

___Para determinar los hechos, porque usted y la otra parte no se ponen de acuerdo sobre ellos.

___Porque usted cree que la otra parte no está comunicativa o está mintiendo.

¿Cómo buscar (y encontrar) un negociador, mediador o investigador?

___Busque a un negociador, mediador o investigador para que le ayude a cerrar una negociación o disputa consultando:

  • Las Páginas Amarillas
  • Internet
  • Programas públicos de ADR federales, estatales o locales
  • El sistema judicial
  • Programas de mediación comunitarios
  • Escuelas universitarias de derecho
  • El colegio de abogados
  • La Asociación Americana de Arbitraje y otras asociaciones profesionales
  • Profesionales individuales
  • El boca a boca

___Persuadir a la otra parte a entrar en negociación, mediación o investigación presentando los aspectos positivos del proceso:

  • Beneficio mutuo
  • Bajo costo
  • Ahorro de tiempo y problemas
  • La oportunidad de diseñar tu propio acuerdo
  • Las ventajas sobre las alternativas

___Usted demuestra buena fe compartiendo totalmente con la otra parte la elección de un mediador o investigador particular y la estructuración del proceso.

___Usted persuade a una autoridad a ordenar o recomendar ADR:

  • Presentando una queja formal.
  • Pidiendo la aplicación de leyes o regulaciones existentes.
  • Señalando la consecuencias de un fracaso al cerrar la disputa o el problema en cuestión.

___Usted mantiene el acuerdo y lo revisa y ajusta a lo largo del tiempo.

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:13

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۱۹. استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای ترویج‌گری دیجیتال
Mehrnoosh Thu, 08/22/2019 - 12:36
متن خودآموز
Mehrnoosh Thu, 08/22/2019 - 12:44

شبکه‌های اجتماعی با افزایش امکان دسترسی سریع‌تر به افراد و مکان‌های بیش‌تر در تقویت فعالیت‌های ترویج‌گری موثر هستند.. به منظور استفاده بهتر از شبکه‌های اجتماعی باید برنامه‌ای مشخص در ذهن داشته باشید تا بدانید مخاطبانتان چه کسانی هستند، کدام یک از شبکه‌های اجتماعی‌ برای آن‌ها مناسب‌تر است، و با فعالیت‌ در شبکه‌های اجتماعی به چه نتایجی می‌خواهید برسید. 

زندگی در عصر دنیای دیجیتال مدرن به ما حکم می‌کند که دیگر نباید شبکه‌های اجتماعی را یک جنبه مجزا از برنامه ترویج‌گری بدانیم، بلکه باید آن را در ابتدایی‌ترین سطوح کارمان بگنجانیم. به گفته مایک کوجاوسکی، مشاور راهبردی شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی، «اپ‌ها و وبسایت‌ها که زمانی صرفا تکنولوژی‌های اجتماعی به شمار می‌رفتند، اکنون تکامل طبیعی اینترنت مدرن هستند.»

استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای ترویج‌گری یعنی چه؟ 

ترویج‌گری دیجیتال استفاده از تکنولوژی دیجیتال برای تماس، اطلاع رسانی، و بسیج گروهی از مردم است که نسبت به یک مساله یا هدف دغدغه دارند. هدف از ترویج‌گری دیجیتال به حرکت درآوردن حامیان برای انجام یک فعالیت است. 

ابزارهای دیجیتال تقریبا به مولفه مرکزی هر حرکتی بدل شده است. برخی از رایج‌ترین ابزارهای ترویجگری دیجیتال عبارتند از: وبسایت‌، بلاگ‌، فیسبوک، توئیتر، ایمیل، و پیامک. در واقع صدها برنامه شبکه اجتماعی وجود دارد که می‌توان از آن‌ها برای ترویجگری دیجیتال استفاده کرد اما برای شروع منابع و وقت خود را در جایی صرف کنید که بیش‌ترین تعداد از حامیانتان در آنجا حضور دارند (فیسبوک و توئیتر گزینه‌های خوبی هستند). سپس برای کسب نتیجه کلی بهتر، تلاش‌هایتان را با هم ادغام کنید. 

چرا باید از شبکه‌های اجتماعی برای ترویج‌گری دیجیتال استفاده کنیم؟ 

برخی از مزیت‌های استفاده از شبکه‌های اجتماعی عبارتند از: راه اندازی آن هزینه زیادی ندارد (یا اصلا هزینه ندارد)؛ بالقوه امکان دسترسی به تعداد بالایی از مردم را فراهم می‌کند؛ به اشتراک‌گذاری سریع و بلافاصله پیام‌ها؛ و داشتن فرصت‌های تازه‌ای برای شنیدن، مشارکت، و نظارت بر پیشرفت خود. 

چه زمانی می‌توانیم از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنیم؟

زمانی که تلاش دارید افرادی را که در یکی از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، در فعالیتی درگیر کنید ممکن است بخواهید از یک شبکه اجتماعی برای افزایش توانتان برای دسترسی سریع به حامیانتان استفاده کنید. فعالیت در شبکه‌های اجتماعی یک کار زودگذر نیست بلکه یک جریان قدرتمند است که شیوه‌های جدیدی برای ترویجگری در اختیار ما قرار می‌دهد. 

برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی به عنوان بخشی از یک کمپین اقدام مستقیم، پیش از طرح درخواست خاصی بهتر است (البته ضروری نیست) که ابزارهای شبکه‌های اجتماعی خود را راه‌اندازی کرده باشید و حامیانی برای خود جذب کرده باشید. با این همه فرقی نمی‌کند که در کجای این روند هستید، باز هم می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای جلب پشتیبانی از هدفتان استفاده کنید. 

چه کسی باید از شبکه‌های اجتماعی استفاده کند؟ 

تقریبا همه انواع کمپین‌های ترویج‌گری می‌توانند از گونه‌ای از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند. تصور غالب این است که شبکه‌های اجتماعی بیش‌تر با افراد جوان ارتباط می‌گیرند، اما روند گسترش آن تصاعدی است. افراد در همه سنین در سرتاسر دنیا به شکل روزافزونی از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. 

ابزاز‌های تخصصی متعددی نیز وجود دارند که در کارهای مختلفی به شما کمک می‌کنند از جمله: سازمان‌دهی داوطلبان، کمک مالی، گردآوری مردم برای تجمع و راهپیمایی، تحریم یا حمایت از یک کسب و کار، شرکت کردن، بحث و گفتگو، و دریافت آخرین اخبار. 

برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی در جهت ایجاد تغییرات اجتماعی، چهار مهارت لازم است: 

  • تمرکز: نشانه گرفتن هدفی که اثری از خود به جا می‌گذارد. 
  • جلب توجه: درگیر شدن در دنیایی شلوغ، پر از پیغام، و پر جمعیت. 
  • درگیر کردن: افراد را مجبور کنید که با اهدافتان ارتباط برقرار کنند. 
  • دست به اقدام زدن: دیگران را توانمند کنید، آن‌ها را برانگیزید، و یک حرکت به راه بیاندازید. 

 به نقل از کتاب: «تاثیر سنجاقکی» نوشته جنیفر آکر و اندی اسمیث. 

چگونه از شبکه‌های اجتماعی برای ترویج‌گری دیجیتال استفاده کنیم؟

مروری مختصر بر راهبرد خود داشته باشید

اهداف اصلی و نتایج دلخواهی که در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنید، تعیین نمایید. در دنیای درهم ریخته شبکه‌های اجتماعی مهمترین نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید این است که تمرکزتان را بر هدف ترویجگری خود حفظ کنید – اقدامات و اهدافی که می‌خواهید محقق سازید کدامند؟ از در افتادن به دام «ابزار‌های پر زرق و برق» یا مسیرهایی که کمکی به اهدافتان نمی‌کنند اجتناب کنید (چه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم).   

تحقیق کنید که در کجاها احتمال آنلاین بودن حامیانتان بیش‌تر است و گزینه‌های موجود را ارزیابی کنید. با استفاده از ترویج‌گری دیجیتال می‌خواهید بفهمید احتمال حمایت چه کسانی از هدف شما بیش‌تر است و به این افراد در هر کجا که هستند دسترسی پیدا کنید – شما هم باید از همان ابزارهای شبکه اجتماعی استفاده کنید که آن‌ها استفاده می‌کنند. 

باید ارزیابی درستی از زمان و منابع موجود خود و تیم‌تان داشته باشید. 

برای حضور در هر برنامه‌ای ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از توانایی خود داشته باشید. مشخص کنید افراد مورد هدف شما بیش‌تر در کدام اپلیکیشن‌ها فعال هستند و تمرکزتان را بر همان‌ها بگذارید. یک کانال ارتباطی مرکزی برای خودتان انتخاب کنید و در زمان فعالیت در شبکه‌های اجتماعی دیگر افراد را به کانال اصلی‌تان ارجاع دهید. در ابتدای شروع پروژه خود مشخص کنید که چگونه باید موفقیتتان را ارزیابی کنید. در ابتدا در ذهن خودتان تصویری کلی از نتایج دلخواهتان برای فعالیت در یک شبکه اجتماعی ترسیم کنید، سپس مقیاس‌های معینی برای موفقیتتان بسازید که به شما اجازه می‌دهند ارزیابی درستی از هر یک از برنامه‌های استفاده شده داشته باشید. توجه داشته باشید که در تعیین اهداف از شیوه «SMART» استفاده کنید – مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل انجام، مرتبط، و زمان‌مند. خوشبختانه تعداد بسیار زیادی ابزارهای تحلیل داده و ابزارهای بازاریابی شبکه‌های اجتماعی هستند که کار دنبال کردن داده‌ها را آسان کرده‌اند و اغلب این ابزارها در خود برنامه‌ها نیز تعبیه شده‌اند. (وقتی تصمیم گرفتید که از کدامیک از برنامه‌های شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید، باید ببینید چه ابزارهای تحلیلی درون آن برنامه تعبیه شده است و آیا به توانایی‌های تحلیلی و نظارتی بیش‌تری نیاز خواهید داشت. برای مثال، برخی از سایت‌های نظارتی زیر می‌توانند مفید باشند: Google Analytics, Google Alerts, Technorati, Addictomatic, Twazzup, Social Mention, HootSuite, Web2express Monitoring, BoardTracker) 

درس‌هایی در مورد شبکه‌های اجتماعی در کمپین اوباما: زود شروع کنید؛ مقیاس بسازید؛ هر کجا لازم بود نوآوری کنید، به تدریج کارها را بهتر انجام دهید؛ یافتن، ارسال، و اقدام کردن را آسان کنید؛ زمین بازی خود را انتخاب کنید؛ اشتیاق خود برای آنلاین بودن را به سمت فعالیت‌هایی مشخص و هدفمند هدایت کنید، که به هدف کمپین شما کمک می‌کنند؛ ترویج‌گری آنلاین را در همه اجزای فعالیت‌های کمپین خود بگنجانید.

«تریبون اجتماعی: جعبه ابزار شبکه های اجتماعی باراک اوباما»، ادلمان دیجیتال پابلیک افرز، ژانویه ۲۰۰۹. 

حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی بسازید 

یک شبکه اجتماعی اصلی برای خود انتخاب کنید. این احتمالا وبسایت یا وبلاگ شما یا صفحه فیسبوکتان خواهد بود. اگر چنین چیزی نداشته‌اید، پس اکنون درست کنید. این صفحه مرکز همه فعالیت‌های ترویج‌گری شما خواهد بود (حداقل در ابتدای کار). 

سپس ترکیبی از شبکه‌های اجتماعی بسازید که احتمال دسترسی شما به حامیان بالفعل و بالقوه‌تان و جلب مشارکت آن‌ها را بیش‌تر می‌کند. از اطلاعاتی که در تحقیقات گام اول کارتان به دست آورده‌اید استفاده کنید تا بدانید با توجه به منابع موجود خود چه مسیری را می‌توانید طی کنید. 

لیستی از ابزارها یا دستورالعمل‌های مناسب برای راه‌اندازی فعالیت در شبکه‌های اجتماعی 

راهبرد کلی شما – و با توجه به شناخت و تخصصی‌تان در مورد هدف و حامیانتان – تعیین خواهد کرد که چگونه باید از ابزارهای دیجیتال استفاده کنید و چه گام‌هایی باید برای پیگیری اقداماتی ضروری برداشته شود. در ادامه فهرستی از ابزارهای آسانی که می‌توانید از استفاده کنید به همراه لینک‌هایی بریا دسترسی به دستورالعمل راه‌اندازی آن‌ها آورده شده‌اند. 

وبسایت‌ها 

این سایت‌ها به شما کمک می‌کنند تا بتوانید با روش «درگ و دراپ» یا «پوینت و کلیک» وبسایت‌هایی بسازید بدون اینکه مهارت‌های فنی بالایی لازم باشد. (می‌توانید در هر کدام از آن‌ها یک فضای بلاگ درست کنید.) 

  • Weebly
  • Squarespace

بلاگ‌ها 

  • Wordpress
  • Moveable Type
  • Typepad
  • Blogger

فیسبوک 

آموزش چگونگی ساختن یک صفحه فیسبوک برای یک هدف. 

توئیتر 

آموزش چگونگی ساختن حساب توئیتر 

هم‌زمان که به ساخت اکانت توئیتر خود مشغول هستید، باید در مورد بهترین عملکردهای مربوط به ساخت اسم کاربری، استفاده از هشتگ، و به حرکت درآوردن لیست فالورها و افراد و سازمان‌هایی که آن‌ها را فالو می‌کنید، تحقیق کنید. 

ادغام توئیتر و فیسبوک. آموزش چگونگی ادغام صفحه‌های توئیتر و فیسبوک خود.

آشنایی با ابزارها 

در همین حال که مشغول ساخت حساب کاربری برای خود هستید با رفتار عمومی کاربران نیز آشنا شوید – «بایدها و نبایدها» و رفتارهای مرسوم در هر برنامه را یاد بگیرید (توئیتر از هشتگ و هت تیپ استفاده می‌کند و کاربران پینترست مطالب خود را از منبع اصلی بر روی صفحه خود پین می‌کنند و کامنت‌ می‌گذارند، و غیره). 

از اینکه تنها به تبلیغ هدف مورد نظرتان مشغول شوید اجتناب کنید. در عوض، مانند وقتی که به اتاقی وارد می‌شوید و به صورت شخصی با افراد به گفتگو می‌پردازید، در اینجا نیز به فعالیت‌های کاربران دیگر توجه کنید و بر آن‌ها نظارت داشته باشید. وقتی به درک درستی در مورد گفتگوی در حال انجام رسیدید، وارد گفتگو شوید. به همین ترتیب، وقتی گفتگو با دیگران را شروع کردید لحنی را در پیش بگیرید که اصالتا به خودتان تعلق دارد – شما نمی‌خواهید به عنوان تبلیغات کننده، وابسته یک شرکت، یا کارمند اداری شناخته شوید. دیدگاه‌های خود را به شکلی صریح، مثبت، و مشتاقانه به‌ اشتراک بگذارید. سعی کنید وقتی مطالب دیگران را تکرار می‌کنید به آن‌ها ارجاع دهید. 

وقتی آمادگی لازم را برای طرح پرسشی برای باهمستان پیدا کردید، پرسشتان را به شکلی شفاف و مستقیم طرح کنید. 

تولید محتوا وسیستم‌هایی برای مدیریت فعالیت‌های ترویج‌گری 

به منظور دستیابی به اهدافتان در حوزه شبکه‌های اجتماعی یک برنامه تولید محتوا یا تقویم سردبیری تهیه کنید که عناوینی که باید منتشر شوند در آن آمده باشد و زمان‌بندی درخواست‌های ترویجگری شما و نیز تاریخ‌های کلیدی که برای دستیابی به اهدافی خاص اهمیت دارند، مشخص شده‌اند. این برنامه می‌تواند «استخوان‌بندی» کلی کار شما باشد که همیشه با گذشت زمان می‌توانید بخشی تازه به آن اضافه کنید. انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشید تا بتوانید در برابر موضوعات و رخدادهای جاری مورد علاقه شبکه اجتماعی باهمستانی از خود عکس‌العمل مناسب نشان دهید. باید تنها یک سوم مطالب شما موضوعاتی باشند که به طور خاص به علایق شخصی شما اختصاص دارند و مابقی به موضوعاتی اختصاص داده شوند که به علایق عمومی مربوط هستند. 

فعالیت‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی با هم ادغام کنید و کارتان را تسهیل و روان کنید، اما در همین حال، باید حضور اصیل خود را در همه شبکه‌ها حفظ کنید. به عبارتی کاربران خودتان را با اطلاعات تکراری دلسرد نکنید، بلکه به دنبال فرصت‌هایی برای به اشتراک گذاری آسان اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی مختلف باشید. برای مثال، ممکن است پستی در وبلاگتان به اشتراک بگذارید و همزمان این محتوای جدید را در توییتی نیز منتشر کنید. 

همچنین برای بیشینه‌سازی موفقیتتان می‌توانید فعالیت‌های آنلاینتان را در فعالیت‌های آفلاین خود بگنجانید (محصولات چاپی، روابط عمومی، و تولیدات رسانه‌ای). توجه کنید که در مطالب چاپی‌تان آدرس‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی درج کنید و در فعالیت‌ها آنلاینتان نیز مطالب چاپی خود را ترویج دهید.  

بر فعالیت‌ها و حرکت‌های خود نظارت داشته باشید. فراموش نکنید که از ابزارهایی که برای نظارت بر فعالیتتان راه‌اندازی کرده‌اید استفاده درستی بکنید. از گوگل الرت، فیسبوک، و آر.اس.اس فیدز استفاده کنید تا همیشه مطلع و آماده پاسخگویی باشید. 

خلاصه

به خاطر داشته باشید که مانند همه تکنولوژی‌های دیگر، شبکه‌های اجتماعی نیز مدام در حال تغییر و توسعه هستند و باید مدام برنامه خود در حوزه شبکه‌های اجتماعی را ارزیابی کنید تا مطمئن شوید که مدام دسترسی شما به مخاطبانتان در حال افزایش است و نیز به شکل معناداری توانسته‌اید آن‌ها را درگیر فعالیت‌های خود کنید.

Examples
mloewenstein Wed, 12/12/2012 - 14:31
Countless examples exist across all social media platforms of non-profit organizations and community movements using the Internet to not only get their message out, but to use social media to unify people across the country and internationally to take action. Below are several examples:
 

Example 1: Facebook

ASPCA

The American Society for the Prevention of Cruelty to Animals uses their Facebook page to encourage involvement in many ways. They post videos of cats and dogs that are up for adoption through the Humane Society and other shelters, calling on their followers to help the animals find a home, either by adopting themselves, or simply sharing the videos with their networks to spread the word. They also call for direct action, such as signing a pledge to fight puppy mills by boycotting any pet stores that sell puppies. They also use the Facebook page to share inspiring news stories that align with their followers’ interests.
 

Livestrong

The Livestrong Facebook page shares information on Livestrong events across the country, including fundraising activities that help fund cancer research, shares links to relevant news articles about cancer prevention, and provides a place for cancer survivors to share their stories and inspire others.
 

JDRF Advocacy

The Juvenile Diabetes Research Foundation’s Facebook page provides the latest information on advances in Type 1 Diabetes research, and allows people to share their stories, and tell why they support the Juvenile Diabetes Research Foundation. The page also tracks developments in legislation that affect diabetes research and the JDRF, such as votes on funding.
 

Children's Foundation of Mid-America

The Children’s Foundation of Mid-America is an organization in Missouri that provides social, psychological, and educational services to children and families. The organization uses their Facebook page to share news stories that can help improve children’s lives, such as an examination of why kids drop out of school, or why children bully and how to end the cycle. They also share information about local events, and encourage people to share their stories.
 

The “Occupy Wall Street” Movement

Occupy Wall Street is a people-powered movement that began on September 17, 2011 in Liberty Square in Manhattan’s Financial District and has spread to over 100 cities in the United States and actions in over 1500 cities globally, and a large part of the success of the movement has been the use of social media. Throughout the movement, the Facebook page has been used to share information about where Occupy movements were taking place across the country and even the globe and to share encouragement in the form of quotes from civil disobedience activists such as Martin Luther King, Jr. and Gandhi. Participants in the Occupy rallies would post pictures and videos to the Facebook page or write on the page’s wall to share their experiences.
 

Example 2: Twitter

The “Occupy Wall Street” Movement

Twitter was also a big part of the success of the Occupy Wall Street movement. Occupy participants used tweets to tell people where to gather, share up-to-the-minute news of what was happening at Occupy events across the nation, share inspiring quotes, even post pictures of what they were experiencing.
 

Arab Spring Cairo 2011

Perhaps the earliest demonstration of how much social media could influence and strengthen a movement was the Arab Spring in 2011. In late 2010, a man in Tunisia burned himself to death in protest at his treatment by police, and protests quickly spread across Tunisia in solidarity. After several weeks of protesting, the Tunisian President, Zine El Abidine Ben was removed from power, and a movement had begun. Protests began in Egypt, Yemen, Bahrain, Libya, and Syria. Social media played a vital role in these movements - Twitter provided a way to quickly communicate where protests were taking place, and reach large numbers of people at once. And in these areas where journalism was often censored, foreign journalists were not welcome, and the information that reached the global community was often controlled by the government, Twitter provided a way for protestors to share their unfiltered experiences with the world, and helped capture international attention and support. And even after the protests waned, the example of social media’s power to help effect change stayed in people’s minds. An Egyptian blogger and Twitter user, Mahmoud Salem (@SandMonkey) decided to use the power of Twitter to help a local non-profit organization to raise funds to offer basic services in an impoverished neighborhood of Cairo. Ezbet Khairalla is one of the largest unplanned communities in Egypt, with a population close to 650,000 inhabitants, and lacking most basic services; not only sewage and garbage collection, but also inadequate education, poor health and social services.  Mahmoud Salem partnered with an organization already working in the area, Peace and Plenty, to raise funds for the community. Salem called his initiative “tweetback” (@tweetbackevent), and it relied on the social capital of 20 of power-Twitter users who collectively have around a quarter of a million followers. They each raised money from donors in exchange for giving contributing companies PR among their followers. They raised EGP 2 million Egyptian pounds (over $330,000 US dollars) as well as awareness for the community.
 

Avoiding gang violence in Veracruz, Mexico

In Mexico, Twitter is vital to many citizens, but for a different reason than the Arab Spring or Occupy Wall Street – for those movements, Twitter provided a way to unify people across geographic areas and spur change. In Mexico, Twitter has become an important tool for simply getting through the day safely. In areas ravaged by cartel violence, Twitter is often used to provide real-time information about dangerous locations to avoid. But this innovative use of Twitter is not without drawbacks – public officials believe that if such messages contain false information, they can spread public panic for no reason, sometimes creating problems where there were none. But others argue that drug cartels often successfully enforce information blackouts at the local level by intimidating the police and reporters, and that decentralized methods of communication such as Twitter are the only way to effectively get information out to keep people safe.
 

Example 3: Change.org

Change.org is a social action platform where anyone can start a petition about an issue they feel passionate about. Change.org provides a guide for getting started, with examples of past petitions. The website has several categories that they consider “Top Causes” – animals, criminal justice, economic justice, education, environment, gay rights, health, human rights, human trafficking, immigrant rights, sustainable food, and women’s rights. One of the most successful recent petitions was started by the parents of Trayvon Martin, calling for a full-fledged investigation in the case, as well as the arrest of the acknowledged shooter, George Zimmerman.
 

Example 4: Petitions

iPetitions is another website that allows users to create their own petitions. A recent successful petition was A Call for the Islamic Republic of Afghanistan’s President Hamid Karzai for the Immediate Release of Gulnaz. In 2009, Gulnaz, an 18-year old girl in Afghanistan, was raped, impregnated as a result of the rape, and subsequently put in prison for adultery. Gulnaz (who was a virgin and unmarried) was raped by her cousin’s husband. She and her baby daughter, who was born in prison, had been imprisoned for almost two years when the petition was created. The petition helped bring international attention to the situation, and in December 2011, Gulnaz was released.
 

Example 5: MoveOn.org

MoveOn.org Civic Action is a 501(c)(4) nonprofit organization, set up in 2001, that has raised over $20 million dollars, all in small dollar contributions. Moveon.org works with allies and other non-profit organizations to build a strong, unified voice, with campaigns on a variety of issues. And when Oxfam America, an international relief organization, requested donations for food aid for Iraq, MoveOn.org raised over $500,000 in less than a month by simply sending out a message to the folks on its e-mail list asking them to contribute online. Browse MoveOn.org's current campaigns.
 

Example 6: Tumblr

A hybrid of ordinary blogging platforms, such as Typepad or Wordpress, and of the microblogging site Twitter, Tumblr gives users the ability to post photos, videos and messages and share with people they don’t know. We Are the 99 Percent is a blog prompted by the Occupy Wall Street movement that allows people to share their stories – about homes being foreclosed on, medical bills that pile  up, poor job security, etc., and support the Occupy movement.
 
 

Example 7: Foursquare

Foursquare is essentially a social city guide with the ability to recommend places based on your activity, that of your friends and other foursquare users. You use your phone to “check in” at different places you visit, from bars and restaurants to parks, museums, etc. But your account can also help you find and mobilize a base of willing volunteers and donors.  For example, Big Love Little Hearts, an organization which helps children in developing countries with heart defects, raised $25K in just 24 hours by getting a donor to contribute $1 when someone checked in with Foursquare or tweeted using the hashtag #100by100. The money raised was enough to pay for 12 heart surgeries.
 

Example 8: Integrated Social Media

Organizing Bone Marrow Drives using Facebook, Google Docs, and YouTube

When Stanford graduate Sameer Bhatia and his friend Vinay were diagnosed with leukemia, they decided to use social media and the vast reach of the internet to fight the disease. Doctors said the odds of a bone marrow match were 1 in 20,000, so they used web services like Facebook, Google Docs, and YouTube to mobilize and empower others to organize bone marrow drives all over the country. In 11 weeks, Sameer and Vinay’s supporters registered 24,611 South Asians into the bone marrow registry and found a match for both. And the 7,500 people they registered in the San Francisco Bay Area, where Sameer lived, yielded 80 matches for other leukemia patients.  Both Sameer and Vinay received transplants, but tragically, both passed away some months later, succumbing to AML. The changes they effected did not end with their deaths, however. The potential lives saved in the past two years because of the 24,611 South Asians now in the registry numbers over 250.
 

2008 Campaign: Obama's Social Media Advantage

The 2008 Presidential election was unique in many ways, one of which was the influence and power of social media. There are many articles that explore how social media may have strengthened Barack Obama’s campaign by helping him connect to voters on a more personal level. By using social media tools such as Facebook, Twitter, and YouTube to spread his message, he created a sense of connection and engagement among his followers. Grassroots movements and local community organizations were instrumental in getting out the vote, fundraising, even creating their own Youtube videos, tweets, and Facebook posts to show their support. In other words, the online movement was powerful enough to create offline engagement.
 

Example 9: The Food Babe's Integrated Approach

In February 2014, Food Babe Vani Hari (of foodbabe.com) mobilized an army of supporters to successfully petition Subway to stop using “azodicarbonamide (ADA)” in their breads. ADA is a chemical compound found in plastics, synthetic leather, and ceramics. Her integrated approach included a blog post, video, petitions on her website, twitter appeals integrating the hashtag #NoWaySubway, and a Facebook page.

See this foodbabe.com web page for an example of work done during this advocacy effort.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 13:43

___Usted ha determinado que el método electrónico le ayudará a alcanzar una audiencia apropiada.

___Usted ha decidido para qué desea utilizar la abogacía electrónica.

___Usted ha considerado a su audiencia.

___Usted ha considerado sus recursos.

___Usted puede utilizar o construir correo electrónico, sitios web, foros de discusión y listas de correo.

___Usted ha determinado el tipo de soporte electrónico a utilizar para sus objetivos (por ejemplo, correo electrónico, sitio web, grupo de noticias).

___Ha desarrollado procedimientos para recolectar y configurar direcciones de correo electrónico, y seguirlos.

___Ha determinado que los mensajes son lo suficientemente importantes para enviarlos a través de listas de distribución o para presentar en el sitio web.

___Ha evaluado los mensajes que enviará en cuanto a:

  • Fechas
  • Concisión
  • Credibilidad

___Ha analizado la claridad de su información y mensajes.

___Ha analizado el contenido para sensibilidad cultural

___Usted se ha identificado a sí mismo y ha proporcionado información de contacto en su mensaje.

___Ha desarrollado procedimientos para difundir la URL de su sitio web.

___Ha aprendido cómo preparar un correo de alerta para actuar.

___Usted publicita su URL y lista de correo.

___Usted ha desarrollado procedimientos de seguridad.

PowerPoint
mloewenstein Mon, 10/28/2013 - 09:59
File Upload
A PowerPoint presentation summarizing the major points in the section.
۱۰. قواعد کلی سازمان‌دهی برای حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری
Mehrnoosh Tue, 07/16/2019 - 13:12
متن خودآموز
Mehrnoosh Tue, 07/16/2019 - 13:22

تاکنون چند بار تصویر یک سیاست‌مدار را روی صفحه اول روزنامه‌ای دیده‌اید که در برابر دوربین در کنار برخی از مردم محلی ایستاده است و افتخار می‌کند که توانسته قطعه‌ای از یک جنگل را نجات بدهد، یا قانونی که به معلولان امکان دسترسی به یک مکان عمومی را می‌دهد به تصویب برساند، یا در قانون بودجه فدرال یا ایالتی توانسته بودجه‌ای به خدمات‌رسانی به گروهی از افراد نیازمند حوزه انتخابیه‌اش تخصیص بدهد؟ افراد حاضر در تصویر ممکن است در حال جشن گرفتن چیزی باشند که در نتیجه تلاش بسیار زیاد و سخت یک گروه منسجم با سازمان‌دهی خوب در زمینه حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری به دست آمده باشد. این احتمال هم وجود دارد که اگر سازمان‌دهی مناسب و توانایی در بسیج به موقع مردم اتفاق نیافتاده بود، این گروه نمی‌توانست موفقیت کسب کند. 

حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری چیست؟ 

به بیانی ساده، حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری همکاری با افراد و نهادهای قانون‌گذار برای رسیدن به اهداف است؛ از جمله به منظور جلب حمایت آن‌ها برای هدف یا طرح مورد نظرمان، برای تامین نیازهای بخش معینی از مردم، برای یک سازمان یا گروهی از سازمان‌ها، یا برای خدماتی معین. حمایت‌های قانون‌گذاران می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد: 

  • یک لایحه به همراه تخصیص بودجه مربوط به آن. ممکن است بخواهید با قانون‌گذاران فدرال یا دولتی رایزنی کنید تا به یک لایحه، بودجه تخصیص دهند تا در صورت تصویب بتواند پولی را که برای کارتان لازم دارید در اختیارتان بگذارد یا منافع جمعیت هدفتان را تامین کند. 
  • یک لایحه که محتوا و عبارت‌های آن از فلسفه خاصی حمایت می‌کند یا به یک مسئله معین مشروعیت می‌بخشد. چنین لایحه‌ای ممکن است بر مسئولیت دولت برای مداخله در یک مسئله خاص یا ارائه خدمات خاصی تاکید کند. حتی چنانچه هیچ بودجه‌ای در یک لایحه در نظر گرفته نشود، تبدیل چنین عباراتی به قانون امکان دریافت بودجه را برای آن در آینده آسان‌تر می‌کند و اهمیت مسئله را برای باهمستان آشکارتر می‌سازد. 
  • یک لایحه که حاوی مقرراتی است که به تامین منافع جامعه هدف یا پیشبرد هدف شما کمک می‌کند. برای مثال، یک برنامه اصلاح کمک‌های رفاهی دولتی که در برگیرنده آموزش و مهارت‌افزایی مددجویان، تداوم بیمه درمانی برای دوره‌ای کوتاه پس از آنکه افراد از شمول کمک‌های رفاهی دولتی خارج می‌شوند، و دیگر خدمات حمایتی باشد، به احتمال زیاد می‌تواند برای دوره طولانی‌تری منافع مددجویان را تامین کند؛ در مقایسه با برنامه‌ای که افراد را پس از دوره‌ای مشخص از گردونه حمایت‌ها خارج می‌کند. 
  • مقررات محلی که از هدف شما حمایت می‌کند. شورای شهر، اداره سلامت، کمیسیون‌های حفاظت از محیط زیست، و دیگر نهادهای محلی می‌توانند مقرراتی وضع کنند که به پیشبرد موضوعات خاصی در حوزه اجتماعی، سلامت، یا محیط زیست کمک کنند. برای مثال، در چند سال گذشته بسیاری از اداره‌های سلامت شهرها استعمال دخانیات را در رستوران‌ها ممنوع کرده‌اند تا از افراد غیرسیگاری در برابر مضرات استعمال غیرمستقیم دود سیگار محافظت کنند. در برخی موارد، مقامات محلی افرادی را که در فعالیت‌های نژادپرستانه مشارکت می‌کنند از سکونت در خانه‌های دولتی محروم می‌کنند. 
  • حمایت و ترویجگری در تنظیم بودجه. همه ساله دولت فدرال، ایالت‌ها، و مقامات محلی بودجه سالانه خود را تصویب می‌کنند. گروه‌های مختلف معمولا رایزنی می‌کنند تا بتوانند: به مسئله مورد نظر خود بودجه اختصاص دهند یا بودجه آن را افزایش دهند؛ میزان بودجه پیشنهادی را در نهاد قانون‌گذاری مربوطه به تصویب برسانند و با امضای قوه مجریه به قانون تبدیل کنند؛ از کاهش بودجه پیشنهادی جلوگیری کنند. 
  • حمایت سیاسی، فکری، یا اخلاقی. این نوع حمایت می‌تواند توسط قانون‌گذارانی مثل افراد کنگره یا قانون‌گذاران دولتی صورت گیرد، یا دیگر افراد قدرتمندی که به صورت مستقیم در روند قانون‌گذاری دخالت ندارند اما قانون‌گذاران حرف آن‌ها را گوش می‌دهند. برای مثال فرماندار یک ایالت یا رئیس جمهور نمی‌توانند قانون وضع کنند اما می‌توانند قانونی را پیشنهاد یا وتو کنند، برای انجام سیاستگذاری‌های خاص فشار بیاورند، و در جریان اجرا و اعمال قوانین به وسیله کابینه یا زیردستانشان سیاستگذاری‌های ویژه‌ای را دنبال کنند. 
  • مرتبط کردن شما با دیگران. قانون‌گذاران و دیگر مقامات دولتی اغلب می‌توانند از طریق شبکه ارتباطی خود شما را به دیگر قانون‌گذاران یا افرادی مرتبط سازند که قادر هستند به صورت مستقیم به شما کمک یا از مسئله شما حمایت کنند.  

حمایت و ترویجگری واقعی در عرصه قانون‌گذاری می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ می‌توانید به صورت فردی با یک قانون‌گذار کار کنید یا در نگارش متن یک لایحه به او کمک کنید، یا صدها و حتی هزاران نفر از حامیان خود را بسیج کنید تا یک قانون‌گذار را بمباران تلفنی کنند و از او بخواهند که از مسئله شما حمایت کند. همچنین ممکن است کارهای مختلفی را در بر بگیرد مانند: آموزش یک مسئله به قانون‌گذاران، حامیان، و عموم مردم؛ کار با رسانه‌ها؛ به طور مداوم در جستجوی متحد تازه بودن؛ و فعالیت برای یک دوره زمانی بلندمدت. 

چرا باید به حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری وارد شویم؟   

اغلب بسیاری از ما به شکلی طبیعی برای چیزهایی که باور داریم حمایت‌ و ترویجگری می‌کنیم ولی برای حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری، به طور خاص، دلایل زیادی می‌توان ذکر کرد. 

  • اغلب اقدام در حوزه قانون‌گذاری – چیزی را تبدیل به قانون کنیم یا به آن بودجه عمومی اختصاص دهیم—موثرترین راه حمایت از یک هدف یا به دست آوردن چیزهای مورد نظرتان است. 
  • گاهی اقدام در حوزه قانون‌گذاری تنها راه تحقق هدفتان است. برای مثال تخصیص بودجه عمومی حداقل در سطوح عالی تنها با گذر از نهادهای قانون‌گذاری میسر می‌شود. (بودجه درخواستی شما ممکن است از سوی یک نهاد ایالتی یا محلی تامین شود اما بودجه همین نهاد نیز باید از بودجه ایالتی، استانی، یا شهرداری به این نهاد داده شود. در ادامه این بخش در مورد بودجه بیش‌تر صحبت خواهیم کرد.) اگر می‌خواهید از بودجه عمومی برای چیزی استفاده کنید بهترین راه انجام آن کار این است که مبلغ مورد نظرتان را در بودجه فدرال، ایالتی، یا دولت محلی بگنجانید. 
  • حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری تمرکز گروه شما را بر مسئله‌تان بیش‌تر می‌کند. کار حمایت و ترویجگری اگر به‌درستی انجام شود، گروه شما را مجبور خواهد کرد تا به‌روشنی نیازهایش را مشخص کند، و با دیگران به صورت شفاف در مورد آن گفتگو کند. همچنین همه را مجبور می‌کند که به زبان واحدی سخن بگویند، و خود را به یک هدف مشترک ملتزم کنند تا بتوانند آنچه را که هدف‌گذاری کرده‌اند محقق سازند. 
  • حمایت و ترویجگری شکل ویژه‌ای از آگاهی عمومی مثبت را به همراه می‌آورد. در مورد یک موضوع در انظار عمومی سخن گفتن، برگزاری انواع مختلف رویدادهای عمومی، و جلب پوشش رسانه‌ای همه موجب آگاهی و شناخت عمومی در مورد چیزی می‌شود که شما در حال حمایت از آن هستید.  
  • حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری معمولا برای شما متحدان قدرتمندی فراهم می‌کند. کار با قانون‌گذاران و شناختن آن‌ها و آشنا کردن آن‌ها با دغدغه‌هایتان می‌تواند آن‌ها را به حامیانی برای هدفتان تبدیل کند و احتمال اینکه به حرف شما و اعضایتان در مورد مسائل دیگر گوش بدهند، نیز بیش‌تر می‌شود. برقراری روابط فردی با قانون‌گذاران به شما در برابر دیگر قانون‌گذاران و نیز کل باهمستان اعتبار می‌بخشد. 

علاوه بر قانون‌گذاران، ممکن است بتوانید همراهان قدرتمند دیگری نیز پیدا کنید. بسته به موضوعی که دنبال می‌کنید، در جریان این کار ممکن است با رهبران شرکت‌ها و کسب و کارها، مقامات سازمان‌های ملی، مشاهیر، و دیگرانی که می‌توانند متحدان قدرتمندی برای شما باشند آشنا شوید. 

چه زمانی باید اقدام به حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری کنیم؟ 

مشاوران املاک می‌گویند سه عاملی که در فروش یک خانه موثر است عبارت است از موقعیت مکانی، موقعیت مکانی، و موقعیت مکانی. به همین ترتیب، سه عامل مهم در انجام یک اقدام حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری عبارتند از زمان‌بندی، زمان‌بندی، و زمان‌بندی. حافظه قانون‌گذاران می‌تواند بسیار کوتاه‌مدت باشد و چیزی که امروز اهمیت دارد ممکن است فردا هیچ اهمیتی نداشته باشد. با این حال، حامیان خوب به طور مستمر کار خود را دنبال می‌کنند تا بتوانند تصمیم بگیرند چه زمان وقت مناسب برای فشار آوردن است. زمان‌هایی که فعالیت حمایت و ترویجگری به طور خاص حائز اهمیت است، عبارت است از: 

  • زمانی که قانون‌گذاران می‌خواهند به موضوعی بپردازند که برای مسئله شما بسیار مهم است. چنانچه کسی طرحی را برای تصویب آماده می‌کند که به طور خاص می‌تواند برای هدف مورد نظر شما یا جمعیت هدفتان مطلوب یا نامطلوب باشد، یا کسی در حال تهیه پیشنهادی برای کاهش یا افزایش بودجه‌ای است که می‌تواند بر کار شما تاثیر بگذارد، بی‌تردید چنین زمانی وقت دست به کار شدن شماست. 
  • پیش از، و در جریان تصویب بودجه. اگر نگرانی‌های مالی دارید، وقت اطلاع دادن این مسئله به قانون‌گذاران زمانی است که آن‌ها در حال بررسی بودجه سال مالی بعد هستند. در این زمان چنانچه آن‌ها بخواهند بودجه بخشی را که به شما مربوط می‌شود کاهش دهند، باید از آن‌ها بخواهید پیش از انجام این کار نظر شما را نیز بشنوند. 
  • زمانی که توجهات به سمت مسئله شما یا جمعیت هدف شما جلب شده است. این ضرب المثل که «وقتی تنور داغ است باید نان را چسباند» برای اینجا کاربرد دارد. اگر در مورد موضوعتان به‌تازگی کتابی منتشر شده که با اقبال گسترده مردم مواجه شده است و بسیاری از جاها از آن نقل قول کرده‌اند، این بهترین زمان است که بتوانید صدای گروه حمایت و ترویجگری خود را نیز – به عنوان یک متخصص در این بحث – به این مجموعه اضافه کنید. چنانچه یک بیماری مسری که به نظر کنترل شده می‌آمد، شیوع پیدا کرد، بهترین زمان برای کار حمایت و ترویجگری برای تخصیص بودجه به واکسیناسیون همه کودکان یا گروه خاصی از کودکان است. اگر بحثی در مورد کمک‌های رفاهی دولتی مطرح می‌شود حامیان باید اطمینان حاصل کنند که صدای مددجویان نیز شنیده می‌شود و قانون‌گذاران از آثار واقعی سیاستگذاری‌های پیشنهادی خود مطلع هستند. 
  • وقتی احساس می‌کنید که زمان رای‌گیری در مورد یک لایحه خیلی نزدیک است. در این صورت شما باید هر آنچه می‌توانید انجام دهید تا بتوانید بر آرای برخی از قانون‌گذاران کلیدی تاثیر بگذارید. 
  • بلافاصله پس از آن که یک لایحه یا بودجه – یا وتوی یک لایحه یا بودجه – که می‌تواند بر هدف شما تاثیر منفی بگذارد، به تصویب می‌رسد یا امضا می‌شود، اما هنوز فرصت آن هست که اصلاحیه‌ای به آن افزوده شود یا وتو شود یا لغو شود. این زمانی‌ است که باید با سرعت و جدیت اقدام کنید و سازمان‌دهی دقیق داشته باشید تا بتوانید به نتیجه برسید. اگر گروهتان بتواند سیلی از تماس‌های تلفنی را روانه قانون‌گذاران کند و با آن‌ها ملاقات کند، و همه با پیامی واحد با آن‌ها سخن بگویند، احتمال دستیابی شما به هدف‌تان زیاد است. 
  • زمانی‌ که مطلع کردن قانون‌گذاران در مورد مسئله مورد نظرتان ضروری باشد. بسیاری از حوزه‌هایی که اکنون به صورت منظم در نهادهای قانون‌گذاری مورد بحث قرار می‌گیرند و بودجه دریافت می‌کنند – حمایت از محیط زیست، آموزش سوادآموزی به بزرگسالان، خدمات به بی‌خانمان‌ها— روزی شناخته شده نبوده‌اند و کسی در مورد آن‌ها چیزی نشنیده بود تا اینکه تلاش‌های هماهنگی از سوی حامیانی برای جلب توجه قانون‌گذاران به آن‌ها صورت گرفت. 

چگونه باید گروه خود را برای کار حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری سازمان‌دهی کنید؟ 

لزومی به تکرار این مسئله نیست که سازمان‌دهی کارآمد نقشی حیاتی در انجام یک فعالیت حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری دارد. باید حامیان خودتان را گردهم آورید، یک ساختار برای هماهنگی بین آن‌ها ایجاد کنید، وظایف خود را در مورد موضوع همکاری انجام دهید، پیام خود را تدوین کنید، یک شبکه ارتباطی ایجاد کنید، و با رسانه‌ها رابطه برقرار کنید، تا به این ترتیب در وقت ضرورت همه چیزهای لازم را در اختیار داشته باشید. 

در ادامه در مورد گام‌هایی که باید برای سازمان‌دهی برداشت اشاره می‌کنیم. این گام‌ها به همان ترتیبی که معمولا باید به اجرا درآیند، در اینجا آورده شده‌اند. در برخی موارد، ممکن است اگر چند کار را به صورت همزمان انجام دهید، کار درست‌تری باشد، و البته هیچ وقت شما پس از تکمیل یک گام به سراغ گام بعدی نمی‌روید–در واقع به ندرت این کار را می‌کنید. برای مثال، هیچ وقت برای اضافه کردن یک متحد تازه دیر نیست: شما هرگز به کسی یا گروهی نمی‌گویید که از کمکشان نمی‌توانید استفاده کنید چون از مرحله جلب کمک از دیگران عبور کرده‌اید. اما گرد هم آوردن یک گروه اولین کاری است که باید انجام دهید، و دومین گام نیز ایجاد یک ساختار است، و الی آخر.  

گام اول: متحدانتان را گرد هم بیاورید 

وقتی تعداد افراد زیاد می‌شود قدرت شما نیز بیش‌تر می‌شود. اولین گام‌ شما برای ایجاد یک سازمان نیرومند این است که افرادی را که در جبهه شما هستند بشناسید، و آن‌ها را متعهد کنید که در کار حمایت و ترویجگری با شما همراه شوند. در این کار به کمک چه افرادی نیاز دارید؟ 

  • قانون‌گذارانی که هم‌اکنون از موضع شما حمایت می‌کنند. به سمت کسانی بروید که در گذشته از مسئله‌تان حمایت یا به آن بودجه اختصاص داده‌اند، یا کسانی که اخیرا گفتگوی سازنده‌ای با او داشته‌اید. برای مثال، اگر برای دسترسی فیزیکی بیش‌تر افراد کم‌توان در حال حمایت و ترویجگری هستید، قانون‌گذاری که خود بر روی صندلی چرخ‌دار حرکت می کند یا فردی که یکی از اعضای خانواده‌اش ناشنوا است می‌تواند بهتر مسئله را درک کند و با شما همدلی کند. 
  • افرادی که به صورت بالقوه یا بالفعل از سیاست‌گذاری‌ها یا بودجه مورد حمایت شما منتفع می‌شوند. پیش از هر چیز اطمینان حاصل کنید این افراد برای رای‌دهی ثبت نام کرده‌اند، و سنشان بیش از ۱۸ سال است.
  • افرادی که در سازمان‌هایی شاغل هستند که خدماتشان به مسئله‌ شما یا جمعیت هدف شما مربوط می‌شود. این افراد علاوه بر همدلی، بیش از هر کس دیگری در مورد مسئله اطلاع دارند. 
  • متخصصان شناخته شده در این حوزه. دانشگاهیان، قانون‌گذارانی که پیش‌تر با مسئله شما درگیر بوده‌اند، کسانی که از این سیاست‌گذاری‌ها منتفع شده‌اند و زندگی‌شان را متحول کرده است، و کسانی که مدت طولانی به ارائه این خدمات مشغول بوده‌اند، افراد قابل اعتماد و موثقی هستند که قانون‌گذاران اغلب به صدای آن‌ها گوش می‌دهند. 
  • رهبران حمایتگر باهمستان و کسب و کارها و نیز دیگر شهروندانی که مسئله‌تان را درک می‌کنند. این دسته شامل کسانی می‌شود که افکار مردم را در باهمستان رهبری می‌کنند –تاجران، روحانیون، رؤسای سازمان‌ها، ستون‌نویس‌های روزنامه‌ها—که به دلیل جایگاهشان در باهمستان یا حضورشان در متن رخدادها قادر هستند بر گروه گسترده‌ای از مردم تاثیر بگذارند. این دسته همچنین شامل افرادی می‌شود که وقت و انگیزه لازم را برای مشارکت در کمپین شما دارند و حاضرند پاکت نامه‌ها را آماده کنند، تلفن بزنند، و کارها را پیگیری کنند. چنین افرادی اغلب قلب یک کمپین حمایت و ترویجگری برای طبقات پایین را تشکیل می‌دهند. 
  • افراد مشهوری که از اعتبار عمومی برخوردارند و با این مسئله همدلی دارند. 
  • سازمان‌های صنفی یا دیگر سازمان‌هایی که در مورد مسئله یا افرادی که از این مسئله متاثر می‌شوند، دغدغه دارند. اتحادیه‌های کارگری و دیگر سازمان‌هایی که خود به طور کلی در کار حمایت و ترویجگری اشتغال دارند اهمیت ویژه‌ای دارند. 
  • مراقب باشید افرادی را که ممکن است با شما در مسائل دیگر اختلاف سلیقه داشته باشند، از قلم نیاندازید. اگر این افراد از این مسئله خاص حمایت می‌کنند، متحد شما محسوب می‌شوند. علاوه بر این، روابطی که در نتیجه این کمپین حمایت و ترویجگری شکل می‌دهید، می‌تواند در آینده نیز دوباره شما را با هم متحد کند و یا حتی ممکن است آن‌ها تمایل بیش‌تری برای شنیدن استدلال‌ شما در مورد دیگر مسائل اختلافی نشان دهند. 

جمع کردن یک گروه مرکزی برای یک کمپین حمایت و ترویجگری به مقدار قابل توجهی کار جدی نیاز دارد. در این کار باید شبکه روابط خود را به کار گیرید – یا شبکه‌ای بسازید—تا به زنجیره‌ای پیوسته در حال گسترش از افراد و سازمان‌های مربوط دست پیدا کنید. به طور کلی، ابتدا با کسانی که می‌شناسید یا می‌دانید متحد شما هستند شروع ‌کنید. اگر از ابتدای شروع کار ارتباطات خوب هم داشته باشید، خیلی مفید است (برای مثال، به سمت قانون‌گذارانی که با شما همدلی دارند بروید و در صورت امکان برای این کار از افرادی که در حوزه انتخابیه او هستند یا دستیارانش را می‌شناسند کمک بگیرید)، اما گاهی باید خیلی ساده تلفن را بردارید و از افراد درخواست وقت ملاقات کنید یا در یک نشست یقه کسی را که نمی‌شناسید بگیرید. 

زمانی که افراد جدیدی را به سمت هدفی که برای آن حمایت و ترویجگری می‌کنید جذب کردید، از طریق آن‌ها می‌توانید افرادی که در شبکه ارتباطاتشان دارند پیدا کنید. از هر فرد جذب شده‌ای بخواهید که افراد تازه‌ای را جذب کند و هر چه متحدان بیش‌تری پیدا کنید، حلقه ارتباطی‌تان سریع‌تر رشد می‌کند. ممکن است در ابتدا کاملا یا تقریبا تنها باشید؛ اگر بتوانید علاقه چند فرد کلیدی را جلب کنید، کمپین حمایت و ترویجگری‌تان می‌تواند به سرعت رشد کند. 

در همان حالی که مشغول گردآوری متحد برای خود هستید، اطمینان حاصل کنید که همه در مورد کلیات چیزی که برای آن حمایت و ترویجگری را آغاز کرده‌اید توافق دارند. داشتن یک گروه کوچک ولی مستحکم بهتر از داشتن یک گروه بزرگ‌ با دسته‌بندی‌های زیاد است، یا گروه بزرگی که نتواند بر روی یک پیام معقول توافق کند. 

