بخشهای این فصل در حال ترجمه به فارسی است. نسخه انگلیسی این فصل را برای ملاحظه و مطالعه مطالب از اینجا ببینید.
عبارت لابیگری یا اعمال نفوذ بار منفی دارد و این برداشت تا حدی بهجاست. اما لابیگری لزوما چیزی نیست که از آن پرهیز کنیم. برعکس، ممکن است از نظر اجتماعی کاری بس مسئولانه باشد. گذشته از این، شما احتمالا پیش از این هم به شکلی از اشکال لابیگری یا اعمال نفوذ کردهاید – هر چند که شاید در آن زمان این عبارت را به کار نبرده باشید. تازه اگر هم پیش از این برای دستیابی به هدفی این کار را نکرده باشید، شاید وقت آن رسیده که یاد بگیرید چطور اعمال نفوذ کنید تا اگر در آینده موقعیت ایجاب کرد شما هم بتوانید، به شکلی که هم شدنی و هم اخلاقی باشد، لابیگری کنید و بر دیگران فشار آورید.
منظور از اعمال نفوذ چیست؟
منظور از لابیگری یا اعمال نفوذ این است که در شرایطی خاص کسی را که بیش از شما قدرت تصمیمگیری دارد متقاعد کنید تا از اقدامی حمایت کند که شما خواستارش هستید. به همین سادگی، نه چیزی بیشتر (نه کمتر) از این.
«لابیگری» یک عبارت کلی است. کسانی که شما بر آنها اعمال نفوذ میکنید، یعنی تصمیمگیرندهها، میتوانند افراد مختلف در حوزههای متفاوت باشند. بخش عمده ولی نه همه اعمال نفوذها سیاسی است و مستلزم این است که تصمیمگیرندههای دنیای سیاست را متقاعد کنید. در یک مقیاس کوچک و محلی ممکن است با یک عضو شورای شهر سر و کار داشته باشید و یا رئیس هیات نظارت بر مناطق شهری، یا مدیر یک کتابخانه. همچنین ممکن است آن شخص نماینده دولت یا صاحب منصبی عالیرتبه باشد که به صورت انتصابی یا انتخابی در آن مقام جای گرفته است.
با این حال تصمیمگیرندهها لزوما در حوزه سیاست نیستند. ممکن است سردبیران روزنامهها، روحانیان، روسای بیمارستانها، مدیران عامل شرکتهای تجاری، هیات امنای یک کالج و یا مسئولان یک سازمان داوطلبی باشند. این افراد نیز قدرت تصمیمگیری دارند، و اگر قرار باشد که شما آنها را به انجام کاری متقاعد کنید باید در واقع و به مفهوم کلی اما دقیق کلمه بر آنها اعمال نفوذ کنید.
فارغ از این که هدف مورد نظر شما (یعنی کسی که میخواهید بر او اعمال نفوذ کنید) چه کسی باشد، خودِ فرآیند لابیگری هم ممکن است به شکلهای متعددی انجام شود. برای مثال میتواند بهصورت دیدار رو در رو، یا گفتوگوی تلفنی، و یا از طریق پست (ایمیل یا نامهنگاری) صورت بگیرد و در بسیاری موارد شاید ترکیبی از اینها باشد و یا یکی از اینها جایگزین دیگری شود. این نکته در کل در مورد هر کوششی برای متقاعد کردن دیگران صادق است.
چرا باید لابیگری کنیم؟
چون شما دیدگاهی دارید و بر این عقیدهاید که این دیدگاه درست است و فرد تصمیمگیرندهای هست که قدرت و اختیار آن را دارد که این دیدگاه را تبدیل به یک سیاست و در نهایت تبدیل به یک واقعیت کند، درحالی که شما این توانمندی و اختیار را ندارید.
به زبان سادهتر، شما میخواهید بر تصمیمگیران اعمال نفوذ کنید چون معتقدید با اعمال نفوذ میتوانید به آنچه خواسته شماست (و خواسته کسانی است که شما سخنگو و نماینده آنها هستید) برسید.
یک لحظه دست نگه دارید... آیا اعمال نفوذ واقعا کاری اخلاقی است؟
باید باشد. نویسنده مطلب در این جا بنا ندارد که درباره لابیگری به جز اعمال نفوذ اخلاقی سخن بگوید. او برای روشنتر شدن موضوع اعلام میکند که سخناش نه بهطور صریح و نه بهطور ضمنی درباره مقولاتی چون باج دادن، رشوه و زیرمیزی دادن نیست.
بلکه هدف نویسنده صحبت درباره اعمال نفوذ مبتنی بر حقوق شهروندی، بدون شائبه و بدون تشریفات است، یعنی وقتی که شما بیشتر به دلیل حقانیت مواضعتان است که درصدد برمیآیید دیگران را به انجام کاری متقاعد کنید.
تحت این شرایط لابیگری برابر است با مجابسازی منصفانه و از اینرو به نظر نویسنده بهطور حتم اخلاقی است. او حتی از این هم فراتر میرود و میگوید که لابیگری و اعمال نفوذ کاری مسئولانه، مطلوب و مفید است و حتی باز فراتر از این، لابیگری کاری ضروری است. دستکم، در بعضی موارد انسان احساس میکند که وظیفه دارد برای تحقق یک آرمان بر افراد تصمیمگیرنده اعمال نفوذ کند. شما با این سخن موافقاید؟
چه زمانی باید لابیگری کنیم؟
اعمال نفوذ بر تصمیمگیران به ندرت ممکن است ایدهای نامناسب باشد، به خصوص زمانی که:
- موضوعی که با آن سرو کار دارید بحثانگیز باشد.
- کسانی باشند که عقیدهای برخلاف عقیده شما دارند.
- مخالفان شما هم به نوبه خود به لابیگری روی آوردهاند.
- تصمیمی که قرار است گرفته شود برای شما و گروهتان بسیار مهم و حساس است.
- به نظر شما تصمیمگیرندهها هنوز تصمیم نهایی را نگرفتهاند.
- شما جزئیاتی از موضوع میدانید که تصمیمگیرندهها از آنها بیخبرند.
شما بر این باورید که اگر تصمیمگیران از نظرات شما آگاه شوند، این نظرات تاثیر قابلتوجهی بر عقاید آنها خواهد گذاشت.
آیا مواقعی هم هست که باید از اعمال نفوذ بر تصمیمگیرنده خودداری کنید؟ بله هست، اماشاید بهندرت.
زمانی که تصمیمگیرنده بهطور ضمنی به شما پیام بدهد که به قدر کافی شنیده و دیگر لازم نیست چیزی بشنود. در یک مقطعی ممکن است اعمال نفوذ به ضد خود تبدیل شود و دیگر برای تحقق آرمان شما مفید نباشد. مراقب باشید تا هشدارهایی که به موقع نهیب میزنند لابیگری را متوقف کنید از توجهتان دور نمانند.
چطور باید روی افراد داری قدرت تصمیمگیری اعمال نفوذ کنید؟
اعمال نفوذ وقتی بیشترین تاثیرگذاری را دارد که موضوعی که مطرح میکنید موضوع درستی باشد. معنای این حرف چیست؟ یعنی این که موضوع شما ضروری، همدلانه و دستیافتنی باشد. بگذارید کمی بیشتر توضیح بدهیم.
فرض کنیم موضوع شما این است که زنبورعسل بهعنوان حشره ملی شناخته شود، و یا نوشابه از منوی رستورانهای محلی حذف شود و یا اولین دوشنبه از دومین ماه تابستان بهعنوان روز بخشش جریمه پارکینگ اعلام شود. ممکن است که دلایل بسیار خوبی هم برای دفاع از این موضوعات داشته باشید و برای اینکه بحث خود را پیش ببریم فرض میکنیم که این موضوعها هم موضوعهای خوبی است.
نکته اصلی اما این است که هیچکدام اینها موضوعات ایدهآلی نیستند. موضوع زنبورعسل ضروری نیست، منع کردن فروش نوشابه در رستورانها احتمالا همدلی برنمیانگیزد و روز بخشش جریمه پارکینگ هم بعید است دستیافتنی باشد چون به معنی چشمپوشی از درآمدی عمده برای یک نهاد ذینفع است.
اما فرض کنیم که موضوع موردنظر شما افزایش مجازات کسانی باشد که دست به خشونت خانگی میزنند و یا به جای منع نوشابه بخواهید برای منع استعمال دخانیات در رستورانها تلاش کنید. روشن است که ضرورت، برانگیختن همدلی و دستیافتنی بودن این موضوعات به مراتب بیشتر است از مثالهایی که اول مطرح کردیم.
پایه و اساس پشتیبانی
به قول یک لابیگر: «قانونگذاران وقتی با یک استدلال قوی روبهرو میشوند به آن رای میدهند، اما آنچه واقعا شرایط را تغییر میدهد توان شما در سازماندهی و بسیج حرکتی مردمی در یک محله یا منطقه است.»
ممکن است شما بهترین موضوع دنیا را انتخاب کنید، ولی حتی در آنصورت هم به افراد دیگری نیاز دارید که با شما همعقیده باشند. چون کسانی که قدرت تصمیمگیری دارند به خواستههای گروههایی از مردم واکنش نشان میدهند که موظفند به آنها پاسخگو باشند. این گروههای مردمی یا هواداران ممکن است رایدهندگان باشند، مشتریان باشند، خوانندگان نشریه، اربابرجوع، آگهیدهندگان، مقالهنویسان یا افراد دیگری باشند که حمایتشان در نهایت با ادامه حضور آن فرد تصمیمگیرنده در قدرت در ارتباط است. این جمله را حتما شنیدهاید که «قدرت در تعداد است».
بنابراین، اگر میخواهید به شکل موثری لابیگری کنید، باید افراد دیگری را پیدا کنید که با شما موافق و همراه باشند. مهمتر از آن، باید آنها را در قالب گروهی سازماندهی کنید که در راه هدف مشترکتان دست به اقدام و عمل بزنند.
یک نکته دیگر را هم اضافه کنیم، درست است که افراد تصمیمگیرنده به خواستههای گروههایی از مردم واکنش نشان میدهند که موظفند به آنها پاسخگو باشند، اما اگر بدانند که آن گروهها بر کارشان نظارت دارند واکنششان حتی مثبتتر خواهد بود.
تصمیمگیران
گام اول:
گام اول این است که بدانیم در موضوع مورد نظر ما چه کسانی تصمیمگیرنده هستند.
شاید نیاز باشد که برای پی بردن به این موضوع کمی پرسوجو کنیم. اغلب اوقات با چند سوال حسابشده میتوان اطلاعات لازم را یافت؛ اما گاهی لازم است کمی بیشتر کندوکاو کنیم تا بفهمیم که آن نوع تصمیمها واقعا چگونه گرفته میشوند.
گام دوم:
وقتی فهمیدید تصمیمگیران در موضوع مورد نظر شما چه کسانی هستند، باید ببینید که چطور میشود با آنها تماس گرفت.
ممکن است از نماینده مجلس دعوت کنید که به جلسه گروهتان بیاید. میگویید: امکان ندارد؛ سر نماینده مجلس خیلی شلوغ است. ولی آیا هیچ دلیل خوبی برای حضور در جلسه به او ارائه دادهاید؟ آیا اصلا درخواست کردهاید که بیاید؟ چه بسا پاسخی بگیرید که غیرمنتظره باشد. اگر پیشاپیش و به شکل مناسبی درخواست کنید، و کمی هم پافشاری کنید و آن نماینده هم متوجه بشود که جلسه گروه شما به نفع او نیز هست، واقعا احتمال دارد که بیاید.
از سوی دیگر، میخواهید اطمینان پیدا کنید که پیام شما تا حد ممکن دقیق، سریع و خصوصی به نماینده مجلس میرسد؛ بنابراین اگر دستیار (یا دستیاران) آن تصمیمگیرنده کلیدی را به اسم بشناسید کارتان راحتتر خواهد بود. دستیار او میتواند به شما بگوید که برای نماینده چه چیزهایی در اولویت هستند، او چه خصوصیاتی دارد و شما چگونه میتوانید برخورد خود را با او تاثیرگذارتر کنید. بعضی از دستیاران و مشاوران نمایندگان مجلس هم ممکن است در غیبت آنها در چنین جلساتی شرکت کنند. بعضی حتی شاید مایل باشند که در این جلسات حضور داشته باشند. پس اگر بتوانید با این دستیاران یک ارتباط دوستانه و مفید برای هر دو طرف برقرار کنید که چه بهتر. نکته ارزشمند در این جا آن است که دستیاران و مشاوران افراد تصمیمگیرنده را بشناسید.
پیام قانعکننده
وقتی که با فرد تصمیمگیرنده ارتباط برقرار میکنید باید نگران دو چیز باشید: چه میگویید و آن را چگونه بیان میکنید. البته جزئیات امر متفاوت است، بسته به این که نحوه تماس شما چه باشد – حضوری، تلفنی یا پیام کتبی – و موضوع مورد نظرتان چیست.
اما یک چارچوب اصلی وجود دارد. کموبیش در تمام موارد اگر این نکات را در نظر بگیرید به نفعتان خواهد بود:
- شما چه کسی هستید
- چه گروه یا سازمانی (اگر سازمانی در کار باشد) را نمایندگی میکنید
- دلایل شما برای برقراری تماس چیست
- به چه دلایلی میخواهید که فرد تصمیمگیرنده اقدام کند
- چرا گامهایی که به تصمیمگیرنده توصیه میکنید بردارد در پیشبرد منافع او موثرند.
- قدردانی خود را ابراز کنید
به احتمال زیاد شما یگانه کسی نیستید که باید پیام بفرستد. پس کسانی که در این راه با شما کار میکنند را هم تشویق کنید که همین نکات را رعایت کنند.
این اصول کلی را، صرفنظر از این که شیوه تماس شما چه باشد، میتوانید به کار بگیرید. اما یک توصیه مهم آن است که بیش از حد درگیر جزئیات نشوید و یا تلاش نکنید که از دستورالعمل خاصی موبهمو پیروی کنید. تصمیمگیرندهها (اغلب ولی نه همیشه) تمایل دارند که به احساسات انسانی پاسخ دهند؛ گاهی به احساسات همانقدر واکنش نشان میدهند که به واقعیت و یا حتی بیشتر. بهویژه وقتی پای نامهنگاری در میان باشد.
البته نوشتن ممکن است بسیار موثر باشد؛ اما در عین حال مثل هر موقعیت دیگری که در آن قصد ما متقاعد کردن مخاطب است، بهترین شیوه برای اعمال نفوذ بر تصمیمگیران ارتباط شخصی است و به خصوص ارتباط با کسانی که میدانیم بر فرد تصمیمگیرنده نفوذ دارند.
یک لابیگر باتجربه در این زمینه میگوید:
«بهترین راه طرفداری از چیزی ارتباط شخصی است. شما میدانید که نماینده موردنظرتان به آرایشگاه میرود، شما هم در آنجا سر صحبت را با او باز میکنید و ارتباط برقرار میکنید؛ ارتباط شخصی و مستقیمی که مهم است. من اگر بتوانم کاری میکنم که از طرف سازمانم یک رایدهنده علاقهمند به موضوع بتواند در ساعات اداری با نماینده مجلس در حوزه انتخاباتیاش دیداری رو در رو داشته باشد.»
در یک طرح کلیتر اهداف شما روشن است: اول باید دلایل خوبی پیدا کنید برای توجیه این که چرا ضروری است تصمیمگیرنده کاری را انجام بدهد که شما میخواهید، و بعد باید به او نشان بدهید که چرا اقدامی که شما درخواست کردهاید به نفع او هم هست. حال دوباره برگردیم به موضوع اعمال نفوذ. چکیده نکات کلیدی عنوان شده در این مطلب از این قرار است:
«ما باید رهبران اصلی شکلدهنده به افکار عمومی باهمستان را در قالب شبکهای مردمی و مستقر در هر منطقه و محله، شناسایی، سازماندهی و بسیج کنیم تا این شبکه بتواند در مجموعهای از کارزارهای ضروری و دستیافتنی حوزه سیاستگذاری عمومی شرکت کند؛ کارزارهایی که با هدف احیا و ترمیم زیربنای ارائه خدمات برای ارضای نیازهای شهروندان به راه میافتند.»
خلاصه
منظور از لابیگری یا اعمال نفوذ بر سیاستگذاریها این است که در شرایطی خاص کسی را که بیش از شما قدرت تصمیمگیری دارد متقاعد کنید تا از اقدامی حمایت کند که شما خواستارش هستید. لابیگری لزوما چیزی نیست که از آن پرهیز کنیم. برعکس، ممکن است از نظر اجتماعی کاری بس مسئولانه باشد. لابیگری مهم است چون شما دیدگاهی دارید و بر این عقیدهاید که این دیدگاه درست است و فرد تصمیمگیرندهای هست که قدرت و اختیار آن را دارد که این دیدگاه را تبدیل به یک سیاست و در نهایت تبدیل به یک واقعیت کند، درحالی که شما این توانمندی و اختیار را ندارید. اعمال نفوذ وقتی بیشترین تاثیرگذاری را دارد که موضوعی که مطرح میکنید موضوع درستی باشد. یعنی اینکه موضوع شما ضروری، همدلانه و دستیافتنی باشد. برای لابیگری موفق، بعد از انتخاب موضوع درست نوبت به سازماندهی و بسیج مردم یک محله یا منطقه میرسد. کسانی که قدرت تصمیمگیری دارند به خواستههای گروههایی از مردم واکنش نشان میدهند که موظفند به آنها پاسخگو باشند.
برای لابیگری موفق، باید افراد دیگری را پیدا کنید که با شما موافق و همراه باشند. مهمتر از آن، باید آنها را در قالب گروهی سازماندهی کنید که در راه هدف مشترکتان دست به اقدام و عمل بزنند. قبل از اینکه به سراغ تصمیمگیرندهها بروید، گام اول این است که بدانید در ارتباط با موضوع مورد نظر شما چه کسانی تصمیمگیرنده هستند. وقتی فهمیدید تصمیمگیران در موضوع مورد نظر شما چه کسانی هستند، باید ببینید که چطور میشود با آنها تماس گرفت. وقتی که با فرد تصمیمگیرنده ارتباط برقرار کردید باید نگران دو چیز باشید: چه میگویید و آن را چگونه بیان میکنید.
Ejemplo 1: Conocer a tus legisladores
Candy Lightner, la mujer que fundó la organización nacional de Madres Contra la Conducción bajo los Efectos del Alcohol, cuenta esta historia que ilustra la importancia de conocer a tus legisladores:
“Cuando decidí fundar la organización, una de las primera personas a las que acudí fue un viejo y querido amigo, que me dijo, '¿Qué es lo que quieres hacer?'
Y yo dije, 'Bueno, he iniciado esta organización, y quiero hacer algo.'
Y él me dijo, '¿Sabes qué?'
Y yo dije, 'No muy bien. ¿Qué crees que debería hacer?'
Y él dijo, 'Bueno, creo que deberías ir a ver a tu asambleísta.’
Y yo dije, '¿Quién es?'
Y él dijo, 'Bueno, ¿de qué distrito eres?'
Y yo dije, 'No lo sé.'
Y él dijo, 'Bueno, ¿qué eres? ¿Republicana o Demócrata?'
Y yo dije, 'Ninguno de los dos.'
Y él dijo, '¿No votas?'
Y yo dije, 'No.'
Y se enfadó tanto conmigo que me echó de la oficina, y dijo, 'Ni se te ocurra volver aquí hasta que te hayas registrado para votar.' Y yo no sabía cómo registrarme para votar...”
Pero Candy Lightner aprendió rápido. Eventualmente, tuvo un éxito admirable endureciendo las leyes contra los conductores borrachos. Pero nunca hubiera llegado a ningún sitio antes de aprender algo sobre quiénes tomaban las decisiones en su distrito, y el proceso legislativo. [De Bill Berkowitz, Local Heroes (Lexington, MA: Lexington Books, 1987), pp. 127-128.]
Ejemplo 2: Desarrollar una base de apoyo
Judy Meredith, una lobbista profesional de servicios humanos, describe la necesidad de desarrollar una base de apoyo:
“Sí, soy una lobbista a tiempo completo. Pero paso la mitad de mi tiempo organizando y movilizando a mis clientes en redes de base de distritos, porque ahí es donde está el poder. Así que voy mañana por la mañana a una reunión sobre el tema del acceso de los niños a la salud pública. Estamos haciendo dos cosas. Una, identificar a los responsables que más probablemente vayan a votar por esto, que puedan estar indecisos, o que puedan no tener ni idea. El lobbista profesional irá al Parlamento y entregará materiales con hechos a cada una de esas personas.
“Pero al mismo tiempo, contactaremos a varias organizaciones (maestros, la asociación del hospital, la Sociedad Médica, todo el mundo) diciéndoles, 'La semana que viene creemos que se celebrará esta votación. Tienes que llamar a tu representante con este mensaje.' De forma que el representante sepa exactamente cómo afecta este tema a su distrito. ¿Cómo? Porque tal vez 30 o 40 personas le han llamado diciendo algo del tipo, 'Me conoce. Estoy en la junta de la comunidad del hospital. Creemos que ésta es una parte importante de legislación, y sabemos que va a ser votada la semana que viene, y realmente esperamos que usted vote a favor. Esperamos poder contar con usted.' Y luego este mismo legislador se encuentra tal vez 50 cartas sobre su escritorio con el mismo mensaje. Cuando llegue el momento de la votación, será mucho más probable que vote sí.”
Judy prosigue describiendo por qué este apoyo de bases realmente cuenta:
“Mira, cuando un cuerpo legislativo toma decisiones la opinión pesa tanto como los hechos. Porque hay que saber demasiado. Los legisladores están ahí arriba, el calendario tiene 150 puntos, ven el título de una de las propuestas y susurran '¿De qué demonios trata esto?' Y le preguntan al de al lado, '¿Sabes algo de esto?' Ven que lo presenta alguien que normalmente es de fiar. Así que a no ser que hayan recibido cabildeo para decir 'Ésta es una propuesta terrible,' no saben nada más. Así que toman la mayoría de sus decisiones basadas en opinión, mucho más que en los hechos. Y nuestro trabajo es hacer que los hechos entren en juego y cambien su opinión.
Es un lugar humano. Quiero decir, los seres humanos son buenos, y si les das la información correcta, tomarán las decisiones correctas...”
Adaptado de una entrevista con Judy Meredith
Ejemplo 3: Un esfuerzo de cabildeo exitoso
Uno de los mejores ejemplos que conocemos de un proyecto de cabildeo llevado a cabo en Illinois. La cuestión era una propuesta para obligar a usar asientos de seguridad para niños en los coches. El senado estatal estaba citado para votar sobre la propuesta, los sentimientos estaban mezclados. Pero dos investigadores universitarios estudiaron la cuestión, recogieron algunos datos nuevos, y enviaron este mensaje escrito a todos los senadores estatales:
“Como sabe, el Acta de Protección del Pasajero Infantil (Propuesta 608) probablemente sea presentada ante el Senado del Estado de Illinois durante el próximo mes. Nos gustaría ofrecerle los datos pertinentes que esperamos que le sean de utilidad al considerar esta parte de la legislación.
“Tom Rose y yo, 2 investigadores de la Universidad de DePaul, hemos estado recopilando información durante los últimos 8 meses y hemos descubierto que el 93% de los niños menores de 4 años no van sujetados debidamente al ir dentro de automóviles. Estos datos fueron recogidos en el área metropolitana de Chicago y se tomaron mirando si los niños en 1450 coches estaban adecuadamente sujetados. Para obtener información sobre la actitud de los ciudadanos sobre el tema de la sujeción para niños en automóviles, en marzo de 1982, el señor Rose y yo entrevistamos a una muestra de ciudadanos de Illinois y vimos que el 78% de los adultos en el área metropolitana de Chicago estarían a favor de que se aprobara el Acta de Protección del Pasajero Infantil.
“Las estadísticas de tráfico de Illinois indican que 140 niños murieron y 25.828 resultaron heridos en accidentes de coche durante el período entre 1975 y 1981. Estas estadísticas no sólo representan una pérdida trágica de vidas humanas y potencial, sino que también representan un tremendo costo en cuidados médicos y rehabilitación. Por ejemplo, un niño de 3 años que sufra una lesión en la espina dorsal en un accidente de tráfico (una lesión no poco frecuente) y quede parapléjico supondrá un gasto de 724.240 dólares en costos médicos durante toda su vida. Si este niño quedara cuadrapléjico, los costos superarían los 3.317.929 dólares en gastos médicos durante toda su vida.
“Finalmente, los estados que han adoptado la legislación de sujeción de niños han experimentado significantes aumentos en el uso de dispositivos de sujeción. En Tennessee, por ejemplo, el doble de niños fue adecuadamente sujetados después de que el Acta de Protección del Pasajero Infantil de Tennessee fuera aprobada como ley el 1 de Enero de 1978.
“Esperamos que esta información le sea útil. No dude en contactarme si tiene alguna pregunta. Puede encontrarme en el 312-[xxx-xxxx].”
Cuando se celebró la votación, esta propuesta pasó con una mayoría casi unánime y se convirtió en ley. La comunicación escrita aquí (cabildeo, en el mejor sentido de la palabra) claramente hizo una gran diferencia. La forma y el contenido del mensaje son excelentes ilustraciones de muchos de los puntos tratados arriba. [De Leonard Jason y Thomas Rose, American journal of community psychology, 1984.]
Puede que usted no sea investigador de una universidad, o que no sea capaz de recoger datos originales. Pero presentando tus hechos de una forma clara, convincente y respetuosa, tu trabajo influenciando a quienes toman las decisiones tiene muchas más posibilidades de tener éxito.
الأداة:
في ما يلي ملخّص للمرمى العام من التواصل مع صانع القرار. يمكننا استخدامه للتفكير في رسالتنا الإقناعية وتصميمها:
|
أنا أُدعى __________________. أمثّل/(أنا عضو في) _____________________، التي تُعنى بـ__________________. أتّصل بكم لأنّنا مهتمّون بموضوع _________________. هذه القضية تمّ تناولها في مشروع القانون رقم ______________، الذي يُسمّى أيضاً ________________، والمتواجد حالياً في ________________________. نأمل أن تقوموا بـ[نذكر الخطوة الموصى بها]. وذلك، لأنّ [نعطي أسبابنا]. وأيضاً لأنّ [نذكر المنافع]. نقدّر انتباهكم لهذه القضية، ونتطلّع إلى _____________________. شكراً على اهتمامكم. |
قد تكون النماذج من هذا القبيل مفيدة. ولكن بالطبع، لا ينبغي أن نكتفي بملء الفراغات. فمن المفضّل أن نبتعد عن الصيغ النموذجية. فصنّاع القرار هم من البشر، وهم يستجيبون جيّداً للّمسات الإنسانية، ضمن إطار الاقتراحات المذكورة أعلاه.
قبل أن نبدأ بكسب التأييد:
____ لقد اخترنا مسألة مقنعة
____ الجمهور يرحّب بالمسألة
____ يمكن كسب المسألة
____ لقد تابعنا المسألة عن كثب
____ إذا كانت لدينا مجموعة أوسع، لقد شكّلنا فريقاً مختصّاً بالسياسة العامة لمتابعة المسائل ذات الصلة
____ لدينا قاعدة دعم قويّة
____ نعرف مَن هم صنّاع القرار بالنسبة إلى مسألتنا
____ ندرك الوضع الحالي لأيّ تشريع ذي صلة
____ نعرف كيف نتّصل بصنّاع القرار و/أو المعاونين
فيما نعمل على كسب التأييد:
____ لقد ذكرنا اسمنا، وعنواننا ورقم هاتفنا إذا كان ذلك مناسباً
____ لقد ذكرنا المجموعة أو المنظّمة التي نمثّلها (في حال وُجِدَت)
____ سبب اتّصالنا واضح
____ نعرف اسم التشريع، ورقمه، ووضعه الحالي إذا كان عالقاً
____ لقد ذكرنا الخطوة المحدّدة التي نريد أن يتمّ اتّخاذها
____ سبب اتّخاذ هذه الخطوة واضح
____ لقد ذُكِرت أسباب تعزيز الخطوة التي نوصي بها لمصالح صانع القرار
____ لقد أبقينا نوع الاتّصال موجزاً ومختصراً
____ لقد كنّا لطفاء طوال الاتّصال
____ لقد أظهرنا التقدير للشخص أو الأشخاص الذي(ن) يتوجّه الاتّصال إليه(م)
____ لقد شكرنا الشخص أو الأشخاص
نامهنگاری به یک مقام منتخب مردم چیست؟
شاید هماکنون در تلاش باشید تا راههایی برای جلب توجه افرادی پیدا کنید که از قدرت تصمیمگیری در مورد مسئلهتان برخوردار هستند. برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن میتوانید از برخی روشهای اقدام مستقیمی که در این فصل آمده استفاده کنید. در این بخش بهترین راه نگارش یک نامه به مقامات منتخب مردم را به شما میآموزیم.
یک نامه شخصی برخوردار از نگارش خوب میتواند یکی از موثرترین راهها برای ارتباط با مقامات منتخب باشد. آنها دوست دارند نظر اعضای حوزه انتخابیه خود را در مورد مسائل مختلف بدانند، بهویژه مسائلی که با تصمیمهای اتخاذ شده از سوی آنها مرتبط است.
مقامات منتخب معمولا نظرات گروههای فعال در حوزه حمایت و ترویجگری را در مورد یک مسئله میدانند ولی ممکن است از چگونگی تاثیر یک مسئله معین بر مردم مطلع نباشند. نامهای که بهخوبی نوشته شده باشد و بتواند تجارب، ملاحظات، و دیدگاههای شما را تشریح کند میتواند به شما در اقناع یک مقام رسمی کمک کند.
تا همین چند وقت پیش برای تماس با یک مقام منتخب تنها دو راه داشتید: نامه و تلفن. در چند سال گذشته ایمیل نیز به گزینههای شما افزوده شده است و – حداقل در آمریکا – همه مقامات منتخب از اعضای شورای شهر تا رئیس جمهور از ایمیل استفاده میکنند.
همه دستورالعملهایی که در این بخش به آنها اشاره خواهد شد در مورد ایمیل نیز کاربرد دارد – شکل نامه، اطلاعاتی که باید در آن آورده شود، و غیره. نامه به نمایندگان مجلس باید رسمی و تا جای ممکن نگارش خوبی داشته باشد. برای اینکه یک پیام سیاسی جدی گرفته شود باید بتواند به خواننده نشان دهد که شما آن قدر برای این موضوع اهمیت قائل بودهاید که برای نوشتن آن دقت کافی به خرج دادهاید.
در دوران پیش از رواج ایمیل، مقامات معمولا نامهها را بیشتر از تماسهای تلفنی جدی میگرفتند زیرا برای آنها تلاش و فکر بیشتری صرف شده بود. یک ایمیل درست نیز میتواند پیام مشابهی به خواننده بدهد – و به او میگوید این شخص واقعا در مورد این مسئله فکر کرده و برای انتقال فکر خود تلاش جدی انجام داده است.
چرا باید به یک مقام منتخب مردم نامه نوشت؟
شاید برخی از شما قانع نشده باشید که نوشتن نامه به مقامی که با رای شما انتخاب شده بهترین راه برای صرف وقت ارزشمندتان است. دلایل چندی وجود دارد که انجام این کار را حائز اهمیت میکند، از جمله:
- برای توضیح چگونگی تاثیر یک مسئله بر شما یا گروهتان به یک مقام رسمی.
- به منظور اعلام حمایت خود از یک قانون، سیاستگذاری، یا مجموعهای از اقدامات پیشنهادی.
- به منظور مخالفت با یک قانون، سیاستگذاری، یا مجموعهای از اقدامات پیشنهادی.
در هر یک از موارد بالا نامه میتواند حاوی اطلاعاتی در مورد مسئله باشد، که آن مقام رسمی از آنها بیاطلاع است یا مجموعهای از اقدامات پیشنهادی که ممکن است آنها را نشنیده باشد.
- نشان دادن این واقعیت به یک مقام مسئول که اعضای حوزه انتخابیه او از مسئله مطلع هستند و به نتیجه آن توجه دارند.
- اطلاعرسانی به یک مقام مسئول در مورد یک مسئله یا وضعیت، و نیز اطلاعاتی از پیشینه و تاریخچه آن که او ممکن است از آن بیاطلاع باشد.
- تلاش برای اقناع یک مقام مسئول برای رای دادن به شکلی خاص به یک مسئله، یا اتخاذ اقدامات مرتبط دیگر.
- به منظور ایجاد تصویر فردی متفکر از خودتان نزد مقامات مسئول، و در نتیجه تاثیرگذاری بیشتر انتقاد یا حمایت شما؛ و نیز برای اینکه خود را در موقعیت یک مشاور برای مقام مسئول قرار دهید تا هر وقت در مورد این مسئله به اطلاعاتی نیاز داشت با شما مشورت کند.
- برای درخواست ملاقات جهت گفتگو در مورد یک مسئله یا برخی از دغدغههایتان.
- برای تشکر از مقام مسئول به خاطر حمایت یا اقدامش.
- برای انتقاد از یک مقام مسئول برای رای یا اقدامش در گذشته.
- به منظور جلب توجه یک مقام مسئول به این موضوع که شما و گروهتان اقدامات او را زیر نظر دارید و او باید به تاثیر آرای شما در انتخابات آتی توجه داشته باشد.
- برای درخواست از یک مقام مسئول جهت موضعگیری در مورد یک موضوع خاص یا آشکار کردن آرای قبلی خود در مورد آن.
- برای درخواست کمک یا حمایت.
این نوع نامهها اغلب ذیل عنوان «حمایت از اعضای حوزه انتخابیه» دستهبندی میشوند، و به مشکلات افراد با دولت مربوط هستند – برای مثال، محرومیت از کمک هزینههای پرداختی به جانبازان جنگی یا شکل خاصی از آزار و اذیت یک مقام محلی نسبت به یک نفر. دلیل این دستهبندی این است که این مسئله گاهی موجب تلاش یک مقام مسئول برای تغییر روندها، سیاستگذاریها، یا قوانینی میشود که زمینه تبعیض یا ایجاد مشکل برای زندگی کل افراد یک طبقه اجتماعی – کهنه سربازان، کشاورزان، بیوهها، و غیره – را فراهم آورده است.
هدف دیگر این نوع نامهها جلب حمایت یک مقام مسئول برای باهمستان یا یک طرح وسیعتر است. در این نامهها ممکن است از او خواسته شود که در عرصه قانونگذاری برای حمایت از این فعالیت مبارزه کند که گاهی برای این منظور او تنها نام خود را در لیست حامیان و بانیان آن طرح قرار دهد، یا اینکه یک گام فراتر میآید و به فعالیت در هیات مدیره یا یک کمیته راهبری مربوط به این کار میپردازد.
چه زمانی باید به یک مقام منتخب مردم نامه نوشت؟
چه زمانی باید چنین نامهای بنویسید؟ هر وقتی که موضوعی نگرانی گروهتان را برانگیخت باید این کار را انجام دهید، به ویژه هنگامی که:
- میخواهید یک مقام مسئول اتخاذ برخی اقدامات یا سیاستگذاریها را مد نظر قرار دهد (مانند: افزایش منابع مالی مربوط به برنامهای برای شهروندان کهنسال).
- یک رایگیری در مورد سیاستگذاری معینی در پیش است که گروه شما را نگران کرده است. بیشترین تاثیر این گونه نامهها در زمانهای نزدیک به یک رایگیری است. در این وقتها استفاده از ایمیل روش خوبی است.
- میخواهید به شکلی مثبت یا منفی نسبت به یک سیاستگذاری یا اقدامی که انجام آن به پایان رسیده است، عکس العمل نشان دهید (تصویب قانونی که به موجب آن بستن کمربند ایمنی خودرو الزامی شده است).
- میخواهید به کمبود یا نیازی در یک حوزه خاص اشاره کنید (برای مثال افزایش حمل و نقل عمومی برای کلینیکهای سلامت باهمستان، یا افزایش گشتهای پلیس در محلهتان).
- به اطلاعات بیشتری نیاز دارید (برای مثال، در آخرین رایگیری که برای یک موضوع انجام شد، چه اتفاقی افتاد).
- به توصیه آنها نیاز دارید (چگونه باید به یک مقام مسئول دیگر مراجعه کرد، کدام مراسم میتواند مسئولین زیادی را جمع کند تا شما بتوانید توجهشان را به موضوعتان جلب کنید، و غیره). در این خصوص احتمالا با مسئولی که روابط مثبت خوبی داشتهاید باید نامه بنویسید.
به این پرسش میتوان به صورت دیگری نیز پاسخ داد؛ یعنی از این منظر که چه زمانی چنین نامهای میتواند بیشترین تاثیرات را داشته باشد. اوقات بهخصوصی هست که احتمال توجه جدی به این گونه نامهها بیشتر میشود، و احتمال پاسخگویی مقامات به آن افزایش مییابد.
- وقتی به یک انتخابات نزدیک میشویم. اغلب مقامات وقتی برای انتخابات فعالیت میکنند بهشدت علاقه به جلب رضایت دیگران دارند.
- دقیقا پیش از برگزاری رایگیری در مورد یک موضوع مهم. زمانی که به رایگیری در مورد یک مسئله مهم نزدیک میشوید، مقامات معمولا تماسهایی از همه طرفهای درگیر در مسئله دریافت میکنند. بنابراین، این زمانها فرصتهای برای معرفی دیدگاهتان به آنها است.
- دقیقا پیش از روند بررسی بودجه و در طول آن. یکی از مهمترین کارهایی که قانونگذاران، اعضای شوراهای شهرها، و برخی از دیگر نهادها انجام میدهند تعیین بودجه سال آتی است. فارغ از اینکه مسئله شما محلی، منطقهای، استانی یا ایالتی، یا ملی باشد اغلب سیاستگذاریها و اقدامات مرتبط با سلامت و خدمات انسانی، محیط زیست، آموزش، حمل و نقل، و برخی از دیگر مسائل مهم به وسیله قانون تعیین نمیشوند، بلکه با میزان پولی که به آنها در بودجه سالانه تخصیص داده شده است، مشخص میگردند. اگر اولویتهایی در حوزه بودجه دارید اکنون زمان طرح آنها است.
- بلافاصله پس از آنکه یک مقام مسئول کاری میکند که شما با آن موافق یا مخالف هستید. دو دلیل برای انجام سریع این تماس وجود دارد. اول اینکه این مسئله هنوز در ذهن او تازه است و او را وادار به پاسخ به انتقاد شما میکند. دلیل دوم این است که او معمولا چیزهایی از افراد طرف مقابل شما شنیده است؛ در این صورت لازم است بداند که همه با اقدام او موافق نیستند یا اینکه بداند افرادی بیرون هستند که فکر کنند او کار درست را انجام داده است. مقامات نیاز دارند بدانند که چه کسانی از کدام یک از مواضعشان حمایت و از کدام انتقاد میکنند. این کار موجب میشود تا در مواجهه با مخالفان همچنان به فعالیتشان برای چیزهای مورد حمایت شما ادامه دهند یا اگر در مسیر شما حرکت نمیکنند به مسیر مورد نظر شما کشیده شوند.
چگونه باید به مقامات مسئول حوزه عمومی نامه نوشت؟
اگر دغدغهای در حوزه موضوعات سیاسی یا غیر سیاسی دارید باید جستجو برای یافتن نام و اطلاعات تماس (آدرس، تلفن دفتر، و ایمیل) همه نمایندگان محلی تا سطح فدرال را به یکی از فعالیتهای خود تبدیل کرده باشد. حداقل در آمریکا این امکان را دارید که با کمی تلاش نمایندگان خود را در تمام سطوح بشناسید. اگر یک فعال اجتماعی باشید میتوانید آنها را ببینید یا حداقل با آنها یا دستیارانشان به صورت مرتبط صحبت کنید. در این صورت نامههایتان نیز جدی گرفته میشود.
ابتدای نامه را به شکلی کاملا رسمی آغاز کنید.
اگر به یک مقام منتخب مردم نامه مینویسید، برای نشان دادن احترام به مخاطب، عنوان و سمت و نام کامل او را درج کنید. در ادامه نامه از اصطلاحات رایجی چون «جناب آقای/ سرکار خانم دکتر/ و غیره» استفاده کنید و در ادامه فامیل او را ذکر کنید.
مثال:
۲۵ شهریور ۱۳۹۸
عنوان [نام نماینده مجلس]
مجلس
آدرس دفتر
تهران، ۱۳۹۸
هدف نامه خود را توضیح دهید.
بلافاصله در ابتدای نامه به خواننده این امکان را بدهید که موضوع نامهتان را بداند. به او بگویید که چرا از یک تصمیم خاص نگران یا از آن خوشحال هستید.
مثال: طرح پیشنهادی برای افزایش مالیات بر مصرف سوخت خودروها موجب افزایش نامتعارف قیمت حمل و نقل برای افرادی که از مناطق حاشیه پایتخت به مرکز شهر سفر میکنند، خواهد شد.
خلاصهای از درک خود را از مسئله یا تصمیمی که قرار است اتخاذ شود، بیان کنید.
تاثیر کلی مورد انتظار خودتان از نتایج این تصمیم را بیان کنید.
مثال: ایجاد یک برنامه مشاوره فردی در دبیرستان ما به کاهش تعداد بارداری نوجوانان در باهمستان کمک خواهد کرد.
موضع خود را در مورد مسئله توضیح دهید.
با ذکر جزییات توضیح دهید که چرا فکر میکنید این تصمیم میتواند آثاری را که پیشبینی کردهاید به همراه داشته باشد.
مثال: این کار به دانشآموزان دبیرستانهای ما این امکان را میدهد که فشارهایی را که در این برهه حساس از زندگیشان احساس میکنند با مشاورانشان درمیان بگذارند.
توضیح دهید که این تغییرات برای شما و دیگران چه نتایجی به همراه خواهد آورد.
توضیح دهید که این تصمیم به طور مشخص چه تاثیرات مثبت و منفی برای شما یا گروهی که نمایندگی آن را برعهده دارید به همراه خواهد داشت. هر چه تعداد افرادی که از این تصمیم تاثیر میپذیرند بیشتر باشد، قدرت اقناعکنندگی شما نیز بیشتر خواهد بود.
مثال: این برنامه به ایجاد فرصتهای شغلی برای نوجوانان در باهمستان ما کمک خواهد کرد.
مشخص کنید چه افراد دیگری از این تصمیم متاثر خواهند شد.
به مقام مسئول مخاطب خود بگویید که چه تعداد و کدام دسته از افراد دیگری از این مسئله تاثیر خواهند پذیرفت. در اینجا آوردن آمار میتواند بسیار کمک کند.
مثال: بر اساس یک تحقیق جدید ۸۰ درصد نوجوانانی که سیگار میکشند، سیگار خود را از مغازههایی خریداری کردهاند که برای فروش این اقلام از خریداران کارت شناسایی درخواست نمیکنند. اجرای جدیتر قانون کنونی ممنوعیت فروش دخانیات به نوجوانان میتواند به شکل قابل توجهی از مصرف دخانیات در بین نوجوانان بکاهد.
به حمایتهای پیشین خود اشاره کنید.
به تصمیمات و اقدامات مناسب این مقام مسئول در گذشته اشاره کنید و بابت آنها از او تشکر کنید.
مثال: ما از پشتیبانی پیشین شما از لایحه حمایت از حقوق پرسنل اورژانس پزشکی برای عدم اجبار به انجام آزمایش اچ آی وی، تشکر میکنیم.
توضیح دهید که شما میخواهید این مقام مسئول چه اقدامی انجام بدهد.
به طور مشخص بگویید شما (و گروهی که شما نماینده آن هستید) از این مقام مسئول میخواهید چه اقدامی انجام دهد – و اگر یک ضرب الاجل برای آن وجود دارد مایلید این کار تا کی این انجام شود.
مثال: ما امیدواریم که شما دریافته باشید که بهترین اقدامی که ممکن است از سوی شما برای حمایت از نوباوگان و نوجوانان باهمستانمان صورت گیرد این است که به طرح مجلس نمایندگان به شماره ۶۸۹ب رای «مثبت» بدهید.
اگر نامهای در مخالفت با اقداماتی معین مینویسید، یک پیشنهاد جایگزین نیز ارائه کنید.
مثال: به اعتقاد من به جای افزایش تعداد گشتهای پلیس در محله ما، میتوان همکاریهای لازم را با باهمستان برای ایجاد یک برنامه پلیس باهمستان انجام داد، که گزینهای ارزانتر و موثرتر است.
اگر زمان و تعهد لازم را برای این کار دارید از او بپرسید چگونه میتوانید در این کار به او کمک کنید.
مثال: گروه ما آمادگی جدی خود را اعلام میکند تا از هر فرصتی برای کمک به ارتقا امنیت محل زندگی خود در باهمستانمان استفاده کند.
نامه را خاتمه داده و آن را امضا کنید.
از این مقام مسئول تشکر کنید و نام کامل خود را بنویسید و آن را امضا کنید. حتما تلفن و آدرس خود را بنویسید.
نامه خود را از نظر املایی و ادبیات دستوری مورد بازبینی قرار دهید.
ویرایش املایی و دستوری به تنهایی کاری نمیکنند اما میتوانند به تحقق هدف شما کمک کنند. چرا نباید از هر فرصتی برای ارتقای نامه خود استفاده کنید؟
کمپینهای نامهنگاری
تا اینجا در مورد نامههای فردی صحبت کردیم. تاکتیک نامهنگاری دیگری که به طور خاص میتواند تاثیرگذاری خود را داشته باشد کمپین نامهنگاری است که در آن چند ده، یا چند صد، یا حتی هزاران نفر به یک مسئول (اگر همه آنها مربوط به حوزه انتخابی او یا نماینده افراد حوزه انتخابیاش باشند) یا به مسئولان بسیاری در مورد یک رای، سیاستگذاری، یا ردیف بودجه خاص نامه مینویسند. این روش میتواند به شدت تاثیرگذار باشد، بهویژه اگر نویسندگان نامه افرادی باشند که معمولا به نماینده مورد نظر نامه نمینویسند.
در ایالت ماساچوست، وقتی موضوع بررسی تامین بودجه برای «آموزش ابتدایی برای بزرگسالان» و «انگلیسی به عنوان زبان دوم یا زبان دیگر» در مجلس قانونگذاری ایالتی آغاز شد، بیش از هزاران دانشآموز این دو برنامه به نمایندگان خود نامه نوشتند تا به آنها توضیح دهند که چرا تخصیص بودجه برای این موضوعات به طور خاص برای آنها مهم است. در همین حال، کارمندان و کارکنان این برنامهها، داوطلبان، و افرادی که برای آنها حمایت و ترویجگری میکردند نامههایی به نمایندگان خود نوشتند و اهمیت این دو برنامه را برای باهمستانشان و نیز ایالتهای دیگر توضیح دادند.
نامههای دانشآموزان قدرت ویژهای داشت، و بسیاری از آنها توضیح میدادند که یک یا دو سال قبل آنها قادر به نوشتن چنین نامههایی نبودند. فرصت شرکت در این دو برنامه بود که به آنها این قابلیتها را داد. قانونگذاران به این نامهها عکسالعمل نشان دادند و بودجه آموزش بزرگسالان به شکل قابل توجهی افزایش داده شد.
اگر میخواهید وارد یک کمپین نامهنگاری شوید باید بهدرستی خود را آماده کرده باشید. فکر نوشتن نامه به افراد صاحب قدرت ممکن است برای برخیها مرعوبکننده باشد؛ بهخصوص برای بسیاری از کسانی که خود را کمقدرت یا بیاهمیت میبینند، و نیز برای آنها که ممکن است از آموزش بالایی برخوردار نباشند. در بسیاری از کشورها نوشتن چنین نامههایی میتواند خطرات اقتصادی، اجتماعی، یا جسمی زیادی برای نویسنده به همراه بیاورد.
علاوه بر این خودداری ناشی از ترس یا نگرانی، ممکن است بسیاری از افرادی که تحت تاثیر موضوع قرار دارند – بهویژه افراد دارای سطح تحصیلی پایین –از ضعف خود در نامهنگاری خجالت بکشند یا احساس کنند که مطلب قانعکنندهای برای طرح ندارند. آنها برای کنارهم قرار دادن کلمات نیاز به کمک دارند، و به یک الگو برای کار خود احتیاج دارند. هماهنگکننده کمپین نامهنگاری باید بداند که برای رفع این نیازها چه کارهایی باید انجام بدهد.
اول، کمپین باید با گزینههای احتمالی نوشتن نامهها تماس بگیرد و برای آنها یک درخواست نامهنگاری به همراه توضیح ساده و کاملی در مورد دلایل و ضرورت کمپین و مسائل مهم مربوط به آن ارسال کند. مردم بدون داشتن درک شفاف در مورد دلایل نگارش این نامهها قادر نخواهند بود نامههای معناداری بنویسند. گاهی در شرایطی که فعالان حمایت و ترویجگری تمام طول شب و روز به ابعاد سیاسی یک موضوع میاندیشند، اغلب مردمی که تحت تاثیر آن مسئله قرار دارند شناختی از بازیهای سیاسی مربوط به این مسئله ندارند، یا حتی درست نمیدانند که چگونه نظام سیاسی به این مسئله رسیدگی میکند. هر چه آنها بهتر بدانند که چه اتفاقی در حال وقوع است و نیز نامههای آنها دقیقا قرار است چه کاری انجام بدهد، بهتر خواهند توانست نامههای قانعکنندهتر بنویسند.
در همین حال، کمپین باید یک یا چند قالب کلی برای نامهها تهیه کند. این قالبها شکل کلی نامهها را مشخص میکنند و در آن شکل کلی نامه بر روی صفحه، با تعیین دقیق جای مناسب آدرس گیرنده و فرستنده و تاریخ در بالای صفحه، یک امضای رسمی پایین برگه، و نیز نمونهای از محتوای نامه به تصویر کشیده شده است.
قالب در لغت به معنای الگوی برش است که از آن برای ساخت چندین قطعه چوب، فلز، یا دیگر چیزها استفاده میشود که همگی اجزای یک شیٔ بزرگتر را تشکیل میدهند.
به طور کلی، افرادی که از این مسئله تاثیر پذیرفتهاند باید در نامهها خود موارد زیر را بگنجانند:
توضیحی در مورد خودشان و اینکه چه کسی هستند – یک مادر مجرد شاغل، یک فرد توانخواه، یک شرکت کننده در دوره آموزشهای شغلی، یک عضو سابق تفنگداران نیروی دریایی.
این مسئله که آنها ساکنان یا شرکت کنندگانی در برنامههای برگزار شده در منطقه مربوط به این مقام مسئول هستند.
چیزی که از او میخواهند انجام بدهد.
ارتباط آنها با مسئله – شرکت کننده در برنامه، کارکنان برنامه، داوطلبانی از باهمستان، والدین یک کودک توانخواه.
در هر کجای نامه که خواستند، باید به اندازه یک جمله تا یک یا دو پاراگراف توضیح بدهند که این مسئله برای آنها چه معنایی دارد و چگونه بر شخص آنها تاثیر میگذارد. برای افرادی که در این برنامه شرکت میکنند و نیز کسانی که از این مسئله تاثیر پذیرفتهاند، این بخش جذابترین قسمت نامه است. برای مسئولان نیز اغلب روایتهای شخصی افراد بیش از آمارها تاثیرگذار است، حال این آمارها هر چه که باشند. اگر افراد بتوانند توضیح دهند که چگونه یک برنامه زندگی آنها را تغییر داده است، یا کمبود برخی خدمات چه موانعی در زندگی آنها پدید آورده است، ممکن است مسئولان به آنها توجه کنند.
آیا میتوان از ایمیل استفاده کرد؟
با توجه به سهولت و سرعت ارسال ایمیل، استفاده از این روش برای ارسال نامهها روش کاملا مرسومی است. استفاده از این روش بهویژه برای نامههای رسمی مزایای چندی دارد:
- این روش از نامهنویسی عادی بسیار سریعتر است. همچنین مقام مسئول میتواند خیلی زودتر به آن پاسخ بدهد.
- این کار زحمت شما را برای نوشتن آدرس بر روی پاکت نامه، خرید تمبر، و ارسال نامه کم میکند.
- احتمال گم شدن نامههای الکترونیک در شلوغی میز یک مقام مسئول کمتر است.
اما توجه داشته باشید که این مورد آخر خود میتواند یک عیب هم باشد. به غیر از مواردی که گیرنده نامه آن را پرینت میکند، در موارد دیگر ممکن است نامه شما با یک کلیک بر روی گزینه حذف، به کلی از برابر چشم خواننده و نیز از ذهنش پاک شود. اگر از ایمیل در نامهنگاریهای خود میخواهید استفاده کنید، از همان ابتدا محکم و شفاف پیامتان را طرح کنید.
گزینه سوم ارسال فکس است. فکس سریع و معمولا قابل اطمینان است. اما توجه داشته باشید که بیشتر ماشینهای فکس ادارات در مکانها عمومی قرار دارند؛ بنابراین دریافت کننده مورد نظرتان تنها کسی نخواهد بود که نامه را خواهد دید. نکته دوم این است که نامهای که توسط دستگاه فکس چاپ میشود لزوما یک نسخه تمیز، خوانا، و با ظاهری حرفهای نخواهد بود.
خلاصه
نوشتن نامه به مقامات منتخب روش خوبی برای توضیح چگونگی تاثیرگذاری یک مسئله بر شما یا گروهتان است. همچنین شما را به عنوان یک فرد اهل فکر معرفی میکند و به همین دلیل برای شما نفوذ بالاتری نزد افراد صاحب قدرت فراهم میآورد. همچنین نامه راه خوبی برای جلب توجه مردمی است که قادر به کمک به شما هستند.
Ejemplo 1: Cómo apoyar un cambio propuesto en la política
Belgrano 3747, CP 1650,
Gral. San Martín, Pcia. de Bs. As.
24 de marzo de 1999
Honorable Intendente Cala Milan:
Me complace escuchar que la Comisión Municipal está considerando una propuesta para fortalecer la ordenanza sobre el estacionamiento para discapacitados. Le solicito que apoye esta propuesta.
Soy un veterano de guerra discapacitado, en silla de ruedas. A pesar de mi discapacidad, conduzco mi propia camioneta, al igual que muchos otros ciudadanos discapacitados, valoro ser tan independiente como sea posible.
La nueva ordenanza está diseñada para desalentar a personas no discapacitadas a estacionar en los espacios reservados para quienes sí tienen discapacidades físicas. La propuesta ya ha hecho de conocimiento público los problemas que los ciudadanos con discapacidades tienen para conseguir un lugar conveniente donde estacionar. Esto ha incrementado la sensibilidad del público en general. Además, una multa de $250 de vez en cuando debería mantener esos espacios importantes libres para quienes los necesitan.
En mi opinión, esta nueva ordenanza significará que podré conducir hasta cualquier parte de la ciudad a la que necesite ir y que tendré la posibilidad de estacionar y descender del vehículo. Las estadísticas del último censo indican que hay más de 1.200 personas en nuestra comunidad que están afectadas de igual modo y que tienen necesidades similares.
En el pasado, sus votos respecto a la ordenanza de accesibilidad a espacios públicos y privados han demostrado su apoyo a las cuestiones relacionadas con la discapacidad. Le solicito que vote a favor de la nueva ordenanza de estacionamiento. Su voto significará mucho para mí en lo personal y para muchas otras personas discapacitadas en nuestra comunidad. Además, puede aportar otros ingresos a la ciudad.
Si hay alguna manera en la que pueda colaborar, no dude en contactarme. Muchas gracias por su apoyo.
Atentamente,
{0>Stergios Hardage
14 Cottage Avenue
Norwalk, CT 06801
(203) 555-8630<}0{>Raúl Fernández
La Paz 4526, CP 1653,
Villa Ballester, Pcia. de Bs. As
(203) 555-8630<0}
Ejemplo 2: Cómo oponerse a un cambio propuesto en la política
Maipú 1423, CP 1554
Vicente López, Pcia. de Bs. As.
Honorable Intendente Mario Smolanka:
En mi carácter de coordinador del Programa para la Prevención del Embarazo en Adolescentes de San Isidro, le escribo para expresarle mi mayor preocupación respecto a los recortes en el financiamiento municipal para el Centro de Actividades Juveniles (CAJ). El cierre del Centro implicaría varias consecuencias negativas para los jóvenes de la ciudad y para la ciudad misma. Significaría para nuestros jóvenes un lugar menos donde ir a relajarse y pasar un buen momento en un entorno seguro y saludable.
En el caso de mi coalición, el cierre del centro tendría además otras consecuencias más directas. Actualmente, nuestro Grupo de apoyo para madres adolescentes se reúne en el centro semanalmente para comentar los desafíos que plantea la maternidad, terminar la escuela y conseguir empleo. Más de dos tercios de las (25) participantes no posee su propio medio de transporte, de manera que es necesario que las reuniones se lleven a cabo en el vecindario en el que viven las participantes (el área de La Paz, en donde se ubica el CAJ) o al menos en el trayecto de las líneas de autobuses principales. Ningún edificio público cumple con estos dos requisitos como lo hace el CAJ.
Asimismo, el centro juvenil alberga a una variedad de actividades deportivas, artísticas o simplemente recreativas para los adolescentes. La oportunidad de participar en estas actividades es fundamental para ayudarlos a adquirir la autoestima necesaria para decir “no” frente a posibles conductas peligrosas, tales como tener relaciones sexuales a temprana edad o experimentar con drogas, así como para no abandonar la escuela y prepararse para el trabajo positivo.
Usted siempre se ha sensibilizado con las necesidades de nuestros jóvenes y ha reconocido rápidamente que son el futuro de nuestra comunidad. Le solicito que vote en contra de esta nueva propuesta para recortar el financiamiento para el Centro de Actividades Juveniles. Seguramente, podrán realizarse recortes que, a largo plazo, sean menos perjudiciales, para todos nosotros, que el hecho de amenazar el bienestar de nuestros hijos.
Si puedo serle útil de alguna manera para vencer a esta propuesta, hágamelo saber. Muchas gracias.
Atentamente,
Ana María Roca
Av. Santa Fé 4560, CP 1555
Olivos, Pcia. de Bs. As.
(316) 555-2685
نویسنده
Jenette Nagy
___Ha decidido a quien le escribirá
___El funcionario que ha elegido tiene la autoridad para tomar una decisión sobre su cuestión
___Ha iniciado su carta en forma oficial, ha incluido el nombre y apellido, y el cargo del funcionario
___El motivo por el que escribe es claro
___Ha resumido su conocimiento sobre la cuestión
___Ha establecido el impacto general que usted espera que ocurra si se toma una determinada decisión
___Ha explicado detalladamente su posición sobre la cuestión
___Ha descrito los efectos positivos y negativos de tendrá la decisión sobre usted
___Ha identificado a otros que pueden verse afectados por la decisión
___Ha incluido estadísticas, en caso de estar disponibles y ser adecuadas
___Ha comentado sobre acciones o decisiones que el funcionario ha tomado en el pasado
___Ha establecido específicamente la acción que desea se lleve a cabo
___Si su carta se opone a una determinada acción, ha ofrecido una alternativa
___Ha ofrecido su ayuda si dispone de tiempo
___Ha agradecido al funcionario por su tiempo
___Ha firmado la carta con nombre y apellido
___Ha incluido su dirección y número de teléfono debajo de su nombre, al final de la carta
___La carta que ha escrito no tiene errores de ortografía ni de gramática
___Usted se comunicó con todas las personas posibles al inicio de la campaña de redacción de cartas para informarles acerca de la cuestión y la necesidad de la campaña.
___Ha provisto una plantilla para las cartas que se escribirán.
___Ha asegurado de que la ayuda esté disponible para aquellos que tienen dificultad para escribir cartas.
در کارهای مربوط به باهمستان، تقریبا همیشه یک نفر هست که با کاری که شما انجام میدهید مخالف باشد. حتی اگر هدف شما به گونهای باشد که همه بر سر آن توافق داشته باشند، باز عدهای هستند که با شیوههای شما برای دستیابی به آن اهداف مخالفت کنند. وقتی مخالفان شما شروع به مبارزه علیه فعالیتهای شما میکنند، بهترین کار این است که با تاکتیکهایی که ممکن است برای ابراز مخالتشان استفاده کنند، آشنا باشید و بدانید چگونه گروهتان میتواند به موثرترین شکل ممکن در برابر آنها پاسخ دهد.
برخی شیوههای کلی برای مبارزه با این تاکتیکها کداماند؟
شیوههای مواجهه با این تاکتیکها اشکال مختلفی دارند که میتوان از آنها در برابر این نوع حملات استفاده کرد. برخی راهبردها که میتوانند در برابر همه انواع تاکتیکها از آنها استفاده کرد، از این قرارند:
مخالفانتان و راهبردهایشان را بشناسید
مخالفی که از او شناخت دارید بسیار ضعیفتر از مخالفی است که هر حرکتش میتواند شما را گیج کند. عقاید حریف را بشناسید، و از پیشینه و موضعش آگاه باشید. این شما را در موضع قویتری برای حمله قرار میدهد. این کار همچنین میتواند از سازمانتان تصویر یک گروه باهوش و عقلانی ارائه کند. مخالفان شما چه اعتقادات و خواستههایی دارند؟
منفیها را به مثبت تبدیل کنید
یک ضرب المثل انگلیسی میگوید: اگر مخالفتان به شما لیمو داد، از آن لیموناد درست کنید. توانمندی تبدیل نکات منفی به وضعیتهای مثبت یک توانایی قدرتمند برای سازمان شما به شمار میرود. برای مثال، وقتی یک شرکت عرضهکننده انرژی با برنامه شما برای ارائه یارانه سوخت به افراد فقیر مخالف میکند، میتوانید از این مسئله به عنوان بهانهای برای اطلاعرسانی در مورد سابقه آن شرکت در قطع انرژی گرمایی خانهها استفاده کنید تا آگاهی عمومی را در این مورد ارتقاء دهید.
دستور کار را شما تعیین کنید
چنانچه قرار است با گروه مخالف دیدار کنید، سازمان شما باید خودش دستور کار را تعیین کند یا بر آن نفوذ داشته باشد. به این صورت، گروه شما کنترل نشست را در دست خواهد گرفت؛ این شما هستید که شانس قرار گرفتن در موضع تهاجمی را دارید و بودن در موضع تهاجمی همیشه موضع قویتری برای شما به همراه میآورد. علاوه بر این، اگر اجازه دهیم که مخالفان شما دستور کار را تعیین کنند این احتمال وجود دارد که برخی از نکات مهمی که قصد طرح آنها را دارید هرگز مطرح نشوند. مخالف شما به طور طبیعی از امتیاز «بازی در زمین خودی» برخوردار خواهد بود و مجال آن را دارد که به جای گفتگو در مورد نقاط ضعفش، از نقاط قوت خود سخن بگوید.
راهبرد مخالفانتان را برای عموم برملا کنید
این موجب میشود که تاکتیک طرف مخالف برای همه اعضای گروه آشکارتر شود (و در نتیجه افراد آسانتر در برابر آن مبارزه کنند). همچنین این راهی بسیار خوب برای جلب همدلی و احترام افکار عمومی است. این کار بهویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که گروهی نسبتا کوچک باشید که در برابر یک نهاد یا شرکت بزرگ برای آرمان عادلانهای مبارزه میکنید. هر کسی دوست دارد طرف ضعیفتر را بگیرد؛ وقتی از مبارزه خود تصویری مانند مبارزه «داوود علیه جالوت» بسازید، کمک بزرگی به پیشرفت آرمانتان کردهاید.
برخی از اطلاعاتی که باید عمومی کردنشان را مد نظر داشته باشید ، عبارتند از:
- گفتهها یا اعمال مخالفانتان
- دلیل درست نبودن یا عادلانه نبودن آن
- موضع درست و/یا منصفانه خودتان
- واقعیت چگونه بر شما و مخالف شما تاثیر میگذارد
برای مثال، یک «کمیته رفتار عادلانه در استخدام کارکنان» با مدیران شرکت خود نشستی برای بررسی دلایل پایین بودن تعداد افراد استخدام شده از میان اقلیتها در سازمان برگزار میکند. اما آنها در این نشست شاهد هستند که مدیران بحث را به حاشیه برده و در مورد سمینارهای «صلاحیتهای فرهنگی» جدید صحبت میکنند. در پایان نشست نیز مدیران با گفتن اینکه آنها با شرکت در این نشست وظیفه خود را انجام دادهاند جلسه را ترک میکنند – اگرچه در واقع هیچ کاری به سرانجام نرسیده است. اما اعضای کمیته به جای کنار گذاشتن موضوع، باید به مدیران – و رسانهها – اطلاعدهند که شرکت در پاسخ به این مسئله هیچ کاری انجام نداده است.
وقتی میخواهید مسئلهای را عمومی کنید، با تدبیر رفتار کنید. نباید مدام از این روش استفاده کرد؛ این کار میتواند از گروه شما تصویر یک مجموعه نقنقو و بهانهجو بسازد.
تعادل مخالفان خود را برهم بزنید
پیوسته بر یک رویکرد واحد تکیه نکنید. در مقابل، پیوسته مخالفانتان را شگفتزده کنید. این نه تنها به شما در مبارزه کنونی کمک میکند بلکه از رکود گروهتان جلوگیری میکند. اگر در آخرین نزاعتان با مخالفان سعی کردید مخفیانه بر سر یک راه حل مذاکره کنید، این دفعه میتوانید موضوع را به افکار عمومی بکشانید. یا ممکن است از یک طرف سوم به عنوان میانجی کمک بگیرید. خلاقیت به خرج دهید و از امتحان چیزهای جدید نترسید.
از گذشته درس بگیرید
اگر یک سازمان در پیشینه خود پیوسته به یک شکل خاص عکس العملهای نشان داده باشد، این شانس وجود دارد که باز به همان شکل پاسخ بدهد.
آماده مصالحه باشید
مخالفان ممکن است بخواهند با حسن نیت کامل با شما همکاری کنند، بهویژه اگر کارزار حمایتگری خوبی برپا کرده باشید. همیشه نیمنگاهی به وضعیتهایی که میتوانند فرصتی برای همکاری دوجانبه فراهم کنند داشته باشید. مراقب باشید مخالفان با صحبت از همکاری، قصد کشیدن شما به سمت پذیرش منافعشان را دنبال نکنند.
راهبردهای ویژهای که میتوان در برابر هر یک از تاکتیکهای مخالفان به کار برد
در برابر برخی از تاکتیکها میتوان به شکل مشابهی پاسخ داد؛ در اینجا این موارد مشابه ذیل یک دسته آورده شدهاند.
تاخیر و انحراف
زمانی انحراف اتفاق میافتد که مخالفانتان بخواهند تمرکز مباحث را از مشکلات واقعی به سمت موضوعات دیگر بکشانند، یا کار را به گروهی واگذار کنند از اختیارات کمی برخوردار است یا هیچ اختیاری ندارد. تاخیر زمانی اتفاق میافتد که مخالفان میگویند: مشغول رسیدگی به موضوع هستند ولی در واقع هیچ کاری انجام نمیدهند.
- انحراف: یک گروه شهری به نام «رودخانه ما را تمیز کنید»، در شهر ریوِرویل تحقیقی را منتشر کرد که نشان میداد یک شرکت بزرگ تولید مواد شیمیایی به نام «اسلجکو» مواد شیمیایی را در بالادست رودخانه تخلیه میکند. باهمستان آنها به شدت برانگیخته شد و گروه «رودخانه ما را تمیز کنید» نیز فشار بر این کارخانه را ادامه داد تا آنها را مجبور کند که تخلیه پسماند در رودخانه را متوقف کند و مواد تخلیه شده را جمعآوری و محل را تمیز کند. در مقابل شرکت «اسلجکو» نیز پژوهشی را منتشر کرد که نشان میداد شهروندان ریورویل در طول مسیر رودخانه پسماندهای خود را به رودخانه میریزند.
- تاخیر: یک گروه حامی ایمنی مصرفکنندگان در حال رایزنی برای تصویب یک قانون ملی است که به استناد آن تولیدکنندگان مبلمان ملزم میشوند در تولید روکش مبلمان از مواد شیمیایی ضد اشتعال استفاده کنند، زیرا تحقیقات متعدد نشان دادهاند که درصد بالایی از آتشسوزیهای منازل به دلیل روکشهای قابل اشتعال بوده است. یک عضو کنگره که نمایندگی ایالتی را برعهده دارد که در آن کارخانههای تولید مبلمان متعددی قرار دارد و آن کارخانهها او را تحت فشار قرار دادهاند، با این کار مخالفت میکند. او طرحی را به کنگره میآورد که بر اساس آن کنگره باید تصویب این قانون را تا سال آینده به تاخیر بیاندازد تا «اداره ایمنی تولیدات برای مصرفکنندگان» بتواند موضوع را مورد مطالعه قرار دهد. این در حالی است که این گروه حامی مصرفکنندگان در پیشنهاد خود به تحقیقات فراوانی ارجاع دادهاند. این یک مثال کلاسیک برای تاخیر انداختن است.
پاسخ دادن در برابر تاخیر و انحراف
مقاوم باشید! اگر احساس میکنید باید به همه مسائل مطرحشده از سوی مخالفانتان پاسخ دهید، این کار را بکنید، اما سعی کنید زمان خیلی زیادی برای آن نگذارید و همیشه بر موضوع اصلی متمرکز شوید.
- مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
- تا جای ممکن از روند تصمیمسازی مخالفانتان اطلاعات کسب کنید، از این رو، باید بدانید هر کسی چه مسئولیتی برعهده دارد.
- در صورت لزوم به مسئلهای که مخالفانتان طرح کردهاند، به صورت مختصر پاسخ دهید.
- همیشه تمرکزتان را به سمت مسئله یا مشکل اصلی بازگردانید.
انکار و کماهمیت جلوه دادن
وقتی مخالفان از تاکتیک انکار استفاده میکنند، سعی دارند بگویند که چنین مشکلی وجود ندارد (مانند: «ایدز مشکل باهمستان ما نیست»)، یا بگویند راه حل پیشنهادی شما جواب نخواهد داد.
کماهمیت جلوه دادن بسیار شبیه به انکار است؛ تنها تفاوت این است که مخالفان نمیگویند مشکل وجود ندارد، بلکه میگویند اهمیت ندارد یا به اندازهای که شما فکر میکنید، بزرگ نیست.
- انکار. یک گروه پیشگیری از بارداری نوجوانان سعی دارد مدارس را وادار کند که درس آموزش جنسی را برای همه دانشآموزان مدارس در سابربندیل اجباری کنند. اعضای «انجمن اولیا و مربیان» با خشم میگویند بچههای دبیرستان سابربندیل روابط جنسی ندارند.
پاسخ دادن در برابر انکار و کماهمیت جلوه دادن
وقتی مخالفان سعی دارند بگویند که مشکل مورد نظر شما وجود خارجی ندارد یا به این اندازه مهم نیست، باید آماده باشید که به افکار عمومی نشان دهید در حقیقت چنین مشکلی واقعی و حائز اهمیت است.
- مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
- آماده ارائه اطلاعات لازم در این مورد باشید و در کارتان پایمردی نشان دهید.
- راهبرد مخالفانتان را برای عموم برملا کنید.
فریب
ممکن است مخالفانتان به عمد بخواهند سازمانتان یا افکار عمومی را گمراه یا گیج کنند و این کار را با دروغ گفتن یا با «فراموش کردن» قسمتی از داستان انجام دهند. فریب، روشی کوتهفکرانه است اما متاسفانه هم در زندگی فردی و هم سازمانها بسیار شایع است.
پاسخ دادن در برابر فریب
بیدرنگ پاسخ دهید – آنقدر صبر نکنید که همه چیز آرام شده باشد و مردم اتفاقات را فراموش کرده باشند یا دروغ مخالفانتان را به عنوان حقیقت پذیرفته باشند. ادعاهای آنها را با سرعت، دقت، و قوت ابطال کنید و سپس به ادامه کارتان باز گردید.
- مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید. فریب ممکن است به شکلهای گوناگون صورت گیرد و شناخت برخی از این راهها دشوارتر از دیگری باشد.
- اتفاقات را به اطلاع عموم برسانید. دو دلیل برای این کار وجود دارد: اول، دروغ طرح شده از سوی مخالفانتان ممکن است بسیار بیشتر از چیزی که شما تصور میکنید گسترش یافته باشد و وقتی موضوع را با عموم مردم در میان میگذارید به مردم کمک میکنید تا نگرش درستتر و مثبتتری نسبت به سازمان شما و دیدگاه منفی نسبت به مخالفانتان پیدا کنند. دوم، چنین وضعیتی میتواند به نفع شما باشد و جایگاه مخالفانتان را در نظر مردم پایین بیاورد.
- اگر میتوانید فریب آنها را ابطال کنید. اگر بتوانید به شکلی شفاف و منطقی دلیل غلط بودن موضع مخالفانتان را نشان دهید، مطمئن باشید حامیان جدیدی برای آرمانتان پیدا خواهید کرد. بهترین نوع ابطال آن است که سه گام زیر را در خود داشته باشد:
- استدلال مخالفانتان را تحلیل کنید.
- به نقاط ضعف استدلال مخالفانتان حمله کنید.
- استدلال رقیب آن را به کرسی بنشانید.
تفرقه
اگر گروه شما در حال کار کردن بر یک موضوع چالشبرانگیز است، ممکن است شاهد تلاش مخالفانتان برای ایجاد تفرقه بین گروهتان بر سر این مسئله باشید.
برای مثال، یک ائتلاف باهمستانی در یکی از محلات شهر لس آنجلس، که از ساکنین آمریکایی غالبا آفریقاییتبار تشکیل شده بود، برای مدتی مشغول مبارزه با تولیدکنندگان نوشیدنی آبجو بود. تولیدکنندگان تصمیم گرفتند که رویکرد جدیدی در پیش بگیرند؛ از این رو، پیشنهاد کردند در محله مورد نظر یک مرکز برای جوانان ایجاد کنند. این پیشنهاد به شکل موثری موجب تفرقه گروه شد – برخی از اعضا احساس میکردند این پیشنهاد را باید قبول کرد ولی دیگران احساس میکردند گروه نباید هیچ هدیهای از دشمن قدیمی خود قبول کند.
پاسخ دادن در برابر تفرقه
- مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
- راه ارتباطی بین اعضای گروه را باز بگذارید.
- اقداماتی برای تقویت حس جمعی و احساس تعلق به گروه انجام دهید.
- راهی برای ایجاد توافق در میان اعضای گروه پیدا کنید.
تطمیع
تطمیع یک سازمان به معنی تلاش برای دلجویی و آرام کردن اعضا با امتیازات بیمعنا و کوچک است.
برای مثال، یکی از اهداف «نیروی عملیاتی ایدز نیوهیوِن» جلوگیری از شیوع اچ آی وی در بین نوجوانان بود، و در تلاش بود تا اداره مدارس ناحیه خود را مجبور کند تا یک برنامه موثر برای پیشگیری از اچ آی وی در دبیرستانها راهاندازی کند. اداره مدارس ناحیه سعی کرد با بیان اینکه هم اکنون یک برنامه پیشگیری از اچ آی وی وجود دارد این گروه را تطمیع کند. اما مشخص شد که این برنامه به طور کلی بیفایده است – یک کلاس فوق برنامه اختیاری که هیچ واحدی در برنامه درسی برای آن در نظر گرفته نشده است و دانشآموزان نمرهای برای گذراندن آن نمیگیرند. در برابر این مسئله این گروه به اطلاعرسانی عمومی در مورد شواهد ناکارآمدی چنین برنامههای اختیاری در باهمستانهای مشابه روی آورد و همچنین افزایش نرخ ابتلا به اچ آی وی در باهمستان را به اطلاع عموم رساند. در نتیجه، باهمستان فشار به اداره مدارس ناحیه برای ارائه پاسخ مفید به این مسئله را شروع کرد و خواهان گنجاندن یک درس اجباری در این زمینه در ساعتهای اصلی مدرسه شد.
پاسخ در برابر تطمیع
- مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
- توضیح دهید که چرا امتیازات پیشنهاد شده از سوی مخالفان رضایتبخش نیستند.
- توضیح دهید که چرا چیزی که شما به دنبال آن هستید عقلانیتر است.
- اتفاقات را به اطلاع عموم برسانید.
بیاعتبار کردن
وقتی گروه مخالف سعی میکند یک سازمان را بیاعتبار کند، انگیزهها و روشهای شما را زیر سوال میبرد تا بتواند بیکفایتی (غیرعقلانی، غیرضروری، فریبکار، و غیره) گروه شما را به باهمستانتان نشان دهد. این اقدام حتی میتواند خیلی زشت و زننده هم بشود – بیاعتبار کردن میتواند تا جایی ادامه پیدا کند که شخص شما را هدف قرار دهد.
پاسخ دادن در برابر بیاعتبار کردن
با این تاکتیک به همان روشی برخورد کنید که در مورد فریب توضیح داده شد. مخالفانتان سعی دارند چهره بدی از شما ارائه کنند.
برای مثال، بار دیگر برگردیم به گروه حامی ایمنی مصرفکنندگان که در تلاش است تا تولید کنندگان مبلمان را ملزم کند که در تولید روکش مبلمان از مواد شیمیایی ضد اشتعال استفاده کنند. عضو کنگرهای که با کار آنها مخالفت کرده بود نیز تلاش کرد تا این گروه را بیاعتبار کند. به این منظور او گفت این مجموعه صلاحیت اظهار نظر در مورد مضرات مواد شیمیایی ضد اشتعال را ندارد، زیرا هیچ یک از کارمندانشان تخصص سمشناسی ندارند. در برابر این اقدام، این گروه لیستی از مدارک دانشمندان مختلفی را که برای آنها کار میکنند، ارائه کرد و گزارشها و مطالعات متعددی در مورد بیضرر بودن مواد شیمیایی ضد اشتعال برای رسانهها فرستاد.
تخریب
اگر مخالفان شما تلاش دارند که سازمان یا طرحتان را به هر وسیله ممکنی از بین ببرند –در این راه ممکن است از ترکیبی از دو یا چند تاکتیک فوق استفاده کنند— آنها در مسیر تخریب شما قدم گذاشتهاند.
پاسخ در برابر تخریب
پاسخ شما باید سریع و شدید باشد. به محض فهمیدن تاکتیک طرف مخالف، با قوت هر چه تمام پاسخ بدهید. به منظور شکست طرف مخالف، پنج گام زیر را به عنوان یک راهبرد احتمالی در نظر داشته باشید:
- مخالفانتان را بشناسید و از راهبردهایشان آگاه باشید.
- فراموش نکنید که تهدید فقط یک تهدید است [و نه چیزی بیشتر].
- از حقوقتان مطلع باشید.
- راههای برقراری ارتباط را در درون گروهتان باز بگذارید.
- تاکتیک مخالفانتان را برای عموم برملا کنید.
توافق
گاهی ممکن است مخالفانتان به شما یک توافق پیشنهاد کنند. اگر به این مسئله از یک منظر ایجابی نگاه کنیم، اداره کردن مخالفان را میتوان به معنی مذاکره برای دستیابی به توافقی دانست که مورد قبول همه طرفین درگیر باشد. اما گاهی از تاکتیک توافق ممکن است استفاده منفی شود و آن را به عنوان ترفندی برای فریب سازمان شما به کار ببرند تا شما را از هدف واقعیتان دور کنند. این کار ممکن است با ارائه پیشنهاداتی به سازمانتان صورت گیرد اما بعدا مشخص میشود که در برابر «ما به ازای» پرداخت شده از سوی شما ارزش چندانی نداشته و به شما برای نزدیک شدن به هدفتان کمکی نکرده است (به پیشنهاداتی که پیش از این در مورد تطمیع ذکر شد مراجعه کنید.)
اگر در این بازی به خوبی از ورقهای خود استفاده کنید، توافق میتواند به نفع شما تمام شود. در این مسیر ممکن است بتوانید هم شما و هم طرف مقابل درک بهتری نسبت به موضع یکدیگر پیدا کنید. همچنین میتواند نشان دهد که سازمان شما یک سازمان مشروع و قدرتمند است که از «نشستن بر سر میز مذاکره» هراسی ندارد – این بهویژه برای سازمانهای جدید و کوچکی که سعی دارند اعتباری در باهمستان برای خود کسب کنند، اهمیت دارد. در نهایت، در بهترین وضعیت قابل تصور، مذاکره موثر ممکن است بتواند هدفتان به طور کامل محقق سازد: شما تنها باید دقیقا همان چیزی را که میخواهید به دست بیاورید!
مواقعی که ممکن است نخواهید توافق کنید
- زمانی که مخالفان شما، مجموعهای است که در سابقه خود پیشینهای طولانی از روابط منفی با باهمستانتان دارد و ممکن است توافق شما خیانت محسوب شود.
- زمانی که مخالفانتان در گذشته ملاقاتهای بسیاری با دیگر گروههای باهمستان داشتهاند و در آنها با حسن نیت رفتار نکردهاند.
- زمانی که با مخالفانی روبهرو هستید که اخیرا با اتهامات مالی یا دیگر انواع سوء سابقه مواجه شدهاند و این اتهامات به صورت عمومی طرح و اثبات شده است.
برای مثال، ائتلافی که برای جلوگیری از بارداری نوجوانان در شهر کوچک سامورویل، که همه اهالی آن همدیگر را میشناسند، تشکیل شده است از همه دانشآموزان دبیرستانی میخواهد یک فرم نظرسنجی را پر کنند که در آن از آنها در مورد فعالیتهای جنسیشان سوال میکند. یک گروه متشکل از والدین با این نظرسنجی به خاطر ماهیت آشکار آن مخالفت میکنند و مجموعهای را علیه این گروه سازماندهی میکنند. خوشبختانه هر دو طرف توانستند به توافقی مورد قبول طرفین دست یابند چرا که این گروه پیشگیری از بارداری نوجوانان پذیرفت که از یک فرم نظرسنجی دیگر استفاده کند که هر چند باز در مورد مسائل جنسی پرسش میکرد اما در کنار آن از تغذیه، سوء استفاده مواد مخدر و الکل، و دیگر مسائل اجتماعی نوجوانان نیز میپرسید. گروه والدین از اینکه نظرسنجی تنها متمرکز بر مسائل جنسی نبود خوشحال بود و ائتلاف ضد بارداری نیز به اطلاعات مورد نیازش دست یافت و همچنین اطلاعات مورد نیاز دیگر گروههای باهمستان نیز به گردآوری شد.
پاسخ در برابر توافق
مثال بالا میتوانست به شکلی متفاوت به پیش برود – ائتلاف جلوگیری از بارداری نوجوانان ممکن بود اصلا نتواند نظرسنجی انجام دهد، یا گروه والدین ممکن بود به طور کلی پس زده شوند و در نتیجه دلخور شده و تمایلی برای کمک به ائتلاف از خود نشان ندهد. ایجاد توافقی که مورد قبول همه طرفین باشد امری حیاتی است، و راههای مختلفی وجود دارد که میتواند به شما در رسیدن به بهترین توافق ممکن کمک کند.
مخالفانتان بشناسید و از راهبردهای آنها آگاه باشید.
- شرایط را برای یک دیدار موفق آماده کنید.
- برای ایجاد تیم مذاکره خود، از ترکیبی از افراد با گونههای شخصیتی و مسئولیتهای متنوع استفاده کنید.
- از قبل برای خودتان مشخص کنید که دستیابی به چه چیزی بیش از همه برایتان اهمیت دارد، چه چیزی بیشترین اهمیت را برای گروهتان دارد، و بر سر چه چیزی هرگز کوتاه نخواهید آمد.
- با افرادی مذاکره کنید که قدرت تصمیمگیری دارند.
زمانی که مشغول مذاکره هستید، باید:
- مراقب چگونگی در میان گذاشتن نظرات خود باشید.
- اجازه دهید مخالفانتان اولین پیشنهاد را ارائه کنند. این کار به شما فرصت میدهد که درک بهتری از افکار مخالفانتان داشته باشید. این احتمال نیز وجود دارد که پیشنهاد اولیه آنها بسیار بهتر از چیزی باشد که شما آرزوی آن را داشتید.
- اصول کلی پیشنهاد خود را توضیح دهید. توضیح دهید که دلیل شما برای ارائه این پیشنهاد چیست و چرا فکر میکنید این پیشنهاد عادلانه است.
- پیشنهادتان باید منعطف باشد. اگر با تعصب بر خواستههایتان پافشاری کنید، ممکن است موجب دلسردی مخالفانتان از ادامه چانهزنی شوید.
- خونسرد باشید. همانطور که در تجارت میگویند: «هرگز اجازه ندهید عرق کردن شما را ببینند!» اگر احساس کردید که دارید ناراحت میشوید یا نگران هستید که چیز مهمی را از دست بدهید، درخواست یک استراحت کوتاه کنید و افکارتان را منظم کنید.
- از اتمام حجت کردن بپرهیزید. اتمام حجت میتواند یک نشست را به پایانی زشت و غیرمنتظره بکشاند و دو طرف را در وضعیتی بدتر از قبل قرار دهد. تنها زمانی از آن استفاده کنید که هیچ راه چاره دیگری ندارید؛ حتی در این شرایط نیز اگر ممکن است یک راه فرار کوچک باقی بگذارید. برای مثال، ممکن است بگویید: «ما مجبوریم فلان کار را بکنیم، مگر اینکه اطلاعات تازهای به دست آوریم که شرایط را تغییر دهد...»
- همیشه چیزی که بیشترین اهمیت را برای سازمانتان دارد در خاطر داشته باشید. هرچه بر این مسئله تاکید کنیم، باز کم است.
- پس از اینکه به توافق دست یافتید، در مورد این مسائل اطمینان حاصل کنید:
- بار دیگر به صراحت توافق صورت گرفته را بازگو کرده و همه چیز را مستند کنید.
- به مخالفانتان اجازه ندهید که توافق و مصالحهای را که نهایی و تصویب شده بار دیگر به بحث بگذارند و بر سر آن مذاکره کنند.
- روندی ایجاد کنید که التزام همه به محتوای توافق را تضمین کند.
خلاصه
اگر بدانید که چگونه باید در برابر حملات متقابل پاسخ بدهید و خود را تا جای ممکن برای آنها آماده کرده باشید، خواهید توانست اعتماد به نفس خود را در مدیریت کشمکشهای بسیاری که معمولا در جریان سازماندهی باهمستان تجربه میکنید، به شکل قابل توجهی ارتقا دهید. در نظر داشته باشید که اغلب احتمالا مخالفان شما از ترکیبی از چند تاکتیک فوق استفاده میکنند بنابراین ممکن است مجبور باشید برخی از این راهبردها را به گونهای تعدیل کنید که با شرایط شما مطابقت بیشتری پیدا کنند. یک فعال مدنی و آموزگار به نام افی جونز در جایی میگوید: «شکست خوردن در برنامهریزی خود به نوعی برنامهریزی برای شکست است». فکر کنید که چه حرکتی ممکن است از مخالفانتان سر بزند و شما چگونه میتوانید به بهترین شکل در برابر آن پاسخ بدهید، و در این صورت برای حمله متقابل آنها نیز آماده هستید و اعتماد به نفس کافی دارید.
Ejemplo 1: Escribir una carta a favor de una acción propuesta
Al Editor de The Herald:
La Casa de Representantes de los EEUU recientemente ha propuesto una ley (H.R. no. 396) que prohibirá la venta de cigarrillos por medio de máquinas dispensadoras. Esta es una pieza llave de la legislación que cada persona en nuestra comunidad debería apoyar actualmente.
Muchas personas no lo perciben, pero las máquinas dispensadoras son uno de los lugares donde los niños pueden comprar cigarrillos. De hecho, se estima que el 10% de todos los cigarrillos comprados por menores ocurren en esas máquinas. Si esta nueva legislación se lleva a cabo, no solamente hará más difícil que los jóvenes transgredan la ley comprando cigarrillos, también disminuirá las posibilidades de que los mismos fumen en primer lugar.
Hay muchas razones (junto a las legales) por las que deberíamos intentar prohibir fumar a nuestros niños. 1) Las investigaciones muestran que la mayoría de las personas que fuman comenzaron cuando todavía estaban en la temprana edad. 2) Muchas personas temen que fumar cigarrillos sirva de “puerta de entrada” para las drogas más fuertes. 3) Fumar es una adicción muy cara (particularmente para un joven que tiene ingresos mínimos) Y, finalmente, 4) fumar puede causar acortamiento de la vida o problemas de salud fatales (tales como cáncer de pulmón y enfisema). Nuestros jóvenes no fumarían antes de que estén preparados para entender o aceptar las consecuencias a largo plazo.
Se ha propuesto el impuesto a las máquinas de venta, pero ahora necesita ser aprobado. Su voz contará aquí. Le animamos a que escriba o llame al representante de su distrito (para algunos de nosotros del Distrito 8, es la congresista Fisher) y hágale saber que usted la apoya en su tentativa de aprobar esta legislación. Cuantos más apoyos ella tenga, más probable es que este impuesto se convierta en ley. Contacte a “Tobacco Free Youth” para obtener más información sobre este importante asunto.
Sinceramente,
Jonathan Friedman, Director
Tobacco Free Youth
123 Forest Road
Ejemplo 2: Escribir una carta que se opone a una acción hecha
Al Editor de The Herald:
Considero un ultraje para la Comisión del Condado la reciente decisión para terminar el arrendamiento del programa “Head Start”en la Casa de la Corte del Condado. Con esta decisión, un programa muy necesario, ya en funcionamiento puede simplemente ¡no tener un lugar a donde ir!
“Head Start” es un programa fantástico. Éste asegura que los pobres y otros niños preescolares en riesgo tengan comida nutritiva y atención especial simplemente puede que no los tienen en otro lugar. El programa da a esos niños un verdadero "comienzo en liderazgo" en un mundo en el que puede que no tengan otras muchas posibilidades. Y hay suficiente evidencia para mostrar que “Head Start” marca una gran diferencia para los muchachos posteriormente en la vida.
La reciente decisión de la Comisión para desalojar el programa con objeto de abrir más espacio para un ''state Gifts Shop" ¡Es ridícula! Si a los líderes de nuestra comunidad les gustaría montar una tienda para vender productos producidos en Kansas, estoy con ellos. Sin embargo, ni mi orgullo por Kansas ni mi codicia es tan profunda como para desear tomar el desayuno de 30 niños hambrientos que oscilan en los tres años de edad. Y estoy profundamente entristecida de ver que los Comisionados del Condado valoren más un poco de ganancia que a la gente necesitada.
Esta decisión es vergonzosa para todos los que viven en el Condado de Dade. Los Comisionados del Condado deberían reconsiderar la situación y revocar su decisión inmediatamente. Espero que todos los lectores hagan que los comisionados sepan como se sientes a causa de esta terrible situación llamándolos al 913-432-1200 o escribiéndoles a la Casa de la Corte del Condado.
Sinceramente,
Victoria Stein
3960 Mount Hope Drive
567-8095
نویسنده
Jenette Nagy
___Usted sabe lo que es una carta al editor.
___Usted sabe por qué usted debería escribir una carta al editor.
___Usted sabe cuándo escribir una carta al editor.
___Usted entiende los pros y contras de utilizar el correo electrónico o fax para enviar su carta.
___Usted sabe cómo iniciar la carta.
___Usted capta la atención de los lectores.
___Usted explica de qué trata la carta al inicio.
___Usted explica por qué el asunto es importante.
___Usted presenta evidencias acerca de un elogio o crítica.
___Usted deja en claro su opinión acerca de lo que debería hacerse.
___Usted es breve.
___Usted revisa su carta para estar seguro de que está clara y va al “grano”.
___Usted sabe como conseguir que su carta sea admitida.
Herramienta #1: Escritura de una carta en conjunto
La responsabilidad de escribir una carta al editor puede compartirse. Una forma de hacer esto es confeccionar una carta escrita en conjunto, en la que usted y sus amigos o colegas escriben una serie planeada de cartas que será enviada al editor. En conjunto:
- Extraiga su tema.
- Haga que cada amigo escriba una carta basada en el tema--estas son las cartas del Grupo #1.
- Haga que cada amigo escriba un borrador de una carta en respuesta a las cartas del Grupo #1--estas son las cartas del Grupo #2. Estas se dejarán incompletas de manera que las referencias específicas a las cartas del Grupo #1 puedan completarse.
- Haga unas cuantas de sus cartas provocadoras de manera para que otros respondan.
- Obtenga autorizaciones de los demás para firmar con sus nombres de manera que una persona pueda manejar la campaña.
- Utilice diferentes tipos de papelería.
- Envíe copias a "el que suscribe" para que la publicación pueda llamarlo o llamarla.
- Permita que "el que firma" sepa si la carta se publica.
- Pueden ser necesarias solo 5 o 6 personas para desarrollar una vasta respuesta de la comunidad.
- Cartas del Grupo #1 de correo. Algunas pueden ser publicadas. Cartas del Grupo #2 de correo, con información específica relacionada con aquellas publicadas en conjunto, en respuesta a las del Grupo #1 tan pronto como son publicadas. Este ejercicio es óptimo para la moral del grupo. También puede ser divertido.
انتقاد از عمل نامطلوب چیست؟
در طول کار برای باهمستان، اغلب با این وضعیت روبهرو میشوید که میبینید به رغم همه تلاشهای بیدریغتان، کسی دست به اقدامهایی زده که برای آرمان شما یا جمعیت هدفتان نامطلوب است. در مقام یک ترویجگر باید به این نوع اعمال اعتراض کنید و آنها را نقد کنید، اما این کار را باید به شکلی انجام دهید که صدای اعتراضتان شنیده شود و به تغییری مثبت در شرایط بیانجامد.
انتقاد از عمل نامطلوب اعتراضی است – معمولا علنی – به عملی که به باور شما نامعقول، ناعادلانه، بیثمر یا مغایر با منافع مردم است. هم انتقاد شما و هم اعمالی که شاید مورد اعتراض شما باشد، ممکن است شکلهای گوناگونی به خود بگیرند.
بعضی شیوهها برای انتقاد از عمل نامطلوب عبارتند از:
- انتقاد خود را مستقیم با کسانی که مسئول هستند – از جمله سیاستگذاران، مدیران عامل و غیره – در میان بگذارید. اگر این فرصت وجود دارد که در خفا کار را درست کنید – به این معنی که فقط خودتان و فردی که باعث و بانی آن عمل نامطلوب بوده وضعیت را تغییر دهید – غالبا میارزد که از چنین فرصتی استفاده کنید. وقتی که انتقاد خود را به گوش مردم یا اشخاص دیگر نرسانید، آن طرفی که باعث و بانی آن عمل نامطلوب بوده خوار و خفیف نمیشود و آبرویش محفوظ میماند؛ این کار حتی شاید بر اعتبار شما نزد آنها بیافزاید و از آن پس به سخنان شما بیشتر توجه کنند.
- موضوع را به مسئولان انتظامات، دادگاهها یا دیگر سازمانهای نظارتی ارجاع دهید.
- وقتی که قوانین و مقررات زیر پا گذاشته شده یا نادیده گرفته شدهاند و یا هنگامی که حل و فصل خصوصی موضوع را آزمودهاید اما بیثمر بوده است، اغلب متوسل شدن به یک سازمان نظارتی – یا گاهی حتی تهدید به این کار – ممکن است مفید واقع شود.
- آگاه کردن مردم از طریق رسانهها، اعلامیهها و پوسترها و راههای دیگر، برای مطمئن شدن از اینکه همه هموندان باهمستان در جریان آنچه روی میدهد قرار گیرند. در این مورد ممکن است که هدف شما هر یک از این موارد و یا ترکیبی از آنها باشد: بسیج کردن مردم و افکار سیاسی، هشدار دادن درباره تهدیدی علیه باهمستان، شرمسار کردن شخص یا نهادی که باعث و بانی آن عمل نامطلوب بوده است و روشنگری در مورد ابعاد غیرقانونی یا غیراخلاقی وضعیت به وجود آمده.
- برگزاری نشستهای عمومی برای بحث در زمینه شرایط و ارائه اطلاعات بیشتر درباره موضوع به باهمستان.
- بر پا کردن تظاهرات برای جلب توجه به اقدام نامطلوب و شرمسار کردن بانیان آن.
- ترکیب دو یا چند روش از روشهای فوق.
بعضی از شکلهای احتمالی عمل نامطلوب:
بیشتر اعمال نامطلوب با تغییراتی اندک یا زیاد از یک نوع هستند. اغلب اوقات، سیاستگذارها، مقامها یا کسانی که کاری را به جریان میاندازند هدفشان در واقع این است که مشکلی را حل کنند و برای آن راه حلی بیابند. با این حال، ممکن است که ندانند چه باید بکنند و یا ندانند کاری را که لازم میدانند چگونه انجام دهند. شاید هم به دلایل سیاسی، اقتصادی یا مشکلات دیگر راغب یا قادر نباشند که کاری را که باید صورت گیرد انجام دهند. برای مثال، در زمینه مشکل مصرف مواد مخدر آنچه راه حل «بدیهی» پنداشته میشود - اینکه اگر مصرفکنندگان مواد مخدر را به زندان بیندازیم، مشکل مواد مخدر حل خواهد شد – اغلب به هیچ وجه مشکلگشا نیست و یا به جای از میان بردن علت، فقط علائم و آثار وجود مشکل را از میان میبرد. کسانی که این راه حلهای کاذب را به اجرا میگذارند آدمهای بدی که به دنبال دردسر باشند نیستند؛ موضوع فقط از این قرار است که آنها دانش یا پیشینه یا بینش لازم را برای شناخت بهتر موقعیت و گرفتن تصمیمهای درستتر ندارند.
- عمل نامطلوب با هدف گشایش مشکلی خاص یا شرایطی بغرنج انجام شده و چه بسا از سر خیرخواهی بوده اما درک و فهم مشکل غلط بوده است.
- ممکن است که نهادی دولتی یا خصوصی منافع حقیر خود را بر مصلحت باهمستان ترجیح داده باشد. یک مقام منتخب قانونی را پیاده میکند که به نفع حامیان خودش است، یک کارخانه کاغذسازی تصمیم میگیرد که ضایعات سمی خود را در رودخانه بریزد، موسسهای علیه گروهی خاص تبعیض قائل میشود – اینها نمونههایی است که باید با انتقاد همگانی روبهرو شوند.
- گاهی افکار عمومی به دلیل عدم آگاهی از اقدامی حمایت میکنند و یا آن را دیکته میکنند که به زیان آرمانی خاص یا جمیعت هدف است. مثلا در دهه ۱۹۹۰ در آمریکا وقتی که مناقشهای ملی بر سر اصلاح تامین اجتماعی در گرفته بود، بیشتر مردم گمان میکردند که بخش عمده بودجه دولت مرکزی به تامین اجتماعی و برنامههای دولتی برای مستمریبگیران اختصاص دارد، در حالی که سهم اینها از بودجه کشور کمتر از دو درصد بود. جهل مردم درباره این موضوع منجر به مطالبات برای وضع قانونی شد که به عقیده بعضی مشکل «ولخرجی» در تامین اجتماعی را اصلاح میکرد.
- عملی که راه کمترین مقاومت را در پیش بگیرد، یا اصلا چندان هم عمل محسوب نشود، ممکن است نشانهای باشد از پنهان کردن مشکل. گاه وقتی یک مقام یا دستگاه دولتی کمیسیونی را به «بررسی موضوع» برمیگمارد، کارش نمونهای است از چنان عملی. ممکن است که کمیسیون یک سال یا بیشتر را صرف این موضوع کند و بعد گزارشی منتشر کند که آن هم در بسیاری از موارد نادیده گرفته میشود. درست است که تعیین چنین کمیسیونی خود «نوعی عمل» محسوب میشود، اما نتیجه کار کموبیش با بیتوجهی کامل به موضوع یکی است.
- عمل ممکن است ابراز نسنجیده تعصب یا یک جهاننگری قومگرایانه باشد. پیشنهاد برگزاری یک همهپرسی که حقوق همجنسگرایان مرد و زن را محدود کند، انتخاب کاریکاتور توهینآمیز یک بومی آمریکا به عنوان بختآور تیم فوتبال دبیرستان یا برگزاری «سفره برادری» در زمان ناهار در طول ماه رمضان (ماهی که مسلمانان در طول روز روزهدار هستند) نمونههایی است از این نوع عمل.
این نوع اقدامها – و این واقعیت که از نظر شما نامطلوب هستند – ممکن است برخاسته از تفاوتهای فلسفی عمیق باشند. برای نمونه بسیاری از کسانی که مدافع محدودیت حقوق همجنسگراها هستند بر این باورند که بر پایه آموزههای دینی حق با آنهاست. بسیاری از موضوعهای بحثانگیز دیگر – از قبیل سقط جنین، بودجههای نظامی، نقش دین در زندگی عمومی – ریشه در چنین تفاوتهای فلسفی دارند و بیشتر آنها هم با مولفهای عاطفی همراهند که حل کردن آنها را دشوار میکند.
