بخشهای دیگر این فصل در حال ترجمه به فارسی است. نسخه انگلیسی این فصل را برای ملاحظه و مطالعه مطالب از اینجا ببینید.
نیازها و منابع در واقع دو روی یک سکهاند. برای آن که درک جامعی از باهمستان خود داشته باشید، باید بررسی کنید و ببینید که چه چیز در اختیار دارید و نیاز شما چیست. وقتی این نکات را در ذهن داشته باشید، میتوانید در جهت حل مشکلی که میخواهید برطرف شود، گام مثبتی بردارید. شناخت درست نیازها و سرمایههای باهمستان این را برای سازمان شما روشن خواهد کرد که در کدام مسیر گام بردارد و چگونه به مقصد برسد. برای بهدست آوردن اطلاعات بهترین کار این است که برنامهای برای شناسایی نیازها و منابع تهیه کنید.
در تعریف نیاز شاید بتوان گفت که فاصله میان آنچه وجود دارد و آنچه باید باشد، نیاز است. نیاز را ممکن است یک فرد، یا یک گروه یا تمامی اعضای یک باهمستان احساس کنند. نیاز ممکن است عینی و ملموس باشد مثل نیاز به غذا و آب و یا انتزاعی و ناملموس باشد مثل نیاز به همبستگی بیشتر اعضای باهمستان با یکدیگر. یک مثال روشن، نیاز سالخوردگان یک جامعه کوچک به وسایط نقلیه عمومی است، سالخوردگانی که وسیلهای برای تردد در شهر ندارند. البته شاید برای خود این افراد، نیازی مبرمتر از وسایط نقلیه عمومی این باشد که ببینند جامعه برای دانش بیشتر و تجربه آنها ارزش قائل است. برای این که بفهمیم چه چیز واقعا مورد نیاز است و چطور میتوان این نیاز را برطرف کرد باید شرایط را به دقت سنجید.
منابع یا سرمایهها عبارتند از افراد، سازمانها و نهادها، ساختمانها، دورنماها، تجهیزات و هر چیزی که بتوان از آن برای بهبود کیفیت زندگی استفاده کرد. هر فردی یکی از سرمایههای بالقوه باهمستان است و هر انسانی سرمایههایی در اختیار دارد که میتوان از آنها برای انسجام و استواری بیشتر باهمستان بهره برد.
چرا باید برای ارزیابی نیازها و منابع محلی برنامهای تهیه کنیم؟
در اینجا واقعا دو سوال مطرح است. اول این که چرا نیازها و منابع را ارزیابی کنیم؟ پاسخها عبارتند از:
- با این کار شناخت شما از باهمستان عمیقتر میشود. هر باهمستانی نیازها و سرمایهها و نیز فرهنگ و ساختار اجتماعی خود را دارد، بهعبارت دیگر باهمستان شبکهای منحصربهفرد از روابط، پیشینه، نقاط قوت و تضادهایی است که این مجموعه را شکل میدهد. سنجش و ارزیابی باهمستان باعث میشود که هم نیازها و منابع را بشناسیم و هم به فرهنگ نهانی و ساختار اجتماعی پی ببریم چرا که این آشنایی در برطرف کردن نیازها و استفاده از منابع موثر است.
- یک ارزیابی دقیق، اعضای باهمستان را تشویق میکند که هم به سرمایههای باهمستان و چگونگی استفاده از آنها توجه کنند و هم نیازها و چگونگی پاسخگویی به آنها را در نظر بگیرند. این نکته ممکن است (و باید) اولین قدم در جهت شناخت نحوه استفاده از منابع برای حل مشکلات و بهبود زندگی جمعی باشد.
- ارزیابی به شما کمک میکند که درباره اولویتهای لازم برای برنامه یا روش بهبود زندگی جمعی تصمیمگیری کنید. بدیهی است که تلاش برای برطرف کردن مشکلات باهمستان بدون درک کامل ماهیت مشکلات و دلایل بروز آنها نابخردانه است. بر همین اساس، بهرهبرداری نکردن از منابع باهمستان هم به معنی این است که شما مشکلی را تقبل کردهاید بیآن که از تمام وسایلی که برای حل آن در اختیار دارید استفاده کنید و هم به معنی از دست دادن فرصتی است برای افزایش ظرفیت باهمستان در حل مشکلات و متحول کردن خویش.
- پیشبینی موارد غیرمنتظره و ناخوشایند و به صفر رساندن احتمال بروز آنها بسیار راهگشا و موثر خواهد بود. تشخیص نیازها و منابع پیش از شروع یک برنامه یا اقدام مقدماتی به معنی آن است که شما از ابتدا میدانید با چه چیز سروکار دارید و کمتر احتمال دارد که در مراحل بعد با رخدادی که انتظارش را نداشتهاید غافلگیر شوید.
سوال دوم این است: چرا برای آن ارزیابی طرحی تدارک ببینیم؟ بعضی از دلایل برای ضرورت این کار:
- داشتن برنامه به شما اجازه میدهد که از همان آغاز، اعضای باهمستان را در روند کار سهیم کنید. این موضوع به جلب اعتماد به روند کار و همراهی و پشتیبانی باهمستان از ارزیابی و هر اقدام لازم پس از آن منجر میشود. مشارکت کامل باهمستان در برنامهریزی و اجرای ارزیابی، زمینه را برای پیدایش رهبری از درون باهمستان فراهم میکند و باعث میشود کسانی که خود را در حاشیه میبینند احساس کنند که به متن آمدهاند و صدایشان به گوش دیگران میرسد.
- ارزیابی، فرصتی مغتنم برای استفاده از پژوهشهای مشارکتی و باهمستان-محور است، اعضای باهمستان را در روند کار سهیم میکند و ظرفیت باهمستان را بالا میبرد.
- یک برنامه خوب، نقشهراهی ساده برای یک ارزیابی دقیق است. برنامهریزی پیشاپیش باعث صرفهجویی در وقت و انرژی در فرآیند اجرا است.
- فرآیند برنامهریزی این فرصت را برای اعضای باهمستان فراهم میکند تا نظرها، آرزوها و نگرانیهای خود را درباره باهمستان به زبان آورند. ممکن است که نظر آنها در مورد اولویتها با نظر اهل فن تفاوت داشته باشد، اما این نظرات نباید نادیده گرفته شوند.
شاید لازم باشد که برای ایجاد اعتماد و به نشانه احترام، نخست به اولویتهای باهمستان رسیدگی کنید حتی اگر باور نداشته باشید که این اولویتها موضوعات چندان مهمی باشند. در آغاز یک مشارکت بلندمدت ایجاد ارتباط و کسب اعتبار شاید مهمتر از برطرف کردن فوریترین نیازها باشد. در ضمن، اولویتهای اعضای باهمستان هم ممکن است اولویتهای بجا و درستی باشند، چون اعضای باهمستان گاه از عوامل نهانی و پوشیدهای باخبرند که دیگران هنوز از آنها آگاه نیستند.
چه کسی باید در تهیه طرح و برنامهای برای برآورد نیازها و منابع محلی دخیل باشد؟
همانطور که پیشتر گفتیم روند ارزیابی وقتی خوب پیش میرود که اعضای ذینفع باهمستان در آن مشارکت کامل داشته باشند. افراد زیر از جمله کسانی هستند که باید دخیل باشند:
- کسانی که نیازهایی را که باید پاسخ داده شوند خود لمس میکنند: این هم منصفانه است و هم منطقی که کسانی را که شرایط ناگوار بهطور مستقیم بر زندگیشان تاثیر ناگوار دارد، در این روند شرکت دهیم. آنها بهتر از هر کسی میدانند که این شرایط چه اثری بر زندگیشان بهجا میگذارد و با حضور آنها در روند برنامهریزی احتمال این که برنامهای تهیه شود که عملا به نیازهای آنها پاسخ دهد بیشتر خواهد شد.
- فعالان خدمات اجتماعی: این افراد و سازمانها، به ویژه آنها که به جوامع کوچک خدمترسانی میکنند، اغلب شناخت عمیقی از جوامع دارند و پیوند همدلانه محکمی میان آنها و مردمی که از خدمات این افراد بهره میبرند برقرار است. در جریان ارزیابی هم میتوان از دانش این افراد استفاده کرد و هم میتوان به کمک آنها کسانی را از قشرهای حاشیهنشین جامعه استخدام کرد تا در این روند سهم داشته باشند.
- مقامات دولتی: مقامات منتخب یا انتصابی اغلب کسانی هستند که ممکن است با یاریرسانی یا مانعتراشی، تلاش باهمستان برای تغییر را تحت تاثیر قرار دهند. بهکار گرفتن آنها در جریان برنامهریزی و اجرای ارزیابی باعث میشود که این تلاش را جدی بگیرند و برای تحقق و موفقیت آن قدم بردارند.
- افراد صاحبنفوذ: کسانی که به دلیل مقام و موقعیتشان یا به علت شهرت حرفهایشان بهعنوان رهبر شناخته میشوند، از جمله پیشکسوتان جامعه، اعضای شوراها، رهبران مذهبی و روسای سازمانهای کلیدی، مدیران شرکتها، پزشکان، دانشگاهیان، قضات، روحانیان – و یا کسانی که در اجتماع به هوشمندی، درستکاری، حسننیت و دلسوزی برای جامعه شهرهاند، همه این افراد دارای نفوذ و اعتبارند.
- کسانی که پیامدهای نهایی ناشی از ارزیابی بر شغل یا زندگی آنها اثر میگذارد: آموزگاران، نیروهای پلیس، کارکنان مراکز فوریتهای پزشکی، صاحبخانهها و دیگرانی که ممکن است در قبال اتخاذ سیاستها یا شیوههای جدید باهمستان واکنش نشان دهند.
- فعالان اجتماعی: کسانی که در بازنگری سیاستها یا موضوعاتی که ممکن است در جریان ارزیابی مطرح شود نقش داشتهاند، در برنامهریزی ارزیابی هم سهیم هستند.
- کسبوکارها و به ویژه آنها که افرادی را از جمعیتهای مورد توجه استخدام میکنند: معیشت صاحبان کسبوکارهای محلی و نیز زندگی کارمندان آنها ممکن است به دنبال نتایجی که از ارزیابی حاصل میشود دستخوش تغییر شود.
چه وقت باید نیازها و سرمایهها را شناسایی کرد؟
تشخیص نیازها و سرمایهها در هر مرحلهای از طرح شما مفید خواهد بود. اگر گروهتان هدف معینی دارد، ممکن است شناسایی نیازهای محلی و منابع مربوط به موضوع به شما کمک کند که یک هدف موثر و دستیافتنی تعیین کنید. از طرف دیگر، اگر سازمان شما فراگیرتر عمل میکند، بهعنوان مثال، اگر مصمم هستید که به نیازهای پزشکی کسانی رسیدگی کنید که از خدمات کافی برخوردار نیستند، تشخیص سرمایهها و نیازها شاید به شما کمک کند که ببینید نخست باید به کدام جنبه مشکل بپردازید.
ارزیابی منابع و نیازها باید بهطور مداوم در طول روند اجرای طرحتان صورت بگیرد:
- پیش از برنامهریزی طرح: این کار باعث میشود که اعضای ائتلاف، رهبران باهمستان و کسانی که دریافتکننده خدمات هستند تا حدودی آگاه شوند که چگونه میتوانند شرایط خود را بهبود بخشند.
- در طول عملی ساختن اقدام برنامهریزی شده: اطمینان حاصل کردن از این که شما نه فقط در آغاز و پایان یک پروژه بلکه در طول اجرای آن دقیق و درست عمل میکنید بسیار اهمیت دارد. اگر خودروسازان کنترل کیفیت محصولات خود را فقط در مورد فلز بهکار رفته در بدنه خودرو و پیش از ساخت قطعات انجام دهند و رنگکاری را بعد از خروج خودرو از خط تولید انجام دهند، شما احتمالا به ایمنی موتور اطمینان نخواهید داشت. تشخیص نیازها و سرمایهها در طول اجرای پروژه به شما کمک میکند که از منابع خود خوب استفاده کنید و این اطمینان را در شما به وجود میآورد که به مسائل ضروری، به شکلی درست توجه نشان دادهاید.
- به طور مستمر: در طول کنترل و ارزیابی، چه در حین انجام پروژه چه بعد از اتمام آن، مهم است که موفقیتها را بستاییم و از شکستها درس بگیریم تا این تجربهها را در راه توسعه باهمستان به کار بندیم.
چگونه طرحی را برای ارزیابی نیازها و منابع محلی تهیه میکنید؟
بهترین راه برای ارزیابی نیازها و منابع این است که از حداکثر منابع اطلاعاتی که در دسترس است استفاده کنید. البته «حداکثر» بستگی خواهد داشته به این که یافتن و جمعآوری اطلاعات تا چه حد میسر باشد و منابع شما، که عمدتا عبارتند از اشخاص، پول و زمان، از چه چیز حمایت میکنند. تهیه یک طرح به شما امکان میدهد که این ملاحظات را در نظر بگیرید و از نتایج آنها برای تعیین اهداف، طراحی روشها و ایجاد ساختاری برای ارزیابی باهمستان استفاده کنید، ساختاری که اطلاعات لازم را برای به ثمرنشستن تلاش شما در اختیارتان میگذارد.
رهنمودهای زیر به ترتیب اقداماتی گام به گام عرضه شدهاند اما چه بسا در عمل لازم باشد که ترتیب آنها تغییر کند. مثلا بعید نیست که شما ناگزیر شود دو یا چند گام را همزمان بردارید یا بعضی دستورالعملها را جا به جا کنید.
۱- برای برنامهریزی کسانی را استخدام کنید که نماینده افراد ذینفع باشند و بافت ناهمگون جامعه را منعکس کنند.
بکوشید که رویکردتان تا حد ممکن فراگیر باشد، تا در گروهتان گوناگونی دیده شود و اعضای آن به راستی معرف جامعه خود باشند. ممکن است که شما به سختی بتوانید افرادی از گروههایی که معمولا در فعالیتها مشارکت داده نمیشوند- از جمله افراد کمدرآمد، مهاجران و دیگران- را متقاعد کنید که در کار مشارکت کنند، بهخصوص اگر این افراد برخوردهای غیرصادقانه و ناخوشایندی را در گذشته تجربه کرده باشند رغبتی به مشارکت ندارند. بااینحال به زحمتش میارزد که وقت و انرژی خود را صرف کنید تا گروهی تشکیل دهید که سیمای واقعی جامعه شما را نشان دهد.
وجود یک گروه برنامهریزی که به راستی معرف جامعه خود باشد نه تنها احتمال دستیابی به برنامهای برای ارزیابی دقیق را بیشتر میکند بلکه به اعضای باهمستان این پیام را میدهد که آنها هم بخشی از این حرکت هستند. بهعلاوه اعتماد آنها به روند ارزیابی بیشتر میشود و حاصل فرآیند ارزیابی هر چه باشد مورد تایید آنها نیز خواهد بود.
اکنون وقت آن رسیده که ببینیم آیا گروه برنامهریزی بر ارزیابی هم نظارت داشته باشد یا نه. چنین نظارتی اغلب اوقات، اما نه همیشه، منطقی به نظر میرسد. اگر گروه برنامهریزی با گروه هماهنگکننده یکی نباشند، بخشی از گروه برنامهریزی باید مشخص کند که چه کسی جزو اعضای آن گروه باشد و گروه چگونه تشکیل شود.
نکته مهم دیگر در این مرحله آن است که آیا گروه برنامهریزی و کسانی که ارزیابی را انجام خواهند داد نیاز به آموزش دارند یا خیر و اگر بله، این آموزش باید از چه نوع و چقدر باشد. شاید خیلیها به آموزش و/یا راهنمایی نیاز دارند تا یاد بگیرند که چگونه با گروه برنامهریزی، مشارکتی تاثیرگذار داشته باشند. لازم است که برای هر آموزش ضروری پیشاندیشی و برنامهریزی شود تا این کار به موقع و به شکلی مفید انجام گیرد. حالا وقت آن است که در این مورد فکر کنیم.
برای ارزیابی، یک روند ارزشیابی تهیه کنید که تدارک طرح را هم شامل شود.
چرا این گام را این جا و در شروع روند برنامهریزی قرار دادهایم و نه در پایان آن؟ پاسخ این است که ارزشیابی باید در شروع یک حرکت انجام شود تا بتوانید بر هر کاری که انجام میدهید نظارت داشته باشید و بتوانید از بخشی از این فرآیند، از جمله از برنامهریزی، چیزی بیاموزید یا آن را تعدیل کنید تا کارتان بهتر شود. هدف ارزشیابی همین است: کارتان را تا حد ممکن نتیجهبخش کنید.
۲- مشخص کنید که چه اطلاعات و دادههایی موجود است
اغلب اوقات در همان شروع کار میبینید که اطلاعات در مورد باهمستان کم نیست. منابع این اطلاعات:
باید مطمئن شد همه اطلاعات و دادههایی که در دسترس است بهروز باشد. معمولا اگر بین شش ماه تا یک سال از عمر دادهها بگذرد، دیگر دقیق و صحیح نیستند. حتی دادههای سرشماری که مبسوط و معمولا معتبرند، تصویری از یک دوره زمانی خاص هستند. از آنجا که سرشماریها هر ده سال یکبار انجام میشوند، اطلاعات به دستآمده از سرشماری معمولا اطلاعات ده سال پیش است. البته بخشهایی دستچین شده از این اطلاعات در طول یک دهه بهروز میشوند اما این کار هر سال انجام نمیشود.
- آمار دولتی، از جمله اطلاعات جمعیت شناختی
- ارزیابیها یا مطالعاتی که به وسیله دولتهای محلی یا استانی و یا ادارات دولتی انجام شدهاند.
- ارزیابیها یا مطالعاتی که به وسیله سازمانهای دیگر انجام شده است: بیمارستانها، سازمانهای خدمات اجتماعی، اتاقهای بازرگانی، نهادهای خیریه از جمله مراکزی هستند که برای اهداف خود ارزیابیهای جمعیتی انجام میدهند و ممکن است که موافقت کنند – یا حتی شاید علاقهمند باشند – نتایج ارزیابیهای خود را در اختیار دیگران قرار دهند.
- مطالعاتی که به دست پژوهشگران مستقر در دانشگاههای محلی صورت میگیرد.
- دانستههای شما درباره نیازها و سرمایههای باهمستان. البته باید توجه داشت که ممکن است دانستههای شما اشتباه باشد و یا با نظرات اعضای باهمستان در تضاد باشد. چنانچه عقیده شما با واقعیتها همخوانی نداشته باشد، باید آماده قبول واقعیت باشید و یا همانطور که اشاره شد نظر اعضای باهمستان را درباره نیازهای آن بپذیرید.
۳- تعیین کنید که برای جمعآوری اطلاعات از چه روشهایی استفاده خواهید کرد
هر باهمستانی ویژگیهای مختص خود دارد، بنابراین شاید لازم باشد که شما یکی و یا ترکیبی از چند روش را که در این مطلب به تفصیل توضیح داده شدهاند، بهکار بگیرید بسته به این که در جستوجوی چه باشید و چه کسی بتواند به شما کمک کند.
- استفاده از دادههای موجود: این تحقیقی است که ممکن است انجام دهید تا اطلاعات را از نتایج سرشماریها یا اسناد عمومی دیگر استخراج کنید و یا اطلاعاتی است که دیگران جمعآوری کردهاند.
- مصاحبهها و گروههای مورد مطالعه: اینها با تک تک اشخاص یا گروههای کوچک (معمولا کمتر از ده نفر و اغلب فقط دو یا سه نفر) انجام میگیرد. معمولا در این گفتوگوها پرسشهای خاص مطرح میشود، اما بسته به موضوعاتی که مصاحبهشوندگان مایلاند درباره آنها صحبت کنند، باید اجازه داد که گفتوگو به مسیرهای متفاوت کشانده شود. سوالهای باز، توضیحات تکمیلی بر نکات جالبی که مطرح میشود و فضایی آرام و عاری از تنش که مردم را تشویق کند لب به سخن باز کنند، همه و همه جزیی از اکثر مصاحبههای ارزیابی است.
- مشاهده مستقیم و گاه مشارکتی: مشاهده مستقیم مستلزم این است که خودتان بروید و به چشم خود ببینید. میخواهید بدانید که مردم در تعطیلات آخرهفته از پارک محلهشان چطور استفاده میکنند؟ چند بار روزهای آخرهفته به پارک بروید و مردم را تماشا کنید و با آنها صحبت کنید. اگر بهطور مرتب در بازیهای بسکتبال که در پارک برگزار میشود شرکت کنید و یا همراه دیگران در پارک بدوید، یک مشاهدهگر مشارکتی هستید، به عبارت دیگر شما خود بخشی از فرهنگی میشوید که مایلید دربارهاش اطلاعات به دست آورید.
- نظرسنجیها: نظرسنجی انواع گوناگون دارد و هر نوع آن ممکن است بهعنوان بخشی از ارزیابی باهمستان استفاده شود. میزان مشارکت در بسیاری از انواع نظرسنجیها اغلب کم است و به همین دلیل شاید این نظرسنجیها بهترین روش برای کسب اطلاعات نباشند، اما گاهی هیچ راه دیگری وجود ندارد و یا در شرایطی خاص از نظرسنجیها استفاده میشود چون تعداد افراد زیادی مایلند فرمهای لازم را پر کنند.
- تهیه نقشه سرمایهها: در طراحی نقشه سرمایهها تاکید بر نقاط قوت باهمستان است و نه بر چیزهایی که باید بهتر شوند. تاکید بر سرمایهها قدرت را بازمیگرداند به آن دسته از اعضای باهمستان که مشکلات را بهطور مستقیم لمس کردهاند و منابع لازم برای تغییر شرایط موجود را در اختیار دارند. اگر تغییرات به دست اعضای باهمستان و برای آن صورت گیرند، احساس همبستگی و تعهد ایجاد میشود و همین امر تداوم اقدامات نوآورانه را آسانتر میکند.
- برآورد مشارکتی محلی (بمم): برآورد مشارکتی محلی (بمم) مجموعهای از راهکارهای مشارکتی و عمدتا دیداری برای سنجش منابع گروه و باهمستان و نیز برای تشخیص و اولویتبندی مشکلات و ارزیابی راهبردها به منظور حل مشکلات است. این مجموعه یک روششناسی پژوهشی/برنامهریزی است که بر اساس آن یک باهمستان محلی (چه با و چه بدون یاری غیرمحلیها) موضوعی را در ارتباط با جمعیت، اولویتبندی مشکلات و ارزیابی گزینهها برای حل مشکلات بررسی میکند و در نهایت برای حل و فصل نگرانیهای که مطرح شده است، برنامهای کاری تدوین میکند.
۴- مشخص کنید که اطلاعات خود را از چه کسانی به دست میآورید
به همان دلیل که گروه برنامهریزی شما باید معرف بخشهای گوناگون باهمستان و کسانی باشد که در ارزیابی مشارکت دارند، باید بکوشید که اطلاعات خود را نیز از طیف وسیعی از افراد و گروهها به دست آورید. هر چه تنوع افرادی که منبع اطلاعات شما هستند بیشتر باشد، شناخت شما از ماهیت واقعی باهمستان، نیازها و منابع آن عمیقتر و واقعبینانهتر خواهد بود.
۵- تعیین کنید که چه کسی و چگونه اطلاعات و دادهها را تجزیه و تحلیل خواهد کرد
زمانی که اطلاعات را جمعآوری کردید باید آن را تحلیل کنید تا معنای آن را دریابید. به عبارت دیگر باید موضوع مصاحبهها و گردهماییها را تشخیص دهید، دغدغههای جمع را از نگرانیهای عدهای معدود اما مصر تمییز دهید، بفهمید که شاخصهای شما چه چیزی را نشان میدهند، نگرانیهای اعضای باهمستان را با آمارها و شاخصها مقایسه کنید و شاید لازم باشد که کارهای تحلیلی دیگری هم انجام دهید.
۶- تعیین کنید که چگونه نتایج ارزیابی را ضبط میکنید و به باهمستان عرضه میکنید
در اینجا معنای «باهمستان»، بسته به این که اهداف شما و نتیجه احتمالی ارزیابی چه باشد، متغیر است و ممکن است به معنی تمام باهمستان باشد یا باهمستانی متشکل از افراد ذینفع که در هیات برنامهریزی هم حضور دارند. در هر دو صورت، لازم است که شما بتوانید یافتههای ارزیابی را به روشنی توضیح دهید و شاید از مردم بخواهید که با پیشنهاد راهبردی برای حل مشکل در این فرآیند شرکت کنند. معنی این حرف آن است که شما باید نتایج را به روشنی، به زبانی ساده و محاورهای همراه با جدولها، تصاویر و نمودارهایی که فهمشان آسان باشد بیان کنید. نیازی نیست که برای متقاعد دیگران گزارشی پیچیده بنویسید یا از زبانی فنی استفاده کنید. واقعیت این است که هر چه واژهها و عبارات گزارش شما نزدیکتر به کلمات آن دسته از اعضای باهمستان باشد که تجربیات و نگرانیهای خود را با شما درمیان گذاشتهاند، گزارشتان تاثیرگذارتر خواهد بود.
۷- جدول زمانی درست کنید
مشخص کنید که چه کاری تا چه زمانی باید انجام شود. برای تهیه ارزیابی، تماس با مردم، آموزش مصاحبهکنندگان و/یا گروه هماهنگکنندگان، تهیه و چاپ بررسیها چقدر وقت باید صرف کنید؟ تا چه وقت باید اطلاعات جمعآور کنید؟ چقدر طول میکشد تا دادهها را تحلیل کنید و بر اساس آن گزارش تهیه کنید؟ برای هر مرحله از ارزیابی باید مهلتی تعیین کنید. این کار محکی در اختیارتان میگذارد - درست مثل ایستگاههای بازررسی در طول راه - تا در حین فعالیتها بدانید که آیا در مسیر درستی پیش میروید و آیا آن قدر پیشرفت کردهاید که ارزیابی را با توجه به اطلاعاتی که نیاز دارید به موقع به اتمام برسانید یا خیر.
۸- طرح را عرضه کنید، بازخورد بگیرید و با اعمال تغییراتی در آن قابلاجرایش کنید
وقتی طرح کامل شد، باید در اختیار دستکم عدهای از کسانی قرار بگیرد که منابع اطلاعاتی ما هستند و در اجرای بخشهایی از ارزیابی مسوولیت خواهند داشت. این کار علاوه بر آن که جمعآوری دادهها و تحلیل آنها را تا حد ممکن آسانتر میکند، فرصتی در اختیار این افراد قرار میدهد تا ببینند آیا فرهنگ باهمستان در طرح لحاظ شده یا خیر. وقتی بازخورد این افراد را شنیدید میتوانید بر اساس نظرات دریافت شده بخشهایی از طرح را تغییر دهید تا برای باهمستان قابلقبولتر و برای گروه ارزیابی قابلاجراتر شود.
۹- حالا میتوانید تکمیل طرح را جشن بگیرید، اما نباید به این موفقیت قناعت کنید
در ضمنی که ارزیابی را به سامان میرسانید، اطلاعات حاصل از آن را تحلیل میکنید و براساس تحلیل خود برنامه کار را تدوین و اجرا میکنید، کارهای فراوانی در پیش است که باید انجام دهید. طرح ارزیابی و برنامههای کاری باید بر اساس معیار و ملاکی پیش برود تا بتوانید میزان پیشرفت کار را بسنجید. اما این هم مهم است که اهداف بلندمدت خود را همواره در نظر داشته باشید و به سوی تحقق آنها گام بردارید تا باهمستان تبدیل به آن چیزی شود که اعضایش میخواهند باشد.
خلاصه
با ارزیابی نیازها و منابع باهستمان شناخت شما از آن باهمستان یا جامعه محلی عمیقتر میشود. هر باهمستانی نیازها و سرمایهها و نیز فرهنگ و ساختار اجتماعی منحصر به خود را دارد. ارزیابی نیازها و منابع پیش از شروع یک برنامه یعنی شما از ابتدا میدانید با چه چیز سروکار دارید و کمتر احتمال دارد که در مراحل بعد با رخدادی که انتظارش را نداشتهاید غافلگیر شوید. ارزیابی نیازها و منابع به شما کمک میکند که درباره اولویتها تصمیمگیری کنید. تلاش برای برطرف کردن مشکلات باهمستان بدون درک کامل ماهیت مشکلات و دلایل بروز آنها نابخردانه است. مشارکت کامل اعضای باهمستان در برنامهریزی و اجرای فرآیند ارزیابی، زمینه را برای پیدایش رهبری از درون باهمستان فراهم میکند.
فرآیند ارزیابی، فرصتی مغتنم برای استفاده از پژوهشهای مشارکتی و باهمستان-محور است، اعضای باهمستان را در روند کار سهیم میکند و ظرفیت باهمستان را بالا میبرد. برای برنامهریزی کسانی را استخدام کنید که نماینده افراد ذینفع باشند و بافت ناهمگون جامعه را منعکس کنند. در فرآیند ارزیابی نیازها و منابع یک جدول زمانی درست کنید تا بدانید که آیا در مسیر درستی پیش میروید و آیا آن قدر پیشرفت کردهاید که ارزیابی را با توجه به اطلاعاتی که نیاز دارید به موقع به اتمام برسانید یا خیر. وقتی طرح ارزیابی نیازها و منابع آماده شداز تعدادی از اعضای باهمستان بازخورد بگیرید و بر اساس نظرات آنها بخشهایی از طرح را تغییر دهید تا طرح قابلقبولتر و قابلاجراتر شود.
___Usted comprende que las necesidades son definidas como una brecha entre lo que la situación es y lo que debería ser
___Usted comprende que los recursos son aquellas cosas que pueden ser usadas para mejorar la calidad de la vida comunitaria
Usted comprende por qué usted debería identificar las necesidades y recursos locales:
___Para comprender el entorno.
___Para comprender la opinión pública.
___Para tomar decisiones acerca de las prioridades.
Usted comprende que todas las siguientes personas se beneficiarán de la identificación de necesidades y recursos:
___Aquellos que experimentan el problema
___Los proveedores de servicios
___Los líderes de la comunidad
___¡Y usted!
Usted comprende que debería identificar las necesidades y medios cuando:
___Usted está planificando iniciar un programa
___Usted está implementando una iniciativa
___Los esfuerzos están siendo revisados
Usted comprende las fases de planificar para identificar necesidades y recursos:
___Tormenta de ideas: Desarrollando ideas preliminares
___Usando lo que usted ya tiene para responder a sus preguntas
___Finalizando las preguntas a realizar
___Identificando su población objetivo
___Decidiendo qué métodos podrían ser utilizados para recoger la información
___Decidiendo lo que falta
___Decidiendo si ustedes tienen los recursos para realizar el estudio
Ustedes saben qué herramientas existen para la recogida de datos:
___Sesiones de escucha
___Foros públicos
___Valoración de necesidades
___Mapeo de recursos
نویسنده
Catie Heaven
Example 1: Road to the Community Plan
In the summer of 2013, the Macalester-Groveland Community Council (MGCC) initiated their Community Plan process. Their primary goal was to effectively engage the community and accurately reflect their interests in the plan. The leaders of the Community Council recognized that they needed to be strategic about their engagement and provide opportunities for underrepresented groups to be engaged.
Additionally, the City of Saint Paul was interested in assisting district councils to understand the elements of the plan, to make the review and approval process more efficient, and to derive a plan that the community can use to steward future development.
Thus, this project is a collaboration between MGCC and the City of Saint Paul to create a road map that illustrates key steps as a guide for communities to reference as they embark on their community plan process.
The information on the ‘Road Map’ and this ‘Companion Guide’ is a result of research conducted through a literature review of community planning best practices and plan elements, focus group interviews of district council staff, individual interviews of community organizations and personal observations of MGCC leadership meetings. This Companion Guide also includes documentation of the aforementioned process and will be of particular interest to district councils and community members seeking additional information.
This document is intended to offer best practices and insights to guide the conversation between district councils and their respective communities as they develop their own unique approaches to the community plan. Users are encouraged to interpret and utilize these tools as they see fit.
Author: Andrew Tran
Example 2: 2020 Behavioral Health Needs Assessment
The Colorado Department of Human Services (CDHS), Office of Behavioral Health (OBH) partnered with Health Management Associates, Inc. (HMA) to conduct a statewide behavioral health needs assessment.
The purpose of the assessment is to be responsive to the requirements of the state’s Substance Abuse and Mental Health Services Administration (SAMHSA) block grants and to inform a long-term strategic plan for addressing the current and projected behavioral health needs of Coloradans. Read more.
The 2020 needs assessment comprises several documents:
- The Snapshot Report, which provides quick takeaways from the study;
- The Main Summary, which reviews findings in more detail;
- The State of the State Report, which covers behavioral health demand in Colorado and outlines strengths and weaknesses of our current system;
- Priority Population Briefs, which break down specific needs and considerations for 13 groups that have historically faced barriers to behavioral health care, including Coloradans of Color, individuals with developmental disabilities, LGBTQ+ Coloradans and many more; and
- Regional Profiles, which map out the state’s behavioral health landscape across seven areas.
برای کسانی از ما که در توسعه باهمستان کار می کنیم، شناخت باهمستان – اینکه باهمستان چیست، و ماهیت ویژه باهمستانی که در آن کار می کنیم، مهم است. برای انجام هر کاری در باهمستان لازم است که با افراد، موضوعات و تاریخ آن آشنا باشیم. مداخله یا ایجاد ائتلاف، زمانی از احتمال موفقیت بیشتری برخوردار خواهد بود که افراد از فرهنگ باهمستان و درک روابط بین افراد و گروههای داخل آن مطلع باشند.
صرف زمان و تلاش برای فهم درست باهمستان قبل از گام گذاشتن در مسیر کار برای آن، در درازمدت نتیجه خواهد داد. یک راه خوب برای شناخت باهمستان، تهیه توصیفنامهای از باهمستان است – یعنی پیشینهای از مطالعات اکتشافی و یافتههای آن. این راه مناسبی برای دسترسی به یک بررسی جامع از باهمستان است – اینکه در حال حاضر چیست، در گذشته چه بوده است، و در آینده چه خواهد بود. در این بخش، بحث خواهیم کرد که چگونه ممکن است برخی از جزئیات را در باهمستان بررسی کنید و چگونه آنها را در قالب توصیفنامهای از باهمستان تنظیم کنید.
باهمستان چیست؟
به طور سنتی وقتی از باهمستان صحبت میشود آن را مجموعهای میشناسیم از افراد که در یک محدوده جغرافیایی خاص زندگی میکنند. اما این اصطلاح را در واقع میتوان برای اطلاق به هر گروهی به کار برد که از یک وجه مشترک برخوردار هستند. بنابرین باهمستان ممکن است به محدودههای جغرافیایی کوچکتر- یک محله، یک پروژه مسکونی یا توسعه آن، یک ناحیه روستایی – یا به تعدادی از باهمستانهای احتمالی در درون یک باهمستان بزرگتر به لحاظ جغرافیایی، اطلاق شود.
این نوع از باهمستانها اغلب به وسیله نژاد یا قومیت، مناسبات حرفهای یا اقتصادی، دین، فرهنگ، یا پیشینه و علایق مشترک تعریف می شوند:
- باهمستان هنری
- باهمستان کسب و کار
- باهمستان بی خانمانها
- باهمستان پزشکی
- باهمستان سالخوردگان
- باهمستان روستایی
- باهمستان زنان سرپرست خانوار
- باهمستان محله
این باهمستانهای متعدد اغلب با هم همپوشانی دارند (یعنی عضو یک باهمستان می تواند از یک نظر عضو باهمستانی دیگر هم شمرده شود. مثلا معلمی که در روستا زندگی می کند هم عضو باهمستان معلمان منطقه است و هم عضو باهمستان روستا). طبعا شما در پی شناخت آن باهمستانی خواهید بود که کار شما اقتضا میکند.
منظور ما از فهم و توصیف باهمستان چیست؟
فهم باهمستان مستلزم فهم آن به روشهای متعدد است. خواه باهمستان از لحاظ جغرافیایی تعریف شود یا خیر، باز هم دارای یک زمینه جغرافیایی است؛ یعنی محیطی که در آن قرار دارد. دست یافتن به معنای واضحی از این محیط ممکن است کلید درک کامل آن باشد. در عین حال، فهم باهمستان خاصی که موضوع کار شما است هم مهم است. شما باید افراد – فرهنگ، نگرانیها و روابط آنها را - بشناسید و روابط خود با آنها را نیز توسعه بخشید.
- جنبههای فیزیکی. هر باهمستانی حتی اگر محدود به یک ساختمان باشد، از نوعی حضور فیزیکی برخوردار است. اغلب آنها دارای یک حوزه جغرافیایی هستند یا حوزههایی وجود دارد که با آن تعریف می شوند و یا متصل به آن هستند. شناخت اندازه و ظاهر و طرح ساختمانی و نقشه برداری هر کدام مهم است.
- در صورتی که باهمستان با جمعیتاش تعریف شود، پس مشخصات فیزیکی آن نیز با جمعیت تعریف می شوند: کجا زندگی می کنند، کجا گرد هم میآیند، و جاهایی که برای آنها دارای اهمیت هستند. ویژگیهای این مکانها میتوانند چیزهای زیادی درباره اعضای آن باهمستان به شما بگویند.
- زیرساخت. جادهها، پلها، حمل و نقل، برق، خدمات تلفن ثابت و سیار، خدمات اینترنت و مواردی از این دست، زیرساختهای باهمستان را تشکیل میدهند به طوری که باهمستان بدون آنها کارایی نخواهد داشت.
- الگوهای مسکن، تجارت و صنعت. مکانهایی که درباره آنها صحبت می کنیم کجا هستند؟ مشخص شدن ویژگی باهمستانها بسته به این است که در کجا و چگونه مکانهای زندگی و کار را ایجاد میکنند.
- جمعیتشناسی. فهم اینکه چه کسانی باهمستان را تشکیل میدهند، بسیار اساسی است. سن، جنس، نژاد و قومیت، وضعیت زناشویی، آموزش، تعداد افراد خانوار، زبان اول و بعضی از آمارهای دیگر، شاخصهای جمعیتشناختی باهمستان را می سازند.
- تاریخ. تاریخ درازمدت باهمستان می تواند اطلاعاتی را در باره سنتهای باهمستان در اختیار شما بگذارد، اینکه باهمستان چیست یا چه بوده است، ساکنان آن به چه چیزی افتخار میکنند و یا درباره موضوعاتی ترجیح میدهند صحبت نکنند.
- رهبران رسمی و غیر رسمی باهمستان.
- فرهنگ رسمی و غیر رسمی باهمستان. قواعد و سنتهای گفته و ناگفتهای را دربرمیگیرد که باهمستان بر اساس آنها زندگی میکند.
- گروههای موجود. اکثر باهمستانها دارای مجموعهای از انواع گروهها و سازمانهای مختلف هستند – سازمانهای مربوط به جوانان، تیمها و باشگاههای ورزشی، گروهای سازمان یافته پیرامون علایق مشترک و هیئتهای هماهنگی بین سازمانها که همه باهمستان را دربرمیگیرند. شناخت ماهیت و اهمیت هر کدام از این گروهها میتواند راه را برای فهم همسوییها و اتحادها یا درک تضادهای موجود هموار کند.
- نهادهای موجود. هر باهمستانی نهادهایی دارد که برایش مهم است، و کم و بیش برای ساکنانش از اعتبار برخوردارند.
- اقتصاد. کارفرمایان اصلی در باهمستان چه کسانی هستند؟ آیا کسب و کار یا پیشهای هست که پایه اقتصاد باهمستان باشد؟ چشمانداز اقتصادی جمعیت در کل و یا گروهی که شما با آن سروکار دارید چیست؟
- اداره امور/ سیاست. فهم ساختار اداری باهمستان قطعا مهم است. بعضی از باهمستانها ممکن است دارای شهرداران قوی و شوراهای شهری ضعیف باشند و بعضی دیگر عکس این باشند.
- ساختار اجتماعی. پرسشهایی وجود دارند راجع به اینکه چگونه افراد در باهمستان روزانه با هم در ارتباط هستند، مشکلات چگونه حل می شوند (یا نمیشوند)، کی با کی همنشین است یا به انجام کسب و کار مشغول است و غیره.
- نگرشها و ارزشها. بیشتر این حوزه را میتوان از راه تحقیق درباره دیگران به ویژه فرهنگ بازشناخت. باهمستان به چه چیزی اهمیت میدهد، و چه چیزی را نادیده میگیرد؟ فرضیات ساکنان درباره روش مناسب برای رفتار کردن، لباس پوشیدن، انجام کسب و کار و رفتار با دیگران چیست؟ آیا تبعیض گسترده پذیرفته شدهای در قبال یک یا چند گروه از سوی اکثریت یا از سوی کسانی که در قدرت هستند، وجود دارد؟ هنجارهای ارتباطی بین گروههای دارای پیشینه متفاوت یا دیدگاههای مخالف چگونه است؟
مسلما جنبههای بسیار بیشتری از باهمستان وجود دارند که قابل مطالعه اکتشافی است، مانند بهداشت و آموزش. فرض در اینجا بر این است که به عنوان بخشی از یک ارزیابی، هدف شما به دست آوردن فهمی کلی از باهمستان است، و نیز با نگاهی جزئیتر ارزیابی جنبههای خاصی از باهمستان که باید در مورد آن کار کنید.
وقتی حوزههای مناسب با کارتان را در باهمستان مطالعه و بازشناسی کردید، اطلاعات موجود برای تنظیم توصیفنامه باهمستان را در اختیار خواهید داشت. این توصیفنامه، بسته به نیازها و اطلاعات شما، ممکن است هر چیزی از یک طرح کلی دو- سه صفحهای تا معرفی همه جانبهای از باهمستان را در برگیرد که به دهها صفحه گسترش یافته و نمودارها، عکسها و عناصر دیگر آن را تکمیل میکنند.
هدف این کار آن است که تصویری از باهمستان را در زمانی خاص فراهم کنید تا بتوانید آن را برای ارزیابی باهمستان پایه قرار دهید و نتایج هر اقدامی را برای ایجاد تغییر در باهمستان ملاحظه کنید.
توصیفنامه باهمستان می تواند به اندازه توانایی شما در نوآوری کاری خلاقانه باشد. می توان آن را به صورت داستان نوشت، میتواند حاوی عکسها و گزارشهای ساکنان باهمستان باشد (یعنی «روایت تصویری» که در بخش دیگری بحث کردهایم)، می تواند به صورت آنلاین و به شیوه چندرسانهای و صوتی و تصویری انجام شود. هر چه توصیف جالبتر باشد، احتمال اینکه عملا افرادی بیشتری آن را بخوانند، بیشتر است.
چرا برای شناخت و توصیف باهمستان خود تلاش میکنید؟
ممکن است در اینجا با خود فکر کنید «آیا بدون جمعآوری همه این اطلاعات نمیتوانم به طور موثر در داخل این باهمستان کار کنم؟» شاید بتوانید، به شرطی که باهمستانی باشد که قبلا با آن آشنا بوده باشید و واقعا آن را به خوبی بشناسید. با وجود این، اگر به تازگی وارد باهمستان شدهاید، یا اصلا در آن زندگی نمیکنید، داستان متفاوت است. نداشتن اطلاعات مناسب درباره پیشینه باهمستان شاید موضوع مهمی به نظر نرسد تا وقتی که ندانسته به دردسر افتاده باشید؛ وقتی ببینید بدون اینکه متوجه باشید در سویی از یک دعوا قرار گرفتهاید یا وارد موضوعی شدهاید که از تاریخ طولانی و پیچیدهاش بیخبرید.
برخی از مزایای صرف وقت برای فهم باهمستان و فراهمکردن توصیفی از باهمستان:
- به دست آوردن یک ایده عمومی درباره نقاط قوت و چالشهای فراروی باهمستان، حتی قبل از انجام ارزیابی.
- به دست آوردن قواعد و هنجارهای ناگفته و موثر.
- به دست آوردن شناخت از نگرشها و دیدگاههای باهمستان زمانی که کار انجام یک طرح را شروع میکنید.
- اطمینان حاصلکردن از امنیت کارمندان سازمانتان و مشارکتکنندگان.
- داشتن آشنایی کافی از باهمستان برای اینکه بتوانید از دید یک فرد مطلع با ساکنان درباره موضوعات، شخصیتها و جغرافیای محل گفتگو کنید.
- توانایی برای گفتگو با رسانهها درباره باهمستان به شیوه مکفی.
- توانایی برای تبادل اطلاعات با سازمانها یا ائتلافهای دیگری که در باهمستان کار میکنند به طوری که بتوانید با آنها همکاری کنید و یا کار شما و سایر سازمانها بتواند مفید واقع شود.
- فراهم کردن زمینه و توجیه پیشنهادهای ارائه شده برای دریافت کمک مالی.
- شناخت بافت اجتماعی باهمستان تا بتوانید مداخلات لازم و برنامهها را با فرهنگ و هنجارهای آن متناسبسازی کنید و شانس موفقیت خود را افزایش دهید.
چه زمانی باید برای شناخت و توصیف باهمستان تلاش کنید؟
- زمانی که می خواهید ارزیابی باهمستان را شروع کنید.
- زمانی که به تازگی وارد باهمستان شدهاید و می خواهید قبل از آغاز کار به خوبی درباره آن شناخت پیدا کنید.
- زمانی که مدت زمان خاصی در باهمستان مشغول کار بودهاید و می خواهید یک ارزیابی کلی از آن انجام دهید.
- زمانی که احساس می کنید کارتان پیش نمیرود و نیاز به چشمانداز جدیدی دارید.
- زمانی که در پی آغاز برنامه یا ابتکارعمل جدیدی هستید و می خواهید موفقیت احتمالی آن را ارزیابی کنید.
درست است که تحقیق و نوشتن درباره توصیف باهمستان می تواند زمانبر باشد، اما کار شما تقریبا همیشه از اطلاعاتی که گردآوری می کنید، بهره مند می شود.
برای جمع آوری اطلاعات با چه کسی باید تماس بگیرید؟
بخش زیادی از بهترین و جالبترین اطلاعات شما ممکن است از اعضای باهمستان به دست آید که دارای هیچ مزیت خاصی نیستند جز اینکه عضوی از آن باهمستان هستند. به ویژه شناخت دیدگاه کسانی مهم است که دخالتی در تصمیمات و سیاست باهمستان ندارند – مانند افراد کم درآمد، مهاجران، و کسانی که اغلب از تصمیمات باهمستان دور نگه داشته میشوند. هر چند، علاوه بر اینها یک سری افراد خاص وجود دارند که ممکن است گفتگو با آنها مهم باشد. یعنی افرادی با موقعیتهای کلیدی، یا افرادی که مورد اعتماد بخش بزرگی از باهمستان یا یک گروهی خاص از اعضای آن هستند. در هر باهمستان معمول، این افراد شامل موارد زیر خواهند بود:
- مقاماتی که برای یک منصب انتخاب شدهاند
- برنامهریزان باهمستان و کارگزاران توسعه
- روسای پلیس
- ناظران و مدیران و معلمان مدرسه
- مدیران یا کارمندان سازمانهای بهداشت و خدمات انسانی
- متخصصین بهداشت
- روحانیون
- کنشگران باهمستان
- ترویجگران و حامیان اسکان نیازمندان / آسیب دیدگان
- مدیران یا روسای باشگاههای مدنی و خدماتی؛ اتاق بازرگانی، سازمانهای جانبازان و سربازان جنگ و غیره.
- افراد بدون عناوین رسمی که از سوی دیگران به عنوان «رهبران باهمستان» شناخته شدهاند.
- صاحبان کسب و کارهای بزرگ (که ممکن است محلی باشند یا شعبهای از شرکتهای بزرگ باشند) یا مدیران عامل آنها.
چگونه اقدام به شناخت و توصیف باهمستان خواهید کرد؟
راهنماییهای کلی
برای شروع لازم است بعضی از این اصول اساسی را به خاطر داشته باشیم:
- برای یاد گرفتن از باهمستان آماده باشید.
- به هوش باشید که گفتار، پندار و کردار افراد همیشه عقلانی نیستند.
- خیال نکنید که اطلاعاتی را که مردم به شما می دهند لزوما دقیق هستند.
- مراقب فعالیتهایی باشید که ممکن است رفتار مردم را تغییر دهند.
مشاهده شرکت کنندگان، تکنیک مورد استفاده انسانشناسان است. لازمه این تکنیک، تبدیل شدن به بخشی از فرهنگ دیگران است تا هم حضور شما باعث نشود در مقابل شما رفتاری ساختگی انجام دهند و هم شما بتوانید به فهم فرهنگ آنها از درون دست پیدا کنید. بعضی از محققان معتقدند که این کار مشکلات تغییر فرهنگ را از راه مطالعه آن نشان میدهد، و گروهی دیگر معتقدند که این کار بر مشکلات می افزاید.
- سود بردن از اطلاعات و تسهیلاتی که در شکل دادن جهان کسانی موثر بوده که برای مدت مدیدی در باهمستان زندگی کرده اند (مثلا به روزنامه یا رادیوی محلی گوش کنید یا در گفتگوهای مردم در کافه محل دقت کنید).
- شبکه سازی کنید. هر آدمی که شما در باهمستان می شناسید، از این پتانسیل برخوردار است که شما را با آدمهای دیگری آشنا کند. چه شما با رهبران رسمی و غیر رسمی باهمستان گفتگو کنید چه با افرادی که در خیابان ملاقات میکنید، همیشه از آنها بپرسید که چه کس دیگری را برای گفتگو پیشنهاد می کنند. از آنها اجازه بگیرید که آیا در هنگام صحبت با دیگران می توانید نام آنها را به عنوان معرف ببرید یا خیر.
جمع آوری اطلاعات
برای پیدا کردن جنبههای متعدد باهمستان، نیاز به روشهای مختلف جمع آوری اطلاعات دارید. در اینجا فهرستی از آنها را همراه با توضیحات کوتاه و لینک به بخشهایی ذکر خواهیم کرد که از طریق آنها می توانید اطلاعات مورد نیاز را به دست آورید.
- اسناد و آرشیوهای عمومی. شامل آمارها و مدارک محلی، ایالتی، و فدرال، آرشیوهای روزنامه، و مدارک سازمانهای دیگری است که مایل به انتشار آن هستند.
- مصاحبه های فردی و گروهی. مصاحبهها می توانند مجموعهای از مکالمات غیررسمی در یک کافه تا مصاحبههای رسمی ساختاریافته را در برگیرند که در آن مصاحبهکننده سوالات ویژه مشابهی را از تعدادی از افراد مطلع کلیدی که به دقت انتخاب شدهاند، می پرسد.
- مصاحبهها ممکن است شامل فهرست افرادی به عنوان منابع اطلاعاتی باشند که برای شناخت و مطالعه آن باهمستان وقت گذاشتهاند.
- نظرسنجیها. انواع متعددی از نظرسنجی وجود دارد: ممکن است به صورت نوشتاری یا شفاهی برگزار شود و با یک گروه کوچک برگزیده – معمولا یک نمونه تصادفی که معرف یک گروه بزرگتر باشد – یا با هر تعداد ممکن از اعضای باهمستان.
- مشاهده مستقیم (یا مشاهده شرکت کنندگان). شما می توانید ویژگیهای فیزیکی، وضعیت نواحی متعدد، ارتباطات مردم در محلات و موقعیتهای مختلف، میزان ترافیک، فعالیت بازرگانی، چگونگی استفاده مردم از تسهیلات و فضاهای گوناگون، یا شواهدی مبنی بر رویدادها یا تصمیمات قبلی را با روش مشاهده مطالعه کنید.
روش مشاهده مستقیم به معنای آن است که بخشی از گروه یا صحنهای بشوید که آن را مطالعه می کنید تا بتوانید آن را از درون ملاحظه کنید.
شناخت باهمستان
اکنون میخواهیم ببینیم که برای شناخت و توصیف باهمستان قرار است چه چیزی را مورد بررسی قرار دهیم. لزوما الگوی زیر را به ترتیب دنبال نخواهید کرد، اگرچه آغاز کردن با مورد نخست مفید است.
ویژگیهای فیزیکی باهمستان
نقشه باهمستان را تهیه کنید و دست به کار شوید. (در صورتی که باهمستان به لحاظ جغرافیایی تعریف نمیشود، مناطقی را در نظر بگیرید که اعضا در آن زندگی میکنند، کار میکنند و گرد هم میآیند.) هر دو محیط طبیعی و مصنوعی را مورد مشاهده قرار دهید. برخی از چیزهایی که در محیط مصنوعی باید مورد توجه قرار گیرند:
- مناطق تجاری. آیا فروشگاهها و کسب و کارهای دیگر در فاصله پیاده روی نواحی مسکونی یا حمل و نقل عمومی برای بیشتر اعضای باهمستان وجود دارد؟
- نوع و مکان تسهیلات صنعتی.
- زیرساختها. خیابانها در چه وضعیتی هستند؟
در مورد ویژگیهای طبیعی، میتوانیم هم آن مناطقی را که به صورت طبیعی خود دستنخورده گذاشته شدهاند در نظر بگیریم و هم آن فضاهای "طبیعی" که با مداخله انسانی ایجاد شده است.
- نقشه برداری. نقشه برداری یک منطقه، شکل دورنمای آن است. آیا باهمستان مورد توجه شما عموما تپه ماهور و در بلندی است یا هموار؟ یا ترکیبی از هر دوی اینها؟ آیا آب در صورتهای مختلف آن– رودخانهها، نهرها، دریاچه ها و حوضچهها، کانالها و سواحل دریا- بخش مهم و قابل توجهی از ویژگی فیزیکی باهمستان است؟ چه کسانی و در کدام نواحی باهمستان زندگی میکنند؟
- فضای باز و سبز. آیا فضای باز و پراکنده در سراسر باهمستان وجود دارد یا محدود به یک یا چند محوطه شده است؟ چقدر فضای باز وجود دارد؟ آیا این فضاها اکثرا مصنوعی و ساخت انسان (پارکها، فضای عمومی، محوطه کالجها و دانشگاهها، زمینهای ورزشی) است یا بیابانی و شبه بیابانی؟ آیا باهمستان را بیشتر با فضای سبز همراه با شمار زیادی درخت و چمن میتوان تصویر کرد یا بیشتر بتون و خاک است؟
- هوا و آب. آیا هوا به طرز محسوسی پاک و شفاف است یا پوشیده از دود؟ آیا رایحه هوا در کل باطراوت و تازه است یا بوهای ناخوشایند مربوط به محیط صنعتی و غیره به مشام میرسد؟ آیا رودخانهها، دریاچهها یا منابع آبی دیگر تمیز به نظر میرسند؟ آیا برای تفریح ( قایق سواری، شنا، ماهیگیری) قابل استفاده هستند؟
بین ویژگیهای فیزیکی و اجتماعی باهمستان همپوشانی وجود دارد. مثلا آیا نحوه جایگیری اراضی، رفتن از یک بخش باهمستان به بخش دیگر را دشوار می کند؟
بررسی طرح فیزیکی باهمستان به شما نه تنها در کسب اطلاعات، بلکه در موارد زیر نیز کمک خواهد کرد: به عنوان راهنمایی برای یافتن مسیرتان، درک اشارههای مردم وقتی از قسمتهای مختلف باهمستان صحبت می کنند، و فهم شرایط زندگی هر گروهی از مردم که مورد توجه شما قرار دارد.
جمعیت شناسی باهمستان
جمعیت شناسی واقعیتهایی درباره جمعیت است که میتوانید آن را از دادههای سرشماری عمومی و اطلاعات آماری مشابه دیگر به دست آورید.
برخی از چیزهایی که ممکن است، علاوه بر دانستن شمار جمعیت باهمستان، بخواهید بدانید:
- جنس
- تبار قومی و نژادی
- سن. تعداد و درصد جمعیت در گروهای سنی مختلف
- وضعیت زناشویی
- اندازه خانواده
- آموزش
- درآمد
- اشتغال – تعداد افراد شاغل تمام وقت و پاره وقت، و تعداد افراد دارای انواع مختلف شغل
- موقعیت مکانی – شناخت اینکه کدام گروه در کدام محله یا منطقه زندگی میکند، میتواند برای جلب شرکتکنندگان در تلاشهای بالقوه یا تصمیم گیری درباره مکان انجام فعالیتها، یاری رساند.
تاریخ باهمستان
تاریخ «استاندارد» باهمستان – که چه زمانی و چه کسی آن را پایه گذاری کرده، چه مدتی است که وجود دارد، در گذشته مردم چگونه اینجا زندگی کردهاند، منابع عمده کار چه بوده و غیره – به شما کمک خواهد کرد که چیزهای بیشتری درباره ریشه ها و دلایل مشکلات امروزی آنها بدانید.
اداره امور و سیاست در باهمستان
چندین راه برای شناخت ساختار و عملکرد تشکیلات اداری محل وجود دارد:
- شرکت کردن در گردهماییهای علنی شورای شهر، هیئت مدیره شهر، یا نهادهای دیگر اداره محل و نیز جلسات عمومی در باب اقدامات پیشنهادی یا قوانین و مقررات تازه.
- تعیین قرار ملاقات برای گفتگو با یک یا تنی چند از مقامات اداره محل.
- گفتگو با کنشگران باهمستان برای بررسی این امر که چگونه اداره محل عمل میکند و چطور میتواند بهتر عمل کند.
- خواندن هر روزه روزنامه محلی.
در امر حکمرانی تنها مجموعه ای از قواعد و ساختارها نیست که به آن انسجام می بخشد، بلکه مردم و ارتباطات آنها با یکدیگر نیز بخش اساسی حکمرانیاند که به عبارت دیگر «سیاست» خوانده میشود. جو سیاسی، فرهنگ و فرضیات در یک باهمستان معین، اغلب بستگی زیادی به این دارد که چه کسی مقامات را انتخاب یا انتصاب میکند و محدودیتها یا وظایف ادارات آن مقامات از نظر قانونی نقش ثانوی دارد. سیاست جاری در بسیاری از باهمستانها شیوه حکمرانی مطلوب آنها را برای دستیابی به خیر عمومی مشخص می کند.
هیچ روش رسمی برای کسب این اطلاعات وجود ندارد. مقامات محلی یا دولتی ممکن است استنباط متفاوتی از صحنه سیاسی در مقایسه با کنشگران باهمستان یا دیگران داشته باشند. بنابرین باید با گروههای متنوع مردم صحبت کنید و به اختلافات جدی سیاسی که اخیرا مطرح شده و یا تصمیمات جنجالی توجه کنید (که آرشیو روزنامهها میتواند در این زمینه کمک کند) و روایتهای متناقض را بشنوید تا بتوانید به واقعیت پی ببرید.
نهادها
نهادهای باهمستان را در کل می توان به عنوان یک دارایی نگریست، مگر نهادهایی که ناکارآمد باشند. یافتن آنها باید آسان باشد: همانطور که در بالا ذکر شد، تشکیلات اصلی اداره شهر (مثلا استانداریها/فرمانداریها در ایران) فهرستی از آنها را در اختیار دارند و یا با مراجعه به روزنامهها و کتابخانه محل میتوان فهرست آنها را پیدا کرد.
نهادها طیفی از زندگی باهمستان را پوشش می دهند که شامل موارد زیر است:
- دفاتر سازمانها و ادارات محلی
- نهادهای دینی، کلیساها و مساجد
- نهادهای فرهنگی، موزه ها، تئاترها و غیره
- مراکز باهمستان. مراکز باهمستان ممکن است فعالیتهای ورزشی، فرهنگی، اجتماعی، و فعالیتهای دیگر (مثل گروههای پشتیبانی) را برای انواع گروه سنی فراهم کنند.
- مراکز شهروندان ارشد (بازنشستگان و کهنسالان)
- بیمارستانها و خدمات بهداشت عمومی
- کالجها و دانشگاهها
- مدارس عمومی و خصوصی
گروهها و سازمانها
گروهها و سازمانهای موجود در هر باهمستان مانند (سازمانهای غیردولتی (سمن ها) ، تعاونیها، اتحادیههای کارگری، باشگاه یا لیگهای ورزشی، انجمن اولیا و مربیان و غیره) و اعتبار و اهمیت نسبی آنها در زندگی باهمستان، میتواند سرنخهای ارزشمندی را برای فرضیات و رویکردهای باهمستان به دست دهد. آنها را تا حدی به همان شیوه مشابه یافتن نهادها میتوانید پیدا کنید، اما هر چه کمتر رسمی باشند احتمال شناخت آنها از طریق مصاحبهها و گفتگوها بیشتر خواهد بود.
توصیفنامه باهمستان
وقتی اطلاعات مورد نیاز را به دست آوردید، گام بعدی توصیف باهمستان است. این توصیف در واقع جدا از شناخت باهمستان نیست؛ در طی فرآیند شناخت و گردآوری و نوشتن اطلاعات، قادر خواهید بود تا سازگاری آنها را با هم بسنجید و این به شناخت بیشتر شما کمک می کند.
روشهای زیادی برای تهیه توصیفنامه باهمستان وجود دارد. می توانید بررسی کنید چه چیزی در طول زمان در باهمستان تغییر کرده است، چه چیزی به همان شیوه باقی مانده است، و فکر میکنید که باهمستان ممکن است به کدام سمت و سو برود. همچنین میتوانید بررسی کنید که چگونه مقولههای گوناگون در هم تاثیر متقابل دارند، و چگونه همگی آنها در کنار یکدیگر به باهمستان موجود شکل دادهاند. این به شما و هر فرد علاقهمند دیگری توصیف مستدل، روشن و عینی از باهمستان به دست میدهد، و نیز این حس را منتقل میکند که چگونه آن را میبینید.
جهت ارائه یک تصویر کاملتر، میتوانید عکسهای بعضی از مکانها، افراد، وضعیتها، یا ارتباطاتی را که توصیف میکنید (شاید در قالب روایت تصویری) در کنار چارتها و نمودارهای جمعیت شناختی یا اطلاعات آماری اضافه کنید. حتی برای جزئیات بیشتر و جهت جان دادن بیشتر به توصیف خود از باهمستان، میتوانید پرترهای از باهمستان با کلمات ترسیم کنید: از نقل قولهای برگزیده ازمصاحبهها و ماجراهای تاریخی باهمستان استفاده کنید. همچنین به آسانی میتوانید ترکیبی از رسانههای متعدد مانند عکسها، نمودارها، انیمیشن، متن و فایل صوتی را در آن بگنجانید.
سخن پایانی در این جا این است که نباید توصیفنامهای که تهیه می کنید اولین و آخرین توصیف از باهمستان مورد نظرتان باشد. باهمستانها به طور مرتب خود را از نو ابداع می کنند و دگرگون میشوند؛ چون ساختمانهای تازه ساخته میشود، توسعههای جدید وارد باهمستان میشود و کهنهها از صحنه خارج می شوند، کسب و کارها میآیند و میروند، جمعیت باهمستان تغییر میکند و افراد و گروهها جابجا میشوند و نیز شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تغییر میکند. با در نظرداشتن همه این تغییرات، شما هم باید ادامه بدهید و این به معنی روزآمدسازی دورهای توصیفنامه باهمستان است. همانطور که در بیشتر موارد مربوط به نوسازی باهمستان در «جعبهافزار باهمستان» شرح دادهایم، تا زمانی که به کار در یک باهمستان معین متعهد هستید، شناخت و توصیف باهمستان نیز ادامه خواهد داشت.
خلاصه
برای این که قادر به کار در هر باهمستانی باشید، شناخت آن حیاتی است. ناکامی در شناخت باهمستان اعتبار شما را زیر سوال میبرد و ارتباط با اعضای باهمستان را در تبادل نظر طی پیچ و خمهای آغاز هر طرح یا مداخله باهمستانی دشوار میکند. بنابراین، بخش فوق العاده مهم هر گونه ارزیابی از باهمستان، شناخت هر چه بیشتر باهمستان در همه ویژگیهای فیزیکی و جغرافیایی، فرهنگ، شیوه اداره امور و فرضیات آن است.
با بررسی دقیق دادههای موجود، مشاهده، و آموختن از اعضای باهمستان، میتوانید به دورنمایی از باهمستان دست یابید که به خوبی به کارتان خواهد آمد. ضبط و ثبت یافتهها و تحلیل شما از آنها در توصیفنامهای از باهمستان که همیشه میتوانید در صورت نیاز به آن رجوع کنید و آن را به طور مرتب به روز می کنید، شناخت شما را تازه نگه میدارد و به اعضای سازمان یا کسانی که با آنها همکاری میکنید، یاری میرساند.
___Usted entiende que una comunidad significa cualquier grupo compartiendo lugar, experiencia, o intereses.
___Usted sabe por qué es valioso conocer a la comunidad.
___Se ha familiarizado con la lista de cosas que debería tratar de encontrar acerca de la comunidad.
___Usted ve a la comunidad como un profesor y a sí mismo como estudiante.
___Usted entiende que no hay lógica de causa-efecto para las formas en las que las interacciones sociales juegan entre sí.
___Ha aprendido las reglas generales para aprender lo más posible acerca de la comunidad poniendo el mínimo de esfuerzo.
___Usted sabe que una razón para conocer a la comunidad es capturar reglas y normas implícitas que influyen a las personas.
___Usted sabe que conocer a la comunidad le da un mejor entendimiento que mediante una encuesta o métodos similares.
___Usted sabe que conocer a la comunidad lo hace sentir las actitudes y opiniones de la comunidad cuando está considerando introducir su iniciativa.
___Usted sabe que una buena razón para conocer su comunidad es contabilizar sus fuerzas y limitaciones.
___Usted entiende las razones para escribir una descripción de la comunidad.
___Usted sabe que es útil escribir una descripción de la comunidad cuando se es nuevo en la comunidad o cuando se ha estado trabajando en una comunidad por un periodo de tiempo y se necesita crear un inventario.
___Usted sabe que otro buen tiempo para escribir una descripción de la comunidad es cuando está considerando introducir una nueva iniciativa.
___Usted conoce las herramientas básicas necesarias para llegar a entender a la comunidad.
___Usted entiende la importancia de hacer un paseo inicial por la comunidad
___Usted entiende la importancia de hacer ajustes en los límites de la comunidad
___Usted entiende la importancia de una lista preliminar de cosas para prestar atención
___Usted entiende la importancia de contactar y entrevistar a individuos clave
___Usted entiende la importancia de visitar lugares locales populares
___Usted entiende la importancia de un compañero
___Usted conoce los pasos a seguir para escribir su descripción: Escribir un borrador inicial, compartirlo con miembros comunitarios claves, reflejarlo en sus resultados actuales, y escribir el informe final.
نویسنده
Chris Hampton
Catie Heaven
Herramienta #1: Esta sección consiste en una hoja de trabajo para herramientas que consideramos serán útiles para preparar una descripción de la comunidad.
Utilice la información reunida en sus entrevistas y otros trabajos para llenar el siguiente cuestionario. Recuerde - la descripción que usted escriba es para que usted la use, así que no dude en adaptar o alterar estas preguntas para que correspondan de la mejor forma a su comunidad. Esta hoja de trabajo ha sido adaptada del trabajo de David Scheie.
Información General
1. Nombre de la Organización /Comunidad: ______________________________________________________
2. Día en el que esta hoja de trabajo fue completada: _____________________________________________________________
3. ¿Cuáles son los límites geográficos de esta comunidad?: _________________________________________________________
4. Tamaño aproximado (en números) de la población de esta comunidad:_____________________________________________
5. ¿Quién está involucrado activamente en esta comunidad u organización?_____________________________________
a. Personas que atienden a reuniones/eventos regularmente: ________________________________________________________
b. Personas que usted considera "miembros": ____________________________________________________________________
c. ¿Cómo define usted "miembro"?: ___________________________________________________________________________
d. Personas que usted considera "líderes": ______________________________________________________________________
e. ¿Cómo define usted "líder": _______________________________________________________________________________
Información Demográfica
Llene los blancos usando porcentajes aproximados:
| Residentes | Miembros del Grupo |
Líderes del Grupo |
|
| Afro-Americanos | |||
| Asiáticos-Americanos | |||
| Euro-Americanos | |||
| Hispanos/Latino/Latina | |||
| Nativos Americanos | |||
| Otros | |||
| Hombre | |||
| Mujer | |||
| Bajos Ingresos | |||
| Ingresos moderados | |||
| Ingresos altos |
Asuntos, Metas, y Estrategias:
Describa las tres áreas de mayor preocupación para su organización en este año que viene. Para cada asunto, haga una lista de las metas principales y las estrategias que están siendo o van a ser usadas para manejarlo.
1. Asunto: _______________________________________________________________
Meta Primaria: ___________________________________________________________
Estrategia: ______________________________________________________________
2. Asunto: _______________________________________________________________
Meta Primaria: ___________________________________________________________
Estrategia: ______________________________________________________________
3. Asunto: _______________________________________________________________
Meta Primaria: ___________________________________________________________
Estrategia: ______________________________________________________________
Herramienta #2: Direcciones para Entrevistas Individuales
Cuando has decidido quien entrevistar, revise los próximos consejos para conducir las entrevistas.
- Vestir apropiadamente – usted probablemente va a querer vestirse muy diferente para tomar un café con un dueño de casa que una entrevista con el presidente de un banco. ¿Se sintiera más cómodo un adolescente si llevabas pantalones o un traje? ¿Se ofendería un político local, si usted se presenta en pantalones cortos? Piense con cuidado acerca de esto; la forma de vestir y actuar puede tener un gran impacto en lo que se oye.
- • Tómese unos minutos para hacer una pequeña charla y hacer su entrevistado cómodo. Si usted está haciendo la entrevista en su propio terreno (su oficina, por ejemplo), o incluso un sitio neutral, preguntarle acerca de su comodidad física. Ofrézcale una bebida; explicar dónde está el baño. Mostrándole que estás preocupado por su comodidad puede ser el primer paso hacia una relación de confianza.
- Explique por qué usted ha pedido la entrevista. ¿Sea muy claro con lo que se hará con los resultados de la entrevista - esto es sólo para su propia referencia personal, o podría terminar yendo en un informe formal o el periódico local? Dar al entrevistado la oportunidad de formular todas las preguntas que él o ella pueda tener acerca de su presencia.
- Pídale a la persona por su definición de la comunidad. Algunas personas sólo ven su comunidad como un lugar en sentido estricto; Todavía otros se visualizarla en amplios términos más abstractos. Esto podría ser un buen momento para sacar su mapa sin marcar, dejar señalar el entrevistado lugares clave de la zona, y le dará su punto de vista en donde los límites físicos de la comunidad están.
- Haga preguntas de seguimiento de alguna pista que salen de lo que el entrevistado ha dicho hasta ahora. Iniciar dirigir la conversación un poco más, pero basar sus preguntas sobre las declaraciones que el entrevistado ha hecho.
Ejemplo: Posible preguntas para la entrevista
- ¿Cuánto tiempo ha sido un miembro de la comunidad?
- ¿Cómo te sientes acerca de la comunidad?
- ¿Qué sientes son algunos de los puntos fuertes de esta comunidad?
- ¿Cuáles son algunas unas maneras en que la comunidad se puede mejorar?
- ¿Qué te hace orgulloso de su comunidad?
- ¿Qué me puedes decir sobre la historia de la comunidad?
- ¿Qué crees que está en el futuro de esta comunidad?
- Trate de hacer las cosas de diferentes maneras. Si el entrevistado está teniendo dificultades entendiendo sus preguntas, usted puede utilizar su propia experiencia para ilustrar situaciones que usted está preocupado. Por ejemplo, " Cuando mi padre fue herido en el trabajo hace varios años , nuestros vecinos realmente ayudó a mi familia a cabo poniendo comidas para nosotros, conduciendo mi papá a sus citas médicas cuando mi madre tenía que trabajar, ese tipo de cosas . ¿Crees la gente de esta comunidad podrían hacer el mismo tipo de cosas por los demás? ¿Por qué o por qué no? "
- Otra técnica es posible que desee utilizar para obtener más información de la persona entrevistada es para que aparezca situaciones hipotéticas - el " ¿y si? " preguntas. Por ejemplo, " ¿Qué pasa si un programa de intercambio de agujas se iniciaron el centro para reducir la infección por el VIH? ¿Cree que los líderes comunitarios apoyarían o se oponen a ella? "El entrevistado a menudo responde con ejemplos de cómo las cosas similares se han producido en el barrio.
- Deje el entrevistado finalizar la entrevista. Una vez que haya reunido toda la información que necesita, pregunte al entrevistado lo que él o ella quiere saber de usted. El entrevistado se sentirá validado por la oportunidad de expresar sus preguntas, y las preguntas pueden revelar la información más.
- Este es un buen momento para que usted pueda empezar a conocer gente y construir relaciones reales con ellos. La gente por lo general serán impresionados que te importa lo suficiente acerca de la comunidad a estar haciendo toda esta investigación, así que asegúrese de tomar el tiempo para dejar de lado su libreta o una grabadora de cinta y hablar un poco con sus contactos.
- De gracias al entrevistado por su tiempo. Siguiendo con una breve nota de agradecimiento no es sólo buenos modales –pero ayudara a sus contactos de recordar quién es usted, y les deja con una impresión positiva. De esa manera, son más dispuestos a trabajar con usted en el futuro.
- Considere la posibilidad de encontrar un compañero de equipo local para todo el proceso. Tener a alguien con quien intercambiar ideas de, especialmente alguien que está íntimamente familiarizado con la comunidad, es muy eficaz.
گردهماییهای عمومی و جلسههای گفتوگو برای حل مسئله، پشتوانه ارزشمندی برای برقراری و حفظ ارتباط با مردم هستند. همچنین باید یادآوری کرد که مشارکت شهروندان در پروژههای باهمستان به شناسایی و حل مشکلات کمک میکند. در این بخش توضیح داده میشود که چگونه رهبران باهمستان میتوانند گردهماییها و نشستهایی را برای شنیدن صدای شهروندان و سازماندهی باهمستان به کار برده و از نتایج بهدستآمده برای شکلدهی پروژهها استفاده کنند.
گردهماییهای عمومی چیست؟
در «گردهمایی عمومی» یا نشست عمومیِ شناسایی و حل مسئله، شهروندان دربارهی موضوعهای مهمی مانند مشکلات بهداشتی صحبت میکنند. در این جلسهها که پیش از برگزاری به اندازهی کافی و مناسب تبلیغ و اطلاعرسانی شده است، تسهیلگران دربارهی جنبههای مختلف یک موضوع مشخص- مانند مدیریت فضای پارک اتومبیل در باهمستان- بحث و گفتگو میکنند؛ باید توجه داشت که تهیهی پیشنویسی از ایدهها توسط تسهیلگران دربارهی ابعاد موضوع و آنچه میتوان برای حل مشکلات و حفظ نقاط قوت انجام داد مبنایی برای برنامهریزیهای بعدی فراهم میکند.
همه باهمستانها یا شهرها ممکن است گردهماییهای عمومی منظم و رسمی نداشته باشند. در اینصورت شهروندان، گروههای محلی، سمنها یا اعضای شورای شهر میتوانند پیشنهاد برگزاری چنین نشستهایی را در جلسات هماهنگی شهرداری یا سایر نهادهای تصمیمگیر مطرح و برای آن برنامهریزی کنند.
گردهماییهای عمومی نخستین گام به سوی درک نیازها و منابع باهمستان است و به افراد با پیشینههای مختلف فرصت میدهد تا دیدگاههای خود را بیان کنند.
چرا باید این گردهماییها را برگزار کرد؟
- گردهماییها شناخت بهتر و دید وسیعتری نسبت به باهمستان برای افراد و گروههای بهرهمند و ذینفع ایجاد میکنند.
- منبع ارزشمندی از دادهها و اطلاعات را برای هدایت و برنامهریزی فعالیتها فرام می کنند.
- به اعضای باهمستان کمک میکنند با کسانی که قادر و مایل به همکاری هستند، آشنا شده و قرار همکاری بگذارند.
- فرصت مناسبی برای تبادل بازخورد درباره فعالیتهای مختلف ایجاد میکنند.
شرکت همهی اعضای باهمستان در گردهماییهای عمومی که معمولا در شهرداری یا شورای شهر برگزار میشود، آزاد است. این جلسههای عمومی به افراد با پیشینههای مختلف فرصتی میدهد تا نظراتشان را دربارهی مسائل کلیدی و مهمی که مورد توجه خودشان یا سایر اعضای باهمستان است ابراز کنند.
برای برگزاری گردهمایی عمومی به چه چیزی نیاز دارید؟
- فضای برگزاری جلسه
- اعضای باهمستان
- سهپایه، کاغذ یا تخته، ماژیک یا گچ
- تسهیلگر
- دستگاهی برای ضبط صدا یا تصویر جلسه
- آمادگی افراد برای اینکه با دقت گوش بدهند
در گردهماییهای عمومی باید دربارهی موارد زیر بحث و تبادل نظر شود:
مسائل و دغدغهها:
- مشکلات کدامند؟
- عواقب و پیامدهای این مشکلات چیست؟
- چه کسانی تحت تأثیر این مشکلات هستند؟
- این عده چگونه تحت تأثیر قرار میگیرند؟
- آیا مسائلی هستند که باید نسبت به آنها نگران بود؟
- آیا نگرانی دربارهی این مشکلات، فراگیر است؟
موانع و محدودیتها
- چه کسی یا چه چیزی ممکن است با تلاش برای حل مشکل مخالفت کند؟
- آیا این افراد یا چیزها، قدرت کافی برای ایجاد مانع دارند؟
- دیگر محدودیتها برای پیشگیری از بروز مشکل و یا حل آن کدامند؟
- چگونه میتوان بر موانع و مقاومت آنها فائق آمد؟
منابع برای تغییر
- چه منابعی مورد نیاز است؟
- کدام افراد یا گروههای محلی میتوانند کمک کنند؟
- چه مقدار پول و چه مقدار از دیگر منابع لازم است؟
- از کجا میتوان این منابع را تهیه کرد؟
پیشنهادهایی برای حل مسئله
- با توجه به موانع پیشبینیشده، چه گزینههایی برای رفع مشکل و مسئلهی مد نظر وجود دارد؟
چگونه باید یک گردهمایی عمومی را سازماندهی کنید؟
- گردهمایی ها را در مکانهای مختلف برگزار کنید تا بتوانید نظر نمایندگان واقعی باهمستان را جلب کنید.
- گردهمایی را در یک مکان عمومی برگزار کنید که بهراحتی در دسترس همگان بوده و ترجیحا در طول سال پذیرای ساکنان باهمستان باشد. مانند اماکن مذهبی، فرهنگسراها، پارکها، کتابخانهها، مدرسهها.
- در صورت امکان، گردهمایی را عصرها برگزار کنید تا با زمان کار و مدرسه تداخل نداشته باشد.
- تا جایی که ممکن است گردهمایی را به طور گسترده تبلیغ کنید. بروشورها، آگهیهای تبلیغاتی، اطلاعیههای عمومی و آگهیهای مطبوعاتی همگی قابل استفاده هستند. اطمینان حاصل کنید که تاریخ، زمان، مکان، و هدف جلسه بهروشنی در این تبلیغات نوشته شده باشد.
- شخصاً رهبران باهمستان و اعضای متنوعی از باهمستان را برای شرکت در جلسه دعوت کنید. از آنها بخواهید که دیگران را نیز به مشارکت در گردهمایی تشویق کنند.
- اگر لازم است برای حضور در جلسه وسیلهی آمدوشد فراهم کنید.
- در صورت امکان با نوشیدنیهای سبک از حاضران پذیرایی کنید. پذیرایی، امکان اختلاط را فراهم کرده و موجب صحبت با لحن دوستانه میشود.
- برای شنیدن صدای مادران، فضایی برای نگهداری کودکان اختصاص دهید .
- برای شنیدن صدای افراد دارای معلولیت، امکان ورود ویلچر یا سایر مراقبتهای مورد نیازشان را فراهم کنید.
چگونه یک گردهمایی عمومی برگزار کنید؟
- برای جلسه یک تسهیلگر شناخته شده و مورد احترام تعیین کنید. تسهیلگر خوشنام و با تجربهای که در مورد موضوع بیطرف باشد، مهارتهای شنیداری و تجربه جمعبندی مباحث گروهی را داشته باشد و بتواند بحث را در مسیر خود نگه داشته و به پیش ببرد.
- رهبر طرح در باهمستان و تسهیلگر بحث را معرفی کنید. اگر زمان و تعداد حاضران اجازه میدهد، فرصتی تعیین کنید تا همهی شرکتکنندگان خود را معرفی کنند.
- در همان ابتدا، دربارهی زمان پایان جلسه توافق کنید و به آن پایبند باشید.
- سعی کنید تعداد شرکتکنندگان در گروههای کاری کمتر از ۳۰ تا ۴۰ باشد.
- اگر تعداد حاضران بیش از این است، آنها را به گروههای کوچکتر تقسیم کنید.
- برای هر گروه یک مسئول ضبط مباحث تعیین کنید.
- در صورت لزوم اطلاعاتی در مورد سازمان خود ارائه دهید. همچنین میتوانید یک برگ ثبتنام تهیه کنید تا افراد راههای تماس با آنها و ارسال مطالب بعدی را بنویسند.
- در نظر داشته باشید که برای پرداختن به هر یک از موضوعهای زیر زمان تعیین کنید: مسائل و نگرانیها، موانع و مقاومت در برابر رفع مسائل و نگرانیها، منابع جامعه برای تغییر، جایگزینها و راه حلهای پیشنهادی.
- از کاغذ برای ثبت مباحث دربارهی هر یک از موضوعهای بالا، استفاده کنید.
- در پایان جلسه، بر اساس خلاصهای از مباحث انجامشده، یک برنامهی اولیه برای اقدام تهیه کنید. در صورت امکان جلسهی بعدی را هم هماهنگ و اعلام کنید.
- پس از گردهمایی، خلاصهای مکتوب از ایدههای مطرحشده در جلسه (طوفان فکری) تهیه کنید و ضمن تشکر و با ذکر فرصتهایی برای مشارکت بیشتر، برای همهی شرکتکنندگان بفرستید.
تجدون هنا قائمة مراجعة تلخّص النقاط الأساسية الموجودة في النص:
فهمتم أنّ المنتديات العامة:
____ تُعطي أشخاصاً من خلفيّات مختلفة فرصةً للتعبير عن وجهات نظرهم.
____ هي خطوة أولى باتّجاه فهم حاجات المجتمع المحلي وموارده.
قمتم بتجميع الأمور التالية اللازمة لإقامة منتدى عام:
_____ مكان للاجتماع
_____ أعضاء المجتمع المحلي
_____ حمّال ورق / أوراق كبيرة/ أقلام عريضة
_____ شخص لتيسير النقاش
_____ شخص لتسجيل النقاش
_____ الاستعداد للإصغاء بعناية.
المسائل والهموم:
طرحتم على أنفسكم الأسئلة التالية:
_____ ما هي المشكلات؟
_____ ما هي التبعات؟
_____ من هم المتأثّرون؟
_____ كيف يتأثّرون؟
_____ هل هنالك مسائل ذات هموم متّصلة؟
_____ هل الهمّ هذه مسائل المتّصلة منتشر؟
العقبات:
طرحتم على أنفسكم الأسئلة التالية:
_____ مَن أو ما الذي يمكن أن يعارض الجهود لمكافحة المشكلة أو لحلّها؟
_____ هل يمكن إشراكهم بفعاليّة؟
_____ ما هي المحاذير الأخرى للعلاج/المكافحة الفعّالة؟
_____ كيف يمكن تخطّي العقبات والمعارضة؟
الموارد من أجل التغيير:
طرحتم على أنفسكم الأسئلة التالية:
_____ ما هي الموارد اللازمة؟
_____ من هم الأشخاص المحليّون أو ما هي المجموعات المحلية التي يمكن أن تسهم؟
_____ ما هي الأموال والمواد اللازمة؟
_____ أين يمكن الحصول عليها؟
البدائل والحلول:
طرحتم على أنفسكم الأسئلة التالية:
_____ ما هي البدائل في معالجة المشكلة، آخذين بعين الاعتبار العوائق المتوقّعة؟
تنظيم منتدى عام
اتّخذتم الخطوات التالية:
_____ عقد الاجتماعات في أماكن مختلفة للحصول على تمثيل حقيقي
_____ عقد المنتدى في مكان عام ومريح وسهل الإيجاد والوصول
_____ عقد المنتدى، إذا أمكن، في المساء لتجنّب تضارب الأوقات مع العمل والمدرسة
_____ الإعلان عن المنتدى على أوسع نطاق ممكن
_____ استقطاب شخصي لقادة المجتمع المحلّي والأعضاء المتنوعين من أجل حضور الاجتماع، والطلب منهم استقطاب آخرين كذلك
_____ تأمين النقل من وإلى الاجتماع عند اللزوم
_____ تأمين ضيافة خفيفة إذا أمكن
إقامة منتدى عام:
اتّخذتم الخطوات التالية:
_____ تعيين مدير للنقاش أو ميسّر للمجموعة
_____ تقديم قائد المبادرة المجتمعية ومدير النقاش، وإذا سمح الوقت وحجم المجموعة، جعْل كل مشارك يعرّف عن نفسه
_____ إبقاء عدد أعضاء مجموعات العمل أقل من 30-40 مشاركاً، أو تقسيمها إلى مجموعات أصغر في حال تخطّى العدد الأربعين
_____ تعيين مَن يسجّل النقاش في كل مجموعة
_____ تقديم المعلومات عن منظمتكم، في حال كان ذلك مناسباً
_____ التفكير في ترك بعض الوقت لطرح مواضيع كالمسائل والهموم، والعقبات والممانعة لمعالجة هذه المسائل والهموم، والموارد المجتمعيّة من أجل التغيير، والبدائل والحلول المُقترحة
_____ استخدام الأوراق المناسبة لتسجيل النقاش عن كل موضوع
_____ القيام بتلخيص ما تحقّق وعرض خطّة مبدئية للتحرّك
_____ الإعلان عن الاجتماع المقبل إذا أمكن
_____ تحضير ملخّص مكتوب عن العصف الذهني الذي حصل وإرساله لكافّة المشاركين، مع الشكر وذكر فرص المزيد من الانخراط.
نویسنده
فِنْس فرانشيكو
جيري شولْتْز
المثال رقم 1:
أفكار ناتجة عن منتدى عام حول إدمان المراهقين
|
مسائل وهموم تحيط إدمان المراهقين |
- إدمان المراهقين على الكحول والمشكلات الصحية الممتدّة - تقدير الذات ضعيف أو منخفض - تخلّي الأهل عن المسؤولية - غياب الوظائف - لا مساءلة أو محاسبة للتجار ( على بيع السجائر) |
|
- توفّر المخدّرات - السماح بسوء استخدام الكحول: تسامح المجتمع المحلي - العصابات وازدياد الجرائم عند الأحداث - غياب النشاطات التي تجري بإشراف بعد المدرسة - غياب التواصل بين الطلاب والمعلمين والأهل |
|
العوائق والموانع لمعالجة إدمان المراهقين |
- الإعلام المضاد والإعلانات - التساهل إزاء التدخين وبعض المخدرات - غياب الخدمات العلاجيّة |
|
- غياب المبالاة - مسائل عائلية: التلفزيون، والضغط المالي، وغياب الوقت النوعي، وفقدان دعم العائلة الممتدة، وعمل كلا الأب والأم |
|
نقاط القوّة والموارد المجتمعيّة من أجل التغيير |
- أشخاص في الحي يحترمهم الأطفال والأهل |
|
- المراكز الروحية ورجال الدين - شركات الأعمال المحلية - المنظمات الشبابية |
|
البدائل والحلول المقترحة |
- المزيد من تواجد الأهل في المدارس - برامج توجيهية للأعمال وزيادة فرص العمل للمراهقين - غداء مقفل في المدارس الثانوية |
|
- مزيد من التقارير عن مسائل الإدمان في الإعلام - المدارس تتجّه أكثر لأن تصبح منظمات ذات خدمات كاملة أو مراكز مجتمعية |
المثال رقم 2:
أفكار ناتجة عن منتدى عام يناقش مدى توفر التأمين الصحي وما إذا كانت كلفته مقبولة لدى كافّة الناس في المجتمع المحلي
مناقشة المشكلة:
-
يتزايد عدد الناس الذين لا يستطيعون تحمّل كلفة التأمين الصحي.
-
حتّى أفضل التأمين في البلدة ليس مطلقاً، فهو لا يغطّي كل ما يجب أو كل ما يمكن أن يغطّيه.
-
خطط التأمين ليست متوفّرة بشكل واسع.
-
يعيش بعض الناس على الإعانات الاجتماعية بدلاً من وظيفة ذات دخل منخفض بسبب المنافع الطبيّة.
-
هناك الكثير من البيروقراطية في نظام الرعاية الصحية.
-
التأمين مكلف للغاية.
-
تغطية الزوج/زوجة هي أكثر تكلفة من تغطية العديد من الأطفال.
مناقشة الحلول:
-
قد يكون أحد الخيارات شراء التأمين من خلال وسيط للحصول على تأمين صحي بكلفة أقل.
-
يمكن إعداد تأمين جماعي للمعوزّين طبّياً.
-
استكشاف ما يمكن أن يقدمه التأمين الصحي الحكومي و/أو الجمعيات الصحية المجانية.
-
جعل شخص ما في المجتمع المحلي يغطي التأمين لشخص آخر.
-
مراقبة شركات التأمين لكي تنظّم الأسعار.
-
اقتراح أن تدعم الدولة الأطباء الذين يعالجون ذوي الدخل المنخفض.
المثال رقم 3:
تقرير سردي عن اجتماع بلدة
"إعطاء المجتمع المحلي صوتاً: عقد أوّل اجتماع للبلدة"
عقدنا أوّل اجتماع للبلدة في فترة الغروب ليلة الثلاثاء، وكان قد حلّ الظلام وبدا وكأنّها قد تمطر عندما دخلْتُ بناء البلدية. يقع المبنى، وهو في قلب البلدة، مقابل الشارع المتفرّع من الحديقة المركزية للبلدة، ويطلّ على وسط الحديقة. عندما دخلتُ غرفة الاجتماعات الواسعة لم أرَ سوى عددٍ قليلٍ من الوجوه المألوفة. كان حاضراً عددٌ من أعضاء اللجنة الإدارية، فضلاً عن وجه أو واثنين تعرفّت عليهما دون تحديد واضح، فخشيت أنْ يكون هذا الاجتماع فاشلاً. كنتُ قد حضَرتُ فقط عشر دقائق قبل الموعد، وبدأت أشعر بالقلق من عدم ظهور أحد آخر.
ولكن، بعد خمس دقائق من موعد البدء، فاجأني بسرور أنّه بات علينا أن نبحث عن كراسٍ إضافيّة. أدركتُ عندها أن المنشورات الموزّعة والمعلّقة في كافّة أنحاء البلدة، والإعلانات على محطّة الراديو المحلية عن اجتماعاتنا قد ساعدتنا على ملء القاعة بأكثر مما تتسع.
في الوقت المتّفق عليه، قدّمتُ نفسي كمدير مشروع "قفْ"، ثمّ قدّمت أعضاء اللجنة الإداريّة الحاضرين، ثمّ قدّم كلّ مشارك بدوره نفسه. طلبتُ من كافّة الحاضرين إعطاءنا خلفيّة سريعة عن أنفسهم وعن أسباب اهتمامهم برسالة هذا المشروع. تنوّعت أجوبتهم بشكل هائل، فالبعض أتى لاهتمامات مهنيّة، فيما أراد الآخرون الانخراط لأنّه كان لديهم أطفال وكانوا قلقين من كيفية تأثير المشكلة على عائلتهم. وبسبب وجهات النظر المختلفة العديدة، والمروحة الواسعة من اقتراحات البدائل والحلول، وجدتُ الفرصة المثاليّة لاستقطاب أعضاء للعمل في لجان التحرّك لدينا وفي الائتلاف بشكل عام. ومع أنّي كنتُ أعرف بعضاً من هؤلاء الأشخاص شخصيّاً فقد حاولت تحديد كيف يمكن أن يناسبوا المبادرة وما كان لديهم ليقدّموه، فضلاً عن كيف يمكن أن يستفيدوا من الانخراط.
لقد قمنا بتأمين القهوة والحلوى والمشروبات الباردة كضيافة. وقد لبس الأشخاص الذين حضروا الاجتماع ثياباً تتراوح بين اللباس الرسمي والثياب الرياضيّة، وبين السلاسل الذهبية والحلقات في الأنف. ولقد أشار لي التنوّع في الأساليب الشخصيّة أنّ أشخاصاً من مختلف مشارب الحياة لها اهتمام في هذه المسألة.
من جهة أخرى، وللأسف، لم يعكس الحاضرون التنوّع الإثني في المجتمع المحلي. فقررتُ وجوب عقد اجتماعات أخرى في البلدة في المناطق التي من شأنها التعبير عن تمثيل أقوى للجماعات غير الممثَّلة في هذا الاجتماع. إن واقعة أنني لم أتمكن شخصيّاً من دعوة أكثر من حفنة قليلة من الأشخاص يمكن أن تكون أثّرت على تنوع المجموعة.
وبعد أن تناول الجميع الحلويات، تابعْنا الإجراءات المعتمدة لإدارة الاجتماع، فعينّا ميسّراً، ووفّرت العديد من الأوراق، وحدّدنا الوقت، وقمْنا بتلخيص ما تمّت مناقشته. بلغ عدد المجموعة نحو 35، لذلك لم ننقسم إلى مجموعتين. ولّدت جلسة العصف الذهني ملاحظات عديدة ومختلفة. وفي حين أنّ بعض المواضيع أسفرت عن مجموعة متنوعة من الإجابات، أنتجت مواضيع أخرى فقط فكرة أو فكرتين. كان الجو بشكل عام سلساً، لكن التوتر ساد عندما عبّرت عن رأيها ممثّلة عن مجموعة تحبّذ نظرة لا تحظى بشعبية واسعة، فأثارت اقتراحاتها حفيظة عدد من المشاركين الآخرين الذين ردّوا بغضب وانتقادات. ذكّرتُ عندها بسرعة المشاركين بضرورة تقبّل جميع الاقتراحات بعقل منفتح حتى تصل فكرة كل شخص إلى الطاولة للمناقشة في وقت لاحق.
كانت غاية الاجتماع الأساسيّة إعطاء فرصة لأعضاء المجتمع المحلي لتشارك أفكارهم وآراءهم حول المسألة. ومع أنّي اضطررت إلى أنْ أتحدّث بشكل مباشر ودبلوماسي مع إحدى المشاركات لتذكيرها بأهميّة السماح لكل فرد بأن يتكلّم، أظنّ أنّ الجميع شعر بالراحة بالتعبير عن رأيه/ها. علاوةً على ذلك، جعلتُ المداخلات تقتصر على اقتراحات قصيرة لا تزيد عن دقيقة ويمكن تسجيلها بسهولة، حتّى يتمكّن كل مشارك من عرض رأيه/ها. سُجّلت كافّة الاقتراحات، ثم لاحقاً، قمتُ بتلخيص النقاط المهمّة، ووزّعتُها على أعضاء اللجنة، وأرسلتها إلى كافّة الحاضرين.
انتهى الاجتماع بعد استعراض المسائل الرئيسية والحصول على اتفاق عام من الجميع حول طبيعة النقاش. كما وزّعت المعلومات عن مشروع "قف"، وطلبتُ من كل شخص أن يصبح عضواً، مشيراً إلى أهميّة انضمامهم إلى الائتلاف وإلى القيمة التي يضيفونها. تفرّقتْ المجموعة بسرعة، على الرغم من أن العديد من الناس بقي للحديث معي، كما واصل آخرون النقشات. وعلى الأقل، قام شابٌّ، كان قد بدا جائعاً، بالمساعدة على التنظيف بإخفاء معظم الحلوى التي بقيت في جيوبه!
كان الاجتماع واحداً من الاجتماعات العديدة التي عقدناها من أجل تقدير هموم أعضاء المجتمع المحلّي، ولقد حاولنا أن نكون شاملين قدر الإمكان، من خلال تأمين النقل وعقد الاجتماعات في مناطق متنوعة من البلدة. وكنّا نحاول العثور على أفضل موقع في كل جزء من البلدة، ولكنّنا في بعض الأحيان، كنّا نستخدم ببساطة ما كان متاحاً، كبناء للبلدية أو مركز ديني أو حتّى غرفة اللعب في بناء كبار السن. ولقد سعينا إلى أن تكون المشاركة على أوسع نطاق ممكن، وحاولنا خلق أجواء تشعر فيها مروحةٌ متنوعة من المشاركين بالارتياح للتعبير عن أفكارهم ومشاعرهم وهمومهم.
نویسنده
فِنْس فرانشيكو
جيري شولْتْز
Tool: Candidate Forum Toolkit
The Candidate Forum Toolkit from the National Low Income Housing Coalition provides organizers with clear guidance and easy-to-use tools for hosting open, nonpartisan events about affordable housing. It makes planning simpler and helps more people get involved, so advocates can bring attention to housing justice, encourage voter participation, and hold leaders accountable. You can use this toolkit to organize your own candidate forum and make a difference in your community.
برای آگاهیرسانی و جلب حمایت عمومی جهت حل مشکلات باهمستان، اطلاعات کمّی اهمیت بسیاری دارد. تجزیهوتحلیل دادههای عینی برای برآورد، برنامهریزی، و اجرای پروژههای باهمستان رویکردی قابل اتکاء فراهم میکند و برای مقایسهی مشکلات باهمستان با سایر مناطق جغرافیایی و در همهی زمانها میتواند ابزاری ارزشمند باشد.
در این بخش دربارهی نحوهی جمعآوری دادهها توسط گروههای متمرکز، میزگردهای عمومی، و نظرسنجیها بحث میکنیم و خواهیم دید که چگونه و چه زمان باید اطلاعات را به برنامهریزی در سطح باهمستان تبدیل کرد.
چرا باید اطلاعات مربوط به مشکل را جمعآوری کرد؟
بسیاری از ما از تحقیق بیزاریم. شاید شما هم تجربه کرده باشید که گاهی مدتها به صفحات پر از ارقام و معادلات خیره میشوید و با خود میگویید امروز روز خوبی است برای جراحی دندان! با وجود این، دراختیارداشتن این اطلاعات امتیاز بسیار بزرگی است. ما به دلایل بسیار معتقدیم که این کار واقعاً ارزش تلاش را دارد.
- دانش: واقعیت حرف اول را میزند. اطلاع از واقعیتها شیوهی قابل اعتمادی است که فاصلهی بین تلقی شما از یک باهمستان سالم و واقعیتی که در آن زندگی میکنید را تعیین میکند. جمعآوری اطلاعات از دوران پیش از آغاز به کار سازمان شما (که آن را دادههای اولیه نیز مینامند)، برای نشاندادن عظمت مشکل راه فوقالعادهای است.
- اعتبار مهم است: اگر قادر باشید در یک مکالمهی خودمانی، تعداد دقیق افرادی را ذکر کنید که با مشکل مبتلابه شما دست به گریبانند، فردی مطلع، جدی، و منظم قلمداد میشوید. مکتوبکردن همین ارقام (البته با ذکر جزئیات بیشتر) در قالب یک درخواست همیاری مالی یا چکیدهي پروژه برای حامیان و ارزیابان بالقوه، خبر از آن میدهد که گروه شما بهخوبی اداره میشود و قادر است کار را به انجام برساند.
- آگاهی منجر به تغییر خواهد شد: میتوانید از اطلاعات آماری که به دست آوردهاید برای آگاهیدادن به باهمستان در زمینههای مختلف بهره ببرید؛ مثلاً مشکل تا چه حد اهمیت دارد، باهمستان شما در رابطه با سایر باهمستانها یا کل کشور تا چه حد خوب (یا بد) عمل میکند، و دست آخر اینکه، ائتلاف شما با چه کیفیتی با مشکل مورد نظر مواجه میشود.
این اطلاعات را چگونه جمعآوری میکنید؟
برای این کار دو راه وجود دارد: میتوانید از اطلاعاتی استفاده کنید که از قبل وجود دارند، یا اگر آنچه در پی آنید وجود ندارد، میتوانید خودتان اطلاعات تازه کسب کنید. به هر روی، برای آنکه روند جمعآوری اطلاعات تا حد ممکن کارآمد و عاری از زحمت باشد، ده گام ضرورت دارد.
ده مرحلهی جمعآوری اطلاعات
۱- بر سر ارزش و هدف اطلاعاتی که جمعآوری خواهید کرد، توافق کنید
همانطور که گفته شد، به اعتقاد ما دلایل عالی و کلی زیادی وجود دارند که چرا باید حقایق مربوط به مشکل را در اختیار داشته باشید. اما گروه شما دقیقاً به چه علت به این اطلاعات نیاز دارد؟ چطور از آن استفاده میکنید؟ آیا اطلاعات را فقط به اعضای سازمان خود نشان میدهید یا قصد دارید آنها را عمومی کنید؟ برای مثال، پروژهی ایدز یک باهمستان کوچک، وقتی دربارهی درصد جوانانی که در رابطهی جنسی، ایمنی را رعایت میکنند صحبت کند، ممکن است با تعصبات زیادی مواجه شود. شاید اعضای پروژه معتقدند که این اطلاعات برای برنامهریزی خوب هستند، ولی شاید تصمیم بگیرند که برای عموم تحت عنوان دیگری بحث کنند؛ مانند تعداد نوزادانی که مبتلا به ایدز متولد میشوند.
۲ – تصمیم بگیرید که چه وقت میخواهید از این اطلاعات استفاده کنید
تصمیم مهم دیگری که باید اتخاذ کنید این است که این دادهها چه زمانی اهمیت دارند. این در واقع عبارت است از دو تصمیم:
- میخواهید اطلاعات مربوط به کدام برههی زمانی را پیدا کنید؟ این کار اغلب مفید است که اطلاعات مربوط به همین حالا را جستجو کنید یا از زمانی که ائتلاف شما تازه شروع به کار کرده بود. این اطلاعات دوم (یعنی از زمان شکلگیری ائتلاف) که گاهی آن را اطلاعات پایه مینامند، حاکی از ابعاد مشکل پیش از زمانی است که شما کار خود را آغاز کردید. بعداً در طول حیات ائتلاف، میتوانید میزان تغییرات را ردیابی کرده و تعیین کنید که تا چه حد کارآیی داشتهاید.
- قصد دارید چه وقت این اطلاعات را عمومی کنید؟ اغلب میخواهید اطلاعات را بلافاصله به اطلاع همگان برسانید؛ ولی گاهی هم بهتر است کمی صبر کنید. شاید بخواهید آن را در مناسبتی ملی یا بینالمللی اعلام کنید، به امید اینکه پوشش رسانهای بیشتری داشته باشید.
۳ – تعیین کنید که دقیقاً میخواهید چه چیز را بدانید
دقیقاً میخواهید چه چیز را بدانید؟ آیا صرفاً در پی اطلاعات آماری هستید یا میخواهید قدری اطلاعات کیفی هم جمعآوری کنید (زندگی افراد، قهرمانان محلی و غیره)؟ آیا میخواهید میزان بروز یا میزان شیوع و یا هر دو را تعیین کنید؟ اما در رابطه با کدام مشکل؟ هر قدر در ابتدای کار دقیقتر فکر کنید، موضوع جستجوی خود را زودتر پیدا خواهید کرد.
۴ – تعیین کنید که چه کسی اطلاعات را جمعآوری میکند
آیا میخواهید یک نفر بر جمعآوری دادهها متمرکز شود یا میخواهید چند نفر این کار را انجام دهند؟ با هم مشورت کرده و ببینید در سازمان شما چه کسی تجربهی جمعآوری دادهها را دارد و ضمناً چه کسی علاقمند است این کار را انجام دهد. آیا وقت کافی برای این کار را دارد؟
۵ – منابع احتمالی اطلاعات را شناسایی کنید
منابع اطلاعاتی بسیاری وجود دارند که میتوانید دادههای مرتبط با منظور خود را، بسته به عنوان مطلب، پیدا کنید. برخی از این منابع عبارتند از:
- ادارهی بهداشت منطقهی شما میتواند کمک کند تا شاخصهای بهداشتی انواع بیماریها را تعیین کنید.
- سابقهی تعداد پذیرش و ترخیص بیمارستانها موجود است و میتواند اطلاعاتی در زمینهي باروری نوجوانان یا علت مرگ و غیره در اختیارتان بگذارد. بسته به اینکه در کجا زندگی میکنید، شاید بعضی از دادهها در بایگانی عمومی موجود نباشند، ولی شاید بتوان بخشی از آن را خریداری کرد یا ترتیبی داد که به شکلی مورد استفاده قرار بگیرد.
- دادههای آماری: تلاش کنید تا اطلاعات سرشماری باهمستان شما و کل منطقه یا کشور را از طریق سایتهای رسمی و مراکز آماری به دست آورید. بسیاری از وزارتخانهها و نهادها هم در سایتهای خود اطلاعات مشابهی دارند.
- برخی از سازمانهای غیرانتفاعی تخصصی (مانند نهادهای حمایت از بیماران خاص) هم ممکن است در رابطه با انواع مسائل مرتبط به حیطهی فعالیتهای خودشان دارای بایگانی و آمار باشند. این سازمانها اغلب از قبل آمار گرفته و اطلاعات مورد نیاز شما را پیدا کردهاند.
- سایر اطلاعات تماس که دارید، میتوانند شما را به سمت منابعی هدایت کنند که مختص علایق شما است.
۶ – برای مقدار اطلاعاتی که جمعآوری میکنید محدودیت قائل شوید
اطلاعات بیش از حد درست به اندازهی کمبود اطلاعات، مسئله ساز است. در مورد مقدار آنچه جمعآوری میکنید تصمیم بگیرید؛ وگرنه در تپهی بلندی از دادهها که روی میزتان تلنبار شده گم خواهید شد.
۷ – دادهها را جمعآوری کنید
اگر تا این لحظه همهي کارهای آمادهسازی را انجام داده باشید، این بخش آسان کار است. منابع دادههایی که پیدا کردهاید را فهرست کنید؛ هم به ترتیبی که فکر میکنید بهتر از بقیه هستند و هم آنطور که فکر میکنید پیداکردنشان آسانتر است. با اینها شروع کرده و دست به کار شوید.
۸ – شکافهای موجود در دانش خود را شناسایی کنید
بعد از اینکه کار جمعآوری را تمام کردید، وقت آن رسیده که نگاهی دقیق داشته باشید به اطلاعاتی که پیدا کردهاید. آیا توانستید همهی آنچه را که به دنبالش بودید تعیین کنید یا بعضی از اطلاعات مهم را پیدا نکردید؟ شاید اطلاعاتی که پیدا کردهاید شما را متوجه کرده که اطلاعات مهم دیگری هم هست که در ابتدا دربارهی آنها تحقیق نکرده بودید.
۹ – مراحل کار را دوباره انجام دهید تا شکافها را پر کنید؛ یا دادههای مختص خود را پیدا کنید
حالا که میدانید هنوز به یافتن چه اطلاعاتی نیاز دارید، دو گزینه پیش رو دارید. شاید بار اول صرفاً منبع اطلاعاتی خوبی را نادیده گرفتهاید؛ بنابراین با سایر افراد گروه خود مشورت کنید تا ببینید از چه چیزهایی غفلت کردهاید. اما در عین حال، این هم امکان دارد که اطلاعاتی که مورد نظر شماست اصولاً وجود ندارد، که در این صورت جمعآوری آن بر عهدهی خود شماست. برای آنکه روش این کار را بیاموزید، به عنوان بعدی، یعنی جمعآوری اطلاعات جدید، رجوع کنید.
۱۰- اگر امکان پذیر باشد، بد نیست دادههای مربوط به باهمستان خود را با دادههای سایر باهمستانها یا با دادههای کل کشور مقایسه کنید، یا دادههای باهمستان خود را در طی زمان ردیابی کنید.
خوب است دادههای موجود خود را در زمینه و چشماندازی بزرگتری بررسی کنید و با مقایسه آن ببینید چه قوتها و نقایصی در برابر دادههای دیگر باهمستانها، یا به نسبت میانگین محلی، استانی یا کشوری دارد.
جمعآوری اطلاعات جدید
معمولاً وقتی که سعی دارید حقایق مربوط به یک مشکل را تعیین کنید، اطلاعات لازم به شکلهای مختلف از قبل موجود است. اما اگر جستجو کرده و کاملاً اطمینان دارید که این اطلاعات وجود ندارد، وقت آن رسیده که خودتان آن را خلق کنید. برای این کار هنوز هم لازم است ده مرحلهی بالا را رعایت کنید — البته به جز شمارهی پنج — اما علاوه بر آن، باید کارهای زیر را هم انجام دهید.
۱- روشی را برای جمعآوری اطلاعات انتخاب کنید که در مقایسه با روشهای دیگر بیشتر مناسب با هدف شما باشد. روشهای دیگر که معمولاً مورد استفاده قرار میگیرند، از این قبیل هستند:
- نظرسنجی یکی از بهترین شیوهها برای دستیافتن به آن دسته از اطلاعات کمّی است که سازمان شما میخواهد بداند. اینها میتوانند به صورت نوشته، رودررو یا تلفنی باشند.
- گروههای تمرکز، جلسات عمومی و جلسات استماع هم همگی راه خوبی برای پیداکردن اطلاعات هستند. اما این روش ها بیشتر برای یافتن اطلاعات کمّی مفیدند تا اطلاعات کیفی.
۲- تصمیم بگیرید که آیا میخواهید عموم مردم از کار شما مطلع باشند.
۳- افرادی را که قرار است اطلاعات را جمعآوری کنند، آموزش دهید.
۴- اطلاعات خود را جمعآوری کرده و به صورت جدول درآورید.
۵- یافتههای خود را گزارش کرده و (مورد استفاده قرار دهید).
۶- به مرور و جمعآوری اطلاعات به صورتی منظم ادامه دهید.
محدودیت های استفاده از این اطلاعات چیستند؟
البته دانستن میزان بروز و میزان شیوع یک مشکل، قطعاً درمانی همهجانبه برای حلکردن همهی گرفتاریهای ائتلاف شما نیست و نیز تنها اطلاعاتی نیست که باید جمعآوری کرد. اطلاعات در بدترین حالت میتواند در عمل کسانی را که سعی در درک مشکل دارند گمراه کند.
هنگامی که دادهها را جمعآوری کرده و دربارهی آنها صحبت میکنید حتماً موارد زیر را رعایت کنید:
دادهها را از تعداد کافی از افراد کسب کنید تا ارزش داشته باشند. یا اگر از دادههایی استفاده میکنید که قبلاً گردآوری شدهاند، ببینید چند نفر مورد مطالعه قرار گرفتهاند. بر اساس قاعدهای کلی، جمعیتی کمتر از سی نفر را مبنای رتبهبندی قرار ندهید و هرچند این کمترین تعدادی است که میتوان برای تولید اغلب آمارها استفاده کرد، احتمالاً اصلاً برای داشتن تصویری درست کفایت نمیکند. این تعداد اصلاً برای اعتباربخشیدن به دادهها کافی نیست. اگر یک نظرسنجی داوطلبانه برای مصرف مواد مخدر در میان دانشآموزان دبیرستان داشته باشید و فقط پنج نفر به آن پاسخ دهند، نتایج شما میتواند از حقیقت فاصلهی زیادی داشته باشد.
هنگام گذاشتن ارقام، هرگز فراموش نکنید که باید آن را بر حسب کمّیت اندازهگیریشدهی دیگری ارائه دهید.
برای مثال، اینکه فقط بگویید ۴۳ دانشآموز سیگار میکشند به شنونده اطلاعات کافی نمیدهد تا مشکل را واقعاً دارک کند. آیا منظور ۴۳ نفر از ۵۰ نفر است؟ یا از ۵۰۰۰ نفر؟ همیشه سعی کنید اطلاعات را مرتبط با کل قضیه عرضه کنید. شنوندهای که گیج شده برای هدف شما مفید نخواهد بود. هرچند آمار میتواند مفید باشد، اما هرگز همهی ماجرا را بیان نمیکند. مردم با تجربیات فردی دیگران ارتباط برقرار میکنند: مکانیک مهربان محله که در اثر سرطان ریه درگذشته، یک دانش آموز کلاس چهارم که در یک نزاع خیابانی کشته شده. بیان واقعیات صرف شاید از نظر کار پلیسی، خوب باشد؛ ولی هرگز نگذارید سازمان شما افراد پشت آن آمار را فراموش کند.
خلاصه
میگویند گروهی از پرندگان برای یادگیری پرواز در کلاسی شرکت کردند. همهی آنها هفتهها با سرسپردگی زیاد در همهی کلاسها شرکت کردند و وقتی کلاس تمام شد همه دیپلم خود را زیر بال زدند و قدمزنان به خانه رفتند. بنابراین از اطلاعات جمعآوریشدهی خود برای پیشبرد هدفتان استفاده کنید و با کمک آن پرواز کنید. در اینکه بهبودبخشیدن باهمستان نبرد دشواری است بحثی نیست، ولی اگر بتوانید عظمت مشکل را تعیین کنید، اولین گام مهم را برای پیروزی در جنگ برداشتهاید.
Usted comprende por que es importante recoger información acerca del problema:
___Para conocer los hechos.
___Para ser visto como una organización efectiva y creíble.
___Por que la concienciación conduce al cambio.
¿Como recoge usted esta información?
___Se ponen de acuerdo acerca del valor y el propósito de la información que ustedes recogerán.
___Determinan cuando ustedes desean utilizar estos datos.
___Determinan exactamente lo que ustedes desean saber.
___Determinan quién encontrará la información.
___Identifican posibles fuentes de información.
___Establecen límites acerca de cuántos datos ustedes desean recoger.
___Recoger los datos.
___Identifican vacíos en su conocimiento.
___Vuelven a realizar el proceso para intentar a llenar esos vacíos, o recogen sus propios datos.
___Comparar los datos para su comunidad con datos de otros, o con datos nacionales.
Recoger nueva información:
___Sigue los pasos anteriores.
___Identifican el método que se ajusta mejor a sus propósitos.
___Deciden si ustedes desean informar al público acerca de lo que ustedes están haciendo.
___Entrenan a las personas que recogerán los datos.
___Informan y utilizan sus hallazgos.
Comprenden los límites de la información:
___Obtiene sus datos utilizando suficiente número de personas para hacer que sus datos sean suficientemente robustos.
___Se aseguran de que su información está en su contexto.
Ejemplo #1: Comprendiendo las tasas de incidencia y prevalencia de preocupaciones en salud pública
Dos tipos importantes de datos que usted puede desear incluidos son información sobre la incidencia y prevalencia del problema. El ejemplo Uno explica esos términos, y después muestra como usted puede ilustra gráficamente estos datos en tablas.
La casa en la cual algo ocurre es simplemente una cantidad medida en términos de otra cantidad medida. Por ejemplo, la tasa de violación en los Estados Unidos en 1992 fue 42,8 casos (primera cantidad) por 100.000 mujeres (segunda cantidad) (Departamento de Justicia de los Estados Unidos, 1993). Los términos proporción y ratio son a menudo utilizados de modo intercambiable para la tasa, y la información puede estar escrita como un porcentaje.
La tasa de incidencia nos dice cuántos nuevos casos de un problema han surgido en un período específico de tiempo. Y debido a que usted a menudo no puede hablar acerca de cuántos nuevos casos de un problema existen hoy, (usted no podría habitualmente decir, por ejemplo, que 27 miembros de la comunidad se han convertido en alcohólicos el pasado jueves), la tasa de incidencia es generalmente medida a lo largo de un período de tiempo más largo, siendo un año el promedio. Por ejemplo, el Servicio de Salud Pública ha documentado que cada año (período de tiempo), 20.000 personas (nuevos casos) murieron por homicidio. Esta es la tasa de incidencia para el homicidio.
La tasa de prevalencia, por otra parte, determina la probabilidad de que un individuo tenga un problema determinado en un momento particular de tiempo. Esto ayuda a determinar la magnitud general del problema. Un ejemplo de prevalencia es: 26% de los americanos tienen tensión arterial alta (Departamento de Salud y Servicios Humanos de los Estados Unidos, 1994). Ésos pueden o pueden no ser nuevos casos. Algunos de esos casos probablemente tenían alta tensión arterial durante el pasado año, algunos probablemente no. Pero cuando usted está hablando acerca de la enfermedad cardiovascular. Usted puede decir con seguridad que aproximadamente un cuarto de los americanos actualmente tienen tensión arterial alta. Esta es la tasa de prevalencia para la alta tensión arterial.
Como usted puede ver, las tasas de incidencia y prevalencia miden diferentes cosas. A menudo, su organización deseará determinar ambas en su investigación. Usted podría encontrar que la tasa de prevalencia es valiosa cuando usted está hablando acerca de en qué medida el problema que usted está tratando es amplio, y utilizar la tasa de incidencia para mostrar que su coalición ha reducido el número de nuevos casos, o la edad de inicio del problema.
Otro ejemplo de dónde usted podría desear medir tanto la tasa de incidencia como la prevalencia de un problema es el alcoholismo. Usted puede hablar acerca de la prevalencia del alcoholismo en su comunidad, así como la incidencia de las muertes relacionadas con el alcohol en el pasado año.
Las dos tablas que siguen son ejemplos de la incidencia de muertes (por causas particulares) y la tasa de prevalencia de factores de riesgo seleccionados para la enfermedad cardiaca en un distrito de Kansas. Observé que en ambos casos, la información es puesta en un contexto más amplio. La tasa de incidencia es comparada tanto con los niveles del estado como con los niveles nacionales, y se señala claramente, con referencia a 100.000 personas; la tasa de prevalencia es dada como un porcentaje, y es comparada con aquella de la nación como un todo.
En la primera tabla, se indica el rango para mostrar cuál fue la causa de muerte en el distrito de Wilson, en Kansas, y en los Estados Unidos. El lector puede entonces comparar fácilmente lo que causa un número desproporcionado de muertes en su distrito. Por ejemplo, la tercera causa de muertes en el distrito es la lesión no intencionada. Eso es más alta que en el resto del estado o en el país como un todo. (En ambas categorías, ésta fue la quinta causa de muertes). Los miembros de la comunidad pueden correctamente decidir, entonces, intenta reducir el número de lesiones no intencionadas comenzando una campaña de Primera Seguridad.
Tabla 1: Incidencia de Muertes Ordenadas por Tasa por 100.000
| Causa de Muerte | Distrito de Wilson | Kansas | Estados Unidos | |||
| Rango | Tasa | Rango | Tasa | Rango | Tasa | |
| Enfermedad Cardiaca | 1 | 179 | 1 | 309 | 1 | 286 |
| Cáncer | 2 | 106 | 2 | 204 | 2 | 206 |
| Lesión No Intencionada | 3 | 44 | 5 | 38 | 5 | 34 |
| Enfermedad Pulmonar Obstructiva Crónica | 4 | 33 | 4 | 45 | 4 | 39 |
| Cerebro- vascular | 5 | 29 | 3 | 69 | 3 | 58 |
| Neumonía/Gripe | 6 | 20 | 6 | 37 | 6 | 31 |
| Suicidio | 7 | 19 | 8 | 13 | 8 | 12 |
| Diabetes MellitusD | 8 | 12 | 7 | 20 | 7 | 21 |
| Nefritis, Síndrome Nefrítico, y Nefrosis | 9 | 7 | 9 | 13 | 9 | 10 |
| Úlcera de Estómago y Duodeno | 10 | 2 | -- | -- | -- | -- |
Fuentes de información:
Death rate for county based on age-adjusted annual average for 1987-1991. Source: KansasCounty Health Profile 1994: WilsonCounty , KDHE
Death rate for state based on mortality data and population estimate. Source: Annual Summary of Vital Statistics, KDHE, 1993
Death rate for nation from estimates from NationalCenterfor Health Statistics and based on 10 percent sample. Source: Annual Summary of Vital Statistics, KDHE, 1993.
En la tabla 2, los porcentajes de personas que tienen factores de riesgo para la enfermedad cardiaca han sido ordenados para el Estado de Kansas y la nación como un todo. Por ejemplo, el 26% de los ciudadanos de Kansas son obesos, comparado con el 24% de personas en la nación como un todo.
Tabla 2: Prevalencia de Factores de Riesgo Seleccionados para la Enfermedad Cardíaca, 1992
| Kansas | Nacional | |
| Obesidad | 26% | 24% |
| Fumar | 22% | 23% |
| Hipertensión | 21% | 21% |
| Colesterol Alto | 18% | 18% |
Fuente:
1992 Behavioral Risk Factor Surveillance System, KDHE
نویسنده
Janette Nagy
Determinar los lugares para encontrar información
En la primera columna de la tabla que sigue, haga un listado de todas las posibles fuentes de información que ustedes han encontrado en la tormenta de ideas. En la siguiente columna, decida cuál ustedes piensan que es la mejor fuente de información, y pongan un uno (1) a su lado. Asignen un dos (2) a la segunda mejor, y así sucesivamente, hasta que ustedes hayan ordenado todas sus fuentes. Hagan lo mismo en la columna etiquetada Número desde el más fácil hasta el más difícil, con un uno (1) para la fuente que será más fácil para usted a la hora de encontrarla y utilizarla. Finalmente, en la última columna, sume los números que usted ha colocado en cada fila. La fuente que tiene el valor final más bajo (el orden de rango más bajo) es la fuente con la que ustedes deberían comenzar, la fuente con el segundo valor más bajo debería venir en segundo lugar y así sucesivamente.
Las primeras tres filas le dan un ejemplo de cómo hacer esto para una organización que intenta preservar las áreas húmedas. En este ejemplo, la Agencia de Protección Ambiental tiene el valor más bajo, de modo que los miembros podrían comenzar aquí, y después seguir con la sucursal local de Greenpeace y su bibliotecario de referencia.
| Listado de Fuentes | Número desde el mejor al peor |
|
Número desde el más fácil hasta el más difícil | Valor final | |
| Bibliotecario de referencia | 3 | + | 2 | = | 5 |
| Página Web de la Agencia de Protección Ambiental | 2 | + | 1 | = | 3 |
| Greenpeace Local | 1 | + | 3 | = | 4 |
نویسنده
Janette Nagy


باهمستانها هم مشکلاتی دارند، درست مانند مردم
مشکلات بخشی از زندگیاند، بخشی از زنده بودن. هر باهمستانی هم مشکلاتی دارد؛ و این مشکلات بخشی از باهمستان بودن است. این فقط یکی از واقعیتهای حیات باهمستان است.
دو واقعیت بنیادین دیگر:
- باهمستانها هم مانند آدمها میکوشند برای مشکلات خود چارهای بیابند.
- واکاوی مشکلات به حل آنها کمک میکند.
نمونهای از مشکلات باهمستان. مرکز تجاری یک باهمستان با افت روبهرو شده است. فروشگاهها یکی پس از دیگری بسته میشوند و از این ناحیه کوچ میکنند؛ هیچ فروشگاه تازهای در این بخش به راه نمیافتد. میخواهیم به مرکز تجاری رونقی دیگر ببخشیم. چگونه این کار را انجام دهیم؟
اندیشه ما در این زمینه ساده است:
- به جای آن که شتابزده وارد معرکه شویم و سعی کنیم مشکل را برطرف کنیم، بهتر است موضوع را واکاوی کنیم و ببینیم چرا این افت پیش آمده و مشکل از کجا ناشی میشود.
- ثمره یک واکاوی خوب پیدا کردن راهحلهای دوراندیشانه و تاثیرگذارتر است. و بنابراین:
- یک واکاوی سنجیده و درست به زمان بیشتری که صرف آن میکنیم، میارزد.
این بخش به توضیح واکاوی (یا تجزیه و تحلیل) مشکلات باهمستانی میپردازد و اینکه چرا چنین کاری میتواند مفید باشد؛ و پس از آن خواهیم دید که چگونه این واکاوی صورت میگیرد.
مشکل باهمستان چیست؟
این موضوع بحثی مفصل است. مشکلات زیادی وجود دارند که میتوان آن را مشکل باهمستان نامید و احتمالا برخی از این مشکلات را خودتان هم میشناسید. آیا میتوانید مشکلات اصلی در باهمستان خود را نام ببرید؟ به احتمال بسیار میتوانید دستکم عناوین این فهرست را برشمرید.
نمونههایی از مشکلات باهمستان در زیر آمده است:
نمونههایی از مشکلات باهمستان: نبود دسترسی به آب آشامیدنی سالم، بدرفتاری با کودکان و سهلانگاری نسبت به آنها، جرم و جنایت، خشونت خانگی، مصرف مواد مخدر، آلودگی محیطزیست، ناسازگاری قومی، نابرابریهای بهداشتی، اچآیوی/ایدز، گرسنگی، کمبود خدمات فوریتی، نابرابری، کمبود اشتغال، کمبود خانههای ارزانقیمت، تهیدستی، نژادپرستی، مشکلات ترابری شهری و خشونت.
چه مشکلات دیگری را به این فهرست خواهید افزود؟
به جای آن که بکوشیم فهرستی کامل از مشکلات تهیه کنیم، بهتر است معیارهایی برای شناسایی مشکلات باهمستان در نظر بگیریم:
- مشکل بسیار پیاپی اتفاق میافتد (کثرت وقوع)
- مشکل مدت زیادی است که ادامه یافته است (استمرار)
- مشکل زندگی شمار فراوانی از اعضای باهمستان را تحتتاثیر قرار داده است (دامنه و گستردگی)
- مشکل زندگی شخصی افراد یا حیات باهمستان را مختل کرده است، و شاید اختلال شدید باشد (شدت)
- مشکل، حقوق قانونی و اخلاقی مردم را از آنها سلب کرده است (مساوات)
- موضوع به مثابه یک مشکل تلقی میشود (برداشت عمومی)
معیار آخر - برداشت عمومی - معیار مهمی است و میتواند در نشان دادن آمادگی باهمستان برای حل و فصل مشکل در درون خود کمک کند.
به خاطر داشته باشید که برداشت مردم از مشکل از ناحیهای به ناحیه دیگر و در خود یک ناحیه هم از گروهی به گروهی دیگر، میتواند متفاوت باشد. اگرچه هیچ تعریف مشخصی از مشکل باهمستان در دست نیست، به کمک نمونهها و معیارهای فوق میتوان به شناسایی و واکاوی مشکلات باهمستان پرداخت.
واکاوی مشکلات باهمستان به چه معناست؟
واکاوی مشکلات باهمستان روشی است برای اندیشیدن دقیق درباره یک مشکل یا معضل پیش از اقدام برای حل آن. برای این کار، نخست باید دلایل وجود یک مشکل را شناخت و بعد (و فقط در آن هنگام) راهحلهای احتمالی و برنامهای برای بهبود شرایط را شناسایی کرد. شگردهایی که برای واکاوی مشکلات باهمستان وجود دارد مستلزم به کارگرفتن منطقی ساده و گاهی جمعآوری شواهد است.
چرا باید مشکل باهمستان را واکاوی کنیم؟
برای شناخت بهتر مشکل یا مسئله
نوجوانان در خیابانی گردهم میآیند. گاهی سیگار میکشند. گاهی سروصدا میکنند. در این جا مشکل چیست؟ سروصدایشان؟ سیگار کشیدن؟ یا به احتمال بسیار این واقعیت که جای دیگری ندارند که بروند و گزینههای بهتر برای سرگرم شدنشان بسیار اندک است؟ پیش از آن که چارهای جستوجو کنید، باید نخست روشن کنید که مشکل (یا مشکلات) چیست. اگر این موضوع روشن نباشد، برداشتن گامهای بعدی بسیار دشوار خواهد بود.
برای شناخت ریشه مشکل
معمولا چیزی باعث یا عامل بروز مشکل میشود. آن چیز چیست؟ باید آن را پیدا کنیم. اغلب مشکلی که به چشم ما میآید خود ناشی از یک مسئله دیگر است.
مشخص کردن موانع و امکاناتی که با حل مشکل مرتبط هستند
پیشبینی موانع و دشواریها پیش از پدیدارشدنشان روشی نیکو و سازگار با برنامهریزی است. این کار شما را برای عبور از مشکلات توانمند میکند. واکاوی مشکلات همچنین باعث میشود که امکانات مورد نیاز برای حل مشکل را بشناسید. هر چه امکانات مناسبتری در اختیار داشته باشید، احتمال موفقیت شما بیشتر خواهد شد.
یافتن بهترین اقدام برای حل مشکل
داشتن برنامهای برای عمل همواره بهتر از چند اقدام درهم برهم برای حل مشکل است. اگر راهی را که در پیش گرفتهاید بشناسید، احتمال این که به مقصد خود برسید، بیشتر است.
در کل وقتی با مشکلی سروکار دارید، هوشمندانهتر آن است که پیش از شروع کار مشکل را واکاوی کنید. واکاوی باعث میشود که مشکل را بهتر بشناسید و برای همه چیز آماده باشید. چون زیربنای اولیه را ساختهاید. برای مشارکت و روحیه اعضای باهمستان هیچچیز بدتر از این نیست که درصدد حل مشکلی برآیند و سپس با دهها مانع روبهرو شوند؛ به خصوص وقتی که این موانع اجتنابپذیر باشند.
وقتی با صرف کمی وقت نخست مشکل را بررسی کنید، میتوانید شماری از این موانع را پیش از آن که پدیدار شوند پیشبینی کنید و احتمال رسیدن به کامیابی در حل مشکل را برای خود و دیگر اعضای باهمستان بیشتر کنید.
چه هنگام باید مشکل باهمستان را واکاوی کنیم؟
تمام مشکلات باهمستان باید مورد واکاوی قرار گیرند. یگانه استثنا شاید وقتی باشد که مشکل بحرانی است که نیازمند اقدامی فوری است. حتی در این حالت هم واکاوی بعد از اقدام سودمند خواهد بود.
با این حال، مواقعی هست که واکاوی اهمیت ویژه دارد. این موارد عبارتند از:
- وقتی که مشکل باهمستان چندان به روشنی بیان نشده باشد
- وقتی درباره مشکل باهمستان یا پیامدهای احتمالی آن اطلاعات کافی نداشته باشید
- وقتی میخواهید عواملی را پیدا کنید که میتوانند احتمال موفقیت در حل مشکل را افزایش دهند
- وقتی مردم پیش از بررسی کافی به چارهجویی مشغول میشوند
- وقتی برای چارهاندیشی باید اقدام مناسب را بشناسید و برای عمل به همکاری گروهی نیاز دارید.
چگونه باید مشکل باهمستان را واکاوی کنیم؟
هدف غایی و نهایی این است که مشکل را خوب بشناسیم و به شکل موثرتری با آن روبهرو شویم، بنابراین روشی که برمیگزینید باید دستیابی به هدف را ممکن سازد. در این جا چند راهبرد گام به گام ارائه میدهیم و بعضی از شیوههای مشخص برای شناسایی علتهای یک مشکل را مرور میکنیم.
اول، برای انتخاب مشکل دلیل موجه داشته باشید
معیارهایی که در بالا فهرستوار آوردیم – کثرت وقوع، استمرار، دامنه و گستردگی، شدت، مساوات و برداشت عمومی– را به کار ببندید و از خود بپرسید که آیا سازمان شما یا نهاد دیگری میتواند به طرز موثری مشکل را برطرف کند. این پرسش به شما در تصمیمگیری درباره اینکه آیا باید به این مشکل بپردازید و بر آن متمرکز شوید یا نه، کمک میکند.
بیایید مشکلی را به عنوان نمونه در نظر بگیریم: درصد کودکانی که اضافه وزن دارند و چاق هستند در باهمستان به شکل مستمری افزایش یافته است و اکنون به ۲۵ درصد رسیده است. با توجه به این که میدانیم چاقی در دوران کودکی معمولا به چاقی در بزرگسالی منجر خواهد شد و با مشکلات مزمنی – چون دیابت، ناراحتی قلبی و سکته – در پیوند است، این مشکل را باید اکنون حل کرد. سازمان ما اراده و توانایی انجام این کار را دارد.
دوم، مشکل را در چارچوب مشخصی در نظر بگیرید
مشکل را بیان کنید، بی آن که بطور ضمنی راهحلی پیشنهاد دهید یا کسی را سرزنش کنید. به این ترتیب میتوانید بدون هر گونه پیشفرضی مشکل را واکاوی کنید و بر سر هر راهحلی که بیابید به توافق برسید. یک شیوه بیان این است که بگویید مشکل بر اثر نبود کدام رفتار مثبت یا شرایط یا عامل مثبت پدید آمده، راه دیگر آن است که بگوییم حضور یا مقدار زیاد کدام رفتار، شرایط یا عامل منفی باعث بروز آن شده است.
مثلا: کودکان بسیاری در باهمستان به چاقی مفرط دچارند. این مشکل به ویژه در میان خانوادههای کمدرآمد جدی است.
سوم، مشخص کنید برای حل مشکل رفتار چه فرد یا افرادی و یا چه عوامل محیطی باید تغییر کند
این موضوع ممکن است ساده و سرراست باشد؛ مثلا تغییر رفتار افراد سیگاری در ترک سیگار، و یا شاید پیچیده باشد مانند متقاعد کردن قانونگذاران به تغییر قوانین و سیاستها (مثل مقررات ممنوعیت استعمال دخانیات) برای تغییر رفتار دیگران (مثلا سیگاریها مجاز نباشند در ساختمانها یا فضاهای بسته عمومی سیگار بکشند) تا آنکه با تغییر محیط، فضا برای عدهای دیگر (کودکان که نباید در محیطهای عمومی در معرض دود سیگار قرار بگیرند) سالم و مناسب شود.
همه کودکان و به ویژه کودکان خانوادههای کمدرآمد باید از این فرصت و انگیزه برخوردار شوند که غذاهای سالمتر بخورند و بیشتر ورزش کنند. شاید لازم باشد که پدر و مادرها رژیم غذایی کودکانشان و نیز رژیم غذایی خودشان را تغییر دهند – و مدارس هم چه بسا لازم باشد که برنامههای ناهار و ساعات ورزش را بر همین اساس از نو ساماندهی کنند. در محلههای خانوادههای کمدرآمد دسترسی به غذای سالم باید بیشتر شود و مکانهای امن بیشتری برای بازی کودکان و مشارکت آنها در فعالیتهای ورزشی درون فضای سرپوشیده یا در فضای باز وجود داشته باشد.
علت واقعی یک مشکل شاید بیدرنگ آشکار نباشد. ممکن است علت آن عملکرد یک نظام اجتماعی یا سیاسی باشد، یا شاید ریشه در رفتار یا وضعیتی داشته باشد که در نگاه نخست بیربط به نظر برسد. برای یافتن علتهای نهان شاید ضروری باشد که یک یا چند روش تحلیلی را به کار ببرید، از جمله روش تفکر انتقادی و شگرد «اما چرا؟».
تفاوت میان تشخیص یک مشکل و یافتن عوامل ریشهای آن مانند تفاوتی است که میان برخورد پزشک با نشانههای بیماری و کاری که برای درمانش انجام میدهد، وجود دارد. وقتی یک بیماری چنان خوب تشخیص داده شود که درمان شود، غالبا میشود با همان شناخت از بروز آن پیشگیری کرد یا آن را از میان برداشت.
پنجم، شناسایی نیروهای بازدارنده و پیشبرنده که بر مشکل تاثیرگذارند
این شناخت را واکاوی نیروهای تاثیرگذار میخوانند. این واکاوی به معنی بررسی نیروهای بازدارنده (از قبیل ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، ایدئولوژی، سیاست، کمدانشی، نبود دسترسی به شرایط سالم و بهداشتی، و غیره) که پیامدهای آن اجازه نمیدهد مشکل تغییر کند، و نیروهای پیشبرندهای (چون ناخشنودی از شرایط حاضر، افکار عمومی، تغییر سیاست، تلاشهای مستمر برای آموزش مردم، گزینههای موجود که میتوانند جایگزین فعالیتها و شرایط ناسالم و ناپذیرفتنی بشوند) است که مشکل را به سوی دگرگونی سوق میدهند. ببینید که چگونه میتوانید شناخت خود را از این نیروها به منظور ارائه راهحلهایی برای مشکل به کار بگیرید.
ششم، بکوشید به هر ارتباطی که میان مشکل موردنظر شما و دیگر مشکلات باهمستان وجود دارد، پی ببرید
این کار را ممکن است هنگام واکاوی علتهای ریشهای انجام داده باشید. شاید چنین باشد که مشکلات دیگر هم از همین علت ریشهای پدید آمدهاند و نیز سازمانهای دیگری باشند که بتوانید با آنها در برطرف ساختن مشکل مشارکت و همکاری کنید. درک پیوندی که میان مسائل باهمستان وجود دارد شاید گام بلندی در جهت حل و فصل آنها باشد.
هفتم، عوامل شخصیای را که ممکن است در مشکل دخیل باشند، شناسایی کنید
مشکل چه به رفتار شخصی مربوط باشد و چه به شرایط باهمستان، هر فردی که تحتتاثیر آن قرار گرفته، با خود ذخیرهای از دانش و اطلاعات (گرچه ممکن است درست و دقیق باشند یا نباشند)، باورها، مهارتها، تحصیلات، پیشینه، تجربه، فرهنگ و پیشفرضهایی درباره جهان و دیگران و نیز ویژگیهای زیستشناختی و ژنتیکی، به همراه میآورد. هر کدام و یا همه اینها شاید خود در بروز مشکل و یا یافتن راهحلی برای آن… و یا هر دو، سهم داشته باشد.
هشتم، عوامل محیطی را که ممکن است در بروز مشکل دخیل باشند، شناسایی کنید
همان طور که عواملی در ارتباط با افراد وجود دارد که ممکن است در بروز مشکل سهم داشته باشد و یا به حل آن کمک کند، عواملی هم در محیط باهمستان وجود دارند که میتوانند به همین شکل عمل کنند. از جمله این عوامل میتوان به میزان دسترسی و موانع موجود و فرصتها برای خدمات، اطلاعات و دیگر موارد حمایتی اشاره کرد.
نهم، برای پرداختن به مشکل، گروه مخاطبان و افراد موثر در ایجاد تغییر مثبت در باهمستان را شناسایی کنید
تلاشهای شما بر چه کسانی باید متمرکز باشد و چه کسی این قدرت را دارد که وضعیت را بهبود ببخشد؟ گاهی ممکن است هر دو گروه از افراد یکی باشند. به عنوان مثال، شاید بهترین راهحل برای مشکلی خاص، به نحوی، تغییر سیاست باشد، و ممکن است بهترین راه رسیدن به این هدف تلاش و تبلیغ برای جلب پشتیبانی مقاماتی باشد که میتوانند این تغییر را تحقق بخشند. افرادی که از مهارتها و خدمات بیبهرهاند و از این بیبهرگی در رنجند شاید همان کسانی باشند که بتوانند بیش از همه برای تغییر وضعیت خود فعالیت کنند. نکته مهم در این مرحله آن است که بدانید تلاش و فعالیت خود را به کدام سو و چگونه هدایت کنید تا بیشترین تاثیرگذاری را داشته باشد.
مخاطب شما ممکن است گروههایی شبیه این افراد باشند:
- والدین کودکان در محله خانوادههای کمدرآمد (یا همه والدین در باهمستان) برای اهداف آموزشی
- خود کودکان
- آموزگاران مدارس ابتدایی و دبیرستان
- مسئولان دبستان که مدیریت برنامههای غذایی مدرسه را برعهده دارند
- مسئولان اجرایی و روابط عمومی فروشگاههای زنجیرهای
- اعضای باندها و جوانها و نوجوانهایی که بیم آن میرود به این باندها بپیوندند.
فهرست کوتاهی از افرادی که نقش مهمی در ایجاد تغییر مثبت در باهمستان دارند:
- پدر و مادرهای کودکان ساکن محلههای کمدرآمد (یا همه پدر و مادرها در باهمستان) به عنوان کسانی که ناظر برنامه غذایی کودکان خود هستند.
- مدیران مدارس، انجمنها و شوراهای مدارس، متولیان و نیز کسانی که بیواسطه مسئول برنامه غذایی مدرسه هستند.
- مقامات محلی که میتوانند برای بازارها مشوقهایی ایجاد کنند تا کسبوکارها در محلههایی مستقر شوند که از خدمات کافی بیبهرهاند.
- پرسنل بیمارستانها، درمانگاهها و مراکز درمانی خصوصی باهمستان.
- کارکنان دفاتر روابط عمومی فروشگاههای بزرگ در سطح هر منطقه یا کشور.
با کامل شدن روند واکاوی، میتوانید برنامهای راهبردی تدوین کنید که بر اساس علتهای واقعی مشکل تنظیم شده باشد و تاکید آن بر مخاطبان شما و کسانی باشد که نقش مهمی در ایجاد تغییر مثبت در باهمستان دارند، یعنی کسانی که بیشتر احتمال دارد برای بهبود شرایط قدم بردارند.
فراتر رفتن از مقدمات: آیا واکاوی واقعا موثر است؟
این روش واکاوی را در مورد یکی از مشکلات موجود در باهمستان خود به کار ببرید و بیازمایید.
نتیجهگیری شما چیست؟ امیدواریم واکاوی دستاوردی ارزشمند برایتان داشته باشد. این را میدانیم که وقتی این روش را در مورد مشکلات واقعی در باهمستانهای خود امتحان کنیم، نتایج دیگری هم به دست خواهیم آورد که از مقدمات فراتر خواهد بود:
- واکاوی مشکلات باهمستان ممکن است کاری دشوار باشد. این کار مستلزم تلاش ذهنی واقعی است. ما عادت نداریم که بنشینیم و درباره مشکلی با ژرفنگری بیندیشیم (همواره به شدت گرفتار و مشغولیم).
- مشکلات واقعی باهمستان معمولا پیچیده هستند. توسعه اقتصادی شاید وابسته به اقتصاد جهانی باشد، عاملی که کمتر میتوان بر آن تاثیرگذار بود. در ضمن ممکن است با مخالفت روبهرو شوید و کسانی، چه از درون باهمستان چه در میان قدرتهای بانفوذی که میکوشند منافع خود را حفظ کنند، در برابر شما بایستند.
- وقتی به جستوجوی دلایل و علتهای زیرین مشکلات عمده برمیآیید، به احتمال زیاد با بیش از یک دلیل و علت مواجه میشوید. ممکن است چندین دلیل در ایجاد مشکل نقش داشته باشند، آن هم با میزان تاثیر گوناگون و همه نیز همزمان. ممکن است گشودن کلاف پیچیده همه دلایل با شدت و حدتهای متفاوت، آسان نباشد؛ اما احتمالا این کار برای رسیدن به راهحل ضروری است.
- ممکن است مشکل، نه فقط ناشی از چند دلیل باشد، بلکه برای آن بیش از یک راه حل هم وجود داشته باشد. برای حل مشکلات غالبا باید راهحلهایی چندشاخهای یافت. به این معنا که مشکلات جدی را اغلب باید از چند جهت مطالعه و حل و فصل کرد. پس وقتی میخواهید به مرکز تجاری باهمستان رونقی ببخشید ممکن است که لازم شود: الف) خیابانها را چشمنواز کنید؛ ب) شمار کارکنان اتاق بازرگانی را افزایش دهید؛ پ) بازارهای خیابانی برپا کنید؛ ت) از منابع بیرون از باهمستان وام بگیرید؛ و ث) کسبوکارهای تازه ایجاد کنید. همه اینها بخشی از راهحل است. برای رونقبخشی ممکن است نیاز به اقدامهای گوناگون باشد.
وقتی مشکلات واقعی باهمستان را واکاوی میکنید، نتیجه کار ممکن است نشان دهد که علتهای متعددی در پس موضوع وجود دارد. واکاوی شاید همیشه آسان نباشد. یافتن راهحل شاید حتی دشوارتر هم باشد.
ولی به همین دلیل است یک مشکل را «مشکل» میخوانیم. مشکلات باهمستان دقیقا به این دلیل وجود دارند که نه واکاوی آنها آسان است و نه حل کردنشان ساده. به رغم تلاشهای ما مشکلات گاه از میان نمیروند و شاید به چالشهایی واقعی تبدیل شوند.
با این حال، این سخن به این معنا نیست که ما از حل مشکلات ناتوانیم. با واکاوی و به کار گرفتن روشهای تحلیلی که توضیح داده شد، میتوان بخش عمدهای از راه را پیمود. به یاری واکاوی درست و مقداری امکانات و اراده کافی میتوان حتی با سختترین مشکلات روبهرو، و سرانجام بر آنها چیره شد.
نویسنده
Bill Berkowitz
Yo entiendo que...
___Las comunidades, como las personas, tratan de resolver sus problemas.
___Analizar esos problemas ayuda a su solución.
Criterios para analizar el problema: He tomado en consideración lo siguiente...
___Frecuencia del problema
___Duración del problema
___Alcance y rango del problema
___Severidad del problema
___Aspecto legal del problema
___Percepción del problema
Razones por las que debes analizar el problema: Yo entiendo que...
___Para identificar mejor cual es el problema o tema...
___Para entender que esta en el corazón (centro) del problema...
___Para determinar las barreras y los recursos para dirigirse al problema.
___Para desarrollar los mejores pasos de acción para dirigirse al problema.
Cómo analizar un problema comunitario: Tengo que...
___Determinar el problema, en términos generales.
___Dar algunos ejemplos específicos sobre el problema.
___Think of some possible reasons or causes
___Pensar algunas razones y causas posibles.
___Encontrar la razón más probable.
___Identificar algunas soluciones posibles.
___Escoger la mejor solución.
___Implementar la solución.
___Evaluar la solución.
El valor de analizar los problemas de la comunidad: Yo entiendo que...
___Analizar los problemas de la comunidad puede ser un trabajo difícil.
___Los problemas reales de la comunidad parecen ser más complejos y difíciles de resolver.
___Cuando busco las razones y las causas para los problemas significativos, es probable que encuentre más de uno.
___El problema no solo pude tener más de una razón; puede tener también más de una solución.
Criterio común para la mejor solución posible: Al encontrar la mejor solución posible, he tomado en consideración ...
___Costo
___Tiempo
___Gente
___Obstáculos
___Impacto
Midiendo el impacto: Me he cuestionado las siguientes preguntas...
___¿Cuántas personas serán afectadas/beneficiadas?
___¿Por cuánto tiempo serán beneficiados? ¿Cuánto tiempo durará la solución?
___¿Qué tan intensivamente se beneficiarán—cuál es la extensión del impacto en sus vidas?
___¿Existen consecuencias secundarias, o de rebote, o efectos inesperados?
___¿Cuál es la preferencia del a comunidad?
___¿Cuál es la probabilidad de éxito?
Preguntas que hacer sobre la probabilidad de éxito: Me he cuestionado las siguientes preguntas...
___¿Cuál es la mejor evidencia de que esta solución va a funcionar?
___¿Dónde ha sido probada esta solución antes, y cuál ha sido el resultado?
___¿Cuál es la opinión de los expertos sobre la probabilidad de que esta solución sea exitosa?
___¿Ha habido estudios de investigación mostrando que esta solución funciona, o que es probable que funcione?
___¿Mi situación se parece a otras situaciones donde esta solución ha sido exitosa?
___¿Tengo experiencia personal usando este tipo de solución?
نویسنده
Bill Berkowitz
گروه تمرکز گروه مباحثهی کوچکی است که توسط یک تسهیلگر آموزشدیده هدایت میشود. این گروه برای اطلاع از عقاید مربوط به موضوعی معین و نیز راهنمایی برای اقدامات آتی شکل میگیرد. برای مثال:
- برای بحث در مورد نیازهای مرتبط با مراقبت از کودکان، یک گروه تمرکز از والدین کودکان پیشدبستانی تشکیل میشود. آنان دربارهی برنامههای محلی برای مراقبت از اطفال و اینکه برای بهبود این برنامهها چه میتوان کرد، نقطهنظرات خود را مطرح میکنند.
- گروه تمرکزی متشکل از شهروندان سالخورده در مرکز جدید سالخوردگان تشکیل میشود. نظر آنان در مورد برنامههای این مرکز چیست؟ پیشنهادات و ایدههای آنان کدامند؟
- آژانسی قصد دارد یک خانهی گروهی برای بزرگسالان دارای معلولیت در یک منطقهی ساکت مسکونی احداث کند. اهالی آن منطقه یک گروه تشکیل میدهند. دغدغههای آنان کدامند؟ آیا این برنامه میتواند موفق باشد؟
تفاوت گروه تمرکز با گروههای معمولی چیست؟
گروه تمرکز دارای سه تفاوت عمده است:
- تفاوت اصلی این است که گروه تمرکز دارای یک عنوان مشخص و متمرکز برای مباحثه است.
- دارای یک رهبر یا تسهیلگر دورهدیده است.
- ترکیب گروه و مباحثهی گروهی بهدقت طراحی شدهاند تا فضایی عاری از ترس ایجاد شود که در آن هر کسی آزادانه حرف خود را میزند. اعضاء مدام تشویق میشوند تا عقاید خود را بیان کنند.
از آنجا که گروههای تمرکز سازمانیافته، جهتدار، و البتهگران قیمت هستند، میتوانند در زمانی نسبتاً کوتاه اطلاعات بسیار زیادی تولید کنند.
چرا از گروه تمرکز استفاده میشود؟
گروه تمرکز به افراد کمک میکند تا دربارهی عقاید و نیازهای گروه یا باهمستان بیشتر بیاموزند. به این جهت، شبیه نظرسنجی برای بررسی نیازها هستند.
نظرسنجی برای بررسی نیازها عموماً مکتوب، بسته، با پرسشهای نسبتاً معین است که به طور کمّی نمره بندی میشود. کسی که مورد نظرسنجی قرار میگیرد، اغلب به جای یک جملهی کلامی، با عدد جواب میدهد. این نظرسنجیها میتوانند بسیار مفید باشند؛ ولی معمولاً نمیتوانند همهی افکار و احساسات فرد را ثبت کنند.
از سوی دیگر، پاسخهای گروه تمرکز نوعاً کلامی، تشریحی، نسبتاً وسیع و کیفی هستند. آنها عمق، ظرافت، و تنوع بیشتری دارند. ضمناً در گروههای تمرکز، ارتباطات غیرکلامی و تعاملات گروهی نیز قابل مشاهده است. بنابراین، گروههای تمرکز میتوانند به افکار و احساسات مردم نزدیکتر شوند؛ ولو اینکه، امتیازبندی یا سنجش پاسخهای آنان سختتر یا غیرممکن باشد.