گام دوم: ایجاد ساختاری برای هماهنگی 

همزمان که به گردآوری حامی مشغول هستید، ممکن است بخواهید به کار شکل‌ دهی ائتلاف‌تان نیز بیاندیشید. ایجاد یک ائتلاف که در آن همه در جایگاه برابری هستند گاهی می‌تواند هدف شما را برای هماهنگی برآورده سازد بدون اینکه گروه را با این سوال که چه کسی قدرت را در دست دارد، درگیر کند؛ موضوعی که اغلب یک کار حمایت و ترویجگری را در همان ابتدای کار به شکست می‌کشاند. 

چه ائتلافی تشکیل دهید یا ندهید، معمولا خوب است یک نهاد هماهنگ کننده داشته باشید که نمایندگانی از گروه‌ها و سلایق مختلف در آن حضور داشته باشند. در آینده از دل این مجموعه می‌توان یک فرد محوری برای انجام کار هماهنگی انتخاب کرد. 

هماهنگ کننده باید به عنوان نقطه کانونی کمپین، برقراری ارتباطات، انجام اقدامات مستقیم، یا چیزهای مورد نیاز دیگر را هماهنگ کند. او همچنین می‌تواند (خودش به طور مستقیم یا به صورت غیر مستقیم و با تعیین افراد دیگر) خودش مسئولیت‌های مختلفی را برعهده بگیرد، مانند: سخنگوی ائتلاف، ارتباط با منابع خبری، نوشتن و توزیع اطلاعیه‌های رسانه‌ای، نوشتن بیانیه‌های عمومی یا اطلاعیه‌های مربوط به موضع‌گیری‌های ائتلاف، تعقیب آخرین اخبار مربوط به تحولات حوزه قانون‌گذاری و توزیع آن‌ها در میان دیگران، و غیره. 

گام سوم: وظایفتان را انجام دهید 

  • در مورد زیر و بم مسئله‌تان شناخت کسب کنید. اگر می‌خواهید به شکل موثری حمایت و ترویجگری را انجام دهید سعی کنید تا جای ممکن در مورد مسئله‌تان اطلاعات کسب کنید. شما باید همه آمارهای موجود را در اختیار داشته باشید؛ هم در دسترستان باشد و هم در کلامتان تکرار شود. اگر مسئله شما دارای ابعاد علمی، فلسفی، یا سیاسی است باید به اندازه کافی از آن اطلاعات داشته باشید تا قادر به توضیح آن برای افراد عادی باشید. 
  • طرف مقابل را بشناسید. اگر مخالفانی دارید یا چیزی که برای آن حمایت و ترویجگری می‌کنید پس‌لرزه‌هایی با خود دارد باید استدلال‌های رقیب را بشناسید و استدلال‌های موضع خود را بدانید و برای آن‌ها به صورت نکته به نکته پاسخ‌ آماده کنید. اگر استدلال‌ قابل قبولی دارند که نمی‌توانید به آن‌ها پاسخ دهید باید در نظر داشته باشید که حداقل در آن موارد تجدید نظر کنید. اگر امکان این کار وجود ندارد – برای مثال، اگر می‌دانید که محاسن چیزی که برای آن حمایت و ترویجگری می‌کنید بسیار بیش‌تر از نتایج منفی آن است – پس حداقل باید به این مشکلات اذعان کنید و به مخالفانتان پیشنهاد بدهید که با هم برای یافتن راه حل آن مشکلات همکاری کنید. 

در چنین شرایطی بسیار ضروری است که کاملا صادق باشید زیرا اعتبار شما در خطر است. اگر استدلال‌هایی را که مطلوب مسائلتان نیست نادیده بگیرید یا کم اهمیت جلوه دهید، مردم فکر خواهند کرد که دلایلتان اغراق‌آمیز یا حتی ساختگی هستند. بخش مهمی از موفقیت یک فعالیت حمایت و ترویجگری به اعتماد مردم و قانون‌گذاران بستگی دارد. بهترین راه تضمین اعتماد آن‌ها به شما گفتن حقیقت به آن‌هاست.   

شناخت احوال شخصی طرف مقابل نیز مهم است. اگر مخالفانی در بین مردم یا قانون‌گذاران دارید باید آن‌ها را بشناسید، علت مخالفتشان را بدانید، و بدانید آن‌ها در برابر چه چیزی عکس العمل نشان می‌دهند. اگر بتوانید فارغ از اختلاف نظری که با آن‌ها دارید رابطه‌ای با آن‌ها برقرار کنید که خیلی هم خوب‌تر است. ممکن است در آینده با همدیگر متحد شوید و نیز اگر آن‌ها شما را فردی معقول ببینند – و شما نیز آن‌ها را فردی معقول بدانید—احتمال اینکه با شما رفتار معقولانه‌ای داشته باشند بیش‌تر می‌شود. 

در سطح محلی، یک راه خوب برای تحقق این هدف این است که در نشست‌های عمومی، جلسات رسیدگی، یا جلسات قانون‌گذاری – شورای شهر، شورای محل، یا نشست‌های شورای مدرسه، و غیره— شرکت کنید. حداقل فرصتی خواهید داشت که بدانید این قانون‌گذاران در انظار عمومی چگونه رفتار می‌کنند و اغلب نیز شانس ملاقات آن‌ها را پیدا می‌کنید.  

  • کمیسیون‌هایی را که برای مسئله شما اهمیت دارند بیابید و اعضای آن‌ها را بشناسید. باید بدانید کدام یک از این قانون‌گذاران از شما حمایت می‌کنند، چه کسانی باید اقناع شوند و چه چیزی آن‌ها را اقناع می‌کند. 
  • باید بفهمید دیگر قانون‌گذاران کلیدی مربوط به موضوع شما چه کسانی هستند و در این مورد چه موضعی دارند. رییس کمیسیون‌های مهم (حقوقی یا بودجه)، قانون‌گذارانی که در «کمیته کنفرانس» عضویت دارند که کار آن آشتی دادن و هماهنگ کردن مجلس نمایندگان و سنا در موارد اختلافی مربوط به بودجه سالانه یا لوایح مهم است، قانون‌گذارانی که حاضر هستند مسئله شما را به عنوان موضع شخصی‌شان دنبال کنند، افرادی که دیگر قانون‌گذاران به حرفشان گوش می‌دهند و برایشان احترام قائل هستند. شناخت بازیگران اصلی باید بخش مهمی از کار آماده‌سازی شما باشد.  

همه این چیزها در مورد قانون‌گذاران محلی نیز صادق است. شناختن کمیسیونرهای فعال بخش‌ها یا اعضای کلیدی هیات مالی، نقش مهمی در موفقیت شما برای به تصویب رساندن بودجه یا مقررات مورد نظرتان دارد. حتما باید اعضای شورای شهری را که قبلا از مسئله مورد نظرتان حمایت کرده‌اند، بشناسید. 

گام چهارم: پیامتان را تدوین کنید 

شما باید به طور شفاف و واضح بدانید که برای چه چیزی دارید کار حمایت و ترویجگری انجام می‌دهید؛ آیا به دنبال بودجه هستید، متن قانون مورد نظرتان است، به دنبال یک سیاستگذاری جدید یا تغییر در سیاستگذاری‌های قبلی هستید، به رسمیت شناخته شدن یک نیاز یا دغدغه خاص را دنبال می‌کنید، یا به دنبال ترکیبی از چند فقره از موارد بالا هستید؟ برای اینکه مطمئن شوید همه متحدانتان با روی باز از پیامتان حمایت می‌کنند، می‌توانید پیامتان را از طریق روندی با مشارکت نمایندگان همه گروه‌های تشکیل دهنده تدوین کنید. در غیر این‌ صورت، اگر یک گروه حمایت و ترویجگری‌ هست که همه از آن حمایت می‌کنند، همه می‌توانید توافق کنید که پیام تهیه شده توسط این گروه به عنوان پیام کل گروه پذیرفته شود. 

پیام باید معنادار باشد، به‌ طوری که افرادی که با مسئله آشنایی ندارند بتوانند به‌راحتی آن را درک کنند، و پیام بتواند به شکل موثر و از راهکاری عقلانی به مسئله پاسخ دهد. اگر راه حل‌هایی ارائه می‌کنید، باید صرفه اقتصادی داشته باشند، و جو سیاسی و اقتصادی حاکم و منابع در دسترس ایالت یا دولت فدرال یا نهادهای مجری قانون یا نهادهای اداره کننده بودجه را در نظر داشته باشد. 

دلایل چندی برای اهمیت شفافیت و وضوح پیام وجود دارد: 

  • پیامی که به درستی تعریف شده باشد آسان‌تر به دیگر متحدان انتقال داده می‌شود، آن‌ها بهتر آن را درک می‌کنند، و احتمال سوء تعبیر از آن کمتر است. 
  • قانون‌گذاران و عموم مردم راحت‌تر می‌توانند یک پیام شفاف را درک کنند، به‌ویژه اگر با مسئله آشنا نباشند. 
  • پیامی که دقیق و مشخص باشد، شانس بیش‌تری دارد که قانون‌گذاران با علاقه به آن گوش بدهند، به ویژه اگر نیازمند اقدامی از سوی قانون‌گذاران باشد. قانون‌گذاران از ابهام گریزانند؛ اگر چیزی باشد که بتوانند انجام دهند و با این کار منفعتی عاید افراد حوزه انتخابیه‌شان شود و به این واسطه اعتباری برای خود کسب کنند، حاضر به انجام آن هستند به شرط آنکه چندان بحث برانگیز نباشد. اگر بحث برانگیز باشد، دوست دارند دقیقا بدانند که اگر از آن حمایت کنند باید چه کارهایی انجام دهند. در این صورت آن‌ها قادر خواهند بود عواقب حمایتشان را بسنجند و بدانند وارد چه کاری می‌شوند. 

هر چه ایده‌های شما شفاف‌تر و بهتر باشد، شانس موفقیت آن نیز بیش‌تر می‌شود. اگر بتوانید استدلال قدرتمندی ارائه کنید که درک آن آسان و مخالفت با آن دشوار باشد، نیمی از راه موفقیت را طی کرده‌اید. 

اگر به دنبال تصویب قانونی هستید، اغلب بهترین کار این است متن پیشنهادی آن را بنویسید و سعی کنید قانون‌گذارانی پیدا کنید که از آن حمایت کنند. اگر در مورد جوانب مسئله به دقت فکر کرده باشید و کار را به سرانجام رسانیده باشید، قانون‌گذاران از شما به خاطر کمکی که به صرفه‌جویی وقت و انرژی‌شان کرده‌اید سپاسگزار خواهند بود. در ایالت ماساچوست یک گروه حمایت و ترویجگری متن لایحه‌ای را نگارش کرد که در آن دولت محلی در قبال باسواد کردن همه شهروندان –صرف نظر از سنشان—موظف دانسته شده بود. آن‌ها قانون‌گذارانی را پیدا کردند که از این لایحه حمایت می‌کردند و پس از چندبار تلاش توانستند تمام آن را، کلمه به کلمه، در قالب بخشی از لایحه اصلاح نظام آموزشی به تصویب برسانند. یکی از نتایج سریع این قانون افزایش شش برابری بودجه ایالتی برای سوادآموزی بزرگسالان برای یک دوره پنج ساله و نیز ارتقا جدی خدمات در این حوزه بود. 

  • یک تلاش حمایت و ترویجگری باید صدایی واحد داشته باشد. این کار با داشتن یک پیام شفاف و مشخص که مورد توافق جمعی است میسر می‌شود.          

گام پنجم: ایجاد یک شبکه ارتباطی کارآمد

ارتباط سریع شما و متحدانتان و توانایی بسیج سریع گروه بسیار حیاتی است. معمولا تنها یک روز یا یک نصف روز برای تاثیرگذاری وقت دارید، و باید از هر دقیقه وقتتان استفاده کنید. بهترین راه برای تضمین برداشتن قدم موثر (تشکیل یک نشست راهبردی فوری، تماس تلفنی با قانون‌گذاران، برگزاری یک رخداد عمومی با یک فراخوان سریع، و غیره) استفاده از یک سیستم ارتباطی موثر است. سیستم‌های موثر در شرایط مختلف متفاوت هستند، اما همه چند ویژگی مشترک دارند:  

  • یک فرد یا یک گروه کوچک مسئولیت هماهنگی ارتباطات را برعهده دارد. یک سیستم ارتباطی به یک فرد مرکزی نیاز دارد که مدیریت کار را برعهده داشته باشد. معمولا منطقی‌ترین فرد برای این کار هماهنگ کننده اصلی کار حمایت و ترویجگری است، اما این کار را می‌توان به فرد دیگری که مسئول هماهنگی ارتباطات است و زیر نظر هماهنگ کننده اصلی کار می‌کند، واگذار کرد. راه دیگر این است که در وضعیت‌های مختلف این کار به افراد مختلفی سپرده شود. چنانچه انجام این کار به وسیله یک فرد ممکن نیست بهتر است گروهی که این مسئولیت را برعهده می‌گیرد تا جای ممکن کوچک باشد تا خطاهای احتمالی و از دست رفتن فرصت‌ها به حداقل برسد. وقتی می‌گوییم یک فرد هماهنگ کننده برای ارتباطات باید وجود داشته باشد به این معنی نیست که خود او باید همه کارهای مربوط به حوزه ارتباطات را انجام بدهد، بلکه باید بر کارها نظارت داشته باشد و مدیریت کند. 
  • داشتن یک راه مطمئن و سریع برای انتشار اطلاعات در میان افرادی که به آن نیاز دارند. در صورت امکان، بهترین روش ایمیل است زیرا به صورت آنی عمل می‌کند و با فشار یک کلید در لحظه می‌توان اطلاعات را به تعداد بسیار زیادی از افراد ارسال کرد. داشتن یک وبسایت اصولی با یک لینک ایمیل نیز می‌تواند یک روش اطلاع‌رسانی عالی باشد. با فاصله بسیار، دومین روش مناسب می‌تواند فکس/تلفن زدنِ موسوم به شیوه «درخت‌وار» است که در آن به شکل از پیش تعیین شده هر فردی به یک نفر زنگ یا فکس می‌زند و او نیز به فرد دیگری فکس یا تلفن می‌زند و این کار به صورت درختی منتشر می‌شود. این روش تنها زمانی موفق است که همه به فرد تعیین شده زنگ بزنند و هماهنگ کننده به دقت بتواند بفهمد که چه کسانی در دسترس نبوده‌اند. با یک فاصله جدی، روش مناسب سوم ارسال نامه انبوه است که – اگر چه کم سرعت، پرهزینه‌، و کم‌بازخورد است – می‌تواند راه معقولی برای اطلاع‌رسانی در مورد چیزهایی باشد که به اقدام سریع نیاز ندارند.  

روش‌های ارتباطاتی باید از بین گزینه‌های قابل انجام انتخاب شوند. اگر اغلب افرادی دریافت کننده پیام به ایمیل دسترسی ندارند، نمی‌توان از این روش استفاده کرد. شیوه تلفن زدن درخت‌وار نیز ممکن است راه مناسبی نباشد اگر بیش‌تر افراد تلفن نداشته باشند که این حالت در مواردی که با باهمستان‌های کم‌درآمد کار می‌کنیم مطرح است. ارتباطات باید با نیاز افراد درگیر تناسب داشته باشد؛ اگر تنها راه دسترسی به آن‌ها این است که به در خانه‌شان برویم باید کسی پشت فرمان ماشین بنشیند و این کار را انجام بدهد. 

  • یک کانال ارسال بازخوردها به هماهنگ کننده وجود داشته باشد تا او بفهمد که آیا اقدامات درخواست شده – تماس تلفنی با قانون‌گذاران، گردآوری اطلاعات، و غیره – انجام می‌شوند و نتایج آن‌ها چه بوده است. برای مثال، اگر افراد در مورد نتایج تماس‌هایشان با قانون‌گذاران به هماهنگ کننده گزارش بدهند، این اطلاعات به گروه این امکان را می‌دهد که در مورد اقدام بعدی خود تصمیم بگیرد. 
  • پیام‌هایی که به کل گروه ارسال می‌شوند باید از یک نقطه کانونی ارسال شوند تا شکی در مورد محتوا و دقت آن‌ها وجود نداشته باشد. اگر کسی اطلاعات جدید یا پیامی برای کل گروه داشته باشد، باید آن را از کانال هماهنگ کننده اطلاعاتی ارسال کند. 
  • ارتباط با قسمت‌های مختلف درگیر در کار، شامل ارتباط با اعضای گروه حمایت و ترویجگری و با ائتلاف خود، با رسانه‌ها، متحدانتان در مراکز قانون‌گذاری و دیگر مراکز، و با دیگر منابع باهمستانی – دیگر ائتلاف‌ها، افراد مشهوری که با شما همدلی دارند، گروه‌های ملی، و غیره.  
  • به‌روزرسانی منظم. افراد و سازمان‌ها مدام در حال تغییر شغل‌ها و تغییر کارمندانشان و تغییر مکان هستند، مرکز ارائه دهنده خدمات کامپیوتری خود را تغییر می‌دهند، خط تلفن و فکس جدید می‌گیرند، و غیره. سیستم ارتباطی باید به صورت مداوم چک شود تا اطلاعات مربوط به هر کس درست گردآوری شده باشد و در اولین تماس بتوان با آن‌ها تماس گرفت. 
  • داشتن یک برنامه مدیریت بحران. اگر اتفاقی افتاد که به خدشه‌دار شدن شهرت گروه حمایت و ترویجگری‌تان انجامید یا برای آن رسوایی به همراه آورد، داشتن چنین برنامه‌ای آسیب‌ها را به حداقل خواهد رساند. 

گام ششم: دوستی با رسانه‌ها

شهرت معمولا بهترین مولفه یک کمپین حمایت و ترویجگری است و بهترین راه کسب آن نیز از طریق رسانه‌ها است. برای اینکه از دسترسی به رسانه‌ها اطمینان حاصل کنید، از یک طرف باید ارتباطاتتان را با روزنامه‌ها و ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی حفظ کنید و توسعه دهید، و از طرف دیگر با افراد شاغل در آن‌ها – مانند دبیران و سردبیران، ستون‌نویسان، گزارشگران، تولید کنندگان، و مدیران پخش – رابطه برقرار کنید تا بتوانید پیامتان را به سرعت و در زمان مناسب منتشر کنید. 

شاید بخواهید همه یا بخشی از موارد زیر را به طور خاص آماده کنید تا پیش از بروز یک وضعیت اضطراری یا کمپین فراگیر آن‌ها را آماده داشته باشید و بتوانید در زمان ضرورت از روندی که باید انجام دهید مطلع باشید. 

  • اطلاعیه‌های رسانه‌ای. 
  • کنفرانس‌های خبری. 
  • آماده‌سازی یا نوشتن داستان‌های خبری. 
  • آماده‌سازی یا نوشتن ستون‌ها، سرمقاله‌ها، مطالب برای بخش نقد و نظر، و سرمقاله. 
  • برگزاری رویدادهای عمومی با پوشش رسانه‌ای

گام هفتم: نگاه بلند مدت داشته باشید 

یکی از اصول بنیادین یک فعالیت حمایت و ترویجگری این است که بدانیم این کار بسیار زمان‌بر است. یک موفقیت مشخص – برای مثال جذب بودجه برای مسئله مورد نظرتان—اغلب با یک حرکت جهشی ناگهانی محقق می‌شود. اما برای تصویب یک لایحه یا پذیرش سخنانتان در میان قانون‌گذاران ممکن است مجبور شوید سال‌ها تلاش کنید. گروه شما باید برای ادامه تلاش‌هایش علاقه و انگیزه داشته باشد حتی در صورت شکست مسلم یا بدتر از آن در صورت بی‌‌توجهی کامل. هیچ تضمینی وجود ندارد که تلاش پیوسته به موفقیت منجر شود؛ اما می‌توان تضمین کرد در صورت فقدان تلاش پیوسته، شکست خواهد خورد. 

شاید غیرقابل هضم‌ترین مسئله برای فعالان حوزه حمایت و ترویجگری این باشد که موفقیت پایان کار نیست. زمانی که به هدفی دست یافتید، به معنی این نیست که می‌توانید استراحت کنید. قانون‌گذاران تغییر می‌کنند، جنبش‌های اجتماعی به سکون درمی‌افتند، حافظه‌ها کوتاه مدت هستند –سیاست‌مداران به طور خاص این ویژگی را دارند. به محض اینکه حمایتگران و ترویجگران روی خود را برگردانند، اهمیت مسئله‌هایشان برای قانون‌گذاران شروع به رنگ باختن می‌کنند (و تا حدود زیادی برای عموم مردم نیز چنین می‌شود) و با مسائلی که در آن لحظه اهمیت دارد جایگزین می‌شوند. یک فعالیت حمایت و ترویجگری مستحکم هرگز برای استراحت توقف نمی‌کند و به پایان نمی‌رسد. این کار باید برای همیشه و تا ابد ادامه یابد. 

چگونه به قانون‌گذارن و دیگر سیاست‌گذاران مراجعه کنیم؟ 

آخرین مولفه سازمان‌دهی برای حمایت و ترویجگری نزدیکی به قانون‌گذاران و دیگران است. حمایتگران و ترویجگران نباید صبر کنند تا یک اتفاق ویژه رخ بدهد تا در پی ارتباط گرفتن با سیاست‌گذاران بیافتند. ایجاد و حفظ ارتباطات با بیش‌ترین تعداد ممکن از قانون‌گذاران، سردبیران روزنامه‌ها، و دیگر افراد تاثیرگذار در زمان بحران به شدت به کمک شما خواهد آمد. 

سه قانون بنیادین برای این گونه ارتباطات وجود دارد: شخصا به سیاستگذاران مراجعه کنید؛ یک هدف مشخص برای طرح با آن‌ها در ذهن داشته باشید؛ و اطمینان حاصل کنید که آن‌ها از محاسن حمایت از شما و هزینه‌های عدم حمایت از شما مطلع هستند. 

شخصا به سیاستگذاران مراجعه کنید

  • اطمینان حاصل کنید که همه کسانی که در کار حمایت و ترویجگری مشارکت دارند نمایندگانشان در مجلس نمایندگان و سنا، اعضای کنگره، و سناتورها را می‌شناسند و هر کدام با فردی در دفتر یکی از آن‌ها ارتباط دارد. (در سطح محلی نیز همینطور یعنی در میان اعضای شورای شهر، کمیسیونرهای بخش‌ها، اعضای شورای محل، مدیران شهری، روسای هیات‌های شهری، و غیره) وضعیت ایده‌آل این است که ارتباطات خوبی یا با خود قانون‌گذار یا دستیار او داشته باشید تا جایی که آن فرد اسم شما را بداند و به تماس شما پاسخ بدهد یا با شما تماس بگیرد. 
  • اطمینان حاصل کنید که اعضای اصلی مجموعه حمایت و ترویجگری شما با قانون‌گذاران اصلی ارتباط برقرار کرده باشند. بهترین حالت این است که هر فردی با قانون‌گذاران محل زندگی خودش در ارتباط باشد، یا اگر این امکان را ندارد باید خود را نماینده یا کارمند یک ائتلاف یا گروه حمایت و ترویجگری معرفی کند. قانون‌گذارانی که با شما همدلی دارند می‌توانند با معرفی و تایید شما به دیگران، به شما کمک کنند. 
  • از مردم حوزه انتخابیه خود کمک بگیرید. دیدارهای دسته جمعی (برنامه‌ریزی شده یا حداقل در جریان دیدارهای عادی و نه ملاقات‌های تهاجمی یا تهدیدآمیز) در دفتر قانون‌گذاران و سیاستگذاران به شدت بر نگاه قانون‌گذاران تاثیر می‌گذارد. آن‌ها معمولا قدرت حمایت مردم طبقات پایین را احساس نمی‌کنند تا زمانی‌ که به صورت واقعی گروه بزرگی از آن‌ها را با درخواستی معین در برابر خود ببینند. 
  • تلاش کنید تا با کمک متحدان خود در میان قانون‌گذاران فراکسیونی برای رسیدگی ویژه به مسئله مورد نظرتان تشکیل دهید. وقتی گروهی از قانون‌گذاران و دستیارانشان که به موضوع شما علاقه‌مند هستند، به صورت منظم جلسه تشکیل دهند و کسانی باشند که به خوبی در مورد نیاز‌های جمعیت هدف شما، اهداف طرحتان، جزئیات مسئله‌تان، و غیره مطلع باشند، قدرتی عظیم برای حمایت‌ها از شما تبدیل آن به قانون پیدا می‌کنند.  
  • مسئله را شخصی کنید. سیاست‌گذاران را با افرادی که به صورت مستقیم تحت تاثیر سیاست‌گذاری‌هایشان قرار می‌گیرند رودررو کنید، و اجازه دهید آن‌ها داستان‌هایشان را از زبان خودشان تعریف کنند. ارائه داستان‌های واقعی افراد واقعی و نشان دادن چهره انسان‌هایی که با عنوان‌هایی چون «دریافت کننده کمک‌های رفاهی دولتی» یا «بیمار مبتلا به ایدز» یا«بی‌خانمان» معرفی می‌شوند، قوی‌ترین راهی است که می‌توان سیاست‌گذاران را به تفکر در مورد عواقب تصمیماتشان واداشت. تاثیر این کار حتی می‌تواند بیش‌تر هم بشود اگر کسانی که برای دیدار با آن‌ها می‌روند اعضای حوزه انتخابیه‌شان باشند یا آن‌ها را بشناسند. 

یکی از قانون‌گذارانی که نقش به‌سزایی در تصویب حق بزرگسالان برای خدمات آموزشی در ایالت ماساچوست داشت، و بعدا نیز در تخصیص بودجه برای خدمات سوادآموزی بزرگسالان نقش مهمی ایفا کرد، به این دلیل به مسئله علاقه‌مند شد که یکی از دوستان دوره دبیرستانش به او گفته بود که پس از فارغ التحصیلی هنوز قادر به خواندن نبوده است و پس از مدتی به کمک یک برنامه سوادآموزی برای بزرگسالان توانسته خواندن را بیاموزد. 

  • سیاست‌گذاران را به مکان‌هایی ببرید که سیاستگذاری‌هایشان بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد. بازدید یک قانون‌گذار از مدرسه‌ای قدیمی که ۱۰۰ سال قدمت دارد می‌تواند بسیار بیش‌تر از تشریح برنامه نوسازی مدارس برای جلب بودجه موثر باشد. 
  • مراسم‌ آموزشی برای قانون‌گذاران برگزار کنید. جلسات رسیدگی به یک موضوع، نشست‌های اطلاع‌رسانی، سخنرانی‌ها – در ساختمان فرمانداری ایالت یا در سطح باهمستان—می‌تواند به آموزش قانون‌گذاران و یافتن متحدانی برای هدف مورد نظرتان کمک کند. در این خصوص وجود یک فراکسیون یا چند قانون‌گذار همدل می‌تواند کمک بزرگی باشد. قانون‌گذاران معمولا در صورتی در این مراسم شرکت می‌کنند که به صورت رسمی و از طریق نامه به وسیله یک قانون‌گذار دیگر از آن‌ها دعوت شده باشد. 
  • یک لابیگر استخدام کنید. اگر از نظر قانونی و مالی این امکان را دارید، می‌تواند راه خوبی برای برقراری روابط فردی با قانون‌گذاران باشد.  

حمایت‌گران و ترویجگران و لابیگر‌ها 

قانون‌گذاران و کارکنان از حمایتگران و ترویجگران تاثیر می‌گیرند؛ این افراد در واقع شهروندان عادی یا گروه‌هایی هستند که این وظیفه را برای خود تعریف می‌کنند و از وقت خود برای ارتباط با قانون‌گذاران مایه می‌گذارند تا به آن‌ها اطلاعات بدهند و آن‌ها را اقناع کنند. حمایتگران و ترویجگران ممکن است کسانی باشند که خود از سیاستگذاری‌ها سود می‌برند، کارمندان و کارکنان سازمان‌هایی باشند که با مسائلی خاص یا گروه جمعیتی معینی کار می‌کنند، یا فقط شهروندانی عادی باشند که از یک باور شخصی‌شان حمایت می‌کنند. 

کمیته‌ها، اشخاص قانون‌گذار، و کارکنان آن‌ها اغلب از لابیگر‌ها نیز تاثیر می‌پذیرند. این دسته افرادی هستند که با دریافت پول به کار گرفته می‌شوند – از یک سازمان (که اغلب کل یک صنعت یا مجموعه‌ای از سازمان‌ها را نمایندگی می‌کنند)، شرکت بزرگ، و حتی حمایتگران و ترویجگران بخش سلامت و خدمات انسانی— تا اطلاعاتی را به قانون‌گذاران انتقال بدهند و آن‌ها را قانع کنند که تصویب یا رد یک قانون یا رای‌ دادن به شکلی خاص در جهت منافع شخصی‌شان یا منافع مردم حوزه انتخابیه‌شان است. (واژه لابی از آن‌جا رایج شد که این افراد در گذشته در لابی کنگره آمریکا، بیرون از مجلس سنا و مجلس نمایندگان می‌ایستادند تا یقه قانون‌گذاران را بگیرند.)

علی‌رغم همه فریادهایی که سیاستمداران در زمان رای‌گیری علیه «ویژه‌خواری» و «لابیگر‌های واشنگتن» سر می‌دهند، در حقیقت تلاش لابیگر‌ها برای تاثیرگذاری بر قانون‌گذاران و کارکنان‌شان کاملا قانونی است، البته مادامی که: 

  • به عنوان لابیگر ثبت و معرفی شده باشند تا همه بدانند که آن‌ها توسط گروه‌هایی خاص استخدام شده‌اند و احتمال اینکه دیدگاهی شخصی در مورد موضوع داشته باشند وجود دارد.

  • لابیگر‌ها تلاش نکنند که به قانون‌گذاران، کارکنان‌شان، و دیگر مقامات دولتی از طریق اعطای پول، هدیه، کمک فراقانونی در کمپین‌های انتخاباتی‌شان، به مسافرت فرستادن آن‌ها، اعطای وام‌های بزرگ، همکاری تجاری، یا دیگر منافع مادی یا شخصی رشوه بدهند.

  • هیچ یک از قوانین مالیاتی را نقض نکنند (برای مثال، شرکت‌های غیرانتقاعی درصد محدودی از بودجه خود را می‌توانند صرف لابی‌گری کنند.).  

لابیگر‌ها به طور کلی دانش بسیار خوبی در مورد مسائل مختلف مربوط به حوزه خود دارند، و اغلب از آن‌ها دعوت می‌شود تا در مورد موضوعات مربوط به حوزه کاری‌شان برای شهادت در جلسات استماع قانون‌گذاران یا مشورت در مورد قوانین و اقدامات در حال بررسی شرکت کنند. آن‌ها نسبت به حمایتگران و ترویجگران از این مزیت نیز برخوردارند که برای کاری که می‌کنند پول دریافت می‌کنند به همین دلیل می‌توانند همه زمان خود را برای انجام کارشان صرف کنند. همچنین آن‌ها دوست دارند با کسانی که لابی می‌کنند رابطه‌ای دوستانه برقرار کنند زیرا معمولا حلقه روابط اجتماعی آن‌ها نیز به شکل عمده از آن دسته از سیاست‌مداران و دستیارانشان که می‌خواهند بر آن‌ها تاثیر بگذارند تشکیل می‌شود. تنها به همین دلایل است که حمایتگران و ترویجگرانی که توان مالی دارند به استخدام لابیگر‌ها روی می‌آورند.

برای مراجعه به قانون‌گذاران باید هدفی شفاف در ذهن داشته باشید 

اهداف شما باید شفاف، مشخص، و در حیطه اختیارات قانون‌گذار باشد. همانطور که قبلا نیز گفتیم فهم اهداف شفاف هم برای کسانی که با شما کار می‌کنند و هم کسانی که باید اقناع شوند آسان‌تر است. قانون‌گذاران و دیگر سیاست‌گذاران در لحظه با درخواست‌های زیادی مواجه هستند و به آن‌ها درخواست‌های بسیاری برای انجام کارهای مختلف ارائه می‌شود. اگر پیام شما شفاف، مشخص و قابل انجام نباشد ممکن است آن‌ها نخواهند وقت زیادی صرف شما بکنند. 

یکی از چیزهایی که می‌تواند در این مرحله کمک بسیار خوبی به شما بکند، تهیه چیزی که به صورت عینی برای قانون‌گذار قابل استفاده باشد: یک پیش‌نویس اولیه از لایحه پیشنهادی مورد نظر خود، لیستی از مواردی که می‌خواهید در یک مصوبه گنجانده شود، میزان معین بودجه‌ای که می‌خواهید ذیل یک مورد معین یا لایحه خاص تخصیص یابد (توجه داشته باشید که شماره خط یا شماره لایحه را نیز نوشته باشید)، یا یک نامه‌ای که می‌خواهید قانون‌گذار آن را امضا کند.   

بسیاری از قانون‌گذاران تنها به پیروزی در انتخابات فکر می‌کنند. از این رو اگر بتوانید برای آن‌ها فرصتی فراهم بیاورید که بتوانند کاری بکنند که از آن در تبلیغات انتخاباتی بعدی خود استفاده کنند، احتمال اینکه این کار را به انجام برسانند بسیار بیش‌تر می‌شود. 

در زمان مراجعه به قانون‌گذاران آن‌ها را از عواقب کارشان مطلع کنید 

توجه داشته باشید که قانون‌گذاران و دیگر سیاستگذاران را از میزان تاثیر هر اقدامی بر مردم حوزه انتخابیه‌شان آگاه کنید. اگر بتوانید بگویید چه تعداد از مردم حوزه انتخابیه‌ آن‌ها به این مسئله وابسته هستند یا به چقدر خدماتی که شما برای آن حمایت و ترویجگری می‌کنید نیاز دارند، شانس موفقیت بسیار بالایی خواهید داشت. زمانی که یک قانون‌گذار بداند که ائتلاف شما نماینده ۱۱ هزار نفر از افرادی است که با توسعه یک منطقه طبیعی مخالف هستند، یا بداند که در منطقه او ۲۷ هزار کودک در معرض خطر ابتلا به بیماری قرار دارند، احتمال اینکه به شنیدن حرف شما علاقه نشان بدهد بیش‌تر می‌شود. 

در مجموع، موضوع عواقب را باید خیلی ماهرانه طرح کرد. یکی از راه‌ها این است که قانون‌گذار را از وسعت مسئله و تعداد افرادی که در منطقه او تحت تاثیر آن قرار دارند آگاه کنید. راه دیگر این است که قانون‌گذار مدام تلفن‌ها، ایمیل‌ها، و نامه‌هایی از افراد حوزه انتخابیه خود دریافت کند که در آن‌ها به هدف مورد نظر شما توجه شده باشد (و از این افراد بخواهید که از قانون‌گذار بپرسند که در نهایت در مورد این مسئله چه رایی خواهد داد). اما گزینه نمایشی سوم این است که یک طومار تهیه کنید و آن را به امضای هزاران نفر برسانید و هر تعداد از این افراد را که توانستید جمع کنید و برای ارائه حضوری آن به قانون‌گذار (یا قانون‌گذاران) بروید.  

خلاصه​

موفقیت در کار حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری منوط به داشتن یک گروه حمایت و ترویجگری سازمان‌مند است. علاوه بر دقت کافی در مورد زمان‌بندی کارتان، گروه حمایت و ترویجگری شما باید چند کار پایه‌ای انجام دهد: 

  • متحدان را گردآوی کند 
  • ساختاری نظام‌مند برای هماهنگی امور ایجاد کند
  • وظایفش را انجام دهد تا بتواند برای مسئله‌ مبانی محکمی پایه‌ریزی کند و ارتباطات قوی بسازید. 
  • پیام‌اش را تدوین کند 
  • یک شبکه ارتباطی کارآمد و قابل اطمینان ایجاد کند 
  • با رسانه‌ها دوستی برقرار کند
  • نگاه بلندمدت داشته باشد و آماده باشد که تا زمانی که مسئله وجود دارد با سماجت به کار خود ادامه دهد. 

علاوه بر این کسانی که در کار حمایت و ترویجگری هستند باید متحدان و ارتباطات و مراجعات به قانون‌گذاران و سیاستگذاران محلی را ایجاد، حفظ و مدام به‌روزرسانی کنند. با ایجاد روابط شخصی با قانون‌گذاران و دستیارانشان و با آشنا کردن قانون‌گذاران با نمونه‌های واقعی از افرادی که تحت تاثیر سیاستگذاری‌های آن‌ها و عواقب ناشی از رای آن‌ها قرار می‌گیرند، می‌توانید مطمئن شوید که مسایل مورد نظرتان فهمیده می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد. 

اگر بتوانید تلاشی منظم و مداوم را به پیش ببرید که همه یا برخی از این پیشنهادات را به کار ببندد، شانسی جدی برای موفقیت در کار حمایت و ترویجگری در عرصه قانون‌گذاری خواهید داشت. 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 12:29

Apoyo legislativo

___una ley con financiación adjunta     

___una ley con reglamentaciones que benefician al público objetivo 

___una ley que legitima el tema

___ordenanza local 

___lucha por presupuesto 

___simple apoyo político, intelectual o moral

___vínculos a otros contactos 

Razones para involucrarse 

___obtener aliados poderosos   

___crear publicidad positiva  

___conseguir un  enfoque sobre su tema   

___es una manera efectiva de impulsar una causa  

Cómo organizarse

___consiga la mayor cantidad posible de gente involucrada

___sea competente en varios aspectos

___deje las metas  claramente entendidas    

___trabaje en red

___sea paciente

Tools
mgrove Thu, 12/11/2025 - 12:45

Tool: Preparing an Elevator Speech for Advocacy

This tool helps community members create a short, powerful message—an elevator speech—that clearly states who they are, the issue they care about, and what action they want. It’s designed to be delivered in 30–60 seconds to a legislator, policymaker, funder, or stakeholder anytime, anywhere.

Download Here: Elevator Speech (PDF) 

PowerPoint
مجهول (not verified) Tue, 22/01/2013 - 14:45

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۲۰. ترویج‌گری برای درازمدت
Mehrnoosh Wed, 10/02/2019 - 15:14
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 10/02/2019 - 15:27

تقریبا در همه بخش‌های قبلی این فصل طولانی در خصوص اقدام مستقیم، نیاز به حفظ و نگهداری یك تلاش ترویج‌گری برای مدت طولانی را مطرح كردیم. 

هر عملكرد یا سیاستی، حتی اگر در قوانین و مقررات دولتی گنجانده شده باشد،‌ در آینده می‌تواند به دلیل بی‌توجهی، یا یك اقدام قطعی مخالفین تغییر كند، دچار ضعف، یا محدود شود. اگرچه ممكن است نیاز به پرداختن به مسئله شما، به عنوان مسئله‌ای به اهمیت ضرورت ایمنی عمومی یا آموزش عمومی پذیرفته شده باشد، فردا ممكن است كِشَند افكار عمومی تغییر كند و شما ببینید كه حامیانتان كنار كشیده‌اند. 

متاسفانه توجه قانون‌گذاران و سایر سیاست‌گذاران معمولا به كوتاهی توجه افكار عمومی و گاه حتی از آن هم كوتاه‌تر است. برای خیلی‌ها این توجه به كوتاهی فاصله میان دو انتخابات است. علاوه بر این معمولا قانون‌گذاران دلسوز هم، یا به دلیل بازنشستگی داوطلبانه و یا به دلیل شكست‌های سیاسی، ناپدید می‌شوند و كسانی جانشینشان می‌شوند كه درباره شما یا مسئله‌تان چیزی نمی‌دانند. به این ترتیب، بار دیگر حمایتی كه روی‌اش حساب می‌كردید، می‌تواند از دست برود. 

تنها راهی كه می‌توانید مطمئن باشید مسئله‌تان از روی صفحه رادار مسئولان محو نخواهد شد و سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و عموم خواهند فهمید چه چیز مورد نیاز است و چرا، آن است كه به‌طور نامحدود به ترویج‌گری ادامه دهید. ترویج‌گری درازمدت، به ترویج‌گری برای یك منظور خاص و فوری، هم شبیه است و هم با آن تفاوت دارد. ترویج‌گری درازمدت مستلزم برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی در مقیاس متفاوت و این ادراك است كه محتوای مسئله شما و به تبع آن مفهوم ترویج‌گری شما همراه با تغییر شرایط و تغییرات جهانی، تغییر خواهد كرد. 

در این بخش، ما از قالب مانوس چه؟، چرا؟، چه كسی؟، چه وقت؟ و چطور؟ جدا می‌شویم تا درباره ترویج‌گری درازمدت صحبت كنید؛ اینكه چطور به آن نگاه كنید، برای آن برنامه‌ریزی كنید، خود را برای عهده‌دار شدن آن آماده كنید و نسبت به پیشبرد آن متعهد شوید.         

نگرش درازمدت

فرض كنیم كه شما درگیر ترویج‌گری برای شناساندن و تامین بودجه برای مسئله بی‌خانمانی در باهمستانتان هستید. مسئولین محلی و ایالتی متعهد شده‌اند (التزام داده‌اند) كه یك پناهگاه خانواده پانزده‌ تختخوابی باز كنند و كارمند یاری‌رسان استخدام‌ كنند تا افراد بی‌خانمان از شبكه پشتیبانی برخوردار شوند. آیا این به معنای خاتمه تلاش ترویج‌گری شماست؟

به هیچ‌ وجه. اولا پانزده تختخواب حتی برای خانواده‌های بی‌خانمان باهمستان هم كافی نیست. ثانیا، تعداد وسیع و بسیار بیش‌تر افراد بی‌خانمان كه نه خانواده‌ای دارند و نه هیچ‌ گونه پیوندی با كسی یا جایی، چه خواهند شد؟ و مسئله بی‌خانمانی فی‌نفسه چه خواهد شد؟ آیا از طریق سرمایه‌گذاری برای مسكن ارزان‌قیمت و جذب كمك و حمایت باهمستان، برنامه‌ای برای پرداختن به بی‌خانمان‌هایی كه بیمار روانی هستند و مسائل دیگری كه عامل اصلی بی‌خانمانی است، وجود دارد؟ از این گذشته، اگر بودجه تقلیل پیدا كند، آیا پناهگاه با خطر بسته شدن مواجه خواهد شد و كارمند یاری‌رسان اخراج خواهد شد؟ 

واقعیت این است كه كمپین موفق شما روند پرداختن به مسئله بی‌خانمانی را تازه شروع كرده است. هنوز راه زیادی پیش رو دارید و حتی نگهداری از دستاوردهایتان نیازمند زمان و تداوم تلاش بی‌امان است، چه رسد به برداشتن قدم بعدی، یا محو بی‌خانمانی به عنوان یك معضل اجتماعی در باهمستانتان. شما به عنوان یك ترویج‌گر، باید چشم‌انداز دوردست داشته باشید ... اما این چشم‌انداز دقیقا شامل چه چیزهایی می‌شود؟  

چشم‌انداز: دیدن كل

نظر كردن به درازمدت یعنی داشتن یك هدف نهایی و یك سری اهداف كوچك‌تر در میانه‌ راه، كه دستیابی به هر یك از آن‌ها شما را كمی به مقصد نهایی‌تان نزدیك‌تر خواهد كرد. رسیدن به آن هدف نهایی، سفری است كه به اندازه خود مقصد اهمیت دارد. چشم‌انداز دوردست، چشم‌انداز كل سفر است با همه درازای آن، چرخش‌ها و پیچش‌های آن، و قدم‌هایی كه باید برای رسیدن به پایان راه، بردارید.

مثلا چشم‌انداز شما درباره بی‌خانمانی، باید این باشد كه آن را به‌طور كلی از باهمستانتان محو كنید. به عنوان یك واقع‌نگر می‌دانید كه نمی‌توانید این كار را فورا انجام دهید. این كاری بزرگ است و بعید است كه باهمستان هم آن میزان تعهدی را كه برای انجام این كار لازم است، به عهده بگیرد (یادتان باشد كه چقدر سخت‌كوشی كردید تا توانستید همان پانزده تختخواب و آن كارمند همیار را فراهم كنید).

در مقابل قدم بعدی شما نسبتا ساده و خاص خواهد بود: اضافه كردن یك كارمند همیار دیگر، یا ۱۰ تا ۲۰ تختخواب پناهگاهی بیش‌تر  برای افراد بدون خانواده. قدم‌های بعدی می‌تواند شامل كمی فشار برای تعدادی واحد مسكونی ارزان‌قیمت، فراخوانی مربیان باهمستان، ایجاد تسهیلات برای دستیابی افراد بی‌خانمان به خدمات و غیره باشد. هر قدمی كه برمی‌دارید در راه رسیدن به آن هدف نهایی است، ضمن اینكه خودش هم فی‌نفسه فوایدی دارد. 

انعطاف‌پذیری: فهمیدن اینكه شرایط، نیازها، و غیره با گذشت زمان تغییر خواهد كرد و ترویج‌گری شما هم می‌تواند در واكنش نسبت به آن‌ها تغییر كند.

شما همین حالا هم با به دست آوردن یك پناهگاه خانواده و یك برنامه همیاری خیلی چیزها را تغییر داده‌اید. در نتیجه ممكن است بی‌خانمانی در باهمستان به یك مسئله خطیر تبدیل شود و چنان بودجه‌ای به آن اختصاص داده شود كه انتظارش را ندارید. برعكس، تعداد بی‌خانمان‌های باهمستان ممكن است همچنان افزایش یابد و شرایط برای بی‌خانمان‌های بدون خانواده بدتر شود. 

هر یك از این شرایط اقتضا می‌كند كه شما خودتان را با وضعیت جدید وفق دهید. چشم‌انداز درازمدت داشتن یعنی انعطاف‌پذیر بودن، دانستن اینكه تغییر اجتناب‌ناپذیر است و مایل به تغییر جهت بودن در صورت اقتضا. 

مراقبت دائم: نگهداری از دستاوردهایتان​

معمولا تغییرات منفی هستند. ممكن است مسئله شما نسبت به چیزی كه در لحظه برای سیاست‌گذاران اهمیت بیش‌تری دارد، در اولویت‌های بعدی قرار گیرد. یا ممكن است فكر كنند كه كارهای لازم را انجام داده‌اند و مشكل حل شده است. علت هر چه كه باشد، شما باید با تلاش فراوان دستاوردهایتان را حفظ كنید.

به عنوان یك ترویج‌گر همواره باید گوش‌ به‌ زنگ باشید كه جهت باد كی تغییر می‌كند و آماده انجام اقداماتی برای جلوگیری از آن باشید. در حالی كه مواقعی هستند كه باید به آنچه هم‌اكنون اتفاق افتاده است پاسخ بدهید، مانند قطع بودجه، یا تغییر در سیاست كه موجب آزار كسانی می‌شود كه بهزیستی‌شان دغدغه شماست، اما به هر حال بهترین راه برای دفع ضرر، اقدام پیش از وقوع است. اگر چشمتان را باز نگه دارید، غافلگیر نخواهید شد.  

شكیبایی​

آهسته طی كردن. اغلب تغییرات مرحله به مرحله است. با قدم‌های كوچك پیش می‌روند و بیش از آنچه تصورش را می‌كنید طول می‌كشند. شما باید حتی زمانی كه به نظر می‌رسد هیچ اتفاقی نیفتاده است، به ترویج‌گری‌تان ادامه دهید. معمولا مشكل می‌توان گفت كه یك مسئله چه زمان و چرا در آگاهی عمومی نفوذ می‌كند، یا برای سیاست‌گذاران اهمیت پیدا می‌كند. شاید آن‌ها دارند نسبت به چیزی كه یك سال پیش از شما شنیده بودند، واكنش نشان می‌دهند. فقط به كارتان ادامه دهید. شما نمی‌دانید كه چه وقت اثر خواهید گذاشت.  

پشتكار (مداومت)

به مدت نامحدود به كار ادامه دادن. شما هم باید مثل «بانی انرژی‌زا» به كارتان ادامه دهید... به قول وودی الن، ۸۰٪ موفقیت حضور داشتن است. و این همان چیزی است كه در اینجا صحبتش را می‌كنیم. باید ترویج‌گری در نظر شما كاری باشد كه هرگز تمام نمی‌شود. اگر به طور منظم با سیاستمداران تماس داشته باشید، شما را فراموش نخواهند كرد، خصوصا اگر به‌ جای خواستن چیزی، اطلاعات در اختیارشان بگذارید. همین امر در خصوص رسانه‌ها هم صدق می‌كند و همچنین در خصوص كارفرمایی كه می‌داند اگر از كارگران مهاجر بیگاری بكشد، یا محیط كار را همچنان ناامن نگه دارد، با شما سر و كار خواهد داشت. شما باید حضور داشته باشید، هر روز و تا هر مدتی كه لازم باشد. این چیزی است كه تغییرات را ماندگار می‌كند. 

چشم‌اندازی جامع و فراگیر برای ترویج‌گری، به عنوان یك روند طولانی و پیچیده، هم برای مدیریت آن روند اهمیت دارد و برای شما كه در یك دوره‌ طولانی به راهتان ادامه دهید. دانستن اینكه هر پیروزی شما را یك قدم به هدف نهایی نزدیك‌تر می‌كند و هر شكست تنها یك عقب‌نشینی موقت است، باعث می‌شود شب‌ها راحت بخوابید ... و ثابت‌قدم بمانید.    

 حتی رسیدن به هدف نهایی هم به معنای پایان ترویج‌گری نیست. ممكن است اهداف جدیدی ایجاد شوند و هدف نهایی هم مانند دستاوردهای قبلی باید به دست آید. اگر به خودتان اجازه دهید كه فكر كنید نیازی نیست همچنان به سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران یادآوری كنید كه مسئله‌تان مهم است، یا كاری كه هواداران شما انجام می‌دهند هم از نظر اجتماعی و هم از نظر اقتصادی خطیر است، هم با قطع بودجه مواجه خواهید شد و هم با از دست دادن علاقه‌. در بوستون، از نیمه تا اواخر دهه ۹۰ یك كمپین ضدخشونت میزان جنایت جوانان را تا حد چشمگیری كاهش داد. تا جایی كه به مدت بیش از یك سال در آن شهر هیچ جنایتی در ارتباط با خشونت جوانان صورت نگرفت. از آنجایی كه همه فكر می‌كردند مشكل حل شده است، بخش عمده انرژی و توجهی كه صرف كمپین شده بود، معطوف به جاهای دیگر شد ... و نرخ جنایت به جای اول خود برگشت. ترویج‌گری كاری برای یك بار نیست، برای همیشه است.  

برنامه‌ریزی برای درازمدت​

بنابراین چطور همه این‌ها به تلاش ترویجگری درازمدت تعبیر می‌شوند؟ برای تازه‌كارها یك برنامه برای راهنمایی مورد نیاز است. آن برنامه هم وحی منزل نیست، باید انعطاف‌پذیری داشته باشید، با این همه باید به شما هم جهت كلی و هم جهت خاص بدهد و شما را به سمت هدف غایی‌تان به حركت درآورد. 

همانطور كه در بالا ذكر شد، یك برنامه درازمدت با یك چشم‌انداز شروع می‌شود. و یك چشم‌اندازه نه با یك نفر، بلكه با یك عده شروع می‌شود. ممكن است چشم‌انداز درازمدت عملیات شما واضح نباشد، یا ممكن است میان دست‌اندركاران و افراد ذی‌نفع (كسانی كه درگیر كار هستند و كسانی كه تحت تاثیر مسئله قرار دارند) بر سر اینكه چشم‌انداز چه باید باشد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. ارزشش را دارد كه وقت بگذارید و هر تعداد كه ممكن است افراد و گروه‌های دست‌اندكار را وادارید روی چشم‌انداز مسئله كار كنند. یك چشم‌انداز مشترك تا مدت‌ها می‌تواند افراد را نسبت به عملیاتی كه ممكن است سال ها طول بكشد، متعهد نگه دارد.