این نکته اهمیت دارد که بدانیم چه وقت یک عمل نامطلوب بر زمینههای مذهبی، اخلاقی و/یا فلسفی استوار است تا انتقاد خود را از آن بر همان پایه استوار کنیم. اگر انتقاد بر باورهای ریشهدار طرف مقابل بتازد و آنها را هدف قرار دهد، احتمالا موثر نخواهد بود. بهترین رویکرد در صورت امکان این است که بگویید سخن شما بر اصول اخلاقی یا دینی مبتنی است که معرف موضعی قویتر است (مثلا در اصول اخلاقی و دینی حرمت جان انسان معمولا مهمتر از حرمت دارایی و ملک است.)
چرا از عمل نامطلوب انتقاد کنیم؟
هدف اساسی در انتقاد متوقف کردن یا تغییر دادن عملی است که از نظر شما نامطلوب است. در کنار این هدف اصلی، بعضی دلایل جزئیتر نیز برای انتقاد از عمل نامطلوب وجود دارد – و برای یک مورد خاص ممکن است چندین دلیل وجود داشته باشد.
۱. برای آگاه کردن کسانی که باعث و بانی عمل بودهاند، آگاه کردن ناظران یا مردم (یا هر سه آنها) در مورد عمل و پیامدهایش.
انتقاد از یک عمل، در صورتی که هیچ کس نداند در حال رخ دادن است و یا از تاثیرات آن آگاه نباشد، بیفایده است.
۲. برای زیر سوال بردن پیشفرضهای نهان در یک عمل.
آیا فرد یا گروهی از این عمل سود میبرد در حالی که بهرهمندی آنها به زیان دیگران تمام میشود؟ آیا تضاد منافع وجود دارد؟ چه مبنای منطقی در پس انتخاب این نوع عمل وجود داشته است؟ پاسخ پرسشهایی از این دست اغلب دلایل راستینی را که در پس یک عمل بوده است آشکار میکند، چه آن عمل مغایر با منافع مردم بوده باشد و چه به بعضی از جنبههای مهم موضوع بیتوجه بوده باشد.
۳. برای اصلاح اطلاعات نادرست یا ناقص.
این اطلاعات ممکن است در مورد شما یا آرمان شما باشد یا ممکن است که صرفا اطلاعاتی نادرست در مورد موضوع باشد. در هر صورت همین اطلاعات ممکن است یکی از دلایلی باشد که عمل صورت گرفته است، و از این رو اگر میخواهید جلوی آنچه را که رخ میدهد بگیرید یا آن را تغییر دهید باید این اطلاعات را تصحیح کنید.
۴. برای روشن کردن این نکته که چه اشکالی در عمل وجود دارد.
این پرسش که «چه اشکالی وجود دارد» شاید موارد متعددی را در بر بگیرد. بعضی از موارد محتمل عبارتند از:
- عمل ممکن است مبتنی بر فرضهای غلطی بوده باشد. مثلا شاید شرایط بد فهمیده شده است، یا تصوراتی که درباره نحوه اصلاح یا تغییر وضعیت وجود داشته نادرست بودهاند.
- بهخوبی تاثیرگذار نیست. شاید تحقیق نشان دهد که این رویکرد کماثر یا بیاثر است. یا ممکن است شما به تجربه بدانید که عمل مورد بحث به شکل نادرستی به موضوع پرداخته است؛ مثلا مداخلهگری که بدون توجه به نوع جمعیت هدف یا پیامدهای ناخواسته آن طراحی شده باشد.
- بیش از حد گران است یا به صرفه نیست. گاهی هزینهها مالی است و گاه غیرمالی است و با توجه به خطرات یا درد و رنج انسانی که به بار میآورد یا مشکلات تدارکاتی که پدید میآورد سنجیده میشود، مثلا بیتوجهی به اختلالی که بر اثر این عمل در زندگی مردم پدید میآید و نمونههایی از این قبیل.
- ممکن است عمل آشکارا در خدمت منافع شخصی باشد، و منافع کسانی را تامین کند که آن را انجام دادهاند و غالبا هم به هزینه دیگران. مثلا مورد سیاستمداری که اعمال نفوذ میکند تا یک قرارداد دولتی به شرکتی سپرده شود که همسرش آن را میگرداند، یک نمونه کاملا روشن است.
- ممکن است که عملا به دیگران آسیب برساند – این آسیب ممکن است جسمانی، اقتصادی، سیاسی یا از انواع دیگر باشد. برای مثال، روشی در صنعت که تندرستی انسانها را به خطر بیندازد یا یک طرح تقسیمبندی مجدد که عامدانه گروهی خاص را از حقوقشان محروم کند، هر دو قابل انتقاد هستند.
- ممکن است غیراخلاقی یا کاملا غیرقانونی باشد. شاید با گروهی دیگر توافق کرده باشید که به این یا آن شرط، عمل خاصی را انجام بدهید یا ندهید، ولی آن گروه بر اساس توافق عمل نکند، حتی به رغم آنکه شما وعده خود را به آنها به جا آورده باشید؛ یا ممکن است طرفی دانسته قانون را نقض کند، با این امید که به دام نخواهد افتاد.
۵. برای توضیح دادن و ترویج کاری که باید به جای آن عمل صورت بگیرد.
وقتی از عملی به عنوان نامطلوب انتقاد میکنید، تلویحا به معنی آن است که اقدامی مطلوبتر وجود دارد. این وظیفه شماست که نه فقط از عمل فعلی انتقاد کنید، بلکه اقدامات جایگزین را هم شرح بدهید و بگویید که چرا گزینههای دیگر از آنچه اکنون صورت میگیرد بهتر هستند؛ همچنین باید از جایگزینی این گزینهها دفاع کنید.
۶. برای جلب پشتیبانی
ممکن است که انتقاد شما بر وضعیت فعلی تاثیر آنی بگذارد یا نگذارد؛ اما میتواند در شکل دادن مخالفت با روند فعلی و پشتیبانی از روندی جایگزین یا طرح پیشگامانه شما یا جمعیت هدف موثر واقع شود و نیز علیه کسانی که عامدانه به اقدامی زیانبار، غیراخلاقی یا غیرقانونی دست زدهاند تاثیرگذار باشد.
چه کسی باید از عمل نامطلوب انتقاد کند؟
در کل اگر انتقاد از جانب منبعی موثق و قابل اعتماد مطرح شود که مطلع و بیطرف به شمار آید، احتمال اینکه پذیرفته و باور شود بیشتر خواهد بود.
با این حال، میتوانید کسانی را فرا بخوانید که در این زمینه باتجربه هستند و به شرافت و درستی شهرهاند. این افراد ممکن است از اعضای جمعیت هدف باشند، یا کسانی که در زمینه موضوع با جمعیت هدف کار کردهاند (مثلا متخصصان پزشکی)، سیاستگذاران و مقامهای دولتی، متخصصان و پژوهشگران در آن رشته، یا شهروندان معمولی که به دلیل شرافتمندی و بیطرفیشان مورد احترام دیگران هستند – یا حتی بهتر خواهد بود اگر چند نفر از همه این گروهها یا همه آنها را برای نقد فرا بخوانید. این افراد هر که باشند، میتوانند در بیان انتقاد از عملی که مغایر با هدفهای ترویجگری شماست موثر واقع شوند.
نهادهای ناظر و کنشگران اگر در کل به داشتن دقت و انصاف شهره باشند، میتوانند منتقدان درخور اعتمادی باشند. اما اگر به داشتن اغراض سیاسی یا مسلکی زبانزد باشند، مردم اظهارات آنها را به دیده تردید مینگرند. اگر قرار است که شما انتقادی را مطرح کنید، نخست ببینید که دیگران شما را چگونه میشناسند و آیا احتمال دارد که برای سخنتان اعتبار قائل شوند. اگر چنین نیست فرد دیگری را بیابید تا انتقاد شما را و تلاشتان را در زمینه آرمانتان به گوش دیگران برساند.
اینکه چه کسی ممکن است برای شما تاثیرگذارترین سخنگو باشد، هم بستگی دارد به شرایط و هم کسانی که میکوشید پیام خود را به گوششان برسانید. بیشتر مردم معمولا وقتی انتقاد از زبان کسانی بیان شود که در موقعیتی متفاوت از موقعیت آنها باشند خوشبین نیستند. گذشته از این، اغلب مردم، شاید به درستی، بر این عقیدهاند که باورمندان سرسخت به یک مرام یا نظریه خاص اغلب به نفع مسلک اعتقادی خود دروغ میگویند یا حتی خودشان را فریب میدهند تا واقعیت را جور دیگری ببینند و ارائه دهند. مشکل میتوان فهمید که چه وقت سخنشان دقیق و موثق است و چه وقت صرفا در جهت حمایت از موضع خود سخن میگویند.
مردم به انتقاد کسانی که مثل خودشان باشند بهتر واکنش نشان میدهند، کسانی که به دستهبندی خاصی منسوب نیستند و درخور اعتماداند یا درخور اعتماد به نظر میرسند. کسانی که دلیلی برای پشتیبانی از عمل مورد انتقاد دارند از جمله منتقدان باورپذیر محسوب میشوند (به همین دلیل است که در آگهیهای ضد مصرف دخانیات سیمای کسی را میبینیم که پیشتر سیگار مارلبرو را تبلیغ میکرد و خود بر اثر سرطان ریه ناشی از مصرف سیگار درگذشت.) همچنین افرادی که مورد ستایش مردم هستند از جمله فضانوردان، چهرههای ورزشی و شماری دیگر از اشخاص سرشناس هم معمولا از اعتبار برخوردارند. مثلا مایکل جردن اگر به جای تبلیغ کفش نایکی برای کارزاری در ارتباط با حفظ محیط زیست یا مقابله با ایدز تبلیغ میکرد شاید حرفش به همان اندازه خریدار داشت.
چه هنگام باید از عمل نامطلوب انتقاد کنید؟
انتقاد واقعی از کنش نامطلوب چهار رکن دارد: زمانبندی (چه وقت انتقاد کنید)؛ شدت (انتقاد شما چقدر باید شدید باشد و تا چه حد علنی و رسا بیان شود)؛ محتوا (چه میگویید)؛ لحن (انتقاد خود را چگونه بیان میکنید – از شدیدترین لحن نظیر «مخالفان اهریمن مجسم هستند» گرفته تا ملایمترین مانند: «ما کموبیش در یک مسیر هستیم، فقط لازم میدانیم تغییراتی جزئی صورت بگیرد»، کدام را انتخاب میکنید.) این بخش از این گفتار به موضوع زمانبندی اختصاص دارد. سه رکن دیگر را در بخشی با عنوان «چگونه از عمل نامطلوب انتقاد میکنید؟» مطرح خواهیم کرد. اگرچه بر آن شدیم که این گفتار را بر پایه این چهار رکن اصلی تنظیم نکنیم، ممکن است که آشنایی با آنها برای استفاده کنندگان از جعبه ابزار راهی آسان برای بررسی موضوع باشد.
رهنمودهایی برای زمانبندی انتقادتان:
بهترین زمان برای انتقاد از کنش نامطلوب پیش از رخ دادن آن است. همانطور که در مثل میگوییم علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. از این رو، غالبا جلب توجه مردم به احتمال بروز آسیب در صورت انجام یک عمل، بهترین راه جلوگیری از آن است. با ملاحظه دقیق بحثها و رفتار سیاستگذاران و نیز توجه کردن به مخالفان خود در باهمستان و دیگرانی که میتوانند دست به اقدامی نامطلوب بزنند، میتوانید پی ببرید که چه هنگام ممکن است آنها تصمیمهای نادرستی بگیرند و در این صورت میتوانید به موقع علیه تصمیمهای احتمالی آنها وارد عمل شوید.
شوربختانه، انتقاد پیشگیرانه حتی اگر هشیار و گوش به زنگ باشید همواره میسر نیست – غالبا وقتی از تصمیمهای نادرست مطلع میشویم که دیگر کار از کار گذشته است. افزون بر آن، انتقاد پیشگیرانه همیشه هم موثر نیست: گاه بدون توجه به آن دست به عمل میزنند.
چه بتوانید عمل نامطلوب را پیشبینی کنید و چه نتوانید، سرعتعمل در واکنش نشان دادن مهم است. اگر از عهده شما خارج است که مانع عملی بشوید، دست کم میتوانید در اسرع وقت به آن اعتراض کنید. اگر واکنش خود را به تاخیر بیندازید، بیشتر مردم با آنچه رخ داده شده کنار میآیند و آن را به عنوان بخشی از واقعیت میپذیرند. دگرگون کردن چیزی که در حال روی دادن است بسیار دشوارتر از تغییر دادن چیزی است که تازه آغاز شده و هنوز فرصت آن را نیافته که در خودآگاه باهمستان جایی پیدا کند.
وقتی یک ترفند نامطلوب که تاکنون در خفا مانده، فاش میشود، بیدرنگ واکنش نشان دهید. اگر عملی غیرقانونی یا غیراخلاقی باشد و یا بیم آن برود که احساسات عده کثیری را جریحهدار کند، کسانی که آن را عملی کردهاند غالبا میکوشند که آن مسکوت بگذارند. وقتی چنان اطلاعاتی فاش میشود، واکنش مناسب شما به آن باید فوری و پرسروصدا باشد.
وقتی مردم پی بردند که پلیس در بسیاری از مناطق به طور رسمی در پروندهسازی نژادی علیه افراد دست دارد – به عبارت دیگر، جلوی هموندان گروههای خاصی، بهویژه آمریکاییهای آفریقاییتبار را به صرف «ظن بردن» میگیرد و اغلب باعث آزار و اذیتشان میشود، بسیاری از سازمانها به شدت علیه این رفتارها اعتراض کردند، رسانهها این موضوع را برجسته ساختند و در نهایت اعلام شد که این رفتار مغایر با قانون اساسی است.
وقتی که به شواهد – یا شواهدی تازه – درباره ماهیت نامطلوب عمل دست یافتید، صدای خود را به گوش دیگران برسانید. به عنوان یک ترویجگر شاید از همان آغاز کوشیده باشید که مانع این عمل شوید، یا ممکن است که در آن هنگام متوجه ایراد آن نشده باشید. اگر اطلاعات تازه باعث آشکار شدن ماهیت ناخوشایند عمل بشود، از این اطلاعات برای اعتراض به آن بهره بگیرید.
هر گاه که زمان عامل مهمی باشد و عدم مخالفت با عمل به آسیب دیدن دیگران منجر شود، باید فورا زبان به انتقاد گشود. اگر احتمال این برود که بر اثر عمل، باهمستان یا گروهی خاص از مردم آسیب ببینند – مثلا بر اثر دور ریختن زبالههای صنعتی یا حذف یک برنامه غذایی مفید برای کودکان – باید پیش از آنکه خطر جدی شود اقدام کنید.
در هر فرصتی که به دست میآورید اعتراض کنید تا آنکه ورق را به کلی برگردانید. وقتی انتقاد خود را به جریان میاندازید باید آن را تا هر زمان که لازم است و تا هنگامی که تغییر ضروری حاصل شود، ادامه دهید؛ ترویجگری یعنی همین.
ممکن است مقطعی باشد که از آن به بعد انتقاد از کنش نامطلوب چندان امیدوارکننده به نظر نرسد. برای مثال، در آمریکا رای دادگاه عالی یا تصویب قانونی که کنش مورد اعتراض شما را نهادینه میکند، ممکن است مقاومت بیشتر در برابر موضوع را بیثمر کند. در این حالت میتوانید همچنان به انتقاد و تلاش برای دگرگون کردن شرایط ادامه دهید، اما احتمال موفقیتتان تا حد زیادی بستگی خواهد داشت به فضای اجتماعی و سیاسی حاکم.
چگونه از عمل نامطلوب انتقاد میکنید؟
پیشاپیش تحقیق و بررسی کنید. به عنوان ترویجگر باید از تازهترین اطلاعات مربوط به موضوع مورد نظرتان و وضعیت باهمستان خود آگاه باشید، مگر آنکه خود کنش نامطلوب باعث شروع فعالیت ترویجگری شما بوده باشد. این بدان معناست که:
- باید قانونها و سیاستهای مربوط به موضوع و کنشی که مورد انتقاد شماست را بشناسید. ممکن است که کنش تحت کنترل درآید، یا برخلاف روال یا رویه پذیرفتهشده پیش رود و یا غیرقانونی باشد. اگر در این زمینه پژوهش و کندوکاو کرده باشید، اینها را میدانید.
- از پیشینه موضوع آگاه شوید. باید درباره تاریخچه موضوع در کل و چند و چون وضعیت فعلی آن به طور خاص آگاه باشید و از جمله باید بدانید که چه چیز منجر به این اقدام شد و چه کسی تصمیم به اجرای آن گرفت.
- از پژوهشهایی که در مورد موضوع صورت گرفته مطلع باشید، تا انتقاد شما مستند و محکم باشد و بتوانید گزینههای معقولی به جای آن پیشنهاد کنید.
- باهمستان را بشناسید. همپیمانان شما چه کسانی هستند؟ مخالفان شما چه کسانی هستند؟ عقیده اکثریت در این مورد چیست؟ واکنش احتمالی باهمستان چیست؟
انتقاد خود را روشن و مشخص کنید. این امکان را برای مخالفان خود فراهم نکنید که با ایرادهای بیاساس استدلال شما را بیاثر کنند. دقیق و مشخص بگویید که ضعف کار در کجاست و چرا، و چه چیز باید عوض شود و نتایج احتمالی در صورت چنین تغییری چه خواهد بود. انتقاد خود را به زبانی بیان کنید که مخاطبان مورد نظرتان بتوانند بفهمند. برای این منظور شاید لازم باشد که از انگلیسی ساده و سلیس یا زبانهای دیگر، بسته به اینکه زبان مخاطبان شما چه باشد، استفاده کنید.
استدلالهای خود را تقویت کنید. شاید همیشه نتوانید بیچون و چرا ثابت کنید که حق با شماست، اما باید هر زمان که میتوانید بکوشید این کار را بکنید. وقتی چنین چیزی میسر نباشد انواع دیگری از شواهد و استدلالها هست که میتوانید به کار برید.
- هر جا که شواهد و اسناد قوی در دسترس باشد – از جمله اطلاعاتی راجع به عملکرد گذشته، وعدههایی که علنی داده شده، عکسها و فیلمهای ویدیویی از رفتارهای غیرقانونی یا ناپذیرفتنی – آنها بیابید و ارائه دهید.
- گاهی هیچ اسناد قاطعی وجود ندارد. مناسب بودن عمل هم ممکن است جای بحث داشته باشد؛ و یا ممکن است تجربه یا نظریهای در دفاع از سخن خود داشته باشید که نشان بدهد حق با شماست، اما «مدرک» تلقی نمیشود. در این مواقع میتوانید برای دفاع از انتقاد خود از نظرهای کارشناسان، شهادت دست اول کسانی که تحت تاثیر آن عمل قرار گرفتهاند و/یا شواهد روایی غالب استفاده کنید.
شواهد روایی (در انگلیسی evidence anecdotal) در موارد جداگانه به مطالبی گفته میشود که نشاندهنده نکتهای خاص در زمینه یک موضوع باشد. در انگلیسی واژه روایت/حکایت (anecdote) همان معنی را دارد که از ظاهر کلمهاش برمیآید: داستانهای موردی خاص. این داستانها الزاما گواهی بر یک حقیقت مطلق نیستند. برای مثال اگر زنی در محله ما سر اداره تامین اجتماعی کلاه میگذارد و به آنها دروغ میگوید به این معنا نیست که همه افراد تحت پوشش این نهاد کلاهبردار و دروغگو هستند. ما نمیتوانیم فقط به این دلیل که در یک بیمارستان پای سالم بیماری را اشتباهی قطع کردهاند، نتیجه بگیریم که همه بیمارستانها سهلانگارند و اصول ایمنی بیمار را رعایت نمیکنند.
با این حال، این واقعیت که شواهد روایی چیزی را ثابت نمیکنند از قدرت و تاثیرگذاری آنها کم نمیکند. برای بسیاری از مردم – حتی شاید برای اکثریت مردم – این نوع شواهد قانعکنندهتر از شواهد محکمتر و معتبرتر است و به همین دلیل ذکر این نوع شواهد در انتقادتان ممکن است مفید باشد.
اما شواهد روایی غالب ماجرای دیگری دارد. برای مثال، اگر دهها هزار نفر ادعا کنند که پای سالمشان اشتباهی قطع شده یا کلیه سالمشان اشتباهی برداشته شده، آن وقت میتوان عملکرد بیمارستان را در کل زیر سوال برد. اگر درست پس از شروع اصلاحات تامین اجتماعی، صدها خانواده در شهر خیابانخواب شوند، آن وقت میتوان کموبیش با اطمینان گفت که نظام تامین اجتماعی دچار کاستی و نقص است.
اگر قصد دارید که از شواهد روایی استفاده کنید، بهتر است که مانند موارد گفته شده غالب باشند. درست است که بسیاری از مردم همان شواهد روایی را هم میپذیرند، اما سیاستگذاران به ندرت بر اساس این شواهد اقدام میکنند، مگر آنکه مستنداتی باشد که این شواهد را تقویت کند و یا خود این شواهد آن قدر قوی باشند که نیازی به مستندات دیگر نباشد.
- هر جا که اقتضا کند به ارزشهای کلی استناد کنید، ارزشهایی از قبیل: انصاف، عدالت، نزاکت، مسئولیت اجتماعی، قاعده زرین (با دیگران همانطور رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود). اگر عمل نامطلوب به حذف خدماتی ضروری منجر شده، یا سلامت یا امنیت بخشی از جمعیت را تهدید میکند، یا قشر کمتوان را مجبور کرده که بار مشکلات اقتصادی و مشکلات دیگر را به دوش بکشد، یا به هر شکلی در تضاد با ارزشهای رایج است، آن وقت میتوان در انتقاد از آن به این ارزشها استناد کرد.
موضوع انصاف از موضوعهایی است که شاید مشکلآفرین باشد، چون هر کس ممکن است تعبیر خود را از آن داشته باشد. مثلا از نگاه سیاستمداران محافظهکار این «غیرمنصفانه» است که توانگران جامعه ناگزیر باشند به افراد تنگدست کمک مالی کنند. بسیاری بر این عقیدهاند که معنی «انصاف» این نیست که همه از یک چیز سهمی کاملا برابر داشته باشند، بلکه باید به هر کس آن چیزی را داد که نیاز دارد. بر پایه این استدلال، غیرمنصفانه نیست اگر در آمریکا برنامههایی به هزینه دولت برای تامین سوخت حرارتی در فصل زمستان به اجرا درآید. بلکه غیرمنصفانه است اگر در ثروتمندترین کشور جهان در تاریخ زندگی بشر، افرادی صرفا به دلیل تنگدستی با خطر یخزدن و مردن بر اثر سرما روبهرو باشند.
- هر زمان که میتوانید به منطق متوسل بشوید. گاهی یک کنش هیچ توجیه منطقی ندارد. اگر بتوانید این نکته را خاطرنشان کنید، اغلب مردم به آن واکنش نشان خواهند داد. برای نمونه، زمانی که رونالد ریگان کوشید مردم آمریکا را متقاعد کند که درختها بدترین آلودهکنندهها هستند، طرفداران محیط زیست به راحتی توانستند نشان دهند که سخن او منطقا پوچ است.
در این زمینه لازم است که مخاطبان خود را بشناسید. چیزی که به نظر فردی منطقی است، ممکن است در نظر دیگری پلید و شیطانی باشد. مثلا آنچه به عقیده بعضی حکم «عقل سلیم» محسوب میشود، از نظر بعضی دیگر شاید نادانی هولناک به نظر آید. مخاطبان شما کیستند؟ تحصیلکردهاند؟، مذهبیاند؟ شهری هستند؟ کارمندند؟ بومیتبارند؟ چه صفاتی دارند؟ فرهنگ، سطح تحصیل، باورهای دینی، آگاهی سیاسی (منافع سیاسی که جای خود دارد) و بسیاری عوامل دیگر بر برداشت افراد از آنچه منطقی یا غیرمنطقی میدانند تاثیرگذار است. اگر میخواهید برای پیش بردن حرف خود از استدلال منطقی استفاده کنید، باید مخاطبان خود را بشناسید.
گرینههایی روشن، قابل درک و معقول ارائه دهید. اگر بتوانید برای اصلاح اقدامی که مورد بحث شماست، پیشنهادهایی ارائه بدهید، انتقاد شما مشروعیت بسیار بیشتری پیدا میکند. چه پیشنهاد شما این باشد که صرفا به شرایط پیش از کنش بازگردید، چه تغییر در اقدامی که صورت گرفته یا دست زدن به اقدامی کاملا متفاوت، در هر حال باید طرحی جایگزین و نیز دلیلی محکم در دفاع از آن داشته باشید.
اگر بتوانید نشان بدهید که گزینه شما شبیه آن چیزی است که مخالفانتان میخواهند با این تفاوت که بهتر از آن است، موضع شما قویتر خواهد شد. اگر بتوانید نشان دهید که راه حل شما موثرتر و کمهزینهتر است و به جای آنکه صورت مسئله را پاک کند علتها را هدف میگیرد، یا بر شمار بیشتری از افراد تاثیرگذار است (یا همه این ویژگیها را داراست)، مخالفان شما به سختی میتوانند در مخالفت با آن حرفی جدی برای گفتن داشته باشند.
اعلام کنید که آمادهاید برای تغییر وضعیت با مخالفان خود همکاری کنید. علاوه بر ارائه گزینهها، پیشنهاد همکاری و کمکرسانی بدهید. شاید در نهایت به توافق و همپیمانی برسید یا دست کم با هم کار کنید.
فرض را بر این بگذارید که مخالفان شما حسن نیت دارند، مگر آنکه شواهدی داشته باشید که خلاف این را ثابت کند. همانطور که پیشتر اشاره شد، بیشتر اقدامات از میل به بهبود وضعیت و یاری رساندن به مردم ناشی میشوند، و نه انگیزهای برخلاف اینها. به همین دلیل، هر چند هم که اقدام انجام شده به خودی خود دردسرآفرین بوده است، منطقی است که در انتقاد خود از آن به این رهنمودها توجه کنید:
- در هر موردی که مخالفان شما شایسته تمجید هستند، این تمجید را به زبان آورید. اگر آنها در یافتن راه حلی برای مشکل پیشگام بودهاند، اگر بخشی از آنچه انجام دادهاند موثر بوده یا میتواند موثر باشد، اگر نکات خوبی یا ایدههای جالبی را مطرح کردهاند... از به زبان آوردن و تحسین این موارد نترسید. بلندنظری شما باعث میشود که آنها نتوانند شما را متهم به نادیده گرفتن عقلانیت و منطق کنند؛ با این کار صداقت خود را نشان میدهید و باعث میشوید که آنها کمتر تدافعی برخورد کنند و به بحث و گفتگو درباره موضوع راغبتر باشند.
- به جای حمله به عامل به خود فعل حمله کنید. از اقدام و نتایج بالقوه آن انتقاد کنید، نه از کسانی که آن را اجرا کردهاند. شاید بد نباشد که اذعان کنید مخالفان شما میخواستهاند آنچه را که درست بوده انجام دهند. این رفتار باعث میشود که در صورت متقاعدکننده بودن سخنان شما، آنها راحتتر بتوانند از مواضع خود کوتاه بیایند.
- علیه ایدهها سخن بگویید و نه علیه افراد. اگر اقدامی که صورت گرفته بر مبنای عقیده، نظریه یا معلومات ناکافی و چیزی از این دست بوده است، به جای آنکه انگیزهها یا شخصیت کسانی که مسئول بودهاند را به باد انتقاد بگیرید، از همینها انتقاد کنید. گفتن اینکه: «این افراد میخواستهاند که کار خوبی انجام بدهند، اما اطلاعات درست را در اختیار نداشتند» یک چیز است و گفتن این که «این افراد از تهیدستان نفرت دارند» یک چیز دیگر.
- مخالفان خود را بد و اهریمنی نشان ندهید. هر چه مغرضانه رفتار کنید، نتیجه بدتری میگیرید. به علاه وقتی در یک باهمستان باشید ممکن است باز هم ناگزیر شوید با همین افراد کار کنید. همین کسانی که به آنها انتقاد دارید شاید در برنامه و طرحی دیگر دوست و همپیمان شما شوند. حتی در همین مورد فعلی هم وقتی بتوانید آنها را متقاعد کنید که اقدامشان نابهجا بوده است شاید به همکاری با شما روی بیاورند. با متهم کردن آنها به خباثت و بدنهادی، آنها را از خود نرانید.
در سیاست اما، این واقعیت ترسناکی است که اگرچه هم سیاستمداران و هم مردم ادعا میکنند با حملات شخصی مخالفند، این نوع حملات اغلب موثر واقع میشوند. آمار نشان میدهد سیاستمدارانی که از تبلیغات تهاجمی استفاده میکنند معمولا نتیجه مثبت میگیرند؛ اما کسانی که بر اساس موازین اخلاقی و درست عمل میکنند، معمولا ضعیفتر و بیبرشتر تلقی میشوند – یا حتی بدتر، در مورد این افراد میگویند آن قدر منزه و بیخاصیت هستند که نمیتوانند مخالفان خود را بدنام کنند. با این همه، در مسائل مربوط به باهمستان، در کل این عاقلانه نیست که برای خود دشمنان قسمخورده بتراشید و به چشم کسی دیده شوید که قدرت لجنپراکنی به دیگران را دارد. زیرا در آینده و پس از پایان فعالیت ترویجگری یا انتقاد علیه اقدامی خاص، ناگزیر خواهید بود که هم با کسانی هدف حمله شما بودهاند همزیستی کنید و هم با نام و شهرتی که برای شما به جا مانده به سر برید.
یگانه استثنا در این مورد وقتی است که اقدام صورت گرفته در جهت تامین منافع فرد یا گروهی به هزینه منافع مردم و/یا به قیمت آسیبرسانی به دیگران بوده باشد. قوانینی که به نفع حامیان قانونگذارانی است که با چشمپوشی از پیامدهای اقتصادی این قوانین از آنها پشتیبانی میکنند، یا سیاستهایی که برای دور نگه داشتن قشرهای ضعیف از قدرت تنظیم میشوند نمونههایی هستند از اقدامات و کنشهایی که از سر حسن نیت برای حل مشکلات باهمستان یا برطرف کردن معضلات آن صورت نمیگیرند. این گونه اقدامات خودخواهانه، غیراخلاقی و اغلب غیرقانونی هستند و برای پیشبرد مقاصد شخصی یا تامین آسایش فردی که دست به اقدام میزند، و بدون توجه به تاثیر آنها بر دیگران یا بر کل باهمستان، صورت میگیرند. افرادی که باعث و بانی این گونه اقدامات و اعمال هستند باید مستقیما مورد انتقاد قرار گیرند و مسئول و پاسخگو معرفی شوند. در این موارد، ستیزهجویی و تهاجمی عمل کردن نه فقط مناسب، بلکه ضروری است.
اما معنی این حرف چیست؟ مثلا آیا کار درستی است که فردی را که مخالف شماست دست بیندازید و او را احمق جلوه دهید؟ آیا ناسزاگویی و استفاده از الفاظ توهینآمیز (هر ناسزایی از واژه «متحجر» گرفته تا «پستفطرت») درست است؟ آیا در یک نشست علنی شما باید بلند شوید و مقامی را متهم به دروغ گفتن یا دست زدن به رفتاری غیراخلاقی یا غیرقانونی کنید؟ آیا درست است که بروید جلوی خانه آن مقامات و صف اعتراضی تشکیل بدهید؟ پاسخ تمام این پرسشها این است که بستگی به اوضاع و احوال دارد، با این حال مواقعی هست که انجام دادن همه این کارها و استفاده از راهبردهای خصمانه دیگر هم چه بسا بهجا باشد.
رسانهها را به کار بگیرید و از هر راه ضروری دیگر استفاده کنید تا انتقاد خود را به گوش کسانی که باید آن را بشنوند برسانید. در این مورد هم مثل سایر موارد اگر پیام شما به گوش مخاطبان خود نرسد چندان فایدهای نخواهد داشت. بسته به اینکه مخاطبان شما چه کسانی باشند و چه منابعی در اختیار داشته باشید، هر راهی را برای پیامرسانی میتوانید بیازمایید؛ از به راه انداختن یک کارزار تمامعیار رسانهای گرفته تا چسباندن پوستر بر دکل مخابرات یا بر در و دیوار مکانهای عمومی.
ممکن است مجبور شوید که از یک ایستگاه رادیویی اسپانیاییزبان بخواهید پیام شما را پخش کند و یا کشیشی را در کلیسای سن استانیسلاس متقاعد کنید که در خطابهاش ترجمه پیام شما را برای عبادتکنندگان لهستانی این کلیسا ایراد کند. استفاده از شبکه تلویزیونی محلی شاید راهی آسان برای ارتباط با هموندان باهمستان باشد، یا شاید ناگزیر باشید برای ارتباط با تک تک افرادی که باید پیامتان را دریافت کنند به راههای دیگری متوسل شوید. در بعضی باهمستانها (برای مثال، در یک دانشگاه) استفاده از یک تارنما یا ایمیل گروهی روشی مطلوب خواهد بود؛ در موارد دیگر شاید بیفایده باشد. مواقعی هم هست که تبلیغ شفاهی و گوش به گوش رساندن یگانه راه قابلاعتماد برای انتشار اطلاعات است. نخست باید مخاطبان خود را بشناسید و بر اساس آن بهترین شیوه را انتخاب کنید.
وقتی میگوییم انتقاد خود را علنی کنید همیشه به این معنا نیست که موضوع را با همه اقشار مردم در میان بگذارید. شاید برای رساندن پیام خود به گوش دیگران نیازی به یک حمله همهجانبه نباشد. اگر پخش اعلامیه در یک محله خواسته شما را برآورده میکند باید به همان اکتفا کنید. اگر یک ایستگاه رادیویی یا تلویزیونی پیام شما را به مخاطبان دلخواهتان میرساند، از همان استفاده کنید. نیازی نیست برای رسیدن به هدف خود جنگی به راه بیندازید و در آن سلاحتان را به کار ببرید؛ گاه میتوانید صرفا با نشان دادن سلاح به همان هدف دست یابید.
تا وقتی که لازم باشد کار را ادامه دهید. شاید بتوانید که بیدرنگ اقدام نامناسب را به تعویق بیندازید یا قرار انجام آن را لغو کنید و یا ماهیت آن را تغییر دهید... اما احتمال بیشتر این است که نتوانید. در این حالت ممکن است ناچار شوید که به انتقاد ادامه دهید تا زمانی که نتایجی به دست آورید. واقعیت این است که چه بسا در مورد اقدامی بهخصوص اصلا به هیچ نتیجهای هم نرسید و دستاوردی نداشته باشید، اما این عدم موفقیت نباید به پایان انتقاد یا ترویجگری شما منجر شود.
فضای سیاسی و افکار عمومی دستخوش تغییرند، اما این تغییر یکشبه روی نمیدهد. تغییرات پدیدار میشوند به این دلیل که ترویجگران از فعالیت بازنمیمانند و ماهها یا سالهای پیاپی به کار خود ادامه میدهند. شاید شما هم ناگزیر شوید که به همین شکل عمل کنید.
هدف نهایی هر انتقادی از یک عمل یا اقدام لغو آن یا تغییر دادن آن است تا به شکلی موثر به حل مشکل یا معضلی منجر شود یا زیان آن را متوقف کند. در راه رسیدن به این مقصود ممکن است بکوشید که مردم را از موضوع آگاه کنید، فرضیاتی را که منجر به اقدام شده مورد سوال قرار دهید، اطلاعات نادرست را تصحیح کنید، اشکالات اقدام را مشخص کنید، گزینههای دیگر پیشنهاد بدهید و/یا برای دفاع از موضع خود بکوشید حمایت دیگران را به دست آورید. بهترین منتقدان اقدامات نامطلوب کسانی هستند که مطلع و قابلاعتماد قلمداد شوند.
وقتی وقوع اقدامی نامطلوب را پیشبینی میکنید، بهترین زمان برای انتقاد از آن پیش از رخ دادنش است. اگر بتوانید در همان ابتدای کار جلوی آن را بگیرید، بخش عمدهای از وظیفه خود را به عنوان ترویجگر انجام دادهاید. اگر امکان پیشبینی وجود ندارد باید به محض مطلع شدن از موضوع، بدون درنگ از آن انتقاد کنید. هر چه فاصله زمانی میان شروع یا فاش شدن اقدام و اعتراض شما کمتر و کوتاهتر باشد، احتمال آنکه مردم به سخنتان توجه نشان دهند بیشتر است.
¿Qué es criticar una acción desfavorable?
Protestar, por lo general públicamente, de que la acción es:
___Bienintencionada, pero está mal concebida.
___Una entidad pública o privada pone sus intereses por delante de los del bien público.
___La acción, estimulada por la opinión pública desinformada, que daña una causa o la población objetivo.
___Acciones que ocultan los problemas al público en general.
___Acciones que son el resultado de prejuicios irreflexivos o una visión etnocéntrica del mundo.
¿Por qué criticar una acción desfavorable?
___Se critica una acción desfavorable principalmente para cancelarla o cambiarla.
En la búsqueda de ese objetivo, usted puede intentar:
___Extender la palabra sobre la situación.
___Cuestionar las suposiciones que hay tras la acción.
___Corregir la información falsa.
___Identificar lo que no funciona de la acción.
___Ofrecer alternativas.
___Obtener apoyo.
¿Quién debería criticar una acción desfavorable?
___Escoja a portavoces considerados bien informados y de confianza, con quien la audiencia pueda identificarse, y los cuales puedan ser familiares.
¿Cuándo debería criticar una acción desfavorable?
___Prevé la acción desfavorable cuando sea posible, y critíquela antes de que comience.
___Reaccione a la acción desfavorable tan rápidamente como sea posible en todos los casos.
___Haga oír su voz inmediatamente cuando algún aspecto de la acción antes desconocida sale a la luz.
___Proteste cuando nuevas pruebas de la naturaleza desfavorable de una acción surjan.
___Critique inmediatamente cuando sea necesario para prevenir el daño.
___Continúe criticando hasta tener éxito.
¿Cómo criticar una acción desfavorable?
___Investigó al respecto.
___Fue claro y específico en su crítica.
___Apoyó sus argumentos con hechos, con testimonios de expertos y de primera mano, con fundamento en valores comunes, y a la lógica.
___Ofreció alternativas viables.
___Se ofreció para trabajar con tus opositores para mejorar la situación.
___Asumió la buena voluntad de parte de tus opositores si no hubiera ninguna razón para pensar de otra manera.
___Si hubiera alguna razón para pensar de otro modo, atacó como un perro guardián.
___Usó los medios de comunicación y otros canales apropiados para alcanzar a la audiencia objetivo.
___Estuvo preparado para mantener tu crítica a largo plazo.
Example: Crowd marches downtown in Lawrence, Kansas, to support detained scientist Syed Jamal
Earnest chants filled Massachusetts Street on Thursday as dozens of people marched in support of Syed Ahmed Jamal, a Bangladeshi-born Lawrence scientist who was detained by Immigration and Customs Enforcement on a deportation order after 30 years of residency in the U.S.
Shouts of “Free Syed Jamal” and “Say it loud, say it clear, immigrants are welcome here” rang out as marchers carried signs through downtown Lawrence to raise awareness for a local family that associate pastor Eleanor McCormick of Plymouth Congregational Church said has been “shaken to its core.” Read more.
ثبت شکایت چیست؟
شکایت یک بیانیه رسمی در مورد نارضایتی شما نسبت به یک مسئله است. شما با نگارش و ثبت این متن از دیگران میخواهید اقداماتی انجام دهند که شما به تنهایی قدرت انجامشان را ندارید. معمولا همیشه یک شکایت رسمی به شکل مکتوب تهیه میشود.
ثبت شکایت یک تاکتیک ترویجگری است که با هدف وادار کردن افراد دارای قدرت تصمیمسازی برای انجام اقداماتی در مورد یک مسئله بهخصوص مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از این تاکتیک شما و گروهتان یک موضع رسمی عمومی حاوی نارضایتی خود در مورد یک مسئله اتخاذ میکنید. ثبت شکایت معمولا زمانی انجام میشود که دیگر سازوکارهای غیررسمی یا ملایمتری که برای رسیدن به هدفتان در اختیار داشتهاید، به نتیجه نرسیده باشد.
چرا باید شکایت ثبت کرد؟
- میدانید اگر شرایط موجود را بپذیرید، مطمئنا نخواهید توانست مسئلهتان را حل کنید.
- ثبت شکایت اهمیت مسئله و عزم شما برای اقدام در خصوص آن را به دیگران نشان میدهد.
- ثبت شکایت موجب دیده شدن بیشتر سازمان یا گروهتان میشود.
- وقتی چیزی را مکتوب کنید، نادیده گرفتناش نیز دشوارتر میشود.
- ثبت شکایت معمولا موجب جلب توجه میشود، زیرا هیچ کس نمیخواهد رئیس سازمانی باشد که دغدغههای مشتریان یا مراجعهکنندگانش را نادیده میگیرد – چرا که چنین رهبرانی نمیتوانند مدت طولانی رئیس یک سازمان باقی بمانند.
- مهمتر از همه، ثبت شکایت میتواند به رسیدگی منصفانه به گلایههایتان بیانجامد و اقدامات مورد نظرتان را محقق سازد.
چه زمانی باید یک شکایت ثبت کرد؟
آیا هر وقت کاری به مسیری که شما میخواهید نرفت باید اقدام به ثبت شکایت کنید؟ نمیتوانید هر زمان که گلایهای داشتید به ثبت شکایت روی بیاورید. نوشتن یک شکواییه خوب و موثر کار زمانبری است؛ و گاهی راهکارهای غیررسمیتر (برای مثال تماس تلفنی) نیز به همان اندازه میتوانند موثر واقع شوند؛ بنابراین معمولا بهتر است ابتدا چند راهکار غیررسمی دیگر را برای برآورده کردن خواسته خود امتحان کنید و در صورت شکست به شکایت مکتوب متوسل شوید.
در ادامه برخی از مواقعی که ثبت شکایت میتواند ارزش زحمتش را داشته باشد آورده شدهاند:
- وقتی مسئله برای شما و گروهتان اهمیت خاصی دارد.
- وقتی هزینه از آسیبی که به شما وارد شده یا فشار ناشی از نارضایتیتان بیش از هزینه ثبت شکایت باشد.
- وقتی نیاز دارید اقداماتتان برای همیشه ثبت شوند.
- وقتی اقداماتی که دیگران انجام دادهاند نقض آشکار قوانین یا سیاستگذاریها باشد.
- وقتی مردم صدمه روحی یا فیزیکی دیده یا در معرض چنین مخاطراتی قرار داشته باشند.
- وقتی راهکارهای غیررسمی مانند تماس تلفنی یا مذاکرات غیررسمی نتیجه نداده باشند.
کجا باید شکایتتان را ثبت کنید؟
فرض کنید یک روز عصر به رستوران شیکی میروید و گارسون رفتاری به شدت زشت با شما دارد. اگر شکایت خود را به گارسون بنویسید احتمال اینکه او از شما معذرت خواهی کند یا شیوه مدیریت رستوران را تغییر دهد، خیلی کم است. اما اگر شکواییه خود را خطاب به صاحب آن رستوران بنویسید تاثیر بالایی خواهد داشت و احتمال دریافت پاسخ مناسب نیز بیشتر است.
نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که مالکان یا رؤسای سازمانها چیزهای بیشتری برای از دست دادن دارند که موجب میشود شکایت شما را بیشتر جدی بگیرند. این مسئله ممکن است بر سابقه و شهرت آنها تاثیر بگذارد، در حالی که برای کارکنان سطح پایین این کار تنها یک شغل است. همچنین معمولا کارکنان رده پایین قدرت کمی برای ایجاد تغییرات مورد نظر شما دارند؛ یک مدیر اجرایی عالیرتبه میتواند کارهایی که برای پاسخ به خواستههای شما ضروری است محقق سازد.
بنابراین، قاعده اول ثبت شکایت این است: شکایتتان را خطاب به مقامات بالا بنویسید.
این یعنی ممکن است لازم باشد کمی تحقیق کنید تا دریابید چه کسی در مورد این مسئله تصمیمگیر است. ممکن است یک فرد تصمیمگیرنده باشد. یا شاید یک نهاد اداری این کار را میکند. وقتی نامه را مینویسید حتما آن را خطاب به یک شخص معین بنویسید. نامههای کلی یا غیرشخصی اغلب نادیده گرفته میشوند. این نوع نامهها به اندازه یک نامه شخصی نمیتوانند جلب توجه کنند و پاسخ به همراه بیاورند.
بسته به شرایط، میتوانید نسخههایی از شکایت و اسناد پیوست آن را برای دیگر طرفهایی که در این زمینه مسئولیت دارند ارسال کنید، مانند: سازمانهای تجاری، رسانههای محلی، گروههای حمایت از مصرفکنندگان، یا حتی شرکتهای حقوقی و دادستانی.این کار معمولا نفوذ شما را نزد دریافت کننده شکایت بیشتر میکند.
یک استثنا برای این قانون زمانی است که شما شخصا مسئول رسیدگی به شکایات را میشناسید، و/یا با شناختی که از آن فرد دارید میدانید که او به موضوع به شکل منصفانهای رسیدگی خواهد کرد.
چگونه باید شکایت تهیه کرد؟
اگر بر اساس این دستورالعمل حرکت کنید میتوانید مسیر درستی را طی کنید:
باید بدانید که شکایت خود را خطاب به چه کسی تهیه کنید.
شما میخواهید شکایت خود را به دست تصمیمگیرانی برسانید که قادر به انجام کاری برای شما باشند. نه تنها دانستن عنوان و آدرسهای این افراد به شما کمک میکند بلکه اگر امکانش را دارید در مورد آنها اطلاعاتی نیز کسب کنید. چه کسانیاند؟ چه میکنند؟ و اگر چیزهایی در مورد شیوه برخورد آنها با شکایتها در گذشته بدانید که بسیار بهتر هم خواهد بود.
باید بدانید که شکایتتان چه قالبی باید داشته باشد.
اگر میخواهید نزد یک سازمان بزرگ ثبت شکایت کنید – بهویژه یک سازمان عمومی بزرگ مانند کمیسیون مصرفکنندگان یا مقامات مربوط به مسکن – آن سازمان حتما یک روند ثبت شکایت مشخص دارد. این سازمانها ممکن است برای خود فرمهای مشخصی داشته باشند که باید آنها را پر کنید و مدارک معینی نیز ارائه کنید. پیدا کردن این روندها وظیفه خود شما است.
چگونه باید بفهمید که آیا روندهای مشخصی برای ثبت شکایت وجود دارد یا نه؟ از کسی که تجربه کار با آن سازمان را دارد سوال کنید یا مستقیما به آن سازمان زنگ بزنید و از آنها بپرسید. اگر تصمیم گرفتید خودتان به آنها زنگ بزنید، فعلا لازم نیست نام و دلیل تماستان را بگویید، چون ممکن است نخواهید دست خود را رو کنید.
اما اگر روندهای معینی برای این کار در نظر گرفته نشده است – و اغلب حتی اگر چنین روندهایی هم باشد – میتوانید از گامهای زیر برای تهیه یک شکایت استفاده کنید:
باید بدانید که میخواهید شکایتتان به چه نتیجهای منتهی شود.
میخواهید شاهد وقوع چه چیزی باشید؟ اگر تنها بخواهید عصبانیتتان را خالی کنید، ممکن است کمی احساس بهتری به شما دست بدهد ولی هدف و نتیجهای برای شما نخواهد داشت. اگر از همان ابتدا به طور شفاف بدانید دنبال چه چیزی هستید، بهتر خواهید دانست که چه میخواهید بنویسید و نامهتان نیز تاثیرگذارتر خواهد بود.
متن شکایت را بنویسید و اصلاح کنید.
حالا اجازه دهید که کار نوشتن شکایت را شروع کنیم. پنج مولفه اصلی باید در آن گنجانده شود:
- هدف خود را ذکر کنید. متن را طوری شروع کنید که خواننده بفهمد این یک شکایت رسمی است. در این مورد حاشیه نروید. هدفتان را مستقیم پیش روی خواننده قرار دهید.
- دلایلتان را ذکر کنید. به طور مشخص دلایل خود را برای ثبت این شکایت بیاورید. از چه چیزی شکایت میکنید؟ مفاد اصلی شکایتتان چیست؟ چه رویدادهایی به طور معین رخ داده است؟
- اهمیت آن را ذکر کنید. به مخاطب شکایت توضیح دهید که چرا بنا به دلایلی که ذکر کردید، اکنون ثبت یک شکایت رسمی از نظر شما موجه به نظر میرسد. شما یا دیگران چه خسارتی متحمل شدهاید؟ به چه کسی و چگونه آسیب رسیده است؟ چه قوانین یا روندهایی ممکن است نقض شده باشد؟
افراد اغلب مایل به شکایت نیستند و شما هم میتوانید وقتی شکایتتان را مینویسید نیز بیمیلی خود برای ثبت شکایت اشاره کنید. اما دلایل شما آنقدر مهم و قوی هستند که شما را به این کار واداشتهاند. در این صورت آن دلایل را نیز در نامه به طور شفاف بگویید.
- درخواست خود را ذکر کنید. درخواست خود را به صورت مشخص بیان کنید. میخواهید دریافت کننده این شکایت چه اقدام یا اقدامات مشخصی انجام دهد؟ آیا درخواست اجرای یک قانون مشخص را دارید؛ آیا درخواست بازپرداخت پولتان یا دیگر انواع خسارتهای مالی را ثبت کردهاید؛ آیا یک بیانیه عمومی میخواهید؟ یا خواست دیگری است؟ شفاف و واضح در این مورد بنویسید.
- درخواست پاسخ کنید. درخواست کنید که به صورت مکتوب تا یک تاریخ معین به شما پاسخ داده شود. این درخواست هم جدیت قصد شما را نشان میدهد و هم احساس مسئولیت دریافت کننده نامه نسبت به اقدام در مورد درخواستتان را بیشتر میکند.
ارائه استدلال به قانع کنندهترین شکل ممکن
گامها و مولفههایی که پیش از این در خصوص نوشتن یک نامه شکایت تاثیرگذار، آورده شد به شما در تهیه یک شکایت موفق کمک میکند. اما هنوز در مورد چگونگی نوشتن یک نامه قانع کننده چیزی نگفتهایم. وقتی یک نامه مینویسید باید چه نوع استدلالهایی استفاده کنید؟ برخی از استدلالها قانع کنندهتر هستند. به طور کلی احتمال قانع شدن دریافت کننده نامه زمانی بیشتر میشود که بتوانید به او نشان دهید اقدامی که از آن شکایت دارید، ویژگیهای زیر را دارد:
- غیرقانونی بودن (یک قانون معین نقض شده است)
- در تعارض با سیاستگذاریها یا توافقهای موجود است
- با عملکردهای پیشین تناسب ندارد
- با منافع دریافت کننده شکایت تناسب ندارد
- با تصویری که دریافت کننده شکایت میخواهد از خود ارائه کند، همخوانی ندارد
- میتواند مردم را در معرض خطرات بیشتری قرار دهد
- موجب وارد آمدن صدمات مشخصی به مردم شده است (به خصوص صدمات جدی یا صدماتی به تعداد زیادی از مردم)
- میتواند به مجازاتهای قضایی، مالی، و غیره برای سازمان او بیانجامد
- میتواند شهرت منفی برای سازمان او به همراه بیاورد
- میتواند در آینده منجر به از دست دادن رای مردمی یا دیگر انواع حمایت عمومی برای او شود (این بهویژه برای سازمانهای عمومی حائز اهمیت است)
گاهی ممکن است برای یک وضعیت مشخص از دو یا چند مورد از این موارد استفاده کنید. در شکایت خود از همه این موارد استفاده کنید (اما دقت داشته باشید که زیاد او را تحت فشار قرار ندهید و او را «منکوب» نکنید). هنگام استفاده از هر یک از این استدلالها، دلایل خود را در تایید آن بیاورید.
نکات دیگری برای نوشتن یک نامه شکایت موفق
- شکایتنامه باید کوتاه باشد. باید یک یا حداکثر دو صفحه بنویسید مگر اینکه دلایل خوبی برای طولانیتر کردن آن داشته باشید. اغلب افراد وقت زیادی ندارند که برای خواندن نامه شما صرف کنند، و علاقهای هم به دانستن همه جزییات ندارند. پس بر موضوعات اصلی و تصویر کلی ماجرا تمرکز کنید. اگر میخواهید مدارک مرتبط را نیز به آن بیافزایید (دریافت کنندگان، قراردادها، مکاتبات قبلی)، این کار را به صورت جداگانه و در قالب ضمایم انجام دهید.
- اطمینان حاصل کنید که گیرنده نامه میداند شما چه کسی هستید و چه ارتباطی با شکایت دارید. اگر شخص شناخته شدهای هستید یا یک مشتری وفادار بودهاید از ذکر اعتبار و ویژگیهای خود خجالت نکشید. و مطمئن شوید که دریافت کننده میداند چگونه با شما تماس بگیرد – آدرس و شماره تماس و زمانهایی را که در دسترس هستید ذکر کنید.
- نشان دهید که از حمایت کافی برخوردار هستید. هرچه حامیان شما بیشتر باشند و قدرتشان بیشتر باشد بهتر است. اگر یک نفر شکایت کند ممکن است خیلی راحت نادیده گرفته شود و آن را یک استثنا یا حتی یک آدم غیرعادی فرض کنند؛ اما وقتی شکایتهای متعددی از سوی افراد زیادی ارسال شود نادیده گرفتن آنها دیگر آسان نخواهد بود. چند راه برای انجام این کار، از این قرار است:
- از چند نفر بخواهید که شکایت را امضا کنند.
- از چند نفر بخواهید که به صورت جداگانه از طرف خودشان شکایت بنویسند.
- از قویترین و شناخته شدهترین فرد گروهتان (به چشم دریافت کننده شکایت) بخواهید متن را بنویسد.
- از دیگر سازمانهای مرتبط درخواست حمایت کنید؛ برای مثال نهادهای حمایت از مصرف کنندگان یا دیگر گروههای فعال در حوزه ترویجگری (مگر اینکه آن ها همان گروههایی باشند که شما در حال ثبت شکایت علیهشان هستید!) از آنها بخواهید نامههایی از طرف شما بنویسند.
- حمایت سیاسی برای خود فراهم کنید مانند حمایت نمایندگان مجالس محلی یا حمایت دفتر دادستانی. از این حامیان بخواهید که با تماس تلفنی یا دیگر انواع شیوههای ارتباطی، کار شما را پیگیری کنند.
- مودب باشید. حسن نیت دریافت کننده شکایت در خصوص خودتان را بزرگنمایی کنید. حتی اگر هیچ حسن نیتی ندارد یا خیلی ناچیز است، ولی باز هم این او است که باید به شکایاتی مانند مورد شما رسیدگی کند؛ با ادبیات مودبانه و محترمانه، احتمال رسیدگی منصفانهای به شکایت شما بیشتر خواهد شد. (میتوانید مودب و در عین حال محکم باشید.)
- از انتقادات بیربط و بهخصوص حمله شخصی خودداری کنید. (این وجه مقابل مودب بودن است.) چنین انتقاداتی ۹۹.۹ درصد مواقع بیارزش و حتی میتواند نتیجه عکس داشته باشد. حتی از اظهارنظرهایی که ممکن است توهینآمیز قلمداد شود نیز پرهیز کنید، چرا که هیچ وقت نتیجه نمیدهند. در عوض سعی کنید اظهارات خود را بر اصل شکایتتان متمرکز کنید.
- آیا باید از شوخی نیز در شکایت خود استفاده کنید؟ برخی از «کارشناسان» توصیه میکنند که کمی از این روش استفاده کنید تا به خواننده نشان دهید شما هم یک فرد معمولی هستید. این روش به شما کمک میکند تا بتوانید از ایجاد یک فضای سنگین و ناخوشایند جلوگیری کنید. اما در پاسخ به این سوال باید گفت که این موضوع به گیرنده شکایت و موضوع آن بستگی دارد. اگر برخی افراد دچار بیماری جسمی شدهاند یا جرائم مشخصی روی داده است، در چنین وضعیتی جوک گفتن کار مناسبی نیست. اما در وضعیتهای کمتر جدی یک یا دو مورد مزاح، شوخی، و جمله محاورهای – که البته شما را هم از فضای جدی شکایتتان منحرف نکند –میتواند کمک کننده باشند.
- آمادگی خود را برای افزایش ریسک عدم رسیدگی به شکایت بیان کنید. میتوانید در شکایتنامه بگویید در صورتی که اقدام مورد نظرتان تا تاریخ معینی انجام نشود، شکایت خود را نزد مقامات عالیرتبهتر خواهید برد، و یا اقدامات دیگری انجام میدهید که به نفع دریافت کننده نامه نخواهد بود. آیا این موثر خواهد بود؟ ممکن است باشد، ولی میزان تاثیرگذاری آن به چند مسئله بستگی دارد، مانند: میزان آشنایی شما با سطوح دیگر مدیران برای پیگیری شکایتتان، میزان تاثیرگذاری مثبت آنها در رسیدگی به این شکایت، و میزان تاثیرگذاری اشاره به نام آنها بر مخاطب شکایت.
- یک کپی از شکایت خود تهیه کنید. نامهها گم میشوند، و شما ممکن است بخواهید آن را برای مقامات عالیتر ارسال کنید. شما که نمیخواهید همه چیز را از صفر شروع کنید؟!
چگونه باید شکایت خود را پیگیری کنید؟
اگر به چیزی که میخواستید نرسیدید، زمان آن است که دوباره خود را سازماندهی کنید. با نگاهی دوباره به شکایتتان ببینید آیا ارزش پیگیری مجدد را دارد؟ شاید داشته باشد که در این صورت برخی از گزینههای پیش روی شما از این قرار هستند:
لحن خود را جدیتر کنید
ممکن است بخواهید پیرو نامه قبلی خود نامه دیگری بنویسید که ادبیات محکمتری داشته باشد. منظور این نیست که احساسی یا توهینآمیز بنویسید؛ شما به دریافتکننده شکایتنامه نشان میدهید که مسئله شما مهم است و تا زمانی که به شکل رضایتبخشی حل نشود از تلاش دست نخواهید کشید.
مدارک پرونده را محکمتر کنید
آیا همه شواهد موجود را در نامه قبلی خود آوردید؟ شاید بتوانید با ارائه مدارک جزییتر و مشخصتر پرونده خود را محکمتر کنید. و چنانچه دریافت کننده نامه دلایلی برای انجام ندادن اقدام مطلوبتان ارائه کرده است، در اینجا فرصت خوبی برای ارائه دلایل بیشتر دارید که بتواند پرونده شما را قویتر کند.
روندهای موجود را بررسی کنید تا راههای ثبت شکایت نزد مقامات عالیتر را پیدا کنید.
برخی از سازمانها روندهایی برای ثبت شکایت نزد مقامات عالیتر دارند. شاید مجبور باشید تحقیقاتی آغاز کنید تا بفهمید چه کسانی مسئول بالادست افرادی هستند که شکایت اولیه شما را رد کردهاند تا یک کپی از شکایت خودتان را نزد آنها ارسال کنید. دستورالعملهای بالا را مرور کنید تا مطمئن شوید همه موارد را انجام دادهاید.
حامیان بیشتر و قویتر پیدا کنید
میتوانید افراد دیگری را که از این مسئله تاثیر پذیرفتهاند در این کار دخالت دهید – هر چه تعداد این افراد بیشتر باشد احتمال نادیده گرفته شدن شما کمتر میشود. ممکن است بخواهید از برخی افرادی که از قدرت تاثیرگذاری بر تصمیمگیران برخوردارند، برای شرکت در این کار دعوت کنید. نمونهای از این افراد اعضای هیات مدیره، یک نهاد قانونگذاری، یک شرکت حقوقی، یا یک گروه ترویجگری حامی مصرف کنندگان هستند.
به طور خاص، میتوانید پایین نامه اسم افراد یا مجموعههای مرتبطی را که رونوشتی از نامه برای آنها ارسال کردهاید بیاورید. حتی ممکن است رونوشت نامه را برای این افراد نفرستید – تنها اینکه نشان دهید قصد انجام این کار را دارید ممکن است بر تصمیم برخی تاثیرگذار باشد. اگر بخواهید یک کپی برای طرفهای سومی هم بفرستید میتوانید یک نامه ضمیمه برای آن بنویسید و در آن وضعیت را شرح بدهید.
از رسانهها برای اطلاعرسانی در مورد شکایتتان و بزرگنمایی آن استفاده کنید
در اینجا داشتن دوستانی در رسانهها میتواند کمک بزرگی برای شما باشد. بسیاری از روزنامهها، تلویزیونها و رادیوهای محلی خط تلفن ویژهای برای رسیدگی به شکایات و مشکلات مصرف کنندگان دارند. شهرت بد میتواند منجر به از دست دادن کسب و کار، کاهش حمایت سیاسی، و حتی خشم عمومی فراگیر علیه یک گروه یا سازمان شود. همچنین پوشش رسانهای خوب میتواند منجر به جلب همدلی عمومی نسبت به گروه یا هدف شما گردد.
همه این راهکارها میتوانند به شما کمک کنند. اما اگر شما عمیقا معتقدید شکایتتان مشروع است و بیعدالتی صورت گرفته است، گزینهای جز استمرار و پافشاری پیش رویتان ندارید. کسانی که توانستهاند شکایتی را به نفع خودشان تمام کنند، افرادی بودهاند که از پا ننشستهاند.
وقتی به چیزی که میخواستید رسیدید از کسانی که به شما در این کار کمک کردند تشکر کنید. ترجیحا این کار را به صورت مکتوب انجام دهید. شما هرگز نمیدانید دوباره کی ممکن است به این افراد نیاز پیدا کنید. اما غیر از این، تشکر کردن از این افراد یک کار درست است.
Ejemplo #1: Formato general para escribir cartas de queja
Este ejemplo resume las reglas y formato de una carta de queja.
|
Fecha de hoy Su nombre
Su ciudad, País, Código postal Sr./Srs./Sra.______________(u otro título) Título
Dirección de la agencia Ciudad, País, Código postal Estimado Sr./Srs./Sra. (Haga que el destinatario sepa que ésta es una carta formal de queja) (Ingrediente #1 ) (Establezca el argumento de su queja de la forma más clara y concisa posible. ¿Por qué se está usted quejando? Evite ser emotivo. Sólo enfóquese a los hechos pertinentes) ( Ingrediente #2) (Muestre por qué las razones justifican su queja. ¿Qué pérdida sufrió? ¿Qué daños fueron hechos? Dar cantidades, fechas, y cualquier otra información relevante. Use, si es posible, un tono positivo. Cartas de enojo y groseras dan como resultado reacciones negativas y a la defensiva. (Ingrediente #3) Especifique las medidas que usted espera que tome el receptor. Si usted cree que el receptor le debe algo, dígalo. Sea muy claro y nada ambiguo en este punto. ( Ingrediente #4) (Solicite una respuesta por escrito, para una fecha específica. Despídase de una manera amistosa y positiva. Asegúrele al lector que usted cree que él/ella lo ayudará. Haga su carta en una sola hoja, al menos que sea absolutamente necesario hacerla más larga.) ( Ingrediente #5) Atentamente, Su nombre (firma arriba ) Anexos (así como copias o correspondencias previas, recibos, etc.) CC: Si usted le está enviando copias, por mail, a terceros, especifique a quien serán enviadas. |
Ejemplo #2: Muestra de una carta de queja bien escrita.
Este es un ejemplo de una carta de queja bien escrita y exitosa dirigida a una empresa. George Jones, tuvo problemas con un taller de reparación de autos. El trabajo era inferior al nivel normal. El gerente del negocio no quería resolver el problema. George llamó a la Cámara de Comercio local y obtuvo el nombre del dueño del negocio. Luego escribió la siguiente carta:
|
George Jones 1234 17 de noviembre, 1999 John Burns Estimado Sr. Burns: Me dirijo a usted para quejarme por la falta de servicio que he recibido en su taller mecánico el día 10 de noviembre. (Ingrediente #1) No estoy para nada satisfecho con el trabajo, que hicieron en su taller, con mi camión GMC 1989. El trabajo de pintura es desigual y los escalones siguen notablemente golpeados. Yo pagué la totalidad del dinero para que arreglen estas piezas. (Ingrediente #2) El gerente de su negocio, Frank Wilson, no ha sido para nada útil en este sentido. El se negó a terminar el trabajo ya empezado, y a darme su nombre. ¿Es esta la manera en la que usted quiere hacer negocios? (Ingrediente #3) Me gustaría que alguien termine el trabajo o que me restituyan mis $765.58 para poder ir a otro taller. (Ingrediente #4) Sr. Burns la publicidad de su negocio garantiza 100% de satisfacción. Estoy seguro que usted estará dispuesto a estar a la altura de sus reclamos. Estoy interesado en obtener una respuesta suya dentro de las dos próximas semanas. (Ingrediente #5) Atentamente,
|
La carta de George es específica, razonable y está bien escrita. Especificó cuál era el problema, y lo que quería exactamente del taller mecánico. La inclusión del “CC” y de una serie de terceras partes relevantes puede haber, también, provocado una pronta atención. Dos semanas después, George recibió un cheque, en el correo, por $765.58 junto con una disculpa del Sr. Burns.
Ejemplo #3: Muestra de una carta de queja mal escrita
Este es un ejemplo, con análisis, de una carta de queja mal escrita, seguida por un ejemplo de una carta bien escrita.
Karen Young, la recién nombrada y algo inexperta, jefa de una coalición de una comunidad, en la ciudad de Cooper, se enteró del plan, que tenía la clínica de salud del condado, de reducir el número de servicios ofrecidos, así como del plan de aumentar las tasas de otros servicios básicos. Enojada, decidió escribir, en nombre de la coalición, para que la clínica sepa cuál es su opinión.
|
20 de agosto de 1995 Departamento de Salud de la ciudad de Cooper Estimado Sr.: Me dirijo a usted, en nombre de los ciudadanos de la coalición para el cuidado de la salud, de la ciudad de Cooper. Una vez más, está cortando los servicios ofrecidos por su clínica, y planeando aumentar las tasas de los pocos servicios que quedan. Esto es ridículo. ¿Dónde se supone que iremos para el cuidado de nuestra salud? El hospital más cercano está a más de 70 millas de aquí. Mi esposo acaba de operarse y tenemos una deuda de $10 000. No podemos darnos el lujo de pagar un aumento de cuota. No espere mantener su trabajo mucho más tiempo, mi primo conoce al hermano del dentista que es el comisario de la ciudad, y cuando se entere de lo que usted hizo, seguramente, lo echará. Atentamente, Directora Karen Young |
Esta carta carece de los “cinco ingredientes” de una carta de queja, y es por lo tanto, ineficaz. Esto es sólo pedir una respuesta insatisfactoria, y es lo que se obtiene. Shelly Marks, la directora del departamento de salud (también a cargo de la clínica), puso a su secretaria a escribir una leve disculpa por los cambios políticos, y le sugirió a la Sra. Young que se ponga en contacto con los representantes de su gobierno.
Karen cometió errores muy graves en su carta:
- No personalizó la carta “Estimado Sr.” podría estar dirigido a cualquiera, dejando de lado el hecho de que el director del departamento de salud de la ciudad de Cooper era una mujer.
- Shelly, la directora, no era la encargada de tomar las decisiones cuando se decidió el presupuesto de la clínica. Tenía poca influencia sobre la cantidad de financiación que realmente recibió. Esta decisión vino de quienes están más arriba, en el gobierno.
- Karen no fue específica sobre qué cambios quería que se hicieran, si los hubiera. Parecería que todo lo que ella quería era quejarse de sus problemas personales. La vida es dura.
- Hizo, parte de la carta, un ataque personal, implicando que la directora del Departamento de Salud no podía hacer su trabajo y que pronto sería echada.
Así es como Karen debió haber escrito su carta. En primer lugar, debería haber averiguado el nombre, cargo, y dirección de la persona que toma las decisiones en esta cuestión en particular. Supongamos que era el representante local para la legislatura estatal. Luego debería haber escrito lo siguiente: (Una copia debería haber sido enviada también a Shelly Marks)
|
20 de agosto de 1995 David Brenner Honorable representante David Brenner, Esta carta es una queja formal sobre los recortes de presupuestos propuestos en la Clínica de Salud de la ciudad de Cooper. Estos recortes son totalmente inaceptables, para los 150 miembros de nuestra coalición, determinado por una reciente votación. (Ver la lista de miembros adjunta) (Ingrediente #1) El noventa y cinco por ciento de los ciudadanos de Cooper utiliza el Departamento de Salud para sus cuidados generales. Los cambios propuestos, obligarán a mucha gente, a manejar más de 70 millas para recibir los cuidados necesarios. (Ingrediente #2) El aumento de cuota propuesto, también dejará, al cuidado de la salud, fuera del alcance de muchos de nuestros miembros de la ciudad. (Ingrediente #3) Entendemos que, en estos tiempos, los cortes presupuestarios son, a veces, necesarios. Sin embargo, recortando el presupuesto de nuestra clínica, habrá serios impactos negativos en muchos de sus integrantes. Lo impulsamos fuertemente para que restablezca el presupuesto a su nivel original. (Ingrediente #4) Esperamos, su pronta y favorable acción en este asunto, y su respuesta, antes que esta cuestión se someta a votación. (Ingrediente #5) Atentamente, Karen Young |
Esta carta se refiere al mismo punto, pero está dirigida a las personas encargadas de tomar las decisiones. Es más profesional, y es un mucho menos agresiva. Karen es específica acerca de cuál es el problema, y sobre lo que ella y la coalición quieren. La carta está escrita por alguien que aparenta ser razonable. Ella no amenaza a nadie, aunque la amenaza de no ser reelegido se podría leer entre líneas. Por suerte, Rep. Brenner será capaz de hacer los cambios necesarios.
Antes que presente una queja:
___Usted sabe quién es la persona a quien está dirigida la queja.
___Usted sabe la forma que debería tener la queja.
___Usted es consciente de lo que quiere lograr.
Escribiendo su queja
___Usted especificó claramente su propósito.
___La razón por la que está haciendo su denuncia es obvia.
___Usted ha demostrado su importancia.
___Usted ha solicitado lo que le gustaría que sucediera.
___Usted ha pedido una respuesta oportuna.
___Su queja es corta y va al grano.
___Usted fue cortés.
___Usted se abstuvo de críticas y ataques personales.
___Usted ha demostrado que tiene apoyo.
___Usted ha determinado la conveniencia del humor.
___Usted está dispuesto a aumentar el tono del reclamo si es necesario.
___Usted tiene una copia de la queja.
موضوع کاملا روشن بود: شرکت محصولات کاغذی پترسون که بیشترین کارمند را در شهر داشت، باز هم فاضلاب کارخانه را به رودخانه میریخت. پس از چند دهه عبور آب بدبوی رودخانه از مرکز شهر پترسون و چند دهه هشدار به ماهیگیرها برای پرهیز از خوردن ماهیهای این رودخانه، بالاخره رودخانه را در ده سال گذشته پاکسازی کرده بودند. بچهها در رودخانه آبتنی میکردند و خیلی از ماهیهای قزلآلای این رودخانه سر از میز شام اهالی در میآوردند. به لطف قوانین زیستمحیطی، کارخانه کاغذسازی پسماندش را به نقطهای دیگر حمل میکرد و رودخانه دیگر مسیری سرباز برای عبور فاضلاب نبود.
اما حالا انگار یک جای کار میلنگید. قانون همان قانون بود. کار شرکت کاغذسازی قانونی نبود، ولی همه دست روی دست گذاشته بودند. گویا نهاد دولتی ناظر بر آلودگی رودخانه قوانین دفع پسماند را اجرا نمیکرد.
ائتلاف زیستمحیطی پترسون که بیش از ده سال پیش در تصویب قوانین دفع پسماند نقش داشت، شدیدا به اوضاع معترض بود. اعضای ائتلاف در جلسهای پرهیاهو تصمیم گرفتند تا دیر نشده برای اجرای قوانین موجود اقدام کنند تا آب رودخانه دوباره سمی نشود.
اعضای ائتلاف اگرچه عصبانی بودند، ولی این را هم میدانستند که باید با احتیاط پیش روند. شرکت کاغذسازی وزنه اقتصادی سنگینی در آن ناحیه بود، و بسیاری از شهروندان پترسون در این شرکت کار میکردند. هر چند اعضای ائتلاف خواستار توقف دفع پسماند در رودخانه بودند، اما نمیخواستند کارخانه تعطیل شود یا تولیدش افت کند. باید این معضل را طوری حل میکردند که در بلندمدت به معضلات بزرگتر منجر نشود.
گاه با وجود قوانین یا مقرراتی که مانع آسیبرسانی افراد، نهادها، یا کسبوکارها به دیگران هستند، این قوانین و مقررات آنطور که باید اجرا نمیشوند. در چنین وضعیتی، وظیفه شهروندان است که با حرکت فردی یا جمعی در قالب گروههایی مثل ائتلاف زیستمحیطی در مثال قبل، معضلات را برجسته کرده و از رعایت قوانین اطمینان حاصل کنند. با خواندن این بخش، میتوانید درباره لزوم یا نبود ضرورت برای اقدام و همچنین نوع اقدام لازم برای اجرای قوانین و مقررات موجود تصمیم بگیرید.
مفهوم اجرای قوانین
شاید این سوال بیمورد به نظر برسد. اجرا یعنی اجرا، مگر نه؟ اگر کسی قانونی را نقض کند، و در قانون جریمهای برای این کار در نظر گرفته باشند، دیگر چه جای بحث است؟
ولی باز هم جای بحث هست. گاه شرایط به گونهای است که اجرای دقیق و سختگیرانه یک قانون منصفانه نیست. اگر تخلف از قانون اتفاقی بوده باشد یا شخص ناقض قانون واقعا مقصر نباشد، چه باید کرد؟
البته یک راه برای رفع این مشکل تغییر قانون وجود دارد، ولی این روند زمانبر است. باید همین الان دست به کار شد. از زوایای دیگر هم میتوان به اجرای قانون نگاه کرد، و نحوه درخواست اجرای قانون میتواند بر نحوه اعمال آن تاثیر بگذارد.
چند نکته مهم:
- اجرای روح و حتی متن قانون. قانون مورد نظر دنبال چه هدف یا ایجاد چه تغییری بوده است؟ آیا میتوان از این قانون برای رسیدن به آن اهداف بدون آسیب بیمورد به افراد بهره گرفت؟
- اجرای قانون برای رسیدگی به معضلات ریشهای. مثلا، در مثال اول این بخش، قاضی میتواند دستور منع دفع پسماند را برای کارخانه کاغذسازی صادر کند، یا اینکه به شرکت دستور دهد با همکاری مشاوران زیستمحیطی روشهایی بیخطر، پذیرفتنی، و کمهزینه برای دفع پسماند پیدا کند.
- اجرای قانون در راستای حفظ منافع اکثریت مردم. اجرای قانون زمانی بیشترین تاثیر را دارد که به نفع همه باشد. اگر اجرای قانون هم به نفع خاطی و هم به نفع باهمستان باشد، احتمال کارایی قانون بیشتر و احتمال بروز دلخوری و خصومت دائمی کمتر میشود.
به مثال شرکت کاغذسازی برگردیم. اگر برای جلوگیری از دفع پسماند، کارخانه متخلف را تعطیل کنیم، آسیب ناشی از این وضعیت برای باهمستان بیشتر یا دست کم به اندازه آسیبی است که به شرکت متخلف وارد میشود. شاید بهتر باشد به جای بیکار کردن نیمی از مردم باهمستان، راه حلی پیدا کنیم تا کارخانه بتواند با ظرفیت کامل به کارش ادامه دهد و معضل آلودگی هم رفع شود.
مجریان قوانین و مقررات
برای اجرای قوانین و مقررات راههای گوناگونی هست، اما تقریبا همه این راهها جایی به ارتباط با نهاد یا اداره دولتی مجری قانون ختم میشود. اما شناسایی نهاد مسئول همیشه آسان نیست. در شبکه درهمتنیده نهادها، دفاتر، و ادارههای دولتی، ایالتی، و محلی، گاه یافتن شخص یا نهاد مسئول اجرای قانونِ مورد نظر سخت میشود. ممکن است شما را تا رسیدن به نهاد مسئول از این اداره به آن اداره سر بدوانند. باید تا رسیدن به نهاد اصلی پیگیر باشید.
گام اول شناخت منبع و خاستگاه قانون یا مقررات است. در ایالات متحده، قوانین خاستگاه فدرال، ایالتی، یا محلی دارند. پیش از شناخت خاستگاه قانون، میتوان مراحل بعدی را طی کرد.
زمان مناسب برای درخواست اجرای قوانین و مقررات موجود
در سادهترین حالت، میتوان گفت بهترین زمان برای درخواست اجرای قوانین و مقررات موجود زمانی است که کسی از این قوانین تخلف کرده است، اما در موارد دیگر هم اجرای قوانین محتمل یا واقعا ضروری است.
- بیتوجهی اشخاص متخلف به درخواست رفع تخلف. در ادامه خواهیم دید که سادهترین راه برای اجرای قوانین مجاب کردن اشخاص مختلف به گونهای است که قانع شوند پیروی از قانون به نفع خود آنها است. اما اگر این اشخاص واکنشی به این استدلال نشان ندهند یا درخواستهای رفع تخلف را نادیده بگیرند، باید به سمت اقدامات رسمیتر رفت.
- بروز یا کشف معضلات در نتیجه شکلگیری وضعیت جدید یا انتشار اطلاعات جدید. مثلا، ممکن است پژوهشهای جدید یا گزارشهای جدید دولتی تخلفی را آشکار کنند که پیشتر از چشمها پنهان بوده است. شاید شرکتی بهتازگی وارد فعالیتهای غیر قانونی شده باشد، یا نهادی ناگهان اجرای مقررات خاصی را متوقف کرده باشد. چنین وضعیتهایی نیازمند اقدام عملی هستند.
- افزایش فشار عمومی به حدی که دیگر نتوان اجرا نشدن قوانین را نادیده گرفت. نادیده گرفتن طولانیمدت برخی تخلفات بنا به دلایل سیاسی یا اقتصادی (توضیح در ادامه متن) میتواند کاسه صبر مردم را لبریز کند. اینجا است که گزینه درخواست اجرای قوانین گزینه مناسبی خواهد بود.
دلایل اجرا نشدن برخی قوانین و مقررات
فهم چرایی اجرا نشدن قانون یا مقررات در تصمیمگیری درباره شیوه تلاش برای اجرای آن مفید خواهد بود.
بیاطلاعی از تخلفات
خیلی از تخلفات نامحسوس هستند، یا در گوشه و کنار رخ میدهند، یا با دستکاری در حسابها یا روشهای دیگر مخفی نگه داشته میشوند. گاهی حتی تخلفات جدی هم تا مدتها پنهان میمانند.
نبود امکانات یا نیروی کافی در نهاد مسئول اجرای قوانین
نهادها در هر سطحی، از سطح فدرال گرفته تا ایالتی و محلی، معمولا با کمبود بودجه و نیرو مواجهاند. معمولا تعداد بازرسان به اندازهای است که فقط میتوانند بخش کوچکی از تخلفات را شناسایی کنند، و نهادها پس از کشف تخلف، مامور کافی برای اجرای قانون و برخورد با تخلفات در اختیار ندارند.
جدی نگرفتن تخلفات با وجود آگاهی از آنها
اگر نهادی نیروی کافی نداشته باشد و در برخورد با تخلفات مجبور به اولویتبندی باشد، معمولا فقط با تخلفاتی برخورد خواهد کرد که از نظر این نهاد جزء شدیدترین و زیانبارترین تخلفات هستند. در چنین مواردی، این نهاد معمولا تخلفات نه چندان مضر و فاحش را نادیده میگیرد.
احتمال آسیب شدید اقتصادی یا خطر شدید سیاسی در نتیجه برخورد با تخلف
پیشتر گفتیم که کارخانهای که آلاینده زیستمحیط است شاید بزرگترین کارفرما در باهمستان باشد. یا شاید شرکت یا فرد خاطی با چهرههای قدرتمند سیاسی رابطه نزدیک داشته باشد یا سیاستمداران را از لحاظ اقتصادی وامدار خود کرده باشد. در چنین وضعیتی، گاه شغل روسای نهاد مسئول و شاید خیلی دیگر از کارکنان و همچنین بودجه این نهاد وابسته به چشمپوشی از تخلفات است.
تبانی مستقیم متخلفان و مجریان قانون
تبانی اشکال گوناگونی دارد:
- رشوه. ممکن است متخلف به مسئولان رشوه دهد تا چشم بر تخلفات ببندند. در چنین مواردی، هم متخلف و هم مجری قانون با خطر بزرگی روبهرو هستند چون رشوه دادن جرم است و گاه مجازاتش حبس است، اما منفعت این کار هم به اندازه خطرش بزرگ است.
- وفاداری شخصی. گاه بین متخلف و مجری قانون رابطهای قدیمی برقرار است یا این افراد دوست یا حتی از بستگان یکدیگر هستند. این موارد گاه برای مجری قانون تضاد منافع ایجاد میکند، اما خیلی اوقات هم چنین نیست.
- فشار سیاسی. گاه افراد مافوق، مسئولان قانونگذاری، یا حتی کاخ سفید مستقیما از مجری قانون میخواهند تخلفات فرد یا شرکتی خاص را نادیده بگیرد، چون این شرکت در مبارزات انتخاباتی سهیم بوده یا به هر نحو روابط سیاسی گستردهای دارد.
- تضاد منافع. ممکن است مقامات دولتی محلی در کارخانهای که آلاینده زیستمحیط است سرمایهگذاری کرده باشند یا بستگانشان در این کارخانه مشغول کار باشند. در این وضعیت، خودداری از اجرای قوانینی که به ضرر مالی کارخانه است، به نفع این مقامات خواهد بود.
بیتوجهی مجریان قانون
شاید مجری قانون خود را در معرض آسیب مستقیم از معضلات نبیند و از این رو وجود یا نبود این معضل برایش اهمیتی نداشته باشد، یا شاید به خاطر مخالفت با قانون از همان ابتدای کار، تخلفات را نادیده بگیرد. هر دوی اینها به معنی عمل نکردن به وظایف است، اما شاید این موضوع برای مجری قانون اهمیت چندانی نداشته باشد.
بیتوجهی متخلفان در عین تلاش نهادهای مسئول برای اجرای قانون
خیلی اوقات جریمه سرپیچی از قانون، بهویژه قوانین زیستمحیطی، به حدی نیست که متخلفان بزرگ را به رعایت قانون ترغیب کند. اگر کارخانهای با دفع غیر قانونی پسماند یا آلوده کردن هوا بتواند سالانه میلیونها دلار در هزینهاش صرفهجویی کند، پرداخت جریمهای چندهزار دلاری کاملا به نفع این کارخانه خواهد بود. نمیتوان قانونی را اجرا کرد که برش کافی ندارد.
شیوه تلاش و درخواست برای اجرای قوانین و مقررات موجود
درخواست و تلاش عملی برای اجرای قوانین دو مرحله دارد. مرحله اول با انجام تحقیق و یادگیری مطالب لازم همراه است. مرحله دوم چند گام دارد که هر گام میتواند به اجرای قانون مورد نظر منجر شود. هر گام فقط زمانی لازم است که گام قبلی جواب ندهد. در این بخش این گامها را از مطلوبترین و کمدردسرترین تا نامطلوبترین و پردردسرترین مرتب کردهایم.
ترتیب گامها به این معنی نیست که مطلوبترین گام لزوما موثرترین هم هست، بلکه مطلوبترین گام کمترین دردسر و دلخوری را در باهمستان ایجاد میکند، و نامطلوبترین گام برعکس این حالت است. دلیلش این است که هر چه خسارت متخلف کمتر باشد، تمایل متخلف برای همکاری با طرحهای پیشگام در زمینه بهداشت و توسعه باهمستان بیشتر خواهد بود. دوستیابی تقریبا همیشه بهتر از دشمنتراشی است.
فارغ از مشکل مورد نظر و مخالفان و متحدانتان، در تلاش و درخواست برای اجرای قوانین و مقررات موجود همیشه باید یک نکته را در نظر داشت: پشتکار تا آخر کار. اگر در این نبرد ببرید یا حتی ببازید، مسائل دیگری هم در کار خواهد بود. زمان و شرایط و جو سیاسی همه تغییر میکنند، و این تغییرات معمولا با تغییر در قوانین، سیاست، و افکار عمومی همراهند. قطعا در آینده دوباره با این مسئله یا مسئلهای مشابه روبهرو خواهید شد. حضور همیشگی و مداوم نقش مهمی در تغییر موفقیتآمیز یا حفظ افکار عمومی دارد.
دانستههای لازم پیش از شروع کار:
آشنایی کامل با قوانین و مقررات مربوط
- فهم اهداف و مقاصد قوانین. این قوانین دقیقا برای نظارت بر چه موضوعی وضع شدهاند و چه مسیری را دنبال میکنند؟ روح قانون چیست؟ این قوانین به دنبال رسیدن به چه نتیجهای هستند؟ با هدف نفعرسانی به چه کسانی وضع شدهاند و از چه راهی به این افراد نفع میرسانند؟ چه فلسفهای پشت این قوانین است؟ چرا به این شکل و با این عبارات و جملات نوشته شدهاند؟
- فهم مفاد قوانین. چه کسانی مشمول این قوانین هستند؟ موارد استثنا کدامند؟ مصادیق تخلف دقیقا چه هستند؟ کدام نواحی جغرافیایی مشمول این قوانین هستند؟ آیا این قوانین دائمی هستند یا افق زمانی محدودی دارند؟ آیا مفاد این قوانین در گذر زمان تغییر میکنند؟ اگر پاسخ مثبت است، اکنون در چه نقطهای از این مسیر هستیم؟ آیا این مفاد پیامدهای ناخواسته دارند؟
- فهم مجازاتها. سقف و کف مجازات تخلف از هر قانون دقیقا چیست؟ آیا مجازات برای همه یکسان است یا به تخلف و مسئولیت مالی یا سایر مسئولیتهای شخص خاطی بستگی دارد؟ وقوع قصور و تخلف چگونه تعیین میشود؟ چه کسی (عملا و نه لزوما به موجب نیت قانونگذار) متضرر شده و چه کسی (در عمل) از این مجازاتها سود میبرد؟ هدف این مجازاتها رسیدن به چه پیامدهایی بوده است؟ آیا پیامدهای ناخواسته هم دارند؟ آیا مجازاتها برای تضمین رعایت قانون کافی هستند؟
کسب اطلاعات در زمینه مورد نظر
مثلا، اگر نگران تخلفات زیستمحیطی هستید، باید آنقدر درباره مسائل علمی مرتبط با این موضوع بدانید که بتوانید هوشمندانه با مسئولان نظارتی و متخلفان در این باره صحبت کنید، دلایل خود را برای اجرای قوانین به مسئولان اداری و مردم توضیح دهید، و گول «شواهد علمی» تقلبی یا ناقص را نخورید. لازم نیست دکترای شیمی داشته باشید، ولی باید از دانش کافی بهرهمند باشید تا هم خودتان به فهم روشنی از موضوع برسید و هم دیگران شما را جدی بگیرند.
آشنایی با پیشینه و بستر تخلفات و اجرای قوانین
- تخلفات چه مدت ادامه داشته است؟
- آیا بیشتر مردم باهمستان از آن باخبرند؟ نهادهای مجری قانون چهطور؟
- آیا قبلا کسی برای اجرای این قوانین کاری کرده است؟ نتیجه چه بوده؟
- چرا الان قانون اجرا نمیشود؟
- اگر راهکارهای پیشین شامل اجرای قوانین نبوده، چه عاملی باعث شده مردم و نهادهای نظارتی این راهکارها را بپذیرند؟
- علت احتمالی تداوم این تخلف چیست؟ چه نفعی برای متخلفان دارد؟ آیا برای دیگران هم نفعی دارد؟
- چه کسی و چگونه از این تخلف آسیب میبیند؟
با پاسخ به این پرسشها، میفهمید مسیرتان در مبارزه و تلاش برای اجرای قوانین چقدر دشوار است. همچنین، میتوانید همراهان و مخالفان خود را در این مسیر بشناسید، و ببینید اگر قرار است شانسی برای موفقیت داشته باشید، بهتر است از چه مسیری پیش بروید.
آشنایی با سازمانهای دخیل در اجرای قانون
در بیشتر مطالب این فصل، فرض کردهایم متخلف عموما نوعی سازمان است؛ مثلا، شرکتها، نهادها، سازمانها و نهادهای دولتی، سازمانهای غیرانتفاعی، و غیره. قطعا در بسیاری موارد، مثل کودکآزاری، رانندگی در حال مستی، تبعیض نژادی یا جنسیتی از سوی پزشکان و سایر متخصصان، متخلف فردی است که با او برخورد نکردهاند. روال درخواست و تلاش برای اجرای قانون معمولا در این موارد یکسان است، مگر این که خلاف آن ذکر شود.
- متخلف. مالکِ شرکت، نهاد، یا سازمان کیست؟ کار سازمان چیست؟ نحوه مدیریت، ساختار، و سلسله مراتب آن به چه صورت است؟ مسئولیت اصلی در دست چه کسی است؟ سازمان در باهمستان چه سابقهای دارد؟ (یا اگر در نقاط دیگر هم فعالیت دارد، در آن نقاط چه سابقهای دارد؟) آیا این نوع تخلف در سازمان سابقه دارد؟ اگر سازمان شرکتی بزرگ است، چه شرکتهای دیگری را در مالکیت خود دارد؟
- نهاد نظارتی. ماموریت نهاد نظارتی چیست؟ چه ساختاری دارد و نحوه مدیریتش چگونه است؟ روند رسمی اموری مثل شکایت، اعتراض، و غیره تابع چه قواعدی است؟ این نهاد از لحاظ اثربخشی، سختگیری، و موفقیت در اجرای قوانین و مقررات چه سابقهای دارد؟
شناسایی شخص مناسب جهت تماس و گفتگو درباره اجرای قوانین
اینجا هم مثل کار حمایت و ترویجگری، نکته مهم رابطه و تماس فردی است. برقراری ارتباط مناسب با افراد دخیل در اجرای قانون بسیار مهم است، چون در غیر این صورت از نگاه این افراد، شما فقط نامی در میان نامهای دیگر یا از آن بدتر صرفا فردی مزاحم خواهید بود. مسئله فقط شناخت سِمت مسئول نیست، بلکه باید فرد مسئول و ناظر را هم در سازمان متخلف (با فرض این که متخلف نه یک فرد، بلکه یک سازمان باشد) و هم در نهاد نظارتی بشناسید. شاید لازم باشد پیش از درخواست یا مذاکره رسمی، با فرد مسئول دیدار و گفتگویی غیر رسمی داشته باشید.
در مواردی که متخلف یک فرد است، بسته به ماهیت معضل مورد نظر، شاید گفتگو با فرد متخلف ممکن نباشد. مثلا، بعید است گفتگو با فردی که مرتکب خشونت خانگی شده کاری موثر و کاملا بیخطر باشد. تماس و گفتگو با مالک فروشگاهی کوچک که بین مشتریان تبعیض نژادی قائل میشود گاه شدنی است و گاه جزء گزینهها نیست. اینجا است که اهمیت فهم پیشینه و بستر موضوع روشن میشود.
در سازمان متخلف باید دنبال فردی باشید که مسئولیت بخش متخلف یا زمینه تخلف را بر عهده دارد و همچنین باید ببینید چه کسی با تصمیمات خود این فرد را در این سمت نظارتی به کار گرفته است. این تصمیمات گاه از جانب همین فرد است و گاه از جانب فردی در ردههای بالاتر سازمانی. در هر حال، نهایتا باید با کسی وارد گفتگو شوید که مسئول تصمیمگیری است.
موضوع در نهاد نظارتی گاه پیچیدهتر از این میشود. مسئولیت تصمیمگیری نهایی گاه بر عهده سرپرست یا متولی این نهاد و گاه بر عهده افراد میدانی مثل بازرسان، مددکاران، پرستاران، و افراد دیگری است که درباره اطلاعات و گزارش به سرپرست سازمان تصمیم میگیرند. به این ترتیب، نقش این افراد در چنین تصمیماتی به اندازه نقش سرپرست یا متولی سازمان است.
گامهای لازم برای اجرای قوانین و مقررات موجود
هر گام فقط زمانی لازم است که گام قبلی جواب ندهد
گام ۱. شروع کار از نزدیکترین سطح به معضل مورد نظر، یعنی شخص متخلف
گام اول مبتنی بر این گزاره است که اگر بتوان متخلف را به تغییر خودخواسته مجاب کرد، وضعیت برای همه بهتر خواهد شد. در این حالت، کار سازمان مختل نمیشود، نیازی به دخالت نهادهای نظارتی نیست، و باهمستان هم از وضعیت جدید بهرهمند خواهد شد. در حالت آرمانی، میتوان با تماس غیر رسمی وارد عمل شد. با توجه به ماهیت بسیاری از سازمانها، شاید بهتر باشد کار را از فردی به غیر از شخص مورد نظر شروع کنید و گاه لازم است پیش از گفتگوی مستقیم با فرد متخلف، با چند نفر دیگر قرار ملاقات بگذارید (شاید هم هیچ کس حاضر به گفتگو نشود، اما این کار به امتحانش میارزد.)
گام ۲. مراجعه به نهاد مجری قانون برای گزارش تخلف
احتمالا در تحقیقات خود فهمیدهاید باید با چه کسی در نهاد مورد نظر دیدار کنید. در بسیاری از نهادهای فدرال و ایالتی، میتوان تخلف را از طریق ایمیل یا تلفن مستقیم گزارش داد. اگر نسبتا مطمئنید که از این راه به نتیجه میرسید، استفاده از این مسیر آسانتر است. اما اگر موضوع معضلی ادامهدار است و میخواهید به جای تماس با سامانهها، با افراد مسئول تماس بگیرید، مراجعه و دیدار با فرد مسئول روش بهتری است.
اگر نهاد مسئول نخواهد یا نتواند اقدامی کند، نوبت به گام ۳ میرسد.
گامهای ۲الف، ۳الف، ۴الف، یا ۵الف: رسانهای کردن موضوع
اگر بعد از انجام این گام یا هر یک از گامهای زیر، شاهد هیچ اقدامی نبودید، باید تصمیم بگیرید. یکی از گامهای ممکن در هر نقطهای از این فرآیند، عمومی کردن موضوع به ویژه از طریق رسانهها، و تلاش برای برانگیختن باهمستان است. آماج این تلاشهای رسانهای میتواند شخص متخلف، نهادِ بیمسئولیتِ مجری قانون، یا هر دو باشد.
هدف نهایی در رسانهای کردن موضوع یا جلب توجه عموم به اشکال دیگر، توقف و جلوگیری از تخلف است، اما این کار معمولا پیامدهای دیگری هم دارد. این کار در بهترین حالت عاملی است برای آگاهیبخشی به عموم درباره مسائلی که به این تخلف مربوط میشوند. با این کار میتوان استدلالهای شخص مختلف یا نهاد مسئول را در خصوص نبود تخلف یا جدی نبودن آن رد کرد.
از سوی دیگر، رسانهای کردن موضوع معایبی هم دارد و میتواند رسیدن به راه حل را دشوارتر کند. کار رسانهای میتواند برای افراد هدف رسوایی به بار آورد یا آنها را بیلیاقت، بدذات، یا حتی بدتر از اینها جلوه دهد. همچنین، جلب توجه به تخلف گاه مسیر سیاسی پیش روی نهاد مسئول را میبندد و این نهاد نمیتواند از این مسیر و با همکاری متخلف به راه حلهای جایگزین برسد.
رسانه و افکار عمومی ابزارهایی قدرتمند هستند. این ابزارها در حمایت و ترویجگری به کار میآیند و باید از آنها استفاده کرد. اما هنگام استفاده از این ابزارها، باید از پیامدهای احتمالی این کار هم آگاه بود. شاید برای رفع این مشکل در آینده به همکاری متخلف و/یا نهاد نظارتی نیاز داشته باشید. آیا حاضرید الان با ایجاد خصومت آنها را از خود دور کنید؟
در چه نقطهای از این مسیر، توقف و جلوگیری از تخلف مهمتر از حفظ وفاق در باهمستان است؟ اگر این تخلف زندگی، سلامت، یا معیشت مردم را آشکارا به خطر بیندازد، خیلی زود و شاید اصلا همان اول راه باید دست به کار شد. اگر آثار این تخلف چندان آنی و نیازمند رسیدگی فوری نباشد، میتوان رسانهای کردن موضوع را قدری به تاخیر انداخت.
از سوی دیگر، در موارد تبانی متخلف و مجری قانون یا وجود فشار اقتصادی یا سیاسی که مانع اجرای قانون به دست نهاد مجری میشود، شاید رسانهای کردن موضوع بهترین راه یا حتی تنها راه افشای این فضاحت و اجبار طرفین به رعایت منافع عمومی باشد.
در این بخش از جعبه ابزار استفاده از مسیر خاصی را توصیه نمیکنیم. اقدام در این زمینه به مساله مورد نظر و همچنین دانستههای شما درباره باهمستان بستگی دارد. اگر تصمیم بر آگاهیرسانی و بسیج باهمستان داشته باشید، دست کم سه راه پیش رو دارید:
- هشدار به رسانهها. برگزاری نشستهای خبری، تماس با گزارشگرها و سردبیران، نامهنگاری به سردبیر، نوشتن مقاله در بخش نظرات و مقالات ویژه روزنامهها، و غیره برای پیامرسانی از طریق همه مجاری رسانهای.
- برگزاری جلسات عمومی و رویدادهای دیگر برای پیامرسانی عمومی
استفاده از پوستر، برگههای تبلیغاتی، خبرنامههای محلی، سایتهای اینترنتی، و غیره برای اطلاعرسانی عمومی
گام ۳. ثبت اعتراض رسمی
احتمالا در تحقیقات خود با روند ثبت اعتراض رسمی در نهاد مورد نظر آشنا شدهاید. اگر اعتراض خود را درست ثبت نکنید (مثلا، در مهلت مشخصی پس از وقوع تخلف اقدام نکنید) ممکن است بعدا با مشکل مواجه شوید. در چنین مواردی، ممکن است در صورت اقدام قانونی، این اعتراض به کار نیاید یا شاید نیاز به اعتراض مجدد باشد که وقت و توان شما را میگیرد.
گام ۴. طرح اعتراض در سطوح بالاتر
اگر اعتراض به جایی نرسد، شاید بتوانید آن را در سطوح بالاتر مطرح کنید. برای این کار شاید لازم باشد مستقیما به ریاست آن نهاد، باهمستان یا کمیته نظارت، دفتر شهردار یا فرماندار، یا نهاد ناظر بر موضوع مراجعه کنید.
گام ۵. اعمال فشار سیاسی
اگر کارتان را در زمینههای دیگر حمایت و ترویجگری درست انجام داده باشید، شاید بتوانید از طریق مقامات محلی، قانونگذاران کشوری، دفترهای هیات نظارت بر نهادهای مورد نظر، یا دفتر شهردار، فرماندار، یا بخشدار وارد عمل شده و نهاد نظارتی را وادار به اقدام کنید.
گام ۶. اقدام مستقیم
در این مرحله، رسانهای کردن موضوع دیگر انتخابی نیست. اگر قبلا موضوع را رسانهای نکردهاید، باید از هر دری وارد رسانهها شوید و از سایر ابزارهای موجود هم برای اطلاعرسانی عمومی استفاده کنید. موفقیت هر دو راهبرد در این گام در گرو توجه رسانهها و فشار عمومی است.
گام ۷. اقدام قانونی
چند تعریف کوتاه:
دادخواهی: ثبت دادخواست رسمی مدنی (غیر کیفری) علیه شخصی دیگر در دادگاه. هر چند کاربرد این واژه شاید به گونهای باشد که فکر کنیم دادخواهی همیشه با موضوعات مالی سروکار دارد، اما همیشه این طور نیست. (واژه دادخواهی به معنی درخواست یا استدعا است و میتواند انواع درخواستها را در بر بگیرد).
شاکی یا خواهان: شخصی که دادخواهی میکند (شخصی که طرح شکایت یا دادخواست میکند)
متهم یا خوانده: شخصی که از او شکایت شده است (شخصی که باید از خود در برابر شکایت مطرحشده دفاع کند)
بسته به موقعیت، میتوان از چند گزینه برای طرح دادخواست بهره گرفت. میتوانید طبق قانونی که در پی اعمالش هستید یا تحت سایر قوانین و آییننامهها، مثلا سه مورد زیر، از شخص متخلف شکایت کنید:
- آسیب به ایمنی یا سلامت عمومی
- نقض حقوق مدنی
- آزار جنسی
تلاش برای تداوم اجرای قوانین و مقررات موجود
با فرض موفقیت در بخشی از این فرآیند و اجرای قوانین و مقررات مورد نظر، چگونه میتوان مطمئن شد وضعیت به همین شکل باقی خواهد ماند؟ در تلاش و درخواست برای اجرای قوانین، بهتر است جایی هم برای گفتگو درباره استمرار این وضعیت در نظر بگیریم. این گفتگو میتواند شامل موضوعات زیر باشد:
- حق بازرسی یا نظارت برای گروه شما یا سایر سازمانهای بیطرف با توافق طرفین: میتوان درباره حضور نمایندهای از باهمستان در گروه بازرسی یا حضور اعضایی با دانش کارشناسی (مثلا دانش علمی) توافق کرد. همچنین، میتوان درباره بازرسی یا نظارت منظم (یا نامنظم) توافق کرد.