کدام بهتر است؟ هر دوی این روشها مفید هستند و هر دو را میتوان با هم یا به صورت مکمل استفاده کرد. در یک موقعیت خاص از کدام باید استفاده کنید؟ این بستگی دارد به نیازها و اهداف خود شما و نیز منابعی که در اختیار دارید.
چه زمانی باید یک گروه تمرکز تشکیل داد؟
- وقتی معرفی یک برنامه یا خدمات تازه را در نظر دارید.
- وقتی میخواهید پرسشهایی را مطرح کنید که در یک نظرسنجی بهآسانی نمیتوان پرسید یا پاسخ داد.
- وقتی میخواهید اطلاعاتی را که از نظرسنجی کتبی به دست آورده اید، تکمیل کنید.
- وقتی کسی را سراغ دارید که تسهیلگر گروهی ماهر و باتجربه است، یا وقتی امکان یافتن تسهیلگری با این ویژگیها فراهم باشد.
- وقتی فرصت، دانش، و منابع لازم را دارید تا افرادی را که راغب به شرکت در گروه تمرکز هستند، دور هم جمع کنید.
گروه تمرکز راه حل همهی وضعیتهای اجتماعی نیست، ولی میتواند در بسیاری از موقعیتهایی که اقدامات باید توسط افکار عمومی هدایت شوند، مفید واقع شود.
مزایا و معایب گروه تمرکز:
آیا باید نظرات مورد نیاز خود را از گروهها بگیرید یا از افراد؟ البته که گروه تمرکز یک گروه است؛ اما بیشتر نظرسنجیها هر بار یک نفر را پوشش میدهند. یکی از امتیازات گروههای تمرکز، عمق و پیچیدگی پاسخهاست؛ و اعضای گروه اغلب میتوانند افکار تازه را در یکدیگر برانگیزند که شاید در صورت دیگر ممکن نبود.
اما یک سری اشکالات هم وجود دارند: مثلاً، در گروه تمرکز، معمولاً به ازای هر پاسخدهنده زمان بیشتری گرفته میشود تا در نظرسنجیهای فردی؛ علاوهبراین، پیداکردن افراد و شکلگیری گروه هم زمان میبرد. بعضی از اعضای گروه شاید از صحبتکردن برای جمع معذب باشند، و ضمناً شاید بعضی از اوقات لازم شود به تسهیلگر گروه تمرکز مبلغی پرداخت شود. البته این هم ممکن است که مزایای هر دو روش را تلفیق کرد و هر بار با یک نفر مصاحبه عمقی کرد؛ ولی این کار میتواند وقتگیر باشد و منابعی، بیش از آنکه در اختیار دارید، بطلبد.
موقعیت خود را در نظر بگیرید. این عوامل چه تاثیری بر هم دارند؟ بهترین راه حل برای شما کدام است؟
چگونه یک گروه تمرکز را اداره میکنید؟
الف - قبل از شروع جلسه
گروه تمرکز عبارت است از یک گروه مباحثهی کوچک که توسط تسهیلگری ماهر هدایت میشود. این گروه در وهلهی اول برای شنیدن عقاید مربوط به یک موضوع شکل گرفته و پس از آن هدایت یک اقدام در آینده. ترکیب گروه و مباحثه باید بهدقت برنامهریزی شود تا فضایی عاری از تهدید ایجاد گردد؛ به گونهای که شرکتکنندگان به طور عملی به ابراز عقیده ترغیب شده و به سایر اعضاء و نیز پرسشهایی که رئیس جلسه مطرح میکند پاسخ دهند. گروه تمرکز به مباحثات عمق، ظرافت، و تنوعی میبخشد که در نظرسنجی وجود ندارد. علاوهبراین، از آنجا که گروههای تمرکز منظم و جهتدار و البته گران هستند، میتوانند در زمانی نسبتاً کوتاه اطلاعات زیادی به دست دهند. به طور خلاصه، گروه تمرکز برای جمعآوری اطلاعات عمیق دربارهی افکار و عقاید باهمستان پیرامون موضوعی معین راهی مناسب است.
۱- اهداف خود را دوباره چک کنید. بپرسید:
- «چرا میخواهم یک گروه تمرکز را هدایت کنم؟»
- «چرا این کار را میکنم؟»
- «میخواهم چه چیز را بیاموزم؟»
متدهای دیگر را هم میتوانید در نظر بگیرید. به این فکر کنید که آیا قصد دارید برای اطلاع از عقاید دیگران، از سایر روشها هم استفاده کنید؟ به عبارت دیگر، قبل از شروع، فکر کنید؛ قبل از پرش، نگاه کنید. اگر آری، کدامها و چرا؟ اگر نه، آیا این روش برای استفاده و دستیابی به آنچه میخواهید، بهترین روش است؟
۲- یک تسهیلگر خوب پیدا کنید.
این موضوع کماهمیتی نیست: تسهیلگر شما تعیینکنندهی موفقیت گروه شماست. چه نوع تسهیلگری میخواهید؟ احتمالاً کسی که: نگاهی دقیق به اطراف بیاندازید. شاید تسهیلگر مناسب را در سازمان خود پیدا کنید. شاید خود شما از پس این کار برآیید (اما قابلیتهای خود را دست بالا یا دست کم نگیرید). بسته به موقعیت، شاید بخواهید کسی را خارج از سازمان خود پیدا کنید؛ کسی که در تسهیلگری این قبیل گروهها تخصص دارد.
- کسی که تجربهی تسهیلگری گروهها را دارد
- دربارهی عنوان بحث چیزهایی میداند
- با اعضای گروه تمرکز خوب ارتباط برقرار میکند
- با شما خوب همکاری میکند تا نتایج مطلوب را به دست بیاورید
۳- کسی را پیدا کنید که کل فرایند را ثبت کند.
یک نکتهی کوچک، ولی مهم که اغلب مورد غفلت واقع میشود: باید یقین کنید که نظرات مردم گم نمیشود. یک نفر باید گفتهها را بنویسد؛ همانطور که در یک جلسه کسی جزئیات را ثبت میکند. از قبل این کار را ترتیب دهید. (به جای این میتوانید با اجازهی جمع صداها را ضبط کنید. این کار وقت بیشتری میگیرد، چون بعداً باید گفتهها را مکتوب و نوشتهها را تفسیر کنید. اما به این شکل یک بایگانی کاملتر، صحیحتر، و دائمی خواهید داشت.)
۴- تصمیم بگیرید که چه کسانی را دعوت میکنید.
به طور ایدهآل، مدعوین باید نمونهی افرادی باشند که از آنان نظرخواهی میکنید. فرض کنید به دنبال نظرات مغازهداران خیابان اصلی هستید. فهرستی کامل تهیه کنید. یک گروه نمونه را انتخاب کنید؛ مثلاً بر اساس اندازه یا مالکیت محلی مغازه یا مالکیت کسی از خارج باهمستان. احتمالاً باید نظر همهی انواع فروشندگان را بخواهید؛ پس حتماً این کار را انجام دهید.
۵- انگیزهها را تعیین کنید.
بدین معنی که آیا باید برای شرکت مردم انگیزه ایجاد کنید؟ شاید نه. در این صورت چرا باید مردم بیایند؟ برای آنان چه منفعتی دارد؟
احتمالاً مردم فقط برای این میآیند که میخواهند کمک کنند. یا شاید به این علت که فکر میکنند افراد علاقمند دیگر را ملاقات میکنند یا چیزی یاد میگیرند یا کمی سرگرم میشوند. شاید تازگی خود تجربه، یک انگیزه باشد. شاید هم همهی این دلایل صادق باشند. (یا حداقل مردم اینطور فکر کنند.)
اما شاید این دلایل کافی نباشند و انگیزههای دیگری لازم باشد. یکی پول است؛ گاهی به اعضای گروه تمرکز پول میدهند؛ حتی اگر مقداری ناچیز باشد. (رهبر گروه تمرکز هم پول دریافت میکند.) اگر برایتان صرف میکند این گزینه را در نظر داشته باشید؛ اگر نه، به انگیزههای دیگر فکر کنید: مانند غذا و نوشیدنی؛ تأیید مردم؛ چیزی که بتوان روی آن حساب کرد؛ یک دورهی آموزشی در آینده. هرآنچه کمک کند کار انجام شود.
۶- دربارهی جزئیات جلسه فکر کنید.
بهخصوص قبل از پذیرش ثبت نام از مردم، به این موارد فکر کنید.
- چه روزی؟
- کجا؟
- چه ساعتی؟
- برای چه مدت؟
- چند گروه؟
۷- پرسشهای خود را آماده کنید.
آماده وارد جلسه شوید. قبلاً از عناوین و پرسشهایی که میخواهید مطرح کنید، فهرستی بنویسید. این در حکم راهنمای شما خواهد بود.
در اینجا چند نمونه از پرسشهای کلی را مشاهده میکنید. اینها عمدتاً به گروههایی مربوط میشوند که دربارهی یک برنامه یا خدمات بحث میکنند، ولی میتوان آنها را برای پروژههای برنامهریزیشده و نیز پرداختن به سایر مشکلات تنظیم کرد. زبان دقیق و ترتیب ارائه بستگی خواهد داشت به عنوان و گروه شما، اما بعضی از این پرسشها را میتوانید بنا به نیاز خودتان تغییر دهید.
- «نظر شما درباره آنچه در حال حاضر در جریان است چیست؟»
- «آیا از وضعیت فعلی راضی هستید؟ از روند اوضاع؟»
- (اگر آری) «از چه چیز راضی هستید؟ چرا؟» (یا، «چه چیز راضیکننده است؟»)
- «آیا چیزی هست که از آن راضی نباشید، چیزی که مایلید تغییر کند؟») یا، «مشکل از چیست؟»)
- (در این صورت) «آنها چیستند؟ چرا؟ چگونه باید تغییر کنند؟ مایلید شاهد چه اتفاقاتی باشید؟»
- «در مورد این جنبهی خاص (از موضوع) چطور؟ در این مورد چه فکر میکنید؟»
- جنبههای مختلف عنوان را تکرار کنید، با تغییراتی در سبک کلمات بدهید.
- بعضی گفتهاند که راه بهبود فلان، انجام بهمان است.
- آیا با این موافق هستید؟ (یا، «در این مورد چه نظری دارید؟»)
- «آیا توصیه یا پیشنهاد دیگری دارید؟»
- «آیا قبل از خاتمهی جلسه مطلب دیگری هست که بخواهید مطرح کنید؟»
گاهی میشود «پیگیری» بیشتری درباره برخی پرسشها انجام داد تا اطلاعات بهتری نصیب ما شود. مثلا میشود از اعضای گروه تمرکز خواست که:
- «میشود بیشتر توضیح دهید؟»
- «میشود یک مثال بزنید؟»
- «آنا میگوید ایکس. نظر شما چیست؟ شما چه فکر میکنید؟»
- «فلانی نظر تو چیست؟ (یا شما دوستان در آن گوشه، …) شما در این مورد نظری دارید؟»
- «آیا کسی در این مورد نظر دیگری دارد؟»
۸- اعضای تیم خود را جمع کنید.
به آنان تلفن بزنید، ایمیل بفرستید یا پیدایشان کنید. به یاد داشته باشید:
- در شرایط برابر، تماس مستقیم بهترین اثر را دارد.
- بر مزایا تأکید کنید. چرا باید به شما بپیوندند؟
۹- همیشه دوباره همه چیز را چک کنید.
تمهیدات را مرور کنید. آیا همه چیز آماده است؟
ب - هنگام برگزاری جلسه
۱- گروه را تشکیل دهید
ترتیب مشترک در همهی گروههای تمرکز چیزی شبیه این است: (معمولاً تسهیلگر گروه مسئولیت اجرای این کارها را برعهده دارد.)
- از افراد به خاطر حضورشان تشکر کنید.
- هدف گروه و اهداف جلسه را گوشزد کنید. صحنه را آماده کنید.
- جریان جلسه را یادآوری کنید؛ چگونه برگزار خواهد شد و اعضا چگونه میتوانند مشارکت کنند. قواعد را خاطرنشان کنید. مشارکت آزاد را ترغیب کنید.
- حالوهوای جلسه را مشخص کنید. این خیلی مهم است چون احتمالاً تعداد کمی از افراد قبلاً در یک گروه تمرکز شرکت داشتهاند.
- اولین پرسش را مطرح کنید. این میتواند یک پرسش بسیار کلی باشد («نظر کلی شما در رابطه با ایکس چیست؟»)؛ یا پرسشی مشخصتر. هر دو گزینه مناسبت دارد؛ و هر دو نوع پرسش را میتوان قبل از پایان جلسه مطرح کرد.
- یقین کنید همهی نظرات شنیده میشوند. چگونه باید این کار را انجام دهید؟
۲- برخی تکنیکهای مرسوم در حین جلسه
- آنچه را که فکر میکنید دریافتهاید، خلاصه کنید و ببینید آیا همه موافقند؟
- همان پرسش را به شکل دیگری مطرح کنید.
- ببینید آیا کسی دربارهی آن پرسش تذکری دارد؟
- پرسش مرتبط بعدی را بپرسید.
- اتاق را برانداز کنید و با همه ارتباط چشمیِ مختصری برقرار کنید؛ بهویژه با کسانی که شاید ساکت بودهاند.
یادآوری اول: ضبط را فراموش نکنید. اگر صدای گروه ضبط نمیشود، یک نفر باید نکات کلیدی را یادداشت کند.
یادآوری دوم: قدر مسلم اینکه، وظیفهی تسهیلگر درخواست نظرات است؛ نه قضاوت در مورد آنها. باید به همهی نظرات احترام گذاشت.
- پرسش بعدی را مطرح کنید و با همان روش به پرسشها ادامه دهید. جملهبندی پرسشها و پیگیریها، ترتیب پرسشها، و مقدار زمانی که صرف هر کدام میشود، همگی نکاتی هستند که رئیس جلسه، گاهی در آن واحد، باید در مورد آنها تصمیم بگیرد. یک تسهیلگر باتجربه قادر به این کار خواهد بود. به همین دلیل است که وقت صرف کرده و یک تسهیلگر پیدا کردهاید.
- وقتی همهی پرسشها را مطرح کردید و پیش از پایان جلسه، بپرسید که آیا کسی مایل است چیز دیگری به آن اضافه کند. این راه مفیدی است برای جمعآوری سایر عقایدی که مطرح نشدهاند.
- قدم بعدی را به اعضاء اطلاع داده و بگویید حالا چه رخ میدهد.
- تشکر از گروه به خاطر حضورشان را فراموش نکنید!
ج - پس از جلسه
۱- دادهها را بررسی کنید
اگر صدای جلسه را ضبط کردهاید، آن را به صورت نوشته پیاده کنید. در غیر این صورت، از روی یادداشتهای گروه، یک خلاصه بنویسید. اما در هر حال، اطلاعاتی را که جمعآوری کردهاید با دقت بررسی کنید.
در برخی از موارد، میتوانید یک سیستم کدگذاری ابداع کرده و برای «نمرهدادن» به دادهها از آن استفاده کنید و تعداد دفعاتی را که یک مورد خاص تکرار میشود، بشمارید. تجربه در اینجا کمک میکند. اما چه این کار را انجام دهید یا نه، سعی کنید دو نفر یا بیشتر به طور مستقل این مرور را انجام دهند. (چون حتی بهترین ما هم تعصباتی داریم.) بعد تفسیرها و نتایج را با هم مقایسه کنید.
- چه الگوهایی آشکار میشوند؟
- مضمونهای مشترک کدامند؟
- چه پرسشهای تازهای مطرح میشوند؟
- کدام نتیجهگیریها به نظر درست میآیند؟
۲- نتایج را در اختیار گروه بگذارید.
آنان برای این کار وقت گذاشتند. حداقل کاری که شما میتوانید بکنید آن است که کمی بازخورد به آنان بدهید؛ این اجباری است که شما دارید. این کار را میتوانید با پست، تلفن یا اگر مایلید با ایمیل انجام دهید. گاهی حتی امکان آن هست که گروه را دوباره دور هم جمع کنید، نتایج را مرور کنید، صحت آنها را تایید کنید، و یا موضوعات دیگری را کاوش نمایید.
و توجه داشته باشید: شاید اعضاء اکنون به مشکل بیشتر علاقمند شده باشند و بخواهند بیشتر درگیر شوند. دادن چنین فرصتی را مد نظر داشته باشید. گروه تمرکز، به طور غیرمستقیم میتواند گروه جذب نیرو هم باشد.
۳- از نتایج استفاده کنید.
هدف شما از تشکیل یک گروه تمرکز از ابتدا جمعآوری اطلاعات مفید بود. حالا فرصت، و شاید مسئولیت هم دارید که این اطلاعات را به کار بگیرید. میتوانید وضعیتی را که در ابتدا به شما انگیزه داد، و در همان ابتدای امر شما را به فکر یک گروه تمرکز انداخت، بهبود دهید.
خلاصه
گروه تمرکز عبارت است از گروهی کوچک برای مباحثه که یک تسهیلگر تعلیمدیده آن را اداره میکند. این گروه برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهی نظرات پیرامون یک عنوان تعیینشده و سپس هدایت اقدام آینده مورد استفاده قرار میگیرد. ترکیب گروه و مباحثات گروهی باید بهدقت برنامهریزی شوند تا فضایی عاری از تهدید ایجاد شود که همهی شرکتکنندگان در آن برای گفتگوی آزاد و بیان صادقانه نظر خود در آن احساس راحتی میکنند. از آنجا که شرکتکنندگان را در عمل ترغیب میکنیم تا نه تنها عقیدهی خود را ابراز کنند، بلکه به سایر اعضاء و پرسشهای رئیس جلسه هم واکنش نشان دهند، گروههای تمرکز عمق، ظرافت، و تنوعی به مباحثات میبخشند که در نظرسنجی وجود ندارد. علاوهبراین، از آنجا که گروههای تمرکز دارای ساختار و جهت هستند، و البته گرانقیمت، میتوانند در زمانی کوتاه مقدار زیادی اطلاعات به دست دهند. به طور خلاصه، گروه تمرکز برای جمعآوری اطلاعات دقیق درباره یافکار و نظرات یک باهمستان پیرامون موضوعی تعیینشده، راه مناسبی است.
هل أنتم بحاجة إلى استخدام "المجموعة المركّزة؟"
______ أنتم تفكّرون باستقدام برنامج جديد أو خدمة جديدة.
______ همّكم الأساسي هو في عمق الآراء والفروقات بينها، وليس ببساطة في اتّفاق الناس من عدمه.
______ تودّون طرح الأسئلة التي لا يمكن طرحها أو الإجابة عنها عبر مسح مكتوب.
______ تريدون زيادة المعرفة التي حصلتم عليها من المسوح المكتوبة.
______ تعرفون أو يمكن أن تجدوا شخصاً ذا خبرة ومهارة ليكون قائد المجموعة.
______ لديكم الوقت والمعرفة والموارد لاستقطاب مجموعة مستعدّة للمشاركة في "المجموعة المركّزة".
قبل البدء
______ إعادة تفقّد الغايات.
______ التفكير بطرائق أخرى.
____ إيجاد قائد جيّد.
____ إيجاد مُسجّل.
____ اتّخاذ قرار حول مَن يجب دعوته.
____ اتّخاذ قرار حول المحفّزات.
____ اتّخاذ قرار حول تفاصيل الاجتماع (اليوم والمكان والوقت وطول الاجتماع وعدد المجموعات).
____ تحضير الأسئلة.
____ استقطاب الأعضاء.
____ إعادة تفقّد الترتيبات.
عندما تلتئم المجموعة:
______ شكر المجموعة على القدوم.
____ مراجعة هدف المجموعة وغايات الاجتماع.
____ شرح مسار الاجتماع وكيف يستطيع الأعضاء أن يساهموا.
____ وضع القواعد الأساسيّة.
_____ تشجيع المشاركة المفتوحة.
_____ تهيئة الأسلوب الذي من خلاله سيُدار الاجتماع، من خلال طرح سؤال افتتاحي والتأكّد من أن جميع الآراء حول هذا السؤال سُمعت.
____ طرح المزيد من الأسئلة بنفس الطريقة.
____ بعد طرح كافّة الأسئلة، اسألوا المشاركين عما إذا كان أحدهم لديه تعليق إضافي.
____ قولوا للمجموعة ما هي الخطوات التالية وما الذي يتوقّعون أنّه سيحدث الآن.
____ شكر المجموعة على المجيء!
بعد الاجتماع:
______ القيام بتفريغ حرفي أو بملخّص مكتوب عن الاجتماع.
____ تفحّص البيانات المتعلقة بالأنماط والمواضيع والأسئلة الجديدة والخلاصات.
____ تشارك النتائج مع المجموعة.
____ استخدام النتائج.
نویسنده
Bill Berkowitz
بِيْل بِرْكوفيتْز
Ejemplo #1: El grupo focal fracasado
Este grupo focal fue elegido para hablar acerca de las necesidades de la salud en la comunidad. Se propuso a ocho personas de la ciudad, uno de cada distrito de la ciudad.
Los representantes del Consejo Local, uno por distrito, se esperaba que ayudarían a sus electores. Pero solamente dos reuniones se celebraron, lo cual le dice bien claro que las necesidades de salud comunitaria no eran exactamente una prioridad del Consejo.
La reunión a la que acudí fue mantenida en una habitación en un restaurante local popular, en una de las noches más frías del año, cuando yo volví. Las personas se dispersaron por los alrededores --usted difícilmente podría ver a algunos de ellos. El representante del Consejo local se dejó ver, y un par de otras caras familiares. Y muchos de ellos eran labradores, así que para los pocos ciudadanos que ocurrió que estaban allí, los que podría haber que ellos no iba a ser incluidos en las conversaciones con representantes del Consejo local, así que ellos se movían por las esquinas oscuras y permanecieron silenciosos. Yo no creo que ellos supieron mucho realmente acerca de lo que se estaba desarrollando por allí de cualquier forma.
En la reunión fue financiada por el hospital local, aunque ellos contrataron a un facilitador externo. Pero en esta comunidad, la reputación del hospital no era la óptima (lo cual, para el crédito del hospital, fue el motivo por el que aquellos grupos ocurrían en primer término.) Pero las personas no parecieron creer mucho de lo que estaba ocurriendo aquí. Ellos no hablaron fácilmente. Al menos un par de ellos parecían intimidados; ellos no iban a levantarse y decir al hospital que hacer.
El facilitador hizo un trabajo muy bueno, pero probablemente trabajó más duro de lo que debería haber hecho. Los miembros en este grupo de enfoque no fueron exactamente comunicativos. Obtener ideas y opiniones de ellos no fue exactamente como empujarles, pero casi. Surgieron un par de ideas. Usted no podría decir que la reunión fue realmente mala, aunque tampoco fue exactamente cálida y acogedora. Usted no puede superar toda la historia y la falta de veracidad en una simple reunión.
Comentarios:
Donde existe una historia previa adversa a superar, los promotores necesitan llevar a cabo pasos extra para superarla-- por ejemplo, mediante invitaciones personales con tiempo, bienvenidas personales en la puerta, agradecimientos personales y seguimientos. El grupo de sí mismo parecía estar bien dirigido, pero esta clase de atención personal al detalle podría probablemente haber animado a las personas a hablar más libremente, y fortalecer el resultado general.
En lugar de la reunión es también muy importante. Usualmente lo mejor es sentar a las personas en un círculo, con semicírculo, donde ellos puedan verse unos a otros lo cual refuerza un sentido de igualdad. Haga lo que haga, ¡no esconderse en esquinas ocultas!
Ejemplo #2: El grupo focal de éxito
Se organizó un grupo focal, para hablar acerca de cómo mejorar la vivienda para las personas diagnosticadas con el VIH/SIDA. Todos los miembros del grupo eran VIH positivo y algunos ya con un diagnóstico establecido de SIDA. Por supuesto no se le llama grupo focal (lo cual habría asustado a las personas), sino grupo de discusión.
Se invitó a una docena de personas que han trabajado para mejorar la política local y mejorar los servicios del SIDA locales. Nosotros les conocíamos con anterioridad. Se ofreció pagarles 10 dólares, por reunirse una hora y así contestar algunas preguntas, -- no mucho en realidad, más bien un gesto de respeto--
Bien, ellos acudieron. De los alrededor de 12 a los que se lo solicitamos, 11 acudieron. Y, créanme, no tuvimos que trabajar muy duro para conseguir que hablaran. Usted decía, ¿Qué piensa usted...? y se comenzó a anotar todo lo que se decía. Difícilmente tuvimos que hacer otra pregunta durante la siguiente hora.
Estos miembros del grupo enfoque, “consumidores,” con bajo nivel educativo, bajos ingresos económicos, largas historias de drogas y encarcelamientos, fueron muy apasionados, muy articulados, y generalmente dirigidos al objetivo de los asuntos de la vivienda. ¿Debería yo estar sorprendido? No, pero lo fui, un poco. Ellos no necesitaron ningún impulso de mi parte, y raramente alguna guía, excepto sugerir una nueva cuestión en el momento adecuado, y quizás dirigirles a la cuestión en un momento, porque algunos de ellos tendían a acalorarse tanto que podrían desviarse del asunto.
No tenía una grabadora conmigo. Así que tome las notas por mí mismo, lo cual fue probablemente una equivocación, ya que siempre es difícil escribir y al mismo tiempo conducir la reunión. Pero pienso que conseguí los principales puntos. Me senté a redactar las notas enseguida después de la reunión, así yo no olvidaría.
El grupo tuvo una larga lista de buenas ideas. Fuimos capaces de poner una o dos días en la práctica localmente. ¿Es eso un buen promedio? No. ¿Por qué? “Porque la gente con VIH y SIDA no tienen poder político y porque la burocracia del servicio social y aún la burocracia sobre este tema de SIDA ha llevado a un proceso de cambio muy lento”. Pero todavía pienso que la experiencia mereció la pena.
Comentarios:
Pareció ser un grupo focal útil, pero ¿como podría ser más útil? Quizás aumentando el tiempo por más de una hora y poniéndoles más atención, quizás utilizando una grabadora y escribiendo a su vez las respuestas que ellos emiten en las encuestas. Pero sobre todo, es necesario trabajar más duro para aplicar esos resultados, ya que usar los resultados es una parte crucial para todo este proceso. Como en las encuestas de evaluación de necesidades, pensar acerca de cómo usar los posibles resultados necesita tener lugar desde el principio.
¿Existe alguna otra forma de que usted había conducido cualquiera de estos grupos de modo diferente
نویسنده
Bill Berkowitz
میخواهید کاری انجام دهید. گروهی را دور هم جمع کردهاید و اکنون تقریبا آمادهاید که کار را آغاز کنید. اما کسی از راه میرسد و میگوید: «صبر کنید! نیازسنجی انجام دادهاید؟»
نیازسنجی؟ آیا باید به سخن این فرد اعتنا نکنید؟ یا مودبانه بگویید به او ربطی ندارد؟ یا اینکه باید به آنچه میگوید گوش دهید و حتی توصیههایش را عملی کنید؟
این بخش به شما کمک میکند که درباره نیازسنجی، ضرورت و نحوه انجام آن بیشتر بدانید.
نیازسنجی چیست؟
به طور خلاصه، نیازسنجی راهی است برای اینکه از اعضای یک گروه و یا باهمستان بپرسید که مهمترین نیازهای آن گروه یا باهمستان چیست. سپس نتیجه این ارزیابی راهنمای اقدامات بعدی شما خواهد شد. به طور کلی، آنچه که از سوی اعضای گروه یا باهمستان به عنوان مهمترین نیازها تشخیص داده شدهاند، همان نیازهاییاند که به آنها رسیدگی خواهد شد.
برنامه نیازسنجی، بسته به منابعی که در اختیار دارید (زمان، پول و افراد) ممکن است اشکال متفاوتی به خود بگیرد. این ارزیابی میتواند غیررسمی باشد و شما صرفا از افرادی که در باهمستان میشناسید درباره نیازهایشان پرسوجو کنید: مثلا پستچی محله، کسانی که با شما کار میکنند، خانمی که در پمپ بنزین با او روبرو میشوید. و یا اینکه میتواند به شکلی حرفهای نوشته، منتشر و سپس با پست به صدها نفر ارسال شود. اما به طورکلی، همه برنامههای نیازسنجی در برخی ویژگیها مشترکند:
- فهرستی از پرسشهای از پیش آماده شده دارند که باید پاسخ داده شود.
- تعداد و نوع افرادی که باید به پرسشها پاسخ بدهند، از قبل تعیین میشود.
- پرسشهای ارزیابی از طریق مصاحبه شخصی، گفتگوی تلفنی و یا نامهنگاری پاسخ داده میشود.
- نتایج نیازسنجی به شکل جدول تنظیم میشود، خلاصهای از آنها تهیه میشود، با دیگران به اشتراک گذاشته میشود، مورد بحث قرار میگیرد و (سرانجام) به کار برده میشود.
نیاز چیست؟
در بسیاری از نیازسنجیها، «نیاز» به معنای چیزیست که با یک گروه یا باهمستان به شکلی روشن مرتبط است. بنابراین، معمولا منظور نیازهای عمومی، مانند نیاز به غذا یا نیاز به توجه نیست. اما همزمان «نیاز» مورد نظر فراتر از نیازهای شخصی است؛ بنابرین نیاز کسی به یک مبل جدید در خانهاش و یا نیازش به تعطیلات در این ارزیابی سنجیده نمیشود. اینها گرچه ممکن است نیازهای واقعی باشند، اما معمولا از نوعی نیستند که در برنامه نیازسنجی در باهمستان مورد بررسی قرار بگیرند.
چرا باید نیازسنجی کنید؟
این دلایل را در پاسخ بخوانید. آیا به نظر شما معقول نیستند؟
- برای پی بردن به اینکه نیازهای گروه یا باهمستان شما چیست. یک نظرسنجی خوب میتواند مکمل مشاهدات و تجارب شما باشد.
- برای دریافت پاسخی صادقانهتر و توضیحی هدفمندتر از نیازها، در مقایسه با آنچه که مردم بهطور عمومی میگویند.
- برای پی بردن به نیازهای بالقوهای که هیچ وقت آنها را مهم نمیدانستید و یا شاید حتی از وجود آن بیخبر بودید.
- برای مستند کردن نیازها، به ویژه به این دلیل که در بسیاری از فرمهای درخواست کمک مالی این امر الزامیست، و نیز به این دلیل که مستند کردن نیازها در جلب کمک و پشتیبانی دیگران از پروژهتان تقریبا همیشه مفید است.
- برای اطمینان یافتن از اینکه هر اقدامی که در نهایت انجام خواهید داد و یا در انجام آن مشارکت خواهید کرد، مطابق با نیازهاییست که باهمستان مشخص کرده است.
و نیز به دو دلیل دیگر، که کمتر به آن توجه میشود:
- برای جلب حمایت بیشتر گروه و باهمستان از اقداماتی که به زودی آغاز خواهید کرد؛ و
- زمینهسازی برای مشارکت عملی دیگران در کارهایی که قرار است آغاز کنید.
چه زمانی برای انجام نیازسنجی مناسب است؟
اوقات مناسب برای انجام ارزیابی نیازها شامل این مواقع است:
- زمانی که گروه شما به تازگی تشکیل شده
- زمانی که درباره مهمترین نیازها تردید وجود دارد
- زمانی که اعضای گروه شما بر سر مهمترین نیازها توافق ندارند
- زمانی که باید حامیان مالی بیرونی و یا پشتیبانان پروژه را متقاعد کنید که پروژه شما به راستی پاسخ به مهمترین نیازهای باهمستان را هدف قرار میدهد (برای دریافت پشتیبانی مالی گاهی ارزیابی نیازها الزامیست)
- زمانی که باهمستان از شما میخواهد که نیازها را ارزیابی کنید
- وقتی که میخواهید از حمایت باهمستان از اقداماتی که تشخیص میدهید باید صورت گیرد، اطمینان حاصل کنید.
وضعیت کنونی خود را در مقایسه با نکاتی که برشمردیم، چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا فکر نمیکنید بهتر است که راهنمای کار شما اطلاعاتی باشد که از یک نیازسنجی به دست آمده است؟
آیا زمانی هست که نباید نیازسنجی انجام داد؟
بله. چنین مواقعی وجود دارد. ضروری نیست که نیازسنجی پیش از هر اقدام صورت گیرد، و به ویژه:
- وقتی که مطلقا هیچ گونه تردیدی درباره مهمترین نیازهای گروه یا باهمستان وجود ندارد.
- وقتی که نیاز فوری است و اقدامی فوری و بیدرنگ میطلبد.
- وقتی که یک ارزیابی اخیرا انجام شده و روشن است که نیازها از زمان انجام آن ارزیابی تاکنون تغییر نکرده است.
- وقتی که حس میکنید اعضای باهمستان انجام ارزیابی را کاری اضافه و هدر دادن منابع میبینند و یا بر این باورند که چنین ارزیابی ممکن است به زیان هدف شما باشد.
این عوامل در وضعیت جاری شما چه تاثیری دارند؟ آیا فکر میکنید در اختیار داشتن اطلاعات یک ارزیابی بهتر میتواند به کارها و اقدامات شما مسیر دهد؟
و لطفا به یاد داشته باشید: راههای دیگری نیز برای پی بردن به نیازهای باهمستان وجود دارد. میتوانید با اعضای باهمستان مصاحبه کنید و یا سوابق باهمستان را مطالعه کنید. و مطمئنا باید همیشه نظرسنجیهایی را که احتمالا در گذشته انجام شده، بررسی کنید و اطلاعات آنها را به بهترین شکل ممکن به کار گیرید.
چگونه یک برنامه نیازسنجی را اجرا کنیم؟
رویکردی گام به گام
نکته مهمی که باید در نظر داشت این است که موثرترین اقداماتی که در باهمستان انجام میشود با افکاری آغاز میشود که نه در باهمستان، بلکه در ذهن افرادی که به این موضوع فکر میکنند رخ داده است. نیازسنجی هم از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین، اگر تصمیم دارید نیازسنجی را انجام دهید، پیش از آنکه جمعآوری اطلاعات را آغاز کنید، مراحلی هست که باید طی کنید و تصمیمهایی که باید بگیرید:
راهنمایی مفید: ارزیابی میتواند به دست یک نفر به تنهایی انجام شود، اما بهطور کلی، نیازسنجی زمانی بیشترین تاثیر و سودمندی را خواهد داشت که طراحی و اجرای آن به دست چند نفر صورت گیرد. این امر به ویژه وقتی صدق میکند که هیچ کدام از اعضای گروه، تجربه قبلی در این زمینه نداشته باشند. اغلب در ارزیابی نیازها، همفکری چند نفر با هم بهتر از کار یک نفره است. بنابراین، کار را با ایجاد یک گروه کوچک از افراد علاقهمند آغاز کنید و در همفکری با هم به پرسشهای زیر پاسخ دهید و سپس تصمیم بگیرید و کار را آغاز کنید:
دلایل ما برای اجرای این نیازسنجی چیست؟
اهداف ما از اجرای این نیازسنجی چیست؟
آیا آماده اجرای این نیازسنجی هستیم؟
درباره زمانی که به انجام نیازسنجی میخواهید اختصاص دهید تصمیم بگیرید.
چه مدتی را میتوانید به نیازسنجی اختصاص دهید؟ پاسخ شما به این پرسش بستگی به اطلاعات قبلی شما دارد؛ اطلاعاتی مثل: تعداد گروه هدف، اهمیت نیازسنجی و نیز منابعی که در اختیار دارید.
اگر پاسخ این پرسشها را نمیدانید و باهمستان بزرگ است و منابع ناچیز و اهمیت بالا، در آن صورت برای نیازسنجی به زمان زیادی، مثلا چند ماه و یا حتی بیشتر، نیاز دارید. اما اگر پاسخ پرسشهای بالا روشن باشد، در مدت یک ماه یا کمتر میتوانید نیازسنجی قابل قبولی اجرا کنید.
این مدت زمان تقریبی است و ما میخواهیم مشخصتر باشد. ولی این پرسش که هر نیازسنجی چقدر زمان میبرد، یک پاسخ ندارد. با اینحال، معیار حداقلی میتواند این باشد:
اطلاعات قابل اتکای کافی از گروهی که از کل باهمستان نمایندگی میکند جمع آوری کنید تا از درستی نتیجه کار مطمئن باشید و از آن به عنوان راهنمایی برای اقدامات آینده خود استفاده کنید.
حالا این معیار را در مورد وضعیت خود به کار ببرید. فکر میکنید نیازسنجی شما چقدر زمان خواهد بود؟
در مورد تعداد افرادی که از آنها نظرسنجی خواهید کرد، تصمیم بگیرید.
اگر نیازسنجی شما در مورد نیازهای یک گروه کوچک و یا حتی متوسط است، میتوانید (و باید) تمام افراد گروه را در نظرسنجی وارد کنید. اما اگر محلهای باشد با ۵۰۰۰ نفر و یا باهمستانی با جمعیتی بیشتر، احتمالا نخواهید توانست پرسشهای نیازسنجی را از همه بهطور مستقیم بپرسید.
وقتی یک گروه بزرگ است، شما میتوانید سوالات نظرسنجی خود را در دسترس همه قرار دهید تا هر که علاقهمند بود بتواند به آن پاسخ دهد. اما یک تکنیک عینیتر، که معمولا اطلاعات موثقتری ارائه خواهد داد، مشخص کردن حجم نمونه است - یعنی درصدی معین از کل اعضای گروه - و سپس باید از هرکدام از اعضای گروه نمونه (و نماینده کل) نظرسنجی کنید.
درباره نوع افرادی که نظرسنجی خواهند شد، تصمیم بگیرید.
برای سنجش نیازهای یک گروه کوچک، که میتوانیداز همه مستقیما نظرسنجی کنید، موضوع انتخاب نوع افراد مطرح نخواهد شد. اما وقتی گروه بزرگ باشد و شما باید نمونهای از کل جمعیت را به دست آورید، احتمالا خواهید خواست که بخشهای مشخصی از آن جمعیت شامل نظرسنجی باشند.
مثال: اگر نیازهای باهمستان در مراقبت از کودکان را ارزیابی میکنید، باید اطمینان یابید که هم پدر و مادرهای کودکان خردسال را در نظرسنجی وارد کنید و هم اینکه شاید نیاز باشد با این گروه مصاحبه کنید و یا از آنها جداگانه نظرسنجی کنید.
درباره پرسشهای نیازسنجی تصمیم بگیرید.
نوع پرسشها به گستره نیازسنجی ارتباط دارند. اگر میخواهید همه نیازهای دارای اولویت را در باهمستان تشخیص دهید، پرسشهایتان را مطابق با این هدف طرح کنید تا امکان ارائه طیف وسیعی از پاسخها فراهم باشد. اما اگر نظرسنجی شما درباره نیازهای خاصی است، مثلا حمل و نقل شهری یا جلوگیری از خشونت، پرسشها طبعا به همین عرصهها محدود خواهد بود.
در هر صورت، شما میتوانید انتخاب کنید که پرسشهای کمّی با پاسخهای مشخص (یا سوال بسته) مطرح کنید، یا پرسشهای کیفی با پاسخهای گوناگون (یا سوال باز). در پرسشهای کمی، پاسخدهنده از میان گزینههای مشخص یکی را انتخاب میکند، مثلا ممکن است پرسش این باشد که پاسخدهنده میزان موافقت خود را با یک مساله بیان کند و یا ترجیحات خود را اولویتبندی کند. پرسشهای کیفی آزادی بیشتری به پاسخدهنده میدهند؛ این نوع پرسشها امکان هر گونه پاسخی را فراهم میکنند، هرچند اصل پرسش ممکن است خیلی دقیق نباشد. در بسیاری از موارد، نظرسنجی ممکن است شامل هر دو نوع پرسش باشد.
درباره افرادی که قرار است سوالها را بپرسند، تصمیم بگیرید.
اگر قرار است مصاحبه انجام دهید، هر چه تعداد مصاحبهگران بیشتر باشد، نظرسنجی شما افراد بیشتری را در باهمستان پوشش خواهد داد. ولی نیاز خواهید داشت که مصاحبهگران بیشتری را، هم در مهارتهای عمومی انجام مصاحبه و هم در کاربرد یک روش استاندارد در این زمینه آموزش دهید تا نتایج نیازسنجی به خاطر تفاوت نحوه کار مصاحبهگران متفاوت از آب درنیاید. اگر از نظرسنجی کتبی استفاده میکنید، این مساله کمتر تاثیر خواهد داشت، اما کسانی که پرسشنامههای نظرسنجی را به افراد ارائه میکنند، باید به شکل کامل و یکسان درباره نحوه کار آموزش دیده باشند.
و به یاد داشته باشید: اگر میتوانید، بهتر است گروهی را جمع کنید که به شما در طراحی سوالات کمک کند. اعضای چنین گروهی تقریبا همیشه پرسشها و ایدههایی را مطرح میکنند که به تنهایی به ذهن شما نخواهد رسید.
پیشنویس کامل نیازسنجی را تهیه کنید.
در این پیشنویس راهنمای نحوه کار برای پرسشگران را نیز وارد کنید. تهیه چنین پیشنویسی اغلب نادیده گرفته میشود. اما شما فراموش نکنید. راهنمای کار، نحوه پاسخگویی مصاحبهشوندهها را نیز تعیین میکند.
نظرسنجی را با یک گروه آزمایشی امتحان کنید.
گروه آزمایشی بهتر است از همان نوع افرادی تشکیل شده باشد که در نظرسنجی اصلی شرکت خواهند کرد. این گروه آزمایشی به شما کمک خواهد کرد که بدانید آیا راهنمای کاری و پرسشهای مطرح شده به حد کافی روشن و معقول هست یا نه. حتی اگر به نظر شما نظرسنجیتان کاملا واضح باشد، باز هم این احتمال وجود دارد که به نظر مصاحبهشونده روشن نباشد و اگر چنین است، این موضوع را باید قبل از آنکه پرسشنامهها توزیع شود، رسیدگی کنید. این بخش از کار را نادیده نگیرید: کار آزمایشی اجرای امتحانی نیازسنجی شماست؛ چیزی شبیه آزمایش سیستم یا تمرین شب قبل از نمایش با لباس کامل صحنه که به شما کمک میکند نقصهای اجرا را برطرف سازید.
نظرسنجی را براساس بازخورد مصاحبه شوندگانِ آزمایشی بازنگری کنید.
گاهی روند آزمایش و بازنگری ممکن است چند بار تکرار شود.
نظرسنجی را اجرا کنید.
بعد از آنکه بازنگریهای لازم انجام شد، نظرسنجی را با حجم نمونه معین و با کمک گروه نمونه اجرا کنید.
نتایج را به شکل جدول تنظیم کنید.
برای پرسشهای کمی (یا بسته) این کار میتواند صرفا افزودن پاسخها به یک جدول باشد. برای پرسشهای کیفی (یا باز) میتوانید نتایج یا پاسخها را به کُد تبدیل کنید و در دستههای مرتبط گردآورید. از دیگران بخواهید که درباره دستهبندیها نظر دهند، چرا که دستههایی که تعیین میکنید، به تعبیر و تحلیل شما از اطلاعات - که گام بعدیست - شکل خواهند داد.
نتایج را مطالعه و تفسیر کنید.
تفسیر و تحلیل نتایج کاری فراتر از صرفا قرار دادن آن در جدول است. این کار نتایج را مورد پرسش قرار میدهد: معنای نتایج چیست؟ چه الگویی را نشان میدهد؟ به کدام اقدام ممکن اشاره میکند؟ مناسب است که گروهی از افراد - شاید همانها که ارزیابی را انجام دادند - نتایج را بررسی کنند و تفسیر خود را از آن بیان کنند. از آنجا که آمار میتواند معناهای متفاوتی برای افراد مختلف داشته باشد، ممکن است بحثهایی نیز برای روشن ساختن دقیقترین تعبیر از اطلاعاتی که به دست آوردهاید، صورت گیرد.
اقدامات بعدی را برنامهریزی کنید.
نتایج و تفسیر و تحلیلها را به همه اعضای گروه ارائه کنید و تصمیم بگیرید که اقدام بعدی چه باید باشد. پاسخ معقول به این سوال ممکن است بار دیگر از راه بحث و تبادل نظر به دست آید، اما حالا شما میتوانید برنامهریزی خود برای کار عملی را با این اطمینان شروع کنید که که اقدامات شما بهراستی مبتنی بر نیازهای واقعی مردمی است که قصد خدمت به آنها را دارید.
پیادهسازی اقدامات
بدیهی است که پیادهسازی یا اجرای اقدامات دلیل اصلی نیازسنجیهایی است که انجام دادهایم. نتایج این نیازسنجیها قرار است در اقدامات آتی ما استفاده شود؛ و تا حالا گروه شما احتمالا به این توافق رسیده که باید این اطلاعات در برنامهریزی اقداماتی که میخواهید صورت دهید به کار گرفته شود.
اکنون آماده اقدام هستید. اما این خود موضوع فصل دیگری از «جعبه ابزار باهمستان» خواهد بود.
ارزیابی خود را به شکل مرتب تکرار کنید.
نیازهای باهمستان ممکن است تغییر کند؛ و شما باید از این تغییرات و زمان و چگونگی و چرایی آن آگاه باشید. ارزیابی نیازها در واقع یک روند مداوم است، به همان شکل که کار برای باهمستان امری مستمر است.
نیازهای باهمستان یا امکانات باهمستان؟
تاکنون درباره نیازهای باهمستان صحبت کردهایم، چرا که شناخت این نیازها برای کار توسعه باهمستان اهمیتی بنیادین دارد. اما با وجود آنکه نیازها مهماند، تنها بخشی از تصویر کلی باهمستاناند. بخش دیگر، حداقل به صورت ابتدایی، امکانات باهمستان است؛ مثل: مهارتها، علاقهمندیها، ظرفیتها و دیگر منابعی که در هر باهمستانی میتوان یافت. این امکانات نیز بایستی با همان دقتی که برای شناسایی نیازها به کار میرود، شناسایی شوند.
Usted conoce las características de una encuesta de evaluación de necesidades:
___Ellas tienen una lista de cuestiones a ser contestadas pre-establecida.
___Ellas tienen una muestra pre-determinada.
___Ellas son realizadas mediante entrevista, teléfono, o respuestas escritas.
___Los resultados son tabulados, resumidos, distribuidos, discutidos, y utilizados.
Usted comprende por qué realizar una encuesta de evaluación de necesidades:
___Para aprender más acerca de cuáles son las necesidades de su grupo o comunidad.
___Para obtener una descripción más honesta y objetiva de las necesidades que las personas podían
decirle a usted públicamente.
___Para llegar a ser consciente de posibles necesidades que usted nunca conoció.
___Para documentar sus necesidades.
___Para asegurarse de que sus acciones futuras están en la línea de las necesidades comunitarias expresadas.
___Para obtener un apoyo más amplio.
___Para implicar más a las personas en la acción futura.
Usted comprende cuando realizar una encuesta de evaluación de necesidades:
___Cuando su grupo están apenas comenzando
___Cuando hay dudas acerca de cuáles son las necesidades más importantes
___Cuando los miembros del grupo no están de acuerdo sobre este punto entre ellos
___Cuando usted necesita convencer a financiadores o apoyos externos de que usted está tratando los problemas comunitarios más importantes
___Cuando usted quiere asegurarse el apoyo comunitario.
Usted comprende cuando no se ha de realizar una encuesta de evaluación de necesidades:
___Cuando no hay absolutamente ninguna duda de lo que necesita ser realizado
___Cuando es urgente actuar justo ahora
___Cuando una evaluación ha sido realizada recientemente
___Cuando se siente en la comunidad diría una evaluación como redundante y como un derroche
Usted comprende como llevar a cabo una encuesta de evaluación de necesidades:
___Usted ha identificado las razones para elegir realizar esta encuesta.
___Usted ha identificado metas para la encuesta.
___Usted está preparado para realizar la encuesta.
___Usted ha decidido cuanto tiempo tiene para realizar la encuesta.
___Usted ha decidido a cuántas personas va a encuestar.
___Usted ha decidido a quién va a encuestar.
___Usted ha decidido qué cuestiones serán presentadas.
___Usted ha decidido quién preguntar a las cuestiones.
___Usted ha creado un borrador de las encuestas.
___Usted ha probado la encuesta en un grupo de prueba.
___Usted ha revisado a la encuesta.
___Usted ha administrado la encuesta.
___Usted ha tabulados sus resultados.
___Usted ha interpretado sus resultados.
___Usted ha planificado acciones futuras.
___Usted ha desplegado sus acciones.
___Usted ha repetido su evaluación.
نویسنده
Bill Berkowitz
Example #1: Kewanna Healthcare Assessment
The Kewanna Healthcare Assessment was developed in May 2008 for the town council and citizens of Kewanna, Indiana, USA. The town council had been researching possibilities of establishing a Rural Healthcare Clinic in this community for about a year and needed a way to assess the opinions and needs of the residents. Along with the town council, I have been working with the Regenstrief Center for Healthcare Engineering in Discovery Park of Purdue University to complete this project.
When I took on this project, the first thing that we thought of doing was finding out what the citizens felt was most appropriate and needed in their community. I did some research and found other surveys and assessments that were related to health needs. After compiling a list of topics from these that I found to be most relevant to the community, I started developing questions to fit the Kewanna assessment. The town council and I went through the questions and decided which would be most useful in the assessment. Once the questions were selected, I developed the current document.
The assessment was sent out to all citizens that lived within the zip code surrounding the area. Included with the assessment was an informational page about the survey, a page to fill out if residents were interested in further information on the project, and an envelope with paid postage to return the assessment. About 60% of the population responded. I have been compiling the responses to display the community's view. This will help us learn how the clinic will be supported financially, who is most likely to use the clinic, which hospitals (and possible clinic providers) are most trusted and used by the community, and what the overall feel of a clinic coming into town would be.
This assessment will help the project in a variety of ways. First, the answers will provide quantitative facts about how the community feels. This is important when dealing with an incoming business and healthcare practice. Next, it educates the community about what is or may be happening. This way, they know about and understand the developing plans in their town. And finally, the assessment is a great chance to reach out and spark interest. On the additional interests page, many supplied their opinions or requested more information. These responses will help establish the health clinic before it even opens.
While I am still analyzing the responses, the overall view of the potential new clinic is positive and the assessment has been and will continue to be very beneficial.
Example #2: International Physical Activity Questionnaire
The public health burden of a sedentary lifestyle has been recognized globally, but until recently, the prevalence and impact of the problem has not been studied in a uniform and systematic fashion. The questionnaire is the most feasible instrument for measuring physical activity in large groups or populations. However, many of the existing instruments are not comparable in the type of activities surveyed (i.e., leisure-time activities only) and format for data collection.
The purpose of the International Physical Activity Questionnaires (IPAQ) is to provide a set of well-developed instruments that can be used internationally to obtain comparable estimates of physical activity. There are two versions of the questionnaire. The short version is suitable for use in national and regional surveillance systems and the long version provide more detailed information often required in research work or for evaluation purposes.
Online Resources
نویسنده
Lindsay Morgeson
بسیاری از سازمانهای باهمستانی تمرکز خود را بر نیازها یا کمبودهای باهمستان قرار میدهند. هر باهمستانی نیازها و کمبودهایی دارد که باید به آنها رسیدگی شود.
اما این امکان نیز همیشه وجود دارد که بر داشتهها و نقاط قوت تمرکز کنیم – یعنی تاکید بر این چیزهایی که باهمستانمان دارد به جای توجه به چیزهایی که ندارد. آن داشتهها و نقاط قوت را میتوان برای رفع همان نیازها به کار بست؛ آنها میتوانند حیات باهمستان ما را بهبود بخشند.
برای اینکه بتوانیم بر داشتههای یک باهمستان تمرکز کنیم، باید ابتدا ببینیم چه داشتههایی داریم. بنابراین، در این بخش ما بر تشخیص داشتهها و منابع باهمستان تمرکز میکنیم. همچنین نشان میدهیم چگونه میتوان آن داشتهها را برای رفع نیازهای باهمستان و تقویت کلیت باهمستان به کار بست.
منظور از داشتههای باهمستان چیست؟
ما از این موضوع تعریف وسیعی داریم. داشتههای یک باهمستان همه چیزهایی است که میتوان از آنها برای ارتقا کیفیت زندگی باهمستان استفاده کرد. و این یعنی، داشته:
- میتواند یک شخص باشد؛
- سازه فیزیکی یا یک مکان باشد؛
- میتواند دستهای خدمات باهمستانی باشد که به زندگی بهتر باهمستان کمک میکند؛
- میتواند یک کسب و کار باشد که اشتغالزایی میکند؛
- شما و دیگر اعضای باهمستان داشتههای بالقوه باهمستان هستید. هر کسی برخی مهارتها و استعدادها دارد، و هر کسی میتواند به شما چیزی در مورد باهمستان بیاموزد، شما را با افرادی که میشناسد مرتبط کند، و به شکلهای گوناگون پشتیبانیهایی را که برای هر کاری ممکن است نیاز باشد فراهم کند – انجام تماسهای تلفنی، پر کردن پاکتهای نامه، اطلاعاترسانی به مردم، انتقال تجهیزات و لوازم. این مساله به ما میگوید که: هر کسی در باهمستان میتواند نیروی محرکی برای پیشرفت باهمستان باشد، تنها باید بدانیم که داشتههای آنها چیست و چگونه از آنها استفاده کنیم.
چرا باید داشتههای باهمستان را مشخص کنید؟
- از آنها میتوان به عنوان مبنایی برای پیشرفت باهمستان استفاده کرد.
- منابع بیرونی (برای مثال منابع مالی فدرال یا دولتی) یا کمک مالی ممکن است فراهم نباشد. بنابراین، منابع مورد نیاز برای ایجاد تغییر را باید از درون باهمستان تامین کرد.
- تشخیص و بسیج داشتههای باهمستان، ساکنان باهمستان را قادر میکند تا کنترل زندگی خود را در دست داشته باشند.
- تلاشهایی که برای پیشرفت باهمستان انجام میدهید زمانی موثرتر و پایدارتر خواهد بود که اعضای باهمستان وقت و استعداد خود را برای ایجاد تغییرات مورد علاقه خود به کار بندند.
- شما نمیتوانید بدون تشخیص داشتههای یک باهمستان، آن را به طور کامل بشناسید. شناخت نقاط قوت یک باهمستان به شما کمک میکند تا آسانتر بتوانید برنامهها یا طرحهای ممکن برای پاسخ به نیازهای باهمستان را تشخیص دهید.
- زمانی که فعالیتها بر اساس نقاط قوت باهمستان برنامهریزی شده باشند، احتمال اینکه افراد نسبت به آنها احساس مثبتتری داشته و به موفقیت آن اعتقاد داشته باشند، بیشتر خواهد بود. زمانی که یک فعالیت بر وجوه مثبت تاکید میکند - «ما منابع لازم برای مواجهه با این مسئله را در باهمستانمان در اختیار داریم و میتوانیم این کار را انجام دهیم!» - شانس بیشتری برای جلب حمایت باهمستان خواهد داشت، در مقایسه با زمانی که بر بزرگی یک مشکل و دشواری حل آن تاکید میشود.
چه کسی باید داشتههای باهمستان را تشخیص دهد؟
اعضای باهمستان در هر بخش و از هر قشری که هستند باید در تشخیص کردن داشتههای باهمستان مشارکت داشته باشند. یک دلیل برای این مسئله این است که تعهد به روند مشارکتی چیزی است که در همه بخشهای «جعبه ابزار باهمستان» شاهد آن هستید. و حتی مهمتر از آن، اهمیت مشارکت همگانی در تشخیص داشتههایی است که ممکن است در معرض دید همه نباشند. درک درست باهمستان در مورد اینکه چه چیزهایی را باید بخشی از داشتهها یا منابع باهمستان محسوب کرد، به اندازه فهرست «استاندارد» حاوی نام نهادها یا افراد دارای مهارتهای خاص حائز اهمیت است.
چه زمانی باید برای تشخیص داشتههای باهمستان اقدام کنیم؟
هر روز باید این کار را انجام داد. ولی در ادامه برخی از موقعیتهایی که در آنها انجام این کار به طور خاص مطلوب است آورده شدهاند:
- زمانی که در حال انجام یک ارزیابی از باهمستانتان هستید تا بتوانید داشتههایی پیدا کنید که آنها را در جهت پاسخ به نیازهای باهمستانتان بسیج کنید.
- زمانی که باهمستان دارای شهروندانی بااستعداد و باتجربه باشد که با وجود مهارتهای ارزشمندشان، فاقد تاثیرگذاری هستند.
- زمانی که نمیتوانید خدمات سنتی را ارائه کنید - حتی اگر بخواهید - و به دنبال راههای دیگری برای ساختن باهمستانتان میگردید.
- زمانی که میخواهید در ساکنان حس مسئولیت و افتخار را نسبت به دغدغههای محلی و حل آنها برانگیزید.
- زمانی که بخواهید روابط کنونی را تقویت کنید و نیز روابط جدیدی بسازید که موجب موفقیت تلاشهای آتی شما برای رشد باهمستانتان میشود.
چگونه داشتههای باهمستان را تشخیص بدهید؟
تکنیکهای تشخیص داشتههای باهمستان چندان دشوار نیستند. برای انجام این کار نیازی به آموزشها و تخصصها ویژهای ندارید.
پیش از شروع باید به چند پرسش پاسخ دهید. شما میتوانید این کار را در خلوت خودتان در خانه انجام دهید. اما به شدت توصیه میکنیم حتما پیش از شروع این کار را بکنید. این سوالات به این شرح است:
- اندازه باهمستانی که میخواهید در آن فعالیت کنند چقدر است؟
- چه کسانی میتوانند در این کار شما را یاری دهند؟
- چه میزان زمان میتوانید به انجام کارها اختصاص دهید؟
- آیا برای رسیدن به اهدافتان به منابع مالی لازم دسترسی دارید؟
- با نتیجهای که به دست میآورید، چه خواهید کرد؟
گام بعدی چیست؟
رویکردهای مختلفی به تشخیص داشتههای باهمستان وجود دارد که هر کدام میتواند معتبر و قابل استفاده باشد. اما چه رویکردی برای شما مناسب است؟ پاسخ این پرسش در بسیاری از جهات به جوابهایی که شما به پرسشهای قبل دادهاید بستگی دارد. پس، یکبار دیگر پیش از شروع به آن سوالات پاسخ دهید.
اما در ادامه دو رویکرد کلی مطرح شده است که میتوانید از آنها در باهمستانتان استفاده کنید. این دو یکدیگر را کامل میکنند. یکی از آنها بر داشتههای گروهها تمرکز دارد –بهویژه انجمنها، سازمانها، و موسسات— و دیگری بر تک تک افراد مردم تمرکز میکند.
مشخص کردن داشتههای گروهها
اصلیترین کار این بخش تهیه یک فهرست از همه گروههایی (انجمنها، سازمانها، و موسسات) است که در باهمستان شما وجود دارند. شما میخواهید یک فهرست درست کنید. اما در گام اول چگونه میتوان فهمید چه چیزی را باید در فهرست قرار داد؟
چند پیشنهاد:
- برای تهیه فهرست از دانستههای شخصی خودتان شروع کنید. هر چیزی که به ذهنتان میرسد را بنویسید. همیشه در آینده فرصت هست که فهرستتان را اصلاح کنید.
میتوانید این کار را خودتان انجام دهید؛ اما مفیدتر و جالبتر آن است که با دیگران انجام شود. آیا افراد دیگری هستند که در این کار به شما بپیوندند و آن را به یک پروژه گروهی تبدیل کنید؟
این یک پروژه خیلی عالی برای دانشجویان یا کارآموزان است.
برخی از این منابع به قرار زیر هستند:
- اطلاعات موجود در مورد سازمانهای غیرانتفاعی بسیاری از باهمستانها
- فهرستهای مربوط به کسب و کارها، موسسات و سازمانها
- دوستان و همکارانتان. آنها ممکن است اطلاعاتی در مورد فهرستهای دیگر داشته باشند. حتی اگر هم ندانند ممکن است در مورد داشتههای گروهها، سازمانها، و باهمستانهایی اطلاعاتی داشته باشند که در هیچ فهرستی نباشد.
- اکنون چه باید کرد؟
- میتوانید این داشتهها را بر روی یک نقشه بیاورید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی انجام این کار، به مطالبی که ذیل عنوان «ترسیم نقشه داشتههای باهمستان» در ادامه خواهد آمد، توجه کنید.
- اکنون زمان خوبی است برای فکر کردن در مورد چگونگی استفاده از فهرست (یا نقشه) داشتهها. به مطالب طرح شده ذیل عنوان «به کارگیری داشتههای باهمستان» در انتهای این بخش توجه کنید.
مشخص کردن داشتههای فردی
تهیه فهرستی از گروههای اصلی، یکی از رویکردهای موجود برای مشخص کردن داشتههای باهمستان است. اما رویکرد دیگر تهیه فهرست داشتههای فردی است. این کار میتواند چالش برانگیز باشد زیرا:
- تعداد افراد، بسیار بیشتر از گروهها است. بررسی تعداد زیادی از افراد زمان زیادی نیاز دارد.
- اغلب تا زمانی که از افراد نپرسیم، نمیدانیم چه دارند. توانمندیها و استعدادهای آنها معمولا ناشناخته است. زمانی که فهرست سازمانها را تهیه میکنید، معمولا میتوانید بلافاصله بفهمید که آن گروه چه میکند. اما احتمال کمی وجود دارد که بدانید استعدادها و مهاراتهای افراد چیست، مگر آنکه از آنها بپرسید و این کار زمان بیشتری از شما میگیرد.
به همین دلیل، مشخص کردن داشتههای افراد اغلب در یک باهمستان کوچکتر مانند یک محله صورت میگیرد.
با این وجود بسیاری از توصیههای بالا باز به کار خواهند آمد. در ادامه توضیح خواهیم داد که چگونه در عمل میتوان کار تشخیص داشتههای باهمستان را انجام داد:
- به پنج «پرسش ابتدایی» پاسخ دهید.
این گام به همان شکلی است که در رویکرد مطالعه داشتههای گروهها آورده شد.
- در مورد گستره جغرافیایی که میخواهید پوشش دهید، تصمیمگیری کنید.
آیا میخواهید بر روی یک باهمستان یا محله خاص تمرکز کنید؟ یا میخواهید یک نمونهگیری کلی از باهمستان انجام دهید و بر آن گروه نمونه تمرکز کنید؟ زمانی که میخواهید در این مورد تصمیم بگیرید منابع و زمانی را که در اختیار دارید مد نظر داشته باشید.
- در مورد تعداد افرادی که در حوزه جغرافیایی مورد نظرتان میخواهید مورد پرسش قرار دهید تصمیم بگیرید.
همه افراد؟ درصد مشخصی از افراد؟ حداکثر تعداد ممکن؟ این سوال را پیش از شروع حل کنید.
- برخی از سوالاتی که میتوانند اطلاعات مورد نیاز شما را به دست بیاورند تهیه کنید.
آیا شما به مهارتها («من میتوانم پیانو بزنم») توجه دارید یا علایق («عاشق یادگیری هستم») توجه شما را جلب کرده است؟
اگر مهارت است، چه نوع مهارتهایی – دانشگاهی، هنری، ورزشی، میان فردی، یدی، اداری، سازماندهی، والدگری، حرفهای، یا غیره؟ انسانها استعدادهای بسیاری دارند، و شاید شما باید کمی هم که شده دایره جستجوی خود را محدود کنید.
اگر علاقه است، چه نوع علاقهای؟ این نیز انواع بسیاری دارد.
در نظر داشته باشید که:
- چرا من دارم این اطلاعات را جمعآوری میکنم؟
- از آنها برای چه کاری میخواهم استفاده کنم؟
روشی طراحی کنید که بتواند به این پرسشها پاسخ بدهد.
برای مثال:
- آیا از طریق پست نظرسنجی انجام میدهید؟
- آیا (به شکلی ساده) نظرسنجی آماده وجود دارد که بتوانید از آن استفاده کنید؟
- آیا به در خانه افراد میروید؟
- آیا به مردم تلفن میزنید؟
- آیا مصاحبههایی برنامهریزی خواهید کرد؟
- آیا افرادی را به صورت گروهی ملاقات میکنید؟
هر روشی نقاط قوت و ضعف خود را دارد.
- سوالات خود را در یک گروه نمونه به آزمون بگذارید.
بر اساس پاسخها و پیشنهاداتشان، احتمالا بخواهید اصلاحاتی انجام دهید. این ایده خوبی است و یک بخش طبیعی از روند کار است. افرادی که به صورت حرفهای به کار نظرسنجی مشغول هستند این کار را به دفعات انجام میدهند.
- اطلاعت را گردآوری کنید.
اکنون شما یک محدوده جغرافیایی برای کارتان دارید، پرسشهای خوبی دارید که به نیازهایتان پاسخ میدهند، و روشی برای دریافت جوابهایتان دارید. تا اینجا کار را خوب پیش بردهاید. اکنون زمان آن است که برنامه خود را عملی کنید و اطلاعات را گردآوری کنید.
یک ارزش افزوده: زمانی که از افراد در مورد استعدادها و توانمندیهایشان میپرسید، این کار آنها را تشویق خواهد کرد که افکارشان را در این مورد با دیگران نیز در میان بگذارند. به این ترتیب، نظرسنجی شما نه تنها میتواند به شما در تشخیص داشتههای افراد کمک کند بلکه آنها را نیز تشویق میکند که داشتههایشان را به کار گیرند.
ترسیم نقشه داشتههای باهمستان
زمانی که اطلاعات مربوط به داشتهها را گردآوری کردید، اغلب ترسیم آن بر روی یک نقشه میتواند به شما کمک کند. نقشهها ابزارهای دیداری خوبی هستند: وقتی اطلاعات را پیش روی خودتان ببینید اغلب به گسترش دید و فهم شما کمک میکند. چند راه برای انجام این کار وجود دارد:
یک روش ترسیم نقشه این است که یک نقشه بزرگ راههای باهمستان خود را پیدا کنید که خیابانها و چند نقطه مهم در آن مشخص شده باشد. (اداره طراحی شهری محل سکونتتان میتواند در این کار به شما کمک کند یا میتوانید نقشه آن را از گوگل مپ یا دیگر سایتهای مشابه پرینت کنید). سپس با یک نقطه، برچسب، یا پونز (که میتوانید برای تفکیک هر نوع از این نهادها، رنگهای مختلف استفاده کنید) موقعیت جغرافیایی گروهها و سازمانهایی را که یافتهاید مشخص کنید. الگوهایی که ظاهر میشود میتواند شما را شگفت زده کند. برای مثال ممکن است ببینید در یک موقعیت جغرافیایی مشخص گونههای یکسان یا تعداد متفاوتی از انجمنها وجود دارند. محدودههایی که انجمنهای معدودی در آنها وجود دارند میتوانند در آینده هدف خوبی برای توسعه باهمستان باشند.
این نوع نقشهکشیها را با رایانه نیز میتوان انجام داد. نرمافزارهایی وجود دارند که میتوانند به شما در این کار کمک کنند. این برنامهها انعطافپذیری و پیچیدگی بیشتری در مقایسه با نقشهکشی با ابزارهایی چون کاغذ و پونز دارند، چرا که با آنها میتوانید نقشههای چند لایه تهیه کنید، یک نقشه را بر روی نقشه دیگر قرار دهید، و الگوهای گرافیکی را با فشار یک کلید تغییر دهید.
همچنین این امکان را دارید که یک نقشه مجازی از منابعتان ترسیم کنید که بتواند به شکل شفافتری ارتباط بین دستههای مختلف داشتهها را نشان دهد.
به کارگیری داشتههای باهمستانی که مشخص کردهاید
فارغ از اینکه نقشهای از داشتههای خود ترسیم کرده باشید یا نه، گام بسیار مهم بعدی آن است که اطمینان حاصل کنید که داشتههایی که مشخص کردهاید به کار گرفته میشوند. شناخت شخصی از وضعیت حاکم بر باهمستانتان ارزشمند است اما با به اشتراک گذاشتن نتایج خود میتوانید آگاهی را به دیگران نیز انتقال دهید.
ارزش و دستاورد واقعی مشخص کردن داشتهها این است که از آنها در اقداماتی استفاده شود که به پیشرفت باهمستانتان کمک کنند. شما میخواهید داشتههایتان برایتان کار کند. چنانچه داشتههای شخصی (مانند پسانداز) داشته باشید، به احتمال زیاد نمیخواهید آن را در بالش پنهان کنید. این در مورد داشتههای باهمستانتان نیز صادق است. چگونه میتوانیم سود بازگشت آنها را به حداکثر برسانیم؟
ما تنها چند حالت ممکن را به صورت فهرستوار در ادامه ذکر میکنیم. فکر کنید که کدام بیشتر از همه برای شما مناسب است، و گامهای بعدی شما چیست:
- داشتههای باهمستان میتوانند به عنوان بنیانی برای برنامهریزی مبتنی بر داشته مورد استفاده قرار گیرند. برنامهریزی برای مداخله و توسعه باهمستان میتواند مبتنی بر آن چیزهایی باشد که باهمستان باید با استفاده از آنها کار خود را انجام دهد و میتواند به عنوان بخشی از کار خود تقویت داشتههای کنونی و توسعه داشتههای جدید و نیز پاسخ به مشکلات را تعریف کند. (جان مکنایت و جان جودی کریتزمان، که بنیانگذاران جریان برنامهریزی مبتنی بر داشته شناخته میشوند، از جمله موسسان و رئیسهای «موسسه توسعه باهمستان مبتنی بر داشته» در دانشگاه نورث وست هستند، که یکی از داشتههای باهمستان منطقه شیکاگو به شمار میرود.)
- میتوانید داشتههای مشخص شده را منتشر کنید— یک وبسایت شهری یا وبسایت مستقل، یکی از خبرنامههای باهمستان، و بخش خدمات باهمستان یک روزنامه محلی سه گزینه قابل تصور در این زمینه هستند— و آن را در دسترس همه اعضای باهمستان قرار دهید. با این کار، شما دانش مردم را در مورد داشتههای عمومی ارتقا دادهاید و استفاده از آنها را تشویق میکنید.
- میتوانید بر اساس الگوهایی که از داشتهها یافتهاید، یک محله خاص یا محلههای دیگر را برای فعالیت توسعهای خود مورد هدف قرار دهید.
- میتوانید از دانشتان در مورد داشتهها برای انجام یک پروژه باهمستانی جدید استفاده کنید – زیرا شما اکنون در مقایسه با احتمالا منابع بیشتری برای استفاده در این پروژه در اختیار دارید.
- میتوانید راههای جدیدی برای جمع کردن گروهها و سازمانها پیدا کنید تا در مورد داشتههای یکدیگر بدانند – و شاید بتوانید به صورت مشترک بر روی پروژهای مانند پروژه بالا کار کنید.
- میتوانید این داشتهها را به اطلاع عموم برسانید و کسب و کارها و فرصتهای جدیدی برای باهمستانتان جذب کنید. در این مثال و مورد بالا، شما از داراییهای موجود برای خلق داشتههای جدید استفاده میکنید. (این چیزی است که موجب جذابیت کارهای مربوط به باهمستان میشود.)
- میتوانید یک برنامه درسی آموزشی برای تدریس به دانشآموزان محلی بسازید تا این داشتهها را به آنها آموزش دهید، و به این ترتیب موجب غنی شدن دانش آنها در مورد باهمستانشان و ساختن غرور باهمستانی در آنها شوید.
- میتوانید ایجاد یک «هماهنگکننده باهمستانی» (یا با عناوینی دیگر) را نیز در نظر داشته باشید، که کار روزانهاش بررسی امور مربوط به داشتههای باهمستان است. وظایف جدید هماهنگکننده این خواهد بود که مناسبترین داشتههای موجود در باهمستان را برای پاسخ به هر یک از درخواستها یا دغدغههای باهمستان بیابد. آیا این موقعیت برای خودش آوردهای خواهد داشت؟
- شما (یا هماهنگکننده جدید) میتوانید اطلاعات مربوط به چگونگی بهرهبرداری از داشتهها در باهمستان را ضبط کنید و از این اطلاعات برای تبادل بهینه داشتهها استفاده کنید.
- میتوانید برنامههای مدونی برای تبادل داشتهها برپا کنید که بتواند مجموعهای از فعالیتها را در بر بگیرد؛ از جمله مبادله مهارتهای فردی تا مشارکت بین سازمانی در هزینهها.
- داشتههای باهمستان باید پیوسته مورد بررسی قرار گیرند که این میتواند به صورت منظم انجام شود. همیشه داشتههای جدیدی سر بر میآورند؛ خوب است اطلاعات خود را در مورد آنها بهروز کنیم. به این صورت، کل روند مشخص کردن داشتهها میتواند به عنوان بخشی از کار جاری زندگی باهمستان شما باشد.
- داشتههای باهمستان باید به صورت منظم مورد بررسی قرار گیرند. مشخص کردن داشتهها باید بخشی از زندگی عادی باهمستان باشد، تا در زمان نیاز بتوان از داشتههای باهمستان بهره برد.
Usted entiende que un bien comunitario puede ser:
___Una estructura física o un lugar
___Un negocio o empresa
___Usted
___Todos los que viven en la comunidad
Usted entiende por qué se deben identificar los bienes en la comunidad:
___Por que los recursos externos no están siempre disponibles
___Para permitir a los residentes ganar control sobre sus vidas
___Para que los esfuerzos sean más efectivos y de más duración
Usted entiende cuando se deben de identificar los bienes de la comunidad:
___Cuando no sabe cuales son los bienes
___Cuando los talentos de los miembros de la comunidad están infrautilizados
___Cuando no puede brindar servicios tradicionales
___Cuando quiere motivar el orgullo y pertenencia de los miembros de la comunidad
___Cuando desea fortalecer las relaciones existentes y construir otras nuevas
Usted sabe como identificar los bienes de la comunidad:
___Usted conoce el tamaño de la comunidad
___Usted sabe quien está disponible para realizar el trabajo
___Usted sabe cuanto tiempo tiene para realizar la tarea
___Usted sabe cuanto dinero está a su disposición
___Usted decidió que desea hacer con los resultados
Usted entiende como identificar los bienes grupales:
___Usted ha escrito lo que sabe
___Usted ha anexado otras fuentes de información a su lista
___Usted ha tenido y revisado su lista
Usted entiende como identificar los bienes individuales:
___Usted ya contestó a las “preguntas iniciales”
___Usted ya decidió el área geográfica que desea cubrir
___Usted ya decidió cuantas personas encuestará
___Usted ya hizo el bosquejo de algunas preguntas que desea hacer
___Usted ya diseño un método por el cual estas preguntas pueden ser realizadas
___Usted ya probó las preguntas en un grupo de muestra
___Usted ya recolectó sus datos
___Usted comprende como mapear los bienes en la comunidad
Usted entiende como pude utilizar los bienes que ya identificó
___Marcar como blanco un área particular para el desarrollo
___Elaborar un nuevo proyecto
___Encontrar nuevas formas para unir grupos
___Promocionar los bienes
___Crear un nuevo currículo escolar
___Considerar la creación de un “coordinador comunitario”
___Realizar registros
___Establecer un programa estructurado para intercambiar bienes
___Establecer un proceso de revisión para los bienes
Herramientas # 1: Inventario de las capacidades en la comunidad
Aquí se presenta un inventario preliminar de las capacidades de la comunidad como se describe en las páginas amarillas locales, los departamentos de planificación de la ciudad/distrito, la cámara de comercio y agencias voluntarias de colocación. En este ejemplo, los bienes están organizados por sector.
Haga un listado con el nombre, dirección, y número telefónico de la persona con la que te contactas, y que pueda darte más información sobre quien y que encontrar.
- Nivel de las organizaciones de base o asociaciones ciudadanas
- Todas las organizaciones vecinales
- Centros comunitarios
- Grupos de personas de la tercera edad
- Oficiales locales, políticos y líderes
- Instituciones
- Escuelas públicas locales, universidades, y colegios comunitarios.
- Hospitales públicos o clínicas.
- Fundaciones públicas o instituciones educativas privadas
- Agencias estatales o federales
- Bibliotecas municipales
- Oficiales de policía y otro personal de emergencia
- Parques y piscinas municipales o campos de golf
Organizaciones de base comunitaria
- Organizaciones de albergue
- Cocinas alimenticias y albergues de emergencia
- Casas de asilo, centros de abuso de sustancias, centros de violencia domestica
- Iglesias
- Centros de consejería y clínicas
- Grupos de abogacía para reducción de abuso de drogas, seguridad, etc.
Sector Privado
- Bancos
- Cámara de comercio
- Asociaciones de hombres/mujeres de negocios
- Negocios locales
Población Categorizada
- Ciudadanos mayores
- Músicos locales
- Artistas locales
- Poblaciones de inmigrantes
- Población que recibe asistencia pública, vales de comida, auxilios o cuidado médico
- Jóvenes
- Estudiantes universitarios
Herramienta # 2: Preguntas para realizar al mapear capacidades.
Conducir entrevistas durante el mapeo de capacidades comunitarias le ayudará a recolectar información sobre diferentes asociaciones, organizaciones, y relaciones que existen en la comunidad. A continuación se presenta una muestra de preguntas con las que puede obtener más información sobre bienes de la comunidad.
Nombre:
Ocupación:
Dirección:
Número telefónico:
Nombre de la organización:
Descripción:
Recursos:
- ¿Cuántas personas forman parte de su organización?
- Equipo - personal
- Voluntarios
- Miembros o contribuidores
- Miembros de junta
- Clientes
2. ¿Con qué frecuencia se reúnen los miembros? ¿Se reúnen fuera o tienen reuniones regulares?
3. ¿Qué tipo de financiación tiene su organización? ¿De dónde más reciben apoyo?
4. ¿Dónde se reúne su organización? ¿A qué otros espacios tiene acceso su organización?
5. ¿A que tipo de equipo tiene acceso su organización?
- ¿Oficina?
- ¿Audiovisual o de video?
- ¿Computadoras?
- ¿Mecánico?
- ¿Otro?
6. ¿Qué tipo de medios escritos como material / boletín informativo tiene su organización?
7. ¿Cómo mantiene su organización a sus miembros informados sobre actividades y cambios de personal?
8. ¿Cuáles de los recursos de su organización le gustaría hacer accesible a otros miembros de la comunidad?
9. ¿Qué tipo de servicios brinda su organización a la comunidad? ¿Cómo les hace saber al público sobre estos servicios? ¿En que tipo de proyectos esta ahora implicada su organización ahora? ¿Qué es lo que ha realizado su organización hasta el momento?
10. ¿Cuantos miembros de su equipo de trabajo viven en la comunidad a la que sirve su organización?
11. ¿Dónde compra su material de oficina y equipo, a donde va para servicios de reparación, etc.?
12. ¿Cuales son los recursos más valiosos de su organización y cuales son bienes más fuertes?
13. ¿Con qué otras organizaciones trabaja, personalmente? ¿Con qué otras organizaciones patrocina eventos su grupo? ¿Con quienes comparte información? ¿Con quienes comparte recursos o equipo?
14. ¿Quienes más proveen servicios a la comunidad similares a los de su organización?
15. ¿Pertenece su grupo a otras asociaciones? ¿En qué tipo de eventos especiales toma parte su organización?
16. ¿Qué tipo de asociaciones o relaciones tiene su organización con negocios locales o bancos?
17. ¿A qué otros grupos o subpoblaciones apoya o da consejo su organización?
18. ¿Qué tipo de nuevos proyectos estaría interesada su organización en tomar, relacionados directamente a su misión? ¿Indirectos o externos a su misión?
19. ¿En qué otros proyectos o movimientos esta relacionado para servir a personas jóvenes, en la edad adulta, con discapacidad, artistas, personas que reciben asistencia pública, inmigrantes o poblaciones minoritarias?
20. ¿Hasta qué punto es viable para su organización implicarse en más proyectos, o en más esfuerzos de promoción de la salud o desarrollo comunitario?
21. ¿Qué tipo de cambios le gustaría ver en la comunidad en los próximos cinco años? ¿Cómo realizaría estos cambios?
نویسنده
Bill Berkowitz
Eric Wadud
اکنون برای شناسایی مشکلات باهمستان خود آماده شده و در رابطه با مشکلی معین، اطلاعات خاصی را گردآوری میکنید. اگر از قبل در رابطه با دامنه و شدت مشکل اطلاعاتی نداشته باشید، چگونه با آن برخورد خواهید کرد؟ اگر ندانید که میزان وخامت مشکل موجود تا قبل از شروع کار در چه حد بوده، چگونه خواهید دانست که مداخلهی شما چه تأثیری در رفع آن داشته است؟ در اینجاست که خط مبنا به کار میآید.
خط مبنا (بیسلاین) چیست؟
یکی از اولین اقدامات لازم برای ایجاد تغییر در باهمستان، این است که ببینید عوامل و روندهایی که بررسی میکنید، در ابتدا چگونه رخ دادهاند. مشکلات و گرایشهای مثبت تا چه حد غلبه دارند؛ وقایع با چه فواصلی روی میدهند، دوام و شدت بیشتر آنها چقدر است و غیره. آنچه که برای جمعآوری این نوع اطلاعات دنبال میکنید، مبنای اندازهگیری نام دارد. به عبارت دیگر، مبنای اندازهگیری استانداردی است که با استفاده از آن تمام تغییرات ایجادشده توسط پروژه را اندازهگیری میکنید.
به چند نمونه در مورد مبنای اندازهگیری در زندگی روزمره توجه کنید.
- مادری صدای گریهی فرزندش را میشنود. او بر اساس تجربیات قبلی میداند که کودک معمولاً چرا و چه زمان گریه میکند؛ این معیار اوست. به همین علت میداند که این بار کودک فقط سروصدا میکند یا دلیلی برای نگرانی وجود دارد.
- دوستتان به شما میگوید که چقدر خوشگل شدهاید. او میداند که معمولاً ظاهرتان چگونه است؛ این مبنای اوست. اگر به نظر او امروز صبح خوب استراحت کرده باشید، پوستتان خوشرنگ باشد، یا مطابق مد روز لباس پوشیده باشید، یا چشمانتان برق بزند، متوجه میشود و این را بیان میکند.
اینها مثالهای سادهای در رابطه با معیار اندازهگیری هستند. شاید گاهی نام دیگری بر آن بگذارند؛ مانند نقطهی مرجع، سطح انطباق، لنگر، یا مثلاً هنجار؛ اما هر اسمی که بر آن بگذارید، همهي ما از آنها استفاده میکنیم. مبناها به نوعی برای ما ضرورت بسیار دارند و با استفاده از آنها دربارهی افراد و وقایع قضاوت میکنیم. بدون مبنا، زندگیکردن در این دنیا برای ما بسیار دشوار خواهد بود.
چرا از مبنای اندازهگیری استفاده کنیم؟
مبنای اندازهگیری تعیین میکند که تلاشهای شما تا چه حد مؤثرند.
برای آنکه برنامهریزی واقعاً موفقی داشته باشید، باید بدانید که تلاشهای شما تا چه میزان تأثیر دارند. لازم است دورنمایی داشته باشید که بدون تلاشهای شما، میزان مشکلات چقدر خواهد بود تا بدانید که آیا اصولاً اقدامات شما تأثیری ایجاد میکنند یا خیر. اگر مبنای اندازهگیری خود را ثبت کرده و با ارقام پس از مداخله مقایسه کنید، میزان تأثیر مداخله را در مییابید.
الف - مبنای اندازهگیری به شما کمک میکند تا ماهیت چیزی را درک کنید که درک آن بدون دانستن مبنا میتوانست بسیار سنگین و پیچیده باشد.
پاسخ به پرسشی مانند اینکه مدارس ما چقدر کارکرد دارند، میتواند سردرگمکننده باشد؛ ولی ردیابی مبناهای اندازهگیری، مانند نمرهی امتحانات یا نرخ فارغالتحصیلان دبیرستانها، به شما کمک میکند تا تصویر کلی را بهتر درک کنید.
ب - برخورداری از مبنا به شما کمک میکند تا ببینید آیا برای شروع مداخله زمان مناسبی است یا آیا یک مداخلهی خاص مناسبت دارد یا خیر.
فرض کنید میخواهید تعداد تصادفات اتومبیل را در کشورتان کاهش دهید. یکی از روشهایی که فکر میکنید باید برای این منظور استفاده کرد، راهاندازی برنامهای برای تشویق مردم به استفاده از کمربند ایمنی است. اطلاع از تعداد تقریبی افرادی که در کشور شما دایماً از کمربند ایمنی استفاده میکنند، کمک میکند تا تعیین کنید که آیا اصولاً باید وقت و منابع خود را به این پروژه اختصاص بدهید یا خیر. نرخ استفاده از کمربند ایمنی مبنای اندازهگیری شما خواهد بود. چنانچه ۹۸٪ از همشهریان شما در اغلب موارد از کمربند ایمنی استفاده میکنند، شاید بد نباشد نوع دیگری از مداخله را در نظر بگیرید.
ج - مبنای اندازهگیری گاهی میتواند نشان دهد که مداخله اصولاً ضرورتی ندارد.
برای نمونه، فرض کنید رهبران باهمستان از افزایش فعالیت باندهای بزهکار در میان جوانان گله دارند و خواهان برنامههایی برای بازداشتن آنان هستند؛ اما استفاده از یک مبنای اندازهگیری خوب و دقیق در رابطه با نرخ بزهکاری جوانان نشان میدهد که چنین مشکلی وجود ندارد.
د - مبنای اندازهگیری به شما میگوید که روشهای مورد استفادهی شما مؤثر نیستند.
اگر در مقایسه با مبنا هیچ گونه تغییر رفتاری مشاهده نمیشود، شاید بهتر باشد وقت خود را با یک روش ناکارآمد تلف نکنید.
به عنوان مثال، فرض کنید میخواهید تعداد معاینات پیش از زایمان را در میان زنان باردار شهر خود افزایش دهید و تصمیم گرفتهاید که برای این کار در سطح عمومی اطلاعرسانی کنید. با مقایسهی تعداد معاینات صورتگرفته در مدتی معین (یک ماه یا شش هفته) بعد از اطلاعرسانی با تعداد این معاینات پیش از اطلاعرسانی عمومی، متوجه میشوید که آیا ارقام به حدی افزایش یافتهاند که این آگهی را توجیه کنند. شاید تعداد معاینات افزایش داشته و تصمیم بگیرید که این آگهیها را ادامه دهید یا شاید ارقام ثابت مانده یا حتی کاهش داشته باشند که در این صورت بهتر است از روش دیگری استفاده کنید.
اما در نظر داشته باشید که شاید مدتی طول بکشد تا روش مداخلهی شما نتایج دلخواه را به بار آورد. تغییر رفتار شاید بلافاصله مشهود نباشد. حتماً پیش از نتیجهگیری در مورد میزان کارآمدی روش خود مدتی صبر کنید. شاید صرفاً فرصت بیشتری لازم باشد.
چگونه باید مبنای اندازهگیری را تعیین کرد؟
الف - یک یا چند شاخص را انتخاب کنید که به بهترین نحو رفتارهای مورد نظر شما را نشان میدهند.
شاخص به هر چیزی اتلاق میشود که قابل اندازهگیری بوده و بتواند تغییرات را شناسایی کند. شاخص میتواند تعداد تصادفات مربوط به نبستن کمربندی ایمنی در طول یک ماه را در استان شما نشان دهد؛ یا تعداد افرادی که خواستار بروشوری هستند که سازمان شما منتشر میکند؛ یا تعداد موارد افت تحصیلی در میان نوجوانان باهمستان شما در طول یک سال.
شاخص باید با مشکلات مرتبط باشد و چیزی را به شما نشان دهد که نیاز دارید.
این سؤالات را از خود بپرسید:
- آیا این شاخص نمایانگر مهمترین و متناسبترین مسئلهی باهمستان است؟
- آیا بر جنبهای دلالت دارد که بیانگر سلامت درازمدت باهمستان است؟
- آیا چیزی را نشان میدهد که باید اندازهگیری شود و نه یک محصول جانبی؟
- آیا میتوان این معیار را در پیشرفت سایر باهمستانها در این زمینه به کار برد؟
مثال زیر یک نمونه از انتخاب خط مبناست که یک گروه با هدف تعیین میزان کارایی یکی از برنامههای خود، انتخاب کرده است.
مثال: پروژهی مقابله با باندهای تبهکار برای دانشآموزان مقطع دبیرستان در یک منطقه شهری
تعدادی از شاخصها که شاید بتوان برای مبنای اندازهگیری استفاده کرد، از این جمله هستند:
- نرخ مشارکت دانشآموزان در فعالیتهای فوق برنامه و گروههای کلیسا
- نرخ استفاده از مواد مخدر و الکل
- تعداد دانشآموزانی که از رنگهای باندهای تبهکار استفاده میکنند
- نرخ دانشآموزانی که در برنامههای مشاورتی شرکت دارند
- نرخ دانشآموزان شرکتکننده در برنامههای مرتبط با حل اختلافات
- نرخ دانشآموزانی که پس از ساعات درسی یا در آخرهفته کار میکنند
اگر یکی از برنامههای گروه شما برگزاری بحث گروهی پس از ساعات درسی است، اولین شاخص باید به عنوان مبنای اندازهگیری مناسب باشد؛ چون میتواند تعداد دانشآموزانی را نشان دهد که احتمالاً پس از ساعات درسی در فعالیتی مشارکت دارند.
ب - ببینید مبنای اندازهگیری در این شاخصها کدام است.
وقتی که شاخصها را انتخاب کردید، تعیین کنید که دقیقاً چه چیز را میخواهید اندازهگیری کنید و تا چه زمانی.
برای نمونه، آیا موارد خشونتآمیز مرتبط با گروههای تبهکار در حریم مدرسه و در طول سال تحصیلی را اندازه میگیرید؟ آیا تلفات رانندگی مرتبط با مشروبات الکلی را در طول یک دورهی چهارهفتهای اندازهگیری میکنید؟ آیا احتمال دارد کسی قبلاً اینها را اندازهگیری کرده باشد؟ در این صورت شما فقط باید صحت اطلاعات را تعیین کنید (و در صورت لزوم بهروز کنید). در غیر این صورت، شما یا کسی دیگر باید برود و شاخصها را اندازهگیری کند.
اگر خودتان میخواهید اندازهگیری کنید، باید این موارد را در نظر بگیرید:
- کدام مشخصههای رفتاری باید اندازهگیری شوند؟ برخی از این مشخصهها عبارتند از میزان تکرار رفتار، نوع رفتار، درصد مواردی که آن رفتار بروز میکند، و مقدار زمان آن.
- تحت چه شرایطی باید دادهها را جمعآوری کنید؟
- آیا نظارت دائم دارید یا نمونهبرداری میکنید؟ در صورت نمونهبرداری، در چه فواصل زمانی این کار را انجام میهید؟
- دادهها را برای مدتزمان معینی جمعآوری میکنید یا در فواصل زمانی؟ در صورت اول، آن زمان معین چقدر است؟ اگر فواصل زمانی است، مدت فواصل چقدر است؟
به یاد داشته باشید که معیار اندازهگیری مناسب، به جای آنکه صرفاً یک عکس فوری از اطلاعاتی باشد که بر فرض فقط در یک آخرهفته جمعآوری شده، اطلاعات مربوط به چندین نقطه از زمانی معین را در بر میگیرد.
چگونه تغییرات را در مقایسه با خط مبنا تعیین میکنید؟
فرض کنید اکنون اطلاعات لازم برای تعیین خط مبنا و نیز دادههای جمعآوریشده در چند نقطهی زمانی مختلف را پس از اندازهگیری اولیه در اختیار دارید. این اطلاعات را چگونه تفسیر میکنید؟ ابتدا باید انواع الگوهای دادههای مبنا را بشناسید.
با ترسیم نمودار مبناهای اندازهگیری، دربارهی شدت یک مشکل در باهمستان و اینکه آیا اکنون برای آغاز هر گونه مداخلهای برای ایجاد تغییر، زمان مناسبی است یا نه، میتوانید مطالب زیادی بیاموزید.
مثال: الگوهای دادههای خط مبنا
خط مبنای ثابت
در خط مبنای ثابت، شواهدی از روندهای صعودی یا نزولی وجود ندارد؛ شاید در طول زمان نوسانات اندکی مشاهده شود، ولی قسمت اعظم نقاط در یک ردیف قرار میگیرند.
خط مبنای ثابت برای شروع پروژه بهترین پایه است. اگر قبل از شروع، نرخ هر آنچه که اندازهگیری میکنید در طول زمانی طولانی ثابت مانده باشد، میتوانید اطمینان بالایی داشته باشید که تغییرات ایجادشده پس از شروع مداخله واقعاً نتیجهی تلاشهای شما هستند.
خطوط پایهی صعودی و نزولی
همانطور که از اسامی آنها حدس میزنید، خط مبنای صعودی یعنی هر آنچه که اندازهگیری میشود، در طول زمان، به طور مستمر افزایش داشته و خط نزولی یعنی کاهش داشته است.
خط پایهی غیرثابت یا متغیر
وقتی نقاط دادهها در سرتاسر نمودار پراکنده هستند و هیچ روند مشخصی وجود ندارد، خط پایهی غیرثابت یا متغیر دارید. در این نوع نمودار، معمولاً راهاندازی هیچ گونه مداخلهای ایدهی خوبی نیست چون متغیرهای خط پایه، تعیین این که تغییرات محصول مداخله بودهاند یا نه را بسیار دشوار میکنند.
تعیین افزایش یا کاهش میزان سلامت گروه با استفاده از خط مبنای پیچیده، نیازمند دقت بسیار زیادی است.
مثلاً، فرض کنید خط پایهای که تبدیل به نمودار میکنید، نشانگر نرخ نوجوانان سیگاری در منطقهی شماست. خط پایهی نزولی نشان میدهد که تعداد خیلی کمی از نوجوانان دخانیات مصرف میکنند و شاید لازم باشد اجرای هر گونه مداخلهای را متوقف کنید. اما اگر خط پایه صعودی باشد و نشان دهد که مصرف دخانیات در میان نوجوانان رو به افزایش است، اجرای نوعی مداخله احتمالاً کار درستی خواهد بود. شاید تعیین کارآیی مداخلهی شما به سهولت نمودار ثابت نباشد، اما دانستن این که مشکل رو به افزایش است دلیل محکمی برای اقدام است!
چگونه با استفاده از دادههای خط مبنا یک مداخله را طراحی میکنید؟
تعیین کنید که به چه مشکل یا مشکلاتی میخواهید بپردازید.
بر اساس دادهها، تعیین کنید که چه مشکلاتی باید بیش از دیگران توسط گروه یا ائتلاف شما مورد توجه قرار گیرند. چه چیز به نظر میرسد که باید هدف قرار گیرد؟ آیا چیزی است که میتوانید منطقا تغییر دهید؟
اهداف اولیهی مداخله را شناسایی کنید.
منظور این است که مداخلهي شما چه کسی را نشانه میگیرد. گروه مشخصی از افراد؟ یک نهاد؟ رفتار آنان در ایجاد و استمرار مشکل چه اثری دارد. نتایج تحقیقات شما دربارهی روابط موجود بین مشکلات و رفتار گروه هدف چه چیز را پیشنهاد میکند؟
- یک هدف رفتاری برای مداخله تعیین کنید.
- با توجه به دانش و اطلاعاتی که از قبل دربارهی باهمستان و مشکل آن داشتهاید، ببینید چه روشی را باید به کار گیرید.
- برای ایجاد تغییر یا تغییرات رفتاری چه کسی مسئول خواهد بود.
- ببینید چگونه باید کسانی را که درگیر مشکل شدهاند در راه حل مشارکت داد.
- سایر مدلهای تغییر را مطالعه کنید. چه روشهایی در باهمستانهای مشابه برای مقابله با این رفتارها مؤثر بودهاند؟
- در مورد اینکه به چه شکل نحوهی مداخله را برای مردم توضیح خواهید داد فکر کنید.
با توجه به آموختههای خود در رابطه با بررسی معیارهای اندازهگیری در راستای ایجاد تغییر در باهمستان، اکنون بخت بیشتری دارید و برای پایش میزان موفقیت خود میتوانید از آن معیارها استفاده کنید.
خلاصه
استفاده از خط مبنا برای تعیین چگونگی غلبهی هر مشکل یا گرایش مثبتی در باهمستان، میتواند برای پایش کارآیی تلاشهای شما کمک بسیار مؤثری باشد. معیارهای اندازهگیری با فراهمکردن روشی برای سنجش میزان موفقیت هر برنامه، میتواند برای تلاشهای شما کمک شایانی باشد.
A continuación se presenta una lista verificable que resume los principales puntos contenidos en el texto.
___Usted comprende lo que es una línea base.
___Usted comprende que las medidas de línea base se pueden decir si sus esfuerzos está funcionando.
___Usted comprende que una línea base se puede ayudar a darle sentido a algo que podría ser demasiado masivo y complicado para entenderlo de otro modo.
___Usted comprende que las medidas de línea base a veces pueden decirle si una intervención no es necesaria en absoluto.
___Usted comprende que las medidas de línea base pueden ayudarle a decir si usted está utilizando métodos que no están funcionando.
___Usted comprende que es un método o intervención puede requerir algún tiempo para producir el efecto deseado.
Desarrollando su línea base:
___Usted ha escogido un indicador o indicadores que mejor reflejan las conductas que son más importantes para usted.
___Usted ha encontrado medidas para esos indicadores.
___Usted comprende los diferentes tipos de patrones en los datos de línea base.
___Usted comprende cómo interpretar esos patrones.
___Usted ha decidido que problema o problemas a tratar.
___Usted ha identificado objetivos principales de la intervención.
___Usted ha desarrollado un plan de acción.
___Usted ha iniciado su intervención.
بررسی نگرانیها به چه معنی است؟
بررسی نگرانیها، شکلی از ارزیابی باهمستان است که در آن از مردم خواسته میشود تا مهمترین مسائلی را که در باهمستان خود با آن مواجه هستند عنوان کنند. نتایج این ارزیابی را میتوان در تدوین راهبرد لازم برای مواجهه با مشکلات و همچنین حفظ وضعیت موجود (آنچه مطلوب باهمستان است) به کار برد. ضمناً میتوانید نتایج به دست آمده را در جهت جلب پشتیبانی افراد از یک هدف، مورد استفاده قرار دهید. این ارزیابی یک روش عالی برای ایجاد توافق جمعی در باهمستان است.
برای مثال، چنانچه از ارزیابی نگرانیها نتیجه گرفتهاید که ۸۵ درصد از ساکنان شهر شما معتقدند که افراد مسن از خدمات کافی برخوردار نیستند، میتوانید این آمار را به اطلاع عموم رسانده و حمایت آنان را جلب کنید؛ همچنین میتوانید آگاهی باهمستان را افزایش داده و مردم را در برنامهریزی جهت افزایش خدمات برای افراد مسن، دخیل نمایید. سرانجام اینکه با کمک نتیجهی ارزیابی میتوانید برای باهمستان دستور کاری را تعریف کنید که بازتابدهندهی مشکلات مردم باشد.
بررسی نگرانیها بخشی از نیازسنجی باهمستان است که با هدف شناسایی دغدغههای موجود در باهمستان انجام میشود. با استفاده از نظرسنجی و مباحثات عمومی، نقاط قوت و نیازهای خاص یک باهمستان را میتوان مشخص کرد.
چرا باید نگرانیها را شناسایی کرد؟
نظرسنجی برای شناخت نگرانیها، تلاشهای شما را برای رسیدگی به دغدغههای فوری مردم پربارتر میکند. سایر دلایل برای اجرای نظرسنجی برای شناخت نگرانیها عبارتند از:
- دخیل نمودن اعضای باهمستان در امر تصمیمگیری از ابتدای کار و، در نتیجه، افزایش احتمال دخالت فعالانهی آنان و استمرار این دخالت.
- طرح پرسش از اعضای باهمستان در رابطه با آنچه که برایشان حائز بالاترین درجهی اهمیت است.
- این اقدام میتواند برای کسب اطلاعات، روشی قابل اعتماد، نظاممند، و آسان باشد.
- با کمک این روش، اعضای ائتلاف و شهروندان نسبت به درک کلی خود از باهمستان، آگاهی مییابند.
- برای ابتکارات، حامیان مالی، و مشارکتکنندگان، منبعی مفید از اطلاعات فراهم کرده و نقش راهنما را ایفا میکند.
- مانع میشود که سازمان، صرفاً علایق دستگاههای خدماترسانی را در دستور کار خود قرار دهد. اطلاع از نقطهنظر کسانی که گروه شما بدان خدمت میکند، امر مهمی است.
- دستور کار فعالیت باهمستان را تعیین میکند.
- موجب ایجاد اتفاق نظر میشود.
چگونه باید برای بررسی نگرانیها آماده شد؟
برای انجام نظرسنجی از پیش باید به مقدمات اجرا فکر کرد. برای این کار، اول به بودجه و منابع موجود فکر کنید. بعد برای طراحی نظرسنجی، یک کارگروه تشکیل دهید. افرادی را از بین تصمیمگیران انتخاب کنید و از آنها بخواهید تا موضوعات دیگری برای نظرسنجی ارائه دهند. در مرحله آخر نظرسنجی خود را آماده کنید.
برای هر مسئلهای که برای نظرسنجی انتخاب شده، باید دو نوع پرسش مطرح شود: این مسئله برای شهروندان چقدر اهمیت دارد و شهروندان از تلاشهای باهمستان در رابطه با آن مسئله تا چه حد راضی هستند. موضوعات را باید با جملات مثبت نوشت نه سؤالی. مثال: «مصرف مواد مخدر در مدرسهی ما یک معضل است» به جای «آیا اعتقاد دارید مصرف مواد مخدر در مدرسهی ما یک معضل است؟» بد نیست هر دو سؤال را در کنار هم بیاورید؛ مانند مثال زیر:
| مثال: پرسشهای مربوط به اهمیت و رضایتمندی | دور یکی خط بکشید* | دور یکی خط بکشید |
| مراقبتهای دوران بارداری برای همهی زنان ساکن در بخش ... از شهرستان | ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ | ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ |
| برنامههای تفریحی بعد از مدرسه برای نوجوانان مدارس دولتی در بخش ... از شهرستان | ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ | ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ |
| خدمات حملونقل رایگان برای همهی شهروندان ازکارافتاده در بخش ... از شهرستان | ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ | ۰ ۱ ۲ ۳ ۴ |
فهرستی از پرسشها تهیه کنید. چیزهایی که باید پرسید:
- شرایط مشخص: مانند کیفیت هوا
- خدمات: قابلیت دسترسی یا توانایی مالی
- مهارتها: مثلاً آیا مردم برای کارپیداکردن دارای مهارتهای لازم هستند؟
- برنامهها: مثلاً، دورههای آموزشی با کیفیت برای خردسالان
برای تسهیل ارزیابی، فهرستی از مواردی که بهدقت تعیین و تشریح شده، و میتوانند در نظرسنجی لحاظ شوند، تهیه میشود.
در اینجا چند نمونه از این فهرستها (ایندکسها) آمده است که میتواند به شما کمک کند با نحوهی تشریح آیتمهای نظرسنجی و موضوعهایی که این سرفصلها میتواند در برگیرد آشنا شوید.
- فهرست نیازهای اولیه و خدمات حیاتی
- فهرست نگرانیهای مرتبط به سلامت باهمستان
- فهرست نگرانیهای موجود در محله
- نظرسنجی نگرانهای موجود - الگوی نمونه
حالا سؤالات را محدودتر کنید. سعی کنید نظرسنجی را تا حد امکان کوتاه نمایید؛ هر قدر نظرسنجی طولانیتر و پیچیدهتر باشد، تعداد پاسخها کمتر خواهد بود. بنابراین، بهتر است تعداد صفحهها کمتر باشد. طبق قاعدهی کلی، باید در حدود ۳۰ سرفصل داشته باشید و این غیر از اطلاعات جمعیتی است (که باید شامل ۸ تا ۱۰ پرسش باشد). پرکردن یک نظرسنجی ۳۰ آیتمی برای یک فرد معمولی ۱۵ دقیقه وقت میگیرد.
تعیین کنید که چه نوع اطلاعات جمعیتی (سن، جنس، نژاد، تعداد فرزندان، درآمد، سطح تحصیلات، شغل، و غیره) را لازم است در نظرسنجی خود بگنجانید. شاید بد نباشد که سؤالات جمعیتشناختی را در صفحهای جدا از خود نظرسنجی بنویسید.
چگونه باید پرسشنامههای این نظرسنجی را توزیع کنید؟
برای توزیع پرسشنامهها، راهبردهای متعددی وجود دارد. بهتر است تلفیقی از این روشها را به کار گیرید.
ارسال پستی پرسشنامه (فرم نظرسنجی)
میتوانید پرسشنامهها را مستقیماً برای کسانی که نشانی آنان را دارید، پست کنید. استفاده از روش پستی درصد پایینی از پاسخها را به همراه دارد (اگر ۳۰٪ جواب دهند، بخت یارتان بوده؛ اما این درصد در باهمستانهای کوچک بالاتر است)، ولی این روش در مقایسه با بسیاری از روشهای دیگر آسانتر است و به وقت و نیروی انسانی کمتری نیاز دارد.
- اقلامی را که برای پست مستقیم لازم دارید، گردآوری کنید (مانند: فهرست نشانیها، لیبل آدرس، پاکت نامه، و ..)
- نامهی رسمی را فراموش نکنید. یک نمونه نامه رسمی که میتوانید به عنوان راهنما استفاده کنید، در پایان این بخش با سایر نمونهها قید شده است.
- فرم نظرسنجی، اطلاعات جمعیتی، و نامهی رسمی را به ازای هر گیرنده تکثیر کنید.
- برای هر نفر دو پاکت بزرگ آماده کنید. روی یکی آدرس مؤسسهی نظرسنجی و گیرنده را بنویسید و روی دیگری آدرس مؤسسه را به عنوان گیرنده و فرستنده درج نمایید و روی هر دو تمبر بزنید.
- تمام فرمهای مربوط به نظرسنجی (نظرسنجی، صفحهی آمار جمعیتی، نامهی رسمی، و پاکت برگشتی) را در یک پاکت بزرگ بگذارید.
- اگر مایل باشید که به هر صورت نظرسنجیها را ردیابی کنید، یعنی مثلاً ببینید از قسمتهای مختلف شهر چه نوع پاسخهایی دریافت میکنید، میتوانید پاکتها را به شکلی نشانهگذاری کنید. یکی از راهها این است که پاکتهای برگشتی را شمارهگذاری کنید و فهرستی از آدرسها را با شمارههای مربوطه نزد خود داشته باشید؛ مثلاً اگر ساکن پلاک ۱۲۳ در خیابان اصلی شمارهی ۰۰۷ را دارد، همین شماره باید روی پاکت برگشتی او باشد. روش دیگر کدگذاری با رنگ یا کد پستی است.
- پاکتها را پست کنید. سعی کنید از اداره پست، یک تخفیف کلی بگیرید.
راههای دیگر برای توزیع یا جمعآوری پرسشنامهها
- در آژانسهایی که با ارباب رجوع تماس دائمی دارند، مثلاً ماهی یک بار، شاید درنظرگرفتن یک صندوق در دفتر آژانس روش خوبی برای توزیع نظرسنجی باشد.
- توزیع از طریق رسانهها.
- نمونهگیری آسان: نظرسنجی در یک مکان عمومی؛ برپایی یک غرفه یا میز در پارکینگ یک فروشگاه محلی، در پیادهروی یک مرکز خرید و غیره، فرصتی فراهم میکند تا سازمان خود را در معرض دید دیگران قرار دهید.
- اجرای گروهی: اگر گروه یا سازمان شما به طور معمول گردهمآییهای بزرگی دارد، نظرسنجی از همهی شرکتکنندگان در یک جلسه، میتواند برای گردآوری اطلاعات روشی بسیار موثر باشد.
- نظرسنجی خانهبهخانه.
- استفاده از چند روش برای توزیع پرسشنامه: با توجه به هدف نظرسنجی و شرایطی که در آن قرار دارید، میتوانید یک یا تلفیقی از چند روش بالا را برای توزیع پرسشنامه و انجام نظرسنجی به کار گیرید.
نتایج نظرسنجی دربارهی نگرانیها را چگونه تحلیل و ثبت میکنید؟
هنگامی که پرسشنامههای تکمیلشده را گردآوری کردید، لازم است با توجه به میزان نسبی اهمیت و رضایتی که از سوی مخاطبان در ارتباط با هر آیتم یا موضوع مشخص شده، نتیجهس نظرسنجی را بررسی کنید.
|
فرض کنید این پرسش از مثال قبلی در نظرسنجی شما ظاهر شده |
این مشکل برای شما چقدر اهمیت دارد؟ |
تا چه حد از تلاشهای باهمستان در این زمینه رضایت دارید؟ |
|
دور یکی خط بکشید* |
دور یکی خط بکشید* |
|
|
مراقبتهای دوران بارداری برای همهی زنان بخش ... از شهرستان |
۰ ۱ ۲ ۳ ۴ |
۰ ۱ ۲ ۳ ۴ |
|
۱۵ نفر به این پرسش پاسخ دادند. این تعداد پاسخها برای رتبههای مختلف است. (مثلاً در ستون اول، یک نفر رتبهی صفر داده، ۳ نفر رتبهی ۱ دادهاند و الی آخر) |
۱ ۳ ۲ ۵ ۴ |
۱ ۲ ۴ ۶ ۲ |
|
حالا تعداد افرادی را که در هر رتبه پاسخ دادند، در ارزش آن رتبه ضرب کنید (مثلاً در ستون اول یک نفر پاسخ صفر داده که میشود۱*۰، یا ۳ نفر پاسخ ۱ دادند که میشود ۱*۳ و الی آخر) |
۱ x ۰ = ۰ ۳ x ۱ = ۳ ۲ x ۲ = ۴ ۵ x ۳ = ۱۵ ۴ x ۴ = ۱۶ |
۲ x ۰= ۰ ۶ x ۱ = ۶ ۴ x ۲ = ۸ ۲ x۳ = ۶ ۱ x ۴ = ۴ |
|
این اعداد را به ازای هر پرسش با هم جمع کنید. همانطور که میبینید، اعداد ۳۸ و ۲۴ به دست میآیند. بالاترین امتیاز برای هر پرسش ۶۰ است. (۱۵ نفر ضرب در بالاترین امتیاز ممکن برای هر پرسش که عدد ۴ است) |
۰ + ۳ + ۴ + ۱۵ + ۱۶= ۳۸ (از ۶۰) |
۰ + ۶ + ۸ + ۶ + ۴= ۲۴ (از ۶۰) |
|
جمع کل مربوط به هر پرسش را بر بالاترین عدد ممکن برای هر پرسش تقسیم کنید تا درصد خود را به دست آورید. |
۳۸/۶۰= ۶۳.۳٪ |
۲۴/۶۰=۴۰٪ |
معنی این اعداد چیست؟ باید به نتیجهی کلی نظرسنجی دقت کنید تا هر یک از درصدها را در مقایسه با دیگران رتبهبندی کنید. به طور کلی، باید آیتمها را بر اساس آنهایی امتیازبندی که بالاترین درصد اهمیت را دارند. سپس به ازای هر یک از آنها، ببینید درصد رضایت باهمستان از تلاش در آن حوزهها چقدر است. نقاط قوت اقلامی هستند که در هر دو زمینه اهمیت و رضایت رتبهی بالا دارند، اما مشکلات آنهایی هستند که درصد بالای اهمیت را داشته ولی درصد رضایت در آنها پایین است.
قدم بعدی نوشتن یک گزارش کوتاه است (یک صفحه کافیست). نقاط قوت و مشکلات و نیز رتبهی کلی موافقت باهمستان را خلاصه کنید که بر اساس میانگین رتبهی رضایت برای همهی اقلام باشد (نمونه ای از این نوع گزارش همراه با سایر نمونهها در پایان این بخش ارائه شده است). در گزارش خود، پنج یا ده نقطهی قوت و به همین مقدار مشکل را در زمینهی ریسک سلامتی، خدمات، و تلقی عمومی از مشکلات بهداشتی در باهمستان خود شناسایی کنید. آیا متوجهی الگویی میشوید؟ آیا ساکنان بخش معینی از شهر، دربارهی خدمات بهداشتی در آن منطقه، احساسی منفیتر از سایر مناطق دارند؟
اطلاعات بالا را در اختیار همکاران خود قرار دهید. بازخورد آنان را بگیرید و بحث کنید که آیا نظرسنجی دیگری باید انجام شود تا کار تکمیل شود؟
در مرحلهی بعد، با نتایج نظرسنجی چه میکنید؟
انجام نظرسنجی دربارهی نگرانیها، تنها بخشی از روش گزارش نگرانیهای باهمستان است و ارزیابی هم ضرورت دارد. برای استفادهی تمامعیار از روش گزارش نگرانیها، باید ضمناً یک نشست عمومی هم برگزار کنید تا برای نشاندادن نقاط قوت و مشکلات به یک برنامهی اجرایی دست یابید و پس از این نشست، گزارش نگرانیها را بنویسید.
یک نشست عمومی برگزار کنید.
یک نشست عمومی برگزار کنید و اعضای باهمستان را برای تبادل نظر دربارهی نتایج نظرسنجی دعوت کنید و برای حفظ نقاط قوت اصلی و حل مشکلاتی که شناسایی شدهاند، گزینههای دیگری را هم پیشنهاد کنید.
در طی جلسه، نقاط قوت و مشکلاتی را مرور کنید که در نظرسنجی جمعآوری کردهاید. ترکیب جمعیتی حاضر در جلسه را با ترکیب جمعیتی کل باهمستان مقایسه نمایید تا مشخص شود که چه کسانی پاسخ ندادهاند. شاید لازم باشد پرسشنامههای بیشتری تکمیل شوند.
پس از جلسه، به ازای هر یک از مشکلات که در گروه مورد بحث قرار گرفتند، خلاصهای یکصفحهای بنویسید. این خلاصه بخشی از گزارش نهایی نظرسنجی خواهد بود.
گزارشی از ارزیابی نگرانیها تهیه کنید.
باید از نگرانیهای شهروندان گزارشی ارائه شود که بتوان از آن برای تعیین دستور کار یا هدایت برنامههای اجرایی استفاده کرد.
گزارش نگرانیهای شما باید شامل رئوس زیر باشد:
- برنامهی اجرایی شامل خلاصهای یک تا دوصفحهای از نقاط قوت، مشکلات و راه حلهایی که اعضای باهمستان مطرح کردهاند.
- گزارش کوتاه شامل خلاصهای از دادههای مرتبط به میزان اهمیت خدمات و رضایتمندی اعضای باهمستان از آن به همراه نمودار. این گزارش اساساً خلاصهای از همان گزارش اصلی پروژه است که در پایان نظرسنجی تهیه کردهاید.
- جدول دادهها
- گزارش مباحثات مربوط به حل مشکل، شامل خلاصهای از مهمترین مباحثی که در نشست عمومی مطرح شد.
- دادههای جمعیتی و سایر فرمهای بصری دادهها
- ارائهی پیشنهاد درباره روش استفاده از گزارش برای فرایند برنامهریزی
___Usted comprende lo que es una encuesta de intereses.
___Usted comprende como una encuesta de intereses es parte de un método de informe de intereses.
___Usted comprende las razones por las cuales usted podría desear realizar una encuesta de intereses.
___Usted comprende que una encuesta de intereses debería ser hecho usualmente con un corte transversal amplio de la comunidad global.
___Usted ha considerado el presupuesto y decidido que tipo de recursos y materiales necesitará para completar la encuesta.
___Usted ha reunido a un grupo de trabajo para desarrollar la encuesta.
___Usted desea reunido con su grupo de trabajo para producir los elementos de la encuesta.
___Invita a responsables de la toma de decisiones seleccionados para enviar elementos adicionales de la encuesta.
___Usted ha preparado sus preguntas para la encuesta, utilizando dos tipos de cuestiones para cada asunto seleccionado: cómo de importante es el asunto para los ciudadanos y cuanto satisfacción tienen los ciudadanos con los esfuerzos comunitarios sobre el asunto.
___Usted ha limitado su lista de elementos para la encuesta hasta aproximadamente 30.
___Usted ha decidido que información demográfica va a solicitar en la encuesta.
___Usted ha reunido los elementos que necesitará para hacer un envío directo de correo.
___Usted ha completado la carta de presentación.
___Usted ha hecho suficientes copias de la encuesta, la hoja de datos demográficos, y la carta de presentación para cada participante en la encuesta.
___Usted ha preparado y sellado los dos sobres comerciales para cada persona.
___Usted ha preparado los sobres que tienen las direcciones de correo de quienes lo reciben con todo el material de la encuesta.
___ Si usted quiere rastrear las encuestas de alguna forma, usted ha codificado sus sobres.
___Usted ha empleado por correo sus encuestas, por correo masivo si es posible.
___Usted ha considerado siempre cualquier otro método de distribución o recogida de las encuestas.
___Usted ha recogido las encuestas que van llegando recogidas en los sitios de participación.
___Usted ha revisado las encuestas retornadas, verificando las encuestas incompletas o aquellas que han sido devueltas por tener una dirección de correo inapropiada.
___Usted ha asegurado una respuesta mayor, si es necesario.
___Usted ha configurado los resultados calculando el promedio de la importancia y la satisfacción que ha sido informada para cada elemento o asunto.
___Usted ha descrito un breve informe resumiendo las fuerzas y problemas así como una valoración general de la aprobación de la comunidad basada en la satisfacción promedio de las puntuaciones de todos los elementos e identificado de cinco a 10 fuerzas y de cinco a 10 problemas en términos de riesgos para la salud, servicios, y percepciones públicas de la salud.
___Usted se ha compartido esta información con su personal, obtenido su retroalimentación, y discutido si ha de hacerse alguna encuesta adicional antes de terminar.
___Usted ha realizado una reunión pública para discutir los resultados y producir una tormenta de ideas en búsqueda de soluciones.
___Usted ha escrito una descripción de una página para cada asunto discutido por el grupo.
___Usted ha escrito un informe de intereses consistente en una memoria ejecutiva, un informe breve, una tabla de datos, el informe de discusión para la solución de problemas, datos demográficos y otras presentaciones, y sugerencias de cómo utilizar el informe en el proceso de planificación.
نویسنده
Chris Hampton
Ejemplo 1. Muestra de carta de presentación de encuesta de intereses.
Coalición de Salud Comunitaria de la Población
Calle Principal, Nº xxx, Población, CP xxxxx
¡La Población necesita su ayuda!
Su opinión acerca de la salud en la población es importante, y por ello solicitamos su participación. La información que nos proporcione será utilizada para desarrollar reglas y políticas y mejorar los servicios que pueden beneficiarle. Por favor dediqué unos pocos minutos de su tiempo ahora para completar y enviarnos la encuesta que le adjuntamos.
Esta encuesta identifica los asuntos de salud que podrían ser importantes para las personas en nuestra comunidad. Si necesita ayuda para leer o completar el cuestionario, por favor pregunte a un amigo o familiar para que le apoye. Usted no tiene que completar esta encuesta para recibir ningún servicio o beneficio de los que usted recibe. Es completamente voluntario y sus respuestas serán completamente confidenciales.
Instrucciones: En la primera columna, marque con un círculo el número que represente su respuesta indicando en qué medida cada asunto es importante para usted. En la segunda columna, marque con un círculo el número que muestre qué tan satisfecho (a) está con los esfuerzos de la comunidad en este asunto.
| ¿Cómo de importante es esto para usted? | ¿Cómo de satisfecho está con los esfuerzos de la comunidad en este asunto? | |
| No Muy | No Muy | |
| 1. El cuidado gratuito de los niños está disponible para todos los padres con hijos menores de 6 años de edad. | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
En el ejemplo, si los cuidados infantiles gratuitos para los niños de bajos ingresos fueran realmente muy importantes para usted y usted estuviera insatisfecho con los esfuerzos de la comunidad en proporcionar esos cuidados infantiles, usted marcaría conducir con lo el 4 en la primera parte de la cuestión y 0 en la segunda parte.
Por favor lea cuidadosamente cada elemento del cuestionario, y marque con un círculo el número que indique la importancia de cada pregunta y su satisfacción con los esfuerzos de la comunidad. La última parte del cuestionario está relacionada con información acerca de usted. Esta información se mantendrá confidencial, y es sólo para ayudarnos a conocer qué tipos de intereses son más importantes para diferentes grupos de personas. Por favor devuélvannos la encuesta completada en el sobre franqueado que le adjuntamos.
Gracias por dedicarnos el tiempo para completar la encuesta. Esperamos utilizar esta información para mejorar la salud de los ciudadanos de nuestra población. Nosotros valoramos su ayuda.
Sinceramente,
(Nombre)
(Título)
Ejemplo 2: Muestra de Encuesta de Intereses de Salud Comunitaria
Encuesta de Intereses en Salud Comunitaria
Instrucciones:
En la primera columna, marque con un círculo el número que represente su respuesta indicando como en importante es cada asunto para usted. En la segunda columna, marque con un círculo el número que muestre qué tan satisfecho (a) está con los esfuerzos de la comunidad en este asunto. Si encuentra algún elemento que no sea aplicable para usted, deje ambas columnas en blanco.
| ¿Cómo de importante es esta situación para usted? | ¿Cómo de satisfecho está con los esfuerzos de la comunidad en el área? | |
| No Muy | No Muy | |
| 1. El aire de la comunidad es de buena calidad. | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 2. El tratamiento para el abuso de drogas está disponible y al alcance en cuanto a costes | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 3. Las escuelas proveen cuidados básicos de la salud a los estudiantes | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 4. La información acerca del manejo seguro de maquinaria de granja está disponible | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
|
5. La educación sobre nutrición se proporciona desde preescolar hasta el 12º grado |
0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 6. Existen residencias disponibles para adultos en la tercera edad que las necesitan | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 7. La gente conoce los síntomas del cáncer de colon, pulmón, próstata, y pecho. | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 8. Los niños no tienen acceso a drogas o alcohol | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 9. Las escuelas, iglesias y organizaciones de la comunidad proporcionan cursos apropiados sobre vida familiar y educación sexual. | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 10. Las oportunidades de trabajo adecuado están disponibles. | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 11. Los restaurantes tienen secciones adecuadas para no fumadores | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 12. Los adolescentes no practican sexo pre matrimonial | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 13. El seguro médico está disponible y accesible para todas las personas de esta comunidad | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 14. Los colegios enseñan a los jóvenes como no se propaga el SIDA | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
| 15. El cuidado médico está disponible y accesible para todas las mujeres embarazadas a lo largo de sus embarazos | 0 1 2 3 4 | 0 1 2 3 4 |
Ejemplo 3: Muestra de informe breve sobre fuerzas y problemas de salud comunitaria
Encuesta de Intereses en Salud
Fredville, Colorado
INFORME BREVE DE INTERESES
Principales problemas y puntos fuertes
| Preguntas de la Encuesta | Promedio de importancia | Promedio de satisfacción |
| Fuerzas Relativas | ||
| La vacunación está disponible y accesible | 91% | 81% |
| La ciudad promociona exposiciones gratuitas sobre salud pública ofreciendo controles de tensión arterial y colesterol | 89% | 83% |
| Los servicios de emergencias médicas son adecuados en la ciudad | 92% | 73% |
| Los adultos mayores pueden permanecer en sus casas si así lo desean | 88% | 69% |
| Los servicios de cuidados básicos de la salud (tales como controles) están disponibles y accesibles. | 89% | 67% |
| Problemas | ||
| Los niños no tienen acceso a drogas y alcohol en la ciudad | 90% | 35% |
| El seguro médico está disponible y accesible para todas las personas de esta comunidad | 87% | 39% |
| los padres saben cómo hablar con sus hijos acerca de drogas y alcohol | 86% | 53% |
| Financial help is available for people with chronic health issues | 86% | 53% |
| La ayuda financiera está disponible para personas con enfermedades crónicas | 70% | 49% |
Ejemplo 4: Entrevista con el Dr. Glen White acerca de sus experiencias con encuestas de intereses
El Dr. Glen White ocupa varios puestos en la Universidad de Kansas. Además de su puesto como Profesor Asociado en el Departamento de Desarrollo Humano y Vida Familiar él es Director del Grupo de Investigación en Rehabilitación y Vida Independiente y Co- Director del Centro de Investigación y Formación sobre Vida Independiente Dr. Glen White ha trabajado ampliamente con el método de informe de intereses y le pedimos que describiera algunas de sus experiencias.
CTB: Le preguntaba si quizás usted pudiera describir algunas de las experiencias que usted ha tenido de como una iniciativa comunitaria o coalición ha utilizado las encuestas de intereses para avanzar su trabajo.
Dr. Glen White: Trabaje en una encuesta de intereses recientemente construida que es una maravilla de este método; es verdaderamente fácil modificarlo. Muchas personas no lo comprenden, ellos piensan que es demasiado simple, pero es una herramienta muy efectiva. Trabajé en uno dirigido hacia asuntos de salud para todos en un distrito, un área que es muy rural. Nosotros realizamos muchas entrevistas estructuradas. Los consumidores hicieron la mayoría de las encuestas para ayudarnos a encontrar cuáles eran sus necesidades. Además, nosotros realizamos entrevistas estructuradas con agencias clave en o alrededor del distrito: casas de acogida, centros comunitarios, asociaciones de empresas, la agencia de la idea acerca de la tercera edad, organizaciones como esas. Justo para conseguir una imagen compuesta, si usted dibujaría cuáles eran las necesidades allí. Así que esto no fue una construcción de coalición formal sobre ese caso, sino que fue solamente una parte de ese mosaico que realmente nos ayudó. Los resultados fueron incluidos en un informe nacional.
CTB: ¡De veras!
Dr. Glen White: Así pues realice encuestas en tres lugares, uno en el estado de Washington; uno en un lugar del estado de Montana; y después en el área del Distrito de Osage. Después procedimos con varios tipos diferentes de evaluaciones de necesidades, los cuales fueron corroborados con el tipo de informes sobre intereses que había sido proporcionado. Nosotros fuimos a un centro de vida independiente en la Ciudad de Osage, donde existe un punto de distribución de alimentos. La gente puede recibir sus dotaciones de cualquier cosa que sea que el gobierno está suministrando durante esa semana. Ellos consiguieron que las personas rellenaran las encuestas cuando venían. Conseguimos alrededor de 125 encuestas solamente en ese centro.
Otra aplicación del método de informe sobre intereses fue realizado en Atlanta, Georgia, dirigido a las personas con daño cerebral, supervivientes de cirugía cerebral.
Otra cosa para lo que hemos utilizado los informes sobre intereses es la promoción de la salud para personas con discapacidades, porque muchas de esas mujeres que desean ser saludables encuentran allí muchas barreras que les impiden ser saludables. Nosotros pagamos el trasporte para que ellas vinieran para tener un grupo bien representativo. Nuestra tasa de respuesta a la encuesta no fue tan alta como nosotros queríamos que fuera pero pensamos que la bastante aceptable. Los que respondieron a la encuesta identificaron un número de asuntos de salud y barreras físicas, barreras a actitudinales que las mujeres encontraban. Intentando permanecer saludables, muchas notaron que los centros de ejercicio saludable y otros centros no eran accesibles. Uno de los asuntos que las mujeres llevaron al grupo que es algo de lo cual nosotros no habríamos sabido nada sin su información es el asunto de la expansión de los Spam. No todo el mundo parece una muñeca Barbie. Para muchas mujeres con discapacidades, especialmente si ellas no tienen tono muscular en sus piernas, el modo en que ellas aparecían en ropa de ejercicio fue realmente una gran barrera para ellas en términos de actividad física. Ustedes saben, todas las otras Barbie saltando alrededor puede ser muy intimidatorio.
CTB: Yo pensaría que probablemente no hay mucha ropa de ejercicio diseñada para personas con discapacidades.
Dr. Glen White: Cierto, además del asunto que he señalado antes, las mujeres identificaron la falta de equipamiento disponible. También, los servicios y las duchas a menudo no estaban accesibles. Nosotros tenemos la encuesta a un buen número de lugares tales como centros comunitarios, organizaciones vocacionales y de rehabilitación, y grupos de discapacitados. Recibimos un número moderado de respuestas.
Pero entonces reunimos a un grupo de alrededor de 50 mujeres de ellas-en Topeka. Nosotros hablamos acerca de asuntos, divididos en grupos y llegamos a ciertas soluciones o pensamientos que implicaban acciones acerca de como resolver sus intereses. Así que eso fue una experiencia muy positiva.
CTB: ¿Ha tenido usted alguna vez resultados de una encuesta de intereses que realmente se sorprendieran?
Dr. Glen White: Uno que yo recuerdo como particularmente interesante, es uno que hicimos en Kansas con discapacidades del desarrollo. Nosotros queríamos hacer una encuesta de intereses con personas con retraso mental, personas con discapacidades psiquiátricas, y uno con personas con daño traumático cerebral, tres poblaciones de personas en las cuales estábamos realmente muy interesados en aprender más acerca de ellos. Nosotros no quisimos establecer nuestra propia agenda para hacer lo que ellos estaban haciendo. Así que nosotros quisimos hacer que ellos determinaran la dirección.
En cierta medida había una encuesta nacional realizada por el Consejo del Presidente o la Asociación para Ciudadanos con Retraso (ARC) es lo que ellos habían establecido fueron ciertas prioridades que eran bastante diferentes de lo que había sido articulado para los ciudadanos de Kansas. Una cosa que yo pensé que era realmente interesante, especialmente para las personas con retraso mental, fue un gran interés en equipamiento adaptativo o tecnología de asistencia. Así que iniciamos con las sesiones donde nosotros hablamos acerca de los asuntos. Nosotros teníamos como miembros del grupo a las personas con retraso mental que hablaban acerca de los resultados por sí mismos, y también teníamos los proveedores de apoyos tales como asistencias personales y miembros de las familias que iban a otro grupo, de modo que ellos no ejercerían la influencia indebida sobre los usuarios con retraso mental. Después tuvimos un proceso para cada grupo acerca de cuáles eran los asuntos e intereses, ellos fueron ligeramente diferentes. A algunos de los principales asuntos fueron tratados en ambos grupos, pero los asuntos prioritarios fueron diferentes. Eso fue lo realmente relevante. Esta es una razón de porque es tan importante que nosotros estemos haciendo con la Caja de Herramientas de Comunidad un trabajo sobre la idea de la capacitación.
CTB: Definitivamente.
Dr. Glen White: Tenemos una encuesta de intereses que estamos iniciando justo ahora que acabamos de recibir una gran subvención en la cual una de las primeras cosas que vamos a hacer es observar la diseminación y utilización de la información basada en la investigación. Existe mucha investigación ahora acerca de asuntos relacionados con las discapacidades que no es comprensible para los usuarios con discapacidades sino que está escrita para consumo de profesionales. Así que nosotros vamos a desarrollar y enviar un informe sobre intereses. Lo distribuiremos ampliamente a nivel nacional e indaguemos entre los usuarios cuales son los intereses de los consumidores acerca del acceso a la información basada en la investigación acerca de discapacidad que podría ser valiosa para ellos. En la medida en como es tratada, y como les es proporcionada a ellos. En qué tipo de información basada en la investigación están ellos interesados, y como podrían utilizarla de la mejor forma. Así que pienso que esto va a ser realmente estimulante y que los ayudará a establecer nuestra agenda de investigación para los próximos cinco años.
نویسنده
Chris Hampton
Herramienta 1: Categorías posibles para preguntas en las encuestas de intereses
- SIDA y enfermedades de transmisión sexual
- Abuso de alcohol y drogas
- Cáncer
- Enfermedades cardiovasculares
- Prevención de accidentes en casa y seguridad recreativa
- Prevención de accidentes en automóviles
- Prevención de accidentes en el trabajo y seguridad ocupacional
- Salud de la madre y el niño
- Fumar y uso de tabaco
- Embarazo en adolescentes
- Asuntos básicos de salud
- Violencia familiar
Herramienta 2: Selecciones posibles para la sección demográfica de las encuestas de intereses
1. ¿Cuál es tu distrito de residencia ? _________________
2. Género : Femenino ___ Masculino_____
3. ¿Cuál es tu raza?
Blanco/Caucásico
Negro/Afroamericano
Hispano/Latino/Latina
Nativo Americano
Asiático/Isleño del Pacífico
Biracial/Otro
4. ¿Es usted un votante registrado? Si_____ No ____
5. ¿Trabaja usted? Si_____ No____
6. Edad __________
7. Ingreso anual (aproximado) $__________________
8. ¿De cuántas personas proceden estos ingresos? __________
نویسنده
Chris Hampton
- ما هو "تحديد مدى استخدام الخدمات"؟
- لماذا من المفيد "تحديد مدى استخدام الخدمات"؟
- كيف نحدّد مدى استخدام الخدمات؟
ما هو "تحديد مدى استخدام الخدمات"؟
عندما نتحدّث عن مدى استخدام الخدمات (الذي يمكن أن يسمّى أحياناً "معدّلات الذين يخضعون للعلاج" أو "معدّلات الذين يتلقون الخدمات المباشرة")، فإننا نشير إلى المدى الذي يستخدم فيه الناس كافّة الخدمات المتاحة أصلاً في المجتمع المحلي أو لدى منظمتكم. هنالك عدّة أمور ذات صلة قد ترغبون في معرفتها (معرفة الخدمات وفعاليّتها والحاجة إليها)، لكنّ هذا القسم من "عدّة العمل المجتمعي" هو فقط عن تحديد مدى استخدام الخدمات. وغالباً ما يتم تحديد مدى استخدام الخدمات من خلال استطلاع المواطنين أو مقدّمي الخدمات أو الاثنيْن.
نحن نعني بتعبير "خدمات" أيّ أمرٍ تقدّمه منظّمتكم. فمثلاً، قد تودّون تحديد عدد الأشخاص الذين يحضرون صفوف محو الأمّية التي تعدّها منظمتكم، أو عدد الأسر المحتاجة التي تخدمها حملاتكم السنوية للكساء، أو عدد الأشخاص الذين يستخدمون الخط الساخن للعنف المنزلي.
عند تحديد مدى استخدام الخدمات، يمكنكم إمّا الاكتفاء بقياس خدمات منظمتكم الخاصّة، أو محاولة تحديد الاستخدام الإجمالي لنفس أنواع الخدمات في المجتمع المحلي. فمثلاً، إذا كان برنامجكم للوصول والتوعية ربطاً بمرض الإيدز هو واحد من برامج ثلاثة تهتم بالموضوع في المجتمع المحلي، يمكنكم إمّا العمل مع المنظّمات الأخرى لتحديد الاستخدام الإجمالي، أو قياس الاستخدام ربطاً بمنظّمتكم فقط.
لماذا من المفيد "تحديد مدى استخدام الخدمات"؟
هنالك عدّة أسباب تجعل مهمّاً تحديدُ المدى الذي تُستخدَم فيه خدمات منظمتكم.
قد يساعدكم معرفة أي خدمات لدى منظمتكم تُستخدَم وأيّ منها لا تُستخدم على اتّخاذ قرار حول الخدمات التي عليكم دعمها، وتلك التي يجب إيصالها بشكل أفضل إلى الجمهور والمستهدف، والأخرى التي يجب إسقاطها تماماً. ذلك المنظّمة يساعد على تخطيط النشاطات المستقبليّة واستخدام مواردها بشكل أفضل.
مثلاً، ماذا لو وجدتم أنّ لا أحد يأتي إلى صفوف محو أمّية الكبار التي حضّرتموها بدقّة؟ إنّه لأمر مهم (بَل ومؤلم) اكتشافه، إذ يخبركم بوضوح عن وجوب قيام المنظمّة ببعض التغييرات، وقد يُظهر المزيد من البحث أنّ حملة الترويج غير مناسبة للجمهور المُستهدَف، أو أنّ الصفوف تُعقَد في الوقت الذي يكون فيه جمهوركم المستهدف في مكان عمله، أو أنّ حاجات محو أميّة الكبار في المجتمع المحلي تلبّيها منظّمة أخرى في البلدة.
من جهة أخرى، قد تجدون أن شعبيّة صفوكم وصلت إلى درجة أنّها أصبحت مزدحمة، وبسبب ذلك قد تتعرّض جودة التعليم إلى الخطر. قد تحتاجون إلى توسيع خدماتكم. في كلتا الحالتين، يشكّل تحديد مستوى الاستخدام خطوة أولى مهمّة لدى منظمتكم باتّجاه معرفة ما يجب أن تقوم به لتخدم المجتمع المحلي بشكل أفضل.
ويمكن لمعرفة ما هي الخدمات المقدَّمة في المجتمع المحلّي أن يساعد منظمتكم على تحديد الحاجات والفجوات على صعيد المجتمع المحلّي. فمثلاً، إذا كنتم تديرون ملجأً للنساء يفكّر في إقامة خط ساخن للعنف المنزلي، قد يكون مفيداً النظر في الخطوط الساخنة الموجودة، في جال وجودها، ومستوى استخدامها. في حال كان هنالك خطّ ساخن لا يُستخدم كما يجب من قبل نساء من مجموعة معيّنة في مجتمعكم المحلي، حسناً، تكونون عندها قد وجدتم ضالّتكم! (بالطبع، سيكون عليكم في البداية تحديد ما هي الموارد ربطاً بالعنف المنزلي التي تحتاجه النساء بالفعل. يغطّي ذلك الفصل 3، القسم 8: تحديد أرصدة المجتمع المحلي وموارده.)
وقد يودّ الأشخاص المرتبطون بمنظّمتكم معرفة كيف تسير الأمور. في حال كانت خدماتكم مُستخدَمة بشكل دوري، سيتولّد لدى العاملين مشاعرُ طيبة إذا علموا ذلك، وفي حال لم تكن تُستخدَم كفاية فسيرغب الموظّفون بالتأكيد في القيام بالتغييرات اللازمة. كما سيود المموّلون أيضاً معرفة أنّ مساهماتهم تصنع فَرقاً.
بعض إيجابيّات تحديد مدى استخدام الخدمات:
-
يمكن رصد استخدام الخدمات مع الوقت لمتابعة أي تغييرات أو أنماط.
-
يمكن إشراك مهنيّين آخرين في المجتمع المحلي والمساعدة على تنمية علاقات عمل معهم.
-
غالباً ما يكون غير مكلِف.
ما هي سيئات تحديد مدى استخدام الخدمات؟
بالطبع، لكلّ أمر سيّئة أو أكثر. من هنا، خذوا في الاعتبار بعض السيئات التالية عندما تقرّرون ما إذا كان عليكم محاولة تحديد مدى استخدام الخدمات أم لا:
-
يمكن أن يكونَ عملية تستهلك الوقت، لذا من الأفضل التأكّد من وجود الوقت الكافي والموظّفين للقيام بها قبل المباشرة.
-
قد يكون بعض السجلاّت التي يلزمكم الوصول إليها غير متاحة لكم، ويمكن لنقص البيانات هذا أن يكون مُحبِطاً، وقد يُنتج صورة غير مكتملة عن وتيرة الاستخدام الفعلي للخدمات. غالباً ما يكون صعباً أو حتّى مستحيلاً الحصولُ على السجلاّت من الأطباء وسائر مزوِّدي الخدمات في القطاع الخاص في حين تكون الهيئات في القطاع العام أكثر ميلاً لتشارك المعلومات معكم.
كيف نحدّد مدى استخدام الخدمات؟
-
اتّخاذ قرار حول أي نوع من الخدمات ستقومون باستطلاعها
سيقتصر على الأرجح الاستطلاع على منظمتكم في حال كان هذا فقط هو ما يهمّكم (مثلاً، "ما هو عدد الأشخاص الذين يستخدمون برنامج المراهقين بعد المدرسة، وما هو عدد الذين يحتاجون هذا البرنامج ولا يستخدمونه؟"). من جهة أخرى، قد تودّون التعرّف على استخدام مروحة واسعة من الخدمات على صعيد المجتمع المحلّي. في هذه الحالة، قد يغطّي الاستطلاع منظمات خدماتيّة متنوّعة، والتّي قد تشمل:
-
خدمات المساعدة في الإسكان
-
برامج ما قبل المدرسة وموارد رعاية الأطفال وخدمات الإحالة
-
برامج دعم الأهالي
-
عيادات الرعاية الصحّية الأوليّة والعاملين فيها
-
خدمات التغذية والغذاء
-
خدمات الترفيه للشباب
-
خدمات التوظيف والتدريب
-
برامج تدريب الأهل المراهقين
-
برامج مكافحة استغلال الأطفال
-
الخدمات المقدمة إلى مجموعات سكانّية معيّنة، بما فيها الصحة النفسية والإعاقة العقلية وخدمات الإعاقة النمائية، وخدمات الرعاية الصحية للأفراد ذوي حاجات الرعاية الصحّية الخاصّة، والخدمات للمشرّدين
-
العنف المنزلي ومراكز الرعاية للاعتداء الجنسي
-
برامج الأطفال الصغار والرضّع والصغار، بما في ذلك خدمات تقييم تأخّر النمو
-
الوقاية من الجريمة وبرامج مراقبة الأحياء
-
خدمات النقل
-
برامج العلاج من الإدمان
-
مراكز / برامج دعم الأسرة
|
التنسيق بين الخدمات هو أمرٌ قد تودّون الاتّفاق على قياسه أو لا، أي قياس المدى الذي تعمل فيه الوكالات والخدمات المختلفة ضمن مجتمعكم المحلي مع بعضها بعضاً لتأمين حاجات المكوّنات البشرية المختلفة في هذا المجتمع. إلا أن هذا قد لا يكون ضرورياً في حال كنتم باشرتم للتو عمل المنظمة أو الوكالة. يَستخدم العديد من الأشخاص أكثر من مقدِّم خدمة ضمن المجتمع المحلي، فمن المنطقي أن يحاول مزوِّدو الخدمات هؤلاء كسب المعلومات عن إمكانيّات العمل معاً بالشكل الأفضل لخدمة الزبائن أو المشاركين. |
-
تجميع جردة أساسية بالخدمات
في حال كنتم تقيسون استخدام الخدمات على صعيد المجتمع المحلي فقد تودّون جمع لائحة بالخدمات المتاحة ضمن منطقتكم وبمَن يؤمّنها. المصادر المحتملة التي يمكن أن تساعد في تجميع هذه القائمة هي ما يلي:
-
دليل أو أدلة المنظمات الموجودة والخدمات المهنيّة التي تكون قد جمعتها سابقاً مراكز الخدمة الاجتماعية، أو مراكز الصحة النفسية، أو جمعيات أخرى معروفة وممتدّة، أو المكتبات العامّة، أو مكاتب التعاونيّات، أو المدارس، أو أقسام الشرطة، أو وكالات خدمة الأحداث
-
المسوح أو الاستطلاعات التي قامت بها مؤسسات الخدمات الحالية والمؤسسات التي تتحكّم بالموارد المجتمعية، بما فيها المدارس، والخدمات الإنسانية والصحة العامة، وهيئات تطبيق القوانين..الخ
-
المسوح أو الاستطلاعات التي قامت بها منظمات مجتمعية أخرى ، والتي يمكن أن تتناغم مع مجموعة الخدمات في المجتمع المحلي، بما فيها هيئات العمل المجتمعي، وجمعيات الشباب ومكاتب الخدمات التعاونيّة، والمراكز الروحية..الخ
-
لائحة بخدمات محدّدة على صعيد المحافظة أو البلد، لاسيّما عندما تذكر معلومات عن خدمات أوسع على نطاق المنطقة، أي قد تشمل خدمات متاحة للمجتمع المحلي ولكنها ليست متمركزة فيه. على سبيل المثال، فإن برنامج توعية تعليمية، تموّله منحة وتُديره الجامعة الحكومية، قد يخدم العديدَ من المدن وليس لا المدينة التي يقع فيها مقر الجامعة فحسب.
-
دليل الهاتف ودليل "الصفحات الصفراء"، التي تعدّد منظّمات المجتمع المحلي والجمعيّات القائمة، مثل برامج ما قبل المدرسة، ومقدّمي الخدمات الصحية، وجمعيات الخدمة الملحقة بمؤسسات دينية وغيرها.
-
اتّخاذ قرار حول ماهيّة المعلومات التي تودّون جمعها عن هذه الخدمات
في حال كنتم تحصون استخدام الخدمات في منظمّتكم وحدها، تذكروا كافّة الخدمات ذات الصلة. على سبيل المثال، إذا كنتم تديرون برنامج تعليم اللغة الإنكليزية كلغة ثانية أو دروس "تقوية"، فسيكون عليكم ذكر عدد الأشخاص الذين يحضرون الصفوف، وعدد الذين يستعيرون الكتب والأشرطة، وهلم جرّ.
إذا كنتم تشملون وكالات ومنظمات أخرى في المسح أو الاستطلاع، فقد تودّون بالطبع معرفة ما هي الخدمات التي تقدّمها، وما مدى استخدامها. وفضلاً عن اكتشاف ماهية الخدمات التي تؤمّنها المؤسسات ومدى استخدامها فقد تشمل جردة الخدمات ما يلي:
-
اسم المنظمة أو الهيئة، والعنوان ورقم التلفون.
-
عدد العملاء سنويّاً
-
أيام وساعات العمل
-
عدد المواقع والأمكنة
-
نسبة العملاء المخدومين الذين يسكنون المنطقة
-
مستلزمات الأهليّة للاستفادة
سيفيدكم الانتباه إلى كافّة هذه البنود إذا كنتم تدرسون مدى استخدام خدمات منظمتكم وحدها، إذ قد تساعدكم في التحليل.
-
جمع معلومات عن مدى استخدام الخدمات
يكون الأمر في غاية السهولة في حال كنتم تجمعون المعلومات عن منظمتكم فقط، فأنتم تعلمون عدد الوجبات الساخنة التي يقدّمها برنامجكم للمعوزين والمشردين كلّ يوم، وتعلمون عدد الأشخاص المشرّدين الذين يمكثون في المأوى لديكم كل ليلة، وتعلمون عدد الأفراد الذين يأتون يوميّاً لاستشارات مكتومة حول فيروس نقص المناعة/الإيدز. وفي حال كنتم لا تملكون هذه المعلومات فعليكم أن تعرفوها، ونوصي بشدّة بحفظ سجلاّت دقيقة بعدد الأشخاص الذين يستخدمون خدماتكم.
في حال كنتم تدرسون مدى استخدام خدمات منظّمات متعدّدة في المجتمع المحلي، فإنّنا نوصي بأن تستعينوا باستمارة عامّة الأمر الذي يمكن تنفيذه عبر البريد (وللمزيد من التعليمات عن تنفيذ المسوح عبر البريد المباشر، يمكن الذهاب إلى الفصل 3، القسم 10: إجراء مسوح بالهموم). وفي حال كانت بلدتكم تقوم بإحصاء سنوي فقد تتمكنّون من الحصول على إذن لوضع استمارتكم ضمن عملية الإحصاء.
وهنالك طريقة أخرى يمكنكم تجربتها، وهي استطلاع كل مؤسسة، إمّا باستطلاع على الورق أو عبر الهاتف أو المقابلات الشخصيّة.
-
تحليل النتائج
قد تكون هذه أهم خطوة على الإطلاق، لأنّها ستقرّر ما يجب أن تكون عليه الخطوات اللاحقة. هنالك عدد من العقبات التي يمكن أن تمنع الناس من استخدام الخدمة نهائيّاً أو من استخدامها بفعاليّة كما يجب. على سبيل المثال:
-
قيود على الأهلية: هل يجب أن تفكّروا في التخفيف من القيود على مَن يحصل على خدماتكم؟ فمثلاً، يمكن لبرنامج يقدّم تحصيناً مجّانيّا ضد الأنفلونزا لمَن دخْله السنوي أقل من مبلغ معيّن أن يحرم أشخاصاً دخلهم أكثر بقليل من المبلغ المطروح ولكنّهم لا يتمتّعون بتغطية من قبل التأمين الصحي.
-
القيود على مدى توفّر الخدمة: فمثلاً، قد يكون المطبخ المحلي للحساء الذي يقدم للمشرّدين غير قادر على المطالبة بمنح غذاء كافية لتأمين ما يكفي من الوجبات لمن يحتاجها.
-
الموقع: هل تقع مؤسستكم في مكان يستطيع الناس أن يستخدمه؟ فمثلاً، إذا كانت المؤسسة تخدم ذوي الدخل الأدنى، ومكتبكم يقع في ضاحية مُترفة فقد تجدون صعوبة في الوصول إلى المشاركين أو المستفيدين المحتملين.
-
ساعات العمل: هل يفتح المكتب كفاية لكي يصل إليكم المستفيدون أو المشاركون؟ فمثلاً، إذا كنتم تخدمون أشخاصاً عديدين من الطبقة العاملة فيجب أن يفتح المكتب بعد ساعات العمل العاديّة للتكيّف مع أوقاتهم المتاحة بشكل أفضل.
-
طرق تسليم الخدمات التي قد تعيق الوصول: فمثلاً، إذا كانت الوكالة المحلية العليا للخدمات لا تقوم بالاتصالات ولا تطبع النشرات بحروف كبيرة كما يلزم، فقد يعطّل ذلك الوصول.
-
إذا كنتم تنظرون في مدى استخدام خدمات منظمات عدة، ففقد تودّون في معرفة ما إذا كانت كل منظمة تخدم موقعاً معيّناً في المجتمع المحلي. بكل بساطة، قد يكون ذلك من خلال ملاحظة أنّ المنظمة "ألف" تخدم بشكل رئيسي الناس في الجهة الشماليّة للبلدة، فيما المنظمة "ب" اختارها مَن هم في الجنوب، لكنّها طريقة فعّالة لتحديد الفجوات في الخدمات. كذلك يمكن مقارنة أنواع الخدمات التي تقدّمها كل منظمة، وتسجيل الاستخدام الإجمالي للخدمات. مثلاً، قد تقارنون ثلاثة مراكز محليّة لمشكلات الحمْل وتكتشفون أنّ مركزاً واحداً منها يؤّمن نقلاً مجّانيّاً للنساء إلى عيادات الأطبّاء، وهو تحت الضغط. بناءً على ذلك قد ترغب منظّمتكم في التفكير في إضافة النقل إلى الخدمات التي تقدّمها.
-
كتابة تقرير عن النتائج
على التقرير أن يشمل الأمور التالية:
-
معلومات ديموغرافيّة (سكانية): قوموا بتصنيف المعلومات الديموغرافيّة عن الأشخاص الذين يستخدمون خدماتكم: الرمز البريدي (إذا وجد)، والمنزل بحسب الفئات العمرية، وحجم المنزل، ومعدّل عدد الأشخاص ضمن كل بيت.