 یك فرآیند مشاركتی، فرآیندی كه در آن همه كسانی كه دست‌اندركار یا تحت تاثیر عملكرد هستند به عنوان شركای برابر شركت دارند، عنصر مهمی برای ایجاد چشم‌انداز مشترك است. ممكن است كنار گذاشتن تفاوت‌ها و به توافق رسیدن بر سر نقطه پایانی و اهداف یك عملكرد ترویجگری دشوار باشد، ولی در درازمدت منافع بسیار خواهد داشت. 

چشم‌اندازتان به شما كمك می‌كند هدف یا اهدافی را كه بشود در درازمدت به آن رسید شناسایی كنید و آن اهداف به نوبه خود دلالت ضمنی خواهند داشت بر موضوعات كوتاه‌مدت‌تری كه شما را به سوی آن اهداف هدایت خواهند كرد. اینكه بتوانید انگاره كلی را در یك دوره طولانی ببینید، عملكرد شما را در مسیر خودش نگه خواهد داشت و نهایتا شما را به اهداف كلی ترویج‌گری‌تان خواهد رساند.      

در اینجا برخی عوامل مهم در ایجاد چشم‌انداز و استراتژی‌هایی برای رسیدن به آن آمده است:

مسئله را در موقعیت زمانی و مكانی آن در نظر بگیرید. 

این مسئله در باهمستان چه نقشی ایفا می‌كند؟ در جامعه به عنوان یك كل چه؟ با در نظر گرفتن موقعیت زمانی و مكانی، برای رسیدن به راه‌ حل نهایی‌ای كه در نظر دارید، چه چیز را باید تغییر دهید؟   

مثلا در مورد بازگشت به بی‌خانمانی برخی از سوالاتی كه باید بررسی كنید عبارتند از:

  • بی‌خانمانی در باهمستان چه سوابقی دارد؟ آیا هرگز در جهت رسیدگی به آن تلاشی شده است و آن تلاش تا چه حد موفقیت‌آمیز بوده است؟ رویكرد باهمستان در قبال بی‌خانمانی چه بوده است؟
  • چه عواملی باعث بی‌خانمانی شده‌اند و آیا می‌توان به آن‌ها پرداخت؟ (مثلا در خصوص گرایشات اقتصادی ملی یا بین‌المللی كار زیادی از دست شما ساخته نیست). 
  • افراد باهمستان در این باره چه فكر می‌كنند؟ آیا احساس همدلی دارند؟ عصبانی هستند؟ می‌ترسند؟
  • آیا دارایی‌ یا منابعی در باهمستان وجود دارد كه بتوان صرف حل مشكل بی‌خانمانی كرد؟ 

پاسخ به این‌ها و سایر سوالات مشابه به شما كمك می‌كند مسیر بلندمدت و كوتاه‌مدت خودتان را ترسیم كنید و نیز كمك می‌كند برای تشخیص چشم‌انداز نهایی‌تان، بدانید كه در حال حاضر چه امكاناتی وجود دارند و اینكه چه چیزهایی باید برای شما تغییر كنند.     

گرایش‌ها و برخوردها را پیش‌بینی كنید

توجه به مسئله در زمینه و سوابق آن همچنین به شما نشان خواهد داد كه مشکل به کدام جهت پیش می‌رود؛ برداشت عمومی از مسئله چیست و راه‌هایی كه به آن پرداخته می‌شود کدام است و امثال آن. بار دیگر، با استفاده از بی‌خانمانی به عنوان یك مثال، سوالات زیر را باید بپرسید:  

  • گرایش‌های باهمستانی، ایالتی و ملی نسبت به آنچه شهروندان و سیاست‌گذاران در خصوص پرداختن به مسئله بی‌خانمانی فكر می‌كنند، چیست؟
  • سرمایه‌گذاران روی چه چیز تمركز دارند و به کدام جهت حركت می‌كنند؟ خدمت‌رسانی به بی‌خانمان‌های دچار بیماری‌های روانی؟ پناهگاه‌های دارای تختخواب؟ تامین مسكن ارزان‌قیمت؟
  • در مقابل گرایش‌های موجود خود را در چه موضعی می‌بینید؟ آیا آن موضع چیزی هست که بتواند سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و افكار عمومی را در جهتی هدایت كند كه شما فكر می‌كنید برای حذف بی‌خانمانی باید به آن سمت حركت كرد؟
  • می‌خواهید قضایا به كجا برسند؟ مهم این است كه یادتان باشد سوابق و رویدادها تنها رویدادهایی نیستند كه مسائل را هدایت می‌كنند. ترویجگری شما هم می‌تواند یك نیروی هدایت‌كننده باشد.

پیش‌بینی گرایشات و نگرش‌ها به شما كمك می‌كنید بفهمید كه روی چه چیز باید تمركز كنید. مثلا اگر اعتقاد داشته باشید كه حذف بی‌خانمانی نهایتا بستگی به این دارد كه بی‌خانمان‌ها حمایت شوند و درباره انتخاب‌هایشان آموزش ببینند و با آموزش مهارت‌های زندگی و كارآموزی پیوند داشته باشند، باید با تلاش برای تغییر نگرش سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران شروع كنید. با پیش‌بینی كردن اینكه تفكر درباره مسئله رو به كدام سمت دارد، می‌توانید تلاشتان را به سمتی هدف‌گیری كنید كه بیش‌ترین تاثیر را داشته باشد.

این نوع پیش‌بینی هم مانند ترویجگری كاری یك‌باره نیست. تداوم است. شما باید دائما بر نگرش‌های عموم، افكار بیان‌ شده در رسانه‌ها، مقالات روزنامه‌ها و مجلات، بیانات سیاست‌گذاران و درخواست‌های سرمایه‌گذاران برای پیشنهادات نظارت داشته باشید، تا بفهمید با چه چیز باید رقابت یا ستیز داشته باشید، متحدین شما چه كسانی هستند و قدم‌های منطقی بعدی شما چه هستند.   

اهداف و استراتژی‌های كوتاه‌مدت و درازمدت تعیین كنید

در نظر گرفتن شرایط زمانی و مكانی و پیش‌بینی گرایش‌ها و نگرش‌ها هر دو كمك می‌كنند خود مسئله و جایگاهش را در اجتماع به نحو احسن درك كنید. تعیین هدف و راهبرد كار، در كنار هم قرار دادن دانش و هدف شماست. این نقشه‌نگاری مسیر شما به سمت اهداف درازمدت شماست كه شامل قدم‌هایی هم می‌شود كه در این مسیر باید بردارید.

غیرواقعی است تصور كنیم كه اگر - در ادامه مثالی كه زدیم - شما ترویج‌گری‌تان را امروز شروع كنید، ظرف سه ماه یا یك سال معضل بی‌خانمانی را خاتمه خواهد یافت. بلکه باید یك استراتژی درازمدت برنامه‌ریزی كنید و در آن مقاصد كوتاه‌مدتی را كه برای رسیدن به هدف نهایی به آن‌ها نیاز خواهید داشت مشخص كنید. 

همچنین خواهید دانست که همانند رانندگی در مسیری طولانی، گاهی باید مسیر کار شما نیز تغییر کند. ممكن است مسیر در دست ساخت باشد، به میان‌بر نیاز باشد، منبع مالی جدیدی پیش بیاید، سیاست‌های رسمی تغییر كنند. هر یك از این‌ها ممكن است شما را موقتا به مسیر دیگری هدایت کند. اما مقصد درازمدت شما هر چه باشد، سن‌فرنسیسكو، پاریس، یا حذف بی‌خانمانی در باهمستانتان، تغییر نخواهد كرد. 

چند پیشنهاد برای تعیین اهداف و استراتژی‌‌ها:

  • اهداف كوتاه‌مدتی را انتخاب كنید كه اطمینان دارید در مدت زمان معقولی به آن‌ها خواهید رسید. یك سری موفقیت‌های متوسط (كوچك) متحدین و طرفداران شما را حفظ خواهد كرد و برای درازمدت به آن‌ها انگیزه خواهد داد كه شكست‌های هرازگاهی را با خونسردی بپذیرند و زمانی كه پیروزی بزرگ‌تری پیش رو باشد، آن‌ها را مشتاق خواهد كرد كه تلاش بیش‌تری به خرج دهند.
  • برای هر یك از اهدافتان، یك برنامه عملیاتی تعیین كنید كه شامل جدول زمان‌بندی برای خاتمه‌اش باشد. سپس آن برنامه را دنبال كنید و در صورت لزوم در آن تغییراتی به وجود آورید.
  • اطمینان حاصل كنید كه هدف درازمدتتان عملی است. همانطور كه در بالا ذكر شد، اگر بی‌خانمانی در باهمستان شما ریشه در اقتصاد جهانی داشته باشد، احتمال نمی‌رود كه در این زمینه بتوانید كاری انجام دهید.   

بعضی از هدف‌ها صرف نظر از اینكه واقع‌گرایانه باشند یا نه، ارزش دنبال كردن دارند. صلح جهانی پایدار هرگز به واقعیت نزدیك هم نشده است، اما خیلی‌ها در این راه تلاش می‌كنند، با این امید كه كارشان زمینه‌ای فراهم كند برای كسانی در دو، سه یا ده نسل بعد، كه شاید در این راه موفق شوند. اگر مشكل شما هم مشابه این مسئله است، ممكن است درازمدت را طولانی‌تر از یك دوره درازمدت، یا شاید به درازای چندین زندگی انسانی ببینید. در این شرایط همه مقصدها «كوتاه‌مدت» خواهند بود، حتی آن مقاصدی كه رسیدن به آن‌ها چندین دهه طول بكشد.

سرپا نگه داشتن تلاش‌هایی مانند این دشوار است، اما عبث نیست. هر نسل كمی بیش‌تر یاد می‌گیرد و كمی به هدف نزدیك‌تر می‌شود. چنین تلاش‌هایی در ایالات متحده امریكا، در مقیاس بزرگ‌تری در مورد برابری حقوق اقلیت‌ها و زنان نتیجه داده است و در معیار جهانی هیات‌های متعددی را به وجود آورده كه میان ملت‌ها میانجی‌گری می‌كنند. آخرین آن‌ها سازمان ملل است كه شاید حقیقتا موفق باشد یا موفق نباشد، اما از پیشینیان خودش به‌مراتب موفق‌تر است و برای هر هیاتی كه بعد از آن بیاید، نقطه شروع بسیار متعالی‌تری را فراهم خواهد كرد. 

  • كنشگر باشید. منتظر نباشید كه دولت یا اشخاص دیگری برای ترویج‌گری شما برنامه بریزند، یا پیشنهاد بدی بكنند كه شما در مقابلشان واكنش نشان دهید. در هر قدم از تلاش درازمدتتان، خودتان طرح پیشنهادی بدهید.

آماده‌سازی برای درازمدت

شما چشم‌اندازهای درازمدت را برای مسئله‌تان از پیش دیده‌اید،‌ یك طرح استراتژیك برنامه‌ریزی كرده‌اید، حالا باید آماده انجام كار شوید. این یعنی خودتان را آماده سازمان‌یابی كنید، برای متحدین و سایر حامیانتان شفاف‌سازی كنید كه دست به تلاش ترویج‌گری درازمدت زده‌اید و برایشان انگیزه ایجاد كنید و عموم و سیاست‌گذاران را با استفاده از رسانه‌ها و سایر كانال‌ها آماده كنید. 

از طریق سازمان‌یابی خودتان را آماده كنید

سازمان‌یابی، می‌توانید در شرایط مختلف تعاریف مختلف داشته باشد. اگر همین حالا هم یك سازمان یا بخشی از یك سازمان هستید، بهتر است ساختار سازمانی‌تان را مرور و اصلاح كنید. اگر بخشی از یك گروه مردمی نیمه‌سازمان‌یافته هستید، وقت آن است تلاشتان را ساختارمندتر كنید و یك سازمان رسمی شوید. اگر شما یك فرد یا بخشی از یك گروه بسیار كوچك هستید، شاید بخواهید ائتلاف بزرگ‌تری را به عنوان اساس یك ترویج‌گری درازمدت تشكیل دهید.

 اگر مشغول راه‌اندازی یك كمپین درازمدت ترویج‌گری هستید، كمپینی كه سال‌ها طول بكشد، به یك ساختار مشخص نیاز خواهید داشت، یعنی یك سازمان رسمی كه آن را سرپا نگه دارد. سازمان‌ها هم مشكلات خودشان را دارند، اینكه می‌خواهند به كارمندانشان حقوق بدهند یا نه، فراهم كردن پول برای پرداخت حقوق، پیدا كردن فضای مناسب، تشكیل هیات مدیره و غیره. اما ساختاری كه یك سازمان فراهم می‌كند، جزء تشكیل‌دهنده مهمی در یك عملكرد موفق خواهد بود. گروه‌های مردمی معمولا از تشكیل یك سازمان «رسمی» طفره می‌روند، مبادا كانونی بودن باهمستانشان از بین برود. اما واقعیت این است كه آن‌ها می‌توانند در هر سازمانی كه ایجاد می‌كنند باهمستان را كانون قرار بدهند، در حالی كه بدون یك ساختار هماهنگ و هماهنگ‌كننده، به احتمال زیاد هر كانونی را از دست خواهند داد. ‌ 

 شرایط شما هر چه كه باشد، سازمان، به معنای اخص اینكه بتواند كاری را كه انجام می‌دهید دنبال كند، اطمینان حاصل كند كه تلفن‌ها پاسخ داده می‌شوند و كارها بموقع انجام خواهند شد، بتواند در زمانی كه عملكرد فوری مورد نیاز است، طرفدارانتان را باخبر كند، صورتحساب‌ها را گم، یا پرداختشان را فراموش نكند و غیره، مطلقا كلید یك ترویج‌گری درازمدت خواهد بود. عملكرد شما هر چه وسیع‌تر باشد، بیش‌تر طول خواهد كشید و باید سازمان‌یافته‌تر باشید. 

حوزه‌‌هایی كه باید به آن‌ها توجه كنید:

  • هماهنگی سراسری. شخصی، یا گروه كوچكی باید عملكرد را هماهنگ كند. هماهنگ‌كننده تضمین می‌كند كه گروه با یك صدا صحبت می‌كند، پیام شفاف است، بیانیه‌ها یا عملكردها در زمان مناسب ایراد و انجام می‌شوند و همه دست‌اندركاران می‌دانند كه چه وقت، چه كاری را باید انجام دهند. هماهنگ‌كننده همچنین می‌تواند به عنوان انبار تهاتری اطلاعات هم عمل كند، كه به حوزه مهم بعدی منجر می‌شود.
  • ارتباط‌گیری. مطلقا ضروری است كه هر عملیات ترویج‌گری یك نقطه مركزی ارتباطات داشته باشد. این نقطه معمولا همان هماهنگ‌كننده است، اما تا وقتی برای همه روشن باشد كه كلیه ارتباطات باید از یك نقطه مركزی جریان پیدا كند، می‌تواند فرد یا گروه دیگری هم باشد. به این ترتیب هر بیانیه‌ای كه از طرف گروهتان صادر می‌شود، بررسی و تایید شده است، اطلاعاتی كه دریافت یا ارسال می‌كنید، صحیح و به‌روز است (یا حداقل یك نفر درباره‌اش فكر كرده است و اعتقاد دارد كه صحیح است) و هر زمان به انجام كاری نیاز باشد،‌ با همه به‌سرعت تماس گرفته خواهد شد. عملیات موثر ترویج‌گری به اشكال مختلف عمل می‌كند، اما هیچ‌كدام بدون ارتباطات قابل اعتماد عمل نمی‌كنند.
  • مدیریت روز‌به‌روز. حتی اگر همه مواد و نیروی انسانی هدیه باشد، یك نفر باید اهداكنندگان و داوطلبین را پیدا كند و وقتشان را هماهنگ كند. اگر یك كاسب محلی كل كاغذهای مورد نیاز شما را به شما تحویل بدهد، یك نفر باید آنجا حضور داشته باشد و آن‌ها را در زمان مناسب تحویل بگیرد و در جایی انبار كند. داوطلبین اگر ندانند كه قرار است چه كاری انجام دهند، مدت زیادی دوام نخواهند آورد. كاركنان حقوق‌بگیر به نظارت و هماهنگی و پشتیبانی لجستیكی نیاز دارند و دستمزد آن‌ها هم باید مانند صورتحساب‌ها به‌موقع پرداحت شود. اگر بودجه‌تان را از باهمستان تامین می‌كنید، این كار نیازمند یك تلاش هماهنگ است. اگر پولی از طریق سازمان شما رد و بدل می‌شود، باید به‌دقت ثبت و پیگیری شود. شما چه یك سازمان بزرگ باشید، چه یك گروه كوچك مردمی، و چه حتی یك فرد كه هر از گاهی از دیگران كمك می‌خواهد، نخواهید توانست از مسائل مربوط به مدیریت اجتناب كنید.  

متحدین و سایر حامیان خود را آماده كنید و به آن‌ها انگیزه بدهید.

برای تقویت و تداوم ترویج‌گری‌تان در درازمدت، مهم است كه همه دست‌اندركاران متوجه ماهیت یك عملكرد درازمدت بشوند. درگیر شدن در یك روند برنامه‌ریزی مشاركتی، همانطور كه در بالا ذكر شد،‌ می‌تواند كمك زیاد كند. اگر كسانی كه به آن‌ها اتكا دارید بخشی از برنامه‌ریزی باشند، تصویر بسیار شفافی خواهند داشت از اینكه عملیات چه مدت طول خواهد كشید و قدم‌های بین راه چه خواهند بود. علاوه بر این احساس خواهند كرد كه بر عملیات تشرف دارند و به احتمال بیش‌تری با عملیات خواهند ماند.

راه‌های دیگری برای آنكه گروه‌تان را باانگیزه نگه دارید:

  • انتظار عقب‌نشینی داشته باشید ... اما موفقیت بیافرینید. شما به همه انگ‌پایه‌ها (یا محك‌ها) نخواهید رسید، یا سیاست‌گذاران را متقاعد نخواهید كرد كه هر بار حق با شماست. اما اگر خودتان همه نبردها و برنامه‌هایتان را به‌دقت انتخاب كنید، بیش‌تر موفق خواهید شد، به‌ جای آنكه اصلا موفق نشوید. این كمك می‌كند زمانی كه كار خوب پیش نمی‌رود، متحدینتان به كار خود ادامه دهند، چون همواره انتظار خواهند داشت كه تلاش بعدی بهتر پیش برود. هیچ كه نه، در گذشته اغلب تلاش‌ها خوب پیش رفته است.
  • شور و شوق خود را حفظ كنید. اگر بتوانید حتی در زمانی كه كارها خوب پیش نمی‌روند، همچنان خوش‌بین و امیدوار بمانید، اطرافیانتان هم همین‌طور فكر خواهند كرد.
  • دهشگر تشویق و تحسین باشید. مردم وقتی بدانند كاری كه انجام می‌دهند باارزش است، باانگیزه باقی می‌مانند. آن‌ها نیاز دارند بشنوند كه كارشان را خوب انجام می‌دهند. این دیگر به شما بستگی دارد كه مدام این كار را بكنید (به آن‌ها بگویید كه كارشان را خوب انجام می‌دهند) و به‌ طور انفرادی و جمعی، عمومی و خصوصی، به خاطر تلاش و ازخودگذشتگی‌شان، تحسینشان كنید.  

جشن گرفتن برای موفقیت به همراه تحسین و تشویق، افراد را با عملیات پیوند می‌دهد و آتششان را برای حركت بعدی روشن نگه می‌دارد. یك مهمانی یا جور دیگری بزرگداشت موفقیت، چه زمانی كه به یك هدف خاص رسیده باشید، چه فقط برای اینكه مشخص كنید همگی سخت كار كرده‌اید، می‌تواند افراد را دور هم جمع كند و از خاموش شدن آتششان جلوگیری كند كه این همواره برای ترویج‌گری خطر محسوب می‌شود. 

عموم و سیاست‌گذاران را آماه كنید.

این همان‌ جایی است كه داشتن یك برنامه استراتژیك خوب، حقیقتا می‌تواند عملكرد شما را هدایت كند. در هر موفقیتی كه به دست می‌آورید باید روشن كنید كه این فقط یك قدم است. بیانیه‌‌هایی مانند: «ما از پا نخواهیم نشست مگر اینكه در این باهمستان بی‌خانمانی به تاریخ بپیوندد» به عموم و سیاست‌گذاران یادآوری می‌كند كه هدف درازمدتی پیش رو دارید. افتتاح یك پناهگاه یا شروع یك برنامه جدید به معنای انجام شدن كار نیست. این فقط برداشتن یك قدم در یك روند طولانی است.

قدم بعدی در واقع در برنامه استراتژیك شما قرار دارد ... و شما می‌توانید باهمستان را برای برداشتن این قدم آماده كنید. «حالا كه به تعداد كافی پناهگاه‌های دارای تختخواب داریم كه اكثر بی‌خانمان‌ها در زمستان از سرما یخ نزنند، وقتش رسیده كه در این باهمستان درباره مسكن ارزان‌قیمت صحبت كنیم». با نگه داشتن مسئله در مقابل باهمستان، آن را به عنوان موضوعی ارائه می‌كنید كه باهمستان بخواهد در درازمدت به آن بپردازد. اگر به قدر كافی حرفش را بزنید (و رسانه‌ها را هم متقاعد كنید كه به قدر كافی حرفش را بزنند)، واقعی خواهد شد.

سیاست‌گذاران هم نسبت به تكرار واكنش نشان می‌دهند، خصوصا اگر تحقیقات از آن پشتیبانی كنند. اگر یك قانون‌گذار قهرمان داشته باشید، یا اگر سعی كنید قانون‌گذاران یا سایر سیاست‌گذاران را به صحنه بكشید، بیان مرتب چشم‌اندازتان می‌تواند به آن‌ها كمك كند مانند شما فكر كنند. اجازه دهید دوستان سیاست‌گذارتان، متحدین قانون‌گذارتان، یاری‌دهندگانتان و دیگران، در اهداف درازمدتتان و چشم‌انداز راهنمای عملیاتتان دخیل شوند. بعد از مدتی این برای آن‌ها و برای خود شما ملكه ثانویه خواهد شد كه به درازمدت هم مانند قدم بعدی نگاه كنید. 

جاده اصلی برای آنكه چشم‌انداز و پیام خودتان را منتشر كنید و به گوش عموم و سیاست‌گذاران برسانید، البته استفاده از رسانه‌هاست. حتی اگر بتوانید خروجی یكی از رسانه‌های اصلی را به طرفداری از خودتان جهت دهید، راه درازی را به سوی اعمال نفوذ در افكار عمومی و سیاست‌ها پیموده‌اید. 

كانال مهم دیگر كامپیوترمحور است، شامل ایمیل و اینترنت. از طریق وب‌سایت‌ها، لیست‌سروها (اپلیكیشنی كه به‌ طور خودكار پیام‌ها را برای فهرست كاربرانش ارسال می‌كند) و فهرست‌های ایمیل، نه‌ فقط می‌توانید با متحدینتان در تماس باشید و محرك عمل آن‌ها باشید، همچنین می‌توانید به یادشان بیاورید چرا این كار را انجام می‌دهند و چشم‌اندازی را كه راهنمای كارشان است مدام در خاطره‌شان زنده كنید.         

ایجاد تعهد در درازمدت​

همان‌طور كه پیش‌تر گفتیم، لازمه متعهد بودن نسبت به ترویج‌گری درازمدت پشتكار و مداومت، خوش‌بینی، برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی است. همچنین نیازمند انواع مختلف منابع، انگیزه برای تداوم عمل در درازمدت، بررسی مجدد و تعدیل و تنظیم برنامه‌تان به‌ طور دائم و مراقبت و نگهداری مداوم دستاوردهای قبلی و عملیاتتان به عنوان یك كل است. 

منابع

متعهد بودن نسبت به یك تلاش درازمدت به این معناست كه شما به منابعی نیاز خواهید داشت كه عملكردتان را برای مدتی كه ممكن است ده‌ها سال یا یك عمر باشد، سرپا و در حركت نگه دارد. عموما ابزارهایی كه بدون وجود آن‌ها، حداقل تا حدودی نخواهید توانست به كارتان ادامه دهید عبارتند از افراد، پول و وقت.

افراد

موضوع اصلی در یك عملیات ترویج‌گری افراد هستند، اما افراد وقت و انرژی (و معمولا پول) نیاز دارند. بسته به شرایط ممكن است به محققین، رابطین رسانه‌ها، سخنگویان عمومی، كاركنان همیار، جمع‌آوری‌‌كنندگان كمك‌های مالی، نویسندگان مجاز، تماس‌گیرندگان تلفنی، انجام‌دهندگان «كارهای سخت» نیاز داشته باشید. كارهای سخت مانند پاكت كردن نامه‌ها، نظافت دفتر كار، جواب دادن به تلفن‌ها، چسباندن پوسترها، بایگانی اسناد و مدارك، آوردن و حمل كردن و غیره و همان‌طور كه در بالا گفتیم، یك هماهنگ‌كننده كه همه این‌ها را دور هم جمع كند.  

اگر اتكای‌تان به افراد داوطلب است، باید كسانی را پیدا كنید كه كار مورد نظر شما را انجام دهند و بعد امیدوار باشید كه مدتی دم دستتان باقی بمانند. زندگی داوطلبین تغییر می‌كند (ازدواج، بچه‌ها، شغل تازه، بیماری) و معمولا با یك اطلاعیه سریع، دیگر دم دست نیستند. در درازمدت معنایش این است كه همیاری، فراخوانی و آموزش دادن داوطلبین تازه، تقریبا به‌ طور مدام باید ادامه داشته باشد. علاوه بر این، داوطلبین باید هماهنگ و نظارت شوند. داوطلبین تازه باید در عملیات یك‌پارچه شوند و همه باید مطلع شوند. 

اگر عمدتا به كارمندان حقوق‌بگیر تكیه كنید، باید درست فراخوانی و استخدام كنید تا بتوانید كسانی را با مهارت‌ها و از خودگذشتگی لازم پیدا كنید كه «جفت كار» سازمان شما باشند. وقتی استخدامشان كردید، باید آن‌ها را آموزش دهید، هماهنگ كنید و نظارت كنید، مشكلات میانشان را حل كنید، به‌ قدر كافی رضایتشان را جلب كنید كه بمانند و خوب كار كنند و برای پرداخت دستمزدشان پول پیدا كنید. 

برای یك عملیات درازمدت ترویج‌گری، باید برای یافتن كاركنان اعم از داوطلب یا حقوق‌بگیر تلاش خاص انجام دهید، كاركنانی كه نسبت به مسئله علاقه‌مند و مشتاق باشند كه وادارشان كند تا هر وقت لازم باشد كنار كار بمانند. در یك ترویج‌گری درازمدت موفق، مداومت عامل مهمی است و مداومت را افراد انجام می‌دهند.        

پول

حداقل در بعضی مراحل عملیات درازمدتتان، پول ضروری و احتمالا یك مشكل دائمی خواهد بود. اگر حتی یك كارمند حقوق‌بگیر داشته باشید، باید دستمزدش را بپردازید. به بعضی لوازم و مواد مصرفی (كاغذ، كارتریج چاپگر، و غیره) نیاز خواهید داشت تا پیامتان را به بیرون برساند. به یك سیستم تلفن (حداقل یكی دو خط)، و یك كامپیوتر و خدمات اینترنتی نیاز خواهید داشت. شاید مجبور باشید بابت دفتر محل كارتان اجاره بپردازید، برای چاپ كردن و یا تبلیغات رسانه‌ای، حمل و نقل و سایر «مزایا و فروعات» هزینه كنید. 

حتی اگر مقدار اعظم لوازم و مواد مصرفی و نیروی انسانی برای عملیات شما اهدا شده باشد، همچنان نیازهای باقیمانده شما سر به چندین هزار دلار، پزو، پوند یا یورو خواهد زد،‌ پولی كه باید از طریق اهداكنندگان، اعطاهای رسمی یا سایر منابع تهیه كنید. بسیاری از سازمان‌های بزرگ‌تر ترویج‌گری یا یك تامین‌كننده بودجه تمام‌وقت (یا تعدادی كارمند تامین‌كننده بودجه) استخدام می‌‌كنند، یا یك سازمان تامین‌كننده بودجه را به استخدام خود درمی‌آورند تا برایشان بودجه تامین كند. در سازمان‌های كوچك‌تر، شامل اغلب گروه‌های باهمستان‌محور یا توده‌ای، جمع‌آوری كمك‌های مالی می‌تواند بخشی از شرح وظایف همه آن‌ها باشد،‌ یا عمدتا وظیفه هیات مدیره باشد. در هر صورت، باهمستان (یا ایالت، دولت (ملت) باید بخواهند و بتوانند آنچه را مورد نیاز است از طریق هدایای مالی، سازمان‌های سرمایه‌گذار و سایر منابع تامین كنند.    

 كلید تقویت و تداوم تامین بودجه گوناگونی است. در حالی كه باید به دنبال كمك‌های بزرگ مالی باشید و آن‌ها را بپذیرید، بد نیست یك بنیاد سرمایه‌‌گذاری متشكل از بسیاری منابع بسازید، تا اگر یكی از منابع از دست رفت، عملیاتتان فلج نشود. 

وقت

در اینجا دو نوع وقت در نظر است. اول و ساده‌تر، افراد باید وقت داشته باشند (و وقتشان را در اختیار بگذارند) تا عملیات موفقیت‌‌آمیز شود. كاركنان و داوطلبین برای اینكه هر حركتی موثر باشد، باید ساعات كافی از وقتشان را در اختیار قرار دهند و در مدت زمان طولانی، سال‌ها، یا حتی ده‌ها سال مشتاق ماندن در كنار عملیات باشند تا شاهد به بار نشستن كارشان باشند.

دومین مسئله مربوط به وقت، شامل هدف‌های ترویج‌گری شما می‌شود. آیا یك عملیات درازمدت برای پرداختن به ادعای شما مناسب است؟ در بعضی از موارد، مثلا مثل از بین بردن نژادپرستی، كه به‌راحتی می‌تواند یك نسل یا بیش‌تر طول بكشد، عملیات درازمدت تنها راه است. در موارد دیگر، مانند پرداختن به مشكلات بهداشتی و سلامتی كه در اثر یك فاجعه محیط زیست به وجود آمده، ممكن است عاقلانه‌تر این باشد كه همه تلاش ترویجگری‌تان را در كوتاه‌مدت انجام دهید و همه را به‌ كار بگیرید تا برای شرایط راه‌ حلی پیدا كنید و مردم را از آسیب دور كنید. 

منابع زمانی (وقت) شما چه به شكل وقتی كه افراد مایل به صرف كردنش هستند و چه به صورت وقتی كه خودتان دارید تا برای یك مشكل پیش از آنكه نتایجش خطیر شود و نیاز به تعمق پیدا كند راه حل پیدا كنید، باید برای كمپینی كه برنامه‌ریزی كرده‌اید، كافی باشد.  

تلاشتان را به سمت تداوم هدایت کنید

موفقیت نهایی یك ترویج‌گری درازمدت، بستگی به شور و شوق كسانی دارد كه در درازمدت و معمولا بدون هیچ نتیجه قابل رویتی،‌ دست‌اندركار حفظ آن هستند. این شور و شوق از احساس تعهد شخصی آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. اما همچنین از چشم‌انداز مشتركی هم كه به عنوان بخشی از برنامه‌ریزی ایجاد شده بود، نشات می‌گیرد و همچنین از توانایی رهبریت، یعنی شما سرچشمه می‌گیرد، كه با فصاحت آن چشم‌اندازه را بیان كنید و شور و شوقی را كه در وهله اول افراد را به سمت ادعای شما كشاند، زنده نگه دارید.    

 در اینجا كلمه شور به سبكی استفاده نشده است. تعهد واقعی نسبت به یك ادعا، كه عموما ویژگی سازمان‌های ترویج‌گر یا ترویج‌گری مصر و مصمم است، برآمده از اعتقاد پرشور به مفید بودن آن ادعا، یا ضرورت عملی آن، یا حقانیت عادلانه و اخلاقی آن است. به طور كلی، ترویج‌گران كسانی هستند كه به آنچه در جهان اتفاق می‌افتد، عمیقا اهمیت می‌دهند و مشتاقند پول و صدایشان را صرف بهبود شرایط یا درست كردن غلط‌ها كنند. این شور و شوق رانشی را كه در اینجا صحبتش را كردیم، ایجاد می‌كند و كیفیتی است كه باید در كاركنان و داوطلبین به دنبالش باشید، كیفیتی كه باید در هر كسی كه در عملیات شما دست‌اندركار است، پرورش داده شود و محافظت و نگهداری شود. 

یك راه برای تداوم تقویت چشم‌انداز آن است كه اطمینان حاصل كنید همواره كار خاصی وجود داشته باشد كه افراد روی آن تمركز كنند. اگر رهنمودهای این بخش را دنبال كرده باشید، طیفی طولانی از برنامه‌های استراتژیك خواهید داشت كه شامل قدم‌های بینابینی هم هست. شما همواره باید به سمت یكی از آن قدم‌ها پیش بروید تا ترویج‌گری‌تان همواره مانند نقطه تمركز بلندمدت یك نقطه تمركز كوتاه‌مدت (و قابل تشخیص) هم داشته باشد. شاید برای افراد مشكل باشد كه از فاصله دور پیشرفت و هدف همه‌شمول را ببینند. اما دیدن یك موفقیت دم دست، یا حداقل تقلا برای رسیدن به یك هدف كوچك‌تر و دست‌یافتنی‌تر، آسان است.   

 برنامه شما باید مدام در حال اجرا باشد و حداقل سالی یك بار برای تعدیل مجدد بررسی مجدد شود (در زیر مشاهده كنید). همزمان،‌ باید برنامه‌ای برای سالی كه در پیش است بریزید كه در برنامه بزرگ‌تر گنجانده شود. برنامه سالانه ممكن است همین حالا هم بخشی از استراتژی شما باشد، چیزی كه مدت‌ها منتظرش بودید. یا ممكن است استراتژی تازه‌ای باشد كه از بطن رویدادها و امكانات جدید بیرون آمده باشد. در هر صورت، یك برنامه سالانه، تمركز را روی آنچه در حال حاضر اتفاق می‌افتد و همچنین آنچه ممكن است در آینده اتفاق بیافتد، نگه می‌دارد و مانع می‌شود از اینكه افراد به خاطر دور بودن هدف نهایی، مایوس شوند. *    

ارزش‌یابی و تنظیم مجدد برنامه​

یك برنامه استراتژیك (درازمدت) فقط یك سند است، راهنمایی برای عمل. برای داشتن تاثیرگذاری باید از آن استفاده كرد. از این‌ رو، برنامه شما همان‌طور كه در بالا گفته شد، مدام باید در حال اجرا باشد. این شامل حداقل سالی یك بار بررسی عملكردتان است. آیا طبق برنامه عمل می‌كنید؟ اگر نه، چرا نه؟ اگر عمل می‌كنید، آیا عملكردتان موثر است؟ اگر نه، چه چیز باید تغییر كند تا عملكردتان موثر شود؟

چهار فصل از جعبه‌ابزار، ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ و مجموعا ۳۱ بخش به ارزش‌یابی برنامه‌ها و پروژه‌ها اختصاص دارد. هر بار كه به عملكردتان نگاه می‌كنید،‌ نیازی نیست ارزش‌یابی كامل به عمل آورید. اگر یك گروه كوچك بدون منابع مالی هستید، شاید هرگز نیازی به ارزش‌یابی نداشته باشید. با این حال می‌توانید سوالاتی را كه در بالا پیشنهاد كردیم بپرسید و از واكنش دست‌اندركاران و دیگران در باهمستان و همچنین از برداشت‌های خودتان برای رسیدن به پاسخ‌های منطقی و صحیح استفاده كنید.   

همان‌طور كه اگر برنامه اجرا نشود به درد نمی‌خورد، بررسی هم اگر منجر به جرح و تعدیل مناسب نشود، ارزشی ندارد. اگر بررسی شما نشان دهد كاری كه انجام می‌دهید موثر است و در جهت مورد نظرتان در حركت هستید ...‌ فعلا به تعدیل و اصلاح زیادی نیاز ندارید. اگر مشكلی وجود دارد،‌ پیامتان به عموم نمی‌رسد، گروهی كه آن را متحد خود می‌دانستید در زمینه‌های فرهنگی با شما مخالفت می‌كند، پیامتان شنیده می‌شود اما اثری ندارد، شما برای تغییر سیاستی ترویج‌گری می‌كنید كه پیامدهای منفی ناخواسته دارد و غیره، بررسی شما باید این چیزها را نشان دهد و به شما رهنمود بدهد كه برای تغییر عملكردتان به منظور تغییر شرایط چه باید بكنید. 

بررسی مدام و منظم عملكرد و جهت‌گیری ترویج‌گری‌تان، همچنین این فرصت را به شما می‌دهد كه هر زمان اطلاعات تازه‌ای به دستتان رسید تغییر جهت بدهید. ممكن است تحقیقاتی انجام شده باشد كه نشان دهد برنامه‌ای كه برای كارتان داشته‌اید، برای رساندن شما به هدف درازمدت نهایی‌تان كم‌تر از یك سری عملیات دیگر كارایی دارد، یا در مورد هدف متفاوت دیگری، بیش‌تر به ترویج‌گری شما كمك خواهد كرد. اگر بتوانید از چنین اطلاعاتی حسن استفاده را بكنید، قدرت پیامتان بیش‌تر خواهد شد.  

نگهداری دستاوردهای گذشته و عملیات به عنوان یك كل

و بالاخره اینكه یك عملیات درازمدت نیازمند توجه و مراقبت دائم است. همان‌طور كه در بالا گفتیم، هر دستاوردی می‌تواند موقت باشد، اگر برای ماندگاری آن كار نكنید. داوطلبین و كاركنان دائما به حمایت و تشویق نیاز دارند و نه هرازگاهی. باید مدام ارتباط‌تان را با سیاست‌گذاران، اعطاكنندگان، و سایر حامیان حفظ كنید، نه فقط زمانی كه از آن‌ها درخواستی دارید. باید هر اطلاعاتی كه به دستتان می‌رسد را به همه كسانی كه به دلایلی به تلاش شما علاقه‌مند هستند، برسانید. 

ترویج‌گری به تعریفی یك تعهد درازمدت است. حتی زمانی كه به آنچه هدف نهایی خود می‌دانید رسیدید، كارتان تمام نشده است. ممكن است هدف دیگری ورای آن قرار داشته باشد كه باید برای رسیدن به آن هم كار كنید. وظیفه نگهداری از موفقیت‌هایتان یك وظیفه تمام‌وقت است. اگر روی‌تان را برگردانید و به راه خودتان بروید، همه دستاوردهایتان بر باد خواهد رفت. در هر صورت كار شما به عنوان یك ترویج‌گر هرگز تمام نخواهد شد.      

 

Examples
pschneider Thu, 05/11/2023 - 16:27

Example: Lawrence activist Mattie Bell’s environmental advocacy centers both the planet and people

Photo of Mattie Bell.

 

“It can feel really overwhelming to be like, ‘Oh my goodness. If my individual actions don’t mean anything because I’m living in these giant systems that are contributing to climate change, then what’s even the point?’” Bell continued. “It’s a long-haul thing and no one person can fix it. I think my biggest recommendation is to find community — find people who you have affinity with, who have the same worries or thoughts, and then figure out something you can start doing together.”

 

When Mattie Bell advocates for a thriving environment, they simultaneously advocate for human rights. This fervent passion for social justice began at a young age.

Read more from the Lawrence Times.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 13:48

Enfocarse hacia el largo plazo:

__ Usted desarrolla una visión que guía su esfuerzo a largo plazo, y le permite ver el camino que tiene por delante, que es largo y serpenteante, pero inevitablemente lo guía hacia el final elegido.

___Se mantiene flexible para responder a los cambios en las actitudes, circunstancias, y necesidades con el correr del tiempo, con el fin de continuar su camino hacia la realización de su visión.

___Sustenta sus logros, sin ser displicente, de manera tal de avanzar constantemente, en vez de tratar de recobrar el terreno perdido.

___Es paciente y continúa trabajando para abogar, aún cuando sus esfuerzos no logran resultados aparentes.

___Persevera a largo plazo, y continúa trabajando indefinidamente al servicio de su visión.

Planificar a largo plazo:

___Elabora un proceso de planificación estratégica participativa.

___Considera el problema dentro de su contexto histórico, político, económico y social.

___Anticipa las tendencias y respuestas a corto y largo plazo.

___Desarrolla metas y objetivos a corto y largo plazo.

___Elige metas alcanzables a corto plazo, y que pueden ser utilizadas para motivar a sus aliados y seguidores a continuar con el esfuerzo.

___Se asegura de que su meta final es realizable, no es una enorme visión global imposible de influenciar sin contar con una organización y el apoyo a nivel mundial o nacional  (a menos que una parte factible de su meta sea la de construir dicha organización y apoyo a través de su proyecto de defensa).

___Usted es proactivo, y ofrece ideas para resolver problemas, en vez de esperar que otros propongan planes de acción.

Prepararse para el largo plazo:

___Usted se prepara organizando o creando una organización, prestando atención a:

  • La coordinación
  • La comunicación
  • La gestión diaria.

___Prepara y motiva a los aliados y otros seguidores de la siguiente manera:

  • Siendo honesto sobre la necesidad de perseverar y la probabilidad de tener que resolver algunos inconvenientes, ocasionalmente.
  • Manteniendo y demostrando optimismo y pasión por la causa.
  • Elogiando abiertamente en forma pública y privada.
  • Celebrando los éxitos y el esfuerzo.

___Usted prepara y educa a los legisladores estableciendo y manteniendo relaciones con ellos, y otorgándoles el beneficio de sus investigaciones y conocimiento sobre los problemas.

___Prepara y educa al público trabajando junto con los medios.

Comprometerse a trabajar a largo plazo:

___Usted reúne y continúa buscando los recursos de gente, dinero y tiempo que necesita para sustentar el esfuerzo a largo plazo.

___Alimenta en su personal, voluntarios, aliados y seguidores el deseo de continuar con el proyecto.

___Regularmente, monitorea y realiza los ajustes necesarios en sus estrategias a corto y largo plazo, y el plan en general.                                                                                                                                            

___Trabaja indefinidamente para sustentar sus logros y el proyecto en su conjunto, y para continuar avanzando.

PowerPoint
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 12:28

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

الفصل 34: المناداة عبر الإعلام
afaour Sat, 06/22/2013 - 01:53
Sección 4. Uso de publicidad pagada
مجهول (not verified) Wed, 22/05/2013 - 13:43
Sección Principal
مجهول (not verified) Mon, 22/04/2013 - 15:04
  • ¿Qué es publicidad?

  • ¿Por qué pagarías para hacer publicidad?

  • ¿Cuándo deberías hacer publicidad?

  • ¿Cómo se hace publicidad?

Digamos que ha estado difundiendo tu iniciativa y sus actividades, pero el mensaje no se ha transmitido lo suficientemente rápido. Ya se han utilizado los anuncios del servicio público y todo tipo de métodos publicitarios gratuitos o de bajo precio que se te han ocurrido. Quizás sea el momento de pensar en utilizar publicidad pagada.

¿Funcionará para su organización la publicidad? Si se realiza con planificación y cautela, seguramente lo hará. Veamos cómo funcionó la publicidad en una campaña de salud pública:

En los años 1989 y 1990, la Fundación de Investigación de Publicidad realizó un estudio acerca de la efectividad de un anuncio publicitario emitido en cuatro ciudades, sobre el conocimiento del cáncer de colon. Descubrieron que, entre los hombres que vieron el anuncio, solo el 6% había hablado con sus médicos acerca del riesgo de cáncer de colon antes de emitirse los anuncios; luego de ver los anuncios, el 35% de los hombres habló con sus médicos. Los investigadores concluyeron que si los anuncios televisivos sobre el tema se hubiesen emitido en todo los Estados Unidos, más de 2.7 millones de hombres habrían dado el importante paso de hablar con sus médicos acerca del riesgo de contraer cáncer de colon. Claramente, la publicidad puede ser una herramienta de promoción de la salud sumamente efectiva.

¿Qué es la publicidad?

La publicidad pagada representa la compra de “tiempo de transmisión” en una radio o canal de televisión, o espacio de una página en un periódico o revista. Los medios escritos y de transmisión ayudan a pagar los costos de operación de sus negocios cobrándole a otros negocios por hacer publicidad durante sus programas de televisión o radio, o en sus periódicos. A pesar de que la publicidad puede involucrar todo tipo de promoción pública pagada realizada por tu grupo, en esta sección nos enfocaremos principalmente en la publicidad para la radio y la televisión, y la publicidad de prensa (periódicos, revistas).

Publicidad en  radiodifusoras/emisoras de radio y TV

Todas las estaciones comerciales de televisión y radio ofrecen publicidad en bloques de tiempo estándar.  Generalmente los anuncios son de 10-, 20-, 30-, y 60- segundos. Las tarifas son negociables – quizás se pueda conversar con la estación para bajar un poco las tarifas -  y varían mucho de acuerdo a cuándo se emite tu anuncio. La mayoría de las estaciones de radio y televisión ofrecen servicios de producción, por lo que ellos también pueden producir tu anuncio – lo que implica realizar todo lo necesario, como redactar, buscar actores  o locutores, filmar o grabar, y editar – por una tarifa extra.

Publicidad en prensa

La mayoría de los periódicos y revistas miden los anuncios en pulgadas. Las tarifas varían de acuerdo al tamaño de la publicación; muchos periódicos hacen descuentos a organizaciones sin fines de lucro. Los tamaños de los anuncios se definen de acuerdo a la configuración de la página – ¼ página, ½ página, página completa, y así sucesivamente.

La publicidad en periódicos solía ser mucho más complicada para los publicistas que deseaban publicar anuncios en más de un medio antes de 1984, cuando los periódicos de EE.UU. adoptaron la Unidad Estándar de Anuncio. Antes de esto, las formas y tamaños de los anuncios de periódicos variaban enormemente entre un periódico y otro, haciéndolo sumamente confuso para los publicistas. El cambio redujo los costos de producción por anuncio exhibido al hacer más fácil que un publicista idease diseños que podrían utilizarse en más de un periódico sin sufrir alteraciones.

Otros medios

Hay muchos otros medios no tradicionales que se utilizan para publicidad. Aunque en esta sección nos centraremos en los medios de difusión visual y auditiva, y de prensa, aquí tienes algunas otras posibilidades que podrías analizar:

  • Publicidad en la vía pública: vallas publicitarias, anuncios en el transporte público (como en el exterior de autobuses y en sus asientos), globos inflables publicitarios, etc. Consulte a las agencias del transporte local por el nombre de la agencia que maneja las negociaciones de los anuncios del transporte público – generalmente las maneja un contratista externo.
  • Calcomanías para los parachoques traseros: Son muy buenas para hacer publicidad donde existen muchos automovilistas – pero, por supuesto, no son muy productivas en áreas rurales o ciudades demasiado grandes donde la gente prefiere el transporte público.
  • La publicidad en tarjetas telefónicas de prepago es una especialidad relativamente nueva en publicidad; generalmente son mejores para campañas grandes.
  • Anuncios en elevadores, servicios públicos, cajeros automáticos, etc. son cada vez más comunes. Éstos pueden alcanzar a un número sorprendentemente grande de personas; consulte a las agencias de publicidad especializadas para obtener mayor información.
  • La propaganda de correo directo es utilizada a menudo en campañas locales.

¿Qué pasa con lo que sale gratis?

Antes de explorar muy a fondo en el tema de la publicidad pagada, es importante recordar que a menudo puedes obtener efectos iguales o similares con recursos gratuitos o más económicos.

A la mayoría de las estaciones de radio y televisión, como condición a sus licencias, se les exige difundir un cierto número de anuncios de servicio público por semana. Con la PSA (publicidad de la administración pública), tienes menor (o ningún) control sobre cuándo se emite tu mensaje, pero no hay cobro por emitirlo, y la estación podría estar dispuesta a ayudarte también con la producción.

Si quieres hacer publicidad en prensa, quizás puedas encontrar una agencia de publicidad o una firma de diseño gráfico que esté dispuesta a realizar tu trabajo gratis.

Otra posibilidad es conseguir que una empresa o negocio local financie tu publicidad. El Capítulo 46, Sección 11: Solicitar contribuciones y apoyo con donaciones en especie te puede dar ideas sobre cómo dirigirte a los negocios para solicitar asistencia financiera.

¿Por qué pagarías para hacer publicidad?

Muchas de las razones para utilizar publicidad pagada son las mismas que tendrías para buscar otros tipos de publicidad: para aumentar el conocimiento sobre la existencia de tu organización o iniciativa, o ampliar el número de personas que reciben tu mensaje, por ejemplo.

Sin embargo, puesto que la publicidad puede ser más costosa que otros tipos de promoción, existen otras razones por las que se debe analizar la publicidad pagada.

  • Para aumentar más el reconocimiento del nombre de tu organización al permitir que la gente vea y escuche tu nombre en el televisor, el periódico o la radio.
  • Para alcanzar la audiencia que quieres de manera adecuada cuando no lo puedes hacer a través de otros medios menos costosos. Si tu mensaje no puede alcanzar a la cantidad suficiente de personas a través de métodos menos costosos, es tiempo de pensar en invertir dinero en publicidad pagada.
  • Para tener un nivel mayor de control sobre qué tipo de mensaje se está transmitiendo por o sobre tu organización o iniciativa, o sus programas. Con la Publicidad de la Administración Pública y otros tipos de trabajos publicitarios gratuitos, tienes menos poder de decisión sobre cómo se está presentando tu mensaje. La publicidad pagada te puede ayudar a contar tu historia a tú manera. Se puede crear un anuncio que presente los temas como usted quiera.
  • Para tener control sobre cómo y con qué frecuencia es emitido o impreso tu mensaje. Si tu mensaje se emite gratis, tendrás poca o ninguna ingerencia con respecto al horario de transmisión o la sección en que aparezca la publicación (en prensa). Cuando pagas, puedes escoger cuándo y cómo emitir tu mensaje a tu elección. Por ejemplo, puedes solicitar la emisión de tu anuncio televisivo el día antes que la asamblea legislativa debata políticas de importancia que afectarán a tu iniciativa. O puedes publicar un anuncio para tu campaña de conciencia nutricional en la sección de Vida y Salud del periódico.
  • Para responder a los reclamos o críticas de tus opositores y negocios que afectan la salud pública, como las industrias del tabaco y alcohol, o industrias que ignoran la salud y seguridad de las personas que compran sus productos.  Los avisos publicitarios pueden replantear tus temas y ayudarte a exponer las “mentiras blancas”, “medias verdades” o hipocresías de las industrias.

¿Cuáles son algunos de los beneficios de utilizar publicidad pagada?