- دسترسی عمومی به نتایج بازرسی یا نظارت. نتایج را میتوان در مقالات یا رسانهها منتشر کرد یا بنا به درخواست (مثلا از طریق کتابخانههای عمومی) در اختیار افراد قرار داد.
- زمانبندی برای تحقق محکهای مشخص. میتوان درباره هدفگزینی برای آینده توافق کرد و مهلتی زمانی برای تحقق این اهداف تعیین کرد. مثلا، اگر دانشگاهی دولتی پیشتر فقط دانشجویان سفیدپوست را میپذیرفته، میتوان با توجه به جمعیت ایالت، این دانشگاه را ملزم کرد میزان پذیرش دانشجویان غیر سفیدپوست را پس از یک سال 2%، پس از پنج سال ۱۰%، و پس از ده سال ۲۴% افزایش دهد.
- تعیین و اعلام عمومی مجازات مناسب برای تخلف. مجازاتها را میتوان به حدی سختگیرانه تعیین کرد که متخلف در آینده پیش رو همیشه به قوانین توجه داشته باشد.
حتی اگر همه این مفاد در توافق برای اجرای قانون لحاظ شوند، باز هم باید هوشیار بود. پیشتر گفتیم که تلاش برای استمرار اجرای قوانین و مقررات باید تلاشی همیشگی و بیپایان باشد.
خلاصه
وقتی پنهان بودن تخلفات قانونی یا سایر تخلفات یا چشمپوشی از این تخلفات به افراد یا باهمستان لطمه میزند، باید فعالانه در پی اجرای قوانین بود. در این روند، باید از پیامدهای چنین درخواستی آگاه بود. اجرای سختگیرانه قوانین همیشه بهترین راهحل نیست، و گاه بهتر است از گزینههای دیگری استفاده کرد.
باید بدانید دقیقا کدام سازمان مسئول اجرای قوانین و مقررات مورد نظر است. سطح اجرای قوانین گاه با سطح تصویب آنها فرق دارد (مثلا، بعضی قوانین فدرال در سطح ایالتی اجرا میشوند)، و گاه مشخص نیست اجرای قوانین در حیطه صلاحیت و اختیارات کدام نهاد است. در سطح بخش و شهر، معمولا راحتترین کار تحقیق از طریق دفاتر اداری و اجرایی برای شناسایی نهاد یا مقام مسئول است. سازمانهای حرفهای و تخصصی مثل انجمن وکلا هم در برخی موارد اختیاراتی دارند.
در تلاش برای اجرای قوانین هم مثل حمایت و ترویجگری، پس از تحقق هدف باید ضمن حفظ هوشیاری به تلاش خود برای اطمینان از استمرار همیشگی اجرای قوانین ادامه دهید. کار حمایت و ترویجگری پایانی ندارد.
¿Qué queremos decir por cumplimiento?
___Entiende la diferencia entre la aplicación estricta y otras posibilidades, y ha decidido si busca conseguir la aplicación estricta de la ley o:
- Aplicación del espíritu de la ley
- Aplicación que aborda el problema subyacente
- Aplicación que busca beneficiar a la mayor cantidad de gente posible.
¿Quiénes son los responsables de hacer que se apliquen las leyes y reglamentos?
___Sabe cómo encontrar la agencia u organización responsable de aplicar la ley a nivel federal, estatal, local y profesional.
¿Cuándo es el mejor momento para intentar la aplicación de las leyes y reglamentos existentes?
___Busca conseguir la aplicación, si corresponde, cuando los individuos o la comunidad están siendo perjudicados por la violación de leyes o reglamentos.
___ Busca conseguir la aplicación cuando los infractores se niegan a acceder a las peticiones para interrumpir sus infracciones.
___ Busca conseguir la aplicación de la ley cuando surge nueva información o nuevas situaciones que destacan las infracciones.
___ Busca conseguir la aplicación de la ley cuando la opinión pública está cansada de que no se aplique.
¿Por qué algunas leyes y reglamentos no se aplican?
Entiende las posibles razones para la falta de aplicación de la ley:
___Las infracciones no se descubren.
___Los encargados de aplicar la ley no tienen los recursos para rastrear o controlar a los infractores.
___Los encargados de aplicar la ley eligen usar sus limitados recursos solo para los casos más serios.
___La aplicación de la ley puede ser política o económicamente riesgosa para los encargados de su cumplimiento o para la comunidad.
___Los infractores y los encargados de hacer cumplir la ley pueden estar implicados (ser cómplices).
___Los encargados de hacer cumplir la ley no se interesan por el problema.
___A los infractores no les importa, las penas suponen un problema menor que dejar de infringir la ley.
¿Cómo buscar la aplicación de las leyes y reglamentos existentes?
___Aprendiéndose las leyes y reglamentos.
___Estudiando la información básica necesaria lo suficientemente bien para discutir y explicar la situación de forma inteligente.
___Aprendiendo el contexto y la historia del problema.
___Aprendiendo sobre la estructura y funcionamiento del infractor o la agencia o asociación reguladora.
___Identifica y establece relaciones con personas en la parte infractora y en las organizaciones reguladoras con las cuales pueda trabajar de forma más efectiva para lograr la aplicación de la ley.
___Decide, en el curso de tomar los siguientes pasos, si conviene, y en qué momento, avisar a los medios de comunicación para hacer el problema tan público como sea posible.
___Toma cada uno de los siguientes pasos si el anterior no ha conseguido resultados:
- Convencer al infractor de interrumpir voluntariamente la infracción.
- Informar de la infracción a la correspondiente agencia reguladora.
- Presentar una queja formal.
- Llevar su queja al siguiente nivel.
- Aplicar presión política.
- Tomar acciones directas.
- Interponer una demanda legal.
¿Cómo se mantiene la aplicación de las leyes y reglamentos existentes?
___Negocie derechos de inspección o supervisión para su grupo o para un organismo neutral aceptado mutuamente por las partes.
___Negocie la disponibilidad pública de los resultados de inspección y o supervisión para el público.
___Negocie las fechas límites para lograr hitos específicos.
___Negocie las multas apropiadas, específicas y públicas, para las infracciones.
___Permanezca vigilante y activo para supervisar la aplicación de la ley en el futuro.
منظور از شهادت شخصی چیست؟
در نشستهای عمومی (مثل نشستهای باهمستان، گردهماییهای مذهبی، نشستهای سازمانهای مردمنهاد، جلسات شورای شهر، و غیره)، شهادت شخصی به این معنا است که فردی درباره تاثیر تغییرات در یکی از قوانین یا سیاستها بر زندگی خود، برای مسئولان تصمیمگیری یا سایر افرادِ در مسند قدرت شهادت میدهد. قوانین و سیاستهای دولتها و نهادهای دولتی در سطح فدرال، ایالتی، و محلی به نوعی بر زندگی همه ما تاثیر میگذارند. تغییر در این قوانین یا تصویب قوانین جدید میتواند بر زندگی مردم تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد. خوشبختانه، معمولا پیش از تغییر این قوانین و سیاستها، نشستهایی عمومی برگزار میشود تا شهروندان بتوانند حمایت خود را از تغییرات پیشنهادی اعلام کرده یا درباره دغدغههای خود در این زمینه صحبت کنند. البته این کار را میتوان در اماکنی غیر از نشستهای عمومی نیز بیان کرد. شهادت افراد در این زمینه سرنوشتساز هستند. در این بخش، چگونگی انجام این کار را بررسی خواهیم کرد.
چرایی اثربخشی شهادت شخصی
شهادت شخصی از این جهت اثربخش است که روایتی شخصی و دست اول را از نحوه تاثیرگذاری واقعی قوانین و سیاستها بر زندگی روزمره عموم مردم ارائه میدهد. مسئولان سیاستگذار معمولا نمیتوانند آثار تصمیمات خود را از نزدیک لمس کنند و پیامدهای منفی و مثبت این تصمیمات را ببینند. شهادت شخصی به مسئولان امکان میدهد به دیدگاهی «انسانی»تر در خصوص اثربخشی، ناکارآمدی، و مزایا و معایب بالفعل یا بالقوه سیاستهای خود در باهمستان دست یابند. شهادت شخصی میتواند بر تصویب، بازبینی، یا لغو سیاستها و مقررات پیشنهادی قانونگذاران ایالتی یا فدرال، کمیسیونهای شهری، شوراهای شهر، و شوراهای مدارس تاثیر بگذارد زیرا احساس «مردم عادی» را نسبت به روند فعلی کار مسئولان انتخابی نشان میدهد.
زمینهسازی برای بهرهگیری از شهادت شخصی
وقتی از قانونی در دست تصویب مطلع میشوید یا با سیاستی روبهرو میشوید که به نظرتان بر زندگیتان تاثیر دارد، طبیعتا بر پایه احساس درونی خود به این موضوع واکنش نشان میدهید. اگر این قانون باعث کاهش مالیات پرداختی شما شود، خوشحال میشوید. این وضعیت بسیار عالی است! یا اگر این قانون هزینه درخواست آمبولانس و مراجعه به بیمارستان را افزایش دهد، نگران خواهید شد. این وضعیت اصلا خوب نیست! این واکنش درونی را به خاطر داشته باشید، چون همین واکنش است که عامل اظهارات بعدی خواهد بود. برای حضور در پشت تریبون و اظهار نظر، نمیتوان به این احساسات خام بسنده کرد. باید مدرک و دلیل داشت. باید حرفهایی را برای گفتن آماده کنید که آثار عملی یا بالقوه سیاست مورد نظر را نشان دهد، نه اینکه صرفا برخاسته از احساسات شما باشد. برای آمادگی بهتر جهت رویارویی با این موقعیت دشوار، به پرسشهای زیر پاسخ دهید.
دلایل خوشحالی یا نگرانی خود از این سیاست را بنویسید یا ثبت کنید
حدود ۱۰ تا ۲۰ دقیقه برای نوشتن افکار و احساسات خود وقت بگذارید. پس از شروع به نوشتن، حتی اگر در دستور زبان، املا، و نوشتن متنی منسجم ضعف دارید، به نوشتن ادامه دهید. فعلا جذابیت ظاهری این اظهارات مهم نیست. همیشه بهتر است اول ببینید دنبال چه هستید و بعد شروع به نوشتن کنید. اما بعضیها دوست دارند هر فکری به ذهنشان خطور میکند روی کاغذ بیاورند. روشی را انتخاب کنید که به نظرتان موثرتر است، و در نهایت نسخه نهایی این نوشته باید حاوی نظرات شفاف و دقیق درباره اظهاراتی باشد که قصد بیانش را دارید.
متن خود را بازخوانی و ویرایش کنید
بگذارید مدتی بگذرد و بعد دوباره سر متنتان برگردید. حالا باید غلطهای املایی، ساختارهای نگارشی ضعیف، و کلمات ناشایست را اصلاح کنید. وقت این است که به افکار خود سر و سامان دهید. متن خود را با صدای بلند بخوانید تا به انجام سخنرانی عادت کنید و زبان گفتار دستتان بیاید.
به آثار مثبت و منفی تغییر سیاست بر خود و دیگران بیاندیشید
در این بخش، باید نظرات خود را درباره این سیاست به صورت شفاف و روشن برای مسئولان تصمیمگیری بیان کنید. به مسئولان توضیح دهید تغییر در این سیاست برای رایدهندگانی که انتخابشان کردهاند چه مزایا و معایبی دارد. به مثالهای مشخص فکر کنید، و تاثیر این سیاست را بر زندگی خود یا آشنایان توضیح دهید. در باهمستان با افرادی که احساس مشابهی دارند صحبت کنید و مطالب آنها را هم جمعآوری کنید.
برای تایید مطالب احساسبرانگیز خود، مستندات ارائه دهید
برای اظهار نظر پشت تریبون، صرف بیان احساسات کافی نیست. باید سند و مدرک داشته باشید. اظهارات باید به گونهای باشند که به آثار عملی یا بالقوه سیاست مورد نظر بپردازند نه اینکه صرفا بیانگر احساسات شما باشند. مثلا، این تصمیم، سیاست، یا قانون بر باهمستان یا گروههای محلی چه تاثیری دارد؟ مزایا و معایب آن برای شهروندان چیست؟ این سیاست چه تاثیری بر نسل بعدی خواهد داشت؟ برای مثال، فرض کنید کمیسیون شهری برای شرکتی که قرار است در شهر فروشگاهی برای توزیع اجناس همراه با تخفیف بسازد، تخفیف مالیاتی در نظر گرفته است. ظاهرا تاسیس این فروشگاه صدها شغل در این ناحیه ایجاد خواهد کرد. اما شما با این حرف مخالفید. از نظر شما، این شرکت همین الان هم بسیار ثروتمند است و به تخفیف مالیاتی نیازی ندارد. از نظر شما، ورود این شرکت و فروش اجناس با تخفیف باعث از بین رفتن کسبوکارهای کوچک و شخصی خواهد شد که منبع درآمد همسایهها و دوستانتان است. باید تحقیق خود را شروع کنید. درباره شرکت اطلاعات جمع کنید، میزان سود شرکت را مشخص کنید، و نشان دهید چرا این شرکت به تخفیف مالیاتی نیازی ندارد. دنبال نمودار، آمار و ارقام، و نمودار گردش کار باشید. دنبال اطلاعاتی باشید که پیامدهای ورود سایر شرکتهای بزرگ را به باهمستان نشان میدهد. برای ارزیابی آثار احتمالی کار این شرکت بر آینده باهمستان، پژوهشی را با هدف آیندهپژوهشی تدوین کنید. ببینید در صورت ورود این شرکت به شهر، کدام کسبوکارها با خطر تعطیلی روبهرو میشوند. با صاحبان این کسبوکارها صحبت کرده و از آنها هم آمار و ارقام بگیرید. برای پاسخگویی به پرسشهای احتمالی، خودتان را با آمار و واقعیتها آماده کنید.
جمعبندی متن را بنویسید
اظهارات خود را جمعبندی کنید و روی نکته نهایی، یعنی اثر منفی یا مثبت قانون پیشنهادی تاکید کنید. ببینید برای صحبت کردن چقدر وقت دارید و با توجه به این زمان، حرفهای اضافی را حذف کنید. وقت شهادت شخصی معمولا حدود دو تا سه دقیقه است، اما این زمان در هر جا بسیار متفاوت است.
هنگام آماده کردن اظهارات خود به این پرسشها پاسخ دهید
قرار است برای چه کسانی صحبت کنید؟
هدف نهایی این است که مسئولان تصمیمگیری یا قانونگذاری دیدگاه شما را بپذیرند. اما شاید لازم باشد از شور و شوق سایر شهروندان نیز برای حمایت از ادعاها و تایید آمار و ارقام خود بهره بگیرید. چه کسانی در جلسه حاضر خواهند بود؟ فقط مسئولان قانونگذاری، یا افراد باهمستان هم هستند؟ اگر فکر میکنید توسل به احساسات و بعد انسانی اظهاراتتان برای دفاع از موضعتان باعث جذب افراد زیادی خواهد شد، بد نیست از این روش هم استفاده کنید.
از نگرشهای مسئولان تصمیمگیری درباره تغییرات پیشنهادی چه میدانید؟
حتی در مواردی که سیاست جدید یا تغییرات پیشنهادی زندگی را برایتان دشوار میکند، اگر مسئولان محافظهکار باشند، شاید اقناع آنها برای رد طرح پیشنهادی کار آسانی نباشد. اگر بدانید مسئولان قانونگذاری به کدام بخش از این سیاست جدید تعلق خاطر دارند، میتوانید برای اقناع آنها در اظهارات خود روی نقاط ضعف طرح یا بخشهایی تاکید کنید که محبوبیت کمتری دارند.
اعضای کمیته در سمت رسمی خود چه مسئولیتهایی دارند و رای خود را از چه کسانی میگیرند؟
مثلا، فرض کنید قرار است در جلسه اولیا و مربیان مدرسه درباره اهمیت ارائه مطالب آموزشی به کودکان در بحث تنظیم خانواده صحبت کنید. باید ببینید ساکنان این منطقه خاص چه جور مردمی هستند. اگر ساکنان منطقه افرادی محافظهکار و متعصب باشند، احتمالا از چنین برنامههایی خوششان نخواهد آمد. در نوع مباحثی که در جلسه اولیا و مربیان مطرح میکنید و همچنین نحوه و شدت مخالفت با نظرات همسایهها، باید جانب احتیاط را رعایت کنید، در غیر این صورت ممکن است مسئولان تصمیمگیری با نظر شما مخالفت کنند.
سیاست فعلی چه میگوید و چه تاثیری بر زندگی شما دارد؟
برای دفاع از دیدگاه خود، باید وضعیت فعلی زندگی خود را در اثر وجود یا نبود برخی سیاستهای مشخص تشریح کنید. مثلا، شاید مخالف طرح لغو استفاده اجباری از کمربند ایمنی باشید. برای دفاع از موضع خود، میتوانید عکسهایی از آخرین تصادف خودروی خود را ارائه کنید که نشان میدهد اگر هنگام رانندگی کمربند نبسته بودید، خودتان و بچههایتان به شدت آسیب میدیدید. از عکس رنگی موثرتر هم داریم؟
تغییرات پیشنهادی چیستند و چه تاثیری بر زندگی شما دارند؟
گاه در کنار تشریح مزایای یک سیاست مشخص، باید معایب سیاست موجود و لزوم تصویب تغییرات پیشنهادی را تشریح کرد. مثلا، فرض کنید آسم شدید دارید و چون همکارانتان در شورای شهر خیلی سیگار میکشند، همیشه با مشکل عفونتهای تنفسی مواجه هستید. یکی از اعضای شورا طرحی را برای ممنوعیت مصرف دخانیات در همه ساختمانهای شهری پیشنهاد داده است. تصویب این طرح برای شما چه مزایایی دارد؟
پس از پاسخگویی به این پرسشها، متن اظهارات خود را آماده کنید. یعنی از قبل مشخص کنید درباره چه موضوعاتی میخواهید صحبت کنید:
- تغییرات پیشنهادی کدامند و آیا با این تغییرات موافقید یا مخالف؟
- چرا نسبت به این طرح چنین حسی دارید؟ این تغییرات بر شما چه تاثیری دارند یا خواهند داشت؟ با مثال توضیح دهید.
- این تغییرات بر همسایهها، دوستان، باهمستان، ایالت، و غیره چه تاثیری دارند یا خواهند داشت؟ در صورت امکان آماری درباره تعداد افراد متاثر از آثار بالفعل و بالقوه سیاست مورد نظر ارائه دهید.
- در صورت مخالفت با تغییرات پیشنهادی، چه پیشنهاد جایگزینی دارید؟
- افکار و توضیحات خود را روی کاغذ بنویسید، انگار که میخواهید برای سردبیر یک مجله نامه بنویسید.
- تمرین کنید و برای مخاطب فرضی سخنرانی کنید. با کمک دوستان اظهارات خود را مجددا بررسی کرده و از دوستان خود بخواهید درباره نکات مثبت و منفی این اظهارات و قدرت استدلال آن نظر دهند.
- زمانبندی داشته باشید: بیان وضعیت از نگاه شما چقدر زمان میبرد؟ برای شهادت شخصی معمولا حدود دو تا سه دقیقه وقت دارید.
- پیش از بیان اظهارات، تا حد امکان نظرات خود را حفظ کنید. آشنایی بیشتر با موضوع در انتقال اطلاعات مهم به مخاطب مورد نظر در زمان کوتاه موثر است.
- نکات مهمی را که میخواهید حتما در اظهارات خود ذکر کنید روی یک کارت کوچک یادداشت کنید. به این ترتیب، هنگام صحبت کردن برای مخاطب، این نکات را فراموش نمیکنید. به خاطر داشته باشید که برای رساندن پیام خود، فقط یک بار و آن هم به مدت دو تا سه دقیقه فرصت دارید.
- اگر قبلا در نشستها اظهارات خود را بیان نکردهاید، شاید لازم باشد پیش از حضور در نشست مورد نظر، در چند نشست کمیتهها شرکت کنید تا ببینید افراد چطور استدلال کرده و مطالب خود را در حضور مسئولان تصمیمگیری بیان میکنند. به هر حال، نحوه و سبک بیان دیدگاهها میتواند بر موضوع تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد، و با مشاهده دیگران در این حالت، میتوانید با عوامل موثر و بیفایده آشنا شوید.
در نشست عمومی چه باید کرد؟
- اول وقت به جلسه بروید تا بتوانید برای صحبت کردن نامنویسی کنید. در برخی نشستها، افراد به ترتیب نامنویسی سخنرانی میکنند. همچنین، اگر زود به نشست بروید با حال و هوای آن بیشتر آشنا میشوید.
- منتظر نوبت خود بمانید و به حرفهای مخالفان که پیش و پس از شما صحبت میکنند، مودبانه گوش دهید.
- وقتی پشت تریبون میروید یا میکروفن را میگیرید، صبر کنید تا جلسه آرام شود و اعضای کمیته به شما توجه کنند.
- پیش از شروع سخنرانی، با همه اعضای کمیته خیلی گذرا چشم در چشم شوید. این یکی از راههای «ارتباط» با مسئولان شنونده است که باعث میشود سخنرانی بیشتر جنبه شخصی پیدا کند و ارتباط یک به یک با این افراد ایجاد شود.
- خودتان را معرفی کنید.
- درباره خودتان توضیح دهید. مثلا، به اعضا درباره شغل خود، محله زندگی خود، یا موضوعات شخصی مرتبط با تغییر سیاست مورد نظر توضیح دهید.
- وضعیت خود را تشریح کنید. موقعیت مربوط به اطلاعات شخصی بخش قبل را برای اعضای کمیته در نشست توضیح دهید.
- درباره نحوه شکلگیری این موقعیت یا رخدادهای منجر به شکلگیری آن توضیح دهید.
- درباره چگونگی تاثیرگذاری فعلی یا قبلی سیاست مورد نظر بر زندگی خود توضیح دهید.
- هر از گاهی با مکث روی نکات مورد نظر خود تاکید کنید.
- درباره تاثیر تغییرات پیشنهادی بر زندگی شخصی خود توضیح دهید.
- درباره تاثیر سیاست جدید بر آشنایان خود توضیح دهید. با ارائه چند مثال، میتوانید نشان دهید این تصمیم سیاسی یا قانونی نه فقط برای شما، بلکه برای بسیاری از افراد دیگر نیز مهم است و هر گونه تغییر در این زمینه بر افراد زیادی تاثیر میگذارد.
- با طرح پرسش درباره ارزش تغییرات، ماهیت تغییرات در سیاستها را ارزیابی کنید. آیا این تغییرات واقعا مفیدند؟ برای چه کسانی مفیدند؟ چه موضوعاتی در این خصوص اهمیت دارند؟
- حتما رئیس نشست یا کمیته را مخاطب قرار دهید. این فرد معمولا وسط گروه مینشیند.
- از کمیته به خاطر وقتی که برای سخنرانی در اختیار شما گذاشته تشکر کنید.
___You understand what a personal testimony is
___Your personal testimony works
___You know what you need to write in your testimony
___You know to whom you are speaking when you give your testimony
___You understand the attitudes of decision-makers toward the proposed changes
___You know what the responsibilities of committee members as office holders are
___You know what the current policy is and how it affects you
___You know what the proposed changes are and how they will impact your life
___You know what to do at the public hearing
Example #1: Testifying in support of public radio funds
Good evening. My name is Rusty Cameron and I live within the broadcasting range of KLXR. I farm wheat and milo west of Perry. I work fifteen hours a day to help support my wife, two daughters, and a baby who's expected to arrive during the fall harvest. It's important that I keep up with the farm and financial news every day. But I'm legally blind. I can see well enough to drive my tractor in an open field of 100 rows of wheat, but I can't read the masthead on my town paper. I can pick out the shapes of my little girls playing in the front yard as I sit in the porch swing, but I can't read the instructions on my tax forms. And that's why I depend on KLXR. KLXR radio gives me the information I need when I need it; I don't have to take time out of my day to get to town and pay 75 cents for a newspaper. I can listen to the farming news on KLXR while I drive the combine or slop feed to the hogs. At night before going to bed at 11:00 p.m., I can turn on KLXR and hear world news and then listen to a couple chapters from a history book that I can't read by myself.
So you see, cutting the amount of matching funds that you can give to this wonderful, needed radio service would jeopardize the amount of information that I get each day, and therefore jeopardize how well I can do my job. My neighbor down the way has an elderly mother, who, like me, can no longer read regular sized print. Yet she still can enjoy the books and newspapers she used to when she was a librarian by listening to KLXR. And one of my daughter's schoolmates has a reading disability; but volunteers at KLXR record books for her so she can learn in her own way while she tries to overcome her dyslexia.
I depend on KLXR like some people depend on the telephone or the television. I hope you'll reconsider cutting these funds and taking such a valuable service away. Thank you.
Example #2: Testifying against a bridge closing
Hello. My name is Barbara Anderson and I run a home daycare in Eudora. I have seven families who send their children to me five days a week, ten hours a day. Many of these families live north of the Kill Creek Bridge and drive seven to ten miles southwest to my home halfway between Eudora and Lawrence. If you close the Kill Creek Bridge, the families that I serve will have to drive 35 miles out of their normal routes, around Ottawa down Highway 40, to reach their babysitter. Closing Kill Creek Bridge will add up to another hour on to their commute, taking up time that could be better spent at work, going grocery shopping, or spent with their families.
Not only will closing the bridge put a lot of extra stress and hassle on these families, but it will kill my business. I provide childcare for their kids and they provide me with my own business and way of life. Closing the Kill Creek Bridge will destroy my livelihood and add the extra burden of these families either having to drive an extra hour to get to my home or having to find new childcare. And the closest registered daycare is forty miles away, in Liberty. Please don't close Kill Creek Bridge. Thank you.
Example #3: Testifying from personal experience
Scene: A public hearing concerning a change in educational policy that would reduce the requirment for public schools to provide equal education to all students. A woman took the floor. There was a moment of silence as she looked at the panel of officials who were charged with the decision.
She said, "My name is Barbara Krieder. It may not look like it to you, but I'm disabled. I have a learning disability. I can't read. When I was a child, my disability was not diagnosed, and I didn't get the special kind of help from my teacher that could have helped me learn how to read. Now I can't go to a restaurant alone, because I'm too embarrassed to tell the waitress I can't read the menu. I can't drive, because I can't read the sign on the road. I can't even read stories to my own children. I'm not stupid. I just never learned how to read."
She paused for a moment. "Now, whatever you do won't change things for me. It's too late for me. But it's not too late for those young kinds. If you change the law, the way I hear it, the kids whose lives were looking brighter than mine will end up suffering the same as I did. Teachers won't know how they have a disability. They'll push the kids too hard, or in the wrong way, or most likely they'll give up on them like they gave up on me. Those kids will just turn into shadows. So, what do you tell a kid like me? Where's the justice in it? What kind of progress have we made when kids like me still can't learn to read?"
She stopped and looked at each member on the panel. Then she returned to her seat.
Example #4: From Homelessness to Housing in San Francisco: Portraits and Oral History
As we build collaboration across sectors, storytelling and art that lifts up success stories become more and more important. A moving new multi-media art project called “Everyone Deserves a Home” on display in San Francisco’s Public Library asks 40 formally homeless residents in supportive housing, “what does home mean to you?”

Example #5: Everyday Sexism Project
As she was growing up, Laura Bates, a British feminist, was developing an increasing awareness of the gender inequality around her. In April of 2012 she started the Everyday Sexism Project website, which documents instances of sexism, women around the world face daily.
Read more about Laura Bates here.
Contributed by Lia Thompson, University of Kansas, Community Tool Box Intern.
فرض کنیم که شما ترویجگر بهداشت و تندرستی هستید و با درمانگاهی محلی همکاری میکنید تا برای یک برنامه مربوط به تندرستی نوزادان کمک مالی مردمی فراهم کنید. گروهی که خود را «انجمن مالیاتدهندگان نگران» (سی تی ا) میخواند مخالف شماست و هموندان این گروه باور ندارند که بهای هر نوع خدماتی باید از جیب مردم پرداخت شود. با این حال، در میان گروههایی که معمولا با سی تی ا همراهی میکنند، کسانی هستند که حدس میزنید ممکن است به طرح تندرستی نوزادان علاقهمند باشند.
در کار ترویجگری غالبا هر چه پشتیبانی داشته باشید، احساس میکنید کم است. میتوانید پشتیبانی احتمالی از کارتان را به شکل دایرههایی هممرکز فرض کنید. در درونیترین دایره شما و نزدیکترین و دلسوزترین متحدان شما جای دارند – یعنی گروه هستهای شما. دایره بعدی دربرگیرنده متحدان طبیعی شماست – یعنی افراد و سازمانهایی که با شما، باورها و ارزشهای مشترک دارند و در موقعیتی هستند که از موفقیت ترویجگری شما سود میبرند و یا این موفقیت به تحکیم ارزشهای آنها کمک میکند. دایره سوم شامل کسانی است که بیطرف هستند – چون چیزی درباره موضوع نمیدانند؛ یا چون مطمئن نیستند که در قبال مسئله چه موضعی باید بگیرند؛ یا به این دلیل که باور دارند موضوع به هیچ شکل ربطی به آنها ندارد.
احتمال اینکه دو دایره اخیر از آرمان شما پشتیبانی کنند کمتر از احتمال پشتیبانی دیگر دایرههاست. در دایره چهارم دوستان و متحدان مخالفان شما جای دارند، یعنی کسانی که در قبال مخالفان شما همان موضعی را دارند که متحدان طبیعی شما در قبال شما دارند؛ و بالاخره در آخرین و دور از مرکزترین دایره مخالفان شما قرار دارند، یعنی کسانی که بیبروبرگرد علیه چیزی هستند که دلخواه شماست.
با این همه، ترویجگران میدانند که گاهی دوستان خود را در جاهایی مییابید که انتظارش را ندارید. یکی از آن جاها صفوف کسانی است که معمولا در فعالیتهای ترویجگری همسو با مخالفان شما هستند. دست زدن به اقدام مستقیم – که موضوع این فصل است – شاید به این معنا باشد که با دوستان مخالفان خود تماس بگیرید. این بخش درباره ایجاد و حفظ ارتباط با بعضی از این گونه افراد است؛ درباره کنشهایی است که شاید به روابطی دوستانه و پیوندهایی منجر شود که به نظر نامحتمل میآیند. در این بخش خواهیم دید که برقراری چنین پیوندهایی عملا مستلزم چیست؛ چرا خواهان این روابط هستیم و این هدف را چگونه محقق میکنیم.
برقراری پیوند با دوستان همیشگی مخالفان چیست؟
دوستان همیشگی مخالفان کسانی هستند که انتظار میرود طرف مخالفان شما را بگیرند و/یا برای حصول نتایجی بکوشند که دلخواه مخالفان شما باشند. همه نظرات آنها لزوما با نظرات مخالفان شما منطبق نیست، اما آنقدر همانند هستند که شاید شما در اغلب موارد آنها را دوست و متحد یکدیگر تلقی کنید.
با این حال، وقتی میگوییم «اغلب موارد» هنوز جای زیادی برای احتمالات دیگر باقی است. بسیاری از شهروندان سالمند، بهویژه کسانی که متکی به درآمدهای ثابت هستند، غالبا در همان جبههای قرار میگیرند که مخالفان مالیاتهای جدید و افزایش بودجه آموزشی در آن قرار دارند. اما اگر همین سالمندان نوههای مدرسهرو داشته باشند، شاید موضوع را جور دیگری ببینند و طور دیگری عمل کنند. با این همه، محافظهکاران مالی شاید مایل باشند از حرکتهای پیشگامانه اجتماعی کموبیش لیبرال حمایت کنند. محافظهکاران کاتولیک هم که شاید مخالف مطالبات اجتماعی چون دسترسپذیری روشهای پیشگیری از بارداری باشند، ممکن است به دلایل مذهبی با مجازات اعدام نیز مخالف باشند. به عبارت دیگر، وجود دوستان «همیشگی» بستگی به موقعیتهای «همیشگی» دارد. ممکن است که اشخاص یا گروهها بر اثر بعضی مواضع سیاسی مخالفان شما از آنها دلسرد یا رویگردان شوند. برای مثال، زنان جمهوریخواه میانهرو غالبا با مواضع حزب خود درباره حق انتخاب زنان برای سقط جنین مخالف هستند. بسیاری از شکارچیان شاید برای اعتراض به مقررات مربوط به داشتن اسلحه به نیروهای محافظهکار بپیوندند، اما وقتی موضوع حفاظت از محیط زیست در میان باشد از آنها فاصله بگیرند.
نکته دیگر این است که مردم همزمان با رشد فکری و عاطفی، کسب اطلاعات و تجربیات بیشتر و/یا رویارویی با موقعیتهای همواره پیچیدهتر در زندگی، دیدگاهها و عقاید خود را تغییر میدهند. یکی از مقالات کتاب کارکردن نوشته استادز ترکل زندگینامه مردی را بازگو میکند که در گذشته هموند گروه کوکلاکس کلان بود و بعد بر اثر تماس با سیاهپوستان و شناخت اندیشههای پیشرفتهتر، تفکر نژادپرستانه و راستگرایی افراطی خود را کنار میگذارد و سرانجام به یکی از سازماندهندگان اتحادیههای صنفی تبدیل میشود.
منظور از برقراری پیوندهای ارتباطی دقیقا همین است و نه چیزی دیگر: فراهم کردن وسیله و راهی برای گفتگو با کسانی که ممکن است در مورد بسیاری مسائل نگرشی متفاوت از نگرش شما داشته باشند. هدف شما، تقریبا بیتردید این است که اتحادی احتمالی یا دست کم رابطهای دوستانه با آنها به وجود آورید. اما شروع کار فقط همین برقرار کردن ارتباط است.
برقراری ارتباط ممکن است به هیچ امر قطعی منجر نشود: ممکن است که فقط روزنهای را باز کند که بتوانید گهگاه از طریق آن با طرف مقابل گفتوگو کنید، یا راهی را برای دسترسی به طرف مقابل در مواقع مهم و ضروری به وجود آورد. برای مثال، لیندون جانسون مبتکر «تلفن سرخ» بود، که منظور از آن خط ارتباطی میان رهبران وقت آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود تا بتوانند در مواقع حساس و ضروری، از اوجگیری خصومتهای میان دو کشور جلوگیری کنند و دنیا را از بروز همهسوزی هستهای در امان نگه دارند. جانسون و رئیسجمهورهای بعدی آمریکا واقعا هم چند بار از این خط تلفنی استفاده کردند.
تماس و ارتباط ممکن است به دوستی و اتحاد منجر بشود یا نشود، اما در هر حال گامی مهم است. امکانی به وجود میآورد که بتوانید با طرف مقابل مواردی برای توافق و اتحاد بیابید؛ و به جای آنکه «مخالفان» ناشناس یا بدتر از آن «دشمنان» هم باشید، به عنوان دو انسان که میکوشند کاری را که درست میدانند انجام دهند به هم نزدیک شوید.
چرا با دوستان همیشگی مخالفان ارتباط برقرار کنید؟
همانطور که به روشنی در بالا گفته شد، ارتباط اولین گام برای شناخت و تغییر احتمالی است. اگر یگانه ارتباطی که میان افراد یا گروهها وجود دارد دشنام دادن یا مجادله بر سر اختلافات باشد، آن دو طرف به جای گفتگو با هم عقدهگشایی کردهاند. لازمه ارتباط واقعی این است که سخنان طرف مقابل را بشنوید، در دیدگاههایش تامل کنید و او را به عنوان انسان بپذیرید.
وقتی پیوندهای ارتباطی را برقرار کردید میتوانید از آنها برای هدفهای گوناگون عملی، سیاسی و شخصی استفاده کنید، از جمله:
۱. برای برطرف کردن سوءتفاهمها؛ سوءتفاهمها ممکن است به چند شکل بروز کنند:
- اطلاعات نادرست و شایعه. یک نفر ممکن است دانسته یا ندانسته اطلاعات یا شایعات غلطی را درباره شما یا موضوع فعالیتتان به گوش دیگران برساند؛ و یا شاید رسانهها موضوعی را به اشتباه منتشر کنند. در هر دو مورد باید در اسرع وقت اشتباه را تصحیح کرد. وجود یک خط ارتباط مستقیم انجام این کار را آسانتر و راحتتر میکند.
- خطا در داوری. شما یا طرف مقابلتان ممکن است که بدون تامل سخنی در انظار بگویید یا کاری بکنید که طرف دیگر را به خشم آورد یا بر او تاثیری منفی داشته باشد. اگر پس از این اتفاق بیدرنگ با طرف دیگر تماس بگیرید و توضیح بدهید، شاید بتوانید شرایط را آرام کنید و از بحران جلوگیری کنید.
- تفسیر نادرست. شاید شما یا طرف مقابلتان سخنی را که طرف دیگر گفته و یا کاری را که انجام داده است بد فهمیده و بد برداشت کرده است. وجود ارتباط کمک میکند که موضوع را توضیح بدهید و روشن کنید.
- کمبود اطلاعات. فعالیتها و فرضیات شما ممکن است برای کسی دیگر که اطلاعات شما را در اختیار ندارد بیمعنا باشد.
- بحرانی واقعی در ارتباط.
یکی از کارمندان شما را اخیر به دلیل ارتکاب جرمی در ارتباط با نفرتپراکنی علیه یهودیان دستگیر کردهاند. برای واکنش به این موضوع فرصت اندکی در اختیار دارید و اگر دیر بجنبید باهمستان میشورد و سازمان شما را به تبعیض، نژادپرستی و خدا میداند چه چیزهای دیگر متهم خواهد کرد. شما بیانیهای منتشر میکنید و به روشنی اعلام میکنید که سیاست سازمانتان در تضاد کامل با چیزی است که روی داده است. سپس با سازمانی یهودی که به طور معمول از متحدان مخالفان شماست تماس میگیرید تا مراتب تاسف خود را برای این پیشامد صادقانه ابراز کنید و پوزش بخواهید که ندانسته کسی را استخدام کردهاید و با او همکاری کردهاید که چنین جرمی از او سر میزند. ابراز تمایل میکنید که برای افزایش تفاهم و احترام برای ناهمگونی نژادی و قومی با آن سازمان دیگر همکاری کنید.
رفتار شما در این مورد هم نشاندهنده نزاکت معمول است – کاری را میکنید که در هر حال باید انجام بدهید – و هم حاکی از کاردانی شماست. این کار راهی را برای ارتباط با سازمان دیگر میگشاید؛ فرصتی را برای آن سازمان فراهم میکند که رد کردنش به آسانی توجیهپذیر نیست و فرصتی هم در اختیار شما میگذارد تا هم حسن نیت خود را نشان دهید و هم فاصله خود را از جرمی که کارمند شما مرتکب شده، به آنها نشان دهید. این برای شما فرصتی است تا بحرانی را به موقعیتی مثبت تبدیل کنید.
۲. منطقی است که در هر جای ممکن به دنبال دوست و همپیمان باشید. اگر با متحدان همیشگی مخالفان خود در مورد این موضوع اشتراک نظرهایی دارید، در این صورت چه بسا آنها متحدان شما هم هستند یا باشند، یا دست کم در این مورد فعلی باشند. نخستین گام به سوی هر اتحادی برقراری ارتباط است.
۳. اگر با متحدان مخالفان خود در گفتوگو هستید، ممکن است که با سست کردن پایه قدرت مخالفان به تضعیفشان کمک کنید. با برقراری ارتباط با دوستان مخالفان خود، احتمال دارد که بتوانید آنها را به موضع خود نزدیک کنید و به این ترتیب شاید مخالفان را از حمایتی که پیشتر تکیهگاهشان بوده است محروم کنید. این به آن معنا نیست که ممکن است دوستان مخالفان خود را «به کیش خود درآورید»، اما شاید بتوانید کاری کنید که مواضع شما را آسانتر درک کنند و محترم بشمارند و دست کم گهگاه با این مواضع موافق باشند. در گذشته و پیش از برقراری ارتباط شما با این عده، مخالفانتان شاید میتوانستند به طور قاطع به مخالفت این افراد با موضعگیریهای شما امیدوار باشند، ولی حالا آن قطعیت از میان رفته است.
۴. بر همین اساس میتوانید دامنه قدرت خود را گسترش دهید. اگر بتوانید هر از گاهی دوستان و متحدان مخالفان خود را متقاعد کنید که از موضع شما پشتیبانی کنند، در مقایسه با گذشته از پشتیبانی بیشتری برخوردار خواهید بود.
۵. دوستان مخالفان ممکن است شما را به افراد و گروههایی نزدیک کنند که به شکل دیگری به آنها دسترسی ندارید. ممکن است که بتوانید با روابطی که به وجود آوردهاید، شبکه ارتباطی خود را گستردهتر کنید.
۶. احتمال دارد که بتوانید دیدگاه مخالفان را از طریق دوستان آنها در نهایت به موضع خود نزدیک کنید. اگر مخالفان شما استدلالهای شما را از زبان دوستانشان بشنوند، ممکن است تمایل آنها به شنیدن بیشتر شود و چه بسا منطق سخنان شما را دریابند. (این موضوع شاید به صورت برعکس هم رخ دهد و شما خود را در شرایطی ببینید که با بعضی از استدلالهای مخالفان خود موافق شوید.)
در موارد فوق، فرض بر این است که شما و مخالفانتان بر پایه اختلاف نظرهایی در مورد روشها و اولویتها با یکدیگر مخالف هستید. اگر تلاش شما این باشد که مخالفان را از فعالیتهایی که به هزینه دیگران برای نفع شخصی یا سازمانی انجام میدهند بازبدارید و یا اگر آنها دانسته و آگاهانه دیگران را به خطر میاندازند و به دیگران آسیب میرسانند (مثلا دانسته با فضولات صنعتی منابع آبی را سمی میکنند)، بعید است که شما یا آنها بتوانید یکدیگر را متقاعد کنید.
در این موارد همچنین فرض شده که عدم توافق شما یک دعوای اخلاقی نیست. در کتاب دعوای اخلاقی، نویسندگان این اثر، یعنی دابلیو بارنت پیرس و استفن دابلیو لیتلجان، توضیح میدهند که وقتی دعواها مبتنی بر اصول ریشهدار اخلاقی یا دینی باشد، چه روی میدهد. این نوع دعواها را نمیتوان با توسل به منطق یا میانجیگری یا دیگر روشهای معمول برای حل اختلافات پایان داد. گاهی راههایی برای نادیده گرفتن، دور زدن یا فراتر رفتن از اختلافات وجود دارد (اگر دو طرف حسن نیت داشته باشند)، اما راهی برای از میان برداشتن آنها نیست. مثلا احتمال ندارد که فردی چون اسامه بن لادن ناگهان راجع به جایگاه اخلاقی ایالات متحده آمریکا تغییر عقیده بدهد – یا برعکس.
۷. ارتباط ممکن است که به همپیمانیهایی در آینده منجر بشود و شاید هم به رابطهای کاملا تازه با بعضی از دوستان همیشگی مخالفان شما. اگر در مورد یک موضوع با کسی همپیمان شوید، دری گشوده میشود برای همکاریهای دیگر در آینده و در این حالت یاریرسانی متقابل و همکاری آسانتر و آسانتر میشود.
چرا ممکن است که نخواهید با متحدان همیشگی مخالفان خود تماس بگیرید؟ با توجه به همه دلایل خوبی که برای برقراری ارتباط با آنها گفته شد، آیا دلایلی هم هست که نخواهید این تماس صورت بگیرد؟ در واقع چنین دلایلی وجود دارد و شما هم باید آنها را در نظر بگیرید.
اگر اکنون از پشتیبانی لازم برای رسیدن به هدفهای خود برخوردار هستید، شاید دست کم حالا نیازی نباشد که با این عده ارتباط برقرار کنید.
- ممکن است که این کار مانع از آن شود که حمایت افراد بیطرف را به دست آورید؛ در حالی که احتمال پیوستن بیطرفها به فعالیتهای شما بسیار بیشتر از آن است که متحدان مخالفان شما از کارتان پشتیبانی کنند.
- ممکن است هزینه زیادی در بر داشته باشد. بعضی از متحدان و دوستان کنونی ممکن است آنقدر اعتراض کنند که شما حمایت آنها را از دست بدهید.
- ممکن است ناگزیر شوید که زمان بسیار و منابع فراوانی را صرف این کار کنید. برقراری ارتباط با متحدانِ مخالفان ممکن است فرآیندی طولانی و حساس باشد و امکان دارد که نتوانید از عهده این کار برآیید.
- ممکن است این کار پرخطر یا نامحتمل باشد. احتمال دارد که این افراد در موضعگیریهای خود بسیار سرسخت باشند و میزان تلاشی که برای تغییر دیدگاه آنها لازم است، شاید باورنکردنی باشد.
اگر در مورد ترویجگری شما پای یک یا چند دلیل از دلایل فوق در میان است، شاید برقراری تماس در موقعیت کنونی طرح مناسبی نباشد. این به آن معنا نیست که نتوانید در موقعیتی دیگر این طرح را دنبال کنید؛ بلکه به این معناست که اگر در شرایط فعلی توان خود را صرف کار دیگری کنید سودمندتر است.
چگونه با متحدان همیشگی مخالفان خود پیوندهای ارتباطی برقرار میکنید؟
رهنمودهای گام به گام زیر غالبا سودمند هستند، بهویژه وقتی که با افراد مورد نظر هیچ گونه تماس و آشنایی نداشتهاید. با این حال در بسیاری موارد شاید منطقیتر باشد که گوشی تلفن را بردارید و به کسی که برای تماس مناسب است، زنگ بزنید و بگویید: «سلام، نمیدانم که امکان دارد همدیگر را ببینیم. مسائلی هست که عقل حکم میکند دربارهشان با هم گفتگو کنیم.» آنچنان خود را دلمشغول رهنمودها و تشریفات نکنید که در موقعیتی مناسب از تاثیر یک تماس شخصی مستقیم غافل شوید.
وقتی تصمیم گرفتید که زمینه ارتباط را با بعضی از متحدان مخالفان خود ایجاد کنید، چه رویکردی در پیش میگیرید؟ اولین تماس را چگونه برقرار میکنید؟ چه کسی باید این کار را انجام دهد و چه وقت؟ اینها پرسشهایی است که با واکاوی گام به گام رهنمودهایی که در موقعیتهای گوناگون به کار میآیند اما به ویژه در این مورد مناسب هستند، در زیر بررسی خواهیم کرد.
بازیگران را بشناسید
هر چه بیشتر مخالفان خود را و کسانی را که میخواهید با آنها تماس بگیرید بشناسید، احتمال موفقیت شما در برقراری ارتباط با آنها و احتمال اینکه از اشتباهات بیدلیل اجتناب کنید بیشتر میشود.
- نخست مخالفان خود را بشناسید. آیا دقیقا میدانید آنها چه کسانی هستند یا صرفا تصور میکنید که افراد یا گروههایی خاص با شما مخالفت خواهند کرد چون منطقی به نظر میرسد که مخالفت کنند؟ فرضیات بیپایه نسازید – اگر مطمئن نیستید تحقیق کنید و جواب را پیدا کنید. چرا آنها مخالف شما هستند؟ آیا مواضع آنها مبتنی بر اصول ریشهدار (و کم و بیش تغییرناپذیر) اخلاقی یا دینی است؟ یا مبتنی بر یکی از این عوامل است: نفع شخصی، سیاست، مرام و مسلک، شواهد آشکار، تنگنظری و بخل در قبال گروههایی خاص، یا باورهایی درباره این که چه چیز برای مردم موثرترین است یا بیش از همه به مصلحت مردم است؟
- متحدان همیشگی مخالفان خود را شناسایی کنید. آیا اینها افراد و گروههایی هستند که در گذشته با مخالفان شما به توافق رسیدهاند و یا فقط از نظر ظاهر و در طرز فکر همانند یکدیگرند؟ در زمینه مسائلی که شما دنبال میکنید و در کنشگری چه پیشینهای دارند؟ آیا موضوع یا مواردی هست که در خصوص آنها با مخالفان شما همعقیده نباشند یا احتمالا مخالف باشند؟
- ببینید که در میان دوستان معمول مخالفان شما چه کسانی ممکن است به برقراری ارتباط با شما روی خوش نشان بدهند. این عده ممکن است اشخاص یا گروههایی باشند که در زمینه ایدهها و اندیشه تمایل به گفتگو دارند و هدف اصلی آنها این است که کاری به انجام برسد (حتی اگر در خصوص بهترین راه ممکن برای انجام آن با شما همعقیده نباشند). اینها چه بسا کسانی باشند که در بعضی زمینهها با آنها اشتراک نظر داشته باشید، یا کسانی باشند که در مورد بعضی مسائل با مخالفان شما اختلاف نظر دارند (به یاد بیاورند نمونه زنان جمهوریخواهی را که طرفدار حق انتخاب برای سقط جنین بودند).
- در درون سازمانها، افراد یا گروههایی را که در وهله اول باید با آنها تماس بگیرید شناسایی کنید. وقتی میخواهید به فردی نزدیک شوید ببینید که آیا امکان تماس مستقیم با او وجود دارد و یا باید از طریق یک دستیار یا معاون با او تماس بگیرید. وقتی با یک شرکت یا سازمان بزرگ سروکار دارید ببینید که در بخش مورد نظر شما چه کسی زمام امور را در دست دارد. در یک سازمان کوچکتر، ببینید که فرد مناسب برای تماس کیست – آیا مدیر سازمان است؟ رئیس هیات مدیره است؟ متصدی پذیرش است؟ (گمان نکنید که این مورد آخر برای مزاح گفته شده: در بسیاری از سازمانها، کارکنان ستاد پشتیبانی در حکم دروازهبانان سازمان هستند و واقعا آنها تعیین میکنند که پیامهای چه کسانی به سازمان منتقل شود.)
- دوستان خود را شناسایی کنید. بازهم تاکید میشود که چیزی را مسلم فرض نکنید و هیچ کس را دستکم نگیرید. ممکن است که مخالفان شما هم در حال برقراری ارتباط باشند. حتی وقتی مطمئن هستید که بعضی افراد و سازمانها از شما پشتیبانی خواهند کرد، از آنها بخواهید که به فعالیتهای شما بپیوندند. آنها را در برنامهریزی و نشستهای تعیین راهبرد راه دهید و روابط خود را با آنها حفظ کنید.
از زمان به سود خود بهرهبرداری کنید
همانطور که در بذلهگویی زمانسنجی نقش مهمی ایفا میکند، در برقراری ارتباط با دیگران همزمان نقشی تعیینکننده دارد. اگر سر بزنگاه و در وقت مناسب با افراد تماس بگیرید، احتمال اینکه بتوانید ارتباطی درازمدت با آنها برقرار کنید بیشتر است.
گاهی این سر بزنگاه در اختیار شما نیست. مثلا اگر بدانید فردی که میخواهید با او تماس بگیرید هم اکنون مطلع شده که دخترش با مدارج عالی فارغالتحصیل شده، و یا سازمانی که میکوشید با آن ارتباط برقرار کنید همین تازگی کمک مالی چشمگیری دریافت کرده است، بدانید که برای برقراری ارتباط احتمالا حالا زمان مناسبی است. اما همیشه این امکان نیست که از این گونه موارد مطلع شوید – ممکن است که بخت با شما یار باشد و یا ممکن است بداقبال باشید و در روزی تماس بگیرید که اسکار، موش دستآموز اداره، از قفسش بیرون آمده و همه پروندهها را جویده و خورده باشد.
با این حال در بحث زمانسنجی بعضی جنبههای موضوع را میتوان مهار کرد. در زیر با فهرستی از مواقع بهویژه مناسب برای اقدام به برقراری ارتباط آشنا میشوید:
- وقتی که طرف مقابل با شما تماس میگیرد. فقط در صورتی که دلیل محکمی داشته باشید مبنی بر اینکه ممکن است حقهای در کار باشد (که در اغلب موارد چنین چیزی بعید است) میتوانید دست رد به سینهشان بزنید، در غیر این صورت فرصت خوبی است.
- وقتی میدانید که آن فرد یا گروه ممکن است با آرمان یا دیدگاه شما موافق باشد. مثلا شاید از دوستی مشترک شنیده باشید که چنین است؛ یا بیانیهای منتشر شده؛ یا طرف کوشیده در این زمینه از شما پرسوجو کند – یا به هر طریق دیگر که از این موضوع باخبر شدهاید، فرصت را از دست ندهید.
- وقتی مخالفان شما کاری کردهاند که باعث رنجش و روگردانی یک یا چند نفر از متحدان همیشگی آنها شده است. اگر مخالفان خطایی کردهاند (مثلا با صدور بیانیهای علیه مهاجران، رایدهندگان اسپانیاییزبان را به خشم آوردهاند)، ممکن است که بتوانید از این فرصت به سود آرمان خود استفاده کنید.
- وقتی که از وجود فرد مناسبی برای تماس باخبر شدهاید یا چنین کسی به تازگی به آن جبهه پیوسته است. برای مثال، همسر یکی از اعضای هیات مدیره شما به تازگی به هیات مدیره سازمانی که مخالف شماست پیوسته است، و یا برعکس.
- وقتی چیزی برای پیشنهاد دارید یا میتوانید لطفی در حقشان بکنید. شاید بتوانید به شکلی به طرف مقابل کمک کنید، یا ممکن است اطلاعات مهمی داشته باشید که بخواهید در اختیارشان بگذارید (برای مثال، قصد انتشار بیانیهای را دارید و میخواهید پیشاپیش آنها را مطلع کنید تا غافلگیر نشوند؛ و یا خبری در مورد یک کمک مالی آتی دارید). اگر آنها از شما چیزی بپرسند – هر چند احتمالش کم است – شاید باز هم فرصتی به همان اندازه مناسب برای برقراری ارتباط باشد.
- وقتی مطلب خاصی را دارید که میخواهید با آنها در میان بگذارید. مثلا اگر لازم باشد که سوءتفاهمی را برطرف کنید؛ اطلاعات غلطی را اصلاح کنید و یا اطلاعات تازهای را به آنها برسانید و جز آن. در این موارد بهانه بسیار خوبی برای تماس دارید.
در آغاز یک طرح پیشگامانه. بسته به شرایط پیشرو، ممکن است بخواهید که علاقه یک یا چند نفر از متحدان مخالفان خود را به طرح پیشگامانه خود جلب کنید. اگر چنین باشد، بهترین زمان برای این منظور درست در شروع کار است، تا آنها بتوانند در طرح و برنامهریزی فعالیتها مشارکت کنند و تا اندازهای متولی کار شوند. این کار باعث میشود که آنها شرکای تمامعیار شما شوند و احتمال اینکه در نیمه راه تغییر عقیده بدهند کم میشود.
مشخص کنید که چه کسی تماس اولیه را برقرار کند
اولین تماس ممکن است به معنی اولین گفتوگو میان دو طرف باشد یا نباشد. هدف از آن غالبا برقراری اولین ارتباط مهم میان دو طرف است. فردی که با او تماس اولیه را برقرار میکنید شاید از اعتبار و مهارتهای لازم برای یک دیدار اولیه موفقیتآمیز برخوردار نباشد.
بعضی ملاحظات برای انتخاب کسی که اولین تماس را برقرار کند
- در سازمان خود یا از میان دوستان و متحدانتان کسانی را شناسایی کنید که پیوندهایی مستقیم – اعم از خانوادگی، اجتماعی، حرفهای، سیاسی، باهمستانی – با افراد و گروهایی دارند که میخواهید با آنها تماس بگیرید، سپس ببینید که از این میان چه کسی مایل است برای تماس قدم بردارد.
در این مورد هم مانند بسیاری از موارد مربوط به فعالیت ترویجگری، بهترین رویکرد کموبیش همیشه شخصی است. مردم به کسانی که میشناسند و اعتماد دارند با اشتیاق بیشتری واکنش نشان میدهند. اگر بتوانید در میان کسانی که امیدوارید با آنها ارتباط برقرار کنید، آشنایی شخصی پیدا کنید – مثلا کسی که فرزندانش با فرزندان شما فوتبال بازی میکردهاند، دخترخاله همسرتان، یکی از هموندان هیات امنای باهمستان، یک نفر که شما غالبا او را در نشستهای کاری خود دیدهاید – برقراری تماس اولیه بسیار آسانتر خواهد شد.
- اگر هیچ ارتباط مستقیم و شخصی وجود ندارد ( که در یک باهمستان کوچک تا حدی نامحتمل، اما در باهمستانی بزرگتر کاملا ممکن است) شاید بهترین گزینه این باشد که از یک میانجی بیطرف که هر دو طرف او را میشناسند استفاده کنید. این فرد کموبیش هر کسی میتواند باشد – مدیر سازمان یونایتد وی، دندانپزشکی که هر دو طرف به او مراجعه میکنند، مدیر دبستانی که بچههای هر دو طرف در آن درس میخوانند، دوستی مشترک.
- وقتی که حتی فرد میانجی هم در کار نیست، ناگزیر خواهید بود «بدون آشنایی» پیشقدم شوید و با فردی یا نماینده گروهی که مورد نظرتان است تماس بگیرید. هر کس که این کار را انجام میدهد باید با این رویکرد راحت باشد و در تعامل با کسانی که نمیشناسد معذب نباشد. به همین دلیل کمروترین فرد گروه خود را برای این کار انتخاب نکنید؛ همچنین ناسازگارترین یا پرخاشگرترین افراد گروه هم برای این کار مناسب نیستند. (اگر خودتان هم چنین خصوصیاتی دارید، برای این کار داوطلب نشوید.)
- اگر با فردی در سازمانی بزرگ تماس میگیرید، یا با شخصی در حد نماینده مجلس یا مدیرعامل یک شرکت بزرگ – یا وزیر دولت مرکزی – اولین کسی که با او سخن خواهید گفت احتمالا یک دستیار یا مشاور خواهد بود. این افراد ممکن است خودشان برای برقراری ارتباط و تماس مهم باشند؛ زیرا در تماس مستقیم با فرد اصلی هستند و چه بسا تصمیمگیرنده و طرف مشورت باشند. این سیاست که با دستیاران، منشیها و دیگران همواره خوشبرخورد و مودب باشید هم نشاندهنده نزاکت شماست و هم عاقلانه است؛ اگر میخواهید به درون ساختمانی راه پیدا کنید، به دربانهای آن توهین نکنید.
این نکته هم مطرح است که تا چه حد بخواهید زرنگی کنید. مثلا معمولا اگر بتوانید در مکانی حاضر شوید که میدانید طرف مقابل آنجا خواهد بود میتوانید با او دیدار کنید – در یک نشست یا محل کسبوکار – و یا در فعالیتهایی شرکت کنید که میدانید او هم در آنها مشارکت خواهد داشت – مثلا افتتاحیه یک نمایشگاه هنری یا یک دیدار ورزشی.
نکته دیگر مربوط به مناسبت اولین تماس است. اگر میانجی در کار باشد یک راه پیش روی او این است که از شما و طرف مقابلتان دعوت کند که در یک رویداد یا فعالیت اجتماعی شرکت کنید تا به طور رسمی به هم معرفی شوید. این موقعیت ممکن است یک ضیافت رسمی شام باشد یا یک بازی دوستانه بسکتبال. (این نوع دیدار به مراتب موجهتر از دیداری «عمدا تصادفی» خواهد بود.) پرسش اصلی این است که موثرترین راه برای دیدار و تدارک گفتگویی واقعی چیست.
مشخص کنید که در اولین تماس واقعی میان دو طرف چه کسی نماینده شما خواهد بود.
بعضی ملاحظات که هنگام گزینش نمایندهای (یک فرد یا گروه کوچک) برای شرکت در اولین تماس مهم – که معمولا دیداری رودررو است – باید در نظر بگیرید:
- مهارتهای میانفردی و ارتباطی. نماینده یا نمایندگان شما باید قدرت کلام داشته باشند و راحت گفتگو کنند و بتوانند واقعا با دیگران ارتباط برقرار کنند. چنین فردی باید شنونده خوب و گوینده دقیق و مسلطی باشد. شاید مهمتر از همه این است که او بتواند تنش را خنثی کند و کاری کند که افراد در حضورش راحت باشند.
حتی اگر اولین ارتباط مهم شما کتبی باشد باز داشتن همین مهارتها ضروری است. تفاوت کار فقط در این است که نماینده شما باید مهارتهای نگارشی کافی را داشته باشد تا بتواند بر مخاطب خود همان تاثیری را بگذارد که در دیدار رودررو میگذاشت.
پیشینه و اطلاعات. اگر گفتگو مربوط به آرمان یا فعالیت ترویجگری شما باشد نمایندهتان باید هم از تمام ریزهکاریهای طرح خوب آگاه باشد و هم نمای کلی کار را خوب بشناسد. او باید از ریز به ریز اوضاع آگاه باشد، پژوهشهایی که تاییدکننده موضعگیری شماست را خوانده باشد، استدلالهای موجود در دفاع از ترویجگری شما را بداند و بتواند به استدلالهای مخالفان به خوبی پاسخ دهد.
- سازگاری. به چنین جلسهای یک نظریهپرداز نفرستید، منظور این است که او نباید کسی باشد که آنقدر به حقانیت موضع شما باور دارد که حاضر نیست ایدههای خوبی را که همسو با مواضع شما نیستند بشنود؛ یا حاضر نیست اذعان کند که حتی بعضی از استدلالهایی که با آنها مخالف است برای کسانی که دیدگاهی متفاوت دارند مهم به شمار میروند. در روابط انسانی به طور کلی، و به ویژه در این نوع ارتباط، سازگاری و انعطافپذیری عاملی اساسی است.
اگر گفتگو مربوط به آرمان یا فعالیت ترویجگری شما باشد نمایندهتان باید هم از تمام ریزهکاریهای طرح خوب آگاه باشد و هم نمای کلی کار را خوب بشناسد. او باید از ریز به ریز اوضاع آگاه باشد، پژوهشهایی که تاییدکننده موضعگیری شماست را خوانده باشد، استدلالهای موجود در دفاع از ترویجگری شما را بداند و بتواند به استدلالهای مخالفان به خوبی پاسخ دهد.
سازگاری به این معنا نیست که ناگزیر باشید با دلایل طرف مقابل خود موافقت کنید. اما باید آماده و علاقهمند باشید دلایلی را که برای دفاع از دیدگاه مخالفان شما بیان میشود درک کنید و به آنها توجه نشان دهید؛ و در ضمن به راهکارهایی بیندیشید تا اختلافعقیدههای مطرح در آن استدلالها را حل و فصل کنید.
برای مثال، بعضی از منتقدان اصلاح برنامه تامین اجتماعی آمریکا سخت خشمگین شدند وقتی این ایده مطرح شد که مستمریبگیران تامین اجتماعی به ازای مزایای دریافتی کار کنند و خدمات باهمستانی انجام دهند. اما بسیاری از مستمریبگیران خودشان موضوع کار یا خدمت باهمستانی را به عنوان فرصتی برای یادگیری مهارتها و ورود به بازار کار تلقی کردند. از همین رو، بهتر بود که منتقدان از خدمات پشتیبانی برای افراد حمایت میکردند – خدماتی چون نگهداری از کودکان آنها، آموزش کاریابی و غیره – تا مستمریبگیران بتوانند کارهای محول شده به آنها را خوب انجام بدهند و با ورود به بازار کار از دریافت مستمری بینیاز شوند.
- جایگاه. در بعضی موارد باید به جایگاه نمایندهای که میفرستید هم توجه کنید. مثلا اگر طرفی که میکوشید با او ارتباط برقرار کنید مدیرعامل یک شرکت بزرگ است یا یک سناتور آمریکایی است، این شخص انتظار دارد که طرف صحبت او کسی باشد که از طرف سازمان سخن بگوید – مثلا در سطح مدیر، رئیس هیات مدیره، یک کارگروه. گذشته از این، اگر قرار باشد که در دیدار یا گفتوگوی اولیه، تصمیمهایی گرفته شود یا قول و قرارهایی گذاشته شود – یا حتی پیشنهاد داده شود – فردی که در جلسه حاضر است باید از اختیارات کافی برای این کار برخوردار باشد.
اگر شما سازمانی یا گروهی مشترک باشید، این موضوع شاید بیارتباط باشد و یا مرتبط محسوب شود. به هر حال باید با دقت به قدرت و مسئولیت طرف مقابل توجه کنید – این موضوع فقط در حالی ممکن است مهم نباشد که شما با انتخاب نوع نمایندگان خود بخواهید پیامی را درباره اصول و اعتقادات خود بیان کرده باشید – که ممکن است کاملا هم مناسب باشد. اما اگر مدیرعامل یک شرکت فقط در صورتی شما را جدی بگیرد که نمایندهای با القاب و عناوین چشمگیر به جلسه بفرستید، در آن صورت شاید – دستکم در مراحل اولیه – باید به این شرط تن در بدهید. در هر حال، نماینده شما باید کسی باشد که بتواند از طرف سازمان سخن بگوید، یا دستکم تا اندازهای چنین کند. (از طرف دیگر، هر کسی در یک سازمان گروهی بر حسب تعریف، عضو هیات مدیره محسوب میشود…)
- آشنایی با دنیای طرف مقابل. اگر با یک شرکت حقوقی یا شرکتی بزرگ سروکار دارید، عاقلانه نیست کسی را به نمایندگی از خود به این سازمانها بفرستید که بیش از حد تحت تاثیر فضای تجملی این شرکتها، مبلمان گرانبها و چشمانداز شهر از ساختمانهای بلند آنها قرار گیرد. بر همین منوال، اگر طرف مقابل شما یک گروه مردمی است که ستاد آن در زیرزمین یک مجتمع مسکونی است، کسی را به نمایندگی از خود اعزام نکنید که حضور در چنین فضایی را کسر شان خود بداند و نخواهد روی کاناپهای بنشیند که به آن گروه بخشیده شده است. حتی اگر نخستین تماس شما با طرف دیگر تلفنی یا به وسیله نامه باشد، باید از طرز فکر و انتظارات آنها آگاه باشید و روحیاتشان را بشناسید. این موضوع ممکن است در مشخص کردن اینکه آیا میتوانید با این افراد ارتباط برقرار کنید یا نه عاملی تعیینکننده باشد.
یک فرد یا یک گروه؟ اگر اولین برخورد مهم شما دیداری رودررو باشد، آن وقت باید ببینید که میخواهید یک فرد را بفرستید یا یک گروه را و آیا خواستار دیدار با یک نفر باشید یا با یک گروه. تصمیمگیری در این مورد تا حدودی بستگی به موضوع دیدار دارد. مثلا، در بعضی موارد شاید منطقی باشد که گروهی از کارکنان یک سازمان با گروهی از کارکنان سازمانی دیگر دیدار کنند تا درباره موضوعات مشترکی که به آرمان ترویجگری شما مربوط میشود گفتوگو کنند. این نوع دیدار احتمالا برای هر دو سازمان کمتر از دیدار میان مدیران یا هیات رئیسه سازمانها تهدیدآمیز خواهد بود.
در موقعیتهای دیگر، شاید منطقیتر باشد که تماسها با دیدار افرادی از هر دو طرف آغاز شود، افرادی که میتوانند مواضع سازمان خود را بهخوبی بیان کنند و در یک سطح بالای سیاسی فعالیت دارند. ائتلافهای ترویجگری وقتی با نمایندگان مجلس یا مقامات دیگر دیدار داشته باشند، غالبا نمایندگانی را به جلسه میفرستند که معرف قشرهای گوناگونی از رایدهندگان باشند؛ تا به این ترتیب گروهی از یک طرف با فردی از طرف دیگر دیدار کند.
اگر شما درخواست دیدار میدهید – که موضوع این بخش هم همین است – بهتر است در صورتی که طرف مقابل اولویتهایی دارد، بر اساس آن اولویتها عمل کنید. هر چه طرف مقابل شما در دیدار بیشتر احساس آسودگیخاطر کند، احتمال ثمربخش بودن آن دیدار بیشتر میشود.
موضوع اولین ارتباط مهم را مشخص کنید.
فارغ از اینکه چگونه تماس میگیرید و برای اولین دیدار یا گفتگوی تلفنی قرار میگذارید، باید موضوعی برای گفتگو داشته باشید. محتوا و شکل اولین گفتگو میتواند تعیینکننده لحن گفتگوهای بعدی باشد – و نیز تعیین کند که آیا اصولا گفتگوی دیگری هم در کار خواهد بود.
بعضی موضوعهای محتمل عبارتند از:
- آغاز یک گفتگوی آزاد – که شاید، و نه الزاما، راجع به موضوع ترویجگری باشد – بدون هیچ هدف مشخصی. نکته اصلی در این جا برقراری ارتباط است، ارتباطی که شاید با گفتگوهای بیشتر مستحکم شود. موضوعهایی که ممکن است بحث شوند عبارتند از راههایی برای همکاری، دشواریهای پرداختن به موضوع، ماهیت باهمستان، یا حتی دوستان مشترک یا مدارس فرزندانتان – کموبیش هر موضوعی که برای هر دو طرف مهم است.
- ایجاد یک زمینه مشترک. طرف مقابل – یا خود شما هم – ممکن است تشخیص نداده باشید که چقدر وجوه مشترک دارید. کند و کاو در زمینههایی که مورد توافق دو طرف است شاید پایه و اساسی شود برای شکلگیری یک رابطه.
- پیشنهاد نوعی یاریرسانی یا مشاوره به طرف مقابل. اگر پیشنهادی برای کمک دارید، مطرح کردن آن بهترین راه برای شروع ارتباط است. فقط دقت کنید که پیشنهاد شما از سر منتگذاری و تفرعن نباشد و به هیچ وجه این احساس را به مخاطب منتقل نکند که از سر خودبرتربینی چنین پیشنهادی ارائه میدهید.
- درخواست چیزی مشخص. شاید برای انجام کاری به اطلاعات یا کمک نیاز داشته باشید و یا ممکن است از طرف مقابل بخواهید که در پشتیبانی مالی از مراسمی با شما همکاری کند. درخواست شما هر چه باشد، نه فقط راه ارتباط شما را با آنها باز میکند بلکه برای طرف مقابل شما فرصتی به وجود میآورد که از یاری رساندن به دیگران احساس خشنودی کند.
- گفتگو در زمینه مشکلات و مسائل مشترک، با این چشمداشت که به راه حلی برسید. برای مثال، اگر شما و طرف مقابلتان هر دو برای یک جمعیت کار میکنید و یا هر دو با یک سرمایهگذار مشکلآفرین و یا وضعیت دشوار مالی دستوپنجه نرم میکنید، ممکن است که همین وضعیت بستری برای گفتگوی مستمر یا کمک و حمایت متقابل میان شما به وجود آورد. این آن نوع موقعیتی است که ممکن است در آن یک گفتگو و یا گفتگوهای پیاپی منجر به دیدارهای مستمر میان کارکنانی شود که با گروهی یکسان از مردم سروکار دارند و یا نگرانیها و سرخوردگیهایی همانند دارند.
- پوزشخواهی یا توضیح درباره خطایی از جانب شما یا سوءتفاهمی از جانب طرف مقابل. بسته به اینکه چه چیز گفته شده یا انجام شده و به چه دلیل، چنین پوزشخواهی یا توضیحی ممکن است کمی بغرنج باشد. اگر به شکل آشکاری از حرف خود برگردید، ممکن است که به آسانی شما را دورو و فریبکار بدانند یا حتی غیرقابلاعتمادتر از آنچه قبلا میپنداشتهاند، بخوانند. اما اگر پوزشخواهیتان صادقانه و معقول باشد و یا اگر توضیحتان قانعکننده و منطقی باشد ممکن است که زمینهای را برای ارتباط در آینده فراهم آورد.
- باخبر کردن طرف مقابل از چیزی که قصد گفتن یا انجام دادنش را دارید. وقتی پیشاپیش اطلاعاتی به طرف مقابل میدهید که باعث میشود او از قرارگرفتن در شرایطی که مایه شرمساریاش شود و مشکلاتی از این دست پرهیز کند و یا دست کم از وقوع آن باخبر باشد، کارتان در اغلب موارد عملی اخلاقی و شرافتمندانه است. این کار همچنین راهی را برای ارتباط میگشاید که ممکن است در آینده به کار آید.
- درخواست عدممداخله، همکاری یا تشریک مساعی. در این حالت شما در واقع سرصحبت را با بیان دغدغههای ترویجگری باز میکنید و به دنبال بیطرفی یا همپیمانی طرف مقابل هستید. این موضوع شاید در اولین اقدام برای برقراری ارتباط مخاطرهآمیز باشد، اما چه بسا همان کاری باشد که باید انجام بدهید.
- لزوم پیگیری ارتباط پس از نخستین تماس
مطلوب است که یکی از موضوعهای مطرح شده در نخستین دیدار این باشد که ارتباط چگونه ادامه پیدا کند. رضایتبخشترین نتیجه آن است که با توافق دو طرف ساختاری برای ادامه ارتباط پدید آید. شاید تصمیم بگیرید که ارتباط میان شما و آنها طبق برنامهای منظم ادامه پیدا کند. این ساختار ممکن است بسته به نوع ارتباط و رابطه هر شکلی داشته باشد: از یک ناهار مشترک مدیران دو سازمان در ماه گرفته تا رد و بدل کردن ایمیلهای روزانه. همچنین شاید دیدارهای کارکنان را که در نمودار فوق آمده در بر بگیرد.
شاید هم قرار را بر این بگذارید که ارتباط منظم اما بدون برنامهریزی باشد. مانند دو آشنا که توافق میکنند «با هم در تماس باشند». همانطور که همه ما به تجربه میدانیم، این نوع تماس گاهی موثر است و گاهی نیست. اگر هر دوی شما به این رابطه و حفظ ارتباط توجه نشان بدهید، همه چیز خوب خواهد بود. اگر نه شما و نه طرف مقابلتان در حفظ ارتباط کلامی کوشا نباشید این رابطه به سادگی از میان میرود. اگر یکی از شما در حفظ ارتباط خوب عمل کند، احتمال دارد که این رابطه حفظ شود اما کموبیش همیشه به این صورت خواهد بود که فرد الف پیشقدم میشود و فرد ب پاسخ میدهد. اگر در پی اولین مکالمه تصمیمی برای تماس منظم گرفته نشود و شما بخواهید که راه ارتباطی باز بماند، ناگزیر خواهید بود که فرد الف باشید (اگر طرف مقابلتان نیز رفتاری مشابه داشته باشد که چه بهتر). پس از دیدار اولیه باید پیگیر ارتباط باشید (و با استفاده از مهارت پیگیری برای دیدار دوم وقت تعیین کنید). شاید رایجترین روش این باشد که یادداشت یا ایمیلی بفرستید یا پیامی تلفنی به این مضمون به او برسانید: «از مکالمهای که چند روز پیش داشتیم لذت بردم. راههای احتمالی بسیاری برای گفتگو باز شد و من مایلم که این صحبتها ادامه پیدا کند. آیا ممکن است دوباره همدیگر را ببینیم؟ هفتهای که از نوزدهم شروع میشود خوب است؟» گذشته از این، بسیار ضروری است که به هر قول قطعی یا تکلیفی که در اولین گفتگو به گردن میگیرید عمل کنید، یا آن را در مدت زمانی که توافق کردهاید به اجرا درآورید. اگر بعضی یا همه قولها و تکلیفها بر عهده شماست، روشن است که موظفید که آنها عملی کنید و تحقق بخشید. اما اگر عمل به قول و انجام وظیفهای بر عهده طرف مقابل باشد کارتان کمی دشوارتر خواهد بود؛ چرا که نمیخواهید اینطور به نظر برسد که دارید غر میزنید و ابراز ناراحتی میکنید و یا به طرف مقابل اعتماد ندارید و باور ندارید که به قول خود عمل کنند. یک چاره کار این است که در همان مکالمه اول، زمانی را برای مرور کارهای انجام شده تعیین کنید (مثلا بگویید: «من روز پنجشنبه تلفن میزنم تا ببینم که چه بخش از کار انجام شده و آیا کاری هست که ما بتوانیم در انجامش به شما کمک کنیم.»)
رشتههای پیوند را در طول زمان نگه دارید و افزایش دهید
به یاد داشته باشید که اینها دوستان و متحدان همیشگی مخالفان شما هستند. جلب اعتماد آنها شاید نیازمند طی کردن فرآیندی طولانی و پیچیده باشد. موفقیت در گشودن راه ارتباط چیز نیست مگر برداشتن گام نخست. باید این ارتباط را تداوم بدهید تا راههای تماس باز باشند و به خوبی کار کنند. همانطور که در مورد هر فعالیت ترویجگری دیگر صادق است، باید همواره پیگیر باشید و هرگز چیزی را مسلم فرض نکنید.
ایجاد رشتههای پیوند با متحدان همیشگی مخالفان ممکن است به شیوههای فراوان برای شما – و آنها – بسیار مفید باشد. ممکن است که در نهایت به تغییر دیدگاه آنها بیانجامد؛ ممکن است به شما کمک کند بعضی چیزها را آشکارتر ببینید؛ و کمک کند که مطمئن شوید اطلاعاتی که میان شما رد و بدل میشوند و اطلاعاتی که به دست مردم میرسند دقیق و بهنگام باشند. اگر بتوانید این راههای ارتباطی را به وجود آورید، فعالیت ترویجگریتان باید آسانتر شود و احتمال موفقیت درازمدت آن افزایش یابد.
خلاصه
معنای «برقراری ارتباط با دوستانِ همیشگی مخالفان» روشن است: ایجاد یک پل ارتباطی با کسانی که معمولا در سمت مخالفان شما میایستند، حال یا برای بحث در زمینه موضوع ترویجگری شما یا برای ارتباطی کلی. انتظار این نمیرود که این افراد را به دوستان خود تبدیل کنید – البته اگر چنین بشود بیشک اتفاق خوشایندی است – بلکه هدف این است که بتوانید گفتگویی را با طرف مقابل آغاز کنید. آدمها و اوضاع و احوال با گذشت زمان و کسب تجربههای بیشتر متحول میشوند و یکسان نمیمانند. اگر آدمها بتوانند حرفهای یکدیگر را بشنوند و به هم احترام بگذارند، بیتردید روابط افراد بهتر میشود و امکان دارد که جایگاه ترویجگری خود را هم بهتر کنید.
گشودن راههای ارتباط شاید اولین قدم به سوی درک واقعی یکدیگر در میان افرادی باشد که پیش از این مخالف یکدیگر بودهاند. این کار همچنین در رفع همه نوع کجفهمیها و سوءتفاهمها موثر است و چه بسا باعث شود که در جاهایی که انتظار ندارید دوست و همپیمان پیدا کنید. گذشته از این پایگاه قدرت مخالفان شما را هم تضعیف میکند زیرا شمار افراد و سازمانهایی که بیقیدوشرط از مخالفانتان حمایت میکردند کاهش مییابد. با برقراری راههای ارتباط میتوانید پایگاه قدرت خود و نیز شبکه ترویجگریتان را گستردهتر کنید. حتی شاید مخالفان شما دیدگاه شما را بپذیرند و این تحول به همپیمانیهایی در آینده منجر شود.
برای برقراری ارتباط با دوستان همیشگی مخالفان خود نخست باید هر چه میتوانید درباره مخالفانتان، دوستانشان و دوستان خودتان اطلاعات به دست آورید و آنها را بشناسید تا بدانید که باید با چه کسی و چگونه تماس بگیرید. برای این کار زمان مناسب را در نظر بگیرید – برای مثال این تماس احتمالا موفقیتآمیزتر خواهد بود اگر زمانی برقرار شود که دوستان مخالفان شما ناخشنود باشند و یا موضوع بهخصوص یا مهمی باشد که شما بخواهید با آنها در میان بگذارید.
در گام بعد، مشخص کنید که چه کسی نخستین تماس را برقرار کند و چگونه این کار را انجام دهد. این نخستین تماس همان اولین گفتگوی مهم و واقعی شما نیست – برای این گفتگو باید تصمیم بگیرید که چه کسی شما را در این دیدار نمایندگی کند و محور گفتگو چه باشد. وقتی این مورد مشخص شد، در صورتی که میتوانید کار را انجام دهید – یعنی تماس بگیرید و گفتوگوی اولیه را برگزار کنید.
حتما پس از برداشتن گام اول، پیگیر ارتباط باشید تا فرصت به دست آمده را از دست ندهید؛ و در همین حال بکوشید که زمانی را برای تماسهای آینده مشخص کنید و یا دست کم سازوکاری برای این کار در نظر بگیرید. نکته پایانی این که بکوشید با گذشت زمان راههای ارتباطی خود را حفظ کنید، تا این امکان بر اثر غفلت از میان نرود.
برقراری راههای ارتباط با دوستان همیشگی مخالفانتان دست کم به بهبود روابط و جایگاه شما در باهمستان میانجامد و نیز اینکه این که شاید دوستیهای تازهای برای شما به ارمغان آورد و احتمال موفقیت شما را در ترویجگری صد چندان کند.
¿Qué es establecer líneas de comunicación con los aliados tradicionales de la oposición?
___Establezca líneas de comunicación con los aliados tradicionales de tu oposición con el objeto de crear un canal a través del cual se pueda conversar el uno con el otro cuando existe información importante que transmitir o discutir, y para desarrollar un entendimiento y una base para una posible cooperación o alianza en el futuro.
¿Por qué establecer líneas de comunicación con los aliados tradicionales de la oposición?
Establezca una línea de comunicación con los aliados tradicionales de tu oposición para:
___Disminuir malos entendidos.
___Encontrar aliados dondequiera que se pueda.
___Reducir la base de poder de tu oposición.
___Expandir tu propia base de poder.
___Expandir tu red de contactos.
___Cambiar la opinión de tu oposición a través de tus aliados.
___Establecer futuras alianzas, y quizás nuevas relaciones, entre los aliados tradicionales de tu oposición.
¿Cómo establecer líneas de comunicación con los aliados tradicionales de la oposición?
Se ha llevado a cabo la recolección de información básica e información acerca de los intereses de estos grupos:
___Tus opositores.
___Sus aliados.
___Tus aliados.
Se ha determinado la comunicación inicial con la oposición cuando (puede ser una o más de éstas):
___Cuando los aliados tradicionales de tu oposición te contactan.
___Sabe que los aliados tradicionales de tu oposición simpatizan con tu causa o con tu punto de vista.
___Tu oposición ha hecho algo para distanciar a uno o más de sus aliados tradicionales.
___Cuando recién se ha enterado de, o conseguido, un contacto especialmente bueno.
___Cuando tiene algo que ofrecer.
___Cuando tiene algo específico que comunicar.
___Está iniciando un proyecto.
___Usted define quién realizará el contacto inicial.
___Usted define cómo llevar a cabo el contacto inicial.
Ha decidido quién te representará en el primer intercambio significativo basado en:
___Habilidades de comunicación e interpersonales.
___Antecedentes e información.
___Flexibilidad.
___Rango.
___Familiaridad con el mundo de la otra parte.
Ha definido el contenido del primer intercambio real, escogiendo uno o más entre:
___Comenzar una conversación abierta – quizás, pero no necesariamente, sobre el asunto de abogacía – sin un objetivo específico.
___Ofrecer ayuda o asesoría, de alguna manera, a la otra parte.
___Pedir algo específico.
___Establecer intereses comunes.
___Discutir problemas o asuntos comunes, con vistas a una solución.
___Disculparse o explicar un error de tu parte o un malentendido de la otra parte
___Contarle a la otra parte sobre algo que se está a punto de decir o hacer.
___Solicitar la no intervención, cooperación o colaboración.
___Usted procede a establecer contacto y mantener una primera comunicación significativa.
___Usted da seguimiento a tu conversación, e intenta programar una comunicación futura.
___Usted mantiene las líneas de comunicación indefinidamente.
کمپین جمعآوری امضاء چیست؟
این کمپین جمعآوری طوماری امضاء از افرادی است که از مسئله مورد نظر شما حمایت میکنند. در این فعالیت درخواست مشخص و روشنی برای رسیدگی به یک مسئله روی یک کاغذ یا طومار نوشته میشود و همه حامیان زیر آن را امضا میکنند. تعداد زیاد حامیان باعث میشود که صفحههای کاغذی دیگری به انتهای صفحه اول چسبانده شود که نتیجه آن به شکل یک طومار در میآید. این کار را با استفاده از پارچهای بزرگ در محلات شلوغ، مثل یک مرکز خرید نیز انجام میشود. برگزارکنندگان کمپین با توضیح مسئله به مردم از آنها میخواهند که با امضا بر روی آن پارچه از هدف آنها حمایت کنند. اما سادهترین روش این روزها، استفاده از وبسایتهایی است که به همین منظور ایجاد شدهاند و امکانات بسیار بهتری برای جمعآوری امضاء و رساندن درخواست به افراد مسئول دارند.
طومار امضاء شده در نهایت به تصمیمگیرانی که از قدرت کافی برای ایجاد تغییر دلخواهتان برخوردارند، ارائه میشود. کمپین جمعآوری امضاء میتواند شگردی موثری برای تاثیر بر دیگران جهت اجرا، تغییر یا توقف یک قانون یا اقدام باشد.
مثال: گروه شما طوماری تهیه میکند که در آن از رستورانهای فست فود خواسته شده ترکیبات غذاهای خود را در منوهای خود درج کنند، یا از دولت محلی خواسته شده که در یک چهارراه خطرناک اقدام به نصب پل عابر پیاده کند.
انواع کمپینهای جمعآوری امضاء
کمپینهای جمعآوری امضاء از هم متفاوتند و در کل دو نوع کلی وجود دارد: دولتی و غیردولتی. تفاوت این دو دسته کلی به شرح زیر است:
طومارهای دولتی: اینها اغلب طومارهای به یک نهاد مدیریتی محلی و گاهی نیز در سطح نماینده دولت در یک بخش، ایالت یا دولت فدرال مربوط میشود. این نوع طومارها کاربردهای متعددی دارند که برخی از این موارد عبارتند از:
- طرح یک موضوع خاص جهت برگزاری رایگیری مخفی. این کاری میتواند از روشهای مختلفی صورت گیرد، مانند یک طرح رایگیری مخفی یا روش رفراندوم الزامآور یا غیر الزامآور.
- انجام یک طرح رایگیری غیرعلنی. از این روش برای ارائه یک مجموعه مقررات، مصوبهها، یا احکام به باهمستان جهت رایگیری استفاده میشود. این روش خود موجب ایجاد تغییری نمیشود بلکه تنها تغییر مورد نظر را به رای مردم میگذارد.
- برگزاری یک رفراندوم غیر الزامآور. این کار به منظور مشورتدهی به دولت محلی در مورد یک مسئله یا سیاستگذاری خاص استفاده میشود اما در واقع به ایجاد یا تغییر قانونی نمیانجامد.
- برگزاری یک رفراندوم الزامآور. این روش اما تغییر ایجاد میکند. از این روش برای تهیه مصوبهها، احکام، و مقررات حقوقی و نیز برای به اجرا درآمدن، تعلیق، یا لغو یک رایگیری به وسیله دولت منتخب یا دیگر نهادهای عمومی (مانند هیات مدیره مدرسه) استفاده میشود.
- برای حمایت از کاندیداتوری یک نفر در یک رایگیری غیرعلنی.
- برای عزل یک نفر از جایگاهش.
- به منظور حمایت یا مخالفت با قانون یا مقرارات پیشنهادی.
طومارهای دولتی قواعد خاص خود را دارند – برخی موارد قابل ذکر عبارتند از: شهرداریها، بخشداری، ایالتی، فدرال. روندهای شفافی برای دریافت، جمعآوری امضا، و تحویل یک طومار به صورت قانونی وضع شده است. برای اینکه یک طومار موثر باشد، باید بلافاصله روندهای مربوط به آن پیگیری شوند. در غیر این صورت طومار شما ممکن است از اعتبار ساقط شود. اما اگر این روندها طی شوند – و تعداد معینی امضا کننده جذب کرده باشید – طومار شما به صورت خودکار به موفقیت میانجامد. برای مثال، ممکن است طرح یا کاندیدایی که در طومار شما آمده به رای گذاشته میشود.
طومارهای غیردولتی: این نوع طومارها خطاب به سازمانهای غیردولتی تهیه میشوند، مانند کسب و کارها، صنایع، یا سازمانهای خصوصی. تفاوت آنها با طومارهای دولتی در این است که:
- محتوایی بسیار متفاوت دارند.
- هیچ قاعدهای برای آنها وجود ندارد یا قواعد بسیار کمی هست که شیوه جمعآوری امضا، یا تحویل طومار را مشخص کرده باشند.
- هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از تحویل طومار اقدامی در خصوص آن صورت گیرد.
طومارهای غیردولتی به منظور نشان دادن میزان حمایتی که یک سازمان یا فرد – در میان طبقات پایین یا دیگر بخشهای مردم – برخوردار است استفاده میشود. در نتیجه آن شما میتوانید به یک سازمان خصوصی نشان دهید افراد زیادی از هدف مورد نظر شما حمایت میکنند و دریافتکنندگان طومار باید مطابق خواست امضا کنندگان رفتار کنند.
مثال: گروهی از مصرفکنندگان از تصمیمی که رستوران محل برای حذف غذاهای کم چرب از منوی غذایی خود گرفته است ناراضی هستند. درخواست آنها برای وجود امکان انتخاب رژیم غذایی سالم برای همه موجب میشود که آنها به برگزاری یک کمپین جمعآوری امضاء روی آورند که در آن از رستوران خواسته شده که گزینههای سالم را به منوی خود بازگرداند.
چرا باید یک کمپین جمعآوری امضاء راهاندازی کنید؟
دلایل اصلی برای برگزاری یک کمپین جمعآوری امضاء عبارتند از:
- به منظور افزایش آگاهی باهمستان نسبت به مسئله
- برای دیده شدن گروهتان و کسب اعتبار برای آن
- به منظور هدایت شما به سمت اعضای جدید و ایجاد ارتباطاتی جدید برای آینده گروهتان
- به منظور نشان دادن حمایت گسترده باهمستان از تغییرات دلخواه شما
- کمک به ایجاد تغییراتی که میخواهید
کمپین جمعآوری امضاء گزینهای است برای وقتی که قدرت تصمیم گیری در مورد مسئله شما در اختیار دیگران باشد و شما نیاز داشته باشید دیگران را وادار به ایجاد تغییرات دلخواهتان کنید. با مخاطب قرار دادن آن تصمیمگیران در طومار خود، میتوانید به شیوه تقریبا آسانی افراد زیادی را در این کار خود درگیر کنید.
علاوه بر این، شاخصهای چندی هستند که میتوانید با توجه به آنها مشخص کنید آیا زمان مناسب برای انجام یک کمپین جمعآوری امضاء رسیده است یا خیر:
- وقتی حمایت عمومی قوی (یا حداقل قابل توجه) از مسئله شما وجود دارد.
- زمانیکه معتقدید تهیه طومار میتواند نظر تصمیمگیران را عوض کند.
- در شرایطی که شما در آن قرار دارید، از این تاکتیک بیش از حد استفاده نشده باشد.
- وقتی که در مدت زمانی موجود، افراد کافی برای جمعآوری امضاهای مورد نیاز در اختیار داشته باشید.
معمولا یک کمپین جمعآوری امضاء به تنهایی کافی نیست. زمانی که شما و گروهتان مشغول انجام اقدامات و تاکتیکهای دیگری برای ایجاد تغییر دلخواهتان هستید، میتوانید تصمیم بگیرید که کار برای تهیه یک طومار را نیز شروع کنید. برای مثال در کنار بایکوت یک شرکت خاص، طوماری با ادبیات قوی میتواند پیام قدرتمندی به رهبران آن شرکت بدهد. یا اگر در حال لابی کردن با دولت محلی برای قانون یا مقررات ویژهای هستید یک طومار با تعداد زیادی امضا میتواند نشان دهنده حمایت باهمستان از خواسته شما باشد.
چگونه باید یک کمپین جمعآوری امضاء برگزار کنید؟
برگزاری یک کمپین جمعآوری امضاء نباید چندان سخت باشد به ویژه اگر نیاز به تعداد امضای زیادی نباشد. اما کار شما تنها این نیست که از افراد بخواهید در حمایت از هدفتان یک تکه کاغذ را امضا کنند.
چیزی که بیش از همه در ابتدا اهمیت دارد این است که تصمیم بگیرید «چه میخواهید به دست آورید.» و نیز طومار خطاب به چه کسی نوشته میشود و از چه گروهی از مردم درخواست امضا خواهید کرد؟ کار مورد تقاضا و کسی که میخواهید آن را انجام دهد با شفافیت کامل در طومار ذکر کنید.
- اگر شما و گروهتان از رئیس یک کارخانه محلی تولید محصولات کاغذی میخواهید که کاغذهای بازیافتی مورد استفاده کارخانه خود را از ۵۰ درصد حجم تولید به ۷۵ درصد ارتقا دهد، این مسئله را باید به طور شفاف در طومار خود آورده باشید.
- اگر شما و گروهتان میخواهید مسئولان شهر به کنترل ترافیک در محله شما کمک کنند، ممکن است در طومار خود درخواست کنید که سر هر چهارراه یک علامت ایست نصب شود یا محدودیت سرعت به ۲۰ مایل بر ساعت کاهش داده شود.*
دوم، دلیل خود را برای پیگیر این هدف بیان کنید. تاثیرات مثبت اقتصادی، اجتماعی، یا محیط زیستی این تغییر چیست؟ این تغییرات چگونه میتوانند بر امضا کنندگان این طومار تاثیر بگذارند؟ و در صورتی که اقدامی در مورد این مسئله انجام نشود چه عواقبی به بار خواهد آمد؟
مثال: گروهتان میخواهد میزان زبالهای را که به محل دفن زبالهها سرازیر میشود کاهش دهد. با افزایش میزان استفاده از محصولات تهیه شده از مواد بازیافتی، زمین کمتری برای دفن زباله استفاده خواهد شد و در نتیجه منابع طبیعی کمتری نیز برای تولید محصولات جدید به کار خواهد رفت. شما باید هر دو مزیت را در طومار خود بیاورید.
پس از اینکه به این پرسشها جواب دادید بقیه مسیر به نوع کمپین جمعآوری امضاء مورد نظر شما و شرایط خاص شما بستگی خواهد داشت.
طومارهای دولتی
موفقیت در طومارهای دولتی به پیروی از قواعدی وابسته است که توسط مقامات دولتی برای این منظور تدوین شدهاند. برای شروع باید بدانید چه قواعدی برای این کار تعیین شدهاند. برای مثال:
- چه تعداد امضا نیاز خواهید داشت؟
- آیا همه امضاها باید بر روی کاغذهای تایید شدهای که برای طومار صادر میشود درج شوند؟
- نام افراد امضا کننده چگونه باید درج شود (چاپ شوند، امضاهای آنها درج شود، یا هر دو)؟
- باید آدرسها ذکر شوند یا تنها بخشها/محلهها آورده شود؟
- چه اطلاعات دیگری باید توسط امضا کنندگان یا تحویل دهندگان طومار ارائه گردد؟
- چه محدودیتهای دیگری یا بخشبندیهای خاصی (مانند تعداد مشخصی امضا از هر منطقه) را باید رعایت کنید؟
- چه زمانی و به چه کسی باید طومار تحویل گردد؟
- پس از تحویل چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اگر برای چنین طومارهایی امضا جمع میکنید، ابتدا باید پاسخ این سوالات را پیدا کنید. کمپین جمعآوری امضاء برای شما و هدفتان مهم است پس آخرین چیزی که ممکن است بخواهید شاهد آن باشید این است که ببینید به خاطر تبعیت نکردن از قواعد از اعتبار ساقط شده است. هر چه طومار شما از تفکر حاکم فاصله بیشتری داشته باشد، اهمیت پیروی دقیق از قواعد بیشتر میشود. طومار شما به خاطر یک نکته تکنیکی ممکن است به آسانی رد شود به ویژه اگر تایید کنندگان طومار مواضع شما را دوست نداشته باشند. این مسئله قبلا اتفاق افتاده است. پس اجازه ندهید دوباره برای شما اتفاق بیافتد.
بنابراین بسیار مهم است که به همه جزئیات به دقت توجه کنید و از افراد محلی که قبلا سابقه در تهیه طومار دارند توصیههای لازم را دریافت کنید. و همچنین:
- از شفاف بودن ادبیات طومار اطمینان حاصل کنید.
- اطمینان حاصل کنید که امضا کنندگان طومار همگی صلاحیت این کار را دارند.
- اطمینان حاصل کنید که امضا کنندگان به طور خوانا امضا کرده باشند و اطلاعات لازم را درج کرده باشند.
- امضا کنندگان باید خوش خط باشند و بتوان به طور مشخص آنها را شناسایی کرد (برای مثال: ننویسند «خانم اسمیت» بلکه بنویسند «هلن جی اسمیت»).
- بیش از حداقل تعیین شده امضا جمعآوری کنید، حتی تا ۵۰ درصد بیشتر. تایید کنندگان طومار ممکن است اسم تک تک افراد را چک کنند و صلاحیت آنها را بررسی کنند (برای مثال، آیا امضا کننده برای رای دادن ثبت نام قانونی انجام داده است؟) آنها به دنبال موارد تکراری و امضا کنندگان غیرقانونی خواهند گشت.
- توجه کنید که یک نسخه اضافه از طومار اصلی و امضاهای آن تهیه کنید (معمولا نسخه اصلی طومار تحویل داده میشود).
طومارهای غیردولتی
طومارهای دولتی باید قواعد مربوطه را رعایت کنند ولی در طومارهای غیردولتی «قواعد» اغلب به خود شما بستگی دارد. به عبارت دیگر، اهمیت شرایط حاکم بر تهیه طومار، حداقل با اهمیت تعداد امضاها برابری میکند.
باید درباره طومار خود اطلاعرسانی کنید و آن را به تصمیمگیران ارائه کنید به طوری که توجه و همکاری آنها را جلب کند. شما باید از فرصتهایی که در رویدادهای همزمان پیش میآید استفاده کنید تا بتوانید طومار خود را به افرادی که میخواهید تحویل دهید. در پایان باید طومار خود را با اقدامات دیگری تکمیل و پیگیری کنید. در ادامه نکاتی در مورد چگونگی سازماندهی فعالیتهای تهیه طومارهای غیردولتی ارائه شده است (که برخی از آنها را میتوان برای طومارهای دولتی نیز به کار بست):
- مطمئن شوید که مجموعه یا فرد گیرنده این طومار، از قدرت لازم برای انجام اقدامی در جهت ایجاد تغییر مورد نظرتان برخوردار است. تکلیف خود را انجام دهید و به دقت دست به انتخاب بزنید! طومارها کار و زمان زیادی از شما میگیرند. بسیار ناامید کننده خواهد بود اگر دریابید که طومارتان موثر نخواهد بود تنها به دلیل اینکه سازمان اشتباهی را هدف گرفته بودید.
- محتوای طومار نباید تنها دربردارنده عواطف شما باشد. میتوانید با ارائه آمارهای معین، نیازهای خود یا درخواستهایتان برای اقداماتی خاص را مطرح کنید.
- اطلاعرسانی در مورد فعالیتتان برای تهیه طومار. از کمپین جمعآوری امضاء به عنوان یک ابزار روابط عمومی برای دیده شدن و کسب حمایت برای سازمان و هدفتان استفاده کنید. با این کار ممکن است به رقبای خود زمان برای عمل متقابل بدهید اما رقیبتان نیز ممکن است قدرت سازمان\تان را به رسمیت بشناسد و اقدامی به نفع شما انجام دهد یا برای مصالحه پا پیش بگذارد.
- طومار خود را به شکلی دراماتیک ارائه کنید. میتوانید یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنید، یک اطلاعیه خبری تهیه کنید، یا تظاهرات برگزار کنید. شکل ایدهآل این است که طومار را به صورت شخصی به هر تعداد امضا کنندهای که میتوانید برای امضا ارائه کنید. نکته مهم جلب توجهات به سمت هدفتان است.
- علاوه بر طومار، کار حمایت و ترویجگری نیز انجام دهید. نباید انتظار داشته باشید که طومار به تنهایی شما را به همه چیزهایی که میخواهید برساند. برای مثال، ممکن است بخواهید کمپین جمعآوری امضاء را با یک پویش نامهنگاری همراه کنید – امضا کنندگان طومار میتوانند نامههای مستقلی نیز بنویسند. در مثالی دیگر، اعضای یک گروه هر کدام میتوانند در کنار امضای خود یک مطلب کوتاه شخصی نیز بنویسند.