-
استخدام الخدمات: يمكن تقسيمها بحسب معلومات العمر والبيت، إذا أمكن.
-
استخدام الخدمات المتعدّدة: حاولوا معرفة المدى التي تتشارك فيه الهيئات العملاء المستفيدين. ومن هنا، هل هنالك مجموعات لا تُخدم بشكل كافٍ؟
تشاركوا مع العاملين ومع مجلس الإدارة والمموّلين في حال كان التقرير داخليّاً . ويمكن أن تستخدموا النتائج في الترويج أو التسويق للخدمات، أو في تقديم طلب تمويل جديد. على سبيل المثال، يمكن أن يُستخدم نجاحكم في التوصل إلى استنتاج تعلّمتموه عن استخدام الخدمات للتأثير على مموِّل محتمَل: "في كل يوم يقدّم مواطنون متعاطفون من المنطقة أكثر من 800 وجبة ساخنة للمشرّدين".
في حال كان تشاركوا تقريركم مع المنظمات الأخرى إذا كان يصف استخدام خدمات تقدمها منظّمات متعدّدة في المجتمع المحلي. عندها، يمكن أن تستخدم المنظّمات التقرير بدورها من أجل تنسيق الخدمات بشكل أفضل، وتجنّب الازدواجيّة، إذا لزم ذلك.
باختصار
مهما يكن ما تكتشفونه، من المهم دراسة مستوى استخدام الخدمات التي تقدّمون. يمكن أن يساعد ما ستعرفونه على التأكد من أنّكم على الطريق الصحيح، أو يمكن أن يقود منظمتكم إلى اتّجاهات جديدة تماماً. في أي حال، يشكّل تحديد مدى استخدام الخدمات طريقةً مهمّة لتأمين استمراركم في خدمة الناس الذين يحتاجون إليكم.
نشجّعكم على إعادة إنتاج هذه المادة، لكن نرجو أن تذكروا مرجعها، "عدة العمل المجتمعي" على الموقع:
Http://ctb.ku.edu
نویسنده
كْرِيسْ هامْبتون
كِيْت ناجي
Resources
موارد
Barkley, T. J., Glenwick, D. S., Wilson, M. J., and Corliss, C. J. (1989). Issues in conducting culturally sensitive human services needs assessments. New York: Fordham University.
Barsook, H., Bergmann, A., Forgey, M. A., Halpern, R. and Phear, B. (December, 1978). Human service needs assessment: Lexington, 1978. Chestnut Hill, MA: Boston College Graduate School of Social Work.
Bruner, C., Bell, K., Brindis, C., Chang, H., and Scarbrough, W. (1993). "Collecting Baseline Information." In Charting a course: Assessing a community's strengths and needs. Des Moines, IA: National Center for Service Integration.
Jones, E. W., and the Chatham Human Services Committee. (July, 1992). Third annual report on the use of health and human services in Chatham: Responses to the voluntary questionnaire mailed with town census. Chatham, MA: The Chatham Human Services Committee.
Williams, R. T. (April, 1978). A model for identifying community education needs related to mental health, developmental disabilities, and alcohol and other drug abuse. Madison, WI: University of Wisconsin.
____ فهمتم ما هو تحديد مدى استخدام الخدمات.
____ فهمتم حسنات تحديد مدى استخدام الخدمات وسيئاته.
_____ اتّخذتم قراراً حول أنواع الخدمات التي ستتفحصون.
_____ قرّرتم أيضاً ما إذا كنتم ستقيسون تنسيق الخدمات.
_____ قمتم بجردة أساسيّة بالخدمات.
_____ قرّرتم أي معلومات تودّون جمعها عن هذه الخدمات.
_____ جمعتم معلومات عن مدى استخدام هذه الخدمات.
_____ قمتم بتحليل النتائج.
_____ كتبتم تقريراً عن النتائج.
_____ في حال كان التقرير داخليّاً: تتشاركونه مع مجلس الإدارة والموظفين والمموِّلين.
_____ في حال كان التقرير يصف استخدام خدمات منظّمات عديدة في المجتمع المحلي: تتشاركونه مع المنظّمات الأخرى.
نویسنده
كْرِيسْ هامْبتون
كيت ناجي
Ejemplo: Cuestionario de servicios de la ciudad
| Tipo de servicios | Yo utilizo este tipo de servicio en la actualidad | Yo utilicé este servicio durante los últimos tres años, pero no por ahora | Yo utilice este servicio hace más de tres años, pero no por ahora |
Yo nunca he utilizado este tipo de servicio |
No lo se |
| Servicios para alcoholismo | |||||
| Servicios para mujeres golpeadas | |||||
| Servicios para niños | |||||
| Servicios legales | |||||
| Servicios para familias de ingresos bajos | |||||
|
Servicios de transporte |
|||||
| Servicios para Jubilados | |||||
| Servicios para personas de la tercera edad |
Ejemplo 2: Informe para mostrar tanto la utilización como la satisfacción
Ejemplo: Informe de recreo de preescolar
| Área de servicio: | Nº total de establecimientos requeridos | Utilizados y satisfechos | Utilizados e insatisfechos | Requeridos y no utilizados |
|
Recreo para preescolares |
1000 | 758 | 165 | 77 |
| Agencias individuales que proporcionan este servicio: | ||||
| El Departamento de Recreo de la Ciudad | 542 | 73 | 77 | |
| La Biblioteca | 327 | 18 | 77 | |
| El Centro AAA | 168 | 21 | 77 |
Ejemplo 3: Métodos de utilización de los servicios de las Oficinas del Centro de Consejo
La Oficina es un servicio de consejo en crisis y referencia, que brinda de manera gratuita las 24 horas consejería, apoyo, e información a los habitantes de Douglas County, Kansas. El personal de 60 a 90 que voluntarios trabajan como consejeros son supervisados y apoyados por un pequeño grupo contratado y una Junta de Directores.
Marcia Epstein, la directora de la organización, habló con nosotros sobre como la Oficina principal monitoriza y evalúa el uso de sus servicios.
CTB: ¿Cómo determina la oficina principal en qué medida están siendo utilizados sus servicios?
Epstein: Cuando hablo sobre los servicios que brindamos, me enfoco en tres distintas áreas. Voy a empezar con la más fácil, que es la formación de los voluntarios del Centro de Consejeros. Así que, en términos de número de seguimiento realmente es simple, ya que observo el número de personas que completan el curso durante el calendario anual. El siguiente control sería a los programas educacionales que están en la comunidad. Y lo que hacemos para hacer el chequeo de los números es mantener el registro de cada pregunta oral y además cuantos participantes estuvieron ahí, y finalmente tenemos un calendario anual que representa el total. Con los servicios principales - los servicios de información y consejería - lo que hacemos es registrar el número de veces que la gente asiste o llama a nuestros servicios. Pero, como no pedimos que se identifiquen o den cualquier tipo de dato demográfico, no sabemos el número de personas que está representado en ese uso. Así que, los números que tenemos son el número real de veces que brindamos servicios en el área de información y consejería, de ahí registramos el tipo de situación a la que se enfrenta la gente.
CTB: ¿Cómo registran esos contactos?
Epstein: Se escriben narraciones sobre cada interacción con el cliente y cada mes hacemos un resumen del tipo de situaciones y el número de ellas utilizando determinadas clasificaciones estandarizadas. Pero, solo es sobre las cantidades de intereses, y tampoco es en este caso el seguimiento del número de individuos que utilizan el servicio.
CTB: ¿Ha encontrado que la información que reúne en este seguimiento sobre como están siendo utilizados sus servicios le ayuda? ¿Alguna vez usa esta información para adaptar los servicios?
Epstein: Absolutamente. Y lo más importante que estamos mirando es con lo que realmente nos enfrentamos y si estamos preparados para manejarlo adecuadamente. ¿Existen necesidades para las que necesitamos encontrar otros recursos y apoyo a los que se quieren desarrollar o formar? Utilizamos mucho eso.
CTB: ¿Puede darme un ejemplo de un momento en que algún tipo de cambio se haya implementado como resultado de lo que se encontró en el seguimiento de la utilización de los servicios?
Epstein: Un ejemplo real y fácil se encuentra en el tema del SIDA y la infección de VIH. En 1969 (el año en que empezamos a trabajar), ese no era un tema de trabajo. Pero para principios de los 80's era realmente evidente lo establecido del tema a escala nacional. Así que empezamos a tener llamadas relacionadas al tema y empezamos a hacer algo para desarrollar recursos informativos sobre esta situación.
Nuestro agradecimiento a Marcia Epstein por el ejemplo anterior
نویسنده
Chris Hampton
Kate Nagy
Marcia Epstein
-
¿Qué es una entrevista?
-
¿Por qué debe de conducir entrevistas?
-
¿A quiénes se debe entrevistar?
-
¿Cómo se debe conducir una entrevista?

¿Qué es una entrevista?
Cuando usted está mirando las noticias en la noche o está leyendo el periódico por la mañana, usted notará que todas las historias tienen un punto en común: Todas contienen entrevistas. No importa el tema que se esté abordando, siempre habrá personas dispuestas a ser entrevistadas acerca de ello. Y eso es maravilloso, porque de esa manera nosotros podemos tener una muestra de lo qué piensa y siente la gente en acerca de diferentes asuntos.
Las entrevistas se definen generalmente como una conversación con un propósito. Pueden ser muy provechosas para su organización cuando usted necesita información sobre suposiciones y percepciones sobre actividades en su comunidad. Son también excelentes si usted está buscando información en profundidad sobre un tema en particular con un experto. (Si lo que usted realmente necesita son datos numéricos - cuánto y cuántos - un cuestionario escrito puede servir mejor a sus propósitos).
Entrevistar se ha descrito como un arte, más que una habilidad o ciencia. En otros casos, se ha descrito como un juego en el cual el entrevistado consigue cierta clase de recompensa, o simplemente como una habilidad técnica que usted puede aprender. Pero, no importa cómo lo vea, entrevistar es un proceso que se puede dominar con la práctica. Este capítulo le mostrará cómo.
¿Por qué debe de conducir entrevistas?
Usar una entrevista es la mejor forma de tener una comunicación exacta y completa de ideas entre usted y la persona de la cual está obteniendo información. Usted tiene el control del orden de las preguntas, y usted puede asegurarse de que todas las preguntas serán contestadas.
Además, usted puede beneficiarse de la espontaneidad del proceso de la entrevista. Los entrevistados no tienen siempre el lujo de salir y pensar sus respuestas o, incluso en cierto grado, censurar sus respuestas. Usted puede encontrar que los entrevistados pueden mencionar cosas que nunca confiarían al papel en un cuestionario.
Cuando las entrevistas no son la mejor opción:
Las entrevistas no son la única manera de recopilar información y dependiendo del caso, incluso pueden no ser apropiadas o eficientes. Por ejemplo, las entrevistas por teléfono a gran escala pueden llevar bastante tiempo y ser costosas. Los cuestionarios por correo pueden ser la mejor opción en casos donde usted necesite la información de un gran número de personas. Las entrevistas tampoco son eficientes cuando lo único que usted necesita es recolectar datos estrictamente numéricos. Pedir a sus entrevistados que completen un formulario puede ser más apropiado.
Las entrevistas no serán convenientes si los entrevistados se encuentran indispuestos para cooperar. Si sus entrevistados tienen algo en contra de usted o de su organización, no le darán las respuestas que usted desea e incluso pueden alterar sus resultados. Cuando las personas no desean hablar, establecer una entrevista es una pérdida de tiempo y de recursos. Usted debe, entonces, buscar una manera menos directa de recopilar la información que usted necesita.
Problemas con entrevistas:
Usted debe incluso estar preparado para las trampas que puedan presentarse en las entrevistas. Por ejemplo, su entrevistado puede tener una agenda personal y deseará llevar la entrevista de tal forma que beneficie sus propios intereses. La mejor solución es permanecer alerta de las inclinaciones del entrevistado antes de establecer la entrevista.
A veces, los entrevistados ejercitan su control incluso después de terminada la entrevista, pidiendo cambiar o editar la copia final. Eso es solo un derecho del entrevistador. Si el tema al que usted se está dirigiendo involucra información técnica, puede pedir la revisión del resultado final por parte del entrevistado, con el objetivo de asegurar su exactitud.
¿A quiénes se debe entrevistar?
Su elección de entrevistados, será obviamente influenciada por la naturaleza de la información que usted necesite. Por ejemplo, si usted está tratando de establecer un programa de voluntarios para su organización, usted querrá entrevistar al coordinador de voluntarios de una o dos agencias exitosas para tener ideas para su programa.
Por otra parte, si usted hace una revisión de la respuesta de la comunidad ante su campaña publicitaria, usted querrá identificar miembros de la audiencia objetivo para entrevistarlos. En este caso, un grupo focal de discutido brevemente en esta sección.
Si usted esta en contra de contactar a un extraño para la entrevista, recuerde que la mayoría de las personas disfrutan hablando de lo que ellos saben y están especialmente interesados en compartir su conocimiento con aquellos que estén interesados. Demuestre interés y sus oportunidades de obtener buenas entrevista mejorarán.
¿Cómo debe usted conducir una entrevista?
Algunas veces, el ser buen entrevistador se describe como una habilidad innata o una cualidad poseída solo por algunas personas y no por otras. Ciertamente, entrevistar puede ser más sencillo para algunas personas que para otras, pero cualquier persona puede aprender las estrategias básicas y los procedimientos de la entrevista. Estamos aquí para mostrarle cómo.
Estructura de la entrevista:
Primero debe decidir en qué medida desea que sea estructurada su entrevista. Las entrevistas pueden ser estructuradas formalmente, semi-estructuradas, o no estructuradas. El estilo de la entrevista que usted adopte dependerá del tipo de resultado que usted esté buscando.
En una entrevista altamente estructurada, usted simplemente pedirá a los sujetos que contesten a una lista de preguntas. Para obtener un resultado válido, usted debe hacer a todos los sujetos preguntas idénticas. En una entrevista sin una estructura rígida, usted puede crear y preguntar dependiendo de la situación que se presente manteniendo el propósito central de la entrevista. No existe una lista predeterminada de preguntas. Finalmente, en una entrevista semi-estructurada, existe una lista de preguntas predeterminadas, pero el entrevistador puede cambiarlas.
Tipos de entrevistas:
Ahora que usted ha decidido cómo de estructurada quiere su entrevista, es momento de decidir cómo desea conducirla. ¿Puede usted hacerla a través del teléfono, o usted necesita entrevistar cara a cara? ¿Un grupo focal será lo más apropiado? Veamos cada una de estas entrevistas en profundidad.
Entrevistas cara a cara
Las entrevistas cara a cara son una gran manera de recopilar información. Si o no usted decide entrevistarse cara a cara depende de la cantidad de tiempo y de recursos que usted tiene disponibles. Algunas ventajas de entrevistarse en persona son:
- Usted tiene más flexibilidad. Usted puede probar para obtener respuestas más específicas, repetir preguntas, y usar tanto la discreción como las preguntas particulares que usted formula.
- Usted puede observar la conducta no verbal.
- Usted tiene control sobre el entorno físico.
- Usted puede registrar respuestas espontáneas.
- Usted sabe exactamente quién está contestando.
- Usted puede asegurarse de que la entrevista esté completa y que todas las preguntas hayan sido contestadas.
- Usted puede utilizar un cuestionario más complejo.
Sin embargo, si las entrevistas cara a cara demuestran ser demasiado costosas, con una excesiva inversión de tiempo, o demasiado inconvenientes para ser conducidas, usted debe considerar otra forma para entrevistar. Por ejemplo, si la información que usted está recolectando es de naturaleza sensible y confidencial, sus entrevistados pueden preferir la comodidad del anonimato, y un cuestionario anónimo sería probablemente más apropiado.
Las entrevistas por teléfono
Son también una buena manera de conseguir la información.
Son particularmente útiles cuando la persona con la que desea hablar vive lejos y una entrevista cara a cara sería poco práctica. Muchas de las mismas ventajas y desventajas de la entrevista cara a cara se aplican aquí; la excepción es por supuesto, que usted no podrá observar el comportamiento no - verbal.
Aquí están algunas pistas para hacer de su entrevista telefónica un éxito:
- Mantenga la entrevista telefónica por no más de diez minutos - las excepciones a esta regla se pueden hacer dependiendo del tipo de entrevista que este llevando a cabo y de los arreglos que usted haya hecho con el entrevistado.
- Si usted necesita materiales en la entrevista, avíselo con anticipación al entrevistado y suminístrelos.
- Sea extra-motivador al teléfono, porque la gente tiende a estar menos dispuesta a implicarse en la conversación al teléfono.
- Identifíquese y ofrece sus credenciales. Algunos entrevistados pueden sentirse a disgusto pensando que se les está jugando una broma.
- Si graba la conversación, pida autorización.
- Anote la información tal como la oye; no confíe en su memoria para anotar la información después.
- Hable fuerte, claramente y con variaciones en el tono de voz - no haga de esta ocasión otra llamada telefónica aburrida.
- No llame demasiado temprano en la mañana o demasiado tarde en la noche, a menos que se haya acordado ese horario previamente.
- Finalice la conversación cordialmente, y agradezca al entrevistado.
Con el aumento del uso de las computadoras como medios de comunicación, entrevistas vía E-mail han llegado a ser populares. El E-mail es una opción barata para entrevistarse. Las ventajas y las desventajas de las entrevistas del E-mail son similares a las entrevistas por teléfono. Los E-mail son mucho menos intrusivos que el teléfono. Usted puede entrar en contacto con su entrevistado, enviar sus preguntas, y seguir las respuestas con un mensaje de agradecimiento. Usted nunca puede reunirse o hablar con su entrevistado.
Sin embargo, con el E-mail sus oportunidades para profundizar son mínimas, a menos que usted mantenga contacto para enviar y recibir mensajes con el objetivo de clarificar respuestas. Es por eso que usted necesita ser muy claro sobre lo que necesita cuando contacte por vez primera a su entrevistado. Algunas personas pueden resentirse por la forma impersonal de la interacción del E-mail, mientras que otros pueden sentirse más cómodos teniendo tiempo para pensar sus respuestas.
El grupo focal
El grupo focal, conducido por un facilitador entrenado, es un tipo particular de "entrevista grupal" que puede ser muy útil para usted. Grupos focales consistentes en grupos de personas cuyas opiniones le interesan a usted, pueden ser menos estructurado; sin embargo, la información que usted consigue es de mucho valor. Los grupos focales son quizás la herramienta más flexible para recopilar información porque usted puede centrarse en conseguir la opinión de un grupo de personas, mientras realiza preguntas abiertas que todo el grupo puede contestar y discutir. Esto a menudo provoca el debate y la conversación, brindándonos un gran campo de información sobre la opinión del grupo.
Durante el grupo focal, el facilitador puede también observar la comunicación no - verbal de los participantes. Aunque el tamaño de la muestra es generalmente más pequeño que algunas otras formas de obtención de la información, el libre intercambio de opiniones permite que la interacción del grupo sea una herramienta muy valiosa.
Así que usted ha elegido a sus entrevistados, ha seleccionado el tipo de entrevista, y se ha puesto a pensar sobre las preguntas de la entrevista. ¿Esta listo para comenzar, cierto?
No tanto. Primero, usted necesita cerciorarse de usted tiene tanta información como sea posible sobre su tema de entrevista. Usted no necesita ser un experto - después de todo, es por eso que está entrevistando a la gente - pero usted desea estar bien informado. Tener una comprensión sólida del tema a mano le hará sentirse más confiado como entrevistador, mejorar la calidad de las preguntas que realice, y también hará que su entrevistado llegue a sentirse más relajado.
Además, es importante entender la cultura y el entorno de su entrevistado antes de que usted conduzca la entrevista. Esta comprensión será reflejada en la manera en que usted expresa sus preguntas, la elección de las palabras que utiliza, en su forma de romper el hielo, la manera en que usted viste, que material usted evitará de modo que las preguntas sigan siendo inofensivas a su entrevistado.
¿Cómo debería usted conducir la entrevista?
Ahora que usted está preparado, es hora de conducir la entrevista. Ya sea por una llamada telefónica o por medio del encuentro con alguien, asegúrese de llegar a tiempo - su entrevistado le hace a usted un favor, y no le gustaría hacerlo esperar.
Al entrevistar a alguien, comience con una charla pequeña para elaborar el rapport. No sólo presione con sus preguntas - asegúrese de que el entrevistado se sienta tan cómodo como sea posible.
Puntos a recordar
- Practique - prepare una lista de las preguntas de la entrevista por adelantado. Ensaye, entreviste a sus amigos. Memorice sus preguntas. Planifique por adelantado la localización y la forma del ambiente para hacerlo más confortable.
- Breve charla - Nunca comience una entrevista en frío. Tenga al principio conversaciones cortas para hacer que el entrevistado se sienta cómodo; es decir, establezca rapport.
- Sea natural - incluso si usted ensayó su entrevista una y otra vez y ha memorizado sus cuestiones, haga que suenen y sienta cómo si lo estuviera haciendo por primera vez allí.
- Tenga una apariencia elegante - vista adecuadamente para el ambiente y el tipo de personas que va a entrevistar. Generalmente es adecuado usar trajes de negocios, pero adáptese a su audiencia. Llegue a tiempo si usted dirige la entrevista en persona.
- Escuche - manténgase alerta e interesado. Si su entrevistado dice algo gracioso, sonríale. Si es algo triste, parezca triste. Reaccione a lo que usted oye.
- Mantenga sus metas en mente - recuerde que lo que usted desea es obtener información. Mantenga el curso de la entrevista. Mantenga la conversación enfocada en sus preguntas. Sea considerado con el límite de tiempo de su entrevistado.
- No tome respuestas de " si/no" - Las respuestas monosilábicas no ofrecen mucha información. Pida respuestas elaboradas, compruebe, pregunte por qué. El silencio también puede dar información. Pida a su entrevistado que clarifique cualquier cosa que usted no comprenda.
- Respeto - haga que los entrevistados sientan que sus respuestas son muy importantes para usted (como se supone que lo son!) y sea respetuoso del apoyo que le brinda al permitirle entrevistarlo.
Preguntas
Las preguntas son una parte tan fundamental de una entrevista que vale la pena detenerse un minuto a profundizar un poco en el tema. Las preguntas pueden estar relacionadas con el foco central de su entrevista, con el objetivo, las respuestas específicas; pueden emplearse para verificar la fiabilidad de otras respuestas; pueden usarse además para crear un ambiente favorable entre usted y su entrevistado; y pueden resultar en respuestas más completas.
Es muy importante que usted pregunte de manera que motive al entrevistado para contestar de modo tan completo y honestamente como sea posible. Evite las preguntas inflamables ("¿Usted discrimina siempre a las mujeres y a las minorías, o solo lo hace a veces?), e intente ser cortés.
Hay algunos problemas que pueden presentarse por la forma en que realice las preguntas. Aquí se presentan algunas de las dificultades más comunes:
- Las preguntas que ponen al entrevistado a la defensiva - Estas preguntas provocan respuestas emocionales, usualmente negativas. Al preguntar, ¿Por qué hizo algo tan malo como eso? Parecería como si estuviera confrontando a su entrevistado, y este se pondrá a la defensiva. Trate de preguntar de manera más relajada.
- Preguntas dos - en - uno; éstas son preguntas que piden dos respuestas en una sola pregunta ¿Su compañía tiene alguna política de reclutamiento especial para mujeres y grupos raciales minoritarios? Separe los asuntos en dos preguntas separadas.
- La pregunta compleja - preguntas que son demasiado largas, demasiado implícitas o demasiado complejas; lo que puede intimidar o confundir a su entrevistado. El sujeto quizá no entiende la pregunta completamente. La solución es hacer más sencilla la pregunta, haciéndola concisa y corta.
- Además, poner atención al orden en el que se realizan las preguntas. El arreglo y la forma de presentar las preguntas puede alterar las respuestas de su entrevista. intente comenzar la entrevista con preguntas moderadas y fáciles para desarrollar una buena comunicación con el entrevistado. A medida que la entrevista se desarrolla, diríjase a preguntas más sensibles y complejas.
Consideraciones finales
Recuerde tomar notas adecuadas, en caso de que usted tome notas. Utilice comillas para marcar las citas de las personas, y no altere sus notas. Usted puede transcribir la conversación que grabó, pero asegúrese de que su grabadora funciona bien, y no olvide obtener permiso para grabar.
Finalmente, es importante medir el tiempo de su entrevista de modo que no dure horas. Algunas personas pueden negarse a (o pueden estar demasiado ocupadas para) implicarse en una entrevista que saben que durará dos o más cosas. Otros pueden perder el interés durante entrevistas muy largas. Así pues, intente ser conciso. Una buena regla es hacer su entrevista lo suficientemente larga para que usted tenga información útil de ella y lo suficientemente corta para que usted no canse a su entrevistado. Si usted sabe que necesitará dedicar mucho tiempo para entrevistar a alguien, considere dividir su entrevista en dos o más sesiones.
Entrevistar en pocas palabras - resumen
- Determine lo que desea saber
- Discuta las clases de preguntas que usted desea hacer (preguntas abiertas: ¿Como se siente sobre…? o (preguntas cerradas: ¿Cuál prefiere A o B?).
- Realice un borrador de preguntas para la entrevista.
- Determine a quién quiere entrevistar (muestra).
- Entrene a sus entrevistadores, de tal forma que realicen las mismas preguntas de la misma forma.
- Contacte a la gente que usted desea entrevistar.
- Haga citas y siga su horario a menos que entreviste gente en la calle o en un centro comercial.
- Obtenga y analice los datos.
En resumen
Así pues, su entrevista está lista y usted tiene la información que necesitaba. Es momento de agradecer a su entrevistado por su amable cooperación. Envíeles una nota de agradecimiento poco después de la entrevista. Sea cordial y valore positivamente lo que recibe. ¡Usted nunca sabe cuándo puede necesitar entrevistar a esta persona de nuevo!
نویسنده
Marcelo Vilela
Resources
Recursos impresos
Bailey, K. (1994). Methods of social research. New York, NY: The Free Press.
Berg, B.(1998). Qualitative research methods for the social sciences. Boston: Allyn and Bacon.
___Usted sabe lo que es una entrevista.
___Usted comprende por que debería realizar entrevistas.
___Usted sabe cuando las entrevistas no son la mejor opción.
___Usted comprende los problemas que pueden surgir de las entrevistas.
___Ustedes sabe a quien debería entrevistar.
___Usted sabe cómo debería conducir las entrevistas.
___Usted conoce los tipos de entrevistas.
___Usted comprende como las preguntas pueden crear problemas.
___Usted es consciente de todos los consejos para iniciar, conducir y terminar una entrevista.
Ejemplo # 1: Una entrevista de muestra
Este es un ejemplo de una entrevista conducida por el personal de la Caja de Herramientas Comunitarias. El objetivo de esta entrevista, realizada por teléfono, era encontrar lo que los proveedores de fondos desean al conducir una evaluación. Aunque esta entrevista se basa en un ejemplo real, se omitieron los nombres del entrevistador y del entrevistado porque no son relevantes para el ejemplo.
Entrevistador: Buenos días.[Saludo] estoy llamando de parte del equipo de la Caja de Herramientas Comunitarias [Identificación y propósito], un sitio en Internet sobre promoción de la salud y desarrollo de la comunidad. Estamos escribiendo una sección sobre el interés de los proveedores de fondos acerca de conducir evaluaciones. ¿Puede usted hablar conmigo en este momento? [Se asegura de que es un momento adecuado para realizar la llamada ]
: Claro
Entrevistador: ¿Le importa si grabo nuestra conversación? [pide permiso para utilizar la grabadora]
Entrevistado: No hay problema. Adelante.
Entrevistador: ¡Gracias! Antes que otra cosa, como proveedor de fondos, ¿en que está interesado cuando conduce una evaluación? [directo al punto]
Entrevistado: Bien, queremos cambiar, queremos hacer cambios conductuales o algún cambio en la comunidad, así que destinamos quizá el 10 o el 20 por ciento del presupuesto global a la evaluación.
Entrevistador: Muy bien. [El entrevistador muestra que esta poniendo atención ]
Entrevistado: Y la evaluación, por supuesto, será, a menudo tanto de naturaleza cualitativa como cuantitativa. Queremos ver los resultados, cualesquiera que sean; si trabajamos sobre el embarazo adolescente, nos gustaría encontrar que ha disminuido. Contratamos personas que tienen experiencia para conducir las evaluaciones en esa área particular.
Entrevistador: Uh-huh. ¿Y qué hace usted cuando le llegan los resultados? [Pregunta programada ]
Entrevistado: Si no parece que la iniciativa está funcionando, claramente empezamos a perder el interés en continuar con el proyecto de la misma manera. A menudo la parte de la evaluación en esto es posterior a esos hechos; la iniciativa está ya terminada, en su mayor parte. Si vuelve y parece que la iniciativa tiene éxito y los resultados van en la dirección esperada, entonces repetimos otra ronda con la iniciativa.
Entrevistador: ¿Qué problemas enfrenta usted al trabajar con los evaluadores? Pregunta programada []
Entrevistado: No tenemos muchos problemas al trabajar con los evaluadores, por lo menos no escuchamos muchos problemas. Quiero decir, que hemos visto algunos problemas en los evaluadores al iniciar de la evaluación [El entrevistador trata de evitar la pregunta ]
Entrevistador: ¿Qué clase de problemas? [Prueba]
Entrevistado: Pudimos obtener unas evaluaciones que miden el proceso más que los resultados, y nosotros claramente queremos ver los resultados. Queremos ver los resultados que están relacionados a iniciativas particulares, así que específicamente hacemos preguntas para ver aquellos resultados. Ahora bien, si surge durante el proceso que eso no esta ocurriendo, entonces claramente hay un problema ahí.
Entrevistador : Muy bien, ¿Con qué frecuencia utilizan evaluaciones? [Fraccionando una pregutna compleja ] ¿Sólo las utiliza cuando las necesita o es un proceso periódico?
Entrevistado: Nosotros tenemos un acuerdo de que todas las iniciativas nos permiten desarrollar visitas a los sitios, y tener una auditoria por parte de una tercera parte, o nosotros mismos, y auditar tanto en el aspecto de los libros financieros como en modo en se está llevando a cabo el programa por lo menos una vez al año.
Entrevistador: Muy bien, ¿Debo asumir que su principal interés es el cambio? [regunta guia]
Entrevistado: Sí, por supuesto deseamos ver cambios en el comportamiento, en los sistemas, en la cultura alrededor de la salud y del bienestar de las comunidades y los individuos en las comunidades.
Entrevistador: Bien, Le agradezco mucho por su tiempo. ¿Podría llamarle de nuevo en caso de cualquier aclaración en alguno de los puntos que hablamos el día de hoy? [Manteniendo las puertas abiertas para interacciones posteriores ]
Entrevistado: Claro
Entrevistador: Muy bien, muchas gracias. Que tenga un buen día.
Entrevistado: Usted también
Entrevistador: Adiós.
Ejemplo # 2: Prueba (profundizando)
Una prueba es una pregunta de seguimiento. Su objetivo es dirigir al entrevistado responder de manera más completa o exacta. He aquí un ejemplo de cómo probar para alcanzar una respuesta completa y clara. Este ejemplo está adaptado de los Métodos de Investigación Social de Kenneth Bailey.
Considere la pregunta:
¿Cuáles piensa usted que son los problemas más importantes que nosotros tenemos hoy en nuestra asociación?
Posibles respuestas:
- "Altas cuotas." La respuesta es adecuada pero incompleta; usted necesita más problemas.
- Prueba: Pausa, esperar a que el entrevistado continúe. Indicar comprensión diciendo "Sí." Repetir la pregunta, enfatizando problemas (plural). Decir que usted necesita más problemas.
- "Resolviendo problemas." La respuesta es demasiado vaga.
- Prueba: "No estoy seguro de saber lo que usted quiere decir. ¿Que tipo de resolución de problemas? ¿Podría usted ser más específico?"
- "Hay muchos problemas importantes."
- Prueba: "Haga una lista de los cinco más importantes."
- "Hay más problemas de los que solía ver y habrá más en el futuro."
- Prueba: "Haga un listado de los cinco que son más importantes ahora."
- "Las cosas están empeorando constantemente."
Prueba: "Haga un listado de los cinco peores en el presente momento."
نویسنده
Marcelo Vilela
نظرسنجی چیست؟
نظرسنجی شیوهای از جمعآوری اطلاعات است که انتظار دارید نقطهنظر کل باهمستان یا گروهی از افراد را که مورد توجه شما هستند، نشان دهد.
برای این کار سه راه اصلی وجود دارد:
۱- نظرسنجی موردپژوهی که اطلاعات بخش یا گروهی از باهمستان را جمعآوری میکند؛ بدون آنکه آنان را نمونهای از کل جمعیت محسوب کند. شاید لازم باشد ابتدا چند نظرسنجی از این دست را برگزار کنید تا دربارهی پاسخ بخش وسیعتری از باهمستان ایدهای کلی به دست آورید. نظرسنجی موردپژوه فقط اطلاعات بهخصوصی را دربارهی باهمستان مورد مطالعه تأمین میکند.
۲- نظرسنجی نمونهای که ما در این بخش بر این نوع تمرکز میکنیم، از قسمتی از گروه، سؤالی میپرسد. اگر کار بهدرستی انجام شود، نتایج نظرسنجی بازتابدهندهی نتایجی خواهند بود که از کل گروه حاصل میشد.
۳- همهپرسی که در آن پرسشنامهی خود را به همهی اعضای جمعیت مورد نظر میدهید. این دقیقترین اطلاعات را در مورد آن گروه بیان میکند، اما شاید برای گروههای بزرگ عملی نباشد. بهتر است همهپرسی برای گروههای کوچک اجرا شود.
پاسخ نظرسنجی معمولاً به صورت مکتوب است، اما گاهی مجری نظرسنجی سؤال را با صدای بلند میخواند و بعد پاسخ را خود مینویسد؛ میتوان این پرسشنامه را با پست، فکس، ایمیل، از طریق وبسایت، تلفنی یا حضوری پخش کرد.
در نظرسنجی، جمعآوری اطلاعات به شکلی حتیالامکان یکدست انجام میشود؛ یعنی یک سؤال از همه و با یک شیوه پرسیده میشود تا جوابها نشانگر تجربیات افراد باشد و نحوهی آرایش کلمات مجری نظرسنجی، تأثیری بر آن نداشته باشد.
چرا باید نظرسنجی کنید؟
شما میتوانید با استفاده از نظرسنجی دربارهی رفتارها، نیازها، و عقاید افراد اطلاعاتی جمعآوری کنید. برای اطلاع از برخوردها و واکنشها، میزان رضایت ارباب رجوع، محکزدن عقاید در رابطه با یک مشکل، و بالابردن اعتبار پژوهش، میتوان از نظرسنجی استفاده کرد. نظرسنجی منبع اصلی اطلاعات است؛ یعنی مستقیماً از کسی پاسخ یک پرسش را میخواهید، به جای اینکه از منابع دست دوم مانند مطالب مکتوب استفاده کنید.
میتوانید برای اندازهگیری ایدهها یا عقاید دربارهی مسائل باهمستانی مرتبط با ابتکارتان، از نظرسنجی استفاده کنید.
چه زمانی باید نظرسنجی کنید؟
نظرسنجی ممکن است بهترین گزینهی شما باشد وقتی که:
- به یک راه سریع و کارآمد برای گرفتن اطلاعات نیاز دارید؛
- نیاز دارید با یک جمعیت بزرگ ارتباط برقرار کنید؛
- درباره گروه بزرگی از مردم، به اطلاعاتی نیاز دارید که از لحاظ آماری صحت داشته باشد.
نظرسنجی نوشتاری: مزایا و اشکالات
مزایای نظرسنجی نوشتاری
- تعداد زیادی از مردم میتوانند نظر خود را بیان کنند.
- هزینهی کم.
- مردم میتوانند سر فرصت جواب دهند.
- از تعصبات مصاحبهکننده اجتناب میشود.
- سابقهی مکتوب به دست میآید.
- فهرستکردن یا جدولبندی پاسخ ها آسان است.
- دامنهی پاسخدهندگان وسیع است.
- بر خلاف مصاحبه، آموزش لازم نیست.
اشکالات نظرسنجی کتبی
- اغلب نرخ بازگشت کمی دارد.
- محدودیت در ثبت واکنش غیرکلامی پاسخدهنده.
- به نمونهی انتخابشده بستگی دارد.
- شاید واقعا نمایانگر کل گروه نباشد.
- ممکن است پاسخدهنده از روی بخشهایی جهش کند.
اگر فکر میکنید به یک نظرسنجی در مقیاس بزرگ و رسمی نیاز دارید، استخدام کسی که آن را برایتان انجام دهد یا کارکردن با همکاران محلی یا یک دانشگاه میتواند بهترین راه حل برای شما باشد. اگر میخواهید خودتان آن را انجام دهید، به خاطر داشته باشید که شاید بعضی از افرادی که گزارش خود را به آنان میدهید، برای یک نظرسنجی که خودتان به تنهایی انجام دادهاید، اعتبار زیادی قائل نباشند.
چگونه باید نظرسنجی را آماده کرد؟
هدف نظرسنجی خود را تعیین کنید.
اگر تصمیم گرفتهاید که یک نظرسنجی انجام دهید، ابتدا باید حتماً بدانید که دقیقاً به چه علت این کار را میکنید. به دنبال جواب چه سؤالاتی هستید؟ آیا میخواهید ایدهای کلی از جمعیت منطقهی خود داشته باشید؟ میخواهید ببینید مردم دربارهی یک مشکل یا ایده چه فکر میکنند؟ یا دلیل دیگری وجود دارد که به فکر نظرسنجی افتادهاید؟
در هر صورت، باید در طی فرایند نظرسنجی، هدف آن را در ذهن داشته باشید چرا که این هدف بر انتخاب سؤالات، جمعیت مورد نظرسنجی، و حتی نحوهی تحویل فرم نظرسنجی تأثیر دارد. برای مثال، در ارتباط با تحویل فرم نظرسنجی از طریق رایانه، باید در نظر داشت که جمعیت باسواد را میتوان با اینترنت نظرسنجی کرد، اما از جمعیتی که اغلب بیسواد است نباید خواست پاسخ را بنویسد و غیره.
ببینید از چه کسی نظرسنجی میکنید.
قدم بعدی این است که ببینید چه کسی جواب سؤال یا سؤالات شما را دارد. به عبارت دیگر، زمان آن رسیده که مخاطبان خود — یعنی کسانی را که به بهترین نحو میتوانند جواب سؤالات مربوط به ابتکار شما را بدهند — انتخاب کنید.
تعیین نمونه
تقریباً همهی نظرسنجیها نیازمند تعیین نمونه هستند. یعنی به جای آنکه آمار بگیرید، بخشی از جمعیت را که دارای ویژگیهای مورد نظر شما هستند، شناسایی میکنید.
برای آنکه نمونهی شما واقعاً معرف آنچه میخواهید باشد، باید اطمینان یابید که هر کدام از افراد گروه، برای قرارگرفتن در فهرست گروه نمونه، بختی مساوی دارند. علاوه بر این، باید نمونهای نسبتاً بزرگ داشته باشید. ضمناً مراقب باشید که اندازهی گروه نمونه متناسب بوده و زیادی بزرگ یا کوچک نباشد. اگر خیلی بزرگ باشد، شاید نشود از هر کسی به طور مؤثر و درخور بودجه نظرسنجی کرد. اگر خیلی کوچک باشد، شاید به اعتبار شما لطمه بخورد. یک قاعدهی کلی که باید در نظر داشت این است که هر قدر اندازهی نمونه بزرگتر باشد، بازتاب کل گروه با صحت بیشتری همراه خواهد بود.
مسائل مربوط به طراحی نمونه
ضمناً شاید لازم باشد کمی هم به طراحی نمونهی خود فکر کنید؛ بهویژه اگر امیدوارید پاسخ دو گروه یا بیشتر را دریافت کنید. برای مثال، فرض کنید دربارهی خشونت در نوجوانان نظرسنجی میکنید و میخواهید از نوجوانان، والدین، و معلمان پاسخ بگیرید. پس باید برای هر یک از این گروهها جمعیت شماری مجزا داشته باشید و بعد از هر یک نمونهای را انتخاب کنید. نمونهها باید به قدر کافی بزرگ باشند تا نمایندهی تنوع گروهی باشند که به آن تعلق دارند؛ ولی اندازهی نمونهها باید با اندازهی گروههای خود تناسب داشته باشند.
مثلاً نمونه ای طراحی میکنید که مانند این میشود:
نوجوانان
والدین
معلمان
جمعیت
۶۵۰
۲۰۰
۵۰۰
نمونه
۶۵
۲۰
۵۰
اشکالات بالقوه
تعیین نمونه، یکی از چالشهای اجرای نظرسنجی خوب است، ولی مشکلات دیگری هم وجود دارد. مثلاً وقتی افرادی خود داوطلب پاسخدادن به نظرسنجی میشوند، به اصطلاحِ ما، آنان خودگزینی کردهاند. این افراد شاید علاقهی خاصی به پاسخگویی به نظرسنجی شما داشته باشند، بنابراین شاید پاسخ آنان کاملاً نمایندهی علایق گروه مورد نظر شما نباشد. راههایی وجود دارد تا مخاطب خودگزیده را دخیل کرد؛ مثلاً وقتی فقط خودگزینی مطرح است، پرسشنامهی آنان را به شکل تصادفی انتخاب کنید.
مثلاً اگر ۳۰۰ فرم پرشده دریافت کردید، از هر سه فرم یکی را استفاده کنید تا نتایج خود را غیرعمدی کرده باشید.
برای جمعآوری دادههای نظرسنجی از چه روشی استفاده خواهید کرد؟
نظرسنجی شما کتبی است یا شفاهی؟ آیا شماره تلفنی هست که مردم تماس گرفته و جوابهای خود را ثبت کنند؟ آیا یک صندوق پستی را به دریافت فرمهای پرشده اختصاص میدهید؟ باید تصمیم بگیرید که آیا نظرسنجی توسط کسانی انجام خواهد شد که برای مخاطبان آشناست؟ آیا حضوری، تلفنی، یا پستی انجام خواهد شد؟ یادتان باشد هر قدر خودمانیتر، تعداد پاسخها بیشتر خواهد بود. نظرسنجیهای خشک و رسمی، تنها دو تا سه درصد نرخ برگشت دارند؛ مگر اینکه موضوع نظرسنجی شما در باهمستان مورد نظر سوژهی بحث داغی باشد.
مخاطب نظرسنجی خود را در نظر داشته باشید. برای جمعیت شما نوشتن راحتتر است یا صحبتکردن؟ آیا اگر فرم نظرسنجی را جایی بگذارید که هر کسی خواست بردارد، کارآمد خواهد بود یا لازم است کاری بکنید که حتماً بردارند؟ اگر نظرسنجی شما شفاهی باشد، آیا مردم از اینکه نظرشان پرسیده میشود احساس افتخار میکنند یا آزار؟
پرسشنامههای پستی برای جمعآوری اطلاعات ابزار بسیار مفیدی در بین انتخابهای شما هستند. این در مقایسه با سایر روشهای جمعآوری اطلاعات، جایگزین بسیار ارزانتری است و اجازه میدهد از افرادی که در نقاط دور هستند اطلاعات جمع کنید بدون آنکه مجبور باشید پول زیادی برای قبض تلفن بپردازید. اگر در نظر دارید نظرسنجی پستی انجام دهید، حتماً دربارهی اطلاعات مربوط به قوانین پستی، نرخ پست فلهای، و غیره با دفتر پستی محل خود صحبت کنید.
سؤالات خود را بنویسید.
در آمادهسازی سؤالات، در نظر داشته باشید که پرسشها میتوانند در قالبهای بسیاری باشند:
- سؤالات باز؛
- سؤالات بسته: سؤالات معین که جواب بله یا خیر دارند؛
- سوالات چندگزینهای؛
- مقیاس لیکرت: از هر کسی خواسته میشود آیتمها را روی یک درجهی پاسخ ردهبندی کند. مثلاً میتواند به هر مورد رتبهی ۱ تا ۵ بدهد.
تدوین نظرسنجیهایی که مردم با روش طراحی کلی پاسخ میدهند.
یکی از مشکلات عمدهی نظرسنجی، نرخ پایین تعداد پاسخهاست؛ میزان معمول نرخ پاسخ ۳۰٪ است. یکی از راههای اجتناب از نرخ پایین پاسخها، استفاده از روش طراحی کلی است که در دانشگاه دولتی واشنگتن و توسط دان دیلمن ابداع شد. متد دیلمن نشان داده که میتوان نرخ برگشت را تا ۷۳٪ بالا برد.
دستورالعملهایی برای نوشتن سوالات نظرسنجی
- سؤالات آسان را اول بگذارید.
- مسائل حساس را تا حد ممکن با رعایت و حساسیت مطرح کنید.
- از کلماتی که تعصب و واکنشهای احساسی را برمیانگیزند دوری کنید.
- نظمی منطقی را دنبال کرده و سؤالات مشابه را با هم قرار دهید.
فرمهای نظرسنجی خود را چگونه پخش میکنید؟
برای انتشار فرمها چندین راهبرد وجود دارد. ما درباره معمولترین آنها، یعنی پست مستقیم با ذکر جزئیات صحبت خواهیم کرد؛ ولی روشهای زیادی برای این کار وجود دارد و هیچ کدام بینقص نیستند. شاید بهتر باشد از مجموعهای از متدهای مختلف استفاده کنید.
در اینجا چند مورد را ذکر میکنیم تا بتوانید روش خود را انتخاب کنید:
پست مستقیم
ارسال مستقیم فرم نظرسنجی به آدرسهایی که در اختیار دارید، معمولترین راهبرد است. انتشار فرم با استفاده از پست، درصد بالایی از عدم برگشت را دارد (اگر ۳۰٪ جواب بدهند شانس آوردهاید، هرچند در باهمستانهای کوچک این رقم بالاتر است)، اما از متدهای دیگر بسیار آسانتر است و ساعت نفر کمتری لازم دارد.
مصاحبه و نظرسنجی تلفنی
برای کسانی که خواندن یا استفاده از نوشته برایشان سخت است، یا برای نظرسنجیهایی که نیازمند جوابهای عمیقتری هستند، مصاحبه شاید مناسبترین راه باشد. نظرسنجیهای تلفنی مانند مصاحبهی رودررو عمل میکنند؛ به همین علت، ما این دو روش را کنار یکدیگر قرار دادیم.
انتشار رسانهای
برای انتشار عمومی، پخش یک فرم نظرسنجی در روزنامهی محلی یا الصاق فرم به خبرنامه شاید ایدهی خوبی باشد.
نمونهگزینی اختیاری
انتشار فرمها در یک مکان عمومی، مانند برپایی یک غرفه یا میز در پارکینگ سوپرمارکت محله، در پیادهروی منطقهی خرید و غیره، فرصتی فراهم میکند تا سازمان خود را در معرض توجه قرار دهید.
اجرای جمعی
اگر گروه یا سازمان شما گردهمآییهای بزرگ برگزار میکند، دادن فرمهای پرسشنامه به هر کسی که در جلسهی معینی شرکت میکند راه واقعاً کارآمدی برای جمعآوری اطلاعات است.
تلفیق چند روش
اگر مایل باشید، میتوانید دو یا چند روش بالا را با هم تلفیق کنید تا به اهداف خود برسید. اگر بیش از یک متد مورد استفاده قرار گیرد، در هر فرم نظرسنجی باید قید شود که هر شهروند تنها یک فرم را پر کند. بدین ترتیب، مثلاً اگر در محل نمایشگاه منطقه، غرفهای دارید که مردم در آن فرم نظرسنجی را پر میکنند، هر کسی که قبلاً در مرکز خرید محله فرمی دریافت کرده یا فرمی به منزلش پست شده، نباید آن را دوباره پر کند.
جمعآوری فرمهای نظرسنجی
بلافاصله بعد از اینکه فرمها را پخش کردید، بعضی از آنها به سازمان حامی ارسال میشوند. برای جمعآوری فرمها باید اقدامات زیر را انجام دهید:
- فرمهای پرشده را از مراکز مشارکتکننده جمعآوری کنید.
- فرمهای برگشته را مرور کنید و ببینید که هیچ کدام ناقص نباشند.
- در صورت امکان برای برگشت بیشتری برنامهریزی کنید.
چگونه نتایج نظرسنجی خود را تحلیل و گردآوری میکنید؟
حالا که فرمهای پرشده را جمعآوری کردید، باید نتایج را تعیین کنید. گاهی فقط باید نتایج را در یک جدول بگذارید؛ یعنی ارقام را جمع زده و در یک جدول قرار دهید.
اما اگر بخواهید، تجزیهوتحلیل میتواند بسیار پیچیدهتر از این باشد.
وقتی ارقام را در جدول گذاشتید، حالا باید بگویید که معنی این ارقام چیست؟ باید کل نظرسنجی را در نظر بگیرید تا ببینید هر درصدی در مقایسه با بقیه درصدها چه وضعیتی دارد.
ما توصیه میکنیم که یک گزارش مختصر بنویسید (یک صفحه کافیست) و نتایج نظرسنجی را خلاصه کنید. در گزارش خود به دنبال الگوها باشید (آیا ساکنان بخش معینی از شهر دربارهی یک موضوع خاص نسبت به سایر مناطق تعصب بیشتری دارند؟)
این اطلاعات را با کارمندان خود در میان بگذارید. بازخورد آنان را بگیرید و بحث کنید که آیا لازم است قبل از خاتمهی کار نظرسنجی دیگری انجام شود.
حالا که معنی نتایج را فهمیدید، باید تصمیم بگیرید که با آنها چه کنید. آنها را با چه افرادی در میان میگذارید و چگونه؟ در مورد یک ابتکار در باهمستان، باید نتایج را هر چه زودتر عمومی کرد تا اعضای باهمستان و رهبران آن در جریان مسئله یا مشکل بالقوه قرار بگیرند و برای رفع آن دست به کار شوند. چنانچه قبلاً نظرسنجیهای مشابهی در همان منطقه انجام شده باشد، بد نیست نتایج خود را با نتایج آنها مقایسه کنید.
سازمانی که در رابطه با خدمات خود یک نظرسنجی برگزار میکند، باید برای ارائهی خدمات بهتر یا تبدیل سیاست فعلی به سیاستی کارآمدتر از نتایج استفاده کند. در موقعیتی که تأمین مالی در خطر است باید نتایج را برای حامی مالی فرستاد تا در مورد حمایت تازه یا استمرار حمایت قبلی قانع شود. ضمناً خود سازمان هم برای تعیین نوع خدمات لازم، میتواند از این نتایج استفاده کند.
___Se entiende que una encuesta es una manera de recolectar información que se espera represente los puntos de vista de toda una comunidad o grupo en el cual se está interesado.
___Se comprende qué son las encuestas para caso de estudio y porqué se podría escogerlas.
___Se entiende qué son las encuestas muestreadas y porqué usted se podría escogerlas.
___Se tiene claro qué son las encuestas de censos y porqué se podría escogerlas.
___Se comprenden y se han considerado las razones por las cuales se podría efectuar una encuesta.
___Se ha determinado si es buen momento para llevar a cabo una encuesta.
___Se han medido los pros y los contras de hacer una encuesta escrita.
___Se ha decido el propósito de la encuesta.
___Se ha decidido a quiénes se encuestará.
___Se ha decidido si se usará muestreo y, si es así, de qué tipo.
___Se ha considerado cualquier otra dificultad.
___You have decided what method you will use to collect your survey data
___Se ha decidido qué método se usará para recolectar los datos de la encuesta.
___Se ha decidido la longitud de la encuesta.
___ Se entienden las diferencias entre preguntas abiertas y cerradas, de selección múltiple y de Escala de Likert.
___Se entiende el Método de Diseño Total.
___Se ha redactado la encuesta.
___Se ha asegurado que la encuesta funciona de la manera que se quiere, por medio de una prueba hecha a algunos miembros de la población con la que se trabaja.
___Se entienden las diferentes maneras de distribuir una encuesta, y se está familiarizado con las ventajas y desventajas de cada método.
___Se ha escogido un método para distribuir la encuesta
___Se ha distribuido la encuesta siguiendo los pasos apropiados para el método de distribución que se escogió.
___Se han recolectado las encuestas en todos los lugares participantes.
___Se han revisado las encuestas que han regresado, prestando atención a si existe alguna que esté incompleta.
___Se aseguró, si fue necesario, de hacer que el mayor número de encuestas regresen.
___Se han comprendido los resultados de la encuesta y se ha escrito un reporte.
___Se ha compartido esta información con el equipo de trabajo y se ha obtenido retroalimentación.
___Se ha decidido qué hacer con los resultados.
22 de Febrero de 2000
Mei Lin
Projecto de Acceso Comunitario de West Davisville
Calle X # 1234
West Davisville, OR 12345
Bob Respondent
Calle Y # 4321
West Davisville, OR 12345
Querido Sr. Encuestado:
A pesar de que en años recientes se ha puesto gran atención a los efectos dañinos de las drogas ilegales en nuestra comunidad y en la salud de sus habitantes, ha habido poca discusión acerca del impacto, en West Davisville, de las sustancias legales como el tabaco, el alcohol y las drogas recetadas por los doctores. Para tener idea de los hábitos de nuestros ciudadanos y sus opiniones acerca de estas sustancias, el Proyecto de Acceso Comunitario de West Davisville ha diseñado un cuestionario, el cual se lo estamos enviando a una muestra, seleccionadas aleatoriamente, de 2.500 residentes de la ciudad de todas edades y procedencias. Los resultados de esta encuesta se usarán para determinar si existe en nuestra comunidad un problema significativo en cuanto a estos tipos de sustancias y qué clase de acción, si la hay, debería tomarse.
Además de esta carta, encontrará una copia de dicho cuestionario, así como las instrucciones de cómo completarlo y un sobre con estampilla (sello) para enviarlo de vuelta. El cuestionario toma de 10 a 15 minutos para completarlo. Por favor tome unos minutos para completarlo y devuélvanoslo; todas las respuestas son confidenciales, y si hubiera alguna información demográfica en el cuestionario para ayudarnos a identificar algunos grupos particulares que necesitan servicios específicos, sus respuestas serán completamente anónimas.
Obtener una imagen real del impacto que el alcohol, el tabaco y las drogas recetadas tienen en nuestra comunidad le ayudará al Proyecto de Acceso Comunitario de West Davisville a averiguar qué tipo de servicios podemos implementar para asistir de mejor manera a nuestra ciudad. Gracias por tomar parte en hacer de West Davisville un lugar más saludable para nuestros hijos y para nosotros mismos.
Atentamente,
Mei Lin
Coordinadora de la encuesta
- ما هو "“تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”" (سْوات SWOT) ولماذا يجب استخدامه؟
- متى نستخدم “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
- ما هي عناصر “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
- كيف تنبني “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
- كيف نستخدم “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
تشكّل المعارضة جزءاً من التغيير لا يمكن تفاديه، كما أنّ لها تأثيرا مهماً على تنظيم المجتمع المحلي. ولكن، إذا عرفنا كيف نستفيد من المعارضة الموجودة في داخل جهودكم (أو مجموعتكم) وخارجها، فالأرجح أن نتمكّن من التخطيط والتحرّك بشكل فعّال.
هنا يأتي تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" (سْوات)، فهو يساعدكم على التعاطي مع الحالات العاديّة وتلك غير الاعتيادية في الصحة المجتمعية أو المبادرة التنموية، من خلال إعطائكم أداةً لاكتشاف العوامل الداخلية والخارجية التي يمكن أن تؤثّر على عملكم. (سْوَاتْ= SWOT : الأحرف الأولى من: Strengths, Weaknesses, Opportunities, and Threats).
ما هو “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات” (سْوات) ولماذا يجب استخدامه؟
إذاً، كما يدل العنوان، نحن نتكلّم عن "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات". تحليلها يدلّكم إلى تحديد الإيجابيات والسلبيات داخل منظمتكم (نقاط القوة ونقاط الضعف) وتحديد الإيجابيات والسلبيات الموجودة خارج المنظّمة (الفرص والتهديدات). إذ إن تطوير إدراك كامل لوضعكم يساعدكم على التخطيط الاستراتيجي وعلى اتخاذ القرارات.
جرى تطوير طريقة "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" (ويُطلق عليها أحياناً في اللغة الإنكليزية كلمة TOWS – تاوز بدل SWOT - سْوات) أصلاً للأعمال وللصناعة، لكنّها مفيدة بنفس القدر في عمل الصحة والتنمية المجتمعيين، والتربية، وحتّى النمو الشخصي.
لا بدّ من أن نذكر أنّ طريقة "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" ليست تقنيّة التقدير الوحيدة التي يمكنكم استخدامها، لكن لهذه الطريقة سجلاًّ طويلاً من الفعاليّة. يمكنكم مقارنتها مع أدوات أخرى مذكورة في "عدّة العمل المجتمعي" (بشكل خاص الفصل 3) لتحديد ما إذا كانت هذه المقاربة هي الملائمة لوضعكم. نقاط قوّة هذه الطريقة هي بساطتها وإمكانيّة تطبيقها على مستويات مختلفة من العمل.
متى نستخدم “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
يمكن لتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" أن يقدّم لكم وجهات نظر مساعِدة في أية مرحلة من مراجل جهودكم. يمكن استخدام هذا التحليل من أجل:
- استكشاف احتمالات بوجود جهود جديدة أو حلول لمشكلاتكم.
- اتّخاذ قرارات حول السبيل الأفضل لمبادرتكم: تتّضح أمامكم الاتّجاهات والخيارات عندما تحدّدون فرصكم في النجاح في سياق التهديدات التي تواجه النجاح.
- تحديد مواقع التغيير الممكن: إذا كنتم على مفصل أو على مفترق طريق، يمكن لجرد نقاط القوة ونقاط الضعف أن يبيّن الأولويات بالإضافة إلى الاحتمالات.
- تعديل الخطط وصقلها في منتصف المسار: إن فرصةً جديدة قد تفتح لكم آفاقاً أوسع، بينما قد يُقفل لكم تهديدٌ جديد طريقاً كان موجوداً من قبل.
يقدّم تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" طريقة بسيطة للتواصل حول المبادرة أو البرنامج، وطريقة ممتازة لتنظيم معلومات قمتم بجمعها عن طريق دراسات أو مسوح.
ما هي عناصر “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
يركّز تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" على العناصر الأربعة المذكورة، لكن الشكل الذي تستخدمونه تصوير التحليل يتغيّر وفقاً لعمق جهودكم وتعقيدها.
تذكّروا أن الهدف من إجراء هذا التحليل هو الكشف عن قوى إيجابيّة تعمل سويةً وعن مشكلات محتملة يجب التعامل معها أو على الأقل إدراك وجودها. قبل أن تعقدوا جلسة لتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، عليكم اتّخاذ قرار حول أي تصميم أو شكل تصويري ستستخدمون للتعبير عن هذه المسائل وإيصالها بشكل أوضح لكم.
سنناقش مسار بناء التحليل أدناه، لكن في البداية إليكم بعض النماذج عن أفكار للأشكال التي يمكن أن يظهر عليها تحليل "لنقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات".
يمكنكم أن تضعوا لائحة بالنقاط المتعاكسة، الداخلية والخارجية، جنباً إلى جنب. تطلبون عندها من المشاركين الإجابة عن أسئلة بسيطة: ما هي نقاط القوة في مجموعتكم أو في المجتمع المحلي أو الجهود وما هي نقاط الضعف؟ وما هي الفرص وما هي التهديدات التي تواجهها؟
|
داخلية |
خارجية |
||
|
نقاط القوة |
نقاط الضعف |
الفرص |
التهديدات |
|
|
|
|
|
أو إذا كان الشكل الأبسط يساعدكم على العصف الذهني، يمكنكم أن تجمعوا الإيجابيات والسلبيات لتفكروا بشكل أوسع في منظمتكم والبيئة الخارجية:
|
الإيجابيات |
السلبيات |
|
نقاط القوة
الأرصدة أو المقدرات
الموارد
الفرص
الاحتمالات |
نقاط الضعف
القيود
المحاذير
التحديات
التهديدات |
وفيما يلي خيار ثالث لبناء تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، قد يكون مناسباً لمبادرة واسعة تتطلّب تخطيطاً مفصّلاً أو بدائل متعدّدة. هذه الشبكة المطوّرة (واسمها "TOWS Matrix") مقتبسة من نص "الإدارة الاستراتيجية" لفْريد ديفيد (انظروا قائمة "المصادر المطبوعة" أدناه). هنا، يوجّهكم جدول العمل نحو تحديد الاستراتيجيات من خلال مطابقة البنود في كل مربّع من الجدول.
|
|
نقاط القوة 1. 2. 3. 4. |
نقاط الضعف 1. 2. 3. 4. |
|
الفرص 1. 2. 3. 4. |
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط القوة والفرص، أي استخدام نقاط القوة للاستفادة من الفرص: 1. 2. |
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط الضعف والفرص، أي تخطّي نقاط الضعف من خلال الاستفادة من الفرص: 1. 2. |
|
التهديدات 1. 2. 3. 4. |
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط القوة والتهديدات أي استخدام نقاط القوة لتجنّب التهديدات: 1. 2. |
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط الضعف والتهديدات أي تخفيف نقاط الضعف وتجنّب التهديدات: 1. 2. |
|
يعطي "فْريد ديفيد" مثلاً عن شركة الحساء "كامْبل" فيشدّد على الغايات الماليّة، لكنّه يظهر كذلك كيف يمكنكم "تزويج" البنود في شبكة "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" لبناء الاستراتجيات. (في ما يلي نسخة مختصرة من الجدول البياني):
|
|
|
نقاط القوة 1. ازدياد نسبة الربح الحالية 2. معنويات الموظفين مرتفعة 3. ازدياد حصة السوق
|
نقاط الضعف 1. لم تُحل القضايا القانونية 2. تراجعت قدرات المصنع 3. غياب نظام إدارة استراتيجي
|
|
الفرص 1. توحيد أوروبا الغربية 2. زيادة الوعي الصحي في اختيار الأطعمة 3. ازدياد الطلب على الحساء سنويّاً
|
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط القوة والفرص، أي استخدام نقاط القوة للاستفادة من الفرص: الاستحواذ على شركة أغذية في أوروبا (نقطتَيْ القوة 1 و3 والفرصة 1) ابتكار حساء جديد صحي (نقطة القوة 2 والفرصة 2) |
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط الضعف والفرص أي تخطّي نقاط الضعف من خلال الاستفادة من الفرص: تطوير منتجات جديدة لمزرعة "بيبيريدج" (نقطة الضعف 1، والفرصتين 2 و3) |
|
التهديدات 1. انخفاض قيمة الدولار الأميركي 2. علب الطعام المحفوظ ليست قابلة للتحلل العضوي
|
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط القوة والتهديدات، أي استخدام نقاط القوة للتجنّب التهديدات: تطوير أوعية حافظة للحساء قابلة للتحلّل العضوي (بعد التخلص منها) (نقطة القوة 1 و التهديد 2)
|
الاستراتيجيات المرتبطة بنقاط الضعف والتهديدات، أي تخفيف نقاط الضعف وتجنّب التهديدات: إقفال العمليّات الأوروبية غير المُربِحة (نقطة الضعف 3 والتهديد 1)
|
يجسّد هذا المثل كيف يمكن للتهديدات أن تصبح فرصاً (والعكس صحيح). فإنّ محاذير علب الطعام (غير القابلة للتحلّل العضوي) خلقت فرصاً للقيادة لتطوير حاويات طعام قابلة للتحلّل الطبيعي.
انظروا "أدوات وقوائم مراجعة" من أجل شكلٍ أساسي من أشكال "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، يمكنكم استخدامه في تحليل سريع. ولكن مهما كان الشكل الذي تستخدمونه، فلا تستغربوا إذا كانت نقاط القوة والضعف لا تُجاري تماماً الفرص والتهديدات. قد يكون عليكم إدخال تحسين أو النظر إلى الوقائع لمدّة أطول أو من زاوية أخرى. من المؤكد أن سيكشف الجدول أو الرسم أو اللائحة عن أنماط ما.
تعداد العوامل الداخلية: نقاط القوة ونقاط الضعف
تتضمّن العواملُ الداخلية مواردَكم وخبراتكم. المجالات العامّة الواجب التفكير فيها هي:
- الموارد البشرية: الموظفون والمتطوعون والأعضاء بالمعنى الواسع، والجمهور المستهدف
- الموارد المادّية: الموقع والبناء والتجهيزات (هل لبنائكم موقع استراتيجي؟ هل هو بحاجة إلى تجديدات؟)
- الموارد الماليّة: المنح والوكالات المُموّلة ومصادر أخرى للدخل
- النشاطات والمسارات: البرامج التي تديرونها والأنظمة التي تستخدمونها
- التجارب السابقة: المكوّنات الأساسية في التعلم والنجاح، وسمعتكم في المجتمع
لا تبالغوا في التواضع عندما تعدّدون نقاط قوتكم: إذا واجهتم صعوبة في تسميتها، يمكنكم البدء ببساطة بتعداد خصائصكم (مثلاً، نحن منظمة صغيرة، ونحن على صلة بالأحياء المجاورة). بعض هذه السمات سيكون على الأرجح نقاط قوّة.
ومع أنّ نقاط قوة منظمتكم ونقاط ضعفها هي سِماتها الداخلية، لا تغضّوا النظر عن نظرة الناس خارج المجموعة. حدّدوا نقاط القوة ونقاط الضعف من وجهة نظركم أنتم وكذلك من وجهة نظر الآخرين، تحديداً أولئك الذين تخدمونهم أو تتعاملون معهم. هل يرى الآخرون مشكلات – أوقدرات- لا ترونها أنتم لإي أنفسكم؟
كيف تحصلون على معلومات عن نظرة الناس من الخارج إلى نقاط قوتكم وضعفكم؟ كان بالإمكان أن تعلموا ذلك أصلاً لو كنتم تستمعون إلى الذين تخدمون. في حال كنتم لا تستمعون فيبدو أنّ الوقت قد حان لجمع هذا النوع من المعلومات. انظروا الجزء "أقسام ذات صلة" أدناه للحصول على أفكار عن تنظيم مجموعات مركّزة، واستخدام الاستطلاع والمسح، والاجتماعات.
تعداد العوامل الخارجيّة: الفرص والتهديدات
لا بد من تخصيص شبكة واسعة للجزء الخارجي من التقدير والتحليل. لا يوجد منظمة أو مجموعة أو برنامج أو حي من الأحياء محصّنين تجاه الأحداث والقوى الخارجية. عندما تجمعون هذا الجزء من لائحة "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" خُذوا بعين الاعتبار كافّة صلاتكم، الجيدة منها والسيئة.
تتضمّن القوى والأحداث التي لا تتكم بها المجموعة ما يلي:
- الاتجاهات المستقبلية في مجالكم (هل وجدت الأبحاث علاجات جديدة؟) أو في الثقافة (هل تُبرز الأفلام الحاليّة قضيّتكم عالياً؟)
- الاقتصاد المحلي والوطني والعالمي
- مصادر التمويل: المؤسسات والمانحين والتشريعات
- الأوضاع الديموغرافية (المتعلقة بالسكان): التغييرات في العمر والعرق والجندر (النوع الاجتماعي) والثقافة لدى مَن تخدمون أو في منطقتكم
- البيئية الطبيعية أو المادية (هل البناء حيث أنتم موجود في منطقة نامية من البلدة؟ هل تلغي شركة الباصات بعض خطوط النقل؟)
- التشريعات: هل تجعل المستلزمات أو المتطلبات الحكومية الجديدة عملكم أصعب... أم أسهل؟
- الأحداث المحلية أو الوطنية أو العالمية
بوصفه أداة مصمَّمة للأعمال التجارية، تشكّل "المنافسة" التحدّي الأكبر عند من يمارسون تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات". قد لا تواجه برامج تحسين الصحة ورفاه الأفراد والمجتمعات المحليّة مُنافسين بمعنى المنافسة في السوق، ولكن قد يحصل تضارب في الخدمات مع وكالات أخرى، عليكم أخذها في عين الاعتبار. أو ربّما كانت أفضلياّت التمويل في غير صالحكم، فأنتم تهتمّون بتعزيز الصحة، فيما يحصل العلاج على كافّة الموارد.
إذاً، يستطيع تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" أن يساعدكم على التفكير في "المنافسة" بالمعنى الواسع، عندما تنظرون إلى التهديدات التي تواجه جهودكم. قد تجدون أن المنافس على وقت الجمهور المستهدف وانتباهه تكمن في عادة غير صحية منافِسة، كالتدخين، أو في قوّة مؤثرة اجتماعياً، كإعلانات التدخين، أو في إغراء التزام الأريكة ومشاهدة التلفاز والذي يحتل الوقت الممكن تخصيصه للتمرين.
كيف تنبني “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
من يبني تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"؟
المستخدمون الأكثر لتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" هم أعضاء الفريق وإداريّو المشروع المسؤولون عن اتّخاذ القرار والتخطيط الاستراتيجي.
ولكن لا تغفلوا أحداً في مرحلة بنا التحليل!
يمكن لفرد أو لمجموعة صغيرة أن تطوّر تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، لكنّه يكون أكثر فعاليّة إذا استفدتم من أصحاب المصلحة العديدين. يمكن لكل شخص وكل مجموعة تقديم منظور مختلف لنقاط قوّة برنامجكم ونقاط ضعفه، وكلٌّ منهم له تجارب مختلفة مع كلٍّ من نقاط الضعف والقوة.
كذلك قد يملك عضو موظف، أو متطوع، أو صاحب مصلحة، معلومات عن فرصة أو تهديد قد يكونا أساسيين لفهم موقعكم وتقرير مستقبلكم.
متى وأين نُحلل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"؟
يُجرى تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" بشكل عام في خلوة أو جلسة تخطيط تسمح لساعات عدة من العصف الذهني والتحليل المنهجي. تأتي النتائج الأفضل عندما يجري تشجيع المشاركين على التحلي بمواقف منفتحة على الاحتمالات. و في حين أنكم قد تستخدمون تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" في سياق جلسة أعمال أو جلسة تثقيفية، يكون الأسلوب عامّة عند إجراء تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" تعاونياً ومشركاً الجميع.
عند بناء تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، يُطلب من كافة الأشخاص المساهمة بتجاربهم والمعرفة المشتركة. وكلّما كان الإطار والجو مريحين وصديقين وبنّاءين، يكون التحليل حقيقيّاً وشاملاً ومُلهماً ومفيداً.
كيف نُجري تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"؟
فيما يلي إحدى الطرائق لاتّباعها في لقاءٍ هدفه بناء تحليلكم. (لمزيد من الأفكار عن استراتيجيات الاجتماع، انظروا الفصل 3، القسم 3: إقامة منتديات عامة وجلسات استماع، والفصل 3، القسم 6: تنظيم مجموعات مركّزة، والفصل 12، القسم 7: تنظيم خلوة).
- تعيين قائد أو ميسّر للمجموعة لديه مهارات جيدة في الإصغاء وفي تسيير مجموعات، ويستطيع جعل الأمور تتحرك وتبقى في مسارها.
- تسمية مسجّل (الذي يسجل المحضر) لدعم الميسّر إذا كانت المجموعة كبيرة. يمكن استخدام الكتابة على لوح قلاّب (فْليب شارْت) أو على لوح كبير لتسجيل نقاط التحليل والنقاش. يمكن التسجيل لاحقاً بطريقة أكثر منمّقة للتشارك مع أصحاب المصلحة و"للحتْلنة" (تحديث المعلومات) .
- تقديم طريقة "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" وهدفها في منظمتكم: يمكن أن يجري ذلك ببساطة عبر طرح سؤال: "أين نحن وأين يمكن أن نذهب؟" وإذا كان لديكم الوقت، يمكنكم أن تعطوا مثلاً سريعاً مبنيّاً على خبرة مشتركة أو على مسألة عامة معروفة (حتى لو كان ذلك محتويات الموسم التلفزيوني الجديد)
- عليكم جعل كافّة المشاركين يقدّمون أنفسهم، وهذا يتوقف على طبيعة المجموعة والوقت المتاح. بعد ذلك، يجري توزيع أصحاب المصلحة إلى مجموعات أصغر. في حال تواجد في خلوتكم أو اجتماعكم مجموعات عديدة من أصحاب المصلحة معاً، تأكّدوا من خلط المجموعات الصغيرة لكي تحصلوا على مروحة متنوعة من وجهات النظر، وأعطوهم الفرصة لتقديم أنفسهم.
يعتمد حجم المجموعات الصغيرة على حجم المجموعة الكبيرة، فيمكن للمجموعات الصغيرة أن تتراوح بين ثلاثة وعشرة أعضاء. إذا كبر الحجم عن ذلك فقد لا يشارك بعض الأعضاء.
- جعل كل مجموعة تعيّن مسجّلاً (مَن يأخذ المحضر)، وتزويد المجموعات بأوراق للكتابة أو لوح، وتوجيه المجموعات نحو بناء تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" عبر النموذج الذي تختارون: رسم بياني أو عواميد أو شبكة أو حتّى صفحة لكل سمة.
- أعطوا المجموعات 20-30 دقيقة للعصف الذهني ولكي يقوموا بملء الجدول بنقاط القوة والضعف والفرص والتهديدات كما يرونها، ربطاً ببرنامجكم أو المبادرة أو الجهود. حاولوا تشجيعهم على عدم حذف أية فكرة تخطر على بالهم في هذه المرحلة وفي المرحلة التالية.
- يمكن تزويدهم بهذه الأفكار السريعة والمفيدة لإعداد القوائم:
- في أثناء إعداد القائمة، تذكّروا أن الطريق الأسلم للحصول على نصيحة أو فكرة جيّدة هو الحصول على أفكار عديدة. الصقل يأتي لاحقاً. بهذه الطريقة، يقدّم تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" دعماً للنقاش القيّم داخل مجموعتكم أو منظمتكم، فيما أنتم تقيّمون بصدق.
- في البداية، قد يساعدكم توليد تعليقات كثيرة عن منظمتكم وبرنامجكم، وحتّى وضعها في عدّة تصنيفات، في حال كان ذلك يستنفر الأفكار.
- ولكن في النهاية، من الأفضل حصر اللائحة بعشر نقاط أو أقل، وأن تكونوا محدّدين لكي يكون التحليل فعلاً مساعِداً.
- إعادة جمع المجموعة في الوقت المُتَّفق عليه لتَشارك النتائج. بعد ذلك، تقومون بجمع المعلومات من المجموعات وما تمّ تسجيله على اللوح أو على أو الأوراق الكبيرة المعلقة (أو القلاّبة)، ثمّ جمع أفكار المجموعات المختلفة ووجهات نظرها وتنظيمها.
عليكم اتّخاذ القرار مسبقاً كيفية حول جمع ما ورد من أفكار. هنالك على الأقل طريقتان للقيام بذلك:
- البدء حسب ترتيب عناوين التحليل، أي نسجل نقاط القوة أولاً ثم نقاط الضعف ثم الفرص ثم التهديدات.
- أو يمكنكم البدء بالنظر إلى الأولويات الأعلى في كل فئة، أي أهم نقاط القوّة وأخطر نقاط الضعف وأكبر الفرص وأسوأ التهديدات، والمتابعة بذلك عبر كل فئة.
كما يمكنكم أخذ المعلومات من المجموعات عبر طريقتين على الأقل:
- الطلب من كل مجموعة تقديم تقريرها، كلّ بدورها (أي "المجموعة "أ": "ماذا ترون كنقاط القوّة؟"). ليس من الضروري البدء بنفس المجموعة كل مرّة، وذلك حتى لا تبقى فيه مجموعة "دائماً في النهاية"، تكرّر ما قاله الباقون. (مثلاً: "فلنبدأ بنقاط الضعف التي تراها المجموعة ب.")
- أو يمكن فتح المجال لكافّة المجموعات في نفس الوقت ("ما هي نقاط القوّة التي سجلتموها؟") لكل فئة حتى يساهم الجميع بما يراه مناسباً.
مهما كانت الطريقة التي باشرتم بها، على الميسّر أو مَن يسجّل أن يستمر في الكتابة إلى أن يتم تسجيل المعلومات من كافّة المجموعات. سجّلوا البنود المكرَّرة في المجموعات ليظهر "وزن" الاحتمالات المهمّة.
قد تودّون مناقشة بعض البنود فيما هي تُطرح. إذ إنّ ما تسعون إليه فعليّاً هو تماماً هذه الصلات العابرة للفئات: "نقطة القوّة هذه تتلاءم مع هذه الفرصة"، لذا يستطيع الميسّر الجيّد الاستفادة من هذه المناسبات عندما تظهر.
في نفس الوقت، ينبغي الحفاظ على حركة المسار إلى أن يكتمل الرسم البياني، فيتوجّب على الميسّر وعلى مَن يسجّل أن يعمَلا معاً لبدء عمود خامس أو صفحة أولى جديدة لتسجيل "أفكار للعمل".
من المهم تشجيع المشاركين على تسجيل أية فكرة أو على يفكروا تفكيراً أعمق فيما يجري نباء الجدول بحيث تحافظ عملية رسم التحليل معاً على استمراريتها بشكل تشاركي ومبدع وتعاوني.
- مناقشة النتائج وتسجيلها. بناءً على الإطار الزمني وعلى هدفكم، عليكم القيام بالتالي:
- التوصل إلى نوع من الإجماع حول البنود الأهم في كل فئة من فئات التحليل
- إبقاء الصلة التحليل والرؤية والرسالة والغايات
- ترجمة التحليل إلى خطط عمل واستراتيجيات
- يمكنكم تحضير ملخّص خطّي لتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" لتسلّموه للمشاركين، في حال كان ذلك مناسباً، أو لترسلوه إليهم (بالبريد الإكتروني، مثلاً) حتى يستمر استخدامه في التخطيط وفي تطبيق الجهود.
كيف نستخدم “تحليل نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات”؟
بشكل أو بآخر، يدفعكم تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" إلى التفكير "داخل الصندوق" أو داخل إطار مقفل، لأنه طُلب منكم تصنيف جهدكم بهذه التعبيرات البسيطة المتقابلة. ولكن غرض جمع هذه المعلومات هو حتماً لمساعدتكم على التحرك "خارج الصندوق" – أو"الإطار المقفل"- وخارج أية مكبّلات أو قيود كانت قد أعاقتكم مسبقاً.
لا شك في أنّ المعرفة تشكّل سلطة، ومعرفة ما هي إيجابيات برنامجكم وما هي سلبياته يضعكم في موقع أقوى وقدرة على التحرّك. صحيح أنّ تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" ليس تحرّكاً بحد ذاته، لكنّه يمكن أن يكون "فريق دعم" يساعدكم على ما يلي:
- تحديد المسائل أو المشكلات التي تنوون تغييرها
- وضع الغايات أو إعادة تأكيدها
- بناء خطّة تحرّك
يجسّد "المثل" الموجود في هذا القسم كيف يمكن لتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" أن يساعد على اكتشاف مجالات للتحرّك.
وفيما تفكّرون في التحليل، تذكّروا الكأس نصف الملآن: حافظوا على انفتاحكم على الاحتمالات الموجودة ضمن نقطة الضعف أو نقطةالتهديد. في نفس الوقت، انتبهوا إلى أنّ "الفرصة" قد تصبح "تهديداً" إذا رأى الجميع هذه الفرصة وخطّط للاستفادة منها كذلك، ممّا يزيد عنصر المنافسة.
في النهاية، وفي أثناء الدراسة والتخطيط، يمكنكم إبقاء صورة في بالكم تساعدكم على الخروج من تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" بالأفضل: ابحثوا عن "المرونة والتوسّع" وليس فقط "عمّا يناسب". وكما يشير "رادا بالاموراليكْريشما" و"جوْن سِي داجَر"، من جامعة ولاية أيوا فإن "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" تعكس عادةً وضعكم أو موقعكم الحالي. من هنا، تكمن إحدى مواطن الضعف في التحليل هو إنه قد لا يشجّع على الانفتاح على احتمالات جديدة. يمكنكم استخدام تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" لتبرير مسار مقرّر سلفاً، ولكن إذا كانت غايتكم هي النمو أو التحسين فقد تودّون استخدامه بشكل مختلف. (انظروا "موارد الإنترنت" أدناه).
باختصار
يشكّل الاعتراف بنقاط الضعف والتهديدات التي تواجه جهودكم الخطوة الأولى نحو التغلب عليها بمجموعة متينة وخلاّقة من نقاط القوّة والفرص. التحليل المطروح في هذا القسم يحدّد "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" لمساعدتكم على إعداد الخطط والقرارات الاستراتيجية.
إنّ تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" طريقة بسيطة، وشاملة في نفس الوقت، لتقدير القوى الإيجابية والسلبية داخل منظمتكم وخارجها، لكي تصبحوا أكثر جهوزيّة للتحرك بفعالية. وكلّما أشركتم عدداً أكبر من أصحاب المصلحة في إعداد تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، يكون لتحليلكم قيمة أكبر.
ومهما تكون مسارات العمل التي تقرّرونها، فإنّ تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" ذي الأركان الأربعة يحثّكم على المضي بطريقة متوازنة في برنامجكم، وهو يذكّركم بالتالي:
- البناء على نقاط القوّة
- تخفيف نقاط الضعف
- اقتناص الفرص
- مواجهة التهديدات
كما يساعدكم تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" على دعم الرؤية والرسالة والأهداف التي حدّدتموها فيما سبق، بشكل أفضل. على الأقل، سيؤمّن تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" منظوراً، وعلى الأكثر سيكشف لكم صلات ومجالات للتحرّك.
نشجّعكم على إعادة إنتاج هذه المواد، لكن نرجو أن تذكروا مرجعها "عدة العمل المجتمعي" على الموقع:
نویسنده
ﭭال رونو
Resources
المطبوعة
David, Fred R. (1993). Strategic Management, 4th Ed. New York: Macmillan Publishing Company. (Dr. David also maintains a strategic planning website, Checkmate Plan, and is available by e-mail at strategy29@aol.com.)
Jones, Bernie. (1990). Neighborhood Planning: A Guide for Citizens and Planners. Chicago and Washington, D.C.: Planners Press, American Planning Association.
موارد على الشبكة/الإنترنت
SWOT Analysis: A Management Tool for Initiating New Programs in Vocational Schools
تحليل (سْوات) "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات": أداة إداريّة لاستهلال برامج جديدة في المدارس المهنية
يصف "رادا بالاموراليكْريشما" و"جون سي داجر" استخدام تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" من أجل البدء ببرامج جديدة في المدارس المهنية، وقد نُشر هذا المقال في "مجلة التعليم التقني والمهني".
أدوات الذهن: تحليل (سْوات) "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"
لمحة سريعة من كتب أدوات الذهن
قوائم المراجعة
تجدون هنا قائمَتَيْ مراجعة. الأولى تلخّص النقاط الأساسية الموجودة في النص والثانية ترشدكم في جلسة تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات". هذه الأداة تزوّدكم بأفكار للتذكّر عند القيام بتقدير ذاتي عبر تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات".
قائمة المراجعة 1: قائمة مراجعة من أجل بناء تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" واستخدامه
قائمة المراجعة هذه تلخّص النقاط الأساسية الموجودة في النص:
______ بناءً على نقاط القوّة فيها واخصائصها، اعتمدت مجموعتكم أو منظمتكم استخدام تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" للمساعدة على تطوير استراتيجيات للتغيير.
______ قمتم بتصميم الخلوة أو الاجتماع بالإضافة إلى تصميم شَكل تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" الذي ستقومون به.
______ أشركتم مجموعة متنوعة من أصحاب المصلحة في القيام بتقدير "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات".
______ لقد أجريتم اجتماعاً لتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"، وأصبح لديكم لائحة من نقاط القوة والضعف الداخلية، ومن الفرص والتهديدات الخارجية.
______ أخذتم بعين الاعتبار عوامل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" من وجهات نظر الآخرين بالإضافة إلى وجهة نظركم.
______ لقد استخدمتم تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" كأداة لاكتشاف مجالات للتحرك والتحسين أو لتأكيدها.
______ لقد استخدمتم تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" من أجل تطوير استراتيجيات للتغيير.
قائمة المراجعة الرقم 2: قائمة مراجعة من أجل إجراء تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"
______ في الخلوة أو الاجتماع، تعيّنون قائداً أو ميسّراً للمجموعة.
____ تعيّنون مَن يسجّل إذا كانت المجموعة كبيرة، وتستخدمون الأوراق على اللوح أو على أوراق كبيرة (أو قلاّبة (فليب شارت) لتسجيل نقاط التحليل والنقاش.
______ تقدّمون طريقة تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" والغرض من هذا التحليل في منظمتكم.
____ توزعون أصحاب المصلحة إلى مجموعات صغيرة (من 3 إلى 10 في كل مجموعة، حسب حجم المجموعة الكبيرة)، وتمزجون المجموعات الصغيرة لكي تحصلوا على مروحة واسعة من وجهات النظر، ولتعطوا الناس فرصة تقديم أنفسهم.
______ تطلبون من كل مجموعة تعيين مًن يسجلّ ويوثّق الجلسة وتزوّدونهم بأوراق كبيرة (أو قلاّبة) أو بلوح. التعليمات هي أن تحلل المجموعات "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" بالطريقة التي اخترتم (رسم بياني أو أعمدة أو شبكة أو حتّى صفحة لكل سمة).
____ تعطون كل مجموعة 20 – 30 دقيقة للقيام بالعصف الذهني وملء الجدول بنقاط القوة والضعف والفرص والتهديدات التي يرونها لبرنامجكم، أو مبادرتكم أو جهودكم.
______ تعيدون جمع المجموعة في جلسة مشتركة لتشارك النتائج. تسجّلون على اللوح أو على أوراق كبيرة (أو قلاّبة) الأفكار التي تجمعون من مختلف المجموعات، وتصوراتهم تنظمونها بعد طلب نتائج كل مجموعة على التوالي، أو فتح باب الكلام لكافّة المجموعات في نفس الوقت. يمكن استخدام إحدى الترتيبات التالية لتسجيل النتائج:
- الترتيب حسب عناوين التحليل، أي نقاط القوة ثم نقاط الضعف تليها الفرص وبعدها التهديدات
- الأولويات الأعلى في كل فئة- أي أقوى نقاط القوّة وأخطر نقاط الضعف وأكبر الفرص وأسوأ التهديدات
______ تناقشون الأفكار الأعمق والمُلهمة والبنود المتكرّرة (عند المجموعات) والصلات المتقاطعة بين الفئات ("نقطة القوّة هذه تنسجم مع هذه الفرصة"، مثلاً)
______ تستخدمون النتائج لدعم غرض اجتماعكم:
- الوصول إلى نوعٍ من الإجماع حول بعض البنود الأهم في كل فئة
- ربط التحليل بالرؤية والرسالة والغايات
- ترجمة التحليل إلى خطط تحرّك واستراتيجيات
- في حال كان ذلك مناسباً، عليكم تحضير ملخّص خطّي بتحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" من أجل المشاركين لكي يستخدمه المشاركون في التخطيط وفي تطبيق جهودكم.
Ejemplo: Utilizando el Análisis FDOR para un Proyecto de Desarrollo del Vecindario
Un grupo de vecinos en Chicago desarrolló una lista combinada para su análisis FODA, una para aspectos positivos y otro para los negativos. Ellos estuvieron de acuerdo en estos factores internos y externos:
Algunas Fortalezas y Oportunidades (Positivos)
- Confianza entre los socios.
- Capacidad intelectual.
- Las personas se encuentran comprometidas con el trabajo.
- Vecindario con una historia enorgullecedora.
- Personas adecuadas en la mesa.
- Capacidad para influenciar la política.
- Historia de colaboración.
- Experiencia en desarrollo comunitario.
- Atención de inversionistas internos y externos.
Algunas Limitaciones y Desafíos (Negativos)
- Violencia y pandillas entre los jóvenes.
- Las personas en la comunidad necesitan definir su concepto de éxito.
- No hay suficiente personas haciendo el trabajo.
- Los promotores necesitan convertirse en socios genuinos.
- Dificultades equilibrando la prestación de servicios y la defensa.
- La colaboración toma tiempo; se necesitan más recursos.
- Planificación regional comunitario que perjudica a la comunidad.
Mientras que los términos son generales, el análisis todavía ofrece a los participantes una dirección en su planificación. El grupo identificó como una de sus fortalezas que son personas comprometidas con su trabajo, mientras que entre sus debilidades señalaron una dificultad balanceando la prestación de servicios y el apoyo. Ellos necesitaban tomar conciencia de ambas cualidades internas cuando desarrollaban estrategias para el cambio comunitario.
Cuando el grupo miró dentro de sus oportunidades externas e internas se dieron cuenta de que tenían la atención de los fundadores. Ellos pueden obtener provecho de esta oportunidad para obtener concesiones de dinero, pero necesitan definir proyectos con conciencia de sus debilidades internas: las personas en la comunidad necesitan definir su concepto de éxito. Su efectividad podría estar comprometida si el grupo acepta una subvención para llevar a cabo un proyecto que la comunidad no considere importante (por ejemplo, no lo ha definido como un éxito).
Más específicamente, el grupo comunal supo que ellos querían realizar mejoras en ciertas áreas objetivo, por lo que ellos utilizaron el análisis FDOR para guiar su planificación.
Un área objetivo era el desarrollo económico y la creación de trabajos. Conociendo que ellos poseían ciertas fortalezas, desarrollaron un plan para abordar algunas de sus debilidades:
| Fortalezas y Oportunidades | Debilidades y Limitantes |
|
|
Basados en los hechos anteriores, idearon una estrategia de desarrollo económico:
Crear un fondo comunitario de crédito rotativo para apoyar el surgimiento de pequeñas empresas.
Esto podría atraer a inversionistas del vecindario para colaborar con los vecinos (emparejando oportunidad y limitación), y por lo tanto, la creación de trabajos que ofrezcan oportunidades diferentes a los jóvenes que se encuentran tentados a formar parte de las pandillas (abordando una debilidad).
El grupo del vecindario también concluyó que ciertas fortalezas los equipan para tratar otras amenazas. A continuación otro ejemplo negativo de la caja.
Basados en los hechos sobre los medios del grupo-
- Habilidades para influenciar la política.
- Personas adecuadas en la mesa.
- Historia de colaboración.
-los miembros desarrollaron dos amplias estrategias para abordar esta vulnerabilidad:
- Planeamiento regional que perjudica a la comunidad
Las estrategias que desarrollaron fueron:
- Promover la participación de los ciudadanos en temas de políticas estratégicas que afectan el vecindario (por ejemplo: igualdad en la vivienda, reformas a la asistencia social, seguridad pública).
- Aumentar la participación, implicación e influencia de los líderes comunales y organizaciones en temas generales de política.
Este es un ejemplo de que un análisis FDOR simple puede ser la base de una tormenta de ideas y de un planificación concreta dentro del contexto de la misión, visión y las intenciones que una organización ha establecido previamente.
Luego del análisis FDOR, claro, el grupo del vecindario avanzó al siguiente paso, desarrollar acciones y planes para implementar su estrategia. Información acerca del FDOR fue útil en este contexto, así como para ayudar a clarificar las fortalezas y debilidades en los recursos y experiencia.
نویسنده
Val Renault
الأداة 1: الأداة لتنفيذ تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات"
في ما يلي بعض الأسئلة العامّة في كل فئة من فئات تحليل "نقاط القوة ونقاط الضعف والفرص والتهديدات" لتحثّ على تحليل المنظمة أو المجتمع المحلي أو الجهود.
|
|
الإيجابيات |
السلبيات |
|
الداخلية الموارد البشرية الموارد المادية المحيطة الموارد المالية النشاطات والمسارات الخبرات الماضية |
نقاط القوة ما هي حسناتكم في مجال الناس والموارد المادّية المحيطة والمالية؟
ما الذي تُحسنون القيام به؟ أي نشاطات وأي عمليات لاقت نجاحاً؟ |
نقاط الضعف ما الذي يمكن تحسينه في منظمتكم، ربطاً بالتوظيف والموارد المادّية والمال؟ أي نشاطات وأي عمليات تنقصها الفعاليّة أو أنها تنفّذ بشكل ضعيف؟ |
|
الخارجية الاتجاهات المستقبلية، في مجالكم أو في الثقافة العمل المعني. الاقتصاد. الموارد التمويلية (المؤسسات والممولين والتشريعات). العناصر الديموغرافية (المتعلقة بالسكان). التشريعات. الأحداث المحلية أو الوطنية أو العالمية.
|
الفرص ما هي الاحتمالات التي يمكن أن تدعم جهودكم أو تساعدكم الموجودة في البيئة المحيطة أو لدى الناس الذين تخدمونهم أو لدى الناس الذين ينفّذون العمل؟ ما هي الاتجاهات المحلية أو الوطنية أو العالمية التي تشد الاهتمام برنامجكم؟
هل هنالك تغييرٌ اجتماعي أو نمط ديموغرافي يساعد في تحقيق غايتكم؟ هل تَوفّر مصدر تمويل جديد؟
هل أدّى التغيير في السياسات إلى جعل الأمور أسهل؟ هل تعِد التغييرات التكنولوجية باشياء؟ |
التهديدات ما هي العقبات التي تواجهونها وتعطّل الجهود، في البيئة المحيطة أو لدى الناس الذين تخدمونهم أو لدى الناس الذين ينفذون العمل؟
ما هي الاتجاهات المحلية أو الوطنية أو العالمية التي تُبدي اهتماماً في برامج أخرى أو في برامج منافِسة؟ هل حصل تغييرٌ اجتماعي أو نمطٌ ديموغرافي يؤذي غايتكم؟
هل يتأرجح الوضع المالي لأحد الممولين الأساسيين؟ هل أدّى التغيير في السياسات إلى جعل الأمور أصعب؟ هل تهدّد التغييرات التكنولوجية فعاليّتكم؟
|
نویسنده
ﭭال رونو
استفاده از روشهای کیفی ارزیابی، نسبت به استفاده از دادههای محض، برای درک بسیاری از مسائل باهمستان ضروری است. آمار و ارقام برای مقایسه تفاوتها، سنجش پیشرفت و نمایش تلاشهای باهمستان به خوبی کار میکنند، اما قادر به بیان انگیزهها، نظرها، احساسها و یا روابط نیستند. در این بخش به چگونگی کاربرد روشهای کیفی ارزیابی و اینکه چه زمانی این روشها را در برنامهریزیهای باهمستان بگنجانیم، میپردازیم.
روشهای کیفی ارزیابی چیست؟
وقتی سنجش و تفسیر دادهها و ارقام بهسادگی ممکن نیست، میتوان از روشهای کیفی ارزیابی برای جمعآوری این نوع از اطلاعات استفاده کرد. این روشها برای شناخت معناهای ظریف و پنهان در پس آمار مثل احساسات، اقدامات کوچک، و یا تکههایی از پیشینه باهمستان که بر یک وضعیت جاری تاثیر میگذارد، بهکار میروند. روشهای کیفی ارزیابی این واقعیت را تایید میکند که تجربه یک امر عینی است - به این معنا که از غربال برداشتها و جهانبینیهای مختلف مردمی که آن تجربه را از سر میگذرانند، عبور میکند - پس درک این برداشتها و جهانبینیها بسیار اهمیت دارد.
دو روش عمده علمی برای جمعآوری اطلاعات وجود دارد: روشهای کمی و روشهای کیفی. روشهای کمی نتایج خود را به شکل اعداد نمایش میدهند. این روشها برای مقایسه به کار برده میشوند و به پرسشهایی مثل «چقدر» و یا «چند مرتبه» پاسخ میدهند. بهعبارتدیگر، این روشها نتایج برنامههای باهمستان، تاثیرات تلاشها برای توسعه اقتصادی و یا نگرشها به یک مسئله در باهمستان را به آمار تبدیل میکند. روشهای کمی در واقع همه امور و یا افراد تحت بررسی را با آزمونها و یا پرسشهایی مقایسه میکنند که پاسخ آن قابلیت تبدیل شدن به آمار را دارد. به این صورت، همه چیز و همه کس با معیاری یکسان اندازهگیری میشود. بیشتر سیاستگذاران خواستار سنجشهای کمیاند چون این گونه سنجشها قابل اعتماد است، نتایج سنجشها را میتوان با یکدیگر مقایسه کرد و نیز به این دلیل که جایی برای گرایشهای جانبدارانه باقی نمیگذارد.
روشهای کیفی با اعداد و ارقام سروکار ندارند. آنها ممکن است از افراد بخواهند که به سوالاتی درباره مسائلی پیچیده، پاسخهایی بلند بدهند و یا روابط و تاثیرات متقابل را در وضعیتهای پیچیده مشاهده و بررسی کنند. وقتی از شمار زیادی از افراد میخواهید که واکنش خود به، و یا برداشت خود از، مسئلهای در باهمستان را بیان کنند، به احتمال زیاد پاسخهای متفاوت زیادی دریافت خواهید کرد. وقتی یک وضعیت پیچیده را مشاهده میکنید، ممکن است ابعاد مختلفی از آن وضعیت و نیز روشهای متعددی برای تعبیر آن ابعاد، به چشم آید. در نتیجه، پژوهشگران و سیاستگذاران گاهی روشهای کیفی را کمتر از روشهای کمی، دقیق و یا قابل اتکا میدانند. این برداشت میتواند درست باشد اما طوری که خواهیم دید، اگر روشهای کیفی با دقت به کار روند، میتوانند اطلاعات قابل اتکایی بهدست دهند.
روشهای کیفی و کمی، در واقع، مکمل یکدیگرند. کاربرد این دو روش در کنار هم تصویر روشنتری از وضعیت موجود را نشان میدهند. چندین روش کیفی وجود دارد که میتواند در ارزیابی مسائل و یا سنجش نیازهای باهمستان به کار رود. اینجا روشهای اصلی را فهرست میکنیم و سپس در ادامه این بخش با جزئیات بیشتر به آنها خواهیم پرداخت.
روشهای کیفی اصلی شامل اینها است:
- مصاحبه انفرادی که میتواند ساختاریافته و یا ساختارنیافته باشد.
- مصاحبه گروهی که شبیه مصاحبه انفرادی است اما به جای یک مصاحبهشونده، دو یا تعداد بیشتری مصاحبهشونده به شکل همزمان حضور دارند. مصاحبههای گروهی مزایایی دارند. چرا که مصاحبهشوندهها میتوانند اظهارات یکدیگر را بررسی و تعدیل کنند و افکار هم را برانگیزانند. همزمان، مصاحبهکننده باید نقش گرداننده را هم ایفا کند و اطمینان یابد که هیچ کدام از مصاحبهشوندهها همه وقت را به خود اختصاص نمیدهند و دیگران نیز فرصتی منصفانه برای بیان نظرهای خود دارند.
یکی از شیوههای مصاحبه جمعی، گروه تمرکز (focus group) است. این گروه ۶ تا ۱۰ عضو دارد و هدفش پاسخ دادن به پرسش یا پرسشهایی مشخص است. در ضمن این گروه را یک گرداننده آموزشدیده اداره میکند. بهتر است کسانی عضو این گروه شوند که همدیگر را نمیشناسند تا مطمئن شویم که فشارهای اجتماعی روی بیان نظرات توسط افراد تاثیر نمیگذارد. اگر گردانندگان آموزشدیده باشند، گروه تمرکز میتواند روش مناسبی برای کسب اطلاعات دقیق درخصوص یک مسئله باشد.
- مشاهده که از نظارت یک واقعه تا زندگی در میان یک گروه هدف را برای شناخت آن دربرمیگیرد
- جلسات باهمستان و یا دیگر جلسات گروهی بزرگ
- تحلیل و تفسیر جزئیات ثبت شده، یادداشتها و غیره. این مورد میتواند شامل مواردی چون بررسی کیفی دادههای کمی، کاربرد دادههای کمی به عنوان نقطه آغاز ارزیابیهای کیفی، و یا مطالعه موردی شود. هرچند مطالعه موردی همیشه برای ارزیابی مسائل و یا نیازهای باهمستان مفید نیست. اما برای متقاعد کردن سیاستگذاران و یا حامیان مالی نسبت به اهمیت آن مسائل و یا نیازها، میتواند بسیار موثر باشد.
بسیاری از اطلاعات کیفی تبدیل به آمار میشوند، هرچند این آمار همیشه دقیق نیست. جزییات مهمی ممکن است در روند تبدیل اطلاعات به آمار از دست برود و یا اینکه اطلاعات پیچیدهتر از آن باشند که بشود آنها را به اعداد تبدیل کرد، مگر آنکه مدل رایانهای و یا دیگر قالبهای ریاضی را طراحی کنید که ظرفیت دریافت و تحلیل حجم بزرگی از متغیرها را داشته باشند.
از آنجایی که روشهای کیفی به شما نتایجی میدهد که مقایسه آن با هم یا حتی بررسی درستی و دقت آن همیشه آسان نیست، افرادی که به دنبال شواهد قاطع و سریع هستند، در صحت نتایج این روشها تردید دارند. در واقع برای شناخت یک وضعیت هم سنجشهای کیفی وهم کمی مهم و ضروری هستند. وقتی شما مسائل باهمستان را به شکلی که پیش از این بحث شد، ارزیابی میکنید، اغلب با کاربرد هر دو روش کیفی و کمی است که به تصویر کامل از وضعیت نزدیک میشوید. مشکل اینجا متقاعد کردن افرادی است - مثل سیاستگذاران، حامیان مالی و غیره - که لازم است متقاعد شوند که سنجشهای کیفی شما قابل اتکا است.
چطور ارزیابیهای کیفی را قابل اتکا کنیم:
- گزارش باید کامل و دقیق باشد. ثبت مصاحبهها، مشاهدات و دیگر اطلاعات باید تا جایی که امکان دارد با دقت و کامل صورت گیرد (مثلا ثبت کلمه به کلمه مصاحبهها)
- پرسشهای درست را مطرح کرده و به آنها جهت بدهید. هر چه بیان شما روشنتر باشد - و نیز هر چه پرسشی که میپرسید واضحتر باشد طوری که به درک واقعی و اقدام موثر منجر شود - اعتبار ارزیابی کیفی شما هم بیشتر خواهد بود.
- روشهای کیفی را مشخصا برای کسب اطلاعاتی استفاده کنید که با روشهای کمّی نمیتوانید آن اطلاعات را به آسانی به دست آورید. شما میتوانید با روش کمی نشان دهید که تعداد ساکنان یک اقلیت مشخص در یک محله خاص چقدر است، اما داشتن درکی روشن از روابط این اقلیت با همسایگانشان و چرایی چنین روابطی با استفاده از روشهای کمی بسیار دشوار است.
- روش یا روشهایی را به کار گیرید که به شما به بهترین وجه کمک میکنند که پاسخ پرسشهای خود را بیابید. اگر میخواهید وضعیت زمینهای خالی در یک شهر را بدانید، احتمالا پرسوجو از مردم کمتر به شما کمک خواهد کرد تا بازدید شما از آن زمینها و مشاهده وضعیت.
- واقعیت عینی را از احساسات و دیدگاههای انتزاعی خود و دیگران جدا کنید و اطمینان یابید که یافتههای شما عینی است.
چرا باید از روشهای کیفی برای ارزیابی استفاده کنیم؟
دلیل اصلی استفاده از روشهای کیفی این است که ارزیابی باهمستان دربرگیرنده پرسشها و ابعادی است که روش کیفی بهتر از روش کمی میتواند به آنها بپردازد. روشهای مورد استفاده شما را پرسشهای شما تعیین میکنند. ولی از آنجا که ممکن است متقاعد کردن سیاستگذاران و گروههای مشابه به مفید بودن روشهای کیفی دشوار باشد، پس اصولا چرا باید آنها را به کار برد؟ برخی از دلایل عمده به کارگیری روشهای کیفی اینها هستند:
- روش کیفی به پرسشهایی پاسخ میدهد که روشهای کمی قادر به پاسخگویی نیست. روشهای کیفی بهتر میتوانند به پرسشهای «چرا» و «چگونه» پاسخ دهند و افزون بر آن در این فرآیند، اطلاعات دیگری نیز به دست میدهد.
- روش کیفی، بیواسطه با جمعیت و باهمستان مورد نظر شما ارتباط برقرار میکند. به طور کلی روشهای کیفی در مقایسه با روشهای کمی، به صورت مستقیم به سراغ منابعی میروند که میتوانند پاسخگوی پرسشهای پیچیده باشند.
- روش کیفی میتواند واقعیتهای پوشیده و زیرین یک وضعیت خاص را آشکار کند. این روشها میتوانند به شما درباره پیشینه باهمستان و یا یک مسئله معین توضیح دهند؛ اینکه چه کسانی موافقان و مخالفان اصلی ایدههای متفاوت هستند، اعضای باهمستان به چه کسانی گوش میدهند و نکتههای دیگری از این دست. در ارزیابی وضعیت، اینها میتوانند اطلاعات بسیار مهمی باشند.
- روش کیفی قادر است گروههای علاقهمند و یا کل باهمستان را در فرآیند ارزیابی مسائل و یا نیازهای باهمستان مشارکت دهد.
- روش کیفی، به نسبت روش کمی، وارسی عمیقتری از وضعیت یا باهمستان را ممکن میسازد.
- روش کیفی عوامل انسانی را بازشناسی میکند. هرچند اطلاعاتی که از روشهای کیفی به دست میآید اغلب انتزاعی است، اما با در نظر گرفتن انتزاعی بودن آن پذیرفته و تحلیل میشود.
چه زمانی از روشهای ارزیابی کیفی استفاده کنیم؟
پاسخ این سوال به میزان زیادی به سوالی که میپرسید بستگی دارد. چهار مرحله اولی که در زیر آمده، بر راهنماهایی استوار است که برای روشهای ارزیابی سریع به کار میروند:
- هنگامی که به اطلاعات کیفی و تشریحی نیاز دارید؛
- هنگامی که تلاش میکنید علتها و انگیزههای رفتار مردم و یا چگونگی عملکرد آنها در وضعیتهای خاص را درک کنید؛
- هنگامی که دادههای کمی را تحلیل میکنید؛
- وقتی روی تدوین پیشنهادها و توصیههای مشخصی کار میکنید؛
- هنگامی که میخواهید در ارزیابیها، باهمستان را تا حد امکان به شکل مستقیم مشارکت دهید؛
- زمانی که پژوهشهای مشارکتی در باهمستان انجام میدهید (مثلا مشارکت دادن باهمستان به شکل مستقیم در برنامهریزی و اجرای ارزیابی)؛
- وقتی دادههای کمی در دسترس نیست و یا به دست آوردن این دادهها ناممکن است؛
- هنگامی که ظرفیت لازم برای کاربرد روشهای کمی را در اختیار ندارید.
روشهای کیفی را چگونه باید به کار برد؟
به ندرت میشود گفت که فقط یک راه درست برای انجام کاری وجود دارد. ما چند گام را در کاربرد روشهای کیفی برخواهیم شمرد که شامل راهنماهایی برای انجام مصاحبه و نیز مشاهده است که این دو شیوه از رایجترین شیوهها در این زمینه به شمار میروند. (بیشتر این رهنمودها در کاربرد روشهای کمی نیز صدق میکند.)
کار را با تصمیم درباره اینکه چه چیزی میخواهید بدانید، آغاز کنید.
اهمیت تصمیمگیری درباره اینکه به چه چیزی میخواهید پی ببرید، ویژگی ارزیابی شما را تعیین میکند. به این معنا که پرسشهای شما را مشخص میکند، افرادی را که باید به پرسشها پاسخ دهند به شما میشناساند، چگونگی کارکرد را تعیین میکند و چیزهایی از این دست. بدون این ساختار حداقلی، احتمالا در میان تودهای از اطلاعات ساماننیافته سردرگم خواهید شد.
رویکردهای زیادی نسبت به ارزیابی باهمستانی وجود دارد، و به همان نسبت، پرسشهایی که برای آغاز ارزیابی خود باید انتخاب کنید. چه بسا بیش از یک رویکرد یا پرسش را برای آغاز ارزیابی برگزینید، اما مهم است است که به روشنی بدانید به دنبال چه هستید.
برخی از پرسشهای ممکن:
- جدیترین مسئله کلی یا مشخصی که باهمستان با آن مواجه است، چیست؟
- باهمستان به چه خدماتی بیشترین نیاز را دارد؟ چه کسانی بیشترین نیاز را به این خدمات دارند؟
- آیا مردم از خدماتی که در حال حاضر وجود دارد، استفاده میکنند؟
- امکانات مهم باهمستان چیست؟ چطور میتوان آنها را تقویت کرد؟
- آیا نیروهایی در تضاد با منافع عمومی باهمستان وجود دارند که باید با آنها مقابله کرد؟
- چه کسانی بایستی در یک ائتلاف یا ابتکارعمل دخیل باشند؟
روشی را انتخاب کنید که مناسب برای پیدا کردن اطلاعاتی باشد که دنبالش هستید
اگر میخواهید درباره رفتار جمعی مردم بدانید، احتمالا شیوه مشاهده مستقیم را برخواهید گزید. مثلا، مشاهده مادران و کودکان آنها در اتاق انتظار یک درمانگاه ممکن است به شما اطلاعاتی درباره میزان اضطراب مادران و یا شیوههای مراقبت از کودکان بدهد. اما اگر میخواهید نظر مردم و یا احساس آنها را نسبت به مسائل بدانید، اشکال مختلف مصاحبه احتمالا مفیدتر خواهد بود.
کسانی که قرار است اطلاعات را گردآوری کنند، انتخاب کرده و در صورت نیاز آموزشهای لازم را به آنها بدهید.
در روشهای کیفی که در آن ارتباطات اغلب شخصی است، این پرسش که کار به چه کسی سپرده شود، بسیار مهم است.
پژوهشگران دانشگاهی و یا کسانی که باهمستان آنها را غریبه یا «دیگران» تلقی میکند - چه به خاطر رفتار و گفتارشان و چه به این دلیل که آنها به باهمستان مورد مطالعه تعلق ندارند - ممکن است در جمعآوری اطلاعات صحیح و دقیق از مردمی که نسبت به طبقات اجتماعی و تفاوتهای فرهنگی حساساند، دچار مشکل شوند. بنابراین، اغلب معقولتر آن است که افرادی از باهمستان را در این زمینه آموزش داد تا آنها که قرار است به پرسشها پاسخ دهند و نظرات خود را بیان کنند، به گردآورندگان اطلاعات اعتماد داشته باشند و یا حداقل با آنها و رفتار و گفتارشان آشنا باشند.
فردی که قرار است به کار گردآوری اطلاعات بپردازد، باید تسلط کامل بر زبان و فرهنگ مصاحبهشوندهها داشته باشد.
اگر گردآوری اطلاعات را به اعضای باهمستان یا گروه خاصی میسپارید - به این دلیل که مثلا با زبان باهمستان آشنایند و میتوانند ارتباط بهتری با مردم برقرار کنند و یا به این دلیل که میخواهید آنها را در کار مشارکت دهید و یا صرفا به این دلیل که باور دارید از پس انجام این کار برمیآیند - باید آنها را آموزش دهید تا اطمینان یابید اطلاعاتی که با خود میآورند، قابل اتکا خواهد بود. برخی از عناصر آموزشی برای این افراد، بسته به نوع روشهایی که به کار میبرند، میتواند شامل موارد زیر باشد:
- چه ثبت کنند و چگونه؛
- شگردهای مصاحبه و نیز هدف دقیقی که مصاحبه دنبال میکند و اینکه این هدف چگونه و در کجای تصویر بزرگتری که از ارزیابی داریم، جا میگیرد؛
- شگردهای مشاهده؛
- آموزش دیگر روشها مثلا اجرای مصاحبههای گروهی؛
- آموزش نکات تخصصی و کلیدی پژوهشگری. مثلا افراد باید بدانند که تحقیق چطور کار میکند و از کنجکاوی لازم برخوردار باشند، به جزئیات توجه کنند و اطلاعات دریافتی را با سرعت کافی پردازش کنند تا بتوانند سوال بعدی خود را طراحی کنند.
تعیین کنید که از چه کسی و از کجا باید اطلاعات را به دست آورید.
شاید ترجیح دهید که نظرات همه بخشهای باهمستان را بشنوید، اما برخی مسئلهها و وضعیتها، صحبت با افراد مطلع خاصی را میطلبد. برخی از مصاحبهشوندهها ممکن است سمتهای رسمی داشته باشند، یا اعضای یک گروه جمعیتی یا فرهنگی مشخص باشند، یا از یک منطقه جغرافیایی خاص باشند و یا افرادی باشند با ویژگیهای خاص (مثلا: والدین کودکان خردسال، افراد معلول، مردان ۱۸-۲۴ سال، مردمی که به فشار خون مبتلایند).
مشاهده میتواند متمرکز بر افراد باشد. در اینصورت پرسش این نیست که کدام افراد بلکه پرسش فعالیت یا وضعیت آنها است و این موارد باید مورد مشاهده قرار گیرند. اگر مشاهده بر افراد متمرکز نبود و مثلا هدف آن فعالیتهای خیابانی در محلههای مختلف و یا چگونگی استفاده مردم از یک پارک عمومی بود، آنگاه نیاز نیست که روی یک جمع خاص تمرکز کنید بلکه آن محل باید موضوع مشاهده باشد.
گردآوری اطلاعات
حالا زمان آن است که شما و یا افرادی که انتخاب کردهاید، کار گردآوری اطلاعات مورد نیاز را آغاز کنید.
مصاحبه
همانطور که گفته شد، مصاحبه یا ساختار یافته است یا ساختار نیافته. در مصاحبه ساختاریافتهای که سوالات دقیق و سختگیرانه طراحی شدهاند، از همه مصاحبهشوندگان پرسشهایی یکسان و با ترتیب یکسان پرسیده میشود و فضای زیادی برای انحراف از موضوع مشخص مصاحبه وجود ندارد. مصاحبههای نیمهساختاریافته نیز ممکن است بر فهرستی از پرسشهای مشخص استوار باشند. هرچند باید تلاش شود که مصاحبهشونده به همه آنها پاسخ دهد، با این وجود، مصاحبهکننده ممکن است گفتگو را به سمت موضوعاتی جالب توجه سوق دهد و یا مصاحبهشونده را ترغیب کند که درباره دیگر موضوعات مرتبط نیز صحبت کند. در مقایسه، مصاحبه ساختارنیافته انعطافپذیرتر است و بیشتر شبیه یک گفتگو است تا مصاحبهای رسمی.
هرکدام از این رویکردها معایب و مزایای خود را دارند. یک مصاحبه ساختاریافته میتواند مصاحبهشونده را به تمرکز بر پرسشها و روند مصاحبه وادار کند و در نتیجه پاسخهایی خوب به دست دهد. مصاحبه نیمهساختاریافته ممکن است به مصاحبهشونده اجازه دهد که راحت و خودمانی باشد و در نتیجه نظرش را صریحتر و رکتر بیان کند. اینکه چه نوع مصاحبهای را انتخاب میکنید، بستگی به ماهیت اطلاعاتی دارد که به دنبال آن هستید، نیازهای افرادی که با آنها مصاحبه میکنید و نیز راحتی خود شما با نوع مصاحبه.
اگر قرار است نتایج مصاحبهها منتشر شود، حتی زمانی که مصاحبهشونده به شکل ناشناس با شما مصاحبه میکند، بهتر است از او برای انتشار و یا کاربرد اطلاعات مصاحبه به شکلی دیگر اجازه بگیرید.
- در جریان مصاحبه تلاش کنید پرسشهای باز مطرح کنید و نه سوالاتی که پاسخ آنها بله/خیر است.
- حرف مصاحبهشونده را خیلی سریع قطع نکنید. اهمیت روایتی که بیان میکنند و یا آنچه شما از لابلای آن میتوانید بفهمید، شاید از اهمیت آنچه به شکل مستقیم میگویند کمتر نباشد.
مصاحبه گروهی، هم به مصاحبههای انفرادی شباهت دارد و هم با آنها متفاوت است. اصول راهنمای کار - که پرسشهای شما روشن باشد و باز و غیر آن - در مورد هر دو نوع مصاحبه صدق میکند، اما مصاحبههای گروهی پویایی خاص خود را دارند. در این شکل، مصاحبه بیشتر به یک بحث گروهی شبیه میشود و نقش مصاحبهکننده بیشتر آن است که اطمینان یابد همه فرصت بیان نظرات خود را خواهند داشت. از اینرو باید به مهار افرادی بپردازد که میخواهند بحث را به خود اختصاص دهند و همزمان مسیر مصاحبه را به سمت ایدهها و اطلاعات سوق دهد و نه شخصیتها.
مصاحبههای گروهی برای موقعیتی که منابع - و در نتیجه مصاحبهکنندهها - محدود باشد، مفید است و یا زمانی که شمار علاقهمندان به مصاحبه زیاد باشد. با اینحال، بهتر است تعداد افراد در مصاحبه گروهی بیشتر از پنج یا شش نفر نباشد و مصاحبهکنندگان باید برای مهارتهای پایه در تسهیلگری مصاحبه گروهی آموزش دیده باشند و یا آموزش ببینند.
مشاهده
در عرصه فعالیتهای باهمستان دو نوع مشاهده وجود دارد: مستقیم و مشارکتی.
مشاهده مستقیم یا منفعل به معنای نظارت بر محل، مردم و یا فعالیتها است، بدون هیچگونه دخالت و یا مشارکت مشاهدهگر در آنچه که رخ میدهد. مشاهدهگر به اصطلاح «مگس روی دیوار» است، اغلب ناشناس باقی میماند و کاری بجز تماشا و ثبت آنچه میبیند و میشنود، انجام نمیدهد. مشاهده مستقیم، مثلا برای مشاهده چگونگی استفاده مردم از یک پارک عمومی ممکن است با کمک یک یا چند مشاهدهگر انجام شود که صرفا جایی در پارک مینشیند و یا در اطراف آن چند ساعت و یا حتی چند روز قدم میزنند. گاهی ممکن است از افرادی که به پارک آمدهاند، سوالی بپرسند، اما تا جایی که ممکن است پرسش را عادی و بدون جلب توجه و بدون آنکه خود را پژوهشگر معرفی کنند، میپرسند.
مشاهده مشارکتی یا فعالانه به معنای حدی از مشارکت پژوهشگر در زندگی افرادی است که موضوع مشاهده هستند؛ آموختن از آنها و مشارکت در امور فرهنگی، جشنها، رسوم و فعالیتهای روزمره آنها. مثلا مشاهدهگر فعال در پارکی که پیشتر مثال زدیم ممکن است در فعالیتهایی که قراراست مشاهده کند، مشارکت هم بکند - مثلا در یک بازی والیبال که مرتب برگزار میشود، مسابقه اسکی زمستانی میان تیمهای کشوری، بیرون بردن سگها و مثل آن - و به این صورت با افرادی که در این فعالیتها حضور دارند، آشنا شود. مشاهدهگر همچنان احساس و واکنشهای خود را نیز - مثلا نسبت به استفاده از پارک یادشده - زیر نظر خواهد داشت تا احساس دیگران نسبت به آن را بهتر درک کند. مشاهدهگر فعال احتمالا سوالات زیادی از دیگران میپرسد و باکی نیست اگر خود را به عنوان پژوهشگر به آنها معرفی کند.
هر دو نوع مشاهده میتواند در ارزیابی باهمستانی مفید باشد. هر مشاهدهگر فعال در چنین وضعیتی، خود عضو گروهی است که موضوع مشاهده اوست. مشاهده مستقیم هم در بیشتر اوقات به عنوان ابزار ارزیابی به کار میرود. فارغ از نوع مشاهده، این کار باید طوری انجام شود که اطلاعات حاصله از آن قابل اتکا باشد.
وحالا راهنماییهایی برای رسیدن به این هدف:
- درباره پرسشهایی که مشاهده شما قرار است به آن پاسخ دهد، به دقت بیاندیشید؛
- از خود بپرسید چه کسی را و کجا باید مشاهده کنم تا پاسخ سوالاتم را دریابم؟
- مشخص کنید کجا و برای چه مدتی مشاهده باید انجام شود.
چه چیزی را باید مشاهده و ثبت کنید؟ این امر بستگی به پرسشهایی دارد که میخواهید پاسخ آن را به دست آورید، اما برخی از اصول پایه شامل اینها است:
- خصوصیات فیزیکی محیطی، مانند وضعیت هوا، ساختمان، موقعیت جغرافیایی.
- زمان و تقویم شامل ساعت، روز، هفته و سال
- جزئیات مربوط به افراد (سن، نژاد/قوم، جنیست، پوشش و غیر آن)
- فعالیتها، رویدادها و یا مکانها و وضعیتهایی که مشاهده میشوند و توضیح هر یک از اینها
- ماهیت روابط متقابل مردم
- واکنشهای واضح مردم نسبت به یک مکان، وضعیت، فعالیت یا رویداد - مثبت، منفی، خوشحالی، سردرگمی، خشم، ناامیدی و غیر آن.
- وضعیت فیزیکی و اجتماعی مشاهدهگر (ناشناس، جدا از دیگران، مشاهده فعال و غیر آن)
- واکنشها و نگرشهای خود مشاهدهگر از جمله راحتی فیزیکی و روانی کار مشاهده. اینها باید به صورت جدا از مشاهده ثبت شوند و ایدهآل آن است که بر ثبت عینی آنچه مشاهده میشود تاثیر نگذارند.
مشاهده را چگونه ثبت کنید؟ بستگی به ماهیت مشاهده و منابع شما دارد. در بیشتر موارد، ثبت با استفاده از دفتر، قلم و یا کامپیوتر صورت میگیرد. اگر ثبت همزمان با مشاهده دشوار است، ممکن است بخواهید بعد از ترک محل مشاهده، کار ثبت را انجام دهید - اما این کار را باید هرچه زودتر آغاز کنید تا جزییات را فراموش نکنید و یا دچار خطا نشوید.
تحلیل اطلاعات
وقتی اطلاعات خود را از هر روش کیفی که لازم میدانید، گرد آوردید، آن وقت باید دریابید که این اطلاعات به شما چه میگویند. گام آخر در این جا کاربرد این اطلاعات و تفسیرهای به دست آمده از روشهای کیفی برای بهبود باهمستان است. هیچ ارزیابی در جهان مفید نیست، مگر آنکه منجر به اقدامی شود که هدف از آن آوردن ایجاد بهبود وضعیت و تغییر مثبت است.
خلاصه
روشهای کیفی گردآوری اطلاعات اغلب در ارزیابی باهمستان بسیار مفید است، به ویژه وقتی که در همراهی با روشهای کمی - که نتایج آماری به دست میدهد - بهکار رود.
¿Qué son los métodos cualitativos de evaluación?
___Los métodos cualitativos de evaluación dan información que no puede ser expresada en números
___Los métodos cualitativos incluyen:
- Entrevistas individuales y grupales
- Observación
- Grupos de enfoque
- Reuniones con la comunidad
- Interpretación de los registros, transcripciones y otra información cuantitativa
Para hacer los resultados cualitativos lo más fiables posible:
___Registre la información exacta y completa.
___Formule las preguntas correctas y diríjalas apropiadamente.
___Use el método que mejor le ayude a responder las preguntas que se está haciendo.
___Separe los sentimientos y comentarios subjetivos propios y los de los demás de la realidad objetiva y trate de asegurarse de que sus descubrimientos son objetivos.
¿Por qué usar métodos cualitativos de evaluación?
___Responden preguntas que las medidas cuantitativas no pueden responder.
___Conectan directamente con la población y la comunidad concerniente.
___Pueden llegar a los aspectos subyacentes de la situación.
___Involucran a la población de interés o a la comunidad general en ayudar a evaluar los aspectos y necesidades de la comunidad.
___Usualmente permiten un análisis más amplio de la situación o de la comunidad que los métodos cuantitativos.
___Permiten el factor humano.
¿Cuándo usar los métodos de evaluación cualitativa?
___Cuando lo que se necesita es información cualitativa y descriptiva.
___Cuando se está tratando de entender las razones y motivaciones del comportamiento de las personas o de cómo operan en situaciones particulares.
___Cuando se está analizando información cuantitativa.
___Cuando se está tratando de desarrollar sugerencias y recomendaciones.
___Cuando se quiere involucrar a la comunidad en la evaluación lo más directamente posible.
___Cuando se está realizando investigación participativa basada en la comunidad (Ej. involucrar a la comunidad directamente en planear e implementar la evaluación).
¿Cómo usar los métodos cualitativos de evaluación?
___Decidir qué es lo que se quiere saber.
___Escoger el método que más convenga para encontrar esa información.
___Seleccionar a las personas que recolectarán la información y si es necesario, capacitarlas.
___Determinar de quién y de dónde se necesita recolectar la información.
___Recolectar la información.
Para entrevistas:
___Permita que el entrevistado escoja el lugar
___Vístase en función de la comodidad del entrevistado
___Obtenga de antemano el permiso para grabar, fotografiar o grabar video de la entrevista
___Registre/documente cuidadosamente el momento, el lugar, las circunstancias y los detalles de la entrevista.
___Piense y formule las preguntas cuidadosamente y pregunte directamente por la información que está buscando
___Haga preguntas abiertas
___Sondee
___No corte las respuestas muy rápidamente
___Confirme lo que le dijeron comparándolo con otros en la medida que sea posible
___En entrevistas grupales, al facilitar anime a todos a participar previniendo el dominio de alguna persona y manteniéndose centrado en los aspectos y opiniones en lugar de las personalidades
Para la observación:
___Piense cuidadosamente acerca de las preguntas que quiere que sus observadores hagan.
___Determine a dónde y a quién observar para responder esas preguntas
___Determine cuándo y por cuánto tiempo la observación debe tener lugar
___Determine qué se debería observar y registrar
___Registre/documente sus observaciones
___Analice la información
___Haga y cumpla su plan para tratar el aspecto o problema que se ha identificado
نویسنده
Phil Rabinowitz
Herramienta #1
Como hemos discutido en la sección, determinar la confiabilidad cualitativa no es fácil. A continuación presentamos una solución
El gabinete del gobierno británico desarrolló una estructura para evaluar los estudios cualitativos. La estructura sugiere 18 preguntas que pueden aplicarse a cualquier pieza de investigación cualitativa para comprobar su confiabilidad. No todas las 18 preguntas deben contestarse positivamente, pero entre más lo sean es más probable que la investigación sea realmente confiable y sea aceptada como tal… al menos según el gabinete. A continuación presentamos la lista:
1. ¿Cuál es el grado de credibilidad de los descubrimientos?
2. ¿Cómo se ha ampliado el conocimiento o entendimiento a raíz de la investigación?
3. ¿Cuán efectivamente la evaluación abordó los objetivos y propósitos originales?
4. ¿Cuán bien se explica la perspectiva de inferencia más extensa?
5. ¿Cuán claros son los conceptos bajo los cuales se realiza la evaluación?
6. ¿Cuán justificable es el diseño del estudio?
7. ¿Cuán bien defendida está la selección de la muestra diseño/objetivo de los casos/documentos?
8. ¿Cuán bien descrita está la muestra final de composición y cobertura?
9. ¿Cuán bien fue ejecutada la recolección de información?
10. ¿Cuán bien fue comunicado el acercamiento y formulación del análisis?
11. ¿Cuán bien se retienen y describen los contextos de las fuentes de información?
12. ¿Cuán bien han sido exploradas la diversidad de perspectivas y los contenidos?
13. ¿Cuán bien se ha comunicado la profundidad, detalle y complejidad de la información?
14. ¿Cuán claros son los vínculos entre la información, la interpretación y las conclusiones? – Ej., ¿cuán claramente se puede ver la ruta hacia cualquier conclusión?
15. ¿Cuán claro y coherente es el reporte?
16. ¿Cuán claras son las suposiciones/teorías perspectivas/valores que han determinado la forma y resultados de la evaluación?
17. ¿Qué evidencia hay de aspectos éticos que requieran atención?
18. ¿Cuán adecuadamente se ha documentado el proceso de investigación?
نویسنده
Phil Rabinowitz
اغلب مشکلات باهمستانی، مستلزم نوعی بررسی جغرافیایی هستند. نقشههایی که حاوی اطلاعاتی دقیق در رابطه با روندهای اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی باشند، میتوانند در حل مشکل باهمستان منبعی ارزشمند قلمداد شوند. این نقشهها را میتوان با استفاده از GIS (سیستم اطلاعات جغرافیایی) فراهم کرد که عبارت از سیستم نقشهبرداری دیجیتال است. در این بخش به تشریح GIS و نحوهی استفاده از آن پرداخته و توضیح میدهیم که چه زمان میتوان آن را در پیشبرد پروژههای باهمستان و شکلدادن به آن مورد بهرهبرداری قرار داد.
GIS چیست؟
GIS روشی برای نقشهبرداری دیجیتال است که دادهها را به مکان جغرافیایی آنها پیوند میزند.
بیایید به نحوهی کارکرد GIS نگاه مختصری بیاندازیم. برنامهی رایانهای GIS با خواندن دادههایی که به آن میدهیم، نقشهها را ترسیم کرده و لایههای اطلاعات مکانی را در رابطه با منطقهی جغرافیایی مورد نظر ما به نمایش میگذارد. این کار میتواند با کمک انواع اطلاعات انجام شود؛ مادام که یک مرجع جغرافیایی داشته باشد (یعنی مادام که بتوانید مکانی را برای آن تعریف کنید). اما GIS برای آنکه کار کند یک سری نیازهای پایهای دارد که عبارتند از:
- سختافزاری با قدرت کافی برای راهاندازی نرمافزار GIS؛
- نرمافزار GIS با قابلیتهای مورد نیاز شما؛
- دادههای عاری از خطا در قالبی که بتوان آنها را به خورد برنامهی نرمافزاری داد؛
- افرادی که برای استفاده از GIS تربیت شده باشند.
GIS اغلب در خدمات بهداشتی و باهمستانی بینهایت مفید است. GIS میتواند دامنه یا وقوع بیماریها یا شرایط بهداشتی یا اجتماعی را ردیابی کند، میتواند به شما نشان دهد که افرادی با ویژگیهایی معین مانند سن، قومیت، سطح درآمد، سطح تحصیلات، و غیره در کجا متمرکز هستند، در کجا چیزهای معینی اتفاق میافتند یا ممکن است رخ دهند، میتواند سرعت و جهت توسعه، گسترش آلودگی، الگوهای خرید، الگوهای ترافیک را مشخص کند و جای خطوط برق و گاز و تلفن و آب را نشان دهد. به طور خلاصه، تقریباً هر آنچه را که برای انجام برآوردهای لازم در برنامهریزی یا ارزشیابی نیاز دارید، در این برنامه قابل دسترسی است؛ البته تا وقتی که این دادهها دارای جنبهای جغرافیایی بوده و بهدرستی ثبت شده باشند.
در ادامهی این بخش، همهی این موارد را با دقت بیشتر بررسی خواهیم کرد. برای درک کامل این مفهوم، اجازه دهید از نقشههای معمولی شروع کنیم که همهی ما مورد استفاده قرار میدهیم.
نقشهبرداری روزمرهی هوایی
همهی ما میدانیم نقشه چیست. نقشه سادهترین شکل تصویری یک مکان است که معمولاً از بالا مشاهده میشود. نقشه میتواند تصویر منطقهای به کوچکی یک مدار چاپی باشد یا به بزرگی منظومهی شمسی؛ اما بیشتر نقشههایی که در زندگی روزمره به کار میبریم، به یک کشور، استان یا شهر مربوط میشوند.
این نقشهها اطلاعات هوایی را در اختیار ما گذاشته و نشان میدهند که هر چیز در کجا قرار دارد. نقشهها شامل ویژگیهای فیزیکی هستند، یعنی مکانهایی که میتوانید در واقعیت تجربه کنید؛ مانند قصبات یا شهرها، جادههای اصلی و مناطقی که آبها در بر گرفتهاند. اگر نقشه دقیقتر باشد، ممکن است محل رشتهکوهها و قلهها، خطوط راه آهن، بلندیها (ارتفاع از سطح دریا که توسط سایهروشن یا خطوط تراز مشخص میشوند) یا سایر عناصر موجود در مناظر را نیز نشان دهند.
ضمناً، نقشههای ما شامل ویژگیهای سیاسی نیز هستند؛ یعنی خطوط فرضی که توسط انسان بر مناطق ترسیم شدهاند. اینها شامل محدودهی شهرها، استانها، کشورها و پارکهای ملی یا ایالتی، نواحی تاریخی، مناطق آبگیر، زمینهای حفاظتشده و سایر مناطقی هستند که واحدهای سیاسی محسوب میشوند یا توسط دولت یا سایرین به منظور معینی تفکیک شدهاند.
دست آخر اینکه، نقشههایی که ما به طور روزمره به کار میبریم، شامل اسامی خصوصیات فیزیکی و سیاسی هستند. این اسامی همچون مرزهای سیاسی مصنوعی بوده و غیرقابل رویتاند، اما برای آنکه نقشه مفید باشد بسیار اهمیت دارند. آنها جای ما را در جهان نشان داده و موقعیت ما را در مقایسه با سایر مکانهایی که نامهای آنها را میدانیم نشان میدهند.
نقشهخوانی GIS
نقشههای دیگری هم هستند که بسیاری از ما با آنها سروکار داریم. در روزنامهها و مجلات، بعضی برنامههای تلویزیونی و بهخصوص در جاهایی مانند مجله و وبسایت نشنال جئوگرافی میتوانیم نقشههایی را ببینیم که چیزی بیش از اطلاعات فیزیکی و سیاسی معمولی را نشان میدهند. (شاید آشناترین اینها نقشههای هواشناسی باشند که هواشناسان در تلویزیون به آنها استناد میکنند.)
برخی از این نقشهها ممکن است چیزی بیش از اطلاعات دقیق هوایی را نشان دهند. آنها مسیر انواع بهخصوصی از مکانها، یا در مقایسه با یک نقشهی معمولی، اطلاعات بیشتری را از منطقه به نمایش میگذارند.
بعضی از اطلاعات فیزیکی چنین نقشههایی ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- شاه لوله آب، خطوط تلفن یا سایر شبکههای زیر زمینی
- مناطق فرسایش ساحلی
- محل جاذبههای تاریخی
- جای انواع مختلف پوشش گیاهی؛ جنگلهای موسمی و همیشهسبز، مراتع، مرغزارها و دشتهای وحشی، پوششهای گیاهی ارتفاعات و غیره
- مناطق تجاری و مسکونی
البته، گذشته از آنچه روی نقشهها نشان داده میشود، همهی این اطلاعات را میتوان با رفتن به محل مربوطه و مشاهده از نزدیک به دست آورد. اما اطلاعاتی هم هست که به این طریق نمیتوان دید. نمونهی گویای این عبارت است از محل تصادفات رانندگی در نقشهی بزرگراهها. این از جمله اطلاعاتی است که به مکانهای معینی پیوند خورده، اما با حضور در محل از آنها مطلع نمیشوید. اینها چیزی بیش از تصویر هستند و به شما میگویند که در آنجا چه اتفاقی افتاده است.
نقشه، علاوه بر اینکه به شما نشان میدهد چه چیز در کجا اتفاق افتاده، میتواند دربارهی زندگی مردمانی که آنجا سکنی دارند، ویژگیهای جغرافیایی یا ترکیب شیمیایی خاک آنجا، دامنهی گونههای در خطر، گسترش بیماریها در میان انسانها یا حیوانات اطلاعاتی را به شما نشان دهد؛ دقیقاً به همان ترتیب که استانها یا کشورها را از هم متمایز میکند یا سرعت توسعه را نشان میدهد. نقشهها با استفاده از رنگها یا الگوهای گوناگون میتوانند تفاوتهای بسیاری را نشان دهند:
- میزان تراکم جمعیت در قسمتهای مختلف شهر؛
- تمرکز مکانی گروههای قومی یا نژادی مختلف؛
- سطح درآمد در مناطق مختلف؛
- ازدیاد ساختوساز مسکونی در مناطق مختلف؛
- تناوب بیماریها یا عارضههای معین در مناطق، شهرها، محلات یا حتی بلوکهای گوناگون؛
- نسبت کودکان زیر ۱۸ سال در مدارس مناطق مختلف؛
اینها انواع نقشههایی هستند که میتوان با استفاده از نرم افزار GIS و دادههای مناسب ترسیم کرد.
دو نوع داده ضرورت دارد:
- ویژگیهای فیزیکی و سیاسی مورد نظر در نقشهای که میخواهید. بسته به نرمافزار و ماهیت اطلاعات در دسترس، این دادهها را میتوان اسکن کرد، برنامهریزی کرد، یا از اینترنت یا یک سیدی دانلود کرد.
- اطلاعات مکانی دربارهی سایر ویژگیهایی که میخواهید. مانند اطلاعات هوایی، اینها هم باید از جایی تأمین شوند. میتوان آنها را از یک بانک اطلاعات دانلود کرد یا از طریق اینترنت یا سیدی یا به صورت دستی از روی اطلاعاتی که خودتان گردآوری کردهاید آن را تأمین کرد؛ ولی اگر قرار است تحلیل شما معنایی داشته باشد، قبل از هر چیز، دادهها باید وجود و صحت داشته باشند.
فرض کنید میخواهید آثار توسعهی صنعتی را بر تندرستی افرادی ردیابی کنید که این توسعه در آنجا واقع شده است.
برخی از دادههایی که بهتر است در سیستم GIS خود وارد کنید عبارتند از:
- یک نقشه از منطقهی مورد نظر مانند بخش، منطقه روستایی، شهر یا بخش معینی از شهر؛
- بخشهای صنعتی و مسکونی فعلی آن منطقه؛
- موقعیت مکانی هر گونه توسعهی مسکونی یا صنعتی که طی دو، پنج، ده سال گذشته رخ داده یا همهی اینها با هم؛
- توسعهی صنعتی و مسکونی پیشبینیشده برای منطقهی مورد مطالعه؛
- تراکم جمعیت؛
- الگوهای موجود باد و آبراههها؛
- شیوع ناخوشی معین، بیماریهای خاص، نقصهای مادرزاد و غیره در منطقه؛
- موقعیت منابع آب آشامیدنی، تفکیک منابعی که بر اساس آزمایش، سالم بوده یا نیستند.
هر کدام از این قطعات اطلاعاتی، یکی از لایههای نقشه GIS را تشکیل میدهند. هر لایهای را که انتخاب کنید یا همهی آنها را با هم میتوان روی یکدیگر قرار داد؛ طوری که قطعات اطلاعاتی بسیاری را بتوان در آن واحد مشاهده کرد. بدین ترتیب میتوانید دقیقاً بررسی کنید که کدام عوامل خاص بر هم منطبق شده یا بر هم تأثیر متقابل میگذارند.
اجزای GIS
همانطور که اشاره کردیم، برای استفادهی مؤثر از GIS چهار پیشنیاز لازم است:
- سختافزار مناسب؛
- نرمافزار مناسب؛
- دادههای ضروری؛.
- افرادی که برای استفاده از سیستم آموزش دیدهاند. استفاده از سیستم نه تنها شامل استفاده از نرمافزار، بلکه مستلزم آن است که بدانید چه چیزی را مشاهده میکنید و بتوانید الگوهایی که بر روی نقشههای ساخته و پرداختهی خودتان ظاهر میشوند را تفسیر نمایید. نقشهها اطلاعات را در اختیار شما میگذارند، ولی خود شما باید آن اطلاعات را تفسیر کنید تا به درکی بهتر برسید یا اقدامی انجام دهید که بر حوزهی مورد نظر شما تأثیر میگذارد.
این تحلیل صحیح دادههاست که شما را در درک گرایشات، مدیریت نیازها، پرداختن به شرایط موجود، بهبود آن، و نیز برنامهریزی برای آینده یاری میکند.
چرا باید از GIS استفاده کنید؟
واضح است که استفاده از GIS مستلزم مقداری هزینه و کسب آمادگی است. چرا باید چنین دردسری را برای خود ایجاد کنید؟ در عمل دلایل خوبی برای این کار وجود دارد. GIS ابزاری قدرتمند است که میتواند برای تحلیل و برآورد باهمستان یا یک مشکل، برنامهریزی، اجرا، و ارزشیابی یک مداخله یا ابتکار عمل مورد استفاده قرار گیرد.
برخی امتیازات استفاده از GIS:
- تعیین میزان شدت مشکلی که یک منطقه یا کل باهمستان را تحت تاثیر قرار داده است.
- تشریح روابط بین چندین عامل، جمعیت، یا مشکلات.
- میتواند نشان دهد که یک مشکل چگونه جمعیتها یا مناطق جغرافیایی را به اشکال متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد.
- میتواند نشان دهد که تلاشهای خود را دقیقاً در کجا متمرکز کنید.
- کمک به درک بهتر منطقه یا باهمستانی که در آن فعالیت میکنید.
- امکان میدهد تا یکایک جنبههای یک وضعیت یا منطقه را مجزا و تحلیل کنید.
- از سرمایهها و نقاط ضعف باهمستان یا منطقه تصویری به دست میدهد.
- میتواند به طراحی، اجرا، و ارزشیابی مداخلات کمک کند.
- میتواند تغییرات را در طول زمان نشان دهد.
- در کل GIS برای آفرینش نقشه و تصاویر مختلف، نه تنها از جنبهی جغرافیایی، بلکه اجتماعی، جمعیتی، زیستمحیطی، سیاسی، و سایر جنبههای هر منطقه، سریعترین و مؤثرترین روش است.
- نقشههای GIS ابزار قدرتمندی برای ارائهی شفاهی هستند.
- شاید از همه مهمتر اینکه، نقشههای GIS میتوانند در سیاستگذاری تأثیرگذار باشند.
چه زمانی باید از GIS استفاده کنید؟
به طور کلی، سه بار در طول عمر یک پروژه، مداخله یا ابتکار، نقشههای GIS بیشترین مورد استفاده را دارند: قبل از شروع، برای کمک به باهمستان در ارزشیابی و درک مشکلات؛ در حین فاز برنامهریزی؛ و هنگامی که کار خود را ارزیابی و عیبگیری میکنید.
به طور اخص میتوان از GIS در موارد زیر استفاده کرد:
- وقتی تعیین میکنید که مهمترین مشکلات کدام هستند.
- وقتی سرمایهها و چالشهای باهمستان را برآورد کلی میکنید.
- وقتی میخواهید مجموعهی معینی از عوامل را در یک جمعیت یا مسئله ردیابی یا وجود آن مجموعه را تعیین کنید
- وقتی میخواهید دامنهی یک مشکل را درک کنید.
- وقتی میخواهید تصمیم بگیرید که تلاشهای خود را کجا و بر روی چه کسانی متمرکز کنید.
- روند تغییرات را در طی زمان تعیین میکنید. در اصل برای این کار سه دلیل وجود دارد:
- ردیابی مسیر یک مشکل یا وضعیت از گذشته تا زمان حال تا بتوان جهت حرکت آن را تعیین کرد.
- تعیین تغییرات جمعیتی یا سایر عواملی که شاید بر طرز عمل شما در باهمستان تأثیر داشته باشند.
- تعیین نتیجهی تلاشی که در باهمستان داشتهاید؛ آیا نتیجهی دلخواه را به دست آوردید؟
- وقتی سعی دارید بر سیاستگذاری تأثیر بگذارید.
چه کسی باید از GIS استفاده کند؟
همانطور که گفتیم، برای آنکه از GIS به طور مؤثر استفاده کنید، نرمافزار، آموزش مناسب یا افراد مناسبی که آن آموزش را دیده باشند، و دسترسی به دادهها ضرورت دارد. برای یک باهمستان کوچک یا گروهی از افراد معمولی، هر یک یا تمام اینها ممکن است مسئلهساز باشند، اما بسیاری از کالجها و دانشگاهها دورههای آموزشی GIS را عرضه میکنند و شاید از اینکه برای دانشآموزان فرصتی فراهم شود تا با استفادهی عملی از GIS در گروههای باهمستانی یا سازمانها، خدمات نقشهبرداری GIS را انجام دهند، استقبال کنند.
نکتهی مورد نظر در اینجا این است که شما لزوماً نباید خود قابلیت GIS را داشته باشید تا از این فنآوری استفاده کنید. بسته به وضعیت مالیتان، میتوانید تعداد زیادی تأمینکننده داشته باشید که از میان آنها انتخاب کنید؛ بهویژه اگر این فقط یک بار به این خدمات نیاز دارید، کرایهکردن GIS میتواند بهترین راه برای شما باشد.
در آن واحد، باید بدانید که آیا برای پیداکردن یا نمایشدادن منظورتان واقعاً نیازمند به GIS هستید یا نه. اگر مقدار دادههای مورد نیاز نسبتاً کم بوده و منحصراً به یک منطقه گره نخورده باشد، ممکن است GIS ضرورتی نداشته باشد. اگر بتوانید با استفاده از دادههای موجود مانند جداول آماری، در زمانی کوتاه مثل یک روز بعدازظهر به همان اطلاعات لازم دست پیدا کنید، احتمالاً استفاده از GIS ارزشش را نخواهد داشت. البته نتایجی که صرفاً روی کاغذ باشند هیجانانگیز نخواهند بود، ولی به همان میزان صحیح هستند و بهدستآوردن آنها وقت بیشتری نمیگیرد.
منظور اصلی در اینجا آن است که منابع خود را در نظر بگیرید. حتی اگر استطاعت نرمافزار GIS را داشته و سختافزار لازم برای راهاندازی آن را هم در اختیار داشته باشید، آیا نیروی انسانی و وقت لازم را برای آموزش دارید (که شاید مستلزم دورهی تخصصی یا یک دورهی چندهفتهای باشد)؟ به یاد داشته باشید کسی که این کار را میکند از شغل یا سازمان خود مرخصی میگیرد تا صرف GIS کند. شاید در دراز مدت ارزانتر باشد که در صورت نیاز GIS را کرایه کنید.
فهرست کسانی که از نقشهبرداری GIS بهرهمند میشوند طولانی است. در واقع سازمانهای خبری و اندیشکدهها دایماً از آن استفاده میکنند؛ همینطور سازمانهای هواشناسی، دانشمندان فضایی، و سازمانهای اطلاعاتی.
در رابطه با مصرفکنندگان جعبهابزار باهمستان، یک فهرست کوتاه منطقی عبارت است از:
- محققین و تیمهای پژوهشی مشارکتی؛
- ائتلافات باهمستانی؛
- سازمانها و آژانسهای بهداشتی و خدمات انسانی؛
- سازمانهای زیستمحیطی؛
- کادرهای آموزشی؛
- سیاستگذاران؛
- حامیان (یعنی کسانی که خواهان نفوذ بر سیاستگذاران هستند)؛
- کنشگران باهمستان؛
- سازمانهای رصدکننده؛
- افراد یا آژانسهای توسعهدهندهی باهمستان؛
- مقامات محلی و برنامهریزان باهمستان.
چگونه از GIS باید استفاده کنید؟
GIS فرایندی بصری و تصویری است. همانطور که اشاره کردیم، یکی از راههای درک بهتر GIS مشاهدهی عملی آن زیر نظر کسی است که میتواند طرز کار آن را به شما نشان دهد. اگر تصور این مطالب دشوار باشد، بد نیست به یک سایت مراجعه کنید که روند کار را برای شما تشریح کرده و نمونههای تصویری ارائه میدهد. دو تا از بهترین اینها عبارتند از:
Geographic Information Systems
Introduction to Data Analysis Using Geographic Information Systems.
خواه نقشهبرداری GIS را خودتان انجام دهید یا کسی را برای این کار استخدام کنید، باید طرز کار آن را بفهمید تا به اطلاعات مورد نظر خود دست یابید. مراحل کار به ظاهر آسان هستند: سؤال خود را تنظیم کنید، دادهها را جمعآوری کنید، با هم تلفیق کنید، نقشهی خود را بسازید، و نتایج را تحلیل کنید. اجازه دهید هر مرحله را تکتک بررسی کنیم.
سوال را چارچوببندی کنید (با توجه به اطلاعاتی که نیاز دارید)
GIS با جغرافی کاملا در هم تنیده هستند: بنابراین سؤالاتی که ممکن است بخواهید به آنها پاسخ دهید به موقعیت جغرافیایی مربوط می شود. اینکه یک مکان در کجا واقع شده، چه شرایطی دارد یا چه شرایطی داشته و یا خواهد داشت، چه چیزی در این مکان در حال وقوع است یا اتفاق افتاده یا قرار است اتفاق بیفتد، و همه اینها به چه معنا است؟ اساساً پنج نوع سؤال وجود دارد که GIS می تواند به شما در پاسخ به آنها کمک کند - و ممکن است هر پنج سؤال را همزمان بپرسید.
- در یک مکان معین چه چیزی وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال، شما لزوماً به دنبال دلایل نیستید، بلکه تنها به دنبال آنچه که وجود دارد هستید. به عنوان مثال، شرکتی که در زمینه خرید و فروش ملک فعالیت میکند ممکن است بپرسد که اراضی بایر یا توسعه نیافته در کجا واقع شدهاند. یک گرمخانه افراد بیخانمان ممکن است بخواهد اطلاعاتی در مورد تمام مسکنهای ارزانقیمت یک محله- برای اسکان مراجعانش- اطلاعاتی به دست آورد.
- بهترین مکان (یا بدترین مکان) برای استقرار چیزی یا کسی کجاست؟ یکی از مناطق آموزش و پرورش ممکن است بخواهد اطلاعاتی در مورد الگوی اقامت مهاجرانی که به زبان جامعه میزبان آشنا نیستند داشته باشد تا ببیند کدام مدارس لازم است آموزشهایی به زبان جامعه مهاجرین ارائه دهند. یک نقشه زمینشناسی میتواند به برنامهریزان شهری کمک کند تا در مورد محل حفر چاهها تصمیم بهتری بگیرند.