  • Un enorme control sobre tu mensaje a utilizar en los medios de comunicación debido a que has pagado tus anuncios. Puedes hacer un anuncio efectivo y creativo.
  • El derecho de decidir en qué días y con qué frecuencia se emitirá tu anuncio publicitario.
  • La habilidad de orientar el contenido de tu anuncio hacia un público en particular, utilizando un mensaje específico. Un mensaje pagado puede contar una historia o presentar una situación de supuesto que tenga como objetivo cambiar la opinión del público sobre un problema.
  • Publicidad inesperada por parte de fuentes que captaron o informaron acerca de tu efectivo anuncio porque es merecedor de cobertura informativa y por sí mismo es muy valioso.
  • La oportunidad de reconocimiento del nombre a largo plazo.

¿Cuándo se debería hacer publicidad?

Existen algunos pasos que puedes seguir para decidir si es un buen momento para que hagas publicidad.

  • Primero, considere lo que desea lograr con su anuncio. Dependiendo de tu propósito, podrías decidir que en este momento es mejor tomar los servicios gratuitos. Por ejemplo, los anuncios para pedir donaciones generalmente no recaudan lo suficiente como para costear la publicidad. En vez de valerse exclusivamente en los anuncios para recaudar dinero, es mejor utilizar la publicidad para reforzar una campaña telefónica o de correo directo, fomentar la concurrencia a un evento de recaudación de fondos, o fortalecer una campaña de relaciones públicas.
  • A continuación, considere si puede costear/ pagar la publicidad suficiente para lograr tus objetivos. Por ejemplo, si tu presupuesto alcanza para sólo un anuncio televisivo, eso no va a alcanzar a un gran número de personas. Quizás sería más apropiado publicar varios anuncios en un periódico. La publicidad puede ser costosa (debido a la gran competencia por el espacio y los altos costos involucrados en la producción de un anuncio), pero en algunos medios de comunicación los anuncios son asequibles, y si el tuyo es llamativo y está bien escrito, al final se pagan solos al generar publicidad adicional y acciones a favor de tu causa.
  • Considere si puede utilizar su publicidad para reaccionar y responder los ataques – para mostrar compromiso hacia tus temas, para rechazar las críticas de tus opositores, o corregir apreciaciones erróneas acerca de la misión de tu organización. Si estás trabajando en un tema especialmente “candente”que está causando mucha controversia en tu comunidad, quizás se debería intentar responder a tus oponentes con publicidad. Sin embargo, también se puede encontrar otras formas más económicas o gratis de hacerlo –
  • Considere si puede utilizar su anuncio para responder a eventos actuales al relacionar sus temas con otros temas de último momento, como en el siguiente ejemplo.

Ejemplo: Coordinar un anuncio para relacionarlo con un evento actual

El gobierno federal una vez suspendió las importaciones de fruta desde Chile porque se encontraron rastros de cianuro en dos uvas. Activistas anti-tabaco en varias comunidades aprovecharon este anuncio para informar al público que la cantidad de cianuro que se encuentra en un cigarrillo es mayor al encontrado en un montón de uvas (como 35 litros de uvas no exprimidas).

  • La publicidad también se puede utilizar para actuar rápidamente cuando una oportunidad se presenta.

Ejemplo: Utilizar la publicidad para aprovechar una oportunidad

El grupo “Ciudadanos Contra el Alcohol” (Anytown Citizens Against Alcohol, por su nombre en inglés) es un grupo comunitario que ha estado luchando por la legislación del alcohol que será votada mañana. El director de este grupo, Dante Shakira, saca un anuncio recordándole a la comunidad sobre el alto porcentaje de adolescentes que manifiestan la ingesta de alcohol. Luego, Dante informa a un periodista local que un legislador estatal acepta grandes contribuciones para su campaña por parte de la industria local del alcohol. Este tipo de publicidad puede influenciar a los políticos a reconsiderar sus votos.

La publicidad extra o inesperada que se obtiene por un anuncio pagado o una historia específica que conseguiste es denominada publicidad gratuita. Por ejemplo, la controversia generada por un anuncio de condones que adquiriste puede significar obtener una historia en el periódico de mañana. ¡Y esa publicidad es gratis! Debido al alto costo de la publicidad y la velocidad con la que cambian las noticias estos días, la publicidad gratuita es extremadamente valiosa. Si se tiene la posibilidad de crearla, ¡hazlo!

  • Considere si puede utilizar la publicidad para presentar datos aburridos y monótonos de una manera más interesante. Compare, contraste y colóquelo en contexto – vuelva a escribir estadísticas secas e incomprensibles que ya no impresionan a la gente y conviértalas en mensajes llamativos que hagan pensar a los consumidores.

Ejemplo: Hacer interesante a las estadísticas con publicidad

Rocío Mundoz está a cargo de escribir un anuncio para la prensa escrita que destaca el número de muertes, por año, relacionadas al cigarrillo. Presentó la siguiente línea introductoria para su anuncio:

“Cada año, el tabaco mata a más personas que el SIDA, la cocaína, heroína, alcohol, incendios, accidentes automovilísticos, homicidios y suicidios juntos”.

¡ Hablando de la efectividad de los números!

  • Considere si puede utilizar su publicidad para agradecer públicamente a sus partidarios, lo cual otorga credibilidad y prestigio a aquellos que te apoyan. Esto hace que ayudar a tu organización sea mucho más atractivo para aquellos que podrían apoyarte en el futuro.

Como puedes ver, los usos potenciales de la publicidad pagada son muchos y variados. A pesar del dinero que puedas gastar, la publicidad con frecuencia ofrece infinitas oportunidades para obtener una buena publicidad y la creación de buena relaciones públicas.

¿Cómo hacer publicidad?

Determine si trabajarás con una agencia.

Primero, considere si se desea trabajar en tu anuncio publicitario con una agencia de publicidad o una compañía de relaciones públicas. Si decide trabajar con una agencia o no, dependerá de tu presupuesto y de cuánto desee involucrarse en los pormenores de la campaña. Si decide utilizar una agencia de anuncios o una firma de relaciones públicas, tendrá menos detalles de qué preocuparse, pero debe pagarle su trabajo a la agencia – y pueden ser costosas. Sin embargo, quizás pueda encontrar una agencia que esté dispuesta a trabajar gratis o a una tarifa reducida (ver recuadro de “¿Qué pasa con lo que sale gratis?, que se encuentra anteriormente en esta sección). Dependiendo de tu personal, voluntarios y otros recursos no financieros, puede ser que trabajar con una agencia termine siendo un gasto menos innecesario de tus recursos que si lo hicieras tú mismo - ¡analiza tus opciones!

Determine cuál es tu público objetivo.

Piense sobre quiénes quieres que vean o escuchen tu mensaje, y la mejor manera de alcanzar ese público. En esta área en especial las agencias de publicidad y las firmas de relaciones públicas tienen mucha experiencia y puedes obtener montones de información demográfica de parte de los medios de comunicación a los que te dirijas, acerca de quiénes ven sus programas de televisión o quiénes leen sus periódicos.

Aquí tiene algunos asuntos que se deben tomar en cuenta:

  • Género
  • Edad promedio
  • Dónde viven
  • Nivel de ingresos
  • Nivel de educación
  • Trasfondo étnico/racial
  • Valores comunitarios/posturas
  • ¿A qué dedican su tiempo?

Determine qué medio se debe utilizar

También se puede decidir utilizar una combinación de dos o más medios.

Radio

  • La radio tiende a ser más efectiva para motivar que la audiencia haga algo – por ejemplo, llamar a un número telefónico para obtener mayor información o asistir a un concentración/reunión de derechos humanos.
  • Como mencionamos anteriormente, casi todas las estaciones de radio producirán tus comerciales, aunque los anuncios ya producidos por agencias de publicidad son aceptados.
  • Verifique con el departamento de publicidad de la estación los detalles de sus servicios y sus requerimientos.

Televisión

  • De acuerdo a una encuesta del año 1995 que comparaba el uso de varios tipos de medios, los adultos Americanos pasan más tiempo viendo televisión que cualquiera de los otros medios juntos. Esto significa que con los anuncios de televisión se obtendrá una atención más cautiva, pero la televisión es más costosa y producir comerciales de televisión cuesta más dinero.
  • La mayoría de las estaciones de televisión locales pueden producir tus comerciales, pero es perfectamente aceptable llevar tus comerciales ya producidos por una agencia de publicidad.
  • Verifique con el departamento de publicidad de la estación los detalles de sus servicios y sus requerimientos.

Prensa

  • Con respecto a la publicidad en la prensa – periódicos y revistas – se tienen dos opciones: anuncios destacados o anuncios clasificados. Los periódicos grandes generalmente cuentan con distinto personal de trabajo para cada tipo de publicidad.
  • Los anuncios destacados son los anuncios comunes que se encuentran por todo el periódico.
  • Los anuncios clasificados son “avisos” sólo de texto que se encuentran en su propia sección hacia el final del periódico; están clasificados por tipo y a veces son gratuitos. Los anuncios clasificados son utilizados comúnmente para publicar ofertas de trabajo y anuncios de reuniones.
  • Quizás se quiera escoger publicaciones especializadas (publicaciones de iglesias, boletines informativos para organizaciones comunitarias, etc.) para alcanzar grupos objetivos específicos.
  • Verifique con el departamento de publicidad del periódico o revista los detalles de sus servicios y sus requerimientos.

    Para los anuncios de prensa (o cualquier anuncio, en realidad), se deberá determinar con qué frecuencia se desea que se emita o publique tu anuncio.

Para eventos:

  • En un periódico semanal: 3 semanas antes del evento y luego durante la semana del evento.
  • En un periódico diario: 2 veces por semana durante las dos semanas previas al evento, y luego el día del evento.

Para reclutamiento:

  • Un “bombardeo mediático” podría funcionar mejor; intente 3 veces por semana durante dos semanas en la prensa. Si se está utilizando anuncios de radio o televisión para reclutar, intente con varios anuncios de 30- o 60- segundos por día durante una semana, en radio o televisión.

Sea cual sea el medio que escoja, averigüe sobre los requerimientos de presentación para sus anuncios con antelación – plazos, en qué formatos quieren recibir tu material, y así sucesivamente.

Cree el presupuesto.

Este es un paso esencial. Se debe planificar cuánto costará tu publicidad, ya sea por un solo anuncio, o una campaña completa. Lo que se debe incluir en tu presupuesto:

  • Los costos de cualquier tipo de investigación de mercado o evaluación que se realice para determinar cómo proceder.
  • El costo de diseño del anuncio.
  • El costo de emisión del anuncio. Algunos medios de comunicación hacen descuentos especiales para los anuncios de servicio público o sin fines de lucro. ¡Intente obtenerlo gratis primero! Si se está trabajando con una agencia de publicidad, quizás te cobren una tarifa especial. Las agencias de publicidad obtienen un 15% de descuento o comisión por parte de las estaciones de televisión donde ponen tu anuncio.
  • Si puede conseguir algunos de los costos como una donación. El medio de comunicación puede estar dispuesto a donar tiempo, o al menos hacer un cobro menor. De nuevo, vea el recuadro de “¿Qué pasa con lo que sale gratis?” presentada anteriormente en esta sección.

Produzca su anuncio.

Ahora se está listo para diseñar tu anuncio – o que lo haga tu agencia de publicidad.  La producción de tu anuncio es similar a la producción de un anuncio o póster de servicio público. Preparar anuncios de servicio público para obtener consejos sobre cómo producir un anuncio televisivo o radial. Crear pósters y volantes para obtener consejos sobre cómo crear un anuncio de prensa.

Preste una especial atención a cómo se quiere presentar a la organización en tu publicidad.  Por ejemplo, si se trabaja con un grupo de alfabetización de adultos, deberá asegurarse que la gramática y la ortografía estén absolutamente correctas y que todo sea coherente y claro en toda tu publicidad. Otro ejemplo sería, si se trabaja con una organización del medio ambiente, se deberá asegurar de publicar tus anuncios sólo en publicaciones que utilizan papel reciclado y tintas y colores ambientalmente responsables.

Conozca – y cumpla – los plazos para publicar su anuncio cuando usted quiera.

Ahora es el momento de entregar tu anuncio a los medios de comunicación donde se desea que sea publicado. En este punto del proceso, es absolutamente esencial que se cumplan los plazos que existen para esos medios. Los plazos son raramente flexibles en publicidad. Si no se cumple el plazo, se pierde la posibilidad de que tu anuncio sea publicado cuando lo se deseaba. Es importante averiguar con antelación los plazos y cumplirlos.

Para radio y televisión los plazos dependen de si tus anuncios están pre-producidos (es decir, listos para salir al aire)  o si necesitan que la estación trabaje en ellos. Los plazos varían ampliamente, por lo que se debe verificar con cada estación que se interesa utilizar. Con los periódicos, el plazo generalmente es de dos o tres días antes de que se publique el anuncio. El tiempo de demora es mucho más largo para las revistas - hasta 3 meses o más antes de la fecha de publicación.

 ¡Seguimiento!

Una vez que tu anuncio comience a aparecer en los medios, dele seguimiento a las apariciones e intente estimar su efectividad. Esto le ayudará a saber cuán eficientemente se ha gastado su dinero y le dará ideas sobre cómo mejorar tus estrategias publicitarias en el futuro. Preparar anuncios de servicio público contiene algunos consejos útiles sobre cómo hacer esto para que pueda ser utilizado tanto en publicidad de transmisión visual y auditiva como de prensa.

Para resumir

Publicitar tu iniciativa o programa es un paso importante para asegurarle que sus servicios o mensaje alcance a la mayor cantidad de personas a las que se puede ayudar, o que te puedan ayudar. Existen varios métodos gratuitos o menos costosos de hacerlo, pero algunas veces se encontrará que simplemente se debe recurrir a utilizar publicidad pagada para dar a conocer tu mensaje. Con la planificación y organización apropiada, la publicidad pagada puede ser un método vital para promover lo que representas.

موارد

Recurso en línea

CDC Media Advocacy is a comprehensive guide for media advocates provided by the Centers for Disease Control.

Going Beyond the Social Media Basics is an article published by Allan Maurer in October 2013, and he discusses using paid advertising as an under-utilized approach to advocacy.

Health Advocacy Database is a database from Miami University of national and international public service announcements related to health and well-being. 

Media Advocacy Guide is a guide provided by the National Association of Clinical Nurse Specialists.  

Media Advocacy Manual. This manual provided by the American Public Health Association offers information on connecting with the media through newspapers, internet, radio, television, and magazines. 

Public Service Announcements is a blog run by Armchair Advocates that provides a platform for discussing trends in social good in an increasingly digital age.

Recursos impresos

Adler, E. (1988) Placing newspaper ads. Palo Alto, CA: Health Promotion Resource Center.

Booth, M., & Associates. (1995). Promoting issues & ideas: A guide to public relations for nonprofit organizations. New York: The Foundation Center.

Daniel, L. (1989) Print production: Dealing with vendors. Palo Alto, CA: Health Promotion Resource Center.

Floyd, E., & Wilson, L. (1994). Advertising from the desktop. Scottsdale, AZ: Ventana Press.

Herramientas
مجهول (not verified) Mon, 31/03/2014 - 14:18

Glosario de terminología publicitaria

Aquí hay algunos términos con los que te puedes topar durante la preparación de un anuncio de prensa.

  • Ad rep (Advertising representative): Representante de publicidad.
  • Alcance: Número de personas expuesta a un mensaje al aire libre.
  • Anuncio de Diapositivas narrado por un Locutor: Publicidad televisiva o de la administración pública en la cual un locutor lee un guión mientras se utilizan diapositivas de 35-mm para la parte visual del mensaje. Más económico de producir que un anuncio de acción en vivo.
  • Anuncio de acción en vivo: Publicidad televisiva o publicidad de la administración pública en la cual la acción en vivo proporciona la sección (de material) visual del mensaje. Esto puede ser costoso, por lo que quizás se prefiera optar por anuncios de diapositivas narrado por un locutor.
  • Anuncios destacados: Material impreso de publicidad que se distingue de entre el grueso de artículos pequeños en la sección de anuncios clasificados de una publicación.
  • Arte final listo para reproducir: Tu anuncio presentado y modelado exactamente como aparecerá impreso (también llamado una mecánica)
  • Bicromía: La división de una fotografía de blanco y negro, hacia el negro y un segundo color. Este efecto enriquece la apariencia de la fotografía.
  • CMYK: Una abreviación para los colores cian, magenta, yellow (amarillo) y black (negro), utilizados en las separaciones de cuatro-colores.
  • Color directo/plano: Un color que no ha sido creado por separaciones CMYK, generalmente creado por un número de muestra de Pantone.
  • Concepto: Idea o tema utilizado para guiar al publicista en el diseño del original y gráficos seleccionados para un anuncio.
  • Diseño tipo para el título: Tipo de tamaño grande (tipografía) en un título, bajada u otra área para llamar la atención.
  • Doble plana: Anuncios publicitarios en revista donde dos anuncios de página completa están ubicados frente a frente.
  • Enmascarar: Ajustar la forma de una fotografía o ilustración hacia otra forma como un círculo o polígono.
  • Eslogan: Una oración o frase utilizada regularmente para describir y vender los productos o filosofía de una empresa.
  • Fecha de cierre: El último día (o minuto) que una publicación aceptará tus ilustraciones para incluirlas en una edición específica.
  • Firma: Tu logotipo y lema o eslogan, generalmente ubicado al final de un anuncio. Algunas veces incluye la dirección y número telefónico.
  • Flop: Hacer una contra-imagen de muestras gráficas como fotografías o clip art. También se le conoce como flip.
  • Fondo tramado: En impresión, el resultado de la disolución de un color sólido (tramado) en puntos, para simular un color más claro o sombra.
  • Formato apaisado (Landscape): Formato de un anuncio cuyo ancho es mayor a su longitud (o altura). Ver también Formato vertical.
  • Formato vertical (Portrait): Formato de un anuncio cuyo ancho es mayor a su longitud (o altura). La forma de un anuncio que es más largo que ancho. Ver también Formato Apaisado.
  • Frecuencia: El promedio de veces que un público ve tu mensaje publicitario dentro de un período de tiempo determinado.
  • Gancho: Una palabra o frase que llama la atención del lector, televidente o radioescucha.
  • Impacto en Audiencia Objetivo (GRP): Exposiciones publicitarias correspondientes al 1 por ciento de la población de un mercado.
  • Kicker: Elemento de texto corto que introduce a un anuncio, generalmente de un tamaño de texto más pequeño y colocado sobre el título.
  • Layout (formato visual y de presentación): La ubicación de elementos de un anuncio; título, material visual, texto del anuncio y cuadernillo de manera que se encaje al área que compre el anunciante.
  • Lectores: El número de personas que lee una publicación.
  • Logotipo: Una pequeña imagen compuesta por gráfica y texto, que representa a la empresa. Un logotipo proporciona una “firma” distintiva y ayuda a establecer el reconocimiento del nombre del anunciante y el producto.
  • Material visual: Una fotografía, ilustración, obra de clip art, o gráfico utilizado para atraer la atención en un anuncio.
  • Medianil: El espacio formado por los márgenes internos de la página, en una ilustración a doble página: en otras palabras, donde el margen derecho de una página del costado izquierdo se junta con el margen izquierdo de una página del costado derecho.
  • Medio tono: Un proceso de reproducción donde el tramado transforma los tonos de una fotografía en puntos de distintos tamaños para preparar la fotografía para ser impresa.
  • Montaje azul: En trabajos de imprenta, una comprobación fotográfica utilizada para verificar cómo están posicionadas las imágenes y revelar cualquier problemas que pueda tener la impresora.
  • Negro Blanco: Un dibujo o ilustración artística sin filtrado de medios tonos.
  • Orden de inserción: El conjunto de instrucciones, incluyendo la fecha de publicación, tamaño del anuncio y el requerimiento de colocación en una página, que cumple la función de orden de compra al colocar un aviso en una publicación.
  • Pantone Matching System (Sistema de control de color para las artes gráficas): También conocido como PMS, es un sistema para especificar colores a través de números, utilizado por servicios de imprenta y servicios de edición gráfica a color para asegurar una combinación de colores uniforme.
  • Posición preferente: Una ubicación solicitada en una publicación. La mayoría de los medios de publicidad cobran una tarifa más alta por otorgar las posiciones preferentes.
  • Proceso de bicromía: Método que implica la separación de una fotografía de cuatro colores, en dos colores de Pantone, ayudado por un programa de edición de fotografías como Photoshop.
  • Prueba: Una muestra de un anuncio de prensa exactamente como aparecerá en la publicación.
  • Publicidad insertada: Anuncios en periódicos y revistas utilizados como rellenos; generalmente sólo un nombre, logotipo o eslogan.
  • Relleno: Ver fondo tramado.
  • Respuesta directa: Publicidad que solicita una venta o consulta directa al publicar una dirección o un número telefónico.
  • RGB: Los colores rojo (red), verde (green) y azul (blue), utilizados por monitores de computador para mostrar el espectro completo de color.
  • Sangrado: En publicidad de revistas, esto es cuando la impresión llega hasta el borde de la página.
  • Separación fotomecánica de colores: El proceso utilizado para producir anuncios a todo color. Las imágenes de colores se descomponen en cuatro partes - cian, magenta, amarillo y negro – y cada color es transferido a una plancha de impresión independiente.
  • Storyboard (esbozo de guión gráfico): Una serie de bocetos o fotografías de cada toma individual de un segmento de televisión. Ayuda a visualizar cómo fluirá el proyecto completo y a determinar qué tipo de ángulos de cámara y montajes necesitan organizarse.
  • Subtítulo: Un título de nivel secundario utilizado apto para organizar el cuerpo del texto. A veces es llamado título del tema.
  • Subtitular: El texto que va entre el título y el inicio del cuerpo del texto, generalmente en un tamaño de fuente menor que el del título pero mayor que el del cuerpo del texto.
  • Tarifa de anuncios: Una tabla con la lista de los tamaños de anuncios disponibles, basados en variables como tamaño, número de veces que el anuncio aparece, posición de la página, y posición en el periódico.
  • Texto: El mensaje publicitario, o texto, incluyendo el título, subtitular, subtítulo y cuerpo del texto.
  • Texto en directo: Un guión simple listo para ser leído por un locutor en vivo.
  • Texto del anuncio: El texto de un anuncio, folleto, boletín de noticias o volante, separado del encabezado, firma y otro elemento de texto aislado.
  • Tipo de letras del anuncio: La tipografía (tipo de letra) utilizada en el texto.
  • Volante publicitario: Publicidad impresa en una hoja de papel y enviada por correo, distribuida o incluida dentro de otros materiales impresos, paquetes o bolsas de compra.
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 13:50

___Entiende que la publicidad pagada representa la compra de “tiempo de emisión” en una radio o canal de televisión, o espacio de página en un periódico o revista.

___Entiende que el tiempo publicitario se ofrece en bloques estándar en todas las estaciones comerciales de televisión y radio, y que la mayoría de las estaciones de radio y televisión ofrecen servicios de producción.

___Entiende que la mayoría de los periódicos y revistas miden los anuncios en pulgadas y que los tamaños de los anuncios de prensa son definidos de acuerdo a la configuración de la página.

___Conoce algunos de los medios menos convencionales utilizados en publicidad.

___Entiende las formas en que se podrá obtener publicidad gratuita o más económica.

___Entiendes las razones para utilizar publicidad pagada.

___Ha considerado lo que desea lograr con tu anuncio.

___Ha considerado si se cuenta con el dinero necesario hacer la cantidad de publicidad suficiente para lograr lo que se desea.

___Ha considerado si se puede utilizar tu publicidad para reaccionar y responder ataques.

___Ha considerado si se puede utilizar tu anuncio para responder a eventos actuales.

___Ha considerado si se puede utilizar la publicidad para presentar datos aburridos y monótonos de una forma más interesante.

___Ha considerado si se puede utilizar la publicidad para agradecer públicamente a tus partidarios.

___Ha decidido si se trabajará con una agencia.

___Ha decidido cuál será tu público objetivo.

___Ha decidido qué medios se deben utilizar.

___Ha elaborado un presupuesto.

___Ha producido su anuncio (o solicitado que alguien más lo haga).

___Ha cumplido con los plazos para lograr que tu anuncio sea colocado cuando tú lo quieres.

___Ha dado seguimiento a las veces que su anuncio ha sido divulgado para evaluar cuán efectivo ha resultado ser.

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:31

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

القسم 2: بناء صداقة مع وسائل الإعلام
afaour Sat, 06/22/2013 - 01:53
القسم الرئيسي
afaour Sat, 06/22/2013 - 02:11
  • ما هي الصداقة مع وسائل الإعلام؟
  • ما الذي يجعل الصحف تبيع؟
  • لماذا علينا بناء الصداقة مع وسائل الإعلام؟
  • كيف نبني الصداقة مع وسائل الإعلام؟

ما هي الصداقة مع وسائل الإعلام؟

كم مرّةً سمعنا القول المأثور: "القلم أقوى من السيف"؟ صحيحٌ أنّ هذه العبارة، بصيغتها الحالية، قد جاءت على لسان إدوارد بولوير- ليتون E. Bulwer-Lytton في العام 1839، غير أنّها ما زالت صحيحة في القرن الحادي والعشرين: فالإعلاميون في الصحف ومحطّات التلفزيون والراديو والمحررون والناشرون وأصحاب المحطّات، يتمتّعون بقدر هائل من السلطة وفي الولايات المتحدة وبلدان العالم وفي مجتمعنا المحلّي. مؤخّراً، انضمّ إليهم أصحاب المدوّنات الالكترونية (البلوغرز)، ومدراء المواقع الإلكترونية وغيرهم ممّن أتقنوا قدرات الإنترنت على نشر المعلومات – أو تشويهها – إلى عددٍ  من الناس حول العالم يفوق ما تصوّره بولوير- ليتون.

في الواقع، هؤلاء هم الأشخاص الذين كشفوا فضيحة وُوْترغيت وأرغموا رئيس الولايات المتّحدة الأميركية ريتشارد نيكسون على الاستقالة، وهم الذين يرسلون صوراً عن حرب العراق وأفغانستان حول العالم، وهم القادرون على توليد الدعم أو المعارضة للحملات السياسية بمجرّد نقل تصريحات المرشّحين. من الواضح إذاً أنّ بناء الصداقة مع الإعلاميين هي فكرةٌ جيّدة. وحتّى لو بدت هذه الفكرة مرعبة، ولكن، يجب ألا ننسى أنّ ما يظهر على أنّه نظامٌ مُرهِب وجبار يتألّف على الصعيد المحلّي من أشخاصٍ شبيهين بنا يعيشون ويعملون في مجتمعنا المحلّي. وهم مثلنا مهتمّون بالتوصّل إلى مجتمع محلّي صحّي.

ثمّة أمورٌ عدّة ينبغي أن نعرفها أو أن تعرفها مجموعتنا من أجل بناء صداقةٍ مع وسائل الإعلام.

ما الذي نحتاج إليه لبناء علاقةٍ مع وسائل الإعلام؟

قبل أن نتمكّن من "العمل مع وسائل الإعلام"، ينبغي أن نفهمها، وأن نلفت انتباهها، وأن نكسب ثقتها. في الواقع، يوجد نوعان من العلاقات التي ينبغي أن نبنيها مع وسائل الإعلام: العلاقات الفردية مع الإعلاميين، والعلاقات العامة مع المؤسّسات الإعلامية – الصحف، ومحطّات التلفزيون والراديو (بما في ذلك قنوات محطات الكابل المحلّية)، والمجلات، والمجلات الالكترونية (المنشورات الالكترونية).

وكما هي الحال بالنسبة إلى جوانب كثيرة في الحياة، يتّخذ بناء العلاقة الجيّدة مع وسائل الإعلام طابعاً شخصياً في الأساس. فـ"وسائل الإعلام" تتألّف من أشخاصٍ – كالصحافيين، وكتّاب الافتتاحيات، والمحرّرين، وأصحاب المدوّنات الالكترونية، والمصوّرين، والمنتجين – يستجيبون الأمور نفسها التي نستجيب لها. فهم ينجذبون نحو الأشخاص المهتمّين بهم وبأسرهم والذين يشاركونهم همومهم وشغفهم، والذين يحبّونهم لأنفسهم، وليس لما يمكنهم تقديمه.

والإعلاميون يدركون السلطة التي يمتلكونها، ويفهمون أنّ الكثير من الأشخاص يرغبون في إنشاء علاقاتٍ معهم للحصول على جزءٍ من هذه السلطة. نتيجةً لذلك، غالباً ما يتوخّون الحذر – احتراماً لأخلاقيات المهنة ولأنّهم لا يريدون أن يتمّ استغلالهم -  في مسألة التقرّب من الأشخاص الذين يلتقون بهم في عملهم.

وينبغي مقاربة العلاقات كلّ واحدة على حدة. فبعض الإعلاميين قد يشاركوننا الكثير من الأمور وقد يسهل علينا بناء الصداقة معهم. ولكن، يوجد أيضاً أشخاصٌ آخرون لن يكونوا أبداً أكثر من أشخاص نشاركهم علاقةً مهنية فعّالة... وهذا يكفي.

من بعض النواحي، قد يكون من الأفضل ألا نبني صداقات مقرّبة مع ممثّلي وسائل الإعلام. فقد يُتَّهَمون بالتحيّز لوجهة نظرنا بسبب علاقتنا الشخصية، كما أنّ هذه العلاقة قد تتأثّر بما نقوم به نحن ولا نخبرهم به، وبما يقومون به هم ولا يبلغوننا عنه. المثالي إذاً هو بناء علاقة عمل جيّدة: فهم سيردّون على مكالماتنا الهاتفية وسيُدخِلون منظورنا في مواد إعلامية تتناول مسألتنا، أمّا نحن فننبّههم لدى صدور مواد إعلامية هامة، أو لدى وجود أمرٍ نعتقد أنّه ينبغي الإبلاغ عنه. فهذا النوع من العلاقات غير معقّد ويعود بالمنافع على الجهتَين معاً.

إلى ذلك، تتطوّر العلاقات مع مرور الوقت، وليس بلمح البصر. ولا يتطلب الأمر أن نصبح أصدقاء مقرّبين من الإعلاميين حتى نطوّر علاقات عمل جيّدة ونلفت انتباههم إلينا وإلى مسائلنا. في الواقع، علينا أن نظهر أنّنا أهلٌ للثقة نظراً لمعرفتنا ما نتكلّم عنه، ولتمثيل الأوضاع والوقائع بدقّة ونزاهة، ولدعم ما نقوله، ولإبلاغ الوسط الإعلامي  بالمعلومات التي قد يجدونها مثيرة للاهتمام -  من دون توريط أنفسنا أو منظّمتنا.

 لماذا ينبغي بناء الصداقة مع وسائل الإعلام؟

قد يكون بناء الصداقة مع وسائل الإعلام مفيداً لمجموعتنا، وذلك لأسباب عدّة. على سبيل المثال:

  • وسائل الإعلام يمكنها أن تزيد من وعي الجمهور  وجود مجموعتنا وعملها
  • وسائل الإعلام يمكنها أن تساعد على تجنيد أعضاء لمجموعتنا
  • وسائل الإعلام يمكنها أن تُعلِم المجتمع المحلّي بما نقوم به الآن وبما قمنا به سابقاً
  • وسائل الإعلام يمكنها أن تزيد الوعي العام بشأن مسائل متنوّعة
  • وسائل الإعلام يمكنها أن تصوّر مجموعتنا والمسائل التي نؤيّدها بطريقة إيجابية أمام الجمهور، أو على العكس، فقد تصوّر خصومنا بطريقة سلبية.

كيف نبني الصداقة مع وسائل الإعلام؟

إجراء اتّصال شخصي:

 الخطوة الأولى تتمثّل في إجراء اتّصال شخصي مع كلّ مؤسّسة إعلامية ننوي استخدامها. ويُفترَض بهذه المهمّة أن تقع على عاتق منسّقنا الإعلامي، أي الشخص المسؤول أو المجموعة المسؤولة عن التعامل مع الإعلام في منظّمتنا. والطريقة المثالية تكمن في التعارف أو الإحالة إلى شخصٍ محدّد عن طريق أحد الأصدقاء أو المعارف المشتركين. إذا لم يكن ذلك ممكناً، نستطيع أن نبدأ من خلال الاستفسار (بالإسم) عن صحافي يكتب أو يعدّ برامج عن مسائل متعلّقة بعملنا.

من المهمّ أن يكون لدينا إسمٌ. فإذا سألنا عن "الصحافي البيئي" أو "المختصّ بالشؤون التربوية"، فسيعرف الصحافي فوراً أمرَين عنّا:

  1. أنّنا "غرباء"، أي أنّنا نتّصل من دون أيّ رابط به أو بالمؤسّسة الإعلامية، آملين أن نحصل على شيءٍ من خلاله.
  2. أنّنا لم نقم بإجراء أيّ بحث لنعرف مَن هو الصحافي البيئي أو المختصّ بالشؤون التربوية، كأنّنا نرسل رسالةً رسمية من دون التحقّق من تهجئة الكلمات أو من دون الحصول على العنوان الصحيح للشخص الذي نرسل إليه الرسالة.

نتيجةً لذلك، يقلّ كثيراً استعداد الصحافي للدخول في أيّ نوع من العلاقات معنا، أو للتعاطي معنا بجدّية. ويمكننا الحصول على الاسم الذي نريده من خلال الانتباه إلى توقيع الصحافيين الذين يكتبون المقالات المرتبطة باهتماماتنا، أو من خلال البحث (ربّما نستطيع إيجاده على الموقع الالكتروني الخاص بالمؤسّسة الإعلامية)، أو من خلال سؤال الأشخاص الذين نعرفهم والذين يمكن أن تكون لديهم هذه المعلومة.

(ليست هذه النصائح مجرّد أفكار منطقية – فهي صادرة عن صحافي بارز غالباً ما يتلقّى مكالمات من غرباء، وقد وجد أنّ معظمهم لا يستحقّون الوقت الذي يستهلكونه.)

وليس بالضرورة أن نتّصل بصحافي. فقد يكون الذي نتصل به محرّراً، أو منتجاً، أو مخرجاً، أو حتّى باحثاً أو موظّفاً إدارياً يعمل في المؤسّسة الإعلامية. فقد يتمكّن هذا الشخص ربّما من تعريفنا إلى الأشخاص المحدّدين الذين نرغب في العمل معهم.

بناء الثقة:

 ينبغي أن يقتنع ممثّلو وسائل الإعلام بأنّ ما نقوله لهم صحيحٌ، أو أنّه يمثّل الحقيقة، على الأقلّ بقدر ما نعرفها. فهم لا يستطيعون المخاطرة بسمعتهم بسبب مواد إعلامية غير دقيقة، أو وقائع لم يتمّ التحقّق منها بعناية. في المقابل، علينا أن نكون متأكّدين من أنّ ما نقوله لهم سيُفسَّر بشكل صحيح ومن أنّ كلامنا سيُنقَل بدقّة وفي الإطار المناسب. من جهتنا، ثمّة بعض المبادئ التوجيهية الأساسية لبناء هذا النوع من الثقة، وهي التالية (من القسم 1 من هذا الفصل، العمل مع وسائل الإعلام):

  • ينبغي أن نكون موجودين عندما نُطلَب: علينا أن نجيب عندما يتّصل معارفنا من الوسط الإعلامي. وإذا تعذّرت علينا الإجابة فوراً فعلينا أن نعاود الاتّصال بهم في أقرب وقت ممكن.
  • ينبغي أن نكون منفتحين: علينا أن نكون منفتحين وكرماء مع المعلومات قدر المستطاع، من دون أن نضع أنفسنا أو منظّمتنا في مأزق.
  • ينبغي أن نكون جديرين بالثقة: علينا دائماً قول الحقيقة لوسائل الإعلام. وإذا لم نكن قادرين على قول الحقيقة – إذا كانت ستسبّب مشكلة خطيرة، أو إذا كان التوقيت غير مناسب – فعلينا عندئذ بكلّ بساطة أن نمتنع عن التعليق، ولكن علينا ألا نكذب. إذا كذبنا نورّط أنفسنا ربّما بنوعَين من الصعوبات: أوّلاً، ستظهر الحقيقة في نهاية المطاف وسنكون في موقفٍ أصعب بكثير ممّا لو كنّا صادقين منذ البداية، وثانياً، سنكون قد أسأنا إلى علاقتنا مع معارفنا في الوسط الإعلامي الذين سيشعرون أنّه لا يمكنهم الثقة بنا من الآن فصاعداً... وسيكونون على حقّ.

إنّ الامتناع عن التعليق هو طريقة لطالما استُخدِمت لتجنّب الكذب على وسائل الإعلام. فالأفضل هو أن نتحلّى بالتهذيب، وأن نلمّح إلى أنّنا سنتكلّم عن الموضوع عندما نستطيع ذلك. ("أنا آسف، ولكنّني لا أستطيع التعليق على هذا الأمر الآن.")

  • ينبغي أن نكون دقيقين: علينا التأكّد من امتلاكنا الوقائع قبل الإدلاء بالتصريح. وإذا لم تكن لدينا إجابة عن سؤالٍ ما علينا أن نَعِد بالحصول عليها ثمّ بإعادتها إلى الصحافي – وأن نفعل ذلك. وإذا ذكرنا أرقاماً إحصائية فعلينا أن نتأكّد من أنّها صادرة عن مصدر موثوق ومؤكّد. إذا كانت معلوماتنا دقيقة دائماً فستقصدنا وسائل الإعلام باعتبارنا مصدراً للمعلومات عن مسألتنا. ولن يكون علينا الاتّصال بهم - بل إنّهم هم الذين سيتّصلون بنا. وإذا اقترفنا خطأً ما علينا تصحيحه بأسرع وقت ممكن. فإذا لم نفعل ذلك ستستغلّ وسائل الإعلام أو خصومنا (إذا كان لدينا أيّ خصوم) أو الإثنان معاً، هذا الخطأ ويضعوننا في موقف صعب.

من ناحية أخرى، هنا مثال على متى يكون بناء الصداقة مع وسائل الإعلام مفيداً:

 قام أحد المنادين المعروفين بالإدلاء ببيانٍ يتناول المسائل الاقتصادية لصحيفة كبرى. وبعد مدّة قصيرة تلقّى اتّصالاً من صحافي في الصحيفة كان قد تعرّف إليه في الجامعة فأبلغه أنّ الوقائع التي يستند إليها البيان خاطئة. تحقّق واكتشف أنّ الصحافي كان على حقّ، الأمر الذي أحرجه. وبفضل الاتّصال تمكّن من تصحيح البيان قبل إصداره. فلو لم يتدخّل صديقه في المجال الإعلامي لكان وقع في الخطأ حتّى أنّه كان ليظهر وكأنّه يكذب لغاية سياسية.

  • ينبغي إبلاغ وسائل الإعلام بالمواد الإعلامية المتعلّقة بمسألتنا والتي قد يهتمّون بها: وقد تشمل موادّ إعلامية عن الشأن الإنساني، أو مِنَحاً أو أموالاً مُقدَّمة إلى منظّمتنا، أو معلوماتٍ عن المسألة بحدّ ذاتها (مبادرة وطنية مرتبطة بها أو إحصائيات جديدة صادرة بشأنها، مثلاً)، أو مناسبات محلّية أو وطنية (معرض مفتوح أو حفل موسيقي لجمع التبرّعات، أو يوم وطني مخصّص للمسألة.)

إعطاء وسائل الإعلام ما تحتاج إليه:

 يُعَدّ بناء العلاقات الجيّدة مع الأشخاص الجدد أمراً أساسياً بالنسبة إلى حملة المناداة – أو المناصرة -الإعلامية الناجحة. فإذا عرف الصحافيون والمحرّرون أنّنا نشكّل مصدراً جيّداً وموثوقاً من المعلومات (أي أنّنا أشخاص يسهّلون عليهم أعمالهم) فستتحسّن حظوظنا في اكتساب تغطيةٍ مناسبةٍ لصالحنا. في ما يلي بعض النصائح التي تساعدنا لكي نصبح مصدراً موثوقاً:

  • الاطّلاع:

علينا أن نقرأ الصحف، وأن نشاهد الأخبار على التلفزيون، وأن نستمع إلى الإذاعات. ينبغي أن نعرف آخر المستجدّات الحالية التي تؤثّر على منظّمتنا. وينبغي أن نتأكّد من أنّ مصادرنا موثوقة، كما أنّه علينا الحصول على أكبر قدر ممكن من الوقائع والأرقام. وإذا طُرِح علينا سؤال من وسائل الإعلام لم نستطع الإجابة عنه فعلينا أن نقترح إيجاد الإجابة... وأن نجدها. يجب ألا نبالغ أو "نؤلّف" – لكي نشكّل مصدراً موثوقاً، علينا أن نتحلّى بالدقّة طوال الوقت.

إذا كنّا نتكهّن فعلينا أن نقول ذلك، ولكن يجب أن ننتبه – فالأشخاص لا يسمعون دائماً الملاحظات التي نضيفها إلى ما نقوله. فالامتناع عن قول أيّ شيء أفضل من رؤية تكهّناتنا المبهمة مذكورةً في الصحيفة وكأنّها حقائق ثمّ التعرّض لهجوم من الأشخاص الأكثر اطّلاعاً.

  • الاستفادة قدر الإمكان من معلوماتنا:

ينبغي أن نستخدم المعلومات التي جمعناها حول وسائل الإعلام المحلّية لتفصيل موادنا الإعلامية بحسب أسلوب كلّ مؤسّسة إعلامية واحتياجاتها.

  • جمع الملفّات الصحافية:

يحتوي الملفّ الصحافي على معلومات خلفية عن منظّمتنا وإنجازاتها ومشاريعها الحالية. يمكن إرسال هذه المعلومات بسرعة لمجاراة سرعة التغطية الإعلامية التي نشهدها حالياً.

  • إرسال رُزَم المعلومات إلى وسائل الإعلام المحلّية:

عندما تكون لدينا مقالة نريد تغطيتها، نرسل الملفّات الصحافية إلى الصحافيين المحلّيين. وعلينا أن نحرص على ذكر مراجع جميع الوقائع التي ندرجها في مثل هذه الرُزَم.

  • المتابعة من خلال مكالمة هاتفية:

بعد إرسال الملفّات الصحافية نتّصل بالإعلاميين الذين اخترناهم للتركيز على أهمية مادتنا الإعلامية، كأن نسلّط الضوء مثلاً على عدد الأشخاص المتأثّرين بهذه المسألة، أو من خلال تصوير التبعات المستقبلية الناجمة عن الوضع. لمزيدٍ من المعلومات عن مواضيع الأخبار انظروا عدّة العمل: الفصل 34، القسم 3: ابتكار مواد إعلامية تطلبها وسائل الإعلام. وعلينا أن نقترح الإجابة عن أيّ أسئلة قد تبرز.

فهم مَن نعمل معه:

من المهمّ أن نفكّر في المؤسّسات الإعلامية التي نريد الاتّصال بها، ومتى ينبغي الاتّصال بها، وما يستطيع كلّ طرف تقديمه للطرف الآخر. علينا إذاً أن نعرف ما الذي تقوم به كلّ مؤسّسة ومَن هو جمهورها المُستهدَف.

  • دراسة وسائل الإعلام وتحليل محتواها:

مَن هم الصحافيون وما هي المؤسّسات الإعلامية التي تنتبه إلى مجال اهتمامنا؟ يمكننا تحضير جدول أو سجل يُظهِر الجهة التي تستطيع تقديم أفضل تغطية.

وعلينا أن نلاحظ أنواع المواد الإعلامية التي تغطّيها وسائل الإعلام المحلّية. مَن يقدّم تغطية جيّدة للمسائل المهمّة بالنسبة إلينا؟ ومَن هم الصحافيون الذين ينبغي أن نركّز طاقتنا عليهم؟ وما هي تحيّزات كلّ مصدر إن وُجِدت؟ صحيحٌ أنّه يُفترَض بوسائل الإعلام أن تكون غير متحيّزة في تغطيتها الإخبارية (أي ألا "تنحاز لجهة معيّنة") إلا أنّ الصحافيين أو الناشرين أو المحرّرين أو مخرجي البرامج لديهم آراؤهم السياسية. وقد تؤثّر هذه الآراء على ما يتمّ تغطيته وعلى مدى الانتباه المُعطى وعلى كيفية تصوير الموضوع.

  • الانتباه إلى المُعلِنين:

علينا معرفة الشركات التي تضع إعلاناتها لدى مؤسّسة إعلامية محدّدة. فعندما نعرف ذلك نتعرّف إلى مدى وسع جمهور المؤسّسة الإعلامية أو ضيقه.

فهم ما يجعل المادة الإعلامية مهمّة بالنسبة إلى القرّاء أو المستمعين أو المشاهدين لكي نساعد أصدقاءنا في وسائل الإعلام على بيع منتجهم. فلكي نحصل على الدعم من وسائل الإعلام علينا إقناعها بأنّ زبائنها يريدون سماع ما نريد قوله. وهذا ليس أمراً سهلاً! فالقرّاء يحكمون على الأخبار من خلال طبيعتها الواقعية وفائدتها وأهميتها العامة. وجميعها تستند إلى المعايير التالية:

  • مصداقية مصدر معلومات الصحافي أو مركز المصدر الاجتماعي أو المهني
  • مدى قدرة القرّاء على استيعاب المواد الإعلامية المحدّدة
  • مدى توافق المعلومات في المادة الإعلامية مع مصادر أخرى تتناول المسألة نفسها
  • كيف يقرّر القرّاء مدى أهمية مسألة معيّنة بالنسبة إليهم.

تساعد قوّة كل معيار من هذه المعايير على تحديد مدّة بقاء مسألةٍ ما في الإعلام ومقدار الانتباه الذي تحظى به. طبعاً، تختفي أحياناً المواد الإعلامية بشكل طبيعي لأنّ الناس لا يهتمّون بها.

ثمّة أمور تجعل المواد الإعلامية مقْنِعة أو مثيرة للاهتمام بالنسبة إلى القرّاء. فالمواد الإعلامية التي ترتبط بتجارب الناس الحقيقية – أي التي تخبر قصّةً – تجعل القرّاء يتابعون القراءة أو تلفت انتباه السائقين عندما يقفون في ردهات منازلهم ولا يطفئون أجهزة الراديو في سياراتهم حتّى تنتهي المادة الإعلامية التي يسمعونها. وهذه الأنواع من المواد الإعلامية غالباً ما تنجح لأنّ القرّاء أو المستمعين أو المشاهدين يتعاطفون مع الأشخاص الذين تتناولهم. فالجمهور يتخيّل نفسه أو أفراد أسرته في الوضع نفسه فتصل القصص إلى قلوب الناس وعقولهم.

إلى ذلك، فإنّ الصور أو الموسيقى (على الراديو والتلفزيون والإنترنت)، أو البصريات (الألوان والأفلام والرسوم المتحرّكة...الخ) قد تلفت هي أيضاً انتباه القرّاء أو المستمعين أو المشاهدين. للمزيد عن هذا الموضوع انظروا الفصل 45، القسم 5 عن  تعزيز الوعي والاهتمام من خلال الاتّصال.

لقد أوجدت صحف كثيرة موقعاً لها على الإنترنت وهي غالباً ما تستخدم مواقعها الالكترونية لإضافة أفلام الفيديو، والعروض، والتسجيلات الصوتية إلى المواد الإعلامية المعتادة في الصحف. فإذا استطعنا ابتكار أيّ من هذه المواد فقد نتمكّن من مساعدة شركائنا الإعلاميين على تقديم مادتنا الإعلامية بطريقة تخدم الطرفين جيّداً.

التحلّي دائماً باللطف والاحترام:

 ينبغي ألا ننسى أنّنا نتعامل مع أشخاصٍ، وهم يستجيبون للأمور نفسها التي نستجيب لها – كالمعاملة الجيّدة، والكلمات اللطيفة، والشكر، والمدح على العمل الجيّد. وهم يعيشون أيّاماً جيّدة وسيّئة، مثلنا تماماً، تبعاً لما يمرّ في حياتنا. إذا ما كنّا لطفاء دائماً، فسيفرحون على الأرجح لرؤيتنا وسيحاولون مساعدتنا. إضافةً إلى ذلك، سيكونون لطفاء معنا، وسنفرح لرؤيتهم والعمل معهم أيضاً. وإذا بذلنا جهداً لمعاملة معارفنا في الوسط الإعلام كما نُحِبّ أن يجري التعامل معنا لو كنّا مكانهم فقد نتفاجأ بالنتائج التي سنحصل عليها.

العمل دائماً على صيانة على العلاقات:

كما أنّ النبات يحتاج إلى الريّ باستمرار كذلك ينبغي الاعتناء بالعلاقات حتى لا تموت. وقد نعتني بعلاقةٍ مع أحد الصحافيين لغرضٍ معيّن – كمبادرة مستقلّة أو طلب تمويل. ولكن، عندما ينتهي ذلك علينا ألا نترك هذه العلاقة تذبل. فقد نحتاج إلى بعضنا البعض مجدّداً. يمكننا أن نبقى بمثابة مصدرٍ للمعلومات، والصحافي يتابع نشاطات منظّمتنا حتّى يعلم بأيّ جديدٍ يستحقّ الذكر.

علاوةً على ذلك، فإنّ الحياة أغنى وأمتع بكثير عندما تتضمّن مجموعة متنوّعة من الناس. ولدى الإعلاميين أعمالٌ مثيرة للاهتمام ومواد إعلامية رائعة. فالمحافظة على العلاقات معهم لا تحسّن حياتنا المهنية فحسب بل حياتنا الشخصية أيضاً.

الکاتب

Aimee Whitman

موارد

موارد

Altman, D. G., Balcazar, F. E., Fawcett, S. B., Seekins, T., & Young, J. Q. (1994). Public health advocacy: Creating community change to improve health. Palo Alto, CA: Stanford Center for Research in Disease Prevention.

Goldman, K. D., & Zasloff, K.D. (1994, December). Tools of the trade: Media do's and don'ts. SOPHE News & Views, 6-7.

National Cancer Institute. (1988). Media strategies for smoking control: Guidelines. Bethesda, MD: Author.

Pertschuk, M., & Wilbur, P. (1991). Media advocacy: Reframing public debate. Washington, D.C.: The Benton Foundation.

Wallack, L., Dorfman, L., Jerniagan, D., & Themba, M. (1993). Media advocacy and public health: Power for prevention. Newbury Park, CA: Sage Publications.

قائمة المراجعة
afaour Sat, 06/22/2013 - 02:14

أسباب بناء الصداقة مع وسائل الإعلام:

____ زيادة الوعي عن المجموعة

____ المساعدة على تجنيد الأعضاء

____ زيادة الوعي عن المسائل

____ دعاية إيجابية

بناء الصداقة مع مع وسائل الإعلام:

____ نحن مطّلعون

____ نعرف آخر المستجدّات الحالية التي تؤثّر على منظّمتنا

____ لقد درسنا مصادر جديدة متنوّعة

____ نعرف مَن ينتبه إلى مجال اهتمامنا

____ لقد انتبهنا إلى المُعلِنين لنعرف مَن هو جمهورها

____ لقد اخترنا طريقةً للفت الانتباه:

  • وسائل الإعلام الإخبارية
  • إعلانات الخدمة العامة
  • البيانات الصحافية
  • المؤتمرات الصحافية
  • الإعلانات المدفوعة

____ لقد فصّلنا مادتنا الإعلامية على قياس كلّ مؤسّسة إعلامية اخترناها

____ نحن مرتاحون مع جميع أشكال وسائل الإعلام

____ لقد جمعنا ملفاً صحافياً يحتوي على معلومات خلفية عن منظّمتنا

____ لقد أرسلنا رُزَم المعلومات إلى وسائل الإعلام عندما يكون ذلك مناسباً

____ لقد تابعنا الأمر من خلال مكالمة هاتفية مركّزين على أهمية مسألتنا

عرض تقديمي
afaour Thu, 06/27/2013 - 13:52

عرض تقديمي ل PowerPoint تلخيص النقاط الرئيسية في هذا الباب.