- خواستههای خود را مصرانه پیگیری کنید. اگر درخواستها و نیازهایتان تاکنون اجابت نشده است شاید لازم باشد که گامهای دیگری نیز بردارید. دریافت کنندگان طومار باید بدانند شما تصمیم ندارید ساده از کنار این مسئله بگذرید بلکه آنقدر تلاش میکنید تا به هدفتان برسید. اگر طومار شما نتایج رضایتبخشی به همراه نداشت گروهتان ممکن است عکس العملهای قویتری در پیش بگیرد، مانند بایکوت کردن یا دیگر اقدامات عمومی.
وادار کردن مردم به امضای طومار
نکاتی که در بالا آمد در برداشتن گام اول برای تهیه یک طومار اهمیت دارند – البته بیتردید در ابتدای کار در مورد راهبرد خود در تهیه طومار اندیشیدهاید. وقتی شما و گروهتان دانستید به چه چیزی نیاز دارید و از طومار خود چه میخواهید، میتوانید برای جذب امضا کننده اقدام کنید.
بیشک شما میخواهید افراد سازمانتان طومار را امضا کنند، که البته این کار دشواری نیست. اما بسیاری از امضا کنندگان به طور کلی شهروندان و افراد کوچه و خیابان هستند که شاید بسیاری از آنها را نیز نشناسید. اما اگر قرار است طومار شما موفق باشد آنها نیز باید قلم به دست بگیرند و ثبت نام کنند. اما چگونه باید این غریبههای همراه را پیدا کنید؟ و چگونه آنها را وادار به امضا کنید؟
در ادامه برخی از گامهای اصلی این کار آورده شده است:
- در مورد تعداد امضاهای دلخواه یا مورد نیازتان تصمیمگیری کنید.
- به تعداد مورد نیاز از طومار کپی تهیه کنید تا بتوانید حداقل تعداد امضای ضروری را گردآوری کنید. حتی بهتر است تعداد کپیها بیش از تعداد مورد نیاز باشد. اگر مشغول تهیه یک طومار دولتی هستید از قانونی بودن همه کپیهای اطمینان حاصل کنید.
- مخاطبان هدف را مشخص کنید و ببینید کجا میتوانید آنها را پیدا کنید. برای مثال، آیا در میان گروههای موجود مواردی هست که به هدف شما علاقهمند باشد؟ آیا آنها پیش از پایان وقت ارائه طومار نشستی خواهند داشت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، این فرصت خوبی برای جمعآوری امضا خواهد بود – زیرا هم در زمان صرفهجویی میکنید، و هم گردآوری تعداد زیادی امضا تقریبا تضمین شده است. یک کنفرانس محلی مناسب نیز میتواند فرصت خوبی برای این کار باشد. به عنوان یک قاعده کلی همیشه گردآوری امضا در فضای بسته آسانتر از فضای باز است.
- تعدادی نیروی انسانی که برای گردآوری امضا نیاز است پیدا کنید. برای اینکه بتوانید تعداد افراد مورد نیاز را دقیقا تعیین کنید، تعداد معقول امضایی که میتوان انتظار داشت هر نفر بتواند گردآوری کند تخمین بزنید، و حداقل امضای مورد نیاز را به این تعداد تقسیم کنید. برای مثال، اگر به ۵۰۰ امضا نیاز دارید، برآورد کردهاید که هر فرد بتواند ۵۰ امضا گردآوری کند، به این ترتیب تعداد افرادی که برای رسیدن به عدد مورد نظرتان باید استخدام کنید ۱۰ نفر هستند. با این همه استخدام چند نفر اضافهتر آسیبی به کار شما نخواهد زد.
- به افرادی که کار گردآوری امضا را انجام میدهند قواعد و دستورالعملهای مربوط به تهیه طومار و چگونگی گردآوری امضاها را آموزش دهید. یک جلسه گروهی به همراه دستورالعملهای مکتوب میتواند روش خوبی برای آموزشهای اولیه باشد.
- هر فرد را برای پوشش یک منطقه خاص تعیین کنید. اگر امکان دارد مکانهای سرپوشیده را انتخاب کنید زیرا امضا کنندگان به طور کلی در آنجا بهتر حاضر به امضا میشوند. اما اگر قرار است در فضاهای روباز این کار را انجام دهید، شرایطی را انتخاب کنید که در آنجا فضا شلوغ و نسبتا متراکم باشد و جاهایی که احتمال جلب توجه مردم بیشتر است. مراسمی که برای برگزاری در فضای باز برنامهریزی شدهاند میتوانند یک نمونه از چنین فرصتهایی باشند، مانند پیک نیکها، تجمعات، یا مراسم ورزشی. اگر این گزینه را ندارید، مکانهایی را انتخاب کنید که مردم معمولا در آنجا عجله ندارند – برای مثال مقابل ادارات پست، کتابخانهها، یا دادگاهها. مراکز خرید هم گزینههای خوبی هستند البته در صورتی که شرایط محلی به شما این اجازه را بدهد.
- وقتی به سمت امضا کنندگان احتمالی میروید، بنا به حکم عقل سلیم باید دستورالعملهای چندی را به کار بندید:
- لباس مناسب بپوشید البته بیش از اندازه شیک و گیرا نباشد.
- لبخند بزنید و تماس چشمی برقرار کنید.
- در مواجهه با طرف مقابل با جرات ولی مودب باشید.
- هدف کلی خود را توضیح دهید و تشریح کنید که این طومار بهخصوص قرار است چه کاری انجام دهد. با دقت برای کلمات ابتدایی خود برنامهریزی کنید چرا که اولین کلمات احتمالا مهمترین کلمات شما در اقناع مخاطبتان برای امضای طومار است.
از فرد مورد نظرتان بپرسید آیا مایل است طومار را امضا کند. چارچوب اولیه انجام این کار میتواند به شکل زیر باشد:
ببخشید (خانم یا آقا): ما برای ------ امضا جمع میکنیم. این طومار به ------ ارائه (ارسال) خواهد شد، و هدف ما این است که ------.
آیا فکر میکنید بتوانید این طومار را امضا کنید؟
به یاد داشته باشید که: اگر یک طومار دولتی تهیه میکنید باید اطمینان حاصل کنید که فرد امضا کننده صلاحیت امضا را داشته باشد.
- به سوالات پاسخ دهید ولی به اختصار. از نظر زمانی کار خوبی نیست که مدت زمان زیادی صرف گفتگو کنید – و وارد بحث و جدل شدن نه تاثیرگذار و نه مقرون به صرفه است. اگر کسی با طومار شما مخالف است – که همیشه افراد مخالفت وجود دارند – از او تشکر کنید و به راه خود ادامه دهید. در کمپین جمعآوری امضاء وقتی کسی به شما جواب رد میدهد، آن را یک مسئله شخصی محسوب نکنید بلکه مسئله در مورد حوزه موضوعی شما است.
- هر گاه با افرادی مواجه شدید که به مسئله شما علاقهمند بودند ولی حاضر به امضا نشدند، شاید لازم باشد که به آنها یک نوشته کوتاه بدهید که در آن در مورد سازمان و فعالیتهای آن توضیح داده شده باشد. چه میدانید، شاید بار دیگر او را در این حوالی ببینید.
مثال: یک حرکت تهیه طومار را میتوان به شکل موثری با آموزش عمومی جمع کرد. اگر مردم به طور کلی در مورد مسئله شما بیاطلاع هستند، میتوانید پیش از آغاز کمپین جمعآوری امضاء خود به فکر آموزش آنها باشید.
-
مطمئن شوید که افرادی که مشغول جمعآوری امضا هستند میدانند کی و کجا باید فرمها را تحویل دهند.
ممکن است نکات مهم دیگری باشد که برای وضعیت خاص شما کاربرد داشته باشد ولی به طور کلی نکات بالا برای شروع موفقیتآمیز یک کمپین جمعآوری امضاء کافی هستند.
به یاد داشته باشید مهمترین کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید مردم میدانند: مسئله شما چیست، به دنبال تحقق چه اهدافی هستید، و اینکه شما در حال تهیه یک طومار هستید – تا جای ممکن باید خودتان و کارتان را به صورت شفاف در معرض دید عموم قرار دهید.
Ejemplo # 1: Campaña de Solicitud 100% para Niños
El siguiente es el texto incluido en una solicitud-en línea-, patrocinada por “Action for Children”(Movimiento por los Niños) de Kansas. Su propósito es facilitar que cualquier persona pueda convertirse en defensor de los niños simplemente llenando una solicitud-en línea- y haciendo clic en el botón de “Firmar la Solicitud” ubicado a los pies de la pantalla. Este proceso agregará al firmante a una lista de firmas que actualmente están siendo recopiladas por el sitio, las cuales luego serán enviadas al Gobernador de Kansas Bill Graves, así como también a ciertos miembros de la legislación de Kansas.
La solicitud se muestra a continuación:
Estimado Gobernador Graves y Legisladores de Kansas:
La porción que le corresponde a Kansas del acuerdo de tabaco (master tobacco settlement) ofrece una oportunidad sin precedentes de invertir en nuestros niños, que beneficiará a nuestro estado para generaciones futuras. Los instamos a invertir el 100% del acuerdo de tabaco para apoyar los resultados basados en programas comunitarios diseñados para proteger la salud y el futuro bienestar de los niños de Kansas.
Nombre:
Organización, si procede:
|
Dirección: |
Ciudad |
|
|
Estado: |
Código Postal: |
|
|
Número Telefónico: |
Número de Fax: |
|
Correo electrónico:
Nombre del Representante del Estado, si lo conoce:
Nombre del Senador del Estado, si lo conoce:
__ ¡SI! Me gustaría recibir actualizaciones legislativas del KAC (Kansas Action for Children) por correo electrónico durante las sesiones legislativas.
__ ¡SI! Me gustaría recibir más información acerca del Kansas Action for Children.
__ ¡SI! Me gustaría recibir más información sobre cómo me puedo involucrar en iniciativas de apoyo hacia los niños de Kansas.
Herramienta # 1: Una solicitud de informe de finanzas
Muestra de una solicitud adaptada de una solicitud de Causa Común para una campaña bipartidista de reforma financiera, adaptable a tus propias causas.
Nosotros, los suscritos, con el objeto de reivindicar nuestra democracia, demandamos que el Congreso declare su independencia de la influencia de dineros de intereses especiales, aprobando una campaña bipartidista efectiva de reforma financiera.
La ley McCain-Feingold, actualmente pendiente en el Congreso, proporciona el marco para una campaña efectiva de reforma financiera.
Por favor señale su nombre legal completo y a continuación escriba con letras de molde su nombre y dirección completa.
Firma:
Nombre:
Dirección:
Ciudad y Estado:
Código Postal:
Firma:
Nombre:
Dirección:
Ciudad y Estado:
Código Postal:
Firma:
Nombre:
Dirección:
Ciudad y Estado:
Código Postal:
Firma:
Nombre:
Dirección:
Ciudad y Estado:
Código Postal:
Firma:
Nombre:
Dirección:
Ciudad y Estado:
Código Postal:
Firmas Recolectadas Por:
Escriba su nombre:
Dirección:
Ciudad y Estado:
Código Postal:
Teléfono:
Proyecto Independencia
a/c Causa Común
1250 Connecticut Avenue NW
Washington, D.C. 20036
Teléfono: 800-926-1064
___Sabe lo que es una solicitud.
___Sabe lo que es una campaña de recolección de firmas.
___Conoce los distintos tipos de solicitudes.
___Comprende por qué debería llevar a cabo una campaña de recolección de firmas.
___Sabe cuándo llevar a cabo una campaña de recolección de firmas.
___Sabe cómo llevar a cabo una campaña de recolección de firmas.
___Conoce la diferencia entre las solicitudes gubernamentales y no gubernamentales.
___Sabe cómo conseguir que las personas firmen la solicitud.
-
¿Por qué son importantes las relaciones con los legisladores y sus asistentes?
-
¿Quiénes son los legisladores y sus asistentes?
-
¿Con quién necesita desarrollar una relación?
-
¿Qué significa exactamente desarrollar una relación?
-
¿Cómo encontrar a los legisladores y sus asistentes?
-
¿Cómo establecer y mantener relaciones?
Veamos unas cuantas situaciones.
La legislatura del estado está discutiendo el presupuesto anual. Usted quiere un aumento en los gastos para los programas de tratamiento de drogas. Usted llama a un asistente de un legislador con quien ha trabajado, el cual está familiarizado con este asunto. Él está de acuerdo en hablar a su jefe; el legislador, por su parte, está de acuerdo en patrocinar un aumento, y él va a llamar para pedir varios favores y cambiar unas cuantas opiniones. Cuando se publica el presupuesto, el aumento está allí.
La fuente principal de fondos de su programa de entrenamiento para el empleo simplemente ha sido redireccionado a otra área, aunque su programa es muy eficaz entrenando personas y encontrándoles empleos que, de acuerdo con sus estudios de seguimiento, ellas todavía mantienen un año después. Usted llama a su representante estatal y al senador estatal, los cuales han visitado su programa y le conocen bien. Al día siguiente, usted y ellos están sentados en el despacho de la cabeza de la agencia del estado a cargo de los fondos en cuestión, y él -- mirando nerviosamente al poder legislativo colocado ante él -- está diciendo que encontrará el dinero para continuar su financiamiento.
Estas son, en realidad, situaciones reales. En ambos casos, los mediadores tuvieron éxito debido a que tenían ya buenas relaciones con los asistentes o legisladores los cuales conocían y confiaban en ellos. Es importante y útil, sin importar cuáles sean sus metas, desarrollar y mantener buenas relaciones con los legisladores y sus equipos. Para una mediación legislativa eficaz, es absolutamente vital. Esta sección le dará alguna información sobre legisladores y asistentes, y discutirá algunas maneras de desarrollar aquellas relaciones y mantenerlas frescas con el tiempo.
Esta sección trata específicamente con legisladores federales y estatales. Toda la información brindada, sin embargo, es igualmente relevante para los miembros de las ramas del poder ejecutivo y sus equipos y para los diseñadores de políticas a nivel local.
Aún cuando los miembros de la rama del poder ejecutivo (el presidente y los gabinetes ministeriales en el nivel federal, el gobernador y gabinete ministeriales en el nivel estatal, y el alcalde o gestor municipal y los departamentos municipales en ciudades y pueblos) y representantes locales - consejos ciudadanos, comisarios del condado - no pueden ser llamados legisladores, algunos pueden tener el poder de promulgar leyes y reglamentos, y todos tienen el poder de la persuasión. Muchos representantes locales y personajes - alcaldes/prefectos, juntas locales elegidas y designadas y agencias, personajes del gobierno del condado, etc. - tienen el poder de disponer fondos, y por tanto pueden ser muy importantes para su organización y su cometido. Esos representantes y personajes varían de estado a estado, e incluso de comunidad a comunidad, y no vamos a generalizar sobre esto o intentar describirlos aquí. (En la mayor parte del Noreste, por ejemplo, el gobierno del condado es simplemente inexistente; en estados de muchas otras partes del país, es extremamente poderoso.)
Las directrices y sugerencias para formalizar y mantener relaciones con los legisladores federales y estatales y sus asistentes discutidas en este capítulo pueden - y deberían - usarse a nivel local. Donde los métodos de contactar o establecer y mantener relaciones con representantes locales son diferentes de aquellos sugeridos para los legisladores estatales y federales, los incluiremos también. Si usted es un mediador - y si usted cuida de un asunto o está implicado en a grass roots u organización basada en la comunidad, usted es un mediador, le guste o no – cuantas más y mejores relaciones pueda desarrollar con los que toman las decisiones en todos los niveles, más eficaz usted será.
¿Por qué son importantes las relaciones con los legisladores y sus asistentes?
Todas las políticas, casi no importa como usted defina término, llegan al cabo por las relaciones personales. Esto es lo que Tip O'Neill expresa cuando dice: "Todas las políticas son locales;" esto es lo que la proverbial sala llena de humo representa; esta es una de las razones de que los “influenciadores” lleven a los legisladores a cenar y de que jueguen con ellos; y esto es el porqué tantos asuntos de de política se deciden únicamente por un pequeño número de personas.
Por el camino largo, todos nosotros escuchamos específicamente a aquellos que conocemos, nos gustan, y confiamos. Podemos intentar mantener la mente abierta, pero cuando oímos argumentos en conflicto, ambos teniendo sentido, lo más probable es que estemos de acuerdo con el que nos presenta alguien con quien tenemos una buena relación.
Las relaciones, en el nivel más fundamental, facilitan acceso a los que toman las decisiones. Si ellos le conocen, saben quién y qué usted representa, y le respetan, escuchan lo que usted tiene para decir. Prestarán más atención cuando le escuchen que cuando escuchen a alguien que no conocen.
Además, la relación es un proceso que desarrolla su propia historia en el tiempo. Si usted ha concedido favores a alguien, es más probable que le concedan favores, y vice versa. Mientras su relación con un legislador o con el asistente progresa, acumula un peso de favores concedidos y apoyo concedidos en ambas direcciones, y hace que los favores y apoyos mutuos continuos sean más y más posibles y probables.
Los seres humanos son animales sociales: Las relaciones son importantes para nosotros, y son una de las principales formas de negociar en nuestras vidas. La importancia para los activistas de la comunidad y los agentes del cambio social de entender y desarrollar relaciones no puede ser exagerada. Esto es el fundamento de dicho trabajo en cada nivel político, como lo veremos a lo largo de esta sección.
¿Quiénes son los legisladores y sus asistentes?
En general, hay dos niveles de legisladores en los EEUU: Federales, o sea, los miembros del Congreso; y estatales. La mayoría de nosotros conoce algo sobre el Congreso de la clase Cívica a la que hubiéramos deseado prestar más atención. Las legislaturas de los Estados son más difíciles para generalizar, ya que varían, a veces mucho, de estado a estado. Vamos a revisar rápidamente quién es quién en las ramas legislativo federal y estatal del gobierno.
Congreso
El Congreso de los EEUU, como casi todas las legislaturas del estados, es bicameral, o sea, tiene dos cámaras, la Cámara de Representantes y el Senado.
La Cámara de Representantes.
Los Representantes son elegidos por los distritos del Congreso que varían un poco de tamaño de estado a estado, pero son generalmente desde 550,000 a 600,000 personas. Ellos sirven dos años completos.
Cada estado debe tener al menos un Congresista. Actualmente, Wyoming, con una población de alrededor de 458,000 es el único estado que podría carecer de Congresista si tuviera que alcanzar estándar con respecto a la población. Hay unos cuantos estados de una plaza, incluyendo Alaska y Dakota del Norte y del Sur.
El Senado.
Hay dos Senadores para cada estado, independientemente de su tamaño. Los senadores sirven seis años completos.
Los Representantes, provenientes de los distritos menores, con frecuencia ven al gobierno en mandatos relativamente estrechos: ¿Qué efecto tendrá en mi distrito (y mis posibilidades de reelección)? Se espera que los Senadores tengan una perspectiva más amplia, mirando por el bien del conjunto del estado y del país. (No es un accidente que los Mandatos Senatoriales son mayores que los de los Presidentes. Se espera que los Senadores transciendan a los políticos y las administraciones, y tengan una amplia visión.)
Equipos del Congreso y legislativos.
Todo Senador y Congresista tiene un equipo de asistentes que hace muchas de las investigaciones y otros trabajos necesarios para la legislación. Esos asistentes pueden sustituir al legislador en encuentros, hablan con partes interesadas, buscan asuntos políticos, y sugieren y esbozan la legislación. Ellos con frecuencia conocen más sobre los asuntos que los legisladores hacen, y pueden tener una gran influencia sobre las políticas que se adoptan, qué proyectos se proponen, cómo se redactan los proyectos, y cuánto dinero es apropiado para áreas especificas del presupuesto.
El “Congressional Quarterly” publica un Directorio del Equipo del Congreso (ver Recursos) tres veces al año. La mayoría de los estados tanto publica directorios del equipo legislativo del estado similares, o tienen disponibles directorios ampliamente publicados por medio de organizaciones.
Cuánta influencia pueden tener los asistentes depende de los legisladores individuales. Algunos confían completamente en las personas de sus equipos, siguen sus sugerencias, y les piden que esbocen la legislación la cual firmarán dichos legisladores. Otros usan sus equipos solo como fuentes de información, y toman todas sus propias decisiones sobre política o legislación sin consejo del equipo.
Es importante entender que un legislador individual, tanto en el nivel del estado como federal, no conoce- y no puede – demasiado sobre la mayoría de lo que se vota. El presupuesto anual del estado es de cientos, o incluso miles, de páginas, con cada página conteniendo posiblemente 20 o 30 líneas de artículos. El presupuesto federal es incluso mayor. Como es demasiado para cualquier persona familiarizarse con tanta información, los legisladores con frecuencia escogen un número de asuntos que les interesa o que son importantes para sus electores, y se hacen conocedores de ellos. Con frecuencia, los colegas retrasarán su juicio en aquellos asuntos en los cuales son conocidos por tener experiencia. Sin embargo, si el legislador confía completamente en el equipo, bien pueden ser las personas del equipo quienes se conviertan en expertos, o incluso escoger los asuntos que el legislador acometerá. Así no solamente los legisladores sino también las personas de sus equipos son a los cuales los mediadores necesitan aproximarse.
El tamaño del equipo de un legislador federal depende de su posición: presidentes de comité y cabezas de grupo (jefes, cabezas de la mayoría y de la minoría, etc.) tienen más fondos para conformar su equipo. Sin embargo, incluso un Congresista del primer año, emplea un equipo de varias personas, alguno de cuyos trabajos es en su distrito base, y otros en Washington. Habitualmente uno o más viajes con el Congresista, y todos, probablemente, harán algún viaje entre el distrito del Congresista y su oficina en Washington.
Generalmente, un Congresista o Senador designa un jefe de equipo o jefe de asistentes quien supervisa las funciones y el equipo como un consejero político y de políticas. Cuanto más poderoso el legislador, más importante es el jefe de equipo, tanto en Washington como contacto con los mediadores. Esta persona tiene con frecuencia experiencia política, generalmente al menos en sus treintas, y habitualmente bien pagados. El/ella puede haber estado en su posición durante varios años, y espera permanecer allí en un futuro próximo.
Como contraste, el resto del equipo – las personas o miembros de bajo rango o “subordinados” -- tienden a ser personas haciendo pasantías o que acaban de salir de la universidad, mal pagados, y que cambian rápidamente, dejando su cargo con frecuencia después de un año o dos. Ciertas personas específicas en el equipo tienen responsabilidades políticas específicas, donde una se encarga de los asuntos de educación o salud, por ejemplo, otra persona se encarga de la política económica o de asuntos exteriores. Saber a quién contactar en la oficina -- o sea, qué persona es probable que conozca sobre su asunto -- puede frecuentemente hacer una mediación o abogacía mucho más fácil.
La mayoría de los asistentes trabaja durante un tiempo relativamente corto y después vuelven a estudiar o al sector privado. Sin embargo, las personas que permanecen en posiciones del equipo del Congreso, si son competentes, eventualmente son promovidas a posiciones del equipo principal, o contratadas para el equipo principal por otros legisladores. Ellos pueden permanecer en posiciones del equipo principal, continúan trabajando para agencias del gobierno o en la administración, o incluso instalan una oficina por sí mismos. Ellos son los verdaderos “apoderados” de Washington, ya que permanecen administración tras administración, y con frecuencia sobreviven a sus jefes del Congreso.
Legislaturas del estado
Según se ha explicado anteriormente, es difícil generalizar acerca de las legislaturas del estado, ya que varían fuertemente de estado a estado. Llamados con varios nombres (en California, por ejemplo, es la Asamblea del Estado; en Massachusetts es la Gran y General Corte de la Comunidad) y adoptando varias formas, la mayoría de las legislaturas del estado no obstante tienen algunas cualidades en común.
Excepto en el estado de Nebraska, todas las legislaturas de estado, como el Congreso, son bicamerales. Tienen una cámara y un senado, y como sus contrapartes federales, los representantes y los senadores representan diferentes electorados. Los distritos de los Representantes son menores (la diferencia de tamaño generalmente va desde aproximadamente dos-a-uno hasta cuatro-a-uno), y los mandatos de los representantes son con frecuencia más cortos que los de los Senadores (típicamente, dos años en vez de cuatro).
Muchos estados, específicamente los más populosos, tienen legisladores a tiempo completo para los cuales sus servicios políticos son sus empleos. Muchos otros, sin embargo, tienen legislaturas a tiempo parcial que alcanza solo unos cuantos meses al año, o solo uno o dos días a la semana. Los legisladores en esos estados son con frecuencia muy mal pagados (en Arizona, por ejemplo, el salario es $15,000 a año, más gastos), mientras algunos legisladores a tiempo completo son bastante bien pagados. En algunos estados (Vermont es uno), los legisladores no tienen incluso oficinas, y pagan sus propios gastos de viaje de ida y vuelta a la capital. La mayoría de los legisladores de medio-tiempo tienen otros empleos de medio-tiempo en otros lugares, una circunstancia que puede complicar sus vidas políticas así como las personales.
Miembros legislativos estatales.
Muchos legisladores a tiempo completo tienen presupuestos para el equipo, en tanto que sus equipos son habitualmente pequeños (una o tres personas, quizás no todas a tiempo completo). Si hay más de un asistente, uno puede equipar una oficina del distrito, mientras el resto trabaja en la capital del estado. En estados que son geográficamente compactos, puede haber poca diferencia, ya que la capital del estado puede estar a no más de una hora o dos desde cualquier parte del estado. En estados grandes donde conducir hasta la capital puede llevar un día completo, la localización de un miembro del equipo de trabajo principal implica mucho más.
Específicamente en estados donde la legislatura es a tiempo parcial-- y donde existe la tradición de legisladores ciudadanos, por oposición a los políticos de los estados-- los legisladores pueden no tener personal asistente en absoluto, y simplemente hacen sus propias investigaciones y tareas.
Los asistentes legislativos varían de gran forma con respecto a edad, experiencia, e influencia. En algunos estados, muchos legisladores comienzan por ayudar a otros al trabajar como asistentes, aprenden el sistema político y hacen importantes contactos de esa manera, y después instalan sus propias oficinas. En otros, los asistentes son muy eventuales, y tan mal pagados que pocos permanecen por algún tiempo.
Como en muchas organizaciones, mucho del trabajo del Congreso y de la legislatura del estado es habitualmente realizado en comités, en lugar del conjunto del cuerpo legislativo. La mayoría de esos comités tienen sus propios equipos, los miembros de los cuales a veces ajustan la política para los comités, y pueden ser muy poderosos en su propio derecho. Llegar a conocer esos asistentes de comité puede ser una importante herramienta de abogacía
¿Con quién necesita desarrollar una relación?
La respuesta corta a esta pregunta es cualquiera que usted pueda, pero esa no es necesariamente la mejor respuesta. Ciertamente, entre más personas del equipo y legisladores usted conozca será mejor, pero usted probablemente no tiene una cantidad ilimitada de tiempo para dedicar a su red. Usted tiene que hacer algunas selecciones, y esas selecciones dependen de con el nivel de mediación o abogacía que usted está comprometido, y qué tipo de apoyo le gustaría obtener de los legisladores y asistentes. He aquí algunas directrices para decidir las que le gustaría alcanzar y llegar a conocer.
El primer paso absoluto aquí es asegurarse de que cualquiera implicado en su esfuerzo de abogacía conoce quiénes son sus propios legisladores estatales y federales, y – si no son los mismos- quiénes son los legisladores que representan a los beneficiarios de su organización o iniciativa.
¿Quién lo necesita a usted? Usted tiene la mejor posibilidad de desarrollar una relación con alguien que lo ve como una posibilidad de beneficios mutuos, en lugar de que usted explote a la otra parte. En términos legislativos, esto significa:
- Sus propios legisladores federales o estatales. Cualquier político merecedor de su salario sabe que nunca le habla a un votante solo. Sabe que usted tiene amigos, parientes, y colegas que es probable que oigan cuando usted piensa que él es un regalo de Dios a la democracia o el político equivalente al “héroe de tiras cómicas”. Solo por ese motivo, las personas que habitualmente le representan están dispuestos a hablar con usted. Si usted puede también mostrarles cómo el apoyo a su asunto o al trabajo que hace beneficiará a sus distritos, ellos querrán estar de su lado, porque lo que es bueno para el distrito es bueno para su reelección.
Esto puede sonar cínico, pero incluso los políticos que son en su mayoría sinceros y en su mayoría comprometidos con los hechos de los seres humanos que representan piensan constantemente en su reelección. Los representantes, específicamente, porque sus mandatos son solo de dos años, están siempre comprometidos con la próxima elección, y comienzan a correr tan pronto como son elegidos. Si usted puede ofrecerles algo que les ayudará a mantenerse en el despacho, ellos estarán dispuestos a ofrecer algo a cambio. De cualquier forma, si sus apoyos podrían estar en el futuro, tanto mejor -- esta es una razón de que usted quiera que sean reelegidos.
- Los legisladores que representan a muchos de sus participantes o beneficiarios, incluso si ellos no le representan a usted personalmente.
- Los legisladores para los cuales su asunto es crucial. Alguien que esté corriendo en la plataforma de protección al medio ambiente necesita prestar atención a esa meta. Si usted tiene la confianza de la comunidad, o de una coalición de medio ambiente, entonces usted es un importante aliado, y una fuente de información útil. Usted también es una fuente potencial de presión en apoyo a la legislación.
- Los legisladores o los asistentes con una pasión personal por su asunto. Alguien que ha perdido un pariente como resultado del fallo de los cuidados de salud disponibles es probable que estén muy interesados en la salud de la comunidad y los cuidados de salud universales, por ejemplo, y querer trabajar con usted para expandir o instituir proyectos en aquellas áreas.
- Los asistentes, específicamente el equipo del comité, que necesita la información que usted tiene en sus manos. Si usted se ha establecido por sí mismo como una fuente confiable, puede hacer el trabajo de los asistentes infinitamente más fácil ahorrándoles horas de investigación.
¿A quién necesita usted? ¿Quiénes son los legisladores y asistentes clave que usted tiene que conocer, si usted va a ser un mediador eficaz? Ellos son las personas en posiciones que son cruciales para su asunto, y algunos de ellos son las mismas personas que necesitan de usted:
- Los Presidentes o vice-presidentes o los miembros de los comités clave, y/o sus asistentes. Si su organización está orientada a la reforma de la educación, es importante conocer a las personas del comité de educación. Si usted realiza un trabajo de entrenamiento para receptores de subsidios, podría querer contactos en ambos comités: el de Comercio y Trabajo y el de Servicios Humanos.
- Los legisladores y los equipos individuales y los presidentes de comités o que son importantes para cualquier asunto. El Portavoz de la Cámara, el Presidente del Senado, el presidente del Comité de Ways y Means (encargado de redactar los impuestos) o el Comité de Reglamentos.
El Comité de Ways y Means (hay uno en la Cámara y uno en el Senado) hace las recomendaciones al presupuesto anual de la cámara, y eventualmente decide cuánto dinero será dotado para qué asuntos en el presupuesto federal o estatal. Si usted quiere dinero para su asunto en particular, alguien tiene que hablar al Comité de Ways y Means. El jefe del personal de Ways y Means puede tener tanta influencia como el presidente en la confección del presupuesto anual, y decidir cuántos fondos van a áreas específicas del presupuesto.
El Comité de Reglamentos, que supervisa como el organismo legislativo trabaja, debe pasar cada proyecto individual antes de ir al palco para ser votado. El Comité de Reglamentos puede ser tremendamente poderoso, porque tiene la disposición de sostener algo durante tanto tiempo como sea necesario para ser llevado a cabo. Puede parar un proyecto, al menos por un año, sujetándolo hasta el fin de la sesión del legislativo, después del cual debe ser repuesto. Con frecuencia, los proyectos mueren en el Comité de Reglamentos no por oposición a ellos, sino por falta de apoyo.
- Los asistentes de su defensor legislativo o de los legisladores que son particularmente poderosos, específicamente aquellos asistentes con responsabilidad por su asunto. Algunos legisladores han balizado posiciones fuertes en asuntos específicos y se les conoce como expertos en ellos por otros legisladores. Otros, especialmente en el Senado de los EEUU, son lo bastante poderosos como para que sus apadrinamientos a cualquier asunto tenga un valor primordial, tanto si son vistos o no con conocimiento al respecto. Esas personas no son siempre fáciles de encontrar, pero sus asistentes habitualmente lo pueden ser. Además, los asistentes pueden tener tanta influencia en el establecimiento de políticas como los mismos legisladores.
Nivel local, pensar en quién necesita su apoyo, o qué apoyo usted necesita, es al menos parcialmente uno de los propósitos de conocer su comunidad y el área local. Los representantes que son ellos mismos de un distrito donde vive una cantidad de beneficiarios de su organización, o que han experimentado circunstancias en sus vidas similares a aquellas de su población objeto, pueden tener un interés asumido en trabajar con usted. Otros pueden tener un plano magistral para la comunidad o el área que incluye su asunto. Aún, para los demás, puede ser un simple asunto de votos, o incluso de presión de la familia de un miembro o amigo íntimo. Depende de usted descubrir o saber quién es quién, entender a los políticos locales y el sistema político local.
Otra diferencia en el nivel local es que muchos, o quizás la mayoría, de los representantes locales no tienen asistentes. Ellos pueden tener subordinados, pero esos individuos normalmente tienen funciones específicas, en lugar de formar parte simplemente del equipo del representante, para ser utilizado cuando sea necesario. Así, es con frecuencia el representante mismo quien usted quiere llegar a conocer. (Pero no necesariamente... De nuevo, eso depende de la comunidad específica y de cómo el sistema trabaja.)
Debido a que los sistemas locales son muy diferentes, hay un vasto abanico de personas que podrían ser aliados y amigos. Los que se muestran en la lista abreviada abajo - excepto para los obvios como alcaldes/prefectos o comisarios del condado - podrían ser representantes del pueblo, ciudad, condado, o representantes regionales, dependiendo del sistema de su área.
- Alcaldes/prefectos
- Gestores municipales
- Ilustres
- Concejales de Pueblo o ciudad
- Comisarios del condado
- Miembros de Juntas de Salud
- Miembros de la Comisión de Conservación
- Miembros de la Junta de Planeamiento o Planificación
- Miembros del Comité Escolar
- Proyectistas de Pueblo, ciudad, condado, o regionales
- Miembros de la Junta de Finanzas
- Administradores del Condado
- Representantes del distrito
¿Qué significa exactamente desarrollar una relación?
Cuando usted escucha la palabra "relación,"probablemente imagina tanto el sofá del terapeuta como argumentos relacionados problemas de comunicación o tratar a un compañero con demasiada confianza. Sin embargo, hay relaciones de todos los tipos. La palabra, usada en este contexto, se refiere a un acuerdo de trabajo que fomentará comunicación bidireccional placentera y eficazmente entre usted y un legislador y su equipo. La relación no tiene que ser muy personal, o amistosa --aún cuando puede desarrollarse en esas direcciones, dependiendo de las personalidades implicadas-- pero necesita ser de mutua confianza y respeto, y estar basada en el mutuo interés de un conjunto específico de asuntos y en los beneficios mutuos.
Hay una cantidad de metas que usted debería desear para establecer una relación. En muchos casos, todas o la mayoría de ellas pueden estar fuera de su cometido, pero ellas son ideales hacia los cuales trabajar.
- Las personas del equipo del legislador-- y el legislador mismo -- deberían reconocer su nombre (idealmente, con placer), y estar dispuestos a dar un retorno a sus llamada con prontitud.
- Si usted quiere hablar con el legislador en persona, tendrá su oportunidad.
Los legisladores del Estado, si le conocen bien, con frecuencia lo llamarán de vuelta si usted pide hablar con ellos. Los congresistas raramente lo harán, a no ser que le conozcan extremamente bien o le perciban como alguien que ejerce mucho poder o autoridad. Sus asistentes, sin embargo, pueden con frecuencia arreglar encuentros o llamadas con ellos. Para un Senador de los EEUU, lo mejor que usted puede hacer probablemente es hablar con el ayudante que se encarga de su asunto.
- Usted debería ser la primera persona en la que la oficina del legislador piense en llamar cuando necesita información sobre su asunto.
- El legislador debería estar dispuesto a apoyar su asunto cuando usted lo necesita, y rápidamente. Esto puede significar intentar anular un veto, estimular un voto, intentar obtener un proyecto pasado en el último minuto, etc. (Por lo mismo, usted debería saber cuando esto es políticamente imposible para ellos, y estar dispuesto a tomar un no como respuesta en esas circunstancias.)
- El legislador o las personas de su equipo deberían llamar para alertarlo sobre los puntos críticos, situaciones donde usted necesita movilizar su electorado, ante inminentes problemas u oportunidades, etc.
El grado de receptividad señalado en los puntos 4 y 5 implica tanto que el asunto está o cerca del corazón del legislador, o que tiene una relación con usted lo bastante (y entiende su influencia y el electorado bastante bien) que actuará a petición suya. Si, de los varios legisladores con los cuales usted intenta establecer relaciones, usted puede encontrar uno que actuara de esa manera, usted ha hecho más que su trabajo como mediador.
- El legislador debería estar dispuesto a visitar su organización o comunidad, o apoyarle de otras maneras- hablando a nivel organizacional, explicando el proceso legislativo a los participantes, etc.
Especialmente si usted presenta esto como una oportunidad de encontrar al electorado (nuevos votantes, específicamente), es probable que los legisladores estén dispuestos ante esa posibilidad. Ellos pueden enviar a los asistentes en lugar de ir por sí mismos, pero usted puede también sorprenderse ya que con frecuencia un legislador estará de acuerdo en presentarse a ese tipo de eventos.
- Usted debería estar dispuesto a ayudar al legislador y a su equipo cuando lo necesitan.
- Actuar como un recurso, encontrar información, etc.
- Andar tras de sus proyectos “mascota” (donde estén de acuerdo con su principios), y estimular a los colegas a hacer lo mismo.
- Decir cosas buenas sobre ellos donde quiera que vaya.
- Convídelos a la comunidad o a funciones profesionales donde puedan encontrar personas.
- Ofrézcales premios.
- Agradézcales publicando sus ayudas.
- Menciónelos en los medios de comunicación.
- Haga contribuciones de dinero y/o trabaje en sus campañas de reelección.
- Usted debería tener una relación lo suficientemente personal con al menos una persona en la oficina – lo ideal sería con el legislador mismo – con los que usted pueda charlar unos cuantos minutos sobre familia, música o películas, deportes, política, etc. Ustedes no tienen que ser amigos íntimos, pero es bueno tener al menos alguna conexión personal.
¿Cómo encontrar a los legisladores y a sus asistentes?
Está bien, usted está convencido -- necesita tener contacto al menos con sus legisladores estatales y sus asistentes, y quizás con sus Congresistas y Senadores también. ¿Cómo organizar su primer encuentro?
La mejor opción es la de un encuentro cara a cara, pero no siempre puede ser posible. Una conversación telefónica puede tener algo que ver con el contacto inicial. En algunos casos, esto puede realmente ser preferible, porque dará al legislador o asistente algún contexto para cuando usted lo encuentre en persona. Hay diversas maneras de arreglar un encuentro:
Concertar una cita formal, tanto en el distrito o en la capital del estado. La mayoría de los legisladores están dispuestos a ver al electorado o a los mediadores cuando tienen tiempo. (Cualquiera quiere ver a su legislador en la época del presupuesto. Es una buena idea conocerlo cuando no hay alguna crisis específica, porque así estará disponible cuando lo haya.) Sin embargo existe la ley del más fuerte.
- Usted casi nunca llegará a ver a un Senador de los EEUU (al menos uno poderoso, o uno de un estado grande), a no ser que tenga a alguien dentro (el cual vaya a las reuniones con un asistente), o a no ser que usted oficialmente represente a un grande o poderoso electorado. Sin embargo, usted puede fácilmente obtener una cita con un asistente, y esto es con frecuencia igual de eficaz. En general, los asistentes del Senado son las personas de la oficina principalmente comprometidas con la política, y ellos pueden con frecuencia influenciar al Senador en diversos asuntos.
- Usted puede frecuentemente conseguir ver a un Congresista, especialmente en el distrito. Los Congresistas son habitualmente más atentos con el electorado porque tienen que moverse cada dos años, y sus distritos, en la mayoría estados, son mucho menores que el conjunto de los Senadores del electorado del estado.
Usted siempre puede conseguir un encuentro con los asistentes de un Congresista en el distrito. Su trabajo primario es el servicio de elección, así ellos se quedan felices para hablar a los votantes. Esta es una buena posibilidad para educar a un asistente en su causa o asunto en cuestión, y para prepararse a sí mismo para un encuentro con el Congresista.
- Usted siempre puede conseguir un encuentro con los asistentes de un Congresista en el distrito. Su trabajo primario es el servicio de elección, así ellos se quedan felices para hablar a los votantes. Esta es una buena posibilidad para educar a un asistente en su causa o asunto en cuestión, y para prepararse a sí mismo para un encuentro con el Congresista.
- Habitualmente, usted puede conseguir ver a un senador estatal, pero no necesariamente por un largo encuentro, y puede llevar al menos a un encuentro con un asistente para prepararlo. Usted tiene una mejor posibilidad de más tiempo como parte de un grupo que representa su asunto.
- Usted puede casi siempre encontrarse con un representante estatal. En la mayoría de los estados, los distritos legislativos contienen menos de 50,000 personas, de manera que cada votante es importante. Los representantes habitualmente tienen unas horas en una oficina permanente en el distrito, aún cuando a veces están tan ocupados allí que es más fácil verlos en la capital del estado.
En distritos rurales o pueblos pequeños, usted puede estar dispuesto a atrapar al representante cuando él va a recoger su correo en la oficina de correo el sábado por la mañana, o cuando tiene una reunión en la cafetería local el viernes (en muchos estados, el viernes es tradicionalmente un día para pasar en el distrito), o en un evento de la comunidad. Incluso es probable que su teléfono particular se encuentre en la lista, si usted tiene problemas en conseguir contactarse con él de otra manera. (Sin embargo, si usted usa esos recursos, - específicamente su teléfono particular - asegúrese de no abusar del privilegio. Si le molesta invadiendo su privacidad, sus posibilidades de establecer a relación disminuirán.)
Otro factor aquí es que, en tales distritos, es mucho más probable que usted tenga alguna conexión personal con un representante estatal – por conocer a pariente, un vecino, un colega, alguien con quien estuvo en la escuela. Ese tipo de contacto hace mucho más fácil el hecho de arreglar un encuentro.
- Usted puede siempre conseguir un encuentro con un asistente de un senador estatal o representante estatal, tanto en el distrito como en la Cámara del Estado. Ya hemos discutido como los asistentes pueden realmente ser las personas clave en las decisiones políticas. Si usted no conoce la persona específica que usted quiere, procure encontrarse con cualquiera que domine su asunto. La importancia y utilidad de un encuentro con un asistente dependerá de la competencia de este asistente en particular y del grado de confianza del legislador en él en cuanto a información y consejo.
- Sepa sobre lo que usted quiere hablar. Debería ser claro, conciso, y enfocado en su asunto. Si usted tiene material impreso, debería ir directo al punto -- un folleto o un artículo de periódico-- teniendo en cuenta que cuanto más largo sea, menos probable será que realmente sea leído.
- Identifique el asunto claramente. No sobrecargar al legislador o al ayudante con información; sea lo bastante simple como para que entienda y recuerde la mayor parte de lo que tenga que decir.
Si usted va a pedirle ayuda al legislador, sea tan específico como pueda. Si existe un compromiso inmediato, subráyelo. ("Los que entre nosotros se encuentran en el campo están comprometidos con el proyecto 2374 de la Cámara, que podría limitar el número de personas que podríamos servir.") Explicar porqué es un compromiso, cómo podría afectar al electorado y al distrito, y qué acción necesita ser emprendida. ("¿Sería posible para usted aproximarse a los líderes y patrocinadores, explicar las consecuencias no intencionadas de no favorecer a este proyecto, y pedirles que lo coloquen en su agenda?")
- Identifíquese a sí mismo con el asunto, y establezca sus credenciales como un portavoz. ("He sido el director de un programa de salud en la comunidad durante 11 años, y estoy en la Junta de la organización profesional del estado, donde presido el comité de proyectos públicos.") Si usted puede identificarse a sí mismo como el portavoz, o como miembro de un grupo o coalición, le dará más credibilidad.
- Recuerde que usted tiene conocimiento que los legisladores y sus asistentes no tienen, debido a que usted invierte todo su tiempo en este asunto. Si ellos conocen algo sobre esto en conjunto, probablemente es de segunda mano; puede ser conocimiento convencional, que, a menudo, tiene poco que ver con la realidad. Saque ventaja del hecho de que usted representa la realidad para ellos.
Sin embargo, no cometa el error de subestimar a alguien porque usted no le ha preguntado. Un legislador o asistente puede tener experiencia personal de su asunto que usted no sabe, o puede haber tratado con ello en el pasado. No asuma la ignorancia -- usted puede ofender a alguien innecesariamente.
Inste a los legisladores o asistentes a visitar su organización o pueblo. Organice una actividad para que ellos conozcan a los participantes de su proyecto, o con los miembros de su coalición. Si usted está comprometido con el pueblo como un todo-- apoyar la iniciativa de los residentes para mejorar la vecindad, preservando el espacio verde, aumentando las oportunidades para los jóvenes -- llévelos a hacer un tour. Si usted usa una invitación como una manera de hacer contacto con un legislador o con su asistente, recuerde:
Dele una razón para venir.
- Pídale que hable en el evento, o que presente algo: certificados, diplomas, premios.
- Dele al legislador un premio por algo bueno que haya hecho, o por encabezar un proyecto que ayudó al asunto o a la comunidad.
- Pídale que le explique a los participantes, o a un encuentro de profesionales el proceso legislativo.
- Invítelo a ver algo especifico -- una exhibición, o un problema de la comunidad.
- Invítelo a hablar con un grupo focal (de parientes de adolescentes, receptores de subsidios, activistas del medio ambiente, etc.).
- Consiga que los medios de comunicación estén presentes allí.
Déle una razón para volver.
- Agradézcale por su visita y su contribución, ambos en el momento y más tarde, por medio de una carta. Los legisladores usan tales cartas de agradecimiento para mostrar sus buenos trabajos en el distrito.
- Invítelo a volver para darle seguimiento a algo específico. ("Estamos planeando un día comunitario para limpiar este lote el sábado 14 del próximo mes. Nos encantaría tenerle con nosotros, y que vea a la coalición en acción.")
- Invítelo a volver para continuar las discusiones con los participantes.
- Invítelo a volver para presidir o hablar en un evento u ocasión específica.
Déle una razón para que lo recuerde a usted y su organización.
- Déle algo para llevar -- un premio (ver arriba), un periódico o escritos de los participantes, una foto, un folleto, un informe o conferencia de la posición, etc.
- Proporcione una experiencia poco común para él (un paseo a lo largo de la ruta de los rieles de la vía del ferrocarril propuesta, un tour a proyecto de construcción de casas, una simulación de registro de subsidios).
- Traiga personas que se vean afectadas por su asunto para contar sus propios relatos personales.
Lleve participantes o un grupo de la comunidad a encontrarse con el legislador por primera vez. El encuentro no debería ser intimidante o amenazador -- simplemente un grupo de ciudadanos visitando a su legislador, tanto con una petición específica, como llanamente para discutir asuntos de compromiso. A los legisladores les parece difícil no atender los encuentros con grupos de electorado numerosos.
Empiece con una conversación telefónica. Los legisladores estatales habitualmente se sentirán libres para hablar por teléfono -- muchos responden sus propios teléfonos, al menos parte del tiempo. Generalmente es improbable que los legisladores federales le hablen a no ser que ya le conozcan, pero usted puede tener una conversación telefónica con una persona del equipo, y empiece el contacto de esa manera.
Declare en una audiencia del Congreso o legislativa estatal o en una sesión de comentarios públicos. Usted tendrá probablemente que esperar en la audiencia durante varias horas para declarar, pero puede merecer la pena por el reconocimiento que eso traerá. Cuanto con más frecuencia lo haga, más reconocible usted será.
Mantenga al legislativo del estado informado de su asunto. Usted puede necesitar al menos un legislador para patrocinar esto (una buena idea en cualquier caso, ya que es más probable que los legisladores respondan a los colegas que a fuentes externas). Con frecuencia los legisladores envían asistentes a esos informes, lo cual es muy bueno. Asegúrese de que tiene un libro de firmas en la puerta, e intente tanto hablar como contactarse con cualquiera que se presente.
Otro evento puede también ser apropiado aquí, dependiendo del asunto y de las circunstancias. La ventaja de una sesión legislativa es que usted puede legítimamente convidar a todos los legisladores, y, si lo ha organizado cuidadosamente, puede atraer a un buen número de legisladores y asistentes. Un patrocinio, o incluso una convención del legislativo, para ese asunto puede emerger de tal sesión.
Conseguir una introducción de un conocido mutuo. Puede ser de utilidad, como en toda relación, si usted es recomendado como una persona razonable y de conocimiento por alguien que el legislador o el ayudante conoce.
Participe de eventos donde sea probable que los legisladores y asistentes estén presentes, y tenga la oportunidad de presentarse por sí mismo. En Washington, eso puede significar conseguir estar en la "lista" de alguien. En un distrito legislativo del estado, habitualmente hay más que hacer llevando registro de los eventos de la comunidad o encontrar a alguien que conoce a la persona que usted está esperando encontrar.
Todos los métodos anteriores se aplican a los representantes locales también. En comunidades menores, es probable que usted tenga una conexión directa con casi todos los representantes mediante amigos, familia, o socios de negocios. Además, los representantes en comunidades menores son mucho más receptivos a ser llamados a la casa que lo que estaría dispuesto un legislador del estado.
Si usted tiene una conexión personal, y es alguien que conoce razonablemente bien, podría ser una buena idea para que esa persona estuviese presente en un primer encuentro. Un representante podría estar más cómodo - y por tanto más receptivo - si se encuentra con alguien que conoce. Existe también el patrocinio anónimo que va siendo acompañado por alguien que ya se acepta como a un amigo.
¿Cómo establecer y mantener relaciones?
Un encuentro no hace una relación. Como con cualquier otra relación, usted tiene que hacer un esfuerzo para conseguir conocer a la otra persona, y desarrollar el respeto y el entendimiento mutuo. ¿Cómo puede usted hacer eso?
- Mantener contacto después del encuentro inicial. Dígale al legislador o al ayudante que le mantendrá informado sobre cualquier cosa que haya discutido, y después hágalo. Llame, escriba, o envíe correos electrónicos regularmente con actualizaciones y nueva información.
Intente hablar con la misma persona siempre -- el legislador si usted puede, con un ayudante si es quien se encuentra con usted la primera vez o si el legislador no se encuentra disponible. (Usted no tiene que hablar con el legislador siempre, incluso si usted se encuentra con él/ella inicialmente. Para la mayor parte de las conversaciones, un ayudante podría ser bueno. Contáctese con el legislador para cuando usted realmente lo necesite.)
Si es posible, encuéntrelo cara a cara periódicamente, así como por teléfono. Su contacto debería ser lo suficientemente regular como para que las personas recuerden quién es usted, y apenas lo necesario para que así ellos no digan, "Oh, no -- no él otra vez," cada vez que usted llame.
- Participe en recaudaciones de fondos y otros eventos en honor del legislador. Esto significa ser político y colocar su propio dinero en su propio tiempo. Si usted habla en serio sobre ser un jugador, este es el juego. Puede que no le guste, pero es donde la acción está. Si el legislador conoce su cara de esos eventos, estará más abierto a aproximarse para ayudarlo (después de todo, usted es un partidario.)
Si el legislador es alguien al que usted apoya entusiasticamente, puede incluso encontrarse a sí mismo en una lista de patrocinadores para tal evento. El legislador le recordará si su nombre está en el encabezamiento de una carta de colecta de fondos. Usted sabe que ya es alguien conocido cuando se encuentra con ellos fuera del contexto político -- en la calle o en los salones de la capital del estado -- y le llaman por su nombre.
- Tenga conversaciones reales. No diga simplemente su tema y cuelgue. Esté genuinamente interesado en lo que la otra persona tiene que decir, en las peculiaridades de su trabajo, etc. Discuta asuntos en general cuando sea apropiado, no solo su interés inmediato. Con frecuencia, el legislador o ayudante pueden estar presionados con el tiempo, o simplemente demasiado ocupados para tener una conversación, y es importante que lo sepa en esa situación y respete. Pero también habrá veces cuando ellos estén libres para hablar, y aquí es cuando usted puede desarrollar una relación común personal.
Es bonito si usted puede desarrollar una amistad real, pero usted no puede hacer que suceda. Ello tanto ocurrirá como no, depende de quiénes son como personas, y de cuánto contacto usted tiene. Pero es una buena idea establecer, a lo largo del tiempo, quién es usted, y cuáles son sus perspectivas y prioridades. La meta es el respeto mutuo. Si usted puede ir al próximo paso y hacerse amigos, esto es estupendo... pero no es necesario para una buena relación de trabajo.
- Pida consejo a los legisladores y a los asistentes -- y sígalo cuando pueda. Si usted está planeando una campaña legislativa, interese al legislador para que le ayude a diseñarlo. Si usted está aproximándose a otros legisladores o si usted tiene preguntas estratégicas sobre como enfrentar un asunto, pida que apunte como hacerlo eficazmente. Si usted está intentando obtener financiamiento o un aumento de financiamiento en el presupuesto del estado o federal, pida que influya todo lo que sea apropiado o posible.
- Establézcase a sí mismo como una fuente de información absolutamente confiable. Sea preciso, rápido, y nunca exagere o confunda algo para hacer su argumento más fuerte. Si usted no conoce algo, dígalo así, prometa que lo encontrará, y después hágalo. Usted ha llegado a su meta cuando los legisladores y asistentes empiecen a llamarle buscando información y consejo.
- Agradézcales a los legisladores por sus ayudas, pública y privadamente, formal e informalmente, en toda oportunidad. Escriba cartas de su organización o coalición, póngalo en el papel, anúncielo en los encuentros públicos. Utilice cada posibilidad para hacerlos notar como legisladores buenos.
- Respete las limitaciones y prioridades del legislador o del ayudante. Si usted no está seguro como algo lo afectará, pregunte antes de tomar una decisión sobre ello. No haga algo que lo ponga en una posición incómoda o inadecuada, especialmente como resultado de algo que le están dando como un favor. Esto podría ser falta de ética, y podría dañar la relación definitivamente. Él/ella podría trabajar con usted de nuevo, pero nunca más confiará en usted.
Usted precisa ser absolutamente honesto sobre las consecuencias de las acciones y políticas – las suyas y las de ellos. Si usted no puede apoyarlos en un asunto determinado, es mucho mejor para el legislador saber que siempre puede confiar en usted para decir la verdad, en lugar de ser sorprendido desagradablemente debido a que usted fue incapaz de darle malas noticias. Si ellos saben que pueden creerle cuando usted no está de acuerdo, también asumirán que lo que dice es verdad, en lugar de solo servir a sus intereses propios.
- No abuse de la relación. No pida ayuda a los asistentes a no ser que realmente la necesite. No sea inoportuno: mantenga sus contactos en un nivel razonable y negociable. Nunca exija – pregunte si le pueden ayudar. Y sea comprensivo si la respuesta es no.
Para resumir
Establecer relaciones con los legisladores federales y estatales -- Senadores de los EEUU y Congresistas, senadores y los representantes del estado -- y representantes locales pueden hacer su esfuerzo de mediación mucho más fácil. Si los legisladores responden o devuelven sus llamadas de teléfono, confían en su información, y están dispuestos a ponerse en una situación incómoda por usted, usted está mucho más apto a alcanzar sus metas, cuando ellos se centren en el financiamiento o la legislación.
Al mismo tiempo, desarrollar relaciones no sucede sin esfuerzo. Usted debe entender quienes son los legisladores y asistentes clave, hacer contactos iniciales con ellos, y después continuar a lo largo del tiempo. Mantener contacto regular, consiguiendo que sea personal cuando pueda, establecerse a sí mismo como alguien confiable y una fuente confiable de información, y respetar las limitaciones y prioridades de los legisladores y de los asistentes ayudará definitivamente a ganar y mantener sus apoyos.
Resources
Recursos en línea
Biblioteca de la Universidad de Michigan. Otras páginas estupendas, incluyendo enlaces a información sobre los 50 gobiernos estatales y el federal -- leyes, juzgados, ramas del ejecutivo, y mucho más.
La Coalición Cristiana. Una guía para el Congreso: información completa de contacto, biografías resumidas, fotos, cómo encontrar-su-Representante-por-código-postal-, y más.
La absolutamente indispensable página Web para mediadores. Nombrada en honor a Thomas Jefferson, esta página de la biblioteca del Congreso tiene los textos actuales de todos los proyectos federales, presupuestos, legislación pendiente y pasada (todo esto desde 1993 en adelante), tanto como lo que actualmente o recientemente está en discusión, y acceso a todo lo demás.
Un recurso para las 50 legislaturas estatales. Información por cada estado sobre cada legislador, cada comité legislativo, textos de los proyectos y presupuestos, etc. La página también incluye las otras ramas de gobierno, legislación pasada y pendiente, y otra información, dependiendo del estado. Un vasto recurso, especialmente para grupos que trabajan en más de un estado.
Registros de Voto del Congreso y legisladores estatales, entre otras informaciones políticas.
Servicios Web de los líderes de la Cámara de los EEUU – enlaces Web a los líderes de la Cámara.
Recursos impresos
Avner, M., & Smucker, B. (2002). The lobbying and advocacy handbook for nonprofit organizations: Shaping public policy at the state and local level. Amherst H. Wilder Foundation. This book offers a clear step-by-step guide to implementing a successful advocacy program at both the state and local levels.
Berkowitz, B., & Wolff, T. (2000). The Spirit of the Coalition. Washington, DC: American Public Health Association.
Congressional Quarterly, Congressional Staff Directory. Congressional Quarterly Press, Washington, DC. Updated three times yearly.
Fitch, B. (2010). Citizen’s Handbook to Influencing Elected Officials: Citizen Advocacy in State Legislatures and Congress: A Guide for Citizen Lobbyists and Grassroots. The Capitol Net, Inc. This book offers practical guidance for reaching elected officials with a variety of different communication strategies.
¿Por qué son importantes las relaciones?
Usted entiende que:
___La política es personal.
___Los legisladores y asistentes, como otros, responden a aquellos que conocen y en los que confían.
___Las relaciones le darán acceso a los legisladores y sus asistentes.
___Las relaciones alimentan un mundo de favores y apoyo mutuos.
¿Quiénes son los legisladores y sus asistentes?
___Usted entiende la estructura del Congreso: Cámara y Senado, y las diferencias en sus funciones y duración de los mandatos.
___Usted entiende la estructura de su legislatura estatal específica.
___Usted conoce qué comités son importantes para su asunto y para todos los asuntos, y quiénes son sus presidentes, miembros importantes, y asistentes.
___Usted conoce qué hacen los asistentes legislativos.
___Usted ha identificado a los legisladores y asistentes que tienen poder o influencia sobre su asunto.
¿Con quiénes necesita desarrollar una relación?
___Usted ha identificado a los legisladores y asistentes que le necesitan.
___Usted ha identificado a los legisladores que usted necesita.
¿Qué significa desarrollar una relación?
Usted entiende las metas ideales de relaciones con los legisladores y los asistentes, y está trabajando para cumplir con una o más de las siguientes:
___El legislador y el equipo reconocen su nombre y recibirán o devolverán sus llamadas.
___El legislador le hablará en persona.
___La oficina del legislador piensa primero en usted cuando se necesita información sobre su asunto.
___El legislador apoyará su asunto cuando usted lo necesite.
___La oficina del legislador le llamará para alertarlo de las crisis, de las situaciones donde usted necesita movilizar un apoyo, de las oportunidades, etc.
___El legislador está dispuesto a visitar su organización o comunidad.
___Usted está dispuesto a ayudar al legislador y a su equipo cuando sea necesario.
___Usted tiene una relación lo suficientemente personal con al menos una persona en la oficina – lo ideal sería el legislador – con los que usted pueda estar charlando unos cuantos unos minutos sobre familia, música o películas.
¿Cómo encontrar a los legisladores y a los asistentes?
Usted sabe cómo a hacer lo siguiente:
___Concertar una cita formal para encontrarse en el distrito o en la capital.
___Invitar al legislador a visitar su organización o comunidad.
___Arreglar un encuentro entre el legislador y un grupo de la comunidad o un grupo de los participantes de su organización.
___Tener una conversación telefónica inicial con el legislador o el asistente.
___Declarar en una audiencia legislativa o en una sesión de comentarios públicos.
___Organizar un informe legislativo u otro evento similar.
___Llegar a conocerse por medio de un conocido mutuo.
___Presentarle a sí mismo a los legisladores y asistentes en recepciones donde estén presentes.
¿Cómo establecer y mantener relaciones?
___Usted se mantiene un contacto después de su encuentro inicial.
___Usted participa de colectas de fondos y otros eventos en honor al legislador.
___Usted tiene conversaciones reales con los legisladores y sus asistentes.
___Usted pide y sigue el consejo de los legisladores y los asistentes.
___Usted se establece a sí mismo como una fuente de información absolutamente confiable.
___Usted agradece a los legisladores por sus ayudas en toda oportunidad.
___Usted respeta las limitaciones y prioridades de los legisladores y los asistentes.
___Usted no abusa de la relación.
-
¿Por qué se debe registrar a los votantes?
-
¿Quién puede registrar a los votantes?
-
¿Cómo se registra a los votantes?
-
¿Cómo convencer a la gente para que se registre para votar?
-
Seguimiento: Convencer a los votantes a acudir a las urnas
-
Apéndice: ¿Qué puede y no puede hacer la (501) (3)?
(La 501 es una disposición del Código de Rentas Externas de los Estados Unidos que exime de impuestos a una serie de organizaciones sin fines de lucro).
Nuestro gobierno fue fundado sobre principios democráticos; con la concepción de que todos tienen el mismo derecho en las urnas, y en la dirección que toma nuestra sociedad. A través de los años, ese derecho se ha convertido en un derecho universal. Los afro-americanos tuvieron derecho al voto en el año 1870, a través de la decimoquinta enmienda; las mujeres tuvieron derecho al voto a través de la decimonovena enmienda en el año 1920. En 1965, el Acta de los Derechos al Voto fue convertida en ley, dando por terminadas décadas de discriminación racial; y en 1971, la vigésimo sexta enmienda otorgó el derecho al voto a los mayores de 18 años. A través de los años han desaparecido los obstáculos para votar como los impuestos al voto, restricciones sobre la propiedad, y demás barreras. En 1995, a través del proyecto de ley llamado Motor de Votantes (“Motor Voter”), acudir a las urnas fue más sencillo que nunca.
Irónicamente, a pesar de que el ejercicio del voto, se ha hecho posible para más y más americanos, cada vez son menos los que lo ejecutan. En 1994, menos del 40% de la población habilitada para votar en los Estados Unidos, se acercó a votar en las elecciones. Si comparamos estas cifras con las de Europa, queda claro que allí los votantes acuden a las urnas en proporciones del 70, 80 y hasta el 90%. Como americanos, nos gusta vanagloriarnos de ser parte del liderazgo democrático mundial, pero ese alegato carece de sustento frente a estas estadísticas.
Debido a la gran apatía existente con respecto al voto, es sencillo olvidar la importancia que tiene, y el poder de un solo voto. Por ejemplo, sabía usted que:
- En 1776, el inglés se convirtió en el lenguaje de los Estados Unidos por un voto de diferencia.
- En 1845, el cargo de presidente de Andrew Johnson no fue impugnado por un voto.
- En 1876, Rutherford B. Hayes ganó la presidencia de los Estados Unidos por un voto.
- En 1923, Adolf Hitler asumió el liderazgo del partido Nazi por un voto.
Nuestros votos tienen el poder de cambiar la historia. Tienen consecuencias inimaginables. Y si muchas personas habilitadas para votar no ejercen su derecho, muchas oportunidades quedarán sin realizar.
¿Por qué se debe registrar a los votantes?
El hecho específico de registrar votantes puede ser un gran emprendimiento para su organización porque:
- Ayuda a construir una democracia sólida.
- Puede influenciar las decisiones de los políticos y de esta manera, aumenta el poder de su organización sobre las decisiones políticas. El hecho de que nuestros funcionarios electos saben que son observados, y que un gran porcentaje de un grupo determinado (tales como las mujeres, los nativos americanos o los hombres de negocios) se ha registrado y planea votar, influye de manera importante en las decisiones que toman. Por ejemplo, si su organización se interesa en mejorar los derechos de los granjeros itinerantes o migratorios, su posición frente a los legisladores del estado, será mucho más fuerte, si muchos o la mayoría de los granjeros itinerantes dentro de su área, se han registrado y están listos para votar en las próximas elecciones.
- Acrecienta la participación política del grupo con el que usted trabaja, dándoles de esta manera una representación más fuerte dentro del gobierno. Esto es muy similar al último punto. Pero el hecho de registrar a los votantes de una comunidad, fortalecerá a sus miembros en lo sucesivo. Aún si su organización desapareciera, la comunidad habrá aumentado su poder y tendrá más peso en las decisiones que afecten a sus miembros.
- De esta manera, las personas que siempre han evadido la participación en el gobierno, comprenden de que manera pueden impactar sobre los sistemas y los procesos, de los cuales siempre se sintieron al margen. Y debido a esto……
- El hecho de registrarse para votar y el ejercicio de ese derecho, puede ser tanto educativo como constructivo para aumentar la auto-estima de aquellas personas que se sintieron impotentes durante mucho tiempo.
¿Quién puede registrar a los votantes?
Las normas para el registro de los votantes son diferentes entre los estados. En algunos estados (no en todos) se requiere que los votantes sean representados. Muchas reglamentaciones han cambiado desde que la ley “Motor de Votantes” fue puesta en vigencia en 1995. (Enseguida nos referiremos a este proyecto de ley). Consulte a su Comisionado Electoral o al Secretario del Condado.
¿Qué sucede en Massachusetts? Ejemplo: Massachusetts, cada ciudad o pueblo cuenta con una junta de electores. En las ciudades pequeñas, el Secretario del Condado está incluido en estas juntas. Todos los referendos, peticiones legales, documentos de nominación para cargos municipales, etc. deben ser autorizados por la junta. Esto significa que la junta debe certificar las firmas de los votantes registrados, sin lugar a duda, y firmar los documentos para darles legalidad.
Hasta hace poco tiempo, solamente los Secretarios Generales (o aquellas personas designadas por ellos, o el burócrata de turno) y el Secretario del Condado, podían registrar a los votantes en las ciudades más importantes. Los votantes debían dar prueba de su domicilio, y como aún lo hacen, definir su alineación política – Demócratas, Republicanos, o sin preferencias por ningún partido político. Actualmente, gracias a “Motor de Votantes” y otras leyes cuyo propósito es el de facilitar el registro de los votantes, las personas pueden registrarse por correo postal con una carta dirigida al Secretario del Condado o a la oficina pertinente.
Sin importar donde vive cada uno, hay mucho que su grupo puede hacer para colaborar con el registro de votantes. Puede alentar a las personas a registrarse, ayudarlas a conseguir y completar las solicitudes y participar en campañas dirigidas a aumentar los niveles de participación electoral (“GOTV” o “campañas para obtener votos”). Por otro lado, muchas organizaciones sin fines de lucro también registran a los votantes. Por ejemplo, promueven el voto como parte de sus actividades.
Como ejemplo, citamos una clase de inglés como segunda lengua (ESL), en la cual la maestra puede asignar como tarea, la lectura de un artículo sobre la importancia de promover el voto. Posteriormente, la clase puede discutir el tema y comparar el voto en los Estados Unidos de Norte América con sus países de origen, o sobre las ventajas de votar cuando uno se convierte en ciudadano. La clase puede además hacer una visita a la oficina del Secretario del Condado para profundizar sobre el proceso.
Muchas agrupaciones sin fines de lucro eligen registrar votantes porque creen en el proceso, o sienten que es algo que su organización debe hacer. Sin embargo, desde que el “Motor de Votantes” entró en vigencia en 1995, muchas agencias de servicios sociales deben ofrecer el registro independiente a aquellas personas que lo requieran. (Por registro independiente se entiende que no existe afiliación a ningún partido político).
¿Dónde registrarse? ¿Qué es la Ley “Motor de Votantes”?
La Reforma de la Ley del Registro de Votantes fue introducida en el Senado de los Estados Unidos en 1991. Esta ley, comúnmente conocida como “Motor de Votantes”, fue diseñada con el propósito de facilitar el registro de las personas para el voto. Fue aprobada en 1993 y puesta en vigencia en 1995. La ley establece que las agencias donde se tramitan las licencias de conducir y otras agencias de servicios públicos, deben ofrecer el registro de votantes como parte regular de sus servicios. De la misma manera, crea y estandariza un formulario de registro vía correo electrónico y estipula que los estados deben permitir el registro electrónico. De acuerdo a la ley, en algunos lugares es obligatorio ofrecer el registro independiente. Algunos de estos lugares son:
- Oficinas de vehículos motorizados (MVB)
- Todas las oficinas públicas.
- Oficinas que proveen programas de asistencia con fondos del estado, para personas con discapacidades.
- Oficinas de reclutamiento militar.
- Toda agencia que proporcione servicios a domicilio, a personas discapacitadas, debe ofrecer este servicio.
Cada estado tiene la potestad para decidir la designación de otras agencias y oficinas que ofrezcan el registro independiente. Algunos de estos lugares son:
- Bibliotecas Públicas.
- Escuelas Públicas.
- Oficinas de rentas.
- Oficinas del Secretario de Estado o del Condado.
- Oficinas de desempleo.
- Oficinas federales y no gubernamentales (con su aprobación).
En aquellas agencias donde el registro de votantes es requerido por la nueva ley, el personal o los voluntarios deben ofrecer los siguientes servicios:
- Distribuir solicitudes para el registro de votantes junto con sus propias solicitudes. En las oficinas de asistencia pública, la solicitud debe especificar que la decisión del votante (en relación a su afiliación partidaria) no debe afectar la cantidad de asistencia que recibe.
- Ofrecer ayuda para completar las solicitudes.
- Recibir los formularios completos de sus clientes, y aceptar o enviar las solicitudes completas a las oficinas electorales.
- Con cada servicio provisto, la agencia debe ofrecer a sus clientes la solicitud de registro de votantes (o una solicitud combinada con los servicios de la agencia y el registro de votantes).
Finalmente, las personas que ofrecen el servicio de registro de votantes deben cumplir con los siguientes requisitos:
- No deben revelar su afiliación política.
- No pueden influenciar la elección de la afiliación política de ninguna persona, ni desalentar a ninguna persona para que se registre, o declarar que al registrarse las personas pueden perder su capacidad de recibir otros servicios o beneficios.
¿Cómo registrar votantes?
Si su organización ha decidido registrar votantes, seguramente podrá hacerlo fácilmente. En general, esta actividad se puede intercalar sencillamente con otras que su grupo desempeña.
Ejemplo: El proyecto de alfabetización en Greenfield, MA, simplemente registraba votantes cuando los estudiantes llenaban la inscripción. El personal y los voluntarios discutían las objeciones y dudas de los estudiantes, ayudándolos a completar las solicitudes de registro, y los estudiantes se convertían en votantes. Y en líneas generales, una vez registrados, todos votaban, y se entusiasmaban con las elecciones y las preguntas sobre los referendos. Esto se convirtió en parte del programa.
La experiencia se utilizó como herramienta de aprendizaje. Un grupo de estudiantes concurría a la oficina del secretario municipal para registrarse, y el secretario les ofrecía una charla entusiasta, preparada de antemano. Los estudiantes también se informaban sobre el funcionamiento de la municipalidad y observaban cuando sus nombres quedaban registrados como votantes.
Este proceso realmente marcó una diferencia para muchos de ellos, cambiando su forma de pensar con respecto al gobierno, que hasta ese momento solo estaba representado por trabajadores sociales y alguien que trataba de explicarles por que carecían de cosas que necesitaban para subsistir. Para que algo como esto funcione, se debe estar en buenas relaciones con el secretario municipal y otras personas dentro de al municipalidad, y lograr que se interesen e involucren en lo que usted hace.
Para que el registro de votantes se convierta en parte del trabajo de su organización, deberá seguir los pasos a continuación:
- Designe a una persona para coordinar las actividades. Si usted trabaja para una agencia, esta persona puede desarrollar el mejor método posible para ofrecer el registro de votantes. Por ejemplo, se puede ofrecer durante el proceso de inscripción, en el mostrador de recepción, o durante las sesiones de orientación. Esta persona debe registrar a los clientes,-- pero también puede asegurarse que el personal y los voluntarios estén registrados. De igual modo, puede darle publicidad a lo que se está haciendo.
- Ponga metas para el registro de votantes. Esto lo ayudará a determinar si su programa ha sido exitoso. Entre otras, se incluyen:
- La cantidad de personas que desea registrar.
- De donde vienen. ¿Desea enfocarse en determinados vecindarios, o en una zona de la ciudad que históricamente ha registrado muy pocos votantes?
- ¿Sobre qué características esenciales se enfocará? (un lugar de residencia en particular, un determinado grupo étnico, etc.). Por ejemplo, si su organización trabaja para ayudar a mujeres latinas, su meta puede ser la de aumentar el registro de votantes y el voto entre esta población.
- Investigue. Infórmese sobre la reglamentación local en cuanto al registro de votantes. La reglamentación varía entre los estados. Por ejemplo, el tiempo de registro antes de una elección es distinto. En algunos lugares se puede registrar a los 17 años, si se ha cumplido 18 para la elección, lo que no siempre se cumple. Finalmente, en algunos estados se requiere que los votantes declaren su afiliación política.
Vea Herramientas para una lista de respuestas a preguntas comunes en su área. Si no está seguro de las respuestas, puede recibir apoyo de la oficina del secretario del condado o del Comisionado Electoral.
- Obtención de solicitudes para ser completadas por los votantes. La solicitud nacional es aceptada en la mayoría de los estados (y está disponible en el sitio de la Comisión Federal Electoral), o se puede recibir contactando a la oficina electoral local.
¿Cómo utilizar las solicitudes nacionales?
Su organización puede utilizar tanto las solicitudes locales como las nacionales. En la mayoría de los estados (ver a continuación), las solicitudes se pueden utilizar de manera indistinta. A continuación le informamos cómo utilizar las solicitudes nacionales.
Las organizaciones pueden enviar las solicitudes de registro de votantes a la oficina electoral correspondiente, en forma individual o por bulto. (Si se ha registrado a una gran cantidad de personas esto puede ser útil para el franqueo)
Si trabaja con personas cuya lengua materna no es el inglés, será más sencillo para ellas completar el formulario en su lengua natal. El formulario nacional fue traducido a los siguientes idiomas: español, chino, japonés, vietnamita y tagalog filipino).
En algunos estados se autoriza la fotocopia del formulario nacional. De acuerdo con la Comisión Electoral Federal, la versión fotocopiada del formulario de registro de votantes es aceptada en los siguientes 23 estados: Alabama, Alaska, Arizona, California, Colorado, Connecticut, Hawai, Iowa, Kansas, Louisiana, Michigan, Minnesota, Montana, Nebraska, New Jersey, New York, Oklahoma, Pensilvania, Carolina del Sur, Texas, Utah, Washington y Wisconsin.
Aquellos estados que no aceptan fotocopias, solo aceptarán la Solicitud de Registro de Votantes del Correo Nacional, impresa de acuerdo con las regulaciones de la Comisión Federal Electoral.
Si usted no se puede registrar por medio de la red (en línea), puede bajar e imprimir la solicitud de la Comisión Federal Electoral y utilizarla para registrarse para votar, si las solicitudes fotocopiadas son aceptadas en su estado.
Usted puede registrarse para votar en casi todos los estados (inclusive en el Distrito de Columbia), utilizando la solicitud nacional. Sin embargo, existen las siguientes cuatro excepciones:
- No existe registro de votantes en el estado de Dakota del Norte.
- La solicitud nacional no se acepta en el estado de Wyoming.
- El estado de Mississippi no aceptará la solicitud para registrar individuos para las elecciones federales.
- Los empleados municipales de New Hampshire solamente aceptarán la solicitud nacional como petición para su propia solicitud por correo electrónico.
- Publique el hecho de que usted registra votantes. Hay muchas maneras de hacerlo, incluyendo las siguientes:
- Pregúnteles a sus clientes si desean registrarse hoy. Se les puede preguntar cuando entran, puede ser parte de la inscripción / eliminación, o puede formar parte de las solicitudes de la organización.
- Cree carteles o folletos alentando a las personas para que se registren, y expóngalos en su oficina o en la ciudad.
- Cree y utilice un banco telefónico para esparcir las noticias. En un banco telefónico, muchas personas trabajan en conjunto – en general el personal y los voluntarios de su organización - para comunicarse con otras personas (tal vez clientes de su organización), y difundir la información. Un banco telefónico tiene muchas utilidades distintas, también se puede utilizar como sondeo de preferencias electorales o para recordarles a los votantes que se acerquen a las urnas.
- Envíe una alerta electrónica masiva, pidiendo que las personas se registren. Algo para tener en cuenta en este punto: esto limitará su audiencia potencial a aquellas personas con fácil acceso a las computadoras. Si usted está especialmente interesado en registrar a personas de escasos recursos económicos, o que seguramente no están conectadas a la red, esta opción no resultará acertada.
- Lleve las solicitudes de registro de puerta en puerta, pidiéndole a las personas que se registren. Esto puede consumir mucho tiempo, pero puede ser muy efectivo si usted desea concentrar sus esfuerzos en un barrio determinado.
- Déle incentivos a las personas que se registran. Esto es muy útil durante una campaña de registro de votantes. Los artículos pequeños tales como lapiceras, broches, etc., pueden ser útiles a la hora convencer a las personas de tomarse el tiempo para registrarse.
- “Obtenga prensa”, dé a conocer su proyecto a través del boletín de su organización, o los boletines de otros grupos o parroquias con las que usted está asociado.
- Deje claramente asentado que su organización es independiente. Si su organización pertenece al grupo de las entidades sin fines de lucro - 501(c) (3) – deberá cumplir con la siguiente reglamentación. En un lugar visible deberá exponer en forma permanente un cartel con la siguiente leyenda: “Nuestros servicios de registro de votantes se ofrecen para todos los votantes sin importar sus preferencias políticas”.
- Amplíe la ayuda. Ofrezca asistencia a las personas cuando completan la solicitud de registro, asegurándose de que están correctas y enviándolas por correo (o llevando las solicitudes completas a donde vayan).
- Documente los nombres y números telefónicos de las personas registradas. Hay dos grandes ventajas para esto. Primero, usted puede llamar a las personas en pocas semanas para asegurarse de que ya han sido contactadas por la oficina electoral del estado, y de no ser así, hacer un seguimiento. Y, en segundo lugar, esto será de gran ayuda en el momento de “GOTV” – aumentar el número de partidarios. Por ejemplo, se puede contactar telefónicamente o por medio de una postal a las personas registradas, para recordarles que vayan a votar o para asegurarse de que tienen transporte.
En Herramientas, usted encontrará una solicitud en blanco, para registrar los nombres y números telefónicos de las personas registradas.
Organización de una campaña de registro de votantes
La mayor parte de esta sección está dirigida a las organizaciones que desean que el registro de votantes forme parte de las actividades normales de su grupo. Sin embargo, habrá momentos en que el grupo desee llevar a cabo una campaña para registrar el máximo posible de votantes en el menor tiempo posible. La mayoría de los pasos a seguir especificados anteriormente, son aplicables para estas campañas. Adicionalmente, deberá hacer lo siguiente:
- Elija uno o varios días para la campaña de registro. Asegúrese de elegir una fecha acorde con el vencimiento de la campaña en su área. Esta fecha es diferente en cada estado. En algunos estados, los votantes pueden registrarse hasta 10 días antes de la elección. En otros, el registro debe efectuarse alrededor de 30 días antes.
- Decida cómo y dónde ponerse en contacto con su audiencia. Puede coordinar su campaña con un evento en el cual usted se podrá comunicar con una gran cantidad de personas. Por ejemplo, “Rock the Vote” una campaña nacional destinada a alentar el voto de los jóvenes, registró una gran cantidad de votantes – adultos jóvenes – en varios mega festivales de rock. Un ejemplo menor es el de un grupo que trabaja para mejorar las condiciones de salud de los hispanos, y que puede registrar votantes durante su fiesta anual. Otros tres lugares donde se puede llevar a cabo su campaña son: Los festivales artísticos, los eventos deportivos, y los centros de compras.
- Reclute voluntarios que colaboren con la campaña, y asegúrese de que poseen la información necesaria para obtener los resultados esperados. Se puede llevar a cabo una reunión de orientación con todos los voluntarios, o contactarlos por teléfono para revisar las preguntas sobre el proceso de registro y confirmar logística. O sea; asegúrese de que no tienen dudas sobre cuándo y dónde se requiere su presencia, durante cuánto tiempo y qué necesitan traer.
Se les puede repartir una “Hoja de Trucos” (Cheat Sheet), con respuestas para las preguntas más frecuentes sobre el registro de votantes. También asegúrese de que sabrán que hacer en caso de no poder contestar alguna pregunta. Por ejemplo: ¿Deberán sugerir que la gente se contacte con su oficina? ¿Habrá alguien cerca que esté disponible para ayudarlos? ¿Deberán decir que se contactarán nuevamente más tarde con la respuesta?
Para reclutar voluntarios se deberá tener en cuenta a las personas que ya se han registrado. En general, las más convincentes son aquellas personas que han votado por primera vez. Todavía están muy entusiasmadas al respecto, y están familiarizadas con todas las excusas que los demás pueden dar para no registrarse.
- Recuérdele a los voluntarios que el esfuerzo es independiente. Recuerde que si su organización es una agencia de registro de votantes designada bajo la ley de “Motor de Votantes” o una entidad sin fines de lucro, los voluntarios no pueden apoyar a determinados candidatos, ni sugerir por quién se debe votar. Si lo puede manejar, una buena idea es reclutar para la campaña, a voluntarios simpatizantes de distintos partidos políticos.
¿Cómo convencer a las personas para que se registren para votar?
A veces, las personas no se registraran para votar porque no han tenido la oportunidad de hacerlo. Desafortunadamente, no es tan sencillo como acercarse a alguien y decir; “Por favor, regístrese”, y recibir como respuesta un simple: “Bueno”. Las personas se frustran con el proceso; a veces sienten que no tienen nada que ver con el gobierno, o no se registran por razones completamente diferentes. En ocasiones, toma algo de tiempo convencer a las personas de que vale la pena registrarse. Esta parte de la sección esta orientada a discutir como convencer a las personas de que vale la pena registrarse y votar.
- Registrarse y votar debe ser sencillo para todos. Esto es lo principal. Aquí, usted debe facilitar el proceso de registro y voto. En general, las personas quieren hacer lo correcto, pero sin comprometer demasiado tiempo y esfuerzo. Por lo tanto, es conveniente que usted se traslade hacia donde están, para que no deban modificar sus horarios normales. La ley “Motor de Votantes” discutida anteriormente en esta sección, es un paso hacia ese fin – registrar a la gente durante su rutina normal. Las campañas de registro que se llevan a cabo en áreas densamente pobladas son otra forma de hacerlo.
También se deben tener en consideración otros obstáculos que se pueden presentar al registrar a los votantes y habrá que buscar la forma de vencerlos como por ejemplo:
- Falta de medios de transporte hacia los lugares de votación.
- No hablar inglés con fluidez.
- Incapacidad de leer o escribir correctamente.
¿De qué manera puede su organización vencer estos obstáculos?
- Averigüe por qué las personas no están registradas. Si desea que las personas cambien sus hábitos, lo primero que debe comprender es que piensan en este momento – cuáles son las causas para su comportamiento actual. De otra manera, usted fracasará.
Tomemos como ejemplo a un voluntario que conversa con una persona durante veinte minutos, hablando sobre la importancia del voto y la responsabilidad cívica, etc. El oyente puede asentir cortésmente, estar de acuerdo con el voluntario, puede que no se registre y que siga su camino. Puede que esté totalmente de acuerdo con la responsabilidad cívica pero que sea demasiado orgulloso para admitir ante el voluntario que no cuenta con un medio de transporte confiable para el día de las elecciones.
- ¿Qué hemos aprendido aquí? Al registrar votantes lo primero que se debe hacer (después de averiguar si no están registrados), es comprender por qué no lo han hecho.
Algunas de las razones más comúnmente expuestas son las siguientes:
- Mi voto no hará ninguna diferencia.
- Soy demasiado perezoso. Nunca me he decidido.
- No sé cómo ni dónde registrarme.
- No quiero ser convocado como jurado.
- No estoy de acuerdo con la política (o simplemente no me interesa).
- No tengo medio de transporte para acercarme al lugar de la votación.
- No sé que pasa. No conozco lo suficiente como para tomar una decisión calificada.
- No sabía que podía votar.
- No le presto atención a la política; no tiene nada que ver conmigo.
- Mi marido se ocupa de eso.
Las personas ofrecen algunas de estas excusas abiertamente. En otros casos como por ejemplo, los problemas de transporte o la incapacidad de leer, les será más difícil de explicar. Se debe tener en cuenta cómo comunicarle a las personas que tanto su organización como otros grupos, ofrecen en forma rutinaria ayuda para completar las solicitudes de registro, como también medios de transporte hacia los lugares de votación, a las personas que lo necesiten.
Otro tema a considerar es que algunas personas tal vez no estén en condiciones para votar, pero no desean admitirlo. Por ejemplo, los ex convictos no están autorizados a votar en la mayoría de los estados. Esto es algo que estas personas no querrán divulgar sobre sí mismos. O tal vez, usted esté tratando de convencer a un residente ilegal para votar. Esta persona puede tener miedo de dar a conocer su estado de residente ilegal – sin ciudadanía – sobre todo teniendo en cuenta que puede interpretar que usted es un representante del gobierno.
Estos temas son difíciles de tratar y requieren de cierta sensibilidad. Las personas que llevan a cabo el proceso de registro deben estar seguras de que la gente sabe que no se puede registrar siendo un residente ilegal o un ex convicto. También es importante saber cuándo aceptar un “no” como respuesta, y saber que tal vez no le han dado la razón verdadera.
- Encuentre la manera de dar una solución. Sin embargo, en la mayoría de los casos, las personas entrevistadas están en condiciones de registrarse. Por lo tanto, cuando una persona le presente una excusa para no hacerlo, usted debe poder sugerirle una manera de solucionarlo. Para esto, considere las siguientes respuestas.
| Razón para no registrarse para votar | Posible respuesta |
| Mi voto no hace diferencia. | Su voto puede hacer una gran diferencia, en especial durante las elecciones locales. En muchas oportunidades, uno o muy pocos votos han definido una elección. |
| Soy demasiado perezoso. Nunca le di importancia. | Ahora es el momento – ¡sólo le llevará un par de minutos! |
| No sé dónde o cómo registrarme. | Puede registrarse aquí y ahora mismo. Nosotros lo ayudaremos. |
| No quiero que me convoquen como jurado. | Las listas de registro de votantes no son las únicas que se consultan a la hora de seleccionar a los potenciales jurados. Se utilizan junto con las listas de conductores y se combinan para evitar superposiciones. Nunca escuchamos de ninguna persona que no quiera conducir por temor a ser convocado a las mesas de votación. |
| Estoy disgustado con la política (o simplemente no me interesa). | Si usted no vota, no tienO
Entonces, cambie eso. ¡Usted tiene el poder de cambiar una situación que odia para así mejorarla! O Las decisiones de los políticos lo afectan todos los días. Por ejemplo: (refiérase a un problema importante dentro de su área). ¿No le gustaría poder participar en la solución? |
| No tengo transporte hacia el lugar de la votación. | Nos agradará brindarle un medio de transporte para el día de la votación, si usted no tiene ninguno. |
| No sé que sucede. No estoy suficientemente informado como para tomar una decisión calificada. | Nosotros le ayudaremos. Podemos ofrecerle información sobre las ideas del candidato, sobre los principales problemas. En el periódico local encontrará una gran cantidad de información sobre el tema. ¿Usted lo recibe? |
| No sabía que podía votar. | Si usted es ciudadano americano, mayor de 18 años, y no tiene antecedentes penales (esto no se aplica en todos los estados), definitivamente está capacitado para votar. (¡Y esperamos que lo haga!). |
| No me interesa la política, porque no tiene nada que ver conmigo. | Las decisiones de los políticos nos afectan directamente, y a diario. Por ejemplo: (refiérase a un problema importante en su área), ¿No le gustaría ejercer algún control sobre eso? |
| Mi marido se ocupa de eso. | El voto de su marido es muy importante, ¡al igual que el suyo! Si ambos votan, habrán duplicado su voz dentro del gobierno. |
- Ofrézcale incentivos a las personas que se registran. Pueden ser muy pequeños. Por ejemplo, imanes, dulces, o algún otro pequeño obsequio. Pero recuerde que los incentivos no necesariamente deben ser cosas. Los beneficios de votar pueden ser suficientes para convencer a las personas de completar la ficha de registro, al igual que los elogios por hacerlo. La clave es proporcionarle algo a las personas para que cuando se alejen después de haberse registrado, tengan una sensación de satisfacción – de que han hecho algo valedero, o que han rescatado algo bueno de esa experiencia inmediata.
- Agradézcale a las personas con las que habla. Aún si a pesar de sus mejores esfuerzos, las personas se niegan a registrarse, agradézcales por el tiempo que le otorgaron. Si alguien está considerando registrarse, pero aún no está seguro, déjelos que se retiren con un buen sabor en la boca. Un simple “gracias por su tiempo. Entiendo que no desea registrarse hoy, pero espero que reconsidere su decisión en algún momento”, puede ser una manera positiva de concluir su conversación. Si usted está dentro de una campaña, asegúrese de que las personas saben dónde dirigirse, si cambian de opinión en el futuro.
Seguimiento: Convencer a los votantes registrados a acudir a las urnas
Aunque haya logrado registrar a las personas, aún no ha ganado la batalla. Sin embargo, en cada elección, un gran porcentaje de personas que están registradas para votar, no se acercan a las urnas. ¿De qué manera puede su organización cambiar esto y convencer a los votantes registrados a emitir su voto?
Hay muchas maneras para que su organización logre acercar más partidarios a las urnas. En la lista a continuación se ofrecen algunas posibilidades. ¿Qué otras ideas pueden aportar los miembros de su grupo?
- Envíe una postal una semana antes de la votación, recordándole a las personas que deben votar y dando una lista de los lugares y horarios de la votación.
- Organice una pirámide telefónica, varios días antes de la elección, para recordarle a las personas que deben votar.
- Organice traslados, para aquellas personas que tengan problemas para llegar a los lugares de votación. Asegúrese de publicitar que estos traslados están disponibles. Incluya esta información al enviar una postal o en la pirámide telefónica.
- Comience la campaña: “Los niños votan” (ver el Ejemplo N# 2) En muchos países el número de votantes aumenta significativamente cuando estas campañas se implementan, además de concientizar a los futuros votantes y ayudarlos a comprender el proceso.
- Organice una votación de prueba, para que la gente se familiarice con el proceso.
- Conduzca foros de discusión sobre problemas nacionales, ya sea con la presencia de los candidatos o con los documentos donde acreditan su posición, con respecto a los diferentes problemas, utilizando a las personas con opiniones opuestas, o que representan distintos puntos de vista.
- Desarrolle anuncios de servicios públicos (PSA’s) en las estaciones de radio y televisión local, alentando a la gente a votar. Éstas pueden incluir la primera experiencia de nuevos votantes los cuales están entusiasmados y llenos de energía con respecto al proceso, o situaciones en las cuales un voto inclinó la balanza en una elección.
Para resumir
La votación puede ser una de las declaraciones más poderosas que hacemos como ciudadanos. Sin embargo, es un derecho que la mayoría de nosotros no solamente damos por hecho, sino que ignoramos por completo. La participación de los votantes en las elecciones locales, es menor al 20%. Esta apatía ha logrado más por asegurar que nuestras vidas sean gobernadas por una pequeña minoría, que un régimen represivo. Al colaborar en el registro de votantes, su organización colaborará para que todos nosotros vivamos en una democracia gobernada legítimamente por la gente.
Apéndice: ¿Qué puede y no puede hacer una 501(c)(3)? (Organización sin fines de lucro)
El siguiente texto fue reimpreso con la autorización de “Playing by the Rules: Handbook on Voter Participation and Education Work”, un manual sobre la participación y educación de los votantes destinado a las organizaciones bajo la 501 (c)(3). Les agradecemos por permitirnos su utilización.
Una serie de reglas y reglamentos de registro de votantes se ponen en juego para las organizaciones benéficas que han decidido registrar votantes. Esto se debe a que el Servicio de Impuestos Internos del Departamento del Tesoro de los Estados Unidos (IRS) ha limitado estrictamente las presentaciones hechas por las organizaciones 501 (c)(3). Estas organizaciones tienen absolutamente prohibido intervenir en una campaña política. Dado que el registro de votantes y las campañas políticas pueden estar relacionados, hay mucha confusión sobre lo que las organizaciones pueden y no pueden hacer. Es un área gris, donde reina la confusión sobre lo aceptable y lo inaceptable.
En las próximas páginas, encontrará información sobre lo que las organizaciones benéficas pueden hacer con respecto al registro de votantes y a la información que a ellos se les brinda. Dichas listas sobre lo que estas organizaciones pueden o no hacer y lo que podría ser aceptable, están reimpresas aquí con la autorización de “Playing by the Rules: Handbook on Voter Participation and Education Work” (un manual sobre la participación y educación de los votantes, para las organizaciones benéficas). En Recursos encontrará la información sobre como conseguir una copia.
Sin embargo la información que se brinda a continuación es de índole general. Le sugerimos que se asesore legalmente con respecto a la situación de su grupo en particular. Esta información no tiene como propósito reemplazar el consejo legal.
Idea básica: Una organización 501 (c) (3) está autorizada a registrar a las personas y a tratar de convencerlas para que voten. Sin embargo, no están autorizados a sugerirle a la gente por quién debe votar, o inclusive por cuál partido votar. Les está absolutamente prohibido participar en cualquier campaña política, ya sea a favor o en contra de un candidato. Si los miembros de la organización sugieren esto, aún indirectamente, podrían sufrir serias repercusiones legales.
Las organizaciones benéficas están autorizadas a:
- Conducir un registro independiente de votantes, y esforzarse por conseguir más candidatos. (Una organización de la clase C3 (sin fines de lucro), debe seguir los estándares especiales de la sección 4945(f) si aspira a reunir los requisitos para recibir fondos como fundación privada).
- Conducir foros de discusión independientes, sobre temas de interés relacionados con su distrito electoral. El foro deberá estar abierto a todos los candidatos, ser dirigido de manera balanceada, e incluir un panel de encuestadores independientes.
- Vender las listas a los candidatos, solamente bajo los mismos términos en las que son rutinariamente vendidas a otros clientes. (El IRS asume que el importe recibido de las C3s por la venta o alquiler de las listas de correo, no está eximido de pagar impuestos, por ser una suma que no proviene de actividades relacionadas con el trabajo benéfico de la organización. Sin embargo, el IRS no ha tenido éxito en su reclamo ante la corte. Actualmente hay numerosos casos de este tipo en litigio.)
- Hacer presentaciones sustanciales, orientadas hacia temas políticos, en las plataformas de los comités, con el personal de campaña, candidatos, medios de comunicación y el público.
- Tomar ventaja de la atención que reciben los temas políticos durante el período de las elecciones, para focalizar la atención del público en los temas planteados por las C3s (organizaciones sin fines de lucro) y su agenda.
- Hacer circular cuestionarios hechos a los candidatos, si cubren un amplio margen de temas, siendo las preguntas objetivas y los resultados distribuidos solo por medio de los canales normales de las C3s.
- Llevar acabo un entrenamiento sobre los temas y la capacidad organizativa, siempre que la formación sea independiente y no pertenezca a ningún partido político.
- Continuar con las presentaciones de la organización durante los periodos de elecciones, e informar sobre sus presentaciones y las actividades relevantes (incluyendo aquellas actividades autorizadas que se describen anteriormente) como lo hace usualmente y para los receptores usuales de sus publicaciones.
- Informar a su distrito electoral, como parte de sus presentaciones, sobre los votos de todos los legisladores (no solamente los candidatos), sobre temas de interés para las C3s, e indicar si ellos apoyan la posición de la organización.
- Permitir a su personal que tome parte en las campañas políticas, durante su tiempo libre, y no en su carácter de representantes de la organización.
Las organizaciones sin fines de lucro no están autorizadas a:
- Avalar a los candidatos —tanto de manera explícita como implícita.
- Hacer contribuciones a los candidatos o partidos políticos (incluyendo contribuciones en especie, publicidad, tiempo del personal, uso de las instalaciones o activos).
- Montar, financiar o dirigir un PAC. (Partido de Actividad Ciudadana).
- Evaluar las posiciones de los candidatos (con excepción de ciertas circunstancias cuando la evaluación está relacionada con la posición del candidato sobre una legislación pendiente, siendo el tema de presentación por parte de la organización).
- Coordinar actividades con una campaña política.
Lo que podría ser aceptable para una organización sin fines de lucro:
Nuevamente repetimos que la idea básica es que una organización benéfica o sin fines de lucro pueda continuar haciendo lo que hace normalmente para dar a conocer su mensaje, pero no puede apoyar u oponerse a los candidatos o a los partidarios políticos. En teoría, el concepto como tal es muy sencillo. Sin embargo, en la práctica las cosas tienden a complicarse. Las actividades llevadas a cabo por su organización en apoyo de un tema, parecen impactar sobre las probabilidades de ser electo de un candidato o partido político.
Por ejemplo, el Partido Republicano, ha sido un tradicional opositor al aborto. Una organización benéfica, que trabaja para abolir el aborto, debería ser muy cuidadosa en cuanto a las actividades que realiza y cómo las lleva a cabo, de manera tal que no parezca que representa los intereses de un determinado candidato o parcialidad.
Desafortunadamente, no hay una respuesta clara sobre si las actividades descriptas a continuación son o no legales. Dependiendo de cómo se realizan – y de cuántas son llevadas a cabo – por una organización, pueden o no ser legalmente aceptables. El hecho aquí es que la ley es tan ambigua en la mayoría de los casos que es difícil saber lo que las personas censurarán.
Por lo tanto, las siguientes actividades pueden o no representar un problema para su organización. Los autores de “Playing by the Rules: Handbook on Voter Participation and Education Work”, las denominan “Banderas rojas” (Red Flags) – y son las cosas que están bajo vigilancia del IRS. Si una organización las lleva a cabo, aumentará las posibilidades de una investigación sobre su política interna por parte de la IRS. Y por supuesto, cuántas más banderas rojas se vean, más probabilidades habrá de una investigación.
- Apariencia de avalar (dar apoyo) u oponerse implícitamente a los candidatos.
- Concentración de las actividades en los momentos de mayor demanda electoral, o en áreas geográficas de especial interés electoral.
- Comunicaciones con, o distribución de materiales a una audiencia mayor que la normal para las C3s (organizaciones sin fines de lucro), o focalizada en distritos electorales en particular.
- Coordinación de las actividades de las C3s con las organizaciones con metas políticas explícitas (tales como las C4, PAC, campañas políticas).
También está el tema de la percepción pública – no solo hacer lo que es legal y correcto sino que parezca legal y correcto. O sea, ¿qué percepción de su organización y los candidatos tendrá la gente de su comunidad si usted lleva adelante estas actividades? Por ejemplo, ¿creerá la gente que usted y los candidatos están relacionados de alguna manera – aún cuando usted tenga políticos no del todo honestos de su parte? Aún en el caso de que su organización esté operando correctamente, tenga en cuenta la imagen que su organización da ante el público.
Verdad y Consecuencias:
¿Qué puede pasar entonces si el IRS investiga su organización y decide que usted ha violado la prohibición de desarrollar actividad política? Hay algunas consecuencias duras. El IRS puede:
- Revocar el estatus de exención del pago de impuestos.
- Multar a su organización con un impuesto del 10% de sobre cada “gasto o desembolso político” que se haya producido.
- Multar a los directores “sin fines de lucro” (personalmente) con un impuesto del 2% sobre cada “gasto político” que se haya realizado con su autorización y sin una razón valedera.
¿Cuál es el mensaje primordial aquí? Sea cuidadoso. Tenga en claro lo que está haciendo y cómo lo percibe el IRS. Busque consejo legal y trate de mantenerse al margen de los problemas.
Resources
Recursos en línea
Contraatacar con buenos argumentos las principales razones para no votar
Información sobre cómo registrarse para todos los 50 estados y más.
Sitio web de la Comisión Federal Electoral. Ésta incluye el formulario del registro federal de votantes e información acerca de cómo registrarse para todos lo estados.
Vínculos a sitios que están relacionados con el acto de votar.
Recursos impresos
Andreasen, A. (1995). Marketing social change: Changing behavior to promote health, social development, and the environment. San Francisco, CA: Jossey-Bass.