- چه تغییراتی در یک دوره زمانی خاص رخ داده است؟ شما ممکن است این سوال را در قالب بک برنامه ارزیابی محلی یا یک کمپین حمایتی بپرسید (آیا حساسیت باهمستان نسبت موضوع مورد نظر شما در دو سال گذشته بیشتر شده است؟)
- چه الگوهایی را می توانیم در داده های جغرافیایی پیدا کنیم؟ به عنوان مثال، اگر برخی از خدمات بهداشتی در مناطق خاصی متمرکز شدهاند به دنبال این باشیم که چه چیز مشترک دیگری در آن مناطق وجود دارد؟
- با تغییر بخشی از دادهها چه چیزی را می توانیم پیش بینی کنیم؟ احداث کارخانهها در نقاط مختلف چه تاثیری بر میزان یا کیفیت آبهای زیرزمینی می تواند داشته باشد؟ آیا تغییر الگوهای ترافیکی یا کنترل ها جریان ترافیک را روان تر میکند
دادهها را جمعآوری کنید
GIS مانند هر اپلیکیشن رایانهای دیگر فقط به اندازهی دادههایی که به آن میدهید کارایی دارد. اگر دادههای شما ازردهخارج، ناقص، یا نادرست باشند، تصویر بهروز، کامل، و درستی از حوزه یا مسئلهای که بررسی میکنید نخواهید داشت. به این دلیل، باید منبع دادههایی را که از خارج از سازمان خود میگیرید در نظر گرفته و به قابلاتکاءبودن دادههایی که خودتان جمعآوری کردهاید توجه داشته باشید.
همانطور که در بالا گفتیم، دو نوع داده داریم: دادههای هوایی یا نقشهای که مناطق یا اشیای جغرافیایی را نشان میدهند؛ از جمله مرزهای سیاسی یا سایر مرزبندیها؛ و دادههای وصفی که دربارهی آن مناطق و اشیاء به شما میگویند. پس دادههای لازم عبارتند از اطلاعات مربوط به خود نقشهی تمام ناحیهای که میخواهید بررسی کنید، همراه با جزئیاتی که اطلاعات مورد نظر شما را تأمین کند (مثلاً بخشها، اطلاعات آماری، محلهها، تقسیمات شهری، شهرهای کوچک و غیره) و نیز اطلاعاتی که مردم، محیط زیست یا فعالیتهای آن منطقه را تشریح کرده و تقسیمبندی میکند.
برخی از متداولترین انواع داده که میتواند مورد استفادهی کاربران جعبهابزار باشد، مربوط به جمعیتشناسی است؛ یعنی دادههایی که طبقهبندی یا سطوح مردم منطقه را معرفی میکنند.
نمونههای معمول عبارتند از:
- سطح درآمد؛
- سطح تحصیلات؛
- سن.
نوع دیگری از داده مربوط میشود به مکان و تناوب وقایع و وضعیتها:
- تصادفات رانندگی (ضمناً میتوان بر اساس اینکه آیا مجروح یا مرگ داشته یا نه طبقهبندی کرد)؛
- حوادث خشونتبار (بر اساس تعداد حوادث یا نوع جرم)؛
- انواع معینی از بیماری یا ناخوشی؛
- محل منازلی که زیر سطح استاندارد قلمداد میشوند؛
- آبهای زیرزمینی آلوده.
این فهرست میتواند ادامه داشته باشد. تعداد دادههای احتمالی که میتوان وارد سیستم GIS کرد به اندازهی تعداد احتمالی یک وضعیت، واقعه، نفوس یا شرایطی است که میتواند با یک مکان در پیوند باشد. گروههای مختلف برای مطالعهی الگوی خرید مشتریان، گستردگی انتشار سلاح در جهان، احتمال اکتشاف نفت، حفاظت از گونههای در خطر انقراض، و در عمل هر آنچه که در مخیله میگنجد، از دادههای GIS استفاده میکنند.
مجموعهی دادهها قالبهای گوناگونی دارند و میتوانند در قالب جدول یا فهرست، عکس، نمودار، یا سایر اشکال گرافیکی (شامل نقشه) یا تصاویر سهبعدی باشند. ضمناً میتوانند به شکل چاپ، اسلاید، فایل رایانهای (اسپردشیت، پایگاه دادهها، فایلهای گرافیکی و غیره) یا فایلهایی باشند که از اینترنت دانلود شدهاند. بیشتر اینها رایگان هستند، اما شاید لازم باشد برای برخی از آنها مبلغی بپردازید؛ بهویژه اگر به صورت CD باشند.
علاوه بر این، دادهها میتوانند به منابع مختلفی تعلق داشته باشند که از همه راحتتر دادههایی هستند که خودتان جمعآوری کردهاید. در برخی از موارد، بسته به نحوهی بایگانیشدن (مثلاً در یک بانک اطلاعاتی عمومی مانند Microsoft Access) و ماهیت نرمافزارتان، شاید بتوانید آنها را مستقیماً در سیستم GIS بارگذاری کنید. اگر روی کاغذ یا در فایل پردازندهی کلمات باشند، شاید لازم باشد آنها را تایپ کنید. دادههای مشابه نیز ممکن است در سازمانهای دیگر یا دفتر مقامات و آژانسهای محلی باشند.
در سایت Geographic Information Systems میتوانید لینک منابع بزرگی از دادههای رایگان یا تجاری را پیدا کنید. دانشگاه آرکانزاس\ لینک بسیاری از منابع GIS برای ۵۰ ایالت را ارائه میدهد. دانشگاه استنفورد حتی بیشتر از این، از جمله، دادههای بینالمللی. U.S. Geological Survey منبع دیگری است، همینطور U.S. Fish and Wildlife Service برای دادههای محیط زیست.
ادغام داده ها در سیستم GIS
ادغام دادهها به معنای وارد کردن دادهها در قالبی است که توسط نرم افزار شناسایی شده است. یک جدول اعداد، اطلاعات موجود روی CD، دانلود از اینترنت یا وارد کردن داده ها از یک فایل کامپیوتری نمونههایی از قالبهایی هستند که برای ثبت دادهها استفاده میشود. همه نرمافزارها لزوماً دادهها را به همه این روشها نمیپذیرند، و بنابراین ممکن است مجبور شوید قبل از وارد کردن آنچه دارید، قالب را تغییر دهید.
نقشههای خود را بسازید
بعد از اتمام سه مرحلهی قبلی، ساختن نقشه عملاً کار نرمافزار است. سختی کار در انتخاب دقیق منطقهی نقشه است؛ شاید لازم باشد به مناطق اطراف یا حتی دور نگاه کنید که بر منطقه یا مسائلی که در نظر دارید و آنچه میخواهید لایههای نقشه شما را تشکیل دهند، تأثیر دارند.
فرض کنید در زمینهی تناوب بیماریها به دنبال الگوهای معینی میگردید. پس باید در پی اطلاعات اساسی زیر باشید:
- آیا ناخوشی مورد نظر در برخی از نواحی باهمستان یا منطقه، بیشتر از سایر مناطق است؟
- آیا مناطقی وجود دارند که بیماری در مقایسه با سایر مناطق یا مناطقی که عملاً اثری از آن نیست، بهشدت گسترش یافته باشد؟
- تناوب و میزان انتشار بیماری در منطقهی شما در مقایسه با همین دادههای آماری در سایر مناطق در چه وضعیتی است؟ آیا این امری عادی است یا غیرعادی؟
و بعد اگر فرض کنیم که الگوهایی وجود دارند، به لایههایی نیاز دارید که بتوانند وضعیت را تشریح کنند:
- درآمد. آیا بیماری با فقر یا درآمد نسبی ارتباط دارد؟
- فرهنگ، زبان. آیا میتواند با سبک زندگی یا رژیم غذایی مرتبط باشد؟ میتواند با عدم آشنایی با یک سری اقدامات پیشگیرانهی اولیه مرتبط باشد (مانند واکسیناسیون)؟
- نوع و موقعیت مکانی صنایع در منطقه. آیا ممکن است جنبهای زیستمحیطی در کار باشد؟
- مکانهای تخلیهی زبالهی صنعتی در گذشته و حال
- منبع آب آشامیدنی
فهرست اینها به هیچ روی به آنچه گفته شد محدود نیست. بهخصوص با داشتن درک درستی از مسئلهی مورد نظر، مثلاً تاریخچهی بیماری در منطقه، وضعیت عملی میتواند لایههای بسیار بیشتری را بطلبد. تعیین لایههای لازم، جنبهی بسیار مهمی از سیستم GIS محسوب میشود؛ بهخصوص اگر شما به همان نرمافزار و منابعی محدود باشید که در دسترس دارید.
نتایج را تجزیهوتحلیل کنید. وقتی که هرآنچه را که مشخص کردید به صورت نقشه درآمد، میتوانید عوامل گوناگون را تلفیق کنید تا به رابطهی آنها با یکدیگر پی ببرید. در اینجاست که روابط موجود بین اجزاء از دل نقشه بیرون میزند. برای نمونه، اگر تمام نواحی مثال بالا به عنوان مناطقی عنوان شدهاند که بیماری مورد نظر عمومیت داشته و بیشتر توسط یک گروه بومی خاص اشغال شدهاند، این همپوشانی بلافاصله به چشم خواهد خورد. اگر نوع معینی از کارخانجات صنعتی در نزدیکی باشند، این هم بهوضوح مشاهده میشود.
علاوه بر این، با مطالعهی تعدادی نقشهی کاغذی یا احتمالاً ترسیم نقشهی عملی یا ذهنی توسط خودتان، این ارتباطات آشکارتر خواهند شد.
اگرچه GIS میتواند در شناسایی الگوها و روابط فیمابین کمک بسیار بزرگی باشد، کار فکرکردن را برای شما انجام نمیدهد. هر قدر خلاقتر باشید، باهمستان خود را بهتر میشناسید، مردمان بیشتری را در تحلیل خود میگنجانید، از تاریخچه و پیشزمینهی بیشتری آگاه خواهید شد و تحلیل شما مفیدتر و صحیحتر خواهد بود.
اگر دوباره مثال بیماری را درنظر بگیریم، شاید توجه کرده باشید که ما نپرسیدهایم آیا مناطقی هم هست که همان گروه بومی اول در آن سکنی دارد ولی بیماری فوق شیوع ندارد یا آیا سایر گروههای بومی که در مجاورت همان مناطق صنعتی گروه اول زندگی میکنند به بیماری مشابهی مبتلا شدهاند یا خیر. اگر هر یک از این شروط برقرار باشد، باید پرسید که «اگر اصولاً عاملی در میان باشد، چه چیز در این گروه و در این منطقهی خاص منحصربهفرد است؟» برای آنکه از اطلاعات تولیدشده توسط GIS استفادهی کامل کنید، باید نه تنها به آنچه که مشاهده میکنید، بلکه به آنچه که مشاهده نمیکنید واکنش نشان دهید.
هنگام تجزیهوتحلیل نقشههای GIS، یک قاعدهي مهم این است که ذهنی پذیرا داشته باشید. شاید قبل از شروع کار تصور کنید که جواب سؤالات خود را میدانید، اما فرض را بر این نگذارید که هر آنچه روی نقشه ظاهر میشود باورهای شما را تأیید خواهد کرد. حتی اگر در ابتدای امر حس میکنید حق با شما بوده، کمی کندوکاو کنید: شاید در قالب یک بینش تازه یا تفسیر دیگری از آنچه که نقشه نشان میدهد، به معدن طلا برسید. تکرار میکنم، به آنچه نمیبینید توجه کنید.
برای برآورد نیازها و داشتههای باهمستان، برای برقراری یا نفوذ در سیاستگذاری، جهت برنامهریزی برای یک ابتکار یا مداخله، و برای ارزشیابی یا تمرکز دوباره بر کارتان، GIS ابزاری فوق العاده است. اما GIS فقط یک ابزار است و تنها به اندازهی دادههایی صحت دارد که با آن سروکار دارد و فقط به اندازهی کسانی که با آن کار میکنند هوشمند است.
برای کمک به کار خود و باهمستان خود و بهبود آن، نقشهی خود را تحلیل کنید.
تحلیل GIS فایده ای ندارد مگر اینکه آن را به منظوری مورد استفاده قرار دهید. اطلاعاتی که تحلیل GIS به شما میدهد باید در برنامهریزی و اجرای مداخلات و برنامههای باهمستان، تنظیم و بهبود کار، تعیین میزان توجه مورد نیاز به گرایشات باهمستان (و بذل آن توجه) و بهبودبخشیدن به کیفیت زندگی در باهمستان شما، کمک کند.
خلاصه
با استفاده از قابلیتهای GIS، نحوهی نگرش شما و همکاران شما به کاری که انجام میدهید و به باهمستانتان تغییر خواهد کرد. GIS از روشی برای نقشهبرداری دیجیتال است که به شما اجازه میدهد اطلاعات را به نقشهای که میکشید افزوده یا از آن کسر کنید تا بتوانید اطلاعات هوایی را با روشنی بیشتری مشاهده کنید. GIS میتواند در رابطه با یک مشکل یا مکان، نگرش تازهای را به شما عرضه کند. میتواند علاوه بر سابر جنبهها، در درک علل، ردیابی مشکلات بالقوه، و پیشگویی سناریوها مفید باشد.
عمدهترین مورد استفاده که احتمالاً اعضای جعبهابزار باهمستان از GIS خواهند داشت عبارتند از ارزیابی باهمستان، برنامهریزی راهبردی و اقدامی، ارزشیابی و پشتیبانی، یا سایر تلاشها برای اعمال نفوذ در سیاستگذاری. GIS در یک لحظه روابطی را نشان میدهد که شاید از یک جدول یا ارقام دارای همان اطلاعات معلوم نباشد؛ به همین علت، روش قدرتمندی است برای ارائهی گزارش، بهخصوص در جهت سیاستگذاری.
تأثیر و قدرت یک سیستم GIS بستگی دارد به ماهیت سختافزار و نرمافزار مورد استفاده، اتکاءپذیری و دامنهی دادههایی که به خورد آن داده میشوند، و مهارت کسانی که آن را به کار برده و نتایج را تفسیر میکنند. با پیدایش GIS، نگرش به باهمستان شکل تازهای به خود گرفته و برای کارتان در حکم راهنماست.
Example #1: Wichita food deserts. Why we should care.

The Wichita Community Food Assessment evaluated the food systems serving the city and their capacity to provide access to healthy, affordable and culturally appropriate foods to all residents. The assessment, entitled Wichita Food Deserts. Why We Should Care., created an inventory of local food resources and identified gaps. The goal of the assessment was to produce recommendations to inform decision-making and new policy to improve community food security.
The first step required developing a description of the community, its food needs and the food systems that serve it. Team members created an inventory of retail food resources within the city limits that includes the prices and availability of certain staple food items.
This report, commissioned by the Health and Wellness Coalition of Wichita, looks at availability as well as financial and geographical access to healthy foods.
Example #2: Mobilizing to Overcome the ‘Geography of Inequality’ in St. Louis: For the Sake of All
In St. Louis, being born in zip code 63105 or zip code 63106 can make all the difference in the path your life takes, including how long you live. That was one of the main findings from the For Sake of All project report released in May 2014. What it highlights is deep structural and systemic changes that need to happen. And that is why Dr. Purnell and his team are looking beyond just health outcomes, but to broader measures like education, poverty, and employment, that can impact life outcomes. Now in its second phase, the project is seeking to mobilize multi-disciplinary teams of business leaders, policy makers, and communities to support the report’s six areas of recommendation for change in St. Louis. Read more.
Example #3: ‘X’ Marks the Spot: Officials Map a Route Out of the Pandemic
As Covid-19 cases rise, governments and organizations around the world are starting to use geospatial data and digital mapping tools to guide their vaccination campaigns. By brandishing brightly colored maps, they are able to pinpoint the exact neighborhoods where cases are rising or where testing rates are lagging. County and city officials are prioritizing neighborhoods with higher levels of social vulnerability and lower vaccination rates, implementing more vaccination sites there and starting community programs to inform people of these high risk areas about the vaccine and dispel any misinformation. Health organizations want their work to include all sorts of essential services, even outside the pandemic, to ensure citizens’ health needs are all being met. Read more.
- ما هو "الحوار" ولماذا ينبغي أن يستضيف المجتمع المحلّي حواراً؟
- أين يمكن أن يحصل الحوار؟
- مَن يمكن أن يشارك في الحوار أو أن يستضيفه؟
- ما الذي يجعل الأشخاص أصحّاء والمجتمع المحلي صحيّاً؟
- كيف نستضيف حواراً؟
- كيف نجعل حوارنا مهمّاً؟
إنّ بناء وتطوير مجتمع محليّ صحّي هو مسار على طول الحياة. وهو يتطلّب تغذية مستمرة ومثابَرة. ولكل فرد دورٌ يلعبه في بناء مجتمع محلّي أكثر صحّة وأكثر حيويّة. الخيارات التي نعتمدها في المنزل والعمل والمدرسة واللعب وأماكن العبادة، تحدّد إلى حدٍ بعيد ما الذي يخلق الصحة الفردية والحيوية المجتمعيّة. الموضوع يتعلّق إلى حد كبير بكيف نصرف أوقاتنا وأموالنا ومواهبنا. ومن جهة أخرى، يتعلّق الأمر بكيف نبني الأطر في مجتمعاتنا المحلية التي تساعد على إحداث التغيير الإيجابي.
تتطلّب المجتمعات المحلية الصحيّة قيادة ملهِمة وتحرّكاً من كافّة زوايا مجتمعاتنا المحلية. في الوقت الحاضر، هنالك مسافة كبيرة بين المحادثات التي نجريها حول طاولة المطبخ في المنزل وتلك التي نُجريها مع القادة. نرى معارك حول المصالح وتفتيتاً للجهود والمزيد من الموارد تُصرف على أعراض المشكلات الأعمق، وموارد أقل تصرف على ما يولّد الصحّة أولاً.
هذا القسم هو عن جمع أصوات المجتمعات المحلية ومواهبها. المعلومات في القسم تتوخّى المساعدة على توليد أفكار وعلاقات تعبر الخطوط التي تقسّمنا، وتتوجّه إلى القادة المجتمعيين من كافّة الأنواع، وإلى أي شخص يمكن أن يباشر بالحوار، كما يقدّم القسم مقاربةً مرنة يمكن تكييفها مع أهداف أي مجموعة أو جماعة.
ما هو "الحوار" ولماذا ينبغي أن يستضيف المجتمع المحلّي حواراً؟
"الحوار" هو محادثة مجتمعية بين الناس، يمكن أن تأخذ أشكالاً متنوعة، ويمكن أن تشمل خمسة أشخاص حول طاولة في المطبخ، أو 500 شخص في إطار مدني واسع، أو ما بينهما.
ويمكن أنْ يساعد الحوار المجتمعي على ما يلي:
-
توسيع قاعدة النادين والمناصرين والأصوات (الشباب وشركات الأعمال والجماعات الروحية وقادة من القاعدة)
-
الوصول إلى أرضية مشتركة: جمع عمل المؤسسات ذات الطابع الرسمي والشراكات والقادة من الأحياء والمجموعات القاعديّة
-
تظهير وإعلاء المسائل المشتركة والموارد الخاصة بمعالجتها، والمساعدة على تحديد العوائق أمام التغيير الإيجابي والكشف عن أفكار خلاّقة
-
استدامة الحوار بشكل مستمر بين المجموعات والشراكات العديدة في المجتمع المحلي
-
بناء قدرات مجموعتكم لكي تحقق أفكارها
-
إطلاق مبادرات جديدة وتقوية أثر الشراكات الموجودة التي تعمل على تحسين المجتمع المحلي
-
تركيز استثمارات الشركات والمنظمات على منافع المجتمع المحلي: وضع السياسات المجتمعية ومخصّصات الموارد على سكة ما يخلق الصحة
-
اختراق "معارك المصالح" المجتمعية ووصل الموارد المشتّتة: بناء الإجماع العام والالتزام اللازم من أجل بناء تحرّك لنتائج أفضل
-
الحث على الحركة ورصد التقدّم من أجل المساءلة والمحاسبة
-
توليد انتباه الإعلام المحلّي
-
مساعدة القادة من كافّة القطاعات على رؤية أدوارهم في بناء مجتمعات محلية صحية ومستدامة
-
أن نصبح جزءاً (مسموعاً ومرئياً) من حركة المجتمعات الصحية على الصعيد البلد بأكمله.
أين يمكن أن يحصل الحوار؟
-
في المدرسة
-
حول طاولة المطبخ في المنزل
-
في مكان العمل
-
في المراكز المجتمعية
-
في الأحياء
-
في المراكز الروحية
-
في اجتماعات نوادي الخدمة والهيئات الاجتماعية (مثل الروتاري واللَيون واتّحادات الشباب والأخويّات...)
-
في اجتماعات الشراكات القائمة
-
في اجتماعات مجالس الإدارة وما شابه
-
في ردهات الحكومة
مََن يمكن أن يشارك في الحوار أو يستضيفه؟
لكل شخص الحق في أن يلعب دوراً في بناء المجتمع المحلّي وتطوير الصحّة. وإنّ حيويّة مجتمعاتنا المحلية والديمقراطيّة تعتمدان على المشاركة الفاعلة من قِبل كل شخص، إذ يمكن لكل فرد أن يشارك في الحوار. من هنا، عليكم أن تبحثوا عن التنوّع! كما ينبغي اختراق الخطوط بين العراق والقوميات والألوان والثقافت والطبقات والأحياء والمناطق... وذلك من أجل جمع شمل المشاركين.
يمكن لأي شخص ٍكان أنْ يعقد محادثة "صحيّة مجتمعيّة" وأن يستضيفها:
-
قادة الأحياء
-
الشباب
-
رجال الأعمال
-
العاملون في الصحة العامّة والرعاية الطبيّة
-
القادة الروحيّون
-
الكبار في السن
-
صانعو المنازل
-
المربّون
-
العاملون في تنظيم المجتمع المحلّي والجمعيات
ما الذي يجعل الأشخاص أصحّاء ويجعل المجتمع المحلي صحيّاً؟
ما الذي يجعل الناس أصحّاء؟
الصحة هي أكثر من مجرّد غياب المرض، فهي الحالة القصوى لحُسن الحال الذهنية والجسدية والعاطفية والروحية. هي الاكتمال، وهي تشمل حس الانتماء المجتمعي واختبار تحكم الإنسان بحياته.
الصحة القصوى هي الناتج عن تمكن الناس من تحقيق إمكاناتهم وعيشهم في مجتمع محلّي يعمل بشكل جيّد. أمّا "المجتمع المحلّي"، فيمكن أن يكون أيَّ جماعة: من حيّ إلى منطقة متنوعة الثقافات، ويمكن أن يكون مكانَ العمل أو مجموعةً تتشارك الاهتمامات والمعتقدات والإيمان. ففي نهاية المطاف، مجتمعنا المحلّي هو أين نكون ومع مَن نكون.
ما الذي يجعل المجتمع المحلي صحيّاً؟
المجتمع المحلي الصحي هو المكان الذي يبني ويحسّن باستمرار البيئة الاجتماعية والمادية لساكنيه، ويوسّع الموارد المجتمعية التي تمكّن الناس من دعم بعضهم بعضاً في أداء كافّة وظائف الحياة وفي تطوير أنفسهم إلى أقصى حدود ممكنة لديهم.
المجتمع المحلي ليس مكاناً مثاليّاً، لكنّه حالة ديناميكيّة من التجديد والتحسين، وهو يبني ثقافةً تعزّز الخيارات الصحيّة ونوعية حياةٍ عالية الجودة. وهو يجند الممارسات والسياسات ومخصّصات الموارد من أجل استدامة ما يلي:
-
المواطَنة الملتزمة
-
التنوّع
-
السلوك الأخلاقي
-
الشجاعة
-
أنظمة تعليم نوعيّة
-
تنمية الطفولة
-
اقتصاد حيوي
-
شبكات دعم
-
أجور تؤمّن المعيشة
-
التطوّع
-
سكن لائق وكلفته مقبولة
-
نقل يسهل الوصول إليه
-
انفتاح على التغيير
-
التجاوب
-
التجديد والإبداع
-
الصبر
-
الحكم الصالح
-
الإيمان الديناميكي
-
الترفيه
-
المجتمعات المحلية
-
الثقافة
-
الهواء النظيف
-
الماء الآمن
-
التحسين المستمر
-
العائلات القوية
-
الأحياء الآمنة
كيف تستضيفون حواراً؟
لا يوجد "طريقة فضلى" لاستضافة حوار، فالأمر يعتمد على ما تودّون تحقيقه. عليكم أن تنسجوا نهجاً يناسب أهدافكم والسياق والمشاركين والوقت والقدرات التي تتمتعون بها بالشكل الأفضل.
فيما يلي ستة سيناريوهات كأمثلة على بعض أنواع الحوارات.
السيناريو 1: شراكة ناضجة أو ائتلاف
قد تكون غاية المجموعة التركيز على العمل الحالي على مسائل الصحة ونوعيّة الحياة، وتعميق هذا العمل، أو قد تكون الغاية جذب المزيد من المشاركين الجدد والمتنوعين. كما قد ترغب المجموعة في التأمل في وضع التعلّم والإضاءة عليه، أو جلب انتباه الإعلام لجهودها.
السيناريو 2: تعبئة الشباب
مجموعة شباب في مدرسة أو في إطار نادٍ: قد تود هذه المجموعة إضفاء معنى لديناميكيّات المجتمع المحلي أو التعاطي مع الضغوطات والدعائم الموجودة في المجتمع المحلي. كما قد يود الشباب أن يحدّدوا المسائل الأساسية وأن يصبحوا فاعلين في أمر مهم لهم ولمستقبلهم.
السيناريو 3: مجموعة دينية
مركز روحي: قد يود القادة الروحيون إشراك الرعيّة/المجموعة في خدمةٍ ما للحي ذات صلة بمسألة أساسية. قد يرغبون في زيادة العضوية لديهم من خلال القيام بالتحرّك في المجتمع المحلي.
السيناريو 4: طاولة المطبخ في منزلكم
قد ترغبون ببساطة في أن تدعوا بعض الجيران من أجل تحسين التضامن والتعاون في الحي بين الجيران، أو التكلّم على بعض المسائل العالقة، فالعمل بشكل تعاوني على أمرٍ ما يمكن أن يساعد على بناء جسور تعبر الخطوط العنصريّة والطبقيّة.
السيناريو 5: تنظيم مجتمعي
منظّمة فيها عضوية أو نادي خدمات (مثل غرفة التجارة أو أي جمعيّة منتشرة في البلاد أو نلدي الليونز أو الروتاري، أو جمعية أهلية أو عائلية في الحي، أو منظمة حقوق مدنية...): قد تود منظمة أو مجموعة أن تعمل بنفسها على تحديد الفرص التي تسمح بالحثّ على التغيير الإيجابي في المجتمع المحلي في اجتماع دوري مجدوَل. ربّما حان الوقت للتفكير في ما الذي يجعل القيادة أمراً صعباً ربطاً بموضوع أساسي يواجه المجتمع المحلي.
السيناريو 6: في حرم الجامعة أو الكليّة
في الجامعة أو الكليّة، يلتقي الطلاب والأساتذة والإداريّون والموظّفون والقاطنون في المجتمع المحلي من أجل سماع والتعلّم من بعضهم بعضاً، واكتشاف بعض الطرق الممكنة للعمل سويّة.
سيساعدكم التحضيرُ على جعل حواركم مهمّاً. ففي النهاية، يمكن الحوار أن يساعد مجموعتكم على التطوّر والتركيز والعمل على المسائل المحدَّدة. يمكن أن يتطلّب الأمر أسبوعين إلى خمسة أسابيع لتحضير الحوار وإتمامه. ويمكن أن يستمر الحوار من ساعة إلى ثلاث ساعات وأن يشمل أي عددٍ من المشاركين يتراوح بين خمس أشخاص و شخص500. فالأمر يعتمد على قدرتكم وعلى المدى المتاح. الخطوات التالية تساعدكم على التحضير للحوار المجتمعي. بالطبع، عليكم أن تشعروا بالحريّة التامّة في تعديل الخطوات لكي تناسب غرضكم ومجموعتكم وظروفكم.
الخطوة 1: الوصول إلى الموارد
-
زيارة موقع http://www.hospitalconnect.com/healthycommunities/usa/index.html
-
النظر في دليل "أفكار في العمل مع الناس: نهج في التعلم والتدريب"، وخصوصاً الجزء الثالث حول بناء المجموعات والمؤسسات والحركات. النص على موقع ورشة الموارد العربية: www.mawared.org
-
للمزيد من المعلومات والموارد حول استضافة حوار وبناء المجتمع المحلي بشكل عام: أنظر المورد أعلاه خصوصاً الجزء الأول.
-
تفقّد "المواضيع ذات الصلة" في محتويات "عدّة العمل المجتمعي" والموارد المذكورة في نهاية هذا القسم.
الخطوة 2: التحضير للحوار
-
بناء فريق الحوار لاستضافة الحدث: إنّ النهج الفريقي من أجل عقد الحوار ستساعد على بناء الملكية وتوزيع المهام المنضوية، إذ يمكن للفريق المساعدة على تحديد غايات المشروع. عليكم تحديد بعض الأشخاص ذوي المصداقية والذين عملتم معهم سابقاً، ودعوتهم إلى الحوار.
-
تحديد غاياتكم الخاصّة للحوار: قد يكون للمجتمع المحلي بعض الغايات المحدّدة من الحوار نفسه والمعلومات الناتجة عنه. يجب أن يعكس تصميم جلسة الحوار ذلك، فقد يريد المجتمع المحلي تعميق العمل المجتمعي القائم أو التأمّل في الدروس المستفادة، كما قد يرغب في إنشاء مجموعة جديدة من أجل طرح مسائل مجتمعية. كونوا خلاّقين في تصميم يؤمن خلطة ملائمة مع نشاطات محليّة أخرى.
-
تحديد مجموعة المشاركين: مَن هم الذين ترغبون في أن تجمعوا من أجل تشارك الأفكار والآراء؟ ولتخفيف الجهود اللازمة للاستقطاب، قد تجدون من الأسهل إقامة الشراكة مع مجموعة قائمة بالفعل. ذلك يسمح لكم باستخدام شبكتهم، كما يمكن أن يكون من المفيد إدخال أصوات جديدة إلى مجموعتكم. قد تكون مجموعات الحوار صغيرة بحجم خمسة أشخاص أو كبيرة بحجم 500 شخص، فالقضيّة ببساطة تتعلّق بكيفية تصميم حواركم، وما تريدون تحقيقه، ومدة الوقت المتاح لكم. معظم المجموعات يتضمّن ما بين 12 و30 مشاركاً، وتكون مدّة الحوار في معظم الأحيان ساعة ونصف.
-
اختيار ميسّر الحوار وتحضيره: التيسير الجيّد جوهري لنجاح الحوار. عليكم تجنيد ميسّر ذي خبرة أو شخص يكون مستمعاً جيّداً ويمكنه أن يلهم المحادثة فيما يبقى محايداً. يمكن إيجاد خصائص الميسّر الجيّدة في مواد "عدّة العمل المجتمعي" على الموقع. من المهم أن يكون الميسّر مرتاحاً لأسئلة الحوار وأن يحدّد كيف يمكن تصميم الحوار بشكل أفضل. انظروا الأداة رقم 1: خطوط توجيهية لميسّر الحوار.
-
تحديد مكان وتاريخ ووقت لحواركم: يجب اختيار مكان مريح وسهل الوصول. يمكن أن تُعقد الحوارات بسهولة في بيت أحدهم أو مركز مجتمعي أو مركز روحي أو مكتبة أو صالة طعام خاصّة أو مطعم محلّي. ويمكن إيجاد أماكن أو غرف طعام أو قاعات داخل المستشفيات والمدارس وشركات الأعمال أو الجمعيات حيث يمكن أن تلتقي المجموعات. ومن الأساسي أن تجعلوا المواقع مناسِبة للمشاركين. كما عليكم تحديد مدّة الحوار (من ساعة إلى ثلاث ساعات)، والتأكّد من أن تعطوا مهلة أسبوعين من الوقت قبل اجتماع الحوار. كما يساعد اتّصال هاتفي قبل يوميْن من الحدث على زيادة الحضور.
-
خلق بيئة داعية: ترتيبات الجلوس مهمّة لاسيّما عندما تكون المجموعة صغيرة. ضعوا المقاعد في شكل دائري أو نصف دائري من أجل تأمين تفاعل قوي. كما تشكل الضيافة (أو الطعام في حال كان الاجتماع على الفطور أو الغداء) ترحيباً مفيداً وإشارة مناسبة للتقدير، لكنّها غير ملزمة. في عدّة أحيان، يمكن لبعض شركات الأعمال المحليّة أن تقدّم الضيافة للاجتماعات المجتمعية.
الخطوة 3: دعوة المشاركين
تنجذب الناس بشكل طبيعي إلى الأشخاص الذين يتكلّمون بالتزام ويعبّرون عن الاحتمالات الممكنة. ثِقوا بأنفسكم. فالناس تريد أن تتحدّث عمّا هو ممكن في مجتمعاتهم المحليّة. الأمر ليس كقلع الأسنان. عليكم تحديد كيفية الوصول إلى المشاركين المرغوبين: اتّصلوا بالأصدقاء أو بزملاء العمل أو بمجموعات مجتمعية محدّدة. الاتّصال الشخصي يصنع فرقاً! عادةً ما يكون الاتّصال الهاتفي مرفقاً برسالة متابعة أو منشور يتضمّن التفاصيل شديد الفعاليّة، ولا تقلقوا إذا قال أحدهم: كلا.
تذكّروا أنّه في حال أردتم أن يكون هناك عدد معيّن من الأشخاص في مجموعتكم فقد تحتاجون إلى استقطاب هذا العدد مضروباً بمرّة ونصف أو بمرّتين. وفي حال أردتم مجموعة واسعة تتضمّن مكونات مجتمعية عديدة فقد يكون من الحكمة الإعلان عن الحوار في نشرات أو مناشير تضعونها في الأمكنة التي يتجمّع فيها الناس: في المقاهي أو في الدكاكين أو في قاعات الرياضة أو في مراكز الرعاية النهارية الصحية وغيرها أو في مراكز العبادة أو في المراكز المجتمعية أو في المكتبات.
الخطوة 4: خطّطوا لتسجيل الحوار
تعيين شخص من الفريق يأخذ الملاحظات ويلخّص النقاط الرئيسية: ليس من الضروري أن يقوم هذا الشخص بتسجيل الحوار كلمة بكلمة، بل عليه تلخيص وجهات نظر المجموعة في اثناء تفاعلها. وتسجيل مواقع الاختلاف هو بنفس أهميّة تسجيل مواقع الإجماع. كذلك من المهم الحصول على اقتباسات وقصص من المشاركين. على الميسّر أن يخطّط للجلوس مع هذا الشخص الموثِّق فوراً بعد انتهاء الحوار من أجل مراجعة الملاحظات وتحضير ملخّص.
الخطوة 5: تنفيذ الحوار
-
الترحيب بالمشاركين: من المهم أن يرحّب الميسّر بالمشاركين لدى وصولهم لبناء علاقة معهم قبل الحوار. يساعد ذلك على إراحة الضيوف ويشجّعهم على التحدّث.
-
التقديم: على الميسّر أن يقدّم نفسه ويشكر المشاركين على الحضور، على أن يتبع ذلك تقديم مختصر يذكر غرض الحوار وأهميّة طلب آراء المجتمع المحلي. في حال كانت المجموعة الصغيرة، قد يطلب الميسّر من كل مشارك تقديم نفسه.
-
المبادرة بالحوار: انظروا الأداة رقم 2: أسئلة الحوار. هذه الأسئلة السبعة الأساسية بما فيها سلسلة الأسئلة الجزئية هي أفكار لحث المجموعة ولتوجيه المحادثة. ليس بالضرورة طرح كافّة الأسئلة الجزئية. فعليكم حياكة الحوار حسب مقاس حاجات مجتمعكم المحلّي. وقد تم البحث في ما يتعلّق بكل سؤال لتحديد مدى إمكانيّة اعتماده، ولكن قد تكون التعديلات الطفيفة لازمة. في حال كانت المجموعة كبيرة فقد يرغب الميسّر بوضع الأسئلة على شفافيّات لعرضها عبر آلة العرض على الحائط أو الشاشة، فيراها الجميع.
-
إشراك الإعلام وتوثيق الحدث: ستود بعض المجموعات حضور بعض الإعلام المحلّي للتقرير عن الحوار ونتائجه. قد تودّون أيضاً أخذ بعض الصور أو الفيديو كْليب للحدث.
الخطوة 6: إنهاء الحوار والخطوات التالية
في نهاية الحوار، يمكن للميسّر أن يذكّر المجموعة بأهميّة مجرّد أخذ بعض الوقت لتشارك الأفكار والقيم الشخصيّة مع سائر المواطنين. يمكن أن تفكّر المجموعة بالخطوات التالية الممكنة دون أن تشعر بوجوب القيام بأمرٍ ما معاً. ويمكن للّذي قام بالتسجيل أن يلخّص شفهياً الحوار، وعليه عندها أن يخطّط لإرسال الملاحظات إلى المشاركين.
وبالنسبة للمجموعات التي تريد القيام بالمزيد، في ما يلي بعض الخطوات التالية الممكنة:
-
قد تكون المجموعة متحمّسة لفكرة محدّدة تريد التحرّك حولها، فتتفق على اللقاء مجدّداً من أجل تطوير بعض خطط التحرّك.
-
قد تقرّر المجموعة تنظيم محادثة أكثر عمقاً وإشراك بعض الأصوات الناقصة ووجهات نظر أخرى من أحيائهم (أو إشراك بعض الممثلين المنتخَبين والجرائد المحليّة).
-
قد تقرر المجموعة إقامة حوارات إضافيّة حول مواضيع أخرى مهمّة لها.
-
قد تتشارك المجموعة معلومات حول جهود مجتمعية قائمة يمكن أن تستفيد من متطوعين وقادة إضافيّين.
-
قد يود المحرّكون توجيه الأعضاء المهتمّين نحو التعلّم عن جهود مجتمعية أخرى ناجحة في البلد.
كيف تجعلون حواركم مهمّاً؟
من أجل احتساب نتائج محادثاتكم، عليكم تسجيلها واستخدامها محلياً، والتأكّد من أنّها تحث على التحرّك عبر إيصالها إلى المشاركين والمنظمات ذات الصلة في مدّة لا تتخطى عشرة أيّام بعد حصول الحوار. كذلك عليكم المتابعة مع المجموعة ربطاً باهتماماتها، والطلب من كل مشارك أن يشارك المجموعة بما تعلّمه، وإبقاء الحوار قائماً. تذكّروا أنّ كلاًّ منّا يسهم في رفاهة المجتمع المحلّي بمجرّد المشاركة في الحوار المدني.
باختصار
إنّ بناء وتطوير مجتمع محلي صحي هو مسار – أو عملية - طوال الحياة يحتاج إلى تغذية مستمرة ومثابرة. كل فرد له دور في بناء مجتمع محلّي أكثر حيوية وصحّةً. والمجتمع المحلي الصحّي هو مكان غير مثالي في حالة دائمة التغيّر، يبني ثقافةً تدعم خيارات حياةً صحّية و كما تدعم نوعية حياة ذات جودة عالية. ينبغي أن تأتي القيادة والتحرّكات من كل زاوية من زوايا مجتمعاتنا المحلية لتجسير الفجوة بين المحادثات التي نجريها حول طاولة المطبخ وتلك التي نجريها مع القادة.
يهدف الحوار المجتمعي إلى جمع الأصوات والمواهب العديدة المتواجدة في مجتمعاتنا المحلّية. يمكن للحوار أن يجري في أنواع متعدّدة من الأمكنة وعبر أشكال متنوعة تتراوح بين مجموعة من خمسة أشخاص في منزل وخمسمائة شخص في إطار عام. عليكم أن تنسجوا حواركم المجتمعي بشكل يناسب أهدافكم والإطار والمشاركين والوقت والقدرة. اجعلوا نتائجكم مهمّة من خلال تسجيلها واستخدامها، وتأكّدوا من أنّ نتائج المحادثات ستؤدّي إلى تحركات محلية من خلال إرسالها إلى المشاركين والمنظمات ذات الصلة في مدّة لا تتخطى عشرة أيّام بعد حصول الحوار. كذلك عليكم المتابعة من خلال الطلب من كل مشارك أن يشارك المجموعة بما تعلّمه، ما سيُبقي الحوار قائماً.
نشجّعكم على إعادة إنتاج هذه المادة، علكن نرجو أن تذكروا مرجعها: "عدة العمل المجتمعي" على الموقع:
Http://ctb.ku.edu
نویسنده
تِيمْ براوْنْلي
Resources
موارد مطبوعة
Norris, T. and Howell, L. (1999). Healthy people in healthy communities: A dialogue guide. Chicago, IL: Coalition for Healthier Cities and Communities.
أشخاص أصحّاء في مجتمعات محليّة صحيّة: دليل حوار إصدار ائتلاف المدن والمجتمعات المحليّة الأكثر صحّةً.
On Leadership by John W. Gardner, Simon and Schuster, 1993.
حول القيادة.
Leadership With No Easy Answers by Ronald A. Heifetz, Belknap Press of Harvard University Press, 1994.
القيادة دون أجوبة سهلة.
Cutting Edge: Leadership 2000 by Barbara Kellerman and Larraine R. Matusak, Editors. The Academy of Leadership Press at The University of Maryland, 1999.
نقطة الفصل: القيادة 2000.
Collaborative Leadership: How Citizens and Civic Leaders Can Make a Difference by David D. Chrislip, Carl E. Larson September 1994. http://www.josseybass.com
القيادة التعاونية: كيف يمكن للمواطنين والقادة المدنيين أن يصنعوا فرقاً.
التحضير للحوار المجتمعي
______ تحصرون مسألتكم (مثلاً، مياه آمنة أو أجور المعيشة أو التنوع...).
______ تبنون فريق حوارٍ ليستضيف الحدث.
______ تحدّدون غاياتكم من الحوار (مثلاً، الوصول إلى أرضية مشتركة أو إطلاق مبادرات جديدة أو الحث على تغطية إعلامية، الخ) وتصمّمون الجلسة من أجل دعم هذه الغايات.
______ تقرّرون مَن سيشارك في الحوار.
______ تختارون ميسّراً/ة للحوار وتحضّرونه/ها.
______ تحدّدون مكاناً وتاريخاً ووقتاً للحوار.
______ تعيّنون شخصاً من أجل تسجيل الحوار أو توثيقه.
______ تخلقون بيئة مرحّبة.
______ تدعون المشاركين
تنفيذ الحوار
____ ترحّبون بالمشاركين وتقدّمون الميسّر.
____ تضعون قواعد أساسيّة للحوار كما تحاولون خلق مناخ مريح.
____ تستخدمون الأسئلة السبعة (الأداة رقم 2) من أجل تعزيز الحوار.
____ ترصدون تقدّم المجوعة.
____ تمنحون وقتاً كافياً لإقفال الحوار ولأي خطوات متابعة.
____ تُشركون الإعلام وتوثّقون الحدث إذا كان متماشياً مع غاياتكم.
جعل الحوار مهمّاً
______ تسجّلون النتائج وترسلونها إلى المشاركين والمنظمات ذات الصلة خلال عشرة أيّام.
______ تتابعون مع المجموعة بحسب اهتماماتها.
______ تُبقون الحوار مستمراً.
نویسنده
تِيمْ براوْنْلي
Example: Bridging the Divides in Our Communities and in Our Nation
The Hands Across the Hills experience initiated in the small community of Leverett, Massachusetts, with Letcher County Kentucky was powerful and positive. They listened to each other, learned from each other, and actually left loving each other. It gave them hope that the divisions in this country can be overcome.
الأداة رقم 1: خطوط توجيهية مساعِدة لميسّر الحوار
-
وضع القواعد الأساسية للمجموعة
تسير محادثتكم بشكل أكثر سلاسة في حال اتّفقتم مع المشاركين على قواعد أساسية واضحة. على سبيل المثال:
-
الإصغاء باحترام
-
كل شخص يتكلّم بدوره
-
القسوة على الأفكار وليس على الأشخاص: لا تهجّمات شخصيّة
-
لكل شخص فرصة للتكلّم
-
جعل الحوار ناجحاً هو مسؤولية جميع المشاركين.
-
التأكّد من أن الحوار مسترخٍ
التأكّد من أنّ الجميع يشعر بالراحة لدى التعبير عن الآراء.
-
ليس بالضرورة أن تكونوا خبراء
لا تشعروا أنّه عليكم أن تكونوا خبراء في أي من المسائل. قبل الحوار، ينبغي قراءة المواد المتنوّعة المؤمّنة، ثمّ ينبغي أن تبقوا حياديّين ويمكن أن تسألوا المجموعة عندما تُحشرون.
-
المرونة في طرح الأسئلة
لقد تم اختبار كل سؤال من تلك المعروضة في الأداة رقم 2: أسئلة الحوار. ولكن قد ترغبون في القيام ببعض التعديلات وفقاً لأهدافكم. كونوا حذرين: لا تجعلوا الأجوبة متحيّزة عبر طرح أسئلة توجّه المشاركين نحو أجوبة مقبولة اجتماعيّاً. إضافةً إلى ذلك، تميل الأسئلة التي قد يجاب عليها بكلمة "نعم" أو "لا" إلى تقييد المحادثة.
-
مراقبة مسار المجموعة
عليكم الانتباه لمَن تحدّث، وفيما تحدّث الجميع أو سيطر بعض الأشخاص على الحوار. يمكن إعادة إنعاش مهاراتكم في تيسير النقاشات مسبقاً، وهنالك موارد عديدة لدعم الميسّر. انظروا "الموارد" في هذا القسم.
-
رعاية الحوار
عندما تبدأ المحادثات بالانحراف، ينبغي تلخيص النقاط ذات الصلة التي ذُكرت وطلب المزيد من الأفكار. ساعدوا المشاركين على إيجاد الأرضيّة المشتركة من خلال سؤالهم عن الحسنات والسيئات التي لمختلف وجهات النظر، وحاولوا استمالة غير المتكلّمين والبناء على التعليقات.
-
طرح أسئلة أساسية قابلة للتطبيق على المشاركين
قد تحتاجون أحياناً إلى حث المشاركين على الحصول على آرائهم كاملةً أو توضيح نقطة ما. كما قد تحتاجون إلى الإلهام النابع من الحوار ربطاً بنقطة تعتقد المجموعة أنّها تستحق المزيد من النقاش، وأحياناً إلى إيجاد بعض الأرضيّة المشتركة بين وجهات النظر المتعارضة. لا تقلقوا من عدم تحقيق الإجماع. في ما يلي بعض الأسئلة لتعزيز الحوار:
-
ما هي الفكرة أو النقطة الرئيسية؟
-
هل يود منكم مَن يدعم هذه النقطة أو يتحدّاها؟
-
ما هي حكاية هذا الرأي الذي لا تستطيعون التعايش معه؟
-
هل يمكن أن تعطوني مثلاً يجسّد هذه النقطة؟
-
هل هنالك نقاط يتفق عليها معظمنا هنا؟
-
ترك بعض الوقت لإقفال الحوار ولخطوات المتابعة
عليكم التأكّد من السماح ببعض الوقت في نهاية الحوار للأفكار النهائية والتلخيص:
-
الطلب من المشاركين تشارك تعليقات أخيرة وتشجيعهم على إبقاء الحوار قائماً بعد عودتهم إلى المنزل، وإشراك آخرين في النقاشات عن المجتمع المحلي
-
شكر الجميع للمشاركة.
الأداة رقم 2: أسئلة الحوار
الأسئلة السبعة التالية قد تشكّل الجزء الأهم من حواركم، إذ إنّها تؤكّد إمكانيّة أن تشمل وجهات نظر المجموعة ضمن المسار. والأسئلة الجزئية معروضة كمحفّزة لمساعدتكم على تعميق الحوار. عليكم اتّخاذ قرار في الأسئلة التي يجب إعطاؤها وقتاً أكبر، وليس من الضروري الحصول على إجماع، ولكن ابحثوا عن التركيز:
-
ما هي السمتان أو الثلاث التي تعتقدون أنّها تشكل السمات الأهم لمجتمع محلي صحي؟
-
عندما تتخيّلون مجتمعاً محلياً صحياً، ما الذي يبرز أماكم؟
-
ما الذي يجعلكم تفخرون بمجتمعكم المحلّي؟
-
ما هي بعض الأمثلة المحدّدة عن أشخاص أو مجموعات تعمل معاً من أجل تحسين صحة المجتمع المحلّي ونوعيّة الحياة داخله؟
(من المهم الإصغاء بدقّة إلى هذه التصاريح والقصص المهمة، وتسجيلها)
-
كيف حصلت هذه الأمور؟ مَن كان منخرطاً؟ كيف وصل هؤلاء إلى الموارد اللازمة؟ ما الذي تمّ تحقيقه؟
-
كيف يمكن توسيع هذه الجهود برأيكم؟
-
ما هي أهم الدروس التي تعلمّتموها من الجهود المجتمعيّة، تلك الناجحة أو تلك الفاشلة؟
-
ما هي المسألتين أو المسائل الثلاث التي تعتبرونها الأهم والواجب طرحها من أجل تحسين الصحة ونوعيّة الحياة في المجتمع المحلّي؟
-
إذا كنتم تستطيعون تحسين أمر واحد فقط في المجتمع المحلّي حالاً، ماذا يكون؟
-
ما هي التحديات الأهم (2-3) التي سنواجهها في السنوات الخمس إلى العشر القادمة؟
-
برأيكم، ما الذي يمنع مجتمعنا المحلّي من القيام بما يلزم من أجل من أجل تحسين الصحة ونوعيّة الحياة؟
(عودوا إلى المسائل التي جرى تحديدها في السؤال الرابع)
-
برأيكم، ما هي الأسباب الكامنة وراء هذه العقبات والدواعي؟
-
ما الذي يفعله مجتمعنا المحلّي في الوقت الحالي من أجل معالجة هذه المسائل؟
-
ما الذي يجعل القيادة صعبة في هذه المسائل؟
-
ما هي أولويات التحرك والسياسات والتمويل التي قد تدعمونها من أجل بناء مجتمع محلّي أكثر صحّة؟
-
هل تدعمون الأولويّات في حال كانت تعني زيادة في الضرائب؟ (وعلى أي مستوى: البلدية أو المحافظة أو البلد بأكمله؟)
-
ما هي التغييرات التي حدثت في كيفية صرف المجتمع المحلي وقته وموارده بحيث يمكن أن تجعل المجتمع المحلي أفضل (في العمل أو المدرسة أو الترفيه أو الحياة المدنيّة)؟
-
ما هي مسؤوليّة أعضاء المجتمع المحلّي في بناء مجتمع محلّي صحّي؟
-
ما الذي يمكن أن يستثيركم لدرجة تجعلكم تنخرطون (أو تنخرطون أكثر) في تحسين المجتمع المحلّي؟
-
ما هي الطريقة الأفضل لإشراك أعضاء آخرين من المجتمع المحلّي؟
-
ما هي الطريقة لدفع الشباب والأهل والمنظمات وشركات الأعمال والمجموعات الروحية والمدارس والإعلام نحو الانخراط؟
-
كيف يمكن أن نَبني بالشكل الأفضل على مقدّرات مجتمعنا المحلي وأرصدته ونقاط قوّته؟
-
كيف يمكن للتعلّم من هذه المحادثة أن يُطبّق على النشاطات القائمة حاليّاً؟
-
هل هنالك خطوات تالية بديهية؟
الأداة رقم 3: مبادئ المجتمع المحلي الصحّي
تستخدم المجتمعات المحلية عبر البلاد مروحة متنوعة من نماذج التغيير ومسارات – أو عمليات - التخطيط من أجل العمل معاً على تحقيق رؤيتها للصحّة المحسَّنة. وبغض النظر عن المقاربات المتّبعة لمواجهة التحديّات فإن المبادئ التالية توجّه المبادرات الأكثر نجاحاً:
-
تعريف "الصحة" بشكل واسع
الصحّة ليست غياب المرض، وتعريفها بشكل واسع يتضمن مروحة كاملة من مسائل نوعية الحياة، علماً بأنّ معظم ما يخلق الصحّة يتصل بنمط الحياة والسلوك. العوامل الأساسيّة الأخرى تشمل الوراثة الجينية والبيئات الاجتماعية الاقتصادية والثقافية والمادّية. الصحّة هي نتاج مروحة واسعة من الخيارات والعوامل، وليس مجرّد نتيجة تدخلات الرعاية الطبيّة.
-
تعريف "المجتمع المحلي" بشكل واسع
يمكن أن يطرح الأفراد والشراكات مسائلهم المشتركة بأكثر طريقة مثمرة ممكنة، وذلك من خلال استخدام أوسع تعريف ممكن لما يشكّل مجتمعاً محلياً. فالمجتمعات المحليّة، أو الجماعات، يمكن أن تكون مبنيّة على الإيمان أو وجهة النظر أو الأرض أو المهنة، فضلاً عن إمكانيّة تحديدها باستخدام الخطوط الجغرافيّة.
-
طرح نوعية الحياة للجميع
تسعى المجتمعات المحلية الصحيّة للتأكّد من أنّ الحاجات الأساسية العاطفية والجسدية والروحية للجميع داخلها يجري تلبيتها.
-
مشاركة مواطنية واسعة وتَملّك مجتمعي منتشر
في المجتمعات المحلية الصحيّة، يتحمّل كافّة الناس المسؤولية الفاعلة والمستمرة عن أنفسهم وعن عائلاتهم وعن ممتلكاتهم وعن مجتمعهم المحلي. وبذلك، يكون عمل القائد إيجاد أرضية مشتركة بين المشاركين لكي يجري تمكين الجميع من القيام بخطوات مباشرة متعلّقة بالصحة ومن التأثير على الاتّجاهات التي يأخذها المجتمع المحلي.
-
التركيز على "تغيير الأنظمة"
الموضوع هنا يتعلّق بتغيير الطريقة التي يعيش فيها الناس ويعملون معاً، ويتعلّق بكيفية تقديم الخدمات المجتمعية، وكيفية تشارك المعلومات، وكيف تعمل الحكومة/الإدارة المحليّة، وكيف تُدار فيها الأعمال. الأمر كذلك يشمل تخصيص الموارد وصناعة القرار، وليس فقط المشاريع "اللطيفة".
-
بناء القدرات عبر استخدام المقدّرات والأرصدة والموارد المحليّة
هذا يعني البدء من نقاط القوة ومكامن النجاح المجتمعية القائمة، ويعني بذلك الاستثمار في تحسين "البنية التحتية المدنية" للمجتمع المحلي. ومن خلال تطوير بنية تحتية تشجع الصحة، ستكون الحاجة أقل لصرف الموارد على الخدمات "العلاجيّة" التي تحاول تصحيح المشكلات الناتجة عن بنية تحتية ضعيفة.
-
تحديد نقطة ارتكاز وقياس التقدّم والنتائج
تستخدم المجتمعات المحلية قياسات الأداء والمؤشرات المجتمعية من أجل المساعدة على توسيع تداول المعلومات وإمكانية المحاسبة لتصل إلى كافّة المواطنين، فضلاً عن الكشف عما إذا كان السكّان يتجهون نحو غاياتهم المعلَنة أم بعيداً عنها. إنّ عوامل الوقت والدقة والمعلومات هي جوهريّة من أجل استدامة التحسينات طويلة الأمد في المجتمع المحلّي.
نویسنده
تيمْ براوْنْلي
-
¿Qué es una libreta de informes comunitaria?
-
¿Por qué crear una libreta de informes comunitaria?
-
¿Cuáles son los elementos comunes de la libreta de informes comunitaria?
-
¿Cómo crear una libreta de informes comunitaria?
-
¿Cómo utilizar la libreta de informes comunitaria?
Los ciudadanos de River City estaban preocupados por sus hijos. Para algunos - en particular los padres de niños con problemas de retraso escolar - la preocupación era muy personal. Otros - los educadores y profesionales de servicios sociales – estaban involucrados a través de su trabajo. Sin embargo, independientemente de su relación, estaban unidos por un propósito común: mejorar las condiciones de los niños y los jóvenes de River City.
Asi mismo, algunos de los profesionales estaban preocupados por una reciente caída en el índice de inmunizaciones. Los padres que trabajan se preocupaban por buscar guarderías asequibles y de buena calidad. Asimismo, los profesionales y los padres sabían que los adolescentes necesitaban lugares más seguros para reunirse y más actividades que realizar.
¿Cómo podrían expresar los ciudadanos de River City sus preocupaciones, diferentes pero relacionadas entre sí, de manera que provocaran una acción positiva que llevara a la solución de algunos de estos problemas? A medida que los miembros de diversos grupos comenzaron a reunirse y a reconocer sus objetivos comunes, se dieron cuenta que necesitaban dos cosas: un informe sobre la situación actual y una manera de estructurar el programa de acción.
Las comunidades a menudo necesitan llamar atención hacia el problema o asunto más acuciante, o simplemente supervisar los esfuerzos para mejorar la calidad de vida. Preparar un informe sobre la situación actual y fijar objetivos de mejora son medidas que pueden adoptarse para alertar a los ciudadanos sobre la existencia de un problema y para obtener apoyo para tomar medidas de acción. En esta sección se explica qué son las libretas de informes comunitarias y cómo pueden utilizarse para crear un cambio en la comunidad.
¿Qué son las libretas de informes comunitarias?
Al igual que su modelo, la libreta de informes académica, una libreta de informes comunitaria es una herramienta que informa sobre los avances - o la falta de progreso - hacia un objetivo comunitario. Todos hemos conocido las libretas de informes, por lo tanto sabemos que las noticias enviadas a casa desde la escuela pueden significar una ocasión de júbilo o de consternación. La libreta de informes comunitaria puede provocar una celebración o una nueva determinación de trabajar con más ahínco y más inteligentemente. Del mismo modo, la libreta de informes comunitaria puede ser una herramienta eficaz tanto para presentar un balance como para fomentar la acción.
Además de la información contenida en la libreta de informes, ésta es también un importante acto de comunicación entre el remitente y el receptor. Cualquiera que sean las noticias, debe haber una respuesta si el destinatario está realmente involucrado. Este es el principal valor de las libretas de informes comunitarias tanto en el contexto escolar como en el comunitario.
Incluso un buen estudiante necesita estímulos y nuevos retos. Para los estudiantes (o las comunidades), cuyas calificaciones son menos que extraordinarias, es muy necesaria una respuesta constructiva que esté por encima de la culpa o el enojo y se concentre en la manera de mejorar la próxima libreta de informes- y, por supuesto, en ampliar el campo del aprendizaje, no sólo las calificaciones. Como padre de familia en esta situación, se podría trabajar con el hijo para establecer objetivos, elaborar un plan para mejorar las técnicas de estudio y aumentar la comunicación con el maestro. Como miembro de la comunidad, se puede realizar o fomentar el mismo tipo de respuestas para la resolución de problemas.
El segundo propósito de la libreta de informes comunitaria, además de proporcionar información, es dirigir el progreso de los esfuerzos continuos para la solución de problemas hacia un objetivo. En general, sabemos lo qué está incluido en el plan de estudios que un niño en la escuela pública debe dominar, sin embargo, para una libreta de informes comunitaria, los objetivos deben estar bien definidos y claramente mencionados.
Una comunidad podría estar trabajando en una variedad de “asuntos”, por lo que su libreta de informes debería evaluar áreas y objetivos que los residentes consideren importantes y convenientes. Estos podrían incluir, por ejemplo, viviendas más asequibles, vecindarios más seguros y la ampliación de las oportunidades de empleo para los adolescentes.
El proceso de preparación de las libretas de informes puede ayudar en gran medida a los ciudadanos a identificar sus prioridades y objetivos. En River City, los objetivos que fueron establecidos como normas para las libretas de informes incluían la inmunización en un 100% a los cuatro años de edad, el aumento de opciones de guarderías y un nuevo centro de diversión para los adolescentes.
Por último, es importante recordar que la libreta de informes es sólo un mensajero. Los emisores y, de ser posible, los receptores de las libretas de informes comunitarias deben ser agentes de cambio. Si usted está leyendo esto, lo más probable es que se encuentre en la primera categoría - en el papel de alumno, evaluador o reportero de la comunidad. Por lo tanto, hacemos hincapié a lo largo de esta sección en una pregunta a la que usted y sus colaboradores deberían responder antes de crear una libreta de informes comunitaria: ¿Cuál es el propósito?
¿Por qué crear una libreta de informes comunitaria?
Para que una libreta de informes comunitaria sea útil, primero se debe entender su propósito. ¿Qué se quiere lograr con una libreta de informes? ¿Qué puntuará y por qué? ¿A quién se le comunicarán las puntuaciones y por qué?
Por supuesto, se espera que todos los miembros de la comunidad respondan de manera constructiva a la puntuación negativa de una libreta de informes. No obstante, si usted forma parte del grupo que está enviando la libreta de informes para el público o para una audiencia específica, hay muchas posibilidades de que usted también sea el que debe, de alguna manera, impulsar la respuesta a la libreta de informes.
Estas son algunas de las razones frecuentes (y por lo general relacionadas entre sí) y las ocasiones para crear una libreta de informes. Su iniciativa podría tener otras.
- Para comunicar los hechos de una situación – al grupo propio o a un público más amplio.
- Para interpretar los hechos.
- Para aumentar la concienciación del público en general o de audiencias más específicas sobre un problema.
- Para definir los objetivos.
- Para impulsar la acción.
- Para influir en la política.
- Para argumentar en favor de una nueva iniciativa.
- Para ser responsable ante aquellos a los que se presta servicio.
- Para hacer responsables a otros.
Una libreta de informes emitida una sola vez u ocasionalmente podría ayudar a llamar atención hacia el problema, para bien o para mal. Si no se sabe exactamente qué dirección tomar, la libreta de informes podría incluso ser utilizada como una herramienta de organización, que ayude a descubrir las necesidades comunitarias más importantes. Sin embargo, si se tiene la intención de utilizar la libreta de informes para seguir el camino del cambio y del progreso durante un período de tiempo prolongado (meses como mínimo, y por lo general años), es necesario asegurarse de considerar la extensa recopilación de datos que se requiere antes de comenzar.
No obstante, si se decide incluir la libreta de informes en la misión, plan estratégico y objetivos, no creará necesariamente más trabajo y puede ofrecer la ventaja de un formato de informes claro.
Asociación para la Infancia
Desde 1992, la Asociación para la Infancia de la Ciudad de Kansas, Missouri, ha elaborado el Reporte Anual de Libretas de Informes sobre el Estatus de los Niños en el Área Metropolitana de Kansas City con la intención de fomentar la acción comunitaria para mejorar la vida de los niños y abogar en favor de los mismos. La Libreta de Informes se centra en cinco categorías para resumir el bienestar de los niños y los jóvenes:
- Protección y Seguridad
- Salud
- Educación Temprana
- Educación
- Etapa Adolescente
Además, cada Informe Anual ofrece un "Cuadro de honor" para galardonar a las personas, empresas y organizaciones que han hecho contribuciones significativas para mejorar las condiciones de los niños y los jóvenes en la Ciudad de Kansas.
La Libreta de Informes declara: "Nuestro objetivo es que la libreta de informes proporcione información a la comunidad metropolitana de la Ciudad de Kansas sobre el bienestar de nuestros niños y jóvenes en cada uno de los puntos de referencia examinados. Con esa información, ciudadanos, responsables de la toma de decisiones, dirigentes cívicos y filántropos pueden estar plenamente instruidos acerca de las necesidades de los niños y los jóvenes y así adoptar las medidas más adecuadas".
Puede parecer lógico que las escuelas utilicen una libreta de informes, pero ¿por qué un grupo o iniciativa debería utilizar este tipo de comunicación en lugar de algún otro método de presentación de informes? El formato de la libreta de informes comunitaria tiene varias ventajas:
- Las personas la entienden. La mayoría de nosotros ha conocido las libretas de informes y, por lo tanto, el lenguaje de las puntuaciones llega a más personas.
- La selección de algunos asuntos o categorías claves ayuda a enfocar la atención para la resolución de problemas.
- Las libretas de informes comunican eficazmente un mensaje de carácter general y sin embargo permiten la expresión de niveles de detalles más específicos (como lo ilustramos más abajo en el ejemplo de la Asociación para el Niño).
¿Cuáles son los elementos comunes de una libreta de informes comunitaria?
El propósito del grupo determinará la información incluida en la libreta de informes. Las preguntas esenciales acerca de los propósitos entran en juego de nuevo aquí: ¿Qué es lo que el grupo o coalición quiere llevar a cabo al calificar a la comunidad?, ¿a quién se le va a comunicar?, ¿por cuál motivo?
Dicho esto, la mayoría de las libretas de informes incluyen lo siguiente:
- Una declaración de propósito, posiblemente con un llamado a la acción.
- La libreta de informes propiamente dicha.
- Explicaciones de indicadores seleccionados y puntos de referencia (que se mencionan a continuación).
- Un sistema objetivo de medición que puede mostrar el progreso hacia lo indicado
Los elementos esenciales, por supuesto, son las puntuaciones y los "sujetos". Para la libreta de informes comunitaria, estos temas, categorías principales o áreas de interés generalmente reciben el nombre de indicadores.
Aunque la gente puede estar de acuerdo en que la salud de los niños es un indicador importante para la salud de la comunidad, podrían no estar de acuerdo o incluso no comprender los detalles y la complejidad de ese indicador. Para una persona, la salud infantil puede significar la inmunización, mientras que para otra se refiere a los hábitos alimenticios.
Por lo tanto, una libreta de informes también tiene que incluir una explicación de sus indicadores - un resumen, esencialmente, de los puntos principales que participan en este "tema". Éstos generalmente son llamados puntos de referencia para un indicador - las áreas específicas que se están midiendo y evaluando para producir una puntuación. (En el modelo académico, equivale a los cuestionarios individuales, documentos y exámenes que componen la calificación final del curso). La libreta de informes comunitaria debe al menos nombrar y detallar estos indicadores. Muchas libretas de informes van más allá para incluir explicaciones detalladas de cómo se midieron los indicadores, el contexto de los datos recogidos y los métodos de puntuación utilizados.
El siguiente ejemplo ilustra el alcance y la profundidad que puede implicar el proyecto de una libreta de informes comunitaria:
Libreta de informes acerca de la condición de los niños en el área metropolitana de la Ciudad de Kansas, Missouri de la Asociación para la Infancia.
Jim Caccamo fue Director Ejecutivo de la Asociación para la Infancia en la Ciudad de Kansas, Missouri cuando la coalición decidió realizar su Libreta de informes sobre el estatus de los niños en el área metropolitana de la Ciudad de Kansas, y supervisó la emisión de siete libretas de informes.
Caccamo destaca la importancia del primer paso: aclarar el propósito de la libreta de informes. La libreta de informes de la Asociación está destinada a fomentar la acción comunitaria para mejorar la vida de los niños y abogar en su favor. También se utiliza como una herramienta de relaciones públicas para demostrarle a la comunidad que su arduo trabajo está comenzando a marcar la diferencia en los niños.
Caccamo señala que otras comunidades podrían necesitar algo más parecido a un libro de datos del tipo “Los Niños Cuentan” (vea Recursos de Internet), el cual presenta la investigación de una manera más académica. De cualquier manera, es crucial decidir al principio lo que se quiere llevar a cabo.
Para obtener información general sobre la libreta de informes de la Asociación para la Infancia del año 2006, la cual califica a la comunidad en cinco grandes categorías, diríjase a Asociación para Niños or KIDS Count.
La presentación gráfica comunica con claridad, pero también plantea otras preguntas. Para aquellos que quieren entender más íntegramente las mediciones detrás de las puntuaciones - y las necesidades de los niños y los jóvenes de la zona - la Asociación proporciona niveles adicionales de detalles e información, que incluyen lo siguiente:
- Explicación de las opciones de los puntos de referencia (temas “ampliamente considerados como buenos indicadores del nivel de bienestar de los niños”).
- Explicación del análisis de tendencias.
- Explicación de cómo se asignan las puntuaciones.
- Información sobre los objetivos para el 2010.
- Un apéndice de datos completo.
Para asegurarse de que la comunicación es clara, incluso en las cuestiones más simples, también se definen las equivalencias de las puntuaciones (A = Excelente, B = bien, C = Necesita mejorar, etc.)
Cuando la libreta de informes se ha completado, la Asociación para la Infancia envía ejemplares impresos a los agentes de cambio, incluyendo a las agencias de servicios sociales, profesionales de la educación temprana, abogados, proveedores de servicios de salud, responsables de la toma de decisiones, ciudadanos influyentes y financiadores. La coalición también celebra una conferencia de prensa para anunciar las puntuaciones del año y las implicaciones para el trabajo necesario, y publica el informe completo en su sitio de Internet.
¿Cómo crear una libreta de informes comunitaria?
Todas las etapas implicadas en la elaboración de una libreta de informes tienen el componente "quien", sobre el que hablaremos a medida que vayan surgiendo.
El paso más importante, y tal vez el más difícil, es el primero, el cual debe repetirse durante todo el proceso.
Decidir con qué propósito se quiere crear una libreta de informes.
Forme un grupo de trabajo para determinar lo que se quiere comunicar, a quién y por qué motivo. Tómese el tiempo para llegar a un consenso acerca del propósito de producir una libreta de informes, y mantenga presente ese objetivo a través del esfuerzo. ¿Un informe de investigación permitiría lograr el objetivo de la misma manera o incluso mejor? ¿Por qué el formato de puntuación es la mejor manera de comunicar el mensaje e impulsar la acción?
Todos los participantes principales en un esfuerzo deben tomar parte en esta decisión. Si la libreta de informes es apropiada para el esfuerzo, el proceso del debate también producirá el plan general para el proyecto.
Para entender el propósito, considere los principales elementos de la libreta de informes.
- ¿Qué se quiere calificar? ¿Por qué?
- ¿Quién necesita saber los resultados? ¿Con quién nos comunicaremos? ¿Por qué motivo
- ¿Qué se espera que el público haga, diga o piense como resultado de esta información?
Como se ha señalado anteriormente, la Asociación para la Infancia utiliza su libreta de informes como una herramienta de relaciones públicas para demostrar a los miembros de la comunidad cómo su ardua labor está comenzando a marcar una diferencia en los niños y para resaltar las áreas en las que se necesita trabajar más. Si bien la Asociación sabía que los responsables de la toma de decisiones, los superintendentes escolares y otros profesionales estarían interesados en su libreta de informes, otro objetivo era llegar a nuevos grupos y así abogar con nuevas voces en favor de los niños.
La Libreta de Informes de Ciudades Para los Niños de la Conexión Poblacional ofrece información sobre 239 ciudades de los EE.UU. con una población de más de 100.000 habitantes, calificándolas en base a la población, salud, educación, seguridad pública, economía, medio ambiente y vida comunitaria. Sus creadores dicen que la libreta de informes "no es una guía de reubicación”, sino que se trata de una herramienta para el cambio, la cual suministra información que los ciudadanos interesados pueden utilizar para identificar las condiciones que requieren mejoras en sus comunidades".
Consulte los modelos existentes antes de empezar. La Asociación de Acción para la Infancia de Kansas con sede en Topeka, Kansas, aprobó el sistema de puntuación utilizado por su vecino en la Ciudad de Kansas, Missouri, la Asociación para la Infancia. ¡Si se encuentra algo bueno que se ha desarrollado y probado, cópielo!
Establecer un plazo de tiempo para el proyecto que se relacione con los objetivos.
Para que una libreta de informes sea lo más significativa posible – tanto como un informe y como un llamado a la acción – es necesario que se realice un seguimiento del cambio en un periodo de tiempo considerable.
Un plazo de tiempo suele formar una parte íntegra para definir los puntos de referencia. Aunque un grupo determinado podría utilizar una libreta de informes emitida una sola vez para llamar atención sobre el problema, para la mayoría, un periodo de tiempo significativo significa varios años. Es probable que un proyecto de libreta de informes requiera compromiso y planificación a largo plazo.
Determinar los principales actores y acciones.
Una vez que se sepa la razón por la que se desea elaborar una libreta de informes, las preguntas de quién y qué se revelarán conjuntamente. Vamos a profundizar sobre estos temas siguiendo los pasos que se describen a continuación:
- ¿Quién participará y será responsable de la creación de la libreta de informes?
- ¿Quién financiará el esfuerzo?
- ¿Quién determinará los puntos de referencia o los indicadores de las puntuaciones?
- ¿Quién desarrollará el sistema de medición?
- ¿Quién recogerá los datos?
- ¿Quién determinará el sistema de calificaciones y asignará las puntuaciones?
- ¿Quién interpretará las puntuaciones y los datos para el público?
- ¿Quién escribirá el texto y los mensajes clave que acompañan a las puntuaciones?
- ¿Quién realizará la impresión y las versiones electrónicas?
- ¿Quién dará a conocer la libreta de informes?, ¿a quién?
- ¿Quién realizará el seguimiento de los planes y las acciones resultantes?
La mayoría de las libretas de informes son creadas y financiadas por las coaliciones que se organizan en torno a un tema común. Si se puede unir fuerzas con otros grupos que compartan las mismas preocupaciones, probablemente se tendrán más recursos en términos de acción humana y de fondos.
Un esfuerzo de colaboración no sólo amplía la perspectiva, sino que, por lo general, permite acceder a una mayor cantidad de información e investigación, a mejores opciones de financiamiento y a un público potencial más amplio.
Identificar indicadores relacionados con las metas.
Saber el propósito ayudará a decidir qué medir. ¿Existen ciertos indicadores o metas que todos en la comunidad están de acuerdo en que son importantes? Generalmente, todos los miembros de la iniciativa y los representantes comunitarios deben participar en esta etapa de esfuerzo exhaustivo. Consulte con expertos locales también. Busque un consenso en los indicadores que verdaderamente demuestren los temas de interés y la repercusión que se desea
Elija los datos de medición que interesan a las personas y resista a la tentación o a la presión de elegir demasiados. No se puede medir todo. Los miembros de la iniciativa deberán decidir cuáles son los temas importantes y hacer una evaluación realista acerca de la capacidad de recopilar los datos relevantes.
Si califica a la comunidad en más de cinco o seis indicadores, el mensaje puede ser difundido. (Recuerde el modelo escolar - incluso los mejores estudiantes sólo estudian un puñado de temas a la vez). Hay excepciones, por supuesto, y buenas razones para clasificar más categorías, como hace la Sociedad Americana de Ingenieros en su libreta de informes sobre infraestructura.
Comience con unos indicadores clave. No sea tan ambicioso al inicio. Quizá se puedan dividir o subdividir más tarde. Formule las principales categorías en un lenguaje sencillo que la gente pueda comprender fácilmente.
Selección de indicadores: algunas ideas de programas existentes
La Asociación para la Infancia, como se ilustra más arriba, optó por calificar cinco grandes categorías que influyen en el bienestar de los niños: Protección, Seguridad, Salud, Educación Temprana, Educación y Adolescencia.
¿Qué es lo que los usuarios de la libreta de informes quieren? La Libreta de Informes de las Ciudades para los Niños determina sus indicadores, en parte, a partir de las respuestas de los lectores. Radhika Sarin, investigador principal, comenta: "En el pasado, hemos recibido muchos comentarios acerca de la importancia de los 'intangibles'. ¿Existe un sentimiento comunitario en una ciudad? ¿Las personas son cordiales? ¿Cuál es la diversidad de esta ciudad? ¿Qué lugar ocupa la cultura? Los intangibles, como dijo una persona joven, reflejan “lo bien que me lo paso”, lo que desembocó en una nueva categoría, Vida Comunitaria.
Al igual que los reportes académicos, la mayoría de las libretas de informes comunitarios califican sólo unos cuantos temas. El Proyecto de Evaluación del Gobierno califica cinco áreas en las libretas de informes de 35 de las ciudades más grandes de Estados Unidos: gestión financiera, recursos humanos, tecnología de la información, gestión del capital circulante y gestión de los resultados.
Por el contrario, algunos proyectos llamados libretas de reportes son en realidad más similares a los informes anuales. Compare la diferente perspectiva de la ciudad de Filadelfia presentada en la Libreta de Informes de Filadelfia de El Banco de Reserva Federal.
Este informe no emite puntuaciones, pero proporciona abundantes diagramas, gráficas y otros datos para explorar los factores que explican el relativamente bajo crecimiento del empleo en la región.
Si se desea utilizar una libreta de informes, para comunicar el mensaje saque partido del lenguaje común y la experiencia que la mayoría de las personas poseen acerca de las puntuaciones/calificaciones.
Identificar los puntos de referencia para cada uno de los indicadores que son significativos y mesurables.
Probablemente será bastante fácil para un grupo llegar a un acuerdo sobre grandes áreas u objetivos para los indicadores, como un medio ambiente sano para todos los niños. Sin embargo, llegar a un acuerdo sobre los puntos de referencia individuales dentro de cada una de las grandes categorías podría ser más difícil. Muchos temas concretos contribuyen a la salud de los niños, incluida la inmunización, los entornos sin humo y la atención prenatal.
Mantenga el propósito propio presente. No se puede complacer a todas las partes, por eso no se sorprenda - y esté preparado para defender su postura- si los constituyentes o defensores de una cuestión en particular ejercen presión sobre usted para incluir medidas diferentes o adicionales. Es necesario marcar un límite en alguna parte con respecto a los puntos de referencia y determinar cuáles son los más aplicables a la categoría.
Por ejemplo, a los directores de las escuelas locales podría no agradarles el uso de las calificaciones ACT (calificaciones de un examen aplicado para entrar a la universidad) para calificar el rendimiento escolar, pero los padres las consideran importantes. Una vez más, considere el objetivo al sopesar las opciones. La elección de puntos de referencia a menudo significa tener que elegir entre las audiencias. Si se ha decidido utilizar un determinado punto de referencia por determinadas razones, no se sienta obligado a sustituir o añadir los que los especialistas recomiendan en un campo determinado.
Igualmente importante, asegúrese de elegir los puntos de referencia que se pueden medir de manera definible. Además, aunque la medición es teóricamente posible, asegúrese de que es realmente es así. ¿Dispone de los recursos o la capacidad para medir o acceder a los datos sobre los puntos de referencia?
Es importante que los datos de referencia sean fiables para que la libreta de informes resulte creíble.
Selección de Puntos de Referencia Mensurables
Para cada uno de sus principales indicadores, la Asociación para la Infancia incluye al menos tres puntos de referencia que son "ampliamente considerados como buenas medidas para el bienestar de los niños". Para cada uno de estos puntos de referencia se recopilan los datos; a continuación se calculan los datos según una fórmula establecida para realizar la puntuación de cada categoría. Los cinco principales indicadores figuran en negrita, con puntos de referencia mensurables listados debajo de cada una de ellos:
Protección y Seguridad
- Crímenes Violentos
- Abuso infantil y negligencia
- Lesiones infantiles
- Comida gratis/ reducida
Salud
- Cuidado prenatal
- Bajo peso al nacer
- Mortalidad infantil
- Inmunizaciones
Educación Temprana
- Calidad
- Desarrollo de fuerza laboral
- Estabilidad laboral
- Acceso a servicios
Educación
- Preparación escolar
- Puntaje de logros
- Finalización de la enseñanza secundaria
Etapa de Adolescencia
- Embarazos en adolescentes
- Consumo de alcohol y drogas
- Homicidios en la adolescencia
Para cada indicador hay probablemente una docena de distintas posibilidades. La intoxicación por plomo, la obesidad y el suicidio son factores importantes en la salud de los niños, pero la Asociación seleccionó los puntos de referencia que considera mejor indicaban la salud general.
Durante la duración de un proyecto de libreta de informes, tenga cuidado de mantener las mismas categorías principales o los puntos de datos. Si necesita ideas sobre categorías importantes y mensurables, el Directorio Nacional de Libretas de Informes sobre la Salud Comunitaria (vea Recursos Impresos) contiene un apéndice con un conjunto de indicadores de muestra de varias comunidades alrededor de los EE.UU.
Determinar la escala y el sistema de puntuación.
Es importante utilizar una escala de puntuación que la gente entienda y diseñar un sistema que sea sensible a pequeñas variaciones para que las calificaciones puedan cambiar. Es necesario poder mostrar pequeñas avances.
La Asociación para la Infancia ha adoptado una escala de 4,0 para su libreta de informes de 2001 (A = 4,0, B = 3,0, C = 2,0, D = 1,0), después de haber utilizado una escala de porcentaje (90-80-70-60) en libretas de informes anteriores. Donna Peck, la Vicepresidenta de Comunicaciones, explicó el cambio: "Después de nuestra reunión con el Comité Consultivo de Datos, hemos decidido cambiar a una escala de 4,0, porque eso es lo que de usa en la mayor parte de las escuelas secundarias y universidades. Es un pequeño cambio, pero estamos descubriendo que la gente lo prefiere y necesita menos explicaciones".
La Asociación también simplificó su fórmula de cálculo de las puntuaciones para que las personas que estaban interesadas en el estudio de los datos ampliados les resulte más fácil comprender cómo se habían calculado las puntuaciones. La fórmula fue desarrollada por un comité de expertos en datos.
La Asociación proporciona un completo apéndice de datos, junto con un texto explicativo para cada punto de referencia. Por ejemplo, en la categoría de Salud, se proporciona este detalle:
Punto de referencia: Bajo peso al nacer
En el área metropolitana de la Ciudad de Kansas, el 7,4% de los bebés nacidos durante el año 1999 pesaba menos de 5,5 libras, lo que significa que tienen un mayor riesgo de sufrir problemas de salud. Ese porcentaje se redujo ligeramente con respecto al año anterior y se situó justo por debajo de la cifra nacional de 7,6%. El Objetivo para el Año 2010: Reducir la tasa de bajo peso al nacer a un porcentaje no superior al 5% de todos los nacidos vivos.
Recopilar los datos de los indicadores y puntos de referencia, y a continuación convertirlos a una puntuación basada en el sistema predeterminado.
La naturaleza de la organización o coalición, la financiación y otros factores del esfuerzo en sí determinarán quién recopila los datos. Para libretas de informes complejas, por lo general se trata de una persona designada dentro del esfuerzo o alguien que es contratado para este fin específico. Esa persona o personas deben estar familiarizadas con las fuentes de datos (locales, estatales, nacionales o incluso internacionales, en función del proyecto).
Si es posible, es mejor utilizar un recolector de datos independiente o una tercera persona, ya que una persona objetiva no tiene interés en hacer que el esfuerzo quede bien. Una tercera persona confirma la objetividad del esfuerzo y lo protege de acusaciones de manipulación de datos.
Si no es posible permitirse un consultor, los voluntarios pueden ayudar en este paso. Tal vez un miembro del grupo tiene experiencia en estadísticas. Tal vez una empresa local de publicidad donará sus servicios para recopilar los resultados de una encuesta ciudadana, o tal vez uno de los voluntarios puede llevar a cabo investigaciones en el departamento de salud local. El punto central es que sea coherente y recopile datos precisos y fiables.
En la Asociación para la Infancia en Kansas City, Donna Peck recoge algunos de los datos de las instituciones educativas mientras que un instituto de consultoría profesional reúne el resto. En febrero, ella comienza la recopilación de estadísticas escolares sobre las tasas de graduación, la preparación escolar y las puntuaciones en desempeño para una libreta de informes que se publica en noviembre.
Algunas cosas son difíciles, si no imposibles de medir, pero una vez se eligen los puntos de referencia, se puede definir la categoría de manera que resulte mensurable. La nueva categoría, Vida Comunitaria, parecía difícil de medir, pero Ciudades para los Niños decidió reunir información sobre dos aspectos importantes de la vida infantil: las bibliotecas y los parques. Su nota aquí señala que la recopilación de datos puede ser un proceso tedioso: “A pesar de que estos datos fueron difíciles de obtener (la única forma de encontrar información sobre los parques fue haciendo, literalmente, cientos de llamadas telefónicas), creíamos que eran importantes para comprender la vida de los niños fuera del hogar y la escuela”.
Esté preparado para encontrar y explicar los problemas con datos limitados. He aquí otro ejemplo de la Libreta de Informes de Ciudades para los Niños:
"Durante casi una década, hemos venido señalando la falta de vigilancia del medio ambiente en virtud de normas y procedimientos regulados. El control del agua es un ejemplo. La Ley del Agua Potable Segura (LAPS) requiere que todos los sistemas públicos de agua controlen la calidad del agua que pueda contener bacterias coliformes, los niveles contaminantes y los subproductos químicos de tratamiento de aguas. Por desgracia, las irregularidades de LAPS son auto-declaradas y no todas las ciudades vigilan y notifican las irregularidades con la misma frecuencia. Es difícil, por lo tanto, hacer comparaciones precisas entre la calidad del agua de las ciudades debido a que algunas ciudades, ya sea no examinan la calidad del agua o no comunican las irregularidades".
Presentar la libreta de informes.
Es más fácil decirlo que hacerlo, por supuesto. Esto incluye:
- Redactar el texto explicativo e interpretativo, incluyendo los temas de conversación para la publicidad.
- Diseñar y producir las libretas de informes impresa y (si es posible) de Internet.
El texto que acompaña los datos le ofrecen al grupo la oportunidad de interpretar las puntuaciones y estadísticas y enmarca los planes para la acción a seguir. Aquí es donde se puede centrar en el mensaje. Haga hincapié en las áreas de mayor progreso y aquellas en las es necesario trabajar más.
Aquí es también donde se puede explicar el sistema de evaluación - lo que significa y cómo se calculan las puntuaciones. ¿A, corresponde a un 90% o más, o a un 80%? ¿Cómo se convierte en puntuaciones la fórmula para recopilar datos? Es más fácil trabajar con el conocimiento común, por lo cual, a menos que se tenga una buena razón para hacerlo de otra manera, es necesario limitarse a las definiciones aceptadas, tales como: A - Excelente, B - Muy Bien, C - Aceptable o Pasable, D - Necesita mejorar, F - Deficiente.
Lo que sea que se haga, se debe redactar con claridad y asegurar que el texto explica las gráficas. Las gráficas y las tablas al ser visuales resultan eficaces para presentar el panorama general, mientras que el texto puede añadir detalles, explicar y responder preguntas. Si se está midiendo la comunidad frente a otras ciudades o distritos, una gráfica ilustrará los resultados, mientras que el texto explicará lo que significan estas puntuaciones en función de los objetivos.
Si se puede permitir un diseñador o no, es necesario asegurarse de que el diseño gráfico se comunica con la misma claridad que las palabras. En ambos casos, tome decisiones que no agobien ni confundan al lector. El valor de una libreta de informes (especialmente si se trata de una herramienta de relaciones públicas) radica, en parte, en su simplicidad.
En la impresión y el diseño de páginas Web, la comunicación clara significa evitar caer en la tentación de incluir todo, es decir, abstenerse de un uso excesivo de fotografías, imágenes prediseñadas y fuentes múltiples simplemente porque estén disponibles. Si se está utilizando un diseñador profesional, estas cuestiones pueden no ser pertinentes, pero a veces los diseñadores le restan importancia a un texto importante en la búsqueda de un aspecto gráfico llamativo. Por lo tanto, póngase en sintonía con la perspectiva de sus lectores cuando examine y apruebe el diseño, así como el texto. (Vea el Capítulo 6: Promoviendo Interés en Asuntos Comunitarios para las secciones sobre la preparación de folletos, comunicados de prensa y otras formas de comunicación).
¿Cómo utilizar una libreta de informes comunitaria?
Este es de nuevo el punto clave: El uso de la libreta de informes está incluido en el propósito de crearla. ¿Por qué se quiere la libreta de informes?
En la mayoría de los casos, una libreta de informes comunitaria está destinada a ser un catalizador para la acción y fomentar las mejoras. Si se está midiendo la iniciativa propia, los pasos siguientes estarán bastante claros. Si se quiere saber cómo el grupo o iniciativa se compara con las demás, se tendrá que discutir el sentido de la comparación en las primeras etapas.
La libreta de informes habla por sí misma, no obstante debería centrarse y crear el mensaje que se quiere enfatizar sobre los resultados. A veces, una puntuación negativa hace el plan a seguir muy claro. Este fue el caso en Kansas, cuando una puntuación D en la categoría de Atención Infantil en la libreta de informes de la Asociación de Acción para la Infancia de Kansas en el 2001 dejó claro dónde era preciso intensificar los esfuerzos.
Publique y distribuya la libreta de informes.
Comunicados de prensa, conferencias de prensa, correos directos, visitas personales - utilice todos los métodos a su alcance para colocar la libreta de informes frente a las personas y grupos específicos que la vayan a ver, así como el público en general.
La Asociación para la Infancia divulga su libreta de informes cada otoño por medio de una conferencia de prensa. Donna Peck señala que las cadenas de televisión suelen producir informes de 45 segundos, por lo que la Asociación, sabiendo esto, les ofrece un segmento adaptado a ese formato – a menudo es una reacción a una de las puntuaciones. Además, los funcionarios de la Asociación acuden a la conferencia teniendo claro lo que quieren hacer resaltar. Por lo general este punto se trata de mencionar una gran mejora y a la vez una puntuación negativa en la que todavía se necesita trabajar. El comunicado de prensa refleja este mismo mensaje.
La libreta de informes de la Asociación se publica en un folleto muy bien presentado que se envía a agencias de servicios sociales, a ciudadanos influyentes, a supervisores escolares, a profesionales del cuidado de la salud, a defensores y a profesionales de la educación temprana. La libreta de informes está siempre incluida en el paquete de información de la Asociación y se publica en la Internet.
Dígale a la gente lo que puede hacer.
El propósito es clave aquí una vez más.
La Asociación para la Infancia en sí no ofrece respuestas concretas a todos los problemas que destaca, pero sí promueve una campaña global llamada La Campaña de la Pregunta # 1. Esta campaña anima a las personas y organizaciones a utilizar la pregunta "¿Es bueno para los niños?" Como una prueba decisiva para sus decisiones.
Su objetivo más amplio es servir a diversos grupos y organismos. Tanto los organismos públicos como los privados en el área de Kansas utilizan la información proporcionada en la libreta de informes de la Asociación para dar prioridad a sus recursos.
Acción para los Niños de Kansas (ANK) trabaja para hacer avanzar las alternativas, desarrollando políticas estatales que favorecen a las familias y niños. Su libreta de informes es una herramienta fundamental en su estrategia complementaria para obtener una imagen clara de los niños de Kansas mediante la recopilación y difusión de información sobre el bienestar infantil.
Aunque ANK utiliza la libreta de informes para hacer avanzar la política, también se dirige al ciudadano común y ofrece consejos simples acerca de cómo los adultos pueden mejorar la vida de los niños. Un libro informativo que acompaña a la libreta de informes ofrece sugerencias de acción en cada categoría, bajo el título "Sólo tiene que…". Por ejemplo, en la categoría Adolescentes, sugiere:
“Sólo tiene que…”
Escuchar con atención.
Asistir a conciertos, juegos y eventos escolares.
Escuchar con ellos su música favorita.
Conocer a sus amistades.La libreta de informes de la Sociedad Estadounidense de Ingenieros Civiles acerca de la infraestructura de Estados Unidos tiene por objeto ayudar a las personas de los EE.UU. a identificar maneras de fomentar el mantenimiento y la reparación de la infraestructura. El sitio Web insta a las personas a ayudar a resolver la situación en que viven de las siguiente manera.
“Puede enviar una carta a sus funcionarios electos apoyando la inversión en la infraestructura. En la papeleta electoral-vote Sí para la emisión de bonos para escuelas, carreteras y otras infraestructuras. Envíe una carta al editor de su periódico local sobre preocupaciones acerca de la infraestructura. Es especialmente efectiva si se hace referencia a un reciente artículo escrito acerca de la infraestructura local. Invite a los legisladores a foros como éste para hablar sobre las preocupaciones que se tengan acerca de la infraestructura local. Éstas son sólo algunas cosas que se pueden hacer para marcar una diferencia. Ayude a los ingenieros civiles estadounidenses a entregar una libreta de informes intachable la próxima vez”.
Seguimiento.
Continúe destacando las puntuaciones importantes y las acciones que desea que provoquen. ¿Se está proporcionando resultados a los contribuyentes o a un donante? ¿O se están recopilando datos para que el público en general lo utilice cuando lo necesite? Publicar la libreta de informes en un sitio de Internet funciona bien si el objetivo es principalmente la obligación de rendir cuentas y la gente vendrá en su busca.
El periódico The Philadelphia Inquirer publica una libreta de informes en línea acerca de las escuelas, la cual es una base de datos en la que se pueden localizar datos demográficos, estadísticas financieras y resultados de las pruebas en los distritos escolares de la región, las escuelas secundarias públicas y privadas y las escuelas técnicas. Los usuarios pueden obtener información sobre el tamaño de las clases, las puntuaciones de exámenes estandarizados, los sueldos de los maestros y otros datos.
Si el propósito es más firme, siga dando a conocer la libreta de informes con publicaciones vinculadas a acontecimientos de actualidad o informes. Por ejemplo, si se denuncia un caso de abuso de menores en el periódico local, puede buscar la atención de un reportero hacia la libreta de informes como una fuente de material de trasfondo. Utilice las listas de correo electrónico, conferencias y otros contactos para que la gente conozca la libreta de informes.
La Libreta de Informes de la Asociación para la Infancia se ha convertido en un recurso estándar para las organizaciones en el área de la Ciudad de Kansas que trabajan para mejorar la vida de los niños. El antiguo Director Ejecutivo Jim Caccamo señala que "Nadie en la Ciudad de Kansas le otorgaría una subvención a una organización filantrópica sin citar la libreta de informes".
Actualice la libreta de informes.
Este proceso de presentación de informes y recopilación de datos a largo plazo también podría requerir que se cambien las prácticas, se desarrollen nuevos sistemas y se consideren cuestiones más extensas acerca de la coordinación con otros organismos o iniciativas. Cambios como éstos podrían formar parte del valor de la libreta de informes para el esfuerzo y para quienes se trata de beneficiar.
Para resumir
Las tarjetas de informes comunitarias miden el estado de la salud o el bienestar de una comunidad por medio de calificar un número limitado de indicadores o áreas clave de interés para una comunidad. Las libretas de informes son herramientas eficaces de relaciones públicas para informar a la población sobre los problemas y éxitos en algunas áreas y se utilizan habitualmente para provocar una acción inmediata.
Se seleccionan los puntos de referencia mensurables para cada indicador y los datos son recopilados en cada uno de ellos para producir una categoría de puntuación. Si el propósito en la creación de una libreta de informes es concentrarse en los esfuerzos para la solución de problemas, también se deben resumir y explicar los resultados.
Un proyecto de creación de una libreta de informes debe abarcar un periodo de tiempo importante con el fin de que se puedan medir los cambios o los progresos significativos. Para los ciudadanos de River City, que hemos puesto de ejemplo desde el comienzo de esta sección, esto podría significar que un proyecto de creación de una libreta de informes concluye cuando se cumplen las metas originales de mejorar la vida de los niños, mientras que otro proyecto de creación de una libreta de informes comienza para ayudar a evaluar y mejorar las condiciones de vida de las personas mayores en River City.
نویسنده
Val Renault
Resources
Recursos en línea
The Annie E. Casey Foundation provides KIDS COUNT 2008 Data Book Online allows you to generate custom graphs, maps, ranked lists, and state-by-state profiles.
Competitive Cities Report Card, from Reason Public Policy Institute, grades U.S. cities for services, transit, parks and recreation, police, libraries, and other areas.
The Government Performance Project provides report cards for all 50 states.
The State of Ohio Department of Education publishes Interactive Local Report Cards by district and for the state.
The Partnership for Children in greater Kansas City, MO, issued annual report cards from 1992 - 2006.
New Jersey School Report Cards provide statistical profiles of public schools using information from the State Dept. of Education.
Recursos impresos
Berk, E. (1996). Infants, Children, and Adolescents. Boston: Allyn and Bacon.
Health Research and Educational Trust. (1988). National Directory of Community Health Report Cards. Chicago, IL. Available from American Hospital Association, catalog number 169300, telephone orders 1-800-AHA-2626.
¿Qué es una libreta de informes comunitaria?
___Una libreta de informes comunitaria es una herramienta para informar sobre los avances - o la falta de progreso - hacia una meta comunitaria.
___Una libreta de informes comunitaria puede servir para documentar y orientar el progreso hacia esa meta.
___Una libreta de informes comunitaria sólo trae un mensaje. Las personas que lo emiten y lo reciben deben ser el verdadero agente de cambio.
¿Por qué crear una libreta de informes comunitaria?
___Las personas la entienden.
___La selección de algunas cuestiones clave o categorías ayuda a enfocar la atención para solucionar los problemas.
___Las libretas de informes comunican eficazmente un mensaje general, y sin embargo permiten unos niveles de detalle más específicos.
Se podría crear una libreta de informes comunitaria….
___Para comunicar los hechos de una situación – a su propio grupo o a un público más amplio.
___Para interpretar los hechos.
___Para aumentar la concienciación del público en general o de audiencias más específicas sobre un problema.
___Para definir los objetivos.
___Para impulsar la acción.
___Para influir en la política.
___Para argumentar en favor de una nueva iniciativa.
___Para ser responsable ante aquellos a los que presta servicio.
___Para hacer responsables a otros.
¿Cuáles son los elementos comunes de la libreta de informes comunitaria?
___Una declaración de propósito, posiblemente con un llamado a la acción.
___La libreta de informes propiamente dicha.
___Explicaciones de indicadores seleccionados y puntos de referencia
___Un sistema objetivo de medición que puede mostrar el progreso hacia lo indicado
¿Cómo se crea una libreta de informes comunitaria?
___Decida cuál es el objetivo en la elaboración de una libreta de informes. Forme un grupo de trabajo para determinar lo que se quiere comunicar, a quién y por qué motivo.
___Establezca un plazo de tiempo para el proyecto acorde con los objetivos.
___Determine los principales actores y acciones.
___Identifique los indicadores relacionados con los objetivos.
___Identifique los puntos de referencia para cada uno de los indicadores que son significativos y mensurables.
___Determine la escala y sistema de calificación.
___Recopile los datos de los indicadores y puntos de referencia, y luego conviértalos a una puntuación basada en el sistema predeterminado.
___Prepare la libreta de informes (impresa y / o electrónica).
¿Cómo utilizar la libreta de informes?
___Publique y distribuya la libreta de informes.
___Diga a las personas lo que pueden hacer.
___Continúe haciendo hincapié en la importancia de las puntuaciones y las acciones que desea impulsar.
___Actualice la libreta de informes.
Ejemplo 1: Colaboración Comunitaria del Condado de Laramie
En Wyoming, la Colaboración Comunitaria del Condado de Laramie expidió boletas de calificaciones como un “catalizador para la acción.” Los miembros de la coalición evaluaron el progreso del condado hacia ciertas metas en las áreas de:
- Economía
- Educación
- Salud
- Seguridad Publica
- Ambiente Social
Ejemplo 2: Ciudad de Kingston, Ontario
Con la suposición de “lo que se mide se hace,” la ciudad de Kingston en Ontario, Canadá, produjo una Boleta de Calificaciones para Ciudadanos para mejorar el modo en que proporciona servicios a los ciudadanos. El reporte consolidaba resultados de la Encuesta de Percepción Ciudadana y medidas de desempeño para aportar la perspectiva del usuario y de la administración.
Ejemplo 3: Sociedad Americana de Ingenieros Civiles
A nivel nacional, la Sociedad Americana de Ingenieros Civiles produce una boleta de calificación sobre las infraestructuras americanas para promover acción, involucramiento, y desarrollo de la política. Esta guía hacia las condiciones de carreteras/calles/caminos, puentes, agua potable, aviación, etc., es planeada para ayudar a personas alrededor de los Estados Unidos a identificar maneras de alentar o estimular el mantenimiento y la reparación de las infraestructuras ayudándolos a “reconocer la necesidad critica de invertir en el diseño de nuevos sistemas” en la zona en donde viven.
Ejemplo 4: Boletas de Calificación sobre Educación
La boleta de calificación es un formato común (y lógico) para informar a grupos educativos en los EE.UU. La Boleta de Calificación Nacional es una medición a nivel nacional de los niveles de lectura, ortografía, matemáticas y aptitud en ciencias a través de la cual grandes muestras de jóvenes de 9-, 13-, y 17- años de edad son evaluados cada cuatro años. Los resultados se ponen a disposición de todos los ciudadanos a través de histogramas muy detallados, como en la Boleta de Calificación Nacional: Lectura 2005.
Tanto distritos escolares individuales como Estados enteros emiten boletas de calificación sobre el desempeño de sus escuelas de acuerdo con las metas establecidas por la Legislación: Educar a América, la cual surgió de una cumbre nacional sobre la educación en 1989. Por ejemplo, el Estado de Ohio publica boletas de calificación por distrito y para el conjunto del Estado.
Ejemplo 5: Oxfam Global
El Consorcio de Investigación y Defensa de los Derechos Humanos publica una boleta de calificación sobre el progreso de la educación obligatoria hasta el noveno grado (tercero de escuela secundaria) de las escuelas en Afganistán.
فرض کنید در حال اجرای ارزیابی اسکان در باهمستان هستید و میخواهید بدانید در عمل، چند واحد مسکونی ارزانقیمت در باهمستان شما وجود دارد. فرض کنید میخواهید بدانید چند نفر در باهمستان شما خدمت نظام انجام دادهاند، یا چند کودک در خانوادههای زیر خط فقر زندگی میکنند. جواب این پرسشها را از کجا پیدا میکنید؟
میتوانید خیلی ساده از همه بپرسید؛ مثلاً خانهبهخانه بروید و قیمت ملک یا مقدار قسط ماهیانه یا اجارهبها را بپرسید، یا ببینید آیا کمکاجاره دریافت میکنند و برای صاحبخانه یا مستأجر چقدر دشوار است که مبلغ ماهیانه را پرداخت کند و در جای خود باقی بماند. اما شاید متوجه شوید که مردم خیلی هم از جوابدادن به سؤالات شما خوشحال نیستند. علاوهبراین، بهخصوص اگر باهمستان شما به بزرگی یک شهر باشد، در مییابید که پیداکردن جواب از این راه، مستلزم زمان خیلی طولانی و نیروی انسانی خیلی زیادی است.
خوشبختانه، قبلاً یک نفر این کار را برای شما انجام داده است. انواع سازمانهای دولتی، ادارهی سرشماری، وزارت مسکن و شهرسازی، مقامات محلی امور مسکن، اطلاعات مربوط به اسکان ارزان و ارزش املاک را جمعآوری میکنند و در دسترس عموم قرار میدهند. شما میتوانید جواب همهی پرسشهای بالا و بسیاری سئوالات دیگر را با کاوش در سوابق و بایگانیهای دولتی یا سایر آژانسها، نهادها، و سازمانهایی که اطلاعات را جمعآوری کرده و در اختیار عموم میگذارند، به دست آورید.
ستون فقرات یک برآورد واقعاً مفید برای باهمستان، اطلاعات صحیح است. بهویژه وقتی جمعآوری آن اطلاعات مستلزم پرسش از تعداد بیشماری از مردم یا مقایسهی مقادیر متنابهی از دادهها است. به احتمال زیاد، جوابهای خود را در سوابق و بایگانیهای این نهادها خواهید یافت؛ بهویژه آژانسها و وزارتخانههای دولتی که منابع بزرگی برای این کار دارند. در این بخش متوجه خواهید شد که آن اسناد و بایگانیها میتوانند حاوی چه چیزی باشند و چگونه اطلاعاتی را که لازم دارید پیدا کرده و مورد استفاده قرار دهید.
سوابق عمومی و آرشیو دادهها چیست؟
سوابق عمومی
سوابق عمومی هرگونه اطلاعات مربوط به عموم مردم است که بر اساس قانون، در دسترس شهروندان است. این در ایالات متحده شامل اکثریت سوابق دوایر و آژانسهای دولتی در سطوح فدرال، ایالتی، و محلی است. استثناها:
- اسناد مرتبط با امنیت ملی. اینها اسناد طبقهبندیشدهای هستند که شاید دولت از ارائهی آنها در پروندههای دادگاه یا جلسات استماع کنگره خودداری کند. اینها میتوانند دربرگیرندهی عناوینی چون نقشههای نظامی و راهبردهای دیپلماتیک باشند.
- اسنادی که اگر محتویات آنها در اختیار عموم قرار گیرد، میتواند حریم خصوصی کسی را که مرتکب جرمی نشده خدشهدار کند (مثلاً پروندههای خصوصی یا سابقهی مالیاتی).
- پروندههای پلیس و امثال آن که با تحقیقات در مورد جرایم هنوز حلنشده مرتبط هستند.
دوایر و وزاتخانههای دولتی گاهی از ارائهی اسنادی که از لحاظ قانونی در دسترس عموم هستند طفره میروند.
اغلب کشورها دارای آرشیوهای ملی و اسنادی هستند که مبین تاریخ آن کشور است. بعضی از این اسناد به خاطر نقش مهمی که در تاریخ داشتهاند، شهرت دارند. مثلاً آرشیو ملی ایالات متحده نسخههای اصلی اعلامیهی استقلال و قانون اساسی را به نمایش میگذارد. آرشیو ملی بریتانیا نسخهای با قدمت بیش از نهصد سال از کتاب «روز رستاخیز» را در اختیار دارد، که ترکیبی است از آمار سرشماری و سوابق زمینداران و املاک همهی افراد در انگلستان که ویلیام فاتح در سال ۱۰۸۶ با اهداف مالیاتی فرمان آن را صادر کرد.
مانند هر اطلاعات دیگری، این واقعیت که چیزی جزو اسناد عمومی است، صحت آن را تضمین نمیکند. ممکن است در اطلاعات شکافی باشد یا قرائت یا کشف رمز بخشهایی از سند غیرممکن باشد. شاید سندی بهدرستی ثبت نشده باشد، غلط پیاده شده باشد، یا حتی به دلیلی دروغ باشد؛ هرچند این بسیار نامحتمل است. در نظر داشته باشید که اشتباهاتی میتوانند وجود داشته باشند، هرچند تعدادشان زیاد نیست.
چرا از سوابق عمومی و آرشیو دادهها استفاده کنیم؟
برای استفاده از این سوابق دلایل زیادی وجود دارد که برخی واضح و برخی نه چندان واضح هستند.
- دسترسی به آنها برای اغلب مردم نسبتاً آسان است.
- میتوانند دربارهی تاریخ یا وضعیت باهمستان اطلاعاتی فراهم کنند که کسب آن از جای دیگر دشوار است.
- اغلب میتوانید با کمک آنها، باهمستان خود را با دیگران مقایسه کنید.
- با کمک آنها از وقت خود بیشتر بهره برده و نیازی به این ندارید که خودتان با صرف وقت، دادهها را جمعآوری کنید.
- اطلاعات موجود در این اسناد شاید شما را از ارتکاب اشتباهات بزرگ مصون نگاه دارد.
- بخشی از یک بستهی اطلاعاتی بزرگتر هستند.
چه کسی باید از اسناد عمومی و آرشیو دادهها استفاده کند و چه زمانی؟
اوقاتی هست که شاید افراد بهخصوصی استفاده از اسناد عمومی و آرشیو دادهها را به طور اخص مفید بیابند.
- هر گروه یا فردی که در حال ارزیابی باهمستان است به همهی دلایلی که در بالا ذکر شد.
- فعالان باهمستان برای آنکه مشکلات خود را بهتر درک کرده و استدلال خود را با حقایق و ارقام صحیح پشتیبانی کنند.
- مورخین و محققین که نه تنها میتوانند تصویری از تاریخ عینی باهمستان به دست آورند (چه گروههایی چه زمان در آنجا مقیم شدند، چه صنایعی در آنجا اهمیت داشته، و چه وقایع تاریخی مهمی رخ داده)، بلکه در مورد تاریخ بشر نیز نکاتی را روشن کنند. تاریخهای مکتوب و شفاهی میتوانند بگویند که مردم باهمستان در حقیقت چه کسانی بودند و چه فکر میکردند یا چه چیزهایی از خود به جا گذاشتند. این به نوبه خود میتواند به تشریح سرمنشاء سیاستها و وضعیتهای فعلی کمک کرده و به راههایی برای بهبود آنها منتهی شود.
- سازمانها و نهادهای بهداشتی و خدمات انسانی. در مورد تاریخ و وضعیت فعلی و دامنهی ناخوشیها و بیماریهای باهمستان دادههایی در دسترس است و نیز اغلب اطلاعاتی دربارهی اینکه برای رفع آنها چه اقداماتی صورت گرفته است. وقتی مسئلهی پیشگیری مطرح باشد، یا وقتی که یک بحران یا مشکل در خود باهمستان باشد یا در سایر نقاط خود را نشان دهد، داشتن این اطلاعات مهم است. گاهی اطلاعاتی دربارهی اینکه چگونه باید با مشکلات بهداشتی یا خدمات انسانی مواجه شد، میتواند در اسناد چند دههی قبل یافت شود. به خاطر فقدان منابع مالی یا نوسانات سیاسی، بسیاری از ایدههای خوب فراموش شدهاند. اینها را میتوان مستند و احیا کرد.
- مقامات دولتی و سایر سیاستگذاران خواه درگیر برآورد باهمستان باشند یا نه، سعی دارند بهترین سیاست در مورد یک مسئلهی خاص را تعیین کنند. داشتن اطلاعات خوب در هر دوی این موقعیتها بسیار مهم است.
چگونه از سوابق عمومی و آرشیو دادهها استفاده میکنید؟
وقتی برای کسب اطلاعات در مورد سوابق عمومی اقدام میکنید، چه گامهایی در پیش رو دارید؟ در این بخش چند گام را برای دستیابی به آنچه لازم دارید معرفی میکنیم.
حتی قبل از اینکه به نوع اطلاعات مورد نیاز خود فکر کنید، باید مدتی وقت صرف کرده و اطمینان حاصل کنید که میدانید چرا در پی آن اطلاعات هستید و آن را به چه مصرفی خواهید رساند. آیا در حال برآورد باهمستان هستید تا تعیین کنید که چه نوع مداخلات یا برنامههایی لازم است؟ برای خدمات موجود، به دنبال جذب حمایت مالی هستید؟ هدفتان شناسایی سرمایههای باهمستان در جهت تقویت آنهاست؟ تأثیرگذاری بر سیاستگذاری یا افکار عمومی؟ تقویت داوطلبان و فعالان باهمستان؟
این فهرست کوتاه صرفاً بخش کوچکی از احتمالات است که هر یک مستلزم جمعآوری اطلاعات به طریقی متفاوت هستند. اگر میخواهید وقت خود را صرف سوابق عمومی یا آرشیو دادهها کنید، با تشریح علل این کار، جستجوی خود را تا حد ممکن کارآمد کنید. سپس راهنمای زیر را دنبال کنید.
تعیین کنید چه نوع اطلاعاتی را لازم دارید
انواع زیادی از اطلاعات وجود دارد. قبل از آنکه به انبار بزرگ سوابق عمومی و آرشیوها نزدیک شوید، مهم است که بدانید دنبال چه میگردید؛ وگرنه بهسهولت گم میشوید. در ارزیابی باهمستان، برخی از انواع مختلف اطلاعات عمومیِ دردسترس که شاید بدان علاقهمند باشید، عبارتند از:
اطلاعات تاریخی
این دسته از اطلاعات میتواند آنچه شش ماه پیش رخ داده، یا تاریخ روابط میان مردمانی که هنوز با یک مشکل معین باهمستان درگیر هستند، تا چنددهه یا چندسده از الگوهای صنعتی را در برگیرد. اطلاعاتی که بد نیست بدان توجه کنید عبارتند از:
- سایر تلاشها برای مقابله با مسائل جاری و نتایج آنها.
- عوامل جمعیتی مانند رشد، ترکیب نژادی بومی، تغییرات جغرافیایی، محلات در حال تغییر و غیره.
- مردم، گروهها، و نهادهایی که با تلاش برای حل مشکل مربوطه یا شکلدادن به باهمستان در گذشته مرتبط هستند
- تاریخچهی معماری مانند، بافت مسکونی، ابنیهی تاریخی، وضعیت ساختمانهای قدیمی، کاربردهای اولیه، ساختمانهایی که قابل مرمت هستند.
- تاریخچهی اقتصادی مانند، صنایع و کارفرمایان پیشین در باهمستان کدام بودهاند و چه بر سر آنها آمد؟
اطلاعات مربوط به جمعیت
آگاهی از سن، جنس، میزان درآمد، وضعیت شغلی، ابعاد خانواده، میزان تحصیلات، و مانند آن از جمله اطلاعات اساسی است که شما را با مردمان باهمستان آشنا میکند.
اطلاعات بهداشتی
تکرار میکنیم، اطلاعات بهداشتی میتوانند به شناسایی گروههایی که به بیشترین خدمات نیاز دارند کمک کنند، مهمترین مشکلات بهداشتی باهمستان را نشان دهند، به گرایشها و تهدیدات روبهرشد اشاره کنند، داشتههای باهمستان را در جهت اهداف معین هدایت کنند، و محرکی برای برنامهریزی در زمینهی سلامت و پیشگیری شوند که مستقیماً با نیازهای واقعی باهمستان مرتبط هستند.
اطلاعات مسکن
اطلاع از میزان دسترسی، میزان استطاعت، و شرایط مسکن باهمستان یکی از ابزار حیاتی برآورد نیازهاست. داشتن چنین اطلاعاتی میتواند به برنامهریزی برای تعیین اندازه و موقعیت مکانی مسکن ارزانقیمت کمک کند. همچنین با داشتن اطلاعات دقیقتر در مورد اسکان میتوان مالکانی که ساختمانها را مطابق قوانین استاندارد نمیسازند و در نتیجه مستأجران (معمولاً کمدرآمد) خود را در معرض خطر قرار میدهند، یا در اجاره یا فروش ملک تبعیضآمیز هستند شناسایی کرد و به آنها آموزش داد.
اطلاعات اقتصادی
چه مشاغل و صنایعی در باهمستان و مناطق اطراف وجود دارند؟ آیا این مشاغل و صنایع وضعیت مطلوبی دارند؟ آیا در منطقه باقی میمانند؟ چه تعداد از افراد باهمستان را در استخدام دارند؟ آیا مشاغل دیگری هم هستند که در حال حاضر برای استقرار در باهمستان برنامهریزی میکنند؟ پاسخ به این سؤالات و سایر پرسشهای مرتبط، میتواند در برنامهریزی اقتصادی مؤثر بوده و به باهمستان کمک کند تا تعیین کند چه نوع توسعهی اقتصادی را میخواهد و لازم دارد و چگونه باید آن را جذب کند.
فضای باز، توسعه، و کاربری اراضی
درک روشن اینکه چه نوع توسعهای تحت قوانین منطقه مجاز است و در حال حاضر چه وضعیتی برقرار است یا به شکل بالقوه وجود خواهد داشت، برای ایجاد تعادل بین رشد کنترلشدهی جمعیت، توسعهی صنعتی، و نگهداری فضای باز و فرصتهای تفریحی ضرورت دارد.
سوابق یا آرشیوهایی را پیدا کنید که حاوی اطلاعات مورد نیاز شما هستند
وقتی تعیین کردید که به دنبال چه میگردید، باید ببینید کجا باید آن را پیدا کنید. همانطور که گفتیم، انبار بزرگی از سوابق و آرشیوها وجود دارد و همیشه واضح نیست که کدام آژانس یا نهاد یا حتی کدام سطوح دولتی، اطلاعات صحیح را در اختیار دارند. دو مکان آشکار برای آغاز جستجو وجود دارد.
اولی اینترنت است. در عمل، همهی دوایر و وزارتخانههای دولتی، همهی آرشیوها، و همهی قانونگذاران، دارای یک وبسایت هستند. این وبسایتها تقریباً همیشه توضیح میدهند که آن مجموعه یا فرد چه نوع اطلاعاتی را میتواند فراهم کند.
مکانهای محتمل بعدی برای یافتن اطلاعات موزهها هستند؛ بهویژه موزهی عکسهای قدیمی و نقاشیها که شاید باهمستان را آنطور که در گذشته بوده نشان دهند. موزههای شهرداری یا سایر مکانهای محلی هم میتوانند اسناد غیردولتی قدیمی را در اختیار داشته باشند، همینطور انجمنها و باشگاهها.
پیداکردن یک سند یا اطلاعات معین، لزوماً به جستجوی شما خاتمه نمیدهد. هر سندی میتواند به سند دیگر و آن هم به یکی دیگر منتهی شود، یا به جستجو برای چیزی کاملاً متفاوت اشاره کند و شاید دوباره مجبور شوید به جستجوی آنچه نیاز دارید بپردازید. این طبیعت پژوهش است.
مکانهایی که شاید اطلاعات خود را در آنها پیدا کنید بسیار زیاد و متنوع هستند. آنچه در اینجا قید شده، فهرستی از مکانهایی است که باید در آنها جستجو کنید، اما این فهرست به هیچ وجه کامل نیست.
سوابق عمومی
ادارهی سرشماری
برخی از مفیدترین سوابق عمومی در ایالات متحده آنهایی هستند که توسط ادارهی سرشماری تهیه شدهاند. هر ده سال یک بار، یک آژانس فدرال در ایالات متحده یک سرشماری برگزار میکند و اطلاعات اولیهی هر خانواده در کل کشور و اطلاعات دقیقتری از هر یک خانواده از شش خانواده را به دست میآورد. نتایج سرشماری، از جمله نقشهي نواحی آمارگیری، گروههای هر ناحیه، مناطق، ترکیب انواع مختلف دادهها، و برخی تحلیلها در دسترس عموم قرار میگیرند.
یک بلوک آماری کوچکترین ناحیهای است که ادارهی آمار از آن اطلاعات جمع میکند (ممکن است چند بلوک آماری در یک ناحیهی سرشماری باشند)، و بلوک گروهی دقیقاً همین است، یعنی گروهی از بلوکهای سرشماری که یک واحد محسوب میشوند. در یک شهر بزرگ، بلوک سرشماری میتواند یک بلوک شهری یا کمتر را در بر بگیرد.
هر ناحیه، بلوک گروهی، و بلوک را شمارهبندی میکنند و دادههای سرشماری به آن ارجاع میشوند. وبسایت ادارهی سرشماری نقشه و ناحیه و بلوکهای کل ایالات متحده را نشان میدهد؛ به طوری که شما میتوانید نواحی سرشماری باهمستان خود و حتی بخشهای معینی از باهمستان را که مورد نظر شماست پیدا کنید.
بیشتر دادههای سرشماری در سایت ادارهی سرشماری در اینترنت موجودند. بعضی از متداولترین اطلاعاتی که مورد جستجو قرار میگیرند عبارتند از:
- جمعیت شناسی: سن، جنسیت، نژاد، قومیت، و غیره بر اساس ناحیهی سرشماری، باهمستان، بخش، ایالت، منطقه، و کل کشور.
- سطح تحصیلات تقسیمات مختلف جمعیت.
- اقتصادی: درآمد (بر اساس افراد و خانوار)، وضعیت اشتغال، نوع شغل، طول مسیر رفتوآمد، و سایر آمارهای مربوط به شرایط اقتصادی خانوادهها و باهمستانها.
- مسکن: ارزش و نوع مسکن (تکخانوار، چندخانوار، خانهی سیار و غیره)، اندازه و شرایط اسکان، اندازهی خانوار، وسایل رفاهی (لولهکشی داخل منزل، آشپزخانهی کامل و غیره).
آرشیوها و بایگانی دادهها
آرشیوهای فدرال
آرشیو ملی ایالات متحده مشتمل بر اطلاعاتی است که تاریخ آنها به پیش از تأسیس کشور باز میگردد.
بیشتر دولتهای محلی دارای آرشیو هستند؛ ولی اینکه آیا به روی عموم باز باشند یا نه به دولت بستگی دارد. برخی که عمومی و دارای وبسایت هستند عبارتند از:
آرشیو ایالتی
نه تنها ایالات آمریکا، بلکه ایالات و استانهای سایر کشورها هم معمولاً آرشیو مخصوص خودشان را دارند. اینها شبیه آرشیوهای فدرال هستند (و حتی شاید محتوی اطلاعات یکسان یا شبیه باشند)، اما به جای کل کشور، بیشتر با تاریخ آن ایالت یا استان مرتبط هستند. محتویات این آرشیوها از هر ایالت متفاوت است؛ بهویژه به دلیل تفاوت در تاریخ استقرارشان. حداقل در ایالات متحده، بعضی از سوابق اغلب به ابتدای تأسیس ایالت باز میگردند.
آرشیوهای بخش و شهرداریها
اینها بیشتر اطلاعاتی مشابه آرشیو ایالات و شهرداریها را در اختیار دارند، ولی به تاریخ قصبه یا شهر مربوط هستند. در اکثر موارد، آرشیوهای رسمی فقط برای قصبات و شهرهای بزرگ موجودند (و نه برای همهی آنها) که منابع لازم برای پشتیبانی آنها را در اختیار دارند.
سایر آرشیوهای مفید
همهی آرشیوها، حتی آنهایی که دارای اسناد عمومی هستند، رسمی نیستند یا توسط دولت سرپرستی نمیشوند. برخی از سازمانها و نهادهای خصوصی آرشیو خود را دارند (معمولاً مرتبط با تاریخ خود نهاد)، و برخی غیررسمی هستند؛ هرچند عموماً به کار نهادهایی که آنها را در اختیار دارند مرتبط هستند. برخی از رایجترین آنها عبارتند از:
- آرشیو روزنامهها. بیشتر روزنامهها پرونده، کاغذ، میکروفیلم، یا نسخهی الکترونیک هر شمارهای را که از ابتدای تأسیس خود منتشر کردهاند (یا حداقل آنهایی را که میتوانند جمعآوری کنند) در اختیار دارند. اینها اغلب به واسطه کتابخانههای عمومی یا دانشگاهی، و حتی برخی به صورت رایگان و آنلاین نیز در دسترس هستند.
- مجلات هم آرشیو مشابهی دارند.
- کلکسیونهای صوتی، تصویری و سینمایی که برخی را استودیوها دارند و برخی شبکههای تلویزیونی، و تعدادی در اختیار افراد شخصی هستند.
- آرشیو عکسهای خصوصی
- مجموعههای موزهها
- کتابخانههای عمومی
- کتابخانه دانشگاها
- آرشیو سازمانها و نهادها
برای کسب اطلاعاتی که به ارزیابی شما کمک میکند، از سوابق عمومی و آرشیوها استفاده کنید.
وقتی مطالبی را که میخواهید یافتید، باید روش استفاده از آنها را بلد باشید. کدام دادههای سرشماری میتوانند در عمل مفید باشند؟ آمارهای معین، در رابطه با ارزیابی باهمستان شما عملاً چه معنایی دارند؟ باهمستان خود را با کدام باهمستانها میتوانید و باید مقایسه کنید؟ باید دربارهی اینها و سایر پرسشهای پژوهشی با دقت فکر کنید.
در اینجا برای نحوهی برخورد با سوابق عمومی و آرشیو دادهها چند پیشنهاد ارائه میکنیم:
- خود را در اطلاعات غرق نکنید. به طور کلی، بیشتر دانستن بهتر از کمتر دانستن است؛ ولی به قدری داده در دسترس است که شاید در آن گم شوید. سعی کنید جستجوی خود را به اطلاعاتی محدود کنید که واقعاً با اهداف شما مرتبط هستند.
- از شاخصهای سطح باهمستان استفاده کنید تا دربارهی واقعیت وضعیت باهمستان مطلب بیشتری را دریافت کنید. به طور خلاصه، شاخصهای سطح باهمستان اقداماتی هستند که به جای افراد، منعکسکنندهی اعمال یا شرایط کل جمعیت یا کل باهمستان هستند. مثلاً تعداد تصادفات رانندگی در شب شاید در مورد میزان مصرف الکل یا تعداد نوجوانانی که به دلیل رانندگی در حال مستی بازداشت میشوند به شما چیزی بگویند.
- کاوش در عوامل اجتماعی مشکلات، یعنی عواملی که بر آن مشکلات تأثیرگذارند یا باعث بروز آنها هستند، از آن جهت اهمیت دارد که به شما کمک میکند راهبردهایی را طراحی کنید که عملاً در حل مشکلات و ارتقای کیفیت زندگی باهمستان کارآمد هستند.
- از مقایسه با سایر باهمستانها استفاده کنید تا ببینید آیا مشکل باهمستان شما استثنائی است یا خیر. شاید اگر بتوانید نشان دهید که وخامت مسئله در باهمستان شما بیشتر از سایر باهمستانها است، یافتن حمایت مالی برای حل آن آسانتر باشد. بههمینترتیب، اگر مسئلهای در چندین باهمستان جدی باشد، شاید برخی یا همهی آنها بخواهند برای مواجهه با آن مشارکت کنند.
باهمستان «مشابه» فقط آنی نیست که هماندازهی دیگری باشد، بلکه از جهات بسیاری مشابه است؛ از جمله اندازه، سطح و تقسیم درآمد، طبقه، ترکیب نژادی و قومی، سن، و غیره.
دربارهی راههای مختلفی که میتوانید آنچه را میخواهید پیدا کنید، بیاندیشید. مثلاً شاید الگوی کاربری زمینها در طول تاریخ در اسناد موجود باشد، ولی شاید بتوان آنها را با سهولت بیشتری در عکسهای قدیمی پیدا کرد. سرشماری نه تنها تناوب انواع مشاغل اعضای یک باهمستان معین را فهرست میکند، بلکه میگوید که چقدر راه باید طی کنند تا به محل کارشان برسند. اینها ارقامی هستند که میتوانند دربارهی شرایط اقتصادی باهمستان اطلاعات مهمی را در اختیار شما بگذارند. جمعآوری اطلاعات و تحلیل دقیق و اندیشمندانه، کمک بسیار خوبی برای برآورد باهمستان است و به بهبود درازمدت باهمستان برای همه اشاره دارد.
سرکوب آمار
مسئلهای که باید در خلال تحقیق خود از آن آگاه و برای برخورد با آن آماده باشید، مسئلهی سرکوب آمار است. وقتی که تحقیق به جمعیت کم یا مجموعهای از دادههای کوچک مربوط میشود، برای حفظ حریم شخصی افراد، گاهی سرکوب دادهها ضرورت دارد. به عبارت دیگر، وقتی تعداد موارد در یک طبقهبندی، مثلاً زنان بخش ویاندات که در سال ۲۰۰۴ در اثر سرطان ریه جان باختند، به قدری کوچک است که افشای دادهها شاید به شناختهشدن یک فرد خاص منجر شود، برای حفظ حریم آن فرد اقداماتی صورت میگیرد.
معمولترین روش برای جلوگیری از شناسایی یک فرد معین، سرکوب سلولی است. این یعنی عدم ارائهی ارقام هر سلول در جایی که این کار به صورت بالقوه منجر به شناسایی شخصی خاص میگردد. علاوه بر این، سرکوب سلولی را میتوان با تلفیق سلولها از گروههای کوچک مختلف برای آفریدن گروههای بزرگتر انجام داد که ریسک شناسایی افراد را پایین میآورد.
جدول زیر، برگرفته از ادارهی انفورماتیک واگیرشناسی و بهداشت عمومی دپارتمان بهداشت و محیط زیست کانزاس، تفکیک بر مبنای نژاد درگذشتگان در اثر بیماری مزمن کبدی و سیروز کبدی را در بخش ویاندات کانزاس سیتی در سال ۲۰۱۰ نشان میدهد. از آنجا که تعداد آمریکاییهای آفریقاییتبار و سایر گروههای کوچک به قدری کم است که شاید شناسایی افراد از بانک اطلاعات امکان پذیر شود، آن داده سرکوب شده و با علامت # نشان داده میشود.
|
آمار مرگومیر در اثر بیماری و سیروز کبدی برای بخش ویاندات، ۲۰۱۰ |
|||
|
سفید |
سیاه یا آمریکایی آفریقاییتبار |
سایرین |
همهی نژادها |
|
۱۴ |
# |
# |
۲۰ |
|
# نشانگر تعداد زیر ۶ نفر است |
|||
علاوه بر مسئلهی محرمانهبودن، وقتی که پایداری داده را در نظر بگیریم، اعداد کوچک در یک طبقهبندی معین میتوانند مسئلهساز باشد. به عبارت دیگر، وقتی با ارقام یا موردهای قلیل در دادههای مورد تحقیق مواجه میشوید، محاسبهی صحیح نرخ موارد دشوارتر میشود و این میتواند تصویر غلطی از طبقهبندی شما ارائه دهد. مثلاً اگر تعداد مرگومیر ناشی از سرطان ریه در سال ۲۰۰۴ بیست نفر بوده و در ۲۰۰۵ به ۳۰ نفر رسیده باشد، از لحاظ آماری به معنای رشد ۵۰ درصدی در طول یک سال خواهد بود که یک نوسان بسیار قابل توجه است و میتواند به دادههای غیرقابل اعتماد یا ناپایدار منجر گردد. جدول زیر که برگرفته از ادارهی انفورماتیک واگیرشناسی و بهداشت عمومی دپارتمان بهداشت و محیط زیست کانزاس است، تفکیک بر اساس نژاد درگذشتگان مبتلا به سرطان ریه را در سال ۲۰۱۰ در بخش ویاندوت کانزاس سیتی نشان میدهد. چون ارقام موجود برای سفیدپوستان، آمریکاییهای آفریقاییتبار، و سایر نژادها به قدری کوچک است که نمیتواند محاسبه صحیح و قابل اتکایی از نرخ مرگومیر در آن سال ارائه دهد، آن اطلاعات با استفاده از سمبل @.@ سرکوب میشوند.
|
آمار مرگومیر در اثر نئوپلاسم بدخیم پستان، بخش ویاندوت ۲۰۱۰ |
|||
|
سفید |
سیاه یا آمریکایی آفریقاییتبار |
سایرین |
همهی نژادها |
|
۲۳ |
@.@ |
@.@ |
۱۵.۵ |
|
@.@ نشاندهندهی ارقام کمتر از حد متعارف برای محاسبه نرخ است # نشانگر تعداد زیر ۶ نفر است |
|||
اما برای اجتناب از این مشکلات ناپایداری یا رفع آن چند راهبرد وجود دارد.
یکی از راههای افزایش قابلیت اتکای دادهها در جایی که با دادههای کوچک سروکار دارید، عبارت است از تلفیق دادههای چندساله (برای مثال، نتایج مرگومیر ناشی از سرطان در یک باهمستان طی سه سال به جای یک سال). یکی از اشکالات این گزینه آن است که درنظرگرفتن دادههای چند سال، قابلیت پایش مداخلات برنامه و شناسایی گرایشات جدید را محدود میکند. میانگین ارقام چند سال متوالی (مثلاً دادههای ۲۰۰۰-۱۹۹۷ در یک سال و سال بعد ۲۰۰۱-۱۹۹۸) میتواند این اشکال را برطرف کند و گزینهای است که باید در نظر گرفت.
راهی دیگر برای کاهش احتمال ناپایداری آماری آن است که منطقهی جغرافیایی مورد تحقیق را با درنظرگرفتن برآوردهای بهداشتی در منطقه، که با همکاری حوزههای قضایی همسایه یا در مثال بالا گسترش از بخش به ایالت صورت گرفته، گسترش دهید. یک اشکال این گزینه آن است که شاید در این صورت نتایج منطقهای جغرافیایی را بررسی میکنید که لزوماً به ارزیابی شما مربوط نمیشود. ضمناً شاید تحلیل دادهها در سطح منطقهای، تنوعات جالب توجه محلی دادهها را از نظر مخفی نماید.
خلاصه
سوابق عمومی و آرشیو دادهها، انبار عظیمی از اطلاعات هستند که میتوانند در برآورد باهمستان مفید و حتی ضروری باشند. وزارتخانهها و آژانسهای دولتی فدرال، ایالتی، و محلی هم سوابق و اغلب آرشیوهایی را دارند که بیشتر آنها طبق قانون در دسترس عموم قرار دارند. علاوهبراین، آرشیو روزنامهها و رسانهها، موزهها، دانشگاهها، آرشیوههای خصوصی، و سایر نهادها یا سازمانها نیز اغلب، حتی رایگان یا با مبلغی پول، برای امر تحقیق در دسترس عموم قرار دارند.
بیشتر این نهادها، بسیاری از نمایههای موجود و برخی از خود سوابق و بایگانیها را بر روی اینترنت یا کتابخانههای عمومی یا سایر کتابخانهها در دسترس قرار میدهند. ادارهی سرشماری ایالات متحده تقریباً همهی این دادهها را به صورت آنلاین منتشر میکند و بیشتر کتابخانهها هم نسخههایی از آنها را دارند. همهی سوابق عمومی و آرشیوهای اطلاعاتی در منابع فدرال، ایالتی یا آژانسها و دوایر دولتی، آرشیوهای فدرال و ایالتی، شهرداریها، و غیره در دسترس هستند. اکثر چیزهایی که در اینترنت یا کتابخانهها موجود نیستند را عموماً میتوان با مبلغی قابل قبول سفارش داد.
استفاده از این اطلاعات کاملاً مشتمل بر محدودکردن تحقیق به آنچه عملاً نیاز دارید است تا وقتی به شاخصهای سطح باهمستان و عوامل اجتماعی تعیینکنندهی مشکلات توجه میکنید تا محتوای ارزیابی خود را آشکار کنید، در اطلاعات غرق نشوید. برای بهبود درک خود از مشکل و نیز برای استفاده در مباحثات برای حمایتهای مالی نهایی، باهمستان خود را با موارد مشابه دیگر مقایسه کنید و اطلاعاتی را که به دست میآورید دقیق و نقادانه تحلیل کنید تا استراتژی نهایی شما به واقع نیازهای باهمستان را نشانه گیرد.
¿Qué son los registros públicos y la información de archivo?
___Los registros públicos son cualquier registro de una entidad pública (es decir, sucursal u oficina de gobierno de cualquier nivel) que por ley están disponibles para el público.
___Un archivo es un depósito - literal y/o electrónico - de material impreso y de otros tipos que ha sido conservado a fin de preservar la historia del organismo o lugar con el que se relacionan.
¿Por qué utilizar los registros públicos y la información de archivo?
___Es relativamente fácil para la mayoría de las personas obtener acceso a ellos.
___Le pueden brindar información acerca de la historia o estado de la comunidad que sería difícil encontrar en otro lugar.
___Con frecuencia hacen comparaciones de su comunidad con otras.
___Le ayudan a utilizar eficientemente su tiempo.
___Su información puede evitar que usted cometa errores importantes.
___Son parte de un paquete de información que, junto con las otras estrategias de evaluación y herramientas que utilice, le darán la idea más precisa y casi completa de los aspectos de la comunidad - actuales y del pasado - con las que usted está interesado.
¿Quién debería utilizar los registros públicos y la información de archivo, y cuándo?
___Cualquier grupo o individuo cuando están involucrados en evaluación comunitaria.
___Activistas comunitarios, cuando quieren comprender mejor su tema y respaldar sus argumentos con datos y cifras precisas.
___Historiadores de la comunidad, cuando necesitan una idea no sólo de la historia "objetiva" de la comunidad - qué grupos se asentaron en qué momento, qué industrias han sido importantes, qué eventos históricos importantes se llevaron a cabo allí - pero también de la historia humana.
___Organizaciones e instituciones de salud y servicios sociales, cuando el tema es la prevención, o cuando hay una crisis o un problema en la comunidad, es importante tener la información sobre el estado actual de la comunidad, su historia pasada con temas determinados, y antiguos esfuerzos de prevención o soluciones.
___Las autoridades públicas y otros responsables de la toma de decisiones, involucrados en evaluación comunitaria o que intentan determinar cuál es la mejor política en un tema determinado.
¿Cómo se utilizan los registros públicos y la información de archivo?
___Determinar qué tipo de información usted necesita: histórica, demográfica, relacionada con la salud, económica, de vivienda, de uso de la tierra y el desarrollo, etc.
___Determinar dónde encontrar la información: datos censales, registros federales, estatales, o locales, archivos locales o estatales, o los archivos de los medios, bibliotecas, museos, universidades, y otras instituciones y organizaciones.
Utilice la información de manera inteligente:
___No se abrume con información.
___Utilice los indicadores de nivel comunitarios para conocer más acerca de la realidad de las circunstancias de la comunidad.
___Examine los determinantes sociales de los temas.
___Utilice comparaciones con comunidades similares para comprender si los temas en su comunidad son excepcionales.
___Piense sobre las distintas formas en las que puede averiguar qué quiere hacer.
استفاده از ابزاری مبتکرانه مانند روایت تصویری میتواند فعالان جامعه محلی را یاری کند تا تجربه زیسته باهمستانهای محروم را درک کنند و به اعضای آن کمک کنند تا صدای خود را به گوش دیگران برسانند. این بخش به تشریح فرایند خلق روایت تصویری و گروههایی که بیش از همه از آن سود میبرند می پردازد و توضیح میدهد که چگونه مردم میتوانند با استفاده از آن صدای خود را به گوش دیگران برسانند و شرایط خود را تغییر دهند.
روایت تصویری چیست؟
روایت تصویری (Photovoice) فرایندی است که طی آن افرادی که معمولا در اثر عواملی چون فقر، موانع زبانی، نژاد، قومیت، جنسیت، یا سایر شرایط قدرت زیادی ندارند، از ویدیو و یا عکس (یا هر دو) استفاده میکنند تا زوایایی از محیط و تجربیات خود را ثبت کنند و با دیگران در میان بگذارند. سپس این تصاویر معمولا با زیرنویسهایی که خود تصویربردار به آن اضافه میکند میتواند برای نشان دادن واقعیات زندگی به عموم جامعه و سیاستگذاران استفاده شود و تغییر ایجاد کند.
ایده روایت تصویری سالهاست که وجود دارد، منتها بخش عمده زمینههای نظری برنامههای موجود، مرهون زحمات کارولین وانگ و مری آن بوریس است. آنها تعدادی دوربین در اختیار گروهی از زنان روستایی استان یونان در چین گذاشتند که زندگی و محیط خود را به مدت یک سال تمام مستند کنند. گروههای زنان در فواصل زمانی منظم جمع میشدند تا درباره عکسهایی که گرفته بودند تبادل نظر کنند. افراد گروه در پایان پروژه نمایشگاهی از آثار خود برگزار کردند تا آگاهی عمومی را بالا ببرند و سیاستگذاران را نسبت به نیازهای خود حساس کنند. طی این روند زنان صدای خود را به گوش دیگران رساندند، عزت نفس بیشتری یافتند، و شرایط زیستی خود را بیشتر از گذشته تحت کنترل درآورده بودند.
پنج مفهوم کلیدی روایت تصویری به این شرح هستند:
- تصویر آموزنده است.
- تصاویر میتوانند بر سیاست گذاری تاثیر داشته باشند.
- اعضای باهمستان باید در آفرینش و تعیین تصاویری که سیاستهای عمومی سالم را شکل میدهد مشارکت کنند.
- فرآیند کار مستلزم آن است که برنامهریزان از ابتدای کار سیاستگذاران و سایر افراد صاحب نفوذ را بر سر میز آورند و آنان را مخاطب قرار دهند.
- روایت تصویری بر اقدام فردی و باهمستانی تاکید دارد.
تکنیکهای روایت تصویری در بسیاری از کشورها استفاده شده است مثلا در مورد کسانی چون جوانان گرفتار در شرایط دشوار، معلولان و افراد دارای شرایط خاص جسمی (مانند مبتلایان به سل و ایدز)، افراد بسیار فقیر، افراد قربانی خشونت و بسیاری دیگر که تجربیاتشان ناشناخته مانده یا چه بسا در باهمستان یا از سوی صاحبان قدرت نادیده گرفته شده است.
یک مثال مشهور در استفاده از روایت تصویری را میتوان در فیلم مستند متولد روسپی خانه مشاهده کرد که در سال 2005 جایزه اسکار بهترین فیلم مستند را از آن خود کرد. زانا بریسکی که عکاس حرفهای است در خلال ساختن مستندی درباره زندگی تن فروشان و کودکان آنان در ناحیه چراغ قرمز کلکته تصمیم گرفت به تعدادی از بچهها دوربین بدهد تا از دنیای خود عکاسی کنند. عکسهای حساس و اغلب چشمگیر آنان و فیلمی که محصول آن شد، به تاسیس بنیاد "کودکان عکاس" و "کودکان سرنوشت" انجامید که امروزه کار بریسکی را ادامه میدهند و برای بسیاری از کودکان که با آن کار میکنند دریچهای به زندگی تازه ای گشوده است.
روایت تصویری سه هدف اصلی را دنبال میکند:
-
کسانی که اغلب صدایشان به گوش کسی نمیرسد را قادر میسازد تا تجربیات خود را ثبت کنند و بر آن تجربیات و شرایط مثبت یا منفی باهمستان خود تامل کنند.
-
افراد باهمستان به واسطه گزینش، تبادل نظر و تامل درباره موضوع عکسهای خود میتوانند درباره شرایط خویش و تاثیرات اقتصادی، اجتماعی، روانشناختی، و سیاسی که آن شرایط را شکل میدهد، به درک روشنتری برسند.
-
ایجاد تغییری که شرایط را بهبود میبخشد را میسر میکند. روایت تصویری به واسطه قوت روایت و سادگیاش به راحتی به چشم سیاستگذاران و عموم جامعه میرسد و در نتیجه واکنش آنان را برمیانگیزاند
چه کسی باید از روایت تصویری استفاده کند؟
هدف روایت تصویری کمک به کسانی است که اغلب نیازهایشان -و گاهی حق حیاتشان- نادیده گرفته میشود تا احساس کنند کنترل زندگی خود را در دست گرفتهاند. در اینجا مثالهایی از گروههای مردمی و نیز سازمانهایی که میتوانند از روایت تصویری در جهت خواستههای خود استفاده کنند فهرست میکنیم:
-
کودکان و نوجوانان در شرایط مشقتبار؛ از جمله کودکان یتیم و بیخانمان، کودکانی که بهجای تحصیل مجبور به کار کردن میشوند
-
کسانی که مشکلی مانند تخریب محیط زیست را مشاهده میکنند و مایلند به حل آن کمک کنند.
-
افراد کارتن خواب و خانوادههای بیخانمان.
-
اقلیتهای نژادی، قومی، زبانی، مذهبی یا فرهنگی. ممکن است این اقلیتها مورد تبعیض قرار گرفته باشند یا شاید فقط مایل باشند جنبههایی از فرهنگ و زندگی خود را با اکثریت در میان بگذارند.
-
افرادی که شیوه زندگیشان مورد تهدید قرار گرفته است. مثلا پروژه روایت تصویری جنوب ویرجینیای غربی مربوط میشود به زنانی که باهمستان و شیوه زندگی خود را مستندسازی می کنند یا آنچه را که در نتیجه استخراج زغال سنگ از لایههای بالایی کوه بر آنان گذشته است.
-
کسانی که بهخاطر طبقه یا پایگاه اجتماعی، شیوه زندگی یا فقر مورد تبعیض واقع میشوند.
-
ساکنان شهر، محله و یا روستایی که اغلب مشکلات محیط زندگیشان مورد بیتوجهی مردم و مسئولان قرار میگیرد.
-
پژوهشگران شهری و روستایی، از روایت تصویری همچنین میتوان بهعنوان یک روش تحقیق کیفی برای گردآوری دادهها و ارزشیابی استفاده کرد.
چرا باید از روایت تصویری استفاده کرد؟
دلایل متعددی وجود دارد که نشان میدهد روایت تصویری روشی قدرتمند برای توانمندی و ترویجگری است:
-
پاداش عکاسی کردن بلافاصله است. دوربین، بخصوص نوع دیجیتالی آن نتایج تقریبا آنی بهدست میدهد و مشارکت کنندگان را به ادامه کار ترغیب میکند.
-
عکاسی کار ی مفرح و خلاقانه است. اغلب برای کسانی که در شرایط سخت زندگی میکنند، بقا از همه چیز مهمتر است. فرصت آفرینش هنری میتواند تجربهای قدرتمند و نتیجه بخش باشد و سبب شود فرد خود را از دریچهای متفاوت و مثبتتر بنگرد. علاوه بر این در بسیاری از افراد دریچه تازهای به روی یافتن استعدادی تازه میگشاید که خود از آن غافل بودهاند.
-
عکاسی یا فیلمبرداری از صحنهها یا افراد آشنا میتواند برداشت مشارکت کنندگان را درباره محیط اجتماعی و فیزیکیشان متحول سازد. هنگامی که مشارکت کنندگان مجبور میشوند درباره صحنههایی که ثبت میکنند بیاندیشند، چه بسا خود آن صحنهها را به گونهای متفاوت ببینند و از زاویهای تازه به راههای چاره فکر کنند.
-
فراگیری مقدمات عکاسی آسان و برای همگان در دسترس است. هر کسی که قادر است ببیند و دوربینی در دست بگیرد، از کودکان چهار یا پنج ساله تا افراد ناتوان یا کهنسال میتوانند عکاسی کنند. شاید همه نتوانند عکس هنری بگیرند، اما میتوانند داستانی را تعریف کنند. حتی کسانی که نمیتوانند ببینند یا دوربین را در دست بگیرند، میتوانند با کمک کسی که این توانایی را دارد در برنامه مشارکت کنند و صرفا به او بگویند که از چه چیزی میخواهند عکس بگیرد.
-
«هر تصویر به اندازه هزار کلمه ارزش دارد.» دیدن چیزی که دیگری میبیند تاثیر نیرومندتری از شنیدن راجع به آن دارد. ترویجگری اگر تاثیرگذار باشد نیاز به تغییر را منتقل میکند و عکس یا فیلم تقریبا همیشه بسیار بهتر از کلمات مفاهیم را انتقال میدهند.
-
تصاویر فارغ از زبان، فرهنگ یا سایر عناصر برای همگان قابل درک هستند.
-
وقتی که سیاستگذاران با حقیقت رو در رو شوند نمیتوانند آن را کتمان کنند. اغلب برای سیاستگذاران آسان است که تصور (یا ادعا) کنند که نیازمندان در مورد مشکلات خود غلو میکنند ، اما هنگامی که عملا تصویر یا فیلمی را از آن شرایط ببینند بهناچار واقعیت را خواهند پذیرفت.
-
عکاسی و فیلمبرداری وسیلهای برای توانمندسازی ایجاد میکند، بدون آن که لازم باشد افراد در میان جمع به پا خیزند و سخنرانی کنند.
برای مثال استفاده از تکنیک "روایت تصویری" در محل کاری که دارای بالاترین میزان جراحت و حادثه بود استفاده شد. این پروژه در چارچوب بهبود شرایط و کاهش خطرات برای نگهبانان دانشگاه مورد استفاده قرار گرفت.
نگهبانان در یک پروژه روایت تصویری شرکت کردند تا خطرات محیط کار را شناسایی و اولویت بندی کنند و ضمن بحث درباره مشکلات، به پیشنهاد راه حلهای لازم بپردازند. نتایج پروژه برای بحث بیشتر در اختیار مدیران و تمام نگهبانان قرار گرفت. هدایت این تلاش را یک تیم ارزیابی مشارکتی کارگری بر عهده داشت که از حمایت اتحادیه و کمک یک محقق دانشگاهی نیز برخوردار بود.
پیش از آن، نقاشیهای تصویری درباره وظایف خطرآفرین در درجه اول بر روی تجهیزات نا امن یا نامناسب، فرم نادرست بدن در هنگام کار، خطرات بلندکردن و بالابردن، و نیز خطرات الکتریکی تمرکز داشتند. فرایند عکاسی و ارایه تصاویر، موجب تبادل نظر مستمر کارگران و مدیریت درباره نیاز به اصلاحات شد و در میان کارگران علاقه و تلاش بیشتر در زمینه ایمنی کاری ایجاد کرد. یک سال بعد، در ارزیابی اصلاحات انجام شده روشن شد که تعدادی از خطرات شناسایی شده در پروژه روایت تصویری اصلاح شده اند و نرخ بروز جراحات از تقریبا به نصف کاهش یافته است.
چه وقت باید از روایت تصویری استفاده کرد؟
هنگامی که روایت تصویری میتواند عقیده افراد را درباره خودشان و محیط زندگیشان تغییر دهد. مشارکت کنندگان شاید بتوانند یا نتوانند بر سیاستگذاران تاثیر بگذارند، اما میتوانند خود را بهجای اینکه قربانی ببینند، فعال و کنشگر ببینند. وقتی که مشارکت کنندگان به جمعیتی تعلق داشته باشند که از قدیم فاقد قدرت بودهاند (مانند ساکنان روستاها در برخی مناطق، یا افراد پایین نردبان اجتماعی - اقتصادی)، تجربه روایت تصویری میتواند دیدگاه و اهداف آنان را به نحوی متحول سازد که قادر شوند زندگی خود را با کمک سیاستگذاران یا بدون آن بهبود بخشند.
-
هر چند شاید روایت تصویری را بتوان در هر زمانی استفاده کرد تا افراد به خودباوری برسند و عقاید خود را ابراز کنند، شرایط خود را بهتر درک کنند، و اعتماد به نفس خود را بالا ببرند، اما زمانی بهترین بهرهوری را خواهد داشت که کار از ابتدا در جهت اقدام و تغییر هدایت شده باشد. بدین ترتیب بهترین زمان برای توسل به پروژه روایت تصویری هنگامی است که بر مشکلاتی که مشارکت کنندگان در عکس یا فیلم خود بر آن تاکید دارند تاثیر گذاری واقعی داشته باشد.
هنگامی که لازم است شرایط یک گروه از افراد به اطلاع عموم برسد. در اینجا گروه مورد نظر میتواند افراد یک اردوگاه پناهندگان در منطقهای جنگ زده از کشورهای در حال توسعه باشد یا بزرگسالان بیخانمان در خیابانهای نیویورک. روایت تصویری بهویژه میتواند در مورد افرادی کاربرد داشته باشد که مصایب آنان خارج از محدوده زندگیشان به گوش کسی نرسیده است.
هنگامی که لازم است یک مشکل به اطلاع عموم برسد. آلودگی حوزه رودخانهای که زمانی پاک و سالم بوده، جمع شدن زباله در محلهای بهخاطر خدمات نامنظم جمعآوری زباله، یا خانهسازی زیر استاندارد، همه مشکلاتی هستند که ساکنان آن مناطق میتوانند با کمک تصویربرداری برجسته کنند و به دیگران خبر بدهند.
هنگامی که تغییر ضروری است و با کمک روایت تصویری میتوان مشکلات را به گوش مسوولان رسانید. عکسهایی که کودکان از مدرسه مخروبه خود یا اصلا از فقدان مدرسه مناسب میگیرند (مانند وقتی که کلاسها زیر چادر یا در فضای باز برگزار میشود، بدون کتاب، قلم یا تخته سیاه) در مقایسه با درخواست معمول والدین آنان برای مدرسه مناسب، بر مسوولان تاثیر بیشتری میگذارند.