بخش ۱. کار با رسانه‌ها
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 13:45
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 14:01

همه دیده‌ایم که سازمان‌ها و نهادها در تلویزیون، روزنامه و رادیو آرمان‌های خود را تبلیغ ‌کنند. همه ما مواردی را سراغ داریم و شنیده‌ایم که چگونه مثلا یک مشاور رسانه‌ای توانسته با بهره‌برداری هوشمندانه از رسانه‌ها چهره یک نامزد سیاسی را بهتر نشان دهد. برای اینکه رسانه‌ها را به سود آرمان خود به کار بگیرید راه‌های فراوانی وجود دارد.

ترویج‌گری رسانه‌ای یعنی استفاده از هر نوع رسانه‌ برای بیان گرفتاری‌ها، نگرانی‌ها، درخواست‌ها و هدف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت یک سازمان، باهمستان یا جنبش. برای مثال، فرض کنید شما ترویج‌گر رسانه‌ای یک سازمان غیرانتفاعی هستید که هدفش کاهش خشونت دسته‌های تبهکاری در محله شماست. می‌کوشید که مشکلات محله را در ارتباط با خشونت این دسته‌ها و تغییراتی را که می‌خواهید در این زمینه صورت گیرد به شکلی بیان و ارائه کنید که شما:

  • نوع نگاه هموندان باهمستان را به خشونت باند‌های تبهکار عوض کنید. شاید بخواهید این نکته را که روشن کنید که این خشونت‌ها بر چه کسانی و چرا تاثیر می‌گذارند و یا اینکه اصولا چرا نوجوانان با این دسته‌ها سروکار پیدا می‌کنند.
  • بخواهید که برای موضوع‌ها و فعالیت‌های سازمان خود یک جریان معتبر و منسجم تبلیغاتی به وجود آورید از جمله با نوشتن مقاله‌ها و تهیه خبرهایی درباره دلایل و نتایج خشونت گروه‌های تبهکار و اینکه کار سازمان شما مستلزم چیست؛ انتشار مطالبی با مضمون تجربه شخصی؛ مطالبی درباره موارد موفق؛ مصاحبه با کارکنان سازمان و اعضای کنونی یا پیشین گروه‌های تبهکاری و غیره.
  • به هموندان باهمستان و سیاست‌گذاران انگیزه بدهید که در کار شما مشارکت کنند. به احتمال زیاد ایده‌هایی دارید برای اینکه با استفاده از بودجه دولتی یا سیاست‌های دولت در زمینه کاهش خشونت دسته‌ها چه کارهایی می‌توان انجام داد. ممکن است فرصت‌هایی برای کار داوطلبانه داشته باشید یا بخواهید که حرکت پیشگامانه‌ای را تبلیغ کنید که دولت یا شهرداری هزینه‌اش را می‌پردازد و نیازمند یاری و پشتیبانی مردمی است. شاید هم در تلاش باشید که برای کار خود پول جمع‌آوری کنید. اگر بدانید که چگونه با رسانه‌ها کار کنید... در تمام این موارد می‌توانند یاور شما باشند.

ترویج‌گران رسانه‌‌ای یا کسانی که برای به شهرت رساندن سازمان‌ها یا آرمان‌ها کار می‌کنند، می‌دانند که رسانه‌ها می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان پیام یک خط‌ مشی عمومی یا اجتماعی را به بیش‌ترین تعداد مخاطب برسانند.  

به عنوان ترویج‌گر رسانه‌ای می‌توانید رسانه‌ها را برای موارد زیر به کار بگیرید:

  • آگاه کردن مردم راجع به عوامل موثر در بهداشت عمومی و نیز مسائل مربوط به توسعه؛ یا آموزش دادن به مردم در خصوص معنای یک باهمستان سالم.
  • بازتعریف مشکلاتی چون خشونت دسته‌های تبهکار و مصرف مواد مخدر در قالب نگرانی‌هایی در زمینه بهداشت عمومی که نه فقط بر زندگی چند نفر بلکه بر زندگی همگان اثر می‌گذارند. اگر از مردم بپرسید که آیا می‌خواهند خشونت دسته‌های تبهکار پایان گیرد، اکثر آن‌ها پاسخ مثبت می‌دهند. اما آن‌ها این موضوع را به چشم مشکلی واقعی نمی‌بیند مگر آنکه یکی از آشنایان یا نزدیکانشان درگیر چنین معضلی شود. رسانه‌ها می‌توانند کاری کنند که این موضوع به عنوان مشکل همگانی تلقی شود و اعضای دسته‌های تبهکار به چشم فرزندان مردم دیده شوند.
  • تشویق متخصصان و دیگر هموندان باهمستان به کسب اطلاعات در زمینه مسائل بهداشت عمومی و مشکلات توسعه در کل و مشارکت در حل آن‌ها.

چرا باید به ترویج‌‌گری رسانه‌ای بپردازید؟

دیده‌ایم که رسانه‌ها از اصلی‌ترین منابع اطلاعاتی در زمینه بهداشت و تندرستی هستند، اما مراقب باشید! رسانه‌ها می‌توانند برای کسانی که در راه ترویج تندرستی شهروندان و توسعه باهمستان می‌کوشند هم بهترین دوست باشند و هم بدترین دشمن. گزارشگران فعال در رسانه‌ها پیشینه یکسانی ندارند و روزنامه‌نگاران با آنکه می‌کوشند بی‌طرف باشند، مثل هر فرد دیگری از جانبداری‌ها بری نیستند. گذشته از این، آن‌ها فرصت چندانی برای مطالعه عمقی و پژوهش درباره مسائلی که پوشش می‌دهند ندارند: ممکن است که شما دو دهه تجربه در مورد کار در خصوص دسته‌های تبهکار داشته باشید، در حالی که روزنامه‌نگارها شاید هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشته باشند؛ اما آن‌ها ناگزیرند که بکوشند ظرف یک یا دو روز هر چه می‌توانند در این زمینه اطلاعات کسب کنند. آن‌ها مجبور می‌شوند که به اطلاعاتی که به دست می‌آورند یا در اختیارشان گذاشته می‌شود متکی باشند و بنابراین، اشتباه از سوی آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

روزنامه‌نگاران همچنین – به‌درستی – می‌کوشند که همه جنبه‌های یک داستان را پوشش دهند. اگر شما مخالفانی دارید، احتمالا روزنامه‌نگاران با آن‌ها صحبت خواهند کرد، همانطور که با شما صحبت می‌کنند و این امکان وجود دارد که مخالفان شما حرف‌های بسیار متقاعد‌کننده‌ای بگویند. اگر شما با اهل رسانه به شکل نامناسبی طرف شوید – به آن‌ها بی‌احترامی کنید، حقیقت را به آن‌ها نگویید، سر قرار ملاقات خود با آن‌ها حاضر نشوید یا به تلفن‌های آن‌ها پاسخ ندهید – احتمالا همدلی آن‌ها با شما و موضوعی که دنبال می‌کنید کم می‌شود؛ در حالی که اگر از شما خوششان بیاید و احترامشان را به دست بیاورید چنین نخواهد شد. بدیهی است که این موضوع در پوشش خبری آن‌ها منعکس می‌شود... یا شاید هم اصلا موضوع را پوشش ندهند.

به رغم مشکلاتی که وجود دارد، به کار گرفتن رسانه‌ها می‌تواند مزایای فراوانی داشته باشد. روزنامه‌های محلی یا سراسری، تلویزیون و رادیو به افراد و مخاطبان گوناگونی دسترسی دارند. از طریق توجه رسانه‌ای، صدای شما و صدای کسانی که نگرانشان هستید به مراتب رساتر شنیده می‌شود و قانع‌کننده‌تر خواهد بود.

بعضی دلایل مشخص برای ترویج‌گری رسانه‌ای:

  • آگاه کردن رسانه‌ها – و از طریق آن‌ها آگاه کردن مردم – درباره اینکه واقعا چه کسانی یا چه عواملی مشکلات باهمستان را تشدید می‌کنند، مشکلاتی که رفاه باهمستان را تحت‌ تاثیر قرار می‌دهند.
  • استفاده از رسانه‌ها برای فشار وارد آوردن بر سیاست‌گذاران با هدف تغییر دادن سیاست‌ها یا برقرار کردن سیاست‌هایی که بر تندرستی هموندان باهمستان و آبادانی آن تاثیر گذارند.
  • اعمال نفوذ بر رسانه‌ها به منظور آنکه سازمان یا ائتلاف شما را تحت پوشش خبری گسترده قرار دهند و بگذارند که هموندان سازمان تجربه‌های خود را به زبان خودشان از رسانه‌ها بیان کنند.
  • دادن اختیار عمل بیش‌تر به باهمستان‌ها با فراهم کردن تریبونی رسانه‌ای برای آن بخش از ساکنان باهمستان که امکانی برای بیان خواسته‌های خود ندارند و ایجاد شرایطی برای آنکه بتوانند صدای خود را رساتر از همیشه در رسانه‌ها به گوش دیگران برسانند. وقتی افکار عمومی را متوجه باهمستان کنید، در هموندان قدرت و انگیزه برای تغییر سیاست‌ها و شرایطی که زندگی‌شان را تحت‌تاثیر قرار داده، پدیدار می‌شود.
  • متقاعد کردن رسانه‌ها به پوشش دادن به اخباری که  «ولوله به جان» دیگر هموندان باهمستان می‌اندازد تا دست به کار شوند و برای کمک به حل مشکلات مربوط به باهمستان قدمی بردارند.

چه هنگام باید بر رسانه‌ها متمرکز شوید؟

هر وقت آمادگی دارید باید بر کار با رسانه‌ها متمرکز شوید. پوشش رسانه‌ای مانند خیابانی دوطرفه است، به این معنا که پوشش خوب رسانه‌ای احتمالا به سود سازمان شما خواهد بود؛ اما اگر این پوشش آن چیزی که انتظار داشته‌اید از کار در نیاید، گروه شما باید آمادگی لازم را داشته باشد.

مواقع مناسب برای تمرکز نیروی مضاعف بر کار رسانه‌ای:

  • در طول اعلام پروژه‌ای جدید.
  • وقتی اطلاعاتی دارید که ممکن است با اخبار باهمستان مربوط باشد.
  • وقتی از فرصتی برای تبلیغ استفاده می‌کنید
  • وقتی مشکلی که می‌خواهید به آن بپردازید ابعاد بحرانی پیدا کرده،‌ اما عده کمی از آن باخبرند. مثلا شاید سالخوردگان در آپارتمان‌ها از شدت گرسنگی یا سرما با خطر مرگ روبه‌رو باشند، اما تا رسانه‌ها به این موضوع نپردازند اکثر مردم از آن بی‌خبر می‌مانند و این مشکل به چشمشان نمی‌آید.
  • وقتی که پوشش رسانه‌ای می‌تواند آنقدر تاثیرگذار باشد که به تصویب یا رد قانون یا مقرراتی منجر شود که مورد حمایت یا مخالفت شماست.
  • وقتی کار مهمی را به انجام رسانده‌اید و دستاوردی داشته‌اید.

کار کردن با رسانه‌ها

۱.     روابط شخصی برقرار کنید

همانطور که پیش‌تر گفتیم، نخستین گام در کار با رسانه‌ها (در واقع نخستین گام در همکاری با هر کسی) این است که شخصا تماس بگیرید، و دست‌ کم با یک نفر در هر رسانه‌ای که نیاز است با آن همکاری کنید ارتباط برقرار کنید. ارتباط برقرار کردن لزوما به معنای آن نیست که با کسی دوست شوید – البته این هم ممکن است پیش بیاید – بلکه کافیست رابطه‌ای کاری برقرار کنید که دوستانه و بی‌تکلف باشد. چنین رابطه‌ای به معنای آن است دو طرف باید برای هم احترام قائل باشند و راغب باشند که به یکدیگر کمک کنند. از دیگر الزامات چنین رابطه‌ای این است که هر دو طرف بتوانند راحت به هم «نه» بگویند و این در مواقعی کاربرد خواهد داشت که از شما چیزی درخواست شود که قادر به انجام آن نیستید و یا برای سازمان شما مناسب نیست؛ از سوی دیگر شما هم باید در شرایط مشابه «نه» طرف مقابل را به راحتی بپذیرید، بدون آنکه این پاسخ منفی خدشه‌ای به رابطه دو طرف وارد کند. داشتن یک ارتباط کاری خوب با اصحاب رسانه باعث می‌شود که کار با رسانه‌ها آسان‌تر و یا برای هر دو طرف خوشایندتر شود.

۲.     از این دست بدهید و از آن دست بگیرید

یک اصل مهم در برقراری ارتباط و حفظ آن و نیز در کار با رسانه‌ها به طور کلی این است که چیزی را که اصحاب رسانه برای انجام کارشان نیاز دارند در اختیارشان بگذارید. این شامل موارد زیر است:

  • وقتی آن‌ها به شما نیاز دارند در دسترس باشید. زمانی که آشنای شما در یک رسانه به شما زنگ می‌زند، پاسخ بدهید. اگر نمی‌توانید بی‌درنگ جواب بدهید، در اولین فرصت ممکن با او تماس بگیرید.
  • صریح باشید. در دادن اطلاعات تا حد ممکن صریح و سخاوتمند باشید بدون آنکه خودتان یا سازمانتان را به دردسر بیندازید.  
  • قابل اعتماد باشید. همیشه به رسانه‌ها حقیقت را بگویید. اگر نمی‌توانید حقیقت را بگویید – اگر با گفتن آن مشکلی جدی پدید می‌آید، یا زمان برای گفتن حقیقت مناسب نیست – از اظهار نظر خودداری کنید، اما دروغ نگویید.
  • دقیق باشید. پیش از آنکه نظری را بیان کنید، مطمئن شوید که از واقعیت موضوع کاملا باخبرید. اگر پاسخ پرسشی را ندارید، قول بدهید که جواب را خواهید یافت و بعد با آن‌ها تماس می‌گیرید و اطلاع می‌دهید – و این کار را بکنید. اگر آمار و ارقامی را نقل می‌کنید، پیشاپیش مطمئن شوید که منبع شما موثق و اعداد و ارقام قطعی باشند. اگر همواره اطلاعات درست و دقیق به رسانه‌ها بدهید، آن‌ها شما را در زمینه مورد نظرتان به چشم منبع اطلاعات می‌نگرند و در آینده به شما رجوع خواهند کرد. آن وقت دیگر نیازی نیست که شما با آن‌ها تماس بگیرید – بلکه آن‌ها با شما تماس می‌گیرند.
  • به رسانه‌ها در زمینه خبرهای مربوط به موضوع کارتان که ممکن است مورد علاقه آن‌ها باشد اطلاع بدهید. از جمله در زمینه خبرهایی که بعدی انسانی دارند؛ جوایز یا کمک‌های مالی که به سازمان شما داده می‌شود؛ اطلاعات در مورد خود موضوع  (مثلا یک طرح پیشگامانه سراسری در ارتباط با آن و یا آمار جدیدی که در این باره منتشر شده است)؛ و یا در مورد رویدادی محلی یا سراسری (برگزاری جشن عمومی یا کنسرت برای جمع‌آوری پول، نامیدن و اختصاص روزی ملی به مسئله‌ای که در خصوص آن فعالیت می‌کنید.)

۳.     اگر رابطه کاری مثبتی با رسانه‌ها دارید، آن‌ها خبرهای شما را پوشش می‌دهند، باعث شهرت شما شده‌اند و موضوع کاری شما را برجسته کرده‌اند، بکوشید که درخواست‌های‌ شما از آن‌ها منطقی و عقلانی باشد. اگر خبر به‌خصوصی هست که می‌خواهید در نشریه‌ای منتشر شود یا در تلویزیون یا رادیو به آن بپردازند، آن را به آشنایان خود در رسانه‌ها پیشنهاد دهید و موضوع را مطرح کنید. در اغلب موارد، پوشش رسانه‌ای معامله‌ای برد-برد است: هم به سود شماست و هم به سود رسانه‌ها. آن‌ها به دنبال خبرهایی می‌گردند که به مردم ارائه کنند و شما هم می‌کوشید که اطلاعاتی را به مردم برسانید. همکاری شما و رسانه‌ها هر دو هدف را تحقق می‌بخشد و برای مردم هم خوب است زیرا آن‌ها را از موضوع مهمی در خصوص باهمستان آگاه می‌کند.

فایده همکاری با رسانه‌ها از این هم بیش‌تر است. مثلا ممکن است یک کارزار نامه‌نویسی به سردبیر راه بیندازید تا توجه مردم را به جنبه خاصی از کارتان، یا به قانونی در دست تصویب یا گرفتاری مشارکت‌کنندگان در طرحتان جلب کنید. ممکن است با روزنامه‌ای محلی توافق کنید که برای مدتی معین هر روز یک نامه (عمدتا به قلم مشارکت‌کنندگان در طرح) منتشر کند. در کنار این کار می‌‌توانید از تلویزیون محلی بخواهید یک مجموعه مصاحبه پخش کند، و یا گزارش‌هایی تحقیقی تهیه کنید (مثلا : «خانواده‌ها ناگزیرند که بین خرید خوراک و هزینه سوخت برای گرمای خانه یکی را انتخاب کنند») تا همراه با نامه‌ها منتشر شوند.

گاهی خبرنگاران یا حتی خود رسانه‌ها آرمان شما را به آرمان خودشان تبدیل می‌کنند. اگر این وضعیت (مطلوب) پیش آید، ممکن است برای خبررسانی، ترویج، تبلیغ و جمع‌آوری کمک مالی ایده‌هایی به ذهن اهل رسانه برسد.  با این حال، اگر در چنین شرایطی بعضی از ایده‌های رسانه‌ها نامناسب یا بی‌ربط باشند، شاید همکاری با آن‌ها دشوار شود. در این حالت داشتن ارتباط خوب با اصحاب رسانه ضروری است زیرا می‌توانید روراست و صادقانه نظر خود را در مورد کاری که ممکن است تاثیرگذار باشد یا رویکردی که مناسب باشد با آن‌ها در میان بگذارید (برای مثال، شما احتمالا مایل نیستید که شرکت‌کنندگان در طرحتان به عنوان قربانی معرفی شوند، بلکه ترجیح می‌دهید به عنوان کسانی که با شرایطی دشوار روبه‌رو هستند، دیده شوند). اگر آشنایان شما در رسانه‌ها با درخواستی از جانب شما مخالفت کردند، با ادب و بزرگواری رفتار کنید. ممکن است که آن‌ها نتوانند یا مایل نباشند که هر چه را شما می‌خواهید انجام دهند و این منطقی است. با این همه، اگر آن‌ها واقعا طی مدتی طولانی شما را نادیده گرفتند و بی‌اعتنایی کردند، شاید وقت آن باشد که دلیل این رفتار را جویا شوید و بکوشید با گفت‌وگو راهی بیابید که هم جوابگوی نیاز شما باشد و هم نیاز آن‌ها.

۴.     همیشه خوشایند و محترمانه رفتار کنید

اگر با هر کس – و نه فقط با اهل رسانه – محترمانه و با خوش‌خلقی برخورد کنید، احتمال آنکه در پاسخ خوش‌رفتاری ببینید و به خواسته‌تان عمل کنند، بسیار بیش‌تر می‌شود. معنی این توصیه آن نیست که بدرفتاری‌ها را نادیده بگیرید، بلکه به این معناست که اگر بهانه به دست دیگران ندهید احتمال آنکه با شما بدرفتاری شود، بسیار کم‌تر است. همچنین به این معناست که اگر مردم بدانند طرف صحبتشان کسی نیست که با آن‌ها بدزبانی کند، با خوشحالی بیش‌تری به تماس شما پاسخ خواهند داد و تلفن‌ها و پیام‌های شما را بی‌جواب نمی‌گذارند.

یادتان باشد که هر کسی در زندگی روزهای بدی دارد. حتی اگر کسی با شما تندخویی کرد، به این فکر کنید که شاید امروز کمردردش عود کرده و یا شاید سگش را تازه از دست داده... یا اتفاقی تلخ‌تر را تجربه کرده است. به احتمال زیاد اگر شما با او مهربان و خوش‌مشرب باشید، او هم به شما روی خوش نشان خواهد داد.

از سوی دیگر، بعضی آدم‌ها در این دنیا صرفا قلدر و خودمحور هستند و وقتی با دیگران طرف می‌شوند می‌کوشند آن‌ها را مرعوب کنند و بر دیگران مسلط شود. اگر با چنین کسی سروکار پیدا کردید، شاید ناگزیر شوید که رویکرد دیگری در پیش بگیرد و جسورانه‌تر برخورد کنید. اما حتی در آن صورت نیز مهم است که آرام و تا حد ممکن مودب و خوش‌رفتار باشید. چنین برخوردی گاه به نتایجی دور از انتظار و مثبت منجر می‌شود.

اهدافی برای کار با رسانه‌ها

۱.     برجسته‌سازی و تعیین دستور کار رسانه‌ای

تعیین دستور کار چیزی است که وقتی بر این موارد تاثیرگذار باشید انجام می‌دهید: پوشش خبری (دستور کار رسانه‌‌ای)؛ گفتمان مردم (دستور کار مردمی) و تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران در جلسه مجلس یا کمیسیون (دستور کار سیاسی یا خط‌ مشی).

برای تعیین دستور کار باید:

  • بگذارید که رسانه‌ها و مردم بدانند که نگرانی‌ها و دغدغه‌های شما کدامند
  • کاری کنید که عموم مردم اذعان کنند که مسائل مورد نظر شما مهم هستند؛ به عبارت دیگر، کاری کنید که دغدغه شما به گفتمان آن‌ها تبدیل شود.

این گام، بسته به میزان آگاهی مردم درباره موضوع مورد نظر شما، شاید چند مرحله را دربربگیرد. در آغاز شاید ناگزیر باشید رسانه‌ها را متقاعد کنید که به این موضوع بپردازند (این همان تعیین دستور کار رسانه‌ای‌ست). اگر آن‌ها از پیش به این کار پرداخته‌اند، مرحله بعد این است که به ارتباط  میان آن موضوع و آنچه در باهمستان شما روی می‌دهد بپردازید. مردم غالبا از مشکلات و مسائل خبر دارند، اما گمان می‌کنند که این‌ها در جایی دیگر وجود دارد. وقتی بفهمند که مشکل مشکلی محلی است که ممکن است بر زندگی خود آن‌ها و زندگی خانواده و دوستانشان تاثیرگذار باشد (تعیین دستور کار مردمی) وقت آن شده که رسانه‌ها را ترغیب کنید که درباره مشکل مزبور، کارهایی که برای حل آن در دست اقدام است و انواع راه‌ حل‌هایی که در جاهای دیگر موثر بوده‌اند اطلاع‌رسانی کنند.

تمام این فرآیند شاید مقداری زمان‌بر باشد، اما به چند دلیل ارزش آن را دارد که وقت صرفش کنید: رسانه‌ها را درباره موضوع به‌خوبی مطلع خواهید کرد (به همین دلیل آن‌ها در قبال موضوع رویکردی ساده‌انگارانه در پیش نمی‌گیرند) و متقاعدشان می‌کنید که موضوع به‌راستی اهمیت دارد. آن‌ها هم به نوبه خود مردم را چنان نسبت به موضوع هشیار می‌کنند که باهمستان برای حل معضل آماده عمل می‌شود.

  • نوعی عمل و اقدام به وجود آورید. در مورد موضوع موردن ظرتان به تغییر سیاست و یا در پیش گرفتن خط‌ مشی تازه روی بیاورید یا افراد بیش‌تری را به مشارکت بخوانید.

نقش رسانه‌ها در اینجا این است که هم افکار عمومی را در زمینه موضوع شکل دهند و هم آن را منعکس کنند تا سیاست‌گذاران درصدد اقدام مقتضی برآیند.

نهادهای دولتی، شرکت‌ها و دیگر موسسات بزرگ دستخوش سستی و بی‌تحرکی می‌شوند (مثل بدنی که در حال استراحت باشد و بخواهد که در آن حالت بماند – به عبارت دیگر گرایش به اینکه چیزی عوض نشود.) غالبا لازم است که کارزاری رسانه‌ای به راه بیافتد و به این نهادها بفهماند که افکار عمومی خواستار عمل و اقدام است تا آن‌ها از خود حرکتی نشان دهند. چنین کارزاری می‌تواند دستور کار سیاسی را به سود شما تعیین کند (یا از نو تعیین‌ کند).

تعیین دستور کار به شما کمک می‌کند که با رسانه‌ها ارتباط برقرار کنید و نیز با مردمی که به این رسانه‌ها توجه دارند. این کار همچنین زمینه را برای راهکار بعدی شما که جهت‌دهی به بحث عمومی است فراهم می‌کند.

۲.     جهت‌دهی به بحث عمومی

جهت‌دهی به بحث عمومی یعنی تلاش برای تغییر شیوه سخن گفتن مردم درباره مشکلات بهداشت عمومی.

همواره رسم بر این بوده که رسانه‌ها به مخاطبان خود بگویند: «مشکل از این قرار است» - مردم را از مشکل آگاه کنند – و «راه‌ حل این است» - که معمولا هم در یک اندرز کوتاه مربوط به بهداشت و تندرستی خلاصه می‌شد، مانند: «فقط بگویید نه».

این عادت رسانه‌ها که درباره مشکلات به مردم خبر دست اول بدهند و بعد هم راه‌ حلی سریع و موقتی ارائه کنند (از قبیل: «این مغز شماست در حالت عادی...این مغز شماست پس از مصرف مواد مخدر... سوالی هست؟») ممکن است این فکر را تقویت کند که اگر کسی به بیماری دچار است یا تنگدست است، مقصر خود اوست. این نوع برداشت ساده‌انگارانه رسانه‌ای اغلب عموم مردم را به این باور سوق می‌دهد که مشکلات پیچیده را می‌توان در کوتاه‌ترین زمان و به آسانی حل کرد. وقتی نظارت و اختیار عمل شما بر شیوه گزارش‌دهی رسانه‌ها در زمینه مسائل مربوط به بهداشت و آبادانی باهمستان بیش‌تر شود، باهمستان می‌تواند برای بهبود شرایط کار کند.

۳. پیش‌ بردن سیاست‌ها

پیش‌ بردن سیاست راهی است برای استفاده از رسانه‌ها به منظور اعمال فشار بر سیاست‌گذاران. اما نخست باید پوشش خبری از سوی ترویج‌گران پدید آید و به نحوی پشتیبانی شود که تصمیم‌گیران احساس کنند از جانب کسانی که با رای خود آن‌ها را برگزیده‌اند در فشارند، و یا احتمال روبه‌رو شدن با این فشار وجود دارد. آن وقت این فشار سیاست‌گذاران را برمی‌انگیزد که وارد عمل شوند.

این مرحله هم مانند تعیین دستور کار مردمی ممکن است زمان‌بر باشد. درست همانطور که در مورد مردم می‌بایست مطمئن شوید، در مورد سیاست‌گذاران هم باید مطمئن شوید که از وجود مشکل باخبر هستند و از پیامدهای آن برای خودشان و موکلانشان آگاهند. در ضمن این را هم باید بدانید که رسانه‌ها به تنهایی نمی‌توانند باعث تغییر سیاست شوند.

فشار رسانه‌ها باید با پیام‌هایی از جانب رای‌دهندگان همراه باشد – چه از طریق تماس مستقیم (رایاپیک، تلفن، نامه) و چه با برگزاری تظاهرات، تهیه طومار و دیگر شکل‌های آشکار کنش مستقیم. رسانه‌ها می‌توانند کمک کنند که این پیام‌ها ادامه پیدا کنند؛ اما این کار یک‌ شبه تحقق نمی‌یابد. حتی زمانی که پیام‌ها به گوش قانون‌گذاران و دیگر سیاست‌گذاران رسیده باشند، تغییر ممکن است به این زودی اتفاق نیافتد. شما ناگزیرید فشار را آنقدر ادامه دهید که دیگر نادیده‌ گرفتنش ممکن نباشد و سپس حتی پس از آنکه تغییر به وجود آمد، فشار را ادامه دهید تا مطمئن شوید که پسرفت صورت نمی‌گیرد.

چگونه توجه رسانه‌ها را جلب کنیم​

روش‌های اصلی شناخته‌شده شامل این موارد است:

  • رسانه‌های خبری – روزنامه‌نگاران تلویزیون، روزنامه و رادیو – سازمان شما را تحت پوشش خبری و تحلیلی خود درمی‌آورند. درخواست مصاحبه و پوشش خبری رایگان است و رسانه‌های خبری نسبتا معتبر هستند – مردم آنچه را که در روزنامه‌ها می‌خوانند یا از رادیو و تلویزیون می‌شنوند و می‌بینند جدی می‌گیرند. از معایب کار با رسانه‌ها این است که حیطه توجه آن‌ها محدود است و برای اینکه اخبار سازمانتان پوشش داده شود باید با حجم گسترده‌ای از اطلاعات دیگر رقابت کنید. به همین دلیل است که داشتن روابط رسانه‌ای خوب اهمیت دارد.

  • اطلاعیه‌های رسمی مقالاتی هستند – معمولا تک‌صفحه‌ای – که رسانه‌ها را درباره اخبار سازمان شما آگاه می‌کنند. انتشار این اطلاعیه‌ها به شما امکان می‌دهد که بر محتوای آنچه می‌خواهید بگویید مسلط باشید و زمان انتشارش را خودتان تعیین کنید. اما رسانه‌ها ممکن است این اطلاعیه‌ها را منتشر نکنند یا متن آن‌ها را کوتاه کنند یا تغییر دهند. به همین دلیل ممکن است متن نهایی که چاپ می‌شود و به دست مردم می‌رسد همیشه به همان صورتی که شما به رسانه داده بودید، منتشر نشود.
  • نشست‌های خبری. این نشست‌ها رویدادهای رسانه‌ای هستند که شما طی آن‌ها بیانیه‌ای را ایراد می‌کنید که معمولا درباره دستاورد سازمان شما یا اتفاق قابل‌ توجه دیگری در ارتباط با سازمان یا برنامه شماست. سپس به پرسش‌ها پاسخ می‌دهید یا در برابر جمعی از نمایندگان رسانه‌های گوناگون مطالبی را بیان می‌کنید. می‌توانید اعلام کنید که نشست خبری خواهید داشت، اما رسانه‌ها ممکن است در نشست شرکت نکنند، و یا شرکت بکنند اما نخواهند که آن را در گزارش‌های خبری خود بگنجانند. گذشته از این، آن‌ها معمولا ناگزیرند که به سرعت خود را آماده کنند تا بتوانند سر وقت کار خود را ارائه دهند. وقتی برای نشست خبری اعلام آمادگی می‌کنید، برنامه‌ریزی دقیق و دوندگی‌های بسیاری لازم است تا رسانه‌ها حتما بتوانند در این رویداد شرکت کنند.
  • آگهی‌های پولی. در آگهی‌های پولی می‌‌توانید خلاقیت و اعمال سلیقه بسیار به خرج دهید – می‌توانید رسانه‌ها، تعداد دفعات درج آگهی و محل درج آن را در نشریات، خودتان انتخاب کنید، همچنین متن و سبک کار و چیزهای دیگر را به سلیقه خود تعیین می‌کنید. اما اشکال عمده آن است که این آگهی‌ها ممکن است گران باشند.

چگونه یک کارزار رسانه‌ای به وجود می‌آورید؟

کارزار ترویج‌گری رسانه‌ای همانند کارزار سیاسی است به این معنا که افرادی که آن را اداره می‌کنند باید برای آن برنامه‌ریزی کنند؛ آن‌ها باید پیش از هر اقدامی، راهبردهای مشخص یا طرح‌ها و ابزار کار داشته باشند. وقتی خود را برای راه‌اندازی یک کارزار ترویج‌گری رسانه‌ای آماده می‌کنید باید برای معامله کردن با رسانه‌ها هم آماده شوید. به عنوان ترویج‌گر رسانه‌ای این وظیفه شماست که اهداف سازمان خود را بشناسید و بدانید که چگونه از رسانه‌ها انتظار دارید برای ترویج این هدف‌ها شما را یاری دهند.

۱. سازمان خود را آماده کنید

یک هماهنگ‌کننده رسانه‌ای یا گروه هماهنگ‌کننده معرفی کنید. کار این شخص یا گروه آن است که راهبرد رسانه‌ای تدوین کند و به اجرا درآورد و خود به عنوان پل ارتباطی میان رسانه‌ها و سازمان یا ائتلاف شما عمل کند. این افراد باید هر چیزی را که قرار است به دست رسانه‌ها برسد پیش از آنکه از سازمان خارج شود بررسی و تایید کنند، تا این اطمینان به دست آید که پیام شما یکدست و منسجم است و کسی در سازمان شما چیزی نمی‌گوید که بعد موجب پشیمانی او (یا سازمان) باشد.

هماهنگ‌کننده یا عضو گروه هماهنگ‌کننده همچنین باید به عنوان سخنگوی مطبوعاتی سازمان عمل کند. چنین شخصی باید گفتاری فصیح داشته باشد و مسائل سیاسی روز را بشناسد؛ تیزهوش و تندفهم باشد و تمام اطلاعات و آمار مربوط به موضوع یا سازمان و ائتلاف شما را در اختیار داشته باشد. این شخص باید اجتماعی و برونگرا باشد؛ وقتی در رادیو یا تلویزیون حاضر می‌شود مخاطب را تحت‌ تاثیر قرار دهد و نیز بتواند با دست‌اندرکاران رسانه‌ها ارتباط دوستانه و مثبتی برقرار کند. (به همین دلیل است که سیاستمداران اغلب دبیران مطبوعاتی خود را از میان کسانی برمی‌گزینند که قبلا خودشان در رسانه‌ها کار کرده‌اند.) این فرد همچنین باید آماده باشد که در هر زمان لازم با نمایندگان رسانه‌ها سخن بگوید و همواره در کاربرد واژگان و زبان بسیار محتاطانه و سنجیده عمل کند تا از سخنانش سوءاستفاده نشود.

از یاد نبرید که نمایندگان رسانه‌ها انسان هستند: اشتباه می‌کنند، از پیشداوری بری نیستند و می‌خواهند تا حد امکان بهترین و جالب‌ترین اخبار را در رسانه‌ خود ارائه دهند. این در عمل به آن معناست که اگر به طور مرتب با رسانه‌ها سخن بگویید، ممکن است که گه‌گاه سخنان شما به اشتباه نقل شود یا به غلط تعبیر شود (این هم معمولا غیرعمدی است؛ البته نه همیشه و بیش‌تر بستگی دارد به منش رسانه‌ای که با آن سروکار دارید) و در این موقعیت شما باید یاد بگیرید که چگونه خدشه‌ای را که وارد شده برطرف کنید بدون آنکه بیش از حد ناشکیبایی نشان دهید و آه و ناله کنید.

این را هم باید بدانید که چیزی تحت عنوان «محرمانه و نه برای انتشار» (به این معنا که «چیزی را به شما می‌گویم اما قول بدهید که در جایی منتشر نشود») وجود ندارد. فرض شما باید این باشد که هر چه بگویید در جایی منتشر و احتمالا به نام خودتان گزارش خواهد شد. هیچ‌ چیز به رسانه‌ها نگویید مگر آنکه خود مایل باشید که درز پیدا کند و به گوش دیگران برسد. هر سیاستمداری از این اصل آگاه است و شما نیز باید آن را به کار گیرید.

حتما کاری کنید که در سازمانتان همه راهبرد رسانه‌ای شما را بشناسند و نیز از پیامتان آگاه باشند تا اگر یک نفر از آن‌ها به طور غیرمنتظره با رسانه‌ای مواجه شد بتواند هماهنگ با راهبرد و پیام شما به پرسش‌ها پاسخ بدهد و بداند که چه چیز را می‌شود گفت و چه چیز را نباید گفت.

۲. هدف‌های کوتاه‌مدت خود را مشخص کنید

از خود بپرسید که اصولا چرا لازم است که کارزاری رسانه‌ای بر پا کنید. سازمان شما چه کم دارد؟ آیا کارزار ترویج‌گری بهترین راه برای به دست آوردن آن است؟ رسانه‌ها را برای چه کاری می‌خواهید استفاده کنید؟ آیا فقط می‌خواهید که مردم را از حقایق مهم آگاه کنید و یا می‌خواهید که هموندان باهمستان در فعالیت‌های شما مشارکت کنند؟ آیا می‌خواهید سیاست‌های موجود را تغییر دهید یا می‌خواهید سیاست‌های جدید به وجود آورید؟ آیا می‌خواهید در مورد مخالفان خود افشاگری کنید؟ آیا مایل هستید که برای رسیدن به هدف‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت خود پشتیبانی دیگران را به دست آورید و رفته رفته بر حمایت‌ها بیافزایید؟ اگر مشخص کنید که چرا می‌خواهید با رسانه‌ها کار کنید، روشن خواهد شد که از دست آن‌ها برای شما چه کاری برمی‌آید... و این که شما برای آن‌ها چه می‌توانید بکنید.

۳. مخاطب مورد نظر خود را انتخاب کنید

هر کسی که در مسائل مربوط به بهداشت عمومی و توسعه مشارکت کند می‌تواند عامل تحول و تغییر باشد. اما چون ممکن است ساکنان یک باهمستان باورها و اولویت‌های ناهمگونی داشته باشند، شما نمی‌توانید فقط با ارائه یک پیام همه را مخاطب خود قرار دهید. لازم است که دایره مخاطبان خود را محدود کنید و مشخص کنید که می‌خواهید چه کسی را تحت‌ تاثیر قرار دهید. با چه کسی می‌خواهید ارتباط برقرار کنید؟ عموم مردم؟ سیاست‌گذاران؟ افرادی که در زمینه مسائل مورد نظر شما مردد هستند؟ کسانی که از مسائل مورد نظر شما بی‌اطلاع هستند؟ کسانی که این مسائل بر زندگی‌شان تاثیرگذار است؟ جمعیت‌های گوناگون به پیام‌های گوناگون واکنش نشان می‌دهند – و گاه تفاوت این واکنش‌ها بسیار نامحسوس است.

۴. برنامه‌ریزی کنید

از آنجا که فعالیت‌های مربوط به ترویج‌گری رسانه‌ای هم وقت‌گیر است و هم هزینه مالی در بر دارد، هنگامی که کارزار خود را آغاز می‌کنید باید منتهای تلاش خود را بکنید تا بهترین تاثیر را به جا بگذارید. در مورد زمان شروع کارزار دقت کافی به خرج دهید؛ ببینید که می‌خواهید نخست با چه کسی ارتباط برقرار کنید؛ به چه مسائلی خواهید پرداخت؛ آن‌ها را چگونه ارائه می‌دهید. از چه نوع رسانه‌‌هایی می‌خواهید استفاده کنید؟ تلویزیون، رسانه‌های چاپی (مجله‌ها، روزنامه‌ها، خبرنامه‌ها، اطلاعیه‌های رسمی و غیره)، تارنماها، تارنگارها، پادکست‌ها، رایانشانی، رادیو، آگهی‌نماها، اعلان‌های خدمات عمومی، گزارش‌های خبری، گزارش‌های اصلی؟

۵. انعطاف‌پذیر باشید

با آنکه شما در برنامه ترویج‌گری رسانه‌ای خود بسیار سنجیده عمل می‌کنید، ولی باید همواره آماده باشد که در صورت نیاز طرح‌ها و هدف‌های خود را تغییر دهید. به یاد داشته باشید که در دنیای ما صحنه خبرها در چشم‌ به‌ هم‌ زدنی دگرگون می‌شود و شما باید آماده باشید که به موقع به فرصت‌های تازه واکنش نشان دهید. باید ببینید که وقتی فضای سیاسی یا مالی عوض می‌شود، اهداف شما برای سازمان همچنان معقول و دست‌یافتنی هستند؟ آیا می‌خواهید که همان پیام رسانه‌ای پیشین را به دنیا ارائه کنید یا لازم است که آن را بازبینی کنید و از نو بنویسید؟ آیا باید به جای رسانه‌هایی که تا کنون استفاده کرده‌اید، رسانه‌های دیگری را به کار بگیرید؟

۶. گوشتان به خبرها باشد

این روزها مردم در باهمستان شما و یا در سطح کشور راجع به چه چیز صحبت می‌کنند؟ از رای‌گیری‌ها و نظرسنجی‌ها به چه نکاتی در مورد مطرح‌ترین مسائل روز پی می‌برید؟ مردم در زمینه مسائل سازمان شما چقدر می‌دانند؟ وقتی افکار عمومی را می‌سنجید به وجود کدام باورهای غلط یا پیشداوری‌ها پی می‌برید؟ وقتی پاسخ چنین پرسش‌هایی را بدانید می‌توانید بفهمید که کارزار رسانه‌ای شما باید روی چه موضوع‌هایی متمرکز باشد و پیام خود را به افکار عمومی چگونه تنظیم کنید تا بیش‌ترین تاثیر را داشته باشد.

۷. در کار خود مداومت داشته باشید

کارزارهای رسانه‌ای در واقع هیچ‌ گاه پایان نمی‌گیرند. وقتی به هدف‌های آنی خود دست یافتید، باید آنچه به دست آورده‌اید را حفظ کنید و به‌زودی هدف‌های دیگری خواهید داشت که باید برای تحقق آن‌ها نیز تلاش کنید. اگر در درازمدت در این کار هستید، ضروری است که روابط خود را با رسانه‌ها حفظ کنید و کاری کنید که موضوع‌های مهم برای شما همچنان تحت پوشش رسانه‌ای قرار گیرند.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 15:04

Ejemplo 1: Los medios como adversarios

En 1988, la Coalición de Oregón de No-Fumar y la Salud exitosamente obtuvo una iniciativa, aquella que hubiera creado la ley más fuerte en la nación sancionada por el estado de ‘no fumar en espacios cerrados’, en las votaciones de la elección de otoño. La iniciativa pedía la prohibición de fumar en casi todos los lugares públicos y de trabajo cerrados.

Al comienzo de la campaña de la coalición, el apoyo público a la iniciativa y la conciencia pública sobre los peligros de fumar y respirar humo de segunda mano fue alto. La industria del tabaco decidió que probablemente no podría convencer a la gente, en esta etapa del  juego, acerca de que el uso del tabaco y el humo de segunda mano no eran peligrosos. En lugar de eso, los funcionarios industriales y sus defensores de causa en los medios decidieron presentar a los defensores de la salud pública como fanáticos de la salud y a su iniciativa como una medida injusta e intromisoria que violaría el derecho del fumador a la libertad de elección. El tema de su campaña: “Votar la Medida 6 simplemente es demasiado."

Hacia el final de la campaña mediática de la industria del tabaco, ésta ya había gastado millones de dólares en correo directo y publicidad pagada. La industria envió múltiples cartas que usaban a un juez de la Suprema Corte del estado bien conocido y popular como su vocero ante más de la mitad de los votantes registrados en Oregón, e hizo una fuerte inversión en publicidad de televisión y radio anunciándose en los días próximos a la elección.

Después del correo directo, el apoyo a la iniciativa anti-fumar cayó en 15 por ciento. Adicionalmente a la difusión de la iniciativa como una medida injusta, la industria distorsionó parte de la iniciativa al hacerla ver como si los funcionarios de gobierno se abalanzarían sobre fumadores no sospechosos que manejan negocios en sus casas y los castigaría en su misma propiedad.  Con tan fuerte y evocador contraataque de la industria del tabaco, la iniciativa falló.

Ejemplo 2: Los medios como amistades

El Presidente George Bush nominó a William Bennett a estar a cargo de la guerra contra las drogas. El día anterior al inicio de las audiencias de confirmación del senado sobre la nominación de Bennett, miembros representantes de varios grupos que controlan el tabaco sacó un anuncio de página completa en el Washington Times. El anuncio le hizo a Bennett un “reto a estar libre sin drogas”, urgiéndolo a dejar su hábito de fumar de dos y media cajetillas al día. La desatada coalición de activistas anti-fumar también compró un anuncio similar que fue puesto al aire en una estación de radio local de Washington.

La publicidad que compraron los activistas llegó a millones de personas y así generaron mayor publicidad para sí mismos. Una nota que resaltaba los esfuerzos de la coalición y sus anuncios fueron recogidos por el Washington Post, el New York Times, el USA Today, y la Mutual Broadcasting Network. ¡Así que como puede ver, un poco de promoción inteligente para su causa en los medios puede llegar muy lejos!

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 14:25

Ha decidido involucrarse en defender una causa a través los medios para

___Informar

___Presionar a quienes toman decisiones

___Influir

___Tomar el control

___Involucrar a otros

Ha decidido que está listo para enfocarse en los medios

___Tiene el anuncio de un nuevo proyecto

___Su información puede estar relacionada a una noticia de último momento

___Una buena publicidad es necesaria para alcanzar sus metas

Ha establecido una campaña mediática

___Se han designado un coordinador y vocero

___Usted ha preparado a dicha persona para hablar con los medios

___Sus objetivos han sido identificados

___Se ha seleccionado una audiencia meta

___Se ha decidido el tipo de medios que se van a utilizar

___Usted ha decidido que es un buen momento para empezar

___Sabe usted a quién contactará primero

___El tema que va a abordar está claro

___Usted ha determinado cómo va a presentar el tema

___Usted está preparado para ser flexible

___Usted está poniendo atención a lo que el público sabe y de lo que está hablando

___Se mantendrá en esto indefinidamente

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:21

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۳. تهیه اخباری که رسانه‌ها می‌خواهند
Mehrnoosh Mon, 04/08/2019 - 09:40
متن خودآموز
Mehrnoosh Mon, 04/08/2019 - 09:49

سازمان‌هایی که به کار حمایت و ترویج‌گری اشتغال دارند – چه این کار هدف اصلی‌شان باشد یا از آن تنها به عنوان راهی برای جلب حمایت برای فعالیت‌هایشان استفاده می‌کنند - اغلب با ارسال چکیده از یک خبر سعی می‌کنند آن‌ها را به پوشش آن علاقه‌مند سازند. انتشار اخبار مرتبط با کارتان از طریق رسانه‌ها می‌تواند ارزان‌ترین و موثرترین ابزار برای انتقال پیام شما به مردم و از طریق آن‌ها به سیاست‌گذاران و حامیان مالی‌تان باشد. این بخش در بردارنده دستورالعمل‌هایی برای تشخیص و تهیه اخبار مرتبط با موضوع کاری شماست که هم به ذائقه رسانه‌ها و عامه مردم خوشایند باشد، و هم بتواند رسانه‌ها را قانع کند که داستان‌های شما را چاپ یا پخش کنند.     

خبر چیست؟

یک خبر می‌تواند اطلاعاتی باشد که در قالب یک متن خبری، مقاله، مصاحبه مکتوب یا ضبط شده (یا گاهی نیز زنده) به مردم در مورد رخدادها، دغدغه‌ها، یا ایده‌ها اطلاع‌رسانی کند. شما معمولا خبر را نمی‌نویسید، هر چند گاهی رسانه‌های محلی دقیقا همان کلمات شما را استفاده می‌کنند، بلکه روایت خود از موضوع را به خبرنگاران می‌گویید و آن‌ها آن را تبدیل به یک خبر یا دیگر قالب‌های رسانه‌ای می‌کنند.

یک خبر می‌تواند ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  • کوتاه یا بلند باشد، که این به ارزش خبری (در آینده در این مورد بیش‌تر صحبت خواهیم کرد) یا جذابیت آن برای مردمی که تلویزیون تماشا می‌کنند، رادیو گوش می‌دهند، یا روزنامه می‌خوانند، بستگی دارد.
  • مکتوب، ضبط شده و یا زنده باشد، که این به رسانه‌‌ای که آن پخش می‌کند و مناسبت زمانی آن خبر بستگی دارد.
  • سخت یا نرم باشد. سخت یعنی پر از شواهد مهم و موضوعات خبری باشد و نرم یعنی تمرکز بیش‌تر بر جنبه‌های شخصی و انسانی یک رخداد یا وضعیت داشته باشد. نمونه‌ای از یک خبر سخت مقاله‌ای است که به موضوع رشد نگران کننده موارد اعتیاد به مواد مخدر در یک محله می‌پردازد. یک گزارش ویژه می‌تواند داستانی در مورد معلولی باشد که باید با ویلچر خود در مسیر حرکت روزانه‌اش بر موانع ناشی از معماری شهری غلبه کند.  

استفاده از اخبار رسانه‌ای برای انتشار پیام، مزیت‌های بسیاری دارند:

  • آن‌ها می‌توانند با هزینه کم و سرعت بالا، امکان پوشش خبری مسائل شما را فراهم آورند  
  • شما را به بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین گستره ممکن از مخاطبان وصل کنند
  • مادامی که بتوانید اخباری تهیه کنید که خواننده داشته باشد، آن‌ها امکان پوشش پیوسته و عمیق مسائل‌تان را برای شما فراهم می‌کنند
  • اخبار اعتبار بیش‌تری به کار شما می‌دهند زیرا باورپذیری آن بسیار بیش‌تر از تبلیغات است
  • راهبردهای بسیار متنوعی برای انتقال پیام در اختیار شما قرار می‌دهند
  • آن‌ها می‌توانند توضیحی نسبتا مبسوط در مورد مسائل شما در بر داشته باشند و کار و سازمان شما را توصیف کنند
  • تبلیغات مجانی حساب می‌شوند.