Center for Community Change. (1996). How and why to influence public policy: An action guide for community organizations [Special issue]. Community Change, 17.
Troyer, T., Lauber, A., Jr., & Cerny, M. (1998). Playing by the rules: Handbook on voter participation and education work for 501(c)(3) organizations. Washington, DC: Independent Sector.
This handbook can be ordered from Independent Sector. They are located at 1200 18th Street NW, Suite 200, Washington, DC 20036. Their publications department can also reached at 888-860-8118, or see their website.
Recursos telefónicos
Centro de Información para Votar (VIC)
(800) 438-8683
El Centro de Información para Votar, o "VIC," le permite a las personas que llaman escuchar mensajes, por medio de una línea telefónica ordinaria, dados por los senadores y representantes actuales así como los dirigentes y secretarios de Estado. Además, 60 días antes de una elección, los mensajes de los candidatos postulantes para estas oficinas también están disponibles.
Todas las personas que llaman tienen acceso directo a través del Centro de Información para Votar de contactar a sus Senadores y Representantes, así como los dirigentes y secretarios de estado, el oficial a cargo de las elecciones, y el servicio o departamento de estado de los oficiales a cargo de promover la votación. El Centro de Información para Votar hasta tiene tecnología de para reconocer voces en su sistema, de tal manera sus ciudadanos pueden fácilmente acceder una serie de comandos auditivos para permitirle a los ciudadanos comunicarse con estos individuos y para estar mejor informados.
Voter's Research Hotline
1-888-VOTE SMART (1-888-868-3762)
Su propio investigador personal puede responder sus preguntas de manera instantánea por teléfono. Este servicio está disponible desde las 8 a.m. hasta las 8 p.m. EST, de lunes a viernes. Esta línea tiene información acerca de candidatos y los oficiales elegidos en los siguientes niveles:
El Presidente y el Vicepresidente
El congreso
Los gobernadores
Los legisladores estatales
Más información disponible incluye:
- Registros de votación
- Información de financiación de campañas
- Evaluaciones de desempeño por grupos de interés especial
- Posiciones acerca de temas en particular
- Biografías
- Información de contacto
- Estatus legislativo
- Ayuda para navegar en la página web del Voto Inteligente
- Información para registrar a los votantes
- Publicaciones a petición gratuitas
- Información acerca del distrito en el cual usted habita
- El personal también hará investigación personalizada para usted a ningún costo.
Ejemplo #1: Votación Infantil
Por Harold Crowley, Director Ejecutivo, Votación Infantil en Massachusetts
Nuestro propósito tiene dos objetivos: educar a los niños y ciudadanos, e incrementar la cantidad de adultos que van a las urnas. Nosotros hemos piloteado la Votación Infantil en Quincy, en una elección local. Funcionó muy bien, por lo tanto lo estamos expandiendo a Plymouth. Alrededor de 22-23000 niños están involucrados.
El programa trabaja a partir de preescolar y hasta los 12 años. Todo el procedimiento es el mismo que el de los adultos. Los niños tienen que llenar un formulario, luego obtienen una tarjeta que dice que ellos están registrados para las votaciones infantiles. Los niños registran a otros niños votantes en los centros educativos; los niños con más edad cumplen la función de secretarios de admisiones. Nosotros hemos encontrado que los jóvenes de colegio están tan interesados como los niños de escuela.
El Día de las Elecciones, las urnas están abiertas a la misma hora y en el mismo lugar que el de los adultos. Si los adultos votan en la estación de bomberos así también el niño. Y la papeleta electoral de los niños es exactamente igual que la de los adultos. En los colegios, talvez a partir de 4 grado, los niños votan en los asuntos, preguntas locales de referéndums; todo es exactamente igual. Las papeletas de los niños en preescolar tienen fotografías, para que así los niños puedan reconocer quiénes son los candidatos.
Un padre u otro adulto responsable debe de llevar al niño a las urnas. Muchas veces los niños le muestran a los padres cómo votar, debido a que ellos nunca han votado antes; el niño sabe cómo hacerlo mejor aún que el padre. Luego cuando ellos votan, los niños obtienen una etiqueta adhesiva que dice, “Yo voté.
En Quincy, con el programa Votación Infantil, nosotros también registramos a los padres en las jornadas o días de puertas abiertas en los centros educativos (Open Houses). El registro de los adultos aumentó en un 400%, de 200 a 800. La cantidad real de asistencia a las urnas fue de un 8%. Mucha gente la cual nunca había votado en su vida votó debido a que sus hijos votaron. En Quincy, hay muchas familias asiáticas las cuales nunca habían votado o los cuales no son ciudadanos. Por lo tanto, usted veía a los niños asiáticos asistir a las urnas, y sus padres muy felices. Fue toda una lección de ciudadanía, y esto motivó a muchos de ellos a obtener su ciudadanía. Los candidatos también toman esto con seriedad. Uno de los candidatos promovió competencias para los niños. Otro candidato no fue a un debate para los niños y esto fue mostrado en la televisión por cable entre 14 y 15 veces.
Nosotros recaudamos fondos, de negocios y de las organizaciones comunitarias. Los periódicos nos apoyan, al igual que compañías como Nynex y Stop and Shop. Nuestro presupuesto anual es $66,000, lo cual hace que el costo por cada niño sea de $2.50.
Es un programa fantástico, el cual fue ser parte de cualquier comunidad. El superintendente escolar tiene que ser parte del programa y su proceso, así como el funcionario de ayuntamiento, para así poder preparar las listas. Lo importante es ver el entusiasmo de los niños. Ellos ven las Elecciones Infantiles como si fueran una Copa de Mundial. Un niño dijo que estuvo en su cama pensando toda la noche por quién votaría.
Como usted puede saber, la votación entre jóvenes adultos es la más baja de todos los grupos votantes. Cuando los jóvenes cumplen los 18 años, muchos de ellos piensan que lo saben todo. Y ellos no quieren parecer como tontos o ingenuos. Si ellos nunca han tenido la oportunidad de votar y no saben cómo hacerlo, será menos probable que vayan a las urnas. Pero si ya antes han tenido la experiencia de votar, es más probable que ellos lo hagan; y se espera que esto siga para las elecciones venideras.
.
Para más información, ver el sitio web Kids Voting USA: http://www.kidsvotingusa .org/
O, contáctese con la organización a la siguiente dirección:
Kids Voting USA
398 South Mill Avenue
Suite 304
Tempe, Arizona 85281
(602) 921-3727
(602) 921-4008 fax
Correo electrónico: kidsvotingusa@kidsvotingusa.org
Ejemplo #2: Una campaña para obtener votos (GOTV por sus siglas en inglés) en Kansas City
Por Anastasia Nagy, Asistente de campaña
Mientras una campaña para obtener votos (GOTV) es a menudo no imparcial en naturaleza, ésta también puede ser dirigida por candidatos que buscan ser elegidos. Aquí, nosotros describimos una de esas campañas en Kansas City, Missouri.
Una de las partes más importantes de una campaña política exitosa es obtener votos – esto es, asegurarse que las personas que los apoyan vayan a las urnas. Cuando se organizan esfuerzos para obtener votos, usted puede utilizar la campaña GOTV. Al trabajar en la campaña para el ayuntamiento o concejo municipal en Kansas City, Missouri, yo planee dicha operación.
Con el objetivo de llevar a cabo una campaña, usted debe saber quienes son las personas que lo apoyan. Una de las maneras para determinar llevar a cabo una encuesta telefónica de los votantes en su área. Después de obtener una lista de todos los votantes frecuentes en su área (aproximadamente 12 000 personas), nosotros organizamos un grupo de voluntarios y de personal pagado para llamar a las personas de la lista. A cada persona seleccionada para llamar se le ha dado un guión al inicio de la tarde. Los guiones deben de ser cortos, debido a que las llamadas deben de tomar el mínimo de tiempo.
Puede ser difícil encontrar a suficientes personas para ser voluntarias para este tipo de actividad telefónica, por lo tanto usted debe considerar contratar a gente de una organización especializada en telemercadeo o poner un anuncio en el periódico local requiriendo personal de medio tiempo. Los voluntarios a menudo no pueden estar todo el tiempo, o puede que no se presenten del todo. Estos problemas son menos frecuentes con un personal pagado. Además, usted podría tener 20 voluntarios diferentes en el transcurso de una semana. Si es así, cada nuevo voluntario necesita ser entrenado en prácticamente una noche, mientras que personal pagado se mantiene constante. Si usted no tiene los recursos para pagar personal para hacer las llamadas, usted podría pedir ayuda a los grupos que están a favor del candidato. Cuando nosotros hicimos la encuesta, las personas que llamaban eran el personal de la coalición que apoyaba al candidato, personal pagado y voluntarios de nuestra lista de voluntarios. Nuestro objetivo era tener ocho personas haciendo llamadas cada noche. Al minimizar el número de personal pagado, nos ahorramos un dinero.
Después de completar la encuesta, nosotros clasificábamos la información en cuatro grupos: aquellos que planeaban votar por nuestro candidato (los votos “sí”), aquellos que planeaban votar por cualquier candidato, aquellos que estaban indecisos, y aquellos que no quisieron decir o los que colgaron el teléfono. Nosotros planeábamos dirigirnos solamente a los votantes “Sí” e nuestro banco telefónico para obtener votos.
El banco telefónico para obtener votos fue llevado a cabo dos veces. Nosotros llamamos a la gente el fin de semana antes de las primarias y la elección general desde las 9 a.m. hasta las 3 p.m. Cada elección fue realizada un martes, así nosotros podíamos contactar a los votantes 48 o 72 antes de que fueran a las urnas. Es importante que las llamadas eran hechas inmediatamente ante del día de las elecciones; llamar con una semana de anticipación no era tan beneficioso como llamar dos o tres días antes de la elección. Debido a que era una cantidad cuantiosa de llamadas que hacer en tan poco tiempo, casi triplicamos la cantidad de personas que llamaban que fueron usadas en la encuesta, con más de 20 personas al teléfono. El guión utilizado con el banco telefónico para obtener votos era corto, y no solo le recordaba a los que apoyaban la causa a votar sino también ofrecía las horas para votar y transporte para asistir a las urnas. Nosotros coordinamos los medios de transporte con las coaliciones. Un ejemplo del guión para obtener votos está disponible en Herramientas.
Un esfuerzo para obtener votos es esencial para llevar a cabo una campaña exitosa. La gente que planea votar por su candidato no puede hacer la diferencia si ellos no van a votar. Identificar a sus votantes y hacer que lleguen a las urnas puede ser el impulso que usted necesita para ganar en el día de las elecciones.
___Su organización desea registrar votantes porque:
- Esto ayuda a construir una democracia sólida.
- Aumenta el poder de su organización para influenciar sobre las decisiones políticas.
- Aumenta su influencia.
- Ayuda a las personas a comprender que su voto puede tener un impacto importante.
- Puede ser una experiencia educativa y aumentar su autoestima.
___Antes de registrar votantes usted ha averiguado si está autorizado a actuar en representación del Comisionado Electoral o con el Secretario del Condado para lo cual usted habrá consultado con esas oficinas.
Si usted no está autorizado a registrar votantes, hay otras cosas que uste puede hacer:
- Alentar a las personas a votar.
- Ayudar a las personas a obtener y completar las solicitudes para registrarse.
- Participar en campañas GOTV (campañas para obtener votos).
Su organización ha decidido registrar votantes.
Usted ha nombrado a alguien para que coordine las actividades.
Ha puesto metas para el registro de votantes.
Conoce la reglamentación local sobre el registro de votantes.
Cuenta con una gran cantidad de solicitudes para ser completadas por sus clientes.
Sabe cómo utilizar las solicitudes.
Ha publicado que su organización registra votantes.
Ha dejado en claro que sus políticas sobre el registro de votantes son independientes.
Ha extendido su apoyo para aquellos que lo necesitan.
Ha registrado los nombres y números telefónicos de las personas que se registraron.
Ha decidido llevar a cabo una campaña de registro de votantes.
Ha elegido uno o más días para llevar a cabo la campaña.
Ha decidido dónde y cómo llevarla adelante.
Ha reclutado voluntarios que entienden que la campaña es independiente.
Usted desea persuadir a la gente para que vote, empleando lo siguiente:
___Facilitar el registro y la votación de las personas.
___Descubrir por qué aún no se han registrado.
___Tratar de dar una respuesta a aquellas personas que ponen excusas para no votar.
___Ofrecer incentivos a las personas que se registran.
Ha agradecido a las personas con las que se ha comunicado.
Ha considerado las posibles maneras de lograr que la gente que está registrada, asista a las urnas.
Herramienta #1: Lista de preguntas frecuentes acerca de cómo registrarse para votar y sus respuestas
¿Cómo me registro si no tengo lugar donde vivir? Todo lo que usted necesita es nombrar un lugar donde “viva” --un refugio, una estación de trenes o de buses, un parque, etc. – y una dirección de correo postal (por ejemplo, un lugar donde se sirve comida o un familiar que esté dispuesto a recibir su correspondencia).
¿Cómo sé si soy un ciudadano estadounidense? Usted es un ciudadano si nació en los Estados Unidos continentales, Guam, Puerto Rico, o las Islas Vírgenes de los Estados Unidos. Usted también puede convertirse en ciudadano a través de la naturalización. Los dueños de tarjetas verdes no son elegibles para votar.
Si yo me registro, ¿permaneceré registrado? Sí, a no ser de que cambie de residencia o de nombre. Aún si usted se muda a un apartamento en el mismo edificio, usted debe de volver a registrarse para poder votar. A saber el 1 de enero de 1995, las leyes federales y estatales prohibían que los votantes registrados fueran quitados del patrón por no votar.
Si yo voto por un partido en las elecciones primarias, ¿tengo que votar por ese partido en la elección general? No. En la elección general (no importa con cual partido usted se afilia), usted tiene el derecho de votar por el cualquier candidato o hasta poner el nombre del candidato que usted desea.
¿Puedo votar sin estar presente? Generalmente, todos los ciudadanos de 18 años o mayores los cuales estarán residiendo fuera de los Estados Unidos durante el periodo de elecciones son elegibles para votar sin estar presentes en cualquier elección. Además, todos los miembros de las Fuerzas Armadas, miembros de la Marina Mercante, los miembros de familia de ambos grupos, los cuales son ciudadanos, pueden votar en las elecciones locales y estatales.
Las siguientes preguntas tienen diferentes respuestas dependiendo del lugar en donde viva. Corrobore con los oficiales locales encargados de la elección para conocer sus respectivas respuestas.
- ¿Cómo puedo saber si estoy registrado?
- ¿Dónde voto?
- ¿Cómo puedo votar sin estar presente?
- ¿Necesito un tipo de identificación para poder votar?
- ¿Puedo registrarme para votar a los 17 años si para el día de las elecciones ya tendría 18 años?
- ¿Tengo que escoger algún partido político cuando me registre?
El material anterior fue adaptado del trabajo hecho por Human SERVE.
Herramienta #2: Formulario para los nombres y las direcciones
Cuando se lleva a cabo una campaña de registro, es una buena idea mantener una lista de personas las cuales se han registrado, con el propósito de asegurarse de que ellos han recibido su material de registro como parte de la campaña para obtener votos. Utilice el formulario abajo para documentar los nombres y las direcciones.
| Nombre |
Dirección |
Número de teléfono |
¿Ya fue contactado/a? (para uso de oficina solamente) |
Herramienta 3: Banco de números telefónicos
Adopte esto para su esfuerzo de campaña para obtener votos (GOTV). Agradecemos a Anastasia Nagy por autorizar el uso de esta herramienta.
Banco de números telefónicos GOTV.
(Pregunte por la persona cuyo nombre aparece en la ficha)
Hola, Sr./Sra.________________________. Mi nombre es ___________________________, y soy amigo/a de _____________________________ (colocar el nombre del candidato), que se propone para el puesto de ___________________________ en su distrito.
__________________________ (nombre del candidato) me pidió que lo/a llamara hoy porque las cifras de los votantes están muy reñidas. Quiere asegurarse de que sus seguidores irán a votar el martes.
¿Necesita transporte para asistir a las urnas?
Si la respuesta es Sí, diga:
Alguien lo va a contactar para definir a qué hora van a pasar por usted. ¡Estoy seguro/a de que ______________________ (nombre del candidato) se lo va a agradecer!
Si la respuesta es No, entonces diga:
No se olvide de que las urnas están abiertas hasta las 7pm.del martes, y ¡recuerde ir a votar! Se que ___________________________(nombre del candidato) agradecerá su apoyo!
(Termine la comunicación cortésmente).
-
¿Qué es la acción legal?
-
¿Por qué iniciar una acción legal, y por qué no?
-
¿Cómo se inicia la acción legal?
Durante mucho tiempo, la Petersburg Fair Housing Coalition (PFHC, Coalición por un alojamiento justo en Petersburg) estuvo convencida de que las immobiliarias locales estaban practicando la discriminación racial en sus ventas, rechazando vender casas en ciertos vecindarios a minorías. El lado Oeste era prácticamente todo blanco, por ejemplo, y aparentemente nunca había casas disponibles cuando compradores procedentes de minorías raciales querían comprar algo, sin importar lo bueno que fuera su crédito o cuánto dinero estuvieran dispuestos a pagar.
La PFHC decidió probar su teoría. Reclutó a varias familias blancas, negras y latinas que actuarían como compradores de casas. Cada una fue a varias immobiliarias, todos en busca de casas en el lado Oeste. En casi todos los casos hubo casas disponibles para las familias blancas, pero no para el resto.
A las familias negras y latinas se les sugirió que consideraran otros vecindarios, donde había muy buenas ofertas. Si insistían en querer una casa en el lado Oeste, los agentes immobiliarios prometían llamar en cuanto hubiera algo disponible, pero las llamadas nunca llegaron, al menos no durante el tiempo en que la PFHC estuvo vigilando el asunto.
La PFHC contactó a la Asociación de Immobiliarias para protestar, pero la Asociación, al igual que las immobiliarias con las que los miembros de la PFHC hablaron, negó que estuviera ocurriendo ningún tipo de discriminación. Cuando la PFHC siguió insistiendo, las immobiliarias se negaron a hablar, y dejaron de contestar o devolver llamadas. Lo que las immobiliarias estaban haciendo parecía totalmente ilegal, y estaba perjudicando a la comunidad. En una enérgica reunión, la PFHC decidió que el asunto era suficientemente serio como para llevarlo a juicio.
A veces, las vías preferidas para resolver una disputa, corregir un error, o solucionar un problema simplemente no funcionan. Cuando la gente está siendo perjudicada o cuando el interés público está siendo amenazado (como cuando los miembros de la comunidad están siendo discriminados) puede ser necesario que los defensores tomen una acción legal para corregir la situación. En esta sección explicaremos exactamente lo que eso significa, veremos las ventajas y desventajas de tomar una acción legal, y explicaremos cómo hacerlo.
Dos reglas sobre la acción legal suficientemente importantes como para justificar este cuadro de color:
Regla Número 1: Si puede evitar la acción legal, ¡hágalo! Como hemos dicho en repetidas ocasiones en la Caja de Herramientas Comunitarias (en la sección anterior, por ejemplo) ir al juzgado es la última opción, a ser usada sólo cuando nada más funciona. Es casi siempre caro, arriesgado, y suele llevar mucho tiempo. Al ser un proceso adversario, puede acabar en odios y resentimientos que pueden perjudicar tu trabajo en la comunidad. Úsalo sólo cuando hayas agotado todas tus opciones, o como una táctica que te permita usar una de esas opciones (por ejemplo, persuadir a un juez para que ordene una búsqueda de pruebas o un mediador.)
Regla Número 2: ¡Nunca intente esto usted sólo! Ni piense entrar en un juicio sin un abogado. Puede apostar a que el otro lado tendrá (por lo menos) uno.
Los abogados se pasan tres años en la facultad aprendiendo a entender los conceptos básicos de las leyes; después pasan muchos más años aprendiendo a usar estos conceptos en situaciones prácticas, y a abrirse camino a través de la jungla de convenciones legales, procedimientos judiciales, demandas, y negociaciones con otros abogados. A no ser que usted mismo sea un experto en asuntos legales y entienda completamente tanto las leyes como el proceso legal, no tiene prácticamente ninguna posibilidad.
Encuentre a un abogado antes de hacer algo para abrir un caso. Lawsuits for Dummies (Juicios para Tontos) puede ser de ayuda en el Juzgado de Causas Menores, donde la mayoría de la gente defiende sus propios casos, pero en una acción legal de gran relevancia sólo te recordará por qué usaron ese título para el libro.
Nota: En toda esta sección nos referimos a la otra parte en una acción legal como “él” o “ella”. Recuerde que la otra parte puede ser una organización, una corporación, una agencia gubernamental, o cualquier otra entidad que incluya a un gran número de personas, como puede serlo tu grupo. Aunque usaremos el singular por conveniencia, los juicios civiles basados en la defensa jurídica suelen involucrar a grupos más que a individuos. En un caso criminal, los acusados suelen ser individuos, ya que la mayoría de castigos criminales tienen que ser aplicados a alguien específico. No puede meter a una corporación en la cárcel (aunque se puede multar).
¿Qué es la acción legal?
"Acción legal," en el contexto de esta sección, es otra forma de decir juicio. Los juicios tienen diferentes formas, se pueden presentar las demandas en diferentes juzgados, y pueden tener diferentes metas y resultados. Probablemente la primera disyuntiva, una vez que usted decida comenzar un proceso judicial, sea si debe ser un proceso civil o criminal. Las diferencias fundamentales entre los procesos civiles y criminales están en las diferentes partes en el juicio y en el rango de decisiones disponible para el jurado.
Algunas definiciones
Las dos partes en un juicio son el demandante (el acusador, es decir, la parte que inicia el proceso), y el demandado (el acusado, es decir, la parte contra la que se inicia el proceso).
- Un acuerdo en un proceso civil es un acuerdo negociado entre la partes antes de recibir un veredicto judicial. En la mayoría de los casos, un acuerdo supone un pago de una parte a la otra. Puede incluir también otros elementos además, o en vez, del pago, tales como la promesa de no hacer público el monto del pago, o de continuar o parar ciertas acciones.
- El fiscal es el abogado gubernamental que trae cargos criminales y representa al gobierno en un proceso criminal. El término se refiere tanto a una persona (el abogado del distrito o del estado) como a su oficina, que comprende a todo un equipo de abogados, cualquiera de los cuales podría defender el caso en el juzgado.
Una acusación es la acusación formal que hace el estado cuando acusa a alguien de un crimen. Una acusación no significa que el demandado sea culpable, sólo que hay suficientes indicios como para llevar el asunto a juicio.
Tipos de acción legal
- Proceso criminal. Las dos partes en un proceso criminal son el demandado y el gobierno. Un crimen es la violación de las leyes del gobierno, sea federal, estatal o local. Hay dos niveles de crimen: delito grave, que es un crimen serio castigado con un tiempo en prisión y/o una gran multa, y delito menor, que es un crimen menor castigado normalmente con pequeñas multas, servicios a la comunidad u otras alternativas a la prisión.
Al ser el gobierno la parte ofendida en un proceso criminal (son sus leyes las que han sido quebradas), es el gobierno quien debe abrir el caso. Si tiene (o cree que tiene) pruebas de que alguien ha cometido un crimen, y quiere que ese individuo u organización sea acusado, usted no puede hacerlo por sí mismo. Tiene que ir a la policía, al FBI, o al fiscal gubernamental y pedir que el caso sea abierto. El fiscal decidirá si el caso es suficientemente importante o fuerte para seguir adelante.
- Proceso civil. Los procesos civiles son iniciados por entidades privadas: individuos, corporaciones, ONGs, instituciones, familias, etc. Van a juicio porque creen que la otra parte les ha ocasionado, o está a punto de ocasionarles, algún daño y debe compensarlos por ello, o prevenirlo. Algunos ejemplos típicos de juicios civiles:
- Para solucionar disputas o desacuerdos (normalmente acerca de dinero o propiedades).
- Para recuperar dinero o propiedades de las que una parte cree haber sido injusta o ilegalmente despojada por la otra parte.
- Para castigar a la otra parte por violar un contrato u otro acuerdo (o para forzar a la otra parte a respetar el acuerdo).
- Para castigar a la otra parte por quebrar una promesa (o forzar a la otra parte a mantener la promesa).
- Para recuperar dinero o propiedades obtenidas por la otra parte bajo pretensiones falsas.
- Para recibir una indemnización de la otra parte por haber expuesto intencionadamente a la primera parte a algún tipo de daño.
Como un proceso civil se ocupa de la violación del comportamiento cívico que hace posible que una sociedad funcione, las penas civiles no suponen ningún tipo de pago al estado (penas de prisión, multas, u otras sentencias judiciales indicadas en las leyes). En vez de eso consisten en dinero o algún otro tipo de pago a la parte injuriada para indemnizarla por pérdidas financieras y/o por daños, sufrimiento, etc. causados por las acciones de la otra parte.
Puede considerar el abrir tanto un proceso criminal como civil, dependiendo de las cincunstancias. Iniciar una acción criminal no es algo seguro, al no poder abrir el caso usted mismo, si no que tiene que convencer a un fiscal para que lo haga, lo que no es tan fácil, a no ser que tenga evidencias convincentes o testimonios que prueben que se ha cometido un crimen. Puede ser incluso más difícil si se está luchando contra intereses poderosos. E incluso si consigue superar este obstáculo, el jurado puede decidir que no hay suficientes evidencias para una condena.
Por otra parte, la amenaza de un proceso criminal puede conseguir una respuesta más rápida y deseable de la otra parte. Si hay alguna posibilidad de que el director ejecutivo de una corporación tenga que pasar una temporada en prisión, se mostrará más receptivo a una negociación, o a ser razonable.
Por el mismo principio, a veces se puede usar un proceso civil para recuperar daños materiales en lo que parece más un caso criminal. A pesar de que O.J. Simpson fue acusado de asesinato, los padres de las víctimas le procesaron en el juzgado civil por muerte injusta y ganaron un juicio multi-millonario. El Southern Poverty Law Center, (Centro Judicial para la Pobreza Sureña), ha usado procesos civiles para llevar a la bancarrota a grupos que cometen violentos delitos por discriminación, incluyendo varias secciones del Ku Klux Klan. (Ver Ejemplos para una mejor descripción de cómo este Centro Judicial usa las leyes civiles para llevar a racistas violentos y grupos discriminadores ante la justicia.)
El sistema judicial
En los Estados Unidos, el sistema judicial federal trata temas relacionados con la Constitución y las leyes federales, mientras que cada estado tiene su propio sistema judicial para tratar las leyes estatales y asuntos civiles. Cada uno de estos sistemas, en general, tiene cuatro niveles:
- Juzgados jurisdiccionales específicos, que se ocupan sólo de casos de un tipo en particular. En el nivel federal, esto incluye el juzgado de bancarrota, y juzgados que tratan casos de aduanas. En el nivel estatal, las áreas específicas pueden incluir tráfico, asuntos immobiliarios, o sucesiones (testamentos y propiedades, divorcios, custodia de hijos, etc.) Cada estado puede tener diferentes juzgados jurisdiccionales específicos.
- Juzgados jurisdiccionales generales, que tratan toda una variedad de casos criminales y civiles.
- Juzgado de apelaciones, que revisa las decisiones del juez cuando hay problemas de procedimiento o adherencia a la constitución federal o estatal.
- Una corte suprema, que es el juzgado de última instancia, y la máxima autoridad en cuestiones constitucionales.
Posibles resultados de una acción legal
Los objetivos de una acción legal pueden variar tremendamente, dependiendo de las circunstancias. Entre los más comunes:
- Indemnizaciones monetarias. Puede que el pago sea a tu organización, pero lo más probable es que sea para alguna otra persona o entidad, sea por un desembolso específico o por injurias (devoluciones a consumidores que compraron productos defectuosos, gastos médicos para gente que cayó enferma por causa de las acciones de la otra parte), o una compensación por daños, sufrimientos, problemas, etc.
- Otros tipos de pagos o acciones. Usted puede querer que un promotor immobiliario mantenga un espacio particular abierto como área verde, o que una corporación cambie sus prácticas de venta. Puede querer que una organización se disculpe por sus actos, o que una agencia gubernamental revele información que debería ser pública. Puede querer que casi cualquier entidad cambie algunas de sus políticas. Las posibilidades aquí son muchas.
- Orden judicial. Usted puede ser capaz de obtener una orden judicial temporal para hacer que algo deje de pasar, o para asegurar de que algo continúe pasando, hasta que el caso sea decidido (o por un período menor). El resultado de ganar el caso (o de una negociación) puede ser una orden judicial permanente (tal vez acompañada de indemnizaciones monetarias), si eso supone una resolución razonable del conflicto.
Después de las indemnizaciones monetarias, el objetivo más común de un proceso civil es probablemente una orden judicial de lo que una o ambas partes deben hacer, continuar haciendo, dejar de hacer o no empezar a hacer. Una orden judicial permanente puede venir en forma de veredicto en un juicio, y especificar qué acción debe o no llevarse a cabo en un futuro próximo. Una orden judicial preliminar o temporal puede ser dictaminada para impedir daños mientras el caso, o alguna fase de éste, sean decididas, pero no está destinada a durar indefinidamente.
En una situación en la que un grupo denuncia a un promotor immobiliario porque su proyecto puede poner en peligro una fuente de agua potable importante para la comunidad, por ejemplo, el juez puede ordenar al promotor que detenga el proyecto hasta que la verdad del caso pueda ser determinada. Esta orden judicial temporal seguirá vigente hasta que se determine que no hay peligro y que el trabajo puede continuar (en cuyo caso la orden es levantada), o que el peligro es real (en cuyo caso la orden puede hacerse permanente).
- Mediación o arbitraje. Un juez puede odenar el uso de un mediador, un investigador o un árbitro para ayudar a resolver un caso. Un mediador trabaja con las dos partes para ayudarles a encontrar un acuerdo aceptable para las dos, o una solución a su disputa. Un investigador trata de encontrar la verdad entre las declaraciones en el caso, y hace recomendaciones (normalmente sin compromiso) al juez sobre la necesidad de ir a juicio. Un árbitro normalmente considera los dos lados del caso, e idea una resolución vinculante.
- Castigo a la otra parte por causar daños a otros y/o al bien público para su provecho o interés propio. En algunos casos, el irrespeto por el bien público de la otra parte puede ser tan descarado e insensible que vale la pena hacer una denuncia sólo para restaurar el balance social. Esta situación puede requerir una queja criminal, si hay razones para ello.
¿Por qué iniciar una acción legal, y por qué no?
Si ir a juicio es tan complicado y caro, ¿por qué lo haría? Aunque tomar acción legal debería ser tu última opción, a veces se llega a un punto donde es la única opción que queda, antes de dejar el asunto correr. Algunas razones por las que se puede decidir dar el paso:
- La otra parte se niega en rotundo a negociar con usted. No responde a tus llamadas, no habla con usted sobre el asunto, ni responde a llamamientos públicos o humillaciones públicas.
- Ha tratado negociaciones y/o mediaciones, y se ha dado cuenta de que la otra parte no trata con usted de buena fe. Por la razón que sea, la otra parte es deshonesta, no cumple los acuerdos, se niega a explicar lo que quiere, etc., y sabotea cualquier oportunidad de llegar a un acuerdo mutuo.
- Quiere que un juez ordene el uso de mediación, investigación o arbitraje para resolver una cuestión. Puede que haya otra solución que no sea ir a juicio, pero si la otra parte se niega a considerarla, no está disponible. Pero para que un juzgado ordene tal solución tiene que abrir un caso primero. Hasta que no lo haga, el juez no tiene ningún tipo de autoridad sobre el tema.
- La otra parte ha dejado claro que sólo aceptará la vía legal. Puede que tenga un historial de no cambiar su comportamiento hasta ser forzado por un juzgado, puede ver este tema como un problema de principios, o simplemente puede que quiera causar tantos problemas como le sea posible. Sea cual sea la razón, no te deja más opción.
Tenga cuidado con aceptar tal desafío simplemente por el hecho de ser un desafío. Piense con detenimiento si el problema es suficientemente importante como para soportar las dificultades de un caso judicial.
Puede usar una táctica similar, amenazando con tomar acción legal si la otra parte no accede a tomar otra vía de acción (negociación, o cambiar su comportamiento, por ejemplo). Pero eso lo pone en la misma situación: ha lanzado un desafío, y si es aceptado, puede ser difícil retirarse, incluso si ésa es la mejor vía de acción.
- Sabe o cree que la otra parte va a iniciar acción legal contra usted. Una forma de desbaratar sus planes es hacerlo usted primero, siempre y cuando tu caso sea legítimo.
- La otra parte está haciendo, o está a punto de hacer, algo tan dañino que usted tiene que actuar de forma rápida y eficaz. Si la salud pública o el interés público (o la salud o interés de un grupo particular de gente) está amenazada, y la otra parte no quiere considerar alternativas o discutir el tema, un juicio puede ser tu única opción. La meta aquí puede no ser una condena, si no la obtención de una orden judicial, que te dará un poco de tiempo para continuar trabajando por otra solución. Si la otra parte sigue inamovible, el caso puede progresar, y la orden judicial protegerá al público mientras el juicio tiene lugar.
Los casos que puede tratar en este tipo de situación son muchos y variados. El mercadeo de un producto inseguro (por ejemplo, la controversia Firestone Tire/Ford Explorer en el 2000, en la cual Firestone vendió llantas poco rentables, lo cual ocasionó accidentes y muertes), el cierre de un programa necesario (defensores legales fueron capaces de evitar y finalmente revocar un intento del Gobernador de Massachusetts de suspender un programa de vida independiente para adultos mentalmente retardados), el verter residuos tóxicos (Love Canal). Éstas y otras situaciones pueden convencer a los defensores legales a presentar una demanda.
Una situación similar, aunque no idéntica, es cuando la otra parte está a punto de actuar de forma irrevocable, de forma que las consecuencias sean permanentes. La demolición de un edificio histórico, por ejemplo, o el talado de un viejo bosque, son acciones que no pueden ser revertidas una vez realizadas. El edificio habrá desaparecido para siempre; el bosque puede crecer de nuevo, pero tardará cientos de años en llegar al estado actual, y únicamente si no sufre interferencia humana. Nuevamente, una orden judicial temporal puede parar la acción hasta que se pueda negociar una alternativa, o convencer a un jurado de que el interés público demanda que la acción no sea tomada.
- Tomar acción legal es parte de una estrategia mayor para mantener a la oposición a raya mientras se trabaja para conseguir la aprobación de una ley que haga tu caso innecesario. Puede usar todo lo que se te ocurra para evitar que las cosas empeoren mientras se trabaja legislativamente para mejorarlas.
- Si usted gana, puede establecer un precedente legal que ayude a tu causa a largo plazo. En algunos casos legales, nuevas interpretaciones de la ley pueden tener grandes consecuencias sociales y políticas. Recuerda que fue un caso judicial el que estableció que la segregación escolar era inconstitucional. Si tu caso tiene implicaciones en la forma en que tu causa es tratada legalmente, se puede conseguir avanzar en ella de forma fundamental.
Un precedente legal es una decisión judicial que es usada más tarde para guiar futuras decisiones.
¿Por qué no iniciar acción legal?
Hay muchas razones legítimas para tomar acción legal, pero también las hay para no hacerlo. Es importante considerar todas tus opciones antes de tomar la decisión, y asegurarte de que se tienen los recursos (y el estómago) necesarios para una larga batalla legal. Algunos elementos que te pueden disuadir de presentar una demanda son:
- Gastos. Como hemos dicho muchas veces la acción legal es costosa. Si usted va a enfrentarse a un oponente con recursos considerables (una gran corporación o institución, el gobierno, una persona rica) los costos de ir a juicio pueden ser increíbles.
El mayor costo, evidentemente, son los honorarios del abogado (que en centros urbanos suelen ascender a cientos de dólares por hora), pero también pueden existir costos de otros profesionales que asisten a los abogados, como investigadores, detectives, expertos, etc. También existen costos de juzgado, tasas por demanda, y otros similares, que en un juicio prolongado pueden ascender a una gran suma de dinero. Finalmente, se debe considerar los costos del tiempo que usted y otros colegas van a invertir pensando estrategias, investigando, reuniéndote con abogados y otros, dando o atendiendo testimonios y acudiendo a los juzgados. Un gran juicio puede fácilmente llegar a costarle a cada parte varios cientos de miles de dólares… o incluso más.
Hay formas de reducir estos costos. Se puede por ejemplo encontrar a un abogado que trabaje para usted gratuitamente como un servicio público, o porque cree en lo que usted está haciendo. Otra posibilidad en un caso civil es que el abogado trabaje por un porcentaje del trato final, llamado comisión. Si pierdes, el abogado no gana nada, lo que además le incentiva a hacer todo lo posible para ganar el caso.
Otra posibilidad es que se encuentre a un benefactor o mecenas que te financie el caso. Los mecenas en este sentido son individuos u organizaciones con muchos recursos que están suficientemente interesados en tu caso como para financiar el juicio con tal de verlo resuelto satisfactoriamente. Hay algunas organizaciones que hacen esto de forma regular, o que proporcionan abogados que ayuden a otros a presentar demanda en sus áreas de interés. La American Civil Liberties Union (Unión para las Libertades Civiles Americanas) es probablemente la más conocida. Otra opción es trabajar con una oficina de Servicios Legales u otra alternativa de bajo costo hasta llegar a un abogado privado.
- Tiempo. Un juicio puede llegar a durar décadas, especialmente si los abogados de uno o los dos bandos son poderosos.
Un amigo del autor se tomó un año sabático en la Universidad para trabajar en lo que por entonces era un caso de derechos por el agua de 15 años de antigüedad, que afectaba a un pueblo de nativos americanos en Nuevo Mexico. Varios años más tarde, tras graduarse en la escuela de derecho, entró a trabajar para el Departamento de Justicia de los Estados Unidos en Washington, donde trabajó en el mismo caso durante varios años. Su siguiente empleo fue en la oficina de Abogados de los Estados Unidos en Nuevo Mexico, donde continuó trabajando en el mismo caso varios años más. Cuando el caso fue finalmente resuelto mi amigo, mi amigo -que tenía 20 años cuando tuvo contacto con el caso por primera vez- había cumplido más de 40. El caso de derechos por el agua había durado casi 40 años.
- Disgustos. En un juicio importante, que ponga en juego grandes sumas de dinero y/o la reputación e imagen pública de cualquiera de las partes, los abogados muchas veces harán lo posible para desacreditar a la otra parte. Pueden contratar a detectives que busquen cualquier violación de la ley, comportamiento privado poco ético, tratos financieros, comentarios desafortunados, etc, que puedan hacer que la otra parte (en este caso, usted) parezca mala, insensata o deshonesta. Si usted, o cualquier otra persona en la organización, tiene alguna cosa que ocultar, probablemente estos secretos serán sacados a la luz pública.
De la misma forma, tus abogados pueden hacer lo mismo con la otra parte. ¿Realmente quiere meterse en un combate de calumnias? ¿Qué provocará esto en tu efectividad general como defensor legal?
- Destrucción de relaciones actuales o potenciales. Un juicio puede crear barreras no sólo entre usted y la otra parte, sino entre usted y toda la clase de entidades de la que forma parte. Si se demanda a una corporación, otras corporaciones pueden no querer tratar con usted, y mucho menos apoyarte. Pero si consigue llevar la disputa sin mucha publicidad o sin ir a juicio pueden considerarte razonable.
En realidad, esto puede funcionar de la forma opuesta también. Si se demanda a una corporación, otras corporaciones te pueden ver como alguien con quien deben tratar, porque usted jugará duro si no lo hacen.
- El esfuerzo puesto en el juicio puede afectar al resto de tu trabajo como defensor. En algunos casos, un juicio puede (y debe) ser la meta real de tu trabajo judicial (ver el ejemplo sobre Morris Dees y la Southern Poverty Law Center). En otros casos, puede ser sólo un pequeño aspecto de lo que se necesita cumplir. Pero puede llevarse una gran parte de tu tiempo y energía, dejando poco para el resto de tu trabajo.
- No hay ninguna garantía de que, tras todo el gasto de dinero, tiempo, buena voluntad, reputación, etc, usted gane. Los jueces o jurados no siempre ven la situación de la misma forma que uno. Puede dedicar años a una causa, para acabar perdiendo. O incluso si se gana, la decisión judicial puede ser apelada, y puede perder la apelación, después de años de gastos.
- Si se pierde, puede sentar un precedente legal que acabe perjudicando a tu misma causa a largo plazo. Al igual que ganar un caso importante puede sentar un precedente positivo, perder uno (y siempre existe esa posibilidad, por muy bueno que parezca tu caso) puede tener el efecto contrario.
Dados estos pros y contras, se debería considerar la situación, la fuerza de tu caso, la tenacidad de tu oponente, los costos para la comunidad o la sociedad de la situación que se está intentando cambiar, tus recursos, tu estómago para una lucha y, en general, todo lo que hemos indicado, para decidir si la acción legal es la vía correcta para usted.
¿Cómo se inicia la acción legal?
Ya ha considerado todos los pros y contras, y ha decidido que va a llevar tu caso a juicio. ¿Y ahora qué? Aquí tiene una guía paso a paso de todo lo que se tiene que hacer.
- Encuentre a un abogado. Tal y como se ha explicado al principio de la sección, usted va a necesitar un abogado, y no un abogado cualquiera. Necesita a alguien (o algún bufete) especializado en el área legal (consumidor, medio ambiente, salud, educación, etc.) a la que pertenece tu caso. También debe conocer el sistema judicial que va a usar, y tener aptitudes tanto para la negociación como para el litigio (defender un caso en el juzgado), así como estrategia legal. Finalmente, tiene que ser alguien que usted pueda costearse. Por ejemplo alguien que trabaje gratuítamente por tu causa, o a comisión, con el objetivo de no arruinarse antes incluso de comenzar. Algunos lugares donde puede buscar son:
- El Colegio de Abogados local. Los Colegios de Abogados suelen tener listas de abogados que incluyen su experiencia y áreas de especialización.
- Tu propio abogado u otro conocido. Los abogados que usted conoce pueden no tener las credenciales que se necesitan, pero probablemente conozcan a alguien que las tiene, y podrán aconsejarte sobre quién es realmente bueno.
- El Directorio Legal de Martindale-Hubbell, en la mayoría de bibliotecas y en Lawyers.com
- Noticias de otros casos similares. Los abogados que defendieron el caso y cómo lo hicieron suele quedar archivado en hemerotecas y, a menudo, en Internet. Tenga en cuenta, de todos modos, que algunos abogados pueden no querer (o no poder) trabajar en tu área geográfica, y que conocer el sistema judicial y los jueces a los que se enfrenta es una gran ventaja para un abogado. Por ésto es normalmente una buena idea contratar a alguien local.
- Otros en tu área de trabajo, otros defensores, asociaciones profesionales, y el boca a boca de la comunidad. Una de tus mejores fuentes de referencias puede ser la información que te den otros que hayan usado abogados en el pasado.
- Usted puede encontrar a un abogado en la guía telefónica o en Internet, pero puede tener que entrevistar a varios antes de encontrar al idóneo. Algunas fuentes de Internet te darán información sobre abogados y bufetes.
No tema entrevistar a abogados potenciales para encontrar al correcto. A no ser que el abogado o el bufete lleven el caso como un favor, es usted quien va a pagar las cuentas. Debería enfocar la contratación de un abogado de igual modo que se contrata a un empleado.
- Determine si realmente tiene un caso. Una vez que tiene un abogado, se debe se asegurar de que tiene un caso suficientemente fuerte como para que la acción legal valga la pena. La mayoría de abogados no aceptarán un caso (excepto en el caso tal vez de una defensa criminal) a no ser que crean que hay una probabilidad razonable de ganar. Si usted está convencido de que quiere hacer la demanda, es posible que tenga que hablar con más de un abogado antes de encontrar a uno que quiera hacerlo. Si muchos de ellos lo rechazan, tal vez debería tratar de encontrar otra forma de afrontar la situación que no pase por el juzgado.
Los pasos 3, 4 y 5 que siguen están ordenados de forma lógica, pero no es el único orden posible. Todos ellos saldrán como resultado de discusiones con tu abogado, y no necesariamente en el orden dado. Es posible que ni siquiera tenga algunas de las opciones (puede que no se tenga la base para hacer una demanda colectiva, por ejemplo, o que no pueda escoger qué sistema judicial usar). De todas formas, todos tratan temas a tener en cuenta.
- Decida qué quiere conseguir a través de la acción legal. Como defensor, muchas veces tu meta no será algo para usted, si no más bien una acción o cambio de acción de la otra parte, y/o un pago u otro tipo de compensación a alguien que fue perjudicado por las acciones de la otra parte.
- Decida si está demandando en nombre propio, en nombre de un pequeño grupo de demandantes, o si quiere hacer una demanda colectiva. Una demanda colectiva es aquélla que se hace en nombre de todo un colectivo de gente. La palabra “colectivo” se refiere aquí a cualquier grupo de gente que tiene algo en común por lo que han sido perjudicados, física, económica o políticamente, por las acciones o políticas de la otra parte. Algunos ejemplos de colectivo en demandas colectivas reales:
- Fumadores que murieron o enfermaron por el uso del tabaco.
- Familias de las víctimas del ataque del 9/11 al World Trade Center en Nueva York.
- Los compradores del estado de California de cierto software de Microsoft, que ganaron un reembolso porque Microsoft usó injustamente su monopolio virtual sobre los sistemas operativos para fijar precios y forzar la compra de sus sistemas operativos.
- Veteranos retirados de las fuerzas armadas americanas que han perdido su derecho a asistencia médica gratuita y están demandando al Gobierno para recuperarla.
- Inversionistas que perdieron dinero cuando la corporación Enron cayó. Alegan que Enron encubrió su situación financiera y defraudó a los inversionistas.
- Granjeros afroamericanos que fueron discriminados en programas de créditos agrarios operados por el Departamento de Agricultura de los Estados Unidos.
- Ucranianos forzados por los Nazis a trabajar como esclavos durante la Segunda Guerra Mundial presentaron una demanda colectiva contra las empresas alemanas que se beneficiaron de su trabajo.
Como se puede ver, los colectivos pueden definirse de muchas formas, pueden representar tanto a individuos como a grandes entidades, y pueden ir de números relativamente pequeños de miembros a millones. Generalmente, el colectivo en sí mismo está representado por uno o unos pocos demandantes que pertenecen al colectivo, y que son nombrados en el juicio.
Una cuestión importante aquí es el derecho. No se puede poner una denuncia a no ser que el denunciante tenga derechos sobre el asunto. Esto significa que el denunciante debe haber experimentado o estado expuesto al problema del que se está quejando. Si, por ejemplo, se conoce una situación donde se estuvieron vendiendo productos defectuosos a sabiendas, pero usted no compró ninguno, puede que no tengan derecho a presentar la demanda. Sólo alguien que haya comprado los productos defectuosos puede actuar como demandante.
Los defensores, organismos de control y fiscales que quieren hacer demandas colectivas deben a veces buscar a alguien con derechos que quiera actuar como demandante. Esto puede ser difícil si los demandantes potenciales tienen miedo de algún tipo de represalias (pérdida de empleos, cancelaciones de préstamos, amenazas físicas o de otro tipo, desaprobación por parte de sus vecinos).
Los abogados en demandas colectivas (que suelen suponer grandes cantidades de dinero, ya que un colectivo puede incluir miles de personas u organizaciones) suelen trabajar a comisión, de forma que sus honorarios serán un porcentaje del acuerdo total. Esto significa que cuando un acuerdo suculento parece posible se pueden conseguir los servicios de los mejores abogados.
Como defensor, usted puede querer hacer una demanda colectiva porque atraerá mejor la atención y el interés públicos, porque conseguirás indemnizaciones para todas, o casi todas, las personas afectadas, o porque el resultado supondrá una carga económica superior para la otra parte, o las tres.
- Decida dónde y en qué juzgado presentar la demanda. Tal vez pueda elegir el área geográfica (en qué estado o país) donde presentar la demanda, o pueda elegir si usar el sistema judicial federal o estatal.
- Área geográfica. En general, un caso debe ser demandado donde la acción a la que se refiere aconteció. En situaciones en las que las acciones ocurrieron en varios lugares (diferentes casos de contaminación industrial por la misma empresa, ventas nacionales de un producto defectuoso o peligroso) puede existir la posibilidad de elegir dónde hacer la demanda. Debería hacer esta elección en función de dónde tenga más posibilidades de ganar o de conseguir tus objetivos. Un estado puede tener buena reputación por ser más favorable a las demandas de fraude a los consumidores que otro, por ejemplo, o puede ser más duro en sus leyes medioambientales.
- Juzgado federal o estatal. Si tanto las leyes o regulaciones federales como las estatales afectan al caso, o en algunas otras circunstancias es posible que usted pueda elegir presentar la demanda en el juzgado estatal o el federal. Nuevamente, debería determinar qué sistema puede ser más favorable a tu caso y/o puede ayudar de mejor manera a conseguir tus objetivos. También debería considerar dónde podría conseguir un juicio más rápido. Algunos juzgados están tan ocupados que puede tener que esperar más de un año antes de que el caso pueda ni siquiera comenzar, y puede aún faltar varios años para llegar al juicio.
Otro asunto a tener en cuenta es qué tribunal de apelaciones atenderá tu apelación en el caso de que pierdas el caso inicial. Algunos tribunales de apelaciones estatales, y algunos Circuitos federales, son conocidos por ser particularmente liberales o particularmente conservadores, o por ser más favorables a ciertos temas. Si tiene la opción, usted puede considerar la posibilidad de apelar.
- Prepárese para discutir los argumentos de la otra parte. Ésta es otra forma de decir “Investigue”. Usted es el experto en los temas que abarcan el caso. Puede ayudar mucho a tu abogado y al caso si tiene toda la información necesaria: la historia del caso, documentos u otras evidencias tangibles, conocimientos sobre el tema, tanto académicos como prácticos, regulaciones gubernamentales, etc.
- Anticípese a lo que la otra parte pueda usar en tu contra. Como se ha comentado anteriormente, usted personalmente o la organización (o los demandantes en tu demanda colectiva, si no es usted mismo el demandante) pueden ser el blanco de preguntas dirigidas para desacreditaros. La otra parte puede indagar información sobre usted o su organización que usted no que se hiciera pública, y no puede hacer nada para evitarlo.
Lo que sí puede hacer es prepararse para lo peor. Sea honesto con su abogado sobre cualquier cosa que los abogados de la otra parte puedan encontrar, y piense en estrategias para afrontar la situación si lo hacen. Prepare respuestas razonables (y posibles contraataques) a cualquier cargo o revelación embarazosa. Una posible respuesta, muchas veces excelente, puede ser que son temas irrelevantes para el caso. A veces, los abogados que tratan de avergonzar o desacreditar a la otra parte acaban dañando su propio caso, si llegan a hacer evidente que están tratando de distraer la atención del juez o el jurado de los hechos del caso.
- Decida si quiere aceptar un trato, y la cantidad o concesión mínima que está dispuesto a aceptar.
Si está involucrado en un caso civil probablemente no vaya nunca a juicio. La mayoría de casos que implican daños materiales son acordados antes de que el caso llegue a juicio. La mayoría de abogados prefieren no arriesgarse a un juicio si es posible, a no ser que tengan un caso absolutamente aplastante y (igual de importante) que pueda llegar a un jurado típico.
Cuando grandes corporaciones o instituciones son demandadas, normalmente tratan de negociar fuera del juzgado porque los jurados suelen favorecer al más débil… y las grandes corporaciones e instituciones pocas veces son vistas como el más débil. Los demandantes temen que un jurado no sólo decida en su contra (lo que puede suponer un desastre en cuanto a las relaciones públicas, especialmente si se trata de un caso importante) sino que además se les sancione con grandes indemnizaciones por daños y perjuicios. Si el demandante puede hacer un trato, incluso si es por una gran suma de dinero, puede muchas veces evitar la publicidad negativa y ahorrar dinero. En estos casos los abogados de las dos partes negocian. Si la oferta del acuerdo es razonable, el abogado del demandante normalmente aconsejará a su cliente que acepte, ya que no hay ninguna garantía de que un juez o jurado falle a su favor. El abogado quiere asegurarse una suma de dinero decente para él mismo (su comisión será un porcentaje del acuerdo) y tanto una suma de dinero decente como un sentimiento de satisfacción para el cliente. Un trato bien negociado suele ser una manera de conseguir las dos.
- Sea consciente de que este juicio puede formar parte de tu vida y la de tu organización durante todo el tiempo que dure, que pueden ser años. Pueden haber períodos de tiempo (meses, o incluso años) en los que nada pase. Lo mejor que puede hacer es seguir los pasos anteriores, y una vez que haya encontrado a un abogado en quien confíe y hecho todo lo posible, déjele el caso para él. Él le avisará cuando lo necesite.
Si tomar acción legal es la opción correcta en tu situación particular, puede tener resultados positivos y duraderos. Puede significar un cambio en las leyes que favorezcan la resolución a largo plazo de tu causa, indemnizaciones a tu población objetivo por daños y perjuicios, la eliminación de la capacidad de una organización de dañar el interés público, a individuos o a grupos. Probablemente sea costoso y arriesgado, pero puede merecer la pena.
En resumen
Los juicios son costosos, arriesgados y llevan tiempo. Por esto, sólo deberían ser usados como última opción. De todas formas, hay veces en que tomar acción legal es la única forma posible de cumplir tus objetivos.
Si se empieza un proceso judicial, no lo haga sin un abogado. En general, la gente que se defiende a sí misma en un juicio, incluso si son abogados ellos mismos, suele tener las de perder. Hay un dicho entre los profesionales en leyes que dice que el abogado que se representa a sí mismo tiene a un estúpido de cliente.
Si se empieza un juicio, puede tener varias opciones. Primero tiene que determinar si se trata de un caso civil o criminal. Un caso criminal generalmente se presenta contra un individuo, más que contra una entidad más grande, y debe ser presentado por el gobierno estatal o federal, dado que supone un quebrantamiento de la ley estatal o federal. Por esto, incluso si es presentan evidencias de un crimen frente a la policía, FBI o un fiscal estatal o federal, no hay garantía de que el caso se lleve a cabo. Las penalizaciones en casos criminales, dependiendo de si se trata de un delito grave o menor, pueden ir desde servicios a la comunidad hasta multas, prisión o incluso ejecución (como defensor, difícilmente tendrá que enfrentarte a un caso de pena de muerte).
Un caso civil es un problema directo entre individuos o entidades, y puede ser presentado directamente por el demandante. Normalmente los casos civiles se refieren a una parte pidiendo dinero (como pago o indemnización) por algún daño físico, financiero o de otro tipo causado por la otra parte.
Existen razones tanto a favor como en contra de iniciar acción legal. Algunos razones a favor:
- La otra parte se niega a negociar con usted.
- Ha tratado la negociación y/o negociación y te ha dado cuenta de que la otra parte no está tratando con usted de buena fe.
- Quiere que un juez ordene mediación, investigación o arbitraje para resolver un caso.
- La otra parte ha dejado claro que sólo aceptará la vía legal.
- Sabe o cree que la otra parte está pensando en iniciar acción legal contra usted.
- La otra parte está haciendo, o a punto de hacer, algo tan dañino que se tiene que actuar rápida y efectivamente.
- Tomar acción legal es parte de una estrategia mayor para mantener la oposición a raya mientras se trabaja para conseguir la aprobación de una ley que haga tu caso innecesario.
- Ganar podría sentar un precedente legal que ayude a tu causa a largo plazo.
Algunas razones en contra:
- Gastos.
- Tiempo.
- Disgustos.
- Destrucción de relaciones actuales o potenciales.
- El esfuerzo puesto en el caso puede atrasar el resto de tu trabajo como defensor.
- No existen garantías de que, tras todos los gastos en dinero, tiempo, buena voluntad, reputación, etc., se gane.
- Perder podría sentar un precedente legal que acabe dañando a tu causa a largo plazo.
Si, tras considerar todas las opciones, decide que tomar acción legal es la opción correcta, siga estos pasos para empezar y hacer lo posible para conseguir el éxito:
- Encuentre al abogado apropiado, a través de un riguroso proceso de búsqueda (y tal vez entrevistas).
- Determine si tiene un caso suficientemente poderoso para continuar.
- Decida qué es lo que quiere sacar del juicio: penas criminales, indemnizaciones, un mandato judicial, arbitraje, etc.
- Decida si una demanda colectiva sería apropiada en este caso, y si cumpliría el propósito propuesto.
- Si tiene elección, decida dónde y en qué sistema judicial debería presentar la demanda.
- Prepárese para rebatir argumentos de contraataque: investigue.
- Prevea qué trapos sucios puede sacar la oposición.
- Prepárese para vivir con este juicio durante años, si es necesario.
Tomar acción legal puede ser difícil y costoso, pero también puede tener resultados positivos y duraderos si tiene el caso correcto.
Resources
Recursos en línea
The number of Internet sites relating to the law and legal issues is enormous. We've tried to provide a few that contain both general and specific information, and that can lead you to other sites as you need them:
Action Resources – When directed to this page, a variety of links are available, and there is a section specific to taking legal action with related resources.
Columbia Law School Library Online Resources houses a variety of documents and information related to initiating legal action.
An explanation of the lawsuit process.
Gallagher Law Library from the University of Washington School of Law provides a free law library online that offers a variety of legal resources.
All about grand juries from the University of Dayton Law School.
Free Legal Web Resources is a service provided by Emory University Law School, and it is organized by subject.
FindLaw. Articles, guides, and other information on a broad range of legal issues.
How to Research a Legal Problem is a guide intended for non-lawyers, and it offers information for a person with a legal problem to find legal rules that can resolve or prevent conflict.
The Legal Advocacy Fund seeks to challenge gender discrimination in higher education and the workplace; this website provides resources for legal case support and legal referrals.
The Lectric Law Library. An irreverent and useful site, including a legal dictionary with definitions of thousands of legal terms, articles, and other material on hundreds of legal topics.
The Legal Information Institute at Cornell Law School. One of the best legal information sites on the web, including all US state laws and all federal laws.
Martindale-Hubbell, including the Martindale-Hubbell Law Directory.
Ejemplo: El “Southern Poverty Law Center” (Centro Legal para la Pobreza Sureña)
Fundado en 1971 por los abogados Morris Dees y Joe Levin, el “Southern Poverty Law Center” (SPLC) ha estado a la cabeza del uso de la ley en el avance de los derechos civiles y la lucha contra el racismo y la intolerancia. Además de presentar (y ganar) varias demandas de derechos civiles, el Centro ha sido pionero en el uso de demandas civiles para desintegrar grupos discriminatorios.
Presentando demandas de “muerte injusta” contra organizaciones como el Ku Klux Klan, el Centro ha podido despojar a estas organizaciones de sus activos, y de esta forma destruir su efectividad. En casos donde una organización discriminatoria no haya participado directamente en un asesinato o acto de violencia, el Centro ha podido demostrar que aún así estaban involucrados en el acto por su apoyo a la violencia de los que lo hicieron. Las organizaciones discriminatorias, por lo tanto, han tenido que pagar indemnizaciones a las víctimas o sus familias. Pero el trabajo del Centro no se detiene a la puerta del juzgado, si no que investiga los activos de la organización para que así puedan ser confiscados, incluso si han sido inteligentemente escondidos por prácticas contables o transferencias a simpatizantes.
Un buen ejemplo de ésto es un caso que ocurrió en Portland, Oregón. En 1988 tres jóvenes cabezas rapadas, miembros de un grupo llamado “East Side White Pride” (Orgullo Blanco de la Zona Este) golpearon a un estudiante etíope con un bate de béibol hasta matarlo. Los tres fueron detenidos y convictos, pero ésta fue la parte fácil. El hecho importante para SPLC era que el “East Side White Pride” estaba afiliado a un grupo mucho mayor y más poderoso llamado “White Aryan Resistance” (Resistencia Blanca Aria) o WAR, originado en California.
Tom Metzger, el líder de WAR, entrenó a racistas jóvenes en técnicas de violencia e incitación, y después los mandó a otras áreas para que entrenasen a otros. El personal del Centro pensó que podría hacer una contribución significante en el freno a la violencia racista, así como conseguir la justicia que la familia de la víctima del asesinato se merecía, poniendo a WAR fuera de juego.
Uno de los tres jóvenes implicados en el caso, de hecho, había sido reclutado y entrenado por John Metzger, el hijo de Tom Metzger y líder de las Juventudes de WAR, tras lo cual fue enviado a Portland para establecer contacto con “East Side White Pride”. El SPLC incluso fue capaz de obtener la carta de presentación que trajo de WAR para facilitar su aceptación en el grupo de Portland. Otro de los asesinos (el que blandía el bate) llamó a Tom Metzger desde la cárcel tras ser arrestado. Existían suficientes evidencias para perseguir a los Metzger y WAR por su responsabilidad en el crimen.
Usando el estatuto de muerte injusta de Oregón, el Centro demandó a WAR en nombre de la familia del estudiante asesinado. El SPLC consiguió demostrar que, aunque los Metzger estaban a 1500 millas de distancia en el momento del asesinato, y ni siquiera sabían que estaba ocurriendo, tenían parte de responsabilidad, por haber instado y entrenado al cabecilla para cometer este tipo de actos violentos y discriminatorios. A través de un meticuloso trabajo detectivesco, y consiguiendo el apoyo del cabecilla, que testificó en contra de sus antiguos mentores, el Centro consiguió una indemnización de 12,5 millones de dólares para la familia del estudiante etíope, y pusieron a WAR efectivamente fuera de juego.
Morris Dees y Ellen Bowden, en un artículo sobre el caso publicado en la página web de SPLC, explican la razón de este tipo de acción legal:
“Nuestra meta en el caso Portland y otros juicios similares ha sido hacer responsables a los líderes de grupos discriminatorios de los actos de violencia de sus miembros. Primero, queremos provocar la bancarrota de las organizaciones o individuos responsables de los crímenes discriminatorios. Segundo, buscamos separar a los simples mercenarios de los líderes, que son menos reemplazables debido a su carisma e inteligencia. Por estos medios, no sólo esperamos poner a los grupos discriminatorios fuera de juego, si no conseguir que sus líderes paren de instigar a tantos jóvenes a perpetrar este tipo de violencia.”
Usando leyes existentes, en vez de intentar cambiar la ley, y usando demandas tanto civiles como criminales, SPLC ha conseguido desmantelar varios grupos discriminatorios, ganado un juicio de millones de dólares contra la Iglesia del Creador, partidaria de la raza blanca, y ganado un juicio contra las Naciones Arias neo-Nazis que les obligó a ceder los edificios que usaban de cuartel general y sus tierras a una víctima de su propia violencia. El SPLC, por lo tanto, es un extraordinario ejemplo del uso exitoso de la acción legal al servicio de la defensa del pueblo.
Acción Legal
___Tu grupo se ha reunido y determinado que tomar acción legal es la última opción.
___Ha encontrado al abogado adecuado.
___Ha determinado si realmente tiene un caso.
___Ha decidido si una demanda colectiva es apropiada, tanto por la situación como para lograr tus objetivos.
___Ha determinado que tu acción legal se trata de una ____demanda criminal o una ____demanda civil, a raíz de decidir lo que quiere obtener con el juicio.
___Ha decidido dónde presentar la demanda, y si usar el juzgado estatal o federal (si es que tiene elección en alguna de estas áreas).
___Si quiere presentar una demanda criminal, ha entregado tus evidencias a la policía, el FBI o la oficina fiscal.
___Si se trata de un caso criminal, ha trabajado con un fiscal federal o estatal que ha decidido proseguir con la demanda.
___Si es un caso civil, tu abogado ha decidido presentar una demanda contra otras partes (que pueden ser tanto entidades privadas como públicas).
___Tu grupo, aconsejado por tu abogado, ha presentado una demanda pidiendo una indemnización u otro tipo de pago por los daños causados por la otra parte.
___En un caso civil, ha decidido no pedir dinero u otro tipo de pago, si no una orden judicial, una disculpa o algún tipo de acción de la otra parte.
___Ha investigado, para así poder combatir los argumentos de la oposición.
___Ha anticipado los trapos sucios que la otra parte pueda sacar.
___Ha hecho ajustes monetarios para poder enfrentar el juicio por un largo periodo.
Por qué (y por qué no) debería iniciar acción legal
Debería iniciar acción legal porque:
___La otra parte se niega a negociar con usted.
___Ha intentado la negociación y/o la mediación, y hallado que la otra parte no negocia con usted de buena fe.
___Quiere que un juez ordene mediación, investigación o arbitraje para resolver el caso.
___La otra parte ha dejado claro que sólo aceptará la vía legal.
___Sabe o piensa que la otra parte está a punto de iniciar acción legal contra usted.
___La otra parte está haciendo, o a punto de hacer, algo tan dañino que necesita actuar de forma rápida y eficaz.
___Emprender acción legal es parte de una estrategia mayor para mantener la oposición a raya mientras se trabaja para conseguir que se apruebe una ley que hará tu caso innecesario.
___Si se gana, puede sentar un precedente legal que ayude a tu causa a largo plazo.
Debería dudar antes de tomar acción legal porque:
___Es costoso.
___Lleva tiempo.
___Puede ser muy desagradable.
___Puede destruir relaciones actuales o potenciales.
___Los esfuerzos puestos en el juicio pueden atrasarte en el resto de tu trabajo como defensor.
___No hay garantía de que, tras todos los gastos en dinero, tiempo, buena voluntad, reputación, etc., se gane.
___Si se pierde, puede sentar un precedente legal que perjudique a tu causa a largo plazo.
Tool #1: More on criminal and civil law
Criminal law includes felonies and misdemeanors.
Felony. A felony is a serious crime, usually defined as punishable by one year or more in prison. Felonies include such violent crimes as murder, armed robbery, and rape, and also some non-violent crimes - embezzlement, burglary, drug dealing, etc. The fact that the possible penalty for a felony is a year or more in jail doesn't mean that someone convicted has to receive that sentence. Actual punishment for a felony can vary from the maximum sentence - which, for a first-degree murder conviction in some states or the federal system, could be death - to probation, community service, restitution (repayment, either in money or some other form), or some other alternative to jail.
Misdemeanor. A misdemeanor is a less serious crime, punishable by a short jail term and/or a fine, restitution, community service, probation, or another alternative to jail time. Misdemeanors are usually non-violent - although being involved in a bar brawl or street fight may be classed as a misdemeanor - and include such actions as drug possession, drunk driving, and shoplifting.
In federal cases, and in many states, the prosecutor must bring any serious criminal case first to a Grand Jury to determine whether there is enough evidence to bring an indictment. Federal and most state grand juries are chosen from the same pool of jurors - usually registered voters and/or holders of drivers' licenses - as trial juries. A grand jury, however, meets over a longer period of time (6 months to as long as 36 months for a federal grand jury) than a trial jury, and may do its own investigation as well as hearing witnesses and considering evidence.
The federal government and 23 states (Alabama, Alaska, Delaware, Florida, Kentucky, Louisiana, Maine, Massachusetts, Minnesota, Mississippi, Missouri, New Hampshire, New Jersey, New York, North Carolina, North Dakota, Ohio, Rhode Island, South Carolina, Tennessee, Texas, Virginia, and West Virginia), as well as the District of Columbia have to present serious felonies to the grand jury for possible indictment. In 25 other states, prosecutors have various options, one of which is to seek a grand jury indictment. In the final two states, Connecticut and Pennsylvania, grand juries no longer indict, but are only investigative.
Civil law.
Any jury or judge has to make judgments - that's what they're there for. However, the judgments in criminal and civil trials are very different. In a criminal trial, the law is clearly spelled out, and the jury or judge has to decide whether the government has shown "beyond a reasonable doubt" that the defendant has actually violated the law. This may often be a difficult decision to make, but the lines around it are cleanly drawn.
In a civil action, the judgments are of a different nature. First, the jury or judge has to decide - by considering the evidence and testimony - which of the parties is telling the truth (or something closer to the truth), and whether there has actually been an injury to one of the parties. If there has been, then the judgment shifts to deciding on a reasonable compensation for that injury.
This last can open a huge can of worms. Juries angered by the callous behavior of a defendant - or simply angered by the apparent general attitude of large corporations or government agencies - may award huge amounts in damages. Juries and judges may also find that there has been injury, but that it isn't worth any money damages to speak of. You sometimes hear of cases in which the winner is awarded a dollar, or perhaps attorney's fees (which can amount to a large sum if the case has been a long one). Either type of judgment can lead to years of appeals and a big win...for the lawyers.
In short, while all trials are, in some sense, crapshoots, with juries and even judges often influenced by factors other than the law and the facts of the case, civil trials are even more so. This is one of the reasons that the Community Tool Box advises that you exercise extreme caution before deciding to file a lawsuit.
Perhaps the most common outcome of all in a civil suit is that its outcome is not determined as the result of a trial. Even if it goes to the point where a trial is going on, attorneys on both sides are generally negotiating behind the scenes, trying to come to some agreement before the judge or jury beats them to it. The vast majority of civil suits are settled out of court by an agreement negotiated between the parties.
Judge or jury?
The defendant in a civil or criminal action usually has the right to refuse (waive her right to) a jury trial. Defendants in civil suits may do this because they feel a jury will be more likely than a judge to favor an underdog plaintiff, or to be emotionally swayed, rather than attending to the facts of the case. In a criminal case, a defendant who's accused of a particularly nasty crime might feel, again, that a jury will be more emotionally affected by the case than a judge will. Only the defendant has this choice, because US law gives the accused both the benefit of the doubt and the right to be tried by a jury of peers.
Tool #2: The court system
Federal courts. The federal court system has three levels, as well as three special courts.
- The Supreme Court of the United States decides Constitutional issues, and handles cases between or among states, and between or among states and the federal government. It is the "court of last resort," i.e., the highest court of appeals, for any case involving a Constitutional question or a matter of federal law.
- The 12 Circuit Courts, or Courts of Appeals, cover the 50 states, Puerto Rico, the Virgin Islands, Guam, and the Northern Marianas. They do not decide cases, but hear appeals on questions of the Constitution and of federal law. There is also a 13th Federal Circuit, which has nationwide jurisdiction to hear appeals in special cases, including patent law and cases from the Courts of International Trade and Federal Claims (see below).
- The 94 Federal District Courts, covering the same geographical area as the Circuit Courts, are the trial courts of the federal system. They hear all serious felony cases dealing with violations of federal law, as well as civil cases with more than $75,000 at stake where the parties are citizens of different states or US citizens and foreign governments. They also try cases where Constitutional issues are raised, and have jurisdiction in matters of maritime law.
- Special courts include Bankruptcy Court (the federal government has jurisdiction over all bankruptcies); the Court of International Trade, which has jurisdiction over international trade and customs issues; and the Court of Federal Claims, which handles trials and some appeals for all claims - money damages and others - against the federal government.
State courts. The court system of each state deals with the laws and constitutional issues of that state. While there is considerable variation in state court systems, the general structure in most cases provides three or four levels of courts:
- State Supreme Court. The court of last resort on appeals involving state law and the state constitution. In some states, the Supreme Court is the only appeals court, with all other state courts being trial courts.
- Appeals Court. In states that have an Appeals Court, it functions similarly to the federal Circuit Courts, hearing appeals from the trial courts on issues of law and state constitutionality.
- General jurisdiction trial courts (District Courts). These courts, located, as you might guess, in different districts around the state so as to be accessible to citizens in all areas, try most civil and criminal cases. In some states, there are two levels of general trial courts, with one handling only the more serious cases.
-
¿Qué es un boicot?
-
¿Por qué organizar un boicot?
-
Ventajas de un boicot
-
¿Cuándo se debería organizar un boicot?
-
¿Cómo organizar un boicot?
Vivimos en un mundo cada vez más corporativo. Los temores hacia el Gran Hermano están siendo reemplazados por la realidad del Gran Capital. Habitualmente, lo único que parece importar es cuánto dinero se gana. Ocuparse de cualquier otra cosa (derechos humanos, derechos de los animales, medioambiente) es, en el mejor de los casos, una preocupación secundaria.
Afortunadamente, los consumidores y los activistas tienen medios para cambiar aquellas políticas y prácticas con las que no están de acuerdo. Una de las herramientas más poderosas para producir un cambio es el boicot. Hacer un boicot a una persona o a una organización no es una idea nueva. Durante gran parte del siglo pasado, los boicots fueron una forma muy efectiva y popular de producir cambios para mejorar el mundo. Piensen en los siguientes ejemplos:
- Una mujer afro americana llamada Rosa Parks, que se sentía muy cansada, se negó a entregarle uno de los primeros asientos del colectivo a un hombre blanco. Esto provocó el Boicot a los Autobuses de Montgomery, lo cual disminuyó el ingreso de la compañía en un 65% y produjo una decisión de la Corte Suprema que sentó precedente por la cual la discriminación en los autobuses es inconstitucional.
- Durante las décadas del ’60 y del ’70, Cesar Chávez dirigió el boicot de los granjeros a la uva de California lo que obligó a los terratenientes a mejorar las condiciones laborales de sus empleados.
- En la década del ’80, los boicots contra el atún que no fuera “sin dañar delfines” hicieron que los principales vendedores de atún enlatado tuvieran que cambiar su política.
Los boicots funcionan porque existen muchas personas dispuestas a participar. De acuerdo con un artículo en Newsweek (ver Recursos), se calcula que casi el veinte por ciento de los norteamericanos participan de los boicots por algo en lo que creen. Es más, la gente que participa de los boicots son normalmente personas con una alto grado de educación formal. Desde el punto de vista de un dirigente empresarial, eso significa personas con grandes billeteras. Y pueden estar seguros de que, si hay algo a lo que le prestan atención los dirigentes empresariales, es a las grandes billeteras.
¿Qué es un boicot?
En pocas palabras, es un esfuerzo por convencer a un gran número de consumidores de que no comercien con una determinada persona o empresa. Ocasionalmente, puede realizarse un boicot a un país, cuando otro país se niega a establecer relaciones comerciales.
Un boicot tiene dos objetivos fundamentales. En primer lugar, produce mucha publicidad negativa en contra de la organización que está recibiendo el boicot. En segundo lugar, como resultado de la publicidad negativa, amenaza con afectar el balance de la persona u organización, es decir, su flujo de caja.
Si un boicot tiene éxito convencerá a una persona o corporación de que cambie determinadas políticas.
Ejemplo: Un boicot exitoso
En la década del ’70, la Corporación Nestlé recibió la crítica de todo el mundo debido a su práctica de vender fórmula infantil en países subdesarrollados. Esta práctica fue responsable de la muerte de una gran cantidad de niños. En lugar de darles leche materna a sus hijos, las madres usaban la fórmula de Nestlé. Desafortunadamente, el agua que se usaba para diluir la fórmula no siempre era potable, de modo que causó muchas infecciones. Por otro lado, muchas madres no tenían el dinero suficiente para comprar la cantidad adecuada de fórmula para sus hijos, y les suministraban la fórmula que había sido diluida en exceso. La combinación de estos dos factores, en muchos casos, llevaron a los niños a la desnutrición y a la muerte.
Consternados por estas prácticas, los consumidores de todo el mundo comenzaron a realizar un boicot en contra de Nestlé en 1974. Después de diez años, la corporación cedió y acordó cambiar su práctica de comercializar la fórmula a madres en los países en vías de desarrollo. Una importante nota al margen en relación con esta victoria, sin embargo, es que la compañía no mantuvo su promesa. En los últimos años, se ha vuelto a realizar el boicot.
Existen dos tipos de boicots: los boicots primarios y los boicots secundarios. Un boicot primario es la decisión de no comprar mercaderías o servicios de una compañía determinada con las cuales ustedes no están de acuerdo. Por ejemplo, la Convención Bautista del Sur les solicitó a sus miembros que realizaran un boicot a la Compañía Walt Disney, ya que Disney adoptó políticas más comprensivas hacia sus empleados homosexuales, lesbianas, bisexuales, y transexuales. En general, cuando la gente habla de boicot se refiere al boicot primario.
Un boicot secundario va dirigido a una tercera parte. Es decir, negarse a comprar cualquier cosa de alguien que vende productos fabricados por la compañía a la cual se le está realizando el boicot. Por ejemplo, a principios y mediados de la década del ‘90, se realizó un boicot contra Nike. Su objetivo era poner fin a las violaciones a los derechos humanos que se producían en las instalaciones de Nike en Indonesia. Como vimos anteriormente, éste es un boicot primario.
Sin embargo, si las personas que estaban enojadas con Nike realizaran un boicot a una tienda, como puede ser Foot Locker, la cual importa los calzados de Nike, entonces sería un boicot secundario. De acuerdo a la ley laboral de los Estados Unidos, los boicots secundarios son ilegales.
Por último, cuando los empleados realizan un boicot contra un empleador deteniendo o disminuyendo su trabajo, se llama huelga
Un poco de historia:
El término boicot apareció por primera vez a fines del siglo XIX, cuando un grupo de arrendatarios irlandeses se enfurecieron ante las crueles políticas de recaudación de impuestos de un agente de tierras inglés, el capitán Charles Boycott. Los arrendatarios furiosos se negaron a trabajar las tierras y aislaron a Boycott, tanto económica como socialmente.
¿Por qué organizar un boicot?
Si bien los boicots usualmente se organizan de la misma manera, pueden usarse por diferentes motivos, persiguiendo distintos fines. Algunos de sus usos más comunes son:
- Como un fin en sí mismo. A veces, un grupo puede organizar un boicot sin esperar que la organización a la cual va dirigida el boicot realice ningún cambio. En este caso, el grupo puede sentir que dar a conocer su punto de vista (expresar su desaprobación hacia la compañía) puede justificar el tiempo y el esfuerzo que requiere un boicot. Puede realizarse un boicot simplemente como ardid publicitario. Por ejemplo, un grupo ambientalista, puede querer que se registre que estuvo en contra de las prácticas de determinada compañía.
Otra forma en la que puede utilizarse el boicot como fin en sí mismo, es cuando un grupo quiere que la gente deje de comprar un producto determinado. Los miembros del grupo pueden no estar enojados necesariamente con una compañía dada, simplemente quieren que los consumidores dejen de comprar algo. Este tipo de boicot va dirigido al producto y no a las personas detrás de este producto. Por ejemplo, un grupo puede pedirles a los padres que dejen de comprar pañales desechables. En lugar de pedirles a las empresas que fabrican pañales desechables que dejen de hacerlos (un panorama no muy probable) el grupo estaría pidiéndole a los consumidores que modifiquen sus prácticas.
Este uso del boicot como un fin en sí mismo es muy habitual en un caso de David vs. Goliat, es decir, cuando el grupo que organiza el boicot, siente que pueden hacer una pequeña diferencia pero que probablemente no podrán cambiar las políticas de una corporación mucho más poderosa.
- Para destruir a un individuo o corporación. Los boicots pueden también tener un objetivo mucho más mortal, obligar a una corporación o a un individuo que deje de comercializar. Si bien los boicots rara vez son utilizados de esta manera, éste puede ser el objetivo final de los organizadores.
- Como herramienta de negociación. El uso más común de un boicot se encuentra entre estos dos extremos. Un grupo usa un boicot para convencer a un individuo, una empresa o un país de que cambie ciertas prácticas con las cuales están en desacuerdo. Desde este punto de vista, el boicot se usa como herramienta para forzar cambios en las políticas. A través de un boicot se le puede pedir a la compañía que desarrolle envoltorios menos contaminantes para sus productos; se les puede obligar a que traten mejor a sus empleados, y muchas cosas más.
Ventajas de un boicot
La mayor ventaja de un boicot, por supuesto, es el éxito que puede obtener en obligar a un individuo o a una empresa a que cambie aquellas políticas que su organización considera que deben cambiar.
¿Por qué motivo pueden los boicots resultar tan efectivos? Básicamente, porque un boicot es una herramienta económica, y está siendo utilizada contra quienes están acostumbrados a tener el control de la economía. Los billetes y las monedas son el idioma que mejor entienden las corporaciones con fines de lucro, un boicot les habla en su propio idioma (incluso cuando no quieran escuchar el mensaje). De hecho, una encuesta realizada en todo el país en 1991 reveló que los líderes empresariales consideraban más efectivos los boicots que las campañas mediante el envío de correspondencia, hacer lobby o incluso los juicios colectivos para convencerlos a que modifiquen su prácticas. (Ver Mousy Magazine en Recursos.)
El uso del boicot tiene otras ventajas que no son tan obvias. Si bien ningunas de estas razones son por sí solas suficientes para iniciar un boicot, constituyen beneficios importantes que se deben conocer.
- Los boicots le permiten a la gente poner su dinero donde se encuentran sus valores. Los boicots le ofrecen a la comunidad una manera de estar firmes por lo que creen. Si el boicot está bien organizado, le permite a la gente dar la cara a favor de sus creencias de una forma fácil y relativamente sin daños. En pocas palabras, un boicot alienta la responsabilidad civil de los miembros de la comunidad.
- Los boicots atraen mucha atención hacia ustedes y hacia sus causas. Cuando alguien inicia un boicot, otro presta atención. Normalmente un boicot es un hecho que se considera digno de ser informado por los medios locales. Cuando el boicot los pone en escena, es una buena oportunidad para dar explicaciones acerca de su grupo y sus razones a todos en la comunidad.
- Finalmente, otros grupos sabrán que es preferible negociar con ustedes antes que arriesgarse a un boicot.
¿Cuándo se debería organizar un boicot?
Los boicots son, desde un punto de vista muy real, un acto de guerra. Uno está atacando al “enemigo” donde es más vulnerable. Y por lo tanto, recomendamos que organicen un boicot como último recurso, cuando ya han probado acciones mucho más gentiles y no han funcionado. Cuando estén enfrentándose tanto contra un almacén local, como contra una corporación multinacional, el primer paso debe ser intentar trabajar unidos en pos de un acuerdo en común.
A veces, sin embargo, esto no funciona. No siempre es posible convencer a los otros de que vean las cosas como lo hacen ustedes, o incluso de que se comprometan, sin poner todos los obstáculos posibles. En casos como estos, en los que nada parece funcionar, es cuando su organización podría considerar organizar un boicot.
Si están considerando la posibilidad de organizar un boicot, asegúrense de haber analizado todos los aspectos. Responder las siguientes preguntas puede ayudarlos a decidir si es el momento correcto para entrar en batalla.
- ¿Puede un boicot alejar a alguien que ha apoyado a su organización y, por lo tanto, amenazar con sus propios intereses económicos? Por ejemplo, quizás su grupo quiere realizar un boicot a una pequeña empresa local que maltrata a sus trabajadores, que son en gran parte inmigrantes que han llegado recientemente a los Estados Unidos. Sin embargo, una corporación mayor que ha ayudado a su grupo en gran medida en el pasado, es un socio silencioso del grupo más pequeño. Si siguen adelante con el boicot, se arriesgan a enojar al grupo que los ha apoyado, y que no les vuelvan a hacer donaciones. De ser así, ¿qué hacer? ¿Su organización quiere continuar con el boicot, encontrar otras formas menos agresivas de resolver el problema, o abandonar del todo la batalla y dedicarse a otro asunto?
- ¿Existe la posibilidad de que una organización o empresa que ustedes desean boicotear pueda tener un recurso legal para reclamar por los daños y perjuicios que resulten del boicot? ¿Podrían demandar a su organización? Los boicots primarios son legales en los Estados Unidos y Canadá, así como en muchas otras partes del mundo. Aún así, recomendamos conversarlo con un abogado para estar seguros de comprender las posibles consecuencias de esta acción.
- ¿Su organización cuenta con el tiempo y los recursos necesarios para realizar un boicot? Un boicot requiere de mucho tiempo y energía, recursos que se podrían aprovechar en otras campañas, otros objetivos. Y los boicots no tienen éxito de la noche a la mañana, la mayoría llevan años antes de triunfar. ¿Están dispuestos a poner todo ese esfuerzo en eso?
Probablemente no existan respuestas sencillas a estas preguntas, y por sí sola, la respuesta a una de estas preguntas puede no significar una decisión definitiva de boicotear o no boicotear a la organización. Pero considerando toda la situación, su organización debería estar en condiciones de determinar si quieren, o no, comenzar un boicot en este momento.
¿Cómo organizar un boicot?
Si han considerado las ventajas y dificultades que discutimos anteriormente, y han tomado la decisión de realizar un boicot, entonces ¡adelante! Los puntos a continuación les darán un panorama general de lo que necesitan para realizar un boicot exitoso.
Tengan objetivos claros y realistas.
Como mencionamos anteriormente en esta sección, existen tres razones por las cuales un grupo puede decidir realizar un boicot: como un fin en sí mismo, para producir cambios específicos o para que una compañía o empresa cierre. ¿Qué es lo que su grupo desea lograr?
Además, piensen qué estarían dispuestos a ceder (si es que hay algo) o a que se podrían comprometer. Por ejemplo, ustedes quieren que una compañía aumente el número de mujeres y grupos minoritarios en los cargos jerárquicos en un 100%, pero estarían dispuestos a conformarse con un número menor.
Alternativamente, pueden tener un objetivo a largo plazo, pero estar dispuestos a conformarse con algo menor, especialmente a corto plazo. Por ejemplo, un pequeño grupo local, podría tener como objetivo final que una corporación deje de empacar usando policloruro de vinilo (PVC), el plástico segundo en ventas que dificulta mucho más el reciclaje. Sin embargo, pueden tener metas mucho más pequeñas que consideran que el grupo tiene la posibilidad de alcanzar. Pueden tener como objetivo concientizar al público sobre qué es el PVC, sobre la necesidad de reciclar y sobre lo que realiza su organización. Incluso cuando la gran corporación no cambie todas sus políticas como resultado del boicot, pueden considerar que su esfuerzo ha sido un éxito.
Cualquiera sea su meta, se debe comprender muy bien qué se requiere para que un boicot sea efectivo. De acuerdo a Cesar Chávez, quien dirigió boicots muy exitosos contra los cultivadores de uva de California, en las décadas del ‘60y del ‘70, se necesita convencer aproximadamente al cinco por ciento de los consumidores de que realicen un boicot contra una organización para lograr impacto financiero. Si logran convencer al diez por ciento de los consumidores, el efecto es devastador para la empresa.
A veces, sin embargo, no es necesario. La sola idea de un boicot resulta muy amenazante para las organizaciones, especialmente cuando es realizado por una organización que parece capaz de lograrlo. Esta amenaza de pérdida en los negocios puede ser suficiente para que los líderes empresariales se sienten en una mesa a negociar.
Investiguen. Si van a realizar un boicot contra una organización, deben conocer todo sobre esa organización (quiénes son, qué están haciendo y por qué lo están haciendo. Deben estar preparados para responder preguntas difíciles de todo tipo, provenientes desde científicos hasta de mamás futboleras.
Investiguen.
Si van a realizar un boicot contra una organización, deben conocer todo sobre esa organización (quiénes son, qué están haciendo y por qué lo están haciendo. Deben estar preparados para responder preguntas difíciles de todo tipo, provenientes desde científicos hasta de mamás futboleras.
Asegúrense de que sus fundamentos sean sólidos. Generalmente, las personas que se preocupan lo suficiente como para participar de acciones sociales son personas pensantes. Se debe considerar cuidadosamente una situación y tomar una decisión mesurada con respecto a lo que debería suceder. Si bien, las reacciones emocionales pueden ser muy fuertes, deben estar siempre fundadas en los hechos y en la lógica.
Además, asegúrense de que sus actos estén apoyados por recursos confiables y aceptados. Por ejemplo, un liberal podría estar muy poco entusiasmado en los últimos hallazgos publicados en The New Republic; un republicano incondicional podría desmentir su informe extraído de Mother Jones.
- Conozcan a todos aquellos que vayan a ser boicoteados. Este punto es muy importante cuando van a realizar un boicot contra una corporación de gran magnitud. Esto se debe a que con frecuencia los grupos grandes poseen muchas compañías más pequeñas. Por ejemplo, en el caso de Nestlé, es una organización madre de un gran número de filiales más pequeñas. Si quieren participar de un boicot a Nestlé, deberían conocer a todas las marcas y productos (desde Stouffer's hasta Libby's, Friskies y Perrier) que deberían pedirle a la gente que no compren.
- Asóciense con otros grupos que comparten su mismo punto de vista. Si bien este paso es importante cuando realizan un boicot local, es esencial para que un boicot a una gran corporación tenga éxito. Ya sea que estén boicoteando a un almacén local o a una corporación multinacional, mientras más personas estén involucradas en el boicot, mayores serán las probabilidades de que sea efectivo. Es lógico asociarse con grupos que tienen muchas personas que los escuchan.
Ya existen muchas líneas de comunicación disponibles en nuestra comunidad (clubes, organizaciones, iglesias, etc.). Úsenlas. Piense cuánto más poderoso podría ser un boicot si cuatro, cinco o cincuenta grupos como el suyo le pidieran a todos sus miembros que se unan al boicot. Reúnanse con grupos que pueden colocar convocatorias en sus periódicos mensuales, hablen sobre el boicot en sus reuniones de junta, o discútanlo en la iglesia. ¿Cuál es la lección aquí? No pasen por alto el poder de la colaboración.
- Permitan que los responsables conozcan lo que tienen intenciones de hacer. Una vez que hayan investigado, encontrado socios, y estén listos para atacar, es recomendable que empiecen por comunicarle a la compañía lo que van a hacer. Esta amenaza es a veces, aunque no siempre, todo lo que necesitan. Cuando la compañía descubre que están absolutamente dispuestos a boicotearlos, quizás decidan sentarse a negociar con ustedes.
La mejor manera de informar a la organización sobre su intención de boicotearlos es a través de una carta, ya sea enviada por correo o por fax a la oficina del grupo. Las llamadas telefónicas pueden no ser respondidas y los correos electrónicos pueden no ser tomados seriamente. Las cartas pueden circular en la sala de reuniones y hay menos posibilidades de que sean malinterpretadas que en el caso de las llamadas telefónicas.
Cuando se esté escribiendo la carta, mantenga en mente estos consejos:
- La carta debe estar escrita en un tono claro y profesional. No amenace abiertamente a la organización pero, al mismo tiempo, sean claros con respecto a lo que van a hacer y cuales serán las consecuencias de la acción.
- La carta debe estar escrita en una hoja membretada. Puede llevar el membrete de la organización que participará del boicot o de la persona u organización más poderosa o más conocida que realizará el boicot. Pero el resultado general debe ser que las personas que van a ser boicoteadas sepan que sus acciones están respaldadas.
- Si hay varios grupos colaborando con el boicot, se debería incluir esa información en la carta.
- La carta debe establecer claramente:
- Por qué se realiza el boicot;
- Qué planean lograr mediante el boicot; y
- Cuándo tienen intenciones de iniciar oficialmente el boicot. Es recomendable darle al grupo dos semanas para que respondan antes del comienzo oficial. Sin embargo, tengan cuidado de no caer en tácticas de “retraso”, en las que la compañía se continuará reuniendo con ustedes para intentar dilatar sus esfuerzos indefinidamente.
- La carta debe establecer claramente:
- La carta debe estar firmada por el dirigente del grupo o grupos que están organizando el boicot.
- Revise una y otra vez la carta para asegurarse de que no contenga errores de escritura o gramaticales.
- La persona que reciba la carta dependerá, en gran parte, del tipo de organización que se está boicoteando. De todos modos. Siempre es preferible enviar la carta al presidente o al director ejecutivo. Cuando se trata de grupos más grandes, es recomendable enviar la carta con copia a la persona a cargo de los reclamos o atención al cliente, y a cualquier otra persona que esté a cargo de las quejas que particulares puedan tener contra la organización. Por ejemplo, si quieren que cambien las políticas hacia el personal, envíen también la carta al director del personal. Pueden enviar la carta también a los miembros de la prensa, como “advertencia”, pero no esperen ningún tipo de publicación directa sobre este tema.
- Permitan que todos sepan que ustedes están organizando un boicot, que quieren que todos participen y por qué deberían hacerlo. Cuando ya le hayan informado a la organización su intención de realizar el boicot y no hayan recibido una respuesta positiva (es decir, una invitación a negociar), es momento de incluir a todos los demás en sus planes.
- Cuéntenle a sus amigos y colegas. Si ellos no entienden el objetivo de hacer el boicot, probablemente les resultará más difícil convencer a otras personas.
- Realizar una conferencia de prensa para que todos sepan lo que van a hacer y que quieren que todos se les unan. Cuando planifiquen la conferencia de prensa, hay una serie de pasos que deberán seguir, como comprender de qué manera y en qué momento dirigirse a la prensa de manera correcta y desarrollar una imagen fuerte de la campaña.
Difundir el mensaje del boicot
En otras secciones de la Caja de Herramientas Comunitarias, se discuten más ampliamente otras formas de difundir el mensaje del boicot. Las siguientes son algunas secciones que vale la pena tener en cuenta:
- Realizar un piquete a la organización que están boicoteando o realizar otro tipo de manifestación.
- Escribir una carta al editor del periódico local.
- Utilizar publicidad pagada.
- Crear pósteres y volantes que explican lo que está llevando a cabo su grupo. .
- Escribir sobre el boicot en su comunicado de prensa o solicitarles a otros grupos que escriban sobre el boicot en los suyos.
Cuando le informen a la gente lo que están haciendo, es igualmente importante que les expliquen por qué lo están haciendo.
Esto debe ser lo principal. La gente no solamente necesita saber qué está ocurriendo sino por qué es importante apoyarlos.
Y por lo tanto, asegúrense de que las campañas de concientización:
- Expliquen de manera valedera las razones por las cuales los consumidores deberían formar parte del boicot.
- Estén actualizadas a medida que se disponga de nueva información. Si aparece nueva información (sobre la compañía que está siendo boicoteada, sobre los resultados que están obteniendo en lo que están haciendo), la organización responsable del boicot debería difundir esa información para todos.
- Sean lo suficientemente simples para que sean sencillas de entender. Si quieren convencer a muchas personas, la información debe ser lo suficientemente simple para que personas que no tienen un amplio conocimiento del tema puedan comprender lo que está sucediendo. Por supuesto, las personas que están organizando el boicot deben comprender todos los tecnicismos del tema, como dijimos anteriormente, estar preparados para preguntas difíciles. Sin embargo, no pueden esperar que la gente común pierda demasiado tiempo intentando comprenderlo.
Ofrecer alternativas a lo que están boicoteando.
Si alguien les pidiera que boicoteen el agua, no importarían las razones para realizar el boicot, simplemente no lo harían. Sin importar la magnitud de las razones (explotación laboral infantil, derechos de los animales, un medioambiente limpio), la realidad es que ustedes necesitan beber agua. No funcionaría.
Aunque las diferentes cosas que un grupo puede decidir boicotear no son tan necesarias como el agua, deben tener en claro que si van a boicotear algo que la gente está acostumbrada a tener, deben asegurarse de brindarles una alternativa que les agrade. La realidad es que la mayoría de las personas quieren hacer lo correcto pero no quieren dejar de hacer las cosas de la manera que las hacen.
Facilítenles la posibilidad de realizar un boicot. Si están pidiéndole a la gente que realice un boicot contra los productos de una compañía determinada, sugieran productos similares por un valor similar o menor. Si están realizando un boicot contra un almacén, sugieran almacenes cercanos, y hablen sobre las ventajas de éstos. (¡Esta táctica puede lograr que estos almacenes participen de su boicot también!)
Tengan la precaución, sin embargo, de investigar las compañías que sugieren como alternativas.
Si están cometiendo los mismos errores que ustedes quieren que corrija la compañía boicoteada (o si están cometiendo errores aún peores), su boicot podría tener resultados contraproducentes.
- Valoren la publicidad. Si las corporaciones que están siendo boicoteados realizan algún cambio, comuníquenselo a la gente. En un boicot exitoso, la compañía recibe una gran cantidad de publicidad negativa. Si se rinden, agradézcanselo públicamente. Éste no es momento para guardar resentimientos. Que todos sepan qué vecino tan destacado son ellos ahora, y cuán agradecido está su grupo por apoyar sus esfuerzos por limpiar el medioambiente o lo que se haya acordado. Esto no sólo significa ser buen deportista, es una buena publicidad para su organización y para su causa. De ser posible, realicen una conferencia de prensa para agradecerles y pedirles a todos que comiencen ahora a comprar sus productos.
- Sean inflexibles. No abandonen. Un boicot no es un proyecto a corto plazo. Especialmente cuando se van a enfrentar a una organización mayor, puede llevar años antes de que obtengan resultados. Estén preparados y asegúrense de celebrar los pequeños logros en el camino.
Una buena señal es cuando encuentran resistencia. Si reciben muchas críticas por parte de la organización que están intentando cambiar, es una señal de que su boicot es exitoso, y que el oponente está corriendo asustado.
Si bien es importante mantener un boicot, también es importante recordar que a veces los boicots no funcionan. En algún momento, quizás quieran minimizar las pérdidas y ponerle un cierre. Para cada grupo esto será en un momento determinante, tu grupo deberá decidir qué es más importante y en qué momento es más que suficiente.
Otra opción: Realizar un "buycot"
Un boicot es una forma bien conocida de cambiar cosas que no nos gustan. Pero ¿qué sucede con las cosas que están funcionando bien? ¿Qué hacemos con las compañías que llevan adelante políticas que sí nos gustan? Una compañía toma medidas para dejar de contaminar un río local, un restaurante céntrico puede optar por tener un ambiente completamente “libre de humo”. Organizaciones que toman medidas que ustedes consideren que merecen su apoyo. Y del mismo modo en que un boicot es la última herramienta económica para usar contra una organización, un “buycot” puede ser un estímulo muy poderoso para las empresas locales.
Realizar un “buycot”, implica ser un consumidor cuidadoso y comprar productos de aquellas compañías que llevan adelante políticas con las cuales ustedes están de acuerdo. Entonces, un “buycot” va un paso más adelante, al igual que en un boicot, ustedes intentan convencer a otras personas de hacer negocios con esa organización también.
Para resumir
Es fácil sentir que no tenemos el poder de cambiar nada dentro de nuestra sociedad. Esa es una de las razones por las cuales un boicot puede ser una herramienta tan poderosa. Nos da el poder de revivir nuestros ideales y, si el boicot está bien manejado, realmente cambiar las cosas. La publicación Boycott Action News, nos recuerda:
"Pero lo que yo haga no hace ninguna diferencia, soy sólo una persona”, es lo que dicen los racionalistas. Hace una gran diferencia. Vivan su vida como si importara, e importará. Como consumidores, ustedes tienen el poder. De hecho, en la actualidad, la acción de los consumidores es al menos tan poderosa como la acción política. Sí, empadrónense y voten, pero también sean consumidores inteligentes, ya que cuando cambian su manera de pensar, y luego sus acciones, estarán cambiando el mundo.”
Resources
Recursos en línea
Boycott Action News (BAN) is published by Co-op America within the Co-op America Quarterly. Co-op America supports the use of boycotts as a powerful economic strategy consumers can use to enact social change. Co-op America does not endorse or participate in specific boycotts; only boycotts called by other organizations are reported here.
Boycott Organizer's Guide is an excellent resource for planning a boycott and deciding who to target with the boycott.
The Quick Start Guide to boycotts provides information specific to starting a consumer boycott.
On Boycotts Organized through the Internet is a study published by Paul Sergius Koku. In the article, he analyzes use of the internet in boycott organization.
Recursos impresos
Altman, D., Balcazar, F., Fawcett, S., Seekins, T., & Young, J. (1994). Public health advocacy: Creating community change to improve health. Palo Alto, CA: Stanford Center for Research in Disease Prevention.
Avner, M., & Smucker, B. (2002). The lobbying and advocacy handbook for nonprofit organizations: Shaping public policy at the state and local level. Amherst H. Wilder Foundation. This book offers a clear step-by-step guide to implementing a successful advocacy program at both the state and local levels.
Biklen, D. (1983). Community organizing: Theory and practice. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.
Bobo, K., Kendall, J., Max, S.(1996). Organizing for social change: A manual for activists in the 1990s. Minneapolis, MN: Seven Locks Press.
Kahn, S. (1982). Organizing. New York, NY: McGraw-Hill.
Miller, A. (1992, July). Do Boycotts Work? Newsweek, 58-61.
Shragge, E. (2013). Activism and Social Change: Lessons for Community Organizing. University of Toronto Press, Higher Education Division; 2nd Edition. This book discusses community organizing in a post-9/11 context, and includes a discussion of national and transnational organizing efforts.
Sen, R. (2003). Stir it up: Lessons in community organizing and advocacy. Jossey-Bass; 1st Edition. In this book, Sen goes step-by-step through the process of building and mobilizing a community and implementing key strategies to affect social change. Using case studies to illustrate advocacy practices, Sen provides tools to help groups tailor his model for their own organizational needs.
Milkman, R. J., & Narro, V. (2010). Working for Justice: The L.A. Model of Organizing and Advocacy. ILR Press. Working for Justice provides eleven case studies of recent low-wage worker organizing campaigns in Los Angeles. This information was acquired through interviews, access to documents, and participant observation.