هنگامی که ارزیابی باهمستان لازم یا در جریان است. اعضای باهمستان که در یک پروژه روایت تصویری شرکت دارند نیازها و نیروهای بالقوه باهمستان را بسیار بهتر از یک فرد خارجی میشناسند. عکس یا فیلمهای آنان میتواند شرایط باهمستان را مستند سازد و نقشی عمده در انجام ارزیابی ایفا کند تا نقاط قوت و نیازهای ساکنان آن را بیان نماید.
هنگامی که لازم است فرایند ارزیابی یک مداخله یا برنامه یا روند جمعآوری دادهها برای آن را مستند کنید. مشارکت کنندگان در روایت تصویری میتوانند نتایج را به تصویر درآورند، مصاحبهها را ضبط کنند، عقاید خود را درباره مداخله ابراز کنند و غیره.
هنگامی که لازم است سیاستگذاران و دیگران را به پاسخگویی وادارید. تصویری قدیمی از یک خیابان با آسفالت ترک خورده و چالههایش که سیاستمداری مدتها قبل وعده تعمیر آن را داده بود، ساختمانی فاقد استاندارد که دادگاه از صاحب ملک خواسته بود مطابق استاندارد مرمت کند و مدتها از ضربالاجل آن گذشته، یا تصاویر کارگاهی با تعداد کارگر بیش از ظرفیت و فاقد تهویه که روزی ۱۲ ساعت یا بیشتر کودکان در آن کار میکنند، همگی میتواند افراد مسوول را وادار به پاسخگویی کرده موجبات تغییر را فراهم کند.
هنگامی که لازم است چیزی را مستند کنید، مثلا یک محوطه، یک مراسم یا شیوه زندگی را که در معرض تهدید یا نابودی قرار دارد مستند کنید.
از هوتانگ تا آسمانخراش نام یک پروژه روایت تصویری است که مقاومت ساکنان محله هوتانگ پکن را در برابر تخریب محلهشان مستند میکند. هوتانگ به خیابانهایی نسبتا باریک گفته میشود که خانههای قدیمی حیاط دار در دو طرف آن قرار دارند و در اصل میتوان گفت دهکدههایی در دل شهر هستند. بعضی از خانوادههای ساکن در این مناطق تا چندین نسل در خانه خود زندگی کردهاند. انتقال آنان به ساختمانهای بلند چندین طبقه، جایی که در آن همسایگان خود را هم نمیشناسند، شبکه اجتماعی و حمایت همسایگان را که موجب غنی شدن زندگی آنان میشده از آنان میگیرد. آنان در این پروژه شیوه زندگی و محیط خود و نیز تخریب محلههایی که عزیز میداشتند را مستند کردهاند.
چگونه از روایت تصویری استفاده میکنید؟
پروژه روایت تصویری میتواند شکلهای بسیار متنوعی داشته و با افرادی با سوابق مختلف و شرایط مختلف کار کند. این نکات راهنمای کلی میتوانند پروژهها را به موفقیت برسانند:
روایت تصویری از ابتدا باید یک فرایند مشارکتی و گروهی باشد. این بدان معناست که شرکت کنندگان (عکاسان باهمستان) باید هم در مرحله برنامهریزی و هم در اجرای پروژه سهیم باشند.
مشارکت کنندگان و ناظران باید تعلیم ببینند. آنان بسته به این که به کدام طبقه اجتماعی تعلق دارند شاید هرگز قبلا از دوربین استفاده نکرده باشند، در حالی که شماری دیگر با آن بسیار راحت باشند. در هر صورت هر دو گروه باید اصول مقدماتی عکاسی مستند و نحوه استفاده از تجهیزات را بیاموزند. ضمنا باید با مبانی اخلاقی عکاسی آشنا باشند (که چه چیزهایی خصوصی است و قابل عکاسی نیست) و بتوانند هنگام عکاسی از خود نیز مراقبت کنند (و خود را به خطر نیندازند). کارکنان سازمان حامی نیز باید در همان زمینههایی که مشارکت کنندگان تعلیم میبینند، آموزش ببینند و برای شرایطی که ممکن است طی کار پیش آید و مواجهه مناسب با آن شرایط آمادگی لازم را داشته باشند. عکسها میتوانند علاوه بر محتوای عاطفی و مستند زیبا نیز باشند؛ چه برای کسانی که آن عکسها را میگیرند و چه برای سایر اعضای گروه. علاوه بر اینها ممکن است عکاسها مورد تهدید یا در معرض بازداشت یا خطر فیزیکی قرار گیرند یا وارد حدودی شوند که از لحاظ اخلاقی سوال برانگیز باشد. کارکنان باید برای مقابله با تمام این احتمالات آمادگی داشته باشند تا هم مراقب سلامت عاطفی و جسمی مشارکت کنندگان باشند و هم انسجام پروژه را حفظ کنند.
مشارکت کنندگان نیاز به حمایت دارند. مشارکت کنندگان باید فرصت داشته باشند تا عکسهای خود را نشان دهند و در مورد آنها صحبت کنند. آنان به محیطی امن و حمایتگر نیاز دارند تا بتوانند مهارت تازهای را بیاموزند و نسبت به مهارت خود در بیان عقاید و نظریات اطمینان پیدا کنند.
پروژه باید به ترتیبی منجر به اقدام شود. حرکت میتواند معانی گستردهای داشته باشد؛ از نمایش دادن عکسها در داخل سازمان گرفته تا ساختن یک فیلم سینمایی مانند «متولد روسپی خانه» یا ملاقات مشارکت کنندگان با مقامات مسوول یا شروع یک حرکت برای حل مشکلاتی که در عکسها و فیلمهای پروژه مستند شده است. آنان باید ببینند که عکسهایشان به شیوهای سازنده و مهم مورد استفاده قرار گرفته است.
جور کردن یک پروژه روایت تصویری
حالا ببینیم یک پروژه روایت تصویری را چگونه باید آماده اجرا کرد؟ یک پروژه نمونه را میتوان بدین صورت توسعه داد:
۱- مرحله جذب نیرو: مشارکت کنندگان، راهنما/تسهیلگر، و کارمندان/داوطلبان
چنانچه با یک گروه قبلی مانند کلاس، گروه نوجوانان، یا گروه حامی دریافت کنندگان وام های کوچک و غیر آنها کار میکنید، جذب نیرو میتواند صرفا تشریح موقعیت و درمیان گذاردن آن با گروه باشد. مهم این است که اعضای گروه امکان رد مشارکت را داشته باشند.
اگر یک گروه رسمی از پیش تعیین شده موجود نباشد، جذب نیرو میتواند فرد به فرد انجام شود. این بستگی دارد به وسعت دسترسی یا تعداد مددکاران برای حضور در خیابان، اعضای تیم کارکنان آژانس یا سازمان غیردولتی (سمن)، و یا میزان استفاده از تبلیغات شفاهی که نخستین نفرات جذب شده انجام می دهند یا تکیه بر شماری از افراد صاحب نفوذ محل مانند رهبران مذهبی، معلمان، دست اندرکاران بهداشت یا کنشگران باهمستان. این نیروگیری مستلزم برگزاری جلسات، گردهمآیی در منزل مردم یا حضور در جلسات سایر گروههایی است که از پیش فعالاند.
هنگام نیروگیری تشریح هدف پروژه اهمیت زیادی دارد و ضمنا باید کاملا روشن کرد که در پایان کار، چنانچه تصمیم بر این باشد، نمایشگاهی از تصاویر برگزار خواهد شد یا نه. (به بخش "نمایشگاه" در زیر مراجعه شود.) شاید خوب باشد از مشارکت کنندگان بخواهید نامه واگذاری آثارشان را امضا کنند با قید این که حق نشر عکسها در اختیار خودشان خواهد بود و این که شرایط پروژه را درک میکنند، دوربینها را بازمیگردانند و اجازه میدهند آثارشان در یک نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته شود و اگر نخواهند نامی از آنان برده نخواهد شد.
هر چند حضور یک راهنما یا تسهیلگر ضروری نیست (و همین طور لازم نیست حتما راهنما و تسهیلگر یک نفر باشند)، اما وجود یک نفر که هم مهارت فنی لازم را داشته باشد و هم مشتاق پرداختن به مشکلات عمومی باهمستان مورد بحث باشد میتواند بسیار سودمند باشد. در مورد پروژه ای مربوط به مدرسه این نقش میتواند به معلمی داده شود که به عکاسی علاقه مند است؛ در یک سمن، یکی از اعضای تیم میتواند این نقش را برعهده گیرد. در بسیاری از موارد نقش راهنما باید به یک عکاس حرفهای داوطلب (یا یک تازهکار جدی) محول شود.
نقش راهنما یا تسهیلگر کمک به مشارکت کنندگان در امور فنی است، و کمک به آنها تا بیاموزند چگونه خواسته خود را با تصویر بیان کنند، و نیز تسهیلگری برای گروهها در زمان نمایش تصاویر و بحث در مورد آنها. ضمنا این فرد پشتیبانی عاطفی را نیز تامین میکند و علاوه بر آن اطلاعات عمومی در زمینه عکاسی را در اختیار گروه میگذارد و برای کسانی که مایل باشند در این زمینه تعلیمات بیشتری ببینند این امکان را فراهم می کند و مشوق آنان خواهد بود. در برخی از پروژهها یک یا چند نفر از اعضای تیم میتوانند این نقش را برعهده گیرند و به عنوان دستیار تسهیلگر اطلاعات را در اختیار عکاس حرفهای قرار دهند یا به یک عکاس به عنوان مشاور یا فردی که هر از گاهی میهمان گروه است رجوع کنند.
اعضای تیم کارکنان یا داوطلبان یک سازمان، آژانس، یا موسسه میتوانند به عنوان تسهیلگر یا مرجع عمل کنند یا عملا بیشتر جنبههای پروژه را هدایت کنند. فارغ از اینکه این افراد داوطلب هستند یا حرفهای، مهم است که صاحب مهارتهای لازم -بین فردی، فنی، اداری، و غیر آن- باشند؛ ضمن این که باید اعتقاد و اشتیاق لازم برای کار کردن در پروژه روایت تصویری را داشته باشند.
۲- مرحله توجیه اهالی : پروژه را با همراهی باهمستان یا گروهی که با آن همکاری میکنید برنامهریزی نمایید
گروه برنامهریزی باید حداقل شامل چند نفر از افرادی باشد که در نیروگیری انتخاب کردهاید. اگر گروه مشارکت کنندگان نسبتا کوچک باشد و تعداد اعضا یا داوطلبان نیز به همین نحو کوچک است، شاید بهتر باشد برای برنامهریزی از همه استفاده شود. اگر گروه بزرگ باشد و تعداد کارکنان یا داوطلبان زیاد باشد، گروه برنامهریزی باید شامل این افراد باشد: راهنما و تسهیلگر (اگر هر دو یکی نیستند)، نمایندگان گروه مشارکت کننده، کارکنان و داوطلبانی که در پروژه کار خواهند کرد، و حداقل یک نفر (شاید بین افرادی باشد که در بالا قید شد) که در مورد بودجه سازمان و نیز منابع موجود و بالقوه پروژه، اطلاعات کافی دارد.
غالبا تعیین این که اول باید نیروگیری کرد یا برنامهریزی کار دشواری است. پروژه میتواند با حضور نماینده گروه یا باهمستانی که مشارکت کنندگان به آن تعلق دارند برنامهریزی شود؛ با درک این که ممکن است تعدادی یا همه این افراد و نیز کسانی که بعدا نیروگیری خواهند شد خواهان مشارکت در برنامهریزی باشند. همین امر در مورد اعضای تیم و داوطلبان نیز صادق است. احتمالا تنها استثنا راهنما و تسهیلگر است که باید از ابتدا حضور داشته باشند.
ایدهآل این است که نیروگیری اول انجام شود؛ چرا که فرایند برنامهریزی مشارکتی دقیقا همین طور است. هرچند این کار همیشه امکان پذیر نیست و چگونگی اجرای عملی آن در شرایط معین بستگی دارد به عواملی مانند دسترسی به منابع مالی و برنامه زمانی کسی که راهنمای داوطلبان می شود. به هر تقدیر فرایند برنامهریزی باید تا حد امکان مشارکتی باشد تا مشارکت کنندگان، کارکنان، و داوطلبانی که در پروژه شرکت میکنند آن را از خود بدانند و در قبال کار احساس مسئولیت کنند.
ملاحظه دیگر در اینجا آن است که آیا مقامات باهمستان یا سیاستگذاران را (مثلا به عنوان پشتیبان یا حتی نقشی فعالانهتر) باید از ابتدا درگیر پروژه کرد یا خیر. در این صورت دقت کنید که امتیازات این کار از عوارض منفی آن بیشتر باشد.
۳- مرحله آموزش: مشارکت کنندگان، کارکنان، و داوطلبان را آموزش دهید
-
آموزش فنی. این بخش باید شامل نحوه استفاده از تجهیزات عکاسی و فن عکاسی باشد؛ از جمله طرز کار با دوربین، ترکیب بندی، نحوه تنظیم نور با استفاده از سرعت فیلم و دیافراگم و سایر تکنیکها، استفاده از فلاش، تدوین (دیجیتالی یا غیره)، نحوه عکاسی از سوژههای متحرک و غیر آن. انجام این آموزش بر عهده راهنما و تسهیلگر یا شخصی دیگر خواهد بود که اطلاعات کافی در زمینه عکاسی دارد.
-
آموزش در مورد ایمنی و اخلاق عکاسی در شرایط مختلف. هنگام عکاسی در خیابانهای شهر یا سایر مکانها، که در مورد اکثریت پروژهها صادق است، ممکن است مشارکت کنندگان در موقعیتی قرار گیرند که از سوژه در محیط خصوصی، شرایط آزار دهنده، یا در حین رفتاری غیرقانونی عکس بگیرند. عکاسی در چنین مواقعی در چه شرایطی اخلاقی خواهد بود؟ برای عکاسی چگونه اجازه میگیرید؟ آیا باید از سوژه بخواهید موافقتنامهای را امضا کند؟ آیا باید یک نسخه از عکس را به او بدهید؟ اگر پاسخ سوژه منفی باشد واکنش شما چه خواهد بود؟ علاوه بر این، در شرایط خطرناک که افراد مشغول قانون شکنی هستند یا واکنش تهاجمی نشان میدهند چگونه از خود محافظت خواهید کرد؟ صرف حمل یک دوربین میتواند مشارکت کننده را به خطر اندازد. باز هم مهم است که آموزش در این زمینه را یک راهنما یا تسهیلگر یا کسی که در عمل تجربه دارد انجام دهد.
-
آموزش کار تیمی یا شکل دهی به گروه و آموزش ضمن کار در گروه. اگر با کودکان یا نوجوانان یا افراد دیگری که تجربه اندکی در زمینه کارهای گروهی یا شرکت در جلسات دارند همکاری میکنید، پروژه بسیار بهتر پیش خواهد رفت اگر به آنها در این زمینه ها کمک کنید. تعیین قواعد اصلی، تشریح ضرورت آن قواعد، تاکید بر ماهیت همکاری در فعالیتهای گروهی، سازماندهی گروه بهشکلی که اعضای آن یکدیگر را پشتیبانی کنند، و آموزش مهارت در شنیدن، همگی کار با گروه افراد کمتجربه را آسانتر میکنند.
۴- مرحله اجرا: بیرون بروید و عکاسی کنید
بهترین راه برای یادگیری عکاسی تمرین کردن آن و دریافت بازخورد است. وقتی که مشارکت کنندگان دانش مقدماتی کار را آموختند، قدم بعدی آن است که از هر آنچه موضوع انتخابی آنان را توضیح یا بازتاب میدهد، عکاسی کنند.
دو مساله مهم که در خلال برنامهریزی باید مورد نظر قرار گیرند عبارتند از زمان و تجهیزات. بخش مربوط به عکاسی در یک پروژه روایت تصویری میتواند یک هفته یا یک سال طول بکشد. تعیین زمان پروژه میتواند به عواملی چون منابع، موقعیت مشارکت کنندگان یا سایر نیازهای سازمان و غیر آن بستگی داشته باشد. مساله تجهیزات تا حدودی مالی است. البته این روزها اکثر تفلنهای همراه دوربینهای خوبی دارند که قادرند عکس و فیلمهایی با کیفیت بالا بگیرند. نحوه استفاده از این تجهیزات نیاز به تنظیم زیادی ندارد و بسیار آسان است.
۵- مرحله تامل: بحث گروهی نقادانه و انتخاب تصویرها
مشارکت کنندگان در خلال مرحله عکاسی باید بهطور مرتب با یک تسهیلگر در یک گروه کوچک جلسه داشته باشند. اگر پروژه کوچک باشد، این گروه میتواند شامل همه افراد تیم باشد (حداکثر ۱۲ نفر)، یا با تعداد کمتری از افراد تشکیل شود در صورتی که پروژه بزرگتر باشد.
در این گروهها مشارکت کنندگان عکسهای خود را نشان میدهند و دلیل ثبت آنها را توضیح میدهند. شاید بهخاطر برانگیخته شدن یک احساس درونی عکسی را گرفته باشند و میتوانند بگویند که انتظار دارند واکنش دیگران از دیدن آن عکس چه باشد. میتوانند از سایر اعضای گروه بازخورد بگیرند که آیا فکر یا احساسی را در آنان برانگیخته و عکاس تا چه حد توانسته هدف خود را با آن عکس به روشنی بیان کند.
گروه به مشارکت کنندگان کمک میکند بر روی آثار خود و دیگران تامل کنند، جنبه زیبایی شناختی و فکری نهفته در آن را ارزیابی کنند و به تفاهمی برسند که مبنای عکسهای بعدی قرار گیرد (یا در تجربه بعدی در صورتی که مرحله عکاسی تمام شده باشد). تامل غالبا مهمترین بخش رشد فکری و فردی است و اختصاص زمان به این کار مطلقا ضروری است.
علاوه بر این، بحث گروهی فرصتی برای هر یک از مشارکت کنندگان فراهم میکند تا از میان عکسهای خود آنهایی را انتخاب کنند که بیشترین تاثیر را بر سیاستگذاران و عموم خواهد داشت. اگر منظور عکاس این بوده باشد که عکسهایش تغییری ایجاد کند، باید بتواند بر روی بیننده تاثیر عمیقی بگذارد. گروه و تسهیلگر میتوانند مشارکت کننده را یاری کنند تا دریابد کدام عکسها این تاثیر را خواهد داشت و به چه علت. با پیش رفتن پروژه و بالا رفتن اعتماد به نفس و مهارت مشارکت کنندگان، شاید برخی از عکسهای انتخاب شده قبلی به نفع عکسهای جدیدتر که حق مطلب را بهتر بیان میکنند کنار گذاشته شوند. هدف آن است که در پایان مرحله عکاسی، تعدادی عکس در اختیار داشته باشید که درباره مشکل یا شرایط مورد نظر قویترین بیان را دربرداشته باشند.
فرایند انتخاب میتواند با افزودن شرحی کوتاه برای عکسهای برگزیده همراه باشد. عکاسان بسته به سن و درجه معلوماتشان میتوانند توضیح دهند که چرا سوژه خود و زمینه تصویر را انتخاب کرده اند، منظورشان از آن چه بوده، چه احساسی را در آنان برانگیخته، درجه ارتباط آن با موضوع پروژه چه بوده و غیر اینها. شرح عکس ها برای مرحله بعدی پروژه اهمیت دارند.
۶- مرحله نمایش کار: جلب توجه افکار عمومی، رسانهها و مسئولان
همان طور که در بالا بهطور مختصر اشاره شد، در پایان پروژه باید آثار تصویری به نمایش برای عموم گذاشته شود. میشود برای این کار در محیطی فیزیکی (مدرسه، گالری هنری، تالار اجتماعات و …) نمایشگاه برگزار کرد و یا در محیط آنلاین روی وبسایت یا شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام کارها را منتشر کرد.
به منظور پرهیز از جریحه دار کردن احساسات مشارکت کنندگان و تقدیر از تلاش همه آنان، تعداد آثار به نمایش گذاشته شده آنان باید مساوی باشد. آثار هر یک از مشارکت کنندگان میتواند به تنهایی ارایه شود یا بر اساس یکی دیگر از اصول سازماندهی عکس، یعنی مضمون، نمایش داده شود. مشارکت کنندگان باید اختیار ناشناس ماندن را داشته باشند، بهویژه اگر بهسبب کار خود خطر آسیب جسمی یا سایر آسیبها آنان را تهدید میکند.
دعوت از مقامات و سیاستگذاران و مطبوعات و عموم مردم برای دیدار کارها مهم است. رسانهها میتوانند گزارشی خبری از نمایشگاه یا پروژه و مشارکت کنندگان تهیه کنند؛ بنابراین بد نیست مشارکت کنندگانی که برای مصاحبه و ارایه شرح حال خود موافقت خویش را اعلام کردهاند از پیش برای این کار آماده باشند.
۷- مرحله پیگیری: مطالبات را مدام مطرح کنید
مجریان پروژه روایت تصویری بسته به منابع خود میتواند پس از پروژه نیز کماکان به همکاری با مشارکت کنندگان ادامه دهند. علاوه بر این پیگیری پروژه با یک مرحله اقدام و دنبال کردن برنامههایی که پس از پروژه روایت تصویری تدوین شدهاند، برای دستیابی به بهبود و تغییر پایدار حیاتی است.
نمایش کارها برای عموم چه بسا تنها آغاز کاراصلی برای تلاش جهت تغییر وضعیت نامطلوب باشد. سایر اقداماتی که میتوان انجام داد عبارتند از:
- ایجاد یک طرح اقدام با شرکت دادن مشارکت کنندگان و سایر افراد باهمستان که به تغییر اهمیت میدهند.
- ملاقات با قانونگذاران، مقامات اداری، مدیران اجرایی شرکتها، یا دیگر مقاماتی که به نحوی با مشکل مورد بحث مربوط اند.
- راه اندازی کمپین نامهنویسی (نامهها میتواند شامل نسخهای از تمام عکسها باشد).
- راه اندازی کمپین رسانهای شامل تعدادی از مشارکت کنندگان و گزارش زندگی آنان و نیز عکسهایشان.
۸- مرحله ارزشیابی: سنجش میزان نیل به اهداف
مانند هر پروژهای نظارت و ارزشیابی فرایند و نتایج پروژه روایت تصویری از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای آن که این کار به درستی انجام شود پرسشهای مربوط به ارزشیابی باید به روشنی معین شوند. برخی از پرسشهای ممکن را در اینجا میخوانید:
- موثرترین روش برای جذب مشارکت کنندگان کدام است؟ در مورد کارکنان و داوطلبان چطور؟
- آیا مشارکت کنندگان مهارتهای تازهای را آموختند؟
- آیا روند آموزشی کافی و موثر بود؟
- آیا تلاش مشارکت کنندگان به فهم بهتر سازمان و/یا باهمستان از مشکل موجود کمک کرده است؟
- آیا پروژه موجب تلاش مستمر در مورد مشکل مورد نظر شد؟
- آیا پروژه به تغییر شرایط در باهمستان منجر شد؟
- آیا پروژه تاثیری بر سیاستگذاران در جهت ایجاد تغییر داشته؟
- آیا پروژه در طول زمان به پایداری رسید؟
مشارکت کنندگان باید در تیم ارزشیابی شرکت داشته باشند و به مشارکت در تدوین پرسشهای ارزشیابی و نیز تامل در پرسشهای ارزشیابی برای جهت دادن به تلاشهایشان در طول پروژه تشویق شوند. در این صورت ارزشیابی همان طور که باید، به بخشی از خود پروژه مبدل میشود. میتوان با استفاده از نتایج ارزشیابی، شیوه بهرهگیری سازمان از روایت تصویری و نیز شیوه استفاده از نتایج پروژه برای ایجاد تغییر و تحول را بهبود بخشید.
خلاصه
روایت تصویری تکنیکی است که در آن افراد محروم، نادیده گرفته شده و/یا با تجربه تبعیض از طریق عکاسی یا فیلمبرداری میتوانند هم خواستههای خود را بیان کنند و هم به بلوغ شخصی و فکری برسند. علاوه بر این مشارکت کنندگان در اصل در نقش محققان کنش مشارکتی در می آیند و شرایط و مشکلات را به گونهای مستند میکنند که حاصل تلاش آنان میتواند ابزاری برای ارزیابی باهمستان و نیز انگیزهای برای سیاستگذاران و سایر مقامات رسمی باشد تا ایجاد تغییر را نهادینه کنند.
¿Qué es Foto-voz?
__ Foto-voz es un tipo de investigación-acción participativa en que la gente -generalmente aquellos con poca autoridad - usan fotografías e/o vídeos para que mostrar a su medio ambiente sus experiencias y expresar sus pensamientos acerca de ellos.
Los objetivos de Foto-voz:
__ Proporcionar una voz a quienes no tienen.
__ Infundir conciencia crítica.
__ Influir la política.
¿Por qué deberías utilizar Foto-voz?
___ Los beneficios de tomar fotografías son inmediatos.
___ La fotografía es divertida y creativa.
__ Tomar fotografías o vídeos de escenas y personas familiares pueden cambiar las percepciones de los participantes sobre su entorno físico y social.
__ La fotografía básica es fácil de aprender y accesible a casi todo el mundo.
__ "Una imagen vale más que mil palabras".
__ Imágenes pueden entenderse independientemente sin importar su idioma, cultura, u otros factores.
__ Los encargados de formular políticas no pueden negar la realidad cuando la tienen en la cara.
__ Imágenes, creando una clara constancia de lo que existe en un momento determinado, puede ser utilizada para sujetar los encargados de formular políticas y otros responsables.
__ Fotografía y vídeo proporcionan un medio de empoderamiento sin exigirle al pueblo a levantarse y hablar en público.
¿Quién debe utilizar Foto-voz?
Las personas que carecen de una voz en la comunidad o sociedad, incluyendo:
__ Los niños y los jóvenes en circunstancias difíciles.
__ Los adultos sin hogar y sus familias.
__ La gente con discapacidades físicas y mentales o de salud mental.
__ La gente con enfermedades crónicas o condiciones médicas - tuberculosis, diabetes, enfermedad del corazón, etc.
__ Los miembros de los grupos raciales, étnicos, lingüísticos, religiosos o culturales minoritarios.
__ La gente cuyo modo de vida está amenazado.
__ Las personas que son discriminadas por la clase, la casta, el modo de vida, o la pobreza.
__ Los pobres de las zonas rurales.
___ La gente que vive en condiciones difíciles o en condiciones inaceptables y desean cambiarlas.
Algunos tipos de organizaciones que podrían beneficiarse mediante Foto-voz con participantes:
__ Escuelas y otras organizaciones que trabajan con niños y jóvenes.
___ Orfanatos, casas de grupos, refugios para desamparados, y otras situaciones de vida para aquellos que necesitan atención médica.
__ Organizaciones que trabajan con personas cuyas necesidades y humanidad son comúnmente ignoradas.
__ Los centros comunitarios de salud y proveedores de salud similares.
__ Organizaciones que sirven a personas con discapacidades físicas y mentales o de salud mental.
__ Organizaciones de promoción de la salud y servicios humanos de organizaciones que incluyen promoción en su misión.
__ La ayuda internacional y las organizaciones de refugiados.
¿Cuándo podrías usar Foto-voz?
__ Cuando Foto-voz puede cambiar las opiniones de la gente sobre sí mismos y sobre su entorno.
__ Cuando una situación del grupo necesita ser publicitado.
__ Cuando un problema necesita ser publicitado.
__ Cuando el cambio es necesario y Foto-voz puede ayudar a influir a los políticos.
__ Cuando una evaluación de la comunidad es necesaria o en curso.
__ Cuando usted necesita documentar el proceso de o recopilar datos para la evaluación de una intervención o programa.
__ Cuando necesite sujetar los encargados de la formulación de políticas u otros responsables.
__ Cuando usted necesita documentar un lugar, un evento o una forma de vida que está amenazada o a punto de desaparecer.
¿Cómo puedes utilizar Foto-voz?
Directrices generales:
__ Foto-voz debe ser participativo, un proceso de colaboración desde el principio.
__ Los participantes y el personal necesitan capacitación.
__ Los participantes necesitan apoyo.
__ El proyecto debe dar lugar a algún tipo de acción.
El montaje de un proyecto Foto-voz:
__ Reclutar participantes, un mentor/facilitador, el personal y los voluntarios.
__ Planificar el proyecto con la comunidad o grupo con el que esté trabajando.
__ Entrenar a los participantes:
- Formación técnica
- Capacitación de la fotografía ética y seguridad en diversas situaciones.
- Grupo de capacidades y la formación en el trabajo en grupo.
__ Capacitar al personal e/o voluntarios:
- Formación técnica.
- Facilitación del grupo.
- Aptitudes de asesoramiento básico.
- Estructura y objetivos del proyecto.
__ Salir y tomar fotos.
__ Trabajar regularmente en pequeños grupos para discutir y reflexionar sobre la experiencia y las imágenes, elegir las mejores fotografías de cada participante o secuencias de vídeo.
__ Organizar una exposición de fotografías o vídeos de los participantes.
__ Tomar acción.
__ El seguimiento.
__ Evaluación.
__ Hazlo otra vez.
Example #1: Southern West Virginia Photovoice Project
In September of 2008, the Southern West Virginia Photovoice Project gave digital cameras to 40 women from five different communities in Southern West Virginia and asked them to take pictures to “tell the story” of their communities, including the strengths and assets of their communities, the unique character of life in the region, and the problems and issues of concern in their areas. The communities that participated are: Big Coal River Area of Boone County, Pond Fork Area of Boone County, Lenore Area of Mingo County, Harts Area of Lincoln County, Upper Kanawha Valley of Kanawha County. The purpose of this project was to increase civic engagement in rural coalfield communities and give voice to residents’ concerns and ideas for change.
Example #2: Photovoice - Kaiser Permanente Community Health Initiatives
Kaiser Permanente’s Community Health Initiatives Photovoice project encouraged community residents to document the barriers to healthy eating and active living in their own communities. By creating a visual record of the environmental conditions in their neighborhoods, residents identified opportunities for community change, set priorities, and acted as advocates for change with city officials, policy makers, and legislators. The project was implemented in at least 18 communities across six states. Photovoice was implemented in Kaiser Permanente communities to lift up residents' voices and create change.
Example #3: The Photovoice Process
This video details the process used by the Photovoice Hamilton Youth Project in Hamilton, Ontario. The video examines the thoughts and reflections of students who participated and those who helped facilitate the project.
Example #4: Young Care-giving in Western Kenya - A Photovoice Project by WVP Kenya
WVP Kenya is a small non-profit organization operating in Nyanza and Western Provinces of Kenya. For this project, 48 children between the ages 11-17, who were caring for their sick parents or elderly guardians, were equipped with disposable cameras to capture and reflect upon their circumstances. This video shares their photos and reflections about them in their own words.
Example #5: Use of Photovoice by the Roma Community in Seville, Spain
Daniela Miranda from the Universidad de Sevilla shares about the use of Photovoice among a disenfranchised, marginalized group of Roma neighbors in Seville, Spain. The Roma community comprises the largest ethnic minority in Spain and Europe. They experience disproportionate social marginalization and discrimination manifested in high unemployment rates and poor health outcomes. The Roma neighbors used photos as a tool for action to help them communicate poor living conditions.
Example #6: Use of Photovoice by Ch'orti' Maya Women in Guatemala
A group of Ch'orti' Maya women in Guatemala used digital cameras to document health and environmental problems in their hamlets, and as a result, Engineers Without Borders is working on a water purifications solution for the community. Associate professor at the University of Kansas, Brent Metz, and former environmental engineering graduate student, Jody Gentry worked together to train Ch’orti’ women on using digital cameras and document conditions in their homes and neighborhoods. An article recently published in the journal Human Organization details their work in distributing the cameras to the Ch'orti' women and the conditions the women documented with the photos.
Example #7: Using Photovoice as a Community-Building Tool
Photovoice increased the level of psychological sense of community and the wish for future participation in a group of teenagers who live in a vulnerable, multicultural neighborhood in southern Spain. Read more.
Example #8: Helping Housing First Clients Navigate Difficulties Conducting Community-Based Participatory Research
Not every issue is photographable, and some issues may be harder to capture through photography than others. This issue may be especially relevant for vulnerable community researchers who often find themselves at the intersection of multiple complex social issues. In fact, the more clients explored the complexity of stigma, the harder it was to photograph it. Read more.
Example #9: Participatory Action Research: An example from the Stand Up to Bullying Project
Middle school students conducted a Photovoice project generating between five and 30 photos, selecting two, and writing a paragraph describing why the image was meaningful to them in terms of bullying at their school. Read more.
Example #10: Prevention Gets Visual: A conversation about Photovoice
On this podcast, Sally Laskey, Evaluation Coordinator at NSVRC, interviews partners from PhotoVoice Worldwide and local preventionists in Ohio who collaborated with the Ohio Alliance to End Sexual Violence to create a culturally responsive, anti-violence-focused toolkit for using Photovoice in sexual violence prevention efforts.
Example #11: AjA project: empowering youth through visual narratives
. 
The AjA Project is a nonprofit organization based in City Heights, San Diego—the most diverse part of the city. The Mission of the AjA Project is “a compassionate space for young people, activists, visual artists, and educators to engage critically with issues that affect our community and realize our collective liberation through participatory storytelling and the documentary arts.” They work with immigrants, refugees, the transfronterizo community, incarcerated youth, and people going through the process of transformation. At the heart of their programs is participatory photography. They believe that by working with youth to help them create their own images and tell their own stories, they can play a role in fostering their sense of imagination and possibility, for themselves and their communities. With their many partners, they are moving toward collective liberation and a more just world.
Example #12: Barefoot workshops: cultivating creativity and storytelling
Barefoot Workshops is a New York City-based organization that teaches individuals and organizations how to use digital video, new media, and the arts to transform their communities and themselves.
Each year, they teach traditional Documentary Workshops in the Mississippi Delta; Marfa, Texas, and Cape Town, South Africa, which are open to individuals with beginner through advanced levels of training.
Barefoot Workshops also leads NGO workshops in partnership with government and nongovernmental organizations. Together, they build the capacity of organizations worldwide to achieve program goals in areas such as health (HIV/AIDS), conflict resolution, youth empowerment, civil rights, and democracy building.
Example #13: storycenter: using personal narratives for healing, connection, and social change
StoryCenter is an Oakland, California-based organization dedicated to empowering individuals and communities through digital storytelling and personal narrative. Rooted in the 1970s-80s cultural movement to make art accessible beyond professionals, StoryCenter utilizes media to amplify the voices of those often marginalized, fostering equity, wellness, and social action.
They offer workshops worldwide that guide people of all backgrounds in crafting and sharing personal stories using digital tools. Since its founding in 1994, StoryCenter has trained over 15,000 people and partnered with nearly 1,000 organizations to harness storytelling as a tool for reflection, connection, and creativity.
They also provide online certificate courses, podcast intensives, and much more to deepen personal and community narratives.
Example #14: conversations with the earth: engaging indigenous communities in environmental storytelling and action
Conversations with the Earth is an Indigenous-led multimedia project that amplifies the voices and perspectives of Indigenous peoples within the global conversation on climate change. CWE showcases the unique knowledge, lived experiences, and leadership of Indigenous communities as vital to addressing today’s climate crisis.
Through photo essays, storytelling, and partnerships, CWE documents the diverse ways Indigenous peoples around the world–from Papua New Guinea fishermen to the Skolt Sámi of northern Europe and the Altai herders of Siberia–are confronting and adapting to the impacts of a changing climate.
Working alongside communities and initiatives such as the United Nations University’s Traditional Knowledge Initiative, CWE elevates Indigenous solutions and resilience strategies as essential contributions to sustainable global climate action.
Example #15: creative narrations: empowering voices through storytelling

Creative Narrations is an organization that empowers individuals and organizations to capture, share, and amplify voices of change by combining narrative and technology. Creative Narrations is built on the belief that storytelling is a democratic act and an essential tool for civic engagement and social change.
Through multimedia training and consulting, they help communities develop the skills to document, produce, and share their own stories. Their services include hands-on digital storytelling workshops, PhotoVoice projects, and strategic support to help different organizations take action.
Grounded in the value of accessibility, Creative Narrations has worked with diverse communities locally and globally to ensure that people directly affected by critical issues can own and share their stories to inspire connection and meaningful action.
example #16: critical exposure: amplifying youth voices through visual storytelling
Critical Exposure is a Washington, DC–based organization that empowers Black and Brown youth to transform their schools and communities through documentary photography, storytelling, and youth organizing. By combining creative expression with grassroots action, Critical Exposure supports young people in advocating for equity, safety, and resources in public education.
Through programs like Stories for Action, the Youth Organizing Collective, and School and Summer Partner Programs, Critical Exposure trains students to document their lives, challenge dominant narratives, and lead campaigns for real change.
Example #17: the educational video center: empowering youth through filmmaking and media literacy
The Educational Video Center is a New York City-based nonprofit that empowers youth to create documentary videos that drive social change. By teaching young people the craft of documentary filmmaking, EVC helps students build creativity, critical thinking, and real-world job skills, while inspiring civic engagement and leadership.
Through projects like the Youth Documentary Workshop, Media Arts Apprenticeship, Professional Development Programs, and the We Are All Connected urban-rural exchange, students learn to film, edit, and produce powerful documentaries and multimedia projects that amplify voices and tackle pressing social justice issues. Youth gain access to internships, paid work, and mentorships that prepare them for future careers.
example #18: focus on mentoring: inspiring youth through photojournalism and community collaboration

Focus on Mentoring is a unique photojournalism program for Public Housing Authorities that engages and inspires students through digital media, mentoring, and community partnerships. By connecting youth with professional photographers, educators, and local media, the program uses photojournalism as an energetic tool to motivate learning and foster community involvement.
Supported by the Tampa Housing Authority and funded through local energy conservation savings, Focus on Mentoring trains residents on photojournalism, helping participants build skills that promote self-sufficiency and economic opportunity in a field that favors freelance work. Through hands-on training and local partnerships, the program combines education, career pathways, and community-building to help students and families advance beyond dependency and toward sustainable futures.
example #19: fotokids: developing youth leaders in central america through training
Fotokids is a Central America-based program that inspires and empowers young people from communities affected by poverty and gang violence. By providing training in media, photography, creative writing, and IT arts—alongside traditional educational scholarships—Fotokids equips students with practical skills that open doors to new opportunities and help them compete in the job market.
Through intensive, long-term mentoring and creative projects, Fotokids supports youth in using photography and digital tools to explore and express their lives, families, and communities.
example #20: image magica: teaching documentary photography to youth and communities across brazil
ImageMagica is a São Paulo-based organization that promotes social transformation through documentary photography and visual storytelling across Brazil. For over 30 years, ImageMagica has developed sociocultural projects in public institutions such as schools and hospitals, using photography as a universal language to break barriers, spark curiosity, and engage communities.
Through programs like PhotoPower, PhotoBoat, and PhotoTruck, ImageMagica trains young people and community members to use photography as a tool for self-expression, cultural connection, and social change. By combining creative workshops with a unique educational approach, ImageMagica helps participants build socio-emotional skills and reimagine their futures with new perspectives.
Example #21: In our village: empowering Tanzanian youth to share their stories through books and film
What Kids Can Do is a U.S.-based nonprofit organization that partners with youth in Kambi ya Simba, a rural village in Tanzania near Mt. Kilimanjaro and the Serengeti, to document and share their daily lives through photography, storytelling, and video. In a community where 5,000 residents live as farmers across 40 square kilometers, students at Awet Secondary School use digital cameras and tape recorders to capture the realities of village life.
Through projects like In Our Village: Kambi ya Simba Through the Eyes of Its Youth, What Kids Can Do amplifies the voices of young people, providing them with tools to tell their own stories and invite the world to see their village through their eyes.
example #22: in-sight photography project: providing brattleboro youth with tools to express themselves through visual storytelling
The In-Sight Photography Project, based in Brattleboro, Vermont, provides youth with a creative space to explore photography as a visual language for self-expression and connection. Since 1992, In-Sight has offered a wide range of hands-on classes and experiences, from Film & Alternative Processes, Intro to Digital, and Videography to unique workshops like Sky to Sea, Night Photography, and Harnessing the Sun: Pinhole, Solargraphy & Cyanotype.
In addition to its classes, In-Sight runs programs like the Youth Photo Team, a Whale Watching Excursion, and Youth Internships that give students opportunities to deepen their skills and explore real-world photography projects. Through community events like the Youth Pride Photo Contest, Youth Photo Contest & Fair, and public exhibitions, In-Sight empowers young people to share their stories, build confidence, and connect with their communities through the art of photography.
example #23: photovoices international: training communities worldwide to document culture, environment, and social issues through photography

Photovoices International is an Indonesian nonprofit that empowers underrepresented communities–especially women and youth–to use photography and storytelling to influence decisions that impact their lives. Their mission is to “engage with and train community members to use visuals and storytelling to influence people and policies, and advocate for positive change.” PVI helps participants document environmental changes, cultural traditions, and social challenges in their communities.
Examples of their work include training community members to map natural resources for sustainable management, supporting indigenous groups to share their perspectives on land rights, and facilitating youth-led photo exhibits that highlight gender equality and climate change.
example #24: silence speaks: creating safe spaces for untold stories through photovoice

Silence Speaks is a global digital storytelling project that creates safe spaces by using hands-on workshops for people to share personal stories often left unheard. Through programs like Rainbow Dialogues (LGBTQIA+ voices in India), Voices to End Female Genital Mutilation/Cutting, and Stories of Home (supporting refugees and immigrants in the U.S.), Silence Speaks amplifies marginalized voices facing stigma and violence.
example #25: stories for change: a hub of digital storytelling resources and inspiring personal narratives

Stories for Change is an online platform that offers a collection of digital storytelling resources and a diverse archive of personal narratives. Through videos and photos, Stories for Change shares moments of struggle, resilience, and transformation—like the efforts of NAMI volunteers supporting family mental health during COVID-19 shutdowns and a teacher’s reflections on isolation and growth while far from home in Peru. These stories highlight how unexpected experiences can teach us new perspectives and inspire change.
example #26: through the eyes of children: empowering orphaned youth in rwanda to share their stories through photography

Through the Eyes of Children is a nonprofit that teaches vulnerable children–especially orphans of the 1994 Rwandan Genocide–to express themselves through photography. Founded in 2000 at the Imbabazi Orphanage, the project began with 19 children known as the “Camera Kids” who documented their lives and communities over 11 years.
Their powerful images have been exhibited worldwide, helping raise funds for their education and inspiring many to pursue college and careers in photography. Today, former Camera Kids lead workshops internationally, teaching photography to other vulnerable youth and continuing TTEC’s mission to amplify young voices through visual storytelling.
example #27: video volunteers: amplifying marginalized communities worldwide through photovoice
Video Volunteers is an international social media network empowering marginalized and underserved communities in India to create and share media addressing local issues and driving social change. Through IndiaUnheard, Video Volunteers trains community members living below the poverty line to produce authentic news from rural districts, giving voice to those often ignored by mainstream media.
With over 4,000 videos produced, nearly 250 active participants, and engagement from 180,000 community members, Video Volunteers amplifies grassroots stories that inspire action, resulting in positive government responses and support for social movements.
Example #28: born into brothels - a photovoice project by zana briski

Born Into Brothels is a documentary about children living in poverty in Calcutta’s red-light district who discover hope through photography. Filmmaker and photographer Zana Briski, who taught the children to use cameras to tell their stories, created a non-profit called Kids with Cameras to support their education and empower marginalized youth worldwide through photography.
example #29: using photovoice to explore barriers to heart health in lenoir county, north carolina
In Lenoir County, North Carolina, teens and adults used photography to capture what hinders heart health in their community. The photos revealed key barriers like stress from racial prejudice and limited access to healthy food. These images sparked meaningful discussions, helping participants better understand community challenges related to heart health. Attached below is the research publication. At the bottom are some photos that were taken.
example #30: photovoice and empowerment - exploring personal change among women in villaverde
This study explored the personal experiences of women who participated in a previous Photovoice project in Villaverde, a low-income district in Madrid, Spain. Through interviews and field notes, researchers analyzed changes in empowerment. The findings showed that participants gained critical awareness of their community, experienced improved self-esteem through social recognition, and expanded their social networks. The study concludes that Photovoice can be a powerful tool for individual empowerment.
example #31: lens of a child - exploring environment through photovoice
This documentary shows a Photovoice project at an elementary school in Toronto, Canada, where young students used disposable cameras to capture their view of their environment. The children took the photos themselves and were interviewed to share their reflections, offering insight into their perspectives and daily experiences.
example #32: empowering teens to document and discuss public health
A Photovoice project from the University of Michigan’s School of Public Health involved teens from Detroit using photography to document public health concerns in their communities. Through this initiative, the teens captured images that reflect the challenges they observe in their surroundings. This offers a youth-driven perspective on community health and encourages dialogue for change.
example #33: south park photovoice - visual stories strengthening community
South Park PhotoVoice, a program run by Youth in Focus in Seattle, uses photography and writing to showcase the daily lives and needs of community members. The project aims to build community connections and spark conversations about local issues.
example #34: a photovoice project on coal mining in west virginia
The Southern West Virginia Photovoice Project empowered women in coal-mining communities to document their lives and the impacts of coal mining through photography and personal narratives. Using Photovoice, participants raised awareness and advocated for change. It led to real community improvements, such as addressing water contamination.
example #35: using photovoice to understand cardiovascular health awareness in asian elders
This Photovoice study by the University of Washington explored perceptions of cardiovascular health among Chinese, Vietnamese, and Korean adults. Participants used disposable cameras to capture images of factors they felt hindered heart health. They expressed how cultural practices, diet, physical activity, and more affected their health.
example #36: witness - empowering human rights through video

Witness is a nonprofit that trains activists and human rights groups to use video to document human rights abuses. By capturing and sharing these stories, Witness aims to expose perpetrators, seek justice, and empower communities to share their own experiences.
یك راه برای بهتر مطلع شدن از وضعیت باهمستان، رانندگی یا پیادهروی در اطراف آن است، مشاهده و یادداشتبرداری از ویژگیهای آن. این پیمایشهای از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده، میتوانند بخش مهمی از ارزیابی باهمستان باشند. در این بخش ما این پیمایشها را با جزئیات بیشتر توصیف میكنیم و میگوییم كه چطور آنها را با موفقیت انجام دهید.
پیمایش از داخل اتومبیل یا هنگام پیاده راه رفتن یعنی چه؟
پیمایش از داخل اتومبیل، مشاهده سیستماتیك از داخل وسیله نقلیه در حال حركت است. پیمایش به صورت پیاده، مشاهده سیستماتیكی روی دو پاست. هر یك از این پیمایشها یا هر دوی آنها، به شما كمك میكند وضعیت كلی باهمستان یا یك وضعیت یا جنبه خاص از آن را بهتر درك كنید. پیمایش از داخل اتومبیل، خصوصا زمانی مفید است كه منطقه مورد مشاهده شما وسیع باشد و جنبهها و مناظری كه مایل به بررسی آنها هستید، از جاده هم دیده شوند. اگر میخواهید متوجه چیزهایی بشوید كه دیدنشان از داخل وسیله نقلیه در حال حركت مشكل است، پیمایش به صورت پیاده گزینه بهتری است.
پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده را میتوان برای بررسی نیازهای عمومی و كلی باهمستان، مثلا برای تخمین سطح فقر، یا بررسی منظرهای خاصتری از ویژگیهای فیزیكی، اجتماعی یا اقتصادی باهمستان، به كار برد. برخی از این امكانات عبارتند از:
- قدمت، وضعیت و شرایط خانههای موجود در باهمستان
- نیازهای زیربنایی، جادهها، پلها، چراغهای خیابان و غیره
- حضور یا غیاب كسبوكارهای فعال و تسهیلات صنعتی
- محل، وضعیت و مصارف فضاهای عمومی
- میزان فعالیت در خیابانها در زمانهای مختلف روز، هفته، یا سال
- سطح سر و صدا در قسمتهای مختلف باهمستان
- حجم و تحرک ترافیک در ساعات مختلف روز
- محل و وضعیت ساختمانهای عمومی، شهرداری یا شورای محل، دادگاه و غیره.
چرا باید پیمایش از داخل اتومبیل و یا به صورت پیاده انجام دهید؟
- پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده را میتوان به منظور دستیابی به چشماندازی عینی از باهمستان انجام داد.
- از این پیمایشها میتوان در تحقیقات مشاركتی باهمستانمحور، همراه با دعوت از مشاركت باهمستان استفاده كرد.
- این پیمایشها آسانترین و سریعترین راه برای به دست آوردن شمایی كلی از تمامی باهمستان هستند.
- آنها امكان مقایسههای شفاف میان بخشهای مختلف باهمستان را فراهم میكنند و كمك میكنند تعیین كنید كه تلاشهایتان را در كدام بخش متمركز كنید.
- آنها برای درک جنبههای خاصی از باهمستان بسیار مفید هستند.
- اگر رابطه میان باهمستان و محیط زیست، ماهیت زندگی در خیابان، ترافیک یا هر عامل خاص دیگری در زندگی یا عملكرد باهمستان مد نظر شماست، پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده كه روی آن عامل تمركز دارد، میتواند شمایی كلی برایتان فراهم كند و كمكتان كند كه بفهمید برای كسب اطلاعات بیشتر به كجا مراجعه كنید.
- باعث میشوند باهمستان را «احساس» كنید.
چه وقت باید پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده انجام دهید؟
پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده را هر زمان كه مورد نیاز باشند میتوان انجام داد. اما اگر بخواهید بفهمید كه افراد چطور از باهمستان استفاده میكنند، لازم است پیمایشتان را در زمانی و یا در زمانهایی انجام دهید كه بیشتر مشغول فعالیت هستند و شما بتوانید ببینید. برای آنكه بهترین نما را از باهمستان داشته باشید، بهتر است چندین پیمایش را در زمانهای مختلفی از روز، هفته و یا سال انجام دهید.
چه كسی باید پیمایش از داخل اتومبیل و به صورت پیاده را انجام دهد؟
پاسخ به این سوال بستگی به عوامل مختلفی دارد. منطقهای كه باید مورد پیمایش قرار گیرد، چقدر وسیع است؟ چند بار باید پیمایش انجام شود؟ آیا این پروژهای تحقیقی مشاركتی است؟ آیا پیمایش را به صورت تیمی انجام خواهید داد یا به صورت انفرادی؟
یك محله كوچك یا یك روستا میتواند ظرف یك روز و توسط یك نفر كاملا پیمایش شود. در حالی كه پیمایش در یك شهر بزرگ ممكن است نیازمند چندین روز مشاهده توسط چندین تیم مشاهدهگر باشد. اگر دستاندركار تحقیق مشاركتی هستید، باید مشاهدهگرها را در چندین تیم سازماندهی كنید و هر تیم نماینده سن، فرهنگ، اقلیت، سطح درآمد و بخشهای مختلف باهمستان (تجاری، دولتی، بهداشتی و خدمات باهمستان) و غیره باشند.
یك مسئله مهم ایمنی است. اگر بین گروههای نژادی یا اقلیتی خصومت وجود داشته باشد، شاید برای پیمایش در بعضی محلات خاص برای بعضی از اشخاص ایمن نباشد. حتی اگر خطر واقعی وجود نداشته باشد و فقط خطر احساس شود، اضطرابی كه به وجود میآید میتواند بر دقت و كامل بودن یك پیمایش تاثیر بگذارد.
مشكل دیگر انجام پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده به عنوان یك پروژه تحقیقی مشاركتی آن است كه احتمال دارد اعضای باهمستان درباره بسیاری از سوالاتی كه باید پرسیده شوند، از قبل ایدههایی داشته باشند. از طرف دیگر یك پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده ممكن است چشم اعضای باهمستان را به روی واقعیتهای محیط اطرافشان باز كند.
چطور یك پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده را انجام میدهید؟
پیمایش از داخل اتومبیل و به صورت پیاده از بسیاری جهات شبیه هم هستند، اما تفاوتهای مهمی هم بین آنها وجود دارد. در اینجا ما رهنمودهایی را ارائه میكنیم كه به هر دوی آنها مربوط میشود و بعد، به نوبت به هر یک از آنها توجه میكنیم.
رهنمودهای كلی برای پیمایش از داخل اتومبیل و به صورت پیاده
انتخاب كنید كه چه كسی میخواهد پیمایش را انجام دهد
علت اینكه این رهنمود را اول مطرح كردیم این است كه اگر كسانی كه دستاندركار پیمایش هستند، در طراحی پیمایش هم دخیل باشند، بهترین نتایج حاصل خواهند شد. اگر آنها بدانند كه به دنبال چه میگردند، مشاهداتشان دقیقتر خواهد شد، كه اگر در تهیه پیمایش دخیل باشند، خواهند دانست.
سؤالاتی را كه میخواهید در پیمایش پرسیده شوند، از قبل تعیین كنید
سوالاتی كه انتخاب میكنید نشاندهنده وسعت و ساختار پیمایش شماست. اگر سوال اصلی شما چیزی مثل این باشد: «ماهیت این باهمستان چیست؟»، آنگاه باید تعدادی سوالات ثانوی بپرسید كه در گرفتن پاسخ به سوال اصلی به شما كمك خواهند كرد. اگر تمركز شما خیلی دقیقتر است، پس باید فقط یك سوال مانند این بپرسید: «آیا اغلب خیابانهای باهمستان پیادهرو دارند؟» یا یك سوال با چند بخش بپرسید: «زمینهای ورزش عمومی به چه ترتیب، توسط چه كسانی و به چه میزان استفاده میشوند؟»
مناطق مشمول پیمایشتان را مشخص كنید
اگر كار شما پیمایش در یك شهر بزرگ مثل نیویورك، توكیو، قاهره و غیره است، احتمالا یك منطقه كوچك یا بخش خاصی از جمعیت مورد نظر شما هستند. اما میخواهید باقی قسمتهای شهر را هم پیمایش كنید تا شهر را به عنوان یك كل احساس كنید و آن محله یا جمعیت خاص را با محتوایشان منطبق كنید.
انتخابهای شما كمك میكنند به دركتان از باهمستان شكل بدهید، لذا باید آنها را فكر شده انتخاب كنید. چه مناطقی منعكسكننده آن جنبههایی از باهمستان هستند كه شما مایلید دربارهشان بیشتر بدانید؟ چه محلهایی بیشتر به كاری كه میخواهید انجام دهید، مربوط میشوند؟
تعیین كنید كه چه وقت میخواهید پیمایشتان را انجام دهید
در نظر داشته باشید كه چه ساعتی از روز، ایام هفته یا آخر هفته، یا چه فصلی بر پیمایش شما تاثیر خواهد گذاشت. شاید بخواهید پیمایشتان را بیشتر از یك بار انجام دهید، تا متوجه تفاوت میان شرایط یا فعالیتهای باهمستان در زمانهای مختلف شوید.
به كسانی كه قرار است پیمایش را انجام دهند، آموزش دهید
در پیمایشی مربوط به ارزیابی كلی یك باهمستان، چه چیزها را باید بررسی كنید:
- مسكن. قدمت و وضعیت خانهها در محلهای كه پیمایش میكنید چطور است؟ آیا خانهها و آپارتمانها تعمیر و نگهداری شدهاند، یا مخروبه هستند و نیاز به تعمیرات دارند؟ آیا حیاطها شسته و رفته هستند یا كثیف و بههمریختهاند؟
- ساختمانهای دیگر. آیا ساختمانها اكثرا یا تماما مورد استفاده هستند؟ آیا ساختمانهای عمومی و تجاری برای افراد دارای ناتوانی قابل دسترس هستند، سطوح شیبدار، ورودیهایی همسطح خیابان و غیره؟
- فضاهای عمومی. آیا فضاهایی عمومیای برای گردهمایی افراد وجود دارد؟ آیا از آنها خوب نگهداری میشود؟ آیا در آن فضاها محوطهای برای نشستن، درخت و گیاهان، طراحیهای جذاب، كافه، غذافروشی، یا ویژگیهای دیگری بهمنظور ترغیب افراد به استفاده از آنها وجود دارد؟
- پاركها. آیا افراد مختلفی از پاركها استفاده میكنند؟ آیا از آنها خوب نگهداری میشود؟ آیا در پاركها امكانات ورزشی، زمین بسكتبال، زمین فوتبال، زمین بیسبال، محل بازی كریكت و غیره وجود دارد؟ آیا شبها هم كسی به پاركها میرود؟
- فرهنگ و سرگرمی. آیا در آنجا موزه، كتابخانه، سالن نمایش، رستوران، باشگاه، استادیوم ورزشی، محوطههای تاریخی و غیره وجود دارد؟
- چشمانداز خیابان. چشمانداز خیابان محیط زیستی است كه خیابانها، پیادهروها، ساختمانها، درختها و غیره آن را آراسته میكنند. آیا در آنجا درخت یا گیاه وجود دارد؟ آیا پیادهرو وجود دارد؟ آیا نمای ساختمانها و ویترین مغازهها جذاب و پذیرا هستند؟ آیا خیابانها و پیادهروها نسبتا تمیز هستند؟ آیا در آنجا سطل زباله وجود دارد؟ آیا در فضای باز جای نشستن هست؟
- استفاده از خیابانها. آیا در اغلب مواقع روز مردم در خیابانها هستند؟ شبها چطور؟ تا چه ساعتی از شب؟ آیا افراد با هم تعامل دارند؟ آیا خیابانها و پیادهروها شبها به قدر كافی روشن هستند؟
- فعالیتهای تجاری. در آنجا چه نوع كسبوكاری وجود دارد؟ آیا در آنجا هیات بازرگانی یا ویترین خالی مغازه وجود دارد؟ آیا در آنجا تركیبی از كسبوكارهای كوچك و بزرگ وجود دارد؟ آیا در آنجا خواروبارفروشی، سوپرماركت، داروخانه، و سایر فروشگاههایی كه پاسخگوی نیازهای ضروری افراد در همه قسمتهای باهمستان باشد، وجود دارد؟
- علامتها. علائم تجاری به چه زبانهایی هستند؟ آیا تابلوهای راهنمایی و رانندگی به قدر كافی اطلاعرسانی میكنند؟ آیا برای راهنمایی افراد به قسمتهای مختلف باهمستان (مراكز تجاری، موزهها، بزرگراهها و غیره) علائمی وجود دارد؟
- صنعت. چه نوع صنایعی در باهمستان وجود دارد؟ آیا آن صنایع موجب آلودگی میشوند؟
- استفاده از زمین. در آنجا چه مقدار فضای باز وجود دارد؟ مناطق مسكونی، تجاری، و صنعتی به چه صورت توزیع شدهاند؟ آیا جادههای اصلی و خطوط راهآهن از وسط محلهها میگذرند یا از كناره باهمستان؟
- زیرسازی. جادهها، پلها، پیادهروها و غیره در چه شرایطی هستند؟ آیا شرایط این مكانها در قسمتهای مختلف باهمستان متفاوت است؟ آیا به نظر میرسد كه همه بخشهای باهمستان به طور یكسان از خدمات برق، آب، تلفن، فیبر نوری، فاضلاب، دفع زباله و سایر خدمات زیربنایی استفاده میكنند؟
- حمل و نقل عمومی. آیا در آنجا سیستم فعال حمل و نقل عمومی وجود دارد؟ آیا از آن بهخوبی استفاده میشود؟ چه كسانی از آن استفاده میكنند؟ آیا دسترسی به سیستم حمل و نقل عمومی از تمام قسمتهای باهمستان نسبتا آسان است؟ جهتیابی و استفاده از این سیستم تا چه حد آسان است؟ هزینه آن چقدر است؟ آیا وسایل نقلیه این سیستم حمل و نقل عمومی سوخت كافی دارند؟
- ترافیک. در این باهمستان ترافیک تا چه حد سنگین است؟ آیا ترافیک بیشتر به واسطه وانتها و كامیونهای تجاری و صنعتی است، یا بیشتر به دلیل رفت و آمد اتومبیلهای شخصی است؟ آیا هیچ وقت در آنجا راهبندان میشود؟ آیا در آنجا ترافیک دوچرخه هم وجود دارد؟ آیا خطوط مخصوص عبور دوچرخه وجود دارد؟ آیا مكانهای زیادی برای پارک دوچرخه وجود دارد؟
- كیفیت محیط زیست. در آنجا چه مقدار فضای سبز قابل استفاده وجود دارد و آیا آن فضاها در تمام باهمستان پراكندهاند؟ آیا در آنجا هوای آلوده به دود و بخار یا تیرگی هوا وجود دارد؟ آیا هوا بوی دود، زباله، دود لوله اگزوز اتومبیلها، مواد شیمیایی، پسماندهای صنعتی و غیره را میدهد؟ آیا آب جویبارها، تالابها، دریاچهها و غیره به میزان معقولی زلال به نظر میرسد؟
- نژاد/اقلیت. چه كسانی در باهمستان زندگی میكنند؟ آیا در آنجا گروههای نژادی یا اقلیتی قابل شناسایی وجود دارند؟ آیا گروههای خاص در مناطق خاص زندگی میكنند؟
- باهمستانهای اعتقادی. در آنجا چه نوع تشكیلات مذهبی وجود دارد؟ آیا تشكیلات یك مذهب یا فرقه بهخصوص بر سایرین تفوق دارد؟ آیا برای افرادی از اقلیتها یا نژادهای مختلف پرستشگاههای جداگانه وجود دارد، حتی اگر اعتقادات مشترک داشته باشند؟
- خدمات بهداشتی. در آن باهمستان چند بیمارستان و درمانگاه وجود دارد؟ آنها در كجا قرار دارند؟ چقدر بزرگ هستند؟ وارد شدن به آنها تا چه حد آسان است؟
- خدمات باهمستان و خدمات عمومی. آیا در آنجا سازمانها و ارائهدهندگان قابل شناسایی خدمات باهمستان، مراكز سلامت ذهن، بانک غذا، پناهگاه برای بیخانمانها، دفاتر بهزیستی، و غیره وجود دارد؟ آیا آنها در یک منطقه خاص متمركز هستند؟ آیا دسترسی به آنها از طریق وسایل نقلیه عمومی آسان است؟
- امنیت باهمستان. پاسگاه پلیس و ایستگاه آتشنشانی در كجا قرار دارند؟ آیا بهخوبی نگهداری میشوند؟ آیا باهمستان شبها نور كافی دارد؟
- مدارس عمومی. آیا مدارس محلات مختلف از نظر وضعیت نگهداری به طرز محسوسی متفاوت هستند؟ آیا از مدارس بهخوبی نگهداری میشود؟ یا در بعضی از كشورهای در حال رشد، آیا اساسا در باهمستان مدرسهای وجود دارد؟
- تحصیلات عالی. آیا در باهمستان كالجها و یا دانشگاههای دو و چهارساله وجود دارند؟ در كجا قرار دارند؟ آیا به روی باهمستان باز هستند، یا به نظر میرسد خودكفا و منزوی باشند؟
- فعالیتهای سیاسی. آیا در آنجا علامت یا دلالتی بر انجام فعالیتهای سیاسی وجود دارد؟ آیا مشخص است كه فعالیتهای سیاسی در آنجا مجاز است یا تشویق میشود؟ آیا در آنجا اعتراض یا تظاهراتی وجود دارد؟
- سازمانهای باهمستان. چه شواهدی مبنی بر وجود سازمانهایی در باهمستان دیده میشود؟ آیا در آنجا باشگاههای خدماتی، لایِنها، اِلكها، ماسونها و غیره وجود دارند؟ آیا سازمانهای دیگری بر محور حل مشكلات باهمستان، محیط زیست، پیگیری ورزش و تفریح، اجتماعیسازی و غیره وجود دارند؟
- رسانهها. آیا در آنجا خروجیهایی از رسانههای محلی، ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی، روزنامه، و سایتهای اینترنتی مختص حل مشكلات محلی وجود دارد؟ آیا مستقل هستند یا از جانب دولت یا شركتها حمایت و اداره میشوند؟ تسهیلات و امكانات آنها كجا هستند؟
- تفاوتهای میان محلات یا مناطق باهمستان. چه تفاوتهایی میان بخشهای مختلف باهمستان وجود دارد؟ آیا مدارس، فروشگاهها، ساختمانهای عمومی و خصوصی، خیابانها و غیره در مناطق متفاوت باهمستان، در شرایط متفاوت قرار دارند؟ آیا از بعضی مناطق غفلت میشود، در حالی از مناطق دیگر بهخوبی نگهداری میشود؟
- «حس» باهمستان. برداشت كلی شما از باهمستان چیست؟
رهنمودهایی برای پیمایش از داخل اتومبیل
- از نقشه استفاده كنید. گوگلمپ یا خدمات مشابه آن منابع عالیای هستند.
- اگر برایتان مقدور باشد، از یك تیم حداقل دونفره استفاده كنید. به این ترتیب یك نفر حواسش را جمع رانندگی میكند، در حالی كه نفر دوم جهتیابی و مشاهداتش را یادداشت میكند. مشاهده دقیق و رانندگی امن به طور همزمان مشكل است.
- با سرعت متوسط برانید و از حركات پیشبینینشده اجتناب كنید.
- خصوصا در محلههای مسكونی، هم در خیابانهای اصلی برانید و هم در خیابانهای فرعی. به این ترتیب مناطق مختلف محلهها و خیابانهای مختلف را حس خواهید كرد.
- برای یادداشت برداشتن و مقایسه یادداشتها، در فواصل منظم توقف كنید.
- سعی كنید نامحسوس و نامرئی باشید.
رهنمودهایی برای پیمایش به صورت پیاده
- قبل از هر چیز یك نقشه را مطالعه كنید، یا با اتومبیل از میان باهمستان بگذرید تا بدانید كجا میخواهید بروید.
- به صورت تیمی كار كنید. احتمالا تیمها بیشتر از دو یا سه نفر نخواهند بود، مگر اینكه بخواهید از هم جدا شوید. اگر دو سه نفر با هم راه بروند یك گروه عادی را تشكیل میدهند. اما پنج شش نفر ایجاد ازدحام و جلب توجه میكنند.
- اگر میخواهید باهمستان را شخصا تجربه كنید، در فعالیتهای روزمره شركت كنید. سوار وسایل نقلیه عمومی شوید. در رستورانهای محلی غذا بخورید، از داروخانه یا سوپرماركت یا مغازههای ارزانفروش خرید كنید. این به شما فرصت خواهد داد كه به مكالمات افراد گوش كنید و بفهمید كه چطور با هم تعامل میكنند.
- داخل ساختمانهای عمومی و موسسات فرهنگی شوید.
- در یك مكان ساكت بنشینید و یادداشت بردارید.
خلاصه
گاهی بهترین پیمایش تركیبی از پیمایش از داخل اتومبیل و پیمایش به صورت پیاده است. شما میتوانید كل شهر یا منطقه را از داخل اتومبیل پیمایش كنید و بعد با یك پیمایش به صورت پیاده از نزدیك به مناطقی كه بیش از همه علاقهمند هستید نگاه كنید. یا میتوانید تیمهای پیاده یا سواره را برای پیمایش جنبههای مختلف باهمستان یا محله اعزام كنید. به صورت پیاده میتوانید چیزهای مختلف را با جزئیات ببینید و میتوانید زمینههای بیشتر و چشماندازهای وسیعتر را از داخل اتومبیل پوشش دهید.
اما حتی زمانی كه پیمایشتان تمام شود، كارتان هنوز تمام نشده است. باید آنچه را دیدهاید تجزیه و تحلیل كنید و نحوه استفاده از آنها را تعیین كنید.
برخی سوالات عمومی كه بد نیست در نظر داشته باشید:
- برجستهترین دارایی باهمستان چیست؟
- بزرگترین چالش باهمستان چیست؟
- قابلتوجهترین ویژگی باهمستان چیست؟
- چه چیز از همه غیرمنتظرهتر است؟
- آیا تحت تاثیر كیفیت زیباشناختی باهمستان اعم از مثبت یا منفی قرار گرفتهاید؟ مثلا به طرز خاصی زیبا یا زشت است؟
چه در حال ایجاد یك كمپین همهشمول برای فقرزدایی در باهمستانتان باشید و چه به دنبال یافتن مكانهای مناسبی برای نقاشی دیوارنگاره به منظور برانگیختن غرور باهمستانتان باشید، پیمایش از داخل اتومبیل یا به صورت پیاده راه خوبی برای شروع كارتان خواهد بود. این پیمایش از باهمستانتان به شما شمایی خواهد داد كه با استفاده از آن میتوانید قدم بعدی را موثرا مشخص كنید، تا بتوانید نیازهای واقعی باهمستانتان را مخاطب قرار دهید و كیفیت زندگی در باهمستانتان را ارتقا بخشید.
What are windshield and walking surveys?
___Windshield surveys are systematic observations made from a moving vehicle
___Walking surveys are systematic observations made on foot
Why would you conduct windshield or walking surveys?
___Windshield or walking surveys give an objective view of the community
___They can be adapted to community-based participatory research, inviting community participation
___They may allow you to see assets that community members take for granted or don’t see
___They can be the easiest and quickest way to get an overview of the entire community
___They allow clear comparisons among different parts of a community
___They can be very useful in understanding specific aspects of a community
___They give you a “feel” for the community
When should you conduct windshield or walking surveys?
___When you conduct a survey depends on your purpose in doing so
___If the information you’re gathering is geographic or physical – where things are located, what housing is like – then the survey can be conducted any time
___If you want to understand how people use the community, you have to conduct your survey at times – perhaps a number of different times – when they’re likely to be engaged in the activities you’re interested in
___You may have to do a number of surveys at different times of the day, week, and/or year to find out what you want to know
Who should conduct windshield and walking surveys?
___A small urban neighborhood or rural village might be adequately surveyed in one day by a single person
___A large city might require several days by several teams of observers
___If you’re engaged in participatory research, you might organize observers in teams, each of which has representatives of different ages, cultures, ethnicities, income levels, community sectors (business, government, health and community services), etc.
___Consider safety when assigning particular people to particular neighborhoods, and when deciding whether individuals or teams should conduct the survey
How do you conduct windshield and walking surveys?
General guidelines for both windshield and walking surveys
___Determine who will conduct the survey
___Decide on the questions you want your survey to answer
___Decide on the areas you’ll include in your survey
___Decide when you’ll conduct your survey
___Train the people who are going to conduct the survey in the following strategies:
- Get well acquainted with your questions, the purpose of the survey, and what you’re looking for
- Make and use a checklist to ensure that you address all of your questions, and observe all the areas you want to
- Try to be unobtrusive
- Carry identification
- Take notes as you go along
- If you’re working in teams, assign roles
- Discuss your findings as you go
- Pay attention to safety
___What to examine in a general community assessment survey:
- Housing
- Other buildings
- Public spaces
- Parks
- Culture and entertainment
- Streetscape
- Street use
- Commercial activity
- Signs
- Industry
- Land use
- Infrastructure
- Public transportation
- Traffic
- Environmental quality
- Race/ethnicity
- Faith communities
- Health services
- Community and public services
- Community safety
- Public schools
- Higher education
- Political activity
- Community organizations
- Media
- Differences among neighborhoods or areas of the community
- The “feel” of the community
Guidelines for a windshield survey
___Use a map
___If you can, try to use a team of at least two
___Drive at a moderate speed, and avoid unexpected actions
___Drive both on major and minor streets, particularly in residential neighborhoods
___Pull over at regular intervals to make and compare notes
___Try to be inconspicuous
Guidelines for a walking survey
___Study a map beforehand, or do a drive-through so you’ll know where you’re going
___Again, it can be helpful to work in teams
___If you want to experience the community, take part in everyday activities
___Go inside public buildings and cultural institutions
___Sit down in a quiet place to take notes
___Sometimes, the best survey can be a combination of walking and driving
___Analyze what you’ve seen and decide how to use the information
Example 1: A Windshield Tour to Assess Physical Activity Resources in Kansas City
The Latino Health for All Coalition works in Kansas City, Kansas, to address cardiovascular disease and diabetes by promoting healthy behaviors, including physical activity. Members of the coalition conducted a windshield tour in a key neighborhood (approximately 1 x 1.5 miles) to identify and assess seven types of physical activity resources, including parks, community centers, and walking trails. Before starting the windshield tour, the coalition conducted an internet search to identify physical activity resources in the community. This search involved a review of many websites such as the Yellow Pages and the County Parks and Recreation Department. The windshield tour enabled the coalition to: a) confirm the presence of physical activity resources found with the internet search, b) examine the condition of each resource and c) identify resources that were not found with the internet search.
Following the internet search, the coalition used free online mapping tools to review the neighborhood and establish the boundaries of the windshield tour. Maps were printed, and every road within the community was explored. This exploration involved mainly driving, with plenty of starting, stopping, pulling over, and driving certain streets more than once (especially busy streets). One member of the coalition used a digital voice recorder and camera to document features of each physical activity resource that were found.
While this was primarily a windshield tour, representatives from the coalition got out of the car to examine physical activity resources more closely. The windshield tour included walking part of a trail that was covered with graffiti and in poor condition. It also involved speaking with members of the community, such as Community Center staff, to learn more about physical activity resources. Finally, the windshield tour provided the opportunity to discover informal physical activity resources. For example, a soccer goal set up in an empty lot was found that had not been identified in the initial internet search.
The windshield tour took about 15 hours to conduct. After it was complete, the coalition developed a list of physical activity resources within the community. Key stakeholders of Latino health (i.e., local parents) rated the frequency with which they used each physical activity resource, and described their experiences using these resources. This permitted the coalition to consider the community’s perspective on the resources, and helped inform the Latino Health for All Coalition’s efforts to promote physical activity and health.
Example 2: Walking-Audit Tool Kit Promotes Civic Empowerment

The storefront Dotte Agency was established in 2015 to bring the power of architecture and design to bear on some of the problems, mainly around health, that confront underserved communities in Wyandotte County and Kansas City, Kansas.
Now the Dotte Agency has taken grant funding from the Health Forward Foundation and others and created a “walking audit” tool that is being used to facilitate communication between citizens and leaders about desired improvements to the built environment.
Shannon Criss, University of Kansas associate professor of architecture, said the walking audit tool kit grew out of conversations she and the other agency principals (fellow ArcD Professor Nils Gore and doctoral student Matt Kleinmann) had recently had with representatives of the Historic Northeast Midtown Association. HNMA is a Neighborhood Business Revitalization organization – a nonprofit entity that contracts with the city/county government to provide services to specific areas.
Dotte Agency and ArcD students have worked with the group before on other projects. HNMA obtained funding from Communities Creating Opportunities to help fund the walk audits.
“The neighborhood leaders identified their No. 1 issue as the negligence and/or lack of sidewalks, safety and streetlights,” Criss said. “They are frustrated with the city’s lack of capacity to address these needs and to engage residents.”
The connection to health is that walking is perhaps the most universal form of exercise and that barriers to it should be eliminated wherever possible.
So the participants began to think about how to help at least facilitate conversations between unified city/county government leaders and residents about the problems.
They came up with a tool kit that consists of a clipboard with maps, stickers and markers that can be used to create a standardized audit of the streetscapes in the neighborhood. Then they engaged not only adult members of the neighborhood association but also area middle school students to undertake block-by-block surveys that noted the condition of streets, sidewalks and lighting.
“This tool kit has enabled many conversations in the community to address the issues with those that live there and know their neighborhoods better than anyone else,” Criss said.
She said community members understand that city/county government may not have the money to fix every problem they document, but they hope their audits will help leaders to prioritize possible fixes.
After completing surveys in the neighborhood, Criss said, “We go back to the neighborhood association meetings and lead sessions where residents prioritize.”
“So the community says, ‘Well, this is where the School for the Blind is, and this is the most traveled space, so let's fix these sidewalks.’ We follow up and work with the city to try to help connect federal grants, such as the Safe Routes to Schools program, to support the neighborhood’s priority choices.”
The Dotte Agency leaders, she said, have contributed their expertise on identifying the potential costs of sidewalk improvements, based on city policies in place. This helps educate residents about their options as they make priority choices.
Having worked with city/county leaders on various projects in the past, Criss said, “We can serve to connect the neighborhood folks with civic leaders.” Further, she said, city planners and public works officials “appreciate it because they don't have the staffing capacity to do all this detail work.”
Ultimately, however, it is up to members of the city/county governing board to decide whether and how to improve the built environment.
Criss said the walk-audit process has been completed in five neighborhoods in northeast Kansas City, Kansas. The next step, she said, will be to bring the information to the attention of civic leaders and hope they respond appropriately.
And of course, the walk-audit procedures and tools can be replicated throughout the city, as desired.
She said some of the organizational partners, the HNMA and the Community Health Council, “have an IOBY campaign to raise funds for walk audits in other neighborhoods, and they're getting more youth involved. It just feels like it's empowering more people. They've seen this as a mechanism to get people behind this.”
نویسنده
Daniel J. Schober
برای انواع برآوردهای مختلف مربوط به باهمستان، اغلب لازم است از آمار و سایر اطلاعات مربوط به یک منطقهی خاص استفاده کنیم. این منطقه معمولاً یک شهر، روستا یا حتی یک استان است. ولی این نوع اطلاعات همیشه آنچه را که لازم داریم در اختیار ما قرار نمیدهد.
مثلاً فرض کنید مشغول تحقیق دربارهی تفاوتهای بهداشتی در یک شهر بزرگ هستید. شاید آمار کل شهر را داشته باشید که به شما دربارهی چیزهایی مثل تناوب بیماریها و ناخوشیها، مراجعه به اورژانس، و هزینههای درمانی هر بیمار بگوید. چیزی که این آمار به شما نمیگوید تفاوت بین محلات یا گروههای مختلف جمعیت شهری است.
کدام جمعیت گرفتار سهم نامتناسبی از بیماریهاست؟ آیا محلهای وجود دارد که در آن این عدم تناسب به طور اخص رواج داشته باشد؟ بدون پاسخگویی به این قبیل سؤالات، نمیتوانید پیشگیری یا مراقبت را در جایی که لازم است متمرکز کنید یا آن دسته از عوامل زیستمحیطی را شناسایی کنید که شاید به عدم تناسب در میان گروههای مختلف شهری منتهی میشوند. همین امر در سایر امور غیر بهداشتی هم صادق است؛ مانند خشونت، دسترسی به غذای سالم و خدمات مناسب، جریان ترافیک، و بسیاری دیگر. اگر فاقد اطلاعاتی باشید که نشانگر مشکلات و نیز داراییها هستند، قادر به رفع یا استفاده صحیح از آنها نخواهید بود.
با استفاده از تحلیل منطقهی کوچک میتوانید درک کنید که نیازهای واقعی کجا هستند، راه حل مشکلات را طوری تنظیم کنید که مناطق مبتلابه واقعاً نیاز دارند، و منابع را طوری تقسیم کنید که تا حد ممکن مؤثر باشند. در اینجا خواهیم گفت که تحلیل منطقهی کوچک چیست، چه زمانی مناسبت دارد، و چگونه به اجرا درمیآید.
منظور از تحلیل منطقهی کوچک چیست؟
تعریف منطقهی کوچک به نیاز شما بستگی دارد و میتواند یک منطقهی جغرافیایی یا تقسیمبندی سیاسی یا دولتی، یا حتی گروه معینی از افراد باشد.
هدف تحلیل منطقهی کوچک تمرکزکردن بر مناطق یا جمعیتهایی معین است تا بتوانید تفاوت بین مناطق کوچک را در دل یک الگوی آماری بزرگتر مشاهده کنید. مثلاً اگر کوچکترین واحدی که آمار آن موجود است یک بخش باشد، شاید در میان شهرها و مناطق مختلف آن بخش در رابطه با مسئلهای معین تفاوتهای فاحشی وجود داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با درصد کودکان مبتلا به آسم. این آمار برای کل کشور شاید معمولی باشد، اما شاید یکی دو شهر کوچک دارای اکثریت مبتلایان باشند و در باقی نقاط کشور تقریبا هیچ کودکی مبتلا به آسم نباشد. واضح است که باید بر آن دو شهری تمرکز کرد که آسم در آنها مشکلی جدی است.
ارائهی تعریف برای مناطقی که مورد نظر شما هستند و نیز پیداکردن راههایی جهت کسب اطلاعات از آن مناطق، از دشواریهای اجرایی تحلیل منطقهی کوچک محسوب میشوند.
هنگامی که دخالتدادن باهمستان در برنامهریزی برای ارزیابی ممکن باشد، تحلیل منطقهی کوچک میتواند اغلب به بهترین نحو کارایی داشته باشد. شاید آن دسته از ساکنان باهمستان که از مشکلاتی که در طی ارزیابی شناسایی شده، صدمه دیدهاند، در رابطه با نحوهی تقسیمبندی باهمستان به مناطق کوچکتر (شهرهای کوچک، محلات، مجتمعهای مسکونی و غیره) و نیز دربارهی اینکه باید چه انتظاری داشت، نقطهنظرهای خوبی داشته باشند.
چرا لازم است تحلیل منطقهی کوچک انجام شود؟
- تحلیل منطقهی کوچک میتواند عدم تناسب در بهداشت و خدمات را نشان دهد.
- میتواند مشکلاتی را آشکار کند که قبلاً از آنها مطلع نبودید.
- کمک میکند تا منابع را در جای مناسب صرف کنیم.
- تحلیل منطقهی کوچک روشن میکند که چه مشکلات و داراییهایی وجود داشته و در کجا قرار دارند.
- تحلیل منطقهی کوچک به شناسایی علل یا عوامل دخیل در یک وضعیت کمک میکند.
چه وقت باید تحلیل منطقهی کوچک را انجام دهید؟
- وقتی مسئولیت مناطق کوچک را برعهده دارید. اگر شما جزو ائتلافی هستید که مثلاً نمایندهی تعدادی محله یا چند شهر کوچک یا بخش است، یا با یک آژانس بهداشتی دولتی همکاری میکنید، باید نیاز چند منطقهی کوچک در دل منطقهای بزرگ را در نظر داشته باشید.
- وقتی ناچارید منابع محدود خود را هزینه کنید. تحلیل منطقهی کوچک میتواند به شما کمک کند تا به بهترین نحو و مؤثرترین شکل، در مورد کجا و چگونه استفادهکردن از منابع مالی و نیروی انسانی تصمیم بگیرید.
- وقتی به نظر میرسد آمار کلی، اصل ماجرا را آشکار نمیکند. شما نسبت به تعداد زیاد و فزایندهای از ابتلا به دیابت در یک کلینیک آگاه شدهاید، ولی آمار کلی شهر این را منعکس نمیکند. تحلیل منطقهی کوچک میتواند شما را در درک واقعیت یاری کند.
- وقتی میخواهید منشاء و علت وضعیتی را نشان دهید. مثلاً در بیشتر موارد، خشونت در میان کودکان در کجا رخ میدهد؟ در محلهها یا مجتمعهای بهخصوص؟
چه کسی باید تحلیل منطقهی کوچک را اجرا کند؟
- شهروندانی که نگران شرایط منجر به عدم تناسب بین مناطق مختلف یا ویژگیهای مناطق مختلف هستند یا از آن آسیب دیدهاند؛
- آژانسهای بهداشت عمومی، مقامات و ائتلافها؛
- سایر آژانسهای عمومی که ارائهدهندهی خدمات هستند (مانند خیریه، خدمات کودکان)؛
- سازمانهای غیردولتی و سازمانهای خدمات انسانی مستقر در باهمستان؛
- کنشگران باهمستان؛
- پلیس و آتشنشانی و خدمات شهرداری؛
- بیمارستانها؛
- توسعهگران باهمستان؛
- برنامهریزان باهمستان و منطقه.
چگونه باید تحلیل منطقهی کوچک را اجرا کرد؟
برآورد و تحلیل نیازها و سرمایههای مناطق کوچک، تفاوتی با اجرای همین کار برای مناطق بزرگتر ندارد با یک استثناء: یافتن دادهها برای مناطق خرد بسیار دشوارتر است. دسترسی آسان به اطلاعات به عوامل گوناگونی بستگی دارد: چه کسی اطلاعات را جمعآوری میکند (استانداری، فرمانداری، بخشداری، و غیره)، قرار است به چه منظوری مورد استفاده قرار گیرد، و مناطقی که اطلاعات از آنجا جمعآوری میشود، تا چه حد روشن تعریف شدهاند؟ پس انتخاب مناطق خرد برای تحلیل میتواند موضوعی مهم باشد؛ نه تنها برای آنچه میخواهید بدانید، بلکه برای فهمیدن اینک برای چه مناطقی میتوانید داده جمع کنید، آن را از کجا میآورید، و با آن چه خواهید کرد.
۱- از مشارکت باهمستان اطمینان کسب کنید. اعضای باهمستان را از همان ابتدای فرآیند درگیر کنید. آنها می توانند در تمام مراحلی که منجر به تحلیلی جامع می شود کمک کنند، احتمالاً مناطق کوچک را به خوبی می شناسند، آنها کسانی هستند که احتمالاً بیشتر از نتایج تلاش شما بهرهمند میشوند، و مشارکت آنها می تواند اطلاعاتی را برای شما فراهم کند که در غیر این صورت ممکن است به آن دسترسی نداشته باشید. میتوانید اول به کسانی که در حلقهی خود میشناسید رجوع کنید تا به شما کمک کنند افراد و گروه های دیگر در باهمستان را که باید درگیر شوند پیدا کنید.
۲- نتایجی را که انتظار دارید از تحلیل منطقهی کوچک حاصل شود شناسایی کنید. به این فکر کنید که قیقاً در تلاش برای رسیدن به چه چیزی هستید. تبعیضها و نابرابری بین مناطق یا جمعیت ها را بیابید و از بین ببرید؟ مشکلات را در مکانها یا در میان باهمستانهایی که به صورت حادی با آنها درگیر هستند، حل کنید؟ عوامل محیطی یا اجتماعی بالقوهای که ممکن است مسئول نابرابریها یا شرایط مورد نظر شما باشند را شناسایی کنید، و بعد بر مبنای این شناخت برنامهای برای بهبود بریزید؟ یا شناسایی کنید که بهترین نحوه تخصیص منابع برای این که بهترین تاثیر را بهجای بگذارد چیست؟
۳- مناطق کوچکی را که مطالعه میکنید تعریف کنید.
چند مثال از مناطق کوچکی که مطالعه میکنید:
- بخش
- محله
- تقسیمات آبی
- بلوک شهری
- محدودهی آماری
- شهر بزرگ یا کوچک
- روستا یا گروهی از روستاها
- افراد مبتلا به یک نوع بیماری
- کلبهها یا سایر مناطق خارج از محدوده
- گروه نژادی، قومی، فرهنگی یا مذهبی معینی
- مجتمع مسکونی یا سایر پروژههای ساختوساز
- منطقهی خدمات بهداشت عمومی یا سایر آژانسهای دولتی
۴- اطلاعاتی را که دنبال میکنید انتخاب کنید. آنچه جستجو میکنید، باید دربارهی مشکلی که نگران آن هستید مطلبی به شما بگوید و کمک کند بیتناسبیها را در میان مناطق و گروههای جمعیتی درک کرده و به آن بپردازید. در اینجا چند امکان وجود دارد که هر کدام یا همهی آنها میتوانند برای کار شما مهم باشند.
- ترکیب جمعیتی.
- شرایط زیست محیطی که میتوانند بر مسائل مورد نظر تأثیرگذار باشند.
- عوامل تعیینکنندهی اجتماعی مرتبط با بیتناسبیها.
- پس زمینه. این به چینش منطقهی کوچک و زیست و عمل ساکنین آن مربوط میشود.
۵- منبع بالقوهی دادهها را برای منطقه یا مناطق کوچک مورد نظر خود شناسایی کنید. بعضی از احتمالات:
- ادارهی سرشماری، علاوه بر شمارش افراد، اطلاعات اولیهی مربوط به هر کس و اطلاعات دقیقتر درباره تعداد کمتری از افراد و خانوادهها را جمعآوری میکند. اطلاعات مربوط به میزان تحصیلات، درآمد، شرایط زیست، اشتغال و انواع طبقهبندیهای دیگر اغلب در دسترس هستند.
- فایلهای سازمانها و موسسات اغلب دربارهی تندرستی، شرایط زیست، درآمد و غیره برای مناطق و جمعیتهای کوچک بسیار خاص محتوی اطلاعات ارزشمندی هستند.
- پروندهی ادارات دولتی ممکن است جزو بایگانی عمومی و در دسترس باشند.
- وقتی که مناطق مورد نظر شما به قدر کافی کوچک بوده و افراد لازم (معمولاً داوطلب) در اختیار داشته باشید که حاضر باشند بروند و دادهها را جمعآوری کنند، جمعآوری اطلاعات مستقیم و دم دستی میتواند مؤثر باشد.
بدانید که اگر تصمیم بگیرید دادههای مورد نظر خود را جمعآوری کنید، داوطلبان و کارمندان احتمالاً اندکی آموزش لازم دارند، بهخصوص اگر در رابطه با درخواست اطلاعات از مردم یا از امر تحقیق هیچ تجربهای نداشته باشند. نحوهی پیداکردن سوژههای نظرسنجی و مصاحبه، چگونه و چه وقت مشاهدات را انجامدادن، فنون مؤثر برای ثبت، طرز کار هر گونه وسیلهی مخصوص، همهی اینها و بیش از اینها میتوانند بخشی از آموزش شما برای جمعآوریکنندگان دادهها باشند.
۶- وقتی اطلاعات را به دست آورید، آن را چگونه تحلیل میکنید.
اینجاست که کار اصلی تحلیل منطقهای آغاز می شود. به این فکر کنید که چگونه آنچه را که نیاز دارید از داده هایی که دارید استخراج میکنید.در ضمن در بسیاری اوقات ممکن است دادهها و اطلاعات به روز قابل دسترسی نباشند. این اگر اطلاعات بهروز در دسترس نیست چند گزینه پیش رو دارید. اینها هیچ کدام راه حل بینقصی نیستند، ولی حداقل مبنایی منطقی برای برنامهریزی به شما میدهند.
- میتوانید صرفاً دادههایی را که در اختیار دارید مورد استفاده قرار داده و اینطور فرض کنید که آن اطلاعات هنوز هم به شکلی معقول صحت دارد. این در بسیاری از موارد بهخوبی عمل میکند.
- میتوانید در دادهها گرایشهایی را ردیابی کنید (به زیر رجوع کنید) و بر مبنای افزایشها یا کاهشهای گذشته، تخمین بزنید که ارقام فعلی چه میتوانند باشند.
- میتوانید مناطق کوچک را با مناطق بزرگتر مقایسه کنید و بیتناسبیها را با توجه به دادههای فعلی تخمین بزنید.
ایدهآل این است که اطلاعاتی را پیدا کنید که مختص مناطقی است که شما در نظر دارید؛ مانند محلههای شهری، دهکدههای کشاورزی حومه، شهرستانها، پروژههای مسکونی، یا تودهی جمعیتهای خاص. شاید بتوانید این اطلاعات را با استفاده از سایر واحدهای جغرافیایی یا جمعیتی به دست آورید، مانند مناطق پستی. از سوی دیگر شاید نتوانید اطلاعات مختص مناطق مورد نظر را کسب کنید و ناچار شوید به اطلاعاتی قناعت کنید که مربوط به مناطق نسبتاً بزرگتر یا از نظر جغرافیایی متفاوت باشد.
۷- اقداماتی را که در جهت تحلیل منطقهی کوچک خود انجام دادهاید ارزیابی کنید. تحلیل منطقهی کوچک غالباً امری مستمر است. حتی اگر پروژهی شما پایان گرفته باشد، امکان دارد که بخواهید یک تحلیل منطقهی کوچک را دوباره انجام دهید. مهم است که بدانید چه چیزی کارآمد بوده، چه نوع اطلاعاتی بیشترین ارزش را داشته، آیا درک شما از علل و شناسایی گرایشات صحت داشته، و آیا اطلاعاتی که جمعآوری کردید، واقعاً کارساز بود و به شما کمک کرد تا مشکلات و بیتناسبیها را رفع کنید؟
اگر دادهها را بهدقت جمعآوری و تحلیل کنید، تحلیل منطقهی کوچک میتواند شما را در ارزیابی بهتر باهمستان کلانتر کمک کرده و اجازه دهد تا تلاش خود را در جایی متمرکز کنید که بهترین بهره را داشته باشد.
خلاصه
تحلیل منطقهی کوچک عبارت است از استخراج دادهها برای مناطق جغرافیایی و یا جمعیتی کوچک، محلات، روستاهای حومه، پروژههای مسکونی و غیره، تا عدم تناسبها را در میان اینها و مناطق آماری بزرگتر شناسایی و درک کنید. این امر تمرکز تلاشها و منابع را بر جایی که بیشترین نیاز را دارد و بهترین نتیجه را میدهد، امکانپذیر میسازد.
اجرای تحلیل منطقهی کوچک فرایندی است شامل:
- تشویق باهمستان به مشارکت؛
- شناسایی نتایجی که امید دارید از اجرای تحلیل منطقهی کوچک به دست آورید؛
- تشریح مناطق کوچکی که مورد مطالعه قرار میدهید؛
- انتخاب اطلاعاتی که در پی آن هستید؛
- تعیین منبع اطلاعات؛
- وقتی که اطلاعات را به دست آوردید، تصمیمگیری برای نحوهی تحلیل آن؛
- پروژهی تحلیل منطقهی کوچک خود را ارزشیابی کنید.
تحلیل منطقهی کوچک میتواند در درک نیازها و سرمایههای واقعی باهمستان و هدایت تلاشها و منابع بر اساس آن درک بسیار مفید باشد.
What do we mean by small area analysis?
__ Small area analysis is an assessment procedure that focuses on small specific geographic areas or populations in order to point up disparities or differences among them and between them and a larger statistical pattern.
__ It is usually important to involve the community in conducting small area analysis.
Why conduct small area analysis?
__ Small area analysis can identify disparities in health and services.
__ It can show you issues you wouldn’t otherwise see.
__ It helps you decide where to allocate resources.
__ Small area analysis clarifies what problems, issues, and assets exist where.
__ It can show what kind of effort is likely to be most effective in a particular place or with a particular population.
__ Small area analysis can help to identify causes or contributing factors to a condition.
When should you conduct small area analysis?
__ When small areas are what you’re responsible for.
__ When you have to allocate limited resources among a large number of areas.
__ When statistics don’t add up.
__ When you’re trying to pinpoint sources or causes of conditions.
Who should be involved in conducting small area analysis?
A short list of those who might conduct or contribute to small area analysis:
__ Citizens concerned with or affected by conditions that create disparities among groups in different areas or with different characteristics.
__ Public health agencies, officials, and coalitions.
__ Other public agencies that provide services (e.g., welfare, children’s services).
__ NGOs (non-governmental organizations) and community-based human service organizations.
__ Community activists.
__ Police and fire departments.
__ Hospitals, clinics, and health professionals.
__ Community developers.
__ Community and regional planners.
__ Municipal service departments, such as water, sewer, traffic, and public works.
__ Foresters, wildlife biologists, and others concerned with the natural environment and unbuilt areas.
How do you conduct small area analysis?
__ Encourage community participation.
__ Identify the outcomes you hope will result from small area analysis.
__ Define the small areas you’ll examine.
__ Choose the information you’ll look for, including:
- Demographics
- Environmental factors that might contribute to disparities
- Social determinants related to disparities
- Context
__ Decide where you’ll seek information.
- The census
- Organizational and institutional files
- Municipal records
- State and federal government agency files
- Direct, hands-on information gathering
__ Determine how you’ll analyze the information.
- Consider the timeliness of the information.
- Consider the quality of the information.
- Consider the geographic and demographic areas the information describes.
- Ask yourself questions that will help to identify and explain differences among small areas and between them and the larger community or statistical area.
- Are there disparities between small and larger areas?
- Are there disparities among small areas?
- Are there disparities within small areas?
- Are there factors in the physical environment that might contribute to or explain differences?
- Are there social, political, and/or economic factors (social determinants of health or SDOH) that might contribute to or explain differences?
- Are there cultural differences among the residents of small areas that contribute to the differences?
- Are there trends that show the issue increasing or decreasing in particular small areas or among particular population groups?
- Are numbers dependent on when measurements were taken?
- Do you know something the numbers don’t?
__ Evaluate your small area analysis effort.
Example #1: The Hot Spotters – Camden, New Jersey
In this article in The New Yorker, Atul Gawande shares the story of a local physician using data to map/ locate and help the neediest patients or “super-users” of the medical system. Ultimately, using targeted intervention, he is able to help them stabilize and improve their health and reduce health care costs.
Example #2: Small Area Analysis – Lawrence, Kansas
As part of a comprehensive community health assessment, small area analysis was used to provide data about areas in Douglas County, Kansas, experiencing disparities in socio-demographic and health care outcomes (see p. 27-30 of report).
Example #3: We Are Wyandotte: Interactive Story Maps - Wyandotte County, Kansas
The following maps look at opportunity areas in Wyandotte County and show, on a neighborhood level, areas of opportunity and where those areas overlap.
نویسنده
Christina Holt
قرار بر این است که برآورد نیازهای باهمستان مشکلاتی را آشکار کند که باید رفع شوند. اما احتمالاً نمیتوان همهی آن مسائل را به صورت همزمان از بین برد. شما ناچارید مشکلات مهمتر و عاجلتر را انتخاب کنید؛ اما معنی «مهم» چیست؟ انتخاب با چه کسی است و چگونه؟ وقتی که این انتخابها انجام شد، راههای رسیدگی به مشکلاتی که آنها را عاجل میدانید، کدامند؟
اگر آن تصمیمات را بهدرستی اتخاذ کنید، نقشهی اجرایی نهایی شما نیازهای واقعی باهمستان را به طور مؤثر نشانه خواهد گرفت. در این بخش، در مورد این بحث خواهیم کرد که چگونه باید معیارهای خود را برای تصمیمگیری انتخاب کنید و اقدام برای رفع کدام مشکلات اهمیت دارد و بهترین راهبرد برای پرداختن به آنها چیست. همچنین، نگاهی خواهیم داشت به چگونگی تعیین فرایندهای گزینش، به طوری که به تصمیمات خوب و حمایت باهمستان از تلاش شما منجر شود.
منظور از ایجاد معیارها و فرایندها و بهرهگیری از آنها برای تعیین اولویتها چیست؟
ابتدا اجازه دهید معنای چند اصطلاح را روشن کنیم:
معیار استانداردی است که برای قضاوت مورد استفاده قرار میگیرد. معیار دستورالعملی را برای تصمیمگیری فراهم میکند. معیارها ابدی نیستند: معیاری که برای بررسی گروهی معین از مسائل به کار میبرید، میتواند با گروه دیگری از معیارهایی که مورد استفاده قرار میدهید، تفاوت داشته باشد؛ این به باهمستانی که هدف شماست، شرایطی که در زمان تصمیمگیری برقرار است و نیازها و دغدغههای مردمانی که تصمیمگیری میکنند و سایر عوامل بستگی دارد.
اولویت ترتیب اهمیت است که در آن هر چیز با چیز دیگری مرتبط است. اولویتها هم میتوانند همانند گروهی از معیارها، با تغییرات باهمستان یا تغییرات در دغدغهها یا دانش مردم تغییر کنند.
وقتی که ارزیابی باهمستان تعدادی مشکل را در زمینههای مختلف مانند بهداشتی، اقتصادی، و رفتارهای نژادی آشکار کرد، برای آنکه تلاشمان مؤثر باشد، تعیین گروهی از معیارها برای نشاندادن میزان اهمیت هر یک از مشکلات بسیار حیاتی خواهد بود. یک گروه برنامهریزی، جدا از اینکه قبلاً چه استانداردهایی داشته، ممکن است به حدس و گمان هر یک از اعضأ یا یک مشکل خاص بسیار بیاهمیت تقلیل داده شود و بنابراین گرفتار مشاجرات و در نهایت هرجومرج گردد. این بدترین حالت قضیه است؛ ولی با تعیین درجاتی از معیارهای توافقشده برای تصمیم در مورد اینکه چه چیز را باید چه وقت نشانه گرفت، میتوان از هر میزان سردرگمی یا سرگردانی بیثمر اجتناب کرد.
در اینجا به دو گروه معیار نیاز داریم؛ یکی برای انتخاب یک یا دو مشکل، دستورالعملهایی را تعیین میکند، دومی به تعیین آن دسته از معیارها و روشهایی کمک میکند که در پرداختن به مشکلاتی که برگزیدهاید، بیشترین فایده را خواهند داشت. در قسمت «چگونه» در این بخش، تعدادی از مثالهای هر یک را بیان خواهیم کرد.
مواد اولیهی ضروری بعدی برای جاانداختن یک مداخله یا ابتکار موفق، عبارت است از یک فرایند اتخاذ تصمیم که به یک گروه برنامهریزی اجازه میدهد معیارها و نگرشها را مستدل و عاقلانه انتخاب کند.
به طور کلی، فرایندی ایدهآل است که مشارکتی و شمولمحور باشد و همهی ذینفعان، یعنی کسانی که از مشکل مطروحه تأثیر گرفته و دغدغهی آن را دارند، و نیز کل باهمستان را در بر میگیرد. بهترین حالت آن است که این فرایند شامل دو گروه از مردم باشد؛ یکی کسانی که دارای تخصص فنی در حوزه مرتبط هستند، مانند بهداشت، سیاستهای اجتماعی، اشتغال و غیره، و دیگری مردمی که در باهمستان ریشه دارند. با چنین ترکیبی، معیارها به احتمال زیاد منعکسکنندهی بهترین شیوهها و نظریههای خوب و نیز نیازها، آرزوها، و هنجارهای واقعی باهمستان خواهد بود.
برای تضمین حمایت باهمستان، این واقعیت که یک فرایند شمولمحور وجود دارد و حداقل بخشی از آن با توجه به بازخوردهای مشارکتکنندگان ایجاد شده، میتواند به اندازهی قالب فرایند اهمیت داشته باشد.
چرا باید با ایجاد معیارها و فرایندها و استفاده از آنها اولویتها را تعیین کرد؟
- این روند ساختاری را شکل میدهد که تعیین اولویتها را منظمتر و شبیهتر به واقعیات باهمستان میکند.
- نشانهگرفتن مهمترین مسائل باهمستان را تضمین میکند.
- برای دخیلکردن باهمستان در پروژه و پشتیبانی از آن فرصتی فراهم میکند.
- فرایند تعیین معیارها که شمولمحور باشد تضمین میکند که آنچه فقط ذینفعان میدانند، نادیده نخواهید گرفت.
- تعیین معیارها به شیوهای ساختاری و شمولمحور، تضمینکنندهی آن است که فرایند ما باز است و همهی نگرانیها مطرح میشوند.
- فرایند گزینش معیارها فرصتی فراهم میکند برای افزایش دانش آن دسته از ذینفعان که شاید قبلاً دربارهی چگونگی اتخاذ تصمیماتی از سر اطلاع و قاعده تجربه نداشتند.
چه کسی باید در ایجاد معیارها و فرایندها و بهرهگیری از آنها برای تعیین اولویتها دخیل باشد؟
ما دربارهی دخالتدادن همهی ذینفعان گفتیم، ولی ذینفعان چه کسانی هستند؟ چند دستهبندی است که باید در نظر گرفت.
- آنان که بیش از همه از مسائل و یا بیعدالتیها در باهمستان صدمه دیدهاند.
- سازمانها و نهادهایی که خدمات میدهند یا به شکلی دیگر با این گروهها تعامل میکنند.
- کسانی که مسئول انجام یا اجرای مداخلات پیشنهادی، تغییرات در سیاستگذاری یا قواعد، یا اقدامات بازدارنده هستند.
- کسانی که مشاغل یا زندگی آنان از مداخلات، تغییر سیاستها، یا اقدامات بازدارنده متأثر خواهد شد.
- شهروندان مرتبط با مسائل مطرحشده، شامل کنشگران، دانشگاهیان و افراد حرفهای در حوزههای مرتبط با مسائل یا دغدغههای مردم.
- حامیان مالی محلی یا سایر حامیان ، سازمانهای دولتی و بنیادها.
- و غیره
چه وقت باید معیارها و فرایندهای تعیین اولویتها را ایجاد و استفاده کرد؟
بهترین حالت آن است که به محض اتخاذ تصمیم برای برآورد باهمستان، فرایند ایجاد معیارها برای اولویتدادن به مسائل را آغاز کنید. اگر از قبل دربارهي معیارها تبادل نظر کرده و بر سر آنها توافق کنید، این فرایند بسیار روانتر برگزار میشود. بسیار ضروری است که مشارکت در تصمیمگیری مؤثر توسط ذینفعان باهمستان، هر چه زودتر انجام شود.
چگونه معیارها و فرایندها را برای تعیین اولویتها ایجاد کرده و مورد استفاده قرار میدهید؟
۱- یک گروه مشارکتی به نمایندگی از همهی ذینفعان تشکیل دهید. اولین قدم آن است که با دعوت از ذینفعان و سایر افراد و گروههای علاقمند برای تشکیل یک گروه برنامهریزی، از مشارکت و حمایت باهمستان اطمینان حاصل کنید. با اعضای گروه تعامل کنید تا اطمینان یابید که جای سایر افراد ذینفع بر سر میز خالی نباشد. بهویژه اطمینان یابید که افرادی که بیشترین صدمه را از مسائل باهمستان دیدهاند نماینده داشته باشند، چون صدای آنهاست که اغلب مورد غفلت قرار میگیرد. اگر تنها «رهبران» یعنی مدیران سازمانها، مدیران عامل، مقامات دولتی و غیره در گروه باشند، بعید نیست که باهمستان، پروژه را از آن خود نداند و برنامه و مداخلهای که حاصل میشود، نمایانگر نیازهای افرادی نباشد که هدف گرفته شدهاند.
دخالتدادن کسانی که به شمول در برنامهریزی و اجرای پروژهها عادت ندارند، میتواند وقتگیر باشد. ممکن است آنها نیاز به آموزش و حمایت داشته باشند تا برای اظهار نظر در جلسات راحت باشند و درک کنند که حامل نقطهنظر ارزشمندی هستند. ضمناً شاید به خاطر بیاطلاعی از «قواعد» مربوط به جلسات، معذب باشند و در نتیجه از ترس آنکه شاید مرتکب اشتباه شوند، مشارکت نکنند. اما اینها به خاطر دانشی که دارند و جمعیتی که به آن تعلق دارند، با برخورداری از حمایت میتوانند ارزشمندترین اعضای گروه برنامهریزی باشند. زمانی که صرف هدایت و حمایت از آنان میشود قطعاً ارزشمند است.
به این دلیل و نیز به خاطر ادارهی راحت گروه، پیداکردن تسهیلگری که بتواند با افراد متعلق با زمینههای مختلف ارتباط برقرار کند و در رابطه با گروهها و فرایند برنامهریزی تجربه داشته باشد، کار عاقلانهای خواهد بود. حضور یک تسهیلگر ماهر و استفاده از تخصص او در روند هدایت تصمیمگیری، میتواند وظایف گروه را هم کمتر و هم مؤثرتر کند.
۲- علایق گروههای مختلف ذینفع را در رابطه با فرایند تعیین اولویت شناسایی کنید و از آنها برای اجرای مداخله یا ابتکار استفاده نمایید. این به دیدگاه آنان بستگی دارد؛ آیا ارائهدهندهی خدمات بهداشتی یا انسانی یا بخشی از جمعیت هستند که از مسائل باهمستان صدمه دیدهاند و یا مقامات دولتی هستند و غیره.
۳- برای تعیین اولویتهای باهمستان که باید هدف قرار گیرند، معیارهای روشن تعیین کنید. در خلال گفتگو و تبادل افکار باید بتوانید به صورت گروهی بر سر اولویتها به توافق برسید. مثلا اینکه چقدر موضوع جدی است، میزان وقوع و بسامد آن چقدر است، چه هزینهای به باهمستان تحمیل میکند، چه منابعی برای مواجهه با مشکل لازم است و چقدر در دسترس است، اهالی باهمستان چه تصوری از اهمیت موضوع دارند و چقدر آمادگی پذیرش مشکل و مواجهه با آن را دارند، چه تاثیراتی دراز مدتی به جای میگذارد، و … .
۴- فرآیندی برای دخیلکردن ذینفعان و همچنین اهالی باهمستان در مقیاس وسیعتر، جهت تعیین اولویتها برای مواجهه با مشکلات ایجاد کنید. برای این کار چند راه وجود دارد. یکی این که پس از مباحثات ذکرشده در بالا، مشکلات را فهرست کنید و از گروه بخواهید گزینههای بالا را به رأی بگذارند. این کار را میتوان با بلندکردن دست یا درخواست از دیگران برای نوشتن گزینهها و در جدول گذاشتن نتایج انجام داد. یک روش معمول آن است که به هر کسی تعدادی برچسبهای رنگی بدهید که برای گزینه اول و دوم و الی آخر به فهرست بچسباند. آنگاه تعداد و رنگ برچسبها، رأیها را ثبت میکند و نشان میدهد که گروه کدام مشکلات را مهمتر میدانند.
متدهای رسمیتر هم برای اولویتبندی وجود دارند. برای اطلاع از پنج روش که از همه معمولتر هستند، به این ابزار شمار یک مراجعه کنید.
۵- معیارهایی را برای انتخاب یک روش جهت مواجهه با هر یک از مشکلاتی که دارای اولویت است تعیین کنید. مثلا این معیارها میتواند از این قبیل باشد: هزینهفایدهی روش، امکان پیادهسازی این روش، احتمال موفقیت از طریق این روش، تناسب روش با اهداف و کارهای سازمان شما، تناسب روش با دیگر کارها و تلاشهایی که انجام شده یا در حال انجام است، در دسترس بودن افرادی متخصصی که این روش را بلدند اجرا کنند، در دسترس بودن منابع مورد نیاز برای اجرای این روش و ...
۶- فرآیندی را برای انتخاب روش بر اساس معیارهایی که بالا تعیین کردید طراحی کنید. این مرحله مشابه مرحله شماره ۴ است. هر چه این فرآیند مشارکتیتر و با امکان توافق جمعی همراه باشد بهتر است.
۷- گزینههای خود را نهایی کنید. حتماً عوامل زیر را در نظر بگیرید: دیگر در باهمستان چه میگذرد، منابع از کجا تأمین میشوند، چه کسی پروژه را به بهترین نحو اجرا میکند و آیا برای هدفمان باید افرادی را استخدام کنیم؟
علاوه بر این، اطمینان یابید که تصمیمات نهایی شما واقعاً مورد توافق و مشارکتی بوده باشند. همان طور که گفتیم، احتمالاً کسانی در گروه هستند که با این نوع فرایند آشنایی چندانی ندارند و چندان مایل نیستند در جمع صحبت کنند؛ بهویژه اگر با اکثریت موافق نباشند. اما اطلاعات یا واکنش عاطفی آنان بسیار مهم است چون در باهمستان ریشه دارند. صرف نظر از اینکه اینان چه موضوعی را مطرح میکنند، تسهیلگر گروه برنامهریزی باید حتماً آنان را بیرون بکشد و به اظهار نظر ترغیب کند.
اگر با بیش از یک مشکل سروکار دارید، سعی کنید عواملی را شناسایی کنید که به همهی آنها مربوط میشود. ممکن است دریابید که به جای برخورد مستقیم با مسائل، میتوانید با هدایت تلاشها به سمت عوامل اجتماعی، یا علل ریشهای که در آینده بر سایر مسائل اثر خواهند گذاشت، ثمربخشتر باشید. مثلاً در رابطه با مشکلات بهداشتی، تمرکز بر تغییرات زیستمحیطی برای بهبود دسترسی به غذای سالم برای همه، میتواند به کاهش بیماریهای عروقی و شدت و حدت ناخوشیها کمک کند.
۷- دنبال راههایی باشید تا مشکلات و روش کار شما با سایر تلاشهای باهمستان همسو شود. در پی همپوشانی پروژهها یا شیوههایی برای تقسیم کار یا همکاری با سایر تلاشها باشید. اگر بخشهایی از روش کار یا ابتکاراتی که هدف را نشان رفته از قبل در جای خود قرار گرفته و موفق باشند، به جای آنکه اهدافتان با هم در تضاد قرار گیرند، سعی کنید حتماً با یکدیگر همکاری کنید و اطمینان حاصل کنید که از دوبارهکاری پرهیز میکنید. هر قدر نگرش شما شامل همکاری باشد، بیشتر احتمال دارد که بر همهی اعضای باهمستان تأثیری مثبت داشته باشید.
۹- آماده باشید که تلاش خود را پایش کنید و به ازای تغییر شرایط، اولویتها را تغییر دهید. باهمستانها به طور مستمر توسعهیافته و تغییر میکنند و پروژهی شما هم اگر دیگر نیازهایی را نشانه نمیگیرد که برای اعضای باهمستان بیشترین اولویت و اهمیت را دارند، باید تغییر کند. هر بار که فکر میکنید نیازمند تغییر جهت هستید، میتوانید از معیارها و فرایندهای خود استفاده کنید.
خلاصه
تعیین معیارها یا استانداردها و فرایندها برای تصمیمگیری در مورد اینکه مهمترین مسائل کدامند و چگونه باید با آنها برخورد کرد، آن تصمیمات را بسیار آسانتر میکند. ضمناً این کار موجب میشود تا از ابتدای کار، یک فرایند برنامهریزی مشارکتی داشته باشید، و این امر به جلب حمایت باهمستان و ایجاد حس تملک برنامه برای پرداختن به مشکلات کمک میکند. علاوه بر این، ابزاری فراهم میکند تا باهمستان برای بازنگری اجرای پروژه در جهت واکنش به تغییر شرایط و نیز در جهت تلاشهای آتی از آن استفاده کند.
What do we mean by developing and using criteria and processes to set priorities?
__ Criteria are standards for making a judgment.
__ Priority is the order of importance in which one thing falls in relation to another.
__ Criteria are needed both to choose the issues that are most important to work on, and to decide on the best approach to use with each issue.
__ Inclusive and participatory processes involving all stakeholder groups are needed for choosing both types of criteria in order to ensure community support and buy-in.
Why develop and use criteria and processes to set priorities?
__ It creates a structure that makes setting priorities both more rational and more likely to reflect the realities of the community.
__ It ensures that you address the most important issues for your community.
__ It gives you a chance to involve the community in the effort and to get community buy-in.
__ An inclusive criteria-setting process makes sure you don’t miss anything that only stakeholders know.
__ Establishing criteria in a structured and inclusive way ensures that the process is fair and that everyone’s concerns are aired.
__ The process of selecting criteria allows an opportunity to educate stakeholders who may not have had this kind of experience before about how to make informed, fair, and reasoned decisions.
Who should be involved in developing and using criteria and processes to set priorities?
__ Those most affected by community issues and/or inequities.
__ Organizations and institutions that serve or otherwise deal with those groups.
__ Those charged with carrying out or otherwise implementing proposed interventions, changes in policies or regulation, or preventative measures.
__ Those whose jobs or lives will be affected by interventions, policy changes, or preventive measures.
__ Citizens concerned with the issue(s) at hand.
__ Local and other funders.
When should you develop and use criteria and processes to set priorities?
__ At the very beginning of the effort, before you start the assessment if possible.
How do you develop and use criteria and processes to set priorities?
__ Assemble a participatory group representative of all stakeholders.
__ Train and support people who might not have the experience or self-confidence to contribute what they have to offer.
__ Identify the interests of various stakeholder groups in relation to the process of setting priorities
__ Establish clear criteria for setting priorities for community issues to be addressed.
__ Establish a process for engaging stakeholders and the broader community in setting priorities for issues to address.
__ Establish criteria for selecting an approach to address each of your priority issues.
__ Establish a participatory process for selecting approaches.
__ Finalize your choices
__ Look for ways in which your issue and approach might mesh with other community efforts.
__ Be prepared to monitor your effort and change priorities as conditions change.
نویسنده
Phil Rabinowitz
Tool #1: Some Decision-Making Processes
From a PowerPoint by Melissa Biel of Biel Consulting.
1. Relative worth. Each participant receives a fixed number of points (for example, 100 points). These points can be distributed among the items to be prioritized in whatever way the participant desires. Participants can distribute points in a number of ways:
- Give all points to a single, very important item.
- Distribute points evenly among all items (if none is more important than another).
- Distribute some points to some items, no points to other items.
- In the tabulation, items are given priority ranking according to the total points the group assigns.
2. Forced ranking.
- Needs are ranked separately on a scale.
- For example, if there are ten items, the most important item is assigned a "1," the second most important item is assigned a "2," and so on down to the least important item, which receives a "10.“
- In the tabulation, the item that receives the lowest number of points is assigned highest priority, the item that receives the second lowest number of points receives second priority, and so on.
3. Delphi method.
- The coordinating group assembles participants with knowledge and experience in the issue to be addressed.
- Needs are identified and presented to participants for feedback. A deadline for returning responses is given.
- The coordinating group records all responses and distributes them to participants.
- Participants are asked to review the responses and add additional ideas or delete ones considered not important or not feasible. Participants then choose the three or five most important ideas and rank these in descending order of importance.
- Results of the rankings are collated and analyzed.
- Findings are returned to participants who are again asked to rank the top three or five preliminary priorities. Additional rounds may be implemented if necessary.
- Results are collated and categorized. An overall ranking is determined.
Delphi enables participants to examine group responses with each succeeding round, and to alter their views or to provide a rationale for sustaining a divergent opinion.
4. Hanlon method. There are three central features of the method:
- Focuses on identifying explicit criteria to be considered in setting priorities.
- Ability to organize factors into groups that are weighted relative to each other.
- Allows for modification and individual scoring of factors.
Criteria for scoring of factors and subsequent priority setting include:
- Size of the problem
- Seriousness of the problem
- Estimated effectiveness of intervention(s) under consideration
- PEARL (i.e., propriety, economic feasibility, acceptability, resource availability, and legality)
- P = propriety: is an intervention suitable?
- E = economics: does it make economic sense to address the problem?
- A = acceptability: will this community accept an emphasis on this problem and will they accept the proposed intervention?
- R = resources: are resources available?
- L = legality: do the current laws allow the intervention to be implemented?
5. Delbeq method.
- The Delbeq "Two Step" method involves the use of a nominal group process to develop a detailed set of priority issues, and the subsequent sharing of issues and development of a consolidated list of priorities.
- The term "nominal group" is used to underline the highly controlled dimension of the process.
- In the first stage, participants are asked to privately record their major concerns on a sheet of paper.
- Facilitators then go around the group to elicit their priority concerns. This is usually done anonymously, by asking for a limited list (2 or 3) of priority concerns to be handed in to facilitators. These are recorded on a white board.
- An alternative is to hold a "round robin" where priority concerns are elicited from participants one at a time. No comment is permitted during this stage.
- In the second stage, facilitators take participants through a controlled discussion; first to clarify priority concerns, and then to consolidate common issues.
- Finally, for health planning efforts where large lists of priority concerns are typically generated, participants may go through a ranking process to limit the number of potential options.
نویسنده
Phil Rabinowitz
-
What do we mean by assessments that span jurisdictions?
-
Why arrange assessments that span jurisdictions?
-
Who should be involved in assessments that span jurisdictions?
-
When should you arrange assessments that span jurisdictions?
-
How do you arrange assessments that span jurisdictions?
What do we mean by arranging assessments that span jurisdictions?
In simplest terms, a jurisdiction is the area that a particular agency, branch of government, organization, educational institution, or other entity – or a particular office of one of these entities – is responsible for serving. Some examples of jurisdictions include:
- Public health service areas
- School districts
- Water districts
- Hospital, clinic, or other health provider service areas
- Townships
- Counties
- Areas served by particular offices of such (U.S. federal and state) government departments and agencies as public assistance, Social Security, child protection, the Department of Agriculture , the Environmental Protection Agency, etc.
- Municipal and state police jurisdictions
- Court districts
- Legislative districts
- State or national borders
Jurisdictions can overlap in several ways:
- Similar entities (hospitals, community colleges) can have overlapping jurisdictions.
- The jurisdictions of different offices of a single entity – regional offices of the same state agency, for example, or legislative districts – can each include a different part of a region or community that is and/or sees itself as a unit, with coherent demographics, economics, politics, and social culture, as well as a coherent set of challenges, assets, and needs. In this case, the community overlaps the jurisdictions, rather than the other way around.
- As with the North Quabbin region above, services and government could be provided by multiple counties, school districts, offices of agencies, etc., so that there’s no rational system by which the whole community or area is served as a unit.
- In addition to coping with overlapping jurisdictions, you may want to compare – or to serve – communities that are legitimately separate, both administratively and otherwise, or to address a condition that seems to affect two or more such communities.
The key word in arranging assessments that span jurisdictions is “arranging.” When there are a number of players to deal with, many of whom may be protective of their “turf” – the area they’re responsible for and the funding that goes with it – it’s necessary to consult with everyone involved and ensure collaboration. Otherwise, you may find yourself unable to obtain information from some entities, or – worse – caught in the middle of a rivalry between two or more agencies or organizations, or even between offices of a single entity.
In other words, arranging assessments – or anything else – across jurisdictions can involve not only the logistics of getting and integrating data from many different sources, but tact and diplomacy as well. We’ll discuss both in the how-to part of the section.
Why arrange assessments that span jurisdictions?
The primary reason for conducting an assessment across jurisdictions is that it gives a clearer and more nearly complete picture of the assets, needs, and issues of an area that is divided administratively. There are, however, a number of other compelling reasons to conduct such an assessment:
- It gives more information to those serving the area. This, in turn, if used properly, will result in more effective use of resources, leading to better service delivery and better services for those who need them.
- It affords the opportunity to look at problems and issues as a whole, rather than focusing on a narrow geographical area. Many issues have causes and effects that extend across jurisdictional boundaries. Since these boundaries are artificial, constructed for the convenience of agencies, governments, etc. – it makes sense to cross them in trying to reach and address the root causes of conditions that need to be changed.
- It encourages agencies, institutions, and organizations to look at the area comprehensively, and to work together to serve it effectively. Again, this results in better allocation of resources and better services for the area.
- It can change the norms for how the area is assessed and served. By recognizing the area as a coherent whole that should be served in a coherent way, a cross-jurisdiction assessment can lead to the redefinition of administrative boundaries and a more rational pattern of service.
- It recognizes that administrative boundaries should follow community boundaries, rather than the other way around. In general, administrative boundaries exist for the convenience of the government agency, community-based organization, or institution that establishes them. In some cases, this can ignore the most reasonable way to provide services – the reason that the entity exists in the first place. This kind of assessment acknowledges the importance of the experience and circumstances that communities hold in common. That acknowledgment can lead to changes in policy by government and other entities to construct jurisdictions in ways that take the reality of communities into account.
- It encourages people in the area to view it as a unit, and to see themselves as members of a coherent community. That can improve relations among groups within the area, and help them work together to improve their community.
- It can bring out data that wouldn’t otherwise be visible. An assessment across jurisdictions can put together pieces of information that might not otherwise be shared or seen by more than one agency. This type of information can hold clues to the causes of issues or to unseen problems that can be tremendously important in understanding area needs.
Who should be involved in arranging assessments that span jurisdictions?
As in all the sections in this chapter, a priority here is including all sectors of the community in the assessment, and the resulting effort, from the very beginning. This may be especially important in assessments that span jurisdictions, because it emphasizes – for governmental and non-governmental agencies, organizations, and institutions – the need to consider local needs without regard for administrative boundaries. Some examples of groups that might be involved:
- Those directly affected by the issue(s) under consideration. These people may understand whom the issue affects and how, as well as the community’s actual boundaries and its context. These might in turn include youth, representatives of specific racial, ethnic, cultural, or socio-economic groups, and older adults, as well as other concerned community members.
- Local elected and appointed officials – mayors, municipal boards (health, recreation, and planning, etc.), city or town councils.
- Local government departments – public works, water, sewer, etc.
- Representatives of state and federal government and government agencies – state legislators, the Departments of Public Health, Public Assistance, Employment, Youth Services, Environmental Protection, etc.
- Non-governmental and community-based nonprofit human service and charitable organizations that operate in the community.
- Administrators and staff of hospitals, clinics, and other private and public nonprofit and for-profit health providers.
- School superintendents and other public and private school personnel.
- Local colleges and university administrators and faculty.
- The business community.
- Local and state police.
- The court system.
- Youth workers.
- Clergy and other representatives of faith communities.
- Community activists.
- Service clubs.
- Ethnic organizations.
When should you arrange assessments that span jurisdictions?
There are several times when cross-jurisdiction assessment is the best strategy.
When you’re serving a cohesive area that falls into several jurisdictions. When the area that you serve is in turn served in fragments by several others, you’ll have to work across jurisdictions to conduct a comprehensive – and accurate – community assessment.
When issues span jurisdictions. This can occur in at least two ways:
- A particular issue – the pollution of a river, for instance, or a health condition – or a particular population that an issue affects extends across a fairly wide region. In order to understand the seriousness of the issue, determine its cause, and address it, it’s necessary to collaborate with the various entities that serve the entire region. That may mean crossing municipal, county, or state boundaries, or collaborating with other agencies that do the same work in different geographical areas.
- The cause of an issue arises in a different area from the effects you’re concerned with. Youth in a rural area, for example, may be using heroin that they get in a city 20 or 30 miles away. In order to deal with the rural drug problem, it’s important to deal with the supply issue as well…and that means looking at the city as well as the urban area.
When you’re organizing a major initiative to address an issue. Few issues are confined to a single administrative jurisdiction. Risk and protective factors cross boundaries, and assessments must do the same if those factors are to be addressed. A cross-jurisdiction assessment of a shared issue can identify risk and protective factors that exist across a two or more areas, and lead to cross-jurisdiction strategies for dealing with them.
When you’re setting out to address social determinants or other root causes that are larger than any one jurisdiction. Poverty, discrimination, inequalities in education or economic opportunity – any of these is too big to tackle on a small scale.
When funders or laws mandate it. Nonprofit hospitals in the U.S., for example, are required to conduct a Community Health Needs Assessment (CHNA) as part of maintaining their tax-exempt status. The areas such hospitals most serve cross many jurisdictional boundaries.
How do you arrange assessments that span jurisdictions?
As we indicated earlier in the section, it may take a certain amount of “arranging” – working with various agencies, branches of government, organizations, and institutions – to set up and conduct a cross-jurisdiction assessment. While vitally important, that’s only one – often the first, or among the first – of many steps that lead to a successful effort.
We’ll lay out a series of steps here, with the understanding that a community may change the order or the form of some to meet its own needs.
1. Engage the community and the entities whose jurisdictions are in question. Regardless of other concerns, this is almost always the first step in the process. The community and the entities whose jurisdictions are included in the assessment have to be involved from the very beginning, and should remain involved throughout the assessment, planning, implementation, evaluation, and maintenance phases of an effort to increase its chances of success.
“The community” here refers to all the kinds of individuals and groups identified in the “Who should be involved…?” part of the section – those affected by the issue(s) at hand, various community sectors, those responsible for addressing that issue, policy makers, those with the power to change conditions, those whose jurisdictions cover the area of concern, etc. A variety of strategies may be needed to engage a wide range of participants.
- For those most at risk of being affected by the issue – often, but not always, populations with lower incomes or experiencing systemic barriers – community outreach is usually the most effective method. These people may be best reached through social and religious organizations, health and human service providers, and word of mouth. Establishing relationships with respected members of the community who can introduce you to individuals and groups will help greatly here, especially when the population you want to reach is distrustful of outsiders.
- Members of the business community and community leaders can usually be reached through contacts you may already have with local officials and organizations. They can be contacted through the Chamber of Commerce, the local hospital, service clubs, educational institutions, a community coalition, etc. The likelihood here is that you have to be able to explain clearly what you want to do and why, and to define their role in the process to the extent possible.
Community members can be especially helpful in defining the community. They can also fill in the context – history, relationships, needs, etc. – that can be crucial to both the logistics of the assessment and your understanding of the community.
- Agencies, organizations, and institutions that work with the issue also need to be brought into the effort at the beginning. These include both those whose jurisdictions are in question and others for whom jurisdiction is simply not an issue (volunteer groups, for instance.)
- Entities whose jurisdictions overlap may need to be brought together to develop trust and to hash out how the assessment will be carried out. You or a neutral facilitator may have to help negotiate agreements about what each group will provide, do, or consent to. These agreements should also include clear guidelines for how the groups will work together and how they will settle any disagreements or conflicts that arise among them.
All of this is made easier by the existence of a community coalition of some sort. In some communities, the best strategy may be to start by putting together a coalition around the issue in question. Then, all the players are at the table to begin with.
2. Identify the intended uses of the data and the implications for jurisdictions that those uses imply. Why are you conducting this assessment? Some possibilities:
- Investigate the extent, seriousness, etc. of a particular condition in order to address it.
- Assess community needs in general or relating to a specific broad issue – health, violence, homelessness, etc.
- Identify social determinants of health.
- Comply with a law, regulation or funder’s requirement (as with the previously mentioned Community Health Needs Assessment required of tax-exempt hospitals).
- Rationalize service delivery and jurisdictional boundaries.
It’s important to understand and to be straightforward about what might happen as a result of your assessment. Depending on what the data will be used for, there could be effects on the various entities whose jurisdictions are involved. If they understand the possibilities and agree on them to begin with, the whole process will not only be easier, but whatever changes need to be made will go smoothly, rather than leading to conflict and potential long-term feuding. Some possible implications for entities and jurisdictions include:
- Memoranda of agreement among entities about how they will work together to address an issue or serve the area, and/or about how they will participate (and collaborate) in the assessment.
- Greater collaboration in general across jurisdictional boundaries.
- Changes in focus from dealing with specific issues to larger ones, such as social determinants of health or other conditions (or vice-versa).
- Redefinition of the area as a community or unit.
- Redefinition or renegotiation of jurisdictional boundaries.
3. Specify the geographic areas served by key stakeholders and the overlap among them. Because administrative boundaries are often different for different entities, the geographic areas served by various stakeholders can overlap and interlock in complex ways. Some of the obvious ways that they can be defined are by county, town, township, city neighborhood, or rural village or collection of villages. However, some other, less obvious ways, include:
- Distance from a central point. A hospital may define its service area as anywhere within 30 miles (50 kilometers), for instance, and that may intersect with the service areas of other hospitals.
- Watershed or ecosystem. This type of definition is often used for environmental protection or oversight.
- Area where a specific population lives. This may include parts of several city neighborhoods, a portion of a county or several counties, or, particularly in the developing world, a number of rural villages that may be grouped in a coherent area, or may be scattered widely among other villages that are not included in the jurisdiction.
- A public health, school, water, or other service district. These often conform to town, county, or similar boundaries, but in some places may be determined by geographical features, such as a river valley or mountainous area, or by the location of a regional office.
As we’ve described, overlap among jurisdictions can occur in a number of ways:
- Similar entities serving the same area.
- The area split among offices of a single entity.
- A coherent area served by different administrative districts of a variety of different entities – different counties, public health services, legislative districts, school districts, etc. – in ways that can make assessment and service delivery harder.
- Similar entities serving distinct areas, all of which are being targeted for a single assessment.
This overlap can also cause geographic complications, with a town or region divided not only among a number of different services, but among different offices of the agencies providing those services. It might be useful, if possible, to create a GIS (Geographic Information Systems) map of the area, with an overlay of a different color for each jurisdiction. The overlays in some sections might be five or more deep. These multiple-jurisdiction sections are the ones likely to require the most careful negotiation, to make sure all the stakeholders involved agree on how to work together.
4. Identify potential data sources and the geographic areas they represent. As with small area analysis, the geographic issues connected to cross-jurisdictional assessment can make data collection difficult. Some jurisdictions may be covered by a single data source for some types of information, but span multiple sources for others. Much of the following information on data sources is taken from Small Area Analysis.
- The census in the U.S. and other countries, in addition to counting people, gathers basic information on everyone and detailed information on a smaller number of individuals and families. Data on education, income, living conditions, employment, and numerous other categories are often available. You can search the census in a number of ways.
- By state or province, county, sub-county, city or town, parish, etc. Some census data are broken out by administrative districts, such as states or counties, and/or by community.
- Census tract. In the U.S. Census, all areas of the country are divided into census tracts. To the extent possible, all the households in a tract are similar in terms of demographics, economic status, and living conditions. A census tract has between 1,500 and 8,000 people, with the average at about 4,000.
- Census block. Census tracts are further broken down into blocks, smaller population units that may cover large geographic areas with few or no people, or – in metropolitan areas – may contain a single apartment house that is home to several hundred people.
- Organizational and institutional files often contain valuable information about health, living conditions, income, etc. The geographic areas they cover depend on where they draw their participants from. Some organizations and institutions that might be helpful include:
- Hospitals
- Health and mental health clinics
- Human service organizations
- Schools and colleges
- Faith communities
- Environmental organizations
- Foundations
- Economic development organizations
- Employers
Most of these in the U.S. protect the privacy of individuals, but may have general figures for the areas or populations they serve.
- Municipal records – the records kept by cities and towns and their departments and boards – can often be helpful. These obviously cover the specific municipality – town, city, metro area – they refer to. Among these might be:
- Police and court records
- Planning department files
- GIS and other maps
- Vital statistics (births, marriages, deaths)
- Municipal boards (Board of Health, Zoning Board, etc.)
- Water department
- Department of Public Works
- State and federal government agency files may be public records or may be available – again, with individual identities protected – for research purposes. They usually provide state- or province-wide figures, but may also include multi-state or national numbers, or may break down their statistics by county or town. Some that could prove useful:
- Public Assistance records
- BRFSS (Behavior Risk Factor Survey System – occasionally available for small areas
- YRBS (Youth Risk Behavior Survey), often broken out by school system or regional school district area
- The child protective system
- Public health data, both federal and state or provincial
- Environmental agencies or ministries
- Department of Transportation
- Employment/Unemployment agencies
- Agriculture departments or ministries
- Direct, hands-on information gathering can be effective when the areas you’re concerned with are small enough and you have the people – often volunteers – willing to go out and get the data. Some methods of direct data gathering:
- Surveys, oral or written
- Focus groups and interviews
- Observation, such as through windshield and walking surveys – watching or participating in the activities of people, places, conditions, etc. where they exist.
Be aware that if you decide to gather your own data, volunteers or staff members will probably need some training, especially if they have no real experience of asking people for information or of research. How to find survey and interview subjects, how and when to make observations, effective recording techniques, the use of any special equipment – all of these and more may be part of a training for data collectors.
5. Identify potential community goals and priority populations and how those affect the definition of the region covered in this assessment. Your goals may require stepping across geographic and administrative boundaries in order to conduct an accurate assessment. Some examples:
- If the assessment is aimed at exploring the extent to which HIV is spread through intravenous drug use in a rural area, nearby urban areas, where people buy (and often inject) their drugs, must be assessed also.
- Assessing the health and economic consequences of pollution in a river may mean examining areas far up- and downstream as well as those close by.
- Understanding broad social determinants – poverty, unemployment, racial discrimination – often means looking at causes that play out over a broad geographic area. Unemployment in a small town, for example, may have to be seen in terms of the county employment picture.
6. Describe features of the defined community and the broader context that affect the issue and efforts to improve it. What are the elements that define the community that you’ve lined out for assessment. They might include:
- Demographics: population size, age, gender, race/ethnicity, socio-economic status, education, employment, housing, crime, etc.
- Social determinants that intensify or moderate issues: income inequality, racial/ethnic discrimination, food security, access to health care and health information, social capital, physical safety.
- Nature and capacity of the community. This refers to community history – both in relation to the issue at hand and in general – relationships that encourage or discourage groups working together over the long term to change conditions, community leadership, community assets, and the ability of those in authority to actually effect change (i.e., the political and social clout to make things happen.)
7. Determine how well the available data fit with the geographic area you’ve defined. Data on demographics, health, crime, transportation, environmental issues, and other statistics are usually compiled by jurisdictions of some sort. When you’re crossing jurisdictions – especially when you’re considering only parts of two or more jurisdictions – it can be difficult to obtain figures for the specific area you’re concerned with. You may have to estimate some numbers, based on data you have, or put together numbers from several different sets of data in order to get information you can use.
The first step here is to decide on the indicators you want to use to assess the situation. Some may be obvious: if you’re concerned with pregnancies among adolescents, then the number of pregnancies among adolescents in your defined area will clearly be an indicator you’ll want to use. Other indicators may be less obvious, and more difficult to track across jurisdictions. The best course, if there is no information that matches the area of concern, is to try to extract statistics for parts of the jurisdictions you’re dealing with that match the total area in terms of demographics, geography, and other significant characteristics.
If you simply can’t get the data you need on particular indicators, you have some choices. You can find other indicators for which you can collect data that will give you the same or equivalent information; you can estimate baseline indicator numbers from the data you do have; or, if you have the time and resources, you can try to collect the data directly from the community. Whatever method you use, you’ll probably want to compare your data to statewide or other statistics so that you can determine the level of the needs and assets of your area of concern.
8. Maintain cross-jurisdictional alliances and collaboration, so that you can continue to monitor the area in the future. If, as is likely, your assessment results in an effort to create positive change, you’ll have to continue to work across jurisdictions. Maintaining the agreements and collaborative arrangements among all the stakeholders that you engineered in order to conduct the assessment will make your effort possible, and greatly increase the likelihood that it will have some permanent effect.
In Summary
Sometimes, it’s necessary to conduct a community assessment that crosses administrative and jurisdictional boundaries. That can occur when a coherent community is split among several jurisdictions or when an issue transcends jurisdictions. In either case, it’s important to help all the stakeholders come to agreement about their parts ion the assessment, how they will collaborate, and what will happen when the assessment is done. In order for that to happen, there may need to be some negotiation, facilitated by a neutral party, leading to memoranda of agreement that define relationships among the stakeholders and lay out what each agrees to do. It’s also important to think out and discuss the possible consequences to these entities of operating across jurisdictions, since it could lead to the redrawing of administrative boundaries, or to new agreements about how a region is served.
In addition to those organizations, agencies, and institutions whose jurisdictions are in question, it’s important to involve all segments of the community, particularly those most affected by the issue at hand, in planning and carrying out the assessment and any subsequent action.
Cross-jurisdiction assessments can be particularly useful when the goal is to understand and address social determinants of health or other conditions. The difficulty, however, may be in gathering data, since only parts of various administrative districts may be involved. There may be a need to pull data from a variety of sources and make some educated guesses about how the information fits together.
A final step in the process is to maintain relationships among the entities involved, so that cross-jurisdictional collaboration either becomes standard operating procedure, or can be revived whenever needed.
We encourage the reproduction of this material, but ask that you credit the Community Tool Box: /.
نویسنده
Phil Rabinowitz
Resources
Online Resources
Some recommended practice areas for community health improvement is a report to the CDC, Office of Prevention Through Healthcare from 2011, by the Center for Community Health and Development, University of Kansas.
Print Resources
Association for Community Health Improvement. Step 2: Determine the Purpose and Scope of the Community Health Needs Assessment. Community Health Assessment Toolkit.
National Association of County and City Health Officials. (2001.) Phase 3: Four MAPP Assessments, Community Health Status. Mobilizing for Action through Planning and Partnerships: Web-based Framework Tool. Washington, DC: National Association of County and City Health Officials.
Association for Community Health Improvement. Step 2: Defining the Purpose and Scope. Community Health Assessment Toolkit.
National Association of County and City Health Officials. (2008). Task 4: Define the Goals of the Assessment. Protocol for Assessing Community Excellence in Environmental Health.
Substance Abuse and Mental Health Services Administration. Step 1: Identify the goals of the needs assessment. Community Needs Assessment Guide. U.S. Department of Health and Human Services.
What do we mean by assessments that span jurisdictions?
__ A jurisdiction is the area that a particular agency, branch of government, organization, educational institution, or other entity – or a particular office of one of these entities – is responsible for serving.
__ Arranging assessments across jurisdictions can involve not only the logistics of getting and integrating data from many different sources, but also facilitating agreements among the stakeholders about what they’ll agree to provide, do, or consent to.
Why arrange assessments that span jurisdictions?
__ It gives more information to those serving the area.
__ It affords the opportunity to look at problems and issues as a whole, rather than focusing on a narrow geographical area.
__ It encourages agencies, institutions, and organizations to look at the area comprehensively, and to work together to serve it effectively.
__ It can change the norms for how the area is assessed and served.
__ It recognizes that administrative boundaries should follow community boundaries, rather than the other way around
__ It encourages people in the area to view it as a unit, and to see themselves as members of a coherent community.
__ It can bring out data that wouldn’t otherwise be visible.
Who should be involved in assessments that span jurisdictions?
__ Those directly affected by the issue(s) of concern.
__ All those entities whose jurisdictions are involved in the assessment.
__ All sectors of the community.
When should you arrange assessments that span jurisdictions?
__ When you’re serving a cohesive area that falls into several jurisdictions.
__ When issues span jurisdictions.
__ When you’re organizing a major initiative to address an issue.
__ When you’re setting out to address social determinants or other root causes that are larger than any one jurisdiction.
__ When funders or laws mandate it.
How do you arrange assessments that span jurisdictions?
__ Engage the community and the entities whose jurisdictions are in question.
__ Identify the intended uses of the data and the implications for jurisdictions that those uses imply.
__ Specify the geographic areas served by key stakeholders and the overlap among them.
__ Identify potential data sources and the geographic areas they represent.
__ Identify potential community goals and target populations and how those affect the definition of the region covered in this assessment.
__ Describe features of the defined community and the broader context that affect the issue and efforts to improve it.
__ Determine how well the available data fit with the geographic area you’ve defined.
__ Maintain cross-jurisdictional alliances and collaboration, so that you can continue to monitor the area in the future.
Example 1: Health District of Northern Larimer County – Fort Collins, Colorado
Every three years since 1995, the Health District of Northern Larimer County has worked with local partners to conduct a robust community health assessment to identify the area’s highest priority health needs. However, the Health District is a geographical subdivision of the state of Colorado that only covers the northern two-thirds of Larimer County. Through changing the jurisdiction of their assessment, the Health District has been able to also meet the needs of the broader county. Dr. Bruce Cooper, the Health District’s Medical Director, noted that collaboration with several different partners, such as Larimer County Health and Human Services, United Way, the Larimer County Hospital, and the Centers for Disease Control and Prevention (CDC) enabled the assessment to be administered at the full county level.
The Health District uses multiple assessment methods, including focus groups, interviews, and surveys. In the past, survey administration was designed to reach a representative sample of the Health District’s adults. By obtaining supplemental resources from partners, Larimer Health District was able to administer additional surveys in order to also provide a representative sample for the southern part of the county.
For the most recent health assessment conducted in 2010, Larimer County also worked closely in a unique partnership with the Vector-Borne Disease division of the CDC. Sue Hewitt, Health District of Northern Larimer County Coordinator of Research and Evaluation, notes that this collaboration was cost-effective for both organizations. A couple of CDC questions regarding West Nile virus were incorporated into the Larimer County health assessment survey, and combining the resources allowed the surveys to be disseminated to a wider geographical area than either would have been able to reach separately.
Dr. Cooper noted that this year, the health district has been working closely with the hospital in planning the next survey, and given the hospital’s broader geographical boundaries, there is the possibility of combining the Larimer County survey with a similar survey from an adjoining county to establish an even broader geographic representation for the next assessment, due to take place in 2013.
Example 2: All Together for Health
“On a map, 24 contiguous municipalities just northwest of St. Louis resemble nothing more than a crazy quilt. And for decades, their governance and services were a patchwork, too. Each municipality—from the tiny, two-street Village of Glen Echo Park, population 160, to the neighborhood-sized City of Normandy, population 5,008—has its own government. That’s two dozen mayors and city councils and almost as many police departments in an area that spans almost 11 square miles, is home to 36,250 people, and is served by one school district.
More than half a decade ago, city leaders rose above their individual municipal identities and city charters, embracing an “all-for-one” approach. Calling themselves “24:1,” they first came together in the midst of the nationwide mortgage foreclosure crisis that threatened the health of individuals, families, neighborhoods, and entire communities. Today, the 24:1 municipalities strive to realize a unified vision: strong communities, engaged families, and successful children.” Read more about how these contiguous municipalities have spanned jurisdictions to determine community needs and take action.
بخشهای این فصل در حال ترجمه به فارسی است. نسخه انگلیسی این فصل را برای ملاحظه و مطالعه مطالب از اینجا ببینید.
- ماذا نقصد بوضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتَيْن على الأجندة المحلية؟
- متى يكون الوقت الأفضل لمحاولة وضع المسائل على الأجندة المحلية؟
- مَن يجب أن يخطّط لوضع المسائل على الأجندة المحلية؟
- كيف تطوّرون خطة لوضع المسائل على الأجندة المحلية؟
كانت "عيادة الصحّة المجتمعية" قد قامت للتو بالمراجعة السنوية لحالاتها. في السنوات الماضية، أظهرت المراجعة مجموعةً مألوفة من أمراض الطفولة، والسكّري، والمشاكل في الحمل، والضغط والتوتّر، مع بعض الحالات الغريبة من التهاب السحايا أو السرطان. أمّا هذه السنة، فيبدو أن المجتمع المحلي يختبر نوعاً من "وباء" الإصابات لدى الأطفال. إذ وقع عدد مفاجئ من الأطفال الصغار من على الدرج، أو ضُربوا بأشياء رماها أطفال آخرون، أو سقطوا من على الألعاب في ملاعب الأطفال.
تم تشخيص عدد كبير من هذه "الحوادث" وكان التقرير أنّها إشارات محتَمَلة عن سوء التعاطي مع الأطفال. وعندما كشفت المراجعة عن عدد هذه الحوادث، زاد قلق العاملين في العيادة بسبب ضخامة حجم المشكلة، وكبر الهم عندما تحدّثوا إلى العاملين في غرفة طوارئ المستشفى، ووجدوا أن إحصائيات سوء معاملة الأطفال للسنة الماضية كانت أيضاً قد قفزت بشكل دراماتيكي.
كانت الأوقات صعبة في المجتمع المحلي. مصنع كبير كان قد أقفل أبوابه، وعدد كبير من الناس كان إمّا عاطلاً عن العمل أو يقطع مسافات كبيرة للعمل مقابل أجر أقل ممّا كان يجني سابقاً. وبدأ ضغط العائلات المعدمة مالياً على أطفال المجتمع المحلي، فأصبح جلياً أن الأمر أصبح مسألة حالكة يجب أن يتم التعاطي معها بأسرع وجه. وكان يُخشى من ألا يمر وقتٌ قصير قبل أن يُقتل طفل أو أن يُصاب إصابة دائمة.
من جهة أخرى، لم يكن لدى معظم أعضاء المجتمع المحلي أدنى فكرة عن وجود المشكلة. إذ مَن كانوا يتعاطون معها يومياً (العاملون في العيادة والمستشفى، وعاملو طوارئ المدارس، وبعض العاملين في الصحة النفسيّة) كانوا يريدون إلى أقصى حد أن يروا موضوع الإساءة للأطفال يُطرح ويناقَش في المجتمع المحلي. كان عليهم أن يجدوا طريقة لوضع المسألة على الأجندة المحلية باعتبارها مسألة حسّاسة يجب أن يواجهها المجتمع المحلي.
الفصل الرابع هو عن إحضار المسائل إلى الوعي العام ووضعها في مكان مرئي والبحث فيها. وهذا القسم يصف كيفية التخطيط لإعلام الناس في مجتمعٍ محليٍ عن مسألةٍ ما، وإقناعهم بأهميتها. الأقسام الأخرى في هذا الفصل والفصل التالي تبحث في استراتيجيات محدّدة يمكنكم استخدامها للقيام بذلك.
ماذا نقصد بوضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتَيْن على الأجندة المحلية؟
المقصود بالأجندة المحلية، كما نستخدم التعبير هنا، هو ما يرى المجتمع المحلّي أن من الضروريّ طرحه. بعض هذه الأمور (كتصليح الطرقات أو طلاء الأبنية العامّة) قد لا يكون له صلة بخدمات الصحة والمجتمع المحلي، بينما أمور أخرى (كالدعم المحلي المالي لرعاية الأطفال، والتعاون بين القطاعيْن الرسمي والخاص لوقف العنف بين الشباب) لها كل الصلة بالخدمات الصحيّة والمجتمعيّة.
وكما يمكن أن تكونوا قد قدّرتم من المقدّمة (أو كما تعرفون من خبرتكم الخاصّة)، فإنّ وضع المسائل في بال العموم والمسؤولين وصانعي السياسات ليس قضيّة بسيطة. هنالك عدّة خطوات يجب القيام بها ( وهي تتوقف على ما يعرفونه أصلاً عن المسألة الذي غالباً ما يكون لا شيء نهائياً)، وكلٌّ منها يتطلّب وقتاً:
-
تثقيف الناس عن وجود المسألة:
على الأغلب، يكون المواطنون والمسؤولون إمّا لا يعرفون عن وجود المسألة أبداً أو هم مقتنعون باستحالة وجودها في مجتمعهم المحلي. الخطوة الأولى في جعلها قابلة للطرح هي إعلاء وعي العامّة بوجودها.
|
غالباً ما كان مدير برنامج محو الأميّة يتحدّث لمجموعات مجتمعية عن عمل منظّمته، وكان دائماً يبدأ عرضه بسؤال الجمهور كم منهم يعرف شخصاً كبيراً لا يستطيع القراءة أو الكتابة جيّداً أو نهائياً. أحياناً كان شخص أو اثنان، (ومعظم الأحيان لا أحد) يرفع يده، فيكون تعليق المدير التالي ما يلي: "أنا متأكّد أن معظمكم مُخطئ." بعد تعداد الأعذار المعتمدة التي يستخدمها الكبار لتغطية الصعوبات في القراءة أو الكتابة أو الرياضيّات، كان المدير يسأل من جديد: "مَن منكن الآن يظن أنّه يعرف أحداً كان يعاني صعوبات في هذه المجالات؟" هذه المرّة، تعلو نصف الأيادي الموجودة في الغرفة. وغالباً بعد العرض أو أحياناً بعد أسابيع أو أشهر، كان الناس يأتون إليه لإخباره أنّهم لم يكن لديهم فكرة من قبل عن مدى انتشار مشكلات الأميّة في منطقتهم، أو كَم من الناس من الذين يعرفونهم كانوا يعانون صعوبات القراءة. |
(لمعلومات مفصّلة عن تثقيف المجتمع المحلي، الرجاء الذهاب إلى القسمين في هذا الفصل: الفصل 4، القسم 2: إيصال المعلومات عن مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّة والفصل 4، القسم 5: إعداد عروض مجتمعية.)
|
وضع الأجندة هي في الجوهر منافسة من أجل موارد محدودة: انتبهوا. فكما أشار "جيمْس ديرينْغ" وَ"إيفْريتْ روجِرزْ" في "وضع الأجندة" (1996)، إنّ مناصري قضايا محدّدة يتنافسون باستمرار لكسب انتباه الإعلام والعموم وصانعي السياسات. يشير كذلك الكاتبان إلى أنّ غياب الانتباه هو عامل في وضع الأجندة. في دراسة وطنية (في الولايات المتّحدة)، أعطى الباحثون الأفرادَ فرصةً لتسمية "مسائل مهمّة" كما يريدون، ومعظم الناس سمّى أربع أو خمس. من هنا، إذا احتوت الأجندة العامّة (هموم المواطن العادي) على عدد محدود من البنود، يصبح وضع الأجندة لعبة "المجموع صفر": من أجل أن تظهر مسألة على الأجندة، يجب أن تُخرج مسألة أخرى إلى خارج الأجندة. إذاً، إذا كان الناس في المجتمع المحلي والإعلام المحلّي يركّزون على حوادث أليمة كاستخدام المراهقين للمخدّرات، عليكم أن تعملوا على نحو مضاعف لجعل مسألة القرائية على شاشة الرادار. |
-
التأكّد من أن الناس يفهمون المسألة وأهميتها العامّة:
ليس وعي المسألة إلاّ البداية. قد يفهم الناس أن المسألة موجودة، ولكنّهم لا يفهمون بالضرورة تبعاتها. قد يشعرون أنّها ليست بالضرورة مهمّة، أو أنّها تؤثّر فقط على عدد قليل من الناس أو على أمكنة بعيدة، أو أنّه لا يوجد في الحقيقة أي دليل على تأثيراتها.