ارائه محتوای دارای «ارزش خبری»

واقعیت این است که بیش‌تر دغدغه‌های امروزی ما در مورد سلامت عمومی و توسعه باهمستان، سال‌های سال وجود داشته‌اند. اگر چه مسئله‌های شما مهم است، اما به چشم رسانه لزوما «خبری» به نظر نمی‌رسند. یکی از چالش‌های حمایت‌گران و ترویجگران رسانه‌ای این است که یک مسئله را از زاویه‌ای ارائه کنند که از نظر روزنامه‌نگاران موضوعی تازه، جاری، و جالب - به عبارت دیگر دارای ارزش خبری – باشد. اگر سعی دارید اخباری تهیه کنید ارزش خبری داشته باشند (اخبار مرتبط با امروز، جذاب برای خوانندگان جذاب و یا اثرگذار بر زندگی آن‌ها باشد) باید زاویه دید شما به مسائل‌تان تازه و منحصر به‌ فرد باشد. والاک، دورفمان، جرنیگن، و ثیمبا (به منابع مراجعه کنید) ده «زاویه» خبری یا رویکرد به یک رخداد خبری پیشنهاد می‌کنند، که به جلب نظر خبرنگاران کمک می‌کنند:

  • خبری در مورد بزرگداشت یک سالگرد: آیا این داستان را می‌توان با یک رخداد محلی، ملی، موضوعی یا تاریخی گره زد؟
  • یک پیشرفت: چه چیزی در این خبر جدید است؟‌ برای مثال، خبر می‌تواند در مورد ایزوله شدن یک ویروس خطرناک یا درمانی تازه برای یک بیماری یا نقص مادرزادی باشد.
  • خبر یا رخدادی با موضوع حمایت یک ستاره مشهور: آیا هم‌اکنون شخصی مشهور یا دارای شهرت محلی در زمره حامیان موضوع مورد نظر شما قرار دارد یا می‌خواهد از آن حمایت کند؟ یک نمونه بین‌المللی حمایت‌گری بونو، ستاره مشهور راک، از حقوق بشر و کمک به کشورهای در حال توسعه است.
  • یک خبر جنجالی: آیا در خبر شما نگرش‌های رقیب یا مناقشه نیز وجود دارند؟ نظر کلیسای کاتولیک در مورد حمایت‌گران و ترویج‌گران حق حیات که با مجازات اعدام مخالفت نمی‌کنند، چیست؟
  • کشف بی‌عدالتی: آیا مواردی از شرایط ناعادلانه یا نابرابری بنیادین وجود دارد که باید گزارش شوند؟ برای مثال، چرا اغلب افراد متعلق به گروه‌های اقلیت نمی‌توانند همان وام‌های مسکنی را که افراد طبقه متوسط سفیدپوست می‌گیرند، دریافت کنند؟
  • یک روایت آیرونیک: در خبر شما چه وجه آیرونیک، غیرمعمول، یا ناهمسازی وجود دارد؟ برای مثال، چطور کارخانجات ساخت مشروبات الکلی می‌توانند از یک کمپین با عنوان «هنگام رانندگی مشروب ننوشید» حمایت کنند، در حالی که حاضر نیستند تبلیغاتی که مردم را به نوشیدن مشروبات الکلی تشویق می‌کند، تغییر دهند؟
  • علاقه‌مندی محلی: چرا این خبر باید برای ساکنین محلی مهم یا معنادار باشد؟ یک مثال در این مورد می‌تواند خبر معاملات مواد مخدر در یک پروژه ساختمان‌سازی باشد که پلیس تحقیق چندانی در مورد آن نکرده است.
  • یک نقطه عطف: آیا این خبر مربوط به یک رخداد تاریخی مهم است؟ شاید بتوانید خبری در مورد اولین همکاری مشترک دانشگاه، باهمستان، و ساکنین محلی شهر تهیه کنید.
  • خبری با بُعد انسانی‌: این نوع اخبار معمولا بر یک فرد، خانواده، یا گروهی تمرکز می‌کند که داستانی دارند که به یک مسئله و یا نکته‌ جالب مربوط می‌شود. خبر شما می‌تواند در مورد مشکلات یک یا چند نفر از اعضای فارغ التحصیل از مقطع متوسطه متقاضی مدرک معادل دیپلم باشد که از تلاش‌هایشان در مسیر رسیدن به این نقطه و آرزوهایشان برای آینده صحبت می‌کنند. همچنین می‌تواند یک پیشرفت پزشکی را از دریچه تجربیات فردی که با این مشکل مواجه بوده ولی با این پیشرفت اکنون برای اولین بار می‌تواند درمان شود، روایت کند.
  • یک خبر فصلی: آیا ایده خبر خود را می‌توانید به یک تعطیلات یا رخداد فصلی گره بزنید؟ برای مثال، مشکل گرسنگان و بی‌خانمان‌ها می‌تواند به سادگی در فصل زمستان توجه عموم را به خود جلب کند.   

علاوه بر این زاویه دیدها، یک خبر را می‌توان حول یک رخداد یا برنامه جذب نیرو شکل داد. برگزاری یک روز بازدید عمومی برای سازمانتان می‌تواند دلیل خوبی برای تهیه خبری در مورد کارتان، یا در مورد چگونگی راه‌اندازی سازمانتان باشد. شروع کلاس‌ها یا دوره‌های آموزشی یا اطلاعیه‌های مربوط به استخدام داوطلب یا شرکت‌کننده نیز می‌توانند بهانه‌هایی برای تهیه یک خبر باشند. اگر شما چیزی بیش از یک اطلاعیه می‌خواهید داشته باشد – که حتما هم همینطور است- باید یک محور موضوعی پیدا کنید. می‌توانید مقاله‌ای در مورد یکی از کارمندان جالب توجه‌تان، در مورد خود موضوع، یا اینکه «آن‌ها اکنون کجا هستند؟» بنویسید و در آن به این مساله بپردازید که مشارکت این افراد چه نتیجه‌ای برایشان به همراه داشته است (که این خود به شما کمک می‌کند که موفقیت‌های فردی و سازمانی را برجسته کنید.)

زمانی‌ که می‌خواهید خلاصه خبر خود را برای رسانه‌ها بفرستید سعی کنید از یک یا ترکیبی از چند مورد از این زوایای خبری به عنوان چارچوب خبر استفاده کنید. خوب است پیش از آنکه با یک گزارشگر تماس بگیرید، خبر خود را بر اساس یک چارچوب مشخص تنظیم کنید یا در قالب یکی از زاویه‌های خبری فوق تهیه کنید. با این کار احتمال اینکه روزنامه‌نگاران تمایل بیش‌تری برای گزارش داستان به شیوه مورد نظر شما نشان دهند، افزایش خواهد یافت. یکی از دلایل اینکه اطلاعیه‌های خبری ابزارهای خوبی برای انتشار سخنان شما به‌ شمار می‌روند نیز همین واقعیت است.

انتخاب فرصت‌های رسانه‌ای خوب

تبلیغ رسانه‌ای از بسیاری جهات یک فعالیت مبتنی بر استفاده از فرصت است. با توجه به سرعت رخدادهای خبری در عصر حاضر، باید از هر فرصتی برای جلب توجه رسانه‌ها استفاده کنید. دست روی دست نگذارید!

در برخی از شرایط خاص راحت‌تر می‌توان پوشش رسانه‌ای کسب کرد زیرا در این مواقع کارتان «ارزش خبری» یا جذابیت بیش‌تری برای مردم پیدا می‌کند. برخی از این مناسبت‌ها به شرح زیر هستند:

  • رخدادهای محلی، منطقه‌ای، و ملی که با فعالیت‌های سازمان شما به خوبی ربط پیدا می‌کند. برای مثال، روز افتتاحیه یک کنفرانس ملی با موضوع حقوق معلولان زمان خوبی برای برجسته کردن کاری است که در این موضوع انجام می‌دهید.
  • تعطیلات یا تاریخ‌های خاص دیگری که پس‌زمینه خوبی برای دیدگاه شما فراهم می‌کنند.
  • در شرایطی که شما هیچ خبر فوق العاده‌ای برای ارائه به رسانه‌ها ندارید، باید خودتان از موضوعات روزمره خبر بسازید. از قوه تخیل خود استفاده کنید تا به اعداد و اطلاعات کسالت‌آور و خبرهای قدیمی رنگ و لعابی تازه بدهید.

دستورالعمل‌هایی برای تماس با رسانه‌ها

۱- تا زمانی که آمادگی کامل برای ارائه همه جنبه‌های مورد نیاز تهیه یک خبر را ندارید، برای گفتگو درباره آن با گزارشگران تماس نگیرید

این یعنی:‌

  • خلاصه خبری را که می‌خواهید پشت تلفن یا در ایمیل بیان کنید، بنویسید. کل خلاصه خبری را که می‌خواهید تلفنی مطرح کنید نباید بیش از سه جمله باشد و در صورتی که آن را از طریق ایمیل می‌فرستید باید در پاراگراف اول نکات اصلی را بیاورید و در ادامه جزییات بیش‌تر را درج کنید.
  • بر روی برگه‌های تک صفحه‌ای پیشینه و شرح مسئله (و راه حل) را بنویسید. در صورتی‌ که مدارک یا گزارش‌های جامعی تهیه می‌کنید، یک خلاصه اجرایی به زبان ساده و اطلاعیه‌های خبری مربوط به آن را نیز آماده کنید. از دقت آمار و «ریاضیات اجتماعی» (برای مثال، «این تعداد آدم به اندازه‌ای است که می‌تواند یک استادیوم فوتبال را پر کند») مطالبتان اطمینان حاصل کنید. از تازگی، دقت، و اعتبار تحقیقاتتان مطمئن شوید.
  • مصاحبه‌کنندگان دیگر را به صف کنید (برای مثال، یک «فرد واقعی» که می‌تواند روایت شخصی خودش را روایت کند، یک کارشناس بی‌طرف مانند یک فرد دانشگاهی که می‌تواند قوانین را توضیح دهد یا یک محقق که بتواند داده‌ها را تحلیل کند.)
  • یک اقدام عملی برنامه‌ریزی کنید که نشان می‌دهد شما برای حل مسئله‌ای که طرح کرده‌اید چه راه حلی پیشنهاد می‌کنید. (برای مثال، پیشنهاد تصویب قانون، سازمان‌دهی باهمستان‌ها، صحبت در تبلیغات تلویزیونی و رادیویی، انتخاب کردن یا شکست دادن یک لیست از کاندیداهای سیاسی، ارائه یک برنامه درسی جدید به هیات مدیره مدرسه، و غیره)
  • آمادگی پاسخ به این سوالات را داشته باشید: چرا حالا؟ و چه اهمیتی دارد؟ هر سوال دیگری را که گزارشگر ممکن است بپرسد پیشبینی کنید.

۲- گزارشگرانی که ممکن است به خبر شما علاقه‌مند باشند را زیر نظر داشته بگیرید

منابعی مانند کتاب مرجع نیازمندی‌های شهر (یلو پیج) به شما نشان می‌دهند که گزارشگران مختلف چه موضوعاتی را پوشش می‌دهند. مشاوران شما نیز می‌توانند با تماس با دوستانشان به شما در این کار کمک کنند. همچنین باید روزنامه‌هایی را که می‌خواهید در آن‌ها دیده شوید، بخوانید. در هر نوشته‌ای به خط مربوط به اسامی نویسندگان توجه کنید و گزارشگرانی را که به موضوعات مورد علاقه شما توجه دارند، پیدا کنید و با آن‌ها تماس بگیرید. فراموش نکنید که کار گزارشگران یافتن خبر است. آن‌ها از ایده‌های خبری خوب استقبال می‌کنند حتی اگر نتوانند همان روز یا هفته به دنبال آن بروند.

چنانچه فردی که ابتدا با او تماس می‌گیرید به موضوع علاقه نشان نداد، از او بپرسید آیا گزارشگر دیگری را می‌شناسد که برای موضوع شما مناسب‌تر باشد. اگر کسی را برای شروع تماس‌ نمی‌شناسید، خلاصه خبر خود را برای دبیران سرویس‌هایی با شرح فعالیت کلی‌تر یا بخش خبری ارسال کنید. به هر حال، روزنامه بخش‌های زیادی دارد: یک گزارشگر خبری ممکن است علاقه‌ای به خبر لیگ قهرمانان فوتبال نداشته باشد ولی گزارشگر ورزشی حتما به این موضوع علاقه‌ دارد.

۳- باید تشخیص بدهید که آیا با این تماس طرف مقابل از کارش باز می‌ماند؟

چند نکته می‌تواند تماس شما را تسهیل کند:

  • با گزارشگران در ساعات پایانی روز تماس نگیرید زیرا آخرین لحظات مهلت‌شان برای تحویل کارهای روزانه‌شان را دارند سپری می‌کنند. بهترین زمان بین ساعت ۱۰ صبح تا ۲ عصر است.
  • خبر خود را کوتاه کنید. شما تنها چند لحظه برای جلب توجه آن‌ها وقت دارید.
  • آرام و متین رفتار کنید اما زمانی‌ که خبر خوبی دارید خود را مشتاق نشان بدهید و اگر خبر بدی دارید خود را مشوش نشان بدهید. گزارشگر از شما تاثیر می‌گیرد.
  • چنانچه با یک پیغام‌گیر تلفنی تماس گرفتید، یک پیام تاثیرگذار بگذارید و شماره تماس خود را نیز فراموش نکنید.
  • در زمان‌های مختلف تماس بگیرید تا شاید بتوانید با فردی که می‌خواهید حرف بزنید اما پیام‌های متعدد نگذارید.
  • در آخرین لحظات تماس نگیرید مگر اینکه یک خبر فوری داشته باشید. باید مهلت‌های کاری خبرنگاران را بشناسید و به آن‌ها احترام بگذارید. به آن‌ها وقت کافی بدهید تا بتوانند بهترین کار ممکن را برای داستانتان انجام دهند.

۴- یک سازمان «مرجع» برای رسانه‌ها باشید

یک منبع سریع، قابل اتکا، و مورد اعتماد برای اخبار باشید.

  • همیشه قابل دسترس باشید- شماره تماستان را به همه بدهید و برای پاسخ‌گوی ۲۴ ساعته اعلام آمادگی کنید.
  • همیشه برای سوالات گزارشگران پاسخ داشته باشید و بلافاصله با آن‌ها تماس بگیرید – مهلت‌های آن‌ها را نادیده نگیرید و به آن‌ها کمک کنید که کارهایشان را در مهلت مقرر تمام کنند. از این رو ممکن است مجبور شوید همه کارهایتان را کنار بگذارید و دیگر کارهای روزانه‌تان ناتمام بمانند اما ارزشش را دارد. شما با این کارتان ارتباطات و اعتبار برای خودتان فراهم می‌کنید و این موجب می‌شود گزارشگران تشویق شوند که برای باخبر شدن از وقایع با شما تماس بگیرند. این به شما کمک می‌کند زمانی‌ که می‌خواهید خلاصه داستان‌های خود را برایشان بفرستید، نظرشان را بتوانید راحت‌تر جلب کنید.

۵- به حفظ ارتباطات و اعتبار رسانه‌ای خود ادامه دهید و همچنان خلاصه‌ای از اخبار خود را برایشان بفرستید

شما به عنوان بخشی از اهداف خود، باید سالانه تعداد معینی خبر به چاپ برسانید، یا با دوستان رسانه‌ای‌تان تماس بگیرید تنها با این هدف که آخرین اخبار مربوط به اتفاقات سازمانتان و نیز مسائلتان را به آن‌ها اطلاع دهید. شاید این تماس‌ها به انتشار خبری نیانجامد ولی همچنان رسانه‌ها را در مورد شما و کارتان مطلع نگه می‌دارد و زمانی‌ که خبری پیش آمد آن‌ها را برای کار بر روی آن آماده‌تر می‌کند. حمایت و ترویج‌گری رسانه‌ای یک کار موردی نیست: یک تلاش بلندمدت است و باید تا زمانی‌ که سازمانتان به حمایت نیاز دارد ادامه پیدا کند- به شکلی پایان‌ناپذیر.

Ejemplos
مجهول (not verified) Tue, 05/03/2013 - 15:10

Ejemplo 1: Artículo de periódico

Este es un artículo escrito sobre un acontecimiento actual mediante el uso del ángulo de noticias de temporada.

La SUA siembra conciencia acerca del Día de la Tierra

Las actividades de hoy conectan la preocupación global a la acción local.

La SUA (Actividades de la Unión de Estudiantes) celebrará hoy el día de la tierra con un conferencista en una jornada de puertas abiertas.

Todas las actividades son gratuitas y tendrán lugar en frente de la Kansas Union. Si llueve, las actividades se trasladarán al vestíbulo de la Unión. La SUA ofrecerá limonada gratis.

Charles Benjamin, coordinador legislativo del Kansas Natural Resources Council y el Kansas Sierra Club, hablará desde las 12 a la 1 p.m.  Benjamin hablará acerca de cómo los estudiantes pueden pensar globalmente y actuar localmente.

«Hablaré sobre lo que veo que está sucediendo en el estado y en la legislación —dijo Benjamin—. Los legisladores soportan mucha presión para mantener la legislación medioambiental al mínimo, pero la gente puede mejorar su entorno. Ustedes deberían estar preocupados por el calentamiento global, pero suceden cosas en Kansas cada día que afectan la comida que comemos y al agua que bebemos.»

Además del discurso de Benjamin, la SUA tendrá un puesto para hacer collares y pulseras de cáñamo y un centro de siembra donde los estudiantes pueden plantar flores silvestres y hierba de pradera.

También habrá una exposición de arte reciclado en frente de la Unión.  Los estudiantes seleccionarán la mejor obra participante por votación, y el ganador recibirá un premio en metálico.

«No sé lo que va a parecer —dijo Kielyn Scott, coordinadora de acontecimientos especiales—, pero en mi imaginación, espero algo como latas de aluminio y papel usado reciclados en arte.»

Una sesión improvisada de guitarras acústicas establecerá el tono de las actividades desde las 10 a.m. hasta las 12 y desde la 1 a las 2 p.m.   John Orcutt, coordinador de música en vivo de la SUA, dijo que la SUA siempre ha tenido música en el día de la tierra, pero que este año la música sería acústica en vez de amplificada.

A las 11 a.m., los estudiantes y miembros del personal de la SUA plantarán flores en un macizo, en el exterior de la Kansas Union.

Grupos estudiantiles como KU Environs, All About Hemp, Sierra Club, Biology Club, Amnesty International, y Habitat for Humanity instalarán mesas de información en la plaza.

«Es un acontecimiento único porque muchos grupos de estudiantes están involucrados —dijo Scott—. Esperamos una gran concurrencia.

La SUA ha estado recogiendo latas de aluminio, mantas limpias y toallas a lo largo de la semana —dijo Scott—.» Las mantas, toallas y dinero de las latas, todo será donado a la Humane Society de Lawrence.

Vilela, M.(1998, 22 de April 22). SUA plants Earth Day awareness. The University Daily Kansan.

 

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 14:32

Crear relatos periodísticos que los medios de comunicación deseen

___Ha elegido la audiencia a la que quiere llegar.

___Ha decidido qué medio será el más efectivo para hacer uso de su historia.

___Su relato periodístico tiene la longitud apropiada.

___Su historia tiene una perspectiva fresca y única.

___Ha decidido el ángulo de la noticia, algunas posibilidades son:

  • Aniversario
  • Logro significativo
  • Apoyo de una celebridad
  • Controvertido
  • Injusticia
  • Irónico
  • Interés local
  • Hito
  • Interés humano
  • De temporada

___Su historia está llena de hechos de interés humano, según el ángulo que haya elegido.

___Si es posible, ha utilizado una combinación de ángulos de noticias para su historia.

___Contacto con reporteros proporcionando todo lo necesario para escribir la historia.

___Dirigirse a reporteros que estarán interesados en las historias que usted tiene que ofrecer.

___Recuerde que los reporteros están ocupados y respete sus plazos de entrega y su tiempo.

___Conviértase en una «organización a la que acudir» para los medios de comunicación ganando así su confianza.

___Trabaje para mantener sus relaciones y reputación con los medios de comunicación a largo plazo.

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:29

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۵. دیدار با رسانه‌ها
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 14:26
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 15:00

در این مرحله شما هدف‌های ترویج‌گری خود را معین کرده‌اید و پوشه رسانه‌ای خود را هم حاضر کرده‌اید. آماده‌اید که با خبرنگار روزنامه شهرتان تماس بگیرید. شاید هم همکارتان آمده تا به شما بگوید که خبرنگار منتظر مصاحبه با شماست. حالا فرصت بسیار خوبی دارید که به طور جدی تبلیغ و اطلاع‌رسانی کنید، درست است؟

پیش‌تر درباره مزایای استفاده از پوشش خبری برای جلب افکار عمومی به مسائل سازمان شما گفته‌ایم. با این حال، اگرچه می‌توان روزنامه‌نگاران را با ارسال فکس یا انتشار اطلاعیه رسمی یا پوشه رسانه‌ای مطلع کرد، بهترین راه برای ارائه نظرات و خبرهای شما به کسانی که امکان انتشار آن‌ها را دارند، این است که حضوری با خبرنگاران دیدار کنید و یا با آن‌ها گفت‌وگوی تلفنی داشته باشید.

اگر این دیدار یک مصاحبه رادیویی یا تلویزیونی باشد یا حتی یک جلسه اطلاع‌رسانی ساده، فرصتی است برای آن که بتوانید خود و یا موضوعتان را به شکلی که می‌خواهید به مردم نشان دهید. با شیوه لباس پوشیدن یا سخن گفتن خود می‌توانید تصویری خاص از سازمانتان ارائه دهید و یا تصویر موجود را دگرگون کنید و این امکانی است که در مصاحبه کتبی یا تلفنی وجود ندارد.

دیدار با رسانه‌ها به چند شکل ممکن است صورت گیرد:

  • مصاحبه‌های چاپی: ممکن است که یک روزنامه، مجله، خبرنامه یا دیگر نشریات چاپی با شما مصاحبه کنند.
  • مصاحبه‌های صوتی یا تصویری: ممکن است که از شما برای مصاحبه رادیویی یا تلویزیونی و یا گفت‌وگوی پخش مستقیم اینترنتی دعوت شود و یا از شما بخواهند که در یک میزگرد رادیویی یا تلویزیونی شرکت کنید.
  • تلفن‌ها یا دیدارهایی برای اطلاع‌رسانی: ممکن است که با یک رسانه یا خبرنگاری خاص تلفنی تماس بگیرید یا دیدار کنید تا درباره موضوعی یا وضعیت کنونی کار خود اطلاع رسانی کنید و آن را شرح بدهید یا آن‌ها درباره خبری فوری در زمینه موضوع کارتان هشیار و آگاه کنید.
  • پیش‌زمینه‌: ممکن است که به دلیل شهرتی که شما به عنوان یک منبع آگاه و دقیق اطلاعات در زمینه کارتان دارید، خبرنگار یک رسانه صوتی‌- تصویری یا چاپی با شما تماس بگیرد تا از شما اطلاعاتی کلی در زمینه موضوعی مربوط به موضوع کاری خودتان به دست آورد و یا شاید اطلاعات دقیق‌تری در زمینه موضوع مشخص‌تری بخواهد که با موقعیتی به‌خصوص مرتبط باشد.  
  • رویدادهای رسانه‌ای: ممکن است که وقتی وضعیتی خاص (مثلا برگزاری انتخابات مجلس، بحران مالی یا انتشار گزارشی تازه) در ارتباط با موضوع مورد نظر شما پدید می‌آید و یا وقتی که طرح پیشگامانه‌ای را آغاز می‌کنید، نشست خبری برگزار کنید تا رسانه‌ها از دیدگاه شما باخبر شوند. در شرایطی متفاوت، شاید تظاهراتی عمومی را سازماندهی کنید با این هدف روشن که رسانه‌ها آن را پوشش دهند و یا ممکن است برای تاکید بر واقعیت‌هایی در ارتباط با موضوع خود از رسانه‌ها دعوت کنید که از محله شما یا تاسیساتی در آن (مثلا یک دبستان یا پروژه خانه‌سازی) دیدن کنند.

دیدار با رسانه‌ها را چگونه برگزار می‌کنید؟

با توجه به آنکه احتمال دارد در نهایت با رسانه‌ها دیدار کنید (اگر چنین دیداری هنوز صورت نگرفته) رهنمودهای زیر می‌تواند به بهتر شدن این دیدار کمک کند. ما به انواع گوناگون دیدارها جداگانه خواهیم پرداخت.

مصاحبه‌ها

پیش از مصاحبه

یکی از راه‌های آماده شدن برای مصاحبه این است که تمرین کنید بلند و شمرده سخن بگویید. از دوستی بخواهید که تمرین سخن گفتن شما را تماشا کند؛ یا سخنرانی خود را پیشاپیش در برابر آینه تمرین کنید. اگر بدانید که هنگام صحبت کردن چگونه به نظر می‌رسید، شاید وقتی که در برابر دیگران برای سخنرانی حاضر می‌شود کم‌تر عصبی و دستپاچه باشید. این هم چند توصیه برای روبه‌رو شدن با رسانه‌ها:

  • پاسخ‌های پرسش‌هایی را که گمان می‌کنید احتمال می‌رود از شما بپرسند آماده و تمرین کنید.
  • عبارت‌ها و جمله‌های «مختصر و مفید» آماده کنید – جملاتی کوتاه و به یادماندنی که به آسانی از قول گوینده نقل شوند (در چند ثانیه یا کم‌تر) و پیام اصلی شما را به مخاطب برسانند.
  • مطمئن شوید که مصاحبه‌کننده اطلاعات پیش‌زمینه‌ای فراوانی در اختیار داشته باشد. بهترین کار این است که سازمان شما پیش از مصاحبه یک پوشه رسانه‌ای برای خبرنگار ارسال کند.
  • اگر مصاحبه ویدئویی است و داده‌های تصویری می‌توانند در انتقال پیام موثر باشند حتما آن‌ها را با خود بیاورید. برای مثال، یک گروه که در سانفرانسیسکو به تبلیغ مشروبات بادوایزر برای کودکان معترض بود، یک عروسک سگ اسپادز مک‌کنزی را به نمایش گذاشت که بر آن این برچسب دیده می‌شد: «مخصوص سه‌ساله‌ها و بیش‌تر». بهتر از این نمی‌شد پیام گروه را به مخاطب رساند!

در طول یک مصاحبه​

زبان غیرکلامی بخشی مهم از مصاحبه است. نکته‌های زیر را به یاد بسپارید.

  • با خبرنگار یا شخصی که با او سخن می‌گویید ارتباط خوب چشمی برقرار کنید.
  • تا حد ممکن عادی و طبیعی باشید. مردم رفتار صادقانه را بیش‌تر از رفتار پرتکلف می‌پسندند.
  • توجه‌تان به موضوع را نشان دهید.
  • برای مصاحبه تلویزیونی یا ویدئویی، مراقب مفاهیم ضمنی زبان بدن خود باشید. یادتان باشد که احتمال دارد حتی وقتی که فرد دیگری در حال سخن گفتن است، دوربین روی شما باشد و شما در تصویر باشید.
  • اگر از پرسش خبرنگاری یا واکنش فردی خوشتان می‌آید، این را ابراز کنید.
  • لبخند بزنید. وقتی بر صفحه تلویزیون دیده می‌شوید هیچ چیز بیش‌تر از زیاده از حد جدی بودن یا – بدتر از آن – خشمگین یا آزرده بودن شما را ناخوشایند نشان نمی‌دهد. هر چه آرام‌تر و خوش‌روتر باشید، مقبول‌تر خواهید بود.

چند توصیه درباره سخن گفتن:

  • واضح سخن بگویید، اما صدای خود را بلند نکنید.
  • محتاط باشید. حتی اگر مطالبی را به صورت «درگوشی» یا «محرمانه» به زبان می‌آورید، طرف صحبت شما هم‌چنان یک خبرنگار است. این احتمال هست که او هر چه را می‌شنود، صرف‌ نظر از اینکه شما او را از بازگفتنش منع کرده باشید، در گزارش خود به کار برد.
  • اگر همراه با فردی از مخالفان (در مصاحبه مشترک یا مناظره‌) ظاهر می‌شوید از او سوال نکنید؛ با این کار فقط زمان بیش‌تری را برای سخن گفتن در اختیار او می‌گذارید، زمانی که می‌توانید خودتان استفاده کنید.
  • مودب باشید اما منفعل نباشید. اگر حریف شما زمام سخن را به دست گرفته، قاطعانه ولی مودبانه رشته کلام او را قطع کنید.
  • از بحث و جدل با مهمانان دیگری که مخالف شما هستند بپرهیزید، اما محکم و با اعتماد به ‌نفس باشید. اگر در طول مصاحبه از حرفی که خبرنگار یا شخص دیگری می‌گوید خشمگین می‌شوید، خشم خود را پس از مصاحبه نشان دهید یا آن را در صفحه‌‌ دیدگاه‌های نشریات بیان کنید.
  • البته ممکن است که ابراز خشم با آرامش و صراحت چندان هم نامعقول نباشد. بدیهی است که میان این جمله: «متاسفم که می‌بینم شما مخالفت مرا با جنگ حمل بر عدم میهن‌دوستی می‌کنید. مردم‌سالاری این حق را برای شهروند قائل است که با دولت مخالفت کند.» و جمله: «آهای عوضی! چطور جرات می‌کنی که اینطور به من توهین کنی!» تفاوت از زمین تا آسمان است. مخاطبان به اعتراض‌های معقول و منطقی واکنش مثبت نشان می‌دهند، اما خشم توام با خشونت را نمی‌پسندند.
  • از به کار بردن اصطلاحات تخصصی خودداری کنید، یعنی اصطلاحاتی که شاید به گوش مخاطبان شما ناآشنا باشد.
  • اگر پرسشی شما را معذب می‌کند، فکر نکنید که ناگزیرید پاسخ بدهید. شما مجبور نیستید به پرسش‌های شخصی یا فرضی پاسخ دهید. به جای این کار توجه مخاطب را از نو بر پیام خود متمرکز کنید و به پرسشی پاسخ دهید که می‌بایست پرسیده می‌شد. در مواجهه با پرسش‌های نابه‌جا از پاسخ‌های حاضر و آماده استفاده کنید، مثلا بگویید: «فکر نمی‌کنم این سوال به بحث ما مربوط باشد» یا «چیزی که از نظر من مهم‌تر است، این است که...»
  • بر موضوعی که می‌خواهید مورد بحث باشد متمرکز بمانید. از موضوع اصلی دور نشوید، به‌خصوص اگر کسانی که با شما مصاحبه می‌کنند از مخالفانتان هستند. از سوی دیگر، به طور آشکار از پاسخگویی به پرسش‌های جهت‌دار خودداری نکنید به طوری که به نظر برسد نمی‌خواهید به مسائلی بپردازید که ممکن است با این پرسش‌ها مطرح شوند. در این موارد یا پاسخی کوتاه بدهید و بعد دوباره به نکته اصلی خود بپردازید و یا نشان بدهید که اصولا این موضوع چگونه مربوط می‌شود به نکته اصلی شما.
  • از آمار و ارقامی استفاده کنید که برای مخاطبان شما گویا و مفید باشند. این آمار و ارقام باید در ارتباط با موقعیت‌ها و شرایطی باشند که برای مخاطبان ملموس و آشنا هستند و آن‌ها خود این شرایط و موقعیت‌ها را تجربه کرده‌اند.
  • شوخ‌طبعی خود را نشان دهید. طنز آدم‌ها را خلع‌سلاح می‌کند – فقط دقت کنید که از آن به‌جا و به موقع استفاده کنید (راجع به موضوع‌هایی که ممکن است برای گروهی توهین‌آمیز باشند یا مسئله‌ای دردناک را کم‌اهمیت جلوه دهند شوخی نکنید.)
  • همچنان که مصاحبه پیش می‌رود، آنچه را که به خبرنگار یا مخاطبان گفته‌اید خلاصه کنید.

پس از مصاحبه​

از خبرنگار به پاس آنکه وقت خود را صرف مصاحبه کرده تشکر کنید و بگویید که آماده‌اید سوال‌هایی را که ممکن است بعد مطرح شود پاسخ دهید.

  • بگویید که پس از مصاحبه هم امکان تماس با شما هست تا خبرنگار بتواند در صورت نیاز سخنانی را که از شما نقل خواهد شد با شما هماهنگ کند.
  • اگر چیزی را که خبرنگاری درباره سازمان شما نوشته است نمی‌پسندید، نظر خود ابراز نکنید مگر آنکه برای مخالفت خود مستنداتی داشته باشید که بتوانید ارائه دهید.
  • اگر خبرنگاری واقعیات را درست ارائه نکرد، از رسانه (اگر چاپی است) بخواهید که اصلاحیه منتشر کنند و یا هنگام پخش اشتباه خود را تصحیح کنند.
  • همیشه با خبرنگاران برخوردی حرفه‌ای و مودبانه داشته باشید (حتی وقتی که از آن‌ها خوشتان نمی‌آید!)
  • صرف‌ نظر از شرایط مصاحبه – اینکه تلفنی، حضوری، رادیویی یا تلویزیونی است – اگر بتوانید پیش‌بینی کنید که چه پرسش‌هایی برای رسانه‌ها مطرح است و دقیقا بدانید که می‌خواهید به آن‌ها چه بگویید (به عبارت دیگر می‌خواهید هدف‌های ترویج‌گری خود را پیش ببرید)، شاید مصاحبه برایتان به تجربه‌ای هیجان‌انگیز و تاثیرگذار تبدیل شود!

تماس تلفنی یا دیدار برای اطلاع‌رسانی​

  • حتما خبرنگاری را که می‌خواهید با او صحبت کنید به نام بشناسید. خبرنگارها به «تماس‌های تلفنی ناخواسته» - یعنی تلفن از جانب کسانی که در فهرست آشنایان آن‌ها نیستند و هیچ تماسی با آن‌ها نداشته‌اند – پاسخ می‌دهند، اما اگر شخصی که تلفن می‌زند آنقدر به خود زحمت نداده باشد که بداند با چه کسی باید در زمینه مورد نظرش تماس بگیرد، احتمال اینکه توجهی نشان بدهند به مراتب کم‌تر خواهد شد.
  • پیش از آنکه تماس بگیرید، تحقیق کنید و ببینید که آن خبرنگار چه هنگام ممکن است بیش‌تر در دسترس باشد.
  • خود و سازمانتان را معرفی کنید. برای مثال بگویید: «من از طرف سازمان جوانان بدون دخانیات تماس گرفته‌ام که یک سازمان محلی است و بیش از ۳۰۰ عضو دارد.»
  • از روزنامه‌نگار بپرسید که آیا برای گفت‌وگو در دسترس است. اگر نیست، بپرسید برای این کار چه موقع وقت دارد. بی‌تردید اگر موضوع خود را پس از پایان کار مربوط به روزنامه امروز یا برنامه امروز با او مطرح کنید نتیجه بهتری خواهید گرفت.
  • جسور و با اعتماد به نفس باشید، اما ناخوشایند نباشید. خبرنگاران انسان هستند؛ آن‌ها به رفتار مودبانه و خوشایند بهتر پاسخ می‌دهند تا به رفتار گستاخانه.
  • موضوع خود را ارائه کنید: درباره موضوعی که می‌خواهید مطرح شود توضیح بدهید و بگویید که اهمیت آن در چیست.
  • زود بروید سر اصل موضوع و نخست خبرنگار را از حقایق مهم مربوط به موضوع آگاه کنید.
  • به خبرنگار بگویید که با استفاده از چه منابعی می‌تواند درستی اطلاعات شما را بسنجد و اطلاعات بیش‌تری در آن زمینه به دست آورد.
  • به پرسش‌ها پاسخ‌های ساده و دقیق بدهید.
  • با استفاده از جمله‌های مختصر و مفیدی که آماده کرده‌اید، نکات اصلی را دو یا سه بار گوشزد کنید.

پیشینه​

  • اگر عصبی هستید یا آمادگی ندارید، از خبرنگار بپرسید که چه موقع می‌توانید دوباره تماس بگیرد (یا برای زمان دیگری قرار بگذارید) تا افکار و یادداشت‌های خود را منظم و مرتب کنید.
  • تا حد ممکن به پرسش‌ها به نحو احسن پاسخ دهید. حتی اگر دیدگاه گزارش را نمی‌پسندید، ممکن است که خبرنگار کمی بعد با شما تماس بگیرد و از شما کمک بخواهد و آن وقت فرصت دیگری خواهید داشت.
  • حتما خاطر جمع شوید که مستندات شما درست باشند. گمانه‌زنی نکنید و سخنی نگویید یا آمار و ارقامی ارائه ندهید که مستدل نیستند، مگر اینکه مشخص کنید که دارید عقیده خود بیان می‌کنید.
  • آماده باشید تا زاویه دید خود را به موضوع به خبرنگار ارائه دهید و یا برای پیشبرد اهداف ترویج‌گرانه‌تان، مطالبی مرتبط با موضوع را در اختیارش بگذارید.
  • اگر رویکرد خبرنگار را نمی‌پسندید، بکوشید که موضوع را از نو شرح و بسط دهید.
  • از واژه‌ها و عبارت‌هایی استفاده کنید که به شرح و بسط موضوع یا بازتعریف آن کمک کند.
  • اگر پاسخ مسئله را نمی‌دانید، خبرنگار را یاری دهید کسی را پیدا کند که پاسخ را می‌داند.

رویدادهای رسانه‌ای

هیچ‌ گاه نباید قدرت مصاحبه‌ای را که فقط به وسیله یک خبرنگار انجام می‌شود دست‌ کم بگیریم. اما پوشش خبری و همزمان چندین رسانه به شکل چشمگیری بر شهرت شما می‌افراید و این احتمال را که در آینده هم به اشکال متنوع‌تری از پوشش رسانه‌ای برخوردار شوید بیش‌تر می‌کند. یکی از راه‌ها برای جلب توجه طیف گسترده‌ای از منابع خبری برگزاری رویدادی رسانه‌ای است.

منظور از رویداد رسانه‌ای برگزاری نشست با نمایندگان شمار فراوانی از رسانه‌هاست.

این رویدادها معمولا همیشه دارای ویژگی‌های زیر هستند:

  • اگر هدف از برگزاری آن‌ها مشخصا انتقال اطلاعات یا دیدگاه باشد، کوتاه است، همانطور که یک نشست خبری کوتاه است. اما اگر به منظور بزرگنمایی موضوعی یا جلب توجه به آن برگزار می‌شوند ممکن است بسیار طولانی‌تر باشند – مثلا یک تظاهرات، برگزاری تور در یک محله شهری، اجرای نمایشی خیابانی – و در این صورت شاید بکوشید که پوشش خبری رویداد تا حد ممکن گسترده و مفصل باشد.
  • ساده است. همان نکاتی که در بالا توضیح داده شد در اینجا هم صادق است. برای مثال، یک نمایش خیابانی شاید به هیچ روی ساده نباشد – اما برای پوشش خبری در تلویزیون یا در قالب گزارشی برای روزنامه بسیار گیرا خواهد بود.
  • تصویری است.
  • طوری طراحی می‌شود که طرح‌های پیشگامانه شما یا مسائل مورد نظرتان را برجسته کند.
  • از نظر زمانی به شکلی برگزار می‌شود که خبرنگارها وقت کافی برای تهیه گزارش و انتشار به موقع آن در رسانه‌های خود داشته باشند.
  • دلخواه این است که مسئله خبری شما آنقدر بزرگ باشد که روزنامه‌نگاران از رسانه‌های گوناگون به پوشش آن بپردازند.
  • نشست خبری رایج‌ترین و آسان‌ترین رویداد رسانه‌ای است که عمدتا هم به معنای مصاحبه‌ای است که در اتاقی یا سالنی پر از خبرنگار برگزار می‌شود. شما به جای آنکه با یک خبرنگار رودررو سخن بگویید، با جمعی از خبرنگاران که نمایندگان نشریات گوناگون هستند و شاید شماری هم از انواع رسانه‌های جدید باشند گفت‌وگو می‌کنید.
  • برای یک نشست خبری یا هر رویداد رسانه‌ای موارد زیر ضروری است:
  • یک موضوع بسیار مهم.
  • حضور شمار فراوانی از اصحاب رسانه
  • دست‌ کم یک هماهنگ‌کننده رسانه‌ای برای برگزاری نشست خبری. اگر در یک فعالیت ترویج‌گری بلندمدت مشارکت دارید و یا برای موضوع کار خود یا جمعیتی که با آن سروکار دارید همواره به ترویج‌گری می‌پردازید، سازمان شما باید فردی را مشخصا برای ارتباط با رسانه‌ها برگزیند.
  • در نظر گرفتن وقت کافی برای برگزاری رویداد خبری و پیشاپیش مطلع کردن رسانه‌ها برای حضور در آن.
  • تهیه و ارسال دعوتنامه برای اصحاب رسانه در صورتی که رویداد شما یک نشست خبری، تور گردشگری یا حضور چهره‌ای سرشناس و یا مناسبتی از این دست باشد. اگر قرار است این رویداد به شکل نوعی تظاهرات مردمی برگزار شود، رسانه‌ها باید از زمان و مکان برگزاری باخبر شوند.
  • مکانی که به تعداد شرکت‌کنندگان گنجایش کافی و صندلی داشته باشد و برای آن‌ها دسترس‌پذیر باشد. اگر رویداد شما تظاهراتی در فضای باز یا تور گردشگری باشد، هماهنگ‌کننده رسانه‌ای شما باید با عکاسان، فیلم‌بردارها و صدابردارها همکاری کند و مطمئن شود که آن‌ها برای کار فضای کافی در اختیار دارند، می‌توانند دستگاه‌های خود را در جاهای مناسبی نصب کنند که امکان ثبت و ضبط رویداد مورد نظر شما را به آن‌ها می‌دهد و اگر به چیزی نیاز داشته باشند برایشان فراهم می‌شود.
  • سخنگویی خوش‌صحبت که بر مسائل مورد بحث مسلط است و می‌تواند به خوبی با رسانه‌ها تعامل کند.
  • یک گزارش و سخنرانی که بشود آن را با پخش فیلم در تلویزیون یا چاپ تصاویر مناسب در روزنامه و مجله به تصویر کشید.
  • درکی روشن از موضوعی که می‌خواهید مطرح کنید و این که چگونه روایت شما به تحقق اهداف ترویج‌گری که انگیزه تلاش‌هایتان بوده‌، کمک کند.
  • اگر امکان آن هست که رویداد رسانه‌ای را مثلا با مطرح کردن موضوعی تازه یا شگفت‌آور جالب‌توجه کنید تا روایت شما بیش‌تر به چشم بیاید، این کار را انجام دهید. اما به یاد داشته باشید که آنچه روایت شما را مهم می‌کند خود موضوع است و نه آرایه‌های جانبی و جلوه‌های ویژه.

با حضور در رادیو و تلویزیون چگونه برخورد می‌کنید؟

پیش از برنامه​

  • در مورد شکل و قالب برنامه پرس و جو کنید. مثلا ببینید که آیا یک برنامه پاسخ به پرسش رادیویی و یا تلویزیونی است که در آن شما باید به پرسش‌های شنوندگان و بینندگان پاسخ دهید یا یک بحث میزگردی است و یا فقط مصاحبه مجری با شما خواهد بود؟
  • دیدگاه دست‌اندرکاران برنامه چیست؟ مجری برنامه با دیدگاه شما چگونه روبه‌رو می‌شود: دوستانه و همدلانه یا از سر عناد و خرده‌گیری؟ آیا او در زمینه موضوع آگاه خواهد بود یا ناآگاه؟
  • رویکرد معمول این برنامه به موضوع‌هایی که پوشش می‌دهد چیست؟ با آب و تاب فراوان، با طنز و طعنه، با بحثی خصمانه و یا اجرایی جدی که به طرح «واقعیات صرف» می‌پردازد؟
  • جمله آغازین یا مقدمه برنامه را چه کسی بیان خواهد کرد؟
  • مجری یا گرداننده برنامه کیست؟ آیا او پرسش‌ها را با لحنی تهاجمی و پرخاش‌جویانه مطرح خواهد کرد؟ آیا می‌گذارد که هر کس در مقطعی نظر خود را بیان کند و یا بر مدت سخن گفتن هر فرد ناظر است و با مداخله پیاپی این زمان را محدود نگه می‌دارد؟
  • چه کسان دیگری در برنامه حضور خواهند داشت؟
  • شما چقدر وقت در اختیار خواهید داشت؟ آیا می‌توانید نکات و مضامین اصلی را در مدت تعیین شده بیان کنید؟ (بر پایه برنامه آموزش رسانه‌ای جهانی شما باید ظرف ۳۰ ثانیه نکته‌های اصلی موضوع خود را بیان کنید و سپس هر چیز دیگر که خواهید گفت فقط باید برای تایید بیش‌تر آن نکته‌های اصلی باشد.)
  • دانش شما درباره موضوع و ارائه و بیانتان در کنار مهمانان دیگر چگونه سنجیده می‌شود؟ آیا تبادل نظر میان شما و آن‌ها به شکل منصفانه‌ای صورت می‌گیرد و یا بحثی نامتوازن خواهد بود؟
  • پیش از حضور در برنامه، نمونه‌ای از برنامه‌های پیشین را ببینید یا بشنوید. با تماشای دقیق یا گوش دادن به یکی از برنامه‌های پیشین پاسخ بسیاری از پرسش‌های فوق را خواهید یافت.
  • نوع مخاطبان برنامه را در نظر بگیرید. چه کسانی این برنامه را دنبال می‌کنند؟ ایده‌ها و دیدگاه‌های خود را چگونه مطرح کنید که به دل آن‌ها بنشیند و آن‌ها را به حمایت از شما ترغیب کند؟ چطور می‌توانید در زمینه موضوع‌ خود شور و اشتیاقی به فعالیت در آن‌ها برانگیزید؟

اگر به بسیاری از پرسش‌های فوق با تردید و دودلی جواب می‌دهید، در تصمیمتان برای حضور در برنامه تجدید نظر کنید. از خود بپرسید که تا چه حد خوب می‌توانید هدف‌های ترویج‌گری خود را در این برنامه ارائه کنید؛ آیا شما برای این کار مناسب‌ترین فرد هستید؛ و آیا این کار به زحمتش می‌ارزد؟

اگر به این نتیجه رسیدید که شما برای این کار مناسب‌ترین فرد هستید، حتما پیش از حضور در برنامه به کمک یک همکار و در صورت ممکن با ضبط ویدئویی تمرین کنید و ببینید که در برابر دوربین چطور ظاهر می‌شوید. هر چه در پاسخ گفتن به پرسش‌ها و بیان نظرات خود راحت‌تر باشید، حضورتان در برنامه زنده بهتر خواهد بود. اگر در مصاحبه تلویزیونی شرکت می‌کنید، رنگ‌های یکدست بپوشید (برای خانم‌ها رنگ‌های روشن مناسب است و برای آقایان رنگ‌هایی ملایم‌تر). از پوشیدن رنگ‌های سیاه، سفید، قرمز روشن یا لباسی که از پارچه براق است خودداری کنید.

اگر پیش از حضور در برنامه مضطرب و عصبی هستید، بپرسید که آیا می‌شود چند دقیقه‌ای بر صحنه، یا در استودیو و یا در جایی خلوت تنها باشید تا خود را آماده کنید. بعد سر وقت در برنامه حاضر شوید.

در طول برنامه​

  • اگر فرصت برای پرداختن به همه مطالب را ندارید، فقط به بیان مهم‌ترین نکات اکتفا کنید، یعنی نکاتی که می‌خواهید با مطرح کردنشان مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهید. بکوشید که دست‌ کم یک‌بار این نکات را تکرار کنید.
  • برای اینکه یادتان بماند چه می‌خواهید بگویید، یادداشت‌هایی با خود ببرید، اما پیش از آنکه سر صحنه بروید، یادداشت‌ها را کنار بگذارید. خوشایند نیست که در برابر دوربین به یادداشت‌ها رجوع کنید. اگر پیش از برنامه تمرین کنید، بسیار بهتر عمل خواهید کرد و در برابر دوربین دقیقا خواهید دانست که چه می‌خواهید بگویید.
  • با شنوندگان و بینندگان برنامه به روشنی و با اعتماد به نفس سخن بگویید. به یاد داشته باشید که در تلویزیون صدا کمی بم و گرفته می‌شود – پس با صدایی رسا و پرانرژی صحبت کنید، اما در این کار افراط نکنید.
  • نترسید از اینکه برای تاکید بر نکته‌ای از حرکت دست استفاده کنید و یا آهنگ صدایتان را تغییر دهید (این را با بالا بردن یا پایین آوردن صدا اشتباه نکنید)
  • از اینکه از مجری یا مهمان برنامه بخواهید که پرسشی را تکرار کند واهمه‌ نداشته باشید. این کار یک ترفند برای زمان خریدن است، به این معنا که وقتی پرسش تکرار می‌شود شما فرصت دارید به پاسخ مناسبی فکر کنید.  
  • برای اینکه پیام خود را به مخاطبان برسانید، لازم نیست مصاحبه‌ای بی‌عیب و نقص انجام دهید. اگر پیام شما قوی باشد، کسانی که برنامه را گوش می‌کنند یا تماشا می‌کنند به یادشان نمی‌ماند که شما در طول مصاحبه به سرفه افتادید یا مثلا چند بار تپق زدید.
  • مخاطبان برنامه را تشویق کنید که در تحقق آرمان شما مشارکت کنند. شماره تلفن یا نشانی اعلام کنید که شنوندگان یا بینندگان برنامه بتوانند از طریق آن‌ها برای کسب اطلاعات بیش‌تر و یا مشارکت مستقیم در فعالیت‌ها با شما تماس بگیرند.
  • در پایان برنامه با مجری و دیگر مهمانان دست بدهید.

پس از برنامه​

  • اگر واقعا دوست دارید که باز هم به برنامه دعوت شوید، این را به گردانندگان برنامه بگویید (اما فقط در صورتی که احساس کنید حضورتان به قدر کافی موفق بوده است.)
  • نسخه‌ای ضبط شده از برنامه را بگیرید (یا خودتان تهیه کنید) و بعد با نگاهی نقادانه آن را تماشا کنید یا به آن گوش بدهید. این کار برای بهتر شدن حضورتان در برنامه‌های بعدی بسیار مفید است. (به توصیه برنامه آموزش رسانه‌ای جهانی، یک بار هم برنامه را به صورت صامت تماشا کنید تا ببینید که بر صفحه تلویزیون چگونه به نظر می‌رسید. عامل صدا ما را از تمرکز بر تصویر بازمی‌دارد.)
  • اگر حضور و عملکرد شما خوب بوده، شاید بد نباشد که چند نسخه از برنامه را تکثیر کنید و در اختیار تهیه‌کنندگان یا مجریان بگذارید تا از آن به عنوان نمونه برای ترویج‌گران دیگر استفاده کنند.

خلاصه​

دیدار با رسانه‌ها نباید لزوما دشوار باشد. در واقع این کار ممکن است که حتی خوشایند و مفرح باشد و به مثابه ابزاری قوی در مجموعه فعالیت‌های ترویج‌گری شما جای گیرد. اگر رهنمودهایی را که در این بخش ارائه شد دنبال کنید و به خاطر بسپرید که اصحاب رسانه که شما با آن‌ها سروکار دارید همه انسان هستند، ممکن است که بتوانید برای آرمان خود سخنگوی رسانه‌ای توانمندی بشوید.   

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 13:54

Entrevista de persona a persona:

___Usted ha practicado cómo hablar en público.

___Está preparado para contestar cualquier pregunta posible.  

___Ha desarrollado varias “expresiones”. 

___Ha preparado la información de los antecedentes para los reporteros.  

___Trae consigo material visual si es adecuado.

___Ha tenido buen contacto visual durante la entrevista.  

___Se mantuvo alerta. 

___Estuvo consciente de su lenguaje corporal y de lo que comunicó a través del mismo.

___Demostró entusiasmo en el momento apropiado.  

___Ha transmitido cierta imagen de su organización a través de su participación.

___Usted estuvo en control de la continuidad y consistencia de su presentación.

___Ha establecido una comunicación más estrecha con el entrevistador.  

___Habló con claridad pero sin levantar la voz.  

___Fue discreto y cortés pero no pasivo.  

___Ha evitado discutir pero fue enérgico cuando fue necesario.  

___No se le presionó a contestar una pregunta que lo hizo sentir incómodo.

___Mantuvo el enfoque en el tema.

___Ha resumido los puntos importantes.  

___Agradeció al reportero por su tiempo.  

___Ofreció estar disponible para cualquier aclaración en el futuro.

___Ha solicitado una corrección impresa o en el aire si los hechos fueron malinterpretados.  

___Su conducta fue profesional y cortés todo el tiempo.  

Cuando llame a un reportero:

___Averiguó cuándo es más probable que el reportero se encuentre disponible.  

___Explicó quién es usted y la organización a la cual pertenece.

___Preguntó si el reportero está disponible para hablar.  

___Se mostró seguro de sí mismo y fue enérgico sin ser agresivo.

___Ha dado una explicación de la importancia de la noticia que sugiere.

___Primero proporcionó los hechos importantes.  

___Proporcionó información sobre dónde el reportero puede verificar y obtener más información.

___Las respuestas fueron simples y directas.  

Cuando un reportero llama, usted:

___Le pide que vuelva a llamar si no es el momento adecuado.  

___Ha contestado las preguntas lo mejor que ha podido.  

___Ha sugerido su propio ángulo de la noticia.  

___Utilizó palabras y frases que ayudan a dar marco a su tema.

___Si no sabía la respuesta, ayudó al reportero a encontrar una fuente diferente.  

Presentaciones en la radio o la televisión:

___Averiguó cuál es el formato del programa.  

___Conoce el punto de vista y cómo se presentan los temas usualmente.  

___Sabe quién es el presentador y los demás invitados.  

___Sabe cuánto tiempo le ha sido asignado a su tema.  

___Ha visto o escuchado una transmisión del programa antes de su presentación.

___Se ha preparado ensayando su papel.  

___Usó colores sólidos para una presentación en televisión.

___Si no pudo incluir todo lo que deseaba, se concentró en las ideas más importantes y las repitió.

___Trajo consigo tarjetas con notas para ayudarlo a recordar lo que va a decir.

___Habló con claridad y seguridad, gesticulando con las manos cuando fue necesario.  

___Pidió que se le repitiera la pregunta cuando fue necesario.  

___La audiencia sintió el deseo de involucrarse.  

___Vio o escuchó una grabación del programa para aprender algo de ello.  

Conferencia de prensa:

___Presentó una noticia importante.  

___Se invitó a muchos representantes de diferentes medios.  

___Dedicó tiempo suficiente para prepararse.  

___El portavoz representa la imagen que usted desea para su tema.  

___Sus metas fueron siempre claras. 

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:31

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۶. تغییر دادن دیدگاه رسانه‌ها
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 15:32
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 01/23/2019 - 15:40

وقتی مردم درباره مسائل باهمستان گفت‌وگو می‌کنند، اغلب از این سخن می‌گویند که چگونه افراد برای بهتر کردن وضعیت خود باید شیوه زندگی‌شان را عوض کنند. البته اینکه به دیگران بگوییم، باید چنین می‌کردی و نه چنان، آسان است.