Ejemplo Nº 1: Betty Patton, Defensores del Reciclaje
Boicot contra el PVC en Portland, Oregón
En esta entrevista, la señora Patton habla con la Caja de Herramientas Comunitarias sobre un boicot exitoso realizado por los miembros de su organización, Defensores del Reciclaje, contra empresas que utilizaban envoltorios que contenían policloruro de vinilo (PVC). Agradecemos a la señora Patton por compartir con nosotros su tiempo y experiencia.
CHC: Cuéntenos sobre su organización y su experiencia en boicots.
BP: Los Defensores del Reciclaje es una organización donde todos son voluntarios, una pequeña organización que cuenta con aproximadamente 130 miembros. Hacemos exactamente lo que implica nuestro nombre: defendemos el reciclaje y prevenimos sobre la generación de desperdicios. Este boicot al PVC se debió en parte al hecho de que estábamos comenzando a reciclar botellas de plástico en la región y el PVC era un gran contaminante. Además nos dimos cuenta, principalmente, de que el PVC era innecesario.
Algunos de nuestros miembros estaban interesados en organizar un boicot. De modo que nos reunimos y decidimos por qué lo haríamos y cómo lo haríamos. Decidimos que existen tres pasos básicos para realizar un boicot. El primero es informar a la gente sobre la importancia de realizar esta medida. El segundo es comunicar cuáles son las acciones específicas que se deberán realizar. El tercero es informar a los fabricantes sobre nuestras acciones.
En primer lugar, decidimos apuntar a cuatro de las principales cadenas de almacenes de la zona, y enviamos voluntarios a cada uno de ellos a inspeccionar las estanterías de los almacenes y verificar qué productos estaban envueltos en PVC. Obtuvimos los nombres de los productos, así como el tamaño de sus envoltorios; y le enviamos una carta a cada una de estas empresas diciendo: “Ustedes venden un buen producto, pero no nos gusta su envoltorio. ¿Sería posible cambiarlo? Vemos que existen otros competidores que también están fabricando un buen producto, pero no usan PVC.”
Realizamos una conferencia de prensa y usamos muchas imágenes, montañas de botellas de plástico que demostraban que una sola botella de PVC arruinaba la reciclabilidad de toda la pila. Además les mostramos que existen varios productos similares y que sólo uno usaba PVC. Este significa que los fabricantes podrían usar otros materiales.
Logramos que nuestros voluntarios se pararan en frente de los almacenes (con permiso, por supuesto, de pararse frente a los negocios) portando dos carteles y entregando publicidad; hablando personalmente con los consumidores, logrando que empezaran a pensar en los envoltorios de un producto, no sólo la marca o la funcionalidad. Los voluntarios entregaban postales prediseñadas para que la gente le escribiera a las compañías. Esto continuó durante un mes.
Entonces les escribimos a todas estas compañías. Algunas de ellas nos respondieron que estaban considerando la posibilidad de realizar un cambio, o que probablemente cambiarían. Inmediatamente, lo publicamos en nuestra revista. Le enviamos cartas a las compañías que decían: “¡Que buena acción comunitaria! Gracias por ser tan buenos ciudadanos corporativos.”
Luego logramos un poco más de publicidad cuando obtuvimos una respuesta de distintas compañías. Ralston-Purina decidió no envolver más su alimento para gatos Deli Cat en PVC, comenzaron a usar un HDPE (polietileno de alta densidad) natural que es mucho más reciclable.
Inmediatamente les escribimos una carta que decía: “Bien hecho, muchas gracias” y luego lo comentamos en una conferencia de prensa y logramos que los recicladores locales dijeran: “esto realmente ayuda mucho en nuestro proceso, gracias”, y de esta manera logramos toda la publicidad gratuita que podíamos.
CHC: ¿Luego de obtener una respuesta positiva de una de las compañías, realizaban otra conferencia de prensa?
BP: Si podíamos, sí. Pero no siempre era el caso. Pero sin lugar a dudas lo escribíamos en nuestra publicación y enviábamos información a los periodistas locales que nos podían apoyar y por lo menos poníamos una pequeña nota en el diario.
Simplemente seguimos enviando información, e intentábamos hacerlo de manera positiva. Eso era lo bueno que tenía. Sí, estamos preocupados por los envoltorios, pero hay compañías allá afuera que están haciendo las cosas bien; y ese lado positivo funcionó como ejemplo para aquellas compañías que no estaban haciendo las cosas bien. Volvíamos a escribirles a estas otras compañías y les decíamos: “saben que tenemos una nueva empresa que recapacitó. ¿Qué esperan ustedes?”
CHC: ¿Les escribían a corporaciones nacionales?
BP: Sí, sí.
CHC: De modo que su trabajo local tuvo impacto a nivel nacional.
BP: Sí. Nos sorprendió el impacto que podían causar unas pocas cartas, postales o llamadas telefónicas. Y de alguna manera era divertido. Pero creo que lo más importante para nuestro boicot era que, no sólo educábamos a la población local, sino que nos asegurábamos de que esa información llegase directamente al fabricante.
Todas las compañías recibieron una copia de la información que le estábamos entregando a la gente, donde les informábamos que nos preocupaba el PVC.
CHC: Entonces, ¿cuánto tiempo lleva el boicot hasta ahora?
BP: Comenzó en abril de 1994. Todos los años realizamos un inventario de los almacenes y publicamos una nueva lista en nuestro boletín y la ponemos a disposición de quien le interese. Estamos inscriptos en Boycott Quarterly, y enviamos información a todo aquel que nos escriba desde allí. De manera que todavía está activo, y alentamos a todos y a cada uno, ya sea dentro de nuestra organización o dentro de nuestro campo de acción de influencia, a que nos escriba o nos llame, y nos comente sobre cualquier cambio que se realice en los productos que ven en las estanterías, ya sea bueno o malo.
CHC: ¿Cuántos cambios han presenciado desde que comenzó el boicot?
BP: Bien, Ralston-Purina, Helene Curtis; Proctor and Gamble, créase o no, realizaron algunos cambios en algunas de sus líneas. Eso realmente nos sorprendió. Otra compañía local que ha decidido eliminar el PVC de sus productos fue Nike. Trabajamos muy intensamente con ellos, de manera que esperamos haber influenciado en algo.
No creo que merezcamos todos los honores, pero sí creo que al menos logramos impulsar algo que ya estaba en proceso. Existe una organización que tiene un campo de influencia mucho mayor al nuestro, Greenpeace. Y ellos también estuvieron trabajando para erradicar el PVC. De modo que ese enfoque educativo está ayudando a nuestro boicot.
CHC: ¿Qué consejo le daría a un grupo que nunca antes ha llevado a cabo un boicot, pero que le gustaría intentar realizar uno?
BP: No escatimen esfuerzos. Usen todos los medios posibles para lograr que los escuchen. Es importante realizar investigaciones, ya que deben ser capaces de decir: “El policloruro de vinilo es malo por estas razones”. Es necesario poder responder todo tipo de preguntas, provenientes tanto desde los químicos así como desde los consumidores.
Para mayor información, contactarse con: Recycling Advocates--32 NE 44th Ave., Portland, OR 97213-2301, (503)230-9513.
Ejemplo Nº 2: Un modelo de carta para enviar a una compañía que está recibiendo un boicot
Dra. Lara Wilkinson
Coalición por la Justicia
1234 Main Street
Overland, Missouri 63114
31 de enero, 2000
Michael Barge, Director Ejecutivo
Corporación Ropa por Menos
5678 Elm Street
Overland, Missouri, 63114
Sr. Barge,
Le escribo en nombre de la Coalición por la Justicia para informarle que la coalición planea iniciar un boicot contra sus tiendas el 21 de febrero de este año, debido a las constantes políticas de discriminación racial que lleva adelante su compañía.
Durante los últimos dos años, hemos estudiado y documentado una constante política de discriminación contra personas afro americanas que eligen comprar en sus tiendas. Cuando ingresan a sus tiendas, un miembro de seguridad los sigue constantemente, y al momento de comprar un producto se los obliga a mostrar una identificación adicional. Ninguna de estas situaciones ocurre con sus otros clientes. Estamos indignados. A menos que se produzca un cambio inmediato en sus políticas, llevaremos adelante este boicot.
Como es de su conocimiento, hemos intentado negociar con los representantes de su tienda durante los últimos seis meses, sin ningún éxito. Por lo tanto, creemos que no existe otra alternativa más que tomar este camino. Las siguientes organizaciones están apoyando nuestros esfuerzos:
- La Asociación Nacional para el Progreso de las Personas de Color.
- La Coalición Simplemente Iguales
- El Consejo Interreligioso de San Luis
- La Organización Nacional para las Mujeres
- La Asociación de Estudiantes de la Universidad de Missouri-St. Louis
- La Unión Americana por las Libertades Civiles
Y por supuesto, esperamos el apoyo de las personas con conciencia en Overland y toda la zona metropolitana de St. Louis. Nuestro propósito es mantener el boicot hasta tanto usted acceda a tratar a las personas con dignidad dentro de sus tiendas, o bien, hasta que nuestros esfuerzos lleven al cierre de las mismas.
Si desea negociar con la Coalición por la Justicia, por favor contáctese conmigo inmediatamente al (314) 555-1234. Si para el 21 de febrero no se ha alcanzado un acuerdo, el boicot se llevará adelante como está planeado.
Atentamente,
Dra. Lara Wilkinson.
Presidente, Coalición por la Justicia
Se envía copia de la presente a Jerilyn Van der Tuig, Director de Personal
Ejemplo Nº 3: El Proyecto “Buycot”
Este artículo, escrito por Laura Brown, fue extraído de la edición del periódico digital Atlanta's Southern Voice del 17/07/97 Se reproduce aquí con permiso del editor.
El Proyecto "Buycot" identifica a las empresas gay-friendly (que no discriminan debido a la orientación sexual)
Un nuevo programa implementado por el Proyecto de Igualdad de Georgia ayudará a los consumidores y a los posibles empleados a identificar aquellas empresas que no discriminan por motivos de orientación sexual.
Los voluntarios del “proyecto Buycot” realizarán un censo de las empresas desde las pequeñas empresas familiares hasta las grandes corporaciones nacionales en relación a sus prácticas anti-discriminatorias y publicarán los resultados de los censos en un cuadernillo de amplia distribución dijo Cindy Abel, Directora ejecutiva del Proyecto de Igualdad de Georgia (GEP, por su sigla en inglés).
“Nuestro objetivo es tener 100 nombres locales y luego publicar la primera edición del cuadernillo del Proyecto Buycot de Georgia, con actualizaciones mensuales y trimestrales”, dijo.
GEP además distribuirá autoadhesivos que las empresas podrán exhibir para mostrar su apoyo a la “justicia e igualdad” y pequeñas tarjetas que los clientes podrán entregar para demostrar su “elección a conciencia” de auspiciar aquellos comercios enumerados en la guía, dijo Abel.
Si bien muchas grandes compañías publican sus prácticas de empleo, los voluntarios les pedirán a los pequeños negocios que no cuenten con políticas escritas anti-discriminación que firmen una tarjeta donde declaran tratar a sus empleados “con igualdad y justicia, sin importar su raza, género, edad, religión, condición de discapacidad, orientación sexual o identidad, origen y estado civil.”
Abel dijo que el proyecto ayudará a que las empresas conozcan sobre la discriminación que enfrentan las lesbianas y los homosexuales; y pueden “finalmente ayudar a los debates legislativos, brindando a los candidatos una evidencia del apoyo por la justicia por parte de sus integrantes y las empresas.”
La tarjeta entregada en el censo les brinda a las empresas también la oportunidad de pedir capacitación sobre diversidad o ayuda del GEP para desarrollar políticas anti-discriminatorias.
“Desde el punto de vista de los empleados, [contar con estas políticas] les permite a los empleados conocer el valor de sus habilidades, capacitación y otras cualidades relacionadas con el modo en que se desempeñan en su lugar de trabajo, más que otras características que no están relacionadas con el trabajo,” dijo Abel. “La productividad se ve mejorada cuando toda la energía de los empleados es utilizada en su trabajo y no en mantener un secreto.”
“Esta es una oportunidad para que la comunidad homosexual demuestre su fortaleza comercializando directamente con aquellos que no discriminan con base en la orientación sexual al momento de brindar un servicio u ofrecer un empleo.” Dijo Don George, líder voluntario del proyecto Buycot.
GEP propuso su proyecto Buycot en su Reunión trimestral de junio en el Salón Municipal y actualmente están buscando más voluntarios. Aunque inicialmente estaba planificado para el 16 de julio, se llevará a cabo una capacitación especial para voluntarios el día 5 de agosto, de 7 a 9 p.m. en el Centro Lambda de Atlanta.
___Comprenden que los boicots funcionan de dos maneras, creando publicidad negativa y amenazando con atacar el balance de la organización.
___Conocen la diferencia entre un boicot primario y un boicot secundario.
Conocen las formas básicas en que se usa un boicot:
___Como un fin en sí mismo.
___Para destruir a un individuo o a una corporación.
___Como herramienta de negociación.
Conocen las ventajas de organizar un boicot:
___Triunfar logrando que un individuo o una empresa cambie sus políticas.
___Permitirle a la población que use su dinero en donde están sus valores.
___Atraer mucha atención a su organización y a su causa.
___Hacer que otras organizaciones vuelvan a analizar sus políticas.
___Cuando ya se han agotado las otras opciones más gentiles, y se recurre al boicot como última alternativa.
Han dedicado tiempo extra para responder las siguientes preguntas:
___¿Podrá el boicot alejar alguno de sus actuales partidarios?
___¿Podrían realizarse acciones legales contra mi organización debido a este boicot?
___¿Estoy dispuesto a dedicar todo el tiempo y el esfuerzo que se requiere para que esta acción triunfe?
___Se han presentado objetivos que son claros y realistas.
___Se conocen bien los factores que hacen que un boicot sea efectivo.
___Su investigación se basó en hechos sólidos y fuentes confiables.
___Se han identificado todos los grupos que desean boicotear.
___Han realizado asociaciones con otros grupos que comparten sus opiniones.
___Se les ha informado, preferentemente por carta, a los responsables sobre sus intenciones.
La carta a los responsables cumple con el siguiente criterio:
___Está escrita en un tono claro y profesional, sin resultar abiertamente amenazadora.
___Está escrita en una hoja membretada de la organización.
___Se ha incluido información sobre otros grupos que colaboran con el boicot.
___Se ha establecido claramente el quién, qué y cuándo del boicot.
___Se ha enviado dos semanas previas a la fecha establecida para que comience el boicot.
__Ha sido firmada por la autoridad del grupo o grupos.
___Ha sido revisada una y otra vez para evitar errores de ortografía y gramaticales.
___Ha sido enviada al CEO o Presidente de la organización, así como también a cualquier otro miembro del personal directamente involucrado con el tema.
___Han difundido sus ideas entre sus amigos y colegas para asegurarse de que tienen sentido y los han invitado y alentado para que se unan a su esfuerzo.
___Han realizado una conferencia de prensa para permitir que el resto de la comunidad conozca sus esfuerzos y de qué manera se verían beneficiados en caso de unirse a ustedes.
Han examinado otras secciones de la Caja de Herramientas en busca de información adicional sobre estrategias para llevar adelante un boicot, como por ejemplo:
___Organizar demostraciones públicas: Capítulo 33, Sección 14.
___Escribir cartas al editor: Capítulo 33, Sección 2.
___Crear pósters y volantes: Capítulo 6, Sección 11.
___Preparar una conferencia de prensa: Capítulo 6, Sección 8.
___Promover el interés en asuntos comunitarios: Capítulo 6.
Se han esforzado por explicar los motivos por los cuales ustedes están patrocinando este boicot y han incluido entre las explicaciones:
___Razones sólidas.
___Información actualizada.
___Explicaciones sencillas.
___Han ofrecido alternativas a lo que están boicoteando, y facilitado la participación en el boicot.
___Han felicitado públicamente a las organizaciones boicoteadas luego de que hayan realizados intentos por satisfacer sus demandas.
___Han sostenido el boicot a lo largo del tiempo, y han celebrado las pequeñas victorias.
-
¿Qué es una huelga?
-
¿Por qué querer organizar una huelga?
-
¿Cómo se organiza una huelga?
En 1877, cuando el Ferrocarril Baltimore y Ohio recortó los salarios de sus empleados por segunda ocasión en 8 meses, los empleados en Martinsburg, Virginia Occidental estaban enojados. En los patios del ferrocarril, los empleados caminaban dando vueltas, hablando sobre el impacto que los recortes tenían sobre sus familias y cómo se sentían defraudados. Eventualmente, más tarde, los trabajadores les dijeron a los funcionarios de los ferrocarriles que no habría más salidas de trenes desde Martinsburg hasta que el recorte fuera revocado. Cuando el jefe de la policía y, más tarde, el alcalde trataron de que los empleados regresaran al trabajo, los gritos de la multitud los callaron. Estimulados por su ira y frustración, los empleados del Ferrocarril Baltimore y Ohio habían iniciado la primera huelga nacional en la historia laboral de Estados Unidos.
La huelga espontánea se hizo más organizada rápidamente. Los trabajadores estuvieron unidos para mantener a los funcionarios del ferrocarril y a los potenciales rompe huelgas alejados de los trenes. Se enviaron tropas, pero muchos simpatizaban con los huelguistas, así que falló la táctica. La huelga se extendió rápidamente a toda la línea Baltimore y Ohio. En Baltimore, más de 15,000 trabajadores, muchos de los cuales eran simpatizantes de otras industrias, forzaron a los trenes a detenerse. En San Luis, trabajadores de casi cada industria marcharon en masa, esparciendo la huelga de vecindario en vecindario.
Mientras que lo que ahora es recordado por los historiadores como el Gran Levantamiento de 1877 eventualmente se apagó debido a la creciente oposición del gobierno, los militares y la industria, pero logró mucho. Muchos trabajadores evitaron otros recortes salariales y otros ganaron concesiones. Más importante, los trabajadores mostraron un frente unido ante los patrones, probando que las huelgas podían tener un gran impacto sobre los negocios. Hoy en día las huelgas son un instrumento vital para los trabajadores que están tratando de lograr acuerdos con patrones fuertes.
¿Qué es una huelga?
Una huelga es una forma de acción directa usada comúnmente, pero no únicamente, por los sindicatos en la que los trabajadores se unen para rehusarse a trabajar hasta que ciertas demandas se cumplen. Por ejemplo, los trabajadores pueden lanzarse a huelga para exigir incrementos salariales, mejores beneficios o condiciones de trabajo más seguras.
Irse a huelga es la forma más poderosa de obligar a los patrones a enfrentar las demandas de los trabajadores. Esta táctica no va a funcionar, sin embargo, a menos que todos los trabajadores participen y se hagan esfuerzos para impedir que se traigan nuevos reemplazos. Los trabajadores necesitan sentirse seguros que su sindicato se va a asegurar de que no pierdan sus trabajos por la huelga.
Como se puede imaginar, orquestar una huelga general es casi siempre una empresa masiva y requiere muchos meses de planeación.
¿Por qué querer organizar una huelga?
Hay muchas razones por las cuales una huelga bien planeada es una táctica poderosa, efectiva:
- Irse a la huelga cierra las operaciones en una fábrica u otro sitio de trabajo, forzando a los patrones a responder a las demandas de los trabajadores.
- Irse a la huelga atrae una gran cantidad de atención pública a su causa.
- Irse a la huelga muestra qué tan comprometidos están los trabajadores con lo que están negociando.
- Irse a la huelga pone a prueba su habilidad de confrontar efectivamente a la empresa, ¡por supuesto que deben sentirse seguros de que pueden elevarse hasta tal prueba!
- Irse a la huelga moviliza y unifica su afiliación.
- Piensen que una huelga mal planeada, sin embargo, puede ser desastrosa. No nada más pueden sus demandas no ser cumplidas, pero los trabajadores podrían perder sus trabajos, la opinión pública agriarse y los trabajadores mismos encontrarse en problemas legales.
¿Cómo se organiza una huelga?
Si están afiliados a un sindicato nacional o alguna otra clase de organización supervisora, notifiquen a las oficinas nacionales y averigüen si tienen algunos requerimientos o consejos para ustedes. Puede que se necesite o no que apruebe su oficina nacional el que incluso tengan una huelga en primer lugar. Definitivamente ellos van a necesitar que los pongan al día y recibir informes todo el tiempo que dure de la huelga y ellos pueden decirles qué forma deben tomar estos.
Establezcan comités para manejar las diferentes responsabilidades de planeación para la huelga. Abajo se enlistan algunos de los comités más comúnmente usados en la organización de una huelga:
- Comité general de huelga
- Comité de negociación
- Comité de manifestaciones
- Comité de propaganda
- Comité de finanzas/recaudación de fondos
Pueden llegar a enterarse que para una huelga pequeña, un solo comité general de huelga puede ser capaz de cumplir todas las tareas requeridas. O pueden decidir combinar el comité de propaganda con el de finanzas/recaudación de fondos o incluso dividir uno de los comités sugeridos en dos. Lo que sea que decidan hacer, es menos importante que sigan estos deberes sugeridos para cada comité a que se aseguren que los deberes de sus comités estén claramente definidos antes de empezar.
Comité general de huelga
El comité general de huelga supervisa todo. Ellos nombran todos los otros comités y coordinan la comunicación entre los comités.
Otras responsabilidades del comité general de huelga pueden incluir:
- Contratar un abogado para que maneje cualquier asunto legal que pueda presentarse por la huelga.
- Aprobar toda la propaganda
- Agendar reuniones generales para mantener a los miembros al tanto de lo que sucede con la huelga.
- Hacer y mantener un presupuesto y supervisar las finanzas
- Llevar registros de todo lo que se haga durante la huelga, decisiones tomadas, quién estaba en cuál comité, etc.
Comité de manifestaciones
Este comité supervisará todas las actividades relacionadas con manifestaciones. Las manifestaciones son la parte más visible de su huelga, es la parte que el público general ve en las noticias de las 6, la parte vista por las personas que manejan por la calle y la cosa a la que los reporteros acuden en masa. Por lo tanto, manejar sus manifestaciones de una manera ordenada y efectiva es muy importante. Los deberes del comité de manifestaciones pueden ser:
- Asignar a todos los miembros a un grupo de manifestaciones y designar un Capitán de Manifestaciones para cada grupo.
- Preparar la agenda de las manifestaciones para asegurar que se tienen suficientes manifestantes presentes a toda hora con el fin de impresionar. Una manifestación con únicamente dos o tres manifestantes es una visión triste y hace parecer como que su grupo no está realmente unido y lleno de convicción. Si se están manifestando en una sola planta o locación, debieran tener manifestantes en todos los accesos y salidas al edificio o propiedad.
- Proporcionar a los manifestantes letreros o materiales para hacerlos, si fuera necesario.
- Mantener registros sobre quién asiste y por cuánto tiempo.
- Mantener las manifestaciones ordenadas y dentro de la ley. Por ejemplo, ¡no permitir se consuma alcohol en la manifestación, eso NUNCA!
- Documentar las manifestaciones para contrarrestar las disputas legales. Video grabar sus áreas de manifestación puede valer la pena.
- Persuadir a aquellos que no lo estén haciendo que vayan a la manifestación.
- Disponer entretenimiento y oradores para que aparezcan en la manifestación. ¡Esto puede hacer maravillas por el estado de ánimo! Trabajar con el comité de propaganda en esto y traten de tener cobertura de la prensa siempre que tengan un orador o animador.
Comité de propaganda
El comité de propaganda debe hacer saber su posición tanto a los huelguistas como al público. Algunas de las cosas que el comité de propaganda puede hacer son:
- Informar a los huelguistas de cualquier cambio en su posición de negociación, cómo están progresando las negociaciones, control de los rumores, reuniones importantes, etc. Algunas de estas cosas se pueden alcanzar con boletines de huelga, pequeños periódicos informativos de la huelga que pueden distribuirse entre los miembros.
- Retratar a los huelguistas como personas comunes y trabajadoras al público y mostrar que sus demandas son más que razonables.
- Hacer públicas cualquier amenaza y desinformación diseminadas por la oposición.
- Crear folletos, volantes, comunicados de prensa y otros materiales explicando las razones para llevar a cabo la huelga al público en general.
- Coordinar las presentaciones de los líderes huelguistas en los noticieros locales de radio y televisión.
Comité de finanzas/recaudación de fondos
Dependiendo del alcance de su huelga y cuánto tiempo piensen que pueda durar, el costo de una huelga puede ser desde unos cuantos cientos de dólares o llegar hasta varios miles de dólares. Su comité de finanzas y recaudación de fondos puede tomar la decisión de no hacer todo lo que sigue, pero pueden considerar cada uno antes de decidir:
- Empiece y mantenga un fondo de huelga. ¡Empiecen desde antes con esto! De hecho, es una buena idea tener un fondo de huelga aunque no estén planeando irse a la huelga pronto.
- Cree y mande una carta machote a los acreedores y arrendadores explicando las razones para la huelga y pidiendo se les den facilidades a los huelguistas para pagar sus adeudos durante la huelga.
- Establezca un fondo para prestar dinero a los trabajadores que necesitan ayuda para pagar los servicios públicos y la renta o la hipoteca.
- Ayude a los huelguistas con las compras de comida durante la huelga, ya sea trabajando conjuntamente con el banco de alimentos local, estableciendo su propio banco de alimentos o distribuyendo vales que se puedan usar en las tiendas.
- Organícese para que proveedores locales de cuidados para la salud atiendan las necesidades médicas y dentales de los trabajadores durante la huelga.
- Investigue cuáles son los requisitos de elegibilidad de los trabajadores para Medicaid y sugiérales a aquellos que cumplan dichos requisitos que los soliciten, en caso de necesidad, durante la huelga.
- Incluya el pago de las primas de seguro y cuentas médicas y dentales atrasados en la negociación de la huelga.
- Proporcione transporte (camiones, etc.) o vales de gasolina o transporte público a los huelguistas si la huelga dura por más de una o dos semanas.
Preparen un presupuesto.
Este puede ser difícil de hacer antes de que empiece la huelga, pero después de que empiece siempre pueden hacer ajustes. El comité financiero/recaudación de fondos debe preparar un presupuesto inicial y éste debe aprobarlo el comité general de huelga. Algunas cosas a incluir son:
- Gastos legales, la mayor parte debidos a mandatos judiciales y pagos de fianzas de huelguistas detenidos.
- Gastos de publicidad y propaganda.
- Ayuda para comida, renta, servicios públicos, transporte y otro tipo de ayuda financiera.
- Gastos de impresión.
- Cualquier gasto adicional, tal como una renta para el cuartel general de la huelga, si está en un lugar diferente a las oficinas normales.
Hacer un pliego petitorio y establecer una fecha límite.
Deben estar totalmente claros de lo que quieren y por qué están amenazando con irse a la huelga. Tengan un buen argumento de por qué quieren lo que quieren. Adicionalmente a cualquier asunto importante sobre el que se esté enfocando la huelga, asegúrense que sus demandas incluyen la garantía de que los trabajadores en huelga no sufrirán consecuencias negativas por haber tomado parte en la huelga y el pago garantizado de las pólizas de seguro, cuentas médicas y dentales atrasados.
Negocien todo lo que puedan antes de manifestarse.
Tal vez puedan resolver sus demandas sin que nadie tenga que abandonar el trabajo.
Negociar es un arte fino. Requiere habilidades que pueden encontrar fuera de su organización, así que contemplen contratar un negociador o a un servicio de arbitraje. Busquen en el directorio telefónico servicios de negociación, mediación, arbitraje o resolución de conflictos. También pueden contactar la facultad de administración de empresas de la universidad local.
Lo que sigue son algunos libros sobre el tema de negociaciones laborales que los pueden ayudar en este punto, también:
Beyond the Walls of Conflict: Mutual Gains Negotiating for Unions and Management (Más allá de los muros del conflicto: Negociar ganancias mutuas para los sindicatos y la representación patronal) por David S. Weiss
Negotiating at an Uneven Table: A Practical Approach to Working With Difference and Diversity (Negociar en una mesa desigual: Un acercamiento práctico a trabajar con la diferencia y la diversidad) por Phyllis Beck Kritek
- The Union Steward's Complete Guide (La guía completa de Steward para el sindicato) por David Prosten (Editor)
- Negotiating at an Uneven Table: A Practical Approach to Working With Difference and Diversity (Negociar en una mesa desigual: Un acercamiento práctico a trabajar con la diferencia y la diversidad) por Phyllis Beck Kritek.
- The Union Steward's Complete Guide (La guía completa de Steward para el sindicato) por David Prosten (Editor)
- Organizing to Win: New Research on Union Strategies (Organizarse para ganar: nueva investigación sobre estrategias sindicales) por Kate Bronfenbrenner, Sheldon Friedman, Richard W. Hurd, Ronald L. Seeber, and Rudolph A. Oswald (Editors)
- The Common Law of the Workplace: The Views of Arbitrators (La jurisprudencia del entorno laboral: Los puntos de vista de los conciliadores) por Theodore J. St. Antoine (Editor)
- Employment Dispute Resolution and Worker Rights in the Changing Workplace (Industrial Relations Research Association Series) por Adrienne E. Eaton and Jeffrey H. Keefe (Editors)
- Front Stage, Backstage: The Dramatic Structure of Labor Negotiations (Mit Press Series on Organizational Studies) por Raymond A. Friedman
- How to Prepare and Present a Labor Arbitration Case: Strategy and Tactics for Advocates por Charles S. Loughran
- Getting to Yes (2nd edition) por Roger Fisher, William Ury, and Bruce Patton
¡Saquen a los manifestantes allá afuera! Si las negociaciones no han dado los resultados deseados, es hora de agregar músculo a las amenazas. Vean la descripción de los deberes del comité de manifestaciones para más información sobre qué hacer en este paso.
Negocien todavía más con los representantes patronales hasta que lleguen a una conclusión mutuamente aceptable.
Manejar una orden judicial:
Una orden judicial generalmente es una orden legal exigiendo a un acusado, en este caso, trabajadores en huelga, se abstenga de efectuar un acto específico, en este caso, manifestarse en vez de trabajar. Recibir una orden judicial para obligar a los huelguistas a regresar a trabajar o limitar el número de manifestantes permitidos en un sitio específico es una táctica comúnmente usada por la representación patronal, así que más les vale estar preparados en caso de que les suceda.
Si sus opositores los amenazan con una orden judicial, consíganse un asesor legal rápidamente. Mientras que hay una ley federal que prohíbe a la representación patronal obtener órdenes judiciales durante las huelgas, hay maneras de darle la vuelta y la representación patronal saca provecho de ello, aduciendo que los huelguistas están siendo violentos o impidiendo el acceso a una planta o edificio, por ejemplo.
Actúen en contra de esto haciendo que el comité de manifestaciones se asegure que el ambiente de las manifestaciones es ordenado y pacífico. Pueden seguir llenando las bases, como en el baseball, tomando videos de sus manifestaciones, especialmente en horas que los miembros de la oposición anden por ahí.
El juzgado oirá la evidencia de los abogados de sus opositores, posteriormente fijará una fecha para determinar si la orden judicial será emitida, generalmente como una semana después. En esa audiencia tendrán la oportunidad de presentar su lado. La oposición también puede solicitar una orden de protección judicial temporal y eso está en manos del juez.
Mientras que esta sección de la Caja de Herramientas Comunitarias se concentra en huelgas generales, hay otros métodos relacionados que pueden querer probar.
- Huelgas de manos caídas se usan cuando los trabajadores están tratando de ganar una sola concesión del patrón. Estas se pueden ganar en cuestión de minutos. Simplemente todos dejan de trabajar al mismo tiempo y esperan a que el patrón ceda.
- Huelgas de buen trabajo es una táctica usada por trabajadores en la industria de los servicios en la que los trabajadores aportan sus servicios gratuitamente o más baratos, cortando las ganancias del patrón y ganando el apoyo del público al mismo tiempo. Por ejemplo, los trabajadores de los autobuses y trenes en Lisboa, Portugal, que exigían un incremento salarial en 1969 dieron viajes gratuitos a todos los pasajeros. Rápidamente obtuvieron su aumento.
- Todos se enferman al mismo tiempo cuando todos hablan para avisar que están enfermos al mismo tiempo. Esta táctica es muy efectiva para departamentos aislados o áreas de trabajo. Se usa mucho en sindicatos de empleados públicos para quienes irse de huelga está en contra de la ley. Pueden encontrarse con que la mera sugerencia de que todos se van a enfermar al mismo tiempo obtiene resultados. Durante una disputa sobre un empleado sindicalizado despedido de un hospital en Nueva Inglaterra, un representante sindical le dijo a un supervisor, “Hay mucho catarro por todos lados… ¿no sería una pena si tanta gente se enfermara que no fuéramos a tener suficiente personal para que funcionen las salas?” Ese día, docenas de trabajadores hablaron a la oficina de personal para preguntar cuántos días de incapacidad les quedaban. El hospital de inmediato reinstaló al trabajador corrido.
Para resumir
Como pueden ver, hay una variedad de estrategias que se pueden usar para que el patrón entienda el punto. Mientras que irse a la huelga puede tener un gran impacto en las negociaciones laborales, nunca debe tomarse a la ligera. Organícense bien y cuidadosamente, y sin embargo, tal vez encuentren que una huelga es todo lo que se necesita para que su oposición recupere los sentidos.
Resources
Recursos en línea
Bay Area Industrial Workers for the World. (1998). How to fire your boss: A workers' guide to direct action.
Employee Rights is a PDF provided by the United States government, and it offers information on legal rights surrounding unionization and participation in a strike.
How Chicago Teachers Got Organized to Strike is an article published on October 19, 2012 by Norine Gutekanst.
198 Methods of Nonviolent Action is a resource provided by A Force More Powerful that lists 198 different methods of nonviolent action.
Organizing a Strike for Better Working Conditions is an article by Survival in Sight that discusses using strikes as an effective tool in the workplace.
Recursos impresos
Brecher, J. (1997). Strike! Cambridge, MA: South End Press.
Chenoweth, E., & Stephan, M. (2012). Why Civil Resistance Works: The Strategic Logic of Nonviolent Conflict. Columbia University Press. Using statistical analysis and case studies Chenoweth and Stephan discuss the factors of different civil resistance campaigns that cause some to succeed and others to fail.
Roberts, A., & Ash, T. (2011). Civil Resistance and Power Politics: The Experience of Non-Violent Action from Gandhi to the Present. Oxford University Press. Civil resistance is an inadequately understood feature of world politics, and Roberts and Ash identify and discuss peace struggle as a key phenomenon in international relations.
Rothman, J., Erlich, J. L., & Tropman, J. E. (1995). Strategies of Community Intervention. Fifth edition. Itasca, IL: F.E. Peacock Publishers, Inc.
Milkman, R., Bloom, J., & Narro, V. (2010). Working for Justice: The L.A. Model of Organizing and Advocacy. ILR Press. Working for Justice provides eleven case studies of recent low-wage worker organizing campaigns in Los Angeles. This information was acquired through interviews, access to documents, and participant observation.
United Electrical, Radio, and Machine Workers of America. (1989). Preparing for and conducting a strike: A UE guide. Fourth edition. Pittsburgh, PA: UE Publishing.
___Entienden qué es una huelga.
___Saben por qué quieren organizar y cómo negociar una huelga.
___Informaron a las oficinas nacionales y se aseguraron que los podrán tener al tanto y reportarse por todo el tiempo que dure la huelga.
___Deben instalar comités para manejar las diferentes responsabilidades de planeación para la huelga:
- Comité general de huelga
- Comité de negociación
- Comité de manifestaciones
- Comité de propaganda
- Comité de finanzas/recaudación de fondos
___Prepararon un presupuesto que incluye todos los gastos de la huelga.
___Prepararon el pliego petitorio incluyendo:
- La fecha límite
- Lo que quieren
- Por qué están amenazando con irse a la huelga
- Por qué quieren lo que quieren
- La garantía que los trabajadores huelguistas no sufrirán consecuencias negativas
___Han negociado todo lo posible antes de manifestarse.
Si las negociaciones fallan…
___Salgan a manifestarse.
___Han negociado aún más con los representantes patronales hasta lograr una mutua conclusión.
افراد مختلف درباره معنای شنود عمومی ایدههای بسیار متفاوتی دارند. بنابراین، هنگامی که درباره این موضوع و مسائل مرتبط با آن با افراد دیگر صحبت میكنید، این تفاوتها را در نظر داشته باشید. در این فصل، ما شنود عمومی را به دو طریق تعریف میكنیم:
- شنود عمومی میتواند جلسهای رسمی باشد، كه شهادت عموم را درباره یك مسئله محلی، یا اقدام پیشنهادی دولت، استماع كند. معمولا شهادتهای هر دو طرف را برای گزارش به عموم ضبط میكنند و یك گزارش نهایی شامل نكات كلیدی به دست میآید. همه سطوح دولت از شهر گرفته تا سطح ملی، شنود عمومی را برگزار میكنند. گاهی شنود عمومی رسمی را قانون مدیریت میكند (مثلا راجع به صدماتی كه یك پروژه پیشنهادی ساخت بزرگراه به محیط زیست وارد میكند). در موارد دیگر مقامات رسمی دولتی از شنود عمومی برای جمعآوری اطلاعاتی استفاده میكنند كه در تصمیمگیریها یا تهیه پیشنویس قوانین به کارشان میآید.
- یك شنود عمومی، ممكن است كمتر رسمی باشد. ممكن است یك نهاد دولتی آن را حمایت كند، یا نكند و الزاما هر دو طرف یك دعوی، فرصت صحبت كردن نداشته باشند. ممكن است گزینه شما فقط این باشد كه هیاتی از افراد، مسئلهای را به بحث بگذارند، اعم از اینكه زمان پرسش و پاسخ داشته باشند، یا نداشته باشند.
شنود عمومی را گاهی جلسات پاسخگویی یا جلسات مطالعاتی مینامند. در جلسات شنود رسمی قانون اقتضا میکند که معیارهای منصفانهای وجود داشته باشد و در آن صورت، جلسه شنود به یک دادگاه شبیه میشود.
چرا شنود عمومی انجام دهیم؟
دلایلی وجود دارند در پاسخ به اینكه چرا شما میخواهید شنود عمومی ترتیب دهید. مثلا:
- افتتاح بحث بر سر مسئله و كمپین ترویجگری شما
- برقراری ارتباط و شفافسازی نیازها
- انتقال حس نگرانی باهمستان درباره یك مسئله
- افزایش آگاهی باهمستان نسبت به یك مسئله
- جلب توجه رسانهها
- نزدیك كردن تعداد بیشتری از عموم به طرز فكر شما
- فراخوانی اعضای جدید
- نشان دادن نقطه نظرات شما راجع به موضوع بحث برانگیز
- بازگشایی مجدد گفتگو با عموم درباره مسائلی كه از ذهن عموم پاك شدهاند
- مواجهه با استدلالهایی كه مخالفینتان بر علیه گروه یا طرح و برنامه شما مطرح میكنند
- یافتن راه حل برای یك مشكل یا مسئله باهمستان
- جمعآوری اطلاعات
- به دست گرفتن نبض باهمستان
عموما شنود عمومی هزینه زیادی اعم از وقت یا پول كاركنان در بر نمیگیرد و برای سازمان یا طرح و برنامه شما راهی بسیار عالی است تا پیامتان را به مردم، رسانهها و مسئولین منتخب برساند.
چه زمان یك شنود عمومی را برگزار كنید یا در آن شهادت دهید؟
یك شنود عمومی، اگر كنترلی روی زمان برگزاری آن داشته باشید، بهتر است وقتی برگزار شود كه بتوانید توجهها را به سمت هدفتان جلب كنید، یا بخواهید نقطه نظرات مختلف را بشنوید كه شما را در تصمیمگیری بر سر یك فعالیت یا كمپین در شرف انجام، یاری كند. چنین رویدادهایی را البته نباید به صورت متعدد برگزار كنید، چون شركتكنندگان در آن كاهش پیدا میكنند و وقتی دفعات برگزاری آن بیش از حد شود، تاثیرش هم كمرنگ خواهد شد. همچنین برگزاری یك شنود عمومی به گروه شما اقتدار و اعتبار میبخشد اما زیادهروی در آن، اقتدار و اعتبار را مخدوش میكند.
ممكن است شما كنترلی روی زمان برگزاری شنود عمومی نداشته باشید. مثلا شاید مسئولین دولتی شهر، روستا، یا ایالت شما تصمیم بگیرند كه در مورد یك مسئله (مثلا افزایش نرخ بهره) شنود عمومی برگزار شود و سپس از شما بخواهند كه در آن شركت كنید. اگر از شما خواسته نشود كه شركت كنید، اما فكر میكنید حرفی برای گفتن دارید، باید كاری كنید كه در فهرست شاهدها قرار بگیرید.
در مواقع دیگر، شاید بتوانید یك شنود عمومی ترتیب بدهید تا توجهها را به سمت یك مشكل یا پیشنهاد كه سازمان یا پروژه شما درگیر آن است، جلب كنید. این برگزاری میتواند در شروع یك پروژه، سازمان یا برنامه انجام شود. میتواند متصل به یك رویداد جاری یا در شرف انجام باشد، یا زمانی كه مسئله شما توجه زیادی از جانب عموم كسب كرد، برگزار شود. یا ممكن است زمانی یك شنود عمومی را فراخوانی كنید كه مخالفت شما توجه زیادی را جلب كرده باشد و بخواهید نقطه نظرات جانب خودتان را مطرح كنید.
چطور یك شنود عمومی را برگزار کنید یا در آن شهادت دهید؟
فرض كنیم شما مشغول كار روی یك پیشنهاد هستید كه طی آن در تمام شهرها یك سنت به مالیات فروش اضافه شود و منافع آن صرف ایجاد كارگاههای بعد از ساعات درسی، زمینهای بسكتبال نیمهشب و سایر برنامههای مختص جوانان شود. كمیسیون شهر موافقت كرده كه مسئله را مورد توجه قرار دهد و برای شنود عمومی فراخوان دهد. از شما خواسته شده نقطه نظرات جانب خودتان را ارائه كنید و نمایندگان تجار محلی كه معتقدند افزایش مالیات به كار و كسبشان لطمه میزند، مخالفین شما هستند. یا فرض كنیم مسئولین شهر برای یك جلسه شنود فراخوان ندادهاند، اما شما میخواهید یك شنود عمومی درباره مسئله را سازماندهی كنید، تا عموم را نسبت به مسئله هوشیار كنید و به شما كمك كند كه بفهمید موضع شما چه باید باشد.
- پیش از شنود عمومی. معمولا به یك ماه زمان نیاز دارید كه برای موضوعی مثل این برنامهریزی كنید و حرفتان را بزنید، اما اگر زمان را طرف مقابلتان تعیین كند، چنین فرصتی نخواهید داشت.
- پرداختن به دستور جلسه. وقتی درباره مسئله شما یك شنود عمومی وجود داشته باشد، هر قدر هم ناجور برنامهریزی شده باشد و هر قدر هم گروهتان از نظر سیاسی جانبی باشد، باید تلاشتان را بكنید تا مطمئن شوید موضعتان در شهادتتان ارائه شود. با حضورتان در هر یك از این جلسات شنود، افراد صاحب قدرت شما را میشناسند و شما خواهید دانست: اگر حرفهای خوبی برای گفتن داشته باشید، اگر وارد به كار و مطلع باشید، حتی ممكن است وابسته به شما شوند. حضور داشتن بسیار مهم است.
- اگر تاكنون از سازمان یا پروژه شما خواسته نشده كه در یك شنود عمومی شهادت بدهید، اطمینان حاصل كنید كه در دستور جلسه قرار دارید. با هر سازمان یا نهادی كه حامی جلسه شنود است تماس بگیرید. مثلا اگر برگزاركننده جلسه شنود شهرداری است، با سازمان شهرداری تماس بگیرید و ببینید برای اینكه جزو شهادتدهندگان قرار بگیرید با چه كسی باید صحبت كنید.
- قرار گرفتن در دستور جلسه كار آسانی نیست. اگر زمان جلسه شنود محدود است، احتمالا ادارهكنندگان جلسه شنود از قبل شهادتدهندگان را انتخاب كردهاند. در اینصورت مشمول قرار دادن خودتان و قبل از آن انتخاب شدنتان، تقریبا غیرممكن یا فوقالعاده سیاسی خواهد بود. باید قانونگذار اصلی یا كارگزار قدرت را بشناسید، یا حداقل وقتی كنار گذاشته شدید، شما را به عنوان یك مزاحم مشروع بشناسند.
- در چنان شرایطی هنوز چند گزینه دارید: (الف) ببینید آیا دوستان سیاسیتان میتوانند شما را در فهرست شهادتدهندگان بگنجانند یا نه. (ب) ببینید آیا سخنرانی كه قرار است مسئله شما را مطرح كند شما یا نقطه نظرات شما را در ارائه خودش خواهد گنجاند یا نه. (پ) با رسانهها یا هر كسی كه به حرف شما درباره حذف شدنتان گوش خواهد كرد، صحبت كنید (اما در ذهن داشته باشید كه این یكی تماس سختی است، چون دشمنتراشی خواهد كرد).
وضعیتِ تا حدی متداولتر آن است كه جلسه شنود به مدت طولانیتر (چندین ساعت و گاهی چند روز) ادامه پیدا كند و شما بتوانید برای صحبت كردن نامنویسی كنید. معمولا هر كس كه بخواهد، حرفهایش استماع خواهد شد و هر كس هم مدت معینی (معمولا بین دو تا پنج دقیقه) فرصت صحبت كردن خواهد داشت. در حقیقت، آنچه معمولا اتفاق میافتد این است كه كسانی كه در كمیته یا گروه برگزاركننده جلسه شنود دوستانی دارند، از چند روز قبل برای ادای شهادت ثبتنام میکنند و در روز جلسه شنود با دبدبه و طمطراق از راه میرسند و یک ساعت و نیم هم حرف میزنند. این یعنی اگر زرنگ نباشید و از چند روز قبل ثبتنام نكرده باشید (حتی اگر بگویند که تا روز برگزار جلسه ثبت نام نمیکنند، در صورتی که بتوانید مسئولان شنود را متقاعد کنید، موفق خواهید شد که از چند روز قبل نامتان را در فهرست شاهدین بگنجانید.) ولی حتی در آن صورت هم ممکن است شاهد دویست و چهلم، در فهرست شهادتدهندگان، باشید. حتی اگر مسئولان جلسه شنود خود را متعهد بدانند كه به حرفهای همه گوش كنند، در ساعت ۲:۳۰ بامداد شما برای یك سالن خالی صحبت خواهید كرد. به هر حال، چه با استفاده از روابطتان (البته اگر داشته باشید) و چه با حضور در سالن در ساعت ۶ صبح روز برگزاری جلسه شنود، باید از قبل اسمتان را در فهرست شاهدان بگنجانید.
- تعیین اهداف برای جلسه شنود. اول و مهمتر از همه باید بدانید كه قصد دارید توسط این رویداد چه كاری انجام دهید. دانستن اهدافتان به شما كمك میكند بهترین افراد ممكن برای شهادت دادن را انتخاب كنید.
- البته اگر شنود عمومی باشد، احتمالا هدف اصلی شما انتشار پیامتان درباره هر مسئله یا مشكلی است كه مطرح میشود. میتواند به این معنی باشد كه كمیسیون شهر را متقاعد كنید كه در یك مسئله عمومی به نفع شما رای دهد، یا عموم را متقاعد كنید كه در یك رفراندوم به شكل خاصی رای دهند. ممكن است شما اهداف دیگری هم داشته باشید. مثلا بخواهید داوطلبین بیشتری جذب كنید یا پوشش رسانهای محلی را در مورد موضوعتان بیشتر كنید. همچنین ممكن است هدف دیگرتان افزایش تفاهم میان جبهه خودتان و جبهه مخالفتان باشد.
- اهدافتان هر چه كه باشد، مهم است كه هنگام برنامهریزی برای جلسه شنود آنها را در نظر داشته باشید، زیرا به شما كمك خواهد كرد سخنرانانی را انتخاب كنید كه برای مقاصد شما از همه مناسبتر هستند و همچنین كمكتان خواهد كرد به طور شفاف بدانید كه چرا با طی مراحل این كار را انجام میدهید.
مثال: تشكیل اهداف برای یك جلسه شنود
خوزه سرپرست ائتلافی است كه قبلا گفتیم روی افزایش یك سنت به مالیات فروش، به منظور افزایش كمك مالی برای برنامههای جوانان كار میكند. كمیسیون شهر در این باره یك شنود عمومی فراخوانی كرده است و ماه آینده، طی یك رفراندوم روی این مسئله رایگیری خواهد شد. خوزه و سایر رهبران ائتلافش هنگام تعیین اهداف برای جلسه شنود، این را در نظر میگیرند. نتایجی كه به دست آوردهاند، به قرار زیر است:
هدف ۱: نشان دادن اینكه به برنامه پیشنهادی برای جوانان نیاز وجود دارد.
هدف ۲: نشان دادن اینكه برای تامین بودجه برای این برنامهها، افزایش مالیات فروش مورد نیاز است.
هدف ۳: نشان دادن اینكه آن افزایش مالیات باری بر دوش شهروندان نخواهد گذاشت.
افرادی را برای شهادت دادن پیدا كنید و آنها را خوب آماده كنید.
شما باید بهدقت افرادی را انتخاب كنید كه با شهادتشان پیام شما را پوشش دهند. اعم از اینكه در این زمینه فصاحت كلام داشته باشند، یا با تجارب چشمگیری در دنیای واقعی درباره مسئله، در پروژهتان شركت داشته باشند. باید كسانی را پیدا كنید كه به عنوان نمایندگان جبهه شما با ایشان راحت باشید، زیرا احتمالا همانطور هم به نظر میرسند، حتی اگر در سازمان شما دستاندركار نباشند.
مدام در نظر داشتن اهداف و به دنبال انواع مختلف شهادت گشتن، یعنی آمیزهای از نظرات تخصصی (مثلا کارشناسی كه در خصوص مسئله یا موضوع شما تخصص داشته باشد) و روایتهای خصوصی (داستانهایی از كسانی كه مستقیما تحت تاثیر مسئله قرار دارند)، كارایی بیشتری خواهد داشت از اینكه یكی از آن دو را انتخاب كنید. اگر امكان داشته باشد، بهترین كار آن است كه نمایندگان یك برش عرضی از باهمستان را انتخاب كنید، افرادی در سنین مختلف، با سوابق قومی مختلف و وضعیت اجتماعی-اقتصادی مختلف.
اگر انجام این كار به نظر سخت میرسد، شاید برخی ایدههای خلاقانه كارساز باشند. مثلا فرض كنید شما برنامه دارید كه روی تاسیس یك مركز سالمندان در شهرتان كار كنید. ممكن است فكر كنید كه برای این كار فقط باید سالمندان شهادت بدهند. اما به این فكر كنید كه میتوانید كسان دیگری را هم كه به این جمعیت اهمیت میدهند، مشمول شهادت كنید. مانند نوجوانی كه به پرستاری از یك خویشاوند سالمند كمك كرده است.
نمونه: تصمیمگیری درباره اینكه چه نوع افرادی باید شهادت دهند
خوزه با در نظر داشتن اهداف، دستبهكار انتخاب افراد برای ارائه شهادت شد. در نتیجه چندین شهادتدهنده به قرار زیر پیدا كرد:
- هدف ۱: نشان دادن اینكه به برنامه پیشنهادی برای جوانان نیاز وجود دارد.
- جوانانی كه میتوانند درباره اینكه به چه چیزهایی نیاز دارند كه مانع به دردسر افتادن آنها شود، صحبت كنند.
- کارشناسان مثل روانپزشكان كودك، آموزگاران، مشاورین، كه میتوانند منافع برنامههای مخصوص جوانان را نشان دهند.
- والدینی كه نگران آن هستند كه بچههایشان هیچ كار مثبتی برای انجام دادن ندارند.
- هدف ۲: نشان دادن اینكه برای تامین بودجه برای این برنامهها مالیات فروش مورد نیاز است.
- نمایندگان آژانسها و سازمانهایی كه با جوانان كار میكنند و میتوانند توضیح دهند كه چرا بودجه كافی ندارند كه خودشان بتوانند چنین برنامههایی را اجرا كنند.
- هدف ۳: نشان دادن اینكه مالیات فروش باری بر دوش شهروندان نخواهد گذاشت.
- صاحبان كسب و كارهای محلی كه معتقدند مالیات باعث فراری دادن مشتریانشان نخواهد شد.
- متخصصین مالی محلی كه میتوانند نشان دهند شهر از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی قرار دارد و به نظر میرسد كه تا مدتها همچنان در این وضعیت باقی خواهد ماند.
- یك نفر از اتاق بازرگانی یا یك انجمن بازرگانی دیگر.
كسانی را كه به صحبت در جمع عادت ندارند، تمرین بدهید. كاملا مطمئن شوید هر كس كه قرار است شهادت دهد آماده است به بهترین وجه این کار را انجام دهد.
-
از قبل محلی را رزرو كنید و برای رویداد تاریخ و ساعت تعیین كنید. البته اگر این یك شنود عمومی رسمی باشد، مسئولین دولتی محل این كار را برایتان انجام خواهند داد و شما میتوانید این مرحله را نادیده بگیرید. اما اگر به عهده خودتان باشد مهم است كه زمان و مكانی مناسب برای این رویداد انتخاب كنید.
عصر یكی از شبها در طول روزهای کاری هفته، احتمالا برای بیشترین تعداد حضار مناسب خواهد بود، چرا كه اغلب افراد روزها سر كار میروند. سعی كنید مكانی را پیدا كنید كه همه حضار را در خود جا بدهد، اما محل خیلی بزرگ و وسیع هم انتخاب نكنید. اگر سالن خیلی بزرگ باشد، در عكسها و فیلمهای خبرنگاران اینطور به نظر میرسد كه تعداد كمی در آنجا حضور داشتهاند.
اگر امكانش باشد، جلسه شنود باید در خود محل یا منطقهای كه تحت تاثیر مشكل قرار دارد برگزار شود. چنین مكانی افراد محلی بیشتری را به آنجا خواهد كشاند، افرادی كه در این مسئله روی آنها سرمایهگذاری شده است. مثلا اگر دادرسی مربوط به جرائم نژادی در دبیرستانهای محله است، چنانچه جلسه شنود در یك دبیرستان برگزار شود - در مقایسه با مثلا سالن کنفرانس یک هتل - تاثیر عاطفی بیشتری به همراه خواهد داشت و تعداد بیشتری از افرادی را كه واقعا به موضوع اهمیت میدهند، به آنجا خواهد كشاند.
- ترتیبات لازم را برای اطمینان از دسترسی به محل فراهم کنید. آیا برای این رویداد مترجمی آشنا با زبان اشاره (ویژه ناشنوایان) در نظر گرفتهاید؟ آیا ساختمان برای اشخاصی كه از صندلی چرخدار یا سایر تجهیزات كمكی استفاده میكنند قابل دسترسی هست؟ اگر قرار است نوشتههایی بین حضار توزیع شود، آیا نوشتههایی با حروف درشت یا نسخههایی به خط بریل برای كسانی بینایی معیوب دارند موجود است؟ در هر نوشته تبلیغاتی كه توزیع میكنید (به مرحله ۶ در ادامه توجه كنید)، حتما هر قدمی را كه برای دسترسپذیری این رویداد برداشتهاید ذكر كنید.
- یك گرداننده (مجری جلسه) انتخاب كنید. این هم اقدامی است كه اگر دیگران شنود عمومی را سازماندهی میكنند، نیازی نیست شما نگرانش باشید. احتمالا آنها گردانندگی رویداد را هم خود به عهده خواهند گرفت. اما اگر خودتان همه چیز را ترتیب میدهید، باید یك گرداننده تعیین كنید. این شخص نباید جزو هیات برگزاركننده باشد. و اگر قرار است هر دو طرف مقابل در یك مسئله یا مشكل معرفی شوند، گردانند باید بیطرف باشد و وابسته به هیچ یك از دو طرف نباشد. وظیفه گرداننده آن است كه سخنرانان را معرفی كند، بحث را هدایت كند و اطمینان حاصل كند كه حرفهای همه شركتكنندگان استماع شود.
چند نكته درباره گرداننده:
- اگر هر یك از سخنرانان را نمیشناسید، با آنها آشنا شوید. چند روز قبل از جلسه شنود با آنها تماس بگیرید و چند دقیقه با آنها گپ بزنید تا بفهمید آنها چه كسانی هستند. انجام این كار به شما كمك میكند هر اطلاعاتی را كه برای معارفه لازم دارید به دست آورید و در زمان برگزاری جلسه شنود به شما كمك میكند كه بفهمید كی به كی است.
- با هر دو طرف مسئله آشنا باشید. با رهبران هر دو طرف صحبت كنید و بفهمید نكات اصلی صحبتشان و موضعشان چیست.
- منصف باشید و از قاطع بودن نترسید. خصوصا اگر در جلسه شنود بحث بالا بگیرد، شاید ناچار به پادرمیانی شوید تا مطمئن شوید اظهارات هر دو طرف استماع میشود و اگر بحث از مسیر منحرف شود و كار به داد و فریاد بكشد، شاید ناچار به مداخله شوید.
- با دقت زمانگیری كنید، خصوصا اگر زمان جلسه شنود محدود باشد. اگر محدودیت زمانی مشكلساز باشد و اگر زمان ارائه هر دو طرف تقریبا مساوی باشد، مطمئن شوید كه افراد از وقت مجاز خودشان عدول نكنند. نزدیك به پایان وقت هر یك از شركتكنندگان، به آنها یادآوری كنید كه چقدر از فرصتشان باقی مانده است.
- اگر حضار سوالی دارند، دروازهبان شما هستید. مراقب باشید خصومت فوران نكند، از جمله، سوالاتی كه به شخصیت افراد مربوط میشود نه به مسئله و غیره. سعی كنید احترام همه حفظ شود.
رویداد را به شکلی مناسب به اطلاع عموم برسانید! برای رسانههای محلی مطالبی جهت انتشار در مطبوعات ارسال كنید و در خصوص رویداد به آنها اطلاعرسانی كنید. اگر فرصت كافی دارید، درباره رویداد اعلامیههای خدمات عمومی تهیه كنید و برای گزارش در رادیو و تلویزیون محلی ارسال كنید و درباره رویداد برگههای تبلیغاتی تهیه كنید. اگر در نشریات رابطی دارید، شخصا با آنها تماس بگیرید و از آنها بخواهید كه جلسه شنود را پوشش خبری دهند. بخشهای مربوطهای كه در پایان این فصل فهرست شده است، به شما كمك میكند كه اطلاعات بیشتری درباره چگونگی انجام این كارها در جعبهابزار باهمستان پیدا كنید.
نمونه: به اطلاع عموم رساندن یك شنود عمومی
زمانی كه شهرداری درباره برگزاری قریبالوقوع جلسه شنود به خوزه اطلاع داد، او فقط سه هفته فرصت داشت كه حرفهایش را آماده كند. روز بعد مطالب مطبوعاتیاش را ارسال كرد. فرصت نداشت كه از بسیاری روشهای طرح مطلب استفاده كند، ولی او یك «نسخه اولیه» از اعلامیه مرتبط با رویداد به ایستگاه رادیویی محلی ارسال كرد، از روزنامه شهر خواست كه به او و به رهبر طرف مخالف اجازه دهد استدلالهای خود را ارائه دهند. او سپس برگههای حاوی اطلاعات درباره وضعیت ائتلافش تهیه كرد كه در زمان برگزاری جلسه شنود میان حضار توزیع شود.
-
اطمینان حاصل كنید كه حضار حامی شما هستند. این مطلب خصوصا برای یك شنود عمومی اهمیت دارد. زیرا مردم توجه خواهند داشت به اینكه برای هر یك از دو طرف جلسه شنود چه تعداد افراد حضور خواهند داشت و طرف مقابل شما هم مقید است كه عده زیادی را به طرفداری خود داشته باشد.
علاوه بر خوب جلوه دادن طرف خودتان، داشتن عده زیادی به عنوان طرفدار هم برای كسانی كه شهادت میدهند اهمیت دارد. صحبت در میان جمع راجع به مشكلی در باهمستان میتواند ترسناک باشد، خصوصا اگر كسی بخواهد درباره تجربه آسیب دیدن شخصیاش در اثر یك بیماری یا تبعیض صحبت كند. دیدن هر تعداد بیشتر چهرههای دوستانه در میان جمع، كار را برای شخص آسانتر میكند.
مطلبتان را با افراد دستاندركار در سازمانتان در میان بگذارید، با اشخاصی كه در فهرست تلفنهایتان هستند تماس بگیرید، ایمیل ارسال كنید یا هر دو كار را انجام دهید و تشویقشان كنید بیایند و از شما حمایت كنند.
حضار را با افراد خودتان پوشش دهید. هر تعداد بیشتر كه میتوانید از افراد گروهتان با خود بیاورید و مطمئن شوید كه نكات برجسته صحبت شما را میدانند و هنگام مطرح كردن آنها شما را تشویق میكنند. همچنین مطمئن شوید كه ضداستدلالهای شما را و نكات خجالتآور در برنامههای مخالفینتان را هم میدانند و آنها را تجهیز كنید سوالاتی بپرسند كه آن نكات شرمآور را برجسته كنند. اگر جلسه شنود یا بخشی از جلسه شنود منتشر یا گزارش میشود، چنین مطالبی خبرساز خواهند بود.
در شنود عمومی
در روز جلسه شنود نه فقط آماده، بلكه باید بیش از حد آماده باشید، خصوصا اگر پرسش و پاسخ هم در دستور كار باشد. باید با خونسردی همه واقعیتها را بدانید، استدلالهای له و علیه خودتان و مخالفینتان را بفهمید و بتوانید به روانی و گفتار روشن هر چه بیشتر به هر سوالی پاسخ بدهید. اگر آسودهخیال به نظر برسید و برای هر سوالی كه مطرح شود جوابی داشته باشید، وجهه خوبی پیدا خواهید کرد و در نتیجه مسئله مورد نظر شما هم مورد پذیرش بهتری قرار خواهد گرفت.
- با یك معرفی مختصر شروع كنید. اگر این یك شنود عمومی باشد، این بخش را شهرداری یا هر مقامی كه حامی رویداد است به عهده خواهد گرفت. به هر شكلی كه روی دهد، اگر در شروع چند دقیقه وقت بگذارید و شرح مختصری از مسئله، روندی كه برای شرح مسئله به كار خواهد رفت و اهداف بحث ارائه كنید، اهمیت خواهد داشت. اگر افراد كمی برای شهادت دادن دارید، بهتر است در شروع آنها را معرفی كنید. اما اگر شهادتدهندگان زیادی دارید، احتمالا بهتر است درست پیش از صحبت هر كدام، آنها را به طور انفرادی معرفی كنید (یا اجازه دهید خودشان، خودشان را معرفی كنند).
- به هر دو طرف اجازه دهید شهادتشان را ارائه دهند. دو راه برای انجام این كار وجود دارد. یا میتوانید به هر یك از دو طرف به نوبت اجازه دهید یك به یك شهادتشان را ارائه كنند. یا میتوانید از یك طرف بخواهید شهادتشان را ارائه دهند و سپس نوبت را به طرف دیگر بدهید. چنانچه بخواهید از روش دوم استفاده كنید، قرار دادن محدودیت زمانی برای شهادت هر فرد به طولانی نشدن استماع جلسه شنود كمك خواهد كرد.
- یادداشت بردارید. این یعنی نه فقط از اینكه چه كسی شهادت داد و چه گفت، یادداشت بردارید، بلكه یك ایده كلی بدهید از اینكه چند نفر شركت كردند، چه اشخاص برجسته و متنفذی حضور داشتند (دانستن اینكه آن اشخاص در مقابل مسئله شما چه موضعی داشتند همواره اهمیت خواهد داشت) و اینكه آیا كسی از آژانس یا گروه مرتبطی حضور داشت كه به ادعای شما علاقهمند باشد.
- بعد از جلسه شنود
- در صورت لزوم از شهادتدهندگان حمایت كنید. اگر قرار باشد افراد راجع به موضوع خصوصا دشواری شهادت دهند، مثلا جلسه شنود راجع به سرمایهگذاری برای یك مركز مبارزه با تجاوز باشد و شما برنامهریزی كرده باشید كه بازماندگان عمل تجاوز درباره تجربیات خودشان صحبت كنند، باید در صورت لزوم راههایی را برای حمایت از آنها پس از جلسه شنود در نظر بگیرید. شاید لازم باشد ترتیبی بدهید كه یك مشاور حرفهای در جلسه حاضر باشد تا در صورت نیاز پس از ارائه شهادت از افراد حمایت كند. با یك مشاور تماس بگیرید. در صورت امكان با كسی تماس بگیرید كه خوب میشناسیدش یا عضو سازمان یا پروژه شماست و ببینید آیا حاضر است كه در این زمینه خدمات رایگان ارائه كند یا خیر.
- با رسانههای خبری كار كنید. به دنبال یك شنود عمومی، به احتمال زیاد رسانههای خبری به ائتلاف یا سازمان شما نزدیك خواهند شد تا نظرتان را درباره نحوه برگزاری جلسه شنود جویا شوند. این برای شما فرصتی است كه حداكثر استفاده را از جلسه شنود بكنید و نتایج جلسه شنود را طوری ارائه كنید كه جانب شما را در خصوص مسئله یا مشكل به بهترین وجه به تصویر بكشد. احتمالا بهتر است روی چیزهایی كه از جانب شما گفته شد و بیشترین تاثیر را داشت، تمركز كنید. اگر فقط گفتههای مخالفینتان طی جلسه شنود را رد كنید، تاثیر منفی خواهد داشت. اما اگر گفتههای آنها میتوانست موثر واقع شود، حتما به آنها اشاره كنید.
در صحبت با مطبوعات درباره جلسه شنود، اهداف اصلیتان برای آن شب را در ذهن داشته باشید.
نمونه: صحبت با رسانهها بعد از شنود عمومی
مدت كوتاهی بعد از پایان جلسه شنود، گزارشگر روزنامه محلی خودش را به خوزه رساند و نظر او را راجع به رویداد آن شب جویا شد. این پاسخی است كه او به گزارشگر داد. توجه داشته باشید كه چطور خوزه روی نكاتی كه اهداف ائتلافش بودند، تاكید كرد:
«بسیار خوب، به نظر من این برای مردم واقعا روشنكننده بود كه این حرف بچهها را بشنوند كه تا چه حد اینجا در شهر ما حوصلهشان سر رفته و این ملال تا چه حد میتواند به رفتارهای خطرناك و اعمال خلاف و ارتكاب جرایم تبدیل شود. و فكر میكنم گفتههای دكتر كش از دانشگاه و خانم كری از اتاق بازرگانی در توضیح تامین بودجه برای طرح پیشنهادی، كاملا برای همگان روشن كرد كه تامین مالی برای این طرح كاملا مدیریتپذیر است، به اقتصاد ما لطمه نخواهد زد و مانع كسب و كارها نخواهد شد».
با كاركنانتان دور هم جمع شوید و نتایج كار را به بحث بگذارید.
در حالی كه البته باید پیش از صحبت با مطبوعات بدانید كه رویداد چطور پیش رفت، در روزهای پس از جلسه شنود است كه فرصت خواهید داشت بنشینید و بسنجید كارها چطور پیش رفت و از آنجا به بعد چه باید بكنید. آیا به نظر شما كسانی كه حضور داشتند مطالب جانب شما از مسئله را درك كردند و از شما حمایت كردند؟ مطبوعات چطور؟ تصمیمگیرندگان چطور؟
فهمیدن اینكه موضع شما بعد از جلسه شنود چیست به شما كمك خواهد كرد كه تصمیم بگیرید از آنجا به بعد چطور پیش بروید. خوب است در اینجا بخشهای دیگر راجع به برگزاری یك كمپین درگیری مستقیم را برای یافتن ایدههای دیگر مطالعه كنید.
خلاصه
معمولا شهادت دادن در، یا برگزار كردن یك شنود عمومی به منظور اطلاعرسانی وسیع راجع به نكات مورد نظرتان، برجسته كردن مسئلهتان، یا شناساندن سازمانتان اهمیت دارد. اگر شواهد و شهادتدهندگانتان را خوب آماده كنید، جلسه شنود را به اطلاع عموم برسانید، اطمینان حاصل كنید كه حامیانتان حضور خواهند داشت و از آموختههاتان برای برنامهریزی قدمهای بعدی استفاده كنید، شنود عمومی برای شما و مدعایتان كارایی خواهد داشت.
Ejemplo: Entrevista con B.L. Hathaway
B. L. Hathaway es la coordinadora de la Coalición Comunitaria de Cape Baja/Externa; ella habló con la Caja de Herramientas Comunitarias (CHC) sobre sus experiencias con las audiencias públicas.
CHC: Hábleme un poco sobre donde trabaja usted y lo que hace ahí.
B. L. Hathaway: ¡Claro! Yo trabajo en la Coalición Comunitaria de Cape Baja/Externa, y somos una coalición cuyos orígenes están dentro de la comunidad de servicios de salud y humanitarios. Hemos estado aquí durante los últimos 13 años, lo cual nos hace algo así como uno de los más viejos en estos días en los esfuerzos de coalición comunitaria. Y claro está que a veces hemos cambiado y hemos reconocido que es importante reunir a todos los sectores de la comunidad, hemos hecho un asunto propio el tratar de reclutar a otros para que se involucren en el trabajo de la coalición. La forma en que hacemos nuestro trabajo es involucrar a la gente en temas de preocupación identificados por la comunidad y llevar a la gente y a los accionistas a la mesa y facilitarles la identificación de problemas y una planeación estratégica. Hemos tenido mucho éxito al paso de los años en encontrar soluciones basadas en la comunidad que son representativas de las necesidades de nuestras coaliciones de bases amplias.
CHC: ¿En qué tipo de audiencias públicas has estado involucrada?
B. L.: Bueno, en la que hemos estado más recientemente y directamente involucrados fue una audiencia sobre acceso a atención dental. Realmente ésta fue la que probablemente tuvo mayor participación directa. Tuvimos una comisión dental que había estado abordando los temas y que estaba conformada por legisladores estatales. Ellos decidieron llevar las audiencias a la comunidad en seis diferentes lugares alrededor de la nación, lo cual me pareció una estupenda idea. Yo sé que siempre es difícil para todos nosotros ir a la capital y dar nuestro testimonio, así que fue mucho más fácil para la comunidad que ellos vinieran a nosotros. Tenemos una relación constante con nuestra organización de defensoría a nivel estatal, Atención de Salud Para Todos, y ellos fueron quienes proporcionaban el soporte técnico a la comisión para establecer estas audiencias a nivel estatal. Y gracias a nuestra relación constante, nos pidieron que los ayudáramos a organizar las audiencias.
CHC: ¿Qué tipo de cosas tuviste que hacer para prepararte para la audiencia?
B. L.: Yo creo que encontramos que la forma más exitosa para realmente reclutar e involucrar a la gente a venir y participar en estas audiencias fue pedirles que fueran copatrocinadores del evento. Tuvimos probablemente 20 diferentes organizaciones que se inscribieron como copatrocinadores. La falta de atención dental es un asunto constante muy serio en Cape, así que hice llamadas personales a estas organizaciones y agencias quienes están muy conscientes de esta necesidad y les dije: “Este es el asunto, y esta es la fecha de la audiencia, ¿Estarían ustedes interesados en considerarse como copatrocinadores de la audiencia?” Ahora, obviamente ellos no están literalmente patrocinando una audiencia legislativa, pero de esa forma lo presentamos… todo lo que se les pidió entonces fue inscribirse en este volante y también que aseguraran que llevarían a representantes de la comunidad a la junta. Descubrimos una forma muy exitosa para atraer gente que había estado directamente afectada por la falta de atención dental o que estaban muy conscientes de esto en su papel de defensoría o de proveedor para que participaran en la junta. Parte de eso fue que cada uno de los copatrocinadores llevaría a cinco personas, y que cada uno identificaría al menos a alguien que quisiera testificar. Así que cada uno de los copatrocinadores trajo a cinco personas, y uno o más de esos cinco se comprometieron a testificar...
Yo creo que la idea de hacer que nuestros legisladores o nuestros comisionados se acercaran a la comunidad (para la audiencia) contrariamente de pedirnos a nosotros que fuéramos a ellos fue algo realmente positivo. Este asunto del copatrocinio realmente, realmente fue de gran ayuda. Además se trató un tema sobre el cual la comunidad realmente está preocupada, y ya habíamos comenzado a explorar esta idea, así que el momento fue realmente bueno para nosotros. La gente estuvo más que contenta en venir y hablar y abordar el tema.
CHC: Estupendo. Puede ser que no sepas esto ya que esto lo hicieron otras personas, pero me preguntaba acerca del tipo de preparación que recibieron las personas que testificaron.
B. L.: ¿Las personas que testificaron? Para ser honesta con usted no creo que haya habido mucha preparación porque lo que quisimos al pedirle a la gente que testificara fue que cada uno de ellos fuera un experto sobre su circunstancia personal, así que lo que les pedimos que abordaran fue su propia experiencia al enfrentar la falta de atención dental. Y obtuvimos un estupendo alcance porque tuvimos pacientes consumidores, proveedores de servicios dentales, defensores, así que realmente lo atacamos desde todas las perspectivas. Yo creo que lo único que realmente hicimos para preparar a las personas fue ayudar a aliviar alguna ansiedad que tuvieran, al decirles: “Usted es el experto en su circunstancia, sea usted proveedor o paciente o lo que sea, y todo lo que realmente le pedimos es que hable sobre sus propias circunstancias personales.” Lo que yo hice desde mi perspectiva como organizador fue tratar de preguntarles a las personas, dirigirlas un poco, y guiar a la gente, darles un poco de dirección dependiendo de quienes eran. Como es obvio en servicios para los adultos mayores, les dije: “¿Si es posible hablen como si ustedes mismos fueran adultos mayores, o sea desde su perspectiva?,” por ejemplo, para que pudiéramos de alguna manera obtener el apoyo de ese sector. Pero realmente no hubo preparación más allá de eso. Pero nuestra coalición comúnmente tiene juntas públicas y foros públicos donde las personas vienen y expresan sus preocupaciones. Entonces, de alguna manera tenemos experiencia en hacer esto y la gente ve esto como algo que la coalición hace. Así que realmente no se percibió como algo fuera de lo normal de lo que la coalición típicamente patrocina.
CHC: ¿Cuánto tiempo se llevó el proceso de planeación de las audiencias?
B: Yo diría, desde el momento en que realmente programamos esto, probablemente fueron dos meses. Y luego, claro está, al acercarse las cosas, estábamos tratando de promoverlas y reunir a la gente y hacer comunicados de prensa y todas esas cosas, el último mes fue realmente cuando estuvimos muy metidos en el esfuerzo.
CHC: ¿Sentiste que tuvieron el tiempo suficiente para hacerlo bien?
B: ¡Sí!
CHC: ¿Sobre las audiencias mismas? ¿Cuánto duró cada una, qué tipo de formato tuvieron?
B: Fueron en la noche. La nuestra comenzó a las 7:00 p.m., y esperábamos que duraran de las 7:00 a las 9:00 p.m. Sin embargo, nos pasamos de eso ya que tuvimos mucha gente que quería testificar y quisimos darle a todos los que quisieran una oportunidad de hablar. Así que de hecho duró alrededor de dos horas y media.
CHC: La única pregunta que tengo es: ¿Qué consejo le darías a cualquiera que estuviera involucrado en planear una audiencia pública?
B: Yo creo que probablemente ya lo habrás escuchado. Que vean si existe alguna forma de hacer que las personas, usted sabe, que los legisladores se acerquen a la comunidad contrariamente de que la comunidad vaya a ellos – yo sé que eso es un reto en sí mismo, pero vaya que todo fue más fácil, porque tuvimos gente que vino de aquí, de Cape Cod. Usted sabe, todos en Cape Cod viven a menos de 40 o 50 millas del lugar de la audiencia, contrariamente a manejar hasta Boston. Yo creo que el tema del copatrocinio realmente nos ayudó, porque la gente quería ser reconocida como gente que apoya la causa y de esa manera no me sentí responsable de reunir a 70 u 80 personas ahí. Cada copatrocinador fue responsable de llevar a cierto número de personas a la audiencia, y también de identificar a las personas que de hecho testificaron. Y creo que eso resultó ser, creo yo, nuestra mejor estrategia.
___Entiende usted lo que es una audiencia pública.
Antes de la Audiencia Pública
___Ha utilizado sus contactos políticos, persuasión y/u horario de llegada para poner su nombre en los primeros lugares de la agenda.
___Sabe usted lo que desea lograr con la audiencia pública.
___Ha encontrado gente y la ha preparado para testificar.
___Ha reservado un lugar y ha fijado una hora y fecha para el evento si tiene control sobre eso.
___Ha hecho los arreglos necesarios para asegurar que haya accesibilidad.
___Ha seleccionado a un facilitador.
___Ha hecho una buena publicidad de este evento.
___Se ha asegurado que tendrá una asistencia que lo apoye.
En la Audiencia Pública
___Ha preparado una breve introducción.
___Ha permitido a cada una de las partes que ofrezca su testimonio.
___Ha tomado notas completas.
Después de la Audiencia Pública
___Ha ofrecido su apoyo a los testificadores.
___Sabe cómo tratar con los medios noticiosos.
___Ha discutido los resultados con su personal.
تظاهرات عمومی چیست؟
تظاهرات عمومی به مجموعهای از گروههای انسانی گفته میشود که به شکل سازماندهی شده در یک مکان و زمان مشخص گرد هم آمده باشند تا توجه عموم را به موضوع خاصی جلب کنند. هر چند اغلب ما تظاهرات را مسئلهای سلبی قلمداد میکنیم – علیه «چیزی» – اما میتواند اثباتی و در حمایت از سیاستمدارانی مشخص و ایدههایشان، طرحهایی خاص، یا برنامههای موجود باشد. هدف از آنها معمولا تاثیر بر شیوه انجام کارها یا شیوه تفکر برخی افراد است. تظاهرات میتواند اشکال مختلفی داشته باشد، صرف نظر از اینکه هدف آنها تاثیرگذاری بر سیاستمداران، کارکنان سازمانها، یا عموم مردم باشند. تظاهرات میتواند راهپیماییهای عظیم با پوشش رسانهای باشد یا یک اجتماع کوچک برای گیر انداختن قانونگذاران در مجلس نمایندگان، یا یک نمایش خیابانی در میدان شهر. آمریکاییها مدتها است که از تظاهرات عمومی به عنوان راهی برای انتقال خواستههایشان به افرادی که در قدرت قرار دارند استفاده میکنند.
آیا سازمان یا طرح شما میتواند – و باید – از تظاهرات عمومی برای پیشبرد هدفش استفاده کند؟ اگر میتواند از این روش استفاده کند، چه کارهایی باید انجام دهد تا بتواند افراد درستی را در زمان درست و مکان درست گرد هم بیاورد؟ پس از تظاهرات چه باید بکند تا از آن بتواند بهره ببرد؟
در این بخش میآموزید که...
- اهداف بسیاری در برگزاری تظاهرات عمومی وجود دارد.
- یک تظاهرات چه اشکالی میتواند داشته باشد؟
- چرا و چه زمانی سازمان یا طرح شما ممکن است تصمیم به برگزاری تظاهرات عمومی بگیرد؟
- چگونه یک تظاهرات عمومی برپا کنیم؟
- وقتی تظاهرات به اتمام رسید باید چه پیگیریهایی انجام داد؟
درباره تظاهرات عمومی
اهداف احتمالی یک تظاهرات
اهداف مشترک تظاهراتها عبارتند از...
- حمایت و ترویجگری: به منظور مجبور کردن قانونگذاران یا افکار عمومی برای حمایت از یک لایجه، تصویب یک ایده یا سیاستگذاری یا خدمات خاص، یا توجه به نیازهای گروهی از مردم (برای مثال، دریافت کنندگان حمایتهای رفاهی یا افراد توانیاب).
- پشتیبانی: به منظور اعلام موافقت و همبستگی با یک فرد یا گروه، یک ایده یا سیاستگذاری، یا یک مسئله خاص. برای مثال، گروهی از سازمانهایی که خدمات مختلفی ارائه میکنند، یک تظاهرات در سطح باهمستان برگزار میکنند تا از طرح پیشنهادی برای راهاندازی خدمات بیشتر و بهتر برای بیخانمانها در باهمستان حمایت کنند.
- اعتراض: به منظور سخن گفتن علیه برخی بیعدالتیها، اتفاقات، شخصیتهای عمومی، مراسمهای احتمالی، و غیره. گروهی ممکن است تظاهراتی علیه برپایی احتمالی کارخانه فرآوری زبالههای خطرناک در باهمستانشان برپا کنند، یا به اعتراض علیه برخورد پلیس با ساکنان باهمستان برخیزند.
- تظاهرات متقابل: به منظور پاسخ در برابر تظاهرات یا دیگر مراسمهای عمومی برنامهریزی شده توسط سازمان دیگری که رقیب شماست. برای مثال، یک گروه حامی حقوق مدنی ممکن است تظاهراتی برای ایجاد توازن در برابر گروه کوکلاکس کلن سازماندهی کند؛ یا گروهی از تظاهر کنندگان ممکن است حرکتی علیه راهپیمایی هواداران یک سیاستمدار که دیدگاههایی مخالف با آنها دارد، سازماندهی کنند.
- روابط عمومی: به منظور تبلیغ یا جلب توجه نسبت به یک مراسم، مسئله، سازمان، گروهی از مردم، و غیره.
- اقدام: محقق ساختن یک هدف مشخص عینی، جلوگیری از یا تغییر یک مراسم خاص، یا تاثیر بر مجموعهای از مراسمهای. چنین اقداماتی میتواند شامل کارهایی چون: تجمع کارگران و مسدود کردن دسترسی کارگران جایگزین به کارخانه؛ فعالان حامی صلح خود را به دروازه یک پایگاه نظامی زنجیر کنند؛ شرکت کنندگان یک تظاهرات به گروههایی متشکل از افراد حوزههای انتخابیه مشابه تقسیم و با نمایندگان خود دیدار کنند.
- ترکیب همه یا برخی از موارد بالا.
برخی از اشکالی که یک تظاهرات ممکن است به خود بگیرد عبارتند از...
- راهپیمایی و رژه: شکل کلاسیک آن به این صورت است که تعدادی از مردم در یک مسیر از یک مکان مهم به مکان دیگری حرکت میکنند تا تعهد خود را نسبت به مسئلهای نشان بدهند. برای مثال در سطح محلی چنین تظاهراتی میتواند شامل راهپیمایی از یک کلینیک آزاد به سمت شورای شهر باشد و در آنجا دغدغههای راهپیمایی کنندگان در قالب سخنرانی یا دیگر روشها مطرح شود. راهپیماییها و رژهها علاوه بر اینکه فرصتی جدی برای مطرح شدن در رسانهها فراهم میآورند، معمولا با حمایت و ترویجگری، پشتیبانی، یا اعتراض همراه هستند. در برخی مواقع نیز به عنوان یک راهپیمایی متقابل استفاده میشوند.
- تجمع: تظاهرکنندگان خودشان در مکانی خاص گردهم میآیند تا در آنجا به سخنرانی بپردازند یا در دیگر فعالیتها شرکت و دغدغههای خود را ابراز کنند (برخی از فعالیتهای رایج عبارتند از: موسیقی، نمایش طنز، و/یا سخنرانی افراد مشهور). تجمعها نیز مانند راهپیماییها علاوه بر اینکه فرصتی جدی برای مطرح شدن در رسانهها فراهم میآورند، معمولا با حمایت و ترویجگری، پشتیبانی، اعتراض، و تظاهرات متقابل همراه هستند.
- مسدود کردن: شکل کلاسیک آن به این صورت است که گروهی از مردم با حمل نشانهایی که بیانگر دغدغههایشان است و اغلب همپیمانان و دشمنانشان را مشخص میکند، در برابر یک ساختمان یا تاسیسات میایستند یا راه میروند. در یک مناقشه شغلی، کار شما میتواند این باشد که کارگران جایگزین را متقاعد کنید تا در طول زمان اعتصاب وارد محل کار نشوند؛ یک گروه مصرف کننده ممکن است در یک فروشگاه را مسدود کند تا مشتریان بالقوه را متقاعد کند که خرید از فروشگاههای دیگر به نفع آنها است. برخلاف دو شیوه قبل، مسدود کردن همیشه با اقدام مستقیم و گاهی نیز خشونت و دستگیر شدن همراه است.
- تحصن: در تحصن تظاهرات کنندگان تنها یک مکان را – در یک اداره دولتی، خیابان، یک ساختمان خاص، و غیره – اشغال میکنند و در آنجا مینشینند. گاهی تحصن با سخنرانی و دیگر فعالیتها نیز همراه میشود و گاهی نیز در سکوت برگزار میگردد. گاهی به ورود غیرقانونی هم میانجامد، و گاهی تنها برای اعلام این است که حضور مردم در آن مکان حقشان است، و گاهی نیز برای موضعگیری اخلاقی در مورد چیزی است.
- شب زندهداری: شب زندهداری شبیه تحصن است ولی به ندرت به نقض قانون میانجامد و اغلب در سکوت است. تظاهرکنندگان معمولا جمع میشوند تا توجهات را به چیزی جلب کنند یا شاهد مراسمی یا وضعیتی باشند، با این هدف که یادبودی برای فردی یا افکار او برگزار کنند یا آن را گرامی بدارند، و یا به یکدیگر انرژی و نیروی معنوی بدهند. آنها ممکن است فعالیتهای مشترکی نیز داشته باشند – روشن کردن شمع و یا راهپیمایی با شمع، حمل تصاویر افرادی که در زندان هستند. از این روش معمولا برای مسائل اخلاقی بیشتر استفاده میشود. (شب زندهداری در سکوت به وسیله فعالان حامی حق حیات در برابر کلینیکهای سقط جنین نمایشی از این نوع است.)
- نمایش خیابانی: استفاده از بازیگران یا عروسکهای نمایشی اغلب با لباسها و ماکتهای جالب، برای مسخره کردن و یا بیاعتبار کردن سیاستمداران و دیگر افرادی که در قدرت هستند حداقل قدمتی به اندازه تاریخ یونان دارد. نمایش خیابانی میتواند تاثیرگذار باشد چرا که باعث شلوغی محل برگزاری میشود و اغلب نکته مورد نظر را در قالب طنز مطرح میکند و این روش هم برای مردم به راحتی قابل فهم است و هم با حس بیاعتمادی که در مردم نسبت به سیاستمداران وجود دارد تناسب دارد و هم حس تفریح آنها را ارضا میکند.
جنبه دیگر یک تظاهرات که باید به آن توجه شود لحن آن است، در واقع شکل عواطفی که قرار است در شرکت کنندگان، مشاهده کنندگان، و شنوندگانش ایجاد کند. صرف نظر اینکه محتوای یک تظاهرات سلبی یا ایجابی باشد، لحن آن نیز میتواند سلبی یا ایجابی باشد. برای مثال، اگر در یک اعتراض از مخالفان بخواهند که به یاری تظاهر کنندگان برای حل مسئله بیایند، در این صورت لحنی ایجابی میتواند داشته باشد؛ از سوی دیگر یک تظاهرات حمایتی میتواند لحنی سلبی داشته باشد اگر به مخالفان خود به خاطر ماهیت بیاحساس و شیطانیشان حمله کند. یک سازمان ممکن است تلاش کند تا جایگاه اخلاقی رفیعی برای خود فراهم آورد یا ممکن است سرسخت و مبارزهطلب به نظر برسد. اگر یک سازمان کارش را خوب بلد باشد، باید بتواند هر دو وجه را داشته باشد ولی این کار دشواری است.
سازماندهندگان میتوانند ساختاری فراهم آورند که لحن مورد نظرشان در تظاهرات حفظ شود. غذا و تفریح میتواند حتی در هوای بد هم جمعیت را خوشحال کند، در حالی که سخنرانیهای آتشافروزانه میتواند آنها را عصبانی و خشونتطلب کند. وجود سردستهها (افرادی که نه «نگهبانان جهنم» هستند و نه چهره تهدید کنندهای دارند) و اتیکتهای روی سینه با مفاهیم ضد خشونت، به تظاهر کنندگان چیزی را القا میکند که سازماندهندگان از شرکت کنندگان میخواهند؛ هرگز فراموش نکنید که مخالفانتان هم انسان هستند. صرف نظر از تصمیمی که در سر دارند، سازماندهندگان باید از لحنی که در تظاهر کنندگان القا میکنند و تصویری که در بلند مدت از آنها – و بالطبع از مسئله مورد نظرشان – نزد مردم ساخته میشود آگاه باشند.
چرا باید دنبال برگزاری یک تظاهرات عمومی باشیم؟
اهدافی که از راهپیمایی به دست میآیند از بسیاری از راههای دیگر نیز قابل دستیابی هستند. پس چرا باید از این روش به جای راههای دیگر استفاده کرد؟ پاسخ به پیشینه تلاشهای شما، زمانبندی مراسمهای معین، فردی که میخواهید به آن پیامتان را انتقال دهید، و چیزی که به طور خاص میخواهید محقق سازید بستگی دارد. چرا سازمان شما باید به دنبال برپایی یک تظاهرات عمومی باشد؟
- عدم موفقیت روشهای دیگر. ممکن است شما روشهای مختلفی را امتحان کرده باشید تا بتوانید پیامتان را به گوش افکار عمومی برسانید یا سیاستگذران را برای ایجاد یک تغییر یا تاسیس یک نهاد متقاعد کنید، ولی به هیچ کجا نرسیده باشید. در این صورت ممکن است لازم باشد یک راهپیمایی عمومی برگزار کنید تا بتوانید توجهی را که برای پیشبرد طرحتان نیاز دارید به خود جلب کنید.
- زمانبندی. زمان یکی از عواملی است که در انتخاب چنین روشی اهمیت خاص دارد: پارلمان یا شورای شهر به زودی رایگیری میکند؛ قرار است به زودی حمایتهای رفاهی برخی از اعضای شما قطع شود؛ تصمیمات مربوط به بودجه گرفته شده است. در این زمانهای خاص شما باید پیامتان را به شکل قدرتمندی به گوش دیگران برسانید.
- اثرگذاری عمومی. اگر میخواهید بزرگترین تاثیر ممکن را بر وجدان عمومی برجا بگذارید، این کار را میتوانید با تظاهراتی که بهخوبی برنامهریزی و اجرا شده باشد انجام دهید.
- میخواهید به اعضای خود نیرویی تازه بدهید. گاهی ممکن است برای شما اهمیت تاثیرگذاری عمومی یک راهپیمایی کمتر از تاثیرش بر حامیانتان و کسانی که برای هدف شما کار میکنند، باشد. تاثیر احساسی یک تظاهرات بر شرکت کنندگان میتواند موجب انرژیبخشی به یک طرح برای مدت طولانی شود، و در دورههایی که به نظر میرسد کاری از پیش نمیرود – دورههایی که همیشه برای یک هدف یا طرح پیش میآید – افراد را به تلاش بیشتر وادارد و امیدواری را در آنها حفظ کند.
- به منظور جلب توجه رسانهها به یک مسئله فراموش شده یا به سازمان یا طرحتان. یک تظاهرات عمومی تاثیرگذار میتواند مردم را از خواب بیدار کند و آنها را در مورد وجود یک مسئله یا مشکل، لزوم اقدام در مورد آن، و وجود حامیانی برای آن آگاه سازد. همچنین میتواند سوابق شما را ارتقا دهد و شما را به دیگران به عنوان یک مجموعه قوی بشناساند، و بنابراین در زمان رسیدگی به مسئله خاص حوزه فعالیت شما به شما مراجعه شود.
چه زمانی ممکن است بخواهید یک تظاهرات سازماندهی کنید؟
برخی از این وضعیتهای احتمالی از این قرار هستند:
- بلافاصله قبل از یک مراسم مهم یا در طی آن، که با برگزاری تظاهرات میتوانید بر آن تاثیر بگذارید. یک رایگیری محلی، ایالتی، یا ملی در مورد لایحهای که بر مسئله مورد نظر شما تاثیر خواهد گذارد، یا شروع پویشی برای تاسیس یک مرکز خدمات محلی، همگی میتوانند فرصت مناسبی برای راهاندازی یک راهپیمایی عمومی باشند.
- بازدید محلی یک سیاستمدار، شخصیت یا گروه بحث برانگیز. شخص دیدار کننده ممکن است از نظر شما یک متحد، یا مخالف، یا فردی باشد که میتوان با راهپیمایی بر او تاثیر گذارد. کیفیت راهپیمایی نیز میتواند تحت تاثیر نگرش شما نسبت به این فرد یا گروه باشد.
- راهپیمایی گروهی دیگری در مخالفت با هدف یا دیدگاه شما. در این شرایط ممکن است برگزاری یک راهپیمایی متقابل را برنامهریزی کنید تا پیش از گروههای رقیب کارتان را شروع کنید، و بنابراین توجه رسانهها را از پیام آنها دور و به پیام خودتان معطوف کنید. اگر زمان سخنرانی سخنرانان اصلی یا برنامههای مهم خود را طوری برنامهریزی کنید که با تظاهرات گروه رقیب همپوشانی داشته باشد، خبرنگاران را در محل تظاهرات خود معطل نگه میدارید تا به تظاهرات رقیب نرسند.
- در سالروز بزرگداشت یک روز ملی یا گرامیداشت مسئله مورد نظرتان. اول ماه می، در همه کشورها به جز آمریکا روز کار است و به صورت سنتی زمانی برای راهپیمایی کارگران و سخنرانیهای مدافعان حقوق کارگران در بیشتر نقاط دنیا به شمار میرود. روز ملی سوادآموزی در ماه سپتامبر معمولا شاهد برگزاری تظاهرات عمومی به وسیله برنامهها و حامیان سوادآموزی هستیم.
- به عنوان بخشی از تلاش شما برای جلب حمایت مالی برای مسئله یا سازمانتان. در اواخر دهه ۱۹۸۰، و به دنبال کاهش بودجه خدمات مردمی عمومی و کمبود منابع مالی، یک ائتلاف خدمات عمومی محلی فعالیتی برای جلب بودجه راهاندازی کرد. برای این منظور آنها یک نمایش خیابانی حرفهای برگزار کردند که در آن برخی از کارهایی را که به جای خدمات مردمی بودجه دریافت میکردند به نمایش گذاردند. هوشمندی و زمانسنجی خوب این برنامهها موجب جلب توجه در سطح ملی و ارتقا فعالیتهای جذب بودجه در سطح محلی شد.
- به عنوان بخشی از یک پویش کسب شهرت برای سازمان یا مسئله مورد حمایتتان. یک گروه حامی واکسیناسیون اطفال در منطقه ممکن است راهپیمایی عمومی راهاندازی کند که بر اهمیت واکسیناسیون تاکید داشته باشد و سعی کند کل این روند را به یک پدیده تفریحی غیرترسناک برای کودکان تبدیل کند. چنین رویدادی میتواند شامل دلقکها، نقاشی روی صورت، افرادی که لباسهای عروسکی پوشیدهاند، و غیره باشد که در کنار آن به والدین نیز اطلاعاتی در مورد زمان، مکان، و چگونگی انجام واکسیناسیون کودکان ارائه شود.
چگونه یک تظاهرات عمومی سازماندهی کنیم؟
اگر قرار است تظاهرات به آرامی برگزار شود و هدف خود را به انجام برساند، در این صورت باید با دقت آن را سازماندهی کنید. برای برگزاری یک تظاهرات عمومی چهار ایستگاه اصلی پیش روی شما وجود دارد:
- برنامهریزی، برنامهریزی، برنامهریزی
- زمانبندی
- ارتباطات
- پیگیری
برنامهریزی، برنامهریزی، برنامهریزی: به دقت در مورد آن بیاندیشید
چنانچه تنها یک چیز بسیار مهم برای سازماندهی یک تظاهرات وجود داشته باشد، آن چیز این است که باید پیش از آغاز برنامهریزی کاملی داشته باشید. هر تظاهرات باید یک هماهنگ کننده و یک گروه سازماندهی داشته باشد که با هم قبل از شروع، در طول برگزاری، و پس از آن کار برنامهریزی و اجرا را برعهده داشته باشند. آنها باید در مورد کیفیت تظاهرات تصمیم بگیرند و مشکلات بالقوهای که ممکن است پیش آید را پیشبینی کنند و برای آنها نیز برنامه داشته باشند.
در مورد چیزی که میخواهید به دست آورید تصمیم بگیرید. هدف (اهداف) تظاهرات دقیقا چیست؟ آیا مسئله مهم برای شما حمایت و ترویجگری برای یک موضعگیری، اعتراض به چیزی، یا برنامهریزی برای اقدامی مشخص است؟ هدف به شما کمک میکند که لحن و شکل تظاهرات را مشخص کنید. اگر هدف شما حمایت و ترویجگری باشد تظاهرات شما میتواند شاد و به همراه آوازخوانی در تقدیس چیزی که از آن حمایت و ترویجگری میکنید باشد. اگر هدف شما اعتراض یا اصلاح یک چیز غلط است، لحن شما نیز متفاوت خواهد بود. لحن بسیار مهم است زیرا چیزی که به دنبال آن هستید میتواند تا اندازهای به چهرهای که از تظاهرات شما در نظر دیگران ساخته میشود بستگی داشته باشد. اگر تظاهرات شما بیش از اندازه به سمت تفریحات و احساسات لطیف تمایل پیدا کند ممکن است جدی گرفته نشود. اگر ترسناک به نظر برسد ممکن است مردم به پیام آن گوش ندهند.
تصمیم بگیرید که مشخصا چه چیزهایی میخواهید در تظاهراتتان اتفاق بیافتد – و چه چیزهایی اتفاق نیافتد. مردم چگونه به مکان برگزاری تظاهرات بیایند؟ خروج آنها از محل برگزاری تا چه اندازه به آسانی صورت میگیرد؟ شما میخواهید آنها در تظاهرات چگونه رفتار کنند؟ آیا آنها باید اقداماتی هم انجام خواهد دهند؟ آیا امکان دارد که به دستگیری و دیگر انواع تقابل با نیروها بیانجامد؟ جمعیت را میتوان با غذا و تفریحات، شاد نگه داشت یا با سخنرانیهای تهاجمی به خشم آورد: برگزار کنندگان هستند که باید در مورد چیزی که ممکن است نصیبشان شود، اندیشیده باشند.
بسیار مهم است که از مقامات مربوطه موافقتهای لازم را برای استفاده از مکان برگزاری مراسم دریافت کرده باشید، مجوزهای لازم را گرفته باشید، چگونگی اداره امور را با پلیس و مقامات دیگر هماهنگ کرده باشید، تا هیچ گونه سوء برداشتی پیش نیاید. اطمینان حاصل کنید که شرکت کنندگان در تظاهرات میدانند باید انتظار چه چیزی را داشته باشند و شما از آنها چه انتظاراتی دارید. اگر مردم بدانند که خشونت به هیچ وجه قابل قبول نیست، یا عبور از یک مسیر مشخص اهمیت دارد، احتمال اینکه به شکل مورد نظر شما رفتار کنند بیشتر میشود.
در مورد کسانی که باید پیام تظاهراتتان را بگیرند و کسانی که میخواهید در آن شرکت کنند، تصمیم بگیرید. بسیار پیشتر از زمان برگزاری تظاهرات با دیگر سازمانها، ائتلافها، و غیره تماس بگیرید و از آنها بخواهید از حرکت شما حمایت کنند ( و در آن شرکت کنند). زمان، مکان، و برنامه باید متناسب با مخاطبان مورد نظرتان باشد.
- قانونگذاران یا دیگر مقامات انتخاب شده توسط مردم: تظاهرات باید جایی برگزار شود که آنها حضور دارند – فرمانداری یا استانداری – و در یکی از روزهایی که آنها جلسه دارند. مقامات انتخاب شده توسط مردم به رایدهندگان گوش میدهند. این فرصت بسیار خوبی برای اعضای جمعیت هدف – بهویژه کسانی که از همان منطقهای آمدهاند که قانونگذاران مهم به آنجا تعلق دارند – است تا بتوانند حرفشان را بزنند و نیز در حمایت و ترویجگر مسئله خود از اطلاعات آماریشان استفاده کنند تا اهمیت مسئله را نشان دهند و وسعت تاثیرگذاری آن بر افراد حوزه انتخابیه نمایندگان و قانونگذاران را نشان دهند.
- عموم مردم: اگر هدف پیام شما عموم مردم هستند، پس باید به دنبال یک راهپیمایی وسیع باشید یا چیزی که جالب و غیرعادی باشد و در یک مکان عمومی و در زمان شلوغ برگزار شود تا هم توجه تماشاگران و هم رسانهها را جلب کند. بهتر است که حتی یک قرعهکشی تفریحی با حضور افراد مشهور داشته باشید. همچنین برای تظاهرات باید تبلیغات عمومی کرد و برای این کار از توزیع پوستر و تراکت در محلهها، انتشار بیانیه از مجاری عمومی مانند رادیو و تلویزیون، کلیساها، کلوپها، و غیره استفاده کنید.