المرحلة التالية هي شرح المسألة بوضوح. يحتاج الناس إلى أن يعرفوا على مَن تؤثّر المسألة، أو أين يكبر احتمال التصادم بها، وما هي تبعاتها. إذا تمتّع الناس بمعلومات جيّدة فسيدركون على الأقل أن المسألة جدّية.
|
في عروضه، تحدّث مدير برنامج محو الأميّة عن تأثيرات مسائل القرائية على المجتمع المحلي كما على مَن يعاني هذه المسائل. وشرح أنّ الخسارة بالنسبة للمجتمع المحلي هي بحجم خسارة الكبار المتأثّرين أنفسهم. الناس الذين يعانون مشاكل قرائية يكونون غالباً عالقين في مهن ضئيلة الأجر ولا تحتاج إلى مهارات جيّدة، ما يؤدّي إلى مردود ضريبي أقل في المجتمع المحلي. تنخفض قدرة أرباب العمل المحليّين على التنافس لأنّهم قد لا يجدون عاملين يتمتّعون بالمهارات اللازمة لتعلّم الإجراءات الجديدة أو المهن الجديدة سريعاً. كما يؤدّي وجود ناخبين أقل أو ناخبين أَقَل علماً إلى عدد أقل من القرارات المجتمعية المَبنيّة على معلومات جيّدة وعلى مراعاة البدائل المتوفّرة. وربّما، وهذا أكثر تعبيراً ممّا سبق، غالباً ما يعاني أطفالُ أصحاب المهارات المنخفضة صعوبات مدرسيّة، ما يُديم هذا النمط. ما إنْ فهم الناس هذه الجوانب من المسألة حتى باتوا على استعداد أكبر لأخذ المسألة بشكل أكثر جدّية، والتساؤل فيما لو كانت هذه المسألة مشكلةً في مجتمعهم المحلي. |
(تجدون في القسم الرابع من هذا الفصل، الفصل 4، القسم 4: التحدّث عن المخاطر وعوامل الحماية المتصلة بالمسائل المجتمعيّة، مزيداً عن هذا الموضوع.)
-
خلق هم حقيقي محلي حول المسألة:
الخطوة التالية بعد أن يعلم الناس عن المسائل ويفهموها هي تعزيز الاهتمام، ويتضمّن ذلك التأكّد من فهم الناس كيف تؤثر المسائل عليهم بشكل مباشر أو غير مباشر، وكيف تتفاقم في مجتمعاتهم المحلية. إذ إنّه عندما يدرك الناس عالقتهم الخاصّة بالمسألة فسيبدؤون برؤيتها كأمر ليس فقط جدّياً بل أيضاً كأمر يحتاج للتصدّي له محليّاً.
|
حتى بعد أن نظر الناس إلى الأمر كمسألة مهمّة لم يكن معظمهم مستعدّاً لوضع مسألة القرائية على أعلى لائحة المشكلات الواجب التعاطي معها. كان يلزمهم الحس بأنّ المسألة تمسّهم بشكل ما. تعاطى مدير برنامج محو الأميّة مع الموضوع عبر طريقتين. أوّلاً، كان لديه أوراق معلومات مُحَضّرة، فوزّعها، ليس فقط في أثناء العروض بل أيضاً في كل فرصة تسنح (عبر الاتّصال الشخصي أو لوحات الإعلان أو قطاع الأعمال في المجتمع المحلّي...الخ). عرّف ذلك المواطنين عن حجم المشكلة في الولاية كما في المنطقة المحليّة، وهو حجم يفوق ما قدّر معظمهم. (انظروا الفصل 6، القسم 15: تطوير ورقة معلومات حول مسائل محلّيّة) أمّا استراتيجيته الثانية، فكانت تحضير عروض يقدمها متعلّمون حاليون أو سابقون في البرنامج. وفي عرض فعّال بشكل خاص قُدّم إلى غرفة التجارة، أخبر رجل من المجتمع المحلي كيف كان قد تخرّج من الثانوية، من الصف نفسه الذي ارتاده العديد من الحاضرين، ولم يكن قادراً على الكتابة أو القراءة، وكيف أخفى مشكلته عن الجميع بمن فيهم زوجته، لسنوات. عندما وصف كمْ كان يشعر بعدم القيمة وبالغباء لسنوات عديدة، وما عنى له أن يتمكّن من القيام بأمر بسيط كالذهاب إلى مطعم، واختيار ما يريد من لائحة الطعام، دمعت عيون معظم مَن كان في الصالة. حديث هذا المتعلّم المسألة وضع أعضاء غرفة التجارة أمام المشكلة مباشرة، فلم تعد "في مكان ما هنالك"، بل أصبحت همّاً في مجتمعهم، وهمّاً شخصياً للعديد منهم الذين كانوا يعرفون هذا الرجل معظم حياتهم. أصبحت المسألة الآن على أجندتهم. (للمزيد من النقاش حول هذا المسار، انظروا القسم الثالث من هذا الفصل، الفصل 4، القسم 3: اكتساب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي.) |
-
وضع المسألة على الأجندة المحليّة:
في الحقيقة، إنّ وضع المسألة على الأجندة المحليّة فعليّاً يعني العديد من الأمور:
-
الغاية النهائية هو وضع المسألة حرفيّاً على الأجندة المحليّة وذلك في شكل قوانين أو تنظيمات أو مذكّرات أو بيانات سياسات، مستقبليّة أو حاليّة. (للمزيد من المعلومات حول بناء السياسات والقوانين أو تغييرها، انظروا الفصل 5: اختيار استراتيجيات لتعزيز الصحة والتنمية في المجتمع المحلي والفصل 30: مبادئ المناداة والفصل 32: توفير التشجيع والتثقيف والفصل 33: تنظيم حملة تحرك مباشر والفصل 34: المناداة عبر الإعلام).
من جهة أخرى، تجدون طرقاً أقل رسمية للوصول إلى الأجندة المحلية، وهذه الطرق هي بنفس الأهمية، وتكون معظم الأحيان ضرورية للوصول إلى مرحلة اقتراح قوانين أو تنظيمات أو سياسات رسمية أخرى
-
التأثير على الرأي العام: الرأي العام هو عامل أساس في وضع الأجندة المحليّة. تصبح المسائل بنوداً على الأجندة المحلية عندما تصل إلى مستوى معيّن من الوعي لدى العموم، ويبدأ المجتمع المحلي باعتبارها جديرة بالاهتمام. وتبدأ القصص حولها تظهر في الإعلام، وتقوم برعاية البرامج والمذيعين الذين يذكرون هذه المسائل المؤسساتُ والمنظماتُ القائمة في المجتمع المحلي (نوادي الخدمات والمؤسسات المدنية والدينية والجامعات)، ويتحدّث عنها المواطنون العاديّون في أحاديثهم اليوميّة. وما إن يصبح واضحاً أن الشعب مهتم بهذه المسائل حتى ينتبه السياسيّون والمسؤولون الآخرون. (لمزيد من المعلومات عن التواصل والتأثير على الرأي العام، الرجاء الذهاب إلى الفصل 6: تعزيز الاهتمام بالمسائل المجتمعية، بالإضافة إلى فصول المناداة المذكورة أعلاه.)
-
التأثير على السياسات الرسمية غير الرسميّة: عندما نذكر السياسات في "عدّة العمل"، فنحن نقصد عادةً القوانين أو النُظم التي تنظّم بشكل رسمي كيفية اعتبار مسائل معيّنة والتعاطي معها. ولكن معظم الأحيان، ولاسيّما على المستوى المحلي، فإن السياسات التي تنظّم الشؤون العامّة تكون غير رسمية، وهي تعتمد على الفرضيات والضغوطات والتحيّز والتأثيرات التي تشكّل آراء المسؤولين المنتَخبين والمعيّنين. قد تكون التنمية الاقتصادية أولوية إذا كان قريب رئيس البلدية عاطلاً عن العمل بنفس القدر كما لو كانت هي فعلاً المسألة الأهم بالنسبة للمجتمع المحلي. قد يَنبع الدعم الرسمي لملاجئ المشرّدين أو لمحو أمّية الكبار من الضغط العام أو من معرفة المسؤولين الشخصية بأشخاص يصارعون هذه المشكلات أكثر بكثير من القوانين أو النظم. التأثير على هذه السياسات غير الرسمية هي جزء كبير من وضع المسألة على الأجندة المحليّة.
-
تغيير المسؤولية الفردية: الجانب الأخير من جعل المسألة على الأجندة المحلية هو جعلها على أجندات معظم الأفراد أعضاء المجتمع المحلّي. لن يعمل برنامج إعادة التدوير إلاّ إذا التزم به كافة السكّان، إمّا عن اقتناع بالحاجة من أجل بيئة أنظف أو لأنّه يوفّر لهم أموالاً. الحد الناجح من العنف الشبابي قد يعتمد على أن يغيّر عدد كبير من الكبار (لاسيّما الأهل) مواقفهم الخاصّة تجاه العنف. عندما يصل المجتمع المحلي إلى كتلة حرجة من الأفراد الذين يتحمّلون مسؤولية مسألة، عندها تصبح هذه المسألة على الأجندة المحليّة.
من هنا، فإنّ وضع مسألة تنموية صحية أو مجتمعية على الأجندة المحلية يعني مساعدة المجتمع المحلي على الوصول إلى المرحلة التي يري فيها المسألة مهمّة بما يكفي للتعاطي معها، والتأكّد من أنّ الناس بشكل عام والمسؤولين المنتخبين والمعيّنين وكل مواطن فرد، يتحمّلون شيئاً من المسؤولية تجاه المسألة.
متى يكون الوقت الأفضل لمحاولة وضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتَيْن على الأجندة المحلية؟
إن أي وقت هو وقت جيّد لتعزيز الصحة والتنمية المجتمعيتيْن، ولكن بعض الظروف تجعل العمل أسهل:
-
عندما تطفو على الواجهة مسألة يلزم التعاطي معها فوراً:
إنّ اكتشاف أنّ مخزون مياه البلدة ملوّث بسبب تسرّب من براميل النفط المدفونة منذ فترة (وهي حالة تلوث حصلت فعلاً كما حصل مثلها في بلدان عربية عدة) قد يكون الوقت المثالي لوضع مناقشة تلوّث المياه وتوفيرها على الأجندة المحليّة. الحسنات هي أنّه يجب التعاطي مع المسألة الآن، وأنّها لن تزول إلاّ إذا تم التصدّي لها بشكل مستمر. لا وقت أفضل من ذلك لطرح المسألة.
-
عندما تصل مسألة مزعجة أصلاً إلى مستويات حرجة:
يُصاب طفلٌ بإطلاق نار بين سيّارات، ويتجمّد حتى الموت بعض المشرّدين على الشوارع في ليلة شتاء قارصة، ويقفل مصنعٌ أبوابه ويفوق المعقولَ معدّلُ العاطلين عن العمل...في ظروف كهذه، يصبح بشكل عام جلب المسألة المحدّدة إلى الوعي العام أسهل.
|
يأمل الجميع ألاّ تصل الأمور إلى هذه الدرجة قبل أن ينتبه الناس لها، ولكن تغيير منظور الناس هو أمرٌ صعب. وضع مسألتكم على الأجندة المحلية يتطلّب أحياناً أزمة تجعله ممكناً. |
-
عندما يلفت نظرَكم إلى المسألة مصدرٌ خارجي:
تقرير لجنة وزارية جديدة، أو مقال في جريدة مرموقة عن مشكلة معيّنة أو مجتمع محلي، أو تعليق رئاسي، أو كتاب لأديب مُحترَم، أو موضوع أُثير في برنامج تلفزيوني معروف...أيٌّ من هذه الأمور يمكن أن يُسخّن مسألتكم ويجعل الوقت مناسباً لجعلها موضع اهتمام الناس في المجتمع المحلي.
|
نشر الكاتب "جوناثان كوزول" عام 1984، "أميركا الأميّة"، وهو كتاب عن العدد الضخم من الأميركيين الذين الذين يعانون صعوبة في الكتابة والقراءة. صدم الكتاب البلد، وبقي أسابيع على لائحة أفضل المبيعات، ونبّه الجمهور العام إلى أهميّة المسألة. استخدم العاملون في برنامج محو الأميّة الكتاب والمعلومات الموجودة داخله من أجل المساعدة على تجميع الدعم المحلي وخلق قاعدة من المعرفة في مجتمعاتهم المحلية عن أهميّة القرائية وعدد جيرانهم الذين يصارعونها. |
-
عندما تكشف معلومات جديدة عن مسألة مهمّة أو تركّز عليها:
يوجد عدّة احتمالات هنا. في عام الانتخابات، مثلاً، هنالك سببان يجعلان من الممكن لفت الانتباه للمسائل وجعلها تُناقَش:
-
السياسيون المرشّحون للانتخابات (أكان ذلك للمرّة أولى أم للمرّة ثانية) يصبحون متحمّسين لإعجاب الناس بإظهار الاهتمام بالمسائل الصحّية والاجتماعية. من هنا، قد يكون المرشحون مستعدّين لحمل قضيتكم كمسألة في حملتهم.
-
في أماكن كثيرة يمكن طرح مسألتكم على التصويت أو الاستفتاء.
|
في عدّة أمكنة، يُسمح بأخذ السؤال عن مسألة مباشرة إلى المقترعين في استفتاء. إنه تصويت مباشر من الناس : إمّا موافق / ملزم (أي إذا مرّ، يصبح قانوناً) أو غير موافق / غير ملزم (ما يشير إلى إرادة الناس). أمّا آلية وضع الاستفتاء في تصويت محلّي أو على صعيد المحافظة، مثلاً، فهو عادةً عبر عريضة لمبادرة. وهي عريضة تحتاج إمّا لتوقيعات عدد معيّن من الناخبين المسجّلين، أو لنسبة مئوية محدّدة من الناخبين المسجّلين. في بلدة صغيرة، قد يعني ذلك بضع مئات أو عشرات الآلاف في مدينة. الاستفتاء يُصاغ عادةً كسؤال للتصويت عليه. قد يُسأل المقترعون عما إذا كانوا يفضّلون مساراً معيّناً للتحرّك، أو ما إذا كانوا يوافقون على قانون مقترح، أو ما إذا كانوا يدعمون موقفاً معيّناً من سياسة ما. في السنوات القليلة الماضية، سُئل المقترعون، مثلاً، ومن بين عدّة أمور، ما إذا كان يجب إجبار الشركات الكبيرة على التصريح عن الضرائب التي تدفعها، وما إذا كان يجب إصدار قانون يقر التمويل العلني للانتخابات، وما إذا كان يجب خفض الضرائب. حدث هذا في ولاية ماساتْشوستْس الأميركية. |
حتّى في السنوات التي لا تجري فيها انتخابات فإن الوضع أو الحدث السياسي الذي تتم الدعاية له بشكل جيّد قد يساعد على يسلط الضوء على مسألتكم.
مَن يجب أن يخطّط لوضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتَيْن على الأجندة المحلية؟
يمكن أن يكون بناء الخطة لوضع المسائل على الأجندة المحلية جزءاً من استراتيجيتكم إذا جرى بشكل صحيح. التخطيط هو الخطوة الأولى ليس إلا باتّجاه التحرّك، بل أيضاً باتّجاه المساعدة والدعم لما ستقومون به. ويمكن لاختيار مجموعة تخطيط بتمعّن أن يساهم بشكل كبير في النجاح الحقيقي لجهودكم.
يجب أن تشمل مجموعة التخطيط كافة مَن قد يكون متأثّراً بالمسألة أو من قد يساعد في التصدّي لها:
-
أصحاب المصلحة:
يشمل هذا التعبير كافّة مَن لهم مصلحة مباشرة بالمسألة:
-
المتأثرين بالمسألة أو المنخرطين بشكل مباشر فيها: في حالة العنف الشبابي، مثلاً، قد يشمل هؤلاء الضحايا الشباب والمشاركين في العنف (أعضاء العصابات ومراهقين آخرين يعيشون في مناطق يزداد فيها العنف أو يتردّدون إليها)، وأهاليهم، وسكّان الأحياء التي يسود فيها العنف، وموظّفي المدارس المهدّدين بالعنف في عملهم.
-
الذين يجب أن يتعاطوا مع المسألة: باستخدام المثل نفسه أعلاه، يشمل هؤلاء الشرطة، والنظام القضائي (القضاة ومسؤولو الكفالة للمساجين)، والمدارس، وموظفي غرف الطوارئ في المستشفيات ومهنيين صحيين آخرين، ومدراء هيئات الشباب والعائلات وموظفيها...الخ.
-
المتأثرين بشكل غير مباشر:
تشمل هذه الفئة ناساً كالتجّار الذين تتأثّر أعمالهم سلباً بسبب خوف الناس من التسوّق ليلاً أو من زيارة أحيائهم، والمواطنين الذين يشعرون أنهم محاصرون في بيوتهم بسبب العنف على الطرقات، والشباب البريئين الذين يجدون أنفسهم ملطّخين بنفس التهم الموجهة إلى هؤلاء المنخرطين في العنف بسبب عمرهم أو مظهرهم أو خلفيّتهم العرقية أو الإثنية أو الطائفية أو المناطقية، وأصحاب العقارات الذين لم يعودوا قادرين على بيع عقاراتهم أو تأجيرها بسبب سمعة الحي السيئة.
-
صانعي السياسات:
نجد هنا ثلاث مجموعات: الذين يصنعون السياسات الرسمية والذين يصنعون السياسات غير الرسمية والمموّلين.
-
السياسات الرسمية: قد تشمل هذه المجموعة التي تضع السياسات الرسمية السياسيين المحليين والمخطّطين والهيئات التي تحكم المجتمعات المحلية أو تلك ذات الطابع الإشرافي (مجلس الصحة أو مجالس الطفولة والأمومة، مثلاً). يمكن لكافّة هؤلاء أن يمرّروا أو يضمنوا قوانين محلية أو مراسيم رسمية تحكم كيفية التعاطي مع مجموعات معيّنة، أو أن يحلّوا مشكلات أو أن يخلقوها. وقد يكونون بشكل أو بآخر مبدعين وفعّالين في طرح المسائل.
-
السياسات غير الرسمية: يمكن لهذه المجموعة الأخرى، التي تشمل بعض المجالس المحليّة أو هيئات أخرى، والجمعيات، والمدارس، الشرطة والمحاكم، وحتّى قطاع الأعمال، أن تضع السياسات بشكل غير رسمي من خلال القواعد والتنظيمات.
|
يمكن لقانون يمنع "الدراجات النارية" أن يخلق توتّرات بين المراهقين والكبار، وأن يلصق الوصمة ببعض الشباب، وأن يتسبب بتوقيف بعضهم، بينما يمكن لقانون يحدّد أمكنة معيّنة لاستخدامها أن يحل هكذا مشكلات أو حتّى أن يمنع وقوعها. |
-
المموّلين: يمكن أيضاً للمنظمات المموّلة أن تصنع قرارات غير رسمية للسياسات من خلال ما تختار تمويله. مثلاً، إذا كان تمويل الوقاية من العنف الشبابي يصوّب بدرجة عالية باتّجاه تطبيق القوانين، مثلاً، فسيُنتج نوعاً من الجهود مختلفاً تماماً عمّا لو كان يهدف إلى تدريب الشباب على حل النزاعات وإشراكهم في نشاطات أخرى.
-
الناس المؤثّرين والمواطنين الآخرين المهتمّين:
إذا أشركتم الناس الذين تُحترم آراؤهم في المجتمع المحلي، يزيد احتمال حصولكم على الدعم المجتمعي لجهودكم. يشمل هؤلاء الناس قادة الأعمال، وقادة المجموعات الأكثر تأثّراً بالمسألة، ورجال الدين وقادة آخرين لمؤسسات دينية، والناشطين المجتمعيين والمناصرين، وبعض الأشخاص الذين ليس لهم مناصب رسمية ولكنهم يتمتعون باحترام واسع ومصداقية على وسع المجتمع المحلي.
في هذه الفئة، تجدون أيضاً الناس المهتمين بكل بساطة بالعمل على هذه المسألة، لأسباب شخصية أو متعلقة بالمجتمع المحلية. وهؤلاء لن يكونوا مساعِدين في عمليّة التخطيط فحسب، بل قَد يعملون كصلات وصل أيضاً مع عائلاتهم وأصدقائهم وجيرانهم لدعم الجهود في المجتمع المحلي.
لأنّ أعضاء هذه المجموعات هم من المجتمع المحلّي ومنخرطون فيه بعمق، يمكن لهذه المجموعات أن تساعد على تحديد القضايا الحقيقية وتكشف عن معلومات مهمّة عن المجتمع المحلي، فيما تمضي الجهود قدماً. الخطط التي يكون هؤلاء الأشخاص جزءاً منها ستأخذ في الاعتبار حقائق المجتمع المحلي والأوضاع، ومن هنا، ستكون الخطط أكثر فعاليّة.
والأهم من ذلك هو أنّ كافّة هذه المجموعات تشعر بنوع من تبنّي الخطّة والجهود التي تحاول مبادرتكم القيام بها لتنبيه المجتمع المحلي إلى مسألتكم، ولدفعها إلى الأمام، والتعاطي معها. هؤلاء الناس يمكن أن يُعيدوا المعلومات - وبالتالي خطة التحرّك - إلى شرائحهم في المجتمع المحلي، وأن يساعدوا على كسب الدعم للمبادرة. من دون دعمهم، تتقلّص فرصة إدخال مسألتكم واقعيّاً في الوعي العام وعلى الأجندة المحليّة.
كيف نطوّر خطة لوضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتَيْن على الأجندة المحلية؟
إذن، لقد حان الآن وقت القيام بذلك... ما هي الخطوات التي يجب اتّخاذها لتطوير خطّة من أجل جعل مسألتكم تُطرح؟
-
تحديد مجموعة تخطيط واستقطابها:
استخدموا المعلومات من الجزء السابق من هذا القسم (مَن يجب أن يخطّط...) بالإضافة إلى ما تعرفونه عن مجتمعكم المحلي، وقوموا بتأليف مجموعة ممثِّلة يمكن أن تساعدكم على القيام بأفضل تخطيط ممكن، وعلى تنفيذه بشكل فعّال. (لمزيد من المعلومات عن الاتّصال بمشاركين في عملية التخطيط واستقطابهم، انظروا الفصل 5، القسم 5: إنشاء ائتلاف (1): بدء ائتلاف والفصل 7: التشجيع على الانخراط في العمل المجتمعي.)
-
اختيار المسألة بتأنٍّ وتعريفها:
حتّى لو كنتم تتعاطون مع مسألة كبيرة قد تعتبر بديهيّة، مثل زيادة حادّة محليّة في نوع معيّن من السرطان، يبقى من الضروري تعريف المسألة بوضوح لكي يفهمها الناس بسهولة، وبشكل ضيّق بحيث يصبح ممكناً طرحها والتصدّي لها.
قد تكون زيادة انتشار السرطان معقّدة، فلديكم على الأقل ثلاثة خيارات للتركيز عليها هنا:
-
التشخيص المبكر والعلاج المبكر للمصابين
-
البحث عن سبب الازدياد
-
مكافحة ما تبدو أنّها الأسباب البيئية لهذا الازدياد
فيما يبدو هذا الخيار الأخير هو الأسهل تنفيذاً، وقد يكتسب دعماً مجتمعياً مبكراً، فالمشكلة أنّه قد لا يكون هنالك دليلٌ واضح يربط السبب البيئي المُفتَرض بالمرض. المياه الملوّثة بدرجة عالية أو أي مخاطر صحية بديهية أخرى قد لا تكون هي السبب الحقيقي لهذا الازدياد. ومن دون دليل قد تموت المسألة في مهدها، فيما تكون مسارات تحرّكات أخرى قد تكون أكثر إنتاجاً قد بقيَت غير مجرَّبة.
من خلال اختيار المسألة وتعريفها بشكل دقيق، أنتم تزيدون فرص إمكانيّة القيام بأمر حقيقي تجاهها.
-
التخطيط لحملة تواصل، وليس لحملة معلومات أو إقناع لمرّة واحدة:
عليكم تصوّر الحملة بأكملها، وليس بدايتها فقط.
بعض الخطوات الأساسية:
-
الوعي مستوى الالتزام الممكن توقّعه من مجموعة التخطيط: هم على الأرجح غير مستعدّين لربط أنفسهم بالبلديّة من أجل لفت الانتباه للقضيّة، أو على الأقل ليس بعد. المرجّح أكثر هو أن يكونوا حاضرين للموافقة على بعث رسائل للمحرّر أو مواد إلى وسائل الإعلام.
-
معرفة كم يعرف المجتمع المحلي وكم هو مهتم حتّى الآن بالمسألة: هل أعضاء المجتمع المحلي يعرفون بها؟ هل يهتمّون بها؟ هل هم مستعدّون للقيام بأمر ما تجاهها؟ هل هم يقومون بأمر ما أصلاً ربطاً بها؟ الأجوبة عن هذه الأسئلة ستساعدكم على البدء مِن حيث يقف معظم أعضاء المجتمع المحلي، بدل إخبارهم أموراً يعرفونها أصلاً، أو الطلب منهم أن يعملوا على مشكلة لم يفكّروا بها مسبقاً.
-
التخطيط لحملة تركّز على النقطة التي يتواجد فيها المجتمع المحلّي الآن، ولكن التخطيط للخطوات القادمة كذلك: إذا بدأتم بمحاولة جعل المواطنين يعرفون أن المسألة موجودة، مثلاً، فيجب أن تكونوا قد خطّطتم أيضاً لكيف تُقنعونهم بأنّ المسألة مهمّة.
-
إيجاد "الطعم" لشد الناس إلى مسألتكم: قد تكون لهذه "الطعوم" علاقة بعلاقة الناس بالمسألة (إحصاءات محليّة أو شهادة من أعضاء المجتمع المحلّي) أو بجوانب معيّنة منها، أو بعوامل الخطر والحماية... الخ)، أي ما يحاكي قيمهم وهمومهم. العديد من الأهل قد لا يكونون مستعدّين للتوقّف عن التدخين لأجل أنفسهم مثلاً، ولكنّهم قد يكونون مستعدّين للقيام بذلك لحماية أطفالهم من التدخين غير المباشر. الرجاء الذهاب إلى الأداة الرقم 1 والفصل 45، القسم 5: تعزيز الوعي والاهتمام من خلال الاتصال، للمزيد حول كيفيّة إدارة حملة تواصل.
-
التوجّه إلى الرأي العام: ما إن يصبح ثقل الرأي العام خلف مسألتكم، فسيكون لديكم العديد من الإيجابيات. ستتمتّعون بالدعم المجتمعي لما تريدون القيام به، وسينتبه الإعلام لهذا الدعم ويعزّزه، وسيكون صانعو السياسات والمموّلون أكثر استعداداً على الأرجح للنظر في المسألة رسمياً ولتزويدكم بالموارد. من هنا، يجب أن تتضمّن خطّة وضع المسائل على الأجندة المحليّة استهدافَ الرأي العام. هنالك على الأقل ثلاث طرق للتأثير على الرأي العام:
-
الاتصال بالجمهور مباشرةً: يشمل ذلك جهود التثقيف العام، والعروضَ، والندوات والاجتماعات العامّة، والملصقات والمنشورات، والمواقع الإلكترونيّة، وأيَّ أمر يذهب مباشرة من منظمتكم أو مبادرتكم إلى المجتمع المحلي. الرجاء الذهاب إلى الفصل 6، القسم 1: تطوير خطّة اتّصال والفصل 6، القسم 2: استخدام مبادئ الإقناع والفصل 6، القسم 9: استخدام الدعاية المدفوعة والفصل 6، القسم 10: تأليف النشرات والفصل 6، القسم 11: صناعة الملصقات والمنشورات والفصل 6، القسم 12: تطوير الترويج المبتكر والفصل 6، القسم 13: صناعة المطويات والفصل 6، القسم 15: تطوير ورقة معلومات حول مسائل محلّيّة والفصل 6، القسم 16: بناء موقع إلكتروني لمنظّمتكم والفصل 6، القسم 17: خلق لوائح البريد الإلكتروني والفصل 6، القسم 18: استخدام البريد المباشر والفصل 6، القسم 19: التعاطي مع الأزمات في التواصل. انظروا أيضاً الفصل 45، القسم 5: تعزيز الوعي والاهتمام من خلال الاتصال.)
-
استخدام الإعلام: يمكن أن يكون الإعلام مساعداً لدرجة عالية في تثقيف المجتمع المحلي عن المسألة نفسها وعمّا هي منظمتكم أو مبادرتكم. فمِن خلال نشر البيانات الإحصائية والافتتاحيّات، وتغطية الاهتمامات الإنسانية وقصص أخرى ذات صلة بها، وتقديم تسليات تخدمها، يمكن للصحف المحليّة والراديو والتلفزيون أن ترفع الوعي وأن تشكّل أو تغيّر المواقف المتصلة بمسألتكم والجهود. (الرجاء الذهاب إلى الفصل 6، القسم 3: إعداد بيان صحفيّ والفصل 6، القسم 4: إعداد أخبار وقصص بارزة والفصل 6، القسم 6: تحضير أعمدة الضيوف والافتتاحيّات والفصل 6، القسم 7: تحضير إعلانات الخدمة العامّة والفصل 6، القسم 8: تنظيم مؤتمر صحفي. انظروا أيضاً الفصل 34: المناداة عبر الإعلام)
-
الإستعانة بوسطاء موثوقين: مثل بعض رجال الدين وبعض القادة المحترمين على صعيد المجتمع المحلي، ومشاهير من الرياضيين المحليين، ومواطنين عاديّين يثق بهم المجتمع المحلي... يمكن لكافّة هؤلاء أن يساعدوكم على التأثير على الرأي العام. إذا تمكّنتم من تثقيفهم وجعلهم إلى جانبكم (أو، وذلك حتّى أفضل، إذا كانوا أصلاً على اطّلاع على المسألة ويوافقون على أهميّتها)، فسيكون لديكم "دخول" أفضل إلى المجتمع المحلي، وستؤْخَذ رسالتكم بشكل أكثر جديّةً.
-
التوجّه إلى السياسات غير الرسميّة: عليكم محاولة إيجاد لماذا يفكّر الذين يضعون السياسات أو يؤثّرون عليها ويتصرّفون بهذه الطريقة. قوموا بمقاربتهم عبر قصص فردية عن تأثير المسألة على الناس المحليّين (قصص مَروية من قبل الناس أنفسهم، عند الإمكان). وإذا أمكن، عليكم إجراء أحاديث معهم لاكتشاف ما هي همومهم واهتماماتهم الأساسيّة. يمكن لتلك الأحاديث أن تساعدكم على تأطير المسألة بشكل يجعلهم يضعونها على أجندتهم الخاصّة (أو فكّروا بمَن يمكن أن يعرضها فَيجعلهم يصغون إليه.)
-
التوجّه إلى المسؤولية الفرديّة:
ما إن يفهم الناس المسألة وأهمّيتها، عليكم إقناعهم بضرورة وجودها على أجندتهم الشخصيّة. ويمكن المراهنة على أن "الوعظ" لن يفيد، ولكن ما قد يساعد هو أن تُظهروا لهم أنّ المسألة تؤثّر على أناس يعرفونهم، أو قد تؤثّر عليهم هم. بعض الاستراتيجيات الأخرى التي يمكن أن تساعد كذلك هي ما يلي:
-
إعلامهم عن أمور معيّنة يمكنهم القيام بها: التطوع، وكتابة رسائل إلى المحرّر أو إلى صانعي السياسات، والتحدّث إلى أصدقاء، والتكلّم في اجتماعات عامّة...هي بعض الطرائق التي يمكن من خلالها أن يكون الناس فعّالين، وأن يصبحوا مستثمَرين شخصياً في التعاطي مع المسألة.
-
خلق سياسة العصا والجزرة: زيادات في الضرائب على التبغ، ومنع التدخين في المطاعم وأماكن عامّة أخرى، وتخفيض كلفة التأمين لغير المدخّنين، هي جميعها طرائق لدفع الناس إلى اتّخاذ مسؤولية شخصيّة للإقلاع عن التدخين.
-
استخدام الإعلام: التأثير القويّ للحملات ضد التدخين على التليفزيون ليست إلا مؤشر واحد لمدى نفوذ وإقناع الإعلام.
-
إظهار للناس أن لهم مصلحة في ذلك: إذا تمكّنوا من ادّخار المال من خلال إعادة تدوير النفايات أو الفضلات إذا كان أطفالهم يحصلون على تعليم أفضل بفضل سندات مدرسية، فسيكون الناس أكثر حماساً لدعم هذه القضايا. الرجاء الذهاب إلى الفصل 45، القسم 6: تعزيز التغيير السلوكي من خلال تسهيله وجعله مجزياً.)
-
مناشدة القيم الراسخة بعمق: إن تذكير الناس بأنّ العنصرية والتمييز هما منافيان لمعتقدات معظم الأديان ولقيم بلادهم قد يساعدهم على إعادة النظر في ردود فعلهم الخاصّة. قد تكون مناشدة القيم العائلية طريقةً لجعل الناس يفكّرون بمسائل الرعاية الصحّية والتأمين الصحّي.
-
التوجّه إلى السياسات العامّة: لتغيير السياسات العامّة، ومنه لوضع المسألة بشكل دائم على الأجندة المحليّة، عليكم أن تقوموا بجهود المناداة والعمل مع المشرّعين والمسؤولين المحليّين. والعناصر الأساسيّة لحملة كهذه هي:
-
إيجاد بطل من بين المشرّعين والمسؤولين المحليّين وصانعي السياسات مستعد وقوي بشكلٍ كافٍ ليكون رأس الحربة الفعّال لمسألتكم.
-
مناداة مَن يسيطرون على السياسة الرسمية من المشرّعين والمسؤولين المحليّين...الخ.
-
إطلاق حملة إعلامية ودعائيّة لجعل الرأي العام خلفكم، ضمن الحد الممكن. ليس بالضرورة أن يكون ذلك عبر سلسلة من الدعايات التلفزيونية التي تكلّف آلاف الدولارات، بل يمكن أن تُنَفّذ هذه الحملة عبر بيانات ومؤتمرات صحفية، وإعلانات الخدمة العامّة، ورسائل إلى المحرر، وفرص أخرى للدعاية مجانية أو شبه مجانية.
-
تحريك المتأثّرين بالمسألة أو المنخرطين فيها لكي يراسلوا ويزوروا ويتّصلوا بصانعي السياسة المناسبين ومعهم الرسالة المتّسقة والمتكاملة.
|
الرجاء الذهاب إلى الفصل 33: تنظيم حملة تحرك مباشر والفصل 34: المناداة عبر الإعلام للمزيد حول القيام بجهود لطرح المسائل رسميّاً.
-
المتابعة: عندما تصبح القوانين أو التنظيمات التي تطرح المسألة موجودة، تصبح المسألة على الأجندة المحليّة. ولكن لا تنسوا المتابعة. إذا كانت غايتكم هي مجرّد إحضار المسألة إلى الانتباه العام، استخدموا هذا الانتباه للانتقال إلى الخطوة التالية من المسار. إذا مرّ القانون، فحافظوا على علاقتكم بصانعي السياسات وبالعموم لإبقاء المسألة في أعلى وعيهم. إنّ وضع المسائل على الأجندة المحلية وإبقاءها هنالك ليسا مهمّة مؤقتة: إنّه عملٌ دائم.
باختصار
فيما قد تكون الغاية النهائية لوضع المسألة على الأجندة المحلية هي تغيير السياسات الرسمية من خلال قوانين وتنظيمات، فإن الوصول إلى هذه المرحلة يتطلّب خطّة لتثقيف المجتمع المحلي عن وجود المسألة وأهميّتها. عليكم التوجّه ليس فقط إلى السياسات الرسمية، بل أيضاً إلى الرأي العام، والسياسات غير الرسمية "الرسميّة"، وإلى أن يتَحمّل المواطنون المسؤولية الفردية عن المسألة.
الطريقتان اللتان تساعدان على تأمين النجاح هما الانتباه إلى توقيت الجهود والاهتمام بشمولية عملية التخطيط بذاتها. التوقيت يعني اختيار، أو الاستفادة من، وضع سياسي أو أزمة يجب التعاطي معها، أو حالة تؤدي إلى إدخال معلومات جديدة تدفع المسألةَ إلى الصدارة أو تلفت انتباهُ الإعلام النظرَ إليها. الشمولية في التخطيط تعني إشراك كافّة أصحاب المصلحة وما أمكن من عناصر المجتمع المحلّي، من أجل التشجيع على تبنّي الخطة والمسألة مِن جانب أكبر عدد ممكن من الأشخاص.
التخطيط الحقيقي للمسار بذاته يشمل اختياراً متأنّياً لمجموعة التخطيط، وتعريف المسألة، والتخطيط لحملة طويلة المدى وليس لجهود لمرّة واحدة، والتوجّه إلى الرأي العام والسياسات غير الرسميّة والمسؤولية الفردية، وأخيراً إلى السياسات الرسمية من أجل إحداث التغيير. يجب أن يكون هنالك أيضاً خطّة للمتابعة ما إن يُنَفّذ التغيير حتى تتم المحافظة على المكاسب.
إذا استطعتم الخروج بخطّة تغطّي كافة هذه المجالات، وتُشرك شرائح عديدة من المجتمع المحلي، فإنّ فرصتكم للنجاح حقيقية.
نشجّعكم على إعادة إنتاج هذه المادة، لكن نرجو أن تذكروا مرجعها، "عدة العمل المجتمعي" على الموقع:
Http://ctb.ku.edu
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
Resources
موارد
موارد مطبوعة
Dearing, James W. and Everett M. Rogers. (1996). Agenda-Setting. Thousand Oaks, CA: Sage Publications, Inc.
Meredith, Judith C. and Catherine M. Dunham. (1999). Real Clout. Boston: The Access Project.
موارد على الإنترنت
Kansas Action for Children
يوفر حقيبة للمناداة لدعم الناس في محاولة تغيير أو خلق سياسات تساند الأطفال. وفيه قسم عن العمل مع وسائل الإعلام.
The Center for American Politics and Public Policy
مركز يوفر بيبلوغرافيا عن حالات ودراسات إعلامية.
ماذا نعني بجعل مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتين على الأجندة المحليّة؟
لقد فهمتم أنّ وضع المسائل على الأجندة المحليّة يتضمّن:
______ تثقيف الناس عن وجود المسألة.
______ التأكّد من أن الناس يفهمون المسألة وأهميّتها.
______ البرهنة على علاقة المسألة بالناس وبالمجتمع المحلّي.
______ جعل المسألة فعليّاً جزءاً الأجندة المحليّة الرسمية (القوانين والتنظيمات) من خلال التوجّه إلى:
-
الرأي العام
-
السياسات الرسمية "غير الرسميّة"
-
المسؤولية الفردية
ما هو الوقت المناسب لمحاولة وضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتين على الأجندة المحليّة؟
______ تسعون إلى وضع مسألة على الأجندة المحلية عندما تظهر في الواجهة مسألةٌ يجب التعاطي معها فوراً.
______ تسعون إلى وضع المسألة على الأجندة المحلية عندما تصل مسألة تسبّب مشكلات أصلاً إلى مراحل حرجة.
______ تسعون إلى وضع المسألة على الأجندة المحلية عندما يَلفت مصدرٌ خارجي النظرَ إلى مسألتكم.
______ تسعون إلى المسألة على الأجندة المحلية عندما تكشف معلومات جديدة عن مسألة جدّية أو تضيء عليها.
______ تسعون إلى جعل وضع المسألة على الأجندة المحلية عندما تكون الظروف السياسية مسهِّلة أو مناسِبة.
مَن يجب أن يخطّط لجعل مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتين على الأجندة المحليّة؟
______ تُشركون في التخطيط أصحاب المصلحة بمَن فيهم المتأثرون بشكل مباشر أو المنخرطين في المسألة وهؤلاء المضطرّين للتعاطي مع المسألة.
______ تُشركون في التخطيط هؤلاء المتأثرين بشكل غير مباشر.
______ تُشركون في التخطيط صانعي السياسات بمَن فيهم الذين يصنعون السياسات الرسميّة والذين يصنعون السياسات غير الرسميّة والمموّلون.
______ تُشرِكون في التخطيط الناس المؤثّرين ومواطنين آخرين مهتمّين.
كيف تطوّرون خطّة لجعل مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتين على الأجندة المحليّة؟
______ تحدّدون مجموعة تخطيط وتستقطبونها.
______ تختارون مسألة وتعرّفونها بدقّة.
______ تخطّطون لحملة اتّصال متواصلة، وليس لحاجز معلومات أو إقناع لمرّة واحدة فقط:
-
تدركون مستوى الالتزام الواجب توقّعه من مجموعة التخطيط.
-
تعلمون مدى المعرفة عن المسألة لدى المجتمع المحلي ومدى اهتمامه بها.
-
تخطّطون لحملة تركّز على المكان الذي يتواجد فيه المجتمع المحلي الآن، ولكنّكم تخطّطون للخطوات التالية كذلك.
-
تجدون "طعوماً" لجذب الناس إلى مسألتكم.
______ تتوجّهون إلى الرأي العام:
-
تتّصلون بالجمهور بشكل مباشر.
-
تستخدمون الإعلام.
-
تصلون إلى الناس من خلال وسطاء موثوقين.
______ تتوجّهون إلى السياسات غير الرسمية.
______ تتوجّهون إلى المسؤولية الفرديّة:
-
تُعلمون الناس أنّ هنالك أموراً يمكن لهم القيام بها.
-
تبْنون سياسة الجزرة والعصا.
-
تسْتخدمون الإعلام.
-
تُظهرون للناس أن لهم مصلحة في ذلك.
-
تُناشدون القيم الراسخة بعمق.
______ تَتوجّهون إلى السياسات العامّة:
-
تجدون "بطلاً" من بين المشرّعين أو المسؤولين الرسميين أو صانعي السياسات.
-
تنظمون حملة مناداة لدى من يسيطرون على السياسات الرسمية.
-
تديرون حملة إعلام وإعلان لجعل الرأي العام خلفكم.
-
تحرّكون المتأثرين بالمسألة والمنخرطين بها.
______ تتابعون ما تقومون به.
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
الأداة رقم 1: قواعد الاتّصال لدفع مسألتكم إلى الأمام
في أي خطّة من أجل جعل المسألة المجتمعية الصحية أو التنموية على الأجندة المحلية، يشكّل التواصل الفعّال ضرورةً. نذكر هنا بعض المبادئ الأساسيّة:
-
تعلّم قواعد الاتصال واتّباعها: المواد في الإطار أدناه مأخوذة من الفصل 45، القسم 5: تعزيز الوعي والاهتمام من خلال الاتصال، القسم الذي يرسم صورة كاملة لحملة اتّصال.
|
-
استخدام العناصر الأربعة للرسائل الفعّالة:
-
القنوات: عليكم وضع رسالتكم في مكان يراها فيه الناس أو يسمعونها. هذا يعني استخدام الأمكنة ووسائل الإعلام والأعمال والوكالات ومواد القراءة والأشخاص الذين يثيرون الانتباه أو يتردّد إليهم أعضاء المجتمع المحلي. في مجتمع متعدد اللغات، مثلاً، قد تودّون وضع الرسالة على قناة الراديو التي تتحدّث باللغة المحلية الأخرى أو بلغة أقليات، وفي النشرة الشهرية للحي لجالية العمال الوافدين او اللاجئين، وفي الدكاكين والمؤسسات الدينية والنوادي ومؤسسات الجماعات والأقليات...الخ.
-
التصميم: سواء كان المطلوب أن تُسمع رسالتكم أو تشاهَد أو تسلَّم شخصيّاً، يجب أن تصمَّم بحيث تلفت انتباه الجمهور، وأن تكون مناسبة للموضوع، وأن تقول للجمهور تماماً ما تريدونه أن يعرف، وأن تبقى معه بعد ذلك. قد يعني ذلك ألواناً زاهية أو صوراً على ملصق، أو صورة غير عادية تستدعي التوقف أمامها، أو رسالة على الراديو ترافقها موسيقى جذّابة، أو مزاح، أو جملة ذكيّة... أيّ من هذه الأمور وجميعها قد تخدمكم وقد تجعل رسالتكم تعلق في الذاكرة.
|
احذروا الرسائل فائقة الذكاء. بعض الدعايات التلفزيونية ذكيّة ومرحة ومحرّكة وتبقى في الذاكرة... (تلك التي تُعرض أثناء الألعاب الأولمبية تبدو بشكل خاص قابلة لذلك)، ولكنّها لا تقول لك ِمن أجل ماذا هي. قد تذكرون الإعلان لسنوات، ولكن دون أدنى فكرة عن المُنتَج أو الخدمة التي كان يحاول إقناعكم باستخدامها. |
-
المتكلّمين المندوبين: إذا كنتم تستخدمون إعلانات الراديو أو التلفزيون، أو إذا كنتم تطلبون من الناس في المجتمع المحلي الإدلاء بتصريحات علنية أو تقديم عروض عن مسألتكم فعليكم أن تتأكّدوا من أنّ الناس الذين يتكلّمون باسم المسألة مُحتَرمون مِن قبل الجمهور المقصود وأنّهم يتمتّعون بمصداقيّة ربطاً بالمسألة. مسؤول الإطفاء (أو الدفاع المدني) قد يكون شخصاً عظيماً، لكنّ ذلك لا يجعله مرجعاً في مسألة التزويج المبكر إلاّ إذا كان له خبرة سابقة في ذلك وهو مستعد للكلام عن الموضوع. وقد يتمتّع مدمنٌ قد تعافى بمصداقيّة أكبر في مسائل المخدّرات من رجل أعمال كبير يلبس بدلة أنيقة.
-
مواضيع وقيم مألوفة: حاولوا تغليف رسالتكم بعبارات يعرفها معظم الناس، لاسيّما إذا كانت المسألة التي تناقشونها غير مألوفة لديهم. فمثلاً، إن بدء رسالة عن عنف المراهقين بجملة تتضمّن قيمةً يتبنّاها معظم الأهل ("نحن جميعاً نريد أطفالنا أن يترعرعوا في بيئة آمنة وصحيّة"، مثلاً) يشكّل طريقة للفت انتباه الناس وجعلهم يتعاطفون مع ما يتلو الجملة. طريقة أخرى لتحقيق نفس الغايات هي استخدام صيغة متعارف عليها عالميّاً ("المدرسة هي مكان للتعلّم...").
-
إدراك العقبات الأربع الأكثر شيوعاً أمام حملة اتّصال فعاّلة والتخطيط لمواجهتها:
-
الجهل: الناس لم تسمع أو لا تعرف شيئاً عن المسألة وبذلك هم لا يستطيعون التجاوب مع رسالتكم.
-
عدم انتباه مقصود: يُقذَف الناس بكم هائل من الرسائل (إشارات، ودعايات على الراديو أو التلفزيون، وملصقات...الخ) ما يجعلهم "يُغربلونها" فيَسقط كل ما ليس في دائرة الاهتمام المباشر بالنسبة لهم أو ما لا يشدّهم عبر طريقة ما أخرى.
-
عدم التعرّض المُختار: بكل بساطة، يتجنّب الناس القنوات أو الرسائل التي يرون أنّها "ليست لهم" أو مزعجة. الأشخاص الذين لا يحبّون الموسيقى الكلاسيكيّة لا يسمعون القنوات التي تبثّها، مثلاً، والذين تُزعجهم رؤية الدماء لا يحاولون حضور عمليات جراحيّة أو قراءة مجلاّت طبيّة.
-
موانع ثقافيّة أو دينية أو أخلاقيّة: إذا تضاربت رسالتكم مع نظرة الناس إلى العالم، سيكون صعباً عليكم إقناعهم بأهميّتها. العديد من الناس، مثلاً، يعترضون على التربية الجنسية لأسباب دينية أو أخلاقيّة، حتّى لو أنّ الأبحاث قد أظهرت، مراراً وتكراراً، أنّ التربية الجنسيّة تخفّف النشاط الجنسي بين المراهقين والحمْل لدى المراهقات، ولا تشجّعه.
Example: H.E.A.T. Report Solutions: Making a difference in local government, and at a policy level - Wyandotte County, Kansas
"Having the local government be intimately involved in trying to improve the health outcomes has really been game changing in terms of bringing people to the table."
- ما الذي يحتويه هذا القسم؟
- لماذا يشكّل إيصال نتائج التنمية المجتمعية والصحيّة أهمية كبيرة؟
- إلى مَن نوصِل المعلومات؟
- كيف نقوم بذلك؟
إنّ صوتكم هو من أهم الأدوات التي تملكونها. بغض النظر عن اللغة التي تتحدّثون أو توقّعون أو تكتبون بها، فإنّ ما توصلونه إلى الآخرين والطريقة التي تعبّرون من خلالها عن أفكاركم هما انعكاس لعملكم وأحلامكم ولذاتكم. التواصل الواضح والمقنع هو أساسي لنجاحكم. ما تقولونه يُعطي أعضاء المجتمع المحلي المعرفة من أجل الفهم والعمل باتّجاه غايات مشتركة. إنّ مهارات التواصل المتينة تقود الناس على الطريق من الوعي إلى الدعم إلى التحرّك. فهي من أوائل الأدوات التي يجب أن تتملّكوها لتحسين مجتمعكم المحلي.
ماذا الذي يحتويه هذا القسم؟
لِنعرّف بعض التعبيرات الأساسيّة أوّلاً:
الصحة هي حالة من الرفاه التي تشمل الجوانب الجسدّية والنفسية الذهنية والاجتماعيّة من الحياة. الصحة ليست مجرّد غياب المرض، ولا تقتصر على الفرد، بل إنّ مفهوم الصحّة يمتدّ إلى المجتمع المحلي بأسره. والذين يعملون في مجالات التنمية والصحة في المجتمع المحلي، يعملون على بناء المرونة والقدرات التنظيميّة لدى الناس، بالإضافة إلى التطرّق إلى الهموم الصحيّة على صعيد المجتمع المحلّي.
يمكن تقسيم تبعات مسائل التنمية والصحة المجتمعيّة إلى أوليّة وثانويّة، ويمكن تقسيم الفروقات بين التبعات الأوليّة وتلك الثانويّة وفقاً للتأثير الذي تتركه المسألة. التبعات الأوليّة تؤثّر في الناس بشكل مباشر، فمثلاً، في حال التسرب المبكر من المدرسة فإن إحدى التبعات الأوليّة هي نتيجة التسرب، والثانية هي مستقبل المتسرِّب. التبعات الثانوية تؤثّر على الناس بشكل أقل مباشَرةً. في مثَل التسرب، إحدى التبعات الثانوية قد تكون أثر التسرب على الأصدقائها المراهقين الذين قد يتفاعلون بشكل مختلف تجاه الوضع. تجدون مزيداً من المعلومات عن التبعات الأولية والثانوية لمسائل التنمية المجتمعية والصحية في الفصل 3، القسم 4: جمع المعلومات عن المشكلة.
لماذا يشكّل إيصال نتائج التنمية المجتمعية والصحيّة أهمية كبيرة؟
-
من أجل رفع الوعي المجتمعي:
غالباً ما لا يعي الناس مدى المشكلات المجتمعية. فمثلاً، قد يعتقدون أنّ مخزون المياه في بلدتهم نقيّ، فيما هو يحتوي في الواقع على مستوى غير مقبول من الملوّثات. لا يستطيع السكّان التجمّع من أجل التأثير في مسألةٍ ما إلاّ إذا فهموها. ويمكن لذلك أن يكون أكثر تعقيداً ممّا يبدو إذ إنّنا نتلقّى معظم الأحيان رسائل متناقضة. مثلاً، في حال التدخين، قد يُطلب من فردٍ ما التخفيف، أو محاولة استخدام العلكة أو اللاصق (النيكوتيني)، أو التوقّف من أجل الأطفال، أو التدخين في الخارج. يمكن لكافّة هذه الرسائل أن تصبح بسرعة مُربكة وغير مشجّعة لمَن هم غير واثقين من الطريق الصحيح الواجب اتّخاذها ما يخفّف احتمال القيام بأي تحرّك ممكن في كافّة الأوقات. من هنا، من المهم لمنظّمتكم أن تكون لديها رسالة مختصرة تكشف عن المشكلة، وتُظهر كيف تؤثّر على الناس في المجتمع المحلي، وتصف التحرّكات الفضلى الواجب اتّخاذها.
-
من أجل التأثير على الرأي العام:
إنّ عرض قضيّة متماسكة من قبلكم حول المسألة قد يجعل الرأي العام يميل إلى وجهة نظركم. عندما يصبح بديهياً أنّ المشكلة مهمّة، وأنّها غير مطروحة في الوقت الحاضر، وأنّ هنالك حلولاً متاحة قابلة للتحقيق، لا بدّ للرأي العام من أن يميل باتجاهكم. بعض الطرائق للقيام بذلك هي تثبيت أنفسكم كخبراء مجتمعيين وإيصال تبعات المسألة التي تركّزون عليها، واستخدام الإعلام. (انظروا الفصل 34: المناداة عبر الإعلام.)
-
من أجل تحريك الدعم وخلق التحرّك:
عندما يتكوّن لدى الناس فهمٌ للمسألة ولكيفية تأثيرها عليهم، يصبح تجميع الدعم أسهل بكثير. إذا قرّرت منظمة كبيرة تدمير بيوت قرب مركزها الرئيسي لبناء مواقف للسيارات، فقد يكون أصحاب هذه المنازل فقط من يدرك تبعات ذلك ما لَم تبذل جهود من أجل تثقيف المجتمع المحلي. وما إن ينتشر الخبر، يمكن لسكّان الأحياء المجاورة المعنيين في كافّة أنحاء المنطقة أن يوقّعوا على عريضة وأن ينظموا تجمّعات. إذا مس التواصل الناس بطرق عاطفية ومنطقية فسيَتْبع المتطوعون. وعليه، فإنّ تصويراً دقيقاً ومُقنعاً لمسألة صحيّة مجتمعيّة يمكن أن يجلب الدعم اللازم من أجل إحداث التغيير الإيجابي.
إلى مَن نوصِل المعلومات؟
قد يستفيد معظم الناس تقريباً من سماع رسالتكم، ولكن لسوء الحظ، لا تتوافر لدى بعض المنظمات الموارد ولا الوقت للوصول إلى كل عضو في المجتمع المحلّي فرديّاً. من هنا، قد يكون منطقيّاً تركيز جهودكم حيث سيكون لها الأثر الأكبر، أو الاستفادة قدر الإمكان من كل نقطة عرق تصب في الجهود - إذا كنّا نريد أن نستخدم "كليشيه". بعض المجموعات التي قد تودّون التفكير في إشراكها تشمل:
-
الأشخاص الأكثر تأثراً بالمسألة:
بعض الناس يتأثر بشكل أكبر بكثير من آخرين بأي مسألة صحية أو مجتمعية. تسرب المراهقين أو تعاطيهم المواد المخدرة، مثلاً، لهما جمهور محدّد قابل للتعرّض: المراهقون المرشحون للتسرب أو المراهقون في ظروف مشجعة على التعاطي. ومن أجل الوصول إلى هذا الجمهور، يجب أن تكون رسالتكم موجّهة بشكل محدّد إلى المراهقين، ومُحاكَة ربطاً بالنقاط التي يجدون أنها الأهم في الموضوع. من الضروري تمكين المجموعة من حل المشكلات داخل مجتمعها المحلي. غالباً ما يكون السبب الجزئي لفشل رسائل التنمية المجتمعية هو أنّ الأشخاص الأكثر تأثراً بالمشكلة لا يؤمنون بقدرتهم على تغيير ظروفهم. هنا يمكن لرسالة مباشرة موجّهة إلى هذه المجموعة أن تمكّنها من صنع العجائب من أجل مبادرة تنمية مجتمعيّة.
-
قادة المؤسسات
تجدون في معظم المجتمعات المحلية نفس المؤسسات الرئيسية تقريباً، وهي تشمل المدارس والأندية الشبابية والكشافة والمراكز الروحية وشركات الأعمال ومنظمات الخدمة والحكومة والإعلام. تتمتّع هذه المؤسسات بكمّية هائلة من النفوذ المجتمعي. من هنا، ومع بعض الاستثناءات القليلة، فإن تجنيد دعم قادة المؤسسات هو فِكرة جديّدة. يمكن لقادة كل من هذه القطاعات أن يساعدوا منظمتكم على دفع خطتها للتغيير المجتمعي إلى الأمام، وعلى تأمين المتطوعين والموارد والوقت والأفكار. المبدأ الرئيسي هنا هو أنّ قادة المؤسسات لديهم السلطة لتحريك مكوّنات المؤسسات من خلال النفوذ الرسمي وذلك غير الرسمي. تشكّل أي مؤسسة تَقبَل بأن تصبح منخرطة في عملكم رصيداً كبيراً. فمثلاً، إذا كنتم تعملون على تخفيف الإدمان في المدارس الثانوية فإن قادة المدارس هم مكوّن أساسي في نجاحكم. إن السماح لكم بدخول المدرسة وتثقيف الطلاّب أو القيام باستطلاع حول تعاطي المواد المخدرة يمنح قادة المدارس قيمةً كبيرة لنجاح مجموعتكم في التواصل مع الجمهور المستهدَف.
-
قادة مجتمعيين آخرين:
هؤلاء الأشخاص أساسٌ في خلق التغيير في المجتمع المحلي لأنّهم مَن يتمتّع بالسلطة الأكثر نفوذاً للقيام بذلك. قد تجدون القادة المجتمعيين يقدّمون دروساً في الكنائس يوم الأحد أو الجوامع يوم الجمعة، أو يدربّون فرق الرياضة المحلية، أو يقودون حراسة الأحياء الليلية، أو يتولّون أمر شركات الأعمال المحليّة، أو يقومون بتحرّك ما للتصدّي لمسألةٍ في الحي. إنّ إشراك القادة المجتمعيين وإقناعهم بأهمية مسألتكم يزيدان من فرص دعم المجموعات التي يمثّلونها لقضيتكم. هذا يسهّل عليكم أيضاً التواصل مع الإعلام والحكومة والمؤسسات الدينية وقطاع الأعمال والمدارس وكافة المؤسسات الأخرى التي يرتبط بها هؤلاء القادة. عجيبةٌ السرعة التي يكتسب بها تحرّكٌ ما زخماً في مدرسةٍ ما عندما يقف خلفه قائد فريق كرة القدم أو رئيس الجسم الطلاّبي. يجب أن يكون القادة المجتمعيّون جزءاً من كل جهد يرمي إلى نشر الرسائل في المجتمع المحلّي.
-
المجتمع المحلي بأسره:
تنتج عن المشكلات المجتمعية تبعات تنتشر في كافّة أنحاء الحي الذي يختبرها. وحتّى الأشخاص الذين لم يعيشوا المشكلة بشكل مباشر يجب أن يكونوا قادرين على فهم تبعاتها على المتأثّرين بشكل مباشر وعلى المجتمع المحلي بأسره.
ومن الحسنات الأخرى لكون المجتمع المحلي بأكمله واعياً للمشكلة أنّ ذلك يحرّك الدعم من مصادر قد لا تفكّر المنظّمة المحفّزة والمحرّكة بالاتّصال بها بشكل مباشر. تشكّل جمعيّة "الأمّهات ضد قيادة السيارات بعد الشرب" مثلاً مفيداً لذلك في الولايات المتّحدة الأميركيّة. ففي مرحلة ما، بعث قسم من الجمعية برسالة إلى كافة أعضاء المجتمع المحلي تناقش أخطار قيادة السيّارة تحت تأثير الكحول، وتشجّع الناس على اختيار سائق إذا كان أحد في المجموعة يشرب الكحول، كما وزّعت الجمعية منشورات وشرائط حمر في أثناء لعبة كرة قدم. كانت تلك نشاطات مفيدة لأنّها زادت الوعي لدى عدد أكبر من الناس في المنطقة عمّا تقوم به هذه الجمعية، وأبرزت مسائل تَرافُق تناول الكحول وقيادة السيّارات. أصبح اسم الجمعيّة الآن معروفاً لدى معظم الناس ما يساهم في الدلالة على النفوذ الناجم عن إشراك كافة المجتمع المحلي في الجهود الناشطة.
كيف نقوم بذلك؟
-
الحصول على معلومات عن الجمهور المستهدف:
قبل الانطلاق بحملة لتثقيف المجتمع المحلّي، من الضروري أن نفهم كيف يرى أعضاء المجتمع المحلي مسألتنا. يجب أن تكون المعلومات التي نودّ الحصول عليها عن مجتمعنا المحلي متوفّرة في بيانات جرى جمعها مسبقاً، كالبيانات الديموغرافيّة، ووجهات النظر السياسية السائدة ذات الصلة، والمواقف تجاه مسألة محدّدة، والعقبات المحتملة أمام نجاح مبادرتكم. من أجل الحصول على المعلومات الموجودة أصلاً وتجميع بيانات جديدة، يجب بناء خطّة لتجميع المعلومات. تجدون أفكاراً سريعة ومفيدة حول ذلك في الفصل 3، القسم 4: جمع المعلومات عن المشكلة. كما يشكّل الفصل 6، القسم 1: تطوير خطّة اتّصال مورداً رائعاً كذلك.
بعد الإنتهاء من المصادر الموجودة مسبقاً، لإغن مقابلة "المُخْبرين" المفاتيح تشكّل طريقةً فعّالة للحصول على معلومات عن المجتمع المحلّي. إذا كنتم مهتمّين أكثر بنتائج تأتي من مجموعة صغيرة من الأفراد التقت من أجل نقاش المسألة فإن "مجموعة التركيز" هي طريقة البحث المفيدة لكم. الفصل 3، القسم 3: إقامة منتديات عامة وجلسات استماع من "عدّة العمل المجتمعي" مخصّص تحديداً لتنظيم المنتديات العامّة وجلسات الاستماع. إذا كانت مصلحتكم تقتضي إحضار نموذج واسع من المجتمع المحلي فإن المسح يمكن أن يكون مفيداً. تجري مناقشة كتابة المسوح وتوزيعها بالتفصيل في الفصل 3، القسم 10: إجراء مسوح بالهموم. وأي مزج بين هذه الطرائق سيحقق غاية الحصول على معلومات عن المسألة التي تودّون طرحها.
-
تكييف رسالتكم مع كل مجموعة مستهدفة:
بعد أن جمعتم المعلومات الديموغرافية، أو السكانية، ومستوى المعرفة عن المسألة لدى أعضاء المجتمع المحلي الذين تودّون التوجه إليهم وآراءَهم، قد تجدون أنّ هنالك فئات معيّنة مختلفة من الأشخاص قد ترغبون في التوجّه إليها، بدلاً من المجتمع المحلي ككل. من المهم تكييف رسالتكم مع كل فئة لزيادة فعاليّة الرسالة. فمثلاً، بالنسبة لتعاطي المواد المخدرة، قد يكون مهمّاً إشراك المراهقين أنفسهم والأهل والمعلّمين وأعضاء الهيئات المحلية في أي مبادرة مخصّصة لتغيير المواقف والسلوكيات. تتطلّب كل مجموعة رسالة مختلفة قليلاً مع نقاط مصوَّبة تحديداً على ما يمكن أن تقوم به كل مجموعة لتخفيف حدوث الترويج والتعاطي. إنّ تحديد المجموعات المختلفة التي تريدون التوجّه إليها وحياكة حمْلتكم لكل مجموعة هما خطوتان مهمّتان قبل تسليم رسالتكم إلى المجتمع المحلّي.
-
إطلاق الرسالة إلى العلن
هنالك عدّة طرق لإيصال المعلومات عن تبعات المسائل، منها ما تعرفونه أصلاً. من بين هذه الطرائق ما نستعمله كل يوم، كطريقة الإيصال من الفم إلى الأذن. هذه المقاربة هي مهمّة للغاية لإطلاق الرسالة إلى العلن، لاسيّما لأنّها شخصيّة ومكيّفة بحسب الأفراد. ولكن الوضع غالباً ما يتطلّب طرائق أكثر رسميّةً لإطلاق الرسائل. إذن، تجدون طرائق عديدة لنشر المعلومات وإيصالها، تضيء "عدّة العمل المجتمعي" على بعضٍ منها، وهي تتضمن:
-
الفصل 4، القسم 1: بناء خطة لوضع مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّتَيْن على الأجندة المحلية
-
الفصل 4، القسم 4: التحدث عن المخاطر وعوامل الحماية المتصلة بالمسائل المجتمعية
-
الفصل 4، القسم 5: إعداد عروض مجتمعية
-
الفصل 6: تعزيز الاهتمام بالمسائل المجتمعية
-
الفصل 7، القسم 2: التعرّف على الإمكانيات ضمن المجتمع المحلي
في أي جهود لإيصال تبعات الصحّة والتنمية إلى الناس، يمكن للإعلام أن يكون أداةً نافذةً كذلك، ولاسيّما المناداة عبر الإعلام. المناداة عبر الإعلام هي استخدام أي شكل من الإعلام من أجل المساعدة على الترويج لأهداف المنظّمة. يمكن لاستخدام الإعلام أن يكون مساعِداً لأسباب عديدة. فأن تكون آراؤكم مطبوعة في الجرائد أو مُذاعة على الراديو أو التلفزيون يجعلكم مصدر معلومات عن المسألة، كما يضع المسألة التي تركّزون عليها في أمام أعين الناس وهذا أمر حيوي لأي جهود تتطلب الإنتشار. ولأن النظرة إلى الإعلام بشكل عام تعتبر أن له سلطة التأثير فهذا يمنحه قوة التأثير على الآراء في المسائل، لاسيّما في نقل المناظرات المجتمعية من موقع إلى آخر. الفصل 34: المناداة عبر الإعلام هو قسم مخصّص للعمل مع الإعلام، وهو مورد قد تجدونه مفيداً قبل المضي في تنفيذ مبادرة إعلامية.
-
تقييم الجهود
بعد أن بدأتم بإيصال المعلومات عن مسألتكم إلى الرأي العام، عليكم تقييم مدى فعاليّة حملتكم حتّى الآن، وكيف يمكن تحسينها في المستقبل. من خلال تجميع المعلومات من أعضاء محليين نافذين، ومن المُستهدَفين بالتغيير، ومن مجموعات مختلفة على صلة بالجهود، ستتمكنون من تثقيف الجمهور بشكل أفضل، ومن إعداد حملة مُحسَّنة للمرحلة القادمة الأساسيّة من مبادرتكم.
باختصار
إن إيصال المعلومات عن تبعات المسائل التي تعملون عليها أمرٌ حيوي لنجاح منظمتكم. إذ من دون أن يكون لديكم رسالة واضحة ترسلونها فلن يعرف الناس كيف يساعدون أو أنهم لن يتعلّموا ما عليهم أن يقوموا به لجعل مجتمعهم المحلي مكاناً أفضل وأكثر أماناً. ستجدون أنّ "عدّة العمل المجتمعي" قد خصّصت أقساماً متعدّدة لتشكل أداة التواصل، فتأخذكم خطوة بخطوة من خلال المسارات اللازمة لإطلاق الرسالة بفعاليّة إلى العلن.
نشجّعكم على إعادة إنتاج هذه المادة، لكن نرجو تذكروا مرجعها، "عدة العمل المجتمعي" على الموقع:
Http://ctb.ku.edu
نویسنده
كاتي هِيفين
Resources
موارد
Center for Substance Abuse Prevention (1993). (You can increase your media coverage).
Technical assistance bulletin. Washington, D.C.: Arthur.
Dever, G.E. (1991). Community health analysis. Maryland: Aspen.
Green, L.G., Kreuter, M.W. (1991). Health promotion planning: An educational and environmental approach. Mountain View, CA: Mayfield Publishing.
Minkler, M. (1997). Community organizing and community building for health. New
Brunswick, NJ: Rutgers.
National Education Goals Panel (1994). Guide to getting out your message.
______ لقد قرّرتم أنكّم تودّون إيصال معلومات عن مسائل التنمية الصحيّة والمجتمعيّة.
______ لقد توافقتم على الجمهور الذي تبغون التواصل معه.
______ لقد حصلتم على معلومات عن الجمهور المستهدف.
______ يمكن للمعلومات التي جمعتموها أن تكون قد أتَتْ من تقارير مجمّعة سابقاً.
______ لقد أجريتم مقابلات مع "مُخبرين" مفاتيح عندما كان جمع المزيد من المعلوماتضرورياً.
______ لقد قمتم بتحديد ما إذا كانت "المجموعات المركّزة" (البؤرية) مناسبة لغايتكم.
______ لقد قمتم بتكييف رسالتكم مع كل مجموعة مُستهدَفة.
______ لقد قمتم بإطلاق رسالتكم عبر أنواع متنوعة من طرائق الاتّصال.
______ جرى تقييم مدى ملاءمة الإعلام.
______ بعد أن بدأتم قمتم بتقييم جهودكم.
نویسنده
كاتي هِيفين
Example 1: Cowley County’s Data Walk: Mobilizing Community Members to Improve Health
Improving health and well-being is a top priority for communities across Kansas. One innovative example of how Kansas counties can mobilize community members to improve health comes from Cowley County.
On November 29, 2022, Legacy, A Regional Community Foundation in Cowley County, in collaboration with RISE Cowley and USD 470 Early Literacy Initiative, hosted an innovative and groundbreaking Data Walk event to engage community partners, including frontline service providers, nonprofit directors, city/county/state officials, school district officials, private philanthropies and passionate community leaders, in a meaningful conversation about improving the health of children in their community.
Read more about Cowley County’s Data Walk, or learn more about organizing Data Walks by visiting: Data Walks: An Innovative Way to Share Data with Communities, a resource from the Urban Institute.
Example 2: Reading Summit Mobilizes Community Members Around Childhood Literacy

In Kansas, 7 in 10 4th graders read below a proficient level on National Assessment of Educational Progress (NAEP) standardized tests. To raise awareness and mobilize action toward improving childhood literacy in Kansas, a Reading Summit was held in Andover on June 11, 2024. Approximately 70 educators, community leaders, elected officials and other stakeholders attended the event, where they viewed and discussed seven data posters that spotlighted literacy in Kansas.
Many factors shape health, including education, economic status, employment and access to essential goods and services. Improving these factors often requires a multifaceted approach that begins with mobilizing the community to act. During the Reading Summit, participants met with other community members and offered new and challenging interpretations of the data as well as unique ideas to get at the root causes of difficulties with reading.
Example #3: Data Walk: Strategizing to Advance Kansans' Health
In February 2025, key stakeholders from across Kansas convened for the Kansas Health Foundation's FuseKS event. The event focused on hunger, food insecurity, and poverty across the state. Attendees participated in a Data Walk and were encouraged to interpret the data collaboratively and identify potential policy actions to improve health outcomes in Kansas.
Read more about this information at the Kansas Health Institute website.
- ماذا نقصد باكتساب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
- لماذا نحن بحاجة لكسب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
- دعم مَن نحتاج؟
- متى علينا محاولة كسب الدعم؟
- كيف نكسب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
كانت الحديقة العامّة في ما مضى مركزَ حياة أحياء المدينة الكبيرة. كان الأطفال يلعبون بين أشجارها، والكبار يجلسون على المقاعد، بينما يهرول بعض الرياضيين على طرقاتها، والعائلات تتنزه على العشب. في المساء، كان الشباب يتمشّون على طرقاتها المضاءة، أو يختارون شيئاً من العزلة في الظلال. كانت جزيرة خضراء مصانة بعناية، بين بحر من اسمنت وجماد، وكان سكّان الأحياء يتعاطون معها كامتداد لبيوتهم.
أصبحت الحديقة الآن شيئاً قبيحاً. نادراً ما يتم جز العشب، والأغصان الكبيرة والصغيرة المكسرة تغطّي الأرض تحت الأشجار، كما امتلأت بالبقع الفارغة الجرداء فيما كان يكسوها يوماً عشب سميك. توقّف الأطفال عن اللعب هنالك، لأنّها أصبحت مكاناً خطراً، حتّى في النهار. صار يستخدمها أيضاً أشخاص من العصابات ومرّوجي المخدرات، وأصبح دخولها في الليل عمليّة انتحارية!
عددٌ قليل من الناس في الحي يتذكّر كيف كانت تبدو الحديقة، وقد أراد هؤلاء أن تعود مكاناً يتردد عليه من جديد سكان الأحياء المحيطة. ولتحقيق ذلك، كان المطلوب مالاً لتنظيفها وصيانتها، وشرطة وحراسة من البلدية للحفاظ على الأمن. كثير من العمل المطلوب يمكن أن يقوم به سكّان الأحياء، لكن كان عليهم أن يقدّموا الدعم والالتزام بالفكرة.
ذهب أعضاء المجموعة الأساسية من باب إلى باب، وعلّقوا الملصقات، وقاموا بالاتّصالات الهاتفية، ونظموا اجتماعات. استضافوا الناس وقاموا بزيارات ناقشوا فيها الحديقة ومستقبلها، كاسبين دعم شخص بعد شخص ودعم الناس الذين كانوا يملؤون غرف الجلوس كل مرّة. بعد أشهر عدة، نظّموا اجتماعاً عامّاً حيث دعوا رئيس البلدية وممثل الحكومة والمحافظ والمختار ورئيس الشرطة ورئيس قسم الحدائق في المدن، بالإضافة إلى الجمهور العام.
أتى معظم المسؤولين ووجدوا أنفسهم محاطين بمئات من سكان الحي يسألونهم عما سيفعلون بالحديقة. تبرع عدد من الناس بوقته، إمّا لإصلاح الحديقة وصيانتها أو لحراستها. عندما انتهى الاجتماع، كان رئيس البلدية قد وعد بتأمين الأموال لإصلاح الحديقة، ووعد رئيس الشرطة بمزيد من الحراسة، كما انتُخبت لجنة من السكّان لتعمل معهم وتتأكّد من تحقيق الوعود.
غالباً ما يكون الدعم الشعبي هو العامل الأساسي لإحداث التغيير في الظروف المحلية. سواء كنتم معنيّين باستعادة حديقة عامة، أو بتغيير طريقة إيصال الرعاية الصحية، أو بإقناع الناس بتغيير سلوكٍ ما لمصلحتهم أو لمصلحة المجتمع (مثلاً، التوقف عن التدخين أو اختيار سائق معيّن)، فإن ثقل الموافقة الشعبية يمكن أن يغيّر في الموازين لصالحكم.
في هذا الفصل أقسامٌ أخرى تناقش طرقاً لإعلام الناس عن المسألة التي تهمكم. هذا القسم هو حول كيفية كسب دعم المجتمع المحلي واستخدامه من أجل التأكّد من طرح المسألة. بشكل ما، هذا هو القسم الأساسي في الفصل، إذ إنّه يتناول كيف نُدخل المسألة ليس فقط في الوعي الشعبي فحسب بل كيف نضعها على جدول الأعمال الرسمي العام حيث يحصل تغيير السياسات.
ماذا نقصد باكتساب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
إن دعم المجتمع المحلي الحقيقي يتخطّى فهم الناس للمسألة أو حتى استعداد بعض الناس للظهور وإعلاء الصوت في لقاءٍ ما أو اجتماع عام. نحصل على الدعم الشعبي الحقيقي عندما يصبح رد معظم الناس على المسألة: "طبعاً، علينا القيام بشيء ما تجاه ذلك. ماذا ننتظر؟"
للوصول إلى هذه المرحلة، عليكم البدء بالعمل الأساسي على الأرض، المذكورة خطوطه العريضة في أقسام أخرى من الفصل.
يجب التأكّد من أن المجتمع المحلي يعلم بوجود المسألة. (انظروا الفصل 4، القسم 2: إيصال المعلومات عن مسائل الصحة والتنمية المجتمعيّة)
وعليكم أيضاً تعريف أعضاء المجتمع المحلي عن المسألة ومساعدتهم على فهم أهميتها. (انظروا الفصل 4، القسم 4: التحدّث عن المخاطر وعوامل الحماية المتصلة بالمسائل المجتمعيّة، والفصل 4، القسم 5: إعداد عروض مجتمعية، بالإضافة إلى الفصل 6: تعزيز الاهتمام بالمسائل المجتمعية)
ما إن تتحقق هذه الغايات حتى تصبحوا جاهزين لإقناع الناس بعلاقة المسألة بهم وبمجتمعهم المحلي، لكي يفهموا أنّ طرح المسألة هو مسؤوليتهم ومسؤولية المجتمع المحلي بأسره. عندما يقبل الناس هذه المسؤولية نجدهم يقفون خلف الجهود التي تطرح المسألة. هذا ما نعنيه بدعم المجتمع المحلي أو الدعم العام.
لماذا نحتاج إلى كسب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في مجتمعهم؟
قد يبدو هذا السؤال غبيّاً، لكن اللافت أنّه غالباً ما يتم تجاهل اكتساب دعم الناس سكان المجتمع المحلي. كأنّ عدداً من المبادرات أو المنظمات يشعر أن قضيته عادلة بشكل بديهي ومنطقي إلى درجة أنّ الناس سيدعمونها بشكل آلي. لا ترى هذه المنظّمات أنّ عليها أن تنمّي هذا الدعم، لذلك، فهي غالباً ما لا تحصل عليه. بعد ذلك، عندما تفشل في تحقيق الغايات، تراها لا تفهم لماذا فشلت.
دعم المجتمع المحلي مهم لعدة أسباب:
-
يُعطي الدعم العام المصداقية لحملتكم للتغيير المجتمعي. إذ إن طرح المسألة لا يقتصر على منظمتكم أو على المبادرة وحدها، بل هو ينبع من المجتمع المحلي بأسره.
-
يزداد استمراركم في جمع التأييد أكثر وأكثر كلّما كسبتم دعماً. وعندما يصل تبنّي فكرة جديدة إلى كتلة حرجة من الجمهور، تصبح الفكرة هي المقياس أو العُرف. وعندما يصل الدعم الشعبي إلى هذا الجمهور الواسع، تصبح المسألة المطروحة، كما كان يقول أحد مقدّمي الخدمات الإنسانية الرؤيويين، "مثل كتيبة الإطفاء". فلا يتساءل أحدٌ عن وجوب اعتبارها أولوية في المجتمع المحلي أو وجوب تكريس الموارد المجتمعية لطرحها (كما يشير "إِفِيْريت رُوجِرز" في "نشر الإبداعات" - أنظروا الموارد).
-
يلزمكم الدعم لأي تحرّك تقومون به. وكلّما كسبتم دعماً، يصبح تحرّككم ليس فقط منطقياً بل ملائما.
-
إذا كنتم تسعون وراء غاية سياسية (أي تغييرٍ في قانون أو في سياسة) يلزمكم نفوذ الناجم عن الأعداد: دعم المجتمع المحلي يعني أنكم تستطيعون القيام بضغط أكبر على السياسيين والمسؤولين، وأنه سيُنظر إلى الضغط الذي تمارسونه بوصفه قادماً من أغلبية وليس من طرف سياسي.
-
الدعم العام يعني أنّ المجتمع المحلي عليه أن يتملّك المسألة، وألاّ يكتفي بطرح المسألة بل أن يواصل طرحها على المدى البعيد، على الأرجح. وما إن تصبح المسألة في وعي المجتمع المحلي فلن تختفي.
دعم مَن نحتاج؟
عندما نقول "الدعم العام" أو "دعم المجتمع المحلي" أو الدعم الشعبي، فما الذي نتكلّم عنه تحديداً؟ في الوضع المثالي طبعاً يكون علينا أن نعمل على كسب دعم كافّة أعضاء المجتمع المحلي، لكن هنالك أفرادأً ومجموعات معيّنة يجب التصويب عليها.
كلمّا عرفنا المجتمع المحلي والمسألة بشكل أفضل، كلّما تمكّنا بفعاليةٍ أكبر استهداف الناس والمنظمات التي يشكل دعمها أهمّية لجهودكم. في كتابه "تحديد جدول الأعمال"، يشير إيفيريت رُوجِرز وجيْمس دِيريْنغ إلى أن كسب الدعم على الصعيد الوطني في الولايات المتّحدة فيه عاملان يضمنان تقريباً، بشكل كامل، وضع مسألةٍ ما على جدول الأعمال: أن يذكرها رئيس الجمهورية (بشكل خاص ربطاً بموضوع متعلق بالسياسات) وأن تغطيها إعلامياً جريدة "نيويورك تايمز". على الصعيد المحلي، يُترجم ذلك بذكرها على لسان رئيس البلدية أو مجلس المدينة، أو في مقال في الجريدة المحلية.
وفي الجهة المعاكسة، فإن غياب الاهتمام من قبل شخص أساسي أو الإعلام يمكن أن يعمل ضد أن يدرك الجمهور أهمية المسألة، وخصوصاً الناس الذين يتأثرون عادةً بما يعتبره الإعلام مهمّاً. على سبيل المثال، "في قضيّة الإيدز في الثمانينات من القرن الماضي، ساعد موقف الرئيس ريغان على تأخير صعود هذا الوباء على جدول أعمال الإعلام، ببساطة، من خلال تجاهله" (كما يقول دِيْريْنغ وَرُوجرز في كتاب "تحديد جدول الأعمال"، ص. 33).
من هنا، وفي غضون عملكم على كسب دعم المجتمع المحلي، عليكم الانتباه إلى التالي:
-
القادة المجتمعيون وأفراد آخرون من الأشخاص المؤثِّرين: رجال الدين، وقادة الأعمال، وأناس معروفون بخدمتهم المجتمع المحلي، وأبطال الرياضة المحليّين أو الإعلاميين، والمواطنون الذين يتمتعون بمستوياتٍ عالية من المصداقيّة المجتمعية. جميع هؤلاء يقعون في هذه الفئة. ما إن يتبنى هؤلاء المسألة حتى ينضم آخرون كثر. (الرجاء الذهاب إلى الفصل 7، القسم 6: إشراك أصحاب النفوذ الأساسيين في المبادرة)
-
ممثلو الإعلام: إنّ قدرة الإعلام على تعزيز قضيتكم أمر بديهي. إذا تمكّنتم من تطويع بعض الصحافيين الأساسين أو الإداريين الإعلاميين، ستكون مهمّتكم أسهل بكثير. (لمزيد من المعلومات عن كيفية القيام بذلك، انظروا الفصل 34، القسم 1: العمل مع وسائل الإعلام)
-
الناس الأكثر تأثّراً بالمسألة: الدعم من جانب هؤلاء يمنح جهودكم مصداقيّة، ويؤمن لكم مخزوناً من الشهادات المباشرة عن آثار المسألة المحتملة والتي يمكن أن تستخدموها في نشر المعرفة عنها. (انظروا الفصل 7، القسم 7: إشراك الأشخاص الأكثر تأثّراً بالمشكلة)
-
صانعو السياسات: سواء كنتم تحاولون التأثير على التشريعات أو القواعد أم لا، من المهم أن يكون مَن يصنع السياسات إلى جانبكم. يمكن لهم أن يساعدوكم على إبقاء المسألة تحت نظر الناس، ودعمُهم يُكسبكم دعمَ أنصارهم أيضا.
-
النشطاء: هؤلاء المنخرطون في المسائل المجتمعية يتمتعون عادةً مجموعاتٌ مناصرة، ويعرفون كيف يُسمعون صوتهم.
-
قادة الرأي: هم أول من يجرّب الأمور الجديدة ويتبنّى الأفكار الجديدة ويؤثّر على آراء الآخرين. كلّما استطعتم جذب هؤلاء الروّاد، كلّما كان ذلك أفضل لكم (بحسب إيْفيريْت روجِرْز في "نشر الإبداعات". انظروا الموارد).
متى علينا محاولة كسب الدعم؟
إن اكتساب دعم المجتمع المحلي لمسألتكم هو عملية مستمرة، ولكن تبقى هنالك في الواقع أوقات وظروف يكون فيها الدفع لكسب الدعم مفيداً بشكل خاص:
-
عندما يكون هنالك أزمة لها علاقة بالمسألة: أزمة من نوع أن يكون مَعلمٌ تاريخي على وشك أن يُهدم، أو وقف تمويل عيادة صحة مجتمعية مفيدة إلى أقصى حد، أو إذا بدأ الخّابون بقطع أشجار رقعة من الغابة العذراء. حالات مؤسفة كهذه تتيح فرصاً لجمع دعم المجتمع المحلي.
-
عندما تكون المسألة قد وصلت إلى حد لا يمكن تجاهله: عندما يموت المشرّدون من قسوة الحياة في الممرات لعدم توفّر الأسرّة في الملاجئ، أو عندما يزداد عدد حالات الإيدز أو المدمنين على المخدرات تزايداً صاروخياً، يزداد استعداد الناس للمصادقة على الجهود للتصدّي القضية المطروحة.
-
عندما يصل عدد الناس المتأثرين إلى رقم لا يُستهان به: عندما تأتي المرحلة التي يعرف فيها كل شخص تقريباً شخصاً آخر متأثراً بالمسألة معرفة مباشرة، أو يعرف عن شخص متأثرّ، يصبح الناس أكثر من مستعدّين لتأييد محاولات طرح المسألة.
-
عندما تلفت معلومات جديدة الانتباه إلى المسألة: يمكن لدراسة جامعيّة تُظهر ازدياداً محلّياً في مشكلة أو مرض معيّن، أو لتقرير من "وكالة الحماية البيئية" يكشف رمي الملوثات في أنابيب المياه، أن يؤديا إلى رصّ الدعم لما تقومون به.
-
عندما يسلط الضوء على المسألة منشورٌ أو تقريرٌ إعلامي لم يصدرا عنكم: يمكن لكتابٍ جديدٍ أو تحقيق صحفي أن يثيرا الوعي العام تجاه مسألتكم، ويُكسبكم متابعةً أوسع.
|
في عام 1962، نجح نشر كتاب "أميركا الأخرى: الفقر في الولايات المتّحدة" لمايْكل هارّينْغتون، في خلق الدعم الشعبي لما أصبح لاحقاً برامج "المجتمع العظيم" للرئيس ِلِيندون جونسون. أبرز هارّينغتون مسألةً كان معظم الناس يتجاهلها أو لا يدرك وجودها، ما غيّر المناخ السياسي باتجاه خلق قبول عامّ لحملة ضد الفقر. |
6 .عندما يدفع حدثٌ أساسي مسألتكم إلى مزيد من العلانية: قد يؤمّن حدث غير مرتبط مباشرة بالمسألة فرصةً، رغم ذلك، لبناء الدعم الشعبي.
|
مع نشأة الاتحاد الأوروبي، ظهرت معايير إنتاجيّة وأسواق عمل عالميّة. تنبّه بعض المصنّعين الأميركيين إلى أنّهم قد لا يتمكّنون من المنافسة في الأسواق العالمية إلاّ إذا تناولوا المهارات الأساسية للعمّال. اغتنم المنادون بمحو الأمية للكبار الفرصة لكسب الدعم للتعليم في مكان العمل. نتيجةً لذلك، كوّن بعض المصنّعين نوعاً من الشراكات مع منظّمات محو أمية الكبار، من أجل تأمين صفوف للعمّال في مكان العمل باللغة الإنكليزية كلغة ثانية أو لغة أخرى، بالإضافة إلى القراءة والكتابة والرياضيات. كانت الصفوف مفيدة للعمال على الصعيد الفردي، لكّن أصحاب العمل استفادوا كذلك من خلال خلق قوّة عمل تستطيع أن تفهم بشكل أفضل معايير الإنتاج والأمان وتحافظ عليها، وأن تكون أكثر تأقلماً وإنتاجيّةً. |
7.عندما يكون التوقيت السياسي مناسباً: عندما تقترب الانتخابات، يصبح الضغط على السياسيين أو المسؤولين لطرح الموضوع، أو الاستفتاء العام، ملائمَين لبناء الدعم الشعبي.
كيف نكسب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
إذا كنتم تتبعون الاقتراحات في هذا الفصل، فأنتم تديرون حملة اتّصال وتثقيف عمومية للتأكّد من أنّ المجتمع المحلي يعي المسألة ويفهمها. ربّما وجدتم شعاراً ذكياً ورمزاً (لوغو) لافتاً للنظر يربطهما الناس بجهودكم. أو ربّما بدأتم مناقشة التحركات الممكن القيام بها لطرح المسألة.
أصبحتم الآن في مرحلة حيث من المهم جعل الجمهور يتحمل مسؤولية شخصية ومجتمعية عن المسألة. إن تحقيق ذلك سيؤدّي إلى أمرين: تغيير القوانين والسياسات من قبل المسؤولين، وتغيير السلوك من قبل الأفراد لطرح المسألة.
|
نوعان من التغيير يتطلّب معظم التغييرات في المجتمع تغييراً في سياسة رسمية أو غير رسمية، فيما تغييرات أخرى تتطلّب تغييراً فرديّاً، ويتطلب بعض التغييرات تغييراً على الصعيدين. التغييرات في السياسات ضروريّة عندما لا يعود من الممكن أن تتغير الأمور بغير ذلك. بعض الشركات ومتعهدو البناء يعيرون انتباهاً للاعتبارات البيئية، مثلاً، لأنّهم معنيّون بها بصدق، ويعتبرون المسؤولية البيئيّة جزءاً من مسؤوليتهم تجاه المجتمع المحلّي. من جهة أخرى، يفضل معظمهم أن يُترك وشأنه ليفعل ما يحلو له وغالباً ما لا يرى خطورة التبعات البيئية لممارساته. في حال كان مقرّاتهم في أماكن أخرى، فقد يكون التزامهم تجاه المجتمعات حيث يعملون شبه معدوم. في هذه الحالات، تصبح القوانين والأنظمة لازمة لحراسة موارد المجتمع المحلي والناس بشكل عام. يمكن أن يؤدّي تغيير السلوك الفردي إلى تغيير مجتمعي عندما تكون المسألةُ في أيدي الأفراد، على الأقل ما إن تصبح لديهم المعلومات الصحيحة. إيقاف التدخين، واتّباع ممارسات صحية وقائية، والتزام شراء المنتجات العضوية هي أمثلة على ثلاثة لسلوكيات يمكن أن يقوم بها الأفراد وقد تُنتِج تغييرات أوسع في المجتمع المحلي. ولكن، عادةً ما يتطلب خلق التغيير في المجتمع المحلي تغييراً في كلٍ من السياسات والأفراد. إعادة التدوير لن تعمل إلاّ إذا التزم الأفراد بفرز النفايات والقيام بالخطوات المرتبطة بها. إضافة إلى ذلك، هنالك حاجة إلى سياسات مجتمعية تجعل إعادة التدوير ممكناً (وسهلاً، وهذا أفضل). على الأم التي تسيء لطفلها أن تتواجه مع غضبها وأن تتعلّم كيف تتواصل مع طفلها بطرق مناسبة أكثر، ولكن إلى أن يحصل ذلك (هذا إذا حصل) يجب أن تكون هناك آليّة قانونية لمنع الإساءة للطفل. |
إذاً، ما الذي نقوم به تحديداً لكسب الدعم الشعبي لطرح المسألة؟ بالإضافة إلى أنواع التواصل المذكورة في أقسام أخرى من هذا الفصل وفي الفصل 6: تعزيز الاهتمام بالمسائل المجتمعية، هالك عدّة سبل يمكن أن تسلكوها من أجل الحصول على دعم المجتمع المحلي للمسألة وتقوية هذا الدعم.
تأطير المسألة بالشكل الصحيح: تأطير المسألة يعني تعريفها وتحديدها وتحديد إطارها وسياقها، أي أن نضع المسألة في دائرة الضوء ما يجعل أكبر عدد من الناس مستعدين لدعمها.
1.تأطير المسألة ضمن الاتّجاه السائد، وليس بشكل متطرّف أو راديكالي، وتحديدها بوضوح.
|
غالباً ما تدورالمعارك السياسية حول محور تأطير المسائل. لقد خسر المرشح الديقراطي مايْكل دوكاكِيس الانتخابات الأميركية عام 1988، على الأقل بشكل جزئي، لأنّه سمح لخصمه بتحديد المسألة الأساسية للحملة بوصفها حملة ليبرالي مقابل محافظ، وبأن تعريف الليبرالي هو مَن "يريد فرض ضرائب أكير، ومَن هو ليّن مع الجرائم، ولا يحترم الطبقة الوسطى وقيمها." بالمقابل، لو كان دوكاكيس احتضن الصبغة الليبرالية وأطّر المسائل بشكل مختلف، لكانت فرصته في النجاح أفضل. |
لا تطرحوا ادّعاءات غير مدعومة، أو يراها الناس متطرّفة أو لا يرونها بديهية: مثلاً، في حملة ضد الإساءة للطفل، لن يساعدكم أن تؤكّدوا أنّ ضرب الطفل يشكّل إساءة. لقد اختبر معظم الناس صفعة أو لطمة من أهل محبّين، ولو في أحيان قليلة مما لا يعتبرونه إساءة (وهم فعلاً لم يعانوا آثاراً مَرَضيّة منها). سواء كان الناس يستعملون العقاب الجسدي مع أطفالهم أم لا، فقد يعتبرون الموقف المتجسّد في عبارة "أي ضرب هو إساءة"، متطرّفاً لدرجة عدم قبوله.
|
صحيح أنّه يجب ألاّ تطرحوا ادّعاءات غير مدعومة، لكن هناك استثناءات للنصف الثاني من هذه القاعدة. عندما يكون لديكم برهان قاطع على أنّكم على حق، وأنّ تفسيركم ضروري لطرح المسألة بفعاليّة، فقد يتوجّب عليكم مواجهة الأحكام المسبقة التي يمحلها المجتمع المحلي. العديد من الأفراد (والمجتمعات المحليّة) يجدون أن "البديهي" أو "منطق الأمور" يُفيد بأنّ التربية الجنسية في المدارس هي بمثابة إذن للمراهقين بالنشاط الجنسي. في الواقع، تُظهر الدراسات العديدة أن التربية الجنسية تؤدّي معظم الأحيان إلى تخفيف مستوى النشاط الجنسي لدى المراهقين، بالإضافة إلى زيادة الممارسات الجنسية الآمنة وتخفّض الحمل المبكر و/أو حمل المراهقات، كما أظهرت الدراسات أن حملات "يكفي أن تقولوا لا" ضد النشاط الجنسي والمخدّرات عند المراهقين هي تقريباً غير فعّالة نهائيّاً. من الضروري أحياناً استخدام الأرقام الموثوقة والأبحاث المحترمة لمحاولة "هز" الناس في ما "يعرفونه"، وإقناعهم بالحقائق. |
- عند الإمكان، شدّدوا على الأسس المشتركة وعلى القيم الأمميّة أو شبه الأممية: "جميعنا نريد أن يكون أطفالنا أصحّاء." "الجميع يريد مياه آمنة للشرب."
2.تطويع أعضاء مُحترَمين من المجتمع المحلي كممثلين وناطقين: لائحة الناطقين المحتملين طويلة وتشبه تلك المؤلفة ممَّن يلزمكم دعمهم والواردة سابقاً، مع بعض الإضافات من:
-
رجال الدين وبعض قادة المجموعات الدينية في المجتمع المحلي.
-
قادة الأعمال.
- الناشطين.
|
فيما يمكن أن يؤدي الدعم الذي يقدمه أحد الناشطين الذي يراه المجتمع المحلي خطراً أو متطرفاً إلى إلحاق الأذى بقضيتكم فإن الدعم من كافة أجزاء الطيف السياسي يمكن أن يساعد القضيّة. عندما تتّفق الجماعات السياسية والاجتماعية المتباينة على أهمية المسألة، فإن معظم الناس سيعتبرها مهمةً أيضاً. |
- شخصيات رياضية وشخصيات من عالم الترفيه المحلي.
-
أعضاء مُحترمين من المجتمع المحلي: يشمل هؤلاء مَن ليسوا في موقع المسؤولية الرسمية، ولكنّهم معروفون لحكمتهم، وتفانيهم في الخدمة المجتمعية، أو أية صفة إيجابيّة أخرى.
-
قادة الرأي.
-
المتأثّرين بالمسألة، بشكل مباشر (ضحايا عنف الشباب) أو غير مباشر (أطبّاء غرف الطوارئ الذين يعالجون الضحايا).
-
المراجع المعروفة ربطاً بالمسألة (من الباحثين والأكاديميين والمهنيين، الخ)
3.جعل القضية مشتركة مع مجموعات أخرى: حاولوا جذب مجموعات أخرى تتشارك معكم الهموم تجاه المسألة، أو ممن يمكن إقناعها بذلك. بعض الاحتمالات يشمل:
-
الائتلافات.
-
جمعيات دينية أو رجال دين.
-
جمعيات الأحياء ومجموعات قاعدية أخرى.
-
هيئات أو مبادرات ذات أهداف أو غايات شبيهة بغاياتكم: إن حملة لإيقاف العنف الشبابي مثلاً، يمكن أن تلاقي صدىً لدى المدارس، ومنظمات القيادات الشبابية، ولدى المجموعات الأخرى التي تُعنى برفاه الأطفال، برامج من النوع الذي يعمل على أساس "الأخ الأكبر/ الأخت الكبرى".
-
منظمات مهنية معنيّة بالمسألة.
4.حاولوا أن تصبحوا السلطة المرجعيّة: قوموا بواجباتكم وكونوا قادرين على تقديم الحجج المقابلة لمن يعارض جهودكم. عليكم أن تعرفوا أكثر ما أمكن عن المسألة وأن تستطيعوا إظهار الأسباب التي تجعل التصدي لها ضرورياً، ولماذا يجب معالجتها عبر هذه الطرق المعيّنة (إذا كان ذلك جزءاً من الحملة).
|
في حال كنتم لا تمتلكون حججاً مقابلة لمن يعارض جهودكم، عليكم إعادة التفكير في موقفكم: هل إن ما تفكّرون به صحيح؟ إنّ القيام بما يساعد المجتمع المحلي أفضل من محاولة الحفاظ على ماء الوجه وتجميل مظهركم من خلال عدم الاعتراف بالخطأ. |
5.اغتنموا الفرص: عندما تمر بنا أحداثٌ كتلك التي ذكرناها في فقرة "متى علينا محاولة كسب الدعم؟"، يكون عليكم الاستفادة منها. من المهم الإشارة إلى كيف تبرهن بها هذه الأحداث على الحاجة للتصدّي للمسألة، واستخدام معرفتكم ووضعكم كخبراء لتُظهروا للناس ما يمكن القيام به لتغيير الوضع. لا تدعو فرصةً لكسب الدعم تفوتكم.
6.استخدام الإعلام: من خلال إقامة علاقة المنفعة المتبادلة مع الصحف اليومية والإذاعة والتلفزيون (بما فيها الفضائيات)، يمكنكم إيصال رسالتكم إلى العموم وبناء قاعدة من الدعم الشعبي. لمزيد من المعلومات عن كيفية القيام بذلك، انظروا الفصل 6، القسم 3: إعداد بيان صحفيّ، والفصل 6، القسم 4: إعداد أخبار وقصص بارزة، والفصل 6، القسم 6: تحضير أعمدة الضيوف والافتتاحيّات، والفصل 6، القسم 7: تحضير إعلانات الخدمة العامّة، والفصل 6، القسم 8: تنظيم مؤتمر صحفي، بالإضافة إلى الفصل 34: المناداة عبر الإعلام.
7.استخدام شبكة الإنترنت: كافّة الأدوات هنا من قبيل موقع للمجتمع المحلي، أو منتدى إلكتروني، أو مجموعة "دردشة" إلكترونية، أو لائحة إلكترونية واسعة، يمكن أن تكون فعّالة في بناء الدعم المجتمع وإيصال المعلومات للناس. كما توفّر هذه الأدوات طريقةً سهلة وسريعة لتنظيم المؤيدين للتحرك.
8.كسب دعم فرد واحد ومنظمة واحدة في وقت واحد، بالإضافة إلى التصويب على الأعداد الكبرى من خلال الإعلام وطرق أخرى مماثلة. غالباً ما يتم بناء الدعم الشعبي من خلال اتصالات شخصية عديدة مع الوقت.
عندما ينضم أحد الأفراد إليكم فقد يمكنكم عندها إقناعه/ها باستضافة حفلة منزله/ا لمعارفه/ها وأصدقائه/ها لنقاش المسألة، أو بالمشاركة في عرض أمام الناس في المجتمع المحلي، أو ببساطة مناقشة المسألة مع الأصدقاء الذين يناقشونها لاحقاً مع أصدقائهم. يمكن الوصول إلى عدد كبير من الناس بهذه الطريقة.
يثق الناس أكثر في مَن يعرفون: يمكنكم اكتساب كمّ كبير من الدعم، بشكل خاص في الأحياء المقفلة أو البلدات الصغيرة، عبر الاعتماد على حديث الناس من واحد إلى آخر. لا تُفَوّتوا هذه الفرصة.
9.الطلب من الناس أن يقوموا بأمرٍ ما، بدل الاكتفاء بإخبارهم عن المسألة: يميل الناس إلى دعمكم أكثر عندما يشعرون بفعاليّة ما يقومون به. إن إعطاءهم الفرصة للتأثير على نتائج طرح المسألة يُشعرُهم بمُلْكيّة المسار. فيما يلي بعض مّما قد يقوم به العموم:
-
الكتابة السياسيين أو الاتصال بهم أو مراسلتهم إلكترونياً لدعم المسألة معهم.
-
الإبلاغ عن أمثلة من الإساءات أو الترويج للمخدرات أو سوء تغذية الأطفال، الخ.
-
الانضمام إلى حرس الأحياء أو مجموعة أخرى ناشطة.
-
تغيير سلوكهم، حتى لو بشكل مؤقّت: توقيف التدخين ليوم واحد، أو قياس ضغط الدم، أو التحدّث إلى شخص مشّرد.
-
الانضمام إلى اجتماع أو لقاء عام.
-
التطوع إمّا في منظمة خدمة مباشرة أو في مبادرة أو ائتلاف.
-
تنظيم حفلات في المنزل أو اجتماعات في البيوت لنقاش المسألة.
10.خلق نشاطات أو أحداث تضيء على المسألة، وإشراك الناس: يتضمّن بعض الأمثلة تنظيم حملة نظافة لبقعة أرض فارغة مع عاملين متطوعين، وتجمّعاً ليليّاً لاستبعاد عنف الشوارع. كل من هذه النشاطات تتطلّب متابعة أيضاً: الأولى يمكن أن تؤدّي إلى تحويل بقعة الأرض التي أصبحت نظيفة الآن إلى ملعب للحي، والثانية يمكن أن تتطوّر إلى برنامج حراسة الحي أو إلى حملة للمطالبة بالالتزام بالقوانين في الشوارع خلال الليل.
11.كلّما كبر الدعم حاولوا إظهاره في كل فرصة: معظم الناس يُحب أن يكون في الأكثريّة. إذا اقتنعوا أنّ دعمهم إياكم هو تأييد للرابحين، فسيفعلون.
|
في روسيا الثورة، ذهبت السيطرة على الحكومة بعد انهيار القيصر إلى حزب ديمقراطي، في حين كان الحزب الشيوعي لاعباً صغيراً. ولكن، لينين أطلق على حزبه الصغير اسم البولْشِفيك (أي الأكثرية باللغة الروسية) وراح يُشير إلى الأكثرية الحقيقية بالمنْشِفيك (أي الأقليّة). كان ذلك تصرف علاقات عامّة بالغ الذكاء... وكان له بالغ الأثر. |
12.تكريم أعضاء المجتمع المحلي الذين يقومون بأمور تؤثّر على المسألة ويبرهنون عن دعمهم لعملكم، ومكافأتهم، وذلك بغض النظر عما إذا كانوا جزءاً من حملتكم. من الأمثلة عمّن يمكن مكافأتهم:
-
السياسيون الذين يدعمون قضيتكم ويحاولون تغيير السياسات وفقاً لذلك.
-
المتطوعون المجتمعيون الذين يعملون على مسألتكم.
-
المنظمات التي تقوم بعمل مميّز ربطاً بالمسألة (أو المدراء أو الموظفون الأعضاء).
تأكّدوا من وجود الإعلام عندما تقدّمون جائزة أو تقيمون احتفال تكريم. انظروا الفصل 41، القسم 4: إقامة احتفالات لتوزيع الجوائز، والفصل 41، القسم 6: تكريم أبطال المجتمع المحلّي.
13.الاحتفال بالإنجازات بشكل معلن: انظروا الفصل 41، القسم 1: تنظيم الاحتفالات، والفصل 41، القسم 3: تكريم الوصول إلى الهدف.
14.تخلّوا للمجتمع المحلي عن سلطة التحكّم بالجهود، إذا كان ذلك ممكناً: قد يكون المجتمع المحلي أكثر من مستعدّ لدعم أمر يراه كجهود داخلية قاعدية. يجب أن تحافظوا أنتم ومنظمتكم على انخرطكم ولكن ليس بالضرورة كقادة للجهود. أمّا متى يأتي الوقت المناسب لكي يتسلم المجتمع المحلي القيادة، فذلك يعتمد على الوضع وما الواجب القيام به.
15.متابعة الدعم والمحافظة عليه: حافظوا على الدعم الشعبي عندما تكتسبونه. لا تعتبروا دعم أي فرد أو أي مجموعة مضموناً، بل استمروا في التواصل وطلب تأييد الناس. واصلوا أيضاً توسيع قاعدة دعمكم، وأضيفوا أشخاصاً جُدداً ومجموعات جديدة في كل فرصة تسنح. الوضع المثالي يقوم عندما يدعم جهودَكم كلُّ فرد وكل منظمة في المجتمع المحلي. قد لا تحقّقوا هذا الهدف، ولكن إذا حاولتم، فالأرجح أن تبنوا دعماً مجتمعياً متيناً ونافذاً يجعل التصدّي للمسألة أمراً أكيداً.
باختصار
الدعم المجتمعي الحقيقي للتصدي للمسائل يتخطّى مجرد معرفة الناس عن هذه المسائل، بَل هو يعني أنّ معظم الناس يرى ضرورة التعاطي مع هذه المسائل بأسرع وقت ممكن، من أجل مصلحة المجتمع المحلي.
دعم المجتمع المحلي أساسي لأنّه يمنح جهودكم المصداقيّة، ويساعدكم على اكتساب المزيد من الدعم، ويؤمّن قوة للتحرّك أو ضغطاً سياسيّاً، ويخلق تملّكاً مجتمعيّاً لإجراءات التعاطي مع المسألة ومسؤوليةً مجتمعية. من أجل بناء هذا الدعم المجتمعي، يلزمكم أوّلاً الحصول على الدعم من الأفراد البارزين والمجموعات المؤثّرة في المجتمع المحلي، أي من الأشخاص الموثوق بهم من مختلف جوانب الحياة، والذين يستمع الناس إليهم، أو ممَن يتمتعون بمصداقية عالية بسبب انخراطهم في المسألة.
بناء الدعم الشعبي هو عملية مستمرة (بالفعل يجب ألاّ تتوقّف قط)، ولكنّه يصبح فعّالاً بشكل خاص عندما تقع أزمة أو أحداث أو أوضاع معيّنة وتضيء على المسألة. والمنشورات الجديدة أو المعلومات الجديدة التي تلفت الانتباه إلى المسألة يمكن كذلك أن تُستخدم لمصلحتكم، باعتبارها فرصة سياسيّة. وأيّ وقت تُطرح فيه المسألة أمام العموم هو وقتٌ مناسب لتجنيد الدعم من المجتمع المحلي في التصدّي للمسألة.
في الواقع، يتطلّب الحصول على الدعم المجتمعي الانتباه إلى عدة جوانب:
-
تحديد المسألة: يتضمّن ذلك تأطيرها بالشكل الصحيح، واستقطاب الناس المناسبين كمُمثلين وناطقين، وجعل المسألة قضية مشتركة مع منظمات أخرى، وأن يتم الاعتراف بكم كسلطة مرجعيّة في هذا الموضوع.
-
التواصل مع أعضاء المجتمع المحلي: استخدام كل مناسبة (سواء تلك التي تفرض نفسها بسبب الظروف أو تلك التي تخلقونها أنتم) وكل سبيل ممكن (الإعلام والإنترنت والتواصل من شخص إلى شخص) لبناء الدعم الشعبي.
-
الطلب من الناس القيام بأمر ما يساعدهم على الشعور أنه يمتلكون تأثيراً على المسألة، وتشجيعهم على تملك إيجاد حلٍ للمسألة وتنفيذه.
-
الإعلان عن الدعم الذي تتلقونه وعن إنجازاتكم: قدّموا النشاطات والأحداث إلى الجمهور علناً، أعطوا جوائز، واحتفلوا بنجاحاتكم، وأصدِروا نشرات عن مدى الدعم الذي تتلقونه. دعوا المجتمع المحلي يعلم أنّكم حركة شعبية ذات أساس مجتمعي واسع.
-
فوَضوا السلطة على الجهود إلى المجتمع المحلي، إذا كان ممكناً، وبذلك يتم التأكيد على مصداقيتكم القاعديّة.
-
المتابعة والمحافظة على الدعم إلى ما لا نهاية.
من شبه المستحيل التصدّي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي تصدياً فاعلاً من دون دعم واسع مرتكز إلى المجتمع المحلي. إذا تمكنتم من استخدام الاستراتيجيات المذكورة هنا لكسب هذا الدعم، فأنتم على الطريق الصحيح نحو تلبية الحاجات الصحية والتنموية لمجتمعكم المحلي.
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
Resources
الموارد
موارد مطبوعة
Dearing, James W. and Everett M. Rogers. (1996). Agenda-Setting. Thousand Oaks, CA: Sage Publications, Inc.
Rogers, Everett M. (1995). Diffusion of Innovations. New York: Free Press.
الإنترنت
معلومات وروابط عن بناء مجتمعات صحيّة.
The Collaboratory for Community Support,
شركة أبحاث واستشارات تساعد المجتمعات المحلي على خلق مقاربات عابرة للأقسام وشاملة للتعاطي مع المسائل المجتمعية.
Community-Based Projects Help Scholars Build Public Support.
مقال عن بحث مرتكز إلى المجتمع المحلي ودعم شعبي.
"Engaging Public Support for Teachers' Professional Development,"
مقال من المؤسسة التابعة لجمعية التعليم الوطني في الولايات المتحدة الأميركية من أجل تحسين التعليم. وصف لبعض الجهود المحلية.
ماذا نعني باكتساب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
______ عرفتم أنّ دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسألة يعني أن معظم الناس فيه يرى حل المسألة مهمّاً للغاية من أجل رفاه المجتمع المحلي، ويريد تحقيق ذلك بأسرع وقت ممكن وبالطريقة الأكثر فعالية ممكنة.
لماذا أنتم بحاجة لاكتساب دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
______ تسعون وراء الدعم الشعبي للمصداقية أمام المجتمع المحلي.
______ تسعون وراء الدعم الشعبي من أجل كسب المزيد من الدعم.
______ تسعون وراء الدعم الشعبي من أجل القيام بتحرك حول المسألة.
______ تسعون وراء الدعم الشعبي من أجل تحقيق غايات سياسية مرتبطة بالمسألة.
______ تسعون وراء الدعم الشعبي لتعزيز ملكية الناس للحلول وتطبيقاتها.
دعم مَن تحتاجون؟
______ تسعون وراء دعم القادة المجتمعيين وأشخاص مؤثرين آخرين.
______ تسعون وراء دعم ممثلي الإعلام.
______ تسعون وراء دعم هؤلاء الأكثر تأثراً بالمسألة.
______ تسعون وراء دعم صانعي السياسات.
______ تسعون وراء دعم النشطاء المجتمعيين.
______ تسعون وراء دعم قادة الرأي.
متى عليكم محاولة كسب الدعم؟
______ تسعون وراء الدعم عندما يكون هنالك أزمة مرتبطة بالمسألة.
______ تسعون وراء الدعم عندما تصل المسألة إلى مرحلة لا يمكن تجاهلها بعد ذلك.
______ تسعون وراء الدعم عندما يكون عددٌ لا يستهان به من الناس قد تأثر بالمسألة.
______ تسعون وراء الدعم عندما تشير معلومات جديدة إلى المسألة.
______ تسعون وراء الدعم عندما يشير كتاب أو مقال جديد إلى المسألة أو تثيرها قصة إعلامية.
______ تسعون وراء الدعم عندما يدفع حدثٌ أساسي المسألةَ إلى المقدّمة.
______ تسعون وراء الدعم عندما يكون الوقت السياسي مناسباً.
كيف تكسبون دعم المجتمع المحلي للتصدي لمسائل الصحة والتنمية في المجتمع المحلي؟
____ تقومون بتأطير المسألة تأطيراً متأنياً.
______ تُطوّعون قادة مُحترَمين وأعضاء آخرين من المجتمع المحلي كممثلين وناطقين.
____ تجعلون المسألة قضية مشتركة مع منظمات أخرى.
______ تركّزون أنفسكم كمرجع في المسألة.
____ تستفيدون من كافة الفرص.
______ تستخدمون الإعلام.
______ تستخدمون الإنترنت.
______ تكسبون دعم الأفراد فرداً فرداً، ودعم الجمعيات، كلٍ بوقته.
____ تطلبون من الناس القيام بأمور محدّدة.
______ تقيمون نشاطات وأحداثاً للإضاءة على المسألة.
____ تُظهرون قاعدة الدعم الواسعة كل ما سنحت الفرصة.
______ تقدّرون وتكافئون أعضاء المجتمع المحلي على جهودهم.
______ تحتفلون بشكل علني بنجاحاتكم.
______ تفوّضون السلطة للمجتمع المحلي إذا أمكن.
______ تتابعون الدعم وتحافظون عليه.
Example: The Kids Who Killed an Incinerator
Destiny Watford was a high school senior, she learned that the country’s largest trash incinerator was going to be built less than a mile from her school and the house where she lived with her family. The proposed facility would be built on a 90-acre tract in her Baltimore neighborhood, and had the eager support of state and local political leaders, who praised it as a job-creating, green-power initiative. Watford, an introverted and diligent student, hadn’t thought much about environmental issues. But a facility that would burn an immense amount of garbage near her community, even with the promised sophisticated air filters, didn’t seem celebration worthy. So she partnered with a handful of her fellow classmates from Benjamin Franklin High School to learn as much as possible about the proposed incinerator. Watford and her classmates caused community activists in Baltimore to target over twenty government agencies that had contracts with the incinerator, ultimately leading to the demise of the incinerator project.
Read more about The Kids Who Killed an Incinerator.
Contributed by Lia Thompson, University of Kansas, Community Tool Box Intern.
به عنوان اعضای ائتلاف یا نهادهای دخیل در ترویج سلامت یا فعالیتهای مرتبط با رشد باهمستان، یکی از اهداف ما تغییر نگرش افراد درباره سلامت در راستای اولویت بخشیدن به پیشگیری به جای درمان است. اما برای انجام موثر این کار، نمیتوان صرفا به مردم گفت نگذارند چنین وضعیتی اتفاق بیفتد؛ مثلا، نمیتوانیم به مردم بگوییم، «دچار حمله قلبی نشوید.» به جای این کار باید ابزارهایی را در اختیار مردم قرار دهیم که برای پیشگیری از حمله قلبی نیاز دارند.
همه ما جملاتی از این دست را پس از بروز معضلات از برخی افراد شنیدهایم: «کاش زودتر دست به کار شده بودیم تا از این وضع جلوگیری کنیم.» برای پیشگیری موثر، باید زمان و مکان مناسب را برای اقدام شناخت. باید از عوامل خطر و محافظت صحبت کنیم تا مردم به این نقطه مناسب برسند.
تعریف عوامل خطر و محفاظت
عوامل خطر و محافظت جنبههایی از محیط یا شخصیت فرد هستند که احتمال بروز معضل برای آن فرد را افزایش یا کاهش میدهند (افزایش در اثر عوامل خطر و کاهش در اثر عوامل محافظت). گروهی میگویند عوامل خطر و محافظت را میتوان دو روی یک سکه دانست. مثلا، سابقه اعتیاد به الکل در خانواده را میتوان عامل خطر برای اعتیاد فرد به الکل دانست، و نبود چنین سابقهای در خانواده فرد را میتوان عامل محافظت دانست. در اطلاعرسانی به مردمِ باهمستان درباره پروژه و مسائل اصلی آن، باید درباره عوامل خطر و محافظت با مردم گفتگو کرد.
خیلی از ما به خاطر کمپینهای گسترده آموزشی قبلی، عوامل خطر بیماری قلبی مثل ورزش نکردن، خوردن غذاهای چرب، و مصرف دخانیات را میشناسیم. شاید آشنایی با این عوامل تاثیری در تغییر رفتار یا خوراک ما داشته یا نداشته است، اما اگر با این عوامل آشنا نبودیم، اصلا نمیدانستیم از کجا کار را شروع کنیم.
هر مسئلهای عوامل خطر و محافظتی دارد که میتواند سلامت باهمستان را افزایش دهد. بعضی از این عوامل را خیلیها میشناسند و در متون پژوهشی به صورت مستند آمدهاند. شناسایی برخی دیگر از این عوامل دشوار است، چون مطالعات درباره آنها تازه آغاز شده است.
مثلا، در ادامه به چند مورد از عوامل خطر و محافظت در بحث سوء مصرف مواد مخدر در بین نوجوانان اشاره میکنیم:
عوامل زمینهساز:
- محرومیت اقتصادی
- دسترسی به مواد
- سابقه سوء مصرف مواد در خانواده
- افت تحصیلی
- دوستان ناباب
عوامل محافظت:
- پیوند اجتماعی: روابط نزدیک با افرادی که مشکل سوء مصرف مواد ندارند
- مهارتآموزی: مسئولیت دادن به کودکان در خانه و آموزش کافی به آنها برای انجام این وظایف
- باورهای سالم و معیارهای روشن و شفاف: یعنی بودن در جمع افرادی که باورها و معیارهایشان مخالف مصرف مواد است.
عوامل خطر و محافظت دو روی یک سکه نیستند؛ بلکه از عوامل گوناگون مهم و تاثیرگذار (با تاثیر مطلوب و نامطلوب) در زندگی جوانان هستند.
چرایی نیاز به گفتگو با مردم باهمستان درباره عوامل خطر و محافظت
برای گفتگو با مردم باهمستان درباره عوامل محافظت و خطر هر یک از مسائل خاص باهمستان، دلایل زیادی را میتوان برشمرد؛ از جمله فرصت جلب دوباره توجه همگانی به ذهنیتهای سازنده، که در ادامه به چند نمونه در این زمینه اشاره میکنیم.
تاکید بر پیشگیری. با تاکید بر عوامل خطر و محافظت، میتوان توجه مردم را از حالت واکنشی و منفعل به رویکرد پیشگیرانه جلب کرد. . در گذشته، موضوع اصلی در بحث رشد سلامت و باهمستان بیشتر تابع «پاکسازی» بوده است. اگر کسی سکته قلبی میکرد و زنده میماند، پس از بروز مشکل، او را سرزنش میکردند که باید سیگار را ترک میکرد و کمتر کره میخورد. برنامههای زیادی برای کمک به ترک الکل یا جلوگیری از مصرف دوباره مواد در بین معتادان سابق تدوین شدهاند. البته همه این برنامهها مهم هستند، اما به تنهایی کافی نیستند. ترمیم خرابیها فقط نیمی از کار است؛ باید کلا از بروز معضلات پیشگیری کرد.
تاکید بر هزینهها. هم هزینههای مالی و هم هزینههای اجتماعی را میتوان کاهش داد. چگونه؟ به نمونههای زیر توجه کنید:
- وقتی کسی مواد مصرف میکند، جبران خسارات روحی، مادی، و معنوی خانواده هزینه زیادی خواهد داشت. پیشگیری از مصرف مواد پیش از بروز این معضل، از بسیاری جهات هزینه خیلی کمتری دارد.
- هزینه کمک به نوجوانان برای تکمیل تحصیلات دبیرستانی و ورود به دانشگاه کمتر از کمکهزینه لازم برای اداره خانواده به دست یک کارگر ساده است.
- هزینههای مالی و انسانی آموزش به جوانان درباره بیماریهای آمیزشی، مثل ایدز، خیلی کمتر از هزینه درمان پس از ابتلا به این بیماریها است.
تاکید بر مزایا. تاکید بر عوامل محافظت و خطر باعث میشود عموم مردم به این فکر کنند که برای پیشگیری از حملات قلبی چه میتوان کرد و چگونه میتوان کاری کرد که مردم مواد مخدر را امتحان نکنند. این رویکرد منافع زیادی دارد. جوانانی که سالم باشند، در آینده شهروندانی خوشبخت با نقش سازنده خواهند بود و در حمایت از خانواده، دوستان، و همسایگان عملکرد بهتری خواهند داشت. این رویکرد نه تنها کمهزینه است، بلکه مهمتر از آن، درد و رنج انسانها را کاهش داده و کیفیت زندگی را ارتقا میبخشد. شاید پرتودرمانی در درمان سرطان موثر باشد، اما بیماران سرطانی شاید باز هم زندگی مشقتباری داشته باشند. بهتر است در صورت امکان به جای درمان، از بروز سرطان پیشگیری کرد.
تاکید بر آگاهی. با گفتگو درباره عوامل خطر و محافظت میتوانید آگاهی عموم مردم را درباره برنامه و دغدغههای خود افزایش دهید. این اطلاعات در صورت استفاده درست میتوانند با جذب پوشش رسانهای مورد نظر باعث آگاهیبخشی بیشتر در این زمینه شوند. چرا این کار مهم است؟ چون گفتگو درباره عوامل خطر و محافظت به مردم میفهماند که میتوان کاری کرد، هنوز خیلی دیر نشده، و مردم میتوانند در رفع معضلات نقش داشته باشند. مردم میتوانند در بهبود یا حتی نجات زندگی افراد سهیم باشند. این انگیزهای بسیار قوی است. درمان کار پزشکان است، اما تقریبا همه افراد میتوانند در راهبرد پیشگیری سهیم باشند. برای کار داوطلبانه با کودکان مدرسه محل، آموزش چندانی نیاز نیست و برای کار با دختران عضو گروههای پیشاهنگی هم لازم نیست آدم خیلی بانفوذ و سرشناسی باشید. اما هر دوی این کارها میتوانند از اقدامات مخرب مثل سوء مصرف مواد جلوگیری کنند.
شیوه گفتگو با مردم باهمستان درباره عوامل خطر و محافظت
چگونه باید مردم را از این عوامل خطر و محافظت آگاه کرد؟ آگاهیبخشی در این زمینه کار نسبتا آسانی است که میتوان آن را به راحتی در دل برنامههای رسانهای و ارتباطی فعلی جای داد. برای این کار توجه به چند موضوع لازم است:
آشنایی با عوامل مهم خطر و محافظت که با مسئله یا دغدغه سازمان ارتباط دارند. فهرستی از این عوامل را به ترتیب اهمیت بنویسید.
مستندسازی هر یک از عوامل خطر و محافظت. بدترین اتفاق هنگام صحبت کردن درباره عامل خطر این است که با پرسشی روبهرو شوید که پاسخش را نمیدانید. «از کجا معلوم این عامل واقعا عامل خطر باشد؟» برای آدمهای منفیباف احتمالی، همیشه باید پاسخی علمی و معتبر داشته باشید.
تصمیمگیری درباره هدف اصلی در گفتگو درباره عوامل خطر و محافظت.
آیا میخواهید آگاهی افراد را درباره سازمان یا دغدغه سازمان خود افزایش دهید؟
در این صورت بهتر است واضح و مختصر درباره عوامل مورد بحث حرف بزنید (یا بنویسید). موارد زیر را به روشنی توضیح دهید:
معنای اصطلاحات. اصطلاحاتی مثل عامل خطر و عامل محافظت برای افرادی که با سلامت عمومی و رشد باهمستان سروکار ندارند اصطلاحاتی دهانپُرکن و دشوار هستند که خیلی زود مخاطب را خسته میکنند. این اصطلاحات را با استفاده از زبان عامیانه و هرروزه توضیح دهید. یا اینکه میتوانید صحبتهای تخصصی را کلا کنار بگذارید. افرادی که در ارتباط با دیگران مهارت دارند گاه اول به جای صحبت کردن درباره عوامل زمینهساز، به دغدغههای افراد گروه گوش میدهند و از آنها درباره علل بروز معضلات سوال میکنند. یا به جای صحبت کردن از عوامل محافظت، از اقداماتی حرف میزنند که مردم با انجام آنها میتوانند شدت معضل مورد نظر را کاهش دهند.
- عوامل خطر و محافظت مرتبط با معضل مورد نظر. در این بخش، میتوانید از عواملی استفاده کنید که در گام قبلی فهرست کردهاید.
- اهمیت این معضل برای باهمستان.
- ماهیت و اقدامات فعلی سازمان برای رفع معضل.
آیا میخواهید مردم دست به کار شوند؟
در این صورت بهتر است پیشنهادهایی واضح و شدنی برای کارهای پیش رو داشته باشید. پیشنهادها را بلافاصله پس از ذکر عامل خطر یا محافظت مطرح کنید تا به این ترتیب وقتی این عوامل هنوز در ذهن افراد هستند، نشان دهید مسئله مورد نظر حلشدنی است. مثلا، اگر هدف تغییر رژیم غذایی مردم برای کاهش احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی است، میتوانید مطالب زیر را در مقالهای با موضوع نکات بهداشتی و سلامت در خبرنامه باهمستان عنوان کنید.
پژوهشها نشان دادهاند مصرف بیرویه گوشت قرمز از عوامل خطر بیماری قلبی-عروقی است. برای کاهش خطر ابتلا به این بیماری کشنده چه میتوان کرد؟
- کاهش مصرف گوشت قرمز به حداکثر یک یا دو بار در هفته
- در صورت مصرف گوشت قرمز در مناسبتهای ویژه، جایگزینی مصرف همبرگرهای چرب رستوران اداره با مصرف استیک در سالگرد ازدواج یا حضور در مهمانی لذتبخش همسایه به صرف کباب
- استفاده بیشتر از مرغ و ماهی در مجموعه غذایی. اگر فکر میکنید مرغ و ماهی دلتان را میزند، بد نیست نظر خود را تغییر دهید! دستور پخت زیر نمونهای از پخت استیک ماهی است که پیش از پخت در سس لیمو-شراب میخوابانند و بسیار خوشمزه است!
انتخاب زمینه کار. درباره عواملی صحبت کنید که به نظرتان در باهمستان اهمیت زیادی دارند و برایشان دنبال راه حل هستید. اگر زمان خود را صرف عامل زمینهسازی کنید که برایش برنامه ندارید، شاید کارتان بیثمر به نظر برسد. بنابراین، اگر برای عاملی خطر یا محافظت برنامه ندارید، بهتر است درباره آن عامل صحبت نکنید.
این قاعده دو استثنا دارد: مورد اول زمانی است که برای مخاطبان خیلی خاص حرف میزنید (مثلا، مسئولان اهدای کمکهای مالی که خواستار نگاهی جامع به معضل یا برنامه شما هستند)؛ مورد دوم زمانی است که میخواهید نمایی کلی از عوامل محافظت و خطر ارائه دهید. در هر دو حالت، بهتر است درباره همه عوامل زمینهسازِ مسئله مورد نظر خود بحث و گفتگو کنید.
آشنایی با مخاطب و هماهنگی پیام با مخاطب.
اندیشیدن درباره سایر مسائل. در بحث درباره موضوعات حساس، یک جمله ناجور میتواند شدیدا مخرب باشد. در تهیه فهرست عوامل خطر و محافظت، ممکن است شما نیت خوبی داشته باشید، اما مخاطب طور دیگری برداشت کند.
برای گفتگو درباره عوامل خطر و محافظت، بهترین شکل ارتباط و پیامرسانی را بر اساس امکانات انتخاب کنید.
- گفتگوی رودررو. در گفتگو با دیگران درباره دغدغههای خود، همیشه میتوان در صحبتهای خودمانی از عوامل خطر و محافظت حرف زد. این گفتگو میتواند در قالب مکالمهای غیر رسمی در فروشگاه محل با یکی از همسایهها باشد که از گسترش اخیر خشونت در میان جوانان نگران است. برای صحبت کردن در این باره لازم نیست کتاب و مقاله بنویسیم یا سخنرانی کنیم. کافی است جملات سادهای مثل این بگوییم: «راست میگویی، اوضاع بدتر شده. کاش بعد از مدرسه برای بچهها فعالیتهایی را در نظر میگرفتیم [اشاره به عامل محافظت] تا سرشان گرم شود و از خیابان جمع شوند. درباره این فعالیتها نظری ندارید؟» همچنین، این گفتگو میتواند در قالب صحبتهای رسمی با رهبر ائتلاف باشد. نکته مهم این است که صحبت کردن درباره عوامل خطر و محافظت همیشه مفید است.
- دفترچه/برگههای تبلیغاتی/گزارهبرگ. همه اینها ابزار مناسبی برای انتقال حجم زیاد اطلاعات به گسترهای وسیع از مخاطبان هستند. این ابزارها بهویژه زمانی مفیدند که میخواهیم تصویری کلی از عوامل خطر فردی ترسیم کنیم که نمونه آن را پیشتر در مثال بیماری قلبی-عروقی دیدیم. در صورت نیاز به دریافت بازخوردهای مشخص یا تلاش برای بسیج افراد در راستای همکاری با سازمان، این ابزارها چندان مفید نیستند.
- مطلبنویسی یا سرمقالهنویسی در روزنامههای محلی یا خبرنامه سازمان. این روش هم مثل استفاده از دفترچه، گزارهبرگ، یا برگههای تبلیغاتی مزایا و معایبی دارد. مقالاتی که در روزنامههای محلی مینویسید به دست گستره وسیعی از مخاطبان میرسند، اما باید در نظر داشت که اگر پیامها به درستی منتقل شوند، روزنامههای محلی گاه به صحنه نزاع تبدیل میشوند. همچنین، حتما شماره تلفن یا راههای ارتباطی دیگر را برای دریافت بازخورد و اطلاعات بیشتر درج کنید.
- جلسه ارائه مطالب. یکی دیگر از راههای اطلاعرسانی درباره عوامل خطر و محافظت ارائه مطلب درباره موضوعاتِ مرتبط با دغدغههای سازمان است. در این روش، علاوه بر ارائه اطلاعات، میتوانید جلسه پرسش و پاسخ هم داشته باشید که از مزایای این روش است. همچنین، ارائه خوب مطالب میتواند افراد را به اقدام عملی تشویق کند. با گذاشتن برگههای نامنویسی در اتاق محل برگزاری جلسه (یا پخش این برگهها یا ابزارهای مشابه)، میتوانید «تا تنور داغ است» افراد را جذب کنید. از معایب این روش احتمال کمتر بودن تعداد مخاطبان در مقایسه با مطلبنویسی است.
ارزیابی کارهای انجامشده. ببینید چطور میتوانید موفقیت خود را در اطلاعرسانی ارزیابی کنید. آیا مخاطبان به فهم روشنی از عوامل خطر و محافظت رسیدهاند؟ آیا توانستهاید به آنها برای اقدام عملی انگیزه بدهید؟ چطور میتوانید درباره این موضوعات تصمیم بگیرید؟
خلاصه
گفتگو درباره عوامل خطر و محافظت در مجموع روش بسیار خوبی برای به فکر انداختن مردم درباره شیوههای پیشگیری است. به جای تاکید بر درمان، میتوانید توان خود را بیشتر در راستای پیشگیری از معضلات به کار گیرید. برای لحظهای دنیایی را تصور کنید که عاری از معضلی است که برایتان دغدغهساز شده است و در پی رفعش هستید. برای رسیدن به این هدف، باید توان خود را صرف نقاطی کنیم که بهترین بازدهی را دارد.
هنا تجدون قائمة مراجعة تلخّص النقاط الأساسية الموجودة في النص:
______ لقد فهمتم أنّ عوامل الخطر وعوامل الحماية هي جوانب من بيئة الشخص التي تزيد من احتمال أن يختبر مشكلةً ما (عوامل الخطر) أو تخفف منه (عوامل الحماية).
لقد فهمتم أنّ عوامل الخطر بالنسبة لإدمان المراهقين تتضمّن:
______ الحرمان الاقتصادي
______ توفّر المواد
______ تاريخ عائلي من الإدمان على المخدّرات
______ الفشل الأكاديمي
______ أصدقاء يتعاطون المخدّرات
لقد فهمتم أنّ عوامل الحماية بالنسبة لإدمان المراهقين تتضمّن:
______ التواصل والعلاقات مع غير المستخدمين
______ التدريب على المهارات
______ معتقدات صحيّة ومعايير واضحة
لقد فهمتم أنّه عليكم التحدّث عن عوامل الخطر والحماية مع أعضاء المجتمع المحلي للأسباب التالية:
______ للتركيز على الوقاية
______ للتركيز على الكلفة
______ للتركيز على المنافع
______ للتركيز على الوعي
لقد فهمتم كيفيّة التحدّث عن عوامل الخطر والحماية:
______ عرفتم عوامل الخطر والحماية المهمّة بالنسبة لمسألتكم.
______ قمتم بتوثيق كل عامل خطر أو حماية.
______ قرّرتم تماماً ما الذي تودّون تحقيقه من خلال التحدّث عن عوامل الخطر والحماية (تحسين المعرفة أو إقناع الناس بالقيام بتحرّك).
______ لقد اخترتم معركتكم.
______ عرفتم جمهوركم وقمتم بحياكة رسالتكم وفق الذين تتواصلون معهم.
______ فكّرتم بالأمور الأخرى التي تقولونها.
______ اتّخذتم قراراً حول شكل الاتّصال الأنسب والأكثر قابليةً للتنفيذ.
______ تقيّمون ما تقومون به.ٍ
نویسنده
جِينِيت ناجي
هذا المضمون لم يترجم الى اللغة العربية بعد، نعتذر عن ذلك
یکی از راههای بسیار موثر در افزایش آگاهی و مشارکت مردم در باهمستان این است که برای آنها جلسه ارائه شفاهی بر پا کنید. «ارائه شفاهی برای باهمستان» توضیح رودرروی نظرات شما به اعضای باهمستان است. ارائه شفاهی میتواند در قالبهای متفاوتی انجام شود؛ سخنرانیهای عمومی، صحبتهای غیررسمی، جلسه محلی، مباحثه، کارگاه آموزشی و یا سمینار.
اما همه قالبهای ارائه شفاهی ویژگیهای مشترکی دارند. اول، هدف همه تبادل نظر درباره مشکلات، مسائل، برنامههای کاری و یا اهداف برای باهمستان است. دوم، هر شکل از ارائه شفاهی به کاربرد برخی اصول پایه در ارتباطات وابسته است که قصد داریم در این بخش از «جعبه ابزار باهمستان» این اصول را برای شما توضیح دهیم.
چگونه یک ارائه شفاهی موفق داشته باشیم؟
ارائه شفاهی موفق سه عنصر کلیدی دارد: پیشینه مناسب، آمادگی مناسب و ارائه مناسب. هرکدام از این سه مرحله چند گام در خود دارد که اینجا به ترتیب توضیح داده میشود:
بهترین قالب ارتباطاتی را برای ارائه شفاهی خود انتخاب کنید
بدیهی است که بخشهای مهمی از راهبرد ارتباطاتی شما برای دعوت مخاطبان به جلسه ارائه شفاهی میتواند درج آگهی، اطلاعرسانی از طریق رادیو و تلویزیون محلی، ارسال نامه، خبررسانی خانه به خانه و یا از طریق تلفن و دعوت شخصی از افراد باشد. افزون بر این، شاید بخواهید در جلسات عمومی انجمنها، سیمنارها و یا کارگاههای آموزشی درباره مسائل، اهداف و برنامههای کاری خود صحبت کنید.
مشخص کنید که چه کسانی مخاطب شما خواهند بود
مهم است که بدانید چه کسانی احتمالا مخاطب سخنرانی یا جلسه ارائه شفاهی شما خواهند بود، تا در گفتارتان نیازها و نگرانیهای ویژه آنها را نیز بازتاب دهید. اینجا چند پرسش مشخص درباره مخاطبان فهرست کردهایم که خوب است از خود (و دیگران) بپرسید:
- گروه سنی مخاطبان شما، سطح تحصیلی، ارزشها، پیشینه فرهنگی یا قومی آنها چیست؟
- شما را چگونه میشناسند؟ چه تصویری از شما در ذهن دارند؟
- چقدر به موضوعی که شما میخواهید درباره آن صحبت کنید، علاقهمندند؟
- چه چیزهایی (و چقدر) از موضوع میدانند؟
- انتظار مخاطبان از شما چیست؟
- انتظار مخاطبان از ارائه شفاهی شما چیست؟
جذب مخاطبانی که میخواهید حضور داشته باشند
از خود بپرسید: «میخواهم چه کسانی مخاطب ارائه شفاهی من باشند؟» و این افراد افزون بر آن کسانی هستند که احتمالا در جلسه شرکت خواهند کرد. شما میتوانید این افراد را جذب کنید و این اهمیتی ویژه دارد. میتوانید به شکل غیرمستقیم و با ایراد علنی ارائه شفاهی به نحوی که پیام به مخاطبان مورد نظر شما برسد، این کار را بکنید. و یا اینکه شما (یا اعضای گروهتان) با ارسال نامه، تماس تلفنی و یا ملاقات رو در رو از آن افراد بخواهید که در جلسه ارائه شفاهی شما شرکت کنند.
- آیا ارائه شما درباره ایمنی در محلهتان است؟ افراد ناظر بر مسئله جرائم را جذب کنید.
- … درباره بیماریهای کودکان است؟ پرستاران مدارس را جذب کنید.
- … درباره ورزش جوان است؟ مربیان ورزش جوانان را جذب کنید.
از فضا و امکانات محل جلسه ارائه شفاهی از قبل اطلاع حاصل کنید
افزون بر اطلاعاتی که باید از مخاطبان خود به دست آورید، باید در مورد مکان و فضایی که قرار است جلسه خود را ارائه کنید نیز اطلاعات کسب کنید. مثلا اینکه فضای اتاق چقدر است؟ چیدمان اتاق چگونه خواهد بود؟ چه امکانات دیداری/شنیداری در دسترس خواهید داشت.
آمادگی مناسب
حالا آمادهاید که ارائه شفاهی خود را طرحریزی کنید.
اهداف خود را روشن کنید
قبل از ایراد سخنرانی یا ارائه شفاهی برای باهمستان، باید در مورد آنچه میخواهید صحبت کنید، با دقت فکر کنید. اهداف اصلی شما از ارائه شفاهی چیست؟ آنها را یادداشت کنید چون به شما کمک میکند که بر خطوط اصلی ارائه خود -که در قسمت بعد به آن میپردازیم- تمرکز داشته باشید .
تعیین سرفصلها
همانند دیگر انواع ارائه که ممکن است قبلا انجام داده باشید، باید عناوین اصلی، نکتهها و مسائلی که میخواهید مطرح کنید، روشن باشند. عناوین کلی معمولا به ترتیب خاصی ارائه میشوند که اغلب به این شرح است:
- مرور کلیات
- تاریخچه یا پیشینه مسئله
- توضیح وضعیت فعلی یا مشکل
- راهحل پیشنهادی شما - که اغلب با درخواست برای اقدام همراه است
- جمعبندی
اگر فکر میکنید با ترتیبی متفاوت نتیجه بهتری میگیرید، آن را امتحان کنید.
محتوای خطوط اصلی شما باید بر اهدافی که برشمردیم، استوار باشد و شامل آن نکات اصلی باشد که میخواهید مخاطبان آن را بدانند.
انتخاب مواد
وقتی عناوین اصلی ارائه شفاهی خود را تعیین کردید، باید به دنبال تهیه محتوای لازم برای استفاده در جلسه باشید. این مواد میتواند چیزهایی مثل بریدههای روزنامه، نقل قول، گزارش، دادهها و اطلاعات رسمی، مطالعات موردی و یا مثالهایی در حمایت از نکات کلیدی ارائه شما باشد. حتی در یک ارائه ده پانزده دقیقهای داشتن چنین موادی به شما کمک میکند که آمادگی بهتری داشته باشید و نیز اگر مخاطبان شما سوالی داشتند، در پاسخگویی مستند به آنها کمکتان کند.
گام بعدی غربال کردن این مواد و انتخاب بهترینها برای استفاده است. از خود بپرسید کدام یک از آنها با موضوع ارائه شما ارتباط بیشتری دارد؟ کدام یک به بهترین وجه ارائه شما را مستند و تاثیرگذار میکند؟
ابزار دیداری: انواع ابزارها و راهنمایی برای کاربرد آن
ابزار دیداری (یا بصری) در جریان ارائه شفاهی میتواند توجه مخاطبان به سخنان شما و نیز ماندگاری آن سخنان در ذهنشان را بهبود بخشد. به این دلیل که افراد معمولا آنچه را میشنوند و همزمان میبینند، در مقایسه با شنیدن تنها، بهتر به خاطر میسپارند. ابزار کمکی دیداری با ویژگی ساده، تمیز و چشمنواز شناخته میشود و میتوان به آسانی آن را دید و خواند. برخی از انواع ابزارهای دیداری که میتوانید استفاده کنید، اینهاست:
- تخته سیاه/سفید. این ابزار بخصوص در گروههای کوچک مفید است و میتواند به مشارکت و ارتباط با مخاطبان کمک کند.
- کاغذگردان (فلیپ چارت). میتوانید کاغذگردان را از قبل (به رنگهای مختلف) آماده کنید و به عنوان ابزار مشارکت مخاطبان بهکار برید.
- پروژکتور. این ابزار و صفحه شفاف همراه آن برای نمایش اشکالی که با دست کشیدهاید و یا عکس و متن کارآمد است. برای این کار به پروژکتور مخصوص نیاز دارید. به یاد داشته باشید که حتی هنگام صحبت کردن میتوانید روی صفحه شفاف بنویسید.
- کاربرگ برای توزیع. این کاربرگها باید حاوی چکیدهای از نکات اصلی و اطلاعات گفتار شما همراه با نشانی و شمارههای تماس باشد. کاربرگها را میتوانید قبل از آغاز ارائه شفاهی توزیع کنید تا مخاطبان شما فرصت مطالعه و دنبال کردن اطلاعات فنی شما را داشته باشند، و یا در پایان ارائه شفاهی. (در جریان ارائه، کاربرگها را توزیع نکنید؛ توجه مخاطبان را از حرفهای شما منحرف میکند.)
راهنمایی برای تمرین موثر ارائه شفاهی
- روبهروی آینه تمرین کنید. اینطوری میتوانید حالت صورت، حرکت دستها و طرز ایستادنتان را ببینید.
- روبهروی دیگران تمرین کنید - اعضای خانواده، دوستان، همکاران و هر آنکه مایل است به حرفهای شما گوش دهد. تمرین در مقابل دیگران یکی از بهترین اشکال آن است.
- روبهروی دوربین فیلمبرداری یا ضبط صوت تمرین کنید. با این روش نیز میتوانید خودتان را ببینید و بشنوید و تصمیم بگیرید که چطور عملکردتان را بهبود بخشید. (دوربین دروغ نمیگوید و یک ابزار خوب برای یادگیری است.)
- با صدای بلند بخوانید. و در این هنگام سعی کنید راحت و طبیعی صبحت کنید و نه آنکه انگار از روی نوشته میخوانید.
- تنفس و حفظ آرامش را تمرین کنید. شاید این کار بیاهمیت و پیشپاافتاده به نظر برسد، اما وقتی اضطراب دارید، تنفس شما سطحی میشود و در نتیجه دچار کمبود اکسیژن میشود و این امر نیز به نوبه خود باعث میشود که نتوانید درست فکر کنید.
- با ساعت تمرین کنید. هدف این تمرین این است که زمان لازم برای ارائه خود را به دست آورید و آن را با وقتی که در اختیار دارید، تنظیم کنید. ارائه شما نباید از مدت زمانی که برای آن در نظر گرفته شده، کمتر یا بیشتر به طول انجامد.
- ارتباط چشم در چشم با مخاطبان را تمرین کنید. نگاه خود را به یادداشتها و یا گوشهای از اتاق ندوزید، بلکه به مخاطبان خود نگاه کنید.
- همواره به شیوه بیانتان توجه کنید. آیا سخنان شما واضح شنیده میشود؟ آیا خیلی تند و یا خیلی کشدار صحبت میکنید؟ آیا لحن شما متناسب با واژهها عوض میشود، یا یکنواخت است؟ در این باره نیز میتوانید از شنوندههایی که در مقابلشان تمرین میکنید، نظرخواهی کنید و یا به تصویر و صدای ضبط شده خود دقت کنید.
از یادداشتهای خود استفاده کنید
حالا زمان ارائه است. پیام مهمی دارید و واقعیتها را جمعآوری کردهاید. اما به چیزی بیشتر از صرفا واقعیت نیاز دارید. باید بتوانید با مخاطبان خود نیز ارتباط برقرار کنید و آنها را در کار دخیل سازید. چگونه میتوانید آنها را از مسائل آگاه سازید، متقاعدشان کنید و به آنها انگیزه بدهید که با شما کار کنند؟
یادداشتهای خود را منظم و منسجم نگه دارید. هر موضوع اصلی را روی یک برگه بنویسید و عنوان را با حروف بزرگ برجسته کنید و برای تاکید روی نکات کلیدی از رنگهای متفاوت استفاده کنید.
یادداشتهای شما بنیانی است که ارائه شفاهی شما بر آن بنا شده و به شما کمک خواهد کرد تا حد امکان سخنان شما متقاعدکننده و الهامبخش باشد. وقتی ارائهتان را شروع کردید، چه بسا تا حدی از موضوع منحرف شوید، اما یادداشتها به شما کمک میکنند که دوباره به موضوع اصلی برگردید.
متقاعد کردن مخاطبان
سخنوری هنری هزاران ساله است و پیچ و خمهای حرفهای زیادی دارد. اینجا به طور فشرده برخی از آنها را بازگو میکنیم:
- جملههای آغازین سخنرانی شما کلید جلب توجه مخاطب است. این جملهها باید به یادماندنی، کوتاه و صریحا مرتبط با اصل موضوع باشد. خاطره، نقل قول و گاهی بذلهگویی راههای جلب توجه مردم و حفظ آن است.
- وقتی توجه مخاطب را جلب کردید، اجازه دهید که حدس بزنند چه انتظاری از سخنان شما داشته باشند. هدف خود را بیان کنید و به طور فشرده بگویید که درباره چه موضوعی میخواهید صحبت کنید.
- ارتباط چشمی با مخاطبان را از یاد نبرید. اینگونه با آنها ارتباط برقرار کنید. در صورت لزوم، از بازخورد مخاطبان به عنوان راهنمایی برای تصحیحهای کوچک در هنگام ارائه استفاده کنید. اما سعی کنید واژهها را هدر ندهید، به خصوص اگر وقتتان کم است. هر واژه را سنجیده به کار برید.
- شواهد مهم است. واقعیتها و آمار را بیان کنید. مقایسه با دیگر باهمستانها اغلب موثر است. اما اطلاعات را روی ذهن مخاطبان خود تلنبار نکنید، چون باعث میشود حواسشان پرت شود. ارائه خود را ساده، منسجم، مرتبط با موضوع و قابل درک نگه دارید. اطلاعات اضافهای را که میخواهید مخاطبان داشته باشند، به شکل چاپ شده به آنها ارائه کنید.
- نکتههای مهم ارائه را برجسته کنید. به صورت شفاهی بر آن نکتهها تاکید کنید و یا از ابزارهای دیداری کمکی برای نمایش آن استفاده کنید. تکرار یک سخن تا حدی کمک میکند؛ تکرار ایدههای اصلی شما با جملههای متفاوت کمک میکند که مخاطبان شما آنها را به حافظه بسپارند.
- در مورد موضوع قاطعانه صحبت کنید. شما به حرفتان باور دارید؛ این باورتان را نشان دهید. و نیز ممکن است نسبت به موضوعی که درباره آن صحبت میکنید، احساساتی هم داشته باشید. آن را نیز نشان دهید، که البته به این معنا نیست که تک تک احساسات خود را بروز دهید. در کل خوب است که احساس خود را بیان کنید اما مهار آن را به دست داشته باشید و فقط در خدمت به بهبود ارائه خود آنها را به کار ببرید.
- هدف شما ممکن است شامل اقدام نیز باشد؛ و بنابراین وقتی به پایان ارائه خود نزدیک میشوید، نشان دهید که چه اقدامی لازم است و چرا. هر مرحله از اقدام را مشخص کنید و به روشنی نشان دهید که مخاطبان چگونه میتوانند در آن اقدام سهم داشته باشند.
- پایان ارائه حداقل به اندازه آغاز آن مهم است. نکات مهم را جمعبندی کنید. بار دیگر به نیاز بر اقدام تاکید کنید، نشان بدهید که اقدامات پیشنهادی شما فوری و عملی است. ارزشها و نگرانیهای مشترک را به مخاطبان یادآوری کنید و (این بار به خصوص) احساس خود را نشان دهید و سپس با یک جمله به یادماندنی ارائه خود را به پایان برسانید.