برای نمونه، اجازه دهید داستان غم‌انگیز زنی آمریکایی را در یکی از شهرهای کالیفرنیا در نظر بگیریم. این زن وقتی داشت از یک ایستگاه وسائل نقلیه عمومی به طرف خودروی خود می‌رفت، ربوده شد. ربایندگان او را در صندوق عقب خودروی خودش چپاندند و پس از سرقت پول و جواهراتش، به او تجاوز کردند و سپس او را به قتل رساندند. هرچند رسانه‌ها به جد به این تعرض وحشیانه به زن و قتل او پرداختند و مردم هم قویا خواستار افزایش امنیت عمومی شدند، تمرکز کلی رسانه‌ها بر ماجرای جنایت بود.

در این قضیه، شرایطی که منجر به حمله به زن شد و نیز مسائل مربوط به امنیت در سطح باهمستان و رفاه شخصی افراد نادیده گرفته شد. در عوض رسانه‌ها به مردم «توصیه‌هایی» درباره «حفظ امنیت شخصی» هنگام استفاده از وسایل نقلیه عمومی یا پارکینگ‌های عمومی ارائه کردند.

اینکه فکر کنیم قربانیان این نوع حوادث به قدر کافی به امنیت و حفظ جان خود توجه نکرده‌اند و مراقب نبوده‌اند آسان است. رسانه‌ها گرایش دارند که مسائل مربوط به بهداشت و تندرستی و باهمستان را موضوع‌هایی شخصی و فردی تلقی کنند و نه مشکلات اجتماعی.

در ترویج‌گری موثر رسانه‌ای، ترویج‌گران تندرستی و باهمستان نه فقط حوادث و اخبار را به شکلی بازتعریف می‌کنند که تاثیر سیاست، اقتصاد، سیاست‌گذاری بهداشت و تندرستی و کلیشه‌سازی بر مسائل باهمستان و بهداشت و تندرستی آن آشکار شود، بلکه با نمایندگان رسانه‌ها همکاری می‌کنند تا به آن‌ها کمک کنند که این مسائل را روشن‌تر بشناسند و آن‌ها را با صراحت بیش‌تری مطرح کنند. کار آن‌ها این است که به رسانه‌ها – و به واسطه آن‌ها به مردم و تصمیم‌گیرندگان – نشان دهند که فقط با تلاش باهمستان است که می‌توان مشکلات مربوط به بهداشت عمومی و آبادانی باهمستان را حل کرد.

رسانه‌ها چگونه راجع به مسائل سخن می‌گویند؟

مهم است که بدانیم اخبار چگونه گزارش می‌شوند. واقعیت‌ها، دانش علمی و تحلیل در قالب نمادها، تصاویر، صداها و برچسب‌ها در یک «چارجوب» یا «قاب» ارائه می‌شود. مثلا فرض کنیم که شما ترویج‌گر بهداشت عمومی هستید. می‌دانید که میان سیگار کشیدن و بیماری آسم در کودکانی که در معرض دود سیگار هستند، ارتباطی وجود دارد. به جای نوشتن مطلبی که در آن فقط اطلاعات آماری داده می‌شود – که چه تعداد موارد جدید ابتلا به آسم در کودکان گزارش شده است – می‌توانید برای نشان دادن خطر دود سیگار برای افراد غیر سیگاری و کودکان، تصویر فرد بزرگسالی را نشان بدهید که می‌کوشد یک سیگار روشن را به دست یک نوزاد بدهد.

نمادها و برچسب‌هایی که معرف رویکردی فراگیر (و در ظاهر درست) هستند، تاثیر بسیار زیادی بر افکار عمومی در زمینه بهداشت و تندرستی و مسائل باهمستان دارند. به عنوان مثال، اخیرا که موضوع ارتباط میان بیماری‌های قلبی و غذاهایی با کلسترول بالا از جمله گوشت قرمز بحث‌انگیز شده بود، تولیدکنندگان گوشت در آمریکا برای مقابله با این جریان آگهی‌هایی تبلیغاتی درست کردند که نشان می‌دهد غذاهای گوشتی خوشمزه در فضایی که در آن موسیقی معروف کابویی به گوش می‌رسد آماده می‌شوند و راوی درباره مزایای گوش قرمز سخن می‌گوید. در این آگهی تولیدکنندگان گوشت از علاقه آمریکایی‌ها به زندگی گاوچران‌ها و مظاهر آن که دامپروری و خوردن گوشت گاو است بهره‌برداری کرده‌اند.

منابع خبری اغلب برای برجسته کردن دیدگاه‌هایی که مورد تایید و پشتیبانی آن‌هاست از تصاویر مثبت استفاده می‌کنند و از تصاویر و برچسب‌های منفی برای بی‌اعتبار کردن دیدگاه‌هایی بهره می‌گیرند که مخالف آنند.

چگونه دیدگاه رسانه‌ها را درباره مسائل باهمستان تغییر می‌دهید؟

طوری که تلویحا بیان شد، تغییر دادن نگاه رسانه‌ها به بهداشت و تندرستی و مسائل باهمستان، در واقع مستلزم دو فعالیت متفاوت اما مرتبط با هم است. نخست باید پیام خود را طوری صورت‌بندی کنید که ایده‌هایی را که می‌خواهید مردم و رسانه‌ها بفهمند و بر پایه آن‌ دست به عمل بزنند، منتقل کند. فعالیت دوم این است که مستقیما با خبرنگاران، سردبیران، تهیه‌کنندگان و دیگر اصحاب رسانه کار کنید تا به آن‌ها کمک کنید که پیچیدگی‌های مسائل را بشناسند و مسائل را به روشنی، اما با پرهیز از ساده‌سازی بیش از حد، به آن‌ها ارائه کنید. بگذارید نخست کار مستقیم با رسانه‌ها را بررسی کنیم.

غالبا تصور می‌شود که روزنامه‌نگارها و به طور کلی اهالی رسانه، افرادی مغرض هستند، اما در اغلب موارد عکس این موضوع صدق می‌کند. بیش‌تر روزنامه‌نگاران خوب، صرف‌نظر از رسانه‌ای که در آن به کار مشغولند، به واقعیت‌ها و نشان دادن آن به مردم پایبند هستند. آن‌ها برای این کار، معمولا می‌کوشند از نمونه‌ها و مثال‌هایی استفاده کنند که بیش‌تر مردم می‌شناسند و به آن‌ها احساس نزدیکی می‌کنند.

برای مثال، ممکن است مخاطبان حوصله شنیدن بحثی درباره فقر را نداشته باشند، اما وقتی که سختی‌های زندگی یک فرد مشخص در کانون توجه قرار می‌گیرد، به موضوع توجه نشان می‌دهند. به همین دلیل وقتی قرار باشد که در رسانه‌ای، اعم از نشریات یا رادیو یا تلویزیون، به موضوع ایجاد فرصت برای افراد گرفتار فقر پرداخته شود، احتمالا گزارش یا برنامه دست‌ کم در ابتدا بر زندگی یک فرد که در چنین شرایطی به سر می‌برد، تمرکز می‌کند. به‌خصوص در تلویزیون که طول یک گزارش دو دقیقه و یا حتی کم‌تر است، شاید پوشش موضوع هیچ‌ وقت از حیطه زندگی آن فرد فراتر نرود و برنامه‌سازان به نقش باهمستان در فقیر بودن افراد و یا راه‌های ممکن برای فقرزدایی نپردازند.

گاهی رسانه‌ها رویکرد خود را به موضوعی عوض می‌کنند زیرا آن موضوع ابعادی به خود می‌گیرد که نمی‌توان نادیده گرفت. مثلا پوشش خبری جنبش حقوق مدنی در آمریکا و نیز پوشش مبارزات ضد نژادپرستی در آفریقای جنوبی با مشخص شدن این که کدام طرف دعوا از نظر اخلاقی دست بالا را دارد، به شکل عمده‌ای تغییر کرد. جهانیان با دیدن تصاویری از خشونت پلیس در آلاباما، می‌سی‌سی‌پی و سوئتو متقاعد شدند که هر دو جنبش در واقع مبارزاتی گسترده و بسیار اخلاقی برای دستیابی به عدالت و حقوق بشر هستند و نه تظاهرات عده‌ای تندرو و «آشوبگران خارجی»، اصطلاحی که مورد علاقه تبعیض‌گرایان در جنوب آمریکا بود.

رهنمودها در این زمینه از بسیاری جهات شبیه رهنمودهایی است که برای برقراری ارتباط در وهله نخست ارائه شد:

  • نشان دهید که فردی قابل‌ اعتماد، آگاه و یک منبع دقیق اطلاعات هستید. اگر آشنایان رسانه‌ای شما بدانند که می‌توانند به سخنان شما اعتماد کنند – بدانند که شما اغراق نمی‌گویید و سخن خود را تحریف نمی‌کنید و اطلاعاتی که به آن‌ها می‌دهید، مفید است – توضیحات شما را درباره موضوعتان می‌پذیرند.
  • رسانه‌ها را متوجه موضوع‌هایی کنید که همزمان با تمرکز بر افراد، دلایل ریشه‌ای آن موضوع‌ها را هم برجسته می‌کند و به طور ضمنی به مخاطب می‌گویند که برای تغییر وضعیت چه کاری می‌توان انجام داد.
  • بکوشید فرصت‌هایی فراهم کنید که رسانه‌ها شرایط واقعی، خدمات، سازمان(ها) و چیزهای دیگری را که شما برایشان ترویج‌گری می‌کنید، ببینند. تجربه کردن اغلب از صرفا حرف زدن، تاثیرگذارتر و متقاعدکننده‌تر است.
  • منطقی باشید. انتظار نداشته باشید که با یک گفت‌وگو یا دیدار لزوما نحوه معرفی و ارائه موضوع شما تغییر کند. مهم‌تر از همه اینکه خشمگین نشوید یا به دیگران تهمت نزنید – این رفتار معمولا به هیچ‌ روی شما را به نتیجه‌ای که می‌خواهید، نمی‌رساند.
  • حتی پس از آنکه به موفقیت رسیدید، به کارتان ادامه دهید. رسانه‌ها ومردم حافظه خوبی ندارند. اگر موضوع خود را به طور مستمر و مناسب ارائه ندهید، احتمال آن هست که اهمیت آن رفته رفته فراموش شود و شما برگردید به همان نقطه‌ شروع فعالیت.

می‌خواهید که رسانه‌ها مسائل باهمستان را چگونه بنگرند؟

ترویج‌گران بهداشت و باهمستان همواره مسائل خود را تعریف و بازتعریف می‌کنند با این امید که شاید تعریفی تازه و بازنگری‌شده از موضوع دیدگاه‌های موجود را درباره بهداشت عمومی تغییر دهد.

اینکه شما مسائل خود و استدلال‌های مخالفانتان را چگونه ارائه ‌کنید شاید مشخص کند که آیا در کارزار ترویج‌گری خود برنده خواهید بود یا بازنده. وقتی با رسانه‌ها کار می‌کنید، به این نکته پی خواهید برد که کار یک ترویج‌گر این است که برای ترویج دیدگاهش مدعی مثبت‌ترین نمادها و برجسپ‌ها باشد و از منفی‌ترین نمادها و چسب‌ها برای معرفی دیدگاه‌های مخالفان خود استفاده کند.

چگونه می‌توانید از نمادها و درونمایه‌ها برای برانگیختن احساسات کسانی استفاده کنید که از تلاش‌های شما پشتیبانی نکرده‌اند؟ اکنون شما را با چند نمونه از نمادهایی آشنا می‌کنیم که احساساتی قوی در مردم برمی‌انگیزند؛ نمادهایی که کسب‌وکارها، سیاستمدارها، سازمان‌های غیرانتفاعی و رسانه‌ها هم بارها آن‌ها را به کار می‌برند.

نمادها و درونمایه‌هایی که عموم مردم به آن‌ها نگاهی مثبت دارند:

  • عدالت
  • سختکوشی
  • خانواده
  • آزادی
  • امنیت مالی
  • امنیت شخصی
  • تندرستی
  • دین
  • تحصیل
  • فرصت‌های بیش‌تر یا جدید
  • جسارت یا ابتکارعمل
  • وطن‌پرستی (در مقایسه با ملی‌گرایی)

نمادها و درونمایه‌هایی که در نظر عموم مردم منفی هستند:

  • بی‌عدالتی یا خودخواهی
  • تنبلی یا گریز از مسئولیت
  • تبعیض
  • فریب
  • رفتار خشن یا توهین‌آمیز
  • عدم خویشتن‌داری
  • تقلب کردن
  • بهره‌کشی از دیگران

کارزارهای رسانه‌ای موفق از مثبت‌ترین نمادهای موجود استفاده می‌کنند. انتخاب نمادهای درست و استفاده از تصاویر به شکلی تاثیرگذار و صادقانه پشتیبانی باهمستان را از مسائلی که برای شما مهم است بیش‌تر می‌کند. حتی ممکن است باورمندانی جدید به ائتلاف شما بپیوندند.

از سوی دیگر، گزینش نمادهای غلط ممکن است که چهره رسانه‌ای شما را خدشه‌دار کند و یا آزرده‌خاطر کردن غیرعمدی مردم، موجب کاهش حمایت مردمی از شما بشود. برای مثال، سازمانی که برای ابراز مخالفت با سیاست‌های دولت در یک سرزمین بیگانه پرچم آمریکا را به آتش بکشد، ممکن است در میان ارتشی‌های پیشکسوت یا گروه‌های دیگری که پرچم را نمادی مقدس از آزادی تلقی می‌کنند طرفداران خود را از دست بدهد.

هنگام انتخاب نمادها، این نکته‌ها را به یاد بسپارید:

  • نمادهایی انتخاب کنید که از نمادهای مخالفان شما متمایز باشند.
  • نمادهایی برگزینید که مردم آن‌ها را معرف فرآورده یا سازمانی دیگر ندانند.
  • نمادهایی انتخاب کنید که مفهومی دوپهلو یا نامشخص نداشته باشند. یک شیوه مناسب برای اینکه ببینید نمادی که انتخاب کرده‌اید، پیام را به مخاطب می‌رساند یا نه این است که از کسی که با سازمان شما آشنایی ندارد بخواهید که برداشت خودش را از نمادهای شما برایتان توضیح بدهد.
  • دقت کنید که تصاویر و نمادهایی انتخاب نکنید که ممکن است برای بعضی گروه‌ها توهین‌آمیز باشد یا آن‌ها را از بقیه جدا کند.
  • به یاد داشته باشید که باید گفتار و رفتار شما با پیامی که نمادهای شما به دیگران منتقل می‌کنند هماهنگ باشند. این هماهنگی نشان می‌دهد که شما در فعالیت‌های خود و پایبندی به ارزش‌هایی که نمادهای شما معرفشان هستند جدی هستید. برای مثال، اگر شما ترویج‌گر تندرستی هستید و تلاش دارید که مصرف دخانیات را در میان نوجوانان کاهش دهید، در صورتی که سیگاری هستید، باید آن را ترک کنید.
  • نمادهایی انتخاب کنید که بار عاطفی دارند، اما مثبت هستند. هدف شما این است که انرژی نهفته و تداعی‌های مثبت وجهه خود را در اذهان مردم بیش‌تر کنید.
  • جنبه‌های منفی نمادهایی که به مخالفان خود نسبت می‌دهید، یا جنبه‌های منفی نمادهایی که آن‌ها برای خود برگزیده‌اند را، برجسته و پررنگ کنید.
  • برای اینکه نمادهایتان تاثیرگذار باشند، باید با دفاع از تغییر منطقی و معقول سیاست‌های اجتماعی، نمادها را تقویت کنید. نمادهای شما باید با استدلال‌های شما به خوبی هماهنگ باشند و کمک کنند که مشکل را به عنوان مشکلی اجتماعی بازتعریف کنید؛ مشکلی که برای حل کردنش شهروندان باید دست به دست هم بدهند.

چگونه ارائه پیام خود را تغییر می‌دهید؟

یکی از مهم‌ترین هدف‌های ترویج‌گران رسانه‌ای این است که شیوه به تصویر کشیدن مسائل بهداشت و تندرستی را تغییر دهند. رسانه‌ها مایلند برای بحث در زمینه یک موضوع از نمونه‌های فردی استفاده کنند، در نتیجه، اغلب چنین تداعی می‌شود که گویی «قربانی در خور سرزنش است».

مثال‌هایی که در آغاز این بخش آوردیم، نمونه‌های خوبی است از این که چگونه قربانیان برای موقعیت ناگواری که در آن گرفتارند مقصر قلمداد می‌شوند. نمونه‌ای دیگر یک مادر مجرد الکلی است که «فقط باید اراده خود را قوی‌تر کند تا اعتیادش را کنار بگذارد.»

ترویج‌گری رسانه‌ای می‌کوشد کاری کند که محور بحث از فرد به حیطه گسترده‌تر جامعه کشانده شود. ترویج‌گران می‌پرسند: «چگونه می‌توانیم شهرهای خود را امن‌تر کنیم تا هیچ تجاوزی در آن‌ها صورت نگیرد؟» یا «هر یک از ما چه کار می‌تواند بکند تا فشارهای روحی و روانی بر مادران مجرد کم‌تر شود و اعتیاد به الکل در باهمستان ما کاهش یابد؟»

شوربختانه تغییر دادن نگرش مردم و متمرکز کردن نگاه آن‌ها بر محیط جامعه به جای نمونه‌های فردی اغلب دشوار است. این باور در میان آمریکایی‌ها قوی است که صرف‌ نظر از آنچه در جامعه روی می‌دهد، فرد این قدرت دارد که زندگی خود را دگرگون کند؛ به همین دلیل برای آن‌ها دشوار است که بپذیرند وقتی مشکلی بروز می‌کند همه شهروندان در بروز آن تا اندازه‌ای مسئول هستند و باید در حل آن مشارکت کنند. با این حال مردم می‌توانند نگرش خود را تغییر دهند.

چند توصیه برای کمک به تمرکز توجه بر باهمستان به طور کلی:

  • وقتی با رسانه‌ها سخن می‌گویید به کرات به مضمون‌های اصلی پیام خود اشاره کنید، مثلا به نقش مهم محیط در تعیین بهداشت عمومی و شرایط اجتماعی. برای مثال به روزنامه‌نگاران یادآوری کنید که بسیاری از پژوهش‌های دانشگاهی ثابت کرده‌اند که طبقه اجتماعی مهم‌ترین عامل در بهداشت و تندرستی فردی است.
  • بر لزوم مشارکت باهمستان در تغییر بهداشت عمومی و شرایط اجتماعی تاکید کنید.
  • در توصیه‌های خود، به جای پرداختن به بهبود بهداشت شخصی، سیاست‌های عمومی را مورد تاکید قرار دهید.
  • زیاده از حد به بازگویی موارد فردی نپردازید (مثلا اینکه «جین چگونه بر اعتیاد خود به مواد مخدر غلبه کرد»). این نوع داستان‌ها جای خود را دارند و گاه ممکن است در جلب حمایت‌های مردمی از حرکت پیشگامانه شما موثر واقع شوند. با این حال، پیامی که از این دست داستان‌ها به گوش مخاطب می‌رسد این است که تندرستی و بهداشت موضوعی فردی است و نه اجتماعی.
  • دیدگاه خود را تا حد ممکن روشن و مختصر بیان کنید، اما آماده باشید که به استدلال‌های قوی طرف مقابل خود پاسخ بدهید. وقتی که با موفقیت به انتقادی پاسخ دادید، می‌توانید از نو به دیدگاه خود که آن را با تمام وجود باور دارید و به خوبی تشریح کرده‌اید، بپردازید.

با تعریف و بازتعریف مسائل دورنمایی فراهم می‌شود برای تمام واقعیت‌های علمی و شواهد موردی که در تایید اعتبار آن مسائل دارید؛ این‌ها کمک می‌کند که آرمان شما جان بگیرد. به کارزارهای رسانه‌ای گوناگون در زمینه مسائل بهداشت و تندرستی فکر کنید، کارزارهایی که در طول سال‌ها، هزاران نفر را به پشتیبانی از یک آرمان بسیج کرده‌اند.

مثال: مصرف دخانیات

مردهای سیگاری به صورت مردهایی قوی و طبیعت‌دوست ترسیم می‌شوند، که از سیگار کشیدن لذت می‌برند.

زن‌های سیگاری به صورت زن‌هایی خوش‌پوش و باریک‌اندام ترسیم می‌شوند، زن‌هایی که سیگار را به عنوان زیوری برای تکمیل ظاهر خود می‌خرند.

بدیهی است که صنعت دخانیات از شیفتگی آمریکایی‌ها به زیبایی، خوش‌پوشی و نقش‌های جنسیتی استفاده می‌کند تا مردم را متقاعد کند که فرآورده‌های این صنعت را بخرند. این صنعت محصولات خود را همراه با الگوهایی از زیبایی و تندرستی ارائه می‌دهد تا توجه مخاطب را از اثراث به راستی زیانبار مصرف طولانی‌مدت تنباکو منحرف کند.

تولیدکنندگان دخانیات کوشیده‌اند که ترویج‌گران تندرستی را به عنوان افرادی نشان دهند که حقوق قانونی یک سیگاری را برای سیگار کشیدن محدود می‌کنند، تا با این کار حمایت از طرح‌های پیشگامانه تندرستی را کاهش دهند. در این مورد، صنعت دخانیات بر حقوق فردی و حق آزادی انتخاب تاکید می‌کند، حقوقی که در آمریکا بسیار ارزشمند هستند،  بدون آنکه دولت در کار این صنعت سرک بکشد تا محدودیتی برای مصرف فرآورده‌های دخانی وضع کند.

از سوی دیگر، ترویج‌گران بهداشت و تندرستی عمومی مصرف فرآورده‌های دخانی را به عنوان خطری برای سلامتی معرفی می‌کنند، خطری که ممکن است به بروز بیماری‌های قلبی یا ریوی، سرطان دهان و کمی وزن نوزادان به هنگام تولد منجر شود. آن‌ها همچنین معتقدند که مصرف دخانیات دریچه‌ای است به سوی مصرف مواد مخدر از جمله ماری‌جوانا و حشیش.

در اینجا، مصرف تنباکو صرفا به عنوان موضوعی در حیطه مسئولیت شخصی فرد مطرح نمی‌شود. بلکه فعالیتی است که با تاثیرپذیری از تبلیغات فریبنده صنعت دخانیات صورت می‌گیرد و به دلیل دسترسی آسان افراد کم‌سن‌‌وسال به انواع سیگار گسترش هم می‌یابد.

گذشته از این، ترویج‌گران بهداشت و تندرستی با طرح این ادعا که شرکت‌های دخانیات برای تضمین برخورداری از جمعیتی از مصرف‌کنندگان، مواد اعتیادآور به محصولات خود «افزوده‌اند» شهرتی فزاینده کسب کرده‌اند. در گزارش‌های آن‌ها اعتیاد به فرآورده‌های دخانی نه به عنوان مشکلی شخصی، بلکه به عنوان مشکلی که به دست دست‌اندرکاران طمع‌کار صنعت دخانیات پدید آمده، تعریف می‌شود.

همانطور که می‌بینید ترویج‌گران در هر طرف دعوا دیدگاه‌های گوناگونی دارند. با این حال شما می‌توانید بر نوع نگاه رسانه‌ها و مردم به موضوع‌های خود تاثیر بسیار زیادی داشته باشید. تعریف و بازتعریف قضایا به شما کمک می‌کند که چنین نفوذی به دست آورید.

آسیب‌شناسی نقادانه چیست؟

در کشاکش بحث‌ها بر سر بهداشت و تندرستی عمومی، حجم انبوهی از اطلاعات و آمار و ارقام وجود دارد. شما چگونه می‌توانید فهم این اطلاعات را آسان کنید؟ علاوه بر اینکه پرداختن به موضوع از بعضی زوایای خاص ممکن است موثر باشد، ارائه محتوای داستان به شکلی واقعی و روشن نیز مفید است. ترویج‌گران رسانه اغلب از عبارت «آسیب‌شناسی نقادانه» استفاده می‌کنند؛ این اصطلاحی است ساخته و پرداخته کنشگر ضد دخانیات، مایکل دوب، برای اینکه اطلاعات دانشگاهی برای رسانه‌ها و عموم مردم قابل‌ فهم‌تر شود.

سه نوع آسیب‌شناسی نقادانه​

محلی کردن

محلی کردن عبارت است از ارائه آمار و ارقام نفس‌گیر به شکلی که رسانه‌ها و مردم در یک باهمستان به‌خصوص بتوانند به آسانی از آن سردرآورند. در بسیاری از گزارش‌های خبری متغیرها با ارقام میلیونی و بیلیونی توصیف می‌شوند. مثلا می‌گویند: «از بودجه ٢۴۸ میلیون دلاری سال گذشته، ١۶ میلیون دلار کسر شد» یا «سالانه ۶۵۰۰۰ نفر در حوادث مرگبار ترافیک کشته می‌شوند»؛ برای مردم عادی که در زندگی روزمره با ارقامی به مراتب کوچک‌تر از قبیل ۶۰ دلار صورت‌حساب خرید روزانه یا ۶۰۰ دلار اجاره‌بهای ماهانه سر و کار دارند، این ارقام کلان مفهوم خود را از دست می‌دهند.

نسبیت

در نسبیت، اثرات یک مشکل معمولا با اثرات یک مشکل دیگر که به مراتب چشمگیرتر است مقایسه می‌شود. مرکز منابع ترویج‌گری مهار استعمال دخانیات این واقعیت آماری که هر سال ۳٩۰۰۰۰ نفر بر اثر سیگار کشیدن می‌میرند را به این صورت ارائه کرد: «تصور کنید که هر روز دو هواپیمای جت پر از مسافر سقوط کنند، یعنی ۳۶۵ روز سال این اتفاق بیفتد و هیچ‌کس زنده نماند...» این تصویر در ذهن مخاطب بسیار قوی‌تر و ماندگارتر از این است که گفته شود: «هر سال ۳٩۰۰۰۰ نفر بر اثر سیگار کشیدن می‌میرند.»

اثرات سیاست عمومی

اثرات سیاست عمومی نشان‌دهنده تاثیرات بالقوه سیاست‌های عمومی در بحث و مناظره است. هر شهروند آمریکایی هر روز برای هزینه پس‌انداز و پرداخت وام چند دلار خرج می‌کند؟ با اجباری کردن استفاده از صندلی ایمنی کودک در خودروها جان چند کودک نجات داده می‌شود؟ با لغو مقررات ایمنی آب، جان چند نفر بر اثر افزایش خطرات جانی از دست می‌رود؟

صرف‌ نظر از اینکه چه روشی را به کار می‌گیرید، هدف‌ شما این است که زبان آمار و ارقام را قابل‌ درک‌تر و بامعناتر کنید تا مخاطب‌تان پیام شما را بفهمد و از طرح‌های پیشگامانه شما حمایت کند.

گزین‌گویی‌های رسانه‌ای

با توجه به شتاب و استرسی که در زندگی مدرن وجود دارد، برای آنکه در جریان رویدادهای دنیا قرار بگیریم متکی هستیم به اخبار تلویزیون و رادیو، تیترهای روزنامه‌ها و پست‌هایی که در رسانه‌های اجتماعی هم‌رسانی می‌شود. در بسیاری موارد، رسانه‌ها و مخاطبان آن‌ها نمی‌توانند وقت زیادی را صرف پوشش و مطالعه موشکافانه یک موضوع کنند. این روزها، مردمی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، حوصله چندانی ندارند؛ به شتاب از یک نوشته به سراغ یکی دیگر می‌روند و اگر هم نوشته‌ای بلند باشد و یا از همان اول توجه آن‌ها را به خود جلب نکند، از خیر خواندنش می‌گذرند.

روشن است که سازمان‌های باهمستان باید پیام خود را به کوتاه‌ترین شکل ممکن به مخاطب برسانند. به همین دلیل است که شما در فرآیند اطلاع‌رسانی، باید در یک فرصت زمانی کم یا یک متن کوتاه سخنان زیادی را بگنجانید.

گزین‌گویی‌های رسانه‌ای نقل‌قول‌هایی کوتاه و شسته‌رفته هستند (برای رادیو و تلویزیون بین ۱۰ تا ۱۵ ثانیه و برای رسانه‌های اجتماعی بین ۳۰ تا ۵۰ واژه). این گزین‌گویی‌ها جمله‌هایی هستند که لب‌ کلام را می‌رسانند و برای جلب توجه مخاطب به کار می‌روند. این جمله‌ها هم اطلاعات مهمی را به مخاطبان می‌دهند و هم شامل نمادهایی هستند که در تماشاگر، شنونده یا خواننده احساساتی قوی برمی‌انگیزد.

توصیه‌هایی برای تدوین گزین‌گویی‌ها:

  • گزین‌گویی‌ها خود را تا حد ممکن کوتاه نگه دارید.
  • ایده‌های پیچیده را نه در یک جمله بلکه در چند جمله یا عبارت کوتاه بیان کنید.
  • می‌توانید از طنز استفاده کنید، اما از نمک‌پرانی و لودگی خودداری کنید. نباید موضوع خود را کم‌اهمیت جلوه دهید، ولی بدیهی است که باید توجه توام با همدلی مخاطب خود را برانگیزید.
  • قافیه، تجانس آوایی و جناس از صنایع ادبی آشنایی هستند که اگر در گزین‌گویی به کار روند، مخاطب می‌تواند به راحتی با موضوع ارتباط برقرار کند.
  • با وارونه کردن یا دستکاری طنزآمیز شعارهای معروف تبلیغاتی و بازرگانی می‌توانید تازگی یا محبوبیت تبلیغات مخالفان خود را بی‌اثر کنید.
  • از اندرزگویی، قضاوت کردن و هوچی‌گری خودداری کنید.
  • از به کار بردن ترانه‌ها، نمادها و تصویرهایی که بر اثر کثرت استفاده تازگی و تاثیرگذاری خود را از دست داده‌اند خودداری کنید. برای اینکه بفهمید این روزها از چه نمادهایی استفاده می‌شود ببینید که رسانه‌ها، همکاران و رقبای شما چه «گزین‌گویی‌ها» را به کار می‌برند.

پیش از آنکه برای شرکت در مصاحبه در محل حاضر شوید یا اطلاعات آماده شده را برای رسانه‌ها بفرستید، چندین گزین‌گویی رسانه‌ای که بیانگر ماهیت اهداف ترویج‌گری رسانه‌ای شما باشد بسازید و تهیه کنید. با این کار مجهز به جملاتی پرمغز، پربار و پرشور در جلسه مصاحبه حاضر خواهید شد، جملاتی که نه فقط نگرش شما را ورد زبان‌ها خواهند کرد بلکه احتمالا از قیچی ویراستار/ تدوینگر در امان خواهند ماند و چه بسا در سرخط خبرها هم بیایند.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 14:37

Cómo utilizar símbolos

___Usted ya decidió cómo desea enfocar su mensaje.

___Usted ha elegido símbolos apropiados para su mensaje y para el de su oponente.

___El símbolo que usted escogió es el más positivo que se encuentra disponible.

___Este símbolo es distintivo y no está asociado a otro producto u organización.

___El símbolo no es ambiguo o confuso.

___No ofenderá ni alejará a ciertos grupos.

___El símbolo concuerda con su mensaje.

___El símbolo tiene carga emotiva positiva.

___Usted ha resaltado los aspectos negativos del símbolo de su oponente.

___Usted ha anunciado un argumento convincente para un cambio de política social que respalde su símbolo.

Cómo enfocar su mensaje en la comunidad en general

___Usted se ha centrado en temas básicos.

___Ha recalcado la necesidad de participación comunitaria.

___El enfoque está basado en recomendaciones de política pública.

___No se han utilizado historias de particulares.

___Usted ha enunciado su punto de vista en forma clara y concisa

___Usted está preparado para responder a argumentos poderosos

Epidemiología creativa

___Su objetivo es hacer que las estadísticas y las cifras sean más comprensibles y significativas.

___Usted ha decidido qué tipo usar:

  • Localización
  • Relatividad
  • Efectos de políticas públicas

Ganchos informativos/publicitarios

___Usted ha determinado si un gancho informativo es apropiado.

___El gancho es corto: 10 - 15 segundos o menos.

___Contiene información importante.

___Símbolos reconocidos que no hayan sido utilizados excesivamente.

___Que provoquen una emoción fuerte.

___Usted ha creado varios que capturan la esencia de su mensaje.

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:32

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

الفصل 35. الإجابة عن الهجمات المضادة
mloewenstein Fri, 09/27/2013 - 15:18

هذا المضمون لم يترجم الى اللغة العربية بعد، نعتذر عن ذلك  

بخش ۱. مروری بر تاکتیک‌های مخالفان
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 13:22
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 03/06/2019 - 13:39

روزهایی هست که احساس می‌کنید پیروزی امری دست نیافتنی است: تقریبا هر زمان که سازمانتان موفق شود تاثیری بر باهمستانتان بگذارد کسی هست که نتایجی را که شما برای ایجاد آن به سختی تلاش کرده‌اید، دوست نداشته باشد. این «شخصیت‌های مخرب» ممکن است به سازمانتان یا اعضای آن حمله کنند.

حملات اقداماتی است که توسط جریان مخالف برای مخالفت یا آزار گروه شما صورت می‌گیرد – تا در نهایت به کاهش تاثیرگذاری‌تان منجر شود.

چرا باید به حملات پاسخ داد؟

  • گاهی بسیار اغوا کننده به نظر می‌رسد که در پاسخ به یک حمله، راه خودتان را بروید و به طور کلی انتقادات و یا اقدامات کسانی را که علیه شما کار می‌کنند، نادیده بگیرید. اما بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید هر کاری که انجام می‌دهید یا انجام نمی‌دهید نوعی پاسخ از سوی شما دانسته می‌شود. به طور خلاصه، شما در مواجهه با این حملات، حداقل باید راهبردی برای خود تعیین کرده باشید، زیرا دیگران اینگونه تصور می‌کنند که شما راهبردی دارید، حتی اگر نداشته باشید.
  • پاسخ دادن به حملات به شما کمک می‌کند تا از نکات درستی که جریان مخالف مطرح کرده، درس بگیرید. با این کار، می‌توانید سازمانتان را تقویت کنید و احتمال موفقیت تلاش جریان مخالف برای شکستتان را کاهش دهید.
  • پاسخگویی به روشی عاقلانه و هوشمندانه، موجب ارتقاء سازمانتان در انظار عمومی می‌شود تا گروه شما یک سازمان حرفه‌ای و توانمند به نظر برسد.

چه زمانی باید به آن‌ها پاسخ داد؟

باید به محض وقوع حمله به آن پاسخ داد. اما، تمام انرژی و منابع خود را در خدمت پاسخ‌گویی مستقیم به یک گروه قرار ندهید. برای مثال، اگر گروهی یک پویش علیه کار شما به راه انداخته است، در مورد فعالیت‌های آن‌ها اطلاعات کسب کنید اما تنها زمانی به آن‌ها پاسخ بدهید که کاری غیرمعمول یا قابل توجه انجام داده باشند، مانند حمایت از مصوبه‌ای در نهادهای قانون‌گذاری محلی.

چگونه می‌توان تاکیتیک‌های جریان مخالف را تشخیص داد؟

اولین گام پاسخگویی به حملات، تشخیص آن‌هاست. مخالفان شما ممکن است از انواع حملات استفاده کنند. فهرست زیر حاوی ده گونه از انواع حملات رایجی است که ممکن است مخالفان علیه شما به کار گیرند. هر یک از این تاکتیک‌ها در بخش‌های آتی این فصل به صورت کامل‌تری مورد بحث قرار خواهند گرفت. درک بهتر آن‌ها به شما این امکان را خواهد تا در برابر حملات بهترین پاسخ‌ها را انتخاب کنید.

انحراف​

مخالفان شما ممکن است سعی کنند شما را به دو شکل منحرف سازند. اول، ممکن است به جای تمرکز بر مسئله اصلی، بحث را به موضوعات دیگر منحرف کنند. برای مثال، زمانی که گروه شما سعی دارد دسترسی جوانان را به آموزش‌های پیشگیری از ایدز افزایش دهد، جریان مخالف ممکن است تلاش کند بحث را به سمت گفتگو در مورد ارزش‌های خانواده منحرف کند. احتمال دیگر این است که آن‌ها سعی کنند شما را به گروهی «پاس دهند» که از قدرت کافی برخوردار نباشد یا هیچ قدرتی در اختیار نداشته باشد – برای مثال، به یکی از بخش‌های تحت مدیریت آژانسشان مانند بخش «روابط باهمستانی»، یا به سازمانی کاملا متفاوت شما را ارجاع دهند.

برای مثال، یک گروه ضد دخانیات کسب و کارهای محلی را به چالش کشیده است تا سیاستی در پیش بگیرند مبنی بر اینکه هر فردی که به ظاهر کم‌تر از ۲۶ سال به نظر می‌رسد اگر بخواهد سیگار بخرد باید کارت شناسایی خود را نشان بدهد. دفتر کسب و کارهای محلی اما به جای رسیدگی مستقیم به این موضوع می‌گوید از وکلای‌مان خواهیم خواست که موضوع را در نشست‌های آتی مورد مطالعه قرار دهند و در این باره توصیه‌های خود را بگویند. اما تا زمانی‌ که توصیه‌ها ارائه شوند ممکن است ماه‌ها بگذرد و حتی پس از آن نیز رهبر مخالفان هیچ الزامی برای التزام به آن توصیه‌ها احساس نخواهد کرد.

تاخیر​

تاخیر یکی از رایج‌ترین شیوه‌های پاسخ‌گویی به یک طرح باهمستانی است. مخالفان با استفاده از تاخیر در کارها، می‌توانند بگویند که در حال کار بر مسئله مورد نظر شما هستند در حالی که واقعا کاری انجام نمی‌دهند. آن‌ها حتی ممکن است زمانی که اطلاعات کافی وجود دارد، باز درخواست اطلاعات بیش‌تری بکنند (و حتی برای نشان دادن حسن نیتشان، کمیته‌هایی برای جمع‌آوری اطلاعات تشکیل دهند). یکی از بدترین نتایج ناشی از تاکتیک تاخیر این است که می‌تواند به نیروی حرکت آنی یک سازمان قوی ضربه بزند و موجب از دست رفتن روحیه اعضای باهمستان و دست کشیدن از کار شود.

انکار​

انکار زمانی به کار می‌رود که مخالفانتان واقعیت یکی از موارد زیر را زیر سوال می‌برند:

  • مشکلی که شما از وجود آن سخن می‌گویید (مثال: «ما در باهمستانمان با مشکل بارداری نوجوانان روبه‌رو نیستیم»)
  • راه حل پیشنهادی شما (مثال: «با دادن کاندوم به کودکان از نرخ بارداری آن‌ها کاسته نمی‌شود، تنها احتمال آمیزش جنسی آن‌ها را افزایش می‌دهید»)

نوع دیگر انکار زمانی رخ می‌دهد که یک مقام مسئول یا مخالفی بگوید که می‌خواهد کمک کند ولی در واقع منابع یا نفوذ لازم برای ایجاد تغییر را در اختیار ندارد.

کم اهمیت جلوه دادن​

کم اهمیت جلوه دادن به این صورت ابراز می‌شود که مخالفان ادعا می‌کنند که مسئله‌ای که روی آن کار می‌کنید در واقع چندان مهم نیست («باهمستان ما به طور کلی از سلامت برخوردار است»)، یا سازمان یا تلاش‌های آن را زیر سوال می‌برند. در شدیدترین حالت، ممکن است وضعیت دوم شکل دروغ گفتن، لجن پراکنی، و اتهام زنی به خود بگیرد: «آن گروه یک عده لیبرال، محافظه‌کار، کمونیست هستند که... و جای خالی را خودتان پر کنید...؟»

برای مثال اعضای شعبه محلی «شبکه پیشگیری از تجاوز و آزار جنسی درون‌خانواده» می‌خواستند با دانش‌آموزان تمامی دبیرستان‌های منطقه در مورد پیشگیری از تجاوز صحبت کنند. یکی از مدیران ضرورت صحبت با تمام دانش‌آموزان را زیر سوال برد. او با تعجب می‌پرسید «چرا باید در مورد این موضوع با پسران صحبت کنید. چون این یک مشکل زنانه است.»

فریب​

فریب، گمراه کردن عامدانه کسی است؛ این کار می‌تواند با دروغ گفتن صورت گیرد یا با «فراموش کردن» قسمتی از داستان. فریب ممکن است به روش‌های مختلفی انجام شود، مانند تلاش مخالفان برای گیج کردن سازمانتان با استفاده از بروکراسی‌های بی‌معنی و خطوط قرمز، بازنمایی نادرست آمارها، یا ارائه پیشنهاداتی که در واقع هیچ سنخیتی با هدفی که دنبال می‌کنید، ندارند.

تفرقه​

مخالفان ممکن است بین یک گروه بر سر موضوعات مناقشه‌آمیز تفرقه بیاندازند. آن‌ها امیدوارند که با این کار تاثیرگذاری سازمان یا ائتلاف شما را کاهش دهند. در شدیدترین حالت ممکن است مخالفانتان سعی کنند برخی از اعضا را با پیشنهاد کار یا مشوق‌های دیگر «بخرند».

برای مثال، دو گروه مجزای زیست محیطی که یکی در حوزه پاکسازی رودها و دیگری در زمینه حفظ حیات وحش کار می‌کنند علیه یک کسب و کار محلی متحد می‌شوند تا با اقداماتی که در تخلیه مواد شیمیایی سمی در بالادست رودخانه یک منطقه حفاظت شده حیات وحش محلی انجام می‌دهد مبارزه کنند. مقامات اجرایی این کسب و کار به صورت خصوصی به هر یک از این گروه‌ها قول حمایت مالی و کلامی در پروژه‌های دیگر می‌دهند، اما این حمایت‌ها را مشروط به توقف پویش حمایت‌ و ترویج‌گری آن‌ها و صرف نظر کردن از موضوع این رودخانه خاص می‌کنند.

تطمیع یا دلجویی​

تطمیع یک سازمان به معنی تلاش برای دلجویی و آرام کردن اعضا با امتیازات بی‌معنا و کوچک است. این تاکتیک خیلی زیرکانه است زیرا تشخیص مرز بین مصالحه (که ممکن است به نظر گروهتان کمک کننده باشد) و مساعدت‌هایی که در آینده بی‌معنا بودنشان مشخص می‌شود، دشوار است.

بی‌اعتبار کردن​

بی‌اعتبار کردن از بسیاری جهات شبیه کم اهمیت جلوه دادن است. زمانی‌ که یکی از اعضای گروه مخالف سعی می‌کند یک سازمان را بی‌اعتبار کند، تلاش خواهد کرد کاری بکند که آن گروه در نظر باهمستان بی‌کفایت (غیرعقلانی، غیرضروری، و غیره) به نظر برسد. انگیزه‌ها و روش‌های تحقق اهدافتان هر دو زیر سوال می‌روند.

تخریب​

تاکتیک تخریب به طور شفاف صرفا هدفش تخریب سازمان یا طرح شما به هر شیوه ممکن است. در این تاکتیک برای دستیابی به هدف، از یک یا چند مورد از تاکتیک‌های دیگر استفاده می‌شود. در این مورد، از تهدیدات حقوقی معمولا بهره برده می‌شود (برای نمونه، ممکن است بگویند شما به یک سازمان تهمت زده‌اید)؛ خوب است به یاد داشته باشید که معمولا این تهدیدات تنها در حد حرف هستند. در مورد حقوقتان آگاهی کامل کسب کنید و برای سازمانتان دسترسی به مشاور حقوقی فراهم کنید تا در صورت مواجهه با چنین روش‌های ارعاب خطرناکی با پیروزی بیرون بیایید.

توافق​

توافق با یک گروه به معنی دستیابی به یک مصالحه است. در برخی مواقع این می‌تواند یک پیروزی بزرگ برای گروهتان باشد. اما توجه داشته باشید که زمانی‌ که با گروه مخالف توافق می‌کنید، اطمینان حاصل کنید آنچه می‌دهید با آنچه می‌گیری برابر باشد؛ چنین وقتی زمان بخشندگی نیست. اطمینان حاصل کنید زمانی‌ که با رقیبتان توافق می‌کنید اصول بنیادین گروهتان همیشه در ذهنتان در درجه نخست اهمیت باشد.

خلاصه​

وقتی که تلاش دارید تغییری در باهمستان خود ایجاد کنید، شکی نیست که با مشکلات مختلفی مواجه خواهید شد. همیشه کسانی هستند که از وضعیت موجود سود می‌برند یا افرادی که نمی‌خواهند شاهد موفقیت شما باشند. شناخت تمام انواع روش‌هایی که مخالفانتان با استفاده از آن‌ها می‌توانند «دخل شما را بیاورند»، و نیز شناخت روش‌های پاسخ در برابر این حملات، شما را به دشمنی قدرتمند تبدیل خواهد کرد. علاوه بر این، به شما کمک می‌کند که به بهترین وجه بتوانید در جهت ایجاد تغییر مورد نظرتان تلاش کنید.

Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 14:39

___La oposición está tratando de intimidar a su grupo para reducir su efectividad.

___Usted se ha dado cuenta de que aún al no responder a los ataques usted está dando una respuesta.

___Su organización tiene una estrategia para lidiar con los ataques.

___Usted está respondiendo a los ataques según suceden.

___Si el grupo que le está atacando tiene una campaña exitosa en contra suya, usted responde sólo cuando ellos han hecho algo inusual o sobresaliente

___Usted reconoce las diez posibles vías por las que su oposición le puede atacar:

  • Desviar
  • Retrasar
  • Negar
  • Menospreciar
  • Engañar
  • Dividir
  • Endulzar
  • Desacreditar
  • Destruir
  • Acordar
PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:39

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

بخش ۲. نحوه پاسخ‌گویی به تاكتیك‌های گروه مخالف
Mehrnoosh Wed, 10/02/2019 - 14:42
متن خودآموز
Mehrnoosh Wed, 10/02/2019 - 15:00

روش‌های تاکتیکی گوناگونی برای مقابله با هر یك از اشكال حمله وجود دارد. صرف‌ نظر از هر نوع تاكتیكی كه مورد استفاده قرار گرفته باشد، راهبردهایی كه می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از:   

مخالفان‌ و راهبردهای آن‌ها را بشناسید​

اگر دانستن قدرت باشد، ندانستن ضعف است. مخالفی كه می‌شناسیدش بسیار ضعیف‌تر از مخالفی است كه هر حركتش شما را دستپاچه می‌كند. باورها، سوابق و موقعیت حریف را بشناسید. این شناخت، هنگام پاسخ‌گویی به حملات، شما را در موقعیت مستحكم‌تری قرار می‌دهد. همچنین می‌تواند از سازمانتان به عنوان یك گروه هوشمند و معقول و منطقی، تصویر بهتری بسازد. مخالفان شما چه باورهایی دارند و چه می‌خواهند؟ آیا مخالفان شما از نظر فرهنگی و قومی وابسته به گروهی متفاوت با شما هستند؟ و اگر چنین است، این تفاوت بر كار كردن با سازمان شما چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟ آیا مخالفان شما سابقه كنش (یا واكنش) به طریقی خاص دارند؟ شما می‌توانید برخی از این اطلاعات را از سوابقی كه خودتان با فرد یا سازمان مورد بحث داشته‌اید به دست بیاورید، یا از طریق تجارب و دانسته‌های شخصی دوستان و همكاران، مطالب روزنامه‌ها، مطالب مربوط به شركت‌های بزرگ (اگر طرف مقابلتان یك شركت است)، یا از نوشته‌جات كمپین (اگر طرف مقابلتان نامزد انتخابات یا یك مسئول منتخب باشد) كسب كنید.         

منفی‌ها را به مثبت تبدیل كنید​

ضرب‌ المثلی می‌گوید: اگر مخالفت به تو لیمو داد با آن شربت لیمو (لیموناد) درست كن. توان تبدیل كردن هر شرایط منفی‌ای كه برایتان پیش می‌آورند، به شرایطی مثبت، توانایی بسیار قدرتمندی برای سازمان شماست. مثلا شما می‌توانید از مخالفت شركت آب و برق با برنامه تعیین یارانه گرمایشی برای فقرا، به عنوان بهانه‌ای استفاده كنید برای بررسی پیشینه شركت در خصوص قطع آب و برق، برای بالا بردن آگاهی در مورد مسئله.  

دستور كار تعیین كنید​

اگر با مخالفان ملاقات دارید، سازمانتان باید دستور كار تعیین كند، یا در دستور كار موجود اعمال نظر كند. به این ترتیب گروه شما جلسه را كنترل خواهد كرد. شما، و نه مخالفانتان، این فرصت را خواهید داشت كه در مقام متعرض قرار بگیرید، كه همواره موافق قدرتمندتری است. علاوه بر این، اگر اجازه دهید كه مخالفان دستور كار جلسه را تعیین كنند، به احتمال زیاد بعضی از نكات مهمی كه می‌خواستید مورد بحث قرار دهید، حتی مطرح هم نخواهند شد. طبیعتا مخالفان از «مزیت دادگاه در خانه خود» استفاده خواهند كرد و درباره نقاط قوت خود صحبت خواهند كرد، نه نقاطی كه ممكن است در آن‌ها ضعف داشته باشند.   