- جمعیت هدف: اگر میخواهید طرحی را به اطلاع کسانی برسانید که امیدوارید از فرصت فراهم شده توسط شما بهره ببرند، باید اطلاعرسانی را در محل آنها و به زبان خودشان انجام دهید. اگر بتوانید خانوادهها و بچهها را ترغیب به مشارکت کنید و نیز مشارکت افراد مشهور جمعیت هدف را با خود داشته باشید، بسیار به شما کمک خواهد کرد. چیزهایی که به آنها ارائه میکنید باید با هدف انتقال اطلاعات کاربردی و کمک به آنها برای فهم مسئله و ارتباطاش با خودشان باشد.
برنامهها را تنظیم کنید. چیزی که میخواهید در عمل در یک تظاهرات انجام دهید به این بستگی دارد که به دنبال تحقق چه هدفی هستید و مخاطبانتان چه کسانی هستند. باید ساختاری مشخص برای اتفاقاتی که خواهد افتاد داشته باشید و همه اجزای برنامه باید به گونهای تنظیم شوند که مستقیما در خدمت نتایج مورد نظر تظاهرات باشند. برنامه خود را به اجزای کوچک تقسیم کنید و این امکان را برای شرکت کنندگان فراهم کنید که از قبل بدانند که برنامه چه مدت از آنها وقت خواهد گرفت.
چند گزینه برای برنامههای قابل استفاده در یک تظاهرات یا اجزای مختلف برنامه یک تظاهرات:
- سخنرانیها میتوانند برخی از مردم را قانع کنند و عدهای هم آن را تحمل میکنند، هر چند برخی از سخنرانان و سخنرانیها (یک نمونه از این دست که به سرعت به ذهن میرسد سخنرانی «من رویایی دارم» مارتین لوتر کینگ است) آنقدر قوی هستند که هر شنوندهای را مجذوب خود میکند. سخنرانی افراد مشهور میتواند توجه عموم را جلب کنند و افراد را به سمت تظاهرات شما بکشانند. سخنرانیها میتوانند با هدف انتقال اطلاعات، جلب افرادی که هنوز قانع نشدهاند، یا تنها برای برانگیختن جمعیت و حامیان شما باشند. اعضای یک جمعیت هدف (افرادی که در بزرگسالی سواد آموختهاند، افرادی که از ایدز رنج میبرند، و غیره) میتوانند بلیغترین سخنگویان مسائل خود باشند.
- راهپیمایی و دیگر انواع حرکتهای جمعی تظاهر کنندگان میتواند نشانهای برای میزان حمایت آنها از مسئله باشد و با انتخاب مسیری خاص برای تظاهرات میتوانید وسعت مکانی این مراسم را بزرگنمایی کنید و افرادی را که باد به یاری حل مسئله بیایند به مشارکت جلب کنید. همچنین این کارها میتوانند کمک کنند که حس جمعی گروهی تقویت شود، افراد زیادتری به وجود این مسئله آگاه شوند، و توجه رسانهها را جلب کند.
- تفریحات. موسیقی میتواند موجب انرژی دادن به مردم شود، احساسات آنها را هدف قرار دهد و حس گروهی را در آنها تقویت کند. این بخش معمولا باید متناسب با موضوع تجمع باشد برای مثال میتوان سرودهایی با محتوای مرتبط با این مراسم تهیه کرد. از نمایش میتوان برای به ارائه تصویری طنز و انتقادی از نگرش مورد انتقادتان استفاده کنید، همانطور که گروههای «سانفرانسیسکو مایم تروپ» برای سالهای متمادی از این ابزار به شکل موثری استفاده کردند. اگر برنامه تفریحی فوق العاده خوب برگزار شود یا از بازیگران مشهور در آن استفاده شود، تقریبا میتوانید مطمئن باشید که به خوبی رهگذران و رسانهها را جذب خواهد کرد.
- یک فعالیت سمبلیک میتواند راهی موثر برای انتقال یک پیام، تقویت اتحاد گروهی، و جلب توجه عموم باشد؛ برای مثال: همه یک شمع روشن با خود حمل کنند، سرودهای گروهی یا شعارهای گروهی سردهند، یک تصویر یا سند پخش شود، دعا بخوانند، و غیره. این روشها میتوانند فقط ابزارهایی برای جلب توجه باشند. چنین فعالیتهایی باید با تظاهرات و مسئله خاص شما تناسب داشته باشد.
- مسدود کردن میتواند تنها برای انتقال یک پیام، یا منع مردم از ورود یا حمایت از یک ساختمان یا مکان خاص به خاطر همراهی آن با مسئله مورد حمایت تجمع کنندگان باشد. در هر صورت این کار به سطح بالایی از سازماندهی نیاز دارد، اما تصویری زنده در ذهن افراد از مجموعه شما ایجاد میکند و شیوهای قدرتمند برای انتقال نکته مورد نظر شماست. همچنین میتواند سازمان شما را خشنتر از آنچه واقعا هست – یا آنطور که شما میخواهید دیده شود – به مردم نشان بدهد.
- اقدامات مدنی یا نافرمانی مدنی میتواند مجموعه وسیعی از فعالیتها را در برگیرد، شامل: اقدامات قانونی که برای دستیابی به هدفی معین طراحی شدهاند (تعداد زیادی از مردم به تماشای رخدادی میآیند که انجام دهندگان آن ترجیح داده بودند در سکوت انجام شود، مانند تخریب یکی از یادبودهای محلهتان)، مشارکت چند نفر در یک اقدام سمبلیک که با این هدف طراحی شده که به دستگیری یا برخورد با آنها بیانجامد (زنجیر کردن خود به یک ساختمان دولتی، یا به صورت علنی از پرداخت مالیات امتناع کردن)، اقدامات تودهای (مانند راهپیمایی مدافعان حقوق مدنی یا سد کردن مسیر حرکت نیروهای نظامی در میدان تیان آن مین). تظاهر کنندگانی که در نافرمانی مدنی شرکت میکنند باید آماده دستگیری و مجازات باشند و سازماندهندگان باید از پیش به آنها آموزشهای لازم را بدهند تا بهدرستی در برابر پلیس و در طول روند دستگیری رفتار کنند. همچنین سازماندهندگان باید در مورد تاثیر چنین اقداماتی بر نگرش عمومی به مسئله آنها آگاه باشند.
در مورد مکان تظاهرات تصمیم بگیرید. تصمیم در این مورد به این موارد بستگی دارد: زمانبندی، وسعت مکان مورد نیاز (انتظار دارید یا امیدوارید چند نفر شرکت کنند؟)، آیا تظاهرات شما عکسالعملی در برابر چیز خاصی و در مکان خاصی است، و همچنین میخواهید پیامتان به چه کسی برسد. اما در انتخاب یک مکان باید به چند سوال مهم پاسخ بدهید: آیا در زمانی که به آن نیاز دارید موجود است؟ آیا به دریافت مجوز برای آن نیاز دارید و آیا امکان دریافت آن را دارید؟ آیا این مجوز مستلزم هزینه است و آیا این مبلغ را در اختیار دارید؟ آیا برای افراد معلول قابل دسترسی است؟ پاسخ به این سوالات به شما کمک خواهد کرد که بتوانید محل برگزاری تظاهرات خود را تعیین کنید.
در مورد روز، تاریخ، و ساعت معینی برای برگزاری تظاهرات تصمیم بگیرید. گاهی روز، تاریخ، و ساعت از پیش برای شما مشخص شده است، برای مثال یک تظاهرات متقابل در همان زمانی باید اتفاق بیافتد که تظاهرات رقیب در حال انجام است؛ یا ممکن است رایگیری در مورد موضوعی خاص در پارلمان در روزی معین صورت گیرد. اما در کل این مولفه با سه چیز مشخص میشوند:
- حضور افرادی که میخواهید پیامتان را به آنها برسانید (برگزاری یک تظاهرات در برابر پارلمان محلی در روز تعطیل یکشنبه، نمیتواند قانونگذاران چندانی را جذب راهپیمایی شما کند، همچنین راهپیمایی «همبستگی با مادران شاغل» نیز اگر در روز سهشنبه ساعت ۲ عصر، که اغلب مادران شاغل سرکار هستند، برگزار شود نمیتوانید انتظار حضور تعداد زیادی از آنها را داشته باشید).
- آب و هوا (شما احتمالا تمایلی به برگزاری یک تظاهرات فضای باز در مینسوتا در ماه ژانویه یا در فلوریدا در ماه جولای را نباید داشته باشید). آیا ضرورت دارد که این مراسم در یک روز بارانی یا برفی باشد؟
- تعارض با رویدادهای دیگر (شما که دوست ندارید با کنسرت مجانی که همزمان در «پارک مرکزی» توسط گروه رولینگ استون برگزار میشود رقابت کنید!).
تصمیم بگیرید که چگونه باید مشارکت مردم را جلب کنید. این موضوع به میزان قابل توجهی بستگی دارد که شما چه مقدار پول و زمان برای اطلاعرسانی در مورد مراسم در اختیار دارید، و چه تعداد شرکت کننده میخواهید گردآوری کنید. باید از ابزارهایی برای مراجعه به مردم استفاده کنید که به آن گوش میدهند و از ادبیاتی استفاده کنید که با آن ارتباط برقرار کنند. در صورت امکان بهترین کار این است که به اشکال مختلف و دفعات زیاد پیامتان را پخش کنید، و به صورت شخصی به هر تعداد از افراد که میتوانید اطلاعرسانی کنید. روشهایی که برای این کار میتوانید استفاده کنید عبارتند از: تراکتها، پوسترها، تماسهای تلفنی، ارسال نامه، تبلیغات در روزنامهها و خبرنامههای سازمانی و کلیساهای محلی، اطلاعیههای خدمات عمومی در تلویزیون و رادیو محلی، اطلاعیه در کلیساها، کلوپها، خبرگزاریها و غیره.
مقدمات لجستیک را فراهم کنید. امور لجستیک در واقع چرخدندههای هر مراسمی محسوب میشوند، که تعیین میکنند چه کسی، چه چیزی، چگونه، و چه زمانی باید انجام شود. هر تظاهرات خاصی سوالات متفاوتی در زمینه لجستیک پیش روی شما قرار میدهد، اما برخی از پرسشهای مهم در این زمینه از این قرار است:
- آیا چیزهایی هست که نیاز داشته باشید؟ چگونه هزینه آن را تامین میکنید؟ چه کسی مسئول آن است؟ از کجا تهیه میکنید؟ برخی از این چیزها عبارتند از: یک سیستم صوتی قابل استفاده، دستشویی، تجهیزات پزشکی و پرسنل لازم در این زمینه برای رسیدگی به وضعیتهای اضطراری، پارکینگ، سطل زباله، علامتها و بنرها، مسیری برای ورود و خروج سخنرانان به تظاهرات و رفتن به روی سن.
- مردم چگونه به تظاهرات وارد و از آن خارج میشوند و چگونه خود را به مکان برگزاری میرسانند و از آن خارج میشوند؟
- چگونه به خانه میرسند؟
- آیا قبل، در حین برگزاری و پس از آن نیازی به کنترل جمعیت هست (یعنی احتمال خشونت یا مشکلات ترافیکی عظیم وجود دارد)؟
- آیا نیازی هست پس از برگزاری نظافت انجام شود؟ چه کسانی و چگونه این کار را انجام میدهند؟
- چه برنامهای برای دیدار با رسانهها قبل، در حین برگزاری و پس از آن دارید؟
- آیا برنامهای برای فعالیتهای پس از برگزاری تظاهرات دارید (دیدار اعضای حوزه انتخابیه با قانونگذاران منطقهشان، واکسیناسیون کودکان در محل برگزاری، ثبت نام برای کلاسهای سواد آموزی، و غیره)؟ اگر چنین برنامهای دارید، چگونه میخواهید همه این فعالیتها را مدیریت کنید؟
سعی کنید در مورد همه چیزهای دیگری که ممکن است اشتباه از آب در بیایند و تاکنون به آنها فکر نکردهاید، بار دیگر بیاندیشید و راه حلی برای آنها بیابید. اگر دستشوییهایی که سفارش دادهاید به موقع نرسیدند، از کجا دستشویی فراهم میکنید؟ اگر یک تظاهرات متقابل برگزار شد چه میکنید؟ اگر افراد کمی حاضر شدند چه میکنید؟ اگر رسانهها حضور پیدا نکنند یا زود محل را ترک کنند چطور؟ همه چیزهایی که میتوانید از قبل پیشبینی کنید در واقع بحرانهایی هستند که نیازی نیست در مورد آنها نگران باشید، چون در صورت وقوع میدانید که چه باید بکنید.
زمانبندی
در صورت امکان تا جای ممکن برای برنامهریزی یک تظاهرات زمان بگذارید تا بتوانید همه جزییات را مدیریت کنید و همه اجزای کار را کنار هم بگذارید. همیشه باید از افراد مشهور و شخصیتهای مردمی خیلی زودتر از موعد وقت گرفته شود؛ اگر به اندازه کافی پیش از موعد این کار را نکنید (حداقل چند ماه زودتر و چند هفته زودتر کافی نیست)، آنها در مراسم شما شرکت نخواهند کرد، مگر در صورتی که این پروژه مورد علاقهشان باشد (که اغلب حتی اگر چنین باشد هم شرکت نمیکنند). گاهی به دست آوردن و حتی یافتن یک مکان مناسب بیشتر از آنچه فکر میکنید طول میکشد. برنامهریزی برای مدیریت جمعیت بزرگ کار سختی است، و حتی سختتر از آن اجرای برنامه است (ممکن است در اولین یا دومین شرکتی که مراجعه میکنید نتوانید سیستم صوتی مورد نیازتان را بیابید؛ و اگر سیستم صوتی در روز مقرر به دستتان نرسید چه میکنید؟)
بسیار حیاتی است که در برنامه خود یک بازه زمانی اضافی بگنجانید. منظور چند ماه اضافهتر است و این مدت به هیچ وجه زیاد نیست.
اما گاهی باید یک تظاهرات را ظرف چند روز یا حتی چند ساعت برنامهریزی کنید. نکته کلیدی در برنامهریزی موفق در همه شرایط، صداقت با خود است. با توجه به زمانی که در اختیار دارید چه کارهایی را واقعا به صورت موثر میتوانید انجام دهید؟ فراتر از توانتان برنامهریزی نکنید، و اگر به این نکته توجه کنید این شانس را دارید که تظاهراتی ساده برگزار کنید ولی به اهدافتان دست یابید. اگر برای رفتن به ماه برنامهریزی کنید ولی زمان کافی برای این کار نداشته باشید، احتمالا هیچ چیز عایدتان نمیشود.
ارتباطات
یک سیستم برای ارتباطات عمومی کارآمد طراحی کنید. در برنامهریزی یک تظاهرات، مهمترین کاری که باید انجام دهید راهاندازی یک سیستم ارتباطاتی کاربردی و کارآمد است – اگر هنوز آن را راهاندازی نکردهاید. چنین سیستمی هم باید برای تظاهراتها و شرایط اضطراری طراحی شده باشد، و هم در شرایط عمومی و عادی برای ارتباط با افرادی که به صورت مستقیم درگیر هستند و با مسئله شما ارتباط دارند مورد استفاده قرار گیرد.
چنین سیستمهایی میتوانند ارزش خود را زمانی به شما نشان دهند که نیاز دارید به سرعت دیدگاه قانونگذاران را در مورد چیزی تغییر دهید. یک نفر با ایمیل زدن و تلفن کردن به تعداد زیادی از سازمانها میتواند در عرض چند ساعت امکان ارسال چند صد یا حتی هزاران تماس تلفنی و نامه به سازمانهای دولتی را فراهم کند.
سیستم ارتباطاتی ایدهآل، یک فرد یا کمیته کوچک دارد که به عنوان کمیته مرکزی هماهنگی عمل میکند. در دنیای کنونی بهترین گزینه برای ارتباطات سریع و کارآمد استفاده از ایمیل است زیرا هماهنگ کننده میتواند در یک اقدام، با تعداد وسیعی از افراد ارتباط بگیرد. اگر همه افراد درگیر در این کار به ایمیل دسترسی ندارند از فکس و تلفن درختی میتوان استفاده کرد؛ در این روش هماهنگ کننده ابتدا به یک گروه از افراد مورد اعتماد خود زنگ میزند و آنها نیز هر کدام به تعداد دیگری زنگ میزنند و دسته سوم نیز هر کدام به تعدادی دیگر تماس میگیرند تا جایی که پیام مورد نظر به همه میرسد. این سیستمها کامل نیستند ولی به شدت شانس دسترسی سریع به همه افرادی که میخواهید را افزایش میدهد. هماهنگ کننده باید یک لیست کامپیوتری بهروز شده – در صورت امکان – از ایمیلها فراهم داشته باشد تا از آن برای ارسال ایمیلهای کلی استفاده کند.
طرحی برای اطلاعرسانی در مورد تظاهرات آماده کنید. هماهنگ کننده میتواند مسئول اطلاعرسانی به حامیان، مخاطبان مطلوب، و عموم مردم در مورد تظاهرات باشد. بسته به اینکه میخواهید به چه کسی برسید، هماهنگ کننده میتواند در تهیه و توزیع تراکتها کمک کند؛ یک یا چند نامه برای لیست ایمیل حامیان و سازمانهای مرتبط ارسال کند؛ آمادهسازی و انتشار اطلاعیه رسانهای، داستانهای خبری، و یا تبلیغات چاپی و رادیویی و تلویزیونی؛ ارسال نامه به یک لیست ایمیل؛ فعال کردن یک تماس فکسی یا تلفن درختی؛ و تسهیل هر کار دیگری که در انتقال پیام به بیرون از مجموعه کمک میکند. هماهنگ کننده لزومی ندارد که همه کارها را خودش انجام بدهد؛ اما باید همه فعالیتهای مربوط به اطلاعرسانی و ارتباطات به شخص او ختم شود.
ساماندهی پوشش رسانهای مراسم. باز هم در اینجا باید یک نفر – احتمالا یا هماهنگ کننده ارتباطات یا یکی از سازماندهندگان تظاهرات – بر پوشش رسانهای نظارت داشته باشد. یکی از راهها برای تضمین پوشش دقیق رسانهای این است که پیش از مراسم داستان خود را در مورد این رویداد بنویسید و آن را در قالب اطلاعیه رسانهای یا – اگر رابطه خوبی با نمایندگان آن رسانهها دارید – در قالبهای دیگر تهیه کنید.
اگر تاکنون نتوانستهاید چنین روابطی برای خود فراهم کنید، باید برقراری یک رابطه بلندمدت با رسانهها را شروع کنید، تا وقتی به آنها – مانند الان – نیاز دارید به کمک شما بیایند. وقتی آنها برای دریافت اطلاعات به شما مراجعه میکنند سخاوتمندانه در اختیارشان بگذارید و خودتان نیز هر زمان امکانش را دارید داوطلبانه به آنها اطلاعات بدهید. خود را به عنوان «متخصص» در مورد مسئلهتان جا بیاندازید تا وقتی در این مورد به اطلاعات نیاز داشتند به شما مراجعه کنند. سعی کنید روابط شخصی با گزارشگران رسانههای مختلف برقرار کنید؛ احتمال همدلی آنها با هدفتان زمانی بیشتر میشود که سازمان شما را بشناسند و به نوعی با مسئله شما ارتباط مستقیم داشته باشند.
مطمئن شوید که گزارشگران و مجاری رسانهای دقیقا میدانند کی و کجا تظاهرات برگزار میشود و به صورت تقریبی چه چیزهایی در آنجا شاهد خواهند بود. شرایط را برای اظهار نظر برگزارکنندگان، سخنرانان، افراد مشهور، اعضای جمعیت هدف، و غیره پیش از برگزاری، در حین رویداد و پس از آن فراهم کنید. به فرصتهایی که برای عکس گرفتن و پوشش تلویزیونی پیش میآید فکر کنید: اگر به دنبال این موارد هستید باید تظاهرات دارای جنبههای بصری خوبی باشد. سعی کنید کار را تا جای ممکن برای نمایندگان رسانهها آسان کنید: برای آنها مکانی پیدا کنید که بتوانند از آنجا ببینند، بشنوند، فیلم بگیرند، و غیره؛ فردی را برای رسیدگی (شاید بهتر باشد همان فردی را بگذارید که کار هماهنگی پوشش رسانهای را انجام داده است) به نیازهای آنها تعیین کنید؛ آنها را به افراد مناسب معرفی کنید؛ کمکشان کنید تا بتوانند به این طرف و آن طرف بروند. در پوشش خبری خوب همه چیز به شما بستگی دارد، پس باید تا جای ممکن این رویداد را رسانه-پسند کنید.
ارتباطات خوب را پیش از برگزاری، در حین رویداد و پس از آن تضمین کنید. بسیار ضروری است که سازماندهندگان بتوانند با یکدیگر، با شرکت کنندگان، و با جمعیت به خوبی ارتباط بگیرند و باید این کار را بتوانند پیش از تظاهرات و در زمان برگزاری و نیز پس از اتمام داشته باشند، بهخصوص اگر تظاهرات در یک فضای باز بزرگ برگزار میشود. توضیح تغییرات برنامه، انتقال دستورالعملهایی در مورد حرکت ترافیک و جمعآوری زبالهها، ارتباط با افراد در وضعیتهای اضطراری تنها برخی از دلایل ضرورت ارتباطات خوب است. سازماندهندگان و دیگر افراد کلیدی باید دارای تلفن همراه، پیجر، یا دیگر ابزارهای ارتباط سریع باشند. بسته به شرایطی که دارید، خوب است چند «رابط» داشته باشید که کار انتقال پیام را در حین برگزاری مراسم انجام دهند. ارتباطات خوب وجه افتراق بین یک تظاهرات موفق و یک فاجعه است.
پیگیری
پیگیریهای فوری: وقتی تظاهرات به اتمام رسید کار شما تمام نشده است. باید مطمئن شوید که افراد به شکل منظمی از تظاهرات جدا میشوند، همه جا تمیز است، و مردم میتوانند به آسانی به خانههایشان برگردند. ممکن است مراسم دیگری درست پس از تظاهرات برنامهریزی شده باشند (دیدار با قانونگذاران، ثبت نام برای واکسیناسیون، و غیره). ممکن است اهمیت داشته باشد که رسانهها با افراد مشهور شرکت کننده در تظاهرات، اعضای جمعیت هدف، و یا برگزار کنندگان گفتگو کنند. همچنین شاید مسائل سازمانی یا قانونی باشد – برای مثال پرداخت هزینه تجهیزات یا اداره دولتی صدور مجوز– که باید پیش از آنکه پایان کار را اعلام کنید، به آنها رسیدگی کنید.
پیگیریهای بلندمدت: تظاهرات خود تنها گام اول به سمت یک هدف است. اگر نخواهید کاری را که شروع کردهاید ادامه دهید، از ابتدا هم میتوانستید خود را به زحمت نیاندازید. اولا بسیار مهم است که با سازماندهندگان و دیگر افراد درگیر مروری بر تظاهرات داشته باشید تا چگونگی پیشرفت فعالیتها و کل کار را ارزیابی کنید. سوالاتی که باید در اینجا پاسخ داده شوند عبارتند از ...
-
آیا تظاهرات موفق بود (یعنی به همان مسیری که میخواستید حرکت کرد، و اهدافی را که دنبال میکرد محقق ساخت)؟
باید به یاد داشته باشید که معمولا تظاهرات تنها بخشی از تلاش وسیعتری است که شما برای اطلاعرسانی و/یا تاثیرگذاری بر سیاستگذاری در مورد یک مسئله انجام میدهید. قانون ممکن است بلافاصله تغییر نکند؛ خدمات مورد نظر شما ممکن است بلافاصله در دسترس قرار نگیرند. یک تظاهرات موفق لزوما به نتایج سریع نمیانجامد ولی زمینه را فراهم میکند تا بنیاد چیزهای تازهای در آینده ایجاد شود. اگر تظاهراتتان آرام پیش برود و در ظاهر بتواند حمایت عمومی محکمی جلب کند، در این صورت سازمان شما به عنوان نیرویی تاثیرگذار فرض میشود که باید به آن توجه کنند. ممکن است شما را به نشستهایی دعوت کنند که پیش از این نمیتوانستید به آنها بروید، و سیاستگذارانی که قبلا شما را نادیده میگرفتند اکنون از شما بخواهند توصیههای خود را با آنها طرح کنید. این هم یک نوع موفقیت است. گاهی باید مدتی صبر کنید تا بتوانید میزان موفقیت تظاهراتتان را مشخص کنید.
- چه چیزی خوب پیش رفت و چه چیزی نه؟ در آینده چگونه میتوانید این کارها را بهتر انجام دهید؟
- چه کسانی کارهایشان را خوب انجام دادند یا چه کسانی به طور ویژه خوب بودند؟ (ممکن است بخواهید در آینده به این عده مسئولیت بیشتری بدهید.)
- آیا تظاهرات راه خوبی برای انتقال ایده شما بود؟ آیا باید به جای آن از روشهای دیگری استفاده میکردید؟
- آیا دوباره از این روش استفاده میکنید و چه تغییراتی ممکن است در کارتان ایجاد کنید؟
گام بعدی در پیگیریهای بلندمدت این است که بر موفقیتها و نیروی جنبشی حاصل از تظاهراتتان سرمایهگذاری کنید. برای این کار راههای چندی وجود دارد:
- مخاطبان مورد نظر تظاهرات را (برای مثال قانونگذاران) دنبال کنید و برای این کار مدام مسئله مورد نظرتان را با آنها طرح کنید و به تظاهرات به عنوان شاهدی برای حمایت عمومی از این مسئله اشاره کنید.
- اعضای دیگر مجموعهتان را دنبال کنید (جمعیت هدف، حامیان، و غیره) و با استفاده از انرژی آزاد شده در آنها، آنها را به فعالیت برای زنده نگه داشتن مسئله در میان مردم وادار کنید.
- موفقیتتان را اطلاعرسانی کنید. از ارتباطتان در رسانهها استفاده کنید تا به همه نشان دهید که تظاهرات چقدر بزرگ و قوی برگزار شده است.
- سعی کنید رسانهها را به تولید گزارشاتی در مورد آن وادارید. اگر افراد مشهوری حاضر به مشارکت در این کار باشند، میتوانید از آنها نیز استفاده کنید.
- مراسمهای دیگری برای پاسخ به مسئله خود سازماندهی کنید.
- تظاهرات را نهادمند کنید. در بسیاری از شهرها هر سال راهپیماییهایی برای جذب پول برای مبارزه با گرسنگی، ایدز، و اهداف دیگر برگزار میشود که همه در ابتدا با یک تظاهرات آغاز شدهاند. اما حالا هر سال اتفاق میافتند، هزاران شرکت کننده و حامی مالی در آنها جذب میشوند، حجم عظیمی از کمکهای مالی گردآوری میشود، و مسئله را به شکلی به عرصه عمومی میآورند که قابل نادیده گرفته شدن نیست.
خلاصه
یک تظاهرات موفق – که قادر است اهداف خود را به سرعت یا در بلندمدت محقق سازد و به همان شکلی که سازماندهندگان طراحی کرده بودند به پیش رود – به عوامل چندی بستگی دارد، مانند: شفافیت هدف، آوردن مردم به تظاهرات، انتقال پیام به همان کسانی که میخواهید آن را بنشوند، و برجای گذاشتن حس موفقیت و پشتیبانی از مسئله خود در ذهن مخاطبان هدف، مجموعه، عموم مردم، و رسانهها.
اگر پیش از شروع به این نکات توجه کرده باشید که: تظاهرات ابزار مناسبی برای انتقال پیامتان باشد، با دقت آن را طراحی کرده باشید، بهخوبی آن را اجرا کنید، با ظرافت کار پیگیری را انجام دهید، در این صورت باید توانسته باشید که یک تظاهرات عمومی موفق به اجرا گذاشته باشید.
___Sabe lo que es una manifestación.
___Conoce los objetivos de una manifestación pública, entre ellos:
- defensoría
- apoyo
- protesta
- repudio a una manifestación
- relaciones públicas
- acción
___Sabe qué objetivo(s) desearía que su manifestación alcanzara.
___Conoce las diferentes formas que puede adoptar una manifestación:
- marchas/desfiles
- campañas
- piquetes/bloqueos
- sentadas
- vigilias
- teatro callejero
___Sabe qué forma desearía que su manifestación adoptara.
___Sabe por qué es posible que organice una manifestación:
- otros métodos han fallado
- tiempo
- impacto público
- para llenar de energía a sus colaboradores
- para llamar la atención
___Ha decidido cuándo llevará a cabo su manifestación.
Se han cubierto los cuatro puntos esenciales para organizar una manifestación pública:
___planificación, planificación, planificación
___tiempo de preparación
___comunicación
___seguimiento
Planificación, planificación, planificación – usted ha:
___decidido lo que quiere lograr
___decidido las cosas específicas que le gustaría que ocurran en la manifestación
___decidido a quiénes trata de llegar
___planificado su programa
___escogido un lugar para la manifestación
___decidido la fecha y la hora específicas.
___resuelto cómo hacer que las personas asistan
___desarrollado la logística
___sido proactivo en sus esfuerzos para enfrentar los posibles problemas
Tiempo de preparación – usted ha:
___dado el tiempo suficiente para alcanzar los objetivos de su manifestación
___encontrado un lugar amplio con anticipación
___hecho arreglos con los invitados con mucha anticipación
Comunicación – usted ha:
___diseñado un sistema de comunicación efectivo
___desarrollado un plan para dar a conocer la manifestación.
___instrumentado la cobertura de los medios de comunicación
___asegurado una buena comunicación antes, durante y después de la manifestación.
Seguimiento – usted ha hecho un seguimiento, tanto en forma inmediata a la manifestación como a largo plazo:
___contactando a su público deseado
___manteniéndose en contacto con sus colaboradores
___haciendo público su éxito
___intentando lograr la cobertura de los medios de comunicación
___organizando otros eventos con el mismo enfoque
Example 1: Crowd marches downtown in Lawrence, Kansas, to support detained scientist Syed Jamal
Earnest chants filled Massachusetts Street on Thursday as dozens of people marched in support of Syed Ahmed Jamal, a Bangladeshi-born Lawrence scientist who was detained by Immigration and Customs Enforcement on a deportation order after 30 years of residency in the U.S.
Shouts of “Free Syed Jamal” and “Say it loud, say it clear, immigrants are welcome here” rang out as marchers carried signs through downtown Lawrence to raise awareness for a local family that associate pastor Eleanor McCormick of Plymouth Congregational Church said has been “shaken to its core.”
Read more.
Example 2: Lawrence Indigenous, queer communities and allies mourn death of nonbinary Oklahoma teen Nex Benedict

Members of Native American and queer Lawrence communities joined in solidarity for a vigil in honor of Nex Benedict, a 16-year-old nonbinary student from Oklahoma who died February 8th, 2024, after suffering injuries from a fight in the girls’ bathroom at school — the bathroom state law required them to use.
Nex, of Choctaw descent, lived within the Cherokee Nation reservation and “deserved love, support and to be kept safe,” Cherokee Nation Principal Chief Chuck Hoskin Jr. said in a statement.
You can read the full article at this link to the Lawrence Times.
هر چند واژه «مذاکره» بار رسمی دارد، ولی در واقع همه ما هر روز در حال مذاکره هستیم. با خانواده و دوستان خود درباره غذا برای شام، محل گشت و گذار آخر هفته، امکان خرید مبلمان، یا بیدار ماندن بچهها تا دیروقت مذاکره میکنیم. در محل کار درباره وضعیت کار و پرداختها مذاکره میکنیم. این مذاکره گاه غیررسمی و در قالب گفتگو با روسا و همکاران است و گاه رسمی است و به صورت چانهزنی در اتحادیهها انجام میشود. در باهمستان درباره نحوه هزینهکرد منابع مالیاتی، خدمات مورد نیاز شهر، انواع صنایع و مشاغل مطلوب یا نامطلوبِ باهمستان، و آینده مطلوب باهمستان مذاکره میکنیم.
سازمانها، ائتلافها، نهادها، مسئولان ابتکار عمل، و دولتها هم مثل افراد با یکدیگر مذاکره میکنند. سازمانهای خدمات انسانی و بهداشتی نیز میتوانند درباره شرایط همکاری یا تعیین سازمان مسئول برای خدماترسانی به هر گروه جمعیتی مذاکره میکنند. طرفداران محیط زیست میتوانند با بسازوبفروشها یا سازمانهای آلاینده زیستمحیط درباره نحوه حفاظت از محیط طبیعی در عین حفظ منافع اقتصادی مذاکره کنند. سازمانهای جوانان میتوانند برای پیشگیری از خشونتهای بعدی، دارودستههای جوانان را در مذاکره با یکدیگر یاری کنند. کسبوکارها میتوانند با یکدیگر و با دولتهای محلی برای معامله مذاکره کنند. و البته دولتهای ملی نیز برای عقد عهدنامه، توافقهای تجاری، حل و فصل اختلافات مرزی، و هر موضوع دیگری خارج از حیطه جنگ و درگیری مذاکره میکنند.
گروههای حامی گاه برای دستیابی به توافق، به مذاکرهکنندهای نیاز دارند که بتواند با چانهزنی، سازش، و مقاومت در زمان مناسب، این روند را هدایت کنند. اگر توافق با احزاب دیگر ممکن نباشد یا اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، میتوانید فردی را برای میانجیگری انتخاب کنید یا از افراد حقیقتیاب بخواهید وضعیت را بررسی کرده و توصیههای خود را ارائه دهند (یا مقامات مسئول را برای انتصاب حقیقتیاب مجاب کنید). با مطالعه این بخش، ضمن آشنایی با تفاوتهای این سه گزینه، خواهید دید با توجه به وضعیت فعلی خود، گزینهای دارید یا نه، و اگر گزینهای هست، کدام گزینه معقولتر است. همچنین، زمان و چگونگی استفاده از هر یک از این گزینهها و نتایج احتمالی حاصل از هر یک را بررسی خواهیم کرد.
نکته آغازین
هر چند فقط یکی از سمتها در عنوان این بخش مذاکرهکننده نام دارد، اما کار هر سه سمت به نوعی به مذاکره مربوط میشوند. به گفته انجمن داوری آمریکا، معروفترین و بزرگترین سازمان برای رفع اختلاف به شیوههای جایگزین، مذاکره «فرآیندی است که در آن طرفهای مخالف اختلافات خود را از طریق بحث و گفتگو به یکدیگر میفهمانند و میکوشند با سازش، این اختلافات را حل و فصل کنند.» به بیان دیگر، مذاکره روندی مبتنی بر داد و ستد با هدف توافق رضایتبخش برای طرفین است.
مذاکره، میانجیگری، و حقیقتیابی همگی از شیوههای جایگزین حل اختلاف هستند که در جای جای این متن تکرار خواهد شد. منظور از شیوههای جایگزین حل اختلاف روشها و شیوههای جایگزین اقدام قانونی است که طبق آن چه در جعبهابزار باهمستان گفتیم، باید آخرین راه حل باشد (در مجموع، اقدام قانونی معمولا هزینهبر، زمانبر، خطرآفرین، و ناخوشایند است). اما گاه استفاده از این روش لازم است.
مذاکره یکی از اشکال رسمی حل اختلاف است، اما همیشه برای حل اختلاف یا برد و باخت نیست. در عمل، خیلی مواقع توافق میتواند به نفع هر دو طرف باشد. کسبوکارهای فعال برای رسیدن به سود متقابل، سازمانهای دخیل در تدوین طرحهای همکاری، کشورهای در حال چکشکاریِ توافق تجاری، همگی به دنبال نتیجهای نهایی و سودمند برای همه طرفها هستند. هدف مذاکره در حالت آرمانی حصول توافقی است که همه طرفها را با رسیدن به بیشترین فایده ممکن راضی نگه دارد.
احتمالا خیلی از کاربران این جعبهابزار درگیر توافقهای تجاری بینالمللی نیستند، اما همین کاربران در برخی نقاط جهان با دولتهای ملی و محلی برای رسیدن به سازوکاری برای پناهجویان یا توزیع مواد غذایی در مناطق قحطیزده مذاکره میکنند. گروههای باهمستانی در ایالات متحده معمولا با بانکها یا صنایع درباره تامین وام یا مشاغل در باهمستان مذاکره میکنند؛ سازمانها یا ائتلافها با نهادهای دولتی یا تامینکننده مالی درباره منابع مالی موجود برای خدمات یا شرایط گزارشدهی یا نظارت، مذاکره میکنند؛ سازمانها و افراد فعال در زمینه بهداشت و سلامت با سازمانهای درمانی و بیمه درباره خدمات و هزینهها مذاکره میکنند؛ و ... . در بسیاری از این موارد، شاید حضور مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب ضروری باشد، و در موارد دیگر، در نبود چنین افرادی، کار پیش نخواهد رفت.
- به کارگیری افراد مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب نشان میدهد به موقعیتی رسیدهاید که از لحاظ قدرت همارز یا دست کم نزدیک به موقعیت طرف مقابل است. این یعنی شاید به سطحی از سازماندهی یا بدنه حامی سازمان رسیده باشید که بتواند بر کسبوکار، انتخابات، یا آزادی عمل طرف مقابل تاثیر بگذارد. یعنی، شاید بتوانید در تعیین جزئیات همکاری یا توافق متقابل نقش داشته باشید. شاید بتوانید طرف مقابل را به توافق مجاب کنید، چون طرف مقابل میداند قانونا و اخلاقا در طرف درست ایستادهاید، و چنین توافقی هم به نفع او و هم به نفع شما است. این یعنی شاید از طرف مقابل آتو داشته باشید، یعنی شواهدی که نشان میدهد طرف مقابل عملی مشکوک یا شرمآور داشته یا کاری کرده که مایل به افشای آن نیست. یا ممکن است قاضی، نهادی نظارتی، یا سایر افراد و سازمانهای مسئول حکم به مذاکره طرفین داده باشند. در هر حال، بعید است طرف مقابل تن به مذاکره دهد مگر اینکه شما را در جایگاهی برابر ببیند و بداند که مجبور است با شما کنار بیاید.
مذاکره اصولی
مرجع اصلی در زمینه شیوههای جایگزین حل اختلاف کتابی است به نام اصول و فنون مذاکره نوشته راجر فیشر و ویلیام یوری. اگر قرار است با کسی مذاکره کنید (از جمله مذاکره با اعضای خانواده درباره انتخاب کانال تلویزیون) این کتاب را بخوانید.
علت دیگر تاثیرگذاری گسترده کتاب فیشر و یوری این است که این دو نویسنده روشهای جایگزین مشخص و بهتری را به جای روشهای سنتی حل اختلاف معرفی کردهاند. بعضی مذاکرهکنندهها سرسختی را در مذاکره در پیش میگیرند. این افراد که مذاکره را جنگی بین طرفین درگیر میبینند که در آن برد هر طرف به قیمت باخت طرف مقابل است، به تهدید و قلدری روی میآورند و اصلا حاضر نیستند از موضع خود کوتاه بیایند. گروهی دیگر برای مذاکره معقول و توجه به خواستههای طرف مقابل، گاه بیش از حد سازشکار میشوند. با هیچ کدام از این دو روش نمیتوان برای رسیدن به توافق منصفانه و رضایتبخش برای همه طرفها کاری از پیش برد. نویسندگان کتاب اصول و فنون مذاکره راه حل مطلوب خود را در این کتاب تشریح کردهاند.
فیشر و یوری روش مطلوب خود را در این کتاب مذاکره اصولی نامیدهاند. هدف از این روش رسیدن به بهترین نتیجه در مذاکره و در عین حال رعایت عقل و انصاف در برخورد با طرف مقابل است. از نظر فیشر و یوری، هر چه طرفین به برآورده کردن نیازهای خود و طرف مقابل نزدیکتر شوند، توافق حاصل از مذاکره بهتر و پایبندی طرفین به توافق بیشتر خواهد بود.
مذاکره اصولی چهار بعد را در روند مذاکره در بر میگیرد: افراد، منافع، گزینهها، و معیارها. در اینجا هر یک از این ابعاد و جایگاه آنها را در یک چارچوب کلی به اختصار بررسی میکنیم.
- افراد. نکته مهم اینجا «تفکیک مسئله از افراد است.» نقطه شروع هر مذاکره، از جمله مذاکرات دوستانه، وجود یک مسئله است. چگونه میتوان نیازهای دو یا چند طرف را در توافقی کارآمد برای همه طرفها برآورده کرد؟ خیلی وقتها، مذاکرهکنندهها افراد دخیل را جزئی از این مسئله میبینند. «نمیگذارد به خواستههایم برسم.» «حتی وقتی پیشنهاد سازش میدهیم، باز هم نمیخواهد منطقی باشد.» «گروه مقابل بداخلاقی و بیاحترامی میکند.»
به گفته فیشر و یوری، نباید صرفا بر مسئله تمرکز کرد یا اینکه مسئله را نادیده گرفت و سعی در فریب افراد داشت. بلکه، موضوع اصلی تفکیک این دو و توجه به هر دو است. با استفاده از فهم خود از طرفها، کیستی، و نیازهای آنها، آنها را به همکاری برای حل مسئله سوق دهید.
- منافع. ترجیعبند این بخش از مذاکره این جمله است: «حواستان به منافع باشد نه مواضع.» مواضع طرفها خواستهها یا اهدافشان را مشخص میکند: «از ۳۰۰ دلار یک سنت هم کوتاه نمیآیم.» منافع طرفها دلیل اتخاذ این مواضع هستند: «۳۰۰ دلار تا پنجشنبه برای اجاره لازم دارم.» در صورت فهم و لحاظ منافع خود و طرف مقابل، انعطاف در مواضع بیشتر میشود، و میتوان برای رسیدن به توافقی مذاکره کرد که در راستای منافع همه است. (وقتی طرفها از مواضعشان حرف میزنند، برای تعیین منافع میتوان از آنها دلیل این مواضع را پرسید.)
- گزینهها. نکته اصلی این است که نباید در موضع خاصی گیر کرد یا فقط یک نتیجه را برای مذاکره متصور شد. در طول مذاکره باید گزینهسازی را ادامه داد و طرف مقابل را هم به این کار ترغیب کرد. به این ترتیب، احتمال رسیدن به گزینههای بیشتر در راستای منافع همه طرفها افزایش پیدا میکند.
- معیارها. بر مطابقت نتیجه با معیارهای عینی پافشاری کنید. اگر درگیر اختلاف هستید، چگونه میتوان درباره روشی منصفانه برای حل این اختلاف تصمیم گرفت؟ فیشر و یوری در پاسخ به این پرسش میگویند باید تحقیقات، اقدامات دیگران در موقعیتهای مشابه، معیارهای اشخاص ثالث، و سایر موارد را بررسی کرد و به معیاری عینی رسید که بتواند مبنای توافق باشد.
باهمستانهای دیگر برای همین خدمات چه مبلغی میپردازند؟ از نظر دانشمندان، وجود چه مقدار از این ماده در آب شرب بیخطر است؟ کسبوکارهای مشابه در باهمستانهای مشابه چقدر مالیات میدهند؟ پاسخ به این پرسشها به معیارهایی عینی منتهی میشود که میتوانند مبنای توافق باشند. دیدگاه فیشر و یوری در این زمینه حاصل تجربههای گوناگون این دو نویسنده و دیگران در مذاکرات حساس است (اختلافات بین مدیریت و کارگران صنایع بزرگ زغالسنگ، دیپلماسی بینالمللی، و مانند آن). اثربخشی این رویکرد در تجربههای چندساله و تخصصی پس از انتشار کتاب اصول و فنون مذاکره به اثبات رسیده و به حدی است که حالا بیشتر مذاکرهکنندههای حرفهای گونههای مختلف مذاکره اصولی را روش مطلوب خود میدانند.
نقش مذاکرهکننده
مذاکرهکننده نماینده یکی از طرفهای حاضر در مذاکره است. اگر طرفهای حاضر در مذاکره سازمان، کسبوکار، یا نهاد باشند، مذاکرهکننده میتواند یکی از اعضا یا کارکنان سازمان باشد. مثلا، خیلی از شرکتها و دانشگاهها وکلایی سازمانی را استخدام میکنند که بیشتر مواقع نقش مذاکرهکننده را برای سازمان دارند. در سازمانهای باهمستانی یا محلهمحور، مدیر سازمان میتواند بنا به رویکرد معمول یا تجربهاش، نقش مذاکرهکننده را ایفا کند. در صورت وجود منابع لازم، یک یا چند سازمان از طرفهای دخیل میتوانند وکلا یا مذاکرهکنندههای حرفهای را برای این کار استخدام کنند.
بیشتر مذاکرات در باهمستان مذاکراتی کوچک هستند. اختلافات در محلهها، مشکلات مالک و مستاجر، یا نوبتبندی زمان استفاده از پیست اسکیت نمونههایی از این دست هستند که به مذاکره نیاز دارند، اما معمولا خود طرفهای دخیل یا افراد داوطلب در باهمستان مذاکره را بر عهده میگیرند. مذاکرهکنندههای حرفهای عموما وقتی وارد عمل میشوند که مذاکره حساس باشد، دست کم یکی از طرفها قدرت اقتصادی یا سیاسی زیادی داشته باشد یا سازمانی بزرگ باشد، و کار مذاکره سخت و پیچیده باشد.
هر مذاکرهکننده فقط نماینده یکی از طرفها است و وظیفهاش رسیدن به بهترین توافق ممکن برای همان طرف است. در ادامه خواهیم دید که همین ویژگیها فرق بین مذاکرهکننده و میانجی و حقیقتیاب را مشخص میکند.
بسته به شرایط و طرفهای دخیل، مذاکرهکننده از میان افرادی با سوابق مختلف انتخاب میشود: وکلا، مسئولان سازماندهی کارگران، مدیران اجرایی کسبوکارها، کنشگران سیاسی و باهمستانی، روانشناسها، مدیران اداری، مقامات دولتی، دیپلماتها، و به بیان کوتاه، تقریبا هر کسی که در چانهزنی در موارد حساس تجربه داشته و این کار با روحیهاش سازگار باشد و با مسائل مرتبط با مذاکره مورد نظر آشنایی داشته باشد.
مذاکرهکننده خوب در شکلگیری برداشت سازمان از خواستهها و نیازهایش نقشی مفید دارد. مذاکرهکننده میتواند درباره اتفاقات مطلوب، گام بعدی، و چگونگی رسیدن به خواستهها پیشنهاد دهد. گاه مذاکرهکننده حرف آخر را در رسیدن به توافق میزند (مثلا، اگر مدیر سازمانی باشد که یک طرف مذاکره است). در غیر این صورت، میتوان به مذاکرهکننده اختیار داد تا از طرف سازمان پیشنهاد دهد یا پیشنهادهای طرف مقابل را بپذیرد یا با سازمان درباره پیشنهادهای ممکن مشورت کند.
همچنین، مذاکرهکننده خوب به خواستهها و نیازهای طرف مقابل دقت میکند. فهم منافع طرف مقابل، به جای تمرکز صرف بر مواضعش، میتواند در دستیابی به توافق رضایتبخش برای طرفین مفید باشد. چنین توافقی نه تنها منصفانه است بلکه احتمال پایبندی به آن هم بیشتر است.
موارد نیاز به مذاکرهکننده
در موقعیتهای مختلف برای حل اختلاف یا تنظیم توافق بین سازمانها، جوامع، دولتها، و ملتها به مذاکرهکننده نیاز داریم. خواه موضوع مذاکره فعالان باهمستان با مقامات شهری درباره پاکسازی پارک باشد و خواه مذاکره کنشگران با نهادی دولتی برای توقف فعالیتهای غیرقانونی صنایعِ تحت نظارت دولت، یا مذاکره باهمستانها با کسبوکارهای بالقوه درباره مالیات و مسئولیتهای باهمستان، یا مذاکره سازمانهای نظارتی با دولت فدرال درباره تقلب در انتخابات، حضور مذاکرهکنندهها لازم است و اگر مذاکرهکنندهها کارشان را خوب انجام دهند، میتوانند از بنبستها موقعیتی بسازند که برای همه طرفها معقول و رضایتبخش است.
نقش میانجی
مذاکرهکننده نماینده یکی از طرفها است، ولی میانجی واسطهای بیطرف است که به هیچ یک از طرفین وابسته نیست. میانجی در نفس توافق منفعتی ندارد، اما در روند دستیابی مستقل طرفین به توافقی رضایتبخش نقش دارد. اگر چه بیشتر میانجیها قطعا دستیابی به توافقی منصفانه را ترجیح میدهند، اما اطمینان از رعایت انصاف در توافق وظیفه میانجی نیست.
میانجیگری را میتوان عموما بر پایه پنج ویژگی تعریف کرد:
- بیطرفی و وساطت در نقش شخص ثالث
- اطمینان از روند صحیح و بینقص مذاکره: حفظ اطلاعات محرمانه، و اطمینان از اعمال اختیار طرفین در رسیدن به توافق، و موارد دیگر
- حسن نیت طرفین: تمایل طرفین به دستیابی به راه حل به جای منفعتطلبی یا سوءاستفاده از طرف مقابل، یا فرار از مسئولیت
- حضور طرفین در محل مذاکره (هر چند لازم نیست طرفین در یک اتاق واحد حضور داشته باشند)
- انجام مذاکره در مکان یا نقطهای مناسب، امن، و راحت برای طرفین
میانجی میتواند بسته به شرایط کارش را به چند روش انجام دهد. مثلا، میتواند بین افرادی که از شدت خشم، ترس، یا احساسات توان روبهرو شدن با یکدیگر را ندارند، پادرمیانی کند. یا میتواند در نقش مترجم یا مفسر ظاهر شود و به طرفین در فهم نیازها و منافع خود و طرف مقابل کمک کرده و اتفاقات مهم را در این مسیر توضیح دهد. در برخی موارد، مثلا وقتی دولت فدرال برای رفع اختلافات کارگری میانجی تعیین میکند، وظیفه میانجی این است که طرفین را به توافق برساند تا با رفع این وضعیت خطرناک یا دردسرساز، جامعه به روال عادی خود برگردد.
اما در هر یک از این شرایط، میانجی معمولا برای تضمین موارد زیر تلاش میکند:
- تعریف خواستههای واقعی هر یک از طرفها در مذاکره یا به بیان دیگر، تعیین منافع به دست خود طرفین
- درک مواضع و نیازهای هر یک از طرفین در طرف مقابل
- تلاش طرفین برای رسیدن به راه حل خودشان جهت رفع معضلات
- رعایت حسن نیت از سوی طرفین
«حسن نیت» جزء مفاهیم مهم در هر مذاکرهای است. اگر یکی از طرفین حقیقت را بیاهمیت بداند، صداقت را در پیشنهادهای خود رعایت نکند، یا در انجام نقش خود در توافق صادق نباشد، مذاکره معنای چندانی نخواهد داشت. حتی در صورت وجود احساسات منفی یا نفرت آشکار، اگر طرفین مایل به مذاکره منصفانه باشند و به توافق پایبند باشند، احتمال رسیدن به نتیجه نهایی و رضایتبخش برای همه طرفها بیشتر میشود. اما اگر هدف یکی از آنها در مذاکره صرفا ایجاد تاخیر یا جلب رضایت برخی نهادها و مراجع بدون پایبندی به نتایج مذاکره باشد، یا اصلا قصدی برای رسیدن به نتیجه وجود نداشته باشد، شاید بهتر باشد همه طرفها مستقیما به سراغ قانون بروند.
فیشر و یورلی چند روش را برای خنثی کردن سوء نیت طرف مقابل پیشنهاد دادهاند، اما اگر طرف مقابل واقعا مایل به همکاری نباشد، گزینهها بسیار محدود خواهند بود. بهخصوص اگر طرف مقابل فکر کند همه برگهای برنده را در دست دارد. اگر طرف مقابل سوء نیت داشته باشد و شما یا نهادهای مسئول ابزار موثری برای تهدید او در اختیار نداشته باشید، یعنی ابزاری نداشته باشید که باعث اعمال فشار اقتصادی، شخصی، حقوقی، یا فشار از طریق روابط عمومی شود، احتمالا طرف مقابل نیازی به مذاکره با رعایت حسن نیت حس نخواهد کرد.
میانجی هم مثل مذاکرهکننده میتواند از میان افرادی با پیشینه متفاوت انتخاب شود. برخی اشکال رایج میانجیگری پای ثابت رفع اختلافات کارگری بهویژه در مسائل پیمانی هستند. شاید بیشترین و مهمترین کاربرد میانجیگری در ایالات متحده در زمینه آموزش عمومی باشد: هزاران دانشآموز دبیرستانی و راهنمایی در آمریکا برای میانجیگری در مدارس خود آموزش دیده و بین همسالان خود پا در میانی میکنند. این دسته از جوانان نه تنها خشونت را کاهش داده و جو حاکم بر مدارس خود را بهبود میبخشند، بلکه در زندگی خود فهم بهتری از حل و فصل تعارض پیدا میکنند و در دوران بزرگسالی این برداشت را به کل جامعه تسری میدهند.
نقش حقیقتیاب
حقیقتیاب هم مثل میانجی فردی بیطرف است اما شباهت اینها در همین مورد خلاصه میشود. طبق تعریف انجمن داوری آمریکا، حقیقتیابی یعنی «فرآیندی که طی آن طرفین شواهد و ادله خود را به شخصی بیطرف ارائه میکنند تا این شخص گزارشی غیر الزامآور درباره یافتهها منتشر کند که معمولا حاوی توصیههایی برای رفع اختلاف است.»
بنابراین، موضوع اصلی برای حقیقتیاب، بر خلاف میانجی، دخیل کردن طرفین در راه حل یا پرهیز از قضاوت درباره ماهیت پرونده نیست. بلکه اتفاقا موضوع مهم برای حقیقتیاب ماهیت پرونده است. وظیفه حقیقتیاب بیرون کشیدن حقیقتی عینی از دیدگاهها یا برداشتهای هر یک از طرفین از حقیقت و سپس استفاده از این یافتهها برای ارائه توصیه در گام بعدی یا رسیدن به راه حل عملی است.
حقیقتیاب اطلاعات دریافتی از طرفین، حاصل از تحقیقات، یا برگرفته از مشورت با کارشناسان و دیگر افرادِ مشرف بر موقعیت را جمعآوری و ارزیابی میکند. هدف از حقیقتیابی بسته به موقعیت فرق میکند:
- گاه هدف تعیین تکلیف برای مذاکرهای بینتیجه و بدون توافق است.
- گاه هدف استفاده از یافتهها برای تحقیقات داخلی و بررسی فعالیتهای غیر قانونی یا مشکوک است. مثلا، اگر سازمانی نتواند گزارش مصرف منابع مالی خود را ارائه دهد یا از طرف دیگران یا از درون خود سازمان به تبعیض متهم شود، میتواند با انتصاب فردی از درون سازمان یا استخدام فردی از بیرون سازمان در سمت حقیقتیاب، جزئیات موضوع را مشخص کرده و اقدام اصلاحی مناسب را تعیین کند.
- گاه هدف این است که ببینیم کدام یک از طرفین اختلاف اطلاعات را به شکل دقیق ارائه کرده است (ممکن است اطلاعات هیچ یک از طرفین دقیق نباشد). شاید با همین اطلاعات بتوان موضوع را حل و فصل کرد. اگر یک گروه زیستمحیطی مدعی شود کار شرکت ساختوساز مسکن باعث آلودگی آب آشامیدنی شهر خواهد شد و شرکت ساختوساز ادعایی مخالف این داشته باشد، حقیقت ماجرا، در صورت امکان کشف حقیقت، قطعا بر اجازه ساختوساز تاثیر خواهد گذاشت.
- گاه مسئله واقعیات ماجرا نیست، بلکه موضوع رسیدن به بهترین راه حل ممکن برای وضعیت پیش آمده است. شاید حقیقتیاب بتواند با بررسی موقعیتهای مشابه، مشاوره با کارشناسان، و استفاده از سایر ابزارها، معیارهایی عینی را برای راه حل عملی ارائه دهد.
- معمولا پرسش اصلی این است که گام بعدی چه باید باشد. یکی از کاربردهای معمول حقیقتیابی تعیین محکمهپسند بودن شکایت فعلی یا احتمالی است. اگر حقیقتیاب موضوع را محکمهپسند بداند، معمولا قاضی توصیه او را میپذیرد.
توصیههای حقیقتیاب الزامآور نیست به این معنا که طرفین ملزم به اجرای این توصیهها نیستند. هدف از این توصیهها صرفا ترسیم مسیری برای حل اختلاف یا تعیین گام بعدی از طریق تبیین موقعیت فعلی است. از این رو، حقیقتیاب را میتوان نوعی مشاور دانست که از این لحاظ با مذاکرهکننده و میانجی فرق دارد.
نقش حقیقتیاب با داور هم فرق دارد. داوری مشابه حقیقتیابی است با این تفاوت که وقتی طرفین اختلاف خود را به داور ارجاع میدهند، داور با فهم خود راه حلی را اعمال میکند. رای داور الزامآور است، و معمولا طرفین قانونا موظف به پذیرش این رای هستند. مثلا، اختلاف درباره پرداخت حقوق در لیگ حرفهای بیسبال معمولا به داوری ارجاع میشود، و داور بر پایه عملکرد بازیکن، وعدههای دادهشده، و سایر عوامل درباره خواستههای بازیکن و پیشنهاد تیم تصمیم میگیرد.
چرایی نیاز به مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب
در بسیاری موارد، خودتان میتوانید بدون هیچ مشکلی مذاکره کنید. پس چرا باید از افراد حرفهای کمک گرفت؟ پاسخ در مواردی است که صرف تلاش شما در این زمینه کافی نیست.
وقتی قرار است مذاکره کنید، از کجا باید فهمید که خودتان میتوانید از پس این کار برآیید یا نه؟ برای پاسخ به این پرسش نسخه سادهای در کار نیست، اما باید چند عامل را در نظر گرفت:
- داشتن رابطه نسبتا محترمانه با طرف مقابل
- مذاکره در دست انجام درباره ترتیب و سازوکاری که برای دو طرف سودمند است
- نزدیکی به حصول توافق در مذاکرهای نه چندان دوستانه
- موقعیت کمخطر که استخدام مذاکرهکننده حرفهای را توجیه نمیکند
- وجود شرایطی که نشان میدهد خودتان میتوانید مذاکره کنید
- فهم مذاکره اصولی (این حالت لزوما به این معنی نیست که کتاب اصول و فنون مذاکره را خوانده باشید، هر چند خواندن آن ضرری ندارد. به هر حال، دیدگاههای این کتاب هم حاصل تجربههای نویسندگان کتاب و سایر افرادی است که مانند شما به تجربه و گذر زمان مهارت کسب کردهاند.)
- تجربه خود یا سایر افراد سازمان در زمینه انجام مذاکره و وجود مهارتهای معقول برای مذاکره اصولی
علاوه بر این موارد و موضوعات مشابه، باید زمان موجود برای رسیدن به نتیجه، منابع سازمان، گذشته رابطه خود با طرف مقابل (و اعتبار طرف مقابل)، و مهارتهای کاربردی خود و سایر اعضای سازمان را نیز در نظر بگیرید.
بنا به چند دلیل گاه استفاده از افراد حرفهای لازم است:
مذاکرهکننده
- نیاز به مذاکرهکننده به خاطر نبود مهارتهای لازم. اگر خودتان مهارت مذاکره نداشته باشید، ممکن است طرف مقابل از شما سوء استفاده کند. یا ممکن است خودتان بدانید در شیوههای جایگزین حل اختلاف مهارت چندانی ندارید، و میخواهید از انطباق روند کار با اصول مذاکره اصولی مطمئن باشید.
- نیاز به مذاکرهکننده برای حفظ منافع. شاید به طرف مقابل اعتماد نداشته باشید (یا آنها اعتماد نداشته باشند)، و حس کنید طرف مقابل حسن نیت ندارد. ممکن است به خاطر تضاد ارزشها یا احتمال بدبینی طرفین به یکدیگر و ظن به رفتار یا نقشههای مخرب طرف مقابل، منافعتان به خطر بیفتد. گاه مواضع طرفین به حدی از یکدیگر فاصله دارد که حس میکنید در نبود مذاکرهکننده کاربلد نمیتوان این شکاف را پر کرد.
- نیاز به مذاکرهکننده به خاطر حضور مذاکرهکننده در سمت مقابل. حس میکنید اگر شما هم مذاکرهکننده حرفهای نداشته باشید، ممکن است منافع طرف مقابل بر منافع شما بچربد.
- نیاز به مذاکرهکننده به خاطر دشواری کار و تلاش ناموفق قبلی برای مذاکره بدون حضور مذاکرهکننده. میدانید که این مشکل راهحل دارد، اما خودتان را قادر به حصول راهحل نمیبینید.
میانجی
- نیاز به میانجی برای پیریزی توافق در نبود اعتماد به طرف مقابل. حضور فردی بیطرف در نقش میانجی روند مذاکره را تسهیل کرده و از بروز سوء تفاهم یا اعمال بیش از حد قدرت در یک سو جلوگیری میکند.
- نیاز به میانجی برای جلوگیری از مذاکرههای خصومتآمیز. حضور میانجی باعث میشود طرفین به جای رویارویی ناخوشایند، بر رسیدن به بهترین توافق ممکن تمرکز کنند.
- نیاز به میانجی به خاطر نبود اطمینان به رعایت انصاف از سوی یکی از طرفین در رابطه رودررو. گاه غلبه احساسات یا وجود حس منفی به حدی است که مذاکره معقول بدون مداخله دیگری ممکن نیست.
- نیاز به میانجی به خاطر توقف مذاکرات و سردرگمی در انتخاب گام بعدی. اگر مذاکرات به بنبست رسیده باشد، میانجی میتواند این بنبست را بشکند.
- نیاز به میانجی به خاطر درخواست طرف مقابل.
حقیقتیاب
- نیاز به حقیقتیاب برای تعیین واقعیات موضوع در هنگام اختلاف طرفین بر سر این واقعیات. هنگام مذاکره بر سر توافق، قرارداد، یا حل اختلاف، گاه بین طرفین در خصوص واقعیاتی که مبنای مذاکره هستند یا در خصوص اطلاعات بسیار مهم اختلاف پیش میآید. در این شرایط، بهکارگیری حقیقتیاب میتواند شیوهای مناسب برای حل این مسئله باشد.
- نیاز به حقیقتیاب به خاطر نبود اطمینان از صداقت طرف مقابل در بخشهای مهم مذاکره یا در خصوص اطلاعات مهم. این موقعیت دشواری است، چون اگر حق با شما باشد، طرف مقابل قطعا با حضور حقیقتیاب موافقت نخواهد کرد. در این حالت، اقناع طرف مقابل برای پذیرش حقیقتیابی، به مهارت چشمگیری در زمینه مذاکره نیاز دارد.
یافتن مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب
برای یافتن مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب سه حالت داریم. حالت اول جستجو برای یافتن کسی است که بتواند در انجام مذاکره یا حل اختلاف نقشی مفید داشته باشد. در این حالت، میتوان به آگهیها، اینترنت، برنامههای دولتی یا دادگاهی برای شیوههای جایگزین حل اختلاف، برنامههای میانجیگری در باهمستان، دانشکدههای حقوق، انجمن وکلا و سایر انجمنهای تخصصی، افراد متخصص در سایر حوزهها، یا گفتههای دیگران مراجعه کرد.
حالت دوم وقتی است که میخواهید موافقت طرفهای دیگر را برای مذاکره، میانجیگری، یا حقیقتیابی جلب کنید. در این حالت، بهترین روش تاکید بر ابعاد مثبت این روند، یعنی مزایای دوسویه، کاهش هزینه، صرفهجویی در زمان، کاهش دردسرها، فرصت تنظیم توافق مطلوب طرفها، و مزیتهای این روش بر سایر روشهای جایگزین است. در این حالت، حتما باید طرفهای دیگر را نیز در انتخاب میانجی یا حقیقتیاب و تعیین روند کار مشارکت داد.
حالت سوم وقتی است که میخواهید قاضی، نهاد نظارتی، یا دیگر نهادهای مسئول را برای صدور حکم یا توصیه به میانجیگری یا انتصاب حقیقتیاب مجاب کنید. این روش زمانی به کار میآید که طرف مقابل مایل به همکاری یا حل و فصل اختلاف نباشد، مرتکب رفتاری نامشروع یا غیر اخلاقی شده باشد، یا مذاکرات به بنبست رسیده باشد و ادامه آن بدون کمک دیگری میسر نباشد. در این حالت، تنظیم شکایت رسمی یا درخواست اعمال قوانین و مقررات یا تشریح جزئیات اختلاف یا مذاکره ناموفق در موضوع مورد نظر میتواند راهگشا باشد.
سبک کار فرد انتخابی مهم است: این سبک باید هم با مقتضیات موقعیت مورد نظر جور باشد و هم برای شما رضایتبخش باشد. مذاکره اصولی (توجه به منافع همه طرفین و برآوردهسازی این منافع با هدف رضایت همه در بهترین توافق ممکن) همیشه بهترین روش نیست. اگر طرف مقابل قابل اعتماد نباشد، واقعا علاقهای به توافق نداشته باشد، یا صرفا مایل به توافقی یکطرفه به نفع خودش باشد، باید مذاکرهکنندهای را انتخاب کنید که این بازی را بلد باشد و خوب بازی کند. با تحلیل موقعیت خود، فردی را انتخاب کنید که از پس کارهای لازم برآید.
همچنین، پیش از انتخاب مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب، باید مواضع اخلاقی، آموزش و تجربههای پیشین، و هزینههای پیشنهادی این افراد را بررسی کرد. همه این عوامل میتوانند بر انتخاب یا رد این افراد تاثیر بگذارند.
جلب موافقت طرف مقابل برای مذاکره، میانجیگری، یا حقیقتیابی
پیشتر در همین بخش گفتیم کسی حاضر به مذاکره میشود که خود را همرده طرف مقابل بداند. همچنین، طرف مقابل باید بداند مواضعش با ورود به مذاکره تضعیف نمیشوند. اگر خودتان روش و/یا برنامه خاصی را برای انجام شیوههای جایگزین حل اختلاف انتخاب کرده و سپس این روش یا برنامه را به طرف مقابل معرفی کنید، ممکن است طرف مقابل حس کند دنبال سوء استفاده هستید و پیشنهاد شما را رد کند.
برای جلوگیری از این بدبینی، کار را از مفهوم شیوههای جایگزین آغاز کنید. ببینید چرا طرف مقابل باید با مذاکره، میانجیگری، یا حقیقتیابی موافقت کند. شاید دلیل طرف مقابل هم همان دلایل شما باشد که در بخش «چرایی نیاز به مذاکرهکننده، میانجی، یا حقیقتیاب» بررسی کردیم. در این بخش به چند استدلال موثر در این زمینه اشاره میکنیم:
- میتوانید موضوع را در قالب نفع دوسویه مطرح کنید. این منافع میتوانند مالی، سیاسی، اجتماعی، مرتبط با روابط عمومی یا از نوع دیگر باشند. مثلا، یک شرکت ساختوساز شاید مذاکره با یک گروه زیستمحیطی را راهی برای ساختوساز «سبز» و مطلوب خریداران بداند و از سوی دیگر گروه زیستمحیطی هم این مذاکره را راهی برای اطمینان از حفظ فضای باز در منطقه مورد نظر میبیند. توافق دقیق و مدون میتواند برای هر دو طرف سودمند باشد.
- گاه برای ارائه پیشنهاد میتوانید از روش چماق و هویج استفاده کنید. در مثال گروه زیستمحیطی و شرکت ساختوساز، ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که در صورت حصول توافق مطلوب، گروه زیستمحیطی حاضر شود کار شرکت ساختوساز را تایید کند. از سوی دیگر، اگر شرکت ساختوساز حاضر به گفتگو درباره ماهیت ساختوساز با این گروه نباشد، گروه زیستمحیطی میتواند اعتراضات بلندمدت و گستردهای راه بیندازد. شرکت ساختوساز که باید بین تایید گروه زیستمحیطی و اعتراضات و رسوایی یکی را انتخاب کند، احتمالا راه مذاکره را در پیش میگیرد.
در موقعیتهایی از این دست، لازم نیست چماق و هویج را با هم پیشنهاد دهید (با فرض اینکه هر دو گزینه را در اختیار دارید). معقولتر این است که کار را با هویج شروع کرده و بر این پایه استدلال کنید. چماق را فقط باید برای مواقع ضروری نگه داشت. معمولا افراد به امتیاز بهتر از تهدید واکنش نشان میدهند؛ نفع مشترک خیلی جذابتر از تعارض است.
- شاید استدلالی متقاعدکننده بر پایه تحلیل هزینه-فایده، زمان، منابع مالی، و/یا دردسر و هزینه ناشی از روشهای دیگر حل اختلاف داشته باشید. اگر تنها راه جایگزین برای مذاکره، اقدام قانونی باشد که معمولا هم چنین است، حقالوکاله و هزینه زمانی این کار برای طرفین چندین برابر خواهد بود. احتمالا مذاکره زمان و هزینه کمتری میبرد و نتیجه بهتری برای طرفین خواهد داشت.
- «این وضعیت هر دو طرف را دلسرد کرده. بیایید کسی را پیدا کنیم که ما را از این وضعیت نجات دهد.» در مواردی که تلاش برای مذاکره در حصول توافق ناکام مانده یا هر دو طرف سرسختانه مخالف مذاکرهاند، حضور میانجی یا حقیقتیاب میتواند موثر باشد.
با مشارکت دادن طرف مقابل به طور مساوی در انتخاب و تعیین روند مذاکره، حسن نیت خود را نشان دهید. در کنار پیشنهاد انتخاب میانجی یا حقیقتیاب، حتما در شرایط مذاکره، توافق طرف مقابل را در موارد زیر جلب کنید:
- میانجی یا حقیقتیاب انتخابی
- مکان
- زمان
- حاضران
- اشخاص دارای اختیار برای تایید توافق
- مدت زمان گفتگو و مذاکره پیش از ورود به گام بعدی
اگر حسن نیت خود را به روشنی نشان دهید و طرف مقابل هم در روند کار اختیاراتی برابر داشته باشد، تمایل طرف مقابل به همکاری بیشتر میشود. با تسهیم این اختیارات، هر دو طرف روند کار را از آن خود میدانند و برای رسیدن به نتیجه مثبت تلاش میکنند.
اگر طرف مقابل تمایلی به پیشرفت کار با رعایت حسن نیت نداشته باشد، مایل به تعدیل مواضع نباشد، یا به حدی با خواستههای شما مخالف باشد که بخواهد این دعوا را تا ابد ادامه دهد، شیوههای جایگزین حل اختلاف راه به جایی نخواهند برد. در چنین موقعیتهایی که متاسفانه برای گروههای حامی و فعالان موقعیتی آشنا است، شاید بهترین راه استفاده از روشهای دیگر مثل اقدام قانونی برای اعمال فشار باشد.
خلاصه
نقش مذاکرهکننده، میانجی، و حقیقتیاب کمک به طرفین مذاکره یا اختلاف برای رسیدن به توافق است. هر سه گروه در زمینه شیوههای جایگزین حل اختلاف تخصص دارند و مذاکره، میانجیگری، و حقیقتیابی هر سه جایگزینی برای اقدام قانونی هستند.
دلایل احتمالی نیاز به مذاکرهکننده:
- حفظ منافع خود
- نداشتن مهارت لازم برای مذاکره
- حضور مذاکرهکننده در سمت مقابل
- دشواری کار و اقدام ناموفق قبلی برای مذاکره
دلایل احتمالی نیاز به میانجی:
- نیاز به تدوین و تنظیم توافق و در عین حال نبود اعتماد به طرف مقابل
- جلوگیری از مذاکره خصومتآمیز
- بیاعتمادی شدید طرفین یا آشفتگی در مذاکره رودررو
- بنبست یا شکست مذاکرات قبلی و نیاز به ازسرگیری مذاکرات
- درخواست طرف مقابل برای حضور میانجی
دلایل احتمالی نیاز به حقیقتیاب:
- تعیین واقعیات موضوع به خاطر اختلاف طرفین بر سر واقعیات
- بیاعتمادی به طرف مقابل و صداقت او
___Usted es consciente de que tanto los negociadores, como los mediadores o investigadores trabajan con alguna forma de negociación, que es el proceso de dar y recibir, con el fin de llegar a un acuerdo satisfactorio para ambas partes.
___Usted entiende que tanto la negociación, como la mediación o la investigación son diferentes facetas de la resolución alternativa de disputas, o ADR, que proporciona otras alternativas al juicio.
___Usted sabe que la otra parte difícilmente aceptará ninguna de estas actividades con usted si no le percibe como un igual, o como alguien con el poder de beneficiarle o perjudicarle.
___Usted refiere usar la negociación justa o ética, cuyas bases son:
- Separar a la gente del problema.
- Concentrarse en los intereses, no en las posiciones.
- Continuar generando opciones a través de todo el proceso, y animar a la otra parte a hacer lo mismo.
- Insistir en que el acuerdo esté basado en algún estándar objetivo.
¿Qué es un negociador?
___Se contrata a un negociador para representar tus intereses en una negociación o disputa.
¿Qué es un mediador?
___Se contrata a un mediador como un moderador neutral que los ayude a usted y a la otra parte a llegar a un acuerdo.
¿Qué es un investigador?
___Se contrata a un investigador para determinar, en la medida de lo posible, la realidad objetiva de una situación en la que los hechos están en duda o disputa.
¿Para qué se puede necesitar a un negociador, mediador o investigador?
Usted necesita un negociador:
___Para proteger tus intereses.
___Porque usted no tiene las habilidades para negociar por usted mismo.
___Porque la otra parte tiene uno.
___Porque ha tratado de negociar usted mismo y le ha parecido demasiado difícil.
Usted necesita un mediador:
___Porque usted quiere llegar a tu propio acuerdo, pero usted no confía en la otra parte.
___Porque usted quiere evitar una negociación adversaria.
___Porque las partes son demasiado desconfiadas, o están demasiado agitadas para ser capaces de negociar cara a cara.
___Porque tus negociaciones están estancadas o han fracasado, y usted necesita ayuda para ponerlas otra vez en camino.
___Porque la otra parte ha solicitado la mediación.
Usted necesita un investigador:
___Para determinar los hechos, porque usted y la otra parte no se ponen de acuerdo sobre ellos.
___Porque usted cree que la otra parte no está comunicativa o está mintiendo.
¿Cómo buscar (y encontrar) un negociador, mediador o investigador?
___Busque a un negociador, mediador o investigador para que le ayude a cerrar una negociación o disputa consultando:
- Las Páginas Amarillas
- Internet
- Programas públicos de ADR federales, estatales o locales
- El sistema judicial
- Programas de mediación comunitarios
- Escuelas universitarias de derecho
- El colegio de abogados
- La Asociación Americana de Arbitraje y otras asociaciones profesionales
- Profesionales individuales
- El boca a boca
___Persuadir a la otra parte a entrar en negociación, mediación o investigación presentando los aspectos positivos del proceso:
- Beneficio mutuo
- Bajo costo
- Ahorro de tiempo y problemas
- La oportunidad de diseñar tu propio acuerdo
- Las ventajas sobre las alternativas
___Usted demuestra buena fe compartiendo totalmente con la otra parte la elección de un mediador o investigador particular y la estructuración del proceso.
___Usted persuade a una autoridad a ordenar o recomendar ADR:
- Presentando una queja formal.
- Pidiendo la aplicación de leyes o regulaciones existentes.
- Señalando la consecuencias de un fracaso al cerrar la disputa o el problema en cuestión.
___Usted mantiene el acuerdo y lo revisa y ajusta a lo largo del tiempo.
شبکههای اجتماعی با افزایش امکان دسترسی سریعتر به افراد و مکانهای بیشتر در تقویت فعالیتهای ترویجگری موثر هستند.. به منظور استفاده بهتر از شبکههای اجتماعی باید برنامهای مشخص در ذهن داشته باشید تا بدانید مخاطبانتان چه کسانی هستند، کدام یک از شبکههای اجتماعی برای آنها مناسبتر است، و با فعالیت در شبکههای اجتماعی به چه نتایجی میخواهید برسید.
زندگی در عصر دنیای دیجیتال مدرن به ما حکم میکند که دیگر نباید شبکههای اجتماعی را یک جنبه مجزا از برنامه ترویجگری بدانیم، بلکه باید آن را در ابتداییترین سطوح کارمان بگنجانیم. به گفته مایک کوجاوسکی، مشاور راهبردی شبکههای اجتماعی بینالمللی، «اپها و وبسایتها که زمانی صرفا تکنولوژیهای اجتماعی به شمار میرفتند، اکنون تکامل طبیعی اینترنت مدرن هستند.»
استفاده از شبکههای اجتماعی برای ترویجگری یعنی چه؟
ترویجگری دیجیتال استفاده از تکنولوژی دیجیتال برای تماس، اطلاع رسانی، و بسیج گروهی از مردم است که نسبت به یک مساله یا هدف دغدغه دارند. هدف از ترویجگری دیجیتال به حرکت درآوردن حامیان برای انجام یک فعالیت است.
ابزارهای دیجیتال تقریبا به مولفه مرکزی هر حرکتی بدل شده است. برخی از رایجترین ابزارهای ترویجگری دیجیتال عبارتند از: وبسایت، بلاگ، فیسبوک، توئیتر، ایمیل، و پیامک. در واقع صدها برنامه شبکه اجتماعی وجود دارد که میتوان از آنها برای ترویجگری دیجیتال استفاده کرد اما برای شروع منابع و وقت خود را در جایی صرف کنید که بیشترین تعداد از حامیانتان در آنجا حضور دارند (فیسبوک و توئیتر گزینههای خوبی هستند). سپس برای کسب نتیجه کلی بهتر، تلاشهایتان را با هم ادغام کنید.
چرا باید از شبکههای اجتماعی برای ترویجگری دیجیتال استفاده کنیم؟
برخی از مزیتهای استفاده از شبکههای اجتماعی عبارتند از: راه اندازی آن هزینه زیادی ندارد (یا اصلا هزینه ندارد)؛ بالقوه امکان دسترسی به تعداد بالایی از مردم را فراهم میکند؛ به اشتراکگذاری سریع و بلافاصله پیامها؛ و داشتن فرصتهای تازهای برای شنیدن، مشارکت، و نظارت بر پیشرفت خود.
چه زمانی میتوانیم از شبکههای اجتماعی استفاده کنیم؟
زمانی که تلاش دارید افرادی را که در یکی از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند، در فعالیتی درگیر کنید ممکن است بخواهید از یک شبکه اجتماعی برای افزایش توانتان برای دسترسی سریع به حامیانتان استفاده کنید. فعالیت در شبکههای اجتماعی یک کار زودگذر نیست بلکه یک جریان قدرتمند است که شیوههای جدیدی برای ترویجگری در اختیار ما قرار میدهد.
برای استفاده از شبکههای اجتماعی به عنوان بخشی از یک کمپین اقدام مستقیم، پیش از طرح درخواست خاصی بهتر است (البته ضروری نیست) که ابزارهای شبکههای اجتماعی خود را راهاندازی کرده باشید و حامیانی برای خود جذب کرده باشید. با این همه فرقی نمیکند که در کجای این روند هستید، باز هم میتوانید از شبکههای اجتماعی برای جلب پشتیبانی از هدفتان استفاده کنید.
چه کسی باید از شبکههای اجتماعی استفاده کند؟
تقریبا همه انواع کمپینهای ترویجگری میتوانند از گونهای از شبکههای اجتماعی استفاده کنند. تصور غالب این است که شبکههای اجتماعی بیشتر با افراد جوان ارتباط میگیرند، اما روند گسترش آن تصاعدی است. افراد در همه سنین در سرتاسر دنیا به شکل روزافزونی از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند.
ابزازهای تخصصی متعددی نیز وجود دارند که در کارهای مختلفی به شما کمک میکنند از جمله: سازماندهی داوطلبان، کمک مالی، گردآوری مردم برای تجمع و راهپیمایی، تحریم یا حمایت از یک کسب و کار، شرکت کردن، بحث و گفتگو، و دریافت آخرین اخبار.
برای استفاده از شبکههای اجتماعی در جهت ایجاد تغییرات اجتماعی، چهار مهارت لازم است:
- تمرکز: نشانه گرفتن هدفی که اثری از خود به جا میگذارد.
- جلب توجه: درگیر شدن در دنیایی شلوغ، پر از پیغام، و پر جمعیت.
- درگیر کردن: افراد را مجبور کنید که با اهدافتان ارتباط برقرار کنند.
- دست به اقدام زدن: دیگران را توانمند کنید، آنها را برانگیزید، و یک حرکت به راه بیاندازید.
به نقل از کتاب: «تاثیر سنجاقکی» نوشته جنیفر آکر و اندی اسمیث.
چگونه از شبکههای اجتماعی برای ترویجگری دیجیتال استفاده کنیم؟
مروری مختصر بر راهبرد خود داشته باشید
اهداف اصلی و نتایج دلخواهی که در شبکههای اجتماعی دنبال میکنید، تعیین نمایید. در دنیای درهم ریخته شبکههای اجتماعی مهمترین نکتهای که باید در نظر داشته باشید این است که تمرکزتان را بر هدف ترویجگری خود حفظ کنید – اقدامات و اهدافی که میخواهید محقق سازید کدامند؟ از در افتادن به دام «ابزارهای پر زرق و برق» یا مسیرهایی که کمکی به اهدافتان نمیکنند اجتناب کنید (چه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم).
تحقیق کنید که در کجاها احتمال آنلاین بودن حامیانتان بیشتر است و گزینههای موجود را ارزیابی کنید. با استفاده از ترویجگری دیجیتال میخواهید بفهمید احتمال حمایت چه کسانی از هدف شما بیشتر است و به این افراد در هر کجا که هستند دسترسی پیدا کنید – شما هم باید از همان ابزارهای شبکه اجتماعی استفاده کنید که آنها استفاده میکنند.
باید ارزیابی درستی از زمان و منابع موجود خود و تیمتان داشته باشید.
برای حضور در هر برنامهای ارزیابی واقعبینانهای از توانایی خود داشته باشید. مشخص کنید افراد مورد هدف شما بیشتر در کدام اپلیکیشنها فعال هستند و تمرکزتان را بر همانها بگذارید. یک کانال ارتباطی مرکزی برای خودتان انتخاب کنید و در زمان فعالیت در شبکههای اجتماعی دیگر افراد را به کانال اصلیتان ارجاع دهید. در ابتدای شروع پروژه خود مشخص کنید که چگونه باید موفقیتتان را ارزیابی کنید. در ابتدا در ذهن خودتان تصویری کلی از نتایج دلخواهتان برای فعالیت در یک شبکه اجتماعی ترسیم کنید، سپس مقیاسهای معینی برای موفقیتتان بسازید که به شما اجازه میدهند ارزیابی درستی از هر یک از برنامههای استفاده شده داشته باشید. توجه داشته باشید که در تعیین اهداف از شیوه «SMART» استفاده کنید – مشخص، قابل اندازهگیری، قابل انجام، مرتبط، و زمانمند. خوشبختانه تعداد بسیار زیادی ابزارهای تحلیل داده و ابزارهای بازاریابی شبکههای اجتماعی هستند که کار دنبال کردن دادهها را آسان کردهاند و اغلب این ابزارها در خود برنامهها نیز تعبیه شدهاند. (وقتی تصمیم گرفتید که از کدامیک از برنامههای شبکههای اجتماعی استفاده کنید، باید ببینید چه ابزارهای تحلیلی درون آن برنامه تعبیه شده است و آیا به تواناییهای تحلیلی و نظارتی بیشتری نیاز خواهید داشت. برای مثال، برخی از سایتهای نظارتی زیر میتوانند مفید باشند: Google Analytics, Google Alerts, Technorati, Addictomatic, Twazzup, Social Mention, HootSuite, Web2express Monitoring, BoardTracker)
درسهایی در مورد شبکههای اجتماعی در کمپین اوباما: زود شروع کنید؛ مقیاس بسازید؛ هر کجا لازم بود نوآوری کنید، به تدریج کارها را بهتر انجام دهید؛ یافتن، ارسال، و اقدام کردن را آسان کنید؛ زمین بازی خود را انتخاب کنید؛ اشتیاق خود برای آنلاین بودن را به سمت فعالیتهایی مشخص و هدفمند هدایت کنید، که به هدف کمپین شما کمک میکنند؛ ترویجگری آنلاین را در همه اجزای فعالیتهای کمپین خود بگنجانید.
«تریبون اجتماعی: جعبه ابزار شبکه های اجتماعی باراک اوباما»، ادلمان دیجیتال پابلیک افرز، ژانویه ۲۰۰۹.
حسابهای کاربری در شبکههای اجتماعی بسازید
یک شبکه اجتماعی اصلی برای خود انتخاب کنید. این احتمالا وبسایت یا وبلاگ شما یا صفحه فیسبوکتان خواهد بود. اگر چنین چیزی نداشتهاید، پس اکنون درست کنید. این صفحه مرکز همه فعالیتهای ترویجگری شما خواهد بود (حداقل در ابتدای کار).
سپس ترکیبی از شبکههای اجتماعی بسازید که احتمال دسترسی شما به حامیان بالفعل و بالقوهتان و جلب مشارکت آنها را بیشتر میکند. از اطلاعاتی که در تحقیقات گام اول کارتان به دست آوردهاید استفاده کنید تا بدانید با توجه به منابع موجود خود چه مسیری را میتوانید طی کنید.
لیستی از ابزارها یا دستورالعملهای مناسب برای راهاندازی فعالیت در شبکههای اجتماعی
راهبرد کلی شما – و با توجه به شناخت و تخصصیتان در مورد هدف و حامیانتان – تعیین خواهد کرد که چگونه باید از ابزارهای دیجیتال استفاده کنید و چه گامهایی باید برای پیگیری اقداماتی ضروری برداشته شود. در ادامه فهرستی از ابزارهای آسانی که میتوانید از استفاده کنید به همراه لینکهایی بریا دسترسی به دستورالعمل راهاندازی آنها آورده شدهاند.
وبسایتها
این سایتها به شما کمک میکنند تا بتوانید با روش «درگ و دراپ» یا «پوینت و کلیک» وبسایتهایی بسازید بدون اینکه مهارتهای فنی بالایی لازم باشد. (میتوانید در هر کدام از آنها یک فضای بلاگ درست کنید.)
بلاگها
فیسبوک
آموزش چگونگی ساختن یک صفحه فیسبوک برای یک هدف.
توئیتر
آموزش چگونگی ساختن حساب توئیتر
همزمان که به ساخت اکانت توئیتر خود مشغول هستید، باید در مورد بهترین عملکردهای مربوط به ساخت اسم کاربری، استفاده از هشتگ، و به حرکت درآوردن لیست فالورها و افراد و سازمانهایی که آنها را فالو میکنید، تحقیق کنید.
ادغام توئیتر و فیسبوک. آموزش چگونگی ادغام صفحههای توئیتر و فیسبوک خود.
آشنایی با ابزارها
در همین حال که مشغول ساخت حساب کاربری برای خود هستید با رفتار عمومی کاربران نیز آشنا شوید – «بایدها و نبایدها» و رفتارهای مرسوم در هر برنامه را یاد بگیرید (توئیتر از هشتگ و هت تیپ استفاده میکند و کاربران پینترست مطالب خود را از منبع اصلی بر روی صفحه خود پین میکنند و کامنت میگذارند، و غیره).
از اینکه تنها به تبلیغ هدف مورد نظرتان مشغول شوید اجتناب کنید. در عوض، مانند وقتی که به اتاقی وارد میشوید و به صورت شخصی با افراد به گفتگو میپردازید، در اینجا نیز به فعالیتهای کاربران دیگر توجه کنید و بر آنها نظارت داشته باشید. وقتی به درک درستی در مورد گفتگوی در حال انجام رسیدید، وارد گفتگو شوید. به همین ترتیب، وقتی گفتگو با دیگران را شروع کردید لحنی را در پیش بگیرید که اصالتا به خودتان تعلق دارد – شما نمیخواهید به عنوان تبلیغات کننده، وابسته یک شرکت، یا کارمند اداری شناخته شوید. دیدگاههای خود را به شکلی صریح، مثبت، و مشتاقانه به اشتراک بگذارید. سعی کنید وقتی مطالب دیگران را تکرار میکنید به آنها ارجاع دهید.
وقتی آمادگی لازم را برای طرح پرسشی برای باهمستان پیدا کردید، پرسشتان را به شکلی شفاف و مستقیم طرح کنید.
تولید محتوا وسیستمهایی برای مدیریت فعالیتهای ترویجگری
به منظور دستیابی به اهدافتان در حوزه شبکههای اجتماعی یک برنامه تولید محتوا یا تقویم سردبیری تهیه کنید که عناوینی که باید منتشر شوند در آن آمده باشد و زمانبندی درخواستهای ترویجگری شما و نیز تاریخهای کلیدی که برای دستیابی به اهدافی خاص اهمیت دارند، مشخص شدهاند. این برنامه میتواند «استخوانبندی» کلی کار شما باشد که همیشه با گذشت زمان میتوانید بخشی تازه به آن اضافه کنید. انعطافپذیری لازم را داشته باشید تا بتوانید در برابر موضوعات و رخدادهای جاری مورد علاقه شبکه اجتماعی باهمستانی از خود عکسالعمل مناسب نشان دهید. باید تنها یک سوم مطالب شما موضوعاتی باشند که به طور خاص به علایق شخصی شما اختصاص دارند و مابقی به موضوعاتی اختصاص داده شوند که به علایق عمومی مربوط هستند.
فعالیتهای خود را در شبکههای اجتماعی با هم ادغام کنید و کارتان را تسهیل و روان کنید، اما در همین حال، باید حضور اصیل خود را در همه شبکهها حفظ کنید. به عبارتی کاربران خودتان را با اطلاعات تکراری دلسرد نکنید، بلکه به دنبال فرصتهایی برای به اشتراک گذاری آسان اطلاعات در شبکههای اجتماعی مختلف باشید. برای مثال، ممکن است پستی در وبلاگتان به اشتراک بگذارید و همزمان این محتوای جدید را در توییتی نیز منتشر کنید.
همچنین برای بیشینهسازی موفقیتتان میتوانید فعالیتهای آنلاینتان را در فعالیتهای آفلاین خود بگنجانید (محصولات چاپی، روابط عمومی، و تولیدات رسانهای). توجه کنید که در مطالب چاپیتان آدرسهای خود را در شبکههای اجتماعی درج کنید و در فعالیتها آنلاینتان نیز مطالب چاپی خود را ترویج دهید.
بر فعالیتها و حرکتهای خود نظارت داشته باشید. فراموش نکنید که از ابزارهایی که برای نظارت بر فعالیتتان راهاندازی کردهاید استفاده درستی بکنید. از گوگل الرت، فیسبوک، و آر.اس.اس فیدز استفاده کنید تا همیشه مطلع و آماده پاسخگویی باشید.
خلاصه
به خاطر داشته باشید که مانند همه تکنولوژیهای دیگر، شبکههای اجتماعی نیز مدام در حال تغییر و توسعه هستند و باید مدام برنامه خود در حوزه شبکههای اجتماعی را ارزیابی کنید تا مطمئن شوید که مدام دسترسی شما به مخاطبانتان در حال افزایش است و نیز به شکل معناداری توانستهاید آنها را درگیر فعالیتهای خود کنید.
Example 1: Facebook
ASPCA
Livestrong
JDRF Advocacy
Children's Foundation of Mid-America
The “Occupy Wall Street” Movement
Example 2: Twitter
The “Occupy Wall Street” Movement
Arab Spring Cairo 2011
Avoiding gang violence in Veracruz, Mexico
Example 3: Change.org
Example 4: Petitions
Example 5: MoveOn.org
Example 6: Tumblr
Example 7: Foursquare
Example 8: Integrated Social Media
Organizing Bone Marrow Drives using Facebook, Google Docs, and YouTube
2008 Campaign: Obama's Social Media Advantage
Example 9: The Food Babe's Integrated Approach
In February 2014, Food Babe Vani Hari (of foodbabe.com) mobilized an army of supporters to successfully petition Subway to stop using “azodicarbonamide (ADA)” in their breads. ADA is a chemical compound found in plastics, synthetic leather, and ceramics. Her integrated approach included a blog post, video, petitions on her website, twitter appeals integrating the hashtag #NoWaySubway, and a Facebook page.
See this foodbabe.com web page for an example of work done during this advocacy effort.
___Usted ha determinado que el método electrónico le ayudará a alcanzar una audiencia apropiada.
___Usted ha decidido para qué desea utilizar la abogacía electrónica.
___Usted ha considerado a su audiencia.
___Usted ha considerado sus recursos.
___Usted puede utilizar o construir correo electrónico, sitios web, foros de discusión y listas de correo.
___Usted ha determinado el tipo de soporte electrónico a utilizar para sus objetivos (por ejemplo, correo electrónico, sitio web, grupo de noticias).
___Ha desarrollado procedimientos para recolectar y configurar direcciones de correo electrónico, y seguirlos.
___Ha determinado que los mensajes son lo suficientemente importantes para enviarlos a través de listas de distribución o para presentar en el sitio web.
___Ha evaluado los mensajes que enviará en cuanto a:
- Fechas
- Concisión
- Credibilidad
___Ha analizado la claridad de su información y mensajes.
___Ha analizado el contenido para sensibilidad cultural
___Usted se ha identificado a sí mismo y ha proporcionado información de contacto en su mensaje.
___Ha desarrollado procedimientos para difundir la URL de su sitio web.
___Ha aprendido cómo preparar un correo de alerta para actuar.
___Usted publicita su URL y lista de correo.
___Usted ha desarrollado procedimientos de seguridad.
تاکنون چند بار تصویر یک سیاستمدار را روی صفحه اول روزنامهای دیدهاید که در برابر دوربین در کنار برخی از مردم محلی ایستاده است و افتخار میکند که توانسته قطعهای از یک جنگل را نجات بدهد، یا قانونی که به معلولان امکان دسترسی به یک مکان عمومی را میدهد به تصویب برساند، یا در قانون بودجه فدرال یا ایالتی توانسته بودجهای به خدماترسانی به گروهی از افراد نیازمند حوزه انتخابیهاش تخصیص بدهد؟ افراد حاضر در تصویر ممکن است در حال جشن گرفتن چیزی باشند که در نتیجه تلاش بسیار زیاد و سخت یک گروه منسجم با سازماندهی خوب در زمینه حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری به دست آمده باشد. این احتمال هم وجود دارد که اگر سازماندهی مناسب و توانایی در بسیج به موقع مردم اتفاق نیافتاده بود، این گروه نمیتوانست موفقیت کسب کند.
حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری چیست؟
به بیانی ساده، حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری همکاری با افراد و نهادهای قانونگذار برای رسیدن به اهداف است؛ از جمله به منظور جلب حمایت آنها برای هدف یا طرح مورد نظرمان، برای تامین نیازهای بخش معینی از مردم، برای یک سازمان یا گروهی از سازمانها، یا برای خدماتی معین. حمایتهای قانونگذاران میتواند اشکال گوناگونی داشته باشد:
- یک لایحه به همراه تخصیص بودجه مربوط به آن. ممکن است بخواهید با قانونگذاران فدرال یا دولتی رایزنی کنید تا به یک لایحه، بودجه تخصیص دهند تا در صورت تصویب بتواند پولی را که برای کارتان لازم دارید در اختیارتان بگذارد یا منافع جمعیت هدفتان را تامین کند.
- یک لایحه که محتوا و عبارتهای آن از فلسفه خاصی حمایت میکند یا به یک مسئله معین مشروعیت میبخشد. چنین لایحهای ممکن است بر مسئولیت دولت برای مداخله در یک مسئله خاص یا ارائه خدمات خاصی تاکید کند. حتی چنانچه هیچ بودجهای در یک لایحه در نظر گرفته نشود، تبدیل چنین عباراتی به قانون امکان دریافت بودجه را برای آن در آینده آسانتر میکند و اهمیت مسئله را برای باهمستان آشکارتر میسازد.
- یک لایحه که حاوی مقرراتی است که به تامین منافع جامعه هدف یا پیشبرد هدف شما کمک میکند. برای مثال، یک برنامه اصلاح کمکهای رفاهی دولتی که در برگیرنده آموزش و مهارتافزایی مددجویان، تداوم بیمه درمانی برای دورهای کوتاه پس از آنکه افراد از شمول کمکهای رفاهی دولتی خارج میشوند، و دیگر خدمات حمایتی باشد، به احتمال زیاد میتواند برای دوره طولانیتری منافع مددجویان را تامین کند؛ در مقایسه با برنامهای که افراد را پس از دورهای مشخص از گردونه حمایتها خارج میکند.
- مقررات محلی که از هدف شما حمایت میکند. شورای شهر، اداره سلامت، کمیسیونهای حفاظت از محیط زیست، و دیگر نهادهای محلی میتوانند مقرراتی وضع کنند که به پیشبرد موضوعات خاصی در حوزه اجتماعی، سلامت، یا محیط زیست کمک کنند. برای مثال، در چند سال گذشته بسیاری از ادارههای سلامت شهرها استعمال دخانیات را در رستورانها ممنوع کردهاند تا از افراد غیرسیگاری در برابر مضرات استعمال غیرمستقیم دود سیگار محافظت کنند. در برخی موارد، مقامات محلی افرادی را که در فعالیتهای نژادپرستانه مشارکت میکنند از سکونت در خانههای دولتی محروم میکنند.
- حمایت و ترویجگری در تنظیم بودجه. همه ساله دولت فدرال، ایالتها، و مقامات محلی بودجه سالانه خود را تصویب میکنند. گروههای مختلف معمولا رایزنی میکنند تا بتوانند: به مسئله مورد نظر خود بودجه اختصاص دهند یا بودجه آن را افزایش دهند؛ میزان بودجه پیشنهادی را در نهاد قانونگذاری مربوطه به تصویب برسانند و با امضای قوه مجریه به قانون تبدیل کنند؛ از کاهش بودجه پیشنهادی جلوگیری کنند.
- حمایت سیاسی، فکری، یا اخلاقی. این نوع حمایت میتواند توسط قانونگذارانی مثل افراد کنگره یا قانونگذاران دولتی صورت گیرد، یا دیگر افراد قدرتمندی که به صورت مستقیم در روند قانونگذاری دخالت ندارند اما قانونگذاران حرف آنها را گوش میدهند. برای مثال فرماندار یک ایالت یا رئیس جمهور نمیتوانند قانون وضع کنند اما میتوانند قانونی را پیشنهاد یا وتو کنند، برای انجام سیاستگذاریهای خاص فشار بیاورند، و در جریان اجرا و اعمال قوانین به وسیله کابینه یا زیردستانشان سیاستگذاریهای ویژهای را دنبال کنند.
- مرتبط کردن شما با دیگران. قانونگذاران و دیگر مقامات دولتی اغلب میتوانند از طریق شبکه ارتباطی خود شما را به دیگر قانونگذاران یا افرادی مرتبط سازند که قادر هستند به صورت مستقیم به شما کمک یا از مسئله شما حمایت کنند.
حمایت و ترویجگری واقعی در عرصه قانونگذاری میتواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ میتوانید به صورت فردی با یک قانونگذار کار کنید یا در نگارش متن یک لایحه به او کمک کنید، یا صدها و حتی هزاران نفر از حامیان خود را بسیج کنید تا یک قانونگذار را بمباران تلفنی کنند و از او بخواهند که از مسئله شما حمایت کند. همچنین ممکن است کارهای مختلفی را در بر بگیرد مانند: آموزش یک مسئله به قانونگذاران، حامیان، و عموم مردم؛ کار با رسانهها؛ به طور مداوم در جستجوی متحد تازه بودن؛ و فعالیت برای یک دوره زمانی بلندمدت.
چرا باید به حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری وارد شویم؟
اغلب بسیاری از ما به شکلی طبیعی برای چیزهایی که باور داریم حمایت و ترویجگری میکنیم ولی برای حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری، به طور خاص، دلایل زیادی میتوان ذکر کرد.
- اغلب اقدام در حوزه قانونگذاری – چیزی را تبدیل به قانون کنیم یا به آن بودجه عمومی اختصاص دهیم—موثرترین راه حمایت از یک هدف یا به دست آوردن چیزهای مورد نظرتان است.
- گاهی اقدام در حوزه قانونگذاری تنها راه تحقق هدفتان است. برای مثال تخصیص بودجه عمومی حداقل در سطوح عالی تنها با گذر از نهادهای قانونگذاری میسر میشود. (بودجه درخواستی شما ممکن است از سوی یک نهاد ایالتی یا محلی تامین شود اما بودجه همین نهاد نیز باید از بودجه ایالتی، استانی، یا شهرداری به این نهاد داده شود. در ادامه این بخش در مورد بودجه بیشتر صحبت خواهیم کرد.) اگر میخواهید از بودجه عمومی برای چیزی استفاده کنید بهترین راه انجام آن کار این است که مبلغ مورد نظرتان را در بودجه فدرال، ایالتی، یا دولت محلی بگنجانید.
- حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری تمرکز گروه شما را بر مسئلهتان بیشتر میکند. کار حمایت و ترویجگری اگر بهدرستی انجام شود، گروه شما را مجبور خواهد کرد تا بهروشنی نیازهایش را مشخص کند، و با دیگران به صورت شفاف در مورد آن گفتگو کند. همچنین همه را مجبور میکند که به زبان واحدی سخن بگویند، و خود را به یک هدف مشترک ملتزم کنند تا بتوانند آنچه را که هدفگذاری کردهاند محقق سازند.
- حمایت و ترویجگری شکل ویژهای از آگاهی عمومی مثبت را به همراه میآورد. در مورد یک موضوع در انظار عمومی سخن گفتن، برگزاری انواع مختلف رویدادهای عمومی، و جلب پوشش رسانهای همه موجب آگاهی و شناخت عمومی در مورد چیزی میشود که شما در حال حمایت از آن هستید.
- حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری معمولا برای شما متحدان قدرتمندی فراهم میکند. کار با قانونگذاران و شناختن آنها و آشنا کردن آنها با دغدغههایتان میتواند آنها را به حامیانی برای هدفتان تبدیل کند و احتمال اینکه به حرف شما و اعضایتان در مورد مسائل دیگر گوش بدهند، نیز بیشتر میشود. برقراری روابط فردی با قانونگذاران به شما در برابر دیگر قانونگذاران و نیز کل باهمستان اعتبار میبخشد.
علاوه بر قانونگذاران، ممکن است بتوانید همراهان قدرتمند دیگری نیز پیدا کنید. بسته به موضوعی که دنبال میکنید، در جریان این کار ممکن است با رهبران شرکتها و کسب و کارها، مقامات سازمانهای ملی، مشاهیر، و دیگرانی که میتوانند متحدان قدرتمندی برای شما باشند آشنا شوید.
چه زمانی باید اقدام به حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری کنیم؟
مشاوران املاک میگویند سه عاملی که در فروش یک خانه موثر است عبارت است از موقعیت مکانی، موقعیت مکانی، و موقعیت مکانی. به همین ترتیب، سه عامل مهم در انجام یک اقدام حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری عبارتند از زمانبندی، زمانبندی، و زمانبندی. حافظه قانونگذاران میتواند بسیار کوتاهمدت باشد و چیزی که امروز اهمیت دارد ممکن است فردا هیچ اهمیتی نداشته باشد. با این حال، حامیان خوب به طور مستمر کار خود را دنبال میکنند تا بتوانند تصمیم بگیرند چه زمان وقت مناسب برای فشار آوردن است. زمانهایی که فعالیت حمایت و ترویجگری به طور خاص حائز اهمیت است، عبارت است از:
- زمانی که قانونگذاران میخواهند به موضوعی بپردازند که برای مسئله شما بسیار مهم است. چنانچه کسی طرحی را برای تصویب آماده میکند که به طور خاص میتواند برای هدف مورد نظر شما یا جمعیت هدفتان مطلوب یا نامطلوب باشد، یا کسی در حال تهیه پیشنهادی برای کاهش یا افزایش بودجهای است که میتواند بر کار شما تاثیر بگذارد، بیتردید چنین زمانی وقت دست به کار شدن شماست.
- پیش از، و در جریان تصویب بودجه. اگر نگرانیهای مالی دارید، وقت اطلاع دادن این مسئله به قانونگذاران زمانی است که آنها در حال بررسی بودجه سال مالی بعد هستند. در این زمان چنانچه آنها بخواهند بودجه بخشی را که به شما مربوط میشود کاهش دهند، باید از آنها بخواهید پیش از انجام این کار نظر شما را نیز بشنوند.
- زمانی که توجهات به سمت مسئله شما یا جمعیت هدف شما جلب شده است. این ضرب المثل که «وقتی تنور داغ است باید نان را چسباند» برای اینجا کاربرد دارد. اگر در مورد موضوعتان بهتازگی کتابی منتشر شده که با اقبال گسترده مردم مواجه شده است و بسیاری از جاها از آن نقل قول کردهاند، این بهترین زمان است که بتوانید صدای گروه حمایت و ترویجگری خود را نیز – به عنوان یک متخصص در این بحث – به این مجموعه اضافه کنید. چنانچه یک بیماری مسری که به نظر کنترل شده میآمد، شیوع پیدا کرد، بهترین زمان برای کار حمایت و ترویجگری برای تخصیص بودجه به واکسیناسیون همه کودکان یا گروه خاصی از کودکان است. اگر بحثی در مورد کمکهای رفاهی دولتی مطرح میشود حامیان باید اطمینان حاصل کنند که صدای مددجویان نیز شنیده میشود و قانونگذاران از آثار واقعی سیاستگذاریهای پیشنهادی خود مطلع هستند.
- وقتی احساس میکنید که زمان رایگیری در مورد یک لایحه خیلی نزدیک است. در این صورت شما باید هر آنچه میتوانید انجام دهید تا بتوانید بر آرای برخی از قانونگذاران کلیدی تاثیر بگذارید.
- بلافاصله پس از آن که یک لایحه یا بودجه – یا وتوی یک لایحه یا بودجه – که میتواند بر هدف شما تاثیر منفی بگذارد، به تصویب میرسد یا امضا میشود، اما هنوز فرصت آن هست که اصلاحیهای به آن افزوده شود یا وتو شود یا لغو شود. این زمانی است که باید با سرعت و جدیت اقدام کنید و سازماندهی دقیق داشته باشید تا بتوانید به نتیجه برسید. اگر گروهتان بتواند سیلی از تماسهای تلفنی را روانه قانونگذاران کند و با آنها ملاقات کند، و همه با پیامی واحد با آنها سخن بگویند، احتمال دستیابی شما به هدفتان زیاد است.
- زمانی که مطلع کردن قانونگذاران در مورد مسئله مورد نظرتان ضروری باشد. بسیاری از حوزههایی که اکنون به صورت منظم در نهادهای قانونگذاری مورد بحث قرار میگیرند و بودجه دریافت میکنند – حمایت از محیط زیست، آموزش سوادآموزی به بزرگسالان، خدمات به بیخانمانها— روزی شناخته شده نبودهاند و کسی در مورد آنها چیزی نشنیده بود تا اینکه تلاشهای هماهنگی از سوی حامیانی برای جلب توجه قانونگذاران به آنها صورت گرفت.
چگونه باید گروه خود را برای کار حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری سازماندهی کنید؟
لزومی به تکرار این مسئله نیست که سازماندهی کارآمد نقشی حیاتی در انجام یک فعالیت حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری دارد. باید حامیان خودتان را گردهم آورید، یک ساختار برای هماهنگی بین آنها ایجاد کنید، وظایف خود را در مورد موضوع همکاری انجام دهید، پیام خود را تدوین کنید، یک شبکه ارتباطی ایجاد کنید، و با رسانهها رابطه برقرار کنید، تا به این ترتیب در وقت ضرورت همه چیزهای لازم را در اختیار داشته باشید.
در ادامه در مورد گامهایی که باید برای سازماندهی برداشت اشاره میکنیم. این گامها به همان ترتیبی که معمولا باید به اجرا درآیند، در اینجا آورده شدهاند. در برخی موارد، ممکن است اگر چند کار را به صورت همزمان انجام دهید، کار درستتری باشد، و البته هیچ وقت شما پس از تکمیل یک گام به سراغ گام بعدی نمیروید–در واقع به ندرت این کار را میکنید. برای مثال، هیچ وقت برای اضافه کردن یک متحد تازه دیر نیست: شما هرگز به کسی یا گروهی نمیگویید که از کمکشان نمیتوانید استفاده کنید چون از مرحله جلب کمک از دیگران عبور کردهاید. اما گرد هم آوردن یک گروه اولین کاری است که باید انجام دهید، و دومین گام نیز ایجاد یک ساختار است، و الی آخر.
گام اول: متحدانتان را گرد هم بیاورید
وقتی تعداد افراد زیاد میشود قدرت شما نیز بیشتر میشود. اولین گام شما برای ایجاد یک سازمان نیرومند این است که افرادی را که در جبهه شما هستند بشناسید، و آنها را متعهد کنید که در کار حمایت و ترویجگری با شما همراه شوند. در این کار به کمک چه افرادی نیاز دارید؟
- قانونگذارانی که هماکنون از موضع شما حمایت میکنند. به سمت کسانی بروید که در گذشته از مسئلهتان حمایت یا به آن بودجه اختصاص دادهاند، یا کسانی که اخیرا گفتگوی سازندهای با او داشتهاید. برای مثال، اگر برای دسترسی فیزیکی بیشتر افراد کمتوان در حال حمایت و ترویجگری هستید، قانونگذاری که خود بر روی صندلی چرخدار حرکت می کند یا فردی که یکی از اعضای خانوادهاش ناشنوا است میتواند بهتر مسئله را درک کند و با شما همدلی کند.
- افرادی که به صورت بالقوه یا بالفعل از سیاستگذاریها یا بودجه مورد حمایت شما منتفع میشوند. پیش از هر چیز اطمینان حاصل کنید این افراد برای رایدهی ثبت نام کردهاند، و سنشان بیش از ۱۸ سال است.
- افرادی که در سازمانهایی شاغل هستند که خدماتشان به مسئله شما یا جمعیت هدف شما مربوط میشود. این افراد علاوه بر همدلی، بیش از هر کس دیگری در مورد مسئله اطلاع دارند.
- متخصصان شناخته شده در این حوزه. دانشگاهیان، قانونگذارانی که پیشتر با مسئله شما درگیر بودهاند، کسانی که از این سیاستگذاریها منتفع شدهاند و زندگیشان را متحول کرده است، و کسانی که مدت طولانی به ارائه این خدمات مشغول بودهاند، افراد قابل اعتماد و موثقی هستند که قانونگذاران اغلب به صدای آنها گوش میدهند.
- رهبران حمایتگر باهمستان و کسب و کارها و نیز دیگر شهروندانی که مسئلهتان را درک میکنند. این دسته شامل کسانی میشود که افکار مردم را در باهمستان رهبری میکنند –تاجران، روحانیون، رؤسای سازمانها، ستوننویسهای روزنامهها—که به دلیل جایگاهشان در باهمستان یا حضورشان در متن رخدادها قادر هستند بر گروه گستردهای از مردم تاثیر بگذارند. این دسته همچنین شامل افرادی میشود که وقت و انگیزه لازم را برای مشارکت در کمپین شما دارند و حاضرند پاکت نامهها را آماده کنند، تلفن بزنند، و کارها را پیگیری کنند. چنین افرادی اغلب قلب یک کمپین حمایت و ترویجگری برای طبقات پایین را تشکیل میدهند.
- افراد مشهوری که از اعتبار عمومی برخوردارند و با این مسئله همدلی دارند.
- سازمانهای صنفی یا دیگر سازمانهایی که در مورد مسئله یا افرادی که از این مسئله متاثر میشوند، دغدغه دارند. اتحادیههای کارگری و دیگر سازمانهایی که خود به طور کلی در کار حمایت و ترویجگری اشتغال دارند اهمیت ویژهای دارند.
- مراقب باشید افرادی را که ممکن است با شما در مسائل دیگر اختلاف سلیقه داشته باشند، از قلم نیاندازید. اگر این افراد از این مسئله خاص حمایت میکنند، متحد شما محسوب میشوند. علاوه بر این، روابطی که در نتیجه این کمپین حمایت و ترویجگری شکل میدهید، میتواند در آینده نیز دوباره شما را با هم متحد کند و یا حتی ممکن است آنها تمایل بیشتری برای شنیدن استدلال شما در مورد دیگر مسائل اختلافی نشان دهند.
جمع کردن یک گروه مرکزی برای یک کمپین حمایت و ترویجگری به مقدار قابل توجهی کار جدی نیاز دارد. در این کار باید شبکه روابط خود را به کار گیرید – یا شبکهای بسازید—تا به زنجیرهای پیوسته در حال گسترش از افراد و سازمانهای مربوط دست پیدا کنید. به طور کلی، ابتدا با کسانی که میشناسید یا میدانید متحد شما هستند شروع کنید. اگر از ابتدای شروع کار ارتباطات خوب هم داشته باشید، خیلی مفید است (برای مثال، به سمت قانونگذارانی که با شما همدلی دارند بروید و در صورت امکان برای این کار از افرادی که در حوزه انتخابیه او هستند یا دستیارانش را میشناسند کمک بگیرید)، اما گاهی باید خیلی ساده تلفن را بردارید و از افراد درخواست وقت ملاقات کنید یا در یک نشست یقه کسی را که نمیشناسید بگیرید.
زمانی که افراد جدیدی را به سمت هدفی که برای آن حمایت و ترویجگری میکنید جذب کردید، از طریق آنها میتوانید افرادی که در شبکه ارتباطاتشان دارند پیدا کنید. از هر فرد جذب شدهای بخواهید که افراد تازهای را جذب کند و هر چه متحدان بیشتری پیدا کنید، حلقه ارتباطیتان سریعتر رشد میکند. ممکن است در ابتدا کاملا یا تقریبا تنها باشید؛ اگر بتوانید علاقه چند فرد کلیدی را جلب کنید، کمپین حمایت و ترویجگریتان میتواند به سرعت رشد کند.
در همان حالی که مشغول گردآوری متحد برای خود هستید، اطمینان حاصل کنید که همه در مورد کلیات چیزی که برای آن حمایت و ترویجگری را آغاز کردهاید توافق دارند. داشتن یک گروه کوچک ولی مستحکم بهتر از داشتن یک گروه بزرگ با دستهبندیهای زیاد است، یا گروه بزرگی که نتواند بر روی یک پیام معقول توافق کند.
گام دوم: ایجاد ساختاری برای هماهنگی
همزمان که به گردآوری حامی مشغول هستید، ممکن است بخواهید به کار شکل دهی ائتلافتان نیز بیاندیشید. ایجاد یک ائتلاف که در آن همه در جایگاه برابری هستند گاهی میتواند هدف شما را برای هماهنگی برآورده سازد بدون اینکه گروه را با این سوال که چه کسی قدرت را در دست دارد، درگیر کند؛ موضوعی که اغلب یک کار حمایت و ترویجگری را در همان ابتدای کار به شکست میکشاند.
چه ائتلافی تشکیل دهید یا ندهید، معمولا خوب است یک نهاد هماهنگ کننده داشته باشید که نمایندگانی از گروهها و سلایق مختلف در آن حضور داشته باشند. در آینده از دل این مجموعه میتوان یک فرد محوری برای انجام کار هماهنگی انتخاب کرد.
هماهنگ کننده باید به عنوان نقطه کانونی کمپین، برقراری ارتباطات، انجام اقدامات مستقیم، یا چیزهای مورد نیاز دیگر را هماهنگ کند. او همچنین میتواند (خودش به طور مستقیم یا به صورت غیر مستقیم و با تعیین افراد دیگر) خودش مسئولیتهای مختلفی را برعهده بگیرد، مانند: سخنگوی ائتلاف، ارتباط با منابع خبری، نوشتن و توزیع اطلاعیههای رسانهای، نوشتن بیانیههای عمومی یا اطلاعیههای مربوط به موضعگیریهای ائتلاف، تعقیب آخرین اخبار مربوط به تحولات حوزه قانونگذاری و توزیع آنها در میان دیگران، و غیره.
گام سوم: وظایفتان را انجام دهید
- در مورد زیر و بم مسئلهتان شناخت کسب کنید. اگر میخواهید به شکل موثری حمایت و ترویجگری را انجام دهید سعی کنید تا جای ممکن در مورد مسئلهتان اطلاعات کسب کنید. شما باید همه آمارهای موجود را در اختیار داشته باشید؛ هم در دسترستان باشد و هم در کلامتان تکرار شود. اگر مسئله شما دارای ابعاد علمی، فلسفی، یا سیاسی است باید به اندازه کافی از آن اطلاعات داشته باشید تا قادر به توضیح آن برای افراد عادی باشید.
- طرف مقابل را بشناسید. اگر مخالفانی دارید یا چیزی که برای آن حمایت و ترویجگری میکنید پسلرزههایی با خود دارد باید استدلالهای رقیب را بشناسید و استدلالهای موضع خود را بدانید و برای آنها به صورت نکته به نکته پاسخ آماده کنید. اگر استدلال قابل قبولی دارند که نمیتوانید به آنها پاسخ دهید باید در نظر داشته باشید که حداقل در آن موارد تجدید نظر کنید. اگر امکان این کار وجود ندارد – برای مثال، اگر میدانید که محاسن چیزی که برای آن حمایت و ترویجگری میکنید بسیار بیشتر از نتایج منفی آن است – پس حداقل باید به این مشکلات اذعان کنید و به مخالفانتان پیشنهاد بدهید که با هم برای یافتن راه حل آن مشکلات همکاری کنید.
در چنین شرایطی بسیار ضروری است که کاملا صادق باشید زیرا اعتبار شما در خطر است. اگر استدلالهایی را که مطلوب مسائلتان نیست نادیده بگیرید یا کم اهمیت جلوه دهید، مردم فکر خواهند کرد که دلایلتان اغراقآمیز یا حتی ساختگی هستند. بخش مهمی از موفقیت یک فعالیت حمایت و ترویجگری به اعتماد مردم و قانونگذاران بستگی دارد. بهترین راه تضمین اعتماد آنها به شما گفتن حقیقت به آنهاست.
شناخت احوال شخصی طرف مقابل نیز مهم است. اگر مخالفانی در بین مردم یا قانونگذاران دارید باید آنها را بشناسید، علت مخالفتشان را بدانید، و بدانید آنها در برابر چه چیزی عکس العمل نشان میدهند. اگر بتوانید فارغ از اختلاف نظری که با آنها دارید رابطهای با آنها برقرار کنید که خیلی هم خوبتر است. ممکن است در آینده با همدیگر متحد شوید و نیز اگر آنها شما را فردی معقول ببینند – و شما نیز آنها را فردی معقول بدانید—احتمال اینکه با شما رفتار معقولانهای داشته باشند بیشتر میشود.
در سطح محلی، یک راه خوب برای تحقق این هدف این است که در نشستهای عمومی، جلسات رسیدگی، یا جلسات قانونگذاری – شورای شهر، شورای محل، یا نشستهای شورای مدرسه، و غیره— شرکت کنید. حداقل فرصتی خواهید داشت که بدانید این قانونگذاران در انظار عمومی چگونه رفتار میکنند و اغلب نیز شانس ملاقات آنها را پیدا میکنید.
- کمیسیونهایی را که برای مسئله شما اهمیت دارند بیابید و اعضای آنها را بشناسید. باید بدانید کدام یک از این قانونگذاران از شما حمایت میکنند، چه کسانی باید اقناع شوند و چه چیزی آنها را اقناع میکند.
- باید بفهمید دیگر قانونگذاران کلیدی مربوط به موضوع شما چه کسانی هستند و در این مورد چه موضعی دارند. رییس کمیسیونهای مهم (حقوقی یا بودجه)، قانونگذارانی که در «کمیته کنفرانس» عضویت دارند که کار آن آشتی دادن و هماهنگ کردن مجلس نمایندگان و سنا در موارد اختلافی مربوط به بودجه سالانه یا لوایح مهم است، قانونگذارانی که حاضر هستند مسئله شما را به عنوان موضع شخصیشان دنبال کنند، افرادی که دیگر قانونگذاران به حرفشان گوش میدهند و برایشان احترام قائل هستند. شناخت بازیگران اصلی باید بخش مهمی از کار آمادهسازی شما باشد.
همه این چیزها در مورد قانونگذاران محلی نیز صادق است. شناختن کمیسیونرهای فعال بخشها یا اعضای کلیدی هیات مالی، نقش مهمی در موفقیت شما برای به تصویب رساندن بودجه یا مقررات مورد نظرتان دارد. حتما باید اعضای شورای شهری را که قبلا از مسئله مورد نظرتان حمایت کردهاند، بشناسید.
گام چهارم: پیامتان را تدوین کنید
شما باید به طور شفاف و واضح بدانید که برای چه چیزی دارید کار حمایت و ترویجگری انجام میدهید؛ آیا به دنبال بودجه هستید، متن قانون مورد نظرتان است، به دنبال یک سیاستگذاری جدید یا تغییر در سیاستگذاریهای قبلی هستید، به رسمیت شناخته شدن یک نیاز یا دغدغه خاص را دنبال میکنید، یا به دنبال ترکیبی از چند فقره از موارد بالا هستید؟ برای اینکه مطمئن شوید همه متحدانتان با روی باز از پیامتان حمایت میکنند، میتوانید پیامتان را از طریق روندی با مشارکت نمایندگان همه گروههای تشکیل دهنده تدوین کنید. در غیر این صورت، اگر یک گروه حمایت و ترویجگری هست که همه از آن حمایت میکنند، همه میتوانید توافق کنید که پیام تهیه شده توسط این گروه به عنوان پیام کل گروه پذیرفته شود.
پیام باید معنادار باشد، به طوری که افرادی که با مسئله آشنایی ندارند بتوانند بهراحتی آن را درک کنند، و پیام بتواند به شکل موثر و از راهکاری عقلانی به مسئله پاسخ دهد. اگر راه حلهایی ارائه میکنید، باید صرفه اقتصادی داشته باشند، و جو سیاسی و اقتصادی حاکم و منابع در دسترس ایالت یا دولت فدرال یا نهادهای مجری قانون یا نهادهای اداره کننده بودجه را در نظر داشته باشد.
دلایل چندی برای اهمیت شفافیت و وضوح پیام وجود دارد:
- پیامی که به درستی تعریف شده باشد آسانتر به دیگر متحدان انتقال داده میشود، آنها بهتر آن را درک میکنند، و احتمال سوء تعبیر از آن کمتر است.
- قانونگذاران و عموم مردم راحتتر میتوانند یک پیام شفاف را درک کنند، بهویژه اگر با مسئله آشنا نباشند.
- پیامی که دقیق و مشخص باشد، شانس بیشتری دارد که قانونگذاران با علاقه به آن گوش بدهند، به ویژه اگر نیازمند اقدامی از سوی قانونگذاران باشد. قانونگذاران از ابهام گریزانند؛ اگر چیزی باشد که بتوانند انجام دهند و با این کار منفعتی عاید افراد حوزه انتخابیهشان شود و به این واسطه اعتباری برای خود کسب کنند، حاضر به انجام آن هستند به شرط آنکه چندان بحث برانگیز نباشد. اگر بحث برانگیز باشد، دوست دارند دقیقا بدانند که اگر از آن حمایت کنند باید چه کارهایی انجام دهند. در این صورت آنها قادر خواهند بود عواقب حمایتشان را بسنجند و بدانند وارد چه کاری میشوند.
هر چه ایدههای شما شفافتر و بهتر باشد، شانس موفقیت آن نیز بیشتر میشود. اگر بتوانید استدلال قدرتمندی ارائه کنید که درک آن آسان و مخالفت با آن دشوار باشد، نیمی از راه موفقیت را طی کردهاید.
اگر به دنبال تصویب قانونی هستید، اغلب بهترین کار این است متن پیشنهادی آن را بنویسید و سعی کنید قانونگذارانی پیدا کنید که از آن حمایت کنند. اگر در مورد جوانب مسئله به دقت فکر کرده باشید و کار را به سرانجام رسانیده باشید، قانونگذاران از شما به خاطر کمکی که به صرفهجویی وقت و انرژیشان کردهاید سپاسگزار خواهند بود. در ایالت ماساچوست یک گروه حمایت و ترویجگری متن لایحهای را نگارش کرد که در آن دولت محلی در قبال باسواد کردن همه شهروندان –صرف نظر از سنشان—موظف دانسته شده بود. آنها قانونگذارانی را پیدا کردند که از این لایحه حمایت میکردند و پس از چندبار تلاش توانستند تمام آن را، کلمه به کلمه، در قالب بخشی از لایحه اصلاح نظام آموزشی به تصویب برسانند. یکی از نتایج سریع این قانون افزایش شش برابری بودجه ایالتی برای سوادآموزی بزرگسالان برای یک دوره پنج ساله و نیز ارتقا جدی خدمات در این حوزه بود.
-
یک تلاش حمایت و ترویجگری باید صدایی واحد داشته باشد. این کار با داشتن یک پیام شفاف و مشخص که مورد توافق جمعی است میسر میشود.
گام پنجم: ایجاد یک شبکه ارتباطی کارآمد
ارتباط سریع شما و متحدانتان و توانایی بسیج سریع گروه بسیار حیاتی است. معمولا تنها یک روز یا یک نصف روز برای تاثیرگذاری وقت دارید، و باید از هر دقیقه وقتتان استفاده کنید. بهترین راه برای تضمین برداشتن قدم موثر (تشکیل یک نشست راهبردی فوری، تماس تلفنی با قانونگذاران، برگزاری یک رخداد عمومی با یک فراخوان سریع، و غیره) استفاده از یک سیستم ارتباطی موثر است. سیستمهای موثر در شرایط مختلف متفاوت هستند، اما همه چند ویژگی مشترک دارند:
- یک فرد یا یک گروه کوچک مسئولیت هماهنگی ارتباطات را برعهده دارد. یک سیستم ارتباطی به یک فرد مرکزی نیاز دارد که مدیریت کار را برعهده داشته باشد. معمولا منطقیترین فرد برای این کار هماهنگ کننده اصلی کار حمایت و ترویجگری است، اما این کار را میتوان به فرد دیگری که مسئول هماهنگی ارتباطات است و زیر نظر هماهنگ کننده اصلی کار میکند، واگذار کرد. راه دیگر این است که در وضعیتهای مختلف این کار به افراد مختلفی سپرده شود. چنانچه انجام این کار به وسیله یک فرد ممکن نیست بهتر است گروهی که این مسئولیت را برعهده میگیرد تا جای ممکن کوچک باشد تا خطاهای احتمالی و از دست رفتن فرصتها به حداقل برسد. وقتی میگوییم یک فرد هماهنگ کننده برای ارتباطات باید وجود داشته باشد به این معنی نیست که خود او باید همه کارهای مربوط به حوزه ارتباطات را انجام بدهد، بلکه باید بر کارها نظارت داشته باشد و مدیریت کند.
- داشتن یک راه مطمئن و سریع برای انتشار اطلاعات در میان افرادی که به آن نیاز دارند. در صورت امکان، بهترین روش ایمیل است زیرا به صورت آنی عمل میکند و با فشار یک کلید در لحظه میتوان اطلاعات را به تعداد بسیار زیادی از افراد ارسال کرد. داشتن یک وبسایت اصولی با یک لینک ایمیل نیز میتواند یک روش اطلاعرسانی عالی باشد. با فاصله بسیار، دومین روش مناسب میتواند فکس/تلفن زدنِ موسوم به شیوه «درختوار» است که در آن به شکل از پیش تعیین شده هر فردی به یک نفر زنگ یا فکس میزند و او نیز به فرد دیگری فکس یا تلفن میزند و این کار به صورت درختی منتشر میشود. این روش تنها زمانی موفق است که همه به فرد تعیین شده زنگ بزنند و هماهنگ کننده به دقت بتواند بفهمد که چه کسانی در دسترس نبودهاند. با یک فاصله جدی، روش مناسب سوم ارسال نامه انبوه است که – اگر چه کم سرعت، پرهزینه، و کمبازخورد است – میتواند راه معقولی برای اطلاعرسانی در مورد چیزهایی باشد که به اقدام سریع نیاز ندارند.
روشهای ارتباطاتی باید از بین گزینههای قابل انجام انتخاب شوند. اگر اغلب افرادی دریافت کننده پیام به ایمیل دسترسی ندارند، نمیتوان از این روش استفاده کرد. شیوه تلفن زدن درختوار نیز ممکن است راه مناسبی نباشد اگر بیشتر افراد تلفن نداشته باشند که این حالت در مواردی که با باهمستانهای کمدرآمد کار میکنیم مطرح است. ارتباطات باید با نیاز افراد درگیر تناسب داشته باشد؛ اگر تنها راه دسترسی به آنها این است که به در خانهشان برویم باید کسی پشت فرمان ماشین بنشیند و این کار را انجام بدهد.
- یک کانال ارسال بازخوردها به هماهنگ کننده وجود داشته باشد تا او بفهمد که آیا اقدامات درخواست شده – تماس تلفنی با قانونگذاران، گردآوری اطلاعات، و غیره – انجام میشوند و نتایج آنها چه بوده است. برای مثال، اگر افراد در مورد نتایج تماسهایشان با قانونگذاران به هماهنگ کننده گزارش بدهند، این اطلاعات به گروه این امکان را میدهد که در مورد اقدام بعدی خود تصمیم بگیرد.
- پیامهایی که به کل گروه ارسال میشوند باید از یک نقطه کانونی ارسال شوند تا شکی در مورد محتوا و دقت آنها وجود نداشته باشد. اگر کسی اطلاعات جدید یا پیامی برای کل گروه داشته باشد، باید آن را از کانال هماهنگ کننده اطلاعاتی ارسال کند.
- ارتباط با قسمتهای مختلف درگیر در کار، شامل ارتباط با اعضای گروه حمایت و ترویجگری و با ائتلاف خود، با رسانهها، متحدانتان در مراکز قانونگذاری و دیگر مراکز، و با دیگر منابع باهمستانی – دیگر ائتلافها، افراد مشهوری که با شما همدلی دارند، گروههای ملی، و غیره.
- بهروزرسانی منظم. افراد و سازمانها مدام در حال تغییر شغلها و تغییر کارمندانشان و تغییر مکان هستند، مرکز ارائه دهنده خدمات کامپیوتری خود را تغییر میدهند، خط تلفن و فکس جدید میگیرند، و غیره. سیستم ارتباطی باید به صورت مداوم چک شود تا اطلاعات مربوط به هر کس درست گردآوری شده باشد و در اولین تماس بتوان با آنها تماس گرفت.
- داشتن یک برنامه مدیریت بحران. اگر اتفاقی افتاد که به خدشهدار شدن شهرت گروه حمایت و ترویجگریتان انجامید یا برای آن رسوایی به همراه آورد، داشتن چنین برنامهای آسیبها را به حداقل خواهد رساند.
گام ششم: دوستی با رسانهها
شهرت معمولا بهترین مولفه یک کمپین حمایت و ترویجگری است و بهترین راه کسب آن نیز از طریق رسانهها است. برای اینکه از دسترسی به رسانهها اطمینان حاصل کنید، از یک طرف باید ارتباطاتتان را با روزنامهها و ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی حفظ کنید و توسعه دهید، و از طرف دیگر با افراد شاغل در آنها – مانند دبیران و سردبیران، ستوننویسان، گزارشگران، تولید کنندگان، و مدیران پخش – رابطه برقرار کنید تا بتوانید پیامتان را به سرعت و در زمان مناسب منتشر کنید.
شاید بخواهید همه یا بخشی از موارد زیر را به طور خاص آماده کنید تا پیش از بروز یک وضعیت اضطراری یا کمپین فراگیر آنها را آماده داشته باشید و بتوانید در زمان ضرورت از روندی که باید انجام دهید مطلع باشید.
- اطلاعیههای رسانهای.
- کنفرانسهای خبری.
- آمادهسازی یا نوشتن داستانهای خبری.
- آمادهسازی یا نوشتن ستونها، سرمقالهها، مطالب برای بخش نقد و نظر، و سرمقاله.
- برگزاری رویدادهای عمومی با پوشش رسانهای
گام هفتم: نگاه بلند مدت داشته باشید
یکی از اصول بنیادین یک فعالیت حمایت و ترویجگری این است که بدانیم این کار بسیار زمانبر است. یک موفقیت مشخص – برای مثال جذب بودجه برای مسئله مورد نظرتان—اغلب با یک حرکت جهشی ناگهانی محقق میشود. اما برای تصویب یک لایحه یا پذیرش سخنانتان در میان قانونگذاران ممکن است مجبور شوید سالها تلاش کنید. گروه شما باید برای ادامه تلاشهایش علاقه و انگیزه داشته باشد حتی در صورت شکست مسلم یا بدتر از آن در صورت بیتوجهی کامل. هیچ تضمینی وجود ندارد که تلاش پیوسته به موفقیت منجر شود؛ اما میتوان تضمین کرد در صورت فقدان تلاش پیوسته، شکست خواهد خورد.
شاید غیرقابل هضمترین مسئله برای فعالان حوزه حمایت و ترویجگری این باشد که موفقیت پایان کار نیست. زمانی که به هدفی دست یافتید، به معنی این نیست که میتوانید استراحت کنید. قانونگذاران تغییر میکنند، جنبشهای اجتماعی به سکون درمیافتند، حافظهها کوتاه مدت هستند –سیاستمداران به طور خاص این ویژگی را دارند. به محض اینکه حمایتگران و ترویجگران روی خود را برگردانند، اهمیت مسئلههایشان برای قانونگذاران شروع به رنگ باختن میکنند (و تا حدود زیادی برای عموم مردم نیز چنین میشود) و با مسائلی که در آن لحظه اهمیت دارد جایگزین میشوند. یک فعالیت حمایت و ترویجگری مستحکم هرگز برای استراحت توقف نمیکند و به پایان نمیرسد. این کار باید برای همیشه و تا ابد ادامه یابد.
چگونه به قانونگذارن و دیگر سیاستگذاران مراجعه کنیم؟
آخرین مولفه سازماندهی برای حمایت و ترویجگری نزدیکی به قانونگذاران و دیگران است. حمایتگران و ترویجگران نباید صبر کنند تا یک اتفاق ویژه رخ بدهد تا در پی ارتباط گرفتن با سیاستگذاران بیافتند. ایجاد و حفظ ارتباطات با بیشترین تعداد ممکن از قانونگذاران، سردبیران روزنامهها، و دیگر افراد تاثیرگذار در زمان بحران به شدت به کمک شما خواهد آمد.
سه قانون بنیادین برای این گونه ارتباطات وجود دارد: شخصا به سیاستگذاران مراجعه کنید؛ یک هدف مشخص برای طرح با آنها در ذهن داشته باشید؛ و اطمینان حاصل کنید که آنها از محاسن حمایت از شما و هزینههای عدم حمایت از شما مطلع هستند.
شخصا به سیاستگذاران مراجعه کنید
- اطمینان حاصل کنید که همه کسانی که در کار حمایت و ترویجگری مشارکت دارند نمایندگانشان در مجلس نمایندگان و سنا، اعضای کنگره، و سناتورها را میشناسند و هر کدام با فردی در دفتر یکی از آنها ارتباط دارد. (در سطح محلی نیز همینطور یعنی در میان اعضای شورای شهر، کمیسیونرهای بخشها، اعضای شورای محل، مدیران شهری، روسای هیاتهای شهری، و غیره) وضعیت ایدهآل این است که ارتباطات خوبی یا با خود قانونگذار یا دستیار او داشته باشید تا جایی که آن فرد اسم شما را بداند و به تماس شما پاسخ بدهد یا با شما تماس بگیرد.
- اطمینان حاصل کنید که اعضای اصلی مجموعه حمایت و ترویجگری شما با قانونگذاران اصلی ارتباط برقرار کرده باشند. بهترین حالت این است که هر فردی با قانونگذاران محل زندگی خودش در ارتباط باشد، یا اگر این امکان را ندارد باید خود را نماینده یا کارمند یک ائتلاف یا گروه حمایت و ترویجگری معرفی کند. قانونگذارانی که با شما همدلی دارند میتوانند با معرفی و تایید شما به دیگران، به شما کمک کنند.
- از مردم حوزه انتخابیه خود کمک بگیرید. دیدارهای دسته جمعی (برنامهریزی شده یا حداقل در جریان دیدارهای عادی و نه ملاقاتهای تهاجمی یا تهدیدآمیز) در دفتر قانونگذاران و سیاستگذاران به شدت بر نگاه قانونگذاران تاثیر میگذارد. آنها معمولا قدرت حمایت مردم طبقات پایین را احساس نمیکنند تا زمانی که به صورت واقعی گروه بزرگی از آنها را با درخواستی معین در برابر خود ببینند.
- تلاش کنید تا با کمک متحدان خود در میان قانونگذاران فراکسیونی برای رسیدگی ویژه به مسئله مورد نظرتان تشکیل دهید. وقتی گروهی از قانونگذاران و دستیارانشان که به موضوع شما علاقهمند هستند، به صورت منظم جلسه تشکیل دهند و کسانی باشند که به خوبی در مورد نیازهای جمعیت هدف شما، اهداف طرحتان، جزئیات مسئلهتان، و غیره مطلع باشند، قدرتی عظیم برای حمایتها از شما تبدیل آن به قانون پیدا میکنند.
- مسئله را شخصی کنید. سیاستگذاران را با افرادی که به صورت مستقیم تحت تاثیر سیاستگذاریهایشان قرار میگیرند رودررو کنید، و اجازه دهید آنها داستانهایشان را از زبان خودشان تعریف کنند. ارائه داستانهای واقعی افراد واقعی و نشان دادن چهره انسانهایی که با عنوانهایی چون «دریافت کننده کمکهای رفاهی دولتی» یا «بیمار مبتلا به ایدز» یا«بیخانمان» معرفی میشوند، قویترین راهی است که میتوان سیاستگذاران را به تفکر در مورد عواقب تصمیماتشان واداشت. تاثیر این کار حتی میتواند بیشتر هم بشود اگر کسانی که برای دیدار با آنها میروند اعضای حوزه انتخابیهشان باشند یا آنها را بشناسند.
یکی از قانونگذارانی که نقش بهسزایی در تصویب حق بزرگسالان برای خدمات آموزشی در ایالت ماساچوست داشت، و بعدا نیز در تخصیص بودجه برای خدمات سوادآموزی بزرگسالان نقش مهمی ایفا کرد، به این دلیل به مسئله علاقهمند شد که یکی از دوستان دوره دبیرستانش به او گفته بود که پس از فارغ التحصیلی هنوز قادر به خواندن نبوده است و پس از مدتی به کمک یک برنامه سوادآموزی برای بزرگسالان توانسته خواندن را بیاموزد.
- سیاستگذاران را به مکانهایی ببرید که سیاستگذاریهایشان بر آنها تاثیر میگذارد. بازدید یک قانونگذار از مدرسهای قدیمی که ۱۰۰ سال قدمت دارد میتواند بسیار بیشتر از تشریح برنامه نوسازی مدارس برای جلب بودجه موثر باشد.
- مراسم آموزشی برای قانونگذاران برگزار کنید. جلسات رسیدگی به یک موضوع، نشستهای اطلاعرسانی، سخنرانیها – در ساختمان فرمانداری ایالت یا در سطح باهمستان—میتواند به آموزش قانونگذاران و یافتن متحدانی برای هدف مورد نظرتان کمک کند. در این خصوص وجود یک فراکسیون یا چند قانونگذار همدل میتواند کمک بزرگی باشد. قانونگذاران معمولا در صورتی در این مراسم شرکت میکنند که به صورت رسمی و از طریق نامه به وسیله یک قانونگذار دیگر از آنها دعوت شده باشد.
- یک لابیگر استخدام کنید. اگر از نظر قانونی و مالی این امکان را دارید، میتواند راه خوبی برای برقراری روابط فردی با قانونگذاران باشد.
حمایتگران و ترویجگران و لابیگرها
قانونگذاران و کارکنان از حمایتگران و ترویجگران تاثیر میگیرند؛ این افراد در واقع شهروندان عادی یا گروههایی هستند که این وظیفه را برای خود تعریف میکنند و از وقت خود برای ارتباط با قانونگذاران مایه میگذارند تا به آنها اطلاعات بدهند و آنها را اقناع کنند. حمایتگران و ترویجگران ممکن است کسانی باشند که خود از سیاستگذاریها سود میبرند، کارمندان و کارکنان سازمانهایی باشند که با مسائلی خاص یا گروه جمعیتی معینی کار میکنند، یا فقط شهروندانی عادی باشند که از یک باور شخصیشان حمایت میکنند.
کمیتهها، اشخاص قانونگذار، و کارکنان آنها اغلب از لابیگرها نیز تاثیر میپذیرند. این دسته افرادی هستند که با دریافت پول به کار گرفته میشوند – از یک سازمان (که اغلب کل یک صنعت یا مجموعهای از سازمانها را نمایندگی میکنند)، شرکت بزرگ، و حتی حمایتگران و ترویجگران بخش سلامت و خدمات انسانی— تا اطلاعاتی را به قانونگذاران انتقال بدهند و آنها را قانع کنند که تصویب یا رد یک قانون یا رای دادن به شکلی خاص در جهت منافع شخصیشان یا منافع مردم حوزه انتخابیهشان است. (واژه لابی از آنجا رایج شد که این افراد در گذشته در لابی کنگره آمریکا، بیرون از مجلس سنا و مجلس نمایندگان میایستادند تا یقه قانونگذاران را بگیرند.)
علیرغم همه فریادهایی که سیاستمداران در زمان رایگیری علیه «ویژهخواری» و «لابیگرهای واشنگتن» سر میدهند، در حقیقت تلاش لابیگرها برای تاثیرگذاری بر قانونگذاران و کارکنانشان کاملا قانونی است، البته مادامی که:
به عنوان لابیگر ثبت و معرفی شده باشند تا همه بدانند که آنها توسط گروههایی خاص استخدام شدهاند و احتمال اینکه دیدگاهی شخصی در مورد موضوع داشته باشند وجود دارد.
لابیگرها تلاش نکنند که به قانونگذاران، کارکنانشان، و دیگر مقامات دولتی از طریق اعطای پول، هدیه، کمک فراقانونی در کمپینهای انتخاباتیشان، به مسافرت فرستادن آنها، اعطای وامهای بزرگ، همکاری تجاری، یا دیگر منافع مادی یا شخصی رشوه بدهند.
هیچ یک از قوانین مالیاتی را نقض نکنند (برای مثال، شرکتهای غیرانتقاعی درصد محدودی از بودجه خود را میتوانند صرف لابیگری کنند.).
لابیگرها به طور کلی دانش بسیار خوبی در مورد مسائل مختلف مربوط به حوزه خود دارند، و اغلب از آنها دعوت میشود تا در مورد موضوعات مربوط به حوزه کاریشان برای شهادت در جلسات استماع قانونگذاران یا مشورت در مورد قوانین و اقدامات در حال بررسی شرکت کنند. آنها نسبت به حمایتگران و ترویجگران از این مزیت نیز برخوردارند که برای کاری که میکنند پول دریافت میکنند به همین دلیل میتوانند همه زمان خود را برای انجام کارشان صرف کنند. همچنین آنها دوست دارند با کسانی که لابی میکنند رابطهای دوستانه برقرار کنند زیرا معمولا حلقه روابط اجتماعی آنها نیز به شکل عمده از آن دسته از سیاستمداران و دستیارانشان که میخواهند بر آنها تاثیر بگذارند تشکیل میشود. تنها به همین دلایل است که حمایتگران و ترویجگرانی که توان مالی دارند به استخدام لابیگرها روی میآورند.
برای مراجعه به قانونگذاران باید هدفی شفاف در ذهن داشته باشید
اهداف شما باید شفاف، مشخص، و در حیطه اختیارات قانونگذار باشد. همانطور که قبلا نیز گفتیم فهم اهداف شفاف هم برای کسانی که با شما کار میکنند و هم کسانی که باید اقناع شوند آسانتر است. قانونگذاران و دیگر سیاستگذاران در لحظه با درخواستهای زیادی مواجه هستند و به آنها درخواستهای بسیاری برای انجام کارهای مختلف ارائه میشود. اگر پیام شما شفاف، مشخص و قابل انجام نباشد ممکن است آنها نخواهند وقت زیادی صرف شما بکنند.
یکی از چیزهایی که میتواند در این مرحله کمک بسیار خوبی به شما بکند، تهیه چیزی که به صورت عینی برای قانونگذار قابل استفاده باشد: یک پیشنویس اولیه از لایحه پیشنهادی مورد نظر خود، لیستی از مواردی که میخواهید در یک مصوبه گنجانده شود، میزان معین بودجهای که میخواهید ذیل یک مورد معین یا لایحه خاص تخصیص یابد (توجه داشته باشید که شماره خط یا شماره لایحه را نیز نوشته باشید)، یا یک نامهای که میخواهید قانونگذار آن را امضا کند.
بسیاری از قانونگذاران تنها به پیروزی در انتخابات فکر میکنند. از این رو اگر بتوانید برای آنها فرصتی فراهم بیاورید که بتوانند کاری بکنند که از آن در تبلیغات انتخاباتی بعدی خود استفاده کنند، احتمال اینکه این کار را به انجام برسانند بسیار بیشتر میشود.
در زمان مراجعه به قانونگذاران آنها را از عواقب کارشان مطلع کنید
توجه داشته باشید که قانونگذاران و دیگر سیاستگذاران را از میزان تاثیر هر اقدامی بر مردم حوزه انتخابیهشان آگاه کنید. اگر بتوانید بگویید چه تعداد از مردم حوزه انتخابیه آنها به این مسئله وابسته هستند یا به چقدر خدماتی که شما برای آن حمایت و ترویجگری میکنید نیاز دارند، شانس موفقیت بسیار بالایی خواهید داشت. زمانی که یک قانونگذار بداند که ائتلاف شما نماینده ۱۱ هزار نفر از افرادی است که با توسعه یک منطقه طبیعی مخالف هستند، یا بداند که در منطقه او ۲۷ هزار کودک در معرض خطر ابتلا به بیماری قرار دارند، احتمال اینکه به شنیدن حرف شما علاقه نشان بدهد بیشتر میشود.
در مجموع، موضوع عواقب را باید خیلی ماهرانه طرح کرد. یکی از راهها این است که قانونگذار را از وسعت مسئله و تعداد افرادی که در منطقه او تحت تاثیر آن قرار دارند آگاه کنید. راه دیگر این است که قانونگذار مدام تلفنها، ایمیلها، و نامههایی از افراد حوزه انتخابیه خود دریافت کند که در آنها به هدف مورد نظر شما توجه شده باشد (و از این افراد بخواهید که از قانونگذار بپرسند که در نهایت در مورد این مسئله چه رایی خواهد داد). اما گزینه نمایشی سوم این است که یک طومار تهیه کنید و آن را به امضای هزاران نفر برسانید و هر تعداد از این افراد را که توانستید جمع کنید و برای ارائه حضوری آن به قانونگذار (یا قانونگذاران) بروید.
خلاصه
موفقیت در کار حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری منوط به داشتن یک گروه حمایت و ترویجگری سازمانمند است. علاوه بر دقت کافی در مورد زمانبندی کارتان، گروه حمایت و ترویجگری شما باید چند کار پایهای انجام دهد:
- متحدان را گردآوی کند
- ساختاری نظاممند برای هماهنگی امور ایجاد کند
- وظایفش را انجام دهد تا بتواند برای مسئله مبانی محکمی پایهریزی کند و ارتباطات قوی بسازید.
- پیاماش را تدوین کند
- یک شبکه ارتباطی کارآمد و قابل اطمینان ایجاد کند
- با رسانهها دوستی برقرار کند
- نگاه بلندمدت داشته باشد و آماده باشد که تا زمانی که مسئله وجود دارد با سماجت به کار خود ادامه دهد.
علاوه بر این کسانی که در کار حمایت و ترویجگری هستند باید متحدان و ارتباطات و مراجعات به قانونگذاران و سیاستگذاران محلی را ایجاد، حفظ و مدام بهروزرسانی کنند. با ایجاد روابط شخصی با قانونگذاران و دستیارانشان و با آشنا کردن قانونگذاران با نمونههای واقعی از افرادی که تحت تاثیر سیاستگذاریهای آنها و عواقب ناشی از رای آنها قرار میگیرند، میتوانید مطمئن شوید که مسایل مورد نظرتان فهمیده میشود و مورد توجه قرار میگیرد.
اگر بتوانید تلاشی منظم و مداوم را به پیش ببرید که همه یا برخی از این پیشنهادات را به کار ببندد، شانسی جدی برای موفقیت در کار حمایت و ترویجگری در عرصه قانونگذاری خواهید داشت.
Apoyo legislativo
___una ley con financiación adjunta
___una ley con reglamentaciones que benefician al público objetivo
___una ley que legitima el tema
___ordenanza local
___lucha por presupuesto
___simple apoyo político, intelectual o moral
___vínculos a otros contactos
Razones para involucrarse
___obtener aliados poderosos
___crear publicidad positiva
___conseguir un enfoque sobre su tema
___es una manera efectiva de impulsar una causa
Cómo organizarse
___consiga la mayor cantidad posible de gente involucrada
___sea competente en varios aspectos
___deje las metas claramente entendidas
___trabaje en red
___sea paciente
Tool: Preparing an Elevator Speech for Advocacy
This tool helps community members create a short, powerful message—an elevator speech—that clearly states who they are, the issue they care about, and what action they want. It’s designed to be delivered in 30–60 seconds to a legislator, policymaker, funder, or stakeholder anytime, anywhere.
Download Here: Elevator Speech (PDF)
تقریبا در همه بخشهای قبلی این فصل طولانی در خصوص اقدام مستقیم، نیاز به حفظ و نگهداری یك تلاش ترویجگری برای مدت طولانی را مطرح كردیم.
هر عملكرد یا سیاستی، حتی اگر در قوانین و مقررات دولتی گنجانده شده باشد، در آینده میتواند به دلیل بیتوجهی، یا یك اقدام قطعی مخالفین تغییر كند، دچار ضعف، یا محدود شود. اگرچه ممكن است نیاز به پرداختن به مسئله شما، به عنوان مسئلهای به اهمیت ضرورت ایمنی عمومی یا آموزش عمومی پذیرفته شده باشد، فردا ممكن است كِشَند افكار عمومی تغییر كند و شما ببینید كه حامیانتان كنار كشیدهاند.
متاسفانه توجه قانونگذاران و سایر سیاستگذاران معمولا به كوتاهی توجه افكار عمومی و گاه حتی از آن هم كوتاهتر است. برای خیلیها این توجه به كوتاهی فاصله میان دو انتخابات است. علاوه بر این معمولا قانونگذاران دلسوز هم، یا به دلیل بازنشستگی داوطلبانه و یا به دلیل شكستهای سیاسی، ناپدید میشوند و كسانی جانشینشان میشوند كه درباره شما یا مسئلهتان چیزی نمیدانند. به این ترتیب، بار دیگر حمایتی كه رویاش حساب میكردید، میتواند از دست برود.
تنها راهی كه میتوانید مطمئن باشید مسئلهتان از روی صفحه رادار مسئولان محو نخواهد شد و سیاستگذاران، سرمایهگذاران و عموم خواهند فهمید چه چیز مورد نیاز است و چرا، آن است كه بهطور نامحدود به ترویجگری ادامه دهید. ترویجگری درازمدت، به ترویجگری برای یك منظور خاص و فوری، هم شبیه است و هم با آن تفاوت دارد. ترویجگری درازمدت مستلزم برنامهریزی و سازماندهی در مقیاس متفاوت و این ادراك است كه محتوای مسئله شما و به تبع آن مفهوم ترویجگری شما همراه با تغییر شرایط و تغییرات جهانی، تغییر خواهد كرد.
در این بخش، ما از قالب مانوس چه؟، چرا؟، چه كسی؟، چه وقت؟ و چطور؟ جدا میشویم تا درباره ترویجگری درازمدت صحبت كنید؛ اینكه چطور به آن نگاه كنید، برای آن برنامهریزی كنید، خود را برای عهدهدار شدن آن آماده كنید و نسبت به پیشبرد آن متعهد شوید.
نگرش درازمدت
فرض كنیم كه شما درگیر ترویجگری برای شناساندن و تامین بودجه برای مسئله بیخانمانی در باهمستانتان هستید. مسئولین محلی و ایالتی متعهد شدهاند (التزام دادهاند) كه یك پناهگاه خانواده پانزده تختخوابی باز كنند و كارمند یاریرسان استخدام كنند تا افراد بیخانمان از شبكه پشتیبانی برخوردار شوند. آیا این به معنای خاتمه تلاش ترویجگری شماست؟
به هیچ وجه. اولا پانزده تختخواب حتی برای خانوادههای بیخانمان باهمستان هم كافی نیست. ثانیا، تعداد وسیع و بسیار بیشتر افراد بیخانمان كه نه خانوادهای دارند و نه هیچ گونه پیوندی با كسی یا جایی، چه خواهند شد؟ و مسئله بیخانمانی فینفسه چه خواهد شد؟ آیا از طریق سرمایهگذاری برای مسكن ارزانقیمت و جذب كمك و حمایت باهمستان، برنامهای برای پرداختن به بیخانمانهایی كه بیمار روانی هستند و مسائل دیگری كه عامل اصلی بیخانمانی است، وجود دارد؟ از این گذشته، اگر بودجه تقلیل پیدا كند، آیا پناهگاه با خطر بسته شدن مواجه خواهد شد و كارمند یاریرسان اخراج خواهد شد؟
واقعیت این است كه كمپین موفق شما روند پرداختن به مسئله بیخانمانی را تازه شروع كرده است. هنوز راه زیادی پیش رو دارید و حتی نگهداری از دستاوردهایتان نیازمند زمان و تداوم تلاش بیامان است، چه رسد به برداشتن قدم بعدی، یا محو بیخانمانی به عنوان یك معضل اجتماعی در باهمستانتان. شما به عنوان یك ترویجگر، باید چشمانداز دوردست داشته باشید ... اما این چشمانداز دقیقا شامل چه چیزهایی میشود؟
چشمانداز: دیدن كل
نظر كردن به درازمدت یعنی داشتن یك هدف نهایی و یك سری اهداف كوچكتر در میانه راه، كه دستیابی به هر یك از آنها شما را كمی به مقصد نهاییتان نزدیكتر خواهد كرد. رسیدن به آن هدف نهایی، سفری است كه به اندازه خود مقصد اهمیت دارد. چشمانداز دوردست، چشمانداز كل سفر است با همه درازای آن، چرخشها و پیچشهای آن، و قدمهایی كه باید برای رسیدن به پایان راه، بردارید.
مثلا چشمانداز شما درباره بیخانمانی، باید این باشد كه آن را بهطور كلی از باهمستانتان محو كنید. به عنوان یك واقعنگر میدانید كه نمیتوانید این كار را فورا انجام دهید. این كاری بزرگ است و بعید است كه باهمستان هم آن میزان تعهدی را كه برای انجام این كار لازم است، به عهده بگیرد (یادتان باشد كه چقدر سختكوشی كردید تا توانستید همان پانزده تختخواب و آن كارمند همیار را فراهم كنید).
در مقابل قدم بعدی شما نسبتا ساده و خاص خواهد بود: اضافه كردن یك كارمند همیار دیگر، یا ۱۰ تا ۲۰ تختخواب پناهگاهی بیشتر برای افراد بدون خانواده. قدمهای بعدی میتواند شامل كمی فشار برای تعدادی واحد مسكونی ارزانقیمت، فراخوانی مربیان باهمستان، ایجاد تسهیلات برای دستیابی افراد بیخانمان به خدمات و غیره باشد. هر قدمی كه برمیدارید در راه رسیدن به آن هدف نهایی است، ضمن اینكه خودش هم فینفسه فوایدی دارد.
انعطافپذیری: فهمیدن اینكه شرایط، نیازها، و غیره با گذشت زمان تغییر خواهد كرد و ترویجگری شما هم میتواند در واكنش نسبت به آنها تغییر كند.
شما همین حالا هم با به دست آوردن یك پناهگاه خانواده و یك برنامه همیاری خیلی چیزها را تغییر دادهاید. در نتیجه ممكن است بیخانمانی در باهمستان به یك مسئله خطیر تبدیل شود و چنان بودجهای به آن اختصاص داده شود كه انتظارش را ندارید. برعكس، تعداد بیخانمانهای باهمستان ممكن است همچنان افزایش یابد و شرایط برای بیخانمانهای بدون خانواده بدتر شود.
هر یك از این شرایط اقتضا میكند كه شما خودتان را با وضعیت جدید وفق دهید. چشمانداز درازمدت داشتن یعنی انعطافپذیر بودن، دانستن اینكه تغییر اجتنابناپذیر است و مایل به تغییر جهت بودن در صورت اقتضا.
مراقبت دائم: نگهداری از دستاوردهایتان
معمولا تغییرات منفی هستند. ممكن است مسئله شما نسبت به چیزی كه در لحظه برای سیاستگذاران اهمیت بیشتری دارد، در اولویتهای بعدی قرار گیرد. یا ممكن است فكر كنند كه كارهای لازم را انجام دادهاند و مشكل حل شده است. علت هر چه كه باشد، شما باید با تلاش فراوان دستاوردهایتان را حفظ كنید.
به عنوان یك ترویجگر همواره باید گوش به زنگ باشید كه جهت باد كی تغییر میكند و آماده انجام اقداماتی برای جلوگیری از آن باشید. در حالی كه مواقعی هستند كه باید به آنچه هماكنون اتفاق افتاده است پاسخ بدهید، مانند قطع بودجه، یا تغییر در سیاست كه موجب آزار كسانی میشود كه بهزیستیشان دغدغه شماست، اما به هر حال بهترین راه برای دفع ضرر، اقدام پیش از وقوع است. اگر چشمتان را باز نگه دارید، غافلگیر نخواهید شد.
شكیبایی
آهسته طی كردن. اغلب تغییرات مرحله به مرحله است. با قدمهای كوچك پیش میروند و بیش از آنچه تصورش را میكنید طول میكشند. شما باید حتی زمانی كه به نظر میرسد هیچ اتفاقی نیفتاده است، به ترویجگریتان ادامه دهید. معمولا مشكل میتوان گفت كه یك مسئله چه زمان و چرا در آگاهی عمومی نفوذ میكند، یا برای سیاستگذاران اهمیت پیدا میكند. شاید آنها دارند نسبت به چیزی كه یك سال پیش از شما شنیده بودند، واكنش نشان میدهند. فقط به كارتان ادامه دهید. شما نمیدانید كه چه وقت اثر خواهید گذاشت.
پشتكار (مداومت)
به مدت نامحدود به كار ادامه دادن. شما هم باید مثل «بانی انرژیزا» به كارتان ادامه دهید... به قول وودی الن، ۸۰٪ موفقیت حضور داشتن است. و این همان چیزی است كه در اینجا صحبتش را میكنیم. باید ترویجگری در نظر شما كاری باشد كه هرگز تمام نمیشود. اگر به طور منظم با سیاستمداران تماس داشته باشید، شما را فراموش نخواهند كرد، خصوصا اگر به جای خواستن چیزی، اطلاعات در اختیارشان بگذارید. همین امر در خصوص رسانهها هم صدق میكند و همچنین در خصوص كارفرمایی كه میداند اگر از كارگران مهاجر بیگاری بكشد، یا محیط كار را همچنان ناامن نگه دارد، با شما سر و كار خواهد داشت. شما باید حضور داشته باشید، هر روز و تا هر مدتی كه لازم باشد. این چیزی است كه تغییرات را ماندگار میكند.
چشماندازی جامع و فراگیر برای ترویجگری، به عنوان یك روند طولانی و پیچیده، هم برای مدیریت آن روند اهمیت دارد و برای شما كه در یك دوره طولانی به راهتان ادامه دهید. دانستن اینكه هر پیروزی شما را یك قدم به هدف نهایی نزدیكتر میكند و هر شكست تنها یك عقبنشینی موقت است، باعث میشود شبها راحت بخوابید ... و ثابتقدم بمانید.
حتی رسیدن به هدف نهایی هم به معنای پایان ترویجگری نیست. ممكن است اهداف جدیدی ایجاد شوند و هدف نهایی هم مانند دستاوردهای قبلی باید به دست آید. اگر به خودتان اجازه دهید كه فكر كنید نیازی نیست همچنان به سیاستگذاران و سرمایهگذاران یادآوری كنید كه مسئلهتان مهم است، یا كاری كه هواداران شما انجام میدهند هم از نظر اجتماعی و هم از نظر اقتصادی خطیر است، هم با قطع بودجه مواجه خواهید شد و هم با از دست دادن علاقه. در بوستون، از نیمه تا اواخر دهه ۹۰ یك كمپین ضدخشونت میزان جنایت جوانان را تا حد چشمگیری كاهش داد. تا جایی كه به مدت بیش از یك سال در آن شهر هیچ جنایتی در ارتباط با خشونت جوانان صورت نگرفت. از آنجایی كه همه فكر میكردند مشكل حل شده است، بخش عمده انرژی و توجهی كه صرف كمپین شده بود، معطوف به جاهای دیگر شد ... و نرخ جنایت به جای اول خود برگشت. ترویجگری كاری برای یك بار نیست، برای همیشه است.
برنامهریزی برای درازمدت
بنابراین چطور همه اینها به تلاش ترویجگری درازمدت تعبیر میشوند؟ برای تازهكارها یك برنامه برای راهنمایی مورد نیاز است. آن برنامه هم وحی منزل نیست، باید انعطافپذیری داشته باشید، با این همه باید به شما هم جهت كلی و هم جهت خاص بدهد و شما را به سمت هدف غاییتان به حركت درآورد.
همانطور كه در بالا ذكر شد، یك برنامه درازمدت با یك چشمانداز شروع میشود. و یك چشماندازه نه با یك نفر، بلكه با یك عده شروع میشود. ممكن است چشمانداز درازمدت عملیات شما واضح نباشد، یا ممكن است میان دستاندركاران و افراد ذینفع (كسانی كه درگیر كار هستند و كسانی كه تحت تاثیر مسئله قرار دارند) بر سر اینكه چشمانداز چه باید باشد، اختلاف نظر وجود داشته باشد. ارزشش را دارد كه وقت بگذارید و هر تعداد كه ممكن است افراد و گروههای دستاندكار را وادارید روی چشمانداز مسئله كار كنند. یك چشمانداز مشترك تا مدتها میتواند افراد را نسبت به عملیاتی كه ممكن است سال ها طول بكشد، متعهد نگه دارد.
یك فرآیند مشاركتی، فرآیندی كه در آن همه كسانی كه دستاندركار یا تحت تاثیر عملكرد هستند به عنوان شركای برابر شركت دارند، عنصر مهمی برای ایجاد چشمانداز مشترك است. ممكن است كنار گذاشتن تفاوتها و به توافق رسیدن بر سر نقطه پایانی و اهداف یك عملكرد ترویجگری دشوار باشد، ولی در درازمدت منافع بسیار خواهد داشت.
چشماندازتان به شما كمك میكند هدف یا اهدافی را كه بشود در درازمدت به آن رسید شناسایی كنید و آن اهداف به نوبه خود دلالت ضمنی خواهند داشت بر موضوعات كوتاهمدتتری كه شما را به سوی آن اهداف هدایت خواهند كرد. اینكه بتوانید انگاره كلی را در یك دوره طولانی ببینید، عملكرد شما را در مسیر خودش نگه خواهد داشت و نهایتا شما را به اهداف كلی ترویجگریتان خواهد رساند.
در اینجا برخی عوامل مهم در ایجاد چشمانداز و استراتژیهایی برای رسیدن به آن آمده است:
مسئله را در موقعیت زمانی و مكانی آن در نظر بگیرید.
این مسئله در باهمستان چه نقشی ایفا میكند؟ در جامعه به عنوان یك كل چه؟ با در نظر گرفتن موقعیت زمانی و مكانی، برای رسیدن به راه حل نهاییای كه در نظر دارید، چه چیز را باید تغییر دهید؟
مثلا در مورد بازگشت به بیخانمانی برخی از سوالاتی كه باید بررسی كنید عبارتند از:
- بیخانمانی در باهمستان چه سوابقی دارد؟ آیا هرگز در جهت رسیدگی به آن تلاشی شده است و آن تلاش تا چه حد موفقیتآمیز بوده است؟ رویكرد باهمستان در قبال بیخانمانی چه بوده است؟
- چه عواملی باعث بیخانمانی شدهاند و آیا میتوان به آنها پرداخت؟ (مثلا در خصوص گرایشات اقتصادی ملی یا بینالمللی كار زیادی از دست شما ساخته نیست).
- افراد باهمستان در این باره چه فكر میكنند؟ آیا احساس همدلی دارند؟ عصبانی هستند؟ میترسند؟
- آیا دارایی یا منابعی در باهمستان وجود دارد كه بتوان صرف حل مشكل بیخانمانی كرد؟
پاسخ به اینها و سایر سوالات مشابه به شما كمك میكند مسیر بلندمدت و كوتاهمدت خودتان را ترسیم كنید و نیز كمك میكند برای تشخیص چشمانداز نهاییتان، بدانید كه در حال حاضر چه امكاناتی وجود دارند و اینكه چه چیزهایی باید برای شما تغییر كنند.
گرایشها و برخوردها را پیشبینی كنید
توجه به مسئله در زمینه و سوابق آن همچنین به شما نشان خواهد داد كه مشکل به کدام جهت پیش میرود؛ برداشت عمومی از مسئله چیست و راههایی كه به آن پرداخته میشود کدام است و امثال آن. بار دیگر، با استفاده از بیخانمانی به عنوان یك مثال، سوالات زیر را باید بپرسید:
- گرایشهای باهمستانی، ایالتی و ملی نسبت به آنچه شهروندان و سیاستگذاران در خصوص پرداختن به مسئله بیخانمانی فكر میكنند، چیست؟
- سرمایهگذاران روی چه چیز تمركز دارند و به کدام جهت حركت میكنند؟ خدمترسانی به بیخانمانهای دچار بیماریهای روانی؟ پناهگاههای دارای تختخواب؟ تامین مسكن ارزانقیمت؟
- در مقابل گرایشهای موجود خود را در چه موضعی میبینید؟ آیا آن موضع چیزی هست که بتواند سیاستگذاران، سرمایهگذاران و افكار عمومی را در جهتی هدایت كند كه شما فكر میكنید برای حذف بیخانمانی باید به آن سمت حركت كرد؟
- میخواهید قضایا به كجا برسند؟ مهم این است كه یادتان باشد سوابق و رویدادها تنها رویدادهایی نیستند كه مسائل را هدایت میكنند. ترویجگری شما هم میتواند یك نیروی هدایتكننده باشد.
پیشبینی گرایشات و نگرشها به شما كمك میكنید بفهمید كه روی چه چیز باید تمركز كنید. مثلا اگر اعتقاد داشته باشید كه حذف بیخانمانی نهایتا بستگی به این دارد كه بیخانمانها حمایت شوند و درباره انتخابهایشان آموزش ببینند و با آموزش مهارتهای زندگی و كارآموزی پیوند داشته باشند، باید با تلاش برای تغییر نگرش سرمایهگذاران و سیاستگذاران شروع كنید. با پیشبینی كردن اینكه تفكر درباره مسئله رو به كدام سمت دارد، میتوانید تلاشتان را به سمتی هدفگیری كنید كه بیشترین تاثیر را داشته باشد.
این نوع پیشبینی هم مانند ترویجگری كاری یكباره نیست. تداوم است. شما باید دائما بر نگرشهای عموم، افكار بیان شده در رسانهها، مقالات روزنامهها و مجلات، بیانات سیاستگذاران و درخواستهای سرمایهگذاران برای پیشنهادات نظارت داشته باشید، تا بفهمید با چه چیز باید رقابت یا ستیز داشته باشید، متحدین شما چه كسانی هستند و قدمهای منطقی بعدی شما چه هستند.
اهداف و استراتژیهای كوتاهمدت و درازمدت تعیین كنید
در نظر گرفتن شرایط زمانی و مكانی و پیشبینی گرایشها و نگرشها هر دو كمك میكنند خود مسئله و جایگاهش را در اجتماع به نحو احسن درك كنید. تعیین هدف و راهبرد كار، در كنار هم قرار دادن دانش و هدف شماست. این نقشهنگاری مسیر شما به سمت اهداف درازمدت شماست كه شامل قدمهایی هم میشود كه در این مسیر باید بردارید.
غیرواقعی است تصور كنیم كه اگر - در ادامه مثالی كه زدیم - شما ترویجگریتان را امروز شروع كنید، ظرف سه ماه یا یك سال معضل بیخانمانی را خاتمه خواهد یافت. بلکه باید یك استراتژی درازمدت برنامهریزی كنید و در آن مقاصد كوتاهمدتی را كه برای رسیدن به هدف نهایی به آنها نیاز خواهید داشت مشخص كنید.
همچنین خواهید دانست که همانند رانندگی در مسیری طولانی، گاهی باید مسیر کار شما نیز تغییر کند. ممكن است مسیر در دست ساخت باشد، به میانبر نیاز باشد، منبع مالی جدیدی پیش بیاید، سیاستهای رسمی تغییر كنند. هر یك از اینها ممكن است شما را موقتا به مسیر دیگری هدایت کند. اما مقصد درازمدت شما هر چه باشد، سنفرنسیسكو، پاریس، یا حذف بیخانمانی در باهمستانتان، تغییر نخواهد كرد.
چند پیشنهاد برای تعیین اهداف و استراتژیها:
- اهداف كوتاهمدتی را انتخاب كنید كه اطمینان دارید در مدت زمان معقولی به آنها خواهید رسید. یك سری موفقیتهای متوسط (كوچك) متحدین و طرفداران شما را حفظ خواهد كرد و برای درازمدت به آنها انگیزه خواهد داد كه شكستهای هرازگاهی را با خونسردی بپذیرند و زمانی كه پیروزی بزرگتری پیش رو باشد، آنها را مشتاق خواهد كرد كه تلاش بیشتری به خرج دهند.
- برای هر یك از اهدافتان، یك برنامه عملیاتی تعیین كنید كه شامل جدول زمانبندی برای خاتمهاش باشد. سپس آن برنامه را دنبال كنید و در صورت لزوم در آن تغییراتی به وجود آورید.
- اطمینان حاصل كنید كه هدف درازمدتتان عملی است. همانطور كه در بالا ذكر شد، اگر بیخانمانی در باهمستان شما ریشه در اقتصاد جهانی داشته باشد، احتمال نمیرود كه در این زمینه بتوانید كاری انجام دهید.
بعضی از هدفها صرف نظر از اینكه واقعگرایانه باشند یا نه، ارزش دنبال كردن دارند. صلح جهانی پایدار هرگز به واقعیت نزدیك هم نشده است، اما خیلیها در این راه تلاش میكنند، با این امید كه كارشان زمینهای فراهم كند برای كسانی در دو، سه یا ده نسل بعد، كه شاید در این راه موفق شوند. اگر مشكل شما هم مشابه این مسئله است، ممكن است درازمدت را طولانیتر از یك دوره درازمدت، یا شاید به درازای چندین زندگی انسانی ببینید. در این شرایط همه مقصدها «كوتاهمدت» خواهند بود، حتی آن مقاصدی كه رسیدن به آنها چندین دهه طول بكشد.
سرپا نگه داشتن تلاشهایی مانند این دشوار است، اما عبث نیست. هر نسل كمی بیشتر یاد میگیرد و كمی به هدف نزدیكتر میشود. چنین تلاشهایی در ایالات متحده امریكا، در مقیاس بزرگتری در مورد برابری حقوق اقلیتها و زنان نتیجه داده است و در معیار جهانی هیاتهای متعددی را به وجود آورده كه میان ملتها میانجیگری میكنند. آخرین آنها سازمان ملل است كه شاید حقیقتا موفق باشد یا موفق نباشد، اما از پیشینیان خودش بهمراتب موفقتر است و برای هر هیاتی كه بعد از آن بیاید، نقطه شروع بسیار متعالیتری را فراهم خواهد كرد.
-
كنشگر باشید. منتظر نباشید كه دولت یا اشخاص دیگری برای ترویجگری شما برنامه بریزند، یا پیشنهاد بدی بكنند كه شما در مقابلشان واكنش نشان دهید. در هر قدم از تلاش درازمدتتان، خودتان طرح پیشنهادی بدهید.
آمادهسازی برای درازمدت
شما چشماندازهای درازمدت را برای مسئلهتان از پیش دیدهاید، یك طرح استراتژیك برنامهریزی كردهاید، حالا باید آماده انجام كار شوید. این یعنی خودتان را آماده سازمانیابی كنید، برای متحدین و سایر حامیانتان شفافسازی كنید كه دست به تلاش ترویجگری درازمدت زدهاید و برایشان انگیزه ایجاد كنید و عموم و سیاستگذاران را با استفاده از رسانهها و سایر كانالها آماده كنید.
از طریق سازمانیابی خودتان را آماده كنید
سازمانیابی، میتوانید در شرایط مختلف تعاریف مختلف داشته باشد. اگر همین حالا هم یك سازمان یا بخشی از یك سازمان هستید، بهتر است ساختار سازمانیتان را مرور و اصلاح كنید. اگر بخشی از یك گروه مردمی نیمهسازمانیافته هستید، وقت آن است تلاشتان را ساختارمندتر كنید و یك سازمان رسمی شوید. اگر شما یك فرد یا بخشی از یك گروه بسیار كوچك هستید، شاید بخواهید ائتلاف بزرگتری را به عنوان اساس یك ترویجگری درازمدت تشكیل دهید.
اگر مشغول راهاندازی یك كمپین درازمدت ترویجگری هستید، كمپینی كه سالها طول بكشد، به یك ساختار مشخص نیاز خواهید داشت، یعنی یك سازمان رسمی كه آن را سرپا نگه دارد. سازمانها هم مشكلات خودشان را دارند، اینكه میخواهند به كارمندانشان حقوق بدهند یا نه، فراهم كردن پول برای پرداخت حقوق، پیدا كردن فضای مناسب، تشكیل هیات مدیره و غیره. اما ساختاری كه یك سازمان فراهم میكند، جزء تشكیلدهنده مهمی در یك عملكرد موفق خواهد بود. گروههای مردمی معمولا از تشكیل یك سازمان «رسمی» طفره میروند، مبادا كانونی بودن باهمستانشان از بین برود. اما واقعیت این است كه آنها میتوانند در هر سازمانی كه ایجاد میكنند باهمستان را كانون قرار بدهند، در حالی كه بدون یك ساختار هماهنگ و هماهنگكننده، به احتمال زیاد هر كانونی را از دست خواهند داد.
شرایط شما هر چه كه باشد، سازمان، به معنای اخص اینكه بتواند كاری را كه انجام میدهید دنبال كند، اطمینان حاصل كند كه تلفنها پاسخ داده میشوند و كارها بموقع انجام خواهند شد، بتواند در زمانی كه عملكرد فوری مورد نیاز است، طرفدارانتان را باخبر كند، صورتحسابها را گم، یا پرداختشان را فراموش نكند و غیره، مطلقا كلید یك ترویجگری درازمدت خواهد بود. عملكرد شما هر چه وسیعتر باشد، بیشتر طول خواهد كشید و باید سازمانیافتهتر باشید.
حوزههایی كه باید به آنها توجه كنید:
- هماهنگی سراسری. شخصی، یا گروه كوچكی باید عملكرد را هماهنگ كند. هماهنگكننده تضمین میكند كه گروه با یك صدا صحبت میكند، پیام شفاف است، بیانیهها یا عملكردها در زمان مناسب ایراد و انجام میشوند و همه دستاندركاران میدانند كه چه وقت، چه كاری را باید انجام دهند. هماهنگكننده همچنین میتواند به عنوان انبار تهاتری اطلاعات هم عمل كند، كه به حوزه مهم بعدی منجر میشود.
- ارتباطگیری. مطلقا ضروری است كه هر عملیات ترویجگری یك نقطه مركزی ارتباطات داشته باشد. این نقطه معمولا همان هماهنگكننده است، اما تا وقتی برای همه روشن باشد كه كلیه ارتباطات باید از یك نقطه مركزی جریان پیدا كند، میتواند فرد یا گروه دیگری هم باشد. به این ترتیب هر بیانیهای كه از طرف گروهتان صادر میشود، بررسی و تایید شده است، اطلاعاتی كه دریافت یا ارسال میكنید، صحیح و بهروز است (یا حداقل یك نفر دربارهاش فكر كرده است و اعتقاد دارد كه صحیح است) و هر زمان به انجام كاری نیاز باشد، با همه بهسرعت تماس گرفته خواهد شد. عملیات موثر ترویجگری به اشكال مختلف عمل میكند، اما هیچكدام بدون ارتباطات قابل اعتماد عمل نمیكنند.
- مدیریت روزبهروز. حتی اگر همه مواد و نیروی انسانی هدیه باشد، یك نفر باید اهداكنندگان و داوطلبین را پیدا كند و وقتشان را هماهنگ كند. اگر یك كاسب محلی كل كاغذهای مورد نیاز شما را به شما تحویل بدهد، یك نفر باید آنجا حضور داشته باشد و آنها را در زمان مناسب تحویل بگیرد و در جایی انبار كند. داوطلبین اگر ندانند كه قرار است چه كاری انجام دهند، مدت زیادی دوام نخواهند آورد. كاركنان حقوقبگیر به نظارت و هماهنگی و پشتیبانی لجستیكی نیاز دارند و دستمزد آنها هم باید مانند صورتحسابها بهموقع پرداحت شود. اگر بودجهتان را از باهمستان تامین میكنید، این كار نیازمند یك تلاش هماهنگ است. اگر پولی از طریق سازمان شما رد و بدل میشود، باید بهدقت ثبت و پیگیری شود. شما چه یك سازمان بزرگ باشید، چه یك گروه كوچك مردمی، و چه حتی یك فرد كه هر از گاهی از دیگران كمك میخواهد، نخواهید توانست از مسائل مربوط به مدیریت اجتناب كنید.
متحدین و سایر حامیان خود را آماده كنید و به آنها انگیزه بدهید.
برای تقویت و تداوم ترویجگریتان در درازمدت، مهم است كه همه دستاندركاران متوجه ماهیت یك عملكرد درازمدت بشوند. درگیر شدن در یك روند برنامهریزی مشاركتی، همانطور كه در بالا ذكر شد، میتواند كمك زیاد كند. اگر كسانی كه به آنها اتكا دارید بخشی از برنامهریزی باشند، تصویر بسیار شفافی خواهند داشت از اینكه عملیات چه مدت طول خواهد كشید و قدمهای بین راه چه خواهند بود. علاوه بر این احساس خواهند كرد كه بر عملیات تشرف دارند و به احتمال بیشتری با عملیات خواهند ماند.
راههای دیگری برای آنكه گروهتان را باانگیزه نگه دارید:
- انتظار عقبنشینی داشته باشید ... اما موفقیت بیافرینید. شما به همه انگپایهها (یا محكها) نخواهید رسید، یا سیاستگذاران را متقاعد نخواهید كرد كه هر بار حق با شماست. اما اگر خودتان همه نبردها و برنامههایتان را بهدقت انتخاب كنید، بیشتر موفق خواهید شد، به جای آنكه اصلا موفق نشوید. این كمك میكند زمانی كه كار خوب پیش نمیرود، متحدینتان به كار خود ادامه دهند، چون همواره انتظار خواهند داشت كه تلاش بعدی بهتر پیش برود. هیچ كه نه، در گذشته اغلب تلاشها خوب پیش رفته است.
- شور و شوق خود را حفظ كنید. اگر بتوانید حتی در زمانی كه كارها خوب پیش نمیروند، همچنان خوشبین و امیدوار بمانید، اطرافیانتان هم همینطور فكر خواهند كرد.
- دهشگر تشویق و تحسین باشید. مردم وقتی بدانند كاری كه انجام میدهند باارزش است، باانگیزه باقی میمانند. آنها نیاز دارند بشنوند كه كارشان را خوب انجام میدهند. این دیگر به شما بستگی دارد كه مدام این كار را بكنید (به آنها بگویید كه كارشان را خوب انجام میدهند) و به طور انفرادی و جمعی، عمومی و خصوصی، به خاطر تلاش و ازخودگذشتگیشان، تحسینشان كنید.
جشن گرفتن برای موفقیت به همراه تحسین و تشویق، افراد را با عملیات پیوند میدهد و آتششان را برای حركت بعدی روشن نگه میدارد. یك مهمانی یا جور دیگری بزرگداشت موفقیت، چه زمانی كه به یك هدف خاص رسیده باشید، چه فقط برای اینكه مشخص كنید همگی سخت كار كردهاید، میتواند افراد را دور هم جمع كند و از خاموش شدن آتششان جلوگیری كند كه این همواره برای ترویجگری خطر محسوب میشود.
عموم و سیاستگذاران را آماه كنید.
این همان جایی است كه داشتن یك برنامه استراتژیك خوب، حقیقتا میتواند عملكرد شما را هدایت كند. در هر موفقیتی كه به دست میآورید باید روشن كنید كه این فقط یك قدم است. بیانیههایی مانند: «ما از پا نخواهیم نشست مگر اینكه در این باهمستان بیخانمانی به تاریخ بپیوندد» به عموم و سیاستگذاران یادآوری میكند كه هدف درازمدتی پیش رو دارید. افتتاح یك پناهگاه یا شروع یك برنامه جدید به معنای انجام شدن كار نیست. این فقط برداشتن یك قدم در یك روند طولانی است.
قدم بعدی در واقع در برنامه استراتژیك شما قرار دارد ... و شما میتوانید باهمستان را برای برداشتن این قدم آماده كنید. «حالا كه به تعداد كافی پناهگاههای دارای تختخواب داریم كه اكثر بیخانمانها در زمستان از سرما یخ نزنند، وقتش رسیده كه در این باهمستان درباره مسكن ارزانقیمت صحبت كنیم». با نگه داشتن مسئله در مقابل باهمستان، آن را به عنوان موضوعی ارائه میكنید كه باهمستان بخواهد در درازمدت به آن بپردازد. اگر به قدر كافی حرفش را بزنید (و رسانهها را هم متقاعد كنید كه به قدر كافی حرفش را بزنند)، واقعی خواهد شد.
سیاستگذاران هم نسبت به تكرار واكنش نشان میدهند، خصوصا اگر تحقیقات از آن پشتیبانی كنند. اگر یك قانونگذار قهرمان داشته باشید، یا اگر سعی كنید قانونگذاران یا سایر سیاستگذاران را به صحنه بكشید، بیان مرتب چشماندازتان میتواند به آنها كمك كند مانند شما فكر كنند. اجازه دهید دوستان سیاستگذارتان، متحدین قانونگذارتان، یاریدهندگانتان و دیگران، در اهداف درازمدتتان و چشمانداز راهنمای عملیاتتان دخیل شوند. بعد از مدتی این برای آنها و برای خود شما ملكه ثانویه خواهد شد كه به درازمدت هم مانند قدم بعدی نگاه كنید.
جاده اصلی برای آنكه چشمانداز و پیام خودتان را منتشر كنید و به گوش عموم و سیاستگذاران برسانید، البته استفاده از رسانههاست. حتی اگر بتوانید خروجی یكی از رسانههای اصلی را به طرفداری از خودتان جهت دهید، راه درازی را به سوی اعمال نفوذ در افكار عمومی و سیاستها پیمودهاید.
كانال مهم دیگر كامپیوترمحور است، شامل ایمیل و اینترنت. از طریق وبسایتها، لیستسروها (اپلیكیشنی كه به طور خودكار پیامها را برای فهرست كاربرانش ارسال میكند) و فهرستهای ایمیل، نه فقط میتوانید با متحدینتان در تماس باشید و محرك عمل آنها باشید، همچنین میتوانید به یادشان بیاورید چرا این كار را انجام میدهند و چشماندازی را كه راهنمای كارشان است مدام در خاطرهشان زنده كنید.
ایجاد تعهد در درازمدت
همانطور كه پیشتر گفتیم، لازمه متعهد بودن نسبت به ترویجگری درازمدت پشتكار و مداومت، خوشبینی، برنامهریزی و سازماندهی است. همچنین نیازمند انواع مختلف منابع، انگیزه برای تداوم عمل در درازمدت، بررسی مجدد و تعدیل و تنظیم برنامهتان به طور دائم و مراقبت و نگهداری مداوم دستاوردهای قبلی و عملیاتتان به عنوان یك كل است.
منابع
متعهد بودن نسبت به یك تلاش درازمدت به این معناست كه شما به منابعی نیاز خواهید داشت كه عملكردتان را برای مدتی كه ممكن است دهها سال یا یك عمر باشد، سرپا و در حركت نگه دارد. عموما ابزارهایی كه بدون وجود آنها، حداقل تا حدودی نخواهید توانست به كارتان ادامه دهید عبارتند از افراد، پول و وقت.
افراد
موضوع اصلی در یك عملیات ترویجگری افراد هستند، اما افراد وقت و انرژی (و معمولا پول) نیاز دارند. بسته به شرایط ممكن است به محققین، رابطین رسانهها، سخنگویان عمومی، كاركنان همیار، جمعآوریكنندگان كمكهای مالی، نویسندگان مجاز، تماسگیرندگان تلفنی، انجامدهندگان «كارهای سخت» نیاز داشته باشید. كارهای سخت مانند پاكت كردن نامهها، نظافت دفتر كار، جواب دادن به تلفنها، چسباندن پوسترها، بایگانی اسناد و مدارك، آوردن و حمل كردن و غیره و همانطور كه در بالا گفتیم، یك هماهنگكننده كه همه اینها را دور هم جمع كند.
اگر اتكایتان به افراد داوطلب است، باید كسانی را پیدا كنید كه كار مورد نظر شما را انجام دهند و بعد امیدوار باشید كه مدتی دم دستتان باقی بمانند. زندگی داوطلبین تغییر میكند (ازدواج، بچهها، شغل تازه، بیماری) و معمولا با یك اطلاعیه سریع، دیگر دم دست نیستند. در درازمدت معنایش این است كه همیاری، فراخوانی و آموزش دادن داوطلبین تازه، تقریبا به طور مدام باید ادامه داشته باشد. علاوه بر این، داوطلبین باید هماهنگ و نظارت شوند. داوطلبین تازه باید در عملیات یكپارچه شوند و همه باید مطلع شوند.
اگر عمدتا به كارمندان حقوقبگیر تكیه كنید، باید درست فراخوانی و استخدام كنید تا بتوانید كسانی را با مهارتها و از خودگذشتگی لازم پیدا كنید كه «جفت كار» سازمان شما باشند. وقتی استخدامشان كردید، باید آنها را آموزش دهید، هماهنگ كنید و نظارت كنید، مشكلات میانشان را حل كنید، به قدر كافی رضایتشان را جلب كنید كه بمانند و خوب كار كنند و برای پرداخت دستمزدشان پول پیدا كنید.
برای یك عملیات درازمدت ترویجگری، باید برای یافتن كاركنان اعم از داوطلب یا حقوقبگیر تلاش خاص انجام دهید، كاركنانی كه نسبت به مسئله علاقهمند و مشتاق باشند كه وادارشان كند تا هر وقت لازم باشد كنار كار بمانند. در یك ترویجگری درازمدت موفق، مداومت عامل مهمی است و مداومت را افراد انجام میدهند.
پول
حداقل در بعضی مراحل عملیات درازمدتتان، پول ضروری و احتمالا یك مشكل دائمی خواهد بود. اگر حتی یك كارمند حقوقبگیر داشته باشید، باید دستمزدش را بپردازید. به بعضی لوازم و مواد مصرفی (كاغذ، كارتریج چاپگر، و غیره) نیاز خواهید داشت تا پیامتان را به بیرون برساند. به یك سیستم تلفن (حداقل یكی دو خط)، و یك كامپیوتر و خدمات اینترنتی نیاز خواهید داشت. شاید مجبور باشید بابت دفتر محل كارتان اجاره بپردازید، برای چاپ كردن و یا تبلیغات رسانهای، حمل و نقل و سایر «مزایا و فروعات» هزینه كنید.
حتی اگر مقدار اعظم لوازم و مواد مصرفی و نیروی انسانی برای عملیات شما اهدا شده باشد، همچنان نیازهای باقیمانده شما سر به چندین هزار دلار، پزو، پوند یا یورو خواهد زد، پولی كه باید از طریق اهداكنندگان، اعطاهای رسمی یا سایر منابع تهیه كنید. بسیاری از سازمانهای بزرگتر ترویجگری یا یك تامینكننده بودجه تماموقت (یا تعدادی كارمند تامینكننده بودجه) استخدام میكنند، یا یك سازمان تامینكننده بودجه را به استخدام خود درمیآورند تا برایشان بودجه تامین كند. در سازمانهای كوچكتر، شامل اغلب گروههای باهمستانمحور یا تودهای، جمعآوری كمكهای مالی میتواند بخشی از شرح وظایف همه آنها باشد، یا عمدتا وظیفه هیات مدیره باشد. در هر صورت، باهمستان (یا ایالت، دولت (ملت) باید بخواهند و بتوانند آنچه را مورد نیاز است از طریق هدایای مالی، سازمانهای سرمایهگذار و سایر منابع تامین كنند.
كلید تقویت و تداوم تامین بودجه گوناگونی است. در حالی كه باید به دنبال كمكهای بزرگ مالی باشید و آنها را بپذیرید، بد نیست یك بنیاد سرمایهگذاری متشكل از بسیاری منابع بسازید، تا اگر یكی از منابع از دست رفت، عملیاتتان فلج نشود.
وقت
در اینجا دو نوع وقت در نظر است. اول و سادهتر، افراد باید وقت داشته باشند (و وقتشان را در اختیار بگذارند) تا عملیات موفقیتآمیز شود. كاركنان و داوطلبین برای اینكه هر حركتی موثر باشد، باید ساعات كافی از وقتشان را در اختیار قرار دهند و در مدت زمان طولانی، سالها، یا حتی دهها سال مشتاق ماندن در كنار عملیات باشند تا شاهد به بار نشستن كارشان باشند.
دومین مسئله مربوط به وقت، شامل هدفهای ترویجگری شما میشود. آیا یك عملیات درازمدت برای پرداختن به ادعای شما مناسب است؟ در بعضی از موارد، مثلا مثل از بین بردن نژادپرستی، كه بهراحتی میتواند یك نسل یا بیشتر طول بكشد، عملیات درازمدت تنها راه است. در موارد دیگر، مانند پرداختن به مشكلات بهداشتی و سلامتی كه در اثر یك فاجعه محیط زیست به وجود آمده، ممكن است عاقلانهتر این باشد كه همه تلاش ترویجگریتان را در كوتاهمدت انجام دهید و همه را به كار بگیرید تا برای شرایط راه حلی پیدا كنید و مردم را از آسیب دور كنید.
منابع زمانی (وقت) شما چه به شكل وقتی كه افراد مایل به صرف كردنش هستند و چه به صورت وقتی كه خودتان دارید تا برای یك مشكل پیش از آنكه نتایجش خطیر شود و نیاز به تعمق پیدا كند راه حل پیدا كنید، باید برای كمپینی كه برنامهریزی كردهاید، كافی باشد.
تلاشتان را به سمت تداوم هدایت کنید
موفقیت نهایی یك ترویجگری درازمدت، بستگی به شور و شوق كسانی دارد كه در درازمدت و معمولا بدون هیچ نتیجه قابل رویتی، دستاندركار حفظ آن هستند. این شور و شوق از احساس تعهد شخصی آنها سرچشمه میگیرد. اما همچنین از چشمانداز مشتركی هم كه به عنوان بخشی از برنامهریزی ایجاد شده بود، نشات میگیرد و همچنین از توانایی رهبریت، یعنی شما سرچشمه میگیرد، كه با فصاحت آن چشماندازه را بیان كنید و شور و شوقی را كه در وهله اول افراد را به سمت ادعای شما كشاند، زنده نگه دارید.
در اینجا كلمه شور به سبكی استفاده نشده است. تعهد واقعی نسبت به یك ادعا، كه عموما ویژگی سازمانهای ترویجگر یا ترویجگری مصر و مصمم است، برآمده از اعتقاد پرشور به مفید بودن آن ادعا، یا ضرورت عملی آن، یا حقانیت عادلانه و اخلاقی آن است. به طور كلی، ترویجگران كسانی هستند كه به آنچه در جهان اتفاق میافتد، عمیقا اهمیت میدهند و مشتاقند پول و صدایشان را صرف بهبود شرایط یا درست كردن غلطها كنند. این شور و شوق رانشی را كه در اینجا صحبتش را كردیم، ایجاد میكند و كیفیتی است كه باید در كاركنان و داوطلبین به دنبالش باشید، كیفیتی كه باید در هر كسی كه در عملیات شما دستاندركار است، پرورش داده شود و محافظت و نگهداری شود.
یك راه برای تداوم تقویت چشمانداز آن است كه اطمینان حاصل كنید همواره كار خاصی وجود داشته باشد كه افراد روی آن تمركز كنند. اگر رهنمودهای این بخش را دنبال كرده باشید، طیفی طولانی از برنامههای استراتژیك خواهید داشت كه شامل قدمهای بینابینی هم هست. شما همواره باید به سمت یكی از آن قدمها پیش بروید تا ترویجگریتان همواره مانند نقطه تمركز بلندمدت یك نقطه تمركز كوتاهمدت (و قابل تشخیص) هم داشته باشد. شاید برای افراد مشكل باشد كه از فاصله دور پیشرفت و هدف همهشمول را ببینند. اما دیدن یك موفقیت دم دست، یا حداقل تقلا برای رسیدن به یك هدف كوچكتر و دستیافتنیتر، آسان است.
برنامه شما باید مدام در حال اجرا باشد و حداقل سالی یك بار برای تعدیل مجدد بررسی مجدد شود (در زیر مشاهده كنید). همزمان، باید برنامهای برای سالی كه در پیش است بریزید كه در برنامه بزرگتر گنجانده شود. برنامه سالانه ممكن است همین حالا هم بخشی از استراتژی شما باشد، چیزی كه مدتها منتظرش بودید. یا ممكن است استراتژی تازهای باشد كه از بطن رویدادها و امكانات جدید بیرون آمده باشد. در هر صورت، یك برنامه سالانه، تمركز را روی آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد و همچنین آنچه ممكن است در آینده اتفاق بیافتد، نگه میدارد و مانع میشود از اینكه افراد به خاطر دور بودن هدف نهایی، مایوس شوند. *
ارزشیابی و تنظیم مجدد برنامه
یك برنامه استراتژیك (درازمدت) فقط یك سند است، راهنمایی برای عمل. برای داشتن تاثیرگذاری باید از آن استفاده كرد. از این رو، برنامه شما همانطور كه در بالا گفته شد، مدام باید در حال اجرا باشد. این شامل حداقل سالی یك بار بررسی عملكردتان است. آیا طبق برنامه عمل میكنید؟ اگر نه، چرا نه؟ اگر عمل میكنید، آیا عملكردتان موثر است؟ اگر نه، چه چیز باید تغییر كند تا عملكردتان موثر شود؟
چهار فصل از جعبهابزار، ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ و مجموعا ۳۱ بخش به ارزشیابی برنامهها و پروژهها اختصاص دارد. هر بار كه به عملكردتان نگاه میكنید، نیازی نیست ارزشیابی كامل به عمل آورید. اگر یك گروه كوچك بدون منابع مالی هستید، شاید هرگز نیازی به ارزشیابی نداشته باشید. با این حال میتوانید سوالاتی را كه در بالا پیشنهاد كردیم بپرسید و از واكنش دستاندركاران و دیگران در باهمستان و همچنین از برداشتهای خودتان برای رسیدن به پاسخهای منطقی و صحیح استفاده كنید.
همانطور كه اگر برنامه اجرا نشود به درد نمیخورد، بررسی هم اگر منجر به جرح و تعدیل مناسب نشود، ارزشی ندارد. اگر بررسی شما نشان دهد كاری كه انجام میدهید موثر است و در جهت مورد نظرتان در حركت هستید ... فعلا به تعدیل و اصلاح زیادی نیاز ندارید. اگر مشكلی وجود دارد، پیامتان به عموم نمیرسد، گروهی كه آن را متحد خود میدانستید در زمینههای فرهنگی با شما مخالفت میكند، پیامتان شنیده میشود اما اثری ندارد، شما برای تغییر سیاستی ترویجگری میكنید كه پیامدهای منفی ناخواسته دارد و غیره، بررسی شما باید این چیزها را نشان دهد و به شما رهنمود بدهد كه برای تغییر عملكردتان به منظور تغییر شرایط چه باید بكنید.
بررسی مدام و منظم عملكرد و جهتگیری ترویجگریتان، همچنین این فرصت را به شما میدهد كه هر زمان اطلاعات تازهای به دستتان رسید تغییر جهت بدهید. ممكن است تحقیقاتی انجام شده باشد كه نشان دهد برنامهای كه برای كارتان داشتهاید، برای رساندن شما به هدف درازمدت نهاییتان كمتر از یك سری عملیات دیگر كارایی دارد، یا در مورد هدف متفاوت دیگری، بیشتر به ترویجگری شما كمك خواهد كرد. اگر بتوانید از چنین اطلاعاتی حسن استفاده را بكنید، قدرت پیامتان بیشتر خواهد شد.
نگهداری دستاوردهای گذشته و عملیات به عنوان یك كل
و بالاخره اینكه یك عملیات درازمدت نیازمند توجه و مراقبت دائم است. همانطور كه در بالا گفتیم، هر دستاوردی میتواند موقت باشد، اگر برای ماندگاری آن كار نكنید. داوطلبین و كاركنان دائما به حمایت و تشویق نیاز دارند و نه هرازگاهی. باید مدام ارتباطتان را با سیاستگذاران، اعطاكنندگان، و سایر حامیان حفظ كنید، نه فقط زمانی كه از آنها درخواستی دارید. باید هر اطلاعاتی كه به دستتان میرسد را به همه كسانی كه به دلایلی به تلاش شما علاقهمند هستند، برسانید.
ترویجگری به تعریفی یك تعهد درازمدت است. حتی زمانی كه به آنچه هدف نهایی خود میدانید رسیدید، كارتان تمام نشده است. ممكن است هدف دیگری ورای آن قرار داشته باشد كه باید برای رسیدن به آن هم كار كنید. وظیفه نگهداری از موفقیتهایتان یك وظیفه تماموقت است. اگر رویتان را برگردانید و به راه خودتان بروید، همه دستاوردهایتان بر باد خواهد رفت. در هر صورت كار شما به عنوان یك ترویجگر هرگز تمام نخواهد شد.
Example: Lawrence activist Mattie Bell’s environmental advocacy centers both the planet and people
“It can feel really overwhelming to be like, ‘Oh my goodness. If my individual actions don’t mean anything because I’m living in these giant systems that are contributing to climate change, then what’s even the point?’” Bell continued. “It’s a long-haul thing and no one person can fix it. I think my biggest recommendation is to find community — find people who you have affinity with, who have the same worries or thoughts, and then figure out something you can start doing together.”
When Mattie Bell advocates for a thriving environment, they simultaneously advocate for human rights. This fervent passion for social justice began at a young age.
Enfocarse hacia el largo plazo:
__ Usted desarrolla una visión que guía su esfuerzo a largo plazo, y le permite ver el camino que tiene por delante, que es largo y serpenteante, pero inevitablemente lo guía hacia el final elegido.
___Se mantiene flexible para responder a los cambios en las actitudes, circunstancias, y necesidades con el correr del tiempo, con el fin de continuar su camino hacia la realización de su visión.
___Sustenta sus logros, sin ser displicente, de manera tal de avanzar constantemente, en vez de tratar de recobrar el terreno perdido.
___Es paciente y continúa trabajando para abogar, aún cuando sus esfuerzos no logran resultados aparentes.
___Persevera a largo plazo, y continúa trabajando indefinidamente al servicio de su visión.
Planificar a largo plazo:
___Elabora un proceso de planificación estratégica participativa.
___Considera el problema dentro de su contexto histórico, político, económico y social.
___Anticipa las tendencias y respuestas a corto y largo plazo.
___Desarrolla metas y objetivos a corto y largo plazo.
___Elige metas alcanzables a corto plazo, y que pueden ser utilizadas para motivar a sus aliados y seguidores a continuar con el esfuerzo.
___Se asegura de que su meta final es realizable, no es una enorme visión global imposible de influenciar sin contar con una organización y el apoyo a nivel mundial o nacional (a menos que una parte factible de su meta sea la de construir dicha organización y apoyo a través de su proyecto de defensa).
___Usted es proactivo, y ofrece ideas para resolver problemas, en vez de esperar que otros propongan planes de acción.
Prepararse para el largo plazo:
___Usted se prepara organizando o creando una organización, prestando atención a:
- La coordinación
- La comunicación
- La gestión diaria.
___Prepara y motiva a los aliados y otros seguidores de la siguiente manera:
- Siendo honesto sobre la necesidad de perseverar y la probabilidad de tener que resolver algunos inconvenientes, ocasionalmente.
- Manteniendo y demostrando optimismo y pasión por la causa.
- Elogiando abiertamente en forma pública y privada.
- Celebrando los éxitos y el esfuerzo.
___Usted prepara y educa a los legisladores estableciendo y manteniendo relaciones con ellos, y otorgándoles el beneficio de sus investigaciones y conocimiento sobre los problemas.
___Prepara y educa al público trabajando junto con los medios.
Comprometerse a trabajar a largo plazo:
___Usted reúne y continúa buscando los recursos de gente, dinero y tiempo que necesita para sustentar el esfuerzo a largo plazo.
___Alimenta en su personal, voluntarios, aliados y seguidores el deseo de continuar con el proyecto.
___Regularmente, monitorea y realiza los ajustes necesarios en sus estrategias a corto y largo plazo, y el plan en general.
___Trabaja indefinidamente para sustentar sus logros y el proyecto en su conjunto, y para continuar avanzando.