- اهمیت موضوع را توضیح دهید
- واقعیتها را ارائه کنید
- با جمعبندی ارائه خود را به پایان نزدیک کنید
- اقدامات عملی ممکن را نشان دهید
- مشارکت در اقدام را در مخاطب برانگیزانید.
پرسش و پاسخ
ارائه شما به پایان رسیده و مخاطبان نیز با کف زدن تشویقتان کردهاند. اما کار شما تمام نشده. در بیشتر ارائههای شفاهی، مخاطبان پرسشهایی خواهند داشت و پاسخ شما به آن پرسشها میتواند بسیاری از آنها را که هنوز تردید دارند، با شما همراه سازد.
بهترین روش پاسخگویی به پرسشها این است که از قبل برای آن آماده باشید. معمولا دشوار است که پرسشهای مخاطبان را حدس بزنید ولی اگر بتوانید پرسشها را پیشبینی کنید میتوانید پاسخهایی عمومی نیز برای آنها تهیه کنید (تاکید دوباره: یادداشتهایتان در اینجا کمک میکند) و آماده پاسخگویی باشید. هرچه بیشتر آماده باشید، تاثیر پاسخهای شما بیشتر است.
برخی راهنماییهای عمومی:
- به هر پرسشی با دقت گوش دهید.
- در صورت نیاز پرسش را با عباراتی دیگر تکرار کنید تا هم مطمئن شوید که برداشت شما درست است و هم اینکه اگر کسانی پرسش را نشنیدهاند، آن را بشنوند. سپس پاسخ دهید.
- احترام و قدردانی خود را به پرسشگران نشان دهید، حتی اگر فکر میکنید پرسش بیربط است.
- پاسخهای خود را نسبتا کوتاه و مرتبط با پرسش نگه دارید.
برخی وضعیتهای خاصی که ممکن است پیش آید:
- پرسشگر با پاسخ شما مخالف است. این اتفاق خواهد افتاد. در این هنگام شما میتوانید روی نکاتی که با پرسشگر موافقید تاکید کنید و همزمان اذعان کنید که روی برخی نکات در این مورد خاص با او موافق نیستید و دلایل خود را دوباره تکرار کنید و نیز نشان دهید که نگرش دیگران به موضوع را درک میکنید. بحث را در چنین مواقعی کش ندهید.
- پرسشگر ممکن است عصبانی شود و یا خصمانه رفتار کند. اما شما عصبانی نشوید و خونسردی خود را حفظ کنید.
- پاسخ را نمیدانید. بگویید که نمیدانید و پیشنهاد کنید که به دنبال پاسخ خواهید گشت و با پرسشگر تماس خواهید گرفت. (گاهی میتوانید همان لحظه در میان شواهد و یادداشتهایی که برای ارائه خود جمعآوری کردهاید، بگردید و ممکن است پاسخ را بیابید.)
- گاهی پرسش بحث را منحرف میکند. به پرسش با دقت گوش دهید و هنگام پاسخ بحث را دوباره به مسیر اصلی بیاورید. اگر پرسشگر اصرار میکند، طوری که پیشتر گفته شد، از او تشکر کنید و بحث درباره آن را خاتمه دهید. و یا اینکه به تسهیلگر و یا میزبان، اگر هست، نگاه کنید تا او هدایت بحث را به دست گیرد.
پیگیری
وقتی که زمان پرسش و پاسخ به پایان میرسد (به خصوص اگر همه چیز به خوبی پیش رفته باشد) فرصت آن را خواهید داشت که کار را پیگیری کنید. حالا حامیان بیشتری دارید و نیز افرادی که قبلا ممکن است تردید داشتهاند، با شما همراه شدهاند. از این فرصت طلایی استفاده کنید. حالا زمان خوبی است که این موج پشتیبانی را برای پیشبرد کار خود به کار گیرید.
چگونه؟ برخی روشها میتواند اینها باشد:
- ممکن است روی میزی در گوشه اتاق جزوههای اطلاعاتی آماده داشته باشید. (از دوستی برای توزیع آنها کمک بخواهید.)
- فهرستی از نام و نشانی پستی یا ایمیل افراد تهیه کنید تا به آنها اطلاعات بیشتری ارسال کنید.
- تاریخ جلسه بعدی خود را اعلام کنید.
- به مخاطبان یادآوری کنید که چگونه میتوانند در اطلاع رسانی کمک کنند (مثل تماس تلفنی، گفتگو با دوستان و امثال آن).
و نیز میتوانید بعد از ارائه شفاهی خود در محل جلسه بمانید و با آنها که میخواهند درباره کار شما بیشتر بدانند و یا کمک کنند، صحبت کنید.
نکته کلیدی این است که راههایی بیابید که از انرژی و شور و شوقی که ایجاد شده، بیشترین بهره را ببرید. بعد از ارائه وقت این کار است. به این دلیل که شور و شوق آدمیزاد معمولا زود به پایان میرسد. یک هفته بعد بسیار دشوارتر خواهد بود که همین گروه از مخاطبان را تشویق به حمایت کنید؛ آن هم در صورتی که یادتان باشد مخاطبان که بودند و آنها را بتوانید دوباره دور هم جمع کنید!
______ لقد فهمتم أنّ "العرض المجتمعي" هو وصف حي مباشر، وجهاً لوجه، لوجهة نظركم أمام مجموعة محليّة.
______ لقد فهمتم أنّه يمكن تقديم العروض المجتمعية عبر عدّة أشكال مثل الخطابات العامّة، أو الأحاديث غير الرسميّة، أو الاجتماعات في البلدة، أو المناظرات، أو ورش العمل، أو الندوات.
لقد فهمتم أسباب تقديم العروض:
______ زيادة وعي المجتمع المحلي وفهمه
______ زيادة الدعم
______ تشجيع المجتمع المحلّي على الانخراط والتحرّك
لقد فهمتم متى عليكم تقديم العروض:
______ عندما يكون وعي المجتمع المحليّ أو فهمه للمسألة ضعيفاً
______ عندما يكون لديكم معلومات جديدة أو مهمّة عن المسألة
______ عندما يكون المجتمع المحلي قابلاً لاستقبال هكذا معلومات
______ عندما يكون التحرك السريع واجباً
لقد علمتم كيف يجب أن تقدّموا العروض:
______ اتّخذتم قراراً حول أفضل وسيلة اتّصال.
______ تعرفون مَن سيكون جمهوركم.
______ استقطبتم أعضاء الجمهور الذين تريدونهم.
______ تعرّفتم على مكان للعرض.
______ أوضحتم أهدافكم.
______ قمتم ببناء خطوط عريضة للعرض.
______ قمتم باختيار المواد التي تلزمكم.
______ تمرّنتم على العرض.
______ استخدمتم ملاحظاتكم.
______ "جعلتموهم يقفون على أقدامهم!" (إعجاباً أو إقناع الجمهور)
______ تَحضَّرتم للأسئلة.
______ قمتم بمتابعة ما بعد عرضكم.
نویسنده
إيريْك وَدود
المثل الأوّل: قصّتا نجاح
- تكلّمت مواطنة في اجتماع عام عن تخطيط الأراضي وتوزيعها، إذْ كانت متخوّفة من احتمال توسيع الطريق وتحويل الأرض أمام منزلها ومنزل الجيران إلى موقف للسيّارات، في حال جرى تغييرٌ في تقسيم الأراضي. لم تكن السيّدة متكلّمةً محترفةً نهائيّاً، فهي قالت أنّها مجرّد أمّ عاملة، ترعرعت في البلدة، وتحاول تربية أطفالها، وتعاني من مشاكلها الخاصّة.
لكنّ السيّدة تحدّثت باللغة اليوميّة، بلغةٍ ملوّنة، تتضمّن دعابة تسخر فيها من ذاتها... كما تطرّقت إلى فكرة أنّها وجيرانها ناس عاديّون يحاولون تحقيق بعض أهدافهم. فضلاً عن ذلك، اقترحت السيّدة بعض الحلول البديلة، وكانت مستعدّة لتقديم بعض التنازلات. ما حدث أنّ هذه السيّدة سحرت الجمهور بأكمله، فلم يجرِ أي تغيير في تخطيط الأراضي، ولم يتم توسعة الطريق هناك ولا بناء موقف السيّارات
- في اجتماع لأهل الحي، تحدّث أحد ممثلّي البلدية عن كلفة إعادة تأهيل المدرسة المتوسّطة في البلدة. إذْ كانت التجديدات قد تخطّت الموزانة حتّى الآن، وكان على الناخبين أن يوافقوا على المزيد من التمويل لكي يستمر العمل. لم يكن أحد سعيداً بالوضع، ولكن ممثّل البلدية تحدّث بشكل مباشر عن أسباب ارتفاع الكلفة، فطبيعة التربة والأرض اختلفت عن التقديرات، ما أدّى إلى تراجُع إحدى شركات البناء.
إذن، عرض ممثّل البلدية الوقائع أمام الجمْع، ولم يخفِ أيّ أمر، فقال أنّ هنالك أخطاء ارتُكبت، ولكنّها لن تتكرّر، وتحمّل جزءاً من مسؤولية اللوم. كما بدا صادقاً عند الإجابة عن الأسئلة. من جهة أخرى، قال أيضاً أنّه ينبغي على المشروع أنْ يتقدّم، وأنّ تكاليف إيقافه ستكون أكبر. ولقد صدّقه الناخبون الذين استمعوا له، وأُعطي الدعم من البلدة بأكملها من أجل مواصلة التجديد والتصليح.
نویسنده
إيريك وَدُود
بخشهای این فصل در حال ترجمه به فارسی است. نسخه انگلیسی این فصل را برای ملاحظه و مطالعه مطالب از اینجا ببینید.
در «جعبه ابزار باهمستان»، مولفان از راههای گوناگون برای بهبود باهمستانهای ما صحبت میکنند و همینطور از چگونگی انجام تمام کارها و برنامههای کوچک و بزرگی که باعث میشوند هر سازمانی عملکرد خوبی داشته باشد. اما به طور کلی – همه این تغییرات چگونه اتفاق میافتند؟ استراتژیهای فراگیری که به شکلی موثر منجر به بهبود شرایط باهمستانها میشوند، کدامها هستند؟ چرا بعضی از سازمانهای مردمی ناکام میمانند، در حالی که بعضی دیگر کارهای بزرگی انجام میدهند و به رشد و شکوفایی میرسند؟
سازماندهی برای تغییر مثبت در باهمستان به چه معنی است؟
سازماندهی باهمستان فرآیندی است که افراد از طریق آن برای شناسایی مشکلات یا اهداف، بسیجکردن منابع و به بیان دیگر، طراحی و اجرای استراتژیهایی برای دستیابی به اهداف مورد نظرشان، گرد هم میآیند.
همانطور که میبینید سازماندهی باهمستان فرآیند مهمی است و در حقیقت راهی است برای بررسی هر آنچه که انجام میدهیم. به خاطر همین، بسیاری از ایدههای دیگر مطرح شده در جعبه ابزار باهمستان زیر این چتر جمع میشود. برای مثال، سازماندهی موثر باهمستان عموما شامل موارد زیر است:
-
شناخت باهمستان: نخستین گام کلیدی این است که یاد بگیریم باهمستان چیست و چه چیزی برای ساکنان آن مهم است.
-
تولید و استفاده از قدرت. با توجه به ماهیت سازمان و اهداف درازمدت شما، انواع قدرت وجود دارد. سازمان شما ممکن است دارای انواع مختلفی از قدرت باشد یا به آن نیاز داشته باشد. انواع مختلف قدرت عبارتند از:
-
قدرت سیاسی یا قانونگذاری – برای مثال، شما میتوانید برای تصویب قوانینی کار کنید که تهیه مشروبات الکلی و دخانیات را برای جوانان مشکلتر میسازد.
-
قدرت مصرف کنندگان – سازمان شما ممکن است در مقابل شرکتی که سیاستهایش محیطزیست را به خطر میاندازد، سیاستهای تحریمی در پیش گیرد و کالای آنها را خریداری نکند.
-
قدرت قانونی اعمال مقررات – سازمان شما ممکن است مالک متخلفی را به دادگاه بکشاند.
-
قدرت اخلالگری – کارکنان یک سازمان ممکن است به عنوان بخشی از تقاضاهایشان برای کسب شرایط کاری بهتر، اقدام به اعتصاب کنند.
-
-
بیان صریح و شفاف مسائل. بخش بسیار مهمی از سازماندهی موثر، شفاف بودن و صریح بودن در مورد چیزهایی است که برای افراد مهم است، و نیز آن چه شما فکر میکنید باید در خصوص آن انجام شود.
-
برنامهریزی برای اقدام هدفمند. برنامهریزی برای اقدام، موضوعی محوری در سازماندهی موثر باهمستان است.
-
سهیم کردن افراد دیگر. سازماندهی باهمستان تا اندازه زیادی به واسطه نیرو و توانی انجام میگیرد که در تعداد اعضا وجود دارد. سازماندهی باهمستان در این ایده خلاصه میشود که «آنچه ما به تنهایی قادر به انجام آن نیستیم، اغلب با کمک هم میتوانیم به انجام برسانیم».
-
تولید و استفاده از منابع دیگر. اگرچه سهیمکردن گروههای بزرگی از افراد در کانون هر گونه تلاش برای سازماندهی باهمستان قرار دارد، اما همچنان نیاز به کسب منابع دیگری وجود دارد که ممکن است به صورت وجه نقد، انواع هدایا، و اشکال دیگر کمکهای مالی یا پشتیبانی باشد.
-
ارتباط برقرار کردن با اعضای باهمستان. راههای زیادی وجود دارد که با آن بتوانید به طور موثر با اعضای باهمستان خود ارتباط برقرار کنید و به آنها این امکان را بدهید که بدانند شما دارید چه کاری انجام میدهید، چرا آن را انجام میدهید و چرا آنها نیز باید بخشی از آن باشند.
-
نکته مهمی که باید به یاد داشت این است که سازماندهی باهمستان اساسا یک فرآیند مردمی است و ربطی به یک «کارشناس» ندارد که از بیرون میگوید باهمستان باید روی چه موضوعی کار کند. بلکه درمقابل، مربوط به اعضای آن است که علاقهمند به چیزی میشوند و انرژی حاصل از آن علاقه را برای ایجاد تغییر مثبت به کار میگیرند. به طور خلاصه، سازماندهی باهمستان در کل مربوط به توانمندسازی افراد برای بهبود زندگی آنها است، هر طوری که به بهترین نحو بتوان آن را انجام داد.
درس اساسی برای سازماندهنده باهمستان این است که: شما افراد را سازماندهی نمیکنید تا چیزی را انجام دهند که شما فکر میکنید باید انجام شود، بلکه به جای آن، به آنچه که برای افراد مهم است، پی میبرید و به آنها در دستیابی به اهدافشان کمک میکنید.
در صورتی که سازماندهی باهمستان به درستی انجام شود، تغییرات مثبتی برای اعضای آن حاصل خواهد شد. بسیاری از اوقات، سازماندهی باهمستان در بین کسانی انجام میشود که به طور سنتی صدایشان شنیده نشده یا نیازهایشان نادیده گرفته شده است. مانند افراد فقیر، بی خانمانها، گروههای خاص اقلیت و غیر آنها.
چرا باید در سازماندهی باهمستان شرکت کنید؟
سازماندهی اعضای هر باهمستان – فارغ از اینکه اهداف شما چه باشند – مزایای دیگری هم دارد که اگر کار به خوبی انجام شود، این مزایا به دست خواهند آمد. از جمله:
-
توانایی بیشتر برای ایجاد تغییراتی که در پی آن هستید. صدای جمعی تعداد زیادی از افرادی که با هم برای حل مشکلی کار میکنند، معمولا بسیار قویتر از صدای واحد است.
-
توانمندسازی. سهیم کردن افراد (به ویژه کسانی که به طور سنتی قدرت زیادی نداشتهاند) در بهبود شرایطی که به زندگی آنها شکل میدهد، میتواند احساس افراد را نسبت به ارزش و تواناییهایشان افزایش دهد و به آنها کمک کند که زندگی پربارتری داشته باشند.
-
افزایش خودبسندگی در بین اعضای باهمستان. سازماندهی افراد برای ایجاد تغییر، به آنها کمک میکند تا بیشترین نقش را تعیین سرنوشت خود داشته باشند. در نهایت، این امر مقدار کمک بیرونی مورد نیاز را کاهش خواهد داد.
-
افزایش حمایت اجتماعی. با گرد هم آوردن گروههای متنوعی از افراد که همگی برای آرمان مشابهی کار میکنند، افراد از فرصتی برای گفتگوکردن و یادگیری از دیگران برخوردار خواهند شد که به صورت معمول ممکن است از آن برخوردار نباشند.
-
برابری بیشتر در جامعه. زمانی که افراد بر نیروهایی که به زندگی آنها شکل میدهند، کنترل پیدا میکنند، این امر توازن قدرت در باهمستان را دستخوش تغییر میکند و آن را به صورتی گستردهتر و تقریبا با برابری بیشتر توزیع میکند. ایجاد تغییرات برای بهتر کردن اوضاع کسانی که از کمترین قدرت برخوردارند نیز به نوبه خود، باعث ایجاد جامعه عادلانهتری میشود.
استراتژیهای موثر در سازماندهی باهمستان چه هستند؟
یک باهمستان روشهای مختلف زیادی برای ایجاد تغییرات مورد نظر خود، پیش رو دارد. چهار مورد از این روشها با جزئیات بیشتر در بخشهای بعدی این فصل مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت.
سازماندهی برای توسعه محلهمحور. توسعه محلهمحور که به عنوان توسعه باهمستان نیز شناخته میشود، بر بهبود شرایط باهمستان از طریق تعریف فرآیندی که طی آن کارها درست انجام میشوند، تمرکز میکند. برای مثال، روی توانایی باهمستان تاکید میکند – یعنی توانایی باهمستان برای حل مشکلات خود از طریق یادگیری مهارتهایی مانند تسهیلگری، تفکر انتقادی و ایجاد هماهنگی در روابط میان افراد متعلق به گروهای نژادی، قومی و از طبقات متفاوت اجتماعی.
برنامهریزی اجتماعی یا تغییر سیاست. درحالیکه در توسعه محلهمحور در درجه نخست تمرکز بر فرآیند کارکردن با یکدیگر است، برنامهریزی اجتماعی بر کسب نتایج تمرکز میکند؛ یعنی روی حل مشکلات خاص اجتماعی مانند نبود مسکن کافی یا میزان بسیار بالای جرم و جنایت. ارائه کالاها و خدمات و جلوگیری از دوباره کاری در این خدمات جزو اهداف مهم این نوع از سازماندهی است. این کار اغلب از سوی مدیران یا برنامهریزان باهمستان یا در نتیجه برنامههای دولتی انجام میگیرد.
به این دلیل که برنامهریزی اجتماعی در اصل بر اساس آمارها و انواع دیگری از دادهها پیش میرود، ممکن است بیشتر به عنوان یک کار «علمی» نگریسته شود تا توسعه محلهمحور. برای مثال، سازماندهندهای ممکن است به این صورت به موضوع اشاره کند که «سوابق و دادههای اداره بهداشت نشان میدهد که تنها ٦٥ درصد از کودکانی که وارد مهدکودک میشوند، به طور کامل واکسینه میشوند، بنابراین ما نیاز به ابتکار عملی داریم تا مطمئن شویم بچههایمان همگی خدمات مربوط به واکسیناسیون که سلامت آنها را تامین میکند، دریافت میکنند.»
به دلیل اهمیت و اعتباری که به آمارها و دیگر دادهها داده میشود، استفاده از «کارشناسان» ممکن است به عنوان بخش ضروری این رویکرد مورد توجه قرار گیرد.
سازماندهی برای اقدام اجتماعی، یا حمایت از تغییر سیستمها. در سازماندهی برای اقدام اجتماعی، اعضای یک گروه خاص – اغلب آن دسته از افرادی که صدایشان شنیده نمیشود– به منظور مطرح کردن تقاضاهایشان از باهمستان بزرگتر مبنی بر افزایش منابع یا دستیابی به برابری، گرد هم میآیند.
ائتلافها گروههای فراگیری هستند که افراد و سازمانهای سراسر باهمستان را گرد هم میآورند، از جمله گروههایی که ممکن است به طور معمول با هم کار نکنند. برای مثال، ائتلافی که برای افزایش آگاهی در مورد بیماری ایدز در باهمستان کار میکند، ممکن است مدیرانی از اداره بهداشت، نمایندگانی از اعضای مذهبی باهمستان، جوانان، مدیران کسب و کار، و اعضای گروههای NA (انجمن معتادان گمنام) را گرد هم آورد.
قدرت ائتلافها ناشی از این ایده است که « قدرت در تعداد افراد است» - گرد هم آوردن افراد مختلف، قدرت لازم برای ایجاد تغییرات مورد نظرتان را به شما میدهد.
با بررسی این چهار استراتژی برای سازماندهی باهمستان، به وضوح در مییابیم که این رویکردها کاملا مجزا از یکدیگر نیستند. با این حال گروهی که عمدتا با فرآیندهای توسعه محلی سروکار دارد، به بعضی از نتایج مورد نظر دست خواهد یافت و ممکن است به خوبی از تاکتیکهای جالبتر و جدیتر اقدام اجتماعی برای دست یافتن به آن نتایج استفاده کند. به طور حتم، ائتلاف ممکن است استفاده از هر کدام - یا به احتمال زیاد، هر- سه استراتژی دیگر را در مراحلی از طول دوران حیات خود برگزیند.
چگونه با سازماندهی باهمستان، تغییرات مثبت ایجاد میکنید؟
سازماندهی باهمستان میتواند به شیوههای زیادی انجام شود؛ اینکه چگونه آن را انجام میدهید بستگی دارد به اینکه کجا کار میکنید و اهداف خاص شما چه هستند. جزئیات بیشتر مربوط به چگونگی انجام آن در ادامه در هر کدام از بخشهای مربوط به هر استراتژی خاص خواهد آمد.
با این حال، اهداف نهایی شما هر چه باشد، بعضی از اصول اولیه و پایهای تقریبا یکسان خواهد بود. آنچه که در ادامه خواهد آمد، صرفا یک بررسی کلی است تا توجه شما را به فکرکردن درباره اصول اساسی جلب کند.
-
قبل از هر چیز، پرواضح است که باید افراد را در تلاشهایتان برای بهبود شرایط باهمستان سهیم کنید. این موضوع، مرکز و اساس سازماندهی باهمستان است که ممکن است به شیوههای زیادی انجام گیرد – از مکالمات غیر رسمی گرفته، تا رفتن خانه به خانه، تا استفاده از روشهای رسمیتر جلب نیرو.
به صورت سرزده زنگ خانهها را زدن، یک روش کلاسیک در سازماندهی باهمستان است که هنوز هم به طور مرتب از سوی کنشگران باهمستان مورد استفاده قرار میگیرد. رفتن خانه به خانه در منطقه مورد نظر همراه با نوشته کوتاهی در دست، که در ادامه به آن اشاره خواهد شد، می تواند جرقه اصلی ایجاد علاقه در طرف مقابل را بزند.
اینجا مراقب باشید. ممکن است بعضی از افراد در بین اعضای گروه شما باشند که در استفاده از شیوه رفتن خانه به خانه، به عنوان راهی برای گپزدن با مردم، راحت نباشند. یا ممکن است از امنیت محلهای که در آن با افراد ملاقات میکنند، مطمئن نباشند.
-
در قدم بعد، از طریق کامنتها و پیشنهادهایی که از اعضای باهمستان میشنوید، به شناسایی مسائلی بپردازید که ظاهرا بیش از همه برای آنها اسباب نگرانی است. سه پرسش بسیار مهم وجود دارد که باید در هنگام تصمیمگیری برای مواجهه با یک مشکل مورد توجه قرار دهید.
-
آیا این موضوع به اندازه کافی برای افراد مهم است که بخواهند در مورد آن اقدام کنند؟
-
آیا یک مورد خاص است؟ برای مثال، خشونت ممکن است یک مشکل باشد – اما افراد نگران چه نوع خشونتی هستند؟ خشونت خانگی؟ خشونت در مدارس؟ مورد حمله و دستبرد قرارگرفتن بعد از تاریک شدن هوا؟
-
آیا برای تاثیرگذاری بر آن در یک مدت زمان منطقی، میشود کاری انجام داد؟ شما ممکن است نتوانید در سطح محلی کار زیادی برای تغییر گرمایش جهانی انجام دهید، اما احتمالا میتوانید کاری هر چند کوچک برای تشویق افراد به صرفهجویی در مصرف انرژی و استفاده از ساخت و سازهای دوستدار محیط زیست و یا بهره برداری از منابع پاک انجام دهید.
-
بنابراین، آنهایی که میخواهند برای مواجهه با مشكل مورد نظر کاری انجام دهند، باید از نو آن را در قالب یک هدف تنظیم کنند. این کار، به آنها احساس و انگیزه مثبتی برای تلاش کردن میدهد و آنها را وارد جریان بهبود شرایط باهمستان میکند، به جای اینکه بخواهند صرفا به برطرف کردن چیزی مضر و ناراحتکننده بپردازند. این قضیه، نه تنها همکاری برای حل مسئله موجود را جذابتر میکند، بلکه افراد را برای بهبود شرایط باهمستان در آینده، آماده میسازد.
همچنین این کار به شما امکان میدهد که موضوع را به چیزی که به وضوح دست یافتنی است، محدود کنید. فرض کنیم که موضوع مشخص شده از سوی باهمستان، ترافیک باشد. ترافیک پر سروصدا است، آلودهکننده است و در طول ده سال گذشته وضعیت آن بسیار بدتر شده است، به طوری که مسیری که قبلا با ماشین، ده دقیقهای طی می شد، اکنون در ساعات شلوغی ٤٥ دقیقه طول میکشد. هدف روشنی که بخواهد این مسئله را توضیح دهد چیست؟
چند راه حل ممکن برای این معضل جود دارد. بهبود و گسترش وسایل حمل و نقل عمومی یکی از آنها است، راه حلی که ابتکارعمل باهمستان میتواند بر آن تاثیراتی داشته باشد. راه حل دیگر، تعیین خطوط دوچرخه و ساختن مسیرهای دوچرخه سواری خارج از خیابان در سراسر شهر است. هر کدام از اینها گویای هدفی روشن است که نه تنها نشان دهنده موفقیت سازماندهی باهمستان است، بلکه میتواند مردم را به شرکت در کمپین بعدی سوق دهد که ممکن است هدف بلندپروازانهتری به دنبال داشته باشد.
-
بسط و توسعه استراتژی، گام بعدی شما در سازماندهی باهمستان است. این که استراتژیتان چه میتواند باشد، با توجه به نوع سازماندهی که در حال انجام آن هستید، بسیار متفاوت خواهد بود. هر چند، در همه انواع سازماندهی، اعضای گروه شما میخواهند گرد هم آیند و در یافتن پاسخهایی به سوالات زیر به توافق برسند.
-
نقاط ضعف و قوت سازمانی شما چیست؟
-
چه کسی به این مسئله اهمیت میدهد؟
-
متحدین شما چه کسانی هستند؟
-
چه کسی از این قدرت و اختیار برخوردار است که هر آنچه را که شما میخواهید، به شما بدهد؟
-
چگونه میتوانیم کارمان را برای اعضای باهمستان به صورتی جذاب و دلپذیر کنیم که آنها تبدیل به بخشی آن شوند؟
مهم است که استراتژی سازمانتان را به شیوهای منطقی طراحی کنید. افراد دوست دارند که به خودشان به عنوان موجوداتی منطقی بنگرند. بنابراین، سازماندهندگان باید طوری استراتژی را طراحی کنند که هر گونه تشدید فعالیت قابل توجیه باشد، به طوری که نه اعضای گروه و نه اعضای باهمستان بزرگتر، آن چه که دارد انجام میشود را زیادهروی یا غیر منطقی تلقی نکنند.
-
سازمان شما باید بر اساس استراتژیهایی که انتخاب کرده، تاکتیکهای مشخصی را طراحی کند. ارائه تومار امضا و یا جلسه گذاشتن با افراد صاحب قدرت، میتواند نمونههایی از این تاکتیکها باشد. همانطور که در مرحله قبل در باب طراحی استراتژیها گفتیم، اعضای گروه باید مطمئن باشند که تاکتیکها مناسب با شرایط باشند – بیش از حد بزرگ (یا بیش از حد ضعیف!) نباشند؛ افراد مناسب و مورد نظر را هدف قرار دهند؛ و احتمال تاثیرگذاریشان بالا باشد.
-
مرحله بعدی در سازماندهی باهمستان، انتخاب اقدامات خاص برای اجرای استراتژیها و تاکتیکهایی است که طراحی کردهاید. در واقع اقدامات مرحله به مرحله منبع اصلی فرآیند بهبود شرایط باهمستان است و باید خیلی روشن و شفاف تعریف شوند، به طوری که مشخص باشد که چه کسی، چه چیزی را، به چه شیوهای و در چه زمانی انجام خواهد داد.
-
سازماندهنده باید اهدافی برای پیروزیهایی که در کوتاهمدت قابل دستیابی است تعیین کند و این پیروزیها باید جشن گرفته شوند. دستیابی به نتیجه در اغلب کارهای باهمستان مدت زمان زیادی طول میکشد؛ بعضی از آنها هرگز انجام نمیشوند. اهداف سازمان شما ممکن است خیلی وسیع باشد – پایان دادن به کودکآزاری؛ توسعه یک محله پررونق که در حال حاضر یک ناحیه ناسالم و آلوده به جرم و جنایت است؛ یا پایان دادن به تمام اشکال تبعیض. اینها اهدافی هستند که دست یافتن به آنها زمان زیادی طول میکشد؛ حتی ممکن است در طول حیات ما نیز تکمیل نشوند.
به همین خاطر، مهم است که گروه به سرعت به برخی از اهدافش برسد. چون برای روحیه گروه شما مهم است که احساس کند پیشرفت حاصل میشود و بداند که تنها به این دلیل که آرمان خوبی دارید، فعالیت نمیکنید بلکه کار را il به شیوهای صحیح جلو میبرید. هیچ کس دوست ندارد احساس کند که کارش بیهوده است و دارد از وقت فراغت ارزشمند خود صرف نظر میکند اما کاری انجام میدهد که ارزشش را ندارد. همانطور که دوست ندارد حس کند به خاطر کارهایی که انجام میدهد، قدردانی نمیبیند. پس، قدردانی از افراد و جشن گروهی برای موفقیتها را به بخش ثابتی از کار سازمان خود تبدیل کنید.
-
و سرانجام، سازمان نیاز دارد تا استمرار داشته باشد. همانطور که در بالا گفتیم، کار باهمستان هرگز به پایان نمیرسد. گروه شما ممکن است مشغول سازماندهی افرادی برای کار روی اهداف خاصی باشد. اما زمانی که گروه شما به موفقیت دست یافت (یا زمانی که وقت را مناسب دیدید که با عزت کنار بکشید)، زمان آن است که استراحتی به خودتان بدهید، گروه تازهای تشکیل دهید، و به سوی کمپین بعدی حرکت کنید.
خلاصه
قدرت یک باهمستان سازمانیافته که اعضایش دست در دست هم برای دستیابی به اهدافی از پیشتعیینشده کار میکنند، چیزی از شکوه و والایی کم ندارد. در هنگام تلاش برای بهبود زندگی در باهمستانهایمان، به جز سازماندهی، گام مهم دیگری برای برداشتن وجود ندارد. و بنابراین، برای آن دسته از ما که برای باهسمتانهایمان کار می کنیم، بسیار مهم است که یاد بگیریم چگونه این کار را به شیوهای موثر انجام دهیم.
______ لقد فهمتم أساسيات تنظيم المجتمع المحلي.
______ تستطيعون تعداد المهام الأساسية التي يشملها تنظيم المجتمع المحلي.
______ لقد اخترتم مسألة مهمة للمجتمع المحلي بأسره.
______ لقد اخترتم استراتيجية كالتنمية المحلي أو التخطيط الاجتماعي أو المناداة الخاصة بالنظم أو بناء الائتلافات.
______ ستُشركون المجتمع المحلي في كافة مراحل البناء ومسار التنفيذ في منظمتكم.
______ ستختارون خطوات التحرك، وتخلقون مكاسب قصيرة المدى تسمح لمنظمتكم بالاحتفال بالنجاح، وتتابعون بالمضي بالمشروع إلى الأمام.
نویسنده
جينيت ناجي
المثل الأوّل: الانتظام من أجل إسكان مجتمعي ذي كلفة مقبولة
تحدّثَنا إلى عضو "الائتلاف المحلي الجنوبي للإسكان" في الولاية السيدة سهى نجار. والائتلاف عبارة عن شركة تنموية أهلية غير ربحيّة أُسّست عام 1988. رسالتها ضمان السكن ذي الكلفة المقبولة وتعزيزه، فضلاً عن تعزيز الفرص الاقتصاديّة لسكّان الحي الجنوبي ذوي الدخل المنخفض والمتوسّط. ويلتزم الائتلاف برامج وممارسات تعزّز تمكين المجتمعات المحليّة. بالغ الشكر للسيدة نجارعلى وقتها ونصائحها.
السيدة نجار: إنّ "الائتلاف المحلي الجنوبي للإسكان" عبارة عن شركة أهلية تنموية تأسّست عام 1988 نتيجة مَوْجة من فقدان استثمارات سادت عندها، وأصبحت المصارف تملك العديد من الأبنية في خضم شكل من أشكال أزمة السوق العقاريّة. من هنا بداية عمل الائتلاف على المباني المتروكة أو الممتلكات التي أصبحت للمصارف نتيجة العجز عن فك الرهن.
- كيف بدأ الائتلاف تحديداً؟
السيدة نجار: أطلقت الائتلافَ مجموعةٌ من نشطاء في البيئة أرادوا فعل شيء ما على المستوى المحلّي. كان أحد الأعضاء المؤسسين قد حصل على بعض المعلومات عن شركات التنمية المجتمعية وقال: "آه، هذا ما يجب أن نقوم به في مجتمعنا المحلّي." (ملاحظة من المحرّر: تُناقَش شركات التنمية المجتمعية في الفصل 44، القسم 5 من "عدّة العمل المجتمعي".) وَصفَت المجموعة الأصليّة نفسها بأنها مجّرد جماعة محليّة أرادت السيطرة على ما يجري في الحي.
من هنا، شملَتْ السنوات الأولى في الحقيقة الكثيرَ من المفاوضات حول قانون إعادة الاستثمار المجتمعي، ومحاولة جعل المصارف المحليّة تعيد الممتلكات وتدعم إعادة تأهيل قدرات السكن. كما جرى التركيز في البداية على جعل البلدة أكثر انخراطاً في حماية السكن ذي الكلفة المقبولة وتعزيزه، وقد عشنا صراعات طويلة من أجل تعزيز السكن بكلفة مقبولة عن طريق بعض القوانين المحلية التي تمّ تعديلها أو تطويرها في ذلك والوقت. على سبيل المثال، كان هنالك ضغط كبير لإعادة تأهيل الواجهة المائيّة، إذْ يمر في البلدة نهر يصل إلى وسط البلاد.
أراد احد المتعهّدين التدخّل لإقامة بعض الحدائق والوحدات السكنيّة بهدف تحسين المنطقة، وهو أمرٌ كان الائتلاف يدعمه في ذلك الوقت. من جهة أخرى، أردْنا التأكّد من وجود بعض التدابير الاحتياطيّة لمساكن ذات كلفة مقبولة ضمن هذا المزيج، ما تطلّب صراعات طويلة. ونتيجةً لذلك، تمكّن الائتلاف من تمرير بناء قانون شامل لتقسيم الأراضي في المدينة، فأصبح أي مشروع لأكثر من عشر وحدات سكنيّة ملزماً بتقديم 10% من الوحدات السكنّية بكلفة مقبولة، أو بالمساهمة بما يعادل 5% من كلفة مجموع المشروع التنموي في صندوق ائتمان لتطوير المساكن.
- لا شك أن النضال كان مضنياً!
السيدة نجار: أظّن أنّ النضال كان صعباً وطويلاً إلى حد كبير. بعض التكتيكات الأوليّة المُستَخدَمة تضمّنت حملة توعية عامّة مع السكّان، في محاولة للتشديد على أنّ التنمية المستقبليّة للمدينة ستذهب إلى متعهّدين مضاربين من خارج البلدة إلاّ إذا انتظمْنا ووضعنا نصب أعيننا ما هو المهم لنا. من هنا، عُقدت اجتماعات عديدة لتداول المعلومات، وتحرّكات عامّة كثيرة أمام مبنى البلدية، وأمام الأبنية المستهدفة التي كانت قد أصبحت ملك المصارف، كما اسْتُخدمت الصحف المحليّة بشكل كبير. هذا تقريباً يلخّص ما جرى، إذْ كان هناك نوع من الضغط الثابت المستمر. فأنا لا أستطيع القول أنّ هنالك حدثاً واحداً أو نشاطاً أو عنصراً واحداً كان الأهم في الحملة أو أنه جعل الائتلاف يكسب، بل هو قرْع الباب المستمر وبتصميم، وقد تطلّب الأمر حوالي سنتيْن.
بعد ذلك، بدأنا سلسلة من عمليات اكتساب وإعادة تأهيل وإعادة بيع بعض الوحدات العقاريّة (من وِحدة إلى أربع وحدات). وفي مرحلة امتدّت حوالي ثلاث سنوات أعدنا تجديد تسعة أبنية فيها 17 وحدة سكنيّة مقبولة الكلفة، ومعظمها أُعيد بيعه. ولكنّنا احتفظنا ببعضٍ منها للتأجير، فلا زلنا نملكها الآن ونشغّلها.
- حسناً، وهل لا يزال هذا يشكّل رسالة ما تقومون به الآن؟
السيدة نجار: في الحقيقة، نحن الآن نعود قليلاً إلى جذورنا، أيْ إلى المزيد من التنظيم المجتمعي والوعي العام وإلى نوعٍ من الجهود المركّزة على السياسات العامّة. علينا أنّ نتابع مع البلدة والمحافظة والمؤسسات الخاصّة، وإلزامهم القيام بالمزيد لتحقيق المساكن المقبولة الكلفة. إذ إنّ جهودنا لشراء الأبنية وإعادة تأهيلها يمكن أن تنجح على صعيد صغير وبطيء نسبيّا، بينما يمكن للبلدية سن قوانين لا عودة عنها تعاقب المضاربة في المجتمع المحلّي.
- إذاً لديكم أهداف محدّدة على خطوط السياسات العامّة؟
السيدة نجار: نحن في الوقت الحالي في طور بناء هذه السياسات، فإنّنا نحاول رفع مطالبنا إلى عشرة. حاليّاً، تتضمّن لائحتنا سبع نقاط سنطالب بها المرشّحين لرئاسة البلدية، وهي تشمل أموراً كالمطالبة بإنفاذ أكثر صرامة للقوانين، وحماية الأشخاص الذين يقدّمون شكاوى صحيّة من الإخلاء، وتخفيض الضرائب على مالكي العقارات الذين يوافقون على تأجير الأشخاص ذوي الدخل المنخفض أو المتوسّط عبر استخدام الصناديق العامّة والخاصّة، وخلق برنامج رهن آخر للناس الذين يريدون شراء منازل في البلدة. وفي البلدة صندوق ائتمان لمساكن مقبولة الكلفة لم يُصرف منه قرشٌ خلال سبع سنوات. الصندوق موجود، لذا سنحاول حثّهم على العمل معنا لخلق خطّة لصرف هذه الأموال. هذه نوعيّة أفكارنا بشكل عام هذه الفترة.
أظن أنّ أي شركة، لاسيّما غير الربحيّة منها، يجب أن تسير مع السوق. وأسواقنا تحتاج إلى التغيير، وإحدى نقاط الضعف الحقيقية للعديد من الشركات والهيئات غير الربحيّة هي عدم استعدادها للإصغاء إلى مكوّناتها أوتعديل برامجها كما يلزم. أظن أنّ الناس يتغيّرون، والظروف تتغيّر، وبناءً عليه، على البرمجة أن تتغيّر.
- هل لديكم توصيات للآخرين الذين يقومون بالتنظيم المجتمعي؟
السيدة نجار: الأمر الأهم الأوحد هو الإصغاء بصدق وبانفتاح إلى الناس، واحترام حاجاتهم واهتماماتهم ومصالحهم. هذا يعني أنّ العمل يجب أن يعكس هذه الحاجات والمصالح. فالأمر يكون سيئاً للغاية إذا كان لديكم منحة كبيرة للقيام بتدريب على الكومبيوتر في حين لا يكون ذلك هو حاجة الناس في المجتمع المحلي. الأمر الثاني المهم هو وجوب عدم اليأس من الناس. لا تسأموا من أشخاص قد لا يأتون إلى اجتماع مساء الخميس أو لا يردّون على اتّصالاتكم، إذ إنّهم سيفعلون ذلك يوماً ما عندما يكونون مستعدّين، فلا تُغلقوا الباب أمام فرص أي أحد.
( من مقابلة أجرتها في الأصل جينيت ناجي من أسرة "عدة العمل المجتمعي")
المثل الثاني: الانتظام من أجل المساعدات الاجتماعية
بدأَتْ رحلتي في تنظيم عمل المساعدات الاجتماعية قبل سنتيْن عندما وقفتُ في جلسة عامة وطرحت هذا السؤال: "كيف يمكن لما يحصل أن يساعد العائلات على تحقيق الاكتفاء الذاتي؟". وكوني أمّاً وحيدة لثلاثة أطفال تتأثّر بشكل مباشر بإصلاحات المساعدات الاجتماعيّة، جعلني أشعر أنّني أستحق جواباً.
طرحت السؤال ثلاث مرّات، وحصلت على الجواب نفسه في المرّات الثلاث: "لا أستطيع الإجابة عن هذا السؤال"، كان جواب مسؤول وزارة الصحة العامّة والخدمات الإنسانيّة.
شعرت بالإحباط وبالوحدة التامّة. سمعت صوتاً من خلفي إذْ وقفَتْ سيّدة وقالت: "أنتم تدينون لها بجواب". هم يدينون لي بجواب؟ نعم، صحيح. وكان الشعور أنّ صوتاً آخر يقف معي هو الذي أوصلَني إلى حيث أنا اليوم: أعمل في تنظيم المساعدات الاجتماعيّة مع "تحرّكات الناس في الولاية".
قرأتُ نصوص السياسات ودرست القوانين. كنت أريد أن أعرف كافّة الأمور الواجب معرفتها عن إصلاح المساعدات الاجتماعية في الولاية، فبدأت أدلي بشهادات في جلسات استماع اللجنة، وقدّمت خطاباً قويّاً في لقاء يحتج على تخفيضات مقترَحة، وأُجريت معي مقابلة لمقال في جريدة محلية. جعلتُ صوتي يُسمَع. لا أخفي أنني عشت ردود فعل معادية على نشاطي من جانب أعضاء آخرين في المجتمع المحلي ومن مكتب المساعدات الحكومية، وكان ذلك أمراً لم أتوقّعه ولم يحذّرني منه أحدٌ. أُطيح بي ثم استطعت الوقوف من جديد والمتابعة، وأصبحت قائدة في النضال من أجل حقوقنا بينما كنت أستمر في طرح السؤال الأصلي، ولم أحصل حتّى الآن على جواب بالرغم من حصولي على ردود كثيرة. تعلّمت أنه عندما لا تحصل على الجواب فربّما يكون قد حان الوقت لتغيير السؤال. أصبح سؤالي الآن: "كيف يؤذي ما يحصل العائلات؟"
أعتقد أنّ كوني "متلقّية" يعطيني منظوراً فريداً في تنظيم "متلقّين" آخرين. فنحن لدينا نظرة مشتركة في فهم نضالات البقاء من يوم إلى اليوم، وقد تعلّمت من خبرتي ما هي الدعائم الضروريّة للمتلقّين لكي ينخرطوا في النضال ويصبحوا قادة. فنحن نحتاج إلى رعايةٍ للأطفال لكي نتمكّن من حضور الاجتماعات والنشاطات، كما قد نحتاج أحياناً إلى النقل. فضلاً عن ذلك، يلزمنا إصغاء الآخرين إلى ما نقوله والتصديق عليه من قبلهم. هذه هي الحكايات التي نتشاركها. الأمر ليس سهلاً لكنّه يستحق المجهود، إذ لا يحصل التغيير وحده، ونحن يمكننا إحداث الفرق. من المهم أن نشارك بأصواتنا ونجعلها تُسمَع، وعلينا أن نكون على الطاولة مطالبين بحزم بحقوقنا لكي يكون لنا بأنفسنا تأثير على حياتنا، وينبغي أن نقوم بذلك بشكل جماعي، متكاتفين، لأن قوّتنا تأتي من الوقوف سويّة. علينا أن نكوّن رؤية عما نريد أن نكون في العامين القادمين. والأهم أنّه علينا أن نصنع صوتاً لهذه الرؤية وأن نجعله مسموعا.
(أصل النص: مساهمة من شيلي أيْسنْهاور التي تدير مشروع "المُنادين من أجل المساعدات الاجتماعية في مونتانا!" Welfare Advocates of Montana! (WAM!)، من ضمن "تحرّكات الناس في مونتانا"، وهي منظمّة عضويّة على صعيد الولاية، تابعة إلى "اتّحاد المنظّمات المجتمعية" و"جمعيّة المنظمات المجتمعية للإصلاح الآن" و"أكورْن" ACORN. ظهر هذا المقال على موقع "مركز التغيير المجتمعي"، ويعاد طبعه هنا بإذن).
المثل الثالث: الانتظام من أجل إنهاء التمييز
تحدّثنا إلى السيدة مريم وهي من قادة جمعية وإئتلاف يساند المشرّدين والعمال الوافدين الذين يعانون أشكالاً مختلفة من التمييز. بالغ الشكر للسيدة مريم على وقتها ونصائحها.
السيدة مريم: الحملة الأولى التي بدأتُها كانت في الحي الشمالي. كان هنالك مسرحٌ في المدينة، في مبنى تملكه البلديّة، فسألْنا رئيس البلدية إذا كنّا (المشردون والوافدون والناشطون معنا من منظمة ضد التمييز) نستطيع أن ندخله مثل غيرنا. باشرنا بتشكيل خط احتجاج (كنّا طلاّبا وعاملات وعمالا وناشطين من ألوان وجنسيات مختلفة)، وأقمنا مسيرات لأيّام وأسابيع في محاولة للقاء المدير لنشرح له أنّ عدمَ السماح لنا أمرٌ خاطئ وفيه تمييز غير مقبول، وأنّ لنا الحق في دخول المسرح (وغيره من الأماكن كالمسابح..الخ). ولكنّنا لم نحظ بالكثير من الاهتمام، إلى أن أتت عطلة نهاية أسبوع حيث كان يُعرض في صالة المسرح عرض موسيقي مشهور. فكّرنا: "أنتم تتمتعون بهذا العرض ونحن لا نستطيع مشاهدته؟!"
ومع نفس المجموعة، قرّرنا الذهاب في نهاية الأسبوع تلك، وكانت عطلة عيد، ما جعل القيام بهذا الأسلوب من الانتظام أمراً أكثر إثارة. قمت بتبليغ الأهالي عمّا سنفعله: سنقوم بتشكيل سلسلة بشريّة أمام الصالة، فإذا لم نتمكّن من الدخول، لن يتمكّن أي شخص آخر من الدخول! واعتقدْنا أنّه سيتم توقيفنا، وبالطبع، هذا ما حصل. تلقّيت اتّصالات من رئيس البلديّة يقول: "سنقوم بتوقيفكم إذا لم تتحرّكوا من أمام صالة المسرح." فرفضنا وبالفعل دخلنا إلى السجن حيث بقيْنا طوال نهاية الأسبوع. وعرضوا إلينا أن نتنازل بتعهّدات وكفالة، فرفضنا التنازل عمّا هو من حقوقنا. فإذا أردتم إخراجنا دون شروط، عندها، بالطبع سنخرج.
لزيادة الضغط،اخترنا الصوم خلال نهاية الأسبوع تلك. صمنا وصلّينا وغنّينا في السجن، إلى أن وصلتهم الرسالة أنّنا سنمرض إنْ لم نأكل. فقرّوا: "علينا إخراجهم من هنا". في هذا الوقت، في صباح ذلك اليوم، ساد الكثير من الضجّة حولنا، وكان بإمكاننا سماع ذلك. ومن الطرف الآخر من السجن، وصلنا خبر من شخص كان يمكنه أن ينظر إلى الخارج ويرى، كان هنالك أناس كثيرون من المتضامنين معنا أمام السجن.
وبالفعل أخرجونا من السجن في الصباح. وعندما خرجنا علمنا أن كثيرين صلوا من أجلنا وأن آخرين من جمعيات حقوقية أخرى أعلنوا تضامنهم.
إذاً، لقد تطلّب الأمر هذا النوع من الدراما لجذب المزيد من الانتباه، أكان انتباه السلطات أو مجتمعاتنا المحلّية. ولأنّ الكثير من الجمعيات ودور العبادة سمح لنا بإقامة اجتماعاتنا فقد ارتفع عدد الطلاب المتضامنين معنا من 10 أو 15 طالب جامعي قبل هذا الحدث إلى مئات الأشخاص.
أعتقد أنّ هنالك الكثير من الشباب في الوقت الحالي يكرهون سماعنا نتكلّم عن هذا الأمر، عن هذا النوع من التنظيم، عن نوع من العصيان المدني. وذلك لأننّا "تعبنا من سماع أحاديث عن التضامن بلا نتائج.. ولكنّه فعلاً وقت الإصرار على التقدم في مجال الحقوق للجميع من دون تمييز..."إلاّ إذا كانت لديكم فكرة أفضل!". نعم، لقد حان وقت شدّ انتباه النظام فعليّاً وجعله يدرك أنّنا جدّيون. لا مهرب من هذا النوع من التنظيم المجتمعي الآن. هنالك الكثير من الكلام، والكثير من التنظيم، ولكن يجب أن توجد حركة لتحقيق الأهداف. ما كنّا لنتعاطى مع مسائل الإصلاح والمساعدات الاجتماعيّة أو التمييز بالطريقة التي نضطر إلى التعاطي من خلالها الآن لولا الحاجة إلى التنظيم والحركة. أصلاً، ما كان سيكون عندنا هذا النوع من التمييز الموجود الآن لو كنّا منظَّمين، وأعني بذلك التنظيم الفعلي، لكي نقول للنظام: كفى، حقّاً كفى.
- وللناس الذين يصبحون ينظمون أنفسهم، ما هي النصيحة التي قد تُسدينها لهم؟
السيدة مريم: عليهم أن يكونوا فعلاً منفتحين على ما يقوله الناس، وبعد ذلك، يقومون باختيار المسائل. على المسألة أن تكون نتيجة اختيار من جانب الناس والمجتمع المحلّي. على سبيل المثال، يعنيني موضوع الرعاية النهارية كثيراً لصغار الأطفال، ولكن إذا حدّثتموني عن الرعاية النهارية وأنا ليس لدي مكان أعيش فيه أو لا عمل لي يؤمّن لي المعيشة، فلن أستمع إليكم. من هنا، عليكم التأكّد من اختيار مسألة يشعر بها المجتمع المحلّي على امتداده.
عليكم البدء بمسألة يمكن أن تكسبوها، ومعرفة ما هو الهدف، والتأكّد من عدم اختيار مسألة يمكن أن تقسّم المجتمع المحلّي. حاولوا جمع الناس، والقضيّة يجب أن يشعر بها الناس بعمق.
كما ينبغي أن تحترموا كافّة الأشخاص الذين تقومون بتنظيمهم. يجب أن تصيروا مِنْ هؤلاء الناس، سواء كنتم منظِّمين من داخل المجتمع المحلي، أو كنتم مكلَّفين من منظّمة أرسلَتكم إلى ذلك المجتمع المحلي. عليكم أن تصبحوا جزءاً من نسيج المجتمع وأن تحترموه.
فضلاً عن ذلك، ينبغي أن تكون لديكم التزامات قويّة وأن تُدركوا أنّه عندما تدخلون في التنظيم المجتمعي، فلن يكون الموضوع دواماً من التاسعة صباحاً إلى الخامسة بعد الظهر. وعليكم الاستعداد للذهاب إلى كافّة أنواع الأحياء، لأنّ الفقراء والذين يعانون التمييز، للأسف، يعيشون في أحياء كئيبة وتكثر فيها الانتهاكات، وعليكم أن تكونوا جاهزين لذلك.
ومن منطلق روحي، اعْتَبِروا أن القوّة المطلقة هي إلى جانبكم. لا يفكّر الجميع بهذه الطريقة، وهذا لا يعني أنّكم لن تكونوا منظِّمين جيّدين إنْ لم تفكّروا كذلك، ولكن هذه الطريقة في التفكير ببساطة تساعدني. ومن وجهة نظر شخصيّة، أقول أنّه من الصعب فصل نفسي عن هذا الجزء من حياتي، لذا أفكّر به.
كما أنّه من شبه المستحيل التنظيم من دون حضور الناس المتأثّرين بالمسألة التي "ننتظم" حولها. عليكم إشراك الأشخاص الخاضعين للتمييز والانتهاكات والمشرّدين، والناس الفقراء المتأثرين بضعف أو غياب المساعدات الاجتماعيّة وبغياب المساكن ذات الكلفة المقبولة والمهن التي تؤمّن معيشة مقبولة. نعم، عليهم أن ينخرطوا وأن يكونوا هنالك ويقولوا إنّ هذا هو ما نحتاج إليه من أجل إحداث التغيير الذي سيجعل حياتنا أفضل. إذاً هذا هو أملي، فعسى أنْ نجلب الآخرين إلى نفس المكان. علينا تنظيم المحرومين من الحقوق والفقراء وجعلهم يسجّلون أنفسهم للانتخابات، إذا وجدت، وأن ينظما أنفسهم وأن نجعلهم يتكّلمون عن أنفسهم بأنفسهم!
نویسنده
جينيت ناجي
چطور میتوان شرایطی را فراهم کرد که موجب شود اعضای باهمستان برای بهبود زندگیشان وارد عمل شوند و مشارکتی فعال و پایدار داشته باشند؟
یک پاسخ این است که باید مردم را متقاعد کرد که میتوانند تغییر ایجاد کنند و برای این منظور ترغیبشان کرد که به آنچه توان انجامش را دارند بیندیشند و بتوانند آن را عملی کنند. اما اگر هیچیک از این تلاشها به ثمر ننشست، چاره کار چیست؟ علت این وضعیت ممکن است در این باشد که بعضی گروهها از فرآیند تصمیمگیری حذف شده باشند یا مورد تبعیض اقتصادی یا اجتماعی قرار گرفته باشند. شاید گروههای متنوع و پرجمعیت در محل چندان با یکدیگر در تماس نباشند و از هم بی خبر باشند. بنابراین، پیش از آنکه بتوان مردم را به همکاری با یکدیگر ترغیب کرد، باید در جهت ایجاد ارتباط و افزایش اعتماد بین آنها تلاش کرد.
در چنین موقعیتی است که به شدت نیاز به توسعه محلی داریم. اگر اعضای باهمستان بتوانند ورای مرزهای طبقاتی، قومی و نژادی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، مجموعهها و سازمانهای مناسب برپا کنند و سیاستهایی اتخاذ کنند که با آن بتوانند از منابع موجود در جهت رفع مشکلاتشان بهره ببرند، زندگی را برای همه بهتر ساختهاند. در این قسمت در مورد سه رویکرد متفاوت به سازماندهی باهمستان و ایجاد تغییر در باهمستان صحبت میکنیم که البته با یکدیگر همپوشانی دارند.
توسعه محلی چیست؟
توسعه محلی یا توسعه باهمستان یعنی ساختن باهمستان از طریق بهبود فرآیندهای انجام کار. این اقدام میتواند فی نفسه هدف باشد اما میتواند آغاز فرآیند بزرگتری هم به حساب آید.
توسعه محلی را میتوان به عنوان فرآیند بهبود تعریف کرد اما این توسعه مانند انواع دیگر سازماندهی باهمستان باید متمرکز بر اقدامات و نتایج باشد. نمیتوان مردم را بدون داشتن یک هدف مشخص وارد فرآیندی کرد یا به کمک آنها فرآیندی ایجاد کرد؛ چه آن هدف متقاعد کردن شهرداری به نصب یک چراغ راهنما باشد و چه پایان دادن به فقر. به این علت است که وقتی صحبت از این میکنیم که چطور باید در توسعه محلی مشارکت کرد و از آن در جهت بهبود استفاده کرد، انتخاب موضوعات نیز اهمیت دارد. موضوعاتی که برگرفته از نیازهای اعضای باهمستان باشد. تنها با تمرکز بر فرآیند رفع نیازها و مشکلات میتوان از شهروندان انتظار مشارکت داشت.
چهار نوع سازماندهی باهمستانی:
۱- توسعه محلی زمینههای لازم برای کنشگری و اقدام در سطح باهمستان ایجاد میکند.
۲- برنامهریزی اجتماعی و تغییر سیاستها از اقداماتی مانند سیاستگذاری برای تعیین سیاستهایی که منجر به بهبود کیفیت زندگی شهروندان میشوند بهره میبرد.
۳- اقدام اجتماعی و ترویجگری برای تغییر سیستمها، مشارکت شهروندان را در درک ساختار قدرت توانمندسازی آنها جلب میکند و از مشارکت آنها در جهت ترویجگری و چانهزنی به نفع باهمستان بهره میبرد.
۴- ائتلافسازی گروههایی متشکل از سازمانها و افراد در سطح کل باهمستان شکل میدهد بهطوریکه بتوانند هم در مورد مسائل مشخص فعالیت کنند و هم به نیازهای عمومیتر باهمستان بپردازند.
این چهار جنبه سازماندهی اجتماعی معمولا جدا از یکدیگر تصور میشوند اما شاید مفیدتر باشد که آنها را بخشهایی از یک کل در نظر بگیریم که با یکدیگر همپوشانی دارند.
دو اصطلاح «توسعه باهمستان» و «توسعه محلی» گاه به یک معنی به کار برده میشوند اما باهمستان و محل یکی نیستند و کار کردن با هر یک نیازمند رویکردی خاص خود است. (برای راحتی کار، در ای بخش ما از اصطلاحِ «توسعه محلی» برای اشاره به نوعی همکاری مشخص هم با محلها و هم گروههایی که جمع خود را «باهمستان» مینامند استفاده میکنیم.)
محل یک جای مشخص است -شهر، محلهای در یک شهر، مجتمعی مسکونی، منطقهای روستایی- و توسعه محلی به آن جا به عنوان یک باهمستان نگاه میکند.
اصطلاح «باهمستان» معمولا هم به محلی گفته میشود که مردم در آن زندگی میکنند و هم به تمام کسانی گفته میشود که در آن محل ساکن هستند. «باهمستان» در ضمن میتواند به گروهی از افراد اطلاق شود که به خاطر تجربیات، پیشزمینهها، ارزشها، مذهب یا فرهنگ مشترک خود را یک «باهمستان» مشخص مینامند. شهردار یک شهر شاید شهرش را «باهمستان» بنامد اما بیشتر شهرها درون خود با گروههای متنوعی روبرو هستند که هر کدام از آنها نیز خود را «باهمستان» community مینامند — مثلا باهمستان یا جامعه بازرگانان. تمام اعضای چنین باهمستانهایی دیدگاههای مشترک با یکدیگر ندارند و به یک شیوه مشترک عمل نمیکنند اما در نظر خود نکتههای مشترک مهمی با سایر اعضای آن باهمستان دارند.
تفاوت در اینجا این است که تلاش میکنیم محلی را سازمان دهیم که خود را باهمستان نمینامد و تنها مجموعهای از افراد است که دست بر قضا در مکانی مشترک زندگی میکنند. اعضای گروهی که خود را باهمستان میدانند در همان آغاز میزانی از اعتماد به یکدیگر دارند و با این فرض عضو باهمستان میشوند که حداقل یک فکر عمده، تجربه یا ارزش مشترک با دیگر اعضا دارند. در مقابل، اعضای یک محل شاید احساس کنند که نقاط مشترک بسیار کمی با یکدیگر دارند یا حتی منافعشان با یکدیگر در تضاد است. در نتیجه، آغاز کار توسعه در گروهی که خود را باهمستان مینامند و به اهمیت توسعه پی بردهاند شاید نسبتا آسان باشد. اما در یک محل تا زمانی که ساکنان آن نتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، متوجه منافع مشترک خود نشوند و خود را به عنوان یک باهمستان در نظر نگیرند نمیتوان هیچ کاری انجام داد... و البته رسیدن به این شناخت و آگاهی ممکن است زمان زیادی به طول بیانجامد.
یک محل میتواند باهمستان هم باشد. خیلی شهرهای کوچک، بهخصوص آنهایی که عمده جمعیتشان خانوادههایی هستند که نسلها آنجا زندگی کردهاند، مشخصههای قوی یک باهمستان را دارند.
نویسنده این مقاله خود در شهر کوچکی در منطقه نیوانگلند (در شمال شرق آمریکا) زندگی میکند که مناقشات و اختلافات خاص خودش را دارد. اما وقتی گاوداری یکی از دامداران محل آتش گرفت و از بین رفت، شهروندان از تمام طیفها با اهدای کمکهای نقدی و غیرنقدی به بازسازی گاورداری کمک کردند. در سالهای پیش از آن برای یک کارگاه چوببری و یک کارگاه نجاری هم همین اتفاق افتاده بود، اما همانزمان هم تازه وارد بودن نجار در محل مانع کمکرسانی نشده بود. همین واقعیت که او در شهر حضور و مشارکت داشت باعث میشد عضو باهمستان به حساب بیاید هرچند اهالی بومی اجداد او را نمیشناختند.
بنابراین در پاسخ به این سوال که کار توسعه محلی در عمل شامل چه چیزی میشود و به چه زیرساختهایی بر می گردد، میتوان گفت: توسعه محلی شامل فرآیندهایی است که ورود به آنها و مشارکت درآنها برای همگان ممکن باشد و اعضای باهمستان را گرد هم آورد تا بر سر مسالهای مشترک و برای دستیابی به اهدافی مشترک همکاری کنند. بخشی از این کار مستلزم تشویق باهمستان برای به دست گرفتن رهبری اقدامات از داخل باهمستان، تقویت شبکههای ارتباطی بین بخشها و اصناف محل و همچنین ایجاد فرآیندهایی است که باهمستان آن را بخشی جدایی ناپذیر از حیات خود ببیند.
این فرآیند به هر شکلی محقق شود، هدفش ایجاد و تقویت باهمستان و کمک به اعضای آن است بهطوری که متوجه شوند که باید در جهت اهداف مشترک با یکدیگر همکاری کنند و انگیزهای پیدا کنند تا برای نیل به اهدافشان مسیرهای تازه ایجاد کنند.
هدف اقدام اجتماعی معمولا توانمندسازی آن اعضایی از باهمستان است که هر یک به نحوی مورد تبعیض، حذف، بیتوجهی یا رفتار نامنصفانه قرار گرفتهاند.
توسعه محلی یک فرایند مشارکتی است که تمام بخشها و اصناف باهمستان را در بر میگیرد و مبنای آن یافتن زمینه مشترک و تعریف و تعقیب چشماندازی مشترک است. این فرآیند در واقع در مواردی با اقدام اجتماعی همپوشانی پیدا می کند که در آن کل یک باهمستان مورد تبعیض قرار گرفتهاند و باید توانمند شود.
چرا در توسعه محلی مشارکت کنیم؟
- توسعه محلی میتواند مرزبندیهای درون باهمستان را از طریق تشویق و بهبود ارتباط بین افراد و گروههای متنوع در آن از میان بردارد.
- توسعه محلی میتواند افرادی را دور هم بیاورد که معمولا هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و باهمستان را با حضور تمام آنها تعریف کند.
- توسعه محلی میتواند بنیان مستحکمی برای حمایت باهمستان از کنشگری در حوزههای شناختهشده و حائز اهمیت فراهم کند.
- توسعه محلی میتواند به افراد و گروهها کمک کند به مهارتها و دانش جدید دست پیدا کنند؛ همچون مهارتهای ارتباط بینفردی و تحلیلی.
- توسعه محلی میتواند به شناخته شدن رهبران بالقوه و بااستعداد از میان اعضای باهمستان کمک کند.
- توسعه محلی میتواند باهمستان را تشویق به شناسایی منابع و درک قدرتهای خود کند.
- توسعه محلی میتواند باهمستان را متکی به خود کند و به آن امکان دهد مشکلات خودش را تشخیص دهد و حل و فصل کند.
- توسعه محلی میتواند به همه صدا ببخشد و دموکراسی مشارکتی را تبدیل به روش عادی تصمیمگیری در جامعه کند.
- توسعه محلی میتواند بنیان جامعهای واقعی و برابر را فراهم کند و به باهمستانی سالم و تغییر اجتماعی طولانیمدت و مثبت منجر شود. وقتی مردم به عنوان اعضای باهمستان با یکدیگر همکاری میکنند حذف شدن گروههایی مشخص یا بیتوجهی به نیازهایشان بسیار دشوارتر است و تصور باهمستانی که در آن تمامی بنیانهای ضروری سلامت در دسترس همگان باشد و تلاش برای رسیدن به آن، بسیار آسانتر.
کی و کجا باید به توسعه محلی پرداخت؟
گرچه توسعه محلی معمولا به خاطر نیازی مشخص یا شرایطی دشوار آغاز میشود، اما در عمل در هر زمان و هر جایی که نابرابریها و بیعدالتیهایی در نظام اجتماعی موجود باشد، کیفیت زندگی برای حداقل بعضی اعضای باهمستان قابل پذیرش نباشد، نظامها یا منابع پاسخگوی نیازهای باهمستان نباشند و یا هر جایی که باهمستان با تهدیدهایی از درون یا بیرون مواجه باشد، به آن نیاز داریم. حتی در زمانی که اوضاع خوب است، باید توسعه محلی را مد نظر داشت چرا که ایجاد تغییرات مثبت در شرایط مساعد به مراتب عملیتر از اعمال آن در شرایط دشوار است. (مثلا بهبود وضعیت محیط زیست یا تلاش برای افزایش پیادهروها و تامین امنیت عابرها). به بیان دیگر، تقریبا در هر زمانی و در هر جامعه یا محلی به توسعه نیاز هست.
در بعضی باهمستانها شاید نیازهایی فوری وجود داشته باشد. مثلا کارفرمایان محل را ترک کردهاند، خشونت رو به رشد است یا اصلا به مرحله نگرانکنندهای رسیده است. هر موقعیتی که باشد، روشن است که باهمستان باید پیش از آنکه اوضاع بدتر شود دست به اقدام بزند.
فرآیند پیوسته توسعه محلی نه تنها میتواند منجر به باهمستانی سالمتر شود که در ضمن میتواند به باهمستان کمک کند زمانهای بد و دشوار را تحمل کند و حتی برای برخورد با مصائب آماده شود و با استفاده از زمانهایی که اوضاع خوب است، اوضاع را بهتر از پیش کند. به این دلیل، توسعه محلی در هر باهمستانی و هر زمانی مناسب است.
چه کسی باید در توسعه محلی مشارکت کند؟
فرآیند توسعه محلی وقتی به حداکثر تاثیرگذاری میرسد که افراد بتوانند در آن حضور بیابند و مشارکت کنند. به این معنی که تمام بخشهای جامعه در روند توسعه مشارکت فعال داشته باشند و صدایشان شنیده شود. مشارکت فعال تنها به معنای همفکری و مشاوره نیست، مشارکتکنندگان باید به طور کامل در تمام مراحل شناسایی و حل مشکل حضور داشته باشند و برای حل مشکلات و پاسخ به نیازها و بهبود وضعیت تلاش کنند.
چگونه باید دست به توسعه محلی زد؟
قانون مسلم و بی چون و چرا در سازماندهی باهمستان این است که هرگز کاری را برای مردم انجام ندهید که خودشان میتوانند برای خود انجام دهند. در نتیجه این فرآیند بنا به تعریف و ذاتا، مشارکتی است.
سازماندهی از هر نوعی که باشد ماهیت مشارکتی دارد. یک فرایند همهجانبه ممکن است برای موفقیت متکی به اقدام مستقیم و اعمال قدرت سیاسی باشد، اما در عین حال میتواند در قالب یک همکاری بینبخشی نیز محقق شود. توسعه محلی در ضمن میتواند تمرینی باشد برای گرد هم آوردن تمام بخشهای باهمستان — حتی آنها که معممولا قدرت را در دست دارند — در جهت تلاش برای بهبود شرایط و کیفیت زندگی برای همگان.
جامعه را بشناسید. منظور از «شناختن» در اینجا در واقع سه چیز است:
- آموختن درباره تاریخ، روابط، مسائل، گروهبندیها و سایر جنبههای زندگی باهمستان یا محلهای که دارید با آن کار میکنید، پیش از آغاز کار.
- آشنایی با مردم محل و باهمستان. با مردم ارتباط برقرار کنید، طوری که بدانند شما که هستید، در کنار آنها چه میکنید و چرا باید با شما حرف بزنند و به شما اعتماد کنند.
- بفهمید مردم آن باهمستان خودشان را و دیگران را چطور میبینند.
اکنون به بررسی عملی هر یک از این سه شیوه میپردازیم.
تاریخ محل یا باهمستان
آشنایی نسبی با تاریخ محل یا باهمستان ضرورت مطلق دارد. اگر درک درستی از اتحادیهها، رقابتها، مناقشات و موفقیتهای یک باهمستان نداشته باشید، بهخصوص آن بخشی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده، ممکن است در روند اجرای برنامه در باهمستان مرتکب اشتباهات زیادی شوید.
برای آشنایی با تاریخ محله یا باهمستان باید با کسانی حرف بزنید که خودشان آن را تجربه کردهاند و یا مستقیما از شاهدان اصلی راجع به آن شنیدهاند. گفتگو با بزرگان باهمستان یا ساکنان قدیمی آن میتواند اطلاعات ارزشمندی در اختیار شما بگذارد (که البته تمام آن لزوما عینی یا دقیق نیست).
ایجاد آشنایی و اعتمادسازی
در بسیاری از باهمستانها ورود افراد خارج از آن باهمستان دشوار است. بهخصوص اگر شما به وضوح متفاوت از اعضای باهمستان باشید ممکن است در صرف وقت با شما یا گوش دادن به حرفهایتان محتاط عمل کنند. حتی اگر خودتان هم عضو آن باهمستان باشید یا پیشینه و فرهنگتان مشابه باهمستانی باشد که با آن همکاری میکنید، به طور خودکار به اعتماد آنها دست نخواهید یافت. مگر اینکه تعهد خودتان را ثابت و بر آن پافشاری کنید.
باید در باهمستان وقت بگذرانید و مردم را در محل زندگیشان، در کوچه و خیابان، در اجتماعات محلی، در مغازهها و یا در خانههایشان ملاقات کنید.
شناخت اعضای باهمستان و افراد بیرونی از نگاه اعضای باهمستان
درک اینکه اعضای باهمستان یکدیگر و بقیه را چگونه میبینند (هم درون باهمستان و هم بیرون آن) به شما کمک میکند ببینید کار در این باهمستان را از کجا باید شروع کنید. بعضی عواملی که شاید بتوانید در موردشان کاوش کنید از این قرار است:
- اعضای باهمستان چقدر با یکدیگر در تعامل هستند؟ آیا احساسی از همبستگی محلی موجود است یا شاهد اختلافات عمیق بین بومیها و تازهواردها یا بین اعضای نژادها و قومیتهای مختلف هستیم؟ آیا ساز و کارهایی وجود دارد که مردم را گردهم آورد یا برعکس موجب دورشدن آنها از یکدیگر شود؟
- آیا اعضای باهمستان خود را به عنوان یک باهمستان میبینند؟ یا خود را بخشی از چند باهمستان میدانند؟ آيا مردم خود را با آن باهمستانی که شما تعریف کردهاید، یا هر نوع باهمستان دیگری نزدیک میبینند؟
- دیدگاه اعضای باهمستان نسبت به تغییر و قابلیت خودشان برای به میان آوردن تغییر چیست؟ آیا خواهان تغییر هستند؟ به نظرشان تغییر ممکن است؟ آیا عصبانیاند؟ هراسانند؟ بیخیالند؟
- آیا باهمستان برایشان حسی از غرور به همراه دارد یا حسی از حقارت؟ آيا احساس میکنند که نیروهای بیرونی آنها را تحت فشار گذاشتهاند؟
- اعضای جامعه چه نوع ارتباطات شخصی بالفعل یا بالقوهای با سیاستگذاران یا سایر افراد و گروههای پرنفوذ دارند؟ آیا آن ارتباطات را ممکن یا مفید میدانند؟
دلایلی را که باهمستان ممکن است به خاطر آن حاضر به سازماندهی باشد، بشناسید
اگر قرار باشد اعضای باهمستانی گرد هم جمع شوند، باید برای این کار دلایلی خوبی داشته باشند و این دلایل را خود آنها باید تعیین کند و نه قدرت یا کارشناس یا سازماندهندهای از بیرون باهمستان - حتی اگر مقاصد خیلی خوبی داشته باشند.
این دلایل شاید وجود مسائل کوچک خاص یا نگرانیهای عمدهتر باشد. افزون بر آن، این دلایل را شاید همه متوجه نشوند و در آن اشتراک نظر نداشته باشند. خیلی مهم است که نگرانیهای اعضای باهمستان را بفهمیم و تعیین کنیم چه چیزی است که میتواند آنها را به سوی وحدت و حرکتی برای رسیدگی به دغدغههایشان سوق دهد.
رهبران فکری و افراد و گروههای معتمد باهمستان را بشناسید
رهبران فکری افرادی هستند که به نظراتشان بها داده میشود و اکثریت اعضای باهمستان به توصیههای آنان عمل میکنند. آنها شاید بهخاطر مقامی که دارند رهبر باشند یا تنها به این خاطر که در گذشته توازن و انصاف از خود نشان دادهاند. این افراد اغلب شهروندانی معمولی هستند که با استفاده از عقل سلیم، اظهار شفقت و تکیه بر ارزشهای بنیادین، احترام همسایگان خود را به دست آوردهاند.
این افراد را پیدا کنید و کار خود را با آنها آغاز کنید. این افراد میدانند چطور بقیه را جلب کنند و حتی میدانند چه کسی در آن میان میتواند افراد بیشتری به آنها معرفی کند. حمایت آنها به ابتکار توسعه محلی اعتبار میبخشد. به علاوه، آنها ممکن است در تشخیص مناقشات فردی و گروهی و کمکرسانی به حل و فصل آنها و نیز رفع مشکلاتی که در جریان توسعه محلی پیش میآید، کمک کنند.
شاید مهمترین کاری که میتوانید انجام دهید، برخورد محترمانه با تمام افراد است. اگر بتوانید به عنوان کسی که سرراست و صادق است و به همه احترام میگذارد شناخته شوید، مردم با کمال اشتیاق به حرفهایتان گوش میدهند. اگر رفتار از بالا به پایین داشته باشید یا خودتان را جوری معرفی کنید که گویا بیشتر از اعضای باهمستان میدانید، اصلا بهتر است کناره بگیرید و بروید و از وقتتان استفاده بهتری بکنید.
اعضای جامعه را جذب کنید
اول از همه باید بدانیم که توسعه محلی بیش و پیش از هر چیز بر بنیان ارتباط شخصی استوار است. جلسه با افراد در خانه آنها، تبلیغ خانه به خانه، ارتباط با سازمانها و نهادها و روشهایی از این دست، پایههای تلاش برای سازماندهی هستند. بدون ارتباط و گفتگوی مستقیم با افراد دشوار است بتوان کسی را نسبت به موضوعی قانع کرد.
جذب افراد واقعا بخشی جدایی ناپذیر از اعتمادسازی و پذیرفته شدن در باهمستان است. بسیاری از سازماندهندگان بر این باورند که برای رسیدن به هر سطحی از اعتبار باید در باهمستان مورد نظرشان زندگی کنند و این حداقل در مورد بعضی باهمستانها صدق میکند. داشتن حمایت رهبران فکری و سایر اعضا و گروههای مورد اعتماد باهمستان بعضی مواقع میتواند همین نتیجه را داشته باشد اما در یک سازماندهی اصولی، این حمایت بدون ایجاد و حفظ ارتباط شخصی با اکثریت اعضای باهمستان امکانپذیر نیست.
ساختن نظام ارتباطی
اولین قدم ضروری برای توسعه محلی بهبود نظام ارتباطات آن است، به طوری که به تمام افراد امکان دهد با هر کس لازم بود تماس بگیرند. چنین سامانهای نه تنها همکاری بین اعضا را تسهیل میکند بلکه کمک میکند جلوی شایعهها گرفته شود و با مشکلات پیش از وقوع آنها برخورد شود.
منظور از نظام ارتباطات در اینجا بحث سختافزاری (مثلا شبکه پیچیده تلفنی یا شبکه کامپیوتر) نیست بلکه بیشتر منظور دسترسی به افرادی است که میدانند در چه مورد با چه کسی تماس بگیرند و میتوانند اطمینان حاصل کنند که همه افراد در زمان مقتضی به هم دسترسی دارند.
تشویق باهمستان به در دست گرفتن رهبری کار از همان آغاز
رهبران بالقوه و بااستعداد را شناسایی کنید، آموزش دهید و بگذارید با هدایت و مشورت شما مسئولیتهای بیشتری به عهده بگیرند و در نهایت، کار را خود هدایت کنند. یکی از بخشهای کلیدی زیرساختهایی که توسعه محلی قرار است ایجاد کند رهبری محلی است که پایداری پروژه مورد نظر را در بلندمدت با کمک خود باهمستان ممکن میسازد.
بعضی از اعضای باهمستان تجربه چندانی در زمینه شرکت در جلسات، سخنرانی برای عموم و یا جدا کردن نظرات خودشان از حرفهایی که شنیدهاند، ندارند. آنها برای یادگرفتن این مهارتها نیاز به پشتیبانی و آموزش خواهند داشت.
ساختاری را تعریف کنید که به باهمستان کمک کند به اهدافش دست یابد
برای تثبیت و هماهنگی اقداماتی که در روند توسعه اجرا میشود معمولا ایجاد یک یا چند سازمان یا نهادی شبیه آن ضروری است. مگر در شرایطی که سازمان معتبری از قبل وجود دارد و میتواند کار توسعه محلی را انجام دهد.
راهاندازی سازمان و یا ساختارهایی شبیه آن چند دلیل دارد:
- کار را راحتتر میکند. سازمان شما هویتی به پروژه میدهد که به پشتوانه آن میتواند برای جستجوی منابع، طراحی و اجرای اقدامات، دریافت موقعیت رسمی و ارائه مواضع مورد استفاده قرار بگیرد. با تکیه بر سازمان راحتتر می توان در جهان مقررات دولتی و روشهای جمعآوری منابع مالی عمل کرد. به علاوه، توضیح دادن فرآیند توسعه محلی در قالب سازمان نسبت به زمانی که هنوز ساختار مشخصی نگرفته باشد راحتتر است . جذب عضو در سازمان هم سادهتر خواهد بود.
- بازدهی و اثرگذاری کار را بالا میبرد. ساختار داشتن باعث میشود تقسیم وظایف و واگذاری آن به افراد آسانتر شود و در مواقع ضروری دسترسی به آنها و پیگری مسوولیتهایشان به راحتی انجام شود.
- به پروژه در باهمستان اعتبار میدهد. سازمان باعث مشروعیت پروژه توسعه میشود و نشان میدهد که جدی است و از پشتوانه محکمی برخوردار است.
- به پروژه توسعه شکل میدهد. سازمان چیزی است که اعضای جامعه میتوانند آن را حاصل کار جمعی خود بدانند. محتوا و جهت دارد و تنها یک گروه از مردم که راجع به چیزی حرف میزنند نیست. یک هویت واقعی است و عنوانی دارد که با نام اعضایش در هم تنیده است.
- نقطه تمرکزی برای کار در باهمستان ایجاد میکند. سازمان میتواند نهادی هماهنگکننده برای قدمهای بعدی باشد. هم نقطه تمرکزی فیزیکی ارائه میکند (دفتر، تلفن، کامپیوتر) و هم نقطه تمرکز اجتماعی و سیاسی. مردم متعلق به آن هستند یا با آن همکاری میکنند یا برای آن کار میکند. آنچه سازمان از آن دفاع میکند برایشان مهم است چرا که سازمان مدافع خود آنها است.
- مشارکتکنندگان در روند توسعه محلی را متحد میکند. سازمان به اعضای باهمستان رسمیتی میبخشد که اعضا میتوانند به آن متعلق باشند و در آن مشارکت کنند. هم مردم را به طور فیزیکی گرد هم میآورد (برای جلسات و سایر فعالیتها) و هم آنها را با تعلق به سازمان صاحب هویت میکند و با سایر اعضا یا مشارکتکنندگان در سازمان همسو و همگروه می سازد.
- به باهمستان هویتی میبخشد که ساخته و پرداخته خودشان است. اگر پروژه توسعه خوب انجام شود، سازمان از بطن مشارکت و افکار باهمستان رشد میکند و چون خود صاحب آن هستند برای موفق ساختنش سخت میکوشند.
تا این مرحله، گام های مربوط به مشارکت در توسعه محلی به طور یکسان هم در مورد اقدام اجتماعی صدق می کردند و هم در تغییر سیاستها. چند قدم بعدی با هدف وحدت دادن به کل باهمستان در جهت بهبود شرایط برای همگان معرفی میشوند.
مهمترین مسائلی را که با نگرانیهای کلی باهمستان مربوط است، بشناسید
مسایل و موضوعهایی که به آن پرداخته میشود از طرف باهمستان مطرح میشوند و انعکاسدهنده نگرانیها و نیازهای اعضای آن هستند. بعضی از این مسائل شاید همان دلایلی باشند که برای گرد هم آمدن اعلام کردهاید؛ بقیه شاید قدمهایی به سوی هدفی بزرگتر باشند. در هر صورت، مردم تنها در صورتی طرح مسائل را قانعکننده مییابند که از سوی خودشان آمده باشد.
برنامه راهبردی تدوین کنید
وقتی تعیین کردید که به کجا میروید — یعنی چه مسائل و مشکلاتی باید مورد بررسی قرار بگیرد — قدم بعدی این است که تعیین کنید چطور باید به هدف رسید. این کار از طریق تدوین برنامه راهبردی یا بهعبارتی دیگر یک نقشه عملی قدم به قدم برای رسیدن به اهدافتان ممکن میشود. این یعنی شرکت در روندی مشارکتی برای مشخص کردن چشماندازی برای باهمستان، بیانیه ماموریتی برای پروژهتان، اهدافی که باید محقق شوند، راهبردی برای رسیدن به آنها و اقداماتی که آن راهبرد را عملی میکنند.
برنامهتان را اجرا کنید
اینجا است که همه سازماندهی و سختکوشیتان به نتیجه میرسد. باهمستان برای رسیدن به نتایج مورد نظرش، بر اساس برنامهای مدون شده دست به اقدام میزند.
به طور مداوم کار خود را مورد نظارت و ارزیابی قرار دهید
سایت ما یعنی «جعبه ابزار باهمستان» این کارکردها را برای هر پروژهای تا حدی حائز اهمیت میداند که چهار فصل (۳۶ تا ۳۹) را به روشهای ارزیابی سازمانها و ابتکارعملهای باهمستان اختصاص داده است. نظارت و ارزیابی مستمر به شما فرصت میدهد آنچه را درست کار نمیکند تغییر دهید و به تغییرات در باهمستان هم به طور مناسب پاسخ دهید. در ضمن برای شما روشن می کند که چه کاری را دارید درست انجام می دهید و چه بسا ایدههایی به شما بدهد که چطور راه موفقیت طرح را هموار کنید.
باید هم به فرآیندها توجه کنید و هم به نتایج کارهایتان. آیا در گرد هم آوردن تمام بخشهای باهمستان موفق بودهاید؟ این بخشها تا چه حد موجب تغییراتی شدهاند که زندگی مردم را بهبود بخشیده؟ سازمانتان چقدر خوب اداره میشود و مطابق نیازهای باهمستان است؟ آیا اقدام اخیرتان در حرکت شما به سوی هدفی که تعیین شده موثر است؟ آیا به اهدافی که مورد نظرتان بوده نزدیک شدهاید؟
در جهت پایدار شدن تلاشهایی که برای باهمستان انجام میشود بکوشید و اداره آن را برای همیشه به اعضای باهمستان بسپارید
توسعه محلی یک فرایند مستمر است. افراد و گروهها نقل مکان میکنند و کسانی جایشان را میگیرند که هیچ چیز از پروژه شما نمیدانند. اگر باهمستانی توانمند و سازمانی قوی بسازید که متعلق به باهمستان است و اعضای آن ادارهاش میکنند، تا زمانی که نیاز باشد به کارش ادامه خواهد داد.
خلاصه
در هر موقعیتی، کار توسعه محلی با درک باهمستان و تاریخش و ساختن تک به تک روابط آغاز میشود. روابط با افراد کلیدی میتواند کمک بزرگی در جذب بقیه به پروژه و تشخیص نقاط خطر احتمالی و راههای رسیدن به موفقیت باشد.
توسعه محلی در هر باهمستانی مفید است. میتواند به بیعدالتیها، مشکلات یا کمبودهای نظاممند، سیاستگذاری یا مشکلات جدی محل رسیدگی کند. اگر درست انجام شود میتواند منجر به تغییرات طولانیمدت و مثبت اجتماعی و باهمستانی سالمتر شود.
ما هي التنمية المحلّية؟
______ التنمية المحلّية هي بناء المجتمع المحلي عبر تحسين المسار الذي تسير الأمور من خلاله.
______ التنمية المحلّية تبني البنية التحتيّة لتحركّات المجتمع المحلي ونشاطاته.
______ التنمية المحلّية تشدّد على التحرّك الإيجابي من جانب المجتمع المحلي بأسره.
لماذا الانخراط في التنمية المحلّية؟
_____ التنمية المحلّية تكسر الحواجز ضمن المجتمع المحلي من خلال التشجيع على التواصل وتحسينه بين مختلف الأفراد والمجموعات السكّانيّة.
_____ التنمية المحلّية تجمع أشخاصاً ليس بينهم أي صلة في الأوضاع العاديّة، وتعرّف المجتمع المحلي كجامعٍ لهم جميعاً.
_____ التنمية المحلية تؤسّس لأرضية صلبة للدعم المجتمعي للتحرّكات حول المسائل المهمّة.
_____ التنمية المحلية تساعد الأفراد والمجموعات على اكتساب مهارات ومعارف جديدة.
_____ التنمية المحلية تدفع إلى الأمام القادة الطبيعيين من داخل المجتمع المحلي.
_____ التنمية المحلية تشجّع المجتمع المحلي على تحديد موارده الخاصّة وعلى فهم نقاط قوّته.
_____ التنمية المحلية تجعل المجتمع المحلّي مكتفياً ذاتيّاً وقادراً على تحديد مشكلاته بنفسه وحلّها.
_____ التنمية المحلية تُعطي الصوت للجميع، وتجعل الديمقراطيّة التشاركية الطريقة الطبيعية لصناعة القرار المجتمعي.
_____ التنمية المحلية تبني أساساً لمجتمع محلي واقعي ولإنصاف حقيقي، ما يؤدّي إلى مجتمع محلّي صحّي وتغيير اجتماعي إيجابي وطويل الأمد.
متى علينا الانخراط في التنمية المحلّية؟
______ التنمية المحليّة مناسبة في معظم الأوقات وفي أي مجتمع محلّي تقريباً.
مَن يجب أن يكون مشاركاً في التنمية المحلّية؟
______ التنمية المحليّة ينبغي أن تكون دامجة وتشاركيّة، شاملةً أشخاصاً من كافّة قطاعات المجتمع المحلي ومناطقه.
كيف ننخرط في التنمية المحلّية؟
______ معرفة المجتمع المحلي من خلال التعلّم عن تاريخه، وقضاء وقت لاختباره، وإقامة علاقات مع أعضائه.
______ تحديد ما الذي سيحفّز المجتمع المحلّي من أجل الانتظام.
______ تحديد قادة الرأي وأفراد آخرين ومجموعات موثوق بها، والعمل معها.
______ استقطاب أشخاص إلى الجهود.
______ بناء نظام تواصل.
______ تشجيع القيادة من داخل المجتمع المحلي.
______ خلق بنية كنقطة ارتكاز لجهود التنمية.
______ تحديد المسائل الأهم المتّصلة بهموم المجتمع المحلّي الإجماليّة.
______ بناء خطّة استراتيجية.
______ المتابعة المستمرة والتقييم المستمر للعمل.
______ جعل جهود التنمية المحلّية مُستدامة ذاتيّاً ومُدارة من المجتمع المحلي، فتصبح مكوّناً ثابتاً دائماً.
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
ماذا نعني بالتخطيط الاجتماعي وتغيير السياسات؟
______ التخطيط الاجتماعي هو المسار الذي يحاول من خلاله صانعو السياسات حل المشكلات المجتمعية أو تحسين الظروف في المجتمع المحلي من خلال خلق سياسات تهدف إلى نتائج معيّنة، وتطبيق هذه السياسات.
______ تشير الأفكار والتجارب الحاليّة إلى الربط بين جودة التخطيط الاجتماعي وتغيير السياسات، من جهة، وبين المشاركة المجتمعية في المسار، من جهة أخرى.
لماذا ينبغي على صانعي السياسات الانخراط في مسار تشاركي للتخطيط الاجتماعي؟
_____ المشاركة المجتمعية تزيد من احتمال خروجكم بسياسة فعّالة.
_____ المشاركة المجتمعية تؤدّي إلى تملّك المجتمع المحلي لأي مبادرات تتأتّى عن جهود التخطيط الاجتماعي، وإلى دعمها.
_____ يستطيع صانعو السياسات، خصوصاً المسؤولون المنتخَبون، أن يكسبوا سياسيّاً جرّاء إشراك المجتمع المحلي.
_____ يمكن أن يُعلِم أعضاء المجتمع المحلي صانعي السياسات عن التغييرات في الظروف التي تتطلّب تعديلات في السياسات مع مرور الوقت.
_____ يمكن أن تَخلق المشاركة المجتمعية علاقات وشراكات بين المجموعات المختلفة، التي يمكن أن تعمل سويّةً بعد ذلك.
_____ المشاركة المجتمعية تساعد على إبقاء عملية بناء المجتمع المحلي مستمرة على المدى البعيد.
_____ المشاركة المجتمعية تساهم في مأسسة التغييرات التي أُحدِثت جرّاء التعديلات في السياسات.
_____ المشاركة المجتمعية تستحثّ المجتمع المحلي على الاستمرار في التغير في الاتّجاهات الإيجابيّة.
لماذا ينبغي على المجتمع المحلّي أن ينخرط في مسار تشاركي للتخطيط الاجتماعي؟
_____ المشاركة تقدّم الفرصة لتثقيف صانعي السياسات عن حاجات المجتمع المحلّي وهمومه الحقيقية.
_____ المشاركة تسمح لأعضاء المجتمع المحلي بالمساعدة على خلق سياسات تعمل فعليّاً على تلبية حاجاتهم.
_____ المشاركة تؤمّن لأعضاء المجتمع المحلّي الاحترام الذي يستحقّونه.
_____ المشاركة تجعل أعضاء المجتمع المحلي متحكّمين بمصيرهم.
_____ المشاركة تبني القيادة المجتمعية من داخل المجتمع.
_____ المشاركة تستحثّ المجتمع المحلي على أن يأخذَ أموراً أو قرارات سياسيّة أخرى على عاتقه في المستقبل، وأن يرى نفسه مسيطراً على مستقبله.
_____ المشاركة تؤدّي إلى تغيير اجتماعي طويل الأمد.
متى تكون عمليّة التخطيط الاجتماعي وتغيير السياسات مناسبةً؟
______ عندما يطالب بها المجتمع المحلّي.
______ عندما تكون المسألة أو المشكلة قد وصلت حدود الأزمة، وأصبح جليّاً للجميع ضرورة القيام بأمرٍ ما.
______ عندما تكون هنالك مسألة مزمنة، كالفقر أو العنف أو الإسكان أو الجوع...الخ، قد جذبت انتباه صانعي السياسات.
______ عندما تتوافر الموارد لطرح المسألة.
______ عندما تهتم شخصيّة نافذة (كرئيس الجمهورية أو الحكومة، أو شخصيّة لافتة في مجلس الشيوخ أو البرلمان، أو محافظ أو رئيس بلدية) بمشكلة أو مسألة أو بمجموعة سكّانيّة معيّنة تحتاج إلى نوع من المساعدة.
_____ عندما يحدّد مسار التخطيط الاستراتيجي أو الاقتصادي، الذي يشارك فيه صانعو السياسات، أنّ هنالك مسألة معيّنة يجب معالجتها، أو أنّ مجتمعات محليّة أو مجموعات سكّانية معيّنة تحتاج لنوع من المساعدة.
______ عندما يصبح ظاهراً (على المستوى البلدية أو المحافظة أو البلد بأسره) أنّ هنالك انزلاقاً عامّاً اقتصاديّاً أو اجتماعيّاً و/أو بيئياً يجب إيقافه.
من يجب أن يشارك في التخطيط الاجتماعي وتغيير السياسات؟
____ الذين تسهدف السياسة المطروحة إفادتهم
____ الذين تقصد السياسة المطروحة التحكّم بهم بشكل ما
____ الذين سيكون عليهم تطبيق السياسة أو إنفاذها
____ الذين يخدمون السكان المتأثرين بشكل مباشر بالسياسة أو يعملون معهم
____ المنظمات أو شركات الأعمال التي على المحك أن تخسر أو تربح مصادر دخل أو موارد أخرى، أو التي ستضطر إلى تغيير طريقة عملها بسبب تغيير محتمل في السياسة
____ صانعو السياسة والمسؤولون الرسميّون.
كيف يمكن أن ينخرط صانعو السياسات بفعاليّة في التخطيط الاجتماعي وتغيير السياسات؟
خطوات كيفية إشراك صانعي السياسات المجتمع المحلي:
______ القيام باتّصالات مع الأفراد والهيئات والمنظمات التي تعرف المجتمع المحلي جيّداً، واستخدام معرفتها ومصداقيّتها لتسهيل طريقكم في المجتمع
______ جعل مساركم وغاياتكم واضحة في اجتماعات صغيرة تؤدّي إلى اجتماع أكبر
______ عقد اجتماع في المجتمع المحلي لشرح غرضكم ومباشرة استقطاب أعضاء من المجتمع للمشاركة في الدراسة والتخطيط
______ جدولة الاجتماع المجتمعي التالي، ومباشرة مسار التخطيط
______ تأمين التدريب والدعم اللازميْن.
كيف يمكن أن تنخرط المجتمعات المحلّية بفعاليّة في التخطيط الاجتماعي وتغيير السياسات؟
___ التعرّف على صانعي السياسات من البداية وإبقاء الاتّصالات قائمة معهم لكي يكون لديكم معهم خط تواصل مفتوح عندما تطفو مسائل السياسة
___ محاولة توقّع حاجات المجتمع المحلي المتعلّقة بالسياسات، ومقاربة صانعي السياسات قبل أن يقرّروا التحرّك
___ تزويد أنفسكم بأكبر قدر ممكن من المعلومات، عن منافع المسار التشاركي كما عن المسألة نفسها.
نویسنده
فِيلْ رابيْنووِِيتْز
الأداة رقم 1
سلّم آرنسْتين ومستويات المشاركة
كتبتْ شيري آرنسْتين في مقال لها عام 1969 عن كيف يمكن لكلمة "مشاركة" أن تعني أي أمرٍ يريدها صانعو السياسة أن تعني، إلاّ إذا تمّ تعريفها بوضوح، وهي كانت قد رسمت الخطوط التوجيهية للمشاركة المجتمعية لبرنامج "المدن النموذجيّة". في المقال، وصفت الباحثة سلّماً من ثماني درجات لانخراط المواطنين، منها ثلاث درجات فقط تؤدّي إلى المشاركة الحقيقيّة.
أوّل درجتيْن (الباحثة تسمّيهما المناورة والعلاج) هما فعليّاً غير تَشاركيتيْن. في هاتين الحالتين، يقوم صانعو السياسات إمّا بالتلاعب على المواطنين أو "يعلّمونهم" كيف "يبصمون" على أي اقتراح يقدمون به.
في الدرجات الثلاث التالية، يجري ممارسة ما تعتبره آرنسْتين المستويات المختلفة من الجهود الرمزيّة:
-
الإخبار: يتاح لأعضاء المجتمع المحلّي مجرّد معرفة ما يحدث، دون أي مساهمة من قِبلهم.
-
التشاور: يُطلب من أعضاء المجتمع المحلّي أفكاراً واقتراحات، دون تضمينها بالضرورة في السياسة أو الخطّة النهائية.
-
الاسترضاء: "يرمي عظمة" للمجتمع المحلي من خلال استيعاب اقتراح أو اعتراض معيّن (غير مهم، على الأرجح)، ولكن مع المضي قدمًا في الخطة الإجماليّة الأصليّة.
في كلّ من هذه الحالات، يقوم صانعو السياسات بأمرٍ ما يمكن أن يسمّوه إشراك المجتمع المحلّي، فيما هم، في الحقيقة، فلا يقدمون ما يتجاوز الكلام إزاء متطلّبات المشاركة المجتمعية.
الدرجات الثلاث العليا من السلّم وحدها هي المشاركة الحقيقية:
-
المشاركة: تجلب التفاوض وتشارك صناعة القرار.
-
تفويض السلطة: يُعطي صناعة القرار لجسم محدّد، معظم أعضاؤه هم من المجتمع المحلّي.
-
تحكم المواطنين: يجعل المجتمع المحلّي يدير المسار من البداية إلى النهاية.
في "الدليل إلى المشاركة"، كثّف دايفيد وِلكوكْس سلّم آرنسْتين وجعله مكوّناً من خمسة مستويات، وهي مبدئياً الدرجات الست الأُول من السّلم، ما عدا الاسترضاء، إذ يرى أنه ليس ممكناً دائماً أن يحظى المجتمع بالمشاركة الكاملة، ولكن من المهم محاولة الحفاظ على أعلى مستوى ممكن من المشاركة، مع أخذ الواقع في الاعتبار. أمّا الادّعاء بإشراك المجتمع المحلّي عندما تكون الغاية الحقيقية إخراجه تماماً من المسار، فهو أسوأ أنواع المنافقة، وغالباً ما يكون أقصر طريق للحكم على السياسة بالفشل.
فيما يلي شرحٌ لمستويات وِلكوكْس، مكيّفة من الفصل 18، القسم 2: مقاربات تشاركية في التخطيط لتدخلات مجتمعية:
المعلومات:
أقل ما يمكن أن تقوموا به هو إخبار الناس ما هو المخطّط.
التشاور:
تقدّمون للناس عدداً من الخيارات وتصغون للمردود الذي تحصلون عليه منهم.
اتّخاذ القرار سويّة:
تشجّعون الآخرين على تقديم أفكار وخيارات إضافية، وعلى الانضمام إلى عملية تقرير الطريقة الفضلى للتقدّم.
العمل معاً:
المصالح المختلفة لا تكتفي بالقرار المشترك حول ما هو الأفضل بل تشكّل شراكة لتنفيذ هذا الخيار الأفضل.
-
دعم المبادرات المجتمعية المستقلّة: تساعدون الآخرين على القيام بما يريدونه، ربّما في إطار عمل من المنح، والنصائح والدعم مقدّمةً ممن يمتلكون الموارد.
قد يكون كلّ من هذه المستويات مناسباً في ظروف مختلفة، أو مع مجموعات مختلفة، مع أنّه فقط لدى مستوى "اتّخاذ القرار سوية" وما فوقه، تصبح تشاركيّةً في المعنى الذي يُستخدم فيه هذا التعبير في هذا القسم.
متى يكون التخطيط التشاركي مناسباً، ومتى لا يكون؟
بالإضافة إلى ما يبدو صائباً وفق الظروف، هنالك بعض الخطوط التوجيهية لتحديد متى يكون مناسباً استخدامُ كل مستوى من مستويات التخطيط. (بشكل عام، يبدو أنّ هنالك افتراضاً هنا يرى أنّ كل مستوى يتضمّن عناصر المستوى الذي يسبقه، فعلى سبيل المثال، أنتم لا تستطيعون القيام بالتشاور قبل الإخبار.)
قد تكون "المعلومات" وحدها مناسبة في الأحوال التالية:
-
لقد تمّ تقرير مسار التحرّك فيما سبق، من خلال قانون مركزي، مثلاً.
-
أنتم تخبرون ببساطة عن أمرٍ أصبح أصلاً متقدّماً.
-
أنتم تُعلمون الناس حتّى تكون لديهم المعلومات اللازمة ليكونوا جزءاً من الجهود التشاركية لاحقاً.
قد يكون "التشاور" وحده مناسباً في الأحوال التالية:
-
تريدون تقييم خدمات موجودة أو تحسينها.
-
هنالك خيارات محدودة، وأنتم تحاولون الاختيار فيما بينها.
-
هنالك أسباب تقنيّة (مرّة أخرى بسبب قانونٍِ ما، ربّما) تجعل من الممكن لعدة أشخاص فقط أو مجموعات معيّنة أن تكون منخرطة رسميّاً في مسار التخطيط.
|
إذا تشاورتم مع أشخاصٍ في المجتمع المحلي فعليكم أن تعيروا انتباهاً لما يقولونه لكم. فإذا كنتم ببساطة ستتجاهلون أفكارهم وتوصياتهم فيجب ألاّ تتشاوروا معهم على الإطلاق. إنّ طلب الرأي ثمّ تجاهله هو مهين ومثير للغضب أكثر بكثير من عدم طلب الرأي بدايةً. على الأقل، يستحق الناس تفسيراً لمَ لمْ تؤخذ نصيحتهم بعين الاعتبار. |
قد يكون "اتّخاذ القرار معاً" مناسباً في الأحوال التالية:
-
من المهم أن يشعر الجميع بتملّك الخطّة.
-
تريدون أفكاراً جديدة وحيّة من أكبر عددٍ ممكن من المصادر.
-
يمكن أن تجذبوا إلى مساركم أشخاصاً سيؤثّر التدخل عليهم بشكل مباشر.
-
هنالك التزام بتأمين الدعم من خلال المسار لمَن يحتاجه.
-
هنالك وقت كافٍ.
|
في الحقيقية، كما ذكرنا سابقاً، غالباً ما يكون مسار التخطيط محدوداً بالوقت بسبب شدة الحاجة (إذا كان المراهقون يموتون يوميّاً بإطلاق الرصاص فيجب المباشرة فوراً ببرنامج مكافحة العنف)، أو مستلزمات الشركاء الآخرين، الخ. الحيلة هي الموازنة بين المشاركة وقيود الوقت، ومحاولة استخدام أعلى مستوى ممكن من المشاركة في ظل الظروف الموجودة. |
قد يكون "العمل معاً" مناسباً في الأحوال التالية:
-
سيكون التدخّل أكثر فعاليّة مّما لو كان يديره مكوّن واحد.
-
هنالك شروط الإشراف المجتمعي.
-
هنالك التزام بتنمية شراكة حقيقية.
-
الجميع يستفيد من العمل معاً.
-
إحدى غايات التدخّل هي في نهاية المطاف افتراض قيادة أو تعلّم مهارات القيادة من قبل السكان المستهدفين و/أو الآخرين في المجتمع المحلّي.
|
إنّ كلمة "شراكة" تعني علاقة بين متساويين، حيث يتمتّع الجميع بأصوات متساوية، وحيث النفوذ والمسؤوليات يجري تشاركها بتساوٍ. مهمّةُ بناءِ هكذا علاقة ليست سريعة أو سهلة، حتّى لو كنّا في ظروف يتمنّى فيها الجميع ذلك. هذه العلاقة تتطلّب وقتاً والتزاماً بالمسار كما بالمنتَج النهائي (الشراكة)، واستعداداً للتطرّق إلى الخلافات والفروقات الفلسفيّة والعمل عليها. ما لم تكونوا مستعدّين لأن تهبوا أنفسكم لتطوير شراكة حقيقية فقد يكون العمل معاً مجرّد غايةً مستقبليّة. |
قد يكون "دعم المبادرات المجتمعية" مناسباً في الأحوال التالية:
-
هنالك التزام بتمكين المجتمع المحلي.
-
يملك المجتمع المحلي الرغبة وعلى الأقل بعض الأدوات لمباشرة تدخّل ناجح وإدارته.
-
هنالك التزام بتأمين التدريب والدعم عند اللزوم.
-
إحدى نقاط جهود التحرّك الاجتماعي هي جعله مداراً من قِبَل المجتمع المحلّي.
|
فيما تحاولون تحديد ما هو مستوى المشاركة المناسب لوضعكم، فكّروا في ما يلي: من المحتمل أن يصبح مسار التخطيط التشاركي مهزلة تهدف فقط إلى إقناع المجتمع بأن عمليّة تشاركية تجري. روى معلّمٌ للكبار محادثةً مع والد زوجته، الذي كان يعمل في مصنع لأحدّ مصنّعي السيارات الكبار في دِترويْت، وكانت الشركة قد باشرت بمشروع "إدارة الجودة الشاملة"، وأعادت تنظيم عمّال المصنع ضمن فرق. وشمل كل فريق عاملين من كل خطوة في عملية تصنيع السيارة، وكان من المفترض أن يكون الفريق مسؤولاً عن بناء سيارة بأكملها من البداية إلى النهاية. وعلاوةً على ذلك، كان من المفترض أن يكون كل فريق قادراً على تغيير الإجراءات لجعلها أكثر فعاليّة أو أسهل، وبالتالي تحسين الإنتاج من خلال معرفة أعضاء الفريق ومهاراتهم. وعلماً بأنّ والد زوجته كان ناشطاً في الاتحاد العمّالي واشتراكيّاً منذ فترة طويلة، قال الصهر: "لا شكّ أنّ ذلك عظيم. فَلَقد أصبح للعمّال بعض السيطرة الفعليّة على الإنتاج". ولكن الرجل الكبير فجّر الفقّاعة بسرعة: "لا، بقيت الأمور كما كانت من قبل، إلاّ أنّهم يجعلوننا الآن نجلس في اجتماعات ونقول لهم ماذا نفكّر، ثمّ يتجاهلوننا. لم يتغيّر شيء، فإنهم يقومون ببعض الاستعراضات حتّى يتمكنوا من إخبار الجمهور أنّهم يقومون بأمرٍ مختلف." |
كما أن هنالك بعض الخطوط التوجيهية العامّة للحالات حيث من المحتمل ألا توجد عملية مناسبة من التخطيط التشاركي بما في ذلك في الحالات التالية:
-
عندما لا يكون هنالك وقتٌ: قد يكون عليكم كتابة طلب منحة فوراً، مثلاً، أو قد يكون قد وصل وضعٌ ما (العنف الشبابي، مثلاً) إلى حجم الأزمة بشكل يستوجب طرحه فوراً. في هكذا ظروف، قد يكون ممكناً القيام ببعض التخطيط الاستراتيجي بعد الواقعة، إمّا لتعديل السياسة قبل أن تأخذ مفعولها، أو للتخطيط للمرحلة التالية.
-
عندما يكون المجتمع المحلّي منقسماً بحدّة بشكل يستحيل فيه جمع كافّة (أو حتّى أيٍّ من) الفرقاء المتخاصمين حول نفس الطاولة.
-
عندما لا يكون هنالك طريقة قابلة للتطبيق لتأمين الدعم اللائق للمسار (التيسير والبنية...الخ).
-
عندما يكون الجمهور المستهدف، ببساطة، غير مهتم بالمشاركة ويريد فقط أن يهتم صانعو السياسات بالموضوع. قد تكون الغاية جعل الناس يهتمون ولكن قد تضطرّون جعل ذلك جزءاً من التدخّل لا جزءاً من مسار التخطيط.
-
عندما ترتكز نتائج المسار على معرفةٍ تقنية من النوع الذي، بكل بساطة، لا يحيط به الجمهور المستهدَف وأعضاء المجتمع المحلي.
-
عندما يكون إشراك كافّة (أو معظم) أصحاب المصلحة ببساطة غير ممكن لوجستيّاً، إمّا بسبب المسافة أو الوقت أو مسائل أخرى.
-
عندما لا يكون هنالك ثقة بينكم وبين المجتمع المحلي. الواضح أنّه يمكن بل واجب عليكم محاولة بناء هذه الثقة، ولكن ذلك قد يكون مستحيلاً.
نویسنده
فِيلْ رابيْنووِِيتْز
گاه بهترین راه برای ایجاد تغییر، روبهرو شدن با مسئولان تصمیمگیری در کنشی هماهنگ است. چنین حرکتی را کنش اجتماعی میگویند که به اشکال گوناگون، از سازماندهی کمپین نامهنویسی گرفته تا بسیج دهها هزار نفر از مردم پایتخت کشور یا ایالت در راستای اعتراض به اقدامات دولت، بروز پیدا میکند. موضوع این بخش سازماندهی باهمستان برای مشارکت در کنش اجتماعی و همچنین چرایی و چگونگی انجام این کار، زمان مناسب، و نتایج احتمالی آن است.
کنش اجتماعی چیست؟
کنش اجتماعی به معنی اقدام عملی برای ایجاد تغییرات مثبت معمولا در قالب یک باهمستان یا گروههای سازمانیافته است. کنش اجتماعی گاه به تغییرات عمیق اجتماعی میانجامد و گاه در پی رسیدن به تغییرات محدودتر در حوزهای مشخص است؛ مثلا نگهداشت فضاهای عمومی یا افزایش دستمزد گروهی خاص از کارگران.
طبیعتا کنش اجتماعی کار افرادی است که یا مثل تنگدستان، اقلیتها، یا افراد دارای معلولیت، معمولا قدرت چندانی در جامعه ندارند یا هر گروه دیگری که حس میکند دغدغههایش نادیده شده است. اعضای این گروهها با همکاری یکدیگر میتوانند با تکیه بر جمع، استفاده از رسانه، رای، و انواع دیگر فشارهای اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی قدرت جمعی خود را به کار گرفته و افرادِ در قدرت را برای بازنگری در مواضع خود مجاب کنند.
گروهها بنا به علل متعدد، از جمله موارد زیر، وارد کنش اجتماعی میشوند:
- تلاش برای اثرگذاری بر ملاحظات سیاسی جهت توجه به منافع گروههایی که معمولا در این مباحث نادیده گرفته میشوند و بیشتر جزو بخشهای کمدرآمد و اقلیت جامعه هستند
- بنا نهادن سیاستهای منصفانهتر و رفع تبعیض
- تصحیح اشتباهات گذشته؛ مثلا، عذرخواهی و جبران خسارات آمریکاییهای ژاپنیتبار که در حین جنگ جهانی دوم بدون رعایت انصاف و مفاد قانون اساسی به اردوگاههای کار اجباری در غرب آمریکا فرستاده شدند.
- پیشگیری از آسیب به باهمستان. نمونهای از این دست، اعتراض به محل تاسیس کارخانهای صنعتی به دلیل خطر آلودگی است.
- تامین منافع خاص باهمستان یا بخشی از باهمستان که گاه در مقیاسی بسیار کوچک محقق میشود
- حفظ چیزهایی که ارزش تاریخی یا اجتماعی دارند
- ورود بخش سرکوبشده جامعه به بررسیهای سیاسی؛ مثلا مشارکت شهروندان اقلیت در شورای بررسی کار پلیس
اینها فقط بخش کوچکی از دلایل تقریبا بیپایان مشارکت در کنش اجتماعی هستند. انواع کنش اجتماعی هم مثل دلایل آن متنوع است و کنشهای گوناگون را از تشریح اوضاع خود برای سیاستگذاران تا نافرمانی مدنی برای رویارویی با زور در بر میگیرد.
احتمالا بیشتر افراد با شنیدن اصطلاح «سازماندهی باهمستان» به یاد کنش اجتماعی میافتند.
پدر سازماندهی نوین باهمستان سائول آلینسکی است که در دهه ۱۹۳۰،کارگران سلاخخانهای در شرق اروپا را از دو محله متخاصم در شورای محله بکآفدِیارزد در شیکاگو گرد هم آورد. آلینسکی با بهرهگیری از سازمانهای موجود مثل اتحادیهها، کلیساها، و سازمانهای برادری، تشکیلاتی با قدرت سیاسی را برای کارگرانِ تحت بهرهکشی و بدرفتاری بنا نهاد. نتیجه این کار، بهبود شرایط کاری و پرداختها، پیشرفت وضعیت محله، احترام کارگران به خود، و شکلگیری سازمانی بود که هنوز هم پا بر جا است.
دلایل مشارکت در کنش اجتماعی
بنا به چندین دلیل، گاه کنش اجتماعی گزینهای مناسب است:
- امکان توانمندسازی و نیروبخشی به گروههایی که در گذشته ناتوان بودهاند یا قابلیتهای خود را برای به کارگیری قدرتشان نمیشناختهاند.
این گزاره حتی میتواند درباره افرادی صدق کند که شاید در کنش ابتدایی جایی نداشتهاند. دیدن تواناییها و دستاوردهای افراد دیگر با وضعیت مشابه میتواند الهامبخش دیگران برای همراهی با این حرکت یا همراهی یا حتی شروع حرکات مشابه در آینده باشد.
- امکان متحدسازی باهمستانها. کنش جمعی مثل خیلی از فعالیتهای گروهی دیگر افراد را گرد هم میآورد. این کنش با ایجاد روح کار و اشتیاق جمعی، افراد را در قالب باهمستانی با هدف مشترک به یکدیگر پیوند میدهد.
- نمایش توانایی گروه به جامعهای بزرگتر. در این حالت مردم حتی در صورت مخالفت با گروه، مجبورند به گروه احترام گذاشته و منافع و نیازهای گروه را برآورده سازند.
- تنها گزینه برای تغییر موضع مخالفان سرسخت در برخی شرایط. گاه اشخاصِ هدفِ کنش اجتماعی مدتها در قدرت بودهاند یا باورشان این است که اوضاع قرار بوده همیشه بر همین منوال باشد. گاه مجاب کردن این افراد برای رسیدگی به دغدغههای دیگران نیازمند کمپینی طولانیمدت بر پایه کنش اجتماعی است.
- ضرورت اخلاقی. کنش اجتماعی گاه دشوار و کمطرفدار است. مردم عموما به این خاطر وارد کنش اجتماعی میشوند که باور دارند آرمانشان درست است و تلاش در این راستا را وظیفه اخلاقی خود میدانند.
- امکان انگیزش مردم برای انجام کنشهای مثبت دیگر. وقتی مردم به توانایی خود در تاثیرگذاری بر اتفاقات اطراف خود پی بردند، برای انجام فعالیتهای دیگر مثل راهاندازی تعاونی، ترمیم خانههای فرسوده، و پاکسازی محله هم تمایل بیشتری پیدا میکنند. آنها کم کم به این نتیجه میرسند که امکانات لازم را برای حل بسیاری از مشکلات خود در اختیار دارند و برای بهرهگیری از این امکانات انگیزه و مهارت مییابند.
- نقطه شروعی در مسیر افزایش همبستگی در باهمستان. وقتی گروهی نیروی خود را تثبیت کرده و به روشنی اعلام میکند که جا نخواهد زد، احتمال همراهی و در نهایت همکاری مخالفان پیشین هم بیشتر میشود.
- امکان دستیابی به تغییرات اجتماعی مثبت بلندمدت. کنش اجتماعی، مثل اشکال دیگر سازماندهی باهمستان، معمولا هم اهداف بلندمدت دارد و هم اهداف کوتاهمدت. هر چند هدف کنش اجتماعی گاه در گسترهای محدود تعریف میشود، اما گسترش برابری و عدالت اجتماعی و اقتصادی از اهداف بلندمدت بیشتر تلاشها در سازماندهی باهمستان هستند. مدیریت مطلوب کمپین کنش اجتماعی برای استمرار حرکت در بلندمدت میتواند به شکلگیری جامعهای دموکراتیک منجر شود که در آن رای همه مردم اهمیت دارد.
پرهیز از کنش اجتماعی هم مثل انجام آن دلایل بسیار زیادی دارد. شیوه معقول معمولا استفاده از روشی با کمترین ستیزهجویی ممکن برای دستیابی به اهداف است. اگر بتوان با همکاری و سازش بخش بزرگی از اهداف را محقق کرد، میتوان رابطه سازنده را با افرادِ در قدرت حفظ کرد، و این افراد در آینده هم احتمالا تمایل بیشتری برای مذاکره خواهند داشت. بنابراین، کنش اجتماعی را تنها باید در مواقع لزوم به کار برد. در موارد زیر استفاده از کنش اجتماعی معقول نیست:
- امکان دستیابی به اهداف با فشار کمتر و استفاده از ابزارهایی مثل مذاکره، مصالحه مقبول، اقناع، سازش، و غیره.
- نبود نیروی کافی برای راهاندازی کنشی اجتماعی با قدرت اقناع بالا. مثلا، وقتی گروه بزرگی برای اعمال قدرت در اختیار ندارید، پیش از اقدام به کنش اجتماعی، لازم است باز هم کار سازماندهی را ادامه دهید.
- عمل بر اساس شایعات به جای واقعیات. باید مطمئن شوید اقدامتان مبتنی بر واقعیات است نه شایعات یا گزارشهای دست چندم. اگر واقعیات را بررسی نکنید، ممکن است کل کارتان بیاعتبار شود.
- احتمال بروز پیامدهای فاجعهبار اجتماعی یا سیاسی حتی در صورت توفیق کنش اجتماعی. در برخی موارد، دستیابی به خواستههای فعلی به قیمت واکنشهایی شدید تمام میشود که با پسرفت در مسیر حرکت همراه است و ممکن است دوباره شما را به جای اول برگرداند.
زمان مناسب برای کنش اجتماعی
- نبود توفیق در دستیابی به نتایج رضایتبخش در مذاکره و استدلال
- نبود زمان کافی
نکته کاربردی این است که گاه زمان کافی نداریم چون اتفاقی جبرانناپذیر در شرف وقوع است. شاید بتوان قانونی را تغییر داد یا در دادگاه به این قانون اعتراض کرد، اما تخریب ابنیه تاریخی یا جنگلهای چندینساله برگشتپذیر نیست.
- بروز فرصت مناسب
- وجود امکانات کافی برای کنش اجتماعی
- نیاز به جلب توجه عمومی با اظهارات تاثیرگذار
- نیاز به توانمندسازی و شکلدهی رهبری در باهمستان
- نیاز به جلب توجه عمومی و رسانهها و انگیزش افکار عمومی در خصوص دغدغهها و مسائل سازمان یا باهمستان
افراد همراه با کنش اجتماعی
اثربخشی کنش اجتماعی زمانی بیشتر میشود که افراد همراه با کنش اجتماعی همانهایی باشند که منافعشان به خطر افتاده است. قطعا قانون آهنین در این خصوص صدق میکند. نه تنها افراد همراه با کنش اجتماعی باید از این کنش متاثر شوند، بلکه این افراد باید همانهایی باشند که درباره ضرورت کنش اجتماعی تصمیم میگیرند. این افراد باید از پیامدهای احتمالی کنش اجتماعی، از تضعیف آرمانها گرفته تا واکنش شدید یا خطر جسمی، آگاه باشند، و باید در این باره تصمیم بگیرند که خطرات این کار به فواید بالقوهاش میارزد یا نه.
بنابراین، در پاسخ به این پرسش که چه کسانی باید با کنش اجتماعی همراه شوند، میتوان گفت هم سازمانها و هم نهادهایی که چتر و نماینده باهمستان مورد نظر هستند و نیز افرادی که میتوانند در نبود گروهها، گروه بسازند.
شیوه همراهی در کنش اجتماعی
کنش اجتماعی با بهبود وضعیت محلی (باهمستان) فرق دارد، اما این دو شباهتهایی هم دارند. نقطه شروع هر دو مهمترین بخشهای سازماندهی باهمستان است، یعنی آشنایی با باهمستان و مردم آن، تماسهای فردی، و اعتمادسازی بین مردم یا بین مردم و سازمان. در بخش دوم این فصل با عنوان بهبود وضعیت محلی (باهمستان)، مراحل جلب همراهی باهمستان را به تفصیل بررسی کردهایم. اینجا، این مراحل را خیلی کوتاه مرور میکنیم، و جزئیات دیگری را اضافه میکنیم که ویژه سازماندهی کنش اجتماعی هستند.
پس از همراهی باهمستان و شکلگیری ساختار کنش اجتماعی و تصمیمگیری درباره ضرورت کنش اجتماعی در این موقعیت، به مرحله برنامهریزی میرسیم. باید با عملی کردن برنامهها، راهبردها را اجرایی کرد. دست آخر، باید ضمن پیگیری، کارهای انجامشده را ارزیابی کرده و درباره گام بعدی تصمیم گرفت.
آمادگی برای کنش اجتماعی
- آشنایی با باهمستان
- شناسایی مسائلی که میتوانند باهمستان را به کنش اجتماعی سوق دهند
- شناسایی و تماس با افراد و گروههای کلیدی
- جذب افراد از باهمستان برای همکاری
جذب افراد از باهمستان شاید کمی زمان ببرد. جلب اعتماد باهمستان، بهویژه باهمستانی که از دیگران بدرفتاری، بیتوجهی، یا تحقیر دیده، کار یک روز و دو روز نیست. در سازماندهی معمولا باید فرد به فرد و خانه به خانه جلو رفت. با کسی دوست میشوید، او شما را به دوستانش معرفی میکند، و این روند ادامه پیدا میکند.
این کار قدری زمان میبرد، اما اگر درست انجام شود و افراد جذبشده واقعا خود را صاحب کار بدانند، در نهایت شتاب و قدرت کار بیشتر میشود. به همین دلیل، نباید با برنامهای شامل بایدها به سراغ باهمستان رفت، بلکه باید از خود مردم خط گرفت.
- ایجاد سیستم ارتباطی
- ترغیب مردم باهمستان به رهبری کار از همان ابتدا
- ساختارسازی برای کمک به باهمستان در دستیابی به اهدافش
مزیت مهم دیگر سازمان یا ساختارسازی، ایجاد هماهنگی و نقطهای کانونی برای کار باهمستان است. مثلا، در صورت مذاکره با افرادِ در قدرت، به جای مذاکره جداگانه چندین گروه، سازمان میتواند نماینده کل باهمستان باشد. به این ترتیب، باهمستان همصدا میشود و در این حالت اهرم فشارش قویتر از حالتی است که به چند گروه همسود تقسیم شده باشد.
برنامهریزی برای کنش اجتماعی
کنش اجتماعی گاه نتیجه مقتضیات است.
برنامهریزی چه در کوتاهمدت و چه در بلندمدت، بخش مهمی از کمپین کنش اجتماعی است. پس از زمینهسازی و سازماندهی باهمستان، زمان تدوین راهبرد فرا میرسد.
- تدوین برنامه راهبردی برای کنش اجتماعی (فرآیند برچام)
- تصمیمگیری درباره موثرترین انواع کنش اجتماعی برای باهمستان و انواع کنش مطلوب یا نامطلوب مردم باهمستان
- باهمستان باید بداند در هر زمان مایل به انجام چه کاری است. این موضوع به چند عامل بستگی دارد:
- احتمال اثربخشی هر کنش اجتماعی
- نگاه اخلاقی و معنوی باهمستان
- کنشهای مقبول مردم باهمستان و میزان آمادگی باهمستان برای هر نوع کنش
- خطرپذیری مردم باهمستان و انواع خطراتی که میپذیرند
- کنشهای پیشین
برنامهریزی برای حالات احتمالی بر اساس میزان تمایل به تشدید کار. کنش اجتماعی گاه همان بار اول جواب میدهد و گاه باید چندین بار تکرار شود یا نیازمند تغییر در روال کار، تشدید کار، یا بهرهگیری از عوامل دیگر برای رسیدن به موفقیت است. این تلاشها گاه بعضا یا کلا به جایی نمیرسند. اینجاست که باید برنامهای جایگزین داشته باشید.
باهمستان باید به روشنی مشخص کند چقدر حاضر است برای کنش اجتماعی مایه بگذارد. آیا حاضرید با پذیرش خطرات، روشهایی را امتحان کنید که فشار بیشتری دارند؟ پیامدهای ممکن و احتمالی برنامهها برای افراد و گروههای همراه و برای کل کار کدامند؟ آیا امکانات لازم را برای به نتیجه رساندن روندهای دشوار مثل شکایت حقوقی در اختیار دارید؟
پاسخ به این پرسشها هر چه باشد، باید تا حد امکان برای حالات مختلف برنامهریزی کرد. هیچگاه نباید فرض کرد صرف همراهی با کنش اجتماعی به معنی دستیابی به اهداف خواهد بود. باید دانست در صورت شکست گام بعدی چه خواهد بود.
اجرای راهبرد کنش اجتماعی
کنش اجتماعی همیشه به معنی جمعآوری نیرو و راهپیمایی با چهرههایی مملو از خشم به سمت شهرداری نیست. البته کنش اجتماعی گاه چنین حالتی دارد و بسیاری مواقع این نوع کنش مناسب است. اما در برخی موارد هم کنش اجتماعی به شکل شهادت دادن در روند دادرسی حقوقی، مراجعه خانه به خانه برای گفتگو با رایدهندگان درباره انتخابات پیش رو، تنظیم شکایت، برگزاری جلسه با نماینده یکی از نهادهای نظارتی و درخواست اجرای مناسب قوانین موجود، یا دیدار با اعضای کنگره به همراه گروهی از شهروندان نمود پیدا میکند.
تفاوت مهم کنش اجتماعی با مشارکت صرفا دموکراتیک، در نمایش قدرت است که در همراهی یا پشتیبانی گروهی بزرگ از افراد همفکر ریشه دارد. تماس با کاخ سفید در مقام یک شهروند برای اعتراض به اشغال عراق به دست آمریکا نوعی مشارکت دموکراتیک است. درخواست از مردم در راستای همین هدف و در بخشی از یک اقدام هماهنگ برای بمباران دولت با صدها هزار تماس تلفنی نوعی کنش اجتماعی است.
کنش اجتماعی نمونههای فراوانی دارد. عملا هر روزنامهای را در طول یک هفته بخوانید، شاید دست کم به یک نمونه از کنش اجتماعی برخورد کنید. مثلا، در زمان نگارش این متن (پاییز ۲۰۰۵)، فقط انجمن سازمانهای اصلاح باهمستان به تازگی اقدامات زیر را در این زمینه انجام داده است:
- بسیج رایدهندگان با مراجعه خانه به خانه، نامنویسی رایدهندگان، و حضور در تجمعات در کنار بسیاری از مقامات منتخب برای مقابله با تعدادی از مصوبات متکی به آرای عمومی در کالیفرنیا
- حضور پرشمار اعضا در جلسه هیات مدیره انجمن ملی رنگ و روکش در کلیولند
- همکاری در حمایت مالی از برگزاری تجمعی در نیویورک با حضور هزار نفر از پرستاران کودک در راستای تاکید بر نبود حمایت و دستمزد کافی
- راهاندازی انواع کنشهای مختلف در جای جای کشور برای مجاب کردن کنگره جهت تغییر لایحه بودجهای که قرار بود برای تامین هزینههای امدادرسانی، بودجه طرحهای قشر کمدرآمد را کاهش دهد
- مشارکت در کنشها و رایزنیهای قضایی برای تعویق تمدید مجوز یکی از کارخانههای ذوب فلزات در شهر الپاسوی ایالت تگزاس که باعث انتشار آلایندههای فلزات سنگین در هوا میشد.
در نهایت، سازمان باید معمولا بدون فوت وقت از مرحله برنامهریزی گذشته و به سراغ مرحله اجرا برود. اما حتی در سادهترین و کمخطرترین کنشها مثل ارسال نامه به قانونگذاران هم، افراد به آموزش و کمکهای دیگر نیاز دارند. هر چه کنش اجتماعی پیچیدهتر و خطر احتمالی آن بیشتر باشد، افراد همراه این کنش احتمالا به حمایت بیشتری نیاز خواهند داشت.
بیشتر گامهای زیر به اجرای صرفا یک کنش مربوط میشوند، نه اجرای چندکنش. اما باید به خاطر داشت اجرای راهبرد کنش اجتماعی با اجرای صرف یک کنش فرق دارد. اجرای چنین راهبردی اغلب نیازمند پایبندی بلندمدت به انواع کنشها است که معمولا هدفش تغییر در توزیع قدرت برای افزایش برابری است.
- انتخاب زمان، مکان، نقطه یا نقاط هدف و ماهیت کنش بر پایه مقاصد و جایگاه این کنش در کلیت راهبرد سازمان.
- آموزش و سایر پشتیبانیهای لازم برای اجرای موفق کنش پیش از عملی کردن آن
نباید نیازهای اساسی را فراموش کرد. اگر قرار است گروهی از افراد با مقامات شهرداری یا مجلس ایالتی جلسه داشته باشند، برای ناهار چه خواهند کرد؟ به خصوص اگر روز برگزاری جلسه هوا گرم باشد، شاید لازم باشد آب آشامیدنی را هم تامین کنید. گاه استفاده از سرویسهای بهداشتی ثابت یا متحرک هم لازم است. اگر در تجمعات سطل زباله به تعداد کافی باشد، پاکسازی محل خیلی آسانتر خواهد شد. هر چه پیشبینی بهتری برای این موارد داشته باشید، در اجرای کنش دردسر کمتری خواهید داشت.
- هماهنگی و پشتیبانی. اگر افراد بدانند کسی مسئول امور است، عملکرد بهتری خواهند داشت. داشتن افرادی برای ارائه دستور کار، اطلاعات، و راهنمایی دیگران در جریان کنش اجتماعی، هم مسیر کار را هموارتر میکند و هم به افراد حس امنیتی میدهد که حاصل همکاری با یک سازمان خوب است.
در صورت وجود خطر خشونت احتمالی یا واقعی، این نوع هماهنگی و پشتیبانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. چون خشونت نه فقط کنش اجتماعی بلکه کل سازمان و آرمانهای آن را بیاعتبار میکند و از همین رو باید جمعیت را (حتی الامکان به شکل غیر رسمی و نامحسوس) کنترل کرد و از هر گونه حرکت به سمت خشونت پیش از تشدید این وضعیت جلوگیری نمود.
در صورت بروز وضعیت کاملا غیر منتظره، با وجود برنامهریزی دقیق قبلی، چه باید کرد؟ مثلا، فرض کنید میخواهید در جلسه دادرسی شهادت دهید و جلسه لغو میشود؛ سخنران اصلی تجمع در مسیر تصادف کرده و آسیب میبیند؛ یا رهبر طرف مخالف همان روزی که قرار بوده با او روبهرو شوید، سکته قلبی میکند.
البته اولین پاسخ این است که باید همه احتمالات را در نظر گرفت و برایش برنامهریزی کرد و احتمالا شما هم همین کار را کردهاید. اما در نگاه واقعبینانه، حتی از باهوشترین افراد هم نمیتوان توقع داشت همه احتمالات را در نظر بگیرند. بهترین کار داشتن فرآیند پشتیبانی و برنامه احتیاطی برای حالات ناخواسته است. داشتن سخنران دوم برای سخنرانی در زمان نیاز، در نظر گرفتن مسیر جایگزین، و داشتن فضای سرپوشیده برای شرایط نامساعد آبوهوایی در کنار سایر برنامههای احتیاطی همگی از ابزارهای پیشگیری از بروز وضعیت نامطلوب در حالات غیر منتظره هستند. اینجا هم مثل کار با دادههای رایانهای، باید نسخه پشتیبان داشته باشید تا بعدا تاسف نخورید.
- سازماندهی برای کنش
- اجرای کنش
- پیگیری و ارزیابی. کار شما با پایان یافتن کنش تمام نمیشود. چند کار دیگر هم هست که باید انجام دهید:
کارهای آمایشی: اطمینان از تامین وسیله نقلیه برای افراد نیازمند وسایل ایاب و ذهاب، رساندن درخواستها و طومارها به اداره ذیربط، آمارگیری از تعداد تماسهای تلفنی، و غیره
اگر قبلا از جعبهابزار باهمستان استفاده کرده باشید، حتما میدانید در این مجموعه، ارزیابی بخشی بسیار مهم و جداییناپذیر از هر گونه فعالیت برای بهبود سلامت یا وضعیت باهمستان است. ارزیابی صادقانه اطلاعات بسیاری ارزشمندی را درباره روند کار فعلی در پی خواهد داشت که با استفاده از آن میتوان کار را تغییر داده و بهتر کرد. این فرصت را نادیده نگیرید و همواره از آن برای افزایش چشمگیر بخت راهاندازی کمپینهای موفق بهرهبرداری کنید.
- نکته آخر: برنامهریزی برای حرکت بعدی بر پایه کارهای انجامشده و کلیت راهبرد سازمان.
خلاصه
سازماندهی باهمستان راهی است برای بهرهبرداری از قدرت حاصل از همبستگی افراد پرشماری که پیشتر فاقد قدرت بودهاند. این همان کنش اجتماعی است.
کنش اجتماعی معمولا به معنی خودداری از رعایت قواعد ساخته دست افرادِ در قدرت و در عوض احقاق حق اعتراض و مقابله با سیاستها و تصمیمهای غیر منصفانه و نسنجیده است. هدف از این کار توانمندسازی باهمستانهایی است که از مسئولان یا کل جامعه بدرفتاری، بیتوجهی، یا رفتار غیر منصفانه دیدهاند، تا این گروهها قدرت و فرصت اظهار نظر پیدا کنند. راهبرد کنش اجتماعی با برجستهسازی نابرابری و بیعدالتی، طی کنشی یکپارچه در راستای رویارویی یا همکاری با سیاستگذاران و کل جامعه، میتواند عامل تغییرات چشمگیر اجتماعی شود.
ما هو التحرك الاجتماعي؟
______ التحرك الاجتماعي هو تطبيق القيام بتحرّك (عادةً ما يكون جزءاً من مجموعة منظمة أو مجتمع محلي) من أجل خلق تغيير إيجابي، بشكل عام، باتّجاه مزيد من الإنصاف والعدالة الاجتماعية والاقتصادية.
______ القاعدة الأساسية في التنظيم المجتمعي هي ألا نفعل للناس بتاتاً ما يمكن أن يفعلوه بأنفسهم.
أمثلة التحرك الاجتماعي تشمل:
______ الاتصال المنظّم (رسائل واتصالات هاتفية وبريد إلكتروني) بصانعي السياسات وآخرين في مواقع السلطة.
______ تشجيع صدور مقالات وتقارير في وسائل الإعلام.
______ جمع لائحة بمرشحين لمناصب عامة أو دعمهم.
______ الحضور، كمجموعة، في اجتماع عام حيث سيتم مناقشة المسألة التي تهم مجتمعكم المحلي.
______ تنظيم إضراب.
______ المقاطعة.
______ الاعتصام.
______ مسرح الشارع.
______ التظاهرات والتجمعات والمسيرات.
لماذا الانخراط في التحرك الاجتماعي؟
لأن الإنخراط:
______ يمكّن الشعوب التي كانت تقليدياً عاجزة أو لم تدرك قدرتها على ممارسة السلطة، ويزودّها بالطاقة.
______ يوحّد المجتمعات المحلية /الجماعات.
______ يبرهن للعالم أن المجتمع المحلي/ الجماعة قوّة يُحسب لها حساب.
______ قد يكون الأمر الوحيد الذي يهز الخصم العنيد.
______ يحفّز الناس على القيام بأنواع أخرى من التحرّك الإيجابي.
______ قد يكون البداية لمسار ينتهي بمجتمع محلي/ جماعة أوسع وأكثر وحدةً.
______ يمكن أن يؤدّي إلى تغيير اجتماعي إيجابي وطويل الأمد.
متى عليكم الانخراط في التحرك الاجتماعي؟
______ عندما لا تُوصلُكم المفاوضات والمنطق إلى أي نتيجة.
______ عندما يكون الوقت ضيقاً.
______ عندما تريدون إعلان بيان خطير سيركّز انتباه الناس.
______ عندما تريدون تزويد المجتمع المحلي/الجماعة بالطاقة وتمكينه/ا، وتطوير القيادة المجتمعيّة.
______ عندما تريدون لفت انتباه الناس والإعلام، وتجنيد الرأي العام لصالحكم حول مسألة ما أو حول منظمتكم أو مجتمعكم المحلي/ جماعتكم.
من يجب أن ينخرط في التحرك الاجتماعي؟
______ يجب أن يكون التخطيط لاستراتيجية التحرّك الاجتماعي وتطبيقه شاملين وتشاركيّين.
______ إشراك المجموعات المجتمعيّة الموجودة سابقاً.
______ إشراك الأفراد المتأثّرين بالمسألة / المسائل المطروحة.
كيف تنخرطون في التحرك الاجتماعي؟
______ التعرّف على المجتمع المحلي/ الجماعة.
______ تحديد المسائل المُحْتَمل أن تقود الناس إلى التحرك الاجتماعي.
______ تحديد الأفراد المفاتيح والاتصال بهم، وكذلك المجموعات المحلية.
______ استقطاب أعضاء المجتمع المحلي إلى الجهود.
______ بناء نظام تواصل.
______ تشجيع نشوء القيادة من المجتمع المحلي من بداية الجهود.
______ خلق بنية تساعد المجتمع المحلي على تحقيق غاياته.
______ تطوير خطّة استراتيجية للتحرك الاجتماعي.
______ اتّخاذ قرار حول أنواع التحركات التي ستعمل بشكل أفضل في مجتمعكم المحلي، وأنواع التحركات التي يمكن للمجتمع المحلي أن يكون (أو لا يكون) مستعدّاً للقيام بها.
______ بناء خطط طوارئ بديلة بناءً على المستوى الذي تودّون اجتيازه.
______ تأمين التدريب وأنواع الدعم الأخرى اللازمة للقيام بتحرك ناجح، قبل المباشرة به.
______ التخطيط للتحرّك بالتفصيل، ومن ثمّ، متابعة الخطة.
______ التنظيم للتحرك.
_____ تنفيذ التحرّك.
______ المتابعة والتقييم.
______ في النهاية، التخطيط للخطوة التالية، بناءً على مدى انسجام ما قمتم به للتو مع الاستراتيجية بأكملها.
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
اغلب، پرداختن به همه مشکلات یا مسائل باهمستان، برای یک موسسه یا سازمان بیش از حد بزرگ و پیچیده است. در چنین موقعیتهایی، تشکیل ائتلافی از گروهها و افراد میتواند برای ایجاد تغییر در برنامهها یا سیاستها در مدارس، مشاغل، دولت و سایر بخشهای مربوطه راهبردی موثر باشد.
ائتلاف چیست؟
ائتلاف به زبان ساده، عبارت است از گروهی از افراد و یا سازمانها که دارای علایق مشترک هستند و برای رسیدن به هدفی مشترک توافق میکنند. این هدف ممکن است تنها معطوف به تجهیز کمک مالی برای حل یک مسئله کوچک باشد و یا هدفی بلند مدت در جهت بهبود دائمی کیفیت سلامت باهمستان. به همین ترتیب سازمانها و افراد عضو ائتلاف هم به تناسب مسئله، از بین طیف وسیعی از علایق و مسئولیتهای مختلف از درون یا بیرون باهمستان به ائتلاف میپیوندند.
ائتلاف ترکیبی از کسانی است که در آن افراد برای دستیابی به یک هدف خاص به طور موقت با یکدیگر همکاری میکنند. در برخی مواقع بعد از پایان همکاری این گروه ممکن است منحل شود و به کار خود خاتمه دهد. ائتلاف همچنین میتواند به سازمانی مبدل شود که دارای بدنه مدیریت، مسئولیتهای معین باهمستانی، مالی است که فعالیت خود را به صورت مستمر دادمه میدهد. ائتلاف میتواند متشکل از یک باهمستان، یک منطقه، استان و یا حتی کل کشور باشد.
اهداف یک ائتلاف با توجه به نوع ائتلاف تعیین میشود، ولی ائتلافهایی که با هدف تقویت سلامت باهمستان شکل میگیرند اغلب حاوی عناصری از یک یا چند مورد زیر هستند:
- تاثیرگذاری بر سیاست عمومی یا ایجاد سیاستهای مرتبط به یک موضوع معین
- تغییر نگرش یا رفتار گروهی از افراد (برای نمونه، کاهش مصرف دخانیات یا مواد مخدر)
- ایجاد یک باهمستان سالم. اصطلاح باهمستان سالم هم به معنای سلامت جسمی باهمستان است (که میتواند نه تنها شامل خدمات پزشکی و پیشگیری یا بهداشتی باشد، بلکه سلامت زیست محیطی، برنامه ریزی برای باهمستان، اسکان، رفع گرسنگی، پیشگیری ازمصرف مواد مخدر، و سایر عوامل را نیز در بر میگیرد) و هم به معنای سلامت اجتماعی و روانی باهمستان (شامل تنوع جمعیتی، تحصیلات کافی، فرهنگ و هنرغنی، پیشگیری از خشونت، رشد کودکان، ایجاد اشتغال، توسعه اقتصادی، سلامت روانی و سایر خدمات انسانی و غیره.)
در ماه نوامبر ۱۹۸۶ در یک کنفرانس بینالمللی با موضوع ترویج سلامت که با حمایت انجمن سلامت عمومی کانادا، تندرستی و رفاه کانادا و سازمان بهداشت جهانی برگزار شد، شرکت کنندگان پیش نویسی را تهیه کردند که به منشور اتاوا شهرت یافت. در این سند برای ایجاد باهمستانها و جامعهای سالم مقرراتی وضع شد که زمینه را برای فعالیتهای مرتبط به ایجاد باهمستانهای سالم فراهم کرد. شاید بتوان مهمترین مفاد آن را در این دو جمله خلاصه کرد:
«شرایط و بنیان اساسی سلامت عبارتند از: صلح، سرپناه، تحصیلات، غذا، درآمد، محیط زیست با ثبات، منابع پایدار و برابری. [از این رو] سلامت باهمستان در اساس مستلزم تامین این پیش نیازهای بنیانی است.»
چرا ائتلاف را تشکیل میدهیم (و چرا این کار میتواند دشوار باشد)؟
همانطور که در بخشهای قبلی این مقاله اشاره شد دلایلی متعددی برای لازم و کارآمد بودن تشکیل ائتلاف وجود دارد. با شکلگیری ائتلاف و تمرکز بر مشکلی معین، بین افرادی که شاید در شرایط عادی با یکدیگر همکاری نکنند، اتحاد ایجاد میشود و توجه باهمستان به طور مداوم بر روی مشکلات نگاه داشته میشود.
تمرکز مداوم بر مشکلات از سوی باهمستان به ویژه در شرایطی که افراد و گروههای مختلفی درگیر آن هستند بسیار کلیدی است. چرا که اگر بین دیدگاه باهمستان و سایر ذینفعان تفاوتی چشمگیر وجود داشته باشد که مانع همکاری و همیاری آنها شود، ممکن است وضعیتی آشفتهای رخ دهد که هیچ دستاوردی در پی نداشته باشد. از این رو، اگر اعضا بتوانند با هم کار کرده و بر سر شیوهای مشترک جهت پرداختن به مشکل و اهداف مشترک توافق کنند، پیشرفت کار بسیار محتمل خواهد بود.
از جمله سایر دلایل و یا شرایطی که شکل گیری یک ائتلاف میتواند راهگشا باشد عبارتند از:
- مدیریت یک وضعیت اضطراری. مانند پیشگیری یا رفع خشونت در میان جوانان
- توانمند سازی یک بخش یا کل باهمستان با هدف جلب مشارکت آنها در بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی، و یا محیط زیستی. مانند توانمندسازی جوانان برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر.
- تامین یا عرضه خدمات به طور عملی. برای مثال طراحی، جلب حمایت مالی، و اجرای مداخله در باهمستان، در ابتدای کار یا در دراز مدت، نیازمند یک ائتلاف است.
- عرضه موثر و کارآمد برنامهها و حذف دوباره کاریهای غیر ضروری. گرد آوردن همه ذینفعان و ذیربطان یک مسئله میتواند به مداخله منسجمتر و جامعتری منتهی شود. سازمانها به جای تلاش و صرف هزینههای بیشتر، میتوانند با هماهنگی لازم مسئولیتها را بین سایر ذینفعان تقسیم کنند؛ به این ترتیب نه تنها دسترسی بیشتری برای مشارکت کنندگان فراهم میشود بلکه میتوان انتظار داشت که خدمات و برنامهها تنوع بیشتری داشته باشند و نیازهای بیشتری را پاسخ دهند.
در توصیف عبارت دوباره کاری، «غیر ضروری» واژه کلیدی است. در بسیاری از مواقع، شاهد هستیم که برخی از سازمانها خدمات مشابهی را به باهمستان یا یک گروه خاص در باهمستان عرضه میکنند و یا به نیازی میپردازند که به اندازه کافی و احتمالا از سوی سایر سازمانها به آن پرداخته شده است. نکته مهم در اینجا آن است که چگونه میتوان با یک استراتژی یا رویکرد یکپارچه - بین ذینفعان مختلف- بتوان خدمات فعلی را بهبود بخشید یا چیزی به آن افزود.
- یکی کردن منابع. گاهی تعدادی از افراد یا سازمانها در کنار هم با اتکا به منابعی که در اختیار دارند اقداماتی را انجام میدهند که هیچیک به تنهایی از عهده آن بر نمیآیند. در چنین شرایطی شکلگیری یک ائتلاف میتواند به عنوان یک محور کلیدی و پیوند دهنده این منابع موجب شکوفایی و موفقیت آن اقدامات شود.
- برقراری ارتباط بین گروهها و شکستن کلیشهها. ایجاد ائتلاف به گرد هم آوردن گروهها و افراد از بخشهای مختلف باهمستان که قبلا ارتباط چندانی با هم نداشتهاند کمک میکند. این تلاش جمعی برای رسیدن به یک هدف مشترک به افراد کمک میکند موانع و پیشداوریها را رفع کرده و نحوه اعتماد به یکدیگر را بیاموزند و تمرین کنند.
- احیای نیروهای بالقوه گروههایی که تلاش میکنند به تنهایی کار زیادی انجام دهند. با کمک ائتلاف میتوان کوششهایی که در جهت رفع یک مشکل به طور پراکنده شکلگرفته است را همراستا و تقویت کرد. برای کسانی که مدت زیادی به تنهایی کار کردهاند، پیوستن سایر افراد برای انجام دادن یک کار، میتواند منبع بسیار نیرومندی از انرژی و امید باشد.
- تقویت و بهرهگیری از نفوذ سیاسی در جهت تامین دسترسی باهمستان به خدمات و مزایایی که میةوانند از آن برخوردار باشند. ائتلاف یکپارچه در باهمستان در جانبداری از منافع مورد نظر نقش به مراتب موثرتری از تلاشهای افراد و گروههایی دارد که به طور پراکنده و به تنهایی عمل میکنند. علاوه بر این، یک ائتلاف گسترده میتواند از اهرم فشار سیاسی در تمام بخشهای باهمستان بهره گرفته و قدرت سیاسی بیشتری را در اختیار بگیرد.
- ایجاد تغییر اجتماعی دراز مدت و دایمی. معمولا تغییر واقعی، طی زمانی طولانی و توسط افرادی رخ میدهد که اعتمادها را جلب میکنند، ایدهها را در میان میگذارند، و از پیشداوریهای خود فراتر رفته و در پس نیازهای باهمستان مشکلات واقعی را درک میکنند. یک ائتلاف با ساختار همکاری بین گروهها و افراد متنوع و قدرتی که برای حل مشکلات دارد، میتواند فرایند تغییر در باهمستان را تسهیل و حتی گاهی تسریع کند.
موانع شکلگیری یک ائتلاف
راه اندازی یک ائتلاف، اغلب با موانعی روبروست که آگاهی از آنها و پیش بینی آنها مهم است، چرا که آگاهی از آنها به ما کمک می کند تصویر دقیقتری از روندی که ائتلاف باید برای یک شروع موفقیت آمیز طی کند، داشته باشیم. تعدادی از بالاترین احتمالات عبارتند از:
- مسایل رقابتی. برخی از سازمانها نسبت به در میان گذاشتن جزییات فعالیتهایشان و بويژه مسایل مالی با مخاطبان و رقبایشان بسیار حساس هستند. شاید بخشی از تلاش برای شروع ائتلاف، متقاعد کردن این سازمانها در مورد اهمیت منافعی است که در نتیجه این همکاری عاید خودشان و همه ذینفعان میشود و به آنها در رفع مشکلاتشان کمک میکند.
- سابقه بد. سازمانها، افراد یا کلا باهمستانها شاید در گذشته تجربیاتی داشتهاند که آنان را متقاعد کرده همکاری با برخی از سازمانها یا کلا همکاری به طور مطلق امکان پذیر نیست. در چنین شرایطی در بدو شکل گیری یک ائتلاف لازم است ابتدا این تاریخچه را پذیرفت و با توجه به آن برای ادامه همکاری برنامهریزی کرد.
- سلطهگری «حرفهایها» یا سایر نخبگان. بسیاری از اوقات، کارکنان و تسهیلگرانی که مدارک تحصیلی بالا دارند، سیاستمداران محلی، روسای مشاغل، و سایرین، به علت تعجیل برای حل مشکلات، یا برای «کمک به محرومان» از دخالت دادن افرادی که بیش از همه قربانی مشکل حاضر شدهاند و سایر اعضای باهمستان، غافل میشوند. ایجاد فضایی مشارکتی و مهار کسانی که فکر میکنند تمام پاسخها را در اختیار دارند، تقریبا همیشه یکی از موانع شکلگیری ائتلافهاست.
شاید در چنین مواردی یکی از راه حلها حمایت از کسانی باشد که عادت ندارند به شیوه «حرفهایها» جلسه برگزارکرده و به نتیجه برسند. در عین حال باید افرادی متخصص را تربیت کنیم که برای حل مشکلی که متعلق به خودشان است، نظرشان به مراتب درستتر و مهمتر است. این میتواند به معنی یاری خواستن از یک تسهیلگر بیطرف یا صرفا توجه دقیق به هدایت روند کار از داخل گروه باشد.
- ارتباط ضعیف با باهمستان. شاید قدم اول ایجاد روابطی باشد که پیش از این کلا بین ذینفعان و باهمستان وجود نداشته است.