استراتژی طرف مخالف را به‌ طور علنی توضیح دهید​

این باعث می‌شود تاكتیك‌های مخالفان برای همه اعضای گروهتان واضح‌تر (و در نتیجه، مقابله با آن‌ها آسان‌تر) شود. همچنین راه بهتری است برای كسب همدردی و احترام از جانب عموم. خصوصا اگر شما گروه نسبتا كوچكی باشید كه به دلیلی منصفانه با شركت یا آژانس بزرگ‌تری مقابله می‌كنید، این امر بیش‌تر صدق می‌كند. همه می‌خواهد از كسی كه شانس برد كم‌تری دارد حمایت كند، اگر از مبارزه خود تصویر داود و جالوت را ترسیم كنید، خواهید توانست مبارزه خود را به‌مراتب پیش‌تر ببرید.  

برخی از اطلاعاتی كه برای رساندن به اطلاع عموم باید در نظر داشته باشید:

  • مخالفان شما چه گفته‌اند و چه كرده‌اند
  • چرا آنچه گفته یا كرده‌اند واقعیت ندارد، یا برابرنگرانه نیست
  • چه چیز واقعیت دارد و یا برابرنگرانه است
  • واقعیت چه تاثیری بر شما و مخالفتان می‌گذارد​

 مثلا، یك كمیته شیوه‌های اشتغال عادلانه با مدیران شركت در خصوص اینكه تعداد كمی از اقلیت‌ها توسط سازمان استخدام شده‌اند، ملاقات می‌كند. اما طی جلسه آن‌ها متوجه می‌شوند كه بحث بر سر برگزاری سمینارهایی در خصوص «شایستگی فرهنگی» جلسه را از موضوع اصلی منحرف می‌كند. در پایان جلسه مدیران جلسه را ترك می‌كنند و می‌گویند در ملاقاتی كه با آن كمیته داشتند وظیفه خود را انجام داده‌اند، اگرچه در واقع كاری انجام نشده است. اما اعضای كمیته به‌ جای دست كشیدن از موضوع، گذاشتند كه مدیران و مطبوعات بدانند كه شركت برای پرداختن به مسئله هیچ كاری نمی‌كند.

وقتی قرار است موضوع علنی شود، به توصیه عقل سلیم عمل كنید. نباید هر بار همان كار همیشگی را بكنید، ممكن است باعث شود گروهتان تلافی‌جو و نق‌ نقو به نظر برسند.     

همواره مخالفانتان را غافلگیر كنید​

هر بار روی همان راهكارهای همیشگی تكیه نكنید. در عوض همواره مخالفان را حیرت‌زده كنید. این نه‌ فقط در نبرد حاضر به شما كمك خواهد كرد، بلكه به گروهتان كمك خواهد كرد كه از ركود اجتناب كند. اگر دفعه قبل كه با مخالفتان شاخ‌ به‌ شاخ شدید، سعی كردید به‌طور خصوصی درباره یك راه‌ حل مذاكرده كنید، این بار باید موضوع را علنی كنید. یا می‌توانید از شخص ثالثی بخواهید در نقش گرداننده عمل كند. خلاق باشید و از امتحان كردن یك راه جدید نترسید. نگه داشتن مخالفتان در هاله‌ای از ابهام و تردید نسبت به اینكه این بار تاكتیك‌ شما چه خواهد بود، خود راهبرد قدرتمندی است، كه حتی پیش از شروع مبارزه به شما نسبت به مخالفتان برتری خواهد داد. 

از گذشته یاد بگیرید​

اگر سازمانی سابقه واكنش نشان دادن به روش خاصی را داشته باشد، به احتمال زیاد باز هم همان واكنش را نشان خواهند داد. سوابق كسانی را كه با آن‌ها در حال مبارزه هستید، از جمله تاكتیك‌های مورد علاقه‌شان، بشناسید و بدانید كه سازمانتان در گذشته چطور به آن‌ها پاسخ داده است. به این ترتیب شما برای مقابله با آنچه احتمال وقوعش وجود دارد، كاملا آماده خواهید بود و به احتمال زیاد می‌توانید از سقوط در چاله‌هایی كه قبلا در آن‌ها افتاده‌اید، اجتناب كنید.

 مثلا، سازمانی می‌خواست تعداد بیلبوردهای مربوط به آگهی برای آبجو را در یك منطقه كم‌در‌آمد شهری كاهش دهد. وقتی ترویج‌گران گروه تحقیقاتشان را انجام دادند، متوجه شدند كه هر بار كسی از تعداد بیلبوردهای آگهی در باهمستانشان برای هر نوع محصول (اعم از آبجو، مشروبات الكلی،‌ تنباكو یا هر چیز دیگر) شكایت داشته، عرضه‌كنندگان آن محصولات به حق آزادی بیان متوسل شده‌اند. ترویج‌گران كه از قبل این را فهمیده بودند، توانستند پیش از ملاقات با مخالفان‌، پاسخ محكمی را برای ارائه در مقابل استدلال حق آزادی بیان شركت تولیدكننده آبجو فرمول‌بندی كنند و سرانجام موفق شدند تعداد بیلبوردهای مربوط به تبلیغ محصولات مرتبط با الكل را در باهمستانشان كاهش دهند.         

اهل مصالحه باشید​

ممكن است مخالف شما بخواهد با نیت خیر با شما همكاری كند، خصوصا اگر كمپین ترویجگری خود را خوب اداره كنید. گوش به زنگ شرایطی باشید كه بتواند به فرصتی برای همكاری تبدیل شود. مراقب باشید كه منظور مخالفتان از گفتن همكاری، تسلیم شدن در مقابل منافع آن‌ها نباشد. همچنین در خصوص هر امكان قانونی و برحقی هم كه برای مصالحه سر راهتان قرار می‌گیرد، انعطاف‌پذیر باشید. اگر یك رهبر مخالف در ملأ عام اعلام كند كه برخی از ایده‌های شما شایستگی دارند، ممكن است این همان پیشنهاد مصالحه‌ای باشد كه انتظارش را می‌كشیدید، تا میانتان صلح ایجاد كند و همچنین شما را به بعضی از اهدافتان برساند.     

ده D چه هستند؟

ده D تاكتیك‌های طرف مخالف عبارتند از: 

  • فرافکنی (Deflect)
  • تاخیر (Delay)
  • انكار (Deny)
  • كم‌ارزش كردن (Discount)
  • فریب (Deceive)
  • تفرقه (Divide)
  • دلجویی (Dulcify)
  • بی‌اعتبار كردن (Discredit)
  • تخریب كردن (Destroy)
  • معامله كردن (Deal)

راهبردهای خاص برای پاسخ دادن به تاكتیك‌های طرف مخالف​

به برخی از این تاكتیك‌ها می‌توان به شیوه یكسان پاسخ گفت، آ‌ن‌ها را در یك گروه آورده‌ایم.

فرافکنی و تاخیر كردن

فرافکنی زمانی صورت می‌پذیرد كه مخالفانتان سعی كنند تمركز مذاكره را از روی مشكل واقعی بردارند و بر مسائل دیگر قرار دهند، یا اختیار كار را به دست گروهی بدون سلطه و اقتدار یا با سلطه و اقتدار كم بدهند. وقتی طرف مخالف می‌گوید مشغول كار روی مشكل است، حال آنكه هیچ كاری انجام نشده است، وقفه ایجاد می‌شود. گاهی این كار را با این بهانه انجام می‌دهند كه اطلاعات كافی برای پیش راندن كار در اختیار ندارند، در حالی كه اطلاعات زیادی موجود است. معمولا طرف مخالف به منظور بررسی مشكل، یك كمیته یا كمیسیون تشكیل می‌دهد و به این بهانه كار را به هر مدت كه ممكن باشد كنار می‌گذارد. به احتمال زیاد مخالفانتان به این امید هستند كه اگر بتوانند مسئله را به‌ مدت نامحدود كنار بگذارند، عموم هم نسبت به آن بی‌علاقه شوند.   

  • فرافکنی: «رودخانه ما را پاك كنید»، گروهی از شهروندان در ریورویل، تحقیقاتی ارائه كردند كه نشان می‌داد اسلاج‌كو، یك شركت بزرگ تولیدكننده مواد شیمیایی، آلاینده‌های سمی خود را در رودخانه‌ای در بالادست شهر تخلیه می‌كنند. باهمستان خشمگین است و گروه «رودخانه ما را پاك كنید» به اسلاج‌كو فشار می‌آورد كه تخلیه مواد سمی در رودخانه را متوقف كند و آلودگی‌هایی را كه تا آن زمان ایجاد كرده است، پاكسازی كند. اسلاج‌كو در واکنش یافته‌هایی ارائه می‌كند دال بر اینكه ساكنین اطراف این رودخانه زباله‌های خود را در رودخانه می‌ریزند. 
  • تاخیر كردن: یك گروه حافظ ایمنی مصرف‌كنندگان تبلیغ می‌كرد در سطح ملی قانونی وضع شود كه طبق آن از همه‌ تولیدكنندگان اثاثیه و مبلمان خواسته شود همه اثاثیه را با مواد شیمیایی ضد اشتعال روكش كنند، زیرا تحقیقات زیادی نشان می‌دهند كه علت درصد بالایی از آتش‌سوزی‌های منازل آن است كه روكش اثاثیه منزل قابل اشتعال هستند. یكی از اعضای كنگره از ایالتی با تعداد زیادی كارخانجات سازنده اثاثیه و مبلمان منزل، كه در محدوده خودش از طرف آن سازندگان تحت فشار بود، با این پیشنهاد مخالف بود. او لایحه‌ای تقدیم كرد كه از قانون‌گذاران می‌خواست علی‌رغم تحقیقات بی‌شماری كه از جانب گروه مصرف‌كنندگان ارائه شده، یك سال دیگر هم صبر كنند تا بخش ایمن‌سازی محصولات برای مصرف‌كنندگان، تحقیق دیگری انجام دهد.  

پاسخ به انحراف و تاخیر

مقاوم باشید! اگر احساس می‌كنید كه لازم است به مسائل دیگری كه مخالفانتان مطرح می‌كنند توجه كنید، اشكالی ندارد. اما سعی كنید وقت زیادی را صرف آن‌ها نكنید و همواره تمركز را روی مسئله اولیه خودتان برگردانید.

  • مخالفانتان را بشناسید راهبردهایشان را درك كنید. در مثال بالا در خصوص تاخیر، گروه مصرف‌كننده از پیوندهای میان آن عضو كنگره و تولیدكنندگان اثاثیه منزل خبر داشتند و آن را در تمام مطالب مطبوعاتی و مصاحبه‌هایشان مطرح كردند. 
  • تا آنجا كه برایتان مقدور است با روش‌های تصمیم‌گیری مخالفتان، از جمله اینكه چه كسی چه مسئولیتی دارد، آشنا شوید. چنانچه مخالفتان بخواهد مسئولیت را به دیگری واگذار كند، این كار به شما كمك می‌كند بتوانید به صورت مستدل و مطلع اعتراض كنید.
  • در صورت لزوم، به‌اختصار به مشكلی كه مخالفتان مطرح كرده،‌ بپردازید. اگر احساس می‌كنید عموم واقعا «جذب» تاكتیك‌های مخالفانتان شده‌اند، شما هم به آن تاكتیك‌ها بپردازید. اما مهم است كه فقط به‌ طور اختصار به آن‌ها بپردازید. اگر در ظاهر به آن‌ها زیاد بها بدهید، عموم تصور خواهند كرد كه آن‌ها هم به اندازه مسئله اصلی اهمیت دارند.
  • همواره تمركز را روی مسئله یا مشكل كلیدی خودتان برگردانید. آمادگی ارائه شواهد بیش‌تری را داشته باشید كه نشان دهند مشكل یا مسئله شما اصل مطلبی است كه مخالفانتان و عموم باید متوجه آن باشند. شاید لازم به تكرار باشد، یا نیاز به یافتن راه‌های جدیدی باشد كه مسئله را به چشم عموم بیاورید. وضعیت هر چه كه باشد، پایداری كلید اصلی است.   

گروه مشتریان در مثال تاخیر بالا، در حمایت از ادعایشان مبنی بر خطرناك بودن روكش‌های قابل اشتعال اثاثیه منزل، تحقیقات و گزارش‌های متعددی را در اختیار مطبوعات قرار دادند. آن‌ها همچنین مقادیر متنابهی فیلم درباره آزمایشات ایمنی در اختیار ایستگاه‌های تلویزیونی قرار دادند كه در آن‌ها كاناپه‌ای كه روكش ضداشتعال نداشت، به‌سرعت و به‌ طور كامل آتش گرفت، در حالی كه كاناپه‌ای كه روكش ضداشتعال داشت، فقط بدون آتش گرفتن دود كرد. 

اگر طرف مخالفتان طفره می‌رود، یا ادعا می‌كند به اطلاعات بیش‌تری نیاز است، می‌توانید از برخی تاكتیك‌های تبلیغاتی غیرمعمول استفاده كنید. مثلا، كاری كه گروه مشتریان در مثال بالا می‌توانستند انجام دهند این بود كه در یك محل عمومی یك قبرستان ساختگی با سنگ‌قبرهای دروغین بسازند كه نشان‌دهنده تعداد افرادی باشد كه در طول سال آینده به دلیل استفاده از اثاثیه بدون روكش ضداشتعال، در آتش خواهند سوخت و خواهند مرد. 

انكار و كسر ارزش

هنگامی كه مخالفان شما از تاكتیك‌های انكار استفاده می‌كنند، یا می‌خواهند بگویند اساسا چنین مشكلی وجود ندارد (مثلا اینكه در باهمستان ما مشكلی به نام ایدز وجود ندارد)، یا راه‌ حل پیشنهادی شما كارایی ندارد.

كم‌ارزش كردن هم بسیار شبیه انكار كردن است. با این تفاوت كه طرف مخالف نمی‌گوید اصلا مشكلی وجود ندارد. می‌گوید مشكل هست، اما مهم نیست، یا در واقع آن‌قدرها هم كه شما فكر می‌كنید بزرگ نیست. 

  • انكار كردن: یك گروه پیشگیری از بارداری نوجوانان در ساب‌اوربان‌دیل، تلاش می‌كند مدارس عمومی را وادار كند برای همه شاگردان دبیرستانی یك دوره آموزش مسائل جنسی برگزار كنند. اعضای انجمن اولیا و مربیان ساب‌اوربان‌دیل ادعا می‌كنند كه شاگردان مدارس آن ناحیه روابط جنسی ندارند. 
  • كم‌ارزش كردن: اعضای باهمستان همجنس‌گرایان مذكر، مؤنث، دوجنسی‌ها و ترنس‌های شهر شما از شورای شهر تقاضا دارند قانونی را به تصویب برساند كه تبعیضات جنسیت‌محور را در امر استخدام و مسكن‌گزینی، غیرقانونی اعلام كند. شورای شهر مخالف است و می‌گوید شمار دگرباشان جنسی در باهمستان آنقدر كم است، كه تصویب چنین قانونی غیرضروری است.

پاسخ به انكار و كسر ارزش

هنگامی كه مخالف شما سعی می‌كند بگوید مشكل واقعی نیست یا اهمیت ندارد، بهتر است شما آمادگی داشته باشید كه به عموم ثابت كنید كه مشكل هم كاملا واقعی است و هم كاملا قابل توجه است.  

  • مخالفانتان را بشناسید راهبردهایشان را درك كنید. چرا مخالفانتان مایلند عموم فكر كنند كه مشكل وجود ندارد؟ همانطور كه درباره تاكتیك‌های دیگر گفتیم، شناسایی انگیزه‌های مخالفانتان به شما كمك می‌كند بفهمید بهترین راه مقابله با آن‌ها چیست.
  • آمادگی ارائه اطلاعات ضروری را داشته باشید و در این زمینه مقاوم باشید. اگر بتوانید انبوهی از شواهد را ارائه دهید كه نشان دهد یك مشكل واقعا وجود دارد و واقعا مهم است، مخالفانتان نخواهند تواست در درازمدت به انكار و مخالفت با آن ادامه دهند. اگر بعد از آنكه شما تعداد متنابهی شواهد مغایر با نظر آن‌ها را ارائه كردید، آن‌ها همچنان به انكار مشكل ادامه دهند، به‌تدریح در نظر عموم بد جلوه خواهند كرد.
  • راهبردهای مخالف را به اطلاع عموم برسانید. اگر ارائه شواهدی دال بر واقعی بودن مشكل، در مقابله با مخالفانتان به جایی نرسد، وقت آن است كه مسئله را عمومی کنید. می‌توانید برگه‌های حاوی اطلاعات راجع به موضوع، گزارش‌ها، پیمایش‌ها، نظرات متخصصین را در اختیار مطبوعات و عموم قرار دهید تا نظر شما اثبات شود.

فریب

ممكن است مخالفان عمدا سازمان‌ شما یا عموم را با دروغ‌گویی، یا «تشریح گزینشی» داستان، گمراه كنند یا به اشتباه بیندازند. فریبكاری كوته‌نظری است و متاسفانه در زندگی افراد و سازمان‌ها به‌وفور مشاهده می‌شود. 

 مثلا انجمن ملی ادابان كه مدت‌های طولانی با شركت‌های سازنده‌ الوار درختان می‌جنگید، اخیرا با یك تاكتیك فریبكارانه از جانب یكی از اعضای كنگره كه با صنایع الوارسازی پیوند نزدیك داشت و مدافع یك لایحه بود، مواجه شد. لایحه عبارت بود از تشویق در جهت افزایش الوارسازی به عنوان درمان كامل هجوم حشرات و بیماری‌ها در جنگل‌های ملی ما، كه به شركت‌های الوارسازی اجازه می‌داد به‌جای درخت‌های كوچك مستعد آتش‌سوزی كه اجازه قطع آن‌ها را داشتند، درخت‌های بزرگ و سالم را قطع كنند. مقابله انجمن ملی ادابان به این طریق بود كه نشان می‌داد حشرات، بیماری‌ها و آتش‌سوزی‌ها در سطح نسبتا طبیعی هستند، در حالی كه قطع و خراش درختان بیش‌ترین آسیب را به جنگل‌های ما وارد می‌كند. 

پاسخ به فریبكاری

فورا پاسخ بدهید. صبر نكنید تا آب‌ها از آتش بیفتند و مردم یادشان برود چه اتفاقی افتاده یا فریب مخالفانتان را به عنوان واقعیت بپذیرند. فورا، دقیقا و قویا نادرست بودن بیانات آن‌ها را اثبات كنید و سپس باقی كارتان را ادامه دهید. 

مخالفانتان را بشناسید و راهبردهایشان را درك كنید. فریبكاری را می‌توان به اشكال مختلف انجام داد و تشخیص بعضی از آن‌ها مشكل‌تر از بقیه است.

انواع رایج فریبكاری كه باید مراقبشان بود عبارتند از:

  • اینكه «فراموش كنند» کل واقعیت را بگویند. این می‌تواند شامل از قلم انداختن اطلاعات، واقعیت‌ها یا جزئیات مهمی باشد كه می‌توانند در نگاه دیگران نسبت به وضعیت تغییر ایجاد كنند.
  • سوء‌استفاده از آمارها یا ارائه اشتباه آن‌ها. همانطور كه زمانی مارك تواین گفت: «سه نوع دروغ داریم: دروغ، دروغ جهنمی و آمار». ممكن است آمار در ظاهر تاثیرگذار باشد و به استدلال‌های طرف مخالفتان وزن بدهد، اما همان آمار را به‌راحتی می‌شود دستكاری كرد. مثلا، ممكن است عبارت: «دو سوم از كسانی كه مورد نظرسنجی قرار گرفتند معتقد بودند كه كاندوم نباید در دسترس جوانان منطقه قرار گیرد» تاثیرگذار به نظر برسد، اما ببینید چه كسانی مورد نظرسنجی قرار گرفته بودند، چه كسانی این نظرسنجی را ترتیب داده بودند (گروه سوم بی‌طرف، یا مخالفان‌ شما؟) چه زمان این نظرسنجی انجام شده بود (تاریخش منقضی نشده است؟) و نظرسنجی چطور انجام شده است (آیا طوری انجام شده است كه امكان جانب‌داری از نظر شما را به حداقل برساند؟) اظهارات فوق به میزان بسیار كم‌تری متقاعدكننده خواهد بود وقتی بفهمید «كسانی كه مورد نظرسنجی قرار گرفته بودند» فقط شامل رهبر مخالفانتان، همسرش و سگشان بوده‌ است (سگ كه در آن زمان گرسنه بوده نظری نداشته، و لذا آن یك‌ سوم مخالف را تشكیل می‌داده است).
  • «مبهم نشان دادن» مسئله به وسیله اطلاعات نامربوط، كاغذپراكنی‌های بیهوده، یا ارائه مطالب قلمبه سلمبه و نامفهوم. مثالی برای مبهم نشان دادن مسئله، سیاستمدارانی هستند كه ادعا می‌كنند: «روزنامه‌ها حرف‌های مرا بد نقل كردند»، قطعا منظورشان این است كه: «كاش این حرف‌ها را در ملا عام نمی‌گفتم!» مبهم نشان دادن همچنین زمانی پیش می‌آید كه با پرچانگی جوابی به شما می‌دهند و آن را با مقدار زیادی اصطلاحات فنی یك صنف خاص و حرف‌های بی‌سر و ته كه نمی‌فهمید اصلا چه گفته‌اند (البته اگر چیزی گفته باشند) تكمیل می‌كنند. یا اینكه طرف مخالفتان یك مسئله كاملا بی‌ربط را مطرح می‌كند و سعی می‌كند مكالمه را به سمت زمینه‌های كاملا متفاوت و امن‌تر (برای خودش) هدایت كند. 
  • نیمی از واقعیت (حقیقت) را گفتن. در گفتن نیمی از واقعیت، طرف مخالفتان رویدادی را كه رخ داده یا واقعیتی را كه كشف كرده پیش می‌كشد و فقط آن بخش‌هایی را مورد بحث قرار می‌دهد كه به شما صدمه می‌زند و به نفع خودش است. مثالی برای این امر، اظهار نظری از یك منتقد معروف روی جلد یك كتاب است كه نوشته شده: «باور نكردنی است ... این قطعا رمانی است كه ارزش انتخاب كردن دارد». در واقع جمله كامل اظهار نظری كه در اینجا درج شده تا به فروش كتاب كمك كند این است: «كسالت‌‌آور بودن این كتاب باورنكردنی است! اگر شما مشكل بی‌خوابی دارید، این قطعا رمانی است كه ارزش انتخاب كردن دارد».   
  • گفتن دروغ‌های تمام‌عیار. اغلب اوقات اشخاص منصف نیستند و برای آنكه سازمان‌هایمان پابرجا بمانند، باید آمادگی دفاع از خود را داشته باشیم. اگر در صحت گفته‌های طرف مخالفتان كم‌ترین تردیدی دارید، اصرار كنید كه برای اثبات صحت گفته‌هایشان سند و مدرک ارائه کنند.    

اجازه دهید عموم بدانند چه اتفاقی افتاده است. برای این كار دو دلیل وجود دارد. اول اینكه ممكن است فریبكاری طرف مخالفتان از آنچه شما فكر می‌كنید شناخته‌شده‌تر باشد. با علنی كردن آن به عموم كمك می‌كنید نظری مثبت‌تر و شفاف‌تر نسبت به سازمان شما و نظری منفی‌تر نسبت به طرف مخالفتان پیدا كنند. دوم اینكه علنی كردن رویداد فقط می‌تواند به شما و گروهتان كمك كند و به طرف مخالفتان در نگاه عموم صدمه بزنید.  

  • اثبات نادرست بودن فریب. اگر بتوانید به طرز واضح و منطقی ثابت كنید كه طرف مخالفتان اشتباه می‌كند،‌ مطمئنا برای ادعایتان حامیانی خواهید داشت. اثبات نادرست بودن در بهترین حالت یك حركت سه‌مرحله‌ای است:
    • تحلیل استدلال طرف مخالفتان. ادعای حریفتان دقیقا چه اِشكالی دارد؟
    • حمله به نقطه ضعف استدلال مخالف. اگر در استدلال طرف مخالفتان نقطه ضعف‌های زیادی وجود دارد، همه آن‌ها یا حداقل اكثر آن‌ها را فهرست كنید. در هر مورد اشتباهات وابسته به واقع امر را نشان دهید. در اول و آخر نقطه‌ضعف‌های اصلی را فهرست كنید و سپس آن نقطه‌‌ضعف‌ها را در انتها جمع‌بندی كنید.
    • طرح كردن  استدلالی بر خلاف استدلال مخالفتان. تنها اكتفا نكنید به اینكه اشتباه طرف مخالفتان را توضیح دهید، حتما واقعیت مطلب را هم روشن كنید. اگر صرفا اشتباه بودن استدلال آن‌ها را اثبات كنید و عموم چیز دیگری برای جایگزین كردن آن نداشته باشند، آن استدلال همچنان در ذهنشان باقی خواهد ماند.    

 بازگشت به مثال وسایل پیشگیری از بارداری برای نوجوانان، مثال اینكه چطور نادرست بودن نظر طرف مخالفتان را در ملا عام به اثبات برسانید، به روش زیر بیان شده است:

«مخالفان ما اظهار كرده‌‌اند كه دو سوم كسانی كه در باهمستانمان از آن‌ها نظرسنجی به عمل آمده است، مخالف در اختیار قرار دادن وسایل جلوگیری از بارداری برای جوانان بوده‌اند. اما در بررسی دقیق این نظرسنجی معلوم شد كه تنها سه نفر پاسخ‌گو بودند كه آن‌ها هم در ارتباط تنگاتنگ با طرف مخالفمان بوده‌اند. اما نظرسنجی دومی با ۲ هزار و ۵۰۰ نفر پیمایش‌شونده ساكن باهمستان كه توسط گروه تحقیقاتی مستقل XYZ انجام شد، نشان می‌دهد كه در واقع بیش از ۸۰٪ از افراد باهمستانمان عملا با افزایش دستیابی جوانان به وسایل جلوگیری از بارداری موافق هستند. لذا باید معلوم شود كه نقطه نظرات مخالفانمان نقطه نظرات اكثریت اعضای باهمستان را در بر نمی‌گیرد و باید در نظر داشت كه آن‌ها صدای بسیار ضعیفی (البته اگر صدایی باشند) در منطقه ما هستند.  

ایجاد تفرقه

اگر گروه شما روی یك مسئله بحث‌ برانگیز كار می‌كند، ممكن است طرف مخالفتان سعی كند در گروه شما بر سر چنین مسائلی تفرقه ایجاد كند. 

 مثلا، یك ائتلاف باهمستانی مدتی است در محله‌ای در لوس‌آنجلس كه اكثریت ساكنین آن را افریقایی‌امریكایی‌ها تشكیل می‌دهند مشغول مبارزه با تولیدكنندگان نوشیدنی‌های تخمیری است. این تولیدكنندگان تصمیم گرفته‌اند به راهكار تازه‌ای دست بزنند. آن‌ها پیشنهاد كرده‌اند كه یك مركز جوانان در محله بسازند. این پیشنهاد موثرا در گروه تفرقه ایجاد می‌كند: بعضی از اعضا فكر می‌كنند باید این پیشنهاد را بپذیرند و بعضی دیگر فكر می‌كنند كه گروه نباید هیچ هدیه‌ای را از دشمن قدیمی بپذیرد. 

پاسخ به تاكتیك‌ ایجاد تفرقه

  • مخالفانتان و تاكتیك‌هایشان را بشناسید. 
  • خطوط ارتباطی با گروهتان را باز نگه دارید. فرصت‌هایی فراهم كنید كه اعضای سازمانتان بتوانند به‌ طور مرتب دغدغه‌های خود را با یكدیگر مطرح كنند. این كار را می‌توانید از طریق ایجاد گروه‌های منظم مباحثه، ایجاد فهرستی از بحث‌های ایمیلی یا حمایت مالی از برگزاری گردهمایی‌هایی برای گروهتان انجام دهید. اعضای گروهتان را تشویق كنید درباره هر مشكل یا دغدغه‌ای كه دارند، صحبت كنند. شما می‌توانید تا آن حد گرداننده بحث‌ها باشید كه فقط نظم ایجاد كنید، اما به همه فرصت حرف زدن بدهید و سعی نكنید بحث‌ها را بیش از حد هدایت كنید. دانستن این كه در ذهن افراد سازمانتان چه می‌گذرد و ترغیب گفتگوهای باز، به شما كمك می‌كند از قبل بفهمید كه گروه مقابل چه وقت قصد تفرقه‌افكنی در گروه شما را دارد و این كار بین شما اتحادی ایجاد می‌كند كه به كمك آن بتوانید با چنان تلاش‌هایی از جانب مخالفانتان مقابله كنید.
  • قدم‌هایی بردارید در جهت مراقبت از احساسات تیم و اخلاقیات گروه. اگر افراد سازمان شما احساس كنند بخشی از یك تیم هستند در مقابل تلاش‌های خارجی برای ایجاد تفرقه میان خودشان، آسیب‌پذیری كم‌تری خواهند داشت و هرگاه چنین تلاش‌هایی انجام شود به احتمال زیاد شما را در جریان خواهند گذاشت. همان‌طور كه قبلا هم گفتیم، باز بودن خطوط ارتباطی كلید كار است. فعالیت‌های تیم‌سازی، خلوت كردن با كاركنان و فعالیت‌های اجتماعی همگی راه‌های خوبی هستند برای اینكه افراد دست‌اندركار احساس كنند بخشی از گروه هستند و لذا، احتمال كم‌تری برای ایجاد تفرقه در گروه وجود خواهد داشت.
  • راه‌هایی پیدا كنید برای ایجاد مصالحه در بین گروه. اگر گروهتان بر سر یك مسئله خاص دچار تفرقه شوند، یك راه مصالحه پیدا كنید تا بتوانید در اسرع وقت پیش بروید و به كارتان ادامه دهید. تفرقه چه از طرف عناصر خارجی تحمیل شود، چه در داخل گروه ایجاد شود،‌ به هر حال این امر در موردشان صدق می‌كند. با مطالعه تاكتیك‌های مربوط به معامله در ادامه همین بخش، نكته‌های مفیدی درباره راه‌های رسیدن به مصالحه رضایت‌بخش را خواهید یافت. 

 دلجویی کردن 

دلجویی کردن، به معنی تسكین بخشیدن یا آرام كردن اعضا به وسیله امتیازات كوچك و بی‌ارزش است.

مثلا، یكی از اهداف گروه ضربت پناهگاه جدید ایدز (New Haven AIDS) پیشگیری از ابتلا به ایدز در میان نوجوانان است و آن‌ها سعی كرده‌اند حوزه مدارس را وادارند یك برنامه موثر پیشگیری از ابتلا به ایدز را در دبیرستان‌ها اجرا كنند. حوزه مدارس تلاش می‌كند با گفتن اینكه آن‌ها خودشان برنامه پیشگیری از ابتلا به ایدز دارند، گروه ضربت را دلداری دهد. بعدا معلوم می‌شود كه برنامه پیشگیری از ابتلا به ایدز حوزه مدارس كاملا بی‌معنی است. عبارت است از یك برنامه‌ داوطلبانه بعد از مدرسه كه شاگردان برای شركت در آن هیچ اعتبار كلاسی یا اعتبار فوق برنامه دریافت نمی‌كنند. گروه ضربت به وسیله علنی كردن شواهدی دال بر بی‌تاثیر بودن چنین برنامه‌های داوطلبانه‌ای در باهمستان‌های مشابه و نشان دادن افزایش ابتلا به عفونت اچ آی وی نزد نوجوانان در آن باهمستان‌ها، با حوزه مدارس مقابله كردند. باهمستان در كل شروع به فشار آوردن بر حوزه مدارس برای ارائه یك پاسخ معنادارتر و همچنین برگزاری یك دوره اجباری در ساعات درسی كرد. 

پاسخ به تاكتیك‌ دلجویی

  • مخالفانتان و تاكتیك‌هایشان را بشناسید. 
  • توضیح دهید كه چرا امتیازاتی كه مخالفانتان می‌دهند رضایت‌بخش نیستند. یادتان باشد كه در این مرحله شما نمی‌خواهید قدرنشناس یا متخاصم به نظر برسید. احتمال دارد مخالفانتان فكر كنند كه واقعا در جهت برآوردن خواسته‌های شما تلاش می‌كنند. از طرف دیگر، ممكن است خوب بدانند كه آنچه ارائه می‌كنند كاملا بی‌معناست. ابتدا دست به عصا راه بروید. حتی اگر شك دارید كه آن‌ها دارند به نفع شما تلاش می‌كنند، جوری رفتار كنید كه گویی واقعا در جهت منافع شما حركت می‌كنند. سعی كنید نسبت به آنچه ارائه كرده‌اند قدردان و احترام‌گذار باشید. اما در توضیح اینكه چرا آنچه ارائه كرده‌اند كارایی ندارد، محكم باشید: «ما تلاش شما را در این زمینه تحسین می‌كنیم، اما متاسفانه یك برنامه داوطلبانه در بعد از ساعات درسی، برای آنكه مانع رفتارهای خطرآفرین نوجوانان پناهگاه ایدز شود، كافی و كارآمد نیست. علتش این است: ...».گروه ضربت ایدز در مثال فوق، ناچار بودند برای پشتیبانی از ادعایشان مبنی بر بی‌اثر بودن یك برنامه‌ آموزشی داوطلبانه در ساعات غیردرسی، آمارهایی از باهمستان‌هایی مشابه باهمستان خودشان ارائه دهند.        
  • توضیح دهید كه چرا آنچه شما می‌خواهید معقول است. در اینجا هم آمادگی داشته باشید كه استدلال خود را با واقعیت‌ها و ارقام پشتیبانی كنید.
  • اجازه دهید عموم بدانند چه اتفاقی افتاده است. در این مرحله اگر نتوانید امتیازات بیش‌تری از مخالفانتان بگیرید، ناچار خواهید بود موضوع را علنی كنید. در انجام این كار احتیاط كنید و فقط زمانی انجامش دهید كه مطمئن باشید امتیازاتی كه مخالفانتان می‌دهند در نظر عموم هم به اندازه شما بی‌معناست! اگر عموم فكر كنند كه شما قدرنشناس یا بی‌منطق هستید، این به ادعای شما لطمه خواهد زد.  

بی‌اعتبار كردن

وقتی مخالفان سعی می‌كنند یك سازمان را بی‌اعتبار كنند، انگیزه‌ها و روش‌های شما را زیر سوال می‌برند و سعی می‌كنند گروه شما را در نظر باهمستان نالایق و بی‌كفایت (بی‌منطق، غیرلازم، نادرست و غیره) جلوه دهند. در اینجا كار می‌تواند به جاهای باریك بكشد، بی‌اعتبار كردن می‌تواند تا حمله‌های شخصی و خصوصی هم پیش برود.

پاسخ به بی‌اعتبار كردن

در اینجا هم مانند پاسخ به فریبكاری عمل كنید. مخالف شما سعی دارد شما را بد جلوه دهد.

 مثلا، بیایید دوباره برگردیم به مثال گروه مدافعین ایمنی مصرف‌كنندگان، كه روی درخواست روكش ضداشتعال برای اثاثیه منزل كار می‌كردند. آن عضو كنگره كه با تلاش آن‌ها مخالف بود، سعی كرد گروه آن‌ها را با گفتن این ادعا بی‌اعتبار كند كه: آن‌ها این امكان را نداشتند كه بتوانند درباره صدمه بالقوه مواد شیمیایی ضداشتعال صحبت كنند، زیرا آن‌ها متخصص سم‌شناس در گروهشان ندارند. گروه مدافعین ایمنی مصرف‌كنندگان به این ترتیب مقابله كردند كه اسامی دانشمندان مختلف و معتبری را كه در گروه دارند فهرست كردند و همچنین گزارشات و تحقیقات زیادی را در اختیاز مطبوعات قرار دادند كه نشان می‌داد مواد شیمیایی ضداشتعال بی‌ضرر هستند.   

 تخریب كردن

اگر مخالفانتان سعی دارند به هر صورت ممكن سازمان یا پروژه شما را خراب كنند، كه از جمله می‌تواند به شكل استفاده از تركیبی از دو یا بیش‌تر تاكتیك‌ باشد، آن‌ها سعی در تخریب شما دارند.  

پاسخ به تاكتیك‌های تخریب 

پاسخ شما باید سریع و متمركز (قوی) باشد. به محض آنكه متوجه تاكتیك‌های طرف مخالفتان شدید، پاسخ بدهید و با قدرت هم پاسخ بدهید. می‌توانید از پنج قدم زیر به عنوان استراتژی ممكن برای شكست دادن طرف مخالفتان استفاده كنید:  

  • مخالفانتان و راهبرد‌هایشان را بشناسید. 
  • بفهمید كه تهدیدها فقط تهدید هستند. استفاده از ارعاب یكی از بزرگ‌ترین سلاح‌های طرف مخالفتان است. تهدید به طرح دعوا در دادگاه، تهدید به محدود كردن منابع مالی، یا حتی حملات و دستگیری‌های خشونت‌آمیز می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. اما مهم است بدانید كه گروه‌ها معمولا هیچ تمایلی ندارند كه تهدیداتشان را عملی كنند. آن‌ها معمولا بلوف می‌زنند (تهدیدات توخالی می‌كنند) تا با كم‌ترین دردسر ممكن، شما را وادار به عقب‌نشینی كنند.
  • حقوقتان را بشناسید. در صورت بروز چنین تهدیداتی، بهترین دفاع شما این است كه اطلاع كامل داشته باشید كه آیا جناح مخالف می‌تواند در عمل كاری را كه می‌گوید انجام دهد یا خیر. ممكن است یك شركت محلی شما را تهدید كرده باشد كه به خاطر تهمت زدن نادرست از شما قانونا شكایت كرده است. اما یك بررسی سریع مشاور حقوقی شما نشان دهد كه چنین پرونده‌ای تشكیل نشده است. اگر از حقوق خود باخبر باشید، می‌توانید بلوف طرف مخالفتان را رو كنید. همچنین اگر طرف مخالفتان پا روی حد و مرز قانونی خود بگذارد، می‌توانید شرایط را به نفع خودتان برگردانید و او را وادار به عقب‌نشینی و در وضعیت تدافعی قرار دهید. 
  • خطوط ارتباطی با گروهتان را باز نگه دارید. هر قدر بر این مسئله توصیه تاكید كنیم، كم است. در تلاش برای تخریب شما، یكی از سلاح‌های اصلی طرف مخالفتان استفاده از ارعاب است، با به‌روز نگه داشتن همه اعضای سازمانتان درباره آنچه در حال وقوع است، می‌توانید ارعاب را به حداقل برسانید و همچنین از هر نوع تاكتیك‌ تفرقه‌افكنی كه طرف مخالفتان بخواهد استفاده كند، بر حذر بمانید. حفظ ارتباط با گروهتان می‌تواند از طریق تماس‌های تلفنی، یادداشت در خبرنامه‌های آژانس‌ها، یادداشت‌های دست‌نوشته، نامه، پست الكترونیكی، به‌روزرسانی در جلسات، یا هر روش دیگری باشد كه در حال حاضر از آن طریق خبررسانی می‌كنید.
  • تاكتیك‌های مخالفتان را به اطلاع عموم برسانید. دو دلیل خوب برای انجام این كار وجود دارد. اول اینكه اگر طرف مخالفتان سعی كرده باشد شما را در نظر باهمستانتان بی‌اعتبار كند، انجام این كار می‌تواند نظرات بالقوه مخرب در رسانه‌ها درباره شما را خنثی کند. دوم اینكه در معرض عموم قرار دادن تلاش طرف مخالفتان برای تخریب شما، كمك می‌كند كه گروه شما همدلی و حمایت كسب كنند. اگر گروه مخالف در مقایسه با گروه شما بسیار قوی‌تر باشد، این امر خاصه بیش‌تر صدق می‌كند.  
  • معامله

گاهی ممكن است مخالفان به شما پیشنهاد معامله بدهند. جنبه مثبت معامله این است که می‌تواند به معنی مذاكره درباره توافقی است كه از جانب همه طرف‌های ذی‌نفع قابل قبول است. ولی گاهی تاكتیك پیشنهاد معامله می‌تواند به صورت منفی و به شكل حقه‌ای برای تطمیع سازمان شما و دور نگه داشتنش از هدف واقعی‌تان مورد استفاده قرار بگیرد. طرف مخالفتان می‌تواند این كار را از طریق پیشنهاد امتیازاتی برای سازمان شما انجام دهد كه ممكن است بعدا معلوم شود در برابر آنچه از شما انتظار دارند بی‌ارزش بوده و به هیچ‌ عنوان شما را به اهداف نهایی‌تان نزدیك نمی‌كند (به پیشنهاداتی كه در قسمت دلجویی در همین بخش آمده است، توجه كنید).

اگر كارت‌های دستتان را به‌دقت بازی كنید، معامله می‌تواند به سود شما تمام شود. می‌توانید اطلاعات افزوده‌ای درباره طرف مخالفتان و وضعیت او به دست آورید و برعكس. همچنین می‌تواند سازمان شما را ساختاری برحق و مقتدر نشان دهد كه نمی‌ترسد سر میز مذاكره بنشیند. مخصوصا برای سازمان‌های تازه‌تاسیس و كوچكی مهم است كه سعی می‌كنند در باهمستان اعتبار كسب كنند. نهایتا اینكه در بهترین حالت، مذاكرات موثر می‌تواند هدف شما را تمام و کمال برآورده کند و بتوانید دقیقا آن چه را می‌خواهید به دست آورید.     

در موارد زیر نباید معامله كنید:

  • زمانی كه به نظر می‌رسد مخالفتان روابط منفی درازمدت با باهمستان دارد و معامله شما با آن‌ها ممكن است خیانت به نظر برسد.
  • زمانی كه مخالفتان سابقه ملاقات با گروه‌های باهمستانتان را با نیت سوء داشته است.
  • زمانی كه مخالفتان اخیرا یك خلاف‌كاری مالی یا نوع دیگری از خلاف‌كاری را مرتكب شده باشد و عمل او در ملا عام به اثبات رسیده باشد.

مثلا، ائتلاف پیشگیری از بارداری نوجوانان در شهر كوچك و هم‌بسته سام‌ورویل، می‌خواست كه همه شاگردان دبیرستان نظرسنجی را در ارتباط با فعالیت‌های جنسی پر كنند. گروهی از والدین، به دلیل ماهیت صریح و آشكار نظرسنجی با آن مخالف بودند و شروع به سازمان‌دهی بر علیه ائتلاف كردند. خوشبختانه هر دو طرف توانستند به یك توافق رضایت‌بخش برسند، به این ترتیب كه ائتلاف بارداری نوجوانان موافقت كرد نظرسنجی دیگری ترتیب دهد كه در آن هنوز هم سوالاتی درباره مسائل جنسی وجود داشت، اما سوالات دیگری هم راجع به تغذیه، مواد مخدر و اعتیاد به الكل و سایر مسائل اجتماعی مربوط به نوجوانان پرسیده شده بود. گروه والدین خوشحال بودند كه در نظرسنجی روی مسائل جنسی تمركز نشده بود و گروه ائتلافی هم می‌توانستند به اطلاعات مورد نیازشان دست پیدا كنند، همزمان اطلاعات مورد نیاز گروه‌های دیگر باهمستان هم به دست می‌‌آمد. 

پاسخ به تاكتیك‌های معامله 

مثال بالا می‌توانست به‌كلی به شكل متفاوت‌تری هم باشد. ممكن بود ائتلاف پیشگیری از بارداری نوجوانان اصلا نتواند نظرسنجی انجام دهد، یا گروه والدین ممكن بود كاملا دفع شوند و برای كمك به ائتلاف كاملا بی‌میل و بی‌علاقه شوند. ایجاد مصالحه‌ای كه برای هر دو طرف ذی‌نفع قابل قبول باشد، بسیار مهم است و برای حصول اطمینان از اینكه بتوانید بهترین مصالحه را ایجاد كنید، راه‌های زیادی وجود دارد.  

مخالفانتان را بشناسید و راهبرد‌هایشان را درك كنید.

  • زمینه را برای یك ملاقات موفقیت‌آمیز مهیا كنید. جلسه‌تان را برای زمان و مكانی برنامه‌ریزی كنید كه در آن احساس راحتی و اعتماد كنید. در صورت امكان در «محل خودتان» جلسه بگذارید یا مكان بی‌طرفی را انتخاب كنید. از رفتن به زمین بازی طرف مخالفتان اجتناب كنید. همچنین متوجه انتخاب ساعت خاصی از روز برای مذاكره باشید. یعنی اگر شما صبح‌ها سرحال و فعال هستید، جلسه‌تان را برای ساعت ۹ شب برنامه‌ریزی نكنید.
  • برای تیم مذاكره‌تان، افرادی را با شخصیت‌ها و مسئولیت‌های مختلف در گروهتان  انتخاب كنید. یادتان باشد شما مسئولیت دارید حافظ منافع گروهتان باشید، لذا یك تیم مذاكره متعادل اهمیت دارد. 
  • پیش از موعد مذاكره،‌ تصمیم بگیرید قصد دارید چه بكنید، چه چیز بیش از همه برای گروهتان مهم است و در مورد چه چیز مصالحه نخواهید كرد. فكر كنید كه اگر مذاكره با شكست مواجه شود، چه خواهید كرد. همواره این امكان وجود دارد كه مذاكره به جایی نرسد، پس همیشه یك طرح جایگزین هم از پیش آماده داشته باشید.
  • با افراد صاحب‌قدرت مذاكره كنید. صحبت كردن با كسانی كه عملا صاحب قدرت هستند و می‌توانند تغییراتی را وضع و تصویب كنند، امكان درست فهمیده نشدن نظر شما كاهش و امكان اینكه در عمل اتفاق مهمی رخ دهد افزایش می‌یابد. اصرار داشته باشید كه «تصمیم‌گیرنده‌های» اصلی حضور داشته باشند. چیزی آزاردهنده‌تر از این نیست كه با كسانی مذاكره كنید كه دست آخر بگویند: «بسیار خوب، بعد از صحبت با مدیرمان دوباره با شما تماس خواهیم گرفت». 
  • در مدتی كه مشغول مذاكره هستید، باید:
  • در مورد نحوه تبادل افكارتان مراقب باشید.
  • اجازه دهید اول مخالفتان پیشنهادش را بگوید. این به شما امكان می‌دهد، در حالی كه هیچ‌ یك از ایده‌های خود را بروز نمی‌دهید، بهتر به افكار طرف مخالفتان پی ببرید. همچنین امكان دارد كه پیشنهاد اول آن‌ها به‌مراتب از آنچه امید داشتید بهتر باشد.
  • مبانی پیشنهادتان را توضیح دهید. توضیح دهید كه چرا این پیشنهاد را می‌كنید و چرا اعتقاد دارید كه منصفانه است. همیشه از طرف مخالفتان بخواهید كه او هم این توضیحات را بدهد.
  • در مورد پیشنهادتان انعطاف‌پذیری داشته باشید. اگر در مورد خواسته‌هاتان زیاده سخت بگیرید، طرف مخالفتان را از نشستن پشت میز معامله منصرف خواهید كرد.
  • خونسرد بمانید! همان‌طور كه در تبلیغات می‌گویند: «هرگز نگذارید عرق كردنتان را ببینند». اگر می‌بینید كه دارید كم‌كم برآشفته می‌‌شوید یا نگرانید كه مبادا در مطلب مهمی تسلیم شوید، تنفس اعلام كنید تا به حال عادی برگردید.
  • از اولتیماتوم دادن (اتمام حجت كردن) بپرهیزید. اولتیماتوم معمولا به سراشیبی و پایان ناخوشایند جلسه می‌انجامد و هر دو طرف را در وضعیتی بدتر از قبل قرار می‌دهد. تنها زمانی اتمام حجت كنید كه چاره دیگری نداشته باشید. حتی در آن شرایط هم، در صورت امكان راه گریزی را برای طرف مخالفتان باز بگذارید. مثلا، می‌توانید بگویید: «ما ناچار خواهیم بود ... مگر اینكه اطلاعات جدیدتری به دستمان برسد كه وضعیت را تغییر دهد». 
  • یادتان باشد كه چه چیز برای سازمانتان از همه مهم‌تر است. روی این مطلب هر قدر تاكید كنیم باز هم كم است.

 بعد از اینكه به توافق رسیدید، حتما:

  • توافقتان را مجددا تصریح كنید و همه چیز را مستند كنید. شما می‌توانید جلسه‌تان را با بیانیه‌ای مانند این ختم كنید: «سپس توافق كردیم كه ...» بیان دوباره توافقتان همه موضوعاتی را كه در موردشان تصمیم‌گیری شده تایید می‌كند و به شما كمك می‌كند اطمینان حاصل كنید كه هیچ سوء‌تفاهمی وجود ندارد. همچنین آن‌ها را مكتوب كنید. متاسفانه توافق‌های زبانی دائما شكسته می‌شوند. بنابراین تا معامله را روی كاغذ نیاورید، كارتان تمام نمی‌شود.
  • اجازه ندهید مخالفتان معامله یا توافقی را كه بسته شده است، دوباره باز كند.
  • روندی ایجاد كنید كه از آن طریق مطمئن باشید همه مفاد معامله را دقیقا رعایت خواهند كرد. به نفع هر دو طرف است كه اطمینان حاصل كنید هر دو طرف به گفته‌هایشان عمل خواهند كرد. این «روند دیده‌بانی» بخش مهمی را در اغلب مذاكرات تشكیل می‌دهد.

​خلاصه

اینكه بدانید چطور ضدحمله انجام دهید و تا حد ممكن خود را برایش آماده كنید، تا حد زیادی اعتماد به نفس شما را در پرداختن به كشمكش‌هایی كه در سازمان‌دهی‌های باهمستانی با آن‌ها مواجه خواهید شد، افزایش خواهد داد. یادتان باشد كه مخالفانتان معمولا از تركیبی از دو یا بیش‌تر Dها استفاده خواهند كرد. لذا شاید ناچار شوید خود را به هر ترتیب با بعضی از این راهبردها تطبیق دهید تا خودتان در وضعیت بهتری قرار گیرید. همان‌طور كه فعال و آموزگار افی جونز زمانی گفته بود: «برنامه نداشتن، برنامه‌ریزی برای شكست است». فكر كنید چه چیزهایی می‌توانید از مخالفانتان انتظار داشته باشید و چطور می‌توانید به بهترین وجه به آن‌ها پاسخ دهید، تا وقتی كه زمان ضدحمله برسد، آماده و مطمئن باشید.  

 
Lista de verificación
مجهول (not verified) Wed, 16/01/2013 - 14:40

___Su adversario está intentando intimidar a su grupo para reducir su efectividad con tácticas de oposición.

___Usted ha reconocido la(s) táctica(s) que su adversario está usando:

  • Desviación
  • Retrasos
  • Negación
  • Desvalorización
  • Engaño
  • División
  • Dulcificación
  • Descrédito
  • Destrucción
  • Negociación

___Usted ha decidido combatir esas tácticas.

___Usted entiende a su adversario y su estrategia.

___Si se va a reunir con la oposición, ha establecido o influido en la agenda.

___Usted ha decidido hacer pública la estrategia de su adversario si fuese necesario.

___Usted ha mantenido a sus adversarios en la incertidumbre no usando los mismos enfoques de respuesta todo el tiempo.

___Usted conoce la historia y las tácticas preferidas de la gente con la que se enfrenta.

___Usted está dispuesto a llegar a un acuerdo.

PowerPoint
مجهول (not verified) Fri, 01/02/2013 - 14:43

Una presentación en PowerPoint que resume los puntos principales de la sección.

https://ctb.ku.edu/ar/content/advocacy
CC BY-NC-SA 4.0
© 1994-2026 The University of Kansas. All Rights Reserved.