- ظرفیت حداقلی سازمانی. در مواقعی که ائتلافی بلند مدت در حال شکل گیری است، لازم است یک هماهنگ کننده پیدا کنیم تا حجم فعالیتها فشار مضاعفی بر اعضای ائتلاف و ظرفیتهای سازمان ایجاد نکند. این هماهنگ کننده ممکن است یک فرد، یک سازمان یا مجموعهای از افراد باشد.
- منابع مالی. دشواری یافتن منابع مالی، مانعی آشکار است. اما از این آشکارتر مخاطرات آن دسته از منابع مالی در دسترس است که ائتلاف را به مسیر غلط کشانده یا آن را وامیدارند تا برای حل مشکل به طور موثر، سریع عمل کند. ائتلافهای تازه باید بدانند که احتمال یافتن کمک مالی از همه بخشها ممکن است، ولی باید مراقب باشند که برای چه نوع منبع مالی درخواست میدهند و آن را میپذیرند.
- ضعف مدیریت و رهبری در درون ائتلاف. هر ائتلافی نیازمند نوع خاصی از رهبری مشارکتی است. اگر این رهبری موجود نبوده و نتواند از درون ائتلاف ایجاد شود، احتمالا ائتلاف در خطر است. برای حل مشکل، شاید لازم باشد یک تسهیلگر بیطرف را بیاوریم و یا کسی را برای رهبری مشارکتی معرفی کنیم و یا آموزش دهیم.
- متناسب نبودن هزینههای همکاری با منافع اعضای ائتلاف. اگر قرار باشد که ائتلاف باقی بماند، لازم است راههایی پیدا کنیم تا منافعی که عاید افراد و گروههای عضو ائتلاف میشود بیشتر از هزینههایی باشد که در نتیجه این همکاری متقبل میشوند.
اگر موانع بالقوه تشکیل ائتلاف در باهمستان خود را درک کنید، میتوانید با برنامه ریزی، شانس موفقیت آن را بالا ببرید.
چه وقت باید ائتلاف تشکیل داد؟
لازمه یک ائتلاف موفق داشتن یک هدف دقیق است. همان طور که در بالا توضیح دادیم، هدف میتواند گسترده یا محدود باشد؛ در هر صورت بعید است که بدون داشتن یک دلیل محکم و منطقی گروه متنوعی گرد هم آیند. در موارد خاص، وضعیت موجود هم به تشکیل ائتلاف کمک میکند، مانند:
- وقتی که حوادثی غیرمترقبه یا آزاد دهنده در باهمستان رخ میدهد، مانند فجایع طبیعی، قلتهای زنجیرهای، پندمی.
- وقتی که اطلاعاتی تازه در دسترس قرار میگیرد. مانند اطلاعاتی در مورد سوء تغذیه تعداد زیادی از کودکان، افزایش شدید بیکاری،
- وقتی که شرایط یا مقررات تغییر میکنند، مانند تصویب قانونی که در نتیجه آن تعداد زیادی از گروههای آسیبپذیر از دریافت خدمات عمومی محروم میشوند.
- وقتی که منبع مالی تازه ای پیدا میشود، مانند مواقعی که دولت وامهای با بهره پایین در اختیار کسب و کارهای کوچک قرار میدهد.
- وقتی که باهمستان از خارج مورد تهدید قرار میگیرد، مانند آلوده شدن منابع آب باهمستان با آلایندههای شیمیایی صنایع.
- وقتی گروهی تصمیم میگیرد در باهمستان تغییراتی وسیع و مهم ایجاد کند، مانند اجرای یک پروژه آموزشی برای کودکان و نوجوانان.
ائتلافی که با هدف ایجاد یک تغییر تشکیل شده، در مقایسه با ائتلافی که با اهداف مشخصتر و کوتاهتر تشکیل شده ممکن است مضمون و کارکرد متفاوتی داشته باشد. چرا که تغییرات اجتماعی مستلزم صرف منابع بیشتر و زمان بسیار طولانیتری هستند. در ائتلافی که با این هدف شکل میگیرد افراد یا سازمانهای عضو ائتلاف باید به زمانی طولانی التزام داشته باشند، و به دلیل اینکه افراد زیادی در طول زمان نقش ایفا میکنند، باید به آن تعهد احترام بگذارند.
نکته دوم این است که ائتلافی که با هدف تغییر اجتماعی شکل گرفته باید به واسطه یک هدف منسجم و مشترک سر پا نگه داشته شود. معمولا چنین هدفی در صورتی تحقق مییابد که فرایندی گروهی که بتواند هدف را تشریح کند شکل بگیرد و سبب شود که دیگران هم آن هدف را دستیافتنی ببینند.
سوم این که ائتلاف برای تغییر اجتماعی، اغلب باید به نتایج کوچکی بسنده کند که تنها با گذشت زمان چیزی به حساب میآیند. اعضا باید به پیروزیهای کوچک و مشکلات غیر قابل اجتنابی که گاهی آن پیروزیها را خنثی میکنند، راضی باشند. نگاه دراز مدت برای تغییرات اجتماعی موفق، به اندازه تعهد دراز مدت اهمیت دارد.
وقتی که نه تنها برای ائتلاف دلیل خوبی دارید، بلکه این احتمال هم وجود دارد که ائتلاف در باهمستان شما موفق شود. این موضوعی بسیار مهم است، موضوعی که به چندین عامل بستگی دارد:
- آیا مسئله یا مشکل آنقدر روشن است که همه بتوانند بر ماهیت آن توافق کنند؟ اگر در مورد تعریف یا پذیرفتن مشکل توافق وجود نداشته باشد، بعید است که بتوانید در رابطه با آن ائتلافی تشکیل دهید. لازم است آن را به روشنی تشریح کنید؛ حتی اگر هنوز راهحلی برای آن پیدا نکردهاید.
- آیا بین افراد و سازمانهایی که قرار است ائتلاف را تشکیل دهند، حداقل میزان اعتماد حاکم است؟ تاریخچه باهمستان یا سابقه برخی از سازمانها، نشان میدهد که چه موانع ظاهرا غیر قابل عبوری بر سر راه تشکیل ائتلاف وجود داشته است؛ مانند اختلافات موجود در باهمستان از قبیل تفاوتهای نژادی، بومی، طبقاتی، مذهبی، یا سیاسی؛ دشمنیهای قدیمی، منازعات بین سازمانها، یا شاید تلاشهای شکست خورده قبلی در تشکیل ائتلاف، به معنی این باشد که قبل از آن که باهمستان حتی احتمال آن را مد نظر قرار دهد، لازم است آمادگی کافی ایجاد شود. شاید تا رسیدن به آن نقطه، راهی طولانی در پیش رو باشد.
حتی اگر اعتماد کافی برای تشکیل یک ائتلاف وجود داشته باشد، این را بدانید که نه تنها ممکن، بلکه تقریبا حتمی است که بین برخی از گروهها یا افراد، احساساتی منفی وجود داشته باشد. این در مورد هر باهمستانی صادق است و احتمالا ائتلاف باید با آن روبرو شود. در بسیاری از موارد، همکاری در جهت هدفی مشترک میتواند بر تغییر رفتارها و تلطیف گذشته تاثیر زیادی داشته باشد، ولی در برخی از موارد هم هیچ تفاوتی ایجاد نمیکند و دشمنیهای قدیمی سر باز میکنند.
- آیا تشکیل ائتلاف واقعا بهترین پاسخ برای مسئله است؟ فرض کنیم که نه تشریح مسئله و نه عدم اعتماد هیچ یک مشکل ما نیستند؛ باز هم این احتمال وجود دارد که بیشتر افراد، ائتلاف را موثرترین راه برای رسیدگی به وضعیت نبینند (و شاید حق با آنان باشد). قبل از شروع یک ائتلاف باید به برخی از سوالات پاسخ مثبت داده شود:
- در صورتیکه همه طرفین همکاری کنند، آیا میتوان با مسئله بهتر مواجه شد و آیا ائتلاف به این هدف کمک خواهد کرد؟
- آیا ائتلاف این احتمال را بالا میبرد که همه عوامل دخیل در مشکل، شناسایی شده و مورد رسیدگی قرار گیرند؟
- آیا ائتلاف، انسجام، توانایی، و کارایی واکنش به باهمستان به مشکل را افزایش میدهد؟
- اگر از قبل در باهمستان تعدادی ائتلاف وجود داشته باشد، آیا تشکیل یکی دیگر بهترین واکنش به مسئله خواهد بود؟
ائتلاف تنها زمانی میتواند شکل بگیرد که امکانش فراهم است یا میتواند فراهم شود.
چه کسانی باید عضوی از ائتلاف باشند؟
طبق قاعدهای کلی، هر قدر تنوع اعضای یک ائتلاف وسیعتر باشد، بهتر است؛ ولی افراد و گروههای معینی هستند که حضورشان در ائتلاف به شدت ضروری است.
ذینفعان
این افراد و گروهها کسانی هستند که در موفقیت تلاشهای ائتلاف منافعی دارند. از جمله:
- کسانی که بیش از سایرین از وجود مشکل صدمه دیدهاند. مانند مشارکتکنندگان فعلی یا بالقوهی برنامهها، یا کسانی که از امکانات رفاهی از قبیل بیمه خدمات درمانی یا مسکن مناسب محروم هستند، مبتلایان به بیماریهای خاص یا برای نمونه، در صورت وجود بیماریهای مرتبط با محیط زیست یا سلامت عمومی، و کل باهمستان. برای این کار منطقی وجود ندارد و آشکارا غیر منصفانه است که تصمیماتی بگیریم که بر زندگی افراد تاثیر دارند، بدون این که آنان را در فرایند در نظر بگیریم.
- همیاران و حامیان رسمی یا غیر رسمی، کسانی که مسئولیت انجام وظایف مرتبط با مسئله را در باهمستان بر عهده دارند و سایرین که تحت تاثیر اقدامات ائتلاف قرار میگیرند. تامین کنندگان خدمات درمانی و انسانی یا سایر سازمانها و دوایر باهمستان، پلیس، اولیای مدارس، دستگاه قضایی و دادگاهها، کارفرمایان محلی، مالکان، برخی یا همه اینها و یا بسیاری دیگر که شاید به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نتایج ابتکارات ائتلاف دخیل هستند.
رهبران افکار عمومی باهمستان
دعوت از کسانی که میتوانند بر گروه بزرگی از مردم تاثیر داشته باشند به غایت ضروری است. روحانیون، صاحبان صنایع، مدیران شهری، یا کسانی که در باهمستان اعتبار زیادی دارند در این گروه قرار میگیرند.
سیاست گذاران
مشارکت مقامات سیاسی محلی، نمایندگان استانی، و سایر کسانی که در جایگاه تصمیمگیری و سیاست گذاری هستند، هم به شراکت شما اعتبار میدهد و هم این شانس را افزایش میدهد که بتوانید در عمل بر سیاستهای مرتبط با علایق خود تاثیر بگذارید.
علاوه بر این گروههای خاص، عملا هر ائتلافی میتواند از عضویت حداقل برخی از شهروندان نگران متمتع شود که شاید با مشکل جاری ارتباط مستقیمی نداشته باشند. چنین افرادی میتوانند هم به عنوان ابزار سنجش رفتارهای کلی در باهمستان عمل کنند و هم اطلاعات را به باهمستان منتقل کنند که این به تشریح فعالیتهای ائتلاف کمک میکند و کارنامه بهتری به آن میدهد.
گروه دیگری که بهتر است مشارکت دهید اما به صورت کمی متفاوت، رسانهها هستند. به جای آن که سعی کنید اعضای رسانه را ترغیب کنید تا به شما بپیوندند، بد نیست با آنان تماس بگیرید تا ائتلاف شما و تلاشهای آن را به اطلاع عموم برسانند و تحت پوشش قرار دهند. اگر به شما ملحق شوند، شاید در ارتباط با میزان پوششی که میتوانند برای شما فراهم کنند، محذوریت اخلاقی پیش بیاید.
چگونه باید ائتلاف را در باهمستان ایجاد کنید؟
وقتی به این نتیجه رسیدید که ائتلاف راهی است که در باهمستان در پیش خواهید گرفت، این اقدام را از کجا آغاز کنید؟
یک گروه مرکزی تشکیل دهید
احتمالا تا اینجا در نگرانی از مشکل جاری تنها نیستید و شاید از قبل یک گروه اصلی شامل تعدادی افراد یا سازمان که آماده تشکیل ائتلاف هستند ایجاد کرده باشید. در غیر این صورت، اولین قدم شما عبارت است از پیدا کردن و تماس با آن چند نفر و سازمان که بیش از همه با مشکل درگیر هستند.
چند دلیل برای این که چرا گروه اصلی به جای یک فرد، میتواند تلاش را آغاز کند:
- گروه اصلی در مقایسه با یک فرد، دارای ارتباطات و اطلاعات بیشتری در باهمستان است.
- گروه اصلی به ایده تشکیل ائتلاف در میان اعضای بالقوه آن، جایگاه و رسمیت بیشتری میدهد.
- این کار، روند یافتن و فراخواندن اعضای بالقوه را تسریع میکند.
- گروه اصلی کار را برای ذینفعان آسانتر میکند و در نتیجه احتمال موفقیت را بالا میبرد.
- گروه اصلی نشان میدهد که تلاش شما از پشتیبانی وسیعی برخوردار است.
تشکیل گروه اصلی با روشهای مختلفی امکان پذیر است از جمله:
- با کسانی شروع کنید که آشنا هستند. اگر مدتهاست که در رابطه با این مشکل فعالیت میکنید، با افراد زیادی در تماس هستید؛ بهویژه در میان افرادی که با دغدغه شما همراه هستند. هم اکنون از این تماسها استفاده کنید، یا آنان را به گروه دعوت کنید یا اسامی کسانی را پیدا کنید که شاید عضو یک گروه دیگر هستند. احتمال متقاعد کردن کسی که شما را میشناسد، با این فرض که رابطهای مثبت بین شما برقرار است، معمولا در مقایسه با دیگران بیشتر است.
- با افرادی در ارگانها یا نهادها تماس بگیرید که بیش از دیگران قربانی مسئله هستند. برای مثال اگر در زمینه پیشگیری از خشونت خیابانی فعالیت میکنید، احتمالا نهادهایی مانند نیروی انتظامی، مدارس و یا مراکز درمانی بیش از سایر نهادها مایل به رفع مسئله هستند. در چنین موقعیتی میةوانید از یک افسر نیروی انتظامی، مسئول انجمن اولیا و مربیان و مدیر یک مرکز درمانی برای پیوستن به ائتلاف دعوت کنید.
- با افراد با نفوذ یا کسانی که افراد زیادی را میشناسند صحبت کنید. از جمله مدیران مشاغل یا مسئولان شهری، شهروندان عادی با اعتبار بالا، یا معتمدان محلی که جایگاهشان ایجاب میکند تقریبا همه را بشناسند.
مهمترین اعضای بالقوه ائتلاف را شناسایی کنید
به خصوص اگر ائتلاف شما دارای هدف و زمان محدود باشد، احتمالا افراد یا سازمانهایی هستند که بدون آنها نمیتوانید موفق شوید. شناسایی آنان و نیز هدف گرفتن آنان، به ویژه برای عضویت اهمیت دارد. شاید باید از آنان پذیرایی کنید، مثلا در دیدار اول، پول ناهار را شما بدهید یا سمتی در کمیته مدیران را وعده دهید.
در بخش «چه کسی باید در ائتلاف شرکت داشته باشد؟» به اغلب این افراد و سازمانها اشاره شده است، ولی باهمستانها متفاوت هستند. شاید در باهمستان شما فردی معین در گروه هدف یا یکی از مقامات رسمی وجود داشته باشد که بدون او هیچ کاری صورت نمیگیرد. بعید نیست که شما یا یکی از اعضای گروه اصلی این شخص را بشناسید یا حداقل از دور با او آشنا بوده و ارتباطاتی با او داشته باشید.
همان طور که قبلا ذکر شد، هیچ یک از اینها بدین معنا نیست که نباید بسیاری افراد و سازمانهای دیگر را به ائتلاف خود جذب کنید. منظور تنها این است که لازم است تلاش مخصوصی بکنید تا مشارکت این اعضای حیاتی را برای پیوستن به ائتلاف جلب نمایید.
برای ائتلاف عضو گیری کنید
بعد از تشکیل گروه اصلی و تصمیمگیری درباره اعضای بالقوهای که برای موفقیت ائتلاف اهمیت دارند، میتوانید عضو گیری را آغاز کنید. اگر چه شروع با افراد و گروههایی که در بالا ذکر شد مهم است، بهتر است تا حد ممکن پذیرا باشید. تا به حال کسی نشنیده که یک ائتلاف به خاطر تعداد زیاد اعضا با شکست مواجه شود.
از ظرفیت شبکه سازی گروه اصلی به بهترین نحو استفاده کنید. گروه اصلی میتواند علاوه بر کسانی که ضروری دانسته شدهاند، درباره فهرستی از اعضای آینده تبادل نظر کند. سپس هر عضوی میتواند افرادی در فهرست را که شخصا میشناسد یا سازمانهایی که با آنها شخصا تماس داشته، معرفی کند. اگر تعدادی اسم بدون تماس در فهرست باقی ماند، میتوانند آن اسامی را بین اعضای گروه اصلی تقسیم کنند.
واضح است که به شیوههای مختلف میتوان با افراد و سازمانها تماس گرفت، از جمله:
- ملاقات حضوری
- تماس تلفنی
- نامهنگاری یا ارسال ایمیل
- اعلان از طریق خدمات عمومی یا آگهی در رسانهها
- اعلامیه و پوستر
فهرست بالا به ترتیب کارآیی دسته بندی شده و تماس مستقیم شخصی بهترین آنهاست. البته بیشتر از همه هم وقت میگیرد و احتمالا باید برای کسانی محفوظ باشد که عضویتشان در ائتلاف اهمیت کلیدی دارد.
البته همانطور که قبلا گفته شد شیوههای ارتباط با افراد لازم است متناسب با وضعیت و ترجیح افراد و اصولا عادتهای رفتاری آنها انتخاب شود. حتما از کسانی که با آنان صحبت کردهاید بخواهید تا اعضای بالقوه دیگری را پیشنهاد دهند و بخواهید که با آنان تماس بگیرند. با این کار پیام منتشر میشود و ضمنا به دعوت اعتبار بیشتری میدهد، چون از سوی کسی میآید که فرد مورد نظر وی را میشناسد. در صورت موفقیت، شاید مجبور شوید از چندین برابر کسانی که در فهرست اولیه شما بودند دعوت کنید.
جلسه اول را برنامه ریزی و برگزار کنید
اولین جلسه ائتلاف مهم است. اگر یک گرد هم آیی پر انرژی و شاد باشد و مردم را به هیجان آورد، شروع خوبی است. اگر ملال آور و منفی یا کسل کننده باشد، اطمینان داشته باشید که مردم دیگر برنمیگردند. وظیفه گروه اصلی (که شاید آخرین وظیفه رسمی آن باشد)، برنامه ریزی جلسهای است که ائتلاف را به خوبی راه اندازی کند.
در واقع در اینجا دو نگرانی وجود دارد: تدارکات جلسه (کجا، چه وقت، چه مدت، و غیره) و محتوای آن.
برای محتوای جلسه اول تعدادی احتمال متصور است. برنامه جلسه به مشکل خاص مطروحه و اهداف و نیازهای باهمستان شما بستگی دارد؛ ولی شاید بد نباشد تعدادی از موارد زیر را هم اضافه کنید:
- معارفه اعضا
- تعریف مسئله یا مشکل که ائتلاف به خاطر آن تشکیل شده است
- تشریح ساختار و کارکرد ائتلاف
- خلق یک چشم انداز مشترک و توافق بر سر ارزشهای مشترک درباره جهت حرکت ائتلاف.
- بحث درباره اجزا و ترتیبات یک برنامه اقدام.
- مرور اقدامات لازم قبل از جلسه بعدی و تعیین مسئولیت افرادی که این اقدامات را به عهده میگیرند.
- زمانبندی جلسات آینده و یا حداقل تعیین زمان جلسه بعدی.
پیگیری پس از جلسه اول
جلسه اول را با موفقیت برگزار کردید، آفرین! اما، کار تشکیل ائتلاف تازه شروع شده است. ابتدا باید با پیگیری اطمینان حاصل کنید که جلسه بعدی با حضور حداکثر مدعوین برگزار خواهد شد تا کار ادامه یابد.
فهرستی که در زیر میبینید، برای کسی است که عملا ائتلاف را شکل میدهد. تشکیل دهنده یک ائتلاف ممکن است یک عضو باهمستان، یک گروه اولیه، یک کارمند یا حتی هیئت رئیسه ائتلاف تازه باشد. هر کسی که باشد، یک نفر باید مسئول مراقبت از کارکرد ائتلاف باشد و به سایر اعضا اطمینان دهد که کار به خوبی انجام خواهد شد. بدون داشتن این هماهنگی و مراقبت، بعید است که ائتلاف دوام آورده و موفق شود.
- گزارش و صورتجلسه نشست اول را منتشر کرده و همراه دعوتنامه برای همه اعضا و همچنین اعضای بالقوه آینده بفرستید.
- پیگیری کنید که آیا گروهها یا افراد وظایفی که در جلسه اول به آنها واگذار شده را انجام میدهند یا خیر. چنانچه در انجام این وظایف با چالشهایی روبهرو شدند سعی کنید با کمک سایر اعضای راهحلی برای آن مسئله پیدا کنید.
- چنانچه کمیته یا کارگروهی تشکیل میشود، سعی کنید برای آنها عضو تازه جذب کنید.
- همواره مترصد یافتن اعضای تازه برای ائتلاف باشید.
- اجزا و بخشهای تشکیل دهنده ائتلاف را که هنوز در جای خود قرار نگرفته اند، شناسایی و برای بهبود آن برنامهریزی کنید.
قدمهای بعدی
موارد و وظایفی هستند که بعضی از آنها را در جلسه اول به جریان انداختهاید و لازم است ادامه یابند تا اطمینان یابید که ائتلاف رو به پیشرفت است.
- جمع آوری اطلاعات. برای برنامه ریزی اقدام، در صورت امکان هر قدر که ممکن است به اطلاعات درباره مشکل و باهمستان نیاز دارید.
- بیانیه چشم انداز و ماموریت را تدوین کنید. بعد از این که هر کسی در جلسه اصلی نظر خود را ابراز کرد، میتوانید این بیانیهها را در گروهی کوچکتر مطرح کنید یا سعی کنید آنها را در گروه بزرگتر تولید کنید (احتمالا با تقسیم به گروههای کوچکتر و سپس جمع شدن دوباره برای مقایسه تفاوتها). این مهم است که بر سر انتخاب واژهها و منظور از آنها توافق صورت گیرد، چون این بیانیهها اساس ائتلاف هستند و هنگامی که گروه درباره برخورد با مسئله خاصی میخواهد تصمیم بگیرد، بارها و بارها در طی زمان به آنها رجوع خواهد شد.
- یک برنامه اقدام تهیه کنید. برنامه اقدام ائتلاف، مسلما با ساختار و نیز چشمانداز و ماموریت آن در هم تنیده است. ائتلافها در عمل اغلب با برداشتی از کاری که لازم است انجام شود شروع میکنند و بعد ساختارها، چشماندازها و ماموریتها از دل آن بیرون میآیند.
- روند طراحی یک ساختار برای ائتلاف را کامل کنید. این هم باید کاری مشترک باشد و همه اعضا برای مطرح کردن نظر خود فرصتی داشته باشند. در اینجا با طیف وسیعی از احتمالات مواجه هستیم؛ از فقدان عملی هر نوع مدیریتی تا یک سلسله مراتب کاملا روشن و رسمی. برای گروه جنبه حیاتی دارد که به فرمی برسند که همه بتوانند بر سر آن توافق کنند.
- تعدادی مسئول، هماهنگ کننده یا یک کمیته راهبردی تعیین کنید. وقتی که بر سر ساختار ائتلاف توافق حاصل شد، وقت آن است که اعضا تصمیم بگیرند که آیا یک هیئت مدیره میخواهند یا نه و بعد آن را انتخاب کنند تا کار ائتلاف بتواند ادامه پیدا کند.
- لزوم استخدام کارمندان حرفهای را بررسی کنید. هر ائتلافی بسته به چشم انداز فعالیت خود به گروهی کارمند حرفهای یا حداقل یک هماهنگ کننده نیاز دارد تا کارآمد و موفق باشد. ائتلاف یک باهمستان در صورت برخورداری از منابع لازم، شاید بتواند یک مسئول هماهنگی تمام وقت یا پاره وقت را استخدام کند. یا شاید بعد از این که این نیاز را احساس کرد، به جستجوی منابع لازم برای تامین هزینههای احتمالی آن برآید. علاوه بر منابع مالی مستقیم ائتلاف، شاید یک یا دو سازمان عضو ائتلاف بتوانند منبع مالی را تامین کنند یا کارفرمایان یا سایر عناصر باهمستان شاید حاضر باشند در صورتی که ائتلاف با خواستههای آنان مرتبط باشد، تمام یا بخشی از حقوق مسئول هماهنگی را به عهده بگیرند.
- سایر منابع از جمله تجهیزات، ملزومات، اطلاعات مورد نیاز و غیره را تعیین کنید؛ لازم است برای تامین این منابع نقشهای داشته و مشخص کنید که چه کسی مسئول انجام این کار است. اگر منبع مالی لازم برای استخدام یک کارمند حقوق بگیر دارید، پیدا کردن منابع مالی را می توانید به او بسپارید. همچنین یک کارگروه یا کمیتهای در ائتلاف میتواند این مسئولیت را به عهده بگیرد. بخشی از تدوین برنامه راهبردی که چشم انداز، ماموریت و برنامه اقدام را در بر میگیرد، تعیین منابعی است که برای رسیدن به اهدافتان نیاز دارید و سپس برنامه ریزی برای به دست آوردن آن منابع است.
- مسئولیت دشوار حفظ ائتلاف در دراز مدت را آغاز کنید. هنگامی که ائتلاف شما فعال شد، محتاج مراقبت و تغذیه است. پس از آن که مدتی از تشکیل آن گذشت و موفقیتهایی کسب کرد، ممکن است افراد آن را امری بدیهی بپندارند یا شاید اعضای اولیه آن شروع کنند به فرسایش یا کند شدن. مراقبت دقیق برای دراز مدت وظیفهای بسیار مهم است.
ما هو الائتلاف؟
______ أنتم تعرفون أنّ الائتلاف هو مجموعة من الأفراد و/أو المنظمات ذات الاهتمام المشترك، تتّفق على العمل سوية باتّجاه غاية مشتركة.
لماذا البدء بالائتلاف؟
______ للتصدّي لحالة طارئة.
______ للحصول فعلياً على خدمات أو لتأمينها واقعياً.
______ لضمان وضع برامج أكثر جدوى وأكثر فعاليةً وإزالة أية ازدواجية غير لازمة في الخدمات.
______ لتجميع الموارد.
______ لزيادة التواصل بين المجموعات وكسر الأفكار المنمّطة.
______ لإعادة إحياء الطاقات الخامدة عند أعضاء المجموعات الذين يحاولون القيام بالكثير وحدهم.
______ للتخطيط لمبادرات على صعيد المجتمع المحلي ككل، وإطلاقها، حول مروحة من المسائل.
______ لتطوير نفوذ سياسي واستخدامه من أجل كسب خدمات أو منافع أخرى للمجتمع المحلي.
______ لخلق تغيير اجتماعي دائم وطويل الأمد.
متى يجب البدء بالائتلاف؟
______عندما تردون على أحداث مجتمعية مزعجة أو دراماتيكية.
______عندما تتفاعلون مع معلومات جديدة.
______ عندما تردّون على تغييرات في الظروف أو القواعد.
______ عندما تستفيدون من تمويل جديد.
______ عندما تتصدّون لتهديد خارجي.
______ عندما تحاولون خلق تغيير مهم في المجتمع المحلي.
______ عندما تشكّلون ائتلافاً تجعله الثقُة والحاجاتُ المنظورة ممكناً.
______ عندما تعترفون بالعوائق أمام بدء الائتلاف.
من يجب أن يكون جزءاً من الائتلاف؟
______ تُشركون أصحاب المصلحة، والمستفيدين من عمل الائتلاف والآخرين المتأثرين به.
______ تشملون قادة الرأي.
______ تشملون صانعي السياسات.
______ تُشركون أعضاء المجتمع المحلي بأسره.
كيف تبدؤون ائتلافاً مجتمعياً؟
______ تُكوّنون مجموعة نواة.
______ تُحدّدون أعضاء الائتلاف الضروريين.
______ تستقطبون أعضاء الائتلاف مستخدمين الوسائل المناسبة:
-
الاتصال الشخصي
-
الهاتف
-
البريد الإلكتروني
-
الرسائل
-
الإعلانات / الدعايات
-
الملصقات والمنشورات
______ تخطّطون لاجتماع أوّل شامل ومثير، وتعقدونه، ويجري فيه عمل حقيقي، والناس تغادر مع مهمّات لإتمامها، ويكون موعد الاجتماع التالي محددا.
______ تتابعون الاجتماع الأول، وتتأكدون من إتمام المهمات، وتذكّرون الناس بالاجتماع التالي، وتستمرون باستقطاب أعضاء جدد.
تستمرون في متابعة المهام الأساسية التي بدأت في الاجتماع الأول:
______ تحديد المسألة ووضع مسودة بيان الرؤية وبيان الرسالة.
______ بناء خطة تحرّك.
______ العمل على بنية تنظيمية مقبولة للائتلاف.
______ الاتّفاق على الحاجة لمهنيين موظفين بأجر.
______ الحصول على موارد.
تتابعون الاهتمام بالخطوط العريضة العامّة من أجل نجاح الائتلاف:
______ التواصل الحر والمفتوح والمتعدّد الاتجاهات.
______ الشمولية والمشاركة.
______ التشبيك.
______ وضع غايات قابلة للتحقيق.
______ عقد اجتماعات مُبدعة.
______ الواقعيّة تجاه ما يمكن أن يحقّقه الائتلاف.
_____ الاعتراف بالتنوع واستخدامه.
______ مكافأة الإنجازات والاحتفال بالنجاح.
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
Example 1: The North Quabbin Community Coalition
Background: The Need
The North Quabbin area of central Massachusetts comprises nine towns with a total population of under 25,000. While several are picture-perfect, white clapboard New England villages, three are industrial - mill towns from which the mills are in the process of disappearing. Athol, the largest, was also, in 1984 as now, the region's commercial hub, with the largest employers, the only local hospital, most of the shopping options, the YMCA, and the regional Chamber of Commerce.
By the 1980's, the area had been losing its traditional base of employment - machine tool and shoe factories - for several years. It was in a part of the state that was sparsely populated and regularly ignored in Boston, where policy was made and funds allocated. In addition, although the nine towns operated as a coherent region - most residents of the nine towns did their grocery shopping in Athol and Orange, for instance - they were divided between two counties and among as many as three different state representatives and two state senators.
In 1984, the North Quabbin area had one of the highest unemployment rates in the state. A strike had precipitated the closing of one of the largest employers in Athol, and the loss of over 300 jobs had proved devastating. After two medical students dispatched by the Area Health Education Centers (AHEC) reported that the region was on the verge of a serious increase in hunger and homelessness, Tom Wolff, a community psychologist, was hired by AHEC's director to try to start a coalition to address the North Quabbin's situation.
The core group
Tom came equipped with experience working with communities and a short list of people in the area who might be helpful. He eventually assembled a Steering Committee of community people that was small, but influential. It included the President of the Athol-Orange Area (now North Quabbin) Chamber of Commerce; the Director of Athol Memorial Hospital; the Executive Director of the Human Resource Center, the local mental health agency; and one of the region's state representatives.
"We decided to take the summer to plan, and to try to hold a meeting in the fall," Tom explains. "We got the Chamber of Commerce involved because it was an economic development issue, and also because the President, a banker, had been both a minister and a human service worker. The hospital was one of the area's largest employers, and the Human Resource Center was the biggest of the agencies. It was an obvious group to work with."
The mission
The Steering Committee developed a list of goals for the Coalition (later approved by the Coalition as a whole):
- To develop a planning body for health and human services for the area.
- To promote greater cooperation among all agencies delivering services to the nine towns.
- To collaboratively solve problems regarding the major local health and human service issues.
- To develop an advocacy capacity to lobby for appropriate services for the area.
- To provide information to community providers and residents to increase accessibility and visibility of available services.
- To monitor successful implementation of plans developed by the Coalition.
The Steering Committee also adopted a set of guidelines for reaching these goals.
- All decision-making and problem solving should be collaborative, so that everyone would buy into Coalition initiatives.
- The Coalition should follow the rules of group process, which included having a defined leader or facilitator; clear goals; capacity to focus on its own process; respect for all contributions; and encouragement of participation.
- Addressing any issue should begin from the assumption that the community often already has some or all of the resources to solve the problem. Resources should be sought from within the community before anyone begins to look outside.
- The membership should be open to anyone who wanted to join, and should include line staff as well as directors of health and human service agencies, and broad representation from the community.
- The Coalition should take an "ecological " approach to individuals and problems, considering the whole context of an issue or an individual's life, and not limiting either through the narrow focus of a single agency's point of view.
Recruiting members
The Steering Committee put together a list of people and organizations that needed to be included in any North Quabbin coalition if it was to be successful. These included all the local health and human service agencies (a sore point was that some services were only available from agencies based in Greenfield, 25 miles away and not part of the region), all the state legislators representing the area, the clergy, employers (the Chamber connection was important here), local officials, and such area institutions as the YMCA.
Tom and the other Steering Committee members got on the phone and started contacting people. They received immediate and eager support from the legislators, among others, and were pleasantly surprised to find how much general enthusiasm there was for the idea. "We had planned to start with a small group," Tom remembers, "but there were more than 60 people who wanted to play. We couldn't turn them away."
The first meeting
The first meeting of the Coalition was held at the Knights of Columbus hall in Orange, and it was packed. All the legislators were there, representatives of all the health and human service organizations, members of the Chamber, clergy, local officials... almost everyone who had been invited.
Tom facilitated the meeting for several reasons: First, he was a neutral presence, with no connection to any of the agencies or other entities represented at the meeting, and therefore carried with him no negative history. Second, he had had experience working in communities and bringing groups together. Third, he was an expert facilitator, with the skills to make sure everyone was heard, to keep the meeting from being derailed by individual agendas or old conflicts, and to see that the group accomplished something substantive. And finally, AHEC had sent him into the area to bring the coalition together: it was part of his job.
Community history didn't bode well for collaboration. "The human service agencies never talked to each other, and didn't really interact with other parts of the community," recalls Tom. "Just getting everyone in the same room was an accomplishment. Then they started to talk about what they saw as the issues, and found they had all kinds of experience in common. It all really started at that first meeting."
The immediate agenda, set by the core group, was to define the issues the Coalition would address. Nearly everyone spoke, and all spoke of a community with a negative self-image, few employment opportunities, emerging homelessness, and an across-the-board lack of information. Agencies didn't know what others did or who they served, people who might use agency services often didn't know they existed, and the community had no idea what was available.
By the end of the meeting, it was clear that, at the very least, agencies needed to share information, and needed a way to get information out to the community. The group set a next meeting, agreeing to meet monthly, and to continue to recruit members. Tom announced the time and place of the next Steering Committee meeting, and made it clear that anyone interested was welcome to join.
"One of the most important things that came out of that first meeting was that people who had never talked to each other were talking. Even at the first meeting, connections were being made that hadn't been made before, and agencies that had never worked together were starting to see ways they could cooperate. There were mammoth turf issues and defensiveness, and those didn't go away all at once. But at least there was some conversation going on."
Defining issues and developing a way of working together
As the Coalition continued to meet, people started addressing the approved goals and the issues that arose from the first meeting. An Information and Referral Task Force was formed at the second meeting, and began to explore ways to set up a local Information & Referral service. A group constituted itself early on as the Planning Committee, and developed and distributed a survey, asking Coalition members where they wanted the community to be in ten years, and how they thought it could get there. The Steering Committee and legislators began working together on advocacy for more resources for the area, helped by some of Tom's and others' connections in the state bureaucracy.
Coalition meetings themselves took the form of information-sharing and problem-solving sessions. When problems were identified, task forces formed to address them, and there was an effort to involve everyone with any connection to the problem. Specific problems were analyzed so that they could be approached by all the concerned organizations and entities working together, and inter-agency cooperation became far more common. The mere existence of the Coalition had begun to solve one of the biggest problems originally identified by the medical students when they came to the area: a lack of coordination among agencies in delivering services and dealing with the area's larger issues.
The Steering Committee was also changing, with more members beginning to attend meetings and some of the original members dropping off. By the end of the year, only Tom and two of the other original members remained: the rest were Coalition members who, as had been hoped, had started attending and ended up joining the Committee.
Halfway through the year, a combination of the Coalition's advocacy efforts and the designation of the area as an economic target brought the Governor to Athol. Tom and other members of the Steering Committee were able to speak with him, and to gain some promises of increased resources for area human services. Unlike many of such promises, these were kept, and the Coalition had a solid accomplishment under its belt.
By the end of the first year, the Coalition could point to funding for an Information & Referral service, awarded, after some fairly nasty infighting among agencies, to a grassroots organization that had already been doing it on a small scale. More state money had been directed to the area, and local agencies were beginning not only to deliver more services, but to reach out to the community more. Agencies were collaborating on programs, and there was talk of case coordination for individuals involved with several different organizations.
At that point, Tom offered to leave and turn the Coalition facilitation and coordination over to the community. Coalition members refused the offer, feeling that a neutral facilitator remained a necessity. (Over time, an assistant was hired, who ultimately became a paid coordinator. That position remains, and the Coordinator provides most of the leadership and administration for the group. Tom continues to be involved with the Coalition, attending meetings from time to time and acting as a resource for the Coordinator and the Coalition as a whole.)
The Coalition marked the end of its first year with a luncheon, with much to celebrate. Monthly meetings were attracting between 25 and 40 people, and they weren't the same people at every meeting. By the end of the year, more than 90 individuals had participated in Coalition activities, many of them devoting many hours to task forces and advocacy efforts as well as meetings. The North Quabbin Community Coalition was off and running.
Today
More than 17 years later, the Coalition continues to flourish, and to successfully address issues in the North Quabbin area. Task forces on child sexual assault, teen pregnancy, and youth development have spun off into successful, independent programs. The North Quabbin Coalition became the model for several others around the state, all of which are still going concerns.
The success of the Coalition rests on its beginnings. It filled a need, but it would not have been effective - and would not have lasted - if it hadn't started with a vision and inclusiveness that fostered trust among members and led to substantive achievement.
Example 2: The East Quabbin Alliance (EQUAL) Collaborates for Community Change
This story is adapted with permission from AHEC/Community Partners' Healthy Communities Newsletter, Mar.-Apr. 2002 issue
In the beginning: coming together for a purpose
Some coalitions are born of a crisis. Others, like EQUAL (the East Quabbin Alliance ), in Barre, Massachusetts, are created by a desire to make long-term improvements in a community.
Coalitions can be complex community organisms, and it is often hard to pinpoint an exact moment of creation. While there wasn't a single burning issue that got EQUAL going, many people in the area had shared concerns, and were eager to work together for change.
EQUAL's roots can be traced to the local Barre Family Health Center that it eventually helped save (more on this below). In 1999, to help raise the understanding of community health approaches in Barre, Dr. Joseph Stenger, a staff physician at the center, and Suzanne Cashman, of the Center for Family and Community Health at the UMass Medical School, organized a series of discussions about the blending of clinical medicine, public health, and community activism in a Healthy Communities model.
These discussions stimulated interest in developing a community health coalition, and a core group of residents came together to form EQUAL. They described the new group as "a community-wide coalition committed to nurturing the quality of life for all those living in the East Quabbin Region."
"I was resistant to getting involved at first," says Sue Coles, a member of EQUAL's steering committee, "because I didn't want to be part of a bureaucratic boondoggle." But she was pleasantly surprised when she first started attending meetings to find that the group was intent on making changes in the community.
In 2001, Healthy Communities Massachusetts granted scholarships to the eight members of EQUAL's steering committee, enabling them to attend the Healthy Communities Massachusetts Institute. With lessons on community visioning techniques, asset mapping, issue framing, planning, evaluating progress, and more, the group came away feeling prepared to take on the challenges ahead.
"The training session really instilled a lot of confidence for me," says steering committee member Sam Kertiles. "I realized I just had to 'do it,' rather than think about whether or not I could do it. I learned that it really doesn't matter who you are, everyone brings something to the group that can be helpful."
Setting-and sticking to-an agenda
Rather than incorporating and becoming an independent organization that runs programs, the volunteers in EQUAL decided to help existing organizations and agencies in Barre and surrounding towns formulate and carry out their work. "There are already so many assets out there," says Gail Murphy, another steering committee member. "We didn't need another group."
The coalition made an impact on Barre within its first year. One of its projects was to publish a community resource guide, a directory of 232 local agencies and organizations that has proven valuable for organizations with clients who need referrals.
"EQUAL's primary achievement has been to get a lot of the organizations in town to collaborate, cooperate, and share resources," says Stenger. "The organization has become a venue where people can come talk about what their groups are doing."
EQUAL does not sit and wait for existing organizations to come to them, though. The group's members began attending meetings of agencies like the local Youth Commission, which had been stagnating for some time. Thanks to EQUAL's participation, the Youth Commission is now more active than ever, with a group providing support for kids with emotional problems, regular meetings for teens to discuss their concerns, and plans to develop a youth center.
In the youth group, Sam Kertiles worked with local teens on "empathy, understanding and support." After the first eight week session, participants in the group overwhelmingly endorsed it, with one teen commenting that the group had "helped me to grow a little more mature and has showed me better ways to handle my feelings."
EQUAL also saw that work on Barre's open space plan was languishing, so several members restarted the planning process. Martha Varnot, who is active on EQUAL's steering committee, was surprised to find "no growth plan in a community that's growing," and few people concerned enough to create such a plan. EQUAL is helping create that interest, she says, and is working with residents to develop leadership skills and confidence.
Residents were also worried about the local landfill, located right next to the Ware River, the community's primary watershed. In collaboration with the Board of Health, information is being gathered on water safety, recycling, and toxins. "We're using the open space committees work to address the issues posed by the landfill," explains Varnot.
Like any community, the number of issues to be tackled in the Barre region is seemingly endless, but EQUAL has maintained its focus on these two-the environment and youth issues. That focus contributes to their ability to make headway in their work, and helps ensure that new participants in EQUAL know just what they're getting into.
Responding to crisis
Though its focus is on long-term issues, EQUAL has also been able to put out at least one fire. The crisis was a threat to the Family Health Center in Barre-the same health center whose staff introduced the healthy community ideas that led to the coalition's creation.
The clinical staff is like family for many Barre residents. So when several staff positions were cut from the health center in the fall of 2001 due to budget cuts by the facility's parent company, the town felt a loss. EQUAL organized a town forum, inviting Dr. Marianne E. Felice, Interim CEO of UMass Memorial, to address the community's concerns. More than 80 residents attended, an amazing turnout for a town whose population is well under a thousand. (And though the cuts were system-wide, Barre was the only town to hold a forum.)
The efforts to save the center were successful. "I can see the relationship that the town has with the center," Felice said at the forum. While she defended the cuts in staff as necessary to keep the corporation in business, she promised the community that she "wouldn't even consider ever closing the clinic."
"I remember when then-freshman Senator Ted Kennedy cut the ribbon opening that center in 1962," says State Senator Stephen Brewer. "Those clinics are still the most cost effective health delivery system. Thanks to EQUAL, the forum helped put a face on the need and value of that clinic."
Seeking new members, listening to new voices
EQUAL's broad purpose enables its members to work to their own strengths and interests. Sue Coles has committed to bringing other voices to EQUAL that might not otherwise be heard--those of seniors, people with disabilities, and residents who can't come to meetings. Coles goes to these people instead and interviews them as part of what she calls her "Conversations on Community" project.
In the course of these interviews, Coles asks her subjects what they think a healthy community is, what they like about their community, and what they would miss if it were lost. These questions inevitably lead to discussions about what aspects of the community need attention, she says, and those thoughts are taken into account as EQUAL plots its evolving course. Coles writes up her interviews for publication in the Barre Gazette.
Her interviews have lent a wide range of perspectives to EQUAL's work. Edith Swindell, who has lived in Barre for 94 years, said "There should be places for children to play," and stressed the importance of re-connecting residents to the town's natural assets and beauty, saying "I don't think a lot of people have any idea. They go whizzing by and don't see a thing."
"A healthy community means one where people are engaged," says Coles, when asked to respond to some of the questions she puts to her subjects. "It's where people care about connecting with other people to share responsibility and pride in their community." In an ideal world that kind of atmosphere is created naturally, she says, but in reality it needs to be fostered constantly, lest inertia and apathy take over.
Maintaining the momentum
Kertiles says she was "smitten" with EQUAL after attending her first meeting; since then she has been writing grants and creating a newsletter for the organization. She said the core group of EQUAL participants "know that to keep people involved you just need to include them, listen to them, and not judge them. They made me feel like there was a place for me."
That kind of attitude needs to be maintained for the coalition to succeed, agree organizers. "For this to work we need to keep getting new people to participate so that nobody gets stuck taking on jobs they don't want to do," says Coles. "It also has to keep evolving and re-evaluating its mission. We have to keep ourselves open so we can engage more people and keep them interested."
EQUAL relies entirely on volunteer efforts. Members of the steering committee share the responsibilities of chairing meetings, and the Barre Family Health Center provides some services such as photocopying.
After operating with almost no budget its first year, though, EQUAL received a $1,000 Incentive Grant from Healthy Communities Massachusetts, which was matched with a $1,000 gift from the Barre-based Stetson School. The funds will help the group carry on, engage new members, and perhaps pursue new issues, such as the needs of local seniors.
When asked what headline she would want to see in the local newspaper about EQUAL in five years, Kertiles says, "Volunteer-Staffed Teen Center Opens in Barre." Coles sets her sights a bit differently, and offers "EQUAL's Model Community Implemented by U.N."
Example 3: How Public Health Advocate D'Jillisser Kelly is Raising Awareness to Reduce Tobacco Use and Vaping
For decades, the tobacco industry has used menthol as a tool to disguise the harsh effects of cigarette smoke and to lure young people into becoming smokers. More than 18 million people in the U.S. smoke menthol cigarettes – and a recent study states that menthol cigarettes were responsible for “157,000 smoking-related premature deaths” among Black Americans during the period of 1980-2018.
D’Jillisser Kelly, MPH, CP, knows that reaching young people is key to tobacco education and prevention. In fact, most adults who currently smoke began smoking before age 18. As lead project coordinator with No Menthol Movement ATL, an initiative to reduce tobacco use and vaping in Atlanta and surrounding areas, D’Jillisser helps cultivate multigenerational coalitions to address the harm of menthol and other flavored tobacco products.
She shares her journey to public health, discusses the importance of tobacco education, and how youth can use their voices in the QA and full article at this link.
نویسنده
Phil Rabinowitz
الأداة الرقم 1: الأمور اللوجستية للاجتماع الأول:
- إيجاد مكان مريح وسهل الوصول إليه، وكبير لدرجة اتّساع كافة الناس الذين تتوقعونهم. الاحتمالات تتضمّن مراكز الهيئات أو صالات اجتماع في الشركات، أو المكتبة العامّة، أو قاعة البلدية، أو النوادي والمراكز الاجتماعية، أو الأماكن الدينية، أو المدرسة الثانوية، أو جامعة أو كلية محلية.
|
قد تودّون عقد الاجتماع في مكان له علاقة بسبب إنشاء الائتلاف. قد يجتمع ائتلافٌ حول المشرّدين في مأوى مثلاً، أو آخر عن التعليم في مدرسة ما يمكن أن يعطي الأعضاء فرصة للنظر في المسألة في عين مكانها، وقد يساعد ذلك أيضاً على صياغة نبرة عمل الائتلاف. في حال كانت هنالك خلافات في المجتمع المحلي فمن المهم عقد الاجتماع في مكان يعتبر حيادياً (في حَي غير أحياء المجموعات أو الفرقاء المتناحرين)، أو في بناية أو مؤسسة لا تتماهى مع منظمة ما أو مجموعة ما.. |
- في نفس الوقت، اتّخاذ قرار حول زمان الاجتماع ومدّته. يجب أن يُكيَّف وقت الاجتماع مع حاجات الناس اللازم وجودهم هنالك، كما أن مدّة الاجتماع تعتمد على غاياته. في حال كان هنالك عمل جوهري يجب القيام به، يجب أن يكون الاجتماع طويلاً بشكلٍ كاف لإنجازه، أو على الأقل لضمان بداية جيّدة.
|
بشكل عام، فكرةٌ جيدة أن يكون للاجتماع الأول هدف عملي بشكل ما. ليس بالضرورة أن يكون الهدف هائلاً (قد يكون اتخاذ قرار مثلاً حول مَن سيكون في الغرفة، أو تعيين مجموعة لصياغة بيان حول المسألة يُحرّره الآخرون في الاجتماع التالي). المهم أن يخرج الناس من الاجتماع بشعور أنّه كان ذا جدوى. |
- التفكير بكيفية ترتيب المكان: هل نضع الكراسي في دائرة كبيرة؟ هل نضعها في صفوف مع المجموعة النواة في الأمام؟ مجموعات صغيرة؟ لكل من هذه الترتيبات دلالة حول كيف سيعمل الائتلاف. اقتراحنا هو أنّ الدائرة أكثر انسجاماً مع طبيعة الائتلاف، حيث لا قائد واحد بل مساواة بين الأعضاء، مع ترك الاحتمال مفتوحاً لجعل أفراد أو منظمات مختلفة تتولّى القيادة في ظروف مختلفة، وتشجّع المسار الديمقراطي.
|
هناك عنصر أساسي هو توفّر الطعام والشراب. إذ يغيّر وجود الطعام مناخ الاجتماع، كما تجدون في أماكن أخرى في "عدّة العمل المجتمعي" (الفصل 10، القسم 7: تطوير برنامج تدريب للموظفين، والفصل 12، القسم 4: تنظيم ورشة عمل)، ويجعله أقل رسميّةً، ويشجّع التفاعل بين الحاضرين. بالإضافة إلى ذلك، إذا كان الاجتماع سيكون طويلاً، فالأطعمة والمشروبات تساعد الناس على اليقظة وتجعل احتمال بقائهم حتى النهاية أكبر. |
-
أحدَ أعضاء المجموعة النواة
-
مسؤول مجتمعيّ مرتبط بالمسألة عن كثب (مثلاًُ، مدير الوكالة صاحبة المسؤولة مسؤولية مباشؤة أكثر من غيرها عن المسألة)
-
عضوَ ائتلاف يتمتّع بمهارات تيسير
-
ميسّراً من خارج الأفراد والمجموعات
|
أيّاً اخترتم لإدارة الاجتماع، يجب أن يتمتع بمهارات تيسير جيّدة. عليه/ها التأكّد من أنّ الجميع يُسمع، وأنّ النقاش يتقدّم، وأنّ المجموعة تطرح بنود جدول الأعمال، وأن يبقى الاجتماع حضارياً ومُنتِجاً. والأهم على الأرجح أن يكون مرناً بما يكفي لتغيير الاتجاه عند الضرورة، ويمتلك من حسن التصرف والذكاء ما يكفي ليعرف متى تحين هذه الضرورة. الاجتماع الأول للائتلاف الجديد يكون أرضاً مجهولة، ويمكن أن يشكل خطراً إذا لم يكن للائتلاف ميسّر كفؤ. قد يُحرف الاجتماع عن مساره فيتبع هموم فرد ذي فكر آحادي أو عنيد، أو قد يُختزل الاجتماع إلى مسائل إجرائية أو نزاع غير ضروري. الميسّر الجيد (بشكل خاص مَن لديه أيضاً مصداقية عند أعضاء الائتلاف) يمكن له أن يُبقي الاجتماع على الطريق الصحيح ويساعد على تأمين النجاح للائتلاف في النهاية. لا تنسوا أن تتأكّدوا من أنّ أحد الحاضؤين يسجل المحضر. المثالي هنا هو الطلب من أحدهم قبل الاجتماع أن يقوم بذلك تحديداً للاجتماع الأول، مع الاتفاق على أنّ المجموعة إمّا ستعيّن أميناً للسر، أو ستخلق إجراءات أخرى للتأكّد من تسجيل الاجتماعات بالشكل المناسب. (للمزيد عن التيسير الفعال والتسجيل، انظروا الفصل 16: تيسير المجموعة وحل المشكلات.) |
- الترتيب لرعاية الأطفال والنقل أو خدمات أخرى قد يحتاجها بعض الناس لتسهيل حضورهم الاجتماع: قد يكون ذلك مهمّاً بشكل خاص إذا كنتم تحاولون جذب آباء وأمهات من الشباب أو مجموعات ذات دخل محدود أو أعضاء من المجموعة المستهدفة.
- في النهاية، تأكّدوا من أنّ الجميع يعرف زمان الاجتماع ومكانه: حتّى لو أُخبر الناس عن الموعد عندما جرى الاتّصال بهم للمرة الأولى بشأن الائتلاف، فعليكم إرسال تذكير و/أو الاتصال مرّة أخرى. بالنسبة لمعظم الناس المنهمكين بأعمالهم، فالموعد يُعتبر غير قائم إلى أن يُسَجّل في دفتر مواعيدهم. وفي حال كان الزمان والمكان مُسَجّلين فالتذكير يساعد على تثبيت فكرة الاجتماع في عقول الناس.
نویسنده
فِيلْ رابيْنوفِيتْز
- ما أهمية صيانة الائتلاف؟
- ما الذي يجب صيانته في الائتلاف؟
- كيف نصون الائتلاف؟
- ما هي بدائل الصيانة؟
لنفترض أنّنا بدأنا ائتلافاً، متّبعين التوجيهات الموجودة في القسم السابق من عدّة العمل المجتمعي (الفصل 5، القسم 5: إنشاء ائتلاف (1): بدء ائتلاف). ولنفترض أنّ ائتلافنا يسير بشكل جيّد، كما تصوّرنا: يتمتّع بعدد كبير من الأعضاء، ولديه بنية مستقرّة ودعم من المجتمع المحلي، بالإضافة إلى لائحة من الإنجازات المجتمعية المتزايدة، وهذا هو الأهم.
هنيئاً لنا. يمكننا الانحناء الآن لتلقي التهنئة.
ولكن علينا ألا ننعم بالتصفيق طويلاً، لأنّ عملنا لم ينته بعد. علينا أن نصون عمل الائتلاف.
في هذا القسم، سنتناول أهمية الصيانة، وما يجب المحافظة عليه، وكيفية صيانة عملنا بنجاح. كما سنستكشف بعض بدائل الصيانة البسيطة (مثل نمو الائتلاف، أو تغيير اتجاهه، أو حتّى إنهاءه). ولكن تبقى النقطة الأساس في الصيانة هي أنّها لا تحصل من تلقاء نفسها، فهي تتطلب جهوداً واعية، ومخطّطاً لها، ومستمرة. هنا بلورة لما ذكرنا:
ما أهمية صيانة الائتلاف؟
لنعترف أنّ بدء ائتلاف أو أي مجموعة مليء بالتحديات، كما أنه يتطلّب مهارات وحساسية وانتباهاً للوقت ومثابرة بالإضافة ربّما إلى الإيمان. إنه يُخرج أفضل ما عندنا. وبالرغم من أنّ بدء الائتلاف قد يكون مليئاً بالتحديات، فهولا يشكّل سوى نصف المعركة. في الواقع، قد يشكل على الأرجح أقل من النصف. فالآن وقد وقف الائتلاف على رجليه، عليه أن يمشي قُدماً باتّجاه الغايات المجتمعية. هذه الإنجازات تشي بالمستقبل. ولتأمين مستقبل ناجح، على الائتلاف أن يبقى حيّاً وبصحة جيّدة. ولكي يبقى حيّاً وبصحة جيّدة، يجب صيانته.
لا شك أن الصيانة ضرورية في العالم المادّي، للأشياء الحية ولتلك غير الحيّة. بعض الآلات يلزمها تزييت كل فترة، والمنازل بحاجة إلى الدهان، والسيارات بحاجة إلى ضبط. حتّى بعض ملفّات الحواسيب (الكومبيوتر) بحاجة إلى أن تُمحى أحياناً. وطبعاً، أجسامنا يجب صيانتها كذلك. لهذا نحن نقوم بفحوصات جسديّة عامّة أو نفحص أنفسنا أحياناً، أو نتوجّه إلى صالات الرياضة. هل يمكن أن يخطر ببالكم أي كائن حي أو أي شيء تكون له حياة منتجة وطويلة دون أية صيانة؟
صيانة العالم المادّي هي موضوع جدّي للغاية. في الأعمال والصناعة، مثلاً، أو عند الإدارات، تُصان الممتلكات المادّية دورياً. يُعدّ المدراء جداول للقيام بذلك، ويحمّلون موظفين أساسيين مسؤولية الاهتمام بذلك، ويقومون بالتصليحات اللازمة. في بعض الحالات (كالمصاعد أو المطاعم) يخضع هذا النوع من الصيانة لأجكام القانون، ويُطبّق بشكل كشف. هذا ما يُسمّى الصيانة الوقائية التي نقوم بها قبل أن تقع المصائب أو لمنع المصائب من الحصول أصلاً.
الصيانة والصيانة الوقائية تنطبقان أيضاً على العالم الاجتماعي (الشراكات، والزواج، وكافّة أشكال العلاقات). أمّا الائتلافات، فينطبق ذلك عليها أكثر وأكثر. فالائتلاف معرّض للانحراف عن الطريق الأساسي أكثر من تعرض التفاعلات الإنسانية الأخرى لأن طرقاته موضوعة أصلاً وفيها خلل. إذ قليلة هي التوجيهات التي تقول للائتلاف أين أو كيف يذهب. وفي قطار الائتلاف، يستطيع الركّاب أن يصوّتوا على المكان الذي يريدون الوصول إليه كما يشاؤون. بتعبيرات بسيطة، التركيبة المعقّدة للائتلاف تجعل الإشراف والصيانة لازمين أكثر وأكثر.
صحيح أنّه كلّما تقدّمت التكنولوجيا كلما أصبح بعض الآلات (المادّية) بحاجة أقل للصيانة الروتينية. فبعض مصنّعو السيارات يقول أنّ لا حاجة لتفقّد السيارة قبل مئة ألف مِيل. ولكن لا ائتلاف يمكن أن يقطع مئة ألف مِيل دون تفقّد وضبط. ففي العلاقات الاجتماعية، وطبعاً بالنسبة للائتلافات، لم تصل "التكنولوجيا الاجتماعية" إلى المرحلة حيث لا تعود الصيانة ضرورية، وقد لا تصل إلى هذه المرحلة أبداً.
بكلمات مختصرة أخرى، تتغير البيئة باستمرار، أكانت البيئة الخارجية أو الداخلية. والتكيّف الفعال وهذه التغييرات ضروريان للصحة التنظيمية. التجديد (الواعي والمقصود) هو حاجة أساسية للحياة التنظيمية. عندما نعتبر أن الائتلاف (أو أية مجموعة في المجتمع المحلي تقريباً) بات أمراً مفروغاً منه تبدأ عندها الأمور بالتزعزع. لهذا من المهم للائتلافات والمجموعات المجتمعية أن تولي الصيانة اهتماماً خاصّاً، وأن تقوم بإجراءات دوريّة لكي تحافظ على تأدية وظائفها على أفضل وجه.
ما الذي يجب صيانته في الائتلاف؟
ما يجب صيانته في الائتلاف هو ما يلي: البُنى والوظائف والعلاقات الأساسية في الائتلاف التي ساعدت أصلاً على المباشرة به.
مقارنةً بالجسم البشري: في حال إجراء فحص طبّي، سيفحص مقدم الرعاية أنظمة الجسم المتنوعة وكيف تعمل. إضافة إلى ذلك، قد يشجعنا المعالج على المحافظة على السلامة البدنية من خلال تمارين جسدية وذهنية، وعلى تجنّب السلوكيات المتطرّفة، وعلى العيش باعتدال. في الائتلاف، تكون العناصر المكوّنة الرئيسية هي اجتماعية بدل أن تكون جسديّة، ولكنّها لا تقل أهميّةً أو واقعيةً عنها. وهي تتضمّن:
-
مسببّات وجود الائتلاف: الرؤية والرسالة والأهداف
-
القواعد الأساسية في حُكم الائتلاف وتشغيله
-
قيادة الائتلاف
-
عضوية الائتلاف
-
تقسيم العمل بين القادة والأعضاء
-
استراتيجية الائتلاف وخطط عمله، على الصعيدين قصير المدى وطويل المدى
-
تحركات وأعمال الائتلاف ونتائجها بحيث يحقّق إنجازاتٍ (أو ما يقصد أن يحقّق) في العالم
-
تمويل الائتلاف، للتمكن من متابعة الإنجازات
-
صورة الائتلاف الظاهرة في المجتمع المحلي الأوسع
-
الدعم الشعبي للائتلاف
-
وأخيراً، ما يمكن أن نسمّيه روحية الائتلاف، أي المشاعر الحلوة والعلاقات بين كافة المنخرطين فيه، وهي شروط أساسية مسبقة لاستمرار وجود الائتلاف. سنتطرّق إلى هذه النقطة بإسهاب في وقت لاحق من هذا القسم.
يمكن تقسيم كل فئة من هذه الفئات والتوسّع فيها. تجدون إحدى هذه التفصيلات على شكل قائمة تفقّد للصيانة، في نهاية هذا القسم: الأداة الرقم 1. أمّا الآن، فبعد أن قمنا بتحديد ما الذي يجب صيانته، فكيف نجري الصيانة الفعليّة؟
|
ولكن، قبل المتابعة، نتفقّد الواقع في ما يلي: معظم الائتلافات (ومعظم المجموعات المحلية، بَل ومعظم العلاقات) لا يلتزم بصيانة دورية ومخطَّط لها. قد لا يعي المعنيّون هذه الحاجة، أو قد لا تكون بموقع مرتفع بما يكفي على لائحة الأولويات. وقد يكونون منهمكين بالعمل، أو يرون أنفسهم على أنهم منهمكون، أو قد تتدخّل مهمات طارئة. كما قد يشعرون أنهم لا يعرفون كيفية صيانة العمل، أو أنهم لا يرون في الصيانة أمراًَ ممتعا.
هنالك العديد من الأسباب التي تنطبق هنا، لأسباب فردية أو مختلطة. على كلٍّ، النقطة الأساسية هي أنّ الصيانة المُخطَّط لها والتي تُنفّذ هي نادرة نسبياً.
الفكرة ليست أنّ الائتلاف لا يستطيع البقاء حيّاً دون صيانة، بل يستطيع. قد تستمر الأمور بالسير وحدها، وقد تسير بشكل جيد نسبياً، ولمدة طويلة. فكّروا بالقصور الذاتي (إيْنِيْرشْيا)، كما في الفيزياء. إنّ عدداً من الأنظمة، الحيّة وغير الحيّة، تنظم نفسها بنفسها جزئياً. في البيولوجيا (علم الأحياء)، مثلاً، يؤمّن الاستتباب والتوازن، (أو الاتزان بين عناصر الكائن الحي) مردوداً تصحيحياً لنفسه بنفسه . يمكن لهذه المبادئ أن تمتد وتنطبق على الائتلافات كذلك.
بالرغم من ذلك، ما نقوله هو أنّ الائتلافات أو المجموعات التي تنخرط في صيانة دورية ومُخَطّط لها ستكون على المدى البعيد أفضل بكثير. ستحقّق المزيد من الإنجازات وستتمكّن من إدامة إنجازاتها لمدّة أطول. |
كيف نصون الائتلاف؟
الخطوات الأولى في صيانة الائتلاف، أو أيّة مجموعة، تجري داخل عقول أعضاء مجموعة الائتلاف. هي خطوات داخلية. في ما يلي نذكرها كخطوط توجيهيّة محّددة:
-
تطوير الوعي بأنّ الصيانة ضرورية
-
اتّخاذ قرار بالانخراط فيها
هذه الخطوات الداخلية هي بشكل ما الأصعب في المسار بأكمله. ولكن، ما أن نقوم بها، كأعضاء أفراد ثمّ كمجموعة، ونتخذ قرار بناء خطة صيانة وتطبيقها، نكون على الطريق الصحيح.
-
تصميم خطّة صيانة
-
تنفيذ خطة الصيانة
لنفترض أنّنا نعي أن الصيانة ضرورية وأنّنا اتّخذنا القرار بإجرائها. فلنفكّر بالسؤال التالي: كيف نضع خطة صيانة متكاملة؟ (لاحظوا الفرضية هنا مجدداً: إن خطة الصيانة هي التي ستساعدنا أكثر من إجراء الصيانة بحسب الحاجة وقتها). في أثناء تصميم الخطة، نكون في البداية أمام عدد من الخيارات. سنَجردها، ثم نفصّل كلاًّ منها بعد كل بند في ما يلي:
تصميم خطة صيانة
-
مَن يجب أن يصمّم الخطة
مِن بَيْن الخيارات المطروحة أمامنا: يمكن لقادة الائتلاف أن يصمّموا الخطة، أو يمكن أن تصمّمها مجموعة صغيرة منبثقة من القادة، أو مجموعة صغيرة منبثقة من الأعضاء يختارها القادة، كما يمكن أن يصمّمها الأعضاء بأكملهم.
في معظم الحالات، يجب أن يتحمّل القادة مسؤولية تحريك العجلات، ولكن هذا لا يعني بالضرورة أن عليهم أن يدفعوا العمل بأنفسهم. يمكن أن يفوضّو آخرين، وغالباً ما تكون الطريقة الفضلى للتفويض اختيار بعض الأعضاء ذوي الخبرة والمهتمين بالصيانة والذين لديهم الوقت للقيام بذلك. عادةً ما تكون مجموعة صغيرة هي التي تقوم بالعمل بشكل أفضل. تُقدَّم الخطة إلى القيادة، ثم إلى سائر الأعضاء للنظر والتعليق، ومن بعدها إلى المراجعة كما تقتضي الحاجة.
أمّا تفاصيل الخطّة، فهي تعتمد على نوع الائتلاف (أو المجموعة) الذي ننتمي إليه. في حال كان لدينا خمسة أو ستة أعضاء ناشطين بشكل دوري (حتّى الائتلاف بهذا الحجم الصغير قد يكون فعّالاً)، فالاحتمال هو أن يتولى القيادة شخص أو اثنان. ولكن عندما يصبح الخمسة أو الستة خمسين أو ستّين، فسيتاح لنا ترف إنشاء لجنة أوسع للتخطيط لما يلزم، وربّما تنفيذه.
-
ما مدى الشمولية التي يجب أن تكون عليها الخطة ؟
هل يجب أن تشمل الخطة (ومنها الصيانة الفعلية) كافة جوانب الطريقة التي يُدار فيها الائتلاف، أو بعضاً منها فحسب ؟
هنالك بنود عديدة يمكن أن ننظر فيها (الأداة الرقم 1). هنا سيتوقف خيارنا مرّة أخرى على الموارد وعلى خاصيّات مجموعتنا. ولكم عندما نبدأ، فإن الخط التوجيهي العام الجيّد يقضي باتباع الوسط، أي قد لا تأخذ الصيانة عندنا بعين الاعتبار المشروبات التي تُقدّم في الاجتماعات، بل قد تنتبه انتباهاً دقيقاً إلى شكل الاجتماعات بحد ذاتها ومضمونها.
بكلمات أخرى، علينا أن نجعل العمل قابلاً للتطبيق بالنسبة لنا، أي أمراً نرتاح للقيام به. صحيح أنّه قد يكون من المفيد أن نتحدّى أنفسنا قليلاً، ولكن من دون أن تُثْقل على أنفسنا في البداية.
-
إلى أي مدى يجب أن تكون الخطة "رسميّة" ؟
يمكن أن يكون لدينا دفاتر ملحوظات ذات أوراق فالتة مليئة بإجراءات الصيانة ومواعيدها (كالتي تحملها ِفرق صيانة الآلات، كالمصاعد مثلاً)، أو يمكننا أن نكتب على دفتر "ملاحظات". كما يمكننا الاحتفاظ بسجلات مفصّلة أو عدم الاحتفاظ بأية سجلات. ويمكننا إجراء الصيانة، ببساطة، من خلال النقاشات الشفهية، أو دون أي نقاش من أي نوع. قد تفي بالغرض ملاحظة ذهنية، بقدر ما تفعل أنظمة مشغولة على الحاسوب.
مرّة أخرى، تتنوع الاحتمالات، وتتوقف اختياراتنا على حجم المجموعة وطبيعتها. ومرّة أخرى، الطريق الوسطى قد تكون الأفضل لمعظم المجموعات. كقاعدة، فإنّ مستوى "رسمية" العمل يجب أن تكون منسجماً مع مستوى رسمية الائتلاف أو المجموعة. ولكن لا يضر أن يكون العمل رسميّاً أكثر مقدارَ خطوة أو اثنتين.
-
من يجب أن ينفّذ الخطّة؟
باختصار، تتشابه الخيارات هنا مع تلك المذكورة تحت عنوان "تصميم خطة الصيانة". إنها مهمة قادة الائتلاف بأنفسهم، أو مجموعة منبثقة عنهم من القادة، أو مجموعة صغيرة من الأعضاء يختارهم القادة، مع احتمال إجراء تعديلات خلال المسار.
هنا يمكن أن تساعدنا ثلاثة خطوط توجيهية عريضة:
أولاً، قد يكون الأشخاص الذين ينفّذون الخطة هم أنفسهم الذين قاموا بتصميمها، لكن هذا ليس ضرورياً. إذ يجب أن يكون للمنفذين صوتٌ قوي في تصميم الخطة، ولكن ليس بالضرورة أن يكون المخطّطون والمنفّذون هم نفس الأشخاص.
ثانياً، يعمل تطبيق الخطة عادةً بشكل أفضل عندما تتقسّم مسؤوليات العمل بحسب الوظيفة، أي (وهذا ليس بمفاجأة) من البديهي أن يقع على المسؤول الدور الأساس في استقطاب الأعضاء الجدد والمحافظة عليهم، وسيتولّى مسؤول الدعاية القيادة في صيانة جهود الدعاية، وهكذا دواليك.
ثالثاً، سكون التطبيق دائماً أفضل في حال كانت هنالك خطوط واضحة للمساءلة والمحاسبة، بغض النظر عمّن يقوم بالتطبيق الفعلي للعمل، وهذا ليس لإزعاجه/ها، ولكن مَن يُسائل ويحاسب المسؤول؟ نعرف أنّ المسؤول مبدع بشكل رائع، وأنه يشعر بالمسؤولية، ولكن مع هذا، فنحن نفضّل إقامة المساءلة والمحاسبة أمام شخص آخر لا أن يسائل الشخص ويحاسب نفسه بنفسه. وذلك لأنّ المنظمات تعمل بشكل أفضل هكذا.
-
ما هي وتيرة إجراء الصيانة؟
الخيارات النظرية تتراوح بين "يوميا"ً و"أبداً"، مع كل التوقّفات بينهما. الخط التوجيهي هنا يقترح الوتيرة التالية: ليس بشكل متكرر إلى درجة تجعلكم تقضون وقتاً طويلاً في هذا الجهد قياساً بمهام الائتلاف الأخرى، وليس بشكل دائم يجعل حدوث أي تغيير منذ المراجعة السابقة شبه مستحيل. ولكن، بالمقابل، ليس بشكل متباعد إلى درجة نشوء مشاكل لم تُعرّف من قبل.
ماذا يعني ما ذكرناه في الممارسة؟ قد تنجح المراجعة السنوية، أو ما أشبه، عند مجموعات عديدة. وأيّة وتيرة أقل من تلك تكون غير مقبولة. ويمُكن أن تُخصَّص المراجعات الأكثر تواتراً لمجالات المشكلات السابقة التي تستدعي اهتماماً خاصاً. بشكل عام، ليس بالضرورة أن يكون جدول الصيانة هو نفسه لكافة مجالات عمل الائتلاف، إذ إنّه يمكن مراجعة بعض الجوانب أكثر من جوانب أخرى، وأخرى أقل.
قد يستنتج المرء من الأجوبة عن الأسئلة أعلاه أنّ هنالك عدّة طرق لتصميم خطة صيانة وتنفيذها، وأنّه لا يوجد طريقة وحيدة واحدة لإجراء الصيانة تفوق الأخريات. هذا صحيح. الطريقة الأفضل للقيام بالصيانة ستعتمد على طبيعة مجموعتنا المحدّدة وتاريخها وتكوينها وغاياتها، بالإضافة إلى خططها والتزامها القيام بعمل الصيانة. علينا كذلك التفكير بالمعايير: مهما كان خيارنا في شكل الصيانة فهي يجب أن تكون مناسبة لنا، وقابلة للتحقق معنا، وأن يكون من الممكن لنا تطبيقها في ممارستنا اليومية، وأن نرتاح إليها، نحن والائتلاف.
|
انتميتُ مرّة إلى ائتلاف وضعه جيّد، إذ كان يأخذ الصيانة على محمل الجد وكان يمارس ما ينادي به. في نهاية الأسبوع، كانت هنالك اجتماعات مراجعة أسبوعية في المكتب، غالباً ما كانت تكون خفيفة (كنّا نعلم جميعنا أنّه يوم الجمعة بعد الظهر أي بداية عطلة نهاية الأسبوع)، لكنّها كانت جدّية ومنهجيّة كذلك. كانت شكلاً من أشكال مراجعة الأسبوع الفائت ووضع جدول أعمال الأسبوع القادم. كان ممكناً لذلك أن يحصل يوم الاثنين، لكن يوم الجمعة كان جيّداً بالنسبة لنا. بدا أنه يمثل المعادلة الصحيحة.
بعد ذلك، كنّا نلتئم خارج المؤسسة مرّة كل سنة عندما يصبح الطقس معتدلاً، ونعقد اجتماعاً لنهار كامل، بعيداً عن المكتب، في الريف، وغالباً ما يكون في منزل إحدى قيادات الائتلاف، التي بلطفها الذي لا يمكن أن ننساه، كانت تعدّ لنا غداءً عظيماً. من جديد، كنّا نراجع ونخطّط، ولكن هذه المرة لوقت طويل وبرؤية أوسع. معظمنا كان يتطلّع إلى هذه الاجتماعات. قد لا نكون قد تابعنا بدقة كافة ما قلنا أنّنا سنقوم به، ولكن هذه الاجتماعات ساعدت في صيانة ائتلافنا، ووثّقت العلاقات بيننا كأعضاء فيه. لم تكن الاجتماعات مثالية، لكنّها ساعدت على القيام بالعمل. ولم يكن أحدٌ يريد الاستغناء عنها. |
لنفترض الآن أننا اخترنا خياراتنا. كيف ننفذها؟ كيف يجب علينا أن نجري الصيانة فعلياً في الممارسة؟ يوصلنا هذا إلى الخطوة الرابعة:
تنفيذ خطة الصيانة
مرة أخرى، لدينا عدّة خيارات للقيام بذلك، وهي تتضمن:
-
مراجعات خارجية:
هذه مراجعات يقوم بها مراجِعون مُخْتصّون أو مستشارون من خارج الإئتلاف. يمكن أحياناً تكليفهم مِن قِبل الجهة التي تمولنا. وهذه المراجعات الخارجية لها أيضاً تنويعات بحد ذاتها:
-
يمكن أن يكون المراجِعون المخْتصون مهنيين يُدفَع لهم من خارج المجتمع المحلي أو أن يكون المراجِع شخصاً متطوعاً محلياً.
-
يمكن للمراجعين أن يراجعوا السياسات والممارسات والإنجازات بشكل عام، أو قد يجرون مسحاً لممارسات أصغر ومحدودة أكثر.
-
قد تطول المراجعات ساعات عديدة أو أياماً عدة.
-
يمكن مزج المراجعات الخارجية بالداخلية كما سترون أدناه.
في أي حال، المعايير المستخدمة للقيام بالمراجعة يجب أن تكون واضحة للجميع. الوضع المثالي هو أن يكون قد تم العمل عليها مسبقاً مع المُراجعين. يجب ألاّ يكون هنالك مفاجآت.
سواءً كانت خارجية أم داخلية، تبقى المراجعات نادرة نسبياً لدى الائتلافات، ولكن قد نجدها أكثر لدى أنواع أخرى من المجموعات.
ليس مفاجئاً أن نقول أن للمراجعات حسناتها وسيئاتها. فهي يمكن أن تكون مُكلفة، كما يمكن ألا يمتلك المُراجعون فهماً جيّداً لمنظمتنا، وقد يستخدمون معايير مختلفة عن تلك التي نستعمل. قيمة المراجعة تكون بجودة خبرة المُراجع، وحساسيته، ومهاراته في التواصل.
من جهة أخرى، قد تقدّم هكذا مراجعة منظوراً خارجياً مفيداً، من خلال رؤية عملياتكم بعيون المراجع النضرة، ومن خلال الاستفادة من نظرته الأعمق التي لم تكن ستتوفّر لنا من دونه. كذلك قد تعطينا المراجعةُ موضوعيةً وأحياناً خبرةً محدّدة. وقد تكون المراجعة مجّانية أحياناً ، بشكل خاص إذا جاء التفويض بها من الخارج. وكما قال لنا قائد أحد الائتلافات:
|
"كان يزور ائتلافنا دورياً ممثلةٌ عن مكتب الولاية. كان المكتب يقدّم لنا بعض التمويل وكانت تأتي لتتفقّد ما كنّا نقوم به، وكنّا نعلم ذلك. هذه المراجِعة، التي كانت شخصاً لطيفاً، كانت تعرف أنّنا كنّا نعرف. كما كانت تعرف أنّنا كنّا نعلم أنّها إنما كانت تقوم بعملها. إذاً، وبالرغم من عدم تحمّس أحد لزيارتها إيانا، كنّا نقبلها، وفي الواقع، كانت لديها بعض الأفكار الجيّدة لنا. وكانت لَبِقة إلى درجة التعبير عن تلك الأفكار من دون إشعارنا بالغربة أو الإزعاج. إذا نظرنا الآن إلى الوراء اليوم، نرى أنها ساعدتنا أكثر ممّا اعترفنا به." |
كافة إجراءات الصيانة المذكورة أدناه هي إجراءات داخلية، يقوم بها الأشخاص من الائتلاف نفسه.
-
المراجعات الداخلية:
يمكن تقسيمها إلى ما يلي
-
المراجعات الرسمية: ما الذي يجعلها "رسمية"؟: سياساتها وإجراءاتها، وإمكانية أن تُجرى بشكل دوري. وهي "مُمأْسسة" في ثقافة الائتلاف، والأرجح أن تُنتج تقريراً مكتوباً.
المراجعات الرسمية يمكن أن تتنوع:
-
يمكن أن تأخذ شكل مراجعة سنوية للبرنامج، بطرقٍ مصمّمة مُسبقاً. يمكن تكليف الهيئة التنفيذية أو مجموعة حاكمة أخرى لتجتمع لهذا الغرض.
-
أو، بدلاً مِن مراجعة ذاتية تقوم بها المجموعة ككل، فقد تتولى مسؤولية إجراء المراجعة هيئةٌ مُصغّرة أو مجموعة معيّنة، وتقدّم تقريرها لاحقاً. يُناقش هذا التقرير فيما بعد من قبَل المجموعة الأكبر الحاكمة.
-
يمكن للمراجعة أن تتم كذلك في اجتماعات موسعة لجميع الأعضاء بأكملهم. أو يمكن إعداد تقرير مِن قبَل آخرين يعرضونه على النقاش في اجتماع الأعضاء.
-
أحياناً، لا تغطي المراجعة كافة عمليات الائتلاف، بل بعض الممارسات المحدّدة كالترويج والموازنة، الخ. هذا النوع المحدّد من المراجعات يمكن كذلك أن تقوم به المجموعة ككل، أو مجموعة صغيرة، مع تقديم التقارير، مثلما ذُكر أعلاه.
-
كذلك، يمكن إجراء سلسلة من المراجعات الصغيرة بالمداورة، بحيث تجري مراجعة جانبٍ من الائتلاف (وصيانته) كل سنة أو كل عدّة أشهر. بهذه الطريقة، تتقدّم الصيانة في جدول متهادٍ: مراجعة التمويل في هذا الشهر، ومراجعة العضوية في الخريف القادم، وهكذا دواليك.
يستطيع ائتلافنا، أو مجموعتنا، أن يقرر القيام بأي من هذه الأنواع المتعددة من المراجعات. وما إن يُتَّخذ القرار فإنه يجب تحضير الإجراءات للتأكّد من تطبيق المراجعة، وإتمامها، واستخدامها.
-
المراجعات غير الرسمية: ليس من الضروري أن تكون الصيانة إجراءً رسمياً بجدول أعمال منظّم، وجداول، وقوائم تفقّد، وتقارير مكتوبة. يمكن للائتلاف أن يقرر استخدام طرق أقل تعقيداً لجمع المعلومات اللازمة ومعرفة كيف تجري الأمور. في ما يلي بعض الأمثلة:
الحصول على مردود من المشاركين في اجتماعات مُجَدْولة: تقوم فرصة للمراجعة والصيانة غير الرسميّتَين بشكل طبيعي في نهاية الاجتماع المقرر مسبقاً. فمثلاً، يمكن تخصيص جزء من كل اجتماع عام ليقدم المشاركون آراءهم ومردودهم. ("هل يريد أحدٌ أن يعلّق على هذا الاجتماع؟"، أو "هل نقوم بالأمور بالطريقة الصحيحة؟"، أو "ما شعوركم تجاه الطريقة التي جرت فيها الأمور؟"، أو "هل كنتم سعيدين بما أنجزنا اليوم؟") ينطبق ذلك أيضاً على أنواع أخرى من الاجتماعات، كاجتماعات الهيئة الإدارية، أو اجتماعات اللجان المصغّرة.
|
هنالك تنويعات عديدة على هذا المفهوم. هنا بعض الممارسات المحدّدة:
|
المردود عبر البريد أو البريد الإلكتروني أو الهاتف: من وقت إلى آخر، يمكن إرسال بطاقة بريدية إلى أعضاء الائتلاف لسؤالهم عن مردودهم على جوانب معينة من أداء الائتلاف وطلب اقتراحات للتحسين. هذا المسار يمكن تحقيقه بالبريد الإلكتروني كذلك، أو عبر الهاتف أحياناً.
الخلوات: تكون هذه في العادة اجتماعات مطوّلة لكافة موظفي الائتلاف تُعقد بعيداً عن مقر عمل الائتلاف (أحياناً في مراكز خاصة بالخلوات)، ويديرها أحياناً ميسرٌ خارجي. غرضها عادةً مراجعة عمل المجموعة وصيانته، وإنعاشه، علماً بأنّ الخلوات قد تؤدّي أحياناً إلى تصميم خطط جديدة، أو التفكير بموضوع أو تحدٍّ معيّن. الإيجابية تكمن في نضارة الموقع، والتحرر من الإلهاءات اليومية، وتوقّع إنجازات جديدة، والتحضير الذهني الذي يجري قبل الحدث. لمزيد من التفاصيل عن إدارة الخلوات، انظروا الفصل 12، القسم 7: تنظيم خلوة والفصل 16، القسم 1: إجراء اجتماعات فعّالة.
التواصل اليومي: يمكن أن يكون مسار صيانة ائتلافنا جزءاً من التواصل اليومي، بالرغم من عدم تسميته "صيانة" أو "مراجعة" حرفياً. بهذا المعنى، تصبح الصيانة جزءاً من كل ما نقوم به. التعبير عن رأي دون الخوف من النقد الشخصي، وإبقاء الأعضاء على دراية بما يجري، وتقديم الدعم الشخصي في حال مرّ أحدهم بيومٍ سيء... كل من هذه "الحركات" الصغيرة تسهم في صيانة الائتلاف، حتى ولو كان يصعب تصنيفها على أنها أعمال "صيانة". في حال تضاعفت طرق التعامل هذه عبر الأشهر والسنين فهي تُديم الطاقة والروح في عمل الائتلاف. للمزيد عن هذا الموضوع، انظروا الفصل 15، القسم 4: تعزيز الاتّصال الداخلي.
تذكّروا أنّه يمكن مزج هذه الطرائق: فالمردود الذي يقدمه المشاركون في الاجتماعات يمكن أن يُمزج مع المردود عبر البريد. والتواصل الداخلي الدوري القوي يُمكن أن يُمزج مع الخلوات التي تَحدث في المناسبات. صيانة الائتلاف يمكن (بل يجب) أن تتم بطرق مختلفة.
|
إبقاء الشعلة حية لقد تكلّمنا عن الصيانة حتى الآن وكأنّها تتم خطوةً بخطوة، بل حتى بالأرقام تقريباً. وهي كذلك في بعض الأحيان، بل يجب أن تكون كذلك، في أحيان أخرى. بل إن هناك جزءاً آخر من الصيانة الذي يصعب اختصاره بخطوات من التحرك، وهو تحديداً إبقاء روح الائتلاف حيّة.
ما نعنيه هنا هو أنّ الناس تنضم إلى المجموعات من أجل إتمام أمورٍ ما، ولكن أيضاً من أجل قضاء وقت ممتع في أثناء القيام بذلك. إنجاز الأمور أمر أساسي، ولكن إذا كان الانتماء إلى الائتلاف هو لمجرد العمل من دون أي فرصة للهو فقد يصبح عملاً شاقاً. فعضو الائتلاف يفكّر: الحياة مليئة بالخيارات، فلماذا أقدّم طاقتي لأمر روتيني يخلو من المرح ولا يمنحني أي شعور جميل؟ عاجلاً أم آجلاًَ (آجلاً على الأرجح)، سيغادرهؤلاء الأعضاء (أكانوا أجراء أم متطوعين).
من هنا، فإن القائد الحكيم سيجعل من الائتلاف مكاناً مُمتعاً للبقاء فيه. سيخلق في داخله بعض الفرح (بعض الأوقات للراحة، وإزاحة العمل جانباً في بعض الأحيان، والاستمتاع برفقة الآخرين). إن الخروج سوية لتناول وجبة، أو ترتيب حفل عيد ميلاد، أو طهي طعام في الخارج، أو أخذ يوم إجازة لكافة الأعضاء دون سبب محدد، أو أيجاد أسباب للاحتفال، جميعها أمثلة على أنشطة تُبقي الأعضاء على صلة بالائتلاف. فالعضو ينخرط ليس فقط من أجل العمل، بل من أجل تحقيق ذاته ككائن حي متكامل، لأن روحه الإنسانية تتغذى.
ما ذكرناه هنا هو جزء من صيانة الائتلاف، مثله مثل أي مسار مراجعةٍ مفنّد في بنود.
أيّها القادة، خذوا ذلك بعين الاعتبار. |
ما هي بدائل الصيانة؟ بعض اتجاهات الائتلاف الأخرى
إن صيانة الائتلاف مهمّة، بل هي أساسية. لذلك قضينا هذا الوقت الطويل في مناقشتها. ولكنّنا لم نذكر بعد نقطة جوهرية: قد لا تكون صيانة الائتلاف، بمعنى القيام بما كنا نقوم به سابقاً، هو ما نريد أن نفعل.
فالناس تتغير، وكذلك المجموعات. والأوضاع المجتمعية تتغير، وكذلك الحاجات المجتمعية. والائتلافات ليست محصّنة ضد التغيير، وقد يود ائتلافنا أن يتغير مع تغير الزمن. والصيانة البسيطة، أي إبقاء القديم على قدمه والحفاظ على الأمر الواقع، ليسا خيارنا الوحيد.
ما هي الخيارات الأخرى؟ يمكننا أن ننمو، كما يمكنا أن ننسج ائتلافاً آخر ينبثق عن القديم، أو أن نغير نقطة التركيز في عملنا، أو أن نتراجع، أو بكل بساطة، أن ننهي الائتلاف. أمام ائتلافنا خيارات. يمكننا أن نتبع أيّاً من هذه الخيارات أو مجموعة منها في أوقات مختلفة. ولكن أي خيار ننتقي وكيف نعمل على انتقائه؟ سنتناول هذه الخيارات بالتتالي، بالإضافة إلى بعض الشروط أو الظروف التي قد تُحبّذ كلاً منها.
(جزء كبير ممّا يلي هو مكيّف عن "روح الائتلاف" هو من إعداد بِيْل بِرْكوفيتْز وتومْ وُوْلف، ويمكن مراجعة المصادر أدناه).
النمو:
يمكننا أن ننموا، وهذا ميلٌ طبيعي عند المجموعات والمنظمات، بشكل خاص إذا كانت تعمل بشكل جيّد.
لنفترض أننا نعمل بشكل جيّد. ولنفترض كذلك أن قائمة تفقّد الصيانة المُقترحة سابقاً تمّت بما يرضي معظم الناس. لماذا إذاً لا نقوم عندها بالمزيد ممّا نقوم به اليوم، أو لماذا لا نتشعّب أو نتوسّع؟ لقد حقّقنا بعض المهام بنجاح، فما رأينا بالمزيد؟ أو ما رأينا بتحدٍّ جديد، في مجال مختلف؟
نمو الائتلاف قد يكون الطريق الصحيح أمامنا في الحالات التالية:
-
عندما يبرهن الائتلاف عن سجل من الاستقرار
-
عندما يتمتع بسجل من النجاحات
-
عندما تقوم حاجة مجتمعية
-
عندما تكون موارد الاستدامة (الناس والمال والوقت) موجودة كذلك
-
عندما يكون الأعضاء راغبين في النمو والتوسع
-
عندما يكون المجتمع المحلي راغباً بذلك أيضاً
ولكن، قبل البدء بالتفكير بالنمو، علينا النظر جيداً قبل القفز أو حتى قبل القيام بخطوة صغيرة. من المفيد أن يعلم الائتلاف بعض المخاطر التي تأتي مع التوسّع:
-
إذا توسّعنا فسنحتاج إلى المزيد من الموارد للاستدامة. بلغة أبسط، سيصبح هناك طمزيد من الأفواه لإطعامها".
-
يضع النمو كذلك ضغطاً أكبر على قيادة الائتلاف. فللقيادة والأعضاء حدود، وهم يمكنهم القيام بقدرٍ محددٍ من الأمور، علماً بأنّ النمو قد يعني أيضاً فرصاً جديدة للائتلاف قد يصعب عليه تفويتها.
إذاً، قد نشعر بضرورة المقايضة، وكما ذكر أحد قادة الائتلافات:
|
"نحن حريصون جداً على تسلم مشاريع جديدة، ولكن في السنتين أو السنوات الثلاث الماضية، حصلت ائتلافاتنا على أموال إضافية للقيام بمشاريع خاصّة في تنمية الأحياء، وذلك يتطلب الكثير من التركيز والوقت. في هذه المرحلة، نرى الأولوية في تطوير هذه الأنواع القاعدية من جهود تحريك المجتمع المحلي. لذا نحن مستعدّون للقيام بهذه المقايضة، لكنها مقايضة مليئة بالمخاطر." |
-
عندما يكبر الائتلاف، ويصبح مرئياً بشكل أكبر وأفضل، ويصبح مقبولاً في المجتمع المحلي أكثر وأكثر، فقد تواجهنا ضغوط لكي نتولى إدارة الخدمات المجتمعية، وبل قيادتها في الواقع. قد يبعدنا ذلك عن أدوار التخطيط والتنسيق والتحفيز والتحريك التي نلعب. قد لا نرغب في أن نصبح من مقدمي الخدمة بشكل مباشر.
-
وأخيراً، في حال حققنا النمو فهذا يمكن أن ينشر جهودنا بأكثر من اللازم، وعندها، قد نبدأ بالشعور بوطأة الحمل الزائد. وحتى لو كنا نستطيع التغلب على ضغط الإجهاد، فإن نوعية ما نقوم به ستبدأ بالتدهور. بهذا المعنى، هناك خطر في النجاح، إذ إنّه يمكن أن يقود إلى الفشل.
حل مسألة النمو: صحيح أن كافة هذه المسائل المتعلقة بالنمو يجب أن تستوقفنا وتجعلنا نفكر، ولكنّها قابلة للحل. يبدأ الحل بالتنبه إلى أنّ النمو ليس ببساطة "إما كلَّ شيء أو لا شيء"، ولا "إما النمو أو الركود"، ولا " إما النمو أو الموت". إذ يمكن لنموّنا أن يكون هادفاً ويمكننا أن نتحكّم به. وفي استطاعتنا أن نختار الدرجة التي نرغب في أن ننموا باتجاهها، ومتى نريد أن نفعل ذلك، وفي أية مجالات، وكيف. يمكننا أن ننخرط في شكل من أشكال التخطيط المهني للائتلاف.
عندما نفعل ذلك، يكون من المفيد دائماً أن نبدأ البناء من أساس متين، وقد عبّر عن ذلك أحد قادة الائتلافات بهذا الشكل:
|
"نحن بحاجة إلى أن نكون أقوياء بما نتمتّع به، وأن نكون على يقين من كون النمو هو في الاتجاه الصحي والمنتج، قبل أن نبدأ أعمالاً أخرى في مجالات جديدة. نحن نبدأ من جديد في كلّ مرة ننمو فيها. ولكي نبدأ في مجال جديد تماماً، لا بد أن يأخذنا بعض الوقت لنتعلّم كيف نقوم بذلك بشكل صحيح، وأنا أريد أن أجعل عملنا الحالي أَمْتن قبل أن نباشر بمقاربة أي شيء آخر." |
إذاً، وباختصار، عندما نختار النمو، يتوجب أن نكون متحكمين بالمسار، وألاّ ندع المسار يتحكّم بنا. يمكننا أن نفعل ذلك بالتفكير، وبالخبرة والممارسة يمكن لقراراتنا الخاصة بالنمو أن تكون أسهل وأكثر إنتاجيةً
اشتقاق ائتلاف من ائتلافنا:
قد يكون النمو (المخطّط له والقابل للتحكم) هدفاً من أهداف الائتلاف، وهو هدف معقول وحكيم. ولكن اختيار النمو ليس الإمكانية الوحيدة. وليس بالضرورة أن تكون المبادرات الجديدة التي يتخذها الائتلاف دائمة، بل يمكن أن تكون مؤقتة، أي يمكن لنا أن نأخذ أمراً جديداً، ونباشر به، ثم نطلق سراحه.
هذا هو ما نعنيه عندما نقول "اشتقاق ائتلاف آخر": إنه شبيه باحتضان برنامج إلى أن يصبح قوياً لدرجة تمكّنه من البقاء والاستمرار من تلقاء ذاته، أو إنه (وهذا تشبيه مجازي آخر) يشبه أم الطير التي تبقى أماً حتى ينمو للفرخ جناحان ويصبح مستعدّاً للطيران.
اشتقاق الائتلاف الآخر يكون مستحباً في الحالات التالية:
-
عندما يستمر وجود حاجة مجتمعية معينة
-
عندما يكون ائتلافنا قد تصدى لهذه الحاجة، ولكنه لم يعد يريد القيام بذلك
-
عندما تكون مجموعة أخرى تريد (أو هي مستعدّة) وقادرة على القيام بتلك المهمة
لا تستطيع الائتلافات التعاطي مع كافة الحاجات المجتمعية، لذا يصبح منطقياً أن نسلّم المجد ووجع الرأس لأحد آخر. مع ذلك، عندما يُشتق أو يَنبثق جزءٌ عن جزء آخر، قد يكون هناك مشاكل. أحد الهموم الأساسية هو "المسؤولية الوالديّة". إلى أي حدود تمتد مسؤوليتنا؟ ما هي المدّة الزمنية التي سنبقى فيها متعلّقين "بالمولود الجديد"؟ قد لا نريد التعلق به طويلاً، لأنّ في ذلك استنزاف لطاقتنا، ومن جهة أخرى: لا نتخلى عنه قبل الأوان.
هَمّ آخر، ولكنه بنفس الأهمية: صحيح أننا إذا أطلقنا مغامرتنا الجديدة وحدها، فنحن نخاطر. إذ إن الطفل قد يصبح ناكراً الجميل. والمشروع قد يعود ليقلقنا.
يشكّل اشتقاق برامج جديدة (ومحاولة تطوير برامج جديدة تحديداً لكي تسير وحدها) خياراً ممتازاً. صحيح أن النجاح ليس مضموناً، ولكن، عندما نشتق شيئاً ومن أجل زيادة فرص النجاح، فما يمكن أن نقوم به هو وضع الشروط بوضوح وجعل قواعد الالتزام المستقبلي واضحة. يمكن أن نؤمّن المساعدة التقنية والاستشارات، ويمكن أن نتأكد من أن التعاقد يشمل بوضوح ما سنفعل وما لن نفعل.
مع هذا، فالواقع هو أنه عندما نشتق برنامجاً من آخر فهو يصبح خارج طوعنا، وهذا غالباً ما يكون السبب الذي أردنا أصلاً أن ينطلق البرنامج من أجله. من المفيد قبول هذا الواقع، إذ إنّه من الصعب، إنْ لم يكن مستحيلاً، أن يكون لنا كلا الخيارين (انبثاق البرنامج وإبقاء السيطرة عليه).
تغيير نقطة التركيز في العمل:
ليست احتمالات الائتلاف الفعّال بالضرورة إمّا النمو أو نسج برامج جديدة. إذ يمكن للائتلاف بكل بساطة تغيير نقطة التركيز في العمل. قد تكون هذه فكرة جيدة عندما تكون الأهداف الأصلية للائتلاف قد تحققت، وعندما تكون عضوية الائتلاف وقيادته محفَّزة للقيام بمهام أُخرى. فإذا كنا قد التأمنا أصلاً لتحسين النقل العام، مثلاً، وأصبح الآن هنالك خطوط نقل عام جديدة تسير، فقد نختار التعاطي مع التدريب المهني (لأن الناس يستطيعون أن يصلوا إلى المهن الجيدة بشكل أسهل الآن)، أو يمكننا أن نركّز على تشغيل الشباب، أو الرعاية الصحية ذات الكلفة المقبولة، أو أي أمر آخر لازم.
|
التأم أحد الائتلافات الذي نعرفه ليعمل على الترجمة الطبية ووضع برامج الترجمة في مكانها. بعد أن أنهى ذلك، كان مستعدّاً للانتقال قدماً:
"لقد صغرت فجوة الترجمة الآن، لذا رأينا أنّه لم يعد هنالك لزوم في هذه المرحلة للمتابعة، ويمكننا وضع طاقاتنا في مسائل أخرى. فمثلاً، كنّا نتحدّث للتو عن الشباب... والملفت هو أن الأشخاص الذين يعملون أصلاً مع الشباب يأتون لرؤيتنا. هذا هو الفرق. قبل ذلك، كنا نحن مَن يدق على الأبواب، أمّا الآن، فصار الناس يدقون على أبوابنا."
إذن، ينظر الائتلاف ، في المسار الطبيعي للأحداث، باتجاه مسألة جديدة. فسجل النجاحات يجذب الأعضاء الجدد ويزيد احتمالات النجاح وفرصه في المستقبل. هذا مسار تطوري شائع للائتلافات، وهو مسار مبرّر تماماً كذلك. |
التقليص:
سيناريو مختلف: لنفترض أن الائتلاف واجه وقتاً وظروفاً صعبة، أكانت داخلية أو خارجية، اقتصادية أو نفسية. أو لنفترض أن مجموعةٍ أُخرى نشأت في المجتمع المحلي يبدو أنّها تؤدي نفس الأدوار، وتقدّم نفس الخدمات، وبشكل جيّد. في أي من هذه الظروف، إذا ما استمرّت أو كانت حادّة، يمكننا أن نصغّر أو نقلص أعمالنا. (كما يمكن عندها تشارك الموارد أو الاندماج مع هذه المجموعة، وهذا موضوع لا نغطّيه بالتفاصيل هنا، ولكن يمكن الذهاب إلى الفصل 46، القسم 6: تشارك المواقع والموارد الأخرى).
قد يكون هنالك أسباب وجيهة للقيام بذلك. قد نحتاج لإعادة رص الصفوف قليلاً، بعد بعض النمو الصحي. أو قد نكون قد نمونا بشكل سريع، وقد نحتاج للقيام ببعض التعديلات. أو قد تكون هنالك منحة كبيرة شارفت على الانتهاء. وقد تكون مجموعة أخرى أصبحت مستعدّة لنقل نشاطٍ إلى عاتقها كان يعيق تحركنا. ربّما كانت تلك المجموعة هي "الفرخ" الذي أصبح أخيراً مستعدّاً لمغادرة العش وحده. في هذه الظروف، قد يكون التقليص فكرة صائبة، على الأقل في الوقت الحالي. فهو يحرّرنا من كافّة الأمور التي لم تكن فعّالةً، ويعيدنا إلى الأساس، ويحثنا على التفكير بتأنٍّ أكبر بالأولويات.
|
فكَّر بعض أعضاء الائتلافات بالخيارات التالية:
"إذا كان علينا أن ننكمش ونعود إلى المجموعة النواة، فهذه ليست هزيمة، بل هو إدراك بأنّنا لا نريد أن نخسر أهم ما نقوم به، أي الاجتماعات والنشرة..." *** "بدأت حلقة تمويلنا تميل نحو التراجع. نحن في السنة الرابعة من منحة كبيرة. من هنا، سيتم اختزال وقت المنسق إلى النصف، وعلى الهيئة الموجهة أن تفكر في ما تريد أن للائتلاف أن ينخرط. هل يودون العودة إلى الحالة الأكثر هدوءاً التي كان يعيشها الائتلاف قبل هذه السنوات الأخيرة، أم ماذا؟ وفي حال أرادوا إبقاء الموظفين بنفس المستوى، ماذا سيفعلون بالنسبة لمصادر التمويل عندها؟" |
هذا النوع من الأحداث، كتلك المذكورة أعلاه، هي أحداث طبيعية في تطور الائتلاف. وكتذكيرٍ فقط، لا النمو ولا تقليص الحجم يبقيان إلى الأبد. في حال تراجعتم الآن، فهذا لا يعني أن النمو لن يعود من جديد. إذ إن المسار التطوري للائتلافات والأنظمة الاجتماعية لا يتبع عادةً خطاً مستقيماً.
الإنهاء:
يمكنكم اتّخاذ قرار بإنهاء العمليات وإيقافها تماماً. غالباً ما يشكل ذلك حدثاً حزيناً، ولكنّه ليس عليه بالضرورة أن يكون كذلك.
الائتلافات ليست خالدة، ويجب ألاّ يُتَوَقّع لها أن تُخلد. يمكن للائتلاف ببساطة أن يتخطّى حدود فائدته ويقرّر حل نفسه بنفسه. الحاجة التي كانت مشتعلة قبل ذلك بات تخم الآند، كما يمكن أن يكون القادة والأعضاء قد أخذوا على عاتقهم مهمّات جديدة، أو غيروا أولوياتهم، أو مرضوا، أو ابتعدوا. وفي حال كان الزخم أو التمويل الأولي لبدء الائتلاف جاء من الخارج (في شكل منحة تمويلية، ربّما)، فقد يكون التمويل قد تبدّل اليوم أو غيّر اتجاهه، وكذلك القوة الدافعة.
في حال كانت الغاية أو الرسالة قد تحقّقت الآن، يمكن أن نقول "مبروك للعمل الذي تم بشكل جيد". وحتى لو لم يتم الوصول إلى كافة الغايات، وحتى لو كان على الأمور أن تنتهي بشكل نصف طوعي أو غير طوعي بتاتاً، فلا بد أن تكون جهود الائتلاف قد أحدثت فرقاً. والأكثر من ذلك أنّه في حال عادت الحاجة لتشتعل من جديد، يمكن للائتلاف أن يحيا ويزهر مجدّداً. في أي حال، يمكن أن تنشأ ائتلافات جديدة لاحقاً، أحياناً مع بعض الأعضاء نفسهم، وقد تكون أفضل ممّا قبل، مستندةً إلى الجهود السابقة.
البقاء كما نحن:
الخيار الإضافي هو أن نبقى ببساطة كما نحن. إذا كنا نقوم بأمرٍ جيد، فلمَ لا تبقى المتابعة بنفس الطريقة تماماً؟ وقد يرغب الائتلاف بالقيام بذلك عندما يكون قد بنى سجلاً من النجاحات، وعندما تكون الحاجة الأصلية لا تزال قائمة، ويكون الدعم المجتمعي مستقراً، والأمور تسير بشكل جيد، وعندما يكون القادة والأعضاء (وأعضاء المجتمع المحلي) راضين بالوضع القائم، وعندما يختار القادة والأعضاء المحافظة عليه كما هو.
قد يبدو البقاء على ما نحن خياراً سهلاً ومنطقياً، لكنّه، ، من أصعب الخيارات عند التنفيذ فعلياً. إذ إنّ العالم الخارجي والعالم الداخلي يتغيّران. وهناك ضغوط مستمرة ودائمة للتحرك باتّجاه أو بآخر: النمو أو القيام بأمر مختلف أو طي الأمر. وليس أمراً سهلاً اختيار أن نُبقي الوضع القائم على ما هو، والمحافظة على هذا الخيار بغض النظر عن تلك الضغوط، والثبات على الموقف.
قد يكون أمراً يستحق الثناء ومحبّذاً كذلك، ولكنّه قد لا يكون الأمر الأفضل. الخطر هو في أن نصبح مهمّشين أو بالعكس، وقد نصبح متعالين، أو خارج السياق، أو قد نتراجع ونضعف شيئاً فشيئاً. فالتغيير يبعث الطاقة، كأنّه إعادة إحياء للروح. أما إذا بقينا كما نحن، يكون علينا التأكّد من استمرار روح الائتلاف الأساسية.
لنذكّر بالموضوع الأساس: هل سيكون ائتلافنا أفضل في حال غيرنا أمراً ما بطريقة أو بأخرى؟ قد يكون أفضل أو قد لا يكون. لا جواب حاسم على هذا السؤال. الجواب يعتمد على تقييمنا الحاجات الحالية للائتلاف والمجتمع المحلي، ورغباتهم ومواردهم ودعمهم وإنجازاتهم، مقابل الكلفة والمنفعة اللَتيْن تتأتّيان عن الخيارات الأخرى المتوفرة لنا. لنوضح هذه النقطة في الجزء التالي من عرضنا هذا.
باختصار
لقد عالجنا هذه الاتّجاهات المُختلفة للائتلافات كخيارات مستقلّة، ولكن ذلك كان جزئياً من أجل أغراض العرض. في الممارسة، تدور هذه الخيارات سوية في مدار متقارب، والذي يتغيّر هو النمط المهيمن، مثلما يمكن أن تمرّ من فوقنا متغيّرات المناخ.
إن حقيقة صيانة الائتلاف وتطوره هي في الواقع أقرب إلى ما يلي: تستمرون بما تقومون به لأنكم تقومون بأمر جيد. لديكم وظائف أساسية، وربّما تأخذون مهامّاً جديدة من وقت إلى آخر، بشكل حكيم أحياناً وبشكل غير حكيم في أحيان أخرى. ربّما يموت هذا "الشيء" وحده، أو ربّما يقتله أحدُهم، ومن جهة أخرى، من الممكن أن يعمل جيداً، وأن تحافظوا به. أو ربّما "تفطمونه" فيقف على رجليه وحده. إن فرص جديدة كهذه لا بد أن تأتي إليكم كل حين. يمكن لكم الاختيار بينها.
كيف يمكن القيام بهذه الخيارات بالشكل الأفضل؟ للإجابة عن هذا السؤال، يساعدكم التأمل في العناصر الأساسية التي، في نهاية الأمر، تصون الائتلافات وأي تنظيم مجتمعي آخر وتديمُها، كما تساعدكم مراجعة العناصر التالية، وهي:
الإنجاز: أولاً، طبعاً، هناك الإنجاز. إذا كانت الائتلافات أو أية منظّمة تقوم بعمل جيد، وإذا كان هذا العمل الجيّد مُعترَفاً به، فالأرجح أن يدعمه المجتمع المحلي، كما سيصبح من الأسهل أن ينضم أعضاءٌ جدد وأن يأتي تمويلٌ جديد. إذ إنّ النجاح يقوّي، فإذا وجد الائتلاف (وقيادته) طريقاً لتوليد الأحداث الإيجابية بشكل مستمر ، سيكون الاتّجاه نحو سير الأمور أخرى سيراً حسنا. وهذا ينطبق بغض النظر عما إذا كان الائتلاف اختار النمو أو التقلّص أو تغيير الاتجاه.
الوعي المؤسساتي: العنصر الأساسي الثاني هو الوعي المؤسساتي. هذا يعني أن الائتلاف وأعضاءَه يُؤْمنون ويتصرّفون على أساس أنّهم جزءٌ لا يتجزّأ من المجتمع المحلي، ومَعْلمٌ دائم وظاهر على الساحة المحلية. ويشعر المجتمع المحلي الأوسع بالأمر المماثل. يتمتّع الائتلاف بحس الدوام، فهو موجود ليبقى، والجميع يعرف ذلك. وقد أصبح مُمَأْسساً.
لتطوير الوعي المؤسساتي، يلزم قيادة الائتلاف قوية ومُلتزمة. (والإنجاز يساعد أيضا.) ولكن ذلك يتطلّب أيضاً بُنى فعالة للائتلافات. يجب أن يعرف الأعضاء أنّ حضورَهم كل اجتماع شهري متوقَّعٌ، كما أنّ خدمتهم في مجموعة عمل واحدة على الأقل متوَقّعة، وأنّ الانتخابات ستجري مثلاً يوم الأربعاء الأخير من شهر أيلول / سبتمبر، وأنّ العمل الأول بعد الانتخابات هو خطة تحرك الائتلاف. هذه البنى، أو بنى أخرى مماثلة، مُستخدَمة بشكل متكرّر ويُتَكّل عليها، تقوّي الإخلاص والولاء. وهي، مع الوقت، تقوّي كذلك جذور الائتلاف. المأسسة، هذه الكلمة تعني التجذّر، حتّى لو كانت جذور الائتلاف، كجذور الشجر، لا نراها على السطح، بسبب وجودها تحت الأرض.
الروح الإيجابية: العمل الحسن والبنية الجيّدة هما عنصران أساسيان لصيانة أي ائتلاف، ولكن في النهاية، فإن ما تودّون أيضاً المحافظة عليه، هو المشاعر الجيّدة: الروح الإيجابية التي جمعت الناس سوية وجعلتهم يستمرون بالتقدّم معاً في الأصل. لا يمكن المبالغة في تقدير القرب الشخصي والتماسك والزمالة، فنحن نقضي وقتنا الخاص حيث نشعر بالراحة ونشعر أنّنا مقبولون، وقيمتنا محفوظة لما نحن عليه. فما الذي يمكن أن يجعلنا نظن أنّ أعضاء ائتلافنا يشعرون أو يتصرّفون بشكل مختلف؟
بعد ترسيخ الائتلاف، قد تختارون من بين خيارات العديدة للصيانة. النقطة الأساسية هنا والنقطة الأساسية في صيانة الائتلاف هي أنّ الخيارات هي حقيقية، والأفضل أن يقع الاختيار بوعي. فأنتم تستطيعون الحفاظَ على زخم الائتلاف كما هو، أو تسريعَه، أو إبطاءَه. كما يمكنكم تحديد وجهة الائتلاف، والحفاظ عليها أو تغييرها كما ترون مناسباً، أنتم وسائر أعضاء الائتلاف، بدلاً من أن تكونوا تحت رحمة العوامل الخارجية.
الخيارات التي تقومون بها ستعتمد على تاريخ ائتلافكم الخاص وشخصيته وأرصدته، بالإضافة إلى اعتمادها على حاجات المجتمع المحلي والعوامل البيئية والوقت المتوفّر. هنالك خيارات عديدة مبرّرة، ويمكن القيام بخيارات مختلفة ومتنوعة في غضون مسيرة حياة الائتلاف، كما أنّ خيارات الصيانة موجودة ومستمرّة، ما يعني أنّ الخيار الأفضل لكم اليوم قد لا يكون كذلك غداً، وهذا يشكّل جزءاً ممّا يجعل العمل المجتمعي مليئاً بالتحديات من جهة، وبالبهجة والمرح من جهة أخرى. ولكن الحفاظ على الائتلاف أو تغييره، كمعظم سائر مجالات الممارسات المجتمعية، يعود إليكم.
إذا كان الائتلاف يقوم بعمل جيّد، فسيختار على الأرجح الاستدامة، بشكل أو بآخر. الإنجازات المستمرة، والبنى المؤسساتية، والروح الحيوية، ستساعدكم على صيانة جهودكم ونجاحاتكم. حاجات الائتلاف هذه هي مترابطة ومتواصلة، ولا تختفي أبداً. وقائد الائتلاف الحكيم، مثله مثل الذي نقتبس بعض أقواله أدناه، سينحاز إلى المبادئ التي تحكم حياة الائتلاف هذه، وسيقود مركبه بحذر وبمرونة، وبخفة الكائن المسافر في رحلة ممتدّة على مياه لا تزال مجهولة.
"بناء الائتلاف هو عملية طويلة، وهي عملية لا تمشي دائماً بسلاسة ولا وفقاً للجدول الزمني المقرّر مسبقاً من قبل أي كان. على الناس في الائتلافات أن يتذكّروا ذلك، وأن يقبلوه، وأن لا يخيب أملهم عندما لا تمشي الأمور بالسرعة التي يريدونها. فكلّما ينضم عضو جديد، تتغيّر الديناميّكية في الائتلاف بأكملها، والتركيز كذلك يتغيّر، وهذا جزء من العملية. التطور مستمر. لا نهاية للائتلاف على مدّ النظر، إلاّ إذا أردتم تمزيقه أو حلّه. هو في حال تغيّر مستمر. عليكم فقط الاستمرار في المضي والتوقف أحياناً ثم إعادة الوصل. هذه هي طبيعة الائتلافات..."
نشجّعكم على إعادة إنتاج هذه المواد، لكن نرجو أن تذكروا مرجعها: "عدة العمل المجتمعي" على الموقع:
Http://ctb.ku.edu
نویسنده
بِيْل بِرْكوفيتْز
Resources
موارد
موارد مطبوعة
Berkowitz, B., & Wolff, T. (2000). The spirit of the coalition. Washington, DC: American Public Health Association. (See also bibliography there included.)
Chrislip, D. D.& Larson, C. E.(1994). Collaborative leadership: How citizens and civic leaders can make a difference. San Francisco: Jossey-Bass.
Kaye, G., & Wolff, T. (Eds.) (1995). From the ground up!: A workbook on coalition building and community development. Amherst, MA:AHEC/Community Partners. (Available from AHEC/Community Partners, 24 South Prospect Street, Amherst,MA 01002, (413) 253 -4283, www. ahecpartners.org.)
King County Community Organizing Program and Guila Muir and Associates (no date). Coalition assessment tool: A tool for community coalitions and their supporters. Seattle. (Available from Guila Muir and Associates, 3724 38th Avenue South, Seattle, WA 98144, (206) 725-1994.)
Mattessich, P. W., Murray-Close, M., & Monsey, B. R.(2001). Collaboration: What makes it work: A review of research literature on factors influencing successful collaboration. (2nd ed.) St. Paul, MN: Amherst H. Wilder Foundation. (Available from Wilder Publishing Center, 919 Lafond Avenue, St. Paul, MN 55104, 1-800-274-6024, http://www.wilder.org.)
______ فهمتم أن صيانة الائتلاف وشراكات اجتماعية أخرى هي بأهمية صيانة العالم المادّي من أجل التشغيل الأفضل.
______ قرّرتم الانخراط في الصيانة، آخذين بعين الاعتبار مختلف أجزاء الائتلاف التي تحتاج انتباهاً، وهي:
-
سبب وجود الائتلاف: رؤيته ورسالته وأهدافه
-
القواعد الأساسية في حكم وتشغيل الائتلاف
-
قيادة الائتلاف
-
عضوية الائتلاف
-
تقسيم العمل بين القادة والأعضاء
-
استراتيجية الائتلاف وخطط تحرّكه، على المدى القصير وعلى المدى الأبعد
-
تحركات الائتلاف ونتائجها، بحيث يحقق أمراً ما (أو ما ينوي أن يحقق) في هذا العالم
-
تمويل الائتلاف، من أجل استمرار الإنجازات
-
صورة الإئتلاف العلنية أمام المجتمع المحلي الأوسع
-
دعم المجتمع المحلي للائتلاف
-
روح الائتلاف
______ صمّمتم خطة صيانة، واتّخذتم قرارات حول الآتي:
______ مَن عليه تصميم الخطة (أو الخطط المتعددة إذا كان ذلك مناسباً)
______ مدى الشمولية الذي يجب أن تكون عليه الخطة
______ مدى الرسمية الذي يجب أن تتمتّع به الخطة
______ مَن يجب أن ينفّذ الخطة
______ الوتيرة التي يجب أن تجري من خلالها الصيانة
______ تنفذون خطتكم للصيانة، بما فيها المراجعة الخارجية أو الداخلية. يمكن أن تكون المراجعة الداخلية رسمية أو غير رسمية.
______ يمكنكم التأمّل في بدائل الصيانة التالية، واختيار ما يناسبكم منها:
-
النمو
-
اشتقاق وإطلاق ائتلاف آخر
-
تغيير نقطة التركيز
-
التراجع
-
الإنهاء
- البقاء كما أنتم
نویسنده
بِيْل بِرْكوفيتْز
Ejemplo
Antecedentes
La Unión Comunitaria de North Quabbin tuvo un primer año exitoso, pero estaba claro que su mantenimiento requería personal. Tom Wolf, el facilitador externo que funcionó como coordinador, estaba pagado solamente para ocho horas semanales al servicio de la Unión, y eso apenas le permitía tiempo suficiente para mantenerse al tanto de lo que estaba ocurriendo.
En el Segundo año de la Unión, Tom encontró una beca para contratar a Bárbara Corey como un coordinador a 20 horas semanales. Bárbara era una residente en Petersham desde hacía mucho tiempo, una de las nueve localidades que formaban la región de North Quabbin, el área a la que servía la Unión. Así ella tenía credenciales y crédito local, familiaridad con la región y sus asuntos, y un amplio círculo de amigos y conocidos. Ella estuvo en el puesto durante más de tres años, pasando a ser de dedicación completa al cuarto año.
Iniciando con una mesa en la Cámara de Comercio, Bárbara pronto encontró espacio de oficina en el YMCA en Athol, la mayor de las nueve poblaciones. El Y de Athol es un verdadero centro comunitario, situado en el corazón de la población, y lo suficientemente económico para ser utilizado por casi todos en la región. Está atestado desde las 6 de la mañana hasta las 9 o 10 de la noche, con todo el mundo, desde bebés hasta personas mayores participando en la asistencia diaria, entrenamientos individuales, clases de ejercicio, programas extra-escolares, deportes, reuniones, y eventos especiales. Debido a que Bárbara estaba tan accesible para todos en la comunidad de North Quabbin, ella estaba constantemente solicitada, por teléfono o en persona, por miembros de la Unión y otros que tenían intereses o ideas acerca de los asuntos de la zona. "La oficina en la Y realmente nos hizo formar parte de la comunidad," dice Bárbara.
Manteniendo la unión
Desde su primer día de trabajo, Bárbara también hizo lo que ella describe como "ir al grano" del mantenimiento de la Unión. Ella fue a todas las reuniones de todas las fuerzas de trabajo, y actuó como personal para todas ellas. Ella tomó y distribuyó actas, sacó las noticias sobre las reuniones, llamó a las personas para asegurarse de que iban a estar presentes en las reuniones les recordó lo que habían dicho que haran, y siguió recordándoselo hasta que lo hicieron. Ella publicó un boletín mensual, y escribió perfiles de agencias para una columna habitual en el periódico local. Ella representó a la Unión en reuniones de la comunidad, en audiciones legislativas, y en discusiones con los responsables locales. "Era la cara de la Unión en el área," recuerda Bárbara.
Desde el principio, sin embargo, Bárbara fue más que una simple presencia. Además de lo que ya estaba haciendo, ella comprendió lo que más necesitaban los miembros de la Unión. "Ellos necesitaban un lugar seguro para compartir ideas, y nosotros no éramos amenazantes para ellos. Nosotros no estábamos intentando convertirnos en otra agencia y competir por su financiación. As ellos pudieron venir a la Unión y sentirse a gusto. Ellos [las agencias locales] sabían que si tenían que hacer su trabajo, tenían que hacerlo colectivamente y de modo colaborativo porque las necesidades de las personas a las que todos ellos servían estaban de ese modo entrelazadas. La Unión les dio un lugar seguro para colaborar."
Bárbara cultivó ese confort. Durante años, ella llevó flores y alimentos para poner a punto una mesa antes de las reuniones de la Unión. "Yo sabía que algunas personas estaban viniendo desde bastante lejos, y que las reuniones eran en las primeras horas del día, así que pensé que podran necesitar desayunar." Bárbara trajo café y té, zumos, fruta, y algunos panecillos caseros para los miembros de la Unión, creando una atmósfera relajada donde las personas sentían que estaban entre amigos. Es mucho más fácil pensar en colaborar con alguien con quien has desayunado que con alguien a quien no conoces.
Uno de los problemas iniciales que la Unión tuvo que encarar fue que muy pocas agencias trabajaban juntas, o conocían el trabajo, o incluso la existencia, de las demás. Un paso fundamental en el fortalecimiento del trabajo de la Unión fue vincularles, y asegurar que sus directores y personal hacían relaciones personales. Uno de los talentos principales de Bárbara fue como un agente de presentaciones. Ella estuvo juntando a la gente constantemente, diciendo "Ustedes dos deberían conocerse mutuamente. Ustedes tienen mucho en común." Muchas colaboraciones duraderas y sociedades entre agencias comenzaron con una de las presentaciones de Bárbara antes o después de una reunión de la Unión, o, como a menudo, en la calle o en un evento comunitario.
Bárbara también se aseguró de que las fuerzas de trabajo, una vez formadas, realmente hacían su trabajo - que ellas se reunían, trazaban estrategias, formulaban planes de acción y los levaban a cabo. Ella suministraba a los miembros de las fuerzas de trabajo información, recordatorios, y suficientes y adecuadas indicaciones como para hacer su trabajo tan fácil como era posible. Y ella sostuvo constantemente las metas de la Unión en general y de las fuerzas de trabajo en particular, así que las personas recordarían porqué ellos estaban haciendo esto en primera instancia. Esos todos eran elementos importantes del mantenimiento de la composición e impulso de la Unión.
Mantenimiento centrado en las personas
Mientras que ella era extremadamente bien organizada, Bárbara no tenía un plan formal para el mantenimiento de la Unión. "Yo confié en las personas. Yo sabía quienes eran las personas con las que podía contar, y les pedí su apoyo. ¡Lo necesitaba! Yo nunca tuve ningún problema en pedir ayuda a la gente, y ellos siempre se avinieron, porque yo sabía con quién podía contar."
En este sentido, Bárbara en si misma era el plan de mantenimiento de la Unión. Los miembros del grupo se dieron cuenta de la necesidad de un coordinador dedicado, y Bárbara definió y creó el puesto durante años. Los miembros de la Unión pusieron su confianza en sus habilidades, comprensión de la misión, y compromiso con el propósito compartido.
Existen cantidades de modos de mantener una unión, y diferentes modos de llevarlos a cabo. El modo de Bárbara fue enfocarse en la gente implicada. Ella inspeccionó los mecanismos para alcanzar las metas de la Unión, el Comité de Dirección, el cual funcionaba como la entidad de gobierno de la Unión (y el cual permaneció abierto a cualquiera que quisiera entrar) proveyó un lugar donde exponer ideas sobre lo que era posible. La dirección de la Unión, por ejemplo, estaba fijada por tres criterios:
- Necesidad: ¿En que medida era grande la necesidad en la comunidad, y cómo de exacta era la percepción de tal necesidad entre las agencias y otros?
- Viabilidad: ¿Podía alcanzarse algo sustancial, o era la tarea demasiado grande, o demasiado múltiple, o demasiado política para que la Unión pudiese manejarla por el momento?
- Recursos: ¿Había suficiente dinero, tiempo, etc. para tener un efecto?
Mientras que a veces - como en los casos de abuso sexual infantil o violencia doméstica - la necesidad era tan imperiosa que pesaba más que las otras consideraciones, usualmente esos tres criterios conjuntamente determinaban los asuntos a los cuales respondería la Unión.
Para responder a esos asuntos, sin embargo, Bárbara no se basaba en mecanismos, sino en relaciones. "Yo sabía quienes eran las personas que tenían esa creencia en la comunidad. Ninguna de ellas eran personas centradas en un solo asunto - solo un núcleo de personas que cuidaban de la comunidad, eran competentes, conocían a mucha gente por si mismos, y quienes podían seguir el proceso y lograr que se hiciesen las cosas. Yo se lo pediría y ellos lo harían.
Bárbara cultivó las relaciones. Ella asistía regularmente a las reuniones de la asociación del Clero, por ejemplo, y enroló a varios de los clérigos locales en proyectos de la Unión. Uno persuadió a sus feligreses para iniciar un banco de alimentos, y, posteriormente, un centro de apoyo para el SIDA en su iglesia. Otro convenció a su congregación para convertir los sótanos de su parroquia en un centro de acogida para personas sin techo durante los meses de invierno.
"Muchas de las cosas de mantenimiento estaba en mi elección de las personas para pedirles formar los comités, o redirigir el rumbo para un proyecto particular. Yo sabía con quien podía contar, y aquellos cuyo apoyo sería importante para que algo tuviera éxito." Mediante una selección cuidadosa de aquellos mejor dotados para la tarea, Bárbara se aseguró de que los esfuerzos y el impulso eran mantenidos.
La magia de las relaciones y el reconocimiento como herramientas de mantenimiento
Como un resultado de su enfoque en las relaciones y las personas, las actividades de mantenimiento conscientes de Bárbara se centraron alrededor de mantener a las personas sintiéndose conectadas y apreciadas. Ella guardaba "un suministro" de postales en blanco en su despacho, y cuando tenía un momento disponible - incluso cuando estaba manteniendo una conversación telefónica - ella escribía rápidamente una nota a un miembro de la Unión, diciendo, "Gracias por tu intenso trabajo," o "Realmente disfruté de nuestra reunión el otro día." Ella estaba constantemente al teléfono, preguntando, persuadiendo, sosteniendo, y - por encima de todo - agradeciendo a las personas.
"Yo nunca pensé en el mantenimiento como un elemento preciso. Teníamos el boletín, teníamos nuestras reuniones mensuales, teníamos la reunión anual, donde tu podías reconocer a las personas por lo que habían hecho. Yo solo pensé que eso era lo importante. Estas personas necesitaban escuchar que alguien notaba lo que haban estado haciendo - cada uno necesita eso. A todos les gusta recibir agradecimiento. Y este tiene repercusiones - fortalece la productividad de los otros.
"De lo que estábamos hablando era de personas. Es como una cosa personal - como una cosa emocional. Tú no puedes hacer este trabajo a no ser que sientas que hay algo especial en la gente. Y eso tiene un efecto en cadena - cuando ves el entusiasmo de alguien más, tú te inspiras. Así que intenté comunicarle a la gente que ellos eran necesarios. Ellos respondieron a eso."
El propio entusiasmo de Bárbara - ella típicamente habla con frases que terminan con exclamaciones - inspiró a muchos. Era difícil resistir a su energía... y difícil no creer que cualquier cosa que sugiriera era no solo posible, sino abrumadoramente valioso.
Aunque Bárbara y los demás miembros de la coalición no establecieron un plan formal para el mantenimiento, ellos practicaron el mantenimiento regularmente a través de reafirmaciones de la misión, establecimiento de metas, comunicación entre los miembros y con la comunidad, seguimiento, y reevaluación constante de la dirección y metas de la Unión. Este "sostenimiento" tuvo lugar en un contexto que puso a la gente y las relaciones en el núcleo de la idea global de unión.
Como a Bárbara le encantaron las reuniones anuales donde las personas eran reconocidas por su duro trabajo, es justo finalizar con una descripción del almuerzo que se celebró para Bárbara cuando ella se retiró como coordinador de la Unión. Este tuvo lugar en la sala grande en el YMCA donde ella había emplazado tantas reuniones de la Unión en tantas reuniones de la mañana del viernes. Persona tras persona subieron con testimonios a su trabajo firme y efectividad. Pero, aún más relevante, la mayoría de ellos hicieron referencia a una tarjeta postal que ella había escrito o a una llamada de teléfono que les había hecho. (Las llamadas telefónicas de Bárbara fueron tan numerosas y reconocibles que uno de los temas corrientes del almuerzo fue la interrupción de los procedimientos por parte de uno u otro de sus colaboradores cercanos estallando con una impresión de tenerla al teléfono.)
Si no estaba aclarado de antemano, estaba ciertamente claro al final del almuerzo que el legado duradero de Bárbara había estado en su comprensión de los elementos humanos de la Unión. Ella haba ayudado a crear y sostener el puerto seguro que la gente necesitaba para airear sus preocupaciones y discutir los importantes y difíciles asuntos de la comunidad. Ella había evaluado cuidadosamente las habilidades y capacidades de personas particulares y les había persuadido para tomar exactamente las tareas que podían lograr mejor que cualquier otro disponible, y así aseguró que las acciones de la Unión fueran apropiadas y exitosas. Y ella había forjado una red de relaciones, con ella misma en la boca de conexión, que sirvieron para mantener la misión y el momento y el espíritu de la Unión.
Ejemplo
Informe Resumen
PATCH Reunión de Evaluación del Comité Central de PATCH
Mark Edgar, MPH
Senior Research Associate
Heartland Centers for Public Health
St. Louis University School of Public Health
Los miembros del Comité Central de PATCH se reunieron para hablar de los asuntos relacionados con el funcionamiento de la coalición y las futuras directrices. Los miembros completaron tres actividades en la reunión: 1) La discusión de grupo sobre los asuntos; 2) La cumplimentación de una encuesta que trata de las actividades posibles para el futuro; 3) La cumplimentación de una encuesta diseñada valorar la "salud" de la coalición. A continuación sigue un resumen breve de los resultados de esas actividades.
I. Discusión de Grupo
La siguiente lista de asuntos está formada de los elementos surgidos en una reunión previa y elementos adicionales añadidos durante la discusión de grupo. Después de la discusión de grupo, se pidió a los miembros de comité dar votos sobre los elementos que ellos sentían más relevantes para el trabajo del comité de PATCH en el próximo año. Cada socio tenía 5 votos y podía distribuirlos a los elementos de alguna manera. Los asuntos son puestos en una lista en el orden del recuento de voto final.
|
Elemento |
Votos |
|
1. Plan de acción mejorado |
10 |
|
2. Componentes de evaluación / informes de progreso mejorados |
6 |
|
3. Adoptar un acercamiento positivo |
6 |
|
4. Interacción con /informes de/ clarificación de lo que el Comité Central desea de sus subcomités |
5 |
|
5. Recursos aumentados (financiación) |
4 |
|
6. Número de miembros / participación / asistencia aumentados |
3 |
|
7. Revisión de la estructura de las reuniones |
3 |
|
8. Métodos mejorados para el imput de la comunidad |
2 |
|
9. Coordinación mejorada con grupos de la comunidad |
2 |
|
10. Informes a la comunidad mejorados |
2 |
|
11. Ámbito geográfico aumentado |
1 |
|
12. Cambio de nombre |
0 |
|
13. Nuevas intervenciones |
0 |
Los primeros dos elementos en la lista anterior podían ser enfocados a través de un proceso de planificación estratégico que resultaría en un programa específico o plan de acción que podría incluir las medidas de evaluación. Respaldando el ítem 3, los miembros parecen estar sugiriendo que un enfoque positivo deba ser el tema "Central" de todas actividades emprendidas por PATCH. Mientras este tipo de tendencia filosófica es muy sutil, el apoyo y la capacitación para miembros del Comité Central y subcomités podían ayudar a facilitar tal cambio de orientación. Además, atribuyendo tareas a cada subcomité (y el Comité Central) con analizar las posibilidades para los enfoques positivos en cada esfuerzo o intervención podría institucionalizar este método. El cuarto ítem puede ser enfocado a través del proceso de planificación estratégico mencionado anteriormente y en conjunción con el ítem 6. La expansión de la participación en subcomités por personas aparte de miembros del Comité Central podía aumentar los esfuerzos del grupo en general. El quinto artículo, ampliación de la provisión de recursos financieros, parece tratar sobre la idea de seguir la provisión de recursos financieros especficamente para el funcionamiento de PATCH como una entidad sin contar con la provisión de recursos financieros para esfuerzos de intervención varios. Esto está en concordancia con otras discusiones que se relacionaban con hacer un "Meta - salto" que colocaría PATCH con la provisión de recursos financieros, las influencias, la actividad y la responsabilidad en la comunidad incrementadas. Las ideas relacionadas con este asunto, planteado durante la reunión, incluían la búsqueda de una red subvención de la Oficina de la Política de Salud Rural y la coordinación de una conferencia de tipo "Cumbre sobre la salud".
Las actividades posibles.
Los miembros de comité completaron una encuesta titulada Posibles Actividades / Áreas de Enfoque para la Coalición en el Futuro Próximo. Los ítems fueron adaptados de los de la Caja de Herramientas de la Comunidad. Miembros atribuyeron un puntaje a cada arítculo de acuerdo con la siguiente escala: 1 a 5, con 1 significando no importante y 5 significando muy importante. La Tabla 1 suministra los estadísticos descriptivos de la encuesta. Los artículos son mostrados en el orden descendente del puntaje de media. Los resultados muestran que los miembros de comité apoyan ítems relacionados con la planificación, la evaluación, obtención de intercambio de información y creación de objetivos, reforzando los resultados de la anterior discusión de asuntos.
Tabla 1: Estadísticos descriptivos para la Encuesta de Actividades Posibles
|
Elemento |
Media |
D.E. |
|
1. Desarrollo de un Plan de Acción |
4,75 |
0,46 |
|
2. Evaluación de los esfuerzos actuales |
4,75 |
0,46 |
|
3. Desarrollo de Estrategias Exitosas: Planificando para Ganar |
4,63 |
0,74 |
|
4. Identificando Pasos de Acción en la Producción de Cambios en la Comunidad y en los Sistemas |
4,5 |
0,53 |
|
5. Obteniendo Feedback de los Electores: ¿Qué cambios son Importantes y Viables? |
4,5 |
0,76 |
|
6. Revisión de la Planificación Estratégica |
4,38 |
0,92 |
|
7. Proclamando Su Sueño: Desarrollando Visión y Misión |
4,25 |
0,88 |
|
8. Creando Objetivos |
4,13 |
0,99 |
|
9. Liderazgo Colaborativo |
4 |
1,07 |
|
10. Visión Global de las Tácticas de la Oposición |
3,75 |
1,16 |
|
11. Identificación de Oponentes |
3,75 |
1,04 |
|
12. Promoviendo la Comunicación Interna |
3,75 |
1,16 |
|
13. Desarrollando un Plan para el Desarrollo de Liderazgo |
3,75 |
0,89 |
|
14. Desarrollando Fuerzas de Trabajo Multisectoriales o Comités de Acción para la Iniciativa |
3,75 |
0,71 |
|
15. Compartiendo Posiciones y Otros Recursos |
3,63 |
1,06 |
|
16. Cómo Responder a las Tácticas de Oposición |
3,63 |
1,06 |
|
17. Organizando Reuniones Efectivas |
3,5 |
1,07 |
|
18. Métodos para Contactar Participantes Potenciales |
3,25 |
1,39 |
|
19. Comprendiendo y Redactando Contratos y Memorias de Acuerdos |
3,13 |
0,64 |
|
20. Organizando Reuniones Aparte |
3 |
1,07 |
La salud de la coalición
Los miembros de comité completaron una encuesta titulada Diagnosticando la Salud de su Coalición adaptada de la Caja de Herramientas de la Comunidad. La encuesta se compone de 10 áreas cada una con 5 ítems asociados que podían ser evaluados con la siguiente escala: 1 a 5, con 1 significando débil o nunca y 5 representando fuerte o siempre. Los autores sugieren que los resultados de la encuesta sean valorados sobre la siguiente escala.
- 5-15: ¡Tenga cuidado! Usted podría necesitar una revisión en esta área.
- 15-20: ¡Tiempo de chequeo! Es el tiempo de poner todo a punto para el trabajo.
- 20-25: ¡Enhorabuena! Usted está funcionando suavemente y todos sistemas están yendo bien. Mantenga el buen trabajo.
La Tabla 2 presenta los estadísticos descriptivos para cada área incluida en la encuesta.
|
Elemento |
Media |
D.E. |
|
1. La claridad de la visión, misión y objetivos de su coalición |
11,75 |
2,71 |
|
2. La efectividad de la estructura de su coalición |
14,25 |
3,06 |
|
3. La efectividad de su trabajo en espacio abierto y comunicación |
11,25 |
2,76 |
|
4. La efectividad de las reuniones de la coalición |
15,88 |
3,44 |
|
5. Oportunidades para el crecimiento y responsabilidad de los miembros |
11,63 |
2,33 |
|
6. La efectividad de la coalición en la planificación, implementación y evaluación de los proyectos |
11,5 |
4,38 |
|
7. El uso que su coalición hace de la investigación y/o recursos externos |
13,75 |
4,56 |
|
8. El sentido de comunidad de la coalición |
14,13 |
4,16 |
|
9. Hasta qué punto la coalición se ajusta a las necesidades y proporciona beneficios |
11,38 |
2,92 |
|
10. Las relaciones de su coalición con los funcionarios electos, líderes institucionales y otras posiciones de poder |
12 |
4,3 |
نویسنده
Bill Berkowitz
الأداة الرقم 1: تشخيص صحة ائتلافكم
طوّر هذه الأداة جِيلِْيان كاي، رئيس "مستشاري التنمية المجتمعية"، بروكلين، نيويورك.
نتمنى أن تكون مبادئ الصيانة التي وصفناها في هذا القسم واضحة لكم، لكنّ هدفنا في الحقيقية هو أن تستخدموا هذه المبادئ لتحسين عمل ائتلافكم الخاص.
لمساعدتكم على القيام بذلك، نقدّم لكم أدناه لائحة تفقّد. طوّر هذه اللائحة جيلِْْيان كاي، رئيس "مستشاري التنمية المجتمعية"، بروكلين، نيويورك. وهي لائحة شاملة متكاملة، رغم كونها سهلة الاستخدام، ويجب أن تعطيكم لمحة عامّة جيّدة عن المكان الذي يقف فيه ائتلافكم في الوقت الحالي. (هنالك عدة أدوات ولوائح تفقّد إضافيّة للتشخيص في أدبيّات الائتلافات كذلك. بعض هذه الأدوات واللوائح التي يمكن أن تراجعوها وقد تستعملوها، موجودة تفاصيلها في لائحة الموارد أعلاه، منها: كْريسْليب ولارْسون - 1994، ولائحة "كينْغ كانْتي" دون تاريخ، وماتيسِتْش - 2001.)
هنالك عدّة طرق تستطيعون من خلالها استخدام لائحة تفقّد الصيانة هذه (أو غيرها)، ولكن، لتستفيدوا قدر الإمكان من قيمتها، قد يُفيدكم اتّباع الخطوات التالية أدناه:
-
إلقاء نظرة سريعة على لائحة التفقّد للتأكّد من أنّها تبدو مناسبة لكم ولائتلافكم.
-
في حال رأيتم أنّها مناسبة، خذوا الوقت الكافي للتفاعل مع بنود اللائحة والرد عليها. جاوبوا بعد تفكير ملي بكل بند، وقوموا بترتيب النقاط على جدول. يجب ألاّ يأخذ ذلك منكم أكثر من 15 – 20 دقيقة.
-
فكروا باحتمال إعطاء لائحة التفقد إلى قادة آخرين وربّما أعضاء آخرين من الائتلاف. بشكل عام، كلّما زاد العدد، كان ذلك أفضل. أشركوهم في مسار الصيانة.
-
لخّصوا النتائج وأَوْصِلوها.
-
قدّموا النتائج في اجتماع للائتلاف، واتركوا وقتاً كافياً للنقاش.
-
إذا لزم الأمر، كَوّنوا مجموعة لصوغ توصيات بناءً على النتائج.
-
صَوّتوا على التوصيات المقدَّمة.
-
تابِعوا للتأكّد من أنّ التغييرات التي تمّ تبنّيها تُطَبّق فعلياً في الممارسة.
-
قوموا بالمراجعة وإذا أمكن أعيدوا استخدام لائحة التفقّد بشكل دوري، ربّما مرّة سنوياً. اسألوا أنفسكم: هل جرى تنفيذ التغييرات التي تمّ تبنيها؟ كيف يمكن مقارنة علامات أو نقاط هذه السنة ربطاً بالسنوات السابقة؟ هل يتقدّم الائتلاف بالاتّجاه الصحيح؟
يتطلّب تنفيذ هذه الخطوات بعض الجهود، هذا صحيح. ولكن هذا يعني أنه يتم التعاطي مع مسألة الصيانة بشكل جدّي، كما ينبغي. ولنكن أدقّ: نعتقد أن الوقت المستثمَر في إجراءات الصيانة كهذه هي استثمار صحيح وفي مكانه، استثمار سيعطي ثماره بشكل جيد من خلال تحسين الفعالية طويلة المدى لائتلافكم.
تشخيص صحة ائتلافكم
صنّفوا كلَّ مكوّن من مكوّنات منظمتكم من خلال المقياس أدناه، وَضَعوا النقاط في جدول على ورقة العمل الموجودة في نهاية التمرين.
|
قوي أو دائما ضعيف أو بتاتا 5 4 3 2 1 |
-
وضوح رؤية ائتلافكم ورسالته وغاياته.
_______ أ. رؤية ائتلافكم (الحلم) ورسالته (ما ستقومون به) تأخذان بالحسبان ما يحدث في المجتمع المحلي.
______ ب. الرؤية والرسالة والغايات مكتوبة ومسجلّة.
______ ت. السكّان والمؤسسات على علم برؤية ائتلافكم ورسالته وغاياته.
______ ث. يعيد ائتلافكم تقييم الرؤية والرسالة والغايات بشكل دوري ويعدّلها وفقاً للمرحلة.
______ ج. يجري تقييم النشاطات ربطاً بالرؤية والرسالة والغايات.
-
فعالية بنية ائتلافكم.
_______ أ. يعقد ائتلافكم اجتماعات بشكل حلقة دورية يستطيع الأعضاء أن يعتمد عليها.
______ ب. يتمتّع الائتلاف بهيئات نشيطة.
______ ت. جميع الأعضاء يحتفظون بنسخ من القانون الداخلي للائتلاف.
______ ث. يجتمع المجلس التنفيذي كما الهيئات المختلفة بشكل دوري.
______ ج. يجتمع المجلس التنفيذي بشكل دوري، والحضور جيّد.
-
فعالية الوصول إلى الناس والتواصل.
_______ أ. لديكم في الائتلاف نشرة دورية أو وسيلة أخرى للتواصل تَضع المجتمع المحلي على بيّنة من أحدث ما يجري لديكم، بشكل دوري، وتُعلمه بنشاطاتكم.
______ ب. تستخدمون المسح أو وسيلة أخرى لجمع المعلومات عن اهتمامات الأعضاء وحاجاتهم وهمومهم.
______ ت. تنشرون دائماً نتائج المسح وتستخدمونها لتوجيه مشاريع الائتلاف.
______ ث. يجري تنفيذ المسوح كل سنة تقريباً لأنّ المجتمع المحلي والسكان يتغيرون.
______ ج. الائتلاف "يذهب إلى حيث هم الأعضاء"، للوصول إليهم، بما في ذلك حيث يسكنون ويتسوّقون ويعملون.
-
فعاليّة اجتماعات الائتلاف.
_______ أ. يشعر الأعضاء بحرّية التكلم في الاجتماع دون الخوف من أن تتم مواجهتهم بسبب وجهات نظرهم.
______ ب. يعلن ائتلافكم عن اجتماعاته مع إشعار كافٍ من خلال إرسال جداول الأعمال وتعاميم مسبقاً.
______ ت. تؤمّنون رعاية الأطفال والترجمة عند الحاجة.
______ ث. تُنجزون جدول أعمال الاجتماع في الاجتماعات التي تبدأ وتنتهي في الوقت المقرّر.
______ ج. تعقدون اجتماعات في أمكنة مركزية سهلة الوصول ومريحة، وفي أوقات مناسبة لكافّة الأعضاء.
-
فرص لتحمّل الأعضاء المسؤولية ولنموهم.
_______ أ. يقوم ائتلافكم بجهود واعية لتطوير قادة جدد.
______ ب. تقدّمون التدريب والدعم للقادة الجدد وذوي الخبرة، إمّا من خلال ائتلافكم أو من خلال وكالات خارجيّة.
______ ت. لديكم "نظام أصحاب" يجمع الأعضاء الأقل خبرة مع القادة، لمساعدة هؤلاء الأعضاء على تعلّم المهام والقيام بالاتصالات.
______ ث. تعطون الهيئات أعمالاً جدية لتقوم بها.
______ ج. يجري تشارك مسؤوليات القادة، فمثلاً، تجري مداورة رئاسة الاجتماعات بين الأعضاء.
-
فعالية الائتلاف في التخطيط للمشاريع وتطبيقها وتقييمها.
_______ أ. في بداية كل سنة جديدة، يطوّر ائتلافكم خطة تشمل الغايات والنشاطات التي ستنفَّذ خلال هذه السنة.
______ ب. هذه الخطة مبنيّة، على الأقل جزئيّاً، على المعلومات التي جرى جمعها من مسح أو استطلاع آراء الأعضاء.
______ ت. بعد كل نشاط أو مشروع، تقيّم القيادة أو الهيئة المعنية كيف كان التنفيذ، من أجل التعلم من التجارب.
______ ث. ينظم الائتلاف دوماً مشاريع مَرئية تُحدث الفرق لدى الأعضاء.
______ ج. عندما تأخذون مشاريع على عاتقكم، تطوّرون خططَ تحرك تحدد المهمات، ومَن سيقوم بها، وما هي التواريخ المستهدفة لإتمامها.
-
استخدام ائتلافكم للأبحاث و/أو الموارد الخارجية.
_______ أ. يعمل ائتلافكم مع ائتلافات أخرى في المجتمع المحلي على مسائل مشتركة، ومع منظمات على صعيد المدينة تطرح هموماً مجتمعية حساسة ومهمّة.
______ ب. يستخدم ائتلافكم موارد ومعلومات من منظمات أُخرى يُمكن أن تساعد المجتمع المحلي، كورش العمل التدريبية.
______ ت. يبقى ائتلافكم متماشياً مع المسائل التي تؤثر على المجتمعات المحلي عبر المدينة وعبر المحافظة.
______ ث. يحضر متكلّمون من الخارج اجتماعات من أجل طرح مواضيع ذات اهتمام للأعضاء.
______ ج. عندما يريد الائتلاف العمل على مسألة ما، يعرف القادة أين عليهم الذهاب لإحضار المعلومات اللازمة، كالإحصائيات والنماذج وما إليه.
-
حس الائتلاف تجاه المجتمع المحلي.
_______ أ. يحرص ائتلافكم على تضمين الاجتماعات وقتاً اجتماعياً لكي يتمكّن الناس من التحدث في جو غير رسمي، ولكي يبنوا حس المجتمع المحلي.
______ ب. تخططون لنشاطات اجتماعية.
______ ت. يجري التعامل مع كافّة الأفراد في المنظمة على قدم المساواة.
______ ث. تقدّرون وتكافئون كافّة مساهمات الأعضاء، كبيرة كانت أم صغيرة.
______ ج. تجعلون كافّة السكان مُرحّباً بهم في الائتلاف، بغض النظر عن الدخل والعرق والجندر (الجنس) والعمر والمستوى التعليمي.
-
المدى أو الدرجة التي يلبّي فيها الائتلاف الحاجات ويؤمّن المنافع.
_______ أ. تجعلون لوائح الموارد والعناوين متوفّرة للأعضاء بشكل دوري.
______ ب. تعقدون ورش عمل مع خبراء يستطيعون أن يؤمّنوا خدمات محدّدة للأعضاء.
______ ت. يساعد ائتلافكم الأعضاء في مسائل مرتبطة بحاجات فردية.
______ ث. في حال أشار مسح أو استطلاع آراء الأعضاء إلى أنّ المسائل الشخصية (كرعاية الأطفال أو مشاكل بين المالك والمستأجر) تتدخل في انخراط هذا العضو في أعمال الإئتلاف، فالائتلاف يتجاوب مع هذه المسائل.
______ ج. يعقد الائتلاف اجتماعات وورش عمل يستطيع من خلالها السكّان مقابلة مسؤولين مُنتخبين وموظّفين آخرين من البلدية، لإسماع أصواتهم والتعلّم عن الموارد والبرامج في المجتمع المحلي.
-
علاقة ائتلافكم بالمسؤولين المُنتخَبين وقادة المؤسسات ولاعبين آخرين نافذين.
_______ أ. قادة الائتلاف يعرفون كيف يتفاوضون بنجاح مع المسؤولين المنتخَبين وقادة المؤسسات حول هموم الأعضاء.
______ ب. يتمتّع ائتلافكم بممثّل دوري أو أكثر يحضرون اجتماعات المجتمع المحلي المهمّة.
______ ت. يفهم قادة الائتلاف والأعضاء خطوط السلطة، وسلطة اتخاذ القرارات، والمسؤولية، وجوانب أخرى من بنية السلطة في المجتمع المحلي.
______ ث. يلتقي الائتلاف مع المسؤولين بشكل دوري حول مسائل تهم الأعضاء.
______ ج. يشارك الائتلاف في النشاطات على صعيد المدينة ويُظهر التركيز اللازم على المسائل المجتمعية.
|
ورقة نتائج تقييم الائتلاف
عليكم تعبئة ورقة النقاط أو النتائج هذه مستخدمين مجموع الأعداد من كل قسم من التشخيص التنظيمي.
لكل قسم، عليكم اتّباع الخطوط العريضة التالية أدناه:
إذا كان مجموع نقاطكم بين: 5 و15، انتبهوا! قد تكونون بحاجة إلى مراجعة شاملة في هذا المجال. 15 و20، حان وقت الفحص العام! حان وقت الضبط لكي تجعلوا كافة الأمور تمشي بشكل جيد. 20 و25، مبروك! أنتم تسيرون بسلاسة وكافة الأنظمة تسير بشكل جيّد. حافظوا على العمل الجيّد. |











